بازگشت   پی سی سیتی > هنر > فیلم سينما تئاتر و تلویزیون Cinema and The Movie > سینمای ایران > اخبار سینمای ایران

اخبار سینمای ایران اخبار فیلم و سینمای ایران در این تالار قرار خواهد گرفت

پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #11  
قدیمی 05-08-2012
FereShteH آواتار ها
FereShteH FereShteH آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Jan 2010
محل سکونت: تهران
نوشته ها: 4,317
سپاسها: : 1,663

2,620 سپاس در 1,701 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض مراسم بزرگداشت ایرج قادری برگزار می شود

به گزارش مهر، مراسم بزرگداشت مرحوم ایرج قادری روز جمعه 22 اردیبهشت ماه ساعت 18:30 تا 20 در مسجد الجواد واقع درمیدان هفتم تیر برگزار می شود.

این کارگردان و بازیگر سینمای ایران روز گذشته 17 اردیبهشت ماه پس از سپری کردن یک دوره بیماری در بیمارستان مهراد دافانی را وداع گفت.

همچنین مراسم تشیع پیکر این مرحوم در بهشت سکینه واقع در شهر کرج برگزار شد و وی بدون حضور هنرمندان و اهالی رسانه به خاک سپرده شد.
__________________


پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از FereShteH به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید




  #12  
قدیمی 05-08-2012
sharareh1 آواتار ها
sharareh1 sharareh1 آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 964
سپاسها: : 1,827

1,431 سپاس در 313 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

اعلام دلیل خاکسپاری زودهنگام ایرج قادری از زبان همسرش



برگزاری زودهنگام مراسم تشییع جنازه و سپس دفن پیکر ایرج قادری هرچند سوء تفاهمات بسیاری را در میان مخاطبان سینما به وجود آورد اما با این حال تهمینه اطمینان مقدم همسر ایرج قادری از این مساله سخن گفته که ایرج به خواست خودش چنین در خاک آرمید.

متن کامل یادداشت تهمینه در این باره را به نقل از «اعتماد» می خوانید:
با خواست خودش چنین در خاک آرمید
ایرج قادری بزرگمردی که به عشق مردم و برای مردم زندگی کرد و زندگیش را روی پرده های نقره ای جاودانه ساخت با خواست خود چنان در خاک آرمید که گرانی جسمش بر شانه های مردمی که مهرش را به دل داشتند و هنرش را به جان خریدار بودند، حتی برای لحظه ای سنگینی نکند.

او میخواست آخرین خاطره هایش بر پرده نقره ای باشد
او می خواست آخرین خاطره هایش همانی باشد که روزگاری بر پرده سینما و قاب تلویزیون بود تا وداع ابدی اش در آرامستان نباشد گویی که هر روز به لطف هنرش می شود دیدار تازه کرد تا هر کجا نام ایرج قادری بر صفحه ای نشست همگان به یاد قامت استواری که خم نشد جز در درگاه معبودش از جا برخیزند و این چنین بماند در یادهای عاشقانش.

از دوستان واقعی اش، همان مردمی که او هم عاشقانه دوستشان داشت، سپاسگزارم
بنا به خواسته اش هزینه مراسم ترحیم و مراسم مشابه به حساب موسسه محک یعنی موسسه حمایت از کودکان سرطانی واریز شده است تا او که خود پنجه در پنجه سرطان داشت بازیگر لحظات سخت کودکانی باشد که در چنبره این بیماری اسیرند. از دوستان واقعی اش، همان مردمی که او هم عاشقانه دوستشان داشت، سپاسگزارم. همانانی که میدانم برای روح بلندش از درگاه پروردگار طلب آمرزش می کنند.
__________________
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آن ها باشد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از sharareh1 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #13  
قدیمی 05-08-2012
sharareh1 آواتار ها
sharareh1 sharareh1 آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 964
سپاسها: : 1,827

1,431 سپاس در 313 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

ستارگان فرهنگ و هنر از ایرج قادری می گویند


دیروز بعد از مدتی بدحالی و دست و پنجه نرم کردن با سرطان،ایرج قادری، بازیگر و کارگردان قدیمی سینمای ایران دار فانی را وداع گفت. جالب اینکه او بلافاصله بعد از فوتش در مقبره بی بی سکینه کرج به خاک سپرده شد
لادیز : دیروز بعد از مدتی بدحالی و دست و پنجه نرم کردن با سرطان،ایرج قادری، بازیگر و کارگردان قدیمی سینمای ایران دار فانی را وداع گفت. جالب اینکه او بلافاصله بعد از فوتش در مقبره بی بی سکینه کرج به خاک سپرده شد در حالیکه نه مراسم تشییع و نه خاکسپاری با حضور هنرمندان و مردم سینمادوست برگزار نشد. بعد از اعلام خبر فوت این کارگردان، خیلی از اهالی هنر درمورد او حرف زدند. اظهار نظر آنها را بخوانید.

*حامد بهداد در صفحه شخصی اش نوشت:




ایرج قادری عازم سفر است من بسان یک چشم انتظار دلشکسته مانند یک یاس واقعی از همه سفرهای طولانی و بی بازگشت غمگینم من گمان می کنم مدتی است کمتر یکدیگر را دوست می داریم من گمان می کنم شاید چیزهایی باعث شده که مثلا شما از من دلخور باشید یا هرچیز دیگر. خب عذر خواهی می کنم . آیا این باعث نمی شود کمی دلتان به رحم آید؟ یادتان نیست؟ تاراج را دیده بودید؟ دادا را چطور ؟ پشت و خنجر را کجا دیدید در سینما یا در ویدئو یا برادرکشی ، کوسه جنوب ، کوچه مردها را یادتان هست ، ایرج قادری چطور؟ فردین مرد آخر این چه برزخی است می خواهم زنده بمانم. یه کاری کنید خاطره هامان به تاراج رفت عجب حکایتی است.

من همین دیروز بود که در ساحت یک کودک به تماشای اینها می نشستم من همین دیروز... درست یادم نمی آید از خدا چه خواستم حیف. حیف. حیف. حالا در امتداد این واقعیت تلخ چه می توان کرد دو دست ناچیز کشیده به آسمان به امید دعایی نامستجاب. کوششی مذبوحانه در برابر مسافری که قطعا عازم روز واقعه است من می خواهم دلشکستگی خود را صمیمانه و بی ادعا ابراز کنم من می خواهم همه با هم برای هم دعا کنیم حتی اگر یکدیگر را گاهی دوست نداشته ایم . کوچه مردها را دعا کنید شاید دیگر روزی از این کوچه صدایی نیاید اه خدایا... ای کاش هنوز می توانستیم گرمای دستان ایرج قادری را احساس کنیم ...روحش شاد، یادش گرامی.

* فاطمه گودرزی گفت:





مرحوم ایرج قادری شایستگی داشت در یک مراسم ویژه* به خاک سپرده شود. مسلم است شنیدن خبر مرگ هر انسان ناراحت کننده است. بعد از شنیدن فوت آقای قادری خیلی ناراحت شدم. ما چند ماه با هم همکاری داشتیم و ماحصل این همکاری فیلم ماندگار و خوبی شد که مردم آن را پسندیدند. در دو، سه روز اخیر شنیدم ایشان در کماست و اتفاقا می*خواستم بروم بیمارستان تا او را از نزدیک ببینم که خبر فوتشان را شنیدم. بعید می*دانم این (مراسم خاكسپاري) خواست آقای قادری باشد. بالاخره هر هنرمندی که مردم به او علاقه* دارند، دوست دارد همان مردم در خاکسپاری*اش حضور داشته باشند. من واقعا از دفن آقای قادری به این صورت متاسف و متعجب هستم.

* مسعود ده نمكي در وبلاگ شخصی اش نوشت:





اولین بار آقای ایرج قادری را در دفتر نشریه دیدم. قرار بود فیلمی بسازد و یکی از بازیگران ممنوع الکار پیش از انقلاب را برای بازی در فیلمش انتخاب کرده بود. گمان می کرد این بازیگر پتانسیل پر مخاطب کردن کارش را دارد. وقتی وارد دفتر شد او را نشناختم. خودش را معرفی کرد و گفت می خواهم با شما صحبت کنم. سفره درد و دلش باز شد و از مشکلات کاری اش گفت و اینکه اگر ما مطلبی انتقادی در مورد به کار گیری این بازیگر در فیلمش بنویسیم تمام سرمایه زندگی اش بر باد می رود. دلش شکست. بازی نمی کرد .اشکهایش که جاری شد بر محاسن سفیدش دلم فرو ریخت با خودم گفتم میان رسالت مطبوعاتی و آرمان و احساسم و یا اخلاق مرام و معرفتی کدام را باید انتخاب کنم. اگر یک وزیر و وکیل بود دستم نمی لرزید چون بارها شده بود که سیاستمداران از در رفاقت و تطمیع و یا تهدید وارد شودند اما عقب ننشستم اما این بار حکایت دیگری بود لحنش و ادبیاتش دست و دلم را لرزاند و گفتم خیالت راحت من این شماره نشریه صفحه سینمائی نخواهم داشت تا مجبور نشوم خبر سینمائی بنویسم و شما دلگیر شوید. خوشحال از پیشم رفت... گذشت تا ده سال بعد که «اخراجی ها» را ساختم و چرخ گردون ما را وارد سینما کرد. بعد از اولین اکران فیلم در جشنواره و استقبال و ازدحام عجیب و غریب مردم در مقابل سینماها و مداخله پلیس و حواشی پیش آمده اولین کارگردانی که با من تماس گرفت و ورودم را به سینما تبریک گفت آقای قادری بود. او گفت گمان می کنم ما اگر مخالفمان هم کار درستی انجام داد باید تحمل پذیرشش را داشته باشم و من برای همین زنگ زدم که بگویم خوش آمدی.

* عزت الله انتظامي در تلویزیون گفت:






ايرج قادري از جمله كارگردانان قديمي است كه از گذشته دور در سينماي ايران فعاليت داشته و نوع كارها و آثار به نمايش درآمده او داراي سوژه هاي خاص و به دور از مسائل سياسي و همچنين بيشتر به دنبال مسائل درام خانوادگي - اجتماعي و عاشقانه بود. تا به حال افتخار همكاري با ايشان را نداشته*ام و فقط در حد پيشنهادي از طرف وي بود كه سناريوي اين اثر مورد استقبال من قرار نگرفت در صورتيكه بسيار مشتاق بوديم تا در اثري سينمايي با يكديگر همكاري داشته باشيم. مرگ ايرج قادري را به تمامي هنرمندان عرصه سينماي ايران و همچنين خانواده مرحوم ايرج قادري تسليت گفته و آرزو دارم كه همه هنرمندان با حيثيت و آبرو از اين دنيا بروند.



* سعيد راد گفت:





من با آقای قادری تجربه دو همکاری را داشتم؛ یکی «هدف» که در اواسط دهه پنجاه تولید شد آن هم با سناریویی از علیرضا داوودنژاد و دیگری «برزخیها» که در ابتدای انقلاب ساخته شد. در هر دوی این همکاریها قادری را کارگردانی کاربلد دیدم که نبض تماشاگر دستش است و خوب می تواند او را به هیجان وادارد. قادری جزو سینماگران مهم بدنه سینمای ایران بود و به نوعی در سینمای ایران تاثیرگذار بوده اند. فیلم های ایشان نه تنها مخاطبان بسیاری را به سینمای ایران آورد بلکه بودند تعدادی بازیگر که به واسطه حضور در کارهای ایشان، مطرح شدند. به هر حال ایشان تاثیرگذاری خاص خود را در سینمای ایران داشته اند.

بهزاد فراهانی:





ایرج قادری یک آرتیست به تمام معنا بود. خبر ناراحت کننده ای بود. از دید من شخصیت فردی و هنری قادری با هم تفاوت داشت. من با شخصیت فردی او موافق نبودم . قادری در اولین فیلمی که به نام چشمه آب حیات بازی کرد نشان داد بازیگر با استعدادی است. شور، نگاه و فیزیک او در دیگران دیده نمی شد. در عرصه کارگردانی هم موفق بود و ادامه راه کوشان و روش سنتی او را ادامه داد. قادری در سینمای کوچه هم موفق بود و با همکاری مطلبی و گله آثار خوبی را از خود بر جای گذاشت. بهتر است از لحاظ شخصیتی بحث را باز نکنم. اینها مسائلی است که سینه به سینه مانده و از یاد ما نمی رود. سال 50 بود که در یزد مشغول فیلمبرداری فیلم نقره داغ بودیم.زمان تصویربرداری یک نوجوان تیغ کش و زنجیر به دست به سر صحنه آمد و گفت که یا مرا بازی بدهید و یا اجازه فیلمبرداری به شما نمی دهم. در این لحظه قادری به صورت خصوصی با فردین صحبت کرد. پس از چند دقیقه به من گفت بهزاد آن جوان در صحنه پیش تو می آید و باید او را بزنی تا فرار کند. این نقش او در کار من است. جوان نمی دانست که فیلمبرداری صورت نمی گیرد و فقط پز این کار را گرفته ایم. تا توانستیم او را زدیم. سه ماه که از اکران فیلم گذشت جوان به تهران آمد و گفت می خواهم قادری را بکشم و چرا آن صحنه در فیلم نیست. به او گفتیم که فیلم را سانسور کرده اند. من درگذشت قادری را تسلیت می گویم.او یک آرتیست به تمام معنا بود.

* رضا يزداني گفت:





اولين چيزي كه با آمدن نام آقاي قادري به ذهن من مي رسد فيلم هاي پرتعدادي است كه ايشان بازي كرده اند. نقش آفريني هاي متعددي كه هميشه جريان ساز بوده اند و در مورد شان بارها شنيده ايم. آقاي قادري در معرفي بسياري از ستاره هاي نسل جديد سينمای ايران پس از انقلاب هم بسيار پر كار بوده اند و سهم بزرگي را در اعتلاي نام سينماي ايران داشته و دارند. آخرين تصويري كه از ايشان در ذهن من مانده بازي جالب توجه شان در فيلم «آكواريوم» بود. همان فيلمي كه با نقش آفريني امين حيايي در تركيه فیلمبرداری شده بود و خيلي هم مورد توجه قرار گرفت. به هر حال خبر ناراحت كننده اي بود و بسيار بابت اين خبر غمگين شدم. خدا این هنرمند را بيامرزد.

* افسانه پاکرو گفت:

به شدت مايل بودم صدايشان را يك بار ديگر بشنوم. با دفتر ايشان تماش گرفتم. چون مي دانستم صداي خودشان روي پیغامگیر تلفن دفتر است و قطعا آن ساعت شب، آن هم در چنين شبي كسي جواب نخواهد داد و روي پيغامگير مي رود. اما متاسفانه صداي ايشان را از روي پيغامگير برداشته بودند. بعد شروع كردم عكس ها و فيلم هايي كه از ايشان روي گوشي تلفن همراه قديمي ام داشتم، ديدم. فيلم هايي كه در آنها با ايشان شوخي و صحبت كرده بوديم. همه را دوباره ديدم. از يك چيزي خيلي متاسف هستم. اين آخري ها خيلي با هم در تماس بوديم ولي متاسفانه نتوانستم ایشان را ببينم. شايد باورم نمي شد يك روز او ديگر بين ما نباشد. وقتي به بيمارستان رفتم ديگر از بخش خارج شده بودند و در اتاق مراقبت هاي ويژه قرار داشتند. نه كسي مي توانست از نزديك او را ببيند و نه ايشان كسي را مي شناختند. ممنوع الملاقات بودند. خيلي از اين موضوع متاسف و ناراحتم.

* روزبه نعمت اللهي گفت:





متاسفانه رويه جديدي اين اواخر در مورد هنرمندان باب شده كه پس از فوت آنهاست كه مسئولين به يادشان مي افتند. اين خيلي ناراحت كننده است. هيچكس در زمان حيات ايشان نپرسيد كه چرا اين اواخر ايشان كم كار شده اند؟ هنرمندان معمولا بايد پس از مرگ شان اسطوره شوند. در كل از طرف خودم به همه تسليت عرض مي كنم. من با فيلم « ميخواهم زنده بمانم» ايشان خاطرات فراواني دارم. خدایش بيامرزد.

* داوود رشيدي گفت:




خبر ناراحت کننده ای بود و از اینکه دیگر کنار ما نیست ناراحت و غمگینم. در حال حاضر از وضعیت روحی مناسبی برخوردار نیستم و به همین دلیل نمی توانم صحبت بیشتری در اینباره انجام بدهم.

* ماهچهره خلیلی گفت:

بازيگري راهي بود كه مادربزرگم خيلي دوست داشت من در آن فعال بشوم. بالاخره هم توسط مادربزرگم و آقاي قادري، دو تا قهرمان زندگي ام، وارد سينما شدم. افسوس كه ديگر هيچ كدام از آنها کنارم نيستند. قادري من را به سينما آورد و تمام زندگي حرفه ايم را مديونش هستم و هرگز حتي براي يك لحظه فراموش نمي كنم كه هر چه در اين كار دارم از اوست.

* نیما شاهرخ شاهی گفت:





ايرج قادري خيلي مرد بود. 30 كار در سينما بازي كرده بودم و همكاري با اين استاد سينما، سي و يكمين كارم بود. افتخار داشتم نقش اول آخرين فيلم سينمايي ايشان باشم. با قادري ابهت يك كارگردان را در پشت دوربين احساس كردم. نكاتي از ايرج قادري آموختم كه در 30 كار قبلي ام كارگردان هاي ديگر به من نياموخته بودند. در آموختن دست و دلباز بود و من از او آموختم.

* سیروس گرجستانی گفت:




عشق قادري به حرفه اش او را ماندگار كرد و باعث شد سال هاي سال در اين حرفه ماندگار و موفق باشد. من واقعا دوستش داشتم. خودش را دوست داشتم. با او حال مي كردم. حداقل هفته اي يك بار به او زنگ مي زدم و حال و احوال مي كردم و گپي مي زديم. هر از گاهي هم در مجالسي همديگر را مي ديدیم. خدا او را بيامرزد. بعد از تمام تماس هایی که داشتم بالاخره یک بار زنگ زدم اما ديگر خودش گوشي اش را جواب نداد. گفتند بد حال شده. گفتند بستري است. دلم گرفت. به هر حال وقتي ما جوان بوديم و هيچ كسي نبوديم، او كارگردان و بازيگر بود.
__________________
__________________
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آن ها باشد
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از sharareh1 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
  #14  
قدیمی 05-09-2012
sharareh1 آواتار ها
sharareh1 sharareh1 آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 964
سپاسها: : 1,827

1,431 سپاس در 313 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

یادداشت ناصر ملک‌مطیعی به‌مناسبت درگذشت ایرج قادری



مظلومانه و غم‌انگیز. مانده‌ایم که چه کنیم و درددل‌های کهنه را به کجا ببریم. هرچند صباحی رفیقی نازنین از گنبد مینای زندگی پرواز می‌کند و ما را....


درگذشت او برای مردمی که عاشقانه دوستش داشتند بسیار غم‌انگیز و تأسف‌بار بود برای همکاران و یاران قدیمی او فاجعه‌ای بسیار دردناک.
«ناصر ملک‌مطیعی» بازیگر و هم‌کار مرحوم «ایرج قادری» در فیلم‌هایی چون «برزخی‌ها» به‌مناسبت درگذشت وی یادداشتی را منتشر کرد.

به گزارش سینما پرس، در این یادداشت که در روزنامه «بانی فیلم» منتشر شده، آمده است: مظلومانه و غم‌انگیز. مانده‌ایم که چه کنیم و درددل‌های کهنه را به کجا ببریم. هرچند صباحی رفیقی نازنین از گنبد مینای زندگی پرواز می‌کند و ما را چشم‌ به راه آسمان بهت‌زده و حیران تنها می‌گذارد. افسوس که نه‌پای رفتن داریم و نه توان ایستادن. طبیعت سرنوشت با افسونگری تمام عصایی به دستمان‌ داده،‌ لنگ‌لنگان قدمی برمی‌داریم و در کوره راه زندگی دربه‌در و سرگردان. به هرحال شریک و سهیم این مصیبت بزرگ هستیم و شرمنده که مانده‌ایم. کم‌کم تنهای تنها شده‌ایم و همه آنهایی که دوستشان داشتیم و داریم رفتند و هزار خاطره و یادبود برای ما باقی گذاشتند.

ما مانده‌ایم تا ادای احترام کنیم و جوابگوی مهر و صفای مردم خوب وطن‌مان باشیم. رفیق و همکار عزیز ما مثل دیگر دوستان مظلومانه و غم‌انگیز رفت. مردی که در کارش بسیار موفق بود. بازیگر و کارگردانی که به کارش عشق می‌ورزید. کوشش و جدیت و تلاش سال‌های نوجوانی‌ و جوانی و فرو رفتن در قالب‌های مختلف و نقش‌های فراوان او را ساخته و پرداخته کرده بود. شانس و موقعیت در این پیروزی‌ها نقشی نداشت و همه و همه حاصل زحمات خستگی‌ناپذیرش بود که متأسفانه پایان ناخوشایندی داشت.

درگذشت او برای مردمی که عاشقانه دوستش داشتند بسیار غم‌انگیز و تأسف‌بار بود برای همکاران و یاران قدیمی او فاجعه‌ای بسیار دردناک.

و این طبیعت سرنوشت است که بی‌رحمانه می‌تازد و فرصت و مهلتی نمی‌دهد. قبول می‌کنیم که ما هم در این فصل از زندگی آسیب‌پذیر و شکننده شده‌ایم و روزگار گوش شنوایی ندارد.
سخن کوتاه و راضی به رضای حق و شاکر خداوند بزرگ و سپاسگزار مردم خوب و دوست‌داشتنی هستم که ما را رها نکرده‌اند. هم دردی صمیمانه‌ای دارم برای خانواده قادری با احترامی فراوان و تسلیت و سرسلامتی برای دوست و همکار و رفیق گرمابه و گلستان او سعید مطلبی که دنیایی از مهر و عاطفه و رفاقت است.
یادش گرامی باد.
__________________
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آن ها باشد
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از sharareh1 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #15  
قدیمی 05-09-2012
sharareh1 آواتار ها
sharareh1 sharareh1 آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 964
سپاسها: : 1,827

1,431 سپاس در 313 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

دلیل خاکسپاری زودهنگام ایرج قادری مشخص شد

برگزاری زودهنگام مراسم تشییع جنازه و سپس دفن پیکر ایرج قادری هرچند سوء تفاهمات بسیاری را در میان مخاطبان سینما به وجود آورد اما با این حال تهمینه اطمینان مقدم همسر ایرج قادری از این مساله سخن گفته که ایرج به خواست خودش چنین در خاک آرمید.





متن کامل یادداشت تهمینه در این باره را می خوانید:


با خواست خودش چنین در خاک آرمید


ایرج قادری بزرگمردی که به عشق مردم و برای مردم زندگی کرد و زندگیش را روی پرده های نقره ای جاودانه ساخت با خواست خود چنان در خاک آرمید که گرانی جسمش بر شانه های مردمی که مهرش را به دل داشتند و هنرش را به جان خریدار بودند، حتی برای لحظه ای سنگینی نکند.


او میخواست آخرین خاطره هایش بر پرده نقره ای باشد


او می خواست آخرین خاطره هایش همانی باشد که روزگاری بر پرده سینما و قاب تلویزیون بود تا وداع ابدی اش در آرامستان نباشد گویی که هر روز به لطف هنرش می شود دیدار تازه کرد تا هر کجا نام ایرج قادری بر صفحه ای نشست همگان به یاد قامت استواری که خم نشد جز در درگاه معبودش از جا برخیزند و این چنین بماند در یادهای عاشقانش.


از دوستان واقعی اش، همان مردمی که او هم عاشقانه دوستشان داشت، سپاسگزارم


بنا به خواسته اش هزینه مراسم ترحیم و مراسم مشابه به حساب موسسه محک یعنی موسسه حمایت از کودکان سرطانی واریز شده است تا او که خود پنجه در پنجه سرطان داشت بازیگر لحظات سخت کودکانی باشد که در چنبره این بیماری اسیرند. از دوستان واقعی اش، همان مردمی که او هم عاشقانه دوستشان داشت، سپاسگزارم. همانانی که میدانم برای روح بلندش از درگاه پروردگار طلب آمرزش می کنند.
__________________
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آن ها باشد
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از sharareh1 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #16  
قدیمی 05-09-2012
sharareh1 آواتار ها
sharareh1 sharareh1 آنلاین نیست.
کاربر خيلی فعال
 
تاریخ عضویت: Aug 2010
محل سکونت: مشهد
نوشته ها: 964
سپاسها: : 1,827

1,431 سپاس در 313 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض

انتقاد فرزند ایرج قادری از نامادری‌اش

انتقاد فرزند ایرج قادری از نامادری‌اش

ژوبین قادری تنها فرزند ایرج قادری در گفت‌و‌گو با خبرآنلاین با انتقاد از نحوه خاکسپاری پدرش تاکید کرد در لحظه خاکسپاری پدرش در تهران نبوده است.
به گزارش افکارنیور به نقل از خبرآنلاین: ژوبین قادری تاکید کرد: «من همزمان با ساخت فیلم «می‌خواهم زنده بمانم» به دنیا آمدم و در این سال‌ها به دلیل مسائل تحصیلی و فضای آرام کیش به همراه مادرم هما قادری در این جزیره زندگی می‌کردیم.»


او افزود: «ایرج قادری چهار سال بیمار بود و در این مدت من مدام کنارش بودم، دقیقا‌‌‌‌ همان شبی که پدرم فوت کرد، من رفته بودم مادرم را از کیش بیاورم که تلفنی به من خبر دادند پدرم فوت شده است. من بعد از شنیدن این خبر تماس گرفتم و به من گفتند فوت پدر شایعه است، اما متاسفانه حقیقت داشت و در‌‌‌‌نهایت نامادری‌ام (تهمینه اطمینان‌مقدم) بدون اطلاع ما پیکر پدر را به خاک سپرد.»



فرزند ایرج قادری با اشاره به این مطلب که خاکسپاری ایرج قادری در بهشت سکینه کرج خواست ما و ایرج قادری نبوده، افزود: «متاسفانه برای آمدن از کیش به تهران بلیت پیدا نکردیم و در ‌‌‌‌نهایت وقتی رسیدیم، فهمیدیم پدرم به خاک سپرده شده است.»


قادری در ادامه گفت: «ما به نحوه خاکسپاری پدرم اعتراض کردیم، اما هیچ شخصی پاسخگو نیست، اما مطمئن باشید من این موضوع را پیگیری خواهم کرد و از تمام کسانی که اجازه تدفین‌اش را صادر کردند توضیح می‌خواهم.»



او ادامه داد: «از زمانی که برادر ناتنی من فوت کرد فقط اسم من در شناسنامه پدرم بود و همه می‌دانستند من تنها فرزند‌ش هستم و به لحاظ احساسی بسیار به من وابسته بود.»




قادری با بیان این مطلب که مراسم و نحوه خاکسپاری ایرج قادری اصلا مناسبشان و منزلت این هنرمند نبود، افزود: «من به عنوان تنها پسر ایرج قادری اعلام می‌کنم مراسم سوم، هفتم، چهلم و سایر مراسم را مناسبشان و شخصیت پدرم برگزار می‌کنم.»



فرزند قادری از مردمی که به این بازیگر سینما ابراز احساسات کردند تقدیر کرد.


__________________
سعی کن آنقدر کامل باشی که بزرگترین تنبیه تو برای دیگران ، گرفتن خودت از آن ها باشد
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از sharareh1 به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
  #17  
قدیمی 05-09-2012
Afsaneh_roj آواتار ها
Afsaneh_roj Afsaneh_roj آنلاین نیست.
کاربر فعال
 
تاریخ عضویت: Dec 2011
محل سکونت: اصفهان
نوشته ها: 636
سپاسها: : 6,774

4,737 سپاس در 854 نوشته ایشان در یکماه اخیر
Afsaneh_roj به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض روحش شاد

روحش شاد و یادش گرامی
__________________

پاسخ با نقل قول
  #18  
قدیمی 05-11-2012
رزیتا آواتار ها
رزیتا رزیتا آنلاین نیست.
مسئول و ناظر ارشد-مدیر بخش خانه داری



 
تاریخ عضویت: Aug 2009
نوشته ها: 16,247
سپاسها: : 9,677

9,655 سپاس در 4,139 نوشته ایشان در یکماه اخیر
پیش فرض مراسم ترحیم مرحوم ایرج قادری ( جمعه 22 اردیبهشت )

مراسم ترحیم مرحوم ایرج قادری ( جمعه 22 اردیبهشت )







مراسم ترحیم مرحوم ایرج قادری صبح امروز جمعه در مسجد الغدیر تهران برگزار شد.


__________________
زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم
بر این تکرارِ در تکرار پایانی نمی بینم

به دنبال خودم چون گردبادی خسته می گردم
ولی از خویش جز گَردی به دامانی نمی بینم

چه بر ما رفته است ای عمر؟ ای یاقوت بی قیمت!
که غیر از مرگ، گردن بند ارزانی نمی بینم

زمین از دلبران خالی است یا من چشم ودل سیرم؟
که می گردم ولی زلف پریشانی نمی بینم

خدایا عشق درمانی به غیر از مرگ می خواهد
که من می میرم از این درد و درمانی نمی بینم

استاد فاضل نظری
پاسخ با نقل قول
کاربران زیر از رزیتا به خاطر پست مفیدش تشکر کرده اند :
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد



اکنون ساعت 05:59 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.



Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)


سایت دبیرستان وابسته به دانشگاه رازی کرمانشاه: کلیک کنید




  پیدا کردن مطالب قبلی سایت توسط گوگل برای جلوگیری از ارسال تکراری آنها