#1  
قدیمی 01-13-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض شعر

مهرنوش قربانعلی

هربار عاشق تو مي شود
چاره‌اي نيست
روزها به تناسخي بي‌پايان دچار شده‌اند
تكرار اين اتفاق جهان را سرگم مي‌كند

تو چرا خسته نمي‌شوي
دوست داري در اين همه شعر چرخ بزني؟
هيچ مي‌داني عمر نوح به تو مي‌آيد؟

چاره‌اي نيست
همه‌ي گره‌هاي جهان دوباره به انگشتانم مي‌افتد
زمين خبرهايش را پس داده و صورتي در معرض ويراني ست
براي پرهيز از سقوط به محوري نامرئي آويخته‌ام
در كنج لبخندي جا خوش كرده‌ام

تو چرا خسته نمي‌شوي؟

معاد نفسهايم را مي‌بيني روز به روز به من مي‌رسد؟
برعكس آرزوهايي كه به تأخير افتاده‌اند
وفرضي كه مرا از تو دور خواهد كرد

چاره‌اي نيست
هر بار عاشق تو مي‌شود
زمين خبرهايش را پس داده و صورتي در معرض ويراني‌ست
براي پرهيز از سقوط به محوري نامرئي آويخته‌ام


پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 01-13-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


دوئل كنيم:
رقيبي كه در كار نيست
اسلحه‌اي هم انگشتي را لمس نمي‌كند
پشت به هم
تا ده شماره
پيش‌ مي‌رويم
صورتي كه زودتر برگردد
مي‌تواند....
راستي به چه بايد شليك كرد؟

گلوله‌اي
به اين دوري
و شهادت روزهايي كه بي‌تو مي‌گذرند
خاتمه مي‌دهد
برابر آفتابي كه هميشه پرسه مي‌زند
ديگر كوتاه نمي‌آيم
حالا كه سايه‌ي انگشتانمان بر هم منطبق شده‌اند

دوئل كنيم:
من تو را به جهان پس نمي‌دهم.


پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 01-13-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


اين طناب حتي
قاطعيت آن را ندارد
كه حرف آخر را بزند

بر باد مي‌رود، مي‌دانم
سري كه خواب فرود نمي‌بيند

تو كه دار من هستي، چرا
به پافشاري تصميمي تن نمي‌دهي
اين سر سپردگي
به كجا ختم مي‌شود؟



پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 01-13-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


محاصره كامل است
تو در تو روزها صف كشيده‌اند
بهانه براي دستگيريت كم نيست

سان مي‌بينم
از اين دقايق كه به هر رسيدني پشت كرده‌اند
صداي فرياد ساعت را مي‌شنوي؟
از خاموشي‌ام اين كوك منفجر شده است
سربازهاي ترسو حتي قدرت فرار ندارند

به دستور من كه نيست
تا بر صفحه ساعت هلكوپتري بنشيند
و از اين شلوغي دستهايت را نجات دهد
بيست و چهار ساعت ما را به دنبال مي‌كشند
برنامه‌هايي كه به هر سو مي‌دوند

سرباز‌هاي ترسو حتي قدرت فرار ندارند

محاصره كامل است
سان مي‌بينم
از اين دقايق كه به هر رسيدني پشت كرده‌اند

اين اعلام جنگي رسمي‌ست؟
من به نجات كسي آمده‌ام
كه عقب ‌نشيني را نمي‌شناسد.


پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 01-27-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


بس دور، به زمانی دور
گم‌‌گشته‌ی استپ‌ها
جنگجویان چنگیزخان
در شکنجه‌ی عطش،
به ناچار خون اسب‌هاشان را نوشیدند
تا نجات یابند.

شاعر هم مست می‌شود
وقتی شعرش را می‌راند
گراز خونی وحشی را.


میزی که شاعران بر آن می‌نوشند
از خاک رس ساخته شده‌است.
تک‌شاخی به آن‌ها می‌پیوندد
صندلی بر می‌دارد و نوشیدن آغاز می‌کند
زبانش لکنت پیدا می‌کند
لب‌هایش ارغوانی از زن‌های جوان بسیار
از اعماق روشن شراب تحریرهای بلند سر می‌دهد،
و تک‌شاخ، حواس‌پرت و گیج
به جامش تکیه می‌کند
و با شاخش پیشانی‌هایشان را می‌خراشد،
شعرهای محشری
که فردا صبح
هیچ‌کس به خاطر نمی‌آورد.



پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 01-27-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

یکی در آغوشم می‌گیرد
دیگری با چشم‌های گرگ به من نگاه می‌کند
یکی کلاهش را بر می‌دارد
تا او را بهتر ببینم
همه از من می‌پرسند
می‌دونی ما با هم فامیلیم؟
زنان و مردان پیر ناشناس
با اسم‌های زنان و مردان جوان خاطره‌ام
از یکی می‌پرسم
تو رو خدا بهم بگو
جورج گرگ هنوز زنده است؟
می‌گوید : منم
با صدایی از جهان دیگر
صورتش را با دستم لمس می‌کنم
و با چشم‌هایم از او می‌خواهم
تا به من بگوید که آیا من هم زنده‌ام؟



پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 01-27-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

روزی روزگاری اشتباهی بود
چنان ابلهانه و کوچک
که هيچ‌کس متوجه آن نشده‌بود
نه تاب آن را داشت
که خودش را ببيند و نه از خود بشنود
او همه جور چيز اختراع کرد
فقط برای آن که ثابت کند
خودش واقعا وجود نداشت
فضا را اختراع کرد
تا اثبات‌هايش را در آن تعبيه کند
و زمان را تا اثبات‌هايش را نگه‌دارد
و جهان را تا اثبات‌هايش را ببيند
همه‌ی آن‌چه او اختراع کرد
چندان ابلهانه نبودند
چندان کوچک هم نبودند
ولی بی‌شک اشتباه بودند.
مگر جور ديگری هم می‌توانست باشد؟



پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 01-29-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

رنگ‌ها


ای کفترانِ
دورترین خواب‌های من
پرهای قرمزی که
به جا مانده از شما
دارد میانِ بالشِ من
زرد می شود

پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 01-29-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

سپیده جدیری


گریز

چه ظهرِ کوتاهی بود؛
آدامسِ بادکنکی
جرقه زد و ترکید؛
گریختی و
باز
ماندم
تا آخرِ تعجّب...
حالا که برگشته‌ای
ببین چه‌قدر بزرگم؛
عروسکم، دخترِ موبلندی شده است.























پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 01-29-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض


کوچک‌ترین فرد

آن‌قدر دوستت دارم
که دست‌هایم از پشت به هم برسند؛
ای کوچک‌ترین فردِ خانواده‌ی ارتباطِ من!
بگذار خنده‌های بیرون ما را بترساند؛
اینجا
تنها صدایی که می‌آید
نوازش است.


پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 06:33 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها