پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 09-04-2011 07:15 AM


شعری در وصف زن ذلیلان


الهــــی! به مــــــردان در خانه ات!
به آن زن ذلیلان فـــــرزانــــــه ات!
بهآنانکه با امـــــر "روحی فداک"!
نشینند وسبـــــــــــــزی نمایندپاک!
به آنانکه از بیـــــــخ وبن زی ذیند!
شب وروز با امــــــر زن میزیند!
به آنانکه مرعــــــــــوب مادر زنند!
ز اخلاق نیکـــــــــوش دممی زنند!
به آن شیــــــــــــر مردان با پیشبند!
که در ظـــرف شستن بهتاب وتبند!
به آنانکه در بچّــــــــــه داری تکند!
یلان عوضکــــــــــــردن پوشکند!
به آنانکه بی امــــــــــــر واذن عیال
نیایددر از جیبشان یک ریــــــــال!
به آنانکه با ذوق وشــــــــــوقتمـام
به مادر زن خود بگویند: مـــام (!)
به آنانکه دارند بــــاافتخـــــــــــــار
نشان ایزو...نه!"زی ذی نه هزار"!
به آنانکهدامـــــــن رفــو می کنند!
ز بعد رفــــــــویش اُتـــو می کنند!
بهآنانکه درگیــــر ســــوزن نخند!
گرفتـــــــــــار پخت و پز مطبخند!
بهآن قرمــــــــه سبزی پزان قدر!
به آن مادران به ظاهــــــــــرپدر(!)
الهـــــــــی! به آه دل زن ذلیــــــل!
به آن اشک چشمان "ممّدسبیل"(!)
به تنهای مردان که از لنگـــه کفش
چو جیــــــــغ عیالاتشان شدبنفش!
:که مارا بر این عهـــد کن استوار!
از این زن ذلیلی مکنبرکنـــــــار!
به زی ذی جماعت نما لطف خاص!
نفرما از این یوغمــــــارا خلاص



behnam5555 09-04-2011 07:17 AM


مرگ همکار

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:
در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: «این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!»

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

آینه‌اى درون تابوت قرار داده شده بود و هر کس به درون تابوت نگاه مى‌کرد، تصویر خود را مى‌دید. نوشته‌اى نیز بدین مضمون در کنار آینه بود:
«تنها یک نفر وجود دارد که مى‌تواند مانع رشد شما شود و او هم کسى نیست جزء خود شما. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید زندگى‌تان را متحوّل کنید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید بر روى شادى‌ها، تصورات و موفقیت‌هایتان اثر گذار باشید. شما تنها کسى هستید که مى‌توانید به خودتان کمک کنید.

زندگى شما وقتى که رئیستان، دوستانتان، والدین‌تان، شریک زندگى‌تان یا محل کارتان تغییر مى‌کند، دستخوش تغییر نمى‌شود. زندگى شما تنها فقط وقتى تغییر مى‌کند که شما تغییر کنید، باورهاى محدود کننده خود را کنار بگذارید و باور کنید که شما تنها کسى هستید که مسئول زندگى خودتان مى‌باشید.

مهم‌ترین رابطه‌اى که در زندگى مى‌توانید داشته باشید، رابطه با خودتان است.

خودتان را امتحان کنید. مواظب خودتان باشید. از مشکلات، غیرممکن‌ها و چیزهاى از دست داده نهراسید. خودتان و واقعیت‌هاى زندگى خودتان را بسازید.
دنیا مثل آینه است. انعکاس افکارى که فرد قویاً به آن‌ها اعتقاد دارد را به او باز مى‌گرداند. تفاوت‌ها در روش نگاه کردن به زندگى است.»
«دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.»




behnam5555 09-04-2011 07:21 AM


behnam5555 09-04-2011 07:26 AM


ده شهر گران آسیا از نگاه بیزینس ویک .
این شهرها بترتیب از گرانترین به شرح زیر است.

۱-سئول
بلیط سینما: $8.67(۸۱۵۰ تومان)
یک وعده غذای ساده: $18.09 (۱۷۰۰۰ تومان)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $1,096.82 (۱۰۳۱۰۰۰ تومان)
یک کیلو برنج: $5.07 (۴۷۷۰ تومان)
یک نوشابه : $1.07 (۱۰۰۰ تومان)

توکیو
بلیط سینما: $14.59 (۱۳۷۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $12.62 (۱۱۹۰۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $839.92 (۷۸۰۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $6.10 (۵۷۰۰ ت)
یک نوشابه: $1.35 (۱۲۷۰ ت)

۳- یوکوهاما
بلیط سینما: $14.80 (۱۳۹۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $12.51 (۱۱۷۶۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $771.80 (۷۲۵۵۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $5.36 (۵۰۴۰ ت)
یک نوشابه: $1.42 (۱۳۳۰ ت)

۴-کوبه در غرب ژاپن
بلیط سینما: $15.01 (۱۴۰۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $ 11.26 (۱۰۶۰۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $665.31 (۶۲۵۴۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $5.05 (۴۷۰۰ ت)
یک نوشابه: $0.83 (۷۸۰ ت)

۵- هنگ کنگ
بلیط سینما: $ 8.64 (۸۱۲۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $12.43 (۱۱۶۸۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $ 531.48 (۵۰۰۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $ 1.70 (۱۶۰۰ ت)
یک نوشابه: $0.83 (۷۸۰ ت)

۶- تایپه در تایوان
بلیط سینما: $ 8.35 (۷۸۵۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $ 9.65 (۹۰۰۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $ 852.91 ( ۸۰۰۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $ 2.34 (۲۲۰۰ ت)
یک نوشابه: $0.81 ( ۷۶۰ ت)

۷- پکن
بلیط سینما: $8.39 (۷۹۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $ 14.78 (۱۳۹۰۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $627.81 (۵۹۰۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $2.38 (۲۲۴۰ ت)
یک نوشابه: $0.67 (۶۳۰ ت)

۸- شانگهای چین
بلیط سینما: $9.06 (۸۵۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $13.48 (۱۲۷۰۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $564.28 (۵۳۰۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $2.08 (۱۹۶۰ ت)
یک نوشابه: $0.60 (۵۶۰ ت)

۹-سنگاپور
بلیط سینما: $5.78 (۵۴۳۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $11.44 (۱۰۷۵۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $427.13 (۴۰۱۵۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $1.61 (۱۵۰۰ ت)
یک نوشابه: $0.81 (۷۶۰ ت)

۱۰- جاکارتا اندونزی
بلیط سینما: $6.29 (۵۹۰۰ ت)
یک وعده غذای ساده: $11.57 (۱۰۸۷۰ ت)
قیمت یک دستگاه ماشین لباسشوئی: $661.76 (۶۲۲۰۰۰ ت)
یک کیلو برنج: $2.30 (۲۱۶۰ ت)
یک نوشابه: $0.91 (۸۵۵ ت)



behnam5555 09-04-2011 07:30 AM

آیا میدانستیدکه.....
آيا ميدانستيد كه نور خورشید فقط تا عمق 400 متری آب دریا نفوذ می کند


آيا ميدانستيد كه امریکا تا 50 میلیون سال دیگر دو نیم خواهد شد

آيا ميدانستيد كه عدد 2520 را می توان بر اعداد 1 تا10 تقسیم نمود بدون آنکه خارج قسمت کسری داشته باشد
آيا ميدانستيد كه فشار در مرکز خورشید تقریبا 700 میلیون تن بر 452/6 سانتی مترمربع است


آيا ميدانستيد كه طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است


آيا ميدانستيد كه شیشه در ظاهر جامد به نظر می رسد ولی در واقع مایعی است که بسیار کند حرکت می کند

آيا ميدانستيد كه داغ ترین نقطه کره زمین در دالول اتیوپی است. در این منطقه در یک روز عادی دمای هوا در سایه به 94 درجه فارنهایت می رسد

آيا ميدانستيد كه آبشار آنجل در ونزوئل20 برابر بلندتر از ابشار نیاگارا است

آيا ميدانستيد كه هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از 9 بار تا کرد
آيا ميدانستيد كه در هرم خئوپوس در مصر که 2600 سال قبل از میلاد ساخته شده است به اندازه ای سنگ به کار رفته که می توان با آن دیواری اجری به ارتفاع 50 سانتی متر در دور دنیا ساخت
آيا ميدانستيد كه سرعت صوت در فولاد 14 بار سریعتر از سرعت آن در هواست
آيا ميدانستيد كه وقتی مگس بر روی یک میله فولادی می نشیند میله فولادی به اندازه دو میلیونیم میلیمتر خم می شود

آيا ميدانستيد كه هر سال از 600/557/31 ثانیه تشکیل شده است

آيا ميدانستيد كه بزرگترین گل جهان فلوزیا نام دارد

آيا ميدانستيد كه بیشترین ضربان قلب را قناری ها با1000بار در دقیقه و کمترین را فیل با 27 بار در دقیقه دارد
آيا ميدانستيد كه اگر تمام رگ های خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلومتر می شود

آيا ميدانستيد كه یک لیتر سرکه در زمستان سنگین تر از تابستان است

آيا ميدانستيد كه 30 برابر مردمی که امروزه بر سطح زمین زندگی می کنند در زیر خاک مدفون شده اند

آيا ميدانستيد كه نزدیکترین ستاره به زمین بعد از خورشید الفامنچوری است که فاصله ان تا زمین 3/4سال نوری است

آيا ميدانستيد كه تنها حیوانی که نمی تواند شنا کند شتر است

آيا ميدانستيد كه فلز اوسمیم سنگین ترین ماده روی زمین است
آيا ميدانستيد كه ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیرنظامی است
آيا ميدانستيد كه در هر ثانیه بیش از ۵۰۰۰ بیلیون بیلیون الکترون به صفحه تلویزیون بر خورد می کند و تصویری را که شما تماشا می کنید به وجود می اورد
آيا ميدانستيد كه گزنه برای درمان رماتیسم، درد کمر در ناحیة دمبالچه، درد لگن خاصره (درد اعصاب کمر) و نیز درمان بیماری های مثانه، مجاری ادراری و کلیه بسیار مفید است
آيا ميدانستيد كه شانس شبیه بودن دو اثر انگشت یک به ‫64 میلیارد است‌.‏
آيا ميدانستيد كه اگر امواج ماورای صوت را به قسمت محدودی از فضا که در ان گرد و غبار و یا ذرات دود سیگار موجود باشد بتابانیم این ذرات با سرعت رسوب می کنند
آيا ميدانستيد كه ایا می دانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه می رسد در حالی که پایین ترین قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد
آيا ميدانستيد كه در تقسیمات لشگری به ده هزار سرباز، تومان گفته و فرمانده آن را امیر تومان می نامند

behnam5555 09-04-2011 08:14 AM


behnam5555 09-04-2011 08:17 AM


behnam5555 09-04-2011 08:17 AM


behnam5555 09-04-2011 08:45 AM


زندگی نامه سنایی غزنوی


ابوالمجد مجدود بن آدم سنایی غزنوی در سال 459 در شهر غزنین پا به عرصه‌ی هستی نهاد، و در سال529 در همان جا در گذشت . او‌ در آغاز جوانی،‌ شاعری‌ درباری‌ و مداح‌ مسعود بن‌ ابراهیم‌ غزنوی‌ و بهرام‌ شاه‌ بن‌ مسعود بود. ولی‌ بعد‌ از سفر به‌ خراسان‌ و اقامت‌ چند ساله‌ در این‌ شهر‌ و نشست و برخاست با مشایخ‌ تصوف،‌ در منش، دیدگاه و سمت‌گیری اجتماعی وی دگرگونی ژرفی پدید آمد. از دربار بریده و به دادخواهی مردم برخاست، بر شریعت مداران و زاهدان ریایی شوریده و به عرفان عاشقانه روی آورد.
سنائی‌ در دوره‌‌ی اول‌ فعالیت‌‌های‌ ادبی‌ خویش‌ شاعری‌ مداح‌ بود، روش‌ شاعران‌ غزنوی، به ویژه‌ عنصری‌ و فرخی را تقلید می‌کرد. در دوره‌‌ی دوم‌، که‌ دوره‌‌ی دگرگونی وی بود
، به‌ نقد اجتماعی و طرح اندیشه‌های عرفان عاشقانه پرداخت. درباره‌ی دگرگونی درونی و رویكرد او به عالم عرفان، اهل خانقاه افسانه‏های گوناگونی را ساخته و روایت كرده‌اند كه یكی از شیرین‌ترین افسانه‌ها را جامی در نفحات‏الانس این گونه روایت كرده است: «سلطان محمود سبكتكین در فصل زمستان به عزیمت گرفتن بعضی از دیار كفار از غزنین بیرون آمده بود و سنایی در مدح وی قصیده‏ای گفته بود. می‏رفت تا به عرض رساند. به در گلخن كه رسید، از یكی از مجذوبان و محبوبان، آوازی شنید كه با ساقی خود می‏گفت : «پر كن قدحی به كوری محمودك سبكتكین تا بخورم
ساقی گفت: «محمود مرد غازی است و پادشاه اسلام!»
گفت: «بس مردكی ناخشنود است. آنچه در تحت حكم وی درآمده است، در حیز ضبط نه درآورده می‏رود تا مملكت دیگر بگیرد.»
یك قدح گرفت و بخورد. باز گفت: «پركن قدحی دیگر به كوری سناییك شاعر!» ساقی گفت: «سنایی مردی فاضل و لطیف است.»
گفت: «اگر وی لطیف طبع بودی به كاری مشغول بودی كه وی را به كار آمدی. گزافی چند در كاغذی نوشته كه به هیچ كار وی نمی‏آید و نمی‏داند كه وی را برای چه كار آفریده‏اند.»
سنایی چون آن بشنید، حال بر وی متغیر گشت و به تنبیه آن لای خوار از مستی غفلت هوشیار شد و پای در راه نهاد و به سلوك مشغول شد».
در واقع سنایی اولین‌ شاعر ایرانی‌ پس‌ از اسلام‌ بشمار می‌رود که‌ حقایق‌ عرفانی‌ و معانی‌ تصوف‌ را در قالب‌ شعر ارائه کرده است.او درسرودن مثنوی، غزل و قصیده توانایی فوق العاده‌ای داشت. بد نیست بدانید كه سنایی دیوان مسعود سعد سلمان را، هنگامی كه مسعود در اسارت بود، برای او تدوین كرد و با اهتمام سنایی، دیوان مسعود سعد همان زمان ثبت و منتشر شد كه این خود حكایت از منش انسانی او دارد.
سنایی در عصر خودش یک شاعر نوگرا بود. بیشتر پژوهنده‌گان او را پایه گذار شعر عرفانی می دانند. کاری که او آغاز کرد، با عطار نیشابوری تداوم یافت و در شعر جلال الدین محمد بلخی به اوج خود رسید.
درون‌مایه‌ی عرفانی و غزل‌سرایی عارفانه- عاشقانه، تنها نوآوری این شاعر بزرگ در ادب پارسی نیست. او در بیش‌تر قالب‌های شعر پیش از خود بازنگری می کند و حال و هوایی تازه ای در کالبد آنان می‌دمد. برای نمونه اگر به سیر قصیده سرایی از فرخی و کسائی مروزی تا عصر سنایی نگاه کنیم،‌ متوجه تکرار درون‌مایه‌ها و تصویرها می‌شویم. در واقع انگار شاعران دیگر حرف تازه‌ای در شعرهایشان نداشته‌اند. شعر آنان فقط یک درون‌مایه داشت و آن هم ستایش پادشاه و اُمرا و وزرا بود، که حتا از نظر ادبی نیز دیگر چنگی به دل نمی‌زد و تازگی هم نداشت. یعنی اگر در قرن چهارم هجری قمری از خواندن مدیحه سرایی‌های فرخی سیستانی می‌شد از نظر ادبی لذت برد، در دوره سنایی دیگر خواندن این اشعار لذتی نداشت. سنایی با وارد کردن درون‌مایه‌های عرفانی، اخلاقی و اجتماعی، جان و روح تازه‌ای به کالبد بی جان قصیده دمید. سنایی به جز درون‌مایه‌های عرفانی و اندرزهای اخلاقی؛ نوعی نقد اجتماعی را نیز وارد قصیده کرد که پس از او مورد توجه شاعری مثل کمال‌الدین عبدالرزاق قرار گرفت. سنایی در حوزه‌ی قصیده‌ی عرفانی نیز نوآوری‌هایی داشته که خاقانی در این زمینه از او تاثیر گرفته است. غزل‌های عارفانه و عاشقانه‌ی وی نیز راه گشای، غزل عرفان عاشقانه بود. بدین اعتبار می‌توان گفت مولانا در غزل عارفانه، سعدی در سرودن غزل عاشقانه، حافظ در سرودن غزل عارفانه و رندانه همه بهره‌مند از خوان سنایی هستند. مولانا كه خویش را وامدار عطار و سنایی می‌داند در بیتی از مثنوی این ارادت را نشان داده و گفته است: «عطار روح بود و سنایی دو چشم او/ ما درپی سنایی و عطار آمدیم»
سنایی با غریبه‌گردانی و آشنا زدایی از مفاهیم پُر شور غزل عاشقانه، از شعر بی روح و سرد زاهدانه فاصله می‌گیرد و با دمیدن درون‌مایه‌ی عارفانه به مفاهیم غزل عاشقانه، معشوق ومی زمینی را به حاشیه می‌راند و معشوق و می آسمانی را به مرکز فرا می‌خواند.
شعر سنایی، شعری توفنده و پرخاشگر است. درون‌مایه‌ی بیش‌تر قصاید او در نكوهش دنیاداری و دنیاداران است. او با زاهدان ریایی و شریعت‌مداران درباری و حكام ستم‌گر كه هر كدام توجیه‏گر كار دیگری هستند، بی‏پروا می‏ستیزد و از بیان حقیقت عریان كه تلخ و گزنده نیز می‏باشد، هراسی به دل راه نمی‌دهد. البته وی از عافیت طلبی و تن به هر خواری دادن و دِرَم طلبی مردم نیز شکایت می‌کند.
سنایی با نقد اوضاع اجتماعی روزگارش، علاوه بر بیان دردها و معضلاتی كه دامن‌گیر زمانه شده است، نشان می‏‏دهد كه ، تفكر شبه یونانی بر تفكر شرعی و وحیانی غلبه كرده است؛ در صوفیان، صفایی نیست؛ مجالس ذكر، مجالس برنج و شیر و شكر شده است ؛ حرام‏خواری رایج و پارسایان خوب كردار منزوی شده‏اند؛ و نشانی از جامعه‌ی بسامان و نیک منشی فردی دیده نمی‏شود.
بخش عمده‏ای از درون‌مایه و اندیشه در قصاید سنایی بر مدار انتقادهای اجتماعی می‌گردد. لبه‌ی تیز تیغ زبان او در بیش‌تر موارد متوجه زراندوزان و حكام ظالم است. سنایی با تصویر زندگی زاهدانه‌ی پیامبر و صحابه و تأكید بر آن در قصاید، سعی دارد جامعه آرمانی مورد نظر خود را نشان دهد.
ترویج آموزه‌های زهد و عرفان نیز از مهم‌ترین محورهای موضوعی در قصاید سنایی است. نكوهش دنیا، مرگ اندیشی، توصیه به گسستن از آرزوهای بی‏حد و حصر، ترویج قناعت پیشه‌گی و مناعت طلبی، کوشش برای به جوشش در آوردن گوهر حقیقی آدمی، از مضامین رایج قصاید اوست:

ای مسلمانان! خلایق، حال دیگر كرده ‏اند
از سر بی‏حرمتی، معروف، منكر كرده‏اند

شرع را یك سو نهادستند، اندر خیر و شر
قول بطلمیوس و جالینوس، باور كرده ‏اند

عالمان بی‏عمل، از غایت حرص و امل
خویشتن را، سخره‌ی اصحاب لشكر كرده‏اند

خون چشم بیوگان است، آن كه در وقت صبوح
مهتران دولت اندر جام و ساغر كرده ‏اند

تا كی از دارالغروری ساختن دارالسرور
تا كی از دارالفراری ساختن دارالقرار

بر در ماتم سرای دین و چندین ناز و نوش
در ره رعنا سرای دیو و چندان كار و بار

آثار او عبارتند از :
:
حدیقه‌ الحقیقه‌ و شریعه‌ الطریقه‌
سیر العباد الی‌ المعاد
دیوان‌ قصاید و غزلیات‌
عقل‌ نامه‌
طریق‌ التحقیق‌
تحریمه‌القلم‌
مکاتیب‌ سنائی‌
کارنامه‌ بلخ‌
عشق‌ نامه‌
سنائی‌ آباد.

نمونه‌هایی از قصاید سنایی :

منسوخ شد مروت و معدوم شد وفا
زین هر دو مانده نام چو سیمرغ و کیمیا

شد راستی خیانت و شد زیرکی سفه
شد دوستی عداوت و شد مردمی جفا

گشته‌ست باژگونه همه رسمهای خلق
زین عالم نبهره و گردون بی‌وفا

هر عاقلی به زاویه‌ای مانده ممتحن
هر فاضلی به داهیه ای گشته مبتلا

آنکس که گوید از ره معنی کنون همی
اندر میان خلق ممیز چو من کجا

دیوانه را همی نشناسد ز هوشیار
بیگانه را همی بگزیند بر آشنا

با یکدگر کنند همی کبر هر گروه
آگاه نه کز آن نتوان یافت کبریا

هرگز بسوی کبر نتابد عنان خویش
هرکه آیتی نخست بخواند ز هل اتی

با این همه که کبر نکوهیده عادتست
آزاده را همی ز تواضع بود بلا

گر من نکوشمی به تواضع نبینمی
از هر خسی مذلت و از هر کسی عنا

با جاهلان اگرچه به صورت برابرم
فرقی بود هرآینه آخر میان ما

آمد نصیب من ز همه مردمان دو چیز
از دوستان مذلت و از دشمنان جفا

قومی ره منازعت من گرفته‌اند
بی‌عقل و بی‌کفایت و بی‌فضل و بی‌دها

بر دشمنان همی نتوان بود موتمن
بر دوستان همی نتوان کرد متکا

من جز به شخص نیستم آن قوم را نظیر
شمشیر جز به رنگ نماند به گندنا

نمونه‌‌هایی از غزل‌های سنایی :

گفتی كه «نخواهیم تو را گر بت چینی!»
ظنم نه چنان بود كه با ما تو چنینی

بر آتش تیزم بنشانی، بنشینم
بر دیده خویشت بنشانم ننشینی

ای بس كه بجویی و مرا باز نیابی
ای بس كه بپویی و مرا باز نبینی

با ما به زبانی و به دل با دگرانی
هم دوست‏تر از من نبود هر كه گزینی

من بر سر صلحم تو چرا بر سر جنگی؟
من بر مهرم تو چرا بر سر كینی؟

گویی: «دگری گیر!» مها! شرط نباشد
تو یار نخستین من و باز پسینی

جمالت کرد، جانا، هست ما را
جلالت کرد، ماها، پست ما را

دلآراما، نگارا، چون تو هستی
همه چیزی که باید، هست ما را

شراب عشق روی خرم‌ات کرد
بسان نرگس تو، مست ما را

اگر روزی کف پایت ببوسم
بود بر هر دو عالم، دست ما را

تمنای لب‌ات شوریده دارد
چو مشکین زلف تو، پیوسته ما را

چو صیاد خرد، لعل تو باشد
سر زلف تو شاید، شست ما را

زمانه بند شستت کی گشاید
چو زلفین تو محکم، بست ما را

نمونه‌هایی از رباعی های سنایی :

غم خوردن این جهان فانی هوس است
از هستی ما به نیستی یک نفس است

نیکویی کن اگر ترا دست‌رس است
کین عالم، یادگار بسیار کس است

تا این دل من همیشه عشق اندیش است
هر روز مرا تازه بلایی پیش است

عیبم مکنید اگر دل من ریش است
کز عشق مراد خانه‌ی ویران بیش است

آن‌جا که سر تیغ ترا یافتن است
جان را سوی او به عشق شتافتن است

زان تیغ اگرچه روی برتافتن است
یک جان دادن هزار جان یافتن است

آن کس که بیاد او مرا کار نکوست
با دشمن من همی زید در یک پوست

گر دشمن بنده را همی دارد دوست
بد بختی بنده است نه بد عهدی اوست


behnam5555 09-04-2011 09:44 AM


نخستین روز کشف حجاب

این اقدام رضا خان پس از تنها سفر خارجی‌اش به ترکیه و تحت تأثیر اقدامات غرب‌گرایانه آتاتورک انجام گرفت. پس از سفر وی به ترکیه در ایران شایعاتی درباره ممنوعیت حجاب در مدرسه‌های دخترانه پخش شد ولی در این زمان قانونی تصویب نشد.
رضا شاه قانون کشف حجاب را یک باره صادر نکرد. نخستین شایعات پیرامون قانون جدید، هنگامی پیدا شد که رضاشاه تحت تاثیر اصلاحات در افغانستان قرار گرفته بود و امان‌الله خان و ملکه ثریا، شاه و ملکه افغانستان در سال ۱۳۰۸ به ایران آمدند. ملکه افغانستان بی‌حجاب بود و جنجالی در میان روحانیون برانگیخت. آنان از رضاشاه خواستند ملکه افغانستان را در ایران مجبور به داشتن حجاب کند که رضاشاه نپذیرفت. در همین زمان شایعاتی درباره تصویب قانون منع حجاب پخش شد.

رضا شاه ترجیح می‌داد که مردم لباس متحدالشکل بپوشند، کلاه پهلوی به سر گذارند و نسبت به تقیدات دینی در زمینه حجاب سستی نشان دهند. رضا شاه که شدیداً تحت تأثیر بی‌حجابی زنان ترکیه قرار گرفته بود، این مسئله را پس از یک سال از گذشت سفر به ترکیه در آذر ۱۳۱۴ به محمود جم «رئیس‌الوزرا» چنین بازگو کرد:

«نزدیک دو سال است که این موضوع سخت فکر مرا به خود مشغول داشته‌است، خصوصاً از وقتی که به ترکیه رفتم و زن‌های آنها را دیدم که «پیچه» و «حجاب» را دور انداخته و دوش به دوش مردهایشان در کارهای مملکت به آنها کمک می‌کنند، دیگر از هر چه زن چادری است بدم آمده‌است. اصلاً چادر و چاقچور دشمن ترقی و پیشرفت مردم است. درست حکم یک دمل را پیدا کرده که باید با احتیاط به آن نیشتر زد و از بینش برد.»
بخشنامه کشف حجاب جهت تصویب رضاشاه در تاریخ ۲۷ آذر ۱۳۱۴ از طرف رئیس‌الوزرا به دربار فرستاده شد تا در اول دی دستور العمل اجرای غیر رسمی قانون کشف حجاب به تمام ولایات ایران ارسال گردد. در سال ۱۳۲۰ که رضاشاه ایران را ترک کرد اجرای قانون کشف حجاب سریعا فراموش شد. وزارت فرهنگ حکم داد از ورود زنان بی‌حجاب به دانشگاه جلوگیری شود و معلمان زن مدرسه‌ها و استادان زن دانشگاه‌ها مجبور شدند با حجاب به کلاس درس بروند. در تهران و سایر شهرها دختران دانش‌آموز و زنان به خاطر نداشتن حجاب مورد آزار و اذیت قرار گرفتند.


behnam5555 09-05-2011 01:50 PM



بعضیها...

http://www.fromoldbooks.org/pentateu...-1100x1252.jpg


بعضی‌ها حمال كتابند،

بعضی‌ها بقال كتابند،

بعضی‌ها انبارداركتابند،

بعضی‌ها كلكسیونر كتابند...

بعضی‌ها شعرشان سپید است، دلشان سیاه،

بعضی‌ها شعرشان كهنه است، فكرشان نو،

بعضی‌ها شعرشان نو است، فكرشان كهنه،

بعضی‌ها یك عمر زندگی می‌كنند برای رسیدن به زندگی،

بعضی‌ها زمین‌ها را از خدا مجانی می‌گیرند و به بندگان خدا گران می‌فروشند.

بعضی‌ها حمال كتابند،

بعضی‌ها بقال كتابند،

بعضی‌ها انبارداركتابند،

بعضی‌ها كلكسیونر كتابند

بعضی‌ها قیمتشان به لباسشان است، بعضی به كیفشان و بعضی به كارشان،

بعضی‌ها اصلا‏ قیمتی ندارند،

بعضی‌ها به درد آلبوم می‌خورند،

بعضی‌ها را باید قاب گرفت،

بعضی‌ها را باید بایگانی كرد،

بعضی‌ها را باید به آب انداخت،

بعضی‌ها هزار لایه دارند

بعضی‌ها ارزششان به حساب بانكی‌شان است،

بعضی‌ها همرنگ جماعت می‌شوند ولی همفكر جماعت نه،

بعضی‌ها را همیشه در بانك‌ها می‌بینی یا در بنگاه‌ها.

بعضی‌ها در حسرت پول همیشه مریضند،

بعضی‌ها برای حفظ پول همیشه بی‌خوابند،

بعضی‌ها برای دیدن پول همیشه می‌خوابند،

بعضی‌ها برای پول همه كاره می‌شوند.

بعضی‌ها نان نامشان را می‌خورند،

بعضی‌ها نان جوانیشان را میخورند،

بعضی‌ها نان موی سفیدشان را میخورند،

بعضی‌ها نان پدرانشان را میخورند،

بعضی‌ها نان خشك و خالی میخورند،

بعضی‌ها اصلا نان نمیخورند،

بعضی‌ها با گلها صحبت می‌كنند،

بعضی‌ها با ستاره‌ها رابطه دارند.

بعضی ها صدای آب را ترجمه می‌كنند.

بعضی ها صدای ملائك را می‌شنوند.

بعضی ها صدای دل خود را هم نمی‌شنوند.

بعضی ها حتی زحمت فكركردن را به خود نمی‌دهند.

بعضی ها در تلاشند كه بی‌تفاوت باشند.

بعضی ها فكر می‌كنند چون صدایشان از بقیه بلندتر است، حق با آنهاست.

بعضی ها فكر میكنند وقتی بلندتر حرف بزنند، حق با آنهاست.

بعضی ها برای سیگار كشیدنشان همه جا را ملك خصوصی خود می‌دانند.

بعضی ها فكر میكنند پول مغز می‌آورد و بی پولی بی مغزی.

بعضی ها برای رسیدن به زندگی راحت، عمری زجر می‌كشند.

بعضی ها ابتذال را با روشنفكری اشتباه می‌گیرند.

بعضی از شاعران برای ماندگار شدن چه زجرها كه نمی‌كشند.

بعضی ها یك درجه تند زندگی می‌كنند، بعضی‌ها یك درجه كند.

هیچكس بی‌درجه نیست.

بعضی ها حتی در تابستان هم سرما می‌خورند.

بعضی ها در تمام زندگی‌شان نقش بازی می‌كنند.

بعضی از آدمها فاصله پیوندشان مانند پل است، بعضی مانند طناب و بعضی مانند نخ.

بعضی ها دنیایشان به اندازه یك محله است، بعضی به اندازه یك شهر،

بعضی به اندازه كرة زمین و بعضی به وسعت كل هستی.

بعضی ها به پز میگویند پرستیژ

بعضی ها خیلی جورهای مختلف هستند.



behnam5555 09-05-2011 01:51 PM

اين يك ماجراي واقعي است:
سالها پيش در كشور آلمان ، زن و شوهري زندگي مي كردند . آنها هيچگاه صاحب فرزندي نشدند.يك روز كه به اتفاق هم از شهر خارج شده و به جنگل رفته بودند، ببر كوچكي در جنگل نظر آنها را به سمت خود جلب كرد.مرد معتقد بود نبايد به آن بجه ببر نزديك شد، به نظر او ببر مادر، جايي در همان حوالي فرزندش را زير نظر داشت لذا اگر احساس خطر مي كرد به هردوي آنها حمله مي نمود و صدمه مي زد.
اما انگار زن هيچكدام از حرف هاي شوهرش را نمي شنيد، خيلي سريع به سمت بچه ببر رفت و او را زير پالتوي خود به آغوش كشيد.دست همسرش را گرفت و گفت : (( عجله كن ، ما بايد همين حالا سوار اتومبيل شويم و از اينجا برويم .))
آنها به آپارتمان خود برگشتند و به اين ترتيب ببر كوچك عضوي از خانواده كوچك آنها شد و آن دو با يك دنيا عشق و علاقه به ببر رسيدگي مي كردند.
سالها از پي هم مي گذشت و ببر كوچك در سايه مراقبت و محبت هاي آن زن و شوهر حالا تبديل به به ببر بالغي شده بود كه با آن خانواده بسيار مانوس بود.
در گذر ايام ، مرد در گذشت و مدت زمان كوتاهي پس از اين اتفاق ، دعوتنامه كاري براي يك ماموريت شش ماهه در مجارستان به دست خانم رسيد.زن با همه دلبستگي بي اندازه اي كه به ببري داشت كه كه مانند فرزند خود با آن مانوس شده بود ناچار بود شش ماه كشور را ترك كند و از دلبستگي اش دور شود.
پس تصميم گرفت ببر را براي اين مدت به باغ وحش بسپارد. در اين مورد با مسئولان باغ وحش صحبت كرد و با تقبل كل هزينه هاي شش ماهه ، ببر را با يك دنيا دلتنگي به باغ وحش سپرد و كارتي از مسئولان باغ وحش دريافت كرد تا هر زمان كه مايل بود ، بدون ممانعت و بدون اخذ بليت به ديدار ببرش برود.
دوري از ببر برايش بسيار دشوار بود ، روزهاي آخر قبل از مسافرت ، مرتب به ديدار ببر مي رفت و ساعت ها كنارش مي ماند و از دلتنگي هايش با ببر مي گفت .
سر انجام زمان سفر فرا رسيد و زن با يك دنيا غم دوري ، با ببرش وداع گفت.
بعد از شش ماه كه ماموريت به پايان رسيد، وقتي زن بي تاب و بي قرار خود را به باغ وحش رساند ، در حالي كه از شوق ديدن ببرش فرياد مي زد : عزيزم ، عشق من ، من برگشتم ، اين شش ماه دلم برات يه ذره شده بود ، چقدر دوريت برايم سخت بود ، اما حالا من برگشتم ....
و در حين ابراز اين جملات مهر آميز ، به سرعت در قفس را گشود ، آغوش را باز كرد و ببر را با يك دنيا عشق و محبت و احساس در بر گرفت.
ناگهان صداي فرياد هاي نگهبان قفس ، فضا را پر كرد: نه ، بيا بيرون ، بيا بيرون ، اين ببر تو نيست . ببر تو بعد از اينكه اينجا رو ترك كردي ، بعد از شش روز از غصه دق كرد و مرد. اين ببر وحشي و گرسنه است.
اما ديگر براي هر تذكري دور شده بود . ببر وحشي با همه عظمت و خوي درندگي ، ميان آغوش پر محبت زن ، مثل يك بچه گربه ، رام وآرام بود.
اگرچه ببر مفهوم كلمات محبت آميزي را كه زن به زبان آلماني ادا كرده بود ، نمي فهميد اما محبت و عشق چيزي نبود كه براي دركش نياز به دانستن زبان و رسم و رسوم خاصي باشد چرا كه عشق آنقدر عميق است كه در مرز كلمات محدود نمي شود و احساس آن قدر متعالي است كه از تفاوت نوع و جنس فرا رود.
براي هديه كردن محبت يك دل ساده و صميمي كافي است تا از دريچه يك نگاه پر مهر عشق را بتاباند و مهر را هديه كند.
محبت آن قدر نافذ است كه تمام فصل سرماي ياس و نااميدي را در چشم برهم زدني بهار كند. عشق يكي از زيباترين معجزه هاي خلقت است كه هر جا رد پا و اثري از آن به جا مانده تفاوتي در خشان و ستودني ،چشم گير است.
محبت همان جادوي بي نظيري است كه روح تشنه و سرگردان بشر را سيراب مي كند و لذتي در عشق ورزيدن هست كه در طلب آن نيست.
بيا بي قيد و شرط عشق ببخشيم تا از انعكاسش كل زندگيمان نور باران و لحظه لحظه عمر ، شيرين و ارزشمند گردد.
در كور ترين گره ها ، تاريك ترين نقطه ها ، مسدود ترين راهها ، عشق بي نظير ترين معجزه راهگشاست.
مهم نيست دشوارترين مساله پيش روي تو چيست ، ماجراي فوق را بخاطر بسپار و بدان سرسخت ترين قفل ها با كليد عشق و محبت گشودني است.
پس معجزه عشق را امتحان كن.


behnam5555 09-05-2011 01:54 PM


آیا می دانید؟ ناگفته های ایران باستان

آيا مي دانيد : اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كرد ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه آتش را در جهان كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند در شهر سيلك در اطراف كاشان.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه عطر را براي خوشبو شدن بدن ساختند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه كشتي يا زورق را ساختند ايرانيان بودند به فرمان يكي از پادشاهان زن ايراني.
آيا مي دانيد : اولين ارتش سواره نظام در دنيا توسط سام ايراني اختراع شد با 115 سرباز.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند در 7000 سال پيش در جنوب ايران ، ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند و از آن براي منازل استفاده كردند ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه زغال سنگ را كشف كردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه مقياس سنجش اجسام را كشف كردند ايرانيان بودند .
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه به كرويت زمين پي بردند ايرانيان بودند.
آيا مي دانيد : اولين مردماني كه قاره آمريكا را كشف كردند ايرانيان بودند و كريستف كلمب و واسكودوگاما بر اثر خواندن كتابهاي ايراني كه در كتابخانه واتيكان بوده به فكر قاره پيمايي افتادند .
آيا مي دانيد : كلمه شاهراه از راهي كه كورش کبير بين سارد پايتخت كارون و پاسارگاد احداث كرد گرفته شده است .
آيا مي دانيد : كورش كبير در شوروي سابق شهري ساخت به نام كورپوليس كه خجند امروزي نام دارد .
آيا مي دانيد : كورش پس از فتح بابل به معبد مردوك رفت و براي ابراز محبت به بابلي ها به خداي آنان احترام گذاشت و در همان معبد كه بيش از هزار متر بلندي داشت براي اثبات حسن نيت خود به آنان تاج گذاري كرد .
آيا مي دانيد : اولين هنرستان فني و حرفه اي در ايران توسط كورش كبير در شوش جهت تعليم فن و هنر ساخته شد.
آيا مي دانيد : ديوار چين با بهره گيري از ديواري كه كورش در شمال ايران در سال 544 قبل از ميلاد براي جلوگيري از تهاجم اقوام شمالي ساخت ، ساخته شد.
آيا مي دانيد : اولين سيستم استخدام دولتي به صورت لشگري و كشوري به مدت 40 سال خدمت و سپس بازنشستگي گرفتن مستمري دائم را كورش كبير در ايران پايه گذاري كرد. آيا مي دانيد : كمبوجبه فرزند كورش بدليل كشته شدن 12 ايراني در مصر و اينکه فرعون مصر به جاي عذر خواهي از ايرانيان به دشنام دادن و تمسخر پرداخته بود ، با 250 هزار سرباز ايراني در روز 42 از آغاز بهار 525 قبل از ميلاد به مصر حمله كرد و كل مصر را تصرف كرد و بدليل آمدن قحطي در مصر مقداري بسيار زيادي غله وارد مصر كرد . اكنون در مصر يك نقاشي ديواري وجود دارد كه كمبوجيه را در حال احترام به خدايان مصر نشان ميدهد . او به هيچ وجه دين ايران را به آنان تحميل نكرد و بي احترامي به آنان ننمود .
آيا مي دانيد : داريوش کبير با شور و مشورت تمام بزرگان ايالتهاي ايران كه در پاسارگاد جمع شده بودند به پادشاهي برگزيده شد و در بهار 520 قبل از ميلاد تاج شاهنشاهي ايران رابر سر تهاد و براي همين مناسبت 2 نوع سكه طرح دار با نام داريك ( طلا ) و سيكو ( نقره) را در اختيار مردم قرار داد كه بعدها رايج ترين پولهاي جهان شد .
آيا مي دانيد : داريوش كبير طرح تعلميات عمومي و سوادآموزي را اجباري و به صورت كاملا رايگان بنيان گذاشت كه به موجب آن همه مردم مي بايست خواندن و نوشتن بدانند كه به همين مناسبت خط آرامي يا فنيقي را جايگزين خط ميخي كرد كه بعدها خط پهلوي نام گرفت . ( داريوش به حق متعلق به زمان خود نبود و 2000 سال جلو تر از خود مي انديشيد . )
آيا مي دانيد : داريوش در پاييز و زمستان 518 – 519 قبل از ميلاد نقشه ساخت پرسپوليس را طراحي كرد و با الهام گرفتن از اهرام مصر نقشه آن را با كمك چندين تن از معماران مصري بروي كاغد آورد .
آيا مي دانيد : داريوش بعد از تصرف بابل 25 هزار يهودي برده را كه در آن شهر بر زير يوق بردگي شاه بابل بودند آزاد كرد ..
آيا مي دانيد : داريوش در سال دهم پادشاهي خود شاهراه بزرگ كورش را به اتمام رساند و جاده سراسري آسيا را احداث كرد كه از خراسان به مغرب چين ميرفت كه بعدها جاده ابريشم نام گرفت .
آيا مي دانيد : اولين بار پرسپوليس به دستور داريوش كبير به صورت ماكت ساخته شد تا از بزرگترين كاخ آسيا شبيه سازي شده باشد كه فقط ماكت كاخ پرسپوليس 3 سال طول كشيد و کل ساخت کاخ ۶۵ سال به طول انجاميد .
آيا مي دانيد : داريوش براي ساخت كاخ پرسپوليس كه نمايشگاه هنر آسيا بوده 25 هزار كارگر به صورت 10 ساعت در تابستان و 8 ساعت در زمستان به كار گماشته بود و به هر استادكار هر 5 روز يكبار يك سكه طلا ( داريك ) مي داده و به هر خانواده از كارگران به غير از مزد آنها روزانه 250 گرم گوشت همراه با روغن – كره – عسل و پنير ميداده است و هر 10 روز يكبار استراحت داشتند .
آيا مي دانيد : داريوش در هر سال براي ساخت كاخ به كارگران بيش از نيم ميليون طلا مزد مي داده است كه به گفته مورخان گران ترين كاخ دنيا محسوب ميشده . اين در حالي است كه در همان زمان در مصر كارگران به بيگاري مشغول بوده اند بدون پرداخت مزد كه با شلاق نيز همراه بوده است .
آيا مي دانيد : تقويم كنوني ( ماه 30 روز ) به دستور داريوش پايه گذاري شد و او هياتي را براي اصلاح تقويم ايران به رياست دانشمند بابلي “دني تون” بسيج كرده بود . بر طبق تقويم جديد داريوش روز اول و پانزدهم ماه تعطيل بوده و در طول سال داراي 5 عيد مذهبي و 31 روز تعطيلي رسمي كه يكي از آنها نوروز و ديگري سوگ سياوش بوده است .
آيا مي دانيد : داريوش پادگان و نظام وظيفه را در ايران پايه گزاري كرد و به مناسبت آن تمام جوانان چه فرزند شاه و چه فرزند وزير بايد به خدمت بروند و تعليمات نظامي ببينند تا بتوانند از سرزمين پارس دفاع كنند .
آيا مي دانيد : داريوش براي اولين بار در ايران وزارت راه – وزارت آب – سازمان املاك –سازمان اطلاعات – سازمان پست و تلگراف ( چاپارخانه ) را بنيان نهاد .
آيا ميدانيد : اولين راه شوسه و زير سازي شده در جهان توسط داريوش ساخته شد .
آيا مي دانيد : داريوش براي جلوگيري از قحطي آب در هندوستان كه جزئي از امپراطوري ايران بوده سدي عظيم بروي رود سند بنا نهاد .
آيا مي دانيد : فيثاغورث كه بدلايل مذهبي از كشور خود گريخته بود و به ايران پناه آورده بود توسط داريوش كبير داراي يك زندگي خوب همراه با مستمري دائم شد .
آيا مي دانيد : در طول سلطنت داريوش كبير 242 حكمران بر عليه او شورش كرده بودند و او پادشاهي بوده كه با 242 مورد شورش مقابله كرد و همه را بر جاي خود نشاند و عدالت را در سرتاسر ايران بسط داد . او در سال آخر پادشاهي به اندازه 10 ميليون ليره انگلستان ذخيره مالي در خزانه دولتي بر جاي گذاشت .


behnam5555 09-05-2011 01:57 PM

http://www.peopleplusconsulting.com/...hNewspaper.jpg
شخصيت های مهم دنيا چه کاره بودن ؟

راد استوارت:
خواننده سرشناس انگليسي در هاي‌گيت در شمال لندن به دنيا آمد و پدر و مادرش روزنامه‌فروشي داشتند. راد استوارت مدتي با باشگاه‌هاي (سلتيك) و (برنت فورد) كار مي‌‌كرد بعد (گوركن) شد. در اوايل دهه شصت با (ويز جونز) خواننده فولكور آشنا شد و به موسيقي روي آورد و يك خواننده خياباني شد. او دور اروپا سفر مي‌‌كرد و آواز مي‌‌خواند و پول جمع مي‌‌كرد. جالب است بدانيد كه يك بار به جرم ولگردي از اسپانيا اخراج شد.
مايكل دل:موسس و رييس شركت سهامي كامپيوتري:
در يك رستوران چيني ظرفشور بود و ساعتي 2/5 دلار دستمزد می گرفت.او از اين تجربه‌اش به نيكي ياد مي‌‌كند و مي‌‌گويد: (بهترين بخش آن دوران، عقل و منطق صاحب رستوران بود و اگر كمي زودتر به رستوران مي‌‌رفتم مي‌‌توانستم نهايت استفاده را از او بكنم. او به كارش افتخار مي‌‌كرد و به هر كسي كه از در رستورانش وارد مي‌‌شد اهميت مي‌‌داد.
شون كومبز:
هنرپيشه و خواننده آمريكايي (روزنامه‌ پخش‌كن) بود. در آن زمان او دوازده سال داشت و شايد هرگز فكر نمي‌‌كرد اين شغل آغازي براي رسيدن به وضعيت كنوني اوست. او از همان ابتدا بلند پرواز بود.
پول پوت:
كامبوجي قبل از اين‌كه يك خيانت‌كار جنگي معروف و جهاني شود، (سالوت سار) نام داشت. او در جواني در رشته نجاري و مهندسي راديو تحصيل مي‌‌كرد و بالاخره يك (معلم) شد و در يك مدرسه خصوصي در (پنوم پنه) تدريس مي‌‌كرد ولي به خاطر گرايش به كمونيسم اخراج شد. پس از آن او نام خود را به (پول‌پوت) تغيير داد و عضو فدايي حزب كمونيسم كامبوج شد. سال‌ها بعد او فرمانده ارتش (خمر سرخ) بود و در چهار سال حكمراني بيش از يك ميليون كامبوجي را كشت.
اوپرا وينفري:
مجري سرشناس آمريكايي در (مي‌‌سي‌سي‌پي) به دنيا آمد. پدر و مادرش بيش از حد جوان بودند و به همين خاطر مادربزرگش به او رسيدگي مي‌‌كرد. او از سه سالگي خواندن و نوشتن را به اوپرا آموخت و او را به كليساي محلي فرستاد. او مي‌‌توانست آيات انجيل را به خوبي از حفظ بخواند. در شانزده سالگي يك روز در مسابقه راديويي شركت كرد و برنده يك ساعت مچي شد. وقتي براي گرفتن جايزه خود به ايستگاه راديويي شهر رفت، مطلبي را براي تهيه‌كنندگان خواند و از همان زمان با حقوق صد دلار در هفته به عنوان (خبرنگار) استخدام شد.
تري هچر:
هنرپيشه هاليوود در پنج سالگي توسط شوهر خاله‌اش مورد آزار قرار گرفت و به همين‌خاطر مبتلا به مشكلات روحيشد. وقتي كمي بزرگ‌تر شد به تحصيل در رشته بازيگري پرداخت ولي اولين شغل هچر در سال 1984 شغلي عجيب بود. او (تشويق‌كننده) تيم راگبي (سان فرانسيسكو )49 بود و به خاطر آن پول مي‌‌گرفت.
آدولف هيتلر:
در كودكي به مدرسه كليسا مي‌‌رفت و آرزو داشت كشيش بشود ولي در سال 1903 و پس از مرگ پدر از مدرسه بيرون انداخته شد. سپس به رشته هنر پرداخت ولي به دليل بدقول بودن دو بار از آكادمي هنرهاي زيباي وين اخراج شد. آدلف خسته، تنها، جوان و غمگين شب‌ها را در پانسيون مي‌‌گذراند و براي پول درآوردن (نقاشي) مي‌‌كرد و كارت پستال مي‌‌كشيد. اگر جنگ جهاني اول شروع نمي‌‌شد شايد او يك نقاش شكست‌خورده مي‌‌شد.
ولي پس از شروع جنگ هيتلر قلم را كنار گذاشت و اسلحه به دست گرفت و به ارتش آلمان پيوست. او آنقدر از جنگ لذت مي‌‌برد كه چند سال بعد تصميم گرفت يك جنگ ديگر به راه بيندازد.
سيلوستر استالونه:
هميشه آدم خشني بود. او زماني (جاروكش قفس شيرها) بود. در پانزده سالگي همكلاسي‌هايش مي‌‌گفتند او بيش از همه احتمال دارد كه زندگيش را روي صندلي الكتريكي به پايان برساند. او بعدها با فيلم (راكي) به شهرت جهاني دست يافت.
جنيفر لوپز:
مدتها قبل از آن‌كه به خوانندگي روي آورد و تبديل به يك ستاره شود هر روز لباس ساده‌اي بر تن مي‌‌كرد و به دادگستري مي‌‌رفت تا به شغل خود بپردازد چون او يك (مشاور قضايي) بود.
بنيتو موسوليني:
ديكتاتور فاشيست ايتاليايي براي يك روزنامه كار مي‌‌كرد و داستان دنباله‌دار مي‌‌نوشت. يكي از داستان‌هاي او (معشوقه كاردينال) نام داشت كه داستان اندوهبار يك كاردينال قرن هفدهمي و معشوقه‌اش را بيان مي‌‌كرد.
فيدل كاسترو:
شايع است كه (فيدل كاسترو) رهبر كوبا (بيسباليست) بود و براي يكي از تيم‌هاي مهم ليگ آمريكا بازي مي‌‌كرد ولي اين گفته اشتباه‌است. حقيقت اين است كه كاسترو فقط در دوران دانشگاه و آن هم در حد معمولي بيسبال كار مي‌‌كرد. او در سال 1946 در مسابقات بيسبال دانشگاه‌هاي حقوق هاوانا مسئول پرتاپ توپ بود و آن كار ساده را هم بد انجام ميداد. نكته اين‌جاست كه به گفته خودش به دانشگاه نرفته بود كه توپ بازي كند بلكه رفته بود تا علم (حقوق) بياموزد.
بيل گيتس:
در عمارت كنگره واشنگتن (پادو) بود.
ويليام واتكينز:
رييس فعلي تكنولوژي Seagate در شيفت شب يك بيمارستان رواني كار مي‌‌كرد. كار او اين بود كه مراقب بيماراني كه ازكنترل خارج مي‌‌شدند باشد.
بيل موري:
كمدين آمريكايي بيرون يك بقالي مي‌‌ايستاد و شاه بلوط مي‌‌فروخت. او مدتي نيز پيتزا‌فروشي كرده است.
راش ليمبو:
مجري معروف راديويي آمريكا كفش واكس مي‌‌زد.
رابين ويليامز:
هنرپيشه و كمدين معروف و محبوب هاليوود پانتوميم خياباني اجرا مي‌‌كرد.
تامي هيل فايگو:
از طراحان بنام و معروف لباس كه لباس‌هاي طرح او امروزه بر تن بسياري از اهالي سرشناس هاليوود ديده مي‌‌شود، زماني كه هيچ فروشنده‌اي حاضر نشد شلوارهاي جين طرح او را در مغازه‌اش بگذارد و به فروش برساند در كنار خيابان و پشت يك وانت آنها را مي‌‌فروخت.
جري سينفلد:
كمدين، هنرپيشه و نويسنده آمريكايي تلفني لامپ مي‌‌فروخت.
دمي مور:
كه سال‌هاست دوستدارانش براي گرفتن امضا از او هم به او دسترسي ندارند؛ زماني براي يك مغازه ظروف كرايه كار مي‌‌كرد.
جنيفر انيستون:
پيش‌خدمت رستوران بود.
براد پيت:
شوهر سابق جنيفر انيستون و همسر فعلي آنجلينا جولي يخچال حمل مي‌‌‌كرد.
گارت بروكس:
چند ماه قبل از اين‌كه ركورد جهاني را در موسيقي بشكند، فروشنده يك مغازه چكمه‌فروشي بود.
جك نيكلسون:
بازيگر قديمي هاليوود در پستخانه كار مي‌‌كرد.
استفان كينگ:
نويسنده، در يك مدرسه (سرايدار) بود و وقتي داشت كمدهاي دانش‌آموزان را تميز مي‌‌كرد داستان اولين رمانش به ذهنش خطور كرد.
هريسون فورد:
نجاري ميكرد و به اين كار خيلي علاقه داشت. او هنوز هم هر وقت فرصتي داشته باشد به چوب و نجاري روي مي‌‌آورد.
و ...
بیایم به آینده امیدوار باشیمو دست رو دست نزاریم.



behnam5555 09-05-2011 02:00 PM


http://sms.vas.is/web/fanta/img/fanta.jpg

وقتی یک نوشابه می‌خورید، چه اتفاقی می‌افتد؟
10 دقیقه بعد:
10 قاشق چای‌خوری شکر وارد بدن‌تان می‌شود. می‌دانید چرا با وجود خوردن این حجم شکر دچار استفراغ نمی‌شوید؟ چون اسید فسفریک، طعم آن را کمی می‌گیرد و شیرینی‌اش را خنثی می‌کند.


20 دقیقه بعد:
قند خون‌تان بالا می‌رود و منجر به ترشح ناگهانی و یک‌جای انسولین می‌شود. کبدتان شروع می‌کند به تبدیل قند به چربی تا قند خون، بیشتر از این بالا نرود.


40 دقیقه بعد:
حالا دیگر جذب کافئین کامل شده؛ مردمک‌های‌تان گشاد می‌شود، فشار خون‌تان بالا می‌رود و در پاسخ به این حالت، کبدتان قند را به داخل جریان خون رها می‌کند. گیرنده‌های آدنوزین مغز حالا بلوک می‌شوند تا از احساس خواب‌آلودگی جلوگیری کنند.


45 دقیقه بعد:
ترشح دوپامین افزایش پیدا می‌کند و مراکز خاصی در مغز، که حالت سرخوشی ایجاد می‌کنند، تحریک می‌شوند. این همان مکانیسمی است که در مصرف هروئین منجر به ایجاد سرخوشی می‌شود.


بعد از 60 دقیقه:
اسید فسفریک موجود در نوشابه، داخل روده کوچک، به کلسیم، منیزیم و روی می‌چسبد. متابولیسم بدن افزایش پیدا می‌کند. میزان بالای قند خون و شیرین‌کننده‌های مصنوعی، دفع هرچه بیشتر کلسیم را از طریق ادرار باعث می‌شوند.


مدتی بعد:
کافئین در نقش یک داروی مدر (ادرارآور) وارد عمل می‌شود. حالا دیگر کلسیم و منیزیم و رویی که قرار بود جذب بدن شود، بیش از پیش از طریق ادرار دفع می‌شود و به همراه آن مقادیر زیادی آب، سدیم و دیگر الکترولیت‌ها نیز از دست می‌رود.


مدتی بعدتر:
کم‌کم آن غوغایی که در بدن‌تان ایجاد شده بود فروکش می‌کند و نوبت به افت قند می‌رسد. در این مرحله یا خیلی حساس و تحریک‌پذیر می‌شوید یا خیلی کرخت و بی‌حال. حالا دیگر تمام آن آبی را که از طریق نوشابه وارد بدن خود کرده بودید، دفع کرده‌اید؛ آبی که می‌شد به جای اسید و کافئین و شکر، حاوی مواد مفیدی برای بدن‌تان باشد. تا چند ساعت بعد اثر کافئین هم از بین می‌رود و شما هوس یک نوشابه دیگر می‌کنید.

behnam5555 09-05-2011 02:02 PM


ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط

ارتباط چشمی: مهمترین ابزار در ارتباط
ارتباط چشمی شما چگونه است؟ پرخاشگر؟ ملایم و مهربان؟ جذاب؟ آیا با چشمهایتان می توانید کسی را دوست داشته باشید؟ ارتباط چشمی هنری است که نیاز به مهارت بسیار زیاد دارد اما برای موثر بودن روابط، حیاتی است. چطور می توانیم ارتباط چشمی بهتری داشته باشیم؟
ارتباط چشمی، ارتباط اجتماعی لازم را برای فردی که به او گوش می دهید یا با او حرف می زنید فراهم میکند. ارتباط چشمی زیاد باعث می شود دیگران تصور کنند فردی متجاوز هستید؛ ارتباط چشمی کم هم باعث می شود دیگران تصور کنند علاقه ای به صحبت های آنان ندارید. از اینرو ارتباط چشمی در برقراری ارتباط با دیکران مهارت بسیار زیادی را طلب می کند. فروشنده ها، سیاست مداران، و سخنگویان معمولاً بالاترین مهارت را در این زمینه دار هستند.
اهمیت ارتباط چشمی وقتی بر من آشکار شد که مجبور بودم برای مشاوره چشم در چشم افراد نگاه کنم. تجربه به من نشان داد که وقتی نگاهم را از آنها می گرفتم، فرد صحبت خود را قطع می کرد. و وقتی ارتباط چشمیم را با او حفظ می کردم، فرد با تصور اینکه صحبت هایش مورد علاقه و توجه من است، به حرف زدن ادامه می داد.
علائم روحی ارتباط چشمی
دست فروش ها معمولاً از اهمیت ارتباط چشمی به خوبی آگاهی دارند چون برای فروش محصولات خود باید مشتریان احتمالی را علاقه مند نگه دارند. وقتی شما به چیزی علاقه مندید یا چیزی توجه شما را جلب می کند، مردمک چشمانتان گشاد میشود و این می تواند علامت خوبی برای فروشنده باشد.
همچنین وقتی همسرتان از نظر جنسی توجه شما را جلب می کند، باز هم مردمک چشمانتان گشاد می شود و معمولاً بیشتر از حد نرمال به وی خیره می شوید. من وقتی مجرد بودم همیشه از چشمهای دیگران می فهمیدم که به من علاقه دارند یا نه.
ارتباطات روزانه و ارتباط چشمی
همه ما در زندگی روزمره خود از ارتباطات چشمی استفاده می کنیم، از اینرو بهتر است بهترین راه و روش برای استفاده از چشمانمان را یاد بگیریم.
برخی موقعیت های خاص، استفاده متفاوتی از چشمان را طلب می کند. برای مثال، وقتی مشغول مشاجره و دعوا هستید، بهتر است که بتوانید نگاه خیره تان را طولانی تر نگه دارید. وقتی می خواهید به کسی احترام بگذارید بهتر است نگاهتان را پایین بیندازید. وقتی کسی را دوست دارید بهتر است به عمق چشمان طرف مقابل خیره شوید
.
6 راه برای تقویت و ارتقاء مهارت های ارتباط چشمی
1. صحبت کردن با یک گروه: وقتی با گروهی از مردم صحبت می کنید، خیلی خوب است که بتوانید ارتباط جشمی مستقیم با شنونده های خود برقرار کنید. اما اگر در صحبت ارتباط چشمی را فقط با یکی از اعضاء گروه حفظ کنید، باعث می شود بقیه شنونده ها دیگر به حرف هایتان گوش نکنند. از اینرو با هر جمله جدید باید روی یکی از شنوده ها متمرکز شوید. با این روش با همه افراد گروه صحبت خواهید کرد و همه آنها را به گوش کردن علاقه مند می کنید
.
2. صحبت کردن با فرد: برقراری ارتیاظ چشمی موقع حرف زدن با کسی بسیار عالی است اما اگر بخواهید عمیقاً به طرف مقابل خیره شوید، موجب ناراحتی فرد خواهد شد. برای مقابله با چنین مشکلی، هر 5 ثانیه یکبار ازتباط خود را قطع کنید. اما حواستان باشد موقع قطع کردن ارتباط چشمی خود نگاهتان را پایین نیندازید چون باعث می شود فرد مقابل تصور کند حرفتان تمام شده است. درعوض به بالا یا به اطراف نگاه کنید، طوری که انگار می خواهید چیزی را به یاد بیاورید
.
3. گوش کردن به فرد: موقع گوش کردن به صحبت های کسی اگر بخواهید خیلی خیره به آنها نگاه کنید، ممکن است صحبت کردن برایشان دشوار شود. تکنیکی که من موقع مشاوره با بیمارانم به کار می گیریم، تکنیکی است که آنرا مثلث می نامم. در این تکنیک من 5 ثانیه به یک چشم، 5 ثانیه به چشم دیگر، و 5 ثانیه بعد به دهان فرد نگاه می کنم و چرخه را همینطور دنبال می کنم. این تکنیک به همراه مهارت ها و تکنیک های گوش کردن دیگر مثل تکان های سر یا کلام های کوتاه تایید بهترین راه برای نشان دادن علاقه خود به شنیدن حرف طرف مقابل است
.
4. مشاجرات: مشاجره و دعوا با کسی هم خود مهارت های خاص خود را می طلبد. در چنین موقعیتی اگر بتوانید نگاه خیره خود را به طرف مقابل نگه دارید، نشاندهنده قدرت شما خواهد بود. اما اگر موقع مشاجره به اطراف نگاه کنید مطمئن باشید که در بحث شکست خواهید خورد. البته این مسئله به اینکه به چه کسی دعوا می کنید هم بستگی دارد اما به طور کلی در مشاجرات و دعواها موقع حرف زدن یا گوش دادن بهتر است که به فرد خیره بمانید. با این روش احتمالاً طرف مقابل هم سعی خواهد کرد که به شما خیره شود. اما میدان را از دست ندهید و از نگاه های خیره او در نروید
.
5. مجذوب کردن فرد: وقتی سعی می کنید کسی را مجذوب خود کنید و علاقه خود را نیز به آنها نشان دهید، می توانید با چشمانتان حرف بزنید و گوش دهید. وقتی کسی که دوستش دارید صحبت می کند، از کل صورت بعنوان نقطه کانونی استفاده کنید. به چشمانشان نگاه کنید، به آنچه می گویند گوش دهید، در مواقع مناسب لبخند بزنید، در مواقع مناسب ابروهایتان را بالا ببرید، و...اگر احساس کردید که به آنها خیره شده اید، نگاهتان را به سمت نقاط دیگر صورتشان مثل لب ها، گونه ها، بینی معطوف کرده و دوباره به سمت چشمها برگردانید. لبخند زدن موقع گوش دادن به کسی راهی بسیار عالی برای نشان دادن علاقه تان به صحبت های آنان است. البته مراقب باشید وقتی حرف های غمگین به شما می زنند به آنها لبخند جواب ندهید. باید هم با چشمانتان و هم با گوش هایتان به حرف های طرف مقابل گوش دهید
.
6. دوست داشتن فرد: من و همسرم معمولاً نگاه های خیره طولانی به همدیگر می اندازیم و گاهی اوقات نگاه کردن بدون بر زبان آوردن حرفی بسیار تاثیرگذار خواهد بود. اینکار ارتباطی عمیق بین ما ایجاد می کند. در چنین موقعیت هایی برای عمق دادن به نگاه خود می توانید تصور کنید که به درون بدن فرد مقابل رفته اید و روحتان به همدیگر عشق می ورزد. حس کنید که می خواهید روح آنها را لمس کنید. اینکار باعث ترشح آدرنالین در بدن شده و مردمک هایتان را گشادتر می کند



behnam5555 09-05-2011 02:04 PM

روزی که اميرکبير گريست.

در سال ۱۲۶۴ قمري، نخستين برنامه‌ي دولت ايران براي واكسن زدن به فرمان اميركبير آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجواناني ايراني را آبله‌كوبي مي‌كردند.اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبي به امير كبير خبردادند كه مردم از روي ناآگاهي نمي‌خواهند واكسن بزنند. به‌ويژه كه چند تن از فالگيرها و دعانويس‌ها در شهر شايعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌يافتن جن به خون انسان مي‌شود هنگامي كه خبر رسيد پنج نفر به علت ابتلا به بيماري آبله جان باخته‌اند.
امير بي‌درنگ فرمان داد هر كسي كه حاضر نشود آبله بكوبد بايد پنج تومان به صندوق دولت جريمه بپردازد. او تصور مي كرد كه با اين فرمان همه مردم آبله مي‌كوبند. اما نفوذ سخن دعانويس‌ها و ناداني مردم بيش از آن بود كه فرمان امير را بپذيرند. شماري كه پول كافي داشتند، پنج تومان را پرداختند و از آبله‌كوبي سرباز زدند.
شماري ديگر هنگام مراجعه مأموران در آب انبارها پنهان مي‌شدند يا از شهر بيرون مي‌رفتند روز بيست و هشتم ماه ربيع الاول به امير اطلاع دادند كه در همه‌ي شهر تهران و روستاهاي پيرامون آن فقط سي‌صد و سي نفر آبله كوبيده‌اند. در همان روز، پاره دوزي را كه فرزندش از بيماري آبله مرده بود، به نزد او آوردند.
امير به جسد كودك نگريست و آنگاه گفت: ما كه براي نجات بچه‌هايتان آبله‌كوب فرستاديم. پيرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امير، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبيم جن زده مي‌شود.
امير فرياد كشيد: واي از جهل و ناداني، حال، گذشته از اينكه فرزندت را از دست داده‌اي بايد پنج تومان هم جريمه بدهي.
پيرمرد با التماس گفت: باور كنيد كه هيچ ندارم.
اميركبير دست در جيب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمي‌گردد، اين پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز .
چند دقيقه ديگر، بقالي را آوردند كه فرزند او نيز از آبله مرده بود. اين بار اميركبير ديگر نتوانست تحمل كند. روي صندلي نشست و با حالي زار شروع به گريستن كرد.
در آن هنگام ميرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زماني اميركبير را در حال گريستن ديده بود. علت را پرسيد و ملازمان امير گفتند كه دو كودك شيرخوار پاره دوز و بقالي از بيماري آبله مرده‌اند.
ميرزا آقاخان با شگفتي گفت: عجب، من تصور مي‌كردم كه ميرزا احمدخان، پسر امير، مرده است كه او اين چنين هاي‌هاي مي‌گريد.
سپس، به امير نزديك شد و گفت: گريستن، آن هم به اين گونه، براي دو بچه‌ي شيرخوار بقال و چقال در شأن شما نيست. امير سر برداشت و با خشم به او نگريست، آنچنان كه ميرزا آقاخان از ترس بر خود لرزيد.
امير اشك‌هايش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زماني كه ما سرپرستي اين ملت را بر عهده داريم، مسئول مرگشان ما هستيم.
ميرزا آقاخان آهسته گفت: ولي اينان خود در اثر جهل آبله نكوبيده‌اند امير با صداي رسا گفت: و مسئول جهلشان نيز ما هستيم.
اگر ما در هر روستا و كوچه و خياباني مدرسه بسازيم و كتابخانه ايجاد كنيم، دعانويس‌ها بساطشان را جمع مي‌كنند. تمام ايراني‌ها اولاد حقيقي من هستند و من از اين مي‌گريم كه چرا اين مردم بايد اين قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبيدن آبله بميرند .
منبع: حكيمي، محمود. داستان‌هايي از زندگي اميركبير. دفتر نشر فرهنگ



behnam5555 09-05-2011 02:06 PM

داستان روسپی و راهب

راهبی در نزدیکی معبد زندگی می کرد . در خانه روبرویش , یک روسپی اقامت داشت . راهب که می دید مردان زیادی به آن خانه رفت و آمد دارند . تصمیم گرفت با او صحبت کند . زن را سرزنش کرد : " تو بسیار گناهکاری . روز وشب به خدا بی احترامی می کنی .. چرا دست از این کار نمی کشی ؟ چرا کمی به زندگی بعد از مرگت فکر نمی کنی . " زن به شدت از گفته های راهب شرمنده شد و از صمیم قلب به درگاه خدا دعا کرد و بخشش خواست . همچنین از خدای قادر متعال خواست که راه تازه ای برای امرار معاش به او نشان بدهد .اما راه ديگري براي امرار معاش پيدا نكرد.
بعد از یک هفته گرسنگی , دوباره به روسپی گری پرداخت .اما هر بار که بدن خود را به بیگانه ای تسلیم می کرد از درگاه خدا آمرزش می خواست .راهب که از بی تفاوتی زن نسبت به اندرز او خشمگین شده بود فکر کرد : " از حالا تا روز مرگ این گناهکار , می شمرم که چند مرد وارد آن خانه شده اند . "

و از آن روز کار دیگری نکرد جز این که زندگی آن روسپی را زیر نظر بگیرد . هر مردی که وارد خانه می شد , راهب ریگی بر ریگ های دیگر می گذاشت .مدتی گذشت . راهب دوباره روسپی را صدا زد و گفت : " این کوه سنگ را می بینی ؟ هر کدام از این سنگها نماینده یکی از گناهان کبیره ای است که انجام داده ای , آن هم بعد از هشدار من . دوباره می گویم : مراقب اعمالت باش ! "
زن به لرزه افتاد , فهمید گناهانش چقدر انباشته شده است . به خانه برگشت , اشک پشیمانی ریخت و دعا کرد : " پروردگارا, کی رحمت تو مرا از این زندگی مشقت بار آزاد می کند ؟ "خداوند دعایش را پذیرفت . همان روز , فرشته ی مرگ ظاهر شد و جان او را گرفت . فرشته به دستور خدا , از خیابان عبور کرد و جان راهب را هم گرفت و با خود برد .
روح روسپی , بی درنگ به بهشت رفت . اما شیاطین , روح راهب را به دوزخ بردند . در راه , راهب دید که بر روسپی چه گذشته و شِکوه کرد : "خدایا , این عدالت توست ؟ من که تمام زندگی ام را در فقر و اخلاص گذرانده ام , به دوزخ می روم و آن روسپی که فقط گناه کرده , به بهشت می رود !"
یکی از فرشته ها پاسخ داد :
" تصمیمات خداوند همواره عادلانه است . تو فکر می کردی که عشق خدا فقط یعنی فضولی در رفتار دیگران . هنگامی که تو قلبت را سرشار از گناه فضولی می کردی , این زن روز وشب دعا می کرد . روح او , پس از گریستن , چنان سبک می شد که توانستیم او را تا بهشت بالا ببریم . اما آن ریگ ها چنان روح تو را سنگین کرده بودند که نتوانستیم تو را بالا ببریم ."

از کتاب :" پدران . فرزندان . نوه ها " اثر پائولو کوئلیو

behnam5555 09-05-2011 02:08 PM

روزه در دين زرتشت


روزه در آيين زرتشت

در مورد روزه در آيين زرتشت نيز بايد گفته شود كه روزه گرفتن و نخوردن آب و غذا بخاطر اينكه باعث سستي بدن و عدم فعاليت مفيد و كار روزانه مي شود ناپسند مي باشد.

چون اين موارد در آيين زرتشت نكوهيده شده وبي كاري و تن پروري بشدت نهي شده است و.

در ونديداد، فرگرد سوم فقره 33 نوشته شده:
‹‹ … آن كس كه سير غذا مي خورد، توانايي مي يابد كه نيايش بكند، كشاورزي كند و فرزندان به وجود آورد. جاندار از خوردن زنده مي ماند و از نخوردن مي ميرد.››


امابراي افراط نكردن در خوردن گوشت حيوانات روزهاي دوم و دوازدهم و چهاردهم و بيست و يكم هر ماه زرتشتيان از خوردن گوشت پرهيز مي كنند
اين چهار روز متعلق به چهار امشاسپند وهمن ؛ماه و گوش و رام كه از ميان چهارپايان هستند مي باشد. رييس انجمن موبدان تهران(دكتر خورشيديان)،
از اين رو، گفت:
در اوستا مفهوم روزه به روزه باطني نسبت داده مي شود و روزه ظاهري وجود ندارد اگرچه امساك و تحت فشار قرار دادن جسم براي تمركز بيشتر بر اعمال و مناسك ديني عملي ستودني است.
وي اظهار داشت: در عين حال در آيين زرتشت در 4 روز مخصوص در هر ماه هر نوع كشتار و قرباني كردن حيوانات و استفاده كردن از گوشت ممنوع است.

دكتر خورشيديان در تشريح معناي روزه باطن گفت:

ما زرتشتيان بايد در سه بخش معنوي “شنوايي”، “انديشه” و “حساس” هميشه روزه داشته باشيم يه آن معنا كه از طريق اين سه حس از نيكي دور نشويم و بخ “انديشه و حساس و شنوايي” مان هميشه سرشاز از نيكي باشد.
رييس انجمن موبدان تهران افزود:
همچنين در اوستا بر روزه بزرگتري تاكيد شده است و آن حفظ هفت عضو بدن، مشتمل بر دو چشم، دو دست، دو پا و زبان در تمام طول زندگي از هرگونه آلودگي است و اين هفت عضو هميشه بايد پاك نگه داشته شوند كه از اين عمل نيز تحت عنوان روزه ياد مي شود.


behnam5555 09-05-2011 02:11 PM

پیشگویی ( شاه نعمت الله ولی )

سید الکاملین نور الدین بن میر عبدالله بن محمد بن عبدالله بن کمال الدین یحیی بن هاشم بن موسی
بن جعفر بن صالح بن میر حاتم بن سید علی بن ابراهیم بن سید علی کاشانی بن میر محمد بن سید
اسماعیل بن ابی عبدالله بن محمد باقر فرزند حضرت علی بن الحسین ( علیه السلام ) در روز
دوشنبه چهاردهم ربیع الاول 731 هجری قمری در شهر حلب متولد شد از عرفای مشهور قرن
هشتم و نهم هجری بوده است و در روز پنجشنبه بیست و سوم ماه رجب 832 و به روایتی 834
هجری در کرمان دعوت حق را لبیک گفت و در شهر ماهان به خاک سپرده شد .
ما در اینجا به مقتضیات زمان از دیوان مولانا مدد گرفته پیشگویی های ایشان را منتشر می کنیم :
بسم الله الرحمن الرحیم
قدرت کردگار می بینم حالت روزگار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه از سر یار می بینم
از سلاطین گردش دوران یک بیک را سوار می بینم
هر یکی را بمثل ذره نور پرتوی آشکار می بینم
بعد از آل ائمه اطهار دیگری را سوار می بینم
از پس شاهی همه اینها چند سلطان بکار می بینم
از بزرگی و رفعت ایشان صفوی بر قرار می بینم
چند سلطان ز نسل او پیدا همه را بر قرار می بینم
آخر پادشاهی صفوی یک حسینی بکار می بینم
از بخارا هرات و بلخ و سرخس لشگری بیشمار می بینم
باز بعد از خرابی ایشان سار بانی بکار می بینم
نادری در جهان شود پیدا قامتش استوار می بینم
بیست و شش سال پادشاهی او تا بگردون غبار می بینم
آخر عهد نوجوانی او قتل او آشکار می بینم
پادشاهی ز نو شود پیدا
تیغ او آبدار می بینم
بیست و پنج است پادشاهی او سکه اش بی عیار می بینم
چون ز نسلش بسی ولد ماند بوالعجب روزگار می بینم
پادشاهی بود محمد نام شهیش با وقار می بینم
ده و هفت است پادشاهی او اولش با وقار می بینم
لشکرش سی سه صف برای جلال جنگ او آشکار می بینم
عهد آن شاه کشور دوران دو بلا آشکار می بینم
یک تزلزل بود یکی طاعون حال مردم فکار می بینم
غارت و قتل شیعیان علی دست ایشان بکار می بینم
غین و شین چونکه بگذرد از سال این اساس آشکار می بینم
شهر تبریز را چو کوفه کند شهر طهران را قرار می بینم
جنگ او در میان تبریز است فتح او آشکار می بینم
در صفا هان چو او پیاده شود در ابر قو سوار می بینم
چون بهم می رسند شاه و سوار قتل او آشکار می بینم
قتل آن شاه کشور دوران در صف کار زار می بینم
اربعین است پادشاهی او دولتش کامکار می بینم
دائم او را همی ز کثرت لیل لیل او بی نهار می بینم
لیک آن شاه را زیانی هست محرم او نگار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند دولتش بر قرار می بینم
صر صر دیگرش شود پیدا پای او در رکاب می بینم
مسکن و فوت او در اصفهان بر سر مرغزار می بینم
حاکم قندهار مثل شتر بر دماغش مهار می بینم
حکم درباره اش صدور دهند سر او را بدار می بینم
ناگهان شخصی از توابع لر
حاکم کامکار می بینم
هست شاه و وکیل خوانندش کمترین هوشیار می بینم
پادشاهی کند چو بیست و دو سال کارش آخر بزار می بینم
بعد از آن لر , لر دگر آید ظالم و نابکار می بینم
سکه از نو زند چو بر رخ زر درهمش کم عیار می بینم
هشت سال است پادشاهی او دولتش بی مدار می بینم
چون زمستان پنجمین گذرد ششمین خوش بهار می بینم
حال امسال صورت دگر است نه چو پیرار و پار می بینم
پادشاهی به تخت بنشسته دولتش پایدار می بینم
آن حسن خلق و آن حسن طینت باب عالی تبار می بینم
فرد مردانه اولوالعزی محرم آشکار می بینم
میم از اول و دال از آخر نام آن نامدار می بینم
پادشاه تمام دانایی در همه کار زار می بینم
گرگ با میش و شیر با آهو در چرا بر قرار می بینم
ناگهان کشته میشود در خواب قاتل او چهار می بینم
این جهان را چو او کند بدرود نیک از او یادگاری می بینم
بعد از آنگه که او فنا گردد شاه دیگر بکار می بینم
که محمد بنام او باشد تیغ او آبدار می بینم
چهارده سال پادشاهی او دولتش کامکار می بینم
ناصر الدین به نصرت دوران چهارده هشت سال می بینم
کوکب روشنی بود پیدا بلکه دنباله دار می بینم
از خراسان و ری صفاهان هم چه دهل ها بکار می بینم
روز جمعه در شهر ذیقعده تن او در مزار می بینم
شاه دیگر بکار آید شاهیش نا گوار می بینم
چهارشنبه ز شهر ذیقعده مرگ او آشکار می بینم
بعد از آنگه که او فنا گردد پسرش یادگار می بینم
غین و ده دال چون گذشت از سال بوالعجب روزگار می بینم
گرد آیینه است سیر جهان گرد و رنگ و غبار می بینم
شه چو بیرون رود ز جایگهش
شاه دیگر بکار می بینم
نوجوانی مثال سرو بلند رستمش بنده دار می بینم
در امور شهی است بی تدبیر لیکنش بخت یار می بینم
احتساب و حساب در عهدش سست و بی اختیار می بینم
ظلم پنهان خیانت و تزویر بر اعاظم شعار می بینم
دولتش بی حساب میدانم مکنتش بیشمار می بینم
در حقیقت شهی بود ظالم عاری از حق شعار می بینم
علمای زمان او دائم همه را تار و مار می بینم
دائم اسبش بزیر زین طلا کهتران را سوار می بینم
نا بکاری مثال دیو مهیب ستمش بزروار می بینم
چون فریدون به تخت بنشیند پسرانش قطار می بینم
در امور شهیش بی تدبیر لیک بختش ببار می بینم
نیست فضل الخطاب در عهدش فضل را مات وار می بینم
کار و بار زمانه وارونه قحط هم ننگ وار می بینم
عدل و انصاف در زمانه او همچو هیمه به نار می بینم
در زمانش وفا و عهد درست همچو یخ در بهار می بینم
پس فرومایگان بی حاصل حامل کار و بار می بینم
کهنه رندی بکار اهرمنی اندرین روزگار می بینم
متصف بر صفات سلطانی ست لیک من گرگ وار می بینم
هست فصل حجاب در عهدش فصل را بی تبار می بینم
چون دو ده سال پادشاهی کرد از شهی بر کنار می بینم
روز شنبه ز شهر ذیقعده تن او بر مزار می بینم
پسرش چون به تخت بنشیند بوالعجب روزگار می بینم
سکه نو زند چو بر رخ یار درهمش کم عیار می بینم
غارت و قتل مردم ایران دست خارج بکار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار در یمین و یسار می بینم
کا ر و بار زمانه وارونه بلکه وارونه وار می بینم
پدران رحم بر پسر نکنند پسران را بدار می بینم
جنگ سختی شود تمام جهان کوه و صحرا تبار می بینم
مردمان جهان چه مرد چه زن همگی در فرار می بینم
اندکی امن اگر بود آنروز در سر کوهسار می بینم
دولت مرد و زن رود به فنا حال مردم فکار می بینم
کم ز چهل چونکه پادشاهی کرد سلطه اش تار و مار می بینم
بر سر کوی و بر سر برزن نام او زشت وار می بینم
جنگ و آشوب و فتنه بسیار در کمین بیشمار می بینم
شور و غوغای دین شود پیدا سر به سر کار زار می بینم
بعد از این شاهی از بین برود دولتی پایدار می بینم
سیّدی را از نسل آل رسول نام او بر قرار می بینم
نایب مهدی آشکار شود نوع عالی تبار می بینم
پادشاهی تمام دارنده سروری با وقار می بینم
بندگان جناب حضرت او سر به سر تابدار می بینم
گرگ با میش و شیر با آهو در چرا هم کنار می بینم
تا چهل سال ای برادر جان دور آن شهریار می بینم
دور ایشان تمام خواهد شد
لشکری را سوار می بینم
قائم شرع آل پیغمبر به جهان آشکار می بینم
دولت مهدی آشکار شود بلکه من آشکار می بینم
( م ح م د ) می خوانند نام آن نامدار می بینم
صورت و سیرتش چو پیغمبر حلم و علمش تمام می بینم
در کمر بند آن سپهر وقار تیغ چون ذوالفقار می بینم
از نجوم این سخن نمی گویم بلکه بر سر یار می بینم
سمت مشرق زمین طلوع کند گور دجال زار می بینم
رنگ یک چشم او به چشم کبود خری بر خر سوار می بینم
لشکر او بود ز اصفهان هم یهود و مجار می بینم
هر قدم از خرش بود میلی دور گردن غبار می بینم
صورت نیمه همه خورشید به نظر آشکار می بینم
آل سفیان همه طلوع کند همه کس را فکار می بینم
سروری را که هست پاینده یا با ذوالفقار می بینم
هم مسیح از سما فرود آید پس کوفه غبار می بینم
آل سفیان تمام کشته شوند با هزاران سوار می بینم
از دم تیغ عیسی مردم قتل دجال زار می بینم
مسکنش شهر کوفه خواهد بود دولتش پایدار می بینم
کار داران نقد اسکندر همه در راه کار می بینم
ترک اغیار سید خواهد بود خصم او در مهار می بینم
نه درودی بخود همی گویم بلکه از سر یار می بینم
نعمت الله نشسته در کنجی همه را در کنار می بینم.


behnam5555 09-05-2011 02:14 PM

وصیت نامه یک انسان بزرگ

اينك كه من از دنيا مي روم، بيست و پنج كشور جز امپراتوري ايران است و در تمامي اين كشورها پول ايران رواج دارد و ايرانيان درآن كشورها داراي احترام هستند و مردم آن كشورها نيز در ايران داراي احترامند، جانشين من خشايارشا بايد مثل من در حفظ اين كشورها كوشا باشد و راه نگهداري اين كشورها اين است كه در امور داخلي آن ها مداخله نكند و مذهب و شعائر آنان را محترم شمرد .
اكنون كه من از اين دنيا مي روم تو دوازده كرور دريك زر در خزانه داري و اين زر يكي از اركان قدرت تو مي باشد، زيرا قدرت پادشاه فقط به شمشير نيست بلكه به ثروت نيز هست. البته به خاطر داشته باش تو بايد به اين حزانه بيفزايي نه اين كه از آن بكاهي، من نمي گويم كه در مواقع ضروري از آن برداشت نكن، زيرا قاعده اين زر در خزانه آن است كه هنگام ضرورت از آن برداشت كنند، اما در اولين فرصت آن چه برداشتي به خزانه بر گردان
مادرت آتوسا ( دختر كورش كبير ) بر گردن من حق دارد پس پيوسته وسايل رضايت خاطرش را فراهم كن .
ده سال است كه من مشغول ساختن انبارهاي غله در نقاط مختلف كشور هستم و من روش ساختن اين انبارها را كه از سنگ ساخته مي شود و به شكل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پيوسته تخليه مي شود حشرات در آن به وجود نمي آيد و غله در اين انبارها چندين سال مي ماند بدون اين كه فاسد شود و تو بايد بعد از من به ساختن انبارهاي غله ادامه بدهي تا اين كه همواره آذوغه دو ياسه سال كشور در آن انبارها موجود باشد و هر سال بعد از اين كه غله جديد بدست آمد از غله موجود در انبارها براي تامين كسري خوار و بار استفاده كن و غله جديد را بعد از اين كه بوجاري شد به انبار منتقل نما و به اين ترتيب تو براي آذوقه در اين مملكت دغدغه نخواهي داشت ولو دو يا سه سال پياپي خشك سالي شود .
هرگز دوستان و نديمان خود را به كارهاي مملكتي نگمار و براي آنها همان مزيت دوست بودن با تو كافيست، چون اگر دوستان و نديمان خود را به كار هاي مملكتي بگماري و آنان به مردم ظلم كنند و استفاده نا مشروع نمايند نخواهي توانست آنها را مجازات كني چون با تو دوست اند و تو ناچاري رعايت دوستي نمايي.
كانالي كه من مي حواستم بين رود نيل و درياي سرخ به وجود آورم ( كانال سوئز ) به اتمام نرسيد و تمام كردن اين كانال از نظر بازرگاني و جنگي خيلي اهميت دارد، تو بايد آن كانال را به اتمام رساني و عوارض عبور كشتي ها از آن كانال نبايد آن قدر سنگين باشد كه ناخدايان كشتي ها ترجيح بدهند كه از آن عبور نكنند .
اكنون من سپاهي به طرف مصر فرستادم تا اين كه در اين قلمرو ، نظم و امنيت برقرار كند، ولي فرصت نكردم سپاهي به طرف يونان بفرستم و تو بايد اين كار را به انجام برساني، با يك ارتش قدرتمند به يونان حمله كن و به يونانيان بفهمان كه پادشاه ايران قادر است مرتكبين فجايع را تنبيه كند .
توصيه ديگر من به تو اين است كه هرگز دروغگو و متملق را به خود راه نده، چون هر دوي آنها آفت سلطنت اند و بدون ترحم دروغگو را از خود بران. هرگز عمال ديوان را بر مردم مسلط مكن و براي اين كه عمال ديوان بر مردم مسلط نشوند، قانون ماليات را وضع كردم كه تماس عمال ديوان با مردم را خيلي كم كرده است و اگر اين قانون را حفظ نمايي عمال حكومت زياد با مردم تماس نخواهند داشت .
افسران و سربازان ارتش را راضي نگاه دار و با آنها بدرفتاري نكن، اگر با آنها بد رفتاري نمايي آن ها نخواهند توانست مقابله به مثل كنند ، اما در ميدان جنگ تلافي خواهند كرد ولو به قيمت كشته شدن خودشان باشد و تلافي آن ها اين طور خواهد بود كه دست روي دست مي گذارند و تسليم مي شوند تا اين كه وسيله شكست خوردن تو را فراهم كنند .
امر آموزش را كه من شروع كردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنويسند تا اين كه فهم و عقل آنها بيشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بيشتر شود تو با اطمينان بيشتري حكومت خواهي كرد .
همواره حامي كيش يزدان پرستي باش، اما هيچ قومي را مجبور نكن كه از كيش تو پيروي نمايد و پيوسته و هميشه به خاطر داشته باش كه هر كسي بايد آزاد باشد تا از هر كيشي كه ميل دارد پيروي كند .
بعد از اين كه من زندگي را بدرود گفتم ، بدن من را بشوي و آنگاه كفني را كه من خود فراهم كردم بر من بپيچان و در تابوت سنگي قرار بده و در قبر بگذار ، اما قبرم را مسدود مكن تا هر زماني كه مي تواني وارد قبر بشوي و تابوت سنگي من را آنجا ببيني و بفهمي كه من پدرت پادشاهي مقتدر بودم و بر بيست و پنج كشور سلطنت مي كردم مردم و تو نيز خواهيد مرد زيرا كه سرنوشت آدمي اين است كه بميرد، خواه پادشاه بيست و پنج كشور باشد ، خواه يك خاركن و هيچ كس در اين جهان باقي نخواهد ماند، اگر تو هر زمان كه فرصت بدست مي آوري وارد قبر من بشوي و تابوت مرا ببيني، غرور و خودخواهي بر تو غلبه نخواهد كرد، اما وقتي مرگ خود را نزديك ديدي، بگو قبر مرا مسدود كنند و وصيت كن كه پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اين كه بتواند تابوت حاوي جسدت را ببيند.
زنهار، زنهار، هرگز خودت هم مدعي و هم قاضي نشو، اگر از كسي ادعايي داري موافقت كن يك قاضي بي طرف آن ادعا را مورد رسيدگي قرار دهد و راي صادر كند، زيرا كسي كه مدعيست اگر قضاوت كند ظلم خواهد كرد.
هرگز از آباد كردن دست برندار زيرا كه اگر از آبادكردن دست برداري كشور تو رو به ويراني خواهد گذاشت، زيرا قائده اينست كه وقتي كشوري آباد نمي شود به طرف ويراني مي رود، در آباد كردن ، حفر قنات ، احداث جاده و شهرسازي را در درجه اول قرار بده .
عفو و دوستي را فراموش مكن و بدان بعد از عدالت برجسته ترين صفت پادشاهان عفو است و سخاوت، ولي عفو بايد فقط موقعي باشد كه كسي نسبت به تو خطايي كرده باشد و اگر به ديگري خطايي كرده باشد و تو عفو كني ظلم كرده اي زيرا حق ديگري را پايمال نموده اي .
بيش از اين چيزي نمي گويم، اين اظهارات را با حضور كساني كه غير از تو اينجا حاضراند كردم تا اين كه بدانند قبل از مرگ من اين توصيه ها را كرده ام و اينك برويد و مرا تنها بگذاريد زيرا احساس مي كنم مرگم نزديك شده است .

پاورقي : علامه طباطبايي در تفسير الميزان مي فرمايند كورش همان ذوالقرنين است كه در قرآن از او به نيكي ياد شده است

behnam5555 09-05-2011 02:19 PM


اصطلاحات ريز و درشت تلفن همراه

3G :
مخفف عبارت 3rd-generaion (نسل سوم) مي باشد. نسل اول گوشي‌هاي تلفن همراه به صورت آنالوگ در اواخر دهه 80 و اوائل دهه 90 به بازار عرضه شدند. نسل دوم تلفن هاي همراه، با تكنولوژي ديجيتال از اواخر دهه 90 وارد ميدان شدند و اما نسل سوم كه از سال 2003 ميلادي مطرح شد؛ گوشي‌هاي تلفن همراه با قابليت انتقال اطلاعات با سرعت‌هاي بسيار بالا، اتصال دائم به پايگاه‌هاي اطلاعاتي و كيفيت صداي بالاتر را به ارمغان آورد. علاوه بر اين ها در گوشي‌هاي نسل سوم، امكانات پيچيده‌اي چون ارتباط تصويري زنده با طرف مقابل گنجانده شده است. استانداردهاي مختلفي براي تكنولوژي 3G وجود دارد. معروفترين آنها استاندارد UMTS است كه بر پايه ساختار مخابراتي WCDMA بنا نهاده شده است.

Alphanumeric Display :
نوعي از صفحه نمايش در گوشي‌هاي تلفن همراه، كه قابليت نمايش حروف و اعداد را دارند ولي نمي توانند تصاوير گرافيكي را نمايش دهند.
Bluetooth :
نوعي شبكه بي سيم در محدوده شخصي (Wireless Personal Area Network) كه امكان اتصال تلفن‌هاي همراه، كامپيوترها و ساير وسايل الكترونيكي را در فواصل نسبتا كوتاه بدون استفاده از سيم و از طريق فركانس‌هاي راديويي (با توان پايين) ميسر مي سازد. بلوتوث اين امكان را به شما مي دهد كه گوشي خود را در جيبتان قرار دهيد و به راحتي از طريق هدست بي سيم، به مكالمه بپردازيد همچنين از طريق بلوتوث مي توانيد به تبادل اطلاعات و فايلهاي موجود در گوشي تان با گوشي‌هاي نزديك آن بپردازيد.
LCD :
مخفف عبارت Liquid Crystal Display مي باشد. صفحات نمايش LCD از دو صفحه پولاريزه شده تشكيل شده اند كه ميان آنها توسط يك محلول كريستال مايع پر شده است.
تلفن همراه
MMS :
مخفف عبارت Multimedia Messaging System است. MMS در واقع ساختار توسعه يافته SMS و EMS مي باشد. بعد از بوجود آمدن و فعال شدن سيستم هاي مخابراتي چون GPRS ، HSCSD ، EDGE و UMTS به خاطر سرعت بالاي انتقال داده ها در اين سيستم ها، زمينه مناسب براي بوجود آمدن MMS ايجاد گشت. يك پيغام مالتي مديا (MMS) مي تواند حاوي متن، عكس، صوت و يا حتي كليپ هاي كوتاه ويديويي باشد.

CDMA :
مخفف عبارت Code Division Multiple Access مي باشد. نوعي از تكنولوژي ديجيتال بي سيم كه انتقال صوت و ديتا را به طور همزمان بر روي يك فركانس مهيا مي سازد. CDMA در واقع نسل دوم (2G) تلفن هاي همراه است كه در كشورهاي كانادا، آمريكا، آسياي شرقي و آمريكاي لاتين مورد استفاده قرار مي گيرد. امروزه اكثر شركت هاي مخابراتي كه از تكنولوژي CDMA استفاده مي كردند در حال مهاجرت به سمت تكنولوژي جديد انتقال پرسرعت اطلاعات با نام 1xRTT هستند .
EDGE :
مخفف كلمه Enhanced Data rates for Global Evolution مي باشد. اين تكنولوژي به طور مشترك توسط مجامع جهاني GSM و TDMA معرفي شده است و امكان انتقال صوت ، ديتا و تصوير با سرعت 384 كيلوبيت در ثانيه را در تلفن هاي همراه مهيا مي سازد (عملا سريعترين سيستم انتقال داده در سرويس هاي مخابراتي). EDGE بر پايه استاندارد هاي GSM بنا نهاده شده و از شيوه هاي تقسيم بندي پهناي باند در TDMA بهره مي گيرد.
EMS :
مخفف عبارت Enhanced Messaging Service است. ساختاري براي توسعه SMS مي باشد كه ارسال تركيبي از ملودي هاي ساده (مونوفونيك)، تصاوير (به صورت پيكسلي يا همان Picture Message)، اصوات، تصاوير متحرك و متن قالب بندي شده (تغيير سايز حروف، يا ايتاليك و بولد كردن آنها) به گوشي‌هاي ديگري كه داراي قابليت EMS هستند را ممكن مي سازد.
GPRS :
مخفف عبارت General Packet Radio Service مي باشد. نوعي تكنولوژي بي سيم كه امكان ارتباط پرسرعت اينترنتي و انواع ديگري از ارتباطات اطلاعاتي را مهيا مي سازد. در ساختار GPRS اطلاعات به صورت بسته هاي ديتا در آمده و منتقل مي گردند. سيستم GPRS به طور موازي با
GSM كار خواهد كرد بنابراين در حين ارتباط اينترنتي از طريق گوشي تان، به هيچ وجه خط تلفن اشغال نخواهد بود. در اين سيستم هزينه ها بر اساس حجم اطلاعات رد و بدل شده محاسبه مي گردند (بر حسب كيلوبايت) و مدت زمان ارتباط شما هيچ تاثيري بر افزايش هزينه ها ندارد. قبل از بوجود آمدن GPRS، براي ارتباط اينترنتي مي بايست از طريق شبكه GSM با ISP ها تماس گرفته مي شد كه هزينه‌هاي سنگيني براي كاربران در بر داشت و ضمنا حداكثر سرعت ارتباطي 9.6 كيلوبيت در ثانيه ميسر بود. اما GPRS از لحاظ تئوري مي تواند سرعتي معادل 115 كيلوبيت در ثانيه را براي شما مهيا سازد (البته در دنياي واقعي اين سرعت بين 30 تا 40 كيلوبيت در ثانيه خواهد بود). GPRS عملا به عنوان نسل 2.5 يا 2.5G در تلفن هاي همراه شناخته مي شود.
تلفن همراه
GPS :
مخفف عبارت Global Positioning System مي باشد. اين سيستم كه نخستين بار در ارتش آمريكا طراحي و به كار گرفته شد، از طريق 3 ماهواره مخصوص موقعيت شما در كره زمين (طول و عرض جغرافيايي) را مشخص مي كند. چند سال پيش ماهواره چهارمي در مدار زمين قرار گرفت كه امكان تشخيص ارتفاع از سطح دريا را نيز براي گيرنده هاي GPS مهيا مي سازد. هم اكنون دستگاه‌هاي گيرنده GPS قابل حمل (در ابعاد كامپيوترهاي جيبي) در بازار موجودند. شما مي توانيد با اضافه كردن يك كارت مخصوص به اسلات CF در كامپيوتر جيبي (PDA) خود، از GPS استفاده كرده و در هر جا كه هستيد موقعيت خود را بر روي نقشه هاي از پيش آماده بر روي صفحه نمايش PDA بيابيد. به خاطر هزينه بالايي كه افزودن GPS به تلفن هاي همراه در بردارد، تاكنون تنها در چند مدل از گوشي‌هاي رده بالاي شركت موتورولا (مثل A1000 و A925) اين امكان گنجانده شده است.
GSM :
مخفف عبارت Global System for Mobile communications مي باشد. GSM استاندارد بين المللي سيگنال‌هاي راديويي ديجيتال است كه توسط انستيتو استانداردهاي ارتباط از راه دور اروپا، بنيانگذاري شده است. GSM اكنون به عنوان شبكه مخابراتي نسل دوم تلفن هاي همراه در اكثر نقاط جهان از جمله ايران مورد استفاده قرار مي گيرد.
Dual-Band :
گوشي‌هايي كه امكان استفاده از دو باند فركانسي مختلف را مهيا مي سازند. در اروپا و خاورميانه Dual-Band به معناي گوشي‌هايي است كه از فركانس هاي GSM900/GSM1800 پشتيباني مي كنند و در ايالات متحده به معناي گوشي‌هايي است كه از فركانس هاي GSM850/GSM1800 و يا تركيب دو باند فركانسي ديگر پيشتيباني مي كنند .

HSCSD :
مخفف عبارت High Speed Circuit Switched Data است. در واقع HSCSD ساختار بهينه سازي شده‌اي براي شبكه هاي GSM است كه اجازه مي دهد سرعت انتقال داده ها را از 9.6 به 57.6 كيلوبيت در ثانيه تقويت شود.
IMEI:
يك كد منحصر به فرد كه به هر گوشي تلفن همراه تعلق دارد و از آن طريق شناسائي مي شود ، همچنين از طريق اين كد مي توان شركت سازنده و مدل دستگاه را مشخص نموده . شما مي توانيد با وارد كردن #06#* كد IMEI گوشي خود را مشاهده نمائيد.

SIM:
مخفف عبارت Subscriber Identity Module مي‌باشد. آنچه تحت عنوان سيم كارت مي شناسيد، كارت هوشمندي است كه حاوي اطلاعات لازم براي شناسايي و دسترسي گوشي شما به امكانات شبكه مخابراتي مي‌باشد. علاوه بر اين سيم كارت ها قابليت ذخيره اطلاعات شخصي مثل دفترچه تلفن و يا ذخيره پيغام هاي كوتاه را دارا هستند.

SMS:
مخفف عبارت Short Message Service است. امكاني كه به كاربران اجازه فرستادن و دريافت پيغام‌هاي كوتاه متني را مي دهد.

Infrared Port يا IrDA:
قابليت تبادل اطلاعات به طريقه بيسيم به وسيله ي نور نامرئي مادون قرمز. شما مي توانيد به وسيله اين قابليت اطلاعات ، عكس‌ها و فيلم‌ها و يا ديگر موارد را به گوشي‌هاي ديگر و يا كاميپوتر خود ارسال نمائيد ، البته بايد توجه داشته باشيد ؛ سرعت انتقال اطلاعات با مادون قرمز بسيار پائين مي‌باشد و براي انتقال فايل ها با حجم بالا زياد مناسب نيست.
گوشي موبايل
Java يا J2ME:

J2ME مخفف عبارت Java 2 Micro Edition است. امكاني است كه اجازه مي دهد تلفن‌هاي همراه، برنامه خاص نوشته شده توسط زبان برنامه‌نويسي جاوا را اجرا كنند. يك برنامه جاوا مي تواند در قالب يك برنامه ماشين حساب، بازي‌هاي گوناگون، برنامه‌هاي ساده اداري و ... طراحي شود. بعضي گوشي‌ها به شما اجازه مي دهند به طور مستقيم برنامه‌هاي Java را از طريق اينترنت درون گوشي دانلود كنيد‌، در بعضي مدل‌هاي ديگر تنها مي توانيد برنامه‌هاي Java را از كامپيوتر توسط يك كابل رابط به گوشي منتقل كنيد.

Li-Ion battery:
باتري از نوع يون ليتيوم مي‌باشد كه معمولا براي تامين نيروي لازم در دستگاههاي ارتباطي بي سيم مورد استفاده قرار مي گيرند. در مقايسه به نسل هاي قديمي تر باتري ها يعني NiCd (نيكل - كادميوم) و NiMH (نيكل - موليبدن)، باتري هاي Li-Ion وزن سبك تري دارند و علاوه بر اين از دوره ماندگاري بيشتري در هر بار شارژ بهره مي برند. در باتري‌ها اصطلاحي وجود دارد كه به Memory Effect مشهور است، كه خصوصا در باتري هاي NiCd به شدت ديده مي شد، به اينصورت كه پس از هر بار شارژ ظرفيت باتري به اندازه بسيار كمي كاهش مي يافت. به همين دليل در گوشي هاي قديمي كه از باتري ها NiCd استفاده مي كردند، بعد از دو يا سه سال عملا نياز به عوض كردن باتري داشتيم. اما در باتري هاي Li-Ion اين مسئله به طور كامل حل شده است.

Li-Po battery:
باتري از نوع پليمر ليتيوم مي‌باشد كه از نظر ظرفيت و ماندگاري بعد از هر بار شارژ، مشابه باتري ها Li-Ion عمل مي كند. اين نوع باتري داراي وزن كمتري نسبت به مدل‌هاي ديگر است. اما ويژگي منحصر به فردي كه سازندگان گوشي هاي موبايل را به سمت استفاده از اين نوع باتري مي كشاند اين است كه اين باتري ها را مي توان به هر شكل هندسي كه در طراحي مورد نياز باشد در آورد. اين ويژگي باعث از ميان رفتن محدوديت‌هاي زيادي مي گردد كه باتري‌ها مكعب مستطيلي قديمي تر در طراحي گوشي‌ها ايجاد مي كردند.

OLED:
مخفف عبارت Organic Light-Emitting Diode مي‌باشد. OLED در حقيقت نسل آينده صفحات نمايش خواهد بود. اين صفحات شامل مجموعه اي از نقاط كوچك از جنس پليمر ارگانيك خاصي هستند كه بنا به ميزان ولتاژي كه به آنها داده مي شود، رنگ‌هاي مختلف را به نمايش مي گذارند. ويژگي منحصر به فرد صفحات نمايش OLED اين است كه با هر زاويه اي به اين صفحات بنگريد، تصوير را با وضوح كامل خواهيد ديد. صفحات نمايش OLED داراي وزن كمتر، ضخامت كمتر، نور روشن تر، قيمت پايين تر و مصرف انرژي بسيار پايين تر از ساير انواع صفحه نمايش مي باشند.
گوشي موبايل
Predictive Text Input:

نوعي تكنولوژي در نوشتن متن در تلفن‌هاي همراه كه به وسيله آن براي نوشتن هر حرف كافيست دكمه‌ اي كه حرف مورد نظر در آن قرار دارد، فشرده شود و گوشي به طور لحظه به لحظه تمام تركيبات ممكن از كاراكترهاي وارد شده را با ديكشنري خود مقايسه كرده و كلمه اي را كه مورد نظر شماست حدس خواهد زد. اين تكنولوژي در سه قالب T9 ، iTAP و eZiText در گوشي‌هاي تلفن همراه استفاده مي گردد.

T9:
حالت T9 حالتي در نوشتار است كه توسط آن گوشي بطور خودكار كلماتي كه در حال تايپ است را تشخيص مي‌دهد و آنها را چاپ مي‌كند. بطور كلي اين حالت به عنوان غلط ياب نيز معروف است. يعني در موقع تايپ حالت درست كلمات را حدس ميزند و تايپ مي‌كند.

Speakerphone:
از آن تحت عنوان Built-in Handsfree (هندزفري داخلي) نيز ياد مي شود و اين قابليت را به كاربر مي‌دهد تا بدون نگه داشتن گوشي در نزديك گوش خود بتواند صداي مكالمه را بشنود.

VMS:
VMS مخفف عبارت Voice Message System مي‌باشد و مي توان توسط آن پيغام را بصورت صوتي براي فرد مشخصي فرستاد تا براي او پيغام با صداي خود فرستنده پخش شود.

Symbian OS:
Symbian يك نوع سيستم عامل براي گوشي‌هاي موبايل است كه توسط آن مي توان به گوشي موبايل امكان نصب برنامه‌ها را داد.

WAP:
Wirless Application Protocol يا پروتكل اپليكيشن هاي بي سيم، همانگونه كه از نامش پيداست بستري براي فراهم آوردن ارتباطات سيار تحت شبكه مي‌باشد. زبان متناظر Wap اختصارا WML يا Wireless Mark Up Language ناميده مي شود. اين امكانات براي اتصال به اينترنت از طريق گوشي موبايل را فراهم مي‌كند.

TFT:
مخفف عبارت Thin Film Transistor است. TFT تكنولوژي شناخته شده اي در صفحات نمايش است. اكثر تلفن‌هاي همراه امروزي از اين نوع صفحه نمايش بهره مي گيرند. در مقايسه با ساير انواع صفحه نمايش TFT تصاوير با كيفيت بسيار بالا و همچنين نرخ بالاي بازخواني صفحه (High Refresh-rate) را به ارمغان مي آورد اما در مقابل مصرف انرژي و همچنين هزينه ساخت بالايي را مي طلبد.
UMTS:

مخفف عبارت Universal Mobile Telecommunications System مي‌باشد. در حقيقت UMTS نسل جديد سيستم مخابراتي GSM است كه امكانات لازم براي نسل سوم تلفن‌هاي همراه (3G) را فراهم مي آورد. UMTS استانداردي است كه توسط "اتحاديه بين المللي ارتباطات راه دور" براي ايجاد ارتباطات بي سيم پيشرفته بنيان گذاشته شده است. شبكه هاي UMTS از تكنولوژي WCDMA بهره مي برند. در ميان عموم، گاهي عبارات UMTS و WCDMA به جاي يكديگر مورد استفاده قرار مي گيرند.

Voice Dial:
امكاني در گوشي هاي تلفن همراه كه به شما اجازه شماره گيري توسط دستورات صوتي را مي دهد.

PIN:
PIN يك شماره 4 رقمي است كه به منظور قفل نمودن گوشي تلفن همراه به كار مي رود و همانند يك كلمه رمز (Password) عمل مي كند تا از دسترسي افراد ديگر به تلفن همراه جلوگيري كند.

PUK:
اگر در هنگام فعال بودن PIN سه بار آن را اشتباه وارد نماييد، سيم كارت قفل شده و درخواست PUK مي نمايد.اگر PUK نيز 10 بار اشتباه وارد شود سيم كارت باطل شده است. پس از صحيح وارد نمودن PUK، گوشي منتظر دريافت شماره PIN جديد مي ماند كه با 2 بار وارد نمودن آن، شماره PIN قبلي از حافظه پاك شده و شماره جديد جايگزين آن مي گردد.

PIN2:
PIN2 به مانند PIN، ولي با اين تفاوت كه براي تنظيم جزئيات اضافي بر روي سيم كارت مي‌باشد. PIN2 براي سيم كارت‌هاي مخصوص مورد استفاده قرار مي‌گيرد. و البته مانند PIN از 4 تا 8 رقم است.

PUK2:
PUK2 هم مانند PUK براي باز كردن قفل PIN2 كه با 3 بار اشتباه دادن قفل كرده است. و مانند PUK اگر 10 بار اشتباه داده شود موجب باطل شدن سيم كارت مي‌شود.

Security Code:
اين كد بر خلاف كدهاي Pin و Puk كه براي سيم كارت است مربوط به كد گوشي مي‌شود و با دادن اين كد گوشي خود را مي‌توانيد قفل نماييد. اين كد دقيقا 5 كاركتري مي‌باشد و حالت پيش فرض آن بطور عمده 12345 مي‌باشد. با 3 بار اشتباه دادن اين كد گوشي قفل خواهد شد و براي بازكردن آن بايد كد ديگري كه توسط شركت ارائه مي‌شود را وارد كرد.


behnam5555 09-05-2011 02:37 PM


قوی ترین و احمقانه ترین سلاح های شکاری

از دیرباز بشر شکار را به عنوان یک راه تامین غذا و پوشاک یاد گرفته و در آن تبحر پیدا کرده است. اما با گذشت زمان این کار اهمیت حیاتی و غذایی خود را از دست داده و تبدیل به یک سرگرمی برای عده ای شده است. ولی باعث تاسف است که برخی این تفریح را تبدیل به رفتارهایی دیوانه وار کرده اند و با ساخت سلاح ها و روش های جدید، به شکل وحشیانه ای به کشتار حیوانات می پردازند. در اینجا نگاهی به ۳ مورد از قویترین ابزارهای شکار خواهیم داشت.

اگر شما هم به این موضوع علاقه مند هستید در ادامه مطلب با ما همراه باشید.

گلوله تیرانوزوروس ۵۷۷

http://www.niazerooz.com/Im/P/90/022...4107049091.jpg

اول از همه به گلوله فوق قوی T-Rex می پردازیم. بهتر است قبل از صحبت درباره قدرت آن نگاهی به قیافه اش بیاندازیم. در عکس زیر، اولین گلوله از سمت چپ همان تیرانوزوروس ۵۷۷ خودمان است و اولین گلوله از سمت راست، مربوط به تفنگهای شکاری معمولی است.

http://www.niazerooz.com/Im/P/90/022...4107057501.jpg

در حقیقت این گلوله اینقدر بزرگ است که شما نمی توانید از آن استفاده کنید، در این کلیپ افرادی را که از آن استفاده کرده اند می توانید ببینید.

مسئله این نیست که گلوله می تواند فیل، بوفالو یا کرگدن را از پای در آورد، بلکه این نکته مهم است که آیا بعد از استفاده از این سلاح دست شما سالم باقی خواهد ماند!

نارنجک Barnes Varmint

این گلوله در حقیقت یک نارنجک نیست. تنها یکی از انواع گلوله های hollow-point است. گلوله hollow-point به شکلی طراحی می شود که قدرت نفوذ کمی داشته باشد و معمولا پس از نفوذ در بدن هدف از ان خارج نمی شود. یکی از مهمترین استفاده های این گلوله در سلاح های نیروی امنیت پرواز است تا به بدنه هواپیما آسیبی نرسد.

این گلوله ها معمولا از نوع معمولی خود کشنده تر هستند، اما گلوله های Barnes Varmint نسل جدیدی از این تکنولوژی هستند. بهتر است نگاهی به این کلیپ بیاندازید. این گلوله حقیقتا مانند یک نارنجک سنجاب و کایوت را پودر کرده و تبدیل به بخار می کند!

دلیل اصلی ساخت این گلوله شکار حیوانات بزرگ جثه با پوست گران قیمت است، زیرا فقط یک سوراخ بر روی پوست ایجاد خواهد شد و چیزی از طرف دیگر بدن حیوان خارج نخواهد شد. نتیجه یک شلیک خوب با این اسلحه یک کیسه از پوست است که درونش از سوپ حیوان پر شده است!

http://www.niazerooz.com/Im/P/90/022...4107099231.jpg

جالب اینکه استفاده از گلوله های hollow-point در جنگ بر علیه انسان طبق معاهده های بین المللی ممنوع شده است، اما حیوانات زبان بسته باید آن را تحمل کنند.

The Punt Gun

به عکس بالا کمی دقت کنید. به نظر یک اسلحه دکوری می آید؟ فکر می کنید اصلا قابلیت استفاده و شلیک را دارد؟ یا فقط به درد عکس گرفتن می خورد؟

در حقیقت این یک تفنگ واقعی است که می تواند شلیک کنید و بسیار هم کشنده و قوی است. به این نوع از سلاح ها اصطلاحا The Punt Gun یا تفنگ توپ زنی می گویند. یک تفنگ شکاری که با هر بار شلیک نزدیک به نیم کیلو مواد انفجاری را پرتاب می کند. این تفنگ ها معمولا بین دو تا سه متر طول دارند.


خب فکر می کنید با چنین سلاحی چه شکاری می توان زد؟ یک لشکر خرس یا کرگدن؟ خیر اشتباه می کنید. این سلاح در قرن ۱۸ و ۱۹ برای شکار مرغابی طراحی شده بود. بله، اشتباه نشنیده اید، مرغابی! با هر بار شلیک این اسلحه به سمت یک گله مرغابی می توان تا ۵۰ پرنده را به صورت همزمان شکار کرد

یعنی استفاده از این:

برای شکار این:


منبع : دانستنیها

behnam5555 09-05-2011 04:11 PM


behnam5555 09-05-2011 04:45 PM


آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید.
۱- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای ماوس استفاده نکنید.
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO
OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

۲- اگر درمتن بالا C را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999
9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999


۳- حالا حرف N رابیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM
این یک شوخی نیست.
اگر قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت.
مغز شما عملکرد خوبی دارد و ازبیماری آلزایمر در امان خواهید بود.




behnam5555 09-05-2011 04:54 PM

عجيب‌ترين تولدها در جهان


نشريه‌اي‌ در اروپا اقدام به انتشار 10 تولد عجيب و جالب توجه در جهان كرده است.
به گزارش ایسنا، اولين و جالب‌ترين اين تولدها مربوط به خانواده‌اي به نام ميشيگان در کشور آمريکاست. اين زن سه فرزند خود را به ترتيب در روزهاي 08/08/2008، 09/09/2009 و 10/10/2010 به دنيا آورده است. اين اتفاق ممکن است هر 50 ميليون سال فقط براي يک نفر رخ دهد.
دومين تولد عجيب دنيا هم مربوط به زني در کشور آمريکاست، به طوري که وي نوزاد خود را دقيقا در ساعت 11 و يک دقيقه سال 11/01/2011 به دنيا آورده است.
سومين تولد جالب مربوط به دو خواهر دوقلو است که در يک روز و تنها با اختلاف 14 دقيقه با يکديگر صاحب فرزند شدند.
چهارمين تولد عجيب در اين ليست متعلق به خانواده‌اي است که پنج عضو آن در يک تاريخ به دنيا آمده‌اند. کوچکترين عضو اين خانواده که هم اکنون ميلا نام دارد در تاريخ 29 مارچ همچون ساير اعضاي خانواده‌اش به دنيا آمده است.
پنجمين تولد جالب نيز مربوط به زني با نام راميز است. اين زن که به علت فقر و مسير بسيار دورش به درمانگاه، به تنهايي توانسته بود شخصا اقدام به سزارين کرده و نوزاد خود را به دنيا بياورد. نکته جالب‌تر اين است که وي اين کار را در تاريکي شب و تنها با نور مهتاب انجام داده است.




ششمين تولد عجيب مربوط به زني به نام بليندا است. اين زن تنها سه ساعت مانده به تولد نوزادش به بارداري خويش پي برده است.
هفتمين تولد مربوط به يک زوج آمريکايي است که دو فرزند دو قلوي خود را تنها با فاصله يک دقيقه و در دو سال متفاوت به دنيا آوردند. بدين صورت که فرزند اول در روز آخر سال 2010 و در ساعت 11 و 59 دقيقه به دنيا آمد و فرزند دوم در ساعت 12 نيمه شب يعني شروع سال 2011 به دنيا آمد.
هشتمين تولد جالب مربوط به زني است که در به دنيا آوردن فرزندان خود حالت توالي داشت، به طوري که در زايمان اول صاحب يک فرزند، در زايمان دوم دو قلو و در آخرين زايمان خود صاحب سه قلو شد.
نهمين تولد در اين ليست مربوط به يک زوج انگليسي است، اين زوج دو بار صاحب فرزندان دو قلو، آن هم دوقلوهاي سياه و سفيد پوست شدند. به طوري که در هر دو بار تولد فرزندانشان اين دوقلوها بدون کوچکترين تفاوتي شبيه يکديگر بودند.
و آخرين تولد نيز مربوط به زني به نام هرالد است، وي با وجود بيماري کوتولگي، فرزندي سالم به دنيا آورد که اندازه‌اي به قد خودش دارد.

behnam5555 09-06-2011 11:22 AM


behnam5555 09-06-2011 11:23 AM


آرزوهای محال....


رفتی و خاطـره های تو نشسته تو خیالم
بی تو من اسیر دسـت آرزوهای محالم
یاد من نبـودی اما ، من به یاد تو شکستم
غیرتوکه دوری ازمن دل به هیچ کسی نبستم
هم ترانه یاد من باش
بی بهانه یاد من باش
وقت بیداری مهتاب
عاشقانه یاد من باش



behnam5555 09-07-2011 09:50 AM


طراحی مبتکرانه عکسهای منزل

http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/1.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/2.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/3.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/4.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/5.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/6.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/7.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/8.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/....20/home/9.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/10.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/11.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/12.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/13.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/14.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/15.jpg


http://www.dl.persianmob.net/images/...20/home/16.jpg



behnam5555 09-07-2011 09:54 AM


میوه‌ها و سبزی های دوستدار قلب

از دیرباز تا كنون، انواع سبزی و میوه‏ها ارزش و اهمیت زیادی در پیشگیری و درمان بیماری‏ها داشته و دارند. در طول تاریخ هیچ‏گاه ارتباط گیاهان چه به عنوان ماده غذایی و چه به عنوان ماده دارویی با بشر قطع نشده است و شاید بتوان گفت قسمت عمده‏ای از فرهنگ تغذیه‏ای جوامع را تشكیل داده‏اند.
میوه ها و سبزی هایی که دوستدار قلب هستند عبارتند از:


زغال اخته


زغال اخته در جلوگیری از بیماری‏های قلبی سودمند است.
زغال اخته حاوی آنتی‌اکسیدان‏ها، فلاوونوییدها و پلی‌فنول‏ها است که عملکرد عروق را بهبود می‏بخشند.
محققان می‏گویند این ویژگی‏ها حایز اهمیت است، زیرا به اتساع عروق خونی در افرادی که کلسترول بالا و گرفتگی عروق دارند، کمک می‏کند.
همچنین مشخص شده زغال اخته در جلوگیری از عفونت‌های دستگاه ادراری موثر بوده و در بیماری‏های لثه، زخم‏ها و حتی سرطان نقش مفیدی دارد.

طالبی


طالبی یكی از بهترین میوه‌ها برای حفظ سلامت قلب است. از آنجا كه كمبود پتاسیم در بدن می‏تواند با حملات قلبی همراه باشد، خوردن مواد غذایی غنی از پتاسیم مثل طالبی ، پرتقال و موز، بسیار ضروری است.
كلسترول، فشار خون و هموسیستین بالا، زمینه‌ساز بروز بیماری‌های قلبی هستند و مصرف طالبی با کاهش این سه عامل، در حفظ سلامت قلب موثر شناخته شده است.
مطالعات نشان داده است مصرف یك لیوان آب طالبی در روز به میزان 25 درصد احتمال بروز فشار خون را كاهش می‌دهد.
گفتنی است ویتامین C بالایی كه در طالبی وجود دارد به همراه بتاكاروتن، احتمال بروز سرطان‌هایی نظیر سرطان ریه، پستان ، مثانه ، روده بزرگ ، معده و لوزالمعده را در افراد مستعد كاهش می‌دهد. این دو ماده مغذی (ویتامین C و بتاكاروتن) با فعالیت آنتی‌اكسیدانی كه دارند، از فعالیت تخریبی رادیكال‌های آزاد جلوگیری كرده و مانع تشكیل غدد سرطانی می‌شوند.


زالزالک


خوردن زالزالك براى تقویت قلب و معده مفید است و برای رفع كم خونی توصیه شده است. مهم‌ترین فایده زالزالك برای قلب، تنظیم كردن حركات نامنظم آن است و از تپش قلب و ضربان شدید آن جلوگیری می‏كند. در اروپا به ویژه در کشور آلمان برای درمان بی‌نظمی ضربان قلب (آریتمی) از گیاه زالزالک استفاده می‏شود. زالزالک در درمان آنژین، تصلب شرایین (سفت شدن دیواره رگ‏ها) نیز مؤثر است. انجمن فرآورده‌های گیاهان دارویی آمریکا، زالزالک را از نظر بی‌خطر بودن "درجه یک" ارزیابی کرده است.
زیتون

به گزارش رویترز، محققان اروپایی می‌گویند روغن زیتون خالص و فرآیند نشده به لحاظ محتوای بالای آنتی‌اكسیدانی‌اش عملا در كاهش خطر بیماری‌های قلبی موثر است. روغن زیتون خالص غنی از آنتی‌اكسیدان‌هایی به نام پلی فنول است و اثرات سودمند آن از روغن زیتون فرآیند شده (refined olive oil) بسیار بیشتر است.


انواع روغن‌های گیاهی به جز روغن زیتون خالص (virgin olive oil)، تحت فرآیندی قرار می‌گیرند كه طی آن بخشی از تركیبات فنولی خود را از دست می‌دهند، در واقع روغن زیتون خالص، تنها روغن گیاهی است كه سرشار از تركیبات پلی‌فنولی است.
در این مطالعه محققان دریافتند مردانی كه مدت سه هفته روغن زیتون اصل مصرف كرده بودند، كلسترول خوب خونشان (HDL) افزایش یافته بود. همچنین این افراد كاهش بیشتری در شاخص‌های استرس اكسیداتیو (فرآیندی كه به رسوب ذرات كلسترول بد (LDL) در دیواره عروق كمك می‌كند و می‌تواند به سخت شدن عروق منجر شود)، نشان داده بودند.
فواید پلی‌فنول‌ها، روغن زیتون را به یك منبع سالم چربی تبدیل كرده است.

سیر
مصرف سیر به علت خاصیتی كه در كاهش چربی خون دارد، برای جلوگیری از تنگ شدن عروق قلبی و پیشگیری از بیماری‏های قلبی عروقی و سکته‏های قلبی توصیه می‏شود.
هر چند مصرف سیر موجب كاهش فشار خون بالا نمی‏شود، اما مصرف مداوم آن در پیشگیری از این بیماری مؤثر است.
در این میان نباید خاصیت مهم سیر در جلوگیری از چسبندگی پلاكت‏ها را نادیده گرفت.
استفاده از سیر در تقویت سیستم ایمنی بدن و از بین بردن میكروب‌ها مؤثر است.
فلفل قرمز

فلفل، از هزاران سال پیش، چاشنی غذای بسیاری از انسان‏ها بوده است. این گیاه منبع مهمی از ویتامین محسوب می‏شود و به همین دلیل اثرات مفیدی روی قلب دارد. فلفل‏ با افزایش جریان خون، افزایش اشتها و رفع سوء‌هاضمه برای سلامتی انسان بسیار مؤثر است. هر چند فلفل انواع و اقسام مختلفی دارد، اما بهترین آنها برای قلب و دستگاه گردش خون، فلفل قرمز و فلفل تند است.


آنچه موجب تندی فلفل می‏شود، ماده‌ای به نام "كاپسایسین" است. این ماده بر خلاف این که تصور می شود، فلفل موجب بالارفتن دمای بدن و عرق كردن می‌شود، "كاپسایسین" بعد از مدتی دمای بدن را پایین می‌آورد و به همین علت مصرف فلفل در مناطق آب و هوایی گرم مانند هندوستان، طرفداران زیادی دارد.
اما كاپسایسین خواص مهم دیگری نیز دارد و آن كاهش میزان كلسترول خون و همچنین كاهش علایم درد در برخی بیماری‌هاست. كاپسایسین خاصیت آنتی‌اكسیدانی بسیار خوبی دارد و برای پیشگیری از سرطان مفید است. از دیگر خواص این ماده می‌توان به خاصیت ضد باكتریایی و میكروب‌كشی آن اشاره كرد. در حقیقت فلفل با تحریک ترشح آنزیم‌های گوارشی در معده و نابودی باکتری‌هایی که می‌توانند عامل عفونت باشند، قدرت هضم را تقویت می‌کند. مهم ترین اثر كاپسایسین تحریك سیستم قلبی عروقی و كمك به بهبود كار این دستگاه است. همچنین دستگاه گوارش را تقویت می‏كند و موجب تسكین دردهای مفصلی می‏شود. فلفل میزان کلسترول خون را پایین می‏آورد که این امر باعث کاهش فشار خون نیز می‏شود. این گیاه همچنین از انعقاد خون در رگ‏ها جلوگیری می‏کند. این خواص فلفل به پیشگیری از بیماری‏های قلبی نظیر آرترواسکلروز (سخت شدن رگ‏ها) کمک فراوانی می‏كند.
فلفل قرمز منبعی غنی بتاکاروتن است. بتا كاروتن پیش ساز ویتامین A در بدن است که برای حفظ سلامت تمامی بافت‌های مخاطی بدن از جمله بافت‏های پوشاننده دستگاه تنفسی، دستگاه گوارشی و نیز دستگاه تولیدمثلی لازم است. به همین دلیل نیز، استفاده از بتاكاروتن می‌تواند در كاهش و نیز بهبود علایم ناشی از بیماری‏های آسم، اوستئوآرتروز و نیز آرتریت روماتیسمی مفید باشد. هر چند مصرف فلفل قرمز دارای اثرات مفیدی روی سلامتی است، اما نباید در مصرف آن زیاده‌روی كرد.
به تازگی محققان اورولوژی در ایتالیا از احتمال مضر بودن مصرف زیاد فلفل قرمز برای پروستات در مردان خبر داده‌اند.

محمدرضا میرغلامی



behnam5555 09-07-2011 11:49 AM


استاد پرویز مشکاتیان استاد مسلم سنتور و سه تار

http://www.meshkatian.ir/photo/New/p...hkatian-86.jpg

هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق
ثبت است برجریده ی عالم دوام ما
شباب عمر عجب با شتاب مي گذرد
بدين شتاب خدا يا شباب مي گذرد

شباب و شاهد و گل مغتنم بود ،
ساقي شتاب كن كه جهان با شتاب مي گذرد

خوش آن دقايق مستي كه زير ساية بيد...
بنالة دف و چنگ و رُباب مي گذرد

به چشم خود گذر عمر خويش مي بينم
نشسته ام لب جوئي و آب مي گذرد

غبارِ آيينة دل حجاب ديدة ماست
وگرنه شاهد ما بي نقاب مي گذرد

به آب و تابِ جواني چگونه غره شدي
كه خود جواني و اين آب و تاب مي گذرد

كمان چرخ فلك شهريار در كف كيست ؟
كه روزگار چو تير شهاب مي گذرد

http://www.meshkatian.ir/photo/conce...hkatian101.jpg

زندگی نامه ی استاد:
پرویزمشکاتیان
متولد 24 اردیبهشت 1334 نیشابور1955
آغاز مقدمات موسیقی از 6 سالگی نزد پدر (حسن مشکاتیان)
اجرای اولین کنسرت در 8 سالگی در مراسم گرد همایی دانش آموزان در مدرسه امیر معزی نیشابور 1342
شرکت در مراسم اردوگاه رامسر و کسب مقام های متعدد در سالهای دبیرستان
ورود به دانشکده هنر های زیبا 1353
یادگیری ردیف میرزا عبدالله نزد استاد نورعلی برومند
آموزش ردیف موسیقی ایرانی نزد دکتر داریوش صفوت
یادگیری موسیقی ایرانی و مبانی موسیقی نزد اساتیدی چون دکتر محمدتقی مسعودیه ، عبدالله دوامی ، سعید هرمزی ، یوسف فروتن
همکاری با مرکز حفظ و اشاعه موسیقی به عنوان مدرس و نوازنده سنتور و سرپرست گروه زیر نظر دکتر داریوش صفوت 1354
اجرای کنسرت های متعدد با همکاری خوانندگانی چون پریسا (فاطمه واعظی) و هنگامه اخوان
تشکیل گروه عارف و سرپرستی این گروه 1356
شرکت در آزمون باربد که به ابتکار استاد نورعلی برومند برگزار می شد و کسب مقام اول به همراه پشنگ کامکار و کسب مقام ممتاز به همراه داریوش طلایی
همکاری با رادیو زیر نظر هوشنگ ابتهاج (سایه) 1356
استعفا از رادیو پس از واقعه 17 شهریور 1357
تشکیل موسسه چاووش پس از استعفا از رادیو با همکاری هنرمندان گروه عارف و شیدا 1357
همکاری با موسسه فرهنگی هنری چاووش از سال 1357 تا 1362 و ضبط و اجرای آثار متعدد با عناوین زیر
چاووش4 تصنیف مرا عاشق با همکاری شهرام ناظری روی شعر مولانا
چاووش4 چهارمضراب شورانگیز (نت این اثر در سال 1359 به صورت مستقل توسط موسسه چاووش منتشر شد)
چاووش4 قطعه نغمه (شور)
چاووش6 سرود ایرانی با صدای محمد رضا شجریان و اجرای گروه شیدا به سرپرستی محمد رضا لطفی 1358 (اجرای زنده در دانشگاه ملی)
چاووش7 سرود رزم مشترک با صدای محمدرضاشجریان در اصفهان با اجرای گروه عارف و شعر برزین آذرمهر 1358
چاووش7 قطعه 10ضربی چهارگاه (پیروزی) اجرای گروه عارف
چاووش7 اجرای قطعه درقفس استاد ابوالحسن صبا با تنظیم حسین علیزاده
همکاری با محمدرضاشجریان و تولید چند اثر که توسط موسسه دل آواز به صورت سی دی و کاست منتشرشد
بیداد ، برآستان جانان ، سرعشق (ماهور) ، نوامرکب خوانی ، دستان (چهارگاه)
اجرای کنسرت های برون مرزی گروه عارف به همراهی محمدرضا شجریان 1366
همکاری با خوانندگانی چون علی جهاندار ، ایرج بسطامی ، علیرضا افتخاری ، حمید رضا نوربخش ، علی رستمیان ، شهرام ناظری از 1367 تا 1383
تولید نوار های متعدد در زمینه موسیقی ملی ایران و همکاری با آهنگسازانی چون کامبیز روشن روان (دود عود) و محمدرضادرویشی (جان عشاق ، گنبد مینا)
شرکت در فستیوال جهانی موسیقی تحت عنوان (روح زمین ) در کشور انگلستان و کسب مقام نخست
انتشار کتاب های متعدد در زمینه سنتور و موسیقی ملی ایران


behnam5555 09-07-2011 01:34 PM


بنویسید ........


بر سنگ قبر من بنويسيد خسته بود اهل زمين نبود نمازش شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد شيشه بود تنها از اين نظر كه سراپا شكسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد پاك بود چشمان او كه دائماً از اشك شسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد اين درخت عمري براي هر تبر و تيشه دسته بود
بر سنگ قبر من بنويسيد كل عمر پشت دري كه باز نمي شد نشسته بود

بر سنگ قبر من بنويسيد ...


behnam5555 09-07-2011 01:37 PM


عشق چیست؟



شاگردی از استادش پرسید: عشق چیست؟

استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترین شاخه را بیاور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به یاد داشته که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچینی؟

شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت.

استاد پرسید: چه آوردی؟

و شاگرد با حسرت جواب داد: هیچ! هر چه جلو می رفتم، خوشه های پرپشت تر می دیدم و به امید پیدا کردن پرپشت ترین، تا انتهای گندم زار رفتم.
استاد پاسخ داد: عشق یعنی همین
شاگرد پرسید؟ پس ازدواج چیست؟
استاد گفت: این بار به جنگل برو و بلندترین درخت را بیاور و به یاد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی.
شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت.
استاد پرسید؛ آیا به راستی این بلندترین درخت است؟
شاگرد پاسخ داد: اولین درخت بلندی که دیدم انتخاب کردم ترسیدم بلندتر از آن پیدا نکنم و دست خالی برگردم.
استاد پاسخ داد: ازدواج یعنی همین



behnam5555 09-09-2011 11:50 AM



شرح داستان شيخ صنعان
عبادت نيز نبايد موجب غرور شود.

سرگذشت شيخ صنعان براي اولين بار در ادبيات ايران در منطق الطير شيخ فريد‌الدين عطار نيشابوري آمده و آن طويلترين و دل‌آويزترين داستاني است كه در آن كتاب سروده شده است . قهرمان آن داستان ، پيري است فرتوت به نام شيخ صنعان كه پس از سالها عبادت و تقوي و پنجاه سال اعتكاف در كعبه و رسيدن به مقام كشف و شهود و داشتن چهار صد مريد سالك ، شبي در خواب مي بيند بتي را در ديار روم سجده مي كند:

شيخ صنعان براي درك تعبير آن با مريدان بسوي روم رفت و اتفاقاً به دختري ترسا دل بست و از شريعت و طريقت بگسست و بجاي خانه كعبه ، اين بار معتكف كوي يار شد .
پند مريدان سودي نبخشيد و شيخ را در حال خود رها ساختند . دختر از حال شيخ آگاه گشت و چون ناله‌ها و زاري‌هاي او بشنيد او را گفت كه اگر در عشق استواري ، بايد چهار كار اختيار كني : 1- سجده بر بت آري 2ـ قرآن بسوزي 3- خمر بنوشي 4ـ ديده از ايمان بدوزي .
شيخ خمر بنوشيد و از سرمستي آن سه كار ديگر نيز بكرد و زنار بست و به دير نشست.
جمله ياران از وي روي گردان شده و باز گشتند و شيخ چون چيزي نداشت ناچار شد براي كابين دختر مدت يك سال خوك‌باني كند .
شيخ در عشق دختر رسواي عالم شد، يكي از مريدان او در هنگام رفتن او به ديار روم غايب بود، چون باز‌آمد و از ماجراي او آگاه شد ديگر مريدان را ملامت كرد كه چرا شيخ خود را در روم تنها گذاشتيد ، اين رسم حق شناسي و وفاداري نيست و به اصرار او مريدان بسوي روم آمدند و همه چهل شبانه روز معتكف بنشستند و بناله و زاري پرداختند تا خداوند دري از رحمت بگشايد و بر حال شيخ به بخشايد و او را از اين گمراهي برهاند.

پس از چهل شب آن مريد پاكباز، محمد مصطفي (ص) را بخواب ديد كه فرمود از دير گاه غباري بس سياه در ميان شيخ و حق بود و من آن غبار ظلمت را به شبنم شفاعت فرونشاندم ، مريد نيك نفس پس از بيداري نزد شيخ رفت تا خواب و تعبير آنرا به شيخ بازگو كند ولي در اين وقت بود كه حجاب ضلالت از برابر شيخ به يكسو رفت و دگر باره نور معرفت جايگزين آن شد.
در اين داستان دختر ترسا بعد از آن در اثر خوابي كه ديد مسلمان و شيخ ، اسلام بر وي عرضه نمود، پس از مسلمان شدن ، دختر از گناه پاك شده بلافاصله جان به جان آفرين تسليم كرد.
اينكه شيخ صنعان كه بوده است و آثار وجودي افسانه‌اي يا حقيقي است، موضوعي است كه درباره آن سخن‌ها گفته‌اند و حتي اشاره به آنها هم از حوصله اين مقدمه خارج است.
هدف شيخ از داستان شيخ صنعان، بيان مقاصد اخلاقي و عرفاني است. ترس و خشيتي است كه صوفيه از سوء عاقبت داشته‌اند و البته اين ترس و دغدغه سبب زهد و خشيت مي‌شده است. عطار با طرح داستان شيخ صنعان اين نكته را متذكر شده است كه اوليا نيز از سوء عاقبت در امان نبوده‌اند
والمخلصون علي خطر عظيم.
داستان شيخ صنعان يك داستان رمزي است. سرگذشت روح پاكي است كه از دنياي جان به عالم ماده مي‌آيد و درآنجا گرفتار تعلقات مي‌گردد. به همه چيز آلوده مي‌شود و به هر گناه دست مي‌زند، حتي اصل و گوهر آسماني خود را فراموش مي‌كند و به آلايشهاي مادي انس مي‌گيرد. اما جذبه غيبي او را سرانجام در مي‌ربايد. او را به مقر علوي، به دنياي صفا و پاكي مي‌برد و نجات مي‌دهد‌… شيخ صنعان روح پاكي است كه به دنياي اسلام، دنياي نور و صفا تعلق دارد اما عشق جسماني ـ عشق يك دختر ـ او را به دنياي ترسايي، دنياي ماده و گناه، دنياي شرابخواري و خوكباني مي‌كشاند. و به دام تعلقات مي‌اندازد. آنجا اصل خود را مسلماني خود را، و حتي شيخي خود را فراموش مي‌كند اما اگر او همه چيز را فراموش كرده است عنايت ايزدي او را فراموش نمي‌كند، به ياري او مي‌شتابد، او را از خود مي‌ربايد و باز به ديار… يار روشني و صفا ـ ميبخشد و او را عاقبت بخير مي‌كند.



behnam5555 09-09-2011 11:54 AM

حکایت بهلول و اندرزی حکیمانه



حکايت بهلول و شيخ جنيد بغداد

آورده‌اند كه شيخ جنيد بغداد به عزم سير از شهر بغداد بيرون رفت و مريدان از عقب او....
شيخ احوال بهلول را پرسيد.
گفتند او مردي ديوانه است.
گفت او را طلب كنيد كه مرا با او كار است. پس تفحص كردند و او را در صحرايي يافتند.

شيخ پيش او رفت و سلام كرد.
بهلول جواب سلام او را داده پرسيد چه كسي هستي؟ عرض كرد منم شيخ جنيد بغدادي.

فرمود تويي شيخ بغداد كه مردم را ارشاد مي‌كني؟ عرض كرد آري..

بهلول فرمود طعام چگونه ميخوري؟

عرض كرد اول «بسم‌الله» مي‌گويم و از پيش خود مي‌خورم و لقمه كوچك برمي‌دارم، به طرف راست دهان مي‌گذارم و آهسته مي‌جوم و به ديگران نظر نمي‌كنم و در موقع خوردن از ياد حق غافل نمي‌شوم و هر لقمه كه مي‌خورم «بسم‌الله» مي‌گويم و در اول و آخر دست مي‌شويم..

بهلول برخاست و دامن بر شيخ فشاند و فرمود تو مي‌خواهي كه مرشد خلق باشي در صورتي كه هنوز طعام خوردن خود را نمي‌داني و به راه خود رفت.


مريدان شيخ را گفتند: يا شيخ اين مرد ديوانه است. خنديد و گفت سخن راست از ديوانه بايد شنيد و از عقب او روان شد تا به او رسيد.

بهلول پرسيد چه كسي هستی؟
جواب داد شيخ بغدادي كه طعام خوردن خود را نمي‌داند.

بهلول فرمود: آيا سخن گفتن خود را مي‌داني؟

عرض كرد آري...
سخن به قدر مي‌گويم و بي‌حساب نمي‌گويم و به قدر فهم مستمعان مي‌گويم و خلق را به خدا و رسول دعوت مي‌كنم و چندان سخن نمي‌گويم كه مردم از من ملول شوند و دقايق علوم ظاهر و باطن را رعايت مي‌كنم. پس هر چه تعلق به آداب كلام داشت بيان كرد.

بهلول گفت گذشته از طعام خوردن سخن گفتن را هم نمي‌داني..

پس برخاست و برفت. مريدان گفتند يا شيخ ديدي اين مرد ديوانه است؟ تو از ديوانه چه توقع داري؟ جنيد گفت مرا با او كار است، شما نمي‌دانيد.

باز به دنبال او رفت تا به او رسيد.

بهلول گفت از من چه مي‌خواهي؟ تو كه آداب طعام خوردن و سخن گفتن خود را نمي‌داني، آيا آداب خوابيدن خود را مي‌داني؟

عرض كرد آري... چون از نماز عشا فارغ شدم داخل جامه‌ خواب مي‌شوم، پس آنچه آداب خوابيدن كه از حضرت رسول (عليه‌السلام) رسيده بود بيان كرد.

بهلول گفت فهميدم كه آداب خوابيدن را هم نمي‌داني.

خواست برخيزد جنيد دامنش را بگرفت و گفت اي بهلول من هيچ نمي‌دانم، تو قربه‌الي‌الله مرا بياموز.

بهلول گفت: چون به ناداني خود معترف شدي تو را بياموزم.

بدانكه اينها كه تو گفتي همه فرع است و
اصل در خوردن طعام آن است كه لقمه حلال بايد و اگر حرام را صد از اينگونه آداب به جا بياوري فايده ندارد و سبب تاريكي دل شود.

جنيد گفت: جزاك الله خيراً! و
ادامه داد:
در سخن گفتن بايد دل پاك باشد و نيت درست باشد و آن گفتن براي رضاي خداي باشد و اگر براي غرضي يا مطلب دنيا باشد يا بيهوده و هرزه بود.. هر عبارت كه بگويي آن وبال تو باشد. پس سكوت و خاموشي بهتر و نيكوتر باشد.

و در خواب كردن اين‌ها كه گفتي همه فرع است؛ اصل اين است كه در وقت خوابيدن در دل تو بغض و كينه و حسد بشري نباشد.




behnam5555 09-09-2011 12:04 PM

خداحافظي به سبک ایراني

دیشب خیلی خسته بودم، واسه همین تصمیم گرفتم زودتر بخوابم. تازه چشمم رو هم افتاده بود که یه دفعه از خواب پریدم. از رختخواب بلند شدم و دیدم همسایه پایینی مهمون داشته و حالا هم دارند تشریف می برند.
تو مراسم و مهمانی ها به محض اینکه اعلام رفتن کنیم، خداحافظی ها از همون کف زمین که نشستیم شروع میشه و تا چشم کار میکنه، تا جایی که همدیگه رو اندازه یه مورچه می بینیم، ادامه پیدا میکنه:

خب احمد آقا ، صغرا خانم!

“خیلی زحمت دادیم، با اجازه تون از حضورتون مرخص میشیم.”


با گفتن یه همچین جمله ای، تراژدی سریال یانگوم وار خداحافظی شروع می شه. بیشتر از چهل بار توی خونه یارو خداحافظی می کنیم. حالا حساب کنید مثلا ۶ نفر آدم اومدن مهمونی و حالا دارن می رن بیرون. به طور مستمر و بی وقفه همه می گن:


«خداحافظ»

صاحب خونه بدبخت، پس از کلی پذیرایی و دولا و راست شدن حالا باید به اتفاق اهل و عیال بره دنبال مهمون ها، مستمراً جواب خداحافظیه اونا رو بده:
“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ ، قربون شما ، خداحافظ ، خداحافظ ، ببخشید بد گذشت، خداحافظ ، خداحافظ…”
حالا اومدن دم در:

” … خب اصغر آقا ببخشید مزاحم شدیم ، تو رو خدا شما هم یه شب تشریف بیارین.


“خداحافظ ، خداحافظ ، چشم، حتماً مزاحم میشیم، سلام برسونین ، خداحافظ ، خداحافظ…”


توی این دسته اگر تعداد خانم ها از دو نفر بیشتر باشه که دیگه واویلاست. تازه دم در خونه یادشون می افته دستور پختن قورمه سبزی و رنگ موها و آخرین خریدها و جدیدترین دکوراسیون رو به هم بگن و تو تمام این مدت صدای دلنشین «خداحافظ ، خداحافظ» مرتباً به گوش می رسه.

حالا همه سوار ماشین شدن و سرنشینان از چهار طرف ماشین تا کمر بیرون اومدن و دارن دست تکون می دن:

“خداحافظ ، خداحافظ ، خداحافظ “
راننده هم برای عرض ارادت اون موقع شب ۵ تا ۶ بوق به معنی «خداحافظ» برای مستقبلین میزنه.
حالا دیگه ماشین رسیده ته کوچه و این بار دیگه فریاد می زنن:
“خداحافـــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــــظ ، خداحافـــــــــــــظ…”
آخه یکی نیست بگه مگه میخواین برین سینه کش قبرستون که دل نمی کنین از هم!؟
تازه فردا ساعت ۱۱ صبح یکی از خانم هایی که دیشب مهمون بوده زنگ میزنه به صغرا خانم و میگه:

“صغرا جون ممنون بخاطر پذیرایی دیشب؛ والله زنگ زدم بگم دیشب این بچه ها حواسم را پرت کردن یادم رفت ازت خداحافظی کنم!!!”




behnam5555 09-09-2011 12:10 PM

بهترین لحظات زندگی از نگاه چارلی چاپلین

To fall in love
عاشق شدن

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره

To laugh until it hurts your stomach

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری

To find mails by the thousands when you return from a vacation.


برای مسافرت به یک جای خوشگل بری

To go for a vacation to some pretty place.


به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی
To listen to your favorite song in the radio.

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی
To go to bed and to listen while it rains outside.

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !
To leave the Shower and find that the towel is warm

آخرین امتحانت رو پاس کنی
To clear your last exam.

کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه
To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to.

توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی
To find money in a pant that you haven't used since last year.

برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!
To laugh at yourself looking at mirror, making faces.

تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم طول بکشه
Calls at midnight that last for hours.

بدون دلیل بخندی
To laugh without a reason.

بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه
To accidentally hear somebody say something good about you.

از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی !
To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.

آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره
To hear a song that makes you remember a special person.

عضو یک تیم باشی
To be part of a team.

از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی
To watch the sunset from the hill top.

دوستای جدید پیدا کنی
To make new friends.

وقتی "اونو" میبینی دلت هری بریزه پایین !
To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.

لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی
To pass time with your best friends.

کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی
To see people that you like, feeling happy

یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و ببینید که فرقی نکرده
See an old friend again and to feel that the things have not changed.

عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی
To take an evening walk along the beach.

یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره
To have somebody tell you that he/she loves you.

یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و ....... باز هم بخندی

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......

اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند
These are the best moments of life....

قدرشون روبدونیم
Let us learn to cherish them.

زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به تو نشان میده
تو 1000 دلیل برای خندیدن
به اون نشون بده.
(چارلی‌ چاپلین)



behnam5555 09-09-2011 12:18 PM


سخنان بزرگان ، جملات حکیمانه و پند های زیبا

راهی جز نرمش و بازی با هستی نیست . ارد بزرگ

دوست واقعی کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب ترا لمس کند . مارکز

عشق یگانه منبع نیرو و قدرت شماست . باربارا دی آنجلیس

قانون احتمالات یادت نره ، بلاخره یک نفر خواهد گفت بله . آنتونی رابینز

اگر فکر می کنید که موفق می شوید یا شکست می خورید،در هر دو صورت درست فکر کرده اید.آنتونی رابینز

وقتی انسان آرامش را در خود نیابد ، جستجوی آن در جای دیگر کار بیهوده ای است.لارو شفوکو

هنگامی که می خواهی وظیفه و بایسته خویش را انجام دهی از کسی فرمان نگیر . ارد بزرگ

در تاریخ جهان ، هر لحظه عظیم و تعیین کننده ، پیروزی نوعی عشق است.امرسون

موفقیت ، یک درصد نبوغ ، 99 درصد عرق ریختن . توماس ادیسون

مهم این نیست که در کجای این جهان ایستاده ایم ، مهم این است که در چه راستایی گام بر می داریم . هولمز

بسیاری از آرزوهایمان را می توانیم با نشان دادن توانمندی خویش به آسانی بدست آوریم . ارد بزرگ

سعی نکنیم بهتر یا بدتر از دیگران باشیم ، بکوشیم نسبت به خودمان بهترین باشیم . مارکوس گداویر

مغز ما یک دینام هزار ولتی است که متاسفانه اکثرمان بیش از یک چراغ موشی از آن استفاده نمی کنیم . ویلیام جیمز

نگاه خردمندان به ریشه ها می رسد و دیگران گرفتار نمای بیرونی آن می شوند . ارد بزرگ

آن گاه خواهید دید که زندگی با لطف و محبت ، زیبایی ، رحمت ، شادی ، نشاط و شور و سرزندگی به شما پاسخ خواهد داد . باربارا دی آنجلیس

بهترین خوشبختی ها ، یاری به دیگران است. آلبرت هوبار

آن چه انسان هرگز نخواهد فهمید این است که چگونه در مقابل کسی که ما را آفریده و همه چیز ما از اوست مسوول خواهیم شد و او از ما بازخواست خواهد کرد ؟!؟!؟ . موریس مترلینگ

چهار چوب نگاه ما زمینی است ، اما برآیند اندیشه ما جنبه آسمانی نیز پیدا می کند . ارد بزرگ



behnam5555 09-09-2011 12:27 PM


رازهاي نهفته در روغن زيتون

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteDat...t/12/31369.jpg

روغن زيتون جزو روغن‌هاي مغذي است که برحسب تصادف در کشورهاي مديترانه‌اي نيز مصارف بسيار دارد. اما اينکه چه‌قدر، چندبار و چه نوعي از آن مصرف شود، بين افراد بسيار متفاوت است. خيلي‌ها اصلا از روغن زيتون خوش‌شان نمي‌آيد و در عوض بعضي‌ها دوست دارند به جاي سس روي سالاد خود روغن زيتون بريزند... مدام مي‌شنويم که در رژيم غذايي خود روغن زيتون را جايگزين ساير روغن‌ها کنيد. مزايا و خواص آن را هم زياد شنيده‌‌ايم اما چه رازي در اين روغن نهفته است که سبب شده بر مصرفش اين قدر تاکيد شود؟

پيشگيري از بيماري‌هاي قلبي


نقش روغن زيتون در پيشگيري از ابتلا به بيماري‌هاي قلبي از مدت‌ها پيش اثبات شده است. بيماري‌هاي قلبي به طور عمده بر اثر واکنش اکسيژن در بدن و راديکال‌هاي آزاد و وجود کلسترول بد ايجاد مي‌شود اما دانشمندان پرتغالي دانشگاه پورتو به تازگي دريافتند که در روغن زيتون نوعي آنتي اکسيدان وجود دارد که گلبول‌هاي قرمز خون را از صدمه ديدن محافظت مي‌کند. به گفته اين محققان روغن زيتون داراي ماده‌اي است که نقش مهمي در محافظت از سلول‌هاي خوني که مستعد آسيب‌هاي اکسيداتيو هستند، دارد. دانشمندان قبلا اثر محافظتي روغن زيتون روي قلب را کشف کرده بودند اما اکنون دليل اين حفاظت را بهتر درک مي‌کنند.

به اين ترتيب که مصرف روزانه 25 سي‌سي يعني 2 قاشق غذاخوري به مدت يك هفته سبب کاهش چشمگير کلسترول و افزايش آنتي‌اکسيدان‌هاي خون مي‌شود.

نقش حفاظتي از معده

روغن زيتون تنها روغني است که توسط معده بسيار خوب تحمل مي‌شود. در واقع روغن زيتون عملکرد محافظتي براي معده دارد و اين ارگان را از زخم و التهاب محافظت مي‌کند. اين روغن سبب افزايش ترشح صفرا و هورمون‌هاي لوزالمعده مي‌شود و بهتر از هر دارويي از اين دو عضو محافظت مي‌کند. در نتيجه مي‌تواند از تشکيل سنگ‌هاي صفراوي نيز جلوگيري کند.


راز زيبايي

اگر به دنبال ماده طبيعي براي زيبايي و شادابي پوست خود هستيد، بدانيد که روغن زيتون از دير باز براي حفظ شادابي و طراوت پوست موثر است و هم‌اکنون در توليد لوازم آرايشي و بهداشتي کاربرد دارد. اگر مي‌خواهيد طبيعي‌ترين و بهترين کرم و ماده آرايشي را براي طراوت پوست خود انتخاب کنيد، مي‌توانيد روغن زيتون به پوست خود بماليد. روغن زيتون مانع از خشکي پوست مي‌شود و رطوبت کافي را به پوست مي‌رساند. امروزه در بسياري از شامپوها، روغن‌هاي حمام، لوسيون‌ها، صابون‌ها، روغن‌هاي ماساژ و روغن‌هاي ناخن و حتي براي درمان بيماري‌هاي ناخن از روغن زيتون استفاده مي‌شود. اين روغن به دليل داشتن پلي‌فنول‌ها از آسيب‌هاي پوستي که ممکن است در مواجهه با نور خورشيد ايجاد شود، جلوگيري مي‌کند.

پوست وقتي صدمه مي‌بيند که سلول‌هايش تخريب شوند بنابراين پلي‌فنول‌هاي موجود در کرم‌هاي ضدآفتابي که از روغن زيتون تهيه مي‌شوند، مي‌توانند مانع از آسيب‌هاي پوستي شوند.
زنان در يونان باستان، مصر و روم از اين ماده براي زيبايي پوست استفاده مي‌كردند بنابراين نرمي پوست و حفظ خاصيت ارتجاعي آن و از بين بردن خشکي پوست و مو از ديگر خواص روغن زيتون است.

پخت ‌و‌ پز

روغن زيتون بهترين روغن براي پخت و پز است. اين روغن با بوي قوي مي‌تواند براي سرخ کردن و پختن ماهي و ساير مواد غذايي بودار مورد استفاده قرار گيرد. بنابراين به جاي استفاده از کره و روغن‌هاي جامد مي‌توانيد از روغن زيتون براي پخت و پز استفاده کنيد حتي مي‌توانيد در تهيه کيک از اين روغن‌بهره ببريد. بهتر است از حرارت دادن زياد به روغن زيتون پرهيز کنيد و براي استفاده از حداکثر مزاياي اين روغن خوشمزه با حرارت ملايم و به تدريج غذاها را آماده کنيد. حرارت دادن زياد روغن زيتون بوي آن را از بين مي‌برد بنابراين اگر طعم روغن زيتون را نمي‌پسنديد، مي‌توانيد از نوع ارزان‌تر و روشن‌تر روغن زيتون استفاده کنيد. خوب است بدانيد که حرارت دادن زياد نه تنها به روغن زيتون بلکه به همه مواد غذايي آسيب مي‌رساند و سبب کاهش مواد مغذي موجود در آن مي‌شود. سرخ کردن هم بدترين نوع آماده کردن غذا است. پس اگر با روغن زيتون قصد آماده کردن غذا را داريد آن را به آرامي بپزيد. مصرف اين روغن روي انواع سالاد بهترين راه لذت بردن از طعم آن و رسيدن به مزاياي مفيدش است. بسياري از ما نمي‌دانيم که روغن زيتون را در کجا نگه داريم اما آنچه مسلم است، اين است که گرما و قرار دادن همه مواد خوراکي در محيط پرحرارت واکنش‌هاي شيميايي را افزايش مي دهد و سبب تخريب مواد غذايي مي‌شود بنابراين بهتر است روغن زيتون در ظرف شيشه‌اي در کابينت در فضايي خنک، سرد و تاريک قرار داده شود و هر روز پس از استفاده مجدداً در جاي خود قرار بگيرد. مي‌توانيم روغن زيتون را در يخچال قرار بدهيم اما قرار دادن طولاني ‌مدت آن در يخچال ممکن است سبب تشکيل کريستال‌هايي در روغن شود که البته با گذاشتن آن در محيط آشپزخانه دوباره شکل اين مايع به حالت اوليه برمي‌گردد.


انواع


روغن زيتون برحسب خالص بودن و کيفيت داراي چند نوع است. روغن زيتون سرد، بکر يا مادر که با فشار زياد از زيتون‌ها خارج مي‌شود و اين روغن از نظر کيفيت بهترين نوع روغن زيتون است.

نوع ديگر روغني است که وقتي در اثر فشار زياد مقداري از روغن زيتون گرفته شد، ميوه‌ها را با آب مخلوط کرده و آنها را دو بار تحت فشار قرار مي‌دهند تا روغن آن خارج شود. اين روغن از نظر کيفيت پايين‌تر از روغن نوع اول است و پس از تصفيه به مصرف خوراکي مي‌رسد.

خريد


اگر قصد داريد نوع با کيفيت روغن زيتون را تهيه کنيد، اولين روغني که در اثر فشار از زيتون خارج مي‌شود، مرغوب‌ترين و با کيفيت‌ترين آن است. اين روغن بدون حرارت دادن يا اضافه کردن ماده شيميايي تهيه مي شود و داراي طعم و مزه قوي است. رنگ آن هم سبز يا زرد تيره است. روغن زيتون‌هايي که رنگ‌ روشن‌تر دارند، روغن‌هايي با کيفيت پايين‌تر هستند که تصفيه شده و داراي کيفيت روغن زيتون اوليه يا خام نيستند. تفاوت روغن زيتون‌هايي که نام برديم در ميزان اسيديته آنها است که بر مزه آن اثر مي‌گذارد نه روي مواد مفيد و مغذي‌اش. روغن زيتون با اسيديته پايين‌تر مثل همان روغن‌هاي با کيفيت بالا داراي آنتي‌اکسيدان‌هاي بيشتر است.

روغن زيتون از هر نوعي که باشد، در کنار بسياري از روغن‌هاي ديگر مثل کانولا، روغن ذرت و سويا در مقايسه با روغن جامد نقش حفاظتي دارد.

منبع: گروه سلامت سيمرغ



behnam5555 09-09-2011 12:31 PM


نگاهي به اخلاق ، آداب و رسوم در ايران باستان

آنچه از اخلاق و صفات و آداب و رسوم ايرانيان باستان مي دانيم اغلب از منابع غربي است ، تاريخ نگاران يوناني و رومي با اينكه چندان علاقه اي به ايران و ايراني نداشته و از آنها تحت عنوان بربر ياد مي كردند با اين حال نمي توانستند منكر سجاياي اخلاقي و صفات حميده ايرانيان باشند. همه جا از گفتار ، كردار و پندار نيك سخن رفته است ، همه جا از بيگانگي ايرانيان از دروغ صحبت مي شود.

ايرانيان به اطفال خود از سن پنج سالگي تا بيست سالگي فقط سه چيز مي آموختند : سواري و تير اندازي و راستگوئي . دروغگويي را بدترين عيب مي دانستند ، دروغگو به دوزخ يا سراي ناپاكان و دروغ پردازان مي رفت و گويا دروغ معاني مختلفي داشته است.پس از آن قرض داري را زشت ترين معايب مي دانستند زيرا معتقد بودند كه مقروض مجبور است دروغ بگويد.

مغان و آموزگاران به كودكان خود مي آموختند كه دروغ نگويند ، وام نستانند ، بدكاري و ستمگري روا ندارند ، ميهن خود را دوست بدارند ، وفادار و مردم دوست باشند ، مي خواره و شكمباره ، گدامنش و هرزه داري و ژوليده و چركين بار نيايند ، به آنان ياد مي دادند كه آب دهان در كوچه نيفكنند ، در رودها و آبها ادرار نكنند ، در معابر چيزي نخورند ، به اندازه بخورند و بنوشند و احترام پدر و مادر را نگه دارند و مي گفتند ، هرگز هيچ پارسي پدر و مادر خود را نكشته است ...

گزنفون ، مورخ و فيلسوف يوناني در كتاب كوروش نامه نوشته: پارسيان اطفال خود را در دادگاهها حاضر مي كردند تا محاكمات را گوش كنند و با دادگستري آشنا شوند. مي دانيم كه ايرانيان به عدالت اهميت بسيار مي دادند و دولتمردان نسبت به قضات بسيار سختگير و گاهي هم بي رحم بودند ، نوشته اند كه كمبوجيه شهريار هخامنشي و نخستين فاتح مصر ، يكي از قضات را كه رشوه گرفته بود محكوم به اعدام نمود ، آنگاه فرمان داد تا پوست او را كنده و بر مسند قضاوت بگسترانند.

طبق نوشته هردوت مورخ يوناني ، ايرانيان روز تولدشان را بيش از هر روز ديگري محترم مي داشتند و در اين روز بيشتر از ساير روزها غذا طبخ مي نمودند . آنها در كوچه و بازار چيز خوردن و پيش روي ديگران جويدن را سخت ناروا مي دانستند .

خشونت ها و وحشيگريهاي برخي از اقوام بدوي ، كه در مواجهه با مردم بيگانه زبان ها بريده اند و چشمها كنده و از سر بيگناهان منارها ساخته و يا از خون بي دست و پايان آسياها جاري كرده اند ، در ايرانيان نيست و آنچه هم ديده مي شود عمدتا منشا غير ايراني دارد . بهترين دليل اين مدعا فتح بابل توسط كورش كبير مي باشد كه به خدايان و باور و دين مردمان بابل احترام گذاشته و آنها را نابود نكرد.


اکنون ساعت 08:02 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)