بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > فرهنگ و تاریخ

فرهنگ و تاریخ تاریخ و فرهنگ - مطالبی در زمینه فرهنگ و تاریخ ایران و جهان اخبار فرهنگی و ... در این تالار قرار میگیرد

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض علائم ظهور و نظريه دانشمندان شيعه

سید اسد.. هاشمی شهیدی
مسئله علائم ظهور حضرت صاحب الامر- عجل الله تعالى فرجه الشريف -
وحوادث وپيشامدهائى که در طول مدت غيبت، وپيش از ظهور مبارک آن حجت مطلق الهى -ارواحنا له الفداء- واقع خواهد شد،
از جمله مباحث مهم دينى ومسائل بسيار حساس مذهبى است که از قرون گذشته تاکنون پيوسته مورد توجه عميق دانشمندان بزرگ اسلام بوده وهست،
وبزرگان ما از عصر معصومين عليهم السلام تا به امروز پيرامون آن از جهات مختلفى بحث کرده وکتابهاى فراوانى نوشته اند
ودرباره ى وقوع آن حوادث وپيشامدها مانند بلاهاى عمومى، گرفتارى مسلمانان در دوران غيبت ونقش ستمکاران در صحنه ى سياست وزندگى بشر- نظريات گوناگونى ابراز داشته اند.

در ميان دانشمندان بزرگ اسلام، گروهى از محدثين عالى مقام مانند-
ثقة الاسلام کلينى
و شيخ صدوق
و شيخ مفيد
و شيخ طوسى
چون بيشتر نظر جمع آورى اخبار وحفظ آثار اهل بيت عليهم السلام را داشته اند،
تمامى مسائل مربوط به دوران غيبت حضرت ولى عصر عليه السلام را يکجا نوشته وهمه ى آنها را، حتى حوادث ووقايعى را که بايد عادتا در طول مدت غيبت واقع شود، همگى جزء علائم ظهور به حساب آورده اند.

ولى عده اى از دانشمندان وصاحب نظران متأخر که بيشتر نظر تحقيق وبررسى روايات را داشته واحاديث مربوط به دوران غيبت،
وعلائم ظهور حضرت ولى عصر عليه السلام را مورد ارزيابى قرار داده اند
چنين اظهار عقيده کرده اند که:
حوادث وپيشامدهاى مربوط به دوران غيبت حضرت صاحب الامر عليه السلام که در بسيارى از احاديث از آنها سخن رفته است،
همگى آنها جزء علائم ظهور نيست،
وبلکه بيشتر آنها رويدادها ووقايعى است که
عادتا بايد در طول مدت غيبت آن بزرگوار واقع شود.

و بدين لحاظ اين عده در صدد تقسيم جمله ى
علائم
برآمده ومجموع حوادث ووقايع مربوط به دوران غيبت را به چند قسمت تقسيم نموده اند
وعقيده دارند که مجموع علامات ظهور بر شش قسم است.

از آن جمله:
شيخ على اصغر بروجردى است.
وى در کتاب
نور الانوار
که از جمله ى کتابهاى بسيار نفيس وگرانبهائى است که
در يکصد سال اخير، با تحقيق وبررسى روايات بطور دقيق در شرح حال حضرت ولى عصر
ارواحنا فداه
وموضوع
رجعت آل محمد صلى الله عليه وآله
نوشته شده است .


ویرایش توسط amir ahmadi : 01-20-2012 در ساعت 10:11 AM
پاسخ با نقل قول
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #2  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

علامات ظهور بر شش قسم است

قسم اول:
علائم حتميه که البته خواه ناخواه بايد واقع شود مانند
خروج دجال
و سفيانى
و
صيحه ى آسمانى
واين هر
سه
علاماتى است که مقارن با ظهور خواهد بود.

قسم دوم:
علائم معلقه وشرطيه که اين علائم، منوط ومشروط ومعلق است به اراده ومشيت خداوند عالم،
که اگر اراده ى خدا به آن تعلق گرفته باشد واقع مى شود
واگر خدا نخواهد واقع نخواهد شد
وچه بسا مى شود که به جهت حکمت ومصلحت ومقتضيات وموانعى که خداوند عالميان مى داند واقع نشود،
ويا بر اثر طاعات ودعاهاى مردم رفع گردد ويا تغيير داده شود.

قسم سوم:
علاماتى است که قبلا ودر زمانهاى گذشته تاکنون واقع شده وزمان آنها گذشته است،
وآنها را علامات واقعه مى گويند.

قسم چهارم:
علاماتى است که تا هنوز واقع نشده واميد مى رود که بعدها واقع شود،
واينها را علامات غير واقعه مى گويند.

قسم پنجم:
علاماتى است خاصه، که اين علامات،
خاص ومختص به وجود پربرکت خود حضرت صاحب الامر عليه السلام است
وکسى در اين علامات با آن حضرت شريک نيست،
وحضرتش به اين وسيله مى داند که خداوند او را اذن واجازه ى ظهور داده است،
زيرا علم ظهور حضرت را به جز خدا کسى نمى داند.

وقسم ششم -
علاماتى است عامه،
که اين علامات از براى عامه ى عوام وخاصه ى خواص ظاهر خواهد شد
ودانستن آن اختصاص به حضرت ندارد.
بلکه براى همه وعامه ى مردم است وهر کس از عوام وخواص، آنها را
کم وبيش در طول مدت عمر خود اگرچه خيلى کوتاه
خواهد ديد.


پاسخ با نقل قول
  #3  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

علامات خاصه

اما علامات خاصه، که
مربوط، ومختص به خود حضرت است
وکسى با آن حضرت در اين علامات، شريک نيست
دو چيز است:

يکى پرچم وعلم آن حضرت است
که پوشه ى آن بسته وخود به خود باز مى شود،
به پا مى ايستد وعرض مى کند:

يا ولى الله اقتل أعداء الله

اى ولى خدا دشمنان خدا را نابود کن.

وديگرى شمشير آن جناب است که در
غلاف
مى باشد
وچون خداوند بخواهد ظهور حضرتش را به وى اعلام فرمايد،
فرمان مى دهد که شمشير به خودى خود از
غلاف
بيرون آمده وبه زبان فصيح وآشکار عرض کند:

اخرج يا ولى الله

اى ولى خدا از پشت پرده ى غيبت بيرون بيا وقيام کن.


پاسخ با نقل قول
  #4  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

شرح چگونگى قيام حضرت ولى عصر

مرحوم شيخ صدوق
رحمه الله
مشروح جريان قيام وعلامات خاصه ى حضرت را به سند خود از
حضرت امام محمد تقى جواد الائمه عليه السلام
واو از آباء طاهرين خود از پيغمبر گرامى چنين نقل کرده است:

رسول خدا صلى الله عليه وآله
در بيان اوصاف حضرت قائم عجل الله تعالى فرجه به
ابى ابن کعب فرمود:

به راستى که خداوند عز وجل،
در صلب امام حسن عسکرى عليه السلام
نطفه اى ترکيب نموده است پاک وپاکيزه وطيب وطاهر، که هر مؤمنى که خداوند از او
در خصوص دوستى وولايت اهل بيت عليهم السلام
پيمان گرفته باشد، از او راضى وخشنود است، وهر منکرى که از او دورى جويد به او کافر باشد.

او امامى است پاک، وپاکيزه، ستوده خصال وهدايت کننده که به عدالت حکم مى کند
ومردم را به عدل ودادگرى فرمان مى دهد ودر گفتارش خداى تعالى را تصديق مى کند
وخداوند هم گفتار او را تصديق مى نمايد،
وچون علائم ظهور ودلائل خروج، براى او ظاهر گردد
از تهامه
يعنى: از سرزمين حجاز، خروج خواهد نمود.

براى او در
طالقان
گنج هائى ذخيره است که نه از طلاست ونه از نقره،
بلکه گروهى هستند از سواران شجاع ونيرومند که به ساز وبرگ کامل جنگى مجهزند،
ومردانى هستند
نشانه دار
با اسم ورسم، معروف ومشهور ونام آور
که خداوند آنها را از شهرهاى دور دست به شماره ى اصحاب
بدر
سيصد وسيزده تن به دور او جمع کند.

وبا او نامه اى است مهر شده که در آن نامه
شماره ى اصحاب ويارانش، ونام ونسبشان ونام شهرهايشان، وشغل وکارشان وکنيه وصفاتشان وتمام خصوصياتشان
ثبت وضبط ونوشته شده است.
آنان در هنگام جنگ ونبرد ومردانه به دشمن حمله مى برند وبه پيش مى تازند ودر فرمانبرداريش سخت وکوشا وجدى هستند.


پاسخ با نقل قول
  #5  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

ابى بن کعب
عرضه داشت:
يا رسول الله!
دلائل وعلامات ظهورش چيست؟
فرمود:
يکى اينکه:
پرچم وعلمى دارد که چون وقت ظهورش فرا رسد خود به خود باز مى شود
وخداى تعالى آن را به سخن مى آورد
وعرض مى کند:

يا ولى الله اقتل أعداء الله

اى ولى خدا از پشت پرده به در آى ودشمنان خدا را به قتل برسان.


واو دو پرچم، ودو نشانه دارد.
وله رايتان وعلامتان.

ودوم اينکه:
شمشيرى دارد که در غلاف است وچون هنگام ظهور حضرتش فرا رسد شمشير او از غلاف بيرون مى آيد
وخداوند آن را به سخن مى آورد وصدا مى زند:
اخرج يا ولى الله فلا يحل لک أن تقعد عن أعداء الله

اى ولى خدا، از پشت پرده ى غيبت بيرون بيا وقيام کن که ديگر جاى درنگ نيست
وبراى تو روا نيست که از دشمنان خدا دست بردارى!!!

پس آن حضرت قيام مى نمايد
ودشمنان خدا را در هر کجا که بيابد به قتل مى رساند
وحدود خداوند را جارى مى سازد وبه حکم خداوند حکم مى فرمايد،
واو خارج مى شود در حالى که
جبرئيل
در طرف راستش و
ميکائيل
در طرف چپش و
شعيب وصالح
جلودار وپيشرو لشکريان او باشند.
وزود باشد آنچه را که به شما گفتم، مردم آن را به زبان آورند، هر چند بعد از زمانهاى طولانى باشد
وأفوض أمرى الى الله عز وجل ولو بعد حين .

اى
ابى
خوشا بحال کسى که او را ديدار کند وزمانش را درک نمايد،
وخوشا به حال کسى که او را دوست بدارد وبه او عقيده داشته باشد،
خداوند آنها را از هلاکت نجات دهد به وسيله اقرار به او وبه
رسول خدا صلى الله عليه وآله وجميع امامان معصوم عليهم السلام؛
بهشت را به رويشان بگشايد، وحکايت آنان در زمين مانند معصوم عليهم السلام؛
بهشت را به رويشان بگشايد، وحکايت آنان در زمين مانند حکايت
مشک
است که بويش پراکنده شود وهرگز تغيير نيابد،
ومثل آنان در آسمان مانند ماه نورانى است که هرگز خاموش نشود وتيره نگردد.

ابى گفت
يا رسول الله!
خداى تعالى حال اين امامان معصوم عليهم السلام را چگونه بيان فرموده است؟

فرمود:
به راستى که خداوند عالم بر من دوازده مهر ودوازده صحيفه نازل فرموده که نام وصفت هر امامى بر مهر وصحيفه اش مى باشد.


پاسخ با نقل قول
  #6  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

در کتاب
نور الانوار
فارسى نوشته شيخ على اصغر بروجردى در قسمت نور هشتم در بيان علامات ظهور،
در مورد پرچم آن حضرت چنين آورده است:

با آن حضرت سه علم مى باشد که بر پوشه ى علم اول نوشته شده است

اليوم أکملت لکم دينکم وأتممت عليکم نعمتى ورضيت لکم الاسلام دينا.

امروز دين شما را کامل نمودم ونعمت خود را براى شما تمام کردم
واز براى شما راضى شدم که اسلام دينتان باشد.

وبر پوشه ى علم دوم نوشته شده است:

يوفون بالنذر ويخافون يوما کان شره مستطيرا.

آنها به نذر وپيمان خود وفا مى کنند
واز روزى که شدت وسختى آن همه ى اهل محشر را فرا مى گيرد ترس وواهمه دارند.

وبر پوشه ى علم سوم نوشته شده است:

لا اله الا الله، محمد رسول الله، على ولى الله وخليفته، والحسن والحسين والتسعة من ولد الحسين أوصيائه .

معبودى جز خالق يکتا نيست
ومحمد صلى الله عليه وآله فرستاده ى خدا است
وعلى عليه السلام ولى خدا وجانشين پيامبر است،
وامام حسن وامام حسين عليهما السلام ونه تن ديگر از فرزندان امام حسين عليه السلام اوصياء او مى باشند.


پاسخ با نقل قول
  #7  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

علائم عامه

واما علائم عامه که بيشتر آنها جنبه ى کلى وعمومى دارد،
وبراى عامه ى مردم ظاهر خواهد شد،
وهر کسى از عوام وخواص در طول دوران زندگى خود، برخى از آنها را خواهد ديد،
بسيار زياد است که در اينجا فقط تعدادى از آنها را براى آشنايى بيشتر خوانندگان محترم با انواع علائم نقل مى کنيم.

فهرست علائم عامه

مرحوم شيخ مفيد
رضوان الله عليه
در ذکر علامتهاى زمان قيام
حضرت مهدى عليه السلام
در کتاب ارشاد چنين فرموده است:

بدان که:
رواياتى که در ذکر نشانه هاى زمان ظهور
حضرت مهدى عليه السلام رسيده،
وآن نشانه ها وعلامات وحوادث بايد پيش از ظهور
مبارک آن بزرگوار واقع شود
فراوان است که از جمله ى آنها علامات زیراست:


پاسخ با نقل قول
  #8  
قدیمی 01-20-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

1- خروج سفيانى.

2- کشته شدن سيد حسنى.

3- اختلاف بنى عباس بر سر سلطنت دنيوى.

4- گرفتن خورشيد در نيمه ى ماه مبارک رمضان.

5- گرفتن قرص ماه در آخر ماه مبارک بر خلاف عادت.

6- فرو رفتن زمين
بيداء
که سرزمينى است ميان مکه ومدينه.

7- فرو رفتن يا جمعيتى در مشرق.

8- فرو رفتن يا جمعيتى در مغرب.

9- توقف خورشيد از اول ظهر تا وسط عصر.

10- طلوع خورشيد از مغرب.

11- کشته شدن نفس زکيه که سيدى است هاشمى در پشت کوفه،
يعنى:
نجف،
با هفتاد نفر از صلحاء.

12- بريدن سر مردى هاشمى؛ يعنى: سيد در ميان رکن ومقام.

13- خراب شدن ديوار مسجد کوفه.

14- نمايان شدن پرچم هاى سياه از طرف خراسان.

15- خروج يمانى، از طرف يمن.

16- ظهور مغربى، در مصر وحکومت بر شامات.

17- فرود آمدن ترکان در جزيره، که ظاهرا شرقى ها وغربى ها هستند، در جزيرة العرب.

18- ورود روميان در رمله.

19- طلوع ستاره ى درخشانى در مشرق که مانند ماه بدرخشد وسپس دو طرف آن خم گردد
بطورى که نزديک باشد دو طرف آن به هم برسد.
والبته اين ستاره غير از ستاره ى دنباله دارى است که در بعضى از روايات به قيام شخصى در آخر الزمان پيش از ظهور
حضرت مهدى عليه السلام
اشاره دارد.

20- پيدا شدن سرخى شديدى در آسمان که در اطراف آن پراکنده شود.




پاسخ با نقل قول
  #9  
قدیمی 02-19-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

ترجمه كتاب بحث حول المهدي

نويسنده: آية الله سيد محمد باقر صدر
مترجم: مصطفى شفيعي

اعجاز وعمر طولاني
دانستيم كه عمر طولانى از نظر علم، ممكن است. حال اگر فرض كنيم از نظر علم امكان نداشته باشد وقانون پيرى وشكستگى قانونى حتمى باشد كه بشريت هرگز نتواند آن را تغيير دهد، در اين صورت چه مى شود؟
بايد گفت: در اين صورت طول عمر افرادى چون نوح ومهدى كه قرنها بر خلاف قوانين طبيعى كه در علم جديد به اثبات رسيده است زنده مانده اند از موارد اعجاز محسوب مى گردد.
معجزه، در مقطع خاصى قانون طبيعت را از كار مى اندازد تا زندگى شخصى را كه رسالت به وجود او بستگى دارد حفظ كند.
معجزه طول عمر از نظر يك مسلمان كه عقيده خود را از قرآن وسنت برگرفته است دور از انتظار ومنحصر به فرد نيست.مثلا قانون طبيعت اين است كه جسمى كه حرارت بيشترى دارد در جسمى كه حرارت كمترى دارد اثر مى گذارد تا جايى كه هر دو يكسان شوند وقاطعيت اين قانون از قانون پيرى هم بيشتر است؛ در حالى كه مى دانيم اين قانون براى حفظ زندگى حضرت ابراهيم، عليه السلام، از تاءثير افتاد زيرا تنها راه براى نگهدارى او بود؛ وقتى آن حضرت به آتش در افتاد وحى آمد:
يا نار كونى بردا وسلاما

اى آتش بر ابراهيم خنك وسلامت باش!.
وابراهيم سالم بدون هيچ گزندى از آتش بيرون آمد!
وهمچنين است ديگر قوانين طبيعى كه براى شمارى از پيامبران وحجتهاى الهى در روى زمين از كار افتاد؛ دريا براى موسى شكافته شد؛ روميان تصور كردند عيسى را دستگير كرده اند در حالى كه اشتباه مى كردند؛ پيامبر اسلام، صلى اللّه عليه وآله، در حالى كه گروه زيادى از قريش خانه اش را در محاصره داشتند وساعتها در كمين او بودند، از خانه بيرون آمد واز ميان آنان گذشت در حالى كه خداوند وى را از ديد آنان پنهان داشت.
در همه اين نمونه ها قانون طبيعت براى حمايت وحفاظت يك شخص از كار مى افتد؛ زيرا حكمت الهى اقتضاى زنده ماندن او را داشته است وقانون پيرى هم مى تواند در زمره يكى از اين نمونه ها باشد.
شايد بتوان از آنچه تا به حال اتفاق افتاده يك نتيجه كلى به دست آورد وآن اينكه: هر وقت حفظ جان حجتى الهى در روى زمين نياز به تعطيل قانونى طبيعى داشته باشد وهر گاه ادامه زندگى آن شخصيت براى انجام يك طرح مهم، ضرورى باشد در اين هنگام لطف الهى باعث مى شود كه آن قانون طبيعى موقتا از كار بيفتد ولى وقتى شخصيتى وظيفه الهى خود را به انجام رساند، مطابق قوانين طبيعى مى ميرد ويا به شهادت مى رسد.
در اينجا هم، ما با يك سؤ ال روبرو مى شويم وآن اينكه چگونه ممكن است يك قانون از كار بيفتد؟ چگونه مى شود پيوند حتمى وضرورى ميان پديده ها گسسته شود؟ آيا اين با علم تناقض ندارد؟ علمى كه قوانين طبيعى را كشف وبر اساس آزمايش واستقراى منطقى، پيوندهاى ضرورى آن را شناسايى كرده است.
در جواب بايد گفت كه خود علم با عقب نشينى از انديشه ضرورى بودن قوانين طبيعى به اين پرسش، پاسخ داده است.
توضيح اينكه، علم بر اساس آزمايش ومشاهدات، قوانين طبيعى را كشف مى كند؛ هر گاه پديده اى طبيعى هميشه دنبال پديده اى بيايد از اين پيوستگى به يك قانون كلى پى مى بريم وآن اينكه هر جا آن پديده اولى پيدا شد دنبالش پديده دومى مى آيد. ولى علم نمى گويد بايستى ميان آن دو پديده، يك وابستگى ذاتى حتمى وجود داشته باشد كه از ژرفاى آنها سرچشمه گرفته است؛ زيرا حتميت وضرورت، يك حالت غيبى است كه وسايل آزمايشگاهى وعلمى نمى تواند آن را اثبات كند. از اين رو منطق علم جديد تاءكيد مى كند كه قانون طبيعى - آنگونه كه علم تعريف مى كند - سخن از ارتباط وعلاقه حتمى ندارد بلكه سخن از مقارنه دائمى ميان دو پديده دارد. پس اگر معجزه آمد واين دو پديده طبيعى را از هم جدا كرد چنين چيزى هرگز گسستن يك رابطه ضرورى وحتمى نيست.
حقيقت اين است كه معجزه به معنى دينى كلمه در پرتو منطق علم جديد بيش از آنچه نقطه نظر علم قديم بود، قابل فهم شده است، زيرا ديدگاه گذشتگان اين بود كه هر پديده اى اگر با پديده ديگر مقارنه داشت، رابطه آندو ناگسستنى است ومعنايش اين بود كه محال است يكى از ديگرى جدا شود. ولى در منطق علم روز اين رابطه به قانون مقارنه يا قانون تتابع شايع تعبير مى شود. بدون اينكه رابطه غيبى وحتمى ميان آن دو لازم شمرده شود.
با اين ديد معجزه يك حالت استثنايى براى اين عموم مى گردد بدون اينكه با يك ضرورت، اصطكاك پيدا كند يا منجر به يك امر محال ونشدنى گردد.
وما بنابر آنچه به عنوان اساس استقراء در منطق پذيرفته ايم با نظر علم جديد موافقيم ومى گوييم: استقراء دليلى بر رابطه ضرورى ميان دو پديده اقامه نمى كند بلكه تنها دلالت بر وجود يك تفسير مشترك در تقارن دائمى وتعاقب دائمى ميان دو پديده دارد وهمانطور كه مى شود اين تفسير مشترك را بر اساس حكمتى فرض كرد كه باعث شده نظم آفرين جهان، رابطه مستمرى ميان پديده هاى خاصى برقرار كرده باشد. وهمين حكمت احيانا ممكن است خود، دعوت به استثنا كند كه در اين صورت معجزه رخ مى دهد.

ویرایش توسط amir ahmadi : 02-19-2012 در ساعت 09:06 PM
پاسخ با نقل قول
  #10  
قدیمی 02-19-2012
amir ahmadi آواتار ها
amir ahmadi amir ahmadi آنلاین نیست.
کاربر عالی
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: بندرعباس
نوشته ها: 2,910
سپاسها: : 267

507 سپاس در 331 نوشته ایشان در یکماه اخیر
amir ahmadi به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

اصرار بر رهبري اين شخص كه نتيجه اش تعطيلي قوانين طبيعي است، چرا؟
در اينجا به طرح پرسش دوم مى پردازيم كه مى گويد: علت اينهمه اصرار از جانب خداوند متعال نسبت به اين شخص خاص چيست كه براى طولانى كردن عمر او قوانين طبيعى از كار بيفتد؟ چرا رهبرى آينده به كسى واگذار نمى شود كه مولود آينده باشد واتفاقات وپيشامدهاى مهم روز موعود، او را بسازد وسپس به ميدان آمده ونقش خود را ايفا كند؟ به عبارت ديگر فايده اين غيبت طولانى چيست؟
بسيارى از كسانى كه اين را مى پرسند نمى خواهند يك جواب تعبد ى بشنوند. البته ما معتقديم كه دوازده امام يك مجموعه منحصر به فرد است كه تعويض هيچ يك از مهره هاى آن به هيچ وجه امكان ندارد ولى اين افراد مى خواهند براى اين ديدگاه يك توجيه جامعه شناختى بر اساس حقايق محسوس داشته باشند كه خود آن انقلاب بزرگ وفراورده هاى شدنى آن را تبيين كند.
بر اين اساس موقتا از معتقدات خود نسبت به امامان معصوم چشم مى پوشيم واين پرسش را مطرح مى كنيم كه: آيا ما مى توانيم نسبت به تغيير مورد نظر از طريق بررسى سنتهاى اجتماعى وتجربيات زندگى، چنين نتيجه بگيريم كه يكى از عوامل پيروزى وموفقيت رهبر منتظر، همين عمر طولانى است؟ جواب ما مثبت است به چند دليل، از جمله اينكه: ايجاد يك دگرگونى بنيادين مى طلبد كه رهبرى آن در دست انسانى فوق العاده از نظر روحى باشد؛ با شناختى كامل از تواناييها وبرتريهاى مكتب خود وآگاهى ژرف از ضعف نظامهايى كه بايستى منهدم كند وتمدنى نو بر ويرانه آن بسازد.
به هر مقدار كه جان ودل رهبر نظم نوين جهانى از ابتذال وپوچى تمدنى كه به جنگش برخاسته، آگاه باشد وبداند كه آن تمدن تنها يك نقطه كوچك نسبت به خط طولانى تمدن انسانى است، به همان مقدار از نظر روحى قدرت بيشترى براى رو در رويى وپايدارى مى يابد وآنقدر مى جنگد تا پيروزى را به دست آورد.
روشن است كه مقدار لازم اين روان شناختى با حجم دگرگونى مورد نظر وبا تمدنى كه بايد واژگون شود، تناسب دارد. اين درگيريها هر چه با نظامهاى بزرگتر وتمدنهاى كهن تر باشد، شناخت فراگيرترى را مى طلبد.
وچون در روز موعود مقرر است كه جهان پر از ظلم وستم با همه زرق وبرق وجلوه هاى رنگارنگش زير وزبر شود، طبيعى است كه بايد دنبال شخصى بود كه يك تنه از همه جهان فراتر بوده؛ ومولود تمدنى نباشد كه مى خواهد آن را دگرگون وكاخ عدل را بر ويرانه آن بسازد؛ زيرا كسى كه در سايه يك تمدن كهن وريشه دار كه همه جهان تحت تاءثير سيطره ارزشى آن است بزرگ شود در مقابل آن تمدن احساس كوچكى مى كند، دليل آن هم اين است كه آن فرد از وقتى كه چشم به جهان مى گشايد واز هنگامى كه پرورش مى يابد تا زمانى كه بزرگ مى شود همواره حاكميت آن تمدن را مى بيند وبه هر جا نگاه مى اندازد جز جلوه هاى رنگارنگ آن را نمى بيند.
وبالعكس كسى كه با تاريخ زندگى كرده وپيش از آنكه اين تمدن شكل بگيرد حضور داشته وهمه تمدنهاى بزرگ وفروپاشى آنان را يكى پس از ديگرى با چشمان خود ديده باشد، نه اينكه فقط تاريخ را خوانده باشد؛ تمدنى را ديده است كه بايستى آخرين پرده از داستان زندگى انسان قبل روز موعود را به نمايش بگذارد. در واقع چنين كسى اين تمدن را پيش از پيدايش وقبل از جوانه زدن ديده وسپس شاهد پيدايش وظهور وبروز آن بوده، تا اينكه به مرحله رشد رسيده وبالاخره زمانى كه كاملا شكوفا گشته وبتدريج بر همه مقدرات جهان سيطره پيدا كرده است.
در حقيقت شخصى كه همه اين مراحل را با زيركى وآگاهى كامل پشت سر گذاشته به اين غول وحشتناك - كه در صدد از پاى درآوردن آن است - از آن زاويه تاريخى كه با چشمان خود ديده است مى نگرد، نه اينكه فقط به كتابهاى تاريخى مراجعه كرده ويا به عنوان يك سرنوشت محتوم آن را پذيرفته باشد. چنين شخصى قطعا ديدگاهش همانند ديدگاه روسو نخواهد بود كه درباره او مى گويند: حتى تصور اين كه فرانسه روزى بدون شاه باشد او را دچار ترس ووحشت مى كرد. با اين كه او در جهان انديشه وفلسفه از بزرگترين مبلغان وداعيان دگرگونى سياست حاكم بود. واين بدان علت بود كه روسو در فضاى پادشاهى پرورش يافته بود ودر طول زندگى در جو پادشاهى تنفس مى كرد.
ولى شخصى كه در همه تاريخ حضور داشته، خود داراى ابهت تاريخ وقدرت تاريخ است وكاملا مى داند كه آنچه اينك حاكميت دارد، گوشه اى از تاريخ وقدرت تاريخ است كه با زمينه هاى خاصى به وجود آمده است وبا گذشت زمان وزمينه هاى جديد از ميان خواهد رفت وچيزى از آن باقى نخواهد ماند؛ چنان كه در گذشته نزديك يا دور اصلا وجود نداشت. وانگهى عمر تمدنها هر چند طول بكشد نسبت به عمر طولانى تاريخ چند روزى بيش نيست.
اجازه بدهيد سؤالى بكنم، آيا سوره كهف وسرگذشت جوانانى را كه به خداى خود ايمان آوردند وخداوند بر هدايتشان افزود خوانده ايد؟
جوانانى كه با نظامى بت پرست وخودكامه مواجه بودند كه صداى توحيد را در گلو خفه مى كرد ونمى گذاشت در صف متحد شرك، خللى وارد آيد. جوانانى كه نفس در سينه آنان تنگ شد ونااميدى بديشان روى آورد وهمه درها را به روى خود بسته يافتند؛ وقتى چنين ديدند به غارى پناه بردند واز خداوند براى مشكل خود چاره خواستند. براى اين جوانان بسيار سنگين بود كه باطل حاكم باشد وحق محكوم، وستمگران هر كسى را كه قلبش براى حق مى تپيد، نابود سازند.
آيا مى دانيد خداوند با ايشان چه كرد؟ خداوند آنان را سيصدونه سال در آن غار خواب كردو سپس از خواب برانگيخت وبه صحنه زندگى بازگرداند در حالى كه آن نظام بيدادگر سقوط كرده وبه زباله دان تاريخ سپرده شده بود وديگر هيچ قدرتى نداشت.
چرا خداوند چنين كرد؟ براى اين كه آن جوانان برومند، فروپاشى حكومت باطل را با چشم خود ببيند. همان حكومتى كه سيطره ووجودش براى آنان بسيار بزرگ ومهم مى نمود. اينك با چشمان خود پايان كار آن نابكاران را مى ديدند تا در نظرشان قدرت وتواناييهاى ستمكاران تاريخ، كوچك وحقير جلوه كند.
اگر اصحاب كهف به خاطر آن اتفاق نادر كه در سيصد سال به زندگى شان افزود، توانستند بروشنى همه چيز را ببينند وروحيه اى برتر يابند پس براى آن امام منتظر، در تمام عمر طولانى اش چنين اتفاقى حاصل بوده است وبه او امكان مى داده كه حركت اين انسان سترگ را از آغاز تا كنون ببيند.
گذشته از اين، تجربه اى كه از همراهى با تمدنها حاصل مى شود وحضور شخصى در حركتها ودگرگونيهاى تاريخى اثر شگرفى در آمادگى فكرى وكارايى رهبر براى روز موعود دارد وباعث مى شود همه رفتارهاى كاربردى ديگران را با تمام نقطه هاى قوت وضعف وخطا وصواب بشناسد وبا كمال آگاهى وشناخت نسبت به عوامل واسباب وجهت گيريهاى تاريخى، دست به اصلاح جامعه بزند.
البته اين انقلاب بزرگى كه اجراى آن بر دوش امام منتظر گذاشته شده بر پايه وبنياد اسلام است وطبيعى است كه رهبرى آن بايستى به مصادر ومنابع نخستين اسلام كاملا نزديك باشد وشخصيت او به طور كامل ومستقل شكل گرفته واز تاءثيرات تمدنى كه مى خواهد با آن بجنگد به دور باشد.
اما كسى كه در دامن آن تمدن به دنيا آمده، پرورش يافته وافكارش در چارچوب آن رشد كرده است، قطعا نمى تواند به دور از رسوبات ونوع تفكر آن تمدن باشد، اگر چه خود جريان دگرگون سازى آن تمدن را رهبرى كند.
پس براى اين كه تاءثير ناپذيرى چنين رهبرى از آن تمدن، تضمين گردد، لازم است شخصيت او در آن مرحله تمدنى پيشين كه از نظر روح كلى ومبداء پيدايش به آن تمدن كه قرار است در روز موعود به رهبرى او تحقق يابد، نزديكتر است، به گونه اى كامل شكل گرفته باشد.
پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 12:00 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها