پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 08-25-2011 02:02 PM

اینترنت چگونه شکل گرفت ؟
40 سال پيش لن كلين راك و گروهش در دانشگاه UCLA، آزمايش برروي سيستمي را آغاز كردند كه بعدها به اينترنت امروزي تبديل شد؛ به همين مناسب در اين گزارش به مرور رويدادهاي تاثيرگذار در شكل‌گيري و توسعه اينترنت پرداخته شده است.
در دوم ماه سپتامبر سال 1969 دو رايانه در دانشگاه كاليفرنيا لس‌آنجلس در نخستين آزمايش شبكه نظامي آرپانت اطلاعات بدون معني را مبادله كردند. نخستين اتصال بين دو سايت - دانشگاه UCLA و موسسه پژوهشي استنفورد در منلوپارك كاليفرنيا - در 29 ماه اكتبر همين سال انجام گرفت اگرچه اين شبكه پس از دو حرف اول logon از كار افتاد. دانشگاه‌هاي سانتا باربارا و يوتاه بعدا به اين شبكه پيوستند.


اما در سال 1970 آرپانت صاحب نخستين Node ايست كوست در بالت، برانك و نيومن در كمبريج شد و سال 1972 ري تاملينسون با انتخاب نماد @ به‌عنوان راهي براي مشخص كردن آدرس ايميل متعلق به سيستم‌هاي ديگر، ايميل را به شبكه آورد و سال 1973 نيز آرپانت در انگليس و نروژ صاحب نخستين Nodeهاي بين‌المللي شد.
سال 1974 سالي بود كه وينت سرف و باب خوان تكنيك ارتباطي به نام TCP طراحي كردند كه با فراهم سازي امكان ارتباط بين شبكه هاي متعدد، اينترنت واقعي را به‌وجود آورد. اين مفهوم بعدا و پيش از به‌كارگيري رسمي در اول ژانويه 1983 به TCP/IP تقسيم شد.
تا اينكه در سال 1983 سيستم نام دامنه پيشنهاد شد. ايجاد پسوندهايي مانند com ،.gov. و edu. در اواخر اين سال اتفاق افتاد و در سال 1988 يكي از نخستين ورم‌هاي اينترنت به نام موريس هزاران رايانه را از كار انداخت.
كوانتوم كامپيوتر سرويس كه بعدها به AOL شهرت يافت در سال 1989 سرويس امريكا آنلاين را براي رايانه‌هاي مكينتاش و Apple II معرفي كرد و 1990 تيم برنز لي World Wide Web را خلق كرد كه راهي براي كنترل از راه دور رايانه‌ها در مركز پژوهش هسته‌اي سازمان اروپا -سرن- بود.
در سال 1993 مارك آندرسن و همكارانش در دانشگاه ايلينويز موزائيك را ايجاد كردند كه نخستين مرورگر وب براي تركيب كردن تصاوير گرافيكي و متن در يك صفحه واحد بود و با اين نرم‌افزار كه استفاده از آن راحت بود وب به سوي جهان باز شد.
سال 1994 نيز آندرسن و سايرين در گروه موزائيك شركتي را براي طراحي نخستين مرورگر تجاري كه نت اسكيپ نام گرفت تشكيل داده و توجه مايكروسافت و ساير طراحان را براي بهره‌برداري از توان تجاري وب برانگيختند. دو وكيل آمريكايي نيز هرزنامه را كه تبليغ خدمات حقوقي آن‌ها بود به جهان معرفي كردند.
اما سال 1995 آمازون درهاي مجازي خود را گشود و تصويب قانوني در آمريكا كه هرزه‌نگاري آنلاين را محدود مي‌كرد.
1998 سالي بود كه گوگل از پروژه‌اي كه در خوابگاه استنفورد آغاز شده بود، تشكيل شد. دولت آمريكا نظارت سياست‌هاي نام دامنه را به سازمان تخصيص نام‌ها و ارقام اينترنتي -آيكان- واگذار كرد. وزارت دادگستري و 20 ايالت آمريكا از مايكروسافت شكايت و اين شركت را متهم به سوءاستفاده از موقعيت برتر در بازار براي محدود كردن رقابت نت اسكيپ و مرورگرهاي ديگر كردند.
در سال 1999 نپستر اشتراك‌گذاري فايل را معروف كرد و جمعيت اينترنتي جهان از مرز 250 ميليون نفر گذشت. سال 2000 هم سالي بود كه رونق اقتصادي dot-com دهه 90 با تنزل شركت‌هاي فن‌آوري دچار فروپاشي شد و Amazon.com ، eBay و سايت‌هاي ديگر در يكي از نخستين استفاده گسترده از حمله داس كه با روان كردن ترافيك غيرواقعي مشاهده سايت را غيرممكن مي‌كند، از كار افتادند.
سال 2002 جمعيت اينترنتي جهان از مرز 500 ميليون نفر گذشت و در 2004 مارك زوكربرگ فيس بوك را در دانشگاه هاروارد پايه‌گذاري كرد و 2005 سايت اشتراك گذاري ويديوي يوتيوب راه‌اندازي شد تا جمعيت اينترنتي جهان در سال 2006 از مرز يك ميليارد نفر عبور كند.
2007 هم سالي بود كه اپل آيفون را معرفي كرد كه دسترسي بي‌سيم به اينترنت را به ميليون‌ها نفر معرفي كرد و در سال 2008 جمعيت اينترنتي جهان از مرز 1.5 ميليارد نفر و جمعيت اينترنتي چين از مرز 250 ميليون نفر گذشت و آمريكا را به عنوان دارنده بيشترين كاربران اينترنت پشت سرگذاشت. همچنين طراح نت اسكيپ به عمر اين مرورگر خاتمه داد با اين حال فايرفاكس كه از اين مرورگر ريشه گرفته همچنان قدرتمند است. شركت‌هاي هواپيمايي بزرگ به‌كارگيري خدمات اينترنت در هنگام پرواز را شدت بخشيدند.
سرانجام سياتل پست اينتليجنسر در سال 2009 نخستين روزنامه بزرگ تمام اينترنتي شد و گوگل طراحي سيستم عامل رايانه‌يي رايگان مبتني بر اينترنت را اعلام كرد و دنياي فن‌آوري همچنان در اين عرصه هرروز شاهد خلق ابداعات و اتفاقات جديدتر است.

behnam5555 08-25-2011 02:06 PM

هشت پدیده ای که بشر از توضیح آنها ناتوان است!

فصلی بودن آنفلوآنزا
هرچند ویروسهای آنفلوآنزا در تمام فصول سال وجود دارند اما دانشمندان هنوز موفق نشده اند توضیح دهند که چرا آنفلوآنزا تنها در مناطق معتدل و تنها در فصول زمستانی و سرد ظهور پیدا می کند.

تولد زبان

از لحظه ای که انسان خلق شد شروع به سخن گفتن کرد. اما از آنجا که در فسیلهای باقی مانده از این جاندار بقایایی از اندامهای مرتبط با زبان مثل تارهای صوتی، نای و زبان باقی نمانده است بنابراین دانشمندان نمی دانند که انسان نخستین به چه روشی این توانایی را توسعه داده است. همچنین روشی که به کمک آن کودکان صحبت کردن را می آموزند هنوز ناشناخته باقی مانده است.

توسعه دو جنس

جانداران اولیه زمین به روش تک جنسی تولید مثل می کردند اما در حدود یک میلیارد سال قبل دو جنس نر و ماده ظاهر شدند. پرسش بسیاری از دانشمندان این است: چرا جنس نر وجود دارد در حالی که جنس ماده برای تولید مثل کافی است؟ در حقیقت به نظر می رسد که حضور دو جنس نر و ماده نوعی رفتار سازگار با تکامل باشد.

ابر رساناهای دمای بالا

در حالی که پیش از این تصور می شد هدایت الکتریکی می تواند تنها در دمای بسیار پایین نزدیک به 273- سانتیگراد رخ دهد، در حدود دهه 80 کشف شد که برخی آلیاژهای محتوی مس می توانند در دمای بالاتر در حدود 196- درجه سانتیگراد نیز هادی جریان الکتریسته باشند. به هر حال هنوز تئوری که بتواند در خصوص این رفتار فیزیکی پاسخ دهد ارائه نشده است.

مواد و ضد مواد

بیگ بنگ انفجاری که در پی آن جهان متولد شد از مقدار برابری ماده و ضد ماده ساخته شده است. به این ترتیب در کنار ستارگان، سیارات و کهکشانهایی که با کمک تلسکوپهای پر قدرت قابل رصد هستند، ضد ستارگان، ضد سیارات و ضد کهکشانهایی هم وجود دارند که ممکن است در بخشهایی از جهان پنهان شده باشند. به اعتقاد محققان، ضدماده وجود دارد اما هنوز ماهیت آن به صورت یک راز باقی مانده است.

پرتوهای کیهانی با انرژی بالا

به اعتقاد دانشمندان پرتوهای کیهانی با انرژی بالا به شدت به زمین آسیب می رسانند و اعتقاد بر این است که از سیاه چاله ها و یا از ابرنواختران کهکشانهای نزدیک ساطع شده اند اما هنوز جزئیات این پرتوها ناشناخته مانده است.

خصلت کایرالى مولکولها

به گزارش مهر، در طبیعت، اغلب مولکولهای آلی دو شکل آینه ای دارند اما این دو شکل همانند دستهای انسان روی هم منطبق نمی شوند. تنها یکی از این دو شکل فعال بوده و در طبیعت رایج است. اینکه چرا تنها یک شکل از مولکول در توسعه حیات اهمیت دارد هنوز یک راز است.

چرخش پروتونها

توانایی پروتونها چرخیدن است که با اصطلاح "چرخش"( spin) شناخته می شود. این چرخش، فعل و انفعالات مغناطیسی میان ذراتی که اساس رزونانس مغناطیسی تصاویر را می سازند کنترل می کند. تاکنون آزمایشاتی برای محاسبه چیزی که منجر به خاصیت چرخشی پروتونها می شود انجام شده و نشان داده است که این چرخش کاملا به کوارکها وابسته است. کوارکها ذرات سازنده پروتونها هستند. به همین دلیل دانشمندان در تلاش برای کشف فاکتورهای دیگری هستند که منجر به بروز اثر چرخش پروتونها می شود.

behnam5555 08-25-2011 02:09 PM

آشنایی با نحوه کار لپ تاپ

حدود سال 1970 "آلان كي " مردي كه در شركت زيراكس كار مي‌كرد تصميم گرفت رايانه‌اي بسازد كه بدون احتياج به انواع سيم كار كند. اين نوع رايانه گرچه هرگز مشهور نشد اما اولين جرقه‌اي بود كه باعث شد فكر ساخت لپ‌تاپ‌ها به انسان خطور كند.

محبوب شدن لپ‌تاپ‌ها در بين افراد عجيب به نظر مي‌رسد.

اين حقيقت كه لپ‌تاپ‌ها با خواص زيادي كه دارند از جهاتي نيز از رايانه‌هاي روميزي كم مي‌آورند باعث مي‌شود كه همه افرادي كه هر روز با رايانه سر و كار دارند در مورد بهتر بودن آنها نسبت به رايانه‌هاي روميزي شك كنند.

درست است كه لپ‌تاپ‌ها قابل حمل هستند، باطري كمتري احتياج دارند و سر و صداي كمتري نسبت به انواع رايانه‌هاي روميزي توليد مي‌كنند اما از سوي ديگر گفته مي‌شود كه لپ‌تاپ‌ها معمولا گرافيك و بلندگوهاي بسيار ضعيفي دارند.


http://i.dell.com/images/global/prod...-black-314.jpg



اين تفاوت‌ها ممكن است به ظاهرا جزئي بيايند اما براي مصرف كننده‌اي كه هر روز ساعت ها با آن سروكار دارد بسيار مشخص‌ است.

لپ‌تاپ‌ها در حالت كلي نسبت به رايانه‌هاي روميزي قيمت بيشتري دارند. اما در عين حال، كاهش قيمت آنها هم پس از ارائه شدن مدل هاي جديدتر حيرت انگيز است. اولين بار در ماه مي سال 2005 بود كه ركورد فروش لپ‌تاپ‌ها در مقابل رايانه‌هاي روميزي شكسته شد و سازندگان رايانه‌هاي روميزي پذيرفتند كه محبوبيت لپ‌تاپ‌ها بيش از پيش شده است.

حال اينكه چطور ممكن است تمامي آن سخت افزارهايي كه در رايانه‌هاي بزرگ روميزي وجود دارد همگي در يك لپ‌تاپ كوچك جا بگيرد توضيحات مفصلي مي‌طلبد. در حالت كلي لپ‌تاپ‌ها و رايانه‌هاي روميزي سخت افزار و نرم افزارهاي بسيار مشابهي دارند. اما تفاوت اصلي در آن است كه چطور اين سخت افزار در محيطي كوچك كنار هم قرار مي‌گيرند.

اجزاي لپ‌تاپ:

رايانه روميزي تشكيل شده‌اند از : مادربورد,كارت ويدئو, هارد درايو و چندين قطعه ديگر كه همگي در جعبه بزرگي كه اصطلاحا "كيس " گفته مي‌شود جا مي‌گيرند. صفحه نمايش و صفحه كليد هم كه با استفاده از سيم يا بدون سيم به "كيس‌ها " متصل مي‌شوند و چه بخواهيد و چه نخواهيد فضاي زيادي از ميز در نهايت به خاطر انبوه سيم هاي متصل شده به اين دستگاه روميزي گرفته مي‌شود.

لپ‌تاپ‌ها بسيار كوچكتر و سبكتر از رايانه‌هاي روميزي هستند و اولين چيزي كه در آنها به چشم مي‌خورد صفحه تايپ آنهاست كه حتي آن هم از انواع روميزي بسيار كوچكتر است. به خاطر كوچك بودن اندازه لپ‌تاپ‌ها وسايل سخت افزاري اين نوع رايانه بايد سه خاصيت داشته باشد.

1- در محل كوچكي جا شود.
2- باتري را به شكل كنسروي مصرف كند
3- گرماي زيادي توليد نكند

معمولا بسته به بهتر بودن نوع اين سخت افزارها و اينكه تا چه حد سه خاصيت بالا را دارند , قيمت لپ‌تاپ‌ها تفاوت مي‌كند. گران و يا ارزان بودن لپ تاپها دقيقا بستگي به همين سه خاصيت دارد.

پردازشگر:

"سي پي يو " رايانه شما با سيستم عامل همكاري مي‌كند تا رايانه شما به بهترين شكل كار كند و در واقع آن را كنترل مي‌كند و به شكل مغز رايانه شماست.

معمولا اين سي پي يوها حرارت زيادي توليد مي‌كنند و به خاطر همين موضوع است كه در رايانه‌هاي رو ميزي فضاي زيادي به فن و خنك كننده‌ها اختصاص داده مي‌شود.از آنجايي كه در لپ‌تاپ‌ها چنين امكاني وجود ندارد بنابراين سي پي يو در آنها:

1- در ولتاژ كمتر كار مي‌كنند:
معمولا با پائين بودن ولتاژ در لپ‌تاپ‌ها پردازشگر آرامتر كار مي‌كند تا گرماي كمتري توليد كند. بسياري از لپ‌تاپ‌ها زماني كه به برق متصل باشند در ولتاژ بالا هم كار مي‌كنند.

2- سوكت‌ها و سنجاقها و گيره‌هاي متصل به "مادر بورد " معمولا جاي زيادي مي‌گيرد. در انواع لپ‌تاپ‌ها اين سوكتها به طور كامل برداشته شده است. به همين خاطر است كه معمولا در لپ‌تاپ‌ها برداشتن پردازشگر از مادر بورد امكان پذير نيست.

3- حالت آرامش و خواب دارد:
زماني كه لپ‌تاپ شما استفاده نمي‌شود و براي مدتي شما آن را روشن گذاشته واز آن دور شده‌ايد رايانه و سيستم عمل به شكلي با هم كار مي‌كنند كه سرعت "سي پي يو " شما كاهش پيدا كند.

فن و خنك كننده:

لپ‌تاپ‌ها معمولا فن‌هاي بسيار كوچكي دارند و لوله‌هاي بسيار باريكي در آنها تعبيه شده است كه گرما را از سي پي يو بيرون مي‌برد. اين ابزار معمولا در لبه لپ تاپها ساخته مي‌شوند تا مسير خارج شدن گرما كوتاه شود.

حافظه :

حافظه لپ‌تاپ مي‌تواند به خاطر آرام كار كردن پردازشگرها مورد مطالعه بيشتر قرار بگيرد. در برخي از لپ‌تاپ‌ها حافظه را در نزديكي سي پي يو قرار مي‌دهند تا دسترسي به اطلاعات سريعتر باشد. برخي هم در محل هاي بزرگتر جا مي‌گيرند تا اطلاعات در سطح پردازشگر و "مادر بورد " سريعتر حركت كند.

همچون رايانه‌هاي شخصي،لپ‌تاپ‌ها هم "هارد ديسك " داخلي دارند كه سيستم عامل و فايلهاي اطلاعاتي را نگهداري مي‌كند. در لپ‌تاپ‌ها اندازه اين هارد ديسك ها بسيار كوچكتر از حالت عادي است و چرخش آن آرامتر است كه سبب ايجاد گرماي كمتر و اتلاف باتري مي‌شود.

صدا و تصوير:

قسمت گرافيكي در واقع يك پردازشگر كوچك است كه عمليات پخش تصوير را انجام مي‌دهد. اين قسمت نيز گرماي زيادي توليد مي‌كند. در بيشتر لپ‌تاپ‌ها قسمت گرافيكي در مادر بورد واقع شده و يا آنكه به شكل خاص براي استفاده از لپ‌تاپ‌ها با سايزهاي كوچك ساخته مي‌شود.

آنچه به طور يقين ثابت شده اين است كه گرافيك در لپ‌تاپ‌ها از رايانه‌هاي شخصي ضعيف‌تر است اما استفاده كنندگان معمولا متوجه اين موضوع نمي‌شوند.

صفحه نمايش در لپ‌تاپ‌ها معمولا 12 تا 17 اينچي هستند و انواع گوناگوني دارند كه هر روزه با اختراع انواع جديد تفاوت مي‌كنند.

انرژي :
لپ‌تاپ‌ها و رايانه‌هاي روميزي هر دو با برق كار مي‌كنند. هر دو باتري دارند تا بتوانند ساعت و تاريخ را به طور مرتب بروز كنند. بر خلاف انواع روميزي، لپ‌تاپ‌ها مي‌توانند با استفاده از باتري و بدون برق چندين ساعت روشن بماند كه البته به نوع باتري بستگي دارد..

باتري‌هاي مختلفي براي انواع لپ‌تاپ‌ها استفاده مي‌شود كه بستگي به قيمت شان متنوع هستند. بسياري از سازندگان باتري‌ها مدعي اند كه باتري‌ها تا 5 ساعت مداوم كار مي‌كنند. اما اين موضوع دقيقا بستگي به آن دارد كه از لپ‌تاپ چه استفاده‌اي مي‌شود.

تاريخچه لپ‌تاپ:

حدود سال 1970 "آلان كي " مردي كه در شركت زيراكس كار مي‌كرد تصميم گرفت رايانه‌اي بسازد كه بدون احتياج به انواع سيم كار كند. اين نوع رايانه گرچه هرگز مشهور نشد اما اولين جرقه‌اي بود كه باعث شد فكر ساخت لپ‌تاپ‌ها به انسان خطور كند.

سال 1979 اولين رايانه قابل حمل ساخته شد. اين رايانه 340 كيلو بايت حافظه داشت و "ناسا " آن را كه حدود 800 دلار قيمت داشت و سنگين بود را براي پروژه‌هاي فضايي به كار گرفت.

اين لپ‌تاپ به عنوان اولين نوع رايانه قابل حمل معرفي شد تا اينكه در سال 1986 شركت آي بي ام اولين لپ‌تاپ حرفه اي را وارد بازار ساخت كه 256 كيلو بايت حافظه داشته و دو درايو ديسكت فلاپي با صفحه نمايش تخت داشت و مودم داخلي براي آن تعبيه شده بود.[آشنايي با همه خطاهاي مودم]

اين لپ‌تاپ حدود 5.4 كيلوگرم وزن داشت و به قيمت 3500 دلار به فروش مي‌رسيد توانست نام خود را به عنوان اولين لپ‌تاپ ثبت كند.

behnam5555 08-25-2011 02:15 PM


۱۰ نقطه عجیب روی زمین

مکان هایی روی کره زمین وجود دارند که از حیث ویژگی های عجیب و غریبی که دارند شبیه کرات دیگر هستند .
دره های خشک آنتارتیکا
http://www.asriran.com/files/fa/news...116963_348.jpg

می گويند دره های خشک آنتارتیکا با زمین های خشك و بي آب و علف پوشيده از شن، شبيه ترين قسمت زمين به كره مريخ است. اين سرزمين جايي است در میان Victoria land ، McMudo، Sound . از آن دست زمين هايي كه هرگز رنگ برف به خود نمي بينند . اما دليل شباهت اين منطقه به مريخ بياباني بودن آن نيست كه در زمين بيابان بي آب و علف كم نيست، بلكه چيزهايي در اين منطقه مشاهده مي شود كه در زمين ديده نشده است؛ يخ در بيابان . در اين منطقه دره هايي هست، پوشيده از يخ و البته در زير يخ ها، در آب هايي شور،جانداراني خم زندگي مي کنند، چیز هایی كه هرگز در هيچ منطقه بياباني ديگري ديده نشده است . تحقيقات روي اين موجودات و دلايل پيدايش اين سرزمین همچنان ادامه دارد.


جزیره سوکوترا
http://www.asriran.com/files/fa/news...116969_456.jpg

سطح زمين آن بسيارشيب دار است به صورتي که شما فکر مي کند به سياره ديگري رفته ايد يا به زمان هاي دور تاريخي مسافرت کرديده ايد . جزيره سوکوترا يکي از 4 جزيره است که از لحاظ جغرافيايي درانزوايي از قاره خشک آفريقا قراردارد که قدمت آن به 6تا7 ميليون سال مي رسد همانند جزيره گالاپاگوس . بيش از 700 گونه نادر گياهي و جانوري دراين منطقه يافت مي شود که يک سوم مملو از جانداران همگي بومي هستند .
آب و هواي ناملايمي دارد مي توان گفت گرم و خشک و همچنين شگفت انگيزترين گياهان را مي توانيد دراين منطقه بيابيد. موقعيت جغرافيايي اين جزيره دراقيانوس هند ودر 250 کيلومتري سومالي و 340 کيلومتري يمن واقع شده . وسعت ساحل شني آن متشکل از سنگهاي آهکي و جلگه هاي مرتفع آن پر از غارهايي به طول 7 کيلومتر است .بلندي کوههاي آن به 1525متر مي رسد . درختان و گياهان اين جزيره از لحاظ زمين شناختي قدمتي 20 ميليون ساله داشته وبه عنوان جزيره اي بکر ومحصورشده از آب محسوب مي گردد.


معادن روباز ريوتينتو
http://www.asriran.com/files/fa/news...116968_205.jpg
اگر دلتان مي خواهد يك منظره از كره ماه ببينيد، لازم نيست سوار سفينه فضايي شويد و براي ديدن آن كلي هزينه كنيد، كافي است به اروپا برويد. جايي در اسپانيا وجود دارد كه تصاوير سوررئال آن مناظر كره ماه را تداعي مي کند؛ «معادن روبازريوتينتو ». البته اين معادن تنها جذابيت اين منطقه نيستند. در نزديكي آنها، رودخانه ای با آب قرمزجريان دارد كه خود يك چش مانداز جذاب استميان چشم انداز جذاب ديگر. اين رودخانه اسيدي، با PH بين 7/ 1 تا 5/ 2 فلزات سنگين زيادي را درخود جاي داده است.

درياچه كليلوك
http://www.asriran.com/files/fa/news...116965_920.jpg

درياچه كليلوك آنقدرجذاب و عجيب است كه مي توان تصور كرد متعلق به كره زمين نيست. اين درياچه پر از فلزات سنگين است و تابش آفتاب داغ تابستانی و تبخیر آب آن، بلورهايي از این مواد معدني و فلزات را به وجود مي آورد كه در گودال هاي كوچك، نور را در رنگ هاي سبز و آبي بازتاب مي دهند .اين درياچه يكي از بزرگترين ذخاير مواد معدني مانند سولفات هاي سديم، كلسيم و پتاسيم، همچنين هشت نوع فلز سنگين مانند نقره و تیتانیوم.

دره ماه در برزیل
http://www.asriran.com/files/fa/news...116966_460.jpg

از اسمي كه بر آن گذاشته اند پيداست اين سرزمين بايد جايي باشد شبيه به ماه. جايي كه فرسايش ناشي از آب، صخره ها و گودال هایي را در جنگل به وجود آورده است که از کوارتز تشکیل شده اند.

سالار دي يويوني در بوليوي
http://www.asriran.com/files/fa/news...116971_600.jpg

جايي در آمريكاي لاتين وجود دارد كه انگار زميني نيست؛ Salar De Uyuni در بوليوي. آنها كه اين منطقه را ديده اند مي گويند يكي از تماشايي ترين چشم اندازهاي جهان است. اما دليل اين جذابيت احتمالا كنار هم قرار گرفتن مواردي است مانند اتشفشان های فعال، بیابان نمک.

دریاچه خون در ژاپن
http://www.asriran.com/files/fa/news...116962_953.jpg

اما ديگر مكان عجيب و غريب دنيا در ژاپن واقعاست؛ Blood Pond Hot Spring ، 9 چشمه آب گرم قرمز رنگ که با هم یک دریاچه را تشکیل داده اند . رنگ قرمز اين دریاچه به دليل فراواني عنصر آهن در آب آن است.
صخره های جنگلی

http://www.asriran.com/files/fa/news...116970_644.jpg

Shilin، يا صخره هاي جنگلي در چين، صخره هايي آهكي هستند كه توسط آب فرسايش يافته و تشکیل شده اند.

گودال The Richard Structure
http://www.asriran.com/files/fa/news...116967_905.jpg

جايي در كشور موريتاني، گودالي وجود دارد كه گفته مي شود در اثر برخورد يك شهاب سنگ به وجود آمده است.
گودال The Richard Structure ، با قطري در حدود 30 مايل، از فضا قابل رويت است. اين گودال در جنوب غربي صحراي ساهارا قرار دارد.


غارهاي يخي اتريش
http://www.asriran.com/files/fa/news...116964_225.jpg

غارهاي يخي اتريش، جاي ديگري روي كره زمين است كه در آن احساس می کنيد در كره ديگري هستيد. تعداد زيادي غار يخي در زمين وجود دارد اما Eisriesenwelt Ice Cave ، از بزر گترين موارد غارهاي يخي كشف شده توسط بشر است. آنها در نزديكي سالزبورگ واقعند و به فاصله 40 كیلومتر کشیده شده اند.

behnam5555 08-25-2011 02:37 PM


تاریخچه آرم هواپیمایی ملی ایران (هما)

ادوارد دیگران زهرابیان که در برخی نوشته‌های فارسی به نادرست "ظهرابیان" نوشته شده است، سال 1318 در تهران متولد شد. به خاطر علاقه‌ای که از همان کودکی به معماری داشت، دوره متوسطه را در دبیرستان البرز می‌گذراند و دیپلم ریاضی می‌گیرد تا بتواند رشته معماری را در دانشگاه ادامه دهد. در کلاس‌های نقاشی دبیرستان خودش را باز می‌نماید تا جایی که در مسابقه طراحی نخستین نشانه دبیرستان البرز، برگزیده می‌شود و نشانه‌اش سال‌ها، بر سر در و سرکاغذهای این دبیرستان نقش می‌بندد.
به واسطه شغل پدر، از بیشتر شهرهای کشور دیدن می‌کند و این سفرهای بسیار، سبب‌ساز آشنایی با تاریخ و فرهنگ کشورش می‌شود.
در فاصله سال‌های دبیرستان تا دانشگاه، برای کمک به برادر بزرگتر که او هم معماری می‌خوانده است، پایش به آتلیه‌های معماری باز می‌شود و در این راه بر تجربه‌های طراحی و رسامی‌اش افزون می‌گردد.


مهمترین اتفاق هنری زهرابیان، در فاصله پیش از ورود به دانشگاه رخ می‌دهد. او به طور اتفاقی آگهی فراخوان طراحی نشانه هواپیمایی ملی ایران را که هنوز به "هما" شهره نشده بود، می‌بیند و نیرویی درونی، انگیزه‌ساز می‌شود تا طرحی دراندازد. به گفته خودش این طرح از پیش، در ذهن‌اش بوده و منتظر جرقه‌ای تا نمایان شود. او در پی نشانه‌ای بود تا هم پرواز را تداعی کند و هم بازگفت هنر ایران باشد. این شد که به جستجو در بازمانده‌های تخت جمشید و برگ‌های کتاب گریشمن، گرم شد تا هما را یافت و آن را به تجربه‌ رسامی در آتلیه دانشکده و دکتر فروغی، آماده ساخت و در مسابقه‌ای شرکت کرد که هوشنگ سیحون و تعدادی از استادان دانشکده هنرهای زیبا، انتخابگران آن بودند.این نشانه پذیرفته شد و یک سال و اندی بعد، نامه‌ای از هواپیمایی ملی ایران "هما" به شماره 512 و تاریخ 8/9/1341 دریافت کرد که به امضای مدیر عامل هواپیمایی، سرلشگر علی محمد خادمی رسیده بود. در آن نوشته بود:

آقای ادوارد زهرابیان
از اینکه در مسابقه آرم هواپیمایی ملی ایران شرکت نموده و برنده جایزه گردیدید تبریک می‌گوید و ضمنا به اطلاع می‌رساند که آرم نامبرده از طرف شرکت به ثبت قانونی رسیده است.
او بابت طراحی این نشانه ماندگار فقط پانصد تومان جایزه گرفت . . . . .....

آثار مانا معمولا ارزان سفارش داده شده‌اند، نمونه‌اش 700 تومان اجرت طراحی نشانه اتومبیل پیکان که جمشید اخگر سال 1336 گرفت، یا 6000 تومانی که علی اصغر محتاج برای طراحی تیتراژ ماندگار "دلیران تنگستان" قرار شد بگیرد که هیچ پرداخت نشد! زهرابیان پس از خلق این شاهکار، به ندرت کار گرافیکی دیگری کرد، مگر آنجا که ضرورت بود یا حدیث نفس. مانند نشانه‌ای که برای شرکت خود " پژوهش و عمل" (مشاوران برنامه‌ریزی شهری و منطقه‌ای، معماری و مهندسی) طراحی کرد. نیز نشانه انجمن مهندسان معمار ارامنه ایران که در نمایشگاه آثار گرافیک طراحان ارمنی (که سال گذشته در خانه هنرمندان و به همت ادیک بغوسیان و هنریک خاچاطوریان برپا شد) به نمایش درآمد.
جالب اینکه "هما" که یکی از ماندگارترین نشانه‌های تاریخ گرافیک نوین ایران نامیده می‌شود، نخستین اثر یک طراح جوان غیرحرفه‌ای است و دیگر پس از آن، نشانه‌ای در این قد و قواره طرح نکرد. شاید از این رو که علاقه اصلی او معماری است.

در وادی سینمای آمریکا و تا جایی که اطلاع دارم در سینمای جهان، پدیده‌ای مانند " اورسن ولز" بی‌همان است که نخستین اثر بلند سینمایی‌اش (همشهری کین) ماندگارترین فلیم او شد. هنوز هم با وجود گذشت 67 سال از ساخت آن، در نظرسنجی منتقدان مطرح سینمای جهان، به عنوان یکی از ده فیلم برتر تاریخ سینمای جهان (و بیشتر در رده نخست تا سوم) نام می‌گیرد. ولز زمانی این فیلم را کارگردانی کرد که فقط 26 سال داشت و پیش از آن به جز کارگردانی دو فیلم کوتاه و تجربی، هیچ فیلم بلند نساخته بود.
ولز پس از آن باز هم فیلم‌های بلند سینمایی ساخت که به هیچ روی، افتخار همشهری کین را تکرار و تاکید نکرد. او پیش از همشهری کین، هنرپیشه معمولی رادیو و تئاتر بود.
(درباره اورسن ولز و فیلم‌هایش: بیشتر)

در تاریخ گرافیک نوین ایران، ادوارد زهرابیان، بسان اورسن ولز سینماست؛ خلق شاهکار یگانه در نخستین سال‌های جوانی و بی‌هیچ تجربه حرفه‌ای.





behnam5555 08-25-2011 02:41 PM


دلیل داد زدن!!!
استادى از شاگردانش پرسيد: چرا ما وقتى عصبانى هستيم داد مي‌زنيم؟ چرا مردم هنگامى که خشمگين هستند صدايشان را بلند مي‌کنند و سر هم داد مي‌کشند؟
شاگردان فکرى کردند و يکى از آن‌ها گفت: چون در آن لحظه، آرامش و خونسرديمان را از دست مي‌دهيم.
استاد پرسيد: اين که آرامشمان را از دست مي‌دهيم درست است امّا چرا با وجودى که طرف مقابل کنارمان قرار دارد داد مي‌زنيم؟ آيا نمي‌توان با صداى ملايم صحبت کرد؟ چرا هنگامى که خشمگين هستيم داد مي‌زنيم؟
شاگردان هر کدام جواب‌هايى دادند امّا پاسخ‌هاى هيچکدام استاد را راضى نکرد.
سرانجام او چنين توضيح داد: هنگامى که دو نفر از دست يکديگر عصبانى هستند، قلب‌هايشان از يکديگر فاصله مي‌گيرد. آن‌ها براى اين که فاصله را جبران کنند مجبورند که داد بزنند. هر چه ميزان عصبانيت و خشم بيشتر باشد، اين فاصله بيشتر است و آن‌ها بايد صدايشان را بلندتر کنند.
سپس استاد پرسيد: هنگامى که دو نفر عاشق همديگر باشند چه اتفاقى مي‌افتد؟ آن‌ها سر هم داد نمي‌زنند بلکه خيلى به آرامى با هم صحبت مي‌کنند. چرا؟ چون قلب‌هايشان خيلى به هم نزديک است. فاصله قلب‌هاشان بسيار کم است
استاد ادامه داد: هنگامى که عشقشان به يکديگر بيشتر شد، چه اتفاقى مي‌افتد؟ آن‌ها حتى حرف معمولى هم با هم نمي‌زنند و فقط در گوش هم نجوا مي‌کنند و عشقشان باز هم به يکديگر بيشتر مي‌شود.
سرانجام، حتى از نجوا کردن هم بي‌نياز مي‌شوند و فقط به يکديگر نگاه مي‌کنند. اين هنگامى است که ديگر هيچ فاصله‌اى بين قلب‌هاى آن‌ها باقى نمانده باشد.



behnam5555 08-25-2011 02:50 PM

مطمئن‌ترین لپ‌تاپ را چه شرکتی می‌سازد؟

نتایج تحقیقی روی سی‌هزار لپ‌تاپ معیوب مشخص کرده یک سوم لپ‌تاپ‌ها در سه سال اول استفاده دچار مشکل می‌شوند، نت‌بوک‌ها بیشتر از لپ‌تاپ‌ها خراب می‌شوند و ایسوس و توشیبا، کمترین آمار خرابی را دارند!

http://gadgetophilia.com/wp-content/...-hd-laptop.jpg


از آن‌جاکه لپ‌تاپ‌ها اغلب از قطعات اولیه سخت‌افزاری مشابه و معمولا یکسانی ساخته می‌شوند، ممکن است چنین به نظر برسد که برندهای مختلف لپ‌تاپ تفاوتی با هم ندارند، دست‌کم تا زمانی که سخت‌افزارهای به کار رفته در ساخت آنها مشابه هم هستند و قابلیت اعتماد همسانی دارند.
به گزارش سی‌نت، شرکت خدمات گارانتی اسکوئر ترید، به تازگی در مقاله‌ای پژوهشی، نرخ خرابی 30هزار لپ‌تاپ را برای مقایسه برند و طبقه‌بندی سخت‌افزاری آنها بررسی کرده و به نتایجی دست یافته که حتی شما را متعجب خواهد کرد.

http://khabaronline.ir/images/2009/11/fail-rate.jpg


نکته اصلی این گزارش این است که از هر 3 لپ‌تاپ، دست‌کم یکی در فاصله زمانی کمتر از سه سال دچار خرابی می‌شود، و جالب‌تر این‌که لپ‌تاپ‌هایی با مارک‌های نه چندان معتبر ایسوز و توشیبا (دست‌کم در بازار داخلی ایران) کمترین نرخ خرابی را دارند، در حالی که لپ‌تاپ‌های با مارک‌های ایسر، گیت‌وی و به خصوص اچ.پی که پرفروش‌ترین برند لپ‌تاپ در سطح جهان است، با معضل نرخ خرابی بالاتر از متوسط روبرو است. علاوه بر آن، دو سوم این مشکلات ناشی از خرابی‌های سخت‌افزاری است، در حالی که یک سوم باقی‌مانده در رده خرابی‌های تصادفی طبقه‌بندی می‌شوند.
http://khabaronline.ir/images/2009/11/netbooks.jpg


در مورد خرابی‌های لپ‌تاپ‌ها، به ویژه می‌توان از نت‌بوک‌ها نام برد که اصلا عملکرد خوبی در این زمینه ندارند؛ شاید هم از یک دستگاه کامپیوتری ارزان‌قیمت نباید انتظار بیشتری داشت. نرخ خرابی این لپ‌تاپ‌ها تا 20 درصد بیش از لپ‌تاپ‌های معمولی است. ولی این را هم در نظر داشته باشید که نت‌بوک، ابزار نسبتا جدیدی است و این اطلاعات بر مبنای عملکرد آنها در طول تنها یک سال به دست آمده است.
سه نمودار از این مقاله در این مقاله را ببینید که اولی نرخ خرابی لپ‌تاپ‌ها را بر حسب نوع خرابی در سه سال اول با هم مقایسه کرده، در دومی نرخ خرابی در لپ‌تاپ‌ها و نت‌بوک‌ها در عرض دوازده ماه اول استفاده با هم مقایسه شده‌اند و در نهایت، سومین نمودار به مقایسه مارک‌های مختلف لپ‌تاپ از نظر نرخ خرابی در سال‌های دوم و سوم پرداخته است.
http://khabaronline.ir/images/2009/11/by-manf.jpg
نکته کلیدی در این میان این است که لپ‌تاپ‌ها معمولا در مقایسه با دیگر انواع دستگاه‌های الکترونیکی مصرف‌کنندگان خانگی، خیلی بیشتر دچار خرابی می‌شوند؛ دلیل این امر را تا حدی می‌توان این‌گونه توضیح داد که این ابزارها در رده پیچیده‌ترین ابزارهای الکترونیکی به شمار می‌روند که یک مصرف‌کننده با آن سر و کار خواهد داشت؛ و شاید این دلیل هم مطرح باشد که فشارهای قیمتی منجر به نادیده گرفتن کمبودهایی در فرایند کنترل کیفیت در مراحل طراحی و تولید انبوه این دستگاه‌ها شده است.

behnam5555 08-25-2011 03:12 PM

معرفی دستگاه ها و آواز های موسیقی ایرانی

موسیقی ایرانی مشتمل بر7 دستگاه و 5 آواز می باشد . دستگاه که در قدیم مقام نیز نامیده شده است به نغمه ها وآهنگ هایی مخصوص اطلاق می شود که همگی دارای ساختار کلی یکسان هستند . آوازها قطعات کو چکی هستند که درگام دستگاه است ولی تونیک متفاوتی دارند.
ناگفته پیداست جملات بالا ، تعاریفی موهوم و گنگ هستند که معنای خاصی رادرذهن متبادر نمی کنند. علت را باید دراین جستجو کرد که اولاً واژه های «دستگاه » و«آواز»در موسیقی ایرانی در معانی مختلف – و حتی متضاد – بکار رفته اند و هیچگاه تعریف جامعی از آنها صورت نگرفته است . تنها در اواخر قرن گذشته ی واوایل قرن حاضر بود که به پایمردی علینقی وزیری و شاگردانش موسیقی ایرانی شکلی علمی به خود گرفت .


http://guiter.persiangig.com/image/Pic1/Music/V-N.jpg

از آنجا که «هرجا زبان از بیان قاصرآید ، موسیقی متولد می شود» ، نمی توان روح و حال و هوای موسیقی رانوشت ؛ بااین حال این مقاله برآن است تا موسیقی ایرانی را بسیار ساده شرح دهد .
مایه یا تنالیته بستری است که یک آهنگ روی آن اجرا می شود . در هرتنالیته یک نت نسبت به دیگر نت ها حالت برتری دارد و شنونده به طورطبیعی توالی رسیدن به این نت راحتی می تواند پیش بینی کند . به این نت تونیک (TONIC) می گویند.تفاوت فرکانس وفاصله ی دیگر نت ها نسبت به این نت مقایسه می شود وبا عنوان درجه بیان می شود به عنوان مثال نت دوم بعد ازتونیک ، درجه دوم نامیده می شود .
بطور کلی درموسیقی غربی دو تنالیته ی بسیار کلی داریم : ماژور(MAJOR) ومینور(MINOR ).اما تنوع تنالیتها درموسیقی ایرانی بیشتر می باشدو در واقع همان دستگاه ها و آوازها را تشکیل می دهند. حال به تشریح این تنالیته های ایرانی می پردازیم . موسیقی ایرانی دارای 7 دستگاه و5 آواز می باشد .

دستگاهها عبارتنداز:
1) شور 2) سه گاه 3) چها رگاه 4) همایون 5) ماهور 6) نوا 7)راست پنجگانه

دستگاه شور :

دستگاهی بسیار قدیمی است و مبنای بیشتر موسیقی ها ی محلی درایل هابه شمار می رود . و متعلقات بسیاری دارد . ابوعطا ،دشتی ، بیات ترک و افشاری ریشه در شوردارند. شور بزرگترین وجامع ترین دستگاه موسیقی ایرانی است . اگر مینور تئوریک رادر موسیقی غربی در نظر بگیرید وفاصله ی دو م آن را ربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی شورایجاد می شود،دراثر همین تفاوت اندک ، تغییری بسیار شگرف در تنالیته ایجاد می شود .روح کلی حاکم بر شور حزن و اندوه و غم بسیار است . تاآنجا که مرحوم روح الله خالقی معتقد است : «کدام ایرانی است شوررا بشنود و نوای غم انگیز آن را درک نکند؟»تصنیف کاروان اثر علی تجویدی درهمین تنالیته است . اگر فاصله ی دوم در مینور تئوریک را 5/0 پرده پایین بیاوریم ، شور کلاسیک خلق می شود . شو ر«امیراف » نمونه ای ازاین سبک خاص است


دستگاه سه گاه :

دستگاهی است حزن انگیز درعین اینکه می توان آن راشاد تصور نمود و بیشتر برای بیان اندوهی که به شادی می گراید استفاده می شود. اگر درتنالیته ی ماژور فاصله ی سوم و هفتم راربع پرده پایین بیاوریم ،تنالیته ی سه گاه به وجود می آید



دستگاه چهار گاه :


ویژگی بارز دستگاه چهارگاه روحیات مختلف و حتی متناقض آن می باشد ؛ درعین اندوه ، می تواند بسیارشاد هم باشد ؛ ضمن اینکه روحیات وحالات میهنی و سلحشوری و جنگ آوری درآن به خوبی نمایان است . تا آنجا که نقالان قدیم ، اشعار شاهنامه را دراین مایه می خوانده اند . درتعزیه ی سنتی ایران نیز هر نقشی دستگاه و آواز مخصوص به خودراداشته است:
«حضرت عباس باید چهارگاه بخواند » تصنیف «مبارک باد»هم که زینت بخش مجالس ازدواج ایرانیان است – که قطعاً هیچگاه جایگزینی نخواهد یافت – درهمین مایه می باشد .اگر درمینور هارمونیک ، فاصله ی پنجم را تونیک قراردهیم و فاصله ی چهارم را – که حالا نسبت به تونیک جدید فاصله ی هفتم می شود – نیم پرده بالا بیاوریم ، مایه ی اصلی چهار گاه بوجود آمده است



دستگاه همايون :


دستگاهی بسیار دلنشین که نه حزن واندوه شور راداردونه فرح بخشی ماهور را . همایون بعد ازشور ، یکی ازوسیع ترین دستگاههای ایرانی است که بیات اصفهان متعلق به همین تنالیته است .
برای کسانی که موسیقی ایرانی را به طور کاملاً حرفه ای دنبال نکرده باشد، تفکیک همایون ازبیات اصفهان بسیار دشوار است . زیرا هردو از لحاظ فواصل منطبق بر مینور هارمونیک در موسیقی مغرب زمین می باشند . ازاین رو بسیار زیبا می توان آن را طبق اصول علمی هارمونیزه کرد . آهنگ فولکلور«دختر بویراحمدی » نمونه ی خوبی ازگوشه ی شوشتری دستگاه همایون است



دستگاه ماهور :


احساس شجاعت ، شادی و امیدواری وپیشرفت در زندگی در آن نمایان است . با وجود شباهت بسیار زیاد وانطباق بر مایه ی ماژوردر موسیقی غربی ، ازلحاظ حس و حال بسیار متفاوت است و باید اعتراف کرد ازلحاظ شاد بودن ، به پای ماژور نمی رسد .علت هم مشخص است؛ روح غم واندوه حاکم برکل موسیقی ایران، این دستگاه راهم شامل می شود . تصنیف زیبای مرغ سحر ، اثر مرتضی نی داوود با شعر زیبای ملک الشعرای بهار نمونه ی بسیار خوبی برای ماهوراست



دستگاه نوا :

فواصل و درجات دستگاه نوا با شور مشابه است و فقط نت اصلی آن با دستگاه وتنالیته ی شورفرق دارد . شباهت بسیار زیاد آن به شور ، تشخیص وتمیز آن دو را ازهم مشکل می سازد .



دستگاه راست پنجگاه :

یکی از قدیمی ترین دستگاه های ایرانی است به نظر می رسد اصل ومنشأ آن به زمان ساسانیان برسد . می توان گفت دستگاهی کاملاً ایرانی است . خصوصیات این دستگاه به ماهور شباهت بسیاردارد . درواقع ترکیبی است ازچنددستگاه مختلف وبه همین دلیل «پنجگاه » نام دارد . حتی نوازندگان سازهای ایرانی نیز بایستی احتیاط کامل را به خرج دهند تا وارد ماهور نشوند واین خود دلیلی است برشباهت بسیار این دو.

وآوازها عبارتنداز:
دشتی ، ابوعطا ، بیات ترک ، افشاری و بیات اصفهان

آواز دشتي :

یکی ازنغمه های دستگاه شور است که خود استقلال نیمه کاملی دارد . بسیاری ازآهنگ های نوین ایرانی ونیز بسیاری ازملودی های پاپ دراین تنالیته اجرا شده اند . روحیات متفاوت دشتی ازخصوصیات آن است . شدت حزن آن به پای شور نمی رسد و به نوعی شادتر است . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور می باشد .
ساخته شدن برخی تصنیف ها و آهنگ ها دراین نغمه ، باعث شده روحیات میهنی نیزبه ذهن متبادر شود . ازمعروف ترین این آهنگ ها «ای ایران» اثر مرحوم روح الله خاتمی با شعری ازحسین گل گلاب وسرود «ای وطن » ساخته ی علینقی وزیری می باشند


آواز ابوعطا :

به آن «سارنگ » ، «سارنج »و یا «دستان عرب »نیز می گویند . آوازی است بازاری که میان توده ی مردم رواج کامل دارد . ازلحاظ ساختاری شبیه به شور است وتنها تفاوت آن در توقف مکرر روی درجه ی چهارم ودوم است


آواز بيات ترك :

بسیار یکنواخت وعامه پسند است و در میان مردم رواج دارد . عارف قزوینی آن را «بیات زندی » نیزخوانده است . اگر درگام ماژور فاصله ی سوم راربع پرده بم کنیم، مایه ی بیات ترک بدست می آید ؛ که تفاوت آن با سه گاه در توقف زیاد در بیات ترک برروی درجات چهارم وسوم است که همین توقف ها حال و هوای متفاوت بیات ترک ازسه گاه را باعث می شود . ازلحاظ محتوای غم و شادی ، بیشتر به سمت شادی وگشادگی خاطر سوق دارد تا به غم . به نوعی بعد ازماهور از شادترین دستگاههای ایران است . اذان بیات ترک باصدای آقای مؤ ذنی ،معروف ترین اذان در کل ایران می باشد که لطافت خاصی دارد



آواز افشاری :


آوازی است از دستگاه شورکه نغمه های دردناک دارد . گام آن به سه گاه نزدیک ترازشوراست .بدین ترتیب که اگر درجه ی هفتم مایه ی ماژور راربع پرده بم کنیم توانسته ایم به حال وهوای کلی حاکم برافشاری پی ببریم


آواز بيات اصفهان :

نام گوشه ای است دردستگاه همایون که به علت گستردگی زیاد به صورت یک دستگاه در آمده است . فاصله ی چهارم دستگاه همایون ،نت تونیک برای بیات اصفهان است. به عبارت بهتر اگر مینور هارمونیک را به مثابه ی بیات اصفهان بگیریم . فاصله ی پنجم آن تونیک برای دستگاه همایون است . و این نکته شباهت فوق العاده ی دو دستگاه را می رساند.پیش در آمد اصفهان ساخته ی مرتضی نی داوود یکی اززیباترین نغمه هایی است که دراین مایه ساخته شده است و مرحوم مرتضی حنانه تنظیمی بسیار زیبا از آن ، برای تیتراژ سریال هزاردستان ساخته وپرداخته کرده است ،همچنین تصنیف «تابهار دلنشین» و«بوی جوی مولیان»اثرروح الله خالقی نمونه های زیبایی ازاین مایه ی دلنشین موسیقی ایرانی هستند


behnam5555 08-25-2011 03:37 PM


راست دستی یا چپ دستی

نوزاد انسان نه «راست دست» و نه «چپ دست» است، ولی در ماههای اول زندگی کم کم به یکی از دستها تمایل بیشتری را نشان می‌دهد. در شش ماهگی اکثر نوزادان دو دست را بطور مساوی بکار می‌برند و در پایان سال اول زندگی تمایل به یکی از دستها قابل مشاهده و تشخیص است.

http://kenyonreview.org/blog/wp-cont.../boy-hands.jpg

در طی دومین سال نیز کودکان گاهی دست اصلی خود را به دیگری تغییر می‌دهند، ولی تعداد این تغییر کمتر از سال اول است و بطوری که تعداد تغییر در سومین سال زندگی کمتر از سال دوم می‌شود تا این که در شش سالگی دیگر تقریبا ترجیح دستی ثابت باقی می‌ماند.

راست دستی یا چپ دستی

برتری یکی از دستها بر دیگری بهتر از وجود تردید در کودک است. برقراری برتری در یکی از دستها موجب احساس ثبات و اطمینان و کسب مهارتهای کامل حرکتی در فعالیتها می‌شود، اما جواب به این سوال که «برتری کدام بهتر است؟» به فرهنگ جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کند، بستگی دارد.

دلیل قاطع و روشنی وجود ندارد که بگوییم «راست دستها» بر «چپ دستها» برتر هستند؛ اما سنت موجود این است که «راست دستی» را ترجیح می‌دهند و در فرهنگ ایران نیز همین ترجیح وجود دارد. در واقع «راست دستی» یک قرارداد « فرهنگی ــ اجتماعی » است که بیشتر مردم به حفظ آن متمایلند.

برتری راست دستی در کودکان

برای کودک بین « سه تا پنج سالگی » سالهای مهمی از نظر چپ دست یا راست دست شدن است. در این مدت کودک رفته رفته در بکار بردن یکی از دستها تاکید بیشتری می‌کند. اگر کودک را به حال خود رها کنیم، ممکن است خودبه‌خود راست دست شود، ولی این امکان وجود دارد که وی عادت به چپ دستی بکند. به همین سبب باید کودک را در بکار بردن دست راست تشویق کرد.

متاسفانه این دیدگاه در میان مردم حتی افراد تحصیلکرده وجود دارد که راست یا چپ دستی ارثی است و نباید در انتخاب یکی از دستها بر دیگری دخالت کرد و باید کودک را مطلقا به اختیار خود واگذار کرد.

آنان از این می‌ترسند که اکر دخالتی در این مورد شود، ممکن است به اختلالات جسمی یا روانی نظیر لکنت زبان منجر شود، ولی باید گفت که این ترجیح دستی ارثی نیست و باید کودک را با تشویق در جهت مورد نظر هدایت کرد.

شیوع راست دستی

از زمانی که تمدن بوجود آمده و انسانها وسائل و ابزاری برای خود درست کرده‌اند، این طور احساس شده است که یکی از دستها باید نقش اول را در انجام دادن کارها به عهده بگیرد و دست دیگر آنرا کمک کند.

به عللی نامشخص دست راست در همان زمانها مقدم شده است و نسلهای بعد این تقدم را به عنوان یک رسم و سنت پذیرفته‌اند. در نتیجه در تمام دنیا تعداد راست دستها بیشتر است، به گونه‌ای که بیش از نود و پنج درصد افراد راست دست هستند.

چپ دستی

با وجود آنکه جهان ما راست دست گرا است و تمام وسایل و ابزارها برای راست دستها ساخته شده‌اند، ولی تعداد چپ دستها نیز در جوامع کم نیست و این باعث شده که آنها در بکار بردن ابزار و وسایل اشکالات و مشکلاتی داشته باشند. علاوه بر این ، از همان زمانهای دور چپ دستی ناپسند بوده است و باید اقرار کرد که این ناپسندی در بین اکثر مردم هنوز به قوت خود باقی مانده است.

بنابراین کودک چپ دست همیشه شرمسار و خجالت زده است و این ناراحتی زمانی به اوج خود می‌رسد که پیوسته به او توصیه شود که دست دیگر خود را بکار برد.

این گونه ناراحتی‌ها در چپ دستها سبب بی علاقگی ، ترس و احتمالا حسادت به راست دستها می‌شود. بنابراین وظیفه والدین این است که به این ناراحتی‌های کودک چپ دست آگاه باشند و به او دلگرمی‌های لازم را ارائه نمایند. کودک چپ دست نباید احساس کند که به علت چپ دستی طرد خواهد شد، یا دیگر کسی او را دوست نخواهد داشت.

علت شناسی راست دستی و چپ دستی

نظریه توارث

این عقیده وجود دارد که راست یا چپ دستی وراثتی است و چنانچه بخواهند به زور آن را تغییر دهند، ممکن است کودک به اختلالات عصبی ، مانند لکنت زبان دچار شود.

همچنین گفته شده که علت راست دستی در بزرگتر و قویتر بودن نیمکره چپ مغز است. اما تحقیقات انجام شده این نظریه را رد می‌کند. یکی از روان شناسان در مورد این قضیه گفته است که: « ارثی دانستن راست دستی یا چپ دستی بدان علت بوده که تا امروز توضیح و توجیه بهتری ارائه نشده است. »

نظریه یادگیری

مطالعات دقیق نشان می‌دهد که بکار بردن دست راست یا چپ تابع قوانین یادگیری است و مانند سایر عادتها و رفتارها در نتیجه تمرین و تکرار بدست می‌آید.

علاوه بر این ، تجربه نشان داده است که کودکان و بزرگسالان می‌توانند مهارتهای تازه‌ای با یکی از دو دست فرا بگیرند، بدون آنکه توجهی به نوع ترجیح دستی خود داشته باشند ( مانند یادگیری رانندگی ) و این موضوع به هیچ وجه موجب اختلالات عاطفی در آنان نخواهند شد.

تغییر چپ دستی

تغییر از چپ دستی به راست دستی امکان پذیر است، ولی نباید فراموش کرد که هر چه دیرتر اقدام شود، به همان نسبت نیز دشوارتر خواهد بود.

باید توجه داشت که این تغییر احتمالا باعث ناراحتی و هیجانی شدن کودک خواهد شد و هنگامی که این تغییر با زور و اجبار باشد، ممکن است سبب لکنت زبان نیز بشود. البته این بدان معنی نیست که اگر بخواهیم چپ دستی را به راست دستی تغییر

دهیم، دچار لکنت زبان خواهیم شد، بلکه تاثیر ناراحتی و هیجانهای همراه است که باعث این اختلالات می‌شود و معمولا پس از آنکه تغییر صورت گرفت و ناراحتی و هیجان کاهش پیدا کرد، این اختلالات نیز از بین می‌رود.

نکته مهمی که در تغییر چپ دستی وجود دارد، این است که نباید در این کار اجبار وجود داشته باشد. بخصوص زمانی که کودک شدیدا به حفظ چپ دستی خود تمایل دارد، نباید دخالتی کرد و بهترین کار آزادی در استفاده از دست چپ است.

اگر به کودک اجبار شود، یا مقاومت او را در حفظ چپ دستی نادیده بگیریم، ممکن است که آسیبهای جسمی و روانی جبران ناپذیری به او وارد سازیم

behnam5555 08-25-2011 03:44 PM


behnam5555 08-25-2011 03:46 PM



چه کنیم که در همه حال عاشق همسرمان باشیم؟

هیچ جواهرات گرانبهایی نمیتواند باعث شود که صورت یک زن آنچنان بدرخشد مگر معجزه عشق.
میتوانیم خود را در آینه ببینیم و متوجه شویم که در دل ما چه میگذرد! چهره و چشمان ما حرف میزنند و هرگز هم دروغ نمیگویند. وقتی ما زنها زن دیگری را ببینیم قلب او را هم میبینیم و انگار سالهای سال است که او را میشناسیم و میفهمیم که آیا او در حسرت عشق است ویا محبوب و شریک زندگیش.
بسیاری از زنان و مردان در حسرت عشق به سر میبرند ولی از آن خبر ندارند.

وقتی زن با یک مرد ازدواج میکند و به او علاقه دارد و در عین حال گرسنه عشق است، احساس امنیت ،ارزش و ارتباط نمیکند و در درون خود خلائی حس میکند. اغلب زنها این خلأ را با مشروبات الکلی، دخانیات، کار کردن (گاهی بیش از حد)، خرید کردن، مراقبت از دیگران، علاقه به غذا، علاقه افراطی به بعضی از اشیاء و گاهی مواد مخدر، جبران میکنند.


http://www.seemorgh.com/DesktopModul...iles/46025.jpg



اما وقتی یک مرد مورد عشق و علاقه همسرش نیست، ممکن است یکی از این راهها را به عنوان راه دوم انتخاب کند. اغلب مردان رفتارهای دیگری را به عنوان راه اول انتخاب میکنند، که این به نوع خود، در روابط عاطفی، رفتاری غیر قابل جبران محسوب میشود.

حقیقت این است که اگر خودتان را دوست بدارید و مرتباً با مردم و اطرافیان خود در ارتباط باشید هم قلب شما با عشق تغذیه میشود، ولی آنچه من به آن اشاره میکنم در یک رابطه صمیمانه رخ میدهد و اگر بخواهید پیوند شما محکم شود باید عشق را در رابطه خود جاری کنید. وقتی قلب خود را با عشق همسرتان تغذیه میکنید سرشار از هیجان و تازه میشود، اما وقتی آن را از عشق محروم کنید عشق و شور و اشتیاق از بین میرود.
وقتی از نظر احساسی همسرتان را گرسنگی میدهید، او بد اخلاق، کم حوصله، پرخاشگر و بسیار حساس میشود. در حقیقت او را به کسی تبدیل میکنید که بیشترین تنفر را از شما دارد وشما نیز بیشترین تنفر را از او دارید!!
نکاتی که سبب محرومیت از عشق میشود:
فاصله گیری احساسی
انتقاد
لاس زدن با دیگران
غفلت کردن از همسر
سخت کار کردن
رنجش داشتن و تلنبار کردن رنجشها
منزوی بودن و صحبت نکردن
مقصر دانستن همسر
نکاتی که عشق را تغذیه میکنند:
برقراری ارتباط
تحسین
وفاداری
قدردانی
با هم وقت گذراندن
تشریح کردن مشکلات
تماس گرفتن و گروهی عمل کردن

همه ما قسمت بزرگ عادات عشقی خود را از پدر و مادر خود یاد گرفته ایم، یعنی آن عادات از تماشای رفتار پدر و مادرمان و ارتباط با آنها بدست آمده است. این اولین دلیلی است که ما بدون آنکه بدانیم همسر خود را از عشق محروم میکنیم. هیچکس به مااهمیت احساسات را به همان روشی که بچه ها را با گیاهان یا هر چیز دیگر آشنایی میدهیم یاد نداده است. حتی اگر اهمیت این مسئله را هم بفهمیم، احتمالاً نمیدانیم چطور این کار را بکنیم.

دومین دلیل آن است که شاید به عنوان یک کودک از عشق محروم بوده ایم. اگر یاد گرفته ایم که با کمی عشق زندگی کنیم به همسرمان هم یک ذره از آن را میدهیم چون نمیدانیم چطور عشق بیشتری بدهیم. سومین دلیل اینکه بعضیها همسر خود را از عشق و محبت محروم میکنند تا به نوعی اعمال قدرت کنند. شما احساس میکنید برای آنکه همسرتان را تنبیه کنید باید او را از محبت خودتان محروم کنید. وقتی به میل شما رفتار میکند به او محبت میکنید وقتی هم نه، بدون جستجوی دلیل از او فاصله میگیرید. این طرز رفتار نه تنها سالم نیست بلکه از آن نتیجه ای هم نمیگیرید. نهایتاً زن یا مردی که به این شکل با او رفتار شود خسته میشود و شما را ترک میکند!


behnam5555 08-25-2011 03:51 PM

چگونه سرعت رشد موي خود را زياد کنيم ؟

عوامل ژنتيکي و استفاده از ويتامين ها در رشد مو تاثير دارند.

در اين مقاله مواردي که شما مي توانيد با کمک آنها سرعت رشد موهايتان را افزيش دهيد بدون استفاده از مواد شيميايي ارائه شده است . با عادات غذايي و تغذيه مناسب ميتوانيد بدن و مويي سالم داشته باشيد.اگر مي خواهيد موي بلندي داشته باشيد، با پيروي از دستورات و برنامه هاي زير به آساني مي توانيد به بدن و موئي سالم دست پيدا کنيد.



http://www.theydeserveit.com/images/...air19-copy.GIF


دستور العمل ها :

1 – يکي از فاکتورهاي اصلي که بر رشد موي شما تاثير گذار است ويتامين ها و تغذيه مناسب است .اين موارد مي توانند نقش بزرگي را ايفا کنند. شما بايد رژيم مناسب داشته باشيد و آن را با گذشت زمان حفظ کنيد .کمبود هر ماده غذايي يا ويتامين باعث نقصان در رشد مو يا ريزش مو مي شود .اگر شما نمي توانيد رژيم غذايي مناسبي داشته باشيد بايد در طول روز از مولتي ويتامين ها استفاده کنيد .موهاي شما همانند ديگر اندام هايتان براي قوي و سالم بودن نياز به تغذيه و رسيدگي دارند .
2- همانطور که در قسمت اول در مورد ويتامين ها اشاره کرديم مي خواهيم وارد جزئيات بشويم و نقش آنها را توضيح دهيم . اسيد آمينه – ويتامين E – ويتامين B و پروتئين ها از فاکتورهاي اصلي هستند که باعث سلامتي و افزايش سرعت رشد موي شما مي شوند .مطمئن باشيد که در برنامه غذايي روزانه تان به مقدار کافي اين فاکتورها وجود دارند و اگر اين طور نيست هم اکنون برنامه غذاييتان را تغيير دهيد و اين برنامه غذايي را شروع کنيد و تفاوت قابل توجه اي را در سرعت رشد موهايتان مشاهده کنيد.

3- از مواردي که باعث جلوگيري رشد موي شما مي شوند دور باشيد .فکر کنيد موي شما همانند مغز شماست .اگر شما مضطرب باشيد و استرس داشته باشد، نمي تواند به درستي فکر کنيد و اين حالت دقيقا مانند موي شماست که نمي تواند رشد کند .آرامش داشته باشيد . بعضي از داروها و حالات روحي باعث کم شدن سرعت رشد موي شما مي شوند .

4- مرتبا مراقب موهايتان باشيد اين رايج ترين اشتباهي است که افراد مرتکب مي شوند تميز نگه نداشتن و شانه نکردن مو . اطمينان حاصل کنيد که به صورت مرتب موهايتان را تميز نگه مي داريد .اگر موهاي شما رنگ شده است شما بايد همچون کودکي از آن مراقبت کنيد و از شکستن موهايتان جلوگيري کنيد.همچنين نياز داريد موهايتان را برس بزنيد.

اما چرا برس بزنيم ؟

اين امر باعث تحريک پوست سر و ريشه مو مي شود و باعث بالا رفتن سرعت رشد آن مي شود . شما بايد مطمئن باشيد هنگامي که موهايتان را مي شوئيد پوست سرتان تحريک شود و مي توانيد با مالش دادن پوست سر اين امر را تسريع بخشيد .

5- در حال زندگي کنيد از موهاي که داريد لذت ببريد .در حيني که شما صبر مي کنيد تا موهايتان بلند و پرپشت شود آنها را زيبا نگه داريد و لذت ببريد. مدل هاي جديد را امتحان کنيد و از داشتن موي فعلي خود راضي باشد.

و اما توصيه آخر: مرتباً موهاي خود را پاکيزه نگه داريد.چرا که موهاي تميز هميشه بلندتر و پرپشت تر از موهاي چرب به نظر مي آيند.و نکته آخر اينکه ورزش کنيد .در حين ورزش خون بهتر مي تواند در رگ ها ي بدن جريان داشته باشد.داشتن بدن سالم،يکي از بهترين راه هايي است که مي تواند سرعت رويش موهايتان را افزايش دهد.


behnam5555 08-26-2011 06:15 PM

این منطقه را مثلث شیطان، برزخ گمشدگان،منطقه برزخ و از همه مشهورتر مثلث برمودا نامیده‌اند.

آیا مثلث برمودا واقعا خطرناک است؟
آیا مثلث برمودا واقعا خطرناک است؟
این ناحیه نیمه‌مثلثی در میان برمودا، پورتوریکو و فلوریدا به خاطر ناپدیدشدن ظاهرا بی‌دلیل هواپیماها و کشتی‌ها در آن شهرت دارد.

http://hamshahri.org/images/upload/n...angle_am-2.jpg

این افسانه از 2:10 بعدازظهر 5 دسامبر 1945 آغاز شد که بنا به روایت مشهور گروهی از خلبانان باتجربه در یک ماموریت آزمایشی معمول در هوایی بسیار خوب پرواز در این منطقه را آغاز کردند. اما این خلبان‌‌های "پرواز 19 "جهت خود را گم کردند و پی از فرستادن پیام رادیویی برای کمک ناپدید شدند.
توضیحات غریبی برای این ناپدیدشدن و موارد مشابهی که بعدها رخ داد ارائه شده است:
بیگانگان فضایی که زیر دریا پنهان شده‌اند، وجود مدخلی در این منطقه به بعدی دیگر و وجود حباب‌های غول‌آسای در اندازه کشتی‌ها.
اما پاسخی منطقی برای این ناپدیدشدن وجود دارد. مثلث برمودا منطقه‌ای است که مسافرت‌های هوایی و دریایی بسیاری در آن صورت می‌گیرد، و به نسبت این تراقیک شدید حوادث بیشتری نسبت به مناطق دیگر در آن رخ نمی‌دهد.
در این منطقه توفان‌های پیش‌بینی‌نشده بسیاری رخ می‌دهد. و همچنین بنا به گزارش نیروی دریایی امریکا گلف استریم – جریان اب گرمی که از این منطقه اقیانوس منشا می‌گیرد - : "بسیار سریع و مواج است و می‌تواند به سرعت باقیمانده‌های هر سانحه‌ای را بزداید."
نهایتا اینکه دریا در این منطقه تا 10000 متر عمق دارد.
در مورد پرواز شماره 19 هم بر خلاف داستان مشهور در واقع خلبانان نه باتجربه بلکه در حال تعلیم بوده‌اند، و هوا هم اصلا صاف نبود.


behnam5555 08-26-2011 06:18 PM


علت سكسکه چیست؟
سكسکه ناشی از انقباض دیافراگم، پرده عضلانی درون قفسه سینه است که نقش مهمی در تنفس دارد.
در هنگام دم یا فروبردن هوا دیافراگم منقبض و در هنگام بازدم یا بیرون دادن هوا دیافراگم شل می‌شود.
سكسکه یک فعالیت عضلانی اسپاسمی و غیرارادی در دیافراگم است.
http://hamshahri.org/images/upload/n...iccup-am-2.jpg

معده‌ مملو از غذا می‌تواند دیافراگم را تحریک کند و باعث رشته‌ای از سكسکه‌ها شود.
ورزش یا استرس نیز می‌توانند حمله سكسکه را برانگیزند. اما سكسکه اغلب بدون علت مشخصی رخ می‌دهد.
یک فرضیه این است که سكسکه ممکن است بازمانده‌ای از یک بازتاب ابتدایی مکیدن – مربوط به دوران نوزادی- باشد. سكسکه هر کارکردی که در قدیم داشته، در زندگی امروز بیشتر آزارنده است و هر کسی مدع
شیوه‌‌هایی از نگهداشتن نفس،ترساندن ناگهانی،مکیدن قند، نوشیدن آب در حالت وارونه یا حتی انجام دادن ملایم مانور هیلمیک که در اصل برای خارج کردن لقمه گیر کرده در گلو به کار می‌رود.

بسیاری از این اقدامات در واقع به علت متوقف‌کردن موقت ریتم تنفس موثر واقع می‌شوند.

behnam5555 08-26-2011 06:28 PM


شکار میمون
در جائی خواندم که: بومیان آمازون روش جالبی برای شکار میمون دارند بدینصورت که نارگیل را از دو طرف سوراخ میکنند، یک طرف کوچک تر در حدی که بتوانند یک طناب را از آن عبور دهند و یک طرف کمیدرشت تر در حدی که دست یک میمون به زور از آن رد شود. از طرف کوچک تر طنابی که انتهایش را گره زده اند رد میکنند و بعد طناب را به تنه درخت میبندند تا اینطوری میمون نتواند جر بزند و نارگیل را با خودش ببرد. سپس توی نارگیل خالی شده چند تا سنگریزه می اندازند و چند بار تکانش میدهند تا صدایش خوب در جنگل بپیچد … تله آماده است.

میمونها که شهوت کنجکاوی دیوانه شان کرده تا ببینند این چیست که این جوری صدا میدهد، میآیند و دستشان را میکنند توی نارگیل و سنگریزه ها را توی مشتشان میگیرند تا بیرونشان بیاورند، اما مشت بسته شان از سوراخ رد نمیشود. میمونها اگر فقط مشتشان را باز کنند و از سنگریزههای بی ارزش دل بکنند، آزاد میشوند ولی به هیچ قیمتی حاضر نیستند چیزی را که بدست آورده اند از دست بدهند. آن قدر تقلا میکنند و خودشان را به زمین و آسمان میزنند که فردا وقتی صیاد میآید بدنهای بی حالشان را به راحتی (عین آب خوردن) جمع میکند و توی قفس می اندازد.
این میمونها چند خاصیت جالب دیگر هم دارند. اولا وقتی میبینند یک هم نوعشان گیر کرده و دارد جیغ و ویغ میکند باز هم برای کنجکاوی میروند سراغ نارگیل بغلی و چند دقیقه بعد خودشان هم در حال جیغ و ویغ اند. ثانیا بومیها اگر میمونی اضافه بر تعداد مورد نیازشان گیر افتاده باشد، آزادش میکنند اما وقتی فردا دوباره برای شکار میآیند باز همین میمونها گیر میافتند و جیغ و ویغشان در میآید. این داستان قرنهاست که در جریان است! اما حق ندارید فکر کنید که این میمونها از خنگیشان است که هر روزه توی این دامها میافتند، اتفاقا خیلی هم ادعای هوش و استعدادشان میشود.
اگر خوب فکر کنیم … آیا دور و بر خود ما پر از نارگیلهای سوراخ داری نیست که صدای تلق و تولوق جذابشان از شدت وسوسه دیوانه مان میکند؟ آیا دستمان را به خاطر بسیاری از چیزهایی که حقیقتا نمیدانیم ارزشی دارند یا نه، چندین و چند بار در هر مدخل سوئی داخل نمیکنیم؟ آیا دستمان جاهایی گیر نیست که به خاطرش از صبح تا شب جیغ و ویغ میکنیم و خودمان را به زمین و آسمان میکوبیم؛ در حالی که فقط کافی است از یک سری چیزها دل بکنیم و برویم خوش و شاد روی درختها، بی دغدغه این جور چیزها، تاب بازیمان را بکنیم؟ آیا صدای جیغ و ویغ مذبوحانه اکثر دور و بری هایمان که خودشان را اسیر کرده اند را نمیشنویم؟

behnam5555 08-26-2011 06:44 PM

ایا میدانید که !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

ـ جویدن آدامس هنگام خرد کردن پیاز مانع از اشک ریزی شما می شود.
ـ اثر لب و زبان هر کس همانند اثر انگشت آن منحصر به فرد است.
ـ رشد کودک در بهار بیشتر است.
ـ ۸ دقیقه و ۱۷ ثانیه طول می کشد تا نور خورشید به زمین برسد.
ـ ظروف پلاستیکی تقریباً ۵۰۰۰۰سال در برابر تجزیه مقاومند.
ـ تنها قسمتی از بدن که خون ندارد قرنیه چشم است.
ـ شترمرغ در ۳ دقیقه ۹۵ لیتر آب می خورد.ـ زمان بارداری فیل به دو سال می رسد.
در یک سانتی متری پوست شما ۱۲ متر عصب و ۴ متر رگ و مویرگ است.
ـ شدیدترین نعره ها متعلق به وال ها است که برابر با صدای موتور جت است.
ـ وقتی یک نوزاد در حال گریه است با صدای ش....ش.... شما آرام می شود به این دلیل که صدای آبی که اطراف نوزاد در شکم مادر است را برایش تداعی می کند، در ضمن این یکی ازدلایلی است که چرا صدای ساحل دریا به انسان آرامش می دهد.
ـ دلفین ها همانند گرگ ها هنگان خواب چشم هایشان را باز می گذارند.
ـ با نگاه کردن به گوش حیوانات می توانیم به تخم گذار بودن یا بچه زا بودن آنها پی ببریم. بدین صورت که تخم گذاران گوششان ناپیدا و بچه زایان گوششان نمایان است، تنها یک اسثتنا وجود دارد آن هم نوعی افعی است که بچه زاست اما گوشش دقیق پیدا نیست.
ـ بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب است.
ـ انسان امروزی به طور متوسط ۶ سال از عمر خود را تلویزیون نگاه می کند و ۶ سال را صرف غذا خوردن می کند و یک سوم را می خوابد.
ـ موش دو پای آفریقایی از میدان دید ۳۶۰ درجه برخوردار است.
ـ مغز انسان تنها ۲ درصد از وزن انسان را تشکیل می دهد ولی ۲۵ درصد اکسیژن دریافتی بدن را به تنهایی مصرف می کند.
- سرعت عطسه یک انسان برابر است با 160 کیلومتر در ساعت
- آب دریا بهترین ماسک صورت است !
- چشم انسان معادل یک دوربین 135 مگا پیکسل عمل می کند !
- 90% سم مار از پروتئین تشکیل شده است !
- مغز در هنگام خواب فعالتر از وقتی است که تلویزیون می بینید !
- جوانان هندی شادترین و ژاپنی ها افسرده ترین های جهان هستند !
- قوه چشایی پروانه در پاهای آن تعبیه شده است !

behnam5555 08-27-2011 08:39 AM


behnam5555 08-27-2011 09:08 AM


رتبه های اول ایران در جهان کدامند؟



کشور عزیرمان ایران در جهان رتبه های اول بسیاری دارد که بعضی ها بسیار مهم و پر ارزش هستند

۱- بیشترین تولید پسته
۲- بیشترین تولید خاویار
۳- بیشترین تولید خانواده توت
۴- بیشترین تولید زعفران (۸۰% کل تولید جهانی)
۵- بیشترین تولید زرشک
۶- بیشترین تولیدمیوه آلویی (از قبیل شفت وگیلاس وغیره )
۷- بالاترین دمای ثبت شده روی سطح زمین (۷۰٫۷ درجه سانتیگرد در کویر لوت)
۸- بیشترین تلفات انسانی در سرما و کولاک برفی (۴۰۰۰ نفر در کولاک سال ۱۳۵۰ کشته شدند، میزان بارش برف ۸ متر در ۵ روز)
۹- بزرگترین واردکننده گندم
۱۰- بیشترین فرار مغز ها
۱۱- بیشترین نسبت زن به مرد در مدارس و دانشگاه ها (۱٫۲۳ زن در مقابل هر مرد)
۱۲- بالاترین میزان تشعشات زمینی، با شدت سالانه ۲۶۰ میلی سیورت در رامسر (مقایسه= یک عکس رادیوگرام سینه ۰٫۰۵ میلی سیورت، میدانهای اطراف چرنوبیل ۲۵ میلی سیورت)
۱۳- بیشترین تعداد زمینلرزه های بزرگ (بالای ۵٫۵ ریشتر)
۱۴- دقیقترین تقویم دنیا (تقویم جلالی)
۱۵- بیشترین مصرف تریاک و هرویین (امریکا بیشترین مصرف کوکایین را دارد)
۱۶- بیشترین تعداد تغییر پایتخت در طول تاریخ (تهران سی و دومین پایتخت ایرانست)
۱۷- کهنترین کشور دنیا (تاسیس شده در ۳۲۰۰ سال قبل از میلاد مسیح)
۱۸- میزبان بزرگترین جمیعت مهاجر جهان (اکثرا عراقی و افغانی)
۱۹- بزرگترین تولید کننده فیروزه
۲۰- بزرگترین منابع روی در جهان
۲۱- بزرگترین تولید کننده و صادر کننده فرش های دست بافت (۷۵% کل تولید جهانی)
۲۲- بیشترین شتاب پیشرفت تولید علم و تکنولوژی در جهان (۳۴۰۰۰۰% رشد در طول ۳۷ سال ۱۳۴۹-۱۳۸۷، شتاب رشدی یازده برابر متوسط جهان در سال ۱۳۸۸, رشد سالانه کنونی ۲۵٫۷%)
۲۳- بزرگترین سیستم بانکی اسلامی (کل سرمایه ۲۳۶ میلیارد دلار)
۲۴- بالاترین میزان وابستگی به انرژی (بیشترین اتلاف انرژی در جهان)
۲۵- بزرگترین منابع انرژی هیدروکربن (گاز و نفت با هم، با ارزش ۱۴۰۰۰ میلیارد دلار بر حسب قیمت جهانی ۷۵ دلار هر بشکه نفت)
۲۶- بالاترین تناسب ذخایر به تولید برای نفت در جهان(با میزان تولید کنونی ایران معادل ۸۹ سال ذخایر نفتی دارد)
۲۷- ارزانترین پایتخت جهان (طبق تحقیق شبکه خبری سی ان ان تهران ارزانترین پایتخت جهانست)
۲۸- بزرگترین فوران چاه نفت در تاریخ (نشت چاه نفتی قم در سال ۱۳۳۵ سه ماه ادمه داشت با فوران روزی ۱۲۵۰۰۰ بشکه نفت، ارتفاع فوران ۵۲ متر، مقایسه با نشت نفتی خلیج مکسیکو با خروج سه ماه ۵۳۰۰۰ بشکه در روز)
۲۹- بالاترین آلودگی دیوکسید گوگرد در هوای شهری
۳۰- قدیمیترین منبع مصنوعی یا ساختگی آبی جهان با قدمت ۲۷۰۰ سال (قنات گناد آباد هنوز هم آب ۴۰۰۰۰ نفر را فراهم میکند)
۳۱- بزرگترین مجموعه جواهرات در جهان (جوهرات شاهی ایران در موزه بانک مرکزی ایران بزرگترین گنجینه جوهرات جهانست)
۳۲- کهنترین امپراتوری جهان (هخامنشیان اولین ابرقدرت تاریخ بودند و در اوج قدرت بر ۴۴% کل جمیعت جهان حکومت میکردند که این بالاترین درصد جمیعت تحت یک دولت در تاریخ هم هست)
۳۳- بالاترین رشد مصرف گاز طبیعی
۳۴- بیشترین رشد تعداد خودروهای گازسوز






behnam5555 08-27-2011 09:10 AM


یاد ش بخیر


اولین روز دبستان بازگرد
کودکی ها شاد و خندان باز گرد
باز گرد ای خاطرات کودکی
بر سوار اسب های چوبکی
خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن مانا ترند
درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکار و دزد و چاپلوس
روزمهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است
کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود
با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن میدرید


تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر ازتصمیم کبری می شدیم
پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ
خش خش جاروی با پا روی برگ
همکلاسیهای من یادمکنید
باز هم در کوچه فریادم کنید

همکلاسیهای درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار
بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود
کاش می شد باز کوچک می شدیم
لا اقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش رویدوش
ای معلم نام و هم یادت به خیر
یاد درس آب و بابایت به خیر
ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن


"محمد علی حریری جهرمی"




behnam5555 08-27-2011 09:12 AM


جملات زیباوفلسفی..

هر وقت تو زندگی رسیدی به جایی که یه در بزرگ با یه قفل گنده داره اصلا نترس! چون اگه قرار بود باز نشه به جای در، دیوار می ذاشتن.
"قدم تازه ای برداشتن... این چیزی است که مردم بیشتر از آن میترسند." داستایوسکی
"تقریبا همه میتوانند در برابر فلاکت و بدبختی مقاومت کنند. اگر میخواهی فردی را امتحان کنی, به او قدرت بده." آبراهام لینکولن
"همه دوست دارند که به بهشت بروند, ولی کسی دوست ندارد که بمیرد." جان لوییس
"تجربه اسمی است که افراد به اشتباهاتشان میدهند." اسکار وایلد
همیشه بین خود و همسرت بازه ای را نگاهدار تا به خواری گرفتار نشوی . اُرد بزرگ
در زندگی ثروت حقیقی مهربانی است ، و بینوایی حقیقی خودخواهی . وینه
طلوع و غروب عشق ، خود را به وسیلۀ درد تنهایی و جدایی محسوس می سازد . لابرویر
فرودستان ، در بهترین هنگامه هم ، بهانه های فراوان ، برای انجام ندادن کار های خویش دارند . اُرد بزرگ
اگر مشکلی داری، به دلیل طرز فکر توست و تنها راهی که می توانی مشکلات را برای همیشه حل کنی، این است که طرز فکرت را تغییر دهی. وین دایر


behnam5555 08-27-2011 09:17 AM


واقعیت


پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟


پاسخ آمد: اینكه شما تمام كودكی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به كودكی می‌گذرانید.

اینكه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌كنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.

اینكه شما به قدری نگران آینده‌اید كه حال را فراموش می‌كنید، در حالی كه نه حال را دارید و نه آینده را.

این كه شما طوری زندگی می‌كنید كه گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد كه گویی هرگز زنده نبوده‌اید.

سكوت كردم و اندیشیدم،

در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...

پرسیدم: چه بیاموزم؟

پاسخ آمد:
بیاموزید كه مجروح كردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌كشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.

بیاموزید كه هرگز نمی‌توانید كسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از كردار و اخلاق خود شماست.

بیاموزید كه هرگز خود را با دیگران مقایسه نكیند، از آنجایی كه هر یك از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.

بیاموزید كه دوستان واقعی شما كسانی هستند كه با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه كه هستید و دوست دارند.

بیاموزید كه داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلكه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.

بیاموزید كه دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری كه نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید.

بیاموزید كه دو نفر می‌توانند به چیزی یكسان نگاه كنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یكسان نخواهد بود.

بیاموزید كه در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نكنید، بلکه تنها هنگامی كه مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.

بیاموزید كه توانگر كسی نیست كه بیشتر دارد بلكه آنكه خواسته‌های كمتری دارد از همه توانگرتر است.

به خاطر داشته باشید كه مردم گفته‌های شما را فراموش می‌كنند و همین مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود.

behnam5555 08-27-2011 09:20 AM


شرط بندی جالب


یک روز خانم مسنی با یک کیف پر از پول به یکی از شعب بزرگترین بانک کانادا مراجعه نمود و حسابی با موجودی 1 میلیون دلار افتتاح کرد. سپس به رئیس شعبه گفت به دلایلی مایل است شخصاً مدیر عامل آن بانک را ملاقات کند. و طبیعتاً به خاطر مبلغ هنگفتی که سپرده گذاری کرده بود، تقاضای او مورد پذیرش قرار گرفت. قرار ملاقاتی با مدیر عامل بانک برای آن خانم ترتیب داده شد.
پیرزن در روز تعیین شده به ساختمان مرکزی بانک رفت و به دفتر مدیر عامل راهنمائی شد. مدیر عامل به گرمی به او خوشامد گفت و دیری نگذشت که آن دو سرگرم گپ زدن پیرامون موضوعات متنوعی شدند. تا آنکه صحبت به حساب بانکی پیرزن رسید و مدیر عامل با کنجکاوی پرسید راستی داستان این پول زیاد چیست؟ آیا به تازگی به شما ارث رسیده است. زن در پاسخ گفت خیر، این پول را با پرداختن به سرگرمی مورد علاقه ام که شرط بندی است، پس انداز کرده ام. پیرزن ادامه داد و از آنجائی که این کار برای من به عادت بدل شده است، مایلم از این فرصت استفاده کنم و شرط ببندم که فردا شما شرت قرمز مي پوشيد!
مدیر عامل با شنیدن آن پیشنهاد بی اختیار به خنده افتاد و مشتاقانه پرسید مثلاً سر چه مقدار پول.. زن پاسخ داد 20 هزار دلار و اگر موافق هستید، من فردا ساعت 10 صبح با وکیلم در دفتر شما حاضر خواهم شد تا در حضور او شرط بندی مان را رسمی کنیم و سپس ببینیم چه کسی برنده است. مرد مدیر عامل پذیرفت و از منشی خود خواست تا برای فردا ساعت 10 صبح برنامه ای برایش نگذارد.
روز بعد درست سر ساعت 10 صبح آن خانم به همراه مردی که ظاهراً وکیلش بود در محل دفتر مدیر عامل حضور یافت.
پیرزن بسیار محترمانه از مدیر عامل خواست کرد که در صورت امکان شلوار خود را پايين بكشد.
مرد مدیر عامل که مشتاق بود ببیند سرانجام آن جریان به کجا ختم می شود، با لبخندی که بر لب داشت به درخواست پیرزن عمل کرد. بله، شرت مدير عامل سبز راه راه بود..
وکیل پیرزن با دیدن آن صحنه عصبانی و آشفته حال شد. مرد مدیر عامل که پریشانی او را دید، با تعجب از پیرزن علت را جویا شد.
پیرزن پاسخ داد من با این مرد سر 100 هزار دلار شرط بسته بودم که کاری خواهم کرد تا مدیر عامل بزرگترین بانک کانادا در پیش چشمان ما شلوار خود را پايين بكشد!


behnam5555 08-27-2011 12:41 PM



http://static1.cloob.com//public/use...f097b0bf09-300

روزها میگذرد و ما همچنان در نافرمانی خدا غوطه وریم

خدایا ....پشیمان.... تو را میخواهم ...




behnam5555 08-27-2011 12:41 PM


http://www.niksalehi.com/goonagoon/khabar/life.jpgهمیشه دستانی هستند که از ما حمایت میکنند
دستانی که ناشناسند و شاید آنها را نبینیم
دستان کسانی که با دعایشان ، با قلب پاکشان و با باطن زلالشان حامی ما هستند
خدایا این دستان را از ما نگیر




behnam5555 08-27-2011 12:42 PM


خودت رو تو دنیا اینطوری حس کن
اگه لحظه ای لطف و رحمت خدا کنارت نباشه .... سقوط میکنی

http://www.pic.iran-forum.ir/images/...ihbqe3pd4h.jpg




behnam5555 08-28-2011 09:22 AM


تاریخچه ی فرانسه

سرزمین گُل از نظر رومیان منطقه وسیعی بود؛ که علاوه بر فرانسه امروزی، بلژیک، سوئیس و ساحل غربی رود راین را در بر می گرفت. گُل‌ها از تبار سلتی بودند. رومی‌ها در سال ۱۲۵ پیش از میلاد مسیح، وارد سرزمین گُل‌ شده و به مرور آن را تصرف کردند.

سده‌های میانه


در سال ۴۸۶ پس از میلاد، کلوویس رهبر فرانک‌ها با شکست فرماندار رومی گل، کنترل اوضاع آن سرزمین را در دست گرفت. بین سده‌های پنجم تا نهم میلادی، سلسله‌های سلطنتی مروونژیان و کارولنژیان بر سرزمین گل حکومت کردند.


در سده نهم میلادی با تضعیف حکومت مرکزی، وضعیت ملوک الطوایفی بر فرانسه حاکم شد. قدرت گیری مجدد پادشاهان در سده دهم صورت گرفت و رونق اقتصادی و پیشرفت علمی و فرهنگی از سده سیزدهم به بعد ایجاد شد.
طی سال‌های ۱۳۳۷ تا ۱۴۵۳، جنگ‌های معروف به جنگ‌های صدساله بین انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها روی داد. زمینه اصلی جنگ، اختلاف بر سر مالکیت سواحل دریای مانش بود که از سده یازدهم بروز کرده بود؛ اما جرقه شروع رسمی نبرد، ادعای ادوارد سوم پادشاه وقت انگلستان، مبنی بر تملک بر فرانسه بود.
در جنگ دریایی سال ۱۳۴۰، فرانسه به سختی شکست خورد. در سال ۱۳۴۶، بار دیگر فرانسویان در ناحیه کرسی شکست خوردند و سال بعد بندر کاله به دست انگلستان افتاد. در جنگی که طی سال ۱۳۵۶، در ناحیه پواتیه رخ داد، ژان دوم پادشاه فرانسه، مغلوب و اسیر شد.
دوره اول جنگها، در حالی در سال ۱۳۶۰ پایان یافت که فرانسوی‌ها شکست خورده، و به موجب پیمان بریتانی، مناطق زیادی از فرانسه در اختیار انگلیسی‌ها قرار گرفته بود. پیمان مذکور، ناحیه کاله و نواحی غربی و جنوب غربی فرانسه را به انگلستان واگذارد.
در دوره دوم فرانسوی‌ها با فداکاری‌های ژاندارک و کمک‌های دوک بورگونی پیروز شدند؛ و بیش تر سرزمین هایی را که در دوره اول از دست داده بودند، بازپس گرفتند. جنگ‌های صد ساله همچنین باعث رشد هویت ملی و تقویت حس وطن پرستی انگلیسی‌ها و فرانسوی‌ها گشتند.
جنگ‌های طولانی مدت با اسپانیا و ایتالیا، شیوع طاعون و کشمکش‌های کاتولیک ها و پروتستان ها نیز مزید بر علت شده، دشواریهای فراوانی را در سده‌های چهاردهم و پانزدهم برای فرانسوی‌ها رقم زدند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedi..._of_France.jpg
لویی چهاردهمبا لقب پادشاه آفتاب، در ۱۶۶۱ به پادشاهی رسید و تا ۱۷۱۵ با خودکامگی تمام حکومت نمود. پس از او لویی پانزدهم به سلطنت رسید. او فرانسه را درگیر جنگ‌های جانشینی اتریش (۱۷۴۰ تا ۱۷۴۸) کرد و موجب تهی شدن خزانه کشور شد.

انقلاب کبیر فرانسه و پیامدهای آن


انقلاب کبیر فرانسه به سال ۱۷۸۹، عصر نوینی در تاریخ فرانسه و جهان آغاز نمود. دانتون و روبسپیر که از سران انقلاب بودند، به قلع و قمع شدید مخالفان داخلی پرداخته، عصر ترور یا وحشت را آغاز نمودند. مخالفان، روبسپیر را برکنار نموده و به سال ۱۷۹۴ اعدام کردند؛ اما در تامین امنیت و ثبات کشور ناکام ماندند. در این شرایط ناپلئون بناپارت به سال ۱۷۹۹ کودتا نمود، و در ۱۸۰۴ خود را امپراتور خواند.

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...px-Louis18.jpg

ل
ویی هجدهم
با شکست ناپلئون در جنگ واترلو به سال ۱۸۱۵، لویی هجدهم به سلطنت رسید. در زمان او کنگره وین تشکیل شده و مرزهای اروپای مرکزی و از جمله فرانسه و آلمان را تثبیت کرد.

فرانسه در قرن بیستم


با پایان جنگ جهانی اول در ۱۹۱۸، فرانسه با وجود متحمل شدن خسارات بسیار نواحی آلزاس و لورن را از آلمان پس گرفت.

http://upload.wikimedia.org/wikipedi..._retouched.jpg

هیتلر
در ژوئن ۱۹۴۰ و در جریان حمله برق آسای آلمان نازی به فرانسه، مارشال پتن به نمایندگی فرانسه، پیمان عدم مخاصمه با آلمان را امضا کرد، و حکومتی دست نشانده هیتلر در فرانسه روی کار آمد.
همزمان ژنرال شارل دوگل جمهوری در تبعید فرانسه را در لندن تشکیل داد. با آزاد شدن فرانسه در ۱۹۴۴، دولت ژنرال دوگل به پاریس انتقال یافت.
بعد از سال ۱۹۴۵، مستعمرات فرانسه به تدریج به استقلال رسیدند. آخرین مستعمره اصلی فرانسه الجزایر بود که در ۱۹۶۱ به استقلال رسید.
نتایج یک نظرخواهی در ۱۹۹۸ نشان می داد که از هر ۵ فرانسوی، ۲ نفر دارای علایق نژادپرستانه هستند. در دور اول انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۰۲ نیز، ژان ماری لوپن نامزد ملی گراهای افراطی و نژادپرست، پس از ژاک شیراک حائز رتبه دوم شد.

منبع

عباس جعفری. گیتاشناسی نوین کشورها. چاپ سوم، تهران: انتشارات گیتاشناسی، ۱۳۸۷، 3421434-964-978، ‏صفحه ۳۰۶ و ۳۰۷.




behnam5555 08-28-2011 09:25 AM



کورش ، بزرگ مرد تاریخ جهان

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...ire%29.svg.png

کورش از پدری شاهزاده به نام کمبوجیه و مادری نجیب زاده به نام ماندانا متولد شد. ماندانا دختر آستیاگ پادشاه ماد بود. درآن زمان پارس تحت قلمرو دولت بزرگ و مقتدر ماد بود.
آستیاگ پادشاهی خودخواه و مغرور بود.شبی در خواب دید که از دخترش ماندانا فرزندی به دنیا آمده که مانند درختی بزرگ تمام شاخ و برگ های آن تمام آسیا را پوشانید.تعبیر آن را از خوابگزاران پرسید و
از ترس از دست دادن حکومت به جای این که دخترش را به بزرگان ماد و یا پادشاهان سرزمین های بزرگ مجاور مانند لیدی و بابل بدهد ، آن را به فرماندار پارسی به نام کمبوجیه داد.


behnam5555 08-28-2011 09:34 AM



شاپور دوم - احیای عظمت


http://upload.wikimedia.org/wikipedi.../6f/Shapur.jpg

شاپور دوم،‌سومین پادشاه قدرتمند ساسانی بود. كه توانست به اوضاع كشور سرو سامان دهد. فوری ترین و ضروری ترین اقدام وی تنبیه اعرابی بود كه با تاخت و تازشان قسمتی از سواحل خلیج فارس و نواحی مجاور بابل و حیره را دچار ناامنی كرده بود. وی در تنبیه و مجازات آنان تا آن اندازه قساوت به خرج داد كه سبب شد لقب ذواالاكتاف برای همیشه بر وی بماند. این پادشاه جوان در آغاز كار پس از حمله به اعراب و تا رو مار كردنشان عده ای از آنان را به اسارت در آورده و برای عبرت سایر رهزنان شانه های اسیران را سوراخ كرده و از سوراخ شانه هایشان طناب گذرانید و آنها را با خواری به بندگی و بیگاری گرفت. كه باعث شد حتی ایرانیان نیز در نتیجه این عمل او را (هوبه سبنا) یا سوراخ كننده شانه ها بنامند، انعكاس این اقدامات شاپور دوم در دربار ترس و احتیاط نجبا و موبدان را به همراه داشت. و بتدریج دست آنها را از كارها كوتاه كرده و به شاپور فرصت داد تا زمینه را برای تامین تفوق و برتری خویش بر آنان كه هنوز به او به چشم جوانی بی تجربه می نگریستند آماده سازد.

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...x-Shapurii.jpg

شاپور با محدود ساختن قدرت بزرگان و تسلط كامل بر اوضاع خود را برای مقابله با رومیها آماده كرد،‌و در جنگی سخت آنان را شكست داد وی همچنین موفق به شكست تركان شمال شرقی شد. از دیگر اقدامات شاپور دوم سختگیری نسبت به عیسویان بود در این زمان، دین مسیحی در روم رسمی شده بود. در نتیجه مسیحیان ایران مورد سوء ظن شاپور قرار گرفت. او آنها را به چشم طرفداران روم می نگریست در نتیجه با اقداماتی مانند گرفت مالیات های سنگین، جلوگیری از تبلیغ مسیحیت، آزار و اذیت آنان ،‌تعطیل كردن چندین كلیسا و حتی توقیف اموال كلیساها سعی در محدود كردن آنها داشت. شاپور دوم مرزهای ایران را به دوران شاپور اول رساند، خاطره فرمانروای پرشكوه و طولانیش او را در ردیف شاپور اول یك بنیانگذار و یك احیا كننده دولت نشان داد، روح تازه ای كه او در كالبد سلسله ساسانی دمید تا مدتها همچنان نگهدارنده سلطنتی بود كه خسرو اول انوشیروان پس از سالها آنرا احیاء نمود.

behnam5555 08-28-2011 10:35 AM


« فــــــــــاجــــــعـــــه »


سال ها پیش دراسکاتلند ، خانواده «کلارک» آرزویی داشتند . کلارک و همسرش به سختی کار میکردند و پول آن را در بانک می گذاشتند ، با این نیت که خانوادگی ، یعنی به اتفاق 9 فرزندشان به امریکا بروند ...
سال ها طول کشید ، اما هرطور بود انان به اندازه کافی پول پس انداز کردند ، گذرنامه هایشان را گرفتند و در یک کشتی اقیانوس پیما جا ذخیره کردند ...
این اقدام جسورانه ، همه افراد خانواده را غرق در هیجان کرده بود . اما چند روز پیش از مسافرت کوچکترین پسر خانواده را سگی گاز گرفت . پزشک معالج پای پسر را بخیه زد ، ولی پرچم زرد سر در خانه اشان نصب شد ، به علامت آنکه به علت احتمال ابتلا به بیماری هاری ، تمام خانواده به مدت چهارده روز در قرنطینه به سر خواهند برد .
رویای خانواده از هم پاشیده بود . آنان نمی توانستند طبق برنامه به آمریکا بروند . پدر ، در حالی که نا امیدی و خشم وجودش را پر کرده بود به اسکله رفت تا رفتن کشتی را ، بدون خانواده کلارک ، ببیند . پدر سخت از شدت ناراحتی ، گریست و آن پسر را سرزنش کرد و اینکه بدشانسی به او رو کرده بود سخنان کفرآمیز بر لب آورد .
پنج روز بعد خبری وحشتناک به اطلاع اهالی اسکاتلند و مردم جهان رسید : کشتی عظیم « تایتانیک » غرق شد . کشتی ای که گفته می شد هرگز غرق نمی شود ، به قعر اقیانوس رفت و صدها زندگی را نیز با خودش برد . قرار بود خانواده کلارک در آن کشتی باشند ولی به این سبب که پسر کوچک خانواده را سگ گاز گرفته بود ، آنان جا مانده بودند .
وقتی آقای کلارک خبر را شنید ، پسرش را در آغوش گرفت و خدا را سپاس گفت که خانواده او را حفظ کرد و آنچه میپنداشتند فاجعه ای غم انگیز برایشان شده ، تبدیل به خیر و برکت شد ...

چونکه قبضی آیــــدت ای راهرو
آن صلاح توست آتش دل مشو
«مولوی»


behnam5555 08-28-2011 10:58 AM

معرفی یک هنرمند

(Marzipan Babies)

این خانم هنرمند مجسمه هایی به شکل نوزاد از خمیر بادام و سفیده تخم مرغ تهیه می کند
جالب اینه که قابل خوردن هستند .

http://1.pendora.host56.com/images/732804c8566f.jpg

http://1.pendora.host56.com/images/35d6ab1ba16b.jpg

http://1.pendora.host56.com/images/2802cade0464.jpg

http://1.pendora.host56.com/images/c7077ca5231f.jpg

http://1.pendora.host56.com/images/7a9f13a6c094.jpg

http://1.pendora.host56.com/images/7dfca01f3947.jpg


behnam5555 08-28-2011 11:02 AM


فستیوال مجسمه های زنده در اسپانیا

فستیوال مجسمه های زنده در اسپانیا ( تصویری) تصاویر زیر متعلق به یک خیابان در اسپانیا میباشد که در فستیوال های سالیانه ای که برگزارد میشود اشخاص مختلف خود را به صورت مجسمه در میاورند و برای ساعت ها به یک حالت و بدون حرکت می ایستند. آنها در مقابل این کار زیبا توسط شهروندان و توریست ها مبالغی را به صورت هدیه دریافت میکند .
http://faza.comlu.com/images/458e7509aa5f.jpg

http://faza.comlu.com/images/8c2ac6f92a1c.jpg

http://faza.comlu.com/images/f5baf594e919.jpg



behnam5555 08-28-2011 11:17 AM


behnam5555 08-28-2011 01:31 PM

پیرترین جانور زنده جهان

جاناتان ( Jonathan ) نام لاک‌‏پشتی ست ۱۷۹ ساله در جزیره سینت هلینا ( Saint Helena ) که متعلق به بریتانیا می باشد.


این لاک‌پشت زاده ۱۸۳۲ می باشد که در سال ۱۸۸۲ در سن ۵۰ سالگی از جزیره سیشل ( Seychelles ) به عنوان هدیه همراه با ۳ لاک‌پشت دیگر به جزیره سینت هلینا آورده شد.
وی در سال ۱۹۳۰ توسط فرماندار سر اسپنسر دیویس ( Sir Spencer Davis ) نام گذاری شد و ادامه زندگی خود را در خانه و مزرعه فرمانداری این جزیره گذرانده است.
در سال ۲۰۰۸ روزنامه تلگراف در مقاله ای که در سایتش منتشر کرد ادعا کرد عکسی سیاه و سفید که در سال ۱۹۰۰ از یک لاک‏‏‌پشت در کنار یک زندانی جنگ بوئر ( Boer War ) گرفته شده است جاناتان می باشد که در آن موقع ۷۰ سال داشته است.




جاناتان در طول عمر خود ۸ پادشاه بریتانیایی ، از جورج پنجم ( George IV ) تا ملکه الیزابت دوم ( Elizabeth II ) و همچنین ۵۰ نخست وزیر را پشت سر گذاشته است.
و پس از گذشت سال ها هنوز سالم و سر حال می باشد و همراه با پنج لاک‌پشت دیگر به نام های دیوید ، اسپیدی ، اما ، فردریکا و میرتل ( David, Speedy, Emma, Fredrikca and Myrtle ) در مزرعه رسمی فرمانداری جزیره سینت هلینا زندگی می کند.
این لاک پشت بسیار بزرگ پیرترین جانور زنده جهان می باشد.




behnam5555 08-28-2011 01:34 PM

زنی دو سال به کاسه توالت چسبیده بود!!!!

شبکه اینترنتی ایرانیان مقیم تورنتو (ایرانتو) – مقامات محلی ایالت کانزاس آمریکا ، از یک ماجرای عجیب در شهر Ness City خبر دادند.

زنی 35 ساله از دو سال پیش در خانه دوست پسر خود هنگام مراجعه به دستشویی، به کاسه توالت چسبیده و به همان شکل باقی مانده بود.

پزشکان پس از انتقال وی به بیمارستان، کاسه توالت را جدا کردند. آنان اعلام کردند هیچگونه عامل فیزیکی یا شیمیایی در خصوص چسبیدن بدن او یافت نشده و ظاهرا وی شخصا به مدت دو سال بر روی توالت متوقف شده و طی این مدت طولانی خود را در دستشویی حبس کرده بود و به همان صورت نیز می خوابید.

پلیس محلی، در این رابطه به خبرنگاران گفت، دوست پسر 36 ساله او ادعا کرده است که این زن خود مانع اعلام موضوع به پلیس یا اورژانس شده است.
وی همچنین اضافه کرده است که هر روز برای او غذا و آب می برده و از او درخواست می کرد که از دستشویی خارج شود. اما آن زن هر بار می گفت: شاید فردا!با این وجود او اظهار می داشت که نیاز به کمک ندارد و نمی خواهد آنجا را ترک کند. مقامات بیمارستانی حال او را رضایتبخش اعلام کردند و گفتند وی حاضر به همکاری با درمانگرها یا وکلا نیست.آنان همچنین وجود مشکلات روانی یا معلولیت جسمی در زن را رد کردند.
هنوز هویت این زوج مشخص نشده است.


behnam5555 08-28-2011 01:35 PM


روشهایی براي ضربه فني کردن کسالت

اگر 19 روش زير را انجام دهيد كسالت ديگر معنا نخواهد داشت

براى اين كه به زندگى احساس بهترى ببخشيد و حسى جديد داشته باشيد بايد روش هايى را در زندگى به كار ببنديد. در اينجا 19 روش تازه و جديد را براى اين كه در روزهاى دلگير و خسته كننده پاييز و زمستان احساس بهترى پيدا كنيد به كار ببنديد.

1 - دوست خودتان باشيد

سعى كنيد همان طور كه با صميمى ترين دوستانتان برخورد مى كنيد، با خودتان نيز رفتار كنيد. وقتى كه دوستى يا كسى كه به او علاقه داريد در وضعيت روحى بدى به سر مى برد و از شما كمك مى خواهد براى او چه مى كنيد؟

از او مى خواهيد تا نگران نباشد. به او مى گوييد استراحت كند يا به نوعى سرخودش را گرم كند و به مشكلش فكر نكند و ...

در اين حالت و در اين روزها به خودتان نيز همان توصيه ها را بكنيد.

2 - احساس پرواز كنيد

در جايى قرار بگيريد كه سكوت و آرامش دارد. براى دقايقى تصور كنيد پرنده اى هستيد كه در آسمان لايتناهى در حال پرواز است. همانگونه كه ابرها در آسمان حركت مى كنند، سعى كنيد مشكلات را از جلوى چشمانتان عبور دهيد. اين روش به شما ياد مى دهد كه به خاطر بياوريد مشكلات قابل عبور و گذر هستند و هميشه در كنار ما نخواهند ماند.

3 - رنگ نارنجى

از زمان هاى قديم «رنگ درمانى» جزو موارد بسيار مهمى بوده كه توسط روان شناسان شناخته شده است. از رنگ ها براى كاهش استرس در بيماران و دادن آرامش به آنها استفاده زيادى شده و مى شود. روان شناسان معتقد هستند كه رنگ نارنجى باعث افزايش حس خوشبينى، اشتياق و شانس آوردن است. براى اين كه اين احساس در شما شناور شود چند شاخه گل نارنجى در گلدان بگذاريد و به آنها نگاه كنيد. تابيدن نور نارنجى يا ليوان هايى به اين رنگ نيز به شما احساس شادى مى دهد. اكنون كه دراوايل زمستان هستيم مى توانيد يك سبد نارنگى، خرمالو يا پرتقال روى ميز بگذاريد.



4 - خريدهاى ارزان

همه مردم وقتى موفق مى شوند هنگام خريد تخفيف بگيرند شاد مى شوند؛ براى اين كه حس شادمانى را در خود تقويت كنيد ارزان تر خريد كنيد و پولهايتان را پس انداز كنيد تا در مواقع ضرورى به كارتان بيايد و بتوانيد در آن زمان ها احساس آرامش و شادى كنيد.

5 - شكلات بخوريد

زنان به خوردن شكلات بخصوص قبل از عادت ماهيانه علاقه مند هستند زيرا تحقيقات نشان داده كه شكلات باعث مى شود حالات و روحيات افراد تغيير كند. شكلات ميزان سروتونين و اندروفين خون را زياد مى كند و اين دو هورمون باعث شادمانى مى شود. سعى كنيد گاهى شكلات بخوريد، تا اين احساس در شما تقويت شود.

6 - مشكلات را دور بريزيد

هرچه را كه به نظرتان مى آيد در زندگى موجب ايجاد مشكل و ناراحتى برايتان شده ، روى كاغذى بنويسيد. سپس تك تك موارد را بخوانيد و روى آن خط قرمز بكشيد و سپس وقتى براى تمام موارد راهكار پيدا كرديد، كاغذ را مچاله كنيد و دور بيندازيد.

7 - خوش بين باشيد

به مشكلات به گونه ديگرى نگاه كنيد. بر اين باور باشيد كه حتى مى توان سختى ها را نيز با نگاه ديگرى ديد. اميد به زندگى داشته باشيد. روان شناسان معتقدند اگر حتى اشخاص بيمار و بيماران لاعلاج اميد خود را از دست ندهند، بر بيمارى چيره خواهند شد. سعى كنيد در مواقع سختى به اين فكر كنيد كه افرادى كه وضعيت بسيار دشوارترى از شما دارند همواره در كنارتان هستند. برخورد كردن با مشكلات و موانع را بياموزيد تا احساس خوشبختى كنيد. براى داشتن زندگى خوب، بايد انرژى مثبت داشته باشيد.

8 - از هم تعريف كنيد

در زمانى كه از انجام كارهاى روزانه و يا در محيط كار كاملاً خسته شده ايد و هيچ انرژى و توانى برايتان نمانده است سعى كنيد لبخند بزنيد و بگوييد كه احساس خوبى داريد. در اين لحظات از اطرافيان خود و صفات خوبى كه دارند تعريف كنيد. خواهيد ديد كه بعد از لحظاتى روحيه شما تغيير خواهد كرد و احساس شادى در شما به وجود خواهد آمد.

9 - آنچه را دوست داريد بنويسيد

هر چيزى را كه مورد علاقه تان است و به آن عشق مى ورزيد روى كاغذى بنويسيد. اين كار حس خوبى به شما خواهد داد. زيرا متوجه مى شويد كه با برگشت به خاطرات گذشته زمانى به آنچه و آن كسانى كه در كنارتان زندگى كرده اند احساس محبت داشته ايد.

10 - حمام كنيد

بعد از شنا كردن در دريا احساس جوانى مى كنيد. براى اين كه احساس طراوت را در روزها و شب هاى پاييزى پيدا كنيد كافى است يك فنجان نمك داخل وان حمام بريزيد و آن را با آب گرم پر كنيد. با شمع هاى معطرى كه در كنار وان مى گذاريد، آرامش خاصى پيدا مى كنيد.

11 - موسيقى گوش كنيد

سعى كنيد براى لحظاتى موسيقى گوش كنيد. با موسيقى مى توانيد به آرامش ذهنى برسيد و مشكلات را فراموش كنيد. حتى اگر شده اين كار براى دقايقى يكنواختى زندگى را از بين مى برد.

12 - استراحت كنيد

وقتى كه از انجام كارهاى مختلف خسته شده ايد و تحت فشار زيادى قرار گرفته ايد، مطمئناً نمى توانيد كارى كنيد كه به اين مشكلات پايان دهيد. در اين مواقع بهتر است دست از كار بكشيد، كتاب جديدي برداريد، دراز بكشيد و شروع به خواندن كنيد. اين كار را حداقل براى يك ساعت هم كه شده انجام دهيد تا به اثرات بسيار مؤثر آن واقف شويد.

13 - با رنگ ها بازى كنيد

به سراغ مداد رنگى، گواش، آبرنگ و ماژيك كودكتان برويد و مثل آنها شروع به نقاشى كنيد. نقاشى حالات درونى تان را بازگو مى كند؛ همانطور كه يك كودك نيز با نقاشى احساس درون خود را به خوبى نشان مى دهد. با بازى كردن با رنگ ها احساس آرامش و شادى به شما دست خواهد داد.

14 - آزاد باشيد

سعى كنيد كارهايى را كه تمايل به انجام آن داريد به راحتى انجام دهيد. درست مثل كودكى كه دوست دارد آواز بخواند و از هيچ كس خجالت نمى كشد. اگر از آواز خواندن لذت مى بريد بدون اين كه خجالت بكشيد آواز بخوانيد. اگر از انجام اين كار جلوى ديگران مى هراسيد در جاى خلوتى آواز بخوانيد. موسيقى و تخليه احساسات با آواز، گردش خون شما را تنظيم مى كند و احساس خوبى به شما مى دهد.

15 - خدا را سپاس بگوييد

به ياد سه موفقيت آخرتان بيفتيد و با سپاسگزارى و شكرگزارى از خداوند و كشيدن يك نفس عميق، انرژى بيشتري ذخيره كنيد.

16 - خيرخواهى كنيد

كمك كردن به ديگران و نسبت به آنان خيرخواه بودن، احساس خوشايندى را به افراد مى بخشد. اين احساس بدن را پر از هورمونى مى كند كه احساس خوبى را بيشتر مى كند. به افراد نيازمندى كه در اطرافتان وجود دارد كمك كنيد، فرقى نمى كند كه ميزان و نوع اين كمك چه باشد، مهم اين است كه خيرخواه باشيد.



17 - به عكس هاى قديمى نگاه كنيد

آلبوم هايتان را ورق بزنيد و به عكس دوستان و اقوام نگاه كنيد. با ديدن آنچه كه در گذشته بوده و خاطرات سال هاى قبل لبخندى روى لب هاى شما خواهد نشست و احساس خوبى در وجودتان برپا خواهد شد.

18 - پيغام جديد تلفنى بگذاريد

اگر تلفن همراه تان يا تلفن خانه تان پيغام گير دارد، جملات جديد و متفاوتى روى آن بگذاريد. مى توانيد روى اين پيغام گير بگوييد: «براى دعوت كردن من به ميهمانى يا شام، بعد از شنيدن صداى بوق پيغام بگذاريد!» مى توانيد جوكى تعريف كنيد يا جمله اى طنز روى پيغام گيرتان ضبط كنيد. اين كار، به خود شما و كسى كه به شما تلفن زده شادى مى بخشد.

19 - بوهاى شادى آفرين

بعضى از بوها براى تغيير احساس انسان شناخته شده اند. گل رز، بابونه، شمعدانى معطر، ليمو و بالنگ از جمله اين بوها هستند. اين بوها را به عنوان خوشبوكننده و معطركننده هوا و فضا مورد استفاده قرار دهيد.

behnam5555 08-28-2011 01:39 PM



آدیداس کیست یا چیست؟

آدیداس
شاید امروزه نام و علامت آدیداس برای کسی نا آشنا نباشد. نام و علامتی که هرکسی را نا خداگاه بیاد ورزش می اندازد.

اما اینکه این علامت و نام چه مفهومی دارد و از کجا آمده برای اکثر ما سوال است. نام آدیداس امروزه نه فقط برای ورزشکاران و علاقمندان به ورزش، بلکه برای اشخاص دیگر به عنوان استاندارد کیفیت لباس و تجهیزات ورزشی شناخته می شود.

آدیداس کیست؟

در سال 1920 آدولف داسلر (Adolf Dassler) جوان بیست ساله آلمانی شروع به ساخت کفشهای ورزشی کرد و سعی کرد که کفشهای زیبا و با کیفیت را تولید کند. پس از استقبال خوب و شناخته شدن محصولات او، آدولف به فکر ثبت شرکت و پیدا کردن نامی برای محصولات خود افتاد. چون خانواده و دوستان او را آدی (Adi) صدا می کردند او از کلمه Adi و سه کلمه از نام خانوادگی خود استفاده کرد، و نام Adidas را برای شرکت و محصولات خود برگزید.

او همچنین برای محصولات خود که در آن زمان فقط کفش های ورزشی بودند، لوگویی را طراحی کرد. شرکت آدیداس و لوگوی آن در سال 1948 به ثبت رسیدند. چندی بعد او به فکر گسترش شرکت خود افتاد و همچنین محصولات خود را فقط به ارایه کفش ورزشی احاطه نکرد. لباسها و گرمکن های ورزشی نیز به محصولات آدیداس اضافه شدند. سپس آدیداس تجهیزات ورزشی مانند توپ و راکت نیز تولید کرد.

با گسترش محصولات آدیداس، آدولف داسلر علامت جدیدی برای شرکت و محصولات خود انتخاب کرد. این علامت از شکل کلی کفش گرفته شده بود. علامت جدید دارای سه نوار – از کوتاه به بلند – بود. چون آدولف نام آدیداس را از کلمه اول نام کوچک و سه کلمه نام بزرگ خود برگزیده بود، پس انتخاب تعداد سه نوار نیز همین ایده را برای او همراه داشت.

آدی داسلر سعی کرد که از طراحان باسلیقه و حرفه ای لباس استفاده کند. کیفیت و زیبایی همیشه شعار او و همکارانش بود.

علامت طرح 1972

در سال 1972 آدی و همکارانش به این نتیجه رسیدند که تغییری را در لوگوی آدیداس انجام دهند. چون همان سال مسابقات المپیک در شهر مونیخ برگزار می شد، آنها از المپیک ایده گرفتند. در این لوگوی جدید سه برگ - که نشانه سه قاره شرکت کننده در المپیک بود – در کنار هم قرار گرفتند. سه خط نیز در پایین این برگها عبور می کرد.


یک سال بعد آدیداس علامت خود و آرم سه نوار را ثبت بین المللی کرد. آدولف داسلر در سن 78 سالگی یعنی در سال 1978 درگذشت و سهام این شرکت برای پسر و خانواده اش ماند. اما در سال 1989 خانواده داسلر از شرکت بیرون رفتند و آدیداس به شرکتی "سهامی عام" تبدیل شد.

adidas-Solomon
در سال 1997 آدیداس شرکت Solomon Group را خرید و با آن شرکت یکی شد. Solomon Group وسایل و تجهیزات اسکی و کوهنوردی تولید می کرد. با خرید این شرکت، نام Adidas به Adidas-Solomon تغییر پیدا کرد.

امروزه آدیداس در اکثر کشورهای دنیا دارای شعبه و نمایندگی است. کارمندان این شرکت بیش از 13 هزار نفر هستند. آدیداس در اکثر رقباتها و تورنومنتهای معتبر جهانی مانند المپیک به عنوان یکی از حامیان اصلی حضور دارد.

آرم کنونی این شرکت، دومین آرمی است که آدولف طراحی کرده بود، با این تفاوت که زیر آن نوشته adidas نیز وجود دارد.

behnam5555 08-28-2011 01:47 PM

زندگي نامه انيشتين به روایت سال

۱۸۷۹- تولد: ۱۴ مارس اولم (آلمان)
۱۸۹۴- ترك تحصيل بعد از گذراندن يك ترم در دبيرستان مونيخ، اقامت در ايتاليا و ترك تابعيت آلمانى
۱۸۹۶- ادامه تحصيل در دبيرستانى در سوئيس و آغاز تحصيلات دانشگاهى در مدرسه پلى تكنيك زوريخ
۱۹۰۰- اخذ مدرك از مدرسه پلى تكنيك زوريخ
۱۹۰۱- اخذ تابعيت سوئيس
۱۹۰۳- ازدواج با ميلوا ماريك (همكلاسى اش)
۱۹۰۵- چاپ چند مقاله معروف در «آنالن در فيزيك» (از جمله مقاله هاى مربوط به نظريه نسبيت خاص و توضيح اثر فتوالكتريك)
۱۹۱۴- تدريس در دانشگاه برلين (استاد فيزيك نظرى)
۱۹۱۶- تكميل نظريه نسبيت عام
۱۹۱۹- جدايى از ميلوا و ازدواج با دختر عمويش الزا
۱۹۲۱- اخذ جايزه نوبل به خاطر خدماتش به فيزيك نظرى
۱۹۲۷- مطالعه در باب مبانى فلسفى مكانيك كوآنتومى
۱۹۳۳- خروج از آلمان و اقامت در پرينستون آمريكا به خاطر فشار نازى ها
۱۹۳۹- نامه به روزولت درباره خطر دستيابى نازى ها به بمب هسته اى
۱۹۵۳- طرح نظريه وحدت نيروها
۱۹۵۵- مرگ بر اثر حمله قلبى، ۱۸ آوريل

• اينشتين كه بود

http://www.knowclub.com/paper/images/Anshtain2.jpg

آلبرت اينشتين در ۱۴ مارس ۱۸۷۹ برابر با ۲۴ اسفند ۱۲۵۷ در شهر اولم آلمان به دنيا آمد. يك سال بعد با خانواده اش به مونيخ رفت. تحصيلات خود را در مونيخ آغاز و در سوئيس دنبال كرد. دوره دبيرستان را در آراو در سوئيس به پايان رسانيد و در دارالفنون زوريخ به تحصيل فيزيك و رياضى ادامه داد تا آنكه در ۱۹۰۵ دكتراى خود را گرفت.
اينشتين به معلمى علاقه داشت اما تا مدت دو سال نتوانست شغل ثابتى به دست آورد و با تدريس خصوصى و جانشينى معلمان ديگر زندگى خود را مى گذراند. سرانجام به عنوان بازرس در دفتر ثبت علائم و اختراعات سوئيس استخدام شد. هفت سال در آنجا ماند و فرصت خوبى براى ادامه مطالعات و تكميل نظرات خود داشت و توانست مقاله هاى تاريخى و به يادماندنى خود را در مجله آلمانى رويدادهاى فيزيكى سال منتشر كند و به شهرت دست يابد. آلبرت در سال ۱۹۰۹ به دانشگاه زوريخ دعوت شد و به استادى دانشگاه آلمانى پراگ و استادى دارالفنون زوريخ برگزيده شد. در ۱۹۱۴ عضويت فرهنگستان علوم پزشكى و رياست مؤسسه وريك كايزر ويلهلم را پذيرفت و همكار ماكس پلانك، والتر نرنست، اروين شرودينگر و ماكس فون لاوه شد. شهرت آلبرت با اعلام نظريه نسبيت عام در سال ۱۹۱۶ به اوج خود رسيد و پس از تائيد آن در كسوف سال ۱۹۱۹ (۱۲۹۸ ش) شهرت جهانى يافت. با روى كار آمدن هيتلر در آلمان اينشتين كه يهودى بود، مورد آزار و بى حرمتى قرار گرفت و به آمريكا مهاجرت كرد و در آن جا به عضويت مؤسسه مطالعات پيشرفته پرينستون درآمد.
در سال ۱۹۳۹(۱۳۱۸ ش) به درخواست چند نفر از دوستانش به فرانكلين روزولت رئيس جمهور آمريكا نامه نوشت و در آن از سلاح خطرناك اتمى كه در آلمان مورد مطالعه بود خبر داد و او را تشويق به مطالعه درباره سلاح اتمى كرد. همين كار سبب شد كه آمريكا در استفاده از انرژى اتمى از آلمان جلو افتد و نخستين بمب اتمى در آمريكا ساخته و به كار گرفته شود. استفاده از بمب اتمى و كشتار جمعيت زيادى در ژاپن سبب شد، اينشتين به طرفدارى از برقرارى صلح برخيزد و اعلاميه جلوگيرى از جنگ و صرف نظر كردن از جنگ هسته اى را كه برتراند راسل فيلسوف انگليسى تنظيم كرده بود، امضا كند. از اين رو است كه گروهى ثمره فعاليت علمى اينشتين را بمب اتم و جنگ هسته اى مى دانند و به او نفرين مى فرستند و گروهى ديگر او را بزرگترين دانشمند سراسر تاريخ بشر مى دانند كه جهان به بن بست رسيده علم را نجات داد و با بيان نظريه هاى خود راه علم و انديشه را هموار كرد.
روزى كه اينشتين رمق فكر كردن نداشت
اينشتين در نوجوانى علاقه چندانى به تحصيل نداشت. پدرش از خواندن گزارش هايى كه آموزگاران درباره پسرش مى فرستادند، رنج مى برد. گزارش ها حاكى از آن بودند كه آلبرت شاگردى كندذهن، غيرمعاشرتى و گوشه گير است. در مدرسه او را «باباى كندذهنى» لقب داده بودند. او در ۱۵ سالگى ترك تحصيل كرد، در حالى كه بعدها به خاطر تحقيقاتش جايزه نوبل گرفت!
شايد شما نيز اين جملات را خوانده يا شنيده باشيد و شايد اين پرسش نيز ذهن شما را به خود مشغول كرده باشد كه چگونه ممكن است شاگردى كه از تحصيل و مدرسه فرارى بوده است، برنده جايزه نوبل و به عقيده برخى از دانشمندان، بزرگ ترين دانشمندى شود كه تاكنون چشم به جهان گشوده است؟
با مطالعه دقيق تر زندگى اين شاگرد ديروز، پاسخ مناسبى براى اين پرسش پيدا خواهيم كرد. آلبرت بچه آرامى بود و والدينش فكر مى كردند كه كندذهن است. او خيلى دير زبان باز كرد، اما وقتى به حرف آمد، مثل بچه هاى ديگر «من من» نمى كرد و كلمه ها را در ذهنش مى ساخت. وقتى به سن چهار سالگى پاگذاشت، با بيلچه سر خواهر كوچكش را شكست و با اين كار ثابت كرد كه اگر بخواهد، مى تواند بچه ناآرامى باشد!
پدر و مادر آلبرت به بچه هاى كوچك خود استقلال مى دادند. آنان آلبرت چهارساله را تشويق مى كردند كه راهش را در خيابان هاى حومه مونيخ پيدا كند. در پنج سالگى او را به مدرسه كاتوليك ها فرستادند. آن مدرسه با شيوه اى قديمى اداره مى شد. آموزش از طريق تكرار بود. همه چيز با نظمى خشك تحميل مى شد و هيچ اشتباهى بى تنبيه نمى ماند و آلبرت از هر چيزى كه حالت زور و اجبار و جنبه اطاعت مطلق داشته باشد، متنفر بود. اغلب كسانى كه درباره تنفر اينشتين از مدرسه، معلم و تحصيل نوشته اند، به نوع مدرسه، شيوه تدريس معلم و مطالبى كه اين دانش آموز بايد فرا مى گرفت، كمتر اشاره كرده اند. بازخوانى يك واقعه مهم در زندگى اينشتين ما را با مدرسه محل تحصيل او آشناتر مى كند: روزى آلبرت مريض بود و در خانه استراحت مى كرد. پدرش به او قطب نماى كوچكى داد تا سرگرم باشد. اينشتين شيفته قطب نما شد. او قطب نما را به هر طرف كه مى چرخاند، عقربه جهت شمال را نشان مى داد. آلبرت كوچولو به جاى اين كه مثل ساير بچه ها آن را بشكند و يا خراب كند، ساعت ها و روزها و هفته ها و ماه ها به نيروى اسرارآميزى فكر مى كرد كه باعث حركت عقربه قطب نما مى شود. عموى آلبرت به او گفت كه در فضا نيروى ناديدنى (مغناطيس) وجود دارد كه عقربه را جابه جا مى كند. اين كشف تاثير عميق و ماندگارى بر او گذاشت. در آن زمان، اين پرسش براى آلبرت مطرح شد كه چرا در مدرسه، چيز جالب و هيجان انگيزى مثل قطب نما به دانش آموزان نشان نمى دهند؟! از آن به بعد، تصميم گرفت خودش چيزها را بررسى كند و به مطالعه آزاد مشغول شود. اينشتين ده ساله بود كه در دبيرستان «لويت پولت» ثبت نام كرد. در آن موقع، علاقه بسيارى به رياضى پيدا كرده بود. اين علاقه را عمويش اكوب و يك دانشجوى جوان پزشكى به نام ماكس تالمود در وى ايجاد كرده بودند. تالمود هر پنجشنبه به خانه آنان مى آمد و درباره آخرين موضوعات علمى با آلبرت حرف مى زد. عمويش نيز او را با جبر آشنا كرده بود. اينشتين در دوازده سالگى از تالمود كتابى درباره هندسه هديه گرفت. او بعدها آن كتاب را مهم ترين عامل دانشمند شدن خود عنوان كرد. با اين كه آلبرت در خانه چنين علاقه اى به رياضيات و فيزيك نشان مى داد، در دبيرستان چندان درخششى نداشت. او در نظام خشك و كسل كننده دبيرستان، علاقه اش را به علوم از دست مى داد و نمراتش كمتر و كمتر مى شدند. بيشتر معلمانش معتقد بودند كه او وقتش را تلف مى كند و چيزى ياد نمى گيرد. هرچند اينشتين به قصد اين درس مى خواند كه معلم شود نه فيزيكدان، اما از معلمان خود دل خوشى نداشت و از زورگويى آنان و حفظ كردن درس هاى دبيرستان، دل پرخونى داشت. از اين رو، خود را به مريضى زد و با اين حيله، مدتى از دبيرستان فرار كرد! چون معلم ها نيز از او دل خوشى نداشتند، شرايط را براى اخراج او از مدرسه فراهم كردند. اينشتين بعدها در اين باره گفت: «فشارى كه براى از بر كردن مطالب امتحانى بر من وارد مى آمد، چنان بود كه بعد از گذراندن هر امتحان تا يك سال تمام، رمق فكر كردن به ساده ترين مسئله علمى را نداشتم!» اينشتين بعدها مجبور شد در دبيرستان ديگرى ديپلم خود را بگيرد و سرانجام با هزار بدبختى گواهينامه معلمى را دريافت كند. بعد از آن، مدتى معلم فيزيك در يك مدرسه فنى شد، اما چون روش هاى خشك تدريس را نمى پسنديد، پيشنهادهايى در مورد تدريس به رئيس مدرسه داد كه پذيرفته نشدند و به اين ترتيب بهانه اخراج خود را فراهم كرد.اينشتين پس از اين واقعه، زندگى دانشجويى را برگزيد و پس از فارغ التحصيلى، در اداره ثبت اختراعات به كار مشغول شد. او از كار كردن در اين اداره راضى بود. عيب دستگاه هاى تازه اختراع شده را پيدا مى كرد و در ساعت ادارى، وقت كافى داشت تا به فيزيك فكر كند. در همين اداره بود كه مقاله هاى متعددى نوشت و در مجلات معتبر منتشر كرد. جالب اين كه دانشمند بزرگ كه با فرضيات خود انقلابى در جهان دانش به پا كرد، در شرايطى كار مى كرد كه براى هر دانشمند ديگرى غيرممكن بود! او نه با فيزيكدان حرفه اى تماس داشت و نه به كتاب ها و مجلات علمى مورد نياز دسترسى داشت. در فيزيك فقط به خود متكى بود و كس ديگرى را نداشت كه به او تكيه كند! اكتشافات او چنان خلاف عرف بودند كه به نظر فيزيكدانان حرفه اى، با شغلى كه او به عنوان يك كارمند جزء در دفتر ثبت اختراعات داشت، سازگار نبودند. برگرفته از كتاب اينشتين در ۹۰ دقيقه - جان و مرى گريبين /ترجمه پريسا همايون روز .
بررسى جزئيات زندگى آلبرت اينشتين نابغه قرن
ترجمه: على عبدالمحمدى
او تجسم خرد ناب بود، استادى كه انگليسى را با لهجه آلمانى تكلم مى كرد، كسى كه چهره اش به عنوان يك كليشه خنده دار در هزاران عكس و فيلم به نمايش درآمده است. سيماى منحصر به فرد او با آن موهاى بلند و آشفته بلافاصله قابل تشخيص بود، نظير «ولگرد كوچك» اثر ماندگار «چارلى چاپلين» كمدين مشهور سينماى جهان. چهره او به اندازه همان خانم هاى شيك پوشى كه در تالارهاى مجلل برلين و هاليوود مثل پروانه دور او مى چرخيدند شناخته شده بود. با اين حال، او به طرز غير قابل تصورى عميق بود نابغه اى بين نوابغ ديگر كه صرفاً با انديشيدن توانست دريابد كه جهان با آنچه به نظر مى رسيد تفاوت دارد. حتى اكنون دانشمندان در مواجهه با نظريات عالمانه او مثل نظريه «نسبيت عام» اظهار شگفتى مى كنند. «ريچارد فينمن» كه خود در زمره دانشمندان برجسته معاصر بود در اين باره گفته است: «من هنوز نمى توانم بفهمم كه او چطور به اين موضوع مى انديشيد.» اما فيزيكدان بزرگى كه ما در اينجا از او سخن مى گوييم به طرز شگفت انگيزى ساده رفتار مى كرد. مثلاً او عادت داشت كه كراوات ها و جوراب هايش را با عرقگيرها و زيرپيراهنى هاى پروانه اى عوض كند. او كلمات قصار پُرمغزى را بر زبان جارى مى ساخت و به آسانى حل معادلات رياضى قادر بود تا اشعار نامربوط بسرايد. مثلاً او مى گفت: «دانش چيز شگفت انگيزى است، مشروط بر آنكه كسى مجبور نباشد از طريق آن امرار معاش كند.» بازى پرتاب حلقه ها او را مشغول مى كرد، ضمن اينكه او همواره تلاش مى كرد تا به اشكال مختلف خود را به عنوان يك يهودى پاكدل يا يك هنرمند پُرآوازه بشناساند. هر كارتون سازى آرزو مى كرد تا مدلى همانند او داشته باشد. ايده هاى او درست همانند ايده هاى «داروين» (ديرينه شناس برجسته) غوغايى در جهان دانش بر پا مى كرد و عملاً فرهنگ معاصر، از نقاشى تا شعر، را تحت تأثير قرار مى داد. در آغاز، حتى بسيارى از دانشمندان مفهوم واقعى «نسبيت» را درك نمى كردند كه اين يادآور سخن كنايه آميز و بديع «آرتور ادينگتون» متخصص بذله گوى فيزيك نجومى است كه وقتى از او پرسيده شد «آيا درست است كه فقط سه نفر مفهوم نسبيت را درك كرده اند» پاسخ داد «من دارم تلاش مى كنم بفهمم كه نفر سوم كيست.» به طور كلى، نگاه جهانيان به مفهوم «نسبيت» نگاهى منتظرانه و خيره شونده بود. براى بسيارى از انديشمندان بزرگ دهه ۱۹۲۰ از «دادائيست» ها تا «كوبيست» ها و حتى فرويدين ها (طرفداران نظريات زيگموند فرويد)، اما قضيه تا حدى فرق مى كرد. اينان «نسبيت» را منطبق بر واقعيت هاى امروز جهان يافته بودند و نگاه ايشان بازتاب دهنده چيزى بود كه «ديويد كاسيدى» مورخ برجسته حوزه دانش به اختصار آن را «چشم انداز معاصر» مى ناميد: «خزان حكومت هاى استبدادى، تحولات گسترده در قلمرو نظم اجتماعى و در واقع هر آنچه در قرن بيستم دچار آشوب و تلاطم مى شد.»
• مردى براى تمام فصول
تأثيرات برانگيزاننده «اينشتين» نابغه علمى قرن بيستم بر پندارهاى عمومى در سراسر زندگى او و پس از آن ادامه پيدا كرد. آرامگاه ترسناك او به آهن ربايى براى جذب پويندگان راه دانش و آگاهى تبديل شد. قيم هاى «اينشتين» محرمانه خاكسترهاى جسد او را در هوا پراكندند. اما آنها شكست خوردند، لااقل تا اندازه اى، توسط يك آسيب شناس زرنگ كه مغز «اينشتين» را بيرون كشيد تا شايد در آينده بتواند رازهاى نبوغ ذاتى او را كشف كند. همين چند سال پيش بود كه عده اى از محققان كانادايى با بررسى بقاياى نمك سود شده مغز «اينشتين» دريافتند كه نرمه جانبى ديواره مغز او بزرگتر از حد معمول بوده است. گفتنى است كه اين قسمت از مغز انسان به عنوان مركزى براى انديشيدن پيرامون محاسبات و شبيه سازى هاى فضايى نقش حساسى را ايفا مى كند. اما دانشمندان به همين اندازه بسنده نكرده اند و نامه ها و دستنوشته هاى قديمى «اينشتين» را براى پى بردن به ابعاد واقعى نبوغ او مورد مطالعه قرار داده اند. اين حقايق نامكشوف سرانجام پس از سال ها مقاومت قيم هاى «اينشتين» كه ظاهراً اشتياق فراوانى به مخفى نگهداشتن نبوغ خالق نظريه «نسبيت» نشان داده اند در حال آشكار شدن است. بر خلاف كاريكاتور خنده آورى كه «اينشتين» را با موهايى ژوليده و بدون آرايش به تصوير كشيده و همواره دختركان محصل را در انجام تكاليف خانگى درس رياضى و تحقق عينى هر هدف ارزشمندى يارى داده است، «آلبرت» آنگونه كه اسناد مربوطه نشان مى دهند مردى بوده كه زندگى شخصى مغشوش اش تفاوت هاى بارزى با انديشه هاى روشن او پيرامون جهان هستى داشته است. او قادر بود تا گاهى خونگرم و گاهى خونسرد باشد؛ او پدرى بسيار مهربان و شيفته فرزندان خود بود اما معمولاً دور از محيط خانواده حضور داشت؛ او همسرى فهميده براى بانوى سختگير خانه بود، اما گرم گرفتن با خانم هاى بدكاره را هم بلد بود. «فيليپ فرانك» دوست و نگارنده زندگينامه «اينشتين» درباره اين ويژگى نابغه دوران ما مى نويسد: «آلبرت رفتار زننده و عجيبى را با زنان غريبه از خود بروز مى داد. او خيلى سريع با اين قبيل افراد گرم مى گرفت، اما بلافاصله پس از صميمى شدن روابط پا پس مى كشيد و به آن پايان مى داد.» «اينشتين» خود در برابر هر خواسته اى براى كشف ويژگى هاى روحى و روانى اش مقاومت مى كرد. به عنوان مثال، او پيشنهاد يك تحليلگر فرويدى را براى دراز كشيدن روى تخت و تن دادن به آزمايش هاى روانكاوانه رد كرد. با وجود اين، كنجكاوى پيرامون خصايل ذاتى او همچنان ادامه دارد، به طورى كه هم اكنون صدها عنوان كتاب با موضوعيت «اينشتين» در سايت جست وجوى اينترنتى Amazon.com يافت مى شود.
•تربيت و سوابق خانوادگى
اين نخستين فرزند خپله يك زوج بورژواى يهودى از جنوب آلمان قوياً تحت تأثير مادر تحكم جوى خود قرار داشت كه استعداد نسبتاً خوبى در ياد گيرى موسيقى داشت. همين اشتياق مادر باعث شد تا «آلبرت» كه استعداد خوبى را در نواختن ويولن و آموختن هنرمندى هاى آهنگسازان كلاسيكى از قبيل «باخ»، «موتزارت» و «شوبرت» بروز داده بود تشويق به ادامه فعاليت شود. در سال هاى كودكى و نوجوانى، «اينشتين» رفتارهاى مذهبى جالبى را به نمايش مى گذاشت. به عنوان مثال، او هميشه اعضاى خانواده اش را به خاطر مصرف گوشت خوك مورد سرزنش قرار مى داد. اما بعدها اين تعصب او ناپديد شد و جاى خود را به جست وجوى متون اوليه علمى و مطالعه كتاب كوچكى داد كه آموزه هاى هندسى را در خود نهفته داشت و حكم يك كتاب مقدس را براى او پيدا كرده بود. بدين ترتيب، «اينشتين» در تمام عمر خود به هر نوع اتوريته يا قدرتى ظنين باقى ماند.
پدر «آلبرت» كه يك مهندس آسان گير و مؤسس يك شركت ناموفق در صنعت نوظهور الكتروشيميايى بود تأثيرى كمتر از مادر بر شخصيت او گذاشت، هر چند اين پدر بود كه با اهداى يك قطب نماى اسباب بازى به عنوان هديه جشن تولد باعث شد تا «اينشتين» نخستين تجربه استدلالى خويش را از آن الهام بگيرد: «آلبرت» پنج ساله در شگفت مانده بود كه چه عاملى باعث مى شود تا سوزن قطب نما همواره به طرف شمال نشانه رود؟ در ۱۵ سالگى، «آلبرت» نخستين طغيان جوانى بزرگ خود را تجربه كرد. او كه به واسطه مهاجرت خانواده اش به شمال ايتاليا پس از بروز يك ناكامى شغلى ديگر براى پدرش به تنهايى در مونيخ زندگى مى كرد تصميم گرفت مدرسه ابتدايى اش را ترك كند تا از شر تمايلات نظامى گردانندگان آن خلاص شود. «اينشتين» تابعيت آلمانى خود را انكار كرد و سرانجام براى ادامه تحصيل وارد «پلى تكنيك زوريخ» شد كه به ام اى تى سوئيس معروف بود. در آنجا او عاشق يكى از دانشجويان همكلاسى خود به نام «ميله وا ماريچ» شد كه در رشته فيزيك تحصيل مى كرد. اگرچه خانم «ماريچ» قدرى از ناحيه پا مى لنگيد و سه سال هم بزرگتر از «آلبرت» بود، اما ظاهراً علاقه اين دو به يكديگر پايان ناپذير بود. «اينشتين» علايق شخصى خود را در زمينه هاى فيزيك و موسيقى با «ميله وا» سهيم مى دانست، او را «عروسك» خطاب مى كرد و حتى حاضر شد تا فرزند نامشروع او را كه دخترى رنجور بود سرپرستى كند. اين دو با وجود مخالفت هاى مادر «آلبرت» ازدواج كردند، اما وصلت آنها بعدها گسسته شد.
•نابغه اى اسير شهرت و محبوبيت
«اينشتين» در سال هاى جوانى به دليل پايبند نبودن به تعهدات زناشويى حتى يك بار مجبور شد تا از شوهر معشوقه قديمى اش پوزش بطلبد. «ميله وا» دريافته بود كه رابطه شوهرش با آن خانم از سر گرفته شده است و به همين دليل خواست تا مانع از تداوم آن شود. «آلبرت» بعدها دخالت همسرش را ناشى از حسادت ذاتى يك زن زشت نسبت به يك زن زيبا دانست و آن را سرزنش كرد. شايد از دست دادن دختر بيمار «ميله وا» يا وابستگى درونى «آلبرت» به علايق شغلى يا اوج گيرى شهرت او باعث شده بود تا بانوى خانه بيش از هر زمان ديگرى احساس ناراحتى كند. در آستانه جنگ جهانى اول، «ميله وا» بر خلاف ميل درونى خويش «اينشتين» را در سفر به برلين (مهد فيزيك اروپا) همراهى كرد، اما محيط تحمل ناپذير آنجا بلافاصله او را همراه دو فرزندش به زوريخ بازگرداند. در سال ۱۹۱۹ پس از سه سال بگو مگو و سپرى كردن روابط نامتعادل، «آلبرت» و «ميله وا» تصميم به جدايى از يكديگر گرفتند. «اينشتين» موافقت كرد كه پول جايزه نوبلى را كه او احساس اطمينان مى كرد كه به او تعلق خواهد گرفت به خانم «ماريچ» بدهد. با اين حال، آن دو بيشتر به خاطر فرزندان شان مجبور بودند به تماس هاى خويش ادامه دهند. فرزند بزرگتر كه «هانس آلبرت» نام داشت بعدها تا حد يك استاد برجسته هيدروليك در دانشگاه بركلى كاليفرنيا ترقى كرد، اما فرزند كوچكتر كه استعداد خود را در زمينه موسيقى و ادبيات آزموده بود بعدها در يك بيمارستان روانپزشكى در سوئيس به ديار باقى شتافت. «ميله وا» پس از جدايى از «آلبرت» تدريس خصوصى رياضيات و فيزيك را پيشه ساخت تا از اين راه بتواند هزينه هاى زندگى اش را تأمين كند. او برخلاف برخى تصورات كه «نسبيت خاص» را محصول فعاليت هاى مشترك او و «اينشتين» مى دانند هيچگاه چنين ادعايى را مطرح نساخت. «اينشتين» طولى نكشيد كه با عمو زاده مطلّقه خود «السا» طرح دوستى ريخت. اين زن كه آشپزى و تيماردارى «آلبرت» را عهده دار شده بود طى ماه هاى پى در پى كه «اينشتين» غرق در افكار بزرگ بود تا سرانجام توانست نظريه «نسبيت عام» را ارائه دهد صبورانه در كنار او حضور داشت. بر خلاف «ميله وا»، او (السا) فضاى شخصى مساعدى را براى «آلبرت» فراهم ساخته بود تا او هرچه بهتر بتواند به فعاليت هاى علمى خود رسيدگى كند. اما هر چه بر شهرت «اينشتين» افزوده مى شد، خانم هاى خوش سيماى بيشترى اطراف او را احاطه مى كردند، درست مثل ماهواره هايى كه گرد يك سياره مى چرخند. اينگونه هوسرانى هاى «آلبرت» خشم «السا» را كه سرانجام به عقد او درآمد برانگيخته بود، اما همانطورى كه او خطاب به يك دوست گفته است نابغه اى در حد و اندازه هاى شوهرش چطور مى توانست در برابر تبعات گريزناپذير شهرت و محبوبيت دوام بياورد.
• دشمنان از هر سو بر او مى تاختند
اگرچه شايد همسران «اينشتين» با اين ادعا مخالف باشند، اما شواهد تاريخى حكايت از وجود نوعى «حس اخلاقى عميق» در باطن «آلبرت» دارند. مثلاً در اوج جنگ جهانى اول، «اينشتين» با امضاى يك دادخواست ضد جنگ كه فقط سه دانشمند آلمانى ديگر به امضاى آن تن داده بودند خشم «قيصر» را برانگيخت. با اين حال، در اقدامى كاملاً متناقض، او به ساخت يك قطب نماى دقيق براى استفاده در زيردريايى هاى آلمانى كمك كرد. طى سال هاى پُرآشوب دهه ۱۹۲۰ كه خيزش تدريجى حزب نازى به رهبرى «هيتلر» (در نتيجه شكست سنگين آلمان در جنگ جهانى اول و بروز مصايب عديده اقتصادى) باعث انزواى يهوديان شده بود «اينشتين» به عنوان يك «فيزيكدان يهودى» هدف مطلوبى براى نشانه رفتن بود. با اين حال، نازى ها تنها دشمنان او نبودند. استالينيست ها نظريه «نسبيت» او را نماينده فردگرايى شايع در تفكر «كاپيتاليسم» مى دانستند؛ برخى اعضاى كليسا «نسبيت» را نظريه اى آميخته با كفر و الحاد ارزيابى مى كردند. اما خود «اينشتين» با اينكه نگرشى اسپينوزايى (غير شخصى) به «خداوند» داشت، غالباً از تلاش خود براى درك ماهيت شكل گيرى جهان توسط خدا سخن به ميان مى آورد. در واكنش به رشد تفكرات ضدسامى در آلمان، «اينشتين» به يك صهيونيست متعصب تبديل شد، هر چند او دغدغه هاى خويش را پيرامون حقوق اعراب در هر كشور يهودى به طور آشكار بيان مى كرد. «اينشتين» كه با به قدرت رسيدن نازى ها مجبور به ترك آلمان شده بود پذيرفت كه در مؤسسه جديد مطالعات پيشرفته در پرينستون، نيوجرسى، به فعاليت مشغول شود تا در سايه آن بتواند گوشه خلوتى را براى پيشبرد مهارت هاى علمى خود فراهم ببيند. (وقتى از او خواسته شد تا ميزان مبلغ دريافتى اش را به پيشنهاد خود تعيين كند بدون هيچ چشمداشتى رقم سالانه سه هزار دلار را مطالبه كرد. اما «السا» با سرسختى خاصى آن را به ۱۶ هزار دلار افزايش داد). با اينكه «اينشتين» تمام فكر و ذكر خود را معطوف «يكى سازى مفاهيم جاذبه و الكترومغناطيسم در يك كالبد رياضى واحد» كرده بود، اما وقتى صداى ترسناك ماشين نظامى آلمان را كه روز به روز بر پيشروى هاى خود در دو جبهه شرق و غرب مى افزود شنيد ترجيح داد چاره اى بينديشد. برخلاف پرهيزهاى اوليه در خصوص موضوع جنگ، «اينشتين» به نفع اقدام نظامى عليه «هيتلر» سخنرانى كرد. او بدون جنجال و هياهو زمينه ورود گروه هايى از آوارگان يهودى را به ايالات متحده آمريكا فراهم ساخت كه در بين آنها عكاس جوانى به نام «فيليپه هالسمن» حضور داشت كه بعدها معروف ترين عكس «اينشتين» را به ثبت رساند.
• تأسف بى فايده
وقتى «لئو سزيلارد» دانشمند مهاجر مجارستانى به «اينشتين» هشدار داد كه آلمان ها احتمالاً به بمب اتمى دسترسى پيدا كرده اند، او حتى با اينكه چيز زيادى درباره پيشرفت هاى جديد در فيزيك هسته اى نمى دانست خطر را با تمام وجود خويش احساس كرد. وقتى «سزيلارد» مطالبى را پيرامون واكنش هاى زنجيره اى به اطلاع «اينشتين» رساند او كاملاً شگفت زده شد و گفت: «من هرگز به طور جدى به اين قضايا نينديشيده بودم.» بعدها وقتى «اينشتين» خبر بمباران اتمى هيروشيما و ناكازاكى (شهرهاى بزرگ ژاپن) را شنيد آه سوزناكى كشيد و تأسف عميق خويش را ابراز كرد. پس از پايان جنگ جهانى دوم، «اينشتين» صراحت بيشترى را ضميمه كلام خويش ساخت. علاوه بر تلاش وافر براى تصويب يك ممنوعيت بين المللى در زمينه استفاده از جنگ افزارهاى هسته اى، او «مك كارتيسم» (سياست مقابله با تفكرات ظاهراً چپگرايانه در داخل آمريكا) را محكوم كرد و براى پايان دادن به «تعصب و نژادپرستى» اقدام به ارائه دادخواستى به دادگاه كرد. در اوج دوران جنگ سرد، اظهارات صريح و شفاف «اينشتين» اگرچه احترام فراوانى را برمى انگيخت، اما بعضاً انگ «سادگى و ناپختگى» به آن چسبانده مى شد. به عنوان مثال، مجله Life نام «آلبرت اينشتين» را به انتخاب خود در زمره ۵۰ شخصيت «ساده لوح و آلت دست» فهرست كرده بود. «كاسيدى» درباره ويژگى هاى ذاتى «اينشتين» مى گويد: «او يك حس اخلاقى آشكار داشت كه ديگران، حتى اخلاق گرايان ديگر، هميشه نمى توانند آن را ببينند.» فيزيكدان و تاريخ نگار برجسته هاروارد «جرالد هولتون» در اين باره مى افزايد: «اگر انديشه هاى اينشتين واقعاً خام و ناپخته باشند، شكل جهان نيز واقعاً چندان زيبا نخواهد بود.» اما هرچه باشد به نظر مى رسد كه غرايز مهربانانه و دموكراتيك «اينشتين» مى توانند «مدل سياسى ايده آلى براى قرن بيست و يكم» باشند و ما را براى تجسم بخشيدن به بهترين رؤياهاى خويش در قرن حاضر يارى دهند. پس آيا ما بايد انتظارى بيش از اين از مردى داشته باشيم كه با تلاش هاى خود به ۱۰۰ سال گذشته هويت بخشيد؟ منبع: Time, Jan.3,2000
• بن بست هاى فيزيك كلاسيك
نيوتن با كشف قانون جاذبه و قانون هاى حركت و ماكسول با بيان نظريه الكترومغناطيس، فيزيك كلاسيك را چنان قدرت بخشيدند كه توانست از عهده تفسير و توجيه بسيارى از پديده هاى مربوط به طبيعت برآيد. اما در سال هاى پايانى قرن نوزدهم، فيزيكدانان با پديده هاى جديدى روبه رو شدند كه قانون ها و اصل هاى شناخته شده فيزيك از حل آنها عاجز ماندند. بعضى از اين پديده ها عبارت بود از:

۱- معماى سرعت نور:
در سال ۱۸۸۷ مايكلس و مورلى به اندازه گيرى سرعت نور در امتدادهاى مختلف فضا پرداختند. براساس فرضيه اى كه آنان مطرح كرده بودند، سرعت هاى اندازه گيرى شده بين دو حد C+V و C - V خواهد بود (C سرعت سير نور در فضا و V سرعت حركت انتقالى زمين) است. اما برخلاف پيش بينى آنان سرعت سير نور نسبت به دستگاه اندازه گيرى در امتدادهاى مختلف فضا هميشه مقدار ثابت C بود. اين موضوع تجربى خلاف قانون جمع سرعت هاى نيوتن بود. چرا؟
۲- پديده فوتوالكتريك:
هرتز در سال ۱۸۸۷ پديده فوتوالكتريك را كشف كرد. او در برابر يك كمان الكتريكى كه مقدار زيادى اشعه فرابنفش تابش مى كرد الكتروسكوپ باردارى را قرار داد و مشاهده كرد وقتى اشعه فرابنفش كمان الكتريكى به صفحه فلزى تميزى برخورد كند كه به كلاهك الكتروسكوپ متصل است، الكتروسكوپ تخليه مى شود و اگر در برابر اشعه، تيغه شيشه اى قرار دهيم كه براى نور بنفش كدر باشد، الكتروسكوپ تخليه نمى شود. هرتز با آزمايش دريافت نور سرخ بسيار شديد نمى تواند سبب خالى شدن الكتروسكوپ شود، اما نور آبى رنگ ضعيف به خوبى الكتروسكوپ تخليه مى شود. اين پديده، قبول نظريه موجى نور و معادله ها و رابطه هاى موجود قابل توجيه نبود و راه حل جديدى را مى طلبيد.
۳- انفصالى بودن طيف تابشى و جذبى گازها:
گازها مى توانند طيف خطى و ناپيوسته را تابش يا جذب كنند و دليل اين پديده در فيزيك كلاسيك روشن نبود.
۴- تابش مداوم اتم ها:
بر طبق نظريه هاى فيزيك كلاسيك و فرضيه اتمى رادرفورد الكترون در اثر تابش بايد به هسته نزديك شود و روى آن قرار گيرد و در اين صورت طيف تابشى بايد متصل باشد. در حالى كه آزمايش اين پديده ها را تائيد نمى كند. چرا؟
۵- تابش جسم سياه:
تابش جسم سياه به صورت طيف پيوسته و شدت آن با توان چهارم دماى مطلق جسم متناسب است. اين پديده هم با نظريه هاى كلاسيك قابل توجيه نبود.
۶- خاصيت راديواكتيويته:
تابش پرتوهاى آلفا، بتا و گاما و تبديل يك عنصر به عنصر ديگر نيز با قانون هاى فيزيك كلاسيك توجيه پذير نبود. خلاصه با همه موفقيت هايى كه فيزيك كلاسيك داشت و نتيجه هايى كه در فناورى هاى حمل و نقل، ارتباطات و صنعت به دست آورده بود، در برابر اين پرسش به طور كامل ناتوان و به بن بست رسيده بود تا آنكه آلبرت اينشتين به حل اين معماها دست يافت.
• مقاله هاى اينشتين و فيزيك نوين
از ميان مجموعه مقاله هاى اينشتين مقاله اى كه او در سال ۱۹۰۵ عرضه كرد، اثر مهمى در پيشرفت علم داشته است. در آن مقاله پديده فوتوالكتريك را شرح مى دهد و با استفاده از نظريه كوانتوم پلانك نظريه فوتونى نور را بيان مى كند. بر طبق اين نظريه نور مانند انرژى هاى ديگر حالت كوانتومى دارد. كوانتوم نور را كه فوتون مى ناميم مقدار مشخص انرژى است كه اندازه آن، E، از رابطهhv = E به دست مى آيد كه v بسامد موج و h ثابت پلانك است.
بنابر اين نظريه هر چه بسامد نور بيشتر يا طول موج آن كمتر باشد، انرژى فوتون بيشتر است. چنانچه اين فوتون ها در مسير حركت خود به الكترون هايى برخورد كنند، جذب الكترون مى شوند و انرژى الكترون را بالا مى برند و در نتيجه الكترون مى تواند از ميدانى كه در آن قرار گرفته است، آزاد و خارج شود.
اينشتين به مناسبت توضيح پديده فوتوالكتريك جايزه نوبل سال ۱۹۲۱ فيزيك را دريافت كرد. نظريه فوتونى او نه فقط نور بلكه سراسر طيف موج هاى الكترومغناطيسى از موج هاى گاما تا موج هاى بسيار بلند را دربرمى گيرد و توضيح مى دهد.
موضوع دومين مقاله اينشتين حركت براونى بود. در سال ۱۸۲۷ رابرت براون (۱۸۵۸- ۱۷۷۳) گياه شناس و پزشك انگليسى حركت مداوم معلق دو مايع را مشاهده كرد و متوجه شد كه اين ذره ها با قطرى حدود يك ميكرون پيوسته به اين سو و آن سو حركت مى كنند. اينشتين همين آزمايش را در مقاله اى با استفاده از نظريه جنبشى ذره ها تعبير و تفسير كرد و از روى آن عدد آوودگادرو را به دست آورد.
اينشتين نظريه نسبيت خاص را در مقاله سوم معرفى كرد. در اين مقاله بود كه مفاهيم اساسى طبيعت موجى فضا، حجم، زمان و حركت به طور كامل تغيير كرد. اينشتين ضمن مطالعه هاى خود توانست مسئله سرعت نور را كه از مدت ها پيش تعجب دانشمندان را برانگيخته بود، حل وفصل كند.
او نظريه خود را براساس دو اصل زير قرار داد:
۱- سرعت نور در جهان ثابت است
۲- قانون هاى طبيعت براى ناظرين مختلف كه يكنواخت حركت مى كنند يكسان است.
اينشتين نشان داد كه اگر ثابت نبودن سرعت نور را بپذيريم، نتيجه هاى شگفت انگيزى به بار مى آيد. براى مثل هر چه سرعت حركت جسمى بيش تر شود، طول آن كوتاه تر و جرمش بيشتر مى شود. نتيجه ديگر آنكه به زمان مطلق و فضاى مطلق به شكلى كه پيشينيان تصور مى كردند نمى توان قائل شد و زمان و فضا را جدا و مستقل از يكديگر نمى توان در نظر گرفت. دنياى مادى يك فضا و زمان چهاربعدى است. جرم يك جسم نيز ثابت نيست و با تغيير سرعت تغيير مى كند به طورى كه مى توان جرم را نوعى انرژى متراكم در نظر گرفت و يا انرژى را جرم پراكنده دانست. اينشتين با بيان نظريه نسبيت خاص، قانون بقاى ماده لاوازيه و اصل بقاى انرژى ماير را به اصل بقاى مجموع ماده و انرژى درآورد و رابطه معروف جرم و انرژى را به دست آورد.
اينشتين در سال ۱۹۱۶ نظريه نسبيت عام را تنظيم و اعلام كرد. در اين نظريه نه تنها حركت با سرعت ثابت و مسير مستقيم، بلكه هر نوع حركتى در نظر گرفته شده بود. در بسيارى موارد دليل آنكه سرعت و مسير حركت هر متحركى تغيير مى كند، وجود نيروى جاذبه است. بنابراين در نظريه نسبيت عام بايد نيروى جاذبه در نظر گرفته شود. اينشتين يك رشته معادله تنظيم كرد كه نشان مى داد اگر در هيچ جا ماند و نيروى جاذبه وجود نداشته باشد، جسم متحرك مسير مستقيمى را طى مى كند و اگر ماده وجود داشته باشد فضاى پيرامون جسم متحرك دگرگون شده، جسم مسير منحنى را طى مى كند. نظريه نسبيت عام نشان مى دهد كه اين منحنى ها چگونه بايد باشند و اين به طور كامل با آن چه در نظريه جاذبه نيوتن پيش بينى شده بود، تطبيق نمى كرد. براى مثال بر طبق نظريه اينشتين مسير نور تحت تاثير ميدان جاذبه قوى تغيير مى كند. در صورتى كه از قانون هاى نيوتن چنين نتيجه اى به دست نمى آمد. كسوف سال ۱۹۱۹ نظريه اينشتين را ثابت كرد. در سال ۱۹۶۹ دو سفينه پژوهشى كه به سمت مريخ فرستاده شدند، اثر خورشيد بر مسير موج هاى راديويى را مورد مطالعه و مشاهده قرار دادند.
• پايان عمر اينشتين
اينشتين در سال هاى اقامت خود در پرينستون به طور روزافزونى با جريان هاى اصلى پژوهش در فيزيك فاصله پيدا كرد اما بدون شك همچنان داناى جمع باقى ماند. او كماكان در راه آرمان هاى خيرخواهانه، صلح طلبانه، بشردوستانه و هموارسازى راه رسيدن به حكومت جهانى گام برمى داشت. با اين حال اينشتين در سخنانى كه در سال ۱۹۳۰ به زبان آورده است، به گونه اى به گرايش به دورى از جمع نيز اعتراف كرده است: «من در واقع يك مسافر تنها هستم. من هرگز با همه وجود به كشورى، به خانه شخصى ام يا به دوستان و حتى خانواده خودم تعلق نداشته ام. من با همه اين دلبستگى هاى زندگى روبه رو و در تماس بوده ام، اما احساس نياز به فاصله گرفتن و تنها شدن را هرگز از دست نداده ام. اين احساس با بالا رفتن سن در من در حال شدت گرفتن نيز هست…» (از كتاب فيزيكدانان برنده جايزه نوبل، ترجمه دكتر فقيهى نژاد)
• بزرگداشت اينشتين
در ايران پس از درگذشت اينشتين براى تجليل از مقام شامخ علمى او مجلس يادبودى در ايران تشكيل شد. اين مجلس روز پنج شنبه ۷/ ۲/ ۱۳۳۴ در تالار ابن سيناى دانشكده پزشكى با حضور جمعى از وزيران و نمايندگان دو مجلس و رئيس و استادان دانشگاه برگزار شد. سخنرانان كه آقايان دكتر منوچهر اقبال، دكتر محمود خانى، دكتر محسن هشترودى، دكتر كمال جناب و دكتر رضازاده شفق بودند، در موضوع انديشه هاى علمى اينشتين و نتايج فلسفى آنها سخنرانى كردند. مجموعه آن سخنرانى ها را شادروان غلامرضا عسجدى در كتابى به نام «نقد و تحقيق درباره نسبيت همزمانى» به شماره ثبت ۴۲۹- ۳/۴/۱۳۵۴ كتابخانه ملى چاپ و منتشر كرده است.

behnam5555 08-28-2011 01:50 PM


عکس جالب

چند لحظه به نقطه سیاه وسط تصویر خیره شوید خواهید دید که نقاط رنگی اطراف آن ناپدید می شوند!

http://e.imagehost.org/0987/image005.jpg


behnam5555 08-28-2011 01:51 PM


چشماتونو رو عکس بچرخونید!

http://e.imagehost.org/0004/image019.jpg


behnam5555 08-28-2011 01:52 PM


نشانگر موس رو وسط شکل قرار بدین و به آرامی بالا و پایین کنید!

http://e.imagehost.org/0582/image020.jpg






اکنون ساعت 07:15 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)