پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   یا صاحب الزمان (http://p30city.net/showthread.php?t=11517)

ابریشم 08-20-2010 12:34 PM

مهدی جان ....
کجایی که ببینی که ....
که ببینی که یکی در بالای نردبان و دیگری حتی نای بالا رفتن از یک پله را هم ندارد ...
که ببینی که یکی از نداری به امید درمان خود بخود بیماری و دیگری به فکر چاق نشدن و لاغر کردن و عقب نیفتادن چکاپ بدنی خود است ...
که ببینی که یکی پای پیاده و با شکم گرسنه از میدان راه آهن تا آزادی پیاده می رود و دیگری کنار خیابا در ماشین سیگار بدست منتظر است تا ببیند پاسخ دختری که پشت سرش است چیست ! ....
که ببینی که از نداری دست به خود فروشی می زنند ...
و دیدنیهای دیگر بسیار ...
حرفهایم حقیقت است ... حقیقت تلخ است ... تلخی سخت است ....
پس آقا جان اگر صدای مرا می شنوی بیا ...
فقط بیا ...
دوستت دارم

ابریشم 08-20-2010 12:34 PM


عاشق آن است كه يا ديده به گل وانكند
يابه غير از گل روي تو تماشا نكند
به گداي تو اگر هر دو جهان را بخشند
رد كند , غير تو را از تو تمنا نكند
شرر عشق تن و جان كسي را سوزد
كه چو پروانه به آتش زده پروا نكند
شمع , فيضش همه شعله است به پروانه بگو
يا كه پروا نكند يا پر خود وانكند
ديدن روي تو با دادن جان شيرين است
رونما تا كه كسي روي به دنيا نكند
هرچه پيرايه زمضمون به غزل مي بندم
غزلم را به جز از نام تو زيبا نكند

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه و النصر
http://hajhamid135.persiangig.com/im...b.jamkaran.jpg

ابریشم 08-20-2010 12:35 PM

آدما آدما يه نفر داره مياد

يه نفر كه مهربونه، از تبار لاله هاست


ارمغان، واسمون، داره سيب سرخ عشق

نام او، نام او، رهرو راه خداست


فصل دلتنگي تمومه ديگه دلتنگي بسه

غمگسار غمگساران داره از راه مي رسه


مياد اون روز كه مسافر حلقه بر در مي زنه

اون مياد و با محبت به دلا سر مي زنه


روزامون خيلي گرفته ست شبامون خيلي سياه ست

مي دونم يه روز ميايي وعده ي ما جمعه هاست


اون زماني كه ميايي زآسمون گل مي ريزه

قحطي گريه مياد چون، اون بهار خندهاست


فصل دلتنگي تمومه ديگه دلتنگي بسه

غمگسار غمگساران داره از راه مي رسه


ابریشم 08-20-2010 12:35 PM

تمام خاك را گشتم به دنبال صداي تو
ببين باقي است روي لحظه هايم جاي پاي تو
اگر كافر اگر مومن به دنبال تو مي گردم
چرا دست از سر من بر نمي دارد هواي تو
دليل خلقت آدم، نخواهي رفت از يادم
خدا هم در دل من پر نخواهد كرد جاي تو
صدايم از تو خواهد بود اگر برگردي اي موعود
پر از داغ شقايق هاست آوازم براي تو
تو را من با تمام انتظارم جستجو كردم
كدامين جاده امشب مي گذارد سر به پاي تو
نشان خانه ات را از تمام شهر پرسيدم
مگر آن سو تر است از اين تمدن روستاي تو

ابریشم 08-20-2010 12:36 PM

گفتـــــــم که در فراقـــت عمريست بي قرارم
گفـــــــت از فــــراق ياران من نيـز بي قــرارم
گفتـــــــم به جز شمـــــا من فرياد رس ندارم
گفتـــــــا به غير شيعه من نـــــيز کـس ندارم
گفتــــــــم که ياورانت مـــــظــــــلوم هر ديارند
گفـــــــتا مرا ببينيـــــد مــــــظلوم روزگـــــــارم
گفــــــتم که شيعيانت در رنج و در عــــذابنـد
گفــــــتا به حال ايشان هر لحظه اشکــــبارم
گفــــــتم که شيعيانت جمــــعــند به ياري تو
گفــــــتا که من شب و روز در انــــتـــظار يارم
گفتم که چشــــم شيعه گريان بود به راهـت
گفتا که من همـــيشه بر ديــده اشــک دارم
گفتم که دشمن تو در فکر محو شيعه است
گفتا به حال شيـعه هر لحــــــــــظه پاسدارم
گفتــم که انتقــــــــــــــــام مادر تو کي بگيري
گفتا به چشم گريان من لحــظه ميشـــــمارم
گـــفتم به شيعــــــــيانت آيا پــــــــــــيام داري
گــفتا که گفته ام من هر دم در انتـــــــــظارم
گفـــتم که اي امامـــــــم از مــــــا چرا نهاني
گــــفتا به چشم محرم همــــــــــوراه آشکارم
گفتــــم به چــــــــــــــشم انوار آيا تو پا گذاري
گـــفتا که شستـــــشو ده شايد که پا گذارم

يا مهدي ادرکني (عج)

ابریشم 08-20-2010 12:37 PM

شعرهام دم دستم نیست
این دو بیت رو فعلا مینویسم
ای مه پنهان شده اندر نقاب
شمس دلآرای من اندر سحاب
جان جهان تشنه جام تو گشت
پور نبی نور دل بوتراب
.....................
و این درد دل:
لیت شعری این استقرت بک النوی بل ای ارض تقلک او ثری ابرضوی او غیرها ام ذی طوی عزیز علی ان اری الخلق ولا تری
یوسف مه رویم نیامده از پرده برون دست از ترنج نشناسیم
یعقوب جانمان را برای شفا به بوی پیرهنت نیاز نیست
فقط گوشه چشمت از پشت پرده غیبت کافیست که زیر و زبر شویم
عزیزا،نازنینا،دلبرا،ابرو کمانا
هنوز تیر چشمت به کمان ابرو ننشسته قلبمان را درنوردیده
در جان عشاق یک وجب خاک نیست که رد پای شما زینت بخشش نباشد.
(عندلیب)
و این بیت به یاد مرحوم آقاسی شاعر فی البداهه گوی عاشق که میسوخت و میگفت:
دل دردمندم ای جان به لبت نیاز دارد
به هوای دیدن تو هوس حجاز دارد
شادی روحش صلوات
http://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif

ابریشم 08-20-2010 12:38 PM

سلام آقا جون
بازم من اومدم
من رو سیاه
منی که هی قول می دم بچه خوبی بشم و باز غفلت می کنم

آقا جونم تو به روسیاهی من نگاه نکن ، من امید به کرم تو دارم که بقیه الله ای
سخته ، بخدا سخته تو این دنیای پر از زرق و برق ، پر از رنگ و نیرنگ ، خودمو حفظ کنم
من سعی ام رو می کنم ولی بی مدد تو نمی تونم
خودت می دونی که بی تو هیچم

آقا جونم من تو این باتلاق گیر اوفتادم
می دونم که تو دستم رو گرفتی وگر نه تا حالا تو این لجن زار خفه شده بودم
ازت می خوام اگه من یه جایی ، یه وقتی ، خودم خواستم دستم رو ول کنم ، تو منو رها نکنی
دست منو سفت بگیر
از این باتلاق بیرونم بکش ، منو به سمت خودت بکش

ابریشم 08-20-2010 12:40 PM

یامهدی.......

گرچه خسته ام،گرچه دل شکسته ام ولی بازهم گشوده ام دری به روی انتظارتابگویمت،هنوزهم به آن صدای آشناامید بسته ام!
ای تو صاحب زمان،ای تو صاحب زمین!
دل جدازیاد تو آشیانه ای خراب وبی صفاست،یادسبزوروح بخش تو یادلطف بی نهایت خداست.کوچه باغ سینه ام،ای گل محمدی به عطرنامت آشناست،آنکه در پی تونیست کیست؟!آنکه بی بهانه تو زنده است ،کجاست؟!
ای کرامت وجود!
بادغربتی که می وزدبه کوچه های های بی تو،بوی مرگ می دهد،بوی خستگی ،بوی فرسودگی!
کوچه هادرانتظار یک نسیم روح بخش،یک پیام آشنا ودلنواز سینه را گشوده اند،کوچه های ما همیشه عاشق توبودند.
ای کبوتردلم هوایی محبتت!
سینه ام،آشنای نعمت غم است،گرهزارکوه غم رسد،هنوز هم کم است.ازدرون سینه ام
ناله های مرغ خسته ای به گوش می رسد.بال های زخمی ام نیازمند مرحم است.
ای بهانه ای برای زیستن!
اشتیاق همچون سبزه بهاره هر طرف دمیده است،جمکران جلوه ای از انتظاروعشق ماست.
ای بهار جاودان،ای بهارآخرین،مادر انتظار مقدم تواییم،ای امیدآخرین!
ای عزیز دل!
ای پناه شیعیان،ای فروغ جاودان،سایه بلندتوویادتوازسر وصدای عاشقان بی قرار،کم مباد!!

ابریشم 08-26-2010 10:18 PM

به نام او كه انسان را مسافر كاروان انتظار گردانید



سلام اى گل نرگس، اى كه شیرین ترین انتظار، انتظار توست

و بهترین منتظر، منتظر توست

مى توانم در یك كلمه پر معنا بگویم

گر عشقى هست و عاشقى

نام تو معشوق و من عاشق و شیفته توأم

در انتظارت مى مانم و از خداى بزرگ مى خواهم كه ظهورت را نزدیك گرداند

ما محتاج یك نگاه گذراى شما هستیم، زودتر ظهور كن و قلب رهبرمان را شاد گردان

ما و رهبرمان در انتظار تو مى مانیم

خدا كند كه بیایى و ما هم یكى از یارانتان باشیم

ابریشم 08-26-2010 10:21 PM

آقا بیا تا زندگی معنا بگیرد
شاید دعای مادرت زهرا بگیرد

آقا بیا تا با ظهور چشم‌هایت
این چشم‌های ما کمی تقوا بگیرد

آقا بیا تا این شکسته کشتی ما
آرام راه ساحل دریا بگیرد

اقا بیا تا کی دو چشم انتظارم
شب‌های جمعه تا سحر احیا بگیرد

پایین بیا خورشید پشت ابر غیبت
تا قبل از آن که کار ما بالا بگیرد

آقا خلاصه یک نفر باید بیاید
تا انتقام دست زهرا را بگیرد

ساقي 09-03-2010 02:38 PM



يادم باشه بعد در اين مورد چند تا سوال ازتون بپرسم خانم ابريشم ...
معمولن آدما چيزي که هست رو نميبينند و چيزي رو که نيست در آرزوي ديدنش بسر ميبرند......
چشم بينايم آرزوست .... :65:

ابریشم 09-07-2010 05:00 PM

دل من زچشم مستت هوس نگاه دارد
تو گدای ره نشین بین چه طلب ز شاه دارد

به گدای ره نشینت نظری ز مرحمت کن
سیه است رویش اما دل عذر خواه دارد

چو به زلف تو بندم بسپار زلف خود را
که دل شکستگان را مشکن گناه دارد

http://negarkhaneh.ir/fa/usergallery...zaman_Fixd.jpg

به قول مرحوم آغاسی: آقا پیر شد یم دیگه نمیخوای بیای..؟


ابریشم 09-07-2010 10:35 PM

دل من زچشم مستت هوس نگاه دارد
تو گدای ره نشین بین چه طلب ز شاه دارد

به گدای ره نشینت نظری ز مرحمت کن
سیه است رویش اما دل عذر خواه دارد

چو به زلف تو بندم بسپار زلف خود را
که دل شکستگان را مشکن گناه دارد

http://negarkhaneh.ir/fa/usergallery...zaman_Fixd.jpg

به قول مرحوم آغاسی: آقا پیر شد یم دیگه نمیخوای بیای..؟


ابریشم 09-16-2010 08:30 PM

گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن

گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم

گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم

گفتم که دیدار تو باشد آرزویم

گفتا که در کوی عمل کن جستجویم

گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن

گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن

گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن

گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن

گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن

گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن

گفتم ز حق دارم تمنای سکینه

گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه

گفتم رخت را از من واله مگردان

گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان

گفتم به جان مادرت من را دعا کن

گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن

گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم

گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم

گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن

گفتا به آب دیده دل را شستشو کن

گفتم دلم از بند غم آزاد گردان

گفتا که دل با یاد حق آباد گردان

گفتم که شام تا دلها را سحر کن

گفتا دعا همواره با اشک بصر کن

گفتم که از هجران رویت بی قرارم

گفتا که روز وصل را در انتظارم

ابریشم 09-16-2010 08:31 PM

روزگاری شهر ما ویران نبود
دین فروشی اینقدر ارزان نبود


صحبت از موسیقی عرفان نبود
هیچ صوتی بهتر از قران نبود


دختران را بی حجابی ننگ بود
رنگ چادر بهتراز هر رنگ بود


دختر حجب وحیـــــــا قرتی نبود
خانه فرهنگ کنســـــــــرتی نبود


مرجعیت مظـــــهر تکــــریم بود
حــــکم اورا عالمی تســـــلیم بود


یک سخن بود وهزاران مشــتری
آنهم از لوث قــــرائت هــــا بری


هدیه بر رقــــاصه ها واجب نبود
قدر عالم کمــــتر از مطرب نبود


زه که در ســـــال سیــــاه دوهزار
کار فرهنـــگی شده پخــــــش نوار


ذهن صــــــاف نوجوانان محـــــل
پرشده از فیــــــلمهای مبتـــــــذل


آدمــــیت کو؟دگر آدم کــــی است
آدم قـــــرن تمــــدن برفـــی است


پشت پا بر دین زدن آزادگی است
حرف حق گفتن عقب افتادگی است


آخر ای پرده نشــــــین فاطـــــــمه
تو برس بر داد دین فاطـــــــــــمه


بی تو منکر ها همه معروف شد
کینه ها در سینه ها معطوف شد


در به روی فتــنه جویان باز شد
دشمـــــنی با دین تو آغـــاز شد


بی تو دلهامان به جان آمد بیـــا
کاردها بر استخوان آمد بیــــــا

ابریشم 09-16-2010 08:32 PM

این جهان را بی بهاری تا به کی؟؟؟!!!
شیعیان را بی قراری تا به کی ؟؟؟!!!
کی میایی ،با کدامین قافله؟؟؟
مهدیا..چشم انتظاری تا به کی؟؟؟

ایلناز 09-22-2010 09:58 AM

عمريست كه از حضور او جا مانديم
در غربت سرد خويش تنها مانديم
او منتظرست تا كه ما برگرديم
ماييم كه در غيبت كبري مانديم

ایلناز 09-22-2010 10:01 AM

چه جمعه ها که یک به یک غروب شد نیامدی
چه بغض ها که در گلو رسوب شد نیامدی
خلیل آتشین سخن! تبر به دست بت شکن!
خدای ما دوباره سنگ و چوب شد....نیامدی

http://www.iran-newspaper.com/1383/8...tml/183420.jpg



ایلناز 09-22-2010 10:01 AM

به یاد روی مه آلوده اش غزل خوانم
به فکر ماه پس ابرم و هراسانم


چقدر طول کشید انتظار ، می ترسم
به وقت آمدنت زنده ام ؟ نمی دانم


به فکر پرده کشیدن ز رویت ای ماهم
که از زمان ظهورت حدودا آگاهم


نه ، دور نیست زیاد این زمان ظهور
ببین صدای قدمت آید از ته آهم


عطش برای شرب نگاهت ببین به لب هایم
همین بس است بیا و نگو نمی آیم


برای انتظار تو آقا توانمان رفته
برای شیعه بد است آقا ، نگو که تنهایم

پس از هزار و چند قرن هنوز می نالم
که شیفته رخ ماه و خراب آن خالم


ولی همین که خوب فکر می کنم شاید من
به شاخه های درخت شکفتنت کالم


مرا نبین که به گلشن و چمن خارم
امید آمدنت را به روی گل دارم


به خاطر گلها بیا بهار گلزارم
که سیصد و سیزده گل در این چمن دارم






ایلناز 09-22-2010 10:03 AM

آقا نگاهت جای آهوهاست می دانم
دستان پاكت مثل من تنهاست می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست می دانم

برگشتنت در قلبهای مرده ی مردم
همرنگ طوفانی ترین دریاست می دانم

آقا اگر تو بر نمی گردی دلیل آن
در چشمهای پرگناه ماست می دانم

جای سرانگشتان پر نورت در این ظلمت
مانند رد باد بر شنهاست می دانم

در باور كوتاه این مردم نمی گنجی
وقتی بیایی اول دعواست می دانم

ای كاش برگردی كه بعد از این همه دوری
یكباره حس بودنت زیباست می دانم

كی باز می گردی ؟ برایم بودن با تو
زیباترین آرامش دنیاست می دانم

تو باز می گردی اگر امروز نه! فردا
از آتشی كه در دلم بر پاست می دانم


http://tamliki.ir/Portals/0/Akhbar/890504/MILAD.jpg






ایلناز 09-22-2010 10:06 AM

ای کاش که یک دانه تسبیح تو بودم
تا دست کشی بر سر سودا زده من
:53::53::53:


(یا صاحب الزمان)

ایلناز 09-26-2010 02:39 PM

وقتی تونیستی
نه هست های ما
چوانکه بایدند
نه بایدها...
هرروز بی تو
روز مباداست!

ابریشم 10-21-2010 10:20 PM

کوچه ی شهر ما ویران نمی ماند عزیز
کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز



الحمد لله الذی جعل كمال دینه وتمام نعمته
بولایة أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب علیه السلام


http://picsorlinks.com/file/photo/ph...21_fe4847a.jpg

ابریشم 10-21-2010 10:21 PM

رفیقی داشتم که می گفت:
هر چی که به ته ش برسه تموم می شه!
و تاکید داشت روی هر چی.
حالا من حساب می کنم تَه صبر ما کجا باید باشد که هنوز بهش نرسیده ایم تا بی صبری امانمان را ببرد و چشم به راهی مان تمام شود!؟
از صبر که می گویم دلم آن قدر فشرده می شود که نای نفس کشیدن و حتی فریاد کشیدن هم نمی ماند.
گیریم صبر ما به این زودی ها تمام شدنی نباشد.
شما چه کار به وسعت حوصله و صبر و طاقت ما داری؟
بیا خب!
لطفن...
صبر قاعده ی لطیفی ست برای تحمل. برای دوری. برای همه ی روزهائی که نیستی تا خوش بگذرند.
این روزها که می گذرد
نه هست های مان آن گونه که بایدند
و نه باید های مان آن گونه که هستند...

http://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif

__________________
برای دلم بخوانم یا برای دلت؟!
چه فرقی میکند
وقتی قرار ِ دلم
به قرار ِ دلت
بسته‌ست...

ابریشم 10-21-2010 10:22 PM

مرا قرین منت و لطف حضور کن!
وقتی گناه کنج دلم
سبز می شود
آقا شما شکایت این ناصبور کن!
می ترسم از شبی که به
دجال رو کنیم
آقا تو را قسم به شهیدان ظهور کن!
آقاترین!مراغرق نور کن!
__________________
می توان از میان فاصله ها را برداشت http://forum.hammihan.com/image.php?...ine=1284873528
دل من با دل تو
هر دو بیزار از این فاصله هاست
دلم گرفته ای هم نفس...

imann 10-22-2010 11:30 AM

دلم گرفته از نامردیهای دنیا
ای منجی دو عالم منتظرم
یا مهدی ادرکنی(عج)

ابریشم 11-03-2010 04:08 PM

کوچه ی شهر ما ویران نمی ماند عزیز
کار و بار عشق بی سامان نمی ماند عزیز
یک نفر فردا زمین را نور باران می کند
مهدی ما تا ابد پنهان نمی ماند عزیز

ابریشم 11-03-2010 04:10 PM

http://irupload.ir/images/6q9dx2qvmm2w4t9n50i8.jpg
هر چه میخواهد بگوید هر که میخواهد
هر چه میخواهد بگوید تلخ یا شیرین
من تو را میگویم ای باغ بهار آور
ای نماز آبها را قبلهء دیرین

ابریشم 11-03-2010 04:11 PM

دردیست انتظار که درمان آن تویی
این درد تلخ بی تو مداوا نمی شود !!


[IMG]http://*****************/Files73/c7898f909b5e4f83bee7.gif[/IMG]
روزی تو خواهی آمد ،ازکوچه های باران...

ابریشم 11-03-2010 04:11 PM

تو یک گوشه چشمت غم عالم ببرد

حیف باشد که تو باش ومرا غم ببردhttp://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif
__________________
http://www.blogfa.com/photo/e/emame-akhar.jpg

کاش می شد در میان لحظه ها لحظه ی دیدار را نزدیک کرد
http://forum.hammihan.com/images/smilies/new/53.gif

ابریشم 11-10-2010 07:09 PM

آقا سلام گرچه بلند است جایتان
می خواهم از زمین بنویسم برایتان

یک نامه حاوی همه حرفهای راست
یک نامه از کسی که کمی عاشق شماست

یک نامه از بلندی انسان که پست شد
یک نامه از کسی که دچار شکست شد

این نامه مدح نیست فقط شرح ماتم است
یک ذره از هزار نوشتم اگر کم است

بعد از شما غبار به آیینه ها نشست
شیطان دوباره آمد و جای خدا نشست

پرپر شدند در دل طوفاني از بدی
گلهای رو سپید همیشه محمدی

آمد به شهر فاجعه، اسلام راحتی
انسان منهدم شده، قرآن زینتی

بیمارهای عشق خدا« بهتر»ی شدند
جلباب هایمان کم کم روسری شدند

خورشید مرد و شام تباهي دراز شد
بر روی دشمنان در این قلعه باز شد

در کسوت قدیمی آزادی زنان
دنیای ما اگرچه گرفتار آمدست

اما هنوز تشنه نام محمد است
در انتهای نامه خیسم سلام بر

نام بزرگوار و نجیب پیامبر


ابریشم 11-18-2010 09:17 PM



ابریشم 11-18-2010 09:17 PM

باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده
درد این بی خبری بی حد و اندازه شده

باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم
باز از دوری تو خسته و درمانده شدم

باز هم جمعه شد و از تو خبر نشنیدم
باز از بی خبری های دلــــم نالــیدم

باز هم درد فراقـت کـمرم را خم کرد
باز دوری تو چشمان مرا پر نم کرد


باز هم جمعه شد و چشم به در منتظرم
شاید آورد صبا از مه رویت خبرم

ابریشم 11-18-2010 09:18 PM

ای بهانه تمام اشکهای صبح جمعه ام...
ناله های ندبه ام...
چه میشود به این نگاه بی رمق نظر کنی؟؟؟



http://t0.gstatic.com/images?q=tbn:3...aj%201.jpg&t=1


ابریشم 11-22-2010 04:03 PM

كاش از لطف شبی یاد ز ما می‌كردی

یاد از عاشق افتاده ز پا می‌كردی

كاش بیمار فراقت كه ز پا افتاده

با نگاه ملكوتی تو دوا می‌كردی

كاش می‌آمدی با یك نظر ای نخل امید

گره از كار من زار تو وا می‌كردی

كاش یك شب تو برای فرجت مالك من

با دل سوخته خویش دعا می‌كردی

ابریشم 11-22-2010 04:05 PM

چرا ز کوی عاشقان دگر گذر نمی کنی چه شد که هر چه خوانمت به من نظر نمی کنی
مگر مرا ز درگهت خدا نکرده رانده ای دگر برای خدمتت مرا خبر نمی کنی
خداگواه من بود که قهر تو کشد مرا ز قهر با غلام خود چرا حذر نمی کنی
نشسته امبه راه تو به عشق یک نگاه تو ز پیش چشم خسته ام چرا گذر نمی کنی
تو ایهمای رحمت ای جهان به زیر سایه ات چرا نظر به مرغکی شکسته پر نمی کنی؟
نگر بهخیل سائلان به سامرا و جمکران ز باب خانه ات چرا سری به در نمی کنی ؟

ابریشم 11-22-2010 04:05 PM

مهدیم من که مرا گرمی بازاری نیست

بهتر از یوسفم و هیچ خریداری نیست

همه گویند که در حسرت دیدار من اند

لیک در گفته این طایفه کرداری نیست

ای که دائم به دعایی که ببینی رخ من

تا که خالص نشوی با تو مرا کاری نیست

ابریشم 11-22-2010 04:06 PM

فروغ بخش شب انتظار آمدني ست
رفيق، آمدني؛ غمگسار، آمدني ست
به خاک کوچه ديدار، آب مي پاشند
بخوان ترانه، بزن تار، يار آمدني ست
ببين چگونه قناري ز شوق مي لرزد
مترس از شب يلدا، بهار آمدني ست
صداي شيهه رخش ظهور مي آيد
خبر دهيد به ياران، سوار آمدني ست
بس است هرچه پلنگان به ماه خيره شدند
يگانه فاتح اين کوهسار آمدني ست

ابریشم 11-22-2010 04:07 PM

مـــي ايـــــــــد از دور ,مــردي ســــواره بـــرمــركب عشـــق, چــــون ماهپــــاره

والشمــس رويـش, واللــيــــل مـــويـش گلـــها هــمه مســــت, از رنگ و بويـش

عـمــــامـــه بر سر, مثــل پيـمبـــــر (ص) در بـازوانــش نـيروي حيــــــــــــــــدر(ع)

ازپــاي تــاسـر در شـور و شيــــن است بــرق نگـاهــش مثل حســــين(ع) است

مي ايــد از دور خوشــــبو تر از يـــــاس در چشــــم وابرو مـانـند عبــــــاس (ع)

القــصـه ايــن مــرد اميـد دلهاســـــــــت خوشبو تر از ياس فرزند زهراست(س)

ابریشم 11-23-2010 06:28 PM

سلام آقا جان
امروز میخوام بعد از مدت ها باهاتون صحبت کنم و درد دلمو باهاتون در میون بزارم ، اما نمیدونم چی بگم چطور شروع کنم از کجا بگم ...
سینم پر از درده ولی نمیدونم چرا انگار قفل به زبونم زدن ، هیچ چیزی به ذهنم نمیرسه تا براتون بازگو کنم ، شاید به خاطر اینه که خیلی ازتون فاصله گرفتم ، خیلی وقته باهاتون صحبت نکردم دنیا اونقدر منو مشغول خودش کرده که دیگه حتی با شما هم نمیتونم رو راست صحبت کنم ....

خیلی احساس بدی دارم آخه من که غیر از شما کسی رو ندارم اگر نتونم با شما هم صحبت کنم ..... وای وای..........

چیکار کردم با خودم ، خدایا کمکم کن! خدایا آخه چرا من اینطوری شدم!؟

چرا نمیتونم با مولام صحبت کنم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

آقا جان درست که فکر میکنم می بینم آخه منه گناهکار کجا و صحبت با شما کجا ؟ ولی آقا از همه جا رونده شدم هر جا رفتم پسم زدن شما دستمو بگیرین ، کمکم کنید تا دوباره شروع کنم. دلم می خواد بشم اون آدمی که لیاقت هم صحبتی با شما رو داشته باشه ، آقا جون میخوام هم صحبتم شما باشید ، مولای من میخوام از نو شروع کنم ، آقا میخوام رفیقتون بشم آقا جان از این به بعد هر کاری که بخوام انجام بدم با شما مشورت میکنم اگر شما راضی بودید انجامش میدم .......
آقای من ، مولای من ، عزیز فاطمه ، یوسف زهرا ،گل نرگس .........
آقا جان درسته گنه کارم ولی آقا دوستون دارم ، آقا جان دوست دارم سربازتون باشم ، مولای من دوست دارم شهید در راهتون باشم ، دوست دارم جونه ناقابلمو فداتون کنم .......

آقا جون سرباز شما شدن لیاقت میخواد که من ندارم اما آقا جون شما دست منو بگیرید کمکم کنید .

آقا جان قربون دله شکستتون برم


اکنون ساعت 11:37 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)