پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 08-05-2011 06:36 PM


چرا وقتی كسی عطسه می كند می گوئیم "عافیت باشد"؟


هر گاه دوستی عطسه كند می گوئیم "عافیت باشد". آلمانیها می گویند "سلامت باشید". ایتالیائیها می گویند "شادی". در كشورهای خاور دور و نزدیك ، مردم دو دستشان را به هم می زنند و سرشان را رو به عطسه كننده، تعظیم كنان، پایین می اورند.
یك توضیح كه در این خصوص داده شده است با خرافات ارتباط پیدا می كند. می گویند این رسمها وقتی پیدا شد كه انسان اولیه گمان میكرد كه روح یا جان هر كس به شكل هوا یادر تنفس او است و در درون كاسه سرجا دارد.
به همین علت ، عطسه ممكن است این روح را برای مدتی كوتاه یا برای همیشه از كاسه سر بیرون كند، مگر آنكه خداوند مانع شود. عبارت "عافیت باشد" ، در اصل ، توعی توسل به خداوند بوده است كه جلوی بیرون رانده شدن روح را بگیرد . عده ای از مردم در برابر عطسه كننده سرفرود می آورند و با این كار می خواستند بگویند كه "امیدوارم روحت از بدنت نگریزد."
ولی برخی از كارشناسان براین باورند كه گفتن عبارت "عافیت باشد" نشانه خرافات نیست. آنها می گویند این رسم از زمانی آغاز شد كه بیماری طاعون سراسر آتن را فرا گرفته بود. عطسه ، معمولا" نخستین نشانه ابتلای شخص به طاعون بود.
رومیها این رسم را باخودشان به بریتانیا بردند. وقتی مردم بریتانیا به طاعون مبتلا شدند ، عبارت "عافیت باشد" را درست با همان منظوری كه آتنی ها به كار برده بودند به زبان می آورند یعنی از خداوند می خواستند شخصی را كه امكان مردن داشت از مرگ نجات دهد.
البته در كنار عطسه ، خرافات بسیاری پدید آمده است از جمله عده ای می گویند ممكن است حوادثی برای عطسه كننده رخ دهد، پس او باید كمی درنگ كند. بروز عطسه نیز در بروز یا عدم بروز حادثه مهم تلقی می شود.

behnam5555 08-05-2011 06:39 PM

به همین راحتی

یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصآ مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتآ به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیرعامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد. پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی رفت و به دفتر مدیرعامل بانک راهنمایی شد. مدیرعامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیرعامل با کنجکاوی پرسید راستی این پول زیاد داستانش چیست؟ آیا به تازگی به شما ارث رسیده است؟ زن در پاسخ گفت خیر, این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که همانا شرط بندی است پس انداز کرده ام. و از آنجایی که این کار برای من به عادت بدل شده است. مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که شما شکم دارید! مرد مدیرعامل که اندامی لاغر و نحیف داشت با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید: مثلآ سر چه مقدار پول؟ زن پاسخ داد: 20 هزار دلار و اگر موافق هستید من فردا ساعت 10صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است. مرد مدیرعامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10صبح برنامه ای برایش نگذارد. روز بعد درست سر ساعت 10صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهرآ وکیلش بود در محل دفتر مدیرعامل حضور یافت. پیرزن بسیار محترمانه از مرد مدیرعامل خواست که در صورت امکان پیراهن و زیرپیراهن خود را از تن به در آورد. مرد مدیرعامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد. وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد. مرد مدیرعامل که پریشانی او را دید با تعجب از پیرزن علت را جویا شد. پیرزن پاسخ داد: من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیرعامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما پیراهن و زیرپیراهن خود را از تن بیرون کند! به همین راحتی می شود از ذهن استفاده کرد.


behnam5555 08-05-2011 06:40 PM


ماسه چگونه ساخته می شود؟

هر گاه تخته سنگ بزرگی در معرض باد ، باران و یخبندان قرار گیرد، متلاشی شود و به ذرات ریزتری تبدیل شود، بطوری كه ابعاذ ذرات مزبور از یك صدم میلی متر تا دو میلی متر برسد، این ذرات را "ماسه" می نامند.
چون ماسه از دانه های بسیار ریز كانیهای تشكیل دهنده سنگها ساخته می شود، هر یك از این كانیها نیز ممكن است در ماسه یافت شود. كانی اصلی ماسه، كوارتزیا در كوهی است چون كانی بسیار سختی ایت و بوفور وجود دارد. بعضی از سنگها تا 99 درصد كوارتز خالص دارند. كانیهای دیگری كه گاه د ر ماسه یافت می شوند.عبارتند از فلدسپار، كالسیت، میكا (تلق)، سنگهای آهن، و مقادیر كمی لعل ، تورمالیز و تپاز
هر جا كه سنگها در معرض باد و باران بوده اند ماسه نیز یافت می شود. یكی از مناطق ما سه خیز اصلی ، ساحل دریا ست. در اینجا تاثیر جذر و مد برسنگها، تاثیر ماسه بادی كه به سنگها می كوبد و تجزیه شدن بعضی از كانیها سنگها به وسیله نمك آب دریا، همگی باعث تشكیل ماسه می شود.
اما چرا در بیابانها ماسه پیدا می شود؟ بیشتر ماسه نرم بیابانها را باد آورده است. در بعضی جاها ممكن است ماسه های بیابان به دنبال تجزیه سنگها تشكیل شده باشد. در بعضی جاهای دیگر، بیابان در گذشته های دور، دریا بوده است و هزاران سال پیش ، پس از عقب نشینی آب، ماسه برجای مانده است.
ماسه ، از مصالح بسیار مفید است. در بتون سازی ، شیشه سازی و سنباده سازی و در شبكه های تصفیه آب به عنوان صافی به كار میرود.



behnam5555 08-05-2011 06:45 PM


کاریکلماتور

۱ـ رویای شیرین کلمات ، کاریکلماتور است.
۲ـ زمستان سر خیلی ها را کلاه گذاشت.
۳ـ نوه ام از مینی «بوس» های من کلافه شده است.
۴ـ موش ، گربه را سر به زیر کرد.
۵ـ لطیف ترین کلمه لبخند است ، آن را حفظ کن.
۶ـ اکثرا در قید حیات هستیم و در بند زندگی.
۷ـ لباس آرزو برای تن خیلی ها گشاد است.
۸ـ شاید شک زیر بنای حقیقت باشد.
۹ـ خط فقر از بی پولی پایین تر آمد.
۱۰ـ از گرسنگی مجبور شد حرص بخورد.
۱۱ـ آدم بی قرار هیچ وقت با کسی قرار ندارد.
۱۲ـ زنبور عسل نیش تلخی دارد.
۱۳ـ خروس از مرغ نوک مدادی خوشش آمد.
۱۴ـ بعضی از راننده ها فقط زبان بوق را قبول دارند.
۱۵ـ هنگام بغض آسمان گل های باغچه خوشحال می شوند.
۱۶ـ برای شستن قالی اول به گل هایش آب داد.
۱۷ـ وقتی گفتم حرف دلت را بزن ، گفت گرسنه ام.
۱۸ـ من با رویا زندگی می کنم و رویا با دیگری.

دوماهنامه ادبی و هنری خیزران شماره اول فروردین و اردیبهشت ماه ۹۰


behnam5555 08-05-2011 06:54 PM


شاعران تهرانی
تا کی ز غم جهان پریشان باشم
وز جور فلک بی سر و سامان باشم
از کجروی چرخ بد اختر تا چند
افتاده به خاک راه یکسان باشم

خواجه ابوالقاسم تهرانی.

پارهای گفته اند تهرانیان سده های نخستین اسلامی خان ههایشان زیر زمین و در انبوه درختان بوده بدان سبب که زندگی آنان از راهزنی کاروانیان ری میگذشته است.
سوای اینکه درستی این سخن خود جای تامل دارد. لیکن با قید صحت آن باز هم شرط انصاف نباشد که به جرم خشونت نیاکان تهرانیان از ذوق و قریحه شاعری و فرزندان این دودمان درگذریم.
تهرانیها بعد از حمله مغول به ری و نابودی آن شهر به این توفیق اجباری دست یافتند که در خلاء آن شهر بزرگ جای آن را گیرند گو اینکه ری بعد از این حادثه غم انگیز و تلخ کوشید تا تن نیمه جانش را راست کند ولی بختش یاری نکرد و هر چه زمان گذشت ناتوان تر شد تا از زمره شهرهای ایران خارج گشت.
در این سقوط تهران فرصت یافت تا به یاری تقدیر و سرنوشتش از دیگر رقیبان قدرش در این گستره، چونان ورامین و دیگر آبادیهای آباد سبقت گیرد تا از خاک به افلاک رسد. از این دوره به بعد آهسته آهسته تهران به راه آبادانی گام نهاد و پابه پای رشد و توسعه اقتصادی و اجتماعی اش صاحبان ذوق و قریحه تهرانی، آنان که مایه شعری داشتند هم مجال پرورش این حس و حال برتر را پیدا کردند و در دوره های بعد شاعرانش پهلو به پهلوی دیگر شاعران این سرزمین شعرپرور و اد بخیز زدند.
شاعران تهرانی به ویژه از سده دهم هجری به بعد کم نیستند که بسیارند، شاید حق مطلب در معرفی آنان ادا نشده باشد.
در این نوشته کوتاه، امیدی از خیل آن بزرگواران را میشناسانیم:
مولانا امیدی تهرانی، نامش مسعود ارجاسب و تخلصش امیدی است. پدر او کدخدای تهران بود، وی را در کودکی برای تحصیل علم نزد مولاناجلال الدین محمد دوانی از قضات دانشمند و محقق آن زمان به شیراز فرستاد. امیدی دروس متداول زمان را آموخت و در طب بیشتر کوشید. او در اواخر عمر به تهران بازگشت و خود در زمره کدخدایان تهران درآمد و در میان تهرانیان احترام فراوانی یافت و مشهورترین باغ آن روزگار تهران را با نام <باغ امید> طرح انداخت. مولانا دوانی بر اثر علاقه به او نامش را به مسعود تغییر داد. امیدی در کنار دیگر آموخته هایش شاعری را نیز خوب آموخت. قصیده را نیکو میسرود. ساقی نامهای دارد با اشعار بلند و متین.
امیدی هم عصر شاه اسماعیل صفوی بود و به سال ۹۲۵ قمری برابر با ۱۵۱۹ میلادی در باغ امید خود به دست جمعی از نوربخشیه (پیروان میرقوام الدین نوربخش) به قتل رسید.

ابیاتی از ساقینامه او:

بیا ساقی آن تلخ شیرینگوار
که شیرین کند تلخی روزگار
به من ده که تلخست ایام من
ز ایام من تلختر کام من
بیا ساقی آن جام گیتی نما
که از جم رسیده است دورش به ما
به من ده که دوران گیتی مدام
ز دستی به دستی رود همچو جام

و با نام <صبح بهار> سروده است:

سپیده دم که از این عنکبوت زرین تار
گسست رابطه تار و پود لیل و نهار
فتاد زاغ زراندود ز آشیان افق
چنانکه مرغ ز نور چراغ در شب تار

نیز گفته است:

شب قصه هجران جگرسوز کنم
روز آرزوی وصل دلافروز کنم
القصه که من بی تو به صد خون جگر
روزی به شب آرم و شبی روز کنم

و یا:

تو ترک نیم مستی، من مرغ نیم بسمل
کار تو از من آسان، کام من از تو مشکل
تو پا نهی به میدان، من دست شویم از جان
تو خون چکانی از رخ، من خون فشانم از دل

روزنامه اعتماد ملی


behnam5555 08-05-2011 06:57 PM


چرا كاخ سفید ، سفید است؟

كاخ سفید ، از روز نخست سفید نبوده یا همیشه كاخ سفید نامیده نمی شده است. اما همیشه اقامتگاه رسمی رئیس جمهور آمریكا بوده است.
این كاخ ، كهن ترین ساختمان متعلق به حكومت فدرال امریكاست كه سنگ بنایش در روز 13 اكتبر 1792 گذاشته شد. طراح این كاخ را یك معمار ایرلندی تبار به نام جمیز هوبان بود كه در مسابقه معماری برای گزینش طرح خانه رئیس جمهور برنده شد.
كاخ سفید در آغاز خانه رئیس جمهور ، بنای رئیس جمهور وحتی قصر رئیس جمهور نامیده میشد . پس چطور شد كه كاخ سفید نام گرفت؟ این كاخ ، در اصل از سنگ سیاه متمایل به خاكستری ساخته شده بود و در جریان جنگ سال 1812 میلادی، سربازان برتیانیا به واشنگتن یورش آوردند و این كاخ را در روز 24 اوریك 1814 به آتش كشیدند . از انهمه فقط دیوار های كاخ برجای ماند.
با نظارت جمیز هوبان، كاخ نوسازی شد و تمام كارهایش در سال 1817 میلادی به پایان رسید. برای آنكه سیاهیهای ناشی از آتش سوزی پوشانده شود، كاخ را سفید كردند از آن روز به بعد این بنا را كاخ سفید نامیده اند ولی فقط در سال 1902 میلادی بود كه تئودور روزولت ، آن را نام رسمی كاخ رئیس جمهور قرار داد. نكته جالب توجه اینجاست كه بسیاری از اتاقهای كاخ سفید را با نام رنگشان می شناسند اتاق ابی ، كه بیضی شكل است اتاق پذیرایی رئیس جمهور و خانواده است اتاق سرخ با اشیائی از دوران امپراتوری آراسته شده است اتاق سبز با اشیایی از دوران ریاست جمهوری جان آدامز و تامس جفرسون تزئین شده است یك مهمانخانه گل سرخ در طبقه بالا وجود دارد كه رئیس جمهور و خانواده اش در آن زندگی می كنند.

behnam5555 08-05-2011 06:59 PM


خزه اسپانیایی چیست؟

بسیاری از مردم در نیمه كره غربی ، خزه اسپانیایی را دیده اند بی آنكه براستی بدانند چیست؟ در جنوب آمریكای شمالی ، خزه اسپانیایی به شكل نوارهایی دراز و خاكستری رنگ دیده میشود كه از شاخه های بلوط، كاج و سرو آویخته شده است.
نكته جالب و شگفت آور اینجاست كه خزه اسپانیایی نه (خزه) است نه (اسپانیایی) است ! این (خزه ) در واقع گیاه گلداری است كه به خانواده آناناس تعلق دارد و در مناطق گرمسیر و نیمه گرمسیر كه هوائی مرطوب دارند می روید.
كسی نمیداند كه چرا نام (خزه اسپانیایی) را بر این پدیده طبیعی داده اند. چون نامهای دیگری مانند ریش پیرمرد، یا خزه جنوبی یا خزه فلوریدایی نیز بر آنها نهاده شده بوده است.
تخمهای این گیاه را باد به پوسته زبر تنه و شاخه های درختها می رساند، آنها نیز در همانجا می مانند و جوانه می زنند. این گیاه غذایش را از هوا و گرد و غبار تامین میكند و از درخت فقط به عنوان منزلگاه یا تكیه گاهی برای رشد خود استفاده میكند.
برگهای دراز و باریك این گیاه را پرزهای ریزی پوشانده است كه رطوبت لازم را برایش جذب میكند. گلهای این گیاه، كوچك اند. وقتی خزه اسپانیایی را خشك و نگهداری میكنند، موی نباتی نامیده میشود از این مو برای پر كردن تشك، لحاف ، بالش ، زین و انواع اسباب بازی استفاده میكنند.
برای بدست آوردن این موی نباتی ، پوشش خاكستری بیرون آن را در آب می خیسانند یا می كوبند. سپس نسجهای سخت باقیمانده را در آفتاب خشك می كنند یا جائی كه رنگشان تقریبا سیاه شود.
یكی از مشكلاتی كه در استفاده از خزه اسپانیایی وجود دارد این است كه گیاه مزبور در فصل زمستان مخصوصا" در برخی از مناطق جنوب امریكا به محل خوبی برای زندگی شپشه قوزه پنبه تبدیل میشود.

behnam5555 08-07-2011 12:22 PM

دلائلی که باعث نازک شدن تارهای مو می شود

نازک شدن تارهای مو هم در کنار ریزش، یکی از مشکلات شایع مو است. ولی علت این پدیده چیست؟ پزشکان علت های گوناگونی برای آن ذکر کرده اند که یکی از قابل قبول ترین آن ها به رژیم غذایی و کمبود ویتامین ها و مواد معدنی مربوط می شود. در بسیاری از اوقات این پدیده به خاطر نبود مواد غذایی مناسب در رژیم غذایی است و گاهی اوقات هم بدن فرد نمی تواند مواد مغذی لازم را جذب کند. به هر حال این پزشک متخصص است که می تواند علت را به درستی شناسایی و برای رفع آن اقدام کند. اگر با چنین مشکلی رو به رو هستید از خود درمانی پرهیز کنید و حتما با پزشک متخصص مشورت کنید. در این جا به پاره ای از مشکلات مربوط به تغذیه اشاره می شود:

فقر آهن
یکی از شایع ترین علل ریزش و نازک شدن موها در زنانی که پیش از سن یائسگی هستند، فقر آهن است که ناشی از ناکافی بودن ذخایر آهن در بدن می باشد. این مشکل در زنانی که در سن یائسگی قرار دارند، کمتر از زنان در سن باروری دیده می شود. پژوهشی که توسط دانشمندان فرانسوی به مدت هشت سال روی ۱۳ هزار فرد سالم و ۷ هزار و ۸۸۶ زن انجام شد، اثرات دوز مشخصی از آنتی اکسیدان به صورت روزانه را بررسی کرد و نشان داد که فقر آهن یکی از دلایل اصلی ریزش مو در افراد است. داده های مربوط به ۳ هزار و ۷۵۹ زن نشان داد که ۴۸ درصد آن ها مبتلا به فقر آهن هستند. این رقم در بین زنان یائسه برابر ۲۳ درصد بود؛ چرا که از دست دادن آهن عمدتاً به خاطر خون ریزی های ماهانه است. در واقع، زنانی که مبتلا به ریزش موی شدید بودند، میزان ذخایر آهن بدن شان از ذخایر آهن بدن زنانی که فقر آهن نداشتند کمتر بود. برای رفع این مشکل استفاده از غذاهایی که حاوی آهن هستند، بسیار مفید است. این مواد عبارت هستند از: جگر، گوشت قرمز، عدس، لوبیا، اسفناج، کشمش و آلو. به خاطر داشته باشید که بدون تجویز پزشک و اندازه گیری سطح آهن خون تان نباید از مکمل های آهن استفاده کنید. وجود مقادیر زیاد آهن در بدن می تواند به تعدادی از اعضا مانند قلب، کبد و پانکراس (لوزالمعده) آسیب بزند و حتی باعث ریزش مو شود.

پروتئین ناکافی
برخی از گیاه خواران که مواد غذایی حاوی پروتئین را از رژیم غذایی خود حذف می کنند یا کسانی که عادات غذایی نادرست و غیر طبیعی دارند، در معرض ابتلا به سوء تغذیه ی ناشی از دریافت ناکافی پروتئین هستند. در این حالت رشد موها متوقف و سپس ریزش موی شدید شروع می شود. برای پیشگیری از بروز این حالت باید به میزان کافی غذاهای حاوی پروتئین مصرف کرد. محققان اروپایی ثابت کرده اند که پروتئین موجود در سویا باعث تقویت موها می شود و رشد آن را تحریک می کند. در یک مطالعه ثابت شد که مصرف کافی سویا رشد موها را به اندازه ۱۵ درصد افزایش می دهد پنیر سویا (توفو) و شیر سویا منابع غنی پروتئین هستند. از دیگر منابع حاوی پروتئین می توان به پنیر کم چرب، تخم مرغ، ماهی، لوبیا و ماست اشاره کرد.

کمبود سیلیس
بدن ما سیلیس را به کلاژن تبدیل می کند که در موها، عضلات و ناخن ها یافت می شود. مهم ترین علامت کمبود سیلیس حساسیت به سرما است. چنین فردی همیشه، حتی در فصول گرم سال هم احساس سرما می کند. دیگر نشانه ها عبارت هستند از: چین و چروک، نازک شدن و ریزش مو، رشد کم استخوان ها و شکنندگی ناخن ها. سیلیس در مواد غذایی چون پوست سیب زمینی، فلفل سبز و قرمز، خیار و لوبیا وجود دارد. سیب، پرتقال، گوجه فرنگی، گیلاس، کشمش، بادام، بادام زمینی، کلم خام، پیاز، هویج، کدو تنبل، ماهی، عسل، جوی دو سر، غلات با فیبر بالا، مغزها و دانه ها نیزمنابع خوب سیلیس هستند، تحقیقات نشان داده که جبران کمبود سیلیس در این بیماران از شدت ریزش موی آن ها می کاهد. ثابت شده که افزودن سیلیس ارگانیگ به شامپو در پیشگیری از طاسی موثر است و موجب رشد موهای سالم تر و قوی تر می شود.

فقر روی
کمبود روی در بدن یکی از علل عمده ی ریزش مو و نازک شدن موها است و بدون وجود روی و دیگر مواد معدنی مشابه، ریشه ی مو تضعیف شده، موها می شکنند و رشد آن ها کند می شود. روی باعث می شود که بافت جدید رشد کند، سرعت رشد بافت های جدید افزایش یابد و بافت های آسیب دیده بهتر ترمیم شوند. همان طور که کمبود روی باعث ریزش مو و نازک شدن تارهای مو می شود، افزایش بیش از حد این ماده معدنی نیز موجب ریزش مو می گردد؛ به همین دلیل است که باید پیش از مصرف هر گونه مکمل ویتامین یا مواد معدنی با پزشک مشورت کنید. در ضمن، مصرف مکمل روی بیش از مدت لازم همچنین عوارضی دارد؛ چرا که بالا بودن بیش از حد روی در بدن، از جذب دیگر مواد معدنی که در سلامت موها دخالت دارند، جلوگیری می کند.

کمبود ویتامین های گروه B
یکی دیگر از موادی که کمبود آن در بدن به ریزش مو منجر می شود، ویتامین های گروه B هستند و در این بین ویتامین B6 ، بیوتین، اینوزیتول و فولیک اسید مهم تر از بقیه است.
بیوتین نوعی از ویتامین B است که در غذاهایی چون جگر و تخم مرغ وجود دارد. این ماده نه تنها در رشد موهای جدید موثر است، بلکه در حفظ سلامت پوست و ناخن ها هم نقش قابل توجهی دارد. اما برای دریافت ۵ میلی گرم بیوتین که برای سلامت موها و ناخن ها لازم است، باید حجم زیادی جگر و تخم مرغ بخورید. خوردن یک مکمل بیوتین می تواند بدون دریافت کالری اضافی، نیاز بدن شما به این ماده را تامین کند.

رژیم های نادرست
میزان کالری دریافتی زیر ۱۸۰۰ در روز به سلامت موها آسیب می رساند. یک رژیم افراطی که در آن، فرد از بسیاری از غذاها محروم می شود و کالری دریافتی به صورت غیر علمی کاهش می یابد، باعث سوزاندن چربی ها نمی شود، بلکه عضلات را تحلیل برده و سلامت پوست، ناخن و موها را به خطر می اندازد. زمانی که بدن می خواهد مواد غذایی و ویتامین ها را بین ارگان های مختلف بدن تقسیم کند، به موها و ناخن ها کمترین اهمیت را می دهد؛ چرا که این اعضا برای ادامه ی حیات ضروری نیستند. به همین دلیل حتی پس از رها کردن چنین رژیم هایی، تا ماه ها و حتی سال ها موها آسیب دیده باقی خواهند ماند.دیگر ارگان ها مانند کبد و کلیه ها نیز در رژیم های نادرست و غیر علمی بیش از بقیه ی اعضا تحت تاثیر قرار می گیرند

behnam5555 08-07-2011 12:32 PM


behnam5555 08-07-2011 12:43 PM

چرا دزدان دریایی به گوش های شان گوشواره می اویختند ؟

آنها معتقد بودند اگر گوشهايشان را سوراخ كنند و فلزات گرانبها به آن بياويزند بينائي شان تقويت مي شود . نظر شما چيست ؟ امروزه طب سوزني شواهدي بر صحت اين موضوع ارائه كرده . در طب سوزني لاله گوش يكي از نقاط مورد توجه براي درمان بيماريهاي چشم است . بنظر مي رسد كه سوراخ كردن گوش از راه هاي تجاري از شرق به غرب رفته است يعني در طب سوزني گاهي از گوش به عنوان نقطه مناسبي براي درمان بيماريهاي چشم بويژه بهبود ديد استفاده مي شود . گيون پزشك طب سوزني مي گويد در لاله گوش ، نقطه مناسبي وجود دارد كه به آن (‌نقطه چشم ) يا نقطه ديد مي گويند . اما او ترديد داشت كه هر نوع ضعف بينائي را بتوان به اين طريق درمان كرد ابن مطلب از كتاب هزار نكته جلد 3 ـ نشر پيدايش گرفته شده است .


behnam5555 08-07-2011 12:51 PM

استاندارد چیست ؟


یک نوع علامت بر روی مواد غذایی به نام استاندارد . شايد بارها شنيده ايد كه اين وسيله استاندارد است يا فلان وسيله استاندارد نبود و اتفاق بدي افتاد هيچوقت فكر كرده ايد كه استاندارد يعني چه ؟ استاندارد يعني نظم و قانون . هر كاري كه طبق اصول منظم و مرتب انجام شده باشد مي گويند طبق استاندارد است و مهر استاندارد دريافت مي كند. مثلا وقتي يك خوراكي را مي خريد و علامت استاندارد دارد يعني اينكه اين خوراكي آزمايش شده است و چيز خطرناك يا آلوده اي در آن وجود ندارد و شما مي توانيد با خيال راحت آن را بخوري استاندارد فقط مربوط به مواد غدايي نيست و همه كالاها بايد استاندارد باشند . مثلا اگر كپسول گازي استاندارد نباشد ممكن است منفجر شود و حادثه بيافريند . در مورد هر كالايي، سازنده يا توليد كننده آن بايد يكسري مشخصات را رعايت كند كه بعد مورد آزمايش قرار مي گيرد تا كارآيي آن مشخص شود. مثلا در مورد اجاق گاز ، حتما بايد كليدهاي روي چراغ گاز هنگامي بچرخد كه كمي آنرا به داخل فشار دهيم . اينكار، احتمال اينكه كليدها توسط بچه ها چرخانده شود و سبب نشت گاز و حادثه شود، كاهش مي دهد. در ايران موسسه اي بنام استاندارد و تحقيقات صنعتي ايران وجود دارد . اين موسسه روش هايي را تعيين مي كند و به توليد كنندگان مي گويد كه كالاهاي خود را مطابق اين روش ها بسازند . به اين دستورالعمل ها استانداردهاي ملي گفته مي شود البته سازمانهايي هم در سطح جهاني وجود دارد كه مهمترين آنها سازمان بين المللي استاندارد است و كشور ما نيز عضو اين سازمان است . گواهينامه ايزو9000 يك گواهينامه بين المللي است كه نشان مي دهد كه دارنده آن تلاش مي كند تا كيفيت كالا يا خدمات خود را بهتر كند. و اگر شركتي جهت بهتر كردن كيفيت محصولاتش قدمي برندارد ، گواهينامه ايزو9000 را از آن شركت پس مي گيرند استاندارد باعث مي شود كه ما با خيال راحت، كالاي مورد نياز خود را بخريم و بدانيم كه خطري ما را تهديد نمي كند . اگر استاندارد نباشد ، زندگي بسيار پر خطر و حادثه آفرين خواهد شد. اجراي استانداردهاي ملي ايران به نفع تمام مردم و اقتصاد كشور است و باعث افزايش صادرات و فروش داخلي و تأمين ايمني و بهداشت مصرف كنندگان و صرفه جوئي در وقت و هزينه ها و در نتيجه موجب افزايش درآمد ملي و رفاه عمومي و كاهش قيمتها مي شود روز 22 مهر روز جهاني استاندارد است مواردي كه شامل استاندارد مي شوند به گروههاي زير تقسيم مي شوند:
1- مواد غذايي ، بهداشتي و دارويي
2- شيميائي و سلولزي
3-فلز و ريخته گري
4-ماشين آلات و تجهيزات
5-مواد معدني غيرفلزي ، مثل نمك
6-ارتباطات ، الكترونيكي و الكتريكي
7-وسايل نقليه موتوري
8-بافندگي و چرم و پوشاك
9-سرويسهاي مهندسي




behnam5555 08-07-2011 12:54 PM


behnam5555 08-07-2011 01:09 PM


شما چه پرنده ای هستید و شخصیت شما چگونه است!؟

1
فروردین تا 10 فروردین – درخت زبان گنجشک (حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس، یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
11 فروردین تا 20 فروردین – درخت افرا (استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه می خواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
21 فروردین تا 31 فروردین – درخت گردو (اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
1 اردیبهشت تا 14 اردیبهشت – درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
14 اردیبهشت تا 24 اردیبهشت – درخت شاه بلوط (درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
25 اردیبهشت تا 3 خرداد – درخت ون (بلندپروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان است. به پول اهمیت می دهد. خواستار توجه از سوی دیگران است و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارد.
4 خرداد تا 13 خرداد – درخت ممرز (خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
14خرداد تا 23 خرداد – درخت انجیر (حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
24 خرداد تا 4 تیر – درخت سیب (عشق)
فردی آرام، گاهی اوقات خجالتی، بسیار جذاب و دلربا با رفتاری مناسب و سنجیده، ماجراجو و بی باک، حساس و … دوست دارد که دیگران را دوست داشته باشد و سایرین هم او را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسیار بخشنده و با استعداد. عاشق بچه ها است.
5 تیر تا 15 تیر – درخت صنوبر (رمز و راز )
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
16 تیر تا 25 تیر - درخت نارون (بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
26 تیر تا 4 مرداد – درخت سرو (اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد.هدیای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
5 مرداد تا 13 مرداد – درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
14 مرداد تا 23 مرداد – درخت سدر (وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد.دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.

24 مرداد تا 2 شهریور – درخت کاج (صلح و آشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
3 شهریور تا 12 شهریور – درخت بید مجنون (اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب، بسیارمهربان، عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول، خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
13 شهریور تا 22 شهریور – درخت لیمو ترش (شک و تردید)
با هوش و سخت کوش است و آنچه را زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
23 شهریور – درخت زیتون (عقل)
عاشق مهربانی و رأفت، منطقی و متعادل است و از خشونت دوری می کند. بردبار و شکیبا، با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبی رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوری می کند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهیخته لذت می برد.
24 شهریور تا 3 مهر – درخت فندق (خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است .
4 مهر تا 13 مهر – درخت زبان گنجشک (حساسیت)
سرشار از جذابیت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه دیگران را به خود جلب کند. عاشق زندگی، فعالیت و حتی پیچیدگی ها است. مستقل، خوش سلیقه، پراحساس،یار و هم صحبتی خوب است. کسی که تمایل به عفو و گذشت ندارد.
14 مهر تا 23 مهر – درخت افرا (استقلال فکری)
فردی معمولی نیست و سرشار از تصور و خلاقیت و ابتکار، خجالتی و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متکی به نفس، به دنبال تجارب جدید و گاهی عصبی است اما حافظه و ذهنی قوی دارد و به آسانی یاد می گیرد و همیشه میخواهد اثری خوب روی دیگران داشته باشد.
24 مهر تا 11 آبان – درخت گردو (اشتیاق و شور)
نجیب و با دید وسیع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازی او نامحدود است. فردی غیرقابل انعطاف، شریکی استثنائی اما بدقلق است. همیشه مورد علاقه دیگران نیست اما اغلب تمجید و تحسین می شود. مدیر و باهوش، بسیار پر حرارت اما گاهی اوقات مغرور است.
12 آبان تا 21 آبان – درخت شاه بلوط (درستکاری)
هیکل و اندامی خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهی بالا، یک طراح و سیاستمدار است. به راحتی آزرده خاطر می شود. بسیار حساس، کوشا، گاهی اوقات برتر از دیگران عمل می کند و گاهی در ارتباطات خود با سایرین سوء تفاهم برایش بوجود می آید. خانواده مدار و از لحاظ فیزیکی روی فرم است.
22 آبان تا 1 آذر – درخت ون (بلند پروازی)
فوق العاده جذاب، پرانرژی، خودجوش و پر مسئولیت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمینان است. به پول اهیمت می دهد. خواستار توجه از سوی دیگران است و به پشتوانه و حمایت احساسی نیاز دارد.
2 آذر تا 11 آذر – درخت ممرز (خوش سلیقگی)
زیباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سلیقه و فداکار است وزندگی را تا جایی که ممکن باشد راحت می گیرد. زندگی را به سوی منطق و انضباط سوق می دهد. به دنبال مهربانی و تقدیر از دوستان است. تصمیم گیری برای او سخت است و فردی بسیار قابل اعتماد به شمار می رود.
12 آذر تا 21 آذر – درخت انجیر (حساسیت)
فردی مستقل، درستکار، با وفا که از ضد و نقیض گویی و بحث متنفر است. زندگی و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حیوانات لذت میبرد. اجتماعی و شوخ طبع است و دوست دارد که بعد از ساعت های طولانی کار سخت استراحت کند و از استعداد هنری و هوش بالایی برخوردار است.
22 آذر تا 1 دی – درخت راش (خلاقیت)
فردی با سلیقه،کسی که به ظاهر خودش اهمیت زیادی می دهد. یک برنامه ریز خوب برای زندگی و کار و مسائل اقتصادی، فردی که بدون لزوم بی گدار به آب نمیزند. منطقی و مونس و یاری بی نظیر در زندگی به شمار می روید.
2 دی تا 11 دی – درخت صنوبر (رمز و راز)
فوق العاده با سلیقه است و نمی تواند تنش و فشار عصبی را تحمل کند. زیبایی را دوست دارد. گاهی افسرده می شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت که دوست دارد نزدیکان خود را حمایت و مراقبت کند با افراد غریبه هم به همان شکل رفتار میکند. نسبتاً کم ادعا، سخت کوش، با استعداد، فداکار، دور از خودپسندی و فردی که دوستان زیادی دارد و بسیار قابل اعتماد است.
12 دی تا 24 دی – درخت نارون (بزرگواری)
قیافه و ظاهری خوب دارد و در پوشیدن لباس خوش سلیقه است. تقاضا و خواسته های او در حد اعتدال است. کم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمی کند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمایی بشود اما نه اینکه از دیگران اطاعت کند. شریکی درستکار و با وفا و دوست دارد برای سایرین تصمیم بگیرد. بزرگوار و نجیب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردی کارآمد است.
25 دی تا 3 بهمن – درخت سرو (اعتماد به نفس)
فردی با توان و قدرت فوق العاده، کسی که می داند چطور خود را با شرایط مختلف در زندگی وفق بدهد. هدایای غیر منتظره را دوست دارد و از سلامتی بدنی برخوردار است. خجالتی نیست و اعتماد به نفس دارد. سخنرانی برجسته، فردی مصمم و با اراده، کمی عجول و بی طاقت و دوست دارد که دیگران را تحت تأثیر قرار بدهد. با استعداد، سخت کوش و اغلب خوش بین است و قادر است سریع تصمیم بگیرد.
4 بهمن تا 8 بهمن – درخت سپیدار (تردید و عدم ثبات)
جذاب به نظرمی آید. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالایی ندارد. در مواقع لزوم بسیار شجاع است و به مهربانی و جوی خوشایند نیاز دارد. بسیار مشکل پسند و غالباً تنها است و طبعی هنرمندانه دارد. هماهنگ کننده خوبی است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعیتی قابل اعتماد است و به طور جدی در امور مشارکت دارد.
9 بهمن تا 18 بهمن – درخت سدر (وفاداری)
فردی قوی، عضلانی، انعطاف پذیر، کسی که آنچه زندگی به اجبار به او می دهد می پذیرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعی می کند ساده و خوش بین باشد. دوست دارد از نظر مالی مستقل عمل کند. مهربان و عاطفی، از تنهائی متنفر، با وفا و گاهی اوقات هم به زودی عصبانی می شود. با احتیاط، تحصیل علم و دانش و کمک به دیگران را دوست دارد.
19 بهمن تا 30 بهمن – درخت کاج (صلح و آشتی)
عاشق مصاحبت و شرکت در گفتگوهایی است که به توافق منجر بشود. باید در زندگی آرامش داشته باشد. عاشق کمک کردن به دیگران است و تخیلی پویا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. همیشه ملاحظه دیگران را می کند. با همه خیلی دوستانه رفتار می کند. احساسات لطیفی دارد و به عاطفه و اطمینان خاطر نیاز دارد.
1 اسفند تا 10 اسفند – درخت بید مجنون (اندوه)
فردی که دوست دارد از فشارهای روحی دور باشد. زندگی خانوادگی را دوست دارد و سرشار از امید و رؤیا است. جذاب، بسیارمهربان، عاشق زیبایی، با استعداد زیاد در موسیقی، عاشق سفر به نقاط غیرمعمول، خستگی ناپذیر، غیرقابل پیش بینی، درستکار و فردی که می تواند تحت تأثیر قرار بگیرد اما نه هنگامی که در تنگنا باشد. حس ششم خوبی دارد و عاشق خنداندن دیگران است.
11 اسفند تا 21 اسفند – درخت لیمو ترش (شک و تردید)
با هوش و سخت کوش است و آنچه را که زندگی به او می دهد می پذیرد. البته بعد از آنکه سعی می کند شرایط بد را به خوب تغییر بدهد. از فشارهای عصبی نفرت دارد. از مسافرت و تعطیلات کوتاه لذت میبرد. ممکن است خشن به نظر بیاید اما واقعاً روحی لطیف دارد. همیشه آماده جانفشانی برای افراد خانواده و دوستان است. بسیار بااستعداد است اما برای استفاده و بهره بردن از آنها باید زمان پیدا کند. خصلت رهبری بالایی دارد و فوق العاده وفادار است.
22 اسفند تا 30 اسفند – درخت فندق (خارق العادگی)
جذاب و گیرا، شوخ طبع، بسیار فهمیده و فردی که می داند چطور روی دیگران تأثیر ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعی، فعال، مردمی و اغلب اوقات دمدمی مزاج، درستکار، کمال گرا و در رعایت عدل و انصاف قاضی خوبی است



behnam5555 08-07-2011 02:49 PM



براي رفع عطش چه كنيم؟
بهترين خوراكي كه مي‌تواند در فصل گرما، عطش را بر طرف كند آب‌ليموي تازه است كه روي خيار ريخته مي‌شود يا همراه با آب خنك نوشيده مي‌شود. اين مخلوط علاوه‌بر آن‌كه عطش را كم مي‌كند، مي‌تواند الكتروليت‌هايي كه به‌دليل تعريق دچار نوسان شده‌اند را تامين و تنظيم كند.

behnam5555 08-07-2011 02:56 PM


بیچاره تنگ چشم!

بشنو اى تنگ چشم بیچاره
صورت حال خویش از من

در وفات تو دشمنان وارث
در حیات تو وارثان دشمن

همیشه گرسنگى

«ظریفى مرغى بریان در سفره بخیلى دید که سه روز پى در پى بود و نمى خورد. گفت: عمر این مرغ بریان پس از مرگ، درازتر از عمر اوست پیش از مرگ».
اراده باطل

«بخیلى نزد کوزه گرى رفت و از او خواست کاسه اى و کوزه اى بسازد. کوزه گر گفت: به آن دو چه حک کنم؟ بخیل گفت: و اما بر روى کوزه حک نما: «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَیْسَ مِنّى؛ هر که از آن بیاشامد، از من نیست.» (بقره: 249) و بر روى کاسه نیز بنویس: «وَ مَنْ لَمْ یَطْعَمْهُ فَإنَّهُ مِنّى؛ هر که از آن نخورد، او از من است». (بقره: 249)
زیان دندان

«بخیلى را دیدند که در بازار ارّه اش را مى فروشد. علتش را پرسیدند. گفت: هر چیز که دندان دارد، نگاه داشتن آن در خانه زیان دارد».
عملى پایدار

«بخیلى در خواب دید که حاتم طایى به مردم نان مى دهد. به او گفت: تو در دنیا اسراف مى کردى، در آخرت هم اسراف مى کنى!»
دود مصیبت

«بخیلى را گفتند: دود از مطبخ تو بر آمد. گفت: دود مصیبت، بِه از دود دعوت».
صبورتر از همه

«شخصى از بخیلى پرسید: چه وقت من در صبر و بردبارى سرآمدِ همه مردم خواهم شد؟ گفت: وقتى که کسى نان تو بشکند [بخورد] و تو سرش را نشکنى!»
خدا بدهد

«گدایى از کسى چیزى خواست. آن مرد پس از آنکه حسابى معطلش کرد، گفت: خدا بدهد. گدا گفت: اینکه این همه وقت نمى خواست، مگر مى خواستى از صندوق خانه بیاورى!»
دریغ از لقمه اى

«کسى مهمان سفره بخیلى بود. گربه اى آمد. میهمان لقمه اى براى او انداخت. گربه لقمه را خورد. مهمان خواست لقمه دوم را بیندازد که صاحب خانه گفت: این گربه مال همسایه است».
یک پند حیاتى

«بخیلى فرزند خود را پند مى داد که درهم نقره بال دارد؛ اگر آن را رها کنى، مى پرد و دینارِ طلا هم تب دارد؛ اگر خرج کنى، مى میرد».
چشم تنگِ بهانه جو

«درویشى به درِ خانه بخیلى رفت و چیزى طلب کرد. بخیل از درون خانه صدا زد: اى درویش! عذر مرا بپذیر که اهل خانه نیستند. درویش گفت: من با اهل خانه کارى ندارم، فقط تکه اى نان مى خواهم».
مشکل گشاى بى خیر

«گروهى نزد خواجه اى بخیل رفتند و گفتند: تو از خاندان کریمان هستى و ما گروهى فقیر که با امید فراوان به درِ خانه تو آمده ایم و دو حاجت داریم. خواجه گفت: آنچه از دستم بر مى آید، انجام مى دهم. گفتند: حاجتِ اول ما این است که هزار دینار به عنوان قرض به مردى که همراه ماست و مشکلى بزرگ دارد، بدهى و ما هم ضامنِ او مى شویم. خواجه پرسید: حاجتِ دوم چیست؟ گفتند: اینکه یک سال به او مهلت بدهى تا هزار دینار تو را باز گرداند. خواجه گفت: اى عزیزان! اگر کسى از دو حاجتى که مى گویید، یکى را برآورده کند، جوان مردى کرده یا نه؟ گفتند: بله. خواجه گفت: از این دو حاجتى که بیان کردید، حاجت دوم شما را برآورده مى کنم و به شما مهلت مى دهم. از آن جا که شما مردمى عزیز و گرامى هستید، من ده سال به شما مهلت مى دهم. اکنون بروید و حاجت اول را از شخص دیگرى بخواهید که من بیشتر از این نمى توانم سخاوت مندى کنم!»


عدالت فرزندان آدم

«درویشى نزد خواجه اى بخیل رفت و گفت: پدر من و تو آدم و مادرمان حواست. پس ما برادر هستیم و تو این همه مال اندوخته اى و من چیزى ندارم. از تو مى خواهم که سهم مرا بدهى. خواجه به غلام خود دستور داد، یک سکه سیاه به او بدهد. درویش گفت: اى خواجه چرا در قسمت کردن برابرى و عدالت را رعایت نکردى؟ خواجه گفت: ساکت باش! وگرنه برادران دیگر باخبر مى شوند و همین مقدار هم به تو نمى رسند»!

behnam5555 08-07-2011 03:00 PM

زمزم دل (سخنان کوتاه اخلاقى ـ تربیتى)

بیچاره دنیا دوست!
دنیا دوست، ممکن است خوش بختى را بخرد، ولى راه استفاده از آن را نمى داند.

راز مانا ساختن پول

براى نگه دارى پول، باید آن را به کار ماندگار معنوى تبدیل کرد و از دنیاى فانى به آن سوى پل جاودانگى فرستاد.

ثروت لحظه ها

دنیا لحظه هاى تو را با کمترین قیمت مى خرد، حال آنکه با همه ثروت هاى جهان، نمى توانى لحظه اى از آن را باز پس بگیرى.

شیوه درست استفاده از دنیا

راه استفاده از دنیا، رها کردن آن است، چنان که براى هدف خوردن تیر باید آن را رها کرد.

یاد خدا

یاد خدا، همچون ریسمانى که دانه هاى تسبیح را متصل مى کند، پریشانى خاطر و حواس انسان را متمرکز و در راه مستقیم قرار مى دهد.

زبان

هر چیزى که بهترین فایده را در جهان دارد، مى تواند بدترین فایده را نیز داشته باشد، مثل زبان که بیشترین گناهان، با آن صورت مى گیرد.
خانه ها را زبان ویران مى کند. زبان، هم مى تواند پیام آور صلح و هم منادى جنگ باشد.
تنها مجرمى که پیش از ارتکاب جرم باید در بند شود، زبان است.

وادار کردن خویش به عشق ورزى

اگر نمى توانید به اطرافیان خود به طور حقیقى عشق بورزید، خود را به عشق ورزى وادار کنید تا پاسخى را که از مخاطب دریافت مى کنید، محبت واقعى در شما برانگیزد.

روان شناسى انتقاد

مراقب باشید، گاهى انتقادهاى بیهوده اى که در خانواده از شما صورت مى گیرد، ناشى از آن است که اطرافیان به محبت شما نیازمندند و به واسطه بگو مگو، درصدد برقرارى ارتباطند.

behnam5555 08-07-2011 03:06 PM

رعایت چند نكته در انجماد موادغذایی
--
درجه حرارت نگهداری مواد یخ زده نباید كمتر از 15- درجه سانتیگراد باشد.
- كیسه حاوی موادغذایی قبل از انجماد باید خالی از هوا بوده و پاره نباشد.
- هنگام استفاده از محصول منجمد شده باید آن را از فریزر به یخچال انتقال داد تا یخ آن باز شود. این عمل موجب نگهداری رنگ، طعم و صرفه جویی در وقت است.
- خرید محصول منجمد باید در مرحله آخر خرید انجام گیرد و به محض ورود به منزل در یخچال نگهداری شود.
- گوشتهای منجمد را در یخچال و یا در درجه حرارت محیط زیست باز كنید.
- طبخ سبزی های منجمد باید در مدت زمان كوتاه تری انجام گیرد، زیرا قبل از انجماد سبزی ها طبخ شده اند.
- موادغذایی را در كیسه های نایلونی، ظروف پلاستیكی یا آلومینیومی سربسته فریز كنید.
- هیچ گاه قطعات ماهی فریز شده را در آب باز نكنید زیرا جذب آب موجب می شود كه طعم آن تغییر كند. اما انجام این كار در مورد ماهی درسته اشكالی ندارد.
- مدت زمان نگهداری موادغذایی گوشتی به صورت انجماد 2 الی 3 ماه، شیرینی ها ، میوه ها و اغلب سبزیها 6 الی یك سال است.
- موادی كه هیچ گاه نباید منجمد كرد عبارتند از: خامه، شیر، ژله، سس مایونز، كاهو، موز، تربچه، خربزه، طالبی و تخم مرغ سفت.
- بعضی از سبزی ها را كه به صورت خام مصرف می شوند، نباید منجمد كرد.
- سبزی ها را قبل از انجماد، تمیز شسته، پاك كنید. سپس با بخار پخته ، فریز كنید.
- كندی در انجماد موجب فاسد شدن سبزی می شود.
- گوشت پرندگان فریز شده را توسط آب جاری و یا با قراردادن در یخچال باز كنید.
- مواد نشاسته ای حساسیت كمتری به سرعت انجماد دارند.
- گوشت سفید مثل مرغ و ماهی در اثر انجماد نسبت به گوشت قرمز آسیب پذیرتر است.

تبيان


behnam5555 08-07-2011 03:13 PM



مجسمه های شنی
عکس های فوق العاده دیدنی از مجسمه های شنی.این عکس ها رو هر کسی نبینه ضرر کرده.واقعا ساختن همچین مجسمه های زحمت های زیادی داره و خیلی حرفه ای و دیدنی روش کار کردن.
http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/10.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/15.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/19.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/2.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/20.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/21.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/26.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/28.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/3.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/32.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/34.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/35.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/36.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/37.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/4.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/42.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/5.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/6.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/7.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz/373/9.jpg





behnam5555 08-07-2011 03:20 PM

زانو بغل گرفته بودم و می اندیشیدم که چه دور افتاده ام . هرروز پیمان
و پیمان شکنی !؟ قصدی دوباره کردم که چیزی به پایم پیچید ! پرسیدم :
چیستی ؟ گفت : بتی که خود ساختی . گفتم : یعنی تو ؟
تو ان بتی هستی که من ساختم ؟ تو می خواهی مرا از حرکت باز داری ؟
نگاهی از روی تعجب کرد و گفت : یعنی اینقدر سطحی نگری ؟ خوب به
اطرافت نگاه کن . به خانه ی دلت نگاهی بینداز ! تو نبودی که میگفتی
در یک دل دو دوست نمیگنجد ؟ حال این تویی
که مدام ادعای عشق او میکنی ؟! تمام تنم به لرزه افتاد . از شماره
خارج بودند و به پایشان ذره ذره ی جان خویش را به قربانی داده بودم .
بند بند وجودم در بند بود . در حیرت بودم که چگونه است این اسارت ؟
سرم را برگرداندم و گفتم اینها چیستند ؟ چرا من اینگونه اسیرم ؟ گفت :
اینها را خود میسازی . هر روز بر تعدادشان می افزایی . و همین ها
هستند که تو را از سویی به سویی میکشند این اختیار تام را تو به آنها
داده ای . گفتم : من که او را می خوانم ! پس چرا او دستگیر
من در این میانه نیست ؟ پاسخ داد : او را به مجاز میخوانی نه حقیقت !!
که اگر به حقیقت او را میخواندی میدانستی . تمام بت های خود ساخته
از ته دل به این حالم میخندیدند . مرا به سخره میگرفتند که تو راه به جایی
نداری . تلاشی بیهوده مکن . ندایی از بند بند دل برخواست که تو از اینها
نه ایی . از ان مایی ! برخیز !! برخیز و تبر را بردار ! گفتم کدام تبر ؟
گفت : چگونه نمیبینی ؟ نگاه کن . راه دیدن تبر در بین این همه بت
شاهدیست و سپردن خود به حضرت دوست . صدای جوش و خروش
از هر طرف بیشتر و بیشتر میشد . گروهی تهدید میکردند . گروهی
دندان تیز شده نشان میدادند . گفت : اینها را رها کن .
چشم ها را ببند تا برایت بگویم . بستم . همه چیز آرام بود . گفت : به
سوی تبر برو . بردار و داخل خانه ی دل شو . بدان که هر کس روزی
باید تبر خود را ابراهیم وار بدست گیرد و بت شکن خانه ی دل خویش
باشد . باید که به جان بت های خانه ی دل افتاد و یک یک شکست .
دیگران همه در حیرت و اضطراب خواهند بود که چه میکنی . تو رو
دیوانه میخوانند و منع میکنند . تک تک بت ها را که شکستی تبر را در
دستان بت بزرگ خواهی یافت ! پرسیدم بت بزرگ ؟ بت بزرگ کیست ؟
پاسخ داد : خود تو ! بت بزرگ خود تویی که هنوز در میانه ای . آنگاه
دیگران که از تبر های کوفته بر بند های دل در حراسند به تو حمله
خواهند کرد و اتشی خواهند ساخت برای تو . در افکنده خواهی شد و
در این بین خواهد سوخت هر انچه جز اوست و هر انچه مانع وصل است .
باید پاسخ بگویی . الست بربکم ؟ آنگاه این تبر با بت بزرگ چه خواهد کرد ؟
آیا بر سر خود خواهی کوفت که سر شکافته به تک تک اجزا هستی اعلام
کند وحده لا اله الا هو ؟ تا بگوید تنها اوست که می ماند ؟ و فریاد خواهی
زد فزت برب الکعبه ؟ و آیا ندا سر خواهی داد ما رایت الی جمیلا ؟ و آنجایی
که بر سر نی ، عشق میخواند آیا فریاد خواهی زد حقیقت را ؟ و بر تن صلیب
چه خواهی گفت ؟ چگونه تقدیم خواهی کرد . . . ؟ اسماعیل گونه های
تو دست از سر تو بر نخواهند داشت . همیشه آماده ی قربانی کردن باش .
چشمها را گشودم دندان های تیز کرده را دیدم و چنگال ها و شمشیر های
از رو کشیده . تبرم را دیدم که جلوی پایم روی زمین افتاده بود . خم شدم و
دست بر تبر بردم . . .

behnam5555 08-07-2011 03:24 PM


یادآوری :
دستانت را باز کن . باز باز . دنیا را با این دستها چقدر می توانی نگه داری ؟
کور نوشت :
اینجا صد بار هم که در بگشایند کسی نمیبیند . همه منتظرند دیوار بگشایی .
بهانه :
گاهی یادمان می رود ما را بهانه ای داده اند که ببرند . نه بهانه ای که نق بزنیم .
ریسمان :
خیلی چیزهاست که وقتی بدستشان می آوری ، دیگر آنها از آن تو نیستند .
تویی که در دست آنهایی .
بدون شرح :
وقتی بی حساب و کتاب کوهی خزعبلات به خوردش دهند جایی برای دو کلمه
حرف حساب باقی نمی ماند .

تذکر نوشت :
جیب هایت را نگرد . کسی دلش را در جیب هایش نمیگذارد .
کور :
گاهی فکر میکنیم ماییم که میبینیم . ولی با این وضع باور کن که ما نیستیم .
دیگرانند .
دوست نوشت :
کدام بودن بی تو ؟ کدام ؟
حیات :
قطره قطره زندگی میکنی ، سیل آسا میگیرند . فرصتی نمی ماند .
بدون شرح :
صد جاده می کشیم تا خانه ی دوست . یکبار نمی رویم .
درد دل :
در این حریم ، هنوز به قدر بودن یک گل دوام نداریم .


بدون شرح :
سر را به عقب برد و در سفیدی گچ سقف به تماشای ستاره ها نشست .

حریص :
انقدر در بادکنک فوت میکنی که باد خودت هم تمام می شود .

باور :
گاهی آدم ها در معنایی عظیم معلقند و گاهی آویزان

دلخون نوشت :
خال های صورتت سال های سال است تمام ذهنم را به خودش مشغول کرده است .
باور کن تمام ذهنم را . دیگر جا برای خال ندارم .

بدون شرح :
گاهی اوقات آنقدر به آسمان زل میزنیم که زمین دهان باز میکند و ما را می بلعد .

خانه ی قدیمی
دلم میخواهد دوباره همه چیز را دوره کنم . یکبار دیگر غروب آن خانه را ببینم .
بی محابا راه پله ها را بالا و پایین بدوم . دلم میخواهد باز هم در ان خانه ،
30 - 40 نفر ادم جمع شوند و جا نباشد که سوزن بیندازی . دلم دوباره آن
شانه به شانه خوابیدن ها را میخواهد . دلم میخواهد وقتی . . .
چقدر دلم چیز میخواهد که نمیشود . چقدر دلم برای خواستنی هایی که
شدنی نیست تنگ شده است . دستمان را میگرفت و با خود میبرد و ما هم
با گامهای کوتاه کوتاه و آرامش هم قدم میشدیم و تمام راه دلمان شور جایزه ی
شبانه را میزد . مادربزرگ میرفت داخل مسجد و ما هم با پولی که میگرفتیم
آلبالو خشکه یا لواشک یا بستنی میخریدم و بعد اینقدر دنبال هم در حیاط
مسجد میدویدیم تا بیاید . گهگاه هم که میرفتیم داخل اینقدر از سرو کولش
بالا و پایین میرفتیم که جیغش در می آمد . . .
دلم عجیب هوس آن روز ها را کرده است .

کوتاه نوشت :
دیوارها بلندند و اوج پرش من کوتاه . با این حساب مقصر کیست ؟ من ،
دیوارها یا خدا ؟

کوتاه نوشت :
آرزوهایم چون بارش دانه های برف است بر کف دستانم . مرا میلرزانند و
میمیرند .

دردنامه :
مرد میخندید . قهقهه میزد و صدایش تمام فضا را پر کرده بود ولی ذهن
من را قطره های خونی که از لبانش میچکید پر می کرد .

behnam5555 08-07-2011 03:27 PM


با خون شعرهايم

با ديدگان بسته، در تيرگي رهايم
اي همرهان كجاييد؟ اي مردمان كجايم؟

پر كرد سينه‌ام را فرياد بي شكيبم
با من سخن بگوييد اي خلق، با شمايم!

شب را بدين سياهي، كي ديده مرغ و ماهي
اي بغض بي‌گناهي بشكن به هاي‌هايم

سرگشته در بيابان، هر سو دوم شتابان
ديو است پيش رويم، غول است در قفايم

بر توده‌هاي نعش است پايي كه مي‌گذارم
بر چشمه‌هاي خون است چشمي كه مي‌گشايم

در ماتم عزيزان، چون ابر اشك‌ريزان
با برگ همزبانم، با باد هنموايم

آن همرهان كجايند؟ اين رهزنان كيانند
تيغ است بر گلويم، حرفي‌ست با خدايم

سيلابه‌هاي درد است رمزي كه مي‌نويسم
خونابه‌هاي رنج است شعري كه مي‌سرايم

چون ناي بينوا، آه، خاموش و خسته گويي
مسعود سعد سلمان، در تنگناي نايم

اي همنشين ديرين، باري بيا و بنشين
تا حال دل بگويد، آواي نارسايم

شب‌ها براي باران گويم حكايت خويش
با برگ‌ها بپيوند تا بشنوي صدايم

ديدم كه زردرويي از من نمي‌پسندي
من چهره سرخ كردم با خون شعرهايم

روزي از اين ستمگاه خورشيدوار بگذر
تا با تو همچو شبنم بر آسمان برآيم.

فریدون مشیری

behnam5555 08-07-2011 03:29 PM

خواجه ای برتر از مردان!

http://barikan.org/images/EditorUplo...8%A7%D9%86.jpg

متن زیر بر پایه مطالب و سفرنامه های انگلیسی می باشد، چرا که درباره تاریخ ایران هیچ نسخه فارسی قابل اعتماد نیست!!
چرا همه ما عادت کردیم که هر مطلبی رو که یک نفر توی صفحش آپ می کنه بدون اینکه حتی ذره ای به درست یا غلط بودنش شک کنیم نه تنها اون رو باور می کنیم،که از همه بدتر ما هم بلافاصله کپیش می کنیم و توی صفحمون قرارش می دیم تا اگر یکی هم این مطلب رو جستجو کرد صد تا صفحه مثل هم پیدا کنه!! حالا ای کاش اون مطلبی که می نویسیم درست باشه، نه جعلی و بی اساس!!
چند وقت پیش در حال گشتن توی صفحات وب به دو تا حکایت برخورد کردم درباره آقا محمدخان قاجار، بعد از خوندن اون دو تا حکایت ناخود آگاه با خودم گفتم متاسفانه خیلی کم درباره این مرد می دونم و نمی تونم تشخیص بدم که این دو حکایت درسته یا غلط؟! از اون روز به بعد شروع کردم به تحقیق درباره موسس سلسله قاجار در ایران و با کمال تعجب متوجه شدم که هیچ کدوم از مطالبی (حتی کتابهای تاریخ دوران دبیرستان و دانشگاه) که درباره خواجه قاجار صحبت کرده نه تنها بدون غرض نسبت به این مرد نیست که بعضی از اونها از پایه و اساس جعلی و دروغه!! بعد از تحقیق روی کتابهایی که درباره سلسله قاجار و خصوصا" آقا محمد خان در بازه زمانی سالهای 1340 تا 1350 در ایران به چاپ رسیده به نتایج زیر رسیدم :
امروز ما ایرانیها درباره آقا محمدخان قاجار تنها در حد یک اسم و به عنوان موسس سلسله قاجاریه می دانیم در حالیکه آقا محمدخان در حد یک اسم نبود و با مطالعه شاید 200 صفحه درباره زندگی او خواهیم دانست که این به اصطلاح خواجه به واقع از بسیاری از مردهای این سرزمین مردتر بود!!
هنگامی که آقا محمدخان بعد از مرگ کریم خان زند به تهران فرار کرد و دعوی سلطنت نمود، کریم خان تنها به شیراز و قسمتی از اصفهان حکومت می کرد!! (فقط همین از ایران مونده بود!!) مشهد توسط شاهرخ (نوه نادرشاه)، تبریز و ارومیه توسط حکمرانان محلی ترک، کردستان توسط والی کرد، گرجستان توسط روسیه ، شمال کشور توسط حکام لاریجانی، بخشی از اصفهان توسط افغانها، شیراز و قسمتی از اصفهان توسط نوادگان زندیه (که دائما" در حال کشتن همدیگر بودند) و ... اداره می شد!!! اگر آقا محمدخان بر نمی خواست و تمام این قلمرو را (حتی گرجستان و قفقاز) را یکپارچه نمی نمود امروز از ایران با شکوه به جز مساحتی در حد شیراز نمانده بود البته به الطاف شاهانه نسل او کم مانده بود که زحماتش به باد برود!
آقا محمدخان مردی دانشمند (به گفته کریم خان و فضلا شیراز که در علم و دانش زبانزد خاص و عام اند – در برهه ای از زمان کریم خان به جهت محبوبیت بیش از حد آقامحمدخان در بین علما او را از شیراز دور کرد)، اهل نماز(هیچگاه نماز صبح آقامحمدخان قضا نشد، حتی در هنگام جنگ تفلیس و شوشی – همچنین، ضریح حرم امام علی در نجف کار دست استادکاران اصفهانیست که به دستور آقامحمدخان ساخته شد و در آن محل نصب گردید )، اهل کتاب (به عقیده ژان گوره مورخ نام آشنای فرانسوی او برترین پادشاه کتابخوان به شمار می آید –حتی برتر از ناپلئون بناپارت- چرا که آقا محمدخان حتی در جنگهایش هم کتاب به همراه داشت) ، شجاع ( در همه جنگها بدون پوشش نفرات می جنگید و هیچگاه صحنه نبرد را ترک نکرد) و سیاستمداری میهن پرست بود ( همیشه حساب شده و از روی فکر عمل می کرد و هر چه از ایران جدا شده بود همه را بازگرداند و دست روسها را از شمال ایران کوتاه نمود) و شاید آخرین فرمانروای پیروز ایران!
لذا، برخی از خطاها و سخت گیریهای او در برخورد با تجزیه طلبان نباید باعث شود ما نیز همگام با دشمنان بدگویی این مرد بزرگ را بکنیم!


behnam5555 08-07-2011 03:31 PM




پنجـره

تو باز می کنی پنجره را برای پرندگانی که اصلا" نمی دانند پنجره چیست!




behnam5555 08-07-2011 03:33 PM



مکث در یک عکس!

شادی کن، زندگی کن ...

مرگت به اندازه کاقی طولانی هست!

نذار همه خوشی ها نصیب کرم های قبر بشه!

تو هم سهم خودت رو بردار، قبل از اینکه خیلی دیر بشه ...




behnam5555 08-07-2011 03:36 PM

http://www.persianblog.ir/Avatar/281...0721.116885463

امیدم را مگیر از من خدایا ...


هیچ وقت فکر نمی کردم در جشن ده سالگی مجله ای که با آن بزرگ شدم وجهت فکری پیدا کردم , و باآن نوشتن و خوندن راتمرین کردم , اینقدر خسته و نا امید باشم , روزی که چلچراغ را بستند حتی این حال را نداشتم . آن روز در راه پله های ساختمان نو ساز قیطریه که اشکهای آن آدم نازنین را دیدم هم این حال را نداشتم , داستان , داستان بود و نبود امید است . در آن بد ترین روزها امید بود و در این روزها ی نه چندان بدتر امیدی نیست و شما بی شک می دانید بودن این امید چقدر حیاتی است , چقدر آدم رو به مرگ با امید سالیان سال پیش بینی همه فرمول های پزشکی رابهم ریختند و چقدر آدم های سالم با مردن امیدشان خودشان هم مردند.
خود من درزمستان نحس 87 حالی داشتم که گمان می کردم دیگر هرگز نمی توانم به زندگی عادی برگردم . اما برگشتم چون امید داشتم که شاید ..شاید.. شاید ,هنوز بتوان منتظر ماند . منتظر یک خبر خوب , یک حس خوب , یک کلمه حتی که نشان بدهد هنوز هم ارزش هایی هست که می شود به خاطرشان و برایشان نوشت و زنده ماند . ..
چه می گویم ؟ من زیر آن ناودان طلا از خدا صبر خواستم و این که خدا به ملتم به مردمم به جوانهایمان نگاهی کند , و صلح و دوستی را به سرزمین من ارزانی دارد , من هنوزهم ته دلم امیدی دارم که خدا وندهر سه چیزی را که از او خواستم به من می دهد,اما دروغ چرا امیدم کم شده , فکر می کنم نوبت ما دارد دیر می شودو میگذرد . از خدا می پرسم که پس نوبت مردمی که حرمت زن و آبروی داغداری و مردم نوازیشان سینه به سینه حفظ شده و زبانزد بوده کی می رسد ؟
نوبت مردم سرزمینی که در آن شیعه ایرانی بزرگترین داغ مذهبی اش شکستن پهلوی فاطمه (س)و به خاک سپاری شبانه اش دور از چشم اغیار است کی می رسد ؟ و شاید حالاوقت آن است که از خود بپرسیم ما سال ها به یاد این حوادث گریسته ایم یا برای این حوادث؟ و اگر در جلوی چشم ما کسی به ناحق , کسی نه زنی مورد هجوم قرار گرفت ما چه می کنیم ؟ نه این جور مواقع زن گرا نمی شوم .به اعتقادم حرمت زن نه در ضعف او که در تقدس مادری او نهفته است در تقدس خلق کردنش . واگر پدر بزرگمان می گت زن که زدن ندارد از این روی نبود که معتقد باشد زن را خدا زده . نه او از دسته مردانی بود که این تقدس را می فهمید و حس می کرد ...
ای وای که .دیگر چهار شنبه ها را دوست ندارم . که در ظهر چهار شنبه ای در سرزمین شیعه من زنی به تا حق به خاک می افتد و برگ از برگ تکان نمی خورد و او بی صدا و آرام به بیماری قلبی اش و خاک سپرده می شود تا ما به یاد بیاوریم که چقدر دل مرده ایم , چقدر پیریم و چقدر معلول و چقدر نا امید و بعد مرد نازنینی چون افشین اعلا پیامک بدهد " : تف بر من که اسم مرد بر من نهاده اند "... و زن مستاصلی چون من فقط زمزمه کند که " : آدمی را آدمیت لازم است ...
این روز ها چلچراغ ده ساله می شود و ما هیچ کدام رمق و شور و حس جشن گرفتن نداریم .
من و ما نا امیدیم ! فقط وقتی به حس آن ناودان طلا فکر می کنم می ترسم که مبادا نا امیدی گناه بزرگی باشد . بعد به دنبال مر همی می گردم . به دنبال بارقه ای از امید , از شور .. این روز ها دلم از همه سیاست های عالم پر است , از همه جناح های فکری و اجتماعی خسته ام , از همه ایده ثولوگ ها و ایده ها بیزارم , این روز ها مثل یک زن ساده روستایی دلم اندکی صلح می خواهد , اندکی امید و زمینی که بتوان در آن چند دانه کاشت بی آن که گندمش بوی خون بدهد , همین و به خدای احد واحد قسم که این توقع زیادی نیست ...
نزار قبانی هم که به شاعر زنان معرف بود سال ها پیش بر حال این روز های من سرود :
محبوبم
من از اخبار جنگ خسته ام
از اخبار صلح نیز خسته ام
از شنیدن دلاوری هایم
و نام هواپیماهایی که سقوط می کنند
من خسته ام
نه محبوبم نه این روز ها از من انقلاب چشم مدار
که حس می کنم آخرین انقلاب من
تو بوده ای ....


behnam5555 08-07-2011 03:40 PM



بلند ترین دکل های انسانی!
عکس های خیلی دیدنی از مسابقه ی بلند ترین برج های آدمی!.واقعا مسابقه ی جالبی و پر هیجانیه.
http://elipic.persiangig.com/elitanz...an_Tower_1.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz...an_Tower_2.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz...an_Tower_3.jpg

http://elipic.persiangig.com/elitanz...an_Tower_4.jpg
http://elipic.persiangig.com/elitanz...an_Tower_5.jpg



shokofe 08-07-2011 08:35 PM

تا بحال
هیچ فکر کرده ای که تخصص تو چیست ؟
تخصص تو این است که ((تو)) باشی !
هیچ کس در ((تو)) بودن ، به اندازه ی ((تو)) متخصص نیست
اما می دانی مشکل من و تو چیست ؟
مشکل من و تو این است که سعی می کنیم شبیه دیگری باشیم !
و چون هیچیک از ما متخصص دیگری بودن نیستیم ،
در این مورد شکست می خوریم!
و خودمان نمی دانیم!
ما نسل جدید را نیز به همینسان تربیت می کنیم
درست همانگونه که ما را تربیت کردند !
ما به نسل جدید می آموزانیم که ((خود))ش نباشد ! بلکه شبیه دیگران باشد !
ما اینهمه می گوییم که انسان خلیفه ی خداست !
و هیچ چیزی شبیه خدا نیست ( لیس کمثله شی)
اما
چطور می شود که این پیام ساده را درک نمی کنیم
انسان ، خلیفه ی خداست
یعنی
انسان ، منحصر بفرد و یکتاست !
هر انسانی یکتاست !
زیرا یکتا آفریده شده !
درست مثل آفریننده اش !
تمام افراد موفق در طول تاریخ ،
کسانی بودند که این راز ساده را کشف کردند !
شبیه خودت باش
دوست من
دوست یگانه ی من !
شبیه خودت باش




behnam5555 08-08-2011 12:26 PM


قوانین فیلمهای هالیوود

عملیات پلیسی همیشه حتما به کلوب استریپ‌تیز کشیده میشه
.
هر شماره تلفنی با 555 شروع میشه.
تختخوابها یک روکش مخصوص با فرم L دارند که خانمها رو تا سینه بپوشونه و آقایون رو از کمر به پایین.
در هر ساک خریدی دست کم یک نون باگت پیدا میشه.
هر کس میتونه یه هواپیمای در حال پرواز رو به زمین بنشونه، به شرط اینکه یک نفر از برج مراقبت بهش قدم به قدم توضیح بده.
ماتیک لب هرگز پاک نمیشه، حتی حین غواصی.
لوله‌های سیستم تهویه مطبوع در هر ساختمونی بهترین نقطه برای مخفی شدن هستند و ضمنا میشه از طریق اونها به هرجای ساختمون راه پیدا کرد.
اگه کسی بخواد اسلحه‌اش رو پرکنه همیشه خشاب اضافه همراه داره.
برای زنده موندن در هر جنگی کافیه که آدم از نشون دادن عکس عزیزانش به این و اون پرهیز کنه.
هر کسی میتونه بدون دونستن زبون، خودش رو با ملیت خاصی معرفی کنه، به شرط این که کمی لهجه داشته باشه.


اگه یه هیولا یا یک فاجعه، شهری رو تهدید کنه، همیشه تنها فکر و ذکر شهردار کم شدن توریستها یا بازدیدکنندگان یک نمایشگاهه.

اگه خانمی با موهای بلند بخواد از کسی جدا بشه و خداحافظی کنه یه دفعه باد میاد.
کلا تعداد خانمهای مو بلند و خوشگل و خوش هیکل میره بالا. از نظافتچی گرفته تا منشی و مدیر کل همه میتونند در مسابقه دختر شایسته، بالاترین مقامها رو به دست بیارند. ولی قیافه و هیکل آقایون تغییر زیادی نمیکنه.
برج ایفل ازهر نقطه شهر پاریس قابل دیدنه.
مردها بدون این که خم به ابرو بیارند تا جون دارند کتک میخورند، اما همین که زنی با پنبه و الکل زخمهاشون رو تمیز میکنه دادشون درمیاد.
ویترین مغازه‌ها فقط به درد این میخوره که یکی با کله یا ماشین از وسطشون رد بشه.
برای پرداخت کرایه تاکسی کافیه که یه اسکناس از کیف پول بیرون کشیده بشه. همیشه مبلغش صحیحه.
تولید مثل با هر موجودی در کهکشان ممکنه.
آشپزخونه‌ها خودشون هیچوقت چراغ ندارند. با نور چراغ یخچال میشه همه چیز رو دید.
هر وقت توخونه‌ای خطری، روحی، هیولایی، چیزی باشه، خانم صاحبخونه حتما با لباس زیر بدن نما باید بره ببینه چه خبره.
کامپیوترها هیچ سیستم یا برنامه خاصی ندارند. روی صفحه مونیتور همیشه فقط نوشته enter password و بعد از نوشتن کلمه رمز متن مورد نظر رو نشون میده.
مادرها همیشه در حال آشپزی هستند. مهم نیست که آخر کسی چیزی بخوره یا نه.
روسای پلیس همیشه یا بهترین همکارشون رو اخراج میکنند، یا بهش چهل و هشت ساعت وقت میدند که پرونده رو ببنده.
شعله یه چوب کبریت بزرگترین سالنها رو روشن میکنه، ولی قویترین نورافکن هالوژن اون گوشه رو که مهمتر از همه است تاریک میذاره.
دندونهای دهاتیهای قرون وسطی مثل برف سفید و مرتب هستند.
هر کس کابوس میبینه باید از جاش بپره و نفس نفس بزنه و خیس عرق بشه.
حتی اگه جاده صاف و مستقیم باشه باید راننده عین دیوونه‌ها فرمون رو به چپ و راست بچرخونه.
همه بمبها یک عالم سیم و چراغهای قرمز چشمک‌زن دارند و یه ساعت دیجیتال که نشون میده کی میرن هوا.
هر جا بری جلوی ساختمون مورد نظر یه جای پارک پیدا میشه.
پلیسها فقط موقعی موفقند که اخراج شده‌اند.
اگه کسی وسط خیابون برقصه همه همراهی میکنند، اونهم با هماهنگی کامل.
هر کامپیوتری میتونه رابطه موجودات فضایی با سفینه شون رو مخدوش کنه یا رمز ورودشون رو پیدا کنه.
مهم نیست که چند نفر به یکی حمله میکنند، با اینحال همیشه یکی یکی میان جلو.
هر وقت به اره‌برقی احتیاج پیدا کنی یکی دم دستته.
هر دری رو میشه با یک سنجاق سر یا کارت اعتباری باز کرد، مگه اینکه مال یه ساختمون در حال سوختن باشه و بخوای یه بچه‌رو که اون تو گیر کرده نجات بدی.
هر وقت تلویزیون رو روشن کنی داره اخبار نشون میده. یکی از خبرها هم همیشه مربوط به خودته.
زنها بلد نیستند دو قدم بدوند. همیشه میخورند زمین و مچ پاشون ضرب میبینه.
اسبها در برابر نیزه و گلوله و توپ و تانک روئین تن هستند، ولی در حساسترین لحظه پاشون به یه مشت علف گیر میکنه و میخورند زمین (اگه سوارکار زن باشه مچ پاش ضرب میبینه)
گلوله به سوپرمن اثری نداره، ولی اگه خود هفت‌تیر رو به طرفش پرت کنی سرش رو میدزده.
هر ماشینی به راحتی تو هر گاراژی جا میگیره.
سفینه‌های فضایی توالت ندارند.
مسافرین دهاتی ساده لوح و مهربون که تنها یه آرزوی ساده دارند، مثلا دیدن مجسمه آزادی نیویورک، بعد از نیم ساعت میمیرند.
بچه‌های با استعداد همیشه دارای والدین الکلی یا سنگدل هستند.
هیچ ماشینی تو جنگلهای تاریک و ترسناک به موقع روشن نمیشه.
اگه یه ماشین بخواد کسی رو زیر کنه طرف به جای به کنار پریدن مستقیم جلوی ماشین میدوه.
ضمنا حتی بهترین و سریعترین ماشین نمیتونه بهش برسه و زیرش کنه.
هر موجود فضایی که میاد به زمین همیشه اول میره آمریکا و اول از همه بیس بال یاد میگیره.
هر ماشینی که تصادف میکنه بلافاصله منفجر میشه.
البته اگه راننده‌اش آدم خوبی باشه ماشینه اول صبر میکنه تا طرف پیاده بشه و چند متر بره اونورتر، بعد منفجر میشه.
اگه در حال فرار باشی گلوله‌ها ماشین رو آبکش میکنند و شیشه جلو و عقب خورد و خاکشیر میشن ولی دریغ از یک گلوله که به سرنشینها بخوره.
اگه آدم بدی خودش رو عوض کنه و توبه کنه بی برو برگرد به زودی میمیره.
آدمهای بد همیشه بازنده هستند.

چرت وپرت سرا

behnam5555 08-08-2011 12:45 PM


طنز.....

تفاوتهای زن و دوست دختر


زن مثل تلویزیونه
، دوست دختر مثل موبایل.
تو خونه تلویزیون تماشا میكنی، وقتی میری بیرون موبایلتو میبری.
وقتی پول نداشته باشی تلویزیون خونه ات رو میفروشی، وقتی پول بدست میاری گوشی موبایل رو عوض میكنی.



بعضی وقتها از تلویزیون لذت میبری، اما بیشتر اوقات با موبایل بازی میكنی.
تلویزیون برای تمام عمرت مجانیه، اما اگه قبض موبایل رو پرداخت نكنی ارائه خدمات متوقف میشه.
تلویزیون بزرگ و گنده است و معمولا كهنه، اما موبایل خوشگل و باریك و خوشدسته و همیشه میشه همه جا با خودت ببریش.
معمولا هزینه استفاده از تلویزیون منطقی و قابل قبوله، اما هزینه استفاده از موبایل زیاده و همیشه هم بدهكاری.
تلویزیون كنترل از راه دور داره، اما موبایل نداره.
و مهمترین نكته اینكه موبایل وسیله ارتباطی دوطرفه است (صحبت كردن و گوش دادن)، اما فقط باید به تلویزیون گوش بدی ! چه بخواهی چه نخواهی.و آخرین نكته اینكه تلویزیون ویروس نداره اما موبایل . . .

behnam5555 08-08-2011 01:04 PM


درس مردانگی در داستان کورش و پانته آ

تابلویی که می بینید، اثر «وینسنت لوپز» نقاش اسپانیایی قرن 18 روایت کننده ی یکی از داستان های تاریخ ایران باستان است.

http://1doost.com/Files/Pictures/138...oroosh/001.jpg


در لغت نامه ی دهخدا زیر عنوان «پانته آ» بر اساس روایت «گزنفون» آمده است که هنگامی که مادها پیروزمندانه از جنگ شوش برگشتند، غنائمی با خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به کورش بزرگ عرضه می کردند.
در میان غنائم زنی بود بسیار زیبا و به قولی زیباترین زن شوش به نام پانته آ که همسرش به نام « آبراداتاس» برای مأموریتی از جانب شاه خویش رفته بود. چون وصف زیبایی پانته آ را به کورش گفتند، کورش درست ندانست که زنی شوهردار را از همسرش بازستاند و حتی هنگامی که توصیف زیبایی زن از حد گذشت و به کورش پیشنهاد کردند که حداقل فقط یک بار زن را ببیند، از ترس اینکه به او دل ببازد، نپذیرفت. پس او را تا باز آمدن همسرش به یکی از نگاهبان به نام «آراسپ» سپرد. اما اراسپ خود عاشق پانته آ گشت و خواست از او کام بگیرد، بناچار پانته آ از کورش کمک خواست.
کوروش آراسپ را سرزنش کرد و چون آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازا از طرف کوروش به دنبال آبراداتاس رفت تا او را به سوی ایران فرا بخواند. هنگامی که آبرداتاس به ایران آمد و از موضوع با خبر شد، به پاس جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: «سوگند به عشقی که میان من و توست، کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند و نیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم.»
آبراداتاس در جنگ مورد اشاره کشته شد و پانته آ بر سر جنازه ی او رفت و شیون آغاز کرد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش کرد تا مراقب باشند که خود را نکشد، اما پانته آ در یک لحظه از غفلت ندیمان استفاده کرد و با خنجری که به همراه داشت، سینه ی خود را درید و در کنار جسد همسر به خاک افتاد و ندیمه نیز از ترس کورش و غفلتی که کرده بود، خود را کشت. هنگامی که خبر به گوش کوروش رسید، بر سر جنازه ها آمد.
از این روی اگر در تصویر دقت کنید دو جنازه ی زن می بینید و یک مرد و باقی داستان که در تابلو مشخص است.

معلوم نیست چرا ایرانیان سعی نمیکنند داستانهای غنی خود را گسترش دهند و به جای آن به سراغ داستانهایی میروند که عربها چگونه زنان را به صیغه خود در میاوردند.
متاسفانه از اونهایی که وظیفشون ترویج فرهنگ اصیل ایرانیه انتظاری نمیتوان داشت چون اصولا اعتقادی به این فرهنگ اصیل ندارند و فرهنگ وارداتی و تهاجمی عرب را با فرهنگ اصیل و نجیب ایرانی ترجیح میدهند. بیایید خودمان با انتشار و گسترش این گونه مطالب به یکدیگر کمک کنیم تا مردانگی اجدادمان را در برابر تهاجم نامردی دیگران به خود و فرزندانمان بشناسانیم.

behnam5555 08-08-2011 01:29 PM

زمان بندی صحیح آب خوردن
بازمان بندی صحیح آب خوردن،اثرآنرادربدن خودبالاببرید..

دولیوان آب -- بعدازبیداری-- کمک میکندبه فعال کردن ارگانهای داخلی.!
یک لیوان آب -- 30 دقیقه قبل ازغذا-- جهت هضم راحت غذا.!
یک لیوان آب -- قبل ازگرفتن حمام--کمک میکند به کاهش فشارخون.!
یک لیوان آب -- قبل از خواب-- به منظور جلوگیری از سکته مغزی یا حمله قلبی..!

behnam5555 08-08-2011 01:44 PM

آیا به مهره مار اعتقاد دارید؟

مهره مار در اولین برخورد شاید مساله ای خرافاتی بنماید ولی علم نوین متافیزیک که از جمله علوم پیشرفته و جدید بشر است و واقعیات پنهان بسیاری از موضوعات را کشف و اثبات می نماند و علم سنگ درمانی یکی از شاخه های بسیار جزئی آن است که امروزه توانسته است بسیاری از مشکلات حاد بشر را حل کند در خصوص مهره مار متافیزیک اینگونه اظهار نظر میکند:

هر شیء در جهانِ هستی بواسطه جوهره ساختاری خود نیرویی مغناطیسی دارد و برآیند این انرژی های نهفته منتشر شده از اجسام و اشیاء بصورت بسیار موثر و قابل مشاهده، نظمی را در جهان هستی پدید می آورند که در قرآن مبین هم از آن یاد شده که در آیاتی به نگاه داشته شدن ستارگان و زمین درآسمانها با ستونهای نامریی به اذن خداوند قادرمتعال یادشده است.

مارهای نر و ماده به دلیل وضعیت خاص آناتومیک خود از شرایط متفاوتی برخوردارند تا انگیزش برای آمیزش را پیداکنند و بر آن وضعیت فائق آیند. و با این عمل ادامه بقاء یابند. خداوند متعال متابولیسم بدن مار را بگونه ای آفریده است که در طول سال یک ترشح استخوانی از جنس شاخ بر روی سر خود همانند پینه ترشح مینماید که دارای بیشترین بار مغناظیسی نسبت به سایر اجسام و اشیاء است و بصورت تک قطبی است که آن را بنام مهره مار میشناسیم. مهره مار در مارهای نر بار مثبت و مهره مار در مارهای ماده حامل بار انرژی منفی هستند که مانند آهنربایی متابولیک دو جفت را بسوی هم جذب نموده و مقربت برای ادامه نسل را باعث میگردد. اندازه این مهره ها حدودا به قدر 2 عدد لپه معمولی است. بعد از عمل جفت گیری این مهره ها از سر مار جدا شده و بر زمین می افتد اگر فردی بتواند این مهره ها را که متعلق به دو مار جفتگیری کننده را از آن خودنموده و 40 روز با خود دارد مغناطیس طبیعی بدن با مغناطیس مهره مار هماهنگ شده و تقویت می شود و سپس فرد دارنده بواسطه آن میدانی بمراتب وسیع تر و قویتر نسبت به فرد عادی فاقد مهره مار حول خود ساتع مینماید که آثار بیشماری را برای آن ناشی میگردد.
بار مغناطیسی یاد شده اعصاب را به طرزی ریلکس و آرام مینماید و استرس های آگاهانه و استرس های ناخودآگاه را میزداید که دارنده تا کنون آن را تجربه نکرده است. این آرامش ضمن ایجاد اعتماد بنفس و آثار دیگرش برفرد به افراد مرتبط با ایشان هم سرایت میکند و در این حالت است که افراد هرچه مغرض تر و هرچه عصبانیتر باشند باز به محض ملاقات حضوری با دارنده مهره مار در اثر آرامش ایجاد شده مثل موم رام میشوند و چون این حالت را مدام در حضور شما احساس میکنند شیفته شما میشوند و مدام دوست دارند در حضور شما باشند و از آرامش نایاب شما بهره مند گردند.
بدلیل خاصیت فوق العاده مغناطیسی در مقابل بسیاری از بیماریها مصون خواهید بود تاثیر بسیار بالای آن در تسکین دردها هم برای استفاده کننده و هم مخاطبانی که در کنار شما هستند و نیز اثر قاطع آن بر از بین بردن جوش های صورت و زیبا تر کردن چهره به اثبات رسیده است.
خاصیت مغناطیسی آن در از بین بردن آثار سوء گوشی های تلفن همراه (موبایل) و دکل های مخابراتی و تلوزیونی و نیز کابل های فشار قوی و لوازم خانگی و تمامی موارد ی از این دست دیگر خصوصیت منحصر به فرد مهره مار است.
تجار و سیاست مداران و چهره های کاریزماتیک در سطوح بالا در کشورهای خاورمیانه خصوصاً شیوخ و بزرگان عرب مهره مار را به عنوان رازی سر به مهر با خود دارند اما فناوری اطلاعات و اینترنت شرایطی را فراهم نموده است تا هیچ کالایی سری و مختص افراد خاص باقی نماند. دربرخی مناطق همچون آذربایجان افراد محلی ای وجود دارند که نسل اندر نسل به تهیه مهره مار می پردازند.
مهره مار چگونه به دست می آید؟
مهره مار به دست مارگیران و حادثه جویان بسیار حرفه ای و از جان گذشته ای که روزها و شبها را در کوه ها و دشت ها سپری می نمایند به دست می آید. این مار گیران در مواقع مناسب و پس از جفت گیری مار موفق به بدست آوردن مهره مار می شوند.
مار ها پس از جفت گیری در یک مکان خاص و در طبیعت آزاد و در صورتی که به دور از چشم همگان باشد پس از اتمام جفت گیری قطعه ای استخوانی را در محل جفت گیری رها می سازند که به آن مهره مار یا محبت مار می گویند. این قطعه استخوانی از نیروی بسیار قوی مغناطیس حیوانی برخوردار بوده و دارنده آن دارای محبوبیت و مقبولیت بسیار می گردد. قطعات دیگر نیز در زمان های مناسب دیگر و پس از کشتن مارها به دست می آید .
چگونه بدانیم مهره مار اصل است یا خیر؟
بطور کلی تاکنون هیچگونه گزارشی از ایجاد و فروش مهره مار تقلبی منتظر نشده است. ولی برای این که شما عزیزان از قابلیت های جادویی این مهره ها باخبر شوید باید بدانید که آزمایش اصالت مهره های مار به صورت زیر انجام می گردد.
آزمایش اصالت مهره های مار:
اگر دو عدد مهره مار اصل را در ظرفی حاوی سرکه خالص انگور (تاکید میکنیم سرکه کاملا خاص انگور ) قرار دهید خواهید دید که این دو مهره مار پس از مدتی حرکت نموده به همدیگر نزدیک شده و به هم می چسبند! زمان حرکت کردن و به هم چسبیدن آن ها ممکن از از چند دقیقه تا چند ساعت متغیر باشد و این هم به دلیل شرایط فیزیکی و روحی مار ها در زمان جفت گیری می باشد.
قابل ذکر است پس از انجام این آزمایش مهره های مار بکلی خاصیت جادویی خود را از دست می دهند.

behnam5555 08-08-2011 01:52 PM



ازدواج در طول تاریخ - طنز

یك هفته پس از خلقت آدم:
چون حوا بدون پدر و مادر بود آدم اصلا مشكلی نداشت و چای داغ را روی خودش نریخت.
پانصد سال پس از خلقت آدم:
با یه دونه دامن از اون چینی خال خال پلنگی ها میری توی غار طرف. بلند داد می زنی: هاكومبازانومبا (یعنی من موقع زنمه) بعد میری توی غار پدر و مادر دختره. با دامن چین چینی جلوت نشسته اند و می گن: از خودت غار داری؟ دایناسور آخرین مدل داری؟ بلدی كروكدیل شكار كنی؟ خدمت جنگ علیه قبیله ادم خوارها رو انجام دادی؟ بعد عروس خانم كه اون هم از این دامنای چین چینی پوشیده با ظرفی كه از جمجمه سر بچه دایناسور ساخته شده برات چای میاره و تو می ریزی روی خودت.
دو هزار و پانصد سال بعد از اختراع آدم:
انسان تازه كشاورزی را آموخته. وقتی داری توی مزرعه به عنوان شخم زدن زمین عمل می كنی با دیدن یه دختر متوجه میشی كه باید ازدواج كنی. برای همین با مقدار زیادی گندم به مزرعه پدر دختره میری. اونجا از تو می پرسند: جز خودت كه اومدی خواستگاری چند تا خر دیگه داری؟ چند متر زمین داری؟ چند تا خوشه گندم برداشت می كنی؟ آیا خدمت در لشگر پادشاه رو به انجام رسانده ای؟
بعد عروس خانم با كوزه چای وارد میشه و شما هم واسه اینكه نشون بدی خیلی هول شدید تمام كوزه رو روی سرتون خالی می كنید.
ده سال قبل:
شما پس از اتمام خدمت مقدس سربازی به این نتیجه می رسید كه باید ازدواج كنید و از مادرتان می خواهید كه دختری را برایتان انتخاب كند. در اینجا اصلا نیازی نیست كه شما دختر را بشناسید چون پس از ازدواج به اندازه كافی فرصت برای شناخت وجود دارد. در ضمن سنت چای ریزون كماكان پا بر جاست.
هم اكنون:
به دلیل پیشرفت تكنولوژی در حال حاضر شما به آخرین نسخه یاهو مسنجر احتیاج دارید. البته از''MSN'' یا ''ICQ'' هم می توانید استفاده كنید ولی انها آیكنهای لازم برای خواستگاری را دارا نمی باشند. پس از نصب یاهو مسنجر به یك روم شلوغ رفته هر اسمی كه به نظرتان زیباست ''ADD'' می كنید و با استفاده از آیكنهای مربوطه خواستگاری را انجام می دهید. البته یاهو قول داده كه نسخه جدید دارای امكانات ازدواج و زندگی مشترك نیز باشد.


behnam5555 08-08-2011 02:06 PM



عرق....


هی با خود فکر میکنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق میریزیم و وضعمان این است..!
آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است!
نمیدانم مشکل در نوع عرق است یا نوع ریختن و یا خوردن...

دکتر علی شریعتی



behnam5555 08-08-2011 02:17 PM

همه چیز در باره پوکی استخوان

با ‌١١ عامل ایجاد کننده پوکی استخوان آشنا شوید
استخوان بافت زنده‌ای است که از دو لایه داخلی و خارجی تشکیل شده است. لایه داخلی ضخیم بوده و از شبکه‌های محکمی تشکیل شده که توده استخوانی را ایجاد می‌کند. در بدن انسان استخوان‌ها به طور مرتب ساخته شده و از بین می‌روند. البته سرعت این روند در تمام عمر فرد یکسان نیست، به طوری که توده استخوانی در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی به حداکثر میزان خود می‌رسد و سپس به تدریج کاهش می‌یابد. حداکثر توده استخوانی در افراد مختلف متفاوت است و به عوامل ارثی، تغذیه، فعالیت بدنی و شیوه زندگی در طول دوره رشد بستگی دارد.
در این وضعیت، استخوان ضعیف شده و با کوچک‌ترین ضربه دچار شکستگی می‌شود. این پدیده در سنین سالمندی شایع بوده اما با اقدامات ساده‌ای می‌توان آن را به تاخیر انداخت یا شدت آن را کاهش داد.

پوکی استخوان اغلب تا زمان شکستگی استخوانی علامتی ندارد
اهمیت پوکی استخوان در آن است که اغلب تا زمان شکستگی استخوانی علامتی ندارد. ستون فقرات، استخوان ران، لگن، مچ دست و انتهای ساعد به ترتیب شایع‌ترین محل‌هایی هستند که در اثر پوکی استخوان دچار شکستگی می‌شوند. بسیاری از شکستگی‌های ستون فقرات تنها با درد شدید پشت همراه هستند و علامت دیگری ندارند. انحراف ستون مهره‌ها در اثر جوش خوردن خودبخودی آنها می‌تواند از علایم این بیماری باشد.

چه عواملی ایجاد کننده پوکی استخوان هستند؟
- سن: با بالارفتن سن، تراکم استخوان در هر دو جنس به تدریج کاهش می‌یابد؛ به طوری که از حدود ۴۰ سالگی نیم تا یک درصد در سال کاهش می‌یابد.
- جنس: پوکی استخوان در زنان به دلیل کم بودن توده استخوان و پدیده یائسگی شایع‌تر است؛ به طوری که زنان در هر سنی ۴ تا ۵ برابر مردان دچار شکستگی استخوان می‌شوند.
- یائسگی و کاهش هورمون‌های جنسی: هورمون‌های جنسی نقش مهمی در استحکام استخوان‌ها دارند. بنابراین هر عاملی از جمله یائسگی که باعث کم شدن این هورمون‌ها شود پوکی استخوان را تسریع می‌کند.
- سابقه فامیلی: در صورت سابقه شکستگی در بستگان نزدیک (پدر، مادر، خواهر و برادر) احتمال ابتلا به شکستگی تا دو برابر افزایش می‌یابد.
- نژاد و عوامل ارثی: نژاد آسیایی و افرادی که پوست و موی روشن دارند، بیشتر در معرض پوکی استخوان هستند.
- جثه بدنی: استخوان‌بندی ظریف و جثه کوچک‌تر موجب افزایش احتمال پوکی استخوان می‌شود.
- بیماری‌های همراه: برخی بیماری‌ها نظیر بیماری‌های مزمن کبد و کلیه، دیابت نوع۱، افزایش هورمون تیروئید و پاراتیروئید، اختلالات هورمون‌های جنسی، اسهال مزمن و اختلالات سوء جذب، بی‌اشتهایی عصبی، پیوند اعضا و برخی سرطان‌ها باعث افزایش احتمال ابتلا به پوکی استخوان می‌شوند.
- مصرف داروها: مصرف طولانی مدت داروهای حاوی کورتون، داروهای ضد صرع و داروهایی که برای درمان بیماری‌های تیروئید مصرف می‌شوند؛ موجب بروز پوکی استخوان می‌شود. این دسته داروها حتما باید با تجویز پزشک و درصورت نیاز با مکمل‌های دارویی مانند کلسیم و ویتامین «د» مصرف شوند.
- ورزش و فعالیت بدنی: ورزش سبب افزایش رشد استخوانی بویژه در کودکی و دوران بلوغ می‌شود. ورزش مناسب و متناسب با سن به طور مستمر موجب افزایش تراکم استخوانی می‌شود.
- رژیم غذایی: کلسیم باعث قوی شدن استخوان‌ها می‌شود. ویتامین «د» نیز مانند کلیدی است که باعث ورود کلسیم به استخوان‌ها و استحکام آنها می‌شود. مصرف این دو ماده در رژیم غذایی به پیشگیری از پوکی استخوان کمک می‌کند.
- مصرف دخانیات و الکل: مصرف دخانیات شامل سیگار، قلیان، پیپ و چپق موجب اختلال در جذب کلسیم و ساخت استخوان، یائسگی زودرس، کاهش وزن و تخریب هورمون‌های جنسی می‌شود که به تسریع پوکی استخوان می‌انجامد. مصرف الکل نیز با کم کردن فعالیت سلول‌های سازنده استخوان موجب پوکی استخوان می‌شود.

پوکی استخوان چگونه منجر به شکستگی می‌شود؟
حدود ۵ درصد زمین خوردگی‌ها منجر به شکستگی می‌شوند
به گزارش یسنا، مسلما استخوان‌هایی که استحکام کافی برای حفظ تعادل بدن را نداشته باشند، به راحتی متعاقب نیروهای جزیی مانند زمین خوردن و یا سقوط از پله دچار شکستگی می‌شوند. به همین دلیل شایع‌ترین علت شکستگی‌های ناشی از پوکی استخوان سقوط و زمین خوردن است. عواملی مانند موانع محیطی، نور کم، اختلال بینایی، فراموشی و استفاده از داروهای خواب آور در افزایش احتمال سقوط و شکستگی نقش دارند.
پوکی استخوان علامتی ندارد اما با مشاهده علائم زیر به پزشک مراجعه کنید
- کاهش قد به میزان حدود ۳ سانتی‌متر نسبت به دوران جوانی
- قوز درستون فقرات که به تازگی ایجاد شده باشد
- شکستگی دراثر ضربه خفیف یا زمین خوردن جزیی

اگر به پوکی استخوان مشکوک شدیم، چه کنیم؟
بخاطر داشته باشید که پوکی استخوان براحتی قابل تشخیص و درمان است. تشخیص پوکی استخوان توسط پزشک و با اندازه‌گیری تراکم استخوان انجام می‌شود. اندازه‌گیری تراکم استخوان یک ر وش بدون درد است که با استفاده از دستگاه مخصوصی انجام شده و حدود ۱۵ دقیقه طول می‌کشد.
در صورت تشخیص پوکی استخوان با بکارگیری توصیه‌های دارویی و غیردارویی می‌توان از پیشرفت پوکی استخوان و شکستگی استخوان که مهم‌ترین عارضه آن است پیشگیری کرد. رعایت رژیم غذایی، ترک مصرف دخانیات و فعالیت بدنی مناسب از پیشرفت پوکی استخوان جلوگیری می‌کند. داروهای موثر در افزایش توده استخوان باید با تجویز پزشک مصرف شوند. در صورت نیاز به این داروها آنها را مطابق دستور دارویی و بطور مستمر استفاده کنید.

در صورت بروز پوکی استخوان برای پیشگیری از شکستگی چه باید کرد؟
با پیش‌بینی دستگیره و نرده در محل پله، آشپزخانه و حمام؛ کنترل مستمر موانع عبور و مرور و استفاده از صندلی یا چهارپایه در حمام و آشپزخانه از زمین خوردن جلوگیری کنید. همچنین اگر از داروهای آرام بخش استفاده می‌کنید حتما محل رفت و آمد خود را در شب کنترل کنید تا مانعی سر راه شما نباشد.

چگونه از بروز پوکی استخوان پیشگیری کنیم؟
- برای پیشگیری از پوکی استخوان قرار گرفتن در معرض نور مستقیم آفتاب به دریافت ویتامین «د» کمک می‌کند.
- از منابع کلسیم و ویتامین «د» به اندازه کافی در رژیم غذایی خود استفاده کنید.
- از مصرف دخانیات به هر شکل (سیگار و قلیان) خودداری کنید.
- ورزش مستمر و متناسب را در برنامه زندگی خود بگنجانید.

پزشکان چه توصیه‌های غذایی برای پیشگیری از بروز پوکی استخوان دارند؟
- غلات، لبنیات، حبوبات، سبزی، ماهی و میوه را در رژیم غذایی خود بگنجانید. مصرف روزانه سه لیوان شیر یا ماست کم چرب (یا دو قطعه پنیر بجای هر لیوان شیر) می‌تواند کلسیم مورد نیاز روزانه بدن را تامین کرده به سلامت استخوان‌ها کمک می‌کند.
- از مصرف نوشابه‌ یا قهوه خودداری کرده و دوغ کم نمک را جایگزین آن کنید. روزانه ۶ تا ۸ لیوان آب بنوشید.
- ماهی‌ها، جگر و تخم مرغ منابع غذایی حاوی ویتامین «د» هستند؛ از آنها در برنامه هفتگی غذایی خود استفاده کنید.
- اگر قادر به انجام انواع ورزش‌ها نیستید حداقل سه بار در هفته به مدت ۲۰ تا ۳۰ دقیقه پیاده‌روی کنید.
پیاده‌روی بهترین جایگزین برای انواع ورزش‌ها جهت جلوگیری از پوکی استخوان است.

گردآوری:گروه سلامت سیمرغ




behnam5555 08-08-2011 02:20 PM


بیو گرافی روشنک،گوینده رادیو ایران و برنامه گلها

زخمه های هر تاری که استادانه نواخته می‌شود، هر آرشه ای که بر ویلن صبا کشیده شود و هر ضربه ای که تکمه های سیاه و سفید پیانوی محجوبی را فرو بَرد، او را هم به یاد می‌آورد. چنانچه در قید حیات باشد از مرز ۸۰ سالگی گذشته است. اما اگر او نیز، همانند صبا و نی‌داود و قمر و پیرنیا و تهرانی و وزیری، و یا، خالقی و تجویدی و یاحقی و دلکش و الهه و پوران… به میهمانی خاک رفته باشد، به یقین چون گلهای جاویدان همیشه زنده‌است.روشنک در سال ۱۳۲۷ وارد خدمت در رادیو ایران شد و تا سال ۱۳۳۴ در بخش‌های مختلف گویندگی می‌کرد. او گوینده برنامه گلها بود و بسیاری از مردم ایران این برنامه را با صدای او که اشعار را به درستی دکلمه می‌کرد، می‌شناسند و تاثیر گویش او در فراگیری اشعار ادبیات فارسی برای مردم هم چنان در اذهان، به عنوان یک خاطره زیبا باقی مانده‌است.
درآغاز «کوکب پرنیان»، گوینده و شعرخوان زن در برنامه‏ی «گل‏ها» بود. کمی بعد که صدیقه‏ی سادات رسولی جای او را گرفت، به توصیه‏ی داود پیرنیا نام روشنک را بر خود نهاد.

خانم روشنک در مصاحبه ای در سال ۱۳۵۴ چنین می‌گوید:
«نام اصلی من صدیقه سادات رسولی است در سال ۱۳۲۷، با سمت گویندگی وارد خدمت رادیو شدم و تا سال ۱۳۳۴ در قسمت های مختلف رادیو گویندگی می‌کردم.
زمانی که می‌خواستم وارد رادیو شوم، ۸۱ نفر جهت گویندگی شرکت کرده بودند که از میان آنان قبول شدم کسانی که از من امتحان گرفتند: مرحوم سعید نفیسی، حسینقلی مستعان، حسین زاهدی، مرحوم صبحی و چند نفر دیگر هم بودند که الان یادم نیست مرحوم پیرنیا از برنامه سوم گلها مرا دعوت به همکاری کردند.
نام روشنک را هم ایشان برایم انتخاب کرد و اولین شعری را که در برنامه گلها خواندم، این بود:

طاعت از دست نیاید گنه ی باید کرد
در دل دوست به هر حیله رهی باید کرد
شب که خورشید جهان تاب، نهان از نظر است
طی این مرحله با نور مهی باید کرد

از خاطراتم این است که گاهی که از رادیو بیرون می‌امدم، جوانان علاقه مندی در بیرون رادیو بردند که از من خواستند اشعاری را که در برنامه گلها می‌خوانم، برایشان بنویسم. ولی همیشه به دلیل جوان بودن آنها این شعر را برایشان می‌نوشتم.

نخست موعظه پیر می‌فروش این بود
که از معاشر ناجنس احتراز کنید


behnam5555 08-08-2011 02:30 PM


نکته هایی زیبا برای زندگی زیبا

یک- به مردم بیش از آنچه انتظار دارند بدهید و این کار را با شادمانی انجام دهید .
دو- با مرد یا زنی ازدواج کنید که عاشق صحبت کردن با او هستید. برای اینکه وقتی پیرتر می شوید، مهارت های مکالمه ای مثل دیگر مهارت ها خیلی مهم می شوند .
سه- همه ی آنچه را که می شنوید باور نکنید، همه ی آنچه را که دارید خرج نکنید و یا همان قدر که می خواهید نخوابید .
چهار- وقتی می گویید: دوستت دارم. منظورتان همین باشد .
پنج- وقتی می گویید : متاسفم. به چشمان شخص مقابل نگاه کنید .
شش- قبل از اینکه ازدواج کنید حداقل شش ماه نامزد باشید .
هفت- به عشق در اولین نگاه باور داشته باشید .
هشت- هیچ وقت به رؤیاهای کسی نخندید. مردمی که رؤیا ندارند هیچ چیز ندارند.
نه- عمیقاً و با احساس عشق بورزید. ممکن است آسیب ببینید ولی این تنها راهی است که به طور کامل زندگی می کنید .
ده- در اختلافات منصفانه بجنگید و از کسی هم نام نبرید .
یازده- مردم را از طریق خویشاوندانشان داوری نکنید .
دوازده- آرام صحبت کنید ولی سریع فکر کنید .
سیزده- وقتی کسی از شما سوالی می پرسد که نمی خواهید پاسخ دهید، لبخندی بزنید و بگویید : چرا می خواهی این را بدانی؟
چهارده- به خاطر داشته باشید که عشق بزرگ و موفقیت های بزرگ مستلزم ریسک های بزرگ هستند .
پانزده- وقتی کسی عطسه می کند به او بگویید : عافیت باشد .
شانزده- وقتی چیزی را از دست می دهید، درس گرفتن از آن را از دست ندهید .
هفده- این سه نکته را به یاد داشته باشید: احترام به خود، احترام به دیگران و مسئولیت همه کارهایتان را پذیرفتن.
هجده- اجازه ندهید یک اختلاف کوچک به دوستی بزرگتان صدمه بزند.
نوزده- وقتی متوجه می شوید که که اشتباهی مرتکب شده اید، فوراً برای اصلاح آن اقدام کنید .
بیست- وقتی تلفن را بر می دارید لبخند بزنید، کسی که تلفن کرده آن را در صدای شما می شنود .
بیست و یک- زمانی را برای تنها بودن اختصاص دهید .

یک دوست واقعی کسی است که دست شما را بگیرد و قلب شما را لمس کند. این پیام را پیش خود نگه ندارید.

آنتونی رابینز





behnam5555 08-08-2011 02:38 PM


استاد دكتر سيدمحمود حسابي

استاد دكتر سيدمحمود حسابي در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) از پدر و مادر تفرشي، در تهران زاده شد.
پس از سپري كردن چهار سال از دوران كودكي در تهران، به همراه خانواده (پدر، مادر و برادر) عازم شامات شدند. در هفت سالگي، تحصيلات ابتدايي خود را در بيروت، با تنگدستي و مرارت هاي دور از وطن در مدرسه كشيش هاي فرانسوي، آغاز كرد و همزمان توسط مادر فداكار، متدين و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابي) تحت آموزش تعليمات مذهبي و ادبيات فارسي قرار گرفت.
استاد، قرآن كريم را حفظ و به آن اعتقادي ژرف داشت.
ديوان حافظ را نيز از بر داشته و به بوستان و گلستان سعدي، شاهنامه فردوسي، مثنوي مولوي و منشأت قائم مقام، اشراف كامل داشت.

شروع تحصيلات متوسطه ايشان، مصادف با آغاز جنگ جهاني اول و تعطيلي مدارس فرانسوي زبان بيروت بود.

از اين رو پس از دو سال تحصيل در منزل، براي ادامه تحصيل به كالج آمريكايي بيروت رفت و در سن هفده سالگي ليسانس ادبيات، در نوزده سالگي ليسانس بيولوژي و پس از آن مدرك مهندسي راه و ساختمان را اخذ كرد.
در آن زمان، با نقشه كشي و راهسازي به امرار معاش خانواده كمك مي كرد. استاد همچنين در رشته هاي پزشكي، رياضيات و ستاره شناسي به تحصيلات آكادميك پرداخت.
شركت راهسازي فرانسوي كه ايشان در آن مشغول به كار بود، به پاس قدرداني از زحماتش، استاد را براي ادامه تحصيل به كشور فرانسه اعزام كرد و بدين ترتيب در سال
۱۹۲۴ به مدرسه عالي برق پاريس وارد و در سال ۱۹۲۵ فارغ التحصيل شد.
همزمان با تحصيل در رشته معدن، در راه آهن برقي فرانسه مشغول به كار شد و پس از پايان تحصيل در اين رشته كار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ايالت «سار» آغاز كرد.
سپس به دليل وجود روحيه علمي، به تحصيل و تحقيق در دانشگاه سوربن، در رشته فيزيك پرداخت و در سال ۱۹۲۶ در سن بيست و پنج سالگي دانشنامه دكتراي فيزيك خود را، با ارائه رساله اي تحت عنوان «حساسيت سلول هاي فتوالكتريك» با درجه عالي از بزرگ ترين دانشمند روز جهان، پروفسور فابري دريافت كرد. استاد، با شعر و موسيقي سنتي ايران و موسيقي كلاسيك غرب به خوبي آشنا بود و در نواختن ني، ويولن و پيانو تبحر داشت.
فعاليت در سه نسل كاري و آموزش ۶ نسل استاد و دانشجو، از خدمات ارزنده پروفسور حسابي به شمار مي رود و در همين راستا ايشان در سال ۱۳۵۰ به عنوان استاد ممتاز دانشگاه تهران شناخته شدند.

استاد به چهار زبان زنده دنيا فرانسه، انگليسي، آلماني و عربي مسلط بودند و به زبان هاي سانسكريت، لاتين، يوناني، پهلوي، لاتين، يوناني، اوستايي، تركي، ايتاليايي و روسي اشراف داشتند و زبان هاي باستاني را در تحقيقات خود به خصوص در امر واژه گزيني فارسي در برابر لغات بيگانه به كار مي بردند.


پروفسور حسابي، به ايران، فرهنگ و ادب، اعتقادات سنتي و مذهبي اين سرزمين عشق مي ورزيد و گذشته از سفر به كشورهاي مختلف جهان، به سراسر ايران سفر كرده بود، و از سفرهاي پربار داخلي و خارجي خويش، يادداشت ها و سفرنامه هاي بسياري به جاي نهاد.

در زمينه تحقيق علمي:


۲۵ مقاله، رساله و كتاب از ايشان به چاپ رسيده است. «تئوري بي نهايت بودن ذرات» استاد، در ميان دانشمندان و فيزيكدانان شناخته شده است.
نشان «اوفيسيه دولالژيون دونور» و همچنين نشان «كوماندور دولالژيون دونور» بزرگ ترين نشان هاي كشور فرانسه به همين مناسبت به ايشان اهدا شده است.
استاد تنها دانشجوي ايراني اينشتين بوده و در طول زندگي، با دانشمندان تراز اول جهان نظير: شرودينگر، بورن، فرمي، ديراك، بوهر و... و با فلاسفه و ادبايي همچون، آندره ژيد، برتراند راسل و... تبادل نظر داشت. ايشان در سال ۱۹۹۰ از سوي جامعه جهاني به عنوان «مرد اول علمي جهان» برگزيده شد و در كنگره شصت سال فيزيك ايران كه در سال ۱۳۶۶ برگزار شد به عنوان پدر علم فيزيك و مهندسي نوين ايران ملقب گرديد. پروفسور حسابي در ۱۲ شهريور ۱۳۶۱ در بيمارستان دانشگاه ژنو، به هنگام معالجه قلبي بدرود حيات گفت. مقبره استاد، بنا به خواسته ايشان در زادگاه خانوادگي، در شهر دانشگاهي تفرش قرار دارد .

متن دوم و کامل :

سید محمود حسابی دانشمند و از جمله نخستين فيزيک پيشگان ايرانی دوران معاصر است.
سید محمود حسابی در سال 1281 (ه.ش), از پدر و مادری تفرشی (سيد عباس و گوهرشاد حسابي) در تهران زاده شد.
پس از سپری كردن چهار سال از دوران کودکی در تهران, به همراه خانواده (پدر, مادر, برادر) عازم شامات شد. در هفت سالگی تحصیلات ابتدایی خود را در بیروت, با تنگدستی و مرارتهای دور از وطن در مدرسه کشیشهای فرانسوی آغاز کرد و هم‌زمان, توسط مادر فداکار, متدین و فاضله خود (خانم گوهرشاد حسابی) , تحت آموزش تعلیمات مذهبی و ادبیات فارسی قرار گرفت. قرآن کریم را حفظ و به آن اعتقادی ژرف داشت. دیوان حافظ را نیز از برداشته و به بوستان و گلستان سعدی, شاهنامه فردوسی, مثنوی مولوی, منشات قائم مقام اشراف کامل داشت.

تحصیلات :

شروع تحصیلات متوسطه‌اش مصادف با آغاز جنگ جهانی اول, و تعطیلی مدارس فرانسوی زبان بیروت بود. از این رو, پس از دو سال تحصیل در منزل برای ادامه به کالج آمریکایی بیروت رفت و در سن هفده سالگی لیسانس ادبیات, در سن نوزده سالگی, لیسانس بیولوژی و پس از آن مدرک مهندسی راه و ساختمان را اخذ نمود. در آن زمان با نقشه کشی و راهسازی, به امرار معاش خانواده کمک می‌کرد. همچنین در رشته‌های پزشکی, ریاضیات و ستاره شناسی به تحصیلات آکادمیک پرداخت.
شرکت راهسازی فرانسوی که او در آن مشغول به کار بود, به پاس قدردانی از زحماتش, وي را برای ادامه تحصیل به فرانسه اعزام کرد و بدین ترتیب در سال1924 (م) به مدرسه عالی برق پاریس وارد و در سال 1925 (م) فارغ التحصیل شد. هم‌زمان با تحصیل در رشته معدن, در راه آهن برقی فرانسه مشغول به کار گردید و پس از پایان تحصیل در این رشته کار خود را در معادن آهن شمال فرانسه و معادن زغال سنگ ایالت «سار» آغاز کرد. سپس به دلیل وجود روحیه علمی, به تحصیل و تحقیق, در دانشگاه سوربن, در رشته فیزیک پرداخت و در سال 1927 (م) در سن بیست و پنج سالگی دانشنامه دکترای فیزیک خود را , با ارائه رساله‌ای تحت عنوان «حساسیت سلولهای فتوالکتریک», با درجه عالی دریافت کرد.
حسابی با شعر و موسیقی سنتی ایران و موسیقی کلاسیک غرب به خوبی آشنایی داشت و در چند رشته ورزشی موفقیتهایی کسب كرد که از آن میان می‌توان به دیپلم نجات غریق در رشته شنا اشاره نمود.
پروفسور حسابی به دلیل عشق به میهن و با وجود امکان ادامه تحقیقات در خارج از کشور به ایران بازگشت و با ایمان و تعهد, به خدمتی خستگی ناپذیر پرداخت تا جوانان ایرانی را با علوم نوین آشنا سازد. پایه گذاری علوم نوین و تاسیس دارالمعلمین و دانشسرای عالی, دانشکده‌های فنی و علوم دانشگاه تهران, نگارش ده‌ها کتاب و جزوه و راه اندازی و پایه گذاری فیزیک و مهندسی نوین, و‌ی را به نام پدر علم فیزیک و مهندسی نوین ایران در کشور معروف کرد. حدود هفتاد سال خدمت علمی او در گسترش علوم روز و واژه گزینی علمی در برابر هجوم لغات خارجی و نیز پایه گذاری مراکز آموزشی, پژوهشی, تخصصی, علمی و ..., از جمله اقداماتی ارزشمند به شمار می‌رود که برای نمونه به مواردی اشاره می‌کنیم:
  • اولین نقشه برداری فنی و تخصصی کشور (راه بندرلنگه به بوشهر)
  • اولین راهسازی مدرن و علمی ایران (راه تهران به شمشک)
  • پایه گذاری اولین مدارس عشایری کشور
  • پایه گذاری دارالمعلمین عالی
  • پایه گذاری دانشسرای عالی
  • ساخت اولین رادیو در کشور
  • راه اندازی اولین آنتن فرستنده در کشور
  • راه اندازی اولین مرکز زلزله شناسی کشور
  • راه اندازی اولین رآکتور اتمی سازمان انرژی اتمی کشور
  • راه اندازی اولین دستگاه رادیولوژی در ایران
  • تعیین ساعت ایران
  • پایه گذاری اولین بیمارستان خصوصی در ایران, به نام بیمارستان «گوهرشاد»
  • شرکت در پایه گذاری فرهنگستان ایران و ایجاد انجمن زبان فارسی
  • تدوین اساسنامه طرح تاسیس دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده فنی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری شورای عالی معارف
  • پایه گذاری مرکز عدسی سازی اپتیک کاربردی در دانشکده علوم دانشگاه تهران
  • پایه گذاری بخش آکوستیک در دانشگاه و اندازه گیری فواصل گامهای موسیقی ایرانی به روش علمی
  • پایه گذاری و برنامه ریزی آموزش نوین ابتدایی و دبیرستانی
  • پایه گذاری موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران
  • پایه گذاری مرکز تحقیقات اتمی دانشگاه تهران
  • پایه گذاری اولین رصدخانه نوین در ایران
  • پایه گذاری مرکز مدرن تعقیب ماهواره‌ها در شیراز
  • پایه گذاری مرکز مخابرات اسدآباد همدان
  • پایه گذاری انجمن موسیقی ایران و مرکز پژوهشهای موسیقی
  • پایه گذاری کمیته پژوهشی فضای ایران
  • ایجاد اولین ایستگاه هواشناسی کشور (در ساختمان دانشسرای عالی در نگارستان دانشگاه تهران)
  • تدوین اساسنامه و تاسیس موسسه ملی ستاندارد
  • تدوین آیین نامه کارخانجات نساجی کشور و رساله چگونگی حمایت دولت در رشد این صنعت
  • پایه گذاری واحد تحقیقاتی صنعتی سغدایی (پژوهش و صنعت در الکترونیک, فیزیک, فیزیک اپتیک, هوش مصنوعی)
  • راه اندازی اولین آسیاب آبی تولید برق (ژنراتور) در کشور
  • ایجاد اولین کارگاههای تجربی در علوم کاربردی در ایران
  • ایجاد اولین آزمایشگاه علوم پایه در کشور
درگذشت :
پروفسور حسابي در 12 شهريور سال 1371 هجري شمسي در بيمارستان دانشگاه ژنو به هنگام معالجه قلبي،‌ بدرود حيات گفتند ، مقبره ايشان در شهر تفرش قرار دارد .

behnam5555 08-08-2011 02:49 PM

در طلب آب

http://img.tebyan.net/big/1388/04/35...4414205129.jpg


در بيان نصيحت

بدان كه احوال عالم بر يك حال نمي‌ماند، هميشه در گردش است،

هر زماني صورتي مي‌گيرد، و هر زماني نقشي پيدا مي‌آيد. صورت اول هنوز تمام نشده و استقامت نيافته كه صورت ديگر آيد و آن صورت اول را محو مي‌گرداند.
اي درويش! بعينه به موج دريا مي‌ماند، يا خود موج درياست. و عاقل هرگز بر موج دريا عمارت نسازد و نيت اقامت نكند. و به يقين بدان كه مسافرانيم و احوال عالم هم مسافر است. اگر دولت است مي‌گذرد، و اگر محنت است، مي‌گذرد. پس اگر دولت‌داري، اعتماد بر دولت مكن، كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد؛ و اگر محنت‌داري، دلتنگ مشو، كه معلوم نيست كه ساعت ديگر چون باشد. و دربند آن باش كه راحت مي‌رساني و آزار نرساني…
عزيزالدين نسفي
و عاقل هرگز بر موج دريا عمارت نسازد و نيت اقامت نكند. و به يقين بدان كه مسافرانيم و احوال عالم هم مسافر است.

در باب اميدواري

http://img.tebyan.net/big/1388/04/11...7224113231.jpg

در حكايت ست كه روزي جواني مي‌رفت بر كوي و رزان؛ فاخته‌اي بر بن درختي نشسته بود. اين جوان از سر جواني خويش تيري در آن فاخته انداخت: آن تير در باغ مهتري بر زمين آمد، و بر پسر آن مهتر آمد. در ساعت، اجل سپري گشت و بانگ و مشغله برآمد، و مردمان را فرا گرفتند. اين جوان گفت: چه بوده است؟ گفتند تيري از هوا درآمد و بر پسر اين مهتر آمد و او را بكشت. اين جوان گفت: آن تير به من نماييد! من بدانم كه او را كه كشت. او را بردند به نزديك آن مهتر و خلقي را گرفته بودند. اين جوان گفت: آن تير بياريد! بياوردند؛ تير آن بود كه آن جوان در فاخته انداخته بود. گفت: اگر من راست بگويم، اين مردمان را همه دست بداريد؟ گفتند: داريم؛ گفت: اين تير، من در فاخته انداختم و اين تير آن من است، و اين زخم من زده‌ام؛ اكنون تو هر چه بازيشان مي‌خواستي كرد با من كن!
مهتر گفت: دانم كه آنچه كردي خطا كردي؛ اين اقرار چرا بر خويشتن فرا دادي؟! گفت:
بكرم تو اميد مي‌دارم كه چون من اعتراف كردم،

تو مرا به خطا نگيري. مهتر گفت: برو! كه تو را آزاد كردم.
ظن نيكو چنين كارها كند: مهتري لئيم را كه پسر كشته شده بود، و از درد دل سوزان، و چشم گريان، و همه شهر به ماتم وي نشسته؛ كشنده پسر وي پيش روي او به كشتن اعتراف آورد و گفت خطا كردم و عذر خواست. آن مهتر لئيم از خود روا نداشت كه عذر او را رد كردي، خون پسر در كار او كرد!

http://img.tebyan.net/big/1388/04/12...2258322189.jpg

پس چرا به خداوندي كه اكرم الاكرمين است، و ارحم الراحمين است اميد نبايد داشت؟ اگر چه گناه بسيار و خطاي بسيار و جفاهاي بي‌حد كرده. آمده است: بخشنده چون قدرت يابد درگذرد و او هميشه قادر بوده و قادر است بر هر چه خواست و خواهد كه كند و اگر در اين معني تقصيري افتد، جرم ما را باشد كه اعتقاد نه راست كرده باشيم و در ظن و فكرت خويش درست نيستيم؛ با اعتقاد راست و يقين درست، مرد در هوا بپرد و در آب برود؛ و بي‌اعتقاد راست بر زمين خشك، متحير فرو ماند كه چپ از راست باز نداند…

احمد جام نامقي

پس چرا به خداوندي كه اكرم الاكرمين است، و ارحم الراحمين است اميد نبايد داشت؟ اگر چه گناه بسيار و خطاي بسيار و جفاهاي بي‌حد كرده.

در طلب آب
... اي درويش! هر كه طلب وجود مي‌كند به آن مي‌ماند كه در حكايت آمده است كه ماهيان، روزي در دريا جمع شدند و گفتند كه ما چندين گاه است كه حكايت آب و صفات آب مي‌شنويم و مي‌گويند كه هستي و حيات ما در آب است و بي‌آب، حيات و بقاي ما محال است بلكه حيات جمله چيزها از آب است و ما هرگز آب را نيديدم و ندانستيم كه كجاست. اكنون بر ما لازم است كه دانايي طلب كنيم تا آب را به ما نمايد يا به تحقيق خبري بدهد كه در كدام اقليم است تا اگر ممكن باشد به آن اقليم رويم و آب را ببينيم. چون به خدمت دانا رسيدند و طلب آب كردند، دانا فرمود:

اي در طلب گره‌گشايي مرده با وصل بزاده از جدايي مرده اي بر لب بحر تشنه در خواب شده وي بر سر گنج از گدايي مرده
و اين از آن جهت بود كه ماهيان به غير آب چيز ديگر نديده بودند، لاجرم آب مي‌ديدند و نمي‌دانستند كه چيزها به اضداد روشن و هويدا گردد…

عزيزالدين نسفي


behnam5555 08-08-2011 03:14 PM


بیماریهای ناشی از گرما (گرمازدگی)، انواع و درمان آنها

http://www.rokhshad.com/wp-content/u...e2-300x244.jpg

یکی از بیماریهای مهم در ایّام گرم سال گرمازدگی است ضمن اینکه براحتی و سریع می توان این بیماری را تشخیص داده درمان نمود، می تواند خطرناک و کشنده نیز باشد،این بیماری در ایّام گرم سال شایع بود و درصد زیادی از بیماران مراجعه کننده به مطب ها را تشکیل می دهد.
بیماریهای ناشی از گرما (گرمازدگی)، انواع و درمان آنها
بیماریهای ناشی از گرما در فصول گرم سال یکی از بیماریهای رایج در جهان خصوصاً در کشور ماست و در مناطق گرم و خشک، مناطق گرم و مرطوب نیز به فراوانی دیده می شود.
بیماریهای ناشی از گرما
یه یک سری از بیماریهای گفته می شود که بدن نمی تواند خود را با افزایش دمای محیط تطبیق دهد،
طیف بیماریهای ناشی از گرما شامل موارد زیر است:

  1. ادم گرمایی (Heat Edema
  2. عرق سوز (Heat Rush)
  3. ، گرفتگی عضلانی ناشی از گرما (Heat Cramp
  4. تتانی ناشی از گرما (Heat Tetany
  5. سنکوپ گرمایی (Heat Syncope
  6. ضعف و خستگی مفرط حاصل از گرما (Heat Exhaustion)
  7. گرما زدگی (Heat Stroke)



پاتوفیزیولوژی(Pathophysiology)

با توجّه به اینکه گرمازدگی در صورت سهل انگاری بیمار یا اطرافیان بیمار، اشتباه در تشخیص، شروع تأخیری درمان می تواند
۲۰ % مرگ و میر در جوانان و ۷۰ % در افراد مسن

داشته باشد. در این مقاله سعی شده است ضمن بیان مکانیزم کنترل گرما توسط بدن، به زبان ساده نحوه پیشگیری، مراقبت و درمان گرمازدگی بیان گردد.
علیرغم تغییرات وسیع دمای محیط، انسان و سایر پستانداران می توانند دمای بدن خود را توسط اتلاف یا ایجاد گرما در محدوده ثابتی نگهدارند. زمانیکه افزایش دمای بدن از مکانیسم دفع حرارت پیشی می گیرد، دمای بدن افزایش پیدا کرده و علائم مهم گرمازدگی بروز می کنند. گرمای بیش از حد بدن سبب تخریب (Denature) پروتئین شده و فسفولیپیدها، لیپوپروتئین ها و لیپیدهای محلول در آب غشای سلولها را بی ثبات نموده، منجر به کولاپس قلبی و عروقی، نارسائی ارگان ها، و نهایتاً مرگ می شوند. دمای دقیقی که سبب کولاپس قلبی و عروقی شود در افراد مختلف متفاوت است و این به دلیل بیماریهای همراه، داروها، سایر فاکتورهایی که ممکن است سبب تشدید و یا تخفیف بیماری شود، است. بهبود کامل در بیمارانیکه دمای بدن آنها تا ۴۶ °C بوده مشاهده شده و مرگ نیز در بیمارانیکه دمای پایین تری داشته اند نیز گزارش شده است. دمای بدن بیش از ۴۱٫۱ °C نقطه خطر بوده (Catastrophic) بایستی هر چه سریع تر اقدام درمانی صورت پذیرد.

http://www.rokhshad.com/wp-content/u...e2-300x259.jpg


دمای بدن از راه های مختلفی تولید می شود، در حالت متابلیسم پایه در بدن انسان (یعنی در حالت استراحت) تقریباً ۱۰۰Kcal (کیلو کالری) در ساعت یا ۱ Kcal/kg/h حرارت یا گرما تولید می کند و در صورتی که به دالایلی دفع حرارت بدن مختل شود همین حالت باعث افزایش ۱٫۱ ۰C/h خواهد شد. در فعالیّت شدید بدنی تولید حرارت می تواند تا ۱۰ برابر(۱۰۰۰ Kcal/h ) افزایش یابد. ضمن اینکه بیماریهای مثل تشنج، سپتی سمی، تیروتوکسیکوزیس، لرزیدن و بعضی از داورها نیز تولید حرارت در بدن را تشدید می نمایند.
در معرض قرار گرفتن مکرّر در آب و هوای گرم می تواند قدرت دفع گرما از بدن را تا ۲۰ برابر افزایش دهد که بخشی از آن به دلیل افزایش جریان خون پوستی و بخش مهم تر آن به دلیل تغییر تنظیم دمای بدن است. در افرادی که در محیط گرم قرار می گیرند افزایش یک درجه سانتی گراد حرارت بدن باعث افزایش تعریق نیم L/h می شود و اگر دمای بدن نیم درجه دیگر اضافه گردد تعریق به ۲ L/h افزایش خواهد یافت.
معمولاً جهت عادت کردن در یک محیط گرم ۷ تا ۱۰ روز زمان نیاز است و بر عکس در عادت کردن در یک محیط سرد نیاز به ۲۰ تا ۴۰ روز است.
بدن انسان در حالت استراحت از طریق عروق خونی سطح پوست بدن تا حرارت ۳۲ ۰C محیط را به راحتی تحمّل می کند ولی هر گونه افزایش فعالیّت بدنی در این شرایط و یا افزایش دمای محیط می تواند فرد را در معرض گرمازدگی قرار دهد. ( Oxford Textbook of medicine Sec:8.5.1, 4th edition)
مکانیسم دفع حرارت در شرایط عادی در بدن شامل:
  1. Radiation یا تشعشعی (انتقال گرما بصورت امواج الکترومغناطیسی بین بدن و محیط اطراف، یا مادو قرمز) تأثیر این روش به نور آفتاب، فصل سال، وجود و عدم وجود ابر و سایر فاکتور دارد، مثلاً قرار گرفتن در نور آفتاب در طی تابستان باعث افزایش حرارت بدن تا مقدار ۱۵۰ Kcal/h می شود)
  2. Convection یا انتقالی یا همرفت (انتقال گرما ازسطح پوست بدن به محیط اطراف با وجود اختلاف دما)
  3. Evaporation یا تبخیر (تبدیل مایع به بخار آب)
  4. ‍Conduction هدایتی یا تماسی ( انتقال حرارت بین دو سطح با اختلاف دما که در تماس مستقیم با هم باشند)
راه های دفع گرما از بدن در یک فرد سالم


http://www.rokhshad.com/wp-content/u...e3-259x300.jpg

بخش عمدة دفع حرارت از بدن بصورت تشعشعی است که حدود ۶۵% دفع حرارت از بدن را شامل می شود و می تواند توسط لباس هایی که می پوشیم تحت تأثیر قرار گیرد. ولی اگر دمای محیط به ۳۷٫۲ (سی و هفت و دو دهم) C° برسد این مقدار به صفر می رسد و با افزایش دما از ۳۷٫۲ به بالا انتقال گرما از محیط اطراف به بدن صورت می گیرد. در حالت عادی ۲۰ درصد گرمای بدن از طریق تبخیر انجام می شود که در محیط های گرم این درصد افزایش یافته و مهم ترین عامل دفع حرارت می شوند . عمل تبخیر بعنوان یک مکانیسم دفع گرما به وضعیّت پوست بدن، غدد عرق، عمل ریه، دمای محیط، رطوبت، وزش هوا و اینکه شخص به آب وهوای گرم عادت کرده یا نه، بستگی دارد. بعنوان مثال وقتی رطوبت هوا از ۷۵ % بیشتر بشود عمل تبخیر انجام نخواهد شد و در افرادیکه در محیط آب و هوای گرم عادت نکرده اند کمتر مؤثر است. در فعالیّت های خیلی شدید بدنی عمل تعریق میتواند تا دو و نیم لیتر در ساعت برسد. رطوبت محیط، تعریق را کاهش می دهد. (Current Medical Treatment & Diagnosis 2007, )

http://www.rokhshad.com/wp-content/u...on-246x300.jpg


یک فردی که در محیط گرم عادت نکرده است فقط می توانند در ساعت ۱ لیتر در ساعت عرق نمایند که معادل دفع ۵۸۰ Kcal/h گرما، در حلیکه در فرد عادت کرده در محیط گرم می تواند ۲-۳ لیتر تعریق داشته باشد که برابر با ۱۷۴۰ Kcal/h گرما می باشد. ظرف ۷-۱۰ روز می توان به آب و هوای گرم عادت نمود در این صورت آستانه شروع تعریق پایین آمده و تولید تعریق افزایش می یابد و ظرفیّت غدد عرق در جذب مجدد سدیم عرق نیز افزوده شده تا در مجموع دفع حرارت مؤثرتر واقع شود. (Saint Francis Medical Center Site )
در حالت طبیعی تولید گرما با اتلاف گرما در بدن توسط هیپوتالاموس کنترل می گردد بعبارتی نقش ترموستات بدن را دارد. رسپتور های حساس به حرارت در پوست، عضلات و نخاع وجود داشته و اطلاعات لازم را به قسمت قدامی هیپوتالاموس می فرستند و در این قسمت اطلاعات باصطلاح پردازش شده و رفتار لازم جهت کاهش حرارت بدن انجام می شود مثل: افزایش جریان خون درپوست است (تا ۸ لیتر در دقیقه)؛ دیلاتاسیون (گشادشدن) وریدهای پوستی و تحریک جهت ایجاد تعریق.
در افرادیکه ظرفیّت تطابق با محیط را نداردند مثل شیرخواران، افراد پیر و افرادی که بیماری مزمن دارند زمانیکه تولید حرارت از اتلاف حرارت پیشی می گیرد گرمازدگی کلاسیک اتفاق می افتد (Classic Heatstroke). کلاً افراد مسن و بیمارانیکه وضعیّت قلبی ریوی پایینی دارند قادر نیستند در مواقع حوادث گرمایی خود را با پاسخ های فیزیولوژیک بدنی تطابق دهند و در نتیجه درخطر گرمازدگی هستند.
در امریکا در سال های ۱۹۷۹ تا ۱۹۹۷، ۷۰۴۶ مورد مرگ ناشی از گرمازدگی گزارش شده است ( ۳۷۱ مرگ در سال) . مرگ و میر ناشی از گرما زدگی در تابستان با افزایش موج گرما افزایش می یابد مثلاً در سال ۱۹۸۰ (سالی که در آمریکا گرما شدید بود) ۱۷۰۰ مورد مرگ ناشی از گرمازدگی گزارش شده بود در مقایسه با سال بعد که ۱۴۸ مورد گزارش شده بود. افراد بالای ۶۵ سال ۴۴ % موارد مرگ را شامل می شدند.
مرگ و میر(Mortality/Morbidity)
مرگ و میر ناشی از گرمازدگی به مدّت زمان قرار گرفتن در معرض گرما بستگی دارد. زمانی که درمان گرمازدگی تأخیری بوجود آید مرگ ناشی از گرمازدگی به ۸۰ % می رسد با این وجود تشخیص زودرس و درمان سریع مرگ ناشی از گرمازدگی را به ۱۰ % می رساند. مرگ و میر در در افراد مسن، بیمارانی که بیماری زمینه ای دارند و بیماران بستری بیشتر است.
یک خرس گرما زده (Heat Exhaustion)!!



سن، جنس و نژاد (Race، *** &Age )
در همه نژادها و در هر دو جنس یکسان است. منتها با توجّه به موقعیّت اجتماعی سیاه پوستان مرگ و میر در سیاه پوستان سه برابر سفید پوستان است. در مورد جنس نیز با توجّه به اینکه مردان در محیط های کاری سخت بیشتر کار میکنند، دو برابر بیشتر است. در مورد سن هم شیرخواران، بچه ها و افراد پیر در معرض خطری بیشتری قرار دارند.
علایم کلنیکی بیماریهای ناشی از گرما:
افزایش درجه حرارت محیط و یا بدن موجب طیف وسیعی از اختلالات می شود که از یک ضعف و بیحالی، سردرد وت هوع گرفته تا تشنج، نارسایی کلیه و مرگ متفاوت است که در زیر به ذکر آنها می پردازیم:
۱٫ادم حاصل از گرما (Heat Edema)
این حالت در افرادی که به آب و هوای گرم عادت ندارند رخ می دهد (معمولاً در زنان و افراد مسن) و بصورت ادم پشت پا و مچ پا، متعاقب نشستن یا ایستادن طولانی مدّت اتّفاق می افتد. علّت آن وازودیلاتاسیون عروقی و استاز خون وریدی و در نتیجه ادم بافت بینابینی می شود و نمایانگر بیماری قلبی یا لنفاتیک نیست. ادم حاصل از گرما نیاز به درمان خاصی نداشته و با عادت کردن آب و هوای آن منطقه (معمولاض ۲- ۳ روز) و بلند کردن پاها از سطح زمین برطرف می گردد.
۲٫عرق سوز (Heat Rash)
عرق سوز تحریک پوستی است که توسط تعریق زیاد که در آب و هوای گرم و با رطوبت بالا رخ می دهد. در هر سنی می تواند رخ دهد ولی در بچه ها و خردسالان شایع تر است. ظاهر عرق سوز بصورت بستری قرمز رنگ با طاول های کوچک می باشد.
۳٫گرفتگی عضلانی حاصل از گرما (Heat Cramps)
این حالت نیز در یک آب و هوای نسبتاً گرم اتّفاق می افتد ولی معمولاً در افراد جوان و سازگار، و متعاقب فعالیّت شدید عضلانی اتّفاق افتاده و در اثر تعریق زیاد شخص دچار دهیدراتاسیون می شود و اگر مایعات هیپوتونیک مصرف کند، ممکن است هیپوناترمی و هیپوکالمی ودر نتیجه کرامپ عصلانی رخ دهد که بیشتر در عضلات ساق پا و شانه ها رخ می دهد. دمای بدن در محدوده ی طبیعی بوده و بجز اختلالات الکترولیتی خفیف، نکته ی مثبت دیگری وجود ندارد. درمان این حالت شامل استراحت در یک فضای خنک و تجویز مایعات به صورت وریدی (نرمال سالین به میزان یک لیتر در طی ۳-۴ ساعت) یا خوراکی (یک چهارم قاشق چایخوری نمک در یک لیوان آب هر ۱-۲ ساعت به مدّت ۴-۸ ساعت) بوده و در طی چند ساعت برطرف می شود. ماساژ خفیف (بصورت مالش) عضلات تا حدودی کمک کننده است امّا باید از ماساژ شدید عصلات خودداری کرد (موچب افزایش تولید گرما می شود).
۴٫تتانی حاصل از گرما (Heat Tetany)
در برخی از افراد، متعاقب گرمای محیط و فعالیبت شدید، هیپرونتیلاسیون و آلکالوز تنقسی اتّفاق افتاده و سپس اسپاسم کارپوپدال حادث می شود. اگر چه در این بیماران ممکن است نشانه ی شوستوک (Chvostoke’s sign) وجود داشته باشد، ولی کلسیم و منیزیوم سرم طبیعی بوده و پس از استرحت در هوای خنک، خودبخود بر طرف شده و نیاز به درمان خاص دیگری ندارد (اگر چه بایستی کلسیم و در صورت امکان منیزیوم سرم اندازه گیری شود).
۵٫سنکوپ حاصل از گرما (Heat Syncope)
در برخی از افراد (خصوصاً افراد سن) که عادت به آب و هوای گرم ندارند، ممکن است هیپوتانسیون اورتواستاتیک و در نتیجه سنکوپ بروز کند. علّت آن، وازودیلاتاسیون عروق محیطی (بطور جهت کاهش دمای بدن) و دهیدراتاسیون است.درمان این حالت استراحت در هوای خنک و خواباندن بیمار و بلند کردن پاهای وی و گاهی تجویز مایعات خنک است.
۶٫ضعف و خستگی مفرط حاصل از گرما (Exhaustion Heat)
این حالت در اثر دهیدراتاسیون نسبتاً شدید و اختلال الکترولیتی متعاقب فعالیّت شدید در آب و هوای گرم و مرطوب اتّفاق افتاده و فرم شدیدتری از حالت های فوق الذکر بوده و می تواند بسرعت به طرف گرمازدگی پیشرفت کند. علائم و نشانه های آن ممکن است هر یک از حالات ذکر شده در بالا همراه با تهوع، استفراغ، ضعف و بیحالی، اضطراب، بیقراری، سردرد، سرگیجه، هیپرونتیلاسیون، تاکیکاردی و تب (معمولاً کمتر از ۳۹ oC ) باشد. آنچه که این اختلال را از گرمازدگی افتراق می دهد، طبیعی بودن وضعیّت دماغی بیمار است. موارد خفیف و ساب کلینیکال گرمازدگی (Heat Stroke) ممکن است مشابه Heat Exhaustion باشد. در چنین حالاتی اندازه گیری SGOT، SGPT و LGH به افتراق آن دو از یکدیگر کمک می کند. در این بیماران در صورت شک به گرمازدگی، بایستی درمان بر اساس گرمازدگی شروع شده و تا مشخص شدن بیماری ادامه یابد. درمان Heat Exhaustion شامل استراحت، تجویز مایعات (محلول ⅓⅔ نرمال سالین به میزان ۲-۸ لیتر)، خنک کردن محیط و بررسی فونکسیون کلیه است.
۷٫گرما زدگی (Heat Stroke)
گرمازدگیشدیدترین شکل بیماریهای ناشی از گرماست و با افزایش دمای بدن به بیش از ۴۱٫۱ (چهل و یک و یک دهم)°C همراه با اختلالات عصبی می باشد.گرمازدگی به دو شکل دیده می شود: گرمازدگی فعالیّتی (Exertional heatstroke (EHS)) که معمولاً در افراد جوانی دیده می شوند که به مدّت طولانی در یک محیط گرم فعالیّت بدنی شدید انجام می دهند. و گرمازدگی کلاسیک (Classic nonexertional heatstroke (NEHS)) که بیشتر در افراد پیر کم تحرّک، افرادیکه بیماری مزمن دارند و افراد کم سن و سال. گرمازدگی کلاسیک در مناطقی اتّفاق می افند که سالها موجی گرمایی نداشته اند. هر دو نوع گرمازدگی با مرگ و میر بالایی همراه است خصوصاً وقتی که در درمان تأخیری صورت گیرد.
گرما زدگی در دو حالت رخ می دهد یا به علّت افزایش تولید گرما ( مثل فعالیّت بدنی یا افزایش متابلیسم بدنی) و یا کاهش توانایی دفع گرما از بدن (مثل: پوشیدن لباس زیاد یا روزهای شرجی).
گرما زدگی بطور تی پیک با هیپرترمی (افزایش دمای بدن) بیش از ۴۱/۱ (چهل و یک و یک دهم) C°، عدم تعریق (Anhidrosis) همراه با اختلال حسی عصبی (Sensorium) همراه است. با این وجود ممکن است بیمار پس از قرار گرفتن در یک محیط با دمای پایین تر مثل قرار گرفتن در آمبولانس که محیط خنک تری دارد تب کمتری را نشان دهد که باید این مسئله را در نظر داشت و یا اینکه ممکن است بعضی از بیماران توانایی تعریق را داشته باشد بنابراین تأکید بی مورد در مورد وجود هر سه علائم در یک بیمار گرمازده ممکن است سبب تأخیر درمان و عوارض متعاقب آن منجر گردد.
همانطوریکه اشاره شد از نظر کلینیکی گرما زدگی به دو شکل رخ می دهد: گرمازدگی کلاسیک (Classic heatstroke) که در طی آن گرمای محیط افزایش یافته و در کودکان و جمعیّت سالخوده جامعه شایع تر است. گرمازدگی را بایستی در کودکان، افراد پیر و افرادی که بیماری مزمن همراه با اختلال حسی عصبی دارند مد نظر داشت. گرمازدگی کلاسیک به دلیل اختلال ناگهانی مکانیسم کنترل دمای بدن اتّفاق می افتد.


http://www.rokhshad.com/wp-content/u...ahaustion2.jpg




نوع دیگر گرمازدگی، گرمازدگی فعالیّتی (EHS، Exertional Heat Stroke) است که معمولاً فرد جوانی را درگیر می کند که سالم بوده ولی فعالیّت فیزیکی شدیدی داشته است. این گرمازدگی نتیجه افزایش تولید گرما است که بدن قادر نیست گرمای حاصله را دفع نماید. در حالت طبیعی بدن می تواند ۳۰۰ تا ۵۰۰ Kcal گرما را دفع نماید ولی در فعالیّت های شدید تولید گرما بین ۳۰۰ تا ۹۰۰ Kcal افزایش می یابد .
گرمازدگی فعالیّتی (EHS)
  • با هیپرترمی( تب شدید)، تعریق شدید، و اختلال حسی عصبی مشخص شده و در فردی که در یک محیط گرم فعالیبت شدید بدنی داشته بطور ناگهانی بروز می کند.
  • یکسری از شکایات مثل دردشکمی، دردعضلانی، تهوع، استفراغ، اسهال، سردرد، سرگیجه، تنگی نفس، ضعف معمولاً قبل از گرمازدگی شایع بوده ممکن است تشخیص گرمازدگی را به تأخیر بیاندازد. سنکوپ و اختلال هوشیاری هم قبل از گرمازدگی مشاهده شده است.
  • گرمازدگی فعالیّتی (EHS) معمولاً در جوانان، افراد سالم مثل: ورزشکاران، مأموران آتش نشانی، سربازانی دیده می شود که فعالیّت شدید بدنی داشته، گرمای تولید شده بر سیستم کنترل دمای بدن فائق آمده ایجاد هیپرترمی می کند. به دلیل اینکه اینگونه بیماران توانایی تعریق شان دست نخورده و سالم است پس از پایان فعالیّت فیزیکی دمای بدنشان پایین بوده و در هنگام معاینه دمای کمتر از ۴۱ °C دارند.
  • ریسک فاکتورهایی(عوامل خطر) که احتمال بیماریهای ناشی از گرما را تشدید می کند شامل: عفونت ویروسی، دهیدراتاسیون (کم آبی)، خستگی، چاقی، کم خوابی، ضعف جسمانی، و عدم تطابق با محیط می باشند. گرچه عدم تطابق با محیط ریسک فاکتوری برای گرمازدگی است ولی در افرادی که در آب و هوای گرم هم عادت نموده اند نیز ممکن است با فعالیّت بدنی شدید گرمازدگی رخ دهد.
  • گرمازدگی فعالیّتی (EHS) هم ممکن است به علّت افزایش فعالیّت ناشی از داروهایی مثل کوکائین، آمفتامین، و بعنوان عارضه ای از صرع ممتد (status epilepticus) باشد.
گرما زدگی کلاسیک (Nonexertional heatstroke)
  • با هیپرترمی (تب شدید)، عدم تعریق (Anhidrosis)، و اختلال سیستم حسی عصبی مشخص شده که بطورناگهانی به دنبال افزایش طولانی مدت دمای محیط ( مثل موج گرما) در فرد ایجاد می گردد.دمای بدن بیشتر از ۴۱°C تشخیصی است گر چه گرمازدگی ممکن است در دمای بدن پایین تر هم رخ بدهد.
  • شکایات مغزی از تحریک پذیری مختصر تا هذیان، توّهم و کما متغیر است
  • عدم تعریق (پوست خشک و گرم) ناشی از عدم فعالیّت غدد عرق یک یافته تأخیری در گرمازدگی بوده و ممکن است در هنکام معاینه وجود نداشته باشد.
  • سایر علایم مغزی شامل تشنج، اختلال مخچه ای و اپیستوتونوس(سفت شدن عضلات پشت).
  • بیماران Classic NEHS در ابتدا برون ده قلبی بالایی دارند ولی در موارد شدید گرما زدگی دچار کاهش برون ده قلبی خواهند شد.
  • گرمازدگی کلاسیک بیشترین شیوع را در طی دوره هایی که آب و هوای گرم طولانی مدّت دارد دیده می شود. این نوع گرمازدگی بیشتر در افرادی دیده می شود که قادر نیستند دمای محیط شان را کنترل و مایعات کافی دریافت کنند مثل شیرخواران، افراد مسن، افرادیکه بیماری مزمن دارند)، بیمارانی با دارای عملکرد ضعیف قلبی و عروقی هستند و افرادیکه دچار اختلال تعریق هستند مثل بیماریهای پوستی، مصرف داروهای آنتی کولینرژیک، و روانی. شیرخواران به دلیل عدم تکامل سیستم کنترل دما، و افراد مسن ضعیف و عدم توانایی تطابق در محیط گرم، کاهش ظرفیّت عرثق .
معاینه فیزیکی:
علایم حیاتی:
  • دمای بدن:طور تی پیک دمای بدن بالای ۴۱ °C است ولی در صورت وجود تعریق و مکانیسم تبخیر و اقدام به خنک کردن مریض اغلب کمتر از ۴۱ °C است.
  • نبض: تاکی کاردی، ضربان قلب معمولاً بالای ۱۳۰ ضربه در دقیقه است.
  • فشار خون: بیماران معمولاً دارای فشارخون طبیعی همراه فشارنبض وسیع دارند. با این وجود کاهش فشار خون شایع بوده و ناشی از یک سری از عوامل مثل انبساط عروق پوستی، گیر افتاده خون در سیستم وریدی، و دهیدراتاسیون می باشد. کاهش فشار خون هم ممکن است ناشی از آسیب میوکارد قلب باشد که احتمال کلاپس قلبی عروقی را تقویت می کند.
CNS (مغزی):
  • شکایات ناشی از اختلالات مغزی در بیماران گرمازده عموماً وجود داشته و از تحریک پذیری تا کما متفاوت ا ست.
  • بیماران ممکن است با منگی (Delirium)، گیجی (Confusion)، هذیان (Delusion)، تشنج (Convulsion)، توهّم (Hallucination)؛ ناهماهنگی حرکتی (Ataxia)، رعشه (Tremor)، تکلّم ناهماهنگ (Dysarthria)، و سایر علائم مخچه ای بعلاوه اختلالات اعصاب مغزی و انقباضات تونیک و دیس تونیک عضلات نیز مراجعه کند.
  • بیماران ممکن است با با وضعیّت دسربره (Decerebrate posturing) ، دکورتیکه (Decorticate posturing) نیز مرجعه نمایند.
  • کما هم ممکن است ناشی از اختلالات الکترولیتی، هیپوگلیسمی، انسفالوپاتی هپاتیک، انسفالوپاتی اورمیک، یا اختلالات حادی مثل خونریزی حاد داخل مغزی ناشی از ضربه یا اختلالات انعقادی باشد.
  • ادم و فتق مغزی هم ممکن است در جریان بیماری گرمازدگی رخ بدهد.
چشم ها:
  • معاینه چشم ممکن است نیستاگموس، Oculogyric episodes، ناشی از آسیب مخچه را نشان دهد.
  • مردمک ممکن است فیکس، گشاد، pinpoint، یا نرمال باشد.
قلبی و عروقی:
  • استرس های گرمایی عوارض قلبی شدیدی بجا می گذارند. بیمارانی که اختلالات قبلی دارند نمی توانند استرس های گرمایی را به مدّت طولانی تحمّل کنند.
  • بیماران عموماً با حالات هیپردینامیک، تاکی کاردیا، کاهش مقاومت عروق سیستمیک، و ایندکس قلبی بالا مرجعه می کنند.
  • وضعیّت هیپودینامیکی که با مقاومت عروقی سیستمیک زیاد، ایندکس قلبی کم همراه باشد معمولاً در بیماران دارای بیماری قلبی وعروقی و حجم پایین داخل عروقی دیده می شود.
  • وضعیّت هیپودینامیک در یک بیمار گرمازده ممکن است علامت کلاپس قلبی و عروقی باشد.
  • فشار وردی مرکزی عموماً نرمال تا افزایش یافته است مگر اینکه حجم مایع داخل وریدی شدیداً پایینی داشته باشد.
ریه:
  • بیماران گرمازده عموماً تاکی پنه، هیپرونتیلاسیون داشته که ناشی از تحریک مستقیم مغزی، اسیدوزیس، یا هیپوکسی می تواند باشد.
  • هیپوکسی و سیانوزیس ممکن است متعاقب یکسری از اتّفاقات مثل آتلکتازی، انفارکتوس ریوی، پنومونی آسپیراسیون، و ادم ریوی ایجاد شده باشد.
دستگاه گوارش: خونریزهای گاسترو اینتستینال در بیماران گرما زده بطور شایع دیده می شود
کبد:
  • بیماران عموماً علایمی از آسیب کبدی، مثل زردی و آنزیم های کبدی را نشان می دهند.
  • بندرت نارسایی برق آسای کبدی، که همراه با آنسفالوپاتی، هیپو گلیسمی، و انعقاد داخل عروقی منتشر(DIC) و خونریزی باشد در بیمار گرمازده دیده می شود.
دستگاه عضلانی- اسکلتی(Musculoskeletal):
  • دردعضلانی و کرامپ شایع است؛ رابدمیولیز عارضه شایع گرمازدگی فعالیّتی است.
  • عضلات بیمار ممکن است سفت یا شل باشند. بیماران ممکن است الیگوری و تغییر رنگ ادرار داشته باشند.
کلیه:
  • نارسایی حاد کلیه یک عارضه شایع گرمازدگی است و ممکن است ناشی از هیپوولمی، اوت پوت کم قلبی، و میوگلبینواوریا (Myoglobinuria) (ناشی از رابدمیولیز) باشد.
  • بیماران ممکن است دچار الیگوری یا تغییر رنگ ادرار بشوند.


اکنون ساعت 12:52 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)