نمایش پست تنها
  #15  
قدیمی 02-19-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

چرا امام زمان تاكنون ظهور نكرده است؟
وقتى آن حضرت خود را براى يك دگرگونى اجتماعى آماده ساخته چه چيز مانع وى شده است كه در دوره غيبت صغرى يا سالهاى پس از آن به ميدان بيايد وغيبت خود را طولانى نسازد؛ با توجه به اينكه در آن زمان، زمينه وشرايط كارهاى اجتماعى واصلاحى بسيار آسان تر بوده است؟
آن حضرت به واسطه رابطه مستقيمى كه بر اثر برنامه ريزيهاى خاص در زمان غيبت صغرى با مردم داشت، اين مكان را يافته بود كه ياران خود را گرد آورد وبا قدرت، كار خود را شروع كند. قدرتهاى حاكم آن زمان نيز به اين مرتبه از توان ونيروى دهشتناك كه انسان امروزه بر اثر پيشرفت علم وصنعت به آن دست يافته است، نرسيده بود.
جواب اين است كه هر كارى براى تغيير ساختار جامعه به وقوع پيوندد؛ موفقيت آن بستگى به يك سلسله شرايط وزمينه هاى خارجى دارد وتا همه آن شرايط كاملا تحقق نيابد امكان رسيدن به هدف وجود ندارد.
البته آن تغييرات اجتماعى كه سرچشمه اى الهى دارد از نظر پيام، ربطى به عوامل خارجى ندارد؛ زيرا پيامى كه زيربناى اين تغييرات است، الهى وآسمانى است وشرايط خارجى در آن مؤثر نيست ولى از جنبه اجرايى بيرونى متكى است وموفقيت وزمان انجام آن بستگى به آن دارد ودرست به همين جهت بوده است كه آسمان در انتظار ماند تا پنج قرن از جاهليت بگذرد وآن وقت آخرين پيام خود را به واسطه حضرت محمد، صلى اللّه عليه وآله، فرستاد؛ وبا آنكه جهان در دوران فترت نياز شديد به پيامبر داشت ولى به خاطر وابستگى اجرايى به شرايط خارجى در آن تاءخير شد. اين عوامل خارجى كه اجراى اصلاحات بدان نياز دارد برخى عبارتست از فضاى مورد نظر وبرخى جزئيات است كه جنبش انقلابى در پيچ وخمهاى باريك آن را مى طلبد.
براى نمونه، انقلابى كه لنين در روسيه با موفقيت رهبرى كرد به عامل مهمى مانند جنگ جهانى اول وسست شدن پايه امپراتورى تزار وابسته بود كه در ايجاد فضاى مناسب براى انقلاب سهم بسزايى داشت وعوامل جزئى ومحدود ديگرى نيز در آن مؤثر بود مانند اينكه لنين توانست به سلامت وارد روسيه شود وانقلاب را رهبرى كند كه اگر هر حادثه اى باعث تاءخير ورود او شده بود؛ احتمال داشت انقلاب نتواند به اين سرعت حاكم شود.
آرى، سنت تغييرناپذير الهى بر اين است كه اجرا وايجاد تغييرات اصلاحى بستگى به عوامل خارجى، فضاى مناسب وجو عمومى داشته باشد وبه همين جهت بوده است كه اسلام پس از يك دوره طولانى وپس از چندين قرن، ظهور كرد.
پس با اينكه خداى بزرگ، توانايى دارد همه مشكلات وهمه سختيها را براى پيام رسانيهاى آسمانى، هموار وبوسيله اعجاز فضاى مناسب ايجاد كند، اين روش را انتخاب نكرده است؛ زيرا امتحان وابتلا ورنجى كه مايه تكامل انسان مى شود در صورتى تحقق مى يابد كه تحولات، طبيعى ومطابق با شرايط خارجى باشد. البته اين مانع نيست كه خداوند در برخى جزئيات دخالت كند، جزئياتى كه در اصل فضاى مناسب مؤثر نيست ولى گاهى براى ايجاد تحرك لازم است؛ مانند كمكها وتوجهات غيبى كه خداوند در لحظه هاى حساس وبسيار دشوار به اولياى خود مى كند چنانكه: آتش نمرود براى ابراهيم گلستان مى شود ودست آن يهودى پيمان شكن كه شمشير بر روى پيامبر كشيد از حركت مى افتد ويا تندباد شديدى كه چادرهاى كافران ومشركان را زمانى كه در جنگ خندق، مدينه را در محاصره داشتند از ريشه در مى آورد وترس ووحشت را در دلهاى آنان مى افكند.
ولى همه اينها از جزئيات فراتر نمى رود ودر زمانى كه زمينه وشرايط براى اصلاحات عمومى كاملا آماده است كمكهاى فوريتى، صورت طبيعى به خود مى گيرد وبا واقعيتهاى خارجى مطابقت مى كند.
ما موقعيت امام زمان، عليه السلام، را با اين ديد بررسى مى كنيم تا دريابيم كه انقلاب او از نظر اجرا همانند همه انقلابها به زمينه هاى عينى وخارجى بستگى دارد وبايستى فضاى مناسب موجود باشد. از اينرو طبيعى است كه منتظر آن شرايط باشيم وهمه مى دانند كه حضرت مهدى كارش محدود به يك منطقه ويك بخش از جهان است وبايستى همه بشريت را از تاريكى ستم به روشنايى عدل، رهنمون گردد. براى اجراى چنين تحول بزرگى تنها وجود رهبر صالح كافى نيست وگرنه در همان زمان پيامبر اين شرط وجود داشت. پس اين تحول بزرگ، فضاى مناسب جهانى مى طلبد كه همه زمينه هاى خارجى لازم براى انقلاب عمومى در آن وجود داشته باشد.
عامل اساسى در ايجاد اين فضاى مناسب وپذيرش پيام جديد عدالت از طرف مردم همانا احساس پوكى وپوچى است كه انسان متمدن آن روز خواهد كرد ومنشاء اين احساس، تجربه هاى مختلف بشرى از تمدن است؛ كه جنبه هاى منفى آن پشت او را خم مى كند وبه آنجا مى رسد كه مى فهمد شديدا نياز به كمك دارد واز عمق جان، توجه خود را به عالم غيب يا منبعى مجهول، معطوف مى دارد.
اما از نظر پيشرفتهاى مادى مى توانيم بگوييم در آينده شرايط براى رساندن پيام به جهانيان بهتر از گذشته است؛ زيرا بخش هاى مختلف دنيا به هم نزديك مى شوند، مردم مى توانند با هم ارتباط برقرار كنند ووسايلى كه يك سازمان مركزى براى آگاه سازى ملتها از رسالت جديد بدان نياز دارد، در دسترس مى باشد.
اما آنچه در سؤ ال به آن اشاره شده كه هر چه بيشتر در ظهور آن حضرت تاءخير بيفتد، ابزار وآلات جنگى پيشرفته تر خواهد شد، درست است ولى اين ابزار وآلات مادى براى كسانى كه روحيه خود را باخته اند واز درون پوسيده اند به چه كار مى آيد؟
چه بسا در طول تاريخ كه كاخ يك تمدن بزرگ با اولين تلنگر فرو ريخته است، چرا؟ براى اينكه چنين بنايى در واقع از قبل فرو ريخته بوده است وهيچگونه پشتوانه وتكيه گاهى نداشته است.
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید