بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #21  
قدیمی 06-26-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

در باره سبك بازگشت كه بايد به آن اضافه كرد در حقيقت بازگشت يكي از دوره هاي شعر فارسي است كه پس از سبك هندي و با خستگي شعرا از آن سبك در ادبيات فارسي پديد آمد در اوايل قاجاريه و طي آن شعرا به شعر گويي در سبكهاي خراساني و عراقي پرداختند
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #22  
قدیمی 06-26-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

باز هم بايد بگويم سبكي بنام قلب نمي شناسم قلب هم يكي از صنايع شعري است نه سبك
اما يك قطعه زيبا از سعدي
دوش مرغي به صبح مي ناليد
عقل و صبرم ببرد و طاقت و هوش
يكي از دوستان مخلص را
مگر آواز من رسيد بگوش
گفت باور نداشتم كه تورا
بانگ مرغي چنين كند مدهوش
گفتم اين شرط آدميت نيست
مرغ تسبيح گوي و من خاموش
يا علي مدد
پاسخ با نقل قول
  #23  
قدیمی 06-29-2009
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,193
سپاسها: : 427

2,904 سپاس در 839 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

قلب یا مقلوب

قلب یعنی واژگونه کردن و مقلوب یعنی واژگونه. آوردن الفاظی که حروف آنها مقلوب یکدیگر باشد. چون در بعضی حروف آمده باشد آنرا قلب بعظ گویند مانند: شاعر- شارع ، رحیم - حریم

از آن جادوانه دو چشم سیاه
دلم جاودانه عدیل عناست

و چون قلب در تمام حروف دو کلمه واقع شده باشد آنرا قلب کل میگویند:

زار-راز، گنج-جنگ، تاریخ-خیرات

همدمی نیست تابگویم راز
خلوتی نیست تا بگریم زار

قلب کامل آن است که از هردو طرف جمله یا مصرع یک شکل خوانده شود:

شکر بترازوی وزارت برکش. ...



...
__________________
...

ویرایش توسط ساقي : 06-29-2009 در ساعت 07:42 PM
پاسخ با نقل قول
  #24  
قدیمی 06-29-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

درست است اما قلب سبک نیست و همانطور که در مثالهایتان هم مندرج است یک صنعت لفظی است
پاسخ با نقل قول
  #25  
قدیمی 06-30-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,674
سپاسها: : 1,367

7,381 سپاس در 1,874 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

یه مثال خوب از قلب که من یادمه اسم کتابی از حداد عادل بود
برهنگی فرهنگی و فرهنگ برهنگی
خدایش اسم اسم جالبه و خیلی خوب انتخاب شده
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
  #26  
قدیمی 06-30-2009
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,193
سپاسها: : 427

2,904 سپاس در 839 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

حق باشماست مهدي عزيز ، در ادامه بحث شما تعريف اين صنعت لفظي را براي دوستان شرح دادم ... ممنونم از همراهيتون
__________________
...
پاسخ با نقل قول
  #27  
قدیمی 07-02-2009
ساقي ساقي آنلاین نیست.
ناظر و مدیر ادبیات

 
تاریخ عضویت: May 2009
محل سکونت: spain
نوشته ها: 5,193
سپاسها: : 427

2,904 سپاس در 839 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ای خوشا سودای دل از دیده پنهان داشتن
مبحث تحقیق را در دفتر جان داشتن
دیبه‌ها بی کارگاه و دوک و جولا بافتن
گنجها بی پاسبان و بی نگهبان داشتن
بنده فرمان خود کردن همه آفاق را
دیو بستن، قدرت دست سلیمان داشتن
در ره ویران دل، اقلیم دانش ساختن
در ره سیل قضا، بنیاد و بنیان داشتن
دیده را دریا نمودن، مردمک را غوصگر
اشک را مانند مروارید غلطان داشتن
از تکلف دور گشتن، ساده و خوش زیستن
ملک دهقانی خریدن، کار دهقان داشتن
رنجبر بودن، ولی در کشتزار خویشتن
وقت حاصل خرمن خود را بدامان داشتن
روز را با کشت و زرع و شخم آوردن بشب
شامگاهان در تنور خویشتن نان داشتن
سربلندی خواستن در عین پستی، ذره‌وار
آرزوی صحبت خورشید رخشان داشتن



راستش نميدونم اين تمثيل هست يا قطعه ..

پروین اعتصامی
__________________
...

ویرایش توسط ساقي : 07-02-2009 در ساعت 07:47 PM
پاسخ با نقل قول
  #28  
قدیمی 07-02-2009
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر کل سایت
        
کوروش نعلینی
 
تاریخ عضویت: Jun 2007
محل سکونت: کرمانشاه
نوشته ها: 12,674
سپاسها: : 1,367

7,381 سپاس در 1,874 نوشته ایشان در یکماه اخیر
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

تشکر و خسته نباشید خدمت دوستان

تمثیل با قطعه مگه منافاتی با هم دارند ؟ شاید من اشتباه میکنم
تمثیل یه آرایه ادبیه و قطعه هم که گفته شد

در تمثیل شاعر برای اینکه منظور پیچیده خودش رو که در یک بیت آورده ساده تر با یک مثال که برای همگان قابل قبول هست
بیان کنه , از تمثیل استفاده میکنه

عشق اگر آید برد هوش دل فرزانه را
دزد عاقل می کشد اول چراغ خانه را

حالا اسلوب معادله هم داریم که بعضیها با تمثیل یکی میگرنش اما ما نمیگرفتیم

ولی از هر چی بگذریم این تمثیلا قشنگن همین بالایی رو نگاه کنین
2 بیته کار شش ساعت حرف زدن رو میکنه...
ارسال المثل هم داریم که معمولا یه ضرب المثل رو بیان حرفشون میارن (یا یه بیت معروف که ضرب المثل میشه ) حالا دوستان عزیز وقتی به ادامه ارایه های ادبی رسیدن به این بخش میگن و مام لذت میبریم....

موفق باشید ادامه بدید
__________________
مرا سر نهان گر شود زير سنگ -- از آن به كه نامم بر آيد به ننگ
به نام نكو گر بميــرم رواست -- مرا نام بايد كه تن مرگ راست



پاسخ با نقل قول
  #29  
قدیمی 07-04-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

ساقی جان نوع شعر بالا غزل است که پروین سروده است اگر دنبال نوع شعر بودید. بحث بعدی را به غزل انشاء الله اختصاص خواهم داد و وجوه مشخصه آن. در غزل هم مانند سایر انواع شعر تمثیل هم می تواند بیاید که... منتظر بحث باشید
یا علی مدد
پاسخ با نقل قول
  #30  
قدیمی 07-04-2009
abadani آواتار ها
abadani abadani آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Apr 2009
نوشته ها: 1,022
سپاسها: : 0

13 سپاس در 12 نوشته ایشان در یکماه اخیر
abadani به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

اما غزل: اين قالب شعري شايد شاه ماهي شعر ايراني باشد که در ميان همه انواع شعر محبوبيت و مقبوليت خاص خود را در بین ایرانیان دارد. براي بيان مضامين عارفانه و عاشقانه بسيار مناسب است و از ديرباز شايد رايجترين قالب شعري در ادبيات گرانقدر فارسي بوده است. غزل در معني زن زيبا روي درشت چشم است(يکي از معاني)و در ادبيات عبارت است از نوع شعري که قافيه آن در مصرعهاي دوم هر بيت مندرج است رديف هم میتواند داشته باشد که آن هم در مصرع اول و دوم بيت اول و همه مصرعهاي دوم ساير ابيات مي آيد . همچنين ابيات آن پيوستگي معنايي ندارند و هر بيت معني مستقل خود را دارد و با بيت ديگر کامل نمي شود. شماره ابيات غزل بين هفت تا سيزده است هر چند که برخی شعرا غزل سه بيتي هم سروده اند و گاه غزلهاي بيش از سي بيت هم گفته اند البته به ندرت. براي شناخت بيشتر غزل و تسهيل در تشخيص آن به مثالهاي زير دقت کنيد:
رسيد مژده که ايام غم نخواهد ماند
چنان نماند و چنين نيز هم نخواهد ماند
من ارچه در نظر يار خاکسارشدم
رقيب نيز چنين محترم نخواهد ماند
چو پرده دار به شمشير مي زند همه را
کسي مقيم حريم حرم نخواهد ماند
غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه
که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند...
در ابيات فوق نخواهد ماند هرچه هست رديف است و غم، هم، محترم ،حرم و صبحدم که در مصرعهاي اول و دوم بيت اول و مصرعهاي چهارم ،ششم و هشتم آمده اند کلمات قافيه اند و در همين کلمات قافيه م و فتحه ماقبل آن قافيه محسوب مي شوند که در جاي خود مفصل توضيح خواهند شد.
از جمله غزل سرايان بزرگ ادبيات فارسي رودکي سمرقندي، فرخي سيستاني، انوري ابيوردي، سنايي غزنوي در قرون چهارم و پنجم ، عطارنيشابوري در قرن ششم، سعدي شيرازي و مولانا جلال الدين بلخي در قرن هفتم ،حافظ شيرازي در قرن هشتم و سرانجام ختم الشعرا جامي در قرن نهم هجري قمري بوده اند. در قرون بعدي نيز شعرايي چون صائب تبريزي، امير خسرو دهلوي و سايرين در عداد شعراي سبک هندي از جمله غزل سرايان نام آشنا هستند و درميان غزل گويان معاصر هم نام مرحوم رهي معيري، استاد شهريار و پروين اعتصامي بيشتر به چشم مي خورد. اينها البته سرامدان غزل اند و الا غزل گويان فراوان ديگري هم هستند که توضيح نامشان مقال را طولاني مي کند و خوب است به مناسبتهاي خاصي به آنها نيز پرداخته شود مانند خواجوي کرماني که حافظ طرز سخن خود را از او گرفت:
استاد سخن سعدي است نزد همه کس اما
دارد غزل حافظ طرز غزل خواجو
آنچنان که ميدانيم غزل عاشقانه با بيان سعدي به اوج اعلاي خود رسيد و مولوي نيز غزل عارفانه را به بالاترين نقطه خود رساند و اين هر دو بزرگ بزرگوار در قرن هفتم مي زيسته اند. لازم به ذکر است که عرفان توسط سنایی و بعد فرید الدین عطار نیشابوری وارد غزل فارسی شد آنجا که مولانا فرماید:
عطار روح بود و سنایی دو چشم او
ما از پی سنایی و عطار آمدیم
اما در قرن هشتم لسان الغيب خواجه شمس الدين محمد ملقب به حافظ به تلفيق اين دو مضمون یعنی عشق و عرفان در غزل پرداخت و درجه اعلاي آن هم که بر همگان مشخص است و شاید لازم به افزودن نباشد که سعدي اينبار نيز در سخن گوي سبقت را از همگان ربوده است و به استادي تام در مرحله غزل رسيده است. خداوند روح عزیز همه آنان را غريق رحمت بي منتهاي خود کند و همه ديگراني که به هر نحو به خدمت به ادب و علم و افتخار اين ملک کهن همت گماشته اند را بيامرزد
و اينک غزلي از سعدي:
از تو با مصلحت خويش نمي پردازم
همچو پروانه همي سوزم و در پروازم
گر تواني که بجويي دلم امروز بجوي
ور نه بسيار بجويي و نيابي بازم
همچو چنگم سر تسليم و ارادت در پيش
تو به هر ضرب که خواهي بزن و بنوازم
من خراباتيم و عاشق و ديوانه و مست
بيشتر زين چه حکايت بکند غمازم
ماجراي دل ديوانه بگفتم به طبيب
که همه شب در چشم است برويت بازم
گفت از اين نوع حکايت که تو داري سعدي
درد عشق است و ندانم به چه درمان سازم .
از حافظ و دیگران هم خواهیم نوشت و خواند با شما
یا علی مدد

ویرایش توسط abadani : 07-04-2009 در ساعت 06:00 PM
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 09:08 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها