پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 12-14-2011 05:02 PM

دانستنیها(البته کمی با طنز)


*******************
آیا میدانید هر فرد بطور متوسط یک سوم عمر خود را در خواب می‌‌گذراند
تبصره : جهت اطلاع مردم مقدس ایران اکثرا ۲و نیم سوم عمرشون در خوابند

*******************

آیا میدانید خنده موجب تقویت سیستم ایمنی بدن می شود
آیا میدانید سرعت گریز براى زمین ۱۲ کیلومتر در ثانیه و براى خورشید ۶۱۸ کیلومتر بر ثانیه است
تبصره : خدایی اینا رو باچه وسیله ای اندازه گرفتن ؟ من میگم ۶۱۹ میشه ….کی میتونه حرفی بزنه!!!!

*******************

آیا میدانید جرم هریک از سیاهچاله ها بین ۱ میلیون تا ۱ بیلیون جرم خورشیدی است
تبصره : کدوم ترازو اینو وزن کرده خدایی !

*******************

آیا میدانید بعد از مهبانگ دمای جهان در حدود ۳۰۰میلیارد درجه کلوین رو به نزول گذاشت
تبصره :این دما رو کی اندازه گرفته ؟؟؟؟ اگه انسان بوده جنس بدنش از چی بوده ؟؟؟؟اخه انسان در دمای بالای ۱۰۰ درجه و منفی ۱۰۰ درجه سلب حیات میشه !!!

*******************

آیا میدانید کودکانی که بیشتر از گیاهان و سبزیجات و مواد خام غذایی می خورند از دیگران با هوش ترند

*******************

آیا میدانید کلمه عشق از گیاهی به نام عشقه گرفته شده که دور جفت خود می پیچد و بالا می رود ..
تبصره : به احتمال زیاد در نهایت با پیچیدنش به دور عشق و جفتش ازش سلب حیات میکنه …. جوانان عزیز اینو باور نکنین ….عشق همان حس بین لیلی و مجنونی هست که کلهم افسانه ای بیش نیست

*******************

آیا میدانید مغز خیلی بیش از آنچه که به نظر می‌رسد توانایی دارد
تبصره : زحمت کشیدید از بیان این مورد

*******************

آیا میدانید کهکشان راه شیری ، کهکشانی مارپیچی است که شامل حدود ۵۰۰ میلیارد ستاره است
تبصره : چرا ۶۰۰ میلیون نه …. اصلا بگید کی شمرده اینو ؟ هاهاه؟؟

*******************

آیا میدانید حالات صورت انسان در شرایط احساسی مختلف، موروثی است
تبصره : شما یه چیزی بگو که موروثی نباشه !!

*******************

آیا میدانید پهنه مغز انسان به مانند کامپیوتر دیجیتال از مبنای باینری استفاده میکند
درود بر علم آی تی که پزشکی را نیز به زیر کشیده است ….

behnam5555 12-14-2011 05:04 PM


داستان کوتاه
دو خلبان نابینا که هردو عینک های تیره به چشم داشتند،
در کنار سایر خدمه پرواز به سمت هواپیما آمدند،در حالی که یکی از آنها عصایی سفید در
دست داشت و دیگری به کمک یک سگ راهنما حرکت می کرد. زمانی که دو خلبان وارد هواپیما شدند، صدای خنده ناگهانی مسافران فضا را پر کرد. اما در کمال تعجب دو خلبان به سمت کابین پرواز رفته و پس از معرفی خود و خدمه پرواز، اعلام مسیر و ساعت فرود هواپیما، از مسافران خواستند کمربندهای خود را ببندند.
در همین حال، زمزمه های توام با ترس و خنده در میان مسافران شروع شده و همه منتظر بودند، یک نفر از راه برسد و اعلام کند این ماجرا فقط یک شوخی یا چیزی شبیه دوربین مخفی بوده است.
اما در کمال تعجب و ترس آنها، هواپیما شروع به حرکت روی باند کرده و کم کم سرعت گرفت.
هر لحظه بر ترس مسافران افزوده می شد چرا که می دیدند هواپیما با سرعت به سوی دریاچه کوچکی که در انتهای باند قرار دارد، می رود.
هواپیما همچنان به مسیر خود ادامه می داد و چرخ های آن به لبه دریاچه رسیده بود که مسافران از ترس شروع به جیغ و فریاد کردند.
اما در این لحظه هواپیما ناگهان از زمین برخاست و سپس همه چیز آرام آرام به حالت عادی بازگشته و آرامش در میان مسافران برقرار شد.
در همین هنگام در کابین خلبان، یکی از خلبانان به دیگری می گوید :
باب، یکی از همین روزا بالاخره مسافرها چند ثانیه دیرتر شروع به جیغ زدن می کننو اون وقت کار همه مون تمومه


behnam5555 12-14-2011 05:06 PM

تاجر ورشکسته

یکی از مریدان شیوانا مرد تاجری بود که ورشکست شده بود.

روزی برای تصمیم گیری در مورد یک موضوع تجاری نیاز به مشاور بود.
شیوانا از شاگردان خواست تا آن مرد تاجر را نزد او آورند.
یکی از شاگردان به اعتراض گفت: اما او یک تاجر ورشکسته است و نمی توان به مشورتش اعتماد کرد.
شیوانا پاسخ داد : شکست یک اتفاق است. یک شخص نیست!
کسی که شکست خورده در مقایسه با کسی که چنین تجربه ای نداشته است، هزاران قدم جلوتراست.
او روی دیگر موفقیت را به وضوح لمس کرده است و تارهای متصل به شکست را می شناسد.
او بهتر از هر کس دیگری می تواند سیاهچاله های منجر به شکست را به ما نشان دهد.
وقتی کسی موفق می شود بدانید که چیزی یاد نگرفته است!

اما وقتی کسی شکست می خورد آگاه باشید که او هزاران چیز یاد گرفته است که اگر شجاعت خود را از دست نداده باشد می تواند به دیگران منتقل کند.
وقتی کسی شکست می خورد هرگز نگوئید او تا ابد شکست خورده است!
بلکه بگوئید او هنوز موفق نشده است…


behnam5555 12-15-2011 01:38 PM


نه مرادم نه مریدم ،

نه پیامم نه کلامم،

نه سلامم نه علیکم،

نه سپیدم نه سیاهم.

نه چنانم که تو گویی،

نه چنینم که تو خوانی ونه آن گونه که گفتند و شنیدی.

نه سمائم،

نه زمینم،

نه به زنجیر کسی بسته و نه برده‌ی دینم

نه سرابم،

نه برای دل تنهایی تو جام شرابم،

نه گرفتار و اسیرم،

نه حقیرم،

نه فرستاده پیرم،

نه به هر خانقه و مسجد و میخانه فقیرم

نه جهنم، نه بهشتم

چنین است سرشتم

این سخن را من از امروز نه‌ گفتم،

نه‌ نوشتم،

بلکه از صبح ازل با قلم نور نوشتم.

حقیقت نه به رنگ است و نه بو،

نه به های است و نه هو،

نه به این است و نه او،

نه به جام است و سبو...

گر به این نقطه رسیدی به تو سر بسته و در پرده بگویم،

تا کسی نشنود آن راز گهربار جهان را،

آنچه گفتند و سرودند تو آنی ...

خود تو جان جهانی،

گر نهانی و عیانی،

تو همانی که همه عمر به دنبال خودت نعره زنانی

تو ندانی

که خود آن نقطه عشقی

تو اسرار نهانی

همه جا تو

نه یک جای ،

نه یک پای،

همه‌ای

با همه‌ای

همهمه‌ای

تو سکوتی

تو خود باغ بهشتی.

تو به خود آمده از فلسفه‌ی چون و چرایی،

به‌ تو سوگند که این راز شنیدی و

نترسیدی و بیدار شدی،

در همه افلاک بزرگی،

نه که جزئی ،

نه چون آب در اندام سبوئی،

خود اوئی،

به‌خود آی

تا بدرخانه‌ی متروک هرکس ننشینی

و به‌ جز روشنی شعشعه‌ی پرتو خود

هیچ نبینی

و گل وصل بچینی

به‌خودآ...


behnam5555 12-17-2011 06:13 PM



امير کبير

مقدمه:
گاه درخشش نام بعضي از انسانها در صفحات تاريخ آنچنان است که نيازي به تورق در آن نيست. و چه نيکوست که اين درخشندگي حاکي از مثبت بودن اثراتي باشد که از آنِ انسانها باقي مانده باشد. ميرزا تقي خان فراهاني معروف به اميرکبير از جمله اين شخصيت هاست که به خاطر انقلابي که در خيلي از حوزه ها ايجاد کرد، نام خود را به صورت جاودانه در تاريخ حک کرد.

زندگينامه:
ميرزا تقي‌ خان فراهاني فرزند کربلايي قربان در سال 1222 ه ق در هزاوه فراهان از توابع اراک (سلطان آباد پيشين) متولد شد. نام اصلي وي «محمد تقي» است که اسم «محمد» رفته رفته از اسم وي حذف گرديده و به ميرزا تقي خان شهرت يافت. از ايشان مهرهاي فراوان به دست ما رسيده که موارد ذيل از آن قرار مي باشد. «محمد تقي بن محمد قربان» «المتوکل علي الله محمد تقي» «لااله الا الله الملک الحق المبين محمد تقي »
کربلايي قربان پدر اميرکبير در دستگاه ميرزا عيسي (ميرزا بزرگ) پدر ميرزا ابوالقاسم قائم‌‌مقام، سمت آشپزي داشت. مادر اميرکبير «فاطمه‌ سلطان» دختر استاد شاه محمد‌ بنّا از اهالي فراهان بود. ميرزا محمدتقي خان از هوش و استعداد فراوان و کم نظيري برخوردار بود که همين امر باعث متمايز شدن ايشان از بقيه افراد مي­شود. وي به همين جهت از دوران نوجواني مورد توجه ميرزابزرگ و سپس قائم‌مقام فراهاني قرار گرفت و توانست به سمت منشي‌گري آن دو دست بيابد. ايشان به سرعت مورد توجه قائم‌مقام و عباس ميرزا نايب‌السلطنه قرار گرفت.

زندگي سياسي:
اولين تجربه سياسي ميرزامحمدتقي خان مربوط به قتل "گريبايدوف" وزير مختار روسيه در ايران مي باشد. سفر ايشان به روسيه با همراهي خسروميرزا فرزند نايب‌السلطنه و هيئت همراه به منظور عذرخواهي از واقعه قتل گريبايدوف صورت گرفت. ميرزاتقي خان طي سالهاي آتي بيش‌ از ‌پيش در انجام امور ديواني و غيره لياقت و شايستگي نشان داد و در اواخر دوران سلطنت فتحعلي‌شاه در دستگاه محمدخان زنگنه اميرنظام و پيشکار آذربايجان وارد خدمت شد. چند سال بعد و در 1253 ق ميرزا محمدتقي، وزير نظام آذربايجان گرديد. ميرزا محمدتقي که اينک به اميرنظام ملقب شده بود در 16 شوال 1253 به همراه ناصرالدين ميرزاي وليعهد، عازم روسيه شد و در ارمنستان (ايروان) با نيکلاي اول تزار روسيه ملاقات کرد.
دومين ماموريت وي رئيس هيات سياسي ايران به ارزنة‌الروم براي حل اختلاف مرزي بين ايران و امپراتوري عثماني بود. در اين ماموريت که چندسالي طول کشيد، علاوه بر آشنايي با زد ­­و­ بندهاي سياسي شرق و غرب با دليري خاصي توانست اختلاف مرزي را به نفع ايران پايان دهد و محمّره و اراضي وسيع طرف چپ شط العرب را که مورد ادعاي عثماني‌ها بود، به ايران ملحق کرد. اين اقدام و پيشنهادهاي مفيد اميرکبير، مورد عناد و حسادت حاجي ميرزا آغاسي قرار گرفت.
اميرنظام که از سالها قبل با ناصرالدين ميرزا، الفت و نزديکي پيدا کرده بود پس از فوت محمدشاه مقتدرانه مقدمات و اسباب بر تخت نشستن ناصرالدين شاه را فراهم آورد و در 14 شوال 1264 سلطنت ناصرالدين شاه را اعلام کرد. اميرنظام که با آغاز سلطنت ناصرالدين شاه منصب صدراعظمي يافته بود در 22 ذي قعده 1264 علاوه بر لقب اميرنظامي به القاب اميرکبير و اتابک اعظم نيز مفتخر شد.

اصلاحات امير کبير:
مهم‌ترين اقدامات اميرکبير:

تأسيس مدرسه دارالفنون: مدرسه دارالفنون در زمان صدارت اميرکبير، در هفت شعبه تأسيس شد و اولين مدرسه جديد ايران بود. شاهزاده‌هاي قاجار نخستين دانشجويان دارالفنون بودند. در دارالفنون اصول علمي جديد و دانش‌هاي مهندسي، پزشکي و فنون به جوانان آموزش داده مي‌شد و بسياري از معلم‌هاب آن از اروپا و به ويژه از کشورهايي چون اتريش، اسپانيا، ايتاليا و فرانسه به کار گرفته شده بودند. پس از برکناري اميرکبير، با وجود مخالفت‌هاي ميرزا آقاخان نوري، مدرسه کار خود را ادامه داد.
انتشار روزنامه وقايع اتفاقيه: اولين شماره روزنامه وقايع اتفاقيه در سال سوم سلطنت ناصرالدين‌شاه قاجار در ۱۸ بهمن ۱۲۲۹ خورشيدي (برابر با ۷ فوريه ۱۸۵۱ ميلادي) و به کوشش اميرکبير منتشر شد. به دستور اميرکبير اشتراک اين روزنامه براي هر يک از افرادي که از دستگاه دولتي بيش از ۲۰۰ تومان حقوق مي‌گرفتند اجباري بود. در اين روزنامه، اخبار داخلي شامل خبرهاي مربوط به دربار، عزل و نصب‌ها، اعطاي مقام‌ها، نشان‌ها و امتيازات چاپ مي‌شد. در برخي شماره‌ها نيز اخبار رويدادهاي شهرهاي ايران به چاپ مي‌رسيد. در بخش اخبار خارجي، اخبار مربوط به کشورهاي اروپايي به چاپ مي‌رسيد. همچنين اين روزنامه داراي صفحه حوادث نيز بود.

رسيدگي به وضع ماليه:
اميرکبير در دوران صدراعظمي خود با رشوه خواري به مبارزه خاست. او دستور داد دريافتي‌هاي بي‌حساب و قطع مواجب بي‌جهتي که از دستگاه‌هاي دولتي مي‌گرفتند؛ قطع شود. وي حقوق شاه را کاهش داد و ماهانه به دوهزار تومان رسانيد و قرار گذاشت که هر ماه به او کارسازي کنند. وي مواجب بي‌حسابي که حاج ميرزا آقاسي برقرار کرده بود، قطع کرد. وي سروساماني به قوانين مالياتي داد و صورت عوايد و مخارج آن را تعديل کرد. تيولداراني که حق ديوان را نمي‌دادند، امير تيول آن‌ها را ضبط کرد.

او همچنين براي ماموران دولتي حقوق ثابت تعيين کرد.

اصلاحات اجتماعي:
اميرکبير، دستور داد که رسم قمه‌کشي و لوطي‌بازي از شهرها و راه‌ها برداشته شود. وي حمل اسلحه سرد و گرم را ممنوع کرد. وي قاعده بست‌نشيني را لغو کرد. اين کار اميرکبير، مخالفت بسياري از روحانيون را برانگيخت.


سر و سامان دادن به ارتش:
اميرکبير، مشق و دروس ارتشيان و تسليحات آن‌ها و برکشيدن صاحب‌منصبان بي‌طرف و نهادن شغل و سمت در مقابل افراد و حذف مشاغل بي‌فايده در نظام سازماني را پايه‌گذاري کرد. رسم بخشيدن مناصب بي‌شغل را برانداخت و معيار ترفيع صاحب‌منصبان، شايستگي ايشان گشت. مهمات‌سازي در زمان او رشد کرد و توپ‌ريزي و باروت‌سازي تبريز دوباره رونق گرفت. وضع لباس ارتش مرتب و منظم شد. به دستور وي لباس سربازان از پارچه ايراني بود.


اصلاح سياست خارجي:
اميرکبير، دستگاه وزارت امور خارجه را توسعه داد. تأسيس سفارت‌خانه‌هاي دائمي در لندن و سن‌پترزبورگ، ايجاد کنسولگري در بمبئي، عثماني و قفقاز؛ تربيت کادر براي وزارت امور خارجه و تنظيم دفتر اسناد سياسي از کارهاي اوست.


اصلاحات مذهبي:
اميرکبير، در پي منع قمه‌زني و اصلاح امور روضه‌خواني برآمد. وي نسبت به علماي مذهبي با احترام خاصي برخورد مي‌کرد، با اين حال ميرزا ابوالقاسم امام جمعه تهران، از جمله روحانيوني بود که به شدت به مخالفت با اميرکبير برخاست و بسياري از روحانيون ديگر نيز به همراهي با او برخاستند.


حذف القاب و عناوين:
اميرکبير، القاب و عناوين فرمايشي را موجب زيان‌هاي اجتماعي مي‌دانست و در ناميدن ديگران به گفتن واژه "جناب" اکتفا مي‌کرد، حتي نسبت به مقام صدارت.


فرمان قتل سيدعلي محمد باب: اميرکبير، دستور داد که باب که در قلعه چهريق آذربايجان زنداني بود؛ در تبريز تيرباران شد.

فرمان قتل سالار پسر آصف‌الدوله:
سالار والي خراسان که طرفدار تجزيه‌طلبي و جدايي خاک خراسان از ايران بود، در زمان ناصرالدين‌شاه شورش کرد. اميرکبير، سپاهياني را به خراسان فرستاد. سرانجام، امير دستور داد که سالار و همراهانش کشته شوند.


آوردن سيدصالح عرب به ايران:
آقاسيدصالح در کربلا با فرستادگان امپراتوري عثماني روبه‌رو گرديد. وي شش روز با عثماني جنگيد تا اين که دستگير شد و سلطان عثماني به دستگير کردن وي فرمان داد. اميرکبير تلاش کرد تا سيد را به تهران برگرداند.

از جمله اقدامات مهم اميرکبير پايان دادن و سرکوب شورش محمدحسنخان سالار فرزند اللهيارخان آصف الدوله در خراسان (در نوروز 1266 ق) بود. در همان حال اميرکبير ضمن نظم بخشيدن بر امور دستگاه سلطنت و حکومت و کنترلي که بر اعمال و رفتار ديوانيان، شاهزادگان، خاندان سلطنت، رجال و صاحبان قدرت و غيره اعمال مي‌کرد، اصلاحات گسترده اي در امور اداري کشور به عمل آورد و با ريشه‌کن کردن بسياري از مفاسد اداري و مالي در اداره امور کشور نظمي نو پديد آورد؛ که البته همين اصلاحات برخي از مهمترين ديوانيان و صاحبان نفوذ و قدرت را با او دشمن کرد.
از ديگر اصلاحات اميرکبير بازسازي ارتش و قشون و پايه‌گذاري نظمي نو در نيروي نظامي کشور بود. آگاهان و ناظران امور در همان روزگار از سازمان نظامي جديدي که اميرکبير پايه گذاري کرد، سخت تمجيد و تحسين مي‌کنند.
از ديگر اقدامات اميرکبير ايجاد چاپارخانه، تذکره خانه (اداره گذرنامه)، بناي بازار و تيمچه و سراي امير در تهران، تأسيس سازمان اطلاعاتي - جاسوسي و خبررساني و خفيه‌نويسي بود که در دوران صدارت او بسيار کارآمد عمل مي‌کرد. امير کبير همچنين تلاشهاي بسياري براي اصلاحات قضايي و به تبع آن از ميان برداشتن رسم بست‌نشيني انجام داد که در بسياري از موارد روندي انحراف‌‌آميز يافته بود.
از مهمترين اقدامات اميرکبير تأسيس دارالفنون بود که پس از تلاشهاي بسيار در 5 ربيع‌الاول 1268و فقط 13 روز قبل از قتل اميرکبير افتتاح شد. اميرکبير در همان دوران کوتاه صدارت (1264─ 1268 ق) گامهاي استواري براي توسعه اقتصادي و صنعتي کشور و نيز رشد اقتصاد تجاري کشور برداشت و براي مثبت شدن تراز بازرگاني خارجي ايران تلاشهاي فراواني انجام داد. انتشار روزنامه وقايع‌اتفاقيه، تلاش براي ترجمه و انتشار کتب از ديگر اقدامات اميرکبير بود. اميرکبير که خود فردي مذهبي بود در ارتقاء شأن و منزلت علما و روحانيون کوشيد. به‌ويژه نقش برجسته اميرکبير در سرکوب شورش باب و از ميان برداشتن فتنه ‌بابيه که با محاکمه و اعدام "سيد علي‌محمد باب" به ‌پايان رسيد، روابط اميرکبير و علماي ديني را بيش‌از‌پيش تحکيم بخشيد. وطن‌دوستي و مخالفت شديد اميرکبير با نفوذ کشورهاي خارجي در ايران، تلاش براي برقراري عدالت و امنيت، جلوگيري از شکنجه و آزار متهمان و مجرمان، جلوگيري از پناهندگي جنايتکاران و مجرمين سياسي و غيره در سفارتخانه‌هاي خارجي و تلاش براي قطع ارتباط جاسوسي - اطلاعاتي اتباع داخلي براي نمايندگان خارجي از ديگر اقدامات اصلاحگرانه اميرکبير در طول دوران کوتاه (چهار ساله) صدارت بود.
اميرکبير که از همان آغاز صدارت سخت مورد حمايت و اعتماد ناصرالدين شاه قرار گرفته بود، در روز جمعه 22 ربيع‌الاول 1265 با ملکزاده خانم عزت‌الدوله خواهر تني شاه ازدواج کرد.
تلاشهاي اصلاحگرانه اميرکبير مدتي طولاني تداوم نيافت و در حالي که سياست خارجي مستقل اميرکبير و تلاشهاي جدي او براي قطع نفوذ و دخالت روس و انگليس مي‌رفت تا طليعه آغاز عصر نويني در کشور شود، توطئه‌هاي نمايندگان سياسي اين دو کشور و همگامي بدخواهان پيدا و پنهان داخلي اميرکبير با سياست بيگانگان به‌تدريج موجبات رنجش و سپس نوميدي و خشم ناصرالدين شاه را از او فراهم آورده از صدارت اعظمي و ديگر مشاغل اداري و نظامي‌اش معزول کرده و به شهر کاشان تبعيد کرد.
اميرکبير، دو روز پس از عزل به کاشان تبعيد شد. اما با اين وجود، مخالفان اميرکبير در دربار، احتمال مي‌دادند که اميرکبير بار ديگر مورد عنايت شاه قرار گيرد و به قدرت بازگردد. بنابراين با کوشش فراوان توانستند حکم قتل وي را از ناصرالدين‌شاه و يا گفته اند از مادر وي مهد عليا بگيرند. حاجي علي مراغه اي (حاجب الدوله) را مأمور قتل اميرکبير کرد.
اميرکبير در محرم 1268 از مقام صدارت عظمي عزل شد و در شب شنبه 18 ربيع‌الاول 1268 توسط حاجب‌الدوله در حمام فين کاشان به قتل رسيد. جسد اميرکبير ابتدا در کاشان دفن شد ولي چند ماه بعد با تلاش عزت‌الدوله، همسرش، به کربلا منتقل شد.


behnam5555 12-17-2011 06:18 PM

عجب صبری خدا دارد
عجب صبری خدا دارد !
اگر من جای او بودم
همان یک لحظه ی اول
که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان
جهان را با همه زیبایی و زشتی
به روی یکدگر ویرانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که در همسایه ی صدها گرسنه ، چند بزمی گرم عیش و نوش می دیدم
نخستین نعره ی مستانه را خاموش آندم
بر لب پیمانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی رنگین
زمین و آسمان را
واژگون مستانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
اگر من جای او بودم
که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق
قتنه ی این علم عالم سوز مردم کش
به جز اندیشه عشق و وفا ، معدوم هر فکری
در این دنیای پر افسانه می کردم
عجب صبری خدا دارد
چرا من جای او باشم ؛
همان بهتر که او خود جای خود بنشسته و تاب تماشای زشت کاری های این مخلوق را دارد
و گر نه من به جای او چو بودم
یک نفس کی عادلانه سازشی
با جاهل و فرزانه می کردم
عجب صبری خدا دارد ! عجب صبری خدا دارد




behnam5555 12-18-2011 10:58 AM

میدانی تفاوت نیاكان تو با دیگران در چیست ؟!


در بناهای بزرگ دنیا مانند دیوار چین و اهرام ثلاثه کتیبه هایی یافت شده که این عبارات در آن حکاکی شده بود:

http://iranfars.ir/upload/group/24/0..._taknaz_ir.jpghttp://iranfars.ir/upload/group/24/0..._taknaz_ir.jpg

اگر برده ای در هنگام کار آسیب دید او را گردن بزنید!

ولی در تخت جمشیده تو، در کتیبه ها مکشوف نوشته شده بود اگر کارگری (فرق کارگر با برده بسیار است) در هنگام کار در این بنا آسیب دید حکومت موظف است تا اخر عمر وسایل امرار معاش او را بدون هیچ منت و چشم داشتی پرداخت کند!
پس بر موسس این بنا کوروش کبیر درود فرست



behnam5555 12-18-2011 11:06 AM

نکات مهم برای حفظ سلامت چشم

همه ما می‌دانیم که تا چه اندازه بینایی برای ما اهمیت دارد. اما بااینحال اکثر ما توجه زیادی به آن نداریم.

اجازه بدهید مطمئنتان کنیم که از دست دادن بینایی و اختلالات مربوط به آن واقعاً مسئله کم‌اهمیتی نیستند. در سراسر جهان، حدوداً 25 میلیون نفر هستند که بینایی خود را از دست داده‌اند و حدود 80 میلیون از آنها دید نامنظم دارند.

بگذارید ببینیم برای حفظ سلامت چشمانتان چه می‌توانید بکنید:

چکاپ مرتب چشم توسط پزشک متخصص

اکثر مشکلات جدی بینایی محصول بیماری‌های چشمی مثل انحطاط ماکولا وابسته به سن، کوری تدریجی، رتینوپاتی دیابتی و آب‌مروارید می‌باشد. خیلی مهم است که این بیماری‌ها زود تشخیص داده شوند و درمان آنها نیز فوراً آغاز گردد.

و برای تشخیص، مهم است که هر شش ماه یکبار مورد چکاپ مرتب قرار گیرید. یک متخصص چشم خوب می‌تواند حتی قبل از ظاهر شدن علائم، مشکل را تشخیص دهد.

استفاده از عینک آفتابی

بااینکه هیچوقت استفاده از کرم ضدآفتاب موقع بیرون رفتن در روزهای آفتابی یادمان نمی‌رود، خیلی مراقب چشم‌هایمان زیر نور خورشید نیستیم. نباید هیچگاه مستقیم به خورشید نگاه کنید تا چشم‌هایتان تخریب شود. اشعات UV خورشید می‌تواند از برف، شن، آسفالت و آب منعکس شوند.

این اشعات چشم را بیشتر در معرض آب‌مروارید و انحطاط ماکولا وابسته به سن قرار می دهد. حتی می‌تواند قرنیه را دچار آفتاب‌سوختگی کند که موجب کوری تدریجی می‌شود.

پس عادت کنید که قبل از بیرون رفتن از خانه حتماً عینک آفتابی به چشم بزنید. و عینک‌آفتابی که استفاده می‌کنید هم باید 100% درمقابل UV محافظ باشد.

از فشار آوردن زیاد به چشم خودداری کنید

تاثیرات کوتاه‌مدت فشار آوردن به چشم، درد چشم، آبریزش، دو بینی و سردرد است. کار کردن با کامپیوتر برای مدت طولانی بر چشم‌ها تاحدی اثر می‌گذارد. اما LCDهای جدید تاثیر بسیار کمی روی چشم می‌گذارند. بااینحال، در زیر به چند نکته در این مورد اشاره می‌کنیم:

درصورت نیاز از ***** مخصوص استفاده کنید.
سعی کنید زاویه مانیتور را تغییر دهید.
از خیلی جلو نشستن روبه‌روی کامپیوتر و تلویزیون خودداری کنید.
قانون 20/20/20 را رعایت کنید. هر 20 دقیقه، به مدت 20 ثانیه به حداقل 20 فوت دورتر از خودتان نگاه کنید.

محافظت از چشم‌ها

جدا از بیماری‌های چشمی، آسیبدیدگی هم اثر مهلکی بر چشم‌ها و بینایی دارند. افرادیکه کارهای خطرناک دارند حتماً باید از عینک‌های محافظ چشم استفاده کنند. از این گذشته، در مواقع زیر نیز باید از عینک محافظ استفاده شود:

استفاده از ماشین چمن‌زنی زیرا ممکن است تصادفاً سنگ به سمت بالا پرت کند.
کار کردن روی ماشین زیرا اسید باتری، جرقه‌ها و آشغال‌ها ممکن است به چشم آسیب بزنند.
کار کردن با موادشیمیایی (مثلاً موقع انجام یک پروژه شیمی برای دانشگاه)

رژیم‌غذایی مفید برای چشمانتان داشته باشید

بااینکه خوردن هویج به طرز معجزه‌آسایی بیناییتان را قوی‌تر نمی‌کند اما مصرف کافی ویتامین‌ها و موادمعدنی برای چشمانتان خوب است. یک رژیم‌غذایی سالم و متعادل داشته باشید که در آن از مقدار معین ویتامین A، E و C و همچنین زینک، مس، سلنیوم و آنتی‌اکسیدان‌ها وجود داشته باشد. درمورد تمرینات مخصوص چشم از پزشکتان سوال کنید و هیچوقت بدون مشورت با پزشک از لنز استفاده نکنید.


behnam5555 12-18-2011 11:12 AM

70 موقعیت مهم برای شناخت بیشتر نامزدتان



شناخت نتیجه پرسش و پاسخ و تفحص است. برای شناخت یکدیگر آن هم در یک رابطه نزدیک و صمیمی، احتیاج به پرسش های زیادی است. آنچه زوج ها پیش از ازدواج در مورد آن ها سوال می کنند، موضوعاتی بسیار کلی است که آن ها را در مورد شناخت عمیق یکدیگر بی نیاز نمی کند.
آنچه زوج ها به عنوان شناخت به آن ها نیازمندند، چگونگی اتصال آرزوها، نقص ها، ترس ها، شکست ها و در کل جنبه هایی از شخصیت است که تعاملی عمیق با موقعیت های معمول زندگی دارد.


برای دستیابی به این شناخت، زوج ها نیازمندند، واکنش های یکدیگر را در موقعیت های متفاوت و مهم، از نظر شناختی، رفتاری و هیجانی بررسی کنند. و به این صورت شناخت در تعامل معنا پیدا می کند و زوجین از شناخت کلی که برای یک رابطه کافی نیست به سمت شناخت موقعیتی حرکت می کنند. شناخت موقعیتی، ملموس تر است و قدرت پیش بینی را در زوج ها افزایش می دهد.
در زیرپرسشنامه ای برای شناخت بهتر زوج ها از یکدیگر طراحی شده است. دختر و پسری که باهم نامزد هستند می توانند جملات ناقص این پرسشنامه را پر کرده در اخیار یکدیگر قرار دهند.

1-من احساس شادی می کنم وقتی ...
2- من احساس بی عدالتی می کنم وقتی ...
3-من احساس می کنم زمانی تو را دوست دارم که تو...
4- من احساس می کنم من را وقتی دوست داری که من...
5- من شک می کنم تو عاشقم هستی وقتی تو...
6- من به تو احساس نزدیکی می کنم وقتی...
7- من به تو احساس دوری می کنم وقتی...
8- من احساس خشم می کنم وقتی...
9- من احتیاج به درک تو دارم وقتی...
10- قبل از اینکه نسبت به تو عصبانی شوم، چیزی به فکرم خطور می کند، آن چیز .... است
11-گاهی فکری در مورد رابطه مان باعث ترس من می شود، آن فکر... است
12-سه چیزی که من از تو می خواهم ... هستند
13-یکی از راه هایی که من بوسیله آن عشقم را نشان می دهم... است
14- یکی از راه هایی که من دوست دارم از طریق آن عشقت را به من نشان دهی... است
15-وقتی عصبانی هستی دوست دارم به روش های زیر با من برخورد کنی...
16- من احساس می کنم پس زده شده ام وقتی تو...
17- سه چیز که من در کودکی عاشق آن بودم...
18- وقتی نوجوان بودم، علاقه من...بود
19- سه هدف اصلی زندگی من...است
20- برای من، خدا...
21- نیازهای فیزیکی من...هستند
22-نیازهای احساسی من...هستند
23- نیازهای اجتماعی من... هستند
24-نیازهای حرفه ای من... هستند
25-نیازهای معنوی من... هستند
26- نیازهای من که در حال حاضر برطرف نمی شوند... هستند
27- من در برطرف کردن بعضی از نیازهایم به تو احتیاج دارم؛ آن نیازها... هستند
28- وقتی از من شکایتی داری دوست دارم آن را به شکل زیر بیان کنی...
29- وقتی از دست من عصبانی هستی، دوست دارم آن را به شکل زیر بیان کنی...
30-وقتی نیازهای تو در رابطه ما برطرف نمی شود دوست دارم آن را به شکل زیر بیان کنی...
31-دوست دارم عشقت را به شکل زیر بیان کنی...
32- وقتی در چیزهایی شکست می خورم احساس می کنم...
33- وقتی با من ارتباط برقرار نمی کنی، احساس می کنم...
34- وقتی نقد می شوم احساس می کنم...
35-دوست دارم اوقات فراغتمان را در مکان های زیر و به شکل های زیر سپری کنیم...
36-فلسفه من برای به دنیا آوردن بچه، موارد زیر است...
37- چیزهایی که احساس می کنم باید به تو بگوییم... هستند
38- به تو بیشتر نیاز دارم وقتی...
39- اتقاقاتی که از گذشته ها من را اذیت می کند... هستند
40- یکی از چیزهایی که من باید برای بهبود رابطه مان منظم تر تمرین کنم... است
41- چیزهایی که دوست دارم برای نزدیک شدن به هم، با هم انجام دهیم... هستند
42- من به همکاری تو در این زمینه ها نیازمندم...
43- من به همراهی تو نیازمندم وقتی...
44-سه چیزی که باعث می شود من به خودم احترام بگذارم... هستند
45- چیزهایی که برای من سرگرمی هستند و من از آن ها لذت می برم... هستند
46- به خدا احساس نزدیکی می کنم وقتی...
47- اولین باری که دیدمت احساس کردم...
48- یکی از گلایه های من از والدینم... است
49- بعضی از مسائلی که دوست دارم وقتی وقت آزاد داری در مورد آن ها بحث کنیم... هستند
50-من به تو احترام می گذارم وقتی...
51- دلایل من برای زمانی هایی که به تنهایی احتیاج دارم موارد زیر است...
52- اگر خانه ما آتش بگیرد، سه چیزی که در ابتدا از آن ها محافظت می کنم ... هستند
53- وقتی، به سادگی احساس آرامش می کنم که...
54-احساس من در مورد وضعیت اقتصادیمان ... است
55- عادت هایی که من باید از آن ها دست بکشم... هستند
56- سه چیزی که باعث می شود من به تو احترام بگذارم... هستند
57- به تو احساس عشق می کنم مخصوصاً زمانی که...
58-آرامش من وابسته به ...است
59- من در مسائل زیر دچار مشکل هستم...
60- بعضی از چیزهایی که دوست دارم در مورد خودم تغییر بدهم... هستند
61- چیزهایی که پیش از این در مورد آن ها صحبت کرده ایم و من دوست دارم اکنون نظرم را راجع به آن ها بگویم... هستند
62- احساس من در مورد بیان احساسات و هیجانات ... است
63- من از تو سپاسگزارم به خاطر...
64- آرزوهایی که برای تو می کنم... هستند
65- قبل از مرگم دوست دارم...
66-دوست دارم استعدادهای زیر را در خودم شکوفا کنم...
67- دوست دارم به خاطر موارد زیر طلب بخشش کنم...
68- از والدینم به خاطرر موارد زیر قدردان و سپاسگذارم...
69-بعضی از اتفاقات خوشایند اخیر... هستند
70-احساس افسردگی می کنم وقتی...

موقعیت های بالا به صورت فردی و تعاملی در نظر گرفته شده است تا زوجین را از دنیای فردی و تعاملی هم آگاه کند. شما نیز می توانید برای افزایش شناخت، سوال های مهم خود را به پرسش نامه بیافزایید.

behnam5555 12-18-2011 11:34 AM


بزرگترین سبزیجات غول پیکر دنیا

کشاورزان خوش ذوق انگلیسی محصولات کشاورزی غول پیکری تولید کرده اند.


http://www.taknaz.ir/upload/57/0.761..._taknaz_ir.JPG
http://www.taknaz.ir/upload/57/0.088..._taknaz_ir.JPG http://www.taknaz.ir/upload/57/0.336...fMJqv1f8aBE7Xw
http://www.taknaz.ir/upload/57/0.828..._taknaz_ir.JPG

بزرگترین پیاز جهان به وزن 8.150 کیلوگرم
http://www.taknaz.ir/upload/57/0.142..._taknaz_ir.JPG

گوجه فرنگی و کلم غول پیکر

http://www.taknaz.ir/upload/57/0.375..._taknaz_ir.JPG


behnam5555 12-18-2011 11:39 AM


اس ام اس جدید دلتنگی !!

نمیدانم از دلتنگی عاشقترم یا از عاشقی دلتنگ تر
فقط میدانم در آغوش منی ، بی آنکه باشی
و رفتی ، بی آنکه نباشی . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چگونه دست دلم را بگیرم ودر كنار
دلتنگیهایم قدم بزنم
در این خیابان
كه پر از چراغ و چشمك ماشینهاست
...نه آقایان:
مسیر من با شما یكی نیست
از سرعت خود نكاهید
من آداب دلبری را نمی دانم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
خدایا
این دلتنگی های ما را هیچ بارانی آرام نمیکند
فکری کن
اشک ما طعنه میزند به باران رحمتت .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هر لحظه هرجا که میرم حس نگاهت با من
این دل بیطاقتِ من قیده تورو نمی زنه
بذار یبار نگات کنم از جونو دل‌ صدات کنم
هرچقدر دلتنگی‌ دارم هدیه به اون چشات کنم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بکشد
بدون هیچ خمی بر ابرو
اما افسوس که داده را پس نمیگیرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلم برایت تنگ شده !
می خواهم آنقدر اشک بریزم
تا غبار فاصله از قلبم تمیـــز شود .
ولی می ترسم ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
باران کـه میبـارد...... دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود..... راه می افـتم ... بـدون ِ چـتـر ... من بـغض می کنـم ....آسمـان گـریـه ..
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من وجودم به تو مدیون و دلم مامن توست
آرزویم نظری روی تو و دیدن توست
من اگر دور ز تو هستم و دلتنگ شدم
با صدای خوش تو غرق در آهنگ شدم . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
میگن دلتنگی قشنگ ترین هدیه ی عشقه
حالا من با این هدیه ی قشنگ تو چیکار کنم!؟
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نقــاش خــــوبی نــــبودم...
..
اما
..
ایــن روزها...
..
به لطـف تــــــــــو...
..
انـــتظار را
..
دیـــدنی میكــشـم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من و این داغ در تکرار مانده
من و این عشق بیدار مانده ،
مپرس از من چرا دلتنگ هستم
دلم بین در و دیوار مانده . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من حسرت دیدار تو دارم به که گویم
از بهر تو من ابر بهارم به که گویم
غیر از تو کسی را به خدا دوست ندارم
از نرگس چشم تو خمارم به که گویم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
به نام خدائی که هستی را با مرگ ، دوستی را یک رنگ
زندگی را با رنگ ، عشق را رنگارنگ ، رنگین کمان را هفت رنگ
شاپرک را صد رنگ ، و مرا دلتنگ تو آفرید . . .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
سفر مگو که دل از خود سفر نخواهد کرد
اگر منم که دلم بی تو سر نخواهد کرد
من و تو پنجره های قطار در سفریم
سفر مرا به تو نزدیکتر نخواهد کرد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نمیدانم چرا بیمارم امشب
سکوتی خفته در گفتارم امشب
غم اشک دلم آهسته می گفت
پریشان از فراق یارم امشب .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دست من کوتاه از دیدار توست
قلب من اما همیشه یاد توست .
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
هرگاه دلت یاد کسی کرد و فرو ریخت ، آنگاه به یاد آر که من نیز به یاد تو چنینم
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
من بودم
تو
و یک عالمه حرف...
و ترازویی که سهم تو را از شعرهایم نشان می داد!!!
کاش بودی و
می فهمیدی
وقت دلتنگی
یک آه
چقدر وزن دارد...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
لطفا هی نپرس دلتنگی چه معنی دارد ؟
دلتنگی معنی ندارد ...
درد دارد
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دل من تنگ تو است
صندلیهای حیاط
پر برف دیشب ...
و تو کی می آیی؟
که شود آب همه برفهایی
که نبودت را فریاد زده !
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاهت کافیست تا دوباره در هوای آمدنت بمیرم ، تو همیشه دعوتی ، راس ساعت دلتنگی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
دلتنگی احساس قشنگیه
وقتی بدونی اونیکه دوسش داری
هیچوقت فراموشت نمی کنه
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چه سخت است دلتنگ قاصدک بودن در جاده ای که در آن هیچ بادی نمی وزد ...
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
نگاهم کن که چشمانت قشنگ است
صدایم کن که دل در سینه تنگ است
مرا با خود ببر آنسوی غربت
که اینجا شیشه هم از جنس سنگ است
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چقدر سرد است!
وقتی...
دلتنگتم و نیستی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اشکهایم که سرازیر میشوند......
دیری نمی پایدکه قندیل می بندد...
عجیب سرد است هوای نبودنت


behnam5555 12-18-2011 11:43 AM


9 ماده‌‌ی غذایی که باید هر روز بخوریم
این 9 ماده غذایی را هر روز بخورید

اگر می‌خواهید مطمئن باشید مواد غذایی‌ای که مصرف می‌کنید سرشار از آنتی‌اکسیدان، فیبر و مواد مغذی دیگر هستند سعی کنید این 9 ماده‌ی غذایی را در برنامه‌ی غذایی هر روزتان بگنجانید.

خوردن مواد غذای مفید، توصیه‌ی هر روز ما برای حفظ سلامت شماست. بعضی از مواد غذایی در بین انبوه غذاهای دیگر خواص مفیدتری دارند و معجزه می‌کنند مثل سیر، تخم کتان، چای، روغن زیتون، دارچین، جودوسر و ....


سیر
سیر ضدباکتری و ضدویروس است. این خواص محافظتی ناشی از ترکیبات سیر است که خواص آنتی‌اکسیدانی دارد و برای سیستم قلبی عروقی مفید است.
مصرف 6 حبه سیر در هفته کافی است که احتمال ابتلا به سرطان کولون، سرطان معده و سرطان پروستات را به نصف برسانید.
میزان مصرف: روزانه یک حبه سیر بخورید.
توصیه می‌کنیم سیر را له کنید و قبل از مصرف اجازه دهید که حدود ده دقیقه بماند در این صورت سیر تمام پتانسیل درمانی‌اش را آزاد می‌کند.


روغن زیتون
روغن زیتون یکی از سالم‌ترین روغن‌های موجود است.
این روغن میزان کلسترول بد خون را پایین آورده و کلسترول مفید خون را بالا می‌برد.
روغن زیتون سرشار از فنول و آنتی‌اکسیدان‌هایی است که از رسوب کلسترول در جداره‌ی رگ‌ها پیشگیری می‌کند.
میزان مصرف: روزانه 1 قاشق غذاخوری(15میلی گرم) مصرف کنید.



بروکلی
بروکلی یک ماده‌ی غذایی ضدسرطان درجه یک است به خاطر این که سرشار از ترکیبات گوگردی و به ویژه حاوی سولفورافان است. بوی کلم ناشی از وجود همین ماده است. ترکیبات بروکلی باعث تحریک ترشح آنزیم‌هایی می‌شود که وظیفه‌ی سم زدایی از ترکیبات سرطان‌زا را بر عهده دارد.
با مصرف زیاد بروکلی شما خطر ابتلا به سرطان، سرطان ریه، معده و کولون را به نصف می‌رسانید.
میزان مصرف: 125 میلی گرم معادل نصف فنجان بروکلی پخته.
توصیه می‌شود برای بهره مندی بیشتر از سولفورافان، بروکلی را به مدت 3 الی 4 دقیقه بخارپز کنید.


ماست
ماست منبع فوق‌العاده‌ی کلسیم است که برای حفظ سلامت استخوان‌ها ضروری است. اما باید بدانید که اصلی‌ترین خاصیت این ماده‌ی غذایی پرطرفدار ناشی از باکتری‌ای به نام پروبیوتیک است که تکثیر باکتری‌های مضر در روده را متوقف می‌کند.
مصرف مرتب ماست برای درمان ناراحتی‌های التهاب شکمی، زخم‌ها، عفونت‌های ادراری و عفونت‌های واژینال مفید است.
میزان مصرف: روزانه سه چهارم فنجان (175میلی گرم) ماست کم چرب میل کنید.



جو دوسر
جو دوسر سرشار از نوعی فیبرهای حلال به نام بتا گلوکان است که میزان کلسترول و فشار خون را پایین می‌آورد.
علاوه بر این، مصرف جو دوسر در کاهش حملات قلبی نیز موثر است.
میزان مصرف: سعی کنید روزانه 10 گرم فیبر محلول مصرف کنید. هر وعده جو دوسر حدود 2 تا 3 گرم نیاز شما را برآورده می‌سازد.


تخم کتان
اگر روزانه یک قاشق سوپ‌خوری تخم کتان را به ماست یا غلاتی که مصرف می‌کنید افزوده و نوش جان کنید 2.3 گرم نیاز خود به فیبر را تأمین کرده‌اید.
تخم کتان حاوی موادی است که در بدن همانند هورمون استروژن عمل می‌کند. در واقع این مواد گیرنده‌های این هورمون در سلول‌ها را مسدود کرده و به این ترتیب احتمال ابتلا به برخی از سرطان‌ها مثل سرطان سینه که بر اثر اختلال هورمونی بروز می‌کند را کاهش می‌دهد.
علاوه بر این به خاطر وجود همین مواد ضدالتهابی، تخم کتان در درمان بیماری‌هایی مثل آسم و آکنه هم موثر عمل می‌کند.
میزان مصرف: روزانه 1 تا 2 قاشق غذاخوری (15 الی 30میلی گرم).



دارچین
دارچین یکی از ادویه‌های مفید برای سلامت بدن است. علاوه بر این شهرت دارچین در کاهش گلیسمی یا همان میزان قند خون زبان زد همه است. این خاصیت دارچین روی دیابت هم تأثیر می‌گذارد. این ادویه‌ی مفید از تشکیل لخته‌های خونی جلوگیری می‌کند و دارای خواص ضدباکتریایی و ضدالتهابی است.
میزان مصرف: روزانه یک چهارم تا نصف قاشق چای‌خوری معادل 1الی 2 میلی گرم کافی است تا میزان تری گلیسیرید و کلسترول خونتان 12 الی 30 درصد کاهش یابد.
توصیه می‌کنیم در چای یا قهوه‌تان دارچین بریزید. این کار ترفند موثری برای بهره‌مند شدن از خواص این ادویه مفید است.


چای
چای یکی از منابع اصلی آنتی‌اکسیدان‌ها است به طوری که هیچ میوه و سبزی موجود دارای این میزان آنتی‌اکسیدان نیست. آنتی اکسیدان‌های چای از بیماری‌های قلبی و سرطان پیشگیری می‌کنند. اگر دنبال دلیل هستید باید بگوییم که آنتی اکسیدان‌های چای ضرر و آسیب‌های کلسترول بد را کاهش داده و به این ترتیب از تشکیل لخته‌های خونی جلوگیری می‌کند و عملکرد سیستم قلبی عروقی را بهبود می‌دهد.
افرادی که روزانه یک یا دو فنجان چای می‌نوشند به میزان 46 درصد احتمال انسداد خطرناک رگ‌های‌شان را کاهش می‌دهند.
میزان مصرف: روزانه دو تا پنج فنجان چای بنوشید.


لوبیا
لوبیا خواص مفیدی برای حفظ سلامت قلب دارد زیرا سرشار از فیبرهای محلول است.
این مواد کلسترول را جذب خود می‌کنند و به این ترتیب قبل از این که کلسترول بتواند به جداره‌ی رگ‌ها آسیبی بزند از بین می‌رود.
نتایج پژوهش‌های متعدد نشان داده است مواد غذایی که سرشار از فیبرهای محلول هستند می‌توانند میزان کلسترول را به میزان 10 الی 15 درصد کاهش دهد.
میزان مصرف: مصرف سه چهارم فنجان لوبیا( معادل 157 گرم) برابر با مصرف یک وعده گوشت است.
توجه داشته باشید که در میان مواد غذایی دیگر که منشاء گیاهی دارند لوبیا و حبوبات دیگر حاوی بیشترین میزان پروتئین هستند. اما پروتئین موجود در این مواد غذایی از نوع پروتئین غیر کامل می‌باشد و توصیه می‌شود برای تأمین پروتئین کامل بدنتان روزانه یک وعده غذای دانه‌ای مثل برنج نیز مصرف کنید.

منبع: بخش تغذیه و آشپزی تبیان


behnam5555 12-19-2011 07:13 PM


شب يلدا

گرد آمدیم:
شبچره ای بود و آتشی،
گفت و شنود و قصه و نقلی ز سیر و گشت ...
وقتی که برشکفت گل هندوانه، سرخ
در اوج سرگذشت
یلدا، شب بلند، شب بی ستارگی
لختی به تن طپید و به هم رفت و درشکست
با خانه می شدیم که گرد سپیده دم
بر بام می نشست

سیاوش کسرایی


شب یلدا که آن را شب چلّه نیز می نامند از دیر سال ترین سنت های ایرانیان است؛ که نخستین شب فصل زمستان (یا یکم دی ماه به تقویم امروزی) است. ایرانیان‎‎ که همواره خواهان پاکی‎‎ و روشنی بوده اند، این‎‎ شب‎ بلند را جشن می‎‎ گیرند و شب‎ زنده‌داری‎ می‌کنند چرا که از این پس نور خورشید رو به فزونی می گذارد. در ایران هیچ خانواده‌ای وجود ندارد که این شب را فراموش کند و همه ی مردم ایران این شب را به فرخندگی، خنده ، شادی و جمعی دوستانه و ایرانی با خوراکی‌های ویژه ی این شب سپری می کنند.
هندوانه، انار، آجیل، پشمک و سایر شیرینی‌های محلی، شب یلدا در خانه ی همه دیده می‌شود. سفره‌ای شیرین و خوش‌رنگ که دور آن تمام لب‌ها خندان است و شاد.امّا در شب یلدا به جز شادی و خوش‌خوراکی چیز دیگری نیز روی می دهد که تنها باید با یک ستاره ‌شناس آن را دید و آزمود.
جشن زایش خورشید در بلند‌ترین شب سال روی می دهد. در آخرین ساعت های این‌شب ستاره‌ها در موقعیتی قرار می‌گیرند که به وضوح می‌توان دگرگونی های گوی آتشین را به چشم دید.

پیشینه یلدا

«اگر به گذشته هاى دور تاریخ قوم ایرانى باز گردیم با اندیشه هاى پویایى روبرو مىشویم که تضّاد طبیعت را خوب مى فهمید. گرما، روشنى و تاریکى و نیکى و بدى. اینگونه بود که براى هر قطب سالارى برگزید ویکى را اهریمن و دیگرى را اورمزد نامید. در این میان سرما هم زاده اهریمن بود. »
«یلدا» واژه ای سریانی و به‎‎ معنی زادروز است‎ (رومیان آن را ناتالیس انویکتوس یعنی روز زایش ( مهر ) شکست ناپذیر نامند.) و این شب را به این نام می خوانند زیرا بر اساس‎ اندیشه‎ ایرانیان‎‎ کهـن، از فـردای‎ شـب‎ یلدا از مدت شب یعنی پلیدی سیاهی و اهریمنی کاسته می شود و بر مدت‎ روز افزوده‎ و خورشید (اهورا مزدا) از نـو زاده می‎ شود. « ... نام این روز میلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوی است. گویند در این روز نور از حد نقصان به حد زیادت خارج می شود، و آدمیان نشو و نما آغاز می کنند و "پری" ها به ذبول و فنا روی می آورند. »
زایش خورشید و آغاز دی را، آیین ها و فرهنگ های بسیاریاز سرزمین های کهن آغاز سال قرار دادند(رسم شب یلدا ویژه ی آریایی هاست)، به شگون روزی که خورشید از چنگ شب های اهریمنی نجات می یافت و روزی مقدس برای مهر پرستان بود.
در این شب که بلند ترین شب از شب هاى سرد سال است خانواده های ایرانیان گرد هم تا صبح در کنار نور و روشنى بیدار مىنشستند تا از پلیدى اهریمن در امّان باشند. در قدیم که آتش، روشنى بخش خانه ها بودهمگى تا صبح در کنار آتش مى نشستند و از خاموش شدن آن جلوگیرى مى کردند چرا کهمعتقد بودند در خاموشى، ارواح زیانگر به خانه ها مى تازند.
گفته اند «در زمان ابوریحان بیرونی به دی ماه، «خور ماه» (خورشید ماه) نیز می‌گفتند که نخستین روز آن خرّم روز نام داشت و ماهی بود که آیین‌های بسیاری در آن برگزار می‌شد.» ابوریحان بیرونی می گوید : (( دی ماه را خور ماه نیز می گویند . نخستین روز آن خرّم روز است و این روز و این ماه هـر دو به نام خدای بزرگ اسـت . )) از آن جا که خرّم روز، نخستین روز دی ماه، بلندترین شب سال را پشت سر دارد، پیوند آن با خورشید معنایی ژرف می‌یابد. از پس بلندترین شب سال که یلدا نامیده می‌شود خورشید از نو زاده می‌شود و طبیعت دوباره آهنگ زندگی ساز می‌کند و خرّمی جهان را فرا می‌گیرد.

آجیل:
در شب یلدا به غیر از انار و هندوانه مردم ایران آجیل نیز می خورند که به دلیل اینکه بخش عمده ی آجیل از تخمه ی هندوانه تشکیل شده می تواند مظهر باروری باشد.خوردن آجیل نه تنها در شب یلدا بلکه در جشن های بسیار دیگری که ایرانیان دارند(مانند نوروز) نقشی مهم دارد! آجیل شب یلدا به دلیل مغزها وخشکبار فراوان ومتنوعی که دارد از نظرارزش غذایی بسیارسودمند است .آجیل از جمله مواد غذایی است که در میهمانی های رسمی ما به کار می رود وجزء موادغذایی گران قیمت است.آجیل این شب برخلاف آجیل عیدنوروز،خام بوده ونمک ندارد این آجیل به نام آجیل شیرین شناخته شده است وازآنجایی که بوداده نیست ، از نظرکارشناسان تغذیه هم مفیدتر است. آجیل معمولن شامل پسته، بادام، فندق، نخودچی و کشمش است.

فال حافظ:
یکی از آیین های شب یلدا در ایران، فال گرفتن با دیوان حافظ است. مردم دیوان اشعار لسان الغیب را با نیت بهروزی و شادکامی می‌گشایند و فال دل خویش را از او می خواهند. این رسم از قرن 18 به بعد رواج یافته است.
فال حافظ گرفتن، در شب نشینی های زمستان و مناسبت هایی چون چهارشنبه سوری، بعد ازظهر سیزده بدر، تیرما سیزه شو ( جشن تیرگان در مازندران ) نیز از باورهای همگانی است ولی در شب یلدا گویا بیشتر انجام شده است.
در روستای کاورد دودانگه ساری، خواندن کتاب حافظ چندان رونقی ندارد. تنها در سال یک بار، آن هم در شب یلدا از دیوان حافظ فال می گیریم. برای فال گرفتن غروب شب یلدا همسایگان و نزدیکان، با آجیل و میوه به خانه ی باسواد ده می روند، که فالشان را گرفته و ببیند چه سرگذشتی درباره ی آن ها نوشته است.
در برخی دیگر از نقاط ایران نیز شاهنامه‌خوانی رواج دارد. نقل خاطرات و قصه‌گویی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها نیز یکی از مواردی است که یلدا را برای خانواده ایرانی دلپذیرتر می‌کند. امّا همه این‌ها ترفندهایی است تا خانواده‌ها گرد یکدیگر آیند و بلندترین شب سال را با شادی و صفا سحر کنند.

یلدا در جای جای ایران
شیراز: مردم شیراز در شب یلدا به شب زنده‌داری می‌پردازند و برخی نیز بسیاری از دوستان و بستگان خود را به میهمانی خویش فرا می خوانند. در این شب میزبان سفره‌ای می‌گسترانند که بی‌شباهت به سفره هفت‌سین نوروز نیست و در آن آینه و یکی دو شاخه گل لاله چند شمع زیبا و رنگین و ظرفهایی از اسپند به همراه میوه‌هایی چون انار و به ویژه هندوانه وآجیل و تنقلاتی چون نخودچی، کشمش، حلوا ارده، رنگینک، ارده شیر حلوا شکری، و خرما و انجیر را جای می‌دهند. مردم این خطّه معتقدند در این شب افرادی که گرم مزاجند، باید از انواع خوردنیهای سردمانند هندوانه بخورند و برعکس سرد مزاجان، از انواع خوراکیهای سرد مانند خرما،رنگینک، انجیر و ارده شیر.

آذربایجان : مردم آذربایجان در این شب برای دختری که نامزد خانواده است باتازه عروس ها، هدایایی می فرستادند که اطرافش با هندوانه و شال قرمز بزرگی کهگرداگرد آن انداخته بودند تزئین شده بود چرا که معتقدند شال قرمز باعث خوشبختی شادیو بخت زیبای عروس می شود. همچنین در آذربایجان مردم هندوانه چلّه (چیله قارپوزی) می‌خورند و باور دارند که با خوردن هندوانه لرز و سوز و سرما به تن آنها تاثیری ندارد.
اردبیل: در اردبیل رسم است که مردم، چلّه بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولن گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.
مردم شمال کشور: مردم اقوام شمالی کشور نیز تمام وسایل شب یلدا را با تزئین به همراه ماهی بزرگتزئین شده ای برای عروس پیش کش می برند.

گیلان: در گیلان هندوانه را حتمن فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چلّه هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از میوه‌هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شودو شیوه ی تهیه ی آن به این صورت است: در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس ازگیل در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه‌کش آفتاب می‌خورند.
کرمان: در کوهبنان ( از بخش های کرمان )، در خانه های روستایی، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم می گذاشتند و انگور را یا همچنان که بر درخت بود، در کیسه ها می کردند و یا در جایی خنک به بند می آویختند. و در شب یلدا تمامی آنها می بایستی خورده شود.
در شهر کرمان دراین شب مردم تا بامداد به خیال اینکه قارون به شکل هیزم شکنى که پشته هیزم به خانه نیکوکاران مستمند مى برد و هیزم آن ها را زرین می کند، بیدارمى نشستند و تاریکى و سنگینى شب را با حلاوت و شیرینى قصه و پند وحکایت به پایان مى بردند.
در روستاهای خراسان و آذربایجان در این شب، خانواده پسری که با دختری نامزد شده، طی مراسمی شاد با ساز و دف هدایایی برای دختر می فرستادند. در شهر خوی هدیه دادن شیرینی پشمک رواج داشت و این کار گویا به مناسبت شباهت پشمک با برف بوده است.
زرتشتیان در این شب جشن می‌گیرند و فدیه می‌دهند. فدیه، سفره‌ای است که در هر خانه گسترده می‌شود و در آن خوراکی‌های مرسوم شب یلدا چیده می‌شود. زرتشتیان در این شب دعایی به نام "نی ید" را می‌خوانند که دعای سپاس نعمت است. خوراکی‌هایی که در این جشن استفاده می کردند، گوشت و 7 میوه خشک شده خام (لورک) را شامل می شوند.
آشوریان نیز در شب یلدا آجیل مشکل گشا می‌خوردند و تا پاسی از شب را به شب نشینی و بگو بخند می‌گذراندند و در خانواده‌های تحصیل کرده آشوری فال‌گرفتن با دیوان حافظ نیز رواج داشت.

همه رسم ها و آیین های شب یلدا را ( بجز دور کرسی نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسی بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ما اجازه می دهد، در همه ی شهرها و آبادی ها سراغ داریم.

یلدا در روسیه
یلدا که جشنی ایرانی است در کشور روسیه که زمانی همسایه شمالی ما بود نیز رواج دارد. این جشن در روسیه از دیرباز، از روزگاری که هنوز مسیحیت به آنجا راه نیافته بود، به مدت 12 روز پر سرور با آداب ویژه‌ای برگزار می‌شده است و گویا هنوز هم در میان دهقانان و روستاییان معمول است. در روسیه جشن یلدا، عید سالانه دهقانان و روستاییان بود. پختن نان شیرینی محلی به شکل موجودات زنده، بازی‌های محلی گوناگون، کشت و بذر پاشی به صورت تمثیلی و بازسازی مراسم کشت، پوشانیدن سطح کلبه با چربی، گذاشتن پوستین روی هره پنجره‌ها، آویختن پشم از سقف، پاشیدن گندم به محوطه حیاط، ترانه‌خوانی و رقص و آواز و مهم‌تر از همه قربانی کردن جانوران از آیین‌های ویژه این جشن بوده و هست. یکی دیگر از آیین‌های شب‌های یلدا، فالگیری بوده و پیشگویی رویدادهای احتمالی سال آینده. همین آیین‌ها در روستاهای ایران نیز مرسوم بوده و هم اکنون نیز کم و بیش به چشم می‌خورند که نشان از همانندی جشن یلدا در ایران و روسیه دارد.

همه ی شب های غم آبستن روز طرب است
یوسف روز ز چاه شب یلدا آید


جشن یلدا را با چامه ای از محمدرضا ترکی به پایان می بریم:

یلدا برای بچه‌ها، آجیل و طعم هندونه‌ست
ولی برا بزرگترا، یه خاطره، یه نشونه‌ست
یلدا شب ولادته؛ این جوره تو نوشته‌ها:
خورشید و دنیا می‌آرن، تو دل شب فرشته‌ها
فرشته‌های مهربون، فرشته‌های نازنین
از اوج ِ اوج ِ آسمون، میان پایین، روی زمین
شبیه دونه‌های برف، روی درختا می‌شینن
تا خورشید و بغل کنن، تا صُب یه وختا می‌شینن
قصه می‌گن برای هم؛ گر چه شبیه قصه نیست
قصه‌ی اون‌ها مثل ِ ما، نون و پنیر و پسه نیست
می‌گن: یه شب از آسمون پولک آبی می‌باره
تا دم دمای صُب بشه برف حسابی می‌باره
وقتی گمون نمی‌کنی، ستاره‌ای پر می‌زنه
یه آفتاب مهربون، از تو افق سر می‌زنه
یه شب تو اوج تیرگی، ستاره رو نشون می‌دن
تو دل ِ شب، شب سیا، صُب می‌شه و اذون می‌دن
می‌آد و مرهم می‌ذاره به ساقه‌ی مَلَخ زده
نماز حاجت بخونید، مردم ِ شهر ِ یخ زده!


یادداشت:
کرسی وسیله ای است شامل:

منقل که در آن ذغال گداخته می گذاشتند یک چهارپایه ی چوبی و یک لحاف(چیز گسترده ای مانند پتو از جنس پنبه با روکش پارچه ای) منقلی که در ان ذغال گداخته گذاشته اند را در میان اطاق می نهادند و چهار پایه را به طوری که منقل در میان آن باشد را روی زمین می گذاشتند و لحاف را روی آن می پوشاندند و افراد خانواده برای گرم شدن تا کمی بیشتر از نیمه ی تن خود را در آن می کردند.


م :
نیمکت های انتظار

behnam5555 12-19-2011 07:15 PM


http://msanaei.persiangig.com/image/...log/Yalda1.jpg

از هزاران سال پیش تا به امروز، مردمان باستان همواره در نکوهش شر و ستایش نیکی، آیین ها و مراسم جالب و معناداری را برگزار می کرده اند که آیین های مربوط به شب یلدا، یکی از قدیمیترین آنهاست. یلدا، واژه ای سریانی و بمعنای میلاد و زایش است و در داستان های کهن ایران، به شبی اطلاق می شود که بلندتر از آن وجود ندارد و بنابراین از آن شب به بعد این روز است که به بلندی می گراید و باین ترتیب در فرهنگ ها، از آن بعنوان شبی یاد می کنند که نهایت قدرت تاریکی و شر است و از صبح فردای آن، این خیر و نیکی است که زایش می یابد و به همین دلیل است که مردم تا طلوع آفتاب را بیدار می مانند و به استقبال خیر می روند. انواع میوه هایی نیز که در این شب مصرف می شود (مانند هندوانه، انار و سنجد)، همگی به رنگهای گرم هستند تا نزدیک شدن سرخی فلق را در آسمان نوید دهند.

پیشینهٔ جشن

یلدا و جشن‌هایی که در این شب برگزار می‌شود، یک سنت باستانی است. ایرانیان باستان این شب را شب تولد الهه مهر «میترا» می‎‎پنداشتند، و به همین دلیل این شب را جشن می‎گرفتند و گرد آتش جمع می‎شدند و شادمانه رقص و پایکوبی می‌کردند.آن گاه خوانی الوان می‌گستردند و «میزد» نثار می‌کردند. «میزد» نذری یا ولیمه‎ای بود غیر نوشیدنی، مانند گوشت و نان و شیرینی و حلوا، و در آیین‎های ایران باستان برای هر مراسم جشن و سرور آیینی، خوانی می‌گستردند که بر آن افزون بر آلات و ادوات نیایش، مانند آتشدان، عطردان، بخوردان، برسم و غیره، برآورده‎ها و فرآورده‎های خوردنی فصل و خوراک‎های گوناگون، از جمله خوراک مقدس و آیینی ویژه‌ای که آن را «میزد» می‌نامیدند، بر سفره جشن می‌نهادند.
ایرانیان گاه شب یلدا را تا دمیدن پرتو پگاه در دامنهٔ کوه‌های البرز به انتظار باززاییده‌شدن خورشید می‌نشستند. برخی در مهرابه‌ها (نیایشگاه‌های پیروان آیین مهر) به نیایش مشغول می‌شدند تا پیروزی مهر و شکست اهریمن را از خداوند طلب کنند و شبهنگام دعایی به نام «نی ید» را می‌خوانند که دعای شکرانه نعمت بوده‌است. روز پس از شب یلدا (یکم دی ماه) را خورروز (روز خورشید) و دی گان؛ می‌خواندند و به استراحت می‌پرداختند و تعطیل عمومی بود (خرمدینان، این روز را خرم روز یا خره روز می‌نامیدند). در این روز عمدتاً به این لحاظ از کار دست می‌کشیدند که نمی‌خواستند احیاناً مرتکب بدی کردن شوند که میترائیسم ارتکاب هر کار بد کوچک را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می‌شمرد.




جشن یلدا و عادات مرسوم در ایران


در آیین کهن، بنابر یک سنت دیرینه آیین مهر شاهان ایرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمین می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپید به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپید می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همهٔ برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان دیگران زندگی می‌کردند. رئیس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی یکسان بودند(صحت این امر موکد نیست، شاید تنها افسانه باشد). جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می‌شده‌است به این صورت که خانواده‌ها در این شب گرد می‌آمدند و پیرتر‌ها برای همه قصه تعریف می‌کردند. آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند، این میوه‌ها که اکثراً کثیر الدانه هستند، نوعی جادوی سرایتی محسوب می‌شوند که انسان‌ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها، خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می‌کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می‌دهند و همچنین انار و هندوانه با رنگ سرخشان نمایندگانی از خورشیدند در شب. در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.


* در خطهٔ شمال و آذربایجان رسم بر این است که در این شب خوانچه‌ای تزیین شده به خانهٔ تازه‌عروس یا نامزد خانواده بفرستند. مردم آذربایجان در سینی خود هندوانه‌ها را تزئین می‌کنند و شال‌های قرمزی را اطرافش می‌گذارند. درحالی که مردم شمال یک ماهی بزرگ را تزئین می‌کنند و به خانهٔ عروس می‌برند.


* سفرهٔ مردم شیراز مثل سفرهٔ نوروز رنگین است. مرکبات و هندوانه برای سرد مزاج‌ها و خرما و رنگینک برای گرم مزاج‌ها موجود است. حافظ‌خوانی جزو جدانشدنی مراسم این شب برای شیرازی‌هاست. البته خواندن حافظ در این شب نه تنها در شیراز مرسوم است، بلکه رسم کلی چله‌نشینان شده‌است.


* همدانی‌ها فالی می‌گیرند با نام فال سوزن. همه دور تا دور اتاق می‌نشینند و پیرزنی به طور پیاپی شعر می‌خواند. دختر بچه‌ای پس از اتمام هر شعر بر یک پارچه نبریده و آب ندیده سوزن می‌زند و مهمان‌ها بنا به ترتیبی که نشسته‌اند شعرهای پیرزن را فال خود می‌دانند. همچنین در مناطق دیگر همدان تنقلاتی که مناسب با آب و هوای آن منطقه‌است در این شب خورده می‌شود. در تویسرکان و ملایر، گردو و کشمش و مِیز نیز خورده می‌شود که از معمولترین خوراکی‌های موجود در ابن استان هاست.


* در شهرهای خراسان خواندن شاهنامهٔ فردوسی در این شب مرسوم است.


* در اردبیل رسم است که مردم، چله بزرگ را قسم می‌دهند که زیاد سخت نگیرد و معمولاً گندم برشته (قورقا) و هندوانه و سبزه و مغز گردو و نخودچی و کشمش می‌خورند.


* در گیلان هندوانه را حتما فراهم می‌کنند و معتقدند که هر کس در شب چله هندوانه بخورد در تابستان احساس تشنگی نمی‌کند و در زمستان سرما را حس نخواهد کرد. «آوکونوس» یکی دیگر از خوردنی هایی است که در این منطقه در شب یلدا رواج دارد و به روش خاصی تهیه می‌شود. در فصل پاییز، ازگیل خام را در خمره می‌ریزند، خمره را پر از آب می‌کنند و کمی نمک هم به آن می‌افزایند و در خم را می‌بندند و در گوشه‌ای خارج از هوای گرم اطاق می‌گذارند. ازگیل سفت و خام، پس از مدتی پخته و آبدار و خوشمزه می‌شود. آوکونوس در اغلب خانه‌های گیلان تا بهار آینده یافت می‌شود و هر وقت هوس کنند ازگیل تر و تازه و پخته و رسیده و خوشمزه را از خم بیرون می‌آورند و آن را با گلپر و نمک در سینه کش آفتاب می‌خورند.(آو= آب و کونوس = ازگیل)


* مردم کرمان تا سحر انتظار می‌کشند تا از قارون افسانه‌ای استقبال کنند. قارون در لباس هیزم شکن برای خانواده‌های فقیر تکه‌های چوب می‌آورد. این چوب‌ها به طلا تبدیل می‌شوند و برای آن خانواده، ثروت و برکت به همراه می‌آورند.


behnam5555 12-19-2011 07:23 PM


برای بدست آوردن موفقیت این 10 مورد را رعایت کنید!
http://www.tsfpco.com/files/sitemap.jpg
برای بدست آوردن موفقیت این 10 مورد را رعایت کنید!

برای رسیدن به موفقیت های ایده آل در زندگی، باید بر سختی ها و مشکلاتی که در مسیرتان قرار می گیرد، غلبه کنید. می پرسید چگونه؟! برخی افراد از راهنمایی مربیان جهت کسب درآمد بیشتر، یا رسیدن به مدال طلا یا انجام کارهای مهیج و فوق العاده استفاده می کنند.

مهمترین هدف برای هر فرد دستیابی به آن سبک از زندگی است که دلخواه او است. به قول این جمله معروف هنری تورو:

همیشه با ضرب طبل خودتان حرکت کنید، مهم نیست که صدای آن چقدر ضعیف یا دور باشد، برای تکامل خود زندگی کنید نه برای آنچه دیگران خواهند گفت.

این ۱۰ قانون جادویی برای موفقیت را به کار گیرید تا موفق باشید:

۱- اهداف خود را بنویسید

اگر چه این پیشنهاد کمی تکراری و پیش پا افتاده است ولی نتایج خارق العاده خواهد داشت و سرعت شما را در رسیدن به موفقیت دو برابر خواهد کرد.

۲- توانایی های خود را نشان دهید

موفقیت در زندگی مستلزم آن است که توانایی ها را نشان دهیم، سخت کار کنیم و هر روز گام های بلندتری نسبت به دیروز برداریم.

۳- مشکلات را از میان بردارید

رمز موفقیت انسان های موفق این است که به جای آنکه مشکلات را تحمل کنند، با شکیبایی وقت خود را صرف تفکر در مورد آن کرده و آنها را یکبار و برای همیشه از میان بر می دارند.

۴- مدیریت محیط را بر عهده بگیرید

انسان های موفق به خوبی می دانند که مدیریت فضا بسیار مهم تر از مدیریت زمان است.

5- هر روز مطالعه کنید و یک مطلب جالب و مفید بخوانید

اگر روزانه تنها ۲۰ دقیقه را به مطالعه اختصاص دهید تا انگیزه شما را تقویت کند و اطلاعات مفیدی در اختیارتان قرار دهد زندگیتان به کلی متحول خواهد شد.

6- در دانشگاه متحرک ثبت نام کنید!

به هنگام رانندگی به نوارهای جالب و انگیزه بخش، گوش کنید و ذهن خود را با بهترین اطلاعات پر کنید.

7- از یک گروه مشاوره استفاده کنید

این گروه شامل افرادی است که شما را در رسیدن به موفقیت یاری نمایند. هر چند وقت یک بار با تشکیل جلسه با اعضای این گروه و مشورت بخواهید که شما را راهنمایی و آموزش دهند.

8- بر ارزش های خود تاکید کنید

مرتبا یادآوری کنید، برای شما چه چیزی مهم است، یادآوری ارزش ها، شما را به موفقیت خواهد رساند.

9- تفریح را فراموش نکنید

با دوستان خود شاد باشید، بخندید و خوش بگذرانید این تفریحات برای شما بسیار مفید خواهد بود.

10- سپاسگزار باشید

همیشه از خود بپرسید در هفته گذشته چند روز خوب داشتید؟ سعی کنید علت خوب بودن روزهایتان را پیدا کنید و بیشتر به آنها توجه کنید.

برای موفقیت از بهترین منابعی که در دسترس تان است استفاده کنید. کامیابی در چند قدمی شما است.


behnam5555 12-19-2011 07:24 PM


به کارگیری نکات و توصیه ‌های زیر توان شما را برای یادگیری بهتر و موفقیت در امتحان
- در زمان کار یا مطالعه غذا نخورید و برای این کار زمان خاصی را در نظر بگیرید تا با آرامش بیشتری غذا بخورید.

2- بررسی‌ های دانشمندان نشان می دهد که غذاهای نشاسته ‌ای مانند ماکارونی، برنج و نان به دلیل تاثیر در بهبود کیفیت خواب، در شب امتحان مفید هستند.

3- صبح روز امتحان بهتر است به منظور افزایش کارایی مغز، از مواد سرشار از پروتئین یا سرشار از فیبر مانند تخم‌ مرغ، نان سنگک یا بربری با عسل یا پنیر استفاده شود.

4- کارشناسان تغذیه به دانش آموزانی که اضطراب زیادی دارند و نمی ‌توانند صبحانه ی مفصلی بخورند، توصیه می ‌کنند از موز و مقداری کشمش استفاده کنند.

5- بعضی از دانش ‌آموزان به دلیل اضطراب زیاد، امتحانات خود را خراب می‌ کنند، بنابراین بهتر است برای مقابله با این اضطراب از غذاهای مناسب استفاده کنند. بعضی از سبزی ‌ها از قبیل ریحان، نعنا، کاهو و سیب در کاهش اضطراب بسیار مفید هستند.

6- خوردن نان و پنیر و گردو یا یک ظرف عدسی در روز امتحان کمک می ‌کند تا در طول امتحان آرام باشید. همچنین خوردن عسل و نوشیدنی‌ های حاوی عسل در کاهش اضطراب بسیار موثر است.

7- خوردن جگر، گوشت و ماهی، کمک زیادی در کاهش اضطراب می ‌کند، زیرا کم‌ خونی نیز یکی از دلایل کاهش یادگیری و تمرکز است.

8- مصرف سبزی‌ و میوه‌ های تازه توصیه می‌ شود.

9- در ساعات مطالعه از خوردن ماست ترش و دوغ ترش بپرهیزید و خوردن روزانه شیر و همچنین ماست شیرین را فراموش نکنید.

10- در ایام امتحان، بیشتر مواظب سلامت خود باشید تا در معرض سرماخوردگی، گرمازدگی، مسمومیت‌های غذایی و سوء هاضمه قرار نگیرید و از خوردن غذا در بیرون از خانه جدا خودداری کنید. غذا را خوب بجوید و به آرامی میل کنید.

11- در طول روز آب کافی بیاشامید، اما دقت داشته باشید که آشامیدن آب و نوشیدنی‌ های دیگر در وسط غذا سبب اختلال در هضم و ایجاد نفخ می ‌شود.

12- از مصرف زیاد شیرینی جات و تنقلات خودداری کنید. این خوراکی‌ ها ممکن است در نگاه اول انرژی ‌زا به نظر برسند، اما باید توجه داشت که این قابلیت در آن ها بسیار کم دوام است و پس از مدتی احساس خستگی بیشتری به شما دست خواهد داد.

13- بر خلاف تصور عموم، مطالعه و درس خواندن نیاز بدن‌ ‌به انرژی را افزایش نمی ‌دهد، بنابراین استفاده بیش از حد از مواد غذایی شیرین و چرب در طول دوران امتحان، نه تنها مفید نیست، بلکه سبب چاقی‌ ‌می‌ شود.

14- صبحانه غذای اصلی است، ناهار و شام را کمی مختصرتر بخورید، اما صبحانه را کامل میل کنید.

15- مصرف روزانه یک لیوان شیر،‌ ‌برای ایجاد آرامش در طول دوران امتحان موثر است.

16- خوردن آجیل از قبیل بادام، کشمش، فندق، گردو و نخودچی که سرشار از منیزیم است، به یادگیری کمک می کند، زیرا کمبود آن یکی از علل کاهش یادگیری است.

17- ماست و دوغ ترش، خواب آور است، اما خوردن ماست شیرین مفید است.

18- از خوردن قهوه و چای پُررنگ، خودداری کنید، ولی چای کم‌ رنگ مفید است.

19- تغذیه متعادل و متنوع شامل نان و غلات، انواع سبزی، لبنیات، گوشت ها و میوه‌ها سبب کاهش استرس در زمان امتحان می ‌شود.

20- اگر احساس خستگی می ‌کنید، کمی استراحت کنید. انسان در موقع خستگی احتیاج به استراحت دارد نه محرک، بنابراین مصرف قهوه به منظور بیدار ماندن توصیه نمی ‌شود

behnam5555 12-20-2011 05:58 PM



دنیا را بغل گرفتیم گفتند امن است هیچ کاری با ما ندارد
خوابمان برد بیدار شدیم دیدیم آبستن تمام دردهایش شده ایم........................
حسین پناهی


https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net...71756001_n.jpg

behnam5555 12-20-2011 06:05 PM


اولین چیزی که با دیدن این عکس به ذهنتون می رسه چیه؟؟؟

https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net...52623655_n.jpg

behnam5555 12-20-2011 06:06 PM


به كعبه گفتم :
تو از خاكي من خاك چرا بايد به دور تو بگردم
ندا آمد:
تو با پا آمدي بايد بگردي برو با دل بيا تا من بگردم




behnam5555 12-20-2011 06:15 PM

تونل ها ثابت کردند که حتی در دل سنگ هم ، راهی برای عبور هست ...
ما که کمتر از آنها نیستیم ، پس نا امیدی چرا ؟


https://fbcdn-sphotos-a.akamaihd.net...77446188_n.jpg

behnam5555 12-20-2011 06:16 PM



هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟
مردم گریه میکنند... نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی قوی بوده اند.




behnam5555 12-20-2011 06:25 PM


behnam5555 12-20-2011 06:28 PM


جوانی با چاقو وارد مسجد شد و گفت: بین شما کسی هست که مسلمان باشد ؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکمفرما شد ، بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت : آری من مسلمانم..

جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت با من بیا ، پیرمرد بدنبال جوان براه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند ، جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که میخواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش...... کند و به کمک احتیاج دارد، پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند و پس از مدتی پیرمرد خسته شد و به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد..

جوان با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید :
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست ؟
افراد حاضر در مسجد که گمان کردند جوان پیرمرد را بقتل رسانده نگاهشان را به پیش نماز مسجد دوختند ، پیش نماز رو به جمعیت کرد و گفت :

چرا نگاه میکنید ، به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمیشود...!



behnam5555 12-21-2011 06:57 PM


روش پول درآوردن دکترها


behnam5555 12-21-2011 07:29 PM

بیوگرافی لئونارد کوهن



تولد
:
۲۱سپتامبر ۱۹۳۴ مونترال، کبک، کانادا
اصل/ملیت : کانادایی
سبک‌ها : راک ، فولک ، فولک/راک
مدت فعالیت : ۱۹۵۶تا اکنون
ناشرها : کلمبیا ، سونی/بی‌ام‌جی

وب سایت :
LeonardCohen.com

تو گمان کردی من مرد جاده ام/عاشقم شدی/اما من مرد جاده نیستم/وقتی تو را در راه لاریسا دیدم/گم شده بودم من.
" لئونارد کوهن
"


گمانم حدود یک سال پیش پرنس چارلز در برنامه یی تلویزیونی گفته بود لئونارد کوهن خواننده محبوب آدم های درونگرا است. در همان برنامه که با هدف نشان دادن تفاوت نسل ها برگزار شد، پسر چارلز از پدرش پرسیده بود؛«لئونارد کوهن کیه؟» جمله متداول«زمانه داره تغییر می کنه» در آن برنامه تلویزیونی نیز مشهود بود. من شخصاً دوست دارم این طور فرض کنم که این تغییر به قول وودی آلن، به خاطر غذاهای حاضری دوران ما است. حالا چه خوب، چه بد دوران موسیقی رپ و متال است. سایه کوهن هر روز محو و محوتر می شود و البته این مساله هیچ ربطی به نبوغ، عدم نبوغ یا جاودانی هنرمند ندارد.
کوهن اما فقط خواننده نیست. نویسنده نیز هست، نویسنده یی که هیچ کدام از دو رمان ارزشمندش در کشور ما ترجمه نشده و تنها گزیده یی از اشعار او با عنوان«من گم شده بودم» به فارسی برگردانده شده است. نوشته کوتاه زیر فقط بهانه یی است برای آشنایی بیشتر با هنرمندی که سال ها بسیاری از ما را تحت تاثیر خود قرار داده است. لئونارد نورمن کوهن نویسنده و خواننده کانادایی در ۲۱سپتامبر ۱۹۳۴در خانواده یی یهودی در مونترال به دنیا آمد. پدرش تاجر پوشاک بود و هنگامی که لئونارد ۹ساله بود درگذشت. ابتدا در رشته ادبیات انگلیسی تحصیل کرد و از دانشگاه مک گیل فارغ التحصیل شد.
اولین مجموعه اشعارش را در دوران دانشجویی اش (۱۹۵۶) باعنوان «let us compare mythologies » منتشر کرد و در سال ۱۹۶۱دومین مجموعه اشعارش را با نام«the spice box of earth » منتشر کرد که باعث شد به شهرت برسد. نکته جالب اینکه کوهن خودش را شاعر نمی داند. او در این مورد گفته است؛ «من هرگز خودم را شاعر معرفی نکرده ام و مایل نیستم کسی این کار را بکند. صادقانه بگویم به نظر من کلمه شعر کلمه یی ساختگی است که عده یی منتقد ابله در طول تاریخ به نوعی از نویسندگی اطلاق کرده اند. پس اگر خودت را شاعر بدانی وارد منطقه خطر شده یی، این کلمه یی است که دیگران می توانند در مورد نوشته های تو به کار ببرند و مسوولیتش را نیز برعهده بگیرند.»
مدت کوتاهی در نیویورک زندگی کرد، سپس به اروپا رفت و در جزیره هیدرای یونان به همراه مارین جنسن و پسرش اکسل اقامت گزید. او هفت سال به طور نامنظم به یونان می رفت، مجموعه شعر دیگری با عنوان «Flowers For Hitler» ۱۹۶۴) منتشر کرد و دو رمان نوشت؛ «The favorite Game» (۱۹۶۳) که در واقع می شود گفت به نوعی چهره مرد هنرمند یهودی در مونترال است و «Beautiful Losers» که در ۱۹۶۶منتشر شد و بوستون گلاب درباره آن نوشت؛ «جیمز جویس نمرده است، او در مونترال با نام کوهن زندگی می کند». تاکنون هر یک از این کتاب ها بیش از ۸۰۰هزار نسخه فروش رفته اند.
اما او نمی توانست به طور مداوم در هیدرا بماند. در سال ۱۹۸۸در مصاحبه یی با مجله «Musician» در این باره می گوید؛ «برای نوشتن کتاب لازم است که در یک جا باشید. باید مطالب را از محیط پیرامون تان جمع آوری کنید. به زنی در زندگی تان نیاز دارید، خوب است که چند تا بچه دور و بر شما باشند. لازم است جایی تمیز و مرتب داشته باشید. من این چیزها را داشتم
کوهن به خاطر موسیقی به امریکا بازگشت و در نزدیکی نشویل اقامت گزید. در سال ۱۹۶۶جودی کالینز در آلبومش دو ترانه از ترانه های لئونارد کوهن با نام های «Suzanne» و «Dress Rehearsal Rag» را خواند و در سال ۱۹۶۷کوهن در «Newport Folk Festival» قطعاتی اجرا کرد. در این فستیوال باب دیلن، بوریس اسپرینگستین و بیلی هالیدی نیز حضور داشتند. کریسمس همان سال شرکت کلمبیا اولین آلبوم کوهن را با نام « The songs of Leonard Cohen» منتشر کرد.
این آلبوم باعث شهرت کوهن به عنوان خواننده شد و چنان تاثیرگذار بود که رابرت آلتمن در موسیقی فیلم «Mc Cabe and Mrs. Miller» از لئونارد کوهن استفاده کرد. کوهن در سال ۱۹۶۹دومین آلبومش را با نام «Songs From a Room» منتشر کرد و آلبوم سوم او با نام «Songs of love and Hate» جایگاهش را به عنوان یکی از بزرگان موسیقی تثبیت کرد. آهنگ هایی مثل «The Story of Isaac»، « Joan of Arc» و «Famous blue Raincoat» هنوز جزء محبوب ترین آثار او هستند. در سال ۱۹۷۲او اولین آلبوم زنده اش با نام «Live Songs» را اجرا کرد که در آن قطعه یی را به صورت بداهه به مدت چهارده دقیقه نواخت.
هرچند لئونارد کوهن موفق ترین ترانه سرا و خواننده اواخر دهه شصت نبود اما بدون شک یکی از محبوب ترین خوانندگان آن دوره به شمار می آید. او توانست حضور قابل توجهی در دهه های بعدی داشته باشد و موفق شد توجه منتقدانی که دیگر به هم نسلان او توجه خاصی نشان نمی دادند را همچنان به خود معطوف کند. او ابتدا زندگی بسیار سنت شکنانه یی را در پیش گرفته بود که شامل سفر، ارتباطات از هم گسیخته و مصرف ال.اس. دی می شد. در دهه ۱۹۹۰کوهن شیوه زندگی اش را تغییر داد و در ۱۹۹۳به مرکز ذن مونت بالدی پیوست. از آن زمان تاکنون او همچنان به طور نامنظم آثاری منتشر کرده است که از آن جمله می توان به «Field Commander Cohen Tour of۱۹۷۹ » و «Ten New Songs» اشاره کرد. در سال ۲۰۰۶مستندی از زندگی کوهن ساخته شد که قرار است به زودی در اروپا نمایش داده شود.


behnam5555 12-23-2011 03:40 PM


مجموعه ضرب المثلهای ایرانی

آ - ا

آب از سر چشمه گله !
آب از آب تكان نميخوره !
آب از سرش گذشته !
آب پاكي روي دستش ريخت !
آب در كوزه و ما تشنه لبان ميگرديم !
آب را گل آلود ميكنه كه ماهي بگيره !
آب زير پوستش افتاده !
آب كه يه جا بمونه، ميگنده .
آبكش و نگاه كن كه به كفگير ميگه تو سه سوراخ داري !
آب كه از سر گذشت، چه يك ذرع چه صد ذرع ـ چه يك ني چه چه صد ني !
آب كه سر بالا ميره، قورباغه ابوعطا ميخونه !
آب نمي بينه و گرنه شناگر قابليه !
آبي از او گرم نميشه!
آتش كه گرفت، خشك و تر ميسوزد !
آخر شاه منشي، كاه كشي است !
آدم با كسي كه علي گفت، عمر نميگه !
آدم بد حساب، دوبار ميده !
آدم تنبل، عقل چهل وزير داره !
آدم خوش معامله، شريك مال مردمه !
آدم دست پاچه، كار را دوبار ميكنه !
آدم زنده، زندگي ميخواد !
آدم گدا، اينهمه ادا ؟!
آدم گرسنه، خواب نان سنگك مي بينه !
آدم ناشي، سرنا را از سر گشادش ميزنه !
آرد خودمونو بيختيم، الك مونو آويختيم !
آرزو بر جوانان عيب نيست !
آستين نو پلو بخور !
آسوده كسي كه خر نداره --- از كاه و جوش خبر نداره !
آسه برو آسه بيا كه گربه شاخت نزنه !
آشپز كه دوتا شد، آش يا شوره يا بي نمك !
آش نخورده و دهن سوخته !
آفتابه خرج لحيمه !
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هيچي !
آفتابه و لولهنگ هر دو يك كار ميكنند، اما قيمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم ميشه !
آمدم ثواب كنم، كباب شدم !
آمد زير ابروشو برداره، چشمش را كور كرد !
آنانكه غني ترند، محتاج ترند !
آنچه دلم خواست نه آن شد --- آنچه خدا خواست همان شد .
آنرا كه حساب پاكه، از محاسبه چه باكه ؟!
آنقدر بايست، تا علف زير پات سبز بشه !
آنقدر سمن هست، كه ياسمن توش گمه !
آنقدر مار خورده تا افعي شده !
آن ممه را لولو برد !
آنوقت كه جيك جيك مستانت بود، ياد زمستانت نبود ؟
آواز دهل شنيده از دور خوشه !
اجاره نشين خوش نشينه !
ارزان خري، انبان خري !
از اسب افتاده ايم، اما از نسل نيفتاده ايم !
از اونجا مونده، از اينجا رونده !
از اون نترس كه هاي و هوي داره، از اون بترس كه سر به تو داره !
از اين امامزاده كسي معجز نمي بينه !
از اين دم بريده هر چي بگي بر مياد !
از اين ستون بآن ستون فرجه !
از بي كفني زنده ايم !
از دست پس ميزنه، با پا پيش ميكشه !
از تنگي چشم پيل معلومم شد --- آنانكه غني ترند محتاج ترند !
از تو حركت، از خدا بركت .
از حق تا نا حق چهار انگشت فاصله است !
از خر افتاده، خرما پيدا كرده !
از خرس موئي، غنيمته !
از خر ميپرسي چهارشنبه كيه ؟!
از خودت گذشته، خدا عقلي به بچه هات بده !
از درد لا علاجي به خر ميگه خانمباجي !
از دور دل و ميبره، از جلو زهره رو !
از سه چيز بايد حذر كرد، ديوار شكسته، سگ درنده، زن سليطه !
از شما عباسي، از ما رقاصي !
از كوزه همان برون تراود كه در اوست ! (( گر دايره كوزه ز گوهر سازند ))
از كيسه خليفه مي بخشه !
از گدا چه يك نان بگيرند و چه بدهند !
از گير دزد در آمده، گير رمال افتاد !
از ماست كه بر ماست !
از مال پس است و از جان عاصي !
از مردي تا نامردي يك قدم است !
از من بدر، به جوال كاه !
از نخورده بگير، بده به خورده !
از نو كيسه قرض مكن، قرض كردي خرج نكن !
از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
از هول هليم افتاد توي ديگ !
از يك گل بهار نميشه !
از اين گوش ميگيره، از آن گوش در ميكنه !
اسباب خونه به صاحبخونه ميره !
اسب پيشكشي رو، دندوناشو نميشمرند !
اسب تركمني است، هم از توبره ميخوره هم ازآخور !
اسب دونده جو خود را زياد ميكنه !
اسب را گم كرده، پي نعلش ميگرده !
اسب و خر را كه يكجا ببندند، اگر همبو نشند همخو ميشند !
استخري كه آب نداره، اينهمه قورباغه ميخواد چكار ؟!
اصل كار برو روست، كچلي زير موست !
اكبر ندهد، خداي اكبر بدهد !
اگر بيل زني، باغچه خودت را بيل بزن !
اگر براي من آب نداره، براي تو كه نان داره !
اگر بپوشي رختي، بنشيني به تختي، تازه مي بينمت بچشم آن وختي !
اگه باباشو نديده بود، ادعاي پادشاهي ميكرد !
اگه پشيموني شاخ بود، فلاني شاخش بآسمان ميرسيد !
اگه تو مرا عاق كني، منهم ترا عوق ميكنم !
اگر جراحي، پيزي خود تو جا بنداز !
اگه خدا بخواهد، از نر هم ميدهد !
اگه خاله ام ريش داشت، آقا دائيم بود !
اگه خير داشت، اسمشو مي گذاشتند خيرالله !
اگر داني كه نان دادن ثواب است --- تو خود ميخور كه بغدادت خرابست !
اگه دعاي بچه ها اثر داشت، يك معلم زنده نمي موند !
اگه زاغي كني، روقي كني، ميخورمت !
اگه زري بپوشي، اگر اطلس بپوشي، همون كنگر فروشي !
اگه علي ساربونه، ميدونه شترو كجا بخوابونه !
اگه كلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخيه ميزد .
اگه لالائي بلدي، چرا خوابت نميبره !
اگه لر ببازار نره بازار ميگنده !
اگه مردي، سر اين دسته هونگ ( هاون ) و بشكن !
اگه بگه ماست سفيده، من ميگم سياهه !
اگه مهمون يكي باشه، صاحبخونه براش گاو مي كشه !
اگه نخورديم نون گندم، ديديم دست مردم !
اگه ني زني چرا بابات از حصبه مرد !
اگه هفت تا دختر كور داشته باشه، يكساعته شوهر ميده !
اگه همه گفتند نون و پنير، تو سرت را بگذار زمين و بمير !
امان از خانه داري، يكي ميخري دو تا نداري !
امان ازدوغ ليلي ، ماستش كم بود آبش خيلي !
انگور خوب، نصيب شغال ميشه !
اوسا علم ! اين يكي رو بكش قلم !
اولاد، بادام است اولاد اولاد، مغز بادام !
اول بچش، بعد بگو بي نمكه !
اول برادريتو ثابت كن، بعد ادعاي ارث و ميراث كن !
اول بقالي و ماست ترش فروشي !
اول پياله و بد مستي !
اول ، چاه را بكن، بعد منار را بدزد !
اي آقاي كمر باريك، كوچه روشن كن و خانه تاريك !
اين تو بميري، از آن تو بميري ها نيست !
اينجا كاشون نيست كه كپه با فعله باشه !
اين حرفها براي فاطي تنبون نميشه !
اين قافله تا به حشر لنگه !
اينكه براي من آوردي، ببر براي خاله ات !
اينو كه زائيدي بزرگ كن !
اين هفت صنار غير از اون چارده شي است !
اينهمه چريدي دنبه ات كو ؟!
اينهمه خر هست و ما پياده ميريم !


behnam5555 12-23-2011 03:45 PM

سخنان و جملات بسیار زیبای گوته

آنها که غائب اند ، کمال مطلوب اند و حاضرین معمولی و پیش و پا افتاده اند . گوته
.
.
اشخاص بزرگ و با همت به کوه مانند، هر چه به ایشان نزدیک شوی عظمت و ابهت آنان بر تو معلوم شود و مردم پست و دون همانند سراب مانند که چون کمی به آنان نزدیک شوی به زودی پستی و ناچیزی خود را بر تو آشکار سازند. گوته
.
.
استعداد در فضای آرام رشد میکند و شخصیت در جریان کامل زندگی . گوته
.
.
اگر به مهمانی گرگ می روید ، سگ خود را به همراه ببرید . گوته
.
.
از استثنائـات است که کسی را بـه خاطر آنچه که هست دوست بدارند . اکثر آدمها چیزی را در دیگران دوست دارند که خود به آنها امانت می دهند : خودشان را ، تفسیر و برداشت خودشان را از او … گوته
.
.
با داشتن اراده قوی مالک همه چیز هستید . گوته
.
.
پیش از آن که کاری بکنی ، باید کسی باشی . گوته
.
.
بشر، بر صفحه‌ی شطرنج ابدیت، چون پیاده‌ای در دست خدا و شیطان است. گوته
.


تنها شرط رسیدن به پیروزی داشتن اراده قوی است شرایط دیگراهمیتی ندارد. گوته
.
.
در درون جسارت ، نبوغ و قدرت سحر آمیزی نهفته است.گوته
.
.
زیبایی ناپایدار و فضیلت جاودانه است . گوته
.
.
کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند. گوته
.
.
کوشش اولین وظیفه انسان است. گوته
.
.
خدایا هنر چقدر بلند و عمر چه اندازه کوتاه است. گوته
.
.
هر آنچه را که می توانید انجام دهید ، و یا در رؤیای خود می بینید که قادر به انجام آن هستید شروع کنید ، جسارت در بطن خود، نبوغ و قدرت جاودانه ای را نهفته دارد . گوته
.
.
هیچ کس نمی تواند ما را بهتر از خودمان فریب دهد . گوته
.
.
هر کس با استعدادهایی خلق شده که باید آنها را به کار بندد . به کار بستن آنها ، بزرگترین سعادت در زندگی هر فرد است . گوته
.
.
هرکس باید روزانه یک آواز بشنود ، یک شعر خوب بخواند و در صورت امکان چند کلمه حرف منطقی بزند . گوته
.
.
هر چه نور بیشتر باشد ، سایه عمیق تر است . گوته
.
.
کار ما نماینگر قابلیت های ماست . گوته
.
.
کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند. گوته
.
.
کوشش اولین وظیفه انسان است . گوته
.
.
کسی که دارای عزمی راسخ است ،جهان را مطابق میل خویش عوض می کند . گوته
.
.
قلب معزور و خودخواه هرگز نمی تواند از سرگیجه و بی حوصلگی بگریزد. گوته
.
.
جوانی نیز مانند پاک ترین و بهترین عشقها سرانجامی ندارد . گوته
.
.
خدایا هنر چقدر بلند وعمر چه اندازه کوتاه است. گوته
.
.
طوفان های حوادث، اخلاقیات و روحیات انسان را تقویت می کند. گوته
.
.
وظیفه ای را که از همه به شما نزدیک تر است انجام دهید. گوته
.
.
مردان شجاع فرصت می آفرینند ترسوها و ضعفا منتظر فرصت می نشینند . گوته
.
.
نیاسائید ، زندگی در گذر است . بروید و دلیری کنید ، پیش از آنکه بمیرید ، چیزی نیرومند و متعالی از خود بجای گذارید ، تا بر زمان غالب شوید . گوته


behnam5555 12-23-2011 05:48 PM


مقایسه ی ویرانی های هیروشیما با خسارات تسونامی

وقوع زلزله و تسونامی در ژاپن، وحشتناک ترین فاجعه در ژاپن بعد از جنگ جهانی دوم اعلام شده است.به گزارش سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب، تصاویری که از نابودی شهرها بعد از وقوع تسونامی در ژاپن وجود دارد یادآور خاطره ی تلخ انداختن بمب اتم در ناگازاکی و هیروشیما است.

حدود 70 هزار ژاپنی در هیروشیما پس از انداختن بمب اتم جان خود را به سرعت در روز ششم اگوست 1945 از دست دادند و تنها سه روز بعد، 75 هزار نفر دیگر توسط بمب اتمی در ناگازاگی جان خود را از دست دادند.

حداقل 10 هزار نفر بر اثر وقوع تسونامی در ژاپن کشته شده اند و انتظار می رود که میزان تلفات افزایش یابد.

دوازده شهر ساحلی به مانند هیروشیما و ناگازاکی با خاک یکسان شده اند.

نخست وزیر ژاپن گفت که وضعیت فعلی در کشورش پس از زلزله و تسونامی در طول 65 سال اخیر و بعد از جنگ جهانی دوم بی سابقه بوده است و ژاپن در سخت ترین شرایط بحرانی می باشد.

تصاویری که در آن به راحتی می توان شباهت میزان ویرانی بین این دو حادثه را حس کرد، در پی می آید:


http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3143_954.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3144_950.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3137_403.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3138_677.jpg


http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3140_506.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3139_148.jpg


http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3142_646.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3141_575.jpg


http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3145_325.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3146_779.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3147_562.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3148_488.jpg

http://www.entekhab.ir/files/fa/news...4/3150_831.jpg

منبع:انتخاب

behnam5555 12-24-2011 05:40 PM

ملانصرالدین؛ از افسانه تا واقعیت!

ملانصرالدین را یکی از حکمای طنزپرداز و شوخ‌طبع در تاریخ جهان لقب داده‌اند. چرا که در میان ملت‌ها کمتر نماد بذله‌گویی و شوخ‌طبعی با ملانصرالدین قابل مقایسه است. با آنکه این شخصیت را هر ملتی به نامی می‌خواند و عنوان و لقب متفاوتی به او می‌دهد، اما در همه آنها شخصیت فرزانه او در هیات یک روستایی ساده و خوش سیما تصویر می‌گردد که سخنان ساده و شیرین و در عین حال حکیمانه‌اش به دل‌ها می‌نشیند.
ملانصرالدین کیست و در چه زمانی می‌زیسته است، چگونه شخصیتی بوده و اساساً چنین شخصی وجود حقیقی داشته است یا ساخته و پرداخته ذهن ملت‌هاست. اینها سوالاتی است که ذهن بسیاری از مردم، چه عادی و چه کارشناسان و فولکولورشناسان در سرتاسر دنیا را به خود مشغول داشته است.


به گزارش تازه، در روایت‌های عامیانه ترکی، زمانی او را هم عصر تیمور لنگ دانسته‌اند و حتی بنا بر همین روایات ملاقاتی هم بین ملانصرالدین و آن سفاک صورت پذیرفته بوده است. یا اینکه در سده دهم میلادی او را با حسین ابن منصور حلاج، که در بغداد بر دار شد دیده‌اند و یا گفته شده است که در اوایل سده پانزده میلادی او با سید عمادالدین نسیمی شاعر، که در حلب پوست او کنده شد، حشر و نشر داشته است. به هرحال ملانصرالدین را یکی از حکمای طنز و شوخ‌طبعی در تاریخ جهان لقب داده‌اند. چرا که در میان ملت‌ها کمتر نماد بذله‌گویی و شوخ‌طبعی با ملانصرالدین قابل مقایسه است. لطیفه‌های او، افزون برکشورهای اسلامی، در پهنه وسیعی از جهان، از آلمان گرفته تا ژاپن زبانزد ملت هاست. با آنکه این شخصیت را هر ملتی به نامی می‌خواند و عنوان و لقب متفاوتی به او می‌دهد، اما در همه آنها شخصیت فرزانه او در هیات یک روستایی ساده و خوش سیما تصویر می‌گردد که سخنان ساده و شیرین و در عین حال حکیمانه‌اش به دل‌ها می‌نشیند و از همین رو همه این ملت‌ها او را بومی و از آن خود می‌دانند و او را به نام‌های متعددی می خوانند.

در ازبکستان «خوجا نصرالدین» را با شال پهن و قبای راه راه و عرق چین، به شکل روحانیان آن منطقه نشان می‌دهند. در تصاویر مصری و عموماً عربی، ملا را با ریش و عمامه و قبای بلند تا قوزک پا، که هیچ نشانی از شوخی و شوخ طبعی در آن دیده نمی‌شود ترسیم می‌کنند. در ایران، هم در تصاویر عامیانه‌ای که از ملانصرالدین در دست است و هم در آثار فردریک تالبرگ، که لطیفه‌های او را مصور کرده است، این روحانی رند و فرزانه با رعایت معیارهای جامعه ایرانی بدون عبا و عمامه و بیشتر به شکل روستاییان سنتی ایرانی ترسیم شده است. هم اکنون درشهر «آقشهر» یا «آک شیر» از توابع قونیه ترکیه قبری وجود دارد که منتسب به این شخصیت تاریخی است و تاریخ مندرج بر آن وفات ملا را 683 هجری نشان می دهد. ملانصرالدین را به نام های متعددی می نامند. از جوحه، جوحا، جحی، سید جوحا، جیوفا، جهان، خوجه نصرالدین، نصرالدین حوجا و ملانصرالدین گرفته تا آرتین (در ارمنستان)، اویلن سیپیکل (در آلمان) و مکینتاش (در اسکاتلند). اما در همۀ این اسامی مفهوم واژۀ ملا، به معنای شخص درس خوانده و با سواد مستتر است. در زبان ترکی «حوجا «هم به به معنای استاد و معلم دانشگاه به کار می رود و هم در محاوره «حوجام» (استاد من) عنوان احترام آمیزی است که به شخص با سواد خطاب می شود.


به باور فولکلور شناسان غربی، بعد از فرو پاشی حکومت سلجوقیان بر اثر جنگ های صلیبی و متعاقب آن حمله مغول و بروز ناآرامی های اجتماعی در آسیای غربی، قرن سیزدهم میلادی اهمیت ویژه ای در تاریخ منطقه دارد. اهمیت این قرن در آن است که ما در این سده با سه چهرۀ برجستۀ در این بخش از جهان رو برو می شویم. نخست، جلال الدین مولوی است که با سبک و شیوۀ عارفانۀ قصه سرائی اش مرشد و مراد طبقۀ ممتاز و تحصیل کردۀ منطقۀ وسیعی از آسیای غربی، به مرکزیت ایران تا آسیای مرکزی است. دوم، یونس امره شاعر پر آوازۀ آسیای صغیر است که در قالب و محتوای آثارش نقطۀ مقابل مولوی است. او همان مضامین مولوی را به جای زبان فاخر فارسی، که تنها طبقه ای خاص آن را در می یافتند، به زبان ترکی ساده بیان می کرد که برای توده های وسیع مردم قابل فهم بود و از آن لذت می بردند. چهرۀ سوم از آن ملانصرالدین است در هیأت یک روحانی روستائی بذله گو که برای تلخ ترین مسائل زندگی هم راه حل های شیرین و شوخ طبعانه و حکمت آمیز در آستین داشت.


در منابع ایرانی، به نوشته محمد جعفر محجوب «...از نخستین سال های رواج فن چاپ در ایران رساله ها و نمونه های متعدد از لطایف ملانصرالدین با حجم های مختلف به طبع رسیده و تقریباً در تمام آن ها، که از روی نسخه های خطی فارسی چاپ شده، قهرمان اصلی داستان ها جحا (یا جحی) نامیده شده است...» دائرة المعارف فارسی ملانصرالدین را چنین توصیف کرده است: مرد ظریف ساده لوح بذله گوی معروف، که احوال او با افسانه ها آمیخته است، و حکایات و امثال و نوادر بسیار در افواه بدو منسوب شده است. احمد مجاهد در مقدمۀ تحقیق و تألیف جامع خود به نام «جوحی»، می نویسد «نخستین چاپ کتاب ملانصرالدین، به نام «نوادر الخوجه نصرالدین افندی الرومی المشهور به حجا» به عربی، در سال ۱۲۷۸هجرى ق-۱۸۶۰م، در مصر که در آن زمان تحت متصرفات دولت عثمانی بود انجام پذیرفته است.» در مقدمۀ اولین نشر لطیفه های ملانصرالدین از سوی «محمد رمضانی دارندۀ کلالۀ خاور» از قلم مؤلف و ناشر آن می خوانیم: «...این بنده در نتیجۀ چند ماه تفحص در کتب مختلف فارسی قدیم و جدید و نسخ ترکی و عربی آن قریب ششصد لطیفه و حکایت از ملا گرد آورده... و منتشر کردم.»

طبعاً تصویرگران و کاریکاتوریست های ترک بیش از دیگران به ملانصرالدین پرداخته و صورت و سیرت او را در آثار خود منعکس کرده اند. در آثار تصویری ترک ها ملانصرالدین معمولاً به شکل روحانیان روستائی آناتولی مرکزی، با ریش سفید و عمامه و پوستین و شلوار گشاد، در حالی که وارونه سوار خر است نشان داده می شود. اما با همۀ تطویلی که این نوشته پیدا کرده است، نمی توان از یک نمونۀ استثنائی از چهرۀ ملانصرالدین یاد نکرد و گذشت. و آن، چهره ای است که دو هفته نامۀ «ملانصرالدین» چاپ تفلیس عرضه کرده است. نماد اين نشريه كه روحانى روستائى متين و موقرى است همواره در كاريكاتورهاى صفحه اول نشري حضور دارد و حكيمانه ناظر مسائل مضحكى است كه در آن كاريكارتورها مطرح مى شود و باعث خنده خوانندگان مى گردد. جليل محمد قليزاده، طنزپرداز تواناى آذربايجان و ناشر «ملانصرالدين» از قول ملا و خطاب به خوانندگانش مى گويد: «اى برادران مسلمان من! اگر مى خواهيد بدانيد كه شما به كه مى خنديد، آئينه به دست بگيريد و جمال مبارك خود را در آن تماشاكنيد.»




م : كرد كوي

behnam5555 12-25-2011 06:24 PM


behnam5555 12-25-2011 06:27 PM


مناظر زيبا

http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849114.jpg
رنگين كمان بر فراز درياچه و جنگلي فنلاند.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849129.jpg
ساحل دريا در نزديكي آيتوتاكي در مجمع‌الجزاير كوك.




http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849147.jpg
چشم‌انداز دشتي در غرب نوسحير در تركيه.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849160.jpg
غروب آفتاب در جزيره كوچك ليكوما در درياچه مالاوي.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849179.jpg
تپه‌هاي شني در پارك ملي ناميب ـ نوكلوفت در ناميبيا.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849192.jpg
قله ماترهورن در آلپ در سوئيس.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849208.jpg
ساحل صخره‌اي واتسونزبي در نيوساوث ولز در استراليا.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849222.jpg
چشم‌انداز كوههاي جنگلي كم ارتفاع بلوريج در ايالت جورجيا.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849239.jpg
آبشار ويكتوريا فالز در رودخانه زامبزي بين مرز زامبيا و زيمبابوه.



http://jamejamonline.ir/Media/images...0847849254.jpg
چشم‌اندازي رويايي از درياچه آنتسيرابه و ساحل پيرامون آن در جزيره ماداگاسكار.


منبع)persianv.com





behnam5555 12-25-2011 06:41 PM


behnam5555 12-27-2011 06:06 PM

خوش بینی و بد بینی

امروز همان فردائیست که دیروز نگران آن بودید ...
کوه‌های عظیم پر از چشمه‌اند و قلبهای بزرگ پر از اشک ...
ژوزف روو

به عوض آنکه به تاریکی لعنت بفرستید، یک شمع روشن کنید ...
کنفوسیوس

بدگمان کسی است که خیال می‌کند تمام مردم دنیا به بدی او هستند ...
باب بارکر

برای کسیکه زندگی درونیش غنی است، اشعه مختصر آفتاب بیهوده می‌درخشد ...
داستایوسکی

آنکه خیال می‌کند شاید فردا گرفتار شود از آنکه الان گرفتار است بیشتر رنج می‌برد ...
محمد حجازی

ساعاتی که در انتظار خوشبختی هستیم، لذت بخش تر از دقایقی است که به لذت خوشبختی رسیده‌ایم ...
الیوید کلد اسمیت

بدحالترین مردم کسی است که به کسی اطمینان نکند از جهت سوءظن مفرطی که دارد و کسی هم به او اعتماد ننماید از خوی بدگمانی او ...
حضرت امیر (ع)

بدگمانی میان افکار انسان مانند خفاش در میان پرندگان است که همیشه در سپیده‌دم یا هنگام غروب که نور و ظلمت بهم آمیخته است بال‌فشانی می‌کند ...
فرانسیس بیکن

بدگمانی و بدبینی پرده‌ایست که میان ما و دیگران حائل می‌شود و هیچوقت نمی‌گذارد رشته دوستی خود را با آنها محکم ساخته و از نعمت وفا و محبت بهره‌مند شویم ...
لرد آبیوری


behnam5555 01-03-2012 09:55 AM



متن كتاب فارسي اون قديم قديما



http://s1.picofile.com/file/7212028595/126361_709.jpg http://s2.picofile.com/file/7212029565/126362_260.jpg
http://s2.picofile.com/file/7212030749/126363_220.jpg
منبع مطلب:متن كتاب فارسي اون قديم قديما


behnam5555 01-03-2012 09:56 AM


سیمین دانشور و جلال ال احمد

http://www.siemorgh.nl/images/simin%...l%20ahmad1.jpg

نامه های سيمين دانشور و جلال آل احمد در سه جلد و زمستان 83 چاپ شده است. دو جلد از کتاب شامل نامه های اين زن و شوهر به هم در سفر امريکای دانشور است. سيمين دانشور در سال 1300 در شيراز متولد شده و بعد از دو سال آشنايی در سال 1329 با جلال آل احمد ازدواج می کند. يک سال قبل از ازدواج، دانشور موفق به اخذ مدرک دکترای دانشگاه تهران می شود. ماجرای نامه ها هم از اين قرار است که دانشور در سال 1331 با استفاده از بورس فولبرايت به امريکا می رود تا يک سال در دانشگاه استنفورد در زمينه داستان نويسی و زيبايی شناسی تحصيل کند و به دلايل مختلف امکان همراهی جلال با او ميسر نمی شود. در اين زمان همان طور که از محتوای نامه ها پيداست، دانشور و آل احمد دچار اختلافاتی هم شده بودند و گاه دعواهايی بين شان رخ می داده که اين سفر مجالی می شود برای مرور خاطرات گذشته شان؛ «جلال عزيزم ديروز دومين کاغذت واقعاً پريشانم کرد... حالا يادم می آيد که تو بعضی وقت ها حال روحی خاصی پيدا می کردی و ناگزير می شدی از خانه بيرون بيايی که نکند با هم دعوايمان بشود... يادت می آيد پارسال هر دومان چه الم شنگه يی راه انداختيم. باور کن من هنوز خجالت می کشم. اکنون بگذار کمی از هم دور باشيم و بعد نمی دانی در کنار هم بودن چه لذتی دارد.» در همين نامه سيمين دانشور ادامه می دهد؛ «من که تصديق می کنم که زن خوبی برای تو نبودم. راست است، وفادار و بامحبت و صميمی بوده ام ولی اينها خوی اصلی من است. کوششی نکرده ام عيوب خود را اصلاح بکنم. عيوب من شلختگی و بلد نبودن خانه داری بوده است و هرگز آنها را هم جبران نکرده ام.» ( 4 اکتبر / 12 مهر 1331) اين نامه ها که با اصرار و پيشنهاد آل احمد آغاز و پيگيری می شد، در واقع مجرايی برای ارتباط بين دو نفر بود تا اگر از نزديک يکديگر را نمی بينند، بتوانند پيوندهای عاطفی شان را حفظ کنند. جلد اول شامل 200 نامه دانشور است. در اين سفر دانشور با هواپيما به انگليس رفته و بعد از توقف کوتاهی به سمت نيويورک می رود و پس از چند روز اقامت راهی کاليفرنيا می شود و از راه سانفرانسيسکو به پالوآلتو می رسد و سرانجام در استنفورد مستقر می شود. نامه اول در تهران و قبل از ازدواج آل احمد و دانشور در سال 1328 و بعد از آن تمامی کتاب، نامه هايی است که در سفر نوشته شده است.

سوال مهمی که دکتر مسعود جعفری جوزی هم در آغاز کتاب مطرح کرده اين است که چه لزومی دارد نامه هايی که بين دو نفر نوشته شده و احتمالاً دارای جنبه های شخصی و خصوصی است تبديل به کتاب شود و در دسترس همگان قرار گيرد؟ پاسخ آن است که چاپ نامه ها بستگی به نوع آنها و نويسنده آنها دارد. اين نامه ها که مربوط به دو شخصيت نويسنده است علاوه بر جنبه هاي خصوصی و زناشويی زندگی آنها شامل اطلاعات سياسی، اجتماعی و ادبی عصر خودشان نيز هست. در مورد اين نامه ها شايد گذاشتن نام يادداشت روزانه به جای نامه صحيح تر باشد چون گويی نويسنده، نوشته ها را از خود و برای خود، با ذکر تاريخ دقيق آن نوشته يا حتی برای اين نامه ها صفت سفرنامه را می توان قائل شد. نکته اصلی نامه ها سبک نوشتاری و طرز جمله بندی ها است که محاوره يی نوشته شده؛ «امروز روز يکشنبه 9 نوامبر است. خدای من، دو ماه و نه روز است که از تو دورم. صبح دير پا شدم و بعد رفتم ناهار خوردم...» همچنين اصطلاحات عاميانه در آنها به چشم مي خورد به خصوص اصطلاحات مربوط به لهجه شيرازی؛ «قول می دهم ايران که بيايم همان سياه سوخته شيرازی تو باشم و چنان دور و برت پر بخورم (چرخ بخورم) که خودت بگويی بس است.» ( 17 اکتبر / 25 مهر)

يا در جای ديگر آورده؛ «آنقدر خودوکی نباش ( خودخور نباش).»

هيچ قيدی از لحاظ پاراگراف بندی و نشانه گذاری در آنها وجود ندارد و به دليل آشنايی دانشور با زبان انگليسی گاهی از لغات انگليسی هم استفاده می کند.

ذکر دقيق جزييات و حالات و بيان تمام اتفاقاتی که در دانشگاه و بيرون از آن افتاده است، ذکر دقيق ساعت رسيدن به مکان ها، حتی ميزان پولی که به تاکسی پرداخت می کرده، تعداد و رنگ لباس هايی که می خريده، نام افرادی که برای شام دعوت کرده، نوع غذا، نمره هايی که از دروس مختلف مي گرفته، نمايشنامه هايی که مطالعه می کرده و برخوردی که با افراد مختلف در مکان های مختلف داشته، نکاتی است که دانشور در نامه هايش به آنها پرداخته؛ «در فرودگاه هشت دلار از من پول گرفتند. نفهميدم به چه مناسبت و اوقاتم تلخ شد.» (5 سپتامبر / 14 شهريور)

يا؛ «اطاق من طبقه هشتم يعنی اطاق شماره 802 است و بنابراين اين ساختمان 1200 الی 1300 اطاق دارد.» ( 7 سپتامبر / 16 شهريور)

يا؛ «زن سياهی مامور آسانسور ماست. روزی هشت ساعت کار مي کند و هشت دلار هم می گيرد، يعنی ماهی 240 دلار.»

نکته قابل توجه سفر يک ايرانی با وضعيت و شرايط آن سال به امريکا است. اظهار شگفتی ها و گاه توصيفاتی که می کند بسيار جالب است. همچنين مقايسه عواطف غربی ها و شرقی ها در جای جای نامه ها به چشم می خورد؛ «چند روز پيش سر کلاس دختری حالش به هم خورد. شب قهوه زياد خورده بود و بيداری کشيده بود. سناريو را نوشته و صبح سر کلاس نتوانست سرپا بند شود و حالش به هم خورد. از کلاس بيرون رفت و هيچ کس هم نپرسيد خرت به چند؟ کلاس تمام نشده من رفتم و از او پرسيدم چته؟ و دستش را در دست گرفتم و ...»

او مهر و محبت ايرانی را هميشه همراه دارد و اين حس در وجود زری يکی از شخصيت های اصلی سووشون هم نمودار می شود؛ «زری مدام نگران خسرو (تنها پسرش) و دوقلوهای خود است؛ هنوز يک ساعت نگذشته دلش شور بچه ها را می زد که نکند از ماديان پرت شده باشند، نکند در اين روز پرآفتاب گرما زده شوند.»

اين نامه ها همان طور که اشاره کرديم شامل اخبار و اطلاعات سياسی است. مثلاً در مورد اوضاع نابسامان آن سال ها، تعويض مداوم نخست وزيران و ذکر عملکردهای مصدق و ديگران مطالبی نوشته است. سيمين دانشور به دليل علاقه به وطن و اوضاع کشور خود در خلال نامه های خود از اوضاع ايران پرس و جو می کند و عقايد خود را مطرح می کند؛ «راز موفقيت و محبوبيت مصدق اشک ريختن نيست. انگشت روي نقطه حساس گذاشتن است.»

يا؛ «راجع به رل ايران در سازمان ملل متحد حرف زدم بد نبود. اطلاعات را مثلاً در همان سازمان ملل متحد گرد آورده بودم و سخن را به صحرای کربلا يعنی مصدق و نيروی سوم کشانيدم که البته جالب شد.»

يا؛ «راستی در روزنامه خواندم که بقايی و زاهدی می خواسته اند کلک مصدق را بکنند و نخست وزير بشوند. آيا درست است؟» (5 مه / 15 ارديبهشت 32 ) در پايان نامه ها هميشه از دوستان و آشنايان احوالپرسی مي کند و سلام می رساند. و هميشه روحيه اميد بخشی و اطمينان دادن به همسر و اظهار اميدواری به آينده از واژه های تکراری در بيشتر نامه هاست. در کل می توان گفت برای اولين بار نيست که چنين نامه هايی که حاوی اطلاعات خصوصی و عمومی نويسنده هاست به چاپ می رسد. اما نکته حائز اهميت توجه پژوهشگران و نويسندگان به اين بخش از آثار نويسندگان است که می تواند راهگشای پژوهش های بيشتری شود و نکته های تاريکی را که ما اکنون از نوع نگاه و زندگی گذشتگان داريم برايمان روشن کند.
منبع مطلب:سیمین دانشور و جلال ال احمد

behnam5555 01-03-2012 10:00 AM



نقاشي (بيژن بهادري كشكولي)



http://s1.picofile.com/file/7212876876/mm.jpg

http://www.setfa.net/images/itrn7dv2o6g81jcvtv9i.jpg

http://www.setfa.net/images/rriegwrex0omlu4r4n.jpg

منبع مطلب:نقاشي (بيژن بهادري كشكولي)

behnam5555 01-03-2012 10:18 AM


خونه


میون کوچه های پست و تاریک
به دنبال نشونی از تو بودم
چشام بی نور و دستام سرد سرد بود
به یاد بغض بوست می سرودم


چی شد اون خونه ی سبز قدیمی
همه مردند و رفتند خونه هم مرد
هنوزم پیش اون بید سرافراز
میشه شب های سرد رو تا سحر برد؟


کنارم بودی و با رنگ چشمات
منو از مرگ بودن می رهیدی
همیشه با نفس های سپیدت
میون قلب تارم می دمیدی


دیگه تا آخرش راهی نمونده
میون رنگ شب های تو مردن
چه فرقی داره این اجساد سردو
به قبرای حقیرشون نبردن


منم در کوچه های می میرم اما
برای لحظه ای از نور مردن
به یاد چشم خیس و بوسه هاتو
به یاد عاشقانه دل سپردن


چی شد اون خونه ی سبز قدیمی
همه مردند و رفتند خونه هم مرد
هنوزم پیش اون بید سرافراز
میشه شب های سرد رو تا سحر برد؟


چی شد اون خونه ی سبز قدیمی
ترک برداشته دیوار خسته
دیگه اون بید سربالای مجنون
میون خاک سرافکنده نشسته


چی شد اون اشک آبی نگاهت
چی شد اون لحظه های خیس بارون
به جز تاریکی شب , نور فانوس
نداره دل امیدی کوچه هامون






چی شد اون خونه ی سبز قدیمی
همه مردند و رفتند خونه هم مرد
هنوزم پیش اون بیدسرافراز
میشه شب های سرد رو تا سحر برد؟


mohammad.90 01-03-2012 10:58 AM



هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم
که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…

ولي پدر ...
... ... ... ...
يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند
خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست
فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …
بياييد قدردان باشيم ...
به سلامتي پدر و مادرها

--------------------
(( قند )) خون مادر بالاست .
دلش اما هميشه (( شور )) مي زند براي ما ؛
اشک‌هاي مادر , مرواريد شده است در صدف چشمانش ؛
دکترها اسمش را گذاشته‌اند آب مرواريد!
حرف‌ها دارد چشمان مادر ؛ گويي زيرنويس فارسي دارد!
دستانش را نوازش مي کنم ؛ داستاني دارد دستانش .

--------------------
دست پر مهر مادر
تنها دستي ست،
که اگر کوتاه از دنيا هم باشد،
از تمام دستها بلند تر است...

--------------------

پدر و پسر داشتن صحبت میکردن!!
پدر دستشو ميندازه دوره گردنه پسرش ميگه پسرم من شيرم يا تو؟
پسر ميگه : من..!!
... ... ...
پدر ميگه : پسرم من شيرم يا تو؟؟!!
پسر ميگه : بازم من شيرم...
پدر عصبي مشه دستشو از رو شونه پسرش بر ميداره ميگه : من شيرم يا تو!!؟؟
پسر ميگه : بابا تو شيري...!!
پدر ميگه : چرا بار اول و دوم گفتي من حالا ميگي تو ؟؟
پسر گفت : آخه دفعه های قبلي دستت رو شونم بود فکر کردم يه کوه پشتمه اما حالا...
به سلامتي هرچي پدره

--------------------

behnam5555 01-03-2012 06:18 PM


چه نوع ماهی مصرف کنیم؟

http://www.persianfemale.com/media/k...ca0079e7_L.jpg

همه متخصصان تغذیه بر اهمیت مصرف ماهی تاکید می کنند. مصرف ماهی به دلیل داشتن امگا ۳ برای تمام سنین ضروری است اما آنچه باعث نگرانی می شود وجود مقادیری جیوه در برخی انواع ماهی هاست که برای سلامت مضر است.
‎در این زمینه باید میزان جیوه موجود در هر نوع ماهی تعیین شود تا مصرف کننده با اطلاع از آن بهترین نوع ماهی را برای مصرف انتخاب کند. موضوع دیگری که باید به آن اشاره کرد نگرانی کارشناسان از مصرف میزان پایین اسید چرب امگا۳ است که این امر سلامت افراد را تهدید می کند. در این باره و چگونگی میزان مصرف ماهی با خدیجه رحمانی، عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی گفت وگو کرده ایم که در ادامه می آید.وی با بیان این که ماهی ماده غذایی بسیار مغذی است و علاوه بر پروتئین، انرژی و ویتامین حاوی اسید چرب امگا ۳ نیز است، می گوید: مصرف ماهی رشد و ترمیم سیستم عصبی و همچنین پیشگیری از بیماری های قلبی و عروقی بسیار مفید است و به مادران باردار نیز مصرف ماهی بسیار توصیه می شود زیرا در رشد جنین نقش موثری دارد. برخی افراد به جای مصرف ماهی از مکمل استفاده می کنند که در این زمینه باید گفت، مکمل تنها باید با تجویز پزشک متخصص مصرف شود.
‎این متخصص تغذیه به تمامی افراد جامعه توصیه می کند برای پیش گیری از بیماری هفته ای یک یا ۲ بار ماهی مصرف کنند. هم چنین وی درباره نوع ماهی می گوید: ماهی که سن زیادی دارد، دارای ترکیبات سمی به ویژه جیوه است. جیوه فلز سنگین است و با ورود به بدن از طریق جریان خون وارد مغز می شود و بر مغز تاثیر منفی می گذارد. در حالی که اسیدهای چرب مفید و ضروری موجود در ماهی در دوران رشد تاثیر مثبتی بر مغز می گذارد. وی افزود: ماهی هرچه کوچک تر باشد، میزان جیوه آن کمتر است. لازم به یادآوری است که ماهی حاوی پروتئین مرغوب با قابلیت هضم آسان است. ماهی علاوه بر میزان کلسترول پایین حاوی ویتامین های گروه ABDK و E است. املاح معدنی شامل فسفر، کلسیم، آهن، سلنیوم و منیزیم و فلوئور ید و سایر ریزمغذی های موجود در آن نقش مهمی در سلامت دارد. برای اطلاع رسانی در زمینه میزان جیوه ماهی ها شرکت شیلات کشور باید مانند کشورهای دیگر ماهی ها را براساس میزان جیوه تقسیم بندی و روی برچسب آن درج کند. اگرچه مقدار جیوه در شیرماهی ها کمتر از 0.5 تا 0.01 PPM است اما در گونه هایی از ماهی تن بیشتر از این مقدار وجود دارد. در کشورهای دیگر میزان مصرف هفتگی ماهی برای کودکان و مادران با در نظر گرفتن وزن آن ها تعیین شده است. با مشخص شدن میزان جیوه می توان به مردم در انتخاب نوع ماهی و میزان مصرف آن کمک کرد.
‎این عضو هیئت علمی دانشگاه افزود: بهتر است از ماهی هایی که میزان جیوه آن مشخص نیست استفاده نشود و یا این که فقط هفته ای یک بار آن را مصرف کرد. آن چه که در مورد تجمع جیوه در بدن باید گفت این است که تجمع زیاد جیوه در سیستم عصبی اختلال ایجاد می کند و منجربه بی حسی و خارش انگشتان دست، پا و لب ها می شود.
‎از دیگر عوارض آن دردهای مفصلی و حملات قلبی است بنابراین زنان باردار و مادران شیرده باید از مصرف ماهی با میزان بالای جیوه از قبیل شمشیرماهی خودداری کنند. وی می گوید: مصرف ماهی سالم برای افراد بالغ و عادی هفته ای ۲ یا ۳ بار ضروری است اما افرادی که در معرض بیماری های قلبی قرار دارند یا سابقه بیماری دارند شاید نیاز به مصرف مکمل زیر نظر پزشک پیدا کنند نتایج مطالعات متعدد نشان می دهد، مصرف مکمل بر سلامت فرد تاثیر مثبتی می گذارد. از طرفی افرادی که مبتلا به تری گلیسیرید بالای خون هستند با مصرف مکمل روغن ماهی البته زیر نظر پزشک می توانند این بیماری را کنترل کنند. این متخصص در میزان مصرف ماهی در زنان و کودکان می افزاید: به زنان و کودکان مصرف هفته ای ۲ بار ماهی هر بار ۹۰ تا ۱۲۰ گرم توصیه می شود. علت محدود کردن میزان مصرف ماهی به علت احتمال وجود جیوه و سموم دیگر مانند دی اکسین، PBC است که از طریق مصرف ماهی ممکن است وارد بدن شود و آثار سوء داشته باشد.
‎مصرف ماهی های چرب هم بیشتر از یک بار در هفته توصیه نمی شود. این عضو هیئت علمی دانشگاه می افزاید: ماهی در صورتی مفید است که بخارپز شود یا در تستر یا فر طبخ شود. روغن ماهی (امگا۳) که تاثیر ضدالتهابی دارد در مقابله با بسیاری از بیماری ها موثر است. در حالی که مصرف روغن های امگا۶ و ۹ باعث التهاب می شود یا به افزایش التهاب می انجامد و زمینه ابتلا به پرفشاری خون، آریتمی قلبی و مشکل قلبی عروقی را ایجاد می کند حتی می تواند عروق مغز را نیز درگیر کند.اسید چرب امگا ۳ ماهی به دلیل خاصیت ضدالتهابی که دارد این اثر را کاهش می دهد و باعث بهبود جسمی فرد می شود.
‎افرادی که به هر دلیل ماهی مصرف نمی کنند باید تحت نظر پزشک روزی یک عدد قرص ماهی مصرف کنند. افرادی که به شیر و لبنیات حساسیت دارند، برای برطرف کردن کمبود کلسیم، ماهی با استخوان مانند کیلکا که منبع عالی کلسیم است، مصرف کنند.
‎نتایج مطالعات نشان می دهد، مصرف ماهی یا قرص ماهی به طور منظم در دوران بارداری باعث رشد و تکامل سیستم عصبی و شبکیه بینایی جنین می شود و کمبود آن، ارتباط مستقیم با تولد نوزاد نارس و کم وزن دارد.دکتر خدیجه رحمانی با اظهار تاسف از این که در کشور ما امگا ۶ و ۹ مصرف می شود اما مصرف امگا ۳ پایین است می گوید: باید مصرف امگا ۳ را جدی گرفت.
‎به نوشته سایت «Prevention» امگا ۳ از قدرت شنوایی محافظت می کند، با افسردگی مقابله می کند، تقویت کننده مغز است، باعث بهبود رفتار در کودکان بیش فعال (ADHD) می شود، با چاقی مقابله می کند و تاثیر ضدالتهابی آن التهاب را از بین می برد، با بیماری های خودایمن و التهابی مقابله می کند و ریتم ضربان قلب را منظم می کند. خوب است بدانید میزان امگا۳ موجود در ماهی کپور، قباد، ساردین، ماهی تن و سفید بیش از یک گرم در ۱۰ گرم ماهی می باشد.

تاثیر مصرف ماهی بر کاهش سکته قلبی

‎نتایج بررسی جدید محققان دانمارک نشان می دهد، رژیم غذایی غنی از ماهی، احتمال خطر بروز حمله قلبی و سکته را ۹۰ درصد کاهش می دهد. به نوشته سایت «MSN»، خواص مفید اسید چرب امگا ۳ موجود در ماهی سالمون، ساردین و ماکرو و نقش آن در حفظ سلامت مردان تاکید شده است. در پژوهش های جدیدتر نیز مشخص شده است که روغن ماهی برای زنان جوان در سن بارداری بسیار مفید است و باعث تقویت فشار خون و عملکرد درست قلب و رگ های خونی می شود. طی بررسی ۸ ساله روی ۴۹ هزار زن بین ۱۵ تا ۴۹ ساله، رژیم غذایی و شیوه زندگی آن ها مورد بررسی قرار گرفت و مشخص شد زنانی که به ندرت یا به هیچ عنوان ماهی مصرف نمی کردند، نسبت به آن هایی که هر هفته ماهی مصرف می کردند، ۹۰ درصد بیشتر دچار ناراحتی قلبی عروقی شدند.

منبع: روزنامه خراسان




behnam5555 01-03-2012 06:23 PM

مبارزات اسلامی زنان عصر مشروطه
http://www.persianfemale.com/media/k...a06fa06_XL.jpg

یکی از ضرورتهای تحقیق در تاریخ فعالیتهای زنان، تحلیل محتوای متون تاریخی هر دوره است. این امر میتواند کمک مناسبی در برطرف ساختن ابهامات تاریخی باشد. تحلیل محتوای بسیاری از متون تاریخی دورۀ مشروطه، از جمله روزنامه ها، از ریشۀ دینی مطالبات مردم و حضور مؤثر علما در تحولات این دوره حکایت میکند. مطلب زیر پیش از این و در دورۀ پیشین نشریۀ زمانه چاپ شده بود و با وجود آنکه مطلوب ما در تحلیل محتوایی سهم زنان در مشروطه نیست، میتواند با ارائۀ نمونه ای هرچند ابتدایی، مقدمه ای برای ورود به تحلیل محتوای اسناد تاریخی مشروطه، به ویژه روزنامه ها، باشد تا بتوان فارغ از غلبۀ تاریخ نگاری روشنفکران، به بازخوانی منصفانۀ تاریخ جنبش زنان در دوران مشروطه دست زد.
با اینکه بیشتر نوشته های تاریخی بازمانده از دورۀ مشروطه، کم وبیش از حضور فعال زنان در رویدادهای روزمرۀ تاریخی و اجتماعی حکایت میکند و نام تنی چند از کوشندگان پرافتخار زن و مرد، در این نوشته ها باقی است، به منظور نمایاندن تاریخچۀ خونبار زن در تاریخ بیداری ایرانیان، به ویژه تاریخ مبارزات زن ایرانی در نهضت مشروطه و مبارزه با استبداد و سلطنت ستمبار، نمونه هایی از مشارکت و حرکات اجتماعی آنها را با استفاده از مطالب روزنامۀ «انجمن تبریز»،[i] که خطمشی و چهارچوب تفکر آن توجه به خواسته ها و مبارزات نو پای محرومان و محکومان جامعه بود، در ادامه بیان گردیده است؛ درواقع این گزارش فقط گوشه ای از اقدامات متهورانۀ زنان است که در شماره های معدود یک روزنامۀ ولایتی مندرج شده اند.
۱٫ «تلگراف تظلم … نسوان قریه ابراهیم آباد منمحال عراق»: این تلگراف شکایتی است علیه ملاک منطقه، که به پشتیبانی استبداد، صدای حق طلبانۀ رعایای دهات خود را در گلو خفه ساخته و تنی چند از آنان را به خاک سیاه نشانده بودند، اما نسوان شوهرمرده با استفاده از اوضاع مساعد منطقۀ خود برای عدالتخواهی ــ به ویژه با توجه به وجود «انجمنهای ایالتی و ولایتی» ــ[ii] آرام ننشستند و برای تظلم و احقاق حق، راهی شهرهای قم و تهران شدند. آنها به این حد بسنده نکردند و با تلگرافی از «انجمن ایالتی تبریز» نیز مساعدت طلبیدند.
۲٫ زنان تبریز، برای تصویب متمم قانون اساسی، واداشتن محمدعلیشاه به اطاعت از مجلس و مصوبات آن و سرانجام برپایی عدالت و انصاف، به کارهای شایان ذکری دست زدند و از همین رو در عرصۀ تاریخ شأنی عظیم بهدست آوردند. ماه هایی که تبریز در برابر محاصرۀ نیروهای شاهزاده عین الدوله[iii] پایداری میکرد، زنان شهر در فرصتهای مناسب به مقابله برخاستند و با اعزام فرزندان و بستگانشان به سنگرها، ادارۀ خانواده، مساعدت در روزهای نایابی و قحطی نان برای تأمین نیازهای روزانۀ غذایی و پرستاری، حماسه هایی آفریدند که در سروده ها، نوشته ها و داستان های نویسندگان انقلابی چون عارف قزوینی، ایرج میرزا، ابوالقاسم لاهوتی، دهخدا، میرزا علی اکبر صابر، عبدالحسین خازن،[iv] ملکالشعراء بهار، سیداشرفالدین گیلانی (نسیم شمال) و… منعکس است.
قطعه شعری که لاهوتی هنگام محاصرۀ شهر تبریز به نظم کشید، گواه صادقی است بر این تلاشهای سازنده و همگامی زنان تبریز در مبارزه. لاهوتی قطعه شعر خود را با عنوان «وفا به عهد»[v] با مطلع «اردوی ستم، خسته و عاجز شد و برگشت» آغاز کرده و آنگاه از روزهای مقاومت شهر و نایابی نان و مواد غذایی سخن به میان آورده و سرانجام عهد و پیمان مادر و فرزندی را به گونۀ بسیار جالبی توصیف کرده و لحظۀ وفای به عهد را بیان نموده است. مادر با دامنی از نان و دلی آکنده از کینه و نفرت نسبت به عاملان سرسپردۀ دربار و درباریان و قاتلان فرزندان رشیدش، بر سر قبر چمباته زده و به فرزند به خون غلطان خود چنین نوید میدهد:
تشویش مکن فتح نمودیم پسرجان
اینک به تو، هم مژدۀ آزادی و هم نان
و آن شیر حلالت که بخوردیم ز پستان
مزد تو، که جان دادی و پیمان نشکستی
۳٫ روزنامۀ انجمن در یکی از شماره های خود به نامه ای با عنوان «مکتوب زن ها به انجمن ایالتی» اشاره کرده و به عین الدوله هشدار داده است با مشاهدۀ این نامه ها و احساسات، از اقدامات مذبوحانۀ خود دست بردارد و بیش ازاین خود را گرفتار انتقام مردم به پاخاسته و مبارز تبریز نسازد و بداند که آذربایجانی تا کدامین درجه ایستادگی کرده و برای رسیدن به چه اهداف والایی آستین همت بالا زده است. نامه از طرف «عموم نسوان تبریز» خطاب به عین الدوله است: «… حضرت والا شاهزاده عین الدوله، ما طایفه نسوان تبریز از خواب بیدار شده و زنجیر استبداد را یکباره پاره پاره کردیم. تنها شما را خواب غفلت گرفته و خدا و پیغمبر را فراموش کرده، به محمدعلی میرزا فریب خوردهاید. ولی تعجب است که دیروز شما به ولیعهدی او راضی نبوده و زحمتها کشیدید تا او ولیعهد نشود، امروز به امر او قشون آورده، به جهت اکمال لوازم شهوت رانی او، سیلها از خون مسلمانان جاری کرده، راه آذوقه و آب را به روی ملت بسته، نام خویش را تالی نام های شمر و عمربن سعد میکنی… . عجبتر این است که خیال میکنی با این مظالم، ملت از مشروطه دست برمیدارند و با بستن راه آذوقه تسلیم میگردند. هیهات ای حضرت والا که خطا رفته و غلط تصور فرموده اید. ما تا چندماه آذوقه داریم. بعدازآن برگ درختان و گیاه می خوریم و با میوه سد جوع مینماییم. حتی گوشت گربه و سایر حیوانات میخوریم، بالاخره در خون خود می غلطیم و تابع هوای نفس محمدعلی میرزا نمی شویم… امضا (عموم نسوان تبریز)».[vi]
4. قسمتی از مندرجات روزنامه انجمن، تلگراف هایی است که بین نمایندگان انجمن ایالتی و نمایندگان مجلس شورای ملی و شهرها و ولایات مخابره میشد. متن بسیاری از این تلگراف ها از حضور زنان در تحصن ها، اجتماعات، تلگرافخانه و … حکایت میکند: «وضع انقلاب شهر … به تحریر نمیآید؛ تمامی اهل شهر در هیجان حتی طایفه نسوان با بچه های شیرخواره در مساجد و محلات جمع و اهالی بی طاقتی و بی صبری را به اعلی درجه رسانده، تسکین و تسلی اهالی امکان ندارد … .»[vii]
5. در شمارهای با عنوان «انقلاب و نسوان تبریز»، باز هم دربارۀ یکی از صحنه های افتخارآمیز حضور زنان سخن به میان آمده و غیرت، عفت و دلیری نسوان ستایش شده است. این تلگراف ها نشان میدهند که زنان گذشته از اینکه در پشت جبهه و سنگرها فعالانه به مبارزان کمک می نمودند، گاه در میدان های نبرد نیز جان فشانی میکردند: «… شیرزنان تبریز را در این دورۀ انقلاب موقع مخصوصی است. تاکنون در اوراق ملی موضوع بحث نگردیده این نکتۀ حیرت انگیز و جاذب، دقت نظر خبرنگاران جراید اروپا بوده و به خود جلب کرده، چنانکه بارها در مقالاتشان داد غیرت و دلیری و عفت نسوان آذربایجان را داده اند. آنکه در محاربات سابق اجساد شیرزنان مسلح در میدان های جنگ «امیرخیز»، «خیابان» میان شهدای حریت پیدا شده است، به موجب استخبارات صحیحه و اطلاعات موثقه که در دست داریم، هستند زنان شیرافکن در یک نقطۀ مهمۀ شهر که به گاه جنگ با تغییر قیافت به یک مهارت به خصوصی که در کار تیراندازی دارند، سینۀ دشمن را میشکافند و آتش به فرق نامردانۀ سپاه یزید میبارند».[viii]
6. روزنامۀ انجمن از همگامی و همت والای زنان در یاری ملیون و مشروطه خواهان اشارت ها و حکایتها دارد؛ چنانکه با اتکا به چنین همدردی مادی و معنوی قشر زنان بود که تبریزیها با تمامی مصایب و بلایای حاصل از محاصره و قحطی و تهاجم، خود را پیروز مییافتند. روزنامۀ یادشده در یکی از شماره های خود، با نقل نامۀ یکی از «مخدرات تهران» به نام «آمنه»، از کمک مادی این شیرزن به نیکی یاد کرده است.
مدیر روزنامۀ «اتفاق»[ix] در باکو، نامه ای از یکی از «مخدرات طهران» دریافت کرده که طی آن دویست منات فرستاده شده بود تا ازاین طریق به انجمن ایالتی آذربایجان فرستاده شود. آن بانوی نیکوکار در مکتوبش، اینچنین احساس درونی خود را بیان داشته است: «از ته دل گریه میکنم به حال … آذربایجانیان و میخواستم کمکی برای آنها بکنم لهذا فروختم تمامی اسباب زیب و زینت خود را به قیمت ارزان و جمع کردم دویست منات و فقط نمیدانستم که چرا [وقتی] این پول را میفرستم [عدهای] مرا میکشتند [: میخواستند مرا بکشند] بعد از فکر و خیال چاره نیافتم مگر اینکه آن را به توسط ادارۀ شما بفرستم».[x]
در این دوره، عدۀ بسیاری از زنان آذربایجانی در صحنه های مبارزاتی، کمک رسانی و کارهای پشت جبهه ای شرکت میکردند. در شمارهای از روزنامۀ انجمن از کمک های مالی زنان به «کمیسیون اعانه»[xi] یاد شده و چنین آمده است: «زنان آذربایجان جواهرات خود را به صندوق کمیسیون هدیه میکردند».[xii]

‏[i]. منصوره رفیعی، انجمن ارگان انجمن ایالتی آذربایجان، ج۱، تهران: نشر تاریخ ایران، ۱۳۶۲، ص ۱۱۶٫
‏[ii]. همان، ص ۲۷٫
‏[iii]. ابراهیم صفایی، رهبران مشروطه، دوره دوم، بیوگرافی نهم و دهم، عین الدوله ــ فرمانفرما، ۱۳۴۵٫
‏[iv]. میرعبدالحسین خازن در سال ۱۲۹۲ق/۱۲۵۰ش در محلۀ خیابان تبریز چشم به جهان گشود. اما به مقتضای زمان و بر اثر عسرت زندگی، از کسب دانش محروم ماند. وی در زمان مشروطه، رهروان واقعی و انقلابی مشروطه را بازیافت و به سوی آنان کشیده شد. خازن در خیابان کهنه (خیابان خاقانی) نرسیده به مسجد کبود، مغازه سنگک پزی داشت و خود از افراد جوانمرد شهر به شمار میآمد و از سلک یاران باقرخان، سالار ملی، بود و با شیخ محمد خیابانی که خانه شان نزدیک هم بود، انس و الفتی داشت. شهریار در حق خازن چنین گفته است: «آذربایجان ما غیر از شعرای پارسیگوی، شعرایی هم دارد که به زبان محلی شعر گفته و بیداد کرده اند. در همین قرن اخیر چندین نابغۀ ادبی داشته… مرحوم میرزا عبدالحسین خازن در اول مشروطه غزلیات وطنی او نقل محافل و مجالس بود و من یادم می آید ممکن نبود کسی یک بیت او را بشنود و منقلب نشود. هیچ سواد نداشته، اما یک شخصیت ادبی عجیبی دارد که اگر تربیت شده بود حافظ میشد». رک: کلیات دیوان شهریار، تبریز، سعدی، ۱۳۳۶٫
‏[v]. ادوارد براون، تاریخ مطبوعات و ادبیات ایران در دوره مشروطیت، ترجمۀ محمد عباسی، ج۱، تهران: معرفت، ۱۳۳۵، ص ۱۹۵٫
‏[vi]. انجمن، س ۳، ش ۴۱، ص ۱٫
‏[vii]. انجمن، س ۱، ش ۸۷، یکشنبه ۱۳ ربیع الثانی ۱۳۲۵، ص ۱٫
‏[viii]. انجمن، س ۳، ش ۴۱، صفرالمظفر ۱۳۲۷، ص ۳٫
‏[ix]. روزنامۀ روزانه اجتماعی و اقتصادی و ادبی که در فاصلۀ سالهای ۱۹۰۸ـ۱۹۰۹ در باکو منتشر میشد. شمارۀ نخستین آن در ۱ دسامبر ۱۹۰۸م و شمارۀ واپسینش در ۲ اکتبر ۱۹۰۹م انتشار یافته و درکل ۲۲۶ شماره از این روزنامه منتشر شده است. ناشر و سردبیر روزنامه هاشم بیک وزیراف بود.
‏[x]. انجمن، س ۳، ش ۳۲، ۲۸ صفرالمظفر ۱۳۲۷، ص ۲٫
‏[xi]. برای سهولت کار و اخذ اعانه و خرج آن از قبیل پرداخت حقوق مجاهدین و غیره، کمیسیونی از اشخاص معتمد انتخاب شد که مشغول کار باشند. اعضای این کمیسیون جدیت فوق العاده ای در کارهای خود میکردند و مرتباً حقوق مجاهدین را می پرداختند و به جهت آنکه مردم به ایشان اعتماد داشتند، در دادن اعانه اظهار دلتنگی نمیکردند. رک: اسماعیل امیرخیزی، قیام آذربایجان و ستارخان، چ ۲، ۲۵۳۶ (۱۳۵۶ش)، ص ۱۶۳٫
‏[xii]. انجمن، س ۳، ش


اکنون ساعت 03:06 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)