پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=55)
-   -   مشاعره سنتی (http://p30city.net/showthread.php?t=807)

mohammad.90 02-09-2013 07:36 PM

من و انکار شراب این چه حکایت باشد
غالبا این قدرم عقل و کفایت باشد


مستور 02-09-2013 08:13 PM

در خزان با سرو نسرینم بهاری تازه بود
در زمین با ماه و پروین آسمانی داشتم


پریشان 02-09-2013 08:38 PM

من ز مسجد بخرابات نه خود افتادم

اینم از عهد ازل حاصل و فرجام افتاد


ماهین 02-09-2013 10:30 PM

در کار تو ز دست زمانه غمی شدم
ای چون زمانه بد، نظری کن به کار ما

پریشان 02-10-2013 03:53 PM

ای دوست،دزد حاجب و دربان نمیشود

گرگ سیه درون،سگ چوپان نمیشود


ماهین 02-10-2013 07:43 PM

در دلــم بود که بی دوست نباشم هرگـــز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

پریشان 02-10-2013 11:31 PM

دل به امید روی او همدم جان نمیشود

جان به هوای کوی او خدمت تن نمیکند


ماهین 02-10-2013 11:59 PM

در ازل پـرتــو حُـسـنت ز تجَـلـّی دَم زد
عـشـق پیـدا شـد و آتش به همه عالم زد

پریشان 02-11-2013 03:31 PM

در آن مکان که جوانی دمی وعمر شبی است

به خیره می طلبی عمر جاودانی را


مستور 02-14-2013 12:33 AM

ای که دستت میرسد کاری بکن
پیش از آنی کز تو ناید هیچ کار


ماهین 02-14-2013 09:10 AM

راز سر بسته ما بین که به دستان گفتند
هر زمان با دف و نی بر سر بازار دگر

پریشان 02-14-2013 01:27 PM

روزگاری شد که در میخانه خدمت میکنم

در لباس فقر کار اهل دولت میکنم


ماهین 02-14-2013 01:54 PM

من گدا و تمنای وصال او هیهات
مگر به خواب بینم خیال منظر دوست

مستور 02-14-2013 03:44 PM

ترا که چشم نباشد چه حاصل از شاهد
ترا که گوش نباشــد چه ســود از گفتــار


پریشان 02-14-2013 04:30 PM

روزگاریست که دل چهره مقصود ندید

ساقیا آن قدح آیینه کردار بیار


مستور 02-14-2013 04:43 PM

راهی بــزن کــه آهی بر ساز آن تــوان زد
شعری بخوان که با آن رطل گران توان زد


ماهین 02-14-2013 11:13 PM

در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم



مستور 02-15-2013 02:25 PM

ماهم آمـــد به در خانــه و من خانـــه نبــودم
خانه گویی بسرم ریخت چو این قصه شنودم


این شعر را زمانی شهریار سرود که بعد ار مدتها پری به دیدنش آمده بود اما از بد حادثه در آن لحظه خانه نبود و لاله به او گفت که پری آمده و پیراهنی را که برات آورده بود برده و گفته که بر خواهد گشت شهریار تا صبح آن شب نخوابید ولی پری نیامد می گویند آن شب شب سردی بود و شهریار سخت سرما خورد و مدتها مریض شد من که هروقت شعر های عاشقانه اش را میخوانم برایش اشک میریزم

پریشان 02-15-2013 08:35 PM

ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده ایم

از بد حادثه اینجا به پناه آمده ایم


مستور 02-15-2013 11:15 PM

مــرا امیــد وصــــال تــو زنــــده مــی دارد
و گرنه هردمم ازبیم هجرتوست بیم هلاک


پریشان 02-16-2013 09:28 PM

کلک مشکین تو روزی که زما یاد کند

ببرد اجر دو صد بنده که آزاد کند




مستور 02-16-2013 10:47 PM

دلـــم بــــا خویشتــــن آمـــــــد شکایت را رهــــا کــــردم
هزاران جان همی بخشدچه شد گر خصم یک جان است


shokofe 02-16-2013 11:03 PM

تا شدم حلقه به گوش در میخانه عشق
هر دم آید غمی از نو به مبارکبادم


مستور 02-16-2013 11:15 PM

مرا ایام شادی گاه مستی بود و بیهوشی
که هر گل جز دو روزی تازه و خرم نمیماند


mohammad.90 02-17-2013 01:12 AM

دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
چون بشد دلبر و با یار وفادار چه کرد

مستور 02-17-2013 04:16 PM

دست غم گر نــه گلاویـز گریبان دارم
سرحسرت به سر زانوی حرمان دارم


پریشان 02-17-2013 09:18 PM

مرید پیر مغانم زمن مرنج ای شیخ

چرا که وعده تو کردی و او بجا آورد


ماهین 02-17-2013 09:35 PM

دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم
با کافران چه کارت گر بت نمی پرستی


مستور 02-18-2013 12:38 AM

یـارب رود از تنم اگــر جان چـــه شود
وز رفتن جان رهم ز هجران چه شود


پریشان 02-18-2013 02:24 PM

دریغ و درد که تا این زمان ندانستم

که کیمیای سعادت رفیق بود رفیق


مستور 02-18-2013 08:40 PM

قبله ام روی بتان است و وطن کوی مغان
به از این قبله ام و خوشتر از این کویی نیست


لاوین 02-19-2013 12:03 PM

تو در من آن تب گرمی که آبم می کند کم کم
نگاهت نیز چون مستی خرابم می کند کم کم

منم آن کهنه دیواری بجا از قلعه های سنگ
که باد و آفتاب آخر خرابم می کند کم کم

پریشان 02-19-2013 01:08 PM

مست است یار و یاد حریفان نمیکند

یادش بخیر ساقی مسکین نواز من


مستور 02-19-2013 10:22 PM

نهال عشق نشاندم به دل چه دانستم
کـــه رستخیز جهانم ز خانــه بــر خیزد


ماهین 02-19-2013 10:30 PM

در آن مقام که دلهای عاشقان خون شد
چه جای دردفروشان دیر آفات است

مستور 02-19-2013 10:34 PM

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجــود نازکت آزرده گــزنـد مباد

شابادی 02-21-2013 03:27 PM

دل میرود ز دستم صاحب دلان خدا را
دردا که راز پنهان خواهد شد اشکارا

حافظ

پریشان 02-21-2013 04:47 PM

ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

دل بی تو بجان آمد وقتست که باز آیی


ماهین 02-21-2013 08:27 PM

یادباد آن که چو آغاز سخن می‌کردی
با تو صد زمزمه در زیر زبان بود مرا

پریشان 02-21-2013 09:33 PM

از سر این خاکدان چون بپرد مرغ جان

باز نشیمن کند بر در آن آستان



اکنون ساعت 06:20 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)