پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=55)
-   -   مشاعره سنتی (http://p30city.net/showthread.php?t=807)

sheida.m 07-20-2009 12:57 PM

تا که عشقت مطربی آغاز کرد
گاه چنگم گاه تارم روز و شب
ای مهار عاشقان در دست تو
در میان این قطارم روز و شب

deltang 07-20-2009 01:08 PM

بنام خداوند جان و خرد
كزين برتر انديشه بر نگذرد

SonBol 07-22-2009 05:18 PM

دل هم که سایه سار مستی ما بود گاه گاه
ما را گذاشت با غم آن خود پرست و رفت

ساقي 07-22-2009 05:30 PM

تو با این حسن نتوانی که روی از خلق درپوشی
که همچون آفتاب از جام و حور از جامه پیدایی


..

SonBol 07-22-2009 05:39 PM

یاد می آوردم از صبح بهار
از نسیم صبحگاهی بی قرار
از خرامیدن چو کبکان دری
از شمیم گیسوان تابدار

deltang 07-22-2009 07:59 PM

روز ها با سوزها همراه شد

در غم ما روزها بی گاه شد

ساقي 07-24-2009 05:28 PM

دوش آن جانان ما افتان و خیزان یک قبا
مست آمد با یکی جامی پر از صرف صفا
جام می می​ریخت ره ره زانک مست مست بود
خاک ره می​گشت مست و پیش او می​کوفت پا


...

NeGin 07-27-2009 12:15 PM

اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد
ز حسن و خوبی تو هیچ کم نخواهد شد
برون ز زلف تو یک حلقه هم نخواهد رفت
کم از دهان تو یک ذره هم نخواهد شد

SonBol 07-27-2009 01:22 PM

دردی به دل نشسته که درمان نمیشود
مشکل چنان فتاده که آسان نمیشود...

ساقي 07-27-2009 02:20 PM

دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
گفتمش خدمت رسان از من تو آن مه پاره را


..

SonBol 07-27-2009 04:31 PM

از بهر شفا به می دلالت کردند
مستم تو بگو به من که پیمانه کجاست؟

NeGin 07-27-2009 04:40 PM

تا که ننشیند به دامانت غبار از خاک ما
روی گیتی را ز آب دیده تر خواهم کرد

SonBol 07-27-2009 04:46 PM

دل را به اخم چهره ی نامردمان چه کار
نقش تبسم از لب خندان گرفته ایم

NeGin 07-27-2009 04:50 PM

مدح این بی دولتان عار است دانا را ولیک
چون تویی را مدح گفتن افتخار است ، ای حکیم !

ساقي 07-27-2009 06:17 PM

میازار کس را از بهر درم
مکن تا توانی به کس ستم

..

sheida.m 07-27-2009 08:29 PM


من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران

اول ز دست آرم تورا آنگه گرفتارت شوم

. . .

NeGin 07-28-2009 10:46 AM

میان ما و تو امشب کسی نمی گنجد
که خلوتی است مرا با تو در نهان امشب

SonBol 07-28-2009 11:20 AM

باید صبور باشی و همت بری به کار
مرد از نهیب درد هراسان نمی شود

NeGin 07-28-2009 11:25 AM

دم مزن گر همدمی می‌بایدت
خسته شو گر مرهمی می بایدت
تا در اثباتی تو بس نامحرمی
محو شو گر محرمی می بایدت

SonBol 07-28-2009 11:53 AM

تا جام نور دیده ی من چشم مست توست
جز اشک نیست بادهبه پیمانه ام هنوز

Hiwa 07-28-2009 12:13 PM

ز دست ديد و دل هر دو فرياد
كه هر چه ديده بيند دل كند ياد

SonBol 07-28-2009 12:25 PM

دستم از دامن گل کوته و چون باد صبا
فصل گل شد نرسیدم به گل آرای دگر

PARVA-Xx 07-28-2009 12:45 PM

رفتم که گم شوم چو یک قطره اشک گرم.
در لابلای دامن شبرنگ زندگانی.
رفتم که در سیاهی یک گور بی نشان
فارغ شوم.ز کشمکش های زندگانی

Hiwa 07-28-2009 01:05 PM

يادم نکرد و شاد حريفي که ياد از او
يادش بخير گرچه دلم نيست شاد از او

NeGin 07-28-2009 03:07 PM

وقت کوچ است الرحیل ای دل ازین جای خراب
تا ز حضرت سوی جانت ارجعی آید خطاب

sheida.m 07-28-2009 10:17 PM

بهار آمد زگلشن برد زردی ها و سردی ها

به یمن خود گلستان سبز و بستان گرم و گلگون شد

:53::53:

Nur3 07-28-2009 11:24 PM

دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس

كه چنان زو شده ام بي سر و سامان كه مپرس

زکریا فتاحی 07-28-2009 11:59 PM

ساقي غم فرداي حريفان چه خوري
كـس مشكـل اسرار اجل را نگشاد

PARVA-Xx 07-29-2009 02:47 AM

در تو باید گم شوم. دیوانه وار./
تشنه باید بود واز دریا گذشت.
با توام ای حسرتهر شوره زار.
ای تو جادوی شب میلاد عشق.
سبز سبزم کن در اغوش بهار.
ناز من چیزی بگو حرفی بزن.
ای تو تعریف من وتعریف یار.
خسته ام از انتظار وانتظار:53:

Nur3 07-29-2009 06:29 AM

روبــر رهــش نهادم و بر مـــن گذر نكرد

صد لطف چشم داشتم و يك نظر نكرد

ساقي 07-29-2009 01:18 PM

دارم به زنده بودن خود چنگ ميزنم
يك روز پاره مي شود - هرچند - اين كمند


...

NeGin 08-02-2009 09:49 PM

در دلم بنشسته ای بیرون میا
نی برون آی از دلم در خون میا
چون ز دل بیرون نمی آیی دمی
هر زمان در دیده دیگرگون میا

دانه کولانه 08-02-2009 10:43 PM

اینم از اون شعرای قشنگ حافظه که من دوست داشتم از سعدی بود...
.

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند
آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند
دردم نهفته به ز طبیبان مدعی
باشد که از خزانه غیبم دوا کنند
معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد
هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

NeGin 08-02-2009 11:53 PM

در غمش هر شب به گردون پیک آهم می‌رسد
صبرکن، ای دل! شبی آخر به ما هم می‌رسد

Nur3 08-03-2009 12:16 AM


دست از طلب ندارم تــا كام من بر آيد

يا تن رسد به جانان يا جان ز تن بر آيد

mary.f 08-03-2009 06:36 AM

دلم جز مهر مهرویان طریقی بر نمی گیرد
ز هر در می دهم پندش ولیکن در نمی گیرد

SonBol 08-03-2009 07:23 AM

دل را به اخم چهره ی نامردمان چه کار
نقش تبسم از لب خندان گرفته ایم

دانه کولانه 08-03-2009 09:07 AM

ما دلشدگان خسرو شیرین پناهیم
ما کشته آن مه رخ خورشید کلاهیم

شاید شعرم تکراری باشه(اره شعر از خودمه کسی اعتراضی داره ؟)


Nur3 08-03-2009 10:12 AM

ما جفا از تو نديديم و تو خود نپسندي

آن چـه در مـذهب اربـاب طريقت نبـود

sheida.m 08-03-2009 11:57 AM

در دیده به جای خواب آب است مرا

زیرا که به دیدنت شتاب است مرا


اکنون ساعت 04:45 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)