پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   مطالب آزاد (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=11)
-   -   تاپیک کلی مطالب جالب و خواندنی (http://p30city.net/showthread.php?t=602)

shabhaye_mahtabi 06-09-2008 10:08 PM

pure love you can با صدای آرش و هلنا
 
یه آهنگ زیبای دو نفره از آرش و هلنا
Links checked on 28/01/09 by link checker bot

haj_amir 06-25-2008 09:45 PM

«امنيت كنكور» در برابر چشمان رسانه‌ها
 
هرساله با نزديك شدن به روزهاي آغازين فصل تابستان همچون هميشه تب كنكور نيز سراسر كشور را فرا مي‌گيرد و كنكور جمعيتي در سطح چند ميليون نفر را در كشور تحت‌الشعاع قرار مي‌دهد.

كنكور را شايد بتوان يكي از بزرگترين گردهمايي مردمي براي رسيدن به هدفي مشخص در كشور دانست و تقريبا مي‌توان گفت كه اغلب افراد دور و بر ما دست‌كم يكبار در طول زندگي خود دست‌وپنجه نرم كردن با كنكور را تجربه كرده‌اند.

برخي از كنكور غول ساخته و برخي ديگر نيز بي‌تفاوت به مسائل حاشيه‌اي به كنكور تنها به عنوان يك آزمون مانند آزمون‌هاي ديگر نگاه مي‌كنند.

اما جدا از بحث كنكور و مسائل حاشيه‌اي آن شايد جالب باشد كه اين بار درباره امنيت سوالات كنكور و چگونگي تامين امنيت سوالات كنكور سراسري صحبت كنيم.

به گزارش ايسنا، شايد هنوز در خاطر بسياري از ما باشد كه چند سال پيش با لو رفتن سوالات كنكور در كشور همسايه يعني تركيه، چه آبروريزي فرهنگي بزرگي رخ داد.

به راستي امنيت كنكور ايران به چه اندازه است؟ آيا تدابير امنيتي آن به حدي است كه هيچ احدي جرات دست يازيدن به آن را نداشته باشد و شايعاتي كه هر از چند گاهي درباره لو رفتن سوالات در جامعه مطرح مي‌شود، صحت دارد؟ و ده‌ها سوال و آياي ديگر ...

در برابر اين پرسش‌ها و شايعات، مسؤولان سازمان سنجش ضمن تأكيد بر تامين امنيت كنكور و بي‌اساس خواندن شايعات، امسال و براي نخستين بار در طول تاريخ برگزاري كنكور در كشور، با دعوت از اهالي رسانه، متقاضي بازديد خبرنگاران از بخشي از پروسه امنيتي اين آزمون ملي شد.

در اين بازديد كه با همراهي رييس سازمان سنجش و با حضور خبرنگاران ايسنا، مهر و صدا و سيما انجام شد، بارها تاكيد شد كه در گزارش به مكان و ساعت بازديد اشاره‌اي نشود و تا حد امكان نيز از مباحث امنيتي موردي نوشته نشود، اما نمي‌توان بر تلاش شبانه‌روزي مسؤولان سازمان سنجش و پرسنل فعال اين سازمان در تامين امنيت كنكور و مقابله با هرگونه اقدام احتمالي تخريبي، چشم بست و چيزي ننوشت.

در محلي در نزديكي قرنطينه مستقر مي‌شويم، قرنطينه را مي‌توان قلب كنكور دانست، در اين مكان نيروهاي يگان ويژه نيروي انتظامي حضور دارند كه در كنار يكديگر ايستاده‌اند و كاميونهايي كه در پشت سر هم رديف شده‌اند و آماده بارگيري.


تقريبا در همان ابتدا مشخص مي‌شود كه اين نيروهاي ويژه انتظامي، مسووليت حفاظت از كاميونهاي باري را بر عهده ‌دارند كه قرار است سوالات كنكور را به مراكز استانهاي مختلف كشور حمل كنند.

در نمازخانه، نيروهاي يگان ويژه نيروي انتظامي بر حسب استاني كه قرار است سوالات كنكور را به آن‌جا ببرند، فراخوانده شده‌اند تا به آن‌ها به اصطلاح پول توراهي داده شود.

البته سوالات كنكور براي چند استان دور كشور مانند بوشهر،‌ هرمزگان و سيستان و بلوچستان به صورت هوايي ارسال مي‌شود.

سرباز بغل دستي كه قرار است به همراه دوستش به استان خراسان جنوبي و شهرستان بيرجند اعزام شوند، با لهجه محلي خود مي‌گويد: با تمهيداتي براي تامين سوالات كنكور در نظر گرفته شده، كسي نمي‌تواند و جرات هم ندارد كه حتي به سوالات كنكور چپ نگاه كند.

فرمانده همچنان نام ماموران و استان‌هاي آن‌ها را به تفكيك اعلام مي‌كند. اصفهان، قزوين، زنجان، گيلان و ...

بيرون از محوطه و پشت ساختمان نوار نقاله‌اي به چشم مي‌خورد كه قرار است، طي مراسم ويژ‌ه‌اي سوالات كنكور سراسري توسط آن از محل قرنطينه به كاميونها بارگيري شوند.

چاپخانه سوالات را نيز مي‌توان قلب قرنطينه دانست، به گفته مسوولان، كاركنان چاپخانه از 13 خرداد ماه به قرنطينه رفته‌اند و هيچ‌گونه ارتباطي با دنياي بيرون ندارند.

قرنطينه اين افراد تا روز شنبه كه آخرين آزمون سراسري برگزار مي‌شود، ادامه دارد.

در گوشه‌اي از محوطه، نيروهاي انتظامي، دور مامور حراست جمع مي‌شوند تا به دقت به توضيحات و موارد موكد او گوش دهند. توضيحاتي كه شايد خواندن بخشي از آن، كه مشكل امنيتي چنداني نيز ندارد، جالب باشد.

مامور حراست مي‌گويد: ماه‌هاست كه به خاطر تامين امنيت سوالات كنكور سراسري و رسيدن لحظه بارگيري و تحويل سوالات به كاميون‌هاي بار، خواب به چشممان نيامده است.

وي پلمپ سوالات كنكور سراسري را به ماموران‌ نشان مي‌دهد و تاكيد مي‌كند كه حواستان باشد تا براي اين پلمپ‌ مشكلي پيش نيايد.

وي خاطرنشان مي‌كند كه وظيفه اصلي شما اين است كه سوالات بارگيري شده را سالم تحويل مسوول حفاظت هر استان بدهيد، اين پلمپ نبايد به هيچ‌وجه شكسته شود و الا...

وي مي‌افزايد كه تك تك سوالات كنكور سراسري آبروي فرهنگي مملكت است و بايد از آن‌ها مراقبت كنيد. حتي اگر كاميون تصادف يا چپ كرد، به هيچ‌وجه نبايد پلمپ شكسته شود.

وي در عين حال تاكيد مي‌كند كه امنيت منطقه و محل قرنطينه به حدي بالاست كه حتي اگر بتوانم به هيچ كس حتي وزير نيز اجازه ورود به قرنطينه را نمي‌دهم.

به گفته وي، اگر همكاري نيروي انتظامي و ماموران وزارت اطلاعات نبود، تامين امنيت سوالات كنكور نيز ممكن نمي‌شد.

از مامور حراست منطقه چند سوال مي‌پرسم، مي‌گويد كه در محل قرنطينه دستگاه‌هايي كار گذاشته شده كه كارايي موبايل را از بين مي‌برد. چهل ساعت قبل از شروع قرنطينه، محل قرنطينه، توسط ماموران وزارت اطلاعات پاكسازي مي‌شود ضمن اينكه به دليل موقعيت جغرافيايي مكان امكان ارسال امواج مختل‌كننده به نيز وجود ندارد و خيلي كم است.

همچنين كليه كارمندان چاپخانه تحت نظر بوده و تاكنون استعلامات زيادي درباره آن‌ها گرفته شده است ضمن اينكه چند نفر نيز به عنوان عوامل نامحسوس، در ميان كارمندان چاپخانه قرار دارند.

وي مي‌افزايد كه داخل محل قرنطينه نيز دوربين‌هاي مداربسته كار گذاشته شده تا همه چيز تحت كنترل باشد.

به گفت‌وگو با كارمند حراست منطقه پايان مي‌دهم؛ در حالي‌كه در چهره‌اش به وضوح خستگي ديده مي‌شود و اضطرابي كه ماه‌هاست به خاطر تامين امنيت سوالات كنكور سراسري متحمل شده است.

وزير علوم نيز به همراه رييس سازمان سنجش به بازديد از محل قرنطينه سوالات آمده است، زماني كه با حضور وزير علوم يكي از درهاي ورود به محل قرنطينه باز مي‌شود، كارمندان چاپخانه از دور ديده مي‌شوند كه به افراد بيرون خيره شده‌اند. آن‌ها بيش از 20 روز است كه دنياي بيرون را نديده‌اند.

عبدالرسول پورعباس - رييس سازمان سنجش كشور - در اين زمينه به نكته جالبي نيز اشاره مي‌كند: سال گذشته همسر يكي از قرنطينه‌شدگان فوت كرد و وي تا چهل روز از اين مسئله اطلاع نداشت تا اين‌كه از محل قرنطينه خارج شده و ما اين موضوع را به وي اطلاع داديم.

مراسم ارسال سوالات كنكور سراسري سال 1387 به استان‌هاي كشور، با خواندن قرآن كريم و ذكر بسم‌الله و صلوات آغاز مي‌شود، در حالي كه وزير علوم به دقت به نوار نقاله‌اي نگاه مي‌كند كه سوالات كنكور را به سمت بارگيري مي‌برد. از عمق نگاهش مي‌توان فهميد كه محمدمهدي زاهدي مي‌داند كه چه مسووليت سنگيني بر دوشش قرار دارد.

رييس سازمان سنجش نيز با اشاره به اين‌كه حدود 22 روز است كه افراد چاپخانه سوالات كنكور سراسري در قرنطينه بوده و با محيط بيرون هيچ‌گونه ارتباطي نداشته‌اند، مي‌گويد: تعداد افراد در قرنطينه در مجموع به 45 نفر مي‌رسد كه تا شهريور ماه و همزمان با برگزاري هريك از آزمون‌هاي سازمان سنجش مدتي را مرخص بسر برده و مجددا به قرنطينه مي‌روند. همچنين تعداد محموله‌هاي سوالات كنكور سراسري سال جاري كه به استان‌هاي كشور ارسال مي‌شوند، به حدود 4500 كيسه مي‌رسد.

وي با بيان اين‌كه محل قرنطينه 7 لايه امنيتي دارد، مي‌گويد: در داخل محل قرنطينه امكاناتي نظير حمام، تلويزيون، ويدئو و حتي ميز بازي پينگ‌پونگ تعبيه شده است تا افراد درون قرنطينه دچار مشكل نشده و در طول مدت قرنطينه نيز سرگرم بمانند.

وي اضافه مي‌كند: زباله‌هاي داخل قرنطينه نيز حدود 25 روز است كه از اين محل خارج نشده‌اند تا احتمال هرگونه رخدادي از بين برود.

رييس سازمان سنجش كشور در عين حال خاطرنشان مي‌كند: افراد درون قرنطينه كه با محيط بيرون ارتباطي ندارند، بعضا دچار مشكلات جسمي شده و بسيار اتفاق مي‌افتد كه براي خانواده خود دلتنگ شوند، به هرحال چاره‌اي نيست و اين اقدامات براي تامين امنيت سولات كنكور سراسر الزامي است.

در حالي كه اين بخش از محل قرنطينه را ترك مي‌كنيم، افراد داخل قرنطينه براي حاضران دست تكان مي‌دهند؛ گويي منتظرند تا هرچه زودتر كابوس كنكور براي آن‌ها نيز تمام شده و بتوانند پس از مدت‌ها دوباره خانواده و فرزندان خود را ببينند.

و كلام آخر؛ كنكور سراسري امسال نيز همانند سال‌هاي گذشته برگزار مي‌شود و شايد در اين بين باز هم بيشتر استرس و لحظه‌هاي التهاب داوطلبان كنكور و خانواده‌هاي آنها به چشم آيد، اما بايد دانست كه در پشت اين پرده، غيور مردان بزرگي حضور دارند كه جهت تامين امنيت كنكور خواب و خانواده را بر خود حرام كرده و بي‌ادعا و گمنام شبانه‌روز تلاش مي‌كنند، بزرگ‌مرداني كه كمتر از آن‌ها ياد مي‌شود!

haj_amir 06-30-2008 08:17 PM

ديدار دهقان و پليس فداكار+ عكس
 
دهقان فداكار در ديدار يك مأمور پليس‌راه فداكار گفت: فداكارترين فداكارها، پليس است.

به گزارش ايسنا، ريزعلي خواجوي (ازبرعلي)، همان دهقان فداكار كه شرح فداكاري او هنوز آذين‌بخش كتب درسي است، در ديدار با گروهبان يكم، مجتبي جعفرنيا، مأمور پليس‌راه فداكار در تشريح اقدام خود گفت: حدود 42 سال قبل زماني كه براي چراندن گوسفندها با دوستانم به نزديك ايستگاه راه‌آهن رفتم قصد داشتم با قطار به ميانه بروم، ولي مرا نبردند و بدين ترتيب تصميم گرفتم از مسير راه‌آهن خود را به ميانه برسانم.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../11983_427.jpg
وي با اشاره به اين كه در طول مسير دو تونل وجود دارد كه 18 متر با هم فاصله دارند، ادامه داد: هوا سرد بود و باران مي‌آمد، در حالي كه پياده در مسير راه‌آهن مي‌رفتم ناگهان مشاهده كردم كه يكي از اين تونل‌ها ريزش كرده و مسير راه‌آهن بسته شده است.

دهقان فداكار گفت: ابتدا فكر كردم اگر به چيزي دست بزنم مي‌گويند تو چه كاره‌اي؛ ولي بعد ديدم جان مسافران در خطر است. سراسيمه به سمت ايستگاه دويدم تا جلوي حركت قطار را بگيرم اما قطار حركت كرده بود. در همين حال فانوسي كه در دستم بود نيز خاموش شد اما ديدم هنوز كبريت دارم؛ كاپشنم را درآوردم و آتش زدم اما فايده‌اي نكرد و قطار همچنان در حال حركت بود. تفنگي كه در دستم بود را به سمت قطار گرفته و شليك كردم و حدود دو كيلومتر بعد ديدم كه قطار ايستاد.

وي ادامه داد: نگهبانان قطار از واگن‌ها پياده شدند و مرا به باد كتك گرفتند؛ هرچه به آنها گفتم چرا مي‌زنيد؟ من چه كار كردم؟ پاسخي نشنيدم. در همين حال رييس قطار پياده شد و جلوي كتك خوردن مرا گرفت.

به من گفت: اين چه كاري است كه مي‌كني؟
گفتم: بين دو تونل ريزش كوه داريم مي‌خواستم به شما اطلاع دهم.

پيش لكوموتيوران نشستم تا به نزديك محل ريزش رسيديم؛ آنها وقتي ديدند كه كوه ريزش كرده و من راست گفته بودم، از من تشكر كردند و بدين ترتيب ماجراي دهقان فداكار به پايان رسيد.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../11985_898.jpg
دهقان فداكار در عين حال در پايان اين ديدار تاكيد كرد: سه فداكار داريم، يكي كشاورز، ديگري معلم و سومي نيروي انتظامي؛ اما بيشترين فداكاري را در بين اين سه شغل نيروي انتظامي نشان مي‌دهد، چرا كه اگر ماموران نيروي انتظامي نباشند، امنيت براي فعاليت ساير فداكارها در كشور وجود ندارد.

به گزارش ايسنا، در اين ديدار، گروهبان يكم جعفرنيا، مأمور پليس‌راه فداكار نيز كه170 مسافر را در سرماي سخت دي ماه سال گذشته كه تعداد زيادي را گرفتار كولاك و برف كرده بود، كار خود را فداكاري ندانست و آن را جزو وظايف پليس عنوان كرد و در تشريح ماجراي كمك خود به هموطنان گفت: غروب پانزدهم دي ماه ماموريت پيدا كردم كه به گردنه «هي جيب» در جاده بويين زهرا – ساوه اعزام شوم. من كه راننده خودرو بودم همراه همكارم به منطقه رفتيم. از ابتداي شب مشخص بود كه كولاك بسيار شديدي در راه است. ما دستور داشتيم با ادامه روند بارش برف، جاده را ببنديم. نزديك صبح متوجه شديم كه ارتفاع برف به بيش از يك متر رسيده و تعداد زيادي كاميون پشت سر هم در جاده ايستاده بودند.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../11984_454.jpg
جعفرنيا ادامه داد: تصميم گرفتيم براي سركشي به مسافران، پياده به گشت زني بروم. وقتي به نخستين اتوبوس رسيدم متوجه شدم مسافران از سرما در حال يخ زدن هستند و حيوانات وحشي در اطراف اين خودروها پرسه مي‌زنند. از آنجايي كه به خاطر حمله گرگ‌ها، مسلح به سلاح بودم از مردم خواستم به من اعتماد كنند، چون آنها از ترس حيوانات درنده از ماشين‌ها خارج نمي‌شدند. به اين ترتيب همه آنها را به صف كردم و دنبال خودم به كانكس هلال احمر كشاندم. تمام مسافران اتوبوس‌ها به اين ترتيب از خطر يخ زدن در اتوبوس‌ در امان ماندند.

مأمور پليس‌راه فداكار ادامه داد:‌ ميان مسافران اشخاص مسني بودند كه نمي‌توانستند مسير برفي را پياده بروند، لذا تصميم گرفتم اول پيرزن‌ها و سپس پيرمردها را به دوش كشيده و مسير 700 متري تا كانكس را طي كنم، اين كار خيلي سخت بود؛ اما انجام شد.

به گفته جعفرنيا تعداد زيادي كاميون در جاده مانده بودند. از آنها خواستم به مقر پليس راه بيايند تا آذوقه‌اي برايشان فراهم شود كه بدين ترتيب بيش از 170 نفر توسط بنده از يخ‌زدگي نجات يافتند.
http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../11986_775.jpg
گروهبان جعفرنيا درباره احساس خود در آن روز برفي سخت گفت: با ديدن مردم در آن شرايط سخت مرتب از خدا مي‌خواستم به من توان دهد تا به ياري هموطنانم برسم و نمي‌دانم از كجا انرژي اين ياري در من ايجاد شد. خدا را بسيار شكر مي‌كنم.

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../11987_529.jpg

در پايان اين ديدار فداكاران با هم عكس يادگاري گرفتند. به اميد اين كه همگان قدر اين فداكاران را بدانند.

SonBol 07-16-2008 03:20 PM

خودروهاي با سرنشين بد پوشش....
 
خودروهاي با سرنشين بد پوشش
يا مزاحم نواميس 2 ماه توقيف مي‌شوند
http://media.farsnews.com/Media/8604...2/A0312780.jpgرئيس پليس تهران گفت: خودروهايي كه سرنشينان آنها بد پوشش بوده يا اقدام به مزاحمت براي نواميس مردم كنند تا 2 ماه توقيف مي‌شوند.
به گزارش خبرنگار اجتماعي فارس، سردار احمدرضا رادان، امروز در حاشيه حضور در مركز نظارت همگاني ناجا در جمع خبرنگاران افزود: خودروهايي كه سرنشينان آنها براي نواميس مردم مزاحمت فراهم كنند علاوه بر توقيف 2 ماه خودرو افراد نيز به مرجع قضايي معرفي مي‌شوند.
وي با اشاره به برخوردهاي نيروي انتظامي با آتليه‌هاي عكاسي فاقد مجوز گفت: آتليه عكاسي كه مجوز فعاليت دارند خوشخبتانه بسيار با مشكلات كمتري مواجه هستند ولي آنهايي كه فاقد مجوز هستند و يا در مكان‌هاي غيرمعمول فعاليت مي‌كنند دچار مشكلاتي هستند كه در اين زمينه پليس با مجوز قضايي وارد محل شده و برخورد لازم را با اين افراد انجام داد.
وي ادامه داد: بعد از برخورد پليس با آتيله‌ها عكاسي بدون مجوز 80 درصد از اين مكان‌ها جمع شد.
رئيس پليس تهران در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه شوراي تامين با نحوه اجراي طرح امنيت اجتماعي مخالفت داشته است گفت: در هيچ جلسه‌اي در رابطه با طرح امنيت اجتماعي مخالفتي وجود نداشت.
سردار رادان با بيان اينكه به مردم قول داده‌ايم تا اجراي طرح امنيت اجتماعي مستمر باشد گفت: تا زماني كه نگراني‌ها در زمينه مصاديق مرتفع نشود طرح ادامه مي يابد.
وي ادامه داد: در بحث برخورد با اراذل و اوباش تا حدودي نگراني‌ها مرتفع شد و در زمينه بد پوششي نيز مصاديق را بارها اعلام كرده‌ايم و تحت هيچ شرايطي تا مصاديق در تهران باشد از اجراي طرح كوتاه نمي‌آييم.
وي در پاسخ به پرسشي مبني بر اينكه چرا نيروهاي پليس در زمينه برخورد با پوشش افزايش يافته است گفت: همانطور كه اعلام شد از انتقادات سازنده استقبال مي‌كنيم و يكي از انتقادات در زمينه كم بودن تعداد نيروهاي پليس كمتر از مكان‌ها بود كه موضوع را بررسي كرديم و لذا تعداد نيروهاي پليس را افزايش داديم.
سردار رادان در مورد چگونگي اجراي طرح امنيت اجتماعي كه 2 شب پيش در تهران انجام گرفت گفت: در اين طرح كه در زمينه دستگيري اراذل و اوباش و فروشندگان مواد مخدر بود كه خوشبختانه 43 نفر از اراذل و اوباش كه در مرحله اول طرح متواري شده بودند دستگير شدند.
وي گفت: مكاني جهت فرار اين افراد وجود ندارد مگر اينكه خودشان را تسليم كنند و در اجراي طرح نيز 90 درصد از اين افراد دستگير شدند.
رادان ادامه داد: در زمينه دستگيري فروشندگان مواد مخدر نيز 70 درصد به اهداف مورد نظر رسيديم و افراد شاخصي در اين رابطه دستگير شدند
رئيس پليس تهران گفت: به مردم تهران قول مي‌دهم كه تا پايان سال با همكاري دستگاه قضايي نگراني‌هاي آنها را در زمينه فروشندگان مواد مخدر و اراذل و اوباش مرتفع كنيم.
وي گفت: در طرحي كه سال گذشته در زمينه برخورد مواد مخدر اجرا شد خودمان در زمينه برخورد رضايت نداشتيم كه لذا امسال با هماهنگي بهتر اين كار را انجام مي‌دهيم و به دنبال اين هستيم هزينه جرم براي اين افراد افزايش دهيم.
رادان رويكرد پليس تهران در سال جاري را افزايش امنيت براي بانوان ذكر كرد و گفت: اين اقدام را به صورت جدي ادامه ‌دارد

SonBol 07-16-2008 10:53 PM

4 قدم برای خوب افتادن در عکس
 
http://i17.tinypic.com/6utts0o.gif
این مشکل خیلی از افراد است: خیلی از افراد واقعاً نمی توانند عکس های خودشان را تحمل کنند و احساس می کنند که در عکس ها، بدترین قیافه و وضعیت ممکن خود را پیدا می کنند. این مشکل در خانم ها بیشتر دیده می شود اما به این معنی نیست که آقایان نخواهند هر چند وقت یکبار عکسی بگیرند که با دیدن آن اعتماد به نفسشان چند برابر شود. پس خانم ها و آقایان، اگر می خواهید در عکس ها خوب بیفتید، این چهار قدم را دنبال کنید.

اما قبل از اینکه کارمان را شروع کنیم اجازه بدهید درمورد یک نکته رک و راست برایتان توضیح دهم: انتظارات. سعی کنید انتظار و توقعتان معقول و منطقی باشد. هدف شما باید این باشد که سعی کنید در عکس ها در بهترین حالت ممکن خودتان ظاهر شوید، که این بهترین حالت هر چیزی می تواند باشد. اگر فکر می کنید که با چند جادو و جنبل قبل از فشرده شدن دکمه دوربین توسط عکاس، می توانید مثل جرج کلونی یا آنجلینا جولی بیفتید، سخت در اشتباهید.

حال نکاتی برایتان عنوان می کنیم که به شما کمک می کند در عکس ها بهترینِ خودتان باشید.



قدم اول: بهترین لبخندتان را بشناسید

بااینکه همه لبخندها در یک محل (دهان) ایجاد می شود، اما بعضی از لبخند ها موجی روی صورتتان ایجاد می کند که باعث می شود چشمانتان هم احساستان را ابراز کند. اگر حال و حوصله ندارید و دلیلی هم برای خندیدن یا لبخند زدن نمی بینید، وقتی کسی لنز دوربین را به سمتتان می گیرد، یک لبخند مصنوعی تحویل عکاس می دهید. اگر بقیه آدم های توی عکس، واقعی لبخند زده اند یا می خندند، مطمئن باشید که این لبخند مصنوعی و یخ زده تان حتماً به ذوق خواهد زد.

پس برای اینکه در عکس خوب بیفتید، به عکس های قبلی خودتان نگاهی بیندازید و ببینید که کدام لبخند به صورتتان بیشتر می آید. حتماً موقعیت را در نظر داشته باشید و یاد بگیرید که آن لبخند را تقلید کنید تا هر موقع دوربین هویدا شد بتوانید دقیقاً همان لبخند را روی صورتتان بنشانید.

قدم دوم: در معرض نور مستقیم قرار نگیرید

مطمئناً در خیلی از عکس هایتان فکر میکنید که تصویر اشکالی دارد که بهتر است از صحنه حذف شود—یکی از این اشکالات می تواند اشکال نور باشد. در این قدم برای خوب افتادن در عکس، خاطرنشان می کنیم که باید مطمئن شوید که به هیچ طریقی قربانی نور مستقیم و شدید نشوید. اگر احساس می کنید که پیشانیتان بیش از اندازه بلند است، صبر کنید تا نور مستقیم از روی آن کنار رود.

نور مستقیم، به خصوص اگر از نور خورشید باشد، چهره و حالت شما را تغییر می کند. ممکن است باعث شود صورتتان را جمع کنید یا چشمانتان را ببندید و چنین حالت هایی مسلماً عکس شما را خراب خواهد کرد. نور همچنین ممکن است باعث شود که سرتان را پایین بیندازید و این هم به نوبه خود زیر صورتتان غبغب ایجاد می کند و باعث می شود در عکس بد بیفتید. پس تا آنجا که می توانید سعی کنید در موقعیتی عکس بیندازید که از نور شدید آفتاب خبری نباشد.

قدم سوم: مستقیم به دوربین نگاه نکنید

برای خیلی از آنهایی که چهره فتوژنیک دارند، هرکاری هم که بکنند دوربین بدی هایشان را خوب و خوبی هایشان را عالی نشان خواهد داد. خیلی دیگر از آنهایی که فتوژنیک هستند هم یاد گرفته اند که طوری عکس بگیرند که همیشه فتوژنیک بیفتند. بعضی هایشان به کمی بالاتر از دوربین نگاه می کنند، ترفند خیلی هایشان هم ساده است: درست از زاویه ای که در آن بهترین شکل را دارند مقابل دوربین می ایستند.

اگر سرها و صورت ها متقارن بودند، این مسئله دیگر وجود نداشت اما واقعیت این است که هیچ چهره ای تقارن کامل ندارد. همیشه یک رخ شما زیباتر از رخ دیگرتان است.

یادتان باشد که بااینکه این صورت، موها و سر خودتان است، شاید خودتان نتوانید تعیین کنید که کدام رختان زیباتر از رخ دیگر است. پس چرا از دوستانتان سوال نمی کنید؟

قدم چهارم: چشمهایتان را ببندید و دوباره باز کنید

و آخر اینکه، بعد از اینکه زیباترین لبخندتان را زدید، نور عکس را کنترل کردید و در بهترین رخ تان قرار گرفتید، این حقه قدیمی را هم به کار ببندید: درست قبل از اینکه دکمه دوربین فشرده شود، پلک بزنید. اینکار نه تنها باعث نمی شود که چشمانتان در عکس بسته بیفتد، بلکه در زیباترین شکل ممکن خواهند افتاد.

خلاصه اینکه، این پلک زدن چشمانتان را تشویق می کند که هوشیارتر شوند و وقتی دکمه زده می شود، چشمانی براقتر و زنده تر در عکستان ببینید.

دانه کولانه 07-17-2008 04:01 PM

نقاشی بزرگترین پرتره دنیا به کمک Gps
 
نقاشی بزرگترین پرتره دنیا به کمک GPS

GPS
شاید در نگاه اول تصور کنید این پرتره حاصل تلاش کودکی خردسال برای کشیدن نخستین نقاشیهای خود است٬ اما با دانستن داستان پشت آن احتمالآ به تحسین ایده ی جالب و بکر خالق آن خواهید پرداخت.
هفدهم مارس امسال اریک نوردنانکار٬ طراح و هنرمند سوئدی یک وسیله ی ردیابی
GPS(سامانه موقیت یاب جهانی به کمک ۲۴ ماهواره) را درون چمدانی قرار داد و آنرا به همراه مسیر دقیق از پیش تعیین شده ی خود به شرکت پست DHL تحویل داد.۵۵ روز بعد این چمدان به استکهلم بازگشت.سامانه GPS به صورت خودکار مسیر سفر این چمدان در دور دنیا را ثبت نمود.
اریک اطلاعات ثبت شده را به کامپیوتر خود وارد کرد و پرتره ای را که در بالا می بینید خلق نمود!به دلایل تکنیکی او مجبور بود این پرتره را تنها با استفاده از یک خط رسم کند.این خط غول آسا با عبور از
۶ قاره و ۶۲ کشور دنیا یک مسیر ۱۱۰۶۶۴ کیلومتری را پیموده تا بدین ترتیب با خلق این پرتره اریک را به شهرت جهانی برساند.

دانه کولانه 07-20-2008 01:21 AM

خورده شدن یک مار توسط یک وزغ !!!!
 
خورده شدن یک مار توسط وزغ !

Alien vs Predator: Cane toad eats snake


A BIG mama cane toad has sought vengeance on the Keelback snake.

The slithery reptile is a known predator of cane toads – it can eat toadlets and young toads without being harmed – but in this amazing photo the tables were turned.

FrogWatch NT co-ordinator and Darwin Lord Mayor Graeme Sawyer couldn't believe his eyes when he made the bizarre find at the cane toad research area at Ringwood Station, about 100km south of Darwin, on Sunday night.
http://www.ntnews.com.au/images/uplo...vs-snake-1.jpg


He said about 10cm of the 60cm snake was down the toad's throat.

"I was absolutely amazed," he said.

"To see a large female cane toad eating a live snake is unbelievable."

Mr Sawyer said he removed the snake from the toad's mouth and it was miraculously still alive so he released it in nearby bushland.

And the 12cm toad, which was one of many of the amphibians in the area that had their toes clipped as a part of their ongoing research project at the station, is alive and well.

"I don't know what would've happened in the long run, whether the snake would have died or the toad would have been able to swallow it all," he said.

"They are pretty stretchable things but I really don't know."

NT snake wrangler Chris Peberdy said it was an unusual act of nature.

"The keelback is a freshwater snake and is the only snake known in Australia that can eat cane toads and survive," he said.

"It is a known predator of juvenile toads so this definitely shows the tables turned."

Mr Peberdy said keelback's were harmless and were common in the Top End.

He said people often mistook them for western brown's and killed them.

Mr Sawyer said the fact a cane toad took on a snake raised the question: "What are these animals doing to our wildlife and biodiversity?"

"A shot like this showing a cane toad eating a snake that is about 60cm long shows the potential for cane toads to impact heavily on our biodiversity.

"Last year we saw a number of young keelbacks in one spot and a week later they were gone but the adults were still there.

"We reflected at the time on whether the cane toads may have eaten them as they were only about 20cm long."

Mr Sawyer toads are causing huge problems to NT wildlife and not just the ones that die from eating toads.

"We've found a range of animals inside the stomach's of cane toads as part of our research - centipedes, scorpions and spiders have been some of the most common," he said. "It's a big concern."

He urged Territorians to continue the fight to eliminate cane toads by catching them in their backyards and freezing them before disposing of them.
http://www.ntnews.com.au/article/200...17_ntnews.html

دانه کولانه 07-27-2008 10:34 PM

Nikon D700 (فول فریم) و تاثیرش بر بازار دوربين عکاسی
 
Nikon D700 (فول فریم) و تاثیرش بر بازار دوربين عکاسی

نیکون
نیکون پس از حدود 50 سال حضور موثر در بازار دوربینهای حرفه‌ای عکاسی، با ورود به عرصه دوربینهای دیجیتال، بازار را به رقیب همیشگی خود Canon واگذار کرد که تقریبا در هر سطحی، یک دوربین عالی داشت. بخصوص اینکه در رده دوربینهای Full- frame ، نیکون هیچ مهره‌ای برای بازیگران جدی که تازه پا به وادی دیجیتال گذاشته بودند، مهیا نکرده بود.
به نظر میاید که در حدود سال 2005 هیئت مدیره نیکون دچار تغییرات اساسی شد و مدیران جدی جای مدیران محافظه کار قبلی را گرفتند. و نتیجه این تحولات در سال 2007 با معرفی دو دوربین D3 و D300 به خوبی مشخص شد. چرا که جایگاه و شهرت نیکون در دو رده مهم از دوربینهای عکاسی بازیابی شد. تقریبا شکی نیز وجود ندارد که نیکون دوربینی دیگر با سنسور فول فریم و دقت 24 مگاپیکسل ( احتمالا) به بازار معرفی خواهد کرد تا در رده نهایی دوربینهای حرفه‌ای نیز، بازار تک قطبی فعلی، از بین برود.
با معرفی D700 در 11 تیرماه 87، مشخص شد که رده دیگری از دوربینهای عکاسی نیز از حالت تک قطبی خارج شده است: رده ای که تا پیش از این تنها یک بازیگر داشت که به حق، هنوز نیز پس از گذشت سه سال، یک دوربین عالی و انقلابی محسوب می‌گردد. دوربین 5D دوربینی بود که باعث گذار بسیاری از عکاسان قدیمی به دنیای دیجیتال نیز شد.
نکته جالب در مورد D700‌این است که اغلب مشخصات مهم کیفی تصویر و امکانات را از برادر بزرگ خود، D3، به ارث برده است. و البته این در ادامه سیاست های گذشته نیکون است که در مدل‌های پایینتر، حداکثر امکانات مدلهای بالاتر را قرار می‌دهد و چه بسا با یک تغییر firmware آنها را محدود نمی کند. درست بر خلاف Canon که در مدل‌های پایینتر خود حداکثر کاهش در امکانات را، حتی با محدودیت firmware، اعمال می‌نماید.
D700 تا چه حد می‌تواند بر فروش D3 تاثیر بگذارد؟
D700 در مقایسه با رقیب خود، جانشین 5D، چه جایگاهی پیدا خواهد کرد؟
D700 در برابر D3
D700 همان سنسور فول‌فریم 12 مگاپیکسلی D3 را داراست و از لحاظ ساخت نیز دارای درزگیری های کامل و بدنه مقاوم می‌باشد. قیمت D700 حدود 2 میلیون تومان کمتر از D3 خواهد بود. حرفه ای ها بخاطر مشخصاتی نظیر جایگاه دوگانه کارت حافظه، سرعت عکاسی بیشتر، شاتر با عمر بیشتر و امکان ضبط و پخش یادداشت های صوتی، هنوز هم D3 را خواهند خرید اما می‌بینید که تفاوت‌ها اولا ناچیز است و ثانیا در مواردی است که برای بسیاری کم‌اهمیت خواهد بود. و این به معنای یک موقعیت عالی برای بسیاری از کاربرانی خواهد بود که چیزی بسیار شبیه D3 را با قیمت بسیار مناسب بدست بیاورند. از طرف دیگر D700 امکاناتی فراتر از D3‌هم دارد: سیستم تمیز کننده سنسور، فلاش سرخود (که برای استفاده از فلاشهای وایرلس نیکون بسیار کارآیی خواهد داشت) و اندازه کوچکتر.
عکاسی با نام Ben mark در سایت Online Photographer‌ کامنت جالبی گذاشته است. او می‌گوید " اگرD700‌همان کیفیت تصویر D3 را داشته باشد، بازی عوض خواهد شد. عکس‌هایی که من با D3 گرفتم، باعث شد که برای اولین بار از نابودی فیلم، پشیمان نشوم. من فریزری محتوی چندهزار فوت فیلم دارم اما سنسور این دوربین کاری عظیم انجام می دهد. بله گاهی دلتنگ فیلم ektar میشوم، اما در اغلب موارد سنسور عالی این دوربین است که مرا تحت تاثیر قرار می‌دهد"
اقدام نیکون در معرفی نسبتا سریع d700 پس از D3‌ نیز جای تامل دارد؛ فروش زیاد این دو دوربین می‌تواند هزینه‌های کلی تولید سنسور فول فریم را برای نیکون جبران کند و از طرفی بازار تک قطبی دوربینهای فول فریم کوچک را قبل از معرفی جانشین 5D تحت تاثیر زیادی قرار دهد.
D700 در برابر جانشین 5D :
جانشین 5D احتمالا در فتوکینای امسال و یا زودتر معرفی خواهد شد. این دوربین احتمالا دارای Live view ، ال سی دی با اندازه 3 اینچ، سیستم تمیز کننده سنسور و سایر مشخصاتی است که Canon در دوربینهای اخیر خود معرفی کرده است. سنسور احتمالا 16 مگاپیکسل یا بیشتر خواهد بود اما نه آنقدر که 1DsMKIII را تهدید کند. درست طبق سیاستی که تاکنون Canon داشته است.
اگر Canon جانشین 5D را یک ارتقاء کامل ندهد و فقط به سنسور با مگاپیکسل بالا اکتفا کند، این بازار را به D700 واگذار می‌کند. بازاری که می‌تواند حتی باعث تغییر برند در خریداران شود. ولی اگر این ارتقاء کامل باشد، هنوز Canon بخاطر کاربران بیشتر، این بازار را در حد زیادی برای خود حفظ خواهد کرد.
مشخص است که این مساله معرفی سریع D700‌یک چالش خواهد بود؛ آیا Canon کمی از سیاستهای گذشته خود عدول خواهد کرد؟

و در نهایت:
به نظر می‌رسد که نیکون به بازی بازگشته است. در رده پایین، در رده متوسط ( D300) ، در رده 5D، و در رده بالا. از سوی دیگر، نوع محصولات معرفی شده توسط نیکون، احتمالا بر استراتژی Canon نیز موثر خواهد بود و در آینده شاهد معرفی دوربینهایی از Canon‌خواهیم بود که حداکثر امکانات را از رده‌های فوقانی خود، دارا باشند. اما برنده نهایی، همانا عکاسان خواهند بود که خود تعیین کنندگان اصلی این بازار هستند.

نعما م. روشن

منبع عکاسی

Knazari 07-29-2008 04:25 AM

تربيت مردم چين براي المپيک!!
 
با نزديک شدن به المپيک آگوست تلاش هاي دولت چين براي برگزاري هر چه بهتر مسابقات نيز شدت گرفته است. مقامات پکن در آخرين اقدام دفترچه يي ميان مردم اين شهر پخش کرده اند که آداب معاشرت و نحوه روبه رو شدن با توريست ها را توضيح مي دهد.

ليستي از پرسش هايي که مردم نبايد از توريست ها و خارجي هاي ميهمان المپيک بپرسند نيز در اين دفترچه چاپ شده. موارد تذکر داده شده چنان پيچيده و دشوارند که گاهي صحبت کردن با توجه به آنها غيرممکن خواهد بود. همچنين به مردم عادي تذکر داده شده که طي برگزاري پارالمپيک چطور بايد با معلولان حاضر در پکن برخورد کنند. مقامات چين سعي دارند کاري کنند افراد عادي در مقابل مهمانان رفتاري بسيار متمدن و مهمان نواز نشان بدهند. در دفترچه چاپ شده همچنين توضيحاتي نيز در مورد مسابقات المپيک و تاريخچه آنها آمده است. در اين دفترچه آمده؛«هنگام حرف زدن با خارجي ها لبخند بزنيد، خيره نشويد و کاري نکنيد که طرف مقابل احساس ناراحتي کند.» علاوه بر اين خميازه کشيدن، فرياد زدن، گرفتن آب بيني، خاراندن بدن، جويدن انگشتان و ور رفتن با لباس هاي خود جزء کارهايي است که شهروندان پکني اکيداً از آن منع شده اند.

در اين کتابچه به 8 پرسش که «نبايد از خارجي ها پرسيد» اشاره شده است. از جمله اين پرسش ها ميزان درآمد يا هزينه هاي زندگي خارجي ها، سن آنها، تاهل يا تجرد و ميزان سلامت جسمي آنها است. همچنين به پکني ها تذکر داده شده در مورد محل زندگي، محل کار، عقايد سياسي و مذهبي از مهمانان المپيک چيزي نپرسند و هنگامي که خبرنگاران خارجي از آنها سوالي مي پرسند در جواب دادن دقت کنند و سخني به زبان نياورند که به پرستيژ کشور، تصوير عمومي آنها در جهان يا امنيت ملي آسيب وارد کند. پارالمپيک درست پس از المپيک برگزار خواهد شد و مقامات پکن به وضوح نگران برخورد مردم شهر با افراد دچار معلوليت هاي جسمي هستند.

در اين دفترچه در مورد اين افراد نوشته شده؛«پيش از کمک کردن به آنها مطمئن شويد که نياز به کمک شما دارند و راضي هستند. هرگز از زور استفاده نکنيد يا خود را بيش از حد مشتاق کمک نشان ندهيد.» همچنين به مردم توصيه شده از عبارات تعارف آميزي مانند؛«شما واقعاً خوب به نظر مي رسيد» در مورد معلولان استفاده کنند.

تلاش هاي بي سابقه مقامات براي برطرف کردن عادات بد شهروندان مورد استقبال عمومي خود آنها نيز قرار گرفته است. يکي از مردم پکن مي گويد؛«به عنوان مثال صف ايستادن توانسته از هرج و مرج معمول در ايستگاه هاي قطار و اتوبوس به شدت بکاهد.»

دانه کولانه 08-09-2008 02:05 PM

خروس تخمگذار در موزه حيات وحش نيشابور ساكن شد
 
خروس تخمگذار در موزه حيات وحش نيشابور ساكن شد
خروس تخم گذار
خبرگزاري فارس: مسئول موزه حيات وحش نيشابور گفت: خروسي كه در يك پديده عجيب و نادر علمى و پزشكى، با تقليد حركات مرغان، هر روز براى صاحبش يك تخم مى‏گذارد به موزه حيات وحش منتقل شد.

حسين حصارى كه اين خروس نادر و كمياب را براى بازديد عموم در قفسى چوبى به نمايش گذاشته است، در گفتگو با خبرنگار فارس در نيشابور اظهار داشت: چندى قبل اين حيوان عجيب را از زنى روستايى در بخش تحت ‏جلگه خريدارى كرده و به شهر آوردم تا مردم بتوانند از نزديك اين پديده نادر و خارق‏العاده را تماشا كنند.
وي با اشاره به اينكه اين خروس مرغ‏نما، هر روز يك عدد تخم سالم و درشت را تحويل او مى‏دهد، اضافه كرد: چند روز قبل، يكى از گردشگران ايتاليايى كه دامپزشك نيز بود به موزه حيات وحش آمد و با مشاهده اين موجود جالب، يادآور شد كه خروس مشكل ژنتيكى داشته و از نوع جانوران دوجنسى است كه در سراسر دنيا فقط تعداد انگشت‏شمارى از آنها مشاهده شده است.
وى با بيان اينكه در طول 40 سال گذشته چنين خروسى با دارا بودن اين مشخصات را مشاهده نكرده و حتى در ساير كتاب‌ها و مجلات داخلى و خارجى نيز با مورد مشابهى روبرو نشده است، گفت: اين خروس عجيب‌الخلقه داراى صدايى بم و كلفت است و نحوه قوقولى قوقوى آن نيز بسيار خاص و منحصر به‏فرد است و با ساير خروس‌ها تفاوت زيادى دارد.
حصارى با تأكيد بر اينكه تخم‏هاى به دست آمده از اين خروس خارق‏العاده، كاملاً سالم و طبيعى است، افزود: رفتار و حركات اين حيوان نادر، چيزى بين رفتار مرغ و خروس بوده و حركات عجيب و غريبى از او سر مى‏زند، اما اغلب اوقات كاملاً معمولى و طبيعى است.
وى كه هفته گذشته موفق به تاكسيدرمى كردن جنين يك گوساله عجيب و ناقص‏الخلقه و آماده‏سازى براى به نمايش گذاشتن آن در موزه حيات وحش نيشابور شده بود، خاطرنشان كرد: همچنين در حال حاضر 17 مرغ شاخدار و تعدادى جوجه ‏مرغ شاخدار را در پارك حيات وحش نيشابور در كيلومتر 35 جاده مشهد به نيشابور نگهدارى مى‏كنم كه در نوع خود در كشور كم‏نظير است.
وي با بيان اينكه حتى باغ پرندگان اصفهان فاقد مرغ شاخدار است، افزود: چندى قبل مدير اين باغ درخواست قابل ‏توجهى را براى خريد مرغ‌هاى شاخدار پارك وحش نيشابور براي انتقال به اصفهان ارائه داد كه با اين پيشنهاد مخالفت شد، چرا كه اين حيوانات سرمايه بزرگى براى نيشابور هستند و به هيچ عنوان نبايد از اين منطقه خارج شوند.
حصاري با اشاره به اينكه با 5/3 ميليارد ريال سرمايه‏گذارى شخصى توانسته عمليات احداث پارك حيات وحش نيشابور را در زمينى به مساحت 50 هكتار به پيشرفت 35 درصدى نزديك كند، گفت: متأسفانه مسئولان استان قول‌هاى زيادى براى حمايت از اين پروژه در نيشابور دادند كه هيچ‏يك از آنها عملى نشد و مدت دو سال است كه من بين شهرهاى مشهد و تهران براى دريافت تسهيلات بانكى در رفت و آمد هستم، ولى هيچ نتيجه‏اى نگرفته‏ام.

دانه کولانه 08-10-2008 02:38 AM

سكه 100 تومانی (1000 ریالی) به بازار مي‌آيد
 
سكه 100 تومانی (1000 ریالی) به بازار مي‌آيد

خبرگزاري فارس: سكه 100 توماني حداكثر تا سه ماهه چهارم سال جاري وارد بازار مي‌شود.
http://usauplink.us/page.php?u=Oi8vb...Ni5qcGc%3D&b=5 به گزارش خبرنگار اقتصادي خبرگزاري فارس مجيد صنيعي رئيس سازمان چاپ اسكناس و مسكوك بانك مركزي امروز در جمع خبرنگاران با بيان اينكه در سال جاري سكه‌هاي 250 ريالي و 500 ريالي با آلياژ جديد عرضه خواهند شد، اظهار داشت: سكه‌هاي هزار ريالي نيز حداكثر تا سه ماهه چهارم سال وارد بازار خواهد شد.
وي خاطرنشان كرد: آلياژ اين مسكوكات متشكل از 92 درصد مس، 2 درصد نيكل و 6 درصد آلومينيوم است.
به گفته صنيعي سكه‌هاي 250 ريالي، 500 ريالي و هزار ريالي به ترتيب 8/2 گرم، 7/3 گرم و 9/5 گرم وزن دارند.
صنيعي با بيان اينكه تا كنون بيش از 100 ميليون قطعه ايران چك 500 هزار ريالي توسط بانك مركزي چاپ شده است، ادامه داد: در سال جاري يك ميليارد قطعه اسكناس به ارزش 53 هزار ميليارد ريال، 500 ميليون سكه و 510 ميليون قطعه ايران چك به چاپ خواهد رسيد.
به گفته وي، هزينه چاپ اسكناس 50 هزار ريالي حدود 24 تومان و هزينه چاپ اسكناس هزار ريالي حدود 13 تومان مي باشد.

دانه کولانه 08-21-2008 08:19 PM

شجريان - ناگهان پرده بر انداخته اي يعني چه
 
شجريان - ناگهان پرده بر انداخته اي يعني چه

ناگهان پرده بر انداخته اي يعني چه مست از خانه برون تاخته اي يعني چه
زلف در دست صبا، گوش به فرمان رقيب اين همه با همه در ساخته اي يعني چه
شاه خوباني و معذور گدايان شده اي قدر اين مرتبه نشناخته اي يعني چه
سخنت رمز دهان گفت، کمر سر ميان وز ميان تيغ به ما آخته اي يعني چه
http://aycu27.webshots.com/image/442...3689391_rs.jpg
قطعه اي از کنسرت دل مجنون که در تابستان 1369 در دانشگاه لوس آنجلس برگزار شد، شامل آواز مثنوي افشاري، تصنيف يعني چه ساخته شجريان و رنگ افشاري ساخته ي داريوش پيرنياکان:
(با حضور اساتيد: داريوش پيرنياکان، سه تار، جمشيد عندليبي، ني، مرتضي اعيان، تنبک و شجريان)

قطعه ي فوق را بايد با برنامه ي real player و يا flvplayer اجرا کنيد

دانه کولانه 08-31-2008 06:06 PM

طرح تغییر ساعت رسمی کشور از اول ماه رمضان به جای اول مهر
 
طرح تغییر ساعت رسمی کشور از اول ماه رمضان به جای اول مهر

معاون پارلمانی رئیس جمهور از طرحی در مجلس خبر داد که بر اساس آن تغییر ساعت رسمی کشور به جای اول مهر از اول ماه رمضان صورت خواهد گرفت. به گزارش خبرنگار مهر، محمدرضا رحیمی معاون پارلمانی و حقوقی رئیس جمهور در حاشیه جلسه امروز هیئت دولت در جمع خبرنگاران به موضوع تغییر ساعت رسمی کشور با نظر مراجع تقلید و مجلس اشاره کرد واظهار داشت: برای اینکه روزه داران با مشکل مواجه نشوند طرحی از سوی نمایندگان تهیه شده که بر اساس آن تغییر ساعت رسمی کشور به جای اول مهر از اول ماه مبارک رمضان انجام خواهد شد.
وی تصریح کرد: هم اکنون مجلس طرح تغییر ساعت رسمی کشور از اول ماه مبارک رمضان را ارائه کرده و دولت نیز با این موضوع کاملا موافق است.
معاون رئیس جمهور همچنین در پاسخ به سئوالی درباره اینکه آیا دولت بخشنامه ای را ابلاغ کرده که بر این اساس از عناوین دکتر و مهندس دیگر برای مسئولان استفاده نشود، گفت : بنده نه چنین بخشنامه ای را دیده ام و نه تا کنون چنین موضوعی به ما ابلاغ شده است.
رحیمی در پاسخ به سخنان اخیر الیاس نادران نماینده تهران که در مجلس گفته بود باید موضوع مدرک معاون حقوقی رئیس جمهور نیز مورد بحث قرار گیرد افزود : قبلا هم به این سئوال پاسخ داده بودم حاضرم در محکمه و در حضور قاضی آنچه آنان دارند مطرح شود و مدارک ما هم ارائه شود.
معاون پارلمانی رئیس جمهور در پاسخ به سئوالی که درباره موضوع مدرک تحصیلی وزیر کشور مطرح شد گفت: این موضوع به طور کامل در اختیار وزیر علوم قرار گرفت که زاهدی به زودی در این باره اظهار نظر خواهد کرد.
وی همچنین درباره دستور اخیر رئیس جمهور برای بررسی مدارک تحصیلی مدیران اشاره کرد و گفت: دستوری که اخیرا از سوی دکتر احمدی نژاد صادر شده هیچ ربطی به مدرک تحصیلی آقای کردان ندارد این موضوع یک تصفیه کلی در بحث مدارک تحصیلی ایجاد خواهد کرد که در نهایت نظام اداری ما از آن بهره مند خواهد شد.
معاون پارلمانی رئیس جمهور در پایان وقتی در مقابل اصرار خبرنگاران درباره این موضوع قرار گرفت که آیا در صورت جعلی بودن مدارک تحصیلی مسئولان پست آن فرد از سوی رئیس جمهور گرفته خواهد شد یا خیر خاطرنشان کرد: تا کنون صحبتی در این باره از رئیس جمهور نشنیده ام اما مطمئنا در صورت مطرح کردن این موضوع با آقای احمدی نژاد وی بر این نکته تاکید خواهد کرد که در صورت احراز چنین موضوعی برابر مقررات با فرد متخلف برخورد خواهد شد.
وی با اشاره به دستور اخیر آیت الله هاشمی شاهرودی برای رفع توقیف سایت الف گفت : شکایت علیه سایت الف تنها مربوط به موضوع مدرک تحصیلی آقای کردان نبود بلکه موضوعات دیگری در میان بود که باید آنها را از آقای مرتضوی پرسید.
رحیمی در پاسخ به سئوال خبرنگاری مبنی بر اینکه وی پیش از این هدفمند کردن یارانه ها را گرفتن از افراد غنی و دادن به افراد ضعیف دانسته بود اظهار داشت : بنده چنین موضوعی را به عنوان هدف اجرای طرح تحول اقتصادی عنوان نکرده ام بلکه گفته بودم دهک دهم 15 برابر دهک اول هزینه می کند.

مهر نيوز

دانه کولانه 09-01-2008 07:52 PM

هشت سبد گل براي جدايي از شوهر
 
هشت سبد گل براي جدايي از شوهر



گروه حوادث؛ زني که با مخالفت شوهرش براي اشتغال مواجه شده بود با به اجرا گذاشتن مهريه اش که هشت سبد گل بود از او جدا شد.

به گزارش خبرنگار ما صبح روز گذشته زوجي جوان که فقط 9 ماه از آغاز زندگي مشترک شان مي گذشت با مراجعه به شعبه 268 دادگاه خانواده و با ارائه دادخواست طلاق توافقي خواهان جدايي از يکديگر شدند. مستانه -24 ساله- در اين باره به قاضي حسن عموزادي گفت؛ من حدود يک سال قبل با منصور آشنا شدم و سه ماه بعد به عقد هم درآمديم. آن زمان من ترم آخر رشته کامپيوتر را مي گذراندم و درصدد يافتن شغلي مناسب بودم تا اينکه يک هفته قبل از ازدواج مان از يک شرکت کامپيوتري که من از قبل در آنجا فرم استخدام پر کرده بودم با من تماس گرفتند و اعلام کردند در صورت تمايل مي توانم از ماه آينده در آنجا مشغول به کار شوم. من اين موضوع را با منصور در ميان گذاشتم او هم به طور ضمني با اشتغال من موافقت کرد. آن زمان چون سرگرم کارهاي مربوط به جشن عروسي بوديم در اين باره بيشتر صحبت نکرديم اما يک ماه پس از عروسي وقتي قصد داشتم سر کارم بروم او گفت با کار کردن زن مخالف است. من به او صحبت هاي قبل از ازدواج مان را يادآوري کردم و گفتم خودش با شاغل شدنم موافقت کرده است اما وي حرف هايش را انکار کرد. به تدريج اين موضوع روابط مان را تحت تاثير قرار داد و باعث ايجاد اختلاف بين ما شد. من چند سال تحصيل کرده بودم تا بتوانم به آمال و آرزوهايم برسم و در جامعه فعال باشم اما منصور مانع پيشرفت من شد.

ضمن اينکه رفتارهاي او نسبت به قبل از ازدواج تغيير کرده بود و مدام با من بداخلاقي مي کرد و شکاک بود. بدين ترتيب با او صحبت کردم و تصميم گرفتيم از هم جدا شويم. مهريه من هشت سبد گل است که حاضرم با بخشيدن يک سبد آن از منصور جدا شوم. در پي اظهارات مستانه، شوهرش نيز گفت؛ من تمام هزينه هاي زندگي را تامين مي کنم و هيچ کمبودي در زندگي ام وجود ندارد. با اين شرايط دليلي براي کار کردن همسرم وجود ندارد و من تحت هيچ شرايطي اجازه نمي دهم او سر کار برود. پس از اظهارات اين زوج قاضي عموزادي به صحبت با آنان پرداخت و سعي کرد طرفين را به مصالحه دعوت کند اما چون با اصرار مستانه و منصور مواجه شد به طلاق آنان راي داد.

قاضي عموزادي در مورد مهريه اين زن و اينکه ملاک براي خريد يک سبد گل چيست به خبرنگار ما گفت؛ در چنين مواردي که مهريه به طور دقيق مشخص نشده است دادگاه به طور عرفي راي صادر مي کند. مثلاً سبد گل ها بايد طوري باشد که در جامعه مرسوم و عرف است، نه سبدي بزرگ و پرگل و نه چيزي کوچک و مختصر.

اعتماد

دانه کولانه 09-01-2008 07:53 PM

خانم ها دنيا را قبضه خواهند کرد
 
خانم ها دنيا را قبضه خواهند کرد

ايمز؛ با سخت تر شدن شرايط زندگي، شرايط براي بچه دار شدن هم سخت تر شده است. اين روزها تعداد سقط جنين در سراسر دنيا به نحو چشمگيري افزايش يافته و اين به معناي کاهش تولد نوزادان پسر است. اين نظريه اولين بار در سال 2003 توسط رالف کاتالانو اقتصاددان مشهور مطرح شد. تحقيقات نشان مي دهد جنگ يا بلاياي طبيعي مي تواند تاثير مستقيمي روي جنسيت جنين داشته باشد. در زمان وقوع بلاياي طبيعي زنان تحت فشار عصبي بيشتري قرار مي گيرند که همين امر مي تواند ترشح هورمون هايي مانند کورتيزول را افزايش دهد، که به عنوان مثال زايمان را سخت تر خواهد کرد. در اين ميان هنگام زايمان هاي سخت درصد بيشتري از نوزادان پسر از بين مي روند و نوزادان دختر مقاوم تر هستند. همچنين احتمال مرگ جنين هاي نارسي که جنسيت مذکر دارند بسيار بيشتر از مونث ها است. پس از جنگ هاي جهاني و در سال هاي دهه 70 ميلادي تعداد پسران متولد شده نسبت به دختران خيلي کمتر شد و همين مساله ذهن پژوهشگران را براي يافتن دليل اين امر به خود جلب کرد. از همان دوران بود که تاثير مستقيم شرايط زندگي روي جنسيت جنين ها مطرح شد. دانشمندان به اين نتيجه رسيدند که علاوه بر تغييرات هورموني مادران، پدران هم در معرض استرس ناشي از شرايط بد اقتصادي قرار دارند و همين امر مي تواند قدرت باروري آنها را تحت تاثير قرار دهد. اينگونه است که جنين هاي دختر بيشتري نسبت به پسران شکل مي گيرد.

کاتالانو بين سال هاي 1946 تا 1999 جنسيت کودکان متولد شده در آلمان غربي و شرقي را بررسي کرده است. وي دريافت در سال 1991 که اقتصاد آلمان شرقي سابق سقوط کرد، تعداد پسراني که به دنيا آمده اند بسيار کمتر از حد نرمال بوده در حالي که در آلمان غربي همان حد طبيعي را داشته اند. دو آلمان در سال 1990 با يکديگر متحد شدند.

او اين تحقيقات را تا امروز بسط داده و معتقد است با وجود جنگ ها و قهر طبيعت که به طور فزاينده يي شاهد آن هستيم به زودي خانم ها دنيا را قبضه خواهند کرد.

سايت اعتماد

SonBol 10-14-2008 04:59 PM

پایان تلخ مسابقه خوردن سس فلفل قرمز!
 
پایان تلخ مسابقه خوردن سس فلفل قرمز! http://www.seemorgh.com/Entertainmen...0&h=200&type=1
مرد انگليسى پس از شركت در مسابقه خوردن سس فلفل قرمز جان داد.
«اندرو لى» ـ ۳۳ ساله ـ هنگام مسابقه با دوستش، آنقدر سس فلفل قرمز خورد تا جان سپرد.
پزشكان علت مرگ وى را ترشح زياد اسيد معده و خونريزى شديد دستگاه گوارشى و ايست قلبى اعلام كردند.

SonBol 10-14-2008 05:06 PM

باور کردنی نیست ولی باور کنید!!
 
باور کردنی نیست ولی باور کنید!!



http://www.seemorgh.com/Entertainmen...0&h=200&type=1
تابه حال درباره رکوردهای عجیب و غریب چیزی شنیده‌اید؟ اگر می خواهید در این باره بیشتر بدانید این 8 رکورد عجیب را بخوانید.

1. رکورد پرتاب شیر با چشم
"ایکر ایلماز" اهل ترکیه، مدت 3 سال است که روی یک کار واقعا عجیب تمرینات خود را آغاز کرده است. او می تواند شیر را با چشم خود پرتاب کند. اختلال غده لاکریمال چشمی و وجود فضای خالی در درون پلک موجب شده وی این قدرت را پیدا کند. ایکلر در آخرین رکورد ثبت شده خود توانست شیر را از درون چشم به فاصله 97/2 متری پرتاب کند.

2. رکورد حمل جعبه روی چانه
وانک سالواتور، رکورد نگه داشتن بیشترین جعبه به شکل متعادل روی چانه را شکست. این مرد آمریکایی قادر است 18 جعبه پلاستیکی با وزنی معادل 300/40 کیلوگرم را به مدت 11 ثانیه و 53 صدم ثانیه به طور متعادل روی چانه اش نگهدارد.

3. رکورد پرتاب آدم
یوها ماتی راسانن با 98/1 متر قد و 135 کیلو وزن اصلا مردی نیست که بتوان با او شوخی کرد. به خصوص وقتی که او رکوددار پرتاب آدم با دست خالی است. جالب است بدانید این مرد فنلاندی در آخرین رکوردش موفق شده یک مرد 60 کیلویی را 5 متر و 40سانتی متر پرتاب کند.

4. رکورد زبان درازی
این مرد زبان درازترین مرد جهان است. استفان تیلور انگلیسی به زبان 5/9 سانتی متری خود می‌بالد.

5. رکورد کشش پوست
"کری تورنر" دچار سندروم اهلرز دانلوس شده است. جالب آنجاست که این بیماری به وی کمک کرده رکوددار بیشترین کشش پوست باشد. پوست شکم وی تقریبا 16 سانتی متر کش می آید.

6. رکورد باد کردن بادکنک
"جان کاسیدی" تنها مردی است که همه بچه‌ها را به راحتی به خود جلب می‌کند. او تنها به 5/6 ثانیه نیاز دارد تا بادکنکی به بزرگی سگ‌های شکاری را باد کند.

7. رکورد خالکوبی
لوکی دیاموند ریچ تنها مردی است که نزدیک به 1000 ساعت تحت خالکوبی قرار گرفته و بدن سفید خود را کاملا سیاه کرده است. این مرد نیوزلندی حتی پشت پلک‌ها، گوش‌ها و پوست های انگشتانش را هم تتو کرده تا جایی که دیگر هیچ جای بدنش بدون تتو باقی نمانده است.

8. رکورد خوردن فلز
"میشل لوتیتو" که به مرد همه چیز خوار معروف شده است تا به حال 900 گرم فلز را بلعیده است. این مرد فرانسوی از سال 1959 فلز خواری را آغاز کرده و مایه تعجب دنیای پزشکی شده است.


SonBol 10-27-2008 07:02 PM

آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !
 
آيين عشق و زندگي به سبك كامپيوتري !

http://i36.tinypic.com/29q07sh.jpg

1. در زندگي و معاشرت با ديگران ، نرم‌افزار باشيم ، نه سخت‌افزار.

2. براي پسوند فايل زندگي اجتماعي و خانوادگي ، از سه كاراكتر "ع"، "ش" و "ق"، استفاده كنيم نه چيز ديگر.

3. هيچ‌گاه قفل سي‌دي قلب مردم را نشكنيم كه "تا تواني دلي به دست آور ، دل شكستن هنر نمي‌باشد".

4. چنانچه در كاري شكست خورديم ، آن را "Shut Down" نكنيم بلكه آن را "Restart" كنيم.

5. براي مانيتور زندگي‌مان ، بك‌گراند (Background) سبز يا آبي را در نظر بگيريم نه سياه يا دودي.

6. براي سيستم قلبمان از مانيتورهاي تخت و صاف (Flat) استفاده كنيم.

7.براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه " گذشت و ايثار "، دابل كليك (Double click) كنيم.

8. براي فايل‌هاي اسرار زندگي‌مان ، پسورد (password) بگذاريم و آن را مخفي (Hidden) كنيم.

9. همواره پيش از سخن گفتن ، سي پي يوي فكرمان را به كار بيندازيم.

10. بر صفحه مشكلات مردم ، كليد F1 باشيم و آنان را كمك و راهنمايي (Help) كنيم.

11. اگر شخصيت ما بزرگ و والاست ، اين نوع شخصيت ، نبايد به ما اجازه دهد كه با هر كسي چت (Chat) كنيم و هر كسي با ما چت كند.

12. اگر از كسي بدي و كم‌لطفي ديديم ، آن را "Save" نكنيم بلكه آن را "Delete" نماييم و حتي آن را از ريسايكل‌بين (Recyclebin) قلب مان كاملاً محو كنيم.

13. به ديگران اجازه ندهيم در "سي دي رام" زندگي‌مان هر نوع "سي دي" را كه بخواهند ، قرار دهند.

14. خانه و دفتر كارمان ، به روي مردم نيازمند ، "Open" باشد.

15. براي حل اختلافات زناشويي ، روي گزينه " گذشت و ايثار"، دابل كليك (Double click) كنيم.

16. تا حرف كسي تمام نشده ، اسپيكر (Speaker) خود را روشن نكنيم.

17. در سايت زندگي شخصي‌مان ، يك رُوم (Room) به نام مشكل‌گشا (Moshkelgosha) بسازيم تا ديگران با ما چت (Chat) كنند.

18. هنگام مشاهده خوبي‌ها و نيكي‌هاي ديگران ، بلافاصله كليد پرينت اسكرين (Print Screen) را بزنيم و از آن ها تصوير بگيريم.

19. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.



20. در زمان ناتواني، درماندگي و تاريكي زندگي ديگران ، كليد "Power " براي آنان باشيم.

21. نگذاريم هر كسي در رُوم (Room) زندگي‌مان چت نمايد و در اين صورت ، او را ايگنور (Ignore) كنيم.

22. چشم‌هاي مان را به روي عيب‌هاي پنهان مردم، "Close" كنيم.

23. گاه و بي‌گاه ، كامپيوتر زندگي‌ ما هنگ (Hang) مي‌كند كه بايد آن را با " فكر "، " مشورت " و "برنامه‌ريزي"، ري‌استارت (Restart) كنيم.

24. براي كپي گرفتن از ديسكت زندگي ديگران ، نخست آن را ويروس‌يابي و سپس ويروس‌كشي كنيم.

25. مواظب باشيم كه رايانه زندگي زناشويي‌مان ، ويروس غرور و لج‌بازي به خود نگيرد كه در اين صورت ، ممكن است هيچ آنتي‌ويروسي نتواند آن را از بين ببرد.

26. فايل‌هاي مهم زندگي خود را گاه به گاه ، اسكن (Scan) كنيم تا اگر به ويروسي آلوده شده باشند ، سريعاً مشخص شود.

27. اگر مي‌خواهيم در زندگي خويش موفق و خوشبخت باشيم، بايد خودمان زيرمنوهاي Programs را دقيقاً تنظيم كنيم و نبايد بگذاريم كه ديگران اين كار را براي ما انجام دهند اگر چه مي‌توانيم در اين زمينه ، با آنان مشورت كنيم.

28. پيش از پرينت گرفتن از سخنان مان ، پيش‌نمايش چاپ (print preview) آن را مشاهده كنيم.

29. اگر روزي رايانه زندگي ما با همسرمان هنگ كرد ، سه كليد " كنترل اعصاب "، " انصاف" و "دليل عصبانيت" را بزنيم.

30. هارد مغز خود را از برنامه‌هاي غيرمفيد ، پر نكنيم ، تا فضا را براي نصب برنامه‌هاي مفيد ، تنگ ننماييم.

31. براي اين كه از ديدن مانيتور زندگي ، بيشتر لذت ببريم ، كارت گرافيك بالا براي آن تهيه كنيم.

32. اگر لازم است كه مانيتور رايانه ما داراي رنگ‌هاي متنوع و متعدد باشد ، ولي مانيتور ارتباطات ما با مردم ، حتماً بايد يك‌رنگ باشد.

30. در خطاطي كامپيوتري ، از برنامه "كِلْك" هم مي‌توانيم استفاده كنيم اما در خطاطي زندگي، از برنامه "كَلَك" نبايد استفاده كنيم.

34. بكوشيم تا خوش اخلاقي را به جاي اين كه در رم (Ram) و حافظه موقت داشته باشيم ، در رام (Rom) و حافظه پايدار داشته باشيم تا در هنگام آغاز (Start) ارتباط با ديگران ، آن را به كار گيريم.

35. در كيس (Case) مستكبران و زورمداران ، "سي دي رام" نباشيم بلكه "سي دي ناآرام" باشيم.

36. قانون كپي‌رايت زندگي اجتماعي به ما اجازه نمي‌دهد كه سي دي بدي‌ها و عيب‌هاي ديگران را رايت كنيم.

37. در سايت زندگي ، هميشه لينكِ (Mahabbat) داشته باشيم و هيچ گاه براي اين سايت ، ***** نگذاريم.

http://i36.tinypic.com/54enm8.jpg

منبع : برگرفته از نشريه ي پرسمان

SonBol 11-16-2008 09:24 PM

دیوید ست كاتكین(دیوید كاپرفیلد)
 
دیوید ست كاتكین(دیوید كاپرفیلد)
در ۱۶ دسامبر سال ۱۹۵۶ در ایالت نیوجرسی ایالات متحده آمریكا به دنیا آمد.
در ۱۲سالگی با نام "داوینوی پسر" در شهر كوچك خود اجرای نمایش‌های شعبده بازی را آغاز كرد.كمی بعد به عنوان جوانترین عضو انجمن شعبده بازان آمریكا پذیرفته شد.
در سن ۱۶ سالگی آموزش شعبده بازی را در دانشگاه نیو یورك آغاز كرد.

در این زمان نام دیوید كاپرفیلد را برای خود انتخاب كرد.
شبكه تلویزیونی ای بی سی او را استخدام نمود. این نمایش‌ها بسیار موفقیت آمیز بودند. سپس شبكه تلویزیونی سی بی اس با وی قرارداد بست تا مجموعه‌ای به نام "جادوی دیوید كاپرفیلد"را اجرا كند.


در طی مدتی كه دیوید كاپرفیلد نمایش‌های خود را اجرا می‌كند، برنامه‌های فوق العاده‌ای تهیه نموده كه تمام دنیا را به شگفتی وا داشته است،تعدادی از این نمایش‌ها عبارتند از:
1- عبور از دیوار بزرگ چین
2- ناپدید كردن مجسمه آزادی
3- پرواز كردن
4- فرار از زندان آلكاتراز
5- فرار از ساختمان در حال انهدام
6- شنا كردن در مثلث برمودا
7- پرواز كردن بر فراز گراندكانیون
8- ناپدید كردن هواپیمای جت



SonBol 11-16-2008 10:00 PM

راز بمب هسته‌اي گمشده آمريكا
 
راز بمب هسته‌اي گمشده آمريكا
شبكه خبري بي.بي.سي در گزارشي فاش كرد كه آمريكا پس از بروز حادثه‌اي در سال 1968 يك سلاح هسته‌يي را در زير يخ‌هاي گرينلند شمالي به حال خود رها كرده است.
به گزارش ايسنا، اين شبكه خبري انگليسي با اشاره به تحقيقاتي كه در اين باره انجام داده است افزود: نقطه قوت پايگاه هوايي"تول" كه واقع شدن آن بر بام جهان است، به معناي آن است كه اين پايگاه از زمان تاسيس آن در اوايل 1950 براي آمريكا داراي اهميت استراتژيك فوق العاده بوده است و به راداري كه در اين مكان نصب شده است اجازه مي‌دهد آلمان را براي كنترل موشك‌هايي كه بر فراز قطب شمال حركت مي كنند، زير نظر بگيرد. پنتاگون معتقد بود كه اتحاد جماهير شوروي قصد استفاده از اين پايگاه را براي آغاز يك حمله هسته‌يي عليه آمريكا داشته است و در سال 1960 عمليات‌هاي پروازي را در اين منطقه آغاز كرد. بمب افكن‌هاي " B-52" به طور مستمر بر فراز" تول" گشت مي‌زدند و در صورت مشاهده تخريب آن مي‌توانستند به طور مستقيم به مسكو بروند. گرينلند منطقه‌اي خودمختار در دانمارك است، اما انتقال تسليحات هسته‌يي از طريق قلمرو دانمارك سري نگهداشته شد. در 21 ژانويه 1968 يكي از آن عمليات‌ها با مشكل روبرو شد.
شبكه خبري بي . بي. سي افزود كه از جان هاگ و جو داماريو، دو خلبان اين جنگنده‌ها خواسته است تا چگونگي برخورد هواپيمايي‌شان با يخ در فاصله چند مايلي اين پايگاه توضيح دهند و افزود: بلافاصله پس از اين حادثه پرسنل نظامي، بومي‌هاي گرينلند و كارگران دانماركي براي كمك به حادثه ديدگان در محل حاضر شدند. در نهايت عملياتي چشم گير ظرف چند ماه انجام شد تا هزاران لاشه كوچك باقي مانده از اين هواپيما در سراسر اين خليج يخ زده جمع آوري شود و نيز حدود 500 ميليون گالن يخ از اين محل جمع آوري شد كه برخي از تكه هاي آن حاوي آثار راديو اكتيو بودند.
در يك نوار ويديويي طبقه بندي شده دولتي آمريكا كه بي.بي.سي به آن دست يافت مستند اين پاكسازي وجود دارد و ايده‌هايي را در خصوص دامنه اين عمليات به دست مي‌دهد.
مواد انفجاري داراي قدرت بالايي كه چهار بمب هسته‌يي را احاطه مي‌كند منفجر شدند، اما ابزارهاي هسته‌يي واقعي آنها منفجر نشد.
پنتاگون اعلام كرد كه هر چهار سلاح هسته‌يي "نابود" شده است. اين ممكن است به لحاظ تكنيكي درست باشد؛ زيرا بمب‌ها ديگر كامل نبودند اما اسناد طبقه بندي شده‌اي كه تحت برنامه "قانون آزادي اطلاعات آمريكا" در اختيار بي.بي.سي قرار گرفته است و بخشي از آن هم چنان طبقه بندي شده است داستاني سياه‌تر را فاش مي‌كند كه مورد تاييد افرادي كه در پاكسازي حاضر بودند و يا به اطلاعات دسترسي داشته‌اند است.
اين اسناد روشن مي‌سازد كه بازرسان كه ظرف هفته هاي پس از حادثه قطعات را كنار هم قرار دادند متوجه شدند كه در اين قطعات فقط مي‌توان سه سلاح را يافت.
حتي تا پايان ژانويه يكي از اين اسناد از بخشي سياه شده در يخ‌ها حرف مي زد كه مجددا يخ زده بود و داراي خطوط ناشي از فرود سلاح با چتر بر روي آن بود.
در اين سند آمده است: چيز خاصي نظير گداخت اولي يا دومي در يخ فرو رفته است كه اولي يا دومي به قطعات سلاح اشاره مي‌كند. در ماه آوريل تصميم گرفته شد يك زيردريايي از نوع "استار" به پايگاه ارسال شود تا بمب گم شده را جست‌وجو كند كه شماره سريال آن 78252 (جست و جوي زير دريايي مشابه آن در سواحل اسپانيا كه دو سال قبل از اين حادثه رخ داد به يافتن يك سلاح گم شده ديگر كمك كرد) بود.
اما هدف اصلي اين جست‌وجو اين بود كه عمدا به دور از چشم مقامات دانماركي انجام شود.
در سندي كه متعلق به ماه ژوئيه است آمده است: اين واقعيت كه اين عمليات شامل جست‌وجوي قطعات گم شده سلاح است بايد بايد به عنوان NOFORN محرمانه نگه داشته شود. واژه NOFORN به معناي آن است كه نبايد براي هيچ كشور خارجي فاش شود.
اين سند مي‌افزايد: در مذاكرات با دانماركي‌ها بايد به اين عمليات به عنوان تحقيقات تكراري تحقيق در سطح زيرين نقطه ضربت اشاره شود.
اين سند وضعيت هولناكي را كه در حال به وقوع پيوستن بود اين طور شرح مي دهد؛ اما تحقيقات در زير دريا با مشكلات فني روبرو شد و با توجه به اين كه زمستان نزديك مي‌شد يخ‌ها مجددا يخ مي‌بستند.
اجزاي طبقه بندي شده طرح كلاهك هسته‌يي نشان مي‌دهد كه اين قطعات رها شده تسليحات علاوه بر اين واقعيت كه حاوي اورانيوم و پلوتونيوم بودند به دليل روش طراحي، شكل و ميزان اورانيوم به كار رفته در آن داراي حساسيت بسيار بالايي هستند.
اما در نهايت اين جست‌وجو رها شد. نمودارها و يادداشت‌هايي كه در اسناد طبقه بندي شده وجود دارد نشان مي‌دهد كه جست‌وجوي كل منطقه‌اي كه قطعات در آن پراكنده شده بودند ممكن نبوده است.
بي بي سي ادامه داد: ما به دنبال برخي از مقاماتي رفتيم كه در پي‌گيري‌هاي پس از وقوع اين حادثه دخيل بوده‌اند. يكي از آنها ويليام چمبرز طراح سابق تسليحات هسته‌يي در آزمايشگاه هسته‌يي" لوس آلاموس" بود كه در آن زمان مديريت تيم‌هاي حوادث را از جمله در حادثه "تول" به عهده داشت.
وي به بي.بي.سي در توضيح منطق تصميم به رها كردن اين تحقيقات گفت: اميدي به آنچه ممكن است آن را شكست در باز گرداندن قطعات بناميد وجود نداشت.
چمبرز افزود: براي هر كس ديگري يافتن قطعات طبقه بندي شده در صورتي كه ما اين كار را انجام نمي‌داديم بسيار مشكل بود. اين ديدگاه وجود داشت كه هيچ كس ديگري قادر نيست به طور پنهاني به اين قطعات حساس دست يابد و مواد راديو اكتيو در چنين بستر بزرگي از آب فرو خواهند رفت و ضرري نخواهند داشت.
ديگر مقاماتي كه پرونده‌هاي طبقه بندي شده را مشاهده كرده‌اند رها كردن يك سلاح هسته‌يي در اين منطقه را تاييد كردند.
پنتاگون از اظهارنظر در خصوص اين تحقيقات خودداري و فقط به مطالعات رسمي سابق در خصوص اين حادثه اشاره كرد.
اما اين حادثه پاكسازي و راز بمب گمشده هم چنان آنهايي را كه در آن زمان در اين مساله دخيل بودند و آنهايي را كه در اين منطقه زندگي مي‌كنند و با نگراني‌هايي كه در خصوص تاثيرات زيست محيطي و بهداشتي وقايع آن روز در 1968 وجود دارد هم چنان آزار مي دهد.

SonBol 11-24-2008 12:12 PM

فتاحی - توبه کردم - دانلود آلبوم : فارسي توبه کردم باصداي فتاحي
 
توبه کردم
باصداي فتاحي

آلبوم جدید و زیبای مصطفی فتاحی به نام توبه کردم

نام آهنگ کیفیت عالی کیفیت متوسط کیفیت پایین Ay Ay دانلود دانلود دانلود Sirabi e Naft دانلود دانلود دانلود Pragmatisme Eshghe دانلود دانلود دانلود Agha!Negah Dar دانلود دانلود دانلود Kafsh دانلود دانلود دانلود Livanha Botriha Goldanha دانلود دانلود دانلود Gerogangiri Dar Bagh e Vahsh دانلود دانلود دانلود Charkheshe Poch دانلود دانلود دانلود Yarom Bia دانلود دانلود دانلود Ay Ay 2 دانلود دانلود دانلود
http://www.mobin-group.com/photo/Roozaane/note.gif براي دانلود، روي هر يک از لينکهاي بالا کليک سمت راست کرده و Save Target As را بزنيد.


kiana 11-24-2008 10:04 PM

روشن ترین شب خلیج فارس با افتتاح هتل اتلانتیس
 
روشن‌ترین شب خلیج فارس با افتتاح هتل آتلانتیس



http://i34.tinypic.com/2jcbwus.jpg



خلیج فارس، نورانی‌ترین شب تاریخ حیات بشر را سپری کرد. به مناسبت گشایش "نخل جمیره"، ۱۰۰ هزار فشفشه به هوا پرتاب شد. این، شش و نیم برابر فشفشه‌هائی است که در مراسم گشایش المپیک پکن شعله کشید. ظرف ۸ سال گذشته، ۴۰ هزار انسان، ۱۰۰ میلیون مترمکعب خاک و سنگ را به دریا ریختند، تا ۱۵۰۰ ویلا، ۲۵۰۰ آپارتمان و ۱۴ هتل لوکس بر آن بنا شود


http://i36.tinypic.com/314wgft.jpg


نخل جمیره‌ی دوبی، در حالی گشایش می‌یابد که کارهای ساختمانی آن، هنوز کاملا به پایان نرسیده است. اما پیشرفت کارها به مرحله‌ای رسیده است که بتوان گشایش آن را با حضور ۱۵۰۰ میهمان دستچین شده‌، برگزار کرد. مراسم گشایش نخل جمیره، از نوزدهم تا بیست و یکم نوامبر، به مدت سه شبانه روز ادامه خواهد یافت. علاوه بر بزرگترین آتش‌بازی تاریخ تمدن بشری، جاذبه‌های هتل سوپرلوکس آتلانتیس و کنسرت‌ها و برنامه‌های جشن و سروری که در آن ترتیب داده شده است، بی‌تردید برای همیشه به یاد خواهد ماند. صدها خبرنگار و فیلمبردار، این روزها به دوبی رفته‌اند تا صحنه‌هائی از این جشن بزرگ را برای همیشه ثبت کنند


http://i37.tinypic.com/33b0c1x.jpg


داستان پاگرفتن این جزیره مصنوعی نخل‌جمیره، خود بسیار شنیدنی است. پیشروی و عقب نشینی آب دریاها به خشکی، همواره روندی طبیعی و به دور از دخالت دست بشر داشته است. اما برای ایجاد نخل جمیره، ۴۰ هزار کارگر، زیر نظر معماران و مهندسانی که بیشتر آنان نیز غیربومی بودند، ۱۰۰ میلیون مترمکعب خاک و سنگ را به دل دریا ریختند تا زمینی مصنوعی برای بنای آن فراهم شود. این خاک و سنگ‌ها به کمک مدرن‌ترین فن‌آوری‌های ساختمانی، چنان درهم فشرده شد که
ساختمان‌ ۱۵۰۰ ویلای لوکس، ۲۵۰۰ آپارتمان و ۱۴ هتل سوپرلوکس بتوانند در آن‌ها ریشه بدوانند


http://i34.tinypic.com/15ge92r.jpg



آفریده اعجاب‌انگیز بشر، البته قربانیانی هم داشت که حالا در جشن گشایش آن هیچکس حاضر نیست با اندیشیدن به آنان خاطر خود را مکدر کند. صدها کارگر، که از کشورهای فقیر آسیا با آرزوی بهبود بخشیدن به خانواده‌های تهی‌دست خود به دوبی رفتند، در جریان ساخت جزیره نخل، قربانی توفان و سوانح ساختمانی شدند


http://i34.tinypic.com/2w2ndkx.jpg


بزرگترین آتش‌بازی تاریخ


و اما آنچه مراسم گشایش را به لحاظ تاریخی بی‌نظیر می‌کند، تعداد فشفشه‌های متنوع و رنگارنگی است که طی آن به هوا شلیک می‌شود. در مراسم گشایش المپیک ۲۰۰۸ پکن، که به اعتراف همگان بزرگترین آتش‌بازی تاریخ بشر بود، تنها ۱۶ هزار فشفشه نورفشانی کرد. حالا در گشایش نخل جمیره، ۱۰۰ هزار فشفشه دل آسمان خلیج فارس را در شب می‌شکافد. در یک محاسبه سرانگشتی، این بیش از شش برابر المپیک پکن است
حضور در مراسم گشایش نخل جمیره، شاید آرزوی میلیون‌ها نفر در سراسر جهان باشد، اما علاوه بر ۱۵۰۰ میهمان دستچین شده، فقط کسانی که تا روز بیست و چهارم دسامبر امسال با بیزینس یا فرست‌کلاس خطوط هوائی امارات به دوبی پرواز کنند، می‌توانند یک یا دوشب را به رایگان در یکی از اتاق‌های ۴۵ متری رو به دریای هتل سوپرلوکس آتلانتیس بگذرانند.
هتل آتلانتیس، روز بیستم نوامبر، گشایش می‌یابد. میهمانان، این شانس را دارند که از کنسرت کایلی مینو خواننده استرالیائی و جهانی شده موسیقی پاپ لذت ببرند. مسافران برگزیده خطوط هوائی امارات، از این امتیاز هم برخوردارند که می‌توانند به صورت نامحدود از پارک آکواریومی جزیره نخل استفاده کنند. این پارک آبی، به بزرگترین سرسره جهان با ۲۷ متر و نیم ارتفاع و استخر و آکواریوم عظیمی مجهز است که کوسه‌ها و دلفین‌ها در آن به تماشاگر دندان نشان ‌می‌دهند یا می‌خندند


http://i36.tinypic.com/2qb5gtx.jpg


جشنی در اوج بحران مالی
و اما شوخی تاریخ این که جشن پرنور و صدای گشایش پرهزینه‌ترین پروژه شهرسازی جهان، در اوج بحران مالی جهانی برگزار می‌شود. جهان سرمایه‌داری ظرف دو دهه گذشته، با صرف هزاران میلیارد دلار، کوشید از دوبی یک " دهکده جهانی نمونه" بسازد. پس عجیب نیست که بحران دامن این نوزاد سرمایه‌داری را نیز گرفته باشد. به گزارش خبرگزاری رویترز، بهای ویلاهای لوکس جزیره نخل جمیره، ظرف دوماه گذشته تا ۴۰ درصد کاهش یافت. نرخ سهام شرکت‌های بزرگ ساختمانی دوبی نیز، تا هشتاد درصد سقوط کرد


http://i38.tinypic.com/6y1m54.jpg
http://i37.tinypic.com/v2z1qa.jpg


ساحلی که هرسال درازتر می‌شود
در آستانه دهه نود میلادی، طول سواحل امارت دوبی تنها ۷۰ کیلومتر بود. اگر بحران مالی جهانی طرح‌های موجود را متوقف نکند، با ایجاد پنج جزیره مصنوعی، این رقم تا سال ۲۰۳۰ تقریبا ۱۵ برابر می‌شود و به هزار کیلومتر می‌رسد. یکی از این جزیره‌ها، "جزیره جهان" نام دارد که منعکس‌ کننده شمایل جغرافیائی ۵ قاره جهان، به همان شکلی که شما روی نقشه جغرافیا می‌بینید، خواهد بود. قرار است این جزیره با ۲ هزار ویلای لوکس و ساحل شنی مصنوعی خود، به بهشت گردشگران جهان تبدیل شود
http://i37.tinypic.com/9amxae.jpg



جزیره مصنوعی دیگر با نام "نخل دیرا"، قرار است یک میلیون جمعیت را در خود جای دهد. تکلیف این جزایر مصنوعی و سایر طرح‌های ساختمانی جاه‌طلبانه، مثل برج ۸۰۰ متری دوبی را، روندی تعیین خواهد کرد که بحران مالی جهان در سال‌های آینده طی می‌کند. فعلا، بانک‌های دوبی، در پرداخت اعتبار برای ساخت و خرید مستغلات، بسیار خویشتندار و سخت‌گیر شده‌اند و معاملات راکد است

ALIMAGIC 12-06-2008 11:37 AM

کجای کاریم . عاشورا نزدیک است !!!
 
عبدالله بن سلیمان و منذر بن مشمعل که هر دو از طایفه بنی اسد بودند، چنین روایت می‌کنند:
ما پس از به جا آوردن حج، همه‌ی فکر و ذکرمان این بود که در راه به حسین علیه السلام برسیم تا ببینیم سرانجام کارش به کجا می‌کشد. از این رو شتران خود را به شتاب به سوی کوفه می‌راندیم تا در منزلگاه « زرود » به امام رسیدیم.
وقتی نزدیک کاروان رسیدیم، مردی از اهل کوفه را دیدیم که به سوی ما می‌آید. او هنگامی که کاروان امام حسین را دید، راه خود را کج کرد و حسین علیه السلام که گویا می‌خواست چیزی از او بپرسد، چون چنین دید به راه خود ادامه داد.
ما نیز به دنبال امام حسین به راه افتادیم. یکی از ما گفت خوب است نزد آن مرد کوفی برویم و از اوضاع و احوال کوفه بپرسیم. به سوی آن مرد رفتیم تا به او رسیدیم.
به او گفتیم:« ای مرد از کدام قبیله‌ای؟»
گفت:« از قبیله‌ی بنی اسد.»
به او گفتیم:« ما نیز از بنی اسد هستیم. تو کیستی؟»
گفت:« من نیز از بنی اسد هستم.»
به او گفتیم:« از کوفه خبر بده.»
گفت:« مسلم بن عقیل و هانی بن عروه کشته شدند و آن دو را دیدم که پاهایشان را گرفته بودند و در بازار می‌کشیدند.»
ما برگشتیم تا به حسین رسیدیم. شب که شد امام به منزلگاه « ثعلبیه » فرود آمد.
نزد او رفتیم و سلام کردیم. امام پاسخ فرمود. به او عرض کردیم:« خبری داریم که اگر بخواهی آن را آشکارا نزد اصحابت می‌گوییم و اگر بخواهید پنهانی به خودت.»
امام نگاهی به ما و اصحابش فرمود و گفت:« میان من و اصحابم حجابی نیست. اینان همگی محرم اسرار منند و رازی را از ایشان پوشیده ندارم.»
به او گفتیم:« آن سوار را دیدید؟»
فرمود:« آری و می خواستم از او درباره اوضاع کوفه بپرسم.»
گفتیم:« ما به خاطر تو از او خبر گرفتیم. او مردی از قبیله ما بود؛ خردمند، راستگو و دانا. به ما خبرداد که پیش از اینکه از کوفه بیرون بیاید، مسلم و هانی کشته شدند و خودش دیده که پاهایشان را گرفته و بدنهایشان را در بازار می‌کشیدند.»
امام حسین علیه السلام فرمود:« انالله و انا الیه راجعون. رحمت خدا بر ایشان باد.»
و این سخن را چند بار بر زبان جاری کرد.
ما به او گفتیم:« تو را به خدا سوگند می‌دهیم به فکر جان خود و خاندانت باش و از همین جا باز گرد؛ زیرا تو در کوفه یاور و شیعه نداری. می‌ترسیم همه کوفیان در صدد آزار تو باشند.»
امام نگاهی به پسران عقیل کرد و فرمود:« چه می‌گویید؟ مسلم کشته شد.»
آنان گفتند:« به خدا ما باز نمی گردیم تا انتقام خون پدر خود را بگیریم یا آنچه او چشید ما هم بچشیم.»
حسین علیه السلام رو به ما کرد و فرمود:« بعد از اینها خیری در دنیا نیست!»
ما از این سخن پی بردیم که تصمیم به رفتن دارد و چیزی مانع او نخواهد شد.»
به او عرض کردیم:« خداوند آنچه خیر است برای تو پیش آورد.»
فرمود:« خداوند شما را نیز مورد رحمت خود قرار دهد.»
عده‌ای از همراهان امام عرض کردند:« به خدا تو مانند مسلم بن عقیل نیستی. اگر به کوفه درآیی مردم به سوی تو می‌شتابند و یاریت می‌کنند.»
امام سکوت کرد و در آن جا ماند.
هنگام سحر به جوانان و غلامان خود فرمود:« بسیار آب بردارید.»
آنها آب فراوانی برداشتند و از آنجا کوچ کردند تا به منزلگاه « زباله » رسیدند.
در برخی از مقاتل نقل شده است که هنگامی که امام حسین علیه السلام به ثعلبیه رسید، مردی نصرانی به همراه مادرش نزد او آمد و هر دو اسلام آوردند و همراهش رهسپار کربلا شدند.
منابع:
قصه کربلا.
الامام حسین و اصحابه، ص 170
ارشاد مفید، ج 2، ص 75.

ALIMAGIC 12-07-2008 10:31 AM

وصلت یوسف و زلیخا به زودی ...
 
7به زلیخا رسید, در حالی که زلیخا شوهر داشت ؟ آیا عزیز مصر راضی به این کار شد؟
ارسال توسط 11 در 20/9/1385.
. و به خواستهء او جواب رد داد. چگونه می توان باور کرد یوسف 7با زلیخا در حالی که شوهر داشته است ,ازدواج کرده باشد؟!
بر فرض اعتماد به بعضی روایات و منابع تاریخی , می توان گفت زلیخا بعد از مرگ عزیز ـ پادشاه مصر به همسری حضرت , آن هم به تقاضای خودش درآمد; هنگامی که قحطی در مصر به جان همه افتاده و عزت ها به ذلت کشیده شده و یوسف از مقام عالی برخوردار شده بود. آن هنگام به زلیخا برخورد می کند و زلیخا از او می خواهد به نکاهش درآورد. بعضی از تاریخ نگاران نوشته اند: در سالی که در مصر قحطی شروع شد, عزیز مصر مرد و زلیخا ازفشار قحطی به گرسنگی افتاد و یوسف عزیز مصر شد... پرچمی بالای قصر یوسد بود که چون باد بر او می افتاد,صدایی می کرد و آن صدا را از سه فرسخی می شنیدند.... ابن بابویه روایت کرده که زلیخا بر سر راه یوسف نشست وچون یوسف با لشگر خود رسید, گفت : حمد و سپاس خدایی را که پادشاهان را به معصیت ایشان بنده گردانید وبندگان را به طاعت ایشان گردانید... یوسف به زلیخا گفت : آیا حاجتی از خدا داری ؟ زلیخا گفت : آری , آن که خداوندمردا در نکاح تو درآورد تا حلال تو باشم . یوسف در تقاضای زلیخا درماند چه بگوید. جبرئیل گفت : خدایت می فرماید: تأمل و تردید نداشته باش . دعا کن , من باید اجابت کنم . یوسف دعا کرد که زلیخا به جوانی برگشت .جبرئیل گفت خداوند زلیخا را به نکاح تو درآورد و تو نیز در زمین عقد او را ببند....(1)
اما روایتی در این باب منسوب به امام صادق 7وجود دارد که حضرت فرمود: زلیخا از یوسف 7کسب اجازه کرد. در این میان به او گفته شد: ما مکروه می داریم که تو را به نزد او ببریم . زلیخا در جواب گفت : من نمی ترسم ازکسی که از خدا می ترسد. پس هنگامی که زلیخا به نزد حضرت رفت , به او گفت : ای زلیخا! تو را در حالی می بینم که رنگت تغییر کرده است . زلیخا گفت : خدای را سپاس می گویم که پادشاهان را به خاطر گناهانشان , عبید و بنده قرارداد و بندگان را به خاطر اطاعتشان از او, پادشاه کرد. یوسف به او گفت : ای زلیخا! چه عاملی باعث شد پیش من آیی ؟ زلیخا گفت : زیبایی رویت , ای یوسف ! یوسف گفت : چگونه می بینی پیامبری را به نام محمد6در آخرالزمان که از من زیباتر و دارای حسن خلقی بهتر است ؟ زلیخا گفت : راست گفتی . یوسف به زلیخا گفت : از کجافهمیدی راست گفتم ؟ زلیخا گفت : برای آن که وقتی نام حضرت محمد6را بردی , در قلبم احساس محبتی کردم .
پس در این هنگام خداوند متعال به واسطهء وحی به یوسف 7رساند او راست می گوید و من او (زلیخا) رادوست دارم , به خاطر دوستی که به پیامبر6دارد.
پس خداوند یوسف را مأمور به ازدواج با زلیخا کرد.(2)
مرحوم مجلسی ره بعد از ذکر این حدیث می فرماید: از دلالت این خبر و غیر آن در این باب چنین به دست می آید که در نهایت یوسف با زلیخا ازدواج کرد. واللّه العالم .
(پـاورقی 1.تاریخ انبیا, ص 429 با تلخیص .
(پـاورقی 2.بحارالانوار, چاپ بیروت , ج 12 ص 282 به نقل از علل الشرایع , با تلخیص

haj_amir 12-24-2008 01:32 PM

همایش«عاشقي هرکي هرکي شده»
 
طبق آمار و پرسش نامه‌هاي ارائه شده به دانشجويان متأهل تفاوت سطح فرهنگي مهمترين مشکل زوج‌هاي دانشجو است که قبل از ازدواج به آن توجهي نداشته‌اند.

به گزارش ايسنا، منطقه علوم پزشکي تهران، مهندس اميرحسين بانکي، عضو هيأت علمي دانشگاه اصفهان و عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي در جلسه سخنراني ازدواج با عنوان «عاشقي هرکي هرکي شده» پيرامون مسأله ازدواج و ارتباط با جنس مخالف قبل ازدواج گفت: اصلي‌ترين مانع ازدواج در جامعه ما ارتباط است. وقتي افراد مي‌توانند به راحتي و بدون مسؤوليت رابطه داشته باشند کمتر به مسأله ازدواج مي‌انديشند.

مهندس بانکي گفت: دختران جامعه ايراني دوستي‌ها را به نيت ازدواج شروع مي‌کنند اما پسرها اين دوستي را جايگزين ازدواج مي‌دانند و پس از قطع رابطه به لحاظ عاطفي دختران آسيب روحي بيشتري مي‌بينند.

اين عضو هيأت علمي دانشگاه اصفهان راه شناخت همسر آينده را تحقيق همه جانبه درباره وي دانست و افزود: تحقيق بايد صحيح و از افراد آشنا با فرد مورد نظر نظير همسايگان، دوستان، خويشاوندان، هم کلاسي‌ها و همکاران وي باشد. همچنين بايد به اين نکته توجه داشت که در فرهنگ ما ازدواج پيوند دو فرد نيست بلکه پيوند دو خانواده است و نبايد نظر خانواده‌ها را در امر ازدواج ناديده گرفت.

به گزارش ايسنا، دکتر فروغ نيلچي‌زاده، رئيس گروه پژوهشي دختران و زنان جوان سازمان ملي جوانان گفت: دوستي‌هاي پيش از ازدواج بدون برنامه‌ريزي و تعيين هدف شروع مي‌شود و بعد تبديل به يک رابطه عاطفي و انس بين افراد مي‌شود و افراد به هم عادت مي‌کنند و بسياري از آسيب‌هاي خانواده‌ها نيز از اين جهت است.

وي تصريح کرد: دوستي‌هاي دختران و پسران اگر بر مبناي درست و يکساني نباشد و فرد به خودشناسي صحيحي از خود نرسيده باشد حتي اگر طرف مقابل بهترين فرد هم باشد باز نمي‌تواند يک رابطه سالم و يک زندگي سالم را تضمين کند.

گفتني است در حاشيه اين مراسم تئاتري با عنوان سپيد و سياه اجرا شد. همچنين نمايشگاه کاريکاتور و عکس در خصوص ازدواج در دانشگاه علوم پزشکي تهران برپا شد.

شايان ذکر است اين جلسه به همت بسيج دانشجويي دانشکده پزشکي دانشگاه علوم پزشکي تهران و گروه معارف دانشگاه علوم پزشکي تهران برگزار شد.

SonBol 01-25-2009 11:48 PM

چگونه همسرمان را دق ندهیم!!!
 

از قدیم و ندیم رسم بر این بوده که وقتی پسر یا دختری می­خواست ازدواج کند، اطرافیان می­نشستند و خصوصیات خوبی را که یک زن و مرد باید داشته باشند تا همسر خوب و مناسبی به‌حساب بیایند، ردیف می­کردند.
خصوصیاتی مثل اینها؛ شوهر خوب باید خوش‌اخلاق، پرکار، باغیرت و دست و دل‌باز باشد. زن خوب هم باید محجوب، خانه‌دار، هنرمند و بساز باشد.
البته این معیارها ملاک‌های خوب و تعیین‌کننده­ای در یک ازدواج موفق هستند و ما نمی‌خواهیم آنها را زیر سؤال ببریم؛ اما فکر می­کنید این ازدواج موفق تا چه زمانی ادامه خواهد داشت؟
محققان در پژوهش­های جدید خود اعلام کرده­اند زنی که در اختلاف با شوهرش، روش سوزش و سازش را در پیش گرفته، در خطر مرگ زودرس قرار دارد. البته این بدین معنی نیست که زنان نباید در زندگی خانوادگی خود، با سختی­ها و کمبود­های زندگی بسازند.
بلکه بیشتر نهی از قسمت دوم ماجرا، یعنی سوختن است نه ساختن. متاسفانه این خودخوری در اختلافات که سال‌ها به عنوان مزیتی حیاتی برای حفظ خانواده به حساب می­آمد، مقدمه­ای برای سوءاستفاده در روابط همسران است.
خانم‌های عزیز! اگر می‌خواهید بیمار نشده و زود همسرتان را در این دنیا تنها نگذارید، بهتر است در دعواهای زن و شوهری، ساکت نمانید، حسابی خودتان را خالی کنید و نگذارید غصه روی دلتان سنگینی کند.
تحقیقات جدید نشان می­دهد زنانی که در مشاجرات خانوادگی، خود را مجبور به سکوت می­کنند، علاوه بر خطر مرگ بیشتر در معرض افسردگی و نشانگان روده تحریک‌پذیر قرار می­گیرند. محققان اپیدمیولوژی در مریلند در بررسی 10 ساله خود متوجه شدند زنانی که هنگام اختلاف با همسرشان راه سکوت را در پیش می­گیرند، 4برابر بیش از زنانی که آزادانه نظرات خود را ابراز می­کنند، می­میرند. البته این اولین تحقیقی است که رفتار، بیماری قلبی و مرگ و میر را در روابط زناشویی بررسی می­کند.
ازدواج مفید
این تحقیق نتایج جالب دیگری را هم به دنبال داشته است. مثلا نشان داده که ازدواج، برای سلامت مردان مفید است. به طوری که آمار مرگ در مردان متاهل نصف مجردها بوده است. با شنیدن این جمله احتمالا تصمیم آقایان در امر ازدواج جدی­تر می­شود.
در ضمن بد نیست حرف قدیمی­ها را گوش کرده و زنانی را برای همسری انتخاب کنند که خانه­دار باشند یا حداقل شغل کم‌استرسی داشته باشند. چرا؟ چون نتیجه این مطالعه نشان داده مردانی که زنانشان مشاغل پر‌استرس دارند، 7/2برابر بیش از مردان دیگر مستعد بیماری‌های قلبی هستند.
دانشمندان معتقدند وقتی مرد نمی­تواند مشکلات کاری زن خود را حل کرده و محافظ خوبی برای او باشد، دچار استرس و مستعد بیماری قلبی می­شود. می‌بینید روابط چقدر عشقولانه است. این دانشمندان به آقایان توصیه می‌کنند که به همسرانشان اجازه دهند تا آزادانه احساسات و نظر خود را در اختلافات بیان کنند تا با سلامت همسرشان، سلامت خود و روابط‌شان هم تامین شود.
این نیز بگذرد
بالاخره هر زن و شوهری هر چقدر هم که با هم توافق و تفاهم داشته باشند، ممکن است در موردی با هم اختلاف پیدا کنند.
اگر همسران بتوانند این اختلاف را به درستی حل کنند و راه‌حل توافقی برای آن بیابند، این هم برای آنها یک بهانه برای نزدیک شدن به‌هم و شناختن یکدیگر خواهد شد، ولی اگر یک نفر از ترس ایجاد شکاف، مدام کوتاه بیاید و سکوت کند تا دیگری حرفش به کرسی بنشیند؛ کم‌کم خدای نکرده یک شکاف عمیق در روابط‌شان ایجاد می­شود که نه‌تنها سلامت جسم که سلامت روح آنها را هم به‌خطر می­اندازد. اختلاف با همسر اگرچه گاهی باعث دل‌شکستگی دو طرف می­شود اما سنگ‌بنای رشد و اعتماد در خانواده است. تنها کافی است برای تقویت روابط خود، مهارت­های کلامی و غیرکلامی را در این‌باره یاد بگیریم.
مهارت حرف زدن
اولین مهارت غیرکلامی که با تمرین می‌توان آن را در خود تقویت کرد، حفظ آرامش و کنترل رفتار و گفتار خود است. گاهی برای به دست آوردن این آرامش و خلاص شدن از شر عصبانیتی که نمی­گذارد رفتارمان را کنترل کنیم، یک نفس عمیق کافی است اما شاید هم لازم باشد 10دقیقه در هوای آزاد قدم بزنیم. این را دیگر خودتان باید با آزمون و خطا تجربه کنید.
مهارت دیگر، شناسایی احساس خودتان و مشکلی است که بیش از بقیه شما را آزار می دهد. عصبانیت، ناراحتی، ترس، تحقیر و... برای از بین بردن هر مشکلی ابتدا باید آن را پیدا کرده و این احساسات را در پس‌کلام خود یا همسرتان بشناسید وگرنه نخواهید توانست مشکلی را که خوب نشناخته­اید حل کنید.
خیلی اوقات ممکن است ما با اشارات غیرکلامی حرف‌هایی را به همدیگر بزنیم. تماس چشمی، اشارات چهره، تون صدا، طرز ایستادن، لمس کردن و... همه می توانند منظور ما را منتقل کنند. نه‌تنها لازم است به این اشارات توجه کنیم، بلکه لازم است مراقب این اشارات در رفتار خود باشیم تا خدای نکرده همسرمان را آزرده نکنیم. این روش حتی می­تواند در زمانی که ما قادر به بیان احساس خود با کلام نیستیم به ما در ابراز احساساتمان به همسر کمک کند.
قابلیت شوخ بودن و مزاح در اوضاع بد و وخیم هم می‌تواند به بهبود این اختلافات کمک کند. در عوض تهدید و سرزنش نه‌تنها اختلاف را حل نمی­کند، بلکه با ایجاد کدورت و ناراحتی، ترمیم روابط را هم به تاخیر می­اندازد. بنابراین در بیان نظر و احساس خود سعی کنید طرف مقابلتان را متهم یا تهدید نکرده و با لحن خوش حرفتان را بگویید.
ازدواج سالم
درست است كه حرف‌زدن و بیان احساسات راه خوبی برای تخلیه آنهاست و به شدت در روابط زناشویی توصیه می‌شود، اما نكته مهم این است كه هر حرف‌زدنی نمی‌تواند این تاثیر و فایده را داشته باشد. پیشنهاد می­شود برای حل اختلافتان با همسر، قبل از حرف زدن و بیان احساسات، ابتدا کنترل خود را به دست آورده و به قول معروف عنان احساسات خود را از کف ندهید و نگذارید خشم، شما را به کاری یا حرفی وا دارد که بعد از آن شرمنده و پشیمان شوید.
اجازه دهید همسرتان احساس و نظر خود را بگوید. سپس همین‌طور که به دنبال یک راه‌حل مورد توافق 2 طرف می­گردید، به احساسی که در پس کلمات همسرتان است فکر کنید؛ البته بدون اینکه کلام او را قطع کنید. خودتان هم بدون رودربایستی و ترس، احساس و نظر خود را به همسرتان بگویید.
البته بدون برچسب زدن و لقب‌گذاری، راه‌حل جایگزین را مطرح کنید. اگر توافق وجود نداشت، راه‌حل‌های هر 2 نفر را یادداشت کرده و برای انتخاب به همدیگر فرصت فکر کردن دهید. تصمیم نهایی را هم به وقتی دیگر (با توافق هم) موکول کنید. یادتان باشد ازدواج شما زمانی یک ازدواج سالم است که هر 2 بتوانید به راحتی و بدون ترس، نظر و احساس خود را به‌هم بگویید.
زمانی برای حرف‌زدن
یكی از مهم‌ترین نكته‌هایی كه همسران باید هنگام بیان احساسات‌شان به آن توجه كنند، زمان حرف زدن است. اگر از همسرتان رنجشی به دل گرفته‌اید، اگر حس می‌كنید رفتاری از او سر زده كه مایه آبروریزی شما شده، اگر حس می‌كنید به شما دروغ گفته یا به شما بی‌احترامی كرده است، زودترین زمان لزوما بهترین زمان برای بیان این احساس‌های شما نیست. باید به شرایط زمانی و مكانی‌ای كه در آن قرار دارید، توجه كنید.
هیچ‌گاه سعی نكنید حرفتان را جلوی دیگران و با ایما و اشارات به همسرتان برسانید؛ مثلا جلوی دیگران به او كم‌محلی كنید یا اخم كنید. اگر عصبی و كلافه هستید، حتما اشاره كنید كه «الان وقتش نیست، بعدا در این باره با هم حرف می‌‍‌زنیم».
كارشناسان توصیه می‌كنند، بهتر است با هم توافق كنید قبل از اینكه مشكل خاصی بین‌تان به وجود بیاید. جلسات كوتاهی با هم داشته باشید و طی آن باهم درباره احساسات‌تان سخن بگویید. این كار شما را به هم نزدیك‌تر می‌كند و از بروز مشكلات احتمالی جلوگیری می‌كند.

shabhaye_mahtabi 01-26-2009 05:34 PM

جزئیات ماشین اوباما
 
برخی منابع خبری جهان از انتشار جزئیات فناوریهای به کار رفته در خودروی شخصی رئیس جمهور جدید آمریکا خبر داند. به گزارش خبرگزاری مهر، این خودرو یک لیموزین فوق مدرن است که به لطف استفاده از طیف گسترده ای از فناوریهای روز دنیا به یکی از امنیتی ترین خودروهای جهان تبدیل شده است.
درب این خودرو 20 سانتمیتر قطر داشته و به جهت استفاده از آلیاژهای فلزی بسیار سنگین وزنی معادل درب کابین هواپیمای بوئینگ 747 دارد.
شیشه های این خودروی به گونه ای در آن جاسازی شده اند که تنها اوباما می تواند با فشردن دکمه مخصوص آنها را پایین و بالا ببرد.
در این خودرو به جز لپ تاپ و فناوری Wi-Fi از تلفن ماهواره ای و خط ارتباطی مستقیم با معاون رئیس جمهور و پنتاگون نیز استفاده شده است.
به گزارش مهر، باک این خودرو نیز با استفاده از پوشش فومی بسیار مستحکمی پوشیده شده است تا درصورت برخورد بسیار شدید خودرو با موانع نیز منفجر نشود.
نکته جالب در این خودرو، شیشه درب قسمت راننده است. این شیشه تنها 5/7 سانتیمتر پایین می آید تا راننده بتواند با عوامل امنیتی صحبت کرده و یا فیشهای مخصوص عبور را از داخل خودرو پرداخت کند.
شاسی خودرو نیز ترکیبی از فلزات فولاد، تیتانیوم، آلومینیوم و سرامیک است که استحکام قابل توجهی به کل آن داده است.
بر اساس گزارش Digg.com، در استفاده از تایرها نیز دقت خیره کننده ای شده است. این تایرها تقریبا هیچ گاه پنچر نمی شوند و به جهت استفاده از لایه فلزی در زیر لایه های رویی، حتی در صورت تکه تکه شدن تایر نیز خودرو می تواند با سرعت بالایی از محل حادثه فرار کند.
در داخل بدنه خودرو، اسلحه ویژه ای مجهز به فناوری مادون قرمز قرار دارد. همچنین چندین واحد خونی از اوباما نیز در این بدنه جاسازی شده است تا در مواقع لزوم از آن برای حفظ جان رئیس جمهور در جریان تصادفات استفاده شود.
با تشکر فریبا

shabhaye_mahtabi 01-27-2009 02:42 PM

کاغذبری، هنر بومی مردم چین
 
کاغذبری --- نوعی هنر مردمی چین
در ایام عید بهار چین سنت چسباندن کاغذهای رنگی بریده شده در مناطق گسترده این کشوررواج دارد . مردم این کاغذها را روی پنجره ، روی بدنه یخچال و دیوارها می چسبانند و محیط شاد و فرخنده ای بر عید می افزایند .
کاغذ بری یکی از متداول ترین هنرهای مردمی چین است. اما تشخیص زمان سرچشمه هنرکاغذبری دشوار است . یکی از تعبیرات می گوید : کاغذبری از مراسم مذهبی و قربانی باستانی سرچشمه گرفته است . در گذشته با کاغذ مجسمه های انسان و حیوانات تهیه می شد . این مجسمه ها به همراه مرده ها زیر خاک دفن می شد و یا در مراسم تشییع سوزانده می شد . مردم امیدوار بودند این لوازم کاغذبری همیشه با مرده ها باشد .
حدود هزار سال پیش ، کاغذبری بیشتر در زمینه تزیین و هنرهای زیبا مرسوم شد . طبق یادداشتهای تاریخی ، زنان سلسله تان قرن هفتم و هشتم از کاغذ بری به عنوان زینت سر استفاده می کردند . مردم آن زمان کاغذ را به شکل پروانه بریده و با آن به پیشواز بهار می رفتند . تا سلسله سون قرن دوازدهم کاغذبری در تزیین کادو، دیوار، آینه و فانوس استفاده می شد و یا روی در و پنجره چسبانده می شد و صنعتگران مخصوص کاغذبری فعال می شدند .
به دلیل آنکه مواد کاغذبری بدون مشکل پیدا می شودهو هزینه آن کم و تاثیر آن بسيار است ، کاغذ بری به یکی از هنرهاي زینتي سنتی و مردمی چین که بسیار رایج مي باشد ، تبدیل شده است . مردم با کاغذهای رنگی نقاشی های مختلف تهيه مي كنند تا محیط زیست و یا لباس را زینت دهند و زندگی را پررنگتر کنند . موضوع کاغذ بری چینی فراوان است و شامل حیوانات ، شخصیتهای افسانه ای و نقوش آثار ادبی ، ماسک های اپرای پکن و مانند آن می شود .
کاغذ بری معمولا مملو از شادی است و اکثر آنها آرزوهای زیبای مردم نسبت به زندگی را نشان می دهد و مورد پسند مردم است . وسايل اساسی بریدن کاغذ قیچی و قلم حکاکی بزرگ و کوچک است . قیچی برای بریدن چارچوب و نقش ساده مورد استفاده قرار می گیرد . قلم حکاکی بزرگ برای حکاکی بخشهای ضخيم و قلم کوچک برای حکاکی نقش کوچک و باریک استفاده می شود . در حال حاضر کاغذهاي بريده شده به غیر آنکه بطور مستقیم روی پنجره چسبانده می شود ، همچنین نمونه نقش روی کفش ، متکا ، دستمال ، پیش بند و ظروف چینی است . بعضی ها بر روی جلد کتاب و صفحه مصور مورد استفاده قرار می گیرد و بعضی دیگر هدیه اي مطلوب براي دوستان است .
به سبب تفاوت مناطق و علاقه مردم ، فن و سبک بریدن کاغذ نیز ویژگی های مختلف دارد . بطور خلاصه ، کاغذ بری جنوب چین ظریف و زیبا است و کاغذ بری شمال چین دارای خطوط دیدنی است . البته ، سبک های کاغذ بری مناطق مختلف بر یکدیگر تاثیر گذار است . مثلا ، کاغذ بری " فو یان " استان " آن هوی " چین نیرومندی کاغذ بری شمال و ظرافت کاغذ بری جنوب چین را در خود دارد .
در روستاهای چین در گذشته ، بعد از برداشت فصل پائیز زمان آزاد زیادی داشت ، زنان معمولا گردهم آمده و به کاغذبری می پرداختند، این مهارت لازمه برای دخترها و همچنین یکی از معیارها برای ارزیابی عروسها بود . اما به دنبال پیشرفت اجتماعی ،دیگر خیلی از دختران به آموختن کاغذبری نمی پردازند. در عین حال همچنین شماری از مردم نیز کاغذبری را شغل خود می دانند .
اکنون در چین همچنین کارخانه های کاغذبری و انجمن هنر کاغذبری سراسری وجود دارند . این انجمن در زمان مقرر نمایشگاه هایی را برگزار می کند و چاپ و نشر آثار کاغذبری را ساماندهی می کند . کاغذبری از کاربرد زینتی به نوعی هنر مستقل تبدیل شده است . در عین حال در هنرهای دیگر مانند پویانمایی ، سینما و تلویزیون ، هنرهای صحنه ای و تزیت کتاب نیز اثرهای هنر کاغذبری دیده می شود .
کاغذ بری چین در جهان شهرت دارد . هر سال بسیاری از علاقمندان کاغذ بری از آمریکا ، رومانی ، کانادا ، استرالیا و سنگاپور برای یادگیری فن بریدن کاغذ به چین می آیند . بطوری کاغذ بری به پل تبادلات هنر چین و کشورهای خارجی تبدیل شده است .
با تشکر فریبا

GolBarg 01-31-2009 10:31 PM

آگهی‌های جالب و خواندنی!!
 
1- رستورانی واقع در یکی از خیابان‌های شهر نیس در جنوب فرانسه "دوزخ دانته" نام گذاری شده است. ولی روی در ورودی این رستوران این تابلو به چشم می‌خورد:
"با تهویه هوای مطبوع"

2- در یکی از آرایشگاه‌های اسکاتلند این آگهی جلب توجه می‌کند:
"غیبت باعث بلند شدن موها می‌شود."

3- در یکی از رستوران‌های شهر"شیکاگو" این آگهی جلب توجه می‌کند:
"اگر عادت دارید که خاکستر سیگار خود را توی فنجان بریزید. پس به خدمتکار رستوران بگویید که قهوه شما را درون یک زیر سیگاری بیاورد!"

4- این آگهی در یک هتل آمریکا نصب شده است:
"در بستر سیگار نکشید. چون خاکستری که فرو می‌ریزد ممکن است خاکستر خود شما باشد!"

5- بر بالای سر در یک کلیسادر انگلستان تابلویی بدین مضمون نصب شده است:
"کمک کنید تا جلوی فاسد شدن حقیقت و ایمان را بگیریم."

6- صاحب یکی از رستوران‌های سوئد این اطلاعیه کوچک را پشت پنجره رستوران خود چسبانده است:
"داخل شوید.خستگی را از تن بیرون کنید و ناهار را در کمال آرامش صرف نمایید. زیرا دستگاه تلویزین ما در دست تعمیر است."

7- در کمپ سربازان امریکایی در ویتنام که قسمتی از مهمات در آنجا نگهداری میشد روی یکی از اتاقها این اخطار به چشم می‌خورد:
"انبار مهمات. لطفا آهسته در بزنید."

8- یکی از گدایان هند این تابلو را بر سینه خود نصب کرده بود:
"از پذیرفتن سکه‌های تقلبی معذور هستم!"

9- در یکی از رستوران‌های قدیمی سوئیس این آگهی به چشم می‌خورد:
"دزدیدن هر گونه کارد و چنگال و نمکدان برای توریست‌ها آزاد است."

10- در یکی از جاده‌های جنگلی امریکا که محل رفت و آمد گوزن‌ها است این تابلو وجود دارد که:
"گوزن‌ها مراقب اتو مبیل‌ها باشید!"

12- این آگهی در یکی از سوپر مارکت‌های فرانسه که این روز‌ها گرانی در آن کشور کولاک می‌کند به چشم می‌خورد:
"اگر می‌خواهی فردا یک "فرانک"منفعت کنی هر چیزی را امروز بخر:"

زکریا فتاحی 02-28-2009 04:58 PM

عشق از زبان بزرگان جهان
 
عشق نیرویی است که قلب را می سازد. قلب ما نمی تواند عشق بسازد."جبران خلیل جبران"
آنجا که نفرت هست، امکان عشق هم هست. فقط کافی است از میان این دو یکی را انتخاب کنیم."پائولو کوئیلو"
نه تنها دوست دارم دوستم بدارند، بلکه دوست دارم بشنوم دوستم دارند."جرج الیوت"
عشق شاه کلید دروازه های شادمانی است."الیور ونرل هولمز"
در مجلس عشاق قراری دگرست/وین باده ی عشق را خماری دگرست/آن علم که در مدرسه حاصل کردند/کاری دگرست و عشق کاری دگرست."جلال الدین محمد مولوی"
برخی که عاشقان به شب راز کنند/گِردِ در و بام دوست پرواز کنند/هر جا که دری بود به پب در بندند/الاّ در عاشقان که شب باز کنند."عین القضات همدانی"
قلب تو باید از روی میل و اراده آرزو کند که با عشق، به خدا خدمت کند."پال توئیچل"
گاهی سخنم به صد جنون بنویسید/گاه از سر عقل ذوفنون بنویسید/گر از فُضلایند، به زر نقش کنند/ور عاشق زارند، به خون بنویسید."فرید الدین عطاّر"
عشق نخستین، چیزی نیست جز کمی حماقت و مقدار زیادی کنجکاوی."جرج برنارد شاو"
مکن پنهان ، ز رخسارت هویداست/که شب را تا سحر بیدار بودی/تو را عشق این چنين بر باده داده/مگر از زندگی بیزار بودی؟"فریدون مشیری"
عشق بدون تباه کردن «من»، «ما» می آفریند."لئو بوسکالیا"
پیام من عشق است. پیامی ساده که هیچ پیچیدگی ندارد. هیچ آیین و تشریفات، اصول اعتقادی و هیچ نظریه ی فلسفی ندارد. پیام من روی کردی است ساده و مستقیم به زندگی. واژه ی کوچک عشق می تواند در بر دارنده ی این پیام باشد."اشو"
این کوزه چو من عاشق یاری بوده است/در بند زلف نگاری بوده است/این دست که بر گردن او می بینی/دستی است که بر گردن یاری بوده است."حکیم عمر خیام"
آن که می گوید دوستت دارم، خنیاگر غمگینی است، که آوازش را از دست داده است.ای کاش عشق را
زبان سخن بود."شاملو" تو را من زهر شیری خوانم ای عشق/که نامی خوش تر از اینت ندانم/وگر-هر لحظه- رنگی تازه گیری/به غیر از زهر شیرینت نخوانم."فریدون مشیری"
تکه ای از عشق را دو انگشتی بردار، خواهی دید از تمامی کاخ های دنیا برایت لذت بخش تر است."افلاطون"
کودکی پنج ساله می گذشت. لبخندم را پاسخ داد و گفت :عشق یعنی پدرم، مادرم. فقط پدر و مادرم هستند که عشق را می شناسند."جبران خلیل جبران"
عشق از ظرافت زن می کاهد و بر ظرافت مرد می افزاید."ژان پل ریشتر"
اگر تنها بتوانی چنانکه باید عشق بورزی شادترین و توانا ترین موجود در جهان خواهی بود."امر فولکس"

parastu 03-13-2009 11:54 PM

گفتگو با اولین بانوی خلبان ایرانی
 
گفت و گو با اولین بانوی خلبان ایران

شنیدن حضور یك زن در حرفه خلبانی شاید باور كردنی به نظر نیاید، به ویژه آنكه بشنوید این زن، خلبان یك جت تیزپرواز از نوع جت فالكن (jet falcen)(1) هم هست.
البته متعجب تر می شوید وقتی بشنوید این بانو، مسوولیت پرواز(Flight Check)– بازرسی كلیه دستگاه های ناوبری فرودگاه های مختلف كشور – را هم بر عهده دارد.
خانم ده بزرگی، چه شد كه به فكر پرواز افتادید؟

من از زمان كودكی به این كار علاقه داشتم. برای من فرقی نداشت كه حتماً خلبان بشوم یا چترباز و … به هر چیزی كه به هوا و فضا مربوط می شد، علاقه نشان می دادم و به این موضوعات زیاد فكر می كردم. همان طور كه گفتم، مدام به كاری می اندیشیدم كه در آسمان باشد، ولی زیاد به ریز ماجرا پایبند نبودم. شاید هم فكرم نمی رسد كه واقعاً باید به چه فكر كنم و یا خواسته ام در آینده چیست؟ اصولااین علاقه از بچگی در ذهنم بود.
یعنی فقط در آسمان بودن هدف شما بود؟

نه، دلیل دیگری هم داشت، همیشه دوست داشتم شغلی ماورای دیگران داشته باشم!! اگر حمل بر خودستایی نمی كنید از همان كودكی هر شغل و حرفه ای را كه می دیدم و می شنیدم به خودم می گفتم خوب، این شغل ها را همه دارند، پس باید به دنبال چیزی باشم كه هیچ كس دیگر نداشته باشد. البته این تفكر مربوط به دوران كودكی و نوجوانی ام می شود، ولی در پاسخ به سؤال شما باید عرض كنم، انگیزه اصلی ام همان علاقه بود و بس.
از چه سالی به علاقه تان رنگ واقعیت دادید؟

از سال 1353 وارد این كار شدم، اما در آن سال هنوز موفق به اخذ دیپلم نشده بودم و در دوره دبیرستان هم واقعاً به این كار علاقه مند بودم. در هنگام تعیین رشته هم، می دیدم كه به هیچ یك از این رشته ها علاقه ندارم و مرتب با خودم می گفتم این رشته ها را نمی خواهم.
بعد…؟

بعد ، در یك مقطعی (یعنی قبل از انقلاب) برای اشاعه فرهنگ، مركز آموزش فنون آن ایام «باشگاه خلبانی» نام داشت، از مدارس مختلف، دانش آموزان نسبتاً ممتاز را به همراه شاگردانی كه مسؤولان مدرسه از آنها رضایت داشتند انتخاب می كردند تا از صفر وارد این رشته تحصیلی شوند.
از صفر یعنی چه؟

یعنی كسی نمی توانست از ابتدا بگوید كه می خواهم با هواپیما بپرم. می بایستی از ب بسم الله آموزش را فرا می گرفتی و آموزش هم شامل مدل بود، بعد هواپیمای گلایدر و… به عبارتی، می بایستی هواپیما سازی به شكل مدل را فرا می گرفتیم تا بتوانیم مراحل بعدی آموزش را سپری كنیم و در نهایت به آموزش تئوری و عملی پرواز می رسیدیم.
درباره باشگاه هوانوردی لطفاً بیشتر توضیح دهید.

باشگاه هوانوردی كه هم اكنون «مركز آموزش فنون هوایی » نام دارد، دارای 5 شعبه در شهرهای تهران، تبریز، مشهد، شیراز و اهواز است كه اگر اشتباه نكنم قبل از انقلاب دو شعبه دیگر در شهرهای كرمانشاه و همدان هم داشت كه فعلاً حذف شده اند و هر كس در ایران می خواست خلبان بشود باید از این ***** می گذشت. (این باشگاه یكی از مجهزترین و بزرگترین مراكز آموزش فنون در خاورمیانه است). متقاضیان آنجا می آمدند و آموزش خلبانی را می دیدند و سپس جهت اخذ گواهینامه خلبانی به سازمان هواپیمایی كشوری معرفی می شدند و بعد از دادن امتحانات ، گواهینامه دریافت می كردند و به ارگان های مربوطه معرفی می شدند .
آیا در آن ایام كه اشاره كردید، خانم ها هم حضور داشتند؟

بله، هم خانم ها و هم آقایان بودند، - منتهی بعد از آنكه از *****های مختلف می گذشتیم، از تعداد افراد كاسته می شد. مثلاً بعد از اتمام دوره مدل و گلایدر، خود به خود ریزش وجود داشت و تعدادی هم خودشان تمایلی به ادامه نداشتند.
منظورتان خانم ها است؟

فرقی نمی كرد، حتی آقایان هم مایل نبودند ادامه بدهند. گاهی اوقات مشكلاتی برایشان به وجود می آمد یا اینكه می دیدند استعداد كافی برای این حرفه را ندارند، لذابه آنها اجازه ادامه كار داده نمی شد. این بود كه از هر مقطعی كه می گذشتیم، مثل مدل یا گلایدر و با موتور، به همان نسبت از تعداد آقایان و خانم ها كم می شد و آخرین مرحله آموزش، پرواز با هواپیمای با موتور بود.
اشاره به هواپیمای مدل كردید. یعنی ساخت مدل ، یا به پرواز در آوردن مدل؟

هر دو كار را انجام می دادیم. ابتدا هواپیمای مدل را به صورت كشی می ساختیم و پرواز می دادیم. وقتی این مرحله را تمام می كردیم. آموزش مرحله بعدی آغاز می شد و ما می بایست هواپیمای مدل موتوردار را كه كنترل لاین(Control line) نام داشت می ساختیم و وقتی كه كامل می شد به پرواز هم در می آوردیم و در نهایت به ما گواهینامه مدل اعطا می شد.
راستی نگفتید بالاخره دیپلم تان را گرفتید یا قبل از اخذ آن به باشگاه هوانوردی پیوستید؟

دو سال قبل از اخذ دیپلم برای این كار اقدام كرده بودم. یك سال آن را جهت دوره آموزشی مدل گذراندم و سپس به ما اجازه دادند با گلایدر پرواز كنیم، خلاصه گواهینامه را گرفتم. و وقتی كه تمام شد، تازه آموزش با هواپیمای موتوردار آغاز شد. به این مرحله كه رسیدیم، تعداد خانم ها خیلی كم نشد! در این مرحله پرواز كردن را آموزش دادند در حدی كه ببینند آیا بدن ما آمادگی لازم را دارد؟ یا اینكه آیا اصلاً علاقه ای برای انتخاب این كار به عنوان حرفه داریم؟
دراولین پرواز به صورت آزمایشی همه را می پراندند و سپس ارزیابی می كردند كه ببینند چه كسی هست، كی نیست. چه كسی علاقه دارد و چه كسی ندارد؟
تمام این امتحان ها را انجام دادیم و چون متوجه شدند هم علاقه دارم و هم نسبتاً دانشجوی تنبلی نیستم! اجازه دادند در حالی كه هنوز دیپلم را نگرفته بودم پرواز را با هواپیمای با موتور شروع كنم. سپس همزمان دیپلم خود را گرفتم.
در چه سالی؟

در سال 1355. یعنی قبل از دیپلم، «سلو» شدم و یكسال بعد از دیپلم امتحانCPL را دادم و قبول شدم.
CPL یعنی چه؟

یعنی گواهینامه خلبانی بازرگانی.
اولین عكس العمل خانواده شما چه بود؟

خانواده ام زیاد تعجب نكردند چون تقریباً از نوجوانی این لغت را به كار می بردم كه دوست دارم یك جایی یك راهی باز شود كه این كار را ادامه دهم. البته مادرم زیاد خوشحال نبود، چون خیلی دوست داشت من پزشك شوم.
اطرافیان چه؟

زیاد باور نمی كردند. یعنی علی رغم اینكه می دیدند پرواز هم می كنم ولی به عنوان یك حرفه آن را خیلی جدی نمی گرفتند. ضمن اینكه خودم هم سعی می كردم حرفه ام را پنهان نگه دارم. یعنی اگر كسی نمی دانست نمی گفتم كه كجا می روم و چه درسی می خوانم. هیچی نمی گفتم، مگر اینكه خودشان متوجه می شدند.
آیا از خانم هایی كه با شما همدوره بودند كسی به مرحله اخذ گواهینامه رسید؟

بله، تعدادی به مرحله پرواز با هواپیمای موتوردار رسیدند، ولی متأسفانه هیچ كدام موفق به اخذ گواهینامه در آن زمان نشدند.
شما اصالتاً كجایی هستید؟

پدرم شیرازی است، خودم هم در شیراز متولد شدم. اما بزرگ شده چند شهر هستم.- شیراز، اصفهان و تهران. مادرم اهل تهران (شمیرانات) است اما چون با پدرم ازدواج كرد به تبعیت از پدرم، در این شهرهایی كه نام بردم زندگی می كردیم. ولی من از سال 1356 تا الان در تهران زندگی می كنم.
می توانم سال تولدتان را هم بپرسم؟!

بله، من متولد سال 1336 هستم.
چند تا خواهر و برادر هستید؟

6 تا خواهر و برادر، یكی از برادرهایم در جبهه های جنگ به مقام شهادت نائل شدند.
چند تا فرزند دارید؟

دو تا.
خانم ده بزرگی حالا بفرمایید بعد از اخذ گواهینامه چه كار كردید؟

قبل از دریافت گواهینامه، یعنی در حدی كه «سلو» می شدیم (اولین پرواز خلبان به تنهایی و بدون مربی) مسوولان باشگاه گفتند كسانی كه مایل هستند بمانند و قرارداد ببندند و این كار را به صورت حرفه قبول كنند، چه كسانی هستند؟ در آن ایام از میان قشر خانم ها، من تنها بودم و به اتفاق تعدادی از آقایان استخدام شدیم. بعد از آن به ما گفتند این گزینه را می توانید انتخاب كنید: رفتن به «پارس ایر» یا «ایرتاكسی» یا «ایر سرویس» و یا شغل معلمی در باشگاه خلبانی؟ یكی از اینها را باید انتخاب می كردم.
خب شما كدام را برگزیدید؟

باید اعتراف كنم از آن چیزی كه انتخاب كردم، الان زیاد راضی نیستم، شاید آن موقع چیز دیگری در ذهنم بود. بله، آن موقع گفتم، می خواهم معلم شوم الان می فهمم كه اشتباه كردم چون پیشرفتی نداشت. جز اینكه در این سال ها در واقع عمرم بیشتر تلف شد. از نقطه نظر كاری خیلی سنگین بود ولی پیشرفت زیادی نداشت سایر همكارانم یعنی آقایانی كه به ایرتاكسی یا ایرسرویس رفتند در حال حاضر در آسمان یا ایران ایر هستند و پرواز می كنند، با این كه سابقه خدمتمان یكی است، ولی آنها خیلی زیاد پیشرفت كردند.
با این حساب شما راهتان را جدا كردید و تدریس را انتخاب كردید؟

بله...
در باشگاه خلبانی، چه نوع هواپیماهایی را آموزش می دادید؟

خود باشگاه هواپیمایی، هواپیماهای گوناگونی دارد كه آموزش آنها را به عهده داشتیم از قبیل:
بونانزا(Bonanza)، سسنا(Cessna)، پایپر(pipper)، توباگو(Tobago)، تی بی 21(Tb 21)
آیا این هواپیماهایی را كه نام بردید، دارای موتور هستند؟

بله، تمام اینها هواپیماهای یك موتوره هستند و دو موتوره هم وجود دارد مثل شرایك، كماندر، آیلندر و ...
در حال حاضر نحوه جذب دانشجودر این باشگاه چگونه است؟

تا قبل از سال 1372، دانشجویان خلبانی از ارگان های مختلف معرفی می شدند. ولی از این تاریخ به بعد دانشجوی آزاد هم داشتیم كه برای آموزش ثبت نام می كردند و من به اتفاق دیگر همكاران مرد افتخار آموزش به این افراد را داشتیم.
آموزش، تئوری بود یا عملی؟

آموزش هم به صورت تئوری بود و هم عملی. اما یكسری از خلبانان با دلایل مختلف فقط آموزش عملی را انجام می دادند.
برای خلبان شدن علاوه بر آموزش، آیا آزمایش تندرستی هم می گرفتند؟

بله، برای شروع، ابتدا یك امتحان از ما می گرفتند كه سوالات آن در مورد هوش، زبان، ریاضی، فیزیك و ... بود و علاوه بر آن آزمایشات سخت پزشكی شامل نوار مغز، قلب، چشم، قفسه سینه، گوش و ... را هم انجام می دادند. كه تمام اینها توسط پزشكان معتمد سازمان هواپیمایی كشوری انجام می شود.
به روال كلیشه ای مرسوم، یك خاطره از اولین پروازتان بگویید؟

به نظر من پرواز چه اول، چه آخر، همه اش خاطره است. منتهی پرواز اول شاید خیلی شیرین تر به نظر برسد. یادم است كه در اولین پروازم هوا ابری همراه با باد و توفان بود و ابرهای تیره و تار آسمان را پوشانده بود و من به اتفاق استاد خلبان به پرواز رفتم. واقعا فراموش نمی كنم خیلی لذت بردم. یادم است كه استاد مرتب مانور می كرد ببیند كه آیا حالم به هم می خورد یا نه؟ كه خوشبختانه موفق عمل كردم.
فلسفه ریختن سطل آب بر سر خلبان چیست؟

خود ما هم این فلسفه را از استادان پرسیده ایم عده ای به این صورت جواب داده اند كه: خلبان آن لحظه كه از هواپیما پیاده می شود یك غرور عجیبی سراپای او را فرا می گیرد و برای سرشكن كردن این غرور یك سطل آب سرد بر روی او می پاشند تا به وی بگویند، زیاد مغرور نشو! زیرا روزی كه خلبان مغرور شود، روز سانحه است و عده ای هم گفته اند چون خلبان مرگش مشخص نیست و ممكن است در هوا بمیرد آن سطل آب برای غسل دادن اوست.
در زمان جنگ عراق، چه كار می كردید؟

در زمان جنگ، من در باشگاه خلبانی در مقام معلم خدمت می كردم و نحوه كار ما به این صورت بود كه با نیروی هوایی مشتركاً پروازهایی را انجام می دادیم. در واقع پرواز دیده بان را انجام می دادیم.
هیچ محدودیتی برای زن بودن شما وجود نداشت؟

خیر. من هم پا به پای آقایان پرواز می كردم و ساعت پرواز جنگی ام همسان با بقیه است. ما بنا به نوع مأموریتمان مرتب تقسیم می شدیم. یك گروه در تهران و گروهی در اهواز، اصفهان، دزفول، شیراز و ... پرواز می كردیم و مأموریتمان را انجام می دادیم، آن زمان زیاد احساس ترس نداشتیم. یعنی همه با دل و جان می خواستیم یك جوری به مملكت خدمت كنیم.
آیا در آن هنگام علاوه بر آموزش، مسؤولیت دیگری هم داشتید؟

علاوه بر اینكه معلم بودم در مقام معاون آموزش عملیات باشگاه خلبانی هم فعالیت می كردم.
یعنی مسؤولیت شما شامل آن 5 شعبه بود كه فرمودید؟

بله، یعنی همه شعبات زیر نظر معاون آموزش عملیاتی بودند.
این درست است كه می گویند واژه ترس برای خلبانان مفهومی ندارد؟

اصلاً این طور نیست. بالاخره ما هم انسان هستیم. بله ... شاید در لحظه حادثه نترسیم ولی بعدش تازه
می فهمیم چه خطراتی از سرمان گذشته است.
چه خطراتی در زمان جنگ شما را تهدید می كرد؟

خطرات زیادی داشتیم. مثلاً وقتی وضعیت قرمز می شد و ما در آسمان بودیم، چه خانم و چه آقا طبیعی بود كه بترسیم، ترس از اصابت موشك، هواپیماهای دشمن، خود مشكلات پرواز و ... همه خطر آفرین بودند. ولی در آن شرایط ما باید انجام وظیفه می كردیم. باور كنید گاهی به قدری پرواز می كردیم كه از خستگی جلو رویمان را نمی دیدیم و وقتی پیاده می شدیم، احساس می كردیم می خواهیم زمین بخوریم.
آیا شما پرواز شب هم داشتید؟

آن زمان كه دانشجویان می خواستند گواهینامه خلبانی بگیرند در ملزومات پروازی آنها چند ساعت پرواز شب گنجانده شده بود كه توسط همه معلم خلبانان انجام می شد.
خانم ده بزرگی، من شنیده ام وقتی در شرایط اضطراری سیستم هیدرولیك هواپیما اشكال پیدا می كند، كنترل فرمان ها به سختی صورت می گیرد كه می شود گفت به نیروی فیزیكی قوی نیاز دارد حالا كه شما یك خانم هستید با این مشكل چگونه برخورد می كنید؟

بله خب ... به هر حال خانم ها از بدن ظریف تری برخوردارند ولی طبیعتاً وقتی وارد چنین شغلی می شوند باید آن كاری را كه به آنها محول می كنند انجام دهند. خب شما اگر توانستی در این كار می مانی، اگر نتوانستی باید بروی بیرون. در مورد پاسخ فنی سوال شما باید بگویم كه البته آن موقع در هواپیما مسؤولیت كامل با معلم خلبان بود. ولی حالا در هر پرواز دو تا خلبان است كه در مقام خلبان و سرخلبان (خلبان یك و دو) و اگر چنین موردی پیش بیاید، خلبان های دیگر می توانند همكاری كنند به هر حال هر جور شده باید از پس آن بربیاییم.
آیا تاكنون نظر خارجی ها را در مورد حرفه خود شنیده اید؟

بعضی از كشورها، خانم های ایرانی را خیلی حقیر می شمردند. آنها وقتی فهمیده بودند كه خانمی خلبان است می گفتند برایمان جالب است كه یك زن ایرانی در این حرفه فعالیت كند. آنها همچنین اظهار می داشتند كه فكر نمی كردیم در ایران اصلا خلبان زنی وجود داشته باشد. ما شنیده بودیم زن ها در ایران خیلی محدودند البته باید اضافه كنم كه خوشبختانه از سال 1372 به بعد ورود دانشجو آزاد شد و خیلی از خانم ها استقبال كردند و خیلی ها هم گواهینامه گرفته اند.
از این كه اولین خلبان زن هستید چه احساسی دارید؟

خب به هر حال این واقعیتی است كه اول بودن ناخودآگاه غرور آفرین است، ولی به نظرم انسانیت مهمتر از اولین بودن است.
خانم ده بزرگی بی تعارف بگویم در جاهای زیادی شنیده ام كه كسان دیگری هم ادعای اولین زن خلبان در ایران را دارند، نظرتان در این باره چیست؟

من مجبورم با صراحت عنوان كنم كه اولین زن خلبان گواهینامه دار هستم، ولی خوب بعد از من خیلی ها آمدند و گواهینامه هم گرفتند و هنوز هم این روند ادامه دارد.
صحبت ها از اولین ها شد، و می دانیم اولین ها ذاتاً دارای مشكلاتی بر سر راه خویش هستند؟ از این مشكلات بگویید.

طبیعی است كه هر كس در هر زمینه ای اولین باشد، مشكلاتی در سر راهش است ولی از این خوشحالم كه مشكلات را پشت سر گذاشته ام و این راه را برای بقیه خانم ها هموار كرده ام.
اگر بپذیریم كه شغل بر شخصیت انسان تأثیر گذار است شما كه در ارتفاع بالا همه چیز را كوچك می بینید، آیا در رفتار زمینی تان تأثیری هم گذاشته است؟

بله، ولی این بدین معنا نیست كه خدای ناكرده بخواهم خودم را ماورای دیگران بدانم، بلكه باعث شده نقش مادیات در زندگی ام كمرنگ شود و بیشتر به معنویات بپردازم.
خلبانی را تعریف كنید؟

خلبانی یك هنر است، هنر خیلی قشنگی است، هنری كه ماورای چیزهای دیگر است كه حتماً باید عاشق باشی تا بتوانی با سختی هایش كنار بیایی.
شما علاوه بر شغل خلبانی به حرفه دیگری هم اشتغال دارید؟

بله، در زمینه كاری خودم فعالیت دارم. یكی از كارشناسان دفتر عملیات استاندارد سازمان هواپیمایی كشوری پرواز هستم.
آیا هنوز در باشگاه خلبانی حضور دارید؟

نه حضور ندارم.
پس چه كار می كنید؟

در حال حاضر بر روی هواپیمای جت فالكن پروازهای(flightcheck) را انجام می دهم، بدین معنی كه كلیه دستگاه های ناوبری فرودگاه های مختلف را بازرسی می كنیم.
پس با این حساب شما اولین زن خلبان هواپیمای جت هم در ایران هستید؟

بله...
شما در مورد پروازflightcheck مشكلی ندارید؟

به لطف خدا با كار خیلی سنگین و سخت است اما به خاطر همكاران خوبی كه دارم و محیط بسیار صمیمی این كار توسط خلبانان همكاری مهندسان پرواز و گروهflightcheck به خوبی انجام می شود.
به نظر می رسد همسرتان هم خلبان است؟

بله.
آیا در خانه هم با یكدیگر بحث پرواز دارید؟

بله، در اوقات بیكاری با یكدیگر بحث پرواز داریم و برخلاف سایر خانواده ها كه در مورد مسایل غیر كاری بحث و تبادل نظر می كنند، ما فقط در باره پرواز و دانش آن با هم گفت و گو می كنیم.
آیا شما ازدواجتان را در آسمان ها جشن گرفتید؟

نه اما بعد از ازدواج یك پرواز به همین مناسبت داشتیم.
با توجه به اینكه ممكن است روزهایی از هفته پرواز همزمان داشته باشید، حتماً از مشتریان پر و پا قرص رستوران های اطراف منزلتان هستید؟

بله، البته من خودم آشپزی هم می كنم و از این نظر مشكل چندانی ندارم.
به عنوان آخرین سؤال موفقیت تان را مدیون چه كسی می دانید؟

اول توكل به خدا و بعد هم حمایت خانواده.
پی نوشتها:

1- هواپیمای جت فالكن از نظر سرعت، قابلیت پروازی و همچنین مانورهای هوایی مانند جت های شكاری است و پروازبا آن نیاز به مهارت ویژه ای دارد.

sheida.jojo 03-19-2009 08:03 PM

عدد 8 در سال 88
 
در سال 88 یه تاریخ خیلی جالب تو تقویم وجود داره :

ولادت امام هشتم ( حضرت رضا ع ) اونم تو تاریخ 8/8/88 !! :eek: :eek: :)

shabhaye_mahtabi 04-01-2009 10:54 PM

شما تحت تاثیر چه فلزی هستید
 
شما تحت تاثیر کدام فلز هستید ؟



متولدین فروردین : آهن

فلز زندگی متولدین فروردین آهن است که 9 برابر دیگران به آنها قدرت می دهد و شانس و موفقیت آنها را در زندگی نه برابر می کند . انرژی و اشتیاق روانی انها می تواند همچون مشعل فروزانی ٬ راه را برای دستیابی به آرمان های بزرگی که در سر می پرورانند روشن نماید. آنها پیشگامانی هستند که همواره دیگران را به سمت هدفی نایافتنی هدایت می نمایند.متولدین فروردین کمتر به دنبال اندوختن ثروت هستند.ولی اگر شروع به مال اندوزی کنند با چنان سرعتی پیش می روند که وقت نمی کنند بایستند و پول ها را بشمرند. در زمینه پول ٬ زمان و حتی لباس خود بسیار دست و دلبازانه عمل می کنند و هر قدر هم فقیر باشند همیشه چیزی برای بخشیدن دارند. آنها اعتقاد دارند که وقتی به دیگران کمک می کنند نه فقط خرسند می شوند بلکه این عمل آنها باعث می شود که دیگران هم متقابلا کاری برای آنها انجام دهند.

متولدین اردیبهشت : مس

فلز ماه اردیبهشت مس است که رسانای برق و گرماست و بعد از گذشت سالها همچنان درخشان باقی می ماند. در زندگی خانوادگی حاکم ورئیس است و هیچکس جرات ندارد آرامش او را بر هم زند. او مانند زمان صبور است و مانند جنگل عمیق ٬ واز چنان قدرتی برخوردار است که قادر است کوه را جابجا کند ولی آدمی لجوج و یکدنده است. این افراد معمولا از چیزهای کوچک خوششان نمی آید واز همین رو دلبستگی خاصی به عشق پایدار و ثروت دارند.

متولدین خرداد : جیوه

فلز سرد جیوه در متولدین خرداد تمایلات دوگانه ای را به وجود می آورد مگر آنکه خودش جلوی آین کارها را بگیرد و به ندای قلب خود گوش کند. هنگامی که عمیقا به دنبال علت بی حوصلگی متولد خرداد بگردید در می یابید که او همیشه در پی هدفی است ولی مشکل اساسی او این است که هدف را نمی شناسد . متولد خرداد از تخیل بسیار قدرتمندی برخوردار است و به همین خاطر اهداف زیادی را در سر می پروراند. ذهن متولدین خرداد همیشه به کاری مشغول است و به همین دلیل بیش از دیگران به استراحت نیاز دارد . آنها با آنکه نسبت به بی خوابی حساس هستند ولی هیچگاه به اندازه کافی نمی خوابند.

متولدین تیر: نقره

فلزوجودی متولدین تیر ٬ نقره است که علیرغم تشابه با سایر فلزات از خصوصیات ویژه گرانبهایی برخوردار است. آنها قلب مهربانی دارند و نیاز دیگران را به خوبی حس می کنند و به آن اهمیت می دهند و می خواهند به دیگران کمک کنند ٬ اما در ابتدا منمتظر می شوند تا ببیند کسی دیگری پیدا می شود که پیش قدم شود چون دوست ندارد پول و وقت خود را صرف چیزی کنند که نیازی به آن نیست. اما اگر دریابد که کس دیگری آستین خود را بالا نزده است آنگاه در آخرین لحظه دست به کار می شود . او می گذارد که دو بار زیر آب فرو روید ٬ ولی بار سوم شما را نجات می دهد . او خیلی رئوف است و نمی گذارد غرق شوید.

متولدین مرداد: طلا

متولد مرداد در دوستی بسیار وفادار است و درموقع دشمنی آدم منصف و قدرتمندی است . او چه ساکت باشد ٬ چه خودنما ٬ فردی خلاق ٬ مبتکر و قدرتمند است . چون او از طلای خالص است به همین دلیل ما ٬ گاهی خودخواهی ٬ تکبرو تنبلی او را نادیده می گیریم .متولدین مرداد در مورد پول هیچگونه احتیاطی به خرج نمی دهند ٬ بسیار ولخرج هستند و حتی اگر پول زیادی نداشته باشند شیک می پوشند و زندگی شان لوکس است و برای تفریح و سرگرمی خود زیاد خرج می کنند. اگر کسی از آنها پول بخواهد به او می دهند و اگر نداشته باشند از دیگری قرض می کنند و به او می دهند.

متولدین شهریور: جیوه

اگر درجه حرارت محیط مناسب باشد ٬ متولدین شهریور علیرغم اینکه ظاهرا ترکیبی از فولاد و یخ به نظر می رسند ٬ در اثر عواطف اطرافیان ذوب خواهند شد . آنها بدون تردید انسانهایی صادق و قابل اعتمادی هستند ولی زمانی که نخواهند به جایی بروند و یا کار خاصی را انجام دهند ٬ به راحتی می توانند خود را به مریضی بزنند. در چنین مواقعی استعداد نمایی آنها در زمینه هنرپیشگی هویدا می شود. متولدین شهریور از عکسهای خود ایراد می گیرند و در مورد سر و وضع خود وسواس شدیدی دارند ٬ همیشه سر و وضعی مرتب و پاکیزه دارند و در مورد لباس بسیار سخت گیر هستند.

متولدین مهر : مس

متولدین مهر سودمندی فلز مس را که فلز هم آهنگی آنهاست بازتب می دهند. از هر گونه بی ادبی و بی نزاکتی تنفر دارند ولی با وجود این اگر تابلویی روی دیوار خانه تان کج باشد ًنرا صاف می کنند و اگر صدای تلویزیون تان زیاد باشد آن را کم می کنند . آنها عاشق مردم هستند ولی از اجتماعات بزرگ بدشان می اید.مانند کبوتران صلح دائم این طرف و آنطرف می روند.و به میانجیگری می پردازند و صلح و صفا برقرار می کنند.انسانهایی بامحبت و دلپذیر هستند ولی گاهی اوقات بداخلاق واخمو می شوندو از دستور دادن به دیگران خوششان می آید.

متولدین آبان: آهن

در بین متولدین آبان آدم عصبی و بی قرارخیلی کم دیده می شود و این در اثر فلز درونی شخصیت آنهاست ٬ با وجود این آنها خیلی رقیق القلب بوده و نسبت به افراد ناتوان و درمانده خیلی دلسوز هستند. متولدین آبان هرگز هدیه یا محبت کسی را فراموش نمی کنند و فورا در جستجوی جبران آن برمی ایند.از طرف دیگر ظلم و بی عدالتی را نیز فراموش نمی کنند و در مقابل ان واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهند. به خانواده و روابط خانوادگی اهمیت زیادی می دهندو رفتارشان با کودکان ملایم و عطوفت آمیز است.

متولدین آذر : قلع

در میان متولدین آذر به ندرت می توان کسی را پیدا کرد که شوخ طبع و بذله گو باشد و همین تعداداندک نیز که در گفتن لطیفه چنان خام هستندکه هیچ کس به آنها نمی خندد. اگر چه متولدین آذر حافظه ای بسیار قوی دارند ولی گاهی فراموش می کنند که کت خود را کجا گذاشته اند آنها هرگز نمی توانند دروغگوی ماهری باشند هیچ کس حتی برای یک لحظه نمی تواند دروغ آنها را باور کند. ریا کاری و دروغ گویی اصلا با مزاج آنها سازگار نیست و هر وقت سعی به انجام این کار نمایند به زودی دستشان رو می شود . متولدین آذر ٬ چه کم رو چه پررو ٬ ر زمینه عشق همیشه آماده اند که شانس خود را امتحان کنند و خود را به آب و آتش بزنند.

متولدین دی : سرب

اگر چه فلز درونی متولد دی او را به فردی بسیار محکم تبدیل ساخته است اما او فردی خجالتی است که روحیه ای لطیف و حساس دارد. متولد دی همه کسانی را که باعث صعود آنها شده اند بسیار ستایش می کنند . آنها خواستار پیروزی و موفقیت هستند و به سنتها و آداب و رسوم احترام می گذارند. در شخصیت متولد دی همیشه اندکی افسردگی و غم همراه با جدیت وجود دارد. اما هیچ یک از این دو خصوصیت باعث نمی شود که اواز انضباط جدی دست بر دارد . متولد دی به حدی لایق و کارآمد است که به راحتی می توانید زمام امور را به دستش بسپارید.

متولدین بهمن: اورانیوم

فلز درونی متولدین بهمن یک فلز حقیقی نیست و یک ماده رادیواکتیو است که فقط در ترکیبات یافت می شود . اورانیوم می تواند موجب انفجارات عظیم و زنجیره ای گردداز همین رو تلاش برای محدود کردن آنها و مجبورساختن شان به انجام کاری مثل کوشش برای به دام انداختن طوفان زمستانی در یک بطری است . متولدین بهمن عقیده خود را خیلی رک و بی پرده به زبان می آورد ولی هرگز سعی نمی کند عقیده اش را به شما تحمیل کند. یک بهمنی برای احساس امنیت دور و اطراف خود را شلوغ می کند و دوستان زیادی دارد ولی گاهی اوقات به یکباره در پیله تنهایی خود فرو می رود و دلش می خواهد تنها باشد.

متولدین اسفند: قلع

فلز متولد اسفند ٬ آهن ٬ جیوه ٬ طلا و یا سرب نیست بلکه آلیاژی از فلزهاست که نشانگر غیر واقعی و توهم آمیز بودن این افراد است. آنها قوی تر از آن هستند که می پندارید و عاقل تر ازآن که می شناسید ولی تا زمانی که خودشان راز وجود شان را کشف نکنند ٬ راز آنها همواره پوشیده و مخفی باقی خواهد ماند. یک متولد اسفندتمایل چندانی به آرزوهای دنیوی ندارد٬ همچنین برای مقام ٬ قدرت و یا رهبری ارزشی قائل نیست و ثروت و مال دنیا برای او جذابیتی ندارد. او به آینده هیچ اشتیاقی ندارد و نسبت به آن بی خیال است. در مورد گذشته نیز دانشی شهودی دارد و در مورد امروز شکیبا و مقاوم است.
با تشکر فریبا

honey69 04-12-2009 08:40 AM

عاشقانه
 
:53:
0در آن زمان که امیدت برید از همه جا . ببین او کیست امیدت. بدان که اوست خدا ...♥:53:
گر می نخوری طعنه نزن مستان را
بنیاد مکن تو حیله و دستان را
تو غره بدان مشو که می نخوری
صد لقمه خوری که می غلام است آن را*:53:
ای دل تو به ادرک معنا نرسی
در نکته زیرکان دانا نرسی
امروز می و جام بهشتی می ساز
کانجا که بهشت است رسی یا نرسی*:53:
نه یادم می کنی نه می روی یاد
به نیکی باد یادت ای پریزاد
عجب نبود کنی فایز فراموش
فراموشی است رسم آدمیزاد*:53:
بدون اراده متولد می شویم با حیرت زندگی می کنیم وسپس با حسرت میمیریم اما آنچه که هرگز فروغش رنگ فنا نمی پذیرد دوستی های پاک و بی آلایش است تقدیم به بهترین*:53:
چه رنجی ست لذت ها را تنها بردن... و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن ....... و چه بدبخت آزاد دهنده ایست تنها خوشبخت بودن .....*
چشم هایم را به آسمانی که خدایت در آن است دوخته ام و دست های خسته ام را سوی او دراز کرده ام و از تو می خواهم که بیایی و مرا از عطر نفسهایت لبریز کنی بیایی و مرا به سرزمین آبهای نقره ای ‍. به سرزمین آرزوها ببری و امشب باز به گذشته می نگرم آنجا که در اوج ناامیدی سر راهم قرار گرفتی و با نگاهت قلب یخ بسته ام را گرما بخشیدی و امشب چون گذشته تمام حرفهایم برای توست آه ... پس کی می آیی چشمهای خسته ام انتظار آمدنت را می کشند ؟ ..*
خواستم خودمو گول بزنم . همه ی خاطراتم رو انداختم یه گوشه ای و گفتم : فراموش ... یه چیزی ته قلبم خندید و گفت : یادمه*
عشق یعنی پاکی و صدق و صفا
خودشناسی حق شناسی از وفا
عشق یعنی دور بودن از خطا
بنده بودن خلوت دل با خدا
عشق یعنی نفس را گردن زدن پاک
و طاهر نوشتن روح و بدن
عشق یعنی صیقل زنگار دل
دیدن اسرار غیب در جام دل *:53:
سه چیز در زندگی هیچگاه برنمی گردد : زمان.کلمات. موقعیت ها
سه چیز در زندگی هیچگاه نباید از دست بروند : آرامش. امید و صداقت
سه چیز در زندگی هیچگاه قطعی نیستند : رؤیاها.موفقیت و شانس
سه چیز در زندگی از باارزش ترین ها هستند : عشق . اعتماد به نفس و دوستان *:53:
وقتی خاطره های آدم زیاد میشه دیوار اتاقشون پر عکس میشه اما همیشه دلت واسه اونی تنگ میشه که نمی تونی عکسشو به دیوار بزنی*
در دنیایی که مردمانش عصا از دست کور میزنند من خوش باور آنجا محبت جستجو کردم*
اونی که از معرفت و مردانگی دم می زند بی هوا از پشت به آدم خنجر می زند
از زندگی وب بگیر تو پروفایل قلبت یه قلبه تیر خورده بذار و بگو عاشق عشق هستی و عاشق عشق باشین در مسنجر قلبت عشق رو اد کن و به احساسات زیبایی پی ام بده غم رو دلیت کن و وا‌ژه بدی رو رینیم کن برای غرورت اف بذار و بگو بشینه آخه ( دنیا دو روزه )*
هرچی هستی همون باش هر چه نیستی نگو کاش *
:53::53::53::53::53:تقدیم به شما

SonBol 04-12-2009 06:23 PM

عکسهایی از امضا های افراد مشهور هالیود
 
عکسهایی از امضا های افراد مشهور هالیود



زکریا فتاحی 04-13-2009 12:17 PM

متنی کوتاه اما جالب و پر محتوا
 
{پپوله} امــــــــــروز عصر، يه قديمي توی اين جنگل پشت خونه ام زدم، همين جوری داشتم قدم ميزدم، ديدم جلوتر يک زن و شوهر پير کنار هم ميرن! خيلي جالب بود، من هر چقدر دقت کردم که ببينم کي به کي تکيه داده و برای راه رفتن از اون يکي کمک ميگيره نفهميدم! توی يه دست عصا و توی اون يکي، دست يار! شايد هم منظور از به هم تکيه دادن هميني بود که من داشتم ميديدم.

من خيلي به اين موضوع فکر ميکنم که آيا وقتي آدم سنش بالا ميره، بيشتر به مرگ فکر ميکنه يا نه؟ مثلا" کسي که هشتاد سالش هست آيا هر روز که ميخوابه به اين فکر ميکنه که شايد اين آخرين روزی باشه که زنده هست؟

راستـــــــــــي اگه يه روزی يه نفر با يه پاکت نامه جلوتون ظاهر بشه و بگه توی اين نامه تاريخ مرگتون نوشته شده با سال و روز و ساعت و ثانيه اش، چي کار ميکنيد؟ و البته اين رو مطمئن باشيد که همه چيزی که توی اون نامه نوشته شده صحت داره؟ آيا نامه رو باز ميکنيد و از تاريخ مرگتون باخبر ميشيد و يا اينکه ..... شايد اگه من چنين فرصتي بهم پيش ميامد، پاکت نامه رو ميگرفتم! هر چند حتي اگه فرصت کمي برای زندگي کردن داشتم، احتمالا آدم ميتونست بهتر برنامه ريزی کنه!

شايد اين سئوال رو بارها از شما کردند که اگه يه هفته يا يه سال ...... از عمرت باقي بود چي کار ميکردی؟! ميدونم که همه بهترين کارها رو ميخوان بکنن، ميخوان همه رو ببينن ... ميخوان با همه خوب باشن .. ميخوان فلان کار رو بکنن ..... مگه نه؟!

يعنـــــــــــي واقعا" برای خوب بودن و بهتر زندگي کردن احتياج به تاريخ انقضا داريم؟{پپوله}

Knazari 04-15-2009 07:02 PM

iPhone و iPod در منزل گیتس ممنوع است!
 
وقتی پدر شما یکی از ثروتمندترین مردان جهان باشد، زندگی حتماً بر وفق مراد خواهد بود، اینگونه نیست؟! شما می توانید به هر کدام از فروشگاههای مایکروسافت که می خواهید وارد شوید برای خود انواع نرم افزارها از جمله ویندوز 7 را به رایگان و زودتر از همه انتخاب کنید، سفارش یک دستگاه Xbox 360 را بدهید و یا حتی یک کامپیوتر تمام لمسی از نوع Microsoft Surface با خود به خانه ببرید، چگونه می توان گفت که زندگی خوبی نداشته باشید!

خب تنها در یک مورد است که زندگی برای شما تلخ می شود و آن زمانی است که طرفدار محصولات اپل باشید. در آخرین مصاحبه ای که ملیندا گیتس، همسر بیل گیتس انجام داده چنین گفته است: "در خانه ما چیزهای بسیار کمی برای بچه ها محدود شده است. اما آی پود (iPod) و آی فون (iPhone) دو چیزی هستند که بچه ها نباید حرفش را بزنند."

با این وجود، ملینا این امر را پنهان نمی کند که داشتن یک آی فون برای او نیز امری وسوسه کننده است.

شما چه فکر می کنید؟ آیا بیل گیتس این اجازه را دارد که محصولات شرکت رقیب را در خانه شخصی خود برای فرزندانش ممنوع کند؟ آیا استیو جابز نیز چنین کاری را در خانه انجام می دهد ؟!

Knazari 04-27-2009 12:35 AM

مقصران اصلي بحران اقتصاد جهان اين 10 نفر هستند !
 
نمی توان انفجار حباب مسکن و ورشکستگی بازارهای مالی را ناشی از تصمیم اشتباه یک نفر دانست. غیرممکن است که بتوان انگشت اتهام را روی یک نفر نشانه رفت. اما با این حال تایمز سعی کرده اندکی شفاف سازی کند. در زیر به 9مرد و یک زن اشاره شده که مقصر اصلی بحران بشمار می روند.



1-دیک فالد

دیک فالد میلیاردر 62ساله، ستاره ورزش اسکواش هنگام ورشکستگی شرکت برادران لمن در سپتامبر سال 2008، مدیر ارشد بود. این فرد که وحشتناک ترین مرد وال استریت خوانده می شود بخاطر انداختن شرکت برادران لمن در گرداب وام های درجه دوم (بی پشتوانه) و دیگر دارایی هایی که ارزش آنها طی دوره محدودیت اعتباری (credit crunch) سقوط کرد، شدیدا ملامت شد.



2- هنگ پالسون

اگر دیک فالد مسئول سقوط برادران لمن است، هنری پالسون وزیر خزانه داری سابق آمریکا، شریک جرم است زیرا او بود که اجازه این کار را داد.



3- آلن گرینزپن

آلن گرینزپن بخاطر مدیریت اقتصاد آمریکا، هنگامی که وی مسئولیت خزانه داری آمریکا را به عهده گرفت، مورد تشویق و احترام بسیاری قرار گرفت اما از آن پس زیر ذره بین رفت. بعد از یازده سپتامبر او مسئول کاهش نرخ سود تا نزدیک صفر در آمریکا شد و قرار بود جهان را مملو از پول آسان کند. آیا این راه را برای یک به اصطلاح «سونامی اعتباری» هموار نکرد؟؟! در اکتبر سال پیش او گفت: من تصور کردم که سود شخصی سازمان ها، خصوصا بانک ها و... آنقدر است که بتوانند از سهامداران خود حمایت کنند و اشتباه کردم.



4- جان تینر- هکتور سانتس

جان تینر مسئول مرجع ناظر مالی (بانک خدمات مالی) FSA بود و تا سال 2007 مسئولیت دشوار نگهبانی از خدمات مالی انگلیس را برعهده داشت تا اینکه این مقام به هکتور سانتس واگذار شد. فعالیت های بانک نورترن راک از چشم این سازمان پنهان ماند و آنها وام خرید عمده خود را تماما به اوراق بهادار تبدیل و استفاده کردند که منجر به سقوط ناگهانی آنها شد.



5- فردگود وین

بدترین بانکدار دنیا، رویال بانک اسکاتلند (RBS) را که دومین بانک بزرگ بریتانیا بود به زانو درآورد. سال گذشته این بانک دو میلیارد دلار خسارت شرم آور را اعلام کرد که در تاریخ بریتانیا بی نظیر بود. اقتصاددانان و تحلیل گران درباره پس لرزه های آن در تمام بدنه کشور هشدار دادند. در اواسط ماه ژوئن مالیات دهندگان مشاهده کردند که سهم آنها ناگهان با جهش بزرگی از 58درصد به 70درصد رسید. فرد RBS را در سال 2000 وارد بازی کرد و بلافاصله شروع به افراطی گری کرد. او در مدت هفت سال با بیش از 35میلیارد پوند 26بانک را در اختیار گرفت، از جمله نات وست Nat West و بانک چین. در سال 2006 قیمت سهم آن به 13پوند رسید. اما هنگامی که در 28 ژانویه داد و ستد تعطیل شد سهام RBS به 9/15پنی بی ارزش رسید.



6-گوردن برون

همانطور که همه می دانند گوردن برون حدود 10سال پیش طی یک سخنرانی در دانشگاه هاروارد بحران اقتصادی جهانی را پیش بینی کرده بود. اما متاسفانه او کار زیادی برای جلوگیری از آن نکرد. او در روزهای طلایی UK وزیر خزانه داری بود و با تشویق افزایش تورم در قیمت خانه و پخش کردن اعتبار، سوخت کافی برای انفجار حباب اقتصادی جهان را فراهم کرد. اقتصاددانان او را مقصر این کار می دانند.



7-جورج بوش

جورج دبلیو بوش شاهد پاشیده شدن بذر انفجار بزرگ اقتصادی در زمین دوران طلایی بود اما هیچ اقدامی برای آن نکرد. سال گذشته او در پی هشداری به بانکداران نیویورک در زمینه مشکلات پیش روی اقتصاد آمریکا گفت: وال استریت مست شده است... سؤال اینجاست که چقدر طول می کشد تا به هوش بیاید و دست از این کمک های مالی بی برنامه بردارد.



8-کتلین کوربرت

آژانس های نرخ اعتبار به دلیل عدم پیگیری جدی مسائلی مانند وام های بدون پشتوانه که سرمایه گذاران طی سالهای پررونق مسکن با میلیون ها دلار مبادله می کردند مورد انتقاد قرار گرفت. آژانس های بزرگ به گرفتن تعهد از سرمایه گذاران و عدم ارزیابی ریسک موجود در تبدیل دارایی ها به اوراق بهادار متهم شدند. کوربرت قبل از استعفای خود زیر فشار انتقادهای سال 2007 رئیس بزرگترین آژانس نرخ اعتبار بنام Standard Poors بود. منتقدان می-گویند که SP و رقیب اصلیش Moodyصs همانند آژانس های دیگر بر سر بهره اختلاف و نزاع دارند زیرا مشتریان آنها اوراق بهاداری را بیرون دادند که توسط تحلیلگران آنها ارزیابی شده بود.



9- هنک گرینزبرگ

یک «هنگ» دیگر! با این تفاوت که این یکی رئیس AIG ، بزرگترین شرکت بیمه دنیا است که می بایستی با 74میلیارد پوند توسط دولت آمریکا نجات پیدا می کرد، درست بعد از سقوط لمن برادرز. گرینزبرگ از 7196 تا 5200 روی کار بود، زمانی که بیمه گران کاملا درگیر دنیای تاریک معاملات اعتباری شدند. هنک گرینزبرگ با پافشاری از دولت آمریکا تقاضای کمک برای نجات شرکتش کرد و گفت: این شرکت از نظر مالی سالم است فقط مشکل نقدینگی دارد. هیچ سازمانی در جهان چنین ریسکی نکرده بود. شرکتی که استارت بازارها را زد نباید اجازه می داد آنها به زانو درآیند و این اشتباه مرگباری بود.



10- آنجلو موزیلو

موزیلو تا سال 8200 رئیس بزرگترین کمپانی دهنده وام های درجه دوم (بدون پشتوانه) در آمریکا به اسم کانتری واید بود. آنها متهم به بازاریابی گمراه کننده شدند. این وام دهندگام با تحمیل وام به صاحبان خانه ای که توانایی بازپرداخت آن را نداشتند باعث محدودیت اعتباری شدند. گزارشات حاکی از آن است که طی شکوفایی مسکن موزیلو 047میلیون دلار بصورت دستمزد سالیانه و درآمدهای دیگر کسب کرده است. بعلاوه موزیلو در برنامه ای که تحت کنترل یکی از شخصیت های مهم بوده و به موجب آن به سیاستمداران و مقامات رسمی دولت وام هایی اهدا شد، مورد توجه شدید قرار گرفت. ماه پیش بانک آمریکا توافق کرد که کانتری واید را با قیمت 4میلیارد پوند خریداری کند. در همین حین موزیلو قبل از سقوط قیمت سهام کمپانی، 114میلیون دلار از موجودی ذخیره شرکت را تخلیه کرد.



منبع: تایمز آنلاین
مترجم: محمد جعفری

haj_amir 05-06-2009 11:39 PM

حادثه دلخراش جان پیمان ابدی را گرفت
 
پیمان ابدی امروز چهارشنبه سر صحنه فیلم تلویزیونی "رد پایی در بزرگراه" هنگام اجرای صحنه مربوط به جلوه‌های ویژه میدانی گرفتار حادثه شد و از دنیا رفت.

به گزارش خبرنگار مهر، ابدی که در ایران بیشتر به خاطر حضور در صحنه‌های بدلکاری مجموعه آلمانی "هشدار برای کبری 11" معروف شده بود، در پروژه "رد پایی در بزرگراه" به تهیه‌کنندگی علی‌اصغر صدیقی مسئولیت طراحی و اجرای جلوه‌های ویژه میدانی را بر عهده داشت.

قرار بود امروز صحنه سقوط یک اتوبوس به دره‌ای در جاده کن تصویربرداری شود و ابدی وظیفه مهار اتوبوس را بر عهده داشت. اما ظاهرا نقص فنی اتوبوس باعث سقوط آن روی ابدی شده و وی بلافاصله جان خود را از دست داده است.

ابدی پس از حضور در ایران در بسیاری از پروژه‌های سینمایی و تلویزیونی به عنوان بدلکار و طراح صحنه‌های تصادف و سقوط از ارتفاع فعالیت کرد و در نهایت در یکی از همین صحنه‌ها جان خود را از دست داد.

گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری مهر حادثه دلخراش مرگ پیمان ابدی را به خانواده ابدی، دوستان و همکاران آن مرحوم، اعضای انجمن بدلکاران خانه سینما و عوامل پروژه "رد پایی در بزرگراه" تسلیت می‌گوید.

deltang 05-07-2009 08:46 PM

مردی که زن بود !!!
 
در سال ۱۸۱۲، جیمز بری (James Barry) (متولد ۱۷۹۵)، مردی جوان و ریز اندام، مدرک پزشکی خود را از دانشگاه ادینبورگ (Edinburgh) در بریتانیای کبیر گرفت. پس از اخذ مدرک پزشکی در سال ۱۸۱۲ به لندن بازگشت تا در بیمارستان گای اند سنت توماس (Guy and St Thomas) تحصیلات خود را ارتقا داده و در زمینه جراحی تجربیاتی را کسب کند. پس از گذران دوره‏ای کوتاه، این پزشک جوان و نامی به استخدام ارتش در آمده و در سرزمینهایی دوردست (از جمله آفریقا و کانادا و هند) به ارتقاء سطح کیفی بیمارستانها و سلامت مردم و بخصوص افراد ارتش پرداخت.



http://www.salijoon.info/mail/880127/2.jpg



مورد عجیب چه بود؟

جیمز بری، این جراح سرشناس در سال ۱۸۶۵ از دنیا رفت. وقتی مامور به اصطلاح ما مرده‏شور خواست او را برای قراردادن در تابوت آماده نماید، با چیز عجیبی روبرو شد؛ جیمز بری یک زن بود.
هیچ‏کس به اندازۀ همکلاسی‏ها و دوستان جیمز حیرت زده نشده بود. پسری که سالها با وی دوست بوده و با او رفت و آمد داشتند، ناگهان زن از آب در آمده است. بعضی افراد جیمز بری را به دلیل داشتن جثه‏ای کوچک و صورتی ریزنقش، حتی مناسب برای دانشگاه نمی‏دانستند تا جاییکه مسئول گزینش دانشگاه باور نمی‏کرد که سن و سال جیمز به حد دریافت مدرک پزشکی کفاف می‏دهد.

او که بود؟

آقای جیمز بری که نام اصلی وی (خانم) «مارگارت آن بالکلی» است در ایرلند به دنیا آمد. لباسهایی که در سنین کودکی تن او می‏شد اکثرا پسرانه بود و همین روال ادامه یافت تا اینکه تشخیص پسر یا دختر بودن او سخت شده بود. برادر جیمز بری، استاد نقاشی در رویال آکادمی لندن بود اما هیچ کس او را با برادرش اشتباه نگرفت. او علاقۀ شدیدی به تحصیل در رشتۀ پزشکی داشت اما شرایط آن زمان آنطور بود که خانمها نمی‏توانستند در این رشته تحصیل کنند. در نتیجه مارگارت بری تصمیم گرفت خود را به جای پسرها جا زده و مسیر زندگی خود را آنطور که دلش می‏خواست تغییر دهد. او اسم برادرش را بر روی خود گذاشت و به دانشگاه رفت و تبدیل به اولین پزشک زن در تاریخ شد. او با توجه به علاقۀ شدیدی که به کار و تحصیلات خود داشت، هر کجا که می‏رفت در ارتقاء سیستم بهداشت آنجا تلاش می‏نمود و موفقیتهایی را در این زمینه کسب نمود. همچنین با توجه به اینکه در زمان جیمز از بیهوشی و بی‏حسی برای اعمال جراحی بهره‏ای چندان نمی‏بردند، وی به سریع و فرز بودن در انجام اعمال جراحی مشهور بوده است.

مارگارت، برای اطرافیانش دوست خوش مشربی نبود. وی کمی تندخو و حاضرجواب بود. همچنین هر وقت شخصی به صدای ظریف او و یا ظاهرش ایراد می‏گرفت، بعید بود که دعوایی تن به تن رخ ندهد. وی چندین بار به دلیل سرپیچی از فرماندهان خود مواخذه شد اما معمولا با مدارا با وی رفتار می‏شد.

http://www.salijoon.info/mail/880127/1.jpg



خوب است بدانید در همین زمینه فیلمی به نام بهشت و زمین - (۲۰۰۸) Heaven and Earth به کارگردانی مارلین گوریس ساخته شده که برداشتی است از زندگی جیمز بری؛ همچنین مجموعه‏ای مستند با نام A Skirt Through History که بوسیلۀ بی‏بی‏سی منتشر شده، خلاصه‏ای از زندگی جیمز بری را به تصویر کشیده و نیز رمانی با نام جیمز میراندا بری (James Miranda Barry) نوشتۀ پاتریشیا دانکر نیز به زندگی جیمز پرداخته است.

نتیجه گیری :

به نظر من از این داستان واقعی می‏توان بدین صورت استنتاج نمود که اگر انسان هدف خود را اکیدا دنبال کند، اگرچه به قیمت تغییر مسیر زندگی و یا مانند جیمز بری به قیمت جازدن مرد به جای زن تمام شود، دست یافتنی است و با تلاش و پشتکار، یک زن می‏تواند پزشک ارشد ارتش شود، وقتی که تحصیل در رشتۀ پزشکی برای خانمها ممنوع باشد.

پورعلی.نت


اکنون ساعت 02:40 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)