پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 09-28-2011 09:41 PM



جملاتي را كه بايد بخاطر سپرد

تمام محبتت را به پای دوستتبریز نه تمام اعتمادت را
(امام علی علیه السلام)
.
.
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچمعجزیز مرده نیست ، زنده باش . . .
.
.
.
یادها فراموش نخواهند شد ، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی هستند ، حتی با سکوت . . .
.
.
.
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند . . .
.
.
.
دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد ، ترکش نکرد . . .
.
.
.
وقتی از رابطه دوستی ، بعضی ها به مسائل جنسی فکر میکنند !
و بعضی ها به شارژ ایرانسل ! ، درک میکنی که تنهایی هم زیاد بد نیست . . .
.
.
.
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست ، همیشه باور داشته باش
لایق بهترین هایی . . .
.
.
.
اگر مایلید پیام عشق را بشنویم ، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم . . .
.
.
.
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند ، آسمان را دریاب . . .
.
.
.
زندگی یعنی :
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد ، مردن . . .
.
.
.
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید ، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند . . .
.
.
.
آموخته‌ام که هیچ‌گاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقت‌شان نگذارم . . .
.
.
.
پیروزی یعنی :
توانایی رفتن از یک شکست ، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق . . .
.
.
.
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست

behnam5555 09-28-2011 09:43 PM

آیا می توان نماز را به فارسی خواند؟

استاد نقل می کند:سال یکهزار و سیصد و سی و دو شمسی بود، من و عده ‏ای از جوانان پر شور آن روزگار، پس از تبادل نظر و بحث و مشاجره، به این نتیجه رسیده بودیم که چه دلیلی دارد نماز را به عربی بخوانیم؟ چرا نماز را به زبان فارسی نخوانیم؟ عاقبت تصمیم گرفتیم نماز را به فارسی بخوانیم و همین کار را هم کردیم.

والدین کم کم از این موضوع آگاهی یافتند و به فکر چاره افتادند. آن‏ها، پس از تبادل نظر با یکدیگر، تصمیم گرفتند با نصیحت ما را از این کار باز دارند و اگر مؤثر نبود، راهی دیگر برگزینند. چون پند دادن آن‏ها مؤثر نیفتاد؛ ما را نزد یکی از روحانیان آن زمان بردند.
آن روحانی وقتی فهمید ما به زبان فارسی نماز می‏خوانیم، به شیوه‏ای اهانت‏آمیز نجس و کافرمان خواند. این عمل او ما را در کارمان راسخ‏تر و مصرتر ساخت. عاقبت یکی از پدران، والدین دیگر افراد را به این فکر انداخت که ما را به محضر حضرت آیت اللّه حاج آقا رحیم ارباب ببرند و این فکر مورد تأیید قرار گرفت. آن‏ها نزد حضرت ارباب شتافتند و موضوع را با وی در میان نهادند. او دستور داد در وقتی معیّن ما را خدمتش رهنمون شوند.

در روز موعود ما را که تقریباً پانزده نفر بودیم، به محضر مبارک ایشان بردند. در همان لحظه اول، چهره نورانی و خندان وی ما را مجذوب ساخت؛ آن بزرگمرد را غیر از دیگران یافتیم و دانستیم که با شخصیتی استثنایی روبه رو هستیم. آقا در آغاز دستور پذیرایی از همه ما را صادر فرمود. سپس به والدین ما فرمود: شما که به فارسی نماز نمی‏خوانید، فعلاً تشریف ببرید و ما را با فرزندانتان تنها بگذارید. وقتی آن‏ها رفتند، به ما فرمود: بهتر است شما یکی یکی خودتان را معرفی کنید و بگویید در چه سطح تحصیلی و چه رشته‏ای درس می‏خوانید. آنگاه، به تناسب رشته و کلاس ما، پرسش‏های علمی مطرح کرد و از درس‏هایی مانند جبر و مثلثات و فیزیک و شیمی و علوم طبیعی مسائلی پرسید که پاسخ اغلب آن‏ها از توان ما بیرون بود.
هر کس از عهده پاسخ بر نمی‏آمد، با اظهار لطف وی و پاسخ درست پرسش رو به رو می‏شد. پس از آن که همه ما را خلع سلاح کرد، فرمود: والدین شما نگران شده‏اند که شما نمازتان را به فارسی می‏خوانید، آن‏ها نمی‏دانند من کسانی را می‏شناسم که – نعوذبالله – اصلاً نماز نمی‏خوانند. شما جوانان پاک اعتقادی هستید که هم اهل دین هستید و هم اهل همت. من در جوانی می‏خواستم مثل شما نماز را به فارسی بخوانم؛ ولی مشکلاتی پیش آمد که نتوانستم. اکنون شما به خواسته دوران جوانی‏ام جامه عمل پوشانیده‏اید، آفرین به همت شما.
در آن روزگار، نخستین مشکل من ترجمه صحیح سوره حمد بود که لابد شما آن را حلّ کرده‏اید. اکنون یکی از شما که از دیگران مسلط تر است، بگوید بسم اللّه الرحمن الرحیم را چگونه ترجمه کرده است.

یکی از ما به عادت دانش‏آموزان دستش را بالا گرفت و برای پاسخ دادن داوطلب شد. آقا با لبخند فرمود: خوب شد طرف مباحثه ما یک نفر است؛ زیرا من از عهده پانزده جوان نیرومند بر نمی‏آمدم. بعد به آن جوان فرمود: خوب بفرمایید بسم اللّه را چگونه ترجمه کردید؟ آن جوان گفت: طبق عادت جاری به نام خداوند بخشنده مهربان. حضرت ارباب لبخند زد و فرمود: گمان نکنم ترجمه درست بسم اللّه چنین باشد.
در مورد «بسم» ترجمه «به نام» عیبی ندارد. اما «اللّه» قابل ترجمه نیست؛ زیرا اسم علم(خاص)خدا است و اسم خاص را نمی‏توان ترجمه کرد؛ مثلاً اگر اسم کسی «حسن» باشد، نمی‏توان به آن گفت «زیبا». ترجمه «حسن» زیبا است؛ امّا اگر به آقای حسن بگوییم آقای زیبا، خوشش نمی‏آید. کلمه اللّه اسم خاصی است که مسلمانان بر ذات خداوند متعال اطلاق می‏کنند. نمی‏توان« اللّه» را ترجمه کرد، باید همان را به کار برد.
خوب «رحمن» را چگونه ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما پاسخ داد: بخشنده. حضرت ارباب فرمود: این ترجمه بد نیست، ولی کامل نیست؛ زیرا «رحمن» یکی از صفات خدا است که شمول رحمت و بخشندگی او را می‏رساند و این شمول در کلمه بخشنده نیست؛ «رحمن» یعنی خدایی که در این دنیا هم بر مؤمن و هم بر کافر رحم می‏کند و همه را در کنف لطف و بخشندگی خود قرار می‏دهد و نعمت رزق و سلامت جسم و مانند آن عطا می‏فرماید. در هر حال، ترجمه بخشنده برای «رحمن» در حد کمال ترجمه نیست.
خوب، رحیم را چطور ترجمه کرده‏اید؟ رفیق ما جواب داد: «مهربان». حضرت آیت اللّه ارباب فرمود: اگر مقصودتان از رحیم من بودم – چون نام وی رحیم بود – بدم نمی‏آمد «مهربان» ترجمه کنید؛ امّا چون رحیم کلمه‏ای قرآنی و نام پروردگار است، باید درست معنا شود. اگر آن را «بخشاینده» ترجمه کرده بودید، راهی به دهی می‏برد؛ زیرا رحیم یعنی خدایی که در آن دنیا گناهان مؤمنان را عفو می‏کند. پس آنچه در ترجمه بسم الله آورده‏اید، بد نیست؛ ولی کامل نیست و اشتباهاتی دارد. من هم در دوران جوانی چنین قصدی داشتم؛ امّا به همین مشکلات برخوردم و از خواندن نماز فارسی منصرف شدم. تازه این فقط آیه اول سوره حمد بود، اگر به دیگر آیات بپردازیم، موضوع خیلی پیچیده‏تر می‏شود. امّا من معتقدم شما اگر باز هم بر این امر اصرار دارید، دست از نماز خواندن به فارسی برندارید؛ زیرا خواندنش از نخواندن نماز به طور کلی بهتر است.

در این‏جا، همگی شرمنده و منفعل و شکست خورده از وی عذرخواهی کردیم و قول دادیم، ضمن خواندن نماز به عربی، نمازهای گذشته را اعاده کنیم. ایشان فرمود: من نگفتم به عربی نماز بخوانید، هر طور دلتان می‏خواهد بخوانید. من فقط مشکلات این کار را برای شما شرح دادم. ما همه عاجزانه از وی طلب بخشایش و از کار خود اظهار پشیمانی کردیم.

حضرت آیت اللّه ارباب، با تعارف میوه و شیرینی، مجلس را به پایان برد. ما همگی دست مبارکش را بوسیدیم و در حالی که ما را بدرقه می‏کرد، خدا حافظی کردیم. بعد نمازها را اعاده کردیم و از کار جاهلانه خود دست برداشتیم. بنده از آن به بعد گاه به حضور آن جناب می‏رسیدم و از خرمن علم و فضیلت وی خوشه‏ها بر می‏چیدم. وقتی در دوره دکترای‏زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران به تحصیل مشغول بودم، گاه نامه‏ها و پیغام‏های استاد فقید مرحوم بدیع الزمان فروزانفر را برای وی می‏بردم و پاسخ‏های کتبی و شفاهی حضرت آیت اللّه را به آن استاد فقید می‏رساندم. و این افتخاری برای بنده بود. گاه ورقه‏های استفتایی که به محضر آن حضرت رسیده بود، روی هم انباشته می‏شد. آن جناب دستور می‏داد آن‏ها را بخوانم و پاسخ را طبق نظر وی بنویسم. پس از خواندن پاسخ، اگر اشتباهی نداشت، آن را مهر می‏کرد. در این مرحله با بزرگواری‏های بسیار آن حضرت رو به رو بودم که اکنون مجال بیان آن‏ها نیست. خدایش بیامرزد و در دریای رحمت خویش غرقه سازد؛ «انّه کریمٌ رحیم»

ارباب معرفت، ص ۱۰۹٫۲
به نقل از استاد دکتر محمد جواد شریعت.


behnam5555 09-28-2011 09:46 PM

قدرداني از مادر - داستاني درباره مادر

یک شخص جوان با تحصیلات عالی برای یک شغل مدیریتی در شرکتی بزرگ درخواست داد و در اولین مصاحبه پذیرفته شد؛ رئیس شرکت در حالیکه آخرین مصاحبه مراحل مصاحبه را انجام میداد، از شرح سوابق جوان متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی او از دبیرستان تا پژوهشهای پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟

جوان پاسخ داد: هیچ.

رئیس پرسید: آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟

جوان پاسخ داد: زمانی که یک سال داشتم پدرم فوت کرد و تنها مادرم بود که شهریه های مدرسه ام را پرداخت می کرد.

رئیس پرسید: مادرتان کجا کار می کرد؟

جوان پاسخ داد: مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.

رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد.

جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.

رئیس پرسید: آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟

جوان پاسخ داد: هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.

رئیس گفت: درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید و سپس فردا صبح پیش من بیایید.

جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است.

وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند.

مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده، و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد.

این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند.

بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش یواشکی شست.

آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی درد دل کردند.

صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت.

رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید:

آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟

جوان پاسخ داد: دستهای مادرم را تمیز کردم و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.

رئیس پرسید: لطفاً احساس تان را به من بگویید.

جوان گفت:

1. اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، موفقیت امروز من معنایی نداشت.

2. از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار است برای اینکه یک کاری انجام شود.

3. به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.

رئیس شرکت گفت: این چیزیست که دنبالش می گشتم که مدیرم شود.

می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک بدیگران را بداند، کسی که ارزش زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید. بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد و توانست احترام زیردستانش را بدست بیاورد.

چندی نگذشت که این انگیزه در تمام کارمندان گسترش یافت و هر کارمندی با کوشش و جدیت خالصانه کار می کرد و طولی نکشید که عملکرد شرکت به طور فوق العاده ای بهبود یافت ...

یک بچه، که تحت هر شرایطی حمایت شده و از روی محبتی که والدین به او داشته اند هر آنچه که نیاز داشته از روی عادت برای او فراهم کرده اند، ذهنیت مقرری را در خود پرورش داده و همیشه خودش را مقدم می داند و این در حالیست که او از زحمات بیشمار والدین خود بی خبر است. وقتی که بزرگ می شود و وارد بازار کار می شود، می پندارد که هر کسی باید حرف او را گوش دهد، زمانی که مدیر می شود، هرگز زحمات کارمندانش را نمی فهمد و همیشه دیگران را سرزنش می کند. برای چنین شخصی که ممکن است از نظر آموزشی خوب باشد، البته ممکن است یک مدتی موفق باشد، اما عاقبت احساس کامیابی نمی کند. او غر خواهد زد و آکنده از تنفر می شود و برای بیشتر بدست آوردن می جنگند ...

شما می توانید بگذارید بچه هایتان در خانه بزرگ زندگی کنند، غذای خوب بخورند، پیانو بیاموزند، تلویزیون صفحه بزرگ تماشا کنند و از بهترین رفاه برخوردار باشند اما هنگامی که دارید چمن ها را می زنید، لطفاً اجازه دهید آنها هم اینکار را تجربه کنند. بعد از غذا، بگذارید بشقاب و کاسه های خود را همراه با خواهر و برادرهایشان بشویند.

برای این نیست که شما پول ندارید که مستخدم بگیرید، بلکه می خواهید که آنها تا اندازه ای هم به گوشه ای از سختی ها پی ببرند، مهم نیست که والدین شان چقدر ثروتمند هستند، یک روزی موی سرشان به همان اندازه مادر شخص جوان سفید خواهد شد. مهم ترین چیز اینست که بچه های شما یاد بگیرند که چطور از زحمات والدین و بزرگترهای خودشان قدردانی کنند و خود را عادت دهند که چطور برای انجام کارها با دیگران کار کنند. این پیام نه تنها برای بچه هایمان بلکه برای همه ما که در جامعه پرمشغله ی امروزی زندگی می کنیم موثر است و حداقل ارزش این را دارد که قدردانی و قدرشناسی را به بچه هایمان انتقال دهیم.


behnam5555 09-28-2011 09:48 PM


۱۰ سوالی که خدا از تو سوال نمی‌پرسد!!

1- خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو به چه رنگ بود
بلکه از تو خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی؟


2- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه لباس‌هایی در کمد داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر لباس پوشاندی؟


3- خداوند از تو نخواهد پرسید زیربنای خانه ات چندمتر بود
بلکه از تو خواهد پرسید به چند نفر در خانه ات خوش آمد گفتی؟


4- خداوند از تو نخواهد پرسید در چه منطقه ای زندگی می‌کردی
بلکه از تو خواهد پرسید چگونه با همسایگانت رفتار کردی؟


5- خداوند از تو نخواهد پرسید چه تعداد دوست داشتی
بلکه از تو خواهد پرسید برای چندنفر دوست و رفیق بودی؟


6- خداوند از تو نخواهد پرسید میزان درآمد تو چقدر بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا فقیری را دستگیری نمودی؟


7- خداوند از تو نخواهد پرسید عنوان و مقام شغلی تو چه بود
بلکه از تو خواهد پرسید آیا سزاوار آن بودی وآن را به بهترین نحو انجام دادی؟


8- خداوند از تو نخواهد پرسید که چه اتومبیلی سوار می‌شدی
بلکه از تو خواهد پرسید که چندنفر را که وسیله نقلیه نداشتند به مقصد رساندی؟


9- خداوند از تو نخواهد پرسید چرا این قدر طول کشید تا به جست و جوی رستگاری بپردازی
بلکه با مهربانی تو را به جای دروازه های جهنم، به عمارت بهشتی خود خواهد برد.


10- خداوند از تو نخواهد پرسید که چرا این مطلب را برای دوستانت نخواندی
بلکه خواهد پرسید آیا از خواندن آن برای دیگران در وجدان خود احساس شرمندگی می‌کردی؟


behnam5555 09-28-2011 09:50 PM

هنگامیکه به حمام می‌روید اول کدام قسمت بدن‌تان را می‌شوئید؟ (شخصیت شناسی)
هنگامی‌که به حمام می‌روید اولین قسمتی که از بدنتان را می‌شورید کدام ناحیه است؟ این موضوع که شما هنگامی‌ که به حمام می‌روید کدام ناحیه از بدنتان را می‌شورید دارای روان شناسی جالبی می‌باشد.
آیا شما به حمام میروید اول صورت، زیر بغل، موهای سر، قفسه سینه یا شانه هایتان را می‌شورید؟ یا سایر اعضای بدنتان را می‌شورید.

آیا تا کنون به پاسخ این سوال فکر کرده اید آیا به این موضوع دقت کرده‌اید ؟؟قبل از اینکه این متن را بخوانید اول تصمیم بگیرید و فکر کنید که کدام ناحیه از اعضای بدنتان را در ابتدا می‌شورید و بعد این تست را ادامه دهید.

اگر شما شخصی هستید که هنگام ورود به حمام صورت خود را می‌شورید:
پول برای شما اهمیت بسیاری دارد اما نسبت به اهمتی که پول در زندگی شما دارد کوشش کمی‌برای به دست آوردن آن انجام ‌می‌دهید سطح تقاضا و تلاش شما دارای توازن نمی‌باشد . در صحبت های خود خیلی پایبند صداقت نیستید و برای اینکه به مقصود خود برسید گاهی اوقات صداقت خود را فراموش می‌کنید . افرادی که در اطراف شما هستند به دلیل رفتارهای متفاوتی که شما انجام می‌دهید قادر به درک صحیحی از شما نیستند ولی شما به تفکرات دیگران راجع به خودتان اهمیت زیادی نمی‌دهید و معمولا کارهایی را که خودتان دوست دارید و طبق خواسته و میل خودتان باشد انجام می‌دهید.

اگر شما شخصی هسیتد که ابتدا زیر بغل خود را می‌شورید:

شما شخصی قابل اعتماد و بسیار مسئول هستید و هر کاری که بر عهده شما گذاشته می‌شود را به خوبی انحام می‌دهید . شخصی کاملا مردمی‌هستید و به همین دلیل و ویژگی که دارید بسیاری از افراد مطیع شما هستند و ارزش بالایی را برای شما قائل هستند ، زیرا شما اگر دوستی داشته باشید که در قطب شمال زندگی کند و به کمک شما احتیاج داشته باشد بلافاصله با شنیدن این خبر به کمک او می‌روید . اما توصیه می‌کنیم اینقدر صادق نباشید زیرا باعث می‌شود که متحمل ضربات جبران ناپذیری شوید .

اگر شما شخصی هستید که ابتدا موهای سر خود را می‌شورید:
این افراد هنرمند، خلاق، هستند و معمولا دارای افکاری مثبت هستند که باعث می‌شود دیگران را به خود جذب کنند . این افراد معمولا آنقدر در رویاهایی خود غوطه ور می‌شوند که گاهی فراموش می‌کنند در حال حاضر و در این زمان به سر می‌برند . برای به دست آوردن پیروزیها و موفقیت ها با تلاش مدام و پیوسته پیش می‌روید . شما قادر به درک موضوعاتی هستید که دیگران نمی‌توانند آن را درک کنند . موقعیت اجتماعی برای شما بسیار مهم تر از جنبه ی اقتصادی آن می‌باشد. به خانواده و دوستانتان اهمیت زیادی می‌دهید.

اگر شما شخصی هستید که اول قفسه‌ی سینه تان را می‌شورید:

شما شخصی هستید که زیاد اهل حرف و سخن نیستید و ترجیح می‌دهید در مورد کاری صحبت نکنید تا این کار به اتمام برسد و بعد در مورد آن صحبت می‌کنید ، آدمی‌رک هستید.آرامش خیال و آسودگی بزرگترین هدف شما در زندگی است . شما شخصی هستید که نمی‌توانید افرادی که به نوعی حواس پرت یا پریشان هستند تحمل کنید . شما همیشه تمایل به کارهای جدید و نو دارید و از تمام وقایع جدید و متنوع استقبال می‌کنید .

اگر شما شخصی هستید که اول شانه‌هایتان را می‌شورید:
این افراد معمولا در همه‌ی کارهای خود با ناامیدی وارد می‌شوند به همین دلیل نمی‌توانند پیروز میدان شوند جون از ابتدای امر با نا امیدی وارد می‌شوند . علی رغم توانایی های زیادی که دارید تا کنون پیشرفت قابل توجهی نصیب شما نشده است . دوست دارید وقت خود را در تنهایی بگذرانید و از تفریحات جمعی فراری هستید . پول برای شما در زندگی تان تاثیری وافر و باور نکردنی دارد در حالی که بر تمام قعالیت های شما تاثیر مستقیمی‌دارد .

سایر نقاط بدن:
شما شخصی بسیار متعادل هستید، به راحتی می‌توانید درون خود را کنترل کنید و بر احساسات قلبی تان فائق شوید . شما فردی فعال و پویا نیستید باید این موضوع را یاد بگیرید که این حس را در خود بیدار سازید تا بتوانید زندگی تان را از هیجان سرشار کنید . شما شخصی دوست داشتنی هستید و به هر مجلسی که قدم بگذارید دوستان زیادی را برای خود پیدا می‌کنید.


behnam5555 09-28-2011 09:53 PM


۱۰ قابلیت عجیب “فلش USB ”

تا به حال از حافظه‌های فلش تنها برای ذخیره سازی اطلاعات و به عنوان یک انبار دیجیتال استفاده می کردید، سخت در اشتباهید. این ابزار بندانگشتی کارکردهای مفید دیگری هم دارند که نباید از آنها غفلت کنید.
به گزارش فارس، این ابزار، امکانات و توانمندی های جالبی دارد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم.

** اجرای نسخه‌های پرتابل برنامه های مختلف
حافظه های فلش در کنار ذخیره سازی انواع اطلاعات برای اجرای نسخه های پرتابل یا قابل حمل برنامه های مختلف هم قابل استفاده هستند. برنامه هایی که نیاز به نصب ندارند و تنها با یک کلیک از روی حافظه های فلش اجرا می شوند.
یکی از انواع این برنامه ها که بسیار کاربردی است اوپن آفیس نام دارد. این برنامه تمامی امکانات برنامه آفیس مایکروسافت را در خود دارد.همچنین نباید از نسخه های پرتابل مرورگرهایی مانند فایرفاکس و تاندربرد غفلت کرد که به ترتیب برای مرور وب و تبادل ایمیل به کار می روند. وقتی امکانات مجموعه آفیس با این دو برنامه ترکیب شود، بخش اعظم نیازهای اداری و تجاری هم رفع می گردد. برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد برنامه های پرتابل قابل نصب بر روی حافظه های فلش می توانید به آدرس PortableApps.com مراجعه کنید.

** راه‌اندازی سیستم عامل
از حافظه های فلش برای راه اندازی یک سیستم عامل کامل با تمامی امکاناتش هم می توان استفاده کرد. این کار در مورد سیستم عامل های ویندوز و لینوکس بدون مشکل خاصی ممکن است. هر چند امکانات نسخه های پرتابل این سیستم عامل ها تفاوت هایی با نسخه های عادیشان دارد. اطلاعات بیشتر در این زمینه در سایت های تخصصی فناوری و با انجام یک جستجوی ساده در دسترس است.

** اتصال به شبکه‌های بی‌سیم
اگر یک شبکه بی سیم دارید می توانید با استفاده از تنظیمات مربوط به شبکه بی سیم در ویندوز پیکربندی مناسب را برای اتصال حافظه فلش خود به این شبکه انجام دهید. با این کار می توان حافظه فلش را برای اتصال رایانه ها، چاپگرها و دیگر وسایل جانبی به یک شبکه بی سیم مورد استفاده قرار داد.

** تنظیم مجدد کلمه عبور
اگر کلمه عبور خود در ویندوز را فراموش کنید حتما به مشکل برمی خورید. راه حل این مساله آن است که اطلاعات ضروری در این زمینه را ذخیره کنید تا در صورت فراموشی یا هر مشکل دیگری به سرعت به اطلاعات مورد نظر دسترسی داشته باشید.
در گذشته این اطلاعات بر روی فلاپی دیسک ها ذخیره می شد، اما امروزه با استفاده از حافظه های فلش هم می توان این اطلاعات را ذخیره کرده و در صورت لزوم آنها را اجرا کرد.

** ارتقاء عملکرد سیستم
با استفاده از حافظه فلش می توان عملکرد ویندوزهای ویستا و ۷ را ارتقا داد. فناوری ReadyBoost به منظور افزایش سرعت ویندوز از طریق حافظه های فلش ابداع شده است.
این فناوری از فضای خالی موجود در حافظه فلش به عنوان حافظه اضافی کمکی برای افزایش ظرفیت حافظه
Cache هارد دیسک رایانه استفاده می کند. از آنجایی که سرعت حافظه های فلش از حافظه های سنتی مغناطیسی بیشتر است، استفاده از آنها در این زمینه سرعت سیستم و عملکرد آن را ارتقا می دهد.
دستور العمل های مربوط به این کارکرد حافظه های فلش از طریق بخش کمک یا
Help ویندوز در دسترس است.

** مدیریت انتقال اطلاعات
اگر از ویندوز XP استفاده می کنید می توانید برای بهبود و مدیریت بهینه انتقال اطلاعات از USB Flash DriveManager مایکروسافت استفاده کنید. بعد از نصب این برنامه کپی کردن فایل، تهیه نسخه پشتیبان از اطلاعات کل حافظه فلش یا هارد دیسک، تغییر برچسب درایو و حتی ایجاد فایل Autorun راحت تر می شود.

** تبدیل به mp3 player
حافظه های فلش را با اعمال اندکی تغییرات می توان به عنوان ابزاری برای گوش کردن به فایل های mp3 به کار برد. با این کار در وقت و هزینه کاربر نیز صرفه جویی می شود. برای این کار کافیست فایل های موسیقی خود را بر روی حافظه فلش کپی کنید و آن را به رایانه متصل کنید. سپس نرم افزار Windows Media Player را اجرا کرده و فهرستی از قطعات موسیقی مورد علاقه تان را با استفاده از امکانات این نرم افزار ایجاد کنید.

** حفاظت از اطلاعات حساس با رمزگذاری
اگر از حافظه فلش خود برای انتقال و نگهداری اطلاعات حساس و محرمانه استفاده می کنید، قادر خواهید بود برای آن کلمه عبور تعیین کنید تا هر کسی نتواند به محتوای آن دسترسی پیدا کند.
Rohos Mini Drive از جمله ابزار امنیتی است که با استفاده از آن می توانید یک بخش یا پارتیشن حفاظت شده بر روی حافظه فلش ایجاد کرده و سپس برای آن کلمه عبور در نظر بگیرید. با این کار امنیت خود را تضمین کرده اید.

** مدیریت وب سایت
با استفاده از حافظه های فلش حتی می توان وب سایت های مورد نظر را مدیریت کرد. اگر شما ادمین یک سایت هستید می توانید با استفاده از برنامه Server2Go، انواع وب سرورهایی که از Apache، PHP، MySQL، Perl پشتیبانی می کنند را مدیریت کنید.
نسخه پرتابل این برنامه به راحتی و با یک کلیک بر روی حافظه های فلش قابل استفاده است. این برنامه که با همه نسخه های ویندوز سازگار است، از اکثر مرورگرهای اینترنتی هم پشتیبانی می کند.


** قفل کردن رایانه
برنامه پرتابل Predator برای قفل کردن رایانه ها با استفاده از حافظه های فلش قابل استفاده است. این برنامه کم حجم و کاربردی حافظه فلش را به یک کلید مطمئن مبدل می کند. با نصب این برنامه اگر حافظه فلش به رایانه متصل باشد، همه چیز به طور عادی کار خواهد کرد، در غیر این صورت و به محض برداشتن حافظه فلش رایانه قفل خواهد شد و حتی صفحه کلید و موشواره هم از کار می افتند و نمایشگر هم سیاه می شود.

behnam5555 09-28-2011 09:56 PM


شخصی بقصد نمازخواندن و رفتن به مسجداز منزل خارج
شد،درراه برزمین خورد ولباسش کثیف شد
برگشت لباسی تمیز پوشید و دوباره به طرف مسجد
رفت چون راه تاریک بود چاله آبی که سرراهش قرار
داشت را ندید وبدرون چاله افتاد ولباسش گلی
شد .بناچار دوباره به منزل رفت و لباس خود را عوض کرد
و به طرف مسجد روان شد که شخصی با چراغ نزد وی
آمد و گفت ای مرد بیا تا ترا تا مسجد همراهی
کنم . و با وسواس و احتیاط در حالی که دست مرد را
گرفته بود اورا تا مسجد رساند .مرد گفت برادر خدا
تورا خیر دهد حال که زحمت کشیدی داخل شو و شما
هم نماز بخوان که وی امتناع کرد . وقتی مرد
علت نیامدنش را جویا شد گفت من نماز نمی خوانم
زیرا من شیطانم . مرد باتعجب پرسید پس چرا
برای نماز خواندن به من کمک کردی.شیطان گفت : بار
اول که به زمین خوردی وبازگشتی خداوند تمام
گناهان تورا بخشید،باردوم که آن اتفاق افتاد خدا گناهان
تمام خانواده ات را بخشید من دیدم بدین طریق
ممکن است با این نماز جمله ابناء بشررا تو شفیع
شوی پس گفتم به تو کمک کنم تا نمازت را بسلامت
بخوانی و بکارت برسی.



behnam5555 09-28-2011 10:04 PM


انسان باشیم...
گاهی انقدر مغرور و خود خواه می شیم که یادمون میره"انسانیت"یعنی چی
گاهی انقدر غرق در افکار پیچیده و چه بسا غلط خودمون می شیم که یادمون میره فراتر از این افکار مجازی یه دنیای حقیقی و یه سری آدم هستن که همواره مارو تحت نظر دارن...
وای از اون زمانی که بشیم یه آدم خودبین که فقط کارای خودش رو قبول داره...یه آدمی که تحت هیچ شرایطی حاضر نیست به بقیه میدون بده...
کاش یه ذره بیشتر فکر کنیم و با خودمون تکرار کنیم:"هیچ کس مثل من فکر نمی کنه"
واقعا همین طوره...
در طول تاریخ هم این امر اثبات شدست...
اما هنوز زمان می خواد که همه باورش کنن...
خیلیا ادعا دارن که می دونن و این چیزا رو قبول دارن....
اما همش یه ادعاست...هنوز کو تا باور....
هرچی بیشتر می فهمم بیشتر زجر می کشم...
بیشتر دلم میگیره از اون دسته آدمایی که کسی جز خودشون رو نمی بینن...
وای از این دنیای خاکی که توش هیچ جوره آرامش نداری...
امان از بعضی آدما...


behnam5555 09-29-2011 08:49 AM


یادمان باشد که زیبایی های کوچک را دوست بداريم

حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند


behnam5555 09-29-2011 08:51 AM

شهردار ، به هنگام بازديد از يك بيمارستان رواني از روانپزشك پرسيد : شما چطور مي فهميد كه يك بيمار رواني به بستري شدن نياز دارد يا نه !؟

روان پزشك گفت :
ما وان حمام را پر مي كنيم و يك قاشق چايخوري ، يك فنجان و يك سطل جلوي بيمار مي گذاريم و از او مي خواهيم كه وان را خالي كند .

شهردار گفت :
آهان ! فهميدم ! آدم عادي بايد سطل را بردارد چون بزرگ تر است !

روان پزشك گفت :
نه ! آدم عادي درپوش وان را بر مي دارد !! حالا دوست داريد در کدام اتاق تيمارستان ما بستري شويد !!!؟؟

پی نوشت :


يك : راه حل مسئله هميشه در گزينه هاي پيشنهاد شده نيست.

دو : در حل مشكل و در هنگام تصميم گيري ، هدف نبايد فراموش شود . در داستان فوق هدف خالي كردن آب وان است نه استفاده از ابزار پيشنهادي .

سه : همه راه حل ها هميشه در تيررس نگاه نيستند .


behnam5555 09-29-2011 09:02 AM


عشق از زبان بچه ها یعنی چی؟

سوال های زیر را از بچه های پنج تا ده ساله پرسیده اند . اما انگار جواب های انها خیلی هم بچه گانه نیست!

بهترین سن برای ازدواج چند سالگی است ؟
84 سالگی! چون در ان سن مجبور نیستید کارکنید و می توانید هی دراز بکشید و فقط همدیگر را دوست داشته باشید.} جودی ، 8ساله

مهدکودکم که تمام بشود ،میروم و برای خودم دنبال زن میگردم } تام ،5 ساله

در اولین قرار ملاقات ، زن و مردها به هم چه می گویند ؟

{در اولین قرار ملاقات فقط به هم دروغ می گویند و این معمولاباعث می شود که از هم خوششان بیاید و یک قرار دوم بذارند } مایک ، 10 ساله .

مساله حیاتی : بهتر است ادم مجرد بماند یا ازدواج کند ؟

دختر ها بهتر است مجرد بمانند ، اما پسر ها باید ازدواج کنند چون یک نفر را لازم دارند که دنبالشان راه بیفتد و تمیز کند !} لینت ، 9 ساله .

{ بابا این چیز ها سردرد می اورد . من فقط یک بچه ام . من همچین بدبختی هایی را نمی خواهم}کنی ، 7 ساله .

چرا دو نفر عاشق هم می شوند ؟

{ هیچ کس نمی داند چه اتفاقی می افتد ، ولی من شنیده ام که یک ربط هایی به بویی که ادم می دهد دارد ، برای همین است که مردم این قدرعطر و ادکلن می خرند } جین ، 9 ساله .


{می گویند یکی به قلب ادم تیر می زند و این حرف ها ، ولی مثل اینکه بقیه اش این قدر درد ندارد }هارلن ، 8 ساله .

عاشق شدن چطوری است ؟

مثل یک بهمن که برای زنده ماندن باید زود از زیر ان فرار کنی } راجر ، 9 ساله .

{ اگر عاشق شدن مثل یاد گرفتن حروف الفبا سخت است ، من یکی که نمی خواهم ، خیلی طول می کشد !} لئو ، 7 ساله .

نقش خوشتیپی در عشق

{اگر می خواهید کسی که در حال حاضر جزئی از خانواده تان نیست ، دوستتان داشته باشد ، خیلی مهم نیست که خوشگل باشید }ژوانه ، 8 ساله .

{فقط قیافه مهم نیست . من را نگاه کنید . خیلی خوشتیپم . اما هنوز کسی پیدا نکرده ام که با من ازدواج کند } گری ، 7 ساله .

{ زیبایی یک چیز ظاهری است ، نمی تواند خیلی ماندگار باشد } کریستینه ، 9 ساله .

چرا عشاق دست هم را می گیرند ؟

{می خواهند مطمئن شوند که حلقه هایشان نمی افتد ، چون خیلی بالایش پول داده اند }دیو، 8 ساله.

عقاید محرمانه درباره ی عشق

{من عشق را دوست دارم ، فقط به شرطی که وقتی تلویزیون کارتون می دهد ،اتفاق نیفتد .} انیتا ، 6 ساله .

{عشق ادم را پیدا می کند ، حتی اگر خودت را از ان پنهان کنی .من از پنج سالگی تلاش دمی کنم که خودم را از ان پنهان کنم ولی دختر ها مدام پیدایم می کنند } بابی ، 8 ساله .

{خیلی دنبال عشق نیستم .فکر می کنم کلاس چهارم بودن به اندازه کافی سخت است }رژینا ، 10 ساله .

ویژگی های شخصی برای اینکه عاشق خوبی باشید

{یکی از شما باید بلد باشد که خوب چک بنویسد ،چون حتی اگر صد هزار کیلو هم عشق داشته باشید ، باز هم یک قبض هایی هست که باید پرداخت کنید }اوا ، 8 ساله .

راه هایی که می شود کسی را عاشق خودتان کنید

{به انها بگویید که فروشگاه های زنجیره ای شکلات دارید } دل ، 6 ساله .

{یک سری کار ها را نکنید . مثلا کتانی سبز بدبو داشته باشید ...ممکن است با این کارتان توجه کسی را جلب کنید اما توجه ، عشق نیست . }الونزو ، 9 ساله .

{ یکی از راه هایش این است که دختر مورد نظر را برای غذا خوردن بیرون دعوت کنید . حتما یک چیزی بخرید که دوست دارد ؛ مخصوصا سیب زمینی سرخ کرده . } بارت ، 9ساله .

چطوری می شود فهمید دو تا ادمی که توی رستوران غذا می خورند عاشق هم هستند ؟

{ فقط نگاه کنید و ببینید که مرد صورت حساب رابر میدارد یا نه . این راهی است که میشود فهمید عاشق شده یا نه } جان ، 9 ساله .

{ عاشق ها فقط به هم خیره می شوند و غذایشان سرد میشود . بقیه بیشتر به غذا توجه می کنند} براد ، 8 ساله .

{ اگر یکی از انها دسر هایی سفارش بدهند که با اتش درست می کنند ، عاشقند . چون یعنی قلب خودشان هم انجوری است ... توی اتش } کریستینه ، 9 ساله .



وقتی مردم می گویند : دوستت دارم ، به چه فکر می کنند ؟

{به خودشان می گویند :بله واقعا دوستش دارم . ولی کاش میشد حداقل روزی یکبار دوش بگیرد . }میشله ، 9 ساله .

چطور میشود عاشق ماند ؟

{اسم زنتان رافراموش نکنید ... این کار کل عشق را نابود می کند .} راجر ، 8 ساله .


{همسرتان را زیاد ببوسید . این کار باعث میشود او یادش برود که شما هیچ وقت اشغال را بیرون نمی گذارید } رندی ، 8 ساله .

behnam5555 09-29-2011 09:10 AM


وقتی میخوای یه کاری انجام بدی...!!!

اول خوب فکر کن...

بعد به حرف دلت گوش بده...

، بعد به خدا توکل کن...

و بعد اون کاری را انجام بده که زنت می گه...!!!

behnam5555 09-29-2011 09:12 AM


ماجرای سربازی رفتن خانوم‌ها!!

صبحگاه:

فرمانده: پس این سربازه‌ها (بجای واژه سرباز برای خانمها باید بگوییم سربازه !) کجان؟
معاون: قربان همه تا صبح بیدار بودن داشتن غیبت میکردن

ساعت 10 صبح همه بیدار میشوند...
سلام سارا جان
سلام نازنین، صبحت بخیر
عزیزم صبح قشنگ تو هم بخیر
سلام نرگس
سلام معصومه جان
ماندانا جون، وای از خواب بیدار میشی چه ناز میشی...

صبحانه:

وا... آقای فرمانده، عسل ندارید؟
چرا کره بو میده؟
بچه‌ها، من این نون رو نمیتونم بخورم، دلم نفع میکنه
آقای فرمانده، پنیر کاله نداری؟ من واسه پوستم باید پنیر کاله بخورم

بعد از صبحانه، نرمش صبحگاه (دیگه تقریبا شده ظهرگاه)

فرمانده: همه سینه خیز، دور پادگان. باید جریمه امروز صبح رو بدید
وا نه، لباسامون خاکی میشه ...
آره، تازه پاره هم میشه ...
وای وای خاک میره تو دهنمون ...
من پسر خواهرم انگلیسه میگه اونجا ...

ناهار

این چیه؟ شوره
تازه، ادویه هم کم داره
فکر کنم سبزی اش نپخته باشه
من که نمی‌خورم، دل درد میگیرم
من هم همینطور چون جوش میزنم
فرمانده: پس بفرمایید خودتون آشپزی کنید!
بله؟ مگه ما اینجا آشپزیم؟ مگه ما کلفتیم؟
برو خودت غذا درست کن
والا، من توخونه واسه شوهرم غذا درست نمی‌کنم، حالا واسه تو ...
چون کسی گرسنه نبود و همه تازه صبحانه خورده بودند، کسی ناهار نخورد

بعد از ناهار

فرمانده: کجان اینا؟
معاون: رفتن حمام
فرمانده با لگد درب حمام را باز میکنید و داد میکشد، اما صدای داد او در میان جیغ سربازه‌ها گم میشود...
هوووو.... بی شعور
مگه خودت خواهر مادر نداری...
بی آبرو گمشو بیرون...
وای نامحرم...
کثافت حمال...
(کل خانم ها به فرمانده فحش میدهند اما او همچنان با لبخندی بر لب و چشمانی گشاده ایستاده است!)

بعد از ظهر

فرمانده: چیه؟ چرا همه نشستید؟
یه دقیقه اجازه بده، خب فریبا جان تو چی میخوری؟
جوجه بدون برنج
رژیمی عزیزم؟
آره، راستی ماست موسیر هم اگه داره بده میخوام شب ماسک بزنم.

شب در آسایشگاه

یک خانم بدو بدو میاد پیش فرمانده و ناز و عشوه میگه: جناب فرمانده، از دست ما ناراحتین؟
فرمانده: بله بسیار زیاد!
خب حالا واسه اینکه دوباره دوست بشیم بیایید تو آسایشگاه داره سریال فرار از زندان رو نشون میده، همه با هم ببینیم
فرمانده: برید بخوابید!! الان وقت خوابه!!

فرمانده میره تو آسایشگاه:
وا...عجب بی شعوری هستی ها، در بزن بعد بیا تو
راست میگه دیگه، یه یااللهی چیزی بگو
فرمانده: بلندشید برید بخوابید!
همه غرغر کنان رفتند جز 2 نفر که روبرو هم نشسته اند
فرمانده: ببینم چیکار میکنید؟
واستا ناخونای پای مهشید جون لاکش تموم بشه بعد میریم.
آره فری جون؛ صبر کن این یکی پام مونده
فرمانده: به من میگی فری؟؟ سرباز! بندازش انفرادی.
سرباز: آخه گناه داره، طفلکی
مهشید: ما اومدیم سربازی یا زندان! عجبا!



behnam5555 09-29-2011 09:14 AM

لبخند تو ببینم

گوسفنده با باباش دعواش میشه
میره سر خیابون میگه: دربست کشتارگاه


به جوجه تیغی میگن: آرزوت چیه؟
اشک تو چشماش جمه میشه میگه: بغلم میکنی؟

به دو دلیل زنها فوتبالیست نمیشن:
1.عمرا 11 تا زن یجور لباس بپوشن
2.عمرا بازی بعدی همون لباسو بپوشن


به غضنفر خبر میدن که بابا شدی میگه به زنم نگید میخوام غافلگیرش کنم

از دختره می پرسن شوهر چند حرف داره؟ میگه اگه پیدا بشه حرف نداره
از غضنفر پرسیدند: "اسم کوچیك فردوسی چیه ؟"گفت: میدان

از غضنفر میپرسن بنظر تو سخت ترین کار چیه؟
میگه: نمک تو نمکدون ریختن، چون سوراخ هاش خیلی ریزه



behnam5555 09-29-2011 09:24 AM



دوره شاعران

ما را همین بس است كه داریم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و كنار نیست

عبید زاكانی
گفتی تو نه گوشی (!) كه سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار كجا گوش‌تر از من؟

شهریار
خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب
دوستان را خبر از چشم پرآبم مكنید

محتشم كاشانی
به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی
كه چاره در غم تو، های های می‌داند

سعدی

ز جان شیرین‌تری ای چشمه‌ی نوش
سزد گر گیرمت چون جان در آغوش

نظامی

لبخند معاوضه كن با جان شهریار
تا من به شوق این دهم و آن ستانمت

شهریار

چگونه شاد شود اندرون غمگینم؟
به اختیار كه از اختیار بیرون است

حافظ

به چشمك این همه مژگان به هم مزن یارا!
كه این دو فتنه به هم می‌زنند دنیا را

شهریار

گاهی به نوشخند لبت را اشاره كن
ما را به هیچ صاحب عمر دوباره كن

فروغی بسطامی

خیال حوصله بحر می‌پزد هیهات
چه‌هاست در سر این قطره محال‌اندیش

حافظ

عجب عجب كه برون آمدی به پرسش من
ببین ببین كه چه بی‌طاقتم ز شیدایی

مولانا

آرامِ دل غمگین، جز دوست كسی مگزین
فی‌الجمله همه او بین، زیرا همه او دیدم

فخرالدین عراقی

منم شرمنده زین یاری كه كردی
همین باشد وفاداری كه كردی

وحشی بافقی

بده یك بوسه تا ده واستانی
از این به چون بود بازارگانی!؟

نظامی

ما را همین بس است كه داریم درد عشق
مقصود ما ز وصل تو بوس و كنار نیست

عبید زاكانی

چندین شكستِ كارِ منِ دلشكسته چیست؟
ای هرزه‌گرد مگر نیست كار دگرت؟

وحشی بافقی

مرا هجران گسست از هم، رگ و بند
مرا شمشیر زد گیتی، تو را مشت

پروین اعتصامی

گفتی تو نه گوشی (!) كه سخن گویمت از عشق
ای نادره گفتار كجا گوش‌تر از من؟

شهریار

آخرالامر گل كوزه‌گران خواهی شد
حالیا فكر سبو كن كه پر از باده كنی

حافظ

جمالش كرد حیرانم، چه ماه است آن نمی‌دانم
كه چشم از كشف ماهیت، نمی‌بندد تأمل را

اوحدی مراغه‌ای
كی توان حق گفت جز زیر لحاف
با تو ای خشم‌آور آتش‌سجاف!

مولانا

دریا و كوه در ره و من خسته و ضعیف
ای خضر پی‌خجسته مدد كن به همتم

حافظ

در راه عشق وسوسه‌ی اهرمن بسی است
پیش آی گوش دل به پیام سروش كن

حافظ

خواهم از گریه دهم خانه به سیلاب امشب
دوستان را خبر از چشم پرآبم مكنید

محتشم كاشانی

می می‌كشیم و خنده‌ی مستانه می‌زنیم
با این دو روزه‌ی عمر چه‌ها می‌كنیم ما

صائب تبریزی

به حال سعدی بیچاره قهقهه چه زنی
كه چاره در غم تو، های های می‌داند

سعدی

از هر طرف كه رفتم جز وحشتم نیفزود
زنهار از این بیابان وین راه بی‌نهایت

حافظ

تو را زین پس جز فرشته نخوانم
ازیرا كه تو آدمی را نمانی!

فرخی سیستانی

آن دگر گفت ای گروه زرپرست
جمله خاصیت مرا چشم اندرست

مولانا

مكن از خواب بیدارم خدا را
كه دارم خلوتی خوش با خیالش

حافظ

خواب مرگم باد اگر دور از تو خوابم آرزوست
خون خورم بی‌چشم مستت گر شرابم آرزوست

اهلی شیرازی

چون نماید به تو این دولت روی
رو در آن آر و به كس هیچ مگوی

جامی

نمی‌دانم كه دردم را سبب چیست؟
همی دانم كه درمانم تویی بس

اوحدی مراغه‌ای

گر بدی گفت حسودی و رفیقی رنجید
گو تو خوش باش که ما گوش به احمق نكنیم

حافظ

ما شبی دست برآریم و دعایی بكنیم
غم هجران تو را چاره ز جایی بكنیم

حافظ
آه از راه محبت كه چه بی‌پایان است
با دو منزل كه یكی وصل و یكی هجران است

صیدی

مرا صائب به فکر کار عشق انداخت بیکاری
عجب كاری برای مردم بیكار پیدا شد!

صائب تبریزی

رو مسخرگی پیشه كن و مطربی آموز
تا داد خود از كهتر و مهتر بستانی

انوری

گر به خشم است و گر به عین رضا
نگهی باز كن كه منتظریم

سعدی

من مریض درد عصیانم كه درمانم تویی
دردمند این‌چنین محتاج درمان شماست!

محتشم كاشانی

من چون نزنم دست كه پابند منی
چون پای نكوبم كه توئی دست‌زنان

مولانا

حباب‌وار براندازم از روی نشاط كلاه
اگر ز روی تو عكسی به جام ما افتد

حافظ

مرا كه سِحر سخن در جهان همه رفته است
ز سِحر چشم تو بیچاره مانده‌ام مسحور

سعدی

این بدان گفتم كه تا هر بی‌فروغ
كم زند در عشق ما لاف دروغ

عطار

مجلس تمام گشت و به پایان رسید عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده‌ایم

سعدی

ای غایب از نظر به خدا می‌سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت

حافظ


behnam5555 09-29-2011 10:03 AM

زن یعنی چه؟

می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار”چهلچراغ” شده اند
و بعضی ها طرفدار”صرفه جویی در مصرف برق“!
با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:


* دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند.)
تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد.
که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)

* معشوق:


لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)

* همسر موقت:
لامپ کم مصرف!

* همسر دائم:
همان چراغ خانه.



* همسر مطلقه:
لامپ سوخته!


* همسر ایده آل:
چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)

شعر مرتبط:

با غول چراغ ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
“در مصرف برق صرفه جویی بکنید”؟!

behnam5555 09-29-2011 10:08 AM

نوشته پشت تریلی!!
  1. آب رادياتور ماشين بخور محتاج نامردان نباش!
  2. آدم ديوانه را بنگي بس است # خانه پرشيشه را سنگي بس است!
  3. اتوبوس من غصه نخور ، منم يه روز بزرگ ميشم ! ( ژيان )
  4. اگر از عشقت نکنم گريه و زاري # به جهنم که مرا دوست نداري !
  5. اگه الله کند ياري چه اف باشد چه سوسماري !
  6. اگر خواهي بميري بي بهانه بخور ماست و خيار و هندوانه !
  7. التماس2A !
  8. اي بلبل اگر نالي من با تو هم آوازم # تو عشق گل داري،من عشق گل اندامي !
  9. اي روزگار با ما شدي ناسازگار!
  10. بپر بالا که گيرت نمياد !
  11. باغبان در را مبند من مرد گلچين نيستم # من خودم گل دارم و محتاج يک گل نيستم!
  12. بحث30يا30 ممنوع !
  13. بخور و بخواب کارمه الله نگهدارمه!
  14. به مادرت رحم کن کوچولو ! نوکرتم ننه!
  15. بهتر ازمن چه کسي جواب :به تو چه فضولي ؟
  16. تا جام اجل نکردم نوش هرگز نکنم تو را فراموش !
  17. تا سگ نشوي کوچه و بازار نگردي # تا کوچه و بازار نگردي نشوي گرگ بيابان!
  18. تاکسي نارنجي از من نرنجي!
  19. تجربه نام مستعاري است که بر خطاهاي خود ميگذاريم!
  20. جرم به دنيا آمدن ‹‹‌ شهرت =پشيمان -- نشاني=بي نشان ››!
  21. جون من داداش يه خورده يواش!
  22. جهان باشد دبستان و همه مردم دبستاني # چرا بايد شود طفلي ز روز امتحان غافل؟!!
  23. داداش مرگ من يواش امان از دست گلگير ساز و نقاش!
  24. دختر ار بهر عفت ميکند چادر به سر # نامه را از زير چادر ميدهد دست پسر!
  25. درخت مکر زن صد ريشه دارد # فلک از دست زن انديشه دارد!
  26. در طواف شمع ميگفت اين سخن پروانه اي # سر پيچ سبقت نگير جانا مگر ديوانه اي!
  27. دلبرا دل به تو دادم که به من دل بدهي # دل ندادم که به من ساندوچ و دلمه دهي!
  28. دلبري دارم چو مار عينکي # خوشگل و زيبا ولي کم پولکي!
  29. دنبالم نيا آواره ميشي!
  30. دنيا همه هيچ و اهل دنيا همه هيچ # اي هيچ تر از هيچ تو بر هيچ مپيچ!
  31. دو دو تا هفتا کي به کيه!
  32. حالا که خر تو خره ماهم پيرايدم ( ژيان ) !!
  33. رخش بي قرار!
  34. رقيف بي کلک مادر!
  35. رنج گل بلبل کشيد و برگ گل را باد برد # رنج دختر مادر کشيد و لذتش داماد برد!
  36. رود ميرود اما ريگذارش ميماند !
  37. زندگي بدون عشق مثل ساندوچ بدون نوشابه هست!
  38. زندگي بدون عشق مانند شلوار بدون کش هست!
  39. «zoor nazan farsi neveshtam»
  40. ژيان عشقت مرا بيچاره بنمود ز شهر و خانه ام آواره بنمود!
  41. سر پاييني نوکرتم سر بالايي شرمندتم ( ژيان )
  42. شب و روز رانندگي در جاده ها کار من است # از خطر باکي ندارم جون خدا يار من است!
  43. شکربترازوي وزارت برکش(اينو برعکس هم بخوني همين ميشه) شو همره بلبل بلب هر مهوش!
  44. عشق ميکروبي است که از راه چشم وارد ميشود و قلب را عاشق ميکند!
  45. قربان وجودي که وجودم ز وجودش بوجود آمده است!
  46. کوه از بالا نشيني رتبه اي پيدا نکرد # جاده از افتادگي از کوه بالا ميرود!
  47. گاز دادن نشد مردي عشق آن است که بر گردي!
  48. گدايان بهر روزي طفل خود را کور ميخواهند # طبيبان جملگي خلق را رنجور ميخواهند!
    تمام مرده شويان راضيند بر مردن مردم # بنازم مطربان را که خلق را مسرور ميخواهند!
  49. گلگيرم ولي گل نميگيرم!
  50. يه بار پريدي موتوري دو بارپريدي موتوري آخر مي افتي موتوري!



behnam5555 09-29-2011 10:16 AM


آیا میدانید؟


ميدانيد چرا ناپلئون هميشه از كمر بند قرمز استفاده ميكرده و اين كه حكمت كمربند ناپلئون چيست ، اين سوال براي خيلي ها پيش آمده و جواب آن فقط يك جمله است : از كمربند قرمز استفاده ميكرده تا ازافتادن شلوارش جلوگيري كند

چرا روي آدرس اينترنت به جاي يك دبيليو، سه تا دبيليو مي گذارند؟ چون كار از محكم كاري عيب نمي

كنه

آخرين دنداني كه در دهان ديده مي شود چه نام دارد؟ دندان مصنوعي

چطور مي شود چهارنفر زير يك چتر به ايستند و خيس نشوند؟ وقتي هوا آفتابي باشد اين كار را انجام

دهند

اگر سر پرگار گيج برود چه مي كشد؟ بيضي

چرا لك لك موقع خواب يك پايش را بالا مي گيرد؟ چون اگر هر دو را بگيرد، مي افتد

چرا دود از دودكش بالا مي رود؟ چون ظاهرا چاره ديگري ندارد

فرق باطري با مرد چيست؟ باطري اقلا يک قطب مثبت داره ولي مرد هيچ چيز مثبتي نداره

اختراعي که براي جبران اشتباهات بشر درست شده چيست؟ طلاق

چه طوري زير دريايي بعضيها رو غرق مي کنن؟ يه غواص ميره در مي زنه

ناف يعني چه؟ ناف نمره صفري است كه طبيعت به شكم بي هنر داده است

خط وسط قرص براي چيه؟ براي اينكه اگه با آب نرفت پايين با پيچ گوشتي بره

اگه يه نقطه آبي روي ديوار ديديد كه حركت مي كند چيست؟ مورچه اي است كه شلوارلي پوشيده

بعضيها را چگونه براي هميشه مي شود سر كار گذاشت؟ در دو روي يك كاغذ مي نويسم: «لطفاً

بچرخانيد

چرا بعضيها هميشه 18تايي به سينما مي روند؟ براي اينكه براي زير 18 ممنوع بود

چرا بعضيها با دو دستشان دست مي دهند؟ چون فرق دست راست و چپشونو بلد نيستند

چرا فيل از «سوراخ سوزن» رد نمي شه؟ براي اينكه ته دمش «گره» داره

behnam5555 09-29-2011 10:18 AM

عشق ''...

زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با ريش هاي بلند جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا
چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت
است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا
انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهر گفت:« چه خوب، ثروت را دعوت کنيم
تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت
نکنيم؟»
عروس خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه
پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او
مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:
« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي

هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست!



behnam5555 09-29-2011 10:22 AM



بهترين لحظات زندگي Best Moments in Life
some of the Best Moments in Life:

بهترين لحظات زندگي :

To fall in love.
عاشق شدن

To laugh until it hurts your stomach.
انقدر بخنديد که دلتون درد بگيره

To find mails by the thousands when you return from a vacation.
بعد از اينکه از مسافرت برگشتيد ببينيد هزار تا ايميل داريد

To go for a vacation to some pretty place.
به يه جاي خوشگل بريد براي مسافرت

To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقتون از راديو گوش بديد

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواببريد و به صداي بارش بارون گوش بديد

To leave the shower and find that the towel is warm.
از حموم که اومديد بيرون ببينيد حو لتون گرمه !

To clear your last exam.
آخرين امتحانتون رو پاس کنيد

To receive a call from someone, you don't see a lot, but you want to..
يه کسي که معمولا" زياد نميبينينش ولي دلتون مي خواد ببينيد بهتون تلفن کنه

To find money in a pant that you haven't used since last year.
توي يه شلواري که تو سال گذشته ازش استفاده نمي کرديد پول پيدا کنيد

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
براي خودتون تو آينه شکل در بياريد و بهشبخنديد

Calls at midnight that last for hours.
تلفن نيمه شب داشته باشيد که ساعتها هم طول بکشه

To laugh without a reason.
بدون دليل بخنديد

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفي بشنويد که يه نفر داره از شما تعريف مي کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a
couple of hours.
از خواب پاشيد و ببينيد که چند ساعت ديگه هم مي تونيد بخوابيد

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگي رو گوش کنيد که شخص خاصي رو به ياد شما مي ياره

To be part of a team.
عضو يک تيم باشيد

To watch the sunset from the hill top.
از بالاي تپه به غروب خورشيد نگاه کنيد

To make new friends.
دوستاي جديد پيدا کنيد

To feel butterflies! in the stomach every time that you see
that person.
وقتي "اونو" ميبينيد دلتون هري بريزه پايين!

To pass time with your best friends.
لحظات خوبي رو با دوستانتون سپري کنيد

To see people that you like, feeling happy.
کساني رو که دوستشون داريد رو خوشحال ببينيد

To use a sweater of the person that you like and find that it still
smells of their perfume.
پليورش رو بپوشيد و ببينيد هنوزم بوي عطرش رو ميده

See an old friend again and to feel that the things have not changed..
يه دوست قديمي رو دوباره ببينيد و ببينيد که فرقي نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنيد

To have somebody tell you that he/she loves you.
يکي رو داشته باشيد که بدونيد دوستتون داره

To laugh .......laugh. .......and laugh ...... remembering stupid
things done with stupid friends.
يادتون بياد که دوستاي احمقتون چه کارهاي احمقانه اي کردند و بخنديد و
بخنديد و ....... بازم بخنديد


These are the best moments of life....
اينها بهترين لحظه هاي زندگي هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون رو بدونيم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگي يک مشکل نيست که حلش کرد بلکه يه هديه است که بايد ازشلذت برد



behnam5555 09-29-2011 10:26 AM


تقدیم به عاشقان عشق...

ميگفت: انقدر دوستت دارم که اگر بگويي بميرميميرم... باورم نمي شد... فقط يک امتحان ساده به او گفتم بمير...! سالهاست در تنهايي پژمرده ام... - کاش امتحانش نمي کردم
---------------------------------------------------------------------------
تو كتاب خوندم سيگار بده ديگه نكشيدم، تو كتاب خوندم مشروب بده ديگه نخوردم، تو كتاب خوندم دروغ بده ديگه نگفتم، تو كتاب خوندم عشق بده، ديگه كتاب نخوندم
---------------------------------------------------------------------------
اي کاش دوست داشتن را تجربه نمي کردم، تجربه ي تلخي بود... ديگر هيچ وقت نمي خواهم حضوري گرم، سرماي وجودم را محو کند ديگر هيچ گاه به نگاه عاشقي دل نمي بندم و هيچ گاه به سلام مهرباني پاسخ نخواهم داد
--------------------------------------------------------------------------
افسوس.... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي ميکنيم... آن زمان که دوستمان دارند لجبازي ميکنيم... و بعد... براي آنچه از دست رفته آه ميکشيم -
---------------------------------------------------------------------------
پرسيدم : عشق چيست ؟ گفت : آتشي است . گفتم : مگر آن را ديده اي ؟ گفت : نه در آن سوخته ام
--------------------------------------------------------------------------



behnam5555 09-29-2011 10:28 AM


هرگز نااميد نشو

يک سخنران معروف در مجلسي ، يک اسکناس صد دلاري را از جيبش بيرون آورد و پرسيد: چه کسي مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟
دست همه حاضرين بالا رفت!
سخنران گفت: بسيار خوب، من اين اسکناس را به يکي از شما خواهم داد ولي قبل از آن ميخواهم کاري بکنم.
و سپس در برابر نگاه‏هاي متعجب، اسکناس را مچاله کرد و باز پرسيد: چه کسي هنوز مايل است اين اسکناس را داشته باشد؟!
و باز دستهاي حاضرين بالا رفت...
اين بار مرد، اسکناس مچاله شده را به زمين انداخت و چند بار آن را لگد مال کرد و با کفش خود آنرا روي زمين کشيد!
بعد اسکناس را برداشت و پرسيد: خوب، حالا چه کسي حاضر است صاحب اين اسکناس شود؟!
و باز دست همه بالا رفت!!!
سخنران گفت: دوستان، با اين بلاهايي که من سر اسکناس آوردم، از ارزش اسکناس چيزي کم نشد و همه شما خواهان آن هستيد...

و ادامه داد:

در زندگي واقعي هم همين‏طور است، ما در بسياري موارد با تصميماتي که ميگيريم يا با مشکلاتي که روبرو ميشويم، خم ميشويم، مچاله ميشويم، خاک ‏آلود ميشويم و احساس ميکنيم که ديگر ارزش نداريم، ولي اينگونه نيست و صرف‏نظر از اينکه چه بلايي سرمان آمده است، هرگز ارزش خود را از دست نميدهيم و هنوز هم براي افرادي که دوستمان دارند، آدم پر ارزشي هستيم...


behnam5555 09-29-2011 10:33 AM

اگر كسي را دوست داري؟

شكسپير : اگر كسي را دوست داري رهايش كن سوي تو برگشت از آن توست و اگر برنگشت از اول براي تو نبوده

دانشجوي زيست شناسي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... او تكامل خواهد يافت

دانشجوي آمار : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر دوستت داشته باشد ، احتمال برگشتنش زياد است و اگر نه احتمال ايجاد يك رابطه مجدد غير ممكن است

دانشجوي فيزيك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، به خاطر قانون جاذبه است و اگر نه يا اصطكاك بيشتر از انرژي بوده و يا زاويه برخورد ميان دو شيء با زاويه صحيح هماهنگ نبوده است

دانشجوي حسابداري : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، رسيد انبار صادر كن و اگر نه ، برايش اعلاميه بدهكار بفرست

دانشجوي رياضي : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، طبق قانون 2=1+1 عمل كرده و اگر نه در عدد صفر ضربش كن

دانشجوي كامپيوتر : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر برگشت ، از دستور كپي - پيست استفاده كن و اگر نه بهتر است كه ديليت اش كني

دانشجوي خوشبين : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن... نگران نباش بر مي گردد

دانشجوي عجول : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ... اگر در مدت زماني معين بر نگشت فراموشش كن

دانشجوي شكاك : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، از او بپرس " چرا " ؟

دانشجوي صبور : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برنگشت ، منتظرش بمان تا برگردد

دانشجوي رشته صنايع : اگر كسي را دوست داري ، به حال خود رهايش كن ...اگر برگشت ، باز هم به حال خود رهايش كن ، اين كار را مرتب تكرار كن.......

behnam5555 09-29-2011 10:35 AM



پاییز هزار رنگ کانادا



behnam5555 09-29-2011 10:36 AM


ضربالمثل ملل مختلف در رابطه با ازدواج


1-هنگام ازدواج بيشتر با گوش هايت مشورت كن تا با چشم هايت.(ضرب المثل آلماني)
2- مردي كه به خاطر '' پول '' زن مي گيرد، به نوكري مي رود. (ضرب المثل فرانسوي)
3- لياقت داماد، به قدرت بازوي اوست. (ضرب المثل چيني)
4- زني سعادتمند است كه مطيع '' شوهر'' باشد. (ضرب المثل يوناني)
5- زن عاقل با داماد '' بي پول '' خوب مي سازد. (ضرب المثل انگليسي)
6- زن مطيع فرمانرواي قلب شوهر است. (ضرب المثل انگليسي)
7- زن و شوهر اگر يكديگر را بخواهند در كلبه ي خرابه هم زندگي مي كنند. (ضرب المثل آلماني)
8- داماد زشت و با شخصيت به از داماد خوش صورت و بي لياقت. (ضرب المثل لهستاني)
9- دختر عاقل، جوان فقير را به پيرمرد ثروتمند ترجيح مي دهد. (ضرب المثل ايتاليايي)
10-داماد كه نشدي از يك شب شادماني و عمري بداخلاقي محروم گشته اي. (ضرب المثل فرانسوي)
11- دو نوع زن وجود دارد؛ با يكي ثروتمند مي شوي و با ديگري فقير. (ضرب المثل ايتاليايي)
12- در موقع خريد پارچه حاشيه آن را خوب نگاه كن و در موقع ازدواج درباره مادر عروس تحقيق كن. (ضرب المثل آذربايجاني)
13- برا ي يافتن زن مي ارزد كه يك كفش بيشتر پاره كني. (ضرب المثل چيني)
14- تاك را از خاك خوب و دختر را از مادر خوب و اصيل انتخاب كن. (ضرب المثل چيني)
15- اگر خواستي اختيار شوهرت را در دست بگيري اختيار شكمش را در دست بگير. (ضرب المثل اسپانيايي)
16- اگر زني خواست كه تو به خاطر پول همسرش شوي با او ازدواج كن اما پولت را از او دور نگه دار. (ضرب المثل تركي)
17- ازدواج مقدس ترين قراردادها محسوب مي شود. (ماري آمپر)
18- ازدواج مثل يك هندوانه است كه گاهي خوب مي شود و گاهي هم بسيار بد. (ضرب المثل اسپانيايي)
19- ازدواج، زودش اشتباهي بزرگ و ديرش اشتباه بزرگتري است. (ضرب المثل فرانسوي)
20- ازدواج كردن وازدواج نكردن هر دو موجب پشيماني است. (سقراط )
21- ازدواج مثل اجراي يك نقشه جنگي است كه اگر در آن فقط يك اشتباه صورت بگيرد جبرانش غير ممكن خواهد بود. (بورنز)
22- ازدواجي كه به خاطر پول صورت گيرد، براي پول هم از بين مي رود. (رولاند)
23- ازدواج هميشه به عشق پايان داده است. (ناپلئون)
24- اگر كسي در انتخاب همسرش دقت نكند، دو نفر را بدبخت كرده است. (محمد حجازي)
25- انتخاب پدر و مادر دست خود انسان نيست، ولي مي توانيم مادر شوهر و مادر زنمان را خودمان انتخاب كنيم. (خانم پرل باك)
26- با زني ازدواج كنيد كه اگر '' مرد '' بود، بهترين دوست شما مي شد. (بردون)
27- با همسر خود مثل يك كتاب رفتار كنيد و فصل هاي خسته كننده او را اصلاً نخوانيد. (سوني اسمارت)
28- براي يك زندگي سعادتمندانه، مرد بايد '' كر '' باشد و زن '' لال ''. (سروانتس)
29- ازدواج بيشتر از رفتن به جنگ '' شجاعت '' مي خواهد. (كريستين)
30- تا يك سال بعد از ازدواج، مرد و زن زشتي هاي يكديگر را نمي بينند. (اسمايلز)
31- پيش از ازدواج چشم هايتان را باز كنيد و بعد از ازدواج آنها را روي هم بگذاريد. (فرانكلين)
32- خانه بدون زن ، گورستان است. (بالزاك)
33- تنها علاج عشق، ازدواج است. (آرت بوخوالد)
34- ازدواج پيوندي است كه از درختي به درخت ديگر بزنند، اگر خوب گرفت هر دو '' زنده '' مي شوند و اگر '' بد '' شد هر دو مي ميرند. (سعيد نفيسي)
35- ازدواج عبارتست از سه هفته آشنايي، سه ماه عاشقي ، سه سال جنگ و سي سال تحمل! (تن)
36- شوهر '' مغز'' خانه است و زن '' قلب '' آن. (سيريوس)
37- عشق ، سپيده دم ازدواج است و ازدواج شامگاه عشق. (بالزاك)
38- قبل از ازدواج درباره تربيت اطفال شش نظريه داشتم، اما حالا شش فرزند دارم و داراي هيچ نظريه اي نيستم. (لرد لوچستر)
39- مرداني كه مي كوشند زن ها را درك كنند، فقط موفق مي شوند با آنها ازدواج كنند. (بن بيكر)
40- با ازدواج، مرد روي گذشته اش خط مي كشد و زن روي آينده اش. (سينكالويس)
41- خوشحالي هاي واقعي بعد از ازدواج به دست مي آيد. (پاستور)
42- ازدواج كنيد، به هر وسيله اي كه مي توانيد. زيرا اگر زن خوبي گيرتان آمد بسيار خوشبخت خواهيد شد و اگر گرفتار يك همسر بد شويد فيلسوف بزرگي مي شويد. (سقراط)
43- قبل از رفتن به جنگ يكي دو بار و پيش از رفتن به خواستگاري سه بار براي خودت دعا كن. (يكي از دانشمندان لهستاني)
44- مطيع مرد باشيد تا او شما را بپرستد. (كارول بيكر)
45- من تنها با مردي ازدواج مي كنم كه عتيقه شناس باشد تا هر چه پيرتر شدم، براي او عزيزتر باشم . (آگاتا كريستي)
46- هر چه متأهلان بيشتر شوند، جنايت ها كمتر خواهد شد. (ولتر)
47- هيچ چيز غرور مرد را به اندازه ي شادي همسرش بالا نمي برد، چون هميشه آن را مربوط به خودش مي داند. (جانسون)
48- زن ترجيح مي دهد با مردي ازدواج كند كه زندگي خوبي نداشته باشد، اما نمي تواند مردي را كه شنونده خوبي نيست، تحمل كند. (كينهابارد)
49- اصل و نسب مرد وقتي مشخص مي شود كه آنها بر سر مسائل كوچك با هم مشكل پيدا مي كنند. ( شاو)
50- وقتي براي عروسي ات خيلي هزينه كني ، مهمان هايت را يك شب خوشحال مي كني و خودت را عمري ناراحت! (روزنامه نگار ايرلندي)
51 – هيچ زني در راه رضاي خدا با مرد ازدواج نمي كند. (ضرب المثل اسكاتلندي)
52 – با قرض اگر داماد شدي با خنده خداحافظي كن. (ضرب المثل آلماني)
53 – تا ازدواج نكرده اي نمي تواني درباره ي آن اظهار نظر كني. (شارل بودلر)
54 – دوام ازدواج يك قسمت روي محبت است و نه قسمتش روي گذشت از خطا. (ضرب المثل اسكاتلندي)
55 – ازدواج پديده اي است براي تكامل مرد. (مثل سانسكريت)
56 – زناشويي غصه هاي خيالي و موهوم را به غصه نقد و موجود تبديل مي كند. (ضرب المثل آلماني)
57 – ازدواج قرارداد دو نفره اي است كه در همه دنيا اعتبار دارد. (مارك تواين)
58 – ازدواج مجموعه اي ازمزه هاست هم تلخي و شوري دارد. هم تندي و ترشي و شيريني و بي مزگي. (ولتر)


behnam5555 09-29-2011 10:37 AM

نتيجه گيري

شرلوک هلمز ، کارآگاه معروف ، و هم کارش واتسون رفته بودند صحرانوردي و شب هم چادري زدند و زير آن خوابيدند .

نيمه هاي شب هلمز بيدار شد و به آسمان نگريست . بعد واتسون را بيدار کرد و گفت : " نگاهي به بالا بينداز و به من بگو چه مي بيني؟ " واتسون گفت :" ميليون ها ستاره مي بينم ".

هلمز گفت : " و چه نتيجه اي مي گيري؟ " واتسون گفت : " از لحاظ روحاني نتيجه مي گيرم که خداوند بزرگ است و ما چه قدر در اين دنيا حقيريم . از لحاظ ستاره شناسي نتيجه مي گيرم که زهره در برج مشتري است ، پس بايد اوايل تابستان باشد . از لحاظ فيزيکي نتيجه مي گيرم که مريخ در محاذات قطب است ، پس بايد ساعت حدود سه نيمه شب باشد "

شرلوک هلمز چند لحظه به واتسون نگاه کرد و گفت : " واتسون ! تو احمقي بيش نيستي ! نتيجه ي اول و مهمي که بايد بگيري اين است که چادر ما را دزديده اند "

behnam5555 09-29-2011 12:33 PM

زیباترین رقاص اختصاصی ناصر الدین شاه

رقاص ایرانی در سال ۱۲۸۸ قاجاریه


در زمان قاجار نوازندگان و رقصنده گان را "عمله طرب" میخواندند که در مراسم آشپزان, میهمانی ها و عروسیها شرکت میکردند.

دسته دیگر را" مطرب" میخواندند که مشهور ترین آنها در دوره ناصرالدین شاه "دسته موًمن کور" بود که خود و همسرش ضرب ودف مینواختند و دو دخترش یکی ارگ دستی و دیگری در رقص مهارت داشت. دیگر" سلطان خانم" که رقاصه مادر ناصرالدین شاه جهان خانم بود.




behnam5555 10-01-2011 10:59 AM

همیشه عاشقت میمانم ...



behnam5555 10-01-2011 01:35 PM


شیر

۱. امام على (ع): نوشیدن شیر، درمان هر دردى به جز مرگ است .
۲. امام صادق (ع): شیر بخور که هم موجب رویش گوشت در بدن مى شود و هم استخوان را محکم مى کند.
۳. امام صادق (ع): براى گلودرد، چیزى همانند نوشیدن شیر، مفید نیست .
۴. پیامبر (ص): خداوند براى هر دردى که فرستاده ، درمانى قرار داده است و در شیر گاو، درمان همه ى دردها است .
۵. شیر گاو بخورید که درمان هر دردى است ؛ چرا که گاو، هر نوع گیاهى را مى خورد.
۶. امام على (ع): شیر گاو، دارو است .
۷. ابوالبلاد مى گوید: در نزد امام باقر، از ناراحتى معده ام شکوه کردم . فرمود: ((چرا شیر گاو نمى نوشى . آیا تا کنون شیر گاو نوشیده اى )). گفتم : ((آرى ؛ بارها نوشیده ام )). فرمود: ((به نظرت شیر گاو چطور است ؟)). گفتم : ((به نظر من ، معده را شست و شو مى دهد؛ موجب مى شود که اطراف کلیه را پیه بپوشاند و اشتها را زیاد مى کند)). امام فرمود: ((اگر فصلش بود، با هم به بندرگاه یَنبُع مى رفتیم تا شیر گاو بخوریم )).
۸. پیامبر (ص): شیر شتر، درمان بیمارى ذَرِب است .
۹. یحیى بن عبدالله مى گوید: نزد امام صادق بودم که چند پیاله برایمان آوردند. حضرت فرمود: ((این سر شیر الاغ است که آن را براى یکى از بیمارانمان گرفته ایم . هر کس مى خواهد، بخورد)).
۱۰. هر کس که آب کمرش دگرگون شده است و نطفه اش منعقد نمى شود شیر و عسل برایش مفید است .
۱۱. امام کاظم (ع): هر کسى مى خواهد ماست بخورد و از خوردن ماست ، ضررى به او نرسد، پس از آن سیاه دانه بخورد.




behnam5555 10-01-2011 01:39 PM



چرا خجالت می کشیم؟

خجالت کشیدن در مقابل دیگران , ویژگی ناراحت کننده ای است که تعداد زیادی از افراد دچار آن هستند و باید
پذیرفت که وجود این ویژگی در حد افراط مانعی برای رسیدن به بسیاری از موفقیت های زندگی خواهد بود.
گاه چنین می شود که بهترین راه از بین بردن خجالت این است که فرد به طور مرتب به خود تلقین کند که دلیلی
برای خجالت نیست و نباید خجالت بکشد. باید گفت این نوع تلقین , وضع شخص خجالتی را به مراتب بدتر می
کند. اگر فرد خجالتی قبل از روبه رو شدن با موقعیت جدیدی, به طور مثال شرکت در جمعی نا آشنا یا صحبت با
افرادی که تا کنون با آنها آشنایی نداشته و ..... به خود تلقین کند" من خجالت نخواهم کشید, دست و پای خود را
گم نمی کنم, رنگم سرخ نمی شود" مطمئن باشید که به محض روبه رو شدن با موقعیت دچار خجالت همیشگی
خواهد شد..
یکی از علائم اعتماد به نفس خجالت نکشیدن است. در این حال تلقین به خود با جمله هایی نظیر من می توانم
هر کاری را که اراده می کنم انجام دهم. من می توانم در جمع با آرامش صحبت کنم و ..... می توان موثر تر از
جمله هایی چون من خجالت نخواهم کشید من سرخ نمی شود و ....می باشد.


رابطه خجالت و اعتماد به نفس:


مهمترین علت خجالت کشیدن در مقابل دیگران یا موقعیت های تازه این است که فرد بیش از حد به محدودیت ها
کمبود ها و نقطه ضعف ها فکر می کند. یک فرد خجالتی قبل از روبه رو شدن با کسی که او را نمی شناسد به
طور مرتب با خود فکر می کند که اگر از من چیزی بپرسد که ندانم چه کنم؟اگر از من کاری را بخواهد که بلد
نباشم چه کنم؟و......
به این ترتیب می بینیم که تمام فکر شخص خجالتی روی عدم توانایی ها متمرکز می شود. به طور مسلم در
افراد عدم توانایی و ضعف هایی وجود دارد باید توجه داشت که در وجود انسان نیرو توانمندی ها و استعداد ها ی
فراوان نهفته شده که باید آنها را کشف نمود, به آنها بها داد و برای تقویت آنها تلاش کرد. برای موفقیت در رفع
احساس خجالت باید قبل از هر چیز خود را قبول داشته و در واقع خود را درست در همان گونه که هستیم بپذیریم.
برای این منظور لازم است نگاهی به طرفانه و دقیق به خود بیندازیم و ببینیم که دارای چه قابلیت هایی هستیم.
این همان چیزی است که روان شناسان مثبت فکر کردن نامیدند.
بیشتر افراد خجالتی کسانی هستند که از وجود استعداد های در خود اطلاعی ندارند و یا این توانمندی ها را باور
نکرده اند . بنابراین لازم است از هم اکنون الوین قدم را با شهامت بردارند , اولین قدم برای بهرهگیری از توانایی های ذاتی.

پس مثبت ببین و مثبت فکر کن
در این حال با کشف خود و توانمندیها فراوان چنان حالتی در شما ایجاد خواهد شد که احساس خجالت را به تدریج
محدود و نابود می سازد. هر چه شناخت از توانمندی ها و استعداد ها بیشتر باشد, اعتماد به نفس بیشتر
خواهد بود و جایی برای خجالت کشیدن باقی نمی ماند.

behnam5555 10-01-2011 01:41 PM


نکاتی برای خواب راحت

هر کاری را به وقتش موکول کنید
کسانی که زیاد کار می کنند , معمولا مشکل بی خوابی دارند. زیرا پس از رفتن به رختخواب نمی دانند چطور
دست از کار بکشند. سعی کنید در زمان خاصی از روز دست از کار بکشید. مکان زمان و اتفاقی را برای پایان کار
تعیین کنید. فهرستی از کارهای فردای خود تهیه کنید و با خیالی آسوده بخوابید.
روی پوست گوسفند بخوابید.
این راهر کودکی هم می داند که خوابیدن روی پوست گوسفند , خواب عمیق می آورد و بیشتر از شمردن
گوسفند اثر دارد.
این تاثیر به خاطر حسی فیزیکی نیست بلکه پشم ویژگی منحصر به فردی دارد که باعث می شود عرق کردن بدن
به صورت تبخیری باشد نه به صورت مایع. این مسئله باعث می شود که خواب طبیعی تر و راحت تر باشد.
در آرامش به موسیقی گوش کنید.
برای بر خورد با همسایه های پر سر و صدا را چاره ساده ای وجود دارد آن هم گوش دادن به موسیقی است .
موسیقی دلپذیری که با هدفون گوش می کنید. اگر هر روز به یک قطعه موسیقی گوش کنید با تداعی آن قطعه
موسیقی آرامش می یابید و بعد زودتر به اثر موسیقی پی می برید.
خشم برنامه ریزی شده
خشم می تواند عامل مهمی در بی خوابی باشد ,البته بخشیدن و فراموش کردن همیشه ساده نیست. اما راه
حل ساده ای وجود دارد. شما می توانید زمان و مکان خاصی را در نطر بگیرید و در آن هنگام راه رفتن انجام دهید
. در زمان برنامه ریزی شده تمام خشمتان را نشان دهید و آن را تا زمانی دیگر فراموش کنید.
دعای خواب
دعا کردن و احساس معنویتی که دعا به انسان دست می دهد فواید روانی بسیار زیای دارد. محلی به نام مکان
خدا در مغز هر انسانی وجود دارد. دسترسی به این محل عروج معنوی و آرامش ذهنی به همراه می آورد.
کسانی که از ته دل دعا می کنند هرگز کمبود خواب را احساس نمی کنند.


behnam5555 10-01-2011 01:45 PM


ده کلید برای تقویت روحیه

1- خود را بشناسید
امروزه پیشنهاد سقراط که در قر ن پنجم قبل از میلاد که در آن متنی بر خودشناسی ارایه شد به قوت خود پا
برجاست.
اهداف احساسات و محدودیت های خویش را بشناسید و با آرامش با آنها برخورد نمایید. خواه از طریق مطالعه ,
خواه از طریق اندیشیدن و تفکر, سعی منید بعضی راه های که باعث شناخت شما از خودتان و اینکه چه
چیزهایی شما را خوشحال می کند پیدا کنید.
چنانچه به این توصیه عمل کنید , بهتر قادر به کنترل زندگی و مشکلات پیش روی خود خواهید بود.
2- به خودتان ارزش بدهید و به خود اعتماد داشته باشید.
ممکن است سخت به نظر برسد اما سعی کیند رفتارتان گویای این باشد که از خودتان مواظبت می کنید.
حتی اگر همیشه احساس عدم اطمینان می کنید , برخورد و رفتار مثبت را به دنیای اطراف هدیه دهید.
برخورد مردم با شما متاثر از رفتار و پوشش شماست.
بنابراین خود ارزشی و خود اعتمادی را به نمایش بگذارید تا احترام را برای شما به ارمغان آورد.
3- بیش از حد توانتان کار نکنید
همه ما با سخت کوشی , خواهان تامین امنیت و رفاه خانواده مان هستیم. اما مهم این است که تعدل را در
زندگی حفظ کنیم.
معمولا آن چه از نظر مالی دنبال می کنیم با آن چه که تحقق می یابد یکسان نیست.
اگر برای شما تامین معاش مهمتر از صرف وقت با عزیزان یا لذت بردن از زندگی است, بهتر است در تعیین اولویت
ها بازنگری است, بهتر است در تعیین اولویت ها بازنگری کنید. سعی کنید برقراری تعادل را از کسی که بین
زندگی شغلی و خانوادگی اش این توازن را ایجاد کرده بیاموزید یا اینکه با خانواده یا دوستانتان راج به تاثیرات
شغلی تان بر روی آن ها صحبت کنید.
4- از افراد منفی دوری کنید
از ارتباط مسموم که در شما احساس ناراحتی , عصبانیت یا نا امنی می کند اجتناب کنید. ممکن است سخت به
نظر آید اما ارتباط خویش را باکسانی مه برای شما افسردگی به ارکغان می آورند به حداقل برسانید, کسانی که
اکثرا محبتهای دریافتیرا بدون پاسخ می گذارند و یا کسانی که دائما از شما انتقاد می کنند.
صداقت سخنان چنین افرادی را مورد ارزیابی قرار دهید تا ببینید که میزان حقایق موجود در سخنانشان تا چه حد بر
اساس ارتباطی مثبت و خوش بینانه است. اگر کسانی شما را تحت فشار روانی قرار می دهند صریحا از آنها
بخواهید شما را رها نمایند.
5- مثبت فکر کنید
سعی کنید از حداکثر توانایی هایتان استفاده کنید و به قدرت خویش اتکا کنید.
علایق شخصی تان را با مطالعه و گذراندن کلاسها توسعه دهید.
علایق جدید را امتحان کنید و شکست هایتان را به کار گیرید.
همه ما بخشی از اوقاتمان را از دست داده ایم اما افراد موفق از شکست هایشان درس آموخته اند و مغلوب
شکست شان نشده اند. اگر شما توانایی هایتان را به خوبی توسعه دهید و نقش مثبتی داشته باشید واقعا
قادر به تغییر موقعیت های منفی به موقعیت های مثبت خواهید بود.
6- ورزش ورزش ورزش
یک رژیم غذایی مناسب و قدری فعالیت بدنی روزانه , اعم از اینکه پیاده روی آرام باشد یا کار بیرون, فشار و
اضطراب را تخفیف می دهد و روحیه را شاداب نگه می دارد.
ورزش و تمرینات بدنی, افراد را از احساس برتری طلبی رهایی و توانایی های سرکوب شده ذهن را ترقی می
دهد. همین امر منجر به جلوگیری از افسردگی می شود.
برای اشخاص متفاوت ورزشهای مناسب آنها وجود دارد. تمرینات کششی و یوگا برای تخفیف فشار بسیار
مناسبند. بعضی تمرینات نی تواند به رفع عصبانیت کمک کنند. البته ورزش بیرون از منزل فواید مضاعفی دارد, نور
آفتاب در بهبود روحیه و تخفیف افسردگی کمک موثری محسوب می شود.
7 -بخشی از اوقاتتان را تنها بگذارید.
لذت از جمع دوستان و تنهایی دو بخش از زندگی اند که برای تقویت روحیه بسیار مهم اند. برای معنا بخشیدن و
ایجاد شور در زندگی به دیگران کاملا مشروط به وجود دیگران باشد. علاوه بر گذراندن 20 دقیقه در حمام , گوش
دادن به موسیقی یا خروج از منزل به قصد لذت بردن از طبیعت , زمانی برای لذت بردن از تنهایی خویش صرف
کنید. چنانچه این امر را سخت یافتید ممکن است با توسل به اجتماع از مشارکت در موضوعات مهم دوری کنید.
8- به دیگران کمک کنید و اجازه دهید دیگران به شما کمک کنند.
وقتی مشکلاتتان طاقت فرسا به نظر می رسد نشان دهید که کمک دیگران می تواند اضطراب و دلواپسی شما
را بر طرف کند, بنابر این مشکلاتتان را کاملا در منظر دیگران قرار دهید. کمک بلا عوض در مسائل اجتماعی یا
کمک به دوستان نیز می تواند به سود شما تمام شود.
اگر در مقابل کمکی کخ دریافت کرده اید به همان میزان به دیگران مساعدت نمایید دامنه مناسبی از دوستان و
اقوامی را بسط داده اید که شریک اوقات خوش شمایند و مدد کاران زمان تنگی و سختی تان.
9- ارتباط و مراودات
با روشی روشن و در عین حال همراه با آرامش و متانت , احساساتتان را به خانواده , دوستان و مدرسه تان بیان
کنید و با دقت کامل به جواب آن ها گوش فرا دهید. هرگز خود را تحت فشاری که ناشی از عدم بیان احساساتتان
است قرار ندهید. چرا که این فشار , انفجار ناگهانی در پی خواهد داشت و دیگران بدون کوشش و تلاشی شما
را خواهند شناخت.
عصبانیتی را که باعث پریشانی و دانستن نقاط ضعف شما می شود کنترل کنید. هرگز اجازه ندهید دیگران ذهن
شما را بخوانند.
10- موقع احتیاج , کمک بطلبید
افرادی را پیدا کنید که هنگام مشکلات بتوانند با آنها مشورت کنید .چنانچه پس از مشورت با دوستانتان و خانواده
, مشکلاتتتان همچنان طاقت فرسا جلوه می نماید و احساس عدم آرامش می کنید , با مشاورینی صحبت کنید
که خواهان کمک و یاری به شمایند. اگر احساس عدم امنیت , نگرانی یا ناراحتی و پریشانی می کنید فورا از یک
مشاور متخصص کمک بطلبید.

behnam5555 10-01-2011 01:47 PM

نکاتی زیبا برای زندگی

1- دوستت دارم نه به خاطر شخصیت تو . بلکه برای شخصیت که من هنگام با تو بودن پیدا می کنم.
2- هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی دارد باعث اشک ریختن تو نمی شود.
3- اگر کسی تو را آن طور که تو می خواهی دوست ندارد به این معنا نیست که تو با تمام وجودش دوست ندارد.
4- دوست واقعی تو کسی است که دستهای تو را بگیرد ولی قلب تو را لمس کند.
5- بدترین شکل دلتنگی برای کسی آن است که در کنار او باشی ولی بدانی هرگز به او نخواهی رسید.
6- هرگز لبخند را ترک مکن حتی وقتی ناراحتی , چون هر کسی امکان دارد عاشق لبخند تو باشد.
7- تو ممکن است در تمام دنیا یک نفر باشی ولی برای بعضی افراد همه دنیا هستی.
8- هرگز وقتت را با کسی که حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند مگذران.
9- شاید خدا خواسته است که ابتدا بسیاری از افراد نا مناسب را بشناسی و سپس شخص مناسب را بدین
ترتیب وقتی یافتی بهتر میتوانی شکر گزار باشی.
10- به چیزی که گذشت غم مخور , به چیزی که پس از آن خواهد آمد لبخند بزن.
11- همیشه افرادی هستند که تو را می آزارند با این حال همواره به دیگران اعتماد کن . فقط مواظب باش به
کسی که تو را آزرده دوباره اعتماد نکنی.
12- خود را به فردی بهتر تبدیل کن و مطمئن باش که خود را می شناسی , قبل از اینکه شخص دیگری را
بشناسی و توقع داشته باشی که او تو را بشناسد.
13- زیاده از حد خود را تحت فشار مگذار. بهترین چیزها زمانی اتفاق می افتد که توقع نداری.


behnam5555 10-01-2011 01:49 PM


دوست معمولی - دوست واقعی

دوست معمولی هرگز نمی تواند گریه تو را ببیند.
دوست واقعی شانه هایش از گریه تو تر خواهد بود
دوست معمولی اسم کوچک والدین تو را نمی داند
دوست واقعی شاید تلف آن ها را جایی نوشته باشد.
دوست معمولی یک جعبه شکلات برای مهمانی تو می آورد.
دوست واقعی زودتر به کمک تو می اید و تا دیر وقت برای تمیز کردن می ماند.
دوست معمولی از دیر تماس گرفتن تو دلگیر و ناراحت می شود.
دوست واقعی می پرسد که چرا نتونستی زودتر تماس بگیری؟
دوست معمولی دوست دارد به مشکلات تو گوش دهد
دوست واقعی سعی در حل آن ها می کند
دوست معمولی مانند یک میهمان عمل می کند و منتظر می ماند تا ار او پذیرایی شود.
دوست واقعی به سوی یخچال رفته و از خود پذیرایی می کند.
دوست معمولی می پندارد که دوستی شما بعد از یک مرافعه تمام می شود.
دوست واقعی می داند که بعد از یک مرافعه دوستی شما محکم تر می شود.


behnam5555 10-01-2011 01:50 PM

خواص طبی نماز

برخی از کارشناسان معتقدند نماز خواندن تنها غذای روح انسان نیست , بلکه جسم انسانها را نیز تقویت می کند
و آنها را در مبارزه با مشکلات روزمره یاری می دهد . وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند جریان فکر هم
خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی مانند
نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی این حالت باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بیی خوابی و افکار نا
آرام را از انسان دور می کند.
ایستادن در حالت نماز باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات
ارادی است را تقویت می کند و این عمل باعث می شود فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات
بعدی بپردازد. نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقیم
نگاه می دارد. تقویت احشاء و ماهیچه های شکم , حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبوست مزمن سوء
هاضمه و بی اشتهایی از دیگر خواص نماز خواندن و رکوع در نماز است.
کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود کخ در متعادل و آرام
کردن سمپاتیک موثر است.
مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عضلات صورت و گردن ساق پا و رانها می شودو به این ترتیب به
جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد.
تنظیم متابولیسم بدن فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماری ها از بدن , کمک به افزایش حالت استواری و
استحکام مغز و بهبود ناراحتی های تناسلی و نارسایی های تخمدان از دیگر خواص رکوع در نماز است.
سجده نیز ستون مهره های بدن را تقویت کرده و دردهای سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن
یبوست و سوء هاضمه ,پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی
کمک می کند.
سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده که این امر با تغذیه این غدد باعث حفظ شادابی , زیبایی و
طراوت پوست می شود.
حالات سجده به واسطه باز شدن مهره ها از یکدیگر باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به
مغز وصل می کند,شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این عم برای سلامت انسان
بسیار حائز اهمیت است
سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. استحکام بخشیدن و تقویت عضلات
پاها و ران ها , کمک به نفخ معده و روده , بهبود فتق , از خواص نشستن بعد نماز است.
روشن است که نماز فلسفی خاص خود را دارد که معراج مومن و مایه ی قرب به حق است و آن را باید فقط برای
خداوند تعالی خواند و نه به انگزه فواید و آثاری از این دست, ولی آگاهی از این دست نظرات علمی نیز می تواند
برای برخی مفید باشد.


behnam5555 10-01-2011 01:52 PM



علائم اعتیاد به اینترنت

ساعت 4 صبح که از خواب بیدار شده اید و برای آب خوردن به طرف آشپزخانه می روید در بین راه mail هایتان را
چک می کنید.
وقتی مودم را خاموش می کنید احساس پوچی می کنید مثل اینکه عزیزی را از دست داده باشید.
تصمیم می گیرید یکی دو سالی بیشتر در دانشگاه باشید, فقط برای دسترسی رایگان به اینترنت.
در نامه های پستی هم از Smiley مثل (D:) استفاده می کنید.
تکالیفتان را به فرم HTML در می آورید و آدرس آن را به استادتان می دهید.
کبوترتان هم برای خودش یک صفحه وب دارد.
حتی خواب های شبتان هم به فرم HTML است.
پسرتان جواد را JAVA صدا می زنید.
همسرتان را به این صورت معرفی می کنید:
ayal@kitchen.home
aghamoon@work.money
همه دوستانتان یکایمیل دارند. از اینکه در یک آگهی ترحیم نمی توان EMAIL آدرس جدید مرحوم را نوشت ناراحت
هستید.
تنها ارتباطتان با افراد منزل از طریق ایمیل است.
بر روی کنترل تلویزیون هم Double click می کنید.
نیمی از سفرتان را در هواپیما در حالی طی می کنید که کامپیوتر کیفی تان بر روی پاهایتان و بچه تان را در جعبه
سرتان گذاشته اید.


behnam5555 10-01-2011 01:56 PM


چند پند زندگی از امیر المومنین


1- راستگو باشید.
2- با مردم مودبانه برخورد کنید.
3- خدمتگزار مردم باشید.
4- درکار خیر تاخیر نکنید.
5- پشتکار داشته باشید.
6- خشم و عصبانیت خود را کنترل کنید.
7- غیبت نکنید.
8- دنبال انتقام گرفتن و تلافی نباشید.
9- در مقابل سختی ها مقاوم باشید.
10- دنباله روی نفستان نباشید.
11- از حسادت بپرهیزید.
12- متکبر نباشید.
13- در همه موارد با اخلاص و بی ریا باشید.
14- از مواضع تهمت دوری کنید.
15- در زمان قدرت ببخشید.
16- در معاش اعتدال را رعایت کنید.
17- در سلام کردن اولین فرد باشید.
18- قبل از جواب دادن فکر کنید.
19- همیشه لباس های مرتب و پاکیزه بپوشید.
20- به والدین خود احترام بگذارید
21- با همسرتان خوشرو باشید.
22- مهمان خود را تکریم کنید.
23- در حق مردم مشفق باشید.
24- به عهد و پیمانتان وفادار بمانید.
25- از غریبه ها دلجویی کنید.
26- به عیادت بیماران بروید.
27- با یتیمان مهربان باشید.
28-به مظلومان کمک کنید.
29- برای مسکینان ایثار کنید.
30- قبل از انجام هر کاری روی آن فکر کنید.
31- در برابر مغلوبانتان جوانمرد باشید.
32- در مقابل جاهلان ,ملایمت به خرج دهید.
33- عادلانه قضاوت کنید.
34- با نیکان مصاحبت کنید
35- شکرگزار خداوند باشید.
36- به خدا توکل کنید.
37- بندگیش را تمام و کمال به جای اورید.
38- در راه دین خدا جهاد کنید.
39- در زمان نیل به مقام و منصب خدمت به مردم را در راس کارها قرار دهید.


behnam5555 10-01-2011 01:58 PM

زندگی چیست؟

هر کس در این مورد نظری دارد و آن را از دیدگاهی که معرف بینش و نگر هویت و جهان بینی خود اوست تعریف
می کند. گروهی زندگی را " خون دل خوردن و پشت دیوار آرزو مردن می دانند و گروهی می گویند: " زندگی
چیست: عشق ورزیدن , زندگی را به عشق بخشیدن".
زندگی , بازتاب هویت یک انسان در دنیای بیرون اوست. زندگی , کتابی است که تو , نویسنده آن هستی. زندگی
, جمله ای است که فعل آن به تو باز می گردد , دیوان شعری است که شاه بیت غزلش , تو هستی . زندگی ,
نوازنده ای است که موسقی دل انگیز هستی ات را می نوازد و خواننده ای است که تنها از تو می خواند.
زندگی سراسر تعالی , سراسر روح و هنر و زیبایی , سراسر امید و آرزو و خواسته های آرمانی , سراسر
سلامت , سعادت و خوشبختی .
زندگی سراسر هر انسان , بازتاب هویت اوست, چرا که هویت هر انسان نشات گرفته از نظام باورهای اوست و
این باورها ایده ها و عقاید هستند که اندیشه های نو را در ذهن تو خلق می کند و اندیشه های نو و جدید زندگی
ات را شکل می دهند به من بگو که چگونه فکر می کنی؟!
اندیشه های تو از همان باورهایی سرچشمه می گیرد که در خود ساخته و پرداخته ای. پس اینجا باز هم به نوعی
روی اصل هویت تاکید داریم و به همان بحثی اشاره داریم که پایه و اساس مباحث زندگی در مسیر کمال را
تشکیل می دهد.
آری , زندگی هر انسان بازتاب هویت او در دنیای بیرون اوست و زندگی انسانی که در مسیر کمال ره می پوید ,
نیر باید در وهله اول با هویت منحصر به فردی که کسب کرده است سازگار و هماهنگ بوده و به طور کامل
سنخیت داشته باشد, چرا که انسان در برخورد با هر یک از رویدادهای زندگی خویش برای ارایه پاسخ و عکس
العمل مناسب به درون خود یعنی به هویت و شخصیت خود رجوع می کند.
گاه رویدادهای زندگی تنها تلنگری است تا مارا از خواب غفلت بیدار کند و به یادمان بیاورد که زنده ایم و زندگان را
زندگی باید. به یادمان بیاورد که در این دنیا برای انجام ماموریت مهمی آمده ایم. اعتبار برگه ماموریتی که در دست
داریم بعد از مدت کوتاهی منقضی خواهد شد, پس باید زمان را دریابیم و باید هر آنچه داریم در طبخ اخلاص
گذاریم تا نشدنی ها شدنی ها و غیر ممکن ها امکان پذیر شوند.باید کلمه ای غیر ممکن را از دایره المعارف
هستی خط زد, چرا که این واژه در قاموس زندگی نمی گنجد.


behnam5555 10-01-2011 01:59 PM


جز عشق نیست

مثل آهو می کشد گردن ولی رم می کند
با رمـــــیدنهای خــــود از عمر من کم کند

می نهد بر شتانه های خسته ام بار نگاه
بار سنگینی که پشت کوه را خم می کند

گرچه می ریزد شراب از چشم های مست او
کاسه صــــــبر مـــــرا لـــــبریز از غم می کند

با رقیبان می نشــــیند بـــاده نوشی می کند
چون مرا می بیند از غم چهره در هم می کند

بس که دور از چشم هایش سوگواری کرده ام
هر که می بیند مـــرا یــــــاد از محرم می کند

در عبور از لحظه های زندگی جز عشق نیست
آن که اســــــباب غـــــم ما را فراهم می کند


behnam5555 10-01-2011 02:03 PM


رستم پسر زال

رستم نام آورترین چهرهٔ اسطوره‌ای در شاهنامه و به تبع آن برترین چهرهٔ اسطوره‌ای ادبیات ایران است. او فرزند زال و رودابه است و تبار پدری رستم به گرشاسپ (پهلوان اسطوره‌ای و چهرهٔ برتر اوستا) می‌رسد. رستم به دست شغاد (برادرش) کشته شد.
رستم در شاهنامه هر کاری می‌کند ولی با این همه ما او را به عنوان انسان می‌شناسیم چه که او هم واله می‌شود، گناه می‌کند. برخی معتقدند رستم زاییده خامهٔ توانای فردوسی آن رستم سکزی راستین نیست. ایرانی است در بردارندهٔ قهرمانیهای نیایش گرشاسپ و تواناییهای شعری فردوسی و نیاز مردم ایران به چنین اسطورهٔ زنده و دیرپایی.

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...0px-Rostam.jpg
رستم در حال کشتن اژدها اثر عادل عدیلی




اکنون ساعت 01:10 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)