پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   یا صاحب الزمان (http://p30city.net/showthread.php?t=11517)

ابریشم 08-19-2010 02:16 PM

بسم الرب المهدی اینجــــــا...

اینجا همه مهربانند ، مثل فرشته های آسمان...

اینجا همه غرق در دعـــــایند و دور از هوا و هوس...

اینجا لبها ذکر می گویند و چشم ها او را می جویند...

اینجا دعــــاها اثر دارند و همه از همه چیز خبر دارند...

اینجا دعـــــاها به آسمان می روند و زودتر به استجابت می رسند...

اینجا هر کسی در جوشش و حرکت است و سرشار از برکت...

اینجا پناهگاه بدان است و جایگاه خوبان...

اینجا جمعه ها باز است و دلها پر از سوز و گداز...

اینجا شبـهای چهارشنبه غوغاست و فضایش سرشار از نــیــایــش و دعـــــا...

اینجا تکه ای از آسمان است...

اینجا تماشاگه راز است و بوستان نماز...

اینجا همگان از همگان بریده اند و به خــــــدا رسیده اند...

اینجا دلـــها آرام می گیرند و پلیدی ها و زشتی ها می میرند...

اینجا همه با هم همزبان و همدل و مهربانند...

اینجا همه هنگام رفتن اشک می ریزند و دلــــهایشان را جا می گذارند...

اینجا نذر ها را جواب می دهند و کسی را ناامید باز نمی گردانند...

اینجا تجلی گاه نور معبد است ، سرای مهدی موعود (عج)...

اینجا جمکران است...

جمکران یادش بخـیـــر...

ابریشم 08-19-2010 02:16 PM

چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدي
چه روز ها كه يك به يك غروب شد نيامدى...


دوباره مكر كافران، دوباره جنگ نهروان
چه حيله ها كه ساكن قلوب شد نيامدي...


خليل آتشين سخن تبر بدوش و بت شكن
خداي مادوباره "سنگ وچوب" شد نيامدي...


تمام طول هفته را به انتظار جمعه ام
دوباره صبح و ظهر، نه غروب شد

نيامدي ...!!!

ابریشم 08-19-2010 04:35 PM

مهدی جان

لیله الرغائب است

میگویند آرزو کن...آرزویت بر آورده میشود

چه آرزو کنم
جز سلامتی تو و آمدنت

ابریشم 08-19-2010 04:36 PM

آقا جانم
من از عاقبت گناهان خود بیم دارم آقا.
اونایی که دم میزنید امام زمان بیاد منتظران فرج تورو خدا راست بگید کدومتون روتون میشه با این همه بار گناه تو چشمای آقا نگاه کنید.
شیعیان علی و فاطمه, چه قدر اطمینان دارید که صدای اناالمهدی رو بشنوید؟
کدوماتون شبای پنج شنبه وقتی نامه عمل تون میره دست آقا چهره ی این گل سرسبد عالم خلقتو خوشحال میکنید و با گناهتون تیری به قلب آغا نیزنید

به قول استاد عذیذم سید جواد
میگه مهدی من چاه نداره
مثل علی یار نداره
مهدی من تنها شده
آی عاشقا دعا کنید

تورو خدا کدوماتون هر جمعه دعای عهد میخونید
اصلن کدومتون تا به حال دعای امام زمانو خوندی

و در آخر

یا رب المهدی به حق المهدی اشف صدر المهدی به ظهور المهدی

ابریشم 08-19-2010 04:37 PM

چشم اميد ببستم به لبانت كه گشاي
دل سپارم به لب يار به آن خال خداي


خم ابروي تو دل را به يقين كون فيكون كرد
چشم جادوي تو ما را بكشانيد به گداي

من گداي در يارم, ز تو خواهم اي يار
قدمي رنجه نمايد نهيد پا به سراي

به سراي كه در آن ظلم و ستم گشته فراوان
يا كه عريان شده جسم زنان مسلمان

آه مادر, ناله پيرزنان, اشك يتيمان
سر كشيده به فلك زجه زنان مهدي كجاي

ابریشم 08-19-2010 04:38 PM


السلام عليك يا خليفة الله في أرضه و خليفة رسوله ...

سلام بر تو اي جانشين خداوند در زمين او و جانشين پيامبرش

السلام عليك يا حافظ اسرار رب العالمين ...
سلام بر تو اي نگهدارنده رازهاي پروردگار

[السلام عليك يا بقية الله من الصفوة المنتجبين ...

سلام برتو اي بازمانده از بزرگان برگزيده


السلام عليك يا وارث كنز العلوم الاهيه...
سلام بر تو اي وارث گنجينه دانش هاي خداوندگار

السلام عليك يا حافظ مكنون الاسرار الربانيه ..
سلام برتو اي نگهبان رازهاي نهفته پروردگار

السلام عليك يا باب الله الذي لا يوتي الا منه
سلام برتو اي دروازه خدايي كه جز از آن عبور نبايد


السلام عليك يا سبيل الله الذي من سلك غيره هلك ...
سلام بر تو اي راه الهي كه رونده جز آن , راه هلاك پيمايد

السلام عليك يا حجة الله التي لا تخفي
سلام برتو اي حجت الهي اي كه هرگز پنهان نيست


السلام عليك يا لسان الله المعبر عنه
سلام برتو اي زبان خدايي كه او را حكايت كند

السلام عليك يا وجه الله المتقلب بين أظهر عباده
سلام برتو اي وجه خدايي كه در برابر ديده بندگان رفت و شد كند

سلام من عرفك بما تعرفت به اليه , و نعتك ببعض نعوتك التي انت أهلها و فوقها ...

سلام آنكس كه تورا آنگونه كه خود شناسانده اي شناخته , و برخي از وصف هاي تو را كه البته اهل آن و برتر از آني , برشمرده است ....


السلام عليك أيّها العلم المنصوب والعلم المصبوب والغوث والرحمة الواسعة وعداً غير مكذوب

سلام بر تو اى پرچم برافراشته ، و اى دانش لبريز ، و اى فريادرس ، و اى رحمت واسعه ، و اى وعده اى كه هرگز تخلّف نخواهد داشت .


السلام عليك يا باب الله ... السلام عليك يا وجه الله الّذي لايهلك ولايبلى إلى يوم الدين ، السلام عليك أيّها السبب المتّصل بين الأرض والسّماء

سلام بر تو اى باب خدا ... سلام بر تو اى وجه خداوند كه نه هلاك مى شود و نه از بين مى رود تا روز قيامت ، سلام بر تو اى واسطه بين زمين و آسمان .


السلام عليك أيّها الإمام المبيد لأهل الفسوق والطغيان ، السلام عليك أيّها الإمام الهادم لبنيان الشرك والنفاق والحاصد فروع الغيّ والشقاق ... وقاطع حبائل الكذب والفتن والإفتراء

سلام بر تو اى امامى كه اهل فسق و طغيان را نابود مى كنى و سلام بر تو اى امامى كه بنيان شرك و نفاق را ويران مى كنى و شاخه هاى گمراهى و جدائى را خواهى بريد ... و ريسمانهاى دروغ و فتنه و بهتان را قطع خواهى كرد .


السلام عليك يا طامس آثار الزيغ والأهواء وقاطع حبائل الكذب والإفتراء

سلام بر تو اى محو كننده نشانه هاى كجروى و هواپرستى و قطع كننده ريسمانهاى كذب و فتنه و بهتان .





ابریشم 08-19-2010 04:48 PM

اقای من....
يا صاحب الزمان ! داستان يوسف را گفتن وشنيدن به بهانه ي توست .

شرمنده ايم .

مي دانيم گناهان ما همان چاه غيبت توست .

مي دانيم كوتاهيها ، نادانيها و سستيهاي ما ، ستمهايي است كه در حق تو كرده ايم .

يعقوب به پسران گفت : به جستجوي يوسف برخيزيد ،

و ما با روسياهي و شرمندگي ، آمده ايم تا از تو نشاني بگيريم .

به ما گفته اند اگر به جستجوي تو برخيزيم ، نشاني از تو مي يابيم .

اما اي فرزند احمد ! آيا راهي به سوي تو هست تا به ديدارت آييم .

اگر بگويند براي يافتن تو بايد بيابانها را در نورديم ، در مي نورديم .

اگر بگويند براي ديدار تو بايد سر به كوه و صحرا گذاريم ، مي گذاريم .

اي يوسف زهرا !

خاندان يعقوب پريشان و گرفتار بودند ،

ما و خاندانمان نيز گرفتاريم ،

روي پريشان ما را بنگر . چهره زردمان را ببين .

به ما ترحم كن كه بيچاره ايم و مضطر

اي عزيزِ مصرِ وجود !

سراسر جهان را تيره روزي فرا گرفته است .

نيازمنديم ! محتاجيم و در عين حال گناهكار

از ما بگذر و پيمانه جانمان را از محبت پر كن .

يابن الحسن !

برادران يوسف وقتي به نزد او آمدند كالايي – هر چند اندك – آورده بودند ،

سفارش نامه اي هم از يعقوب داشتند .

اما ...

اي آقا ! اي كريم ! اي سرور !

ما درماندگان ، دستمان خالي و رويمان سياه است .

آن كالاي اندك را هم نداريم .

اما... نه ،

كالايي هر چند ناقابل و كم بها آورده ايم .

دل شكسته داريم

و مقدورمان هم سري است كه در پايت افكنيم .

نااميديم و به اميد آمده ايم .

افسرده ايم و چشم به لطف و احسان تو دوخته ايم .

سفارش نامه اي هم داريم .

پهلوي شكسته مادر مظلومه ات زهرا را به شفاعت آورده ايم .

يا صاحب الزمان !

به يقين ، تو از يوسف مهربانتري .

تو از يوسف بخشنده تري .

به فريادمان برس ، درمانده ايم .

اي يوسف گم گشته ! و اي گم گشته ي يعقوب !

يعقوب وار ، چه شبها و روزها كه در فراق تو آرام و قرار نداريم .

در دوران پر درد هجران ، اشك مي ريزيم و مي گوييم :

تا به كي حيران و سرگردان تو باشيم .

تا به كي رخ ناديده ترا وصف كنيم .

با چه زباني و چه بياني از اوصاف تو بگوييم و چگونه با تو نجوا كنيم .

سخت است بر ما ، كه از دوري تو ، روز و شب اشك بريزيم .

سخت است بر ما ، كه مردم نادان تر واگذارند .

سخت است بر ما ، كه دوستان ، ياد ترا كوچك شمارند . يا بقّيةالله !

خسته ايم و افسرده ،

نالانيم و پژمرده ،

گريه امانمان را بريده است .

غم دوري ، ديوانه مان كرده است . اما نمي دانيم چه شيريني و حلاوتي در اين درد و دوري است كه مي گوييم :

كجاست آن كه از غم هجران تو ناشكيبايي كند .

تا من نيز در بي قراري ، ياريش دهم

كجاست آن چشم گرياني كه از دوري تو اشك بريزد ؟

تا من او را در گريه ياري دهم

مولاي من ! ديدگانمان از فراق تو بي فروغ گشته اند .

و مي دانيم پيراهن يوسف ، يادگار ابراهيم ، نزد توست .

و اي كاش نسيمي از كوي تو ،

بوي آن پيراهن را به مشام جان ما برساند .

و اي كاش پيكي ، پيراهن ترا به ارمغان بياورد

تا نور ديدگانمان گردد .

اي كاش پيش از مردن ، يك بار ترا به يك نگاه ببينيم .

درازي دوران غيبت ، فروغ از چشمانمان برده است
كي مي شود شب و روز ترا ببينيم و چشمانمان به ديدار تو روشن گردد ؟

شكست و سرافكندگي ، خوار و بي مقدارمان كرده است .

كي مي شود ترا ببينيم كه پرچم پيروزي را برافراشته اي ؟

و ببينيم طعم تلخ شكست و سرافكندگي را به دشمن چشانده اي .

كي مي شود كه ببينيم ياغيان و منكران حق را نابود كرده اي ؟

و ببينيم پشت سركشان را شكسته اي .

كي مي شود كه ببينيم ريشه ستمگران را بركنده اي ؟

و اگر آن روز فرا رسد ...

و ما شاهد آن باشيم ،

شكرگزار و سپاسگو نجوا مي كنيم :

الحمدلله رب العالمين

ابریشم 08-19-2010 04:49 PM

نبی گرامی اسلام(ص): أحسَنُ زینَة ِ الرَّجُل ِ السّکینَةُ مَعَ الایمانِ.
ارزنده ترین زیور انسان آرامش توأم با ایمان است.


http://i14.tinypic.com/4pz1ohd.gif


خداوندا!

هر آدینه به انتظارمنجی تو (( مهدی موعود )) راز و نیاز می نشینیم که بیاید و زردی و سرمای وجودمان بر سجاده را به ساعت گرم سبز ظهورش روشن گرداند . بیاید و عدالت و حقیقت را به ارمغان بیاورد و طنین عشق و پیروزی را بر قلبهای غمگینمان ندا دهد و وعده پرواز و رهایی را تحقق بخشد .
ـــــــــــ
کبوتر
ای دل ز من بریده، ز یادم نمی روی
وی پا ز من کشیده، ز یادم نمی روی
ای رفته از برابر چشمم به کوی غیر
اشکم بدیده دیده، ز یادم نمی روی
ای ساده دل کبوتر از باز بی خبر
وز دست من پریده، ز یادم نمی روی


ابریشم 08-19-2010 04:52 PM

آقاجان آمده ام تا در خا نه ات را به رویم بگشایی
می دانم که در خانه عشق را نمی بندي
می خوا هم دریچه ای در قلبم بگشایی
می خواهم به نگاهی مرا از زندگی سر شار کنی
زندگی در فراق توامتحان دشواری است
با این همه می دانم که مردود نخواهم شد

آقاجان باز دلم بهانه تو را دارد
کنار پنجره نشسته ام و به درخشش آفتاب چشم دوخته ام که مرا به یاد
درخشندگی نگاه تو می اندازد
در سکوت به دیدارم می آیی زمان را در هم می شکنی
و لبخند را به من می دهی

ابریشم 08-19-2010 04:54 PM

خبر آمد خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...شاید

دست افشان...پای کوبان می روم

بر در سلطان خوبان می روم

می روم بار دگر مستم کند

بی سر و بی پا و بی دستم کند

می روم کز خویشتن بیرون شوم

در پی لیلا رخی مجنون شوم

هر که نشناسد امام خویش را

بر که بسپارد زمان خویش را

با همه لحظه خوش آواییم

در به در کوچه ی تنهاییم

ای دو سه تا کوچه ز ما دورتر

نغمه ی تو از همه پر شور تر

کاش که این فاصله را کم کنی

محنت این قافله را کم کنی

کاش که همسایه ی ما می شدی

مایه ی آسایه ی ما می شدی

هر که به دیدار تو نایل شود

یک شبه حلال مسائل شود

دوش مرا حال خوشی دست داد

سینه ی ما را عطشی دست داد

نام تو بردم لبم آتش گرفت

شعله به دامان سیاوش گرفت

نام تو آرامه ی جان من است

نامه ی تو خط اوان من است

ای نگهت خاست گه آفتاب

در من ظلمت زده یک شب بتاب

پرده برانداز ز چشم ترم

تا بتوانم به رخت بنگرم

ای نفست یارومدد کار ما

کی و کجا وعده ی دیدار ما

دل مستمندم ای جان به لبت نیاز دارد

به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد

به مکه آمدم ای عشق تا تو را بینم

تویی که نقطه ی عطفی به اوج آیینم

کدام گوشه ی مشعر

کدام گوشه ی منا

به شوق وصل تو در انتظار بنشینم

ای زلیخا دست از دامان یوسف بازکش

تاصبا پیراهنش را سوی کنعان آورد

ببوسم خاک پاک جمکران را

تجلی خانه ی پیغمبران را

خبر آمد خبری در راه است

سر خوش آن دل که ار آن آگاه است

شاید این جمعه بیاید...شاید

پرده از چهره گشاید...

شاید


ابریشم 08-19-2010 04:55 PM

در يك بهار سبز خوشايند مي‌رسي
يك روز در اواخر اسفند مي‌رسي

وقتي كه دسته‌دسته كبوتر به اذن عشق
از آسمان فرود بيايند مي‌رسي

از نسل ارتفاعي و از پشت آسمان
بي‌هيچ واسطه به خداوند مي‌رسي

در اين سكوت سرد تو را داد مي‌زنم:
پس كي به داد مردم در بند مي‌رسي؟

تا يازده ستاره برايت شمرده‌ام
با اين حساب با عدد چند مي‌رسي؟

ابریشم 08-19-2010 04:56 PM

یاکریم من اوالاد الکرام ادرکنی




((یا ایّها العَزیز ُ مَسّنا واهلنا الضُّرُوجِئنا ببضاعةٍ مِزجاةٍ فاوف لناالکیل وتصَدّق
علیناانّ الله یجزی المتصَدِّقینَ )) بخشی ازآیه ۸۸ سوره یوسف


ای عزیز! ما واهل بیت ما دچار بیچارگی و فقر شده ایم وبامتاعی ناچیز و بی قدر حضور تو آمدیم
محبت فرما و برقدراحسانت برما بیفزا واز ما به صدقه دستگیری کن
که خدا صدقه دهندگان را نیکو پاداش می دهد.
یوسف زهرا ! ای عزیز عالم ! یاکریم من اوالاد الکرام ادرکنی وتصدق علیَّ
به امید تصدّقت با فقرو بیچارگی به سویت آمده ام
ظرف ناچیز وجودم را با محبت ومعرفتت پرکن

ابریشم 08-19-2010 04:57 PM

آقايم مهدي جان :
چقدر زيباست آن زمان كه گنهكاري همچو من را به حريم امن الهي دعوت ميكني


چقدر زيباست آن زمان كه رو به كعبه بنشيني و لحظات ظهورش را در صفحه تاريك و سياه ذهنت ترسيم كني
چقدر زيباست كه در آن سرزمين وحي جويبار اشكهايت را فقط و فقط براي او جاري سازي و از عمق جان وانتهاي درونت خدا را بخواني و ظهور آخرين عدالت گر جهان را از او بخواهي
چه اندوه بار است آن زمانكه تمام سرزمين وحي را به دنبال گمشده ات مي گردي اما نشاني از او نمي يابي

چقدر سخت و اندوهبار است آن زمان كه بايداز همه زيباييهاي آن مكان مقدس و پاك دل بكني ودر حالي وداع گويي كه حسرت ديدار مولايت بر دل خسته ات نشسته و غم بزرگي بر روي آن سنگيني مي كند .
از تما زائران بيت الله الحرام التماس دعا دارم اگر توفيق يارتان بود و مولاي عاشقان را زيارت كرديد سلام من حقير را هم به ايشان برسانيد .
كاش مي شد كنج دل يك خانه داشت

روي بامش عكس مهدي مي گذاشت
التماس دعا

ابریشم 08-19-2010 04:58 PM

سلام
با تشکر از همه ی دوستان
این هم سخن یک عاشق در روز جمعه:

تو ای عشقو ای تمام وجودم

تو بودو نبودم فدای رخ تو همه عالم

بیابنگر بر دل غمدیده که لیلی ندیده ز غم چه کشیده

در این عالم یک دم بنگر حال زار مرا بی قرار مرا

ای تمام امیدم تو صبح سپیدم ز نرگس چشمت ببین چه کشیدم

یا ابا صالح مددی یا اباصالح مددی

مرا راهی کن سوی میخانه بده پیمانه به این دیوانه تو ای ساقی

تو میدانی ز عشق تو که خمارم پیاله ندارم که دارو ندارم تویی ساقی

بنگر مرغ لب بسته منم دل شکسته منم تا سحر بیدارم

سر به زانو دارم از تو دارم ای گل هر چه که دارم

یا اباصالح مددی یا اباصالح مددی یا اباصالح

یک دم بنگر حال زار مرا بی قرار مرا ای تمام امیدم تو صبح سپیدم ز نرگس چشمت بین چه کشیدم

ای جان من غرق سودای تو وین تماشای تو

دل ندارد ذوق گفتگویت

بی جلوه ات آرزو بی حاصل بی تو در باغ دل

خود به رویت سرو آرزویت

کر در کویش برسی برسان این

پیام مرا ای چراغ رویت

من ندارم دیگر تاب این شب های سرد و خاموش

هرگز هرگز باور نکنم عهدوپیمان ما شد فراموش

ابریشم 08-19-2010 05:03 PM

از سخنان گهربار حضرت امام زمان (عج الله) :
۱.:: پروردگارا! چه کسی تو را خواند و تو دعایش را اجابت نکردی؟ وچه کسی از تو درخواست نمود وبه او عطا نفرمودی؟ وچه کسی با تو مناجات کرد و او را
نا امید ساختی؟ یا خود را به تو نزدیک نمود و او را دور ساختی؟
۲.:: خداوندا! تو کسی هستی که در نیمه های هرشب ندا می کنی: آیا خواهنده ای هست که به او عطا کنم؟ آیا خواننده ای هست که دعایش را اجابت کنم؟ آیا استغفار کننده ای هست که او را ببخشم؟ آیا امیدواری هست که امیدش برآرم؟ آیا آرزومندی هست تا او را به آرزویش برسانم؟
من در درگاه تو ایستاده و خواهنده ی توام ، بیچاره ی درگاهت هستم ، ناتوان و فقیر توام ، آرزومند درگاهت ، امیدوار فضل ورحمتت ، و آرزومند عفو و مغفرتت ، و خواهنده ی غفران و بخشش توام .
۳.:: منم، باقیمانده ی حجتهای الهی در زمین، منم، انتقام گیرنده از دشمنان خداوند.





همچو خورشید تا به کی تنها


همچو مهتاب تا به کی شبگرد


ای همایون همای پرده نشین

جـان زهــرا به آشیان برگــرد

ابریشم 08-19-2010 05:04 PM

http://montazar.net/html/image/montazar3/037.JPG

غایب همیشه حاضر تو کجایی تو کجایی ...

ابریشم 08-19-2010 05:28 PM

آقا جون مهدي فاطمه
نمي دانم آيا لياقت دوست داشتن تو را دارم تويي که با گوشه اي از نگاهت غم را از وجودم مي رهاني تويي که هر گاه نياز داشتم سخنانت را همچون همراهي صبور براي خود داشتم .
قلب شکسته ام را هيچگاه نتوانستم ترميم کنم ولي از آنگه که با تو آشنا شدم تپش قلبم از کار افتاد وگويي قلبي تازه در درونم جوانه زد .
نمي دانم از چه بگويم وچگونه بگويم دوست داشتن تو را براي خود زياد مي بينم نمي دانم توان اين همه محبت را دارم !؟
اشکهايم بي دليل جاريست در هنگام ديدن تو وشنيدن سخنانت ولي اين را مي دانم به اندازه ي هر کلمه اي که بر ذهن وبر زبان خود مي آوري نفرت و کينه اي که وجودم را فرا گرفته تخليه مي شود و همانند اشک مرا تنها مي گذارد واز من دور مي شود .
دستهايت را مي بوسم براي بزرگواريت بوسه بر پيشانيت ميزنم براي انسان بودنت .
هرگاه بر اطراف خود نظري کردم جزء چشمهايي که مرا به ديد تحقير مي ديد چيزي نديدم تا آن شب رويايي با تو آشنا شدم وگويي آن شب ستاره روشنايي مسير زندگي نه چندان طولاني من روشن شد .
زندگي خود را فراموش کرده بودم آري فراموش برايم معني خاصي نداشت تا اينکه حضور تو به من فهماند که زندگي من براي محبت کردن است نه براي محبت ديدن براي دوست داشتن است نه براي دوست داشتنم

ابریشم 08-19-2010 05:28 PM

کجاست آن «امید» که ظلمت یلدای ستمگران را پایان می بخشد؟!

... کجاست نابودگر بنیان پلیدی و گناه و سرکشی؟

کجاست دروکننده شاخه های اختلاف و گمراهی؟

... کجاست عزت بخش یاران و خوارکننده دشمنان؟

... کجاست صدرنشین کوی آفرینش که سرشار از مهر و پرهیزکاری است؟

... کجاست فرزند پیامبر، فرزند علی، فرزند خدیجه... و فرزند زهرا؟!

ابریشم 08-19-2010 05:29 PM

در وفای عشق تو مشهور خوبانم چو شمع
شب نشین گوی شربازان و زندانم چو شمع
روز و شب خواب نمی آید بچشم غم پرست
بسکه در بیماری هجر تو گریانم چو شمع
رشته صبرم بمقراض غمت ببریده شد
همچنان در آتش مه تو سوزانم چو شمع
بی جمال عالم آرای تو روزم چون شب است
با کمال عشق تو در عین نقصانمچو شمع
سر فرازم کن شبی از وصل خود ای نازنین
نا منور گردد از دیدارت ایوانم چو شمع
آتش مهر تار حافظ عجب در سر گرفت
آتش دل کی به آب دیده بنشانم چو شمع

ابریشم 08-19-2010 05:30 PM

فردا روز توست
روز شنيدن بوي نرگس
روز ديدن خال گونه ات
روز انتظار
روز تقديم اشکها بر زير پايت
روز شکستن ديوار دوري هفت روز
مرا درياب
مي داني چه هستم
مي داني چه بايد باشم
مي داني چه مي خواهم باشم
دستم را بلند کرده از تو مدد مي خواهم
تا يک دل آرام را ,
تا آرزوي بازگشتت را ,
تا اميد به انتظارت را
از تو طلب کنم
مي خواهم بدانم
چگونه دلم را به دست افکار تو ,
اشکم را در دامان تو ,
سوز عشق را براي تو داشته باشم
ديگر نمي گويم کاش ميشد
ميگويم از تو مي خواهم که خانه اي را که در بن بست سکوت ساخته ام ويران سازي
ميگويم از تو مي خواهم که عشق به خودت را همچون داغي آتش در سينه ام نگاه داري
ميگويم از تو مي خواهم که اشک هايم را در جويبار انتظارت بريزم
با او حرف زدم
صدايم را از ميان انبوه درد هاي عاشقانش شنيد
من مي سوزم
جوابش را نمي شنوم
دفتر افکارم سفيد است
اما
او برايم نوشته است
با رنگ سفيد
مي خواهد من خود بيابم
مي دانم نوشته است که فرياد سکوتش بلند است
آري
بايد بشنوم
مي دانم که سبکي هواي درونم از گرد و غبار قدمهايش بر روي ذهن پريشانم است
مي دانم که آرامش درياي قلبم از آرامش آبيه نگاهش است
منتظر آمدنم است پس منتظر آمدنش مي مانم
با عشق به او ,
با مدد از او
و با توکل از خداي او
يا حق

ابریشم 08-19-2010 05:30 PM

جمعه یعنی یک غروب وعده دار

وعده ی ترمیم قلب یاس زار

جمعه یعنی مادر چشم انتظار

در هوای دیدن روی نگار

جمعه یعنی یک سماء دلواپسی

کی شود مولا به داد ما رسی؟

ابریشم 08-19-2010 05:30 PM

ما معتقدیم عشق سر خواهد زد
بر پشت ستم کسی تبر خواهد زد

سوگند به هر چهارده آیه ی نور
سوگند به به زخمهای سرشار غرور

آخر شب سرد ما سحر می گردد
مهدی به میان شیعه بر می گردد

ابریشم 08-19-2010 05:32 PM

پاسخ : درد و دل و خلوت با مهدی ! یا صاحب الزمان ادرکنی !
این نوشته تقدیم به اقامون امام زمان من که چیزی ندارم جز یک دل شکسته و یک سری نوشته .......... نام خوب تو مرا از پل ها عبور می دهد.می دانم در برابر بزرگی روح تو چیزی در خور ندارم.اما بیا و دل شکسته ام را به مهر خود بنواز.....
...................

پیچک انتظار از دیوار دلم بالا می رود. پر از تمنا می شوم و پر از عطر خوش ریحانه که در سبزه زار وجود روییده است.پیچک انتظار چه غوغایی می کند!باز هم پر از تمنا می شوم پر از گل های سوسن و گل های نرگس.اینک از صدای پای ظهور است که سرشار می شوم سرشار از موج سرشار از ماه ستارگان و خورشید!قلبم از عشق درنگی می کند و در خیالم جبرییل را می بینم که سر از پا نشناخته می اید تا برای زمینیان م÷ده ای بیاورد.م÷ده امدن امامی که خداوند تمامی رحمتش را در وجود او ریخته است!مهدیا ! کوی تو کوی بیتابی فرشتگان است.کوی تو کوی شور و کوی سوز است.کوی تو کوی رکوع لاله هاست!کوی شیدایی یاس است!کوی شبنم بر گلبرگ ناز محمدی است!کوی تو کوی اب است!کوی باران کوی شستن چشم هایمان در جویباران!مهدیا کوی تو کوی قناری است کوی بال است..توی پریدن کوی تو کوی بی قراری در اسمان ابی است !پس اگر بیایی دلم کبوتر می شود...

وقتی بیایی نرگس ها سبز خواهند شد و دیگر هیچ بهانه ای برای دلتنگی هایم نخواهم داشت...اگر بیایی پیش پایت زانو خواهم زد و فریاد بر می اورم اقا خوش امدی که زمین زمین توست .اگر بیایی و برای لحظه ای طعم شیرین در حظور تو بودن را بچشم تمام وجودم را فدایت می کنم ای ارزوی دیرین و ای امید چشم هایم!

__________________
http://www.blogfa.com/photo/f/funclip.gif

با آنکه تنها بودم ولی چشمانم به دنبال آشنا یی می گشت...
انسانم آرزوست...

ابریشم 08-19-2010 05:32 PM

آقا جون مهدی فاطمه
ترنم زیبای صدایت در گوشم همچون نوای باران است که روح تشنه ام را سیراب می کند.
نمی دانم چه بر سر این دل آمده که اینگونه بیتاب شده!
بارها نهیبش زدم که دنباله روی عقل باشد، اما نمی دانم در کجای راه عقل جا مانده که دیگر به گرد پای دل نیز نمی رسد.
می دانم که روزی تپشهای این دل بیتاب رسوایم خواهد کرد،
با شنیدن صدایت چنان پایکوبی در قفسه سینه ام به پا می کند که هر دم بیم فرو ریختنش می رود.
با فشردن دست بر روی قلبم سعی در مهارش دارم، اما ارتعاش حرکاتش را در لرزش صدایم می یابم و بی اختیار لب از سخن فرو می بندم.

ابریشم 08-19-2010 05:33 PM

خدايا مرا صدها بار بميران و زنده گردان تا در ركاب بهترين آفريننده ات شمشير زنم..
خدايا اگه مرا لايق ميداني اين چشمان و دل گناه كارم را به چهره آقا و سرورم ولي عصر_عج) روشن و منور بگردان..
خدايا سالهاست مشتاق ديدار اويم مرا از ديدار او محروم نكن..
آمين.

ابریشم 08-19-2010 05:33 PM

اللهم عجل لولیک الفرج
روز و شب کار دلم ناله و آه است بیا
بی تو عمر همه عالم به تباه است بیا
صبر ایوب مرا نیست کشم هجر تو را
دل طوفان زده ام چشم به راه است بیا
بی تو ای ماه زمین عرصه ی دلتنگی هاست
جلوه ی روی تو چون جلوه ی ماه است بیا
شب و روزم همه در حسرت دیدار گذشت
روی زرد و دل بیمار گواه است بیا
بی تو این قافله ی مانده به جایی نرسد
کار این قافله از چاله به چاه است بیا
صوفی و کوفی و کافر همه همکیش شدند
بی تو عالم همگی غرق گناه است بیا
دگر از جور زمان سخت به تنگ آمده ایم
روز ما چون شب تاریک سیاه است بیا
وعده کردی شرر ظلم اگر شعله کند
خواهی آمد که همان لحظه و گاه است بیا


ابریشم 08-19-2010 05:34 PM

http://itstart.persiangig.com/image/185875_orig-2.jpg

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد و نیامدی

چه اشک ها به سینه ها رسوب شد و نیامدی
خلیل آتشین سخن تبر به دوش بت شکن
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد نیامدی
برای ما که خسته ایم و دل شکسته ایم نه
ولی برای عده ای چه خوب شد نیامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح ظهر نه ! غروب شد نیامدی

ابریشم 08-19-2010 05:35 PM

منتظر در منظر آن ياركيست ؟
منتظر بايد به راهمنتظر
بگذرداز هستي و از جان و سر
گر بيايد آن امام باوفا
در همين تهران ماپرسد ز ما
كو نشان شيعگي شهرتان
تانمايم من دعايي بهرتان
خويش را در محلكهانداختيد
كهامام خويش را نشناختيذ
گوييا درس جديدي خواندهايد
غافل از رسم مريدانمانده ايد
زود آدم هاي دنياييشديد
باگناه خود پزيرايي شديد
رفت از ياد شما آنروزها
گريه هاو ناله هاوسوزها
دوري از راه سعادت ميكنيد
غفلتاز شوق شهادت مي كنيد
يك نفر بي جرم و بيتقصير نيست
اين كدورت ها كه بيتاًثير نيست
عفت و شرم وحيا ، ايمانچه شد ؟
غيرت ناموسي مردانچه شد ؟
نان شبه لقمه ي مردمشده
چادر زن هاي شيعهگم شده
كو حجاب فاطميه بانوان؟
كو مرام خالص نسلجوان؟
نيست از حجرم دلي غرقملال
بسكه كرديد هرحرامي را حلال
نيست يكخانه نجيب و بي گناه
تا شبي آنجا بگيرممن پناه
من امامم سر پناه منكجاست؟
هياًتي ها جايگاهمن كجاست ؟
واي در هياًت اگر غفلتكني
از زنا بدتر استاگر غيبت كني
عمرتان صرف سخن چينيشده
درلباس دين بر بيديني شده
من چراغ و ريسه ميخواهم چه كار
شيعه مي خواهم كهباشد پاي كار
شيعه خالص به دنبال مناست
دائمافكرمن و آل من است
منتظر باشيد تاآيم زراه
بي پناهان را دهمآخر پناه
من دعا گوي شما هستمولي
از شما خواهم گدايياز علي (ع)
راه جرم مرتضي راه مناست
هركه در اين راهباشد ايمن است

ابریشم 08-19-2010 05:35 PM

جمعه یعنی یک بغــــل دلواپسی
جمـــعه یعنی گــــریه‌های بی‌کسی

جمعه یعنی روح سبـــز انتـــظار
جمعه یعنی لحــــظه‌های بی‌قــرار

بـی‌قـــــرار بی‌قـــــراری‌های آب
جمــعه یعنی انتــــــــظار آفــــتاب
جمعه یعنی ندبه‌ای در هجر دوست
جمعه خود ندبه‌گر دیــدار اوست!

جمعه یعنی یک کـــــویر بی‌قرار

از عطش سرخ و دلش در انتظار
انتــــظار قطـــــره باران عشــق
تا فروشوید غم هجــران عشــــق

جمعه یعنی بغــض بی‌رنگ غـزل

هـــق هــق بارانی چنــگ غـــزل
زخمه‌ای از جنس غم بر تار دل

تا فرو شویَد غـــــم هجــــران دل

جمعه یعنی روح سبــز انتـــظار
جمعه یعنی لحــظه‌های بـی‌قـــرار

بـــی‌قرار بی‌قـــــــراری‌های آب
جمعه یعنی انتـــــــظار آفــــــتاب

ابریشم 08-20-2010 12:24 PM

روز جمعه شد و دلبر نیومد
ای خدا کاسه ی صبرم سر اومد
آقا جون می دونم احتیاجی نیست دردای دلمونو برات بگیم همشو می دونی
اما این از ما گفتن و از شما شنیدن تسلی قلب پر دردماست...یعنی می شه یه روز شما رو دید؟؟
یعنی می شه یه عصر جمعه بیاد و دلامون به وسعت آسمون نگیره؟؟؟
یعنی می شه یه روزی برسه که دیگه هیچ دلی نشکنه و هیچ خفاش غمی تو هیچ دلی خونه نکنه؟؟
آقا جون ما رو هم یه نیمه ی شب تو نمازت دعا کن........

ابریشم 08-20-2010 12:25 PM

ای کاش تو می آمدی بر شنزار قلبم می باریدی
.

ای کاش
تو می آمدی وبا باریدن ابر کرامتت یکباره وجودم را دریایی می کردی.

ای کاش تو می
آمدی تا گلها نفس تازه می کشیدند ودرختها روزی هزار بار سبز می شدند


بگو مولاي من در كدامين سرزمين به دنبالت بگردم .تا به كي در بيابان وجودم از براي ديدار

وصالت بدوم .



به زودي او مي آيد تا تو خدايت را راحت تر صدا بزني واين جا ست كه انتظار مفهوم مي يابد
پس العجل العجل العجل يا مولاي يا صاحب الزمان.

ابریشم 08-20-2010 12:26 PM

دوست دارم كه يك شب جمعه صبح گردد به رسم خوش عهدي

ناگهان بشنوم ز سمت حجاز نغمه دلكش انا المهدي


در ميان كوچه و بازار بنگرم خلق را همه دلشاد

خنده بر لب به يكدگر گويند: آمد آقاي ما مباركباد

ابریشم 08-20-2010 12:26 PM

اى محبوب دلها!

تمام هستي ‏ام را خاك قدمت مي ‏كنم تا شايد نظرى به جاده دلم بيندازى ، چرا كه تو آفتاب يقينى، كه اميد فرداها هستى، تو بهار رؤيايى كه مانند طراوت گل ‏سرخ مي ‏مانى و نرم و سبز و لطيفى ، تو معنى كلمات آسمانى هستي كه دستهايش براى آمدنت به زمين دعا مي ‏كند.

اى تجسّم مهربانى!

غيرت آفتاب و جلوه زيبايى ماه تو را توصيف مي ‏كنند و نفس آب تو رامعنى مي ‏كند و نبض خورشيد تو را وصف مي ‏كند.خوب مي ‏دانم كه تو مي ‏آيى؛ آرى تو مي ‏آيى همانطور كه وعده كرده ‏اى و آنگاه است كه كلمه انتظار را از لغتنامه ‏ها پاك خواهيم كرد.

پس اى تمام زيبايى!

بيا تا براى هميشه فريادرس عاشقان موعود باشى

ابریشم 08-20-2010 12:27 PM

ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد !
« اللهم عجل لولیک الفرج »

ابریشم 08-20-2010 12:28 PM

تقدیم به امام زمان مهدی موعود(عج)

در میان دشت گلها انتظارت می کشم
خوشترین امید دلها انتظارت می کشم
منتظر بر یوسفم ای مرد شبنم پوش عشق
صبر ایوب زمان من انتظارت می کشم
بر خلاف هر تبسم غرق اشک است دیده ام
من حقیرم مرد والا انتظارت می کشم
در نگاه سبز باغ و این سکوت و بی کسی
دیر کردی ای دلارا انتظارت می کشم

ابریشم 08-20-2010 12:29 PM

شب گر رخ مهتاب نبيند سخت است

لب تشنه اگر آب نبيند سخت است

ما نوكر و ارباب تويي مهدي (عج) جان

نوكر رخ ارباب نبيند سخت است

ما را كه به خدمتت رسيدن سخت است

ديدن همه را تو را نديدن سخت است

بار غم تو به جان كشيدن آسان

از دشمن تو طعنه شنيدن سخت است


"اللهم عجل لوليك الفرج"

ابریشم 08-20-2010 12:30 PM

کعبه را با دل زيارت مي کنم

شوق ديدارش حکايت مي کنم

من به آن دلبسته و او دور، ز من

باشد آن روزي که من پرواز کنم بر گرد او

خسته و پر بسته نشينم بر بالاي بام او

بار الها دل ز شوق کعبه دل خوش مي کنم

من تو را در بينهايت جستجوها مي کنم

من کيم ؟ اي پاک ترين معبود ها

جز که ريگي بر زمين و خارها

کاش دردم را تو درماني کني

اين دل مجنون من را تو آگاهي کني

خسته ام از اين همه دل خستگي


ياربم ، دستم بگير و گو ي:تو زين جا ميروي. http://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif

ابریشم 08-20-2010 12:31 PM

سلام بر او كه هر شب چشم‏ها و چشمه‏ها داستانش را با مهتاب زمزمه مى‏كنند تا گوش صبحدم ماجرايش را بشنود و بامداد را با ياد او آغاز كند.

سلام بر مهدى!
و سلام بر زمزمه‏گر نام مقدّسش!

مهدى جان!
خيال آمدنت سكوتِ خلوت خانه جسمم را شكست.
چشمه‏اى از كوير دلم جوشيد. صداى گام‏هايت به گوش مى‏رسد.
با وجودى سراسر شوق، با عنايت تو با تو سخن مى‏گويم.

سلام مهربان! سلام موعود!
مسافر غريب صحراهاى دور!

عزيز زهرا !
نگاهى، لبخندى، نوازشى
در فراق تو لحظه‏ها چه دير مى‏گذرند،
چقدر بى‏تابيم، چقدر بى‏تابيم!
به خدا صبر ديگر درمان دردمان نيست
انتظار، انتظار تو دواى درد ما
امان از دردهاى بى درمان!

خدايـــا !
صبورى عطايمان فرما،

مهربان !
سراغ تو را بهانه‏اى براى گريستن كردم.
مى‏دانم هستى
اما دل تنگم مولا ! دل تنگ دوريت،
به خدا عقل نمى‏فهمد غيبتت را،
جواب دلمان را چه بدهيم؟
اشك به اختيار ما نمى‏ريزد، بغض به اختيار ما نمى‏شكند و قلب به اختيار ما نمى‏تپد،

مولا !
دنيا دنياى غريبى است، دل‏هايمان از آن غريب‏تر. خسته‏ايم از تكرار، از بى تو بودن،
در شب‏هاى جمعه، سرشار از اميد، به فرداى ظهور مى‏انديشم و چون به غروبش مى‏رسم، دل من بى اختيار زمزمه مى‏كند. اين جمعه هم آقا نيامد!
و باز تا شب جمعه‏اى ديگر،
مى‏سوزم به آتش عشق تو و چون به شب اميد مى‏رسم، باز زمزمه دل را مى‏شنوم كه شايد اين جمعه، جمعه موعود باشد. راستى شايد اين جمعه، جمعه موعود باشد.
كسى چه مى‏داند.

ابریشم 08-20-2010 12:32 PM

درود بر تو اي حجت خدا در روي زمين
درود بر تو اي ديده خدا در بر خلقش
درود برتو اي نور خدا که هدايت شوند بدان ره جويان و گشايش بر مؤمنان
درود بر تو اي پاک شده هراسان
درود بر تو اي دوست خيرخواه
درود بر تو اي کشتي نجات
درود بر تو اي چشمه حيات و زندگي
درود بر تو رحمت کند خدا بر تو و بر خاندان پاک و پاکيزه ات
درود بر تو بشتابد خدا بر تو آنچه را براي تو وعده داده در ياري و ظهور امر
درود بر تو اي آقاي من
من وابسته تو هستم عارف به آغاز و انجامت
تقرب مي جوييم به سوي خداي بزرگوار به تو و به خاندان تو
و انتظار ظهور تو را دارم و ظهور حق را بر دست تو
و از خدا خواهم اينکه درود فرستي بر محمد و آل محمد
و اينکه قرار دهي مرا از جمله منتظرين تو و پيروان و ياران تو بر عليه
دشمنانت و از شهيدان در برابرت و در جمله دوستانت

http://gusheneshin.persiangig.ir/image/emam-zaman-3.jpg

اي مولاي من اي صاحب الزمان
درود خدا بر تو و بر خاندان تو اين روز جمعه است
و آن روز تو است که در آن توقع ظهورت مي رود و فرج و گشايش براي مؤمنان به دو دست توست
و کشتار کافران به شمشيرت است و من اي آقايم در آن مهمان تو هستم و پناهنده تو
و تو اي مولاي من کريم و کريم زاده اي و مأمور پذيرايي و نگهداري
پس مرا مهمان کن و پناه ده
درود خدا بر تو و بر خاندان پاکت
من بر تو نازل مي شوم هر کجا راحله ام روي آورد و مرا وارد نمايد
و ميهمان تو هستم در هر کجا که باشم از شهرها .
اللهم صل علی محمد و آل محمد
"اللهم عجل لوليك الفرج"


ابریشم 08-20-2010 12:33 PM

ی سر چشمه ی محبت
ای عشق واقعی
چگونه ستایشت کنم در حالی که قلبت از محبت بی نیاز است
چگونه ببوسمت وقتی که عشقت در وجودم جاری میشود
بگزار نامت را تکرار کنم نامت زیباست دلنشین است
چه داشته ای که اینگونه مرا تلسم کرده ای
من اینگونه نبودم تو عشق را با من آشنا کردی
تو هوای دلم را با طراوت کردی
زمانی که با تو هستم به آسمان به بیکران برواز میکنم
پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه را نمیدانم


اکنون ساعت 09:10 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)