![]() |
دوار مختلف را متفق با هم که گرداند
به قدرت در يکي موضع کند هر دو بهم معجون |
نهان از پردههای چشم میگریم ، نه آن شمعم که سازم نقل مجلس ، گریهء مستانهء خود را |
اجل مشکل که يابد نوبت آن دو عهدان قاتل
که در کار خودش بس چست و پر چالاک ميبينم |
می خور که ز دل کثرت و قلّت ببرد و انديشهء هفتاد و دو ملت ببرد پرهيز مکن ز کيمیایی که از او يک جرعه خوری هزار علت ببرد |
در آستان جانان از آسمان مينديش
کز اوج سربلندي افتي به خاک پستي |
یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد
دوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد |
دلبستگی است مادر هر ماتمی که هست میزاید از تعلق ما هر غمی که هست بر مهلت زمانهء دون اعتماد نیست چون صبح در خوشی بسر آور دمی که هست |
ترسم این قوم که بر درد کشان می خندند
در سر کار خرابات کنند ایمان را |
از صبح پرده سوز ، خدایا نگاه دار این رازها که مابه دل شب سپردهایم |
مِهر جاهل را چنین دان ای رفیق
کژ رود جاهل همیشه در طریق |
| اکنون ساعت 01:27 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)