پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 08-28-2011 01:55 PM



اختراعات جالب و خنده دار
کیف موز! برای جلوگیری از له شدن موز درون کیف شما.

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image004.jpg


http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image001.jpg

این فنجان قهوه، جای مخصوص بیسکویت دارد.
و برای افراد راست دست و چپ دست جداگانه طراحی شده.
نگهدارنده بلال!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image002.jpg

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image003.jpg

لیوان قفل دار. این لیوان دارای یک سوراخ در بدنه است،
که تنها با کلید مخصوص این سوراخ بسته شده و لیوان قابل استفاده می شود.

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image005.jpg


چای ساز پنگوئنی!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image006.gif

توستر شیشه ای: برای اینکه نونتون نسوزه!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image007.jpg

کره بُر

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image008.jpg

کنترل تلویزیون: این کنترل اونقدر بزرگه که امکان نداره گمش کنید!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image009.jpg

برای کسانی که روزهای هفته رو فراموش می کنند.

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image010.jpg

نیمکت متحرک (مسافرتی!)

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image011.jpg

قیچی لیزری

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image012.jpg

کفش های چراغ دار برای بچه هایی که شب برای دستشویی رفتن بیدار می شن!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image014.jpg

زندگی ماشینی! دستان مصنوعی مادر!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image015.jpg

تی شرت مخصوص جهانگردان. اگر زبان کشور مقصد رو بلد نیستید،
کافیست با اشاره به علامت های روی تی شرت منظورتون رو یه دیگران بفهمونید!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image016.jpg

نردبان صرفه جویانه!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image017.gif

دیگه سینی از دستتون لیز نمی خوره!

http://www.3jokes.com/images/2008/Da...s/image018.gif

[/CENTER]

behnam5555 08-28-2011 02:04 PM

محض خنده....

یادش بخیر همزمان با پخش سریال حضرت یوسف ( ع )
اس ام اس های هم اینجا وانجا دیده میشد؛ بد نیست
یادی بکنیم:


اس ام اس يوسف وزليخا:

zoleykha:be khodaye amon ghasam agar zoodtar ahmadinejad ra mididam inghadr naze yozarsif ra
nemikeshidam

زلیخا: به خدای امون قسم اگر زودتر احمدی نژاد را میدیدم اینقدر ناز یوزارسیف را نمی کشیدم


*************

. ba taghirename amen hotepe 4be ak natoon ahmadinejad name khod ra be naz khaton taghir dad

با تغییر نام امن هوتپه 4ام به آخ ناتون احمدی نژاد نام خود را به ناز خاتون تغییر داد


در پي ازدواج يوزارسيف در بسياري از مدارس دخترانه عزاي عمومي اعلام شد.



آيا مي دانستيد؟

84 درصد از درآمد معبد آمون صرف خريد واجبي براي سر کاهنان آن معبد مي شود


کائنان معبد براي اينکه درزمان قحطي شناسايي نشوند اقدام به کاشت موکردند



دولت دستور داد: براي جلوگيري از فاسد شدن ميوه‌هاي شب عيد، ميوه‌ها را با درخت ذخيره سازي کنيد


امروز هفت کاريماما ست پا نشي بري ختمش ها

شب اول شام ندادن


سومش هم همينطور

زليخا ديگه هيچي نداره واسش ختم بگيره


کار گل زار شود گر تو به بازار آئي / نرخ يوسف شکند جون تو به بازار آئي . .



مصادف شدن ميلاد دخت يوزارسيف با دهه فجر را تبريک عرض مي نمائيم



به زودي گندم هاي آفت زده کاهنان از طريق کالا برگ !

به فرهنگيان عزيز اهدا ميشود !!!

اس م اس هاي خود را برايمان بفرستيد , انبار نکنيد ..

.
.
.
.
.
.
.
.
در زمان قحطي ما فقط به کساني اس م اس ميدهيم که از ايشان اس م اس دريافت کرده باشيم !


خبرفوري: باآغازساخت سيلوهادرمصر به فرمان يوزارسيف، قيمت سيمان افزايش يافت...



موميائي جسد پوتيفار عزيز مصر کشف شد و پس از بررسي رشتي بودن او تائييد شد !!!



بيا من بشم يوسف تو هم زليخا ... فقط جون مادرت اين دفعه يه کم تندتر بدو نذار فرار کنم !!!



و اين گونه بود که پس از ديدار يوسف و زنان مصر پرتقال خوني به بازار آمد !



زليخا ماند در اين حسرت که يوسف گشت زنداني

چرا عاقل کند کاري که باز ارد پشيماني



واحد نظرسنجي صدا و سيما:

"نظر شما راجع به پيشنهاد زليخا چيست؟"
1.زود بود
2.دير بود
3.به موقع بود
4.کاش جاي يوسف يودم!!

پس از سريال پر طرفدار يوسف سريال زيباي لوط نبي در قزوين ساخته و بزودي پخش خواهد شد



اداره ثبت احوال رشت پس از بررسي دقيق اعلام کرد:

عاليجناب پوتيفار مصري نبوده و شناسنامه ايشان صادره از رشت مي باشد.

شعار اين هفته نماز جمعه قم: زليخا حيا کن يوزارسيفو رها کن

شعار اين هفته نماز جمعه رشت: بوتيوار حيا کن زليخا رو رها کن
شعار اين هفته نماز جمعه قزوين: زليخا دشمن ماست يوزارسيف رهبر ماست





behnam5555 08-28-2011 02:19 PM



پر هزینه ترین عروسی های تاریخ

- ازدواج نیکول کیدمن و کیت اوربان در سال ۲۰۰۶

مخارج = ۲۵۰ هزار دلار
:53:
- ازدواج نیکول کیدمن و کیت اوربان در سال ۲۰۰۶
مخارج = ۲۵۰ هزار دلار
:53:
- ازدواج مارک آنتونی و دیانارا تورز در سال ۲۰۰۰
مخارج = ۵۰۰ هزار دلار
:53:
- ازدواج ماریا کری و تومی موتالا در سال ۱۹۹۳

مخارج = ۵۰۰ هزار دلار
:53:
- ازدواج اشلی جود و داریو فراچیتی ( راننده ماشین های مسابقه اسکاتلندی) در سال ۲۰۰۱
مخارج = ۷۵۰ هزار دلار
:53:
- ازدواج دیوید و ویکتوریا بکهام در سال ۱۹۹۹

مخارج = ۸۰۰ هزار دلار
:53:

- ازدواج براد پیت و جنیفر انیستون در سال ۲۰۰۰

مخارج = یک ملیون دلار
:53:

- ازدواج توری اسپلینگ و چارلی شانن در سال ۲۰۰۴

مخارج = یک ملیون دلار

:53:
- ازدواج دونالد تامپ و ملینا نوز در سال ۲۰۰۵

مخارج = یک ملیون دلار
:53:
- ازدواج مدونا و گای ریتچی در سال ۲۰۰۰

مخارج = ۱/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج پیرز برازنان و کلی شای اسمیت در سال ۲۰۰۱

مخارج = ۱/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج ادی مورفی و نیکول میتچل در سال ۱۹۹۳

مخارج = ۱/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج تایگر وود و الین نوردگرن در سال ۲۰۰۴
:53:
مخارج = ۱/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج مایکل داگلاس و کاترینا زتا جونز در سال ۲۰۰۰
مخارج = ۱/۵ ملیون دلار

:53:
- ازدواج التون جان و دیوید فرنیش در سال ۲۰۰۵

مخارج = ۱/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج کریستینا آگوئلر و جردن براتمن در سال ۲۰۰۵

مخارج= ۲ ملیون دلار
:53:
- ازدواج الیزابت تیلور و لاری فورتنسکی در سال ۱۹۹۱

مخارج = ۲ ملیون دلار
:53:
- ازدواج تام کروز و کتی هولمز در سال ۲۰۰۶

مخارج = ۲ ملیون دلار
:53:
- ازدواج الیزابت هارلی ( مدل ) و آرون نایار ( تاجر هندی )
در سال ۲۰۰۷
مخارج = ۲/۵ ملیون دلار
:53:
- ازدواج پل مک کارتنی و هدر میلز در سال ۲۰۰۲

مخارج = ۳ ملیون دلار
:53:
- ازدواج لیزا ماینللی و دیوید گست در سال ۲۰۰۲

مخارج = ۳/۵ ملیون دلار
:53:

behnam5555 08-28-2011 02:21 PM

ده نفر از عجیب ترین های دنیا http://www.iran-new.com/templates/ja...rintButton.png
http://www.iran-new.com/templates/ja...mailButton.png

1/
یک تایوانی ۶۴ ساله که بیش از سی سال است که نخوابیده است،این مرد بعد از یک تب در سال ۱۹۷۳ دیگر نتوانسته بخوابد. ظاهرا این بیخوابی طولانی تاثیری هم بر سلامتی اش نداشته است.او در یک مزرعه زندگی می کند و از خوک و مرغ نگهداری می کند و این کار تمام وقت او را می گیرد

۲/
یک مرد هندی که برادر دوقلو اش را حامله بود. یکی از عجیب ترین موارد پزشکی که یک از دو جنین در داخل رحم دیگری مدفون شده است.او همیشه فکر می کرد که توموری در داخل شکم خود دارد تا اینکه این تومور زیادی بزرگ شد و پزشک ها پس از عمل اعضای انسان را از داخل شکم او بیرون آوردند.نکته جالب این است که وقتی یک دوقلو در بدن دیگری اسیر می شود می تواند به زندگی خود مثل یک انگل ادامه دهد تا زمانی که شروع به صدمه زدن به میزبان خود می کند


۳/
یک سرباز ژاپنی که حتی پس از پایان جنگ جهانی دوم از ترس آمریکایی ها ۲۸ سال در خفا زندگی می کرد.او از سال ۱۹۴۴ تا ۱۹۷۲ در یک غار جنگلی زیر زمینی با دو نفر از ساکنان آنجا زندگی می کرد ، حتی پس از آنکه اعلامیه های پایان جنگ را دیده بود.


۴/
مهران کریمی ناصری (یک پناه جوی ایرانی) که از سال ۱۹۸۸ در فردوگاه دو گل پاریس زندگی می‌کند و از آن بیرون نیامده است.او به کشورهای مختلفی تقاضای پناهندگی داده که ناموفق بود. ظاهرا فیلم ترمینال که در سال ۲۰۰۴ ساخته شده بود و تام هنکس در آن بازی می کرد با الهام از مهران کریمی ناصری بوده است.با وسیله ها و کیف ها او همیشه شبیه یک مسافر است و کسی به او توجه نمی کند.


۵/
یک سیاستمدار ژاپنی که فکر می‌کند خدا و مسیح است و تصمیم دارد دنیا را با رسیدن به مدارج سیاسی تغییر دهد. او قایل به یکی بودن دین و سیاست است و می‌خواهد قوانین سازمان ملل را تغییر بدهد و … او در انتخابات زیادی شرکت کرده ولی موفق نشده است.


۶/
بیهاری هندی که یک کشاورز است در سال ۱۹۷۶ تا ۱۹۹۴ رسما مرده اعلام شده بود و او ۱۸ سال با دولت و بوروکراسی هند جنگید تا ثابت کند که زنده است. ظاهرا عمویش با رشوه او را رسما و دولتی کشتانده بوده است تا زمینش را تصاحب کند.او زمانی متوجه شد که می خواست از بانک وام بگیرد. بعدا معلوم شد که حداقل صد نفر دیگر هم سرنوشت او را دارند
.این انجمن الان ۲۰،۰۰۰ عضو دارد که تا سال ۲۰۰۴ آنها موفق شدند که ۴ نفر از اعضا را زنده اعلام کنند.


۷/
دیوید ایکه که یک بازیکن حرفه ای سابق فوتبال بریتانیایی است، معتقد است جهان را کسانی اداره می‌‌کنند که از نسل خزندگانند. به نظر او این افراد تمایلات کودک آزاری و شیطانگرایانه دارند. او الیزابت دوم و جرج بوش را از نسل خزندگان قدیم می‌داند و در کتاب‌هایش (۱۵ کتاب) سعی می‌کند این افراد را معرفی و جهان را از دست آنها نجات دهد.او پس از یک سخنرانی ۵ ساعته برای دانش آموزان مورد تشویق دانشگاه تورنتو در سال ۱۹۹۹ قرار گرفت.


۸/
الن بادن آمریکایی که از سال ۱۹۹۰ خود را به به پاپی انتخاب کرده است. او و طرفدارنش انتخابات واتیکان را به رسمیت نمی شناسند. الن را ۶ نفر از جمله والدینش با پاپی برگزیدند. او همچنان به کارش ادامه می‌دهد.


۹/
ناکاماتسو مخترع ژاپنی که بیش از ۳۰۰۰ اختراع داشته (از جمله فلاپی دیسک) و رکورد جهانی را برای تعداد اختراعاتش دارد. او در ۳۴ سال گذشته از تمام غذاهایی که خورده عکس گرفته و آن را تجزیه تحلیل کرده. هدفش این است که ۱۴۰ سال زندگی کند.


۱۰/
میشل لوتیتوی فرانسوی همه چیز می خورد از تلویزیون گرفته تا دوچرخه از آهن گرفته تا شیشه و پلاستیک و … البته اگر آن شی کمی برزگ باشد خوردنش نیز طول می کشد. مثلا دو سال طول کشید از۱۹۷۸ تا ۱۹۸۰ که او توانست یک هواپیما را بخورد. ظاهرا او یک معده و روده ای با دو برابر ضخامت قابل انتظار دارد و اسید گوارشی او دارای قدرت غیر معمولی است که به او امکان خوردن فلزات را می دهد




behnam5555 08-28-2011 02:28 PM

پاستيل چيست؟
سلام دوستای خوبم. داریم به امتحانات نزدیک میشیما!امروز یه مطلب جالب میزارم براتون در مورد پاستیل!
راستشو بخواین من خودم زیاد از پاستیل خوشم نمیاد اما این مطلبو تقدیم می کنم به همه کسایی که پاستیل رو خیلی دوست دارن و ... امان از دست این پاستیل!
بگذریم امیدوارم خوشتون بیاد.


پاستيل زير ذره*بين

اين روزها اگر در يکي از پاساژها يا مراکز خريد اصلي شهر گردشي بکنيد، حتما در يک گوشه از آن غرفه کوچکي مي*بينيد که خوراکي*هايش رنگارنگ و دوست داشتني است که نه تنها کودکان را که با اصرار از والدين*شان مي*خواهند برايشان از اين پاستيل*هاي کيلويي بخرند، به سوي خود مي*کشاند بلکه بزرگ*ترها هم بدشان نمي*آيد طعم دلخواه*شان را پيدا کنند و آن را بچشند.


http://www.caramella.co.uk/Photos/Shop/JellyBelly1.JPG

اگر شما هم عاشق پاستيل و دوست صميمي آن ژله*هاي رنگارنگ هستيد که تزئين*کننده رنگي سفره*هاي مهماني*هاي شماست، بد نيست، با ارزش غذايي اين محصولات غذايي صنعتي آشنا شويد.

پاستيل*هاي کوچک نوشابه*اي يا ميوه*اي، حتي بزرگ*ترها را هم به ناخنک زدن وسوسه مي*کنند. پاستيل*ها نوعي آبنبات کوچک و لاستيکي هستند که بيشتر به شکل خرس*هاي کوچک رنگارنگ به بازار عرضه مي*شوند. پاستيل*ها در شکل*هاي کرم، قورباغه، همبرگر کوچک، توت*فرنگي، آلبالو،* بطري نوشابه، سيب، پرتقال و شکل*هاي جالب و دوست داشتني ديگر به بازار عرضه مي*شود.

شايد دوست داشته باشيد بدانيد اين پاستيل*هاي رنگارنگ از چه موادي ساخته* شده*اند و ارزش غذايي دارند يا نه؟
انواع اصلي و قديمي*تر پاستيل*ها از شکر، شربت گلوکز، طعم*دهنده*ها، رنگ*هاي خوراکي و ژلاتين ساخته شده*اند. ژلاتيني که در ساخت پاستيل*ها استفاده مي*شود از استخوان به دست مي*آيد.در ساخت پاستيل از پودر استخوان استفاده مي*شود که به شکلات حالت ژله*مانندي مي*دهد و هنگام خوردن در دهان آب مي*شود و بسيار چسبناک است.
ژلاتين، هيدروکلوئيدي از جنس پروتئين است که به دليل ويژگي*هاي منحصر به فرد آن در ايجاد ژل و قوام دهندگي در صنايع غذايي به طور گسترده*اي مورد استفاده قرار مي*گيرد.

براي اينکه پاستيل و يا ژله*اي که ژلاتين در آن استفاده شده است، ارزش غذايي مطلوبي داشته باشد لازم است اين ژلاتين به روش صحيح از استخوان استخراج شود که يکي از بهترين روش*هاي استخراج ژلاتين ، روش آنزيمي است.

اگر ژلاتين به بهترين صورت استخراج و فن*آوري شود، پاستيل*ها و يا ژله*هايي که از آن ساخته مي*شود، استحکام مناسبي دارد و به خوبي در بدن جذب مي*شود.
متخصصان تغذيه مي*گويند پاستيل فاقد کالري است .

در سال*هاي اخير برخي از کارخانه*هاي توليد پاستيل، ويتامين
c را نيز به محصولات خود افزوده*اند.
برخي از کارخانه*ها هم تلاش کرده*اند براي تشويق مصرف*کنندگان به خريد پاستيل، مولتي*ويتامين*ها را نيز به آن بيفزايند و با تاکيد بر ارزش سلامتي پاستيل*هاي خود، جايگاهي در بازار فروش به دست آورند.

براي حل مشکل پوسيدگي دندان، شرکت*هاي سازنده تلاش کرده*اند قند «زايليتول» را جايگزين شيرين*کننده*هاي پوسيدگي*زا در پاستيل*ها کنند تا پاستيل*ها موجب پوسيدگي دندان*ها نشوند.


ژلاتين زير ذره*بين


مارمالادها، ژله*ها، شيريني*ها و بستني*ها، پاستيل*ها، همه و همه به ژلاتين ناخنکي مي*زنند و ردپاي ژلاتين را مي*توان در همه اين خوراکي*هاي خوش*مزه پيدا کرد.

ژلاتين به آساني در بدن جذب مي*شود و حتي به گوارش ساير مواد غذايي از طريق توليد اموليسون کمک مي*کند. از ژلاتين گاهي به عنوان مکمل غذايي در رژيم*هاي مخصوص استفاده مي*شود.

به طور معمول، ژلاتين 80 درصد پروتئين، 13 درصد رطوبت و 2 درصد مواد معدني دارد. پروتئين*هاي ژلاتين حاوي اسيدهاي آمينه مفيد براي سلامت انسان است. براي اينکه ژلاتيني که در توليد ژله و پاستيل استفاده مي*شود، کيفيت مناسبي داشته باشد بايد به خوبي فن*آوري شده باشد، کارشناسان بهداشتي، رنگ و وضوح، تست*هاي ميکروبي، قدرت ژل و قوام ژلاتين را معيارهاي ارزيابي يک ژلاتين خوب مي*دانند.

جالب است که بدانيد تا پيش از اين بيشترين ژلاتين مورد استفاده در صنايع غذايي و دارويي کشورمان از خارج وارد مي*شد و در سال گذشته، نخستين کارخانه توليد ژلاتين کشور در مشهد افتتاح شد.
با تاسيس اين کارخانه شش ميليون دلار صرفه*جويي ارزي مي*شود. اين واحد توليدي مواد اوليه توليد خود را از استخوان حاصل از کشتار سنگين گاو و شتر تامين مي*کند. اين واحد نخستين توليدکننده ژلاتين حلال حاصل از ذبح شرعي دام در کشور و منطقه است.


http://www.bestarticles.ir/wp-conten...-akwariumi.jpg

پاستیل‌های خرسی؛ دوست یا دشمن؟
متخصصان تغذیه می‌گویند پاستیل فاقد هیچ‌گونه کالری است ولی در سال‌های اخیر برخی از کارخانه‌های تولید پاستیل، ویتامین c را نیز به محصولات خود افزوده‌اند.
برخی از کارخانه‌ها هم تلاش کرده‌اند برای تشویق مصرف‌کنندگان به خرید پاستیل، مولتی‌ویتامین‌ها را نیز به آن بیفزایند و با تاکید بر ارزش سلامتی پاستیل‌های خود، جایگاهی در بازار فروش به دست آورند.
نکته دیگری که در پاستیل‌ها سلامت را تهدید می‌کند، پوسیدگی‌های دندانی است چون این ژلاتین‌های چسبنده به دندان‌ها می‌چسبند و چون کودکان به طور معمول در رعایت بهداشت دهان و دندان کوتاهی می‌کنند، پیامد خوردن و مسواک نزدن صحیح، پوسیدگی دندان برای کودکان است.
برای حل این مشکل، شرکت‌های سازنده تلاش کرده‌اند قند «زایلیتول» را جایگزین شیرین‌کننده‌های پوسیدگی‌زا در پاستیل ‌ها کنند تا پاستیل‌ها موجب پوسیدگی دندان‌ها نشوند. یکی دیگر از خطرات احتمالی پاستیل‌‌ها برای سلامت، ژلاتین پاستیل‌ها است.
برخی از انواع ژلاتین حاوی پریون‌ها هستند. پریون‌ها برای سلامت انسان مضرند. پریون نوعی پروتئین است که شکل اصلی خود را از دست داده و می‌تواند موجب بیماری آنسفالوپاتی اسفنجی گاوی شوند که سبب تخریب مغز و نخاع می‌شود و مرگ را در پی دارد.
سازمان غذا و داروی آمریکا هشدار می‌دهد، در صورتی که ژلاتین گاوی برای ساخت پاستیل‌ یا ژله به روش صحیح فن‌آوری نشود، احتمال انتقال این بیماری از گاو به انسان در اثر استفاده از پاستیل یا ژله‌ای که در آن از ژلاتین آلوده استفاده شده است، وجود دارد.

http://www.sweetjanes.com/images/jelly_belly_full.jpg

پاستیل‌های مخدر
شاید شما انتظار هر چیزی را درون
پاستیل داشته، به جز ماده مخدر. ولی این حقیقتی است که سرهنگ غلامرضا غلام‌نژاد، رییس پلیس مبارزه با مواد مخدر مازندران، در نخستین روزهای سال نو فاش کرده است. ماده مخدر پان‌کراک در اشکالی مانند آدامس و پاستیل توزیع می‌شود و به صورت جویدنی یا مکیدنی توزیع می‌شود که افراد فرصت‌طلب و سودجو آن را به عنوان خوشبوکننده دهان به جوانان می‌فروشند.
غلام‌نژاد می‌گوید: «پان‌کراک در اشکالی مانند آدامس و
پاستیل توزیع شده و به صورت جویدنی و مکیدنی از آن استفاده می‌شود.» وی تصریح کرد: «پاستیل‌ها و آدامس‌هایی که حاوی این ماده مخدر هستند، بیشتر در استان‌های شرقی توزیع شده‌اند.»
با این حساب اگر می‌خواهید
پاستیل هم خریداری کنید، از فروشگاه‌های معتبر تهیه کنید تا گرفتار این پاستیل‌های حاوی مواد مخدر نشوید. این نوعپاستیل‌ها بیشتر در دستفروشی‌ها و دکه‌ها و کیوسک‌های مختلف عرضه می‌شوند. این ماده مخدر حاوی آرسنیک و ناس و مواد شیمیایی دیگری است که عوارض بسیاری را برای کودکان در پی دارد.

behnam5555 08-28-2011 02:43 PM


محبوب ترین بازیگران سال 2011


محبوب ترین و بهترین شخصیت های در میان بازیگران سال 2011 بر اساس مجله فرانسوی ال ( Elle ) انتخاب شدند .
به گزارش دی نا به نقل از ام اس ان : 15 بازیگر در این دسته بندی قرار دارند که از آخرین نفر به اولین نفر را معرفی می کند:

. رایان رینولد :
او یک بازیگر 34 ساله کانادایی است و بخاطر اخلاق فوق العاده ای که دارد ، مشهور است .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20104_015.jpg

. اوا لانگوریا :
او هنگامی که از همسرش تونی پارکر جدا شد گفت : جدایی از او بسیار سخت است . او معتقد است که همیشه مراقب نحوه لباس پوشیدنش است زیرا نمی خواهد سوژه رسانه ها شود . او زندگی جدیدش را با ادواردو کروز آغاز کرده است .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20105_014.jpg

. جنیفر لورانس :
او با وجود سن کمی که دارد اما بسیار موفق عمل کرده است و آینده بسیار موفقی را پیش روی خود دارد . او می گوید دوست دارد کارهای متفاوتی را انجام دهد.
http://www.persianv.com/uc/out.php/i20106_013.jpg

. ساندرا بلاک :
او می گوید : مادرم همیشه به من می گفت که تو یک دختر فوق العاده هستی و فرد مشهوری خواهی شد اما من متوجه نمی شدم تا به امروز . او همیشه کارهای زیبایی را ارائه داده است .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20107_012.jpg

. مایندی کالینگ :
او بازیگر سریال های امریکایی می باشد . علاوه بر حرفه ی بازیگری به نوشتن داستان های کمدی نیز می پردازد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20108_011.jpg

. اما استون :
با وجود 22 سال سن ، اما بسیار محبوب است . استون دارای اخلاق پسندیده ای است .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20109_010.jpg

. دانا دلانی :
این بازیگر 55 ساله می گوید ، دوست دارد همیشه زیبا باشد در عین اینکه خوش خلق است . او همیشه رژیم سبزیجات دارد و از خوردن مشروبات الکی پرهیز می کند و در هفته چندین بار به یوگا می رود .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20110_09.jpg

. کلان لوتز :
او در ابتدا به عنوان یک مدل شهرت پیدا کرد و در شوهای لباس کالوین کلن شرکت می کرد اما بعد از مدتی به او پیشنهاد بازیگری دادند و وارد دنیای بازیگری شد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20111_08.jpg

. جنیفر هادسون :
او می گوید بخاطر کار و پسرش مجبور است که شبها تا دیر وقت بیدار بماند و به همین دلیل آرزویش این است که یک مدت به طور کامل استراحت داشته باشد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20112_07.jpg

. کتی هولمز :
به خبرنگار روزنامه ال می گوید : دوست دارد که همیشه نقش های عاطفی را بازی کند .نقش هایی مانند مادر یک خانواده و از این سبک نقش ها.


. مندی مور :
همسر او رایان ادامس است . آنها ترجیح دادن که برای ازدواجشان هیچ گونه جشنی نداشته باشند . این ستاره 27 سال سن دارد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20114_05.jpg

. جسیکا سیمپسون :
او می گوید برای ایفای نقشش ، همه تلاشش را می کند و گاهی به حدی است که بعد از اتمام ضبط یک فیلم به استراحتی چند ماهه احتیاج دارد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20115_04.jpg

. ریس ویترسپون :
همسرش جیم توت می باشد . او درباره همسرش می گوید : من بسیار خوش شانس هستم که او مرا به همسری برگزیده است .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20116_03.jpg

. زاک افرون :
او 23 سال سن دارد و همین طور دارای استیل بسیار زیبایی است . او در رابطه با زندگی شخصی اش می گوید من معتقدم باید در لحظه زندگی کرد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20117_02.jpg

. جنیفر لوپز :
او به عنوان اولین چهره محبوب سال 2011 انتخاب شده است . لوپز به خبرنگار ال می گوید : من موفقیت خود در زمینه بازیگری را مدیون خانواده ام هستم که همیشه پشتیان و حمایت کننده من بوده اند . این بازیگر محبوب در حال حاضر دارای 41 سال سن می باشد .

http://www.persianv.com/uc/out.php/i20118_01.jpg



behnam5555 08-28-2011 02:49 PM



تصویری دیدنی که به عکس سال مشهور شد





behnam5555 08-28-2011 03:11 PM


کاریکلماتور ....

۱ـ زمان بهترین داور برای ادعاهای ماست.
۲ـ آزادی نصیب کسی می شود که ارزش آن را می داند.
۳ـ بعضی ها خودشان داد می زنند و بعضی ها قیافه شان.
۴ـ آن هایی که دل و دماغ ندارند ، تنفسشان مصنوعی است.
۵ـ کاش می شد افکار پوسیده آدم ها را،مثل تابلوی نقاشی ترمیم کرد.
۶ـ شاید شک زیر بنای حقیقت باشد.
۷ـ به راستی اشک کدام عاشق ، آب دریا را چنین شور کرده است.
۸ـ خط فقر، از بی پولی پایین تر آمد.
۹ـ از اعتماد دروغین به راز داری قلم ها ، کتاب ها حاصل می شود.
۱۰ـ پس از آموختن گریستن ،خندیدن را باید تجربه کرد.
۱۱ـ بعضی ها آزادی را با نام میادین و خیابان ها می شناسند.
۱۲ـ وقتی از ناراحتی منفجر شد،همه به دنبال پیدا کردن جعبه سیاه او بودند.
۱۳ـ صدای پای آب زیباست ، نه سیل خروشان.
۱۴ـ دسته تبر ، جزو درختان خائن جنگل است.
۱۵ـ بهترین هدیه برای قناری در قفس،اهدای یک پنجره است.
۱۶ـ هیچ کس نمی تواند غزال تیزپای عمر را از حرکت باز دارد.
۱۷ـ زندگی مردم پستی و بلندی زیادی دارد،شاید آسفالتش خوب نباشد و شاید پیمانکارش.
۱۸ـ قلمی که مغز ندارد،حتما آبرویت را خواهد برد.

ماهنامه صنعت و کار آفرینی شماره ۵۳ آذر ودی ۸۹


behnam5555 08-29-2011 03:36 PM


یه سوال؟

در تصوير زير چه مي بينيد؟او در جهت عقربه ساعت مي چرخد يا خلاف آن ؟

http://www.readnrock.com/images/WhatWaySheIsTurning.gif

اگر اين خانم را در حال گردش در جهت عقربه ساعت مي بينيد شما از سمت راست مغز خود بهره مي گيريد.

اگر اين خانم را در حال گردش در جهت خلاف عقربه ساعت مي بينيد شما از سمت چپ مغز خود بهره مي گيريد.
بعضي از مردم توانايي ديدن چرخش وي را در هر دو جهت دارند.
اگر شما بدون تعيير در چشمتان هنگام نگاه كردن قادر به سوئيچ در هر دو جهت هستيد هوش شما بالاتر از ۱۶۰ است كه يك نابغه به حساب مي آييد.
اين تصوير در دانشگاه يل آمريكا در مطالعه اي ۵ ساله بدست آمده است .
تنها ۱۴ ٪ مردم آمريكا توانايي ديدن آن را در هر دو جهت دارند.


behnam5555 08-29-2011 03:46 PM


behnam5555 08-29-2011 03:48 PM


عکسی جالب از سایه آدم هایی که از کنار هم بی اعتنا می گذرند !!!




behnam5555 08-29-2011 03:50 PM


انسان‌های اولیه چطور زن می‌گرفتند؟!





behnam5555 08-29-2011 03:55 PM


نامه غضنفرکم سواد به همسرش!!!!

روزی غضنفر برای کار و امرار معاش قصد سفر به آلمان میکنه و همسرش و نوزده بچه قد و نیم قد رو رها می کنه
خلاصه
همسرغضنفر گفت :حال ما چه طور از احوال تو با خبر بشیم؟؟؟؟
غضنفر گفت: من برای تو نامه مینویسم....
همسرش گفت: ولی نه تو نوشتن بلدی و نه من خوندن !!!!!!!!!
غضنفر گفت من برای تو نقاشی میکنم ... تو که بلدی نقاشی های منو بخونی مگه نه ؟؟؟؟؟؟
خلاصه
غضنفر به سفر رفت و بعد از دو ماه این نامه به دست زنش رسید ..

این شما و این هم نامه ببینید چیزی میفهمید!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
شما فهمیدید چی نوشته من که نفهمیدم؟
این نامه رو فقط همسر غضنفر میفهمه چی نوشته شده
حال ترجمه از زبان همسرش
.
.
.
خط اول :حالت چه طوره زن ؟
خط دوم :بچه ها چه طورن ؟
خط سوم : مادرت چه طوره ؟
خط چهارم :شنیدم سر و گوش ت می جنبه!!!
خط پنجم : فقط برگردم خونه....
خط ششم : می کشمت
خط هفتم :غضنفر از آلمان...




behnam5555 08-29-2011 03:57 PM


موفقیت در هر سنی چه معنی میده؟

http://www.taswir.ir/sohagroup/image...ls_of_life.jpg


در ٤ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار


در ٦ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه از مدرسه


در ١٢ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست


در ١٨ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... گرفتن گواهى نامه رانندگى


در ٢٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه


در ٣٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٤٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٥٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پول داشتن


در ٦٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... برقرارى رابطه


در ٦٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... تمدید گواهى نامه رانندگى


در ٧٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... داشتنِ دوست


در ٧٥ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... پیدا کردن راه خانه


در ٨٠ سالگى ... موفقیت عبارت است از ... کثیف نکردن شلوار






behnam5555 09-01-2011 05:42 PM

مهمانسرای عباسی؛ قدیمی ترین و زیباترین هتل جهان
قدیمی ترین و زیباترین هتل جهان
"از قدیمی ترین هتل جهان گزارش می کنم…" این جمله ای است که گزارشگر شبکه خبری CNN در جریان برگزاری اجلاس اپک در اصفهان به سراسر جهان مخابره کرد. علاوه بر این گزارشگر، سایر خبرنگاران شبکه های تلویزیونی که برای پوشش اخبار این اجلاس در اصفهان گرد آمده بودند، با عناوینی چون «زیباترین هتل جهان» و «قدیمی ترین هتل جهان» اخبار خود را به اطلاع مخاطبان خود رساندند. مهمانسرای عباسی با پشتوانه ۳۲۰ ساله هنوز به عنوان قدیمی ترین هتل دنیا به جهانیان معرفی نشده است. گرچه هنوز قدیمی ترین هتل جهان به عنوان میراث جهانی به ثبت یونسکو نرسیده و تنها پشتوانه اش ثبت ملی آن در سال ۴۰ است، اما آیا این باور که مهمانسرای عباسی اصفهان با ۳۲۰ سال قدمت تاریخی می تواند به این عنوان نایل شود، در بین دست اندرکاران آن وجود دارد؟؟؟ این مهمانسرا یادگاری از دوران صفوی است که شهر اصفهان در آن ایام اعتلا و شکوه ویژه ای یافت به گونه ای که آن را «نصف جهان» نامیدند. در میان آثار معماری به جای مانده از عصر صفوی، مجموعه مدرسه، بازار و کاروانسرای عباسی، در کنار خیابان چهارباغ اصفهان جای گرفته است.
http://up.98ia.com/images/dsezilezgy4bpeg3gka.jpg

این مجموعه در سال های حکومت آخرین پادشاه صفوی، شاه سلطان حسین ساخته شده است. «بختیار حدادی» مدیرعامل مهمانسرای عباسی در خصوص اینکه چرا این هتل به عنوان قدیمی ترین هتل جهان ثبت نمی شود، گفت: «مهمانسرا در سال هایی که مورد بازسازی قرار گرفت، ثبت میراث ملی ایران شد اما هنوز هیچ تلاشی از سوی مسئولان میراث فرهنگی برای ثبت جهانی آن انجام نشده است.» وی تاکید کرد: « اینکه مهمانسرای عباسی، قدیمی ترین هتل جهان است، موضوعی است که اخیرا مورد توجه قرار گرفته است.»وی یادآور شد: «در جست وجویی که در سایت های اینترنتی صورت گرفت، مشخص شد که تنها چند هتل با قدمت ۱۳۰ تا ۱۴۰ سال در جهان وجود دارد که قابل رقابت با هتل ۳۲۰ ساله عباسی نیست.» به گفته وی، برای نمونه هتل فوجیای ژاپن ۱۱۰ سال قدمت دارد که هنوز شکل سنتی خود را حفظ کرده است اما هتل عباسی اصفهان ۳۲۰ سال قدمت دارد که نقاشی های قدیمی و سنتی آن به همان شکل حفظ شده است. حدادی گفت: «ثبت جهانی این اثر، باید از سوی مسئولان میراث فرهنگی و گردشگری دنبال شود زیرا که در حوزه وظایف آنان می گنجد.» وی در پاسخ به اینکه آیا پیشنهاد ثبت جهانی این اثر از سوی مسئولان هتل به صورت رسمی به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ارایه شده است، گفت: «این بحث تنها به صورت شفاهی بین مسئولان مطرح شده و هنوز شکل مکتوب به خود نگرفته است.» حدادی گفت: «اگر این بحث جدی شود، می توان این پیشنهاد را به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری داد تا در این زمینه تحقیقات لازم را انجام داده و به صورت مستند به یونسکو منتقل شود.» وی تصریح کرد: «نگهداری بنای هتل، نقش ها و طرح های به جا مانده از عهد صفوی و قاجاریه در این هتل به قدری زیاد است که توانی برای پیگیری مسایل تبلیغاتی برای هتل و نیز ثبت این این باقی نگذاشته است.» «نگهداری یک هتل مدرن غیر از هزینه های آن هیچ دغدغه ای را متوجه مسئولان آن نمی کند، اما نگهداری یک «هتل موزه» که همه جای آن پر از نقاشی به سبک های مختلف هنری و آثار ملی است، نیازمند صرف هزینه فراوان، نگهداری از آثار به شکل موجود و حفظ و بقای آن برای نسل های آینده را به دنبال دارد.» مدیرعامل مهمانسرای عباسی تاکید کرد: «شرط نگهداری از یک بنای تاریخی حفظ کاربری آن است تا از تخریب آن جلوگیری شود. اگر این هتل بخواهد بدون استفاده گردشگران تنها به عنوان موزه استفاده شود، حتی یک دهه هم دوام نمی آورد و به زوال می رود.» «برای نمونه علت تخریب سریع عمارت عالی قاپو، چهلستون و سایر بناهای تاریخی در سال های گذشته به این دلیل بوده که هرگز از آنان استفاده نکردند و به همین دلیل لزومی برای صرف هزینه برای بازسازی و نگهداری وجود ندارد.» وی گفت: «مسئولان این مهمانسرا تاکید دارند که این مجموعه همواره به صورت یک مهمانسرا مورد استفاده قرار گیرد تا از بنا در برابر تخریب حفاظت شود.


http://up.98ia.com/images/clp0p2a4ulsovl7hll7.jpg



behnam5555 09-01-2011 05:47 PM


کهنسالترین درخت جهان در ایران است

سرو (نگین سبز) چهار هزار و پانصد ساله ابرکوه، با گذشت ۱,۶۴۲,۵۰۰ روز از عمر خود، سرسبز و شاداب در پهنای کویر یزد در شهرستان ابرکوه مقاوم و استوار است و جهانیان را شگفت‌زده کرده است.
http://img.persiaup.com/di-L4LR.jpg
به گزارش ایرانیان بلژیک، دانشمندان و کارشناسان داخلی و خارجی، از این درخت به نام کهنسال‌ترین درخت جهان یاد می‌کنند و می‌گویند: دیدن این درخت برای هر کسی شگفت‌آور است. بتازگی دانشمندانی از ژاپن و روسیه از این درخت دیدن کردند و عمرش را تا هشت هزار سال برآورد کرده‌اند.
پیشتر «الکساندر روف» دانشمند روسی، عمر آن را به ۴۰۰۰ تا ۴۵۰۰ سال برآورد کرده بود. «حمدالله مستوفی» هم در کتاب «نزهت القلوب» که به سال ۷۴۰ هجری قمری تالیف شده است، درباره این سرو آورده است: در آنجا سروی است که در جهان شهرت زیادی دارد چنانچه سرو کشمیر و بلخ، شهرتی داشته و اکنون این از آن بلندتر و بزرگتر است .
برخی تاریخ نویسان معتقدند: نهال این درخت را «یافث» پسر نوح کاشته است. رئیس اداره محیط زیست ابرکوه هم گفت: این درخت به عنوان یک اثر طبیعی در سال ۱۳۸۲ به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست کشور رسیده است. رئیس اداره میراث فرهنگی و گردشگری ابرکوه بلندای این درخت را ۲۵ متر، دور تنه آن را ۵/۱۱ متر و محیط آن را ۱۸ متر اعلام کرده است.
وی درخت سرو ابرکوه را از نوع سروهای مدیترانه‌ای دانست و گفت: این گیاه بزرگترین درخت زنده روی زمین است

behnam5555 09-01-2011 05:54 PM

ما از درون زنگ زده ایم!

مرحوم حسين پناهي هنرپيشه فقيد ميگفت بعد از مرگم مردم من را خواهند شناخت! و اين جمله را بنده خودم هم شنيدم وشايد بعضي از اشخاص فكر ميكردند وي عقل درستي ندارد اينك به بعضي از حرفهاي او توجه بفرماييد
ازآجیل سفره عید
چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند؛خورده شدند
آنها که لال مانده اند ؛می شکنند
دندانساز راست می گفت:
پسته لال ؛سکوت دندان شکن است !
من تعجب می کنم
چطور روز روشن
دو ئیدروژن
با یک اکسیژن؛ ترکیب می شوند
وآب ازآب تکان نمی خورد!
بهزیستی نوشته بود:
شیر مادر ،مهر مادر ،جانشین ندارد
شیر مادر نخورده،مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید
و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت
جز معلم عزیز ریاضی ام
که همیشه میگفت:
گوساله ، بتمرگ!
با اجازه محیط زیست
دریا، دریا دکل می‌کاریم
ماهی‌ها به جهنم!
کندوها پر از قیر شده‌اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته‌اند
تا پشت بام ملکه را آسفالت کنند
چه سعادتی!
داریوش به پارس می‌نازید
ما به پارس جنوبی!
رخش،گاری کشی می کند
رستم ،کنار پیاده رو سیگار می فروشد
سهراب ،ته جوب به خود پیچید
گردآفرید،از خانه زده بیرون
مردان خیابانی برای تهمینه بوق می زنند
ابوالقاسم برای شبکه سه ،سریال جنگی می سازد
وای...
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند!!
صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم!

behnam5555 09-01-2011 05:56 PM


زندگی و اشعار وحشی

مولانا شمس‌الدین یا کمال‌الدین محمد وحشی‌بافقی یکی از شاعران نام‌دار سده دهم ایران است که در سال ۹۳۹ هجری قمری در شهر بافق چشم به جهان گشود. دوران زندگی او با پادشاهی شاه تهماسب صفوی و شاه اسماعیل دوم و شاه محمد خدابنده هم‌زمان بود. وی در سال ۹۹۱ هجری قمری در شهر یزد درگذشت

:53:
آثار وحشی

کلیات وحشی متجاوز از نه هزار بیت و شامل قصیده، ترکیب بند و ترجیع بند، غزل، قطعه، رباعی و مثنوی است.
وحشی دو مثنوی به استقبال از خسرو و شیرین نظامی دارد یکی به نام ”ناظر و منظور“ و دیگری به نام فرهاد و شیرین. مثنوی نخستین به سال ۹۶۶ به پایان رسید و ۱۵۶۹ بیت است و اما مثنوی دوم که از شاهکارهای ادب دراماتیک پارسی است، هم از عهد شاعر شهرت بسیار یافت لیکن وحشی بیش از ۱۰۷۰ بیت از آن را نساخت و باقی آن را وصال شیرازی شاعر مشهور سده سیزدهم هجری (م ۱۲۶۲) سروده و با افزودن ۱۲۵۱ بیت آن را به پایان رسانیده‌است. شاعری دیگر به نام صابر بعد از وصال ۳۰۴ بیت بر این منظومه افزود. مثنوی معروف دیگری که وحشی به پیروی از نظامی سروده ”خلد برین“ است بر وزن مخزن‌الاسرار و مرتب بهشت روضه. مثنوی‌های کوتاهی از وحشی در مدح و هجو و نظایر آنها بازمانده که اهمیت منظومه‌های یادشده را ندارد.


گر چه دوری می‌کنم بی‌صبر و آرامم هنوز

می‌نمایم اینچنین وحشی ولی رامم هنوز

باورش می‌آید از من دعوی وارستگی

خود نمی‌داند که چون آورده در دامم هنوز

اول عشق و مرا سد نقش حیرت در ضمیر

این خود آغاز است تا خود چیست انجامم هنوز

من به سد لطف از تو ناخرسند و محروم این زمان

از لبت آورده سد پیغام دشنامم هنوز

صبح و شام از پی دوانم روز تا شب منتظر

همرهی با او میسر نیست یک گامم هنوز

من سراپا گوش کاینک می‌گشاید لب به عذر

او خود اکنون رنجه می‌دارد به پیغامم هنوز

وحشی این پیمانه نستانی که زهر است این نه می

باورت گر نیست دردی هست در جامم هنوز
{پپوله}


behnam5555 09-03-2011 02:22 PM




ارزيابي ني و كليت مثنوي

http://www.mehrnews.ir/mehr_media/im...17721_orig.jpg

مولانا در ديوان كبير خويش حالات روحي ورواني خود را مكررا به ني تشبيه كرده در اين موارد اين باور را كه ديابچه ي مثنوي و معنوي همانند تمامت ان شعري دورويه است تاييد مي كند در مي يابيم كه در ابيات مقدمه دو روند معنايي باهم پيش ميروند يعني معناي ظاهري كه توصيف ني به عنوان يكي از ساز هاي موسيقي است وديگري معناي باطني كه وصف روان خروشان شاعر است . در ابيات زير كه به بندي از ترجيعات مولانا تعلق دارد در نگر تا دورويگي معناي ني نامه سر اغاز مثنوي را پذيرفتار ايي.

من دم نزنم ليك دم نحن نفخنا
در من بدمد ناله رسد تا به ثريا

اين ناي تنم را چوببريدو تراشيد
از سوي نيستان عدم عز قعلا

دل يك سر ني بود ودهان سر دگر
ان سر زلب عشق همي بود شكرخا

چون ازدم او پرشد وز دولب او مست
تنگ امد مستانه براورد علالا

وله زمي ان دولب از كوه بنوشد
چون ريگ شود كوه ز اسيب تجلا

ني پرده يلب بود گر لب بگشايد
ني چرخ وفلك ماند و ني زيرونه بالا

اوازده اندر عدم اي ناي و نظر كن
صد ليلي ومجنون و دو صد وامق غذرا

انچه دورويي معناي ني نامه را به هم پيوند ميزند همانندي ميان ني چوپين و روان شعر است سراينده ي اين همانندي را كه به خودي خود نمي توان عقلا مارا به استنناجي رهنمون ايد اصل ميگيرد وبه ميانجي ان استدلال ميكند يعن ميتوان گفت كه چنين نتيجه ميگيرد كه همان گونه كه ني پس از جداشدن از نيستان ناليدن اغاز مي نهد واين فرياد شكايت اگين تا بازگشت دوباره به خاك كه احيانا با اوست روان ادميزاد و روان خود او پس از جداشدن از عالم غيب وبه زندان افتادن در بند كالبد همواره در خروشض خواهد بود تا ديگر بار با باز گشتن به عدم خاموشي پذيرد


behnam5555 09-03-2011 02:27 PM


شباهت هاوتفاوت هاي دين زرتشت با دين اسلام

http://ghoolabad.com/media2%5Cimage%...ire_temple.jpg

شباهت های دین زرتشت و اسلام

از پیشوایان اسلام، روایاتی وجود دارد مبنی بر این که زردشتیان پیامبری داشتند و او صاحب کتاب آسمانی بود، لیکن بعدا از بین رفت. طبق این دیدگاه: آیین که زرتشت به جهانیان عرضه داشت، آیین توحیدی بود و به مبدأ و معاد و هدایت شریعتی خداوندی و نبوت معتقد بود. شهید مرتضی مطهری می گوید: "آن چه در مورد زرتش محقق است این که او به توحید در عبادت دعوت می کرد. اهور امزدا از نظر شخص زرتش نام خدای نادیده، خالق جهان و انسان است، و تنها موجودی است که شایسته پرستش است ."زرتشتی ها معتقدند که روح آدمی پس از مرگ در عالم دیگری زندگی می کند و زندگی او براساس کارهای دنیوی اش می باشد. فرد اگر نیکوکار باشد، در زندگی پس از مرگ، متنعم می شود و از زشتکاری خویش معذب می گردد. آنان به بهشت، جهنم و اعراف اعتقاد دارند. در این باورها (مبدأ، معاد و نبوت عامه) بین اسلام و زرتشت اشتراک هست. در مسائل اخلاقی همانند راستگویی و پرهیز از دروغ نیز دو آیین تا حدودی مشترک اند. جایی که شعار زرتشتیان پندار نیک، گفتار نیک و کردار نیک است، و می گویند: راستگویی آدمی را بهشت و دروغگویی به جهنم سوق می دهد. شبیه این اعتقاد در اسلام هم وجود دارد که گفته شده: نجات در صداقت و هلاکت در دروغگویی است.

تفاوت های دین زرتشت و اسلام

اما جدای از این چند امر مشترک، در بسیاری از امور تفاوت هست، مثلا دین اسلام بر محور رهنمودهای پیامبر اسلام، وحی به حضرت و قرآن قرار دارد .که زرتشتی ها را قبول ندارند. آنان آتش را مقدس می شمارند و در آتشکده ها آتش را فروزان نگاه می دارند. پیراهن مقدس (سد ره) را طی مراسمی به تن پسران می پوشانند و ریسمان مقدس (کسستی) را بر کمرشان می بندند. کالبه مردگان را در برخ خاموش یا در دخمه می نهند و آن را غذای لاشخورها می سازند. این ها را مسلمانان قبول ندارند. در اعتقاد زرتشتیان جهان از دو نظام خیر و شر تشکیل شده است. ذات خوب به همراه شش فرشته روح های جاویدان و ازلی را تشکیل می دهند. ذات به همراه شش فرشتة شر، هفت روح خبیث را تشکیل می دهند. زردشتی های به ازدواج با محارم روی می آورند، که در اسلام پذیرفته شده نیست در اسلام امهات مسائل احکامی و آنچه که به عنوان فروع دین معروف است، در ده عنوان: نماز، روزه، حج، جهاد، امر به معروف، نهی از منکر، زکات، تولی و تبری، خلاصه می شود که این ها را زردشتی ها قبول ندارند.

behnam5555 09-03-2011 02:30 PM

۱۰ خانواده مشهور نفرین‌شده


شاید شما هم مثل بسیاری دیگر، به نفرین، آن هم از نوع خانوادگی‌اش اعتقادی نداشته باشید و آن را فقط در داستان‌هایی مثل رومئو و و ژولیت شکسپیر بیابید. شاید هم در شهر و دیار خود خانواده‌های بخت‌برگشته بدشانسی را بشناسید و یا یا داستان خانواده کندی‌ها را خوانده باشید.در این نوشته سرنوشت و داستان ۱۰ خانواده مشهور را با هم مرور می‌کنیم که از حیث بدطالع بودن، کم‌نظیر هستند.
آیا خانواده‌های بدشانس مشهوری در ایران می‌شناسید که بشود آنها را به این لیست اضافه کرد؟


کندی‌ها:
ما نمی‌دانیم از جوزف کندی چه گناهی و خبطی سر زد که خانواده‌اش اینچنین در طی دهه‌ها، باید مجازات می‌شدند. دخترش رزمری کندی، عقب‌مانده ذهنی بود، اما بعضی از پزشکان به خاطر حرکات خشونت‌آمیز او، توصیه کردند که او مورد عمل لوبوتومی قرار بگیرد. بعد از لوبوتومی، رزماری تونایی شناختی‌اش را از دست داد و در یک آسایشگاه بستری شد و دهه‌ها بعد، در سال ۲۰۰۵ درگذشت.
پسر بزرگ‌تر خانواده، جوزف جی آر، در طی جنگ در سال ۱۹۴۴ کشته شد و دخترش -کاتلین- در صانحه هوایی در سال ۱۹۴۸ از دنیا رفت. پسر دوم جوزف کندی، رئیس‌جمهور جان اف کندی، در سال ۱۹۶۳ ترور شد و بعد، برادر جان، یعنی سناتور رابرت کندی در سال ۱۹۶۸، ترور شد. در سال ۱۹۸۴، پسر رابرت کندی -دیوید- به خاطر مصرف زیاد کوکائین درگذشت. و پسر دیگر رابرت کندی -مایکل- در طی اسکی در سال ۱۹۹۷، مرد. در سال ۱۹۹۹، پسر جان اف کندی به همراه پسر و خواهرش، بعد از سقوط هواپیمایشان در اقیانوس درگذشتند.

اوناسیس
داستان خانواده اوناسیس یک تراژدی تمام‌عیار یونانی می‌تواند محسوب شود. اوناسیس یکی از مشهورترین و ثروتمندترین مردان جهان بود. در سال ۱۹۷۳، الکساندورس -پسر آریستوسل اوناسیس- در یک حادثه هوایی کشته شد. همسر اوناسیس بعد از مرگ پسر، خودکشی کرد، بعد از آن خود آریستوسل اوناسیس، پس از ابتلا به عفونت ریه، از دنیا رفت. دختر خانواده -کریستینا- بعد از این جریانات، سبک زندگی بدی را در پیش گرفت و بیشتر ثروت خانواده را بر باد داد و ۴ ازدواج ناموفق انجام داد و در این میان، دچار اختلال وزن هم شد، تا اینکه در سال ۱۹۸۸، در حالی که فقط ۳۷ سال داشت، به خاطر مصرف توأم و اشتباه داروهای کاهنده وزن و قرص‌های خواب‌آور از دنیا رفت.

گریمالدی
ازدواج گریس کلی با شاهزاده رینر سوم ، شاهزاده موناکو، در سال ۱۹۵۶، شبیه افسانه‌های جن و پری تصور می‌شد، اما این ازدواج اصلا با شادی همراه نبود. در سال ۱۹۸۲، گریس به دنبال یه تصادف مشکوک درگذشت. دختر جوان او -استفانی- به دنبال این حادثه، از لحاظ روحی به هم ریخت و ارتباطات ناموفق زیادی را در طول دوران زندگی آزمایش کرد. همسر کارولین -دختر بزرگ‌تر خانواده- در سال ۱۹۹۰، وقتی در حال تفریح با یک قایق سریع‌السیر تفریح بود، در طی یک تصادف کشته شد. پنج سال بعد پدر خانواده درگذشت. کارولین برای بار سوم ازدواج کرد اما همسر سوم او هم به خاطر ابتلا به پانکراتیت درگذشت.

گتی
جان پل گتی، مؤسس شرکا نفتی گتی، در سال ۱۹۵۷ از سوی مجله فوربس به عنوان ثروتمندترین مرد آمریکا، انتخاب شد. او پنج بار ازدواج کرد، یکی از ۵ فرزند او در جوانی درگذشت.
اما نفرین این خانواده بر پسر او یعنی جان پل گتی جی آر، نازل شد. در سال ۱۹۷۱، همسر او به دنبال مصرف زیاد دارو مرد، در سال ۱۹۷۳، پسرش، به وسیله مافیای ایتالیا ربوده شد. مافیا گوش پسرش را قطع کرد و برایش فرستاد و خواهان باجی به مبلغ ۳٫۴ میلیون دلار شد. به دنبال این حادثه این پسر از لحاظ روحی به هم ریخت و بعد از مصرف زیاد دارو، از دو پا، فلج شد. خواهر او در سال ۱۹۸۴، به ایدز مبتلا شد.

فریزر
هونور فریزر، مدل سابق بریتانیایی، عضو یکی از شناخته‌شده‌ترین خانواده‌های فئودال اسکاتلند و خواهر لرد Lovat است. اما در سال ۱۹۹۵، خانواده او مجبور شد، در سه مراسم تدفین شرکت کند. اولین مراسم تدفین برای اندرو -جوان‌ترین پسر لرد- برگزار شد، او در تانزاینیا به وسیله یک بوفالو کشته شد!
مراسم تدفین دیگر برای سیمون – باردر اندرو- برگزار شد، او در طی شکار دچار حمله قلبی شده بود. سومین مراسم تدفین هم برای خود اقای لرد برگزار شد.

آنیلی
جیووانی آنیلی، در سال ۱۹۶۸، رئیس شرکت اتومبیل‌سازی فیات شد، اما در یافتن جانشینی برای امپراتوری ۲ میلیارد دلاری‌اش دچار مشکل شد.
پسر بزرگ او -ادواردو- به تجارت خانوادگی‌اش، علاقه‌ای نداشت. او در سال ۱۹۹۰ در کنیا به جرم داد و ستد مواد مخدر دستگیر شد . در سال ۲۰۰۰، ادواردو خودش را از پلی به پایین پرت کرد و درگذشت. (حرف و حدیث بسیاری در مورد ادواردو وجود دارد، اینجا را ببینید.)
سپس خواهرزاده جیووانی آنیلی به عنوان رئیس آینده، در نظر گرفته شد، اما او هم در ۳۳ سالگی در سال ۱۹۹۷، به دنبال ابتلا به یک سرطان نادر از دنیا رفت. در سال ۲۰۰۳، هم نوه او به دنبال ابتلا به سرطان پروستات درگذشت.

ازموند‌
خانواده ازموند هم جزو خانواده‌های بخت‌برگشته رده‌بندی می‌شوند.
ویرل و تام، دو پسر خانواده ازموند، ناشنوا به دنیا آمدند. یکی از پسرها ورشکسته شد، دیگری با تومور مغزی پیکار می‌کند. یکی هم مبتلا به بیماری ام اس است. دانی، مشهورترین عضو خانواده، بعد از مشکلات حرفه‌ای دچار افسردگی شدید شد. خواهر این برادرهای بخت برگشته هم -ماری-، یک بار خودکشی کرد و بعد معلوم شد که یک بار مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود. پسر ماری هم در ۱۸ سالگی خودکشی کرد.

لی
بروس لی، هنرپیشه مشهور فیلم های رزمی، در ۳۲ سالگی و در سال ۱۹۷۳، به دنبال یک سردرد معمولی به پزشک رفت. متأسفانه او به داروی مسکن تجویز شده، آلرژی داشت و به کما رفت و بعد از مدتی درگذشت. بیست سال بعد، پسر او -برانسون- در جریان فیلمبرداری یک فیلم به صورت تصادفی کشته شد، اسلحه‌ای که گمان می‌رفت خالی باشد، یک گلوله داشت و برانسون مورد هدف همین گلوله قرار گرفت و مرد.

براندو
مارلون براندو که دو بار برنده جایزه اسکار شد، هم خانواده نفرین‌شده‌ای داشت. مادر او الکلی بود، همسر او -آنا کاشفی- هم بعد از به دنیا آوردن پسرش -کریستین- معتاد و الکلیک شد. کریستین هم معتاد از آب درآمد و در سال ۱۹۹۰، دوست پسر خواهر ناتنی‌اش -چیینه Cheyenne- را کشت و به آدمکشی عمدی محکوم شد و چندین سال را در زندان گذراند. چیینه در سال ۱۹۹۵، خودکشی کرد و کریستین در سال ۲۰۰۸، بعد از ابتلا به عفونت ریه درگذشت.

همینگوی
همینگوی از لحاظ پزشکی، افسردگی شدید داشت. در ۲۸ سالگی بعد از اینکه پدرش با اسلحه به خود شلیک کرد و مرد، حرفه نویسندگی او مختل شد. اما ارنست همینگوی به مشکلات فائق آمد و برنده نوبل و پولیتزر شد، ثروتمند شد و شهرت بین‌المللی پیدا کرد. اما او در سال ۱۹۶۱، زمانی که ۶۲ ساله بود، با شات گان، خودش را از پای درآورد. پنج سال بعد، خواهرش -اورسولا- که با افسردگی و سرطان پیکار می‌کرد، با مصرف زیاد دارو خودکشی کرد. ۱۶ سال بعد هم، تنها برادر ارنست -لیستر- بعد از اینکه باخبر شد پزشکان به خاطر دیابتی که پایش را درگیر کرده، مجبور هستند پایش را قطع کنند، خودش را با اسلحه کشت. در سال ۱۹۹۶ هم نوه دختری او -مارگوکس- با مصرف زیادی داروی باربیتورات، خودکشی کرد.


behnam5555 09-03-2011 02:33 PM

«روز جهانی عکاسی» مبارک!
http://oscars.persiangig.com/image/3528.jpg
روز 19 آگوست در تقویم بسیاری از کشورهای جهان بعنوان روز جهانی عکاسی نامگذاری شده است. چرا این روز چنین عنوانی بر خود گرفته است و تاریخچه‌ی این نامگذاری چیست و به چه رویدادی بازمی‌گردد؟
قدیمی‌ترین عکس ثبت شده در تاریخ عکاسی تصویری است که نیسفور نیپس(1) ، اشراف‌زاده‌ی فرانسوی در سال 1826 با فرایندی که خود آن را هلیوگرافی(2) نامید از چشم‌انداز پنجره‌ی اتاقش گرفت. چند سال بعد یک فرانسوی دیگر به نام لوئی داگر(3) به سال 1837 به فناوری‌ای دست یافت که تصویری مثبت، مستقیم و پایدار بر صفحه‌ی نقره‌اندود ثبت می‌کرد. او فناوری خود را داگروتیپ(4) نامید که در تاریخ عکاسی بعنوان نخستین شیوه‌ی عملی ثبت تصویر شناخته می‌شود. این فرایند اصلاحات و تغییراتی کرد تا اینکه در ژانویه 1839 آکادمی علوم فرانسه داگروتیپ را بعنوان یک اختراع فنی به ثبت رساند. ولی چند ماه بعد دولت فرانسه که به اهمیت این اختراع پی برده بود با تخصیص مقرری ماهانه برای داگر و شریکش، که فرزند نیپس بود، از آنان خواست که در یک گردهمایی در پاریس در 19 آگوست 1839 جزئیات فنی داگروتیپ و چگونگی کارکرد این فرایند را برای عموم شرح دهند. دولت وقت فرانسه، در آن روز، اختراع جدید یعنی «عکاسی» را بعنوان هدیه‌ای رایگان به تمام جهان اعلام نمود و این نخستین رونمایی عکاسی برای عموم مردم بود؛ یعنی نقطه‌ی آغاز رشد این فن و هنر در جهان.
ظاهرا پیشنهاد نامگذاری 19 آگوست – زمان نخستین رونمایی عکاسی برای عموم - بعنوان روز جهانی عکاسی نخستین بار توسط انجمن‌های عکاسی در آمریکا اعلام شد ولی شورای عکاسی بین‌المللی هند(5) در سال 1991 نخستین نهادی بود که این روز را رسما بعنوان روز جهانی عکاسی جشن گرفت و از آن هنگام تا امروز هر سال کشورهای بیشتری این تاریخ را بعنوان «روز جهانی عکاسی» در تقویم‌های خود ‌گنجانده‌اند. بطوری که هر سال این رویداد نسبت به سال گذشته در گستره‌ی بزرگتری برگزار شده است. مدتی‌ست که به همت عکاسانی از آمریکا و استرالیا وبسایت ویژه برای «روز جهانی عکاسی» راه‌اندازی شده که امکان عضویت رایگان در آن برای همه‌ی عکاسان میسر است. در صورت عضویت در سایت، افراد می‌توانند از خدمات آن استفاده کنند. همچنین در این روز برنامه‌هایی مانند سخنرانی، گردهمایی، جلسات نقد و بررسی آثار عکاسی و رویدادهای رقابتی و غیررقابتی زیادی در سراسر جهان از سوی انجمن‌ها، گالری‌ها، شوراها، نهادها و وب‌سایت‌های مرتبط با عکاسی برگزار می‌شود.
اما متاسفانه بدلیل نبود یک نهاد واحد بین‌المللی همه‌گیر برای هماهنگ نمودن امور، قوانین و رویدادهای مرتبط با عکاسی در جهان، نامگذاری 19 آگوست بعنوان «روز جهانی عکاسی» برای بسیاری از عکاسان در کشورهای مختلف ناشناخته مانده است. با جستجویی در اینترنت دریافتم که این یادداشت نخستین اشاره‌‌ و توضیح درباره‌ی «روز جهانی عکاسی» حداقل در بین رسانه‌های مجازی فارسی زبان می‌باشد. اما بهانه‌ی این نامگذاری هر چه که باشد مهم وجود روزی‌ست به نام «عکاسی». روزی که همه‌ی فعالین این حوزه در سراسر جهان بطور همزمان به عرصه‌ای که در آن فعالیت می‌کنند بیشتر بیندیشند. بهانه‌ای‌ست برای باهم بودن و تمرکز بیشترشان رو‌ی شباهت‌ها. فرصتی برای معرفی بیشتر این پدیده‌ی شگفت‌انگیز به همگان. روزی که در آن همه‌ی عکاسان جهان حرفه و هنر خود را گرامی بدارند و به ارزش‌های آن افتخار کنند.
عکاسی یکی از مهمترین اختراعات بشر در قرن نوزدهم بوده است. از آن هنگام که لوئی داگر در پاریس تابستانی فرایند خود را علنی نمود تا امروز، عکاسی راه درازی آمده است؛ تغییرات زیادی به خود دیده و روز به روز بر ضریب نفوذش در میان مردم و جوامع افزوده شده است. عکاسی در طی تمام این سال‌ها پرتوی درخشان بر بسیاری از گوشه‌های تاریک یا ناشناخته‌ی زندگی بشر انداخته است و از پس این سال‌ها به یکی از موثرترین، نیرومندترین، سریعترین و پرطرفدارترین ابزار و رسانه‌های بشر برای ارائه‌ی اندیشه‌ها و احساساتش تبدیل شده است. مارسل پروست، نویسنده‌ی شهیر فرانسوی، جایی در شاهکار همیشه ماندگارش «در جستجوی زمان از دست رفته» می‌نویسد: "به گمان من تنها عکاسی است که، همانند بوسه، می‌تواند با تازه‌ترین کاربردهایش از درون آنچه به نظر ما چیزی با ظاهری قطعی و همیشگی می‌رسد صد چیز دیگر را بیرون بکشد که همه باز همان‌اند." «روز جهانی عکاسی» مبارک!


behnam5555 09-03-2011 02:35 PM

روز «رولد دال» (Roald Dahl)

http://oscars.persiangig.com/image/roalddahl-site-1.jpg

از پنج سال پیش در بریتانیا، سیزدهم سپتامبر به عنوان روز «رولد دال» (Roald Dahl) نام‌گذاری شده است. در این روز کودکان انگلیسی تولد دال را جشن می‌گیرند. «رولد دال» یکی از مشهورترین نویسنده‌های کودک و نوجوان است که به او لقب بهترین نویسنده‌ی مرد انگلستان را داده‌اند. دال در سیزدهم سپتامبر ۱۹۱۶ از پدر و مادری نروژی‌ به دنیا آمده است. داستان‌های رولد دال به‌خاطر طنزِ دل‌نشین و تخیّلِ بی‌نظیر طرف‌دارانِ بسیاری دارد. از دو سال قبل هم جایزه‌ای به نام «جایزه‌ی کتاب‌های بامزه‌ی رولد دال» از سوی بنیاد بوک تراست راه‌اندازی شده که به جالب‌ترین و خنده‌دارترین کتاب‌های کودک در دو مقطع سنی زیر ۶ سال و ۷ تا ۱۴ سال بریتانیا اهدا می‌شود. امسال هم برنده‌ی این جایزه نیز روز شانزدهم سپتامبر (۲۵ شهریور) از سوی بنیاد رولد دال معرفی می‌شود.
دال پیش از نویسندگی برای مدّتی خلبان جنگی بود و در جنگ جهانی دوم در نیروی هوایی سلطنتی بریتانیا خدمت می‌کرد. او مردی بود بلندقامت که به فوتبال و عکاسی و شکلات علاقه داشت. شاید به‌خاطر همین علاقه بود که در سال ۱۹۶۴ رُمان «چارلی و کارخانه‌ی شکلات‌سازی» را نوشت. البته قبل‌ از چاپ این رُمان، دال داستان‌های «گرملین‌ها» و «جیمز و هلوی غول‌پیکر» را منتشر کرده بود. منتها با محبوبیّتِ شخصیّت «چارلی» در میان کودکان و نوجوانان شهرتِ رولد دال نیز بیش‌تر شد. او کتاب‌های بسیاری برای کودکان و بزرگ‌سالان نوشت. جدای نوشتن داستان‌های تخیّلی، شعر هم می‌گفت. نمایش‌نامه و داستان کوتاه نیز می‌نوشت + فیلم‌نامه‌های ۳۶ ساعت (۱۹۶۵)، فقط دو بار زندگی می‌کنی (۱۹۶۷)، چیتی‌چیتی بنگ‌بنگ (۱۹۶۸) و شبکاو (۱۹۷۱). ضمن این‌که آثار داستانیِ دال هم منبع خوبی بوده‌اند برای اقتباس‌ (‌+) و ‌ فیلم‌های سی‌نمایی و پویانمایی‌ بر اساس داستا‌ن‌های چارلی، غول بزرگ مهربان، ماتیلدا و … تولید شده‌اند.
بیش‌تر کتاب‌های دال از سوی مترجم‌ها و ناشرهای مختلف به فارسی برگردانده/ چاپ شده‌اند. مترجم‌ها مثلاً لیلی برات‌زاده، شهلا انتظاریان، گیتا گرگانی، مهدی وثوق، شهلا طهماسبی، ساغر صادقیان، میرعلی غروی، سیدحبیب الله لزگی، نسرین مهاجرانی، پروین علی‌پور، محبوبه نجف‌خانی. ناشرها مثلاً انتشارات افق، نشر مرکز، انتشارات کاروان، نشر چشمه، انتشارت محراب قلم و …. (کتاب‌ها را در آدینه‌بوک ببینید.) هرچند من مجموعه‌ی کتاب‌های «رولد دال» را که با ترجمه‌ی «محبوبه نجف‌خانی» از سوی «انتشارات افق» منتشر شده است به کتاب‌های سایر مترجم‌ها/ناشرها ترجیح می‌دهم؛ هم از نظر ظاهرِ کتاب و هم از نظر ترجمه. به‌علاوه‌ی این‌که در کتاب‌های افق از تصویرسازیِ «کوئنتین بلیک» استفاده شده که تصویرگر کتاب‌های دال به زبان انگلیسی است. بلیک برای تصویرگری این کتاب‌ها جایزه‌ی «هانس کریستین آندرسن» را بُرده است.


behnam5555 09-03-2011 02:37 PM

سالروز تولد و مرگ اینگرید برگمن

http://oscars.persiangig.com/image/ingrid_bergman.jpg

۲۹ آگوست- مصادف با سالروز تولد و همچنین مرگ اینگرید برگمن است. ستاره‌ای که در طول فعالیت هنری‌اش ۳ جایزه اسکار و ۲ جایزه «اِمی» را از آن خود کرد. اینگرید برگمن در ۲۹ آگوست سال ۱۹۱۵ در استکهلم به دنیا آمد، پدرش سوئدی و مادرش آلمانی بود. وقتی ۳ ساله بود مادرش درگذشت و متأسفانه در سیزده سالگی پدر عکاس هنرمندش را هم ازدست داد. پدرش دوست داشت او خواننده اپرا شود و سه سالی هم او به کلاس آواز فرستاد. بعد از مرگ پدرس او به نزد عمه‌اش رفت، اما وی نیز بعد از شش ماه او را تنها گذاشت و او ازآن پس با عمویش زندگی کرد.
اینگرید برگمن بچه یتیم خجالتی سوئدی، رویای بازیگری در سر می‌پروراند. در نوجوانی درفیلم‌ها ظاهر شد و سرانجام به جایگاه ستارگی دست یافت. فیلمش اینتر متزو (۱۹۳۶) که در آن نقش پیانیستی را بازی می‌کرد که عاشق یک ویولونیست می‌شود، دیوید اُ.سلزنیکِ تهیه‌کننده را متوجه او ساخت. بسیاری از ستاره‌های خارجی از رفتن به آمریکا و تغییر نام و نشان خوشحال می‌شدند، ولی اینگرید جزو آنها نبود. وقتی سلزنیک او را به آمریکا برد تا در ورسیون هالیوودی اینتر متزو بازی کند، برگمن اصرار ورزید که رنگ طبیعی موها، ابروها و آرایشش را حفظ کند. سلزنیک در این لجاجت ارزشهای تبلیغاتی یافت و اینگرید برگمن را بعنوان یک قهرمان زن طبیعی و تروتازه به سینماروها معرفی کرد. اینتر متزو با استقبال فراوان روبرو شد. ولی دیری نگذشت که از او ایراد گرفتند که مدام در نقش یک «دختر خوب» بازی می‌کند. سلزنیک برگمن را برای مدتی بهMGM وام داد تا در دکتر جکیل و مستر هاید (۱۹۴۱) در مقابل اسپنسر تریسی و لانا ترنر ظاهر شود. برگمن سعی کرد نقش «خوب» خودش را با نقش «بد» لانا ترنر تاخت بزند. این تاخت زدن انجام شد و برگمن از این تجربه سرافراز بیرون آمد. ولی با وجود توجه خود او به تنوع نقش‌ها، بازی گرفتن از او در نقش زنهای معصوم و بیگناه ادامه پیدا کرد؛ و تمامی اینها نیز مقدار زیادی متأثر از بازیش در کازابلانکا (۱۹۴۲) در نقش همسر یک مبارز جبهه مقاومت فرانسه در دوران جنگ جهانی دوم و یک راهبه در زنگ‌های سینت‌مری (۱۹۴۵) بود. ولی هنگامی که برگمن به ایتالیا رفت و در استرومبولی (۱۹۴۹) بازی کرد و به روبرتو روسلینی کارگردان فیلم دل باخت و با او ازدواج کرد، شهرت و زندگی حرفه‌ایش برای همیشه تغییر کرد. ناگهان حتی در کنگره آمریکا از او انتقاد کردند و از محافل هالیوودی نیز کنار گذاشته شد. درست قبل از جدا شدنش از روسلینی بود که کمپانی فاکس از برگمن خواست تا در آناستازیا (۱۹۵۶) بازی کند. همان مردمی که به او پشت کرده بودند دوباره از او استقبال کردند. او با متانت و وقار و کماکان با همان خوبی و حقیقت احساسی که از او ستاره ساخته بود، به سوی نقشهای پخته‌تر رفت. وی ضمنا به تئاتر روی آورد و در کلاسیک‌های یوجین اونیل و جورج برنارد شاو بازی کرد. وقتی در سال ۱۹۷۸ سرانجام درسونات پاییزی به اینگمار برگمن پیوست، پیوند این دو بزرگ تاریخ سینما با خرسندی مورد استقبال قرارگرفت. برگمن در سالهای پایانی و در حالیکه سلامتش رو به وخامت گذاشته بود، با شجاعت در چند فیلم و سریال دیگر نیز بازی کرد.
تولد: ۲۹ اوت ۱۹۱۵، استکهلم، سوئد
مرگ: ۲۹ اوت ۱۹۸۲٫ لندن انگلستان، از بیماری سرطان سینه
قد: ۱ متر و ۸۰
همسران و فرزندان:
دکتر آرون پترلیندوسترم (۵۰-۱۹۳۷، جدا شدند)، دختری به نام پیا
روبرتو روسلینی (۵۷-۱۹۵۰، جدا شدند)، روبرتو اینگمار، ایزابلا و ایزوتا
لارس اشمیت تهیه‌کننده تئاتر سوئدی (۷۶-۱۹۵۸، جدا شدند)
جوایز اسکار
اسکار بهترین بازیگر زن برای چراغ گازی و آناستازیا
برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر زن نقش دوم به خاطر جنایت در قطار سریع‌السیر شرق
نامزد اسکار به خاطر زنگها برای که به صدا درمی‌آید، زنگهای سینت‌مری، ژاندارک و سونات پاییزی
درباره‌اش گفت‌اند:
- او زن زنان است. منظورم این است که او دقیقا همان چیزی است که یک زن باید باشد. از آن دسته زنانی است که مردان از او وحشتی ندارند، چون خیلی گرم و مهربان است. یک کیفیت واقعی دارد. این خیلی بد است که ملکه کشوری نیست. (گلدی هاون که در اواخر دوران بازیگری برگمن با او همبازی شد.)
- اگر بازیگری مثل اینگرید برگمن آنطور به شما نگاه کند که انگار شایستگی‌اش را دارید، دیگر لازم نیست خیلی بازی کنید. (همفری بوگارت، درباره نقش موفقش بعنوان عاشق برگمن در فیلم کازابلانکا)
- همان دقیقه اولی که بهش نگاه کردم فهمیدم چیز خاصی دارد. او یک کیفیت فوق‌العاده از خلوص و نبوغ و شخصیت یک ستاره واقعی را داشت که خیلی نایاب بود. (دیوید اُ.سلزنیک، کسی که برگمن را در سوئد کشف و در هالیوود به یک ستاره تبدیلش کرد.)
- اینگرید بیچاره به پنج تا زبان حرف می‌زند، ولی نمی‌تواند با هیچ کدامشان بازی کند (سر جان گیلگاد)
بعید است بدانید:
- تهیه‌کننده‌های هالیوودی تلاش کردند که او در سال ۱۹۳۹ نامش را عوض کند و نامهای مختلفی مثل اینگرید بری‌مان و اینگرید لیندستورم را پیشنهاد کردند. برگمن قبول نکرد، چون معتقد بود که او تلاشهای زیادی برای تثبیت نام واقعی خودش در اروپا انجام داده است.
- یک نوع گل سرخ بعد از مردنش به نام او نام‌گذاری شده است، گل سرخی که به آن اینگرید برگمن می‌گویند.
- اینگرید برگمن و شون کانری در فهرست بزرگترین بازیگران تمام دوران به انتخاب ۵۰ هزار خواننده یک مجله آلمانی در صدر جدول قرار گرفتند.
- در مراسم تشییع جنازه او که در کلیسای سنت مارتین برگزار می‌شد، هیچ لحظه‌ای تاثیرگذارتر از زمانی که ویولون نوای «همچنان که زمان می‌گذرد» را نواخت، نبود. (ترانه‌ای که نشانه عشق او و همفری بوگارت در فیلم کازابلانکاست).
قسمتی به یادماندنی از فیلم کازابلانکا را که در آن ترانه «همچنان که زمان می‌گذرد» را می‌توانید در یوتیوب ببینید یا از مدیافایر یا رپیدشیر دانلود کنید.
- هیچکاک در آخرین دیدار از ترس مرگ زودهنگام او گریه‌اش گرفت. برگمن که به خاطر سرطان در شرف مرگ بود به هیچ گفت: «اما مطمئنا تو هم زمانی خواهی مرد، هیچ، همه ما می‌میریم.» او بعدها گفت که بنظر می‌رسد آن جمله سلامتی او را به همراه داشته است و خداحافظی تلخ و شیرینی انجام داده است. هیچکاک در سال ۱۹۸۰ مرد و برگمن دو سال دیرتر از او از دنیا رفت.
- از کار کردن با گری کوپر لذت می‌برد، چون که در برابر او لازم نبود کفشهایش را دربیاورد (قد اینگرید نسبت به قد اغلب ستاره‌های مرد آن دوران زیادی بلند بود).
- منشی هیئت داوری جشنواره کن، کریستین ژوسپین، ستاره‌های متفاوتی را در جشنواره به یاد می‌آورد و می‌گوید که تاثیربرانگیزترین آنها بازگشت برگمن در سال ۱۹۷۳ بعنوان رییس هیئت داوران جشنواره بود. ژوسپین می‌گوید: «هر شب وقتی او به نمایش‌های شبانه می‌آمد مردم می‌ایستادند و برایش دست می‌زدند و تشویقش می‌کردند، هر شب. من ندیده‌ام برای کس دیگری این اتفاق بیافتد.»
- کری گرانت به یاد می‌آورد که یک روز صبح اینگرید سر صحنه آمد، ولی مشخصا حواسش آنجا نبود: «ما صحنه را دوباره و دوباره گرفتیم، اما او یکجوری توی خلسه بود. آنجا نبود. اما هیچکاک چیزی نمی‌گفت. او فقط کنار دوربین نشسته بود و سیگار می‌کشید. بالاخره حول و حوش ساعت ۱۱ صبح در چشمان اینگرید دیدم که دارد برمی‌گردد. برای اولین بار در آن روز صبح دیدم که همه چیز درست شد و هیچکاک گفت: «کات». آن وقت هیچ نشست، به اینگرید نگاه کرد و به آرامی گفت: «صبح بخیر اینگرید».
- دوست صمیمی نویسنده شهیر، ارنست همینگوی، بود که به او «پاپا» می‌گفت. همینگوی هم او را در عوض «دختر» خطاب می‌کرد.
- ادیت هد، طراح بزرگ و معروف لباس و جواهرات که بسیاری از بازیگرها را سرتاپا “می‌ساخت”، پی برد که در مورد اینگرید برگمن باید همه لباسهایش را به ساده‌ترین شکل طراحی کند و از کمترین جواهرات استفاده نماید.
- برگمن اجازه نمی‌داد دست به سر و صورتش بزنند و حتی برای فیلمی چون زنگها برای که به صدا درمی‌آید، بی هیچ ادا و اطوار و چک وچانه‌ای حاضر شد موهایش را کوتاه کند.
- برگمن با قد ۱ متر و ۸۰ سانتی‌اش از بسیاری از بازیگران زن و مرد فیلمهایش بلندقدتر بود. وقتی یکی از تهیه‌کننده‌هایش از او خواست که کفش پاشنه‌بلندش را به پا نکند، برگمن توضیح داد که معمولا کفشهایش تخت است. بازیگران مرد کوتاه‌قدتر مثل بوگارت مجبور بودند «کفی»هایی در کفشهایشان بگذارند تا در مقابل او کم نیاورند.
- برگمن نخستین کار بزرگ هالیوودی‌اش را خیلی اتفاقی بدست آورد: یک زن و مرد سوئدی برای پسرشان که در نیویورک آسانسورچی بود، از اینتر متزو تعریف می‌کرده‌اند. آسانسورچی از فیلم برای یکی از ساکنان عمارتی که در آن کار می‌کرده، تعریف می‌کند و این ساکن عمارت هم از قضای روزگار یکی از «شکارچی‌های استعداد» بوده که برای دیوید اُ.سلزنیک، تهیه‌کننده مستقل کار می‌کرده است.
- وقتی برگمن با ارنست همینگوی ملاقات کرد تا درباره نقشش در زنگها برای که به صدا درمی‌آید صحبت کنند، همینگوی به او هشدار داد که اگر می‌خواهد نقش را از آنِ خود کند، باید موهایش را کوتاه نماید و برگمن هم پاسخ داد: «مو که هیچ، برای تصاحب این نقش حاظرم سرم را هم بزنم!» کوتاهی موی برگمن در این فیلم نقش پرمعنایی در تاریخ سینما بازی کرد: مکس استاینر سازنده موسیقی متن کازابلانکا، سران استودیوی وارنر را راضی کرد که به وی اجازه بدهند تا ترانه جدیدی برای کازابلانکا بنویسد. ولی نوشتن و فیلمبرداری یک ترانه جدید می‌طلبید که برگمن را از سر فیلم زنگها برای که به صدا درمی‌آید به استودیو بیاورند و سکانس کافه ریک را دوباره بگیرند. اما آرایشگرهای استودیو نمی‌توانستند آن آرایش موی قبلی برگمن را با کلاه گیس یا هزار ترفند و حقه با دوران فیلمبرداری کازابلانکا هماهنگ کنند و بنابراین فیلمبرداری صحنه‌های جدید لغو شد و ترانه As the Time Goes by در فیلم باقی ماند.
بد نیست که یکی از سکانس‌های به یادماندنی کازابلانکا را که یکی از صحنه‌های به یادماندنی سینما هم هست، ببینید. جایی که «الزا» با بازی برگمن از «ریک» با بازی بوگارت، خداحافظی می‌کند:
یوتیوب – مدیافایر – رپیدشیر
خودش گفته:
- سرطان کسی را می‌کشد که سرنوشتش را قبول ندارد، کسی که بلد نیست با آن زندگی کند و فقط زمان کمی را که باقی مانده نابود می‌کند.
- بازیگری بهترین داروی جهان است. اگر احساس خوبی درباره‌اش نداشته باشید، به این خاطر که دائم به فکر چیزی مشغول می‌شوید که مال شما نیست، از بین می‌روید. ما بازیگران آدمهای خوشبختی هستیم.
- داشتن یک خانه، همسر و بچه باید برای زندگی هر زنی کافی باشد. این همان چیزی است که ما با آن معنی پیدا میکنیم، مگر نه؟ اما هنوز هم معتقدم هر روز زندگی، یک روز ازدست رفته است. همان طور که فقط نیمی از من زنده است. نیم دیگر در یک کیف، فشرده و خفه شده است.
- من فیملهای زیادی کار کرده‌ام که خیلی هم مهمتر بوده‌اند، اما تنها آدمی که همیشه می‌خواهند درباره‌اش صحبت کنم، بوگارت (در کازابلانکا) است.
- مهم نیست که تو واقعا گریه کنی. مهم این است که تماشاگران فکر کنند تو داری گریه می‌کنی.
- خودت باش. جهان، اصل را ستایش می‌کند.
- در پاریس وقتی کازابلانکا به نمایش درآمد، آنها زیاد از آن استقبال نکردند. دیدگاه سیاسی‌اش را دوست نداشتند. فیلم به سرعت جمع‌آوری شد و هیچ وقت هم به تلویزیون فروخته نشد. چند وقت پیش، آن را مثل یک فیلم جدید در ۵ سینمای پاریس به نمایش درآوردند. نمایش افتتاحیه‌اش را جشن گرفتند و مردم دیوانه‌اش شدند.
- من خجالتی‌ترین آدمی هستم که تا بحال وجود داشته، اما شیری درونم دارم که هیچوقت خفه نمی‌شود.
- زمان کوتاه شده است؛ اما هر روزی که من با این سرطان می‌جنگم و زنده می‌مانم، برایم یک پیروزی است.
- از پیری نمی‌ترسم، چون همه ما پیر می‌شویم. اگر من تنها آدم بودم، می‌ترسیدم. اما همه در یک کشتی هستیم و تمام دوستانم با من می‌آیند. همه ما به سمت پیری حرکت می‌کنیم. اینکه چند سال باقی مانده نمی‌دانیم. فقط باید قبولش کنیم.
- از کارهای که کرده‌ام پشیمان نیستم. فقط از کارهایی پشیمانم که انجام نداده‌ام.
- تا ۴۵ سالگی می‌توانم نقش زنان عاشق را داشته‌باشم. بعد از ۵۵ سالگی می‌توانم نقش مادربزرگ‌ها را داشته باشم. اما این ده سال میانی برای یک بازیگر زن خیلی سخت است.
- یادم می‌آید که (در هالیوود) یک روز کنار استخر نشسته بودم و ناگهان اشک‌هایم روی صورتم جاری شد. چرا من آن قدر ناراحت بودم؟ من موفق شده بودم. امنیت داشتم. اما این کافی نبود. من از درون منفجر شده بودم. (بعد از اینها بود که با روبرتو روسلینی بلند شد و از هالیوود رفت تا زندگی دیگری را تجربه کند.)
- (به دخترش ایزابلا روسلینی درباره بازیگری) آنرا ساده بگیر. صورتت را همینطور معمولی نگه دار، موسیقی و داستان پرش می‌کنند.
- تنها راه جوان ماندن این است که به پیمودن همان راهی که دارد شما را می‌برد ادامه دهید. این کار حسابی برای من جواب داد. بعد وقتی یکی از کارهایت تمام شد، استراحت کن و از آن لذت ببر.
فیلمهای مهم
کازابلانکا (۱۹۴۲)، چراغ گاز (۱۹۴۴)، زنگ‌های سینت‌مری (۱۹۴۵)، طلسم‌شده (۱۹۴۵)، بدنام (۱۹۴۶)، استرومبولی (۱۹۵۰)، اروپای ۵۱ (۱۹۵۲)، سفر به ایتالیا (۱۹۵۳)، آناستازیا (۱۹۵۶)، قتل در قطار سریع‌السیر شرق (۱۹۷۴)، سونات پاییزی (۱۹۷۸).
- اینتر متزو (۱۹۳۹): برگمن که در تعدادی فیلم صامت و ناطق در سوئد از جمله همین فیلم (۱۹۳۷) بازی کرده بود، در اینجا در بازسازی فیلم سوئدی‌اش در نقش پیانیست زیبایی ظاهر شده که دلباخته ویولونیست معروفی (لزلی هاوارد) می‌شود.
- کازابلانکا (۱۹۴۲): نمونه بارز درام‌های رمانتیک جنگ جهانی دومی با شرکت بوگارت و برگمن که در اینجا یک «جادوی سینمایی» خلق کرده‌اند: این دو زمانی در پاریس دلباخته یکدیگر بوده‌اند و حالا «بوگی» کافه ریک را در کازابلانکا می‌گرداند و برگمن با پل هنرید یکی از رهبران جبهه مقاومت فرانسه ازدواج کرده است.
- چراغ گازی (۱۹۴۴): اقتباس سینمایی جورج کیوکر از نمایشنامه پاتریک همیلتون درباره زن تازه ازدواج کرده‌ای در دوره ملکه ویکتوریا که شوهر بی‌رحمش (شارل بوایه) سعی می‌کند که او را مجاب کند که دارد عقلش را از دست می‌دهد. برگمن اولین اسکارش را به خاطر ایفای نقش زنی در مرز دیوانگی برد.
- بدنام (۱۹۴۶): دومین همکاری برگمن با آلفرد هیچکاک و نخستین کار مشترکش با کری گرانت، حکایت دختری است که با یک نئونازی (کلود رینز) ازدواج میکند تا بتواند جاسوسی‌اش را بکند. گرانت نقش ماموری آمریکایی را دارد که برگمن را به استخدام خود درمی‌آورد.
- آناستازیا (۱۹۵۶): بازگشت پیروزمندانه برگمن به هالیوود پس از تبعیدی خودخواسته در اروپا و ازدواجش با روبرتو روسلینی. برگمن دومین اسکارش را به خاطر ایفای نقش زنی برد که احتمال می‌دهند دختر نیکلا، تزار روسیه باشد.
- اگر می‌خواهید با زندگی برگمن بیشتر آشنا شوید، توصیه می کنم کتاب «اینگرید برگمن، داستان زندگی من» را که نشر قطره با ترجمه آنتونیا شرکا منتشر کرده بخوانید، کتاب مفصل و جالبی است.


behnam5555 09-03-2011 02:41 PM


جمعه وقت رفتنه / موسم دل کندنه / به بهانه خاموشی فرهاد


http://oscars.persiangig.com/image/Farhad_mehrad.jpg مرد تنها هم مرد! برای کسی شدن، برای اسطوره شدن، برای به اوج رسیدن، برای این که تار نماها از مرثیه لبریز شوند ، باید مرد.(شهیار قنبری)اولین اثر فرهاد به زبان فارسی؛ صدای بی صدا نام داشت!! دومین کارش جمعه نام گرفت ترانه ای که به خاطر محتوایش بحث های زیادی را بر انگیخت و به عنوان سیاسی ترین ترانه های دهه پنجاه شناخته شد.
توی قاب خیس این پنجره ها / عکسی از جمعه غمگین می بینم / چه سیاهه به تنش رخت عزا / تو چشاش ابرای سنگین می بینم / داره از ابر سیاه خون می چکه / جمعه ها خون جای بارون می چکه
نفسم در نمی یاد / جمعه ها سر نمی یاد / کاش می بستم چشمامو / این ازم بر نمی یاد
جمعه وقت رفتنه / موسم دل کندنه / خنجر از پشت می زنه / اون که همراه منه

سومین ترانه او هفته خاکستری بود. ترانه ای دیگر ...... خلاف جنس ترانه های آن دوران.. تلنگری به انسانهای غرق در زندگی روزمره!!
چهارمین شعر، شبانه احمد شاملو بود. ترانه ای سیاه! شرح حال جامعه که شاعر آگاهانه واژه هایش را انتخاب کرده بود. فرهاد این ترانه را به دکتر صلحی زاده که در ان زمان معروفترین متخصص ترک اعتیاد بود؛ تقدیم کرد.
یه‌ شبِ مهتاب/‌ماه‌ میاد تو خواب/‌منو می‌بره‌/کوچه‌ به‌ کوچه‌/باغِ انگوری‌/باغِ آلوچه/‌دره‌ به‌ دره‌/صحرا به‌ صحرا/اون‌ جا که‌ شبا/پشتِ بیشه‌ها/یهِ پری‌ میاد/ترسون‌ و لرزون/‌پاشو میذاره‌/تو آبِ چشمه‌/شونه‌ می‌کنه‌/مویِ پریشون‌... /یه‌ شبِ مهتاب/‌ماه‌ میاد تو خواب/‌منو می‌بره‌/تهِ اون‌ دره‌/اون‌ جا که‌ شبا/یکه‌ و تنها/تک‌ درختِ بید/شاد و پُرامید/می‌کنه‌ به‌ ناز/دَستشو دراز/که‌ یه‌ ستاره‌/بچکه‌ مثِ/یه‌ چیکه‌ بارون‌/به‌ جایِ میوه‌ش‌/نوکِ یه‌ شاخه‌ش‌/بشه‌ آویزون‌.../ یه‌ شبِ مهتاب‌/ماه‌ میاد تو خواب‌/منو می‌بره‌/از تویِ زندون‌/مثِ شب‌پره‌/با خودش‌ بیرون‌،/می‌بره‌ اون‌ جا/که‌ شبِ سیا/تا دمِ سحر/شهیدایِ شهر/با فانوسِ خون‌/جار می‌کشن‌/تو خیابونا/سرِ میدونا:/"عمو یادگار!/مردِ کینه‌دار!/مستی‌ یا هشیار/خوابی‌ یا بیدار؟»
مستیم‌ و هشیار/شهیدایِ شهر!/خوابیم‌ و بیدار/شهیدایِ شهر!/آخرش‌ یه‌ شب‌/ماه‌ میاد بیرون‌،/از سرِ اون‌ کوه‌/بالایِ دره‌/رویِ این‌ میدون‌/رد می‌شه‌ خندون‌ /یه‌ شب‌ ماه‌ میاد/یه‌ شب‌ ماه‌ میاد ....پنجمین کار او کودکانه نام داشت و ششمین گنجشکک اشی مشی و بعد از ان شبانه ۲.
شبانه 2 به 17 شهریور نسبت داده شد.
یه شب مهتاب / ماه میاد تو خواب / منو می بره / ته اون دره / اونجا که شبا / یکه و تنها / تک درخت بید / شاد و پر امید / می کنه به ناز / دستشو دراز / که یه ستاره / بیفته مثله / یه چیکه بارون
سال 48 فرهاد ترانه «مرد تنها» ،با شعر شهيار قنبري و موسيقي اسفنديار منفردزاده،را براي فيلم «رضا موتوري» ميخواند.ترانه «مرد تنها» كه پس از اكران فيلم در قالب صفحه گرامافون راهي بازار شده بود آنچنان طرفدار مي يابد كه فرهاد تبديل به يك ستاره ميشود. چون هميشه معتقد بود بايد شعري را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر بايد به شكلي زبان حال او باشد پس از «مرد تنها» تعداد محدودي ترانه يعني ترانه هاي «جمعه»،«هفته خاكستري»،«آيينه ها»(51-1350)را خواند و با افزايش تنشهاي سياسي در ايران در دهه پنجاه ترانه هاي «شبانه1» ،«خسته»، «سقف»،«گنجشگك اشي مشي»،«آوار»،«شبانه2» با اشعاري از احمد شاملو و شهيار قنبري و صداي فرهاد منتشر و تبديل به سرود اتحاد مردم شدند...مرد تنها هم مرد و اسطوره شد. سوگواران گناهکار دوباره انگشت اتهام به جانب یکدیگر دراز می کنند که بگویند: من بی گناهم. تو بودی که دست او را نگرفتی. تو بودی که گذاشتی تمام شود. و باری آرام می گیرند و به بستر می روند. حافظه ملی ما پاک پاک است، حافظه هنری هم.
هیچ کس هیچ چیز به یاد ندارد این که چه کرده ای مهم نیست. این که چه نکرده ای مهم است. دوباره یکی می رود و ما همه دسته گلهای پوسیده را به پایش پرتاب می کنیم. بر امواج اینترنت تصویرش را تاخت می زنیم!! شعر می نویسیم؛ رج می زنیم…بغض می کنیم…سبک می شویم…این همه انرژی دیر هنگام به کار هیچ کس نمی آید. اما اگر زنده بود به دردش می خورد.

روحش شاد و یادش گرامی باد.



behnam5555 09-03-2011 02:43 PM


مشاهیر چه شغلی داشتند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟


نام---مقام---شغل

ميرزا تقي خان امير کبير---صدر اعظم ناصرالدّين شاه --- منشي
آدولف هيتلر---ديکتاتور آلمان---نقّاش پوستر
آلبرت انيشتن---فيزيکدان---منشي اداره ثبت
او هنري---نويسنده---گاوچران
جرالد فورد ---رئيس جمهور آمريکا---مانکن لباس مردانه
جوزپه گاريبالدي---انقلابي ايتاليايي---ملوان
جيمي کارتر---رئيس جمهور آمريکا---بادام کار
رونالد ريگان---رئيس جمهور آمريکا---هنرپيشه سينما
شون کانري---هنرپيشه سينما---بنّا و راننده کاميون
کلارک گيبل---هنرپيشه سينما---چوب بر
ويليام فالکنر---نويسنده---نقّاش ساختمان
گاندي---رهبر فقيد هند---وکيل دادگستري
جرج واشنگتن---اوّلين رئيس جمهور آمريکا---کشاورز
نادرشاه افشار---مؤسّس سلسله افشاريه---پوستين دوز
يعقوب ليث---سر سلسله صفّاريان---رويگر
امير اسماعيل ساماني---سر سلسله امراي ساماني---ساربان
آلپتکين---سر سلسله غزنويان---غلام زر خريد
فرخي سيستاني---شاعر مشهور ايران---کارگر کشاورز
پانديت نهرو---نخست وزير هند---وکيل دادگستري
موسوليني---ديکتاتور ايتاليا---روزنامه نويس
ساموئل مورس---مخترع آمريکايي---نقّاش
جک لندن---نويسنده آمريکايي---کارگر کشتي
آلبر کامو---نويسنده فرانسوي---معلّم
ريچارد نيکسون---رئيس جمهور آمريکا---وکيل دادگستري
آبراهام لينکلن---رئيس جمهور آمريکا---هيزم شکن
گي دو موپاسان---نويسنده آلماني---کارمند دريا داري
چارلز ديکنز---نويسنده انگليسي---منشي
آناتول فرانس---نويسنده فرانسوي---کتاب فروش
مولير---نويسنده بزرگ فرانسوي---هنرپيشه
هربرت جرج ولز ---نويسنده بزرگ انگليسي---شاگرد بزّاز
ارنست همينگوي---نويسنده بزرگ آمريکايي---خبرنگار
ويليام شکسپير---نويسنده بزرگ انگليسي---هنرپيشه سيّار
فيدل کاسترو---رئيس جمهور کوبا---دانشجوي حقوق
کاردينال ريشيلو---صدر اعظم معروف فرانسه---کشيش
ناپلئون بناپارت---امپراطور فرانسه---افسر توپخانه
کريم خان زند---مؤسّس سلسله زنديّه---تير انداز سپاه نادر شاه
ژاندارک---شخصيّت نيمه مذهبي و قهرمان فرانسوي---چوپان
هانري فورد---کارخانه دار آمريکايي---ساعت ساز
توماس اديسون---مخترع بزرگ آمريکايي---تلگرافچي
آلفرد نوبل--- بنيانگذار جايزه نوبل--- کارگر کارخانه
والت ديزني---مخترع سينماي انيمشن---پادوي مغازه
ميکلانژ---نقّاش مجسمه ساز ايتاليايي---سنگ تراش



behnam5555 09-03-2011 02:45 PM

شکل بدن در هنگام خواب

http://oscars.persiangig.com/mr_80e75e983d4428.jpg

آیا شکل خوابیدن ما، می‌تواند حاوی اطلاعاتی در مورد شخصیت ما باشد؟ این ایده که موقعیت بدن حین خواب و شخصیت به هم ربط دارند، چیز تازه‌ای نیست. روانکاوان از دیرباز در پی اثبات چنین چیزی بودند و چنین ارتباطی به خوبی با تئوری رؤیای فروید سازگار است.فروید باور داشت که وقتی به خواب می‌رویم، ما با ناخودآگاه خود که حاوی امیال ناخوشایند و ناخواسته‌مان است، تنها می‌مانیم، امیال و خواسته‌هایی که نمی‌خواهیم به صورت ارادی به آنها فکر کنیم. کارکرد رؤیا این است که امیال را به صورت نمادین و قابل قبول‌تری به ما عرضه کند.فروید عقیده داشت که رؤیاها در حکم «مسیر شاهانه‌ای به سوی ناخودآگاه» هستند. بر اساس تئوری فروید، شخصیت ما تا حد زیادی انعکاس، چگونگی مدیریت و دفاع ما علیه امیال ناخواسته‌مان است.فروید در حین بعضی از جلسات روانکاوی، از بیمارانش می‌خواست که در برابر او راحت باشند و به آرامی در موقعیتی که راحت هستند و معمولا در هنگام خواب به خود می‌گیرند، در بستر دراز بکشند و بعد از روی نحوه آرام گرفتن بیمارانش، به عنوان یکی از شاخص‌های ارزیابی شخصیت استفاده می‌کرد.
یکی از اشخاصی که کتابی در این زمینه تألیف کرده است، دکتر ساموئل دانکل است، او که یک روانپزشک مقیم نیویورک است، کتابی با عنوان «موقعیت‌های خواب: زبان شبانه بدن» نوشته است. در این کتاب او نوشته است که موقعیتی که در شب به بدنمان هنگام خواب می‌دهیم، بازتابی از کارها و چالش‌های روزانه‌مان است.
البته چیزهایی که تا اینجا برایتان نوشتم، زاویه دیدی روانشناسان را نشان می‌دهد، اگر از پزشکان دیگر مثلا از یک جراح مغز و اعصاب در مورد موقعیت خواب بپرسید، به احتمال زیاد چیزی که به شما خواهد گفت این است: بهترین موقعیت خواب، خوابیدن به پشت است. در این حالت سرتان باید کمی بالاتر از بدنتان قرار بگیرد و زاویه‌ای ۱۰ تا ۳۰ درجه‌ای با بدنتان داشته باشد. در این وضعیت بیشترین مقدار خون به مغزتان می‌رسد و تنفس بهتری خواهید داشت. بهتر است پاها هم کمی بالاتر از تنه قرار بگیرند.
از دید پزشکان، خوابیدن روی شکم اصلا خوب نیست، چون اعضای داخلی را تحت فشار قرار می‌دهد و ثابت شده است که کسانی که عادت دارند دمر بخوابند، بیشتر از دیگران دچار درد گردن و کمر می‌شوند.
اما «کریس ایدزیکوفسکی» که مدیر سرویس ارزیابی و مشاوره خواب است، اخیرا با بررسی شکل خواب یک هزار نفر، شش وضعیت شایع‌تر خواب را با اشکال شخصیتی مختلف مرتبط کرده است.
۱- شکل جنینی: ۴۱ درصد افراد، در هنگام خوب، شکل جنینی به خود می‌گیرند. زن‌ها دو برابر مردها، دوست دارند که در این وضعیت به خواب بروند. این اشخاص برون‌گرا و در عین حال حساس هستند. ممکن است خجالتی باشند، اما زود صمیمی و خودمانی می‌شوند.
۲- افرادی که به پهلو می‌خوابند، در حالی که دست‌ها و پاهایشان کشیده است. این افراد غالبا اجتماعی هستند، آنها آسان‌گیر هستند و زود اعتماد می‌کنند و حتی در مواردی ساده‌لوح هستند. ۱۵ درصد افراد در چنین وضعیتی می‌خوابند.
۳- این افراد هم به پهلو می خوابند، ولی عادت دارند دستهایشان را در هنگام خواب در جلوی بدنشان بگیرند. ۱۳ درصد افراد در هنگام خوب این شکل را به خود می‌گیرند. این افراد، غالبا روشنفکر و در عین حال بدگمان و مشکوک هستند. آنها وقتی تصمیمی بگیرند، در پی گرفتن آن، ثابت‌قدم هستند.
۴- افرادی که به پشت می‌خوابند و اصطلاحا وضعیت سرباز به خود می‌گیرند. ۸ درصد افراد دوست دارند، در این وضعیت به خواب بروند. این افراد غالبا آرام و خوددار هستند و از هیاهو پرهیز می‌کنند و دوست دارند خود و دیگران را به استانداردهای بالاتری برسانند. البته آنها در عین حال، احتمال دارد که در هنگام خواب خر و پف کنند.
۵- افرادی که دمر می‌خوابند و دستشان را زیر بالش می‌گیرند یا بالش را بغل می‌کنند. ۷ درصد افراد در هنگام خوابع دمر می خوابند. آنها عجول و بی‌پروا هستند و از انتقادهایی که در مورد آنها می‌شود، استقبال نمی‌کنند.
۶- موقعیت ستاره دریایی، افرادی که به پشت می خوابند، دستهایشان را بالا می‌گیرند و نزدیک سر و بالش می‌برند. ۵ درصد افراد این موقعیت را دوست دارند. این افراد شنونده‌های خوبی هستند و یاری‌رسان دیگران هستند، آنها دوست ندارند که در مرکز توجه دیگران قرار بگیرند. آنها بیشتر از دیگران، احتمال دارند که خر و پف کنند و بیشتر از بقیه دچار اختلال خواب می‌شوند.
- تنها، ۵ درصد افراد در شب‌های مختلف، موقعیت خواب متفاوت اختیار می‌کنند و بقیه در همه شب‌ها، یکسان می‌خوابند.
- تنها ۱۰ درصد افراد، در هنگام خواب، همه بدن را با پتو می‌پوشانند و سایر مردم، عضوی از بدن مثلا یک دست، یک پا یا هر دو پا را بیرون پتو می‌گذارند

منابع: shine.yahoo-mindhacks


behnam5555 09-03-2011 02:47 PM


کدام بازیگر هالیوود، رکورد کشته شدن در فیلم‌ها را دارد؟!

http://oscars.persiangig.com/image/0...7p_hmedium.jpg
بعضی از بازیگرها در فیلم‌هایشان بیشتر از بقیه می‌میرند. این مطلب شاید تصادفی باشد، شاید هم شخصیت بازیگری‌شان طوری باشد که به آنها نقش‌های مستلزم مرگ بیشتر پیشنهاد می‌شود!
شاید شما هم گاه کنجکاو شده بدانید که کدام یک از ستارگان هالیوود بیشتر از بقیه کشته شده است. برای رسیدن به پاسخ این سؤال، این پست را تا انتها بخوانید:
- سه مرگه‌ها:

- کارل ویترس: او تا به حال در سه فیلم راکی ۴، Predator و Happy Gilmore مرده است.
- مل گیبسون: مرگش را در شجاع دل فراموش نمی‌کنیم. او علاوه بر این فیلم در هملت و خانم Soffel هم مرده است. البته گیبسون، رکوردار مورد شکنجه قرار گرفتن در فیلم‌هایش هم هست! مثلا او در اسلحه کشنده، تئوری توطئه، شجاع دل، Payback و Beyond Thunderdome مورد شکنجه قرار گرفته است!
- پنج‌مرگه‌ها:

- گری اولدمن: او در ۵ فیلم کشته شده است: کتاب ایلای، دراکولای برام استراکر، عنصر پنجم، لئون و رومانس واقعی.

گری اولدمن در فیلم لئون

- شان بین: او هم در ۵ فیلم مرده است: Equilibrium, The Fellowship of the Ring, Goldeneye, The Hitcher ، Patriot Games.

شان بین در The Hitcher

- رابرت دونی جی آر: او در ۵ فیلم مرده است: Less than Zero, Natural Born Killers, Richard III, The Gingerbread Man ، U.S. Marshals
- جورج کلونی: او در ۵ فیلم Return to Horror High, Red Surf, The Perfect Storm, Confessions of a Dangerous Mind ، Syriana مرده است.
جورج کلونی در سیریانا
- هشت‌مرگه‌ها:

- کریستین بیل: او در ۸ فیلم مرده است: The Mystery of Anna, Henry V, The Secret Agent, Mary Mother of Jesus, Shaft, Harsh Times, The Prestige ، ۳:۱۰ to Yuma

کریستین بیل در قطار ۳:۱۰ به یوما

- دنزل واشنگتن: او در ۸ فیلم ‌ Cry Freedom, Glory, Heart Condition, Malcolm X, Fallen, The Preacher’s Wife, Training Day ، Man on Fire مرده است.
دنزل واشنگتن در Man on Fire
- نه‌مرگه‌ها:

- برد پیت: او در ۹ فیلم مرده است: A River Runs Through It، کالیفرنیا، Legends of the Fall, The Devil’s Own، تروی،The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford، بعد از خواندن بسوزان ، مورد عجیب بنجامین باتن.
توجه داشته باشید که به علت تخیلی بودن او در باشگاه مشتزنی و همچنین زنده شدن دوباره در قالب یک موجود کارتونی در Cool World، این دو مرگ لحاظ نشده‌اند!
- جک نیکلسون: او در ۹ فیلم مرده است: Easy Rider، پرواز بر فراز آشیانه فاخته، The Passenger، درخشش، Batman, Hoffa، Mars Attacks!، Departed و The Bucket List
مرگ‌های او در فیلم‌هایش خیلی خشن هستند، او مورد شلیک قرار می‌گیرد، از ارتفاع می‌افتد و زیر مشت و لقد جان می‌سپارد!
- آل پاچینو: اودر ۹ فیلم مرده است: صورت زخمی، دیک تریسی، پدرخوانده ۳، راه کارلیتو، دنی براسکو، بی‌خوابی، مردمی که می‌شناسم، کارآموز و قتل منصفانه
آل پاچینو در آخرین سکانس پدرخوانده ۳
- داستین هافمن: او هم در ۹ فیلم مرده است: Midnight Cowboy, Who is Harry Kellerman And Why Is He Saying Terrible Things About Me?, Lenny, Death of a Salesman, Billy Bathgate, Hook, Wag the Dog, Perfume و Mr. Magorium’s Wonder Emporium
هافمن در Perfume
- 10 مرگه:

- جانی دپ: او در ۱۰ فیلم مرده است. A Nightmare on Elm Street, Platoon, Freddy’s Dead, Ed Wood, Dead Man, The Astronaut’s Wife, From Hell, The Libertine, سویینی تاد و دزدان دریایی کارائیب ۲٫جانی دپ در سویینی تاد
- ۱۱ مرگه :

- بروس ویلیس در ۱۱ فیلم مرده است: Billy Bathgate, Mortal Thoughts, Death Becomes Her, Twelve Monkeys, The Jackal, Armageddon, The Sixth Sense, Hart’s War, Charlie’s Angels: Full Throttle, Sin City و Grindhouse: Planet Terror
بروس ویلیس در ۱۲ میمون
نکته جالب اینکه در دو فیلم Mortal Thoughts و Charlie’s Angels، او به وسیله همسر سابقش یعنی «دمی مور» کشته می‌شود!
- رکورددار مردن در فیلم‌ها با ۱۴ بار مرگ:

- رابرت دنیرو: و سرانجام مقام نخست کشته شدن در فیلم‌های سینمایی تعلق می‌گیرد به رابرت دنیرو. او در ۱۴ فیلم مرده است:
Bloody Mama, Bang the Drum Slowly, Mean Streets, Brazil, The Mission, Cape Fear, This Boy’s Life, Mary Shelley’s Frankenstein , Heat, The Fan, Jackie Brown, Great Expectations, 15 Minutes و Hide & Seek


behnam5555 09-03-2011 02:55 PM

چاخان هم ممنوع!
روز مرگم، هر که شیون کند از دور و برم دور کنید
همه را مست و خراب از می انگور کنید
مزد غسال مرا سیر شرابش بدهید
مست مست از همه جا حال خرابش بدهید
بر مزارم مگذارید بیاید واعظ
پیر میخانه بخواند غزلی از حافظ
جای تلقین به بالای سرم دف بزنید
شاهدی رقص کند جمله شما کف بزنید

روز مرگم وسط سینه‌ی من چاک زنید
اندرون دل من یک قلمه تاک زنید
روی قبرم بنویسید وفادار برفت
آن جگرسوخته‌ی خسته از این دار برفت.

«وصیت‌نامه‌ی وحشی بافقی»

جرالدین، دخترم!

«چاخان» واژه‌ای ترکی است که در لغت‌نامه‌ی دهخدا با مترادف‌هایی همچون «متملق»، «چاپلوس»، «حقه‌باز»، «لاف‌زن»، «شارلاتانی در گفتار» و… تعریف شده و «چاخان کردن» به‌عنوان مصدر مرکب این واژه، «گول زدن»، «فریفتن»، «چاپلوسی کردن»، «به‌دروغ و ریا سخنی گفتن یا کسی را ستودن» معنی شده است. چاخان کردن در جهان قدمتی به‌درازای تاریخ دارد. در «تاریخ تمدن» ویل دورانت می‌خوانیم حدود سال ۲۳۰۰ ق ‌م کاهنان تاریخ‌نویس سومری بر آن شدند تا گذشته‌ای طولانی برای تمدن خود اختراع کنند و بدین منظور از پیش خود فهرستی از نام شاهان قدیم سومر جعل کردند و تاریخ خود را تا سال ۴۳۲٫۰۰۰ ق م عقب بردند؛ در حالی که سال واقعی آغاز تمدن در این سرزمین ۵۳۰۰ ق م تخمین زده می‌شود!
در همین راستا یعنی «جعل و تحریف گذشته»، گونه‌ی خاصی از چاخان‌ وجود دارد که عبارت است از: بستن دروغ‌های دلخواه (و باورکردنی) به شخصیت‌‌های مشهور درگذشته. این نوع چاخان هم یک‌جور به فعل درآوردن آرزوهای برآورده نشده یا بهتر بگوییم ساختن گذشته به‌جای ساختن آینده است (علی‌الخصوص وقتی ساختن آینده‌ی دلخواه سخت شود و گذشته هم به‌قدر کافی دلخواه و مورد رضایت نباشد). در این نوع چاخان، گفتار یا کردار خاصی را به شخصیت مورد نظرمان نسبت می‌دهیم و مهم هم نیست آن گفتار یا کردار از آن شخصیت سر زده یا نه؛ مهم آن است که «ما» می‌خواهیم سر زده باشد!
شاید در تبارشناسی این‌گونه چاخان در مطبوعات معاصر پارسی بتوان به نامه‌ی معروف ‌چارلی چاپلین به دخترش جرالدین اشاره کرد؛ نامه‌ای که آن را نه کمدین مشهور انگلیسی- آمریکایی بلکه فرج‌الله صبا، روزنامه‌نگار پیش‌کسوت ایرانی، نوشته و با این جملات زیبا آغاز می‌شود:
این‌جا شب است، یک شب نوئل. در قلعه‌ی کوچک من همه‌ی سپاهیان بی‌سلاح خفته‌اند.


http://pezeshkangil.com/editor/wp-co...12/chaplin.jpg

این نامه از سال ۱۳۴۵ که در اتاق سردبیر‌ی هفته‌نامه‌ی «روشنفکر» تهران نوشته شد، تا امروز صدها بار در رسانه‌های مختلف منتشر شده، در مجالس رسمی خوانده شده، به زبان‌های انگلیسی، ترکی استانبولی و آلمانی ترجمه شده و حتی در سال ۱۳۶۳ در کتابی با عنوان «آخرین تصویر از چارلی» پاسخ جرالدین به آن نیز چاپ شده است! جالب این‌که نویسنده‌ی اصلی نامه تا کنون بارها به جعلی بودن نامه و «فانتزی» و شوخی بودن این جعل اعتراف کرده ولی صدای اعترافش به گوش کمتر کسی رسیده است.


اینشتین عقب عقب رفت
اما جویبار کوچک چاخان‌سازی در سال‌های دور، چند سال پیش با یک چاخان دلپذیر و زیبا جانی دوباره گرفت: ماجرای شگفت‌انگیز میهمان شدن اینشتین و چند تن دیگر از نوابغ ریاضی و فیزیک جهان بر سفره‌ی هفت‌سین دکتر محمود حسابی! این بار چاخان‌ساز محترم (که متاسفانه فرزند دکتر حسابی بزرگ بود) برای باورپذیرتر شدن داستان یک عکس یادگاری هم برای اینشتین و دکتر حسابی جعل کرد:

بعد یک کاسه آب روى میز گذاشته بود و یک نارنج داخل آب قرار داده بود. آقاى دکتر براى مهمانان توضیح مى‌دهد که این کاسه ۱۰ هزارسال قدمت دارد. آب نشانه‌ی فضاست و نارنج نشانه کره‌ی زمین است و این بیانگر تعلیق کره‌ی زمین در فضاست. انیشتین رنگش مى‌پرد، عقب عقب مى‌رود و روى صندلى می‌نشیند!


http://pezeshkangil.com/editor/wp-co...54-274x300.jpg
این آقایی که کنار اینشتین ایستاده، دکتر حسابی نیست؛ ریاضیدان مشهوری به نام گودل است!

دروغ‌های باستانی
اما این تا چند سال پیش بود که هنوز سونامی دروغ و چاخان راه نیافتاده بود. در یکی دو سال اخیر اوضاع کمی فرق کرده است، و کوروش و داریوش و دیگر نامداران ایران باستان نخستین قربانیان این موج جدید چاخان‌بازی هستند.
چاخان‌بازهای محترم عبارات منشور جاودانه‌ی کوروش را برای اثبات عظمت این بزرگمرد تاریخ ناکافی دانسته و به‌سلیقه‌ی خود آن را ویراسته‌‌اند:
اینک که به یاری مزدا تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهان اربعه را به سر گذاشته‌ام، اعلام می‌کنم که تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می‌دهد…

(گویا کوروش دارد در صحن علنی مجلس شورای اسلامی مراسم تحلیف به‌جا می‌آورد! و البته تا جایی که من می‌دانم، دیانت زرتشتی کوروش رد شده یا دست‌کم مورد تردید جدی است.)

http://pezeshkangil.com/editor/wp-co...89-300x154.jpg

جاعلان محترم حتی برای داریوش بزرگ هم وصیت‌نامه‌ای مفصل جعل کرده‌اند:
اینک که من از دنیا می‌روم ۲۵ کشور جزو امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد و ایرانیان در آن کشورها…

و بر همین منوال است نامه‌نگاری بین عمر بن خطاب و یزدگرد سوم (که اصل آن در موزه‌ی لندن نگهداری می‌گردد!) و نیز سیل جملات زیبایی که هر روزه به کوروش یا زرتشت (و البته اخیراً به دکتر علی شریعتی!) نسبت می‌دهند:
ستیز من تنها با تاریکی است و برای نبرد با تاریکی، شمشیر برنمی‌کشم، چراغ می‌افروزم!

شاملو در کلینیک خدا
اما در روزهای اخیر دیگر به‌قول شاملوی بزرگ «این برف را سر بازایستادن نیست». (باور کنید این یکی از شاملوست؛ از خودم درنیاورده‌ام!) از جمله در همین هفته یادداشتی با عنوان «چرا به جوک رشتی می‌خندیم؟» در سایت‌ها و ای‌میل‌ها دست به‌دست می‌شود که انصافاً یادداشت خوبی هم هست؛ بدی‌اش این است که نام نویسنده‌ی مقاله را نوشته‌اند: «پروفسور بیات، استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران»؛ کسی که وجود خارجی ندارد! یا بامزه‌تر از همه (حتی از ابیاتی که به بانو سیمین بهبهانی نسبت می‌دهند) قطعه‌ای ادبی است که به نام همان حضرت احمد شاملو در وبلاگ‌ها منتشر می‌شود:
به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی‌ام را انجام دهم، فهمیدم که بیمارم… خدا فشار خونم را گرفت، معلوم شد که لطافتم پایین آمده…

شاملو و لطافت؟! شاملو و چک‌آپ؟ آن «خدابیامرز» اگر چک‌آپ می‌کرد که پایش را به‌خاطر دیابت قطع نمی‌کردند! آدم دلش می‌خواهد سرش را بکوبد به

http://pezeshkangil.com/editor/wp-co...o3-212x300.jpg

دیوار!
دشمن، خشک‌سالی، دروغ
باری، من و شما در مقامی نیستیم که جلوی رواج دروغ و چاخان را در جامعه‌ (چه حقیقی و چه مجازی) بگیریم. حتماً آن‌ها که در آن «مقام» هستند این کار را می‌کنند! تنها کاری که از دست‌مان برمی‌آید این است که کمی بدبین باشیم، کمی محتاط، و حالا که جماعت (برای تفریح و وقت‌گذرانی هم که شده) دروغ می‌گویند و چاخان می‌سازند، در رواج این چاخان‌ها همدست نشویم. به‌قول داریوش بزرگ: «این کشور را اهورامزدا از دشمن، از خشک‌سالی، از دروغ بپاید! به این کشور نه دشمن، نه خشک‌سالی، نه دروغ بیاید!» (این یکی هم واقعاً از داریوش است؛ سنگ‌نبشته‌ای بر دیواره‌ی جنوبی کاخ او در تخت جمشید.)
راستی، تا یادم نرفته بگویم آن شعر اول مقاله هم از وحشی بافقی نیست؛ سستی کلام و تعابیر به‌کنار، آن بینوا آن‌قدر عروض بلد بود که دست‌کم بتواند وزن شعرش را رعایت کند! (همین حالا دوباره در اینترنت گشتم؛ بعضی وبلاگ‌ها نوشته‌اند از یک شاعر استهبانی به نام علی‌اصغر وفادار است. اگر هم این‌طور باشد، لابد در آن دست برده‌اند که وزن مصراع اول را خراب کرده‌اند.)


منبع : آ باکلاه

behnam5555 09-03-2011 03:02 PM


کاریکلماتور پرویز شاپور

پرویز شاپور نویسنده ایرانی است. شهرت او به دلیل نگارش نوشته‌های کوتاه (اغلب تک خطی) است که ظرافت و دیدی شاعرانه و طنزآمیز دارند.
در سال های ۱۳۲۹ با فروغ فرخزاد، نوه خاله مادرش که پانزده سال از او کوچک ‌تر بود، ازدواج کرد. آنها اهواز را برای زندگی مشترک انتخاب کردند. در ۲۹ خرداد ۱۳۳۱ پسرشان به نام کامیار متولد شد که فروغ دراشعار خود به اواشاره کرده، و شاپورنیز از«کامی» ب عنوان نام مستعار وی استفاده میکرده‌ است. رابطه زناشویی این دو به خاطر دخالت‌های نزدیکان در سال ۱۳۴۳ به جدایی کشید.
پس از جدایی از فروغ ، شاپور هرگز دوباره ازدواج نکرد و تا آخرعمرهمراه با کامیار و دکتر خسرو شاپور برادرش در یک خانه قدیمی زندگی می‌کرد وی در ۶ تیر ۱۳۷۸ در بیمارستان عیوض‌زاده تهران بستری شد و درساعت ۶ صبح ۱۵ مرداد درگذشت.آرامگاه پرویز شاپوردر قطعه هنرمندان بهشت زهرای تهران است.
مادر «شاپور» می‌گفت: «شصت سال بچه بزرگ کردم، یک کلمه حرف حسابی از دهانش نشنیدم.» ولی همین حرفهای ناحساب شاپورکه با اسم «کاریکلماتور»، از مجموعه ها و جنگ های هنری و ادبی سر در می‌آورد، از بهترین و طنازانه ترین ستون های این مجلات بود. این کاریکلماتور است که اسم شاپور را به ادبیات مدرن ایران سنجاق کرده. در زیر چند نمونه از کارهای شاپور را می خوانیم:


بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.

زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.

جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
برای مردن عمری فرصت دارم.

اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.

ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.

با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.

سایۀ چهار نژاد یک رنگ است.

به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست. نوشته شده روی سنگ مزارش

به نگاهم خوش آمدی.
قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.

هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد

اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.


روی هم رفته زن و شوهر مهربانی هستند!
به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است

برای اینکه پشه‌ها کاملاناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم.
گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.


غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد


بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!

باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد.
-
قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد


فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.

- در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.

رد پای ماهی نقش بر آب است

گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند


با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم

با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید


دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند


پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.
.

آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار میدید

پرویزشاپور



behnam5555 09-03-2011 03:04 PM


وزوز گوش و تغذیه مناسب آن

تینیتوس یا وزوز یک صدای درونی است که در سر یا گوش احساس می‌شود. در محیط پرامون، این صدا وجود ندارد و اکثر مواقع توسط اطرافیان بیمار نیز شنیده نمی‌شود. یکی از شایع‌ترین نشانه‌هایی است که همراه با کاهش شنوایی و اختلالات مربوط به گوش یا سازوکارهای عملکردی بدن مانند افزایش فشارخون مشاهده می‌شود. این علامت به صورت‌های مختلف بروز می‌کند و هر بیمار تجربه‌ای خاص از صدا را گزارش می‌کند. شکل‌های مختلفی که توسط افراد بیان می‌شود شامل اصواتی نظیر صدای سوت، جیرجیرک، صدای هیس مانند، صدای باد، زنگ و ... می‌باشد. بیماران معمولاً طی جلسات ارزیابی و در‌مان وزوز اظهار می‌کنند که با خوردن نوع خاصی ازمواد غذایی وزوز گوششان بدتر شده یا برعکس بهبود یافته است. تحقیقات مختلف نشان داده‌اند که مصرف برخی از مواد غذایی منجر به تشدید علائم وزوز گوش می‌شود ولی می‌بایست توجه داشت که عوامل مربوط برای هر فرد مبتلا با سایرین متفاوت است.مکمل‌های غذایی مناسب برای افراد مبتلا به وزوز:
ویتامین B: عقیده براین است که ویتامین‌های B، بویژهB12 و6 BوB5 اغلب باعث بهبود وزوز گوش می‌شوند. دریافت 50 میلی گرم ویتامین B6اضافی دو یا سه بار در روز می‌تواند سبب متعادل شدن مایع های درون گوش داخلی شود و از وزوز گوش بکاهد. تحقیقات نشان داده است که درصد بالایی از افرادمبتلا به وزوز گوش دچار کمبود ویتامین B12 می‌باشند. ویتامین B6 در مواد غذایی مانند غلات، موز بیشتر میوه ها، سبزیجات، تخم‌مرغ و محصولات لبنی یافت می‌شود و علاوه بر این‌ها با تجویز پزشک این ویتامین بصورت تزریقی نیز در دسترس می‌باشد. معمولاً مخمر، صدف خوراکی، تخم مرغ، شیر و محصولات لبنی، ماهی، گوشت مرغ و خروس، بوقلمون و غاز وگوشت بره حاوی مقادیری از ویتامین B12می‌باشند.
ویتامین A: کمبود این ویتامین می‌تواند منجر به مشکلات گوش داخلی از قبیل وزوز گوش شود. زیرا این ویتامین برای حفظ غشاهای گوش مهم و ضروری است. روغن ماهی، سبزیجات سبز فیبردار، میوها مانند پرتقال، زردآلو، طالبی، هویج و سیب زمینی هندی سرشار از ویتامینA می‌باشند.
ویتامین E: این ویتامین اکسیژن‌رسانی به سلول‌ها را بهبود می‌بخشد. در مواردی مانند سبزیجات فیبردار، گندم، غلات دانه‌های روغنی و آجیل یافت می‌شود.
روی: مطالعات نشانگر آن است که دوزهای بالای سولفات روی موجب کاهش یافتن یا از‌بین رفتن وزوز گوش در افرادسالمند می‌شود. مکمل‌های روی برای درمان افرادی استفاده می‌شود که هم مبتلا به تینتیوس (وزوز) هستند و هم کم شنوایی را تجربه می‌کنند و بیشتر برای افراد سالمند مفیدمی‌باشد. مطابق تحقیقات انجام شده در 25% افرادی که میزان روی در بدن آنها کم است معمولا تینتیوس مشاهده شده است واین افراد بعد از سه تا شش ماه استفاده از روی بهبود می‌یابند. ولی دوز دریافتی نباید از 80 میلی گرم بیشتر باشد و مصرف آن می‌بایست تحت کنترل پزشک صورت گیرد.
می‌توان روی را از مواد غذایی زیر بدست آورید:
صدف خوراکی، همه غلات، حبوبات، آجیل، تخم مرغ و ماهی
ویتامین آ : 2000 واحد در روز
کلیه ویتامین دی: 100my روزانه
منیزیم: 50my در روز
روی: روزانه 3my
اسید چرب امگا 3: روزانه 3 گرم
مواد غذایی مناسب برای افراد مبتلا به وزوز :
کنجد سیاه، لوبیای سیاه، صدف خوراکی، جو پرک شده، آبنات نرم و با طعم میوه، سیب‌زمینی‌هندی، دانه نیلوفر‌آبی، شاه بلوط، انگور، چغندر، هویج، کنگر، لیمو، زردک و آب‌تره. مواد غذایی که افراد مبتلا به وزوز می‌بایست از خوردن آن اجتناب کنند. غذاهای حساسیت زا و داغ، غذاهای پرادویه یا چرب ونرم، قهوه، چایی و نوشیدنی‌های دارای کافئین، الکل.
کلام آخر اینکه:
اگر شما احساس می‌کنید با خوردن غذاهای خاصی وزوز گوشتان شدیدتر می‌شود برای حصول اطمینان بیشتر بهتر است مجدداً آن را امتحان کنید. برای این منظور به مدت سه هفته آن غذایی را که گمان می‌کنید ممکن است باعث بروز مشکل در شما شود از برنامه غذایی خود حذف کنید. سپس ظرف سه هفته بدن را به همان مقدار قبلی وارد برنامه غذایی خود نمایید بعد از این مجدداً آنها را حذف کنید و بازهم جایگزین نمایید. با انجام این کار اکنون به خوبی می‌توانید بفهمید که آیا نسبت به آن غذای خاص حساسیت دارید یا خیر؟

منبع:مجله دانش یوگا


behnam5555 09-03-2011 03:06 PM


ترانه ی اشک مهتاب
شعر: سیاوش کسرایی
آهنگ: حسن یوسف زمانی
خواننده: محمد رضا شجریان
---------------------------------------

به من گفتی که دل دریا کن ای دوست
همه دریا از آن ما کن ای دوست
دلم دریا شد و دادم به دستت
مکش دریا به خون پروا کن ای دوست
***
کنار چشمه ای بودیم در خواب
تو با جامی ربودی ماه ار آب
چو نوشیدیم از آن جام گوارا
تو نیلوفر شدی من اشک مهتاب
***
تن بیشه پر از مهتابه امشب
پلنگ کوهها در خوابه امشب
به هر شاخی دلی سامون گرفته
دل من در تنم بیتابه امشب

behnam5555 09-03-2011 03:10 PM


حوله‏ حمام هم می‏تواند موجب انتقال بیماری شود.

حوله یکی از لوازم بهداشت فردی است که بعد از استحمام، بدن را با آن خشک می‎کنند. این کار رطوبت روی پوست را برطرف کرده و به نظافت پوست کمک می‏کند، اما اگر به بهداشت حوله توجه نشود و مثلا به شکلی نامناسب شسته یا خشک یا نگهداری شود، به محل مناسبی برای رشد و تکثیر میکروب‏ها تبدیل می‌شود.
حوله‏ حمام هم می‏تواند موجب انتقال بیماری شود؟
- بله؛ رطوبت عامل مناسبی برای رشد میکروب‏ها و قارچ‏هاست. میکروب‎ها پوست و وسایل مرطوب را دوست دارند و در محیط مرطوب ادامه حیات می‏دهند. به همین دلیل است که قسمت‏هایی از پوست بدن، مانند کشاله ران، زیر بغل و بین انگشتان پا، که مرطوب می‏ماند محل مناسبی برای رشد میکروب‏ها و قارچ‎ها است. وقتی حوله با بدن تماس پیدا می‏کند ممکن است میکروب‏ها و قارچ‏های روی پوست به آن منتقل شود و در صورتی که حوله مرطوب بماند و در محل مناسب خشک نشود شرایط برای رشد و تکثیر میکروب‏ها فراهم می‏شود. حال اگر فرد دیگری به طور اتفاقی از این حوله استفاده کند (البته مرسوم نیست و به هیچ وجه توصیه نمی‏شود که افراد از حوله دیگران استفاده کنند)، آلودگی به او نیز منتقل می‏شود و در صورت استفاده خود فرد از این حوله هم احتمال شدت آلودگی وجود دارد. برای پیشگیری از این مشکلات و جلوگیری از رشد و تکثیر میکروب‏ها و قارچ‏ها لازم است حوله به ‌طور مناسب شسته و در محل مناسبی خشک شود.
گاهی‌وقت‏ها حوله‏ها بوی بدی می‏گیرند؛ چرا؟
- وقتی میکروب‏ها در محل‏هایی مانند زیر بغل، کشاله ران و بین انگشتان رشد و تجمع پیدا می‏کنند، چربی پوست را تجزیه می‏کنند، این موضوع موجب ایجاد بوی بدی می‏شود. این اتفاق ممکن است در حوله هم بیفتد. اگر میکروب‏ها و چربی‎های پوست در حوله بماند و حوله به‌ طور مرتب شسته نشود و به شکل مناسب خشک نشود، در این حالت رشد و تکثیر میکروب‏ها بوی بدی ایجاد خواهد کرد که این حالت نشان‌دهنده وجود میکروب‏ها و رشد و تکثیر آنها روی حوله است.
حوله حمام هرچند وقت یک‏بار باید شسته شود؟
- این موضوع بستگی به این دارد که فرد چقدر از حوله استفاده ‏کند؛ اما به طور کلی توصیه می‏شود حوله حمام پس از هر 2 تا 3 بار استفاده شسته شود. پس از هر بار استفاده هم حتما به‌طور مناسب خشک شود.


یعنی چه‌طور؟
- نباید پس از استحمام و استفاده از حوله آن را گوشه‏ای بیندازند یا در حمام و محلی تاریک و مرطوب قرار دهند. بهتر است در محل مناسبی که هوا جریان دارد، روی بند رخت و زیر نور خورشید قرار دهند تا رطوبت حوله به طور کامل از بین برود. پس از شستشوی حوله باید آب آن گرفته شده و روی بند رخت خشک شود. در صورت استفاده از خشک‏کن هم بهتر است وقتی حوله‎ها تا 80 درصد خشک شد از دستگاه خارج شده و برای خشک شدن کامل زیر نور خورشید و در معرض جریان هوا قرار بگیرند.
دمای آب هنگام شستشوی حوله چه قدر باید باشد؟
- بهتر است حوله ها در دمای بالا و با آبی با دمایی در حد جوش شسته شوند. بیشتر میکروب‏ها در دمای بالای 76 تا 77 درجه سانتی‏گراد از بین می‌روند و به همین علت بهتر است حوله‏ها در دمای آب با دمای بالاتر از این حد شسته شوند.
هنگام شستشوی حوله ‏ها لازم است حتما از مواد ضدعفونی‏ کننده استفاده شود؟
- این موضوع بستگی به شرایط افراد و شدت بیماری آنها دارد اما در شرایط عادی اگر حوله به‌طور مرتب شسته و به طور مناسب خشک شود، همان شستشو با مواد شوینده و آب با دمای بالا کافی است.
حوله‌ها‏ را باید جداگانه شست یا شستن آنها با لباس‏های دیگر هم مشکلی ندارد؟
- بهتر است حوله‎ها به‌طور جداگانه شسته شوند اما معمولا به‌خاطر ظرفیت لباسشویی و زمان کم، این اتفاق نمی‏افتد و افراد حوله و لباس را با هم در لباسشویی می‎ریزند. نکته‏ای که باید به آن توجه داشت، این است که افراد مبتلا به بیماری‏های قارچی و میکروبی پوست، زگیل، عفونت قارچی کشاله ران برای پیشگیری از انتقال بیماری به سایر افراد باید حتما حوله‏هایشان را جدا از سایر افراد خانواده شسته، نگهداری و خشک کنند.
پس از خشک شدن، حوله‏ها چطور باید نگهداری شوند؟
- پس از شستشو و خشک شدن حوله‎ها مشکلی وجود نخواهد داشت و کافی است حوله‎ها در محلی خشک و غیرمرطوب مثلا کمد و کشوی مخصوصی که برای نگهداری آنها در نظر گرفته شده است قرار داده شوند. نکته‏ای که باید به آن توجه داشت این است که حوله‏ها نباید در حمام که محیط مرطوبی است، قرار داده و نگهداری شوند، چون در این صورت احتمال آلودگی و رشد و تکثیر میکروب‏ها بیشتر می‏شود.


behnam5555 09-03-2011 03:12 PM


زندگي يعني چه؟


شب آرامي بود مي روم در ايوان، تا بپرسم از خود
زندگي يعني چه؟
مادرم سيني چايي در دست
گل لبخندي چيد ،هديه اش داد به من
خواهرم تكه ناني آورد ، آمد آنجا
لب پاشويه نشست
پدرم دفتر شعري آورد، تكيه بر پشتي داد
شعر زيبايي خواند ، و مرا برد، به آرامش زيباي يقين
:با خودم مي گفتم
زندگي، راز بزرگي است كه در ما جاريست
زندگي فاصله آمدن و رفتن ماست
رود دنيا جاريست
زندگي ، آبتني كردن در اين رود است
وقت رفتن به همان عرياني؛ كه به هنگام ورود آمده ايم
دست ما در كف اين رود به دنبال چه مي گردد؟
!!!هيچ
زندگي ، وزن نگاهي است كه در خاطره ها مي ماند
شايد اين حسرت بيهوده كه بر دل داري
شعله گرمي اميد تو را، خواهد كشت
زندگي درك همين اكنون است
زندگي شوق رسيدن به همان
فردايي است، كه نخواهد آمد
تو نه در ديروزي، و نه در فردايي
ظرف امروز، پر از بودن توست
شايد اين خنده كه امروز، دريغش كردي
آخرين فرصت همراهي با، اميد است
زندگي ياد غريبي است كه در سينه خاك
به جا مي ماند

زندگي ، سبزترين آيه ، در انديشه برگ
زندگي، خاطر دريايي يك قطره، در آرامش رود
زندگي، حس شكوفايي يك مزرعه، در باور بذر
زندگي، باور درياست در انديشه ماهي، در تنگ
زندگي، ترجمه روشن خاك است، در آيينه عشق
زندگي، فهم نفهميدن هاست
زندگي، پنجره اي باز، به دنياي وجود
تا كه اين پنجره باز است، جهاني با ماست
آسمان، نور، خدا، عشق، سعادت با ماست
فرصت بازي اين پنجره را دريابيم
در نبنديم به نور، در نبنديم به آرامش پر مهر نسيم
پرده از ساحت دل برگيريم
رو به اين پنجره، با شوق، سلامي بكنيم
زندگي، رسم پذيرايي از تقدير است
وزن خوشبختي من، وزن رضايتمندي ست
زندگي، شايد شعر پدرم بود كه خواند
چاي مادر، كه مرا گرم نمود
نان خواهر، كه به ماهي ها داد
زندگي شايد آن لبخندي ست، كه دريغش كرديم
زندگي زمزمه پاك حيات ست ، ميان دو سكوت
زندگي ، خاطره آمدن و رفتن ماست
لحظه آمدن و رفتن ما ، تنهايي ست
من دلم مي خواهد
قدر اين خاطره را دريابيم.

زنده ياد سهراب سپهري


behnam5555 09-03-2011 03:13 PM


8 فيلم ميليارد دلاري تاريخ سينما

تاكنون تنها هشت فيلم توانسته‌اند در بازار جهاني از مرز يك ميليارد دلار فروش عبور كنند.

«آواتار» (2.8 ميليارد دلار) در ماه‌ها و هفته‌هاي منتهي به اكران «آواتار» خيلي‌ها مي‌گفتند امكان ندارد فيلم استوديو فاكس بتواند همه ركوردها را بكشند، اما هيچ‌ وقت جيمز كامرون را دست كم نگيريد. «آواتار» در بازار بين‌المللي به فروش خيره‌كننده 2.02 ميليارد دلار دست پيدا كرد و در آمريكاي شمالي هم 760.5 ميليون دلار فروخت و ركورد‌هاي قبلي را كه در اختيار «تايتانيك» به كارگرداني خود كامرون نبود، جابجا كرد.

«تايتانيك» (1.8 ميليارد دلار) مانند «آواتار» خيلي‌ها به «تايتانيك» اميدوار نبودند. حتي خود استوديو فاكس آن‌قدر نگران سرنوشت تجاري فيلم بود كه براي ساخت آن با پارامونت شريك شد. «تايتانيك»‌ دسامبر 1997 اكران شد، بعد چند جايزه اسكار گرفت و 9 ماه هم در آمريكاي شمالي روي پرده بود. فيلم در نهايت در ايالات متحده و كانادا 600.8 ميليون دلار و در سطح بين‌المللي 1.2 ميليارد دلار به دست آورد.


«ارباب حلقه‌ها: بازگشت پادشاه» (1.12 ميليارد دلار) سومين فيلم سه‌گانه محبوب «ارباب حلقه‌ها» برگ برنده پيتر جكسون و استوديو نيولاين شد. «بازگشت پادشاه» سال 2003 اكران شد و 377 ميليون دلار در بازار داخلي و 742.1 ميليون دلار در سطح بين‌المللي فروخت و بعد هم كلي جايزه اسكار گرفت. براي همين عجيب نيست جكسون با ساخت دو فيلم «هابيت» اين مجموعه را ادامه مي‌دهد.

«دزدان دريايي كارائيب: سينه مرد مرده» (1.07 ميليارد دلار) دومين فيلم مجموعه موفق استوديو ديسني‌ سال 2006 اكران شد و 423.3 ميليون دلار در آمريكاي شمالي و 642.9 ميليون دلار در سطح بين‌المللي فروش داشت. منتقدان فيلم را كوبيدند، اما تماشاگران توجهي نكردند و همچنان به جاني دپ و گور وربينسكي كارگردان اين سري فيلم‌ها وفادار ماندند.

«داستان اسباب‌بازي 3» (1.06 ميليارد دلار) سومين فيلم مجموعه انيميشن موفق استوديو ديسني و پيكسار ژوئن 2010 به سينماها آمد و 415 ميليون دلار در ايالات متحده و كانادا و 648.2 ميليون دلار در سطح بين‌المللي به دست آورد. «داستان اسباب‌بازي 3» هم اسكار بهترين فيلم بلند انيميشن را گرفت و هم جايزه گلدن گلوب را دريافت كرد.

«آليس در سرزمين عجايب» (1.02 ميليارد دلار) همكاري جديد تيم برتن، جاني دپ و هلنا بونهام كارتر در آمريكاي شمالي 334.2 ميليون دلار و در بازار بين‌المللي 690.1 ميليون دلار فروخت. ميا واسيكووسكا و آن هاتاوي ديگر بازيگران اين فيلم هستند.

«دزدان دريايي كارائيب: روي امواج بيگانه» (1.01 ميليارد دلار) فيلم جديد مجموعه موفق «دزدان دريايي كارائيب» از 20 مه اكران شده و هنوز روي پرده سينماهاست. «روي امواج بيگانه»‌ تا هفتم ژوئيه در آمريكا 235.2 ميليون دلار و در بازار بين‌المللي 778.9 ميليون دلار فروش داشته و فعلا هفتمين فيلم پرفروش تاريخ سينما در سطح جهاني است.

«شواليه تاريكي» (1.002 ميليارد دلار) فيلم كريستوفر نولان تنها فيلم ابرقهرماني باشگاه ميليارد دلاري‌هاست. «شواليه تاريكي» با بازي كريستين بيل و هيث لجر 533.3 ميليون دلار در ايالات متحده و كانادا و 468.6 ميليون دلار در بازار بين‌المللي فروخت.

behnam5555 09-03-2011 03:18 PM


عجایب الفبای انگلیسی....!!


حتما حروف انگلیسی رو در طول روز جاهای زیادی دیدید اما تا حالا فکر کردید که این حروف چه جادویی رو میتونن داشته باشن ؟

مثلا اگر هر حرف انگلیسی رو یک عدد فرض کنیم مثل A B C D .... که به ترتیب ۱ ۲ ۳ ۴ .... و تا آخر باشن می توان جمع حروف کلمات رو حساب کرد و به اعدادی خاص رسید... مثل:


Car =۳+۱+۱۸=۲۲اتومبیل جوکjoke= ۴۱

خندهfunny=85 و.............


اما چه چیزی می تواند ۱۰۰٪ کامل شود؟ جالبه نه؟
money=78%پول
شانسchance=33%
!!!!



attitude=1+20+20+9+20+21+4+5=100%

نگرش
واقعا جالبه اگه می خواید در زندگی تون به هر چیزی که می خواید برسید نگرشتون رو عوض کنید تا دنیا هم روی تازه ای رو به شما نشون بده.....!!



behnam5555 09-03-2011 03:20 PM


عجایب اعداد !!....


عدد هفت عددی است که شاید مثل همه ی عدد های دیگر در نظر ما عادی جلوه کند اما نگرش ما وقتی متبلور می شود که خواص عدد هفت را بدانیم و ببینیم چه «هفت» هایی در زندگی ما وجود دارند و ما در گیر و دار زندگی ماشینی و با بی تفاوتی از کنار آن ها رد می شویم مثلا شاید جالب باشد که بدانیم، رنگین کمان دارای هفت رنگ است .عجایب جهان، هفت تا هستند.(که به عجایب هفت گانه معروفند ) یا در یونان باستان، اسطوره ای با نام هفت خدای، در ذهن مردم نقش بسته است، ویا شهر عشق، که دراشعار عطار آمده است، هفت شهر می باشد، سوره ی مبارکه حمد، که اوّلین سوره ی قرآن کریم است، هفت آیه دارد. آسمان دارای هفت طبقه است. بهشت وجهنم هر کدام دارای هفت طبقه و درجه هستند و طواف خانه خدا هفت دور است، موسیقی ایران و یونان هفت دستگاه داد، هفت نوع ساز بادی وجود دارد و علاوه بر این هفت نت موسیقی وجود دارد(دو، ر، می، فا، سل، لا، سی) و… ب) تاریخچه:
در سال ۱۸۸۹ میلادی کتابی ار یک جهان گرد منتشر شد که، از جمله روش شمردن را در میان قبیله ای از تورس شرح داده است. اینها برای شمردن تنها از دو واژه استفاده می کردند: یک و دو. برای عدد سه می گفتند «دو و یک » برای چهار «دو و دو»، برای پنج «دو و دو یک » و برای شش «دو و دو و دو» ولی برای عددهای بزرگ تر از ۶، هر قدر بود، می گفتند «خیلی ». گرچه این آگاهی مربوط به پایان سده ی نوزدهم است ولی می تواند گواهی بر شیوه ی شمردن در آغاز شکل گیری مفهوم عدد در میان انسان های نخستین باشد. بعد ها که برای عددهای بزرگتر هم نامی در نظر گرفتند به احتمالی برای عدد «هفت» از همان واژه ی قبلی «خیلی» یا «بسیار» استفاده کردند. عدد هفت که سده های متوالی برای آنها نا شناخته بود، اندک اندک به صورت عددی مقدس در آمد. وقتی که مصری ها، بابلی ها و دیگر امت ها توانستند پنج سیاره ی نزدیک تر به خورشید را بشناسند، با اضافه کردن ماه و خورشید، به عدد هفت رسیدند و این بر تقدس عدد ۷ افزود وقتی در قصه های کهن تر، که تا زمان ما هم ادامه پیدا کرده است، صحبت از شهری می شود که هفت برج و هفت بارو داشت، به معنای آن است که این شهر برج و باروهای بسیار داشت. هفت آسمان و هفت دریا و هفت کشور، به معنای آسمان ها و کشور ها و دریاهای بزرگ است نه هفت آسمان و هفت دریا (نه کم و نه زیاد ). هنوز در زبان فارسی اندرز می دهند « هفت بار گز کن یک بار پارچه کن ». این جمله به معنای آن نیست که برای دقت کار و کم کردن اشتباه در اندازه گیری یا هر کار دیگری باید درست ۷ بار آزمایش کرد، نه شش یا هشت بار. در اینجا هم هفت به معنی «بسیار» است. عدد۱۳ هم چنین سرنوشتی دارد….
ب) هفت و…
نزد بسیاری از اقوام عهد باستان «هفت» عدد ویژه ای بود. در فلسفه و نجوم مصریان و بابلی ها، عدد هفت به عنوان مجموع هر دو زندگی، سه و چهار، جایگاه ویژه ای داشت.(پدر و مادر و فرزند؛ یعنی سه انسان، پایه و اساس زندگی هستند و عدد چهار مجموع چهار جهت آسمان و باد است.)
ایرانیان قدیم در آیین زرتشت، اهورامزدا را مظهر پاکی میدانستند و برای او هفت صفت را بر می شمردند و در مقابل او اهریمن را پدید آورنده ی پلیدیها می دانستند و می گفتند در پیرامون اهورامزدا فرشتگانی هستند که مظاهر صفات حسنه هستند و برای احترام به آن ها که اول هرکدامشان سین بود هنگام سال تحویل سفره می گستراندند و هفت قسم خوراکی که نام هریک با سین شروع می شود: سیر، سرکه، سیب، سماق، سمنو، سنجد، سکه، و سبزی را سر سفره می گذاردند که به سفره ی هفت سین معروف بود.
برای فیلسوف و ریاضیدان یونانی«فیثاغورث» نیز عدد هفت، مفهموم ویژه ی خود را داشت که از مجموع دو عدد سه و چهار تشکیل می شود: مثلث و مربع نزد ریاضیدانان عهد باستان اشکال هندسی کامل محسوب می شدند، از این رو عدد هفت به عنوان مجموع سه و چهار برای آن ها عدد مقدسی بود. علاوه بر این در یونان هر هفت سیاره را خدایی میدانستند : سلن، هیلیوس،آرس،هرمس، زئوس، آفرودیت و کرونوس.
یهودیان قدیم نیز برای عدد هفت معنای ویژه ای قایل بودند. در کتاب اول عهد عتیق (تورات) آمده است که خداوند جهان را در شش روز خلق کرد، در روز هفتم خالق به استراحت پرداخت. موسی در ده فرمان خود از پیروانش می خواهد که این روز آرامش را مقدس بدارند(روز شنبه و روز تعطیل یهودیان). علاوه بر این در آن کتاب مقدس هفت با عنوان عدد تام و کامل نیز استعمال شده است. از آن زمان عدد هفت نزد یهودیان و بعد ها نیز نزد مسیحیان که عهد عتیق را قبول کردند، به عنوان عددی مقدس محسوب می شد.
به این ترتیب بود که از دوران باستان هفتگانه های بیشماری تشکیل شدند: یونانیان باستان همه ساله هفت تن از بهترین هنرپیشگان نقش های سنگین و غمناک و نقش های طنز و کمدی را انتخاب میکردند. آن ها مانند رومی های باستان به هفت هنر احترام میگذاشتند. روم بر روی هفت تپه بنا شده بود. در تعلیمات کلیسای کاتولیک هفت گناه کبیره(غرور، آزمندی، بی عفتی، حسد، افراط، خشم و کاهلی) و هفت پیمان مقدس(غسل تعمید، تسلیم و تصدیق، تقدیس و بلوغ، ازدواج، استغفار و توبه، غسل قبل از مرگ با روغن مقدس، در آمدن به لباس روحانیون مسیحی) وجود دارد. برای پیروان محمد(ص) آخرین مکان عروج، آسمان هفتم محسوب می شود. در بیست و هفتم ژوئن هر سال، روز «هفت انسان خوابیده » مسیحیان یاد آن هفت برادری را که در سال ۲۵۱ بعد از میلاد، برای عقیده و ایمان خود، زنده زنده لای دیوار نهاده شده و شهید شدند، گرامی می دارند؛ مردم عامه می گویند که اگر در این روز باران ببارد، به مدت هفت هفته بعد از آن هوا بد خواهد بود، آن گاه انسان باید هفت وسیله ی مورد نیازش را بسته بندی کند و با چکمه های هفت فرسخی خود به آن دورها سفر کند. صور فلکی خوشه ی پروین یا ثریا به عنوان «هفت ستاره» معروف است، در حالی که حتی با چشم های غیر مسلح میتوان در این صورت فلکی تا یازده ستاره را دید.
عرفای بزرگ عشق و وصال را در هفت مرحله و هفت وادی نشان داده اند و فاصله ی بین هستی و تباهی را پنچ مرحله دانسته اند.
در افسانه ها نیز با هفت سحر آمیز برخورد می کنیم: سوار ریش آبی هفت همسر داشت، سفید برفی با هفت کوتوله پشت هفت کوه زندگی می گرد و افسانه ی اژدهای هفت سر…
علاوه بر این می توان به هقت اقلیم، هفت اورنگ، هفت دفتر شاهنامه، هفت پیکر، هفت هیکل، هفت گناه کبیره، هفت خان رستم، هفت الوان، هفت گنج، هفت رکن نماز،هفت تحلیل و هفت طواف (در اعمال حج)، هفت قبله(مکه، مدینه،نجف،کربلا،کاظمین،سامرا،م شهد) و… اشاره کرد و به این ترتیب بود که تعداد بیشماری هفتگانه در دنیا بوجود آمد و به عدد هفت تقدس خاصی بخشید.

************************************************************ *********
اگر از كوچه پس كوچه‌هاي قديمي شهرآنجايي كه هنوز رگه‌هايي از خانه‌هاي قديمي كاهگلي يافت مي‌شود گذر كنيم هنوز هم پلاكهاي خانه‌هايي را مي توان ديد كه روي آن 1+12 به جاي سيزده نوشته شده است، علت آن را در اعتقادات مردم مي توان يافت تحت اين عنوان:

نحس بودن 13 !

آنچه در ادامه خواهيد خواند جادوي 13 است كه به نظر جالب مي رسد !!!

● 13 عدد اول است.

● 1-13^2 عدد اول مرسن است.

● 13جسم ارشميدسي موجود است. (اجسام ارشميدسي اجسامي هستند كه وجوه آنها چند ضلعي بوده، نه لزوما از يك نوع ، و كنجهاي آنها مساوي هستند.)

● عدد 13كوچكترين Emirp است. (Emirp عدد اولي است كه اگر ارقام آن را معكوس كنيم مجددا عددي اول خواهد بود مثلا اعداد 13، 17،31، 37،.....)

● 169=2^13 بامعكوس كردن ارقام آن داريم: 961="2^31 يعني رقم هاي آن مجددا معكوس مي شود."

●2^13، 1+!12 را عاد مي‌كند.

● 13عدد Happy است.(براي دانستن اين كه عددي Happy است، مجموع مربعات رقمهاي عدد را پيدا كرده و دوباره مجموع مربعات عدد بدست آمده را حساب مي‌كنيم با ادامه اين روند اگر به عدد 1 دست پيدا كرديم آنگاه به آن عدد Happy گفته مي‌شود. مثلا براي عدد سيزده 10="2^3+2^1 و 1=2^0+2^1 بنابراين13" عدد Happyاست.)

● 13نيمي از 3^3+ 3^1- است.

●شاخه زيتوني كه در پشت دلارهاي آمريكا كشيده شده است 13 برگ دارد.

●2^13عدد !(1 -13)+ 1را عاد مي‌كند بنابراين يك عدد اول ويلسون(Wilson Prime) است. ( هر عدد اول p كه،p و p^2، مقدار p-1)!+1 ) را عاد كنند، عدد اول ويلسون ناميده مي‌شود. مثلا عدد 5 عدد ويلسون است. تنها اعداد شناخته شده 5 و 13و 563 است .)

●چرتكه چيني داراي سيزده ستون مهره‌ براي محاسبات است.

● 13بزرگترين عدد اولي است كه مي تواند به دو عدد متوالي به صورت n^2+3 افراز مي شود.(آيا مي توانيد اثبات کنيد؟)

● 1+13- 13^13 عدد اول است.

● نخستين حفره‌ي اول با طول سيزده بين دو عدد 113و 127اتفاق مي‌افتد. (منظور از حفره‌ي اول تعداد اعداد مركب بين دوعدد اول متوالی است.)

● 13 كوچكترين عدد اول جايگشت‌پذير (Permutable Number) است. ( اين اعداد، اعداد اولي حداقل با دو رقم مجزا هستند كه با تجديد آرايش در رقم هايشان همچنان عددي اول باقي مي مانند مثلا براي عدد 337 ، 733 و 373 و 337 عدد اول است از ديگر اعداد از اين قسم مي‌توان به 13,17,37,79,113,119و جايگشتهاي آن اشاره كرد.)

● هشت عدد اول ديگر مي‌تواند به وسيله تغيير يك رقم از 13 توليد شود.{11, 17, 19, 23, 43, 53, 73, 83}

● نخستين بار پرچم امريكا 13 ستاره و 13 خط داشت كه نشان دهنده تعداد مستعمرات اصلي اين كشور بود.

● عدد 13 كوچكترين عددي است كه ارقام آن در پايه چهار معكوس 13 است. ( 13 در پايه چهار 31 است.)

● رويه‌ي بيضوي روي اعداد گويا كه داراي نقطه‌ي گويا از مرتبه‌ي 13 باشد موجود نيست.

● 2^13= 19+...+8+7

● عدد 2^13توسط مربعات مجزاي اعداد 1 و 2 و 3 و 4 و 5 و 6 بيان مي‌شود.

●طولاني ترين ركورد پرواز يك جوجه 13 ثانيه است.




behnam5555 09-03-2011 03:23 PM


چند تا عکس خنده دار !!! فقط برای خنده......


http://www.sharnews.com/cms/wp-conte...ds/jomoong.jpgرو تا آخرش نگاه کنین قشنگن...!
http://www.uldoz.com/pic/irans/2.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/3.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/4.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/5.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/6.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/7.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/9.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/10.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/11.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/12.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/13.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/16.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/17.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/18.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/19.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/21.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/23.jpghttp://www.uldoz.com/pic/irans/24.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/25.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/27.jpg
http://www.uldoz.com/pic/irans/28.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/1.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/2.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/4.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/7.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/8.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/12.jpg
http://www.uldoz.com/pic/iranian/16.jpg
http://www.funny-animals.org/wp-cont.../funny-cat.jpg
http://www.icseguess.com/uploads/ima...506%5B1%5D.jpg


behnam5555 09-03-2011 03:41 PM

نامه‌ی خاقان
کم پیش می‌آید خواندن نامه‌ای آدم را این‌قدر بر سر شوق بیاورد که بخواهد بالفور همه‌ی دوستان را در خواندن آن شریک کند؛ چه رسد که از تاریخ نوشتن نامه حدود دویست سال گذشته و نویسنده (یا تقریر کننده)ی آن هم کمابیش یکی از بدنام‌ترین پادشاهان ایران باشد.
اما راستش را بخواهید، وقتی این نامه‌ی فتحعلی‌ شاه قاجار را خواندم، یک لحظه خودم را جای او تصور کردم.۱ فرض کنید سال ۱۱۷۶ خورشیدی باشد، تو هم جوان ۲۵ ساله‌ای باشی، آن وقت عموی بزرگوارت که تازه ۱۵ سال است به‌ضرب شمشیر خون‌آلوده‌اش سلسله‌ای پادشاهی تاسیس کرده است، به‌دست غلامانش کاردآگین شود و شاهینِ شاهی بنشیند بر شانه‌ات. کی؟ به‌قول امروزی‌ها در «برهه‌ای حساس»!۲ در برهه‌ای که از یک طرف انگلستان هند را فروبلعیده و در کارِ سرکشیدن خلیج پارس باشد، از دیگرسو «بناپارت نامِ کافری» از بلاد فرانسه دعوی اسکندری کند و از جانب سوم روسیه‌ی تزاری در گسترش امپراتوری خود دست تظاول به سرزمین‌های کوچک همسایه گشوده باشد تا ۲۰۰ سال بعد میخائیل گورباچف ناخلف همه‌ی جماهیر مسخر کرده‌ی نیاکان را به‌یک‌باره پس بدهد. از وقتی این نامه در اینترنت منتشر شده هر کسی دستش رسیده یک‌جوری نویسنده‌ی بی‌نوایش را دست انداخته و با بعضی روسای جمهور

http://pezeshkangil.com/editor/wp-co...h1-164x300.jpg

معاصر مقایسه کرده است. اما شما خودتان بخوانید و ببینید اگر جای او بودید، جور دیگر می‌نوشتید؟
این نامه با عنوان «نامه‌ی تاریخی فتحعلی‌ شاه قاجار به سفیر ایران در استانبول» منتشر شده و ماخذ آن روزنامه‌ی «باختر امروز» (سال دو، شماره‌ی ۱۷) ذکر شده است.۳ من دسترسی به منبع اصلی ندارم و نمی‌دانم سال نوشتن نامه کی و مخاطبش کدام سفیر ایرانی بوده و اصلاً سندیتش کاملاً محرز هست یا نه. امیدوارم اگر شما اطلاعات بیشتری دارید، کامنت بگذارید. فقط این را عرض کنم که رسم‌الخط نامه را امروزی کرده‌ام و پرانتزها هم از من است:

نامه‌ی تاریخی فتحعلی‌ شاه قاجار به سفیر ایران در استانبول
اولاً بر ذمت همت تو لازم است که به‌درستی تحقیق کنی که وسعت ملک فرنگستان (اروپا) چقدر است؟ کسی به نام پادشاه فرنگ هست یا نه؟ و در صورت بودن، پایتختش کجاست؟
ثانیاً فرنگستان عبارت است از چند ایل شهرنشین؟ خوانین و سرکردگان ایشان کیان‌اند؟
ثالثاً در باب فرانسه غور و بررسی خوبی بکن و ببین فرانسه هم یکی از ایلات فرنگ است یا گروهی و ملکی دیگر دارد؟ بناپارت نامِ کافری که خود را پادشاه فرانسه می‌داند، کیست و چه‌کاره است؟
رابعاً در باب انگلستان تحقیق جداگانه و علی‌حده بکن و ببین اینان که در سایه‌ی ماهوت و قلم‌تراش این‌همه شهرت پیدا کرده‌اند، از چه قماش مردم و از چه قبیل قوم‌اند؟ این‌که می‌گویند در جزیره‌‌ای ساکن‌اند، ییلاق و قشلاق ندارند و قوت غالب‌شان ماهی است، راست است یا نه؟ اگر راست باشد، چطور می‌شود که یکی در جزیره بنشیند و هندوستان را فتح کند؟ پس از آن در حل این مساله که این‌همه در ایران در دهن‌ها افتاده است، صرف مساعی و اقدام بنما و لیک (نیک؟) بفهم که در میان انگلستان و لندن چه نسبت است؟ آیا لندن جزیی از انگلستان است یا انگلستان جزیی از لندن؟
خامساً به علم‌الیقین تحقیق بکن که کمپانی هند که این‌همه مورد مباحثه و گفت‌وگو است با انگلستان چه رابطه‌ای دارد؟ و بنا باشهر اقوال، عبارت ‌است از یک پیر‌زن و بالعی ) قول بعضهم (چنان‌که بعضی می‌گویند) مرکب است از چند پیر‌زن؟ آیا راست است که «مرغریت» (مارگاریت) یعنی خداوند تاتاران زنده و جاوید است و او را مرگ نیست یا این‌که فناپذیر است؟ همچنین در باب این دولت لاینفهم انگلستان با دقت تمام وارسی نموده بدان که چگونه حکمرانی است و صورت حکمران او چیست؟
سادساً از روی قطع و یقین غور و بررسی حالت ینگه دنیا (آمریکا) را نموده و در این باب سر مویی فرونگذار .
سابعاً و بلکه اخیراً تاریخ فرنگستان را بنویس و در مقام تفحص و تجسس آن برآی که اسلم شقوق (درست‌ترین گزینه) و احسن طریق (بهترین راه) برای هدایت فرنگیان گمراه به شاهراه اسلام و بازداشتن ایشان از اکل میته (خوردن مردار) و لحم خنزیر (گوشت خوک)
کدام است؟

بنده همین‌جا به‌نیابت از همه‌ی شما بر صداقت خاقان مغفور درود می‌فرستم. خب نمی‌دانسته دیگر، جرم که نکرده! بهتر از آن‌هایی است که نمی‌دانند و صاف زل می‌زنند توی چشم بینندگان محترم و می‌گویند روی این موضوع n هزار «نفر-ساعت» کار کارشناسی کرده‌ایم یا به‌قول ریاست محترم متروی تهران: «از صفر تا صدش را بلدم!» اتفاقاً خاقان مغفور این‌جا خیلی هوشمند می‌نماید؛ فهمیده دیگر ترکمان و ازبک و عثمانی بازیگران سیاسی منطقه نیستند و باید در باب ژئوپلتیک فرنگستان تحقیق کرد و حتی دورتر از آن، حالت ینگه دنیا هم غور و بررسی می‌خواهد.
هر چه می‌خواهید به فتحعلی‌ شاه مرحوم بگویید؛ هر چقدر می‌خواهید به معلوماتش بخندید، اما خدا وکیلی همه‌ی شما خوانندگان محترم الان می‌دانید فرنگستان عبارت است از چند ایل شهرنشین، و خوانین و سرکردگان ایشان کیان‌اند!؟ (همین شما خوانندگان محترم را عرض کردم، وگرنه سیاستمداران ما که همه از آکسفورد دکترا دارند.)

پ. ن: می‌دانم خیلی از دوستانی که لطفی داشتند و گاه به این‌جا سر می‌زدند، غیبت طولانی کاتب این سطور را حمل بر تنبلی و بی‌مبالاتی او کرده و از خیر (یا شر)ش گذشته‌اند. البته حق دارند ولی واقع قضیه «گرفتاری» کاتب مذکور به‌معنی دقیق کلمه بوده است. توضیح این‌که از اسفند گذشته این‌جانب علاوه بر مسوولیت «پزشکان گیل»، مدیریت اجرایی «هدیه‌ی مهر» را هم برعهده گرفته‌ام که ماهنامه‌ای دیگری است که در حوزه‌ی سلامت اما برای مخاطب عام منتشر می‌شود. همزمان و به‌طور پارادوکسیکال برای فرار از گرداب روزنامه‌نگاری در حال تهیه‌ی مقدمات «مرکز درمان سوءمصرف مواد»ی هم هستم که موافقت اصولی‌اش صادر شده و قاعدتاً باید در همین دو سه هفته‌ی آینده راه‌اندازی شود. اگر می‌خواهید برایم دعا کنید، لطفاً «عاقبت به‌خیری» باشد!
۱٫ بددلان گمان بد نبرند. از آن‌جا که بانوان محترم، به‌ویژه همسر گرامی خودم، نیز این یادداشت را می‌خوانند، تصریح کنم فقط در همین یک مورد خودم را جای او گذاشتم؛ بقیه‌ی افعال و اقوالش، علی‌الخصوص قدری زیاده‌روی‌اش در تعدد ازواج، گردن خودش.
۲٫ به‌قول رشتی‌ها «بلاوارث»
این برهه از وقتی ما شنیده‌ و خوانده‌ایم همیشه حساس بوده، حساس هست و لابد حساس باقی خواهد ماند. (ر. ک: «این برهه‌ی همیشه حساس» از دکتر امید زرگری در ش ۸۹ «پزشکان گیل».)
۳٫ «باختر امروز» روزنامه‌ای بود که دکتر سیدحسین فاطمی، وزیر خارجه‌ی شجاع دکتر مصدق، در فاصله‌ی ۸ مرداد ۱۳۲۸ تا ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ (با احتساب چند دوره توقیف) در تهران منتشر می‌کرد. در روزهای اخیر به‌مناسبت درگذشت غم‌انگیز سیامک پورزند که آن سال‌ها از خبرنگاران جوان آن روزنامه بود، اسم این روزنامه دوباره سر زبان‌ها افتاده است.



behnam5555 09-04-2011 07:11 AM


تاریخچه بسیار جالب ایمیل !!!

این روزها زندگی کاری و شخصی بسیاری از ما بدون ارسال و دریافت ایمیل حتی قابل تصور هم نیست و می توان ایمیل را یکی از بزرگترین خدمات فناوری به بشر دانست.
ایمیل در حالی چهلمین سالروز تولدش را جشن می گیرد که خیلی ها از تغییر و تحولات آن بی خبرند.
در این ایمیل مروری خواهیم داشت بر تاریخچه ایمیل از ابتدا تا کنون:

1971:
یک مهندس کامپیوتر به نام رای تاملینسون اولین پیام الکترونیک را فرستاد و نام خود را به عنوان نخستین فرستنده ایمیل در تاریخ این فناوری به ثبت رساند.


1976:
ملکه الیزابت دوم نخستین مقام ارشدی بود که پست الکترونیک فرستاد.

1978:
نخستین آگهی تبلیغاتی با استفاده از ایمیل را هم یک شبکه کامپیوتری دولتی و دانشگاهی فرستاد.


1982:
واژ ه ایمیل (email) برای نخستین بار مورد استفاده قرار گرفت.


1982:
استوک فالمن هم نام خود را به عنوان خالق نخستین شکل یا آیکون تصویری در تاریخ این فناوری به ثبت رساند. او اولین بار از آیکون لبخند استفاده کرد.


1997:
شرکت مایکروسافت در این سال نرم افزار اوت لوک (outlook) رابه بازار عرضه کرد تا بدین ترتیب مدیریت ایمیل ها راحت تر شود.


1997:
شرکت مایکروسافت به قمیت 400 میلیون دلار هات میل را خریداری کرد.


1998:
کلمه اسپم یا همان هرزنامه که به ایمیل های تجاری ناخواسته اطلاق می شود، در سال 1998 وارد دیکشنری آکسفورد انگلیسی شد.


1999:
یک ایمیل تقلبی با این مضمون که بیل گیتس می خواهد ثروت خود را با کاربران اینترنت به اشتراک بگذارد، در فضای مجازی پخش شد. این ایمیل را میلیون ها نفر برای هم فرستادند.

2003:
جرج دبلیو بوش، رئیس جمهور وقت آمریکا، برای اولین بار قانونی را به امضا رساند که به عنوان نخستین استانداردهای ملی برای ارسال ایمیل های تجاری در دنیا به حساب می آمد.

2004:
LOL و دیگر سرنام های اینترنتی به صورت رسمی وارد دیکشنری انگلیسی آکسفورد شدند.


2004:
ایمیل های چند رسانه ای، پس از کنفرانس جهانی پیام های چند رسانه ای (MMS) در وین راه اندازی شد.


2005:
SPF، نخستین فناوری که قادر به تشخیص هویت فرستنده ایمیل است، راه اندازی شد.


2007:
پروتکل امنیت ضد فیشینگ (Anti-phishing) DKIM از سوی شرکت مهندسی اینترنتی تسک فورس تنظیم شد.


2007:
گوگل سرویس ایمیل خود به نام جی میل را در دسترس عموم مردم در سراسر دنیا قرار داد.


2011:
خبرگزاری آسوشیتدپرس با برداشتن خط فاصله بین حرف ای و کلمه میل در انگلیسی (e-mail) این کلمه را به صورت یک واژه واحد یعنی email پذیرفت تا به این ترتیب کار خیلی ها راحت تر از گذشته شود.




اکنون ساعت 08:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)