پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 11-17-2011 09:59 AM

بانو بگوييم بهتر است يا خانم ؟

بانو از دو قسمت تشكيل شده ( بان + و ) . « بان » كلمه ای كُردی است به معنی بالا ، و « و » پسوند نسبت دادن است . پس « بانو » يعنی كسی كه در بالا جای دارد . و كاربرد آن نشانه احترام به بانوان است . اما كلمه « خانم » يك كلمه مغولي است و مؤنث كلمه « خان » است . مانند « بيگ » و « بيگم » . واژه « كدبانو » نيز از همين ريشه است . « كد » به معنی خانه است و كدبانو يعنی « بانوی خانه » . « كد » در بسياری از كلمات ديگر نيز وجود دارد مثل « كدخدا = صاحب خانه » و « دانشكده = خانه دانش » .



behnam5555 11-17-2011 10:01 AM


چرا مي گويند « فلاني حُقّه باز است ؟ »

معمولاً زماني از كلمه « حُقّه باز » استفاده مي كنند كه بخواهند كسي را فريبكار جلوه دهند . اما ريشه اين كلمه از كجاست ؟ « حُقّه » كلمه اي عربي و به معناي « صندوقچه » و « جعبه كوچك » است . در گذشته تردستان تعدادي جعبه كوچك را با رنگهاي مختلف و به صورت واژگون در جلوي چشم تماشاچيان بر روي يك ميز قرار مي دادند و در زير يكي از آنها مهره اي مي گذاشتند و سپس با حركت سريع جعبه ها در روي ميز مهره را مثلاً از جعبه قرمز به جعبه آبي مي بردند به طوري كه كسي متوجه آن كار نمي شد و بعد از برداشتن جعبه ها و مشخص شدن محل مهره ، مردم شگفت زده مي شدند و كم كم به اين تردستان « حُقّه باز » گفتند . پس در واقع حُقّه باز يعني كسي كه كار بازي با حقه يا همان جعبه را خوب انجام مي دهد اما مردم چون فكر مي كردند اين كار نوعي فريبكاري است كم كم « حُقّه باز » به معني « فريبكار » متداول شد .


behnam5555 11-19-2011 08:39 AM

مناجات.....

الهی! نور تو چراغ معرفت بیفروخت، دل من افزونی است؛ گواهی تو ترجمانی من بکردند، نداء من افزونی است. قرب تو چراغ وجد بیفروخت، همت من افزونی است؛ بودِ تو کار من راست کرد، بودِ من افزونی است. الهی! از بود خود چه دیدم مگر بلا و عنا و از بودِ تو همه عطا است و وفا، ای به بر پیدا و به کرم هویدا. ناکرده گیر کِردِ رهی و آن کن که از تو سزا. الهی! نام تو ما را جواز و مهر تو ما را جهاز
الهی! شناخت تو ما را امان و لطف تو ما را عیان. الهی! فضل تو ما را لوا و کنف تو ما را مأوی. الهی! ضعیفان را پناهی، قاصدان را بر سر راهی، مؤمنان را گواهی، چه بود که افزائی و نکاهی؟
الهی! چه عزیز است او که تو او را خواهی ور بگریزد او را در راه آیی، طوبی آنکس را که تو او رایی. آیا که تا از ما خود کرایی؟
ترا که داند؟ که ترا تو دانی! ترا نداند کس، ترا تو دانی و بس. ای سزاوار ثناء خویش و ای شکر کننده ی عطاء خویش، رهی بذات خود از خدمت تو عاجز و به عقل خود از شناخت منت تو عاجز، و به توان خود از سزای عقل تو عاجز.
کریما! گرفتار آن دردم که تو درمان آنی، بنده ی آن ثنا ام که تو سزای آنی من در تو چه دانم؟ تو دانی!تو آنی که گفتی من آنم! آنی.
الهی! نمیتوانیم که این کار بی تو بسر بریم نه زهره ی آن داریم که از تو بسر بریم. هرگه که پنداریم که رسیدیم از حیرت شما روا سر بریم.
خداوندا! کجا بازیابیم آنروز که تو ما را بودی و ما نبودیم، تا باز بآن روز رسیم میان آتش و دودیم اگر بدو گیتی آنروز یابیم پرسودیم ور بود خود را دریابیم به نبود خود خشنودیم.

انصاری

behnam5555 11-20-2011 07:39 AM


عباس یمینی شریف


عباس یمینی شریف (۱۲۹۸-۱۳۶۸) آموزگار ، مدیر مدرسه و نویسنده ایرانی ادبیات کودکان بود.
زندگینامه
عباس یمینی شریف در اول خرداد سال ۱۲۹۸ در محله پامنار تهران به دنیا آمد. دوران کودکی و نوجوانی او در دربند گذشت . در سال ۱۳۱۷ در دانشسرای مقدماتی به تحصیل پرداخت . در سال ۱۳۲۱ اولین شعرش برای کودکان در مجله «نونهالان» منتشر شد . در سال ۱۳۲۳ با ابراهیم بنی‌احمد مجلة بازی کودکان را منتشر کرد. در سال ۱۳۲۴ اشعار او در کتاب‌های درسی دوره ابتدائی ایران وارد شد . در سال ۱۳۲۸ به مدیریت مجلات دانش آموز و سازمان جوانان شیر و خورشید سرخ منصوب گردید.
در سال ۱۳۳۲ یمینی شریف با بورس دولتی به آمریکا اعزام شد و یکسال در دانشگاه کلمبیا به تحصیل دورة تخصصی در آموزش کودکان پرداخت و درجة فوق لیسانس دریافت کرد.
در سال ۱۳۳۴ دبستان روش نو را با همسرش توران مقومی پایه گذاشت که بعدها با گسترش فعالیت به مجموعة آموزشی از کودکستان تا پایان دورة راهنمائی تبدیل شد . آنان تا سال ۱۳۵۸ آن موسسه را اداره کردند.

در دی ماه سال ۱۳۳۵ به پیشنهاد جعفر بدیعی اولین شمارة مجلة کیهان بچه‌ها از طرف مؤسسة کیهان انتشار یافت. جعفر بدیعی سردبیر و عباس یمینی شریف مشاور این نشریه بودند. جعفر بدیعی بعدها به عنوان صاحب امتیاز و عباس یمینی شریف به عنوان مدیر مجله معرفی شدند . آنان تا سال ۱۳۵۸ با موسسه کیهان همکاری داشتند.
کتاب کلاس اول ابتدائی تألیف او به کتاب «دارا و آذر» معروف است و سال‌ها اولین کتاب آموزشی کودکان ایران بود . همچنین او به نگارش کتاب سواد آموزی به بزرگسالان برای کلاس‌های پیکار با بیسوادی نیز پرداخت.
عباس یمینی شریف از بنیانگزاران شورای کتاب کودک نیز بود . بیش از سی اثر شعر و داستان او در دوران حیاتش به انتشار رسید و برنده جوایز متعدد در ادبیات کودکان شد.


آثار
برای کودکان
باغ دوستی
پلنگ یکه تاز
شعر با الفبا
سیاهک و سفیدک
خانه بابا علی


از آثار به چاپ رسیده برای تمام گروه های سنی:
نیم قرن در باغ شعر کودکان(خاطرات)
شهر ناپدیدان
کتاب: فارسی، زبان ایران (برای نوآموزان خارج از کشور که به زبان انگلیسی آشنایی دارند) و آثار در دست چاپ:
گل‌های گویا
آوای نوگلان
جزیره مرجان


behnam5555 11-20-2011 07:43 AM

چه بگویم؟ - حکایت مردی که نه می‌گفت- کلیدها

سیاوش کسرایی

چه بگویم؟

غصه‌ی نانم امان ببریده‌است
و تو تکرارکنان:
"آه از عشق هم آخر سخنی باید گفت."
چه بگویم از عشق؟
من که صد در به ادب بگشودم
و دو صد پند پدروار مرا
به سوی بیکاری سوقم داد
به سوی بیعاری
چه بگویم با عشق؟
یک شماره تلفن
که حروفش همه در دفتر من ساییده است
و نشان و نام صاحب آن
زیر صدها خط درخواست ز هم پاشیده است.


· حکایت مردی که نه می‌گفت

بود در کشور افسانه کسی
شهره در نه گفتن.

- نام می‌خواهی؟ - نه
- کام می‌جویی؟ - نه
- تو نمی‌خواهی یک تاج طلا بر سر؟ - نه
- تو نمی‌خواهی از سیم قبا در بر؟ - نه
- مذهب ما را می‌دانی؟ - نه
- خط ما را می‌خوانی؟ - نه.

"نه" به هر بانگ که برپا می‌شد
"نه" به هر سر که فرومی‌آمد
"نه" به هر جام که بالا می‌رفت
"نه" به هر نکته که تحسین می‌شد
"نه" به هر سکه که رایج می‌گشت.

روزی آیینه به دستش دادند:
- می‌شناسی او را؟
- آه! آری خود اوست
می‌شناسم او را.

گفته شد دیوانه‌ست
سنگسارش کردند.


· کلیدها


ناخوانده میهمان
اینک ز گرد راه رسیده‌ست و از قضا
دسته کلید مادر من گم شده‌ست باز.

در خانه های و هوست

نه گل به روی میز
نه خاک و خل ز درگه و دیوار روفته
در گنجه مانده شربت و نقل و گلابدان
قفل است گنجه‌ها.

هر کس به حاجتی
بگرفته راه خانه‌ی همسایه‌ای به پیش

بیهوده می‌دوند
بیهوده می‌روند ز دالان به پشت‌بام
بیهوده می‌کنند به هم چهره‌ها دژم
بیهوده می‌زنند به هم حرفها درشت
چشمت کجاست مادرک بی‌حواس من؟
آخر کلیدها
آویز حلقه‌های النگوی دست توست!



behnam5555 11-20-2011 07:46 AM



آکمه‌ایسم (Akmeism)

رضا سیدحسینی

این عنوان از کلمه‌ی یونانی Akme به معنی شکفتگی و کمال گرفته شده است و به نهضتی اطلاق می‌شود که در سالهای ۱۹۱۲ الی ۱۹۱۴ در سن‌پترزبورگ با گرد هم آمدن شش شاعر به وجود آمد. این شاعران عبارت بودند از نیکلای گومیلیف، همسرش آنا آخماتووا، سرگی گورودتسکی، اوسیپ ماندلشتام و دو شاعر دیگر. در سال ۱۹۱۱ گومیلیف شاعرانی را که می‌خواهند از قید رهبری و.ایوانف، شاعر سمبولیست، رها شوند، دور خود جمع می‌کند و یک "کارگاه شاعران" تشکیل می‌دهد که چاپخانه و مؤسسه‌ی نشر نیز در کنار خود دارد و جلسات منظم شاعران در کاباره‌ی "سگ ولگرد" تشکیل می‌شود. سپس اعضای مشهورتر این کارگاه که نامشان در بالا آمد، عنوان "آکمه‌ایست" به خود می‌دهند و مبارزه با عرفان سمبولیسم را آغاز می‌کنند. سه بیاینه برای آکمه‌ایسمنوشته می‌شود که بیانیه‌ی اول و دوم از گومیلیف و گورودتسکی است که در ژانویه‌ی ۱۹۱۳ در شماره‌ی اول مجله‌ی آپولونمنتشر می‌شود، اما بیانیه‌ی سوم را که عنوان آن "سحرگاه آکمه‌ایسم" است، اوسیپ ماندلشتام نوشته است که مقاله‌ای سنگین و ظریف است و انتشار آن به عنوان بیانیه برای عامه‌ی مردم امکان پیدا نمی‌کند. این مقاله سرانجام، شش سال بعد، یعنی در سال ۱۹۱۹ منتشر می‌شود.
برای آکمه‌ایستها اثر هنری صددرصد به دنیای محسوس تعلق دارد که باید آن را دوست داشت و به‌ویژه موجودیت شگرف آن، یعنی موجود انسانی و واقعیتهای درونی او را (آخماتووا)، آثار برجسته‌ی فرهنگ جهانی را و شهرها و کلیساهای جامع را (ماندلشتام)، گیاهان و گلها و حیوانات وحشی و کاشفان شجاع را (گومیلیف)، نیروهای طبیعت را (گورودتسکی).
گورودتسکی معتقد بود که باید اسم نهضت را "آدامیسم" Adamisme (به معنی برداشت محکم و مردانه از زندگی) گذاشت. ماندلشتام عقیده داشت که باید در بوطیقای آکمه‌ایستی جایگاه را به "کلمه" داد: کلمه- تصویر، کلمه- صدا، کلمه معنی. اندیشه‌های آکمه‌ایستی نخست در نامه‌هایی در باب شعر روسی از گومیلیف بیان شد که از سال ۱۹۱۱ تا ۱۹۱۴ در مجله‌ی آپولون منتشر شدند و نیز در مقاله‌ای از او تحت عنوان "کالبدشکافی" شعر (۱۹۲۱)، و بالاخره در سلسله مقالاتی که ماندلشتام بعد از جنگ نوشت و در سال ۱۹۲۸ در مجموعه‌ای گردآوری شد.
آکمه‌ایسم نوعی انقلاب در سلیقه است: در برابر سمبولیسم آلمانی، از زیبایی فرانسوی، وضوح لاتینی و شجاعت انگلیسی دفاع می‌کند. حمله‌ی متقابل سمبولیستها و نیز رقابت پرسروصدای فوتوریستها سبب شد که بحرانی در کارگاه شاعران پدید آید به طوری که در دسامبر ۱۹۱۳ آخماتووا و ماندلشتام پیشنهاد انحلال آن را دادند. در ۱۹۱۴ گومیلیف به جبهه رفت. پس از پایان جنگ، در تابستان ۱۹۱۸ به پتروگراد برگشت. از همسرش (آنا آخماتووا) جدا شد و بدون شرکت آکمه‌ایستهای دیگر، دومین کارگاه شاعران را (به اتفاق ایوانف و چند نفر دیگر) تشکیل داد و نیز تحت حمایت ماکسیم گورکی، آموزشگاهی برای شاعران جوان تشکیل داد. اما او به ظن قوی اشتباهاً به همکاری با گروه ۶۱ نفری که برای سرنگونی رژیم کمونیستی توطئه کرده بودند، متهم شد و همراه آنان تیرباران شد.
همسر او، آنا آخماتووا، که شعرش در عین بهره‌مندی از زیبای کلاسیک دارای تصاویر بسیار روشن و ملموس و حتا گاهی مضامین ترانه‌های عامیانه است و در آنها درون‌نگری رثایی با لحن عرفانی در هم آمیخته است، یکی از بزرگترین و محبوبترین شاعران معاصر شوروی شمرده می‌شود. وی ظاهراً چیزی از انقلاب نمی‌فهمید. لحن غنایی اندوه‌بار اشعارش درعین‌حال به نوعی حال و هوای جنگ داخلی را داشت. اما با این‌همه هرگز به فکر مهاجرت نیفتاد. به سکوت طولانی محکوم شد. به تاشکند تبعید شده بود و سالها اشعارش را بی‌آنکه امید چاپ شدنشان را داشته باشد، روی هم انباشت. فقط در دوران حمله‌ی آلمان نازی احساسات میهن‌پرستانه‌اش به جوش آمد و شعری با عنوان باد جنگ ۱۹۴۴- ۱۹۴۰ سرود که در سال ۱۹۴۶ با سانسور منتشر شد. سرانجام پس از بیستمین کنگره‌ی حزب کمونیست، منتخبی از اشعار غنایی خود را در ۱۹۶۱ و نیز "شعر بی‌قهرمان" را در سال ۱۹۶۳ انتشار داد.
گورودتسکی از "کارگاه شاعران" سر در آورده بود و با آثاری نظیر "چند جریان ادبیات معاصر روس" (۱۹۱۳) و "چوب‌دست گل کرده" (۱۹۱۴) به صورت نظریه‌پرداز آکمه‌ایسم درآمد. او پس از انقلاب به مضامین اجتماعی علاقه پیدا کرد و حتا داستانهای منثور نوشت و اپرانامه‌ها و اشعار میهنی نیز سرود.
اما تواناترین و بافرهنگترین شاعران آکمه‌ایست اوسیپ ماندلشتام بود. او نیز شعری بسیار قوی، آهنگین، پیچیده و دشوار و آکنده از ارجاعات فرهنگی داشت. اما در سالهای آخر زندگی کوتاه خود پیوسته از تبعیدی به تبعید دیگر رفت. در این میان به کارهای تجربی و نوشتن انواع مختلف ادبی به نثر در موضوعات مختلف پرداخت، از این قرار: "حسب حال"، "در هیاهوی زمان" (۱۹۲۵)، "تجربه‌ی صور روایی تازه در مهر مصری" (۱۹۲۸)، "سفر به ارمنستان" (۱۹۳۳)، "اندیشه‌های انتقادی در پیرامون شعر" (۱۹۲۸)، "گفت‌وگو درباره‌ی دانته" (که در سال ۱۹۳۰ نوشته شده بود و در سال ۱۹۶۷ چاپ شد) و بالاخره "اشعار سالهای تبعید در دفترهای ورونژ" (۱۹۳۵- ۱۹۳۷) که در آستانه‌ی آخرین دستگیری‌اش سرود و در سال ۱۹۳۸ در یکی از اردوگاههای کار اجباری درگذشت.
آکمه‌ایستها که وضوح لحظه را به فضای بی‌ثبات و مبهم سمبولیسم ترجیح داده بودند، دنیایی منظمتر اما محدودتر آفریدند که قدرت نوجویی فوتوریسم را نداشت. دوران رواج آکمه‌ایسم به عنوان مکتب هم بسیار کوتاه بود اما وجود شاعران بزرگ در این مکتب، تأثیر آن را در ادبیات جهان پایدار کرد، به‌خصوص که ماندلشتام و پاسترناک و نیز مایاکفسکی شاعر بزرگ دیگر آن عصر که فوتوریسم روسی را پایه گذاشته بود، خود جزو حلقه‌ی زبان‌شناسی مسکو بودند که به کارهای جدی تئوریک درباره‌ی شعر و ادبیات پرداخت و فرمالیسم روس را پایه گذاشت.
گفتنی است که آکمه‌ایسم در آغاز کار، در سال ۱۹۱۴، از سوی منقدان و جامعه‌شناسان مارکسیست به خوبی استقبال شده بود (شاید به این سبب که در مخالفت آن با عرفان سمبولیستی نوعی ماتریالیسم را می‌دیدند)، اما پس از انقلاب به آن عنوان "ادبیات اشراف و زمین‌داران" دادند و محکومش کردند. و ماندلشتام با شهامتی که جانش را بر سر آن گذاشت، در سال ۱۹۳۷ اعلام داشت که "من نه مرده‌ها را انکار می‌کنم و نه زنده‌ها را." و آکمه‌ایسم را "حسرت فرهنگ جهانی" نامید. موج بدگویی و تهمت زدن به آکمه‌ایسم (و نیز به فرمالیسم) در سال ۱۹۴۵ با گزارش ژدانف به اوج خود رسید.

نمونه‌هایی از آثار شاعران آکمه‌ایست:


· آنا آخماتووا

چرا این قرن بدتر از قرنهای دیگر است؟
شاید از این رو که غرق در اضطراب
روی سیاهترین زخم خم شده است
بی‌آن‌که بتواند درمانش کند.

در غرب، خورشید زمینی هنوز پرتوافکن است
و زیر اشعه‌اش بامهای شهر می‌درخشند
اینجا زنی سفیدپوش بر درها صلیب می‌کشد
و آهسته کلاغها را صدا می‌کند.


· اوسیپ ماندلشتام

حال که نتوانستم دستهایت را برای خود نگه‌دارم
حال که به لبهای ابریشم و نمکت خیانت کردم
باید در آکروپل منتظر صبح باشم
از گریه‌های ستونهای باستانی چقدر بیزارم!

آخائی‌ها در تاریکی اسبشان را آماده می‌کنند
سوهان با دندانه‌هایش جدارها را می‌ساید
هیچ راهی نیست که جشن خون نگیرند
هیچ نامی، صدایی، اثری از تو نیست.
چگونه توانستم، چگونه، که بازگشتت را باور کنم؟
چرا با شتاب از تو جدا شدم؟
هنوز خروس نخوانده است، هنوز روز نیست
و تبر آتش هنوز به کار نیفتاده است.

جدارها را گریه‌ی صمغ مرواریدنشان کرده است
و شهر اسکلت چوبی خود را شناخته است
اما خون به هنگام حمله فواره زده و جادو
جنگ‌جویان را در خواب سه بار افسون کرده است.
"تروا"ی مهربان کجاست؟ حرم‌سرا و شاه کجاست؟
ویران خواهد شد ای "پریام" کبوترخان بلند
و از هر پیکانی تا پیکان دیگر رگباری از چوب فرو می‌ریزد
و چوبهای دیگری مانند درخت فندق از زمین بالا می‌روند.

ستاره پنهان شده است، درخت بی‌درز
سپیده‌دم پرستوی خاکستری به شیشه خورد
و روز همچون گاوی که روی کاه بیدار می‌شود
در میدان آکنده از خواب خود را می‌رهاند.

(برگرفته از کتاب "مکتبهای ادبی- جلد دوم"- رضا سیدحسینی)


behnam5555 11-20-2011 09:47 AM

رضا بيك ايمانوردي

http://www.sourehcinema.com/Images/T...d=138201080447

رضا بيك ايمانوردي متولد 1315 تهران است. وي فعاليت هنري را سال 1327 با بازي در تروپ تئاتر «اسكار» آغاز كرد. او كار سينمايي را سال 1340 با بازي در فيلم «فرياد نيمه شب» به كارگرداني ساموئل خاچيكيان تجربه كرد. بيك ايمانوردي سال 1350 دفتر سينمايي «آربي» را تأسيس كرد.
قسمت اول زندگی رضا بیک ایمانوردی به مسائل کشتی کج در باشگاه شاهین تهران مربوط می شود. او از دبیرستان پا به تشک کشتی کج گذاشت و در این رشته قهرمان هم بود. وی همراه دوستانی چون حسن شاهین، فیروز، حسین گیل، عزیز اصلی (که دروازبان تیم ملی بود) و ... با کشتی کج به سینما کشیده شد. بیک ایمانوردی با ظهور کمرنگ اما قوی خود در فیلم فریاد نیمه شب به کارگردانی آقای ساموئل خاچکیان ثابت کرد که هنرپیشه ای قوی و با مهارتی فوق تصور وارد سینما شده است.
ـــ
فيلم شناسی : كارگردان (۴) / نويسنده (۳) / بازيگر (۱۲۴) / تهيه كننده (۱۲)

فيلم شناسی : كارگردان نويسنده بازيگر تهيه كننده
  1. كارگردان : (۴)مورد
    (
    ۱۳۵۰)(۱۳۴۰) ۱ - محبوب بچه ها (۱۳۵۲)
    ۲ -
    مرد دو چهره (۱۳۴۶)
    ۳ -
    نبرد غول ها (۱۳۴۴)
    ۴ -
    ببر رينگ (۱۳۴۳)
فيلم شناسی : كارگردان نويسنده بازيگر تهيه كننده
  1. نويسنده : (۳)مورد

  2. (
    ۱۳۴۰) ۱ - مرد دو چهره (۱۳۴۶)
    ۲ -
    نبرد غول ها (۱۳۴۴)
    ۳ -
    ببر رينگ (۱۳۴۳)
فيلم شناسی : كارگردان نويسنده بازيگر تهيه كننده
  1. بازيگر : (۱۲۴)مورد

  2. (
    ۱۳۵۰)(۱۳۴۰) ۱ - راهي به سوي خدا (۱۳۵۸)
    ۲ -
    خياباني ها (۱۳۵۷)
    ۳ -
    سرخپوستها (۱۳۵۷)
    ۴ -
    سرنوشت سازان (۱۳۵۷)
    ۵ -
    عبور از مرز شب (۱۳۵۷)
    ۶ -
    نفس گير (۱۳۵۷)
    ۷ -
    دو كله شق (۱۳۵۶)
    ۸ -
    روزهاي بي خبري (۱۳۵۶)
    ۹ -
    سكوت بزرگ (۱۳۵۶)
    ۱۰ -
    صبح خاكستر (۱۳۵۶)
    ۱۱ -
    عشق و خشونت (۱۳۵۶)
    ۱۲ -
    كلام حق (۱۳۵۶)
    ۱۳ -
    كوچ (۱۳۵۶)
    ۱۴ -
    نان و نمك (۱۳۵۶)
    ۱۵ -
    همراهان (۱۳۵۶)
    ۱۶ -
    واسطه ها (۱۳۵۶)
    ۱۷ -
    يكي خوش صدا يكي خوش دست (۱۳۵۶)
    ۱۸ -
    تنها حامي (۱۳۵۵)
    ۱۹ -
    دلقك (۱۳۵۵)
    ۲۰ -
    شاديهاي زندگي (۱۳۵۵)
    ۲۱ -
    عنتر و منتر (۱۳۵۵)
    ۲۲ -
    غيرت (۱۳۵۵)
    ۲۳ -
    قادر (۱۳۵۵)
    ۲۴ -
    مادر جونم عاشق شده (۱۳۵۵)
    ۲۵ -
    هيولا (۱۳۵۵)
    ۲۶ -
    اسلحه (۱۳۵۴)
    ۲۷ -
    جنجال (۱۳۵۴)
    ۲۸ -
    چشم انتظار (۱۳۵۴)
    ۲۹ -
    حسرت (۱۳۵۴)
    ۳۰ -
    دو آقاي با شخصيت (۱۳۵۴)
    ۳۱ -
    رانده شده (۱۳۵۴)
    ۳۲ -
    زيباي پررو (۱۳۵۴)
    ۳۳ -
    شبگرد (۱۳۵۴)
    ۳۴ -
    قرار بزرگ (۱۳۵۴)
    ۳۵ -
    قسم (۱۳۵۴)
    ۳۶ -
    مرد شرقي و زن فرنگي (۱۳۵۴)
    ۳۷ -
    مرد ناآرام (۱۳۵۴)
    ۳۸ -
    نيزار (۱۳۵۴)
    ۳۹ -
    آقا رضاي گل (۱۳۵۳)
    ۴۰ -
    الكي خوش (۱۳۵۳)
    ۴۱ -
    اين دست كجه (۱۳۵۳)
    ۴۲ -
    عروس پابرهنه (۱۳۵۳)
    ۴۳ -
    گروگان (۱۳۵۳)
    ۴۴ -
    گل پري جون (۱۳۵۳)
    ۴۵ -
    ميرم بابا بخرم (۱۳۵۳)
    ۴۶ -
    ناجورها (۱۳۵۳)
    ۴۷ -
    ياور (۱۳۵۳)
    ۴۸ -
    بندري (۱۳۵۲)
    ۴۹ -
    پاپوش (۱۳۵۲)
    ۵۰ -
    پسرخوانده (۱۳۵۲)
    ۵۱ -
    حريص (۱۳۵۲)
    ۵۲ -
    در آخرين لحظه (۱۳۵۲)
    ۵۳ -
    قصه شب (۱۳۵۲)
    ۵۴ -
    كاكا سياه (۱۳۵۲)۵۵ - كج كلاخان (۱۳۵۲)
    ۵۶ -
    گداي ميليونر (۱۳۵۲)
    ۵۷ -
    محبوب بچه ها (۱۳۵۲)
    ۵۸ -
    احمد چوپان (۱۳۵۱)
    ۵۹ -
    بابا نان داد (۱۳۵۱)
    ۶۰ -
    حسن ديناميت (۱۳۵۱)
    ۶۱ -
    ظفر (۱۳۵۱)
    ۶۲ -
    كاكل زري (۱۳۵۱)
    ۶۳ -
    گذر اكبر (۱۳۵۱)
    ۶۴ -
    مرد اجاره اي (۱۳۵۱)
    ۶۵ -
    هميشه قهرمان (۱۳۵۱)۶۶ - ايوب (۱۳۵۰)
    ۶۷ -
    براي كه قلب ها مي تپد (۱۳۵۰)
    ۶۸ -
    پهلوان در قرن اتم (۱۳۵۰)
    ۶۹ -
    پهلوان مفرد (۱۳۵۰)
    ۷۰ -
    حيدر (۱۳۵۰)
    ۷۱ -
    دلقك ها (۱۳۵۰)
    ۷۲ -
    رضا چلچله (۱۳۵۰)
    ۷۳ -
    فاتحين صحرا (۱۳۵۰)
    ۷۴ -
    قلاب (۱۳۵۰)
    ۷۵ -
    مبارزه با شيطان (۱۳۵۰)۷۶ - مردان سحر (۱۳۵۰)
    ۷۷ -
    يك مرد يك شهر (۱۳۵۰)
    ۷۸ -
    دور دنيا با جيب خالي (۱۳۴۹)
    ۷۹ -
    ليلي و مجنون (۱۳۴۹)
    ۸۰ -
    تك خال (۱۳۴۸)
    ۸۱ -
    روسپي (۱۳۴۸)
    ۸۲ -
    بهرام شيردل (۱۳۴۷)
    ۸۳ -
    پا برهنه ها (۱۳۴۷)
    ۸۴ -
    پنجه آهنين (۱۳۴۷)
    ۸۵ -
    دلاور دوران (۱۳۴۷)
    ۸۶ -
    قوس و قزح (۱۳۴۷)
    ۸۷ -
    لوطي قرن بيستم (۱۳۴۷)
    ۸۸ -
    مرد روز (۱۳۴۷)۸۹ - چرخ فلك (۱۳۴۶)
    ۹۰ -
    علي بابا و چهل دزد (۱۳۴۶)
    ۹۱ -
    مرد بي ستاره (۱۳۴۶)
    ۹۲ -
    مرد دو چهره (۱۳۴۶)
    ۹۳ -
    معجزه (۱۳۴۶)
    ۹۴ -
    ميليونرهاي گرسنه (۱۳۴۶)
    ۹۵ -
    يكه بزن (۱۳۴۶)
    ۹۶ -
    آقا دزده (۱۳۴۵)
    ۹۷ -
    شارلاتان (۱۳۴۵)
    ۹۸ -
    عذاب مرگ (۱۳۴۵)
    ۹۹ -
    عصيان (۱۳۴۵)
    ۱۰۰ -
    گدايان تهران (۱۳۴۵)
    ۱۰۱ -
    مأمور 114 (۱۳۴۵)
    ۱۰۲ -
    مرد سرگردان (۱۳۴۵)
    ۱۰۳ -
    مرد و نامرد (۱۳۴۵)
    ۱۰۴ -
    مقصر پدرم بود (۱۳۴۵)
    ۱۰۵ -
    ميليونر فراري (۱۳۴۵)
    ۱۰۶ -
    نخاله قهرمان (۱۳۴۵)
    ۱۰۷ -
    جلاد (۱۳۴۴)
    ۱۰۸ -
    داغ ننگ (۱۳۴۴)
    ۱۰۹ -
    دنياي پول (۱۳۴۴)
    ۱۱۰ -
    زن و عروسك هايش (۱۳۴۴)
    ۱۱۱ -
    سرسام (۱۳۴۴)
    ۱۱۲ -
    نبرد غول ها (۱۳۴۴)
    ۱۱۳ -
    ولگرد قهرمان (۱۳۴۴)
    ۱۱۴ -
    ببر رينگ (۱۳۴۳)
    ۱۱۵ -
    دزد شهر (۱۳۴۳)
    ۱۱۶ -
    ستاره صحرا (۱۳۴۳)
    ۱۱۷ -
    سركش (۱۳۴۳)
    ۱۱۸ -
    شيطان در مي زند (۱۳۴۳)
    ۱۱۹ -
    ضربت (۱۳۴۳)
    ۱۲۰ -
    گل هاي گيلان (۱۳۴۳)
    ۱۲۱ -
    طلاق (۱۳۴۲)
    ۱۲۲ -
    دلهره (۱۳۴۱)
    ۱۲۳ -
    زمين تلخ (۱۳۴۱)
    ۱۲۴ -
    يك قدم تا مرگ (۱۳۴۰)
فيلم شناسی : كارگردان نويسنده بازيگر تهيه كننده
تهيه كننده : (۱۲)مورد

(۱۳۵۰)(۱۳۴۰) ۱ - واسطه ها (۱۳۵۶)
۲ - اسلحه (۱۳۵۴)
۳ - نبرد عقاب ها (۱۳۵۳)
۴ - گريز از مرگ (۱۳۵۲)
۵ - مرد اجاره اي (۱۳۵۱)
۶ - رضا چلچله (۱۳۵۰)
۷ - قلاب (۱۳۵۰)
۸ - مبارزه با شيطان (۱۳۵۰)
۹ - پهلوان پهلوانان (۱۳۴۸)
۱۰ - دلاور دوران (۱۳۴۷)
۱۱ - نبرد غول ها (۱۳۴۴)
۱۲ - ببر رينگ (۱۳۴۳)

م :تهران قدیم

behnam5555 11-20-2011 09:51 AM

ده نکته یادگرفتنی از مردم ژاپن بعد از زلزله

۱) آرامش
حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سر و صورت دیده نشد.
میزان غم و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود. اما بی تابی دیده نشد.
مردم خونسردیشون رو حفظ کردن.

۲) وقار
صفوف منظم برای آب و غذا به وجود اومد بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشنی.
غارتگری دیده نشد.

۳) توانمندی
بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.

۴) قناعت کردن
مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتونند مقداری آذوقه تهیه کنند.
هیچ کس حاضر نشد بیشتر از نیازش چیزی بخواد.

۵) همدلی
زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.
حتی زمانی که غذا بینشون پخش میشد با وجود گرسنگی شدید ظرف غذایی که میگرفتن رو
میدادن به نفر کناریشون.

۶) از خودگذشتگی
پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.

۷) مهربانی
رستورانها قیمتها را کاهش دادند. خودپردازها بدون محافظ دست نخورده ماندند.
دستگیری فراوان از افراد ناتوان دیده شد.

۸) آموزش
از بچه تا پیر همه دقیقا میدونستند باید چکار کنند و دقیقا همون کار را کردند.

۹)وسایل ارتباط جمعی
در پخش اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.

۱۰) وجدان
هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت،
مردم اجناس را برگردوندند سرجاشون و به آرامی فروشگاه را ترک کردند
حس غرور ملی و شرافت فردی


behnam5555 11-20-2011 10:31 AM


مراسم پیر شالیار

مراسم پیر شالیار در روستای اورامان‌تخت (هورامان) کردستان، هر سال دو بار در نیمه بهار و نیمه زمستان برگزار شده و عروسی «پیر شالیار» در سه روز جشن گرفته می‌شود. مقبره پیر شالیار که از موبدان زرتشتی بوده است در انتهای جاده آسفالته اورامان قرار دارد. این مراسم شامل ذبح دام قربانی، دف زنی، نوعی رقص، خوردن آش، و شب‌نشینی و خواندن شعر و دعا است.

پیرشالیار


پیر شالیار که یکی از روحانیان بزرگ زرتشتی بوده است. پیرشالیار فرزند جاماسب، یکی از رهبران و مُغان آیین زردشت بوده که در اورامان می‌زیسته است،
در افسانه‌های مردم منطقه اورامانات پیری اسطوره ای به نام «پیر شالیار» هست که می گویند صاحب کرامات بوده است. از جمله این کرامات عجیبی که درباره او روایت می کنند ماجرای شفا یافتن «شاه بهار خاتون» دختر شاه بخارا است که «پیر شالیار» او را شفا می‌دهد. ماجرا از این قرار بوده است که «شاه بهار خاتون» کر و لال است و تمام طبیبان از مداوای او عاجز می مانند تا اینکه آوازه «پیر شالیار اورامی» به بخارا می رسد. پادشاه بخارا هم شرط کرده است که هر کسی دخترش را شفا دهد او را به عقد وی درمی آورد؛ بالاخره عموی پادشاه با عده ای از اطرافیان پادشاه به سمت اورامان به راه می افتند تا دختر را به نزد «پیر شالیار» ببرند. وقتی که نزدیک روستای «اورامان تخت» می رسند گوش‌های دختر به طوری آنی شنوا می گردند و وقتی هم به نزدیکی‌های خانه «پیر شالیار» می رسند صدای نعره دیوی توجه آنها را جلب می‌کند و سریع دیو از تنوره ای که هم اکنون اهالی به آن «تنوره دیوها» می گویند و نزدیک خانه «پیر شالیار» هست، بر زمین می افتد و کشته می شود، در این اثنا زبان «شاه بهار خاتون» هم باز می‌شود و شروع به صحبت کردن می کند. پادشاه دخترش را به عقد وی در می آورد و مردم جشن عروسی بزرگی برای پیرشالیار و بهار خاتون برپا میکنند که مراسمی که امروز برگزار برگزار می‌شود سالگرد همان روز است.

مراسم جشن

شروع مراسم روز چهارشنبه است. این مراسم سه روز به طول می انجامد. از همان صبح روز اول دامدارانی که دامهای خود را برای قربانی در این مراسم نذر کرده اند دامهای خود را به جلو در خانه پیرشالیار می آورند تا به دست متولین مراسم ذبح شوند. پس از ذبح قسمتی از گوشتها را بعنوان تبرک در بین مردم پخش می کنند و بعضی از آن را هم برای غذای مراسم به داخل خانه پیر انتقال می دهند.
بعد از ظهر دف‌ها را برای لحظاتی دیگر آماده می کنند. نزدیکی‌های ساعت ۲ الی ۳ مراسم شروع می شود. و نوجوانان و جوانان و پیران دست در دست هم زنجیره ای بزرگ تشکیل می دهند و با تسلسل جسم و درون اتحاد و همبستگی همیشگی خود را به نمایش می گذارند. در حین این رقص شادی (که به نوعی رقص عرفانی هم هست) عده ای دف می نوازند و عده ای قصیده هایی در مدح پیامبر و ... می خوانند و گروه بزرگ رقص هم لفظ جلاله الله را زمزمه می کنند. در این سه روزه مردم هورامان تخت تمام کارهای خود را تعطیل می کنند و فقط و فقط وقت خودشان را در این جشن باستانی صرف می کنند.
غذای مراسم (آش جو یا "هولوشینه تشی") همان غذایی است که ۹۵۰ سال پیش در مراسم پیر شالیارپخت شده است. بعد ازخوردن غذا مردم به خانه‌های خود می روند و غذایی که اضافی است به خانه‌ها می برند تا سایر اعضای خانواده بعنوان تبرک از آن بخورند.
درروز آخر (بر خلاف دوروز پیش از آن که تا عصر مراسم برپاست) مردم تا شب به رقص می پردازند و ساعاتی از شب را نیز در خانه پیرشالیار میگذرانند (که به این شب (شب نشست "شه وونیشتی") گفته میشود. در این شب سخنرانان به سخنرانی درمورد پیر شالیار و بحثهای مذهبی و عرفانی می پردازند .بعد از آن سرودی یا قصیده ای خوانده می‌شود وپایان جلسه با دعا ختم می شود.
در این مراسم از باغ پیرشالیار گردوهایی چیده شده و برای اهالی فرستاده می‌شود.

م : سنه دژ

behnam5555 11-20-2011 10:45 AM

همسران پيامبر (ص) و دليل تعدّد زوجات ايشان

عبدالرحمن بن عبدالكريم

پیامبر( ص) بعد از وفات اولیه همسرش خدیجه ك با یازده زن ازدواج کرد که جز عایشه ك که دوشیزه بود، بقیه همگی بیوه زنانی سالخورده بودند. 6 تن از همسرانش از قبیله قریش، 5 تن از سایر قبایل عرب و یکی از آنها قبطی بود که مادر ابراهیم u بود، پیامبر ص می‌فرماید: «إذا ملكتم القبط فأحسنوا إليهم فإنَّ لهم ذمة ورحماً»: «هر گاه [غلام یا کنیزی] قبطی داشتید به آنها نیکی کنید. زیرا آنان دارای پیمان و رحم هستند»[1].

ازدواج ایشان با این زنان دلایل متعددی داشت از جمله:

1دلیل دینی و تشریعی، مانند ازدواج ایشان با زینب دختر جحش ك، اعراب در دوره جاهلی ازدواج فرد با همسر پسر خوانده‌شان را حرام می‌دانستند. زیرا معتقد بودند که همسر پسر خوانده همانند همسر پسر آن فرد است. پیامبر ص با هدف باطل ساختن این اعتقاد با زینب ازدواج کرد. خداوند می‌فرماید: (الأحزاب: 37).

« هنگامى كه زيد نيازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسرى تو درآورديم تا مشكلى براى مؤمنان در ازدواج با همسران پسر خوانده‏هايشان -هنگامى كه طلاق گيرند- نباشد; و فرمان خدا انجام شدنى است (و سنت غلط تحريم اين زنان بايد شكسته شود) ».

1. دلیل سیاسی برای مصالح دعوت و نزدیکی میان دل‌ها و جذب عاطفه و علاقه قبایل:

پیامبر ص با بزرگترین قبایل قریش و قوی‌ترین اقوام عرب پیوند خویشاوندی برقرار کرد. این روشی است که یارانش را نیز بدان دستور می‌داد. پیامبر ص هنگامی که عبدالرحمن بن عوف t را به دومه الجندل فرستاد به او فرمود: «إن أطاعوك فتزوج ابنة ملكهم»: «اگر از تو اطاعت کردند، پس با دختر حاکمشان ازدواج کن»[2].

(Cl. Cahan)[3] می‌گوید: ممکن است به علت شیوه تفکر امروزی ما بعضی از جنبه‌های زندگی او باعث تزلزل و اشتباه ما شود. اتهامات و افتراها به شهوت دنیایی پیامبر ص اشاره دارد و اینکه پیامبر پس از وفات خدیجه با (9) زن ازدواج کرد. اما حقیقت این است که بیشتر این پیوندهای خویشاوندی و ازدواج‌ها دارای جنبه سیاسی بود و با هدف دست یافتن به دوستی و حمایت بعضی از اشراف، بزرگان و افراد قدرتمند قبایل انجام می‌شد. علاوه بر این هر گاه انسان از طبیعت خود آنگونه که خداوند او را آفریده است استفاده کند، اندیشه عرب آن را به رسمیت می‌شناسد و به آن احترام می‌گذارد[4].

2. انگیزه‌های اجتماعی:

مانند ازدواج ایشان با همسر بعضی از یارانش که در راه انتشار دین خداوند از دنیا رفته‌اند علیرغم اینکه این زنان مسن بوده‌اند اما پیامبر ص به علت رحم و شفقت نسبت به آنها و بزرگداشت آنها و همسرانشان با آنان ازدواج می‌کرد.

خانم (L. Veccia Vaglieri) نویسنده ایتالیایی در کتابی که در دفاع از اسلام نوشته است می‌نویسد: پیامبر ص در دوران جوانی که غریزه جنسی در شدیدترین و قوی‌ترین حالت ممکن قرار دارد و علی‌رغم اینکه زندگی در جامعه اعراب که طلاق در آن بسیار ساده صورت می‌گرفت، فقط با یک زن ازدواج کرد که آن هم خدیجه ك بود که چندین سال از او مسن‌تر بود. و او مدت 25 سال همسر و دوستدار راستین آن زن بود و تنها پس از وفات خدیجه و زمانی که سن ایشان به بیش از 50 سالگی رسیده بود دوباره و با بیش از یک زن ازدواج کرد. در حقیقت هر کدام از این ازدواج‌های پیامبر دارای انگیزه سیاسی یا اجتماعی بود.

از جمله این دلایل و انگیزه‌ها می‌توان به بزرگداشت و تکریم زنان پرهیزگار و برقراری پیوند خویشاوندی با بعضی از عشایر و قبایل با هدف ایجاد راه‌های جدید برای انتشار اسلام اشاره کرد. پیامبر ص با زنانی ازدواج کرد که به جز عایشه ك هیچ کدام از آنها دوشیزه، جوان و یا زیبا نبودند. پس آیا پیامبر ص مردی شهوت‌ران بود؟ او یک انسان بود نه خدا. ممکن است علاقه و میل به فرزنددار شدن موجب ازدواج مجدد او شده باشد. او بدون آنکه درآمد فراوانی داشته باشد بار زندگی یک خانواده بزرگ را بر دوش می‌کشید. اما او با آنان همواره روش مساوات و برابری کامل را در پیش می‌گرفت و هرگز میان هیچ کدام از آنان با دیگران تفاوتی نمی‌گذاشت. او با پیروی از روش پیامبران پیشین مانند حضرت موسی و ... u که گمان نمی‌رود هیچ کس بر ازدواج‌های متعدد آنها خرده گرفته باشد، عمل می‌نمود. آیا علت این امر این است که ما جزئیات زندگی روزمره آنها را نمی‌دانیم اما تقریباً از همه جزئیات زندگی خانوادگی پیامبر اسلام ص اطلاع داریم؟[5].

توماس کارلیل (Th. Carlyle ) نویسندة مشهور انگلیسی در کتاب «قهرمانان» می‌نویسد: برخلاف آنچه از روی ظلم و دشمنی [حضرت] محمد ص بدان متهم می‌شود، او فرد شهوت‌پرستی نبود. بزرگترین ظلم و اشتباه آن است که او را شهوت‌پرست بدانیم و معتقد باشیم که او جز برآورده کردن نیازها و لذت‌های خود هدف دیگری نداشت. هرگز! به راستی او چقدر از لذت‌ها ـ هر چه باشند ـ دور بود![6].

---------------------------------------------

منبع :محمد رسول الله ص (گوشه‌هایی از سیره اخلاقی پیامبر اسلام ص و اذعان اندیشمندان غربی به فضایل ایشان)

تأليف: عبدالرحمن بن عبدالكريم الشيحة

ترجمه:إسحاق بن عبدالله دبيري العوضي

[1]- مصنف عبدالرزاق، 10/362 حدیث 19375.

[2]- تاریخ الطبری، 3/83.

[3]- در سال 1909 م به دنیا آمد. از دانشگاه سوربن فارغ التحصیل شد و به عنوان استاد در مدرسه زبان‌های شرقی در پاریس تعیین گردید. سپس در سال 1945 به عنوان استاد در دانشکده ادبیات دانشگاه استراسبورگ مشغول به کار شد.

[4]- قالوا عن الاسلام، دکتر عماد الدین خلیل ص 126.

behnam5555 11-20-2011 11:02 AM



هرگز از اشکِ تمنّا تر نشد دامان ِ من
جیفه ی دنیا نخواهد روح بی سامان ِ من

بیش و کم در دیده ی بی اعتنای من یکی است
هر دو یکسان گم شود در وادی نسیان ِ من

در لباس ِ فقر ، ِ بی نیازی را زدم
روشن از این شمع شد، دولت سرای ِ جان ِ من

سر زده غم آمد و گفتم قدم بر روی چشم
این تو این خانقاه ِ بی در و دربان ِ من

من به این دیوانگی ، کی گِرد می کردم سخن
عشق شد شیرازه بندِ دفتر و دیوان ِ من

یار اگر آید به قربانگاه ِ ما دیوانگان
من شوم قربان ِ او تا او شود مهمان ِ من

جان به این زندان ِ هستی زان سبب بگرفته خو
کز ازل شد عشق ِ شورانگیز، زندانبان ِ من

معينی کرمانشاهی


behnam5555 11-21-2011 07:27 PM


۱۰ واقعیت عجیب درباره مغز !


یکی از عجیبترین قسمتهای بدن ما، مغز است. در این مطلب به بعضی از حقیقت های جالب مغز پرداخته شده.

پیامهای عصبی که به مغز وارد و از آن خارج می شوند، با سرعتی حدود 273 کیلومتر در ساعت حرکت می کنند. این دلیل اصلی عکس العمل های فیزیکی سریع ماست. پیامهایی که با سرعت معادل سریعترین ماشینهای سواری از مغز به سایر اعضای بدن ما مخابره می شوند.

مغز ما با انرژی معادل یک لامپ 10 وات کار می کند. لامپی که در نقاشی ها برای نشان دادن تفکر یا پیدا کردن یک راه حل، روی سر، نقاشی می شود شاید کاملا به جا باشد. مغز ما حتی در حالت خواب، همین مقدار انرژی را تولید می کند.

یک سلول مغزی انسان می تواند اطلاعاتی به حجم پنج برابر دایرة المعارف بریتانیکا را در خود ذخیره کند. دانشمندان هنوز به نتیجه قطعی نرسیده اند، ولی ظرفیت مغز انسان معادل 3 تا 1000 ترابایت ( هر ترابایت 1000 گیگابایت است ) است. آرشیو ملی انگلیس که اطلاعات مربوط به 900 سال را در خود دارد، فقط 70 ترابایت حجم دارد که کمتر از میزان ظرفیت مغز ماست.

مغز ما 20 درصد اکسیژن خون را مصرف می کند. با وجودی که مغز تنها 2 درصد حجم بدن را دارد، ولی بیشترین مصرف اکسیژن در مقایسه با سایر اعضا را داراست و این باعث می شود که در نبود یا کمبود اکسیژن بیشترین صدمه را ببیند.

مغز ما در شب و هنگام خواب بسیار فعال تر از روز و بیداری است. شاید ما فکر کنیم که مغزمان در زمان بیداری با این همه مشغله و کار و زندگی و حساب و کتاب و درس و … فعال تر از زمان خواب است، ولی واقعیت دقیقا برعکس است. در واقع وقتی ما خاموش می شویم، مغز ما تازه روشن می شود و شروع به پردازش اطلاعات می کند. چیزی که دانشمندان هنوز علت و چگونگی آن را نمی دانند.

طبق گفته دانشمندان، هرچه ضریب هوشی بالاتری داشته باشید، بیشتر خواب می بینید. در حالی که این مطلب ممکن هست درست باشد، اینطور برداشت نکنید که هوش پایینی دارید اگر خواب هایتان را نمی توانید به یاد بیاورید.

نورون ها در زمان زندگی شما رشد می کنند. برای سال های متمادی دانشمندان فکر می کردند که مغز و نورون ها رشد کردنی نیستند اما واقعیت چیز دیگریست. این موضوع ابعاد جدیدی را در علم برای شناخت بهتر مغز ایجاد کرد.


اطلاعات با سرعت های مختلف توسط نورون های مختلف سفر می کند. تمام نورون ها مثل هم نیستند. تعداد مختلفی در بدن وجود دارد که سرعتشان می تواند به آهستگی 0.5 متر بر ثانیه یا به تندی 120 متر بر ثانیه باشد.

مغز درد را احساس نمی کند. هرچند مغز مرکز احساس درد در بدن است، اما خود مغز دردی را احساس نمی کند. این به این معنی نیست که درد در ناحیه سر را احساس نمی کنید، چون مغز با لایه هایی از اعصاب و رگهای خونی و بافت و جمجمه و پوست و غیره پوشیده شده که باعث احساس سردرد در شما می شوند.

تقریبا 80 درصد وزن مغز آب است. شکل مغز ما با چیزی که در تصاویر و تلویزیون می بینیم متفاوت است. مغز زنده، یک بافت پیچ و تاب دار، متمایل به صورتی و ژله مانند است که مملو از جریان خون و شامل مقدار زیادی آب است. پس هرگاه تشنه شدید یا با کم آبی مواجه شدید، زود آب بنوشید تا مغزتان با مشکل مواجه نشود.





behnam5555 11-21-2011 07:29 PM



۱۱ حقیقت شگفت انگیز درباره عطسه !


لاریسا معمولاً نه فقط یکبار، نه دوبار، بلکه سه بار پشت سر هم عطسه می کند. به محض اینکه وارد اتومبیل می‌شود، اگر هوای بیرون آفتابی باشد عطسه‌اش می‌‌‌گیرد. پدرش هم همینطور است. وقتی یک آدامس نعنایی دهانش می‌اندازد هم وضع همینطور است.

لاریسا
که 30 سال دارد، تنها کسی نیست که این وضع را دارد. خیلی‌ها در زمان‌های خاص عطسه‌شان می‌گیرد مثلاً بعد از ورزش کردن، برداشتن ابرویشان، زیر نور آفتاب و ...

در زیر به دلایل اینکه چرا در زمان‌های عجیب عطسه‌مان می‌گیرد اشاره می‌کنیم.

1. عطسه کردن از اعصابتان شروع می‌شود. این را نیل کائو متخصص آلرژی و آسم در مرکز آسم و آلرژی گرین ویل می‌گوید.

او اینطور توضیح می دهد که سیستم عصبی همه افراد به یک طریق یکسان سیم‌کشی شده است اما پیام‌هایی که در طول این عصب‌ها حرکت می‌کنند، راه‌های متفاوتی برای رفت‌و‌آمد به مغز انتخاب می‌کنند و همین مسئله باعث می‌شود عادت عطسه کردن در افراد مختلف متفاوت باشد.

او می‌گوید، "این انتقال عصب‌هاست که به مغزتان می‌گوید که چیزی در بینی شما هست که باید بیرون بیاید!"

2. عطسه کردن از بدنتان محافظت می‌کند. دکتر کائو می‌گوید، "عطسه کردن بخش مهمی از فرایند ایمنی بدن است که کمک می‌کند سالم بمانید."

عطسه با پاک کردن بینی از باکتری‌ها و ویروس‌ها از بدنتان محافظت می‌کند. وقتی چیزی وارد بینی شما می‌شود یا با محرکی روبه‌رو می شوید که مرکز عطسه که در پایین ساقه مغز قرار گرفته‌است در مغزتان را تحریک می‌کند، پیام‌هایی سریعاً برای بستن گلو، چشم‌ها و دهانتان فرستاده می‌شود. سپس، عضلات سینه‌تان شدیداً منقبض می‌شوند و بعد عضلات گلویتان به سرعت باز و آزاد می‌‌شوند. درنتیجه این، هوا — به همراه بزاق و ماده مخاطی — با شدت از دهان و بینی‌تان بیرون می‌آید. و همین می‌شود که عطسه می‌کنید.

3. عطسه سریع اتفاق می افتد. عطسه ها با سرعت 161 کیلومتر در ساعت حرکت می‌کنند. یک عطسه می‌تواند 100،000 میکروب را وارد هوا کند.

4. برداشتن ابرو ممکن است موجب عطسه شود. برداشتن ابرو روی عصبی در صورتتان که مسیر بینی را تامین می‌کند اثر می‌گذارد. و در نتیجه عطسه می‌کنید.

5. هیچوقت در خواب عطسه نمی‌کنید. وقتی می‌خوابید، اعصاب عطسه هم می‌خوابند و این یعنی وقتی خوابید معمولاً عطسه نمی‌کنید.

6. ورزش ممکن است عطسه‌تان بیندازد. دکتر کائو اعتقاد دارد که ورزش موجب عطسه کردن می‌شود. او می‌گوید، وقتی بیش از حد به جسمتان فشار می‌آورید، تنفستان زیاد می‌شود و درنتیجه، بینی و دهانتان خشک می‌شود. به این ترتیب، بینی شما با شروع به ترشح که موجب عطسه می‌شود به این مسئله واکنش می‌دهد.

7. طولانی‌ترین عطسه : 978 روز که توسط دونا گرفیت از انگلستان به ثبت رسیده است.

8. نور آفتاب موجب عطسه کردن می‌شود. نورآفتاب باعث می‌شود که یکی از هر سه نفر به عطسه بیفتند. البته حساسیت به نورآفتاب مسئله ای ارثی است — این هم یک چیز دیگر که می‌توانید گردن پدر ‌و ‌‌‌مادرتان بیندازید!

9. رابطه جنسی هم می‌تواند محرک عطسه باشد. بیشتر از آنچه که فکر می‌کنید اتفاق می‌افتد. محققان باور دارند که تحریک سیستم عصبی پاراسمپاتیک در برخی افراد پیام‌هایی ارسال می‌کند که نه فقط باعث می‌شود این افراد از رابطه جنسی خود لذت ببرند، بلکه بعد از اتمام آن عطسه کنند.

10. پرعطسه‌ترین حیوان : ایگوانا. طبق تحقیقات ایگوانا بیشتر از سایر حیوانات عطسه می‌کند. عطسه کردن معمولاً برای بیرون کردن برخی نمک‌های خاص که از محصولات فرعی فرایندهای گوارشی آنهاست اتفاق می‌افتد.

11. چطور عطسه را متوقف کنید؟ بااینکه هنوز ثابت نشده است اما نفس کشیدن از راه دهان و گرفتن بینی در آن زمان می‌تواند چاره‌ساز باشد.

خرافات مربوط به عطسه
گذشته از این واقعیت‌های عجیب درمورد عطسه، خرافات زیادی هم درمورد عطسه وجود دارد.

بعنوان مثال، درست نیست که وقتی عطسه می‌کنید قلبتان می‌ایستد. وقتی سینه‌تان به خاطر عطسه منقبض می‌شود، جریان خونتان هم موقتاً منقبض می‌شود. درنتیجه، ریتم قلبتان تغییر می‌کند اما توقف نمی‌کند.

و وقتی عطسه می‌کنید کره چشمتان بیرون نخواهد پرید. بعضی افراد موقع عطسه کردن به طور طبیعی چشم‌هایشان را می‌بندند اما اگر بتوانند آنرا باز نگه دارند، چشم‌هایشان بیرون نخواهد پرید! دکتر کائو می‌گوید، "بااینکه فشارخون پشت چشم موقع عطسه کردن کمی بالا می‌رود اما آنقدر زیاد نیست که چشم‌هایتان را از حدقه بیرون کند."

خیلی‌ها هم عقیده دارند وقتی عطسه می‌کنید باید کاری که مشغول انجام آن هستید را متوقف نموده و صبر نمایید برخی نیز اعتقاد دارند دوستی به ملاقاتتان می‌آید و اگر گربه‌تان عطسه کند باران خواهد آمد.

درمورد گفتن واژه عافیت باشید بعد از عطسه به همدیگر، دکتر وود توضیح می‌دهد که واژه عطسه به یونانی "pneuma” به معنای روح می‌باشد.

او می‌گوید، "دعای خیر عافیت باشد بعد از عطسه از عقاید قدیمی است. در گذشته عطسه را تجربه‌ای نزدیک به مرگ می‌پنداشتند و تصور می‌کردند که دعای خیر روح فرد را از بیرون شدن از بدنش نجات می‌دهد و از وارد شدن شیطان به بدنش جلوگیری می‌کند."




behnam5555 11-21-2011 07:35 PM





گران ترین عکس های تاریخ !

عکس «راین 2» اثر آندرس گورسکی هفته پیش در نیویورک به قیمت 4.3 میلیون دلار به فروش رسید و به گرانترین عکس تاریخ بدل شد.

رکوردشکنی این عکس موجب شد تا نگاهی بیندازیم بر 10 عکس گران‌بهای فروخته شده در حراجی‌ها؛ عکس‌هایی که در فاصله سال 1897 تا 2009 گرفته شده‌اند و بین یک میلیون دلار تا چهار میلیون دلار قیمت دارند.
«راین 2»



http://1.bp.blogspot.com/-Toz3cIVURn...0/Rhein_II.jpg

گرانترین عکس تاریخ «راین 2» اثر آندرس گورسکی است که هشتم نوامبر 2011 در حراجی کریستی در نیویورک به قیمت 4.3 میلیون دلار به فروش رفت. این عکس در سال 1999 گرفته شده است.
«بی‌نام شماره 96»


http://2.bp.blogspot.com/-IR15PxXKen...ntitled-96.jpg

رتبه دوم در اختیار «بی‌نام شماره 96» اثر سیندی شرمن است که سال 1981 گرفته شده است. این عکس ماه مه سال 2011 در حراجی کریستی نیویورک به قیمت 3.89 میلیون دلار فروخته شد.

«گاوچران»


http://3.bp.blogspot.com/-5W_LZctwZf...as_caras_2.jpg

سومین عکس پرفروش تاریخ هنر و عکاسی «گاوچران» اثر ریچارد پرینس است که در فاصله سال 2001 تا 2002 گرفته شده و تاریخ دقیق گرفتن آن مشخص نیست. پرینس به واسطه نقاشی‌ها و عکس‌هایش از گاوچران‌ها شهرت دارد. این عکس 14 نوامبر سال 2007 در حراجی سوتبی در نیویورک به قیمت 3.4 میلیون دلار فروخته شد.

«Cent II Diptychon»


http://3.bp.blogspot.com/-9PZUwBC5UR...eas-gursky.jpg

رتبه چهارم نیز در دست آندرس گورسکی است، عکس «99 Cent II Diptychon» سال 2001 گرفته شد و سه نسخه از آن تاکنون به فروش رفته است. نسخه اصلی این عکس فوریه سال 2007 به قیمت 3.34 میلیون دلار در حراجی سوتبی در لندن فروخته شد. دو نسخه دیگر سال 2006 به قیمت‌های 2.48 و 2.25 میلیون دلار به فروش رفتند.

«دریاچه-مهتاب»


http://3.bp.blogspot.com/-0mltszS4iP...o-mas-cara.jpg

پنجمین عکس گران تاریخ هنر و عکاسی را ادوارد اشتیخن گرفته است و «دریاچه-مهتاب» نام دارد. این عکس سال 1904 گرفته شده و فوریه سال 2006 در حراجی سوتبی در نیویورک به قیمت 2.92 میلیون دلار به فروش رفت.

«بیلی پسربچه»


http://3.bp.blogspot.com/-E6s7u0Yp4l...9-80-Edit2.jpg

رتبه ششم در دست عکسی به نام «بیلی پسربچه» است که عکاس آن مشخص نیست. در این عکس «بیلی پسربچه» یاغی معروف دیده می‌شود. این عکس همچنین قدیمی‌ترین عکس در میان 10 عکس گران تاریخ هنر است. اندازه عکس کوچک است و سال 1879 یا 1880 گرفته شده و ژوئن سال 2011 به قیمت 2.3 میلیون دلار در حراجی برایان لِبِل فروخته شد.
«کرملین توبولسک»


http://3.bp.blogspot.com/-MnD1yzghhC...y-medvedev.jpg

عکس هفتم را دیمیتری مدودف، رئیس جمهور روسیه در سال 2009 گرفته است. این عکس «کرملین توبولسک» نام دارد و ژانویه سال 2010 در سن پترزبورگ به قیمت 1.75 میلیون دلار فروخته شد.

«دست‌ها» و «برهنه»


http://1.bp.blogspot.com/-JoO77PEyA0...-Stieglitz.jpg


رتبه نهم و دهم در اختیار آلفرد اشتیگ‌لیتز است. این دو عکس در سال 1919 گرفته شده‌اند و نام یکی از آنها «دست‌ها» و نام دیگری «برهنه» است. دو عکس در حراجی فوریه سال 2006 در سوتبی در نیویورک به قیمت‌های 1.47 و 1.36 میلیون دلار فروخته شدند.

دیگر عکس ها


http://1.bp.blogspot.com/-FlhPiZO5F0...+Untitled+.jpg

Richard Prince, Untitled (Cowboy) (1989) $1,248,000

http://3.bp.blogspot.com/-FtvIqQ8Cau...+elephants.png
Richard Avedon, Dovima with elephants (1955) $1,151,976


http://4.bp.blogspot.com/-ah0k7XXOdc...C+Nautilus.jpg

Edward Weston, Nautilus (1927) $1,082,500


http://1.bp.blogspot.com/-2eLVJiFkAI...k%252C+One.jpg
Peter Lik, One (2010) $1,000,000

http://2.bp.blogspot.com/-dmEjHv26sS...%2527Orgue.jpg

Eugène Atget, Joueur d'Orgue, (1898–1899) $686,500

http://2.bp.blogspot.com/-Z2KdmV7RJH...New+Mexico.jpg

Ansel Adams, Moonrise, Hernandez, New Mexico (1948) $609,600


behnam5555 11-21-2011 08:42 PM

کوروش کبیر
دختری به کوروش کبیر گفت :من عاشقت هستم. کوروش گفت: لیاقت شما برادرم است که از من زیباتر است و پشت سر شما ایستاده. دخترک برگشت و دید کسی نیست. کوروش گفت: اگر عاشق بودی پشت سرت را نگاه نمیکردی.....

behnam5555 11-21-2011 08:53 PM


ترنم عاشقانه


به کوه گفتم عشق چیست؟ لرزید.

به ابر گفتم عشق چیست؟ بارید.

به باد گفتم عشق چیست؟ وزید.

به پروانه گفتم عشق چیست؟ نالید.

به گل گفتم عشق چیست؟ پرپر شد.

و به انسان گفتم عشق چیست؟

اشک از دیدگانش جاری شد و گفت؟ دیوانگیست!!!






behnam5555 11-22-2011 10:36 AM

روغن کنجد

روغن کنجد بیش از ۲ هزار و ۵۰۰ سال است که در آشپزی مورد استفاده قرار می گیرد. به گزارش «ehow» ، این روغن منبع غنی چربی اشباع نشده، ویتامین ها، آنتی اکسیدان ها و مواد معدنی است. در این مطلب به خواص این روغن می پردازیم.
اسیدهای چرب اشباع نشده مانند امگا۳، ۶ و۹ برای رشد لازم اند و نقش مهمی در درمان بیماری های مزمن مانند ناراحتی قلبی عروقی، دیابت، فشار خون بالا و آرتریت دارند.

روغن کنجد، فشار خون را پایین می آورد، کلسترول مفید را افزایش و کلسترول مضر را کاهش می دهد و به حفظ فشار طبیعی خون کمک می کند.

آنتی اکسیدان موجود در آن با رادیکال های آزاد که به سلول ها آسیب می رساند و به روند پیری سرعت می بخشد مقابله می کند.

ویتامین Eموجود در آن از بیماری آلزایمر و آب مروارید جلوگیری می کند.
روغن کنجد تحریک پذیری غشاء مخاطی را کم می کند. این روغن برای درمان سرفه، یبوست، آرتریت و پوست خشک توصیه می شود.

مصرف مرتب آن اضطراب را کاهش می دهد، گردش خون را تقویت می کند، مانع اختلالات عصبی می شود و سیستم دفاعی بدن را تقویت می کند.
مصرف روغن کنجد، نشاط آور است، هوشیاری ایجاد می کند، دردهای مزمن وگرفتگی عضلات را کاهش می دهد و روند پیری را کند می کند.

ویتامین E موجود در آن به رشد مو سرعت می بخشد.

برای افرادی که از کم خونی و سرگیجه رنج می برند مفید است.

مصرف موضعی این روغن پوست را نرم و لطیف می کند.

خاصیت ضدقارچی و ضدباکتریایی دارد.

غرغره کردن آن، باکتری ها را ازجمله باکتری های سرماخوردگی از بین می برد.

محافظ طبیعی در برابر اشعه فرابنفش به حساب می آید.

مانع شوره سر می شود.

پوست را در برابر کلر موجود در آب استخر محافظت می کند.

ماساژ با روغن کنجد انعطاف پذیری مفصل ها را زیاد می کند.

بریدگی ها و جراحت های سطحی را درمان می کند.

پوست صورت را به خصوص اطراف بینی سفت می کند و مانع بزرگ شدن منفذهای پوستی صورت می شود.

از بروز آکنه جلوگیری می کند.

درد های عضلانی

وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد،
وقتی نوبت به درد عضلانی می رسد، به طور کل دو نوع درد داریم:
یک درد هست که قابل تحمل است و می توانید با آن کنار بیایید و درد دیگری هم هست که به هیچ وجه نباید نادیده اش بگیرید.

اگر نتوانید این دو موقعیت را از هم تشخیص دهید، ممکن است خیلی برایتان مشکل ساز شود چون آسیب دیدگی هایی هست که اگر بطور مداوم تشدید شوند، مطمئناً نیاز به زمان استراحت طولانی مدتی پیدا می کنند.

یاد گرفتن تفاوت این دو درد، به خصوص اینکه بفهمید برای چه دردهایی باید احساس خطر کنید، به شما کمک می کنند همچنان به تمریناتتان ادامه دهید و از آسیب دیدگی ها هم دور بمانید.

حتماً یادتان باشد، مطالبی که در اینجا مطرح می کنیم، بااینکه ازجمله متداولترین موقعیت ها و مشکلات هستند، اما به هیچ وجه نمی تواند جای مشاوره با پزشک متخصص را برایتان بگیرد. اگر احساس مشکل می کنید و مطمئن نیستید چه اتفاقی برایتان افتاده است، حتماً در اولین فرصت ممکن به پزشک مراجعه کرده و با او در این مورد مشورت کنید.

در زیر به ۸ مورد از انواع دردهای بدن که نباید نادیده بینگاریدشان، اشاره می کنیم.

۱) درد ناگهانی سر و گردن


اگر به طور ناگهانی، مخصوصاً هنگام اسکات زدن با وزنه های خیلی سنگین، در ناحیه سر احساس درد کردید، بلافاصله دست نگهدارید و نگاهی به فرم حرکتتان بیندازید. این درد که نباید از آن غافل شوید، می تواند درنتیجه اورلود رگ های خونی به خاطر فشار تمرین باشد یا اینکه یکی از عضلات درگیر در برخورد با فشار و استرس وارده از طرف وزنه ها، مشکل دارد.

اگر شما هم از جمله بدن سازانی هستید که در حرکت اسکات با وزنه های شدیداً سنگین کار می کنید، اطمینان یابید که حین حرکت نگاهتان رو به جلو باشد و عضلات شانه و گردن را کاملاً شل و آزاد نگه دارید. اگر حالتتان به اینصورت نباشد، ممکن است مقداری از فشار وزنه ها روی گردن و سر وارد شده و باعث درد جدی در این ناحیه شود.

۲) سوزش شدید کشاله ران


اگر تمرینات سنگین اسکات، ددلیفت یا لانگز انجام می دهید و درد بسیار شدید و ناگهانی در ناحیه کشاله های ران احساس کردید، حتماً همان لحظه دست از تمرین بکشید چون این دردی است که به هیچ وجه نباید از آن غافل شوید. این درد برحسب شدت آسیبدیدگی، می تواند یک گرفتگی عضلانی ساده باشد یا کشیدگی جدی عضلات.

اگر خواستید همان حرکت را دوباره انجام دهید (مثلاً حرکت لانگز) و این درد همچنان ادامه داشت، اما با شدت کمتر، این نشانه کاملاً روشنی است که عضلات داخلی ران شما به طور جدی دچار کشیدگی شده اند.

با اینکه برخی گرفتگی های عضلانی حین تمرینات سنگین انتظار می رود اما این نوع درد و کشیدگی—که تقریباً مشابه گرفتگی است—نشانه این است که چیزی به طور جدی در بدنتان مشکل پیدا کرده و برای جلوگیری از آسیبدیدگی بیشتر حتماً باید دست بکشید. اگر مشکلتان همین است، آن حرکت را متوقف کرده و سراغ تمرین بعدی بروید، البته دقت کنید که تمرین بعدیتان روی عضلاتی کار کند که دیگر روی عضله مورد نظر فشار وارد نکند. همچنین بلافاصله بعد از تمرین عضله آسیبدیده را به دقت بکشید و درصورت امکان روی آن یخ بگذارید تا اگر تورم دارد برطرف شود. چهار روز تا یک هفته به آن عضله استراحت بدهید و بعد دوباره تمرینات خود را از سر بگیرید.

۳) درد جدی کمر


بااینکه همیشه باید مراقب هر نوع درد کمر که برایتان اتفاق می افتد باشید، وقتی درد آن مستقیم و شدید باشد، باید بلافاصله دست از تمرین بکشید چون این مورد یکی از حادترین دردهایی است که به هیچ وجه نباید نادیده بگیرید. درد تند و تیز معمولاً نشانه ای آشکار است که مشکلی در بدنتان اتفاق افتاده و علت آن ممکن است جابه جا شدن دیسک یا وارد شدن فشار روی عصب باشد.

اگر تعداد بالایی لیفت انجام داده اید که نیاز به بالا بردن وزنه بالای سرتان داشته است (مثل وزنه برداری یکضرب، پرس سرشانه و از این قبیل) پس فشار زیادی روی استخوانهای مهره ها وارد کرده اید.
از جمله اصلاحاتی که باید صورت دهید، تغییر طرز قرارگیریتان است چون ممکن است حرکت را در حالتی انجام داده باشید که ستون مهره ها خارج از تراز رفته باشد که موجب درد عمیقی در بدن می شود.

در اولین فرصت به یک پزشک متخصص مراجعه کنید تا ببینید کمرتان تا چه میزان آسیب دیده است و قبل از اینکه دوباره به سراغ وزنه ها بروید، حتماً مشکلتان را برطرف کنید. یادتان باشد درصورت داشتن چنین مشکلی به هیچ عنوان به تمرین ادامه ندهید، چون کوچکترین مشکلی که برای ستون مهره هایتان اتفاق بیفتد، سایر نقاط بدنتان هم در معرض آسیبدیدگی جدی قرار می گیرند.

۴) درد قوزک پا حین دویدن


خیلی از دونده ها خیلی به ورزششان متعهد هستند و خیلی برایشان پیش آمده که طی تمریناتشان دچار درد در قسمتی از بدنشان شده باشند. هر زمان که سعی می کنید به اندازه مسافتی که دونده ها می دوند، بدوید، مطمئناً درد جدی برای خودتان ایجاد می کنید.

متاسفانه این به آن معنی هم هست که دونده ها خود را به چنین دردهایی عادت داده اند و خودشان را مجبور می کنند که باوجود این درد به راهشان ادامه دهند، درصورتیکه خیلی از دردهایی که تحمل می کنند، ازجمله دردهای بسیار جدی است که به هیچ وجه نباید نادیده شان انگاشت.

وقتی حین دویدن چنین دردی در پای خود احساس کردید، زمانش رسیده که تردمیل را نگهداشته و به درد قوزکتان رسیدگی کنید. این درد می تواند نشانه کشیدگی قوزک یا رباطهایتان باشد و اگر نادیده گرفته شوند ممکن است باعث شود هفته ها از تمرینتان عقب بمانید.

مفصل قوزک پا تاندون ها و رباط های زیادی در خود دارد به خاطر همین این احتمال خیلی زیاد است که با یک گام اشتباه که برمی دارید صدمه ای به یکی از اینها وارد شود. داشتن یک جفت کفش مناسب و دویدن در سطوح صاف راه خوبی برای پیشگیری از بروز دردهای قوزک پا است اما به طور کامل نمی توان از بروز چنین دردهایی جوگیری کرد. پس وقتی می دوید، به بدنتان گوش دهید و هر زمان که احساس کردید که باید دویدن را متوقف کنید، دست نگهدارید.

۵) گرسنگی بیش از حد


برای خیلی از افراد، ساختن بدنشان مهمترین اولویت زندگی است. چه فکرشان شرکت در مسابقات بدنسازی باشد یا صرفاً بخواهند به این و آن پز بدهند که سعی و تلاشهایشان در باشگاه نتیجه بخش بوده است، خودشان را تا حد بیشتر از توانشان جلو می برند تا به اهدافشان برسند.

وقتی عضله ها ساخته شدند، به جایی می رسند که باید شدیداً مراقب رژیم غذاییشان باشند و هر چیزی را نخورند. اگر شما هم در رژیم غذایی خود جدی هستید و چند ماهی است که خورد و خوراک خود را شدیداً محدود کرده اید، واقعاً باید به زبان بدن خود گوش دهید.

گاهی اوقات بعد از رژیم های خیلی سخت، توازن هورمونی بدن برهم می خورد و شما احساس گرسنگی شدید خواهید کرد که به هیچ طریق از بین نمی رود. این وضعیت آشکارا نشان می دهد که بدنتان میخواهد چیزی به شما بگوید و شما باید یک تا دو هفته به خودتان مرخصی بدهید.

کالری های مصرفیتان را دوباره بالا بیاورید و بعد از این دوره دوباره به رژیم سفت و سخت سابقتان برگردید. اینبار متوجه خواهید شد که وقتی مرخصیتان از رژیم به سر آمد، چربی سوزیتان بسیار شدیدتر از قبل ادامه می یابد.

۶) احساس سرگیجه


درد دیگری که موقه تمرین نباید نادیده بگیرید، احساس سرگیجه است. این مشکل بیشتر زمانی اتفاق می افتد که در حرکتی تا نیمه خم هستید و دوباره به وضعیت ایستاده برمی گردید. بااینکه در خیلی افراد سرگیجه انتظار می رود—اگر موضوعی همیشگی برایتان باشد—خیلی خوب است که فشارخونتان را اندازه گیری کنید چون ممکن است این نشانه ای از مشکل فشارخون باشد.

بااینکه خیلی ها باید مراقب باشند فشارخونشان بالا نرود، شما اگر دچار چنین مشکلی شدید، احتمالاً فشارخونتان پایین آمده است. باتوجه به خطری که احساس سرگیجه می تواند در پرس های بالای سر برایتان ایجاد کند، باید حتماً دقت و توجه کافی به این مشکل داشته باشید.

یک کاری که باید بکنید این است که مقدر کافی نمک در رژیمتان مصرف کنید. بااینکه نباید در مصرف نمک زیاده روی هم بکنید، اما مصرف به اندازه آن را نباید فراموش کنید. پس تازمانی که کاملاً سالم باشید و هیچ مشکل سلامتی خاصی هم نداشته باشید، کمی مصرف اضافه تر نمک برای شما که فعالیت فیزیکی بالایی دارد می تواند مفید باشد، چون با عرق کردن حین تمرین این نمک ها دفع خواهند شد.

به خاطر داشته باشید که مطالبی که گفتیم نباید برایتان پاسخ کامل باشد و اگر این مشکل مداوماً برایتان اتفاق افتاد حتماً باید به دنبال پزشکی مجرب برای تشخیص مشکل خود بروید.

۷) درد ساق پا


درد و ورم ساق پا یکی دیگر از مشکلات متداول در ورزش دو می باشد که به خاطر اعمال فشار مداوم بر استخوان درشت نی ایجاد می شود. بااینکه خیلی از دردهای ساق ممکن است به خاطر کار کشیدن بیش از حد از پا باشد و بعد از چند روز دوباره سلامت شود، اما اگر از مشکل درد و ورم ساق پا مزمن رنج می برید باید حتماً دوره ریکاوری را به طور کامل طی کنید.

اگر می بینید که این مشکلتان بیشتر از دو هفته است که ادامه پیدا کرده است، حتماً به دنبال یک پزشک متخصص ورزشی رفته و درمان را جویا شوید.

۸) خستگی مفرط و مداوم


و آخرین نوع درد که به شما معرفی می کنیم، خستگی است، آنهم خستگی که به هیچ طریق از بین نمی رود. هرچه خوابتان را بیشتر می کنید، تغذیه تان را متعادل تر می کنید، چند روز مرخصی می گیرید و استراحت می کنید و هر کاری که می کنید این خستگی بهتر نمی شود که نمی شود. این می تواند نشانه بارزی از تمرین زدگی باشد.

خیلی از آقایون عادت دارند که با درد مداوماً کنار بیایند و با وجود آن به فعالیتشان ادامه دهند، درمورد شدت و حجم تمرین هم وضع به همین منوال است.

اگر می بینید که انگیزه و اشتیاق کمتری برای سایر جوانب زندگیتان که سابقاً از آن لذت میبردید، به جز تمرین، دارید می تواند نشانه ای از تمرین زدگی باشد. اما اگر خیلی وقت است که از باشگاه به خودتان مرخصی نداده اید و در چند وقت گذشته هم پیشرفتی در کارتان مشاهده نکرده اید، حتماً زمان استراحتتان رسیده است. تمرین زدگی، برحسب شدت آن، ممکن است از دو هفته تا چند ماه طول بکشد تا درمان شود. به همین دلیل است که اگر می خواهید خیلی از تمریناتتان عقب نمانید، باید توجه خاصی به این مشکل داشته باشید.

▪ مقابله با دردها


به هیج عنوان نسبت به هیچکدام از این دردها بی توجه نباشید. وقتی می خواهید فراتر از توانتان از خودتان کار بکشید، داشتن آستانه درد بالا چیز خوبی است اما اگر از دردهایی که می تواند واقعاً به شما صدمه بزند، مطلع نباشید، ممکن است خودتان را در معرض مشکلات بسیار جدی و بزرگی قرار دهید.

افزایش قد

در این مقاله سعی بر این بوده که به کلیه سوال های شما درمورد قد و افزایش قد انسان پاسخ دهیم. برای این منظور به توضیح عواملی که بر رشد قد انسان تاثیر دارند پرداخته ایم. شاید سوال خیلی از شما باشد که چطور می توان رشد را در بدن تحریک کرد. خیلی ها به دنبال راه هایی برای بلندتر کردن قدشان هستند. در اینجا اطلاعات لازم را برایتان گرد آورده ایم.

یکی از دغدغه های خیلی افراد امکان رشد قد پس از بلوغ است. خوب البته پوشیدن کفش های پاشنه بلند یکی از این راه هاست اما تکنیک های مُد خاصی وجود دارد که اگر درست رعایت شوند به بلندتر دیده شدن قد کمک می کنند.

سعی ما بر این بوده که به سوالات مربوط به این موضوع تا حد امکان پاسخ دهیم و از شما نیز تقاضا داریم نظرات و تجربیات خود را در بخش نظرات مطرح کنید.
1- چه عواملی بر رشد قد انسان تاثیر دارند؟
قد با مجموعه پیچیده ای از ژنتیک و محیط تعیین می شود. قانون اصلی آن را می توان به شکل زیر تعریف کرد:
(ژنتیک + هورمون ها + تغذیه) - استرس
2- چه زمان قد کشیدن ما متوقف می شود؟
از نظر ژنتیکی طوری برنامه ریزی شده ایم که پس از اتمام دوران بلوغ قد کشیدن متوقف شود. در این نقطه، فعل و انفعالات پیچیده ژن ها، موادمغذی و هورمون ها به اوج خود می رسد. وقتی ژن ها با همکاری هم رشد بدن را به نقطه ای رساندند که قادر به تولید مثل باشد، هدف رشد به اتمام رسیده است. این اتفاق به طور متوسط در سن 16 سالگی برای دختران و 18 سالگی برای پسران می افتد.

3- آیا پس از اتمام دوران بلوغ هم قدمان بلندتر می شود؟
شواهد بسیار کمی از رشد قد بعد از دوران بلوغ دیده شده است. انسانها معمولاً در دوران کودکی سریعترین رشد را دارند. همچنین در دوران بلوغ نیز به خاطر جهش های رشد، رشد سریعی دارند.

4- جهش های رشد چیستند؟
جهش رشد اصطلاحی است که برای افزایش سریع قد و وزن به کار می رود که معمولاً در دوران بلوغ اتفاق می افتد. کودکان در دوران نوجوانی به بالاترین حد قد دوران بزرگسالی خود می رسند. این رشد قابل توجه، از قسمت های خارجی بدن شروع شده و به قسمت ها داخلی تر ادامه می یابد. دست ها و پاها اولین جاهایی هستند که بزرگ می شوند. نیاز به کفش های تازه اولین نشانه تجربه جهش رشد است. دومین ناحیه بدن، طول پاها و دست ها است که بلندتر می شود. و آخر ستون فقرات ما رشد می کند. آخرین رشد پهن تر شدن سینه و شانه ها در پسران و پهن شدن لگن و ران ها در دختران است.

5- چه نوع رژیم غذایی به افزایش قد کمک می کند؟
یک رژیم غذایی سرشار از موادمغذی که شامل میوه ها و سبزیجات، لبنیات، سیریال، گوشت و میزان کافی آب باشد موجب تقویت فرایند طبیعی افزایش قد می شود.
6- آیا خواب در رشد انسان تاثیر دارد؟
بهره بردن از میزان کافی خواب برای عملکرد خوب هورمون های رشد ضروری است. نداشتن خواب کافی می تواند میزان هورمون رشدی که بدن تولید می کند را کاهش دهد.

7- هورمون های رشد چیستند؟
هورمون رشد انسان ماده ای است که توسط ساختاری نخود مانند که در عمق مغز درست پشت چشم ها وجود دارد تولید می شود. این ماده معمولاً طی ساعات اولیه خواب و پس از ورزش تولید می شود. عملکرد این هورمون ها تحریک و تقویت رشد در بدن انسان تا اتمام دوران بلوغ است.
8- آیا مصرف هورمون رشد باعث بلندتر شدن قد می شود؟
مصرف هورمون رشد فقط طی سالهای شکل گیری موثر هستند. مصرف بیش از حد آن به صورت مصنوعی موجب رشد غیرطبیعی و نامناسب می شود. این واژه توسط تولیدکننده های مختلف مورد استفاده و سوءاستفاده برای فروش محصولات خود که ادعای تقویت رشد را دارند، قرار گرفته است. واقعیت این است که فروش داروهای هورمون رشد شدیداً تحت کنترل است و فقط توسط متخصین تجویز می شود.
9- آیا داروهایی وجود دارد که به افزایش قد پس از بلوغ کمک کند؟
هیچ دارویی وجود ندارد که موجب افزایش قد پس از دوران بلوغ شود. محصولات زیادی در بازار امروز همچنین ادعایی دارند اما همه آنها هیچ سند و مدرک علمی نداشته و فاقد اعتبارند.
10- آیا تمرینات کششی به افزایش قد کمک می کند؟
برخی تمرینات کششی به افزایش قد در دوران بلوغ کمک می کند. پس از دوران بلوغ، این تمرینات فقط به اصلاح فرم و شکل بدن افراد بزرگسال کمک می کند. در خیلی افراد قوز پشت موجب کوتاه نشان دادن قد می شود و در همه سنین می توان با اصلاح چنین مشکلاتی قد را تا چندین سانتیمتر بالاتر برد.

11- آیا تنفس صحیح بر افزایش قد تاثیر دارد؟
تنفس صحیح باعث می شود اکسیژن لازم برای رشد در اختیار بدن قرار گیرد. فقط تنفس عمیق تنفس موثر به شمار می رود.
12- چطور می توان با عمل جراحی قد را بلندتر کرد؟
عمل های جراحی زیبایی افزایش قد پاها می تواند تا چندین سانتیمتر قد را بلندتر کند که البته عملی بسیار پیچیده، گران و دردناک است که نیاز به زمان ریکاوری طولانی دارد. در برخی مراکز ابتدا ارزیابی می کنند که بیمار تحمل دوران ریکاوری را دارد یا خیر بعد به انجام عمل می پردازند.
13- قد متوسط برای مردان و زنان چه میزان است؟
قد متوسط به نسبت محل زندگی افراد متفاوت است. یک فرد با قد متوسط در هلند شاید در ژاپن بلندقد به حساب آید.
14- آیا درست است که نسل حاضر از نسل های قبلی بلندقدتر شده است؟
به نظر می رسد که بین رشد اقتصادی و قد انسانها ارتباط مستقیم وجود دارد. یک زمانی تصور می شد که آسیایی ها کوتاه قد هستند اما امروز به نظر می رسد که قد متوسط چینی ها و سایر آسیایی ها به طرز قابل توجهی بالا رفته است. رشد انسان به تسهیلات پزشکی، مراقبتی و غذایی بهتر پاسخ می دهد. در جدول زیر می توانید افزایش قد متوسط را در 150 سال گذشته مشاهده کنید.

15- وزن ایدآل باتوجه به قد چه میزان باید باشد؟
با حساب تخمینی وزن ایدآل مردها به طریق زیر محاسبه می شود:
برای 152 سانتیمتر اول وزن باید 48 کیلوگرم باشد. و برای هر 5/2 سانتیمتر اضافه 2 کیلو و 700 گرم به آن اضافه می شود.
وزن ایدآل خانم ها نیز به این طریق محاسبه می شود:
برای 152 سانتیمتر اول وزن باید 45 کیلوگرم باشد و برای هر 5/2 سانتیمتر اضافه 2 کیلو و 200 گرم اضافه می شود.
16- آیا بدنسازی از رشد قد جلوگیری می کند؟
هیچ دلیل و مدرکی برای اثبات این گفته وجود ندارد. افرادی مثل دیوید رابینسون، شاک اونیل، آرنولد شوارتزنگر و بسیاری دیگر هستند که بدنسازی را از سنین پایین شروع کردند و بااینحال قدی بالاتر از حد متوسط داشتند.

17- چطور می توانم قد ستاره محبوبمان را بفهمیم؟
با جستجو بیوگرافی مربوط به ستاره مورد نظرتان در اینترنت خواهید توانست قد و وزن او را نیز پیدا کنید.
18- چه روش هایی در لباس پوشیدن باعث می شود قدبلندتر به نظر برسیم؟
بلندقد و لاغر به نظر رسیدن هنری است که با پیروی از چند تکنیک قابل دستیابی است. در این مورد می توانید به مقالات مرتبط سایت در بخش مُد مراجعه کنید.

http://parsiteb.com/fa/images/normall/3497562_tall1.jpg

19- قدگرایی چیست؟
قدگرایی نوعی تمایز براساس قد انسان است که به خاطر اندام بلند یا کوتاه کسی به او لقب داده می شود. افراد کوتاه قد معمولاً در فرصت های شغلی از مزایای کمتری برخوردارند. برای اکثر خانم ها قد مردان در جذابیت آنها نقش بسیار مهمی ایفا می کند. همچنین یکی از علل زمینه ای قتل عام رواندا به شمار می رود که در آن تقریباً یک میلیون انسان کشته شد. باور بر این است که یکی از دلایل اینکه قدرت سیاسی توسط بلژیکی ها به اقلیت توتیس داده شد به خاطر قد بلند آنها بوده است که آنها را به نظر برتر و شایسته تر برای حکومت نشان می داده است. کاندیداهای قدکوتاه در انتخابات هم شانس کمتری دارند. از 54 انتخابات ریاست جمهوری امریکا فقط 13 کاندیدای پیروز از بقیه کاندیداها کوتاه تر بوده اند.
20- آیا فضانوردان در فضا قدبلندتر می شوند؟
ازآنجا که در فضا جاذبه وجود ندارد، استخوان فضانوردان کمتر به هم فشار آورده و درنتیجه به خاطر این واقعیت قد آنها کمی بلندتر می شود.


behnam5555 11-22-2011 10:39 AM


آنچه باید بدانید

آیا میدانستی که روباهها همه چیز را خاکستری میبینند.

آیا میدانستی که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون اند.

آیا میدانستی که زرافه ایستاده وضع حمل می‌کند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین میافتد.


آیا میدانستی که موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا میکنند ،که در عرض هجده ماه دو موش صحرایی قادرند یک میلیون فرزند داشته باشند.

آیا میدانستی که جنین بعد از هفته هفدهم خواب هم میتواند ببیند.

آیا میدانستی که گربه و سگ هر کدام پنج گروه خونی دارند و انسان چهار گروه


آیا میدانستی که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد.

آیا میدانستی رود دجله به خلیج فارس میریزد.

آیا میدانستی که 85% گیاهان در اقیانوسها رشد میکنند.

آیا میدانستی که اولین تمبر جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید.

آیا میدانستی که سریعترین پرنده شاهین است و میتواند با سرعت 200 کیلومتر در ساعت پرواز کند.

آیا میدانستی که اولین اتوموبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد.

آیا میدانستی که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است.

آیا میدانستی که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است.

آیا میدانستی هر 50 ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشود

آیا میدانستی که وزن اسکلت انسان بالغ سیزده تا پانزده کیلوگرم است.

آیا میدانستی که خرس قطبی هنگامی که روی دو پا می‌ایستد حدود سه متر است.

آیا میدانستی زرافه میتواند با زبانش گوشهایش را تمیز کند.

آیا میدانستی خرگوش و طوطی تنها حیواناتی هستند که می‌توانند بدون برگشتن اشیاء پشت سر خود را ببینند.

آیا میدانستی که اگر همه یخهای قطب جنوب آب شود بر سطح آب اقیانوسها هفتاد متر اضافه می شود و در این صورت یک چهارم خشکیهای کره زمین زیر آب میرود.

آیا میدانستی که کبد یا جگر تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند.

آیا میدانستی که میزان انرژی که خورشید در یک ثانیه تولید میکند ، برای تولید برق مورد نیاز تمام کشورهای جهان به مدت یک میلیون سال کافی است.

آیا میدانستی هر عنکبوت تار ویژه خود را دارد و هیچگاه تارهای آنها به هم شبیه نیستند.

آیا میدانستی که اگر در یک سال هیچ یک از نسلهای یک جفت مگس نر و ماده از بین نروند ، حجم مگسهای متولد شده با حجم کره زمین برابر میشود.

آیا میدانستی که رودی در کامبوج شش ماه سال ازشمال به جنوب و شش ماه دیگر سال از جنوب به شمال جریان دارد.

آیا میدانستی که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست.

آیا میدانستی که سریع ترین عضله بدن انسان زبان است.

آیا میدانستی که شبکه چشم 135 میلیون سلول احساس دارد که مسوولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد.

آیا میدانستی که بدن انسان پنجاه هزار کیلومتر رشته عصبی دارد.

آیا میدانستی که در برج ایفل دو میلیون و نیم پیچ به کار رفته است.

آیا میدانستی طول رگهای بدن انسان پانصد و شصت هزار کیلومتر است

آیا میدانستی که هشت پا با وجود داشتن بدنی بزرگ میتواند از سوراخی به قطر پنج سانتیمترعبور کند.

آیا میدانستی که تنها موجودی که میتواند به پشت بخوابد انسان است.

آیا میدانستی چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد.

آیا میدانستی که فیل بالغ در روز بطور متوسط دویست و بیست کیلوگرم غذا و دویست لیتر آب مصرف میکند.

آیا میدانستی که اگر زنی به کوررنگی مبتلا باشد، فرزندان پسر اوکوررنگ میشوند.

آیا میدانستی کوههای آلپ در سال حدود یک سانتیمتر بلند میشوند.

آیا میدانستی که همه نوزادان میگو نر متولد می شوند و بعد از چند هفته بخشی از نوزادان به ماده تبدیل می شوند.

آیا میدانستی وزن کوه یخی متوسط الحجم بیست میلیون تن است.

آیا میدانستی حس بویایی انسان قادر به دریافت وتشخیص ده هزار بوی متفاوت است.

آیا میدانستی یک قطره آب دارای یک‌ صد میلیارد اتم است.

آیا میدانستی که تعداد افرادی که سالانه از نیش زنبور میمیرند بیشتر از کسانی است که سالانه از نیش مار میمیرند.

آیا میدانستی که خورشید روزانه معادل صد و بیست و شش هزار میلیارد اسب بخارانرژی به زمین می‌فرستد.

آیا میدانستی که گرده گل هرگز فاسد نمی شود و از محدود مواد طبیعی است که تا زمان نا محدودی باقی می ماند.

آیا میدانستی که حس بویایی خرس تقریبا صد برابر قوی تر از انسان است.

آیا میدانستی که تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت .

آیا میدانستی مغز فیزیکدان نابغه، آلبرت اینشتین پانزده درصد از حجم مغز انسان عادی بزرگتر بود.

آیا میدانستی تنها چیزی که در اسید حل نمی‌شود الماس است و فقط خیلی زیاد آن را از بین می‌برد.

آیا میدانستی که هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه هفتاد و دو ماهیچه به کار گرفته می‌شود.

آیا میدانستی که اگر تکثیر باکتری تا بیست و چهار ساعت ادامه یابد ، توده دو تنی از یک باکتری بوجود می آید.

آیا میدانستی یک میلیون سیاره به اندازه زمین در خورشید جای می گیرد.

آیا میدانستی که خرسها موجوداتی چپ دست هستند.

آیا میدانستی که هر یک لیتر بنزین معادل بیســــــــت و سه و نیم تــــــــن گیاهان مدفون شده در قرنها پیش است.

آیا میدانستی که آلباتوس که یک نوع مرغ دریایی ست بلندترین بالها را دارد فاصله دو نوک بالهای او تا دو متر میرسد و درضمن آنها می توانند در حال پرواز بخوابند.

یا میدانستی کوه قره قوروم در هند بعد از کوه هیمالیا با تفاضل دویست و سه و هفت متر بلندترین کوه دنیا میباشد.

آیا میدانستی هر ساله حدود پانصد شهاب‌سنگ نسبتا" بزرگ به زمین برخورد می‌کند.

آیا میدانستی 17 هزار نوع زنبور در جهان شناسایی شده است.

آیا میدانستی که بلندی شترمرغ به دو متر و نیم و وزنش به 90 کیلو میرسد.

آیا میدانستی که لاکپشت در بین جانوران جهان، طولانی ترین عمر را دارد و ممکن است تا150سال عمر کند.

یا میدانستی که باز مهاجر، یا عقاب اردکی، تیز پروازترین پرنده است آنها می تواند دقیقه ای چهار تا هشت کیلومتر پرواز کند.

آیا میدانستی که مرغ زرین بال کوچکترین پرنده است وزن نوع سرخ گلوی بالغ آن کمتر از وزن یک دو ریالی است

آیا میدانستی که پروانه هرکول استرالیای که فاصله دو نوک بالهای آن در حالت گسترده سی و پنج سانتی متراست، بزرگترین پروانه جهان است.

آیا میدانستی نیروی نگهدارنده در پاهای عنکبوت که تعداد آنها هشت عدد می باشد، حتی بر روی یک سطح صاف و صیقلی به اندازه ای است که قادر است وزنی معادل صد و شصت برابر وزن خود را تحمل کند.

آیا میدانستی کنه که حشره ای ریز است، میتواند یک سال تمام بدون غذا زنده بماند.

آیا می دانستید بیشترین سرعتی که یک جسم می تواند در اثر سقوط آزاد داشته باشد حدود ۱۲۰ مایل در ساعت است و دیگر از این سرعت تجاوز نمی کند، دلیل این امر اصطکاک هوا میباشد.

آیا میدانستی که حداکثر سرعت لاک پشت های غول پیکر چهار و نیم متر در دقیقه است که خرگوش این فاصله را در کمتر از نیم ثانیه می پیماید.

آیا میدانستید که مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است دبا مقایسه با مساحت وسعت ایران میتوان نتیجه گرفت که ایران ۳۲/۰ ٪ از سطح زمین را تشکیل میدهد.

آیا میدانستی پل خواجو در زمان سلاطین صفویه در اصفهان ساخته شده است.

یا میدانستی گوش و بینی در تمام طول عمر انسان در حال رشد میباشد و بزرگتر میشود.

یا میدانستی نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان کمتر است.

آیا میدانستی بیش از صد میلیــــــــارد کهکشان تا به اکنون در جهان شناسایی شده اند.

آیا میدانستی که اسب ماده سی دندان و اسب نر سی و شش دندان دارد.

آیا میدانستی که آب دریا بهترین ماسک زیبای پوست است، البته بخاطر منیزیم و املاح معدنی موجود در آب دریا میباشد.

آیا میدانستی که سیاره اورانوس پانزده قمر « ماه » دارد.

آیا میدانستی که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید ، سومین سیاره منظومه شمسی است.

آیا میدانستی که کنگوکینشاسا همان کشور زئیر میباشد.

یا میدانستی که زهر مار کبری بیشتر بر روی مراکز تنفسی اثر کرده و باعث خفگی صید می‌شود.

آیا میدانستی که بیشتر سردردهای معمولی از کم نوشیدن آب میباشد.

آیا میدانستی کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است.

آیا میدانستی اندونزی چهارمین کشور پر جمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد.

آیا میدانستی که ایرانها روزانه بطور متوسط حتی نصف استکان هم شیر نــــــمیخورند.

یا میدانستی که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن میکرده است.

آیا میدانستی که انسانهای امروزی بطور متوسط شش سال از عمرش را تلویزیون نگاه میکند و شش سالش را هم صرف غذا خوردن میکنیم و یک سومش را هم میخوابد.

آیا میدانستی که نامهای قدیمی ترکیه ، روم شرقی و عثمانی بوده است.

آیا میدانستی که دود سیگار موجود در محیط بیشتر از مصرف مواد قندی در پوسیدگی دندانهای کودکان نقش دارد.

آیا میدانستی که پروانه ها، چشم های مرکب دارند که تعداد آنها گاهی به هجده هزار می رسد.

آیا میدانستی که بی رحم ترین حشره دنیــا حشره دعا خوان ماده است.هنگامی که حشـــره ماده از همسرش باردار می شود، به آن نیش می زند و همسر نیمه جان پس از جفتگیری غذای لذیـذی برای حشــــــــره ماده می شود.

آیا میدانستی که ما حتی در روزهای ابری هم در معرض اشعه بنفش خورشید می باشیم ، بین هفتاد تا هشتاد درصد از این نور میتواند به راحتی از ابرها ردّ شوند.

آیا میدانستی که یک نوع پشه وجود دارد که در ثاتیه هزار بار بال میزند.

آیا میدانستی که نمک از پنج هزار سال پیش در سفره ما انسانها بوده است.

آیا میدانستی که خطر بیماری قلبی و سرطان ریه در افراد غیر سیگاری که در خانه در معرض دود سیگار اطرافیانشان هستند، بیست و پنج درصد بیشتراز دیگران است.

آیا میدانستی که ستارگان ابی داغتر از خورشید و قرمز ها سردتر از آن هستند.

آیا میدانستی که استرس تا 5 برابر سیستم ایمینی بدن را پایین میآورد.

آیا میدانستیی که پیشانی انسان مرکز دمای انسان است یعنی اگر شما دمای پیشانیتان را تغییر دهید دمای بدنتان هم به همان انداره تغییر میکند این یکی از دلایلی است که وقتی ما می خواهیم ببینیم که آیا تب داریم یا نه دستمان را روی آن میگذاریم.

یا میدانستی که اگر روند شیوع سرطان درهمین حد بماند حدود سی و پنج درصد احتمال دارد که شمادر طول زندگی تان به یکی از انواع سرطان مبتلا شوید.

اگر تمام رگهای خونی را در یک خط بگذاریم تقریبا 97000 کیلو متر میشود .

آیا میدانستی که قویترین نیروهای دنیا بترتیب عبارتند از : نیروی هسته ای ، الکترو مغناطیس و نیروی جاذبه.

آیا میدانستی که 1,260,000,000,000,000,000,000 لیتر آب بروی کره زمین وجود دارد که این مقدار در چرخه آب در گردش است۰



behnam5555 11-22-2011 10:41 AM

مغز انیشتن !!!

در زمینه اسرار نبوغ انیشتن تا کنون کار های جالب توجهی انجام شده است که پاره ای از این کارها در زمان زندگی او و تعدادی در زمان بعد از مرگ او انجام گرفته است. برای مثال انجام انواع ازمایشات مربوط به علکرد الکتریکی مغز وی(به وسیله کرفتن نوار مغزی ابتدایی ) از این جمله محسوب می شوند.
اما بعد از مرگ وی شخصی به نام دکتر هاروی با عمل جراحی مغز وی را از جمجمه اش خارج و در محلی نگهداری کرد. هر چند این عمل به صورت مخفیانه و غیرقانونی انجام گرفت و بعدها مشکلات زیادی برای او به وجود اورد اما امکان مطالعات بعدی بر روی مغز انیشتن را امکان پذیر کرد.متن زیر ترجمه نوشته ایست که توسط دکتر marian diamond به قلم تحریر د رامده و شرح یکی از این آزمایشات بر مغز انیشتن است:
هیجان کشف کردن مسری است.یافته های جدید اغوا کننده و بدون توقف ما را راهنمایی می کنند.اما چه عاملی باعث شد من مطالعه بر روی نسبت glial cells به neuron را در مغز انیشتن آغاز کنم؟ جواب این مسئله را در یک گزاره ساده نمی توان یافت. بلکه بر پایه سال ها کار و مطالعه اثرات محیط بر اناتومی مغز بنا شده است.
بازسازی سری اتفاقاتی که منجر به یافتن تعداد نهایی سلول ها می شود یک کار سخت و طاقت فرسا بود اما با وجود تمام این سختی ها عوامل زیادی بودند که ما را در راه تحقق این هدف یاری کردند. که عبارتند از:
1- همکاری با یک پروفسور(gerhald von bonin) در حدود 25 سال پیش
2- نتایج یک تحقیق که نشان می داد در مغز موش هایی که در محیط غنی زندگی می کنند ، در مقایسه با مغز موش هایی که در محیط فقیرتر زندگی می کنند تعداد glial cells به ازای هر neuron بیشتر است.
3- عکسی از مجله science که جعبه ای مقوایی را نشان می داد که در داخل یک میز تعبیه شده بود و در درون ان مغز انیشتن نگهداری می شد.
4- در یک بعد از ظهر آرام که به نظر می رسید همه مشغول کاری باشند من آنقدر وقت آزاد داشتم که بتوانم در مورد مسائل بالا فکر کنم.
5- استفاده از فناوری های عالی و بررسی های آماری
این ها همه باعث شد تا من به همان سادگی که که هم اکنون یک نفر می تواند محاسبه کند که 1+2+3+4 چند می شود تفاوت بین نسبت glial cells و neurons را در مغز انیشتن را در مقایسه با نمونه های گرفته شده از مغز چند فرد دیگر نیز قابل مقایسه است.حال هرکدام از قسمت های معادله بالا را بیشتر شرح می دهم.
1- یک روز در آزمایشگاه مطالعاتی پروفسور von bonin این موضوع را بیان کرد که فکر می کنمinferior parietal cortex از prefrontal cortex توسعه بیشتری پیدا کرده است. و از انجا که شمار glial cells نسبت به neuron هم زمان با پیشرفت و بالا رفتن در درخت philogenetic افزایش می یابد. این طور در نظر گرفتیم که هر چه یک ناحیه توسعه یافته تر باشد باید نسبت glial cells به neurons هم بیشتر باشد.
سپس از مغزهای نگه داشته شده 11 مرد، یک سری نمونه به اندازه بلور شکر از prefrontal cortex و inferior parietal cortex سمت راست و چپ مغز برداشتیم. یعنی 44 نمونه،نسبت glial cells به neurons نشان داد که در prefrontal cortex تعداد glial cells به ازای هر neuron در مقایسه با inferior Parietal lob بیشتر است. به این ترتیب یک نسبتglial cellsبه neuron را بر اساس اطلاعات علمی به دست آوردیم.
2- در حدود دهه 1960 میلادی کارشناسان و متخصصان ازمایشگاه چوزف التمن در پوردو و ما، فهمیدیم در cerebral cortex از مغز موشهایی که در محیط زیست غنی زندگی می کنند تعداد glial cells به neurons” فعال “cortex در مقایسه با مغز موش هایی که در محیط فقیرتر زندگی می کنند بیشتر است.
نورون های فعال cortex احتیاج به سلول های حمایتی glial cells دارند. و در ضمن باید توجه داشت که شمار نورون ها بعد از تولد زیاد نمی شوند در حالی که تعداد glial cells زیاد می شود.
3- تعدادی از دانشجویان عکس جعبه مغز انیشتین را از مجلهscience بریده و به دیوار ازمایشگاه نسب کردند زیر نویس مشخص می کرد که این مغزدر کانزاز نگه داری می شود.
4- یک روز که من در دفتر کار همسرم در UCLA نشسته بودم با خود فکر کردم که ایا می توان فقط4 قطعه ازمغز انیشتین که قابل مقایسه نمونه های خودم در ازمایشگاه باشد را بدست اورم.پس گوشی تلفن را برداشتم و با دانشگاه کانزاز( بخش ANOTAMY) تماس گرفتم و مطلع شدم که مغز انیشتین در اختیار tomas harvey درweston است . بعد از 3 سال مذاکرات تلفنی که هر 6 ماه 1 بار انجام می شد سرانجام من 4 قطعه لازم را دریافت کردم
5- به کمک 1 تکنسین عالی و یک کارشناس امار(یک دانشمند به ندرت به تنهایی کار می کند) ما متوجه شدیم که در مغز انیشتن و در هر 4 قطعه ازمایش شده در مقایسه با همان قطعات از مغز 11 مرد دیگر، تعداد glial cellبه neuron بیشتری وجود دارد و فقط در left parietal lob ان این نسبت به طور مشخصی بیشتر بود.اگر چه این تفاوت به طور غیر معمول بیشتر بود اما ما فقط یک انیشتن داشتیم که با 11 مرد دیگرمان مقایسه کنیم.وگرنه اگر ما 11 انیشتن داشتیم این یافته قابل اعتمادتر می شد. به هر حال این مطالعه اولین قدم در این راه بود که تا بحال کسی بر نداشته بود.

behnam5555 11-22-2011 11:19 AM


سخنان بزرگان

آنکه دم خور آدمی است که بدگویی همواره با او پیوسته است ، خیلی زود اسیر وهم و سیاهی دل می گردد . ارد بزرگ



به دنبال نکات مثبت و نقاط قوت دیگران باشید تا آن ها را پیدا کنید. آن گاه دیگر بیست دقیقه با او باشید یا بیست سال تفاوتی نخواهد داشت زمانی را که در این حال سپری کنید ، با عشق سپری می شود زیرا در تمام طول این مدت شما در جست و جوی همین عشق بودید و همین عشق بود که بدان دست می یافتید . باربارا دی آنجلیس



اگر مردم را به حال خود گذاشتی، تو را به حال خودت خواهند گذاشت. توماس مان



میدان پیمان های گسسته ، همچون مردابی دهشتناک است که باید از آن گریخت . ارد بزرگ



تنها علاج‌ عشق‌، ازدواج‌ است‌. بوخوالد



انسان همان چیزی است که باور دارد . آنتوان چخوف



هیچ آغازی را مزاری نیست چرا که همواره در حال دگرگونی و رشد است . ارد بزرگ



از کدامین ستاره بر زمین افتادیم تا در اینجا یکدیگر را ملاقات کنیم.؟ . فردریش نیچه



گرز برزگ زندگی ممکن است سرم را بشکند اما گردنم را خرد نمی کند. مثل چینی



تنها آشیانه خرد ، راستی و درستی ست . ارد بزرگ



کسی که حرف می زند می کارد و آنکه گوش می دهد درو می کند. مثل آرژانتینی



کسی که خوب فکر می کند لازم نیست زیاد فکر کند. آلمانی



یک آموزگار خام می تواند شاگردان خویش را برای همه زندگی سرگردان کند . ارد بزرگ



تنبلی، آدمی را خیالپرست بار می آورد. پوسه نه



زمان برای هیچ کس نه متوقف می شود نه بر می گردد ونه اضافه می شود . شیللر



راه های آینده ابتدا در اندیشه خردمندان رسم می گردد سپس مردم با کوششی بسیار آن راه ها را خواهند ساخت. ارد بزرگ



اگر می خواهی خوب باشی باید اول معتقد باشی که بد هستی . اپیکتوس



وجود موانع ، تنهابه این معنی است که باید عزم خود را برای رسیدن به هدفهای ارزشمند، جزمتر کنید . آنتونی رابینز



هرگز درباره چیزی نگو آن را از دست داده ام ، بلکه فقط بگو آن را پس داده ام . اپیکتوس



فریادرس پاکزاد است ، او گوشش پیشتر تیز شده و آماده کمک رسانی ست . ارد بزرگ



کسی که به پشتکار خود اعتماد دارد، ارزشی برای شانس قائل نیست. ژاپنی



من آینده را دوست دارم چون بقیه عمرم را باید درآن بگذرانم. کترینگ



پیوند ما تنها با زندگان نیست همه ما پیوندی ابدی با نیاکان و اسطوره های سرزمین خویش داریم . ارد بزرگ



اگر از کسی متنفری از قسمتی از خودت در او متنفری، چیزی که از ما نیست نمی‌تواند افکار ما را مغشوش کند . هرمان هسه



چشم دیگران چشمی است که ما را ورشکست میکند اگر همه بغیر از خودم کور بودند , من نه به خانه باشکوه احتیاج داشتم نه به مبل عالی . بنیامین فرانکلین



آزادی در بی آرزوئی است. بودا



در عالم دو چیز از همه زیباتر است : آسمانی پرستاره و وجدانی آسوده. کانت



بزرگترین فر و داشته بی باکان روزگار ، دلهایست که به آنها امید بسته اند . ارد بزرگ



اگر پرسند کیستی باید هنرهای خویش را بشماری . بزرگمهر



هیچ کس به اندازه ابلهی که زبانش را نگه می دارد به یک مرد عاقل شباهت ندارد. سنت فرانسیس



طبیعت زیبا آدمیان را در گذر زندگی همواره شاداب و جوان نگاه می دارد . ارد بزرگ



تپه ای وجود ندارد که سراشیبی نداشته باشد. مثل اسکاتلندی



کسی که شهامت قبول خطر نداشته باشد در زندگی به مقصود نخواهد رسید. محمدعلی کلی



خود را می توان نابود ساخت ! نخست با گردن نهادن بر پیشگاه ناداوری فرمانروایان و دیگر تن دادن به رسوایی و بدنامی . ارد بزرگ



تنها کسانی تحقیر می شوند که بگذارند تحقیرشان کنند. الکس هیل



هر ملتی دو نوع دشمن خونی دارد . دسته ای که به قانون پشت پا می زنند و دسته دیگر کسانی که با دقت بیش از حد آن را اجرا می کنند . آلفرد کاپو



آنکه خودخواه است توان ستایشگری و مهرورزی ندارد او بسیار تنهاست . ارد بزرگ



اختلاف طبقاتی از ضروریات جامعه است چون عامل اشتیاق به پرورش حالت های والاتر کمیاب تر دورتر و عامل چیرگی بر نفس می شود . فردریش نیچه



بهترین راه برای اثبات صفای ذهنی ما نشان دادن خطاهای ان است . نهر آبی که ناپاکیهای بستر خود را نمایش می دهد به ما می فهماند آب پاک و صاف است . پوپ



نامداران ماندگار آنانی اند که سرشتی نیکو و دلی سرشار از مهر دارند . ارد بزرگ



من واقعاً فرمول دقیقی برای موفقیت نمی شناسم ولی فرمول شکست را به خوبی می دانم سعی کنید همه را راضی نگه دارید. بیل کازبی



یکی از مهمترین راههای خوشبختی، حقیر شمردن مرگ است. لوبون



بزرگداشت در هر کجا می تواند باشد از خانه تا مدرسه و از روستا تا شهر . ارد بزرگ



جامعه فرزانگی و سعادت می یابد که خو اندن، کار روزانه اش می باشد. سقراط



اگر می خواهی بنده کسی نباشی، بنده هیچ چیز نشو. ژاک دوال



کوهستان را بنگر ، به تو می گوید نوک بلند و خیره ساز آن ، از پس دامنه ایی گسترده ، آسمان را به زانو درآورده است . ارد بزرگ



از خصوصیات زمان ما این است که متأسفانه فقط افراد پست و پلید ، صاحب اراده و پشتکار می باشند . آلفرد کاپو



بر روی زمین چیزی بزرگتر از انسان نیست و در انسان چیزی بزرگتر از فکر او. همیلتون



نکات سخت هم اساسی ساده دارند . ارد بزرگ



دانش به تنهائی یک قدرت است. فرانسیس بیکن



دوست بدارید کسانی را که به شما پند می دهند نه مردمی که شما را ستایش می کنند. دور وبل



اگر هنجار ها و کارآگان سست باشند همان بهتر که باژ را بدهی . ارد بزرگ



شاد ماندن به هنگامی که انسان درگیر و دار کارهای ملال آور و پرمسئولیت است، هنر کوچکی نیست. نیچه



اگر نمی خواهی در حق تو داوری شود درباره دیگران داوری نکن . ابراهام لینکلن



سخت ترین کارها ، یافتن رایزن است چرا که رایزنهای بزرگ دور از دیدگان مردم ، در اندیشه های دور در حال پروازند . ارد بزرگ



از تمام صفاتی که برای پرورش جان و جسم شما سودمند است هیچ یک به سودمندی تصمیم و اراده نیست . پوشه



اگر دانش ما این همه به بی طرف بودن خود می نازد، از آن روست که جز کنجکاوی ناسالمِ ناتوانان چیز دیگری ندارد . فردریش نیچه



همسران ، اگر رازهای زندگی خویش را بیرون نبرند خیلی کمتر به غم جدایی گرفتار آیند . ارد بزرگ



هر جدایی یک نوع مرگ است و هر ملاقات یک نوع رستاخیز . شوپنهاور



مرد بزرگ تنها به خود متکی است و جز از خود از هیچکس چیزی طلب نمی کند ولی مردان کوچک از دیگران توقع دارند . پاتریک هانری



آدمها میوه های درختانی هستند که ریشه ای از دیرینه دارند . ارد بزرگ



مصمم شوید که کارى باید صورت گیرد، سپس راه انجام آن را خواهید یافت . آبراهام لینکلن



می توان حقیقتی را دوست نداشت، اما نمی توان منکر آن شد. روسو



گردن فرازان به خرد روی آوردند و گردن کشان به نابخردی . ارد بزرگ



دانستن کافی نیست، باید به دانسته خود عمل کنید. ناپلئون هیل



هر اقدامی اگر بزرگ باشد، ابتدا محال به نظر می رسد. کارلایل



برای رسیدن به بلندای بخشندگی باید از آز وجود خویش بگذری . ارد بزرگ



به انسان تندرستی و ثروت بدهید ، او هر دو را در جستحوی سعادت از دست خواهد داد . پوشه



اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابیندرانات تاگور



بخاطر داشته باشید که حواس خود را به هر چه متوجه کنیم همان را به دست می آوریم . آنتونی رابینز



آدمی ساخته افکار خویش است، فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است. موریس مترلینگ



روزهای سخت گامهای آینده ما را استوارتر و تندتر می کند . ارد بزرگ



لبخند زن دردو موقع آسمانی و فرشته مانند است : یکی هنگامی که برای اولین بار با لبخند به معشوق می گوید دوستت دارم ودیگر هنگامی که برای اولین بار به روی نوزادش لبخند می زند . ویکتور هوگو



بهترین و حقیقی ترین دوستانم از تهی دستانند . توانگران از دوستی چیزی نمی دانند . موزارت



به توانائی خود ایمان داشتن نیمی از کامیابی است. روسو



اگر خرسند و رضا باشی زندگی به دلخواه می سپاری . بزرگمهر



باران مهر آسمان است نه بغض آن ، همانند آدمیان مهرورزی که می بارند و کینه توزانی که خشک و بی نشانند . ارد بزرگ



آنکس که زورمند و قوی است ، می تواند با مشت توانای خود دهان ضعیفی را در هم بشکند در حالیکه باید بداند که مشت درشت تری هم در آستین قویتری پنهان است . پوشه



به نظر من ما روزی خواهیم مرد که نخواهیم و نتوانیم از زیبایی لذت ببریم و در صدد نباشیم آن را دوست بداریم . آندره ژید



مردم آدمهای بردبار را با ادب می دانند حال آنکه بردباری سنجشی درست نیست ! باید ادب آدمها را در آزمون ها سنجید و نه در سکوتها ... ارد بزرگ



اگر ما (( بی دل و جان )) هستیم ؛ دست کم نسبت به زندگی چنین نیستیم ؛ بلکه ؛ اکنون با همهء انواع (( تمنیات )) روبروییم . با خشمی ریشخند آمیز در آنچه (( آرمانها )) می نامیمشان ؛ در حال غور و تامل هستیم. ما خویش را خوار می شماریم تنها از آن رو که لحظاتی وجود دارند که نمی توانیم آن انگیزش نامربوطی را که (( آرمانگرایی )) نام دارد ؛ مهار نماییم. تاثیر نازپروردگی بیش از اندازه ؛ نیرومند تر از خشم فرد بی دل و جان است . فردریش نیچه



دانایان با عمل زندگی می کنند , نه با اندیشه عمل . کارلوس کاستاندا



اندوخته ای با ارزشتر از تندرستی ، نمی شناسم . ارد بزرگ



تا زمانیکه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتی که در این دم نهفته است غافل خواهند بود. ضرب‌المثل چینی



بهتر است ثروتمند زندگی کنیم تا اینکه ثروتمند بمیریم. جانسون



شغل تنها زمانی ارزش و اعتبار دارد که آزادانه پذیرفته شود . آلبرکامو



تا چیزی را نپذیریم نمی توانیم تغییرش دهیم . کارل یونگ



اگر می خواهی کسی را بزرگ کنی ، پیوسته از او به دشمنی یاد کن . ارد بزرگ



تنها زندگی ارزشمند است که صرف دیگران شود . آلبرت انیشتن



در دردها دوست را خبر نکردن خود یک عشق ورزیدن است. علی شریعتی



عشق نور است که هرچه را در مسیرش قرار بگیرد - از جمله قلب ها را - از خود روشن می سازد . باربارا دی آنجلیس



صاحب همت در پیچ و خم های زندگی هیچ گاه با یاس و درماندگی رو به رو نخواهد شد . ناپلئون



پیران جهان دیده برای گفتگو با جوانان مانع تراشی نمی کنند . ارد بزرگ



وضع و حال مردمان تنگ فکر به وضع و حال بطریهای تنگ دهن می ماند ، هرچه کمتر در خود داشته باشند با سر و صدای بیشتری آن را به خارج می ریزند . پوپ



مردان موفق امروز ، کودکان جسور دیروز بوده اند. دسراییلی



تقریبآ همه مردم بخشی از عمرشان را ، در تلاش برای نشان دادن ویژگی هایی که ندارند ، تلف می کنند . سامول جانسون



ما ندرتاً درباره آنچه که داریم فکر می کنیم ، درحالیکه پیوسته در اندیشه چیزهایی هستیم که نداریم . شوپنهاور



بارزترین و گرامی ترین گرایش گاندی ، میهن پرستی او بود . ارد بزرگ



خدا به زمان احتیاج ندارد و هرگز دیر نمی کند . اسکاول شین



اگر شاه به تو مهربان باشد دلیر و گستاخ مشو ، از آنکه طبع شاه چون آتش است و دل شیر از آن می هراسد . بزرگمهر



از سفر کرده ، ارزش سرزمین مادری را بپرس . ارد بزرگ



آرزومند آن مباش که چیزی غیر از آنچه هستی باشی، بکوش که کمال آنچه هستی باشی . دی سلز



اگر به دنبال موفقیت نروید خودش به دنبال شما نخواهد آمد . مارو اکلینز



بزرگواری ، بی مهر و دوستی بدست نمی آید . ارد بزرگ



اگر ندانید که به کجا می روید , چگونه توقع دارید به آنجا برسید ؟ باسیل اس.والش



خشم با دیوانگی آغاز می شود و با پشیمانی پایان می پذیرد . فیثاغورث



آدمیانی که انتخابات نیک را بی ارزش می انگارند و آنانی که دانسته در بازی انتخابات نادرست رای می دهند هر دو به یک اندازه به سرزمین خویش پشت کرده اند . ارد بزرگ



وقتی هدفمان را از دست می دهیم مجبور هستیم سعی خود را چند برابر کنیم . مارک تواین



اگر انتظار و توقع نداشته باشی همه دوست تو اند . رابیندرانات تاگور



هیچ یک از تمایلات نفس انسانی خطرناکتر از تمایل به تنبلی نیست . اسمایلز



میرآب ، به اندازه دهد ، همه دشت سبز خواهد بود . ارد بزرگ



زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . گوته



مراقب باشید چیزهایی را که دوست دارید بدست‌آورید وگرنه ناچار خواهید بود چیزهایی را که بدست آورده‌اید دوست داشته‌باشید. جرج برنارد شاو



فرمانروای بزرگ مردم خویش را در هیچ کجای دنیا از یاد نمی برد و همیشه پناه آنان است . ارد بزرگ

behnam5555 11-22-2011 06:28 PM

16 مهارت صحبت در جمع

در زندگي همه ما مواقعي وجود دارد که بايد در حضور چند نفر راجع به مساله‌‌اي صحبت کنيم. ممکن است اين صحبت در جلسه يا کنفرانسي باشد که رسميت داشته باشد و ممکن هم هست که در يک جمع خانوادگي يا در محيط کار بخواهيم براي دوستان يا همکارانمان صحبت کنيم. اگر مهارت‌هاي لازم را در اين زمينه داشته باشيم، قطعاً روند کار با موفقيت بيشتري انجام مي‌شود و به نتايج بهتري مي‌رسيم.


يکي از مباحث مهمي‌که اکثر صاحب نظران درباره آن اتفاق نظر دارند، مقدمه‌اي است که ما براي گفتار خود انتخاب مي‌کنيم. برخي مي‌گويند اصل مطلب مهم است و مقدمه تأثير چنداني در روابط ندارد، در صورتي که اگر مقدمه جالب و دلنشين نباشد، دنبال کردن بقيه صحبت از جانب شنوندگان چندان قطعي نيست.


پس سعي کنيد صحبت خود را هميشه با يک مقدمه آغاز کنيد و سپس به اصل بحث بپردازيد.


4 نکته درباره مقدمه‌چيني


بسياري افراد حتي در دوران تحصيل و براي نوشتن انشاء نيز براي پرداختن به مقدمه دچار مشکل مي‌شوند. با توجه به نکات زير حداقل از اصول کلي مقدمه آگاه خواهند شد:


- مقدمه بايد مختصر باشد، اما در عين حال هدف از بيان آن را مشخص کند تا شنونده بداند که قرار است به چه موضوعي پرداخته شود.


- مقدمه نبايد تنها اطلاعات خاصي را به شنونده منتقل کند، بلکه بايد شنونده را جذب کند و براي پيگيري کلام انگيزه لازم را در او به وجود آورد.


- مطالب بيان شده بايد مرتبط با يکديگر باشند، نه‌اين که در مقدمه به نکاتي پرداخته شود که در آخر بحث، هيچ نتيجه‌اي از آنها گرفته نشود.


- در نهايت با نوع کلام خود سعي کنيد ارتباطي ميان خود و شنونده‌ايجاد کنيد که موج مثبتي ايجاد شود و فضاي دلنشين و مطلوبي به بحث شما بدهد.


12 نکته درباره جان کلام


و اما در پرداختن به مطالب اصلي کلام، پس از مقدمه، نکات زير را در نظر داشته باشيد:


- از کلمات قابل درک و با معني استفاده کنيد.


- القاب، عناوين و اصطلاحات فوق تخصصي، کمکي به درک بهتر موضوع نمي‌کند. البته هنگام نياز بايد به آنها اشاره کرد. اما موضوع اصلي نبايد تحت الشعاع اين مساله‌ قرار گيرد، زيرا شنونده خسته مي‌شود.


- براي پرداختن به موضوع، در صورت امکان مي‌توانيد از داستان‌هاي کوتاه، ضرب المثل‌ها و اطلاعات جالب ديگر براي حمايت از موضوع اصلي استفاده کنيد و بر جذابيت کلام و درک بهتر آن بيفزاييد.


- سعي کنيد حتماً از موضوع مورد نظر به اندازه کافي اطلاع و آگاهي داشته باشيد تا با تسلط کامل درباره آن صحبت کنيد.


- به ياد داشته باشيد هرچه بيشتر مطالعه کنيد، بيشتر خواهيد دانست و هرچه بيشتر بدانيد و بياموزيد، به جاهاي بهتري مي‌رسيد.


- وقتي از جنبه‌هاي گوناگون يک مساله‌ آگاه باشيد، با اعتماد به نفس بيشتري راجع به آن صحبت مي‌کنيد و اين حس مثبت خود را به شنونده نيز منتقل خواهيد کرد.


- با اشاره به ارزش و اهميت موضوع، علت انتخاب خود را در پرداختن به آن بيان کنيد و در صورت لزوم جزيياتي که مرتبط با مساله‌ باشند را نيز تشريح کنيد.


- ديگران را در بحث خود وارد کنيد و از نظرات آنها نيز مطلع شويد، چرا که اگر تا انتهاي بحث پيش برويد، امکان دارد نقاط کور و مبهمي‌براي شنوندگان ايجاد شده باشد و آنها فرصت ابراز عقيده يا سؤال در آن موارد را نداشته باشند.


- هرگز فکر نکنيد سکوت حضار دقيقاً به معناي تأييد و همراهي با گفته‌هاي شماست. حتي اگر سکوتي نيز حکمفرما شد، سعي کنيد با طرح برخي سؤالات در ارتباط با موضوع آنها را به شرکت در بحث تشويق کنيد.


- از مکث‌هاي طولاني و توپوق زدن جدا بپرهيزيد؛ زيرا اين گونه موارد نه تنها حاکي از عدم تسلط و آگاهي کافي شما نسبت به موضوع است، بلکه هماهنگي و ارتباط ميان موارد را از ميان مي‌برد و در ضمن موجب حواس پرتي شنوندگان و خارج شدن رشته گفتار از دست شما مي‌شود؛ البته‌اين کار نياز به تمرين دارد، اما ضروري و ممکن است.


- توجه داشته باشيد حتي عامي‌ترين مردم نيز قادر به درک ميزان توانايي شما در بيان، کلام و نحوه گفتار هستند. مردم هميشه به خود افراد توجه دارند نه به مدرک و درجه تحصيلي شان. پس اگر عالي ترين مدارک تحصيلي را نيز داشته باشيد، اما در انتقال مفاهيم و مقاصد مورد نظر خود ناتوان باشيد، موفقيتي کسب نخواهيد کرد.


- موارد فوق، نکاتي ساده اما مهم را به شما يادآوري مي‌کنند که با وجود ساده بودن نياز به تمرين و صرف وقت دارند که ما اميدواريم شما نيز با رعايت آنها در زندگي اجتماعي و کارهاي خود، به موفقيت‌هاي روزافزون دست يابيد.


behnam5555 11-22-2011 06:31 PM



گل یاس آرامش بخش است .

http://www.shiaupload.com/images/055...9911438167.jpg

به گزارش خبرنگار علمی آتی نیوز ،محققان با اسکن مغزی از موش و انسان اثرات عطر گل یاس را بررسی کردند که مشخص شد ملکول های عطر تأثیر مستقیمی بر روی "گیرنده های گابا "در مغز دارند .
هنگامی که شما عطر یاس را استنشاق می کنید ملکول های عطر از طریق ریه وارد جریان خون شده و در نهایت تأثیر آرامش بخش خود را روی قسمتی از مغز بنام" گیرنده های گابا "می گذارد.

پروفسور هانت هاس استاد دانشگاه بوخوم در آلمان در مصاحبه ای با خبرگزاری دیلی تلگراف گفت:نتایج این تحقیق که در مجله بیو شیمی منتشر شده است سند علمی محکمی برای اثرات تسکین بخش شیوه" آروما تراپی" است.وی همچنین مدعی شد که با دست کاری در ساختار شیمیایی ملکول های عطر یاس بتوان به اثرات بسیار قوی تری دست پیدا کرد.در نتیجه با این روش بتوان بیماری هایی مثل فشارخون،بیماری های ریوی ، قلبی وعروقی را درمان کرد.
بنا بر این گزارش در مصر و یونان باستان نیز به اثرات شفا بخشی گل یاس پی برده بودند.


behnam5555 11-22-2011 06:34 PM


گریه کردن خوب است یا بد ...

چگونه يک گريه آرام‌بخش بدون احساس ضعف داشته باشيم؟

بزرگ شدن دليل خوبي براي گريه نکردن نيست. اگرچه همه ما وقتي به دنيا آمده‌ايم،‌ زندگي‌مان را با گريه شروع کرده‌ايم، ولي با بزرگ‌تر شدن‌مان، گريه برايمان شکل و معناي ديگري پيدا کرده و آن را به عنوان يکي از راه‌هاي آرامش و التيام دردهايمان مي‌شناسيم. گريه، تنفس‌ را آرام مي‌کند و مي‌تواند اثر آرامش‌بخشي داشته باشد. اما چه طور مي‌توان يک گريه‌ آرامش‌بخش داشت، بدون اينکه ضعيف نشان‌مان بدهد يا به عنوان تنها راه‌حل‌مان در موقع مواجهه با مشکلات قلمداد شود؟ ...
گريه کردن، شما را مجبور مي‌کند تا از خودتان درباره اتفاقاتي که در درون‌تان مي‌افتد، سوالاتي بپرسيد. وقتي به طور ناگهاني اشک‌هايتان جاري مي‌شود، شما درون‌تان را جستجو مي‌کنيد و به اين نتيجه مي‌رسيد که اگر داريد گريه مي‌کنيد، به اين دليل است که احساس شکست، ضعف و سرزنش و احساساتي ديگر از اين قبيل مي‌کنيد و البته بهترين کار همين مورد است.

گريه به شما مي‌گويد
شما با بررسي دقيق درون‌تان علت واقعي اشک‌هايتان و وضعيتي که اين احساسات را در مغزتان و درون‌تان افزايش مي‌دهد، کشف مي‌کنيد. به طور مثال، مشخص شده است هنگامي که از خاموش شدن ناگهاني کامپيوترتان هنگام کار بدون ذخيره اطلاعات ناراحت و عصبي مي‌شويد، اين فکر در مغزتان گسترش پيدا مي‌کند که شما در مقابل جهان، تنها ايستاده‌ايد و احساس ضعف و ياس و نااميدي مي‌کنيد!

گريه در جستجوي حامي
يک علت ديگر براي گريه کردن اين است که شما در جستجوي يک حامي هستيد. با گريه کردن نشان مي‌دهيد چيزي شما را آزار داده است و صدمه ديده‌ايد و احتياج داريد که حمايت بشويد. پس به جاي اينکه خودتان را در تنهايي حبس کنيد،
يک گوش شنوا پيدا کنيد و اجازه دهيد احساس‌تان بروز داده شود. به جاي حبس شدن در تنهايي درباره مشکلات‌تان صحبت کنيد. اين باعث مي‌شود زواياي مختلف مساله برايتان روشن بشود و از اين طريق درک و کنار آمدن‌تان راحت‌تر مي‌شود.

گريه‌تان را کنترل کنيد
دوست نداريد احساس‌تان را بروز دهيد؟ نمي‌خواهيد ديگران شاهد گريه‌تان باشند؟ قبل از اينکه به يک استرس شديد برسيد که باعث گريستن شما بشود، روي تنفسي عميق و پيوسته تمرکز کنيد و عضله‌هايي را که مورد تنش قرار گرفته‌اند، در حالت استراحت قرار بدهيد و بعد روي خاطراتي که با فکر کردن به آنها احساس قوي بودن مي‌کنيد، تمرکز کنيد؛ مثل وقتي که در کارتان ترفيع گرفته‌ايد ويا از طرف رييس‌تان تشويق شده‌ايد و يا در کاري يا مسابقه‌اي به يک موفقيت بزرگ دست پيدا کرده‌ايد و در آخر اينکه به خودتان بگوييد گريه نخواهيد کرد. بايد بدانيد تلقينات شخصي خيلي موثرند. پس به خودتان يادآوري کنيد که شما مستقل و قوي هستيد و خواهيد توانست به خودتان در رهايي از مشکلات و حل آنها کمک کنيد.
بدانيد که شما مي‌توانيد هميشه احساسا‌ت‌تان را در هر زماني کنترل کرده و در زماني ديگر آن را بروز دهيد، پس در اول هر مانع و مشکلي که شما را ناراحت و عصباني مي‌کند براي خودتان روشن کرده و بررسي کنيد و در مرحله‌ بعدي شايد لازم باشد روي يک مبل راحت بنشينيد. يک جعبه دستمال کاغذي روبه‌رويتان بگذاريد و اين در حال حاضر دقيقا همان چيزي است که شما به آن احتياج داريد: گريه.

روانشناسان

behnam5555 11-22-2011 06:36 PM



زود رنج کیست و زود رنجی چیست ؟

http://pranichealingiran.com/images/general/sadman.jpg

واژه‌ی زود رنج در فرهنگ لغات فارسی به معنی کسی که زود برنجد و آزرده شود و نازک دل بکار رفته است . اما از این منظر می توان فرد زودرنج را کسی برشمرد که زود آزرده می شود.و یابه کسی گفته می شود که بر اثر کنشی منطقی ویا غیر منطقی ازرده خاطر می شود . و یا می توان گفت فرد زود رنج کسی است که در مقابل یکسری رفتارو برخوردها که با روحیات و شخصیت آن سازگار نیستند ، آزرده خاطر می شود . و همان طور که ذکر آن رفت این زودرنجی می تواند به دو شکل صورت پذیرد .

یکی بر اثر کنش و یا کنش هایی غیر منطقی که فرد در مقابل این نوع کنش ها یک نوع واکنش رنج گون را نشان می دهدو دیگر کنش ها و یا رفتار های منطقی است که در این شرایط هم چون این نوع رفتار ها با افکار و روحیات فرد سر سازگاری ندارد ، ناراحت می شود . در کنش های غیر منطقی که طبیعی است . چه این که هر کنشی غیر منطقی می تواند فرد را آزرده خاطر کند. البته به شرطی که فرد آزرده شده دقیقا رفتار مقابل و یا با اصطلاح متضاد با کنش های غیر منطقی داشته یاشد . به بیانی فردی منطقی و دارای فرهنگ و ادب و آداب انسانی باشد . مثلا یک نویسنده و یا یک شاعر و یا یک هنرمند به معنی واقعی باشد .
یا اینکه از ادب و متانتی بنیادی و موروثی بهره جوید که بی تردید این گونه افراد در مقابل رفتار های غیرمنطقی بوفور آزرده خاطر و یا به بیانی همان فرهنگ زودرنجی خود را به تصویر می کشند . نکته دوم کنش های منطقی است که فرد نسبت به این کنش ها نیز آزرده خاطر می شود . در صورتی که با فرد، منطقی صحبت کردن و یا به بیانی حرف حساب زدن را نمی توان در دایره زودرنجی قرارداد ، یعنی فرد نباید از حرف حساب ناراحت و یا آزرده شود . ولی به هر روی فرد در مقابل این رفتار های منطقی نیز ناراحت می شود . البته بروز چنین مواردی به صورت خاص است و شاید گفت دلیل عمده ی آن نیز رفتار هایی باشند که بااورگانیسم فکری و روحی فرد سر سازگاری نداشته باشند و یا به بیانی این رفتار های منطقی برای فرد مقابل هضم شده نباشد و مثلا این گونه رفتارهای منطقی را فرد تجربه نکرده است .

بنابراین کنش های منطقی نیز تحت هر شرایطی پیامدی منتج را به همراه ندارند ،چه اینکه در خیلی از موارد دارای پیامدی منفی و عقیمند . به عنوان مثال یک فرد فرهنگی ممکن است از حرف یک بازاری و یا ادبیات یک پزشک هرچند هم منطقی باشد ؛ ناراحت یا آزرده شود که این مهم به حرف منطقی بازاری و یا پزشک مرتبط نمی شود ، بلکه بر اثر عدم آگاهی و فاصله ای است که بین ادبیات فرد فرهنگی و آن دوی دیگر وجود دارد . کما اینکه ادبیات پزشک نیز با ادبیات بازاری همخوانی ندارد . لذا زودرنج می تواند کسی باشد که نسبت به کنش های منطقی نیز آزرده خاطر می شود و دلیل آن نیز همان مواردی بود که ذکر آن رفت .

یعنی وقتی من از صحبتی ناراحت می شوم ، این صحبت ممکن است که منطقی باشد ، ولی با دایره ی فکری من همخوانی نداشته باشد و یا ممکن است منطقی و اصولی باشد ، اما با دایره ی شناخت من اغیار باشد و یا اینکه منطقی و نتیجه بخش است ، امام با جاده ی فکری من فاصله اش زیاد باشد .

▪ زودرنجی چیست ؟

با توجه به اینکه بین دو واژه کیست و چیست در همان اندازه که تشابه و تکامل است تفاوت بسیار نیز می باشد به نحوی که یکی به معنای ظاهر و به اصطلاح نام و نشان است و البته آن دیگر به معنی ماهیت و درون مایه و یا به اصطلاح جوهره ی یک چیز می باشد . و البته تشابه و تکامل نیز بدین خاطر که بین کیستی و چیستی هر چیزی کلافی عمیق و رابطه ی تنگاتنگ است و به بیانی مکمل و تکمیل کننده یکدیگرند که از بحث ما نیز خارج است . بنابراین بحث فرارو بیشتر به معنی ماهیت و درون مایه مرتبط می گردد . لذا به بیانی ما باید به چیستی دایره زودرنجی نگاه داشته باشیم و نه به کیستی آن .

همان طور که تعاریفی مختلف و متنوعی را از کیستی فرد زودرنج ارائه دادیم شاید گفت که در این جا در زوایایی نیز می توان با یک نوع ارتباط بین موضوع و محتوا نیز برخوردکرد . چرا که ماهیت هر چیزی را می توان به کمک کیستی آن چیز نیز بدست آورد ، همان طور که کیستی هر چیز می تواند به ماهیت آن چیز کمک کند . در کیستی فرد زودرنج گفتیم که می تواند کسی باشد که از حرف های ناحساب و غیر منطقی آزرده می شود و یا به بیانی ساده خاطرش می رنجد . پس زودرنجی می تواند یک ویژگی بیرونی باشد که به دلیل یکسری برخورد های غیر منطقی شکل می گیرد . یعنی زودرنجی طبعا با یکسری رفتار هایی که به فراخور روحیه وفرهنگ انسانی فرد نیست صورت می پذیرد . اما چند عامل مهم در شکل گیری زودرنجی فرد دخیلند . عامل نخست وراثت و یا به اصطلاح فرهنگ ژنتیک است . یعنی در خانواده هایی که مسبوق به این سابقه می باشند . ممکن است که این زود رنجی به نسل های بعدی نیز انتقال پیدا کند . یعنی به تعبیری دیگر زودرنجی می تواند موروثی و از نسلی به نسل دیگر انتقال یابد . عامل دوم بی احترامی و بی توجهی نسبت به واقعیات فرهنگی و اجتماعی افراد است . واقعیات فرهنگی اجتماعی افراد بدین سان که تحت هر شرایطی فرد از اینگونه رفتار ها یعنی بی احترامی به واقعیات خود آزرده خاطر می شود .مثلا یک شاعر اگر به جوهره ی هنرش بی احترامی شود ، بی گمان ناراحت و یا آزرده می شود و یا یک معلم و ..

. که هر کدام از این طیف نسبت به عدم احترام به واقعیات هنری خود ناراحت می شوند . البته این واقعیات میتواند در همه افراد هم باشد یعنی هرکسی به عنوان یک آدم دارای سرشت انسانی باشد ، بی تردید از هر نوع واکنشی که برخلاف جوهره ی واقعی آن است ، کنشی رنج آور را جلوه می نماید . عامل سوم نیز از این منظر می تواند فقر فرهنگی و رکود فکری باشد . چه بسا آدم هایی که دارای قابلیت و زمینه ها ی فرهنگی وفکری هستند ،اما درتداوم وبقای این قابلیت ها و زمینه ها کار نشده است و همین فقر فرهنگی و رکود فکری می تواند عامل اصلی در جهت فراهم آوردن زودرنجی در افراد گردد .

افزودن بر این که فقر مالی و اجتماعی نیز در خیلی از موارد سبب ایجاد زودرنجی در روحیه فرد نسبت به رفتارهایی که شکل می گیرد ، تاثیر گذارند .

و یا زودرنجی را می توان یک نوع مریضی هم تلقی کرد . چه اینکه به مانند مریضی یکسری عوامل خارجی در شکل گیری آن مدخلند . لذ اینکه می گوییم زودرنج کیست . و زود رنجی چیست به این معنا که ما بدانیم زودرنج یعنی همان کسی که آزرده خاطر می شود و یا به بیانی دلی نازک و شکننده و زود رنج دارد و زود رنجی بدین مفهوم که می تواند یک مقوله باشد که این مقوله براثر یکسری عوامل خارجی که دست به دست همدیگر داده اند ، بوجود آمده است و البته در جهت مداوا کردن این نوع مریضی نیز نیاز به پیدایی درد و بعد درمان لازم را می طلبد . یعنی اگر ما زودرنجی را یک مریضی تلقی کنیم .

بی شک هر مریضی اول نیاز به پیدایی درد و بعد درمان را دارد . بنابر این مهمترین درد افراد زودرنج این است که توقع آنها همیشه از مردم توقعی مثبت و به فراخور روحیه خودشان باید باشد که چنین رفتاری هم به ندرت از جانب مردم صورت می پذیرد . درثانی همیشه انتظار دارند که مردم به واقعیات آنها احترام بگذارند که با توجه نوع دیدگاه و سلایق متفاوت افراداین مهم میسور نیست . با این تفاصیل درمان این درد نیز بدست خود افراد زودرنج است چه این که باید زودرنجی را در چهار چوب آسیب شناسی شخصیت خود قرار داده و ان را بعنوان یک اسیب اجتماعی تلقی کنند تا بتوانند در براندازی و سرکوب آن موفق شوند .

نکته دیگر کنار آمدن و مدارا کردن با نوع ادبیات مردم در هر شکل و شمایلی است چون افراد زودرنج اغلب از طیف افرادی هستند که به نوع ادبیات افراد توجه خاصی دارند و براساس همان قالب های ادبی در حرکتند. یعنی با واژه هایی که لباس ادب و متانت و مهر و محبت و خوبی بر تن دارند ، همیشه رابطه ای مطلوب و دوستانه برقرار کنند و با واژه هایی که لباس ریا و خودکامگی و دروغ و افترا بر تن دارند ، میانه ی خوبی ندارند . لذا در چنین شرایطی چون در کشورهای جهان سوم فرهنگ سازی لازم بعمل نیامده و فضایل اخلاقی نیز جایگاه ویژه خود را پیدا نکرده اند ، بی تردید راهی جز اصلاح و یا حداقل مدارا را نمی توان یافت .

منبع: پایگاه سلامت




behnam5555 11-22-2011 07:00 PM


لوس کردن، موقوف! (تربیت کودکان)

http://img.mobin-group.com/images/94...g_with_bub.jpg

کودکان موجودات در حال رشدي هستند و براساس اين که در سال هاي اوليه زندگي چگونه تربيت شوند و آموزش ببينند، سبک خاص رفتاري پيدا مي کنند. اين سبک رفتاري الگويي تقريباً ثابت و دائمي براي آنها به وجود مي آورد، و تعيين کنندهِ نحوه ارتباطات و برخوردهاي آنان نيز مي باشد. هر خانواده در ارتباط با فرزندان شيوه خاص خود را دارد؛ و اين نحوه برخورد، در تلاقي با ساختار ژنتيکي هر فرد، باعث مي شود که شخصيت هايي بسيار متفاوت و متمايز شکل بگيرند.
رشد اجتماعي کودکان يکي از حيطه هاي رشدي است که دقيقاً به ما نشان مي دهد آيا فرزند مطابق با سن تقويمي يا شناسنامه اي خود رفتار مي کند يا خير؟ و اگر مطابق با سن شناسنامه اي رفتار نمي کند چه دلايلي براي اين مسئله وجود دارد و رفتارهاي او چگونه شکل گرفته است؟ يکي از سبک هاي غلط رفتاري کودکان، ناتواني در ايجاد و برقراري رابطه سالم با همسالان است؛ يعني کودکاني وجود دارند که راه هاي برقراري ارتباط سالم را نمي دانند. اين گروه از کودکان بعضاً تحت عنوان «کودکان لوس» نامگذاري مي شوند. آن چه در اين نوشتار مورد بحث قرار مي گيرد عوامل مؤثر در شکل گيري اين گونه رفتارهاست.

.:. چرا کودکان لوس مي شوند؟
يکي از دلايل لوس شدن کودکان روش هاي غيرقابل قبول والدين به لحاظ تربيتي است؛ والدين محبت کنندهِ افراطي که معيارهاي تربيتي و روش هاي يادگيري را در نظر نمي گيرند و صرفاً با محبت هاي بي حد و حساب مانع اجتماعي شدن رفتارهاي کودکان مي شوند. چنين کودکاني معناي صبر و تحمل را در زندگي نمي آموزند و انسان هايي عجول و شخصيت هايي متزلزل بار خواهند آمد.

.:. چگونه کودکان لوس را اصلاح کنيم؟
چنانچه والدين از روش هاي غير قابل قبول دست بردارند و در مورد فرزندان خود قوانين تربيتي درستي را اعمال کنند، و به شرط آن که روش هاي جديد ثابت و مستمر باشد، مي توان اميد داشت که اين روش ها به تدريج مؤثر واقع شوند.
اگر كودك نوپا يا پيش دبستاني داريد كه نشانه هايي از رفتار لوس مآبانه از خود بروز مي دهد، چندين روش براي متوقف كردن آن وجود دارد.

.:. جبهه متحد تشكيل دهيد
شما، همسرتان و كسي كه از بچه مراقبت مي كند(مثلاً پرستاربچه) در مورد موقعيتهايي كه نياز به قاطعيت يا نرمش دارد، بايد مقررات واحدي داشته باشيد. كاپ مي گويد:" اگر يكي از والدين قاطع و ديگري بسيار مداراگر باشد، كودك در مورد آنچه مي تواند داشته باشد و آنچه نمي تواند داشته باشد، بسيار گيج مي شود. و وقتي كمي بزرگتر بشود، براي به دست آوردن چيزي كه مي خواهد، از سياست يكي از والدين عليه ديگري سوءاستفاده مي كند."

.:. نقش تشويق و تنبيه در تربيت کودک
تشويق و تنبيه دو روش متفاوت تربيتي هستند و بايستي ويژگي هايي داشته باشند تا مؤثر واقع شوند. اين دو روش چنانچه به موقع و با اصول درست اعمال گردند، مي توانند از لوس شدن کودکان جلوگيري کنند. معمولاً کودکان لوس، والدين تسليم شونده دارند. آنها در مقابل خواسته هاي کودک فوراً تسليم مي شوند و هر آن چه که او طلب کند، برايش فراهم مي کنند. در خانواده اي که کودک لوس پرورش داده مي شود، اثري از روش هاي تنبيهي مناسب ديده نمي شود. يعني چنانچه کودک کار اشتباهي مرتکب شود يا اين که بخواهد تعيين کننده باشد و به والدين خود دستور دهد يا اين که با داد و فرياد و عصبانيت حرف خود را به کرسي بنشاند، در اين خانواده هيچ گونه روش مناسبي براي جلوگيري از اين رفتارها و جهت دهي به آنها وجود ندارد. اين نوع خانواده ها از لحاظ روان شناسي به خانواده هاي محبت کنندهِ افراطي آزاد گذارنده معروف اند؛ خانواده هايي که بي نهايت توجه، محبت و محافظت در مورد فرزندان خود دارند و در عين حال آنها را براي انجام هرگونه عملي آزاد مي گذارند. اين مسئله بسيار اهميت دارد که ميزان مقاومت، ايستادگي و انعطاف خود را در برابر فرزندانمان مورد بررسي قرار دهيم. بعضي از والدين پس از مقاومتي کوتاه در مقابل تقاضاهاي فرزند، تسليم مي شوند و خواسته هاي کودک را به همان شکلي که او مي خواهد برآورده مي کنند. محبت در حد متعادل، توجه به نيازها و برآوردن آن ها در حد معقول و داشتن روش هاي مناسب و علمي براي تشويق و تنبيه کودکان از جمله مواردي است که بايستي در خانواده وجود داشته باشد.

.:. والديني محبت کننده و در عين حال قاطع باشيم
وقتي صحبت از قاطع بودن به ميان مي آيد، برخي از والدين تصور مي کنند که جدي و قاطع بودن به اين معناست که مثلاً پرخاشگر هم باشيم و يا اين که چنانچه فرزندمان از ما پيروي نکرد، با زور و خشونت مواردي را به او تحميل کنيم. حال آن که در مقوله هاي تربيتي، قاطع و جدي بودن به اين معناست که از اصولي پيروي کنيم و قوانيني براي فرزندانمان داشته باشيم، به علاوه، اصرار به اجراي آن قوانين در خانواده وجود داشته باشد. ثبات خُلق و ثبات انديشه و رفتار در والدين ضروري است. چنانچه اصول تربيتي خود را تغيير دهيم و به گفته هاي خود چندان اعتقادي نداشته باشيم، فرزندان به اصول و قوانين خانواده پايبند نخواهند شد. پس جدي و قاطع بودن به معناي آن است که در اجراي اصول و قوانين خانواده باري به هر جهت رفتار نکنيم.


http://img.mobin-group.com/images/77...en_resize_.jpg

.:. همه چيز به موقع و در زمان خود بايستي انجام پذيرد
چنانچه کودکان از قوانين خانواده پيروي نکنند و حتي خلاف آن عمل کنند، براي مثال در جمع فاميل رفتاري از آنها سر بزند که مطابق با موازين تربيتي نباشد، آيا لازم است که مثلاً در جمع مورد تنبيه يا سرزنش قرار گيرند؟ مسلماً نه؛ يادآوري نکات تربيتي و قوانين مورد نظر به کودک بايستي در منزل و به طور خصوصي صورت گيرد. کودکان براي قضاوت ديگران راجع به خودشان اهميت فراواني قائلند و چنانچه در حضور ديگران مورد توبيخ قرار گيرند رنجيده خاطر مي شوند و در پاره اي موارد رفتارهاي تلافي جويانه از آنها سر خواهد زد. چنانچه حريم خانواده امنيت و اطمينان لازم را براي کودک فراهم کند، او به راحتي مي تواند اشتباهات خود را بپذيرد و هر موردي را که به او تذکر داده شود تغيير دهد.

.:. نگران "حرف مردم" نباشيد
بسياري از مواقع، لوس شدن محصول موقعيتهايي است كه بچه در محيطهاي عمومي با والدين كلنجار مي رود و مايه شرمساري آنها مي شود. با خود عهد كنيد كه بلافاصله از چنين وضعيتهايي خارج شويد تا براي تسليم شدن در برابر لوس كردن بچه و مداراي بيهوده با او، وسوسه نشويد. براي مثال، وقتي كودك از اين كه در جشن تولد دوستش شركت كرده و هيچ هديه اي نگرفته آشفته و در هم ريخته است، او را بيرون ببريد و مكاني آرام پيدا كنيد تا بتوانيد به او كمك كنيد تا آرام شود. با بحث و مشاجره يا دادن توضيحات مفصل، او را بيش از پيش تحريك و برافروخته نكنيد.مادر"ساشا" شانزده ماهه، موافق اين روش است: "هميشه وقتي از پارك بيرون مي آيم ساشا ناراحت مي شه و مي زنه زير گريه و وقتي مي خوام بذارمش توي كالسكه اش، با من دعوا مي كنه، اما من باهاش بحث نمي كنم. فقط مي ذارمش توي كالسكه و راه مي افتم. غالباً هم بعد از چند دقيقه خودش ساكت مي شه."
در خانواده هاي محبت کنندهِ افراطي آزاد گذارنده،کودک لوس پرورش داده مي شود

.:. از نقاط حساس دوري كنيد
اگر مي دانيد كه وقتي با كودك به خريد برويد حتماً براي اسباب بازي به شما التماس خواهد كرد، سعي كنيد او را درخانه يك دوست، فاميل يا پيش پرستارش بگذاريد و بعداًَ بدنبال او برويد. با اعمال اين روش، ممكن است او پس از مدتي عادت خودش را مبني بر درخواست هميشگي اسباب بازي در موقع خريد منزل به فراموشي بسپارد. دراين صورت، پس از مدتي مي توانيد در وضعيتي تازه، باز هم با هم به خريد برويد.دقت كنيد كه وقتي يكي از شما خسته است به محيط هاي حساسيت برانگيز نرويد. وقتي روزي طولاني و سخت را پشت سر گذاشته ايد، بيشتر احتمال دارد تسليم بچه بشويد، بچه هم اگر خسته باشد يا به اندازه كافي استراحت نكرده باشد، احتمال تحريك شدن و بهانه گيري اش بيشتر است.

.:. بتدريج تغيير رويه دهيد
اگر كودك شما قبلاً رفتار لوس مآبانه اي داشته كه مي خواهيد آن را تغيير دهيد، رويه ضد لوس كردن خودتان را به آرامي پيش ببريد كه به بچه شوك وارد نشود. براي مثال، اگر بچه شما عادت دارد وقتي با هم به سوپر ماركت مي رويد چندين شكلات و آبنبات چوبي و بيسكويت بردارد، به مرور تعداد آبنبات هايي كه اجازه مي دهيد بردارد كم كنيد تا زماني كه تنها اجازه داشته باشد يك شكلات يا آبنبات انتخاب كند.

.:. از تقويت مثبت استفاده كنيد
دكتر تامسون مي گويد: قبل از اين كه با هم به ميهماني يا خريد برويد، به كودك بگوييد: "مي دونم كه وقتي من و تو با هم بريم خريد، تو پسر خيلي خوبي خواهي بود." و اگر بچه واقعاً رفتار خوبي داشت، او را تحسين كنيد، و پيش دوستان و فاميل به نحوي كه به گوش خودش برسد، از او تعريف و تمجيد كنيد، مثلاً به اين شكل: "نمي دونين مري توي سوپر ماركت چه قدر رفتارش خوب بود، من بهش افتخار مي كنم."

.:. بينش كودك را تقويت كنيد
كمك كردن به بچه هاي نيازمند، باعث مي شود آنها قدردان چيزهايي كه دارند باشند.
خانم "لي" از سينسيناتي مي گويد: "من كودك دو ساله ام رو تشويق كردم تا با هم توي خانه چيزايي براي مؤسسه خيريه محله مون جمع كنيم، باور كنين حتي بچه هاي خيلي كوچيك هم مي تونن بفهمن كه چه قدر خوشبخت هستند."


.:. نتيجه گيري
رفتارهايي که از کودکان سر مي زند و در واقع سبک زندگي آنان را نشان مي دهد، آموختني و اکتسابي است. بنابراين آن چه در مورد شخصيت، عادات، تجربيات و يادگيري کودکان مشاهده مي کنيم، همه نشأت گرفته و تأثيرپذير از محيط زندگيشان است. روش هايي که والدين در قبال فرزندان اعمال مي کنند، از جمله روش هاي تشويقي و تنبيهي، قوانين و مقررات در خانواده، نحوه اجراي قوانين خانواده، انعطاف داشتن، سختگير، قاطع و يا تسليم شونده بودن در ساخت فکري کودکان و رفتارهاي آنان بسيار مؤثر است.

منبع: اینترنت




behnam5555 11-22-2011 07:18 PM



معرفي شخصيت:

محمد بن ابراهيم قوامي شيرازي ملقب به صدر المتالهين يا ملاصدرا در ظهر روز نهم جمادي الاولي سال 980

قمري ديده به جهان گشود.پدر او خواجه ابراهيم قوامي مردي پرهيزگار ديندار و دوستدار و حامي دانش و معرفت بود.

در زمان حيات ملاصدرا, شيراز داراي حكومت مستقلي بود و حكمراني آن به برادر شاه واگذار گرديد كه ،‌ پدر ملاصدرا

بعنوان معاون او و دومين شخصيت مهم آن منطقه به شمار مي رفت, و به نظر مي رسيد تنها موهبتي كه خداوند به

او ارزاني نداشته است داشتن فرزند باشد. اما بالاخره خداوند درخواست ها و دعاهاي اين مرد پاك و زاهد را بي جواب

نگذاشت و بهترين پسران را به او ارزاني كرد كه او را محمد ملقب به صدرالدين نام نهاد به آن اميد كه عالي ترين شخصيت

مذهبي گردد. در دوران جواني, صدرالمتالهين جوان با شيخ بهايي آشنا گرديد كه سنگ بناي شخصيت علمي و اخلاقي

ملاصدرا توسط اين دانشمند جهانديده كم نظير بنا نهاده شد. و تكميل اين بناي معنوي را استاد ديگرش دانشمند

سترگ و استاد علوم ديني و الهي و معارف حقيقي و اصول يقيني سيدامير محمد باقر بن شمس الدين مشهور به

ميرداماد عهده دار گشت.از شاگردان او ميتوان به حاج ملاهادي سبزه زاري و ملامحسن فيض كاشاني اشاره كرد.

شرايط اجتماعي:

صدرالمتالهين حكيم خانه به دوشي بود كه به جرم آزادگي روح و فكر مجبور شد تا از پايتخت و پايتخت نشينان

روي گرداند. وي در مقدمه كتاب اسفار دلايل بيزاري خود را از جاهلان فرزانه نماي زمان خود و عزلت و تصوف خويش را

در كهك (روستايي دورافتاده در سي كيلومتري شهر مقدس قم) بيان داشته است.پس از بازگشت به شيراز شهرت

صدراي شيرازي عالمگير شده بود و طالبان حكمت از نواحي و اطراف براي درك فيض به حضورش مي شتافتند. او خود

در مقدمه اسفار مي گويد: «..... بتدريج آنچه در خود اندوخته بودم همچون آبشاري خروشان فرود آمد و چون دريايي

پر موج در منظر جويندگان و پويندگان قرار گرفت.

شخصيت فلسفي:

در زمان حيات ملاصدرا يعني در اواخر قرن دهم و شروع قرن يازدهم هجري كلام و فلسفه از علوم رايج و محبوب

آن زمان به شمار مي رفتند. دليل عمده گسترش اين علم نسبت به ساير علوم آن زمان مانند فقه، ‌ادبيات عرب، ‌رياضي،

‌نجوم و طب و ديگر علوم و همچنين هنرهاي رايج آن زمان مانند خط، معماري و كتيبه را مي توان در شرايط اجتماعي آن

دوران كه خود زاييده شرايط سياسي حاكم بر كشور بود جستجو نمود. عدم وابستگي و استقرار ومركزيت حكومت وقت

امنيت و آزادي خاصي را حكمفرما ساخته بودكه شكوفا شدن استعداد ها و گسترش هنر و علم را در پي داشت.

صدرالدين محمد در علوم متعارف زمان و بويژه در فلسفه اشراق و مكتب مشاء‌ و كلام و عرفان و تفسير قرآن مهارت

يافت. او آثار فلسفي متفكراني چون سقراط و فلاسفه هم عصر او، افلاطون، ‌ارسطو و شاگردانش و همچنين دانشمنداني

چون ابن سينا و خواجه نصرالدين طوسي را دقيقا بررسي نمود و موارد ضعف آنها را باز شناخت و مسايل مبهم مكاتب

را بخوبي دانست. او اگر چه از مكتب اشراق بهره ها برد ولي هرگز تسليم عقايد آنان نشد و گرچه شاگرد مكتب مشا گرديد

ليكن هرگز مقيد به اين روش نشد. ملا صدرا پايه گذار حكمت متعاليه مي باشد كه حاوي ژرف ترين پاسخ ها به مسائل

فلسفي است. ملاصدرا علاوه بر سالك و رهرو در عرفان بعنوان موفق ترين سالكين در فلسفه مي باشد كه با طي كردن

مراحل مختلف گنجينه با ارزشي را براي ساخت قلعه اي از دانش كشف نمود كه با نور جاوداني حقيقت مي درخشد.

شخصيت عرفاني:

من وقتي ديدم زمانه با من سر دشمني دارد و به پرورش اراذل و جهال مشغول است و روز به روز شعله هاي آتش

جهالت و گمراهي برافروخته تر و بدحالي و نامردي فراگيرتر مي شود ناچار روي از فرزندان دنيا برتافتم و دامن از معركه بيرون

كشيدم و از دنياي خمودي و جمود و ناسپاسي به گوشه اي پناه بردم و در انزواي گمنامي وشكسته حالي پنهان شدم.

دل از آرزوها بريدم و همراه شكسته دلان بر اداي واجبات كمر بستم. با گمنامي و شكسته حالي به گوشه اي خزيدم. دل

از آرزوها بريدم و با خاطري شكسته به اداي واجبات كمر بستم و كوتاهيهاي گذشته را در برابر خداي بزرگ به تلافي برخاستم.

نه درسي گفتم و نه كتابي تاليف نمودم. زيرا اظهار نظر و تصرف در علوم و فنون و القاي درس و رفع اشكالات و شبهات

و .... نيازمند تصفيه روح و انديشه و تهذيب خيال از نابساماني و اختلال، پايداري اوضاع و احوال و آسايش خاطر از كدورت

و ملال است و با اين همه رنج و ملالي كه گوش مي شنود و چشم مي بيند چگونه چنين فراغتي ممكن است... ناچار

از آميزش و همراهي با مردم دل كندم و از انس با آنان مايوس گشتم تا آنجا كه دشمني روزگار و فرزندان زمانه بر من

سهل شد و نسبت به انكار و اقرارشان و عزت و اهانتشان بي اعتنا شدم. آنگاه روي فطرت به سوي سبب ساز حقيقي

نموده، با تمام وجودم دربارگاه قدسش به تضرع و زاري برخاستم و مدتي طولاني بر اين حال گذرانده ام. سرانجام در اثر

طول مجاهدت و كثرت رياضت نورالهي در درون جانم تابيدن گرفت و دلم از شعله شهود مشتعل گشت. انوار ملكوتي بر

آن افاضه شد و اسرار نهاني جبروت بر وي گشود و در پي آن به اسراري دست يافتم كه در گذشته نمي دانستم و رمزهايي

برايم كشف شد كه به آن گونه از طريق برهان نيافته بودم و هر چه از اسرارالهي و حقايق ربوبي و وديعه هاي عرشي و رمز

راز صمدي را با كمك عقل و برهان مي دانستم با شهود و عيان روشنتر يافتم. در اينجا بود كه عقلم آرام گرفت و استراحت

يافت و نسيم انوار حق صبح و عصر و شب و روز بر آن وزيد و آنچنان به حق نزديك شد كه همواره با او به مناجات نشست.

آثار:

· الحكمه العرشيه

· الحكمه المتعاليه في الاسفار العظيمه الاربعه

· المعه المشرقيه في الفنون المنطقيه

· المبدا و المعاد

· المشاعر

· المظاهر الالهيه في الاسفار علوم الكامليه

· الشواهد الربوبيه في مناهج السلوكيه

· التصور و التصديق

· الوريده القلبيه في معارفه الربوبيه

· اسرار الايات و الانوار البينات

· ديوان اشعار

· حدوث العالم

· اكسير العارفين في المعارفه طريق الحق و اليقين

· اعجاز النعمين

· كسرالاصنام الاجاهليه في ذم المتصوفين

· مفاتيح الغيب

· متشابهات القرآن

· رساله سه اصل

و ...

وفات:

حكيم وارسته در طول عمر 71 ساله اش هفت بار با پاي پياده به حج مشرف شد و گل تن را با طواف كعبه دل صفا

بخشيد و در آخر نيز سر بر اين راه نهاد و به هنگام آغاز سفر هفتم يا در بازگشت از آن سفر به سال 1050 ه .ق در شهر

بصره تن رنجور را وداع نمود و در جوار حق قرار گرفت، و در همانجا به خاك سپرده شد و اگر چه امروز اثري ازقبر او نيست

اما عطر دلنشين حكمت متعاليه از مركب نوشته هايش همواره مشام جان را مي نوازد.

منبع :www.irib.ir و ملاصدرا


behnam5555 11-22-2011 07:23 PM


آلزایمر

می توانید تصور کنید که انسانهایی هستند که بطور ناگهانی، قادر به

گرم کردن ویا درست کردن قهوه خود نیستند. اختلال در حافظه، داشتن

توهم و ناآرامی از خصوصیات آنها می باشد که روزبروز بطور شدیدی دچار

نوسان می شود. اغلب بیماران با تمام قوا با از دست دادن هویت خود مقابله

می کنند و خودشان را محکم به خاطرات باقی مانده، متصل نگه می دارند.

آلزایمر چیست؟

در این بیماری پروتئینهایی در مغز هستند و همانند دیواره بتونی مانع کار

سلول های مغزی که تولید استیل کولین رابرعهده دارند، می شود.

تولید استیل کولین مرتبن کم می شود و این امر ردوبدل اطلاعات بین سلول های

مغزی را بهم می زند. علت واقعی نامعلوم است . آلزایمر بندرت بر اثر تغییرات

ژنی ایجاد می شود که در این صورت از همان سنین جوانی آغاز می شود.



نشانه های آلزایمر:

از نشانه های اولیه این بیماری، فراموش کردن خاطرات موقت(در فاصله کوتاهی رخ داده)

است و بدنبال آن اختلال در تکلم و بر هم خوردن قوای فکری ( افت حافظه) می باشد

ولی خاطرات جوانی مدتهای طولانی باقی می ماند.



تشخیص آلزایمر:

پزشکان مغز و اعصاب و متخصصان مربوطه در کلینیک های ویژه با پرسش از

بیمار وبستگان او و انجام چندین تست ویژه و معاینات مخصوص،پی به درجه بیماری

نیز می برند.

سؤال از بستگان بیمار بسیار واجب و حائز اهمیت است، چراکه گاهی بیمار از روی

خجالت ویاترس، نمی خواهد نشا نه های بیماری را جدی بگیرد.



درمان آلزایمر:

دارویی که عملکرد سلول های مغزی را اصلاح کند تا بحال پیدا نشده، بنابراین

معالجه ای برای درمان آن پیدا نشده ولی هر چه زودتر بیماری تشخیص داده شود،

امکان کنترل روند آن بیشتر است.

روش های درمانی چون تمرین دادن قسمت حافظه کوتاه مدت ( یادگیری شعر ، زبان

شماره تلفن و آدرس های جدید) و نگاه کردن به فیلم ها و عکس های قدیمی،

قصه گفتن را می توان نام برد.



پیش گیری و کنترل بیماری آلزایمر:

روند آلزایمر را نمی توان متوقف کرداما با انجام ورزش های بدنی که تاثیر مثبتی بر

روند آن دارد ، می توان تا حدی کنترل کرد.

دیابت، بیماری فشار خون بالا، بیماریهای تیروئید و نوشیدن الکل، امکان ابتلا به

آلزایمر را بالا می برند.

محققان در صدد تولید داروهایی هستند که سیستم ایمنی بدن رادرمقابل پروتئین هایی که

مسبب بیماری هستند،بالا ببرد. این امر می تواند سالها بطول انجامد.

داروهای متعددی برای کیفیت بخشیدن به عملکرد سلول های مغزیوجود دارند. به

داروهایی که به جریان خون در مغز و افزایش اکسیژن و گلوکز در مغزو تبادل کلسیم

در سلول های مغزی که در بهبودانتقال اطلاعات مغزی کمک می کنند، را می توان نام برد.

برخی پزشکان اعتقاد دارند که خوردن ویتامین E نقش مثبتی دارد.


behnam5555 11-22-2011 07:25 PM



اندرزهای شکسپیر برای لذت از زندگی‎

William Shakespeare Said :

ویلیام شکسپیر گفت ‏‎:

I always feel happy, you know why?

من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟‎

Because I don't expect anything from anyone

برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم‎

Expectations always hurt ...

انتظارات همیشه صدمه زننده هستند‎ ...

Life is short ...

زندگی کوتاه است‎ ...

So love your life ...

پس به زندگی ات عشق بورز‎ ...

Be happy

خوشحال باش‎

And keep smiling

و لبخند بزن‎

Just Live for yourself and ..

فقط برای خودت زندگی کن و‎ ...

Befor you speak ‎؛‎ Listen

قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن‎

Befor you write ‎؛‎ Think

قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن‎

Befor you spend ‎؛‎ Earn

قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش‎

Befor you pray ‎؛‎ Forgive

قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش‎

Befor you hurt ‎؛‎ Feel

قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن‎

Befor you hate ‎؛‎ Love

قبل از تنفر ؛ عشق بورز‎

That's Life …

زندگی این است‎ ...

Feel it, Live it & Enjoy it

احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر

behnam5555 11-22-2011 07:29 PM


زمستان...

زمستان است، زمستانی سرد و خشک، من تنم اما سرد و دلم سردتر
زمستان است، گنجشک های ورم کرده آزاد می چرخند،
ما اما لاغر و خسته در این زندان کز کردیم
کم کمک آفتاب زمستانی رخت می بندد،
هوا سرد، دلم تاریک، اما خون خیال، لامذهب! آرام نیست،
همو گه گاه،
خود می ساید به امید.
..........
صدای امواج شیرین است در ساحل،
کدام امواج؟
اینجا خشک سالی است.
من از خواب پریشان سخت بیزارم ...ولی چه شیرین خوابی بود، خواب دیشب من.
زمستان است، هوا سرد و من از انگیزه ها دست شسته ام
چه قدر خشمگین، چه قدر نالان و پژمرده است، روحِ در تنگنای من
قبرستان همین دنیا است
مرا اکنون چند سالی می شود بی کفن در قبر بنهاده اند.
نا امیدی ناامیدی ناامیدی.... بی امان می کوبد این بادِ سخت بر من.
مرا اما یک وجب دیوار،
یک گَوَن حتی، پناهی نیست!
زخم ها دارم از روزگار کهن
ای زخم های کهنه تر از من،
مرا تا کی همراهی می کنید؟
وارهید این روح خسته،
وارهید.




behnam5555 11-22-2011 07:53 PM

جملات زیبا

در بی كرانه زندگی، دو چیز افسونم می‌كند: آبی آسمان را كه می‌بینم و می‌دانم كه نیست و
خدا را كه نمی‌بینم و می‌دانم كه هست

همیشه دوست داشتم ابر باشم .... چون ابر انقدر شهامت داره که هروقت دلش می گیره

جلوی همه گریه می کنه

ما چقدر دير متوجه مي شويم که زندگي يعني همان روزهايي که زود گذشتن آن را آرزو

مي کنيم

فريدريش نيچه : "آشفتگي من از اين نيست که تو به من دروغ گفته اي، از اين آشفته ام

که ديگر نميتوانم تو را باور کنم

بهترين بخشش آن است که منتظر تشکر نباشي. بهترين عادت آن است که در سلام پيش

دستي کني. بهترين خصلت آن است که هيچ کس را نرنجاني. بهترين خداحافظي آن است که

حتما سلامي در پي داشته باشد. بهترين قدرداني آن است که در عمل باشد نه بر زبان.

يک شمع مي تواند هزاران شمع را روشن کند، بدون آن که چيزي :از دست بدهد، مانند

شادي که هيچگاه با تقسيم کردن کم نمي شود

لبخند بهانه ايست براي زنده ماندن.... لحظه هايت سرشار از اين بهانه


behnam5555 11-22-2011 07:54 PM


اينگونه زندگي كنيم


شاد اما دلسوز ، ساده اما زیبا ، مصمم اما بیخیال
متواضع اما سربلند ، مهربون اما جدی ، سبز اما بی ریا ، عاشق اما واقعی

اگر بوي گلي را دوست نداري شاخه هايش را نشكن
ارزش علم در آن است كه به ديگران هم بياموزي
اشتباه را تصحيح نكردن خود اشتباه ديگري ست




behnam5555 11-22-2011 07:57 PM


ابر بارنده

ابر بارنده به دریا میگفت
من نبارم توکجا دریایی؟

زیر لب خنده کنان دريا گفت
ابر بارنده تو خود از مايي




behnam5555 11-22-2011 08:00 PM


جشن سده

روز مهر از ماه بهمن
شانزدهمين روز از بهمن ماه باستاني
10بهمن خورشيدي

سده واژه اي پارسي است. در پهلوي بايد به شكلي از اين اشكال: سَتْSAT، سَتَگْSATAG، سَذَكْSADHAG و يا سَذْ SADH بوده باشد. معمولا واژه هايي كه از پارسي ميانه به پارسي جديد درآمده و به هاي غيرملفوظ ختم مي شود، در اصل به حرف گ يا ك تمام مي شده و هم چنين حرف ت در پهلوي، در پارسي جديد به د تبديل مي شود و در پارسي ميانه و پارسي باستان و اوستا به هر حال واژه سَتَ SATA به معني سد، عدد سد مي باشد، چنانكه در پارسي نيز سَدَه به معني سد سال در برابر قرن به كار مي رود.
در دوراني ايرانيان سال را به دو فصل تقسيم مي كردندو تابستان بزرگ= هَمَه كه هفت ماه بود، از آغاز فروردين تا پايان مهرماه، و زمستان بزرگ= زَينَه كه از اول آبان ماه شروع و به پايان اسفندماه مي رسيد و بعضي پنجه را نيز در اين پنج ماه به شمار مي آوردند كه مجموعا يك سد و پنجاه روز مي شد.
گويند چون سد روز از زمستان بزرگ سپري مي شد(50شب و 50 روز مانده به جشن نوروز)، ايرانيان جشن سده را برپا مي كردند، چون برآن بودند كه اوج و شدت سرما سپري شده و اين پديده نابساماني و سكون كه از كردار اهريمن است، توان و نيرويش رو به زوال و كاستي است. پس همگان در دشت و صحرا گرد آمده و تلي بزرگ از خار و خس و خاشاك و هيزم فراهم آورده و با فرا رسيدن تاريكي شب، آتش مي افروختند و معتقد بودند كه اين جلوه گاه و فروغ اهورايي، بازمانده هاي سرما را نابود مي سازد. جشن سده از زمان هاي بسيار دور به يادگار مانده است و به روايتي جشن پيدايش آتش نيز به شمار مي رود(اشاره به داستان هوشنگ شاه/شاهنامه فردوسی)
مراسم سده، علاوه بر آتش افروزي هاي عظيم به مقياسي بسيار گسترده، با برپايي مجالس سور و سرور و ميهماني هاي بسيار مفصل بوده است. ايرانيان پس از مراسم آتش افروزي، بر سر خوان مي نشستند. نوشيدن، رقص، و موسيقي و آواز تا بامداد به طول مي انجاميد و به اميد آنكه تا جشن سال ديگر روشنايي و گرمي در دلهايشان باشد به خانه باز مي گشتند.

behnam5555 11-25-2011 07:05 PM


لباس کردی

از آنجا که لباس مردم کرد تقریبا به هم شبیه است ،در اینجا بصورت کلی به ذکر مشخصه های بارز لباس های زنانه و مردانه این ملت می پردازیم.این لباس نسبت به لباس سایر ایرانیان متفاوت است و بر اساس شرایط اقلیمی منطقه ، که منطقه ای کوهستانی و بسیار سرد است ، طی زمان شکل گرفته ، و رنگ بوزو یا شال یا سربند مردان وپوشاک زنان در هر طایفه نسبت به طایفه ی دیگر ، به خاطر مشخص شدن فرق می کند . مثلا طوایف بارزانی ، مردانشان دارای سربندی به رنگ زمینه ی سفید با خطوط خشتی قرمزند یا کردهای هرکی و شکاک دارای سربندی خاکستری هستند. در کل لباس مردم کرد عبارت است از:
لباس مردانه ؛ شامل:
1. بوزو و شال (جمدانی): که عبارت است از یک فرجی بافتنی پشمی لطیف و ظریف که در مناطق کردنشین بافته می شود، همراه با شالی که دور آن بسته میشود.
2. شال کمر(شویتک یا پشتنه)
3. پیراهن پشمی (کراس) : که در حال حاضر پارچه ای است.
4. نیمتنه ی کوتاه (چوخک)
5 . شلوار پشمی گشاد که در محل بافته و دوخته می شود و رشته های بند آن در جلو بسته می شود.
در حال حاضر برای دوخت این لباس ها به جای پشم از پارچه استفاده می شود.
6 .کفش محلی که به آن گیوه گفته می شود ولی استفاده از آن از رواج افتاده و تنها در جشن ها از آن استفاده می شود.


لباس زنانه ؛ شامل:
1. پیراهن بلندی که تا نوک پا را می پو شاند و عموما گلدار و رنگی است،(کراس).
2. شلوار زنانه که بسیار گشاد است و به حفظ کامل حجاب زن کمک می کند.(درپی)
3 . دستمال سر یا روسری که اغلب به رنگ های قرمز ، زرد و سبز است.(در گذشته یک روسری بزرگ ، بنام کوفی بر سر می گذاشتند که دور تادور آن را با تارها و منگوله های رنگارنگ می آراستند ولی امروزه تنها تعداد کمی ازپیرزن های عشایر از آن استفاده می کنند.
4 . کلیجه (سخمه) که همان جلیقه است
5.شال کمر با دستمال بند.
علاوه بر کراس که در بالا به ذکر آن پرداختم زنان یک عدد رو پوش بلند را که جلوی آن باز است را به روی کراس می پوشند،(فیستان) که این جامه بیشتر در بین کردهای کرمانج معمول است.

م : که سکه سور


behnam5555 11-26-2011 10:18 PM


به ياد قديم

روباه و زاغ
http://www.sharemation.com/poorochist/F1.jpgزاغكي قالب پنيري ديد
به دهن برگرفت و زود پريد


بر درختي نشست در راهي
كه از آن مي گذشت روباهي


روبه پر فريب و حيلت ساز
رفت پاي درخت و كرد آواز


گفت: به به چه قدر زيبايي!
چه سري چه دمي عجب پايي!


پر و بالت سياه رنگ و قشنگ
نيست بالاتر از سياهي، رنگ!


گر خوش آواز بودي و خوش خوان
نَبُدي بهتر از تو در مرغان


زاغ مي خواست قارقار كند
تا كه آوازش آشكار كند


طعمه افتاد چون دهان بگشود
روبهك جست و طعمه را بربود



سروده: حبيب يغمايي




behnam5555 11-26-2011 10:22 PM





باز هم باران


باز هم آن روز ها و شب هايي كه همرنگند
روز هيچ از روز پيدا ني
وشب از شب نگسلد گويي
آه.... گويا باز هم بايد
هفته‌اي را رفته
پندارم
هفته اي زرين
از شبانروزان فروردين
غرق خواهد گشت در بيهودگي
شايد
بس كه باران شبانروزي
آيد و آيد
و دريچه ي روزني زين سقف ماتم‌فام
نگشايد
***
باز هم آن روز و شب هايي كه تاريكند
روز همچون شبچراغ رنگها خاموش
همچنان رنگ چراغان، مات
باز گويي تا پسين واپسين ايام
همچنان در گريه خواهد بود
اين سياه،‌ اين سقف ماتم، ‌بام بي‌اندام
***
باز باران، باز هم باران
چون پرير و دوش و دي، ‌امروز
باز باراني كه ساعتهاست مي بارد
زين سياه ساكت دلگير
قطره ها پيوسته همچون حلقه
زنجير
باز آن ساعات پي در پي نشستن،‌ وز پس شيشه
اشكريزان خدا را ديدن و ديدن
گوش دادن، غرق انديشه
از مدام ناودانها ضجه شب را
و گشودن گاه
با ترجيع تصنيفي
بسته لب را
و نياوردن به خاطر هيچ مطلب را
***
محرم غمگينم، ‌اي شيطان شعر، اي نازنين همزاد
باز در اين تيرگي ها از تو خوشنودم
با شگفتي هاي هستي _ اين كهن بازيچه بيهودگي_ امشب
از تو خوشنودم كه
بازم پاره اي بر آفرينش زهر خنداندي
از تو نيز اي باده خرسندم
سرد نوشاندي مرا و گرم پوشاندي
وسپاست مي‌گزارم، اي فراخاي خيال امشب
كاندرين باران بي پايان
همچنان بي انقطاع آيان
با سكوت سرد من دمساز
همعنانم تا ديار ناكجا راندي
ور سيلم بودي و ترجيع شيواي خموشي را
در حزين ساز من،
سوي چشم‌انداز روحم، ‌باغ تنهايي
راندي و آنگه مرا خواندي
به تماشاي تماشايي
ور نه امشب،‌ باز هم باران
زندگي را زهر من مي‌كرد
ور نه كس جز بي‌كسي آيا
با سكوت من سخن مي كرد؟

مهدي اخوان ثالث
فروردين۱۳۵۷


behnam5555 11-26-2011 10:23 PM

پيشينه نظام حقوق و دستمزد در ايران باستان
برگرفته از مقدمه كتاب ارزشمند: از زبان داريوش
نوشته: پرفسور هايد ماري كخ
ترجمه: دكتر پرويز رجبي- نشركارنگ چاپ نهم مرداد1385

در سال هاي 1933 و 1934 ، ضمن حفريات تخت جمشيد ، پايتخت امپراتوري پارس ، در ديوار استحكامات ، چندين هزار لوح گلي با متن هايي به خط ميخي عيلامي به دست آمد . اين لوح ها در زمان فرمانروايي داريوش بزرگ ( 522 – 486 پ . م . ) نوشته شده و تاريخ آنها سيزدهمين تا بيست و هشتمين سال فرمانروايي داريوش ، يعني از سال 509 تا 494 پ . م . را در بر مي گيرد . اين مجموعه بخش كوچكي است از بايگاني واقعي ديوان شاهي .
لوح ها به صورت خام نگهداري مي شد ، اما وقتي اسكندر در سال 330 پ . م . پس از تسخير تخت جمشيد مجموعه ي كاخ ها را به آتش كشيد ، در حالي كه تعداد نامشخصي از لوح ها براي هميشه نابود شد ، تصادفاً بخشي از آنها در لهيب آتش بزرگ پخته شد و براي ما محفوظ ماند . لوح هاي موجود ، مربوط به سرزمين اصلي هخامنشيان ، يعني پارس يا فارس امروز و سرزمين جلگه اي و پرآب عيلام در دامنه ي فارس مرتفع است .
« به خواست اهورامزدا ، من چنينم كه راستي را دوست دارم و از دروغ روي گردانم . دوست ندارم كه ناتواني از حق كشي در رنج باشد . همچنين دوست ندارم كه به حقوق توانا به سبب كارهاي ناتوان آسيب برسد . آن چه را كه درست است من آن را دوست دارم . من دوست برده ي دروغ نيستم . من بدخشم نيستم . حتي وقتي خشم ، مرا مي انگيزاند ، آن را فرو مي نشانم . من سخت بر هوس خود فرمانروا هستم »
اين است بخشي از معتقدات داريوش كه خود در سنگ نبشته اش اعلام مي كند . چنين بيانيه اي از زبان يك شاه ، در سده ي ششم پيش از ميلاد به معجزه مي ماند . از بررسي دقيق لوح هاي ديواني تخت جمشيد نتيجه مي گيريم كه در زمان داريوش و نظام او حتي كودكان خردسال از پوشش خدمات حمايت اجتماعي بهره مي گرفته اند ، دستمزد كارگران در اساس نظام منضبط مهارت و سن طبقه بندي مي شده ، مادران از مرخصي و حقوق زايمان و نيز « حق اولاد » استفاده مي كرده اند ، دستمزد كارگراني كه دريافت اندكي داشتند با جيره اي ويژه ترميم مي شد تا گذران زندگي شان آسوده تر شود . فوق العاده « سختي كار » و « بيماري » پرداخت مي شد ، حقوق زن و مرد برابر بود و زنان مي توانستند كار نيمه وقت انتخاب كنند ، تا از عهده ي وظايفي كه در خانه به خاطر خانواده داشتند ، برآيند . اين همه « تأمين اجتماعي » ، كه لوح هاي ديواني هخامنشي گواه آن است ، براي سده ي ششم پيش از ميلاد دور از انتظار است . چنين رفتاري ، نيازمند ادراك و دورنگري بي پاياني بوده است و مختص شاه مقتدر و بزرگي است كه مي گويد : « من راستي را دوست دارم » .

behnam5555 11-26-2011 10:25 PM

زبانهاي ايراني
برگرفته از كتاب: زبان پهلوي
نوشته خانم ژاله آموزگار و آقاي احمد تفضلي
انتشارات معين
زبانهاي ايراني به گروهي از زبانها و لهجه ها اطلاق مي شود كه از نظر ويژگيهاي زباني وجوه مشترك دارند. در اين نامگذاري معيارهاي زبان شناختي مورد نظر است و نه مرزهاي جغرافيايي يا سياسي كنوني ايران. از اين رو مثلا زبان آسي كه در قفقاز بدان سخن گفته مي شود يا پشتو كه در افغانستان كنوني معمول است، از زمره زبانهاي ايراني به شمار مي روند، اما زبان تركي يا عربي كه در بخشي از ايران كنوني بدانها سخن گفته مي شود، جزء زبانهاي ايراني نيست.
زبانهاي ايراني شاخه اي از گروه زبانهاي ""هند و ايراني"" هستند كه خود شاخه عمده اي از زبانهاي ""هند و اروپايي"" است. گروه زبانهاي""هند و ايراني"" به دو شاخه هندي و ايراني تقسيم مي شود. از لحاظ تحول تاريخي مي توان براي زبانهاي ايراني سه دوره قائل شد: 1. دوره باستان، 2. دوره ميانه، 3. دوره جديد.

1) دوره باستان: از دوراني كه نخستين آثار زبانهاي ايراني وجود دارد، يعني زمان تاليف گاهان يا گاتهاي اشو زرتشت(احتمالا حدود سده12 تا10 قبل از ميلاد)، آغاز مي شود و در اواخر دوره هخامنشي( حدود300 ق. م.) پايان مي پذيرد. از اين دوره از دو زبان آثار مكتوب در دست است.
الف- زبان اوستايي كه از نظر ويژگيهاي زباني متعلق به شرق و شمال شرقي ايران باستان يا ايران بزرگ است و كتاب اوستا بدان نوشته شده است. ميان زمان تاليف قديم ترين بخش اوستا، يعني گاهان تا زمان تدوين و به نگارش درآمدن مجموعه اوستا (احتمالا در سده چهارم ميلادي) قرنها فاصله است و در اين مدت اين كتاب سينه به سينه حفظ مي شده است. هيچ يك از زبانهاي بعدي را نمي توان دنباله مستقيم و تحول يافته زبان اوستايي دانست.
ب- زبان فارسي باستان در جنوب غربي ايران معمول بوده و كتيبه هاي پادشاهان هخامنشي( قرن ششم تا چهارم ق. م. ) بدان نوشته شده است. بر خلاف زبان اوستايي، كتابت آثار فارسي باستان همزمان با تاليف آنهاست.
از ديگر زبانهاي اين دوره آثار مكتوبي در دست نيست. تنها از زبان سكايي و مادي واژه هايي در منابع خارجي بر جاي مانده است. صورتهاي تحول يافته برخي از اين زبانها را در ميان زبانهاي دوره ميانه يا دوره نوين مي يابيم.

2) دوره ميانه: از اواخر دوره هخامنشي ( در حدود300 ق. م.) آغاز مي شود و در اوايل دوره اسلامي (قرن هفتم م.) پايان مي پذيرد، ولي نگارش به زبانهاي اين دوره تا قرن سوم و چهارم هجري و در مواردي ( مانند زبان خوارزمي) تا قرن هفتم هجري نيز ادامه مي يابد. زبانهاي معمول در اين دوره را بنابر موازين زباني و جغرافيايي به دو گروه تقسيم مي كنند:
الف- زبانهاي شرقي كه دو شاخه شمالي و جنوبي تقسيم مي شوند. سغدي و خوارزمي جزء زبانهاي شرقي شمالي و سكايي (ختني) و بلخي جزء زبانهاي شرقي جنوبي هستند.
ب- زبانهاي غربي نيز به دو شاخه شمالي و جنوبي تقسيم مي شوند. شاخه غربي شمالي در قلمرو پارتها يا اشكانيان متداول بوده است و آن را پهلوانيگ، پهلوي اشكاني يا پارتي مي نامند. شاخه غربي جنوبي اساسا زبان متداول در فارس، در دوره ساسانيان بوده كه در نواحي ديگر گسترش يافته است. دانشمندان جديد اين زبان را در مقايسه با فارسي باستان و فارسي جديد، فارسي ميانه مي نامند، ولي بنابر سنت، نام آن پهلوي است.

3) دوره جديد: از اواخر زمان ساساني آغاز گرديده است و تاكنون ادامه دارد. مهمترين زبان اين دوره فارسي است. زبانها و لهجه هاي ايراني گوناگوني كه در قلمرو كنوني ايران و خارج از ايران معمول اند، مانند كردي، بلوچي، آسي، گيلكي، مازندراني و غيره همه به اين دوره تعلق دارند.

behnam5555 11-26-2011 10:32 PM


نکته های با مزه وحکمت آموز
فقط یه راننده ایرانی میتونه بچه ی 2 سالشو موقع رانندگی بگیره بغلش، دستشو بذاره رو فرمون و فکر کنه که عاشقه بچشه!
  • فقط و فقط یه ایرانی میتونه تو ماه رمضون به جای اینکه لاغر شه ... اضافه وزن پیدا کنه !!

  • از تشیع جنازه پدر بزرگم برمیگشتیم عمم داشت خودشو از شدت ناراحتی میکشت یکی از اقوام گفت عزیزم چقدر مدل موهات قشنگه یهو عمه صاف نشست گفت دِ نـَـه دِ تازه الان بهم ریختس!به داداشم ميگم صداي تلويزيون کم کن. ميگه اذيتت ميکنه؟ گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ميخوام لب خونيم قوي بشه!

    دختره داره غرق ميشه ميگم دستتو بده به من ميگه مي خواي نجاتم بدي؟

    پــَـَـ نــه پــَـَـــ ميخوام واست لاک بزنم!

  • مریدی نقل می کرد :
    روزی من و تعداد دیگری از مریدان نزدِ شیخ رفته بودیم من سمتِ راست ایشان نشسته بودم،که ناگهان یکی از مریدانِ خودشیرین از شیخ پرسید:
    "یاشیخ! کدامیک از ما نزدِ شما عزیزتر است؟"
    و شیخ قاطعانه انگشتِ اشاره ی دستِ خود را با سرعت و قدرتِ زیادی به سوی صورتِ من آوردند و فرمودند: "ایـــــن!"
    و از آن روز به بعد من فقط با یک چشم به زندگی خود ادامه دادم...!

    قبلنا باباها ٧ تا دختر شوهر می دادن همشون هم خوشبخت می شدند، الان: یه دختر را ٧ بار شوهر میدن آخرش برمی گرده خونه باباش!

  • با آغاز طرح جداسازی خانمها از اقایون در دانشگاهها، بانکها و ... کارشناسان تنها راه تولید مثل در ایران را تا 10 سال آینده روش گرد افشانی اعلام کردند!
  • لپ تاپم رو بردم نمایندگیش می گم ضربه خورده کار نمیکنه، یارو میگه ضربه فیزیکی؟!!
    پـَـَـ نــه پـَـَـــ بی محلی کردم یکم، ضربه روحـــی خورده!

  • متصدی بانک : خانم بریزم به حساب جاری تون ؟!!
    زن : وا نه!! خدا مرگم بده! الهی جاریم بمیره! بریز به حساب خودم...!


behnam5555 11-26-2011 10:43 PM

عجيب ولي حقيقي

مـرده پیـــروز:
«فرانـک هایس» معروف به «جاکی» یک اسب‌سوار معروف که در مسابقات اسب‌سواری مختلفی شرکت کرده بود. او در آخرین مسابقه خود دچار حمله قلبی شد و روی اسب از دنیا رفت ولی اسب همچنان به دویدن ادامه داد و «هایس» را اولین «مرده پیروز» میدان اسب‌سواری کرد.(1953)

همکلاسی خوشمزه:
یک زن 25 ساله هلندی به نام «رنه هارت ولت» که در شهر پاریس مشغول به تحصیل بود با یکی از همکلاسی‌های ژاپنی خود به نام «ایزی ساگاوا» دوست شد. مدتی بعد «ایزی»، «رنه» را برای شام به منزل خود دعوت کرد. وقتی «رنه» دعوت «ایزی» را پذیرفت، هرگز تصورش را نمی‌‌کرد که شام آن شب خود او خواهد بود. ایزی در خونسردی کامل رنه را کشت و گوشت بدنش را برای شام پخت و خورد. او مدتی بعد دستگیر شد ولی به دلیل نامساعد بودن وضعیت جسمانی در دادگاه حضور نیافت و کمی بعد به کشورش ژاپن فرستاده شد. او پانزده ماه بعد، از زندان ژاپن آزاد شد!(1981)


خبر خوش همسر:
« فرانسیس فیبر» برنده لوکزامبورگی مسابقه دوچرخه‌سواری «توردو فرانس» در زمان جنگ جهانی اول در اثر شنیدن یک خبر خوش جان خود را از دست داد. در آن زمان او درون سنگر نشسته بود که همسرش با بیسیم به او خبر داد دخترشان به دنیا آمده است. فرانسیس از شنیدن این خبر آنچنان خوشحال شد که به هوا پرید و در همان زمان مورد اصابت گلوله یک سرباز آلمانی قرار گرفت و مرد.(1915)


شاهزاده‌ای که خانواده‌اش را دوست نداشت:
روز اول ماه ژوئن، شاهزاده «دینپدرا» ولیعهد کشور نپال از برنامه ازدواجی که خانواده برای او ترتیب داده بودند، خشمگین شد و سر میز شام تقریبا همه اعضای خانواده را به گلوله بست در این قتل عام پدر پادشاه او هم کشته شد ولی طبق قوانین و سنت نپال دینپدرا که خودش هم به شدت زخمی شده بود، تاج پادشاهی را بر سرگذاشت و سه روز بعد از دنیا رفت.(2001)


مرگ شعبده‌باز:
«تامی کوپر» شعبده‌باز معروفی در کشور انگلیس بود. او در حال اجرای یک برنامه روتین تلویزیونی بود که از دنیا رفت. بیشتر تماشاگران و حاضران در استودیو تا مدتی فکر می‌‌کردند این هم بخشی از نمایش تامی کوپر شعبده‌باز است.(1984)


نخست‌وزیر، شنا بلد نیست:
«هارولد هالت» نخست‌وزیر وقت کشور استرالیا در ساحل شهر ملبورن در حال شنا بود که ناپدید شد و جسد او هرگز پیدا نشد.(1967)


ملخ هلی‌کوپتر:
«ویک مارو» هنرپیشه دهه هفتاد آمریکا در حال بازی در صحنه‌ای از فیلم «منطقه گرگ و میش» بود. در این صحنه او باید به همراه دو هنرپیشه خردسال فیلم «میکا دین‌له» و «رنه شین یی‌چن» سوار بر یک هلی‌کوپتر می‌‌شدند ولی در برابر چشمان حیرت‌زده عوامل پشت صحنه، ملخ هلی‌کوپتر به او اصابت کرد و سرش را از بدن جدا کرد. در این حادثه دو کودک هنرپیشه هم جان خود را از دست دادند.
(1982)


اکنون ساعت 08:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)