![]() |
من امسال دوبار رفتم پاسارگاد آرامگاه کوروش بزرگ
بیاید تا برای بار سوم با شما دوستان عزیزم بریم واقعا اونجا یه حال عجیبی به آدم دست میده درود بر کوروش بزرگ |
گويش شيرازی
هر چند اسکلت الفبايی زبان فارسی در نوشتار و آهنگ اصلی واژه ها در گفتار طی قرن ها کم و بيش پا بر جا مانده، اما ساختار فرعی و اژه ها و جمله ها تحت شرايط اقتصادی و اجتماعی تحولات زيادی را گذرانده است . کلماتی که در فرهنگ مادی مردم زمينه استفاده نداشته مهجور و از رده خارج شده، کلماتی با قبول بعضی تغييرها به جا مانده و کلماتی بيگانه بی هيچ تغيير و شکل خارجی خوددر زبان فارسی کاربرد پيدا کرده است. بی شک پيش از آن که يک زبان به عنوان زبان رسمی در کشوری رايج شود، لهجه های محلی از ارزشی يکسان برخوردارند اما همين که زبانی استاندارد در سرزمينی به وجود آمد، از آن پس ديگر گويش های محلی ارزش های کاربردی و اجتماعی خود را در سطح وسيع کشور از دست می دهند. با وجودی که گويش شيرازی پيوسته رنگ زبان رسمی مملکت رابه خود می گيرد. هنوز هم اين لهجه با لهجه رسمی تفاوت هايی دارد و هنوز هم پاره ای واژه ها ، اصطلاحات و ترکيب هايی در اين لهجه به گوش می رسد که برای غير شيرازی بيگانه است. بسياری از واژه هايي که در گويش شيرازی کاربرد دارند، دقيقاً با همان تلفظ و معنی معمول در شيراز در فرهنگ های معتبر ضبط شده است و نشانه درستی اين گونه واژه هاست . در اين جا اشاراتی هرچند مختصر به برخی از ويژگی ها و قواعد لفظی اين گويش داريم در لهجه شيرازی تکيه بر حسب نوع کلمه روی هجاهای فارسی مختلف است يعنی با تغيير محلی تکيه معنا تغيير می کند. البته اين موضوع خاص لهجه شيراز نيست و زبان فارسی را شامل می شود برای مثال : آقو با a کوتاه به معنی پدر و آقو باaa کشيده به معنای آخوند يا يک سيد است. اصل کلی و عمومی در اين گويش تلفظ هر چه ساده تر کلمات است به نحوی که عادت زبانی شيرازی ها ايجاب می کند. بنابراين اگر ما تمام اسامی ، افعال، قيود و .... اين لهجه را بررسی کنيم، می بينيم ضمن اين که درهر يک از اين مقوله ها ساختار ثابتی دنبال می شود، هر جا عادت زبانی شيرازی ها ايجاب کرده، از آن ساختار ثابت عدول شده است برای مثال اغلب کلماتی که در فارسی رسمی به مصوت بلند ( a = ا ) ختم می شوند در گويش شيرازی به مصوت کوتاه( o= ـُ ) ختم می شوند مانند با : بو، بالا : بالو، بابا : بابو، حالا : حالو، کاکا: کاکو . تمام کلمات مذکور چه به تنهايي و چه درترکيب با ساير کلمات اين تغيير رادارند، اما کلماتی مانند پا، شفا با آنکه به مصوت بلند (a ) ختم می شوند به تنهايی تغيير را نمی پذيرند و فقط در ترکيب با ساير کلمات مصوت بلند پايانيشان تبديل به مصورت کوتاه (o) می شوند. مثلاً : شفا اگر موصوف يا مضاف واقع شود می شود شفُ مصوت بلند (u) (او ) در آخر کلمه به عنوان معرفه ساز به کار می رود. ( مداد _ مدادو ) ( کتاب _ کتابو ) ( گاو_ گاوو). همين مصوت معرفه ساز در کلماتی که به هاء بيان حرکت ( هاء غير ملفوظ ) ختم می شوند. پس از حذف مصوت کوتاه(e) ( -ِ ) در آخر کلمه به (ow) تبديل می شود: ( نامه _ نامو ) (شيشه _ شيشو ) ( خونه_ خونو) (شونه _ شونو) در مورد صرف افعال، پيروی از دستور زبان رسمی معمول است و بازهم هر جا عادت زبانی شيرازی ايجاب کرده، صامت يا مصوتی دگرگون شده است . (بشکن _ بوشکون ) ( می جويم _ موجورم ) ضمير های اشاره ( اين ) و ( آن) درگويش شيرازی به ( ای ) و (او) و جمع آنها به ( اينا) و ( اونا) تغيير پيدا می کند . ضماير مفعولی مرا( من) ، ترا( تر)، مارا ( مار) ها در آخر کلمه بعد از الف در لهجه شيرازی از تلفظ ساقط می شوند: (چاه_ چا) ( روباه _ روبا) ( شاه _ شا )( ماه _ ما ) (b = ب ) در آخر بعضی کلمات دو حرفه در گويش شيرازی تبديْ به (ow) می شود. ( آب _ او ) ( تب _ تو ) ( لب _ لو ) می شود. درتعدادی از کلمات که وسط آنها الف است موقع تلفظ الف تبديل به واو می شود: (ارزان_ ارزون ) (تکان _ تکون ) ( جان_ جون ) در شيراز هنوز مردم محله های قديمی تر بيشتر به لهجه شيرازی سخن می گويند تا بقيه مردم مثلاً لهجه کسبه و اهالی دروازه سعدی، لب آب، دروازه قصاب خانه، دروازه شاه داعی الله .... تفاوت آشکار با لهجه اهالی و کسبه نقاط ديگر شهر دارد. |
مهدی اچ هم اعتراف کرد سالی دو بار میره آرامگاه کوروش
سومیش رو هم که با بچه های پی سی دوست داره بره پس عکسهای دسته جمعی با مهدی اچ..... |
مشاهير شيراز - باباکوهی
ابن باكويه در حدود سال 330 هجري در شيراز به دنيا آمد و در جواني به كسب علوم پرداخت و از محضر بزرگان و مشايخ زمان استفاده ها كرد و همين كه قلبش از انوار الهي روشن شد و مجذوب عوامل عرفاني گرديد به سير آفاق و انفس پرداخت و اغلب مشايخ نامي آن روزگار را ملاقات كرد و هنگامي كه شيخ ابوسعيد ابوالخير عارف مشهور به نيشابور رفت ابن باكويه به جاي شيخ عبدالرحمن سلمي در خانقاه معروف آن شهر به ارشاد مشغول بود، بين او و شيخ ابوسعيد مباحثات مختلف عرفاني درگرفت و ابوسعيد به سؤالات وي جواب هاي شايسته داد. همچنين در نهاوند ميان ابن باكويه و شيخ ابوالعباس جانشين شيخ كبير ابوعبدالله خفيف شيرازي عارف نامدار در باب تصوف و طريقت مناقشات زياد روي داد و آن شيخ به وفور فضل و كمال و وسعت اطلاعات ابن باكويه اعراف كرده است. جامي شاعر بزرگ قرن نهم در كتاب نفحات الانس مي نويسد، خواجه عبدالله انصاري از ابن باكويه چندين بار به تجليل ياد كرده و به انتخاب خود 30 هزار حديث و 30 هزار حكايت از او نقل كرده است و مخصوصاً بارها گفته كه ابن باكويه ملك بوده است و از همه علوم با نصيب و حتي او را بزرگترين شيخ عصر خود دانسته و از اين كه نسبت به خواجه بيش از ديگران توجه داشته تفاخر كرده است. باري عبدالله باكويه پس از سال ها مسافرت و جهانگردي دوباره به شيراز برگشت و چند سالي را دور از مردم و هياهوي شهر در غار كوه شمالي شيراز كه آن را صبوي مي گفتند عزلت گزيد و به عبادت پرداخت و در سال 442 پس از عمري دراز به عالم ديگر شتافت و مريدان آن پير مراد را در خانقاهش كه امروز آرامگاه اوست دفن كردند. ابن باكويه شاعر نبوده و هرگز شعري نگفته و ديواني كه به او نسبت داده اند متعلق به صوفي ديگري است كه ظاهراً در قرن نهم و دهم هجري مي زيسته و گاهي كوهي و زماني انسان تخلص مي كرده و نبايد او را به ابن باكويه كه از مشايخ بزرگ قرن پنجم بوده است اشتباه كرد زيرا علاوه بر اين كه اشعار ديوان باباكوهي از حيث سبك و انشاء مناسب با آثار شاعران قرن نهم ودهم است بعضي مضامين و حتي پاره اي از غزليات حافظ را اقتباس و استقبال كرده است. شايد اين كوهي شاعر روزگاري بر سر مزار ابن باكويه به عزلت و گوشه نشيني پرداخته و در همانجا مرده و مدفون شده و ديوانش هم به عنوان ديوان باباكوهي منتشر گرديده است. مطابق استقصاي مرحوم علامه قزويني قديمي ترين نسخه اين ديوان در سال 1088 يعني بيش از 650 سال بعد از ابن باكويه نوشته شده و فعلاً در موزه بريتانيا است. اولين مرتبه مرحوم رضاقلي خان هدايت در رياض العارفين كه در سال 1260 تأليف شده ذكري از باباكوهي شاعر كرده و الا تذكره نويسان سابق هيچكدام نه از او ياد كرده اند و نه ابن باكويه را صاحب قريحه شاعري مي دانسته اند. به هر حال باباكوهي شاعر صوفي غير از ابن باكويه است و عبدالله محمدبن باكويه يا باباكوهي كه مردم شيراز او را از قرن پنجم مي شناسند وعرفا او را از اولياء و مردان بزرگ مي دانند آن پير مرادي است كه در سال 440 برفراز كوه صبوي شيراز به خواب ابدي فرو رفته است و از آن روزگار تا به امروز مردم اغلب تحمل رنج راه و صعود از كوه را در گرما و سرما كرده و به آرامگاه او مي روند و بر مزار آن پير طريقت غزل هاي عارفانه و عاشقانه وارستگاني چون حافظ و سعدي و مولوي مي خوانند و از ارواح پاك آن مردان از دنيا گذشته و به عقبي پيوسته مدد مي جويند. سعدي در باب پنجم بوستان در ضمن اشعاري اشاره به باباكوهي (باكويه) كرده كه مرحوم علامه قزويني در حاشيه شدالازار آن را نقل كرده است، اينك آن را براي مزيد اطلاع خوانندگان نقل مي كنيم: به مردي كه ناموس را شب نخفت نداني كه باباي كوهي چه گفت كه نتواني از خلق بربست هيچ برو جان بابا در اخلاص پيچ هنوز از تو نقش برون ديده اند كساني كه فعلت پسنديده اند كه زير قبا دارد اندام پيس چه قدر آورد بنده حور ديس كه بازت رود چادر از روي زشت نشايد به دستان شدن در بهشت پس از وفات باكويه مدفن او غزلتگاه بعضي از وارستگان و گوشه نشينان گرديده و در چندقدمي دامنه آن در اثر وجود چشمه گوارايي درختان سرو و چنار صفا و طراوتي به آنجا مي دهد. |
ملاصدرای شيرازی
در تالاري كه درست بالاي سر در مدرسه خان شيراز قرار دارد سيصد سال پيش ملاصدراي شيرازي تدريس مي كرد و اكنون هم اين تالار به نام اين شخصيت بزرگ علمي نامگذاري شده است. ملاصدراي شيرازي از اعقاب حاجي قوام الدين حسين شيرازي وزير شاه شيخ ابواسحق اينجو است به همين جهت او را قوامي مي گفتند. سيصد سال پيش يعني زماني كه دكارت راه جديدي در علم پيش گرفت، نابغه شرق، ملاصدرا نظريه اي ابراز داشت كه ضربت سهمگيني بر عقادي علمي زمان خود وارد آورد و اگر شرايط لازم وجودداشت مي توانست حوزه هاي علمي ايران را در جهتي نوين سوق دهد. ملاصدرا احساس كرد كه نظريات ارسطو دست و پاي حكماي اسلامي را بسته و آنان را از تفكر آزاد باز داشته از اين رو با وضع نظريه جديد و انقلابي خود، عليه علم و فلسفه اي كه هزار سال در عالم اسلام نضج و قوام گرفته بود قيام كرد و آراء ارسطو، فارابي و ابن سينا را باطل اعلام داشت. ملاصدرا ابتدا فلسفه ارسطو، ابن سينا و فلسفه اشراق را كاملاً فرا گرفت. اساتيدش عبارت بودند از ميرباقر و شيخ بهائي عاملي. آنگاه به يكي از دهات قم رفت و به رياضت مشغول شد سپس به شيراز آمد و در تالار مدرسه خان به تدريس پرداخت و ضمناً به تأليف كتاب همت گماشت. وي فلسفه مشاء و اشراق را ممزوج ساخت و در اين راه شيوه مصنفين اخوان الصفا را پيمود. ملاصدرا و دكارت در شرق و غرب راه نويني را در پيش گرفتند ولي شيوه آنان كاملاً متفاوت بود. دكارت نسبت به همه چيز شك آورد و از وجود خويش شروع كرد تا توانست راهي براي درست به كار بردن عقل پيدا كند و دريچه اي به روي علم باز نمايد. ملاصدرا مردي عارف و روحاني بود. از اين رو نمي توانست قيود معتقدات مذهبي را دور بريزد. مع الوصف به يك راز بزرگ طبيعت پي برد و دانست كه جوهر عالم ماده هميشه در حركت است. تا زمان ملاصدرا، فلاسفه حركت را به تمام عالم عموميت نمي دادند و مي پنداشتند كه در پنج مقوله جوهر (عقل، نفس، هيولي، صورت، جسم) و پنج مقوله عرض (له، متي، فعل، انفعال، اضافه) حركت راه نمي يابد و فقط در چهار مقوله عرض (كم، كيف، وضع، اين) حركت واقع مي شود. علت آن است كه آنان حركت را از ديدگاه مشهودات خويش تعريف مي كردند. مثلاً مي ديدند كه اشياء را مي توان شمرد يا اندازه گرفت يا حرارت، اراده، شجاعت، سستي، سختي، نور و غيره منشأ حركت هستند. محمدبن ابراهيم شيرازي، معروف به ملاصدرا، صدرالدين و صدرالمتألهين داراي تصنيفاتي است كه فهرست آنها به شرح زير است: 1. اسفار 2. شرح هدايه 3. حاشيه بر الهيات شفاي شيخ الرئيس 4. شرح حكخه الاشراق شيخ شهاب الدين سهروردي 5. واردات قلبيه 6. رساله در حدوث عالم 7. مسائل قدسيه و قواعد ملكوتيه 8. رساله در تحقيق تشخص 9. رساله در تحقيق اتضاف مهيه بوجود 10. رساله در جواب مسائلي كه از محقق طوسي سؤال شده و جوابي صادر نگشته 11. كتاب اسرار الايات 12. تفسير سوره جمعه 13. تفسير سوره الطارق 14. تفسير سوره الواقعه 15. تفسير آيه نور 16. تفسير آيه الكرسي 17. كتاب حكمه عرشيه 18. كتاب مشاعر 19. رساله اكسير العارفين في معرفه الحق و الليقين 20. رساله كسر اصنام جاهليه 21. رساله اتحاد عاقل و معقول 22. كتاب شرح اصول كافي 23. عقل و جهل. ملاصدرا هفت سفر پياده به مكه رفت و در سفر هفتم به سال 1050 هجري قمري در بصره وفات يافت و همانجا مدفون گرديد. |
از سوغات شیراز می توان به موارد ذیل اشاره کرد: ريسندگي ، فلزکاري ، خاتم کاري ، قالي ، حصير ، منبت کاري ، کنده کاري ، ظروف سفالي ، نمد ، خراطي ، چرم ، سنگ تراشي ، شيشه گري ، خرما ، انجير ، آبليمو ، مسقطي ، گليم ، گبه ، انواع ترش جات ، عرقيات ، سفيد آب، کيسه حمام،حنا ،انجير،زعفران ، انار و خرما |
خاتم سازی
خاتم سازی در واقع آراستن سطح اشياء چوبی بصورتی شبيه به موزائيک با مثلثهای کوچک است و اين مثلثها هر چه ظريف تر و طرحها و اشکالی که با اين مثلث ها بوجود می آيد هر چه منظم تر باشد خاتم مرغوبتر است. البته مرغوبيت مواد اوليه بکار رفته در خاتم نيز باعث بالا بردن ارزش آن می گردد. سفالگری مهمترين مواد اوليه در کار سفالگری : گل، ماسه و مواد سوختنی است. گل رس به خاطر داشتن اکسيد آهن و آهک دارای خاصيت شکل گيری و چسبندگی است و ميتوان با آن ظرفهای غير قابل نفوذ ساخت. برای تهيه سفال ابتدا گل را از معدن به محل کارگاه نموده و سپس مقداری معين آب و ماسه به آن می افزايند. پس از اينکه گل و ماسه و آب کاملاً با هم مخلوط شد و آماده گرديد، گل به قطعاتی با اندازه های مورد نياز تقسيم می شود و هر قسمت را بطور جداگانه روی چرخ سفالگری گذاشته و شروع به چرخکاری می نمايند. شیشه گری شيشه جسمی است شفاف، شکننده و ترکيبی از سيلکيکاتهای قليايی که اين اجسام را در کوره ذوب می نمايند و به وسيله دست يا به کمک قالب های مخصوص به آنها شکل می دهند. اشيايی که از مناطق مختلف کشور نظير شوش، ری، ساوه و نيشابور از زير خاک به دست آمده نشان دهنده ساخت اينگونه ظروف در اکثر نقاط کشور در گذشته های دور می باشد. ظروف شيشه ای در اوايل دوره اسلامی بيشتر شامل بطری، قوری، گلدان و فنجان بوده است که برای مصارف خانگی بکار می رفته است. برخی اشياء باقی مانده متعلق به قرون هشتم و نهم ميلادی است که بدون تزئين می باشد. همچنين تعدادی دکمه شيشه ای که طی يکی از حفريات ناحيه حسنلو بدست آمده متعلق به عهد هخامنشی است که بروجرد و رونق شيشه گری در آن عصر گواهی می دهد. قلمزنی آنچه امروز بعنوان قلمزنی شناخته می شود و مصنوعات فراوانی اعم از مس و برنج بوسيله آن تزئين می گردد در ايران دارای سابقه ای بسيار طولانی است. از آثار فلزی دوره هخامنش نمونه های بسياری بدست نيامده تا دورنمای رواج اين هنر در آن دوران را مشاهده کنيم ولی مجموعه ظرفها و بشقابهای نقره و طلای عصر ساسانی که بدست استادان ايرانی قلم خورده است و سلاطين اين سلسله را در بزم يا رزم و شکار نشان می دهد و در موزه "ارميتاژ" شهر لنينگراد نگاهداری ميشود رواج صنعت قلمزنی را در آن عصر تاييد می کند. در دوران اسلامی تاريخ ايران صنعت قلمزنی رواج فوق العاده داشته است و شاهد بر اين مطلب مجموعه ابريقهای برنزی و آثار زيبای فلزی از نوع بخوردان و ظرفهای آبخوری است که به شکل حيوانات و پرندگان ساخته شده و بيشتر آنها در خراسان و همدان و ری و سمرقند بدست آمده است. گلیم بافی آسودن بر روی کف پوشی گرم و نرم در پی روزی پرکار و سخت، اميد و توانی است برای برخوردی دوباره با واقعيتهای سخت و شيرين کار روزمره و تامين معيشت خانواده. نخستين کف پوش بشر اوليه پوست حيوانات بود ولی پس از گذشت هزاران سال وقتی توانست کم کم مواد اوليه طبيعت را به ميل خود شکل دهد، به فکر ساخت بالاپوشی برای خود و کف پوشی برای محل سکونتش افتاد. اولين کف پوشهای ساخته انسان حصير و بورياست و به تدريج بافت زيراندازهای پشمی را نيز آموخت. در کاوش های باستان شناسی در شرق جزيره آناتومی و بقايای يک گليم 7700 ساله بدست آمده است ولی بطور کامل به علت آسيب پذيری مواد اوليه گليم و نمونه های چندانی از گذشته های دور موجود نيست. قديمی ترين نمونه بدست آمده گليم ايران و قطعه گليمی متعلق به دوره اشکانی است. معرق هنر معرق روی چوب، يکی از رشته های پر پيشينه صنايع دستی ايران است که به نسبت ساير صنايع چوب از قبيل خاتم، منبت، نازک کاری چوب، خراطی و بافت سبد و حصير دارای قدمت بيشتری است و طبق اسناد و مدارک موجود با وجودی که زادگاهش هند است اما از روزگارانی خيلی دور به ايران راه يافته و هنرمندان و صنعتگران ايرانی تکميل کننده و گسترش دهنده آن بوده اند. اين "هنر صنعت" که در ابتدا تلفيقی از چوب و فلز بود، به کمک ذوق و انديشه معرق سازان هنرمند ايرانی تغيير شکل داد و صنعتگران کشورمان بجای يک نوع چوب که معمولاً متن اصلی دست ساخته ها را تشکيل ميداد، به استفاده از انواع چوب با رنگهای مختلف پرداختند. منبت کاری منبت کاری هنری است مشتمل بر حکاکی و کنده کاری بر روی چوب بر اساس نقشه ای دقيق اين تعريف اصولی منبت کاری است. مینیاتور واژه "مينياتور" که مخفف شده کلمه فرانسوی "مينی موم ناتورال" و به معنی طبيعت کوچک و ظريف است و در نيمه اول قرن اخير و حدوداً از دوره قاجاريان وارد زبان فارسی شده، اصولاً به هر نوع پديده هنری ظريف (به هر شيوه ای که ساخته شده باشد) اطلاق می شود و در ايران برای شناسايی نوعی نقاشی که دارای سابقه و قدمتی بسيار طولانی است به کار می رود. نمدمالی نمد ساده ترين نوع کف پوش است و ساخت آن احتياج به دستگاه خاصی دارند. در نمد مالی در واقع از خاصيت طبيعی پشم که عبارت از در هم پيچيدن الياف آن در اثر رطوبت و فشار است استفاده می شود. احتمال دارد که اولين بار بافندگانی که الياف پشمی خود را شسته و برای گرفتن رطوبت آن با چوبدستی ضربه هايی به پشم می زده اند، موفق به کشف اين خصوصيت پشم و در نتيجه موفق به بوجود آوردن صنعت نمدمالی شده باشند. http://www.eshiraz.ir/templates/Portal//ab9.gif |
شهرهای خواهرخوانده
قبرس نیکوزیا(1999) تاجيکستان چين آلمان وایمار(2009) |
غذاهای سنتی شیرازی-1 «» شکر پلو «» آش انار «» قورمه به «» دوپیازه «» یخنی نخود «» رب پلو «» کلم پلو «» بادام سوخته «» یخنی عدس کلم غذاهای سنتی شیرازی-2 «» شکر پنیر «» شامی «» کوفته هلو «» کوفته سبزی «» خورشت سبزی «» حلوای کاسه «» حلیم بادمجان «» حاجی بادام «» قورمه غذاهای سنتی شیرازی-3 «» دوای آرد و روغن «» دمپخت «» آش سبزی «» آش ماست «» آش دوغ «» آب پیازک «» پاچه پلو «» قنبرپلو «» رنگینک |
درسته که شیرازی ها آخر همه ی کلمات ( او ) اضافه میکنن |
آلبوم تصاویر
http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpeg http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpeg http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpeg http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpeg http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpegآرامگاه روزبهان http://eshiraz.ir/img.php?imgfile=sh...yp=image/pjpegبقعه سید علاءالدین حسین (ع) |
شيراز، نامي خيال انگيز
در افسانه ها آمده است كه شيراز فرزند تهمورس (از پادشاهان سلسله پيشداديان) شهر شيراز را تأسيس كرد و نام خود را بدان بخشيد. به روايتي ديگر، نام اين ديار، "شهرراز" بوده كه به اختصار شهر از و شيراز خوانده شده است. در حالي كه بر اساس تحقيقات "تدسكو" شيراز به معناي مركز انگور خوب است، "ابن حوقل"، جغرافي دان مسلمان قرن چهارم هجري، علت نامگذاري شيراز شباهت اين سرزمين به اندرون شير مي داند، چرا كه به قول او عموما" خواربار نواحي ديگر بدانجا حمل مي شد و از آنجا چيزي به جايي نمي بردند. و بالاخره بنا به نوشته كتاب "صورالاقاليم"، از جهت وجود دام هاي بسيار در دشت شيراز، آنجا را "شيرساز" ناميده اند.باري، بيش از هر چيز نام زيبا و سحرانگيز شيراز كه واژه اي فارسي است، بهترين گواه بر اين باور است كه برخلاف پندار پاره اي از جغرافي دانان مسلمان، تأسيس اين شهر به قرن ها قبل از ورود اسلام به ايران باز مي گردد، شيراز، هم اكنون نيز در محل تقاطع مهمترين راه هاي ارتباطي شمال به جنوب و شرق به غرب كشور است و اين موقعيت در ادوار قبل از اسلام شاخص تر بوده، چرا كه در عهد هخامنشيان، شيراز بر سر راه شوش (پايتخت هخامنشي) به تخت جمشيد و پاسارگاد بوده و در عهد ساسانيان راه ارتباطي شهرهاي بسيار مهمي چون بيشابور و گور با استخر، از جلگه شيراز مي گذشت. در نتيجه مسلم است كه چنين محل حاصلخيز و خوش آب و هوايي كه در تقاطع مسيرهاي مهمي كه برشمرده شد، قرار داشته، هرگز خالي از آبادي و سكنه نبوده است. وجود آثار قديمي مانند قصر ابونصر در حوالي شيراز كه قدمت آن به دوره اشكانيان مي رسد و نقوش برجسته برم دلك، (در چندكيلومتري شرق قصر ابونصر) كه از آثار دوره ساساني است و قلعه بزرگ بندر (فهندر، پهندر، قهندز، كهندژ) در سمت شرق تنگ سعدي و چند نقش برجسته در دهكده گويم در چهار فرسنگي شمال غرب شيراز و همچنين پيدا شدن سكه هايي در ضمن حفاري هاي قصر ابونصر، كه بر آنها با خط پهلوي نام شيراز نقش بسته است، جملگي بر وجود شهر يا بلوكي به نام شيراز، در همين محل در دوران قبل از اسلام دلالت دارد. علاوه بر آنچه گفته شد، كاوش هاي باستان شناسي در تخت جمشيد، به سرپرستي كامرون در سال 1314 ه.ش، به پيدايش خشت نبشته هايي انجاميد كه بر روي چند فقره از آنها نام شيراز مشخص بود. بدين ترتيب مي توان احتمال داد، اين وادي كه در عهد رونق تخت جمشيد، آبادي كوچكي بيش نبوده است، بعد از انهدام پايتخت هخامنشيان، سمندروار از دل خاكستر آن ديار برپا خاسته است. آخرين كلام اين كه در اشعاري از شاهنامه فردوسي، استاد حماسه سراي طوسي، به مناسبت هايي از شيراز ياد شده، مثلاً راجع به شيراز در عهد كيانيان آمده است: دوهفته در اين نيز بخشيد مرد و در مورد شيراز، در روزگار اشكانيان، چنين مطالبي ذكر شده است:سوم هفته آهنگ شيراز كرد هيونان فرستاد چندي ز ري سوي پارس، نزديك كاوس كي چو بنشست بهرام زاشكانيان و بالاخره اينكه در عهد پيروز و قباد ساساني، سپهبد ايران، "سوفراي" از اهالي شهر شيراز بودببخشيد گنجي به ارزانيان ... ورا بود شيراز تا اصفهان كه داننده اي خواندش مرزمهان ... بدان كار شايسته شه "سوفراي" استخري در كتاب مسالك و ممالك كه در نيمه اول قرن يكي پايه ور بود و پاكيزه راي جهان ديده از شهر شيراز بود سپهبد دل و گردن افراز بود چهارم هجري تأليف شده است، راجع به آثار و بقاياي فرهنگي قبل از اسلام، در شيراز مي گويد: شيراز قلعه اي به نام شاه موبد دارد. وي همچنين از دو آتشكده به نام هاي كارستان و هرمز در آن سرزمين ياد مي كند. باري در مجموع گفتار استخري كه شيراز سيزده ناحيه (طسوج) دارد كه در هر كدام از آنها قراء و كشتزارهايي موجود است كه متصل به هم قرار گرفته اند. و نيز نظر ابن بلخي كه در روزگار ملوك فرس، شيراز ناحيتي بود و حصاري چند بر زمين، مي تواند روشنگر قدمت شيراز، به عنوان يك سرزمين مسكون آباد (و نه يك شهر بزرگ) باشد... . http://www.eshiraz.ir/templates/Portal//ab9.gif |
سلام دوستان.:d خیلی دوستون دارم . بیگ بنگ جان خوش اومدی .اقا مهدی و اقا حسین عزیز از نوشته ها تون متشکرم :53::cool: |
سالم به آقا جواد و سلامی دوباره به حاج مهدی و و حسین آقا خدمت شما عرض شود که حقیقتش در جواب حسین آقا باید بگم ما حافظ شیرازی دوست داریم وگرنه عکسش که همه جا هست ! فالوده شیرازی رو تو شیراز دوست داریم بخوریم در کل شیرازی ها رو دوست داریم خوندن یه بیت تو آرامگاه حافظ واسه من یه دنیا ارزش داره ! من یه پیشنهاد برای حسین اقا دارم به نیابت بنده اگه میتونی برو آرامگاه حافظ اونجا یه فال بگیر لزومی نداره خودت رو اذیت کنی وضو بگیری خیلی بی تکلف اخه ما که رفتیم جمعیت زیاد بود بعد همه از همدیگه عکس میگرفتن وایمیستادن بالای قبر متاسفانه من اونقدر اون روز ناراحت شدم که گریم گرفت اگه حافظ رو میشناختن اینطوری کولی بازی در نمیاوردن ! همه از شهرهای دیگه می اومدن وگرنه شیرازی ها عمراً چنین جسارتی به هم خونشون نمیکنند ! عین بچه ادم مینشستن یه فال میخوندن یه .... اینقدر از این بی ذوقی ها دیدیم که بدجوری خورد تو پرمون ! در جواب مهدی اقا باید بگم ما با اتوبوس نمیام قبیله ای سفر میکنیم با یه دونه از این هواپیماهای ماهان میاییم شیراز اونجا سقوط میکنیم بعد من در حال مرگ تو میای من رو میگیری میگی ممد نمیررررر .. بعد حسین رو صدا میکنی برو یه لیوان آب بیار ، بعد من میگم آب نه زمزم !! .... تخیل رو حال میکنی در هر صورت الان که اینقدر سرم شلوغه حتی فکر مسافرت هم کفر هست ! ولی زیاد تعارف نکن که چتر ها باز میشه ها ! |
سلام به دوستان خوبم . بیگ بنگ جان ادم ناجور همه جا هست ما هم همینجا از دست این جور ادما اعصابمون خورد میشه{قاط} .میریم مکانهای تفریحی که دلمون باز شه بدتر از دلمون در میاد _:2: شیراز واقعا شور و حال خوبی داره . چون سرزمین کوروش بزرگه .وقتی میری پاسارگاد دلت نمیخواد بیای بیرون همینطور تخت جمشید . |
امروز 20مهر سالروز حافظه
از صبح تا حالا 2 بار دعوت شدیم رفتیم;) ولی خیلی شولوغه.جای تمامی بچه ها اینجا خالیه |
به مناسبت 20 مهر، روز بزرگداشت حافظ امروز، حافظ یکی از مفاخر ماست، خیابانها، مکانها، ساختمانها و تالارهایمان به نام اوست، دیوانش از جمله پرفروش ترین کتابها در ایران است،راهی بزن که آهی بر ساز آن توان زد *** شعری بخوان که با او رطل گران توان زد حافظ، از افتخارات شعر و ادب و جامعه پارسی و ایرانی است. او ده ها جلد مثنوی و دیوان و قصاید ندارد! او صدها هزار بیت غزل و شعر ندارد! حافظ تنها یک دیوان غزل دارد. غزل هایی زیبا، زمینی و ماندگار! http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4073_992.jpg دلا دیدی كه آن فرزانه فرزند چه دید اندر خم این طاق رنگین؟ به جای لوح سیمین در كنارش فلك بر سر نهادش لوح سیمین او رگ خواب ایرانی را خوب می داند. عشق و یار و باده و رند و... . صحبت او از رند خود داستانی است. حافظ نه جامعه شناس و روشنفکر که روایتگر خوب زمان خویش است! در کنار عشق و یار و خمار، او روایتگر دورویی ها، نفاق، کاستی ها و انحرافات جامعه زمان خویش است. به قول یک بزرگ، او نه یک انسان کامل که کاملا انسان است. http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4074_201.jpg به هر روی امروز، حافظ یکی از مفاخر ماست، خیابانها، مکانها، ساختمانها و تالارهایمان به نام اوست، دیوانش از جمله پرفروش ترین کتابها در ایران است، فال حافظ و تفال به دیوان او، هنجاری پذیرفته شده میان ما، اشعارش دل نواز و زیبا و متن زیبای ترانه ها و آهنگ های ماست! حافظ زنده است تا ایرانی زنده است.منبع:وبلاگ خداي من- تصاوير از ايسنا و مهر و ساير وبلاگها http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4075_189.jpg http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4079_144.jpg http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4076_547.jpg http://www.hamseda.ir/files/fa/news/...0/4077_307.jpg |
زمانی نهچندان دور شیراز بهواقع شهر گل و بلبل بود، شهری كه قبل از دروازه قرآنش، بوی بهار نارنج و گل شببو، مشام هر مسافری را مینواخت و به پیشوازش میرفت، شهری كه امروز از درد دود، ترافیك و باغسوزی رنج میبرد. امروز سراسر شهر را كه بگردیم، جز نارنجستان قوام و باغ دلگشا و بعضی خانهها، كمتر بوی بهارنارنج معروف به مشام میرسد، برگهای درختان عطش تشنگی را تداعیكننده است و ظاهر باغهای قدیمی در گوشه گوشه شهر، با صدای بلند، فریادرسی را طلب میكنند.
پدیده باغ سوزی در شیراز http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/1.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/2.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/3.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/4.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/5.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/6.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/7.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/8.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/9.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/10.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/11.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/12.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/13.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/14.jpg http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3387/15.jpg |
موزه تاریخ فارس
استان فارس یکی از ۳۱ استان ایران است که در بخش جنوبی این کشور واقع شدهاست. آبوهوای استان فارس در نقاط مختلف این استان به سه دسته کوهستانی، معتدل و گرم تقسیم میشود. مرکز استان فارس شیراز میباشد که بر طبق برآورد جمعیتی سال ۱۳۸۹ خورشیدی سازمان آمار ایران به همراه حومه خود، جمعیتی معادل ۱،۷۴۹،۹۲۶ نفر داشته که از این جهت پرجمعیتترین شهر این استان محسوب میگردد. نقش برجسته حاملان تخت شاهی (اورنگ بران) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/1.jpg نمایی از موزه مشاهیر فارس http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/2.jpg عشایر فارس http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/3.jpg نمای بیرونی موزه؛ خانه زینت الملوک شیراز http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/4.jpg لوح های هخامنشی http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/5.jpg کریم خان زند (موسس خاندان پادشاهی زند در ایران) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/6.jpg روز بهان بقلی (صوفی و مفسر قرآن كه 50 سال در مسجد جامع عتیق وعظ می كرد) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/7.jpg از راست : ابوالقاسم انجوی شیرازی - علی اصغر حکمت - محمد نمازی http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/8.jpg سعدی شیرازی شاعر قرن هفتم كه غزل عاشقانه او به والاترین حد لطافت رسیده است http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/9.jpg زینت الملك قوامی دختر حبیب الله خان كه زنی مومن و خیر بوده است http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/10.jpg آتوسا ؛ دختر کورش بزرگ که ابتدا همسر كمبوجیه بعد بردیا و سپس زن داریوش اول شد http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/11.jpg میرزا احمد نیریزی (قرآن نویس و نامدارترین خوشنویس قلم نسخ در ایران) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/12.jpg آیت الله سید عبدالحسین دستغیب شیرازی (عالم و مجتهد بزرگ دینی شیراز و سومین شهید محراب) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/13.jpg آقا لطفعلی صورتگر شیرازی (نقاش صاحب سبك شیرازی كه آثارش زینت بخش موزه های ایران و جهان است) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/14.jpg جای خالی مجسمه حافظ در موزه مشاهیر فارس http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/15.jpg سردار شهید حاج مجید سپاسی (فرمانده گردان تیپ پیاده امام سجاد (ع) ) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/16.jpg بابا فغانی شیرازی (شاعر غزلسرای شیرازی) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/17.jpg ابن باکویه (باباکوهی) (از مشاهیر بزرگ صوفیه در سده چهارم و اوایل سده پنجم) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/18.jpg الله وردی خان (از حاكمان فارس در قرن یازدهم هجری) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/19.jpg تیمسار سرلشكر خلبان شهید عباس دوران http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/20.jpg ابن مقفع (نویسنده بزرگ و مترجم آثار پهلوی به عربی) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/21.jpg حمیدی شیرازی - علی سامی - صولت الدوله قشقایی http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/22.jpg خشایارشاه فرزند داریوش بزرگ كه در 486 ق.م به پادشاهی رسید http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/23.jpg شاپور ساسانی (پسر اردشیر دومین پادشاه ساسانی كه پس از او به سلطنت رسید) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/24.jpg باربد (موسیقی دان و شاعر دربار خسروپرویز) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/25.jpg ملاصدرای شیرازی (فیلسوف برجسته قرن یازدهم هجری) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/26.jpg قاآنی (از شاعران دوران قاجار در شیراز) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/27.jpg قطب الدین شیرازی (از عالمان قرن هفتم است كه به تحصیل طب پرداخت) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/28.jpg علامه دوانی (از دانشمندان شیعی متبحر در كلام، حكمت، عرفان، حدیث و تفسیر) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/29.jpg منصور حلاج (از عارفان قرن سوم و اوایل قرن چهارم و از شاگردان جنید بود) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/30.jpg وصاف شیرازی (ادیب، مورخ و شاعر شیرازی) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/31.jpg مجدالدین فیروزآبادی (در هفت سالگی قرآن را حفظ كرد. او در فقه، حدیث و فنون ادبی متبحر بود) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/32.jpg سرباز هخامنشی http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/33.jpg وصال شیرازی (شاعر، ادیب و خوشنویس برجسته قرن سیزدهم) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/34.jpg لطفعلی خان زند (هشتمین و آخرین پادشاه زند) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/35.jpg سیبویه (از عالمان نحو و لغت قرن دوم هجری) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/36.jpg اَبش خاتون (فرمانروای فارس و دختر سعد بن ابوبكر بن سعد زنگی) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/37.jpg میرزا جهانگیر خان شیرازی (مدیر روزنامه صوراسرافیل، شاعر و نویسنده آزادیخواه) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/38.jpg آیت الله بهاء الدین محلاتی (فرزند مرحوم شیخ جعفر محلاتی و از علما و مجتهدین فارس) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/39.jpg آیت الله سیدنورالدین حسینی شیرازی (مجتهد، نویسنده و سخنور شیرازی) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/40.jpg آیت الله سید عبدالحسین لاری (فقیه و عالم دینی كه نسبش با بیست واسطه به امام موسی كاظم (ع) می رسد) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/41.jpg آیتالله میرزای شیرازی (از عالمان روحانی قرن 14 است كه فتوای معروف تحریم تنباكو را داد) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/42.jpg نصیرالملك (مسجد و خانه نصیر الملك و نیز ساختمان باغ ارم را در شیراز بنیان نهاد) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/43.jpg نورالدین رضوی سروستانی (استاد آواز كه از پادشاه بلژیك دكترای موسیقی گرفت) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/44.jpg شاه شجاع (از حاكمان فارس و از جمله ممدوحان حافظ در قرن هشتم هجری است) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/45.jpg آغا محمد خان قاجار (بنیانگذار سلسله قاجاریه) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/46.jpg سرباز هخامنشی http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/47.jpg کریم خان زند (موسس خاندان پادشاهی زند در ایران) http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/48.jpg عشایر فارس http://www.bo2aks.com/uploads/gallerydir/3035/49.jpg |
آریانا کجایی اون پایینا میبینمت
بیا شیراز یه قلیونی بکشیم {داش مشتی} |
نقل قول:
قلیون چیه اصلن ریه هام جواب نمیده...هر وقت کشیدم ...سر درد میگیرم خفن...اصلا بهم نمیسازه...خوشم نمیاد...... مربا بالنگ داری؟ حسین 30 سالته نه؟ |
نقل قول:
مربا بالنگ چیه ؟ من هنوز 29 سالم پر نشده ولی دیگه همین روزا وارد 30 سالگی میشم شیطون تو از کجا فهمیدی ؟ |
نقل قول:
به.....تو هنوز آریانارو نشناختی .... داش حسین اینجا چی کار میکنی پس...الان باید دست زن و بچرو بگیری...بری بگردی ..... من 30 سالم بشه باید 2 تا بچرو داشته باشم حداقل...وگرنه دیگه ازدواج نمیکنم...فایده نداره.... من تا حالا شیراز نیومدم.....یه بار دوس دارم بیام سر قبر حافظ....چه وقتایی خلوته ؟ حوصله ندارم بیام اونجا این دانشجو مانشجوها رو ول کرده باشن اونجا.... |
نقل قول:
وسط هفته صبح ها خلوته دل و بزن به دریا حتما یه سری بیا . بچه ههههههههههههههه :24: اول آستین بزن بالا یه زن خوب برامون پیدا پیدا کن ما با 4 تا بچه میایم بهت سر میزنیم |
نقل قول:
اینقد میگن دختر شیرازی ....دختر شیرازی.....حالا من اینور دنیا دستم از همه جا کوتاه .... اینم شعرش:d دختر شیرازی جونم دختر شیرازی چشماتو به ما بنما تا شوم راضی چشمامو می خوای چه کنی بی حیا پسر بادوم تو بازار ندیدی اینم مثل اونه ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه پر زده دلم برای تو دختر شیرازی خراب تو دوریت میده عذاب من همیشه تو تو خواب من دلم می خواد نگات کنم از ته دل صدات کنم می خوامت دیگه مجنون نگو نه بدونت حیرونه با یه ژیان و چار تا لاستیک می یام خواستگاریت و راستی خوشگل خانومی تو ای بابا صورتت زیباست عین ما دختر شیرازی و عشوه واسه من نیا بابا زشته عاشق شدن مگه عیبه یکی میگه جمالتو عشقه پس میام به اون شیراز دل من میکنه پرواز دارم میام به اون شهرتون شهر سعدی حافظتون شب می رم به اون شاه چراغ میکنم من دعا که فراق نبینم ز دوریت دختر تا که عاشقم اینو گفتم دختر شیرازی جونم دختر شیرازی چشماتو به ما بنما تا شوم راضی چشمامو می خوای چه کنی بی حیا پسر بادوم تو بازار ندیدی اینم مثل اونه ولیکن نرخش گرونه ولیکن نرخش گرونه خانمی بذار بگم یه کم برات از خودم -اهل فشن و مدم می گن دختر شیراز مد شده -وای وای عاشقش شدم دزنه صورتشو نگاه -وای وای قربون اون چشاش آخه چشاش عسله همونی که تو ضرب المثله خانم یه سوال نه که پولی ندارما سر کوچه می فروشم بلال یه خونه دارم از پول حلال -بگو وای زنم میشی؟ -عروس ننم میشی؟ نه که کلاس بالایی گرون کالایی اهل پول و طلایی ولی هر چی هستی خیلی بلایی بر می گردونمت تهرون می دمت دست مامان جون دخت بندر نبود قسمتم این بود اینو بگیریم من موندم ای خدا ای خدا چه شعر بی وزن و قافیه ای بودdl: |
ههههههههههههههههه
بابا خیلی با حالی آریانا دختر شیرازی چه مدلی دوست داری ماشالا همشون که سانتال مانتال و فشن با قد های بلند موهای بلوند سفارش بده با پیشتاز اگه عجله داری با پست tnt برات میفرستم بیاد |
بجنورد بارون میزنه که سیل میاد
شیرازو ببین روزها هوا گرم شبا هوا سرد آلوده و دریغ از یه قطره بارون پاییزی |
شهرتون زيباست ، زيبائياش زياده ، آدماش چطورن وفا دارن يا نه ؟! مهمون نواز هستن يا نه ؟ من كه مي خواستم بيام ولي پشيمون شدم .
|
سلام فرگل خانم. از اینکه از شهرمون تعریف میکنی متشکرم. توی این دنیا همه جور ادم پیدا میشه،بعضی با وفا ،و بعضی بی وفا.شیرازیها مهمون نوازهستن. مثل اینکه مشکلی دارید. ایشالا مشکلتون حل میشه . به شیراز تشریف بیارید خوشحال میشیم. |
نقل قول:
فرگل خانم چرا پشیمون شدی ؟! هوا به این خوبی ! آدمهای جور وار جور به این خوبی !! ماشینتون هم که بی ام و x6 هست من جای شما بودم همین الان میومدم :d |
متاسفانه خاطره خوبي از شيرازيها ندارم ، البته ببخشين كه من اينقدر رك حرفم رو ميزنم ضمنا خدانگهدار اين آدماي جورواجورم باشه ما كاري نداريم به اين جور واجورا !!!!!! و جهت اطلاع من ماشين بي ام و X6 ندارم اين قارقاركي كه من دارم فكر نكنم تا شيراز بياد چون پاي اومدن اونجا رو نداره .
|
منم شیرازی هستم مثل اینکه اینجا شوخی ها جدی شده
|
نقل قول:
شما خونسردیه خودتو حفظ کن...به حرفای بقیه توجه نکن...تا من هستم... |
درود خدا بر تمامی شیرازی های عزیز |
نقل قول:
ما آماده هستیم مهدی جان ، قدمتون رو چشم خوشحال میشیم ، من میرم دروازه قرآن منتظر میمونم :cool: |
نقل قول:
فرگل خانم هرکی غروبشو دیده باید صبر کنه طلوعشم ببینه نقل قول:
شما جدی نگیرین چون جدی نیست |
نقل قول:
|
نقل قول:
خیلی مخلصیم |
نقل قول:
آره خداوکیلی دیدی...اینهمه دستمونو خسته کردیم تایپ کردیم ..هماهنگی کردیم...پست زدیم...هیچ کدوم نیومدن.... نقل قول:
|
| اکنون ساعت 08:40 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)