پی سی سیتی  
بازگشت   پی سی سیتی > ادب فرهنگ و تاریخ > شعر و ادبیات
ثبت نام راهنما فهرست کاربران جستجو نوشته های امروز نشانه گذاري انجمن ها به عنوان خوانده شده
تازه ترین اخبار(حتما ببینید) نسخه مناسب موبایل نقاشی بکشید اسلایدهای زیبا

شعر و ادبیات در این قسمت شعر داستان و سایر موارد ادبی دیگر به بحث و گفت و گو گذاشته میشود

خرید و فروش خودرو
پاسخ
 
ابزارهای موضوع نحوه نمایش
  #1  
قدیمی 06-28-2008
k@vir آواتار ها
k@vir k@vir آنلاین نیست.
مدیر بخش اخبار فرهنگی هنری
 
نوشته ها: 426
سپاسها: : 185
سپاسگزاری شده560 بار در 242 پست
پیش فرض قصه‌اي‌ به‌ زيبايي‌ نان‌

يك‌ مشت‌ دانه‌ گندم، توي‌ پارچه‌اي‌ نمناك‌ خيس‌ خوردند؛ جوانه‌ زدند و سبز شدند. كمي‌ كه‌ بالا آمدند، دورشان‌ را روباني‌ قرمز گرفت‌ و همسايه‌ سكه‌ و سيب‌ شدند.بشقاب‌ سبزه‌ آبروي‌ سفره‌ هفت‌سين‌ بود. دانه‌هاي‌ گندم‌ خوشحال‌ بودند و خيالشان‌ پر بود از رقص‌ گندم‌زارهاي‌ طلايي. آنها به‌ پايان‌ قصه‌ فكر مي‌كردند؛ به‌ قرص‌ ناني‌ در سفره‌ و اشتياق‌ دستي‌ كه‌ آن‌ را مي‌چيند. نان‌ شدن‌ بزرگترين‌ آرزوي‌ هر دانه‌ گندم‌ است.
اما برگ‌هاي‌ تقويم‌ تند و تند ورق‌ خورد و سيزدهمين‌ برگ‌ پايان‌ دانه‌هاي‌ گندم‌ بود.
روبان‌ قرمز پاره‌ شد و دستي‌ دانه‌هاي‌ گندم‌ را از مزرعه‌ كوچكشان‌ جدا كرد. روياي‌ نان‌ و گندم‌ تكه‌تكه‌ شد. و اين‌ آخر قصه‌ بود.
دانه‌ها دلخور بودند، از قصه‌اي‌ كه‌ خدا برايشان‌ نوشته‌ بود.
پس‌ به‌ خدا گفتند: اين‌ قصه‌اي‌ نبود كه‌ دوستش‌ داشتيم، اين‌ قصه‌ ناتمام‌ است‌ و نان‌ ندارد.
خدا گفت: قصه‌ شما كوتاه‌ بود، اما ناتمام‌ نبود. قصه‌ شما، قصه‌ جوانه‌ زدن‌ بود و روييدن. قصه‌ سبزي، قصه‌اي‌ كه‌ براي‌ فهميدنش‌ عمري‌ بايد زيست.
قصه‌ شما، قصه‌ زندگي‌ بود و كوتاهي‌اش، رسالتتان‌ گفتن‌ همين‌ بود.
خدا گفت: قصه‌ شما اگرچه‌ نان‌ نداشت، اما زيبا بود، به‌ زيبايي‌ نان.
پاسخ با نقل قول
6 کاربر زیر از k@vir سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
alit00 (07-16-2008), kalantar48 (06-28-2008), Maad (07-16-2008), مارشال (06-28-2008), دانه کولانه (06-28-2008), ساقي (05-28-2009)
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
بنر تبلیغاتی شما با سایز 468*60 در این مکان و با تکرار هر 10 پست همچنین زیر نامه های خصوصی کاربران قرار خواهد گرفت


  #2  
قدیمی 06-28-2008
k@vir آواتار ها
k@vir k@vir آنلاین نیست.
مدیر بخش اخبار فرهنگی هنری
 
نوشته ها: 426
سپاسها: : 185
سپاسگزاری شده560 بار در 242 پست
پیش فرض خداوند نانواي‌ آدم‌هاست‌

او پيامبري‌ بود كه‌ كتاب‌ نداشت. معجزه‌اي‌ هم.اسباب‌ رسالت‌ او تنها خوشه‌اي‌ گندم‌ بود كه‌ خدا به‌ او داده‌ بود.خدا گفته‌ بود: دشمنان‌اند كه‌ معجزه‌ مي‌خواهند، معجزه‌اي‌ كه‌ مبهوتشان‌ كند.
دوستان‌ اما تنها با اشاره‌اي‌ ايمان‌ مي‌آورند. و اين‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ براي‌ اشاره‌ كافي‌ است.
پيامبر، كوي‌ به‌ كوي‌ و شهر به‌ شهر رفت‌ و گفت: آي‌ مردم، به‌ اين‌ خوشه‌ گندم‌ نگاه‌ كنيد. قصه‌ اين‌ گندم، قصه‌ شماست‌ كه‌ چيده‌ مي‌شود و به‌ آسياب‌ مي‌رود تا ساييده‌ شود و پس‌ از آن‌ خميري‌ خواهد شد در دست‌هاي‌ نانوا؛ و مي‌رود تا داغي‌ تنور را تجربه‌ كند، مي‌رود تا نان‌ شود، مائده‌ مقدس‌ سفره‌ها.
آي‌ مردم، شما نيز همان‌ خوشه‌هاي‌ گندميد كه‌ در مزرعه‌ خدا باليده‌ايد. نترسيد از اين‌ كه‌ چيده‌ مي‌شويد، خود را به‌ آسيابان‌ روزگار بسپاريد تا در آسياب‌ دنيا شما را بسايد، تا درشتي‌هايتان‌ به‌ نرمي‌ بدل‌ شود و سختي‌هايتان‌ به‌ آساني.
خداوند نانواي‌ آدم‌هاست. خميرتان‌ را به‌ او بدهيد تا در دست‌هايش‌ ورزيده‌ شويد، خدا بر روحتان‌ چاشني‌ درد و نمك‌ رنج‌ خواهد زد و شما را در دستان‌ خود خواهد فشرد؛ طاقت‌ بياوريد، طاقت‌ بياوريد تا پرورده‌ شويد.
و كيست‌ كه‌ نداند خداوند او را در تنور خود خواهد نشاند؛ اين‌ سنت‌ زندگي‌ است. اما زيباتر آن‌ است‌ كه‌ با پاي‌ خود به‌ تنورش‌ درآييد و بسوزييد، نه‌ از سر بيچارگي‌ و اضطرار، كه‌ از سر شوق‌ و اختيار.
پيامبر گفت: صبوري‌ كنيد تا نان‌ شويد؛ ناني‌ كه‌ زيبنده‌ سفره‌هاي‌ ملكوت‌ باشد. صبوري‌ كنيد تا نان‌ شويد؛ ناني‌ كه‌ به‌ مذاق‌ خدا خوش‌ آيد.
هزاران‌ سال‌ است‌ كه‌ نان‌ در سفره‌ آدمي‌ است‌ تا به‌ يادش‌ آورد قصه‌ خوشه‌هاي‌ گندم‌ و آسياب‌ و تنور را... قصه‌ نان‌ پختن، نان‌ قسمت‌ كردن، نان‌ شدن‌ را...
پاسخ با نقل قول
5 کاربر زیر از k@vir سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
alit00 (07-16-2008), kalantar48 (06-28-2008), Maad (07-16-2008), مارشال (06-28-2008), ساقي (05-28-2009)
  #3  
قدیمی 06-28-2008
دانه کولانه آواتار ها
دانه کولانه دانه کولانه آنلاین نیست.
    مدیر سایت
        
کوروش نعلینی
 
نوشته ها: 8,866
سپاسها: : 4,751
سپاسگزاری شده10,083 بار در 4,731 پست
دانه کولانه به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض

شاخه گندم
آخرين چيزي كه شاخه گندم به ياد مي آورد
اين بود كه تمام شاخه هاي تشنه
براي بازگشت باغبان لحظه شماري مي كردند
و دعا مي خواندند
و چون باغبان آمد
به ياد روزهايي كه در دستانش آب بود
برايش هلهله ها كردند
و جشن به پا كردند
ولي باغبان اين بار با داس آمده بود
شاخه گندم ديگر چيزي را به ياد نمي آورد....
__________________

Enjoy Your Life Today من که ناگاته هه فته یه ک ته مه نم
& Yesterday Has Gone بو چی بگریم و بوچی پی نه که نم
Tomorrow May Never Come

امیدوارم بتونم هرچی زودتر پیش بچه ها برگردم توی سایت...


مرا میبینی و هر دم زیادت میکنی دردم
تو را میبینم و میلم زیادت میشود هر دم
ز سامانم نمیپرسی نمیدانم چه سر داری
به درمانم نمیکوشی نمیدانی مگر دردم ؟

نه راهست اینکه بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم
ندارم دستت از دامن به جز در خاک و آندم هم
که بر خاکم روان گردی بگیرد دامنت گردم



پاسخ با نقل قول
7 کاربر زیر از دانه کولانه سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
ALIMAGIC (01-05-2009), alit00 (07-16-2008), k@vir (06-28-2008), kalantar48 (06-28-2008), Maad (07-16-2008), مارشال (06-28-2008), ساقي (05-28-2009)
  #4  
قدیمی 06-28-2008
امیر عباس انصاری آواتار ها
امیر عباس انصاری امیر عباس انصاری آنلاین نیست.
ناظر و مدیر بخش موبایل
 
نوشته ها: 5,225
سپاسها: : 9,221
سپاسگزاری شده5,031 بار در 2,563 پست
پیش فرض

__________________
موضوع مهم :
اهدای عضو اهدای زندگی
[مشاهده ی لینک فقط برای اعضاء برای عضویت اینجا را کلیک کنید...]


[مشاهده ی لینک فقط برای اعضاء برای عضویت اینجا را کلیک کنید...]


امیر عباس انصاری
پاسخ با نقل قول
6 کاربر زیر از امیر عباس انصاری سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
alit00 (07-16-2008), k@vir (06-28-2008), kalantar48 (06-28-2008), Maad (07-16-2008), sheida.jojo (01-05-2009), دانه کولانه (06-28-2008)
  #5  
قدیمی 07-16-2008
alit00 آواتار ها
alit00 alit00 آنلاین نیست.
کاربر خوب
 
نوشته ها: 339
سپاسها: : 320
سپاسگزاری شده279 بار در 200 پست
پیش فرض

قصه‌ نان‌ پختن، نان‌ قسمت‌ كردن، نان‌ شدن‌ را...
عالی بود
و امروز عده ایی نان را هم از سفره ها و خدواند دریغ می کنند!!!
پاسخ با نقل قول
5 کاربر زیر از alit00 سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
k@vir (07-16-2008), sheida.jojo (01-05-2009), امیر عباس انصاری (07-17-2008), دانه کولانه (07-16-2008), ساقي (05-28-2009)
  #6  
قدیمی 12-28-2008
گندم آواتار ها
گندم گندم آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
نوشته ها: 25
سپاسها: : 0
سپاسگزاری شده34 بار در 16 پست
پیش فرض

ای کاش هنگامی که حضرت ادم دستش را میبر تا به هوس خوشه گندم را بچیند دستش را می گرفتم و می گفتم "بگذار تا ابد در بهشت بمانیم بهشت جاوید وجاویدان"
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از گندم سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
sheida.jojo (01-05-2009), امیر عباس انصاری (12-28-2008)
  #7  
قدیمی 01-05-2009
ALIMAGIC آواتار ها
ALIMAGIC ALIMAGIC آنلاین نیست.
کاربر عادی
 
نوشته ها: 42
سپاسها: : 17
سپاسگزاری شده49 بار در 28 پست
پیش فرض

گندم قصه پایان نیست شروع دوباره کاشتن ، نگاشتن ، افراشتن و سربریدن است .
پاسخ با نقل قول
2 کاربر زیر از ALIMAGIC سپاسگزاری کرده اند برای پست مفیدش:
امیر عباس انصاری (01-05-2009), ساقي (05-28-2009)
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمي توانيد تاپیک جديدي ارسال كنيد
شما نمي توانيدجواب پست ارسال كنيد
شما نمي توانيد در پست خود پیوست الحاق کنید
شما نمي توانيد پست خود را ويرايش كنيد

vB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
اچ تی ام ال غیر فعال می باشد


اکنون ساعت 04:22 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.


Powered by vBulletin® Version 3.6.12 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)

 جستجوی گوگل در پی سی سیتی; جستجوی گوگل در وب