![]() |
من و انکار شراب این چه حکایت باشد |
در خزان با سرو نسرینم بهاری تازه بود |
من ز مسجد بخرابات نه خود افتادم |
در کار تو ز دست زمانه غمی شدم |
ای دوست،دزد حاجب و دربان نمیشود |
در دلــم بود که بی دوست نباشم هرگـــز |
دل به امید روی او همدم جان نمیشود |
در ازل پـرتــو حُـسـنت ز تجَـلـّی دَم زد |
در آن مکان که جوانی دمی وعمر شبی است |
ای که دستت میرسد کاری بکن |
راز سر بسته ما بین که به دستان گفتند |
روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم |
من گدا و تمنای وصال او هیهات |
ترا که چشم نباشد چه حاصل از شاهد |
روزگاریست که دل چهره مقصود ندید |
راهی بــزن کــه آهی بر ساز آن تــوان زد |
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم |
ماهم آمـــد به در خانــه و من خانـــه نبــودم |
ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم |
مــرا امیــد وصــــال تــو زنــــده مــی دارد |
کلک مشکین تو روزی که زما یاد کند |
دلـــم بــــا خویشتــــن آمـــــــد شکایت را رهــــا کــــردم |
تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق |
مرا ایام شادی گاه مستی بود و بیهوشی |
|
دست غم گر نــه گلاویـز گریبان دارم |
مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ |
دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم |
یـارب رود از تنم اگــر جان چـــه شود |
دریغ و درد که تا این زمان ندانستم |
قبله ام روی بتان است و وطن کوی مغان |
تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم
نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم منم آن کهنه دیواری بجا از قلعه های سنگ که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم |
مست است یار و یاد حریفان نمیکند |
نهال عشق نشاندم به دل چه دانستم |
در آن مقام که دلهای عاشقان خون شد |
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد |
دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا حافظ |
ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی |
یادباد آن که چو آغاز سخن میکردی |
از سر این خاکدان چون بپرد مرغ جان |
| اکنون ساعت 06:20 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)