بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات > شعر

شعر در این بخش اشعار گوناگون و مباحث مربوط به شعر قرار دارد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 12-23-2007
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض اشعار زیبا - اشعاری که دوستشان داریم برای تقدیم به عزیزانتان یا برای دل خودتان


دوستان عزیزم، اشعاری که قرار میدید محدودیت خاصی ندارن ، میتونید از یک شاعر بزرگ و شناخته شده ، یا شاعران گمنام استفاده کنید


در هر صورت اشعار با محتوا باشند.

ممنون



--------------------






نمی دونی، نمی دونی وقتی چشمات پر خوابه،
به چه رنگه، به چه حاله
مثل یک جام شرابه
نمی دونی ، نمی دونی چه عمیقه ، چه سخنگو مثل اشعار مسیحایی حافظ ،
یه کتابه یه کتابه
مثل یک جام شرابه
نمی دونی ، نمی دونی که چه رنگه ، چه قشنگه ، رنگ آفتاب بهاره ،
مثل یک جام بلوره شایدم چشمه ی نوره
مثل یک جام شرابه

نمی دونی که دل من توی اون چشمای شوخت،
روی اون برکه ی آروم یه حبابه یه حبابه
مثل یک جام شرابه

نمی دونی و به جز من دگری هم نمی دونه ،
که یه دنیا توی اون چشم سیاهه

هرکی گفته ، هرکی می گه ،
همه حرفه تو رو می خواد بفریبه

(جز دل من که پر از عشق و جنونه)2 حرف اون چشم سیاهو
دل دیگه نمی دونه چشم دیگه نمی خونه
جز دل من که پر از عشق و جنونه حرف اون چشم سیاهو
دل دیگه نمی دونه چشم دیگه نمی خونه


نمی دونی، نمی دونی وقتی چشمات پر خوابه،
به چه رنگه، به چه حاله
مثل یک جام شرابه

ذخیره کنید و بشنویدآنلاین بشنوید
پی نوشت:اصل آهنگ رو در ۵۰ سال موسیقی ایران پیدا می کنید و اما شناسنامه اثر اصلی:
خواننده: عبدالعلی وزیری
نوازنده ی تار: عبدلعلی وزیری
آهنگ: علینقی وزیری
دستگاه :دشتی
شعر: هما میرافشار
__________________

ویرایش توسط ساقي : 05-03-2010 در ساعت 10:11 PM
پاسخ با نقل قول
5 کاربر زیر از SonBol سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 12-26-2007
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض شعر غدیر

کیست مولا نور حق را منجلی
حجـت بر حـق حـق یـعـنی عــلی
درولایــت حـب او تـکویـنـی اسـت
دیــن مـنهای عـلی بـی دیـنی است
بی علی در جسم هستی روح نیست
کـشـتی شـرع نبــی را نــوح نـیـسـت
بـی عـلی قـران کـتاب بــی بـهاسـت
چـون عـلی ایـات حـق را محتـواسـت
بــــی عــلی اسـلام تـمـسـالی بـود
درمــثـل چـون طـبـل تــو خـالـی بـود
بـی عـلی اصـل عـبادت باطـل است
بـی علی هر کس بمیرد جاهل است
بـی عـلی تـقوا گلی بـی رنگ بوست
بـندگـی هـمچـون نـماز بـی وضـوست

__________________
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از SonBol سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #3  
قدیمی 02-03-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض پرنيان سرد

بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
بگذار تا سپيده بخندد به روي ما
بنشين، ببين كه دختر خورشيد "صبحگاه"
حسرت خورد ز روشني آرزوي ما
***
بنشين، مرو، هنوز به كامت نديده ايم
بنشين، مرو، هنوز كلامي نگفته ايم
بنشين، مرو، چه غم كه شب از نيمه رفته است
بنشين، كه با خيال تو شب ها نخفته ايم
***
بنشين، مرو، كه در دل شب، در پناه ماه
خوش تر ز حرف عشق و سكوت و نگاه نيست
بنشين و جاودانه به آزار من مكوش
يكدم كنار دوست نشستن گناه نيست
***
بنشين، مرو، حكايت "وقت دگر" مگوي
شايد نماند فرصت ديدار ديگري
آخر، تو نيز با منت از عشق گفتگوست
غير از ملال و رنج از اين در چه مي بري؟
***
بنشين، مرو، صفاي تمناي من ببين
امشب، چراغ عشق در اين خانه روشن است
جان مرا به ظلمت هجران خود مسوز
بنشين، مرو، مرو كه نه هنگام رفتن است!...
***
اينك، تو رفته اي و من از راه هاي دور
مي بينمت به بستر خود برده اي پناه!
مي بينمت - نخفته - بر آن پرنيان سرد
مي بينمت نهفته نگاه از نگاه ماه
***
درمانده اي به ظلمت انديشه هاي تلخ
خواب از تو در گريز و تو از خواب در گريز
ياد منت نشسته برابر - پريده رنگ -
با خويشتن - به خلوت دل - مي كني ستيز

از فريدون مشيري
__________________
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از SonBol به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #4  
قدیمی 03-01-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض ساقيا برخيز و درده جام را

ساقيا برخيز و درده جام را
خاک بر سر کن غم ايام را

ساغر مي بر کفم نه تا ز بر
برکشم اين دلق ازرق فام را

گر چه بدناميست نزد عاقلان
ما نمي‌خواهيم ننگ و نام را

باده درده چند از اين باد غرور
خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سينه نالان من
سوخت اين افسردگان خام را

محرم راز دل شيداي خود
کس نمي‌بينم ز خاص و عام را

با دلارامي مرا خاطر خوش است
کز دلم يک باره برد آرام را

ننگرد ديگر به سرو اندر چمن
هر که ديد آن سرو سيم اندام را

صبر کن حافظ به سختي روز و شب
عاقبت روزي بيابي کام را
__________________
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از SonBol سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #5  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض بی تو

بی تو

بی تو ،من کجا روم؟کجا روم؟
هستی من از تو مانده یادگار،
من به پای خود به دامت آمدم ،
من مگر زدست خود کنم فرار!
تا لبم، دگر نفس نمی رسد،
ناله ام به گوش کس نمی رسد،
می رسی به کام دل که بشنوی:
ناله ای ازین قفس نمی رسد...!
__________________
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از SonBol سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #6  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

خواهم مرد

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد
مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد
تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند
سایه در سایه این ثانیه ها خواهم مرد
شعله های بی تو ز بی رنگی دریا گفتند
موج در موج در این خاطره ها خواهم مرد
گم شدم در قدم دوری چشمان بهار
__________________
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از SonBol سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #7  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

نمیدانم چرا؟

پنجره ها رو وا کنین که عشقم از سفر میاد
برای غربت شبم مژده ای از سحر میاد
صدای پاشو می شنوم تو کوچه ها قدم زنون
پر می کشه دلم براش به سوی ماه تو آسمون
آهای آهای ستاره ها فانوس راه اون بشین
بگین بیاد از این سفر تو این شب ستاره چین
پنجره ها رو وا کنین گل بریزین سبد سبد
میاد که پیشم بمونه گفته نمی ره تا ابد
ستاره ها بهش بگین جدایی و سفر بسه
بگین به این شکسته دل یه عمره دلواپسه
__________________
پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

باید فراموشت کنم

باید فراموشت کنم
چندیست تمرین می کنم
من می توانم ! می شود !
آرام تلقین می کنم
حالم ، نه ، اصلا خوب نیست ....
تا بعد، بهتر می شود ....
فکری برای این دلِ آرام غمگین می کنم
من می پذیرم رفته ای
و بر نمی گردی همین !
خود را برای درک این ، صد بار تحسین می کنم
کم کم ز یادم می روی
این روزگار و رسم اوست !
این جمله را با تلخی اش ، صد بار تضمین میکنم
__________________
پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض



عشـق یعنـی هـمون سـلام اول
عـشق یعنـی مـایه قـوت قـلـب
عشق یعنی انفجار احساسات
عشق یعنی کم کردن فاصله ها
عشق یعنی کلید یک رابطه ای محکم
عشق یعنی در موفقیت هم شریک بودن
عشق یعنی کاری کنی که راحت پیدات کنه
عشق یعنی مثل اشرف زاده ها باهاش رفتار کنی
عشق یعنی کسی رو داشته باشی که ازت محافظت کنه
__________________
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 06-15-2008
SonBol آواتار ها
SonBol SonBol آنلاین نیست.
معاونت

 
تاریخ عضویت: Aug 2007
محل سکونت: یه غربت پر خاطره
نوشته ها: 11,791
سپاسها: : 521

1,637 سپاس در 660 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

متنفرم

اگر اشک ها نمی بود داغ سینه ها
سرزمین وداع را می سوزاند
کسی را که خیلی دوست داری همیشه زود از دستش میدهی
پیش از آن که خوب نگاهش کنی مثل پرنده ای زیبا بال می گیرد
هنوز بعضی از حرف هایت را به او نگفته بودی
هنوز همه لبخندهای خود را به او نشان نداده بودی
همیشه این گونه بوده است کسی را که از دیدنش سیر نشده ای
زود از دنیای تو می رود .
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم :
پر از لحظه های سیاه ، لحظه های داغ و پرالتهاب بی قراری ، دلتنگی
افسرده ، خاموشی ، سکوت ، اشک ، سوختن .... چیزی نیافتم .
دلم به درد می آید وقتی سرنوشت را به نظاره می نشینم
کاش می شد سرنوشت را با آن روزهای شیرین عجین کرد
نفرین به بودن وقتی با درد همراه است .
من از قصه زندگی ام نمی ترسم من از بی تو بودن و به یاد تو زیستن
و تنها از خاطرات گذشته تعذیه کردن می ترسم .
زندگی ام در اوج جوانی بین شب و روزهایی است که باید بهترین
سال های زندگی ام باشد ، چنان به هم گره خورده است
که منجر به نابودی همه جانبه ام می شود .
ای کاش می تونستم از دستت فرار کنم
به چه زبانی بهت بگم ازت بدم میاد تو رو خدا دیگه دنبالم نیا
دلم هوس لحظه معراج روح را کرده است
دست تو ، سایه تو همیشه بر سر آدم ها قدرت نمایی می کند
تا آدم ها خلق میشن تو موجود نفرت انگیز هم به دنیا میای
دلم می خواهد تمام بغض هایم را جمع کنم
و با تمام وجود و تمام اشک هایم بگویم
__________________
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از SonBol به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 11:21 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


لینک فروشگاه سایت: صد تومن !




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها