#1  
قدیمی 11-03-2009
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,655 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض روح فلسفی

روح فلسفی

برای اینکه روح فلسفی داشته و مانند یک فیلسوف به دنیا و وقایع آن نگاه کنیم، قبل ازهر چیز باید طرز نگاه خود را به اشیا، موجودات و وقایع جهان تغییر داده و به گونه ای دیگر به آن ها نگاه کنیم.

برخی از خصوصیات روح فلسفی عبارتند از:

1- نباید امور و مختلف و گفته های دیگران را به طور صد در صد بپذیریم؛ بلکه باید جایی نیز برای عقیده مخالف باز کنیم. به عبارت دیگر، بدون تامل و تفکر درست و عمیق، افکار و عقاید مختلف را نپذیریم؛ چرا که تردید منطقی مقدمه تحقیق و موجب رشد فکری و فلسفی است.

2- همیشه دقیق و کنجکاو باشیم و میل به درک حقایق را همواره در خود زنده نگه داریم.

3- بکوشیم تا هر چیزی را به طور عمیق بفهمیم و به معرفت سطحی از اشیا و امور مختلف بسنده نکنیم. عمق قضایا را درک کنیم و به این ترتیب، ارتباط میان چیزها را روشن سازیم.

4- دید وسیعی داشته باشیم. از مسائل ، بالاتر رفته و از بالا یعنی از افق دیدگاه عقلانی و بدون دخالت دادن احساسات، تعصبات و عقاید پیشین به آن ها نگاه کنیم. با این روش حقیقت و واقعیت هر چیز برایمان مشخص خواهد شد.

5- سعه صدر داشته باشیم. یعنی ظرفیت و قدرت تحمل عقاید دیگران را، اگر چه مخالف عقاید ماست، در خود بپرورانیم. چه بسا هنگامی که با صبر و حوصله به عقاید آنان گوش فرا دهیم، نکات جدید و درستی کسب کرده و به اشتباهات خود پی ببریم.

6- همه چیز را تنها با عقلمان بسنجیم؛ یعنی بدون عقل و استدلال عقلانی چیزی را قبول نکنیم. از طرف دیگر، اگر چیزی مخالف عقیده مان و در عین حال عقلانی بود، از پذیرفتن آن سر باز نزنیم.

7- به هر چیزی دقت کنیم و بدون توجه از کنار چیزها نگذریم؛ چرا که وجه اساسی تفاوت میان فیلسوف و مردم عادی این است که فیلسوف به چیزهایی توجه می کند که دیگران به آن ها توجهی نداردند و از این راه چیز هایی را کشف می کند که دیگران نمی توانند به آنها دست یابند. در این مقام، فیلسوف همانند یک دانشمند است. مثلا اسحاق نیوتن متوجه امری شد که هیچ کس بدان توجهی نکرده بود؛ یعنی افتادن سیب از درخت و به این ترتیب، قانون جاذبه را کشف کرد.

منابع

  • فلسفه و منطق، صفحه 44
  • فرهنگ فلسفی
__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 06:52 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها