پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 11-26-2011 10:59 PM

طالع بینی از روی حرف اول اسم

توجه :
در این روش به دلیل وجود نداشتن حروف "گ.پ.چ.ژ"باید به جای این حروف معادل فارسی آنما را قرار دهید .مثال : (ژچ گ)=ج (پ)=ب.

الف:
خوش اخلاق و خوش رفتار و در باطن میانه رو و با همه ملاحظه کند و خونگرم میباشد و با همه کس زود صمیمی میشود ودر زندگی در جنگ و جدال و گفتگو به سر میبرد و پیراهن سیاه بر او نامبارک می باشد و محنت بسیار می کشد و هر چه را طلب کند زود بیابد و مریضی وی همیشه در باد قولنج گردن وپهلو می باشد.

ب :
فردی خوش قیافه و زیبا وبا محبت و رفیق باز و همیشه مغرور و جیب او خالی و قدر مال دنیا را نداند.


ج :
فردی باشد زیبا و خوش اخلاق وبا محبت و او همیشه از مریضی شکم رنج میبرد و این مریضی هر چند وقت یکبار اشکار میشود و دو وجه دارد یا سیاه چهره و قوی استخوان یا سفید پوست و بزرگ اندام و همیشه سرگردان واشفته می باشد و از کار خود حیران است.
د:
او فردی با دیانت و پر فکر وبشاش و زیبا چهره و جنگجو است و قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه در حال ترقی می باشد.


ه :
او فردی است که همیشه اطرافیان را امر و نهی کند و زیبا چهره وتند خو و اتشی مزاج و طبع او گرم میباشد.

و:
فردی است که همیشه به دیگران کمک می کند و گاهی مغرور میشود و زبان بد پشت سر او باشد و دیگران بدی او را میگویند.

ز:
زیبا و خوش اخلاق و با محبت و خونگرم و در هر کاری مقرراتی است و در زندگی برای او سحری می کنند و در زندگی شکست بزرگی می خورد و همیشه از درد سر و زانو در عذاب میباشد و نسبت به زندگی دلسرد می گردد و حیران و سر گردان میشود.
ت:
او فردی است خوش جهره و خوش اخلاق کم خواب و هرگاه مرتکب گناه میشود سریع توبه میکند و اگر دل کسی را برنجاند بسیار نگران و در پی ان است که دلجویی کند و همیشه احساس تنهایی عجیبی در خود دارد.
ث:
فردی است ثابت قدم و پر اراده و در هر کاری ثابت قدم می باشد خوش اخلاق و پر عقل است و پیشانی او پهن میباشد و در زندگی هرگز محتاج نخواهد شد.
ح:
او فردی زیبا و خوش اخلاق و حق گو و کینه ای و حرف را در دل نگه دارد و همیشه در بحث و جدل وجنگ به سر میبرد.

خ:
فردی است زیبا چهره با چشمانی درشت با محبت و مقرراتی و هر چه سعی میکند رزقش بسیار شود موفق نمی شود و او فردی است عشقی و تنبل و کاهل در کارها و باید این کار را ترک کند تا در زندگی موفق و سر بلند شود.
ر:
او فردی است خوش اخلاق میانه رو و اتشی و همیشه اطرافیان در پشت سر او بد گویی کنند و او فردی است طمعکار و زیبا چهره وخوش گذران و اگر ایمان خود را حفظ کند به هر مقام و منزلتی که بخواهد میرسد و دست او همیشه از پول دنیا تهی است.
س :
او فردی میباشد پر استعداد و با ذوق و سلیقه و همیشه بهترین اجناس را انتخاب می کند و بسیار مغرور ومتکبر میباشد و هر کاری که میل داشت انجام میدهد و با اطرافیان خود در نزاع و لجبازی بسر میبرد فردی باشد اتشی مزاج و همیشه در چشم اهل واعیان پر هیبت به چشم میاید.

ش:
او فردی است مشفق ومهربان و جنگجو و عصبانی و خونگرم و زبان او تلخ است و هر چه در دنیا به او ضرر برسد از دست و زبان خود میخورد و اگر زبان خود را نگه دارد از بلا محفوظ میماند و بسیار لجباز است.
ص :
فردی است حرف شنو و دهن بین و هرکس هر حرفی را با او در میان بگذارد سریع باور میکند نترس و خشن و خوش اخلاق و با محبت و همیشه در حال ترقی و فکر میباشد.
ض :
او فردی است خوش اخلاق و زیرک ودانا وکینه توز و همیشه نگرانی خود را در ظاهر بروز نمیدهد و پیشانی او پهن است و کمان ابرو دارد و در کارها بسیار دقیق میباشد و هرگز یاد خدا را فراموش نمی کند و به دنبال هر کار زشتی توبه می کند و فردی زرنگ است.
ط :
او فردی است پاک و خوش اخلاق و عشقی و خوش گذران و خو نگرم و پیراهن سیاه براو خوشایند نیست و دوستی بسیار میکند.


ظ :
او فردی است که ظاهر و باطنش یکی است و خشک ومقرراتی میباشد و اطرافیان پشت سر او بد گویی کنند و قدر مال دنیا را نداند و در سینه و اعضا خالی دارد که نشان اقبال است و دنبال دوست رود و خواهان ان است که با دوستان تفریح کند.
ع :
او فردی باشد بلند مرتبه و پر گذشت و خوش اخلاق و بخشنده و مقرراتی وخشک و او هرگز قدر مال دنیا را نمیداند و در دوستی با دیگران پاینده و متعصب و در اول زندگی رنج بسیار کشد و قدر مال دنیا را نداند.

غ:
زیبا چهره با گذشت و خشک و مقرراتی و احساس نا امیدی کند در فکر میرود و به گذشته واینده خود می اندیشد دانا وعالم است و زندگی را با صلح وصداقت دوست دارد.
ف :
او فردی است اتش مزاج و تند خو و جاهل و زیبا چهره و جنگ جو و خون گرم و نترس از ناحیه هر چند وقت یک بار مریض و رنج میکشد و در زندگی چند بار شکست میخورد ولی در اینده به مقام و منزلت خوبی میرسد.


ق:
فردی است قادر وتوانا و زیرک و دانا و در هر کاری نقشه بسیار میکشد و موفق میشود هم زیباست و هم خوش اخلاق و فردی است خوش گذران و قدر مال دنیا را نداند و گاه گاهی با ملایمت و یا خصومت برخورد میکند.
ک:
او فردی است زیبا وخوش اخلاق و زیرک و دانا و زیرک و خشک و مقرراتی و زبان او تلخ است و همیشه دیگران از زبان او در عذاب میباشند با یک کلمه حرف دیگران را برنجاند و همیشه در حال ترقی و فعالیت باشد.
ل:
فردی است زیبا چهره و خوش اخلاق و یکدنده و همیشه جدایی اختیار کند و غرور خاصی دارد قدر مال دنیا را نمی داند و همیشه متعصب اطرا فیان نزدیک خود میباشد.


م :
خوش اخلاق و با محبت و خون گرم ونترس و همیشه اطرافیان پشت سرش بد گویی کنند و در روبرو از او تعریف و تمجید کنند او فردی باشد خوش چهره و چشمان درشتی دارد و در کارهای خود همیشه کاهلی دارد و زود عصبانی میشود و سریع خاموش میشود عشقی میباشد و در تمام کارها تقاضای کمک کند.


ن:
او فردی است زیبا و خوش اخلاق و کینه توز و دم دمی مزاج میباشد گاهی اوقات بسیار خوب و گاهی اوقات بسیار بد و مقرراتی وخشک میشود همچون قاضی میباشد ودر حقوق خود ودیگران به میزان برخورد کند.
ی :
او فردی است پر فکر وزیبا و با هر کس در افتد بر او غالب گردد دم دمی مزاج میباشد و گاهی بسیار خوب و گاهی بسیار خشک و مقرراتی است او فردی است چهار شانه و از مریضی شکم گاه گاهی رنج میبرد .

behnam5555 11-26-2011 11:01 PM


behnam5555 11-26-2011 11:03 PM

کهکشان راه شیری چیست؟

براساس فرضیه‌ای جهان در 15 میلیارد سال قبل براثر انفجار یک ماده با جرمی بسیار زیاد معادل آنچه در هستی وجود دارد به وجود آمده است. در این فضای بیکران میلیاردها کهکشان، منظومه، ستاره، سحابی، توده‌های عظیم گاز، سیاه‌چال‌های فضایی و بسیاری اجرام ناشناخته دیگر وجود دارند. حال سئوال این است که ما در کجای این فضای بیکران هستیم؟ خانه ما در یکی از این کهکشان ها به نام راه شیری قرار گرفته است. این کهکشان از مرکز انفجار بزرگ در حدود 8 تا 10 میلیارد سال نوری فاصله دارد.
تعداد ستارگان آن بین 200 تا 400 میلیارد عدد تخمین زده شده که بیشتر آنها از زمین قابل رویت نیستند. صدها هزار منظومه، توده‌های عظیم گاز و غبار در بین فواصل ستارگان راه شیری قرار دارند. کهکشان راه شیری مارپیچی بوده و جرمش تا حدود 750 تریلیون جرم نجومی است. ساختار کلی آن شامل هسته مرکزی، یک دیسک با چند بازو به دور آن و هاله‌های غباری اطراف آن است. قطر دیسک در حدود 80 تا 120 هزار و ضخامت آن تقریبا 3 هزار سال نوری است. جای کهکشان راه شیری در فضا در بخش مکان محلی است که شامل 3 کهکشان بزرگ و 30 عدد کوچک است.
http://www.kabulsky.com/picture/269Milky-way.jpg


فاصله اولین کهکشان بزرگ یعنی M31 تا آن در حدود 9/2 میلیون سال نوری ولی فاصله آن تا کهکشان‌های کوچک‌تر مجاور کمتر است. همان‌گونه که اشاره شد این کهکشان دارای سه بخش است. بخش اول، مرکز کهکشان است که غبارهای کهکشانی مانع از مشاهده دقیق آن از روی زمین می‌شود در نتیجه تنها اطلاعات بدست آمده حاصل دریافت امواج رادیویی از آن بوده است. آنچه مشاهده

حکایت از آن دارد که بخش مرکزی متشکل از یک هسته بسیار متراکم است که قطر آن در حدود 3000 سال نوری و از سه قسمت مختلف تشکیل یافته است. در قسمت شرقی بقایای سوپرنواها و در بخش غربی هیدروژن‌های یونیزه شده و غیر عادی مشاهده شده است.
قسمت مرکزی آن نیز بسیار متراکم بوده و به صورت فلکی کماندار موسوم است و در هر 10 میلیارد سال برخوردهای ستارگان در آن رخ می‌دهد. دریافت اشعه‌های ایکس و گاما از آن، نشان گر آن است که مرکز کهکشان مولد بسیار قوی این اشعه‌ها است. این اشعه ها از نتیجه نابودی چندین ماده به وجود آمده است و نشان از وجود بسیاری از سوپر نواها در مرکز آن دارد.


مشاهدات دیگر نشانگر وجود یک سیاهچال بزرگ در بخش مرکزی است که قوه جاذبه بسیار زیاد آن توانسته بقیه ستارگان را در مدار خود نگه‌دارد.
اختر شناسان با تلسکوپ 10 متری، 20 عدد از ستارگان مرکز را در مدت 3 سال مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که سرعت این ستارگان به سمت هسته مرکزی در حدود هزار کیلومتر در ثانیه (6/3 میلیون کیلومتر در ساعت) بوده است. این امر نشان دهنده قدرت جاذبه فوق‌العاده این سیاهچال است. با این سرعت فاصله تا خورشید را می‌توان در دو روز طی کرد. جرم این سیاهچال در حدود 2 تا 3 میلیون برابر خورشید است. کهکشان راه شیری با سرعتی در حدود 300 کیلومتر برثانیه (یک میلیون و هشتاد هزار کیلومتر در ساعت) به سمت صورت فلکی سنبله یا ویرگو در حرکت است.

http://imgsrc.hubblesite.org/hu/db/2...ormats/web.jpg


بخش دوم کهکشان راه شیری، دیسک است که به صورت یک صفحه بسیار پهناور بوده و به دور مرکز در جهت عقربه ساعت در گردش است. بیشترین ستارگان جوان از جمله منظومه شمسی در آن قرار دارند. این دیسک شامل مولکول‌های اتمی و گاز H2 و غبارهای کهشکانی است. دیسک دارای چند بازوی مختلف شامل پرساوش (پسر راوش و دانا) از نام‌های افسانه‌ای یونان، شکارچی ماهر یا سایگونز که منظومه شمسی ما در آن قرار دارد و همچنین دجاجه، قنطورس و حمل است. منظومه شمسی در بازویی قرار دارد که دارای غبارهای بسیار زیاد کهکشانی است و در نتیجه ما نمی‌توانیم بیش از چند هزار سال نوری عمق آن را مشاهده کنیم.
http://rarface.files.wordpress.com/2...-milky-way.jpg
منظومه شمسی هر 200 تا 250 میلیون سال با سرعتی نزدیک به 250 کیلومتر در ثانیه یک دور کامل به دور کهکشان راه شیری می‌چرخد. فاصله منظومه شمسی تا مرکز کهکشان راه شیری در حدود 28000 سال نوری است. بخش سوم ساختار این کهکشان یک هاله غباری به قدمت حدود 10 تا 15 میلیارد سال است که بیشتر ستارگان قدیمی در آن وجود دارند. این قسمت دارای گازهای بسیار داغ است که اشعه گاما را تولید می‌کند. وسعت این قسمت به درستی معلوم نیست و شاید به صد و یا هزاران سال نوری برسد. این قسمت که اکثر ستارگان در آن دیده نمی‌شوند به نام بخش تاریک نامیده شده است.
اگر بخواهیم عکس واقعی از این کهکشان راه شیری بگیریم الزاما باید از آن خارج شویم و این کار عملی نیست چون بشر تاکنون نتوانسته از کهکشان خود خارج شود و به همین دلیل تصاویر به دست آمده بیشتر از اطلاعات دریافتی از مجموعه ستارگان رصد شده این کهکشان است. اگر شب‌ها از مکانی کاملاً صاف و تاریک مانند یک صحرا به آسمان نگاه کنیم می‌توانیم نواری پهن از مجموعه عظیم ستارگان را مشاهده کنیم. خانه ما در کهکشان راه شیری به اندازه قطره‌ای از یک دریای بیکران است.بشر کنجکاوانه درحال جستجوی اسرار نهفته در این کهکشان است و شاید روزی بتواند همسایه‌ای را برای خود بیابد.


behnam5555 11-26-2011 11:06 PM


عجیب ترین باغ وحش دنیا!
در نزدیکی بوئنس آیرس در این باغ وحش هرکس خودش مسئول جان خویش می‌باشد چرا که با پرداخت 50 دلار شما قادر خواهید بود به قفس شیرها بروید و روی کول آنها سوار شوید ...
http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7842_380.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7843_989.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7844_242.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7845_274.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7847_574.jpg

http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/7850_660.jpg

http://www.frogview.com/uploadimages...ew-gallery.jpg


behnam5555 11-26-2011 11:08 PM


مادر، فرشته ای زیبا

کودکی که آماده ی تولد بود ، نزد خدا رفت و از او پرسید : می گویند فردا شما مرا به زمین می فرستید . اما من با این کوچکی و بدون هیچ کمکی چگونه می توانم برای زندگی به آنجا بروم ؟خداوند پاسخ داد : از میان تعداد بسیاری از فرشتگان من یکی را برای تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو نگهداری خواهد کرد .اما کودک هنوز مطمئن نبود که می خواهد برود یا نه .- اما اینجا در بهشت ، من هیچ کاری جز خندیدن و آواز خواندن ندارم و اینها برای شادی من کافی هستند ...خداوند لبخند زد : فرشته ی تو برایت آواز خواهد خواند ، هر روز به تو لبخند خواهد زد . تو عشق او را احساس خواهی کرد و شاد خواهی بود .کودک ادامه داد : من چطور می توانم بفهمم مردم چه می گویند وقتی زبان آنها را نمی دانم ؟خداوند او را نوازش کرد و گفت : فرشته ی تو ، زیباترین واژه هایی که ممکن است بشنوی ، در گوشت زمزمه خواهد کرد و با دقت و صبوری به تو یاد خواهد داد که چگونه صحبت کنی ...کودک با ناراحتی گفت : وقتی می خواهم با شما صحبت کنم چه کنم ؟اما خدا برای این سوال هم پاسخی داشت : فرشته ات دستهایت را کنار هم قرار خواهد داد و به تو یاد می دهد که چگونه دعا کنی .کودک سرش را برگرداند و گفت : شنیده ام در زمین انسان های بدی هم زندگی می کنند . چه کسی از من محافظت خواهد کرد ؟

فرشته ات از تو محافظت خواهد کرد ، حتی اگر به قیمت جانش تمام شود .کودک با نگرانی ادامه داد اما من از اینکه دیگر نمی توانم شما را ببینم ،ناراحت خواهم بود ...خداوند گفت : فرشته ات همیشه از من با تو صحبت خواهد کرد و به تو راه بازگشت نزد مرا خواهد آموخت ، اگرچه من کنار تو خواهم بود .در آن هنگام بهشت آرام بود اما صداهایی از زمین شنیده می شد . کودک می دانست که باید به زودی سفرش را آغاز کند . او به آرامی از خدا یک سوال دیگر پرسید : خدایا !!! اگر من باید همین حالا بروم ، لطفاً نام فرشته ام را به من بگویید ...خداوندشانه ی او را نوازش کرد و پاسخ داد : نام فرشته ات اهمیتی ندارد . به راحتی می توانی او را مادر صدا کنی .


behnam5555 11-26-2011 11:12 PM


دایناسورها


میلیونها سال قبل، مدتهاپیش از آن که بشری روی زمین باشد، دایناسورها وجود داشتند. دایناسورها، یکی ازانواع خزندگان ماقبل تاریخ هستند که در دوران مزوزوییک، عصر خزندگان، میزیستند

دایناسورها جزء خزندگان بوده و اکثر آنها، از طریق تخم گذاری تولید مثل می کرده اند. هیچیک از دایناسورها پرواز نمی کرده اند و هیچکدام از آنها در آب زندگی نمی کرده اند. بزرگترین دایناسورها، بیش از 100فوت(30متر) طول و بیش از‌50 فوت(15 متر) ارتفاع داشته اند(مانند آرژنتینوزاروس، سیزموزاروس، الترازاروس، براکیوزاروس و سوپرزاروس). کوچکترین دایناسور، کومپوزوگناتوس (Compsognathus )،‌ به اندازه یک جوجه بوده است. اندازه اکثر دایناسورها، .بین این دو حد بوده است.

ساروپودهای(sauropodomorpha) گیاه خوار، بزرگترین موجوداتی هستند که تاکنون روی زمین می زیسته اند اما نهنگهای آبی،‌ از همه انواع دایناسورها، سنگینتر هستند! تصور اینکه دایناسورها چه صدایی داشته اند، رفتار و حرکات آنها چگونه بوده است، چگونه جفتگیری می کرده اند، چه رنگی بوده ان، و یا حتی تعیین اینکه فسیل آنها نر است یا ماده، بسیار مشکل می باشد.

هیچ کس نمی داند که دایناسورها چه رنگی بوده اند یا نقش و نگار بدن آنها چگونه بوده است.
در زمانهای مختلف، انواع مختلفی ازدایناسورها زندگی می کرده اند:

بعضی از آنها روی دو پا راه می رفته اند(این دایناسورها، دوپا بودند)، بعضی روی چهار پا راه می رفتند(این دایناسورها، چهارپا بودند). بعضی از آنها هم می توانستند روی دو پا راه بروند و هم روی چهار پا.

در زنجیره تکامل مخلوقات، پرندگان از تروپودها (درومائوزاریدها) به وجود آمده اند، سینوزاروپتریکس نخستین دایناسور پرنده مانند است.

بعضی از دایناسورها بسیار سریع حرکت می کردند(مانند ولوسیراپاتور_Velociraptor)، بعضی از آنها بسیار کند و سنگین حرکت می کردند(مانند آنکیلوساروس_Ankylosaurus).

بعضی از دایناسورها،‌ زره داشتند،‌ بعضی شاخدار بودند بعضی هم یال، میخ یا زوائد دیگری داشتند. پوست بعضی از دایناسورها، بسیار ضخیم و ناهموار بود در حالیکه بعضی دیگر از دایناسورها، پرهای اولیه ای داشتند.اکثر دایناسورها، گیاهخوار بودند(که گیاهخوار نامیده می شوند). مثلا تریسراتوپس، دایناسوری گیاهخوار بود.بعضی از دایناسورها، گوشتخوار بودند(که گوشتخوار نامیده می شوند).مثلا تی رکس(T_rex) ، دایناسوری گوشتخوار بود.دایناسورها، در طی دوران مزوزوییک، حدود 165 میلیون سال بر زمین حکمفرمایی کردند، اما 65 میلیون سال قبل، به طور مرموزی منقرض شدند. دیرینه شناسان، با مطالعه بقایای فسیلی آنها، درباره دنیای ماقبل تاریخ به یافته های حیرت انگیزی رسیده اند.هنگامی که دایناسورها می زیستند، قاره های زمین همه درکنارهم به صورت یک ابرقاره بزرگ بودند که پانگه آ ، نامیده می شود. به علاوه هوای زمین هم بسیار گرمتر از حال حاضر بود. دایناسورها، حدود 65میلیون سال قبل، در انتهای دوره کرتاسه، که فعالیتهای آتشفشانی و زمین ساختی متعددیرخ داد، منقرض شدند. در مورد انقراض دایناسورها، نظریات مختلفی وجود دارد. اکثردانشمندان این نظریه را قبول دارند که برخورد یک شهاب سنگ آسمانی، باعث تغییرات شدیدآب و هوایی شده است و دایناسورها نتوانسته اند خود را با شرایط جدید وفق دهند. دایناسورها، 65 میلیون سال قبل، به علت تغییرات شدید زیست محیطی، که ناشی از برخورد یک شهاب سنگ به زمین بود، ‌منقرض شدند.
http://img.blog.yahoo.co.kr/ybi/1/eb...1203685212.jpg

احتمالا پرندگانامروزی، باقیمانده دایناسورها هستند. تمام چیزی که از دایناسورها باقی مانده فسیلهای آنهاست و احتمالا پرندگان. فسیلهای دایناسورها، در همه جای دنیا وجوددارند، حتی ممکن است یکی از فسیلهای آنها در نزدیکی جایی باشد که شما زندگی میکنید! بعضی از دایناسورها، بسیار شبیه پرندگان امروزی بودند و ممکن است دایناسورها اجداد پرندگان امروزی باشند.
اگرچه فسیلهای دایناسورها،‌حداقل از سال 1818 کشف و مورد بررسی قرار گرفته اند، اما نامدایناسور (دینوس به معنی وحشتناک و ساروس به معنی سوسمار است)، در سال 1842، توسط کالبدشناس انگلیسی سر ریچارد اوون،‌ به این موجودات داده شد. در آن زمان تنها سه نوع دایناسور مگالوزاروس، ایگوانودون و هیلائوزاروس شناسایی شده بود که دایناسورهای بسیار بزرگی بودند.

قدیمیترین دایناسور شناسایی شده،اوراپتور است که دایناسوری گوشتخوار بوده و 228 میلیون سال قبل می زیسته است. تا کنون، حدود 500 جنس و تعدادخیلی بیشتری گونه از دایناسور شناسایی شده است. تقریبا چند ماه یکبار(گاهی اوقاتچند هفته یک بار) فسیل جدیدی از زیر خاک بیرون می آید.

http://www.dinosaur.org/dinos/wwdimpact.jpg

خصوصیات دایناسورها

خزندگان کوچک اولیه بدن و دم دراز و 4 اندام کوتاه و 5انگشت داشتند. به جز شکل عمومی ویژگیهای کلی دیگر عبارتند از:

» افزایش اندازه به نسبتهای بسیار بزرگ در برونتوزورها.

» بوجود آمدن جوشن و سلاح دفاعی از جمله صفات پوستی و شاخها و یا خارهای سر دربعضی دینوزرها.

» ساختمان سبک به منظور دویدن تند با 4 یا 2 پا در سایر دینوزرها.

» سازش با پرواز بوسیله افزودن شدن درازای اندام پیشین و دم و تکامل پرده‌هایپرشی پوست درپتروداکتیلها.

» سازش شدید پوست با زندگی آبی به کمک پاهای بالشتک مانند و بدن دوکی شکل درایکتیوزرها.


دلیل از بین رفتن دایناسورها

درباره اینکه خزندگان قدیم از دید زمینشناسی چگونه ناگهان ناپدید شدند گفته‌های فراوانی وجود دارد. بر طبق یک نظریهابتدایی‌ترین پستانداران تخمهای خزندگان بزرگ را خورده‌اند و به موجب نظریه دیگر که پذیرفتنی‌تر است. تغییرات آب و هوا مانند کم شدن دما و رطوبت متغیر در خزندگان ومسکنشان تاثیر مخالف گذارده است. در نتیجه از بین رفتن خزندگان در اواخر دورهمزوزوئیک برای پستانداران موقعیت مناسبی بوجود آمده در آن موقع اندازه پستانداران کوچک بوده و در دوره سوم شروع به تکامل شگفت آوری نموده‌اند.


دایناسورهای گیاهخوار herbivores Dinosaur))

دایناسورهای گیاه خوار از جمله بزرگترین حیواناتی بودند که تا کنون بر روی زمین زندگی کرده اند و برای حفاظت از خود در مقابل حیوانات شکاری به جثه بزرگ خود و بدن مسلح خود متکی بودند. آنها بیشتر اوقات روز را به چریدن بر روی گیاهان می‌گذراندند. براکیوزاروس عظیم‌الجثه 25 متر طول و 76 تن وزن داشت . گردن بلندش اورادر رسیدن به رستنی‌هایی که برای دیگر دایناسورها بالا بودند یاری می‌کرد.


دایناسورهای گوشتخوار( carnivores Dinosaur )

این دایناسورها بر روی دو پای عقبی خود حرکت می‌کردند. برخی نظیر تری نازا روس بدنی سنگین و پاهای قدرتمندی داشتند. آنها ازچنگالها و دندانهای تیز برای کشتن دایناسورهای گیاه خوار استفاده می‌کردند. بعضی دایناسورها نظیر دینونی چوس کوچکتر ، سبکتر و سریعتر بودند. آنها دایناسورهای گیاهخوار ،پستانداران وحشرات را می‌خوردند. این شکارچیان چابک برای غلبه بر شکارخود به صورت گروهی شکار می‌کردند . دینونی چوس دارای پنجه‌ها و چنگالهای بهم پیچیده‌ای بود که طی شکار برای دریدن طعمه به سمت جلو به حرکت در می‌آمد.

behnam5555 11-26-2011 11:21 PM


هشت اصل برای یک زندگی بیست

http://persian-star.net/template/tik.gif 1. صبح ها که از خواب بیدار می شوید،

دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید.

قول می دهیم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر،

مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.

http://persian-star.net/template/tik.gif 2. در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید،

به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است

که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی،

همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.

http://persian-star.net/template/tik.gif 3. هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید،

گاهی اوقات غرور بیجا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی

به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند.

مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.

http://persian-star.net/template/tik.gif 4. آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید

که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند،

کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.

http://persian-star.net/template/tik.gif 5. دلتان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز.

فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی

از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟

آنها که دلهایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد،

برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و

جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.

http://persian-star.net/template/tik.gif 6. سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید،

قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث

و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.

http://persian-star.net/template/tik.gif 7. تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یک درس فهمیدنی بدانید

و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده

پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.

http://persian-star.net/template/tik.gif 8. همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی

همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.


behnam5555 11-26-2011 11:25 PM

هند چگونه در زیر یوغ اسارت رفت

در قرن 18 و 19 زمانیکه جهان توسط ممالکی مانند اسپانیا، انگلیس ، فرانسه ، بلجیم، پورتگال وهالند مستعمره شده بود، هند و چین غنی ترین ممالک جهان بودند و هر دو جمعاً بیشتراز50% درامد نا خالص جهان را می ساختند


اما بالاخره هر دو ملت بزرگ اسیاءی خود را تحت موزه های عساکراستعماریافتند. اگر فکر کنید که استعمار وقتی به وجود آمد که شرق ابتر و عقب مانده و غرب شگوفان و پیشرفته بود و اینکه هند و چین سهل انگاری کرده نظامیان شان تهدید خارجی را که در نزدیک سواحل شان کمین گرفته بودند نا دیده گرفته اند خیلی دچار اشتباه خواهید شد زیرا هر دو مملکت اردو و بحریه قوی داشتند که فرماندهان توانا انها را رهبری میکرد.

اد میرال افسا نوی بحریه هند"کانهوجی هنگری " در اوایل سالهای 1700 بحریه انگلیس، هالند و پرتگا ل را در بحر شکستاند و برای 33 سا ل الی مرگش در 1729 هندیها شکست نا پذیر باقی ماند ند. انگلیس ها آنقدر براشفته شدند که اورا دزد بحری خطاب کردند. درآن ایام کشتی های هند از نظر طرح مهندسی و مقاومت پیشرفته بود ، طوریکه برتانویها کشتی های هندی را در بحریه خود بخدمت داشتند.

اچ ام ا س وکتوری کشتی پیشقراول در سال 1805 درنبرد ترافالگر که هوراسیو نلسن (1) و بیرقش را انتقال میداد یک کشتی ساخت هند بود . طبق تارنمای قوای بحری هند" این وضع ، کشتی سازان انگلیسی بالای دریای تامس (2) را آنقدر عصبی ساخته بود که به مقابل استفاده از کشتیهای ساخت هند در انتقال اموال تجارتی از انگلیس احتجاج نمودند و در نتیجه تدابیری فعالانه روی دست گرفته شد تا صنعت کشتی سازی هند را تخریب نمایند "

سلطنت میسور در جنوب هند برای اولین مرتبه در تاریخ مدرن راکت را در محاربه استعمال نمود. در سال 1780 در نبرد گنتور(4) از تاثیر مرگبار راکت به مقابل قوای برتانوی استفاده شد که در نتیجه اردوی برتانوی را معروض به شکست و فرار از صحنه نبرد نمود. بعد از جنگ یک تعداد راکتهای منفجر ناشده به زراد خانه شاهی لندن فرستاده شد و جهت ساخت راکت های مدرن در اروپا توسط ویلیام کانگریو کارشناس تسلیحات انگلیسی پرزه شده و با شناخت از ساختار انجنیری آن، این سلاح راخود تولید وعرضه نمودند.

بسیاری از فرمانروایان هند دارای اگاهی کافی جیوپولیتیک بودند بطور مثال روی این ملحوظ آنها به تجار اروپایی اجازه ندادند تا به تجارت و ایجاد گارنیزون ها به داخل هند بپردازند، زمانیکه تامس روی نماینده پادشاه برتانیا در سال 1616 در ساحل غربی هند پیاده شد ، یک سال منتظر ماند تا به دربارامپراتورهند باریاب گردد، سه سال بعد با وجود التجاء و کرنش زیاد پیش مقامات بلند پایه دهلی بدون یک معاهده تجارتی عودت نمود ؛ زیرا امپراتورضرورت نمی دید تا با مملکتی تجارت نماید که نمی تواند حتی یک متاع ویا کالای قابل ملاحظه به هند عرضه نماید .



رویداد کوچک با پی امد بزرگ :

یک اشتباه کوچک امپراتور ضعیف ، گله را بداخل راه میدهد. صد سال بعد ازعودت روی بخت به سفارت انگلیس یاری می کند . یکی از اعضای سفارت بنام ویلیام هاملتن – داکتری که مهارت طبی اش سوال برانگیز بود به قسمی توانست تا درد شدیدی را که امپراتور بی کفایت در ناحیه مقبنی ( قد کشک – مترجم ) داشت تخفیف دهد. امپراتور جهت پاداش و به قسم سپاسگذاری فرمانی را امضاء نمود که به اثر آن حق تبادله کالا در داخل هند ، معافیت از محصول گمرکی و حق داشتن سربازخانه به انگلیس داده می شود. متباقی طوریکه آنها می گویند تاریخ است. (مسئله یک پوست گاو جای انگلیس را به یاد می آورد.مترجم).



طبق نظرپروفیسر راجش کوچهار عالم متقاعد که در انستیتوت آموزش و پرورش علوم واقع چندنگرهند مقام افتخاری دارد

« این معافیت ها به تجار انگلیسی باعث نفع بیشتر تجارتی و تفوق ایشان نه تنها بالای کمپنی های اروپایی بلکه

بالای تجار و تبادله کننده گان هندی نیز گردید و از همه مهمتر اینکه اوامر مختلفه رسمی برای دادن امتیازات بیشتر تجارتی بهانه به انگلیس ها داد تا درصورت ضرورت از آن امتیازات توسط نیروی نظامی دفاع نمایند » آیا اینهمه آشنا به گوش نمی رسد ؟

منبع آریایی




behnam5555 11-26-2011 11:31 PM


خود پسند ها چه ریختی اند

صمد بهرنگی قصه پرداز نستوه در ادبیات کودک ؛ در قصه ی
" الدوز و عروسک سخنگو " ، درزیر عنوان « خود پسند ها چه ریختی اند »؛
«بد و زشت و بد منظره » را چه استادانه به تصویر کشیده است !
خلاصه ی قصه چنین است:
انگشت دست " یا شار" را درکارخانه ی قالین بافی ، کارد بریده بود. " عروسک " ، « دواهای گیاهی را خوب می شناسد » و دوست " یاشار" است، ازاینرو براساس مشور? خوب " عروسک سخنگو " به " یاشار" هردو به جنگل رفتند و " پای درختان رسیدند " تا " عروسک " بر انگشت زخمی " یاشار" مرهم بگذارد.
آنها دیدند که از زمر? ساکنان جنگل ، " خرگوش سفید"، ساقه ی گیاهی را می جوید. " عروسک " با کمال احترام از خرگوش پرسید که آیا او می تواند از آن سر جنگل " یکی دوتا برگ های پهن " برایش بیاورد؟
خرگوش پرسید : باز زخم چه کسی را می بندی؟
" عروسک " پاسخ لازم داد، لیکن خرگوش ، خواهش " عروسک" را نادیده گرفت و خیزک زنان خود را درداخل جنگل گم کرد. " عروسک" ناچارشد، تا خود دست به کارشود: چند دانه برگ و گیاه را جمع کرد و همراه " یاشار " در زیر درخت چناری نشستند. " عروسک " برگ و گیاه را کوبیدن گرفت . درهمین وقت "یارشار " از " عروسک " پرسید:
طاووس را می شناسی؟

" عروسک " پاسخ داد: بسیار زیاد . طاووس « همه اش فیس و افاده می فروشد، پز می دهد. »
با شنیدن حرف های " عروسک " ، " یاشار" را نیز رازدل برزبان آمد: « عروسک سخنگو » مارا پیش طاووس برده بود که با او صحبت کنیم، « اما طاووس فقط ازخود حرف زد! »
" عروسک " گفت: « عروسک سخنگو شما را پیش او برده ، که با چشم خود تان ببینید ، خود پسندها چه ریختی اند. »
" یاشار " گفت : ازطاووس خواهش کردم تا یکی دوتا از پرهایش را برایم بدهد تا « درلای کتاب هایم بگذارم » ، اما طاووس نداد و با فخرفروشی اظهارداشت « که پرهایش به آن ارزانی هم نیست ».
" عروسک " که تا هنوزهم مصروف کوبیدن برگ ها و گیاه ها بود، گفت: چند روزبعد تر وقت ریختن پرهای طاووس می رسد، در « آنوقت هرچقدر بخواهی می توانی برداری! »
" یاشار " پرسید: به راستی چنین می شود؟
" عروسک " پاسخ داد: طاووس هرسال درهمین روزها پرهایش را می ریزد.
" یاشار " پرسید: آن وقت چه ریختی می شود؟
" عروسک " پاسخ داد: « یک چیز بد و زشت و بد منظره. بخصوص که پاهای زشتش را هم دیگر نمی تواند قایم کند. » ( قصه های صمد بهرنگی ، کتاب اول ، ج 1 ، صص 80 ـ 81 )
ودرفرجام: مقصود، از حکایت، درنبشته حاضر آن است ، که یکی از معماران بزرگ نظری? انسان کامل دربار? آن گفته است:
(( " غرض از حکایت" ،

معامله ی « کاربرد» حکایت است،
نه « ظاهر حکایت » که « دفع ملالت » کنی، بصورت حکایت،
بلکه « دفع جهل ، کنی ! )) ( ازسخنان شمس، قسمت 4، داستان ها، خط سوم، تألیف : دکتر ناصر الدین صاحب الزمانی، ص ، 104 )


behnam5555 11-27-2011 07:28 PM

خدایا کفر نمی گویم
پریشانم
چه می خواهی تو از جانم !
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی

خداوندا !
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی
و شب ، آهسته و خسته
تهی دست و زبان بسته
به سوی خانه باز آیی
زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

خداوندا !
اگر در روز گرما خیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه مسی قیر اندود بگذاری
و قدری آن طرف تر عمارت های مرمرین بینی
و اعصابت برای سکه ای این سو و آن سو در روان باشد
زمین و آسمان را کفر می گویی ! نمی گویی ؟

خداوندا !
اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان می شوی از قصه خلقت
از این بودن ، از این بدعت

خداوندا تو مسئولی

خداوندا !
تو می دانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی می کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است.


behnam5555 11-27-2011 07:30 PM


جنگ ایران و روم
در روزگاران بسیار قدیم، دو دشمن دیرینه، ایران و روم با هم دیگر طبق معمول جنگ داشتند. سپاه ایران برایکاری به پایتخت بر گشته بود که سپاه روم به سمت شهر مرزی‌ای که پادشاه در آن سکونت داشت حمله برد. وزیر ایران بدون مشورت با شاه به سمت پاذشاه روم رفت و گفت:«هرکدام از کشور یک فیلسوف را به نیابت از کشور خود انتخاب کرده و آنهارا مقابل هم قرار بدهیم. اگر فیلسوف شما برنده شد تاج و تخت برای شما ولی اگر فیلسوف ما برنده شد تا برگشتن سپاه ما از پایتخت باید صبر کنید.» رومی ها پذیرفتند ولی وقتی این خبر به پادشاه ایران رسید برافرخته شد:«آخر آدم نادان! ما فیلسوفمان کجا بود! می دانی که آنها ارشمیدس را برای مقابله بافیلسوف ما می فرستند.» وزیر پاسخ می گوید:«آری سرورم می دانم» پادشاه گفت:«پس چرا این کار احمقانه را کردی؟»

_«من فیلسوفی می شناسم که در فلان دهات زندگی می کند.»

_«اسمش چیست؟»

_«نیم من بوق پشم پونزده!»

_«با اینکه اسم عجیبی دارد ولی او را به دربار ما بخوانید.»

فردای آن روز «نیم من» به دربار شاه حاضر گشت«قضیه ی اسم تو چیست؟»شاه پرسید.

_«پدری داشتم به نام منصور بن موسی! من دقیقا نصف او می دانم و به همین دلیل نیم من (نصف من) بوق (نصف صور) پشم(نصف مو) پونزده(نصف سی) را بهترین اسم برای خود دیدم!»

دو فیلسوف حاضر شدند و چون زبان هم دیگررا نمی دانستند مجبور بودند با اشیا و ایما و اشاره با همدیگر صحبت کنند. ارشمیدس تخم مرغی را روی میز گذاشت، «نیم من» پیازی را در جواب روی میز گذاشت. ارشمیدس یک نان را روی میز گذاشت، «نیم من» نان را نصف کرد. ارشمیدس پنج انگشتش را به سمت «نیم من» نشان داد، «نیم من» ابتدا دو انگشت و سپس همان کار رشمیدس را انجام داد.

واما بشنوید ازدربار روم!

ارشمیدس گفت:«آنها بسیار دانا هستند. من به نحوی به او فهماندم که زمین گرد است و ااو به من فهماند زمین لایه لایه نیز هست. به او گفتم زمین از خشکی درست شده است و او به من فهماند زمین نیمی از خشکی و نصف دیگرش آب است. در پایان به او گفتم زمین از پنج قاره درست شده است . او به من فهماند که در کشور ایران و روم این پنج قاره را زیر سلطه خود دارند.»

و اما بشنوید از دربار ایران!

نیم من گفت:«رومی ها زیاد هم حالیشان نمی شود. گفت صبحانه تخم مرغ می خوریم، گفتم پیاز هم با آن سرخ کنی بد مزه نمی شود! گفت صبحانه یک قرص نان می خوریم، گفتم شاید شب نانوایی بسته و یا شلوغ باشد نصفش را هم برای شام نگه دار! و در پایان گفت خاک بر سرت و من هم گفتم دو تا خاک تو سرت!؟»



behnam5555 11-27-2011 07:31 PM


داستان
روزی از روزها دختری هنگام سفر یک گردنبند مروارید به عنوان هدیه برای مادرش خرید . او در روز تولد مارش گردنبند را به وی هدیه کرد . ظهر همان روز کلیه اعضای خانواده در رستوران در حال صرف غذا بودند . مادر گفت که می خواهد دستهایش را بشوید . اما این کار خیلی طول کشید به گونه ای که دیگر اعضای خانواده نگران وی شدند . اما در مقابل دستشویی مشاهده کردند که مادر در حال گفت و گو با یک دختر جوان است . مادر با دیدن اعضای خانواده به دخترگفت : اینها دختران من هستند . سپس با دختر وداع کرد و دختر غریبه نیز به مادر تعظیم کرد و با عجله دور شد .
شب هنگام مادر پس از بازگشت به خانه حقیقت ماجرا را تشریح کرد و گفت زمانی که دستشویی بیرون آمد در مقابل آیینه ایستاده بود تا موهایش را شانه کند اما نگران بود که گردنبند با کف صابون آلوده شود سپس گردنبند را به کناری گذاشت . پس از مرتب کردن موهایش متوجه شد که گردنبند سر جایش نیست و به یاد آورد که در آن زمان فقط یک دختر در کنار او بوده است .
مادر گفت : می دانستم که عجله من دختر را می ترساند . لذا به دختر گفتم که آیا می توانی به من کمک کنی ؟ دختر پرسید چه کمکی ؟ مادر گفت که گردنبندی دارم که هدیه دخترم است . بسیار با ارزش نیست اما دختر من آن را با حقوق یک ماه خود خریده است . من به هنگام شانه کردن موهایم گردنبند را به کناری نهادم اما اکنون آن را نمی یابم . امروز نخستین روزی بود که آن را به گردن آویختم و اگر دخترم آن را بر گردن من نبیند حتما بسیار غمگین می شود . زیرا امروز روز تولد من است و با اعضای خانواده در این رستوران غذا صرف می کنیم .
در این وقت دختر به مادر نگاهی انداخت و به آرامی گفت : کمک می کنم تا گردنبندتان را پیدا کنید . مادر از او تشکر کرد و پس از چند دقیقه دختر گردنبند را به او داد و پرسید این است ؟ مادر با یک نگاه گردن بندش را شناخت و از دختر تشکر کرد . دختر نیز تولد مادر را به وی تبریک گفت .
مادر با لمس گردنبند گفت این دختر خوب است . همه اعضای خانواده معتقد بودند که او گردنبند را دزدیده است و مادر نباید از او تشکر کند . اما مادر در جواب آنان گفت : احساس کردم که او گردنبند را از روی عمد ندزدیده است و اگر پلیس را خبر می کردم امکان داشت که دیگر گردنبند پیدا نشود .



behnam5555 11-27-2011 07:33 PM


کی,کجا مسکن دارد؟

هنگامی که عقل به نزد لقمان حکیم آمد، پرسید؟کیستید و کجا مسکن دارید؟ عقل جواب داد:عقل هستم و در سر انسان جای می گزینم.سپس شرم نزد لقمان آمد و او پرسید: کیستید و کجا مسکن دارید؟شرم جواب داد :شرم هستم ودر چشم انسان جای دارم .همینطور محبت نزد او آمد ،لقمان هم از او پرسید: کیستی و کجا مکان داری ؟ جواب داد محبت هستم و در دل آدمی مسکن دارم.بعد از آن تقدیر آمد، کیستی و کجا مکان داری؟ تقدیرهستم و در سر انسان جای دارم.لقمان پرسید:ولی آنجا مکان عقل میباشد! تقدیر جواب داد: وقتی تقدیر می آید عقل آهنگ رفتن می نماید.سپس عشق نزد او آمد.لقمان پرسید: کیستی و کجا مکان داری؟ جواب داد:عشق هستم و در چشم انسان مکان دارم. لقمان گفت:ولی آنجا جای شرم است! جواب داد:وقتی عشق می آید شرم میرود. در آخر طمع آمد،کیستی و کجا مکان داری؟جواب داد من طمع هستم و در دل انسان جای می گزینم. لقمان پرسید:ولی آنجا که محبت جای دارد! طمع جواب داد:وقتی من می آیم،جایی برای محبت نمی ماند



behnam5555 11-27-2011 07:36 PM


آموخته هایی از چارلی چاپلین


آموخته ام که با پول می شود خانه خرید ولی آشیانه نه، رختخواب خرید ولی خواب نه، ساعت خرید ولی زمان نه، می توان مقام خرید ولی احترام نه، می توان کتاب خرید ولی دانش نه،
دارو خرید ولی سلامتی نه، خانه خرید ولی زندگی نه و بالاخره ، می توان قلب خرید، ولی عشق را نه.

آموخته ام ... که تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند کسی است که به من می گوید: تو مرا شاد کردی.

آموخته ام ... که مهربان بودن، بسیار مهم تر از درست بودن است. آموخته ام ... که هرگز نباید به هدیه ای از طرف کودکی، نه گفت. آموخته ام ... که همیشه برای کسی که به هیچ عنوان قادر به کمک کردنش نیستم دعا کنم

آموخته ام ... که مهم نیست که زندگی تا چه حد از شما جدی بودن را انتظار دارد، همه ما احتیاج به دوستی داریم که لحظه ای با وی به دور از جدی بودن باشیم. آموخته ام ... که گاهی تمام چیزهایی که یک نفر می خواهد، فقط دستی است برای گرفتن دست او، و قلبی است برای فهمیدن وی.

آموخته ام ... که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی، شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است

آموخته ام ... که زندگی مثل یک دستمال لوله ای است، هر چه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند

آموخته ام ... که پول شخصیت نمی خرد

آموخته ام ... که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگی را تماشایی می کند

آموخته ام ... که خداوند همه چیز را در یک روز نیافرید. پس چه چیز باعث شد که من بیندیشم می توانم همه چیز را در یک روز به دست بیاورم

آموخته ام ... که چشم پوشی از حقایق، آنها را تغییر نمی دهد

آموخته ام ... که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان

آموخته ام ... که وقتی با کسی روبرو می شویم انتظار لبخندی جدی از سوی ما را دارد

آموخته ام ... که هیچ کس در نظر ما کامل نیست تا زمانی که عاشق بشویم

آموخته ام ... که زندگی دشوار است، اما من از او سخت ترم

آموخته ام ... که فرصتها هیچ گاه از بین نمی روند، بلکه شخص دیگری فرصت از دست داده ما را تصاحب خواهد کرد

آموخته ام ... که آرزویم این است که قبل از مرگ مادرم یکبار به او بیشتر بگویم دوستش دارم

آموخته ام ... که لبخند ارزانترین راهی است که می شود با آن، نگاه را وسعت داد

behnam5555 11-27-2011 07:37 PM

سر نوشت گرگ

سر نوشت گرگ روزی ، گرگی در دامنه کوه متوجه یک غار شد که حیوانات مختلف از آن عبور می کنند . گرگ بسیار خوشحال شد و فکر کرد که اگر در مقابل غارکمین کند ، می تواند حیوانات مختلف را صید کند . بدین سبب ، در مقابل خروجی غار کمین کرد تا حیوانات را شکار کند .
روز اول ، یک گوسفند آمد . گرگ به دنبال گوسفند رفت .اما گوسفند بسرعت پا به فرار گذاشت و راه گریزی پیدا کرد و از معرکه گریخت . گرگ بسیار دستپاچه و عصبانی شد و سوراخ را بست . گرگ گمان می کرد که دیگر شکست نخواهد خورد .
روز دوم ، یک خرگوش آمد . گرگ با تمام نیرو به دنبال خرگوش دوید اما خرگوش از سوراخ کوچک تر در کنار سوراخ قبلی فرار کرد . گرگ سوراخ های دیگر را بست و گفت که دیگر حیوانات نمی توانند از چنگ من بگریزند .
روز سوم ، یک سنجاب کوچک آمد . گرگ بسیار تلاش کرد تا سنجاب را صید کند . اما سرانجام سنجاب نیز از یک سوراخ بسیار کوچک فرار کرد . گرگ بسیار عصبانی شد و کلیه سوراخ ها ی غار را مسدود کرد . گرگ از تدبیر خود بسیار راضی بود .
اما روز چهارم ، یک ببر آمد . گرگ که بسیار ترسیده بود بلافاصله به سوی غار پا به فرار گذاشت . ببر گرگ را تعقیب کرد . گرگ در داخل غار به هر سویی می دوید اما راهی برای فرار نداشت و سرانجام طعمه ببر شد .
دوستان عزیز ، با شنیدن این داستان ، چه اندیشه به ذهنتان خطور می کند کارشناسان و متفکران می گویند که مطلق گرائی نشانه اشتباه است . مذهب شناسان گفته اند که بستن راه دیگران قطع راه برگشت خود است . کارشناس علم محیط معتقدند : کسی که تعادل در عادات و طرز زندگی موجودات را برهم بزند میوه تلخ آن را خواهد چید . و دهقانان گفته اند کسی که بذری نمی کارد محصول فراوان برداشت نخواهد کرد .




behnam5555 11-27-2011 07:41 PM



زندگي سر شار از حقه هاي
مختلفي ست که
آدم رو به دام مي اندازه

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-240.gif

بعضي اتفاقات زماني مي افته که در بچگي در اولين مراحل زندگي هستيم مثل اين....

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-241.gif


بعضي اتفاقات زماني افته که آرامش کسي رو بهم بزنيم

مثل اين...

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-242.gif


بعضي اتفاقات زماني مي افته که بخواهيم چيزي رو بی موقع برداريم

مثل اين...

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-243.gif


بعضي اتفاقات زماني مي افته که يک کاري رو بدون اينکه نگاه کني انجام بدي

مثل اين...


http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-244.gif


بعضي اتفاقات زماني مي افته که بخواهي دليرانه وارد يک حقه بشي

مثل اين...

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-245.gif


بعضي اتفاقات زماني مي افته که در يک رابطه با شخص ديگري هستي

مثل اين...

http://www.negahak.com/album/pic/1n5...titled-246.gif


بعضي اتفاقات زماني مي افته که بخواهيم چيزهاي بزرگتر ازقدرت خودمون رو برداريم

مثل اين...


behnam5555 11-27-2011 07:44 PM


دریاچه

کاپیتان " کوک " دریانورد معروف جهان بود . وی در یادداشت های روزانه خود در خصوص یک برخورد عجیب چنین نوشته است :
روزی از روزها ، گروهی از کشتی ها به فرماندهی وی به مرکز اقیانوس آتلانتیک رسید . در همان موقع ، دسته ای از پرندگان در آسمان به چشم می خوردند . هزارها پرنده برای مدت طولانی در آسمان پرواز می کردند و صدای بلندی از آنها به گوش می رسید که بسیار عجیب بود . پرندگان به طرز عجیبی ناگهان خود را به آب می انداختند . اما معلوم نبود چگونه و بدون ترس خود را به دریای بیکران می اندازند .
در واقع کاپیتان اولین کسی نبود که این وضع را مشاهده می کرد . قبل از وی ، بسیاری از ماهیگیران نیز در حین ماهیگیری این وضع عجیب را دیده بودند . کارشناسان پرندگان پس از مطالعات طولانی متوجه شده اند که پرندگان مهاجر از مناطق مختلف در این نقطه اقیانوس آتلانتیک جمع می شوند . با این حال ، آنان نمی دانند که چرا پرندگان مهاجر خود را به دریا می اندازند ؟ این راز سرانجام در اواسط قرن بیستم فاش شد .
حقیقت این است که این ناحیه قبلا یک جزیره کوچک بوده است . پرندگان مناطق مختلف جهان ، این جزیره را یک اقامتگاه موقتی و امن در دریای بیکران دانسته اند . اما در جریان یک زمین لرزه ، این جزیره زیر آب رفته و برای همیشه نابود شده است . با این حال ، پرندگان بر اساس عادات سالهای گذشته و پس از مهاجرت از راه های دور به سوی پرواز می کنند تا در اینجا کمی استراحت کنند و خستگی آنان پس از مهاجرت طولانی کاهش یابد و مهاجرت جدید را آغاز کنند . اما در دریای بیکران آنان دیگر نمی توانند این جزیره را پیدا کنند . بدین سبب ، آنان چاره ای بجز پرواز بر فراز جزیره و هیاهو ندارند و هنگامی که ناامید می شوند و نیروی آنان پایان می یابد، بجز انداختن خود به دریا چاره دیگری ندارند .



behnam5555 11-27-2011 07:47 PM


از بیل گیتس پرسیدن از تو ثروتمند تر هم هست؟

در جواب گفت بله فقط یک نفر. پرسیدن ک…ی؟

در جواب گفت سالها پیش زمانی که از اداره اخراج شدم و تازه اندیشه ی طراحی مایکروسافت و تو ذهنم پی ریزی می کردم،در فرودگاهی درنیویورک قبل از پرواز چشمم به این نشریه ها و روزنامه ها افتاد. از تیتر یک روزنامه خیلی خوشم اومد،دست کردم توی جیبم که روزنامه رو بخرم دیدم که پول خورد ندارم و اومدم منصرف بشم که دیدم یک پسر بچه سیاه پوست روزنامه فروش وقتی این نگاه پر توجه من و دید گفت این روزنامه مال خودت بخشیدمش به خودت بردار برای خودت.
گفتم آخه من پول خورد ندارم گفت برای خودت بخشیدمش برای خودت.
سه ماه بعد بر حسب تصادف توی همون فرودگاه و همون سالن پرواز چشمم به یه مجله خورد دست کردم تو جیبم باز دیدم پول خورد ندارم باز همون بچه بهم گفت این مجله رو بردار برا خودت ،گفتم پسرجون چند وقت پیش یه روزنامه بهم بخشیدی.هرکسی میاداینجا دچار این مسئله میشه بهش میبخشی؟!
پسره گفت آره من دلم میخواد ببخشم از سود خودمه که میبخشم

به قدری این جمله و نگاه پسر تو ذهن من مونده که خدایا این برمبنای چه احساسی اینا رو میگه.
زمانی که به اوج قدرت رسیدم تصمیم گرفتم این فرد و پیدا کنم و جبران گذشته رو بکنم
گروهی تشکیل دادم بعد از ۱۹ سال گفتم که برید و اونی که در فلان فرودگاه روزنامه میفروخت و پیدا کنید.یک ماه و نیم مطالعه کردند و متوجه شدند یک فرد سیاه پوسته که الان دربان یک سالن تئاتره. خلاصه دعوتش کردن اداره.

ازش پرسیدم من و میشناسی. گفت بله، جناب عالی آقای بیلگیتس معروفید که دنیا میشناسدتون.
سالها پیش زمانی که تو پسر بچه بودی و روزنامه میفروختی من یه همچین صحنه ای از تو دیدم
گفت که طبیعیه. این حس و حال خودم بود
گفتم میدونی چه کارت دارم، میخوام اون محبتی که به من کردی و جبران کنم

گفت که چطوری؟

گفتم هر چیزی که بخوای بهت میدم

(خود بیلگیتس میگه خود این جوونه مرتب میخندید وقتی با من صحبت میکرد)

پسره سیاه پوست گفت هر چی بخوام بهم میدی؟

گفتم هرچی که بخوای

گفت هر چی بخوام؟

گفتم آره هر چی که بخوای بهت میدم

من به ۵۰ کشور افریقایی وام دادم به اندازه تمام اونا به تو میبخشم

گفت آقای بیل گیتس نمیتونی جبران کنی

پرسیدم واسه چی نمیتونم جبران کنم؟

پسره سیاه پوست گفت که :فرق من با تو در اینه که من در اوج نداشتنم به تو

بخشیدم ولی تو تو اوج داشتنت میخوای به من ببخشی و این چیزی رو جبران نمیکنه

بیل گیتس میگه همواره احساس میکنم ثروتمند تر از من کسی نیست جز این جوان ۳۲
ساله مسلمان سیاه پوست



behnam5555 11-27-2011 07:49 PM


یه شخصی از خیابون رد میشده ، میبینه یه بچه اصفهانی نشسته كنار خیابون گریه میكنه.
جلو میره و میگه چی شده عزیزم ،
پسر بچه میگه سكه ۲۵ تومانی ام را گم كرده ام.
مرد میگه اینكه گریه نداره بیا این۲۵ تومانی مال تو!
باز هم به گریه كردن ادامه میده ،
مرد میپرسه دیگه چیه ؟
بچه میگه اگه اون سكه را گم نكرده بودم الان ۵۰ تومن پول داشتم .

behnam5555 11-27-2011 07:52 PM

اصطلاحات جالب و خواندنی پشت کامیونی

لاستیك قلبمو با میخ نگات پنچر نكن *
بوق نزن ژیان میخورمت

*

بر در دیوار قلبم نوشتم ورود ممنوع
عشق آمد و گفت من بی سوادم
*

پشت یه ژیان هم نوشته بود
جد زانتیا
*

قربان وجودت که وجودم زوجودت بوجود آمده مادر
*

شتاب مكن، مقصد خاك است

*

رادیاتور عشق من ازبهر تو، آمد به جوش
گر نداری باورم بنگر به روی آمپرم
*

تو هم قشنگی

*

کاش جاده زندگی هم دنده عقب داشت

*

سر پایینی برنده
سر بالایی شرمنده
*

داداش مرگ من یواش

*

كاش میشد سرنوشت را از سر نوشت

*

تند رفتن که نشد مردی
چشم انتظارم كه برگردی
*

یا اقدس

یا هیچكس

*

زندگی نگه دار پیاده میشم
آیی بی وفا کجا میری
اونطرفی که ورود ممنوعه


behnam5555 11-27-2011 07:56 PM

زنی با سر و صورت کبود و زخمی سراغ دکتر روانشناس میره ..
دکتر می پرسه : چه اتفاقی افتاده؟
خانم در جواب میگه: دکتر، دیگه نمی دونم چکار کنم. هر وقت شوهرم عصبانی و ناراحت میاد خونه، منو زیر مشت و لگد له می کنه و عصبانیتش رو سر من خالی می کنه !!!
دکتر گفت: خب دوای دردت پیش منه : هر وقت شوهرت عصبانی و ناراحت اومد خونه، یه فنجون چای سبز بردار و شروع کن به قرقره کردن. و این کار رو ادامه بده.
دو هفته بعد،اون خانم با ظاهری سالم و سرزنده پیش دکتر برگشت !!!
خانم گفت: دکتر، پیشنهادتون فوق العاده بود. هر بار شوهرم عصبانی و ناراحت اومد خونه، من شروع کردم به قرقره کردن چای و شوهرم دیگه به من کاری نداشت!!!
دکتر گفت: میبینی؟! اگه جلوی زبونت رو بگیری خیلی چیزا خود به خود حل میشن !

behnam5555 11-28-2011 11:35 PM

باباطاهر همدانی



باباطاهر همدانی، معروف به «باباطاهر عریان»؛ عارف، شاعر و دوبیتی‌سرای اواخر سده چهارم و اواسط سده پنجم هجری.
درباره خاندان، سال‌ تولد و وفات‌، نحوه معاش‌ و طریق‌ کسب‌ دانش‌ و معرفت‌ و مسلک‌ عارفانه او، از منابع‌ قدیم‌، اطلاعات‌ دقیق‌ و روشنى‌ وجود ندارد. آن‌چه از گذشتگان به ما رسیده است یادکردی از زیست عارفانه و خوی درویشی اوست و این از نام او هویداست. بابا لقبی بوده که در گذشته به پیران وارسته می‌داده‌اند و عریان به دلیل بریدن وی از تعلقات دنیوی بوده است.
باباطاهر در شهر قدیمی همدان زندگی خود را به گمنامی سپری می‌کرد. به تدریج در اثر پاکی درون، خودسازی و بی‌علاقگی به دنیا دارای کراماتی شد که نام او را بر زبان‌ها انداخت.
گویند که در هنگام ورود طغرل‌شاه سلجوقی به همدان، باباطاهر در قید حیات بوده و ملاقاتی میان وی و امیر سلجوقی روی داده است. این دیدار تأثیر شگرفی بر طغرل برجای می‌گذارد که شرح آن چنین آمده است: «شنیدم که چون سلطان طغرل‌بیگ به همدان آمد، از اولیا سه پیر بودند: باباطاهر، باباجعفر و شیخ همشا که در کوهکی بر همدان که آن را خضر خوانند، ایستاده بودند. نظر سلطان بر ایشان آمد. کوکبه لشکر بداشت و پیاده شد و با وزیر ابونصرالکندری پیش ایشان آمد. باباطاهر پاره‌ای شیفته گونه بود. او را گفت: با خلق خدا چه خواهی کرد؟ سلطان گفت: آنچه تو فرمایی، بابا گفت: آن کن که خدا می فرماید: ان الله یأمر بالعدل والاحسان. سلطان بگریست و گفت: چنین کنم. بابا دستش بگرفت و گفت: پذیرفتی؟ سلطان گفت آری.»
در روزگار ما باباطاهر عریان بیشتر با دوبیتی‌های شیرین و دلربایش شناخته می‌شود. دوبیتی‌های باباطار بیشتر به لهجه لری سروده شده و از نوع فهلویات (پهلویات) و ترانه‌های معمول در نقاط مختلف ایران است. بیشتر این دوبیتی‌ها به زبان محلی و شبیه به لغت‌های لری می‌باشد.
باباطاهر عاشق خداوند، طبیعت و انسان بودن است. در کلامش بارها از کوهستان‌ها، دشت‌ها و رودخانه‌های زیبای ایران‌زمین، رفتار و اخلاق خوب و ستایش خداوند سخن می گوید. باباطاهر انسان‌ها به ارزش نهادن به زندگی سفارش می‌کند؛ زندگی‌ای که در آن کمال و طی کردن درجات انسان بودن، حرف نخست را بزند. در دوبیتی‌های باباطاهر مکررا سخنانی دیده می‌شود که شامل پندها و اندرزهای وی به آیندگان است.

مکن کاری که بر پا سنگت آید

جهان با این فراخی تنگت آید
چو فردا نامه‌خوانان نامه خوانند
تو را زنامه خواندن ننگت آید

***

بگورستان گذر کردم کم و بیش
بدیدم حال دولتمند و درویش
نه درویشی به خاکی بی‌کفن ماند
نه دولتمندی برد از یک کفن بیش

***

فلک برهم زدی آخر اساسم
زدی بر خمره نیلی لباسم
اگر داری برات از قصد جانم
بکن آخر از این دنیا لباسم

***

اگر دستم رسد بر چرخ گردون
از حق پرسم که این چونست و آن چون
یکی را داده صد ناز و نعمت
یکی را داده قرص جو آلوده در خون

از باباطاهر علاوه بر دوبیتی های دلکش، دو قطعه و چند غزل با گویش لری و مجموعه کلمات قصار به زبان عربی و کتابی به نام «سرانجام» به یادگار مانده است. کتاب سرانجام شامل دو بخش «عقاید عرفا» و «صوفی و الفتوحات الربانی فی اشارات الهمدانی» است.

باباطاهر عریان پس از ۸۵ سال زندگی وفات یافته است. آرامگاه وی در شمال شهر همدان در میدان بزرگی به نام وی قرار دارد. بنای مقبره باباطاهر در گذشته چندین‌بار بازسازی شده‌است. در قرن ششم هجری برجی آجری و هشت ضلعی بود. در دوران حکومت رضاخان پهلوی نیز بنای آجری دیگری به جای آن ساخته شده بود. در جریان این بازسازی لوح کاشی فیروزه‌ای رنگی مربوط به سده هفتم هجری بدست آمد که دارای کتیبه‌ای به خط کوفی برجسته و آیاتی از قرآن است و هم‌اکنون در موزه ایران باستان نگهداری می‌شود. احداث بنای جدید در سال ۱۳۴۴ خورشیدی با همت انجمن آثار ملی و شهرداری وقت همدان انجام شده است. این بنای تاریخی طی شمار ۱۷۸۰ مورخه 21/2/1376 به ثبت آثار تاریخی و ملی ایران رسیده است. هم اکنون در اطراف بنای جدید فضای سبز وسیعی احداث شده ‌است.
در اطراف مقبره باباطاهر تعدادی از بزرگان و ادیبان آرمیده‌اند که عبارت‌اند از: «محمد ابن عبدالعزیز» از ادبای قرن سوم هجری، «ابولفتح اسعد» از فقهای قرن ششم، «میرزا علی نقی کوثر» از دانشمندان سده سیزدهم و «مفتون همدانی» از شعرای قرن چهاردهم.
در شهر خرم‌آباد نیز بنایی به نام بقعه باباطاهر وجود دارد که به اعتقاد برخی زادگاه باباطاهر است.

منبع:

- باشگاه اندیشه


behnam5555 11-28-2011 11:44 PM


عکس های قدیمی مشهد


هنوز دوساختمان در اول تصویر (ساختمان سمت راست و چپ تصویر ) تا امروز با کمترین تغیییر شکل خودرا حفظ کرده
عمارت (ساختمان) چهار طبقه در سمت چپ تصویر نمایان است


http://mashadi.persiangig.com/image/old/old-37.jpg






behnam5555 11-28-2011 11:54 PM


100نكته بسیار زیبا كه در زندگی همه وجود دارد

۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.
۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمی‏خورد.
۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
۱۶ – من هیچ چیز نمی‏دانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمی‏شنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.
۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.
۱۸ – آنچه در قلب خود می‏پرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.
۱۹ – تنها به این دلیل که بذری را که کاشته ایم نمی‏بینیم، نمی توانیم بگوییم چیزی از اینجا بیرون نمی‏آید.
۲۰ – جنسیت واقعی وجود ندارد. هر کسی قسمتی از روحیات جنس مخالف را در خود دارد.
۲۱ – تجربیات شما، تجربیات شما هستند؛ شخصیت شما نیستند.
۲۲ – فرض کردن‏ها از تنبلی ما در جستجوی حقیقت سرچ۱ – افرادی که بیشترین وقت خود را صرف زندگی دیگران می‏کنند (مشاوره، راهنمایی و …)، از رسیدن به زندگی خود باز می‏مانند.
۲ – کسانی که می‏گویند “من نباید این راز را فاش کنم اما فقط به تو می‏گویم” دقیقا راز شما را نیز به همین صورت برای دیگران بازگو می‏نمایند.
۳ – گفتن حقیقت مهم است؛ این مهم نیست که ما راست می‏گوییم و دیگران اشتباه می‏کنند.
۴ – هیچ هدفی بدون طی کردن مسیر و راه آن دست یافتنی نیست.
۵ – کسانی که سر خود را مانند کبک در برف فرو می‏برند در واقع لگد دیگران را به جان می‏خرند.
۶ – آنچه که در ظاهر هر شخص می‏بینیم، به ندرت دقیقا همان چیزی است که آن شخص واقعا هست.
۷ – جرات و شهامت این نیست که روبروی شیر بایستیم بلکه این است که بفهمیم چطور می‏توان از شر او جان سالم بدر برد.
۸ – ما از همان اول پدر و مادر زاده نشده‏ایم، بلکه باید بیاموزیم که چطور می‏توان پدر و مادر بود.
۹ – کلماتی که بر زبان جاری می‏گردند، قدرت خود را از ما گرفته‏اند – از خود هیچ قدرتی ندارند.
۱۰ – افراد خردمند در سکوت به سر می‏برند تا بیش از هر چیز صدای تمنای خود را بشنوند.
۱۱ – فرشته ها به زمین نمی‏آیند تا ببینند ما چه می‏کنیم بلکه می‏آیند تا به ما بگویند چه کار بهتر است انجام دهیم.
۱۲ – هیچ چیز مانند ارتباط و وابستگی با دیگران، با تمام وجود، به درد انسان نمی‏خورد.
۱۳ – در واقع ما هیچ چیز را کنترل نمی‏کنیم مگر رفتار و کردار و تصمیمات خودمان.
۱۴ – هیچ کس نمی‏تواند ما را شاد کند جز خودمان. (اگر بخواهیم)
۱۵ – این یک اشتباه بزرگ است اگر از تجربیات خود درس نگیریم.
۱۶ – من هیچ چیز نمی‏دانم، به من بیاموزید؛ من هیچ چیز نمی‏شنوم، به من بگویید؛ من هیچ چیز نخواهم دید، به من نشان دهید – ما با هم پیروزیم.
۱۷ – پشیمانی از آن دسته چیزهایی است که ما به اشتباه آن را انتخاب می‏کنیم.
۱۸ – آنچه در قلب خود می‏پرورانیم، همان است که در زندگی ان دنیا در دستان خود داریم.
۱۹ – تنها به این دلیل که بذری راشمه می‏گیرند.
۲۳ – هیچ کس به طور کامل بی‏طرف نیست.
۲۴ – خانوادۀ ما تنها جایی نیست که ما در ان متولد شده‏ایم؛ گاهی یک دست باز و رویی گشاده نیز ما را متولد می‏کند.
۲۵ – شما همیشه راه درست را نمی‏پیمایید.
۲۶ – فروتنی و تواضع، در واقع توانایی پذیرفتن خطاست.
۲۷ – توانایی یک مرد آن چیزی نیست که در جیبش دارد، بلکه آن است که بر دوشش دارد.
۲۸ – اگر شما یک قدم مثبت بردارید، کائنات ۱۰۰ قدم به سمت شما می‏آیند.
۲۹ – اگر می‏خواهید بدیها سرتان نیاید، نخواهید سر دیگران آید.
۳۰ – اگر می‏خواهید با حقیقت سر و کار نداشته باشید، همیشه در خیالات خود گم هستید.
۳۱ – فخرفروشی لباسی است که فقط تن احمقان می‏شود.
۳۲ – کسی که از همه بیشتر می‏داند، معمولا همان کسی است که کمتر حرف می‏زند.
۳۳ – هر کسی سزاوار ارزشمند شدن و معشوق دیگران بودن است.
۳۴ – هیچ کس جواب نهایی را به شما نخواهد داد، مگر خودتان.
۳۵ – شما تنها با ابزاری که دارید می‏توانید عمل کنید، پس به دنبال ابزار جدید وقت خود را تلف نکنید.
۳۶ – اگر خطاهای خود را خطا در نظر نگیریم، آنگاه با هر خطا راهی اشتباه را کشف کرده‏ایم.
۳۷ – این انسانها هستند که به زندگی معنا می‏دهند و نه اشیاء.
۳۸ – همیشه سوالاتی هستند که جوابشان ناپیداست و بزودی جوابشان پیدا خواهد شد.
۳۹ – در حال حاضر نه آینده وجود دارد و نه گذشته، زندگی جاریست.
۴۰ – اگر بخواهید، اسکلت همیشه در کنج کمد منتظر شماست تا شما را بخورد.
۴۱ – وقتی صحبت می‏کنیم، صدای هیچ کس را نمی‏شنویم.
۴۲ – والدین نباید کوچکترها را در برابر تصمیمات زندگی مسئول بدانند.
۴۳ – اینکه پدران ما چه کاره بوده‏اند مهم نیست، مهم این است که ما چه خواهیم کرد و چه خواهیم شد.
۴۴ – اگر فکر می‏کنید که باید همین الآن بگویید، پس بگویید و اگر می دانید که باید کاری را الآن انجام دهید، پس انجام دهید.
۴۵ – هر تغییری نیاز به حرکت دارد.
۴۶ – کمک دیگران به معنای انجام تمام و کمال کار ما نیست.
۴۷ – اینطور نیست که هر کسی شما را دوست بدارد ولی شما می‏توانید هر کسی را دوست داشته باشید.
۴۸ – اگر کاری را همیشه برای کسی انجام دادید، او هرگز آن کار را یاد نخواهد گرفت.
۴۹ – هیچ چیز بیشتر از خنده مسری و واگیردار نیست.
۵۰ – بهترین هدیه‏ای که می‏توان به دیگران داد، وقت و صبر خودمان است.
۵۱ - زیبایی محض با چشم قابل مشاهده نیست، بلکه با فکر و دل دیده می‏شود.
۵۲ – هر کسی بذر کمال را در وجودش دارا می‏باشد، اما کمتر کسی می‏تواند آنرا پرورش دهد.
۵۳ – تنها راه پایان دادن به مشاجره‏ها، پیدا کردن یک راه حل است.
۵۴ – هر عملی که انجام می‏دهیم و هر حرفی که میگوییم به ما باز می‏گردد اما نه به گونه‏ای که انتظارش را داشتیم.
۵۵ – اگر یک پله از نردبان شکست، با کمی زحمت پا را باید بالاتر گذاشت.
۵۶ – هرگز کلمات ناگفته را در اتاق دربسته محبوس نکنید.
۵۷ – هرکس بیش از آنچه خود را می‏شناسد است.
۵۸ – از هر چه بترسیم اسیرش می‏شویم.
۵۹ – نیازمندترین انسانها حریص‏ترین آنهاست.
۶۰ – آنچنان خیال کنید که گویا تا ابد زنده‏اید و انچنان عمل کنید که گویا امروز می‏میرید.
۶۱ – بخندید همچنانکه نفس می‏کشید و دوست داشته باشید همچنانکه زندگی می‏کنید.
۶۲ – هیچ کس نمی‏تواند بازگردد و شروعی جدید را رقم بزند اما هر کسی می‏تواند شروع کند و پایانی خوش را بسازد.
۶۳ – مهمترین چیزها در زندگی چیزی نیستند که قابل لمس باشند.
۶۴ – زیباترین عکسها در اتاقهای تاریک ظاهر می‏شوند؛ پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی بدان که طبیعت می‏خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.
۶۵ – برف سنگینی بارید؛ درختی شکست، درختی زیباتر شد.
۶۶ – زندگی مانند بازی حکم است، مهم نیست که دست خوبی نداشته باشیم، مهم این است که یار خوبی داشته باشیم.
۶۷ – از کوتهی ماست که دیوار بلند است.
۶۸ – از شیشۀ جلو به زندگی نگاه کنید نه از آینۀ رو به عقب.
۶۹ – به خاطر ترساندن موش خانه‏ات را آتش نزن.
۷۰ – هنر زندگی کردن، هنر نقاشی کردن بدون پاک کردن است.
۷۱ – بهترین لذت زندگی انجام دادن عملی است که دیگران می‏گویند نمی‏توانیم.
۷۲ – هر روز از زندگی معجزه است. من روزم را هدر نمی‏دهم. من قدر معجزات را می‏دانم.
۷۳ – آرام بنشین. تقلا نکن. بهار می‏آید و سبزه‏ها رشد می‏کنند.
۷۴ – اینکه چه می‏اندیشیم، چه می‏دانیم و به چه اعتقاد داریم مهم نیست. مهم این است که چه می‏کنیم.
۷۵ – از زندگی هر انچه لیاقتش را داریم به ما می‏رسد نه آنچه آرزویش را داریم.
۷۶ – از آنجا که زندگی آینۀ وجود ماست، فقط با تغییر ما تغییر می‏کند.
۷۷ – ساعتی که خراب است، در هر روز دوبار زمان را درست نشان می‏دهد.
۷۸ – هرگاه در زندگی خانه‏ای از یخ ساختی، بر آب شدنش گریه نکن.
۷۹ – برای انسانهای بزرگ چون بر این باورند که : یا راهی خواهم یافت یا راهی خواهم ساخت.
۸۰ – آرزوهایت را یک جا یادداشت کن و یکی یکی از خدا و کائنات بخواه. خدا و کائنات یادشان نمی‏رود اما تو یادت خواهد رفت آنچه را که امروز داری، آرزوی دیروزت بوده است.
۸۱ – برگ در انتهای زوال می‏افتد و میوه در انتهای کمال. بنگر که چون برگی زردی یا سیبی سرخ؟
۸۲ – اگرنتوانستی کسی را ببخشی از بزرگی گناه او نیست، از کوچکی دل توست.
۸۳ – به کسی که در جستجوی حقیقت است ایمان آور و به کسی که حق را یافته است شک کن.
۸۴ – ما آمده‏ایم تا با زندگی کردن قیمت پیدا کنیم نه به هر قیمتی زندگی کنیم.
۸۵ – هر کس چرای زندگی را یافت با هر چگونه‏ای خواهد ساخت.
۸۶ – سخن نیک را از گویندۀ آن بگیرید هر چند خود بدان عمل نکند.
۸۷ – ناتوانترین مردم کسی است که نتواند دوستی پیدا کند و ناتوانتر از او کسی است که دوستان خود را از دست بدهد.
۸۸ – چون عقل کامل گردد، سخن گفتن کمتر شود.
۸۹ – صبحگاهان به جستجوی روزی درآیید که برکت و موفقیت در صبح زود نهفته است.
۹۰ – به بار نشستن هر کار نیازمند ۱۰۰۰ روز صبر است.
۹۱ – راز موفقیت در این است که با طبیعت و کائنات هماهنگ باشیم و در مسیر موجهای زندگی لذت ببریم.
۹۲ – موفقیت یک مسیر است و نه هدف.
۹۳ – موفقیت بیشترین و بهترین استفاده از آن چیزی است که هم اکنون داریم.
۹۴ – شکست موفقیت است، اگر از آن درس بگیریم.
۹۵ – موفقیت این نیست که هرگز اشتباه نکنیم بلکه این است که یک اشتباه را دوبار مرتکب نشویم.
۹۶ – موفقیت دستیابی به آن چیزی است که می‏خواهیم و شادمانی خواستن آن چیزی است که بدست می‏آوریم.
۹۷ – موفقیت توانایی پرش از شکستی بر شکستی دیگر است بدون اینکه خسته شویم.
۹۸ – من می‏دانم که تمام هستی برای من خلق شده. پس نگران نیستم و تمام هستی را یار و یاور خود می‏بینم.
۹۹ – بازی زندگی بازی بومرنگهاست. مراقب بومرنگ خود باشیم که به کدام طرف پرتاب می‏شود.
۱۰۰ – تفکر مثبت اساس هر موفقیت است


behnam5555 11-28-2011 11:57 PM

خانمی ۳ پیر مرد جلوی درب خانه اش دید.
- شما را نمی شناسم ولی اگر گرسنه هستید بفرمایید داخل.
- اگر همسرتان خانه نیستند، می ایستیم تا ایشان بیایند.
همسرش بعد از شنیدن ماجرا گفت: برو داخل دعوتشان کن.
بعد از دعوت یکی از آنها گفت: ما هر ۳ با هم وارد نمی شویم.
خانم پرسید چرا؟
یکی از آنها در پاسخ گفت: من ثروتم، آن یکی موفقیت و دیگری عشق است. حال با همسرتان تصمیم بگیرید کداممان وارد خانه شود.
بعد از شنیدن، شوهرش گفت: ثروت را به داخل دعوت کن. شاید خانمان کمی بارونق شود.
همسرش در پاسخ گفت: چرا موفقیت نه؟
عروسشان که به صحبت این دو گوش می داد گفت چرا عشق نه؟ خانمان مملو از عشق و محبت خواهد شد.
شوهرش گفت: برو و از عشق دعوت کن بداخل بیاید. خانم به خارج خانه رفت و از عشق دعوت کرد امشب مهمان آنها باشد.
۲ نفر دیگر نیز به دنبال عشق براه افتادند. خانم با تعجب گفت: من فقط عشق را دعوت کردم!
یکی از آنها در پاسخ گفت: اگر ثروت و یا موفقیت را دعوت می کردید، ۲ نفر دیگرمان اینجا می ماند. ولی هرجا عشق برود، ما هم او را دنبال می کنیم.
هر جا عشق باشد
موفقیت و ثروت هم هست

behnam5555 11-29-2011 12:00 AM


به ياد داشته باش: من نبايد چيزى باشم که تو مي‌خواهى، من را خودم از خودم ساخته‌ام.
منى که من از خود ساخته‌ام، آمال من است.
تويى که تو از من مي‌سازى آرزوهايت و يا کمبودهايت هستند.
لياقت انسان‌ها کيفيت زندگى را تعيين مي‌کند، نه آرزوهايشان.
و من متعهد نيستم که چيزى باشم که تو مي‌خواهى.
و تو هم مي‌توانى انتخاب کنى که من را مي‌خواهى يا نه.
ولى نمي‌توانى انتخاب کنى که از من چه مي‌خواهى.
مي‌توانى دوستم داشته باشى، همين گونه که هستم و من هم.
مي‌توانى از من متنفر باشى بى‌هيچ دليلى و من هم.
چرا که ما هر دو انسانيم.
اين جهان مملو از انسان‌هاست، پس اين جهان مي‌تواند هر لحظه مالک احساسى جديد باشد.
تو نمي‌توانى برايم به قضاوت بنشينى و حکمي‌صادر کني و من هم.
قضاوت و صدور حکم بر عهده نيروى ماورايى خداوندگار است.
دوستانم مرا همين گونه پيدا مي‌کنند و مي‌ستايند.
حسودان از من متنفرند، ولى باز مي‌ستايند.
دشمنانم کمر به نابوديم بسته‌اند و همچنان مي‌ستايندم.
چرا که من اگر قابل ستايش نباشم نه دوستى خواهم داشت، نه حسودى و نه دشمنى و نه حتي رقيبى.
من قابل ستايشم و تو هم.
يادت باشد اگر چشمت به اين دست نوشته افتاد.
به خاطر بياورى که آن‌هايى که هر روز مي‌بينى و مراوده مي‌کنى.
همه انسان هستند و داراى خصوصيات يک انسان، با نقابى متفاوت، اما همگى جايزالخطا.
نامت را انسانى باهوش بگذار اگر انسان‌ها را از پشت نقاب‌هاى متفاوتشان شناختى و يادت باشد که اين‌ها رموز بهتر زيستن هستند.

مهاتما گاندی



behnam5555 11-29-2011 12:04 AM

اعتراف

من زندگي را دوست دارم ولي
از زندگي دوباره مي ترسم!
دين را دوست دارم
ولي از کشيش ها مي ترسم!
قانون را دوست دارم
ولي از پاسبانها مي ترسم!
عشق را دوست دارم
ولي از زنها مي ترسم!
کودکان را دوست دارم
ولي ز آئينه مي ترسم!
سلام رادوست دارم
ولي از زبانم مي ترسم!
من مي ترسم
پس هستم
اينچنين مي گذرد روز و روزگارمن!
من روز را دوست دارم
ولي از روزگار مي ترسم!


حسین پناهی



behnam5555 11-29-2011 07:35 PM


غربت نامه غریب خاکی

خیاط رابیاورید تا بدوزد,
مخمل سفید آرزوهایم را
که این سفیدی مطلق
غبار خط پایان من است
غسال رابیاوریدتابشوید
اندوه لحظه های جوانی ام را
که این شناگرمرگ
غریق یادیاران است
آسمان را بگوئید ببارد
برآتشی که شعله می کشد به دلم
که این زندانی درد
اسیربادوباران است
خیاط من بدوز
به انتهای غربت این غروب
آخرین نخ حیاتم را
که این حرف آخر روزگاران است


behnam5555 11-29-2011 07:50 PM

باعرض پوزش.......!!!!!!!!!!!!!!!!

گوز

سعدي شيرين سخن مي فرمايد :
شکم زندان باد است ای خردمند… ندارد هیچ عاقل باد در بند
چو باد اندر شکم پیچد فرو هل …که باد اندر شکم بار است بر دل

http://download.novintabligh.com/wp-...0/02/nafkh.jpg

ساختار گوز : ساختار دقيق گوز در افراد مختلف و در اوقات مختلف بر مبناي غذاي فرد متفاوت است. قسمت اعظم هواي بلعيده شده اکسيژن است که قبل از رسيدن به روده جذب بدن مي شود و فقط نيتروژن باقي مي ماند که اون تو سرگردان ميشود . بقيه هم شامل دي اکسيد کربن، هيدروژن و متان است. هر چه باد بيشتر در روده نگه داشته شود، ميزان نيتروژن آن بيشتر مي شود چون بقيه امکان جذب دوباره به بدن را دارند. در ضمن افراد عصبي و عجول اکسيژن بيشتري در روده دارند و گوزوتر هستن



بوي گوز : بوي حاصل از گوز بيشتر به خاطر ترکيبات گوگردي مثل سولفيد هيدروژن است. غذاهايي چون کلم، تخم مرغ و گوشت بوزا هستند. لوبيا بطور اخص بوي شديد ندارد ولي حجم گاز را خيلي زياد مي کند. گفته ميشود خوردن مورچه هم خطرات شدیدی از این دست ایجاد میکند ولی تجربه شخصی خوشبختانه در این مورد وجود ندارد


صداي گوز : صداي گوز حاصل ارتعاشات دهانه مقعد هنگام خروج گاز است. نوع و شدت صدا بستگي به شتاب گاز و تنگي ماهيچه اسفنکتر مقعد دارد.


چرا چُس گرم و کم صدا است در حاليکه گوز پرصدا و کم بو است؟
گوز بيشتر حاصل بلعيدن هواست و حجيم است. براي همين هم صداي بيشتري دارد در حاليکه چس حاصل فعاليتهاي باکتريهاي روده است که گازهاي گوگردي توليد مي کنند و در اثر اين واکنشها حرارت هم ايجاد مي شود ولي اين گازها کم حجم ترهستند و به همين دليل کم صداترند.


يک فرد عادي در روز چقدر مي گوزد؟به طور متوسط، هر فرد روزانه نيم ليتر گوز توليد مي کند و 14 مرتبه در روز مي گوزد. البته با کیفیت های مختلف از نرمه چس گرفته تا گوز با سرعت مافوق صوت


آيا ممکن است کسي اصلا نگوزد؟ خير! همه مي گوزند. حتي مرده ها تا چند ساعت پس از مرگ ممکن است بگوزند (بخاطر گازهاي جمع شده در روده قبل از مرگ).


آيا مردها بيشتر از زنها مي گوزند؟
خير! تفاوت در ميزان گوز بستگي به جنسيت ندارد و بيشتر مربوط به عادات غذاخوردن و بلعيدن هوا و ژنتيک است. اما مردها آزادانه تر از زنها مي گوزند و زنها در اين مورد بخاطر قواعد اجتماعي بيشتر خودداري و مخفي کاري مي کنند و البته گاهی هم گردن بچه ها می اندازند و اگر گردن بچه ها را بو کنید میفهمید که هی بقیه میچسند و می اندزند گردن آنها


احتمال گوزيدن در چه وقت از روز بيشتر است؟
صبح اول وقت بعد از بيداري.


چرا حبوبات گاز توليد مي کنند؟
حبوبات حاوي چند نوع قند هستند که براي انسان قابل هضم نيست و وقتي اين قندها به روده مي رسد، باکتريهاي روده جشن مي گيرند و حسابي گاز توليد مي کنند. بقيه غذاهاي گاز ساز عبارتند از: فلفل دلمه اي، کلم سنگ، کلم پيچ، شير، نان، تخم مرغ، آبجو، و کشمش.


چه کارهاي ديگري باعث توليد گاز مي شود؟بلعيدن تند غذا و آب (درمان: جويدن با دهان بسته و آرام غذا خوردن)، آدامس جويدن، سيگار، بليسک و آب نبات، نوشابه هاي گازدار، صعود در هواپيما (بخاطر افت فشار) و عصبي بودن.


آيا نگه داشتن گوز ضرر دارد؟
در اين مورد نظرات متفاوت است. قديمي ها معتقد بودند که ضرر دارد. کلاديوس، امپراطور روم، به خاطر حفظ سلامت عمومي، گوزيدن در جشنهاي دربار را آزاد کرده بود. اما دکترهاي امروزي مي گويند که خودداري ضرري ندارد. فقط فشار گاز ممکن است باعث دل درد شود. بعضي دکترها هم اعتقاد دارند که خودداري مداوم در دراز مدت باعث گشادي و ورم مزمن ديواره روده مي شود.


تا چه مدت مي شود گوز نداد؟گوز به محض اينکه فرصت پيدا کند و ماهيچه تان را شل کنيد فرار مي کند. حتي اگر تمام روز هم خودتان را کنترل کنيد، بعد از خواب رها مي شود. باور نداريد يک شب در پروازهاي بين قاره اي در هواپيما نخوابيد و به دقت گوش کنيد ببينيد چه مي شنويد.


آيا همه در خواب مي گوزند؟
خير! اکثر مردم از کودکي ياد مي گيرند که در خواب دريچه (اسفنکتر) مقعد را کنترل کنند و به همين خاطر هم صبحها بعد از بيداري مي گوزند ولي اکثر کساني که در طول روز خودداري مي کنند، در خواب ناخودآگاه مي گوزند. حتما متوجه شده ايد که گاهي اوقات اگر خودتان را کنترل کنيد گوز برطرف مي شود. اين موقتي است چون باد به قسمتهاي داخلي روده مهاجرت مي کند و جذب نمي شود بلکه بعدا با قدرت بيشتري هجوم مي آورد. ولی برای آبرو داری بد نیست بشرط آنکه واشر مقعد شل نباشد و بی هوا در نرود


بهترين راه براي رد گم کردن گوز چيست؟
يک شرکت آمريکايي به نام fartypants هست که گوزقنداق مي فروشد: چيزي شبيه به نوار بهداشتي که در داخل شلوار قرار مي گيرد و بوي چس و کمي از صداي آن را به خود جذب مي کند. ولي اگر از اين چيزها نداريد، از روشهاي سنتي استفاده کنيد. مثلا اگر در جمع هستيد خيلي طبيعي رفتار کنيد، انگار نه انگار چيزي شده و اگر صدايش بلند بود با سرعت برگرديد و با تعجب به نفر بغل دستي يا پشت سري خودتان نگاه کنيد. یا به فرد چسو فحش دهید و بگین بی تربیت


آيا واقعا گوز با کبريت شعله ور مي شود؟
بله! باور نداريد امتحان کنيد. فقط مواظب باشيد که کار خطرناکي است. بنا به آمار، يک چهارم کساني که اين کار را کرده اند کونشان را سوزانده اند چون شعله به سمت مقعد پس مي زند. در ضمن امکان آتش گرفتن لباس و چيزهاي ديگر دور و بر هم هست. همانطور که قبلا ذکر شد، گوز حاوي گازهاي متان و هيدروژن است که هر دو گاز شديدا اشتعال پذير هستند. رنگ شعله حاصله آبي (متان) يا زرد (هيدروژن) است.


آيا تا بحال کسي از راه گوزيدن امرار معاش کرده است؟
بله! معروفترين گوزوي جهان يک فرانسوي است بنام لوپتومين که در اوايل قرن 20 نمايش اجرا مي کرد. اين آقاي هنرمند مي توانست با مقعد آب هورت بکشد. در نمايشها لوپتومين در يک ظرف آب مي نشست و تمام آبها را از مقعد بالا مي کشيد و بعد مثل شلنگ آتش نشاني با قدرت بيرون مي پاشيد. کار ديگرش اين بود که هوا را از مقعد به درون مي کشيد و بعد به صورت موزيکال بيرون مي داد و يا صداي پرنده ها و حيوانات ديگر را در مي آورد.


آيا چس قابل شناخت است ؟
تقريبا بوي چس آدمها مانند اثر انگشت منحصر بفرد است و نوع بو اگر بتوانيد تحمل کنيد و تشخيص بدهيد قابل ردگيري و مچ گيري است البته بشرطي که خيلي کاري نباشد و باعث تغيير رنگ اطرافيان فرد چسو از سرخ و سفيد به سبز و بنفش نگردد


چند نکته ديگر :بوي چس حيوانات گوشتخوار مثل سگ و گربه خيلي بد است

سگها از بوي چس آدم خوششان مي آيد و براي همين دنبال سر آدمهايي که چسيده اند راه مي افتند تا لذت ببرند
قهرمان گوز در ميان حيوانات موريانه است (بخاطر رژيم چوب) و به گفته دانشمندان به خاطر بالا بودن تعداد اين حشرات، گوز موريانه ها يکي از عوامل تاثيرگذار بر گرم شدن جو زمين و لايه اوزن است

گاز متان حاصل ازگوز و آروغ گاوها و گوسفندان (و ساير نشخوارکنندگان) هم از عوامل گرمازا و آلوده کننده جو زمين است. براي همين دانشمندان ژنتيک نيوزيلند مشغول يافتن راهي براي توليد گاو و گوسفندهايي هستند که متان توليد نکنند. گوز نشخوار کنندگان بي بو است ولي نسبت به انسان بسيار پر صداتر و طولاني تر است
اگر در يک محيط کوچک و سربسته (مثل آسانسور يا زير لحاف) زياد بچسيد، ممکن است دچار سرگيجه شويد (بخاطر کمبود اکسيژن و بالا بودن ميزان گازهايي مثل متان و دي اکسيد کربن) ولي مطمئن باشيد خفه نخواهيد شد. این بشرطی است که از خودتان باشد چون قدما گفته اند بوی چس هر کس برای خودش بوی ( به گورتون ) را میدهد که از میوه ( به ) با کیفیت خوب و خوش بو است
و در آخر :يک مرتبه در خيابان تصادف ناجوري رخ داده بود يک نفر از يکي از شاهدان ميپرسه آقا چطور شده ؟ طرف ميگه اين ماشينه با سرعت مي اومده يکهو نتونسته کنترل کنه گوز پيچ شده زده تو جدول و خلاصه .....
طرف خيلي جريان را درست متوجه نميشه يکهو يکي که تازه اومده بوده ميپرسه آقا چطور شده ؟ يارو ميگه راستش من خودم هم درست نفهميدم اين داشته تند مي اومده يکهو نميدونم اومده بپيچه گوزيده ، سر پيچ گوزيده ، پيچش گوزيده ،گوزش پيچيده ، اومده بگوزه پيچيده ، گوزش پيچ داشته .....


behnam5555 11-29-2011 07:59 PM


الدنیا مزرعه الاخره

چرا نیکوکاری کنیم ؟

نتیجه ای اخروی هر کاری برای کسانی که به آخرت یقین دارند مهمترین مقصود است . درآنصورت تمامی تلاشها رنگ و بوئی خدائی پیدا می کند.

http://www.entc.ir/images/help.jpg

لذا نه تنها سخت ترین کارها را آسان ، بلکه شیرین و لذت بخش می نماید . و همه می دانیم که لذتهای معنوی قابل مقایسه با لذتهای مادی نیستند.

شاهد این مدعی را می توان از کسانی که به حج تمتع بخصوص در سالهای قدیم مشرف شده اند شنید
که چه لذت بخش است گرمای سوزان صحرای عرفات و منی و چه شیرین است عبادتها در میان ازدحام داغ
طواف کنندگان به گرد خانه کعبه !
ای بادیه هجران ، تا عشق حرم باشد عشاق نیاندیشند از خار مغیلانت
مغیلان چیست؟ تا حاجی عنان از کعبه برچیند! خسک در راه مشتاقان بساط پرنیان باشد!
( سعدی- علیه الرحمه )
یا رب این کعبه مقصود تماشاگه کیست ؟ که مغیلان طریقش گل و نسرین من است
( حافظ – علیه الرحمه )

چرا دور را بنگریم ؟ به اطراف خود بنگریم و ببینیم چه کعبه ها در نزدیکی ماست و چه چشمه های سرشار از آب زمزم در اطراف خود داریم و تشنه لبان میگردیم !!

آیا لذت معنوی خوشحال نمودن یک یتیم ، قابل مقایسه با لذت مادی خوردن لذیذترین غذاها ونوشیدنیها(ی مورد علاقه شما ) هست ؟
آیا لذتی که از خوشبخت نمودن دو جوان مستمند ، نصیب آدمی می شود ، قابل مقایسه با لذت داشتن یک جواهر گرانبها هست ؟
آیا تا کنون به احساس خفت بار پوچی در زندگی دچار شده اید ؟
این احساس زمانی به مغز همه ما خطور می نماید ، که راستی آنگاه که مرگ فرا رسد ! چگونه از این همه مالهای دنیا که عمری برای کسب آنها رنج بسیاری را تحمل کرده ایم دل بکنیم !؟
آیا احساس لذت بخش مفید بودن در زندگی ، قابل مقایسه با لذت ثروتی است که نفعی از آن به هیچ کس نمی رساند ؟

با آمدن مرگ مالک ، تمام مالکیت این همه اموال متعلق به این جسد بیجان ؛ از او سلب می شود !؟؟ و بدون هیچ خاصییتی برای آخرت مالک خود ، وبال مالک است و بکام وارثان !!که در آخرت ذره ای از بار گناهان او را نمی توانند از دوش او بردارند !!؟؟


امیدواریم که این بحث ، موجب سوء تفاهم در مبحث ارث و وارث نگردد . زیرا ماترک متوفی پس از کسر دیون وآنچه او وصییت نموده است ، بی شک حلال ترین مال برای وراث است ، بخصوص اگروجوه شرعیه آن نیز اداء شده باشد .


اما بحث در مورد مالی است که هم در دنیا و هم در آخرت ، بجای راحت جسم وجان ، وزر و وبال مالک است . در مقایسه با مالی که بذری است برای کشتزاردنیا و برداشت محصول آن برای آخرت ، که هم در دنیا راحت جسم وجان است و هم درآخرت راحت روح و جان .

الدنیا مزرعة للاخره
" دنیا کشتزاری برای آخرت است "

آن کسی که شاکر باشد و ازبخل دوری ورزد ومال خویش را فضل و نعمت پروردگارش بشناسد واز آن نعمت ، دیگران را نیز سود بخشد ، لفظا و عملا شکرگزارخالق است ولذا هم در دنیا احساس آرامش می نماید وهم درآخرت آسوده خاطرخواهد بود .
پس بیائید بیائید که دلدار همین جاست ...

behnam5555 12-01-2011 08:48 AM


تاريخچه پيدايش انسان:


-حدود 3/6ميليون سال پيش اجداد انسان و شامپانزه از همجدا شدند ،شامپانزه و انسان هر دو جد انسان مانند داشتند

شناسنامه انسان امروزي :
سلسله:حيوانات(animal)
-شاخه :كورداتا (cordotes)
-زير شاخه :مهره داران (vertebrates)
-رده :پستانداران (mammals)
-راسته :نخستيان (primates)
تيره :آدميان(hominids)
جنس :آدمي(homo)
نوع:ساپينس(sapience)
فسيل هاي پيدا شده در جهت اثبات تئوري تكامل :
1.پروكنسول:(proconsul)
http://anwarsolaimani.webs.com/photos/proconsul.jpg

-25ميليون سال قدمت دارد
- به دودمان ميمونها وخصوصيات سر و دندان هاي او به عنوان اجداد اوليه انسان

2.اورئوپيتكوس:(oreopithecus):
http://anwarsolaimani.webs.com/OREOPITHECUS.jpg

-10 ميليون سال پيش
-بيشتر به ميمون ها مانند تر است تا انسان
3.راماپيتكوس :(ramapithcus)
http://anwarsolaimani.webs.com/RAMAPITHECUS.jpg

-در هندوستان و آفريقا پيدا شدند

-داراي خصوصيات انساني بيشتري بودند
4.اوسترالوپيتكوس(ostralupithcus)
http://anwarsolaimani.webs.com/osralopithcus.bmp

قديمي ترين فسيلي است كه بر سر انسان بودن آن اتفاق نظر هست

- مربوط به دوران پليوسن مي باشد اين سرده داراي دو نوع مي باشد:
- استرالوپيتكوس آفريكانوس:2ميليون سال پيش
- استرالوپيتكوس پالئو جاونسيس:7/1ميليون سال پيش
- انساني حقيقي به خاطر استفاده از سنگ افزارها و چوب دستي ها
5.همو اركتوسhomo erectus)
http://anwarsolaimani.webs.com/HOMO_ECRECTUS.jpg
- قديمي ترين نوع از جنس هومو
- 60 _250هزار سال پيش اولين انها با آخرين استراها
- انساني حقيقي :استفاده از اسخوان سنگ و آتش
- حجم مغز: cc900_1000
- پيشاني آنها به سمت عقب ،قوس ابروي ضخيم
- پراكندگي آنها درجنوب شرقي آسيا (جاوه )،پكن،اروپا
(هايدلبرگ)
6.همو ساپينسhomo sapiens)
- نخستين زير نوع هاي همو ساپينس در آفريقا (انسان رودزيا)در جاوه (انسان سولو )در انگلستان(اسوانسكوب)و در قاره يك پارچه اروپا آسيا نئاندرتالها بودند
1-نئاندرتالها(homo sapiens neandertalis) :
http://anwarsolaimani.webs.com/shanidar%20kript.jpg
- بهتر از همه شناخته شده اند
- مشخصات ظاهري :حجم مغز cc1450،قوس ابروي بر جسته،پيشاني به سمت عقب
- از لحاظ فرهنگي خانه به دوش غار نشين و استفاده از سلاح هاي گوناوگون ،تبر هاي صيد،چوب دستي و استفاده از ني هاي استخواني و ظهور موسيقي
- پراكندگي :در كردستانات ،اروپا ،سواحل مديترانه
- ظهور آنها 150هزار سال پيش
تا 15هزار سال پيش همراه باعقب
نشيني يخچالها منقرض شدند
2. اسان كرومانيون (cromagnon man)
http://anwarsolaimani.webs.com/CRO_MEGNON_MAN.jpg
-50 هزارتا 20 هزار سال پيش
-قد 8/1 حجم مغز cc1700
- سنگ و استخوان و سوزن استخواني براي دوخت
پوشش از چرم حيوانات از ابزار او بوده
- هنرمند ،نقاشي بر روي ديوار غارها،سگ
يار او بوده
3. همو ساپينز ساپينز(h.sapiens sapiens)
http://anwarsolaimani.webs.com/homo%...%20sapiens.jpg
- گونه تكامل يافته انسان امروزي
- پراكندگي در سراسر كره زمين
- داراي قدرت انديشه و بيان كه محصول تكامل مي باشد
تاريخچه فرهنگي انسان :
1. عصر پارينه سنگي :5/2م _20000 سال پيش
2. دوران شكار گري :20000_12000 سال پيش
3. دوران كشاورزي :12000_5000 سال پيش
4. تمدن هاي اوليه :3000_1500قبل از ميلاد
5. امپراتوريهاي قديمي :1500_0 قبل از ميلاد
6. كشورها و امپراتوري هاي پيشرفته :0_1500 سال قبل
تاثير انسان بر زيست كره:
1. آلودگي محيط زيست
2. قطع درختان و تخريب مراتع
3. شكار و صيد حيوانات
-آلودگي هوا :هر جسم خارجي كه وارد هوا شود يا هر عاملي كه نسبت معمولي و عادي مواد تشكبل دهنده هوا را تغير دهد به گونه اي كه اين تغير در نسبت مواد تشكيل دهنده سبب خسارت جاني به انسانها ،گياهان و حيوانات شود را آلودگي هوا مي نامند
http://anwarsolaimani.webs.com/pollution2.jpg
منشاء آلاينده هاي هوا:
1 . نيرو گاههاي اتمي
2. فعاليت كارخانه ها
3. اتومبيل ها
4. استفاده از سوخت هاي فسيلي
فعاليت هاي انساني بالا سبب توليد گاز ها ي گلخانه اي و باران هاي اسيدي مي شود
اثر گلخانه اي :پديده اي كه در آن مجمو عه اي از گازها مقداري از انرژي خورشيد را نگه داشته و باعث گرم شدن جو زمين مي شوند

http://anwarsolaimani.webs.com/Greenhouseeffect.gif
گازهاي گلخانه اي :
1. دي اكسيد كربن
2. بخار آب
3. دي اكسيد نيتروژن
4. متان
در طول يك قرن اخير به دليل افزايش گاز هاي گلخانه اي افزايش 5/.هوا داشتيم و در 100 سال آينده به تقريب 5درجه افزايش پيدا مي كند
اثرات افزايش متوسط دماي كره زمين :
-تغيرات آب و هوايي
1. خشك سالي
2.طوفان و سيل هاي شديد :فرسايش خاك واز بين رفتن گونه هاي گياهي و جانوري وابسته به آنها
-تغيرات سطح آب دريا ها :ذوب شدن يخها و زير آب رفتن برخي اكوسيستم ها
-كاهش سطح آب دريا چه ها:كمبود آب شيرين
-تغير بارش الگوي برف و باران:اختلال در كوچ پرندگان وديگر جانوران
-ايجاد باران هاي اسيدي :تخريب جنگل ها و مراتع

آلودگي آب ها

افزايش مقدار هر معرف اعم از شيميايي،فيزيكي و بيولوژيكي كه موجب تغير خواص ونقش اساسي آن در مصارف ويژه اش مي شود
عوامل آلوده كننده آبها :
1. آلودگي كننده هاي صنعتي :فلزات سنگين ،جيوه سرب و مس ،تركيبات فسفر دار و نيتروژن دار
2. فاضلاب خانگي و زباله ها :كليه پاك كننده ها اگر تجزيه نشوند خطر محسوب مي شوند
3. حشره كشها ,سموم ودفع آفات نباتي و كود هاي شيميايي
همه مواد آلوده كننده بالا تاثير فاحشي در مرگ آبزيان دارن به عنوان مثال در سال 86 ميلادي در اثر ريزش جيوه و آفت كشها به رود راين تمام آبزيان از شهر بال سوئيستا ساحل هلند كشته شده اند
قطع درختان ونابودي جنگل ها و مراتع :
يكي از مهمترين مواردي كه باعث كاهش تنوع زيست مي شود قطع درختان و جنگلها به بهانه هاي مختلف مي باشد

http://anwarsolaimani.webs.com/untitled.bmp
- تهيه الوار
- استفاده هاي صنعتي
- احداث بزرگ راهها و راههاي
بين شهري و استخراج معادن
- چراي بيش از حد دام و از
بين رفتن مراتع براي ايجاد
زمين هاي كشاورزي
شكار و صيد حيوانات
شكار :كشته شدن يك موجود زنده به دست انسان به منظور منافع انساني :

http://anwarsolaimani.webs.com/kabk.jpg

- تغذيه

- تفريح
- ترس
بر اساس گزارش اتحاديه جهاني حفاظت
از طبيعت از سال 1600 انسان باعث
75%انقراضهاي پرندگان و پستانداران
توسط شکار شده
بررسي انقراض ششم :
انقراضي كه نتيجه دخالت انسان د ر محيط اطراف خودبه بهانه بهره برداري از آن مي باشد و به دو مرحله تقسيم ميشود :- مرحله اول:مرحله اول با آغاز مهاجرت انسان شروع مي شود زماني كه انسا ن از آفريقا بيرون رفت براي شروع ماجراجويهاي خودش ،انسان شكارچي با ورود به قاره هاي ديگر به طوربي رحمانه اي مشغول به شكار حيوانات كرد تا جاييكه باعث انقرض بسياري از مگا فون ها شد به عنوان مثال با ورود به استراليا در حدود 40 هزار سال پيش بزرگترين حيوانات همچون گوزن و گربه هاي بزرگ وفيل طعمه انسان شدند.
-مرحله دوم انقراض ششم :در حدود 10 هزار سال پيش و با اختراع كشاورزي آغاز شد،انسان از اكوسيستم هاي طبيعي خارج شد و وارد اولين دنياي صنعتي و مالك دار شدن شد و زمينه را براي رشد جمعيت و پيشرفت هاي ديگردر جهت به وجود آمدن ايدئولوژيها و تشكيل دولت ها به وجود آورد انسان با كشاورزي شدن موج ديگري از انقراضها را شروع كرد :رويارويي با اكوسيستم ها و ازبين بردن جنگلها و تخريب مراتع به منظور تبديل زمين به مكاني براي توليد يك يا دو محصول غذايي و همچنين نابودي ساير گونه هاي گياهي و جانوري كه در رديف علف هاي هرز و آفت قرار داشتند به وسيله مواد شيميايي
انقراض ششم همچنان ادامه دارد:
شكار يكي از عوامل مسقيم در انقراض گونه ها مي باشد كه امروزه هم كماكان ادامه دارد به منظور تغذيه، تفريح و سرگرمي و در بعضي مواقع در برابر ترس

بعد از انقلاب صنعتي به سبب آلوده شدن ، چهره محيط زيست تغير كرد با افزايش جمعيت وبهره برداري بيشتر از منابع در جهت پاسخگويي به نيازهاي انسان و توليد محصولات كشاورزيبيشتر روز به روز بر ميزان استفاده موادشيميايي از جمله علف كش ها و آفت كش ها بيشتر شده همه اين ها خطري جدي محسوب شده تا جاييكه بنابر گزارش نشريه نشنال جئوگرافيك تا سال 2050 م بيش از يك ميليونگونه گياهي وجانوري در معرض انقراض قرارخواهند گرفت

نتيجه گيري :
هموساپينز ساپينز يا انسان انديشه ورز امروزي كه محصول تكامل مي باشد به منظور بهره برداري از زيست كره خطراتي را متوجه خود وساير موجودات ديگر كرده كه نتيجه آن به مخاطره افتادن خود و انقراض گونه هاي جانوري ديگر مي باشد ،اين بهره برداريهاي نامعقول انسان انديشمند و واقعا تكامل يافته را واداشته كه به دنبال رفع خطر و چاره انديشي باشد كه مجموعه فعاليت هاي اين انسان را در جهت عادي كردن اوضاع با تشكيل اتحاديه ها ،سازمان ها و انجمن هاي محيط زيست و همچنين پيمان بین المللی كيوتو ونوشتن كتاب هايي هم چون بهار خاموش و بمب جمعيت در جهت روشنگر كردن مي توان مشاهده كرد .
عدم خشونت به والا ترين اخلاق مي انجامد كه هدف كل تكامل است ،مادامي كه از آزار رساندن به ساير موجودات دست بر نداشته ايم وحشي هستيم . اديسون

انور سلیمانی دانشجوی رشته زیست شناسی دانشگاه تربیت معلم تهران ,تاریخ 10/3/88
منابع :
-سایت مقالات علمی :www.article.ir
- روزنامه اعتماد علمی
-کتاب داروینیسم و تکامل اثر دکتر محمود بهزاد
-سایت حامیان حیوانات ودوست داران محیط زیست :www.irspca.com
-سایت آفتاب:www.aftab.ir
Paleolithic - Study Guide and Chronology of the Paleolithic.htm
- سایت سازمان حفاظت محیط زیست :www.irandoe.org



behnam5555 12-01-2011 09:24 AM

اشکی در گذرگاه تاریخ

از همان روزی كه دست حضرت قابیل
گشت آلوده به خون حضرت هابیل
از همان روزی كه فرزندان آدم
صدر پیغام آوران حضرت باری تعالی
زهر تلخ دشمنی در خونشان جوشید
آدمیت مرد
گرچه آدم زنده بود

از همان روزی كه یوسف را برادرها به چاه انداختند
از همان روزی كه با شلاق و خون دیوار چین را ساختند
آدمیت مرده بود

بعد دنیا هی پر از آدم شد و این آسیاب
گشت و گشت
قرنها از مرگ آدم هم گذشت
ای دریغ
آدمیت برنگشت

قرن ما روزگار مرگ انسانیت است
سینه دنیا ز خوبیها تهی است
صحبت از آزادگی، پاكی، مروت، ابلهی است

من كه از پژمردن یك شاخه گل
از نگاه ساكت یك كودك بیمار
از فغان یك قناری در قفس
از غم یك مرد در زنجیر
حتی قاتلی بردار،
اشك در چشمان و بغضم در گلوست
وندرین ایام زهرم در پیاله، زهر مارم در سبوست
مرگ او را از كجا باور كنم؟

صحبت از پژمردن یك برگ نیست
وای، جنگل را بیابان میكنند
دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میكنند
هیچ حیوانی به حیوانی نمیدارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میكنند

صحبت از پژمردن یك برگ نیست
فرض كن مرگ قناری در قفس هم مرگ نیست
فرض كن یك شاخه گل هم در جهان هرگز نرست
فرض كن جنگل بیابان بود از روز نخست
در كویری سوت و كور
در میان مردمی با این مصیبتها صبور
صحبت از مرگ محبت مرگ عشق
گفتگو از مرگ انسانیت است...

::: زنده یاد فریدون مشیری

behnam5555 12-01-2011 06:15 PM


میوه های چربی سوز و لاغری!

http://yordfun.com/wp-content/uploads/2011/02/miveh.jpg
بعضی از میوه ها قند دارند و باعث چاقی می شوند و بعضی دیگر بالعکس لاغر می کنند اما آیا تا کنون درباره میوه هایی که چربی را بسوزانند شنیده اید و این میوه ها را می شناسید؟…
یک سری مواد غذایی وجود دارد که به نام ” غذاهایی با کالری منفی ” (NEGATIVE CALORIE FOODS) معروف هستند، این مواد غذایی نسبت به سایر مواد، انرژی بیشتری برای هضم خود نیاز دارند، یعنی بدن انرژی بیشتری برای هضم آنها می سوزاند و در عین حال بدن نمی تواند کالری زیادی از آنها برای خود ذخیره کند، پس علاوه بر اینکه باعث سوخت چربی ها می شوند، کمتر به چربی تبدیل شده و ذخیره می شوند، مواد غذایی دارای چربی،پروتئین،کربوهیدرات،کالری، ویتامین و املاح هستند، ویتامین ها،بافت های بدن را تحریک می کنند تا آنزیم تولید کنند که این آنزیم ها باعث تجزیه و مصرف انرژی موجود در غذاها می شوند، بنابراین غذاهایی با کالری منفی، غذاهای غنی از ویتامین و املاح هستند که نه تنها باعث مصرف انرژی حاصل از خود می شوند،بلکه انرژی اضافی موجود در طی عمل هضم را مصرف می کنند که البته مصرف اینگونه مواد غذایی زمانی در کاهش وزن مؤثر است که غذاهای پُرکالری و فاقد مواد مغذی مثل انواع تنقلات، چیپس و … را مصرف نکنید.
مواد غذایی با کالری منفی (NEGATIVE CALORIE FOODS) یاچربی سوز شامل انواع مختلفی از میوه ها و سبزی ها است که شامل مواد غذایی زیر می باشد:

از سبزی ها:
مارچوبه – چغندر – کلم – کلم بروکلی – هویج – گل کلم – کرفس – کاسنی – فلفل قرمز – خیار – شاهی – سیر – لوبیا سبز – کاهو – پیاز – تربچه – اسفناج – شلغم و کدو سبز است.


از میوه ها:
سیب – زغال اخته – طالبی و گرمک – گریپ فوروت – لیمو ترش – انبه – پرتقال – هلو – آناناس – تمشک – توت فرنگی – گوجه فرنگی – نارنگی است.



behnam5555 12-01-2011 06:20 PM


آیا می دانید انسان از چه زمانی کشیدن نقاشی را آغاز کرد؟

http://yordfun.com/wp-content/uploads/2011/02/art.jpg
معنا و مفهوم نقاشی‌های عصر یخبندان همواره مورد بحث بوده است، اما اکنون پل باهن، باستان‌شناس، با استفاده از شواهد موجود، نکات تازه‌ای را در مورد این نقاشی‌ها مطرح کرده است.

انسان از ۳۵ هزار سال پیش کشیدن نقاشی را شروع کرد.
غارنشینان در انتخاب محل نقاشی‌ها علاوه بر معماری طبیعی غارها به کیفیت پژواک صدا در محل هم توجه می‌کردند، یا بعضی از نقاشی‌های خود را تنها با انگیز‌ه‌های مذهبی می‌کشیده‌اند.
اجداد بشر حداقل ۷۰ هزار سال پیش شروع به تزئین بدن‌های خود با مهره‌ها، آویزها، و حتی خالکوبی کردند و از ۳۵ هزار سال پیش شروع به نقاشی و حکاکی حیوانات، انسان‌ها، و طرح‌های انتزاعی بر دیوار غار‌ها کردند، که نمونه‌هایی از آنها در لاسکوی فرانسه و در آلتامیرای اسپانیا کشف شده است. آنها همچنین مجسمه‌هایی خوش‌اندام از عاج یا سنگ می‌تراشیدند که از آن جمله می‌توان به ونوس ویلندورف اشاره کرد.
از زمان کشف هنر عصر یخبندان در حدود یک قرن پیش، همواره این سوال مطرح بوده است که معنی این نقاشی‌ها چه بوده است. نظریه‌های مختلفی در این خصوص مطرح شده است: هنر برای هنر، توتم‌گرایی، شکار جادو و غیره. اما شواهد به دست آمده از آن حکایت داشت که همه این نظریه‌ها در بهترین حالت ناقص و معمولاً توجیه‌ناپذیر هستند.
مطالب زیادی در مورد شمن‌ها (جادوگران و حاکمان قبیله)، توهمات مردمان و مسایل این‌چنینی ارائه شد، اما این نظریات در واقع مردمان عصر یخبندان را فاقد هرگونه خلاقیت می‌داند و آثار هنری آن‌ها را تنها نتیجه ثبت تصاویری می‌داند که ‌آنها در “شرایط غیرعادی هوشیاری” می‌دیده‌اند.
اکنون پل باهن با بررسی‌های خود به نتایج تازه‌ای درمورد آثار هنری غارها دست یافته است.
به گفته او، یکی از مهم‌ترین عناصری که در مطالعه هنر غارنشینی یا صخره‌ای مفید واقع می‌شود آن است که محل اثر را نمی‌توان تغییر داد. اثر همان‌جایی است که هنرمند می‌خواست باشد و بیننده باید از همان فضایی استفاده کند که هنرمند استفاده می‌کرد.
نقش ویژگی‌های مکانی مرتبط با افسانه‌ها و رویداد‌های خاص، حوزه‌های سنتی و قبیله‌ای، نواحی مقدس، یا موارد بارز هر فرهنگ در آن فرهنگ، یکی از نکاتی است که باید همواره به آن توجه کرد. به این ترتیب در هر فرهنگی بعضی اماکن خوب و بعضی بد هستند و حتی در داخل غارها هم این فاکتور‌های غیرملموس نقش مهمی را در نوع انتخاب نقاط و تزئینات دیوارها بازی می‌کردند.
باهن و جان فایفر، نویسنده آمریکایی، در دهه ۱۹۸۰به غار فون دو گوم، در دوردونی فرانسه، رفتند. هردوی آن‌ها در داخل غار در بخشی که پرستشگاه بود و با طرح‌های مختلف تزئین شده بود احساس راحتی می‌کردند، اما در بخش دیگری از غار که فاقد هرگونه تزئینی بود احساس بدی داشتند و از ترک آن‌ محل خوشحال شدند. جالب این‌‌جا بود که مسئول غار هم در این احساسات با آن‌ها شریک بود.
معماری طبیعی غارها در نوع تزئین آنها نقش مهمی را ایفا می‌کرده است. در بسیاری از غارها به نظر می‌رسد که هنرمندان ساختار اتاق‌ها، راهروها، و اجسام سنگی مهم را بررسی ‌کرده‌اند و در بعضی موارد نشانه‌هایی هم در نقاط مهم برجا گذاشته‌اند.
یکی دیگر از عناصری که در انتخاب محل آثار هنری نقش داشته است کیفیت صدارسانی و پژواک صدا بوده است. هنرمندان اصلی یا غارنشینان احتمالاً در همان مکان‌هایی که کارشناسان امروزی با صدای آرام صحبت می‌کنند، آواز می‌خوانده‌اند یا با صدای بلند دعا می‌کرده‌اند و تصاویر خود را بر روی دیوار‌ها می‌آفریده‌اند.
بررسی‌های صدا در بعضی از غارهای عصر یخبندان نشان می‌دهد که میان محل نقاشی‌ها و حکاکی‌ها و کیفیت صدایی ارتباط مستقیم وجود دارد. هرجا که صدا بهتر شنیده می‌شود تزئینات بهتری انجام شده و هرجا که کیفیت صدا در سطح پایینی است هیچ تزئینی دیده نمی‌شود. در واقع این هنرمندان علاوه بر توجه به اشکال مختلف موجود در غارها، به شرایط صدایی هم توجه می‌کردند.
یکی دیگر از ویژگی‌های هنر غارنشینی استفاده از حالت‌های موجی دیوار‌ غارها بوده است. این مساله از زمان کشف طرح گاومیش بر برآمدگی‌های سقف غار آلتامیرا در سال ۱۸۷۹برای محققان آشکار شد و برای درک بهتر این نکته که مردمان عصر یخبندان چگونه این آثار را می‌دیده‌اند باید از همان منابع نوری که آنها استفاده می‌کرده‌اند، استفاده کرد.
به گفته باهن، بسیاری از آثاری که در غارها به‌جا مانده است عمومی دانسته می‌شود، اما ما دقیقاً نمی‌دانیم که کدام اعضای جامعه می‌توانسته‌اند آن‌ها را ببینند. در بعضی موارد مردمان عصر یخبندان به طور عمد سنگ‌ها را طوری می‌تراشیدند تا این تصاویر بهتر دیده شوند. اما در بسیاری از موارد آنها تصاویر خود را به عمد در ارتفاع زیاد داخل دودکش‌ها، زیر سنگ‌های برآمده‌ کم ارتفاع، یا در فرورفتگی‌های دیوار پنهان می‌کردند. این تصاویر قرار نبوده است توسط مردمان دیده شود و منظور از کشیدن آنها چیز دیگری بوده است: آنها را برای اهدای به خدایان، ارواح یا اجدادشان می‌کشیدند. به عبارت دیگر بعضی از آثار هنری غارنشینان به وضوح ریشه مذهبی داشته‌اند و با انگیزه‌های قوی کشیده شده‌اند.
مهم‌ترین نمونه این تصاویر در غار پرگوسه در منطقه لات فرانسه کشف شده است. آثار هنری این غار در انتهای راهرویی باریک، کم‌ارتفاع، و مرطوب کشیده شده است، راهرویی نامطبوع که برای گذر از آن باید خوابیده و سینه‌خیز حرکت کرد.
یکی از این آثار سر یک اسب است که در داخل یک شکاف حکاکی شده و مسلما خود هنرمند هم نتوانسته برای خلق آن سر خود را داخل ببرد و حتی خود او هم اثرش را ندیده است. در واقع اصلاً قرار نبوده چشمان آدمیزاد به این اثر بیفتد.
تمدن مایا در آمریکای مرکزی یکی از چند تمدن باستانی است که معمولاً اعماق غارها را برای تزئینات خود انتخاب می‌کرده‌اند. بر اساس شواهد موجود چنین به نظر می‌رسد که این آثار برای ماندگاری خلق نشده‌اند، بلکه قرار دادن آنها در نقاط دور از دسترس با دور بودن آنها از زندگی عادی روزمره در ارتباط بوده است و همین دور بودن این آثار را مقدس می‌ساخته است.
یکی دیگر از این نمونه آثار، گاومیش مشهوری است که بعد از طی مسافت ۹۰۰متر در غار لو توک دودوبر در کوه‌های پیرنه فرانسه یافت ‌شده است. این تصاویر تا زمان کشف در اوایل قرن بیستم قرن‌ها در تاریکی مطلق فرو رفته بود و تقریبا هیچ‌کس موفق به دیدن آنها نشده بود. به نظر می‌رسد که عدم دسترسی به آثار هنری «خصوصی» یکی از مهم‌ترین فاکتورهای خلق این آثار بوده است. در واقع غلبه بر مشکلات، سختی‌ها، و خطرات موجود مهم‌تر از خود اثر بود.


behnam5555 12-01-2011 06:23 PM


رنگها....

http://cdn.yordfun.com/wp-content/up...1/11/color.jpg
روانشناسی رنگ، مطالعه نقش رنگ به عنوان یک عامل رفتاری است. این حوزه تحقیقات گوناگونی از تبیین ترجیحات فردی تا پژوهش در مورد ارتباط بین رنگ پیرهن تیم های فوتبال انگلیسی با نتیجه را شامل می شود.
تاثیر دارونما
گزارش هایی رنگ داروها را در تاثیرگذاری آن ها تایید کرده اند. قرص هایی که رنگ های گرم دارند تحریک کننده هستند و قرص هایی که رنگ های سرد دارند، افسردگی به همراه می آورند.
عقیده بر آن است که دلیل این تاثیرگزاری به خاطر انتظارات فرهنگ وابسته بیماران است و نتیجه مستقیم رنگ داروها نمی باشد.

رنگ آبی روشن
در سال۲۰۰۸، در گلاسکو، از رنگ آبی روشن در جاده ها استفاده شد و نتایج از کاهش جرم در این منطقه خبر می داد. این گزارشات توسط بسیاری از خبرگزاری ها درز پیدا کرد و در اکتبر سال ۲۰۰۹ ژاپن در راه آهن های خود از رنگ آبی روشن برای کاهش میزان تلاش برای خودکشی استفاده کرد؛ اگرچه تاثیر این تکنیک همچنان جای سوال دارد.

استفاده از رنگ در تزئینات

از گذشته های دور از رنگ برای ایجاد احساس گشادگی استفاده می شده است. گرچه چگونگی تاثیرپذیری خلقی-هیجانی، از فردی به فرد دیگر بسیار متفاوت است.
مردم طیف های رنگ آبی را بیشتر ترجیح می دهند. شواهدی وجود دارد که نشان می دهد افراد در دماهای متفاوت، رنگ های مشخصی را ترجیح می دهند. افرادی که احساس سرما می کنند، رنگ های گرم مانند زرد و قرمز می پوشند و افرادی که احساس گرما می کنند، رنگ های آبی و سبز را انتخاب می کنند.
مطالعات نشان داده اند که رنگ ها بر خلق و احساسات افراد تاثیر می گذارند؛ اما مشکلی که وجود دارد آن است که این مطالعات تعیین نمی کند کدام رنگ چه تاثیری بر کدام خلق و احساس خاص دارد.
به زبان دیگر، ارتباط بین رنگ و پاسخ های رفتاری وجود دارد اما در مورد چگونگی آن صحبتی نمی شود.

بعضی از تحقیقات نشان داده اند که وقتی زن ها لباس های گرم می پوشند ، احساس خوشایندی دارند در حالی که مردها زمانی احساس خوشایندی را تجربه می کنند که لباس های سرد بپوشند.
تحقیقات کمی هم از ارتباط پیشینه های فرهنگی و تاثیرات قوی آن بر ترجیحات رنگی خبر می دهد. این تحقیقات نشان داده اند که مردم یک منطقه مانند یک شهر یا استان صرف نظر از قومیت، رنگ های مشابهی را ترجیح می دهند.
کودکان رنگ های زیادی را خوشایند و تسلی بخش می دانند در صورتی که بزرگسالان انعطاف کمتری دارند.

انتقاد

مشکل ذاتی در کنترل جرئیات تاثیر رنگ بر وجود آدمی به این معنا است که انتظارات ذهنی و انحرافات فرهنگی، نمی تواند حذف شود.
علاوه بر این، بسیاری از شواهد موجود روایی هستند( موضوع تاثیر آبی روشن) و یا بر پایه داده هایی استوارند که گیج کننده اند( همبستگی بین لباس و…)
رنگ درمانی نیز به عنوان یکی از متغییرهای درمانی بر اساس فرضیه هایی است که اثرات دارونما را از تاثیرات رنگ در سلامتی متمایز می کند.
اینچنین ادعاهای عمیق، موضوع شکاکیت قرار می گیرند و به عنوان یک علم کاذب کنار گذاشته می شوند.



behnam5555 12-01-2011 06:28 PM


بلندترین موی سر جهان

http://cdn.yordfun.com/wp-content/up.../11/ajib15.jpg

بلندترین موی سر یک انسان که مستند نیز میباشد موی سر خانم ( Xie Qiuping ) اهل چین میباشد. هنگامی که در ۸ می ۲۰۰۴ اندازی گیری شد درازی آن ۵٫۶۲۷ متربود. او مویش را از سال ۱۹۷۳ هنگامی که سیزده ساله بوده تا به حال کوتاه نکرده کرده و به این رکورد جهانی دست پیدا کرده است.


http://www.bartarinha.ir/files/fa/ne.../49302_603.jpg


همچنین در زیر نام برخی از کسانی که زمانی دارای بلندترین موی سر بودند را میخوانید:
در سال ۱۹۴۹ درازی موی سر رهبر مذهبی هندی به نام پاندرا سانادهی سرپرست یک صومعه در شهر مدرس هند،۷/۹۳ متر گزارش گردید.از روی عکس مشخص است که موی سر نامبرده به دلیل نوعی بیماری به نام پلیکا کادیفرمیس که ناشی از عدم توجه و رعایت بهداشت است چین خورده و پرکرک شده بود.
درازی موی سر دوشیزه اسکولدو فرید اسیورگن(زاده استکهلم)بنا به گزارشی از شهر تورنتو در کانادا در سال ۱۹۲۷ به دو برابر قد او یعنی ۳۲۰ سانتی متر رسیده بود.
در ماه مارس ۱۹۸۹ درازی موی ماتاجا گدامبا ۷۴ ساله جوکی مقیم شما هند،۶ متر و ۹۰ سانتی متر گزارش شد.
موی سر انسان به طور میانگین نیم اینچ در ماه رشد میکند.


http://www.bartarinha.ir/files/fa/ne.../49300_992.jpg

http://www.bartarinha.ir/files/fa/ne.../49301_614.jpg



منبع: رکوردهای جهانی گینس


behnam5555 12-01-2011 06:32 PM


« اولین همسر شاه»

http://cdn.yordfun.com/wp-content/up...0/FOZIEYEH.jpg
تصمیم ازدواج شاهزادگان ایران و مصر در پنجم خرداد سال ۱۳۱۷ پس از آنکه دربارهای دو کشور طی اعلامیه‌ای خبر برگزاری قریب‌الوقوع مراسم ازدواج این دو نفر را منتشر کردند، علنی شد.
فرارو:این اعلامیه ۳ سال پس از شروع پادشاهی فاروق و ۳ سال قبل از شروع پادشاهی محمدرضا پهلوی منتشر شد. با این حال مراسم ازدواج، عملاً در اسفند ۱۳۱۷ در قاهره و سپس در تهران برگزار شد.
فوزیه فؤاد خواهر ملک فاروق پادشاه مصر و نخستین همسر محمد رضا پهلوی بود که در تاریخ ۱۶ مارس ۱۹۳۹ در قاهره با شاه ایران ازدواج کرد؛ حاصل ازدواج او با محمدرضا شاه دختری بود به نام شهناز.
فوزیه و محمدرضا پهلوی پس از برگشت از ماه عسل، طی مراسمی در تهران به طور رسمی به عقد یکدیگر در آمدند.
محمدرضا دو سال بعد از ازدواج با فوزیه جانشین پدرش رضاشاه شد و از این زمان رابطه زوج ایرانی- مصری رو به سردی و پس از آن به تیرگی نهاد؛ برخی معتقداند اشرف پهلوی (خواهر دوقلوی شاه) و ارنست پرون (دوست صمیمی شاه) در ایجاد این تیرگی نقشی کلیدی داشته‌اند.
سرانجام ازدواج فوزیه و شاه ایران به جدایی انجامید و ثبت رسمی طلاق در مصر به سال ۱۹۴۵ و در ایران به سال ۱۹۴۸ انجام شد. بعد از آن فوزیه در ۲۸ مارس ۱۹۴۹ با سرهنگ اسماعیل حسین شیرین بک وزیر دفاع و فرمانده نیروی دریایی سابق مصر و از بستگان خود در قاهره ازدواج کرد.
با کودتای ضد سلطنتی ۱۹۵۲ در مصر، عنوان شاهزادگی از فوزیه گرفته و ثروتش نیز مصادره شد. او پس از آن حاضر به ترک کشورش نشد و به همراه همسرش در اسکندریه زندگی می‌کند. فوزیه هیچگاه در مورد دوران ملکه بودنش مصاحبه‌ای نکرد و خاطراتش را منتشر نکرد.
در گزارش تصویری زیر نگاهی گذرا می اندازیم به آلبوم زندگی و خاطرات اولین همسر شاه پهلوی.




منبع:fararu.com

behnam5555 12-01-2011 06:37 PM


خطای حضرت آدم (ع) و سکونت ذریه او در زمین

http://yordfun.com/wp-content/uploads/2011/06/adam.jpg
نسل آدم بعد از اتفاقاتی که برای آدم ابوالبشر افتاد در زمین ادامه پیدا کرد ولی آیا می توان گفت اگر خطای آدم نبود، نسل او برای همیشه در همان مکانی زندگی می کردند که آدم و حوا در آن بودند؟
http://img.tebyan.net/big/1390/03/59...4714252108.jpg

اگر آدم(ع) دچار خطا و اشتباه نمی شد، وضعیت کنونی ما چه بود؟!
ممکن است پاسخ این پرسش در خوشبینانه ترین نگاه، این باشد که ما نیز همانند فرشتگان بهشتی و دیگر موجودات آن، همچنان در بهشت می ماندیم و از رفاه و آسایش بدون دردسر برخوردار می شدیم! و یا در بدبینانه ترین نگاه این که ممکن بود، آزمایشی که آدم (علیه السلام) نتوانست به طور موفق از آن خارج شود، برای یکایک ما نیز اجرا می شد و در صورت عدم قبولی؛ به جای آن که به زمین هبوط کنیم؛ مستقیما روانه جهنم می شدیم و یا در دیدگاهی متوسط، ما نیز همانند آدم (علیه السلام) به زمین هبوط می کردیم؛ یعنی می شدیم آنچه اکنون هستیم! قضاوت نمایید، اگر هر کدام از این پاسخ ها صحیح باشد، چه تأثیری بر وظایف کنونی ما خواهد گذاشت؟!
چنین پرسش هایی ممکن است در ارتباط با موارد دیگر نیز مطرح شود، نظیر:
اگر نوح (علیه السلام) دشمنان خود را نفرین نمی کرد و طوفان نازل نمی شد؟!
اگر ابراهیم (علیه السلام) با افتادن در آتش به شهادت رسیده و نجات نمی یافت؟!
اگر فرعون، حرف همسرش را قبول نکرده و موسی (علیه السلام) را به فرزندی نمی پذیرفت؟!
اگر امام حسین (علیه السلام) در مبارزه با یزید، در ظاهر نیز پیروز شده و حکومتی اسلامی برقرار می نمود؟
هزاران پرسش از این دست را می توان مطرح نمود که اگر این اتفاق انجام می شد و یا نمی شد، چه رخ می داد؟! و یا پرسش هایی؛ مانند این که ماهی یونس از چه نوعی بود، کشتی نوح چند متر بود و … .
خداوند در قرآن کریم بعد از بیان داستان اصحاب کهف، به موضوعی اشاره می نماید که دقت در آن، خالی از لطف نیست:
به طور مثال در آیه۲۲ سوره کهف چنین بیان شده که گروهی از مردم اظهار می دارند اصحاب کهف، سه نفر بوده و سگ آنها نفر چهارمشان بوده است! گروهی دیگر نیز با حدس و گمان می گویند: نه! آنان پنج نفر بودند و سگشان نفر ششم بود! برخی نیز معتقدند که آنان هفت نفر بوده و با سگشان هشت نفر می شدند! ای پیامبر! به آنان بگو که خداوند از تعداد آنان آگاه تر است و هیچ کس، جز اندکی (از اولیای الاهی) تعداد دقیق آنان را نمی دانند، پس بیهوده با آنان به گفت و گو مپرداز و … .[۱]
پیام الهی در ماجرای اصحاب کهف آن بود که نباید در مقابل کفر و ستم تسلیم شد و در صورت امکان باید از منافع دنیوی دست کشیده و از سرزمین خود هجرت نمود و این که خداوند بر هر کاری توانا است و می تواند افرادی را صدها سال؛ بدون غذا و در حال خواب زنده و سالم نگه دارد، تا نشانه ای برای معاد باشد

نکته مورد نظر ما این است که موضوع تعداد اصحاب کهف به عنوان موضوعی جالب مورد بحث و گفت و گو بود و نظریات مختلفی در مورد آن بیان می شد، اما خداوند با این که در مواردی؛ مانند مدت توقف آنان در غار به صورت جزئی و دقیق سخن گفته و فرموده که آنان ۳۰۹ سال در غار توقف داشتند،[۲] در مورد تعداد آنان فقط به بیان اختلاف نظرها بسنده نموده و این ابهام را برطرف ننمودند.
ممکن است، دلیل چنین رفتاری را از جانب پروردگار، این گونه ارزیابی نمود که بحث و گفت و گوی بیش از حد، در برخی موارد جزئی که ندانستن آن ضرری به دین داری و فهم پیام های الاهی نمی رساند، نوعی انحراف از مسائل مهم تر و اصلی تر به شمار آمده و نیازی به آن نیست.
پیام الهی در ماجرای اصحاب کهف آن بود که نباید در مقابل کفر و ستم تسلیم شد و در صورت امکان باید از منافع دنیوی دست کشیده و از سرزمین خود هجرت نمود و این که خداوند بر هر کاری توانا است و می تواند افرادی را صدها سال؛ بدون غذا و در حال خواب زنده و سالم نگه دارد، تا نشانه ای برای معاد باشد.
اما دانستن تعداد افراد موجود در غار، هیچ نقشی در شناخت پیام الاهی نداشته و می توان از آن صرف نظر نمود.


به همین دلیل، با بیان صریح این که پاسخ پرسش مبنی بر شناخت وضعیت فرزندان آدم (علیه السلام) در صورت باقی ماندن ایشان در بهشت را ندانسته و دانش آن در اختیار خداوند می دانیم، ولی معتقدیم که این موضوع از اموری نیست که ندانستن آن، تأثیری در اعتقادات و وظایف کنونی ما داشته باشد و بهتر است، اکنون که در بهشت نبوده و جانشین خداوند در این کره خاکی هستیم، آن گونه زندگی نماییم که بهشت و بالاتر از آن، یعنی رضایت معبودمان را به دست آوریم و بدانیم خداوندی که توبه آدم را پذیرفت، می تواند بار دیگر ما را در جوار خود جایگزین سازد؛ زیرا خود او در یکی از آیاتی که ماجرای هبوط آدم (علیه السلام) را بیان می نماید، خطاب به ما فرزندانش می فرماید: “هر که در مسیر هدایت گام بردارد، نه ترسی داشته و نه اندوهناک می شود”.[۳] و در آیه ای دیگر تصریح می نماید که افراد جویای هدایت، نه گمراه شده و نه شقاوت مند خواهد شد.[۴]

با این حال مطلبی در تفسیر المیزان آمده است که می تواند ما را در دستیابی به پاسخ یاری رساند. علامه طباطبایی می گوید:
از سیاق آیات متعددی بر می آید که آدم در اصل، و در آغاز براى این خلق شده بود، که در زمین زندگى کند، و نیز در زمین بمیرد، و اگر خداى تعالى او را (چند روزى) در بهشت منزل داد، براى این بود که امتحان خود را بدهند، و در نتیجه آن نافرمانى عورتشان هویدا بگردد، تا بعد از آن بزمین هبوط کنند.
پس منظور اصلى از خلقت آدم سکونت در زمین بوده است، چیزى که هست راه زمینى شدن آدم همین بوده که نخست در بهشت منزل گیرد، و برتریش بر ملائکه، و لیاقتش براى خلافت اثبات شود، و سپس ملائکه مأمور به سجده براى او شوند، و آن گاه در بهشت منزلش دهند، و از نزدیکى به آن درخت نهیش کنند، و او (به تحریک شیطان) از آن بخورد، و در نتیجه عورتش و نیز از همسرش ظاهر گردد، و در آخر بزمین هبوط کنند… پس ظهور عیب در زندگى زمینى، و بوسیله خوردن از آن درخت، یکى از قضاهاى حتمى خدا بوده، که باید می شد، … و اگر محکومیت زندگى کردن در زمین، با خوردن از درخت و هویدا گشتن عیب، قضایى حتمى نبود، و نیز برگشتن به بهشت محال نبود، باید بعد از توبه و نادیده گرفتن خطیئه به بهشت بر گردند، (براى اینکه توبه آثار خطیئه را از بین می ‏برد).[۵]

پی نوشت ها :


[۱] «سَیَقُولُونَ ثَلَاثَةٌ رَّابِعُهُمْ کَلْبُهُمْ …».
[۲] کهف، ۲۵، «وَلَبِثُوا فِی کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِائَةٍ سِنِینَ وَازْدَادُوا تِسْعًا »
[۳] بقره، ۳۸، «قُلْنَا اهْبِطُواْ مِنْهَا جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَایَ فَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ »
[۴] طه،۱۲۳، «قَالَ اهْبِطَا مِنْهَا جَمِیعًا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنِّی هُدًى فَمَنِ اتَّبَعَ هُدَایَ فَلَا یَضِلُّ وَلَا یَشْقَى »
[۵] برای آگاهی بیشتر، نک: ترجمه المیزان، ج‏۱، ص: ۱۹۶- ۱۹۷٫
بخش قرآن تبیان

منبع : اسلام پدیا (دایرة المعارف اسلامی)


behnam5555 12-01-2011 06:40 PM


با هکرهاي مشهور جهان آشنا شوید

حتما در مورد تهدیدهای اینترنتی تا به حال چیزهایی شنیده اید. ویروس، تروجان، جرم سایبری، بات نِت، فیشینگ و … واژه‌هایی هستند که کاربران اینترنت بسیار از آنها وحشت دارند. یک لحظه غفلت، کاربر را به دام سوء استفادهِ هکرها می ‌اندازد. خود واژه هکر از همه ترسناک تر است. کاربران عادی همیشه از این واژه وحشت دارند. در دنیای آنها، همیشه هکرها بازیگر نقش منفی دنیای کامپیوتر هستند. اما واقعیت اینگونه نیست.
هکرها در واقع افرادی هستند که از کامپیوتر در سطح بالاتری از مردم عادی استفاده می کنند. آنها متخصصانی هستند که توانایی ورود به سیستم های کامپیوتری و در دست گرفتن کنترل آنها را دارند. این مساله به خودی خود وحشتناک و بد نیست. زمانی شکل منفی به خود می گیرد که هکرها از علم خود برای سوءاستفاده از دیگران استفاده می کنند.
دنیای کامپیوتر همیشه پر بوده از هکرهایی که علم کامپیوتر را به سمت پیشرفت هدایت کرده اند و شکل امروزی اینترنت، شبکه و کامپیوترها را ساخته اند. هکرها دو نوع هستند؛ White Hat و Black Hat!
کلاه سفیدها همان افرادی هستند که از علمشان در راستای ارتقا کیفیت دنیای کامپیوتر استفاده می کنند. کلاه مشکی ها نیز سوءاستفاده گرهای خطرناک هستند. البته هکرها انواع مختلف دارند و برخی از آنها کسانی هستند که در تولد و شکل دادن به دنیای امروز کامپیوتر، سهم – بزرگ یا کوچک – دارند.
در این مطلب، شما را با ۱۰ نفر از «هکرهای تاریخ ساز» دنیا آشنا می کنیم.



کنارد زوسه (Konrad Zuse)

http://www.negahbaan.com/sites/defau...9/2-w400_0.jpg
کنارد زوسه را می توان نخستین هکر دنیا دانست. البته کاری که او انجام داده است با معنای امروزی هکر بودن جور در نمی آید. اما اگر زوسه وجود نداشت، هکرهای امروزی نیز وجود نداشتند. زوسه، نخستین کامپیوتر جهان با قابلیت کنترل با زبان های برنامه نویسی را به وجود آورد و بعضی ها می گویند، تکمیل کرد. این کامپیوتر Z3 نام داشت. البته نخستین کامپیوتری که زوسه ساخته بود، Z1 نام داشت که قابلیت برنامه نویسی نداشت. او این سیستم را در آپارتمانی که با خانواده اش زندگی می کرد، در سال ۱۹۳۸ میلادی ساخته بود. تا اینکه دولت آلمان از او پشتیبانی کرد و او توانست انقلابی از Z1 تا Z3 به وجود آورد. Z3 در سال ۱۹۴۱ میلادی ساخته شده است و در واقع پدر کامپیوترهای مدرن امروزی به شمار می رود.

جان دراپر ملقب به «کاپیتان کرانچ»

http://www.negahbaan.com/sites/defau...9/3-w400_1.jpg
جان دراپر فردی است که کامپیوترها را پیش از آنکه همچون امروز وسیله ای در اختیار همه باشد، هک می کرد. او جزو نخستین هکرهایی است که اویل سال ۱۹۷۰ میلادی، اوج روزهای خوبش بود؛ زمانی که بزرگ ترین شبکه کامپیوتری، مسئول کنترل سیستم تلفن بود. در آن زمان، تلفن ها به صورت خودکار با سیستم ویژه ای که از فرکانس های آنالوگ مخصوصی استفاده می کرد، کنترل می شدند. جان دراپر مشهور به کاپیتان کرانچ توانست یکی از بزرگترین Phreakingهای تاریخ را انجام دهد (هک سیستم های ارتباطی و مخابراتی را Phreaking می نامند). یکی از ابزراهای مهم مورد استفاده در سیستم Phreaking، سوت های اسباب بازی داخل جعبه های کورن فلکس Cap’n Crunch بودند. دراپر با این سوت ها، وسیله هک ویژه ای درست کرد که «جعبه آبی» نام داشت. این وسیله قابلیت بازسازی و تولید همان صداهایی که در سیستم مخابرات برای مخابره تماس های تلفنی استفاده می شد را داشت.
دراپر با تولید این دستگاه، سیستم مخابرات آن زمان را هک و نامش را میان هکرهای بزرگ تاریخ ثبت کرد.


استیو وزنیاک

http://www.negahbaan.com/sites/defau...9/4-w400_0.jpg
استیو وزنیاک – هم دوره جان دراپر – با همه جزئیات Phreaking آشنا بود و مورد نامفهومی درباره این سیستم برایش وجود نداشت. در حقیقت، بعد از اینکه دراپر جزئیات «جعبه آبی» را در جلسه کلوب کامپیوتری Homebrew توضیح داد، وزنیاک از آن برای ساخت نمونه مخصوص خود استفاده کرد. در این میان، استیو جابز نیز دید بازار کشش چنین محصولی را دارد و متقاضیان آن زیاد هستند، از این رو سرمایه گذاری و تجارت هر دو استیو با هم شروع شد.
استیو وزنیاک را باید جزو هکرهای کلاه سفید دسته بندی کرد. همه روزهای زندگی هکری وزنیاک به ساخت و فروش دستگاه غیرقانونی جعبه آبی منحصر نمی شود. او همراه با استیو جابز با درآمد حاصل از فروش جعبه های آبی و همچنین فروش ماشین حساب HP مورد علاقه وزنیاک و ون فولکس واگن استیو جابز، نخستین کامپیوتر اپل به نام Apple I را ساختند. آنها با کمک مشاوره های بسیار عالی بازاریابی استیو جابز تا جایی پیش رفتند که امروزه یکی از پیشگامان و محبوب ترین شرکت سازنده کامپیوتر به شمار می روند.

روبرت تاپان موریس

http://www.negahbaan.com/sites/defau...9/5-w400_0.jpg

دانشجوی فارغ التحصیل دانشگاه کرنل، روبرت موریس سال ۱۹۸۸ میلادی چیزی ساخت که باعث شهرت جهانی و ماندگاری تاریخی نامش شد. چیزی که باعث شهرت موریس شده بود، یک کرم کامپیوتری به نام موریس بود. کرم های کامپیوتری این روزها ماهیت مخرب دارند. اما آن زمان موریس که به دلیل تولید چنین کرمی مورد محاکمه قرارگرفته بود، ادعا می کرد این کرم را برای سنجش میزان بزرگی اینترنت ساخته است و هدف سوئی از این کار نداشته.
در دوم نوامبر سال ۱۹۸۸ که این کرم برای نخستین بار به سیستم های کامپیوتری وارد شد، حدود ۶ هزار کامپیوتر (حدود ۱۰ درصد کامپیوترهای متصل به اینترنت آن زمان) را مورد حمله قرار داد. این کرم بسیار بی خطر به نظر می رسید، اما به دلیل نقص در الگوریتم تکرار خود، تعداد زیادی کپی از خود می ساخت. این مساله باعث اختلال در بالا آمدن یا لود دستگاه ها و در نهایت بازگشت به خود موریس می شد. سال ۱۹۸۹ میلادی، موریس نخستین فردی بود که به جرم ایجاد اختلال و سوءاستفاده از برنامه های کامپیوتری وتخلف از قانون تحت تعقیب قرار گرفت و در نهایت دستگیر شد.

مارک آبنه ملقب به «فیبر اپتیک»

http://negahbaan.com/sites/default/f...9/6-w400_0.jpg
مارک آبنه فردی است که شاید هرگز نام او را نشنیده باشید. او هرگز به وزارت دفاع ایالت متحده نفوذ نکرده، هیچ سیستم کامپیوتری را هک نکرده و به هیچ بانکی نیز از طریق کامپیوتر دستبرد نزده است. کاری که باعث شهرت او شد، ضربه زدن به AT&T بود. آبنه به عنوان عضوی از شبکه هکرهای Masters of Destruction (کارشناسان تخریب)، باعث ایجاد اختلال در سیستم های مخابراتی AT&T شد. با مختل شدن سیستم تلفنی AT&T، بیش از ۶۰ هزار کاربر تلفن برای ۹ ساعت مداوم از سرویس مخابرات خارج شدند و امکان برقراری تماس تلفنی نداشتند. آنها بلافاصله آبنه را به عنوان مقصر اعلام کردند و سرویس مخفی آمریکا او را دستگیر و تجهیزاتش را مصادره کرد. در حالیکه که AT&T اعلام کرد این اشتباه از طرف خود آنها به وجود آمده است، اما باز آبنه به جرم نفوذ به سیستم های مخابراتی و ایجاد اختلال، متهم درجه اول شناخته شد. در نهایت نیز با افزایش جرائمش، به یک سال حبس در زندان فدرال محکوم شد. این مساله شهرت جهانی «نخستین هکر» را برای مارک آبنه به ارمغان آورد.

کوین پولسن ملقب به «دانته سیاه»

http://negahbaan.com/sites/default/f...9/7-w400_0.jpg
یکی از جالب ترین هک های تاریخ را فردی به نام کوین پولسن ملقب به «دانته سیاه» انجام داده است.
رادیوی KIIS-FM لس آنجلس به شنونده های خود وعده جایزه یک پورشه ۹۴۴ S2 را به یکصد و دومین تماس گیرنده داده بود. برای قرار گرفتن در رتبه ۱۰۲ میان این همه شرکت کننده در یک برنامه رادیویی، پولسن مشهورترین و جالب ترین هک خود را انجام داد. او به خطوط تلفنی ایستگاه رادیویی لس آنجلس نفوذ کرد و کنترل همه تماس های ورودی را به دست گرفت تا مطمئن شود خودش صد و دومین تماس گیرنده خواهد بود. هنگامی که FBI پولسن را تحت تعقیب قرار داد، او مجبور به فرار و مخفی شدن شد. اما هنگام پخش یک شو تلویزیونی مشهور به نام «معماهای حل نشدنی» همه خطوط تلفنی آنها را هنگام اجرای زنده برنامه مختل کرد. می توان پولسن را یکی از زبردست ترین هکرهای تاریخ دانست. او سرانجام در سال ۱۹۹۱ میلادی دستگیر و به جرائم مختلفی همچون سوءاستفاده های کامپیوتری، پول شوئی و تخلف از قوانین متهم شد. اتهام او سنگین ترین حکمی است که تا به امروز برای یک هکر صادر شده است.
جالب اینجا است که او در طول مدت حبس نیز بیکار نماند و به همکاری با FBI پرداخت. وی توانست در ۱۸۰ پرونده جرایم سایبری به پلیس آمریکا کمک کرده و حتی تعدادی از شکارچیان جنسی در شبکه اجتماعی MySpace را به دام بیاندازد.

کوین میتنیک

http://negahbaan.com/sites/default/f...9/8-w400_0.jpg
کوین میتنیک، از جمله هکرهای بسیار مشهور تاریخ است. او نخستین فردی است که به دلیل انجام هک در فهرست مجرمان تحت تعقیب FBI قرار گرفت. به عنوان کارشناس مهندسی اجتماعی ( social engineering)، میتنیک فقط کامپیوترها را هک نمی کرد، بلکه ذهن افراد را نیز مورد حمله قرار می داد. در سال ۱۹۷۹، در سن ۱۶ سالگی، میتنیک نخستین هک خود را با ورود به سیستم کامپیوتری و کپی کردن نرم افزارهای تحت مالکیت یک شرکت انجام داد. او از طریق برقراری ارتباط با کارکنان شرکت های مختلف با تلفن یا ایمیل، آنها را گول می زد و رمزعبور و دیگر اطلاعات امنیتی را از زیر زبانشان می کشید.
وی بعد از دوسال و نیم تحت تعقیب بودن، سرانجام دستگیر و به ۵ سال حبس محکوم شد. جرم او ایجاد اختلال در شبکه های تلفنی، نفوذ به شبکه های کامپیوتری و سرقت نرم افزار اعلام شده بود. در حال حاضر، او تجارت خود را راه اندازی کرده است و مدیر شرکت مشاوران امنیتی Mitnick Security Consulting است.

تسوتومو شیمومارا

http://negahbaan.com/sites/default/f...9/9-w400_0.jpg
همان طور که در قسمت اول این مقاله اشاره کرده بودیم، همه هک ها بد نیستند. همه هکرها نیز کلاه سیاه نیستند. تسوتومو شیمومارا یکی از هکرهای کلاه سفید است که فعالیت های او نه تنها ضرری به کسی وارد نکرده بلکه مفید نیز بوده است. کارهای شیمومارا را باید مدیون کوین میتنیک بدانیم. در سال ۱۹۹۴ میلادی، کوین میتنیک تعدادی از فایل های شخصی شیمومارا را دزدید و آنها را در دنیای وب پخش کرد. انگیزه انتقام شیمومارا را بر آن داشت تا با استفاده از روش های ردیابی آنلاین، موقعیت میتنیک را بیابد و درسی درست و حسابی به او بدهد. او با کشف چنین تکنیکی توانست به FBI برای پیدا و دستگیر کردن میتنیک کمک کند.
ریچارد سالتمن

http://negahbaan.com/sites/default/f.../10-w400_0.jpg
در ابتدای جوانی، ریچارد سالتمن دانشجوی فارغ التحصیل و برنامه نویس فعال در مرکز مطالعات هوش مصنوعی دانشگاه MIT بود. این مرکز جایی بود که سالتمن با معنای واقعی هک کردن آشنا شد. او یکی از حامیان سرسخت متن باز بودن برنامه ها و سیستم عامل های کامپیوتری بود. هنگامی که MIT برای سیستم های کامپیوتری دانشجویان و کارمندان خود در بخش علوم کامپیوتری رمزعبور تعیین کرد، این مساله برای سالتمن ناراحت کننده بود و به همین دلیل وارد جنگ مجازی با آنها شد. برای این کار، رمزهای عبور کاربران را رمزگشایی کرد – این عمل در سال ۱۹۷۰ کار چندان آسانی نبود – و رمزهای آنها را از طریق ایمیلی خالی که محتوایی نداشت برایشان ارسال کرد.
در سال ۱۹۸۰ میلادی، سالتمن از اینکه بیشتر شرکت های تولیدکننده نرم افزار، حق تالیف محصولاتشان را مخصوص خود می دانند و آن را در اختیار دیگران نمی گذارند ناراحت بود. همین موضوع باعث شد او اعتبارنامه عمومی GNU و سیستم عامل GNU را به وجود بیاورد. این سیستم عامل بر پایه یونیکس و کاملا رایگان و متن باز است و با یونیکس هم سازگاری کامل دارد.

لینوس توروالدز
http://negahbaan.com/sites/default/f.../11-w400_0.jpg
پیرو فعالیت های سازنده سالتمن در ارائه خدمات رایگان و متن باز به کاربران، او را باید یکی از هکرهای کلاه سفید دانست. توروالدز نیز یکی دیگر از کلاه سفیدها است. فعالیت های هکری او با کومودورهای قدیمی VIC-20 و Sinclair QL شروع شدند. او با هک کردن بازی های ویدئویی می خواست از عملکرد آنها اطلاع کسب کند.
در سال ۱۹۹۱ میلادی، کامپیوتری با پردازنده اینتل ۸۰۳۸۶ خریداری کرد و با آن شروع به نوشتن هسته اولیه لینوکس کرد. او ابتدا لینوکس را تحت لیسانس محدود خود بنیان گذاشت، اما بعد آن را تحت گواهی نامه GNU GPL گسترش داد. توروالدز به طور مداوم پشتبانی از لینکس کرنل را ادامه نداد اما با ماهیت متن باز بودن این سیستم عامل و توزیع های رایگان آن، این سیستم رشد کرد و در نهایت تبدیل به یکی از
سیستم عامل های محبوب هکرها شد.

امروزه همه توروالدز را فردی تاثیر گذار در دنیای نرم افزار می دانند و کسی به عنوان هکر از او یاد نمی کند.
منبع:نگهبان


behnam5555 12-01-2011 06:44 PM


زن و عطر و نماز

بر بستری که عطر نفسهای تو را دارد
آسوده به خواب می روم
حتی وقتی شمشیرهای آخته
بر من تاخته باشند...

...
از بی راهه حرکت کن
راهها
گاه به مقصد نمی رسند
واحه در واحه بگذر
از دشتهایی که مثل من تشنه اند

اگر خدا بخواهد
تار عنکبوتی پناه عصمتت می شود
و تو را
از چشمان آلوده نگاه می دارد

اما آن کبوتر تنها
که بر آستان غار آشیانه بسته
بی گمان دل من است
که برای تو پرپر می زند!

...
مهار شتر را رها کن
بگذار او تصمیم بگیرد
که بوی گلهای صحرا و رایحهّ عشق را
خوب می شناسد،
هر جا فرود آمد
خانه عشقمان را می سازیم!

...
حیران ِ سمت و سوی قبله چرایی؟!
نگاه کن نسیم عشق از کدام سمت می وزد؟!

...
مرا که از تب آسمان می لرزم
در آغوش بگیر
"با من سخن بگو..."
گاه از جهل بوالحکمان و التهاب زمین و آسمان
تنها می توان به نماز و عطر تن تو پناه برد!

در نوازشهای تو
رازی است
که نرما و گرمای دست مادری گم شده را
به یاد یتیم صحرا می آورد!

...
تمام آیه های من
سورهّ نساء است
اما احسن القصص
نگاه عاشق توست!





اکنون ساعت 11:51 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)