![]() |
یاد باد آن که ز ما وقت سفر یاد نکرد
به وداعی دل غمدیده ما شاد نکرد |
دمی با غم به سر بردن جهان یکسر نمی ارزد
به می بفروش دلق ما کزین بهتر نمی ارزد |
همه کارم ز خود کامي به بدنامي کشيد آخر
نهان کي ماند آن رازي کز او سازند محفلها حضوري گر هميخواهي از او غايب مشو حافظ متي ما تلق من تهوي دع الدنيا و اهملها |
اشک من رنگ شفق یافت ز بیمهری یار
طالع بیشفقت بین که در این کار چه کرد |
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif با جام می بـه کام دل دوسـتان شدمhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif
http://blogfa.com/images/smileys/24.gif از آن زمان که فتنه چشمت به من رسیدhttp://blogfa.com/images/smileys/24.gif http://blogfa.com/images/smileys/24.gifایمـن ز شر فـتـنـه آخرزمان شدم http://blogfa.com/images/smileys/24.gif http://blogfa.com/images/smileys/24.gif مـن پیر سال و ماه نیم یار بیوفاست |
تاریخ این حکایت گر از تو باز پرسند |
یا رب این بچه ترکان چه دلیرند به خون
که به تیر مژه هر لحظه شکاری گیرند |
ملک در سجده آدم زمین بوس تو نیت کرد
که در حسن تو لطفی دید بیش از حد انسانی |
یا رب اندر کنف سایه آن سرو بلند
گر من سوخته یک دم بنشینم چه شود |
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه
یک بیت از آن قصیده به از صد رساله بود |
دلق حافظ به چه ارزد به میاش رنگین کن
وان گهش مست و خراب از سر بازار بیار |
راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان سپارند چاره نیست |
کس نديدهست ز مشک ختن و نافه چين |
ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
وقت آن است که بدرود کنی زندان را |
هزار دشمنم ار می کنند قصد هلاک
گرم تو دوستی از دشمنان ندارم باک |
کشـتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد کـه بازبینیم دیدار آشـنا را |
از دیده گر سرشک چو باران چکد رواست
کاندر غمت چو برق بشد روزگار عمر |
روزی که چرخ از گل ما کوزه ها کند
زنهار کاسه سر ما پر شراب کن |
یک دم غریق بحر خدا شو گمان مبر
کز آب هفت بحر به یک موی تر شوی |
يار بيگانه مشو تا نبري از خويشم
غم اغيار مخور تا نكني ناشادم |
من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن آشنا کرد |
دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
که چنان ز او شدهام بی سر و سامان که مپرس |
ساقی بیار باده که رمزی بگویمت
از سر اختران کهن سیر و ماه نو |
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک
زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش |
نقطه خال تو بر لوح بصر نتوان زد
مگر از مردمک دیده مدادی طلبیم |
مظهر لطف ازل روشنی چشم امل
جامع علم و عمل جان جهان شاه شجاع |
عید است و آخر گل و یاران در انتظار
ساقی به روی شاه ببین ماه و می بیار |
رفیق خیل خیالیم و همنشین شکیب
قرین آتش هجران و هم قران فراق |
قلب بی حاصل مارا بزن اکسیر مراد
یعنی از خاک در دوست نشانی به من آر |
روضه خلد برین خلوت درویشان است
مایه محتشمی خدمت درویشان است |
تا کی می صبوح و شکر خواب بامداد
هشیار گر دهان که گذشت اختیار عمر |
روز و شب خوابم نمي آير ز چشم غم پرست
بس كه در بيماري هجر تو گريانم چو شمع |
عرض و مال از در میخانه نشاید اندوخت
هرکه این آب خورد رخت به دریا فکنش |
شربتي از لب لعلش نچشيديم و برفت
روي مه پيكر او سير نديديم و برفت |
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی
گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش |
شنيده ام سخني خوش كه پير كنعان گفت
فراق يار نه آن مي كند كه بتوان گفت |
تو و طوبی و ما و قامت یار
فکر هر کس به قدر همت اوست |
ترا آن به كه روي خود ز مشتاقان بپوشاني
كه شادي جهان گري غم لشگر نمي ارزد |
دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس
کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا |
از صبا پرس که مارا همه شب تا دم صبح
بوی زلف تو همان مونس جان است که بود |
| اکنون ساعت 08:50 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)