پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   پارسی بگوییم (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=63)
-   -   سوگند در اشعار پارسی (http://p30city.net/showthread.php?t=24399)

behnam5555 04-06-2010 12:08 PM

سوگند در اشعار پارسی
 
سوگند در اشعار پارسی




http://www.hdabir.com/images/stories/sogand.jpg


مرابه جان تو سوگند و صعب سوگندي
كه هرگزاز تو نگردم نه بشنوم پندي

شهيد بلخي

زبس به هجرتوخوكرده ام قسم به وصالت
كه يك دقيقه غمت را به عالمي نفروشم

عندليب كاشاني


خشم وكين،جوروستم،لطف وعطا،مهرووفا
به خدا گر زتوباشدهمه نيكواست مرا

فرصت


روز وشب مهرتو مي‌ورزم و اين رازنهان
كس ندانست به غيراز تو خدا مي‌داند

محتشم كاشاني

سوگندخوردو چشم ترش را گواه كرد
كزآن دوگونه جز لب من بوسه برنداشت

دكتر حميدي


به خاك كعبه كويت،به حق حلقه مويت
كه ممكن نيست كزروي توهرگزروي برتابم

سلمان ساوچي

به مهر تو اي ماه زيبا قسم
به مهرتواي مهررخشاقسم

اطهري كرماني


به آهي كه از سينةسوخته
كشدشعله تاعرش اعلا قسم

اطهري كرماني


به گم كرده راهي كه از كاروان
جدامـــانده افتاده ازپاقسم

اطهري كرماني


به جان هاي از عاشقي بي قرار
به دلهـــاي عشّاق شيدا قسم

اطهري كرماني

به آن ناله هائي كه پرمي‌كشند
به سوي خدانيمه شبهاقسم

اطهري كرماني


به آن آتشين پرتو ايزدي
كه تــابيدبرطورسيناقسم

اطهري كرماني


اگر مي‌شناسي خداوندرا
به ذات خداونديكتاقسم

اطهري كرماني


كه عشقت ز دل رفتني نيست
نيست به پروردگارتواناقسم

اطهري كرماني


سوگند به موي تو كه از كوي تو رفتم
ازكوي تو آشفته تر از موي تو رفتم

سيمين بهبهاني

به آه در گلو بشكسته سوگند
به سوزسينه هاي خسته سوگند

مهدي سهيلي

به اشك مادري كز داغ فرزند
فروريزد به رخ پيوسته سوگند

مهدي سهيلي

مرا در بي كسي پيوسته كس باش
به وقت ناله ها فرياد رس باش

مهدي سهيلي

به ابروان تو سوگند مي ‌خورد جانم
كه دل در آتش سوزنده است زتاب رخت

شمس مغربي


قسم به جان توخوردن طريق عزّت نيست
به خاك پاي توكان هم عظيم سوگند است

سعدي


سوگند بدان عهد كه با زلف تو بستم
جز برسر زلفت به كسي دل نسپارم

محيط قمي


گرچه‌مي‌دانم قسم‌خوردن به‌جانت خوب نيست
هم به جان توكه يادم نيست سوگنددگر

نظيري نيشابوري


از خود مران مرا كه قسم مي‌خورم هنوز
جز با دوچشم مست تو عهدي نبسته‌ام

ناصر نظمي


به خاك پاي عزيزان كه از محبّت يار
دل از محبّت دنيا و آخرت كندم

سعدي



behnam5555 04-06-2010 12:57 PM

ديوانه در اشعار پارسی
 
ديوانه در اشعار پارسی


عاقل
مباش تا غم ديوانگان خوري
ديوانه باش تا
غم تو عاقلان خورند
شجاع كاشي


زهشياران عالم هركه راديدم غمي دارد
دلا ديوانه شو ديوانگي هم عالمي دارد

زني بنام آقا بيگم


از براي امتحان چندي مرا ديوانه كن
گر به
از مجنون نباشم باز عاقل كن مرا
صائب تبریزی


كجا دربزم اوجاي چومن ديوانه‌اي باشد
مقام همچومن ديوانه اي ويرانه اي باشد
وحشي بافقي


حيلت رهاكن عاشقاديوانه شوديوانه شو
واندر دل آتش درآ پروانه شو پروانه شو
مولوي


گرد باد بي سرانجامم كه از ديوانگي
بر سر خود
ريزم از حسرت غبار خويشتن
بهادر يگانه


باز اگر راحت جاني بود افسانة تست
بازهم
عقل،كسي رااست كه ديوانة تست
عماد خراساني


اي همچو پري از من ديوانه رميدي
صد بار
مرا ديده و گوئي كه نديدي
هلالي جفتائي


يا رب آن سوز فكن در دل ديوانه ما
كه
كليم آيد و آتش برد از خانة ما
باقر خرده


تاسرزلف توشد سلسله جنيان جنون
كس نديدم به همه
شهر كه ديوانه نبود
فروغي بسطامي


اگرسوداي ليلي برسرت افتاده مجنون شو
كه هرشهري به صحراي جنون دروازده دارد
مجذوب تبريزي

هوسي كرده‌ام امروز كه ديوانه شوم
دست دل گيرم و
از خانه به ويرانه شوم
نشاط اصفهاني

كار جنون ما به تماشا كشيده است
يعني تو هم بيا
كه تماشاي ما كني
فروغي بسطامي


از بزم طرب باده گساران همه رفتند
از كوي جنون سلسله داران همه رفتند
نه كوه كن بي سر وپا ماند نه مجنون

ما با كه
نشستيم كه ياران همه رفتند
غزالي شهدي


جائي نه كه گيرد دل ديوانه قراري
ويران
شود اين شهر كه ويرانه ندارد
مجمر اصفهاني


جنون را گر به عالم حاصلي بود
به دست ما و مجنون هم دلي بود
قطره اصفهاني


اي عقل اگرديوانه اي زنجيرگيسويش نگر
اي عشق
اگرشوريده‌اي درچشم‌جادويش نگر
بهادريگانه


ديوانگي است چارة دل چون گرفته شد
اين قفل باكليد دگر وا نمي شود
صائب تبریزی


اي خواجه كه روز وشب پي سيم وزري
دنياطلبانه هرطرف در به دري
گنجت به پسر رسد عذابش بر تو
بالله كه ز ديوانه تو ديوانه تري
مهدي سهيلي


گرنمي چينم گل شادي خوشم باخارغم
زآنكه من ديوانه ام گل رانمي دانم زخار
بابا فغاني شيرازي


دلم ديوانه شد ديوانه شد ديوانه ديوانه
دگر از
خويشتن بيگانه‌ام بيگانه بيگانه
عماد خراساني


از سينة تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
دولتشاه قاجار


من از دل و دل از من ديوانه گريزان
ديوانه نديديم ز
ديوانه گريزد
دولتشاه قاجار


ياد آن شب كه به ديوانگيم قهقهه زد
ريخت آن سلسلة زلف چوبرشانه مرا
اطهري كرماني


كسي ديوانه باشدكزسركويت رودجائي
دل اينجا،دولت اينجا،مدعي اينجا،اميداينجا
عالم شيرازي


با آنكه مي از شيشه به پيمانه نكردي
در بزم، كسي
نيست كه ديوانه نكردي
فروغي بسطامي


جنون راكارهاباقي است بامشت غبارمن
كه بازي گاه
طفلان مي شود خاك مزار من
حزين لاهيجي


من مست وتو دیوانه ما را که برد خانه؟
صد بار تو را
گفتم کم خور دو سه پیمانه
مولوی


اکنون ساعت 09:16 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)