پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 09-09-2011 12:33 PM

ترانه‌هاى عاميانه

ترانه يکى از جذاب‌ترين و محبوب‌ترين جلوه‌هاى فرهنگ ملّى ما است، که از اعماق زندگى تاريخى توده‌هاى مردم برخاسته است.
ترانه‌هاى عاميانه، بخشى از ادبيات عامّه‌ است و شامل کليه آثار موزونى است که به شکل تصنيف، مَتَل، افسانه، چيستان (نغز)، آوازهاى کار، سرودهاى مذهبي، برشمردنى‌ها، لالائى‌ها، ترانه‌هاى بازى و عروسى و ترانه‌هائى که براى کودکان خوانده مى‌شود، در ميان مردم معمول و متداول است. زبان اين ترانه‌ها، زبان محاوره است. (واژه‌نامه هنر شاعري، ص ۵۹)
ترانه‌هاى عاميانه از محتوا و صورت بسيار غنى و پرتحرک و ساختار شعرى فوق‌العاده متنوع و جذاب بهره‌مند هستند و به‌رغم پرهيز علماى ادب رسمى از آن، همواره سود برده‌اند. بدون آشنائى با اشارات و مبناهاى داستان‌ها، افسانه‌ها و اطلاعات فولکلوريک، درک مفاهيم بسيارى از نشانه‌ها و مثال‌ها و کنايه‌هاى ادبى دشوار خواهد بود. حماسه‌هاى ملي، قصص پيامبران و بسيارى منظومه‌هاى ادبى‌ ما، در حقيقت بازسازى و بازآفرينى افسانه‌هاى عامّه در قالب ادب رسمى هستند. اين رابطه، بدون ترديد رابطه‌اى متقابل است.
مضمون، سبک مشترک بعضى از ترانه‌هاى عاميانه ملت‌هاى مختلف، با زبان‌هاى متفاوت، نشان‌دهندهٔ اين واقعيت است که قدمت اين نوع ترانه‌ها گاه به دورانى مى‌رسد که قبايلى از بشر اوليه، به‌صورت دسته‌جمعى با يکديگر زندگى مى‌کرده‌اند و هنوز به گروه‌هاى مختلف تقسيم نشده و از يکديگر جدا نشده بودند. (واژه‌نامه هنر شاعري، ص ۵۹)
ترانه‌هاى عاميانه از نظر شکل بسيار ساده، و معمولاً کوتاه هستند. ترانه‌هاى عاميانه فارسى عموماً داراى لهجه‌هاى محلى بوده و مجموع چند مصراع با طول متفاوت هستند.
در گذشته، علماى ادب، اساساً گويش‌هاى محلى را به زبان فاسد، مى‌ناميدند و زبان عامّه را قابل آن نمى‌شمردند که از آن سخن بگويند.
بدين‌ترتيب، ترانه‌هاى ملي، در اعماق وجود و ذوق مردم عادى کوچه و بازار توليديافته و زندگى کرده و حفظ شده است.
در ايران، فکر استفاده از شکل و وزن ترانه‌هاى عاميانه، در دوران مشروطيت (۱۳۲۴ ـ ۱۳۲۷) در بين شاعران به‌وجود آمد. على‌اکبر دهخدا و سيداشرف گيلانى معروف به نسيم شمال، از جمله نخستين کسانى هستند که شکل و وزن ترانه‌هاى عاميانه را با مايه‌هائى از طنز و هجو براى مضمون‌هاى سياسى و اجتماعى و اقتصادى به‌کار بردند. در درون متأخر، احمد شاملو زبان و وزن ترانه‌هاى عاميانه را در چند شعر خود تجربه کرده است با 'پريا' و 'دختراى ننه‌دريا' ، نمونه‌هاى برجسته‌اى از تجربه‌هاى او در اين زمينه است. (واژه‌نامه هنر شاعري، ص ۵۹)
ترانه‌هاى عاميانه فارسى، تا دوران اخير ثبت و ضبط نشده بود. از اولين کسانى که به‌ اين‌کار همت گماشت، 'صادق هدايت' (۱۲۸۱ ـ ۱۳۳۰) نويسندهٔ معاصر است. (واژه‌نامه هنر شاعرى ص ۶۰)
در مردم‌شناسى، ترانه‌ها از دو نگاه بررسى مى‌شود، فرهنگ مادى و فرهنگ معنوي، پوشاک، خوراک، مسکن، کار، نامزدى و مسائل زناشوئي، چيزهائى است که از اثردهى عناصر مادى اجتماعى در ترانه‌ها حکايت مى‌کند.
در فرهنگ معنوى، مذهب، بى‌وفائى دنيا، پاکيزگى دل، اشتياق به وحدت، يکى شدن با يار، هجران، غربت، قدرنشناسي، قدر هم‌ داني، اتکاء به نفس و عزت‌نفس، مناعت‌طبع، حسرت، تقدير و شکوه‌هاى احساسى جابه‌جا تکرار شده است. (کلّه فرياد)
لفظ در ترانه پيچيده و غامض نيست. آنچه هست از محيط‌زيست و معيشت اثر پذيرفته است. اوزان ساده در ترانه‌ها، سادگى و اصالت فکر ترانه‌‌سرا را گاه زيباتر مى‌سازد.


behnam5555 09-09-2011 12:40 PM


قرآن و آداب و رسوم ايرانيان

http://www.rasekhoon.net/_WebsiteDat...nd/09/ry10.jpg


با ظهوراسلام و ورود قرآن کريم در جامعه ي ايراني و حضور آن در زندگي مردم، بسياري از رسم ها و آداب ايراني، رنگ و بوي قرآني به خود گرفتند. قرآن کريم، تأثيرات شگرفي را در اين وادي از خود بر جاي گذاشته است. اين کتاب آسماني، بسياري از آداب و رسوم آن جامعه را به صورت بنيادي، تغيير داده و برخي از سنت ها را تعديل کرده است.
تأثير قرآن بر فرهنگ عامه ي ايران را مي توان در زمينه هاي متفاوتي چون آيين ها، سنت ها، معاشرت ها، داد و ستدها، مثل ها و متل ها، دعاها و نفرين ها و سوگندها و... جستجو و بررسي کرد.
هر چند که بر شمردن آداب و رسوم ايراني ـ قرآني، در اين نوشته ي کوتاه، ممکن نيست، و ليکن:
آب دريا را اگر نتوان کشيد
هم به قدر تشنگي بايد چشيد.
پس اينک چند نمونه از آداب و رسوم ايراني را که قرآن کريم در آن جلوه گري مي کند، به تماشا مي نشينيم:

يک. ضرب المثل هاي قرآني

مثل هاي قرآني، مثل هايي است که مانند بسياري از گونه هاي کلامي ديگر در ادبيات فارسي و فرهنگ شفاهي مردم، تحت تأثير فرهنگ و آموزه هاي قرآن کريم، قرار گرفته است. به مثل هايي مثل قرآني گفته مي شود که رايحه اي از قرآن کريم در آن استشمام شود و به گونه اي، اشاره به يکي از نام ها، سوره ها و آيه هاي قرآن داشته يا بخشي از متن يا ترجمه يا محتواي آيات، در آن ظهور داشته باشد.
در اين جا، بخش کوچکي از امثال فارسي اي را که تأثير پذيرفته از قرآن کريم اند، تقديم مي داريم:
1 ـ اول بسم الله و غلط: مثلي است بر گرفته از اين که کسي در ابتداي قرائت قرآن و در جمله ي بسم الله الرحمن الرحيم، دچار اشتباه شود و آن را غلط تلفظ کند. اين مثل، براي کسي به کار مي رود که در ابتداي کاري، دچار اشتباه و خطا شود.
2 ـ جا به جاک نعبد جا به جاک نستعين: مثلي است به مفهوم اين که هر سخن جايي و هر نکته مقامي دارد و گاه به معناي اين که گاهي اين و گاهي آن و هر کاري جاي خود را دارد، استعمال مي شود. اصل اين مثل، از آن جاست که از دانشمندي ظريف ـ به مزاح ـ پرسيدند: سبب چيست که لفظ « اياک » در آيه « اياک نعبد و اياک نستعين » تکرار شده است، در صورتي که به رعايت ايجاز و اختصار، ممکن بود گفته شود: « اياک نعبد و نستعين ». دانشمند، جواب داد: « براي اين که اگر اياک تکرار نشده بود، معني اش اين بود که عبادت و استعانت، هميشه باهم باشد، در صورتي که بعضي جاها خدا را عبادت مي کنيم و بعضي اوقات از خدا استعانت مي جوييم که به عبادت اشتغال نداريم » و آن گاه بر سبيل ظرافت گفت: « اياک نعبد و اياک نستعين، يعني جا به جاک نعبد و جا به جاک نستعين ».
3 ـ يک قلش هم بگيرد، بس است: مثلي است که با استفاده از سوره هاي چهار قل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) ساخته شده است. منشأ مثل، حکايتي است که شخص، بنا بر معمول، براي رفع چشم زخم و شر حسودان و... چهار قل مي خواند. گفتند: تا کي چهار قل مي خواني؟ به نظر نمي آيد که چهار قلت اثر کند. گفت: يک قلش هم بگيرد، کافي است !
معناي مثل، اين است که اگر يک تدبير از تدابير هم پيش برود و مؤثر افتد، کافي است.
4 ـ قرآن خدا غلط بشود، کار او غلط نمي شود: مثلي است، برداشته از اين که امکان وجود غلط و نادرستي در قرآن کريم وجود ندارد. گوينده ي مثل، با اين فرض مي گويد بر فرض اگر در قرآن خدا هم غلط وجود داشته باشد، در کار فلاني، غلط وجود ندارد و اين جمله را دليل بر صحت اقوال او قرار مي دهند. معناي مثل، اين است که شخص، بر اين کار مواظبت دارد و احتمال اين که در اين کار خطا کند، بسيار کم است.
5 ـ لا تقربوا الصلوه را مي شنود و انتم سکاري را نمي شنوند:
مثلي است برگرفته از آيه ي43 سوره ي نساء، به اين معنا که هنگام مستي، نماز نگزاريد. اين مثل، با تغيير ضماير در حالات مختلف به کار مي رود و مراد مثل، اين است که از مطلبي، تنها به بخش مفيد به حال يا منظور خود بچسبند و به نکات و توضيحات ديگر آن توجه نکنند و نيز به معناي ناشنيده گرفتن جمله ي دوم و سند گرفتن از جمله ي اول است.

دو. کنايه هاي قرآني

کنايه هاي قرآني، ترکيب هايي هستند که در ساختار اصلي تشکيل دهنده ي آنها، اشاره ي کلمه، ترکيب متن يا ترجمه اي از سوره ها و آيه هاي قرآن کريم پديدار باشد. اين کاربرد، ممکن است در متون نظم و نثر يا در محاورات روزمره، صورت پذيرد. چند نمونه از اين کنايه ها چنين است:
1ـ آيه از آسمان نازل شدن: کنايه از لزوم قطعي انجام يافتن امري است، به حدي که پنداري در تأکيد انجام دادن آن، آيه اي نازل شده است و در مواردي، به معناي سخت مصرانه پاي فشردن و نسبت به امري نه چندان لازم، به شدت اصرار ورزيدن و براي انجام دادن آن، پايمردي نمودن است، مانند « مگر آيه از آسمان نازل شده که حتماً مي خواهي بروي » و « انگار آيه نازل شده که حتماً همين خانه را بخريم ». چنان که از شواهد مثال بر مي آيد، اصطلاح، معمولاً به صورت منفي مي آيد يا به صورت مثبت و در معناي منفي.
2 ـ پيراهن يوسف آوردن: کنايه اي برگرفته از داستان آوردن پيراهن يوسف براي پدرش يعقوب است که موجب بازيافتن روشنايي چشم نابيناي او شد و کنايه از انجام دادن کاري فوق العاده و ارجمند و سزاوار آفرين و مرحباي بسيار است. البته گاهي عبارت را در مفهوم مخالف مي آورند و در مورد کسي مي گويند که کار مختصري انجام داده و ناز و منت بسيار دارد.
3 ـ فاتحه ي کسي (يا چيزي) را خواندن: به معناي از کسي يا چيزي، صرف نظر کردن است. در محاورات عاميانه، در صورتي به کار مي رود که بخواهند مفهوم چيزي را نابود شده، از دست رفته و به اتمام رسيده بدانند که تعبيرات « فاتحه اش را خواندند » و « بايد فاتحه اش را خواند » را به کار مي برند.
4 ـ بضاعت مزجات آوردن: بضاعت، به معناي سرمايه و مال است و بضاعت مزجات، به معناي مالي اندک و سرمايه ي کم است. بضاعت مزجات آوردن، کنايه از آوردن يا داشتن سرمايه و توشه اي اندک در برابر مالي فراوان يا عظمتي بسيار است. اين کنايه، برداشته شده از آيه ي88 سوره يوسف است که به عزيز مصر مي گويند که ما به نزد تو بضاعت مزجات آورديم.
5 ـ کوس لمن الملک زدن: کوس در اين کنايه، همان نگاره و طبل بزرگ است که در هنگام هزيمت سپاه يا اعلان خبر مهم، نواخته مي شود و کوس لمن الملک زدن، به معناي خود را داراي قدرت و نيروي عظيم ديدن و کنايه از ادعاي مالکيت و تسلط مطلق کردن است. اين کنايه، بر گرفته از آيه ي شانزده سوره ي غافر است که خداوند در آن، نداي لمن الملک، سر داده است. هر گاه شخصي، بي دليل، خود را داراي قدرت و سلطنت فراوان معرفي کند، مي گويند فلاني کوس لمن الملک مي زند.

سه. قرآن و عيد نوروز

با تأييد پيشوايان ديني، نوروز ايراني، به رسمي ايراني ـ اسلامي تبديل شد. سنت هاي نيک گذشته با آموزه هاي ديني، قرين گشت و آموزه هاي نو، به زيبايي و غناي بيشتر آن ياري رساند.
يکي از سنت هاي نيکو که در گذشته و امروز، در اقوام مختلف ايراني مرسوم بوده و هست، حضور قرآن کريم در آيين هاي نوروزي است و اينک چند نمونه از اين دست:
1 ـ قرآن سفره ي هفت سين: يکي از جلوه هاي زيباي حضور قرآن در آيين هاي نوروزي، گذاشتن قرآن، روي سفره ي هفت سين است. در اين رسم که مي توان گفت: کم ترين گونه ي ارتباط با قرآن در اين ايام است. قرآن را روي سفره ي هفت سين ويژه ي تحويل سال نو قرار مي دهند. البته لازم به گفتن است که روي سفره ي هفت سين، فقط چيزهايي مانند سيب، سمنو، سنجد و... را که حرف سين در ابتداي آن است، نمي گذارند ؛ بلکه از چيزهاي ديگري که از آن، اميد رحمت و برکت دارند نيز استفاده مي کنند. در « فرهنگ عاميانه ي » هدايت آمده است: « چيزهايي که در سفره ي هفت سين مي گذارند، از اين قرار است: قرآن، نان، آب و... ».
2 ـ قرائت قرآن در هنگام تحويل سال: عده اي از متدينان، در دقايق پاياني سال و پيش از آغاز سال جديد، قرآن کريم را در دست مي گيرند و در کنار سفره ي هفت سين، آياتي از قرآن را تلاوت مي کنند. از اين طريق، پايان سال و هنگام تحويل سال و دقايق نخستين سال جديد را با قرآن و در کنار قرآن هستند و سال نو را با قرائت قرآن آغاز مي کنند و از اين راه، براي زندگي خود، برکت و معنويت را فراهم مي آورند.
3 ـ ورود به منزل با قرآن: رسمي است که در آغازين لحظه هاي ورود به سال جديد خورشيدي، انجام مي شود. در اين رسم و اعتقاد ديرين ـ که در برخي از مناطق ايران رايج است ـ ورود نخستين فرد به فضاي خانه، در اولين روز سال و پس از تحويل سال را بسيار با اهميت مي دانند و آن را مدار برکت و خوش آمد در طول سال مي دانند. در اين رسم، ازفردي از اعضاي خانواده يا شخص ديگري که خوش قدم، پاک و درستکار است، خواسته مي شود تا نخستين وارد شونده به فضاي خانه باشد. پس از انتخاب و قرار قبلي، اين فرد، با يک جلد قرآن، براي رحمت و برکت، سبزه، به نشانه ي بهار و سرسبزي و طراوت، آب، به نيت روشنايي و پاکي و آينه، براي راست نمايي و زلالي، در حالي که با پاي راست وارد خانه مي شود، جمله بسم الله الرحمن الرحيم را بر زبان مي آورد و مقداري آب بر جاي پاي خود يا چهار گوشه ي اتاق يا حيات مي ريزد.
4 ـ پول عيدي لاي قرآن: در روز عيد، جنب و جوش و شادي بچه ها، از بقيه بيشتر است و يکي از دلايل آن هم عيدي گرفتن از بزرگ ترهاست. در ايام عيد نوروز، بزرگ ترهاي فاميل، به کوچک ترها عيدي مي دهند. اين عيدي که معمولا اسکناس هاي نو است، شور و شادي بيشتري را براي آنها ايجاد مي کند.
بعضي از بزرگ ترهاي متدين، اين پول ها را لاي قرآن خود مي گذارند و هنگام عيدي دادن، قرآن را گشوده و پول را از لاي قرآن بيرون مي آورند و به بچه ها مي دهند.اين کار براي آموزش ايجاد ارتباط بهتر و بيشتر با قرآن کريم است و از اين راه براي پول هاي عيدي، تبرکجويي مي کنند.

چهار. قرآن در مراسم ازدواج

يکي از جلوه هاي حضور قرآن در جامعه ي ايراني، استفاده از قرآن در آيين هاي ازدواج است. ايرانيان، در مراسم ازدواج نيز سعي دارند تا ضمن اعلام بناي بنيان خانواده، بر آموزش هاي قرآني، قرآن شريف را در مراسم ها ي مختلف عقد و عروسي خود حضور دهند. در اين جلوه ي ارزشمند قرآن، پايبندي خود را به قرآن و آموزه هاي آن در شادترين لحظات زندگي نشان مي دهند و تصميم خود را براي پيروي از قرآن کريم در طول زندگي خود، استوار مي سازند. ارتباط با قرآن کريم در مراسم ازدواج، به چند گونه است که تعدادي از آنها را بر مي شمريم:
1 ـ قرآن سر سفره ي عقد: هنگامي که سفره ي عقد ازدواجي چيده مي شود، همه ي بستگان با آرزوي خوش بختي عروس و داماد، سعي مي کنند به هر چه با شکوه تر شدن اين مراسم کمک کنند و در اين راه، از جمع کردن اسباب شادي، مهم، بکرت و... بر سر سفره ي عقد، از هيچ تلاشي فروگذار نمي کنند. آب، آيينه، نان و سبزي، شيريني، عسل و... از لوازم سفره ي عقد است ؛ اما آنچه اين سفره را رنگين و نوراني مي کند، حضور قرآن کريم است که در سفره ي عقد، به عنوان يکي از عوامل برکتجويي از زندگي عروس و داماد، گذاشته مي شود. خانواده هاي ايراني، قرآن سفره ي عقد را از زيباترين و بهترين قرآن ها انتخاب مي کنند و آن را در سفره ي عقد قرار مي دهند.
2 ـ قرائت قرآن، هنگام اجراي خطبه ي عقد: هنگامي که عروس و داماد، براي اجراي خطبه ي عقد بر سر سفره ي عقد مي نشينند، با دلي پر از زيباترين آرزوها و در پي رسيدن به سعادت، از هر عاملي که آنها را در رسيدن به هدفشان ياري مي رساند، مدد مي جويند.
زوج هاي با ايمان و ديندار نيز از همان آغازين لحظه هاي پيمان ازدواج، با خويش و با يکديگر عهد مي بندند تا پيرو قرآن باشند و آموزش هاي قرآن را در زندگي خود به کار گيرند. اين تصميم را با نگريستن به متن قرآن کريم و قرائت آن در لحظات اجراي خطبه ي عقد و آغازين لحظه هاي زندگي مشترک، نشان مي دهند.
3 ـ قرآن همراه جهيزيه ي عروس: در بسياري از مناطق ايران و در بين اقوام مختلف، مرسوم است که خانواده ي عروس، لوازم ابتدايي و مورد نياز آغاز زندگي مشترک را ـ کم باشد يا زياد ـ به عروس و داماد اهدا مي کنند. اين لوازم ـ که جهيزيه يا جهاز نام دارد ـ معمولاً لوازمي است که مورد احتياج آنهاست. هنگامي که خانواده ي عروس، در ضمن مراسم هاي خاص هر منطقه، جهيزيه را روانه ي خانه ي داماد مي کنند، پيشاپيش همه ي وسايل، يک جلد قرآن را به عنوان نخستين و اساسي ترين مورد نياز زوج جوان، به خانه ي آنها مي فرستند. ايشان با اين کار، نشان مي دهند که پيشاپيش همه ي کارهاي ما و اصلي ترين عنصر خوش بختي، قرآن است و بايد در زندگي، به آن عمل کرد تا خوش بختي به دست آيد.
4 ـ قرآن همراه عروس: زماني که خانواده ي داماد براي بردن عروس، به خانه ي آنها مي آيند و عروس، آماده ي رفتن به خانه ي شوهر مي شود، با فاميل و خانواده، به ويژه پدر و مادر خود خداحافظي مي کند. در برخي مناطق ايران، مرسوم بوده و هست که هنگام خداحافظي، پدر عروس، بخشي از قرآن يا مجلدي کوچک از قرآن را در پارچه اي سفيد مي پيچد و به کمر يا بازوي عروس مي بندد و بدين وسيله، عروس را در پناه قرآن قرار مي دهد.
5 ـ رد شدن عروس و داماد از زير قرآن: هنگامي که عروس، از خانه ي پدر به خانه ي شوهر راهي مي شود ـ مانند هر سفري ـ عروس و داماد را از زير قرآن رد مي کنند. اين کار را معمولاً پدر عروس انجام مي دهد. عروس و داماد نيز با بوسيدن قرآن، از زير آن رد مي شوند تا در پناه و امان قرآن، زندگي امن و آسوده اي را براي يکديگر بسازند. در اين رسم ـ که گاهي، از زير آينه و قرآن رد شدن، نام دارد ـ عروس و داماد، از زير قرآن رد مي شوند و بر مي گردند و قرآن را مي بوسند و دوباره، از زير آن رد مي شوند.
6 ـ قرآن مهريه ي عروس: يکي از چيزهايي که در مهريه ي دختران ايراني، به عنوان يک مورد جدايي ناپذير حضور دارد، قرار دادن يک جلد کلام الله مجيد، به عنوان مهريه است. در حقيقت، زوج ايراني، با قرار دادن يک جلد قرآن به عنوان مهريه، آن را مهر خوش بختي خود قرار مي دهند.

پنج. نامگذاري قرآني

نامگذاري قرآني فرزندان، به دو شيوه ي کلي از قرآن کريم انجام مي شود. در روش نخست، با مطالعه در آيات قرآني، نام يا کلمه اي از آيات الهي، به عنوان نام انتخاب مي شود و در روش دوم، با تفأل و انتخاب جايي از قرآن به صورت اتفاقي و قرعه اي و باز کردن صفحه ي باز شده، نامي از آن صفحه برگزيده مي شود. نام هاي قرآني، به چند گروه تقسيم مي گردند:
1 ـ نامها و لقب هاي شخصيت ها: نام بيش از بيست پيامبر الهي، در قرآن آمده که جزو بهترين نام هاست ؛ زيرا نامگذار آنها خداوند بوده است. در سخنان پيشوايان معصوم (عليه السلام)، به نامگذاري به نام هاي انبيا، سفارش شده است.
از نام ها و لقب هاي پيامبران که در قرآن آمده، مي توان اين نام ها را برشمرد: آدم، ابراهيم، نوح، موسي، عيسي، محمد، هود، يوسف، يونس، داود، الياس، سليمان، خليل، روح الله، رسول، مسيح، ياسين و...
نام شخصيت هاي ديگري که در قرآن به گونه اي نقش آفرين بوده و در جرياني از جريانات قرآني، شرکت جسته اند، بخش ديگري از نام هاي قرآني است که خانواده ها براي فرزندان خود بر مي گزينند. مانند: مريم، هارون، لقمان، جبرئيل و...
2 ـ نام ها و صفات خداوند: در قرآن کريم، نام ها و صفات زيادي از خداوند آمده که بسياري از آنها قابل استفاده براي نامگذاري است. اين نام ها که بهترين نام هاست، گاه به همان صورت که در قرآن آمده، براي فرزندان به کار برده مي شود، مانند: حميد، مجيد، مبين، معين، علي، عزيز، قدير، غفار.
بخشي از نام هاي الهي در قرآن نيز با ترکيبي از کلمه ي « عبد » به اضافه ي آن نام به عنوان نام افراد انتخاب مي گردد. اين گونه نام ها ـ که نشانه ي عبوديت و بندگي است ـ در حقيقت، نشاندار کردن زندگي به نشان بندگي است. از ترکيب عبد با بسياري از نام هاي زيباي خداوند در قرآن، نام هاي عبوديت به دست مي آيد که از جمله ي آنهاست: عبدالله، عبدالرحيم، عبدالرحمان، عبدالحميد، عبدالأعلي، عبدالحکيم و...
3 ـ کلمات مقدس قرآني: نام هاي ديگري از کلمات نوراني و زيباي متن آيات قرآني يا نام سوره ها برگزيده مي شوند که مي توان آنها را به چند دسته تقسيم کرد:
الف: نام هايي که به همان شکل ساختاري و درستي که در قرآن آمده، به کار مي روند، مانند: هدي، بشري، رضوان، مصباح، آيت، برهان و...
ب) نام هايي که به شکل موجود در قرآن، بدون توجه به شکل صرفي يا اعرابي آن به کار مي رود، مانند: مبينا، مسيحا، طهورا.
ج) نام هايي که شکلي از آنها در قرآن آمده و با تغييري به عنوان نام استفاده مي شود، مثل: عاکف، اشراق.
شش. سوگندهاي قرآني

يکي از مسايلي که در زندگي رخ مي دهد، قبولاندن انديشه، اثبات ادعا، گرفتن حق، دفاع از ستم ديده و رساندن حق به حقدار و... است. برا ي دستيابي به اين مهم، راه حل هايي چند وجود دارد. مدعيان حق، گاه با دليل و برهان وگاه با آوردن شاهد و... ديدگاه خود را به اثبات مي رسانند. يکي از اين راه حل ها، قسم خوردن يا سوگند ياد کردن است. موارد سوگند و اموري که به آن سوگند ياد مي شود، بسيارند. يکي از مواردي که به آن سوگند ياد مي شود، قرآن کريم است. خداوند، خود در قرآن کريم، پنج بار به قرآن، سوگند ياد کرده و از اين راه، عظمت قرآن را به پيروانش نمايانده است. در فرهنگ عاميانه ي مردم ايران، قسم به قرآن، گاهي با الفاظ قسم به اضافه ي نام کتاب شريف الهي و يا صفاتي از آن بيان مي شود و گاه با کارهايي که نشانگر قسم خوردن است و به اصطلاح، سوگند عملي است، انجام مي شود. چند نمونه از سوگندهاي

قرآني مرسوم چنين است:
1 ـ به قرآن: از رايج ترين قسم هايي است که در همه ي مناطق ايران استفاده مي شود و به معناي « به قرآن قسم مي خورم » است. گاهي صفتي از صفات قرآن، مانند: مجيد، کريم، عزيز و... نيز به آن اضافه مي شود.
2 ـ به سي جزءکلام الله: سوگندي است که در آن، به تعداد جزءهاي قرآن، اشاره شده است و براي تأکيد بيشتر در قسم است. گاهي با شدت بيشتر و هماره با قسم هاي جلاله و به صورت « و الله بالله به سي جزء کلام الله » به کار مي رود.
3 ـ به قرآني که در سينه ي محمد است: نوعي قسم، همراه با اشاره به جايگاه تحمل وحي ـ که سينه ي مبارک پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) ـ است. گويا با همراه کردن نام پيامبر (صلي الله عليه و آله) و اشاره به جايگاه حمل قرآن، تأکيد بيشتري براي قسم، اراده مي شود.
4 ـ به آيه هاي قرآن: قسم خورنده، با اشاره به آيه هاي قرآن و فراواني آن، مي خواهد شدت بيشتري به قسم خود بدهد. در عبارتي ديگر که نزديک به اين قسم است، شخص، با سوگند به آيه آيه ي قرآن، نوعي تکثير در تعداد قسم ها ايجاد مي کند و تأکيد بيشتري براي آن فراهم مي سازد.
5 ـ به روح قرآن: در اين جا به روح و جان مايه ي حقيقي يا به عبارتي، به محتواي قرآن، قسم ياد مي شود. گويا در اين گونه قسم، شخص مي خواهد بگويد که من با ظاهر قرآن ـ که کتابي مشتمل بر کاغذ و جوهر است ـ قسم نمي خورم ؛ بلکه به روح و محتواي قرآن قسم مي خورم.
با مطالعه در عباراتي که در فرهنگ عامه متدوال است، مي توان سوگند واره هايي را يافت که هر چند نامي از قسم در آن يافت نمي شود، ولي در حقيقت، نوعي توسل به قرآن، جهت اثبات ادعا و گرفتن حق است. چند نمونه از اين دست را پيش رو قرار مي دهيم:
1 ـ دست روي قرآن گذاشتن: در برخي اختلاف ها و دعواها، وقتي کسي بخواهد به صحت سخن، ادعا يا قرار شخصي اطمينان حاصل کند، از او مي خواهد که دست روي قرآن بگذارد و سخن خود را بيان کند و گاه اگر مورد ادعا چيزي، سندي، يا مبلغي پول باشد، گفته مي شود که آن را روي قرآن بگذارند تا طرف مدعي، آن را از روي قرآن بردارد.
2 ـ قرآن را شستن: شستن قرآن، عملي است که هرگز توسط مدعي انجام نمي شود ؛ ولي گوينده ي اين عبارت، انجام دادن اين عمل را ضمان سخن يا عمل خود قرار مي دهد. بدين صورت که « قرآن را شسته ام، اگر اين کار را انجام ندهم ».
3 ـ دوپايي روي قرآن رفتن: کنايه از قسم خوردن و سخن مؤکد است. دوپايي روي قرآن رفتن، عملي است که البته هيچ مؤمني به آن تن نمي دهد ؛ اما ادعاي آن را ضمان سخن و عمل مورد ادعا قرار مي دهند. بدين گونه که مي گويند: دوپايي روي قرآن رفته باشم اگر دروغ بگويم.
1 ـ « قرآن در اينترنت »ـ نسخه ي 3
توليد کننده: مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي
برخي از عناوين و امکانات:

1 ـ دانش نامه: متن کامل قرآن کريم با خط عثمان طه ؛ دوره هاي کامل ترجمه تفسير « الميزان » و « نمونه » ؛ سي ترجمه ي کامل قرآن به 22 زبان مختلف.
2 ـ تلاوت: دو دوره ترتيل کامل با صداي استاد غامدي و استاد شاطري ؛ تحقيق آموزشي جزء سي ام با صداي استاد عبدالباسط ؛ پنجاه تلاوت مجلسي از شانزده قاري ممتاز بين المللي.
3 ـ کتابخانه: متن کامل نود جلد کتاب در زمينه ي علوم و معارف قرآني، به زبان هاي فارسي (44 جلد) عربي (27 جلد) و انگليسي (19 جلد).
4 ـ کتاب شناسي: معرفي بيش از 750 کتاب در زمينه ي قرآن و معارف قرآني.
5 ـ پايان نامه: معرفي هزار پايان نامه ي قرآني.
6 ـ مجله: متن کامل شصت شماره مجله ي قرآني از پنج عنوان مجله ي مختلف.
7 ـ مقالات: متن کامل 770 عنوان مقاله در زمينه ي علوم و معارف قرآني، در سه زبان فارسي (660 عنوان)، عربي (55 عنوان) و انگليسي (55 عنوان)
8 ـ احاديث قرآني: احاديث مختلف مربوط به قرآن و فضيلت آن به صورت موضوعي، در سه زبان فارسي، عربي و انگليسي.
9 ـ پرسش و پاسخ: سيصد پرسش و پاسخ و احکام و استفتائات قرآني در زبان فارسي (291 مورد) و عربي (نه مورد)
10 ـ تابلوهاي هنري: 83 تابلوي زيباي هنري مربوط به قرآن و آيات و مفاهيم قرآني.
11 ـ نسخه هاي خطي: 107 نسخه ي خطي قرآن.
12 ـ مراکز و مؤسسات: معرفي پانزده مورد از مؤسسات و مراکز علمي، آموزشي، تحقيقاتي و خدماتي در زمينه ي قرآن.
13 ـ پايگاه هاي قرآني: معرفي 104 پايگاه قرآني در سه زبان فارسي، عربي و انگليسي.
14 ـ قصه هاي قرآن: 45 حکايت و داستان هاي آموزنده ي قرآني، به صورت صوتي ـ تصويري براي نوجوانان.
گفتني است مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي، پيش از عرضه ي نسخه ي سوم نرم افزار « قرآن در اينترنت »، نسخه هاي اول و دوم آن را نيز با امکانات کمتر، منتشر کرده بود.
2 ـ نور الأنوار 2 (دائره المعارف چند رسانه اي قرآن کريم)
توليد کننده: مرکز تحقيقات کامپيوتري علوم اسلامي
برخي از عناوين و امکانات

1 ـ دائره المعارف قرآن کريم: متن قرآن،با خط عثمان طه (مصحف مدنيه) و نيريزي، جستجو در قرآن از طريق مشتق و ريشه و کلمات هم خانواده، چهار ترجمه ي فارسي، سه ترجمه ي انگليسي، تفسير آيه ي انتخابي از تفاسير « الميزان » (عربي / فارسي)، « نمونه »، « مجمع البيان » و « شبر » ؛ ارائه ي روايات تفسيري، روايات مرتبط با آيات، فضيلت و شأن نزول سوره ها و آيات از نه تفسير معروف ؛ تصاوير و فيلم هاي مرتبط با آيات (397 قطعه).
منبع: مجله حديث زندگي

behnam5555 09-09-2011 12:47 PM

مطالعه صحيح

http://www.rasekhoon.net/userfiles/A...09/05/r421.JPG

نويسنده: اردشير کياني
مطالعه ي ثمربخش متاثر از دو عامل اول علاقه نسبت به مطالب خواندني و عامل دوم کاربرد ماهرانه فنون و مهارت هاي مطالعه، علاقه نسبت به مطالب خواندني سبب مي شود که شخص بيش تر مطالعه کند و مطالعه بيش تر توام با کاربرد فنون و مهارت ها، مطالعه را آسان تر سريع تر و لذت بخش تر مي سازد.


اصول مطالعه و فراگيري بهتر

براي بهبود و افزايش توان يادگيري بايد اصول زير را با دقت اجرا کنيد، زيرا تنها با رعايت اين اصول است که مي توانيد بهتر بياموزيد و از وقت حداکثر استفاده را ببريد.

1- اصول قبل از شروع مطالعه

تعيين هدف: شما بايد قبل از مطالعه براي خودتان هدفي مشخص کنيد، به اين معني که اين درس را به چه منظوري مي خواهيد مطالعه کنيد؟ آيا فقط نکته هاي اصلي درس را مي خواهيد يا قصد داريد همه ي مطالب کتاب را حفظ کنيد يا بفهميد. اين سوالات در روند مطالعه شما از جهت کميت و کيفيت موثر خواهد بود.
تعيين مدت زمان مطالعه: بعد از تعيين هدف بايد معلوم کنيد که چه مقدار زمان مي خواهيد صرف مطالعه کنيد و اين که چه حجمي از کتاب را مي خواهيد بخوانيد.
انتخاب محيط مناسب: يکي از مهم ترين عوامل يادگيري تمرکز حواس است. بنابراين شما بايد در محيطي مطالعه کنيد که عوامل حواس پرتي و عدم تمرکز به حداقل برسد.

2- اصول هنگام مطالعه

*مطالعه ي فعالانه داشته باشيد. شما مي توانيد با خلاصه برداري، حل تمرين، علامت گذاري و گزينش نکته هاي مهم مطالعه خودتان را فعال کنيد. عادت پرسيدن را در حين مطالعه درخود تقويت کنيد.
*جديت داشته باشيد. وقتي تصميم مي گيريد. فوراً شروع کنيد و اجازه ندهيد افکار مزاحم مانع شما شود. سعي کنيد با روش هاي گفته شده در مهارت تمرکز حواس، تمرکز خود را افزايش داده و از دقت خود نهايت استفاده را ببريد.
*به خودتان استراحت بدهيد. براي داشتن يک مطالعه مفيد و به منظور درک بهتر مطالب بايد پس از حدود چهل و پنج دقيقه مطالعه به خود استراحت کوتاهي (ده الي پانزده دقيقه) بدهيد.
*از روش صحيح مطالعه استفاده کنيد، براي اينکه مطالعه موثر داشته باشيد بايد با روش هاي استاندارد مطالعه آشنا شويد. روش «PQ 4R» يا پس ختام مي تواند براي شما بسيار موثر باشد که در ادامه مطالب به بيان اين روش پرداخته مي شود.

زمان هاي مرور

1- يک روز بعد که فراموشي را تا يک هفته به تأخير مي اندازد.
2- يک هفته بعد که فراموشي را تا يک ماه به تأخير مي اندازد.
3- يک ماه بعد که فراموشي را تا يک چهار ماه به تأخير مي اندازد.
4- چهار ماه بعد که فراموشي را تا يک سال به تأخير مي اندازد.

3- اصول بعد از مطالعه

پس از اينکه مطالعه شما به پايان رسيد نبايد تصور کنيد که کارتان تمام شده و مطالبي را که مطالعه کرده ايد ديگر از يادتان نمي رود. بلکه مهمترين بخش تکرار و مرور مطالب مطالعه شده است. در واقع شما با مطالعه موثر مطالب را خلاصه نويسي و دسته بندي کرده ايد تا در مواقع مختلف از جمله امتحان و آزمون بتوانيد با مرور مطالب به حافظه خود در به ياد سپردن مطالب کمک کنيد، بنابراين بايد با مرور و تکرار مطالب، ضريب ماندگاري مطالب آموخته شده را در ذهن خويش افزايش دهيد. البته مباحثه با دوستان و همچنين درس دادن به جمعي از دانش آموزان نيز يک راه مفيد براي درک بهتر مطالب و تثبيت يادگيري و رفع اشکالات درسي است.

روش صحيح مطالعه

مطالعه يک فن و مهارت است و يک دانش آموز ماهر بايد روش درست مطالعه را بداند تا بتواند بهتر ياد بگيرد، بهتر امتحان بدهد و از عملکرد خويش احساس خوبي داشته باشد. متخصصان روش هاي مختلفي را براي مطالعه موثر عنوان کرده اند که يکي از بهترين و موثرترين روش هاي مطالعه، روش PQ 4R»است که در زبان فارسي «پس ختام» نام گرفته و شامل شش مرحله است.

1- پيش خواني
در مرحله ي پيش خواني فقط به دنبال به دست آوردن مفاهيم کلي و موضوع هاي اصلي فصل باشيد، پس بهتراست تيترهاي اصلي و فرعي را مطالعه کنيد. زيرا هدف هاي اصلي هر فصل را مي توان در اين تيترها پيدا کرد.
بسياري از نکات کليدي و اصلي هر پاراگراف را مي توان در لغات Bold يا کلمات italic پيدا کرد. مرحله پيش خواني به شما کمک مي کند که علاوه بر يک آشنايي مقدماني با موضوع فصل، براي ورود به مرحله بعدي يعني سوال کردن آماده شويد.

2- سوال کردن
بعد از پشت سرگذاشتن مرحله ي پيش خواني و آشنايي کلي با مطالب فصل سعي کنيد در رابطه با موضوع مطالعه سوال هايي طرح کنيد. بهترين راه براي انجام اين کار اين است که عناوين سرفصل ها و تيترهاي اصلي را به سوال تبديل کنيد. بهتراست سوالات شما تا حد امکان ساده و متناسب با برداشت سطحي شما در حين پيش خواني باشند. سوالات را حتماً يادداشت کنيد تا در مراحل بعدي بتوانيم پاسخ آنها را بدست آوريد.

3- خواندن
هدف از مرحله ي خواندن فقط فهميدن و انتقال اطلاعات از کتاب به يادداشت ها است. يعني خلاصه نويسي، يادگيري و به خاطر سپردن مطالب بايد از روي خلاصه نويسي ها و در زمان هاي مرور صورت گيرد.
در اين مرحله مطالب فصل را با دقت و به طور کامل مطالعه و سعي کنيد به سوالاتي که قبلاً طرح کرده ايد جواب بدهيد. در اين مرحله بايد بعد از مطالعه و تفکر در مورد موضوع هر بخش خلاصه برداري را فراموش نکنيد.

4- تفکر
سعي کنيد در هنگام خواندن در مورد مطالب و مثال ها فکرکنيد، از مطالب تصوير سازي ذهني داشته باشيد و بين آنچه که از قبل در مورد اين مطالب مي دانستيد و آنچه مي خوانيد ارتباط برقرار کنيد.

5- از حفظ گفتن
پس از پشت سر گذاشتن دو مرحله قبل يعني خواندن و تفکر سعي کنيد مطالب مهم آن را براي خودتان بازگو کنيد و به سوالاتي که قبلاً طرح کرديد به زبان خودتان پاسخ بدهيد. بهتر است دراين مرحله به جاي استفاده از جملات کتاب از جملات ساخته ي خودتان استفاده کنيد. از حفظ گفتن به شما کمک مي کند که بخش هايي را که خوب ياد نگرفته ايد تشخيص بدهيد و آنها را دوباره بخوانيد.

6- مرور کردن
بهترين راه مرور کردن است که از خلاصه هاي خودتان استفاده کنيد و سعي کنيد سوالات هر فصل را ( چه آنهايي که خودتان طرح کرده ايد چه آنهايي را که کتاب طرح کرده است) بدون مراجعه به مطالب متن درس پاسخ دهيد. بخش هايي را که نمي توانيد به سوالات آنها جواب بدهيد. از نو بخوانيد با اين که با مراجعه به خلاصه هايتان دوباره آنها را مرورکنيد. مهم ترين قسمت مطالعه که سبب ثبت اطلاعات در لايه هاي زيرين ذهن مي شود و جلو فراموشي را مي گيرد مرور کردن است.

منبع: نشريه 7 روز زندگي، شماره 117



behnam5555 09-09-2011 12:54 PM

كدو خوراكي آسماني

http://www.rasekhoon.net/userfiles/A...9/02/16720.JPG


رسول اكرم(ص):
عليكم بالقرع فانه يزيد في العقل و يكبر الدماغ
بر شما باد كدو چرا كه عقل را افزون سازد و مغز را بزرگ نمايد(كنزالعمال جلد10 صفحه44)
كدو گياهي است قرآني كه در سوره صافات آيات 147 و 148 از آن ياد شده است اين خوراك آسماني گياهي است يك ساله با برگهاي پهن و سبز كه روي سطح آن كركهاي نازكي فرا گرفته است.
گياه كدو در انواع و اقسام، نظير كدو سبز خورشتي، كدو زرد يا كدو تنبل و كدو قلياني تنوع دارد.
در يكصد گرم كدو 94 درصد آب، 28 ميلي گرم كلسيم و يك درصد گرم چربي موجود است. آب موجود در كدو منبع خوب تغذيه و آبرساني به پوست صورت مي باشد و از آنجا كه گياه كدو چربي بسيار كمي را در خود ذخيره دارد پس مي تواند در رژيم هاي غذايي افراد چاق از آن هديه آسماني استفاده كرد و جزء گياهاني است كه خوردن آن باعث چاقي نمي شود. علاوه بر موارد ياد شده در گياه كدو ويتامين هايي مانند B2-B1 و ويتامين C كه از ساير منبع بيشتر است يافت مي شود. ويتامين C موجود كدو باعث شكسته شدن راديكالهاي آزاد موجود در پوست شده و باعث شادابي آن مي شود. از لحاظ طب قديم كدو سرد و تر و خنك و مرطوب است و از لحاظ شيميايي بدن را قليايي مي كند. به همين خاطر در پايين آوردن قند خون بسيار مفيد است و به بيماران ديابتي توصيه مي شود حتي در بعضي از بيماران تركيب كدوي رنده شده به صورت خام در ماست و به عنوان پيش غذا تأثير چشم گيري در كاهش قند خون دارد.
در قديم از كدوي تنبل و كدوي قلياني به عنوان ظروف استفاده مي شد به طوري كه محتويات داخل كدو را در مي آوردند و پس از خوردن محتويات، پوسته خارجي كه به همان شكل اوليه كدو باقي مي ماند را در معرض آفتاب قرار مي دادند و پس از خشك شدن كامل از آن به عنوان ظروف ادويه و حبوبات استفاده مي كردند. همچنين در بعضي مناطق از آن به عنوان تزيين در خانه استفاده مي نمودند.
تخم موجود در كدو براي كرمهاي بدن و دفع آن مناسب است و عصاره پودر تخم كدو و عسل براي دفع كرم از بدن كودكان بسيار نافع است و نحوه استفاده آن را به اين صورت است كه مقدار 50 گرم تخم كدو را با عسل تركيب نموده و آن را بخوريد بعد از 4 يا 5 ساعت يك مسهل روده نظير روغن كرچك را خورده، خواهيد ديد كه كرمهاي سرسخت بدن كودكان دفع مي شود همچنين تخم كدو در درمان سرفه، زخمهاي روده، مثانه، سوزش ادرار و مجاري ادراري مفيد است.
بدليل طبع سرد كدو اين گياه براي گرم مزاجان غذاي خوبيست و در پائين آوردن طبع و حرارت بدن مناسب است. اگر كدوي سبز همراه با آب غوره يا سركه خورده شده و در روغن زيتون تفت داده شود در خون سازي بدن موثر است. قرقره كردن آب كدو در دهان در تسكين درد دندان مفيد است و خوردن خورشت كدو براي افراد سيگاري و كساني كه به ناراحتي هاي ريه مبتلا هستند توصيه مي شود.
كدو به دليل داشتن ويتامين C مانند اسكوربوت موثر است همچنين ويتامين C موجود در كدو براي تقويت چشم نيز مفيد است.
مضرات كدو:

هر گياهي علاوه بر مفيد بودن مي تواند مضراتي نيز داشته باشد و اسلام دين ميانه روي است حتي در خوردن و آشاميدن، كه در اين مبحث به مضرات آن مي پردازيم.

چون كدو خاصيت سرد و مرطوب دارد مصرف آن در مناطق گرم و حاره بسيار مفيد است اما همين گياه در مناطق شمالي و سردسير و مخصوصاً براي افرادي كه در اين مناطق زندگي مي كنند و طبع سردي دارند توصيه نمي شود مگر اينكه با ادويه جات گرم نظير خردل، فلفل، سير و نعنا تناول شود.
كدو در احاديث:

در روايات زيادي ذكر شده كه پيامبر بوته كدو را بسيار دوست مي داشت وقتي علت را از ايشان جويا شدند گفتند بوته كدو بوته برادرم يونس است اين مفهوم در آيات 147 و 148 سوره صافات آمده است كه خداوند در پي نجات يونس از شكم نهنگ و ضعف شديد ايشان بوته كدو را برايشان روياند تا از آن تناول نموده و جاني تازه يابند خود اين مطلب حائز اهميت است كه كدو با وجود كالري كم در ضعف شديد بدن موثر بوده و گياهي است آسماني چرا كه در جايي از پيامبر و امام صادق(ع)نقل شده است كه گياه كدو براي تقويت حافظه انسان مفيد است.

و در احاديث آمده است كه پيامبر به حضرت علي(ع) مي فرمايند:
علي(ع):كل اليقطين، فانه من اكلها حسن خلقه و نضر وجهه و هي طعامي و طعام الانبيا قلبي
پيامبر خطاب به امام علي(ع) مي فرمايند:كدو بخور زيرا هر كس آنرا بخورد خوي ايشان نيكو و رويش شاداب مي شود. آن خوراك من و پيامبران پيش از من است.
با دقت در اين مباحث در ميابيم آنچه از جانب خدا براي ما فرستاده شده بدون حساب و كتاب نبوده و در خلقت تمام غذاهاي قرآني فلسفه اي نهفته شده است. خوبست ضمن آشنايي با اين مطالب اين گياه پر خاصيت را بيشتر در سفره هايمان جاي دهيم .

منبع:نشريه روشنان، شماره12





behnam5555 09-09-2011 12:56 PM

رهي معيري: «از ديگران حديث جواني شنيده ام»

http://www.rasekhoon.net/userfiles/A...9/02/m1359.JPG


هميشه هنرمندان فراواني در زمينه هاي مختلف هنري، اعم از «شعر» يا «داستان» به افتخارآفريني پرداخته و موجبات مباهات ايران عزيز بوده و هستند.
محمد حسين معيري، متخلص به «رهي» در دهم ارديبهشت ماه سال 1388 خورشيدي در تهران به دنيا آمد و پس از عمري نسبتاً کوتاه، در 24 آبان ماه سال 1347 چشم از جهان فاني فرو بست، و در گورستان ظهيرالدوله تهران به خاک سپرده شد.
پدر وي «محمد حسن خان مؤيد خلوت» نوه نظام الدوله معير الممالک، از اعقاب عارف نامدار قرن چهارم با يزيد بسطامي » بود.
رهي تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان برد و آنگاه به استخدام دولت درآمده و از سال 1322 به رياست اداره کل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر، منصوب گرديد.
وي به شعر و موسيقي علاقه خاصي داشت به طوري که در سن هفده سالگي اولين رباعي خود را سرود:

«کاش امشبم آن شمع طرب مي آمد
وين روز مفارقت به شب مي آمد
آن لب که چون جان ماست دور از لب ماست
اي کاش که جان ما به لب مي آمد»

رهي از غزلسرايان نامي معاصر است که از شيوه کهن پيروي مي کرده و از جهات مختلف تحت تأثير بزرگاني همچون سعدي، حافظ، مولوي و صائب، قرار داشته؛ ولي بيش از همه از اشعار سعدي مايه گرفته است.
عشق و شيفتگي او به سعدي، سخنش را از رنگ و بوي شيوه ي استاد برخوردار نموده و همان سادگي و رواني و طراوت غزل هاي سعدي را در بر گرفته است. اشعار ذيل اين شباهت بي اندازه را بخوبي نشان مي دهد.

«....من جلوه شباب نديدم به عمر خويش
از ديگران حديث جواني شنيده ام
از جام عافيت مي نابي نخورده ام
از شاخ آرزو گل عيشي نچيده ام
موي سپيد فلکم رايگان نداد
اين رشته را به نقد جواني خريده ام
گر مي گريزم از نظر مردمان "رهي"
عيبم مکن که آهوي مردم نديده ام.....»

در پاره اي از غزل هاي رهي، شور و حال مولانا به چشم مي خورد، اما با اين تفاوت که در آنها آرامش لفظي و دقت در جمله بندي مراعات شده و مشخص مي سازد که اين اشعار از مولوي نيست بلکه از شاعر هنرمند ديگري است که تحت تاثير دَم گرم و گِراي وي قرار گرفته است:

«ساقي بده پيمانه اي، زان مي که بي خويشم کند
بر حسن شورانگيز تو، عاشق تر از پيشم کند
زان مي که در شب هاي غم، بارد فروغ صبحدم
غافل کند از بيش و کم، فارغ ز تشويشم کند
سوزد مرا، سازد مرا، در آتش انداز مرا
وز من رها سازد مرا، بيگانه از خويشم کند...»

رهي در سرودن اشعاري که داراي موضوع هاي سياسي و اجتماعي است نيز استادي تواناست و بسيار از اين گونه شعرهاي او که از جهات مختلف اهميت فراوان دارد با امضاي «زاغچه، شاه پريون» در روزنامه ها و مجلات سياسي و فکاهي انتشار يافته است.
معيري در سال 1336 هـ. ش. با هيأتي از فضلاء و ادباي مطبوعاتي کشور به ترکيه سفر کرد و مدت يک ماه ميهمان آن دولت بود و در شهر قونيه توفيق زيارت تربت حضرت مولانا نصيب وي شد.
رهي اثر محسوس و انکارناپذيري در ترانه ها و تضمين ها بر جاي گذاشته است. زيرا که او نه تنها از هنر شاعري، بلکه از موسيقي نيز برخوردار بوده و در ساختن تصنيف هايش از هر دو هنر بهره گرفته و آثار پر ارزشي در اين زمينه، پديد آورده است. آثاري همچون: «شد خزان گلشن آشنايي»، «نواي ني»، «من از روز ازل ديوانه بودم»، «آتشين لاله»، «شب جدايي»، «کارون» و... که خوانندگان هنرمندي چون استاد بنان، استاد بديع زادگان و... با خواندن آن تصنيف ها، هنر رهي و هنر خويش را جاودانه ساخته اند. مثنوي زير زينت بخش سنگ مزار آن شاعر فرزانه است:

« الا، اي رهگذر کز راهِ ياري
قدم بر تربت ما مي گذاري
در اينجا شاعري غمناک خفته است
رهي، در سينه اين خاک خفته است
فرو خفته چو گل، با سينه چاک
فروزان آتشي، در سينه خاک
بده مرهم ز اشکي داغ ما را
بزن آبي بر اين آتش، خدا را
به شب ها، شمع بزم افروز بوديم
کنون شمع مزاري نيست ما را
چراغ تاري نيست ما را
سُراغي کن ز جان دردناکي
برافکن پرتوي، بر تيره خاکي
ز سوز سينه، با ما همرهي کند
چو بيني عاشقي ياد «رهي» کن»

اين شاعر شوريده حال علاوه بر غزل، قطعات و مثنوي هايي دارد که ابتکار و بدعت گذاري وي را در آفرينش مضمون آشکار مي سازد. روانش شاد و يادش گرامي باد.


behnam5555 09-09-2011 01:06 PM



تفریحات و سرگرمی های مردم تهران قدیم

http://tebyan-zn.ir/images/0ca43b63-...3dfa436738.jpg


شهر فرنگ، یکی از سرگرمی های مردم تهران قدیم در تهران قدیم، همانند هر دوره تاریخی دیگری از تاریخ، مردم به موازات فعالیت های اجتماعی و شغلی شان دارای تفریحات و سرگرمی هایی بودند که با آنها اوقات فراغت خود را پر میکردند.

زیارت بقاع و اماکن متبرکه


یکی از بارزترین دلمشغولی های مردم تهران نشین در گذشته، زیارت بقاع و اماکن متبرکه در روزهای تعطیل بود. مرقد حضرت عبدالعظیم در حوالی تهران هر هفته روز جمعه عده کثیری از تهران نشین ها را به خود جذب می کرد و خانواده ها از حدود طلوع آفتاب بار و بنه سفری یک روزه را بسته و خود را به شهر ری می رساندند و ضمن زیارت بساط استراحت را در مزارع و باغات اطراف ری و حتی در صحن مطهر می گستراندند. غیر از حضرت عبدالعظیم، امامزاده داوود نیز مورد توجه عده زیادی بود ومردم از بعد از ظهر پنجشنبه پا در سفر می گذاشتند و در آخرین ساعات جمعه بر می گشتند و بقعه سید ناصرالدین، بقعه سید اسماعیل و مرقد امامزاده زید، امامزاده یحیی، امامزاده سید ولی، امامزاده اسحق و بقاع هفت تن، چهل تن، پیر عطار، هفت دختران، بیبی شهربانو و ... نیز جزو این اماکن بودند.

معرکه گیری و مسئله گویی

به موازات استقبال مردم از این زیارتگاه هاف عده ای از کسانی که دارای تخصص های ویژه ای در زمینه های نقالی و هنر های نمایشی بودند نیز در کنار این اماکن بساط می گستردند و موجبات سرگرمی مردم را فراهم می کردند. مرشد بعد از جمع شدن مردم یک مساله فقهی را مطرح می کرد و از بچه مرشد می خواست که به آن جواب بگوید. و در صورت کسالت مردم به سوال جواب های مضحک می پرداختند.
علاوه بر مرشد ها، معرکه گیران و شعبده بازان نیز در روزهای تعطیل بازار پ رونقی داشتند و با کارهایی از قبیل پاره کردن سینی مسی، خوابیدن روی تخت میخدار و .. مردم را سرگرم می کردند . شمایل گردانی و نقالی نیز جایگاه ویژه ای در بین تفریحات مردم تهران قدیم داشت.

گردش در باغات و لوطی عنتری ها

گروه های دیگری از مردم نیز عازم باغات و سایر گردشگاه های تهران نظیر چشمه علی، دوشان تپه، پس قلعه، عشرت آباد، میدان باغشاه و ... می شدند و وقت خود را بیشتر با بازی های دسته جمعی مثل: الک دولک، یک پی دو پی، دوک بازی و ... می گذراندند و ضمنا فرصت داشتند تا از عملیات لوطی عنتری ها که به انجام نمایش هایی با میمون و سایر حیوانات تربیت شده نظیر خرس می پرداختند دیدن کنند.

ترنا، بازی همه گیر

در بین تفریحات ترنا بازی گستردگی و جاذبه بیشتری داشت وامکان شرکت آن برای همه و در هر مکانی وجود داشت و بخشی از وقت مردان و پسران را در روزهای تعطیل پر می کرد.

http://tebyan-zn.ir/images/b241d4d3-...6c41082556.jpg


خیمه شب بازی

خیمه شب بازی یا تئاتر عروسکی یکی دیگراز تفریحات مدرنی بود که در دوره قاجاریه در تهران رواج یافت و استفاده از آن به صورت یکی از تفریحات مورد علاقه مردم درآمد.

بند بازی و عملیات آکروباسی

بند بازی و عملیات آکروباسی، تقریبا سرگرم کننده ترین و در عین حال جدیدترین تفریح و سرگرمیتهران نشین ها بود و علاوه بر عده ای که در مکان هایی خاص انجام می دادن و هنرنمایی آنان احتیاج به پرداخت پول و بلیط داشت، دستجات کوچکی از آنها نیز در معابر عمومی به ارائه هنر خود می پرداختند و مردم را سرگرم می کردند.

کریم شیره ای و دارو دسته اش(معروف ترین دلقک دربار قاجاریه) سیاه بازی

یکی از پرطرفدار ترین تفریحات مردن تهران را نمایشنامه های تخته حوضی تشکیل می داد که محل اصلی اجرای آن تعدادی از قهوه خانه های تهران بود اما به راحتی می توانست در داخل حیاط خانه ها نیز اجرا شود. کریم شیره ای یکی از معروفترین دلقکان دربار قاجاریه بود.

تفریحات زنانه

در نظام اجتماعی تهران قدیم، زنان دارای نقش چندان فعالی در هیچیک از امور نبودند و به همین جهت جای چندانی در تفریحات نداشتند جز آن دسته از زنان که با خانواده خود به زیارت اماکن متبرکه می رفتند. زنان هیچگونه وسیله تفریحی نداشتند، بلکه آنها هم دارای یک سری وسایل و امکاناتی برای پر کردن فراغت خود بودند که ار آن جمله می توان به برگزاری مجالس روضه خوانی زنانه در منزل، شرکت در مجالس روضه خوانی و مجالس قرائت قرآن و حدیث اشاره نمود.
جز این رفت و آمدهای زنانه و دور هم نشستن در ساعات مختلف روز یکی از وسایلی بود که وقت زنان را پر می کرد و طی این نشست و برخاستهای زنانه، فرصت مناسبی بود تا زنان بتوانند طرز پخت انواع غذاها و شیرینی ها، شیوه تهیه ترشیجات و مرباجات و نحوه دوخت و دوز را از هم یاد بگیرند. در این جلسات غیبت کردن از دیگران و بزرگ کردن معایب انان، یا افشای اسرارشان حلاوت خاصی داشت.
بازار فالگیری و توسل به جادو و جنبل هم در بین زنان گرم بود . زنان فالگیر با مبطلات و محملات خود زنان ساده لوح را سر کیسه می کردند مقداری آت و آشغال به عنوان طلسم و بخت گشا و ... به آنها می فروختند. اما هر چه بود، زنان خانه دار از فالگیر ها استقبال خوبی می کردند. عده ای از فالگیران، فروشنده لوازم آرایش و جواهرات بدلی نیز بودند و به هر خانه ای که پا می گذاشتند علاوه بر فالگیری مقداری کالا نیز می فروختند که این زنان نزد عوام به کولی و غربتی شهرت داشتند و حداقل زیرو رو کردن بساط آنها جزو تفریحات زنان بود.

مجله الکترونیکی فریا
گرد آوری: گروه گردشگری سایت تبیان زنجان

behnam5555 09-09-2011 01:12 PM


به نام خداوند رنگین کمان
خداوند بخشنده مهربان
خداوند زیبایی وعطر ورنگ
خداوند پروانه های قشنگ
خداوند باران ونقل وتگرگ
نفسهای باد وتپش های برگ
خدایی که سرشار از آرامش است
طرفدار سرسبزی ودانش است
خدایی که از بوی گل بهتر است
و از نور باران صمیمی تر است
خداوند صمیمی خدای سلام
خدای غزل قصه ناتمام
خدایا به ما مهربانی بده
دلی ساده وآسمانی بده

behnam5555 09-10-2011 12:51 PM


برخی از زنان و مردان دانشمند معاصر ایرانی در جهان امروز

پرفسور بیژن داوری : معاون ارشد شرکت مشهور IBM

حسین اسلامبلچی : رئیس شرکت مخابرات امریکا – IT & t

فرزاد ناظم : مدیر فنی سایت جهانی یاهو

امید کردستانی : معاون ارشد گوگل و از بنیانگذاران موتور جستجوگر گوگل

پییر امیدیار : موئسس و رئیس شرکت EB از بنیانگذران تجارت الکترونیک جهان

پرفسور لطفی زاده : استاد دانشگاه آمریکا – پدر منطق فازی – کامپیوتر هوشمند – بنیانگذار نسل سوم کامپیوتر در جهان

محمد شعبانی : رئیس شرکت اطلاعات سیسکو در سن هفده سالگی

فرهنگ فلاح : فوق لیسانس فیزیک در سن سیزده سالگی

ایمان ضیابری : مسلط به چهار زبان مهم دنیا – جوانترین خبرنگار فارسی در جهان

رضا کهلولی : برترین مخترع جهان در سال 2005 در سن هقده سالگی

علیرضا خسروی : هفده ساله کاشف پمپ قلب مصنوعی

دکتر نادر نجفی : مخترع سنجشگر فشار خون به اندازه دانه برنج

دکتر نصرت الله نزاکت گو : پیوند کبد از زنده به زنده از مادر به فرزند برای نخستین بار در خاورمیانه

پرفسور مجید سمیعی : رئیس جراحان مغز جهان در آلمان

محمد رضا شجریان : دارنده مدال پیکاسو از سازمان یونسکو

پرفسور محمد جمشیدی : مدیر برنامه های داخلی ایستگاه فضایی ناسا

دکتر فیروز نادری : مدیر برنامه اجرایی سیاره مریخ در ایستگاه فضایی ناسا

فریار شیرزاد : معاون وزرات بازرگانی امریکا- دستیار ریاست جمهوری امریکا

پرفسور علی جوان : بنیانگذار لیزر گاز- دارنده مدال استوارت- جان هرتز – فردریک آیوز

حمید عظیمی : عضو ارشد شرکت اینتل در امریکا

بهرام مهذبی : مدیر شرکت مایکروسافت در سال 2000 دبی

قاسم اسرار : عضو هیات مدیره ایستگاه فضایی ناسا

بیژن پاک زاد : یکی از بزرگترین سازندگان عطر و طراحی لباس در جهان

نادر مدانلو : رئیس نخستین شرکت خصوصی پرتاب ماهواره در امریکا

خانم صبا ولد خانی : برنده جایزه جوانترین کاشف جهان

فرح کریمی : عضو پارلمان هلند

خانم کریستین امانپور : ریاست یکی از بخشهای بزرگ خبرگزاری س ان ان

خانم مریم کامکار : مدیر موئسسه نرم افزاری سوئد

خانم انوشه انصاری : رئیس موئسسه تکنولوژی شرکت مشهور تل کام و نخستین زن مسلمان و ایرانی جهان که به فضا سفر کرده است

خانم کتیا فلک شاهی : مدیر شرکت مشهورNEA

خانم آزاده تبارزاده : دانشمند ایستگاه فضایی ناسا

خانم آزیتا ولی نیا : استاد فیزیک دانشگاه امریکا – عضو پژوهشگران ناسا

خانم ماریا خرسند : رئیس شرکت اریکسون

توکا نیستانی : انیمشین ساز کارتونهای بین المللی


behnam5555 09-10-2011 12:54 PM


شعرهای نوروز و بهار

ضمن تبریک مجدد نوروز و سال نو ، به این مناسبت مجموعهاشعارزیبای بزرگان ایران زمین در وصفنوروزو سال نو را جمع آوری کرده ایم و امیدواریم مورد استفاده شما قرار بگیرد.

مولانای بلخی
:
اندر دل من مها دل‌افروز تویی
یاران هستند و لیک دلسوز تویی
شادند جهانیان به نوروز و به عید
عید من و نوروز من امروز تویی
***
حافظ شیرازی:
ز کوی یار میآید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل برافروزی
به صحرا رو که از دامن غبار غم بیفشانی
به گلزار آی کز بلبل غزل گفتن بیاموزی
***
سنایی غزنوی:
با تابش زلف و رخت ای ماه دلفروز
از شام تو قدر آید وز صبح تو نوروز
از جنبش موی تو برآید دو گل از مشک
وز تابش روی تو برآید دو شب از روز
***
خواجوی کرمانی:
خیمة نوروز بر صحرا زدند
چارطاق لعل بر خضرا زدند
لاله را بنگر که گویی عرشیان
کرسی از یاقوت برمینا زدند
***
ملک الشعرا بهار:
رسید موکب نوروز و چشم فتنه غنود
درود باد بر این موکب خجسته، درود
به هرکه درنگری، شادیی پزد در دل
به هرچه برگذری، اندُهی کند بدرود
***
فروغی بسطامی:
عید آمد و مرغان رة گلزار گرفتند
وز شاخة گل داد دل زار گرفتند
نوروز همایون شد و روز می گلگون
پیمانه‌کشان ساغر سرشار گرفتند
***
منوچهری دامغانی:
نوروز، روزگار نشاطست و ایمنی
پوشیده ابر، دشت به دیبای ارمنی
از بامداد تا به شبانگاه می خوری
وز شامگاه تا به سحرگاه گل چینی
***
سعدی شیرازی:
برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز
***
عبید زاکانی:
چو صبح رایت خورشید آشکار کند
ز مهر قبلة افلاک زرنگار کند
رسید موسم نوروز و گاه آن آمد
که دل هوای گلستان و لاله‌زار کند
***
نظامی گنجوی:
بهاری داری ازوی بر خور امروز
که هر فصلی نخواهد بود نوروز
گلی کو را نبوید آدمی زاد
چو هنگام خزان آید برد باد
***
نعمت آزرم :
یکبار دگر نسیم نوروز وزید
دل‌ها به هوای روز نو باز تپید
نوروز و بهار و بزم یاران خوش باد
در خاک وطن ، نه در دیار تبعید
***
نوروز! خوش آمدی صفا آوردی!
غمزخم فراق را دوا آوردی
همراه تو باز اشک ما نیز دمید
بویی مگر از میهن ما آوردی!
***
بر سفره‌ی هفت سین نشستن نیکوست
هم سنبل و سیب و دود ِ کُندر خوشبوست
افسوس که هر سفره کنارش خالی ست
از پاره دلی گمشده یا همدم و دوست
***
هر چند زمان بزم و نوش آمده است ،
بلبل به خروش و گل به جوش آمده است ،
با چند بهار ، لاله‌ی خفته به خاک ،
نوروز کبود و لاله پوش آمده است!
***
نوروز رسید و ما همان در دیروز
در رزم نه بر دشمن شادی پیروز
این غُصّه مرا کشت که دور از میهن
هر سال سر آمد و نیامد نوروز !
***
نوروز نُماد جاودان نوشدن است
تجدید جوانی جهان کهن است
زینها همه خوبتر که هر نو شدنش
باز آور ِ نام پاک ایران من است
***
دلتنگ ز غربتیم و شادان باشیم
از آنکه درست عهد و پیمان باشیم
بادا که چو نوروز رسد دیگر بار
با سفره‌ی هفت سین در ایران باشیم
***
خیام:
بر چهره ی گل نسیم نوروز خوش است
بر طرف چمن روی دلفروز خوش است
از دی که گذشت هر چه گویی خوش نیست
خوش باش ومگوزدی که امروزخوش است
***


behnam5555 09-10-2011 12:58 PM


آیا میدانید در مورد اینترنت

آیا می دانستید که هم اکنون جمعیت اینترنتی ایران ۲۲ میلویون نفر است؟
آیا می دانستید که ۴۸% از جمعیت ایران اینترنتی هستند؟
آیا می دانستید که جمعیت اینترنتی ایران از سال ۲۰۰۰ میلادی تا کنون ۱۲,۷۸۰٫۰ % رشد داشته است؟
به نظر می رسد بعد از رادیو و تلویزیون این رسانه برای تبلیغات تجاری قدرتمندترین است.
آیا می دانستید وب سایت شما فقط ۴ ثانیه فرصت دارد تا نظر مشتری شما را به خود جلب کند؟
آیا می دانستید که ۸۵% از مردم از موتورهای جستوگر استفاده می کنند؟ و وب سایت شما را از این طریق می یابند؟
آیا می دانستید که ۴۷% از جستجوگران در موتور جستجو جذب اولین سایت در این رتبه بندی می شوند؟
آیا می دانستید که ۶۲% جستجوگران در موتورهای جستجو جذب ۱۰ وب سایت اول می شوند؟
آیا می دانستید که ۲۸% جستجوگران در موتورهای جستجو جذب وب سایت های لیست شده در صفحات دو و سوم موتورهای جستجوگر می شوند؟
وب سایت شما هر چقدر زیبا و حرفه ای طراحی شود بدون بازدیدکننده هیچ ارزشی ندارد.
آیا تاکنون به این مسئله توجه کرده اید که طراحی وب سایت یک فرآیند مهندسی در صنعت نرم افزار است؟


behnam5555 09-10-2011 01:06 PM


سخنان جالب و زیبای بزرگان جهان درباره کوروش کبیر!



پرفسور ایلیف مدیر موزه لیورپول انگلستان :
در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است . زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است . آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست .



دکتر هانری بر دانشمند فرانسوی – تمدن ایران باستان :
این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین قسی القب و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود
زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدارخود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند .


آلبر شاندور – کورش بزرگ :
شاهنشاهی ایران که پایه گذار او کورش بزرگ است به هیچ وجه بر اساس خشنونت پی ریزی نشد . بلکه عکس آن صادق است زیرا با رعایت حقوق مردمان پایه گذاریشد . پارسیها با مساعدت یکدیگر و به یاری پادشاهان مقتدر خود عظمت وشکوهی را در تاریخ به جای گذاشته اند که نشانه نبوغ و نژاد پاک آنان است . نژادیکه حماسه آنان را همچون آفتابی در تاریکی نشان میدهد . آنان درخششی در جهان از خود به جای گذاشته اند که برای آیندگان نیز خواهد ماند .


ژنرال سرپرسی سایکس :
خوش زبانی او از پاسخی که در داستان رقص ماهیان به یونانیان داده است آشکاراست. مطالب کتاب مقدس (تورات) و نوشته های یونانی و سنتهای ایرانی همه همداستانند که کورش باستانی سزاوار لقب بزرگ بوده است. مردم او را دوست میخواندند.


ما نیز میتوانیم بدان ببالیم که نخستین مرد بزرگ آریائی که سرگذشت اش بر تاریخ روشن است، صفاتی چنان عالی و درخشان داشته است .


ژنرال سرپرسی سایکس بعد از دیدار از آرامگاه شاهنشاه کورش بزرگ :
من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام ، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته رایادآورده شده ام که زیارت آمارگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که بچنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریائی (هندواروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیاد گذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد .



سرپرسی سایکس – تا ایران باستان :
در شاهنشاهی کورش زیبایی – مردانگی – شجاعت – قهرمانیت – عدالت به عیان دیده شده است . وی هیچگاه عیاشی نکرد . کاری که اکثر بزرگان گرفتار آن بوده و هستند . آزادی هایی که داشت به هیچ وجه به شخصیت او صدمه نزد و افکاری داشت که به راستی متعلق به تاریخ نبوده است .



کورش یکی از شخصیتهای بزرگ تاریخ جهان است . او ابتدا پادشاه سرزمین کوچکی بود . ولی پس از مدتی با اراده مصمم و قلبی آکنده از وطن پرستی امپراتوری را در تاریخ بنا نهاد که در کل جهان بی سابقه بود . این بدین دلیل بود که تاکنون هیچ کشوری نتوانسته بود اینچنین با صلح و احترام به عقاید دیگران کل خاورمیانه را تصاحب کند . او هیچ گاه خوشگذران و تن آسایی نکرد .


هیچ گاه مغرور نشد و همیشه به یاد خداوند خود بود و برای احترام به مزدا حیواناتی را نثار می کرد . کاساندان دختر فرناسپه هخامنشی از دودمانی بود که از نجبای پارس محسوب می شدند و پدر و اجدادش در چند نسل شاه پارسیان بودند .


کورش در شوخ طبی و انسانیت سرآمد زمان خود بود . من سه بار تا کنون موفق شده ام آرامگاه این ابر مرد آریایی را زیارت کنم و خداوند را برای این توفیق سپاس میگویم .


افلاطون – قوانین ( ۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد ) :
پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند . از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند . در زمان او ( کورش بزرگ ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند وآنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی میکردند .


مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند ازاین رو در موقع خطر به یاری آنان میشتافتند و در جنگها شرکت میکردند . از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان راهمراهی میکرد و به آنان اندرز میداد . آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام میگرفت.


هرودوت – تاریخ هرودو ت( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد ) :
هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند . از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تاکردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود .
کورش سرداری بزرگ بود . در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش مینمودند . سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال میکردند .



هارولد لمب دانشمند امریکایی – کورش بزرگ :
در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به کردار نیک – گفتار نیک – پندار نیک سوگند یاد میکردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان . که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده میشود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است .



گزنفون – کوروپد ا ی ( ۴۴۵ پیش از میلاد ) :
مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند میکرد . این رسوم و دینداری آنان هنوزدر زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل میشود . از صفتهای برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.
ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود . سه دلیل را برایش پیدا کردیم . نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است .
کورش نابغه ای بزرگ – انسانی والا منش – صلح طلب و نیک منش بود . او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود . کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمیدهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود .



او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار میگرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت . او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد . او ملتهای مغلوب راشیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند . او برترین مرد تاریخ – بزرگترین – بخشنده ترین – پاک دل ترین انسان تا این زمان بود .


کنت دوگوبینو فرانسوی – ایران باستان :
شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت . او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد .



نیکلای دمشقی
کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت . این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود .



پرفسور کریستن سن ایران شناس – استاد زبان اوستایی و پهلوی :
شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوان مرد” بوده است . این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده میشده . در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سرلوحه دولتش بوده . که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است .



آلبر شاندور فرانسوی – شاهنشاهی کورش بزرگ :
کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود . برای کسی که دشمن خودش بود . او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود . او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد . در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بیگناه و بریدن دست و پای آنان خبر میدهد .



پرفسور گیریشمن – ایران از آغاز تا اسلام :
کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد . کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود . او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود . او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد . ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند میخوانند.



کنت دوگوبینو سفیر اسبق فرانسه در تهران ( مورخ فرانسوی ) :
تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت – در افکار میلیونها مردم جهان بوجود آورد . من اذعان میدارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر انها قرار دارد . وتا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است . قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود



ویل دورانت – تاریخ تمدن ویل دورانت – مشرق زمین :
کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود . به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند . روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود . او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود . بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر مینامند . او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزمهای آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود . کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت .



کلمان هوار – تمدن ایرانی :
کورش بزرگ در سال
۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست . وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود . کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود . او اقوام مختلف را مطیع خود کرد . او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد . برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد . وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود . ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود .


مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی -کورش بزرگ ( عباس خلیلی ) :
کورش همان ذوالقرنین قرآن است . وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد . سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد .



دیودوروس سیسولوس ( ۱۰۰ پس از میلاد ) :
کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصائص نیکو سرآمد روزگار خود بود . در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد . پارسیان او را پدر می خواندند .



دکتر جهانگیر اوشیدری – دانشنامه مزدیسنا :
کورش به سال
۵۵۹ قبل از میلاد بر اریکه شاهنشاهی بنشست و در سال ۵۲۹ قبل از میلاد وفات یافت . پس از تسخیر بابل با مردمان شکست خورده بامهربانی رفتار کرد و اسیران یهودی را که بخت النصر از فلسطین به آن شهر آورده بود آزاد کرد و اجازه داد به فلسطین باز گردند . او فرمانی صادر کرد که معبد اورشلیم را که بخت النصر ویران کرده بود را با هزینه دولت ایران بازسازی کنند . کورش را در پارسه گرد که امروزه پازاردگاد نامیده می شود به خاک سپردند . او از مردان بزرگ تاریخ جهان است زیرا همه تاریخ نویسان نامدار جهانی از او به نیکی ستایش کرده اند . اوپادشاهی سیاستمدار – شجاع – با فتوت – با عزم و اراده – با گذشت و مهربان بود . او به عقاید دینی ملل مغلوب احترام می گذاشت . شهرهای ویران را دوباره آباد ساخت . او عقل و تدبیر را بر شمشیر و جنگ برتری داد . منشور جهانی او زینت بخش سازمان ملل متحد و جهان است .


اخیلوس ( آشیل ) شاعر نامدار یونانی – تراژدی پارسه :
کورش یک تن فانی سعادتمند بود . او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید . خدایان او را دوست داشتند . او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود



behnam5555 09-10-2011 01:17 PM


شعر «افسانه تلخ» فروغ فرخ زاد – دیوان اسیر

افسانه تلخ


نه امیدی که بر آن خوش کنم دل

نه پیغامی نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی
ز شهر نور و عشق و درد و ظلمت
سحر گاهی زنی دامن کشان رفت
پریشان مرغ ره گم کرده ای بود
که زار و خسته سوی آشیان رفت
کجا کس در قفایش اشک غم ریخت
کجا کس با زبانش آشنا بود
ندانستند این بیگانه مردم
که بانگ او طنین ناله ها بود
به چشمی خیره شد شاید بیابد
نهانگاه امید و آرزو را
دریغا ، آن دو چشم آتش افروز
به دامان گناه افکند او را
به او جز از هوس چیزی نگفتند
در او جز جلوه ی ظاهر ندیدند
به هرجا رفت ، در گوشش سرودند
که زن را بهر عشرت آفریدند
شبی در دامنی افتاد و نالید
مرو ! بگذار در این واپسین دم
ز دیدارت دلم سیراب گردد
شبح پنهان شد و در خورد بر هم
چرا امید بر عشقی عبث بست ؟
چرا در بستر آغوش او خفت ؟
چرا راز دل دیوانه اش را
به گوش عاشقی بیگانه خو گفت ؟
چرا؟… او شبنم پاکیزه ای بود
که در دام گل خورشید افتاد
سحرگاهی چو خورشیدش بر آمد
به کام تشنه اش لغزید و جان داد
به جامی باده ی شور افکنی بود
که در عشق لبانی تشنه می سوخت
چو می آمد ز ره پیمانه نوشی
به قلب جام از شادی می افروخت
شبی ، نا گه سر آمد انتظارش
لبش در کام سوزانی هوس ریخت
چرا آن مرد بر جانش غضب کرد ؟
چرا بر ذره های جامش آویخت ؟
کنون ، این او و این خاموشی سرد
نه پیغامی ، نه پیک آشنایی
نه در چشمی نگاه فتنه سازی
نه آهنگ پر از موج صدایی


behnam5555 09-10-2011 01:24 PM


آریو برزن، دلاوری که طعم شکست را به اسکندر چشاند

بر پایه یادداشتهای کالیستنس مورخ رسمی اسکندر، ۱۲ اوت سال ۳۳۰ پیش از میلاد، نیروهای اسکندر مقدونی در پیشروی به سوی پرسپولیس پایتخت آن زمان ایران، در یک منطقه کوهستانی سخت‌گذر دربند پارس، بنام تنگ گجستان با یک هنگ ارتش ایران (۱۰۰۰ تا ۱۲۰۰ نفر) به فرماندهی آریو برزن رو به رو شد و از پیشروی باز ایستاد. این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش ده‌ها هزار نفری اسکندر شده بود که مصر، بابل و شوش را پیشتر گرفته بود و در سه جنگ، داریوش سوم را شکست و فراری داده بود.
آریوبرزن با شمار اندکی سوار و پیاده خود را به سپاه عظیم دشمن زد. گروهی بسیار از آنان را کشت و با اینکه بسیاری از سربازان خود را از دست داد، توانست حلقهٔ سپاه دشمن را بشکافد. او می‌خواست زودتر از یونانیان خود را به تخت جمشید برساند تا بتواند از آن دفاع کند. در این هنگام آن قسمت از سپاه اسکندر که در جلگه مانده بود، راه را بر او گرفت. سرانجام این هنگ با محاصره کوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده سرسخت آن نیز برخاک افتاد.

مورخ دربار اسکندر نوشته‌است که اگر چنین مقاومتی در نبرد گوگمل در)کردستان کنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شکست مان قطعی بود. در گوگمل با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز که در حال پیروز شدن بر ما بودند؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار کرده بود و آریو برزن در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می‌داد.
در کتاب اتیلا نوشتهٔ لویزدول امده که در آخرین نبرد او اسکندر که از شجاعت او خوشش آمده بود به او پیشنهاد داده بودکه تسلیم شود تا مجبور به کشتن او نشود ولی آریوبرزن گفته بود ( شاهنشاه ایران مرا به اینجا فرستاده تا از این مکان دفاع کنم و من تا جان در بدن دارم از این مکان دفاع خواهم کرد.)) اسکندر نیز در جواب او گفته بود (شاه تو فرار کرده .تو نیز تسلیم شو تا به پاس شجاعتت تو را فرمانروای ایران کنم.)) ولی آریو برزن جواب داده بود (پس حالا که شاهنشاه رفته من نیز در این مکان می‌مانم و آنقدر مبارزه می‌کنم تا بمیرم)) و اسکندر که پایداری او را دیده بود دستور داد تا او را از راه دور و با نیزه و تیر بزنند.و آنها آنقدر با تیر و نیزه او را زدند که یک نقطهٔ سالم در بدن او باقی نماند.پس از مرگ او را در همان محل به خاک سپردند و روی قبر او نوشتند “به یاد لئونیداس”
نبرد آریوبرزن درست ۹۰ سال پس از ایستادگی لئونیداس یکم در برابر ارتش خشایارشا در جنگ ترموپیل رخ داد که آن هم در ماه اوت بود و از این نظر این دو واقعهٔ تاریخی بسیار همانند یکدیگرند.از شباهت‌های مرگ لئو نیداس با آریوبرزن این است که هر دو در راه محافظت از یک معبر مردند و لئونیداس نیز مانند آریوبرزن حاضر به تسلیم نشدو خشایارشا دستور داده بود او را آن قدر با تیر و نیزه زدند تا از پا در آمد و به دلیل همین شباهت در از خودگذشتگی او و آریوبرزن بود که اسکندر دستور داده بود روی قبر آریوبرزن بنویسند به “یاد لئو نیداس”.
لازم به یادآوری است که یوتاب (به معنی درخشنده و بیمانند) خواهر آریوبرزن نیز فرماندهی بخشی از سپاهیان برادر را برعهده داشت و در کوه‌ها راه را بر اسکندر بست . یوتاب همراه برادر به مقابله با سپاه اسکندر رفتند و به خاطر نبود نیروی کافی همگی به دست سپاه اسکندر کشته شدند.


behnam5555 09-10-2011 01:28 PM


دویست هزار سال قبل، گونه انسان در خاک آفریقا ظاهر شد، اما ۱۹۰ هزار سال طول کشید تا جمعیت انسان‌ها به چهار میلیون نفر برسد.
بله! تا همین ده هزار سال قبل کل جمعیت دنیا به اندازه آدم‌هایی بود که هر روز صبح با متروی شهرنیویورک جابجا می‌شوند! اما با آغاز قرن نوزدهم و روند صنعتی شدن، جمعیت انسان‌ها به ناگهان افزایش یافت و به یک میلیارد نفر رسید.

این افزایش جمعیت تنها به خاطر افزایش تولدها نبود، بلکه افزایش طول عمر آدم‌هاهم عامل مهمی بود.
در دهه‌های اخیر هم بااینکه میزان کاهش یافته است، اما به خاطر پیشرفت دانش پزشکی، طول عمرانسان‌ها بسیار بیشتر شده است و بنابراین بر جمعیت دنیا افزوده می‌شود.
به سؤال اصلی برگردیم.
برای تخمین عدد کل انسان‌هایی که روی این کره خاکی به دنیا آمده‌اند ما باید دو چیز رابدانیم:

۱- طول عمر متوسط انسان‌ها در طول تاریخ
۲-جمعیت دنیا در بازه‌های زمانی مختلف.

تاقبل از قرن اخیر، امید به زندگی بین ۲۰ تا ۳۵ سال بود، اما در قرن اخیرامید به زندگی به طور متوسط ۶۷ سال است که البته بر حسب ناحیه و کشورمقداری متفاوت است، مثلا در موناکو، امید به زندگی ۸۹ سالاست، در حالی که در آنگولا تنها ۳۹ سال است.
با توجه به این اطلاعات بااستفاده از فرمول زیر عدد ۵۷ میلیارد نفر به دست می‌آید.
با توجه به جمعیت کنونی دنیا، جهان در حال حاضر پذیرای ۱۲ درصد کل انسان‌هایی است که تا به حال روی آن به دنیا آمده‌اند.

behnam5555 09-10-2011 01:31 PM


مجسمه "زن ومرد کشاورز"

ماجرای جالب، بلایی که بر سر یک مجسمه هنری در اوایل پیروزی انقلاب اسلامی افتاد:
یکی از جالبترین قسمت های موزه هنرهای معاصر، مجسمه ای است که در اوایل انقلاب در کنار درب ورودی موزه نصب شده بود. داستان مجسمه "زن ومرد کشاورز" اثر داریوش صنیع زاده را تمام ایرانیان باید بشنوند و به خاطر سپرده و برای آیندگان تعریف نمایند تاعبرت آنها باشد.
این مجسمه در دوران پهلوی، در جلوی وزارت کشاورزی در خیابان بلوار کشاورز قرار داشت ولی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مورد غضب بعضی از تندروهای مذهبی قرارگرفت و دلیل آن هم سه چیز بود: یکی سر بدون روسری زن، دومی ساق پای برهنه زن که دامن به پا داشت و سوم نماد کمونیسم بودن آن.
ابتدا یک آدم عقل کلی که تصور میکرد این مجسمه باعث فساد میشود دستور داد تا مدتی روی آن را با برزنت پوشاندند و کسانی که مجسمه را در آن محل به یاد نداشتند، مدتها سردرگم بودند که این شی عظیم زیر برزنت جلوی وزارت کشاورزی چیست؟
مدتی بعد برزنت را برداشتند و با برزنت روی سر زن کشاورز را که برهنه (!) بود و مشغول آبیاری گیاهی نمادین، محجبه کردند، یعنی لچکی روی سرش انداختند و پای زن را هم که لخت بود، شلوار بد ریختی از جنس همان برزنت پوشاندند.
اما این کارها چنان با بد سلیقگی انجام شد که بینندگان تصور می کردند سر و پای زن کشاورز را گل مالی کرده اند به این ترتیب مجسمه بکلی از ریخت افتاد و مورد تمسخر مردم قرار گرفت و تا مدتها سوژه مردم و مطبوعات بود مبتکران لابد تصور نمی کردند چنین کاری با یک مجسمه فلزی چنین باعث مضحکه آنها خواهد شد.
ناچار تصمیم گرفته شد تا آن را از جلو وزارت کشاورزی برداشته و به جلو موزه هنرهای معاصر منتقل کنند. این کار انجام شد ولی گویا باز هم یک مبتکر و نخبه ای بر فساد آمیز بودن این مجسمه شک برد و دستور دادند اینبار آن را چنان جایی قرار دادند که اثری از آن باقی نماند پس مجسمه را از جلوی موزه هنرهای معاصر هم برداشته و به انتهای باغ مجسمه موزه معاصر منتقل کرده اند تا چشم انس و جن بر آن نیافتد تا به بهترین شکل ممکن امربه منکر و نهی از معروف کرده باشند آنهم با یک مجسمه.
خوب به این مجسمه نگاه کنید به نظر شما جز ذهنهای بيمار، چه کسی ممکن است با دیدن این مجسمه تحریک شود؟

جهت تكميل مطلب فوق بد نيست به شعر زير كه سروده مرحوم ايرج ميرزا (درعصر مشروطيت) است نيز توجه نماييد:

در سر در ِ کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشیدند

ارباب عمائم این خبر را
از مُخبِر صادقی شنیدند

گفتند که: ”واشریعتا, خلق
روی زن بی حجاب دیدند“.

آسیمه سر از درون مسجد
تا سر در ِ آن سرا دویدند

ایمان و امان به سرعت برق
می رفت, که مؤمنان رسیدند

این آب آورد, آن یکی خاک
یک پیچه ز گِل بر او بریدند

ناموس به باد رفته یی را
با یک دو سه مشت گِل خریدند

چون شرع نَبی از این خطر جَست
رفتند و به خانه آرمیدند

غفلت شده بود و خلق وحشی
چون شیر درنده می جهیدند

بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند

لبهای قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند

بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند

درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنّمیدند

می گشت قیامت آشکارا
یکباره به صور می دمیدند

طیر از وَکرات و وحش از حَجر
انجم ز سپهر می رمیدند

این است که پیش خالق و خلق
طلّاب علوم روسفيدند





behnam5555 09-10-2011 01:42 PM


دو دوست ...
دو دوست با پای پیاده از جاده ای در بیابان عبور میکردند.
بین راه سرموضوعی اختلاف پیدا کردند و به مشاجره پرداختند.
یکی از آنها از سر خشم؛ بر چهره دیگری سیلی زد.
دوستی که سیلی خورده بود؛ سخت آزرده شد ولی بدون آنکه چیزی بگوید، روی شنهای بیابان نوشت:
امروز... بهترین دوست من بر چهره ام سیلی زد.
آن دو کنار یکدیگر به راه خود ادامه دادند تا به یک آبادی رسیدند.
تصمیم گرفتند قدری آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.
ناگهان شخصی که سیلی خورده بود؛ لغزید و در آب افتاد تا جایی که نزدیک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت
و او را نجات داد.
بعد از آنکه از غرق شدن نجات یافت؛ بر روی صخره ای سنگی این جمله را حک کرد:
امروز بهترین دوستم جان مرا نجات داد.
دوستش با تعجب پرسید:
بعد از آنکه من با سیلی ترا آزردم؛ تو آن جمله راروی شنهای بیابان نوشتی ولی حالا این جمله را روی تخته سنگ حک میکنی؟!
دیگری لبخند زد و گفت:
وقتی کسی ما را آزار میدهد؛ باید روی شنهای صحرا بنویسیم تا بادهای بخشش؛ آن را پاک کنند
ولی وقتی کسی محبتی در حق مامی کند ، باید آن را روی سنگ حک کنیم تا هیچ بادی نتوانَد آن را از یادها ببرد ...!


behnam5555 09-10-2011 01:44 PM


« عادت نمی‌کنم به بی‌وطنی »

برگرفته از
رادیو کوچه

سحرگاهی، ز بازی‌گاه طفلان،
کودکم با چشم تر برگشت،
و با بغضی که بودش در گلو پرسید:
بگو بابا، مهاجر چیست؟
دشنام است، یا نام است؟
از آن پرسش، دلم لبریز یک فریاد خونین شد،
و مروارید اشکی،
از کنار چشم من، بی‌پرده پایین شد
ولی آهسته چشمم را به پشت دست مالیدم،
و در ذهنم برای آن‌چنان پرسش
جواب نغز پالیدم.
بدو گفتم:«ببین فرزند دل‌بندم،
تو می‌دانی که میهن چیست؟
بگفت: «آری،
تو خود روزی به من گفتی،
که میهن، خانه‌ی اجداد را گویند
زدم بوسی به رخسارش،
و غم‌گینانه افزودم:«اگر در یک شب تاریک،
مشتی دزد و رهزن،
خانه‌ی بابات را سوزند
و هر سو آتش افروزند،
و تو از وحشت دزدان، برون آیی،
و شب‌ها را به روی سنگ‌فرش مردم دیگر بیاسایی،
مهاجر می‌شوی فرزند
مسافر می‌شوی دل‌بند
سرشک تازه‌ای چشمان فرزند مرا تر کرد
و
اندوهی روان‌اش را مکدر کرد،
و آن‌گه گفت‌:
«دانستم
مهاجر آدم بی‌خانه را گویند
ومن مصراع شعر ساده‌اش را ساختم تک بیت
و در زیر لب افزودم:
«نکو گفتی عزیز من،
مهاجر آدم بی‌خانه را گویند
مهاجر قمری بی‌لانه را گویند»
«رازق فانی»


behnam5555 09-10-2011 02:11 PM


http://www.parand.se/taraneh/radio_03_03.gif


کوچه
بی تو، مهتاب‌شبی، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،
شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق دیوانه كه بودم.

در نهانخانۀ جانم، گل یاد تو، درخشید
باغ صد خاطره خندید،
عطر صد خاطره پیچید:

یادم آمد كه شبی باهم از آن كوچه گذشتیم
پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم
ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.
من همه، محو تماشای نگاهت.

آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشۀ ماه فروریخته در آب
شاخه‌ها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
یادم آید، تو به من گفتی:
ـ از این عشق حذر كن!
لحظه‌ای چند بر این آب نظر كن،
آب، آیینۀ عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهی نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كنی، چندی از این شهر سفر كن!
با تو گفتم:‌ حذر از عشق!؟ - ندانم
سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمنای تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم . . .

باز گفتم كه : تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم!
اشكی از شاخه فرو ریخت
مرغ شب، نالۀ تلخی زد و بگریخت . . .
اشک در چشم تو لرزید،
ماه بر عشق تو خندید!
یادم آید كه: دگر از تو جوابی نشنیدم
پای در دامن اندوه كشیدم.
نگسستم، نرمیدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه کُنی دیگر از آن كوچه گذر هم . . .

بی تو، اما، به چه حالی من از آن كوچه گذشتم!

فریدون مشیری
از مجموعۀ ابر و کوچه


behnam5555 09-10-2011 02:16 PM



بانوان به نام کشورهای مختلف


خیرالنساء گل" - رئیس جمهور ترکیه

http://asriran.com/files/fa/news/138...132240_568.jpg

"اسماء الاسد" - رئیس جمهور سوریه

http://asriran.com/files/fa/news/138...132241_726.jpg








"کارلا برونی" - رئیس جمهور فرانسه

http://asriran.com/files/fa/news/138...132242_595.jpg

"سویتلانا مدودوا" - رئیس جمهور روسیه

http://asriran.com/files/fa/news/138...132243_684.jpg

"شانتال بیاه" - رئیس جمهور کامرون

http://asriran.com/files/fa/news/138...132244_893.jpg

ملکه رانیا - پادشاه اردن

http://asriran.com/files/fa/news/138...132245_460.jpg

"سارا براون" - نخست وزیر بریتانیا

http://asriran.com/files/fa/news/138...132246_811.jpg

"اولین ایلوس" - رئیس جمهور استونی

http://asriran.com/files/fa/news/138...132247_354.jpg

"لتیزیا اورتیس روکاسولانو" - ولیعهد اسپانیا

http://asriran.com/files/fa/news/138...132248_949.jpg

"مهربان علییوا" - رئیس جمهور آذربایجان

http://asriran.com/files/fa/news/138...132249_271.jpg


"موزه ناصرالمسند" - دوم امیر قطر

http://asriran.com/files/fa/news/138...132250_131.jpg

"میشل اوباما" - رئیس جمهور آمریکا

http://asriran.com/files/fa/news/138...132251_773.jpg

"لورین هارپر" - نخست وزیر کانادا

http://asriran.com/files/fa/news/138...132252_843.jpg




behnam5555 09-10-2011 02:52 PM


ایدها و نبایدهای سه گانه در زندگی‏


سه چیز در زندگی پایدار نیست
رویاها
موفقیت ها
شانس

سه چیز در زندگی قابل برگشت نیست
زمان
گفتار
موقعیت
سه چیز در زندگی انسان را خراب می کند
الکل
غرور
عصبانیت

سه چیز انسانها را می سازد
کار سخت
صمیمیت
تعهد

سه چیز در زندگی بسیار ارزشمند است
عشق
اعتماد به نفس
دوستان
سه چیز در زندگی که هرگز نباید از بین برود
آرامش
امید
صداقت

به سه چیز هرگز تکیه نکن
غرور
دروغ
عشق
انسان با غرور می تازد
با دروغ می بازد
و با عشق می میرد
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است
تجربه از دیروز
استفاده از امروز
امید به فردا
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است
حسرت دیروز
اتلاف امروز
ترس از فردا



behnam5555 09-10-2011 03:04 PM



علت عصبانیت در مردان کشف شد

به گفته محققان کمبود یک ماده شیمیایی به نام “گابا” در مغز مردان، سبب عصبانیت و تندخویی می‌شود.


http://upload.10ham4ham.com/?di=JC19

علت عصبانیت در مردان کشف شد

محققان دانشگاه کاردیف انگلستان اعلام کردند کمبود یک نوع ماده شیمیایی در مغز مردان، سبب تندمزاجی و تندخویی می‌شود.
مغز مردانی که زود عصبی می‌شوند فاقد یک ماده شیمیایی به نام GABA است که بین سلول‌های مغز نقش پیام رسانی دارد و رفتار فرد را کنترل می‌کند. در واقع گابا (گاما امینو اسید باتیریک) اصلی‌ترین فرستنده عصبی برای فرو نشاندن سیگنال‌های عصبی است که از رسیدن پیام‌های مربوط به اضطراب به مغز جلوگیری می‌کنند.
محققان با بررسی نحوه تصمیم‌گیری گروهی از دانش‌آموزان و اندازه گیری همزمان فعالیت مغزی آن‌ها دریافتند افرادی که فعالیت مغز در آن‌ها کاهش داشته، بیشتر در معرض تصمیم‌گیری‌های بدون فکر و عجولانه هستند.
به عقیده محققان، در مغز سالم، تنظیم مواد شیمیایی و تحرکات عصبی و برقراری آرامش به عهده ماده شیمیایی گابا است. اگر سطح گابا از میزان مورد نیاز خیلی کمتر باشد باعث بروز اضطراب، بی‌خوابی و عصبانیت می‌شود.
می‌توان برای تامین این ماده شیمیایی، در رژیم غذایی ماهی، سبوس گندم و یا ویتامین B6 قرار داد.



behnam5555 09-10-2011 03:07 PM

تاریخچه اولین چادر در ایران

http://fun.alborzdownload.com/files/2011/09/210.jpg

در مورد خاستگاه چادر حرف و حدیث های بسیاری است. برخی با مدارکی ریشه آن را در ایران باستان می دانند و در مقابل عده ای با مدارکی از زنان آن دوران بدون این پوشش ارائه می دهند. اما نکته قابل توجه این است که حق به طور دقیق با هیچکدام از این آرا نیست. با تأملی دقیق تردر یافته ها نشان می دهد که زنان درباری از چادر به عنوان وجه تمایز از زنان متعلق به اقشار پائین تر استفاده می کردند.
دراین زمینه می توان به یک اثر از ابنیه ی ارگیلی در شمال غربی آناتولی که زنان را سوار بر اسب به تصویر کشیده اند و هم اکنون در موزه ی استانبول می باشد، توجه کرد که برای اولین بار پوششی مانند چادر را به صورت ابتدایی آن مطرح میکند. البته این پوشش چادر مانند در فرش های پا زیر یک به صورت پارچه ای با حاشیه دوزی بسیار زیبا آویزان از پشت تاج خانم های هخامنشی دیده می شود.
به گزارش «چهل گیس»، در نگاره ای که از سنگ آهک است و در مصر به دست آمده (موزه ی بروکلین) زنی را با تن پوش هخامنشی ملاحظه می کنیم که با گردن بندی از مروارید در گردن و گوشواره هایی بر گوش زینت یافته و آرایش موها نیز شبیه سنگ لاجورد تخت جمشید است .<<چین های افقی لباس و پارچه ای که به خورد چین ها داده شده و تشکیل قوس های مکرر را داده است، به وضوح همانی است که در لباس هخامنشی و در نگاره های تخت جمشید می بینیم. این لباس برش زیبایی دارد و در قسمت پشت تا زمین آویخته است. آستین برش گشاد و آویخته دارد.دستهای نگاره در جلو به هم گره خورده و گردنبندی چند ردیفه از مروارید مانند گردنبندی که از خزانه ی پاسارگاد به دست آمده بر گردن دارد حلقه های بزرگی زینت بخش گوش ها شده و موها را نواری با نقش نیلوفر نگه داشته است این نوار همان است که اسلحه دارهای شاه در نگاره ی بیستون بر سر دارند.
در مهر بسیار ظریف و زیبایی که در موزه ی لوور پاریس موجود است ملکه ای با لباس و تاج و چادر زنان هخامنشی بر مسند شاهانه ای تکیه زده و پاهایش بر روی چهار پایه ای کرسی مانند قرار دارد. در مقابل او ندیمه ای بدون کلاه با موهای بافته ایستاده پرنده ای را به حضور می آورد و زنی دیگر با تاج و آرایش موی بسیار زیبا که نواری چادر مانند از پشت سر از زیرتاج رها شده ،دیده می شود این زن کیفی در دست دارد که مانند کیف های آشوری است.
نویسنده کتاب تاریخ پوشاک اقوام ایرانی دربررسی پوشش زنان عادی جامعه هخامنشی بیان می کند که در آن زمان زنان مانند مردان لباس می پوشیدند به عنوان نمونه در بررسی لوحه های گلی (که در ارتباط با محا سبات دیوان تخت جمشید به دست آمده) می توان دریافت کرد که زن ومرد در کنار یکدیگر کار می کردند و از حقوقی برابر بر خوردار بودند، در مهره های به دست آمده گروهی زنان کشاورز و خیاط را مشاهده می کنیم. تن پوش زنان پارسی در این آثار همانند تن پوش مردان است، گرچه نمونه ی بارزی از آن در فرش های پا زیر یک دیده میشود، اما نقل داستان هایی از مورخان نیز این مسئله را تایید می کند که زنان تن پوشی همانند مردان داشته اند.

داستان اسارت زنی به نام “پانته آ” که زنفون چگونگی آن را در کتاب خود ذکر کرده است.البته نمونه های پراکنده ای از تن پوش زنان عادی در آثار باقی مانده از دوره ی هخامنشیان وجود دارد که مبین آن است که لباس دوخته شده با آستین های تنگ آنان بی شباهت به لباس زنان ایلامی نیست


behnam5555 09-10-2011 03:12 PM


مردی در چاه


روزی مردی داخل چاهی افتاد و بسیار دردش آمد
یک روحانی او را دید و گفت :حتما گناهی انجام داده ای
یک دانشمند عمق چاه و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت
یک روزنامه نگار در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد
یک یوگیست به او گفت : این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند
یک پزشک برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت
یک پرستار کنار چاه ایستاد و با او گریه کرد
یک روانشناس او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند
یک تقویت کننده فکر او را نصیحت کرد که : خواستن توانستن است
یک فرد خوشبین به او گفت : ممکن بود یکی از پاهات رو بشکنی
سپس فرد بیسوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاه بیرون آورد





behnam5555 09-10-2011 03:38 PM

سیر تكاملی لباس مردان ایرانی از دهه ی 10 تا 90
[IMG]http://*****************/7/1263954224.jpg[/IMG]


[IMG]http://*****************/7/1263959496.jpg[/IMG]

[IMG]http://*****************/7/1263959348.jpg[/IMG]

[IMG]http://*****************/7/1263947992.jpg[/IMG]

[IMG]http://*****************/7/1263919336.jpg[/IMG]


http://www.pfsoft.mihanblog.com



behnam5555 09-10-2011 03:43 PM


داستان کوتاه کوروش کبیر و پانته آ

http://10ham4ham.com/uploads/tablo-1...m4ham.com.jpeg

تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن ۱۸

بدون شک تابلویی که در این سایت می بینید روایت کننده ی یکی از جذاب ترین و دراماتیک ترین داستان های تاریخ ایران می باشد. این تابلو اثر وینسنت لوپز هنرمند اسپانیایی قرن ۱۸ می باشد. دهخدا بر اساس روایت گزنفون نقل می کند که داستان از این قرار بوده است که مادی ها پس از برگشت از جنگ شوش غنایمی برای خود آورده بودند که بعضی از آنها را برای پیشکش به نزد کوروش آوردند. از آن جمله زنی بود بسیار زیبا که گفته می شد زیباترین ه زنان شوش به حساب می آمد و پانته آ نامیده می شد وشوهر او به نام آبراداتاس برای ماموریتی از جانب پادشاه خود به ماموریت رفته بود.

چون وصف زیبایی زن را به کوروش گفتند و نیز از آبراداتاس نام بردند کوروش گفت صحیح نیست که این زن شوهردار برای من شود و او را به یکی از ندیمان خود سپرد تا او را نگه دارد تا هنگامی که شوهرش از ماموریت بازگشت او را به شوهرش بازسپارند.
در این هنگام اطرافیان کوروش با توصیف زیبایی های این زن به او گفتند لااقل یک بار او را ببین شاید که نظرت عوض شد!

اما کوروش گفت : نه , می ترسم او را ببینم و عاشقش بشوم و نتوانم او را به شوهرش پس بدهم …
ندیم کوروش که مردی بود به نام آراسپ و پانته آ را به او سپرده بودند عاشق این زن شد و خواست که از او کام بگیرد. به ناچار پانته آ از کوروش درخواست کمک کرد و کوروش نیز آراسپ را سرزنش کرد و زن را از دست او نجات داد و البته آراسپ مرد نجیبی بود و به شدت شرمنده شد و در ازای آن کار به دنبال آبراداتاس رفت (از طرف کوروش) تا او را به سوی ایران فرا بخواند …
سپس آبرداتاس به ایران آمده و از ما وقع اطلاع حاصل یافت. پس برای جبران جوانمردی کوروش برخود لازم دید که در لشکر او خدمت کند.
می گویند در هنگامی که آبراداتاس به سمت میدان جنگ روان بود پانته آ دستان او را گرفت و در حالی که اشک از چشمانش سرازیر بود گفت: << قسم به عشقی که من به تو دارم و عشقی که تو به من داری… کوروش به واسطه جوانمردی که حق ما کرد اکنون حق دارد که ما را حق شناس ببیند. زمانی که اسیر او و از آن او شدم او نخواست که مرا برده خود بداند ونیز نخواست که مرا با شرایط شرم آوری آزاد کند بلکه مرا برای تو که ندیده بود حفظ کرد. مثل اینکه من زن برادر او باشم … >>
خلاصه اینکه در جنگ مورد اشاره آبراداتاس کشته می شود و پانته آ به بالای جسد او می رود و به شیون وزاری می پردازد. کوروش به ندیمان پانته آ سفارش می کند که مواظب باشند کاردست خودش ندهد . شیون و زاری این زن عاشق هنوز در گوش تاریخ می پیچد و تن هر انسانی را به لرزه در می آورد که می گفت :<< افسوس ای دوست باوفا و خوبم ما را گذاشتی و در گذشتی … به درستی که همانند یک فاتح در گذشتی >>
پس از آن در پی غفلت ندیمه چاقویی که همراه داشت را در سینه خود فرومی کند و در کنار جسد شوهرش جان می سپارد .
هنگامی که خبر به کوروش می رسد ندیمه نیز از ترس خود را می کشد برای همین است که در تایلو جسد زنان دو تا است . و باقی داستان که در تابلو مشخص است . آری چنین است که بزرگمردی به نام کوروش در تاریخ جاودانه می شودو



behnam5555 09-11-2011 01:49 PM


صلاح‌الدین ایوبی
http://upload.wikimedia.org/wikipedi...aladin2l2r.jpg

صلاح‌الدین ایوبی (۵۳۲ هجری قمری - ۱۷ صفر ۵۸۹ هجری قمری) یکی از سرداران کرد و مسلمان جنگ‌های صلیبی بود. ایوبیان دودمانی کردتبار بودند که از ۱۱۷۱ تا ۱۲۶۰/۱۲۵۰م در مصر و سوریه و عراق فرمانروایی کردند. پایتخت‌های ایشان دمشق و قاهره بود.
صلاح‌الدین در سال ۱۱۳۶ میلادی در تکریت واقع در ساحل دجله و شمال سامره از پدر و مادری کرد به دنیا آمد. او خدمات خود را در دربار اتابک زنگی ازدست نشاندگان سلجوقیان در شامات شروع کرد که بعدها در مصر جانشین وی گردید. فرزند اتابک زنگی یعنی نورالدین پس از مدتی صلاح‌الدین را به همراهی عمویش شیرکوه عازم مصر گرداند تا متحد اولین فرمانروای مصر را که شاهوار نام داشت در مقام خود حفاظت نماید که به وسیله یکی از رقبای خویش در مصر طرد شده بود.
مصر در این زمان تحت فرمانروایی یکی از خلفای فاطمی به نام ابو محمود عبدالله بود شیرکوه و صلاح الدین مجبور بودند که با او حسن سلوک داشته باشند. از طرفی صلیبیون فهمیده بودند که اتحاد مصر و شامات برای آنها خطرناک خواهد بود به همین خاطر به شام حمله بردند که صلاح الدین انها را سخت به عقب راند و شکست داد. بعد از مرگ نورالدین زنگی، صلاح‌الدین حاکم آنجا شد و آغاز به بسط قدرت خود نمود. او حکومت خود را تا ایران گسترش داد و حجاز و یمن و نوبه و الجزیره را نیز به تصرف درآورد و در حرکت بعدی اورشلیم را از دست قوای صلیبی بیرون آورد. صلاح الدین شجاعانه در نبردی با ریچارد شیردل آنها را مجبور به ترک قسمت‌های زیادی از خاک فلسطین نمود.
وی بعد از سال‌ها مبارزه و مقاوت در برابر تمامی دشمنان در سال ۱۱۹۳ در دمشق درگذشت. بعد از مرگ او امپراتوری‌اش میان فرزندانش تقسیم گردید.
افضل به حکومت دمشق رسید. عزیز در قاهره و ظهیر در حلب حکومت کردند بعدها حکومت آنها به روسای محلی منتقل شد. تنها حلب تا سال ۱۳۹۰ در اختیار خاندان ایوبی قرار داشت.


http://chnphoto.ir/pattern.php?image=IMG_9309.JPG

قلعه صلاح‌الدین ایوبی در پالمیر سوریه


behnam5555 09-11-2011 01:53 PM

نقش گروه خوني در شخصيت انسانها

بسياري از دانشمندان زيست شناسي معتقدند خصلت ، منش ، رفتار، توان و كارايي، خلاقيت و خلق

و خوي هر فرد بستگي به نوع گروه خوني وي دارد . در بسياري از كشورهاي صنعتي بخصوص ژاپن

همچنين، براي پست هاي مديريتي و اجرائي ، هنگام استخدام افراد ، به نقش گروههاي خوني

توجه ويژه اي دارند.

مي خواهيد بدانيد شما داراي چه شخصيتي هستيد!!!؟

گروه خوني O :

افرادي سالم تر ، داراي هدفي مشخص و انديشمند هستند

بيش از ديگران حسود و مقام طلبند .

پر حرف اند

ولي سياستمداران ، وزيران و ورزشكاران خوبي هستند.

گروه خوني A :

افراد آرام ، منظم ، مطيع قانون و قاعده و بدون اعمال خشونت هستند

انعطاف ناپذير ، تودار ، خودخواه و مشكل پسندند.

اين افراد براي كارهاي حسابداري ، هرگونه امور اقتصادي ، مالي ، كامپيوتر و مهندسي شايستگي

دارند.

گروه خوني B :

مردماني رك و سريع الهجه ، حساس و در عين حال داراي پشتكار هستند.

ناشكيبا ، غيرقابل پيش بيني و در كارهايي كه مورد علاقه آنهاست تنبل اند

اين افراد دهانشان چفت و بست نخواهد داشت و نمي شود اسرار و كارهاي محرمانه را با آنها در ميان

گذاشت.

اين افراد شايسته روزنامه نگاري و نويسندگي ، هنر و كارهاي فكري هستند

گروه خوني AB :

افرادي منطقي ، حسابگر ، امين و رو راستند

سازمانده ، مطيع و در عين حال نيرومند هستند

اين افراد به آساني كسي را نمي بخشند، گاهي خشمگين مي شوند و اغماض را دوست ندارند

محافظه كارند و نمي شود آنها را به راحتي شناخت

اين افراد براي مديريت ، قضاوت ، نمايندگي ، كارگري و كارفرمايي هردو مناسبند.


behnam5555 09-11-2011 01:56 PM

عادت های خوابیدن با دیابت و مرگ ارتباط دارد

نتایج دو پژوهش جدید حاکی از آن است که بهره گرفتن از خواب کافی ممکن است از ابتلا به دیابت جلوگیری کرده و مرگ را به تاخیر بیاندازد.
محققان توصیه می کنند افراد باید به طور منظم از 7 تا 8 ساعت خواب شبانه برخوردار شوند. در این جا نگاهی گذرا به پژوهش هایی انداخته شده است که در آخرین شماره ژورنال خواب منتشر شده اند.

خواب و میزان مرگ و میر
نتایج این پژوهش حاکی از آن بود که میزان مرگ و میر در افرادی که بسیار زیاد یا بسیار کم می خوابیدند افزایش می یافت. این پژوهش در برگیرنده 10300 نفر از کارمندان بریتانیایی بود که به مدت 12 تا 17 سال مورد پیگیری و ارزیابی قرار گرفتند. کارمندان در آغاز و میانه آزمایش مورد بررسی قرار گرفته و پرسش نامه عمومی در مورد سلامت خویش را که شامل تعدادساعت های معمول خواب شبانه نیز بود تکمیل کردند. در طول این پژوهش میزان مرگ و میر برای گروه های زیر بیشتر بود:

· افرادی که به طور مداوم کمتر از5 ساعت از خواب شبانه بهره می بردند.

· افرادی که به طور پیوسته بیشتر از 9 ساعت در شب می خوابیدند.

· افرادی که در ابتدا از 6 تا 8 ساعت خواب بهره برده و سپس تعداد ساعت های خواب شبانه خود را کاهش دادند.

· افرادی که در ابتدا 7 تا 8 ساعت می خوابیدند ولی پس از آن ساعات بیشتری را به خواب شبانه اختصاص دادند.

عواملی هم چون سن، سیگار کشیدن و BMI ( ایندکس توده بدنی که با قد و وزن افراد مرتبط است) تاثیری بر روی نتایج آزمایش نداشت. محققان بیان می کنند:« یافته های ما حاکی از آن است که به منظور جلوگیری از مرگ و میر زودرس بهره گیری از 7 یا 8 ساعت خواب شبانه بهترین حالت ممکن برای سلامت فرد است.»

خواب و دیابت
پژوهش دوم نشان می دهد زیاد خوابیدن یا کم خوابیدن احتمالاً باعث ایجاد دیابت می شود. داده های این آزمایش در نتیجه بررسی تقریباً 9000 فرد بزرگسال در ایالات متحده آمریکا به دست آمده است. در آغاز این پژوهش هیچ یک از شرکت کنندگان به بیماری دیابت مبتلا نبودند ولی با گذشت 10 سال، 430 نفر آن ها به بیماری دیابت مبتلا شدند.

ابتلا به دیابت در میان افرادی گزارش شد که در شب کمتر از 5 ساعت یا بیشتر از 9 ساعت می خوابیدند. خوابیدن بیشتر از 9 ساعت یا کمتر از 5 ساعت نسبت به 7 ساعت خواب شبانه، میزان ابتلا به دیابت را تا حدود 50 درصد افزایش می داد.

این الگوها از سایر عوامل خطرساز ابتلا به دیابت تاثیر نمی پذیرفتند. کم خوابیدن ممکن است مانع از عملکرد بدن در اداره گلوکز شود و زیاد خوابیدن نیز ممکن است یکی از نشانه های دیگر مشکلات سلامتی باشد.

بر اساس نظر محققان هر دوی این پژوهش ها بر مبنای مشاهده فرد آزمایش شونده قرار داشته و به اثبات دلایل و تاثیرات ایجاد شده نمی پردازند. محققان می گویند آن ها فاکتورهای زیادی را مورد ارزیابی قرار دادند اما همیشه این احتمال وجود دارد که یک سری فاکتورهای تاثیرگذار نادیده گرفته شوند.


behnam5555 09-11-2011 01:58 PM


داستان “دانه ای که سپیدار بود

دانه کوچک بود و کسی او را نمی دید.

سال های سال گذشته بود و او هنوز همان دانه ی کوچک بود.

دانه دلش می خواست به چشم بیاید اما نمی دانست چگونه. گاهی سوار باد می شد و از جلوی چشم ها می گذشت. گاهی خودش را روی زمینه ی روشن برگ ها می انداخت و گاهی فریاد می زد و می گفت: من هستم، من این جا هستم. تماشایم کنید. اما هیچ کس جز پرنده هایی که قصد خوردنش را داشتند یا حشره هایی که به چشم آذوقه ی زمستان به او نگاه می کردند، کسی به او توجه نمی کرد.

دانه خسته بود از این زندگی ، از این همه گم بودن و کوچکی خسته بود . یک روز رو به خدا کرد و گفت: نه، این رسمش نیست. من به چشم هیچکس نمی آیم. کاشکی کمی بزرگتر، کمی بزرگتر مرا می آفریدی.

خدا گفت: اما عزیز کوچکم! تو بزرگی، بزرگتر از آن چه فکر می کنی. حیف که هیچ وقت به خودت فرصت بزرگ شدن ندادی. رشد ماجرایی است که تو از خودت دریغ کرده ای. راستی یادت باشد تا وقتی که می خواهی به چشم بیایی، دیده نمی شوی. خودت را از چشم ها پنهان کن تا دیده شوی.

دانه ی کوچک معنی حرف های خدا را خوب نفهمید اما رفت زیر خاک و خودش را پنهان کرد. رفت تا به حرف های خدا بیشتر فکر کند. سالهای بعد دانه ی کوچک، سپیداری بلند و باشکوه بود که هیچکس نمی توانست ندیده اش بگیرد؛ سپیداری که به چشم همه می آمد.


behnam5555 09-11-2011 02:00 PM


جملات زیبا...

معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >>>>>> انتونی رابینز

اجازه نده ترس تو را فلج سازد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر

افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند>>>>>>>>>> مارک فیشر

منشا همه بیماریها در فکر است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی

رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است>>>>>>> انتونی رابینز

چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد>>>>>>> ژوزف مورفی

افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد>>>>>>> مارک فیشر

افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر

اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابیتز

هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند.>>>>>> مارک فیشر

وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. >>>>> انتونی رابینز

ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم.>>>>>>> ژوزف مورفی

هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کنید.>>>>>>>>>> ژوزف مورفی

قانون زندگی , قانون باور است.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی

اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد>>>>>>>>>>> انتونی رابینز

با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید.>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز

برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.> مارک فیشر

اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید.>>>>>>>>>>>> مارک فیشر

نبوغ در سادگی نهفته است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مونزارت

این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز

در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است>>>>>>>>> انتونی رابینز

تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند.> مارک فیشر

باور به طور خود بخود به اجرا در میاید>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی

نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود.>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز

به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید>>>> ژوزف مورفی

ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند.>>>>>>>>> مارک فیشر

زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم>>>>>>>>>> مارک فیشر

نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند >>> انتونی رابینز

آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود>>>>>>>>> هراکلیتوس

اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی

زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.>>>>> مارک فیشر

تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.>> مارک فیشر

ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.>>>>> ژوزف مورفی



behnam5555 09-11-2011 02:02 PM


نـــــوروز

(از زبان دكتر پرويز ناتل خانلری)

نوروز، اگرچه روز نو سال است، روز کهنه قرن­هاست. پیری فرتوت است که سالی
یکبار جامه­ی جوانی می­پوشاند، تا بشکرانه­ی آنکه روزگاری چنین دراز بسر برده
و با این همه دمسردی ِزمانه تاب آورده است، چند روزی شادی کند. از این­جاست
که شکوه پیران و نشاطِ جوانان در اوست. پیر نوروز یادها در سر دارد. از آن
کرانه زمان می آید، از آن جا که نشانش پیدا نیست. دراین راه دراز رنج ها دیده
و تلخی ها چشیده است، اما هنوز شاد و امیدوار است. جامه های رنگارنگ پوشیده
است، اما از آن همه یک رنگ بیشتر آشکار نیست، و آن رنگِ ایران است.
درباره ی خُلق و خوی ایرانی بسیار سخن گفته اند. هر ملتی عیب هایی دارد. در
حق ایرانیان می گویند که قومی خو پذیرند و هر روز به مقتضای زمانه به رنگی در
می آیند. با زمانه نمی ستیزند، بلکه می سازند. رسم و آیین ِهر بیگانه ای را
می پذیرند و شیوه ی دیرین ِخود را زود فراموش می کنند. بعضی از نویسندگان این
صفت را هنری دانسته و راز بقای ایران را در آن جسته اند. من نمی دانم که این
صفت عیب است یا هنر است، اما در قبول ِ این نسبت تردید و تأملی دارم.
از روزی که پدران ِما به این سرزمین آمده اند و نام خانواده و نژاد خود را به
آن داده اند، گویی سرنوشتی تلخ و دشوار برای ایشان مقرر شده بود. تقدیر چنان
بود که این قوم نگهبان ِفروغ ِایزدی یعنی دانش و فرهنگ باشند. میان ِ جهان ِ
روشنی که فرهنگ و تمدن در آن پرورش می یافت و عالم تیرگی، که در آن کین و
ستیز می رویید، سدی شود و نیروی ِیزدان را از گزندِ اهریمن نگهدارد. پدران
ِما، از همان آغاز کار، وظیفه ی سترگِ خود را دریافتند.
زرتشت از میان ِگروه برخاست و ماموریتِ قوم ایرانی را درست و روشن معین کرد.
فرمود که باید بیاری یزدان با اهریمن بجنگد تا آنگاه که آن دشمن بد کنش از پا
درآید. ایرانی بار گران ِاین امانت را بدوش کشید. پیکاری بزرگ بود. فرِ کیان،
فرِ مزداآفرید، آن فر نیرومندِ ناگرفتنی را به او سپرده بودند. فری که اهریمن
می کوشید تا بر آن دست یابد. گاهی فرستاده ی اهریمن دلیری می کرد و پیش می
تاخت تا فر را برباید. اما خود را با پهلوان روبرو می یافت و غریو دلیرانه ی
او به گوشش می رسید. اهریمن گامی واپس می نهاد. پهلوان دلیر و سهمگین بود.
گاهی پیش می خرامید و می اندیشید که دیگر فر از آن ِاوست. آنگاه اهریمن
شبیخون می آورد و نعره ی او در دشت می پیچید. پهلوان درنگ می کرد و اهریمن
سهمگین بود.
در این پیکار روزگارها گذشت و داستان ِ این زد و خورد افسانه شد و بر زبان ها
روان گشت. اما هنوز نبرد دوام داشت. پهلوان سالخورده شد، فرتوت شد، نیروی تنش
سستی گرفت، اما دل و جانش جوان ماند. هنوز اهریمن از نهیب ِ او بیمناک است،
هنوز پهلوان دلیر و سهمگین است. این همان پهلوان است، که هر سال جامه ی رنگ
رنگِ نوروز می پوشد و به یادِ روزگار جوانی، شادی می کند.
اگر بر ما ایرانیان ِاین روزگار عیبی باید گرفت این است که تاریخ ِخود را
درست نمی شناسیم. درباره ی آن چه بر ماگذشته است، هر چه را که دیگران را گفته
اند و می گویند، طوطی وار تکرار می کنیم . کمتر ملتی را در جهان می توان
یافت، که عمری چنین دراز را بسر آورده و با حوادثی چنین بزرگ روبرو شده و
تغییراتی چنین عظیم در زندگی اش روی داده باشد و پیوسته، در همه حال، خود را
به یاد داشته باشد، و دمی از گذشته و حال و آینده ی خویش غافل نشود.

این جشن ِنوروز، که دو سه هزار سال است با همه ی آداب و رسوم در این سرزمین
باقی و برقرار است، مگر نشانی از ثبات و پایداری ِایرانیان در نگهداشتن آیین
ِملی خود نیست ؟
نوروز یکی از نشانه های ملیتِ ماست. نوروز یکی از روزهای تجلی ِ روح ِ ایرانی
است.
نوروز برهان ِ این دعوی است که ایران با همه ی سالخوردگی هنوز جوان و نیرومند
است.
در این روز باید دعا کنیم. همان دعا که سه هزار سال پیش از این زرتشت کرد:

« منش ِ بد شکست بیابد.
منش ِ نیکو پیروز شود.
دروغ شکست بیابد.
راستی بر آن پیروز شود.
اهریمن ِ بد کنش ناتوان شود و رو به گریز نهد.
و نوروز بر همه ایرانیان فرخنده و خرم باشد.»


behnam5555 09-11-2011 02:05 PM



خواص میوه ها با توجه به رنگشان

اولین چیزی که در هنگام انتخاب یک میوه برای خوردن شما را جذب کرده رنگ و جلوه خاص آن میوه است، آیا می دانید میوه های مختلف با رنگ های متفاوت چه خواصی دارند؟

در اولین قدم این رنگ اشیا است که شما را به طرف آن شیء جذب و یا از آن دور میکند. در واقع احساس آرامش، لذت ناراحتی، تنش، صلح و دوستی و ... همه و همه در پرتو رنگهاست. رنگها تمامی محیط ما و حتی خود ما را نیز تسخیر کرده اند و در تمام جسم جان و روح ما تاثیر گذارند. مثلا در مورد رنگ سیب سرخ و زیبا علاوه بر لذتی که از رنگ آن در هنگام خوردن میبریم و در ما احساس شادابی و نشاط ایجاد میکند، در خواصش نیز تاثیر فراوانی دارد. تمامی سبزیجات و میوه هایی که روزانه مصرف میکنید با توجه به نوع رنگشان منافع خاصی برای شما دارند. شاید تعجب کنید، اما فراموش نکنید که رنگها بر همه وجود ما و در تمامی جوانب نفوذ دارند و این هم یک روش نفوذی آنهاست.


رنگ سبز
رنگی است آرامش بخش و با دیدن این رنگ شما احساس آرامش میکنید و از وجودش لذت میبرید و جالب اینجاست که همین رنگ زیبا و آرامش بخش علاوه بر این که شما را در ظاهر جذب میکند و شما از آن لذت میبرید خواص درمانی بسیاری نیز دارد و برای جسمتان مفید است. در واقع هر چیز سبزی که شما میبینید این خاصیت را داراست و این در مورد میوه ها و سبزیجات سبز رنگ نیز صادق است. این رنگ برای افراد عصبی و نا آرام بسیار مفید است. رنگ سبز خاصیت ضد عفونی کننده دارد و مناسب برای بیماریهای قلبی عروقی و بیماریهای روده ای (یبوست)، معده (سوءهاضمه،زخم معده و...)، کلیه (سنگ کلیه و ناراحتیهای مجاری ادراری)، ریه (مشکلات تنفسی، آسم و ...) و رحم میباشد.
این رنگ برای درمان زخمهای عمیق سوختگیهای شدید نیز موثر است. این خواص در میوه ها و سبزیجاتی که سبز رنگ هستند به وفور یافت میشود. تحقیقات نشان داده میوه ها و سبزیجات سبز رنگ خاصیت ضدعفونی کنندگی دارند و در هضم غذا و جذب آن موثرند.
میوه ها و سبزیجات سبز رنگ برای افرادی که از بیماریهای عصبی رنج میبرند توصیه شده است. سبزیجات سبز رنگ همچنین در درمان زخمهای عمیق و سوختگی ها و بیماری های ریوی و کلیوی بسیار موثر است و در بهبود بیماریهای قلبی مصرف فراوان دارد. مثلا جعفری دارای خواص ضد عفونی کننده خون و دستگاه گوارش میباشد. جعفری موجب تحریک عضلات روده و رحم میشود و مناسب برای معده و هضم غذاست. برگ این گیاه مناسب برای زخمهای عمیق است و جوشانده آن مناسب برای بیماریهای کلیوی و مجاری ادرار است.

انگور سبز
این میوه مناسب برای بیماریهای اعصاب است.مواد غذایی موجود در انگور به هضم غذا و جذب آن در معده کمک فراوانی میکند و در درمان بیماریهای سوءهاضمه، سل ریوی، مشکلات کلیوی (سنگ کلیه) و یبوست کمک فراوانی میکند. همچنین باعث دفع سموم و مواد زائد از بدن میشود. آب انگور مغذی عضله قلب است. انگور اختلالات قلبی حاصله از ازدیاد فشارخون را از بین میبرد و دارای اثر تقویت کننده قلب است.
انگور موجب ازدیاد ترشح صفرا میشود و عمل هضم را تحریک و تسریع میبخشد و تخمیرهای رودهای را کاهش میدهد.

کاهو
کاهو در درمان تپش قلب و سرفه و مشکلات ریوی موثر است. همچنین آرام کننده اعصاب است. کاهو برای دفع مواد زاید در روده ها و جلوگیری از یبوست مناسب است. از جوشانده کاهو میتوان برای درمان سوختگیها و زخمها استفاده کرد.

لوبیا سبز
از لوبیا سبز برای درمان کسالتهای شدید کلیوی استفاده میشود. این سبزی همچنین در درمان بیماریهای قلبی نیز موثر است. وجود فسفر در لوبیا برای اعصاب مفید است. خرده شده و یا پوره شده دانه لوبیا به عنوان ضماد برای مواضع سوختگی و سایر التهابات پوستی و زخمها موثر است.

ترخون
ترخون به دلیل داشتن اسانسهای معطر در خود مجاری دستگاه گوارشی را ضدعفونی میکند و محرک مناسبی برای معده به شمار میرود.این سبزی برای بیماریهای رحم و تسهیل جریان خون قاعدگی بسیار موثر است.


رنگ قرمز
رنگی است محرک و اشتهاآور. رنگی پر انرژی که همین خصوصیات در مواد غذایی قرمز رنگ هم دیده میشود. معمولا ما برای خوردن خوراکیهایی با رنگ قرمز بسیار راغب هستیم.
این رنگ و در واقع میوه ها و سبزیجات قرمز رنگ علاوه بر این که افزایش دهنده اشتها هستند، برای افراد کم خون و افرادی که کمبود آهن دارند بسیار مناسب است. همچنین در درمان عفونتها و سوختگیهای شدید بسیار موثر است و معمولا این گونه میوه ها و سبزیجات در درمان بیماریهای ریوی، مشکلات روده (یبوست) و رحم به کار برده میشود. مواد غذایی قرمز رنگ بسیار پر انرژی بوده و در تقویت قلب و افزایش فشار خون و غلظت خون بسیار مفید و تقویتکننده روده و کبد است.

گیلاس
تقویت کننده و انرژی زا. تنظیم کننده کبد و مناسب برای رفع یبوست و اشتها آور، دفع کننده مواد زائد و سموم از بدن.

توت فرنگی
در درمان سل ریوی بسیار سودمند است و همچنین در درمان عفونتهای روده.

انار
جلوگیری از تنگی نفس. مناسب برای روده و تصفیه کننده خون.

انگور فرنگی
موثر در درمان تبهای عفونی، محرک اشتها و رفع یبوست.

شاتوت
تصفیه کننده خون، مناسب برای بیماریهای کم خونی و مشکلات ریوی.

فلفل قرمز
تحریک قوای هاضمه، مناسب برای خونریزیهای رحم، رفع فلج، رفع یبوست و بیماریهای روده.


رنگ نارنجی
رنگی جذاب و سر زنده و شاداب، که در نهایت جذابیت و جلب توجه احساس زدگی ایجاد نمیکند. سبزیجات و میوه های نارنجی رنگ و کلا هر شی نارنجی رنگ در افزایش شیر مادران بسیار موثر است. مواد غذایی نارنجی رنگ بسیار انرژی زا است و محرک مناسبی برای اعصاب و سودمند برای مشکلات تنفسی و ضد سرفه، ضد آسم و سل ریوی هستند و در درمان سنگ کلیه و کیسه صفرا و بیماریهای معده و روده موثر هستند.

هویج
افزایش شیر مادر، مناسب برای درمان اختلالات شدید روده ای، بهبود دهنده زخمهای دستگاه گوارش، رفع کننده یبوست، ضدعفونی کننده روده، تقویت کننده اعصاب و انرژی زا و موثر در بهبود عفونتهای ریوی.

پرتقال و نارنگی
تقویت کننده دستگاه عصبی، عضلات و غدد، مناسب برای رفع اختلالات دستگاه گوارش، کبد و روده ها.

زالزالک
مناسب برای درمان بیماریهای روده و رفع کم خونی.


رنگ زرد
رنگی شادی آفرین، درخشان، زنده و محرک. سبزیجات و میوه های زردرنگ معمولا اشتها آور و در عین حال مناسب برای هضم غذا میباشند. میوه جات و سبزیهای زردرنگ تصفیه کننده کبد و روده ها و کلیه هاست. این مواد غذایی در درمان بیماریهای معده (ورم معده) کیسه صفرا یبوست و فشار خون و همین طور مشکلات ریوی مناسب هستند و در تقویت غدد لنفاوی قلب موثرند و بسیار انرژی زا میباشند و محرک اعصاب.

زردآلو
سرشار از انرژی، موثر در درمان یبوست، کاهش دهنده افسردگی و تقویت کننده اعصاب.

آناناس
تقویت کننده روده، نیرو بخش، مناسب برای هضم غذا و موثر در بیماریهای ریه.

به
تقویت کننده اعصاب و قلب، موثر در درمان بیماریهای ریوی و سل. همچنین در درمان ورم معده و روده از این میوه استفاده میشود.

گلابی
از بین برنده ضعف و بیحالی، تقویت کننده اعصاب، رفع تنبلی روده ها، رفع یبوست و بیماریهای رودهای و معده، موثر در درمان سل ریوی، از بین برنده سنگ کلیه.

آلو
انرژی زا و از بین برنده کمخونی و ضعف و سستی، برطرف کننده یبوست، محرک اعصاب، مناسب برای کلیه ها.

سیب زرد
انرژی ساز، ضد عفونی کننده قوی روده و مناسب برای تقویت روده ها و معده، محرک کلیه ها و مناسب برای سنگ کلیه و مجاری ادرار، تقویت کننده اعصاب، رفع کننده یبوست و اسهال، مناسب برای اختلالات تنفسی.


گردآوری: گروه سلامت سیمرغ


behnam5555 09-11-2011 02:09 PM



درباره سوسکها چه میدانید
تحقیقات‌ نشان‌ می‌دهد فقط انسان‌ها نیستند که‌ بیدار شدن‌ و فعالیت‌ صبحگاهی‌ برایشان‌ مشکل‌ است‌ بلکه‌ سوسک‌ها هم‌ مانند انسانها با این‌ مشکل‌ مواجه‌ هستند‌

در تحقیقاتی‌ که‌ دانشمندان‌ زیست‌ شناسی‌ دانشگاه‌ وندربیلت‌ انجام‌ دادند مشخص‌ شد توان‌ یادگیری‌ سوسکها در طول‌ روز متفاوت‌ است‌‌ این‌ تحقیقات‌ نشان‌ می‌دهد که‌ سوسک‌ها در صبح‌ نمی‌توانند چیزی‌ یاد بگیرند اما در بعد از ظهر وضع فرق‌ می‌کند‌. ..
تری‌ بیگ‌ استاد زیست‌ شناسی‌ می‌گوید: این‌ اولین‌ نمونه‌ از حشرات‌ است‌ که‌ توان‌ یادگیری‌ آن‌ محدود به‌ ساعت‌ بیولوژیک‌ این‌ جانور است‌‌.
در این‌ تحقیقات‌ آمده‌ است‌‌ در حقیقت‌ سوسک‌ها می‌توانند یاد بگیرند حتی‌ با وجود اینکه‌ نمی‌توان‌ گفت‌ این‌ حشرات‌ دارای‌ میانگین‌ هوشی‌ بالایی‌ هستند اما ساعات‌ مختلف‌ جسمی ‌این‌ موجودات‌ بر توان‌ یادگیری‌ آنها تاثیر دارد‌‌.
محققان‌ در این‌ بررسی‌ که‌ دو سال‌ به‌ طول‌ انجامید و نتایج‌ آن‌ در مجله‌ انجمن‌ ملی‌ علوم‌ منتشر شد، دریافتند سوسک‌ها از بوی‌ فلفل‌ بیزارند اما بوی‌ وانیل‌ را دوست‌ دارند.
محققان‌ در این‌ بررسی‌ صدها سوسک‌ را در ساعت‌های‌ مختلف‌ روز آموزش‌ دادند و آنها را آزمایش‌ کردند تا دریابند که‌ زمان‌ چه‌ تاثیری‌ بر روی‌ یادگیری‌ آنها دارد.
‌سوسک‌هایی‌ که‌ در بعد از ظهر و در شب‌ آموزش‌ دیده‌ بودند تمایل‌ داشتند که‌ از آموخته‌ خود تا چند روز استفاده‌ کنند اما سوسک‌هایی‌ که‌ در صبح‌ آموزش‌ دیده‌ بودند نمی‌توانستند چیز جدیدی‌ یاد بگیرند و آن‌ را به‌ خاطر بسپارند‌. ..
استاد بیگ‌ که‌ این‌ تحقیقات‌ را رهبری‌ کرده‌ است‌ می‌گوید: ما از اینکه‌ سوسک‌ها در صبح‌ تا این‌ مقدار از یادگیری‌ عاجزند تعجب‌ کردیم‌ و این‌ سوال‌ برای‌ ما به‌ وجود آمد که‌ چرا این‌ جانور در این‌ ساعت‌ از روز نمی‌تواند یاد بگیرد، ما این‌ را نمی‌دانیم‌‌‌.
این‌ تحقیقات‌ می‌تواند شناخت‌ درباره‌ ارتباط بین‌ ساعت‌های‌ بیولوژیک‌ و حافظه‌ و یادگیری‌ دیگر جانواران‌ و انسان‌ را افزایش‌ دهد‌.


behnam5555 09-11-2011 02:10 PM


بهلول!!!!


هارون الرشید از بهلول پرسید که دوست ترین مردم نزد تو کیست؟
گفت: آنکس که شکم مرا سیر کند.
گفت: اگر من شکم تو را سیر کنم ، مرا دوست می داری؟
گفت: دوستی به نسیه نمی باشد.

***

بهول نزد خلیفه رفت که من پیغمبر خدایم و به من ایمان بیاور.
خلیفه گفت : معجزه تو چیست؟
گفت: هرچه خواهی؟
پادشاه قفل مشکل گشایی پیش او نهاد و گفت : اگر راست می گویی، این قفل را بی کلید بگشای!
گفت: من دعوی پیغمبری می کنم نه دعوی آهنگری!

***

وقتی بهلول خردسال بود به او گفتند می خواهی پدرت بمیرد تا میراث او ببری؟
گفت : نه والله ، می خواهم او را بکشند تا چنانکه میراث او می برم ، خون بها نیز بستانم!

***

وقتی بهلول کودک بود، مادرش بیمار گشت. روزی مادرش در آن بیماری به او گفت : ای پسر، پروای من نداری و حال آنکه دیشب ده نوبت برخاسته ام.
گفت : باکی نیست، امیدوارم که امشب برنخیزی!

***
روزی بر در خانه نشسته بود و دخترک چهار ساله ی او پیشش بود. ناگاه جنازه ای از دور پیدا شد.
دخترک هرگز آن ندیده بود، گفت ای پدر این چیست؟
گفت آدمی مرده است.
گفت به کجا می برنش؟
بهلول گفت: آنجا که نه شمع و چراغ است ، نه فرش و روشنایی ، نه نور و صفا ، نه آب و نان.
دخترش گفت: پس به خانه ی ما می آورند!

***

شاعری یاوه سرا در حضور او غزلی بخواند و گفت : می خوتهم که این غزل را به دروازه شهر آویزم تا شهرت یابد.
گفت: مردم چه دانند که آن شعر تو است ،مگر آنکه تو را نیز پهلوی شعرت بیاورد!

***

روزی زن بد خوی بهلول بیمار شد. شوهرش را گفت : اگر من بمیرم تو بی من چون خواهی زیست؟
گفت: اگر نمیری چون خواهم زیست؟

***


عده ای از مردم به دعای باران بیرون رفتند و همه ی اطفال مکتب ها را باخود بردند.
بهلول گفت : این طفلان را به کجا می برید؟
گفتند : تا دعا کنند که ایشان بی گناهممد و دعای بی گناهان مستجاب است.
بهلول گفت : اگر دعای ایشان مستجاب شدی ، یک مکتبدار در همه ی عالم زنده نماندی!

***


از او پرسیدند وقت طعام خوردن کی است؟
پاسخ داد : غنی را وقتی گرسنه می شو د و فقیر را وقتی که بیابد.

***


روزی کسی در حضورش بی ادبی کرد. او را ملامت کرد که شرط ادب را بجای آور.
گفت : چه کنم ، آب و گل مرا چنین سرشته اند!
بهلول گفت : آب و گل تو را نیکو سرشته اند ، اما لگد کم خورده است!


ترنم 09-14-2011 11:28 AM

به سلامتی درخت!
نه به خاطرِ میوش، به خاطرِ سایش.

به سلامتی دیوار!
نه به خاطرِ بلندیش، واسه این‌که هیچ‌وقت پشتِ آدم روخالی نمی‌کنه.

به سلامتی دریا!
نه به خاطرِ بزرگیش، واسه یک‌رنگیش.

به سلامتی سایه!
که هیچ‌وقت آدم رو تنها نمی‌ذاره.

به سلامتی پرچم ایران!
که سه‌رنگه، تخم‌مرغ! که دورنگه، رفیق! که یه‌رنگه.

به سلامتی همه اونایی که دوسشون داریم و نمی‌دونن، دوسمون دارن و
نمی‌دونیم.

به سلامتی نهنگ!
که گنده‌لات دریاست.

به سلامتی زنجیر!
نه به خاطر این‌که درازه، به خاطر این‌که به هم پیوستس.

به سلامتی خیار!
نه به خاطر «خ»ش، فقط به خاطر «یار»ش.

به سلامتی شلغم!
نه به خاطر (شل)ش، به خاطر(غم)ش.

به سلامتی کرم خاکی!
نه به خاطر کرم‌بودنش،به خاطر خاکی‌بودنش

به سلامتی پل عابر پیاده!
که هم مردا از روش رد می‌شن هم نامردا !

به سلامتی برف!
که هم روش سفیده هم توش.

به سلامتی رودخونه!
که اون‌جا سنگای بزرگ هوای سنگای کوچیکو دارن.

می‌خوریم به سلامتی گاو!
که نمی‌گه من، می‌گه ما.

به سلامتی دریا!
که ماهی گندیده‌هاشو دور نمی‌ریزه.

می‌خوریم به سلامتی اون که همیشه راستشو می‌گه.

به سلامتی سنگ بزرگ دریا!که سنگای دیگه رو می‌گیره دورش.

به سلامتی بیل!
که هرچه ‌قدر بره تو خاک، بازم برّاق‌تر می‌شه.

به سلامتی دریا!
که قربونیاشو پس می‌آره.

به سلامتی تابلوی ورود ممنوع!
که یه ‌تنه یه اتوبان رو حریفه.

به سلامتی عقرب!
که به خواری تن نمی‌ده

(عرض شودکه عقرب وقتی تو آتیش می‌ره و دورش همش آتیشه با نیشش
خودش می‌کُشه که کسی ناله‌هاشو نشنوه)

به سلامتی سرنوشت!
که نمی‌شه اونو از "سر" نوشت.

به سلامتی سیم خاردار!
که پشت و رو نداره

behnam5555 09-14-2011 03:11 PM


سخنان مردان بزرگ تاریخ

وقتی ارتباط عاشقانه ات به انتها میرسد ، فقط به سادگی بگو : همه اش تقصیر من بود
جکسون براون
شادمانی اسطوره ایست که در جستجویش هستیم
جبران خلیل جبران
اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید
گوته
آن کسی که از رنج زندگی بترسد ، از ترس در رنج خواهد بود
چینی
وقتی نانوا نان را با دقت و وسواس می پزد و به دست مشتری میدهد ، خدا با او در کنار تنور ایستاده است
کریستیان بوبن
اگر قرار است برای چیزی زندگی خود را خرج کنیم ، بهتر آن است که آنرا خرج لطافت یک لبخند و یا نوازشیعاشقانه کنیم
شکسپیر
استعداد در فضایآرام رشد میکند وشخصیت در جریان کامل زندگی
گوته
بیش از هر چیز نخست بدان که چه میخواهی .
فوخ
بردن ، همه چیز نیست ، اما تلاش برای بردن چرا .
لومباردی
اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند ،بهتراز آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند
سقراط
عادتمند کسی است که به مشکلات و مصائب زندگی لبخند بزند
شکسپیر
از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هستدوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او
گوته
ماهی و مهمان دو روز اول خوب هستند ، از روز سوم بو می گیرند
( البته از دید اسپانیولی ها )
در روز عشاق برای دوستتکارتی بفرست و روی آن بنویس : " از طرف کسیکه فکر میکند تو بی نظیری"
براون
مردان آفریننده کارهای مهمند وزنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان
جریان زندگی چیزی جز مبارزه میان عاطفه وعقل نیست
مارک تواین
آزادی متعلق به یک نفر نیست ، مال همه است
اسپنسر
هر کس مرتکب اشتباهی شده ، اکتشافی هم نکرده است
گالیله
با دیگران آنگونه رفتار کن که میخواهی با تو رفتار شود
براون
نیاسائید، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزینیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید .
گوته
عشق ما را می کشد تا دوباره حیاتمان بخشد
شکسپیر
لبخند، حتی زمانیکه بر لبان یک مرده می نشیند ، بازهم زیباست
کریستیان بوبن
هرگز فرصت گفتن « دوستت دارم » را از دست مده
براون
امید با مرگ هم به گور نمی رود
شیلر
مرور زمان به خودی خود بسیاری از نگرانی ها را از بین می برد
دیل کارنگی
هر چه نور بیشتر باشد ، سایه عمیق تر است
گوته
من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید در آن بگذرانم
کترینگ
برای آنکه عمر طولانی باشد ، باید آهسته زندگی کنیم
سیسرون
به گونه ای زندگی کنید که وقتی فرزندانتان به یاد عدالت ، صداقت و مهربانی می افتند ، شما در نظرشان تداعی شوید
جکسون براون
هرکس باید روزانه یک آواز بشنود ، یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرفمنطقی بزند
گوته
تواضع بیجا آخرین حد تکبر است
لابرویر
هیچکس بدبخت تراز کسی نیست که همیشه خوشبخت است
هلندی
آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرین معمولی و پیش و پا افتاده اند
گوته
فقط به ندای کودک درون خویش گوش بسپار نه هیچ ....
کریستیان بوبن
سعادت دیگران بخش مهمی از خوشیختی ماست
رنان
با مردمان نیک معاشرت کن تا خودت هم یکی از آنان به شمار روی
ژرژهربرت
با تقوی و خوبی میتوان سعادت آفرید
زنون



behnam5555 09-14-2011 03:15 PM


نامه بی جواب

سلام بهونه قشنگ من برای زندگی
آره باز منم همون دیوونه ی همیشگی
فدای مهربونیات چه مکنی با سرنوشت
دلم برات تنگ شده بود این نامه رو واست نوشت
حال من رو اگه بخوای رنگ گلای قالیه
جای نگاهت بد جوری تو صحن چشمام خالیه
ابرا همه پیش منن اینجا هوا پر از غمه
از غصه هام هر چی بگم جون خودت بازم کمه
دیشب دلم گرفته بود رفتم کنار آسمون
فریاد زدم یا تو بیا یا من و پیشت برسون
فدای تو! نمی دونی بی تو چه دردی کشیدم
حقیقت رو واست بگم به آخر خط رسیدم
رفتی و من تنها شدم با غصه های زندگی
قسمت تو سفر شد و قسمت من آوارگی
نمی دونی چه قدر دلم تنگه برای دیدنت
برای مهربونیات نوازشات بوسیدنت
به خاطرت مونده یکی همیشه چشم به راهته
یه قلب تنها و کبود هلاک یه نگاهته
من می دونم همین روزا عشق من از یادت میره
بعدش خبر میدن بیا که داره دوستت میمیره
روزات بلنده یا کوتاه دوست شدی اونجا با کسی
بیشتر از این من و نذار تو غصه و دلواپسی
یه وقت من و گم نکنی تو دود اون شهر غریب
یه سرزمین غربته با صد نیرنگ و فریب
فدای تو یه وقت شبا بی خوابی خستت نکنه
غم غریبی عزیزم زرد و شکستت نکنه
چادر شب لطیف تو از روت شبا پس نزنی
تنگ بلور آب تو یه وقت ناغافل نشکنی
اگه واست زحمتی نیست بر سر عهد مون بمون
منم تو رو سپردم دست خدای مهربون
راستی دیروز بارون اومد من و خیالت تر شدیم
رفتیم تو قلب آسمون با ابرا همسفر شدیم
از وقتی رفتی آسمونمون پر کبوتره
زخم دلم خوب نشده از وقتی رفتی بد تره
غصه نخور تا تو بیای حال منم این جوریه
سرفه های مکررم مال هوای دوریه
گلدون شمعدونی مونم عجیب واست دلواپسه
مثه یه بچه که بار اوله میره مدرسه
تو از خودت برام بگو بدون من خوش میگذره ؟
دلت می خواد می اومدم یا تنها رفتی بهتره
از وقتی رفتی تو چشام فقط شده کاسه خون
همش یه چشمم به دره چشم دیگم به آسمون
یادت می آد گریه هامو ریختم کنار پنجره
داد کشیدم تو رو خدا نامه بده یادت نره
یادت میآد خندیدی و گفتی حالا بذار برم
تو رفتی و من تا حالا کنار در منتظرم
امروز دیدم دیگه داری من رو فراموش می کنی
فانوس آرزوهامونو داری خاموش میکنی
گفتم واست نامه بدم نگی عجب چه بی وفاست
با این که من خوب می دونم جواب نامه با خداست
عکسای نازنین تو با چند تا گل کنارمه
یه بغض کهنه چند روزه دائم در انتظارمه
تنها دلیل زندگی با یه غمی دوست دارم
داغ دلم تازه میشه اسمت و وقتی می آرم
وقتی تو نیستی چه کنم با این دل بهونه گیر
مگه نگفتم چشمات رو از چشم من هیچ وقت نگیر
حرف منو به دل نگیر همش مال غریبیه
تو رفتی و من غریب شدم چه دنیای عجیبیه
زودتر بیا بدون تو اینجا واسم جهنمه
دیوار خونمون پر از سایه ی غصه و غمه
تحملی که تو دادی دیگه داره تموم میشه
مگه نگفتی همه جا ماله منی تا همیشه
دلم واست شور می زنه این دل و بی خبر نذار
تو رو خدا با خوبیات رو هیچ دلی اثر نذار
فکر نکنی از راه دور دارم سفارش میکنم
به جون تو فقط دارم یه قدری خواهش میکنم
اگه بخوام برات بگم شاید بشه صد تا کتاب
که هر صفحه ش قصه چند تا درده و چند تا عذاب
می گم شبا ستاره ها تا می تونن دعات کنن
نورشونو بدرقه پاکی خنده هات کنن
یه شب تو پاییز که غمت سر به سر دل می ذاره
مریم همون کسی که بیشتر از همه دوست داره

مریم حیدرزاده


behnam5555 09-14-2011 03:17 PM

3 راز برای افزایش هوش؟؟

با رموز افزایش توانایی هوش آشنا شوید،سه راز عجیب و باور نکردنی!!
از خوردن شکلات تیره لذت ببرید،به اندازه کافی رابطه جنسی داشته باشید،گوشت سرد و ماهی در صبحانه خود مصرف کنید چرا که به این ترتیب میتوانید توانایی مغز خود را بالا ببرید.اینها توصیه هایی است که دو پژوهشگردر کتابی با عنوان «خود را آموزش دهید: تمرین هایی برای مغز شما» برای بهبود کارایی مغز انسان پیشنهاد کرده اند.
تری هورنه،روانشناس ادراکی و سیمون ووتون،بیوشیمیست که نویسنده مشترک اینکتاب هستند، معتقدند که نوع انتخاب شیوه زندگی در حفظ وضعیت ذهن نقش مهمی دارد.
آقای هورنه می گوید:شیوه زندگی افراد می تواند توانایی ذهنی آنها را بالاببرد،اینکه چگونه زندگی می کنید،می تواند به پدید آمدن حالت های شیمیایی درمغز شما کمک کند. مغز انسان بیشتر شبیه یک کارخانه مواد شیمیایی است تارایانه.
به گفته این روانشناس، « شما می توانید شرایط مطلوبی را برای مغزتان فراهم کنید تا اینکه قربانی ژن های ناشناخته خود باشید.»نویسندگان این کتاب به مجادله با کسانی پرداخته اند که معتقدند کاهش توانایی ذهنی افراد از سن ۱۷سال به این سو اجتناب ناپذیر است.هورنه اظهار عقیده می کند که «شما میتوانید یک استعداد ذهنی دیگری خلق کنید.»
این نویسندگان لیست تحریک کننده ای از آنچه که باید انجام داد یا نبایددنبال کرد ارائه می کنند و تاکید دارند که مردم می توانند در حفظ قدرت انتقال داده ها توسط مغز خود کوشا باشند.
نکته جالب در توصیه های این روانشناس و بیوشیمیست این است که به خوانندگان خود توصیه می کنند تا از دیدن نمایش های تلویزیونی یا رادیویی کم ارزش خودداری کنند.
برخی از توصیه های آنها بسیار عام است از جمله اینکه،استرس برای فکر کردن مضر است و باید از مصرف بیش از اندازه الکل و دخانیات اجتناب کرد.
کتاب این دو نویسنده پر است از نکات عملی در این خصوص که چگونه می توان مغزرا تقویت کرد.آنها می گویند که این نکات نتیجه تحقیقات دنباله داری است که در سراسر جهان انجام شده است.
به باور آنها، مصرف گوشت سرد و ماهی در وعده غذایی صبحانه مفید است.همچنین خوردن شکلات تیره از این بابت توصیه می شود که سرشار از بسیاری از موادشیمیایی است که می تواند مغز افراد را برای فکر کردن به خوبی بکاراندازد.شکلات تیره سبب می شود که ماهیچه های اطراف رگ های خون احساس راحتی کنند و باعث بهبود جریان خون به سمت مغز شود.
این دو پژوهشگر سپس به تاثیر روابط جنسی در افزایش توانایی مغز می پردازند ومی گویند که در چهار مرحله از هفت مرحله روابط جنسی ، فعل و انفعالات شیمیایی به روند فکر کردن کمک می کند.



behnam5555 09-14-2011 03:21 PM

آيامى دانستيد
آیامى دانستید فقط یک نفر از یک میلیارد نفر بیش از
۱۱۶ سال عمر مى کند؟
آیامى دانستید قلب انسان مى تواند خون را
۱۰ متر به بیرون پرتاب کند؟
آیامى دانستید زبان قویترین ماهیچه در بدن است؟
آیامى دانستید روز تولد شما حداقل با
۹ میلیون نفر دیگر یکى است؟
آیامى دانستید ستاره دریایى مغز ندارد؟
آیامى دانستید زنان تقریبا
۲ برابر مردان پلک مى زنند؟
آیامى دانستید انسان هاى راست دست به طور میانگین
۹ سال بیش از چپ دست ها عمر مى کنند؟
آیامى دانستید لئوناردو داوینچى قیچى را اختراع کرد؟
آیامى دانستید درآمد مایکل جردن از کمپانى نایک، بیش از درآمد تمام کارکنان این کمپانى در کشور مالزى است؟
آیامى دانستید هیچ کلمه اى در زبان انگلیسى با کلمه
month هم قافیه نمى شود؟
آیامى دانستید مورچه ها بعد از مرگ در اثر سم پاشى به پهلوى راست مى افتند؟
آیامى دانستید گربه ماهى بیش از
۲۷۰۰۰ عضو چشایى دارد؟
آیامى دانستید کشتى ملکه الیزابت دوم بابت هر گالن سوختى که مى سوزاند فقط
۵/۱ متر حرکت مى کند؟
آیا مى دانستید صندلى الکتریکى را یک دندانپزشک اختراع کرد؟
آیا مى دانستید که خوک ها به دلیل فیزیک بدنى قادر به دیدن آسمان نیستند؟
آیا مى دانستید که فندک قبل از کبریت اختراع شد؟
آیا مى دانستید که سالانه
۴ هزار نفر غیر سیگارى در اثر همنشینى با افراد سیگارى به سرطان ریه مبتلا شده و جان مى سپرند؟
آیا مى دانستید که در زیمبابوه از هر
۵ نفر، یک نفرمبتلا به ایدز است؟
آیا مى دانستید که در سوئد سالیانه از
۹ میلیون جمعیتى که دارد فقط ۱۷۰۰ نفر مى میرند؟
آیامى دانستید که تقریبا
۶۵ درصد وزن انسان را اکسیژن تشکیل مى دهد؟
آیا مى دانستید که رشد تعداد ماشین ها در جهان سه برابر رشد جمعیت انسان هاست؟
آیا مى دانستید که از جمعیت
۶ میلیاردى جهان ۵/۱ میلیارد نفر از آب آشامیدنى محرومند و ۶/۱ میلیارد نفر به برق دسترسى ندارند؟
آیا مى دانستید هر دقیقه نسل یک موجود زنده منقرض مى شود؟


behnam5555 09-14-2011 03:27 PM


یک شبی مجنون نمازش را شکست

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست

عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود

سجده ای زد بر لب درگاه او
پُر ز لیلا شد دل پر آه او

گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای

جام لیلا را به دستم داده ای
وندر این بازی شکستم داده ای

نیشتر عشقش به جانم می زنی
دردم از لیلاست آنم می زنی

خسته ام زین عشق،دل خونم نکن
من که مجنونم تو مجنونم نکن

مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو... من نیستم

گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگ پنهان و پیدایت منم

سالها با جور لیلا ساختی
من کنارت بودم و نشناختی

عشق لیلا در دلت انداختم
صد قمار عشق یکجا باختم

کردمت آواره صحرا نشد
گفتم عا قل می شوی اما نشد

سوختم در حسرت یک یا ربت
غیر لیلا بر نیامد از لبت

روز و شب او را صدا کردی ولی
دیدم امشب با منی گفتم بلی

مطمئن بودم به من سر می زنی
در حریم خانه ام در می زنی

حال این لیلا که خوارت کرده بود
درس عشقش بی قرارت کرده بود

مرد راهش باش تا شاهت کنم
صد چو لیلا کشته در راهت کنم



اکنون ساعت 12:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)