#11  
قدیمی 11-12-2011
ROJINAjoON آواتار ها
ROJINAjoON ROJINAjoON آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 442
سپاسها: : 905

904 سپاس در 533 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Lightbulb چگونه بهترین پـدر دنیا باشید؟



چگونه بهترین پـدر دنیا باشید؟






مطالعات نشان می دهند که رابطه کودک با پدر، بر تمامی ابعاد زندگی او – از موفقیت های تحصیلی گرفته تا افسردگی – تاثیر می گذارد. بدیهی است که رابطه کودک با پدر تاثیر دراز مدتی بر سلامت و رشد کودک دارد.
مطالعات نشان می دهند که رابطه کودک با پدر، بر تمامی ابعاد زندگی او – از موفقیت های تحصیلی گرفته تا افسردگی – تاثیر می گذارد. بدیهی است که رابطه کودک با پدر تاثیر دراز مدتی بر سلامت و رشد کودک دارد. حتی اگر پدر با فرزند زندگی نکند، کارهای بسیاری هست که می توان برای تشویق رابطه مثبت بین آن ها انجام داد. گذراندن وقت در کنار یکدیگر و برقراری ارتباط مؤثر یکی از مهم ترین ابزار تقویت یک رابطه مستحکم بین پدر و فرزند است.


● کنار هم بودن
در خانواده های سنتی، همیشه پدر، نان آور خانواده است. یعنی چه پدر و مادر با هم زندگی کنند و چه از هم جدا شده باشند، پدر در بیشتر ساعات روز و حتی شب از فرزندان خود دور است. اگر زمان را مد نظر قرار دهیم، انگار پدر تنها یک ساعت در روز در کنار فرزندان خود است. خوشبختانه کیفیت با هم بودن، مهم تر از کمیت آن است. پدر و فرزند می توانند به کمک روش های زیر بیشتر در کنار هم باشند:

▪ تلویزیون، کامپیوتر و بازی های ویدئویی را خاموش کنید زیرا مانع برقراری ارتباط بین شما می شوند.

▪ از تفریحاتی که نیازمند سکوت است – مانند سینما، دوری کنید.

▪ خودتان را با فعالیت های فیزیکی و بازی های چند نفره مانند فوتبال سرگرم کنید.

▪ وسایل مورد نیاز کودک، مانند کفش، را بخرید.

▪ از طریق بازی های فکری با کودک ارتباط برقرار کنید.

▪ از گردش های روزانه مانند سر زدن به باغ وحش لذت ببرید.

▪ آداب و رسومی برای خود مشخص کنید، مثلا روزهای جمعه صبحانه را با هم بخورید.

● برقراری ارتباط مؤثر
زمانی که پدر و فرزند در کنار هم هستند باید برای برقراری ارتباط مؤثر تلاش کنند مخصوصا اگر زمان آن ها محدود است. مخصوصا پدر باید به خاطر داشته باشد که او یکی از نخستین معلم های فرزند خود است و با رفتار و گفتار خود می تواند درباره جهان پیرامون به او آموزش بدهد. برای برقراری ارتباط باید از یک لحن مناسب برای صحبت کردن استفاده کنید و هرگز داد و بیداد نکنید. همیشه در کنار گفتار، متوجه زبان بدن خود نیز باشید. از کلماتی استفاده کنید که همه آن را بفهمند و هرگز از کلمات نامناسب استفاده نکنید و ناسزا نگویید. صریح صحبت کنید و بگویید: «من احساس می کنم»...، «من فکر می کنم»... به جای این که به مفاهیم تخیلی تکیه کنید. در آن واحد فقط درباره یک موضوع یا رویداد صحبت و علاوه بر اشاره به ابعاد منفی یک مسئله، رویداد یا تجربه، بر نقاط مثبت آن نیز تاکید کنید.


● ارتباط پدر و فرزند از راه دور
حتی اگر پدر در کنار فرزند خود زندگی نمی کند، شیوه های فراوانی برای تقویت رابطه بین آن ها وجود دارد و پدر می تواند:
▪ کودک را به محل زندگی خود دعوت کند و اسباب راحتی او را فراهم کند.

▪ اتاق یا اسباب بازی های خاصی در اختیار کودک قرار دهد تا او آنجا را خانه دوم خود بداند.

▪ هر روز به کودک خود تلفن بزند.

▪ از کودک درباره فعالیت های روزانه و اتفاقات مهمی که در پیش دارد سؤال کند.

▪ زندگی روزمره خود و اتفاقاتی را که در راه هستند برای کودک تعریف کند.

▪ قول و قرارهای کوچکی برای زمانی که کنار هم هستند بگذارد؛ مثلا با هم غذا بخورند یا کار خاصی انجام دهند.

▪ به مناسبت روز تولد یا موفقیت های کودک جشن بگیرد.

▪ از طریق حفظ رابطه با عمه، عمو، پدربزرگ و مادربزرگ، کاری کند که کودک بداند عضوی از یک خانواده بزرگ است.

▪ برای کودک ای میل یا کارت تبریک بفرستد فقط برای این که کودک بداند پدر به فکر اوست.

▪ رابطه پدر و فرزند می تواند تاثیر دائمی بر سلامت و رشد کودک داشته باشد. ساخت و حفظ یک رابطه مستحکم بین پدر و فرزند تاثیر مثبتی بر هر دو طرف خواهد گذاشت.


__________________

چه کسی میتواند با دختران شرقی دوئل کند؟!
وقتی نگاهشان...
دست ها را از حرکت باز می دارد!!

پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ROJINAjoON به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #12  
قدیمی 12-12-2011
donya elahi آواتار ها
donya elahi donya elahi آنلاین نیست.
کاربر علاقمند
 
تاریخ عضویت: Oct 2011
محل سکونت: tehran
نوشته ها: 188
سپاسها: : 139

501 سپاس در 210 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض پنــج راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍


پنــج راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍



در حقیقت زندگی همه‌ی اینهاست. متاسفانه واقعیتی که هست، زندگی می‌تواند لحظه به لحظه خرد کننده‌تر از آنی باشد که در موردش می‌گویند. اغلب اوقات این روزها خیلی عادی است اگه بخواهی گریه کنی!
غوطه ور شدن در یک دوره‌ی کوتاه خود‌خوری ایرادی ندارد. نکته اینجاست که این دوره باید کوتاه باشد. خودخوری بیش از اندازه، هیچ نتیجه‌ای ندارد.
وقتی برای تغییر وضعیت آماده هستید ۵ راه هست جلوی پای شما. ۵ راه برای اینکه بخندید وقتی دنیا میخواد که گریه کنید‍!
نکته : من در مورد تراژدی واقعی، مثل وقتی که عزیزی از دست رفت، صحبت نمی‌کنم. من در مورد مواقعی حرف می‌زنم که یک مهمانی خودخوری برای خودمان راه می‌اندازیم چون دلتنگ شدیم یا تنها موندیم یا یک ترفیع را از دست دادیم یا …
یک / یه نگاه به اطراف بندازین
حدس بزن چی شده است؟ زندگیت آنقدرها هم بد نیست. اگر الان داری این را می‌خوانی، پس حتما به کامپیوتر و اینترنت دسترسی داری. خودت می‌دانی برای میلیونها نفر در جهان، چیزهای خیلی بدتری ممکنه وجود باشد که….
چند وقت قبل، زمانی که وسط یک خودخوری کوچک بودم، آخرین نظریاتRandy Pausch را خواندم.

حکایت یک مرد ۴۶ ساله بود، با همسر و سه فرزندش، که برایشان تشخیص بیماری لاعلاج سرطان داده شده بود. این داستان درسهای زندگی فوق‌العاده‌ای دارد، اما یکی از بزرگترین درسهایی که گرفتم، آنی نبود که رندی به طور واضح در سخنرانیش گفته بود.
من پیش خودم فکر کردم: “wooow. زندگیم خیلی بد به نظر می‌رسه .خیلی بده. اما دست‌کم سرطان ندارم”. ممکن است یک خورده بی‌رحمانه باشد اما من احساسی را داشتم که رندی میخواست آن را تقویت کند.
تراژدی‌های واقعی وجود دارد که می‌تواند به شما وارد شود. البته بیشتر اوقات مردم وقتشان را برای غصه خوردن روی چیزهایی تلف میکنند که تراژدی واقعی نیست. در مورد چیزهایی است که نهایتا هیچ اهمیتی ندارند.
از عجایب روزگار این است که بیشتر مردمی که می‌شناسم، آنهایی که با تراژدی‌های واقعی روبرو شدند، با غرور با مشکل برخورد کردند و بهترین نتیجه را هم گرفتند. اینجاست که زندگی عجیب می‌شود…
دفعه‌ی بعد که در مورد چیزهای کم‌اهمیت غمگین بودید، یک نگاه به اطراف بی‌اندازید. آدمهای زیادی وجود دارند که وضعیتی خیلی بدتر از آن چیزی که شما احساس می‌کنید، داشتند و به بهترین نحو از پسش بر‌آمدند. از این نمونه‌ها پیروی کنید و با چیزهایی که دارید خوش باشید.
دو / سفر زمان به “یه روزی”

ببینید، شما این حقیقت رو می‌دانید که در چند ماه آینده، دقیقا برمی‌گردید به همین الان و به خودتان می‌خندید که چقدر احمقانه عکس‌العمل نشان دادید. این یه حقیقت است. احتمالا قبل از این به خودتان گفتید: “یک روزی برمی‌گردیم و به این موضوع میخندیم”. همین‌طور می‌دانید که در آینده چقدر خانواده و نزدیکان‌تان با آن شما را سوژه می‌کنند
ازمرحله‌ی غم و غصه عبور کنید و همین الان به آن بخندید فقط تصور کنید که الان همان “یه روزی” است و فکر کنید که شمای آینده، درباره آن به شمای الان چه خواهد گفت. من بعید می‌دانم شمای آینده کلمات آرامش‌بخشی مثل “به آینده نگاه کن. همه چی عالی میشه” را بگوید.
نه! شمای آینده خواهد گفت “هی ، آه و ناله رو تمومش کن. زندگی خیلی کوتاهه و هیچکس یا هیچ چی ارزش اونو نداره که براش گریه کنی”.
تصور کنید آرنولد با تیپ و قیافه «ترمیناتور» بیاد و به عنوان «آینده شما» این‌ها را با آن لهجه اتریشی بامزه و تیپ و قیافه‌اش بگوید
نیازی نیست این تصویر بامزه را به همه نشان بدهید. فقط یک لبخند کوچولو هم می‌تواند شما رو بخنداند و دورنمایی که لازم است رو بهتان بدهد.
سه / قهقهه بزنید، حتی بی‌دلیل!

این یکی‌ را خواهشا توی خلوت انجام بدهید اما حتما امتحانش کنید. همین الان یک امتحانی کنید. فقط بلند بخندید. نه! نه! خنده ریز نه!! یک قهقهه‌ی طولانی از ته دل. اگر کسی آمد توی اتاق می‌توانید بگویید یک مطلب خیلی بامزه خواندم.
از شوخی گذشته میدانم ممکن است سر سوزن احمقانه به نظر بیاد، اما من قول میدهم که الان یک خورده بهتر شدید. درست است؟ دقیقا دلایل فیزیولوژیکی و عصبیش را نمی‌دانم، اما می‌دانم که خندیدن، حال شما را بهبود می‌بخشد.
نسخه ی آبرومندانه و با تخفیفش یه لبخند ساده است، به جای خندیدن. همان اثر را دارد، و برای انجام دادن در جای عمومی یک کمی آسانتر است.
چهار / از گالاگر الگو بگیرید

گالاگر کمدینی بود که جک‌های خیلی بدی می‌گفت، اما برای برخی دلایل ناشناخته، کاملا در کارش موفق بود. او کارهای زیادی برای انجام دادن در برنامه‌اش داشت ولی بزرگترین قسمت از کارش خرد کردن میوه با یه پتک بسیار بزرگ بود.
من پیشنهاد نمی‌کنم هندوانه خرد کنید اما توصیه می‌کنم که سعی کنید خوشمزگی مخصوص به خودتان را داشته باشید، حتی وقت‌هایی که آن احساس را ندارید.
یک حقیقتی وجود دارد: برای ساختن جک، مجبور هستید به دنبال چیزهای بامزه باشید. وقتی دنبالش هستید، پیدایش میکنید و هر وقت پیدایش کردید، اولین قدم به سوی «خندیدن به جای زار زدن» را برداشتید.
وقتی ناراحت هستید، قول بدید دنبال شوخی بگردید. یه راه ساده برای انجام دادن این کار این است که عادت کنید از خودتان بپرسید “چه چیز خنده داری در این مورد وجود داره؟” ممکن است همیشه به جواب نرسید، اما سعی کردید که مغزتان دنبال یک چیز بامزه بگردد
عین گالاگر، حتما نیاز ندارید که هر حرفی می‌زنید خیلی هم بامزه باشد. شما جک‌تان را بسازید. خنده خودش می‌آید
پنج / بپرید وسط یه خروار هرهر، کرکر

عجیب است اما انسان‌هایی که غمگین هستند دوست دارند یک سری کارهایی را انجام بدهند که توی غم و غصه بمانند!!
آنها فیلم‌های اشک‌انگیز نگاه میکنند، به عکس‌های غمناک زل می‌زنند و موسیقی‌های غم‌انگیز گوش می‌کنند که آدم سالم را هم غمگین می‌کند.
وقتی شما وسط این پروسه هستید و دارید این کارها را انجام می‌دهید به نظرتان می‌رسد که دارید یک کار درست انجام می‌دهید اما هر ناظر بیرونی به راحتی می‌تواند به شما بگوید که توی یک وضعیت تاسف برانگیز گیر افتادید.
با قفل کردن روی چیزهای شاد و خنده‌دار از این وضعیت خلاص شوید. فیلم و شوهای تلویزیونی خنده‌دار ببینید. با افراد شوخ معاشرت کنید. کمدی‌های حمید ماهی صفت را برای همین وقت‌ها می‌سازند دیگر این باعث یک تغییر دورنمای زیبا میشود که حتی انتظارش رو هم نداشتید.

اگر موارد بالا موثر نبود چه؟
در این صورت دیگر تمرین کردن را متوقف کنید. باز بروید و به یک موجود بدعنق تبدیل بشوید. یک موجود ترحم‌ برانگیز. چندین سال بعد هم به خاطر روزهایی که می‌توانست معرکه باشد و از دستش دادید خودتان را سرزنش کنید. چند سال هم بعد به فرزندان‌تان بگویید ما نسل سوخته بودیم و غم و غصه یقه‌مان را گرفته بود و از این حرف‌ها
ولی اگر فکر می‌کنید کاری هست که حال‌تان را بهتر می‌کند از خودتان دریغ نکنید. مثلا داد و هوار بکشید البته نه سر کسی. بروید تو بیابان ۶ ساعت جیغ بکشید تا خالی بشوید. یک نامه پر از عصبانیت بنویسید ولی هیچ وقت به فکر ارسال کردنش نباشید. بروید به یک کیسه شنی مشت بزنید. ورزش هم هست و برای سلامتی خوب است
توجه داشته باشید که بدخلقی فیزیکی و لفظی روی موضوع عصبانیت‌تان وارد نکنید. شما کار خودتان را انجام بدهید. بدخلقی و ناراحتی خودش از وجودتان می‌رود بیرون!
سالها پیش یک ماهی بود که خودم را اذیت می‌کردم. یک جایی تصمیم گرفتم دیگر وقتش است که از این حالت خارج بشوم، پریدم روی تردمیل. موضوع اینه که من از دویدن متنفرم و اصلا دست به دویدنم خوب نیست. اگر بتوانم برای ۲۰ دقیقه با تمرکز بدوم می‌تواند موثر باشد.
این روزها تردمیل را روشن میکنم و شروع می‌کنم به دویدن و تمام احساسم و فکرم را روی دویدن متمرکز می‌کنم. بعد از ۴۵ دقیقه، خسته که شدم، احساس میکنم بهتر از همه‌ی وقت‌های هفته‌های اخیر هستم.

دقت کنید که کارهای احمقانه‌ای نکنید و به خودتان آسیب نرسانید، اما امتحانش کنید. وقتی انجامش دادید، دوش بگیرید و یه فیلم خنده‌دار نگاه کنید…
دفعه‌ی بعد که گرفتار ناراحتی‌های الکی شدید، یکی یا چند تا از این تکنیک‌ها را امتحان کنید.
در هر لحظه از روز، شما فقط یک انتخاب دارید. بخندید یا گریه کنید. زندگی خیلی کوتاه‌تر از این حرف‌هاست که بخواهید با گریه به پایان برسانیدش. حیفی به خدا

ویرایش توسط donya elahi : 12-12-2011 در ساعت 08:52 PM
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از donya elahi سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #13  
قدیمی 01-21-2012
FereShteH آواتار ها
FereShteH FereShteH آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,317
سپاسها: : 1,663

2,620 سپاس در 1,701 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض کودکان وکنجکاویهای جنسی

اگر بعد ازچنین اتفاقاتی ( بازیهای جنسی بین کودکان ) کودک شما نخواهد به حرف شما گوش دهد و یا نسبت به حرف زدن با شما بی میل باشد چه باید کرد ؟ ممکن است روحیه فرزند شما بسیار حساس بوده ونخواهد درباره چنین حوادثی با شما صحبت کند. این مساله کاملا طبیعی است که کودکان زمانی که می خواهند درمورد موضوعات با محتوای جنسی صحبت کنند خجالت بکشند. بویژه اگر احساس کنند که کار اشتباهی انجام داده اند. دربرخی موارد کودک ممکن است بلد نباشد چگونه سردرگمی خود ناشی ازچنین موضوعاتی را از طریق کلامی بازگو کند.
به احساسات شکننده فرزند خود احترام بگذارید و این را بدانید که چه به شم اتوجه نشان دهد چه نشان ندهد نقش شما این است که حتما اطلاعات مربوط را در اختیار او قرار بدهید. اگر از گوش دادن به شما امتناع میکند یا از پیش شما می رود به او بگویید برایش کتابی می گذارید که اگر خواست می تواند به ان نگاهی بیاندازد. کودکان بزرگتر بیشتر این روش را می ﭙسندند مخصوصا وقتی میخواهید درباره جنس مخالف به انها اموزش دهید. به فرزندتان فرصت دهید و فضای خصوصی لازم را در اختیار او قرار دهید تا بتواند این اطلاعات را هضم کند. بعد از چند روزبا لحنی جدی ببرسید که ایا به کتاب و اطلاعاتی که در اختیارش قرارداده اید نگاه کرده و ایا سوالی دارد ؟
نکته مهم دیگری که باید در خاتمه این بحث به ان ﭘرداخت انست که کودکان همانند بالغین موجودات جنسی اند ولی هنوز مانند انها ظرفیت درک ﭙیچیدگی مسایل جنسی و بیان احساسات شدید جنسی را ندارند و ممکن است از دیدن بدن برهنه افراد بالغ چه همجنس و چه جنس مخالف به هیجان بیایند یا سردرگم شوند . لذا توجه به این نکته ضروریست که اگر با کودک جنس مخالف خودتان حمام می کنید و او انقدر به بدن برهنه شما خیره شده که احساس ناراحتی میکنید وقت ان رسیده که هردو حدود خود راحفظ کنید و شایسته است که بدن خود را بپوشانید.
ما با اینکار به فرزاندانمان می اموزیم که چگونه رفتار کنند و حد و مرز خود را به انها نشان می دهیم. ﭙوشاندن بدن نشانه احترامی است که برای بدن خود قائل هستیم. همانطور که کودکان از والدین خود می اموزند والدین نیز باید به نشانه های فرزندان خود توجه کنند و در مقابل نیاز انها برای داشتن فضای خصوصی ﭙاسخ مناسبی از خود نشان دهند.
__________________


پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از FereShteH به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #14  
قدیمی 07-01-2012
fatemiii آواتار ها
fatemiii fatemiii آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
تاریخ عضویت: May 2012
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 486
سپاسها: : 797

987 سپاس در 452 نوشته ایشان در یکماه اخیر
fatemiii به MSN ارسال پیام fatemiii به Yahoo ارسال پیام فرستادن پیام با Skype به fatemiii
پیش فرض

(نتونستم جاي مناسبي واسه مطلب پيدا كنم اگه كسي تونست ممنونم )بچه غربي بچه شرقي
یکی از مواردی که توجه من را خیلی جلب می‌کند تفاوت روشهای تربیتی والدین غربی و شرقی است. نتیجه مشاهداتم هم در یک جمله خلاصه می‌شود. "والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند." پ
1- بعنوان مثال بچه غربی سرفه می‌کند. مادر یک دستمال درمی‌آورد و به بچه می‌دهد
بچه شرقی شدید سرفه می‌کند. مادر به او می‌گوید "نکن". بعد هم بچه را دعوا می‌کند. بچه حالا علاوه بر سرفه، زِر هم می‌زند..

2- بچه غربی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. پدر به او می‌گوید که راه خروج را بلد نیست و از بچه می‌خواهد خروجی را نشانش بدهد. بچه یورتمه کنان بطرف در می‌رود و خوشحال است. احساس می‌کند کار مهمی انجام می‌دهد.
بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. او را بزور و کشان کشان بیرون می‌برند. بچه زِر می‌زند.بچه شرقی غر می‌زند و نمی‌خواهد از مغازه بیرون برود. قربان صدقه‌اش می‌روند و وعده شکلات و بستنی می‌دهند. بچه رشوه را قبول می‌کند. همچنان غر می‌زند و از مغازه خارج می‌شود. مشغول چانه‌زدن بر سر تعداد بستنی است.

3- بچه غربی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. مادر گوش می‌دهد، اما عکس‌العملی نشان نمی‌دهد.
بچه شرقی در مدرسه دعوا کرده‌است. داستان را برای مادر تعریف می‌کند. مادر درحالیکه سعی دارد باقیمانده غذا را از لای دندانش بیرون بکشد، گوش می‌دهد. به بچه می‌گوید: "اون فقیره. واسه همین بی‌تربیته. تو باهاش بازی نکن!" ( من غرق در منطق و فراست این جورمادرها شده‌ام!!)

..... 4- بچه غربی بستنی می‌خورد. مادر به او دستمال می‌دهد تا دهانش را پاک کند.
بچه شرقی بستنی می‌خورد. مادر دور دهانش را پاک می‌کندپ

.... 5- بچه شرقی زر می‌زند. مادر دعوایش می‌کند. پدر به مادر می‌توپد که بچه را دعوا نکن. بچه لگدی حواله پدر می‌کند. مادر می‌خندد. پدر بچه را دعوا می‌کند . بچه شرقی زر می‌زند. باز هم به او وعده و رشوه می‌دهند(بچه غربی کلاً زیاد زر نمی‌زند)

6- بچه غربی زمین خورده‌است. بلند می‌شود و به بازی ادامه می‌دهد.
بچه شرقی زمین خورده‌است. مادر توی سرش می‌زند و "یا امام رضا" می‌گوید. بچه را بلند می‌کند و مثل کیسه سیب‌زمینی می‌تکاند. بچه می‌ترسد و جیغ می‌کشد. مادر گونه می‌خراشد. هر دو مفصل هوار می‌کشند. بعد بچه می‌رود بازی کند. مادر آینه در‌می‌آورد تا آرایشش را کنترل کند.

7- در مطب دکتر حوصله بچه غربی سر رفته‌است. مادر از کیفش کاغذ و مداد‌رنگی بیرون می‌آورد. بچه مشغول می‌شود.
در مطب دکتر حوصله بچه شرقی سر رفته‌ است.. مادر کاغذ و مداد رنگی ندارد. یک صورتحساب از کیفش درمی‌آورد. یک خودکار ته کیفش پیدا می‌کند. اول کلی "ها" می‌کند و نوک زبانش می‌زند تا بنویسد. بچه دو خط می‌کشد. رنگ ندارد و جذبش نمی‌کند. از جایش بکند می‌شود تا دور اتاق چرخی بزند. مادر مثل گرامافونی که سوزنش گیر کرده‌باشد لاینقطع می‌گوید "نرو، نکن، نگو، دست نزن، بیا، حرف نزن، آروم باش، ول کن، به پدرت میگم ...". اعصاب همه خرد شده‌است. دلت می‌خواهد بلند شوی و دودستی بکوبی توی سر مادر شرقی !!!
و این ماجرا ها تمام نشدنی استوووشاید بهتر باشه بازهم بگیم : والدین شرقی خود نیاز به یک تربیت اساسی دارند
پاسخ با نقل قول
3 کاربر زیر از fatemiii سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #15  
قدیمی 06-03-2013
ali1333 ali1333 آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
تاریخ عضویت: May 2013
محل سکونت: تهران پردیس
نوشته ها: 30
سپاسها: : 40

29 سپاس در 19 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض شاد بودن معجزه نمی‌خواهد

شاد بودن معجزه نمی‌خواهد

در دنیایی زندگی می‌کنیم که مملو از نامرادی‌ها، فقر، خشونت، استرس، رقابت و انواع گوناگونی از غصه و ناراحتی است. این مسائل نگران کننده محیط اطراف ما را در برگرفته‏اند. پس بدیهی است که بخشی از تفکر روزمره ما به این مسائل و مشکلات معطوف شود. اما عقیده منطقی بر این است که رهایی از این شرایط تنها در دست خود انسان‌هاست. در حقیقت این خود انسان‌ها هستند که می‌توانند خود را درگیر مشکلات غمبار زندگی کرده و در عین حال محیط شاد و با طراوتی برای خود ایجاد کنند.

تغییر نگرش:
این نخستین گام و در عین حال مهمترین بخش از فرآیند شاد کردن محیط زندگی است. بر اساس این استراتژی فرد باید به این نتیجه برسد که از لحاظ روحی و روانی نیز باید خود را آماده پذیرفتن شرایط محیطی جدیدی کند. زمانی که شخص درگیر مسائل مختلف زندگی است و دوست دارد که پذیرای شادی و نشاط باشد، به نوعی درگیر "تغییر" خواهد شد پس آمادگی برای این تغییر شرایط بسیار مهم است. بنابراین پیش از به خواب رفتن، ذهن خود را برای فردایی تازه و گام برداشتن به سوی از بین بردن تک‏ تک موانع در این فرآیند آماده کنید. در این صورت فردا که از خواب بر می‌خیزید بسیار سبک‏تر و با روحیه‏‌تر خواهید بود.

یک لبخند بزرگ به زندگی:
یک لبخند بزرگ می‌تواند بهترین نشانه برای یک تفکر و روحیه شاد باشد. این کار نه تنها موجب می‌شود که احساس بهتری داشته باشید، بلکه آهنگ بهتر و شاد‏تری برای ادامه روز و انجام سایر فعالیت‌های روزمره ایجاد می‌کنید. در حقیقت با همین تک لبخند بزرگ می‌توانید به زندگی خود آهنگ دلنشینی ببخشید. از آن گذشته با این کار توجه و علاقه شمار بیشتری از مردم را به سوی خود جلب می‌کنید، افرادی که خود عمدتاً درگیر مسائل زندگی هستند و به دنبال فرار از این شرایط سراغ افرادی نظیر شما را می‌گیرند.

مراقب تنبلی فکرتان باشید:
این یک خواسته طبیعی برای هر انسانی است که می‌خواهد شادی را در زندگی تجربه کند. سعی کنید همیشه خود را در تیررس دیدگان افراد زیادی ترسیم کنید که حالات و رفتار شما را به صورت لحظه به لحظه دنبال می‌کنند. همیشه از ذهنتان کار بکشید. حتی اگر فرد پیر و بازنشسته‌ای شده‌اید، خود را سرگرم کنید تا همواره بر شمار سلول‌های مغزی‏تان افزوده شود. شطرنج بازی کنید. از انجام بازی‌های ویدئویی لذت ببرید، جدول حل کنید و با فکر کردن و پیدا کردن پاسخی مناسب برای معماهای مختلف، شرایط را برای شاد شدن یا حفظ شادی در زندگی مهیا کنید.

نسبت به آنچه دارید شکر گزار باشید:
همیشه به آینده و دستیابی به موقعیت‌های برتر در زندگی فکر کنید اما در عین حال از زمان حال و شرایط فعلی خود غافل نشوید. این گونه با خود فکر کنید که در گذشته به داشتن شرایط فعلی خود غبطه می‌خورید و روزی دوست داشتید که به اینجا برسید. پس اکنون که این شرایط را به دست آورده‌اید، به نوعی در زندگی خود شاد هستید. پس نباید شکرگزاری را فراموش کنید. در این صورت است که از هم اکنون می‌توانید به فردایی بهتر و دستیابی به موقعیت‌های کاری و درآمدزایی مناسب‏تر فکر کنید.

امید به خوش شانس بودن را فراموش نکنید:
حتی اگر در بدترین مخمصه‌ها نیز گیر کرده‌اید، اگر فردا باید بدهی سنگینی را پرداخت کنید اما پول کافی ندارید و اگر رویای بزرگی در ذهن دارید اما توانایی دستیابی به آن را ندارید، امیدتان را از دست ندهید. شانس برای آن دسته از افرادی بیشتر پیش می‌آید که امید خود را همواره حفظ می‌کنند.

ویرایش توسط امیر عباس انصاری : 06-03-2013 در ساعت 06:33 PM دلیل: حذف لینک تصویر
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از ali1333 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ

برچسب ها
مهارت زندگی, دانستی های زندگی


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 01:18 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها