![]() |
اگر شراب خوری جرعهای فشان بر خاک از آن گناه که نفعی رسد به غیر چه باک برو به هر چه تو داری بخور دریغ مخور که بیدریغ زند روزگار تیغ هلاک .... |
کنون که گله سعادتت پر بار است
دست تو ز جام می چرا بی کار است؟ |
؟تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت |
تشریف قدوم خود زمانی
مشرف کن خراب آباد ما را |
اگر یارانه گردد حذف ، اخطار!
که قیمت ها شود آزاد از این کارhttp://blogfa.com/images/smileys/07.gif مخوانیدش دگر طرحی هدفمند بفرمایید یک طرح حَذَفمند تحول میشود آن هم جهانی:cool: جهانی گشتن از نوع گرانی که قیمت همچو لندن گشته بیدار ولی ظاهر شبیه عصر قاجارhttp://blogfa.com/images/smileys/02.gif همان دهکوره دیروز هستیم که دل بر برج میلادش ببستیم{شیت شدن} جهانی میشویم از این تحول ولی بسیار میخواهد تحمل:63: تحمل کی توان با جیب خالی فقط با ماهی پنجاه تا هزاری{داش مشتی} |
یاقوت لبان در بناگوش
هم غالیه پاش و هم قصب پوش |
شادی مکن از زادن و شیون مکن از مرگ
زین گونه بسی آمد و زین گونه بسی رفت |
تا معطر کنم از لطف نسیم تو مشام
شمهای از نفحات نفس یار بیار |
روزی سراغ وقت من آئی که نیستم
در آستان مرگ که زندان زندگیست |
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود
بنده من شو و بر خور ز همه سیم تنان |
نعیم هر دو جهان پیش عاشقان بجوی
که این متاع قلیل است و آن عطای کثیر |
روز و شب خوابم نمی آید ز چشم غم پرست
بس که در بیماری چشم تو گریانم چو شمع |
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
هر که این آب خورد رخت به دریا فکنش |
شاهم ، ولي به ملک بلا ، با سپاه غم
ملکم ببين و موج سپاهم نگاه کن |
نیست بر لوح دلم جز الف قامت دوست
چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم |
من از اول که با خوناب اشک دل وضو کردم
نماز عشق را هم با تو کردم اقتدا حافظ |
ظاهرت را با دلت همرنگ کن
سیرتت را روشنتر از هر رنگ کن (شعر از رزیتا:d) |
این مگه شعر بود؟:p
نــازی کـه ز لبـخـنـد گـل یــاس هـویــداســت زیبائی عشق است که در چشم تو پیداست |
تا تو از خویشتن سفر نکنی
خویشتن را ز خود خبر نکنی نشوی محرم حریم وصال بر سر کوی او گذر نکنی |
يار در پرده و ما پرده بر انداخته ايم
از ازل او به چنان ما به چنين ساخته ايم گر كمان ميكشد اينك به كمين امده ايم ور كه شمشير زند ما سپر انداخته ايم |
مردن آیینه است و حسنت در آیینه در آمد
آیینه بر بگوید خوش منظر است مردن... |
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن |
نــو بهـــار آید و گلـزار شکـوفــا گـردد
بی گمان کوتهی عمر خزان خواهی دید |
در راه عشق وسوسه اهرمن سببیست
پیش آی و گوش دل به پیام سروش کن |
نه راه است این که بگذاری مرا بر خاک و بگریزی
گذاری آر و بازم پرس تا خاک رهت گردم |
مرا گر سر برند گوشتست و دمبه*** ترا گر سر برند چوبست و کنده مرا گر سر برند آرم جوانی*** ترا گر سر برند بیجان مامانی |
یاد باد آن صحبت شبها که با نوشین لبان
بحث سر عشق و ذکر حلقه عشاق بود |
در دایره قسمت ما نقطه تسلیمیم
لطف آنچه تو اندیشی حکم آنچه تو فرمایی |
یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
می سپارم به تو از چشم حسودی چو منش |
شمشير کشيدي و بخونم ننشاندي
افسوس که آغاز تو انجام ندارد |
دوش دور از رویت ای جان جانم از غم تاب داشت
ابر چشمم بر رخ از سودای دل سيلاب داشت |
تو همچو صبحی و من شمع خلوت سحرم .
تبسمی کن و جان بین که چون همیسپرم |
مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ |
دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند
وندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند |
دل سراپرده محبت اوست
دیده آیینه دار طلعت اوست من که سر درنیاورم به دو کون گردنم زیر بار منت اوست |
تو سرو دیدهای که کمر بست بر میان
یا مه چارده که به سر برنهد کلاه |
هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر
در صحبت شمال و صبا میفرستمت |
تحصیل عشق و رندی آسان نمود اول
آخر بسوخت جانم در کسب این فضایل |
کلک زدیا... دو جا به کار بردیمرافه
لب تو خضر و دهان تو آب حیوان است قد تو سرو و میان موی و بر به هیات عاج |
جام می و خون دل هر یک به کسی دادند
در دایره قسمت اوضاع چنین باشد |
| اکنون ساعت 06:18 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)