![]() |
نقل قول:
نقل قول:
نقل قول:
|
دلم برای سرویس مدرسه مون تنگ شده
|
نقل قول:
کجایی اقا رحمان یادت به خیر.. خالی بندیات عصبانی شدنات ترمز دستی کشیدنات با سویچ گوش پاک کردنات رفیقای عجیب غریبت نخود و لوبیا علی ه میلیکه علی ممد چکشی احد... هوووو یادش به خیر.. رحمان کجایی با اون پیکان قهوه ایت بعدم سمند زردش کردی.. هوو ما و رحمان از اول راهنمایی تا پیش دانشگاهی هر روز روزی 2-4 دفعه ! میدیدمش.. از اعضای خانواده خودمون بیشتر میدیدمش.. هی جوانی.... هی... |
نقل قول:
نه :24::24::24::24::24: به خاطر خونمون مدرسموعوض کردم:21: دلم برای دعوا هایی که با معلمامون می کردیم تنگ شده |
دلم برا ی شنیدتن صدای دل نشین پدرم تنگ شده است
|
دلم واسه تاري تنگ شده ..كجاس اين بچه؟
روزاي آخر بوي الرحمن ميداد ..حرفاش بوي غم و درد ميداد ..نحوه ي تايپ كردنش بوي خودكشي و رگ زدن ميداد:d |
دلم واسه بابا آریانا تنگ شده که خیلی بی معرفته خبری از دخملش نمیگیره_:2::20:
|
نقل قول:
برو يه سرچ تو پستاي من بكن ببين تو هر كوي و برزني دنبالت ميگشتم ..بعد بيا اينجا واسه من نطق كن{B Adabi}:d |
دلم برای تاب بازی و سرسره بازی تنگ شده
برای لی لی بازی و گرگم به هوا بیشتر از همه دلم برای دوچرخه م تنگ شده |
دلم برای مردم آزاریهامون تنگ شده
یادش بخیر با پسر داییم زنگ همه خونه هارو میزدیم و فرار میکردیم. |
دلم برای خندیدن تنگ شده:20: یادش بخیر نوروزی که گذشت چقدر با اقاجون خندیدیم
|
دلم برای دختر خاله ، پسر دایی ، دختر عمو ، پسر خاله و بقیه تنگ شده هر کدوم بعد از ازدواج یه جورایی از همدیگه دور شدیم یادش بخیر چقدر باهم بازی میکردیم ، دعوا میکردیم
|
دلم براش تنگه با اینکه هر روز هم می بینمش!!!
|
دلم واسه بابام عجیب تنگ شده عید غدیر که بیاد پانزدهمین ساله که دوریش را تحمل میکنم ولی دیشب خیلی دلتنگش بودم طوری که چندین بار لفظ بابا را تکرار کردم وه که چه واژه ی غریبی_:2:
|
دلم برای صبحهایی که بزور از خواب بیدارم میکردن :pکه برم مدرسه تنگ شده
|
دلم براي روزهايي كه دلي پهناور و رها داشتم تنگ شده:d:20:
|
برای آنکه باید باشد و نیست.....
عشق عزیز نوشتی نوروز با بابا خندیدی....منم همیشه عیدا.........دیگه نمیشه_:2:_:2: |
دلم خیلی گرفته، نمیدونم برای چی یا برای کی.
الان فکر میکنم دلم برای همه کس و همه جا تنگ شده. |
دلم برای یکرنگی مردم تنگ شده
همه دارن به هم ........................_:2: |
دلم برا كسي تنگه كه بايد باشد و نيست ...
|
دلم واسه هواي باروني تنگه .
|
دلم برای قدم زدن کنار ساحل اونم با آرامش کامل تنگ شده
|
دلم برای کسی تنگ شده که باید شناختنش را هم انکار کنم
|
برای خنده هایت بر من و بر اشک خونینم دلم تنگه
برای سر نهادنهای تو بر دوش و بالینم دلم تنگه برای با تو بودن ها دلم تنگه، نفس با تو کشیدنها دلم تنگه |
بازم دلم برای مادر بزرگ نازنیم تنگ شده
|
دلم واسه خانومهاي فروم تنگ شده ؟ پس كجايين كه اين آقايون بد جوري دارن جولان ميدن ؟ |
پدرم
شب بودوماه واختر و شمع ومن وخیال خواب از سرم به نغمه مرغی پریده بود در گوشه اتاق فرو رفته در سکوت رویای عمر رفته مرا پیش دیده بود درعالم خیال به چشم آمدم پدر کز رنج چون کمان قد سروش خمیده بود موی سیاه او شده بود اندکی سپید گویی سپیده از افق شب دمیده بود یاد آمدم که در دل شبها هزار بار دست نوازشم به سر و رو کشیده بود از خود برون شدم به تماشای روی او کی لذت وصال بدین حد رسیده بود چون محو شد خیال پدر از نظر مرا اشکی به روی گونه زردم چکیده بود |
دلم برای مهربونی - صداقت- دوست داشتن واقعی-مهر و محبت تنگ شده
|
دلم براي بوي قرمه سبزي تنگ شده..بايد به مامانم بگم درست كنه برام
|
دلم واسه مامانم تنگ شده _:2:که تا 3روز دیگه نمیبینمش:17::17::17::17:
|
دلم برای صبر و حوصله ای که قبلا داشتم تنگ شده واسه بچه گیهای خواهر و برادرم تنگ شده برای دعواهامون
|
دلم براي چك چك بارون توي خيابون زير ناودون بر و بيابون لب كارون وسط ايوون تنگ شده
|
دلم برای جوونیهای مامانم تنگ شده هر خطی که صورتش میفته دلمو میلرزونه_:2:
|
دلم براي رعد وبرق پارسال تنگ شده كه شيشه هارو لرزوند..
|
دلم برای هوای تازه تنگ شده که هیچوقت توی این سالهای اخیر استشمامش نکردم
|
دلم برا معلم های دوران مدرسه و دبیرستان و همه بچه های کلاس و حتی میز و نیمکتا تنگ شده،خیلی وقته دیگه ندیدمشون... |
دلم براي دوستم كه از پيشم رفته واسه خودم
|
مادر بزرگ و خاله م خونمون بودند این چند روزه ..
مامان بزرگم به خاطر کهولت سن و بیماریهای جورواجور سن پیری کمی دلتنگ و زودرنج شده .. با خواهرم بری اینکه از دلتنگی درش بیاریم و شادش کنیم چون میدونیم که خیلی ماها و نوه ها و قبلنا رو دوست داره رفتیم توی ارشیومون نوارکاستهایی که مال قدیماست و صدای خودمون رو ضبط کردیم مثلا وقتی من 2 سالم بوده صدامو ضبط کردن رو پیدا کردیم براش گرفتیم چقدر دیشب همه مون خندیدیم چقدر شاد شدیم چقدر یاد بعضی چیزا افتادیم.. .صدای مادر بزرگ خودش هم بود که میگفت اومدم دنبالتون ببرمتون روستا 1 هفته اوتجا باشین بریم فلان جا بریم کباب بخوریم فلان فلان.. . دلم تنگ شده واسه اونروزهای جوانی بابا و مامان که توی این نوار کاست یه جایی بابام به صدای زیبا با قدرت با صلابت یه اهنگ کردی (آی له گولی من ...) رو میخونده من و خواهرم واقمون زده بود .. این باباست ؟ یادم نمیاد توی این سالها دونسته باشم همچین چیزی داشتیم و بابا و مامان یه روزی جوونتر بوده اند.. کاش اینقدر پول داشتم تمام نیازاشونو برطرف میکردم پدرم مجبور نبود شش موتوره کار کنه و اخرش هیچ.. .دوسشون دارم مادر عزیزم پدر زحمتکشم... چه صدای چه اهنگی چه ذوقی چه سالهایی... چه نواری چه کار خوبی چه شبی ... بعضی وقتا به بعضی کارا که بابا مامانم کرده اند فکر میکنم و یادش میفتم واقعا باور نمیکنم که اینجور رفتار های خوبی رو با من کرده باشن.. هیچ وقت من رو کتک نزدن (جز چند بار که الان لیستش در موزه هست ! ) هرووقت در کودکی خطایی کردم به اندازه بزرگی اون خطا بابا از من خواسته برم توی اتاقم و تا 10 دقیقه حق ندارم بیام توی هال ... فکرشو بکنین 20 سال پیش بابای من معلم روستا و شهر بوده خوش به حال دانش اموزاش .. یه دانش آموز آواره عراقی داشته هی گچ دیوار رو میکنده میخورده ... ... .. .. . |
باز دلم بیشتر برای مامانم تنگ شده تا 2روز دیگه نمیبینمش
اتفاقا دایی منم وقتی کوچیک بودیم صدا هامون رو ضبط میکرد الان که گمش کرده اما قبلا وقتی گوشش میدادیم کلی میخندیدیم صدا هامون خیلی بامزه بود |
نقل قول:
در عوض من اصلا دلم برای مدرسه و... تنگ نشده بود و نشده و نخواهد شد.:21: من دلم برای دوران 1 تا 4 سالگیم تنگ شده(آی شیطون بودما:21:) |
| اکنون ساعت 08:09 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)