![]() |
دیده بر هم نهادم از سر تسلیم
کرده خود را بر عاجزی تسلیم م بده |
من در اینجا چون نگهبانم تو چون گنج
تورا اسودگی یابد مرا رنج |
جانا کدام سنگدل بی کفایتیست
کاو پیش زخم تیغ تو جان را سپر نکرد |
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکشند
خواجه آن است که باشد غم خدمتگارش |
شکرانه که چشم تو روی بتان ندید
مارا به عفو و لطف خداوندگار بخش |
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت |
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش
در غمت سیم شما را شک و رخش را زر گیر |
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم
در لباس فقر کار اهل دولت میکنم |
محل نور تجلیست رأی انور شاه
چو قرب او طلبی در صفای نیت کوش |
شناسی تو گفتار و کردار خویش
بی ازاری رنج و تیمار خویش ش یده |
شرم از آن چشم سیه بادش و مژگان دراز
هر که دل بردن او دید و در انکار من است |
ترک درویش مگیر ار نبود سیم و زرش
در غمت سیم شمار اشک و رخش را زر گیر |
روضه ئی دیدم آسمان زمیش
نارسیده غبار ادمیش |
شاهدان گر دلبری زین سان کنند
زاهدان را رخنه در ایمان کنند |
دلا دلالت خیرت کنم به راه نجات
مکن به فسق مباهات و زهدهم مفروش |
شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان
که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان |
ناز پرورد تنعم نبرد راه به دوست
عاشقی شیوه رندان بلاکش باشد |
دوش آگهی ز یار سفرکرده داد باد
من نیز دل به باد دهم هر چه باد باد |
در نمازم خم ابروی تو با یاد آمد
حالتی رفت که محراب به فریاد آمد |
دوش دیدم که ملایک در میخانه زدند
گل آدم بسرشتند و به پیمانه زدند |
در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود
کاین شاهد بازاری و آن پرده نشین باشد |
درین بازار اگر سودیست با درویش خرسند است
خدایا منعمم گردان به درویشی و خرسندی |
یک نره شیرست روز شکار
یکی پیل جنگی گه کارزار ر بده |
همین تواضع عام است حسن را با عشق
میان ناز و نیاز آشنایی نشدست |
تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست |
تو خود ای گوهر یکدانه کجایی آخر
کز غمت دیده مردم همه دریا باشد |
دل من در هوس روی تو ای مونس جان
خاک راهیست که در دست نسیم افتادست |
تا تو نگاه میکنی کار من آه کردن است
ای به فدای چشم تو این چه نگاه کردن است |
ترسم این قوم که بر دردکشان میخندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را |
آمده ام كه سر نهم عشق تو را به سر برم
ور تو بگوييم كه ني ، ني شكرم شكر برم |
مبارز چو شیروی درنده شیر
چو شاپور یل ژنده پیل دلیر ی بده |
راز درون پرده ز رندان مست پرس کاین حال نیست زاهد عالی مقام را |
ازین گونه هر ماهیان سی جوان
از ایشان همه یافتندی روان یالا ن بده |
نشود فاش کسی آنچه میان ، من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست.. |
تو بشناس کز مرز ایران زمین
یکی بد نام او ابتین ن وده |
نازنینا ما به تو ناز جوانی داده ایم
دیگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا |
این مطرب از کجاست که ساز عراق ساخت
وآهنگ بازگشت به راه حجاز کرد |
دوتا شد قامتم همچون کمانی
ز غم پیوسته چون ابروی فرخ |
خون خور و خامش نشین که آن دل نازک
طاقت فریاد داد خواه نداره |
هر که عاشق نبود مرد نشد |
| اکنون ساعت 04:46 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)