پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=55)
-   -   مشاعره سنتی (http://p30city.net/showthread.php?t=807)

FereShteH 07-31-2010 02:56 PM

مرغی دیدم نشسته بر باره طوس
در پیش نهاده کله کیکاووس

shokofe 07-31-2010 03:10 PM

ساقيا جام دمادم ده كه در سير طريق
هر كه عاشق وش نيامد در نفاق افتاده بود

FereShteH 07-31-2010 03:11 PM

دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
گلبانگ زد که چشم بد از روی گل به دور

shokofe 07-31-2010 03:16 PM

روا مدار خدايا كه درحريم وصال
رقيب محرم وحرماان نصيب من باشد

273 07-31-2010 03:19 PM

دل خرابي مي‌کند دلدار را آگه کنيد
زينهار اي دوستان جان من و جان شما

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 03:25 PM

ای كاش جان بخواهد معشوق جاني ما
{پپوله}
تا مدعي بميرد از جانفشاني ما

273 07-31-2010 03:31 PM

اي فروغ ماه حسن از روي رخشان شما
آب روي خوبي از چاه زنخدان شما

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 03:41 PM

اتش از روی نگاهت ریختی برجان من
:53:
خواستی تا در میان شعله ها ابم کنی

273 07-31-2010 03:46 PM

يک بوسه ز تو خواستم و شش دادي
شاگرد که بودي که چنين استادي

FereShteH 07-31-2010 04:19 PM

کی اندر دهان حق زبانست
یکی اندر دهان مرگ دندان

273 07-31-2010 04:26 PM

ندار عشقم و با دل سر قمارم نيست
که تاب و طاقت آن مستي و خمارم نيست

FereShteH 07-31-2010 04:29 PM

تیزی شمشیر دارد و روش مار
کالبد عاشقان و گونه‌ی غمگین

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 04:31 PM

تاریک طینتان، همه در ناز و نعمتند
{پپوله}
ای روشنی ی عقل، تو ما را بلا شدی

273 07-31-2010 04:34 PM

يارب به دست او که قمر زان دو نيم شد
تسبيح گفت در کف ميمون او حصا

FereShteH 07-31-2010 04:38 PM

آزار بیش زین گردون بینی
گر تو بهر بهانه بیازاری

273 07-31-2010 04:56 PM

يعني وجود خواجه سر از خاک برکند
خورشيد و ماه را نبود آن زمان ضيا

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 05:03 PM

الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
{پپوله}
که عشق اسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

273 07-31-2010 07:25 PM

اگر عز وجاه است و گر ذل و قيد
من از حق شناسم، نه از عمرو و زيد

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 08:36 PM

دوش دیدم که ملایک در میخانه زدن
گل ادم بسرشتند و به پیمانه زدند

273 07-31-2010 08:42 PM

درم به جورستانان زر به زينت ده
بناي خانه‌کنانند و بام قصرانداي

Omid7 07-31-2010 08:53 PM

يك چشم من اندر غم دلدار گريست
چشم دگرم حسود بود و نگريست
چون روز وصال آمد او را بستم
گفتم نگريستي نبايد نگريست

273 07-31-2010 09:06 PM

تا نهد شاهد روز از جهت سير جهان
هر سحر بر جمل چرخ زر اندود کلک
آن فلک رتبه که شد باعث اين نظم بلند
در فلک باد عماريکش او دوش ملک

Omid7 07-31-2010 09:12 PM

کف پا به هر زمینی که رسد تو نازنین را
به لب خیال بوسم همه عمر آن زمین را

273 07-31-2010 09:16 PM

اي که بر مه کشي از عنبر سارا چوگان
مضطرب حال مگردان من سرگردان را

Omid7 07-31-2010 09:18 PM

از غم هجر مكن ناله و فرياد كه دوش
زده ام فالي و فرياد رسي مي آيد

273 07-31-2010 09:21 PM

دو خصلت‌اند نگهبان ملک و ياور دين
به گوش جان تو پندارم اين دو گفت خداي

Omid7 07-31-2010 09:27 PM

يار با ما بي وفايي مي كند
بي دليل از من جدايي مي كند
شمع جانم را بكشت آن بي وفا
جاي ديگر روشنايي مي كند

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 09:28 PM

در میان گلها گشتم ودیوانه نشدم
:53:
تو چه بودی که تو را دیدم دیوانه شدم

273 07-31-2010 09:33 PM

تو را تا دهن باشد از حرص باز
نيايد به گوش دل از غيب راز

mohajerava@yahoo.com 07-31-2010 09:36 PM

توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
{پپوله}
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم

273 07-31-2010 09:39 PM

ماه کنعاني من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کني زندان را

Omid7 07-31-2010 09:42 PM

آیم به درت افتم، تا جور کنی کمتر
از بخت بدم گویی خود بیشترت افتد

FereShteH 07-31-2010 11:07 PM

دیدن نورست آنگه دید رنگ
وین به ضد نور دانی بی‌درنگ

Omid7 07-31-2010 11:13 PM

گر برود جان ما در طلب وصل دوست
حیف نباشد که دوست دوست‌تر از جان ماست

life 07-31-2010 11:17 PM

تو بدری و خورشید تو را بنده شده‌ست
تا بنده‌ی تو شده‌ست تابنده شده‌ست
زان روی که از شعاع نور رخ تو
خورشید منیر و ماه تابنده شده‌ست

FereShteH 07-31-2010 11:18 PM

توان گفتن به مه مانی ولی ماه
نپندارم چنین شیرین دهان هست

Omid7 07-31-2010 11:22 PM

تا عهد تو بربستم عهد همه بشكستم
بعد از تو روا باشد نقض همه پيمانها

life 07-31-2010 11:32 PM

اگر آن ترک شیرازی به دست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را

Omid7 07-31-2010 11:33 PM

اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یار یا یار به من
یا هر دو نمیریم و به پایان برسیم

life 07-31-2010 11:43 PM

من از آن حسن روزافزون که یوسف داشت دانستم
که عشق از پرده عصمت برون آرد زلیخا را


اکنون ساعت 04:46 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)