پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   مطالب آزاد (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=11)
-   -   تاپیک کلی مطالب جالب و خواندنی (http://p30city.net/showthread.php?t=602)

Zagros.p 02-08-2010 01:05 PM

سوال و معما: چند تن از بازداشت شدگان آزاد می شوند؟ (معما را پاسخ بدهید)
 
پس از يك رخدادی در يك كشوری، 500 تن زندانی و هريك به سلولی انداخته می شوند.
قفل های سلول طوری هستند كه با چرخاندن يك بار كليد در آن باز و با دوبار چرخاندن دوباره
بسته و با سه بار چرخاندن دوباره باز و و ...
فرمانراوی اين كشور بر آن است كه بمناسبت ختنه سوران نوه اش، شماری از بازداشت شدگان
را آزاد كند و به زندانبان دستور می دهد.
در گشت نخست همه قفل ها را يكبار بچرخاند (راهنمايی: اكنون قفل ها همه بازند)
در گشت دوم، قفل ها را يكی در ميان بچرخاند: 2، 4، 6، ...
در گشت سوم، قفل ها را دو در ميان بچرخاند: 3، 6، 9، ...
و همينجور تا گشت ِ 500 مين.

در پايان گشت ها در ِ هر سلولی باز بود، آن زندانی آزاد است.
چند تن از زندان جان بدر می برند؟

lucifer 02-08-2010 07:51 PM

يك با يك برابر است؟؟؟؟!!!!!!!...........
 
معلم پای تخته داد می زدصورتش از خشم گلگون بودو دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بودولی ‌آخر کلاسی هالواشک بین خود تقسیم می کردندوان یکی در گوشه ای دیگر جوانان را ورق می زدبرای آنکه بی خود های و هو می کرد و با آن شور بی پایانتساوی های جبری رانشان می دادخطی خوانا به روی تخته ای کز ظلمتی تاریک/ غمگین بودتساوی را چنین بنوشت/ یک با یک برابر هست؟از میان جمع شاگردان یکی برخاستهمیشه یک نفر باید به پا خیزدبه آرامی سخن سر دادتساوی اشتباهی فاحش و محض استمعلم/ مات بر جا ماندو او پرسیدگر یک فرد انسان واحد یک بود ایا باز/ یک با یک برابر بودسکوت مدهوشی بود و سئوالی سختمعلم خشمگین فریاد زد/ آری برابر بودو او با پوزخندی گفتاگر یک فرد انسان واحد یک بود/ آن که زور و زر به دامن داشت بالا بودوانکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت/ پایین بوداگر یک فرد انسان واحد یک بود/ آن که صورت نقره گون/ چون قرص مه می داشت/ بالا بودوان سیه چرده که می نالید/ پایین بوداگریک فرد انسان واحد یک بود/ این تساوی زیر و رو می شدحال می پرسم یک اگر با یک برابر بود/ نان و مال مفت خواران/ از کجا آماده می گردید/ یا چه کس دیوار چین ها را بنا می کرد ؟یک اگر با یک برابر بود/ پس که پشتش زیر بار فقر خم می شد ؟/ یا که زیر ضربت شلاق له می گشت ؟یک اگر با یک برابر بود/ پس چه کس آزادگان را در قفس می کرد ؟معلم ناله آسا گفت/ بچه ها در جزوه های خویش بنویسید/ یک با یک برابر نیست............!!!!!!!!!!!!!!!!!!

lucifer 02-08-2010 07:55 PM

سياستمدار!!!!!!!
 
کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند . پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمی‌دانست که چه چيزى از زندگى می‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت .
يک روز که پسر به مدرسه رفته بود ، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد . به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد : يک کتاب مقدس، يک سکه طلا و يک بطرى مشروب .

کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان می‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد . آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر می‌دارد . اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست . اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست . امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوری خواهد شد که جاى شرمسارى دارد



مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت . در خانه را باز کرد و در حالى که سوت می‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد . کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که می‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد . با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند .

کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد . سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .

کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت : « خداى من! چه فاجعه بزرگی ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »


lucifer 02-10-2010 02:15 AM

خط........
 
برای اینکه بتونید از روی خط کسی به خصوصیاتش پی ببرید چند کار رو
انجام بدید.
۱:از شخص بپرسید که ایا مایل هست با روحیاتش اشنا بشید؟
۲:قلم و کاغذ به شخص بدید.
۳:از اون بخواهید که خطوطی رو به سلیقش بکشه.
البته فراموش نکنید که با این کار به طور کامل نمیتونید به شخصیت درونی
افراد پی ببرید این کار بیشتر جنبه تفریحی داره ولی خیلی جالبه حتما"
امتحان کنید.
روانشناسي خط :خطوط عمودی:این خطوط نمایانگر ایستادگی و مقاومت و استحکام است.
افرادی که از این خطوط بیشتر استفاده میکنند افرادی هستند:گرم و پویاـ جنجالبر انگیز ـروحیه ی اجتماعی دارندـمخاطب را تحت تاثیر قرار میدهند و توانفوق العاده ای در جذب افراد دارند.
خطوط افقی:این خطوط نمایانگر ارامش و اعتدال و سکون است.
افرادی که بیشتر از این خطوط استفاده میکنند افرادی هستند:باوقار و آرمانگرا
این افراد غیرفعال و آرام هستند.توجه زیادی به مادیات ندارند.بیشتر اوقاترفتار مسالمت آمیز دارند.
خطوط مایل:این خطوط نمایانگر تحرک و عدم سکون و عدم ثبات است.
افرادی که بیشتر از این خطوط استفاده میکنند افرادی هستند:پرتحرک ـچالاک
و تا حدودی پرخاشگر.
خطوط منحنی:این خطوط نمایانگر مداومت است.
افرادی که بیشتر از این خطوط استفاده میکنند افرادی هستند:با پشتکار فراوان
این افراد برای رسیدن به اهداف خود بسیار مصمم و پر تلاش هستند.
صبور و بردبارند و مشکلات هرگز نمیتواند از عزم انها بکاهد.:53:

Setare 02-10-2010 04:34 PM

این سایت سعی دارد تا براساس آزمون میرز-بریگز ( Mbti ) مشخصات شخصیتی شما را اعلام نماید
 
http://www.iranzehn.com/Default.aspx
جالبه با کمی شکیبایی 80 تا سوال رو پاسخ بدید تا شخصیت شما رو بگه!
کار بچه های دانشگاه تهرانه!!

SHeRvin 02-12-2010 03:39 AM

چرخ‌های بوئینگ به درد فرود اضطراری نمی‌خورد
 
چرخ‌های بوئینگ به درد فرود اضطراری نمی‌خورد

http://www.asriran.com/files/fa/news...126557_463.jpg

با گذشت 2 سال از سانحه هواپیمای بوئینگ در فرودگاه لندن که به زخمی شدن 1 مسافر منجر شد، نتایج گزارش تحقیق نهایی مشخص کرد چرخ‌های هواپیماهای غیرنظامی مناسب فرود اضطراری در خارج از باند فرودگاه نیست.

آخرین گزارش بررسی سانحه بوئینگ 777 خطوط هوایی انگلیس که ژانویه 2008 / دی 1386 به هنگام فرود در فرودگاه لندن رخ داد، بالاخره منتشر شد و در اختیار رسانه‌ها قرار گرفت.

به گزارش نیوساینتیست، این موضوع که این حادثه بر اثر یخ‌زدگی مخزن سوخت هواپیما در ارتفاع بالا و عدم پیش‌بینی مهندسین بوئینگ رخ داده است، خبری قدیمی محسوب می‌شود؛ چرا که شرکت بوئینگ اعلام کرده است این مشکل را حل کرده است.

اما گزارشی که توسط کمیته تجسس حوادث هوایی انگلیس ارائه شد، حاکی از خطر دیگری است که تبعات آن تمامی هواپیماهای غیرنظامی را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. کمیته تجسس حوادث هوایی عنوان کرد راهبردهای طراحی ارائه شده توسط سازندگان در طراحی چرخ‌های هواپیما قادر نیست فرودهای اضطراری خارج از باند فرودگاه را تحمل کند.

هواپیمای بوئینگ 777 تنها برای حرکت در خود باند فرودگاه طراحی شده و به همین دلیل در سانحه فرودگاه لندن، در چمن‌های کنار باند دچار سانحه شد. چرخ‌های زیر دماغه هواپیما به سرعت و به موقع باز شدند، اما چرخ‌های اصلی زیر بال‌ها باز نشدند و این باعث آسیب دیدن هواپیما شد.

یکی از قطعات چرخ‌ها باعث پارگی مخزن سوخت شده و دیگری نیز با سوراخ کردن بدنه هواپیما، یک مسافر را زخمی کرد. شبیه‌سازی‌ها نشان داده‌اند که چرخ‌های هواپیما در صورت فرود نادرست در باند کاملا از آن جدا می‌شوند، اما این مسئله در مورد سطوح نرم‌تر صدق نمی‌کند.

کمیته تجسس حوادث هوایی ابراز داشت: «مهم است که سطوح مختلف در طراحی چرخ‌های هواپیما در نظر گرفته شوند.»

با انتشار این گزارش، آژانس امنیت هوایی اروپا در مونیخ و اداره کل هوانوردی آمریکا در واشنگتن، درصدد برآمده‌اند تا استانداردهای جدیدی برای چرخ‌های هواپیما در نظر بگیرند تا چرخ‌ها قادر باشند در هر سطحی فرود آیند.

فرانک 02-14-2010 02:08 PM

ده نابغه اول جهان
 
وقتی صحبت از نوابغ اول جهان به میان می آید نا خود آگاه نام آلبرت انیشتین به اذهان خطور میکند.اما بد نیست بدانیم این فیزیکدان مشهور آلمانی جزو لیست ده نفره نیستز .زیرا ضریب هوشی یا همان Iq او در حدود 160 تخمین زده شده.
در این مقاله ضمن تعریف ضریب هوشی به معرفی ده نابغه اول جهان غرب می پردازیم .
ضریب هوشی یک نسبت است که از تقسیم سن عقلی بر سن تقویمی ضربدر صد به دست میآید.اگر سن عقلی با سن تقویمی یکسان باشد ضریب هوشی صد میشود.ولی در بعضی مواقع در بعضی افراد سن عقلی بیشتر میشود که این فرد هوش بیشتری نسبت به سایر افراد دارد.
برای بدست آوردن سن عقلی راههای زیادی وجود دارد و معمولا کارشناسان از تستهای خاصی استفاده میکنندکه جنبه های مختلفی مانند تشخیص الگوها.قدرت حافظه کوتاه مدت.استفاده فرد از واژه ها.سرعت محاسبه فرد.درک روابط یا جبر.اطلاعات عمومی. محاسبات ریاضیات.درک فضایی.منطق و املا را ارزیابی میکنند.
و اینک معرفی 10 نابغه اول جهان
1-گوته شاعر آلمانی با ضریب هوشی 210 نمایشنامه نویس داستان نویس .سیاستمدار.کارگردان تئاتر .منتقد و هنر مندی آماتور بودکه بزرگترین شخصیت ادبی عصر مدرن به شمار میرفت.
2-لئوناردو داوینچی.نقاش مجسمه ساز .معمار.طراح و مهندس ایتالیایی دومین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی 205برخوردار بود.
3-امانوئل سویدن برگ .مبتکر مسیحی و فیلسوف و دانشمند الهیات سوئدی با ضریب هوشی 205
4-گاتفرید ویلهلم وون لیبنیزچهارمین نابغه برتر جهان از ضریب هوشی 205برخوردار بود این فیلسوف برجسته آلمانی در رشته حقوق تحصیل میکرد.
5-جان استو آرت میل .فیلسوف.اقتصاددان .مبلغ مکتب سودمند گرایی انگلیسی بود که از ضریب هوشی 200بهره برده بود
6-بلز پاسکال.ریاضیدان .فیزیکدان.فیلسوف مذهبی و استاد نثر فرانسوی بود ضریب هوشی او 195بودو اساس تشکیل تئوری احتمالات را بنا نهاد.
8-بابی فیشر که به روبرت جیمز فیشر معروف است.شطرنج باز ماهر آمریکایی بود که از ضریب هوشی 187بهره برده بود.
9-گالیلئو گالیله.فیلسوف علوم طبیعی.منجم و ریاضیدانایتالیایی بود که به پیشبرد علوم حرکت.ستاره شناسی و قدرت مواد کمک شایانی کرد وی از بهره هوشی 185 برخوردار بود
10-نه لوئزجرمانی نکر بارونس دی استل معروف به مادام دی استل .دانشمند.مبلغ سیاسی و سخنور فرانسوی سویسی بود که از ضریب هوشی 180سهم برده بود.

فرانک 02-16-2010 06:24 PM

نوع عطسه و شخصییت افراد
 
عطسه یكی از معمولترین اصواتی است كه در فصل بهار و در زمان گرده افشانی درختان به گوش می رسد. اما متخصصین رشته زبان اشاره (body language) معتقدند نوع عطسه كردن نشانگر شخصیت افراد است.
بر اساس گفته پتی وود (Patti A. Wood) یكی از این متخصصین بیشتر افراد در طول عمرشان روش عطسه كردن مختص به خود را دارند كه با شخصیت آنها مطابقت دارد. این متخصص بر اساس تحقیقی كه انجام داده عطسه كنندگان را به چهار دسته كلی تقسیم كرده است:.
۱- افراد خوب و مهربان
۲- افراد درست و قابل اعتماد
۳- افراد كاری
۴- افراد مشتاق و موثر
افرادی كه فقط یك عطسه میكنند در زمره افراد خوب و مهربان هستند این افراد خون گرم، مفید و حامی دیگران می باشند.
افرادی كه با صدای بلند عطسه میكنند در زمره افراد كاری به شمار می آیند ، این اشخاص سریع العمل ، قاطع و در نهایت رهبران خوبی هستند.
اشخاصی كه همیشه به هنگام عطسه كردن با دستمال جلوی بینی خود را میگیرند افراد درست و قابل اعتمادی هستند این افراد معمولا با دقت، درستكار ، و بسیار منطقی میباشند.
آخرین گروه افرادی هستند كه با صدای بسیار بلند و خشن و به دفعات عطسه می كنند در زمره افراد مشتاق به شمار می آیند كه این اشخاص دارای جذابیت اجتماعی می باشند و توانائی ایجاد انگیزه و تاثیر گذاری بر دیگران را دارند.
بنا به گفته دكتر فردریك لیتل (Frederic Little) پرفسور دانشگاه بوستون یك الگوی ذاتی برای روش عطسه كردن انسانها وجود دارد كه به احتمال زیاد ژنتیكی و موروثی میباشد.
__________________

فرانک 02-17-2010 09:19 PM

شگفتیهای زندگی آلبرت انیشتین
 
شگفتیهای زندگی آلبرت انیشتین
هشت موضوع شگفت انگيز از زندگي آلبرت انيشتن، كه شما هيچ گاه آنان را نمي دانستيد. بله، همگي ما مي دانيم كه انيشتن اين فرمول [e=mc2] را كشف كرد. اما واقعيت آن است كه چيز هاي كمي در مورد زندگي خصوصي اش مي دانيم،خودتان را با مطالعه اين هشت مورد، شگفت زده كنيد!

1- او با سر بزرگ متولد شد
وقتي انيشتن به دنيا آمد او خيلي چاق بود و سرش خيلي بزرگ تا آنجايي كه مادر وي تصور مي كرد، فرزندش ناقص است، اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه هاي طبيعي بازگشت.
2- حافظه اش به خوبي آنچه تصور مي شود، نبود
مطمئنا انيشتن مي توانسته كتابهاي مملو از فرمول و قوانين را حفظ كند، اما براي به ياد آوري چيز هاي معمولي واقعا حافظه ضعيفي داشته است. او يكي از بدترين اشخاص در به ياد آوردن سالروز تولد عزيزان بود و عذر و بهانه اش براي اين فراموشكاري، مختص دانستن آن [تولد] براي بچه هاي كوچك بود.
3- او ازداستانهاي علمي-تخيلي متنفر بود
انيشتن از داستانهاي تخيلي بيزار بود. زيرا كه احساس مي كرد، آنها باعث تغيير درك عامه مردم ازعلم مي شوند و در عوض به آنها توهم باطلي از چيز هايي كه حقيقتا نمي توانند اتفاق بيفتند ميدهد.
به بيان او "من هرگزدر مورد آينده فكر نمي كنم، زيراكه آن به زودي مي آيد." به اين دليل او احساس مي كرد كساني كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را مي بينّند بايد تجربه هايشان را براي خود نگه دارند.

4- او در آزمون ورودي دانشگاه اش رد شد
درسال 1895 در سن 17 سالگي، انيشتن كه قطعا يكي از بزرگترين نوابغي است كه تا كنون متولد شده، در آزمون ورودي دانشگاه فدرال پلي تكنيك سوييس رد شد.
در واقع او بخش علوم ورياضيات را پشت سر گذاشت ولي در بخش هاي باقيمانده، مثل تاريخ و جغرافي رد شد. وقتي كه بعدها از او در اين رابطه سوال شد؛ او گفت: آنها بي نهايت كسل كننده بودند، و او تمايلي براي پاسخ دادن به اين سوالات را در خود آحساس نمي كرد.

5- علاقه اي به پوشيدن جوراب نداشت-انيشتن
انيشتن در سنين جواني يافته بود كه شصت پا باعث ايجاد سوراخ در جوراب مي شود. سپس تصميم گرفت كه ديگر جوراب به پا نكند و اين عادت تا زمان مرگش ادامه داشت.
علاوه بر اين او هرگز براي خوشايند و عدم خوشايند ديگران لباس نمي پوشيد، او عقيده داشت يا مردم اورا مي شناسند و يا نمي شناسند.پس اين مورد قبول واقع شدن [آن هم از روي پوشش] چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟

6- او فقط يكبار رانندگي كرد
انيشتن براي رفتن به سخنراني ها و تدريس در دانشگاه، از راننده مورد اطمينان اش كمك مي گرفت. راننده وي نه تنها ماشين اورا هدايت مي كرد، بلكه هميشه در طول سخنراني ها در ميان،شنوندگان حضور داشت.
انيشتن، سخنراني مخصوص به خود را انجام مي داد و بيشتر اوقات راننده اش، بطور دقيقي آنها را حفظ مي كرد.
يك روز انيشتن در حالي كه در راه دانشگاه بود، باصداي بلند در ماشين پرسيد: چه كسي احساس خستگي مي كند؟
راننده اش پيشنهاد داد كه آنها جايشان را عوض كنند و او جاي انيشتن سخنراني كند، سپس انيشتن بعنوان راننده او را به خانه بازگرداند.
عدم شباهت آنها مسئله خاصي نبود. انيشتن تنها در يك دانشگاه استاد بود، و در دانشگاهي كه وقتي براي سخنراني داشت، كسي او را نمي شناخت و طبعا نمي توانست او را از راننده اصلي تمييز دهد.
او قبول كرد، اما كمي ترديد در مورد اينكه اگر پس از سخنراني سوالات سختي از راننده اش پرسيده شود، او چه پاسخي خواهد داد، در درونش داشت.
به هر حال سخنراني به نحوي عالي انجام شد، ولي تصور انيشتن درست از آب در آمد. دانشجويان در پايان سخنراني انيتشن جعلي شروع به مطرح كردن سوالات خود كردند.
در اين حين راننده باهوش گفت "سوالات بقدري ساده هستند كه حتي راننده من نيز مي تواند به آنها پاسخ گويد!" سپس انيشتن از ميان حضار برخواست و به راحتي به سوالات پاسخ داد، به حدي كه باعث شگفتي حضار شد.

7- الهام گر او يك قطب نما بود
انيشتن در سنين نوجواني يك قطب نما به عنوان هديه تولد از پدرش دريافت كرده بود.
وقتي كه او طرز كار قطب نما را مشاهده مي نمود، سعي مي كرد طرز كار آن را درك كند. او بعد از انجام اين كار بسيار شگفت زده شد. بنابر اين تصميم گرفت علت نيروهاي مختلف در طبيعت را درك كند.

8- راز نهفته در نبوغ او
بعد از مرگ انيشتن در 1955 مغز او توسط توماس تولتز هاروي براي تحقيقات برداشته شد.
اما اينكار بصورت غير قانوني انجام شد.بعدها پسر انيشتن به او اجازه تحقيقات در مورد هوش فوق العاده پدرش را داد.
هاروي تكه هايي از مغز انيشتن را براي دانشمندان مختلف در سراسر جهان فرستاد. از اين مطالعات دريافت مي شود كه مغز انيشتن در مقايسه با ميانگين متوسط انسانها،مقدار بسيار زيادي سلولهاي گليال كه مسئول ساخت اطلاعات هستند داشته است.همچنين مغز انيشتن مقدار كمي چين خوردگي حقيقي موسوم به شيار سيلويوس داشته، كه اين مسئله امكان ارتباط آسان تر سلولهاي عصبي را بايكديگر فراهم مي سازد.
علاوه بر اينها مغز او داراي تراكم و چگالي زيادي بوده است و همينطور قطعه آهيانه پاييني داراي توانايي همكاري بيشتر با بخش تجزيه و تحليل رياضيات است.
__________________

فرانک 02-17-2010 09:25 PM

دو دوست
 
دو دوست در بيابان همسفر بودند. در طول راه با هم دعوا كردند. يكي به ديگري سيلي زد.. دوستي كه صورتش به شدت درد گرفته بود بدون هيچ حرفي روي شن نوشت: « امروز بهترين دوستم مرا سيلي زد».
آنها به راهشان ادامه دادند تا به چشمه اي رسيدند و تصميم گرفتند حمام كنند.
ناگهان دوست سيلي خورده به حال غرق شدن افتاد. اما دوستش او را نجات داد.
او بر روي سنگ نوشت:« امروز بهترين دوستم زندگيم را نجات داد .»
دوستي كه او را سيلي زده و نجات داده بود پرسيد:« چرا وقتي سيلي ات زدم ،بر روي شن و حالا بر روي سنگ نوشتي ؟»
دوستش پاسخ داد :«وقتي دوستي تو را ناراحت مي كند بايد آن را بر روي شن بنويسي تا بادهاي بخشش آن را پاك كند. ولي وقتي به تو خوبي مي كند بايد آن را روي سنگ حك كني تا هيچ بادي آن را پاك نكند

فرانک 02-17-2010 09:28 PM

دوست تو
 
دوســت تــو
دوست معمولي هيچگاه نميتواند گريه تورا ببيند.
دوست واقعي شانه هايش از گريه تو تر خواهد بود.
دوست معمولي اسم کوچک والدين تو را نميداند.
دوست واقعي شايد تلفن آنها را جايي نوشته باشد.
دوست معمولي يک جعبه شکلات براي مهماني تو ميآورد.
دوست واقعي زودتر به کمک تو مي آيد و تا دير وقت براي تميز کردن ميماند.
دوست معمولي از دير تماس گرفتن تو دلگير و ناراحت ميشود.
دوست واقعي ميپرسد چرا نتوانستي زودتر تماس بگيري؟
دوست معمولي دوست دارد به مشکلات تو گوش کند.
دوست واقعي سعي در حل آنها ميکند.
دوست معمولي مانند يک مهمان عمل ميکندو منتظر ميماند تا از او پذيرايي کني.
دوست واقعي به سوي يخچال رفته و از خود پذيرايي ميکند.
دوست معمولي مي پندارد که دوستي شما بعد از يک مرافعه تمام مي شود.
دوست واقعي ميداند که بعد از يک مرافعه دوستي محکمتر ميشود.
دوست واقعي کسي است که وقتي همه تو را ترک کرده اند با تو میماند

plant 02-21-2010 12:12 PM

بالاخره میگ میگ هم کشته شد ( کلیپ ) !!!
 
بالاخره میگ میگ هم در این قسمت به طرز فجیحی کشته شد !!!

http://watchingapple.com/wp-content/.../06/coyote.jpg

روي لينك زير كليك كن تا خودت ببيني

http://hotfile.com/dl/29414377/f769a7d/migmig.rar.html

behnam5555 02-21-2010 09:18 PM

به یاد داشته باشید که....
 

به یاد داشته باشید که...



Answer the phone by LEFTear
برای صحبت با موبایل از گوش چپ استفاده کن

Do not drink coffeeTWICE a day
روزانه بیش از دو فنجان قهوه ننوشید.

Do not take pills withCOOL water
قرص و داروها را با آب خیلی سرد تناول نکنید.

Do not have HUGE meals after 5pm
بعد از ساعت 5:00 عصر از خوردن غذای چرب خوداری کنید.

Reduce the amount of TEAyou consume
مصرف چای روزانه را کم کنید

Reduce the amount of OILYfood you consume
از مقدار غذای چرب و اشباع شده با روغن در وعده های غذایی کم کنید

Drink more WATER in the morning, less at night
در صبح آب بيشتر و در شب آب كمتر بنوشيد.

Keep your distance from hand phone CHARGERS
از گوشی موبایل در زمان شارژ شدن دوری کنید..

Do not use headphones/earphone forLONG period of time
از سمعکهای تلفن ثابت و موبایل برای مدت طولانی استفاده نکنید.

Best sleeping time is from10pm at night to 6amin the morning
بهترین زمان خواب از ساعت 10:00 شب تا ساعت 6:00 صبح است

Do not lie down immediately after taking medicinebefore sleeping
بعد ازخوردن دارو فورا" به خواب نروید.

When battery is down to theLAST grid/bar, do not answer the phone as the radiation is 1000 times
زمانیکه باتری موبایل ضعیف است با جایی تماس نگیرید و تماس کسی را جواب ندهید چون در این حالت امواجی که گوشی منتشر می کند 1000 برابر است.

Forward this to those whom you CARE about
لطفا" اين نکات را به هركسي كه نگران سلامتي او هستيد بفرستيد




SonBol 02-24-2010 02:36 PM

مادر شوهرها بدانند
 
مادر شوهرها بدانند

روابط بین عروس و داماد با خانواده همسر از دیرباز در فرهنگ ایرانی و حتی در فرهنگ های دیگر مسئله ای قابل اهمیت بوده است. زن و مرد حتی با بیشترین تناسب پس از ازدواج با اختلاف نظرات و سلایق مختلفی روبرو می شوند. هر چه هم که ارزش ها و رسوم و خانواده مشابه هم باشند، زندگی در زیر یک سقف آنها را با ریزه کاری ها و موضوع های ریز و درشت فراوانی روبرو می کند که اگر توان سازگاری و اغماض و گذشت در طرفین وجود نداشته باشد هر یک از این مسائل به غوغا و جنجالی پایان ناپذیر مبدل خواهد شد. یکی از این مسائل پر اهمیت و فراگیر رابطه با خانواده همسر است و در مقابل روابط پدر و مادر با همسر فرزندشان.
مسلماً پدران و مادران نمی توانند انتظار داشته باشند که رفتار عروس و یا داماد آنها و چه بسا فرزندشان کاملاً مطابق باخواست ها و امیالشان باشد. دختر و پسری که در اوج جوانی و شاید با تجاربی نه به اندازه والدین وارد زندگی جدید و شرایط متنوعی نسبت به دوران قبل شده اند آرزوهای فراوانی را دنبال می کنند و دنیایی شیرین را در نظر خود متصور می شوند.
لذا این موضوع طبیعی و مسلم است که مهارت و رشد و زمینه کافی را برای رویارویی با بسیاری مسائل ندارند لذا این مطلب دلیل بر آن نیست که در همه مواقع پدر و مادر وظیفه خود بدانند که با انگیزه کمک و حمایت راهنمای آنها در همه مسائل باشند. جوان نیاز به تجربه کردن دارد و والدین وظیفه دارند که عرصه را برای این امر گسترده سازند و سینه خود را در قبال بی تجربگی ها وسعت دهند. اگر هم نیاز می بینند که در حیطه هایی تجارب ارزنده خود را منتقل سازند این کار را به صورت غیرمستقیم انجام دهند. به عنوان مثال می توان شرح مسئولیت های خود را برای فرزندان ارائه دهند تا جوان از طریق یادگیری به مسئولیت های خود پی ببرد.
از دیگر شیوه های مناسب در زمینه رفتار با عروس و داماد می تواند عدم حساسیت در مورد خواسته ها و امیال باشد. ضمن اینکه آنها از خواسته شما مطلعند دیگر نیازی به حساسیت نشان دادن در قبال این خواسته ها نیست گاه بی تفاوتی می تواند نتایج بسیار مفیدی را در برداشته باشد و البته استقبال از توجه آنان به این انتظارات و تشویق رفتارهای مذکور می تواند بسیار اثر بخش باشد.
مسلماً خاطر فرزند خیلی عزیزتر از همسر اوست. اما در جهت تدبیرهای لازم و سیاست های ایجاد محبت، ضروری است تا گاه روی محبت و حمایت را به سوی عروس یا داماد معطوف نمود و نیازها وخواست های آنها را مدنظر داشت.
و اما پدران و مادرانی که مسئولیت تأمین زندگی خانوادگی فرزندتان را برعهده دارید. بازگو کردن این امر به صورت مستمر و یا گاه گاه صرفاً اعتماد به نفس آنها را سرکوب نموده و شاید توان آنها را برای بازیابی استقلال کاهش می دهد. اگر شما احساس می کنید که برای کسب استقلال فرزند و ارتقاء پله به پله آنها لازم است حمایت خود را دریغ نکنید و همراهشان باشید ،مستلزم آن است که این امر بدون منت و همراه با پوشش باشد تا به روحیات آنها آسیب نرساند.
ما در مقالات مختلف سعی کردیم نکاتی مفید را در رابطه عروس و مادرشوهر در خطاب به عروس های محترم ارائه دهیم و در این متن نکاتی را به بزرگواران عزیز، امیدهای معزز محترم زندگی، پدران و مادران شوهر و والدین زن یادآور شویم.


behnam5555 02-25-2010 11:02 AM

پیشنهاداتی به معلمان برای اثر بخشی و کارایی بیشتر در کلاس درس
 


پیشنهاداتی به معلمان برای اثر بخشی و کارایی بیشتر در کلاس درس

جذابیت کلاس درس و جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموزان

حمید رضا ترکمندی کارشناسی ارشد مدیریت


هر معلمی با بالا رفتن تجربه اش پی خواهد برد که باید به برخی کارهای ضروری در کلاس درس توجه نماید ، بعضی اعمال را نباید انجام دهد، و خود را در کلاس برای دقایقی به جای شاگردان فرض نماید . تجربه نشان داده معلمانی که در کلاس درس فعالیت و تحرک بیشتری داشته ، به شغل خود علاقه و عشق می ورزند ، هدف های متنوعی دارند ، درگیری ها و جنگ اعصاب کمتری داشته باشند ، دیر تر از دیگران فرسوده و شکسته خواهند شد و همیشه به عنوان فردی شاداب و با نشاط و موفق در شغل خود نزد دیگران شناخته شده اند . در زیر به صورت خلاصه ، کارهایی که معمولا" در کلاس درس باعث حلب توجه دانش آموزان ، علاقمندی به درس و معلم و نشاط آنان میشود و برگفته از تجارب شخصی است ، ذکر می گردد .
با شنیدن نام " برنامه " یا " طرح درس " یا " طرحی برای مدیریت کلاس" ، اذهان به سراغ چندین صفحه کاغذ می رود که در آن با دقیقه و ثانیه ، ریز فعالیتها نوشته شده و به عبارتی ، معلم را در چهار چوب مقرراتی ، محصور می کند ، (و به این دلیل خیلی ها حتی در مورد آن هم صحبت نمی کنند) اما مقصود از داشتن برنامه ، الزاما" با ثبت آن ( و چیزی شبیه به طرح درس معرفی شده در کتب روش تدریس ) ، یکسان نیست . موارد زیر در دوره ابتدایی تا دبیرستان اعمال شده است و تاثیرات شگرفی بر دانش آموزان داشته است :


1-به محض مشاهده علایم خستگی در دانش آموزان و حواس پرتی آنان ، جریان تدریس یا پرسش را قطع کرده و به آنها اجازه داده شود که از جای خود بلند شده ، کشش عضلانی داشته ، نفسی بکشند و دقایقی کوتاه آزاد باشند ( در این حال تحمل برخی مزه پرانی ها به هم در جلسات اول ، ضروری است و سپس عادت خواهند کرد ) ، اگر بدون توجه به خستگی دانش آموزان به تدریس یا پرسش ادامه دهیم ، در واقع کاری بیهوده و بی ثمر را دنبال خواهیم کرد .

2-هیچگاه بدون اطلاع قبلی ، پرسش کلاسی یا امتحان کتبی برگزار نکنیم و حتی در جلسه قبل ، صفحات و نوع پرسش و حتی افرادی که از آنان پرسش شفاهی انجام می شود تلویحا" مشخص شوند و این صرفا" برای رفع حالت اضطراب دانش آموزان است ، برخی معلمان برای حالت " همیشه آماده باش بودن کلاس " توجهی به این نکته ندارند که امتحان یا پرسش بدون اطلاع قبلی ، از نظر دانش آموزان نوعی مچ گیری محسوب می شود . در رابطه با دانش آموزانی که از آنان پرسش به عمل می آید باید گفت معمولا" به سه دسته تقسیم می شوند و هر کسی تکلیف خود را خواهد دانست و در کنار آن پاسخ گویی داوطلبانه هم مد نظر قرار می گیرد و بدین ترتیب دانش آموزان تمایل بیشتری هم برای جواب دادن دارند و درگیری ها خیلی کمتر می شود .

3-حتما" قبل از تدریس درس جدید ، خلاصه مطلب قبلی برای دانش آموزان گفته شود و آنها را به هم ربط داد .

4-اگر وقت اضافه ای در کلاس موجود بود ، نباید گذاشت دانش آموزان از سرو کول هم بالا بروند بلکه به نحوی باید آنها را تحت آموزش قرار داد به عنوان مثال صحبت و تبادل نظر در مورد مسایل اجتماعی محل سکونت ، یا وضع مدرسه و غیره ، دانش آموزان اظهار نطر در جمع را خیلی دوست دارند .

5-طوری برنامه ریزی شده که هر جلسه با توجه به دوره تحصیلی و پایه ، حدود 3 تا 5 دقیقه یک رفتار نیکو اجتماعی فردی ، و یک روایت یا حئیث مرتبط با دانش آموزان در پایان کلاس ذکر می شود . دانش آموزان آن را یاداشت می کنند این موارد حتی در کلاس ریاضی و تاریخ و غیره هم امکان پذیر است و اگر حالت اظهار نظر پیدا کند ، از آن به عنوان روش تدریس " قضاوت به شیوه حقوقی" هم استفاده می شود .

6-با بهره گیری از روش ایفای نقش ( برای هر درسی امکان دارد) توسط دانش اموزان ، منظور خود و موضوع را سریعتر و بهتر به دانش آموزان منتقل کنید ، بهتر است جلسه قبل ، قرار ایفای نقش ، موضوعات و شرکت کنندگان مشخص شوند .

7-به صلاحدید معلم می توان هر جلسه یکی از دانش آموزان را به ترتیب انتخاب کرد تا مطالبی در راستای درس را به دانش آموزان ارائه دهد ( این کار بین دانش آموزان به نام کنفرانس مشهور است) . اگر معلم بتواند اهداف این کار را کاملا" تشریح و زمینه های آن را فراهم نماید ، شاگردان هم بدان علاقمند خواهند شد ، در صورتی که همه کلاس در برنامه شرکت کنند ، موانعی مانند تمسخر دیگران ،اضراب صحبت در روبروی همکلاسی ها و غیره به تدریج کمتر خواهد شد .
8-استفاده از ارزانترین و کاراترین تشویق ها یعنی تشویق لفظی ( با دلیل نه طبق عادت کلامی ) را در کلاس هرگز فراموش نکنید . کلماتی مانند : آفرین ! احسنت ! خوبه ! باریک ا...! تشکر ! به جابود ! خوشحالم ! و غیره اثری شگفت انگیز دارد .

9-استفاده از تشویق " کف زدن " توسط کل کلاس برای موفقیتهای کوچک و بزرگ آنان ، یا به دنبال آمادگی کل دانش آموزان یا گروهی از آنان برای پاسخ گویی به درس ، اتمام درس ، کسب نمرات مطلوب ، اظهار نظرهای مناسب و غیره ، حال و هوای کلاس را عوض خواهد کرد .

10-دو کار در کلاس نباید توسط معلم فراموش شود ، و اثر معجزه آسایی در آرامش و آمادگی دانش آموزان دارد و آن ذکر صلوات در برخی مواقع و یا تلاوت آیاتی از قرآن مجید با ترجمه توسط یکی از دانش آموزان است . و این کار ارتباطی به دروس خاص ندارد اینکه نباید فقط به کلاس دینی و پرورشی یا قرآن بسپاریم . حداقل هر چند جلسه یکبار شروع کلاس با تلاوت قرآن در آرامش شاگردان موثر است ...

11-بردن روزنامه به کلاس حتی ، دو سه هفته یکبار ،و اختصاص دقایقی از ذکر خلاصه مطالب آن که مرتبط با درس باشد، مفید است .

12-برای پرسش پای تخته الزامی نیست که دانش آموز سرپا و روبروی دانش آموزان بیاستد ، می توان برای آنها که خیلی اضطراب دارند ، یک صندلی روبروی میز معلم گذاشت تا دانش آموزانی که مایل هستند روی آن نشسته و با حالت شبیه به مصاحبه به درس پاسخ گویند ( با اجرای این روش ، کلیه دانش آموزان ، خصوصا" شاگردان مضطرب ، تمایل نشان داده و نمرات مطلوبی کسب کرده اند )

13-هر دو ماه یکبار به صورت غیر مستقیم نظر دانش آموزان خود را در مورد شیوه تدریس و کلاس داری و برنامه آن بسنجید ، مطالبی را به شما خواهن گفت که قطعا" تعجب خواهید کرد!(شنیدن یا خوانده انتقادات دانش آموزان جرات خاصی می خواهد !) و شما باید برای رفع نقایص روش خود اقداماتی بیاندیشید یا از رضایت آنان مطلع شوید.

14-سعی کنید هر ساله با دانش آموزان خود تعدادی عکس دسته جمعی بیاندازید و یکی از دانش آموزان اسامی را پشت عکس یااگر دیجیتالی بود به صورت دستی برای شما بنویسد ، این کار خیلی مورد علاقه دانش آموزان است و احساس صمیمیت خاصی با معلم می کنند و برخی از آنها که برای کلاس درد سر ساز بوده اند با این اعمال ، تغییراتی خواهند داشت . امروزه دوربین های دیجیتالی و غیره کار را بسیار راحت و کم هزینه کرده اند .

15-حتی در دبیرستان به دانش آموزانی که درخواست بیرون رفتن از کلاس و ابخوری یا غیره را دارند ، توجه نمایید و در راهنمایی و ابتدایی به هیچ وجه مانع نشوید ، در غیر این صورت آن دسته دانش آموزان به اجبار در کلاس نشسته و حتی گاها" شاهد مشکلات ناخواسته ای خواهید شد مثل : تهوع ، بیهوش شدن از ضعف یا احساس شرمندگی آنان ، برخی معلمان به اشتباه ، عدم اجازه به دانش آموز را نشان از مدیریت مطلوب خود و اداره کلاس می دانند ! برای این مورد باید در شورای معلمان هماهنگی لازم با دفتر صورت گیرد مانند کنترل برای عدم خروج از مدرسه و ...

16-با هماهنگی دفتر مدرسه و انجمن اولیا جوایز هر چند ساده مانند خودکار و غیره را تهیه و به بهانه های مختلف هر مدت یکبار به دانش آموزان اهدا کنید در این میان دانش آموزانی که پیشرفتهایی داشته اند باید بیشتر مورد توجه قرار گیرند تا حال مشاهده نشده که آنها جایزه را رد کنند و هیچ سالی هم نبوده که انجمن اولیا و مدیر مدرسه از تهیه این جوایز کوچک خوداری نمایند . حتی در دبیرستان هم این موارد به کار گرفته و دانش آموزانی که دارای توانایی مالی بسیار بالایی هستند ، از این کار معلم بسیار خوشحال می شوند .

17-تهیه تراکت هایی برای کلاس توسط معلم در رابطه با درس یا موضوعات دیگر و نصب آن در کلاس ( در حضور دانش آموزان) توجه آنان را به شدت جلب می کند ( قبلا با خودکار و مازیک نوشته می شد ولی امروزه هر مدرسه ای چاپگر دارد ...)نباید این کار را فقط وظیفه مربی پرورشی دانست بلکه برای هر درسی امکان پذیر است .

18-استفاده از روش مصاحبه 2 یا 4 نفری در رابطه با درس یا موضوعات اجتماعی توسط دانش آموزان و با هدایت معلم برای آنان بسیار جذاب است که می توان دو میز را در پای تخته روبروی هم گذاشت و 4 نفر دو به دو برای مدت 5 تا 10 دقیقه با هم به بحث بپردازند . البته باید جلسه قبل موضوع و افراد مشخص شوند و نظارت کامل معلم برای رسیدن به هدف مد نظر قرار گیرد .

19-هر معلمی در شرایط لازم میتواند مهارت های زندگی را در کلاس به دانش آموزان آموزش دهد گاهی وقت ذکر یک خاطره کوتاه از حسادت ، میتواند در تغییر نگرش دانش آموزان بسیار موثر باشد و درگیری های کلاسی و یا درگیری با دفتر را به طرز چشمگیری کاهش داد ، معلمان چند دهه قبل پند و نصایح خود را از دانش آموزان دریغ نمی کردند و عموما" نتایج مطلوبی داشت و شما هم حتما" خاطره ای از این اعمال معلم در کلاس دارید .

20-رعایت زمانبندی دروس بسیار مهم است اگر در یک جلسه 3 درس داده شود و یا 3 جلسه پشت سر هم فقط پرسش پای تخته بدون تدریس داشته باشیم ، اشکال ایجاد خواهد شد و منتظر خستگی خود و دانش آموزان و افزایش بی نظمی آنها و جنگ اعصاب برای خود باشید .

21-هر چند وقت یکبار به دانش آموزان اجازه بدهیم خاطرات خوب و بد خود را از کلاس شما یا کلاس سنوات قبل برای کلاس تعریف کنند ، این مورد علاوه بر اینکه یک بازخورد مفید برای روش شماست ، می تواند در جذابیت کلاس و رفع نگرانی و حتی اضطراب دانش آموزان هم نقش داشته باشد .

22-اگر وقت اضافه ای موجود بود ، با دانش آموزان در مورد مهمترین اتفاقات هفته پیش در سطح شهر یا رسانه ها تبادل نظر کنید تا دید آنها به مسایل محیط و نحوه بیانشان را تقویت نمایید .

23-بردن کتابهای مرتبط با درس ، اثر خوبی بر حلب توجه دانش آموزان دارد و این اعمال را هرگز فراموش نکرده و شما را به عنوان معلمی دلسوز و علاقمند به حرفه خود معرفی خواهد کرد .

24- متاسفانه برخی معلمان ، "تدریس" را با در آوردن سئوال و جواب تمام متن توسط خودشان ، اشتباه می گیرند ! این کار علاوه بر اینکه باعث انهدام خلاقیت و کاوشگری دانش آموز می شود بلکه معلم را خسته کرده و دانش آموز چیز تازه ای یاد نخواهد گرفت ! باید گفت بعضی از والدین در این کار معلم هم نقش دارند و وی را مجبور میکنند که به خیال خود ، فرزندشان را برای امتحان آخر سال آماده کند ! اگر نوشتن نمونه سوال لازم است بهتر است این کار را به دانش آموزان محول کنیم ، آنهم بعد از تدریس و با هدف مشخص برای صفحات محدود، و باز هم متاسفانه باید گفت برخی والدین یا دانش آموزان از بعضی معلمان تعریف و تمجید می کنند که ؛ حتی یک سوال را از کتاب جا نمی گذارد ( والبته یک کلمه هم توضیح نداده !)

25-صحبتهای بسیار مختصر با دانش آموزان در سالن و حیاط یا حای درب مدرسه ، نقش مهمی در آرام کردن آنها در کلاس خواهد داشت و آنها احساس صمیمیت بیشتری با معلم خواهند کرد.این صحبتها می تواند بسیار ساده و غیر خصوصی باشد مانند : "معلوم بود که دیشب درست رو خب خوانده بودی !" یا " آمادگی تو برای کنفرانس امروز خیلی خوب بود " یا " ایا باز هم می توانی 3 خط مطلب در مورد درس فلان بنویسی ؟" ... این کار در هر سه دوره مهم است ولی در دبیرستان برای پیشگیری از اخلال و بی نظمی در کلاس و در دوره ابتدایی و راهنمایی باعث کاهش چشمگیر اضطراب آنان خواهد شد . متاسفانه شنیده شده که" این کار ها دانش آموزان را پر رو خواهد کرد !"

26-وضع نکردن مقررات دست و پاگیر و خشک کلاسی با عث جلوگیری از خستگی معلم و دانش آموز در کلاس خواهد شد مهمتر اینکه آنها از معلم و کلاس دلزده نخواهند شد . بعضی معلمان حساسیت زیادی به جنب و جوش گریز ناپذیر شاگردان در کلاس دارند و حتی تنبیه هایی را اعمال کرده و وقت گرانبهای کلاس را به درگیری و تنبیه در مورد مقررات خود ، اختصاص می دهند .( به عنوان مثال کسی به هیچ وجه نباید برگردد و دانش آموز دیگر را نگاه کند ... یا نگاه کرده به پنجره کلاس ممنوع است !)
27-هر چند وقت یکبار نسبت به استفاده از تلویزیون و کامپیوتر و پخش تراکهایی در رابطه با درس ، برای دانش آموزان جالب خواهد بود و در یادگیری خیلی موثر است .

28-متاسفانه جدیت بیش از اندازه و افراطی و خشک بودن معلم در کلاس باعث عدم علاقه دانش آموزان به وی ، درس و مدرسه خواهد شد و خود را مجبور به " تحمل" معلم و کلاس خواهند دانست ، حتی این جدیت و سختگیری افراطی باعث شده تا برخی دانش آموزان از ادامه تحصیل در آن رشته جدا" واهمه داشته و مسیر زندگی آنها عوض شود ، معلمانی که خوش اخلاق بوده و تبسم بر لب داشته باشند در آموزش موفق ترند ، شما هم این را تایید می کنید اگر ؛ در حدی باشد که مورد سوء استفاده قرار نگیرد . (نباید قاطعیت ، مدیریت وتوانایی اداره مطلوب کلاس را با سختگیری افراطی معلم ، اشتباه گرفت )

29-تغییر محل کلاس حداقل ، ماهی یکبار موجب جلب توجه دانش آموز می شود مانند تشکیل کلاس در کارگاه ، آزمایشگاه ، نمازخانه ، کتابخانه وغیره.

30-یکی از راههای علاقمند کردن شاگردان به کلاس و درس و معلم و همچنین رفع کدورتهای احتمالی طرفین ، بردن دانش آموزان به گردش علمی کلاسی است حتی بازدید از نمایشگاههای کتاب ، صنایع دستی ، جشنواره های دانش آموزی ، حضور در مزار شهدا برای دانش آموزان متوسطه ، هواشناسی و غیره با هماهنگی دفتر مدرسه و اداره متبوع ، فواید زیادی دارد ...

در پایان متذکر می شود تمام موارد بالا در کلاس و پایه های مختلف و برای دروس مختلف اعمال شده است و نه تنها وقت برای تدریس و توجه به زمان بندی دروس کم نیامده بلکه شاهد کمترین در گیری ها در کلاس و نیز بازده خوبی در رفتار و عملکرد و حتی میانگین نمرات پایان ترم هم بوده ایم و نکته مهمتر اینکه اگر دانش اموزان بدانند معلم این کارها را برای ارتقای سطح علمی و آموزشی دانش آموز و حتی به منزله احترام به دانش آموزان انجام می دهد ، هیچگونه سوئ استفاده ای نخواهند کرد .

SonBol 02-26-2010 03:43 PM

تصویر خیره کننده یک پرنده
 
تصویر خیره کننده یک پرنده


این تصویر خیره کننده پرنده ای را نشان می دهد که برای محافظت فرزندانش از آب، بدن کوچکش را مانند یک سد در مقابل آب قرار داده تا لانه اش را آب نبرد. او لانه اش را ناخواسته در مجرای یک ناودان بنا کرده و حالا که بارندگی آغاز شده او بدنش را مقابل جریان آب قرار داده است .
همانگونه که در تصویر بالا می بینید پرنده نر مشغول غذا دادن به جوجه هاست اما پرنده ماده در مجرای آب خود را قرار داده است و کنار او هم آب زیادی جمع شده است .این پرنده ماده پرهای خود را باز کرده و حجم بدنش به دو برابر حجم معمولی رسیده تا هر چه بیشتر جلو آب را بگیرد.



SonBol 02-27-2010 08:27 AM

اهمیت وضع ظاهری در قضاوت
 
اهمیت وضع ظاهری در قضاوت
در آمریكا، طرز لباس پوشیدن و وضع ظاهری افراد نقش بسزایی در توجه و قضاوت اطرافیان دارد، سالها پیش عكسی را كه در زیر مشاهده می نمائید انتشار یافت و گفته شده بود كه این یازده نفر قصد راه اندازی یك شركت را دارند و از علاقمندان به سرمایه گذاری خواسته بودند در صورت تمایل از یك دلار تا یك میلیون دلار میتوانند در این شركت سرمایه گذاری نمایند ولی پس از گذشت یك سال حتی یك نفر هم حاضر به سرمایه گذاری در این شركت در شرف تاسیس نشد! به نظر شما آیا شركتی كه این افراد تاسیس كرده اند به موفقیتی دست خواهد یافت ؟!
جالب است بدانید این عكس چند وقت پیش در اینترنت توسط مالكین شركت منتشر گردید، این عكس كه مربوط به دهه هشتاد میباشد موسسین بزرگترین، معتبرترین و پولدارترین شركت جهان یعنی مایكروسافت را نشان میدهد، یکی از چهره ها که در سمت چپ و پائین ترین ردیف عکس قرار دارد متعلق به ثروتمندترین فرد جهان یعنی بیل گیتس در نوجوانی است.

روناک 02-27-2010 08:49 PM

قشنگتر زندگی کنیم
 
به مردم بیش از آنچه انتظار دارند، بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهیدبا مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید ، مهارتهای مکالمه ای مثل دیگر مهارتها خیلی مهم می شوندهمه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و همانقدر که می خواهید نخوابیدوقتی می گویید "دوستت دارم" منظورتان همین باشدوقتی می گویید "متاسفم" به چشمان شخص مقابل نگاه کنیدقبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشیدبه عشق در اولین نگاه باور داشته باشیدهیچوقت به رؤیاهای کسی نخندید . مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارندعمیقاً و بااحساس عشق بورزید . ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید

هرگز نگویید من به عشق نیازی ندارم، هیچ انسانی بدون تجربه دوست داشتن و دوست داشته شدن به بلوغ کامل نمی رسد
در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبریدمردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنیدآرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنیدوقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید ، لبخندی بزنید و بگویید "چرا می خواهی این را بدانی؟"

همیشه به دیگران فرصت دوباره بدهید، یادتان باشد جایی در زندگی نیاز خواهید داشت که به شما فرصت دوباره داده شودبه خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیتهای بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند


وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید "عافیت باشد "

وقتی چیزی را از دست می دهید ، درس گرفتن از آن را از دست ندهید

وقتی کسی به شما می گوید دوستتان دارد در چشمانش نگاه کنید و او را درک کنید

هرگز به احساسات کسی بی احترامی نکنید، یادتان باشد همه انسانها با یک شکل عشق خود را ابراز نمی کنند این سه نکته را به یاد داشته باشید : احترام به خود ، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن اجازه ندهید یک اختلاف یا سوء تفاهم کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند .

وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید ، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .

وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید ، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .

زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یادتان باشد یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند.
این متن از طرف موسسه ی آنتونی رابینز در اختیار مردم جهان قرار گرفته

behnam5555 02-28-2010 10:01 AM

انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی
 
انیشتین سر سفره هفت سین دکتر حسابی

http://www.braungardt.com/Physics/Ei...nd%20Godel.jpg



در زمان تدریس در دانشگاه پرینستون
دکتر حسابی تصمیم می گیرند سفره ی هفت سینی برای انیشتین و جمعی از بزرگترین دانشمندان دنیا از جمله “بور”، “فرمی”، “شوریندگر” و “دیراگ” و دیگر استادان دانشگاه بچینند و ایشان را برای سال نو دعوت کنند. آقای دکتر خودشان کارتهای دعوت را طراحی می کنند و حاشیه ی آن را با گل های نیلوفر که زیر ستون های تخت جمشید هست تزئین می کنند و منشا و مفهوم این گلها را هم توضیح می دهند. چون می دانستند وقتی ریشه مشخص شود برای طرف مقابل دلدادگی ایجاد می کند. دکتر می گفت: ” برای همه کارت دعوت فرستادم و چون می دانستم انیشتین بدون ویالونش جایی نمی رود تاکید کردم که سازش را هم با خود بیاورد.

همه سر وقت آمدند اما انیشتین 20دقیقه دیرتر آمد و گفت چون خواهرم را خیلی دوست دارم خواستم او هم جشن سال نو ایرانیان را ببیند. من فورا یک شمع به شمع های روشن اضافه کردم و برای انیشتین توضیح دادم که ما در آغاز سال نو به تعداد اعضای خانواده شمع روشن می کنیم و این شمع را هم برای خواهر شما اضافه کردم. به هر حال بعد از یک سری صحبت های عمومی انیشتین از من خواست که با دمیدن و خاموش کردن شمع ها جشن را شروع کنم. من در پاسخ او گفتم : ایرانی ها در طول تمدن 10هزار ساله شان حرمت نور و روشنایی را نگه داشته اند و از آن پاسداری کرده اند.

http://img.timeinc.net/time/daily/20...stein_0416.jpg

برای ما ایرانی ها شمع نماد زندگیست و ما معتقدیم که زندگی در دست خداست و تنها او می تواند این شعله را خاموش کند یا روشن نگه دارد.”


آقای دکتر می خواست اتصال به این تمدن را حفظ کند و می گفت بعدها انیشتین به من گفت: ” وقتی برمی گشتیم به خواهرم گفتم حالا می فهمم معنی یک تمدن 10هزارساله چیست. ما برای کریسمس به جنگل می رویم درخت قطع می کنیم و بعد با گلهای مصنوعی آن را زینت می دهیم اما وقتی از جشن سال نو ایرانی ها برمی گردیم همه درختها سبزند و در کنار خیابان گل و سبزه روییده است.”
بالاخره آقای دکتر جشن نوروز را با خواندن دعای تحویل سال آغاز می کنند و بعد این دعا را تحلیل و تفسیر می کنند. به گفته ی ایشان همه در آن جلسه از معانی این دعا و معانی ارزشمندی که در تعالیم مذهبی ماست شگفت زده شده بودند. بعد با شیرینی های محلی از مهمانان پذیرایی می کنند و کوک ویلون انیشتین را عوض می کنند و یک آهنگ ایرانی می نوازند. همه از این آوا متعجب می شوند و از آقای دکتر توضیح می خواهند. ایشان می گویند موسیقی ایرانی یک فلسفه، یک طرز تفکر و بیان امید و آرزوست. انیشتین از آقای دکتر می خواهند که قطعه ی دیگری بنوازند. پس از پایان این قطعه که عمدأ بلندتر انتخاب شده بود انیشتین که چشمهایش را بسته بود چشم هایش را باز کرد و گفت” دقیقا من هم همین را برداشت کردم و بعد بلند شد تا سفره هفت سین را ببیند.
آقای دکتر تمام وسایل آزمایشگاه فیزیک را که نام آنها با “س” شروع می شد توی سفره چیده بود و یک تکه چمن هم از باغبان دانشگاه پرینستون گرفته بود. بعد توضیح می دهد که این در واقع هفت چین یعنی 7 انتخاب بوده است. تنها سبزه با “س” شروع می شود به نشانه ی رویش. ماهی با “م” به نشانه ی جنبش، آینه با “آ” به نشانه ی یکرنگی، شمع با “ش” به نشانه ی فروغ زندگی و … همه متعجب می شوند و انیشتین می گوید آداب و سنن شما چه چیزهایی را از دوستی، احترام و حقوق بشر و حفظ محیط زیست به شما یاد می دهد. آن هم در زمانی که دنیا هنوز این حرفها را نمی زد و نخبگانی مثل انیشتین، بور، فرمی و دیراک این مفاهیم عمیق را درک می کردند.

http://timepass.onlyfanpics.com/e/ei.../part-019.jpeg

بعد یک کاسه آب روی میز گذاشته بودند و یک نارنج داخل آب قرار داده بودند. آقای دکتر برای مهمانان توضیح می دهند که این کاسه 10هزارسال قدمت دارد. آب نشانه ی فضاست و نارنج نشانه ی کره ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره زمین در فضاست. انیشتین رنگش می پرد عقب عقب می رود و روی صندلی می افتد و حالش بد می شود. از او می پرسند که چه اتفاقی افتاده؟ می گوید : “ما در مملکت خودمان 200 سال پیش دانشمندی داشتیم که وقتی این حرف را زد کلیسا او را به مرگ محکوم کرد اما شما از 10هزار سال پیش این مطلب را به زیبایی به فرزندانتان آموزش می دهید. علم شما کجا و علم ما کجا؟!”

خیلی جالب است که آدم به بهانه ی نوروز، فرهنگ و اعتبار ملی خودش را به جهانیان معرفی کند.

SonBol 02-28-2010 10:08 AM

تکنیک‌‌های بهبود مطالعه
 


تکنیک‌‌های بهبود مطالعه


سرعت مطالعه در افراد مختلف متفاوته.. بعضی ها یک کتاب رمان ۳۰۰ صفحه ای رو در یک روز تموم می‌کنند و اگه ازشون سوال بشه حتی می‌تونن جزئی ترین وقایع اون کتاب رو شرح بدن و برخی دیگه همون کتاب رو پس از یک ماه هم هنوز تنونستند تموم کنند. خب همه ما قبول داریم که مطالعه و روخوانی یه تکنیکه و شاید به جرات بتوان گفت که مطالعه مستمر کتاب و روزنامه، تاثیر بسزایی در تقویت این تکنیک خواهد شد. اگه دقت کرده باشید خیلی از افراد جامعه ما حین مطالعه کتاب به کارهای دیگری چون مشاهده تلویزیون، شنیدن رادیو، غذا خوردن، فکر کردن و بسیاری اعمال دیگه نیز می‌پردازند.
بعضی ها حین مطالعه کتاب، بعد از هر یک پا چند پاراگراف مکث می‌کنند و مطالب رو در ذهنشون حلاجی می‌کنند وبه صفحه بعد می‌روند و برخی های دیگه در حین مطالعه و در پایان هر جمله به سرعت اون مطلب رو تفسیر کرده و عبور می‌کنند. تعداد کثیری هم در حین مطالعه، به یاد خاطرات شیرین و تلخ گذشته می‌افتند و تا چندین بار در ذهنشون مرورش نکنند دست بردارد نیستند. خیلی ها هم موقع مطالعه خوابشون می‌بره اصلا انگار مطالعه از قرص خواب هم براشون با ارزشتره.. همه این مسائل مطرح شد تا بدونید ما به روشهای مختلفی می‌تونیم کیفیت مطالعمون رو بهبود بدیم و از وقتمون نهایت استفاده را ببریم. آقای Dennis Doyle یکی از استاتید کهنه کار و با سابقه آموزش فن مطالعه یکی از دانشگاه‌های معتبر جهان است. ایشون در زمینه مطالعه بهتر و سریعتر، یک مطلب کوتاه و جالب رو در اینترنت قرار داده‌اند. البته این مطالب به زبان انگلیسی در اینترنت قرار گرفته ولی خلاصه محتوای این مطالب را نیز جهت استفاده همه عزیزان نیز قرار می‌دهیم. در این مقاله کوتاه، از سرعت کتابخوانی به عنوان یک عادت در میان مردم یاد شده که به چند روش می‌توان این عادت را تغییر داد. البته لازم به ذکر است که عادت مطالعه به راحتی فراموش نخواهد شد ولی پس از تمرین و ممارست به نتیجه قابل توجهی دست خواهید یافت.

● روش اول (دقت و تمرکز):
این روش به شما می‌اموزد که اعمالی را قبل از شروع به مطالعه کتاب انجام دهید. شاید این اعمال دقایقی از وقت شما بگیرد ولی در عوض درک بهتری از مطالب آن کتاب نصیبتان خواهد شد. مشاهده سریع عناوین فصول مختلف کتاب، تصاویر و ساختار کلی کتاب از این دسته اند. پس از پایان این اعمال سه سوال را از خودتان بپرسید:
- هدف اصلی کتاب چیست ؟
- کتاب به چه سبکی نگارش شده ؟
- هدف نویسنده کتاب چیست ؟
خب البته بدون انجام این اعمال، به درستی نمیتوان برای این پرسش ها پاسخی یافت.

● روش دوم (هنگام مطالعه با خودتان صحبت نکنید):
اکثر مردم به دو روش هنگام مطالعه با خود صحبت می‌کنند.
- یا اینکه هنگام مطالعه تمام مطالب را به صدای آهسته لب خوانی می‌کنند.
- یا اینکه پس از مطالعه برای حفظ شدن مطالب، یک دور هم برای خودشان مرور می‌کنند.

● روش سوم
تدریس ها نشان داده که افراد در حین مطالعه، به جهت انتقال کلمات به مغز مکث‌هایی می‌کنند، این وقفه های کوچک در خواننده‌های خوب بسیار کمتر از خوانندگان ضعیف‌تر می‌باشد. این روش به شما می‌آموزد که چگونه از وقفه‌های حین مطالعه خود بکاهید.
روش چهارم (جلوگیری از تکرار یه کلمه یا جمله):
خوانندگانی که سرعت آنها پائین است یک کلمه یا جمله را چندین بار تکرار می‌نمایند. این عادت بد (دوباره و سه‌ باره خوانی جملات) که تاثیر چندانی در درک بهتر مطلاب ندارند باعث کاهش سرعت مطالعه می‌گردد. مطمئنا مطالعه یکباره مطالب حتی با سرعت آرام، تاثیر بیشتری نسبت به مطالعه چندباره خوانی دارد. حتما با خود تمرین کنید که مطالب را اینگونه مطالعه کنید.

● روش پنجم (سرعت مطالعه خود را تغییر دهید):
این روش به شما می‌آموزد که می‌بایست سرعت مطالعه شما به نسبت نوع متن مورد نظر تغییر کند. به عنوان مثال سرعت مطالعه متن یک قرارداد مسلما بسیار پائینتر از سرعت مطالعه یک متن از روزنامه باید باشد.


SonBol 02-28-2010 10:10 AM

سقف های به ظاهر بلند
 


سقف های به ظاهر بلند


با ایجاد تغییر و تحولات جدید در فضاهای شهری و تبدیل ساختمان های یك یا دو طبقه به آپارتمان ها و برج های چندین طبقه سر به فلك كشیده، بسیاری از ویژگی های ساختاری ساختمان ها نیز دچار تغییرات عمده گشته اند.در این میان كاهش فاصله میان كف تا سقف از آن جمله اند؛ به این معنا كه سقف های ۳ متر یا حتی بیشتر به سقف های ۲ متر و ۷۰ یا ۸۰ سانتی متر تبدیل شده اند كه البته با این وجود آپارتمان های امروزی دارای وضعیتی قابل قبول هستند ولی بعضی از واحدهای زیرزمینی یا زیرشیروانی و همچنین خانه های دوبلكس از سقف های كوتاه تری از میزان یادشده در فوق برخوردارند. در چنین شرایطی با به كارگیری ترفندهایی بسیار ساده در جهت ایجاد خطاهای بصری، ارتفاع دیوارها و در نهایت سقف را می توان افزایش داد. این راهكارها در هر مكانی با سقف كوتاه قابل اجرا و موثر خواهند بود. كافی است به یك و یا چند پیشنهاد زیر عمل كنید:

۱- دو و یا سه دیوار از اصلی ترین دیوارهای فضای مورد نظرتان را با كاغذ دیواری راه راه پوشش دهید. كاغذ دیواری انتخابی ممكن است از تك گل هایی تشكیل شده باشد كه در نهایت خطوط عمودی از گل را ایجاد كند. شما حتی می توانید طرح راه راه را با به كارگیری تكنیك های رنگ آمیزی و به وسیله رنگ ایجاد كنید.

۲- بر روی اغلب دیوارهای اصلی، دیواركوب هایی با طول بلند و فرمی كشیده از بالا به پایین نصب كنید. برای این منظور تابلوهای عمودی، آینه های قدی و یا حتی نورپردازهای بلند دیواركوب مناسب هستند.

۳- اگر پنجره فضای اتاق شما قدی نیست و شما پرده ای متناسب با ارتفاع پنجره بر آن آویخته اید، پرده موجود را با پرده قدی تعویض كنید. در ضمن می توانید اندكی از پارچه پرده را اضافه در نظر گرفته و آن میزان اضافی را بر روی سطح زمین قرار دهید. به هنگام انتخاب پارچه پرده ای توجه داشته باشید، پارچه هایی با طرح راه دار عمودی به افزایش ظاهری ارتفاع پنجره و در نهایت سقف كمك بیشتری خواهند كرد.

۴- وجود هر نوع رنگی در گچ بری ها و ابزارهای گچی واقع در سقف اصلی و سقف كاذب ممنوع است. رنگ آمیزی حتی قسمت هایی از گچ بری های سقف سبب جلب توجه شده و به همین ترتیب نظرها را به سوی كوتاه بودن سقف هدایت می كند.

۵- دیوارها را همواره با رنگی تیره تر از سقف رنگ آمیزی كنید. هرچه سقف روشن تر باشد بلند نیز به نظر می آید.

۶- نورپردازی سقف های كوتاه با چراغ های پایه بلند سربالا و یا هر نورپرداز دیگری از این نوع، راهكار دیگری برای افزایش ظاهری این ارتفاع است. در صورتی كه دور سقف فضای شما را سقف كاذب توخالی محصور كرده است، با نورپردازی مابین فضای دو سقف به وسیله شلنگ های نورانی و یا لامپ های مهتابی سقف اصلی را بلندتر جلوه دهید.

۷- در چنین فضاهایی كاربرد لوازم دكوراسیونی و تزئینی _ كاربردی با فرم عمودی و بلند می تواند موثر باشد.

۸- بهترین انتخاب برای گیاهان و درختچه های آپارتمانی در این فضاها، درخت كاج مطبق است، نوك سربالا و جهت آن، چشم را به طرف بالا هدایت می كند.

در واقع هدف اصلی برای كلیه پیشنهادهای فوق ایجاد خطوط عمودی است كه چشم برای تعقیب موضوع مورد نظر در فواصل كف تا سقف و برعكس در حركت باشد. هرچه مدت زمان این حركت عمودی بیشتر باشد، فاصله نیز طولانی تر به نظر می آید.






SonBol 02-28-2010 10:13 AM

چند توصیه برای وزن کم کردن در پشت کامپیوتر
 


چند توصیه برای وزن کم کردن
در پشت کامپیوتر



افراد پشت میز نشین که تحت رژیم قرار دارند یک نگرانی مشترک دارند من چگونه می توانم وزن کم کنم در حالیکه تمام روز را پشت میز نشسته ام این سئوال خوبی است کنترل وزن به سادگی یک معادله ریاضی است برای کم کردن وزن شما باید کالری بیشتری از آنچه که جذب می کنید بسوزانید در حالیکه پشت میز نشسته اید شما بی حرکت هستید و علاقه زیادی به غذاهای حاضری و تنقلات دارید بنابراین معادله شما به هم می خورد و افزایش وزن پیدا می کنید.


● پیشنهادات «لطفاً!»
شما باید ظرفیت رژیمی خود را بالا ببرید تعدادی متخصصین تغدیه در زمینه کاهش وزن افراد تحت رژیم آزمایشها و تحقیقات زیادی انجام داده اند اینها ترفندهایی است که آنها توصیه می کنند.

▪ علاقه به تنقلات: تعداد زیادی از مردم در حالیکه پشت کامپیوتر نشسته اند تنقلات می خورند اگر شما یکی از این افراد هستید آماده شوید البته احتیاجی نیست که یک برنامه اضطراری و با عجله را اجرا کنید. دستور العمل اول این است که تنقلات را در داخل یخچال یا کابینت قرار دهید نه در روی میز کامپیوتر و در دسترس!

▪ آب بنوشید: در همین راستا اگر آب در روی میز کارتان و در دیدتان باشد در نتیجه ۶ لیوان ( ۸ اونس ) آب مورد نیاز بدنتا ن را خواهید نوشید همیشه یک بطری آب تازه روی میز کارتان در دسترس داشته باشید

▪ برنامه برای نهار: اگر در بیرون از منزل کار می کنید و کار شما پشت میز نشینی است بهتر است تا غذای خود را از خانه همراه ببرید تا بتوانید برنامه غذایی که برای شما لازم است را رعایت کنید
▪ تحرک: حتی اگر برای شما ۱۰ دقیقه ورزش مقدور است حتماًر این ۱۰ دقیقه را نرمش کنید هر زمان که موقعیتی پیش می آید و به هر بهانه ای بلند شوید و حرکت داشته باشید

▪ تمرین در ساعات استراحت: قبل و بعد از اینکه پشت کامپیوتر نشسته اید حتماً نرمش کنید اگر محل کار شما خیلی دور نیست در مورد پیاده روی از خانه به سر کار برنامه ریزی کنید اگر واقعاً کار شما به گونه ای است که که حتی لحظه ای برای نرمش پیدا نمی کنید یک سالن در نزدیکی محل کار خود پیدا کنید و برای نرمش به آنجا بروید.

▪ از دوستان خود کمک بگیرید: با همکارانتان در شرکتی که کار می کنید برای کاهش وزن مسابقه بگذارید این راهی است که می توانید با یکدیگر در اوقات بی کاری تمرین کنید. این کمک خیلی بزرگی در کاهش وزن شما می کند.

از ابزار در دسترس حداکثر استفاده را ببرید: اگر به اینترنت دسترسی دارید از weightwatchers.com به عنوان یک ابزار در دسترس برای راهنمای رژیم غذایی و برنامه تمرین و نرمش استفاده کنید.

SonBol 02-28-2010 11:16 AM

برای چه کسی کار می‌کنید؟
 


برای چه کسی کار می‌کنید؟


همیشه بیش از آنچه مزد می‌گیری کار کن، تا روزی بیش از آنچه کار می‌کنی مزد بگیری. اخیراً به رستورانی رفتم و با یک گارسون بدخلق روبه‌رو شدم. او با رفتارش به من گفت: چه کسی به تو اجازه داده به این رستوران بیائی؟
در حدود ۲۰ دقیقه طول کشید تا برایم یک فنجان قهوه آورد وقتی فنجان را روی میز گذاشت تقریباً بیشتر قهوه در نعلبکی ریخته شده بود. من از او درباره شغل و رئیسش سؤال کردم، او گفت: مطمئنم که حاضر نیستم باقی عمرم را برای این آدم خسیس کار کنم
متأسفانه او یک نکته بسیار مهم را درباره زندگی و کار فراموش‌ کرده بود. ”شما برای رئیستان کار نمی‌کنید، شما برای خودتان کار می‌کنید
ممکن است هیچ‌یک از کارفرمایان شما ایده‌آل نباشند و همکارانتان نیز موجوداتی تنبل باشند با همه اینها هنگامی‌که قراردادتان را امضاء می‌کنید وظیفه شما این است که به بهترین نحوی که می‌توانید کار کنید، نه اینکه برای کسی‌که به شما حقوق می‌دهد دردسر درست کنید
در واقع زمانی که برای کارتان تنها نیمی از توانائی‌تان را به‌کار می‌گیرید شما بیش از رئیستان متضرر می‌شوید. او تنها کمی پول از دست می‌دهد اما شما اشتیاق و عزت نفستان را از دست می‌دهید.


● اگر کار خوبی داشتم
عده‌ای از مردم فکر می‌کنند که بعضی از کارها جذاب و برخی ملا‌ل‌آور است. اما این چنین نیست. یک شخص بانشاط می‌تواند یک شغل کسالت‌آور را تبدیل به کاری شادی‌بخش کند
لذت بردن از کار یک انتخاب است. برادرم کریستوفر، می‌داند که چگونه یک کار مزخرف را به کاری به یاد ماندنی تبدیل کند! من اگر مجبور باشم از کسی برای کندن چاله یا رنگ کردن سقف کمک بگیرم. به‌طور قطع او را انتخاب می‌کنم. او سعی می‌کند هر کاری را لذت‌بخش کند. خوردن یک غذای ساده با کریس لذت‌بخش‌تر از شرکت در یک مهمانی است.


● نکته
شما بهترین چیزی را که می‌توانید باشید از خود بروز دهید نه برای اینکه دیگران را مجذوب کنید. شما بهترین کاری را که می‌توانید انجام دهید زیرا این تنها راهی است که می‌توانید از کارتان لذت ببرید .


SonBol 02-28-2010 11:17 AM

چگونه تلویزیون Lcd را تمیز کنیم؟
 


چگونه تلویزیون LCD را تمیز کنیم؟


برای پاک کردن صفحات LCD از لکه ها و اثر انگشت ، بایستی از یک پارچه کتانی نرم و بدون پرز و ضد الکتریسیته ساکن استفاده شده و به آرامی‌اقدام به تمیز کردن شود. در صورت نیاز میتوان پارچه را با آب و یا محلول آب و خیلی خیلی کم سرکه ، نم دار نموده ، و به آرامی‌عمل را انجام داد. قبل از اقدام ، دستگاه از برق جدا شود.

▪ هیچوقت محلول مستقیماً روی LCD ، اسپری نشود.

▪ هیچوقت از الکل ، آستون ، آمونیاک و ... استفاده نشود.

▪ به علت صدمه پذیر بودن صفحات LCD ، پلاسما ، DLP ، فشار زیاد پارچه روی آن باعث ایجاد خش و خراش می‌شود.

▪ بعد از خشک شدن کامل صفحه ، دستگاه به برق وصل شود.

محلول های زیادی در این ضمینه وجود داردکه معمولاً به صورت کلی در ظرف های ۴ تا ۲۰ لیتری بفروش می‌رسد.محلول معمولاً توسط عینک فروشی ها خریداری می‌شود و در ظروف کوچک با نام خود عینک فروشی بفروش می‌رسد. ( در کُل محلول پاک کننده شیشه عینک برای از بین بردن انواع لک و ... صفحات LCD مناسب است ).






SonBol 02-28-2010 11:24 AM

رمز زیبایی
 


رمز زیبایی


شما هر چی به صورتتون برسید ولی اندامتون قشنگ نباشه ارزش نداره پس تصمیم بگیرید وخوش اندام شوید.
اگر اضافه وزن دارید ابتدا با یک رژیم وبرنامه تغذیه ای مناسب از طرف پزشک برای شما تنظیم شده باشد شروع کنید نه رژیم عمه کتی ومامانم اینا واگر از حرکات ایروبیک لذت می برید اصول درست را یاد بگیرید.حرکات کششی قبل از ورزش هرگز فراموش نشود.قبل ودر حین ورزش نوشیدن آب فراموش نشود.شنا ودوجرخه وقدم زدن با گامهای متوسط طوریکه به نفس نفس نیفتیدووقتی که حال ندارید به خودتان فشار نیاورید.
همیشه بین خوردن غذا و ورزش فاصله بیندازید.
هرگز در دوران قاعدگی رژیم غذایی را شروع نکنید.بعد از ورزش زمانی را به خودتان اختصاص دهید.دیدن یک برنامه ی جالب ومطالعه ی کتابی که تا کنون نخوانده اید برای آرامش روحییتان بسیار مفید است.یک روز را برای تمرینات نیرو بخش عضلات شکم قرار دهید.
اگر احساس گرسنگی کردید با یک بسته بیسکویت خودتان را سرگرم کنید.
اگر واقعا از گرسنگی می خواستی دار فانی را وداع کنی یه موز کوچولو بخور دیگه این بار می بخشمت!
حالا یه کار لذت بخش :همیشه مدل موی خودتون رو مختلف کوتاه کنید همیشه باعث اعتماد به نفستون میشه.هر مدل مویی که خودتون دوست دارید نه همسایتون ونه بعضییا فقط خودتون در درجه اول مهمید.
هر وقت که می تونید فعالیت کنید استفاده از پله بجای آسانسور و پیاده روی و بپر بپر مثه من!
رشته ی ورزشی مورد علاقتون روبرید نه رشته ورزشی که مد شده وهمه میرن!
یه چیز مهم موسیقی مخصوصا رپ موقع ورزش یادتون نره خوشگلا خوش تیپها.
دوباره یه کار لذت بخش:دستتون روداخل یه ظرف آبگرم فرو کرده تا پوست نرم و تمیز بشه وبعد خوب خشک کنید آب لیمو یا آب پرتغال به تمیز کردن زیر ناخن کمک میکنه
حالاناخنها روسوهان کنید وبعد کرم مرطوب کننده وپوستهای دور ناخن روآرام گرفته اگه لاک دارید با استون پاکش کنید حالا لاکی که عشق کردید بزنید رو به همون ترتیبی که گفتم بزنید مهمه!نه جور دیگه!!!
هفته ای دو بار اینکا ر رو انجام بدید تا یه ماه نتیجه شو می بینید.
اگر ورزشهای توپی را دوست دارید والیبال و بسکت خیلی نشاط آور است.
هر روز دوش بگیرید خیلی موثرو پر فایده است.


SonBol 02-28-2010 11:43 AM

فکر کن
 
فکر کن ......
تا حالا عادت داشتيد اشياء بي مصرف رو انبار کنيد؟ و فکر کنيد يه روزي – کي ميدونه چه وقت – شايد به دردتون بخوره؟
تا حالا شده که پول هاتون رو جمع کنين و به خاطر اينکه فکر مي کنيد در آينده شايد بهش محتاج بشين، خرجش نکنيد؟
تا حالا شده که لباسهاتون، کفشهاتون، لوازم منزل و آشپزخونتون و چيزاي ديگه رو که حتي يکبار هم از اونا استفاده نکردين، انبار کنيد؟
درون خودت چي؟ تا حالا شده که خاطره ي سرزنش ها، خشم ها، ترس ها و چيزاي ديگه رو به خاطر بسپاري؟
ديگه نکن! تو داري بر خلاف مسير کاميابي خودت حرکت مي کني!
بايد جا باز کني ... ، يه فضاي خالي تا اجازه بده چيزاي تازه به زندگيت وارد بشه.
بايد خودتو از شر چيزاي بي مصرفي که در تو و زندگيت هستن خلاص کني تا کاميابي به زندگيت وارد بشه.
قدرت اين تهي بودن در اينه که هر چي که آرزوش رو داشتي ، جذب مي کنه.
تا وقتي که در جسم و روح خودت احساسات بي فايده رو نگهداري، نمي توني جاي خالي براي موقعيت هاي تازه بوجود بياري.

خوبيها بايد در چرخش باشن ....
کشوها، قفسه ها، اتاق کار و گاراژ رو تميز کن.
هر چيزي رو که ديگه لازم نداري بنداز دور ...
ميل به نگهداشتن چيزاي بي مصرف، زندگي رو پر پيچ و تاب مي کنه.
اين اشياء نيستن که چرخ زندگي تو رو به حرکت در ميارن ......

به جاي نگهداشتن ...
وقتي انبار مي کنيم، احتمال خواستن رو تصور مي کنيم ، احتمال تنگدستي رو ....
فکر مي کنيم که فردا شايد لازم بشن و نمي تونيم دوباره اونا رو فراهم کنيم ...
با اين فکر تو دو تا پيغام به مغزت و زندگيت مي فرستي :
که به فردا اعتماد نداري ....
و اينکه تو شايسته چيزاي خوب و تازه نيستي
به همين دليل با انبار کردن چيزاي بي مصرف خودتو سر پا نگه مي داري
عشق بورز
چنانکه گويي هرگز آزرده نشده اي

بخوان
چنانکه گويي کسي تو را نمي شنود
زندگي کن
چنانکه گويي بهشت روي زمين است
خودت را از قيد هرچه رنگ و روشنايي باخته، برهان
بذار نور به زندگيت وارد بشه
و خودت ...


فرانک 02-28-2010 06:23 PM

الفبای زندگی
 
الف: اشتياق برای رسيدن به نهايت آرزوها ب: بخشش برای تجلي روح و صيقل جسم پ: پويايی برای پيوستن به خروش حيات...
الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها
ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم
پ: پویایی برای پیوستن به خروش حیات
ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها
ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها
ج: جسارت برای ادامه زیستن
چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه
ح: حق شناسی برای تزكیه نفس
خ: خودداری برای تمرین استقامت
د: دور اندیشی برای تحول تاریخ
‌ذ: ذكر گویی برای اخلاص عمل
ر: رضایت مندی برای احساس شعف
ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها
ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها
س: سخاوت برای گشایش كار ها
ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج
ص: صداقت برای بقای دوستی
ض: ضمانت برای پایبندی به عهد
ط: طاقت برای تحمل شكست
ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف
ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها
غ: غیرت برای بقای انسانیت
ف: فداكاری برای قلب های درد مند
ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل
ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق
گ: گذشت برای پالایش احساس
ل: لیاقت برای تحقق امید ها
م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك
ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها
و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی
ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها
ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک
__________________

فرانک 02-28-2010 06:44 PM

لذت های کم هزینه
 
لذت های کم هزینه
گه كمی و فقط كمی بخواهیم از زندگی لذت ببریم و نگاهمان را كمی بهتر كنیم بسیاری از لذت ها نه وقت زیادی می خواهد و نه پول زیادی. پس منتظر تغییرات زیاد در یه روزی كه معلوم نیست كی باشد نباشیم...در کوچکترین اتفاقات عظیم ترین تجارب بشر نهفته است . باور کنید ...
1-گاهی به تماشای غروب آفتاب بنشینیم.
2 -سعی كنیم بیشتر بخندیم.
3- تلاش كنیم كمتر گله كنیم.
4 - با تلفن كردن به یك دوست قدیمی، او را غافلگیر كنیم.
5 -گاهی هدیه‌هایی كه گرفته‌ایم را بیرون بیاوریم و تماشا كنیم.
6 - بیشتردعا كنیم.
7 -در داخل آسانسور و راه پله و... باآدمها صحبت كنیم.
8- هر از گاهی نفس عمیق بكشیم.
9- لذت عطسه كردن را حس كنیم.
10- قدر این كه پایمان نشكسته است را بدانیم.
11- زیر دوش آواز بخوانیم.
12-سعی كنیم با حداقل یك ویژگی منحصر به فرد با بقیه فرق داشته باشیم .
13- گاهی به دنیای بالای سرمان خیره شویم.
14- با حیوانات و سایر جانداران مهربان باشیم.
15- برای انجام كارهایی كه ماهها مانده و انجام نشده در آخر همین هفته برنامه‌ریزی كنیم!
16- از تفكردرباره تناقضات لذت ببریم.
17- برای كارهایمان برنامه‌ریزی كنیم و آن را طبق برنامه انجام دهیم. البته كار مشكلی است!
18- مجموعه‌ای از یك چیز (تمبر، برگ، سنگ، كتاب و... برای خودمان جمع‌آوری كنیم.
19- در یك روز برفی با خانواده آدم برفی بسازیم.
20- گاهی در حوض یا استخر شنا كنیم، البته اگر كنار ماهی‌ها باشد چه بهتر.
21- گاهی از درخت بالا برویم.
22- احساس خود را در باره زیبایی ها به دیگران بگوئیم.
23- گاهی كمی پابرهنه راه برویم!.
24- بدون آن كه مقصد خاصی داشته باشیم پیاده روی كنیم.
25- وقتی كارمان را خوب انجام دادیم مثلا امتحاناتمان تمام شد، برای خودمان یك بستنی بخریم و با لذت بخوریم
26- در جلوی آینه بایستیم وخودمان را تماشا كنیم.
27- سعی كنیم فقط نشنویم، بلكه به طور فعال گوش كنیم.
28- رنگها را بشناسیم و از آنها لذت ببریم .
29- وقتی از خواب بیدار می‌شویم، زنده بودن را حس كنیم.
30- زیر باران راه برویم.
31- كمتر حرف بزنیم و بیشترگوش كنیم ..
32- قبل از آن كه مجبور به رژیم گرفتن بشویم، ورزش كنیم و مراقب تغذیه خود باشیم .
33- چند بازی و سرگرمی مانند شطرنج و... را یاد بگیریم.
34- اگر توانستیم گاهی كنار رودخانه بنشینیم و در سكوت به صدای آب گوش كنیم.
35- هرگز شوخ طبعی خود را از دست ندهیم.
36- احترام به اطرافیان را هرگز فراموش نكنیم.
37- به دنیای شعر و ادبیات نزدیك تر شویم.
38- گاهی از دیدن یك فیلم در كنار همه اعضای خانواده لذت ببریم.
39- تماشای گل و گیاه را به چشمان خود هدیه كنیم.
40- از هر آنچه كه داریم خود و دیگران استفاده كنیم ممكن است فردا دیر باشد
__________________

Setare 03-01-2010 06:16 PM

به دست خود درختي مي‌نشانم
 
«تا بيدار نشده‌اند بايد آنها را كاشت. يعني همين ماه اسفند. بين 10 تا 15 روز مانده به سال نو، بهترين وقت درختكاري است.»
مي‌پرسم: «در زمستان هم درخت‌ها خوابند. چرا آن موقع فصل درختكاري نيست.»

باغبان مي‌گويد: «درخت‌ها از اول پاييز مي‌خوابند. اما در زمستان نبايد آنها را جابه‌جا كرد يا كاشت. زمين سرد است. ريشه درختان يخ مي‌زند بنابر اين وقتي درخت مي‌خواهد از خواب بيدار شود، فصل كاشتن مي‌رسد.»

حالا اسفند آمده و يك هفته فرصت داريم به زمان زياد كردن تعداد درخت‌هاي محله و شهرمان.

درختكاري

مثل هر سال برنامه‌هاي ويژه‌اي در راه است. هديه نهال به شهروندان. جشن درختكاري در فرهنگ‌سراها. نمايش‌ها و...

در تمام سال فقط همين يك روز، ويژه درختان است. آن را پاس بداريم.
http://hamshahrionline.ir/images/upl...3-12-88-at.jpg
چنارها

تكراري است؛ ياد‌آوري دالان سبز و درخت‌هاي تنومند خيابان ولي‌عصر. اما هر بار كه به خيابان ولي‌عصر مي‌رويم انگار اولين بار است درخت‌هاي چنار را مي‌بينيم. ديدن درخت‌ها، تكراري نيست.

و شايد هر بار از خودمان پرسيده‌ايم چرا چنار؟

كارشناسان معتقدند، درخت چنار، مناسب‌ترين درخت براي كاهش آلودگي هواي تهران است. «اسماعيل كهرم» كارشناس محيط‌زيست و استاد دانشگاه تهران، به خبرگزاري‌ها گفته است: «برگ‌هاي پهن درخت چنار، اين توانايي را دارد كه دي‌اكسيد كربن بيشتري را جذب و با عمل «فتوسنتز» اكسيژن بيشتري را توليد كند. درخت بيد و درخت‌هاي ميوه مانند گردو، آلبالو و گيلاس نيز درختان مناسبي براي شرايط آب و هوايي تهران، محسوب مي‌شوند.» او گفته: «كاشت درخت علاوه بر عمل فتوسنتز، سبب حفظ خاك و جلوگيري از فرسايش آن نيز مي‌شود. هيچ‌گاه سبزينه‌داري مضر نيست و همه اين نوع گياهان براي توليد اكسيژن مفيد هستند.»

و بدانيم كه درخت‌ها را هم بيمار كرده‌ايم. كهرم مي‌گويد: «آلودگي هواي تهران، تأثيراتي را بر اكوسيستم گياهي،‌ برجاي مي‌گذارد كه از جمله آن مي‌توان به بسته شدن راه‌هاي هوايي گياه و جلوگيري از تنفس گياهان و انجام عمل فتوسنتز اشاره كرد.»

باز هم چنارها

برخي از كارشناسان منابع طبيعي مثل غلام عباس وحيدنيا، هم معتقدند كه چنار درخت مناسبي براي فضاي شهري نيست چون نياز به آب فراوان دارد و ريشه‌هاي بلند. او به «ايرنا» گفته است: «رشد ريشه‌هاي چنار باعث تخريب جدول‌ها و پياده‌روها مي‌شود و رشد سريع شاخ و برگ‌هاي درخت به سيم‌هاي برق آسيب مي‌رساند و اين نوع درخت، براي كاشت در كوچه باغ‌ها، جاده‌ها و مزارع مناسب است.»

البته تهران هم پر از كوچه باغ بوده است. شايد براي همين اينجا پر از چنار است، شايد براي همين يك جهانگرد ايتاليايي قرن 17، در خاطراتش نوشته است: «اگر استانبول شهر سروهاست، تهران را بايد شهر چنارها خواند.»

حالا با يك‌‌طرفه شدن خيابان ولي‌عصر، اميد مي‌رود اين 11 هزار درخت چنار كه به گفته محمدباقر صدوق، رئيس سازمان محيط‌زيست استان تهران، بر اثر عوامل متعدد مانند آبياري نامناسب، سوءتغذيه، آلودگي هوا و اجراي عمليات عمراني متعدد در استانه دوره انحطاط و نابودي قرار بگيرند، نجات پيدا كنند.
http://hamshahrionline.ir/images/upl...3-12-88-at.jpg
يادگاري

قرار نيست در باره درختان خيابان ولي‌عصر صحبت كنيم اما اين تجربه نشان مي‌دهد درختي كه امروز مي‌كاريم تا يك قرن بعد از ما مي‌تواند در زمين زندگي كند و به رهگذران سايه ببخشد. شايد روزي مردم نگران سلامتي‌اش شوند. شايد بخشي از يك خيابان مهم شود. شايد به بهتر نفس كشيدن همشهريانمان كمك كند. شايد يادگاري از ما بر روي زمين باشد؛ شعر عباس يميني شريف را يادتان هست؟

به دست خود درختي مي‌نشانم/ به پايش جوي آبي مي‌كشانم.

كمي تخم چمن بر روي خاكش/ براي يادگاري...
www.hamshahrionline.ir


Setare 03-03-2010 12:28 AM

آموزش اکوتوريسم و پرنده نگري در کاني‌برازان
 
مرحله دوم کارگاه آموزش تخصصي توانمندسازي جوامع بومي کاني برازان در زمينه پرنده‌نگري و اکوتوريسم آخر هفته جاري در کاني برازان برگزار مي شود.
http://www.iren.ir/Images/News/Smal_...6868359891.jpg
به گزارش خبرگزاري محيط زيست ايران، پرويز بختياري پرنده شناس در اين زمينه گفت: در اين کارگاه به جوامع محلي آموزش داده مي شود که توريست هايي که به اين منطقه مي آيند را به چه صورت راهنمايي کنند. همچنين نکات زيست محيطي نيز به اين افراد آموزش داده مي شود که بتوانند به توريست‌هاي خارجي و داخلي اين نکات را آموزش دهند.
بختياري ادامه داد: اين افراد مي توانند توريست ها را براي پرنده نگري به اطراف تالاب کاني‌برازان هدايت کنند.
همچنين افراد محلي آموزش ديده مي توانند توضيحاتي در خصوص محل اقامت، استفاده از محصولات سبز و ارگانيک و ... را به توريست ها آموزش دهند. وي افزود: اين افراد براي اين آموزش‌ها بسيار استقبال کرده‌اند و توريست‌ها نيز از سفر خود به اين نقاط احساس رضايتمندي بيشتري کرده اند.
www.iren.ir

SonBol 03-03-2010 06:55 PM

دختری که توسط شیاطین تسخیر شد
 
دختری که توسط شیاطین تسخیر شد!!



آنه لیز میشل، متولد سال 1952 و فوت شده در 1976. دختری که بسیار از افراد پذیرفتند که او توسط شیاطین تسخیر شده است!
http://saroseda.com/uc/out.php/i12489_annel2.jpg
در سال 1968 زمانی که او 17سال سن داشت و در دبیرستان مشغول به تحصیل بود، اولین تجربه و تشنج خود را تجربه کرد. پس از آن در 1969 او مورد اولین حمله صرع قرار گرفت. سپس او تحت نظر یک متخصص مغز و اعصاب قرار گرفت و این پزشک تشخیص داد که او بیماری صرع همراه با تشنج رنج می‌برد.
به زودی مشکلات آنه لیز آغاز شد بطوریکه او اعلام می‌کرد اشیا و اجسام اطرافش حرکت می‌کنند، او حتی اعلام کرد که صداهایی را می‌شنود که به او می‌گفت: تو نفرین شده هستی!!

در سال 1973 اعلام شد که او از افسردگی رنج می‌برد.
در سال 1975 عده‌ای اطمینان پیدا کردند که روح او تسخیر شده است، به همین جهت والدین او از ادامه درمان پزشکی صرف نظر کردند و از راه جن گیری برای درمان بهره بردند.

علائم آنه لیز مانند افرادی بود که از اسکیزوفرنی رنج می‌برند اما آنها به درمان پاسخ مثبت می‌دهند اما درمورد او قضیه فرق می‌کرد.

http://saroseda.com/uc/out.php/i12490_annel3.jpg

اولین بار یک زن مسن تشخیص داد که آنه لیز توسط شیاطین تسخیر شده است، او متوجه شد که آنه لیز از تصویر عیسی(ع) دوری می‌کند و از نوشیدن آب مقدس طفره می‌رود. او همچنین اعلام کرده که بوی بدی مانند بوی جهنم از بدن آنه لیز استشمام می‌کند.
یک جنگیر به ملاقات او می‌آید و متوجه می‌شود که موضوع حقیقت دارد و او تسخیر شده است به همین جهت برای مراسم جن گیری از اسقف اجازه درخواست میکند و پس از چندبار اجازه به وی داده می‌شود.


جلسات جن گیری چندین بار صورت گرفت اما دو کشیشی که برای اینکار آمده بودند، نتوانستند این کار را انجام بدهند.
او کارهای عجیب بسیار انجام می‌داد. او به خوردن مگس و عنکبوت عادت کرده بود و حتی ادرار خودش. او کارهای عجیب دیگر نیز انجام می‌داد برای مثال یک بار او به حالت سینه خیز به زیر یک میز رفت و به مدت دو روز مانند سگ واق واق می‌کرد. او اغلب ساعت‌جیغ می‌کشید و این کارها برای او امری عادی شده بود.

http://saroseda.com/uc/out.php/i12491_annel4.jpg

هنگامی که بدن او تسخیر شد به شدت ضعیف شد و نمی‌توانست غذا بخورد. این تصویر مربوط مراسم جن گیری از وی می‌باشد که به مدت 10ماه ادامه داشت اما نتیجه‌ای در بر نداشت و او روز به روز ضعیف و ضعیف‌تر شد.


در سال 1978 تقریبا بعد از گذشت 2سال از مرگ وی، والدین او تصمیم گرفتند که نبش قبر بکنند و تابوت را تغییر دهند. بعدها مشخص شد که علت این امر پیغامی بود که از یک راهبه دریافت کرده بودند، مبنی بر اینکه او احساس میکند که جسد آنه لیز سالم مانده است. پس از نبش قبر مشخص شد که جسد او فاسد شده است. هیچگاه اجازه پخش تصاویر جسد وی صادر نشد.


آنه لیز قبل از مرگ و لحظات پایانی عمرش صحبت کرد و از کشیش خواست تا برایش طلب آمرزش کند. او درمورد گناهان جوانان و کشیشان کلیساهای مدرن مطالبی را عنوان کرد.
آنه لیز و سه خواهرش مانند پدرش انسان‌های معتقدی بودند و مذهب کاتولیک داشتند.

درمورد مرگ آنه لیز چهار نفر محکوم شدند. پدر و مادر او و همچنین دو کشیشی که برای مراسم جن گیری تلاش می‌کردند. گویا آنها به 6ماه حبس محکوم شدند چرا که در نگهداری از یک بیمار کوتاهی کرده بودند.
اما نکته آخر و جالبی که مادر او عنوان کرد:
من میدانم که ما کار درستی انجام دادیم چرا که من اثر عیسی مسیح را در کف دستان دخترم دیدم. او مُرد تا بسیاری از مردم باز هم بخدا ایمان بیاورند و فراموش نکنند که نباید گناه انجام بدهند.

می‌گویند در کف دستان آنه لیز مانند کف دستان عیسی مسیح سوراخ شده بود. هنگامیکه عیسی مسیح را به صلیب می‌کشیدند، در کف دستان او سوراخ‌هایی ایجاد کردند.
گویا پس از اتفاقاتی که برای آنه لیز پیش آمد، افراد بسیاری بازهم به خدا ایمان آوردند

منبع : mihanblog

ئاسو 03-03-2010 07:22 PM

آیا باخداوند نسبتی داری؟؟؟؟؟
 
شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.

پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف جابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش ، نداشته‌هاش رو از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید !


دوست من آیا تو با خدا نسبتی داری؟

SonBol 03-03-2010 10:02 PM

ريزه کاري هاي نخستين روزهاي زندگي مشترک
 
ريزه کاري هاي نخستين روزهاي
زندگي مشترک


به عقيده بسيارى از فلاسفه و دانشمندان، انسان موجودى مدنى است. به همين دليل محتاج به پناه و ياور و نيز يارى دلدارى است تا با او معاشرت داشته و در مسير پرپيچ و خم زندگى، غمخوارش باشد. ازدواج با رعايت اصول و شرايط لازم، استفاده از كمك مشترك را براى دختر و پسر جوان تسهيل مى‏نمايد و به آنها كمك مى‏كند تا در زندگى فردى و اجتماعى موفقيت‏هاى بيشترى به دست بياورند. حال آنكه دختران و پسران جوان مجرد از كمك‏هاى همسر خود بى‏نصيب مانده و از بسيارى موقعيت‏ها و فرصت‏هاى مناسب كه در زندگى به وجود مى‏آيند بى‏بهره مى‏مانند. بنابراين امر ازدواج براى زوج‏هاى جوان امرى ممدوح و پذيرفتنى است به گونه‏اى كه دختران و پسران جوان به محض رسيدن به شرايط و سن ازدواج بايد مبادرت به آن كنند. با اين وجود آمارهاى نگران‏كننده‏اى كه از اختلافات و جدايى‏ها در ميان زوج‏هاى جوان حكايت دارند نشان‏دهنده اين نكته است كه بسيارى از دختران و پسران جوان راه و رسم همسردارى و همسرگزينى را نيافته و ندانسته‏اند و اين بر بزرگ‏ترهاى خانواده است كه الگوها و نمونه‏هاى موفق را براى زوج‏هاى جوان نمونه آورده و راه و رسم زندگى آنها را بازگو دارند. علاوه بر اين، همسران جوان بايد به نكاتى سخت توجه داشته و آنها را رعايت داشته تا زندگى‏شان در همان آغاز راه دچار تلاطم و تلخى نشود. برخى از اين نكات كه لازم است دختر و پسر جوان به كار گيرند و آنها را آويزه گوش دارند به ترتيب زير است:

1ـ زندگى مشترك عرصه كمال است نه صحنه پيكار. بنابراين يار و ياور هم باشيد و سعى نكنيد بر همسرتان تسلط يابيد. به عبارت ديگر با هم و در كنار هم باشيد نه جدا از هم و رو در روى هم! خانواده زمانى موفق خواهد بود كه در آن هماهنگى وجود داشته باشد و همه اعضا در يك محفل انس با كمال صميميت و شادى زندگى كنند. بنابراين همسران جوان بايد از هر نوع رفتارى شامل طعنه‏زدن، تحقير و مقايسه كردن همسر با ديگران و ... پرهيز نمايند.

2ـ از ابراز محبت نسبت به يكديگر دريغ نورزيد. ابراز محبت به‏موقع در زندگى مشترك، نشاط و طراوت و علاقه را به دنبال خواهد داشت. اين امر فقط لازمه چند روز نخستين ازدواج نيست بلكه با گذشت زمان نهال نوپاى زندگى به درختى تناور تبديل مى‏شود كه نياز بيشترى به آبيارى دارد. با ابراز محبت و نشان دادن عشق و علاقه به هم، مى‏توان اين درخت تناور را براى هميشه بارور و باطراوت نگاه داشت و بر نشاط آن افزود.

3ـ عاشقانه به هم نگاه كنيد. نحوه نگريستن هر يك از ما به ديگرى، به «چگونه بودن ما» بستگى دارد نه به «چگونه بودن او».
شيفتگى زمانى حاصل مى‏شود كه فكر كنيد همسرتان فردى باشكوه، ناب، صميمى، خوش‏خُلق و خوش‏برخورد است. اين شيوه نگرش به همسران جوان مى‏آموزد به جاى اينكه عشق را جستجو كنند، با عشق و محبت به زندگى نگاه كنند.
زبان نگاه، زبان مؤثرى است. شما با نگاه كردن به طرف مقابل به او مى‏فهمانيد به صحبت كردن با وى علاقه‏مند هستيد. حالات نگاه كردن اثر معجزه‏انگيزى در ايجاد صميميت ميان زوجين جوان دارد. ميل به صميميت نه تنها جنبه جسمى بلكه جنبه روانى نيز دارد.

4ـ وقتى زن يا مرد جوان اشتباه مى‏كنند، صادقانه و صميمى اعتراف كنند. صداقت و اظهار پشيمانى و ندامت تنها علاج واقعه است. قبول نكردن اشتباه و نپذيرفتن خطا، اختلافات را دامن خواهد زد.
5ـ در مطرح كردن مسائل ناخوشايند و نامطلوب سعى كنيد خود را هم دخالت دهيد. مثلاً به جاى اينكه بگوييد «چرا با فلانى اين طور برخورد كردى»، بهتر است بگوييد: «كاش با فلانى اين طور برخورد نمى‏كرديم.»

6ـ اگر خطايى از همسر خود مشاهده نموديد، زود از كوره در نرويد و سفره دل‏تان را نزد هر كسى باز نكنيد. بخصوص پيش پدر و مادرتان درددل نكنيد زيرا اين كار موجب سرافكندگى همسرتان شده و امكان آشتى را بسيار ضعيف مى‏ كند.

7ـ اگر مى‏خواهيد عشق و علاقه‏تان تداوم داشته باشد، نخست بايد بدانيد زمان كافى را براى با هم بودن و ابراز محبت كردن اختصاص بدهيد. سعى كنيد به انگيزه عشق و ازدواج‏تان بينديشيد؛ با همسرتان در باره نخستين روزهاى آشنايى و دوران خوشِ اولين روزها گفتگو كنيد. يادآورى شادى‏ها و رويدادهاى شيرين، هم وجودتان را گرم كرده و هم تازگى و طراوت رابطه شما را با همسرتان حفظ خواهد كرد.

8ـ انعطاف‏پذيرى يكى از ويژگى‏هاى مهم براى ايجاد سازگارى بيشتر و سلامت روانى است. با چشم‏پوشى و نرمش نسبت به برخى رفتارهاى كودكانه و لجبازى‏ها نه تنها مى‏توان از تنش‏هاى بى‏دليل پيشگيرى نمود، بلكه مى‏توان از همان اول زندگى بنياد خانواده را مستحكم نمود. زوج‏هاى جوان بايد به خاطر داشته باشند كه مسائل و موارد اختلاف و يا اختلاف‏برانگيز را براى رسيدن به يك ديدگاه مشترك طرح نمايند، نه به تكرار و تثبيت كدورت‏ها و دشمنى‏ها.




SonBol 03-03-2010 10:07 PM

دبی؛ رشد و شكوفایی با سرعت شگفت‌آور
 
دبی؛
رشد و شكوفایی با سرعت شگفت‌آور


دبی خیره كننده، مفرح و كمی فراواقعی است. از شن و آفتاب و خرید برخواسته، آنچه دیروز شهرﻯ كوچك و آرام با خانه‌هاﻯ حیاط دار گچی مرجانی ساخته تجار پارسی و خانه‌هاﻯ نخلی ماهیگیران و غواصان مروارید بود، امروز، آسمانخراش‌هایی درخشان و بازارهاﻯ مدرن پوشاك و عطریات و محصولات بهترین تولید‌كنندگان جهان است.
شجاعت رهبران شهر ستودنیست؛ ساخت هتل‌ها در دریا، ایجاد جزایر مصنوعی وسیع با ۱۲۰ كیلومتر ساحل جدید، پیست اسكی مسقف با برف مصنوعی و دو تله‌سیژ... ساخت فرودگاه بین‌المللی ستایش شده در ۱۵ سال.
دبی در چند ساله اخیر مقصد جهانگردﻯ بسیارانیست، این محبوبیت از طریق سیاست‌هاﻯ لیبرال (با توجه به استاندارد‌هاﻯ منطقه) و امنیت عالی كسب شده است. دبی استراحتی كوتاه براﻯ خرید، حمام آفتاب، غذاﻯ خوب، تماشاﻯ كنسرت‌ها و رویداد‌هاﻯ ورزشی و حتی برخی لذت‌هاﻯ گناه‌آلود است!

.: معرفي
دُبی یا دوبی یکی از امیرنشین‌های هفت‌گانه امارات متحده عربی است. دبی بیشترین جمعیت را در میان این هفت امارت دارد و دومین امارت بزرگ آن، و با تنها ۵ درصد از مجموع وسعت خاک امارات عربی متحده (۴٬۱۱۴ km²) بعد از بزرگترین امارت ابوظبی (۶۷٬۳۴۰ کیلومتر مربع) با بیش از ۸۵ درصد از کل مساحت امارات متحده عربی می‌باشد. امیرنشین دبی در جنوب کشور ایران و در حاشیه خلیج فارس قرار دارد و جزئی از کشور امارات متحده عربی است. بسیاری از مردم ایران برای تجارت و تفریح به دبی سفر می‌کنند.
دبی از دیگر امارت‌های امارات متحده عربی متمایز می‌باشد از این لحاظ که درآمد نفت آن تنها ۶٪ از تولید ناخالص داخلی را تشکیل می‌دهد و اکثر درآمد امارت دبی از منطقه آزاد جبل علی، فروش ملک به اتباع خارجی در مناطق آزاد، اعطای اقامت، صدور مجدد کالا، ترانزیت مسافر و کالا و همچنین قسمت بزرگی نیز از گردشگری و دیگر خدمات مالی و تجاری تشکیل می‌گردد. تأسیسات و پیشرفتهای زیاد در صنایع و فعالیتهای مختلف در دبی باعث شده تا توجهات جهانی را در تمام زمینه‌ها و پروژه‌ها جلب کند، از جمله رویدادهای ورزشی و همایش‌ها.

.: نام
وجه تسمیه و اصل نام « دبی » از دو حرف (د) و (با) تشکیل شده، یعنی (دبا) « دُبا » نام نوعی ملخ کوچک است قبل از اینکه بال در آورد، این نوع ملخ در زمان گذشته در این منطقه وجود داشته، به همین جهت نام منطقه را (دُبا) گذاشته بودند که به مرور زمان به (دبی) تبدیل شده‌است. مدتی هم این شهر «الوصل» نامیده می‌شد.
در فارسی برخی به‌نادرست و به خاطر آوانویسی از روی زبان‌های اروپایی نام این شهر را «دوبی» نوشته‌اند.

.: تاریخچهٔ دبی
دبی تا قبل از سال ۱۸۳۳ میلادی دهکده ای از توابع مشایخ ابوظبی بوده‌است، در سال ۱۸۳۳ شیخ مکتوم بن بطی آل مکتوم به همراه ۸۰۰ نفر از خویشاوندان و وابستگان وهمراهان خود، از امارت ابوظبی به این دهکده می‌کوچند واز آن تاریخ دوران حکمرانی قبیلهٔ آل مکتوم، وتأسیس امارت دبی آغاز می‌شود. قبل از این تاریخ دبی یک روستای کوچک بیش نبود وهیچ امتیازی از سایر روستاهای اطراف خود نداشته بود.
نسبت قیبلهٔ آل مکتوم به قبیلهٔ آل بوفلاسه یکی از فروع قبائل بزرگ (بنی یاس) می‌رسد. وأصل نام این قبیله از نام «فلاسة» (خواهر فلاح بن هلال الیاسی جد آل نهیان) حکام امارت ابوظبی گرفته شده‌است. تاریخ نویسان چنین نوشته أند که «فلاسة» (خواهر فلاح آل نهیان) به ازدواج پسر عموی خود (راشد بن عامر بن هلال الیاسی) در می‌آید، وصاحب چند پسر می‌شوند که به (الرواشد) معروف می‌شوند. و از آنجائیکه «فلاسة آل نهیان» از شخصیت برجسته‌ای بین عشیرهٔ خود برخور دار بود و از نفوذی قوی برخوردار بود، فرزندانش نام آل بوفلاسه برخود می‌گیرند وبه قبیلهٔ «آل بوفلاسه» مشهور می‌شوند، نسب به نام مادرشان فلاسة آل نهیان. و قبیلهٔ بنی یاس از چند قبیلهٔ بزرگ تشکیل یافته بود وبه نام ( حلف بنی یاس ) «پیمان بنی یاس» معروف بود. که بیشتر آنان از قبیلهٔ (فضاعه) نوادگان و عموزادگان (یاس) بودند، که جد مستقیم ( آل نهیان ) و ( آل مکتوم) می‌باشد. قبیلهٔ بنی (یاس) از نفوذ وتمیز خاصی در منطقه برخوردار بوده‌اند، ودر قیام اتحاد دولت امارات متحده عربی نقش مهمی داشته أند.

.: زبان و دین
زبان رسمی عربی است اما انگلیسی، هندی، اردو، مالایی و تمیل نیز بصورت گسترده صحبت می‌شود. اسلام، مذهب و دین رسمی می‌باشد. تعداد زیادی هندی و سیک و مسیحی در دبی وجود دارد. گروههای غیر مسلمان می‌توانند خانه‌ها و عبادتهای خودشان را داشته باشند. درحالیکه دولت امارات متحده مجوز قانونی به گروههای مذهبی نمی‌دهد، ممکن است برخی از امارتها استقلال داخلی به برخی از مذاهب بدهند. برای مثال در دبی مجوز قانونی به کلیسای مسیح مقدس نوین داده شده. دبی نیز تنها امارتی است که معابد هندو و گوردوارا (معابد سیک‌ها) دارد. طبق سرشماری اخیر افراد ملت هندوستان بیشترین جمعیت مستقر در دبی را تشکیل می‌دهند. گروههای غیر مسلمان، کمکهای نقدی را تنها می‌توانند از بین خود جمع آوری کرده و یا از خارج دریافت کنند و می‌توانند در ملا عام دینشان را تبلیغ کنند. اما از دین برگشتن یا توزیع نشریات مذهبی به شدت خلاف قانون بوده و علاوه بر جریمه نقدی و پیگرد قانونی، به خاطر رفتار توهین آمیز به آئین اسلام، فرد مجرم را از کشور اخراج می‌کنند.
.: جاذبه‌ها
خرید مهمترین جاذبه دبی است؛ درواقع دبی بهشت خریداران است، تعداد بیشمار مراكز خرید و تنوع محصولات دل هر خریداری را شاد می‌كند. اجراهای موسیقی گوناگون، امكانات ورزشی و تفریحی متنوع، و هتل‌های دیدنی نیز بخشی دیگر از جذابیت‌های دبی را تشكیل می‌دهند. وجود كنسولگری ایالات متحده در شارجه نیز خود به تنهایی یكی از انگیزه‌های سفر ایرانیان به دبی است. علاوه بر این‌ها، عجایب دنیای جدید نیز به جلب سیاحان كمك می‌كنند؛ جزایر مصنوعی، رستوران‌های زیر آب و مرتفع‌ترین برج جهان.

.: برج خليفه (دبى)
برج خلیفه آسمانخراشی است که در شهر دبی در امارات متحدهٔ عربی قرار دارد. این برج با ۱۶۰ طبقه و ارتفاع ۸۲۸ متر، در حال حاضر عنوان بلندترین سازه ساخته شده به دست بشر را به خود اختصاص داده‌است. برج خلیفه در روز چهارم ژانویهٔ ۲۰۱۰ گشایش یافت.
این برج در خیابان شیخ زاید در دبی واقع شده و دارای بخش‌هایی با کاربردهای تفریحی، مسکونی، تجاری و اداری می‌باشد و بخشی از آن نیز به عنوان هتل درنظر گرفته شده‌است.

وب سايت:
http://www.burjdubai.com


.: پارك آب وایلد وادى

هیچ روشى براى فرار از گرمای دبى بهتر از رفتن به وایلد وادى نیست. این پارك آبى محبوب بچه‌ها و بزرگتر‌هاست. مجموعه‌اى از امكانات تفریحى و ورزشى چون موج سوارى. یكى از مهیج‌ترین امكانات آن Jumeirah Sceirah است.

آدرس: امارات متحده عربی، دبی، جمیرا، جاده جمیرا
تلفن: ۳۴۸ ۴۴۴۴ (۴ ۰۰۹۷)
ساعات كار: نوامبر تا فوریه ۱۱:۰۰ تا ۱۸:۰۰ / مارس تا مى و سپتامبر تا اكتبر ۱۱:۰۰ تا ۱۹:۰۰ / ژوئن تا آگوست ۱۱:۰۰ تا ۲۱:۰۰
بهاى بلیط: بزرگسالان ۱۸۰ درهم / كودكان زیر ۱۱۰ سانتى‌متر قد ۱۵۰ درهم.
وبسايت:www.wildwadi.com
نكته: در هنگام استفاده از Jumeiran Sceirah پاهاى خود را جمع كنید و دیگر شناگران همراه خود را بگیرید.

.: هتل برج العرب
عموماً به عنوان اولین هتل ۷ ستاره جهان شناخته مى‌شود اما هتل ۵ ستاره دولوكس است. این ساختمان بادبان شكل نماد دبى و یكى از پر امكانات‌ترین هتل‌هاى جهان است، ۳۲۱ متر ارتفاع دارد و در جزیره‌ای مصنوعی ۲۸۰ متر دورتر از خشکی بنا شده‌ است. کوچكترین اتاق هتل برج‌العرب ۱۶۹ و بزرگترین اتاق آن ۷۸۰ متر مربع مساحت دارند. هفت طبقه از این هتل به صورت آکواریوم در زیر دریا وجود دارد. اگر مى‌خواهید در برافراشته‌ترین هتل جهان با لوكس‌ترین و مجهز‌ترین امكانات اقامت كنید نباید هرگز از خود بپرسید كه آیا ارزش بهایى كه مى‌پردازید را دارد یا نه. اگر به دنبال یك هتل ۵ ستاره در جمیرا مى‌گردید به جستجو ادامه دهید. اما اگر به دنبال تجربه‌اى یك بار براى همیشه در زندگى خود هستید اجازه دهید تا رولزرویس به آرامى شما را تا ورودى هدایت كند. گرچه ساختمان نمایى مدرن دارد اما به خود آمادگى دهید تا چشمانتان میزبان جشن مبهوت‌كننده فضاى پرزرق و برق عربى شود. ۲۰۲ سوییت دو طبقه رویایى و هركدام با نمایى دل‌انگیز میزبان خاطره‌انگیز‌ترین اوقات براى شماست.

آدرس: امارات متحده عربی، دبی، جمیرا، جاده جمیرا
تلفن: ۳۰۱ ۷۷۷۷ (۴ ۰۰۹۷)
وبسايت: www.burj-al-arab.com
بهاى اتاق: از ۷0 دلار به بالا


.: مركز خرید امارات

بزرگترین مركز خرید (پاساژ) دنیا در خارج از ایالات متحده، بیش از ۲۰۰ فروشگاه، سینماها، و مركز آسمان دبى. شعبات گران‌قیمت‌ترین مارك‌هاى دنیا و رستوران‌ها و كافه‌هاى بسیار. هتل كمپینسكى با رستوران‌هایى كه مجوز سرو مشروبات الكلى را دارند به این مركز خرید متصل است. یك هایپرماركت بسیار عظیم نیز در كنار آن است. فروشگاه‌هاى عرضه سوغات خاورمیانه و عربى نیز در طبقات فوقانى هستند.

آدرس: امارات متحده عربی، دبی، جاده شیخ زاید
تلفن: ۴۰۹ ۹۱۰۰ (۴ ۰۰۹۷)
وبسايت: www.malloftheemirates.com
ساعات كار: كلیه ایام سال (بجز رمضان): یك‌شنبه تا چهارشنبه ۱۰ صبح تا ۱۰ شب، پنج‌شنبه تا شنبه ۱۰ صبح تا ۱۲ شب. / ماه رمضان: یك‌شنبه تا چهارشنبه ۱۰ صبح تا ۱ پس از نیمه شب.

.: منطقه بستكیه
بادگیرهاى عربى برافراشته در كنار آب. جایى جادویى براى گشت و گذار، فضایى محسور كننده.
آخرین بازمانده‌هاى آنچه زمانى دبى قدیم بود، بنای این محله توسط ایرانیان مهاجر از شهرستان بستک استان هرمزگان از سال ۱۸۹۰ به بعد صورت گرفته است. شغل اصلی ساكنان آن صید مروارید بود. در دهه نود میلادی اكثر ساكنان منطقه خانه‌های خود را به دولت دبی فروختند و در اواخر همان دهه دولت دبی اقدام به بازسازی و ترمیم ساختمان‌ها به سبك سنتى كرد و به همراه آن نگارخانه‌ها و كافه‌هایی نیز در آن گشایش شده است. هتل‌هایی نیز با در‌های كوتاه در این منطقه بنا شده. بستكیه میزبان چندین بنای مهم نیز هست؛ قلعه الفهیدی، كهن‌ترین بنا در دبی برجای‌مانده از دهه ۱۷۸۰، بیت‌الوكیل، اولین ساختمان اداری در دبی، گالری مجلس، مركز مطالعات فرهنگی شیخ محمد، و گالری هنری XVA. جایی دلپذیر برای یك پیاده‌روی فرح‌بخش برای علاقه‌مندان به هنر و فرهنگ.
آدرس: امارات متحده عربی، دبی، شرق سوق بور دبى






behnam5555 03-03-2010 10:09 PM

بهترین ها...
 

http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین هاhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gifhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین بخشش آن است که ، منتظر تشکر نباشی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین عادت آن است که ، همیشه در سلام ، پیش دستی کنی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین خصلت آن است که ، هیچ کس را نرنجانی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین خداحافظی آن است که ، حتما سلامی در پی داشته باشد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین قدردانی آن است که ، در عمل باشد نه بر زبان .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین عشق آن است که ، دو طرفه باشد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین شغل آن است که ، از انجامش لذت ببری .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین غذا آن است که ، با دل خوش خورده شود . http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین پول آن است که ، از راه حلال و با اتکا به خود به دست آورده باشی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین پدر و همسر آن است که ، خانواده در کنارش احساس امنیت و شادی کنند .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین مادر و همسر آن است که ، تنها بتوانی چند ساعت نبود او را در خانه تحمل http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifکنی نه بیشتر .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین فرزند آن است که ، به او افتخار کنی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین دوست آن است که ، با او راحت باشی و هر لحظه که بخواهی ، http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبتوانی حرف دلت را به او بزنی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین ترانه و آهنگ آن است که ، تو را به یاد خاطره ای خوش بیندازد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین مسافرت آن است که ، همیشه آرزوی تکرارش را داشته باشی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین خانه آن است که ، همیشه از آن صدای خنده و شادی بشنوی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین احساس آن است که ، شادی را در زیر پوستت حس کنی .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین انگیزه آن است که ، تو را به تحرک و تلاش بیشتر وادارد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین هدف آن است که ، قابل دسترسی باشد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین هدیه آن است که ، بدون توجه به ارزش آن و با عشق خالص اهدا شود .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین حادثه آن است که ، زندگی تو را متحول سازد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifبهترین خاطره آن است که ، تنها با فکر کردن به آن در عین افسردگی تو راhttp://i12.tinypic.com/34pet8h.gif
http://i12.tinypic.com/34pet8h.gifشاد و سرحال سازد .http://i12.tinypic.com/34pet8h.gif

رزیتا 03-04-2010 01:24 PM

چگونه دادخواست تنظیم کنیم؟
 
چگونه دادخواست تنظیم کنیم؟

در دادگاه با فردی روبرو شدم که دائم با خود حرف می زد علت را از وی جویا شدم قاضی و محكمه‌ را متهم به نادرستی می‌كرد.

http://img.tebyan.net/big/1388/12/10...2052143111.jpg

به هر تقدیر از لابه لای حرف‌هایش این را متوجه شدم كه در دادخواست، خواسته‌اش را یك میلیون تومان نوشته ‌ و بعد بین طرفین درخصوص میزان، اختلاف به وجود آمده ‌ و كارشناس، استحقاق خواهان كه همین آقای عصبانی و كارگر ساختمانی بود را‌ 2میلیون تومان تعیین كرده ‌، در حالی ‌كه دادگاه تنها به یك میلیون رای داده است.این آقای محترم به

این دلیل از قاضی شكایت داشت در حالی كه دادگاه رای را درست داده بود چون دادخواست، محدوده رسیدگی را برای دادگاه تعیین می‌كند و دادگاه همواره در چارچوب خواسته مندرج در دادخواست رای می‌دهد و از آنجایی كه خواسته ایشان از دادگاه یك میلیون تومان بوده است، دادگاه تنها به یك میلیون تومان رای داده است.با توجه به اینكه دادخواست، شروع محاكمه است و بسیاری از مشكلات مردم در مراجعه به دادگاه در ارتباط با تقدیم دادخواست است این مقاله به توضیح و توصیف دادخواست می‌پردازد.
فرم دادخواست را می‌توان از محل فروش اوراق قضائی واقع در تمامی دادگستری‌ها و مجتمع‌های قضائی در سراسر كشور تهیه كرد


رسیدگی به دعاوی حقوقی در دادگستری مستلزم تقدیم دادخواست از طرف مدعی (خواهان) است. دادخواست به دفتر دادگاه و در نقاطی كه چندین شعبه وجود دارد، به دفتر شعبه اول تسلیم می‌شود.دادخواست به برگه چاپی مخصوصی گفته می‌شود كه درخواست خواهان درآن قید شده است یا به عبارت دیگر «دادخواست بیان ادعا نزد مراجع قضائی در اوراق مخصوص است‌». فرم دادخواست را می‌توان از محل فروش اوراق قضائی واقع در تمامی دادگستری‌ها و مجتمع‌های قضائی در سراسر كشور تهیه كرد. هر چند دادخواست‌ها براساس نوع مطالب مندرج در آنها (براساس نوع خواسته) تا حدی با هم متفاوتند اما همگی آنها اغلب حاوی نكات زیر هستند:

نام، نام خانوادگی، ‌نام پدر، سن، ‌اقامتگاه و درصورت امكان شغل خواهان.
خواهان یا مدعی شخصی است كه از دادگاه چیزی برای خود و به ضرر دیگری می‌خواهد.درصورتی كه دادخواست توسط وكیل تقدیم شود، مشخصات وكیل باید درج شود.قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن باعث رد دادخواست خواهان می‌شود.

http://img.tebyan.net/big/1388/12/20...7312520858.jpg

خوانده یا مدعی علیه شخصی است كه دعوی به او توجه دارد، به عبارت دیگر، شخصی است كه ادعا علیه او اقامه شود.

درصورت قید نشدن مشخصات یا ناقص بودن آن، دادگاه طی یك اخطاریه به خواهان فرصت می‌دهد تا نسبت به رفع نقص اقدام كند در غیراین صورت دادخواست خواهان رد خواهد شد.

تعیین خواسته و بهای آن نیز لازم است مگر آنكه تعیین بها ممكن نبوده یا خواسته مالی نباشد.آنچه‌را كه مدعی از دادگاه تقاضا می‌كند «خواسته» یا مدعی به گویند. خواسته یا مالی است یا غیرمالی.
تعهدات یا جهاتی كه به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند به‌طوری كه مقصود واضح و روشن باشد.شرح دادخواست است و ذكر ادله و وسایلی كه خواهان برای اثبات ادعای خود دارد، از اسناد و نوشته‌ها، شهود و ...بیان می کند دلایل و منضمات دادخواست است که باید در قسمت مربوطه نوشته شود.
فرم دادخواست حاوی جاهای خالی است كه باید به تناسب، هر قسمت پر شود. در مورد كیفیت تكمیل و ضمانت اجراهای مربوط به دادخواست توجه به نكات زیر ضروری است:
مشخصات خواهان (كسی كه خواسته و دعوی خود را مطرح می‌كند) یعنی نام، نام خانوادگی و اقامتگاه خواهان (شهر، خیابان، كوچه، شماره پلاك) باید حتما مشخص باشد.
درصورت معلوم نبودن خواهان یا محل اقامت او، مدیردفتر دادگاه مكلف می‌شود قرار ردفوری دادخواست (با استناد به ماده 56 قانون آیین دادرسی مدنی) را ظرف دو روز از تاریخ رسید دادخواست صادر كند و به دیوار دفتر آن دادگاه الصاق كند. در توضیح بیشتر باید گفت:منظور از رد فوری این است كه چیزی به كسی ابلاغ نمی‌شود.
خواهان باید آنچه از خوانده می‌خواهد به‌عنوان خواسته خود در دادخواست تعیین و میزان آن را از حیث بها مشخص كند و درصورتی كه دعوی و خواسته غیرمالی باشد، باید به میزان 5 هزار ریال به‌عنوان هزینه دادرسی و صدریال بهای هر برگ دادخواست تمبر باطل كند


و اما خوانده (كسی كه دعوی مطروحه علیه وی طرح و اقامه می‌شود) مشخصات خوانده هم باید مشخص باشد و در غیراین صورت دادخواست توقیف می‌شود. بنابراین مدیر دفتر با توجه به ماده 54 آیین دادرسی مدنی برای خواهان اخطار رفع نقص صادر می‌كند و به خواهان 10 روز مهلت می‌دهد كه از دادخواست رفع نقص كند و درصورتی كه در این 10 روز اقدامی نكند دادخواست رد می‌شود كه البته مراتب این رد نیز باید به خواهان ابلاغ شود تا او ظرف 10 روز فرصت داشته باشد در همان دادگاه نسبت به تصمیم مدیر دفتر شكایت كند و این‌بار تصمیم دادگاه هر چه باشد قطعی است.ضمنا درصورتی كه خواهان آدرس اقامتگاه دقیق خوانده را در اختیار نداشته باشد، می‌تواند از دادگاه درخواست كند كه وی را به لحاظ مجهول المكان بودن، از طریق نشر آگهی در مطبوعات (روزنامه كثیرالانتشار) به دادرسی دعوت كند.
دراین صورت خواهان هزینه نشر آگهی دعوت خوانده به دادرسی را نیز به بانك پرداخت كرده و قبض آن نیز به پرونده ضمیمه می‌شود. درصورتی كه خواهان وكیل داشته باشد، مشخصات كامل وی در دادخواست آورده می‌شود.
خواهان باید آنچه از خوانده می‌خواهد به‌عنوان خواسته خود در دادخواست تعیین و میزان آن را از حیث بها مشخص كند و درصورتی كه دعوی و خواسته غیرمالی باشد، باید به میزان 5 هزار ریال به‌عنوان هزینه دادرسی و صدریال بهای هر برگ دادخواست تمبر باطل كند.

http://img.tebyan.net/big/1388/12/16...1706766132.jpg

هزینه دادرسی در دعاوی مالی به مأخذ تا 10 میلیون ریال معادل 5/1درصد ارزش خواسته و بیش از 10 میلیون ریال به نسبت مازاد بر آن 2درصد ارزش خواسته، تمبر باطل می‌شود. اما در دعاوی مالی غیرمنقول و خلع ید (متصرف) از اعیان غیرمنقول، هزینه دادرسی مطابق ارزش معاملات املاك در هر منطقه توسط دفتر دادگاه تقویم و براساس آن هزینه دادرسی تعیین

می‌شود و سپس ابطال تمبر صورت می‌گیرد.
از جمله موارد دیگری كه آوردن آن در درخواست ضرورت دارد، ذكر ادله و مستنداتی است كه ادعای خواهان را به اثبات می‌رساند.دادخواست پس از تكمیل به‌صورت فوق الذكر و بیان شرح ماوقع اختلاف و دعوی (درقسمت شرح دادخواست) ذیل آن باید به وسیله خواهان امضا‌ یا با اثر انگشت تأیید شود.دادخواست و پیوست‌های آن باید به تعداد خواندگان به اضافه یك نسخه باشد.
تعیین خواسته و بهای آن نیز لازم است مگر آنكه تعیین بها ممكن نبوده یا خواسته مالی نباشد.آنچه‌را كه مدعی از دادگاه تقاضا می‌كند «خواسته» یا مدعی به گویند. خواسته یا مالی است یا غیرمالی


درتمامی‌اشكال فوق الذكر درصورت عدم‌تكمیل دادخواست از حیث مشخصات خواهان و خوانده، ‌عدم‌تعیین خواسته، عدم‌قید روشن و واضح تعهدات و جهاتی كه خواهان خود را مستحق مطالبه می‌داند و خواسته دقیق وی و ادله و وسایلی كه برای اثبات ادعای خود دارد، در پی اخطار رفع نقص به خواهان و عدم‌برطرف كردن نقایص مذكور ظرف مهلت 10روز، قرار رد از سوی مدیر دفتر دادگاه صادر می‌شود كه این قرار طی مدت 10 روز از تاریخ ابلاغ به وی در همان دادگاه قابل شكایت و اعتراض است.
با وصول دادخواست و گواهی تكمیلی آن توسط مدیر دفتر دادگاه، ریاست دادگاه یا دادرس علی البدل (به‌عنوان جانشین وی) دستور تعیین وقت دادرسی و دعوت طرفین در وقت دادرسی تعیین شده را صادر می‌كند. در ضمن نسخه دوم دادخواست و ضمایم آن به خوانده نیز ابلاغ می‌شود.
ندا پاکنهاد/ وکیل پایه یک دادگستری

Setare 03-05-2010 12:42 PM

مقایسه جالب زندگی دو دانشجوی دکتری خارج و داخل
 
مقایسه یک دانشجوی دکتری سال چهارم داخل کشور و یک دانشجوی سال سوم دکتری خارج از کشور

تمام اطلاعات مروبط به دنیای واقعی هستند و از روی موارد واقعی و به روز تهیه شده اند. تاکید می کنم که تمام آیتم ها از موارد حقیقی برگرفته شده اند.

زندگی دانشجوی دکتری سال سوم خارج از کشور:

ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب

ساعت 7:30 در حال رفتن به اتاق شخصی خود در دانشکده اش (از همان روز اول به او در دانشکده یک اتاق اختصاص داده اند که آرام است و دسترسی به اینترنت رایگان دارد)

ساعت 8:00 شروع به تحقیق و انجام تز (روزانه 5 ساعت تحقیق مفید و بدون اینترآپت برای مدت یک سال یک تز عالی را در پی خواهد داشت)

ساعت 11:00 دیدار روزانه با استاد راهنما و مشاور (حسب مورد)

(ایشان لازم نیست که برای دیدار استادشان با منت از او وقت بگیرد و دیدار با استاد کاری نرمال و روتین است)

ساعت 13:00 پایان کارها و ارسال ایمیل کارهای روزانه و نتایج تحقیقات تا کنون برای استاد راهنما

ساعت 13 الی 14 نهار و استراحت

ساعت 14:30 بازگشت به خانه و گرفتن یک دوش

ساعت 14:30 تا 19:30 دیدار و گشت زدن با دوست دختر روسی اش (ببخشید می خواستم عین واقعیت را بنویسم و بدون سانسور و گرنه من این کار را تایید نمی کنم)
19:30 الی 20 بازگشت به خانه و خداحافظی از دوست دختر اهل روسیه
20:00 الی 21:00 تلویزیون و سریال محبوب اش که یک عاشقانه آرام است.
21:00 آماده شدن برای خواب و استراحت در خوابگاه با منزلی که با پول اسکالرشیپ فراهم شده است.

حالا مقایسه کنید با زندگی یک دانشجوی دکتری داخل ایران
ساعت 7:00 بیدار شدن از خواب
ساعت 7:30 تا 8:30 در ترافیک رسالت- حکمت- چمران
ساعت 8:30 منتظر ماندن برای تشکیل جلسه گروه برای تصویب پروپوزال دکتری، که بعد از ششمین بار پیاپی کنسل شد.
ساعت 9:30 مراجعه به سایت برای جستجو در بانک مقالات که بعد از نیم ساعت جستجو و به روز نبودن بانک مقالات و وصل نشدن درست زمانی که به مقالات مورد نظر دسترسی پیدا می کند ساعت 10 می شود کارگاه اموزش در سایت برگزار می شود و باید بلند شود و برود بیرون. قبل از رفتن می خواهد فایل هایب دانلود شده را روی فلشش بریزد که می بیند کامپیوتر مورد نظر پورت فلش اش خراب است.
(توضیح اینکه دانشکده مورد نظر با اینکه ایشان دانشجوی سال آخر دکتری است هنوز به ایشان نه یک اتاق داده است و نه حتی یک کمد)
ساعت 10:30 مراجعه به بخش معاونت دانشجویی و پژوهشی برای پرسیدن در مورد خبری که در روزنامه ها زده اند: اعطای پژوهانه به دانشجویان دکتری! جواب این است: لبخند استهزاء بر لبان مسوولین.
ساعت 11:15 بازگشت به سمت دفتر کار استاد راهنما که با ایشان قرار گذاشته است. سه نفر در دفتر کار استاد محترم هستند که دانشجویان لیسانس و فوق لیسانس هستند (وقتی که دانشگده ها گله ای و بدون توجه به ظرفیت دانشجو می گیرند و استاد جوان هم نمی گیرند، سرانه دانشجو به استاد می شود 100 نفر و معلوم است که در این وسط سر دانشجوی دکتری بی کلاه می ماند.
ساعت 12: رفتن به سلف سرویس دانشگاه، خوردن کبابی که بیرونش سوخته است و درونش خام.
ساعت 12:30 رفتن به مسجد دانشگاه، این قسمت شیرین ترین و آرامش بخش ترین قسمت زندگی یک دانشجوی دکتری است. بعد از نماز، دق دلش با لعنت بر برخی از اساتید زورگوی بی سواد پرمدعا نزد خداوند خالی می کند و بعد هم از خداوند صبر می خواهد و تعجیل در فارغ التحصیلی
ساعت 13:00 بازگشت به محل کار (دست از پا درازتر) برای در آوردن یک لقمه نان حلال برای خودش و زندگی آینده اش. چون نه دانشگاه پولی می دهد و نه حمایت خانواده تکاپوی هزینه ها را می کند و نه پول حل تمرینی و دستیار پژوهشی بودن مشکلی را حل می کند.
ساعت 13:00 تا 13:45 ترافیک دانشگاه تا محل کار
ساعت 13:45 تا 14:15 دل درد ناشی از کباب کوبیده امروز
ساعت 14:15 تا 16:00 کار روی یک پروژه با ساعتی 5 هزار تومان ساعتی، کار روی پروژه ای که می داند در این مملکت انجام نمی شود و می داند که دردی از مملکت دوا نمی شود و فقط آن را انجام می دهد: برای یک مشت دلار.
ساعت 16:00 تلفن زنگ می زند و به او می گویند که فلان استاد فلان درس را ارایه کرده است اما نمی تواند ارایه کند لذا باید بیایی به جای ایشان درس بدهی. اما نه در سوابق دانشگاه نوشته می شود و نه وضعیت درآمدی اش معلوم است و نمره پایان ترم هم دست او نیست. خُب قبول می کند حداقل برای کسب تجربه و رزومه اش بد نیست. قبول می کند که به جای کس دیگری درس بدهد نه حقوق بگیرد و نه به نامش ثبت شود.
ساعت 16:15 بازگشت به کار تا 17:30
ساعت 17:30 بازگشت به خانه ترافیک کردستان، حکیم، رسالت.
ساعت 18:45 رسیدن به خانه
ساعت 19:00 شنیدن اخبار وقایع بعد از انتخابات که فقط کارش این است که بگوید عده ای بد هستند و هم روی اعصاب این وری هاست و هم روی اعصاب آن وری .
ساعت 19.30 ورق زدن چند صفحه کتاب، چت کردن، ایمیل زدن به تمام رفقایی که اکنون خارج کشور هستند و زنده شدن حسرت اینکه چرا برای ادامه تحصیل به خارج از کشور نرفت
ساعت 20:30 خوردن شام
ساعت 21: نگاه کردن ناامیدانه به سریال تلویزیونی مزخزف کبری 11
ساعت 22: آماده شدن برای خواب

حالا مقایسه کنید: دانشجوی خارج نشین هم درس اش را می خواند هم دغدغه اساسی ندارد و هم در آرامش در یک مسیر روتین پروپوزالش تصویب می شود و سه ساله دکترایش را می گیرد (اطلاعات واقعی است) و حتما هم لازم نیست که مقاله آی اس آی داشته باشد.
دانشجوی ایران نشین! بعد از گذراندن دوره آموزشی با عده ای استاد بی سواد پرمدعا، یکسال (در برخی موارد پیش از یکسال) باید در پیچ و خم های احمقانه تصویب پروپوزال رساله دکتری بماند و دوره دکترایش شش ساله شود. هم سه سال را از دست می دهد و هم سی سال پیر و فرسوده و خشمگین می شود.
قبلاها هر که از من می پرسیدند که داخل دکتری بخوانم یا خارج برایش استدلال می کردم که مزایا و منافع هر کدام چیستند؟ (این هم نمونه ای از استدلال ها) حال اگر کسی از من بپرسد که چه کنم بدون تحلیل می گویم که برود خارج کشور. به قول یکی از دانشجوهای دکتری در دوره دکتری دانشجو، آبدیده که هیچ، آبکش می شود.
خدایا به من و جمیع دانشجویان دکتری داخل دلی دریایی بده که توان تحمل پرمدعایی ها، بی سوادی ها، بدخواهی ها، بی شعوری ها، بی تدبیری ها و ... را داشته باشیم. آمین ای پرورگار ما!
خدایا همچمنین پناه می برم به تو از اینکه روزی همین صفاتی که مرا رنج می دهد (بی سواددی و بدخواهی و بی شعوری و بی تدبیری و بی شرفی و ...) در من متجلی شود و دیگران از شر این صفات بد به تو پناهنده شوند. آمین ای پناه مهربان من.

Setare 03-06-2010 10:33 PM

حتی تصورش هم سخته!;)
 
چشم‌هايتان را باز مي‌كنيد. متوجه مي‌شويد در بيمارستان هستيد. پاها و دست‌هايتان را بررسي مي‌كنيد. خوشحال مي‌شويد كه بدن‌تان را گچ نگرفته‌اند و سالم هستيد.. دكمه زنگ كنار تخت را فشار مي‌دهيد. چند ثانيه بعد پرستار وارد اتاق مي‌شود و سلام مي‌كند. به او مي‌گوييد، گوشي موبايل‌تان را مي‌خواهيد. از اين‌كه به خاطر يك تصادف كوچك در بيمارستان بستري شده‌ايد و از كارهايتان عقب مانده‌ايد، عصباني هستيد. پرستار، موبايل را مي‌آورد. دكمه آن را مي‌زنيد، اما روشن نمي‌شود. مطمئن مي‌شويد باتري‌اش شارژ ندارد. دكمه زنگ را فشار مي‌دهيد. پرستار مي‌آيد.

«ببخشيد! من موبايلم شارژ نداره. مي‌شه لطفا يه شارژر براش بياريد»؟

«متاسفم. شارژر اين مدل گوشي رو نداريم».

«يعني بين همكاراتون كسي شارژر فيش كوچك نوكيا نداره»؟

«از 10سال پيش، ديگه توليد نمي‌شه. شركت‌هاي سازنده موبايل براي يك فيش شارژر جديد به توافق رسيدن كه در همه گوشي‌ها مشتركه».

«10سال چيه؟ من اين گوشي رو هفته پيش خريدم».

«شما گوشي‌تون رو يك هفته پيش از تصادف خريدين؛ قبل از اين‌كه به كما بريد». «كما»؟!

باورتان نمي‌شود كه در اسفند1387 به كما رفته‌ايد و تيرماه 1412 به هوش آمده‌ايد. مطمئن هستيد كه نه مي‌توانيد به محل كارتان بازگرديد و نه خانه‌اي برايتان باقي مانده است. چون قسط آن را هر ماه مي‌پرداختيد و بعد از گذشت اين همه سال، حتما بوسيله بانك مصادره شده است. از پرستار خواهش مي‌كنيد تا زودتر مرخص‌تان كند.

«از نظر من شما شرايط لازم براي درك حقيقت رو ندارين».

«چي شده؟ چرا؟ من كه سالمم»!

«شما سالم هستيد، ولي بقيه نيستن».

«چه اتفاقي افتاده»؟

«چيزي نشده! ولي بيرون از اين‌جا، هيچكس منتظرتون نيست».

چشم‌هايتان را مي‌بنديد. نمي‌توانيد تصور كنيد كه همه را از دست داده‌ايد. حتي خودتان هم پير شده‌ايد. اما جرأت نمي‌كنيد خودتان را در آينه ببينيد.

«خيلي پير شدم»؟

«مهم اينه كه سالمي. مدتي طول مي‌كشه تا دوره‌هاي فيزيوتراپي رو انجام بدي»..

از پرستار مي‌خواهيد تا به شما كمك كند كه شناخت بهتري از جامعه جديد پيدا كنيد..

«اون بيرون چه تغييرايي كرده»؟

«منظورت چه چيزاييه»؟

«هنوز توي خيابونا ترافيك هست»؟

«نه ديگه. از وقتي طرح ترافيك جديد رو اجرا كردن، مردم ماشين بيرون نميارن».

«طرح جديد چيه»؟

«اگر راننده‌اي وارد محدوده ممنوعه بشه، خودش رو هم با ماشينش مي‌برن پاركينگ و تا گلستان سعدي رو از حفظ نشه، آزاد نمي‌شه».

«ميدون آزادي هنوز هست»؟

«هست، ولي روش روكش كشيدن».

«روكش چيه»؟

«نماي سنگش خراب شده بود، سراميك كردند».

«برج ميلاد هنوز هست»؟

«نه! كج شد، افتاد»!

«چرا؟ اون رو كه محكم ساخته بودن».

«محكم بود، ولي نتونست در مقابل ارباس A380 مقاومت كنه».

«چي؟!.... هواپيما خورد بهش»؟

«اوهوم»!

«چه‌طور اين اتفاق افتاد»؟

«هواپيماش نقص فني داشت، رفت خورد وسط رستوران‌گردان برج».

«اين‌كه هواپيماي خوبي بود. مگه مي‌شه اين‌جوري بشه»؟

«هواپيماش چيني بود. ***** كاربراتورش خراب شده بود، بنزين به موتورها نرسيد، اون اتفاق افتاد».

«چند نفر كشته شدن»؟

«كشته نداد».

«مگه مي‌شه؟ توي رستوران گردان كسي نبود»؟

«نه! رستوران 4سال پيش تعطيل شد»..

«چرا»؟

«آشپزخونه‌اش بهداشتي نبود».

«چي مي‌گي؟!... مگه مي‌شه آخه»؟

«اين اواخر يه پيمانكار جديد رستوران گردان رو گرفت، زد توي كار فلافل و هات‌داگ....».

«الان وضعيت تورم چه‌جوريه»؟

«خودت چي حدس مي‌زني»؟

«حتما الان بستني قيفي، 14هزار تومنه».

«نه ديگه خيلي اغراق كردي. 12هزار تومنه».

«پرايد چنده»؟

«پرايدهاي قديمي يا پرايد قشقايي»؟

«اين ديگه چيه»؟

«بعد از پرايد مينياتور و ماسوله، پرايد قشقايي را با ايده‌اي از نيسان قشقايي ساختن».

«همين جديده، چنده»؟

«70ميليون تومن».

«پس ماكسيما چنده»؟

«اگه سالمش گيرت بياد، حدود 2 يا 2 و نيم....».

«يعني ماكيسما اسقاطي شده؟ پس چرا هنوز پرايد هست»؟

«آزادراه تهران به شمال هم هنوز تكميل نشده».

«تونل توحيد چه‌طور»؟

«تا قبل از اين‌كه شهردار بازنشسته بشه، تمومش كردن».

«شهردار بازنشسته شد»؟

«آره».

«ولي تونل كه قرار بود قبل از سال1390 افتتاح بشه».

«قحطي سيمان كه پيش اومد، همه طرح‌ها خوابيد».

«چندتا خط مترو اضافه شده»؟

«هيچي! شهردار كه رفت، همه‌جا رو منوريل كشيدن. مترو رو هم تغيير كاربري دادن».

«يعني چي»؟

«از تونل‌هاش براي انبار خودروهاي اسقاطي استفاده كردن».

«اتوبوس‌هاي Brt هنوز هست»؟

«نه! منحلش كردن، به جاش درشكه آوردن. از همونايي كه شرلوك هلمز سوار مي‌شد».

«توي نقش‌جهان اصفهان ديده بودم از اونا...»

«نقش‌جهان رو هم خراب كردن».

«كي خراب كرد»؟

«يه نفر پيدا شد، سند دستش بود، گفت از نوادگان شاه‌عباسه، يونسكو هم نتونست حرفي بزنه».

«خليج‌فارس چه‌طور؟»

«اون هم الان فقط توي نقشه‌هاي خودمون، فارسه. توي نقشه گوگل هم نوشته خليج صورتي».

«خليج صورتي چيه»؟

«بعضي‌ها به نشنال‌جئوگرافيك پول مي‌دادن تا بنويسه خليج عربي، ايران هم فشار مياورد و مدرك رو مي‌كرد. آخرش گوگل لج كرد، اسمش رو گذاشت خليج صورتي...»

«ايران اعتراضي نكرد»؟

«چرا! گوگل رو ***** كردن».

«ممنونم. بايد كلي با خودم كلنجار برم تا همين چيزا رو هم هضم كنم».

«يه چيز ديگه رو هم هضم كن، لطفا»!

«چيو»؟

«اين‌كه همه اين چيزها رو خالي بستم».

«يعني چي»؟

«با دوست من نامزد شدي، بعد ولش کردي. اون هم خودش را توي آينده ديد، اما خيلي زود خرابش کردي. حالا نوبت ما بود تا تو را اذيت کنيم. حقيقت اينه که يك ساعت پيش تصادف كردي، علت بيهوشي‌ات هم خستگي ناشي از كار بود. چيزيت نيست. هزينه بيمارستان را به صندوق بده، برو دنبال زندگي‌ات»!

«شما جنايتكاريد! من الان مي‌رم با رييس بيمارستان صحبت مي‌كنم».

«اين ماجرا، ايده شخص رييس بيمارستان بود».

«ازش شكايت مي‌كنم»!

«نمي‌توني. چون دوست صميمي پدر نامزد جديدته».

behnam5555 03-07-2010 09:12 AM

رمزوراز آدمهاي موفق
 


رمزوراز آدمهاي موفق

کرایگ هایپر؛

نویسنده، محقق، مقاله‌نویس، مجری رادیو و تلویزیون و یک سخنران حرفه‌ای است. در ۲۵ سال گذشته، او با کارهایش به‌عنوان یک کارشناس حرفه‌ای موفقیت در حوزه‌های شخصی و اجتماعی معرفی شده. هاپیر یک سایت هم درباره سخنرانی موثر دارد که در آن نوشته: آ«من خواسته‌ام بخش‌های مهم کتاب‌های کمکی که تا به حال خوانده‌ام و تجربه‌هایی که در زندگی‌ام داشته‌ام را به صورت ۴۰ نکته کلیدی فشرده کنم و در اختیار دیگران بگذارم تا در هر زمان بتوانند آن را بخوانند. مطمئنا کتاب‌هایی که در سطح جهانی فروخته می‌شوند و درباره خودیاری هستند ممکن است برای بعضی‌ها قابل استفاده باشند ولی من مایلم چیزی بنویسم که برای همه مفید واقع شود.آ» حالا این شما و این هم ۴۰ توصیه کرایگ هایپر. بخوانید و قضاوت کنید.

۱)فرصت‌هایی را می‌بینند و پیدا می‌کنند که دیگران آنها را نمی‌بینند.

۲)از مشکلات درس می‌گیرند، در حالی که دیگران فقط مشکلات را می‌بینند.

۳)روی راه‌حل‌ها تمرکز می‌کنند.

۴)هوشیارانه و روشمندانه موفقیت‌شان را می‌سازند، در زمانی که دیگران آرزو می‌کنند موفقیت به سراغ‌شان آید.

۵)مثل بقیه ترس‌هایی دارند ولی اجازه نمی‌دهند ترس آنها را کنترل و محدود کند.

۶)سوالات درستی از خود می‌پرسند. سوال‌هایی که آنها را در مسیر مثبت ذهنی و روحی قرار می‌دهد.

۷)به ندرت از چیزی شکایت می‌کنند و انرژی‌شان را به خاطر آن از دست نمی‌دهند. همه چیزی که شکایت کردن باعث آن است فقط قرار دادن فرد در مسیر منفی‌بافی و بی‌ثمر بودن است.

۸)سرزنش نمی‌کنند (واقعا فایده‌اش چیست؟) آنها مسوولیت کارهایشان و نتایج کارهایشان را تماما به عهده می‌گیرند.

۹)وقتی ناچارند از ظرفیتی بیش از حد ظرفیت‌شان استفاده کنند همیشه راهی را برای بالا بردن ظرفیت‌شان پیدا می‌کنند و بیشتر از ظرفیت‌شان از خود توقع دارند. آنها از آنچه دارند به نحو کارآمدتری استفاده می‌کنند.

۱۰)همیشه مشغول، فعال و سازنده هستند. هنگامی که اغلب افراد در حال استراحت هستند آنها برنامه‌ریزی می‌کنند و فکر می‌کنند تا وقتی که کارشان را انجام می‌دهند استرس کمتری داشته باشند.

۱۱)خودشان را با افرادی که با آنها هم‌فکر هستند متحد می‌کنند. آنها اهمیت و ارزش قسمتی از یک گروه بودن را می‌دانند.

۱۲)بلندپرواز هستند و دوست دارند حیرت‌انگیز باشند. آنها هوشیارانه انتخاب می‌کنند تا بهترین نوع زندگی را داشته باشند و نمی‌گذارند زندگی‌شان اتوماتیک‌وار سپری شود.

۱۳)به وضوح و دقیقا می‌دانند که چه چیزی در زندگی می‌خواهند و چه نمی‌‌خواهند. آنها بهترین واقعیت را دقیقا برای خودشان مجسم و طراحی‌ می‌کنند به جای اینکه صرفا تماشاگر زندگی باشند.

۱۴)بیشتر از آنکه تقلید کنند، نوآوری می‌کنند.

۱۵)در انجام کارهایشان امروز و فردا نمی‌‌کنند و زندگی‌شان را در انتظار رسیدن بهترین زمان برای انجام کاری از دست نمی‌دهند.

۱۶)آنها دانش‌آموزان مدرسه زندگی هستند و همواره برای یادگیری روی خودشان کار می‌کنند. آنها از راه‌های مختلفی مثل تحصیلات آموزشگاهی، دیدن و شنیدن، پرسیدن، خواندن و تجربه کردن یاد می‌گیرند.

۱۷)همیشه نیمه پر لیوان را می‌بینند و توانایی پیدا کردن راه درست را دارند.

۱۸)دقیقا می‌دانند که چه کاری باید انجام دهند و زندگی‌شان را با از شاخه‌ای به شاخه‌ای دیگر پریدن از دست نمی‌دهند.

۱۹)ریسک‌های حساب‌شده‌ای انجام می‌دهند؛ ریسک‌های مالی، احساسی و شغلی.

۲۰)با مشکلات و چالش‌هایی که برایشان پیش می‌آید سریع و تاثیرگذار روبه‌رو می‌شوند و هیچ‌وقت در مقابل مشکلات سرشان را زیر برف نمی‌کنند. با چالش‌ها روبه‌رو می‌شوند و از آنها برای پیشرفت خودشان بهره می‌برند.

۲۱)منتظر قسمت و سرنوشت و شانس نمی‌مانند تا آینده‌شان را رقم بزند. آنها بر این باورند که با تعهد و تلاش و فعالیت، بهترین زندگی را برای خودشان می‌سازند.

۲۲)وقتی بیشتر مردم کاری نمی‌کنند؛ آنها مشغول فعالیت هستند. آنها قبل از اینکه مجبور به کاری بشوند، عمل می‌کنند.

۲۳)بیشتر از افراد معمولی روی احساسات‌شان کنترل دارند. آنها همان احساساتی را دارند که ما داریم ولی هیچ‌گاه برده احساسات‌شان نمی‌شوند.

۲۴)ارتباط‌گرهای خوبی هستند و روی رابطه‌ها کار می‌کنند.

۲۵)برای زندگی‌شان برنامه دارند و سعی می‌کنند برنامه‌شان را عملی کنند. زندگی آنها از کارهای برنامه‌ریزی نشده و نتایج اتفاقی عاری است.

۲۶)در زمانی که بیشتر مردم به هر قیمتی می‌خواهند از رنج کشیدن و بودن در شرایط سخت اجتناب کنند، افراد موفق قدر و ارزش کار کردن و بودن در شرایط سخت را می‌فهمند.

۲۷)ارزش‌های زندگی‌شان معلوم است و زندگی‌شان را روی همان ارزش‌ها بنا می‌کنند.

۲۸)تعادل دارند. وقتی از لحاظ مالی موفق هستند، می‌دانند که پول و موفقیت مترادف نیستند. آنها می‌دانند افرادی که فقط از نظر مالی در سطح مطلوبی قرار دارند، موفق نیستند. این در حالی است که خیلی‌ها خیال می‌کنند پول همان موفقیت است. ولی آنها دریافته‌اند که پول هم مثل بقیه چیزها یک وسیله است برای دستیابی به موفقیت.

۲۹)اهمیت کنترل داشتن روی خود را درک کرده‌اند. آنها قوی هستند و از اینکه راهی را می‌روند که کمتر کسی می‌تواند برود، شاد می‌شوند.

۳۰)از خودشان مطمئن هستند و به احساسات ناشی از اینکه کجا زندگی می‌کنند و چه دارند و چه طور به نظر می‌رسند، توجهی ندارند.

۳۱) دست و دل باز و مهربان هستند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا به خواسته‌هایشان برسند خوشحال می‌شوند.
۳۲)متواضع هستند و اشتباهات‌شان را با خوشحالی می‌پذیرند و به راحتی عذرخواهی می‌کنند. آنها از توانایی‌هایشان خاطر جمع هستند ولی به آن مغرور نمی‌شوند. آنها خوشحال می‌شوند که از دیگران بیاموزند و از اینکه به دیگران کمک می‌کنند تا خوب به نظر برسند بیشتر از کسب افتخارات شخصی‌شان لذت می‌برند.

۳۳)انعطاف‌پذیر هستند و تغییر را غنیمت می‌شمارند. وقتی وضعیتی پیش می‌آید که عادت‌ها و آسایش روزمره‌شان را بر هم می‌زند از آن استقبال می‌کنند و با آغوش باز وضعیت جدید و ناشناس را می‌پذیرند.

۳۴)همیشه سلامت جسمانی خود‌شان را در وضعیت مطلوبی نگه می‌دارند و می‌دانند که بدنشان خانه‌ای است که در آن زندگی می‌کنند و به همین خاطر، سلامت جسمانی برای آنها خیلی مهم است.

۳۵)موتور بزرگ و پرقدرتی دارند. سخت کار می‌کنند و تنبلی نمی‌کنند.

۳۶)همیشه منتظر بازتاب کارهایشان هستند.

۳۷)با افراد بدذات و غیرموجه نشست و برخاست نمی‌کنند.

۳۸)وقت‌شان و انرژی‌شان را روی وضعیت‌هایی که از کنترل‌شان خارج‌ است صرف نمی‌کنند.

۳۹)کلید خاموش روشن دارند. می‌دانند چگونه استراحت کنند و ریلکس شوند. از زندگی‌شان لذت می‌برند و سرگرم می‌شوند.

۴۰)آموخته‌هایشان را تمرین می‌کنند. درباره تئوری‌های عجیب و غریب خیالبافی نمی‌کنند بلکه واقع‌بینانه زندگی می‌کنند.



behnam5555 03-07-2010 09:26 AM

مشهورترين نوابغ ايراني در دنيا
 
ايرانيان افتخار آميز

بر همگان واضح و روشن است که استعداد ایرانیان زبانزد جهانیان است و اندیشمندان ایرانی در زمینه های مطرح و مهارت های شاخص، هر زمانی که اراده کنند می توانند به راحتی در صحنه های جهانی پیشتاز باشند و با شهامتی هر چه تمامتر بر قله های افتخار بایستند. در این رابطه ما نخبگان و بزرگان لایقی در عرصه های مختلف علمی، پژوهشی، اقتصادی، سیاسی با تخصص های متعددی در رده های بالای سازمانها و کمپانی های کشورهای پیشرفته جهان داریم. نخبگانی که هر کدام به نوعی در شیوه زندگی اهالی سیاره زمین تاثیر داشته و دارند و هر کدام باعث ایجاد تغییراتی در زندگی مردم جهان شده اند. ولی متاسفانه از آنجا که فعالیت این اشخاص کمتر در جوامع داخل ایران مطرح شده، حتی ممکن است نام آنها را هم ندانیم، چه برسد به اطلاعات و تحولاتی که این عزیزان در عرصه ی علم و تکنولوژی و ... ایجاد کرده اند. در این مطلب با هم مروری هر چند مختصر به نام برخی از این بزرگان می کنیم ....
امید کردستانیمدیر بازرگانی، سهامدار و معاون ارشد کمپانی "گوگل" (Google)

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...kordestani.jpg

حسین اسلامبلچی
رئیس بزرگترین شرکت مخابرات در امریکا یعنی شرکت پر آوازه "AT&T"

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...slambelchi.jpg

انوشه انصاری
موسس و مدیر کمپانی بزرگ "Telecom Technologies" امریکا و اولین زن فضانورد ایرانی

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/03ansari.jpgفریار

شیرزاد
معاون وزارت بازرگانی امریکا، مشاور رئیس جمهور و عضو شورای ملی امنیت ایالات متحده(دوره گذشته)


http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/04shirzad.jpg

جمشید دلشاد
شهردار شهر بورلی هیلز آمریکا

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/05delshad.jpg

علی دیزایی
از فرماندهان ارشد پلیس لندن (مشاور حقوقی انجمن افسران پلیس لندن)


http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/06dizaei.jpg

امیر مجیدی مهر
معاون ارشد بخش رسانه های دیجیتال شرکت "Microsoft" (فرد سمت چپ تصویر)


http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/07majidi.jpg

پروفسور
Caro Lucas

پدر رباتیک ایران

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/08lucas.jpg

مینو اخترزند
مدیر راه آهن کشور سوئد

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...akhtarzand.jpg

پروفسور توفیق موسیوند
مخترع نخستین قلب مصنوعی داخل
بدن انسان

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...11mosivand.jpg

ماریا خرسند
رئیس کمپانی بزرگ سونی اریکسون سوئد

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...09khorsand.jpg

پروفسور لطفی علی‌عسکرزاده
استاد بازنشسته دانشگاه برکلی، واضح منطق و نظریه فازی، کامپیوتر هوشمند و بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان!

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/12lotfi.jpg

مهندس ایمان ده بزرگی
برنده جایزه جوان ترین مهندس IT دنیا و نفر دوم المپیاد جهانی طراحی وب کانادا
http://persian-star.org/1388/9/14/ir...deh-bozrgi.jpg

پروفسور بیژن داوریمعاون ارشد کمپانی "آی بی ام" (IBM) بزرگترین کمپانی سخت افزار در جهان

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/14davari.jpg

فرزاد ناظمی
مدیر فنی کمپانی "یاهو" (Yahoo)


http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/15nazemi.jpg

پیر امیدیار
بنیانگذار تجارت الکترونیکی در جهان و صاحب و مدیر کمپانی عظیم "ای‌ بی" (e-bay)

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...re-omidyar.jpg

سینا تمدن
معاون ارشد شرکت "اپل" (Apple)

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...17tamadoon.jpg

پروفسور مجید سمیعی
جراح برجسته و متخصص بیماریهای مغز و اعصاب مقیم آلمان و رئیس افتخاری اتحادیه جهانی جراحان مغز و
اعصاب

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/18samiei.jpg

قاسم اسرار
عضو هیئت مدیره ایستگاه فضایی ناسا

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/19asrar.jpg

آزاده تبازاده
دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...0tabazadeh.jpg

کریستینا امان پور
مدیر شبکه خبری "سی ان ان" (CNN)

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/21amanpor.jpg

پروفسور علی جوان
دارنده جایزه جهانی آلبرت انیشتن و اولین
مخترع لیزر گازی

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/22javan.jpg

دکتر فیروز نادری
مدیر پروژه های فضایی سیاره مریخ در ایستگاه
فضایی ناسا

http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/23naderi.jpg

ولی نصر
مشاور رئیس جمهور آمریکا در سال

2009http://persian-star.org/1388/9/14/iranian/24nasr.jpg

پروفسور محمد جمشیدی
مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی
ناسا

http://persian-star.org/1388/9/14/ir...25jamshidi.jpg

دکتر هاله افشار

اولین بانو ایرانی عضو مجلس اعیان انگلستان



اکنون ساعت 10:07 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)