بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #11  
قدیمی 11-23-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


باز باران


بعد از چند روز گرمای هلاک کننده و بی سابقه، باز در دیار سبز ما باران ترانه می خواند.
چقدر باران زیباست...
تمامی حیاط با ضربآهنگ قطرات ریز و مداوم باران شسته می شود. گلهای گلدانها انگار که در برابر لطافت باران از شرمندگی سر خم می کنند. صدای چرخش آب در ناودانهای حیاط، سیراب شدن باغچه از گردش آب در رگهای خاک، خیس شدن برگهای درخت به و انبه، جابجا شدن کبوتر ِیا کریمی که در لابلای درخت خانه مان لانه کرده و صدای او که از داخل اتاق اکنون با خوشحالی می گوید: باز باران ...باز باران.

افاضات:
دوست داریم زندگی کن اگر چه جامعه شناسان بر خلاف این دیدگاه معتقدند این زندگیست که اغلب انسانها را می میسازد.

مثلاً الان دوست داریم بر خلاف تمامی آداب و ملاحظات به حیاط برویم و کاملاً لخت شویم (البته شورت لازم است!) و قدم زنان در زیر باران ترانه بخوانیم و گاه فریاد خوشحالی بکشیم و فریاد کنیم :

باران
دوستت داریم. یا اینکه در خیابانها بدویم و به همه بگوئیم چند روز پیش چقدر مشتاق باران بودند و الان که باران آمده چرا شادی نمی کنند؟
چرا نمی رقصند؟ چرا زیر باران تر نمی شوند؟
می دانیم برای همگان در این زمانه پر آشوب و گرفتاری، غم و غصه فراوان است و جگرها چون زلیخا پاره پاره است ولی تا باران و امید بارش هست، زندگی باید کرد.

بازباران

باز باران
با ترانه
با گهرهای فراوان
می خورد بر بام خانه

من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها
رودها راه اوفتاده

شاد و خرم
یک ــ دو سه گنجشک پر گو
باز هر دم
می پرند این سو و آن سو

می خورد بر شیشه و در
مشت و سیلی
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی

یادم آرد روز باران
گردش یک روز دیرین
خوب و شیرین
توی جنگل های گیلان

کودکی ده ساله بودم :
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک

از پرنده
از خزنده
از چرنده
بود جنگل گرم و زنده

آسمان آبی چو دریا
یک ــ دو ابر این جا و آن جا
چون دل من
روز روشن

بوی جنگل تازه و تر
همچو می مستی دهنده
بر درختان می زدی پر
هر کجا زیبا پرنده

برکه ها آرام و آبی
برگ و گل هر جا نمایان
چتر نیلوفر درخشان
آفتابی.

سنگ ها از آب جسته
از خزه پوشیده تن را
بس وزغ آنجا نشسته
دم به دم پر شور و غوغا

رودخانه
با دو صد زیبا ترانه
زیر پاهای درختان
چرخ می زد چرخ می زد همچو مستان .

چشمه ها چون شیشه های آفتابی
نرم و خوش در جوش و لرزه
توی آنها سنگ ریزه
سرخ و سبز و زرد و آبی .

با دو پای کودکانه
می دویدم همچو آهو
می پریدم از سر جو
دور می گشتم ز خانه .

می پراندم سنگ ریزه
تا دهد بر آب لرزه
بهر چاه و بهر چاله
می شکستم «کرده خاله »

می کشانیدم به پایین
شاخه های بید مشکی
دست من می گشت رنگین
از تمشک سرخ و مشکی

می شنیدم از پرنده
داستان های نهانی
از لب باد وزنده
رازهای زندگانی

هر چه می دیدم در آنجا
بود دلکش بود زیبا
شاد بودم
می سرودم

« روز ! ای روز دل آرا !
داده ات خورشید رخشان
این چنین رخسار زیبا
ور نه بودی زشت و بی جان »

این درختان
با همه سبزی و خوبی
گو ؛ چه می بودند جز پاهای چوبی
گر نبودی مهر رخشان ؟

« روز ! ای روز دل آرا
گر دل آرایی است از خورشید باشد
ای درخت سبز و زیبا !
هر چه زیبایی است ؛ از خورشید باشد ».

اندک اندک ؛ رفته رفته ؛ ابرها گشتند چیره
آسمان گردید تیره
بسته شد رخساره ی خورشید رخشان
ریخت باران ریخت باران

جنگل از باد گریزان
چرخ می زد همچو دریا
دانه های گرد باران
پهن می گشتند هر جا

برق چون شمشیر بران
پاره می کرد ابرها را
تندر دیوانه غرّان
مشت می زد ابر ها را .

روی برکه مرغ آبی
از میانه ؛ از کناره
با شتابی
چرخ می زد بی شماره

گیسوی سیمین مه را
شانه می زد دست باران
باد ها با فوت خوانا
می نمودندش پریشان

سبزه در زیر درختان
رفته رفته گشت دریا
توی این دریای جوشان
جنگل وارونه پیدا

بس دل آرا بود جنگل
به ! چه زیبا بود جنگل
بس ترانه ؛ بس فسانه
بس فسانه ؛ بس ترانه

بس گوارا بود باران
به ! چه زیبا بود باران
می شنیدم اندرین گوهر فشانی
رازهای جاودانی پندهای آسمانی

« بشنوازمن؛کودک من !
پیش چشم مردفردا
زندگانی ــ خواه تیره،خواه روشن ــ
هست زیبا؛هست زیبا؛هست زیبا؛ » .

«گلچين گيلاني»

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #12  
قدیمی 11-24-2010
shokofe آواتار ها
shokofe shokofe آنلاین نیست.
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان

 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681

5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

امید
شخصی را به جهنم میبردند.در راه بر می‌گشت و به عقب خيره می‌شد.

ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببريد.
فرشتگان پرسيدند چرا؟

پروردگار فرمود: او چند بار به عقب نگاه کرد... او اميد به بخشش داشت...



عاشق
امیری به شاهزاده گفت:من عاشق توام.

شاهزاده گفت:زیباتر از من خواهرم است که در پشت سرتو ایستاده است.
امیر برگشت و دید هیچکس نیست .

شاهزاده گفت:عاشق نیستی !!!!عاشق به غیر نظر نمیکند .



زیبایی
دخترک طبق معمول هر روز جلوي کفش فروشي ايستاد وبه کفش هاي قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد.

بعد به بسته هاي چسب زخميکه در دست داشت خيره شد و ياد حرف پدرش افتاد:

"اگر تا پايان ماه هر روز بتوني تمام چسب زخم هايت رابفروشي آخر ماه کفش هاي قرمز رو برات مي خرم"

دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:يعني من بايد دعا کنم که هر روز دست و پا يا صورت 100 نفر زخم بشه تا...

و بعد شانه هايش رابالا انداخت و راه و افتاد و گفت:

نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمي خوام...

__________________
یک پاییز فقط برای من و تو
پاسخ با نقل قول
  #13  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

سلام به شکوفه خانم

ممنون وسپاسگزارم از اینکه مارا لایق
دونستی وپا پیش گذاشتی .

موفق وسرفراز باشی همکار عزیز
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #14  
قدیمی 11-24-2010
shokofe آواتار ها
shokofe shokofe آنلاین نیست.
ناظر ومدیر تالار پزشکی بهداشتی و درمان

 
تاریخ عضویت: Feb 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,109
سپاسها: : 3,681

5,835 سپاس در 1,524 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ممنون از لطف شما همکار عزیز


نکاتی برای زیبایی درون و برون

1-همیشه کلام محبت آمیز به کار ببرید(برای داشتن لب های زیبا)
2-به زیبایی مردم وخوبی های آن ها نگاه کنید(برای داشتن چشم زیبا)
3-غذایتان را با گرسنگان تقسیم کنید(برای داشتن اندامی زیبا)
4-بگذارید کودکی هر روز موهایتان را نوازش کند(برای داشتن موهای زیبا)
5-در حالی راه بروید انگار که هیچ وقت تنها نیستید(برای داشتن فرم زیبا)

در نهایت درهای قلبتان را همیشه باز کنید تا هر روز زیبا و زیباتر شوید واین در چشمان شما پدیدار می شود

زیبایی، در ظاهر نیست بلکه در زیبایی واقعی روح است
__________________
یک پاییز فقط برای من و تو

ویرایش توسط shokofe : 11-24-2010 در ساعت 02:33 PM
پاسخ با نقل قول
  #15  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


سقیم و عقیم و دُر یتیم


جملات زیبای خواجه عبد الله انصاری



علم و عمل


به عمل در بهشت نتوان شد که عمل با ایمان را قبول کنند و جز به فضل و رحمت او مردمان ایمان قبول نکنند. پس دنیا و عقبی و ایمان و اسلام همه ازفضل او دارند.

علم بی‏عمل، سقیم است و عمل بی‏علم عقیم است و علم با عمل دُرّ یتیم است.

علم بی‏عمل دیوانگی است و عمل بی‏علم بیگانگی است. علم که امروز تو را از معاصی باز ندارد و در طاعت نیارد، فردا تو را از آتش دوزخ هم باز ندارد. پس در عمل جهد کن و در جهد نظاره‏ی فضل کن.

جمال فضل او را در آینه‏ی حسن عمل بتوان دید. هرچند که آینه صاف‏تر و فراخ‏تر و بزرگ‏تر جمال درو روشن‏تر توان دید و بیشتر توان دید. این حدیث اشارت نه بدان می‏کند که تو در عمل سستی کنی بلکه اشارت بدان می‏کند که تو خود را بدین طریق در فضل و رحمت او گم کنی.
زشتی افعال خود را به نیکویی اعمال زایل کن که به آتش دوزخ زایل نباید کرد تا جمال فضل و رحمت در حُسن اعمال پیدا آید و راه بهشت بر تو گشاده آید تا به دید غرقابی خود در فضل او درآیی در بهشت که سرای اهل فضل و رحمت است، چنانکه رفت.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #16  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


و بهترین راه شناخت زندگی!




عشق جاودانه است،
شاید شکل آن تغییر کند، اما جوهر یکی است.
تفاوت بین عاشق و غیرعاشق،
همان تفاوت بین چراغ روشن است و خاموش.
چراغ آنجاست و به کار میآید،
اما اکنون نور نیز میافشاند،
و همین نورافشانی، کار حقیقی آن است.
بهترین راه شناخت زندگی، بسیار عشق ورزیدن است.
ونسان ون گوگ

گرچه آتش و چراغی با خود دارم
و نیز نور ستارگان، ماه و خورشید را
تا در برق چشمانت نگاه نکنم،
همه و همه چون شبی تاریک مینمایند.
بهارتر هاری



تو آنجا و من اینجا
کسی را نداشتهام تا با او از چیزهای کوچک بگویم،
از دانههای شبنم بر تیغههای علف،
یا از چیزهای بزرگ،
از آنچه که در جهان میگذرد.
تنها بودهام،
گفتهام با خود و با خود در خیال بودهام،
اکنون دریافتهام که،
داشتن کسی در کنار تا کجا حیاتی است.
سوزان پولیس شوتز


دو مشت گل در دست گیر،
تا آنجا که میتوانی بهم بیامیزشان،
از مشتی از آن تندیس من،
و از مشتی دیگر تندیس خود،



اکنون بی درنگ تندیسها را خُرد کن،
دوباره بهم بیامیزشان،
از نو هر دو را بیافرین،
یکی به شکل تو،
و دیگری به شکل من،
گل من گل توست،
و گل تو گل من.
کوان تائوشینگ – قرن سیزدهم

دوستت دارم،
نه چون چیزی شخصی و برای خود،
بلکه چون چیزی جهانی،
چیزی که سزاوار عشقی است که یافتهام.
هنری دیوید تورو
آنگاه که تو در کنارم نیستی…
شب یا روز
کدامیک بهتر است؟
چه بگویم
اما میدانم که:
هر دو بیارزشند
آنگاه که تو در کنارم نیستی.
آمارو



عشق، رنج را سالها بر میتابد و باز مهربان است؛
عشق، رشک نمیبرد؛
عشق، فخر نمیفروشد؛
اهل تظاهر نیست؛
از خشونت بیزار است،
سود خود نمیجوید،
تحریک نمیکند، بدخواه نیست؛
نه از پلشتی
که از حقیقت شاد میشود؛
همه چیز را تحمل میکند، همه چیز را باور دارد،
به همه چیز امیدوار است و همه چیز را به جان میخرد.
عشق شکست ناپذیر است.
کورینتیانس

منبع : ادبیات تبیان
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )

ویرایش توسط behnam5555 : 11-24-2010 در ساعت 06:47 PM
پاسخ با نقل قول
  #17  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض




نقش ژنها در مصونیت عفونت سل

پژوهشگران به تازگی دریافته‌اند که ژنها می‌توانند از برخی
افراد در برابر عفونت سل محافظت کنند
.

محققان در یک پژوهش جدید که روی ۱۲۸ خانواده در آفریقای جنوبی انجام گرفت
نشان داده‌اند کهرفتارهای ژنتیکی می‌تواند برخی از انسانها را در برابربیماری سل مصون سازد.

دانشمندان می‌گویند؛ این یافته می‌تواند به تولید واکسن جدید و موثرتری برای مقابله با عفونت کمک کند
.
آمارها نشان می‌دهد که
سل هفتمین عامل مهم مرگ و میر در جهان است و در سال ۲۰۰۸ جان یک میلیون و ۸۰۰ هزار نفر را در کل دنیا گرفت که حدود نیم میلیون نفر
از آنها هم زمانبه بیماری ایدز نیز مبتلا
بودند.
محققان خاطرنشان کردند
: این یافته که در مجله «طب آزمایشی» منتشر شده می‌تواند به آشکارسازی و کشف مکانیسم‌هایی در رابطه با مقاومت طبیعی بدن در برابر عفونت سل کمک کند.
محققان تاکید دارند که دستیابی به واکسن جدید برای مقابله با این بیماری ضروری است
.
واکسن ب.ث.ژ که از سال
۱۹۱۹ برای پیشگیری از سل استفاده شده در کودکان تا حدودی مصونیت ایجاد
می‌کند اما برای بزرگسالان کارایی ندارد. سل بر اثر باکتری موسوم به
«میکوباکتریوم توبرکولوس» بروز می‌کند و عموما ریه‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد که در صورت عدم
درمان کشنده است
.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #18  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

چرا انسان‌ها روی اشیا و حیوانات خانگی اسم می‌گذارند؟
پژوهشگران ادعا می‌کنند علت این که مردم تمایل دارند روی حیوانات خانگی یا حتی خودرو‌های خود اسم بگذارند، به این دلیل است
که احساس کنترل و ارتباط بیشتری با آنها در خود به وجود می‌آورند.

ایسنا: آدام وایتز،
محقق دانشگاه هاروارد در این زمینه تاکید کرد: انسان‌ها تمایل دارند که رفتارهای انسانی را
با اشیا یا جانداران دیگری غیر از انسان‌ها نیز انجام دهند، تا با
محیط اطراف خود ارتباط بیشتری برقرار کنند.

وایتز می‌گوید:
افرادی که اشیا را صرف خود اشیا می‌بینند و خطاب می‌کنند با اطراف خود در واقع قطع ارتباط می‌کنند.

یکی از راه‌های ایجاد احساس با محیط اطراف این است که با آنها مانند چیزی آشنا که قالب انسانی داردرفتار کنیم.

__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #19  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


آیا موشک همان موش کوچک است؟




اگر به فرهنگ های ِفارسی رجوع کنیم، می بینیم که برای «موشک» چند معنا را ذکر کرده اند یکی از این معانی «قسمی آتش بازی» است. کهن ترین فرهنگی که این معنا را برای موشک آورده گویا «شرف نامه ی مُنیَری» اثری از سده ی نهم هجری باشد.(۱) ببینیم لغت نامه ی دهخدا در توصیف ِ این وسیله ی آتش بازی چه نوشته است:
«قسمی آتش بازی که در آن آلتی از کاغذ ِ کلاهک مانند و به شکل ِ موش سازند (می بینیم که«ک» در این جا نه کاف ِ تصغیر که کافِ تشبیه است و همان گونه که برخی از دوستان نوشته اند می توان ساخت ِاین واژه را با «نارنجک» قیاس کرد.ـ جمشیدی) و درون ِ آن باروت و شوره ریزند و فتیله نهند و چوبی دُم آسا بر آن تعبیه کنند و آتش زنند و بر هوا پرتاب کنند». از این وسیله ی ِ آتش بازی در جشن ها و به ویژه در شب تحویل سال نو استفاده می کرده اند.استاد عبدالحسین زرین کوب در مقاله ای که در باره ی«نوروز و آیین های وابسته به آن» نگاشته، این مراسم و نیز موشک و ساختمان ِ آن را توصیف کرده است:
«مراسم شب عید هم در نوع خود جالب است واز جمله شامل ِنمایش و آتش بازی در داخل حیاط و پشت بام خانه ها می شود. در گذشته آتش های مصنوعی … به شکل موشک هایی کاغذی با محفظه ای از باروت و با دنباله ای از یک نوع جگن ِ خشکیده که به هنگام پرت کردن به هوا، به محفظه ی قابل انفجار آن آتش می زدند [ساخته می شد]،… که با صدای مهیب و شعله ی نورانی ِ شدیدی منفجر می گشت …[و] تا نزدیک نیمه شب کوچه ها وخانه ها در شهر و ده در حال ِشور و هیجان واقع بود». (۲)در متون عصر تیموری و صفوی نیز از این آتش بازی یاد شده است. برای نمونه در حبیب السیر خواندمیرِ هروی آمده: «… صد هزار چراغ بر ریسمان ها تعبیه کنند و موشک ها بر اطراف ِ آن بندند بر وجهی که چون یک چراغ بر افروزند موشک بر آن ریسمان ها دویده به هر چراغ که رسد روشن سازد…» (۳)
در روضةالصفویه ی میرزابیگ ِگنابادی نیز می خوانیم: «… موشک بازان ِ نادره کار نیز فضای میدان را به انواع ِ صنعت، از هیاکلِ جانوران و موشک های گوناگون آراستند… وقتی که شمع ها و چراغ ها روشن می شد، آن موشک ها را آتش می زدند…» (۴)
امروز نیز رسم موشک بازی در تهران زنده است اما به جای شب عید، در شب چهارشنبه سوری انجام می گیرد و موشک ها دیگر دست ساز نیست. از آن جا که خواند میر و میزابیگ هر دو خراسانی بوده اند (یکی اهل هرات و دیگری گناباد که از شهرهای خراسان ِایرانِ امروز است) و از آن جا که ابراهیم فاروقی (صاحبِ شرف نامه) فرهنگش را درایالت ِ بهار ِ هند (۵) تألیف کرده و اطلاعات ِ هندیان درباره ی رسم های فارسی به واسطه ی ولایت های شرقی ِ ایران ِ بزرگ به دست می آمده است، می توان دانست که این رسم در خراسان ِ بزرگ نیز رایج بوده و پیش از آن که افغان ها به تاراج ِ فرهنگ ِ فارسی در آن سرزمین بپردازند، موشک بازی در آن ناحیه نیز انجام می گرفته است (شاید امروز هم چیزی از این رسم باقی مانده باشد ولی نامش موشک بازی نباشد چون گویا موشک در این دیار نا آشناست).



پس از آن که موشک های غول آسای دنیای جدید به صحنه ی هستی آمدند، فارسی زبانان به سببِ شباهتی که بین ِ این وسیله ی آتش بازی با این ابزار ِجنگی و فضایی می دیدند این موجوداتِ جدید را نیز «موشک» نامیدند. (این واژه را فرهنگستان وضع نکرده و مردم خود اختیار کرده اند. من در فهرست لغات ِ بر نهاده ی فرهنگستان «موشک» را جز برابر یک اصطلاح ِ شیمیایی، جای دیگری ندیدم و گمان بلکه یقین دارم این واژه در معنای موشک ِ جنگی، برنهاده ی فرهنگستان نیست.)


پی نوشت ها :
(۱) شرف نامه ی ِ مُنیَری، ج۲، ص ۲۶۴٫ (به نقل از یادداشت های قزوینی، به کوشش ِ ایرج افشار یزدی، تهران، ۱۳۶۳، ج۷، ص۱۶۳)
(۲) دکتر عبدالحسین زرین کوب، «نوروز و آیین های وابسته به آن»، نقش بر آب، تهران، ۱۳۷۴، ص۴۴۵)
(۳) به نقل از لغت نامه ی دهخدا، مدخل ِ موشک
(۴) به نقل از فرهنگ معین، مدخل ِ موشک باز
(۵) دکتر ذبیح الله صفا، تاریخ ادبیات در ایران، تهران، ۱۳۶۳، ج۴، ص۱۱۳


رستم جمشیدی
__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
  #20  
قدیمی 11-24-2010
behnam5555 آواتار ها
behnam5555 behnam5555 آنلاین نیست.
مدیر تاریخ و بخش فرهنگ و ادب کردی

 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: مهاباد
نوشته ها: 19,499
سپاسها: : 3,172

3,713 سپاس در 2,008 نوشته ایشان در یکماه اخیر
behnam5555 به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض



آن چیست که مرموز است؟

افسون بازی های کلامی کهن

نقش تخیل در بازی کلامی



تخیل نقشی استثنایی در زندگی بشر بازی می کند زیرا حوزه جدیدی از فعالیت را می گشاید که در سطح آرمانی خود، با واقعیت به طریقی بسیار ویژه مرتبط است. تخیل گرانبهاست زیرا ما را قادر به آفرینش تصویری از چیزی می سازد که در واقعیت نه وجود دارد و نه تاکنون وجود داشته است بلکه بعضی از نیازهای ما را برآورده می کند. تخیل، کودک را قادر می سازد تا مشکلات عمده را حل کند و یک صورت ذهنی (ایماژ) بیافریند که مناسبتی با واقعیت ندارد اما با نیازهای او هماهنگ است. این توانایی خلاقانه، تصویری آرمانی می آفریند که وجود ندارد اما می تواند تحت اوضاع و احوال معینی وجود داشته باشد.
برای به وجود آوردن یک تصویر یا ادراک آرمانی، باید به یک سطح معینی از رشد ذهنی، توانایی نهایی عقلی، حافظه و بلوغ عاطفی دست پیدا کنیم. در چنین شرایطی، کودک نوع جدید و متفاوتی از واقعیت را خلق می کند که می تواند وضع دیگران را در جهان جهت دهد و هدف ها و نیازهای جدید را در خویشتن خود و پیرامون خود متولد سازد.
در فرایند بازی های نمادین، معناشناسی و جنبه های قابل دیدن می توانند از هم دور شوند و همین جاست که تخیل پا به عرصه وجود می گذارد. هنگامی که کودک به ایفای نقش می پردازد و نقش بازی می کند، مناسبات انسانی را نسخه برداری می کند و تلاش می کند که معنای آن را به دست آورد. (همان: ۹۸)
اعمال کودک در بازی نمادین، با نفس شی ای که با آن بازی می کند تعیین نمی شود بلکه با طرز و نوع پنداری که کودک از آن شی دارد، معین می گردد. هنگامی که کودک از «دیگچه» به عنوان یک کلاه جادویی استفاده می کند، برای نخستین بار کلمه دیگچه از معنای لغوی خود جدا می شود و در وضعیت نویی به کار گرفته می شود که هم واقعی است و هم تخیلی. به این ترتیب کودک از وابستگی به اشیا رها می شود و به درجاتی آزاد دست می یابد.
در جریان بازی نمادین کودکی که خود را مسافر یا هدایت کننده یک سفینه فضایی می داند، مقید به هیچ موقعیتی نیست. کودک خیالباف، قادر به خلق تصویرهای ذهنی و ایماژهای بی پایانی است که برای زندگی روانی خود در آن هنگام به محیط نیازی ندارد.
از طرف دیگر تکامل ذهنی و عقلی در کودک و نیروی نهانی آن یعنی حافظه و تخیل، به رشد زبانی بستگی دارد. هم زبان و هم بازی نمادین مستلزم توانایی بازنمایی واقعیت با استفاده از نمادها یعنی جانشین کردن یک چیز به جای چیز دیگر است. بنابراین جای شگفتی نیست که بین این دو نوعی رشد موازی دیده می شود. به طوری که می توان گفت هر قدر توانایی های کلامی کودک و زبان او رشد یافته تر باشد، بازی های نمادین در شکل های پیچیده تر و پیشرفته تری ظاهر خواهند شد. در زیر به انواع بازی های کلامی اشاره می شود:

لالایی ها و بازی های نوازشی



بازی های نوازشی یکی از اعجاب انگیزترین بازی های کودکان است. کودک به ظاهر ناتوان، توانمندی خود را در بازی های نوازشی و برقراری یک رابطه دو سویه با پدر یا مادر خود به نمایش می گذارد و از این طریق به درکی از جهان و هستی دست می یابد. بسیاری از این بازی ها، الگویی از نقش ها و انتظارات اجتماعی را به نمایش می گذارند که تار و پودی از ارزش های فرهنگی را از نخستین لحظات زندگی در جان کودک می تنند.

چیستان
چیستان یکی از گونه های ادبی گفتاری یا نوشتاری است که با دو کلمه «چیست» و «آن» شروع می شود. شنونده یا خواننده باید به پرسشی که در چیستان پنهان است پاسخ درست بدهد. چیستان ممکن است به شعر یا بیانی شعر گونه و آهنگین یا به صورتی دیگر باشد، بعضی از چیستان ها با دو کلمه «چیست» و «آن» شروع نمی شوند و شاید به همین سبب است که چیستان نام های دیگری هم دارد.
چیستان را در زبان فارسی پَرَد یا پَردَک، یعنی پوشیده در پرده هم می گویند. در کتاب های قدیم، کلمه های عربی لغز یا اُغلوطه یا معما هم به جای چیستان به کار می رفت.
چیستان ها- به هر نامی که آنها را بنامیم- برخاسته از فرهنگ و دانش و ادب همه مردم هستند. بسیاری از آنها را کسانی ساخته اند که نه تنها شاعر نبوده اند، حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته اند… ولی بعضی از آنها بسیار هنرمندانه و شاعرانه اند. (جهانشاهی، ۱۳۷۷: ۵)
بررسی چیستان هایی که سال ها سینه به سینه در این فرهنگ به حیات خود ادامه داده اند نشان می دهد که سازندگان این چیستان ها انسان های هوشمندی بوده اند که در قالب های متنوعی به خلق چیستان پرداخته اند. قالب هایی که متاسفانه کاربرد خود را در فرهنگ مدرن از دست داده اند. این قالب های تحسین برانگیز از آن چنان تنوعی برخوردارند که ابعاد گسترده ای از زبان را در خود پوشش می دهند.
واج شناسی در چیستان: در برخی از چیستان ها با نمونه هایی مواجه می شویم که به آموزش غیرمستقیم واج شناسی و آواشناسی زبان می پردازند.


__________________
شاره که م , به ندی دلم , ئه ی باغی مه ن
ره وره وه ی ساوایه تیم , سابلاغی مه ن

دل به هیوات لیده دا , لانکی دلی
تو له وه رزی یادی مه ن دا , سه رچلی

خالید حسامی( هیدی )
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 05:51 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها