پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 01-03-2012 06:25 PM


بهار عمرش را برای حقوق زنان گذاشت

http://www.persianfemale.com/media/k...c32d45ef_M.jpg

بهار
شاعر صلح و آزادي كه بي‌شك يكي ازآخرين غول‌هاي ادبيات معاصرايران است. سال‌ها پيش زماني كه پروانه بهاربه ايران سفر كرده بود در يك پنجشنبه دلپذير به ديدار پروانه و چهرزاد بهار دو تن از دختران ملك الشعراي بهار رفتم و گفت‌وگويي به تفصيل درباره شعر و خاطرات و زندگي بهار گرفتم اما هرگز شرايطي براي انتشاراين گفت‌وگو فراهم نشد، تا اين‌كه دوباره به مناسبت 125 سالگي بهار 20 آذرماه ساعاتي چند ميهمان چهرزاد بهار كوچك‌ترين دختر بهار بودم و با هم گپي طولاني درباره بهار زديم كه در اين مجال كوتاه تنها بخشي از دو گفت‌وگو را با شما سهيم مي‌شوم.پروانه بهارپس ازدرگذشت ملك الشعراي بهار ديوان او را به همراه محمد قهرمان گردآوري كرد و پنج سال پس از درگذشت بهار اين ديوان منتشر شد و در سال‌هاي بعد توسط مهرداد و چهرزاد بهار اين ديوان كامل‌تر و منتشر شد و به‌زودي نيز اگر چاپ ششم ديوان ملك الشعراي بهار دچار مشكل مميزي نشود به‌طورت كامل به انضمام تصنيف‌ها كه توسط دكتر معاصر همسر پروانه بهار گردآوري شده است منتشر خواهد شد.
‎پروانه بهار مدتي كه پدرش در سوئيس در بيمارستان بستري بود؛ همراه او بود خاطراتش را در كتابي با نام «مرغ سحر» نوشت كه اين كتاب به تازگي با نام «دختر شاعر» خيلي مفصل به اضافه‌ عكس‌ها و تصاوير توسط انتشارات لارسن منتشر شده است.

‎باتوجه به اين‌كه شما سال‌هاي پاياني عمر پدرتان همراه و همدم او در سوئيس بوديد از او چه تصويري در ذهنتان نقش بسته است؟

پروانه: من هرگاه كه به گذشته و به‌خاطراتي كه با پدرم داشته‌ام فكر مي‌كنم، او را در اتاق يا دفترش يا در كنار باغچه مورد علاقه‌اش كنار گل‌هاي دست پروده‌اش مي‌بينم البته هرگز نمي‌توانم خاطرات و تصاويري كه از روزهاي تبعيد او در ذهنم نقش بسته است را به فراموشي بسپارم. من تا روزهاي پاياني عمرش در كنارش بودم و اين همراهي در زندگي من تاثير بسزايي گذاشته است كه نمي‌توانم حتي لحظه‌اي پدرم را به فراموشي بسپارم.

‎شما چه تصويري از پدرتان در خاطرتان مانده؟

چهرزاد: من چون 13 سالم بود كه پدرم درگذشت بخش عمده خاطراتي كه از او دارم همه مربوط به دوران بيماري او است. اما بهترين روزهايي كه با پدرم گذراندم دوراني بود كه او بيمار بود و مادرم باغي در نياوران اجاره كرده بود و مدتي من و پدرم دوتايي در اين باغ اقامت داشتيم. پدرم هميشه به گل و گياه علاقه خاصي داشت و عموما در باغ كنار جوي آب مي‌نشستيم و به من مي‌گفت كه برايم كتاب بخوان من تازه دوران دبيرستان را تمام كرده بودم و مي‌گفتم پدر، من با غلط مي‌خوانم اما او مي‌گفت بخوان راه مي‌افتي.
‎در همين دوران بود كه من برايش «ويس و رامين» مي‌خواندم. گاهي هم روزنامه اطلاعات. يادم مي‌آيد آن دوران زمان جنگ كشور كره بود، و پدر از من مي‌خواست اخبار جنگ را برايش بخوانم كه همان سال از پدرم خواستند رئيس انجمن صلح‌طلبان شود و پدرم قصيده معروف «جغد جنگ» را سرود كه اتفاقا آخرين قصيده‌اش هم بود.
‎پدرم به گفته خودش از هفت سالگي شعر مي‌سرود و تا پايان عمر 65 ساله اش همچنان در حال سرودن شعر بود. او هميشه آرزو داشت كه شعرهايش را در يك مجلد به دست نشر بسپارد، البته بيش‌تر شعرهايش در زمان حياتش در مطبوعات آن روزگار چه در داخل و چه در خارج از كشور منتشر شده بود. او دلش مي‌خواست شعرهايش را همه مردم ايران بخوانند اما در مقطعي از حياتش حتي اين امكان وجود نداشت كه شعرهايش در مطبوعات منتشر شود چه برسد به كتاب.

‎با توجه به اين‌كه شما شعرهاي پدرتان رابراي نخستين‌بارگردآوري كرديد و از كودكي تا پايان عمر شاهد و ناظري بر احوال و زندگي او بوديد؛ شعر پدرتان را چگونه مي‌بينيد؟

پروانه: همان‌طور كه چهرزاد گفت پدرم از هفت سالگي سرودن شعر را آغاز كرد و پدرش هم ملك الشعراي صبوري شاعر آستان قدس رضوي بودند؛ چون پدرم فعاليت سياسي داشت نمي‌خواستند كه به پدرم عنوان ملك الشعرايي را بدهند اما به‌خاطر ابداعاتي كه در شعر داشت بلاخره در 18 سالگي عنوان ملك الشعرايي را به او دادند و پس از او هم كسي اين عنوان را دريافت نكرد، نمي‌خواهم اين موضوع را از زبان خودم نقل كنم كه بگويند چون فرزند بهار است مي‌خواهد نام پدرش را بزرگ كند؛ پدرم آنقدر خودش شأن و منزلتش بزرگ است كه حرف من هيچ تاثيري در جايگاه او نخواهد داشت. اما بسياري از بزرگان ادب فارسي بر اين قولند كه پس از حافظ، ملك شهراي بهار بزرگترين شاعر ايران در هفت قرن اخير است.

‎داستان توقيف ديوان شعرهاي بهار پيش از انتشار چه بود؟

پروانه: در سال 1311 شمسي بود كه پدرم تصميم گرفت كه همه سروده‌هايش را به صورت مستقل به چاپ بسپارد ولي پس از چاپ 208 صفحه، ادامه كار از سوي اداره شهرباني متوقف شد و مخالفان بهار به شاه خبر دادند كه بهار مي‌خواهد شعرهايش را به چاپ برساند اشعاري كه در آنها مخالف مصالح و منافع كشور سخن گفته است.
‎سانسور شهرباني به راه افتاد و طولي نكشيد كه تمام ديوانش ضبط شد و از چاپ آن جلوگيري كردند و خودش را به زندان انداختند و سپس تبعيدش كردند؛ بدين‌ترتيب پدرم تا سال 1330 كه فوت كردند هرگز اجازه نداشت كه شعرهايش را منتشر كند.

‎با توجه به اين‌كه در زندگي شاعران همواره نظم رايج به چشم نمي‌خورد و همواره درعين نظم نوعي آشفتگي به چشم مي‌خورد، پس از اين‌كه پدرتان فوت شد چگونه توانستيد شعرهاي او را در قالب ديوانش گردآوري كنيد؟

پروانه: به نكته مهمي اشاره كرديد كار بسيار دشواري بود؛ حتي زماني كه پدرم مي‌خواست ديوانش را در سال 1311 منتشر كند، اين ديوان كه پدرم خودش شعرهايش را در آن گردآوري كرده بود، از سوي شهرباني توقيف شد و ديگر به او پس داده نشده؛ البته اگر اين ديوان در دسترس بود، حتما با كاستي‌هاي فراوان روبه‌رو بود. چون پدرم تا سال 1330 همچنان شعر مي‌سرود و بايد اين شعرها نيز به اين ديوان اضافه مي‌شد.
‎در هر صورت پس از درگذشت پدرم، خانواده تصميم گرفت كه اشعار او را گردآوري كند؛ از او چند دفتر خطي به جا مانده بود و شعرهاي پراكنده‌اي كه بايد گردآوري مي‌شد. من در سال‌هاي پاياني با پدر بودم و چون ذوق شاعري هم داشتم، به همراه يكي از اقوام، محمد قهرمان پيش قدم شديم و لابه لاي كتاب‌ها، مجلات و حتي كاغذهاي باطله، شعرهاي پدرم را جست‌وجو كرديم. گردآوري شعر‌ها به دليل تعداد زياد و پراكندگي شان بسيار دشوار بود و اگر پشتكار من نبود حتما اين كار نافرجام باقي مي‌ماند. چون آن زمان امكانات چاپ فراوان نبود ماشين شدن شعرها هم طبعا زمان زيادي مي‌طلبيد و همه اين عوامل دست به دست هم داده بودند كه دوستان پدرم ما را تحت فشار بگذارند پس چه شد اگر نمي‌توانيد كار را به فرد ديگري بسپاريد و از اين حرف‌ها.

‎آيا هنگام انتشار شعرها در قالب ديوان، فرد ديگري بر روي شعرها نظارت كرد؟

پروانه: چرا پس از اين‌كه شعرها ماشين شد؛ شعرها را به برادر پدرم محمد ملك‌زاده كه در تمام دوران زندگي سياسي و فرهنگي همراه او بود سپرديم و او پس از مقابله اشعار؛ مقدمه‌اي هم در آغاز قصايد نوشت.

‎با توجه به اين‌كه برادر شما مهرداد بهار خود فرد اديب و دانشمندي بود آيا او درانتشار اشعار پدرش سهيم نشد؟

چهرزاد: چرا او هم در گردآوري اشعار به پروانه كمك كرد و اتفاقا به واسطه دوستي كه با رضا جعفري، پسر انتشارات اميركبير داشت، ديوان پدرم را براي انتشار به موسسه انتشاراتي اميركبير سپرد و انتشارات اميركبير هم چهار بار ديوان بهار را در سال‌هاي 1335، 1344، 1354 و 1358 منتشر كرد و پنجمين چاپ ديوان بهار در سال 1368 با مقدمه برادرم مهرداد بهار از سوي انتشارات توس منتشر شد.

‎با توجه به اينكه پدرتان حيات فرهنگي، سياسي و اجتماعي پرباري داشت، با آثار و دست نوشته‌هاي به جا مانده از پدرتان چه كرديد؟

چهرزاد: در سال 1376 براي حفظ اسناد و مدارك به جا مانده از پدرم، تصميم گرفتيم آنها را به مركزي امين بسپاريم تا براي آيندگان حفظ شود و زمينه تحقيق پژوهشگران هم فراهم شد. از اين رو اين اسناد توسط «علي ميرانصاري» به سازمان اسناد ملي ايران منتقل شد و اين سازمان هم گزيده‌اي از آنها را در مجموعه‌اي به نام اسنادي از مشاهير ادب معاصر ايران منتشر كرد. او حتي اقدام به انتشار نامه‌هاي بهار هم كرد.

‎با توجه به اين‌كه شما فرزند ملك الشعراي بهار هستيد و براي انتشار چاپ ششم ديوان بهار كه از سوي انتشارات توس در سال 81 منتشر شد، زحمات بي‌شماري كشيديد و سال‌ها با شعر بهار زندگي كرده‌ايد، شعر بهار را چگونه مي‌ببينيد؟

چهرزاد: شعرهاي ملك الشعراي بهار سياسي است و شعر سياسي هم مشكلات خاص خودش را دارد. شعر او همواره متاثر از نوسانات سياسي بود و سليقه‌هاي سياسي مد روز هرگز به بهار و شعرش اجازه خودنمايي را نمي‌دادند. پدرم در طول زندگي‌اش هميشه در بحران‌هاي سياسي و اجتماعي كشور در متن ماجرا بود؛ سال‌ها رنج كشيد سختي كشيد و سال‌هاي بسياري را در زندان و تبعيد سپري كرد. به همين دليل شعر او آينه تمام نمایي از دوران رنج‌هاي ملت ايران است؛ از اين رو نمي‌توان منكر مولفه‌هاي شعر سياسي و تاثيرگذاري اين نوع شعري در جامعه بود.

‎در حال حاضر وضعيت انتشار آثار پدرتان به چه شكل است؟

چهرزاد: ديوان اصلي پدرم، ملك‌الشعراي بهار، با مقدمه‌اي از خودم در سال 1380 توسط انتشارات توس منتشر شد. ديوان اصلي ملك‌الشعراي بهار دو جلد كامل است؛ يك جلد قصايد و يك جلد هم شامل غزل‌ها و مثنوي‌ها و قطعات است. چاپ قبلي كتاب با مقدمه‌ برادرم مهرداد منتشر شد كه يك مقدار ناقص بود و و در چاپ بعدي، نواقص آن اصلاح شد. از روي چاپ‌هاي قبلي و كنوني، خيلي‌ها كه عادت به پخته خواري دارند، آمدند خلاصه‌اي با اغلاط بسيار بدون اجازه خانواده بهار منتشر كردند. در ايران هم كه قانون كپي رايت رعايت نمي‌شود كه بخواهيم نسبت به رفتار اين ناشرها مدعي شويم. حتي ديگر ناشراني هم آثار پدرم را در اختيار دارند، حتي خبر تجديد چاپ آثار او را به ما نمي‌دهند. اما كاملترين ديواني كه از پدرم منتشر شده، همان ديواني است كه با مقدمه‌ خودم در سال 80 منتشر شد. تاكنون انتشارات توس ديوان پدر را با مقدمه‌اي از برادرم مهرداد و من منتشر كرده است.
‎اگرچه ديوان بهاري كه منتشر كردم و برايش مقدمه نوشتم، كاملتر است؛ اما بي‌شك مقدمه مهرداد از مقدمه من بهتر و كاملتر است، اما در ديواني كه مهرداد بهار منتشر كرد، برخي از قصايد و هجويات به‌طور كامل نيامده است.
‎همين ديروز مدير انتشارات توس با من تماس گرفت و عنوان كرد كه به‌زودي قصد دارد كه چاپ ششم ديوان ملك الشعراي بهار كه دربرگيرنده ديواني است كه من گردآوري كردم، به انضمام تصنيف‌هاي همسرم دكتر معاصر و برخي نت‌هايي كه پدرم براي اين تصنيف‌ها نوشته بود را منتشر كند. من از اين خبر خوشحال شدم؛ چرا كه ديگر ديوان بهار را در بازار نمي‌توانيم تهيه كنيم و براي دسترسي به ديوان او يا بايد به دست دوم فروشي‌ها سر بزني يا گزيده‌هاي پرغلطي كه در بازار موجود است را تهيه كني. سبك‌شناسي، تاريخ سيستان و ساير آثار پدرم همواره تجديد چاپ مي‌شوند.

‎با انتشار چاپ جديد پدرتان آيا اثر منتشر نشده‌اي از او باقي مي‌ماند؟

چهرزاد: نه فكر نكنم چون من ديگر دست نوشته‌اي از وي در اختيار ندارم و اگر باشد، دست ديگران است كه من فكر نمي‌كنم ديگر كسي از دوران وي باقي مانده كه نوشته‌اي از پدرم در اختيار داشته باشد.

‎آيا شعرهاي بهار تاكنون با مشكل مميزي روبه‌رو بوده است؟

چهرزاد: بله همان زمان كه به همت پروانه و محمد قهرمان براي نخستين‌بار شعرهاي پدرم چاپ شد، بسياري از سطرهاي شعر او به صورت نقطه چين منتشر شد. زمان شاه وضعيت مميزي بسيار بدتر از دوران كنوني ماست. البته اگر قرار باشد كه ديوان پدرم با حذف و سانسور روبه‌رو شود، من اجازه تجديد چاپ اين ديوان را به ناشر نمي‌دهم. اين رفتار بسيار اشتباه است كه شاعري كه شعرش به فراخور موضوعي 100 سال پيش يا چند قرن پيش سروده شده است، امروز همچنان با مشكل مميزي روبه‌رو شود.

‎آيا شاهنامه‌اي كه پدرتان حاشيه نويسي كرده بود و به همت علي مير انصاري منتشر شده، تجديد چاپ شده است؟

چهرزاد: نه اين شاهنامه تنها يك بار منتشر شد و ديگر منتشر نشده است. به گفته پدرم اين شاهنامه از 18 سالگي همه جا همراه و همدم پدرم بوده است و پدرم حتي در مقاطعي كه در زندان بود يا در سفر، همواره اين شاهنامه كنار دستش بود و گوشه‌هاي صفحات آن اصلاحات و مواردي كه مد نظرش بود را يادداشت مي‌كرد. كه به اعتبار برخي شاهنامه پژوهان كه پس از انتشار شاهنامه حاشيه نويسي شده‌اش، بسياري از مواردي كه او در اين شاهنامه مطرح كرده، اين روزها تازه درباره شاهنامه مطرح مي‌شود.

‎آيا قصد نداريد بنياد ملك الشعراي بهار را راه‌اندازي كنيد؟

چهرزاد: راه‌اندازي بنياد، يك پشتوانه مالي و فرهنگي عظيم مي‌خواهد كه تاثيرگذار باشد و اين نياز به حمايت‌هاي همه‌جانبه دارد، قرار نيست اگر ما هم بنيادي راه‌اندازي كرديم، سالي چهار بار دور هم جمع شويم و مثل ساير بنيادها به دو شاعر جوان جايزه بدهيم. اگر بهار بنياد دار شود، بايد فرقي با ساير بنيادها داشته باشد.
‎الان اين روزها بنياد داشتن خيلي مرسوم شده و عملا هم اين بنياد‌ها كاري نمي‌كنند. من در چنين شرايطي قرار نيست براي راه‌اندازي بنياد بهار كاري بكنم. البته در فرانسه يك انجمن فرهنگي و هنري به نام بهار سال‌هاست كه راه‌اندازي شده و اين انجمن نشست‌هاي متعددي برپا مي‌كند. متاسفانه ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه از بزرگانش يادي نمي‌كنند. مثلا 20 آذرماه تولد 125 سالگي بهار بود
‎شما روزنامه‌ها را ورق بزنيد كدام روزنامه يادي از بهار كرد، اما تا چشم كار مي‌كند، خبر فلان بازيگر سينماي هاليوود يا باليبود كه شايد در ايران هم كمتر كسي بشناسد، اما متاسفم براي خودمان كه بهار شاعر بزرگ ايراني در مطبوعات ايران حتي به مناسبت تولدش جايي ندارد. من چه توقعي مي‌توانم از اين جامعه داشته باشم و اصلا در چنين شرايطي چه لزومي دارد كه بهار بنياد دار شود.

‎آيا در زمان حيات بهار مراسم درخوري براي بزرگداشت وي برگزارشد؟

چهرزاد: در زمان حياتش به‌خاطر ندارم؛ اما پس از درگذشتش چندين مراسم براي او در ايران و خارج از كشور برگزار شد كه يكي از اين مراسم‌ها سال 2000 به مناسبت پنجاهمين سال درگذشت بهار بود كه از سوي دانشگاه سوربن در فرانسه برگزار شد و سازمان‌هايي چون يونسكو هم قرار بود در اين مراسم شركت كنند كه مراسم بسيار خوبي بود. در دانشگاه تهران هم چندين بار مراسم‌هاي درخوري براي بهار برگزار كرده‌اند و يك مراسم هم پنج سال پيش از سوي مجله بخارا براي پدرم برگزار شد.

‎با توجه به اين‌كه درباره بهار آثار متعددي منتشر شده است و جديدترين كتاب هم به تازگي از سوي كاميار عابدي منتشر شده، شما اين آثار را چگونه ديديد؟

چهرزاد: من كتاب كاميار عابدي را هنوز نديده‌ام، اما تماس گرفتند و خبر انتشار كتاب را دادند. اما در ميان كتاب‌هايي كه تاكنون درباره بهار منتشر شده، من كتاب «چهار شاعر آزادي» نوشته محمد علي سپانلو را مي‌پسندم كه درباره بهار بسيار خوب و علمي نوشته‌اند و اين به نظرم ناشي از اين مي‌شود كه سپانلو خودش شاعر است. حتي در مراسم بزرگداشتي كه مجله بخارا برگزار كرده بود، سپانلو وقتي درباره شعر بهار سخنراني مي‌كرد، جلوي ريزش اشك‌هايش را نمي‌توانست بگيرد و اين موضوع روي شركت‌كنندگان در اين مراسم تاثير شگرفي گذاشت.

‎با توجه به اين‌كه پدرتان كتابخانه عظيمي داشت، پس از فوتش تكليف كتابخانه‌اش چه شد؟

چهرزاد: چند سال پس از درگذشت پدرم ما مجبور شديم كه خانه مان را بفروشيم و به يك خانه بسيار كوچكتر در حوالي خيابان بهار و شريعتي برويم. كتاب‌هاي پدرم بسيار زياد بود و ما اين كتاب‌ها را در جعبه‌هاي چوبي داخل يكي از اتاق‌ها گذاشته بوديم و تا سال‌ها هم نگهشان داشتيم اما چون هزينه‌هاي زندگي بالا بود و تمام حقوق پدرم را قطع كرده بودند، مجبور شديم كه كتاب‌هاي پدرم را بفروشيم.
‎اما پيش از اين چند بار مادرم نامه نوشتند به دولت كه كتاب‌ها و خانه پدرم را خريداري كنند و هم شرايطي براي نگهداري آنها فراهم شود و هم موزه‌اي براي بهار راه‌اندازي شود، اما متاسفم كه هيچ كس در اين كار پيشقدم نشد.
‎بخشي از كتاب‌هاي خطي پدرم را مجلس ملي خريداري كرد كه قرار بود كه كتابخانه‌اي به نام او راه‌اندازي شود كه نشد و بعدها شنيدم كه كتاب‌هاي او را جاهاي مختلفي ديده‌اند. آخرين كتابي كه مادرم به مجلس سنا فروخت، تاريخ سيستان بود. اما از كتابخانه عظيم پدرم سه شاهنامه، ويس و رامين و چند كتاب ديگر پيش من مانده است.

‎در سال‌هاي اخير همواره در رسانه اخباري مبني بر وضعيت خانه بهار منتشر مي‌شود، داستان چيست؟

چهرزاد: متاسفانه زماني كه پدرم بيمار شد مادر مجبور شد كه سه بار تكه‌هايي از باغ را بفروشد كه اين سه تكه توسط ديگران ساخته شد و چندي است كه يكي از اين خانه‌ها را كه اصلا بهار در آنجا اقامت نداشته را به عنوان خانه بهار معرفي مي‌كنند، حتي چندي پيش هم عكس يك خانه قديمي را در همان كوچه‌اي که خانه بهار بود، در رسانه‌ها منتشر كرده بودند به نام بهار. واقعا امروز از خانه بهار چيزي نمانده كه در رسانه‌ها مطرح مي‌شود.

‎در زندگي و شعر ملك الشعراي بهار چه پيامي نهفته است؟

پروانه: پدرم انسان بسيار فرهيخته و تاثيرگذار و به معناي واقعي انسان بود. به نظرم پيامي كه در شعر پدرم نهفته است، انسانيت، آزادگي و وطن دوستي است. در شعر و زندگيش مهم نبود كه تو چه كسي هستي يا از چه طبقه‌اي و برايش همواره انسانيت و آزادگي مهم بود و اين موارد چيزهاي بسيار كمي نيستند كه به سادگي بشود از كنار آن گذشت.
‎پدرم سال‌ها عمرش را روي حقوق بشر و حقوق زنان گذاشت و براي تحقق خواسته‌هايش، سال‌ها فعاليت كرد و زندان و تبعيد را تجربه كرد او در دوره‌اي كه زنان را كسي باور نداشت، براي حق آنها مبارزه كرد و مطلب نوشت و اگر مطبوعات آن روزگار مشهد را ورق بزنيد، درخواهيد يافت كه او نخستين كسي است كه درباره حقوق زنان در مطبوعات مقاله نوشت.


‎منبع: ملت ما
‎گفت‌وگو از: مريم آموسا
آذرماه، ملك الشعراي بهار 125 ساله شده است. شاعر صلح و آزادي كه بي‌شك يكي ازآخرين غول‌هاي ادبيات معاصرايران است. سال‌ها پيش زماني كه پروانه بهاربه ايران سفر كرده بود در يك پنجشنبه دلپذير به ديدار پروانه و چهرزاد بهار دو تن از دختران ملك الشعراي بهار رفتم و گفت‌وگويي به تفصيل درباره شعر و خاطرات و زندگي بهار گرفتم اما هرگز شرايطي براي انتشاراين گفت‌وگو فراهم نشد، تا اين‌كه دوباره به مناسبت 125 سالگي بهار 20 آذرماه ساعاتي چند ميهمان چهرزاد بهار كوچك‌ترين دختر بهار بودم و با هم گپي طولاني درباره بهار زديم كه در اين مجال كوتاه تنها بخشي از دو گفت‌وگو را با شما سهيم مي‌شوم.پروانه بهارپس ازدرگذشت ملك الشعراي بهار ديوان او را به همراه محمد قهرمان گردآوري كرد و پنج سال پس از درگذشت بهار اين ديوان منتشر شد و در سال‌هاي بعد توسط مهرداد و چهرزاد بهار اين ديوان كامل‌تر و منتشر شد و به‌زودي نيز اگر چاپ ششم ديوان ملك الشعراي بهار دچار مشكل مميزي نشود به‌طورت كامل به انضمام تصنيف‌ها كه توسط دكتر معاصر همسر پروانه بهار گردآوري شده است منتشر خواهد شد.
‎پروانه بهار مدتي كه پدرش در سوئيس در بيمارستان بستري بود؛ همراه او بود خاطراتش را در كتابي با نام «مرغ سحر» نوشت كه اين كتاب به تازگي با نام «دختر شاعر» خيلي مفصل به اضافه‌ عكس‌ها و تصاوير توسط انتشارات لارسن منتشر شده است.

‎باتوجه به اين‌كه شما سال‌هاي پاياني عمر پدرتان همراه و همدم او در سوئيس بوديد از او چه تصويري در ذهنتان نقش بسته است؟

پروانه: من هرگاه كه به گذشته و به‌خاطراتي كه با پدرم داشته‌ام فكر مي‌كنم، او را در اتاق يا دفترش يا در كنار باغچه مورد علاقه‌اش كنار گل‌هاي دست پروده‌اش مي‌بينم البته هرگز نمي‌توانم خاطرات و تصاويري كه از روزهاي تبعيد او در ذهنم نقش بسته است را به فراموشي بسپارم. من تا روزهاي پاياني عمرش در كنارش بودم و اين همراهي در زندگي من تاثير بسزايي گذاشته است كه نمي‌توانم حتي لحظه‌اي پدرم را به فراموشي بسپارم.

‎شما چه تصويري از پدرتان در خاطرتان مانده؟

چهرزاد: من چون 13 سالم بود كه پدرم درگذشت بخش عمده خاطراتي كه از او دارم همه مربوط به دوران بيماري او است. اما بهترين روزهايي كه با پدرم گذراندم دوراني بود كه او بيمار بود و مادرم باغي در نياوران اجاره كرده بود و مدتي من و پدرم دوتايي در اين باغ اقامت داشتيم. پدرم هميشه به گل و گياه علاقه خاصي داشت و عموما در باغ كنار جوي آب مي‌نشستيم و به من مي‌گفت كه برايم كتاب بخوان من تازه دوران دبيرستان را تمام كرده بودم و مي‌گفتم پدر، من با غلط مي‌خوانم اما او مي‌گفت بخوان راه مي‌افتي.
‎در همين دوران بود كه من برايش «ويس و رامين» مي‌خواندم. گاهي هم روزنامه اطلاعات. يادم مي‌آيد آن دوران زمان جنگ كشور كره بود، و پدر از من مي‌خواست اخبار جنگ را برايش بخوانم كه همان سال از پدرم خواستند رئيس انجمن صلح‌طلبان شود و پدرم قصيده معروف «جغد جنگ» را سرود كه اتفاقا آخرين قصيده‌اش هم بود.
‎پدرم به گفته خودش از هفت سالگي شعر مي‌سرود و تا پايان عمر 65 ساله اش همچنان در حال سرودن شعر بود. او هميشه آرزو داشت كه شعرهايش را در يك مجلد به دست نشر بسپارد، البته بيش‌تر شعرهايش در زمان حياتش در مطبوعات آن روزگار چه در داخل و چه در خارج از كشور منتشر شده بود. او دلش مي‌خواست شعرهايش را همه مردم ايران بخوانند اما در مقطعي از حياتش حتي اين امكان وجود نداشت كه شعرهايش در مطبوعات منتشر شود چه برسد به كتاب.

‎با توجه به اين‌كه شما شعرهاي پدرتان رابراي نخستين‌بارگردآوري كرديد و از كودكي تا پايان عمر شاهد و ناظري بر احوال و زندگي او بوديد؛ شعر پدرتان را چگونه مي‌بينيد؟

پروانه: همان‌طور كه چهرزاد گفت پدرم از هفت سالگي سرودن شعر را آغاز كرد و پدرش هم ملك الشعراي صبوري شاعر آستان قدس رضوي بودند؛ چون پدرم فعاليت سياسي داشت نمي‌خواستند كه به پدرم عنوان ملك الشعرايي را بدهند اما به‌خاطر ابداعاتي كه در شعر داشت بلاخره در 18 سالگي عنوان ملك الشعرايي را به او دادند و پس از او هم كسي اين عنوان را دريافت نكرد، نمي‌خواهم اين موضوع را از زبان خودم نقل كنم كه بگويند چون فرزند بهار است مي‌خواهد نام پدرش را بزرگ كند؛ پدرم آنقدر خودش شأن و منزلتش بزرگ است كه حرف من هيچ تاثيري در جايگاه او نخواهد داشت. اما بسياري از بزرگان ادب فارسي بر اين قولند كه پس از حافظ، ملك شهراي بهار بزرگترين شاعر ايران در هفت قرن اخير است.

‎داستان توقيف ديوان شعرهاي بهار پيش از انتشار چه بود؟

پروانه: در سال 1311 شمسي بود كه پدرم تصميم گرفت كه همه سروده‌هايش را به صورت مستقل به چاپ بسپارد ولي پس از چاپ 208 صفحه، ادامه كار از سوي اداره شهرباني متوقف شد و مخالفان بهار به شاه خبر دادند كه بهار مي‌خواهد شعرهايش را به چاپ برساند اشعاري كه در آنها مخالف مصالح و منافع كشور سخن گفته است.
‎سانسور شهرباني به راه افتاد و طولي نكشيد كه تمام ديوانش ضبط شد و از چاپ آن جلوگيري كردند و خودش را به زندان انداختند و سپس تبعيدش كردند؛ بدين‌ترتيب پدرم تا سال 1330 كه فوت كردند هرگز اجازه نداشت كه شعرهايش را منتشر كند.

‎با توجه به اين‌كه در زندگي شاعران همواره نظم رايج به چشم نمي‌خورد و همواره درعين نظم نوعي آشفتگي به چشم مي‌خورد، پس از اين‌كه پدرتان فوت شد چگونه توانستيد شعرهاي او را در قالب ديوانش گردآوري كنيد؟

پروانه: به نكته مهمي اشاره كرديد كار بسيار دشواري بود؛ حتي زماني كه پدرم مي‌خواست ديوانش را در سال 1311 منتشر كند، اين ديوان كه پدرم خودش شعرهايش را در آن گردآوري كرده بود، از سوي شهرباني توقيف شد و ديگر به او پس داده نشده؛ البته اگر اين ديوان در دسترس بود، حتما با كاستي‌هاي فراوان روبه‌رو بود. چون پدرم تا سال 1330 همچنان شعر مي‌سرود و بايد اين شعرها نيز به اين ديوان اضافه مي‌شد.
‎در هر صورت پس از درگذشت پدرم، خانواده تصميم گرفت كه اشعار او را گردآوري كند؛ از او چند دفتر خطي به جا مانده بود و شعرهاي پراكنده‌اي كه بايد گردآوري مي‌شد. من در سال‌هاي پاياني با پدر بودم و چون ذوق شاعري هم داشتم، به همراه يكي از اقوام، محمد قهرمان پيش قدم شديم و لابه لاي كتاب‌ها، مجلات و حتي كاغذهاي باطله، شعرهاي پدرم را جست‌وجو كرديم. گردآوري شعر‌ها به دليل تعداد زياد و پراكندگي شان بسيار دشوار بود و اگر پشتكار من نبود حتما اين كار نافرجام باقي مي‌ماند. چون آن زمان امكانات چاپ فراوان نبود ماشين شدن شعرها هم طبعا زمان زيادي مي‌طلبيد و همه اين عوامل دست به دست هم داده بودند كه دوستان پدرم ما را تحت فشار بگذارند پس چه شد اگر نمي‌توانيد كار را به فرد ديگري بسپاريد و از اين حرف‌ها.

‎آيا هنگام انتشار شعرها در قالب ديوان، فرد ديگري بر روي شعرها نظارت كرد؟

پروانه: چرا پس از اين‌كه شعرها ماشين شد؛ شعرها را به برادر پدرم محمد ملك‌زاده كه در تمام دوران زندگي سياسي و فرهنگي همراه او بود سپرديم و او پس از مقابله اشعار؛ مقدمه‌اي هم در آغاز قصايد نوشت.

‎با توجه به اين‌كه برادر شما مهرداد بهار خود فرد اديب و دانشمندي بود آيا او درانتشار اشعار پدرش سهيم نشد؟

چهرزاد: چرا او هم در گردآوري اشعار به پروانه كمك كرد و اتفاقا به واسطه دوستي كه با رضا جعفري، پسر انتشارات اميركبير داشت، ديوان پدرم را براي انتشار به موسسه انتشاراتي اميركبير سپرد و انتشارات اميركبير هم چهار بار ديوان بهار را در سال‌هاي 1335، 1344، 1354 و 1358 منتشر كرد و پنجمين چاپ ديوان بهار در سال 1368 با مقدمه برادرم مهرداد بهار از سوي انتشارات توس منتشر شد.

‎با توجه به اينكه پدرتان حيات فرهنگي، سياسي و اجتماعي پرباري داشت، با آثار و دست نوشته‌هاي به جا مانده از پدرتان چه كرديد؟

چهرزاد: در سال 1376 براي حفظ اسناد و مدارك به جا مانده از پدرم، تصميم گرفتيم آنها را به مركزي امين بسپاريم تا براي آيندگان حفظ شود و زمينه تحقيق پژوهشگران هم فراهم شد. از اين رو اين اسناد توسط «علي ميرانصاري» به سازمان اسناد ملي ايران منتقل شد و اين سازمان هم گزيده‌اي از آنها را در مجموعه‌اي به نام اسنادي از مشاهير ادب معاصر ايران منتشر كرد. او حتي اقدام به انتشار نامه‌هاي بهار هم كرد.

‎با توجه به اين‌كه شما فرزند ملك الشعراي بهار هستيد و براي انتشار چاپ ششم ديوان بهار كه از سوي انتشارات توس در سال 81 منتشر شد، زحمات بي‌شماري كشيديد و سال‌ها با شعر بهار زندگي كرده‌ايد، شعر بهار را چگونه مي‌ببينيد؟

چهرزاد: شعرهاي ملك الشعراي بهار سياسي است و شعر سياسي هم مشكلات خاص خودش را دارد. شعر او همواره متاثر از نوسانات سياسي بود و سليقه‌هاي سياسي مد روز هرگز به بهار و شعرش اجازه خودنمايي را نمي‌دادند. پدرم در طول زندگي‌اش هميشه در بحران‌هاي سياسي و اجتماعي كشور در متن ماجرا بود؛ سال‌ها رنج كشيد سختي كشيد و سال‌هاي بسياري را در زندان و تبعيد سپري كرد. به همين دليل شعر او آينه تمام نمایي از دوران رنج‌هاي ملت ايران است؛ از اين رو نمي‌توان منكر مولفه‌هاي شعر سياسي و تاثيرگذاري اين نوع شعري در جامعه بود.

‎در حال حاضر وضعيت انتشار آثار پدرتان به چه شكل است؟

چهرزاد: ديوان اصلي پدرم، ملك‌الشعراي بهار، با مقدمه‌اي از خودم در سال 1380 توسط انتشارات توس منتشر شد. ديوان اصلي ملك‌الشعراي بهار دو جلد كامل است؛ يك جلد قصايد و يك جلد هم شامل غزل‌ها و مثنوي‌ها و قطعات است. چاپ قبلي كتاب با مقدمه‌ برادرم مهرداد منتشر شد كه يك مقدار ناقص بود و و در چاپ بعدي، نواقص آن اصلاح شد. از روي چاپ‌هاي قبلي و كنوني، خيلي‌ها كه عادت به پخته خواري دارند، آمدند خلاصه‌اي با اغلاط بسيار بدون اجازه خانواده بهار منتشر كردند. در ايران هم كه قانون كپي رايت رعايت نمي‌شود كه بخواهيم نسبت به رفتار اين ناشرها مدعي شويم. حتي ديگر ناشراني هم آثار پدرم را در اختيار دارند، حتي خبر تجديد چاپ آثار او را به ما نمي‌دهند. اما كاملترين ديواني كه از پدرم منتشر شده، همان ديواني است كه با مقدمه‌ خودم در سال 80 منتشر شد. تاكنون انتشارات توس ديوان پدر را با مقدمه‌اي از برادرم مهرداد و من منتشر كرده است.
‎اگرچه ديوان بهاري كه منتشر كردم و برايش مقدمه نوشتم، كاملتر است؛ اما بي‌شك مقدمه مهرداد از مقدمه من بهتر و كاملتر است، اما در ديواني كه مهرداد بهار منتشر كرد، برخي از قصايد و هجويات به‌طور كامل نيامده است.
‎همين ديروز مدير انتشارات توس با من تماس گرفت و عنوان كرد كه به‌زودي قصد دارد كه چاپ ششم ديوان ملك الشعراي بهار كه دربرگيرنده ديواني است كه من گردآوري كردم، به انضمام تصنيف‌هاي همسرم دكتر معاصر و برخي نت‌هايي كه پدرم براي اين تصنيف‌ها نوشته بود را منتشر كند. من از اين خبر خوشحال شدم؛ چرا كه ديگر ديوان بهار را در بازار نمي‌توانيم تهيه كنيم و براي دسترسي به ديوان او يا بايد به دست دوم فروشي‌ها سر بزني يا گزيده‌هاي پرغلطي كه در بازار موجود است را تهيه كني. سبك‌شناسي، تاريخ سيستان و ساير آثار پدرم همواره تجديد چاپ مي‌شوند.

‎با انتشار چاپ جديد پدرتان آيا اثر منتشر نشده‌اي از او باقي مي‌ماند؟

چهرزاد: نه فكر نكنم چون من ديگر دست نوشته‌اي از وي در اختيار ندارم و اگر باشد، دست ديگران است كه من فكر نمي‌كنم ديگر كسي از دوران وي باقي مانده كه نوشته‌اي از پدرم در اختيار داشته باشد.

‎آيا شعرهاي بهار تاكنون با مشكل مميزي روبه‌رو بوده است؟

چهرزاد: بله همان زمان كه به همت پروانه و محمد قهرمان براي نخستين‌بار شعرهاي پدرم چاپ شد، بسياري از سطرهاي شعر او به صورت نقطه چين منتشر شد. زمان شاه وضعيت مميزي بسيار بدتر از دوران كنوني ماست. البته اگر قرار باشد كه ديوان پدرم با حذف و سانسور روبه‌رو شود، من اجازه تجديد چاپ اين ديوان را به ناشر نمي‌دهم. اين رفتار بسيار اشتباه است كه شاعري كه شعرش به فراخور موضوعي 100 سال پيش يا چند قرن پيش سروده شده است، امروز همچنان با مشكل مميزي روبه‌رو شود.

‎آيا شاهنامه‌اي كه پدرتان حاشيه نويسي كرده بود و به همت علي مير انصاري منتشر شده، تجديد چاپ شده است؟

چهرزاد: نه اين شاهنامه تنها يك بار منتشر شد و ديگر منتشر نشده است. به گفته پدرم اين شاهنامه از 18 سالگي همه جا همراه و همدم پدرم بوده است و پدرم حتي در مقاطعي كه در زندان بود يا در سفر، همواره اين شاهنامه كنار دستش بود و گوشه‌هاي صفحات آن اصلاحات و مواردي كه مد نظرش بود را يادداشت مي‌كرد. كه به اعتبار برخي شاهنامه پژوهان كه پس از انتشار شاهنامه حاشيه نويسي شده‌اش، بسياري از مواردي كه او در اين شاهنامه مطرح كرده، اين روزها تازه درباره شاهنامه مطرح مي‌شود.

‎آيا قصد نداريد بنياد ملك الشعراي بهار را راه‌اندازي كنيد؟

چهرزاد: راه‌اندازي بنياد، يك پشتوانه مالي و فرهنگي عظيم مي‌خواهد كه تاثيرگذار باشد و اين نياز به حمايت‌هاي همه‌جانبه دارد، قرار نيست اگر ما هم بنيادي راه‌اندازي كرديم، سالي چهار بار دور هم جمع شويم و مثل ساير بنيادها به دو شاعر جوان جايزه بدهيم. اگر بهار بنياد دار شود، بايد فرقي با ساير بنيادها داشته باشد.
‎الان اين روزها بنياد داشتن خيلي مرسوم شده و عملا هم اين بنياد‌ها كاري نمي‌كنند. من در چنين شرايطي قرار نيست براي راه‌اندازي بنياد بهار كاري بكنم. البته در فرانسه يك انجمن فرهنگي و هنري به نام بهار سال‌هاست كه راه‌اندازي شده و اين انجمن نشست‌هاي متعددي برپا مي‌كند. متاسفانه ما در كشوري زندگي مي‌كنيم كه از بزرگانش يادي نمي‌كنند. مثلا 20 آذرماه تولد 125 سالگي بهار بود
‎شما روزنامه‌ها را ورق بزنيد كدام روزنامه يادي از بهار كرد، اما تا چشم كار مي‌كند، خبر فلان بازيگر سينماي هاليوود يا باليبود كه شايد در ايران هم كمتر كسي بشناسد، اما متاسفم براي خودمان كه بهار شاعر بزرگ ايراني در مطبوعات ايران حتي به مناسبت تولدش جايي ندارد. من چه توقعي مي‌توانم از اين جامعه داشته باشم و اصلا در چنين شرايطي چه لزومي دارد كه بهار بنياد دار شود.

‎آيا در زمان حيات بهار مراسم درخوري براي بزرگداشت وي برگزارشد؟

چهرزاد: در زمان حياتش به‌خاطر ندارم؛ اما پس از درگذشتش چندين مراسم براي او در ايران و خارج از كشور برگزار شد كه يكي از اين مراسم‌ها سال 2000 به مناسبت پنجاهمين سال درگذشت بهار بود كه از سوي دانشگاه سوربن در فرانسه برگزار شد و سازمان‌هايي چون يونسكو هم قرار بود در اين مراسم شركت كنند كه مراسم بسيار خوبي بود. در دانشگاه تهران هم چندين بار مراسم‌هاي درخوري براي بهار برگزار كرده‌اند و يك مراسم هم پنج سال پيش از سوي مجله بخارا براي پدرم برگزار شد.

‎با توجه به اين‌كه درباره بهار آثار متعددي منتشر شده است و جديدترين كتاب هم به تازگي از سوي كاميار عابدي منتشر شده، شما اين آثار را چگونه ديديد؟

چهرزاد: من كتاب كاميار عابدي را هنوز نديده‌ام، اما تماس گرفتند و خبر انتشار كتاب را دادند. اما در ميان كتاب‌هايي كه تاكنون درباره بهار منتشر شده، من كتاب «چهار شاعر آزادي» نوشته محمد علي سپانلو را مي‌پسندم كه درباره بهار بسيار خوب و علمي نوشته‌اند و اين به نظرم ناشي از اين مي‌شود كه سپانلو خودش شاعر است. حتي در مراسم بزرگداشتي كه مجله بخارا برگزار كرده بود، سپانلو وقتي درباره شعر بهار سخنراني مي‌كرد، جلوي ريزش اشك‌هايش را نمي‌توانست بگيرد و اين موضوع روي شركت‌كنندگان در اين مراسم تاثير شگرفي گذاشت.

‎با توجه به اين‌كه پدرتان كتابخانه عظيمي داشت، پس از فوتش تكليف كتابخانه‌اش چه شد؟

چهرزاد: چند سال پس از درگذشت پدرم ما مجبور شديم كه خانه مان را بفروشيم و به يك خانه بسيار كوچكتر در حوالي خيابان بهار و شريعتي برويم. كتاب‌هاي پدرم بسيار زياد بود و ما اين كتاب‌ها را در جعبه‌هاي چوبي داخل يكي از اتاق‌ها گذاشته بوديم و تا سال‌ها هم نگهشان داشتيم اما چون هزينه‌هاي زندگي بالا بود و تمام حقوق پدرم را قطع كرده بودند، مجبور شديم كه كتاب‌هاي پدرم را بفروشيم.
‎اما پيش از اين چند بار مادرم نامه نوشتند به دولت كه كتاب‌ها و خانه پدرم را خريداري كنند و هم شرايطي براي نگهداري آنها فراهم شود و هم موزه‌اي براي بهار راه‌اندازي شود، اما متاسفم كه هيچ كس در اين كار پيشقدم نشد.
‎بخشي از كتاب‌هاي خطي پدرم را مجلس ملي خريداري كرد كه قرار بود كه كتابخانه‌اي به نام او راه‌اندازي شود كه نشد و بعدها شنيدم كه كتاب‌هاي او را جاهاي مختلفي ديده‌اند. آخرين كتابي كه مادرم به مجلس سنا فروخت، تاريخ سيستان بود. اما از كتابخانه عظيم پدرم سه شاهنامه، ويس و رامين و چند كتاب ديگر پيش من مانده است.

‎در سال‌هاي اخير همواره در رسانه اخباري مبني بر وضعيت خانه بهار منتشر مي‌شود، داستان چيست؟

چهرزاد: متاسفانه زماني كه پدرم بيمار شد مادر مجبور شد كه سه بار تكه‌هايي از باغ را بفروشد كه اين سه تكه توسط ديگران ساخته شد و چندي است كه يكي از اين خانه‌ها را كه اصلا بهار در آنجا اقامت نداشته را به عنوان خانه بهار معرفي مي‌كنند، حتي چندي پيش هم عكس يك خانه قديمي را در همان كوچه‌اي که خانه بهار بود، در رسانه‌ها منتشر كرده بودند به نام بهار. واقعا امروز از خانه بهار چيزي نمانده كه در رسانه‌ها مطرح مي‌شود.

‎در زندگي و شعر ملك الشعراي بهار چه پيامي نهفته است؟

پروانه: پدرم انسان بسيار فرهيخته و تاثيرگذار و به معناي واقعي انسان بود. به نظرم پيامي كه در شعر پدرم نهفته است، انسانيت، آزادگي و وطن دوستي است. در شعر و زندگيش مهم نبود كه تو چه كسي هستي يا از چه طبقه‌اي و برايش همواره انسانيت و آزادگي مهم بود و اين موارد چيزهاي بسيار كمي نيستند كه به سادگي بشود از كنار آن گذشت.
‎پدرم سال‌ها عمرش را روي حقوق بشر و حقوق زنان گذاشت و براي تحقق خواسته‌هايش، سال‌ها فعاليت كرد و زندان و تبعيد را تجربه كرد او در دوره‌اي كه زنان را كسي باور نداشت، براي حق آنها مبارزه كرد و مطلب نوشت و اگر مطبوعات آن روزگار مشهد را ورق بزنيد، درخواهيد يافت كه او نخستين كسي است كه درباره حقوق زنان در مطبوعات مقاله نوشت.

‎منبع: ملت ما
‎گفت‌وگو از: مريم آموسا
‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎‎


behnam5555 01-03-2012 06:31 PM


چـرا دوغ خـواب‌آور اسـت؟

http://www.persianfemale.com/media/k...4092353d_M.jpg

محصولات تخميري مانند دوغ كه در ايران وجود دارد، جزو گروه بزرگ‌تري از موادغذايي هستند كه به آنها مواد غذايي «فراويژه» مي‌گويند. وجود باكتري‌هاي زنده در موادغذايي تخميري دليل عمده تفاوت اين نوشيدني‌ها با ساير موادغذايي است...
اين باكتري‌ها باعث تنظيم فلور طبيعي روده (يعني باكتري‌هاي طبيعي روده) مي‌شوند و در بهبود عملكرد دستگاه گوارش تاثيرگذار هستند. از نظر علم تغذيه، افراد مبتلا به اسهال مي‌توانند از دوغ، ماست و كشك استفاده كنند زيرا بررسي‌ها نشان داده‌اند مصرف اين موادغذايي هنگام بروز مشكلات گوارشي مانند اسهال بسيار موثر خواهد بود.
‎البته باكتري‌هاي موجود در دوغ يا كفير به دليل بهبود عملكرد دستگاه گوارش، نقش موثري در تقويت سيستم ايمني بدن دارند. در ضمن، مصرف اين‌گونه نوشيدني‌ها (دوغ و كفير) ساعت خواب افرادي كه اختلال خواب دارند، تنظيم مي‌كند. به‌علاوه، غذاهاي فراويژه‌اي نظير دوغ و كفير در ترشح سروتونين نقش موثري دارند بنابراين مصرف آنها باعث رفع افسردگي و خواب راحت‌تر در شب مي‌شود.
‎پس اگر در ايران كفير توليد شود و در دسترس عموم قرار گيرد، بهتر است كه افراد آن را در برنامه غذايي روزانه‌شان بگنجانند. جالب است بدانيد كه اين نوشيدني‌ها اختلالات فكري مانند حواس‌پرتي را هم برطرف مي‌كنند پس گنجاندن آنها در برنامه غذايي سالمندان يك عادت غذايي مناسب است. البته فراموش نكنيد كه دوغ، اسيدي است بنابراين افرادي كه مبتلا به ورم معده يا زخم اثني‌عشر هستند، بايد مصرف آن را محدود كنند. حتي مصرف بيش‌ازحد اين نوشيدني‌ها باعث تشديد ناراحتي معده‌ مي‌شود و براي افراد مبتلا به ورم معده يا زخم اثني‌عشر حاد، منع مصرف دارد‫.‬






behnam5555 01-03-2012 06:33 PM


ریشه نام ایام هفته

http://www.persianfemale.com/media/k...a4405b92_M.jpg
‎‫نام روزهای هفته در ايران کهن بدين گونه بوده است:‬

‎‫کیوان شید = شنبه‬

‎‫مهرشید = یکشنبه‬
‎‫مه شید = دوشنبه‬
‎‫بهرام شید = سه‌شنبه‬
‎‫تیرشید = چهارشنبه‬
‎‫هرمزشید = پنج‌شنبه‬
‎‫ناهیدشید یا آدینه = جمعه‬
‫ ‬
‎‫اينک با بررسی ريشه‌های اين واژگان به اين بر‌آيند ساده می‌رسيم:‬

‎‫کیوان شید = شنبه‬

Saturday = Satur + day
Saturn = ‫کیوان‬
‫------------------------------------------------------------------------------‬
‎‫مهرشید = یکشنبه‬
Sunday = Sun + day
Sun = ‫خور (خورشید) = مهر‬
‫------------------------------------------------------------------------------‬
‎‫مه شید = دوشنبه‬
Monday = Mon + day
Moon = ‫ماه‬
‫--------------------------------------------------------------------------------‬
‎‫بهرام شید = سه‌شنبه‬
Tuesday = Tues + day
* Tues = god of war = Mars = ‫بهرام‬
*
Tuesday
O.E. Tiwesdæg, from Tiwes, gen. of Tiw "Tiu," from P.Gmc. *Tiwaz "god of the sky," differentiated specifically as Tiu, ancient Germanic god of war, from PIE base *dyeu- "to shine" (see diurnal). Cf. O.N. tysdagr, Swed. tisdag, O.H.G.ziestag. The day name (second element dæg, see day) is a translation of L. dies Martis (cf. It. martedi, Fr. Mardi) "Day of Mars," from the Roman god of war, who was identified with Germanic Tiw (though etymologically Tiw is related to Zeus), itself a loan-translation of Gk. Areos hemera. In cognate Ger. Dienstag and Du. Dinsdag, the first element would appear to be Gmc. ding, þing "public assembly," but it is now thought to be from Thinxus, one of the names of the war-god in Latin inscriptions.
‫---------------------------------------------------------------------------‬
‎‫تیرشید = چهارشنبه‬
Wednesday = Wednes + day
* Wednes ‫=‬ day of Mercury = Mercury = ‫تیر‬
*
Wednesday
O.E. Wodnesdæg "Woden's day," a Gmc. loan-translation of L. dies Mercurii "day of Mercury" (cf. O.N. Oðinsdagr, Swed.Onsdag, O.Fris. Wonsdei, M.Du. Wudensdach). For Woden, see Odin. Contracted pronunciation is recorded from 15c. The Odin-based name is missing in German (mittwoch, from O.H.G. mittwocha, lit. "mid-week"), probably by influence of Gothic, which seems to have adopted a pure ecclesiastical (i.e. non-astrological) week from Greek missionaries. The Gothic model also seems to be the source of Pol. sroda, Rus. sreda "Wednesday," lit. "middle."
‫--------------------------------------------------------------------------‬
‎‫هرمزشید = پنج‌شنبه‬
Thursday = Thurs + day
* Thurs = Thor = day of Jupiter = Jupiter = ‫هرمز‬
*
Thursday
O.E. Þurresdæg, perhaps a contraction (influenced by O.N. Þorsdagr) of Þunresdæg, lit. "Thor's day," from Þunre, gen. ofÞunor "Thor" (see Thor); from P.Gmc. *thonaras daga- (cf. O.Fris. thunresdei, M.Du. donresdach, Du. donderdag, O.H.G.Donares tag, Ger. Donnerstag "Thursday"), a loan-translation of L. Jovis dies "day of Jupiter," identified with the Gmc. Thor (cf. It. giovedi, O.Fr. juesdi, Fr. jeudi, Sp. jueves), itself a loan-translation of Gk. dios hemera "the day of Zeus."
-------------------------------------------------------------------------
‎‫ناهیدشید یا آدینه = جمعه‬
Friday = Fri + day
* Fri = Frig = day of Venues = Venues = ‫ناهید‬
*
Friday
O.E. frigedæg "Frigga's day," from Frige, gen. of Frig (see Frigg), Germanic goddess of married love, a West Germanic translation of L. dies Veneris "day of (the planet) Venus," which itself translated Gk. Aphrodites hemera. Cf. O.N. frijadagr, O.Fris. frigendei, M.Du. vridach, Du. vrijdag, Ger. Freitag "Friday," and the Latin-derived cognates O.Fr. vendresdi, Fr.vendredi, Sp. viernes. In the Germanic pantheon, Freya (q.v.) corresponds more closely in character to Venus than Frigg does, and some early Icelandic writers used Freyjudagr for "Friday." Black Friday as the name for the busy shopping day after U.S. Thanksgiving holiday is said to date from 1960s and perhaps was coined by those who had the job of controlling the crowds, not by the merchants; earlier it was used principally of days when financial markets crashed.




اطلاعات عمومی


behnam5555 01-03-2012 06:37 PM


اسب نجیب را یک تازیانه بس است!

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...t_animated.gif

behnam5555 01-15-2012 02:06 PM

معجزه قرآن كریم در باره فرعون مصر
 

معجزه قرآن كریم در باره فرعون مصر

نویسنده :عباس معتقدی

هنگامی که فرانسوا میتران در سال 1981میلادی زمام امور فرانسه را بر عهده گرفت، از مصر تقاضا شد تا جسد مومیایی شده فرعون برای برخی آزمایش‌ها و تحقیقات به فرانسه منتقل شود.


هنگامی که هواپیمای حامل بزرگترین طاغوت تاریخ در فرانسه به زمین نشست، بسیاری از مسئولین کشور فرانسه و از جمله رئیس دولت و وزرایش در فرودگاه حاضر شده و از جسد طاغوت استقبال کردند.



پس از اتمام مراسم، جسد فرعون به مکانی با شرایط خاص در مرکز آثار فرانسه انتقال داده شد تا بزرگترین دانشمندان باستان‌شناس به همراه بهترین جراحان و کالبدشکافان فرانسه، آزمایشات خود را بر روی این جسد و کشف اسرار متعلق به آن شروع کنند.

رئیس این گروه تحقیق و ترمیم جسد یکی از بزرگترین دانشمندان فرانسه بنام پروفسور موریس بوکای بود که برخلاف سایرین که قصد ترمیم جسد را داشتند او در صدد کشف راز و چگونگی مرگ این فرعون بود.
تحقیقات پروفسور بوکای همچنان ادامه داشت تا اینکه در ساعات پایانی شب، نتایج نهایی ظاهر شد؛ بقایای نمکی که پس از ساعتها تحقیق بر جسد فرعون کشف شد دال بر این بود که او در دریا غرق شده و مرده است و پس از خارج کردن جسد او از دریا برای حفظ جسد، آن را مومیایی کرده‌اند. اما مسئله‌ی غریب و آنچه باعث تعجب بیش از حد پروفسور بوکای شده بود این مسئله بود که چگونه این جسد سالم‌تر از سایر اجساد باقی مانده، درحالی که این جسد از دریا بیرون کشیده شده است.
پروفسور موریس بوکای در حال آماده کردن گزارش نهایی در مورد کشف جدید (مرگ فرعون بوسیله غرق شدن در دریا و مومیایی جسد او بلافاصله پس از بیرون کشیدن از دریا) بود که یکی از حضار در گوشی به یادآور شد که برای انتشار نتیجه تحقیق عجله نکند، چرا که نتیجه تحقیق کاملا مطابق با نظر مسلمانان در مورد غرق شدن فرعون است.

ولی موریس بوکای بشدت این خبر را رد کرده و آن را بعید دانست. او بر این عقیده بود که رسیدن به چنین نتیجه ی بزرگی ممکن نیست مگر با پیشرفت علم و با استفاده از امکانات دقیق و پیشرفته کامپیوتری.


در جواب او یکی از حضار بیان کرد که قرآنی که مسلمانان به آن ایمان دارند قصه غرق شدن فرعون و سالم ماندن جثه‌ی او بعد از مرگ را خبر داده است.

حیرت و سردرگمی پروفسور دوچندان شد و از خود سوال می‌کرد که چگونه این امر ممکن است با توجه به اینکه این مومیایی در سال 1898میلادی كشف شده است، در حالی که قرآن مسلمانان قبل از 1400 سال پیدا شده است؟
چگونه با عقل جور در می آید در حالی که نه عرب و نه هیچ انسان دیگری از مومیایی شدن فراعنه توسط مصریان قدیم آگاهی نداشته و زمان زیادی از کشف این مسئله نمیگذرد؟
موریس بوکای تمام شب به جسد مومیایی شده زل زده بود و در مورد سخن دوستش فکر می‌‌کرد که چگونه قرآن مسلمانان درمورد نجات جسد بعد از غرق سخن می‌گوید در حالی‌که کتاب مقدس آنها از غرق شدن فرعون در هنگام دنبال کردن موسی سخن میگوید اما از نجات جسد هیچ سخنی بمیان نمی‌آورد و با خود می‌گفت آیا امکان دارد این مومیایی همان فرعونی باشد که موسی را دنبال میکرد؟
و آیا ممکن است که حضرت محمد هزار سال قبل از این قضیه خبر داشته است؟
او در همان شب تورات و انجیل را بررسی کرد اما هیچ ذکری از نجات جسد فرعون به میان نیاورده بودند.
پس از اتمام تحقیق و ترمیم جسد فرعون، آن را به مصر باز گرداندند ولی موریس بوکای خاطرش آرام نگرفت تا اینکه تصمیم گرفت به کشورهای اسلامی سفر كند تا از صحت خبر در مورد ذکر نجات جسد فرعون توسط قرآن اطمینان حاصل نماید.
یکی از مسلمانان قرآن را باز کرد و این آیه را برای او تلاوت نمود:

{فَالْیَوْمَ نُنَجِّیکَ بِبَدَنِکَ لِتَکُونَ لِمَنْ خَلْفَکَ آیَةً وَإِنَّ کَثِیراً مِنَ النَّاسِ عَنْ آیَاتِنَا لَغَافِلُونَ} [یونس:92]

ما امروز پیكرت را [از آب‏] نجات می‌دهیم تا عبرت آیندگان شوى، و همانا بسیارى ازمردم از آیت‏هاى ما بى‏خبرند
این آیه او را بسیار تحت تآثیر قرار داد و لرزه بر اندام او انداخت و با صدای بلند فریاد زد: "من به اسلام داخل شدم و به این قرآن ایمان آوردم."

موریس بوکای با تغییرات بسیاری در فکر و اندیشه و آیین به فرانسه بازگشت و دهها سال در مورد تطابق حقائق علمی کشف شده در عصر جدید با آیه های قرآن تحقیق کرد و حتی یک مورد از آیات قرآن را نیافت که با حقایق ثابت علمی تناقض داشته باشد.
و بر ایمان او به کلام الله جل جلاله افزوده شد (لا یأتیه الباطل من بین یدیه ولا من خلفه تنزیل من حکیم حمید).
حاصل تلاش سالها تحقیق این دانشمند فرانسوی کتاب "قرآن و تورات و انجیل و علم بررسی کتب مقدس در پرتو علوم جدید" بود .

http://www.shia12.org/fa/image/feraun2.JPG

تصویر منتسب به فرعون زمان حضرت موسی علیه‌السلام


با این توضیح همه ما به حكمت های الهی پی می بریم كه چنان چه
او اراده كند، حتی جنازه مومیایی شده فرعون هم می تواند زمینه
هدایت انسانی را فراهم كند. جنازه فرعون اكنون و پس از گذشت
قرن ها، عبرتی برای همه حاكمانی است كه در گوشه و كنار این

كره خاكی چون فرعون و با زبان حال فریاد " أنا ربكم الأعلی"

سر داده و همچون فرعون كه " علی فی الارض " آنان نیز
با علو و طغیان در زمین،سایر انسان ها را به استضعاف می كشند.
آیا حاكمان فعلی در كره زمین از این واقعیت عبرت خواهند گرفت؟
و یا این كه از این عبرت كده غفلت خواهند نمود؟
زیرا عبرت ها بسیار و عبرت گرفتن اندك است!
در روایت وارد شده است كه:

" إنّ أبلغ العظات، النظر إلی مصارع الأموات و مصائر الآباء"

یعنی رسا ترین موعظه ها، نگاه كردن به گورهای مردگان
و سرنوشت پدران است!

منبع:

http://shia12.org/fa/feraun.asp

behnam5555 01-16-2012 11:04 AM

بازار دیجیتال سال ۲۰۰۹
 


بازار دیجیتال سال ۲۰۰۹



شرکت‌های ساخت وسایل دیجیتال سال بدی را پشت سر گذاشتند،مردم به خاطر بحران
اقتصادی خرید کمتری داشتند این اوضاع چنان بد بود که شرکت پایونیر از ساخت تلویزیون‌های پلاسمای کیفیت‌بالا
دست کشید و از آن بدتر شرکت OQO درهای شرکت خود را بست.
اما این بازار برای برخی شرکت‌ها نیز چنان بد نبود.شرکت آمازون با محصول کتاب خوان خود یعنی
kindle توانست درآمد قابل توجهی کسب کند.


۱ – Kindle 2 محصول شرکت آمازون
شرکت آمازون امسال با ارائه نسخه ۲ کتاب خوان خود با قیمت ۲۵۹ دلار توانست یک محصول موفق به بازار
ارائه کند.آمازون به لطف بازار بکر در این زمینه و با وجود تنها یک رقیب برای محصول خود یعنی
sony ebook reader توانست در بازار جهانی جای محصول خود را باز کند.با گسترش اینترنت وایرلس
کاربران به این محصول گرایش بیشتری پیدا خواهند کرد.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo.../windows_7.jpg
۲ – ویندوز ۷ محصول شرکت مایکروسافت
شرکت مایکروسافت با ارائه ویندوز ۷ که به نوعی تمام اشکالات ویندوز ویستا را برطرف کرده بود و با
امکانات جدیدتر و همچنین سرعت بوت شدن سریع‌تر توانست محصولی موفق راهی بازار کند
نسخه خانگی ویندوز ۷ تنها ۴۹٫۹۹ دلار قیمت دارد.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo...11/samsung.jpg
۳ – تلویزیون صفحه تخت سری ۸۵۰۰ شرکت سامسونگ
سامسونگ با ارائه این سری از تلویزیون‌ها که تنها ۱٫۶ اینچ ضخامت دارند و همچنین وضوح تصویری
فوق‌العاده بالا و همچنین امکان اتصال به اینترنت و دانلود محتوا از آن توانست محصولی موفق در این
زمینه ارائه دهد.این سری از تلویزیون‌ها ۳۷۰۰ دلار قیمت دارند.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo...pad_s12_ho.jpg
۴ – نت‌بوک IdeaPad S12 از شرکت Lenovo
اکثر کاربران نت‌بوک‌ها از میزان کارکرد کم باطری نت‌بوک‌ها ، صفحه نمایش کوچک آن‌ها که غالبآ ۷ اینچ
است شکایت دارند خصوصآ زمان وبگردی که صفحات وب درست نمایش داده نمی‌شود.اما شرکت lenovo
با ارائه این نت‌بوک توانست این مشکلات را حل کند.باطری این نت‌بوک ۶ ساعت دوام می‌آورد.
صفحه نمایش آن ۱۲٫۱ اینچ هست و از رزولوشن ۱۲۸۰ د ر۸۰۰ پشتیبانی میکندوهمچنین این نت‌بوک
اولین نت‌بوکی است که از با استفاده ازچیپ Nvidia’s high-end lon graphics می تواند تصاویر
بلادرنگ HD را نمایش دهد.همچنین اسپیکر‌های استریو قابلیت دیگر این نت‌بوک است.بنابراین
بهترین نت‌بوک سال ۲۰۰۹ با قیمت ۵۹۹ دلار این نت‌بوک می‌باشد.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo...ng_tl220_w.jpg
۵ – دوربین دیجیتال Dual-View TL220 محصول شرکت سامسونگ
این دوربین یک مشکل بزرگ را برای شما حل می‌کند هنگامی که می‌خواهید از خود و خانواده‌تان عکس بگیرید
و فرصت گذاشتن سه‌پایه دوربین را ندارید و یا اینکه نمی‌خواهید مزاحم یک رهگذر شوید این دوربین ۱۲٫۲
مگاپیکسلی با صفحه نمایش ۱٫۵ اینچی خود به کمک شما می‌آید.این محصول ۲۵۰ دلار قیمت دارد.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo...1/nintendo.jpg
۶ – نینتندو DSi
محصول قبلی این شرکت یعنی نینتندو Wii یک شکست محسوب می‌شد ولی امسال با ارائه DSi توانست
عنوان بهترین کنسول بازی را به خود اختصاص دهد .امکان دانلود بازی از اینترنت و همچنین دارا
بودن دوربین دیجیتال و همچنین نرم‌افزارهای توکار برای ویرایش تصویر و صدا.همچنین این کنسول تنها
۱۷۵ دلار قیمت دارد در صورتی که کنسول بازی شرکت سونی یعنی PSP GO قیمتی معادل ۲۵۰ دلار
دارد.
http://mumbojumbo.ir/wp-content/uplo...1/logitech.jpg
۷- کنترل از راه دور Harmony 900
این کنترل از راه دور محصول شرکت logitech با قیمت ۴۰۰ دلار برای شما هر کاری می‌کند.به عنوان
کنترل از راه دور تلویزیون شما.باز کردن نرم‌افزارهای درون کامپیوتر شما و یا گشت و گذار در اینترنت.
آن هم با صفحه لمسی زیبای این کنترل از راه دور و همچنین باطری قابل شارژ لیتیومی آن.
این کنترل از راه دور با اینفرارد و همچنین سینگال فرکانس رادیویی کار می‌کند.


۸ – موتورلا Droid
از قدیم گفته‌اند اگر Apple IPhone نخریدی حتمآ‌ یک Droid بخر.این گوشی از سیستم‌عامل گوگل
یعنی Andorid 2 استفاده می‌کند.با صفحه لمسی و همچنین کیبرد مجزا به همراه دوربین ۵ مگاپیکسلی
با قیمت ۲۹۹ دلار به همراه قرارداد دو ساله شرکت وریزون با تامین اینترنت وایرلس پرسرعت.

م: اینترنت



behnam5555 01-17-2012 05:40 PM

نقاشيهاي ديواري
 

نقاشيهاي ديواري

http://img.parscloob.com/data/media/913/838178039.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/832382049.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/829154018.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/812885037.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/807223013.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/794200002.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/77858042.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/775500024.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/774011027.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/7263006.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/705678050.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/651083043.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/550570015.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/52529026.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/51318021.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/439928008.jpg
http://img.parscloob.com/data/media/913/281601044.jpg

behnam5555 01-17-2012 05:47 PM

زن در سينما (دوره ي پهلوي دوم)
 
زن در سينما (دوره ي پهلوي دوم)

انديشه سينماي پهلوي دوم حذف ايدئولوژي در مستعدترين گروه ها و طبقات جامعه و پيشگيري از هر تحول بنيادين بود. جايگاه زن در سينماي اين دوره از اين منظر قابل بررسي است.



زن در سينما (دوره ي پهلوي دوم)
سينماي ايران از دوره ي حيات دوم خود كه با فيلم «توفان زندگي» (1327)، توليدش را آغاز كرد از نظر ساختار ذهني، سينمايي رؤياپرداز و معلول شرايط ويژه ي سياسي - اجتماعي بود. استبداد پهلوي دوم در روند رو به رشدش تا دهه هاي 30 و 40 در واكنشي موذيانه، قوانين و اصول خودش را در برابر نيروهاي رو به رشد مردم علم كرد و سعي كرد آگاهي مردم را كم كند.
پس از نظامنامه ي نمايش فيلم در سال 1309 با يك بازنگرش آيين نامه ي پانزده ماده يي سانسور در خرداد 1329 تصويب شد. بر اساس اين قوانين كه در آن ها به برخورد فيلمساز با مسايل اجتماعي اشاره نشده بود، از سوي نمايندگان وزارت كشور، وزارت فرهنگ، شهرباني، اداره ي انتشارات و ساواك و سانسور اداره ي نمايش وزارت كشور، كتباً به تمام استوديوها ابلاغ شد اگر صحنه هاي نامناسب در فيلم ها باشد، شديداً سانسور خواهد شد؛ صحنه هايي از قبيل عمليات گانگستري و زد و خورد و نشان دادن زندگي فقيرانه ي مردم. اين دوره يي بود كه نظام پليسي كشور از حكومت نظامي به ساواك (سازمان اطلاعات و امنيت كشور) تغيير شكل داده و خشن تر شده بود.

سينماي رؤياپرداز با فيلمفارسي
سينماي رؤياپرداز ايران به دليل ابتذال و دور بودن از واقعيت هاي جامعه توسط منتقدي سينمايي به نام دكتر «اميرهوشنگ كاووسي» لقب «فيلمفارسي» گرفت، يعني سينمايي كه فقط فارسي حرف مي زند و از صنايع هنري و تفكر جامعه شناسانه به دور است.
واژه ي تركيبي فيلمفارسي بعدها واژه ي تهاجمي براي از ميدان به در كردن برخي از فيلم ها شد و هنوز در سينماي نوشتاري پس از انقلاب اسلامي براي توصيف برخي از فيلم ها اين واژه، استفاده مي شود.
سينماي ايران از سال هاي اوليه ي توليد از كشش و جذابيت بازيگران زن بهره گرفت. اين روند تا سال 1357 تداوم يافت.
جامعه ي سنتي ايران پس از انقلاب مشروطيت به ويژه به دنبال «حركت هاي نوگرايانه ي» اجباري حكومت پهلوي اول به تمدن غرب گرايش پيدا كرد و تحولاتي در ساختارهاي فرهنگي و اجتماعي جامعه پديدار شد، اما اين نوگرايي با مقاومت اقشار سنتي جامعه روبه رو شد و به اين ترتيب چالش نوگرايي و سنت گرايي، يكي از تعارض هاي مهم جامعه ي ايران را شكل داد. اين تعارض با نشيب و فرازهايي تا به امروز ادامه پيدا كرده است.
سينما يكي از دستاوردهاي مهم جهان به حساب مي آيد و اين پديده پنج سال پس از پيدايش در غرب (فرانسه) توسط مظفرالدين شاه به جامعه ي سنتي ايران راه يافت كه از همان زمان به عنوان پديده يي كفرآميز مورد نكوهش قرار گرفت.

حضور زن در سينماي
پس از سال 1311 خورشيدي
حضور زن در سينماي ايران در واقع از فيلم «حاجي آقا آكتور سينما» (1311) آغاز شد. در اين فيلم دختر حاجي آقا مي خواهد با كسي ازدواج كند كه اهل سينماست! حاجي آقا با سينما مخالف است و مانع ازدواج دختر مي شود. رابطه ي دختر و داماد آينده ي حاجي آقا به گوشه و كنار شهر كشيده مي شود و پنهاني از او فيلم مي گيرند. اين اولين معارفه ي زن در سينماي ايران است كه در روايت زن دوستدار كسي مي شود كه در سينما مشغول كار است.
در فيلم هاي دهه ي 30 (اوايل دوران سلطنت پهلوي دوم) زن يا به عنوان دختر، مادر، همسر معصوم، عفيف و فداكار و يا در قالب زن فريبكار ظاهر مي شد؛ گاهي نيز در ميانه ي اين دو قطب در نوسان بود و از روستا به شهر مي آمد و در كافه ها و كاباره ها خوانندگي مي كرد و پس از گذشت حوادثي دوباره به اصل خود بازمي گشت و زندگي سنتي خود را از سر مي گرفت.

حاكميت پهلوي دوم و سينما
از آغاز حاكميت پهلوي دوم سرمايه داري در ايران نضج گرفت و به تبع آن، ساختارهاي اداري و اجتماعي و فرهنگي جديدي شكل گرفت. سقوط پهلوي اول (1320) در كنار دلايل متعدد سياسي و اجتماعي تا حدودي از نوگرايي افراطي و سياست هاي آن درباره ي آزادي زنان تأثير مي گرفت. به همين دليل پهلوي دوم با درس آموزي از تجربيات پدر (پهلوي اول) خصوصاً تا اواسط دهه ي 40 در روبه رو شدن با باورهاي سنتي جامعه روش محتاطانه تري در پيش گرفت. سينماي ايران نيز همسو با سياست هاي پهلوي دوم در نمايش شخصيت زن با باورهاي جامعه ي سنتي هم آوا شد. از اين نظر زنان روستايي و سنتي جلوه ي مثبت پيدا كردند و زنان پيرو مد و غربي نما به صورت موجوداتي اهريمني و فريبكار ظاهر مي گرديدند، اما سازندگان فيلم هاي ايراني با نشان دادن زنانِ پيرو مد كه لباس هاي بدن نما مي پوشيدند، مي رقصيدند، آواز مي خواندند و اغواگري مي كردند، جاذبه هاي تجاري فيلم را شكل مي دادند. به طور كلي زن در فيلم هاي دهه ي 30 فرديت نداشت و فيلمسازان در گزينش بازيگران زن توجه چنداني به مهارت بازيگري آن ها نشان نمي دادند. زن يا عروسك خانه نشين بود يا عروسك مجالس!

رؤياسازي در سينماي دهه ي 30
مباشران سينماي تجاري نيز براي تجسم اين تيپ هاي عروسكي بيش تر به دنبال زناني مي رفتند كه در عرصه هاي ديگر شهره بودند؛ به ويژه سرمايه گذاري براي زنان آواز خوان بسيار مقرون به صرفه بود و معمولاً موجب توفيق تجاري فيلم مي گرديد. از آوازه خوان آن دوره مي توان به «عصمت باقرپور» (دلكش) اشاره كرد كه در چند فيلم نيز به ايفاي نقش پرداخت؛ «شرمسار (1329)، مادر (1331)، افسونگر (1332)، ظالم بلا (1336)، عروس فراري (1337)، شانس و عشق و تصادف (1338)، فردا روشن است (1339) و شيرفروش (1339)» فيلم هايي بود كه او در آن ها حضور داشت. پس از او خواننده هاي ديگري وارد عرصه بازيگري گرديدند، از جمله «فرح دخت طالقاني» (پوران) كه در فاصله ي سال هاي 1334 تا 1355 در فيلم ها به بازي پرداخت. او برخلاف دلكش كه سيمايي مردانه داشت، چهره يي عروسكي داشت. ادبيات شفاهي و مردمي درباره ي پوران نيز قهرمان سازي مي كرد و مطبوعات عامه پسند نيز به اين قهرمان سازي دامن مي زد. از نظر تماشاگران عام، او هم دختر تهيدست و بداقبالي بود كه در خانواده يي مرفه خدمت مي كند، اما صداي خوشي دارد و ضمن كار در منزل آواز مي خواند! پوران به عنوان شخصيت زن سينماي رؤياپرداز از سال 1334 تا 1355 در سينماي ايران حضور داشت. با شيوع فيلم هاي الگوگرفته از فيلم «گنج قارون» (1345) سينما در راهِ خوار و ذليل كردن زن ها، تلاش بسياري كرد. مباشران سينماي تجاري علاوه بر خوانندگان، از زنان بازيگر در نمايش هاي راديويي نيز استفاده كردند: «ژاله علو، مهين ديهيم، شهلا رياحي و ايرن». ژاله علو بيش تر ايفاگر نقش زنان اغواگر بود و مهين ديهيم و شهلا رياحي معمولاً در نقش زنان شكننده و رنج ديده ظاهر مي شدند و ايرن معمولاً نقش زن هاي مدرن را ايفا مي كرد. در شرايط ابتذال فيلمفارسي، بازيگران زن يا مي بايست به بازي در فيلم هاي كاباره يي تن مي دادند يا اين كه سينماي ايران را ترك مي كردند. در دهه ي 30 گاهي نيز زناني به كار فراخوانده مي شدند كه نه استعداد بازيگري داشتند و نه شهرت خوانندگي و بازيگري. آنان به سرعت مي آمدند و فراموش مي شدند.

سينماي ايران دهه ي 40
سينماي ايران در دهه ي 40 براي رقابت با فيلم هاي خارجي هر چه بيش تر از هنجارهاي سنتي مي گسست و با سينماي غرب هم آوا مي گشت. طبقه ي متوسط بيش ر تماشاگر فيلم هاي خارجي بود و اغلب مخاطبان سينماي ايران خصوصاً پس از تحولات اجتماعي دهه ي 40 از طبقه ي پايين بودند. از سال 1344 به دنبال موفقيت تجاري فيلمِ گنج قارون، فيلم هاي ايراني هر چه بيش تر ساختار كاباره يي پيدا كردند و معمولاً نقش اول زن به كسي سپرده مي شد كه مي رقصيد و آواز مي خواند و تن نمايي مي كرد.
گنج قارون كه پرفروش ترين فيلم همه ي تاريخ سينماي ايران تا پايان حكومت پهلوي دوم است، تيپ تازه يي از زن ارايه داد كه برايند زنِ گمراه و زنِ معصوم بود. اين تيپ در جلوه هاي ظاهري مشخصات زن كاباره يي را داشت اما برخلاف زنِ گمراه دهه ي 30 مخرب نبود و باعث متلاشي شدن خانواده ها نمي شد!
از دهه ي 40 سرمايه داري وابسته در ايران رو به گسترش مي گذارد و به دنبال آن، طبقه ي متوسط از نظر كمّي و كيفي رشد بيش تري پيدا مي كند. اين طبقه، متأثر از رسانه هاي گروهي رژيم پهلوي شديداً از فرهنگ غرب تأثير مي گرفت. از سوي ديگر بسياري از مهاجران روستايي به سمت شهرها كوچ كردند و در حاشيه ي شهرهاي بزرگ به مشاغل كاذب مشغول شدند. حضور اين مردم مهاجر سبب رواج فرهنگ لمپني شد و سينماي ايران نيز در اين دوره به منظور رقابت با غرب به ضداخلاق رو آورد.
اغلبِِ مخاطبان سينماي ايران، خصوصاً پس از تحولات اجتماعي دهه ي 40 از طبقه ي متوسط بودند و سازندگان فيلم هاي ايراني مي كوشيدند رؤياهاي اين گروه را مجسم كنند.
همسنگ با تحولات اجتماعي و تغيير موازين اجتماعي، زن غيرسنتي و به اصطلاح مدرن در قالب مثبت عرضه شد، اما چون باورهاي سنتي بر جامعه حاكم بود، اين زن به عنوان دختري از طبقه ي مرفه معرفي گرديد تا ضمن تضمين شعارهايي كه قهرمان مرد عليه اين طبقه مي داد، حرمت هاي اخلاقي جامعه نيز حفظ شود.
درونمايه ي هر دو مقطع - 1327 تا 1332 و 1332 تا 1357 - از سينماي رؤياپرداز تقريباً يكي است، ولي گرايشات اين دو دوره، تفاوت هاي اساسي با يكديگر دارند. در حقيقت اخلاق گرايي و مليت گرايي سال هاي دهه ي 30 تبديل به نوعي ارزش زدايي در فيلم هاي پس از آن مي شود و در اواخر اين دوره، تمايلاتي سياسي نيز در فيلم هاي گوناگون به چشم مي خورد، اما قهرمانان اين دوره، عموماً با فرهنگ مصرفي سر مي كردند؛ براي مثال در فيلم «افسونگر» (1331) زني براي ارضاي تمايلات خود هيچ قيد و بندي را نمي پذيرد و اساس خانواده را از هم مي پاشد و يا در «جدال با شيطان» (1332) مردي همسرش را به علت خيانت در جامعه رها مي كند. پس از كودتاي 28 مرداد 1332 ترور و وحشت در ايران برقرار مي شود و از آن جا كه در سينماي رؤياپردازانه، ساختن الگوي به اصطلاح الكي خوش در جامعه مد نظر بود، قهرمان سازي در فيلمفارسي كم كم اوج گرفت؛ تمهيداتي چون رقص، آواز و زناني كه توسط مردان آب توبه روي سرشان ريخته مي شد و به آغوش خانواده برمي گشتند و دختران روستايي كه در فيلم ها فريب پسران شهري را مي خوردند و خودكشي مي كردند و يا توسط مردي خيّر به زني گرفته مي شدند و به روستا برمي گشتند.
قصه هاي سوزناك، لودگي ها و صحنه هاي غيراخلاقي، مضامين فيلم هاي پس از دهه ي 40 است. در اين عصر رقاصان كافه هاي تهران، بازيگران مشهوري شدند و روان شناسي طبقه ي پايين كه هميشه طبقه ي بالا را در حال لذت بردن از مواهب دنيوي تصور مي كرد، باعث شد احساس رضايتي از ديدن چنين صحنه هاي تخديركننده براي اين طبقه به وجود آيد. اهميت صحنه هاي رقص به حدي بود كه در زمان گراني مواد اوليه ي فيلمبرداري براي جذابيت بيش تر، اين صحنه ها رنگي فيلمبرداري مي شد!
سال هاي 1339 و 1340 سال هاي سرنوشت ساز در اوضاع سياسي ايران بود؛ آغاز زمينه چيني براي اصلاحات ارضي، سردرگمي طبقه ي حاكمه در لحظه ي چرخش به سوي آمريكا و غيره. سال 1342 سال پرجوش و خروش و سال قيام سياسي - مذهبي مردم بود. سينماي رؤياپرداز داراي اصول و قواعدي بود كه ابتدا به ساكن به وجود نيامده بودند، بلكه ريشه در ساخت زيبايي شناسي ذهن عامه ي ايراني داشتند. عناصري چون زيبايي، كاباره و يكه بزن بودن قهرمان از ويژگي هاي سينماي رؤياپرداز ايران بود.

اخلاق گرايي ويژه ي حاكميت
تصادف (در ماجراي فيلم بدون روابط علت و معلول)، خير و شر (سرانجام خير پيروز مي شود، حالا اين خير ممكن است دفاع از حكومت شاه و يا پيروزي فقيري از اقشار پايين جامعه باشد)، قصه در قصه (گشايش چند قصه ي فرعي در تداخل قصه هاي اصلي براي طول فيلم و جذابيت و تنوع فيلم)، قصه هاي موازي (عموماً زني متشخص ربوده مي شد و قهرمان فيلم هم زمان او را تعقيب مي كرد و سرانجام خلافكار بدون حضور پليس به وسيله ي قهرمان مرد تنبيه مي شد!)
در حقيقت نقش زن در داستان ها كه موجودي ضعيف و اسير جنسيت خود تصوير مي شد، سال ها نقش غالب قهرمانان زن فيلمفارسي بود. نجات زن توسط همسر، موضوع عمده ي اين سينماست؛ او شوهري است كه همسر خطاكارش را تعقيب مي كند تا او را نجات دهد و يا عاشقي ست كه افسون زني هوسباز بر او اثر نمي گذارد و هم چنان مقاومت كرده و به زن خود وفادار و پايبند باقي مي ماند. اما با گسترش ظاهر اخلاق گرايي در سينما به تدريج تيپ عاشق (عمدتاً مردان) و فداكار جاي خود را به جواني مي دهد كه با همان خصوصيات خود را به آب و آتش مي زند تا به وصال معشوقه برسد و داستان با ازدواج او خاتمه يابد، بنابراين ديگر به اين جريان نيازي نبود كه جوان شوهر زن باشد. او تلاش مي كرد كه زن را از دست دشمنان نجات دهد. تغيير دادن تيپ اخلاقي و الگو دادن با سوءاستفاده از ويژگي هاي يك تيپ جاافتاده را مي توان در اين استحاله مشاهده كرد. شكستن سنت ها و آغاز شكستن حرمت خانواده با استفاده از اين تيپ به اصطلاح يكه بزن و خيرخواه آغاز شده و سينما را درنورديد.
چرخش تاريخي پهلوي دوم از اروپا به آمريكا و سرسپردگي محض به سياست هاي فرهنگي، اجتماعي و اقتصادي آمريكا به سال هاي پرتحرك و پرتنش تبديل شد. در اين زمان سينماهاي متعدد تأسيس شد. با ورود سيل رقاصان و خوانندگان غربي و شرقي به ايران و بالا رفتن ميل به تفريح و سرگرمي ميان مردم، كاباره داري و فيلمفارسي سازي به صورت شغلي پردرآمد و آسان درآمد. در اين ميان زنان عروسك گونه در فيلم ها ظاهر شدند. در اين دوره تضادهاي فرهنگي بالا گرفت و ميزان طلاق و آمار فرار جوانان از منازل افزايش يافت.
تماشاگر فقير شهري، جوان خوش ظاهر و خوش اقبال فيلم را مي ديد كه معشوقه داشته و با زنان زيبا رابطه دارد؛ متوجه قبله ي آمال جوان خوش سيمايي بود كه در هيچ دعوايي شكست نمي خورد و مورد توجه زنان بالاشهري بود و وقتي در آخر فيلم جوان كه عموماً يك لاقبا بود پيروز مي شد، اغوا شده و راضي از سينما خارج مي شد و تا مدتي رؤياي فيلم را در خود داشت.
موضوعات آمار بالايي از فيلم هاي توليدشده در عصر پهلوي دوم چنين است: «دختر و پسري عاشق هم مي شوند، پسر فقير است و پدر پولدار دخترش را به مرد ديگري مي دهد، مرد به خوشگذراني مشغول مي شود و زن را رها مي كند و پس از پشيماني مرد به هم مي رسند يا دختري كه داراي نامزدي است توسط مردي فريب مي خورد و از ترس به شهر مي گريزد و سال ها بعد نامزدش را مي يابد». موضوع اين فيلم ها عمدتاً از روي فيلم هاي هندي كپي شده بود، اما آن چه در اين گونه فيلم مهم بود، بي شخصيتي و بي هويتي زنان بود. شوهران اين زن ها رهايشان مي كنند، ولگردي مي كنند و گاه مورد تجاوز قرار مي گيرند ...
آن چه در كل فيلم هاي دوران پهلوي دوم مورد توجه و چشمگير است اين كه زن بدون مرد هيچ است! اگر رها شود يا بايد خيابانگرد شود يا خواننده ي كافه و جالب اين كه در انتهاي فيلم ها مردي او را نجات مي دهد.
سينماي ايران پس از 1338 هويتي براي خود يافت و تا سال 1348، زن به عنوان عنصري جنسي در سينما جا افتاد. فيلم هاي اين دوره تجاري و اكثراً تقليدي از فيلم هاي اروپايي و هندي بود. به تبع ورود سينماي غرب در صحنه ي كپي برداري، موقعيت زن نيز تقليدي شد و از نظر فرهنگي به سينماي غرب نزديك تر گرديد. جدا از معدود فيلم هاي نسبتاً خوب اين دوره، بقيه ي فيلم ها تماماً تجاري بوده و زن نيز در آن ها بر اساس قواعد تجارت و فروش به كار گرفته مي شوند. در اين زمان دو تيپ مشهور زن فريبكار و زن فرشته خو كاربرد ندارد و زن آگهي تبليغاتي باب روز است. حضور زن در سينماي ايران به طور عموم در اين دوره در قالب معشوقه است (نيمه ي دهه ي پنجاه).
بيش از 25 درصد فيلم هاي توليدي اين دوره داراي مضامين زير هستند:
مردي عاشق زن بيگانه يي مي شود و همسرش را رها مي كند.
دختر و پسري عاشق يكديگر مي شوند ولي موانعي بر سر راه آنان است.
در بسياري از فيلم ها زن به عنوان موجودي هوسباز و خوشگذران مطرح مي شود. در اين دست از فيلم ها علي رغم استفاده از زن، حضور او در داستان و در پيشبرد ماجرا كارساز نيست، چون تنها موجودي ست كه بنا به تمايل كارگردان و تهيه كننده به مخاطب تحميل شده است. او عنصري اضافي و ضامن فروش فيلم است. زن مطرح و تيپ مسلط در سينماي اوايل دهه ي 50، زني است كه از كافه و اماكن بد آمده و به عرضه ي عمومي گذاشته شده است.
در اين گونه فيلم ها تمام ارزش هاي اجتماعي مورد حمله قرار گرفته بود و حضور زن را صرفاً از شأن جنسي مطرح مي كردند و البته تمايل مخاطب نيز در اين موضوع بي تأثير نبود.

سينماي دهه ي 50 تا سال 1357
سينما به عنوان نافذترين رسانه ي جمعي در ترويج اين الگوي ناسالم پيشرو بود. در سينما، ستاره سازي رايج بود و ستاره ها زناني بودند كه آب و رنگي داشتند.
از سال 1352 كه سينما در ايران دچار شكست تجاري شده بود، باز هم مسئله ي زن بي هويت در آن مرسوم بود. زنان در اين سينما (از 1352 به بعد) در نقش معشوقه نمود يافتند.
در سال هاي بين 1347 تا 1357 (به مدت 10 سال) مكرراً زنان در نقش بدكاران ظاهر شدند، آن هم زناني متعلق به قشر پايين جامعه. تجاوز به زن عنصر غالب فيلم هاي ايراني اين دوره است كه زن پس از فريب خوردن يا بر اثر تعصب خانوادگي به قتل مي رسيد (!) يا به ازدواج طرف مقابل درمي آمد و يا آواره ي شهرها مي شد.
اين روند رو به رشد تا سال 1357 ادامه داشت. نگاهي به مشاغل زن در فيلم هاي اين دوره نشان مي دهد عمده ترين شغل پس از خانه داري، روسپي گري و رقاصي بود.
در بسياري از فيلم ها، روابط نامشروع زن و مرد نشان داده مي شد و به توصيف دقيق فحشا مي پرداختند. در آثار شرم آور ديگري از سينماي پهلوي دوم، بعضي سنت شكني ها رخ مي دهد. مسئله خيانت موضوع مربوط به فيلم ها بود. وقتي مرد خيانت مي كرد، زن هم به خيانت مي پرداخت. جالب اين جاست كه هر دو با هم به زندگي ادامه مي دادند!
انديشه ي سينماي پهلوي دوم حذف ايدئولوژي در مستعدترين گروه ها و طبقات جامعه و پيشگيري از هر تحول بنيادين بود؛ مردم فقير و كارگران را با شگرد لمپن سازي معناي ديگر بخشيد و هر نوع دگرگوني و تغيير و بهبود شرايط زيستي - اجتماعي را به اقبال واگذاشت و عنصر تلاش براي دگرگوني را حذف كرد .
چاپ شده در نشريه نقد سينما - شماره ۳۵


behnam5555 01-19-2012 06:14 PM


دسته گلهایی که رهبران غرب با رابطه جنسی آب دادند !!!

پوتین و رابطه با ژیمناست 25 ساله
در آوریل 2008 زمزمه های رابطه ولادیمیر پوتین با ژیمناست 25 ساله توسط روزنامه مسکو منتشر شد. بلافاصله بعد از آن روزنامه مذکور متوقف و سردبیر آن دستگیر شد.این روزنامه اعلام کرده بود که نخست وزیر قصد دارد همسرش لیودمیلا را طلاق و با آلینا کاباوا ژیمناست سابق ازدواج کند.



والری ژیسکار دستن و فراری سواری

رییس جمهور سابق فرانسه با یک اتومبیل فراری(Ferrari) که از روژه وادیم،کارگردان مشهور فرانسوی قرض گرفته بود، عازم سفر می شود، اما در راه به یک کامیون حامل شیر برخورد می کند. راننده با عصبانیت از کامیون خارج و به حدی خشمگین می شود که تا مرز خفه کردن رییس جمهور نیز پیش می رود. از همه جالب تر آنکه همراه جناب رییس جمهور مارلن ژوبرت، بازیگر فرانسوی بوده است. این اتفاق در طول ریاست جمهوری دستن این اتفاق در طول ریاست جمهوری دستن هیچگاه تأیید نشد و همچنان مسکوت باقی ماند.



فرانسوا میتران و حمله دروغین

در اکتبر 1959 سناتور فرانسوا میتران که هنوز به ریاست جمهوری فرانسه نرسیده بود بعد از خروج از یک کافه، مورد حمله افراد ناشناس قرار می گیرد و تنها فرصت می یابد که از ماشینش خارج و به یکی از خیابانهای مجاور فرار کند.برخی بر این اعتقادند که فرانسوا میتران این حمله را خودش ترتیب داده بود تا بدین ترتیب نظر مساعد افکار عمومی را به خود جلب کند.



ژاک شیراک و پسر مخفی

در سال 2003 در زمان ریاست جمهوری ژاک شیراک و بعد از دوئل سختی که وی با لوپن در زمان انتخابات ریاست جمهوری داشت، زمزمه هایی مبنی بر اینکه شیراک در طول 17 سال یک پسر در ژاپن داشته، همه جا را فرا گرفت.گفته می شود این پسر حاصل رابطه شیراک با یکی از مترجمان همزمان وی بوده است.پیشتر نیز علاقه و عشق شیراک به فرهنگ ژاپنی بر همگان محرز بود. حساب بانکی شیراک در ژاپن نیز مدتها به سوژه اصلی رسانه های فرانسوی تبدیل شده بود.



بوش و رایس

هر چند بوش پسر بعد از حملات 11 سپتامبر و حمله به افغانستان و عراق به چهره منفور جهانی تبدیل شد اما زمزمه های رابطه وی با کاندولیزا رایس، وزیر امور خارجه بیش از همه تعجب آور بود.جلسات بوش با کاندولیزا در اتاق بیضی شکل کاخ سفید همواره مورد کنجکاوی بسیاری از کارکنان و روزنامه های آمریکایی بود.حتی گفته می شود که لورا بوش، منتظر پایان ریاست جمهوری جرج بوش بود تا درخواست طلاق خود را رسمی کند و حتی برای مدتی جدا از همسرش زندگی می کرد.



براون بیمار

از مدتها پیش مسئله وضعیت جسمی و روحی گوردون براون موضوع داغ بسیاری از روزنامه های انگلیسی بود.براون در 16 سالگی یک چشمش را از دست داد و در سپتامبر 2009 شایعاتی مبنی بر اختلالات روانی نخست وزیر بر سر زبانها بود. وی برای مدتی مجبور به استفاده از قرصهای ضدافسردگی بود.اما در سال 2010 همه این شایعات به واقعیت پیوست.افسردگی و در عین حال عصبانیت نخست وزیر بدانجا کشید که وی حتی کارمندانش را کتک می زد.



لولای الکلی

روزنامه نیویورک تایمز در می 2004 در مقاله ای اعلام کرد که لولا داسیلوا الکلی است.این روزنامه نوشت: عادت مشروب خواری لولا به دغدغه ای ملی تبدیل شده است.



مرگ کیم جونگ ایل

تعداد دفعاتی که در رسانه ها و روزنامه خبر مرگ رهبر کره شمالی را درج شد، از دست همگان خارج شده است.کیم جونگ ایل به دلیل بیماری دیابت، نارسایی قلبی و سرطان پانکراس طی دو سال اخیر بارها در بیمارستان بستری و شایعه مرگ وی بر سر زبانها افتاد.



چاوز و نائومی کمبل

رابطۀ هوگو چاوز،رهبر انقلابی ونزوئلا با نائومی کمبل، تاپ مدل آمریکایی از معروفترین شایعات است.کمبل در سال 2007 برای گرفتن مصاحبه ای از چاوز برای مجله جی کیو به کاراکاس رفت.



حمله ساختگی به برلوسکنی

سیلویو برلوسکنی نخست وزیر ایتالیا به نماد رسوایی های جنسی و اقتصادی در جهان تبدیل شده و این مسئله بر همگان آشکار است.اما در خصوص آخرین حمله به وی گفته می شود که ضارب به دستور شخص برلوسکنی دست به این کار زده و خونی که صورت رییس جمهور را فرا گرفته، مصنوعی بوده است. حتی ویدئوهای متعددی در تأیید این ادعا بر روی سایتهای مختلف منتشر شد.



سارکوزی و رابطه با خانم وزیر

در میان رهبران اروپا سارکوزی نیز شهرت خوبی ندارد.گفته می شود که وی با شانتال ژوآنو معاون وزیر محیط زیست رابطه داشته و این مسئله را اولین بار روزنامه های انگلیسی مطرح کردند. همچنین گفته می شود که کارلا برونی، بانوی اول فرانسه که پیشتر مدل بوده ، چندان به جناب رییس جمهور وفادار نیست.



behnam5555 01-19-2012 07:15 PM

بی ارزشترین واحدهای پول جهان به روایت تصویر
 
بی ارزشترین واحدهای پول جهان به روایت تصویر
http://salijoon.info/mail/900705/pool/A.jpg
در گشت و گذارم در یک سایت تجاری ؛ مقاله ی جالبی رو در مورد بی ارزش ترین اسکناس های جهان خوندم که ترجمه ش رو خالی از لطف ندیدم. متاسفانه و در کمال ناباوریم کشورمون هم در این رده بندی حضور داره...

به گزارش ورد آی تی به نقل از نیویورک تایمز , فهرست کم ارزشترین واحد‌های پولی جهان به شرح زیر است :

زیمبابوه (بزرگترین اسکناس برابر با 10 میلیون دلار زیمبابوه)
هر ده میلیون دلار زیمبابوه برابر با حدود 4 دلار آمریکا


در سال 2008 تورم در کشور زیمبابوه به رقم نجومی 100,000 درصد رسید. چنین تورم حیرت انگیزی دولت این کشور را مجبور به معرفی جدید اسکناس 10،000،000 دلاری کرد. به گزارش ورد آی تی یک بسته کاغذ توالت در زیمبابوه هزینه ای در حدود صد و پنجاه هزار دلار زیمبابوه ای دارد. که حدود 69 سنت آمریکایی است! با این تفاسیر اسکناس های 500 دلاری این کشور از یک برگ کاغذ توالت هم بی ارزش تر است! تورم فوق العاده، مانند سم مهلکی به بدنه این کشور فقیر پیچیده است. شما برای خرید یک کیلو گوجه فرنگی باید ده میلیون دلار همراه خود داشته باشید و جالبتر آن است که بدانید این کشور طی یک سال اخیر 12 صفر از واحد پولی خود حذف کرده است.

ویتنام (بزرگترین اسکناس برابر با 500 هزار دونگ ویتنام)
هر پانصد هزار دونگ ویتنام برابر با حدود 31.37 دلار امریکا


با شروع دهه1980 و تحریم های ایالات متحده و کاهش شدید صادرات ویتنام و انباشته شدن کالاهای صادراتی در داخل کشور، ویتنام برای مقابله با تورم فزاینده دست به چاپ اسکناس و تزریق پول به بازار داخلی شد که البته این اقدام نتیجه ای جز بی اعتباری شدید پولی در این کشور نداشت و میتوان گفت از سال 1980 هیچ تورم جدیدی این کشور را فرا نگرفته ولی باز هم رده دوم به این کشور می رسد.

اندونزی (بزرگترین اسکناس برابر با 100 هزار روپیه اندونزی)
هر صد هزار روپیه اندونزی برابر با حدود 11.05 دلار امریکا


بحران اقتصادی آسیای شرقی در سال 1997 باعث سقوط 80 درصدی روپیه اندونزی و رشد تورم در این کشور شد. همچنین انقلاب گل سرخ و برچیده شدن دولت در چند سال اخیر در سقوط ارزش واحد پولی این کشور بی تاثیر نبود که در حال حاضر این کشور همچنان رده سوم را در اختیار دارد.

ایران (بزرگترین اسکناس برابر با 100 هزار ریال ایران)
هر یکصد هزار ریال ایران برابر با حدود 10 دلار امریکا


نرخ تورم ایران در بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 به رقمی در حدود 15% رسید. با شروع جنگ با عراق و اجبار دولت به تزریق اسکناس برای تامین مخارج بالای جنگ روند افزایش تورم خصوصا در سالهای اولیه ی پس از جنگ به شدت افزایش داشت و تا رقمی حدود 50 درصد هم رسید. از دیگر عوامل سقوط ارزش ریال، تحریم های سیاسی اقتصادی موجود جهانی برای این کشور است. ایران متاسفانه اسیر تورم و وضعیت نابسامان اقتصادی است که بطور فزاینده ای گریبانگیر مردم این کشور است تا جایی که در حال حاضر پیشنهاد حذف چند صفر از واحد پولی و اجرای طرح حذف یارانه ها از سوی دولت در جریان است …

سائوتومه (بزرگترین اسکناس برابر با 50 هزار دوبرا سائوتومه)
هر پنجاه هزار دوبرا سائوتومه برابر با حدود 3.47 دلار امریکا


کشوری واقع در افریقا و خلیج گینه است. این کشور از دو جزیره به نام سائوتوم و پرنسیپه تشکیل شده است. دلیل بی ارزشی پول در این کشور ناپایدار بودن حکومت و از طرفی بی ثباتی در قیمت تنها محصول صادراتی این کشور یعنی کاکائو میباشد. اقتصاد این کشور آفریقایی که به کاکائو وابسته است، پس از تعویض ارز از دلار به یورو چنان عقب ماند که اینک رده پنجم را به خود اختصاص داده است.

گینه (بزرگترین اسکناس برابر با 10 هزار فرانک گینه)
هر ده هزار فرانک گینه برابر با حدود 2.33 دلار امریکا


گینه از غنی ترین معادن آلومینیم، آهن، طلا، الماس و اورانیوم برخوردار است ولی به دلیل فساد شدید در نظام اقتصادی و بانکی این کشور؛ روز به روز از ارزش فرانک این کشور کاسته میشود. به طوریکه اکثر معاملات در این کشور با واحد پول کشورهای همسایه مانند سنگال استفاده میشود. این کشور پس از جنگ های داخلی و بحران سیاسی به این وضع نابسامان اقتصادی دچار شده است.
منبع: ورد آی تی


behnam5555 01-20-2012 12:20 PM

خنده درمان درمان هر دردی
 

خنده درمان درمان هر دردی


خندیدن نوعی آنتی بیوتیک طبیعی است که همه انسانها با استفاده از آن، می توانند بسیاری از دردهای خود را تخفیف دهند. خنده واکنشی است غیر ارادی که باعث انقباض هماهنگ پانزده ماهیچه صورت و سریع شدن تنفس و جریان خون و نتیجتاً افزایش ترشح آدرنالین در خون می شود که تاثیر نهایی آن ایجاد احساس لذت و شادابی در فرد است. خنده ارزانترین داروی پیشگیری و مبارزه با بسیاری از بیماریها است و باعث پائین آمدن ضربان قلب و کاسته شدن فشار خون می گردد و از آنجا که شخص را وادار می کند نفس عمیق بکشد، موجب می شود میزان اکسیژن بافتها افزایش یابد، لذا خنده باعث طولانی شدن عمر می شود. ترشح هورمون «ایمونوگلوبولین» در بدن با میزان خندیدن ما ارتباط مستقیم دارد. «ایمونوگلوبولین"» به مبارزه دستگاه ایمنی بدن با باکتریها و میکروبها کمک کرده و شخص را برای مقابله با بیماریها آماده می کند. علاوه بر آن هورمون «سایتاکیناز» که به آن هورمون شادی نیز گفته می شود، در اثر خندیدن، نوعی ماده شیمیایی خاص سیستم عصبی به نام «آندروفین» تولید می شود که در شخص اعتماد به نفس و سرخوشی ایجاد می کند. پژوهشهای دیگر بر روی خندیدن نشان می دهد که انسانها به وسیله خنده، درد را بیشتر تحمل می کنند به این دلیل که خنده ترشح آندروفینها را زیادتر می کند و آندروفینها کشنده های طبیعی درد در بدن هستند.در واقع «آندروفین» ماده ای مشابه مرفین است که در بدن ساخته می شود، مقدار این ماده در خون، در اثر ورزش و فعالیتهای نشاط آور، بالا می رود. دانشمندان انگلیسی بعد از سالها تحقیقات به این نتیجه رسیدند که یک دقیقه از ته دل خندیدن معادل 45 دقیقه ورزش، انسان را سر حال می آورد. بنابر آخرین تحقیقات علمی، خندیدن، باعث کاهش بروز انواع بیماریها ازجمله بیماریهای قلبی می شود. از طرفی خنده با ایجاد تغییراتی در راههای تنفسی، باعث می شود هوای بیشتری در بینی ما جریان یافته و به سرد شدن مغز کمک کند و هر چه مغز خنک تر باشد ما شادتر خواهیم بود. بر روی سایت اینترنتی BBC مقاله ای وجود دارد به این مضمون که، کسانی که دچار حمله قلبی شده اند در روز با حداقل 30 دقیقه خندیدن می توانند احتمال حمله قلبی دوم را تا حد قابل توجهی کاهش دهند. همچنین کسانی که فشار خون دارند نیز با وجود روحیه شاد و خندیدن می توانند فشار خون خود را در حد مطلوب نگه دارند. در حال حاضر این عقیده که قسمت اعظم بیماریها بر اثر احساسات منفی اضطرابها بوجود آمده و پیشرفت می کند،توسط اکثر روانشناسان و روانپزشکان مورد قبول قرار گرفته است . استرسها و اضطرابهای روزانه در طول زمان چنان ناهماهنگیهایی در جسم ایجاد می کند که ممکن است به بحران روانی منتهی گردد. زمانیکه هورمونهای ناشی از فشار روانی بطور دائم به مقدار زیاد تولید گردد، سیستم دفاعی بدن قادر به انجام وظیفه کامل نخواهد بود و همین راه را برای انواع عفونتها و بیماریها هموار کرده و اندامهای داخلی بدن را تحت فشار شدیدی قرار خواهد داد. خندیدن می تواند سلاح موثری برای مقابله با این فشارهای روانی و استرسهای روزمره باشد.



زندگی روزانه و حوادث و اتفاقات آن ایجاد عکس العمل هایی در انسان می شود که گاهی شرایط زمان و مکان اجاره بروز آن ها را نمی دهد و در نتیجه مقدار زیادی انرژی در بدن ذخیره می شود .
این انرژی های عصبی به جای آنکه صرف ایجاد معادلاتی از افکار و هیجانات جدید شود به دلیل موانع موجود ، تولید حریانی در اعصاب حرکتی در گروه های مختلف عضلات می کند و سبب ایجاد حرکات نیمه تشنجی می شود که روان شناسان آن را خنده نامیده اند
خنده پدیده ای است که غالباً برای ابراز شادمانی به کار می رود و به راستی به حقیقت این جمله ارد بزرگ پی میبریم که
چه زیبایند آنانی که همیشه لبخندی برلب دارند . در بین موجودات زنده فقط انسان از این توانایی برخوردار است . خنده از نظر روان شناسان معتقدند که چون مقدار زیادی انرژی ذخیره شده و واپس زده روانی به علت شرایط مختلفی چون کنترل شدید محیط ، حوادث اتفاقی و بازداری های ذهنی راهی به بیرون پیدا نمی کنند از طریق خنده از ذهن و بدن تخلیه می شوند .
به همین دلیل است که همیشه پس از خنده احساس آرامش به وجود می آید و با خود تمرکز را به همراه می آورد .
روان شناسان به خنده به عنوان ضریب اطمینان ذهن و روان می نگرند که در مواقع انباشته شدن انرژی های هیجانی و مخرب نقش مهمی در بیرون راندن آن ها ایفا می کند .
به همین دلیل خنده از نظر علم روان شناسی دارای جایگاه ویژه و پر ارزشی است و می تواند به برقراری تعادل روانی درانسان کمک کند و زمینه سلامت روانی او را فراهم سازد . نقش ویژه ای که خنده در تخلیه فشارهای روانی به عهده دارد باعث شده که روان شناسان به متولیان امر توصیه کنند که محیط های کئاری آموزشی و خانوادگی را به محیط های شاد و پر خنده تبدیل کنند . تحقیقات نشان می دهد که واکنش خنده فرایند مغزی عصبی ویژه ای دارد . به هنگام خندید در الگوی امواج مغزی ما تغییرات قابل ملاحضه ای روی می دهد وهمه سطوح کورتکس مغز ، و نه فقط یک جتیگاه واحد ، نسبت به خنده واکنش نشان می دهند .
برخی از دانشمندان نیز خنده را به طوفان مغزی تشبیه کرده اند و معتقدند که خنده نقش شوک عصبی خفیف را بر روی مغزایفا می کند . از آن جا که مغز حیاتی رین ارگان بدن است و بر فعالیتهای جسمانی و روانی کنترل دارد ، هرگونه تغییر ثبتی در عملکرد آن می تواند بر عملکرد کل بدن تاثیر سفید داشته باشد . زمانی مه ما می خندیم ، مقدار بسیار زیادی از اکسیژن را به طرف سلول های بدن به ویژه سلول های مغزی می فرستیم .
می دانیم که مغز در حدود یک پنجم از کل اکسیژن مورد نیاز بدن را به تنهایی مصرف می کند بنابراین زمانی هم که مغز با خونی که از مقدار تکسیژن بیشتری برخوردار است تغذیه می شود عملکرد بهتری در مقایسه بازمانی که کمتر اکسیژن می گیرد ، پیدا می کند و در نهایت همه عملکردهای ذهنی و بدنی ما بهبود می یابند .
ارتباط با خنده :
۱- سیستم ایمنی :
تحقیقات علمی نشان می دهد در حالی که افسردگی به ستگاه ایمنی بدن در برابر بیماری آسیب می رساند خنده با کاهش کورتیزول ، افزایش فعالیت سلولهای کاهنده در افزایش سیتوکنین ، دستگاه ایمنی را تقویت می کند .
وقتی شخص می خندد وجودش از احساساتی مثل آلودگی ، گرما ، رهایی و سرحالی آکنده می شود و این ها همان احساساتی هستند که در بردارنده مفهوم احساس سلامتی اند .
۲- ورزش :
خنده یکی از مهمترین ورزشهاست . هیچ ورزشی نمی تواند مثل خنده بیشتر غضلات بدن را به جنبش در آورد .
یک دقیقه خندیدن برابر با چل مرتبه نفس کشیدن است .
همچنین روزانه ۱۵ دقیقه خندیدن بخش زیادی از منافع حاصل از پیاده روی صبحگاهی را در بردارد .
۳- بیماریهای قلبی
خنده با کاهش وزدودن احساسات منفی نقش مهمی در پیشگیری از حملات قلبی دارد و نوعی ماساژ قوی برای قلب است .
پژوهشها نشان داده است که خندیدن از بروز انواع سکته ها و لخته شدن خون در رگ ها جلوگیری می کند
۴- صبر :
متخصصان اعلام کرده اند کسانی که لبخند بر لب دارند علاوه بر آن که از شکیبایی بیشتری برخوردار اند قدرت بسیاری نیز برای حل مشکلات خود می یابند به گفته ارد بزرگ آنکه همیشه لبخندی بر لب دارد شادی را به همگان هدیه می دهد . و بدین ترتیب روحیه یاس که منجربه بروز انواع بیماری ها می شود از بین خواهد رفت . برخی دیگر از صاحبنظران معتقدند داشتن لبخند بر لب بیانگر نوعی آرامش و تخلیه فشار در افراد است و کسانی که هیچ گاه خنده بر لب ندارند نه تنها در مواجهه با هر حرکتی بلافاصله عصبانی شده و از خود واکنش نشان می دهند بلکه فشار خون آنها نیز افزایش خواهد داد .
۵- فشار خون :
تحقیقات دانشمندان نشان می دهد خنده بهترین درمان برای افرادی به شمار می رود که دوران بهبودی پس از سکته قلبی را می گذرانند زیرا فشار خون آنان را کاهش می دهد .
به گزارش پایگاه اینترنتی ، محققان اتریشی در پژوهشی دریافتند که خنده درمانی افرادی که سکته کرده اند سبب کاهش فشار خون می شود .
۶- درد :
بدن ما به طور طبیعی مجهز به موادشیمیایی ضد دردی است که در صورت لزوم برای تخفیف درد از مغز آزاد می شود و آندورفین نام دارد . خندیدن باعث افزایش ترشح این مواد می شود .
محققان در دانشگاه سریلند به این نتیجه رسیده اند که خنده داروی بسیاری از بیماری هاست و چنان چه این حالت به اندازه طبیعی در بشر بوجود آید هرگز بیماری رشد نخواهد کرد .
روزنامه ای کهدر مسکو با انتشار مقاله ای در این زمینه خاطر نشان کرد تحقیقات دانشمندان در دانشگاه سریلند که با آزماریش روی بیش از ۳۰۰ نفر انجام شده نشان می دهد که خنده بسیاری از دردهای آن ها را از بین برده و ریشه های درمان خود جوش را در این افراد به وجود آورده است .


۷- فرآیند یادگیری :
از آنجا که اشتغال ذهنی و اضطراب از موانع یادگیری به شمار می رود از این رو خندیدندر ابتدای مطالعه باعث ایجاد آرامش فکری می شود و فرایند یادگیری را اسان می کند .
احساس شادی در پی خندیدن و بهبود حال و هوای افراد در بلند مدت ، هم در افراد سالمن و هم در بیماران سبب بهبود کیفیت زندگی آنان می شود .
محققان برای بوجود آمدن زمینه های خندیدن مناسب ، خواندن انواع رمان محاوره با افراد مختلف و دردیدن فیلم های شیمایی و بالاخره افزایش آداب و معاشرت با دیگران را پیشنهاد می کنند .
بنابراین می توان گفت :
خنده نقش حمایتی و تقویتی را بر روی مغز و بدن ایفا می کند .

زندگی را سخت نگیرید و در فرصت های مختلف بخندید


behnam5555 01-21-2012 06:14 PM

خاطرات دوران کودکی
 

خاطرات دوران کودکی

شما یادتون نمیاد،
تو دبستان زنگ تفریح که تموم می شد مامورای آبخوری دیگه نمی ذاشتن… آب بخوریم


شما یادتون نمیاد، شبا بیشتر از ساعت ۱۲ تلویزیون برنامه نداشت سر ساعت ۱۲سرود ملی و پخش می کرد و قطع می شد…. سر زد از افق…مهر خاوران !


شما یادتون نمیاد، قبل از شروع برنامه یه مجری میومد اولش شعر می خوند بعد هم برنامه ها رو پشت سر هم اعلام می کرد…آخرشم می گفت شما رو به دیدن برنامه ی فلان دعوت می کنم..


شما یادتون نمیاد، تو نیمکت ها باید سه نفری می نشستیم بعد موقع امتحان نفر وسطی باید میرفت زیر میز.


شما یادتون نمیاد، سرمونو می گرفتیم جلوی پنکه می گفتیم: آ آ آ آ آ آآآآآ


شما یادتون نمیاد، ولی نوک مداد قرمزای سوسمار نشانُ که زبون میزدی خوش رنگ تر میشد.


شما یادتون نمیاد، تو فیلم سازدهنی مرده با دوچرخه توکوچه ها دور میزدو میخوند:دِریااااااا موجه کا کا.. دِریا موجه.


شما یادتون نمیاد، کاغذ باطله و نون خشکه میدادیم به نمکی ، نمک بهمون میداد بعدش هم نمک ید دار اومد که پیشرفت کرده بود نمک ید دار میداد، تابستونها هم دمپایی پاره میگرفت جوجه های رنگی میداد.


شما یادتون نمیاد، خانواده آقای هاشمی رو که میخواستن از نیشابور برن کازرون، تو کتاب تعلیمات اجتماعی ! شما یادتون نمیاد موقع امتحان باید بین خودمون و نفر بغلی کیف میذاشتیم رو میز که تقلب نکنیم.


شما یادتون نمیاد، سریال آیینه ، دو قسمتی بود اول زن و شوهر ها بد بودند و خیلی دعوا میکردند بعد قسمت دوم : زندگی شیرین می شود بود و همه قربون صدقه هم می رفتند. یه قسمتی بود که زن و شوهر ازدواج کرده بودند همه براشون ساعت دیواری اورده بودند. بعد قسمت زندگی شیرین میشود جواد خدایاری و مهین شهابی برای زوج جوان چایی و قند و شکر بردند همه از حسن سلیقه این دو نفر انگشت به دهان موندند و ما باید نتیجه میگرفتیم که چایی بهترین هدیه عروسی می تونه باشه.


شما یادتون نمیاد؛ جمعه شبا سریال جنگجویان کوهستان رو، فرداش همه تو مدرسه جوگیر بودیم.


شما یادتون نمیاد، پیک نوروزی که شب عید میدادن دستمون حالمونو تا روز آخر عید میگرفتن !


شما یادتون نمیاد، اون قایق ها رو که توش نفت میریختیم و با یه تیکه پنبه براش فتیله درست میکردیم و بعد روشنش میکردیم و میگذاشتیمش تو حوض. بعدش هم پت پت صدا میکرد و حرکت میکرد و ما هم کلی خر کیف میشدیم..!!!


شما یادتون نمیاد، شیشه های همه خونه ها چسب ضربدری داشت.


شما یادتون نمیاد، زنگ آخر که می شد کیف و کوله رو مینداختیم رو دوشمون و منتظر بودیم زنگ بخوره تا اولین نفری باشیم که از کلاس میدوه بیرون .


شما یادتون نمیاد، یک مدت از این مداد تراش رو میزی ها مد شده بود هرکی از اونا داشت خیلی با کلاس بود.


شما یادتون نمیاد، دستمال من زیر درخت آلبالو گم شده سواد داری؟


شما یادتون نمیاد، ماه رمضون که میشد اگه کسی می گفت من روزه ام بهش میگفتیم: زبونتو در بیار ببینم راست میگی یا نه !


شما یادتون نمیاد، که کانال های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو !


شما یادتون نمیاد، پاک کن های جوهری که یه طرفش قرمز بود یه طرفش آبی بعد با طرف آبیش می خواستیم که خودکارو پاک کنیم، همیشه آخرش یا کاغذ رو پاره می کرد یا سیاه و کثیف می شد !


شما یادتون نمیاد، سر صف پاهامونو ۱۸۰ درجه باز می کردیم تا واسه رفیق فابریکمون جا بگیریم !


شما یادتون نمیاد، آن مان نماران، تو تو اسکاچی، آنی مانی کَ. لا. چی !


شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه های دفتر مشقمون، نقاشی می کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن


شما یادتون نمیاد، آرزومون این بود که وقتی از دوستمون می پرسیم درستون کجاست اونا یه درس از ما عقب تر باشن !


شما یادتون نمیاد، یه زمانی به دوستمون که میرسیدیم دستمون رو دراز میکردیم که مثلا میخوایم دست بدیم، بعد اون واقعا دستش رو دراز میکرد که دست بده بعد ما یهو بصورت ضربتی دستمون رو پس میکشیدیم و میگفتیم: یه بچه ی این قدی ندیدی؟؟ (قد بچه رو با دست نشون میدادیم) و بعد کرکر میخندیدیم که کنفش کردیم !


شما یادتون نمیاد، با آب و مایع ظرفشویی کف درست میکردیم، تو لوله خالی خودکار بیک فوت میکردیم تا حباب درست بشه !


شما یادتون نمیاد، انگشتر فیروزه، خدا کنه بسوزه !


شما یادتون نمیاد، اون موقعها یکی میومد خونه مون و ما خونه نبودیم رو در مینوشتن: آمدیم نبودید!!


شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم، هر چی میپرسیدن و میموندیم توش، میگفتیم ما تا سر اینجا خوندیم !


شما یادتون نمیاد، گل گل گل اومد کدوم گل؟ همون که رنگارنگاره برای شاپرکها یه خونه قشنگه. کدوم کدوم شاپرک؟؟ همون که روی بالش خالهای سرخ و زرده، با بالهای قشنگش میره و برمیگرده، میره و برمیگرده.. شاپرک خسته میشه… بالهاشو زود میبنده… روی گلها میشینه… شعر میخونه، میخنده !


شما یادتون نمیاد، اون مسلسل های پلاستیکی سیاه رو که وقتی ماشه اش رو میکشیدی ترررررررررررررترررررررررر ررر صدا میداد !


شما یادتون نمیاد، بچه که بودیم می خواستیم بریم حموم باید یک ساعت قبل بخاری تو حموم روشن میکردیم.


شما یادتون نمیاد، آسیاب بشین میشینم، آسیاب پاشو پامیشم، آسیاب بچرخ میچرخم، آسیاب پاشو،پا نمیشم؛ جوون ننه جون، پا نمیشم؛… جوونه قفل چمدون،پامیشم..آسیاب تند ترش کن، تندتر تندترش کن!


شما یادتون نمیاد، اونجا که الان برج میلاد ساختن، جمعه ها موتورهای کراس میومدن تمرین و نمایش. عشقمون این بود که بریم اونا رو ببینیم. راستی چی شدن اینا


شما یادتون نمیاد، چرخ فلکی که چرخو فلکش رو میاورد ۴ تا جا بیشتر نداشت و با دست میچرخوندش.


شما یادتون نمیاد، …تا پلیس میدیدم صدای ضبط ماشین رو کم میکردیم!


شما یادتون نمیاد، که چه حالی ازت گرفته می شد وقتی تعطیلات عید داشت تموم می شد و یادت می آمد پیک نوروزیت را با اون همه تکالیفی که معلمت بهت داده رو هنوز انجام ندادی واقعا که هنوزم وقتی یادم می یاد گریم می گیره.


شما یادتون نمیاد، انگشتامونو تو هم کلید میکردیم یکیشونو قایم میکردیم اینو میخوندیم: بر پاااا….بر جاااا…. کی غایبه؟ مرجاااان…دروغ نگو من اینجااام…


شما یادتون نمیاد، چقدر زجر آور بود شنیدن آهنگ مدرسه ها وا شده اونم صبح اول مهر.


شما یادتون نمیاد، توی سریال در پناه تو وقتی بابای مریم سیلی آبداری زد به رامین چقدر خوشحال شدیم!


شما یادتون نمیاد، بازی اسم فامیل. میوه:ریواس. غذا:ریواس پلو…..!


شما یادتون نمیاد، دبستان که بودیم معلم بهداشت یه ساعتایی می اومد با مدادامون لای موهامونو نگاه می کرد.


شما یادتون نمیاد، این آواز مُد شده بود پسرا تو کوچه میخوندن: آآآآآی نسیم سحری صبر کن، مارا با خود ببر از کوچه ها،آآآی…


شما یادتون نمیاد، مراد برقی عاشق محبوبه بود، وقتی سریال مراد برقی شروع میشد پرنده تو خیابونها پر نمی‌زد.



چه شیطونی هایی می کردیم یادش به خیر یاد کودکی…….و همه بچه های اون موقع…. یاد اون روزا بخیر...



behnam5555 01-25-2012 08:06 AM


دیدنی های آفرینش



الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلَائِكَةِ رُسُلًا أُولِي أَجْنِحَةٍ مَّثْنَى وَثُلَاثَ وَرُبَاعَ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ ﴿۱﴾ فاطر


سپاس خداى را كه پديدآورنده آسمان و زمين است [و] فرشتگان را كه داراى بالهاى دوگانه و سه‏گانه و چهارگانه‏اند پيام‏آورنده قرار داده است درآفرینش هر چه بخواهد مى‏افزايد زيرا خدا بر هر چيزى تواناست
سوپر سل (supercell)
سوپرسل نوعی توفان شدید است که معمولا قبل از وقوع گردباد پدیدار می شوند، این نوع توفان ها در
سراسر جهان قابل وقوع هستند اما اغلب در منطقه ی Great plains آمریکا به وجود می آیند.

http://www.asriran.com/files/fa/news...156547_951.jpg
گرداب آتش

گرداب یا گردباد آتش پدیده ی بسیار نادری است که در آن آتش ـ بسته به دمای هوا و جریان باد ـ از سطح زمین ارتفاع می گیرد و یک گرداب آتش را پدید می آورد. گرداب های آتش می توانند به ارتفاع 200 فوت نیز برسند اما تنها چند دقیقه به طول می انجامند

http://www.asriran.com/files/fa/news...156548_748.jpg

حلقه های یخی

حلقه های یخی نیز پدیده ی نادر هستند که به گفته ی دانشمندان تنها در کشورهای سرد رخ می دهند. این پدیده زمانی اتفاق می افتد که مرکز یک دریاچه یخ می زند و جریان ملایم آب، یخ را به شکل دایره در می آورد.

http://www.asriran.com/files/fa/news...156549_507.jpg

شفق های قطبی

بی شک یکی از تماشایی ترین و با شکوه ترین پدیده های طبیعی جهان، شفق قطبی یا همان «نور قطب شمال" است. این پدیده حیرت انگیز از زمانی که اولین بار کشف شد، انسان ها را به حیرت و شگفتی وا داشته است. شفق های قطبی زمانی روی می دهند که خورشید ذرات بارداری را (یون) با سرعت300 الی 1200 کیلومتر در ثانیه راهی زمین می کند. این ذرات باردار با هم ابر پلاسما را تشکیل می دهند و مجموع ابرهای پلاسما را بادهای خورشیدی می نامند. هنگامی که بادهای خورشیدی با میدان مغناطیسی زمین برخورد می کنند، این میدان ذرات باردار را به سمت لایه یونیسفر، یکی از لایه های بالای اتمسفر سوق می دهد. در آنجا ذرات خورشیدی با گازهای موجود در یونیسفر ادغام شده و پدیده ی شفق قطبی را به وجود می آورند.

http://www.asriran.com/files/fa/news...156542_553.jpg

سنگ های متحرک

سنگ های متحرک یکی از جاذبه های پارک ملی Death valley در بیابان نوادا آمریکا هستند که مدت ها مایه شگفتی دانشمندان بوده اند. نظریه های بسیاری برای توضیح حرکت این سنگ ها وجود دارد. بسیاری از دانشمندان معتقدند که سطح لغزنده و گلی این بیابان و وزش باد موجب حرکت خود به خودی سنگ ها می گردد. اما از نظر محاسبات فیزیکی این نظریه قابل قبول نیست چرا که برای حرکت این سنگ بادهایی با سرعت صدها کیلومتر در ساعت لازم است که در این بیابان چنین بادهایی نمی وزد.
http://www.asriran.com/files/fa/news...156546_448.jpg

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../75018_969.jpg

«ونگوک از فضا»

شباهت تجمع توده‌هایی بزرگ از فیتوپلانکتون‌های سبز رنگ در تاریکی اعماق دریا در جزیره گوتلند سوئد به اثر شب‌های پرستاره وینسنت ونگوک باعث شده این تصویر فضایی به این نام نامگذاری شود این تجمعهای فیتوپلانکتونی زمانی رخ می‌دهد که جریان‌های آبی عمیق آنها را به سطح آب می‌کشاند تا به این شکل رشد و بازتولید آنها افزایش پیدا کند

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../75019_880.jpg

دلتای نیرومند

آبراه‌های دلتای «یوکون» مانند رگهای خونی بدن انسان به دریای «برینگ» می‌ریزند، این تصویر در چهار طیف نوری مختلف به ثبت رسیده و پس از ترکیب این تصاویر رنگی با یکدیگر این اثر خلق شده است

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../75022_756.jpg


فرمهای یخی دره‌های گرینلند

این دره‌ها در فصل تابستان به یکدیگر پیوسته و شکل‌های زیبا و شگفت‌انگیزی را خلق می‌کنند

http://www.jamejamonline.ir/Media/im...0882748437.jpg

يك وال گونه مينك براي تنفس به سطح آب مي آيد.


http://www.jamejamonline.ir/Media/im...0882748424.jpg

تصويري فوق العاده از يك عقرب ماهي در ميان انبوه ماهيان كوچك.

يك بچه لانگور نقره اي با موهايي به رنگ نارنجي كه فقط 12 ساعت از عمرش مي گذرد در آغوش والدينش در باغ وحش شهر كلمبوس در ايالت اوهايو.
منبع:پرشین وی

behnam5555 01-26-2012 10:01 AM


کمی بخندید!!!!!!!!



http://s1.picofile.com/file/7243197197/1263905606.jpg

زن در حالی که در آینه نگاه میکنه به شوهرش میگه:
من جدیدا خیلی وحشتناک، چاق و زشت به نظر میرسم.. لطفا یه چیز خوب به من بگو
شوهر: بیناییت فوق العادست عزیزم...!!!!


دست پخت
از يك نفر كه با پا غذا درست مي كرد پرسيدند: «چرا با پا آشپزي مي كني؟»
جواب داد: «آخر دست پختم خوب نيست.»



در تيمارستان
رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»



دست پخت
از يك نفر كه با پا غذا درست مي كرد پرسيدند: «چرا با پا آشپزي مي كني؟»
جواب داد: «آخر دست پختم خوب نيست.»



در تيمارستان
رئيس تيمارستان به يكي از مراقب ها مي گويد: «من در اين جا از همه راضي هستم، فقط ديوانه اي هست كه اصرار دارد من برج ايفل را از او بخرم.»
مراقب مي گويد: «خب، چرا نمي خريد؟»
رئيس تيمارستان مي گويد: «آخر پول ندارم. اگر داشتم، حتما مي خريدم.»



در كلاس رياضيات
معلم به دانش آموز: اگر تو
۲۰۰ تومن پول داشته باشي و برادرت ۵۰ تومن آن را بردارد، چه قدر پول برايت مي ماند؟
دانش آموز:« ۳۰۰ تومن.»
معلم با عصبانيت:« ۳۰۰ تومن؟!»
دانش آموز: «چون آن قدر گريه مي كنم تا پدرم ۱۵۰ تومان ديگر هم به من بدهد!»



خواب
اولي: «من خواب ديدم رفته ام مسافرت.»
دومي: «من هم خواب ديدم كه يك غذاي خوشمزه خورده ام.»
اولي:« تنهايي؟ پس چرا من را دعوت نكردي؟»
دومي: «مي خواستم دعوتت كنم، ولي گفتند رفته اي مسافرت.»



علت طاسي
اولي: «چي باعث شد سر شما طاس شود؟»
دومي: «باد.»
اولي: «چرا باد؟»
دومي:« آخر باد كلاه گيسم را برد!»



در كلاس علوم
معلم:« حامد! توضيح بده كه سيب زميني چگونه به دست مي آيد. »
حامد: «اجازه آقا! با پرداخت مقداري پول!»



نصف پرتقال
معلم رياضي از دانش آموز پرسيد: «اگر مادرت به تو بگويد نصف پرتقال را مي خواهي يا هشت شانزدهم، كدامش را انتخاب مي كني؟»
دانش آموز پاسخ داد: «نصف پرتقال را!»
معلم گفت: «مگر نمي داني نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال يكي است؟»
دانش آموز جواب داد: «چرا آقا! مي دانيم، ولي پرتقالي كه شانزده تكه شده باشد، قابل خوردن نيست.»

غربت
يك نفر مي خواهد برود خارج و با خودش سه كيلو قند مي برد. از او مي پرسند:« اينها را كجا مي بري؟»
مي گويد:« آخر شنيده ام غربت تلخ است.»



احوال پرسي
اولي: «حالت چه طور است؟»
دومي:« خوب است. تازه موكتش كرده ام.»


وارونه
فردي ميخي را سروته روي ديوارگذاشته بود و مي كوبيد. ميخ در ديوار فرو نمي رفت. ديگري كه شاهد اين ماجرا بود، گفت: «چه كار مي كني؟ اين ميخ كه براي اين ديوار نيست. اين ميخ براي ديوار روبه روست.»


لاف زني
روزي يك شخص لاف زن با يك آدم قوي هيكل دعوايش مي شود. قبل از هر حركت لاف زن، مرد قوي هيكل چند تا مشت به او مي زند و پرتش مي كند. آدم لاف زن در حالي كه نفسش بالا نمي آيد، به جمعيتي كه مشغول تماشا هستند مي گويد: «شما مي گوييد چه كارش كنم؟»


مسابقه فوتبال
ناظم:« چرا اين قدر دير به مدرسه آمدي؟»
دانش آموز:« آقا اجازه! من داشتم خواب يك مسابقه فوتبال مي ديدم. چون بازي به وقت اضافه كشيد، ناچار شدم خواب بمانم تا نتيجه آن معلوم شود.»

در كلاس علوم
معلمي در كلاس علوم از دانش آموزي پرسيد:« با ديدن پاي اين حيوان، نام حيوان را بگو.»
دانش آموز هر چه به پايي كه در دست معلم بود نگاه كرد، نتوانست پاسخ دهد. معلم پس از مدتي گفت: «بگو اسمت چيه تا برايت يك صفر بگذارم.»
دانش آموز پايش را از كفش درآورد و گفت: «خب، شما هم از روي پاي من بگوييد اسمم چيه.»
راننده ناشي
شخصي كه تازه ماشين خريده بود به تعميرگاهي رفت و به مكانيك گفت: «آقا، لطفاً ببينيد اين ماشين چه اشكالي دارد كه مدام به درو ديوار مي خورد.»


behnam5555 01-26-2012 05:33 PM

چرا عمر انسان بیشتر از بقیه موجودات است ؟
 


چرا عمر انسان بیشتر از بقیه موجودات است ؟

روزی که خدا موجودات رو آفرید اینجوری شد:
اول خر رو آفریدبهش گفت: من بهت۵۰ سال عمر میدم و باید برای ادما کار کنی. خر گفت خدایا ۵۰ سال زیاده . بذار من۲۰ سال عمر کنم.خدا قبول میکنه.بعد خدا به سگ گفت بهت۳۰ سال عمر میدم. باید از خونه و بچه های انسان محافظت کنی و هرچی جلوت انداختن بخوری. سگ میگه خدایا۳۰ سال زیاده بذار من ۱۵سال ......عمر کنم.خدا هم قبول میکنه.بعد به میمون میگه: تو هم باید۳۰ سال عمر کنی و از این شاخه به اون شاخه بپری.
میمون هم میگه خدایا ۳۰سال زیاده بذار من ۲۰سال عمر کنم.خدا میگه باشه.بعد به آدم میگه: تواشرف مخلوقاتی.۲۰سال عمر میدم بهت تا تو دنیا به علم و دانش بپردازیو لذت ببری. انسان میگه: خدایا ۲۰سال کمه.عمر بقیه رو بذار رو هم بده به من. خدا هم قبول میکنه.از اون موقع به بعد انسان همش ۲۰ سال مثل آدم زندگی میکنه.۳۰ سال مثل خر کار میکنه .۱۵ سال مثل سگ از خونه زندگیش مراقبت میکنه و هر چی بهش بدن میخوره.۱۰ سال هم عین میمون از خونه این پسر میره خونه اون دخترشو نوه هاشو میخندونه!!...

behnam5555 01-27-2012 01:46 PM

خواجه نظام الملک

http://www.jjtvn.ir/main_data_files/7163.jpg

شرح حال

خواجه‌نظام الملک طوسی در سال 408 هجری در شهر طوس خراسان دیده به جهان گشود. پدرش علی ابن اسحاق بردهقانی اشتغال داشته و از یاران محمود سبکتکین به شمار می‌آمد خواجه‌نظام الملک نیز در کودکی به همراه پدر به دهقانی پرداخت و همان زمان در نزد وی قرآن را ختم نمود و پس از آن پدرش وی را به کسب علم و دانش و آموختن لغت و نحو واداشت. وی دارای همتی والا بود و به ایران عشق می ورزید و همواره بدنبال راهی برای رشد میهن و ساختن مدارسی بود که علم را دوباره برای میهنمان رونقی بخشد خواجه در سنین نوجوانی به خدمت ابو علی ابن شاذان وزیر آلب ارسلان در آمد و به عنوان کاتب به نزد وی خدمت می‌کرد. ابن شاذان به هنگام وفاتش وی را وصیت نمود که به خدمت سلطان آلب ارسلان در آید و او نیز چنین کرد آلب ارسلان خواجه را به عنوان وزیر خویش برگزید، و او را پدری دلسوز و مهربان می‌پنداشت و هیچ امری را بدون مشورت وی انجام نمی‌داد و خلاف امر وی را نمی‌پسندید پس از اینکه آلب ارسلان لحظات آخر عمرش را سپری می‌نمود فرزندش ملکشاه را وصیت نمود که در اداره امور حکومتی از رای خواجه عدول نکند و او را پدری دلسوز و مهربان مشفق بداند و ملک‌شاه نیز پذیرفت و او را در سمت وزارت ابقاء نمود خواجه‌‌‌‌‌‌‌نظام الملک در عهد وزارت خود خدمات فرهنگی بسیار عظیمی را انجام داد که بدون تردید می‌توان گفت که در طول تاریخ سابقه نداشته است. وی علاوه بر رتق و فتق امور مملکتی و حل مشکلات عدیده اجتماعی و اخلاقی و سایر مسائل مملکتی دست به ایجاد و تأسیس مدارس زد که در تاریخ به نام وی و به مدارس نظامیه مشهورند. همان مدارس هستند که سرمشق دانشگاه‌ها شدند و مهم‌ترین آنها عبارتند از نظامیه‌های بغداد، موصل، نیشابور، بلخ ، هرات، مرو، آمل، گرگان، بصره، شیراز و اصفهان. نهضتی که نظام الملک با ساختن نظامیه‌های متعدد بوجود آورد به زودی و با سرعت شگفت آوری از طرف تمامی بلاد ایران و بسیاری دیگر از بلاد کشورهای اسلامی دنبال شد بطوری که در قرنهای پنجم و ششم هجری هیچ شهری نبود که در آن مدارس متعدد وجود نداشت باشد. در این مدارس درسهایی چونعلوم ادبی، ریاضیات، طب و حکمت ، فقه ، حدیث، تفسیر تدریس می‌شد و همچنین کلیه مدارس دارای کتابخانه‌هایی معتبر بودند خواجه دستور داد برای هر کتابخانه کاتبان 5 شاهنامه از حکیم طوس فردوسی جاودانه سخن را رونویسی و نگهداری کنند. ارد بزرگ اندیشمند برجسته می گوید : " خواجه‌نظام الملک توسی سه هدیه جاودانه برای ایرانیان به یادگار گذاشت نخست دستور داد سالشمار خورشیدی فراهم گردد تا سالشمار قمری کنار گذاشته شود ، دوم آنکه دستور داد هزاران بار کتاب شاهنامه فردوسی خردمند بازنویسی شود تا زبان ایرانیان نجات یابد و سوم برافراشتن دانشگاههای نظامیه بود که ریشه و پایه دانشگاههای امروزی است " . در مدارس نظامیه هر دانشجویی اتاقی خاص خود داشت و مقرری ماهیانه می‌گرفتند و خوراک و خوابگاه نیز بر عهده دانشگاه بود. خواجه‌نظام الملک نظامیه نیشابور را برای ابو المعالی جوینی ساخت کهجوینی به مدت 20 سال در آنجا به تدریس اشتغال داشت و شاگردانی همچون غزالی را تربیت نمود و از بزرگترین دانشگاه‌هایی که خواجه تأسیس کرد نظامیه بغداد بود که در آن زمان بیش از 6000 دانشجو داشت و در طول تاریخ اساتید برجسته‌ای همچون محمد غزالی، سعدی شیرازی، ابواسحاق شیرازی و غیره در آن به امر تدریس اشتغال داشتند . و علاوه بر ساختن دانشگاه ، خواجه خدمات فراوان دیگری همچون آب انبار، گرمابه، بازار، بیمارستانها را به جهانیان عرضه کرد و قرن پنجم را مبدل به شکوفاترین قرون فرهنگی اسلام ساخت. خصوصیات اخلاقی خواجه وی شخصیتی بسیار دلسوز و مهربان و نرم دل بود و به اجرای عدالت در میان مردم بسیار مشتاق بود ابن کثیر در البدایة و النهایة نقل می‌کند که زنی ضعیف و درمانده از خواجه یاری طلبید و خواجه نیز لب به سخن با او را گشود و در کنارش ایستاد تا به مشکلش رسیدگی کند و آن زن نیز مشکلات خود را به خواجه بازگو می‌کرد پاسبانان خواجه خواستند زن را از کنار خواجه دور نمایند اما خواجه خطاب به آنان فرمود: «شما برای خدمت به چنین انسانهای ضعیف و درمانده‌ای انتخاب شده‌اید وگر نه پادشاهان و امراء نیازی به خدمت شما ندارند.» مجلس خواجه نظام الملک مملو از علماء و دانشمندان و فقها بود تا جایی که بسیاری بر وی خرده می‌گرفتند که همنشینی با علما تو را از مسایل سیاسی باز داشته است اما خواجه می‌فرمود: «آنها زیبایی دنیا و آخرت می‌باشند و اگر آنها را بر سرم قرار دهم باز هم آنها بزرگتر از آنند.» وی انسانی بسیار متواضع و فروتن بود ابن الجوزی در المنتظم می‌گوید: هرگاه ابوالقاسم قشیری و امام الحرمین جوینی بر خواجه نظام الملک وارد می‌شدند در مقابل آنها بر می‌خواست و آنها را در کنار خود می‌نشاند و خود بر جایش می‌نشست و هنگامی که ابوعلی فارمزی بر او وارد می‌شد در مقابل وی برمی‌خواست و او را به جایگاه خود می‌نشاند و خود روبروی او زانو می‌زد امام الحرمین توسط پاسپان خواجه گلایه خود را از این موضوع به سمع وی رساند امام در جواب فرمود: «ابوالمعالی جوینی و ابوالقاسم قشیری و امثال آنها زمانی که بر من وارد می‌شوند بسیارمرا تمجید می‌کنند و مرا از منزلتی که در آن هستم بالاتر می‌برند و سخن آنان سبب ایجاد کبر در درون من‌ می‌شود هرگاه فارمزی به نزد من می‌آید عیوب و ظلمهای مرا یادآور می‌شود که سبب می‌شود اعمال خود را اصلاح نمایم» ابن أثیر در الکامل در مورد تواضع خواجه می‌گوید: ( شبی خواجه نظام الملک در کنار برادرش غذا میل می‌نمود و در سوی دیگر برادرش امیر خراسان و در کنار امیر خراسان مرد فقیری بود که دستش قطع شده بود. نظام الملک متوجه شد که امیر خراسان خود را از نزد فقیر کنار می‌کشید و از خوردن غذا به همراه او خودداری می‌کند لهذا امیر خراسان را بر جای خود نشاند و خود به کنار انسان فقیر بی‌دست رفت و همراه او به خوردن غذا مشغول شد.) خواجه نظام الملک دارای ویژگی‌های خوب زیادی بود. هر گاه صدای اذان را می‌شنید از هر کاری دست برمی‌داشت و بر اوقات نماز مواظبت می‌نمود و همواره روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه می‌گرفت و بسیار صدقه می‌بخشید و انسانی بردبار ، شکیبا و باوقار بود. امام ذهبی در سیر اعلام النبلاء می‌گوید: «خواجه نظام الملک از کسانی بود که خیر و تقوای فراوانی در آنها دیده می‌شد و گرایش خاص به انسانهای صالح داشت و از پند و اندرزهایشان متأثر می‌گشت و اگر کسی عیوب وی را برایش بازگو می‌کرد از آن شخص قدردانی می‌نمود و وی را گرامی می‌داشت و گریه می‌کرد و اشک از چشمانش سرازیر می‌شد و هیچگاه بدون وضوء در مجلس نمی‌نشست و گاهی نبود که وضو بگیرد مگر اینکه با آن وضو نماز سنت می‌خواند و هر گاه مؤذن از اذان گفتن غافل می‌گشت او را یادآور می‌شد». حس میهن پرستی و جایگاه خواجه نظام در نزد سلطان ملکشاه و مردم برای بعضی‌ها ناخوشایند بود و کسانی نبودند جز باطنیان که معتقد بودند مفاهیم دینی علاوه بر معانی ظاهری دارای معانی باطنی می‌باشد و هر کس که به معانی باطنی معتقد نباشد در غل و زنجیر شرع اسیر گشته است این گروه با مفاهیم شرع بازی می‌کردند و سبب ایجاد اضطراب فکری در میان مسلمین می‌شدند .باطنیان با حمله به شهرهای مختلف ایران جوی های فراوانی از خون روان ساختند در اصفهان هزارها نفر توسط باطنیان جان خود را از دست دادند که خواجه نظام الملک به مبارزه با باطنیان پرداخت و نقشه های شوم آنان را برملا ساخت و سلطان ملکشاه را در حمله بر علیه آنان یاری نمود خواجه فرمانده‌هان نظامی خود را شخصاً انتخاب کرده و روانه جنگ می‌نمود که از زمره‌ی فرمانده هان وی آق سنقر جد نورالدین محمود بود. باطنیان که از مبارزه با خواجه ناتوان شده بودند تصمیم گرفتند از طریق دیگری وی را از راه بردارند روز پنجشنبه موافق با دهم رمضان سال 485 هجری قمری خواجه به نزدیکی نهاوند رسیدند در آنجا سلطان و خواجه و همراهان جهت افطار اطراق نمودند و به محض اطراق فقهاء و علماء و دانشمندان گرداگرد وی حلقه زدند و نیازمندان برای رفع نیازهایشان به خدمت وی آمدند خواجه‌نظام الملک توسی در آنجا در جمع دانشمندان ارزش و اهمیت نهاوند را که صحابه در عهد حضرت عمر در این سرزمین جنگیده بودند را بیان می‌کرد و فرمود: خوشا به سعادت کسی که به آنها ملحق شود. زمانی که خواجه از افطار فارغ شد شخص باطنی در لباس صوفی خود را به خواجه نزدیک نمود و خود را محتاج و نیازمند معرفی کرد خواجه نظام الملک هم از روی مردم دوستی و دلسوزی‌اش باب سخن با وی را گشود که ناگهان دستان پلیدی از آستین باطنیان سر بر آورد و با خنجری قلب شیر مرد تاریخ ایران را درید اما پس از فرار پای قاتل با طناب خیمه‌ای گیر کرد و به زمین افتاد و او را دستگیر کردند اما خواجه فرمود قاتل مرا رها کنید زیرا من او را بخشیدم.ملکشاه پادشاه ایران پس از شنیدن خبر بر بالین خواجه حاضر گشت... اما خواجه در آخرین لحظات عمر بود و خیلی زود روح از تنش پرکشید. هنگامی که خبر وفات خواجه منتشر شد، حزن و اندوه سراسر ایران را فرا گرفت . غم و عزاداری مردم ماهها به طول انجامید .


behnam5555 01-28-2012 06:45 PM

از تشکیل جنین تا تولد نوزاد
 
از تشکیل جنین تا تولد نوزاد


به روایت قرآن کریم و تصاویر شگفت‌انگیز

به گزارش پارسینه، اولین یافته‌های جنین‌شناسی که درباره جنین مرغ می‌باشد در سال‌های ۴۶۰ - ۳۷۷ پیش از میلاد در کتاب‌های بقراط آمده است. جالینوس نیز در کتابی تحت عنوان «چگونگی شکل گیری جنین» درباره جفت و پرده‌های اطراف جنین توضیحاتی نوشته است اما با این حال به نظر می‌رسد که تا قرن ۱۵، هیچ اطلاعاتی در مورد چگونگی روند رشد و تکامل مرحله‌ای جنین مرغ را توضیح داده اما تا قرن هفتم بعد از میلاد هیچ توضیحی در مورد مراحل رشد و تکامل جنین انسان نوشته نشده است.

نخستین تصویر از جنین داخل رحم نیز توسط لئوناردو داوینچی کشیده شده است.


در سال ۱۶۷۳ لیوونهوک با استفاده از میکروسکوپ ساده تواتست در مورد مراحل اولیه رشد جنین مرغ توضیحات دقیق‌تری بدهد اما تا سال ۱۹۴۱ در مورد تکامل جنین انسان توضیحی داده نشد.


آیات زیر، بخش‌هایی از کلام خداوند در قرآن کریم پیرامون مراحل آفرینش و رشد جنین و تولد انسان است:



● لقاح یا عمل باوری


آنگاه حقیقت‌ نژاد بشر را از آب بی‌قدر (نقطه بی‌حس) مقرر گردانید (سجده ۸)


آیا انسان ندید او را از نطفه خلق کردیم.. (یس ۷۷)


خداست آنکه می‌نگارد صورت شما را در رحم مادران هرگونه اراده کند (آل عمران ۶ کهف ۳۷)


خدا شما (نوع بشر را) نخست از خاک بیافرید و سپس از نطفه خلق کرد (صبح ۵)


و بعد از آن شما را جفت قرار داد... (فاطر ۱۱)


او است خدائی که شما را از خاک بیافرید و سپس از قطره آب نطفه و آنگاه از خون بسته (غافر ۶۷).


ما او را از آب نطفه مختلط (بی‌حس و شعور) خلق کردیم و دارای قوای چشم و گوش (و مشاعر و عقل و هوش) گرداندیم (انسان ۲)


خدا او را از آب نطفه بی‌قدر به این صورت خلق کرد... (عبس ۱۹)


انسان مغرور از بدو خلقت خود بنگرد که از چه آفریده شده (انفطار ۸ و ۷)


از آب نطفه جهنده‌ای خلق شده که ازمیان صلب پدر و سینه مادر بیرون آمده (طارق ۵ تا ۷)


عمل لقاح یک سری اتفاقات پشت سر هم می‌باشد که با برخورد اسپرم و تخمک آغاز می‌شود. عمل لقاح معمولاً در یک سوم خارجی لوله‌های رحمی اتفاق می‌افتد. در مرحله بعد تخم لقاح یافته به شکل متوالی تقسیم می‌شود. جنسیت رویان به نوع اسپرمی دارد که تخمک را بارور می‌کند. (از نظر ژنتیکی اسپرم به دو دسته x و y تقسیم می‌شود).


پس آنگاه از او دو صنف نر و ماده پدید آورد (قیمت ۳۹)


این یکی از بزرگ‌ترین جملات علمی قرآن است.


و او خلق را برای انس با هم نر و ماده آفرید. از نطفه‌ای که از مردان به رحم زنان می‌ریزد (نجم ۴۶ ۴۵)


و خداست تنها مالک زمین و آسمان‌ها، هر چه بخواهد می‌آفریند و به هر که بخواهد فرزند اناث و به هر که بخواهد فرزند ذکور عطا می‌کند. یا در یک رحم دو فرزند پسر و دختر قرار می‌دهد و هر که را خواهد عقیم گرداند (شوری ۵۰ و ۴۹)



● لانه گزینی


آیا ما شما آدمیان را از آب نطفه بی‌قدر بدین زیبائی نیافریدیم؟ و آن نطفه را (از صلب پدر) به قرارگاه رحم منتقل ساختیم. تا مدتی معین و ما تقدیر مدت رحم (و تعیین سرنوشت او) کردیم و... (مرسلات ۲۰ تا ۲۳).


تقسیمات متوالی تخم لقاح یافته منجر به تشکیل یک مجموعه سلولی دایره‌ای شکل به نام «بلاستوسیت» می‌شود. که این مجموعه دایره‌ای شکل یا بلاستوسیت قطری حدود ۱/۰ میلی متر دارد. بلاستوسیت توسط مژک‌های موجود در لوله‌های رحمی به آهستگی به طرف جلو رانده شده و بعد از ۴ تا ۵ روز به درون رحم می‌رسند.


تقریباً دو روز بعد این مجموعه سلولی به دیواره رحم چسبیده و در آن‌ها لانه گزینی می‌کنند. مناسب‌ترین محل لانه گزینی در یک سوم فوقانی دیواره خلفی رحم می‌باشد.


ابن حجر در کتاب خود به این مطلب اشاره می‌کند که مایع منی (که حاوی اسپرم می‌باشد) قادر است به مدت ۶ روز قبل از لقاح یا تخمک در رحم زنده بماند.


همچنین او از قول ابن‌القائم (قرن ۱۳) نقل می‌کند: «بعد از ورود مایع منی به داخل رحم، این مایع به شکل دایره دایره درآمده و قادر است تا ۶ روز زنده بماند».


سپس ما نطفه را در محلی برای آرامش قرار دادیم (المؤمنون ۱۳)


کلمه «نطفه» که در این آیه آمده توسط مور (Mooreh یکی از دانشمندان مفسّر می‌باشد) به تخم یا «زایگوت» تعبیر شده است که البته صحت این تفسیر با توجه به سایر آیات که اشاره به آفرینش انسان از آب مختلط دارد، تقویت می‌شود.


آیا ما شما را از آب مختلط نیافریدیم (مرسلات ۲۰).


منظور از آب مختلط‌‌ همان ترکیب واحدی است که از لقاح اسپرم و تخمک به وجود می‌آید. تخم تقسیم شده و مجموعه سلولی دایره‌ای شکل یا بلاستوسیت تشکیل می‌شود و بلاستوسیت در دیواره رحم لانه گزینی می‌کند (محل استراحت).


«ما انسان را از خون بسته شده آفریدیم». (علق ۲)


مور می‌گوید بلاستوسیت در این مرحله شبیه به خون لخته شده می‌باشد که یا در دیواره رحم لانه گزینی می‌کند و یا به شکل خودبخودی سقط می‌شود.


● رویان سه لایه‌ای


«شما نوع بشر را از یک تن آفرید پس از آن جفت او قرار داد... و شما را در باطن رحم مادران در سه تاریکی (مشیمیه، رحم، بطن) با تحولات گوناگون بدین خلقت زیبا بیافرید»(زمر ۶).


همان‌طور که قبلاً ذکر کردیم تا سال ۱۹۴۱ مراحل تکامل جنین انسان توضیح داده نشده بود اما مفسران قرآن کریم وجود سه لایه که شامل دیواره قدامی شکم، دیوره رحم و کیسه چنین می‌باشد را توضیح داده‌اند.


«انبار» مشاهده جالبی انجام داده و ذکر می‌کند که هرکدام از این لایه‌ها تقویت شده و لایه‌های متوالی را می‌سازند. لایه خارجی در ساخت لایه عضلات خارجی شکم نقش دارد که به دنبال آن عضلات مایل داخلی و عضلات عرضی قرار دارد.


دیواره رحم نیز از سه لایه تشکیل شده که شامل غشاء بیرونی رحم (اپی متر)، لایه عضلانی میانی (میومتر) و لایه داخلی رحم (اندومتر) می‌باشد. پرده هائی که رویان را دربرمی گیرند شامل کیسه جنین (آمنیون)، مشیمه (کورئید) و لایه داخلی رحم در زمان حاملگی می‌باشد.


لایه داخلی رحم در زمان حاملگی دچار تغییراتی می‌شود و در تشکیل جفت نیز شرکت نمی‌کنند. این غشا در زمان زایمان از لایه زیرین خود جدا می‌شود و به همین علت به آن دسیدوا به معنی موقت و غیرهمیشگی می‌گویند. این لایه قسمتی از آن مواردی می‌باشد که در زمان قاعدگی یا زایمان از دیواره رحم جدا شده و دفع می‌گردد.


● دوران رویانی


آنگاه نطفه را علقه و علقه را گوشت پاره و باز آن گوشت را استخوان و سپس بر استخوان‌ها گوشت پوشاندیم و پس از آن خلقتی دیگر انشاء نمودیم؛ آفرین بر قدرت کامل بهترین آفریننده، (مؤمنون ۱۴).


کلمه علق در قرآن به دو معنا آمده است. یکی به معنای چیزی که به چیز دیگر چسبیده و بین آن‌ها پیوستگی ایجاد شود که ممکن است اشاره‌ای به روند چسبیدن مجموعه سلولی بلاستوسیت به دیواره رحم و ایجاد پیوستگی بین آن‌ها بعد از لانه گزینی باشد و چقدر زیبا این روند شگفت آور در ۱۴ قرن قبل در قرآن به آشکارا بیان شده است.


در جائی دیگر «علق» به معنای خون بسته شده یا زالو آمده است. رویان انسان به دیواره داخلی رحم چسبیده و از مواد غذائی موجود در خون مادر به عنوان منبع تغذیه برای رشد و تکامل استفاده می‌کند و این شبیه چسبیدن زالو به پوست و تغذیه از این طریق می‌باشد.


هر چند قرآن کریم به ذکر این مطلب پرداخته اما قبل از دسترسی به تجهیزات پیشرفته مانند میکروسکوپ، پزشکان قادر به اثبات آن نبودند.


سپس ما علقه را تبدیل به گوشت پاره (مضغه) کردیم... (مؤمنون ۱۴)


کلمه مضغه در زبان عربی به معنای جویده شده و پاره پاره شده می‌باشد.


در قرآن در جائی از رویان انسان با کلمه مضغه یاد می‌کند که علت آن این می‌باشد که در ۴ هفتگی از ابتدا تا انتهاء رویان انسان جوانه‌هایی دیده می‌شود که محل رویش آن‌ها شبیه به جای دندان می‌باشد. این جوانه‌ها پایه اصلی تشکیل اسکلت مرکزی بدن و عضلات می‌باشند.


آن گوشت پاره را به استخوان تبدیل کردیم و به استخوان‌ها گوشت پوشاندیم... (مؤمنون ۱۴)


در قرآن کریم شکل‌گیری استخوان‌ها هم در محور مرکزی و ستون فقرات و هم اندام‌ها زود‌تر از تشکیل عضلات بیان شده است که این به شکل شگفت‌آوری با روند تکاملی جنین‌شناسی مطابقت دارد.


ابتدا استخوان‌ها به شکل غضروفی تشکیل می‌شوند و سپس عضلات از لایه سلولی میانی در قسمت حاشیه‌ای (مزودرم سوماتیک) در اطراف آن تکامل می‌یابند.


.. ما نخست شما را از خاک آفریدیم، آنگاه از آب نطفه، آنگاه از خون بسته، آنگاه از پاره گوشت و تمام و ناتمام. تا در این تحولات و انتقالات قدرت خود را بر شما آشکار کنیم... (حج ۵)


این آیه به بافت‌های تمایزیافته و تمایزنیافته رویان اشاره دارد. در رویال بعضی بافت‌ها مانند بافت همبندی اطراف آن تمایز نیافته‌اند. در مرحله بعد و در روند تکاملی رویان، این بافت تمایزنیافته به عضله و رباط‌ها تمایزیافته و به استخوان متصل می‌شود. آیه ۱۴ سوره مؤمنون اینگونه ادامه می‌یابد که:


«پس از آن خلقتی دیگر انشاء نمودیم».


یکی از مباحث نظریه تکامل تدریجی به شباهت بین جنین انسان و حیوانات اشاره دارد و بر این مبنا نتیجه گیری می‌کند که انسان از تکامل حیوانات پست‌تر به وجود آمده است.


در حالی که در قرآن کریم، شکل گیری استخوان‌ها و عضلات که در پایان ۸ هفتگی می‌باشد را نشأت گرفته از آفرینش دیگری می‌داند. در این زمان رویان تمام مشخصات انسان را دارد و می‌توان تمام اران‌ها و قسمت‌های اصلی بدن او را تشخیص داد و در این مرحله او را «جنین» (Fetus) می‌نامند. شاید منظور از آفرینش دیگر این تبدیل باشد.


«پس از آن نطفه بی‌جان را نیکو بیاراست و از روح خود قسمتی در آن بدمید و شما را دارا چشم و گوش و قلب با حس و هوش گردانید.» (سجده ۹)


در این آیه اشاره شده که قوه و توانائی شنیدن، دیدن و احساس کردن به این ترتیب در نزد ما به امانت گذاشته شده است.


جنین‌شناسان معتقدند بهترین روند تکاملی حس‌های اختصاصی به این ترتیب است. مور می‌گوید تشکیل قسمت‌های اصلی گوش قبل از تشکیل قسمت‌های اصلی گوش قبل از تشکیل ساختمان چشم‌ها می‌باشد و مغز که محل درک احساسات شنیداری و دیداری می‌باشد. بعد از آن تشکیل می‌شود.


● پایان دوران حاملگی


آن خدائی که تو را از عدم به وجود آورد و به صورتی تمام و کامل بیاراست و به اعتدال برگزید و حال آنکه به هر صورتی که می‌خواست، می‌توانست خلق کند. (انفطار ۷ و ۸)


خداست آنکه زمین را آرامگاه شما قرار داد و آسمان را برافراشت و شما را به نیکو‌ترین صورت‌ها بیافرید (غافر ۶۴).


خداوند در این آیه‌ها بیان می‌کند که خواست اوست که جنین‌ها را تا پایان حاملگی در رحم حفظ می‌کند.


امروزه به خوبی می‌دانیم که تعداد زیادی از رویان‌ها به دلیل اختلالات ژنتیکی در‌‌ همان ماه‌های اول خودبه خود سقط شده و فقط ۳۰ درصد از تخم‌های لقاح یافته که تبیدل به جنین شده‌اند در پایان دوران حاملگی زنده به دنیا می‌آیند.


خداوند در سوره شوری در آیات ۴۹ ۵۰ می‌فرماید او است که جنین (دختر یا پسر بودن) و مشخصات ژنتیکی و ظاهری از قبیل (قد، رنگ پوست، شکل، اندازه، زیبائی یا زشتی) او را مشخص می‌کند.


«او است که این نعمت‌ها را به ما اعطاء کرده است».


هر چند خداوند روند تکامل جنین انسان را در قرآن بیان کرده، اما درک صحیح و کامل آن‌ها حتی تا ۵۰ سال قبل هم امکان نداشت. آنچه جنین‌شناسان امروزی می‌دانند مرهون پیشرفت تکنولوژی می‌باشند. افزایش دانش علمی و دسترسی به تجهیزات مدرن‌تر و پیشرفته‌تر، بشر را در درک سایر آیات قرآن کمک می‌کند.


(منبع: فصلنامه عطارنامه/ نویسنده: ابراهیم ب سید، پزشک، Ph. D استاد بالینی دانشکده پزشکی دانشگاه لوئیزویل/ ترجمه: طیبه طاهری پناه (عضو گروه تحقیقاتی طب سنتی ایران؛ مرکز پژوهش‌های علمی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی تهران)


به گزارش پارسینه، سایت WeAre گزارشی تصویری از مراحل لقاح و تشکیل و رشد جنین به همراه توضیحات فارسی آن ارائه کرده است:


لینارت نیلسون (Lennart Nilsson) دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین‌های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می‌بینیم.


http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../83004__01.jpg

اسپرم در لوله فالوپ (لوله شیپور رحمی)

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../708d8__03.jpg

یه قرار ملاقات... اما نه معمولی!

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../e6d29__05.jpg
دو اسپرم در تماس با تخمک

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../66344__09.jpg

روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبده است.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../44f54__10.jpg

مغز جنین شکل می گیرد.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../44f54__11.jpg

روز ۲۴ام. بعد از ۱۸ روز قلب شروع به شکل گیری می کند. می دانیم که جنین یک ماه هیچ استخوانی ندارد.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../ffdd2__14.jpg

هفته پنجم: تقریبا ۹ میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../ccd9a__16.jpg

هفته هشتم. جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../ccd9a__17.jpg

هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../ccd9a__18.jpg

هفته شانزدهم. جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../b4b00__19.jpg

شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../b4b00__20.jpg

هفته هجدهم. ابعاد تقریبا ۱۴ سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../80c2c__22.jpg

هفته بیستم. تقریبا ۲۰ سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../80c2c__25.jpg
6ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود

http://www.weare.ir/wp-content/uploa.../cbe86__26.jpg

هفته ۳۶ ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید.

م : پارسینه

behnam5555 01-28-2012 06:52 PM

ده نویسندهٔ بزرگ که نوبل نگرفتند
 

ده نویسندهٔ بزرگ که نوبل نگرفتند

" آثار تولستوی با معیارِ جایزه یعنی «معنویت والا و وارسته» مطابقت ندارد."



وبلاگ پاراگراف به نقل از روزنامهٔ سونسکا داگ بلادت نوشت:

ایمل زولا ( 1840 – 1902)

ایمل زولا نویسنده‌یِ ناتورالیست (طبیعی‌گرا) فرانسوی درسالِ1902 یعنی یک‌سال قبل از مرگش کاندیدِ اولین جایزه‌یِ ادبی نوبل شد. اما از آن‌جائی‌که به نظرِ کارل داوید آف وایرسن دبیرِدائم وقت کمیته‌ی نوبل، ادبیات باید " سمت و سوی معنوی و مطلوبی" داشته باشد، این جایزه به زولا تعلق نگرفت. ازجمله دلایل کمیته‌ی نوبل " ناتورالیسمِ بسیار بی‌روح و بی‌ملاحظه‌یِ زولا باعث می‌شود که به دشواری بتوان اورا مناسب این جایزه دانست." وبدین ترتیب جایزه به شاعر فرانسوی سُلی پرودهوم، نویسنده‌ای که آثارِ چندانی از خود به جای نگذاشته است و این شروع جالبی برای جایزه‌یِ ادبی نوبل نبود.


لئو تولستوی (1828- 1910)

جایزه نگرفتن تولستوی اغلب به عنوان یکی ازخطاهای بزرگ کمیته‌ی نوبل تلقی می‌شود. از همان سال 1902 نام تولستوی در لیست کاندیداها کنار 34 نام پشنهاد شده،قرار داشت. در گزارش رسمی کمیته‌‌یِ نوبل آمده است که نویسنده‌یِ«جنگ و صلح» " استادِ شرح حوادثِ حماسی است" اما انتقادِ تولستوی از دولت و کلیسا باعث شد که جایزه به او تعلق نگیرد. عدم صلاحیتِ تولستوی طبق نظرِ کمیته‌ی نوبل اینطورجمع‌بندی شده است: آثارتولستوی با معیارِ جایزه یعنی" معنویت والا و وارسته" مطابقت ندارد. بدین ترتیب تولستوی نیز قربانیِ برداشت و عقایدِ کنسرواتسیمِ وایرسن شد.


ویرجینیا وولف ( 1882 – 1941)


نام ویرجینیا وولف هرگز در لیستِ کاندیداهایِ جایزه‌یِ نوبل نبوده است. اغلب گفته می‌شود که به جایِ وَله پیرل بوک (1938) می‌بایستی ویرجینیا وولف برنده‌یِ جایزه‌یِ نوبل می‌شد. آیا این به خاطرِ زن بودنِ او بود؟ ما می‌دانیم زنان نویسنده‌ای که موفق به دریافت جایزه‌یِ نوبل شده‌اند انگشت‌شمارند. تا کنون تنها یازده نویسنده‌یِ زن موفق به دریافتِ جایزه‌یِ نوبل شده است. البته دلیل این امر تنها به آکادمی سوئد برنمی‌گردد، بلکه شمار زنانِ نویسنده‌ای که به عنوان کاندیدا پیشنهاد می‌شود، بسیاراندک است. نام شاعرِ روسی آنا آخماتوف (1889-1966) از جمله‌ نام‌هائی است که در حاشیه مطرح شده است.


جمیز جویس ( 1882-1941)

نویسنده‌یِ ایرلندی خالق اودیسیوس هم جایزه‌یِ نوبل نگرفت. و این یکی دیگر از خطاهایِ کمیته‌ی نوبل است. طبقِ نظرِ شل اِسمارک در دهه‌یِ سی، وقتی کمیته‌ی نوبل از کسانی مثلِ پیرل بوک قدردارنی می‌کرد و به طور جدی مارگریت میشل نویسنده‌یِ کتاب پرفروشِ « دور با باد" را به بحث می‌گذاشت، جائی برای نوبل گرفتن جیمز جویس وجود نداشت. اما در دهه‌یِ چهل وقتی آکادمی سوئد متوجه نویسنده‌گانِ « پیشگام» شد، می‌توانست جمیز جویس یکی از برنده‌گانِ این جایزه باشد.


خورخه لوئیس بورخس (1899 – 1986)

نویسنده‌یِ آرژانتینی که همواره آثار اندکِ او مورد بحث قرار گرفته است. گفته‌ می‌شود آرتور لوندکویست به بورخس به خاطر تمجید از دیکتاتور شیلایی آگوستو پینوشه رأی منفی داد. لوندکویست هم‌چنین گفته است که بورخس بی دلیل اینگونه بر سرِ زبان‌ها افتاده است. به هرحال، اکنون دیگر دیر است، زیرا که از سال 1974 تصویب شد که جایزه‌یِ نوبل فقط به نویسنده‌گان در قیدِ حیات تعلق بگیرد.


هنریک ایسبن (1828- 1906)

وایرسن " سمبولیسمِ ایسبن را دوست نداشت." و بدین ترتیب و با همان دلایلی که نامِ زولا و تولستوی از لیست برنده‌گان جایزه‌یِ نوبل حذف شد، نام این درام نویسِ نروژی نیز خط خورد. سالِ 1903 یعنی سالی که نامِ ایبسن در لیستِ کاندیداها بود، جایزه‌یِ نوبل به بیورن شرنه بیورن‌سونِ نروژی که به نظرِ اعضایِ آکادمی سوئد شعرش " ناب و در خدمتِ اندیشه است" تعلق گرفت.


گرام گرین ( 1904 – 1991)


گرام گرین نویسنده‌یِ پرکارِ بریتانیائی از دیرباز به " کاندیدای همیشگیِ نوبل" ملقب شده است. گویا آرتور لیندکویست مانعِ راه اوبود. لیندکویست در مصاحبه‌ای در سال 1980اظهار کرده است که آثارِ خوبِ گرام گرین متعلق به گذشته‌هایِ خیلی دوراست.


فرانس کافکا ( 1883 -1924)


گناهِ جایزه نگرفتن فرانس کافکا - نویسنده‌یِ چک - به گردنِ آکادمی سوئد نیست، زیرا که اغلب آثار کافکا پس از مرگش منتشر شده است.


مارسل پراست (1871 – 1922)

طرفداران پراست نیز نمی توانند آکادمی سوئد را زیر سؤال ببرند. شاهکار پراست به طورِ کامل، موقعی منتشر شد که این نویسنده‌یِ فرانسوی در قید حیات نبود.


آگوست استریند برگ ( 1849 – 1912)

بزرگترین نویسنده سوئدی نیز از آکادمی سوئد جایزه‌ای دریافت نکرد. آگوست استریند برگ به عنوان یک نویسنده‌ای جنجالی شناخته شد. سال 1909 با اهدایِ جایزه‌یِ نوبل به سِلما لاگرلُف روشن شد که این جایزه هرگزبه آگوست استریند برگ تعلق نخواهد گرفت. آن‌گاه بود که به همتِ جمعی طرفدار جایزه‌یِ "آنتی نوبل یا ضد جایزه‌یِ نوبل" به راه انداخته شد و در آخرین روزِ تولدِ استریند برگ این جایزه به این نویسنده‌ی بزرگ اهدا شد.



جمعی دیگر از نویسنده‌گان که جایزه‌یِ نوبل نگرفتند:


جرج براندس – هنری جیمس – آنتون چِکُو- ژزف کون‌‌راد- مارگاریت یورکنار – رنه چار- ولادیمیر ناباکوف – برتول برشت- پل کِلان- آسترید لیندگرن – مارنیا توف‌تاجوا .
پنجاه سال گفت‌و گوهایِ اعضایِ آکادمی نوبل جزء اسناد محرمانه بوده است.
این مقاله روز هشتم اکتبر دوهزارو هشت میلادی در روزنامه‌یِ سونسکاداگ بلادت، بخشِ فرهنگی صفحه‌یِ 6 به چاپ رسیده است.

اسامی:

Lena Kalmteg- Èmile Zola – Sully Prudhomme - Leo Tolstoj – Virginia Woolf – Vale Pearl Buck - Carl David Wirsén – Anna Achmatove - Artur Lundkvist – Augusto Pinochet – James Joyce – Odysseus - Kjell Espmark - Jorge Luis Borges – Henrik Ibsen – Graham Greene – Frans Kafka – Marcel Proust- August Strindberg – Georg Brandes – Henry James – Anton Tjechov – Joseph Conrad- Marguerite Yourcenar – Rene Char – Vladimir Nabakov- Bertolt Brecht – Paul Celan – Astrid Lindgren – Marina Tsvetajeva




behnam5555 01-29-2012 08:49 AM

اون قدیم قدیما....
 


کوتاه، عمیق و خوندنی

در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند

.
.
.
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم

.
.
.
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید

.
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود

.
.
.
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...

.
.
.
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...

.
.
.
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...

.
.
.
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم

.
.
.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...

.
.
.
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

.
.
.
زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

.
.
.
برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

.
.
.
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

.
.
.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

.
.
.
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...

.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

.
.
.
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

.
.
.
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

.
.
.
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟

.
.
.
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ...

.
.
.
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

.
.
.
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

.
.
.
نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

.
.
.
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...


behnam5555 01-30-2012 05:29 PM

تصاویر دیدنی و زیبا از شهر شانگهای چین
 


تصاویر دیدنی و زیبا از شهر شانگهای چین


behnam5555 01-30-2012 05:40 PM

توصیه هایی بی نظیر برای سلامتی و طول عمر
 



عمر طولاني توام با سلامت آرزوي كهن آدمي ا‌ست

توصیه هایی بی نظیر برای سلامتی و طول عمر


پروفسور منوچهر جعفريان، متخصص و پژوهشگر برجسته علوم تغذيه بعد از 45 سال دوري، به وطن بازگشته و حاصل يافته‌هاي علمي و آزمايشگاهي اين محقق كه نتيجه 25 سال تلاش مستمر اوست با خود آورده.

يافته‌هايي كه در ظاهر آنقدر ساده‌‌اند كه عمل كردن به آنها شوخي به نظر مي‌رسد.

او مي‌گويد تغذيه صحيح عامل اصلي سلامت و عادت غذايي غلط كه در ميان ايرانيان تبديل به يك فرهنگ شده علت اصلي بيماري‌هاست.

طبق گفته او ايرانيان خوب تغذيه مي‌كنند اما غلط و با اصلاح الگوي تغذيه‌اي خود به‌راحتي مي‌توانيم 120 سال عمر كنيم و علاوه بر نوه‌ها و نتيجه‌ها، نديده‌هايمان را هم ببينيم.


دنيا رژيم‌هاي لاغري را مردود مي‌داند


پروفسور جعفريان مي‌گويد: *غذاها ربطي به چاقي يا لاغري ندارد
تئوري*كم بخور لاغر شوي╗ هنوز در ايران رايج است اما اين تئوري در دنيا رد شده.

سوءتغذيه انسان را چاق مي‌كند.

در اثر سوءتغذيه‌اي كه ما در ايران داريم، هورمون‌هايي در بدن ترشح مي‌شود و اين هورمون‌ها باعث چاقي يا لاغري مي‌شوند.
ما بايد بدانيم نياز بدن چيست بعد غذاي مورد نياز آن را تهيه كنيم.

خداوند نعمت‌هاي لازم براي تامين غذاي مورد نيازمان را در اختيار ما قرار داده و عمر طولاني براي ما تا 120 سال است.
فقط غذاهاي مناسب با بدن ما را به اين عمر مي‌رساند.

او تاكيد مي‌كند: **كم بخور لاغر شوي╗ و كالري‌شماري براي زمان قديم بود نه امروز.

امروزه آن رژيم‌هاي غذايي كه ديگر در اروپا و در دنيا هم رد شده سبب كوتاهي عمر، ريزش مو و سلب سلامتي مي‌شود؛ زيرا بدن افراد در اثر اين رژيم‌ها چربي‌هاي باوفا را از دست مي‌دهندو اين چربي‌ها دو ماه بعد با عنوان *يو‌يو افكت╗ برمي‌گردند.

سوال اصلي اين است كه چطور چربي‌هايي كه خالي مي‌شوند و بدن را ترك مي‌كنند دوباره برمي‌گردند و فرد را چاق مي‌كنند؟╗

او با ادبيات ساده و مثال‌هايي روان با تشريح چرايي چاقي افراد بعد از تخليه چربي مي‌گويد: *چربي‌ها در سلول‌هاي آ. دي. فسفته جمع مي‌شوند زماني كه اين سلول‌ها از چربي‌ تخليه مي‌شوند بدن شروع مي‌كند به تكثير اين سلول‌ها و يك ميليون سلول تبديل به 10 ميليون مي‌شود؛
اين انبارهاي جديد صبر مي‌كنند تا غذاي جديد وارد بدن شود.
با ورود غذا سلول‌ها چند برابر شده، غذا را دريافت كرده و فرد را از اول هم بيشتر چاق مي‌كنند.

براي سلامتي‌تان بخنديد؛ ببخشيد؛


فراموش كنيد دكتر جعفريان مي‌گويد: *خنديدن، بخشيدن، فراموش كردن
سه عامل مهم براي سلامت روح و روان است.

سلامتي براي ما همه چيز نيست اما بدون آن همه چيز براي ما هيچ است.


سلامتي بزرگ‌ترين نعمتي است كه خداوند متعال به ما عنايت كرده اما چون آن را به صورت رايگان در اختيار ما قرار داده و ما براي چيز رايگان ارزش قايل نمي‌شويم قدر سلامتي را هم نمي‌دانيم.

اگر ميلياردها پول پرداخت مي‌كرديم امكان نداشت اجازه بدهيم اين بدن مريض شود
اما براي حفظ آن نمي‌كوشيم.

ما بايد به‌طور قطع به عمر 120سال برسيم و تنها راه آن حفاظت از سلامت بدن است.╗

خوب غذا مي‌خوريم اما غلط


اين پژوهشگر تغذيه كه مبدع طرح *دهكده سلامتي╗ است، مي‌گويد:
*در ايران نياز بدن را نمي‌دانيم فقط شكم را پر مي‌كنيم.
اگر بدانيد بدن‌تان به چه منابع تغذيه‌اي نياز دارد و آن را براي سلول‌هاي بدن تهيه كنيد، تمام سلول‌ها از شما ممنون مي‌شوند. خوب غذا مي‌خوريم اما غلط.

بايد بيشتر از ميوه‌جات و سبزيجات استفاده كنيم و از گوشت فاصله بگيريم.

گوشت در تغذيه جهاني روز به روز بيشتر محكوم مي‌شود.


تمام دنيا به گياه‌خواري برگشته است.
در كشورهاي ژاپن، سوييس و آمريكا رويكرد غذايي به سمت گياه‌خواري پيش مي‌رود.
ما دو نوع تغذيه داريم: تغذيه جسم، تغذيه روح.

تغذيه جسم نياز به همان پنج ماده غذايي شامل پروتئين‌ها، كربوهيدرات‌ها، چربي‌ها، ويتامين‌ها و املاح است.

تغذيه روح هم وابسته به پنج فاكتور است كه شامل هدف‌دار بودن، اعتماد داشتن به ديگر انسان‌ها، اعتقاد، عشق و اراده است.

جالب است بدانيد طبق يافته‌هاي معتبر پروفسور، فقدان هريك از اين پنج عامل روحي جذب غذا را در جسم دچار مخاطره كرده و موجب سوءتغذيه و بيماري مي‌شود.

اينجاست كه ارتباط تنگاتنگ تغذيه روح و جسم با هم ثابت مي‌شود.

مرغ‌هاي خوشبخت سبوس مي‌خورند

دكتر جعفريان به‌سبك غلط طبخ در ايران اشاره كرده و مي‌گويد:
*اين طبخ غلط باعث شده سبوس و پوسته ارزشمند گندم يا برنج در ايران دور ريخته شود.
با دور ريختن پوسته گندم و برنج با دست خود اين پل را خراب مي‌كنيم.
اگر آب برنج آبكشي‌شده را به آزمايشگاه بفرستيد، مي‌بينيد كه سرشار از ويتامين ب1 است.
تمام املاح و نياز بدن در پوست گندم است كه اين پوست جداسازي شده
و در اختيار مرغ‌هاي خوشبخت قرار داده مي‌شود.
آرد سفيد زندگي را كوتاه مي‌كند.
ما در فرآيند آزمايشي در آزمايشگاه دو دسته موش را انتخاب كرديم.
به يك دسته آرد سفيد داديم. همه موش‌ها بعد از دو هفته مردند.
اما به موش‌هاي دسته دوم در سالن ديگر گندم با سبوس داده شد بعد از دو هفته مشاهده كرديم همه مي‌جهيدند.
اينجا ثابت مي‌شود كه آرد سفيد كشنده است.
در كشور سوييس سبوس‌ گندم يا برنج در بسته‌هاي كوچك به قيمت يك فرانك فروخته مي‌شود.

در ايران مشاهده كردم كه سبوس‌ها در كيسه‌هاي بزرگ مقابل نانوايي قرار دارد.
با خود گفتم چه نانواي ثروتمندي... از او پرسيدم چند گرمي از اين سبوس‌ها به من مي‌دهيد گفت: همه را برداريد.



گفتم چه خوب من ديگر نمي‌روم سوييس.
نانوا گفت: اين كيسه را اينجا گذاشتيم كه در زمستان از آن استفاده كنيم.
زمستان خانم‌ها به خاطر لغزندگي زمين مي‌خورند.
ما اين سبوس‌ها را كف زمين مي‌پاشيم تا مردم زمين نخورند...

╗سبوس بدن‌مان را چربي‌زدايي مي‌كند او تاكيد مي‌كند: *اگر مردم بدانند سبوس در زندگي روزمره چه خاصيتي دارد هرگز اين برخورد را با اين ماده حياتي نخواهند داشت.

سبوس چربي‌هاي اضافي را همراه صفرا مي‌گيرد
و از سيستم گوارش جدا مي‌كند.
صفرا را به جاي اول خود بازمي‌گرداند و چربي را دفع مي‌كند.

سبوس بخوريد و بعد از سه هفته به آزمايشگاه برويد.
خواهيد ديد كه كلسترول شما چقدر پايين آمده است.
سبوس را از نانوايي‌ها تهيه كنيد و هر صبح در يك ليوان شير حل كرده مصرف كنيد.

بهترين سبوس در پوست سيب است كه سرشار از پكتين است
و اجازه نمي‌دهد علاوه بر چربي املاح خطرناك مثل سرب و جيوه در بدن باقي بماند.

*سه عاملي كه عمر را كوتاه مي‌كند:


چاقي،
بي‌خوابي
و نااميدي


او در پايان تاكيد مي‌كند: *اگر مي‌خواهيد 120 سال عمر كنيد و سالم بمانيد،
شب‌ها غذاي پختني نخوريد.

پنج عضو بدن هرگز نمي‌خوابند: مغز، قلب، ريه، كبد، كليه‌ها.

يك ماه از سال روزها روزه مي‌گيريد.
يازده ماه از سال را هم شب‌ها روزه بگيريد
و تاثير آن را در سلامتي ببينيد.
سعي كنيد ساعت شش عصر به بعد چيزي نخوريد.
عصرانه بخوريد.
وعده غذايي سنگين براي شام باعث مي‌شود قلب با فشار بيشتري خون را پمپاژ كند
و اعضايي كه در طول شب بايد استراحت كنند مجبور به كار باشند.

بياييد مثل ساير كشورهاي دنيا عصرانه بخوريم
و از مصرف غذاهاي پختني براي شام اجتناب كنيم

و با مصرف يك وعده غذايي سبك سلامت بدن‌مان را حفظ كنيم.╗

هارموني با طبيعت
بهترين راه خودبهبودي
در اين همايش اعظم برزويي، مدير موسسه حاميان وجود، هم در باب ارتباط سلامت با طبيعت‌گرايي و هارموني با طبيعت سخناني ايراد كرد.

او مي‌گويد: *انسان از بدو پيدايش توانايي داشته خود را ترميم كند.
اين توانايي هنوز در او هست
اما به خواب رفته و تمرين‌هاي مداوم مي‌تواند آن را بيدار كند
و خودبهبودي را به وجود آورد.
به همين دليل است كه يوگي‌ها، كساني كه طبيعت‌كار هستند،
كساني كه مديتيشن كرده و زياد تمركز مي‌كنند، كمتر از سن خود نشان مي‌دهند؛

زيرا اين افراد مي‌توانند انرژي حيات‌بخش طبيعت را به سمت خود دعوت كنند.╗

او مي‌گويد: *يكي از بدبختي‌هايي كه بشر بر سر خود آورده تكنولوژي است.

اما با توجه به پيشرفت‌هاي تكنولوژيك نمي‌توانيم بگوييم در قرن 21 از هواپيما يا موبايل استفاده نمي‌كنيم؛

اينها جزيي از برنامه‌هاي زندگي شده بايد در راستاي اين پيشرفت راه‌هاي مقابله با ضررهاي تكنولوژي را بياموزيم كه هماهنگي خود با طبيعت را از دست ندهيم.╗

او با تاكيد بر نقش انرژي بر فرآيند دست‌يابي به اين هارموني مي‌گويد:

*امروز هيچ چيز را به‌عنوان موجود غيرزنده نمي‌شناسيم.

تمام چيزهايي كه در هستي هستند شعور دارند.
بنابراين از هم تاثير مي‌گيرند و بر هم تاثير مي‌گذارند اما چيزهايي كه مصرف مي‌كنيم
از نقطه قدرت اوليه و اثربخشي اوليه خود خارج شدند.

ما مي‌توانيم دوباره اينها را به سمت عقب برگردانيم و به مكاني برسانيم كه در آنجا بيشترين حالت انرژي و تاثيرپذيري را بر سلامت دارند و كمك مي‌كنند با طبيعت هماهنگي بيشتري پيدا كنيم.╗

*روي╗ و سلامتي دكتر مرتضي قرباني‌راد، پژوهشگر تغذيه و دندان‌پزشك، در اين همايش تاثير عنصر *روي╗ و كمبود آن بر سلامت را تشريح كرد:

*روي در بسياري از فعل و انفعال‌هاي شيميايي بدن شركت داشته
و براي حفظ سلامتي و طول عمرِ بي‌امراض ضروري است.

آنتي‌اكسيداني است كه در واكنش‌هاي اكسيداتيو استرس نقش دارد
و در افزايش سطح ايمني و كاركرد صحيح آن نقش بسيار مهمي ايفا مي‌كند.

در ساختمان بسياري از آنزيم‌هاي بدن نقش دارد
و فلزهاي سمي وارده به بدن را جذب و خنثي مي‌كند.

در كلانشهرهايي مثل تهران كه هوا بسيار آلوده است و مرتب سرب، كادميوم و ساير فلزهاي سنگين وارد بدن مي‌شود،
وجود كافي زينك مانع از تاثيرهاي سمي و مخرب آنها مي‌شود.╗

اين محقق تاكيد كرد: *فقر روي، عامل بسياري از بيماري‌هاست.
مهم‌ترين عارضه‌هاي ناشي از فقر روي شامل كم‌كاري تخمدان در بانوان،
و درنهايت ناباروري،
تشكيل لكه‌هاي سفيد روي ناخن و تغيير شكل آنها،
به تعويق افتادن درمان جوش‌هاي غرور جواني
و زخم‌هاي پوستي،
كاهش قدرت سيستم ايمني بدن،
كم بودن رشد كودكان،
اختلال رشد در اندام‌هاي جنسي زن و مرد،
تاثير منفي بر رشد سيستم عصبي به‌ويژه در كودكان و نوزادان،
بروز اختلال‌هاي رفتاري مثل افسردگي، اسكيزوفرني و پرخاشگري، پوكي استخوان، بيماري‌هاي تيروييدي و بي‌اشتهايي است.
در ضمن غذاهاي دريايي مثل ماهي، ميگو، صدف و نان‌هاي سبوس‌دار، تخم كدو و جوانه گندم منابع غني روی هستند.


behnam5555 01-30-2012 06:15 PM

چگونه ظرف 5 دقیقه درمورد آدمها قضاوت کنیم؟
 


چگونه ظرف 5 دقیقه درمورد آدمها قضاوت کنیم؟


اینکه 5 دقیقه به حرفهای کسی گوش دهید برای اینکه تصویر کلی از دیدگاه او به دنیا، امیدها و ترس‌ها و دغدغه‌های روزانه‌شان پیدا کنید، کافی است.

اما چطور می‌توانید با 5 دقیقه حرف زدن با کسی چنین برداشتی داشته باشید؟ بااینکه این موضوع بسیار پیچیده است اما می‌توانیم نکاتی را برایتان مطرح کنیم که به شما در این مسیر کمک کند.

مردم معمولاً بخش خیلی زیادی از خودشان را با کسانی که به تازگی آشنا شده‌اند، درمیان نمی‌گذارند. به همین دلیل باید جواب سوالات خود را از لابلای حرف های آنها برداشت کنید. سوالاتی که ممکن است اگر مستقیماً بپرسید تمایلی به پاسخ دادن به آن نداشته باشند اما بدون اینکه بدانند اشاراتی در حرف‌هایشان به آن می‌کنند. تازمانیکه ندانند چه می‌کنید، می‌توانید بدون اینکه زنگ هشدار "غریبه" را در ذهن آنها به صدا درآورید، کاری کنید که چیزهایی که می‌خواهید را به زبان آورند.

اولین سوالی که باید در ذهنتان ایجاد شود این است:

"اولین و غالب‌ترین حس یا وضعیت احساسی در وجود این فرد چیست؟"

با استفاده از احساسات افراد می‌توانید چیزهای زیادی از آنها بفهمید چون احساسات آنها اسرار روابطشان با دنیای اطراف را افشا میکنند و وضعیت حسی و احساسی که در زمان تجربه دنیا در آن هستند بر اعتقادات و نظراتشان اثر می‌گذارد. احساس یکی از ساده‌ترین چیزهایی است که می‌توانید در افراد تشخیص دهید زیرا نیاز به یاد گرفتن ندارد—همه ما یک ظرفیت ذاتی برای تشخیص خودکار وضعیت حسی اطرافیانمان را داریم.

احساسات از ناکجاآباد نمی‌آیند، آنها واکنش‌هایی به اتفاقات پیرامون ما هستند. وقتی با یک نفر هستید، شما دو نفر در خلاء نیستید—یک محیط پیرامون دارید و می‌توانید آن را ببینید. حالا درمورد دو مورد از سه متغیر این معادله چیزهایی می‌دانید—می‌دانید که محیط چه شکلی است و می‌دانید که فرد موردنظرتان چه حسی دارد و از اینها می‌توانید درمورد آنچه در فکر او می‌گذرد استنباط کنید.

اگر برای هر دوی شما محیطی طبیعی باشد و وضعیت حسی خودتان وضعیت عادی باشد، احتمال اینکه فرد مقابلتان نیز در چنین وضعیت حسی باشد زیاد است و این وضعیت حسی چیزهای زیادی درمورد نوع شخصیت او به شما می‌گوید. اگر محیط یا موقعیت غیرعادی و غیرطبیعی باشد، باید به این فکر کنید که چنین موقعیت و محیطی چه تاثیر حسی ممکن است بر جا بگذارد و مطابق با آن از وضعیت حسی فردمقابل برآورد داشته باشید. بعنوان مثال، اگر شب در یک کوچه تاریک باشید، مطمئناً آن فرد ترسیده‌تر و هوشیارتر از حالت عادی خود خواهد بود و در یک مهمانی یا کلوپ مطمئناً پرانرژی‌تر از حالت عادی است. باید ببینید فرد موردنظرتان در آن موقعیت چه حسی دارد و بعد سعی کنید آن تاثیر موقعیتی و محیطی را از وضعیت حسی عادی آنها تفریق کنید.

وضعیت حسی عادی افراد نشان خوبی از درک آنها از جهان و دنیای اطراف است. رفتار آنها در آن وضعیت حسی نشان از نقش خودشان در آن جهان و نگاهشان به خودشان است.

در زیر به چند مثال اشاره می‌کنیم:

افراد عصبانی معمولاً تصور می‌کنند دنیا ناعادلانه است و همه آدمها می‌خواهند به آنها صدمه بزنند. دوست خودشان را زیر یک ابر صاعقه‌دار شخصی از دیگران جدا کنند و آنجا به تنهایی از همه‌کس و همه‌چیز متنفر باشند یا با آدمهای عصبانی دیگر پیوند میخورند تا بتوانند بقیه را بخاطر احساسات بد خودشان متهم کنند. تشخیص این افراد معمولاً بسیار ساده است.

افراد ترسو به شکل‌های مختلف وجود دارند و معمولاً متداول‌ترین نوع انسانها هستند. افرادیکه خشن و با طرزفکر "هجوم بهترین نوع دفاع است" رفتار می‌کنند، جزء متداولترین‌ نوع شخصیت هستند. افراد خجالتی که ترجیح می‌دهند به جای اینکه شهامت به خرج دهند، از ترس خود فرار کنند، قابل‌تحمل‌تر هستند اما باز هم برای همراه بودن عالی نیستند. افراد ترسویی که سعی می‌کنند با رفتاری دوستانه و خودداری از اذیت کردن یا ناراحت کردن دیگران به ترسشان واکنش ‌دهند، دوست‌داشتنی‌ترین افراد هستند.

افراد شاد آنقدر نادر هستند که نیازی به دانستن درمورد آنها نیست. باشه...شوخی کردیم...اما نه خیلی. افراد شاد و خوشبخت واقعی چندان گونه متداولی نیستند. بودن با این افراد بسیار خوب است. کسانیکه شاد به نظر می‌رسند معمولاً:

اعتقاد دارند، "هیچ اهمیتی برایم ندارد." از ترسیدن خسته‌اند و تصمیم گرفته‌اند همانطوری باشند که هستند. آنها که فقط درمورد دغدغه‌های لحظه‌ای نگران می‌شوند، به برنامه‌های آینده یا نقشه‌های درازمدت فکر نمی‌کنند. برای آنها فقط رضایت از زمان حال مهم است و بس.

دومین سوالی که باید پاسخ دهید این است که:

"چطور وضعیت حسی عادی این فرد به این شکل درآمده است؟"

حال کنونی آن فرد از گذشته و اتفاقاتی که در گذشته برایشان افتاده ساخته شده است. این رویدادها و موقعیت‌های مهم زندگی آنها بوده که باعث شده کسی شوند که الان هستند. باتوجه به اطلاعات هرچند کوچکی که ممکن است در مکالمه‌شان به آن اشاره کنند، می‌توانید پی به داستان زندگی آنها ببرید. آدمها معمولاً کمتر درمورد گذشته‌شان با کسی حرف می زنند اما افکارشان درمورد آینده را به راحتی در میان می‌گذارند و این برای حدس زدن درمورد گذشته‌شان برای شما کافی است. آدمها معمولاً از چیزی فرار می‌کنند، پس آنچه که می‌خواهند معمولاً متضاد آن چیزی است که قبلاً داشته‌اند.

وقتی پی به وضعیت حسی عادی آن فرد و نوع تجربیاتی که در گذشته داشته‌اند بردید، می‌توانید افکار و ایده‌های آنها را با یک تحریک ساده بسازید:

یک موضوع انتخاب کنید، مثلاً موضوع X. نوع افکاری که درمورد آن موضوع داشته‌اید را به یاد آورید. اتفاقات و موقعیت‌هایی که باعث شد چنین افکاری داشته باشید را هم به خاطر آورید. بعد، خود را جای فردمقابل قرار دهید، در یک مفهوم عینی. خودتان را با بدن، موقعیت، و همه چیز او تجسم کنید. بعد از نظر حسی خودتان را جای او بگذارید—خودتان را در وضعیت حسی عادی او قرار دهید و تصور کنید که همیشه چنین حسی داشته‌اید، مگراینکه در یک وضعیت خیلی خاص باشید. بعد تصور کنید که تجربیاتی شبیه به آن فرد داشته‌اید—چه از نظر جسمی و چه فکری و احساسی. اگر موقعیتی شبیه به آن که قبلاً در زندگی خودتان داشته‌اید را به خاطر آورید کمک زیادی می‌کند.

اینکار باعث می‌شود آن فرد را طوری متفاوت با آنچه همیشه می‌دیده‌اید ببینید و این احتمال وجود دارد که چیزی که می‌بینید تقریباً شبیه به چیزی باشد که او می‌بیند. در مکالمه‌تان با او کافی است یک اشاره عادی داشته باشید و خواهید دید که مشتاقانه دوست دارند با آن موافقت کنند و آن را تجربه‌ای مشترک بدانند. اگر این اتفاق نیفتاد، احتمالاً باید محرکتان را تغییر دهید.

چیزی که با این کار می‌توانید کشف کنید این است که آدمها خیلی کمتر از آن چیزی که تصور می‌کنند، حریم شخصی دارند. آدمها متفاوتند اما تقریباً به هم شبیه اند. حتی وقتی دو نفر با هم تفاوت دارند، هر کدام تا حد زیادی به دیگری شبیه هستند.


behnam5555 01-31-2012 02:19 PM

مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 31 ژانويه
 
مهمترين رويدادهاي ايران و جهان در طول تاريخ در اين روز 31 ژانويه


ايران سالروز شکست مغولها در پروان (غزنه) ـ معمای شکست هر نیروی خارجی که به ایران خاوری (افغانستان امروز) تعرض کرده است 31 ژانویه1221 [سال 599 هجری خورشیدی = 618 هجری قمری] نبرد دو روزه پروان میان یک سپاه مغول به فرماندهی قوتوقو ـ امیرزاده مغول ـ و سپاهیان جلال الدین خوارزمشاه با شکست مغولان پایان یافت. [پروان ناحیه ای است در ایالت غزنه، جنوب کابل و شرق بامیان ـ با ایالت پروان افغانستان امروز اشتباه نشود]. این نخستین شکست سپاهیان مغول از آغاز لشکرکشی چنگیزخان به ایرانزمین بود. در این نبرد 45 هزار مغول با 60 هزار نیروی سلطان جلال الدین جنگیده بودند. سلطان جلال الدین پس از افتادن نیشابور به دست مغولان در سال 1220 میلادی، به شرق خراسان بزرگتر (افغانستان شمالی امروز) رفته بود و در تخارستان [واقع در شمال کابل] یک واحد نظامی مغول را فراری داده و از آنجا رهسپار غزنه شده بود. در پی عزیمت جلال الدین به تخارستان، مغولان به ریاست تولی خان پسر چنگیز نیشابور را ویران و همه ساکنان آن را قتل عام کرده بودند؛ زیراکه نیشابوری ها ـ بمانند سایر خراسانیان ـ درپی آگاه شدن از چند پیروزی نظامی جلال الدین، برضد مغولان بپاخاسته بودند. شمار کشته شدگان نیشابور و مناطق اطراف آن را بیش از یک میلیون و هفتصد هزار تن برآورد کرده اند.
619 سال بعد (دوم نوامبر 1840) در ناحیه پروان غزنه میان پشتونها ها به ریاست دوستمحمدخان و یک سپاه انگلیسی نبردی روی داد که مقدمه نخستین دور جنگ های معروف جنگهای افغان و انگلستان بشمار رفته است. در دنباله همین جنگ، پشتونها 14 ماه بعد (ژانویه 1842) در نزدیکی جلال آباد نیروهای در حال عقب نشینی انگلیسی را به دام انداختند و قتل عام کردند و غیر نظامیان هندی همراه آنان را اسیر و به بردگی کشاندند. نیروهای روسیه نیز در دهه 1980 بیشترین تلفات را در کوههای لغمان (شمال شرقی ایالت غزنه) متحمل شده بودند. از زمان اسکندر مقدونی تاکنون هر نیروی خارجی که به پرشیای خاوری (افغانستان امروز) تعرض کرده شکست خورده و تلفات سنگین داده است. مردم غزنه را «غزنوی» گویند که دودمانی به همین نام در تاریخ وجود دارد. محمد تره کی روزنامه نگار افغان که نظام حکومتی افغانستان را کمونیستی کرد یک غزنوی بود.

نخستين شماره روزنامه مردم و تنها نويسنده موسس آن كه هنوز می
نویسد

http://www.iranianshistoryonthisday....ameh-anwar.jpg
دكتر انور خامه اي

روزنامه مردم كه بعدا ارگان حزب توده عنوان گرفت يازدهم بهمن 1320 (31 ژانويه 1942) نخستين شماره خودرا در تهران منتشر ساخت. اين روزنامه كه زماني به پراوداي ايران معروف بود در طول عمر خود چند بار زير زميني شده است. حزب توده دهم مهرماه 1320 (29 سپتامبر 1941) در ايران آغاز بكار كرد و در پي تيراندازي به شاه در محوطه دانشگاه تهران در 15 بهمن 1327 (4 فوريه 1949) غيرقانوني اعلام شد و .... حزب توده هنگام تاسيس اشاره به ايدئولوژي اشتراکي نکرده بود تا به استناد قانون مصوبه دهه 1310 مانع از فعاليت آن شوند. اين قانون تاسيس و فعاليت حزب و گروه با مسلک اشتراکي را ممنوع کرده بود.
از نخستين نويسندگان روزنامه مردم، تنها دكتر انور خامه اي در قيد حيات است كه هنور به كار نوشتن ادامه مي دهد. وي که 29 اسفند 1295 به دنيا آمده است و در کرج زندگي مي کند پيش از روزنامه مردم، در روزنامه هاي «رهبر» و «سياست» قلم مي زد و مدتها سردبير روزنامه رهبر بود. انور خامه در نيمه دهه 1320 به نمايندگي از سوي روزنامه نگاران ايران در کنگره جهاني مطبوعات که در پاريس برگزار شده بود شرکت کرد. وي در آن دهه ديدارهاي حزبي و مطبوعاتي متعدد از اروپاي شرقي، يوگوسلاوي، چک اسلواکي و روسيه بعمل آورده بود.
دکتر انور خامه اي که در دهه 1320 رشته مهندسي شيمي خوانده و دبير دبيرستان صنعتي تهران شده بود از نوجواني افکار سوسياليستي داشت و خواهان رفاه و برابري انسانها بود. با همين تفکر به جمع اصحاب اين انديشه که دکتر اراني «بزرگ انديشمند» آنان بود پيوست که در سال 1316 به نام گروه 53 نفري دستگير، زنداني و محاکمه شدند و انورر به 6 سال زندان محکوم شد و تا پايان کار رضاشاه در زندان بود. وي از تحسين کنندگان دکتر تقي اراني به دليل ميهندوستي اش و داشتن شخصيتي مستقل و بي باک بوده است.
دکتر خامه اي دو ـ سه سال پس از تاسيس حزب توده وقتي که ديد حزب دارد ابزار دست مسکو و استالين مي شود و «مسکو دوستاني» همچون عبدالصمد کامبخش قدرت را در حزب قبضه مي کنند که خاطرات خوبي از او در دوران زندان نداشت که به پليس اطلاعات مي داد و نيز در ديدار از مسکو مشاهده کرده بود که آنچنان مساواتي که در آروزيش است در شوروي تامين نشده و مقامات دولت و حزب زندگاني لوکس و عالي دارند به انتقاد از کميته مرکزي و گردانندگان حزب دست زد و با شماري ديگر ازجمله خليل ملکي از حزب جدا شد و به دنياي معلمي و نگارش مستقل بازگشت. ولي عشق به روزنامه نگاري اورا آرام نگدازد و چندي بعد با جمعي از همفکران، نشريه «جهان ما» را تاسيس و منتشر کرد. باوجود انشعاب خامه اي از حزب، پس از تيراندازي به شه در 15 بهمن 1327 در دانشگاه تهران وي را هم از تعقيب مصون نگذاشتند. انور پس از کودتاي 28 امرداد هم دستگير و زنداني شد.
انور خامه اي سالها از دبيران تحريريه روزنامه اطلاعات و سردبير مجله اطلاعات هفتگي و يكي از سران آموزش پروش تهران بود ــ رئيسي كه با داشتن اتومبيل سرويس، با اتوبوس شهري سر كار مي رفت، سمت «فرمانبر» را در دفتر اين اداره حذف، تعيين مديران مدارس را انتخابي كرده بود و توزیع معلمان تازه میان مدارس با قرعه کشی صورت می گرفت تا اعمال نفوذ درکار نباشد. وي مديران مدارسي را كه انجمن خانه و مدرسه نداشتند مواخذه مي كرد و صورتجلسات اين انجمن ها را شخصا مي خواند و دستور رفع نقائصي را كه در صورتجلسات آمده بود مي داد. ابتکار او در نصب مدیر برای مدارس بعدا وارد آیین نامه مدارس شد و انتخاب مدیر پس از مصاحبه با داوطلبان و احراز شرایط به رای شورای آموزش و پرورش هر منطقه موکول شده بود.
دكتر خامه اي پس از خروج از ايران، سالها نماينده و كارشناس سازمان ملل در قاره آفريقا بود و به روي پاي خود ايستادن كشورهاي تازه استقلال يافته اين قاره كمك بسيار كرد.
خامه اي درجريان انقلاب سال 1357 (1978 و 1979) به ايران بازگشت، حقوق بازنشستگي خود را احياء كرد و مقيم كرج شد و بكار پژوهش و نوشتن ادامه داده است.


در قلمرو ادبيات روزي که گرشاسپ نامه پايان يافت به نوشته تاريخ عمومي شعر و ادبيات (جهان)، اسدي توسي شاعر ايراني «گرشاسپ نامه» را به سبك فردوسي در وصف گرشاسپ ـ يل و گردن فراز ایران باستان و برخاسته از سيستان [سیستان بزرگتر]، سي و يكم ژانويه سال 1065 ميلادي به پايان برد. وي اين كار سنگين را به تشويق و كمك مالي حكمران وقت اران (جمهوري آذربايجان کنونی) انجام داده بود كه اين حكمران زرتشتي و از بازماندگان ساسانيان مي خواست که كارهاي نياكان زنده و ماندگار بماند.

در قلمرو رسانه‌ها وبلاگها و آنلاين ها که دارند جانشين خبرگزاريها و رقيبي سرسخت براي رسانه هاي گروهي مي شوند و ... در پايان ژانويه 2005 روشن شد كه وبلاگها كه محذورات و محدوديت هاي نشريات چاپي را ندارند بزرگترين منبع عكس، خبر و نظر از دست اول براي نشريات و راديو تلويزيونها شده اند زيرا كه كار بيشتر آنها اختصاصي بوده است. عكسهايي را كه آنها منتشر مي كنند منحصر به فرد است زيرا كه خود شاهد عيني بوده و يا دراختيار داشته اند. واضح است كه عكاس خبرگزاري و رسانه ها نمي تواند در همه جا حضور داشته باشد. منبع بيشتر عكسهاي رويدادهاي عراق همين وبسايت ها بوده اند. همان زمان اصحاب نظر گفته بودند که اگر وبلاگها به همين صورت پيش بروند دكان خبرگزاري هاي سراسري را به عنوان عامل دولتهاي مربوط تخته خواهند كرد و اين خبرگزاري هارا مجبور خواهند ساخت که به اصالت حرفه خبر بازگشت کنند و يا اينکه ورشکست شوند، همچنين رسانه هاي چاپي و بعدا صوت و تصويري. اين پيش بيني تحقق يافته و در سال 2009 در کشورهاي صنعتي و از جمله ايالات متحده شمار چشمگيري از رسانه هاي چاپي به علت ازدست دادن مخاطب و اعلان تعطيل شدند و يا اينکه به صورت آنلاين درآمدند. نيويورک تايمز که نمي خواهد به اين سرنوشت دچار شود تصميم گرفته است از زماني که بعدا اعلام خواهد کرد مشاهده مطالب اديشن اينترنتي خودرا پولي کند.
سرچ انجين ها که خود آنها هم دارند به عوامل دولت ها و ابزار سياست تبديل مي شوند توجه بيشتري به جلب اعلان كرده اند که اين عمل از سرعت مشاهده مطالب مورد نظر در آنه مي کاهد. به علاوه بنظر مي رسد که دارند مطالب آن دسته ار رسانه هايي را نقل مي کنند که باهم قرارداد دارند و نفع مالي مي برند!.
ارسال مطالب و اخبار مورد درخواست از طريق ايميل راه تازه اطلاع رساني است و براي اين منظور موسسات متعدد تاسيس و دارند افزايش مي يابند. اين موسسات که در حال تكامل هستند در صورت تقاضا و پرداخت هزينه، موضوع مورد نظر را از همه وبلاگها و آنلاين ها استخراج و به اي ميل متقاضي ارسال مي دارند و زحمت او را كم مي كنند. وبسايت برخي از رسانه ها بويژه راديو تلويزيونهاي دولتي درصورت درخواست، برايگان اخبار و مطالب خودرا براي متقاضي ايميل مي کنند.
روزنامه نگاران در دهه يکم قرن 21 داراي وبلاگ شده اند که خبر و نظر خودرا در آنجا درج مي کنند تا خوانده و احيانا نقل شود. در تعريف؛ به وبلاگ روزنامه نگاران، وبسايت ژورناليستيك گويند.
در مطالب نشريات چاپي (که از سوي دولت متبوع و ديگران سوبسيد و حمايت مالي نمي شوند) خواست مردم (خريداران آنها) ملحوظ است و مطابق آن تهيه و تنظيم مي شوند، مگر اين كه نشريه منبع درآمد ديگري (دولت، احزاب، سياستمداران، اصحاب منافع و كمپاني ها و ...) داشته باشد. حال آنکه مطالب وبلاگها خواست، سليقه و نظر ناشران آنهاست زيرا كه ايجاد و قراردادن مطلب در آنها هزينه چنداني ندارند و اگر پربيننده باشند جلب آگهي هم مي كنند. ميزان بينندگان هر وبلاگ به طريقه الكترونيك به دست مي آيد و اين طريقه حتي نشاني بيننده و ميزان وقتي را كه صرف مطالعه و نيز گرفتن پرينت از آن كرده است نشان مي دهد.
روساي دولت ها، مقامات دولتي و انتخابي، سياستمداران و ... هرکدام داراي وبسايت شده اند و متن کامل مطالب خود و تصميمات و نطق هايشان را در آنجا جهت استفاده رسانه ها و پژوهشگران و مخاطبان قرار مي دهند و اين وضعيت کمک کرده است تا مردم معمولي از طريق مقايسه، به ميزان عدم خلوص مطالب خبرگزاري ها و رسانه هاي عمومي پي ببرند و دست آنها را بخوانند که يکي از دلايل کاهش تيراژ و مخاطبان رسانه هاي چاپي در دهه اول قرن 21 بوده است. مردم معمولي که براي بيان نظر خود داراي وبلاگ شده اند رو به افزايش است. اخبار و عکس هاي اعتراضات به انتخابات ژوئن 2009 ايران عمدتا از طريق همين وبلاگها و ابزارهاي الکترونيک ديگر منتقل مي شد.

«وودراف» و ادامه کار گزارشگري براي تلويزيون

http://www.iranianshistoryonthisday....31woodruff.jpg

Bob Woodruff

«باب وودرافBob Woodruff» يكي از دو «انكور» اخبار اي بي سي (شبكه تلويزيوني آمريكا) در ژانويه 2006 در جريان پوشش رويدادهاي عراق بر اثر يک انفجار ناشي از حمله به خودروي نظامي حامل او مجروح شد. وي يك گزارشگر باتجربه بود كه به سمت انكور اخبار ساعت شش و نيم بعد از ظهر اين شبکه (جانشين «پيتر جنينگز» متوفا) منصوب شده بود. وودراف سمت «انكور اخبار بودن» را كه مقامي مهم در يک شبکه تلويزيوني است با اين شرط پذيرفته بود كه شخصا در محل (صحنه)، خبرهاي مهم را پوشش دهد و به همين دليل به خاور ميانه رفته بود كه 29 ژانويه بر اثر انفجار بمب در عراق مجروح شد. وي با يك خودرو تقويت شده با قطعات فولاد حفاظتي و كلاه خود و جليقه ضد گلوله حركت مي كرد كه خودرو حامل او منفجر شد.
در اين انفجار، فيلمبردار وي «داگلاس وگت» نيز مجروح گرديد. اين دو با يك كاروان نظامي حركت مي كردند. 29 ژانويه در برنامه اخبار شب شبکه مربوط، جزئيات اين انفجار و دقت هدف گيري پخش شد و آمريکاييان به چشم ديدند كه عراق جايي بسيار خطرناك است، خطرناكتر از آنچه كه قبلا مي پنداشتند. در پي انفجار بمب كه به صورت هدايت شده عمل كرد، كاروان نظامي از چند سوي زير آتش گلوله قرار گرفت.
باب وودراف كه از ناحيه سر و چند عضور ديگر مجروح شده بود، پس از درمان مقدماتي در عراق، به يك بيمارستان نظامي آمريكا در آلمان و سپس به آمريکا انتقال يافت. او پس از بهبودي نسبي، به طور محدود به کار گزارشگري بازگشته است. آسيب وارده به بدن او به گونه اي بوده است که بازگشت به وضعيت قبلي را برايش دشوار ساخته است. وودراف اينک به نوعي گزارشگري اينوستيگيتيو و تهيه فيچر مصور از رويدادها سرگرم است.

سومين روزنامه نگار آمريكايي كه از دولت پول گرفته بود روزنامه هاي آمريكا 30 ژانويه 2005 از خريداري شدن سومين روزنامه نگار اين كشور توسط سازمانهاي دولتي خبر دادند. هر سه روزنامه نگار از مقاله نويس ها بوده اند كه رسانه ها معمولا كار مقاله نويسي (نظر) را به عضوي از تحريريه خود مي دهند كه كمتر از ده سال تجربه روزنامه نگاري نداشته و در جامعه به عنوان يك امين و دلسوز مردم شناخته شده باشد.
روزنامه نگار سوم «مايك مك مانوس» بود كه مقالات او از سوي سنديكاي مربوط ميان همه رسانه ها توزيع مي شد. وي همانند بانو «مگي گالاگان» از وزارت بهداشت و امور انساني آمريكا پول گرفته بود تا برنامه هاي اين آژانس دولتي را در داخل مقالات خود و به گونه اي موثر و نامحسوس تبليغ كند. مبلغ دريافتي اعلام نشده ولي يك قلم آن ده هزار دلار بوده است. نخستين مقاله نگار آرامسترانگ ويليامز بود كه از وزارت آموزش و پرورش آمريكا دويست و چهل هزار دلار گرفته بود و به همين سبب سنديكاها و بيشتر رسانه ها او را تحريم كرده بودند. در پي اين افشاگري ها، با اين كه جورج دبليو بوش رئيس جمهور وقت هرگونه پرداخت ديگري را به روزنامه نگاران ممنوع ساخت، بسياري از روزنامه نگاران اينوستيگيتيو سرگرم تحقيق براي كشف روزنامه نگاران دولتي ديگر شده اند و ستون هاي «روزنامه نگار براي فروش نيست» داير شده است. رسانه ها به اين وسيله مي خواهند در درون خود دست به تصفيه بزنند و اعلام كرده اند كه اين كار را دنبال خواهند كرد. در 90 در صد از كشورهايي كه در يونسكو عضويت دارند كاركردن كارمند و حقوق بگير دولت در تحريريه رسانه هاي عمومي (غير دولتي و غير حزبي) ممنوع است مگر به عناويني جز روزنامه نگاري.


ساير ملل اجراي قانون انتقال بومیان آمریکا (سرخپوستان) به رزرویشن ها دولت واشنگتن در اجرای قانون مصوب کنگره این کشور، 31 ژانويه 1876 دستورداد که همه بومیان (سرخپوستان) به رزرویشن ها (اراضی محصوری که برایشان در نظر گرفته شده بود) منتقل شوند. بومیان منطقه (ایالات متحده آمریکای شمالی) از هنگام ورود و استقرار نخستين دسته مهاجران انگلیسی ها در آن سرزمین در سال 1607 با آنان در حال جنگ و مبارزه بودند. تصاحب اراضی، علت اصلی این مقاومت بود. دلبستگی و وفاداری به فرهنگ ملی و خودداری از کارکردن برای مهاجران علل دیگر.
نبرد بومیان با مهاجران و بعدا دولت واشنگتن تا دهه 1890 ادامه داشت. مقامات دولتي به همان اندازه که برشمار مهاجران اروپایی افزوده می شد و نیاز به زمین داشتند بر فشار خود به بومیان می افزودند و آنان را به سمت غرب آمریکا می راندند ـ مناطقي که هنوز مهاجرنشین نشده و یا در کنترل فرانسه و اسپانیا بود.
در سال 1824 قانونی وضع شد که همه بومیان شرق آمریکا (مهاجرنشین های 13 گانه قدیم) به غرب رود «می سی پی» منتقل شوند. در یک مورد، این بومیان و عمدتا چروکی ها که مردمی متمدن و دارای کتابت بودند مجبور شدند هزاران کیلومتر راه را پیاده طی کنند تا به اکلاهما برسند که مورخان در تالیفات خود به این انتقال «تریل آو تیرز» به مفهوم مسیر اشک، و اشک ریزان پیش رفتن عنوان داده اند. در این انتقال با پای پیاده، بیش از چهار هزار تن جان دادند.
در سال 1871 کنگره آمریکا قانون دیگری وضع کرد و دولت این کشوررا از انعقاد هرگونه قرارداد با قبایل بومی به عنوان ملت مستقل ممنوع کرد. با اینکه يک قانون موضوعه در قرن بیستم بومیان را اتباع دولت فدرال می داند بومیان همچنان دم از استقلال می زنند. بومیان ایالات متحده، چهار قرن پیش هنگام ورود مهاجران انگلیسی 18 تا 40 میلیون بودند که اینک حدود سه میلیون نفرند. رزرویشن های بومیان تحت نظارت پلیس امنیت داخلی آمریکا (اف. بی. آی) قراردارد و بنظر می رسد که به نوعي غير مستقيم تشویق به مصرف الکل و قمار می شوند.

قیام محمد صالح در مالزی برضد استعمار لندن قیام محمد صالح برضد استعمار انگلستان در برنئوی شمالی (ایالت صباح از اعضای فدراسیون مالزیا) با قتل او در سی و یکم ژانویه 1900 پایان یافت. ترور صالح عملی سازمان یافته بشمار آمده است. انگلیسی ها که داشتند برنامه هند را در برنئو پیاده می کردند و با کشت توتون و صدور محصولات کشاورزی و تجارت آغاز کرده بودند هنگامی که به دریافت مالیات و وضع ضوابط دیگر دست زدند که علامت حکومت کردن و استعمار بود با اعتراض محمد صالح ـ یک رهبر محلی ـ رو به رو شدند اما اعتنا نکردند. صالح که چنین دید مردم را به قیام دعوت کرد و از سال 1894 با انگلیسی ها وارد کار مبارزه شد که فصلی از مبارزات ملت ها تشکیل می دهد.

در ژانويه 1915 و براي نخستين بار ارتش نهم آلمان بر ضد ارتش دوم روسيه در جبهه لهستان سلاح شيميايي بکاربُرد

http://www.iranianshistoryonthisday....manGeneral.jpg

31 ژانويه سال 1915، و در جريان جنگ جهاني اول، نيروهاي آلمان در جبهه روسيه بر ضد نظاميان اين كشور سلاح شيميايي (گاز خفه كننده) بکار بردند. اين سلاح در نبرد بوليمو Battle of Bolimow در لهستان و حاشيه خط آهن منتهي به شهر ورشو بکار رفت. ارتش نهم آلمان به فرماندهي ژنرال فون مکنسن Von Mackensen درصدد رسيدن به شهر ورشو و تصرف اين شهر بود که با ضد حمله ارتش دوم روسيه به فرماندهي ژنرال سميرنوف Smirnov رو به رو شده بود و برف سنگين عمليات هر دو ارتش را نيمه فعال کرده بود. لهستان از دو قرن قبل از آن در کنترل روسيه بود که مردم هر دو کشور از يک نژاد و اسلاو هستند.
در تاريخ عمومي آمده است که اين، نخستين بار بود که سلاح شيميايي به صورت وسيع (نه، آزمايشي) در جنگ دو ارتش بکار رفت. آلماني ها در ماه مي همين سال در نبرد Ypres بگونه اي موثرتر گاز کشنده بکار بردند. در جبهه بوليمو به علت توفان برف و شدت سرما، سلاح شيميايي آلمان (گاز خفه کننده) تلفات سنگين نداشت.

http://www.iranianshistoryonthisday....-1915-1918.jpg

يک نظامي با ماسک ضد گاز (1917)


شيميدانهاي آلماني تلاش براي ساختن اين سلاح را كه براي نخستين بار در ژانويه 1915 بگونه اي وسيع بكار رفت از سالها قبل از جنگ جهاني اول آغاز کرده بودند زيراکه اروپا در حالت صلح مسلح بسر مي بُرد و هر آن انتظار وقوع جنگ مي رفت.
بکاربردن سلاح گاز خفه کننده در جبهه بوليمو در ژانويه 1915 آغاز کار بود و نيروهاي آلماني بعدا آن را به دفعات در جبهه فرانسه مورد استفاده قرار دادند. ادامه بکاربردن اين سلاح باعث شد که ماسک ضد گاز ساخته شود و ....
بکاربردن سلاح هاي شيميايي که اصطلاحا اسلحه کشتار جمعي خوانده مي شود بعدا نيز ادامه يافت، براي مثال: نيروهاي آمريكا در جنگلهاي جنوب ويتنام از «ايجنت اورنج» استفاده كردند و نيروهاي عراقي در جريان جنگ دهه 1980 بر ضد ايران و نيز كُردها بمب شيميايي بكار بردند و ... .
در طول سده 20 چند قرارداد دوجانبه و چندجانبه برضد ساخت و انبار كردن و بكار بردن اين نوع اسلحه امضاء شده است. ولي، هنوز زرّاد خانه بسياري از كشورها از جمله روسيه پُر از اين نوع اسلحه است.

تحقیر چین توسط انگلیسیها که چینیان را بیدار کرد و برانگیخت ـ لشكر كشي انگلستان به شانگهاي در سال 1927

http://www.iranianshistoryonthisday....131lashkar.jpg

منظره اي به چشم آشنا - بستگان سربازان انگليسي براي بدرقه آنان كه 31 ژانويه 1927 عازم چين بودند گرد آمده اند . در اين ماه در سال 2003 عكسهاي مشابهي در روزنامه ها به چاپ رسيد كه نظاميان سه كشور انگليسي زبان آمريكا ، انگلستان و استراليا را در ميان بدرقه بستگان نشان مي دهد كه عازم جنگ با عراق بودند


به بهانه «در مخاطره بودن» اتباع انگلستان در شانگهاي چين ، 31 ژانويه 1927 دولت انگلستان 12 هزار تن از سربازان اين كشور را در كشتي نشاند و روانه چين ساخت تا از اتباع انگليسي در شانگهاي حفاطت كنند!. دولت انگلستان براي توجيه عمل خود ادعاكرده بود كه درگيري ناسيوناليست هاي جنوب به رياست چيان كاي شك با دولت پكن (دسته شمالي ها كه كنترل شانگهاي را هم به دست داشت) در حال انتقال يافتن به داخل شانگهاي است كه در اين شهر هم اتحاديه هاي كارگري(کمونيستها) تحريك به اعتصاب كرده اند و جنبش چيني مخالف حضور خارجيان در آن كشور نيز با ايجاد مزاحمت هاي انفرادي جان و مال اتباع آن كشور در شانگهاي را تهديد مي كند. در اعلاميه دولت انگلستان از شانگهاي به عنوان «شهر بين المللي!» نام برده شده بود. دولت انگلستان در اعلاميه خود تصوير تيره و پر هرج و مرجي از چين آن زمان ترسيم کرده بود. دولت انگلستان همزمان با اعزام نيروي نظامي، با دولت آمريكا تماس گرفت تا به مساعي نظامي انگلستان در اين زمينه كمك كند كه دولت آمريكا چند كشتي جنگي و چهار هزار تفنگدار روانه شانگهاي كرد و به همين ترتيب ژاپن و فرانسه. در آن زمان شمار خارجيان شهر شانگهاي از 40 هزار تن تجاوز مي كرد كه خود را تابع نظامات مقامات محلي چين نمي دانستند.
در آن دوران چين وضعيت عجيبي داشت. در ماه مارس آن سال جمع نيروهاي دولتهاي چهارگانه در آبهاي شانگهاي از 20 هزار نظامي و 20 كشتي جنگي متجاوز شده بود كه ماه بعد نيروهاي چيان كاي شك (مليّون) كه متكي به حمايت خارجيان بودند نظاميان دولت پكن را از شانگهاي فراري دادند. همين استراتژي چيانكايچك باعث انشعاب در صف مليّون شد و مليّون چپگرا از او جدا شده و به كمونيست ها پيوستند كه در آن زمان در جاي ديگر چين فعال بودند. همين هرج و مرج داخلي، تحقير و فشار هاي قدرت هاي خارجي و تعرض وسيع ژاپني ها در دهه 1930 به چين و قتل عامي كه به راه انداختند سبب شد كه چيني ها از خواب دويست ساله بيدار شوند، انقلاب کنند و یک ابرقدرت شوند. مبارزه چينيان با سلطه قدرت هاي وقت (انگلستان، فرانسه، آمريکا، ژاپن، آلمان و روسيه) از اواخر قرن 19 آغاز شده بود. جنبش ضد امپرياليستي و مداخله خارجي چينيان معروف به «مشت زنان» در سال 1900 با مداخله قدرت هاي وقت و اعزام نيروي نظامي مشترک سركوب شد.

... و هيتلر زمام امور آلمان را به دست گرفت

http://www.iranianshistoryonthisday....hindenburg.jpg

Paul Von
Hindenburg


در دوران جنگ جهاني اول
پس از يك ماه مذاكرات پشت پرده و برغم مخالفت شديد كمونيستهاي آلمان، 30 ژانويه سال 1933 پال فون هيندنبورگ Paul Von Hindenburg ـ فيلد مارشال آلمان و رئيس جمهور این کشور از آدولف هيتلر كه حزب او ـ حزب سوسياليست ملي كارگران آلمان (اختصارا؛ نازي) ـ برنده انتخابات شده بود خواست که دولت تشکیل دهد و هيتلر صدر اعظم آلمان شد و وعده حل همه مشکلات اقتصادي ناشي از کاهش شديد پول ملي و نيز رفع تحقیر آلمانی ها را داد که از سوی فاتحان جنگ جهانی اول ضمن قراردادهاي پايان جنگ (قراردادهاي ورساي) اعمال شده بود و گفت که تلاش خواهد کرد کیفیت انسانی ژرمن ها به صدر ملل دیگر برسد.
توده هاي آلماني كه پس از شكست اين كشور در جنگ جهاني اول از سوي فاتحان جنگ تحقير شده بودند و به آنان شرايط سخت و غرامت سنگين تحميل شده بود و تورّم پول در آن کشور بیداد می کرد از انتصاب هيتلر و وعده هايي كه داده بود خرسند شده بودند، ولي كمونيستهاي آلمان که «ناسیونال سوسیالیسم» هیتلررا مانع از گسترش «انترناسیونال سوسیالیسم» خود و احیانا شکست آن می دانستند در همان نخستين روز صدراعظم شدن هیتلر به سوي دسته كوچكي از اعضاي حزب نازي که در یک خیابان برلین شادی می کردند آتش گشودند و دو تن از آنان را كشتند و با اين عمل، هيتلر را دشمن خوني كمونيسم كردند كه اين دشمني حتي به خصومت هيتلر با شوروي منجر شد.
هيندنبورگ که رياست دولت آلمان را به هيتلر سپرد يک سال بعد درگذشت و هيتلر از آن پس خودرا پيشواي آلمان اعلام کرد. هيندنبورگ برغم شکست ارتش آلمان در جنگ جهاني اول همچنان مورد علاقه آلماني ها بود. وي که دوم اکتبر 1847 در پوسن پروس (پروشيا) به دنيا آمده بود از سال 1916 تا 1919 رئيس ستاد ارتش آلمان بود. پوسن زادگاه او طبق قراردادهاي ورساي از سال 1919 ضميمه لهستان شده است که پوزنان خوانده مي شود. هيتلر به خاطر بازگردانيدن مناطق آلماني ازجمله پوسن به قلمرو آلمان دست به تصرف آنها زد که جنگ جهاني دوم آغاز شد. اگر اشتباه نکرده بود و شوروي را مورد تعرض قرار نداده بود، در جنگ پيروز مي شد و انگلستان نيز بمانند فرانسه وقت ازپاي در مي آمد و مسير تاريخ تغيير مي کرد و اين نبود که اينک مي بينيم. هيندنبورگ دوم آگوست 1934 و در 87 سالگي درگذشت. مليّون آلماني هنوز چشم به اراضي از دست رفته اين کشور در جنگ جهاني اول دارند و بنابراين، بقاي اتحاديه اروپا مورد ترديد است. آلمان کشور شماره يکم اتحاديه اروپاست.

http://www.iranianshistoryonthisday....urg-merged.jpg

هيلتر به اين سان به ديدار هيندنبورگ شتافت تا اورا صدراعظم آلمان اعلام کند


تسليم شدن فيلدمارشال پاولوس و پایان جنگ استالینگراد

http://www.iranianshistoryonthisday..../paulus-ed.jpg

Friedrich Paulus


سی و یکم ژانویه 1943 نبرد خانه به خانه استالینگراد با تسلیم شدن فیلد مارشال فردریک پاولوس Friedrich Paulus فرمانده ارتش ششم آلمان پایان یافت و دو روز طول کشید تا نظامیان آلمانی در خانه ها، کوچه ها و خیابانهای شهر به اسارت درآیند. در حمله به استالینگراد ـ شهری در کناره غربی رود ولگا که به ولگوگراد تغییر نام داده شده است ـ 270 هزار نظامی آلمانی و متحدان اروپای شرقی آلمان از جمله رومانی شرکت داشتند. تلفات این نبرد 743 هزار تن گزارش شده است. هیتلر پاولوس را فیلد مارشال کرده بود تا تسلیم نشود زیراکه سابقه نداشته یک فیلدمارشال آلمانی تسلیم شود ـ ایستادگی و یا خودکشی. ولی پاولوس یک روز پس از دریافت عنوان فیلدمارشالی تسلیم شد و تا سال 1953 در شوروی بازداشت بود و چهارسال آخر عمر خودرا در آلمان گذرانید و در طول این مدت در چند مصاحبه و مقاله اشتباهات هیتلر از جمله آغاز جنگ، پیش از تکمیل سلاح های تازه (جت جنگنده، موشک و سلاح هسته ای)، تعرض غیر ضروری به شوروی و حمایت نظامی غیر لازم از جاه طلبی موسولینی را تشريح کرد و گفت که آلمان نبايد در آن واحد در چند جبهه و با چند کشور درگير مي شد زيراکه استطاعت اين کاررا نداشت. طبق قاعده تعرض [فرضیه کلازوویتس]، نيروهاي آلمان بايد سه برابر نظاميان کشور مورد تعرض بودند با هشت برابر قدرت آتش، که در عمل چنین نبود. با رعايت اين قاعده، ما مي توانستيم که در يک زمان تنها با يک کشور درگير شويم.

..... و نوبت هواداران ماركوس بود كه به خاك كشانده شوند

http://www.iranianshistoryonthisday....0131markos.jpg

سالها بود كه هواداران فرديناند ماركوس كه با كودتاي نطامي بر فيليپين مسلط شده بود يكه تاز خيابانهاي مانيل بودند و مخالفان در صورت تظاهرات خياباني به خاك و خون كشيده مي شدند. اما پس ازفرار او و انتخاب بانو «كورازون آكينو» به رياست جمهوري فيليپين، اين بار نوبت هواداران ماركوس بود، به همان گونه كه در عكس ديده مي شود در خيابانهاي مانيل به خاك كشانده شوند. ماموران پليس همان ها بودند؛ در زمان ماركوس به آن صورت عمل مي كردند و در دوران آكينو كه با مخالفت راست و چپ رو به رو بود به اين صورت. اين عكس 31 ژانويه 1987 در چهارمين روز تظاهرات هواداران ماركوس به پشتيباني از او گرفته شده بود.

پزشگ انگلیسی که دهها بانوی بیمار خودرا کشت

http://www.iranianshistoryonthisday....shipman-ed.jpg

دکتر شیپمن
یک دادگاه کیفری انگلستان 31 ژانویه 2000 یک پزشک این کشوررا که گفته شده بود نزدیک به دویست و پنجاه تن از بیماران خود و همگی از بانوان را کشته است به حبس ابد محکوم کرد. پلیس تنها موفق شده بود که مدارک لازم برای قتل 15 تن از آنان را به دادگاه بدهد. دکتر هارولد شیپمن که 13 ژانویه 2004 خودرا در سلول زندان حلق آویز کرد و درگذشت قربانیانش را با تزریق و یا تجویز ترکیبی نیرومند از مورفین می کشت و چون مرگ، پس از یکی دو روز صورت می گرفت مورد سوء ظن قرار نمی گرفت. وی هنگامی تحت تعقیب قرارگرفت که زنی از بیماران خودرا مجبور کرد وصیتنامه اش را به او بدهد و در این وصیتنامه به نفع خود دستکاری کرد. بیمارکشی دکتر شیپمن 23 سال طول کشیده بود. وی در منطقه منچستر طبابت می کرد و از بیماران بدحال در منازلشان عیادت می کرد. انگیزه این جنایات به درستی روشن نشده است.
استفاده از زنان سكسي در بازجويي هاي گوانتانامو!

http://www.iranianshistoryonthisday....s/0130dowd.jpg
M. Dowd

بانو «مورين داود M. Dowd» مقاله نگار منتقد نيويورك تايمز در ستون خود در شماره سي ام ژانويه2005 اين روزنامه ضمن اشاره به مطالب کتاب تاليف «اريك سعار» مترجم زندان گوانتامو نوشته بود: طبق نسخه دستنويس اين كتاب، در بازجويي از برخي از اين زندانيان از زنان سكسي با دامن هاي كوتاه و تنگ و گاهي نيمه عريان كه حركات و الفاظ تحريك كننده بكار مي بردند استفاده شده است تا درجه اعتقادات اسلامي زندانيان به دست آيد. در پايگاه نيروي دريايي آمريکا درگوانتانامو کوبا صدها تن که گفته شده است عامل و هوادار القاعده هستند زنداني بوده اند که "اوباما" رئيس جمهوري تازه آمريکا گفته است که آنان را از آنجا به نقاط ديگر منتقل کنند. بانو «داود» كه ايرلندي تبار و مسيحي است ضمن انتقاد شديد از اين اقدام كه ک به نوشته او مغاير خواست افكار عمومي آمريكاييان است نوشته بود كه در موارد بسيار، زندانيان گوانتانامو به روي اين زنان نظر نيافكندند و به صورت آنان آب دهان انداختند و حاضر به دادن پاسخ به پرسش هاي آنان نشدند و به اين ترتيب برنامه بازجويي به اين صورت شكست خورد ولي در تاريخ آمريكا به عنوان كاري بد باقي خواهد ماند.
اخراج سيگاري ها از کار، در آمريكا - زيانهاي دود سيگار و تدابير پيشگيري كمپاني «وي كو» كه مركز آن در ايالت ميشيگان است يك سال پيش به كاركنان خود 12 ماه مهلت داده بود كه ترك اعتياد سيگار كنند و در پايان مهلت( ژانويه 2005) از ميان صدها كارمند تنها 14 تن موفق به ترك سيگار نشده بودند كه گويا هفت نفرشان تقاضاي تمديد مهلت كردند و هفت تن ديگر منتظر خدمت بدون پرداخت مواجب شدند تا بروند و كشيدن سيگار را ترك كنند. اين شركت به استناد نتايج پژوهش جامعه شناسان كه معدل بازده سيگاري ها 11 در صد كمتر از ديگران است و به علاوه، نرخ بيمه بهداشت آنان بالا رفته و هزينه كمپاني ها را افزايش داده است دست به اين كار زده بود. اين اقدام كه يك نوآوري تلقي شده و ممكن است فراگير شود در جامعه آمريکا يك زنگ خطر به موقع را به صدا درآورده بود كه اگر ساير سيگاري ها اين عادت زيان آور را ترك نكنند در معرض اخراج قرارخواهند گرفت. يك پزشك آمريكايي معروف گفته بود كه بالاخره چنين زنگي بايد به صدا در مي آمد تا سيگاري ها به خود آيند و ديگران درصدد استفاده از سيگار برنيايند!. شهرداري هاي آمريكا و دولتهاي ايالتي براي سال مالي 2006 عوارض سيگار را باز هم بالا بردند به گونه اي كه به صورت يك كالاي لوكس در آمده است تا خريد آن در استطاعت هركس نباشد و اين افزايش بها و محدوديت هاي ديگر ادامه داشته است. مي دانيم كه سيگار عامل اصلي قتل انسانها و كوتاه كردن عمر آنانست. عامل 91درصد سرطانهاي لوزالمعده در سال 2003 دود سيگار اعلام شده بود و سرطان اين عضو درمان ناپذير و كشنده است. هزينه پزشكي يك فرد مبتلا به سرطان لوزالمعده از لحظه تشخيص بيماري تا مرگ به صدها هزار دلار سر مي زند و ....
رئيس جمهور سوسيال دمكرات فنلاند و نوآوري هاي

http://www.iranianshistoryonthisday....131halonen.jpg
Tarja Halonen

اودر دور دوم انتخابات رياست جمهوري فنلاند كه 29 ژانويه 2006 برگزار شد، بانو تاريا هالوننTarja Halonen شصت و دو ساله با بيش از 52 درصد آراء دوباره براي يك دوره شش ساله به آن سمت انتخاب شد. طبق قانون اساسي فنلاند، امور «روابط خارجي» و «امنيت ملي» در كنترل مستقيم رياست جمهوري است.
بانو هالونن، نخستين زني بود كه شش سال پيش از آن رئيس جمهوري فنلاند شد. وي كه يك سوسيال دمكرات است در اروپا به «مادر فنلاند» معروف شده است. بانو هالونن اصرار دارد كه او را با نام كوچكش «تاريا» خطاب كنند و خودش نيز از همين نام استفاده مي كند.
«تاريا» در دوره اول زمامداري خود كوشيد تا بهترين مناسبات، همكاري ها و معاملات تجاري را با روسيه و چين داشته باشد. او موسسات تعاوني را گسترش و مردم معمولي را در مالكيت منابع توليد مشاركت داده است. تاريا از هواداران مدل چين براي توسعه اقتصاديات است. شعار او در مبارزات انتخاباتي اين دوره «مساوات، آزادي، مشاركت و رفاه» بود. فنلاندي ها در روز انتخابات با هجوم به حوزه هاي راي گيري مانع از آن شدند كه يك محافظه كار (رقيب تاريا) بر سر كار آيد.
«تاريا» كه از جانبداران رعايت تمامي حقوق انسان در همه جوامع بشري است قبلا وزير دارايي فنلاند بود.

سرانجام يک ازدواج مصلحتي - وقتي كه شنيد شوهرش قصد طلاق دارد سه فرزندش را كشت

http://www.iranianshistoryonthisday..../0131paula.jpg
Paula Mendes

بانو «پالا مندز» 43 ساله ده سال پيش از مكزيك وارد آمريكا شد و براي اين كه اخراج نشود در شهر نيويورك با يك مرد آمريكايي به نام آرتور (بدون تأمل و رعايت تناسب و هماهنگي) ازدواج كرد و داراي يك پسر به نام الويس و يك دوقلو به نامهاي سامانتا و ساموئل شد. پالا چون محيط نيويورك را براي فرزندانش امن نديد بعدا به يك شهر كوچك در ايالت آركانزا نقل مكان كرد و قرار بود كه شوهرش پس از اتمام قرارداد كار به آنان ملحق شود. فرزندان پالا كه يكي هشت ساله و دو تاي ديگر 6 ساله بودند به مدرسه مي رفتند. در نيمه ژانويه 2006 آرتور به پالا تلفن كرد كه طلاق دارد و به آركانزا نخواهد آمد و استدلال کرد که ازدواج آنان از آغاز کار هم منطقي نبود و بنا به مصلحت روز بود. پالا كه از اين خبر سخت شوكه شده بود چند بار تلفني تلاش کرد تا آرتور را به ادامه زندگي زناشويي قانع کند که موفق نشد. وي سرانجام 28 ژانويه در ساعات شب پس از نوشتن يك نامه و كشتن سه فرزندش در خواب، با خوردن سم قصد خودكشي كرد كه زنده ماند و پس از درمان در بيمارستان، تحت تعقيب قضايي قرار گرفت و زنداني شد.


برخي ديگر از رويدادهاي 31 ژانويه 1448: «يانوس هون يادي» رئيس كشور هنگري ( مجارستان ) به سلطان عثماني اخطار كرد دست خود را از اروپا كوتاه كند.
1865: اصلاحيه سيزدهم قانون اساسي آمريكا برده داري را در اين كشور به هر شكل غير قانوني اعلام كرد.
1886: كارل بنز نخستين اتومبيل را كه با قدرت انفجاري بنزين بكار مي افتاد در كارلسروهه آلمان آزمايش كرد و به معرض تماشا قرار داد.
1908: محقق الدوله يكي از نمايندگان مجلس شوراي ملي درمنزل خود در تهران با شليك گلوله خود كشي كرد.
1937: تروتسكي و نزديكانش از شوروي اخراج شدند . وي موسس ارتش سرخ و از ياران نزديك لنين بود.
1942: نيروهاي مشترك آلمان و ايتاليا شهر بن غازي در ليبي را از دست انگليسي ها خارج كردند. بن غازي قبلا دردست ايتاليايي ها بود كه انگليسي ها آن را متصرف شده بودند.
1944: 285 بمب افكن آلماني لندن را بمباران كردند.
1945: « ادي سلاويك » نظامي آمريكايي به جرم فرار از خدمت ارتش اعدام شد. پس از جنگهاي داخلي آمريكا كه تا آن زمان 80 سال از آنها مي گذشت، اين نخستين بار بود كه يك نظامي آمريكايي به اين جرم اعدام مي شد.
1967: مبارزان مسلح ويتنامي راه وحدت و استقلال که قبلا به صورت پراکنده به نيروهاي نظامي دولت ويتنام جنوبي و متحدان آن از جمله واحدهاي آمريکا حمله مي کردند ناگهان به شهرها و قرارگاههاي نظامي و موسسات ديگر ازجمله سفارت آمريکا در سايگون شبيخوان زدند که به تعرض Tet معروف است. (مشروح اين مطلب در شماره يکم فوريه اين وبسايت آمده است)

نامه به مولف در كشور ما در كجاي كار مسئله است كه بهاي مسكن در هفت سال پنج برابر شود؟ دهم بهمن 1383 (30 ژانويه 2004) پيامي از تهران واصل شد كه چون نگارنده اين سايت آن را گوشزدي مهم تشخيص داد به درج آن مي پردازيم. متن پيام از اين قرار است:

"... در خرداد 1376 همزمان با انتخابات رياست جمهوري (انتخاب محمد خاتمي)، پدر ما بازنشسته شد، خانه اش را در تهران به 37 ميليون تومان فروخت، به من و برادر دو قلويم كه 29 ساله بوديم هركدام هفت ميليون و پانصد هزار و به خواهرمان كه داراي شوهر بوده است شش ميليون تومان داد و با بقيه پول به شمال رفت، خانه خريد و ماندگار شد.
من كه داراي همسر و فرزند بوده ام با چهار ميليون و خرده اي از اين پول يك پيكان خريدم و بقيه اش را دادم و يك آپارتمان رهن و اجاره كردم و قرار شد كه برادرم كه مجرد است و با ما زندگي مي كند قسمتي از اجاره را بپردازد. تا آن زمان ما در خانه پدر زندگي مي كرديم و هر دو نفر هم در يك موسسه كار مي كنيم. برادرم با آن پول يك آپارتمان 9 و نيم ميليون توماني خريد و اجاره داد تا از محل اجاره اش اقساط تفاوت قيمت را بپردازد. چون درآمد من براي تامين هزينه زندگي كافي نبود، عصرها در يك تجارتخانه، كمك حسابدار شدم و اگر فرصتي مي يافته ام و در مسير خود مسافركشي هم مي كرده ام. با اين سه شغل، پس انداز من در طول هفت سال و چند ماه گذشته به هفت ميليون تومان هم نرسيده و با اين كه بيشتر اين پول را به بانك مسكن سپرده ام تا وام خريد خانه بگيرم، با اين پول و وام بانك در يك روستاي دورافتاده هم نمي شود خانه خريد و مايوس شده ام. آپارتمان برادرم را 49 ميليون تومان مي خرند، يعني نتيجه زحمتكشي سه گانه من در اين هفت سال فقط يك ششم افزايش بهاي بدون دليل يك آپارتمان است. چرا بايد اين طور باشد؟، كجاي كار مسئله دارد؟. چرا بايد هفت ميليون تومان سرمايه گذاري علاوه بر درآمد جاري اش (اجاره اي كه برادرم ماهانه از موجرش دريافت مي كند) هر سال شش ميليون تومان سود داشته باشد و من با سه شغل يعني فروش تندرستي، عمر و آسايش خود كمتر از يك ششم آن. پولي را كه هفت سال پيش به عنوان وثيقه (نيمه رهن) به موجر داده ام امروزه قدرت خريدي كمتر از يك سوم آن زمان را دارد و بايد آن را از دست رفته حساب كرد. چرا در كشور ما بايد اين مسائل روي هم انباشت شود؟. چه وقت اين مسائل حل خواهد شد و به دست چه كسي؟. من روزنامه ها را نيز كه تعدادشان در تهران به دهها رسيده است مسئول ادامه اين وضعيت مي بينم. اگر به زندگي مردم توجه كنند و هر روز بالا رفتن قيمت ها را بنويسند و به جاي فرستادن خبرنگار به دفاتر وزيران و مديران كه خودم در موسسه شاهد آن هستم، آنها را مامور بنگاههاي معاملات املاك و مراكز مشابه كنند؛ مسائل اين چنين پيچيده نمي شوند و اميد ها از دست نمي روند و ....".



behnam5555 02-01-2012 06:27 PM

نمونه ی پول کشورها
 


نمونه ی پول کشورها
http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...7348671_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...0615053_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4268433_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9890866_rs.jpg
پول های کشور عای مختلف
http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...2988045_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...6791416_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...1013820_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...8356794_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...5470190_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...2698167_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...5107480_rs.jpg
پول های کشور عای مختلف
http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9887848_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...2051542_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3051141_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9456320_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...2777212_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4271503_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4171741_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...0143865_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3059772_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...6752497_rs.jpg
پول های کشور عای مختلف
http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9367640_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...7961053_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...5285678_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9598078_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9534561_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...8992668_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...8907408_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...1311896_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...9076460_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...5283895_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3630661_rs.jpg
پول های کشور عای مختلف
http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3307724_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...0016930_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...5686353_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3639103_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...7225193_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...0177149_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...3633642_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4198454_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4834293_rs.jpg

http://pix2pix.org/my_unzip/12082781...4852597_rs.jpg



behnam5555 02-02-2012 08:19 AM

قند موجود در خوراكی ها به روایت تصاویر
 


قند موجود در خوراكی ها به روایت تصاویر



behnam5555 02-02-2012 12:54 PM


جملات بزرگان

زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان

.
.
.
برای دوست داشتن وقت لازم است،
اما برای نفرت
گاهی فقط یک حادثه یا یک ثانیه کافی است.

.
.
.
گاه در زندگی، موقعیت هایی پیش میآید که انسان
باید تاوان دعاهای مستجاب شده خود را بپــردازد.

.
.
.
به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد
اما هر وقت تنم به جماعت نادان خورد گفتند: "مگه کوری؟"

.
.
.
مادامی که تلخی زندگی دیگران را شیرین می کنی،
بدان که زندگی می کنی ...

.
.
.
هیچ انتظاری از کسی ندارم!
و این نشان دهنده ی قدرت من نیست !
مسئله، خستگی از اعتمادهای شکسته است

.
.
.
برای زنده ماندن دو خورشید لازم است؛
یکی در آسمان و یکی در قلب ...

.
.
.
در جستجوی قلبِ زیبا باش نه صورتِ زیبا
زیرا هر آنچه زیباست همیشه خوب نمی ماند
امـا آنچه خوب است همیشه زیباست ...

.
.
.
هیچ وقت رازت رو به کسی نگو؛
وقتی خودت نمیتونی حفظش کنی،
چطور انتظار داری کس دیگه ای برات راز نگه داره؟

.
.
.
هیچ انسانی دوست نداره بمیره !
اما همه آرزو میکنن برن به بهشت.
اما، یادمون میره که برای رفتن به بهشت اول باید مرد ...

.
.
.
از 3 نفر هرگز متنفر نباش :
فروردینی ها، مهری‌ها، اسفندی ها
چـون بهتـرین هستند

سه نفر را هرگز نرنجون :
اردیبهشتی ها، تیری ها، دی ـی ها
چـون صادق هستند

سه نفر رو هیچوقت نذار از زندگیت بیرون برن :
شهریوری‌ ها، آذری‌ ها، آبانی ها
چـون به درد دلت گوش میدهند

سه نفر رو هرگز از دست نده :
مرداد ـی ها، خرداد ـی ها، بهمن ـی ها
چـون دوست ِ واقعی هستند

.
.
.
زیباترین عکس ها در اتاق های تاریک ظاهر می ‏شوند؛
پس هر موقع در قسمتی تاریک از زندگی قرار گرفتی،
بدان که خدا می‏ خواهد تصویری زیبا از تو بسازد.

.
.
.
نتیجه زندگی، چیزهایی نیست که جمع میکنیم
بلکه قلبهایی است که جذب میکنیم

.
.
.
عجیب است که پس از گذشت یک دقیقه به پزشکی اعتماد می کنیم؛
بعد از گذشت چند ساعت به کلاهبرداری !
بعد از چند روز به دوستی
بعد از چند ماه به همکاری
بعد از چند سال به همسایه ای ...
اما بعد از یک عمر به خدا اعتماد نمی کنیم !
دیگر وقت آن رسیده که اعتمادی فراتر آنچه می بایست را به او ببخشیم.
او که یگانه است و شایسته ...


در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست،
پس برخیز تا چنین مردمی بگریند ...
.
.
.
درصد کمی از انسانها نود سال زندگی می کنند
مابقی یک سال را نود بار تکرار می کنند
.
.
.
نصف اشباهاتمان ناشی از این است که
وقتی باید فکر کنیم، احساس می کنیم
و وقتی که باید احساس کنیم، فکر می کنیم
.
.
.
سر آخر، چیزی که به حساب می آید تعداد سالهای زندگی شما نیست
بلکه زندگی ای است که در آن سالها کرده اید
.
.
.
همیشه در زندگیت جوری زندگی کن که
"ای کاش"
تکیه کلام پیریت نشود
.
.
.
چه داروی تلخی است وفاداری به خائن،
صداقت با دروغگو،
و مهربانی با سنگدل ...
.
.
.
مشکلات امروز تو برای امروز کافی ست،
مشکلات فردا را به امروز اضافه نکن ...
.
.
.
اگر حق با شماست، خشمگین شدن نیازی نیست
و اگر حق با شما نیست، هیـچ حقی برای عصبانی بودن ندارید ...
.
.
.
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها،
اما هنوز یاد نگرفتیم روی زمین چگونه زندگی کنیم
.
.
.
فریب مشابهت روز و شب‌ها را نخوریم
امروز، دیروز نیست
و فردا امروز نمی‌شود ...
.
.
.
یادمان باشد که : آن هنگام که از دست دادن عادت می شود
به دست آوردن هم دیگر آرزو نیست ...

behnam5555 02-03-2012 12:31 PM

عکس یادگاری ...
 
عکس یادگاری مرحوم نیما یوشیج به همراه پسرش شراگیم در کنار شهریار و دخترش.



behnam5555 02-03-2012 05:43 PM

چرا لب ها در زمستان ترک می‌خورند؟
 

چرا لب ها در زمستان ترک می‌خورند؟

زمستان شرایط بغرنجی را برای لب ها ایجاد می‌کند. سرما، باد، سیستم های حرارتی خانه و… عواملی هستند که باعث ایجاد این شرایط در زمستان می‌شوند. خشک شدن و انقباض در کمین بیشتر ماهاست. و در این میان عضوی که بیشتر از بقیه در معرض آسیب قرار دارد، لب ها هستند…
در واقع، پوست لب ها ساختار متفاوتی با بفیۀ بدن دارد. بسیار حساس و فاقد لایۀ قرنیه (لایۀ سطحی اپیدرم) است، به همین علت حساس تر است. از سوی دیگر، نه حاوی غدد چربی است و نه غدد عرق، در نتیجه بسیار سریع و راحت رطوبت خود را از دست می‌دهد و خشک می‌شود.
ظاهر پرترک، شکاف خورده و پوسته ها، مجموعه ای را تولید می‌کنند که اصلاً جذاب نیست، خصوصاً برای کسانی که طرفدار لب هایی قرمز هستند، علاوه بر این، لب ها یکدستی و درخشندگی شان را نیز از دست می‌دهند. اما لب هایی که ترک خورند، فقط زیبایی شان را از دست نداده اند، بلکه اغلب باعث زحمت و درد هم می‌شوند!
یک روغن برای لب های من!
توصیه می‌شود که خصوصاً در زمستان از یک رژ لب مرطوب کننده که از کرۀ کاکائو، کارتیه، عسل یا موم زنبور عسل تهیه شده، استفاده کنید. امروزه تمام این محصولات در تمام مارک ها و با هر قیمتی در داروخانه ها، عطر فروشی ها یا سوپر مارکت ها یافت می‌شوند. اغلب توسط ویتامین ها (A و E) و ریز مغذی ها غنی شده اند، زیرا آنها می‌توانند رطوبت را بهتر حقظ ‌کنند.
انواع مختلف آن به معنای واقعی کلمه- برای هر سلیقه و ذائقه ای ای وجود دارد، از جمله عسلی، نعنایی و گیلاسی. برای ترک های شدیدتر، به کرم اذریون یا وازلین هم فکر کنید.
مراحل مراقبت از لب ها در زمستان
روغن مرطوب کنندۀ لب را چندین بار در روز، خصوصاً هنگام خروج از منزل و قبل از خواب به لب تان بزنید! با استفاده از لایه های ضخیم روغن، امکان داشتن لب هایی کاملاً نرم را خواهید داشت… اگر لبخندی زیبا می‌خواهید، در مالیدن صمغ به لب های تان شک نکنید.
برای از بین بردن پوسته های لب، یک مسواک کهنه کفایت می‌کند. مسواک را با کمی آب گرم مرطوب کنید و خیلی آرام و با انجام حرکات دایره ای آن را روی لب های تان بکشید. با این روش پوست های مرده کنده خواهند شد.
برای کامل تر شدن این مراحل، قبل از کشیدن مسواک، کمی عسل روی بر روی لب ها بمالید. با مالیدن کمی روغن یا کرم مرطوب کننده این فرآیند را به پایان برسانید و بگذارید ۱۰ تا ۱۵ دقیقه بماند، سپس با یک دستمال کاغذی آن را پاک کنید.
توصیه های دیگر برای مراقبت از لب ها در زمستان
حالا لب های تان برای آرایش آماده تر هستند. اگر لب های تان دچار ترک شده اند، از استعمال رژ لب های خشک کننده، مانند اکثر رژ لب های مات اجتناب کنید، بهتر است از یک رژ ساتنی یا مرطوب کننده، بهره ببرید.
از چرخاندن بی اختیار زبان بر روی لب ها خودداری کنید (کاری که باعث می‌شود لب ها بیشتر ترک بخورند!) زیرا بزاق زبان، فقط شدت خشکی را بیشتر می‌کند.
در نهایت یادتان نرود که باید زیاد مایعات (آب یا جوشانده ها) بنوشید زیرا رطوبت مناسب پوست و لب ها، ابتدا باید از درون بدن تأمین شود…

behnam5555 02-03-2012 05:48 PM

بیدل دهلوی
 
بیدل دهلوی

در سال ۱۰۵۴ هـ.ق در ساحل جنوبی رودخانه “گنگ” در شهر عظیم آباد پتنه “میرزا عبدالخالق” صوفی سالخورده قادری صاحب فرزند پسری شد، میرزا به عشق مراد معنوی سلسله طریقت خود یعنی “عبدالقادر گیلانی” نام فرزندش را “عبدالقادر” گذاشت. دوست و هم مسلک “میرزا عبدالخالق”، “میرزا ابوالقاسم ترمذی” که صاحب همتی والا در علوم ریاضی و نجوم بود برای طفل نورسیده آینده درخشانی را پیشگویی کرد و به میمنت این میلاد خجسته دو ماده تاریخ “فیض قدس″ و “انتخاب” را که به حروف ابجد معادل تاریخ ولادت کودک می‏شد، ساخت.
نسبت میرزا به قبیله “ارلاس″ می‏رسید، قبیله‏ای از مغول با مردانی جنگاور. این که کی، چرا و چگونه نیاکانش به سرزمین هند مهاجرت کرده بودند، نامعلوم و در پرده‏ای از ابهام است. “عبدالقادر” هنگامی که هنوز بیش از چهار سال و نیم نداشت پدرش را از دست داد و در سایه سرپرستی و تربیت عمویش “میرزا قلندر” قرار گرفت، به مکتب رفت و در زمانی کوتاه قرائت قرآن کریم را ختم کرد، بعد از مدتی کوتاه مادرش نیز درگذشت و او در سرای مصیبت تنها ماند. “عبدالقادر” پس از مدتی به توصیه “میرزا قلندر” ـ که خود از صوفیان باصفا بود ـ مکتب و مدرسه را رها کرد و مستقیماً تحت آموزش معنوی وی قرار گرفت، میرزا قلندر معتقد بود که اگر علم و دانش وسیله کشف حجاب برای رسیدن به حق نباشد خود تبدیل به بزرگترین حجابها در راه حق می‏گردد و جز ضلالت و گمراهی نتیجه‏ای نخواهد داشت. “عبدالقادر” در کنار وی با مبانی تصوف آشنایی لازم را پیدا کرد و همچنین در این راه از امداد و دستگیری “مولینا کمال” دوست و مراد معنوی پدر بهره‏ها برد. از همان روزها عبدالقادر به شوق حق، ترانه عشق می‏سرود و چون بر حفظ و اخفای راز عشقش به حق مصر بود “رمزی” تخلص می‏کرد تا این که بنابر قول یکی از شاگردانش هنگام مطالعه گلستان سعدی از مصراع “بیدل از بی‏نشان چه گوید باز″ به وجد آمد و تخلص خود را از “رمزی” به “بیدل” تغییر داد. بیدل در محضر شاهان اقلیم فقر: “شاه ملوک” “شاه یکه آزاد” و “شاه فاضل” روح عطشانش را از حقایق وجود سیراب می‏کرد و از مطالعه و تتبع در منابع عرفان اسلامی و شعر غنی فارسی توشه‏ها برمی‏گرفت. وی در کتاب “چهار عنصر” از کرامات شگفت انگیزی که خود از بزرگان فقر و عزلت مشاهده کرده بود سخن می‏گوید. “بیدل” هنگامی که سیزده سال بیشتر نداشت به مدت سه ماه با سپاه “شجاع″ یکی از فرزندان شاه جهان در ترهت (سرزمینی در شمال پتنه) به سر برد و از نزدیک شاهد درگیری‏های خونین فرزندان شاه جهان بود، پس از آن که نزاعهای خونین داخلی فروکش کرد و اورنگ زیب فرزند دیگر “شاه جهان” صاحب قدرت اول سیاسی در هند شد، بیدل همراه با مامای خوش ذوق و مطلعش “میرزا ظریف” در سال ۱۰۱۷ به شهر “کتک” مرکز اوریسه رفت. دیدار شگفت “شاه قاسم هواللهی” و بیدل در این سال از مهمترین وقایع زندگی‏اش به شمار می‏رود. بیدل سه سال در اوریسه از فیوضات معنوی شاه قاسم بهره برد.
بیدل چهره‏ای خوشآیند و جثه‏ای نیرومند داشت، فن کشتی را نیک می‏دانست و ورزشهای طاقت فرسا از معمولی‏ترین فعالیتهای جسمی او بود. در سال ۱۰۷۵ هـ.ق به دهلی رفت، هنگام اقامت در دهلی دایم الصوم بود و آن چنان که خود در چهار عنصر نقل کرده است. به سبب تزکیه درون و تحمل انواع ریاضت‏ها و مواظبت بر عبادات درهای اشراق بر جان و دلش گشوده شده بود و مشاهدات روحانی به وی دست می‏داد، در سال ۱۰۷۶ با “شاه کابلی” که از مجذوبین حق بود آشنا شد، دیدار با شاه کابلی تأثیری عمیق بر او گذاشت. و در همین سال در فراق اولین مربی معنوی‏اش میرزا قلندر به ماتم نشست، وی در سال ۱۰۷۸ هـ.ق سرایش مثنوی “محیط اعظم” را به پایان رساند، این مثنوی دریای عظیمی است لبریز از تأملات و حقایق عرفانی.
دو سال بعد مثنوی “طلسم حیرت” را سرود و به نواب عاقل خان راضی که از حامیان او بود هدیه کرد. تلاش معاش او را به خدمت در سپاه شهزاده “اعظم شاه” پسر اورنگ زیب بازگرداند. اما پس از مدت کوتاهی، چون او از تقاضای مدیحه کردند، از خدمت سپاهی استعفا کرد. بیدل در سال ۱۰۹۶ هـ.ق به دهلی رفت و با حمایت و کمک نواب شکرا… خان داماد عاقل خان راضی مقدمات یک زندگی توأم با آرامش و عزلت را در دهلی فراهم کرد، زندگی شاعر بزرگ در این سالها به تأمل و تفکر و سرایش شعر گذشت و منزل او میعادگاه عاشقان و شاعران و اهل فکر و ذکر بود، در همین سالها بود که بیدل به تکمیل مثنوی “عرفان” پرداخت و این مثنوی عظیم عرفانی را در سال ۱۱۲۴ هـ .ق به پایان رساند، با وجود تشنج و درگیری‏های سیاسی در بین سران سیاسی هند و شورش‏های منطقه‏ای و آشفتگی اوضاع، عارف شاعر تا آخرین روز زندگی خود از تفکرات ناب عرفانی و آفرینش‏های خلاقه هنری باز نماند. بیدل آخرین آینه تابان شعر عارفانه فارسی بود که نور وجودش در تاریخ چهارم صفر ۱۱۳۳ هـ.ق به خاموشی گرایید.
از بیدل غیر از دیوان غزلیات آثار ارزشمند دیگری در دست است که مهمترین آنها عبارتند از:
مثنوی عرفان
مثنوی محیط اعظم
مثنوی طور معرفت
مثنوی طلسم حیرت
رباعیات
چهار عنصر (زندگینامه خود نوشت شاعر)
رقعات
نکات
زبان بیدل برای کسانی که برای اولین بار با شعر وی آشنایی به هم می‏زنند اگر شگفت انگیز جلوه نکند تا حد زیادی گنگ و نامفهوم می‏نماید، این امر مبتنی بر چند علت است:
الف: شعر بیدل میراث دار حوزه وسیعی از ادب و فرهنگ فارسی است که بیش از هزار سال پشتوانه و قدمت دارد. ادب و فرهنگی که در هر دوره با تلاش شاعران و نویسندگان آن دوره، نسبت به دوره پیشین فنی‏تر و عمیق‏تر و متنوع‏تر شده است و تا به دست بیدل و همگنانش برسد تا حد بسیار زیادی چه در عرصه زبان و شعر و ادب و چه در حوزه اندیشه و عرفان و تفکر گرانبار شده است. از طرفی چون در حوزه شعر سنتی همواره اندوخته پیشینیان همچون گوهری گرانبها مد نظر آیندگان بود و خلاقیت و آفرینش در بستر سنت اتفاق می‏افتد و نوآوری شکستن سنت‏ها نبود بلکه آراستن و افزودن به سنت‏ها بود (در عین توجه به اصول سنتی)، در شعر بیدل بار ادبی و معنایی کلمات و دایره تداعی معانی موتیوها به سرحد کمال خود رسیده است و همچنین موارد جدیدی نیز به آن افزوده شده و زبان نیز در عین ایجاز و اجمال است. به گونه‏ای که خواننده شعر او برای آن که فهم درستی از شعر وی داشته باشد لازم است به اندازه کافی از سنت شعر فارسی مطلع و به اصول اساسی عرفانی اسلامی آگاه باشد.
ب: بیدل شاعری است با تخیل خلاق، کشف روابط باریک در بین موضوعات گوناگون و طرح مسائل پیچیده عرفانی به شاعرانه‏ترین زبان، و همچنین نوآوری شاعر در مسائل زبانی و سبکی، دقتی ویژه و ذهنی ورزیده را از مخاطب برای فهم دقیق و درک لذت از شعر وی طلب می‏کند.
ج: شعر بیدل همچون جنگلی بزرگ و ناشناخته است که در اولین قدم به بیننده آن حس حیرت و شگفتی دست می‏دهد و چون پا به داخل آن می‏گذارد دچار غربت و اندوه و ترس می‏شود و در واقع مدتی طول می‏کشد تا با شاخ و برگ و انواع درختان و پرندگان و راههایی که در آن است آشنا شود اما چون مختصر انس و الفتی با آن پیدا می‏کند، به شور و اشتیاق در صدد کشف ناشناخته‏هایش برمی‏آید، با شعر بیدل باید انس پیدا کرد تا…
بیدل شاعری با حکمت و تفکر قدسی است، وی از تبار شاعران عارفی چون حکیم سنایی، عطار نیشابوری، مولانا و حافظ و … است، شاعرانی که شعرشان گرانبار از اندیشه و معناست در افق این بزرگان، شعر زبان راز و نیاز است و شاعری شأنی خاص و ویژه دارد، همه آنان به زبان شعر نیک آشنایند و در این زبان سرآمد روزگاران به شمار می‏روند و همچنین در عرصه معنی و حکمت الهی نهنگانی یگانه‏اند، در دستکار اینان صورت و معنای شعر چنان درهم سرشته می‏شود که تشخیص یکی از دیگری سخت و ناممکن به نظر می‏رسد به گونه‏ای که می‏توان گفت اندیشه آنان عین شعر و شعرشان عین اندیشه آنان می‏گردد، غزلیات شمسی مولانا و غزلیات بیدل و حافظ آیا سخنی غیر از شعر ناب است و باز هم آیا آثار همه اینان، غیر از بیت الغزل معرفت و عرفان است؟ بی‏هیچ اغراقی فهم تبیین و توضیح اندیشه‏های ژرف و باریک بینانه عرفانی بیدل به زبان تفصیل عمر گروهی از زبده‏ترین آگاهان را به سر خواهد آورد و این نیست مگر جوشش فیض ازلی از جان و دل و زبان این شاعر بزرگ و شاعران عارف دیگری که حاصل عمر کوتاه و اندکشان، جهانی راز و معناست، … بیدل غیر از غزلیاتش که هر یک آینه‏ای مجسم از شعر نابند، در مثنوی‏های “محیط اعظم”، “عرفان”، “طلسم حیرت” و “طور معرفت” به تبیین اندیشه‏های عرفانی خود پرداخته است در میان این مثنوی‏ها دو مثنوی “محیط اعظم” و “عرفان” از قدر و شأن ویژه‏ای برخوردارند، مثنوی محیط اعظم را شاعر در روزگار جوانی خود سروده است بررسی سبک شناختی و معنا شناختی این اثر نشان می‏دهد که شاعر بزرگ در عهد شباب نه تنها به زبانی نوآئین و غنی از ظرفیتهای بیانی شاعرانه دست یافته، بلکه شاعری صاحب اندیشه با تفکری متعالی است. مثنوی “عرفان” که به مرور در طی سی سال از عمر شاعر سروده شده است در برگیرنده یک دوره کامل از جهان شناسی، انسان شناسی و خداشناسی عرفانی بیدل است، این مثنوی از آثار ارجمند شعر عرفانی زبان فارس است که در آن نور حکمت الهی با زبان شیفته شاعرانه یکی شده است و بی‏هیچ تعصبی می‏توان آن را به لحاظ عمق و ژرفای اندیشه و زبان پرداخته و نوآئینش هم وزن و همسنگ آثاری چون مثنوی معنوی و حدیقه الحقیقه سنایی به حساب آورد.
در یک نگاه گذرا به مثنوی عرفان و محیط اعظم می‏توان به مشابهت و مقارنت بسیار آرا و افکار بیدل با اندیشه‏های ابن عربی (عارف مغرب) پی برد، با این همه و به یقین بیدل خود صاحب تفکری خاص است که مشی فکری او را از بزرگان دیگری همچون ابن عربی جدا می‏کند توضیح دقیق این نکته مستلزم صرف وقت و دقت نظر در آرا و افکار ابن عربی و بیدل است.
اندیشه بیدل، اندیشه وحدت و یکانگی است، در منظر او عالم عالم جلوه حق است و انسان آینه‏ای که حیران به تماشا چشم گشوده است، به تماشای تجلی حق در عالم وجود، بیدل حق را تنها حقیقت هستی می‏داند، در نگاه خود نیز همه موجودات قائم به حق می‏باشند و بدون فیض وجودیی که حق به آنها می‏بخشد محکوم به فنا و نیستی‏اند و همه موجودات و اشیاء را همچون خیال و وهم تصور می‏کند که تنها صورتی از وجود دارند و حقیقت آنها حضرت حق می‏باشند که از چشم غافلان همیشه این نکته پوشیده می‏ماند.
در نگاه شاعر ذره تا خورشید چشم به سوی حق دارند و تمام هستی، پرشکوه و پاک به عشقی ازلی در جستجوی حق است:

ذره تا خورشید امکان، جمله، حیرت زاده ‏اند
جز به دیدار تو چشم هیچ کس نگشاده‏اند
نمونه هایی ازشعر بیدل:
بیدل به سجود و بندگی تو ام باش
تا بار نفس به دوش داری خم باش
زین عجز که در طینت تو گل کرده است
الله نمی توان شدن آدم باش

*****************

چنین کشته حسرت کیستم من

که چون اتش از سوختن زیستم من
نه شادم نه محزون نه لفظم نه مضمون
نه چرخم نه گردون چه معنیستم من
اگر فانیم چیست این شور هستی
وگر باقیم ارچه فانیستم من
بناز ای تخیل ببال ای توهم
که هستی گمان دارم و نیستم من
در این غمکده کس ممیراد یارب
به مرگی که بی دوستان زیستم من
بخندید ای قدر دانان فرصت
که یک خنده بر خویش نگریستم من

behnam5555 02-06-2012 08:46 AM

استاد محمد رضا شجریان به روایت تصویر
 

استاد محمد رضا شجریان به روایت تصویر


شجریان در اغوش پدر

استاد شجریان در کودکی در کنار مادر

همایون شجریان درآغوش پدر

شجریان وخانواده

استاددرتیم ورزشی اش

پدروپسر

استاد شجریان در کنار عروسشان

اشک شجریان در سوگ پرویز مشکاتیان

وقتی که شجریان اشپزی می کند

استاد ونوه هایش

اشک استاد درمراسم خاکسپاری مادر

گروه جادوئی!

درکنار استاد شهید سیدخلیل عالینژاد



behnam5555 02-06-2012 07:16 PM

رودخانه هایرکورد دار جهان
 


رودخانه هایرکورد دار جهان
شماری از رودخانه ها در زمینه های مختلف، رکورددار هستند.
طولانی ترین رودخانه جهان
رود نیل ، به طول 6 هزار و 650 کیلومتر واقع در شمال شرقی آفریقا و از 9 کشور اتیوپی، زئیر، کنیا، اوگاندا، تانزانیا، رواندا، برونئی، سودان، سودان جنوبی، مصر عبور می کند.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...re-9728329.jpg

عریض ترین رودخانه جهان

رودخانه ریودولاپلاتا در آمریکای جنوبی که محل تلاقی دو رودخانه است.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...re-9628729.jpg


رنگین ترین رودخانه جهان

رود کانو کریستال واقع در کلمبیا - این رودخانه به نام های دیگری از جمله رودخانه رنگ های پنجگانه، قوس القزح و زیباترین رودخانه در جهان نیز خوانده شدند.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...re-9428429.jpg


کثیف ترین رودخانه جهان

رودخانه کیتاروم واقع در اندونزی - حدود 5 میلیون نفر از این رودخانه، درآمد کسب می کنند.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...re-9528729.jpg

کوتاه ترین رودخانه در جهان

رودخانه رو - به طول 61 متر واقع در آمریکا.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...re-9328629.jpg

طولانی ترین رودخانه در جزیره

رودخانه کابوس واقع در اندونزی که طول آن به یک هزار و 143 کیلومتر می رسد .


http://salijoon.info/mail/901117/roo...e-91281429.jpg

عمیق ترین رودخانه در جهان

رودخانه کونگو در آفریقا. عمق آن به 230 متر می رسد . سومین رودخانه بزرگ جهان و با طول 4700 کیلومتر، نهمین رودخانه جهان از لحاظ طول.


http://salijoon.info/mail/901117/roo...e-90281129.jpg

behnam5555 02-15-2012 11:18 PM

آیا می دانستید؟
 

آیا می دانستید؟

آیا میدانستید که تـنها در طول زمانی که این جمله را می خوانید در حدود ۵۰ هزار سلول بدنتان میمیرد و سلول های جدید جایگزین آن می شود ؟
آیا میدانستید که در طـول یـک ساعت قلب شما آنقدر سخت کار می کند کـه مــی تـــوانــد انرژی حمل یک جسم یک تنی به اندازه یک کیلومتر از سطح زمین را تامین کند ؟
آیا میدانستید که اولین دوقلوهای آزمایشگاهی اولین بار در سال ۱۹۸۱ به دنیا آمدند ؟
آیا میدانستید که اگر سلول های موجود بر روی پوست بدن انسان را به دنبال هم بچینیم، طول آن به ۴۵ مایل خواهد رسید ؟
آیا میدانستید که در طول یک سال، قلب یک انسان عادی ۴۰ میلیون بار می تپد ؟
آیا میدانستید که بیشتر انسانها در یک دقیقه ۲۵ مرتبه پلک می زنند و بطور میانگین هر انسان سالانه بیش از ۱۳ میلیون مرتبه پلک می زند ؟
آیا میدانستید که معده شما باید هر دو هفته یکبار ماده مخاطی جدید ترشح کند در غیر اینصورت خودش را هضم خواهد کرد ؟
آیا میدانستید که شش سمت چپ کوچکتر از شش سمت راست است تا فضایی برای قلب ایجاد شود ؟
آیا میدانستید که جراحی چشم یکی از پیشرفت های چشمگیر در طب باستان به شمار می رود ؟
آیا میدانستید که عطسه در هنگام خارج شدن از دهان، سرعتی بالغ بر ۱۰۰ مایل بر ساعت دارد ؟
آیا میدانستید که اگر بدن شما خشک و یخ زده شود ۱۰% به وزن آن اضافه خواهد شد که این مقدار وزن اضافی را مایکرو ارگانیسم هایی که بر روی بدن قرار دارند، تشکیل می دهند ؟
آیا میدانستید که براساس آمارهای اخیرسازمان جهانی سلامتی، روزانه در حدود ۱۰۰ میلیون فعالیت جنسی رخ میدهد؟
آیا میدانستید که زمانیکه گوشت و شیر را با هم می خورید، بدن به هیچ وجه کلسیم شیر را جذب نمی کند و بهتر است میان مصرف گوشت و شیر حداقل ۲ ساعت فاصله باشد ؟
آیا میدانستید که هر انسان در حدود نیم ساعت یک تک سلولی بوده است ؟
آیا میدانستید که ما یک داروخانه کامل در بدن خود داریم و می توانیم هر دارویی را در بدن خود تولید کنیم ؟
آیا میدانستید که طول قد هر انسان سالم برابر هشت وجب دست خود اوست ؟
آیا میدانستید که محـقـقان اخیـراً بـه ایـن نتیجه رسیده اند که کلیه انسان ۵۰۰ عملکرد متفاوت دارد ؟
آیا میدانستید که ساختمان عملکرد دست وال، سگ، پرندگان (بال ها) و انسان دقیقاً مشابه است ؟
آیا میدانستید که سریع ترین عضله بدن انسان زبان اوست ؟
آیا میدانستید که شبکه چشم ۱۳۵ میلیون سلول احساس دارد که مسئولیت گرفتن تصاویر و تشخیص رنگها را بر عهده دارد ؟
آیا میدانستید که چشم انسان حدود ۱۳۵ میلیون سلول بینایی دارد که معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل عمل می کند ؟
آیا میدانستید که چشم سالم انسان میتواند ده میلیون رنگ را مختلف را ببیند و آنها را از یکدیگر تمیز دهد ؟
آیا میدانستید که گوش و بینی شما در تمام طول عمر به رشد خود ادامه می دهند ؟
آیا میدانستید که چشم‌های ما از بدو تولد همین اندازه بوده‌اند، اما رشد گوش و بینی ما هیچ‌وقت متوقف نمی‌شوند ؟
آیا میدانستید که دندان تنها بخش از بدن انسان است که ترمیم نمی شود ؟
آیا میدانستید که شواهد نشان داده است که انسان از هفتاد هزار سال پیش لباس بر تن می کرده است ؟
آیا میدانستید که عمر مفید انسانها در کف دستشان اینگونه (۸۱ – ۱۸ = ۶۳) نوشته شده است ؟
آیا میدانستید که ضریب هوشی انسان های معمولی بین ۸۵ تا ۱۰۵ است ؟
آیا میدانستید که هر تار موی انسان میتواند تا وزن ۱۰۰ گرم رشد کند ؟
آیا میدانستید که یک انسان نهایتا میتواند با سرعت ۳۵ کیلومتر در ساعت بدود ؟
آیا میدانستید که کالبد شکافی انسانهای جدید بسیار بیشتر از انسانهای قدیمی طول میکشد ؟
آیا میدانستید که انسان با خوردن ۲۰ نیش از زنبور عسل در آن واحد خواهد مرد ؟
آیا میدانستید که هر انسان میتواند ۱ دقیقه نفس خود را حبس کند و رکوردش در جهان ۸۵ دقیقه است ؟
آیا میدانستید که وزن اسکلت انسان بالغ ۱۳ تا ۱۵ کیلوگرم است ؟
آیا میدانستید که انسان اولیه (ناندرتال ها) و اجداد اولیه انسان هر دو در یک زمان در اروپا بودند ؟
آیا میدانستید که یک انسان ۸ ثانیه بعد از قطع گردن هنوز به هوش است ؟
آیا میدانستید که لایه بیرونی پوست انسان هر ۲ هفته یکبار با سلولهای جدید تعویض میشود ؟
آیا میدانستید که انسان ۹ هزار سال پیش از میلاد برای اولین بار به کشاورزی پرداخت ؟
آیا میدانستید که دویست میلیون موجود زنده روی زمین وجود دارد که انسان یکی از آنها است ؟
آیا میدانستید که کبد انسان در ۳۰۰ تا ۵۰۰ روز نو میشود، یعنی اینکه از سلولهای جدیدی برخوردار میشود ؟
آیا میدانستید که تقریبا ۶۵ ٪ وزن انسان را اکسیژن تشکیل میدهد ؟
آیا میدانستید که انسان برای اولین بار در ۱۷۸۳پرواز را تجربه کرد و توانست ۸ کیلومتر با بالن پرواز کند ؟
آیا میدانستید که جنین انسان بعد از ۱۷ هفته (۴ ماه) می تواند خواب هم ببیند ؟
آیا میدانستید که تنها موجودای که میتواند به پشت بخوابد انسان است ؟
آیا میدانستید که بدن یک انسان در طول عمرش به طور متوسط ۱۳۰۰لیتر عرق تولید میکند ؟
آیا میدانستید که انسان‌های راست دست به طور میانگین ۹ سال بیش از چپ دست‌ها عمر می‌کنند ؟


behnam5555 02-15-2012 11:21 PM

قوانین عجیب
 

قوانین عجیب


1. جویدن آدامس در سنگاپور ممنوع است.

2.
تقلب کردن در مدارس بنگلادش غیر قانونی است و افراد بالای 15 برای تقلب به زندان فرستاده می شوند.

4.
مشاهده فیلم های کاراته ای تا سال 79 در عراق ممنوع بود.

5.
در ایسلند زمانی داشتن سگ خانگی ممنوع بود.

6.
در آریزونای آمریکا، کشتن و شکار شتر ممنوع است.

7.
در تایلند همه سینما رو مجبورند هنگام پخش سرود ملی قبل از شروع فیلم قیام کنند.

8.
در دانمارک روشن کردن ماشین قبل از چک مردن اینکه بچه ای زیر آن خوابیده است یا نه، ممنوع است.

9.
در تایلند انداختن آدامس جویده شده تان 500 دلار جریمه دارد و قبل از خارج شدن از
خانه حتما باید لباس زیر پوشیده باشید.

10.
در سال 1888 در بریتانیا قانونی تصویب شده که دوچرخه سواران را موظف می کرد تا زمان رد شدن ماشین از کنارشان، زنگ دوچرخه هایشان را بطور پیوسته به صدا درآورند.

11.
در قرن 16 و 17 میلادی نوشیدن قهوه در ترکیه ممنوع بود و اگر کسی در حین خوردن قهوه دستگیر می شدن، به اعدام محکوم می شد.

12.
در فنلاند زمانی پخش کارتون دونالد داک به علت شلوار نپوشیدن شخصیت اصلیت سریال ممنوع بود.

13.
تا سال 1984، بلژیکی ها مجبور بودند نام فرزندشان را از یک لیست 1500 نفری در روزهای ناپلئون بطور رندوم انتخاب کنند.

14.
در برمه دسترسی به اینترنت غیر قانونی است. اگر فردی با اتهام داشتن مودم دستگیر شود، به زندان محکوم می شود.

15.
اتریش اولین کشوری بود که مجازات مرگ را در سال 1787 حذف کرد.

16.
صد ها سال پیش هر فردی که قصد داشت از کشور خارج شود، به سرعت اعدام می شد.

17.
در طول جنگ جهانی اول هر سربازی که به همجنس بازی متهم می شد، اعدام می شد.

18.
در زمان حکومت طالبان در افعانستان، پوشیدن جوراب سفید برای زنان به علت تحریک آمیز بودن آن برای مردان ممنوع بود. در ضمن ماموران پلیس دستور داشتند پنجره خانه ها را با رنگ سیاه بپوشانند تا زنان حاضر در خانه ها دیده نشوند.

19.
در 24 ایالت آمریکا ضعف حنسی عامل اصلی طلاق است.

20.
در ایالت میسوری بخش سنت لوئیس، هنوز هم نجات دادن زنان با لباس خواب، برای ماموران آتش نشانی ممنوع است.

21.
در انگلستان، سر لاشه هر نهنگی که پیدا شود متعلق به پادشاه اشت و دم آن متعلق به ملکه.

22.
در فرانسه صدا زدن خوک با نام ناپلئون ممنوع است.

23.
در ویکتوریای استرالیا پوشیدن شلوارک های صورتی تحریک آمیز در غروب های شنبه ممنوع است.

24.
در ویکتوریای استرالیا، تنها متخصصان برق اجازه تعویض لامپ برق را دارند.

25.
در انگلستان چسباندن برعکس تمبر حاوی عکس ملکه، نشانگر خیانت و پیمان شکنی با سلطنت است.

26.
در ورمونت، زنان تنها با اجازه کتبی همسرانشان حق استفاده از دندان مصنوعی را دارند.

27.
در واشنگتون، وانمود کردن به داشتن خانواده پولدار ممنوع است.

28.
در منطقه کنورسویل ویسکانسین آمریکا، مردان در هنگام اوج لذت شهوانی (ارگاسم) همسرانشان حق تیراندازی ندارند.

29.
در اوهایو آمریکا, ماهیگیری در زمان مستی ممنوع است.

30.
در اندونزی مجازات استمنا, مرگ است.
31.
در بخش اروکای ایالت نوادا، بوسیدن زنان توسط مردان سبیلو ممنوع است.

32.
در میامی آمریکا، تقلید کردن رفتار جانواران ممنوع است.

33.
در لوای آمریکا، بوسیدن بیش از 5 دقیقه مجاز نیست.

34.
زمانی در کشور سوئیس، محکم بستن در خودرو جرم به حساب می آمد.

35.
در روآتای ایتالیا، عبور افراد غیر مسیحی از 20 متری کلیسا ممنوع است. اما عبور بزرگراهی از فاصله 15 متری کلیسای آن منطقه موجب دردسر پلیس شده بود، زیرا امکان توقف حودرو ها در آن منطقه بزرگران برای چک کردن مسیحی بودن یا نبودن شان وجود نداشت.
36.
در سوئیس داشتن یک پناهگاه برای شهروند الزامی است.

37.
در منطقه هستینگ نبراسکا, قانون می گوید هتلداران باید پیراهن سفید تمیز برای خواب به هر یک از مهمانان بدهند. هیچ زوجی هم حق ندارد تا قبل پوشیدن این لباس ها *** داشته باشد.

38.
در بحرین پزشکان حق ندارند در هننگام معاینه به آلت تناسلی زنان مستقیم نگاه کنند، اما اجازه دارند تصویر آنرا در اینه ببینند.

39.
در لینوئیس آمریکا دادن سیگار روشن به حیوانات ممنوع است.

40.
در منطقه ترمونتون یوتا در آمریکا, زنان حق *** با مردان در آمبولانس را ندارند و در صورت انجام این کار گناهکار شناخته شده و نامشان در روزنامه محلی درج خواهد شد.


behnam5555 02-15-2012 11:23 PM

شیرچرا سر میرود؟
 
شیرچرا سر میرود؟

اگر مايكروفر داشته باشيد، احتمالاً ديده‌ايد كه شير درون مايكروفر، با آن كه ممكن است دمايش خيلي زياد شده باشد، سر نمي‌رود. براي دانستن علت اين ماجرا كمي به عقب بر‌مي‌گرديم.
اصلاً چرا شير سر مي‌رود؟ اگر به گرم شدن شير دقت كنيد، معناي فيزيكي سر رفتن را خواهيد فهميد. وقتي شير را روي حرارت گاز يا هر وسيله حرارتي كه شير را از بيرون گرم مي‌كند قرار مي‌دهيد. تا آستانه نقطه‌جوش، هيچ اتفاقي‌نمي‌افتد؛ اما مسأله با آزاد شدن اولين حباب‌هاي حاوي بخار شير آغاز مي‌شود؛ هر چه دما بالاتر برود، اين حباب‌ها هم با سرعت بشتري شكل مي‌گيرند و بالاخره وقتي سرعت ايجاد اين حباب‌ها از سرعت تركيدنشان بيشتر شود، حباب‌ها روي هم جمع مي‌شوند و پس از مدتي از ظرف بيرون مي‌ريزند. اين حباب‌ها در آب هم ايجاد مي‌شوند، اما با رسيدن به سطح آب مي‌تركند. كشش سطحي شير به خاطر وجود چربي‌ها و تركيبات هيدروكربني از آب بيشتر است. و همين باعث مقاومت حباب‌ها در برابر فشار بخار داخلي و افزايش عمر آن‌ها مي‌شود. براي جلوگيري از سر رفتن شير، حباب‌ها را با هم‌زدن از بين مي‌برند.
اما مايكرو همان‌طور كه احتمالاً مي‌دانيد، با توليد امواج مايكرويو در فركانسي خاص باعث حركت نوساني مولكول‌هاي آب موجود در جسم، ايجاد اصطكاك و گرم شدن همگن و دروني آن مي‌شود. (يعني در هر لحظه، همه نقاط مايع درون درون مايكروفر همدما هستند). بنابراين آب يا شيري كه درون مايكروفر قرار مي‌گيرد، بي‌ سر و صدا و به طور دروني شروع به گرم شدن مي‌كند. اين گرم شدن مي‌تواند تا چندين درجه بالاتر از نقطه جوش مايع ادامه پيدا كند، بدون اينكه آب از آب تكان بخورد و هيچ حبابي در آن ظاهر شود! تعجب نكنيد، اين پديده كه ابر گرمايش نام دارد، ويژه مايكروفر نيست و از يك واقعيت فيزيكي عميق‌تر نتيجه مي‌شود. در واقع از نظر فيزيكي، هيچ دليلي براي ايجاد حباب بخار در يك سيال داغ وجود ندارد و يك عامل خارجي بايد اين‌ كار را بكند. به عبارت ديگر اگر محيط سيال همگن باشد و هيچ ناهمگوني و عارضه غيريكنواختي در آن وجود نداشته باشد كه «بهانه» ايجاد حباب شود، حبابي در كار نخواهد بود و سيال بدون جوشيدن، داغ و داغ‌تر مي‌شود

behnam5555 02-15-2012 11:26 PM

درباره عطر بیشتر بدانیم
 
درباره عطر بیشتر بدانیم

قرن ها پیش از این، عطر به عنوان ماده ای برای خوشبو کردن محیط در مراسم مذهبی مصریان سوزانده می شد. در آن زمان استفاده از این مواد خوشبو تنها به آیین ها و تشریفات مذهبی اختصاص داشتند اما به تدریج از این مواد برای ساختن پماد جهت تسکین و درمان زخم های پوستی نیز استفاده شد.
در طول قرن هفدهم، استفاده از بوی خوش و عطر کاملا در بین مردم رایج شد. دستکش های معطر در فرانسه به بازار آمد و در سال 1656 بود که اولین صنف سازندگان عطر تاسیس شد.

استفاده از عطر در کشور فرانسه بیش از سایر نقاط جهان به سرعت افزایش پیدا کرد.
در قرن 18 با ساخت ادکلن (Eau de cologne) انقلابی در صنعت عطر سازی به وقوع پیوست. ادکلن که در آن زمان ترکیبی بود از گیاهان رزماری، نارنج و لیمو موارد استفاده فراوانی داشت، از آنجمله می توان به استفاده از آن برای خوشبو کردن آب حمام ، خوشبو کردن نوشیدنی ها و شکر، بعنوان شستشو دهنده و خوشبو کننده دهان، جزئی از مواد سازنده پمادها و ... اشاره کرد.

برای اولین بار در قرن هجدهم، در فرانسه عطر به صورت مایعی درون بطری های شیشه ای تزیینی به بازار آمد و شیشه های عطر کم کم بین مردم محبوبیت پیدا کردند.

در قرن نوزدهم، انقلاب فرانسه ناخواسته باعث شد تا شور و شوق مردم این کشور برای استفاده از عطر کم شود. اما بعد از گذشت چند سال مردم مجددآ جرات پیدا کردند که میل شدیدشان را برای استفاده از کالاهای لوکس، از جمله عطر ابراز کنند.

از آن زمان تا کنون بوهای جدید در شیشه های مخصوص عطر با طرح ها و بسته بندی های متنوع به بازار عرضه می شود.

نکاتی در ارتباط با عطر و استفاده از آن

فرق بین عطر، ادو پرفوم، ادو توالت و ادو کلن در چیست؟

فرق این محصولات تنها در میزان غلظت عصاره روغنی سازنده بوهای مختلف است. بدیهی است هر قدر غلظت عصاره روغنی در یک بو بیشتر باشد، ماندگاری اش بیشتر خواهد بود.

غلیظ ترین عصاره، عطر یا perfume نام دارد با غلظتی بین 40-15% خالصترین و ماندگارترین بوهاست و در عین حال گرانترین نوع عطر است.

و بعد از آن به ترتیب،

Eau de Perfume
با غلظتی در حدود 15-7% رایج ترین نوع عطر است که ماندگاری مناسبی دارد و به گرانی عطر هم نیست.

ادو توالت (Eau de Toilette) در حدود 6-1% غلظت داشته بوی ملایمی دارد که ماندگاری زیادی هم ندارد و برای تمیدید بوی آن باید چندین بار در طول روز از آن استفاده شود.

و آخر از همه ادوکلن (Eau de Cologne) است که در واقع همان ادو توالت (Eau de Toilette) است، بویی ملایم دارد و ماندگاری اش نیز همان اندازه است.

در After Shave های مخصوص آقایان کمترین مقدار عصاره روغنی بکار می رود به همین دلیل دوام بویش از بقیه کم تر است.

چرا بعضی از بوها نسبت به بقیه ماندگاری بیشتری دارند؟

اشخاصی که پوستی چرب دارند معمولا بوی عطرشان نسبت به افرادی که پوست خشک دارند، ماندگاری بیشتری دارد. زیرا پوست چرب به طور طبیعی مرطوب است و رطوبت باعث نگهداری و ماندگاری بوی عطر می شود.

چه کنیم تا بوی عطرمان بیشتر بماند؟

همانطور که گفته شد ماندگاری بوی عطر بسته به خشک یا چرب بودن پوست، اش در افراد مختلف متفاوت است. در صورت امکان در طول روز، عطر خود را تجدید کنید.

متخصصین تولید محصولات بهداشتی توصیه می کنند که عطر را به پشت گوش ها و گردن خود بزنید و مقدار کمی را هم بر روی پوست بدنتان استفاده کنید. با این کار بوی عطر شما پخش می شود و سریع از بین نمی رود. یک اسپری کوچک روی موها باعث می شود بوی عطر شما در تمام روز باقی بماند.

چرا همه عطرها الکل دارند؟

زیرا الکل باعث می شود بو روی پوستتان نمانده و از پوست شما متصاعد شود. بدون وجود الکل در عطر، شما تنها کسی خواهید بود که متوجه می شوید عطر زده اید.

فرق بین لوسیون و ژل After Shave چیست؟

لوسیون After Shave پوست را می سوزاند و به بسته شدن منافذ پوست بعد از اصلاح صورت کمک می کند اما ژل After Shave تنها خنک کننده و تسکین دهنده پوست صورت است.

ژل حمام چیست ؟

ژل حمام در واقع همان صابون است که هم برای استفاده خانم ها و هم آقایان ساخته می شود، به خوبی کف می کند و بوی مطبوعی روی پوست شما باقی می گذارد.

چه کنیم که عطرمان دیرتر فاسد شود ؟

شیشه عطر را در محل خشک، خنک و به دور از پنجره و نور خورشید نگه دارید؛ زیرا نور خورشید باعث بروز اختلالاتی در مواد تشکیل دهنده عطر شده و آن را از بین می برد. به طور کلی برای اینکه شیشه عطر عمر بیشتری داشته باشد، پیشنهاد می شود آن را همیشه درون جعبه اش نگه دارید.


behnam5555 02-15-2012 11:31 PM

رهي معيري
 

رهي معيري

شادروان محمدحسن معيري متخلص به «رهي» در دهم ارديبهشت ماه ???? هجري شمسي در تهران و در خانداني بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصيلات ابتدايي و متوسطه را در تهران به پايان برد، آنگاه وارد خدمت دولتي شد و در مشاغلي چند خدمت کرد. از سال ???? شمسي به رياست کل انتشارات و تبليغات وزارت پيشه و هنر (بعداً وزارت صنايع) منصوب گرديد. پس از بازنشستگي در کتابخانه? سلطنتي اشتغال داشت. وي همچنين در انجمن موسيقي ايران عضويت داشت. رهي علاوه بر شاعري، در ساختن تصنيف نيز مهارت کامل داشت. وي در سالهاي آخر عمر در برنامه? گلهاي رنگارنگ راديو در انتخاب شعر با داوود پيرنيا همکاري داشت و پس از او نيز تا پايان زندگي آن برنامه را سرپرستي مي‌کرد. رهي در طول حيات خود سفرهايي به خارج از ايران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکيه در سال ????، سفر به اتحاد جماهير شوروي در سال ???? براي شرکت در جشن چهلمين سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ايتاليا و فرانسه در سال ???? و دو بار سفر به افغانستان، يک بار در سال ???? براي شرکت در مراسم يادبود نهصدمين سال در گذشت خواجه عبدالله انصاري و ديگربار در سال ????، عزيمت به انگلستان در سال ???? براي عمل جراحي، آخرين سفر وي بود. رهي معيري که تا آخر عمر مجرد زيست، در بيست و چهارم آبان سال ???? شمسي پس از رنجي طولاني از بيماري سرطان معده بدرود زندگاني گفت و در مقبره? ظهيرالدوله? شميران به خاک سپرده شد

شاهد افلاکی


چون زلف تو ام جانا در عين پريشاني

چون باد سحرگاهم در بي سر و ساماني

من خاکم و من گردم من اشکم و من دردم

تو مهري و تو نوري تو عشقي و تو جاني

خواهم که ترا در بر بنشانم و بنشينم

تا آتش جانم را بنشيني و بنشاني

اي شاهد افلاکي در مستي و در پاکي

من چشم ترا مانم تو اشک مرا ماني

در سينه سوزانم مستوري و مهجوري

در ديده بيدارم پيدايي و پنهاني

من زمزمه عودم تو زمزمه پردازي

من سلسله موجم تو سلسله جنباني

از آتش سودايت دارم من و دارد دل

داغي که نمي بيني دردي که نمي داني

دل با من و جان بي تو نسپاري و بسپارم

کام از تو و تاب از من نستانم و بستاني

اي چشم رهي سويت کو چشم رهي جويت ؟

روي از من سر گردان شايد که نگرداني


behnam5555 02-17-2012 11:59 AM

تاریخچه ی چاپ
 

تاریخچه ی چاپ

اختراع فن چاپ درحقیقت به قرن ها پیش از گوتنبرگ، كه نامش به عنوان مخترع چاپ در تاریخ به ثبت رسیده است، برمی گردد. آشوریان چند هزار سال قبل از میلاد بر خشت هایی از گل‌رس مهر می‌زدند. استعمال حروف قابل انتقال نیز میان سال‌ های 1051 و 1058 در چین آغاز شد. مخترع این حروف فردی به نام پی‌شنگ بود و حروف هم از گل ‌رس ساخته می‌شد. حروف دستی و حروف قلعی كه پس از آنها به كارآمد، هیچ یك رواجی نیافت، بر عكس حروف چوبی متداول شد. تا این‌كه در سال 1440، گوتنبرگ ظاهرا بدون اطلاع از كار چینی‌ها، حروف قابل انتقال را اختراع كرد و برای هر یك از حروف الفبا یك حرف جداگانه به كار برد. حروف متحرك را چینی‌ها اختراع كردند، ولی گوتنبرگ كه حرفه اش زرگری بود، آلیاژ مناسب برای ریخته گری حروف را از سرب و آنتی موآن به دست آورد و سپس نسبت هر یك از این دو فلز را به گونه ای انتخاب كرد كه حروف بیش از حد سخت و نرم نباشند. وی برای مركب چاپ هم فرمول مناسبی یافت و خلاصه با رفع موانع و حل مشكلات عمل چاپ را میسر و اجرایی كرد.

تقریبا 20 سال پس از نخستین تلاش ها ی گوتنبرگ در امر چاپ ،این صنعت با استفاده از سطوح برجسته در ونیز، فلورانس، پاریس و لیون در حدی مختصر و محدود رواج یافت. اما دستگاه چاپ گوتنبرگ، به علت هزینه ها ی بسیار زیاد فقط برای ثروتمندان قابل دسترسی بود و به همین دلیل تا مدت ها ی طولانی استقبال چندانی از آن نشد. 300 سال پس از اختراع دستگاه چاپ گوتنبرگ، نمایشنامه نویسی آلمانی به نام آلوئیس زنه فلدر، چاپ سنگی یا لیتو گرافی را درسال 1796 میلادی اختراع كرد.
هر سنگی كه متن یا تصویر با این روش روی آن نقش می بست ، برای چاپ حدود 750 نسخه عملكرد مطلوب داشت و پس از آن نقش روی سنگ قابل چاپ نبود.
اگر چه درباره شروع چاپ سنگی در ایران روایات متعددی وجود دارد، به نظر می رسد چاپ سنگی را برای نخستین بار میرزا صالح شیرازی در تبریز راه اندازی كرد. میرزا صالح كه از سوی دولت ایران برای فراگیری هنرهای جدید به اروپا رفته بود، در بازگشت یك دستگاه چاپ سنگی با خود به تبریز آورد كه آن را در سال 1250 قمری راه انداخت.
چاپ خانه سنگی طی مدت كوتاهی در تهران و بعد اصفهان و سپس سایر شهرهای ایران تاسیس شد و بیش از 50 سال تنها روش چاپ در ایران بود و تا اواخر دوره قاجار، هر چه در ایران چاپ می شد، به روش چاپ سنگی بود. البته هشت سال قبل از ورود چاپ سنگی به ایران چاپ سربی نیز راه اندازی شده بود، ولی به علت هزینه و زحمت زیاد آن، پس از ورود چاپ سنگی، كنار گذاشته شد و بعدها در اواخر دوره قاجار دوباره حروف سربی و استفاده از آن رایج گردید.
طریقه چاپ سربی روش نسبتا ساده ای بود: كاغذ روی صفحه ای متشكل از حروف برجسته سربی و آغشته به مركب فشرده می شد و بر اثر فشار، حروف بر صفحه كاغذ نقش می بست. حروفچینی روزنامه نیز نخست به صورت دستی انجام می گرفت، ولی بعدها این كار با دستگاه ها یی كه معمول ترین آن ها «لاینو تایپ» بود، صورت پذیرفت. دستگاه حروفچینی خودكاری لاینوتایپ در سال 1886 میلادی ساخته شد. و بدین ترتیب سرعت چاپ به تدریج فزونی یافت. پیشرفت فناوری كم كم باعث شد دستگاه حروفچینی سربی از دور خارج شود و جای خود را به دستگاه الكترونیكی بدهد.


behnam5555 02-17-2012 12:17 PM

تفاوتهای نقاشی و گرافیک
 

تفاوتهای نقاشی و گرافیک

خط کشی بین نقاشی و گرافیک در روزگاری که با آلیاژی از پسامدرنیسم و دیجیتالیسم ساخته شده، چندان درست به نظر نمی رسد. اما بهر حال درباره چهار تفاوت مهم شان می توانیم حرف بزنیم و بحث کنیم.

۱
)تفاوت اول، هنر و رسانه است. نقاشی عموما زیرمجموعه هنر است که این هنر شدت و ضعف دارد اما گرافیک همیشه هنر نیست. گاهی هم تبدیل به رسانه می شود ؛ مثل وقتی که در خدمت تبلیغات (تجاری، فرهنگی و سیاسی) قرار می گیرد. البته گاهی هم تلفیقی از هنر و رسانه است. درست مثل زمانی که در خدمت رسانه ها (چاپی، الکترونیکی، دیجیتالی و سایبر) قرار می گیرد. بطور کلی آنگاه که هنر مطلق است garphic art و وقتی که رسانه و یا تلفیقی از رسانه و هنر است graphic design نامیده می شود. در پست های بعدی راجع به این موضوع بیشتر خواهم گفت.

۲
) تفاوت دوم، برقراری ارتباط را شامل می شود. در مواجهه با نقاشی، وظیفه برقراری ارتباط به عهده مخاطب است و اوست که باید تلاش کند تا با اثر هنرمند نقاش ارتباط برقرار کند. اما در گرافیک برعکس است و وظیفه برقراری ارتباط بر دوش خود اثر گرافیک نهاده شده یعنی اثر گرافیکی، بایستی تلاش کند تا مخاطب را به طرف خودش جذب کند نه اینکه مخاطب زور بزند تا محتوای اثر گرافیک را درک کند.

علت ناتوانی بسیاری از آثار گرافیک ناشی از ندانستن همین تفاوت دوم است. البته برای نکته سنج ها ممکن است سوال مطرح شود که پس مینی مالیسم در گرافیک یعنی چه ؟ که چون این مبحث طولانی است اجازه دهید در پست های بعدی در این باره با شما بحث کنم.

یک نکته دیگر را هم می توان گفت؛ برای دیدن آثار یک هنرمند نقاش، این مخاطب است که به گالری و موزه می رود تا آثارش را ببیند. یعنی مخاطب به طرف "اثر" می رود در حالی که در گرافیک، معکوس این اتفاق رخ می دهد و این "اثر" گرافیک است که به طرف مخاطب می رود. شهروندان در حال عبور و مرور از کوچه و خیابان هستند که بیل بردها و پوسترها و . . . به طرف شان می آیند و می خواهند به زور پیام شان را به آنها منتقل کنند.
۳
) تفاوت سوم را به شخصی و غیرشخصی بودن این دو اختصاص می دهم. "اثر" نقاشی کاملا شخصی است و گویای حرف و فکر هنرمند نقاش است بدون در نظر گرفتن مخاطب. از این رواست که می گوییم او می تواند چنین تصور کند : خورشید؛ مثلث سبز ، زمین و صحرا ؛ آبی و آسمان ؛ قرمز چهارخانه با گل های درشت صورتی (!!) . ولی در "اثر" گرافیک تقریبا چنین تصوراتی شدنی نیست (بحث تصویرسازی در گرافیک، چیز دیگری است). چرا که گرافیک "شخصی" نیست و می خواهد ارتباط برقرار کند یعنی بایستی مخاطب را در نظر بگیرد. اثری که در طراحی و تولید آن، مخاطب نقشی نداشته باشد نمی تواند "اثر" گرافیکی موفقی باشد.

۴
) تفاوت چهارم را تقریبا همه می دانند. نقاشی تکثیر نمی شود حداقل با هدف تکثیر، ارائه نمی شود. اما گرافیک براساس تکثیر، طراحی و تولید می شود. واضح است که منظور از تکثیر، تمام گونه های آن است (چاپ، فیلم های اپتیک، فیلم های مگنت، امواج الکترونیکی و . . . ) .آثار تک نسخه ای در گرافیک جایگاهی ندارند چرا که هدف برقراری ارتباط را، عملیاتی نمی کنند. متاسفانه بی توجهی به این مسئله هم باعث شده که این روزها، گرافیک به سمت نمایشگاهی و جشنواره ای شدن پیش برود.
پوسترها و جلدهایی که فقط در یک نسخه تکثیر می شوند و به قصد رتبه و جایزه رهسپار جشنواره های خارجی، یا بر دیوار نگارخانه ها و گالری ها می نشینند و می خواهند بیان هنرمندانه آن گرافیست ـ نقاش را رخ نمایی کنند.



behnam5555 02-18-2012 07:55 AM

نماد شهر های جهان
 

نماد شهر های جهان

هر شهر برای تعیین هویت شهروندانش نشانه‌هایی دارد که از آن به‌عنوان «نماد» یاد می‌شود. این نمادها که گاه جزو آثار باستانی یا طبیعی و گاه ساخته‌شده هستند، به شهروندان هویت جمعی می دهند و در جذب گردشگران موثرند.

تهران- برج میلاد


http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208414_475.jpg


برج میلاد بلندترین آسمان‌خراش ایران و ششمین برج مخابراتی بلند در جهان است. این سازه که به خاطر ارتفاع بلند و شکل ظاهری متفاوتش، تقریباً از همه جای تهران نمایان است، یکی از نمادهای پایتخت به شمار می‌آید.


پاریس- برج ایفل

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208415_392.jpg


برجی فلزی در میدان شان‌دومارس و در کنار رود سن واقع در شهر پاریس است. برج ایفل امروزه نه‌تنها به‌عنوان نماد پاریس بلکه به‌عنوان نماد فرانسه شناخته می‌شود و پربازدیدترین بنای جهان و یکی از شناخته‌شده‌ترین بناهای دنیاست.

مسکو- کاخ کرملین

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208416_370.jpg

یک قلعه تاریخی است که به‌صورت مجتمع در قلب شهر مسکو پایتخت روسیه ساخته شده و به رودخانه مسکوا، میدان سرخ و باغ الکساندر مشرف است. بنای این کاخ در سال۱۴۸۷ میلادی به پایان رسید. نام مشهور این کاخ کرملین است (به زبان روسی به معنای دژ است). این کاخ از چهار قصر، کلیسا و دیوار کرملین به همراهی برج‌های کرملین تشکیل شده ‌است.

کوالالامپور- برج‌های دوقلوی پتروناس

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208417_324.jpg

از بلندترین آسمانخراش‌های جهان هستند و در کوالالامپور پایتخت مالزی قرار دارند. این برج‌های دوقلو با احتساب آنتن بالای برج‌ها، ۴۵۲‌متر ارتفاع دارند. تعداد طبقات هر برج ۸۸‌ طبقه است و جمعا ۷۸ آسانسور در این دو ساختمان فعال هستند. این دو برج از زیر به هم وصل هستند. همچنین پلی طبقات۴۱ و ۴۲ این دو برج را به هم متصل می‌کند. ارتفاع این پل از سطح زمین ۱۷۵‌متر و طول آن ۵۶ متر است.

آتن- معبد پارتنون

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208418_818.jpg

معبد پارتنون، نیایشگاهی در آکروپولیس که پریکلس آن را در سده پنجم پیش از میلاد در یونان امروزی بنا کرد. این معبد، جایگزین نیایشگاه قدیمی‌تری شده بود که در سال۴۸۰ قبل از میلاد توسط خشایارشا پادشاه هخامنشی ایران نابود شده بود. آغاز ساخت معبد قدیمی‌تر نیز سال۴۹۰ پیش از میلاد بوده که خود ۲۵سال پس از تخت جمشید ایران است.

ریودوژانیرو- مجسمه مسیح

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208419_377.jpg

مجسمه مشهوری است که در برزیل در شهر ریودوژانیرو قرار دارد که مجسمه مسیح منجی است. این مجسمه با ۳۸‌ متر ارتفاع در سال‌۱۹۲۶ میلادی و در ارتفاع ۷۱۰‌متری نوک کوه کورکووادو ساخته شده‌است. مجسمه مذکور حالت ایستاده عیسی مسیح درحالی‌که دستان خود را کاملاً باز کرده‌است نشان می‌دهد که این حالت نشان‌دهنده پذیرش همه انسان‌ها در آغوشش است.

پکن- معبد بهشت

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208420_764.jpg

معبد بهشت یا معبد آسمان که بسیار بزرگ‌تر از شهر ممنوعه و کوچک‌تر از قصر تابستانی است، ۲/۷ ‌میلیون متر مربع مساحت دارد و در سال۱۴۲۰ میلادی در دوران سلسله مینگ به‌منظور قربانی کردن در پکن ساخته شد. از آنجا که امپراتوران چین خود را فرزند خدا می‌دانستند جرات نمی‌کردند که محل اقامت خود یعنی شهر ممنوعه را بزرگ‌تر از اقامتگاه خدا بسازند.

قاهره- اهرام ثلاثه

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208421_562.jpg

مجموعه اهرام تاریخی ساخته شده در دوران مصر باستان است که در
حاشیه شمالی شهر قاهره کنونی واقع شده است. هرم بزرگ جیزه تنها بازمانده عجایب هفت‌گانه جهان محسوب می‌شود. چندین هرم کوچک‌تر، مجسمه ابوالهول و کشتی بزرگ مصری متعلق به ۲۵۰۰‌سال پیش از میلاد مسیح نیز در منطقه جیزه واقع شده است.

لندن- برج ساعت بیگ‌بن

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208422_754.jpg

بزرگ‌‌ترین و معروف‌ترین برج ساعت جهان؛ پس از آنکه کاخ وست منیستر، در یک آتش سوزی ویرانگر در تاریخ ۲۲‌ اکتبر سال‌۱۸۳۴ میلادی از بین رفت، چارلز باری، معمار معروف انگلیسی، ساخت مجدد این کاخ را شروع کرد و یک برج ساعت برای ضلع شمال شرقی کاخ در لندن پایتخت انگلستان نظر گرفت. با وجود اینکه ته‌بنای برج بیگ‌ بن، به همراه ساختمان کاخ، در سال‌۱۸۳۴ میلادی نهاده شد اما خود برج، ۱۳‌سال بعد از آن، در سال‌۱۸۵۶میلادی ساخته شد.

سیدنی- خانه اپرا

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208423_913.jpg

یکی از متمایزترین بناهای قرن بیستم ازلحاظ هنر معماری به شمار می‌رود که در شهر ساحلی سیدنی و در ایالت نیو ساوت ولز کشور استرالیا قرار دارد که در ۲۰ اکتبر۱۹۷۳میلادی رسما توسط ملکه الیزابت دوم گشایش یافت. «اپراهاوس» شامل ۵ سالن تئاتر، ۵ سالن تمرین نمایش، ۲سالن اصلی، ۱۰ رستوران و کافه و تعداد زیادی فروشگاه است.

آگرا- تاج محل

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208424_344.jpg

تاج محل از پرآوازه‌ترین بناهای جهان و آرامگاه زیبا و باشکوهی است که در نزدیکی شهر آگرا و در ۲۰۰‌کیلومتری جنوب دهلی‌نو پایتخت هند واقع شده‌است و یکی از عجایب هفت‌گانه جدید دنیا به‌شمار می‌رود. این بنا به دستور شاه‌جهان، پنجمین امپراتور گورکانی هند به‌منظور یادبود همسر ایرانی‌تبارش «ممتاز محل» بنا شده‌ است.

مادرید- مجسمه خرس و درخت

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208425_625.jpg

مجسمه یک خرس در کنار درختی به نام مادرونو سمبل شهر مادرید و کشور اسپانیا‌ست. این مجسمه ۲۰‌تن وزن دارد و در میدانی با نام پوئرتادوسول قرار دارد. نام این درخت توت فرنگی ترجمه شده زیرا میوه‌هایی شبیه توت فرنگی دارد اما شیرین‌تر از آن است و برای مربا استفاده می‌شود.

نیویورک- مجسمه آزادی

http://dl2.2000download.ir/img/9011/...208426_514.jpg

نام رسمی آن «آزادی روشنگر جهان» است. این مجسمه در جزیره آزادی در بندر نیویورک نصب شده و به‌صورت نمادی برای خوشامدگویی به مسافرانی که از راه دریا به نیویورک می‌آیند درآمده‌است. مجسمه آزادی که با رویه‌ای از مس پوشش یافته، در سال ۱۸۸۶میلادی به مناسبت یکصدمین سال استقلال آمریکا از بریتانیا و به‌عنوان نماد دوستی فرانسه و آمریکا به این کشور اهدا شده‌است


behnam5555 02-19-2012 06:20 PM

تاریخچه خطاطی اسلامی- ایرانی
 
تاریخچه خطاطی اسلامی- ایرانی

http://118ba118.com/pictures/9Articles355081.jpg

مقاله حاضر چكیده ای از تاریخچه خطاطی اسلامی- ایرانی است كه در واقع گوشه های پوشیده هنر خوشنویسی ایران را كه با الهام از ذوق و علاقه هنرمندان خطاط ایرانی پا به عرصه وجود نهاده معرفی می نماید؛ هنری كه خود سرچشمه همه آفرینشگری ها و شگفتی های خطاطی ممالك دیگر بود. این مطلب اغراق آمیز نیست چرا كه هندوستان، مصر و عثمانی، پاكستان و افغانستان این هنر مختص ایرانی را در كشورهای خود رواج دادند و همواره به دید تحسین و احترام بدان می نگرند.متأسفانه در این برهه با اختراع ماشین های چاپ با ضعف و انحطاط هنر خوشنویسی روبه رو هستیم لكن با گردهمایی و پایمردی های فراوان اساتید این فن زیبا در انجمنی به نام انجمن خوشنویسان با آموزش هنرجویان به فعالیت هنری خود كماكان ادامه می دهد؛ تا بدین طریق از افول این اثر هنری جلوگیری نمایند؛ این خود به تنهایی كافی نیست و باید با حمایتهای همه جانبه دستگاه حاكمه از این اثر و هویت ملی با ترویج و فراگیری آن به طور جدی در مدارس و حتی در مؤسسات آموزش عالی در بین نوباوگان و جوانان، آن را همیشگی و جاودانه ساخت.با توجه به وسعت دامنه بحث و برای جلوگیری از پراكنده گویی و حفظ نظم و ترتیب و ارائه یك نتیجه منطقی از سیر تكاملی خط كه در طول گذشت زمان از صورت اولیه خود خارج و بدین شكل امروزی درآمد به صورت اجمال بررسی و تقدیم خوانندگان و هنردوستان خط و خطاطی می شود.
«خط در اسلام»

از آنجا كه عربها به صورت چادرنشینی زندگی می كردند نسبت به دیگر ملل باستانی (بابلی ها و چینی ها كه از هزاران سال پیش شیوه نگارش پیچیده ای داشتند) دیرتر به نگارش و كتابت روی آوردند، آنها به طور كل به نوشتن بدگمان بودند و به صورت روایی به حفظ و ضبط اطلاعات می پرداختند.قرن 6 میلادی كه شروع ادبیات عرب بود برای ثبت اشعار خود از سنت روایی استفاده می كردند و گاه به نوشتن تنها هفت قصیده می پرداختند ، چرا كه برای آنها این قصاید از اهمیت خاصی برخوردار بود و حتی آنها را در دیوار كعبه نیز می آویختند. اولین قوم عربی كه موفق به اختراع خط الفبایی شد «نبطی ها» بودند. این قوم از عرب بادیه نشین در سرزمین شمال عربستان می زیستند، كه سرانجام توسط رومی ها از بین رفتند ولی با سرنگونی حكومت آنان خطشان از بین نرفت (دالنمره كتیبه ای است متعلق به مقبره شاعر و خنیاگر معروف ماقبل اسلام به نام امروالقیس كه در سال 328 میلادی به خط نبطی نوشته شده است) بعدها قوم سامی كه آنها نیز در قسمتی از شمال عربستان می زیستند خط نبطی ها را سامان بخشیدند. سرانجام در قرن 6 میلادی توسط قبایل حیره و انبار كه روزگاری از مراكز عمده تجارت بودند توسعه یافت و از آنجا به مكه و جاهای دیگر رفت و درنهایت در سرزمین عربستان به عنوان خط رسمی شناخته شد. گویند شبرین عبدالملك این خط را توسط دوست و پدر همسرش حرب ابن امیه به بزرگان و اشراف مكه آموزش داد.


(خط اولیه قوم عرب به نام های مسند و جزم معرفی شده اند كه جزم را نیز شاخه ای از مسند می دانند.)با ظهور اسلام هنر خط و خطاطی در قوم عرب به اوج شكوفایی رسید، بعد از حفظ و روایت قرآن كریم، لزوم كتابت آن بر همگان آشكار گشت، فلذا خطاطان برای حفظ شأن و منزلت قرآن كریم سعی در هر چه زیبانویسی قرآن نمودند و این خود باعث بروز هنرنمایی هایی در زمینه خط شد. خط كوفی و نسخ از جمله خط هایی بود كه در آغاز اسلام خاستگاه ویژه ای داشت، یكی خطی گوشه دار هندسی با طبیعتی متعالی كه در واقع برای كتابت قرآن یا متون مذهبی به كار برده می شد(كوفی) و دیگری خطی منحنی و روان كه كاربرد روزانه داشت (نسخ). البته این بدین معنا نیست كه خط كوفی با تأسیس شهر كوفه اختراع شد، چرا كه با خط كوفی پیش از تأسیس آن شهر، كتابت می شد؛ لكن در توسعه اشكال تزئینی آن سهم بسزایی داشت و آن را از حالت ساده و خشن اولیه كه همانا خط جزم بود به صورت ظریف و روان توسعه داد. مسلماً مهمترین عامل توسعه خط همان طور كه قبلاً بدان اشاره شد دین مبین اسلام است. اسلام با سادگی قدرتمند خود، خط را كه منحصر به اشراف بود از پیله خود درآورد و آن را در میان شیفتگان به یادگیری رواج داد؛ تا آنجا كه همان علاقه مندان به ارادتمندان به قرآن و كتابت آن مبدل گشتند و آثار زیبایی از ظرافت كه برخاسته از ذوق و استعداد هنریشان بود به جای گذاشتند، آنها با الهام گرفتن از خود آیات قرآن كریم همواره سعی می كردند كه رابطه خود را با قرآن همراه با آرایش خطوط در كنار هم، كه برخاسته از ذوق الهی بود حفظ كنند و البته هر موضوعی كه در رابطه و در خدمت الله بود، نوعی عبادت محسوب می شد. البته شایان ذكر است كه اولین سوره ای كه به پیامبر اسلام نازل شد سوره علق بود، سوره ای كه به انسان یادآور می شد كه برای اولین بار قلم را از كه آموخت الذی علم بالقلم و یا دومین سوره ای كه به پیامبر نازل شد، ن والقلم و ما یسطرون سوگند به قلم و آنچه نویسند. تأكید این دو سوره به قلم و نوشتن، تقدس و شأن و مقام والای قلم و خط را بیش از پیش در میان مسلمانان آشكار می كرد، به همین منظور با وسواس هرچه بیشتر به نقش آفرینی با حركت های زیبای قلم پرداختند و با قرار دادن حروفهای الفبایی، خط هایی را با سبكهای مختلف ابداع نمودند. (كتیبه های مذهبی و حتی سكه های رایج آن دوره ها نمونه هایی است از گرایش مسلمانان به فراگیری خط كه همانا مقدس و غنی به شمار می آمد.) در تاریخ عرب و اسلام از اولین خطاطان بنام و مشهور می توان به امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب اشاره كرد. از آن حضرت چند سبك خطاطی (مكه، مدینه، بصره و كوفه) در كتابت قرآن به یادگار مانده كه ارزشیابی آن در میان سایر آثار باستانی قابل محاسبه نیست و ارزش معنوی آن در میان شیعیان و دوستداران آن حضرت قابل توصیف نیست. خطاطی و هنرنمایی عرب از قرن سوم تا هشتم هجری در اوج شكوفایی تمدن اسلامی به حد تعالی خود رسید و در قرن دهم همراه با افول حكومت امویان و عباسیان از رونق افتاد.


118 با 118


اکنون ساعت 01:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)