پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   مطالب آزاد (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=11)
-   -   مهمترین اتفاقی که امروز برات افتاده رو بنویس (http://p30city.net/showthread.php?t=10480)

asora 01-26-2010 05:48 PM

امروز امتحان داشتیم امتحانم رو انقدر خوب دادم . خیلی خوب اطمینان دارم که نمره کاملو بردم .
{شیت شدن}

عاشق 01-27-2010 10:02 AM

با اینکه این مهمترین اتفاق امروز نیست ولی می گم

دیروز ستایش حسابی شیرین کاری می کرد و ما رو حسابی خندوند http://blogfa.com/images/smileys/19.gif
دایی جونش هر کاری می کرد ستایش هم تکرار می کرد ... مثلا می گفت : آ آ آ آ آ آ آ او هم بلندتر تکرار می کرد و همه رو مات و مبهوت کرده بود http://blogfa.com/images/smileys/20.gif
جالب ترین کارش این بود که وقتی دایی جونش ساکت می شد جیغ می زد که یعنی دوباره بگو و همچین تلاش می کرد تا ادای دایی جون رو در بیاره و اصلا کم نمیاورد http://blogfa.com/images/smileys/05.gif و جوری لبهای کوچولوش رو غنچه می کرد و صدا در میاورد که واقعاً جالب و قشنگ بود و قیافه ناز و ملوسش خیلی قشنگ تر می شد

خدایا به خاطر همه نعمت های خوبت ممنوووووووووووووووووووووووووون
_باوش

امیر عباس انصاری 01-27-2010 10:26 AM

امروز محترمانه زدم حال ادمین رو گرفتم!!! (بابا توهم)
حال کنین
برین واسه بچه محلهاتون تعریف کنید

امضا
ناظر گردن کلفت فروم

امیر عباس انصاری 01-27-2010 10:32 AM

مهمترین اتفاقی که امروز برات افتاده رو بنویس
 
نقل قول:

نوشته اصلی توسط عاشق (پست 113772)
با اینکه این مهمترین اتفاق امروز نیست ولی می گم

دیروز ستایش حسابی شیرین کاری می کرد و ما رو حسابی خندوند http://blogfa.com/images/smileys/19.gif
دایی جونش هر کاری می کرد ستایش هم تکرار می کرد ... مثلا می گفت : آ آ آ آ آ آ آ او هم بلندتر تکرار می کرد و همه رو مات و مبهوت کرده بود http://blogfa.com/images/smileys/20.gif
جالب ترین کارش این بود که وقتی دایی جونش ساکت می شد جیغ می زد که یعنی دوباره بگو و همچین تلاش می کرد تا ادای دایی جون رو در بیاره و اصلا کم نمیاورد http://blogfa.com/images/smileys/05.gif و جوری لبهای کوچولوش رو غنچه می کرد و صدا در میاورد که واقعاً جالب و قشنگ بود و قیافه ناز و ملوسش خیلی قشنگ تر می شد

خدایا به خاطر همه نعمت های خوبت ممنوووووووووووووووووووووووووون
_باوش

سلام
ستایش:21::21:

خیلی اسم زیباییه:53::53::53:
اسم کم نظیریه{پپوله}{پپوله}{پپوله}{پپوله}
حتما دختر خانمی ستودنی بوده که اسمشو گذاشتین ستایش
مبارکتون باشه و انشالله این دختر کوچولو یعنی ستایش خانم ستاره درخشانی تو آسمان زندگی شما و همسرتون باشه
با آرزوی یک عمر شادی و شادکامی برای شما و عزیزانتون
امیر عباس انصاری:53::53::53::53::53:

عاشق 01-27-2010 01:24 PM

نقل قول:

نوشته اصلی توسط امیر عباس انصاری (پست 113787)
سلام
ستایش:21::21:

خیلی اسم زیباییه:53::53::53:
اسم کم نظیریه{پپوله}{پپوله}{پپوله}{پپوله}
حتما دختر خانمی ستودنی بوده که اسمشو گذاشتین ستایش
مبارکتون باشه و انشالله این دختر کوچولو یعنی ستایش خانم ستاره درخشانی تو آسمان زندگی شما و همسرتون باشه
با آرزوی یک عمر شادی و شادکامی برای شما و عزیزانتون
امیر عباس انصاری:53::53::53::53::53:



سلااااااااااااااااااااام جناب انصاری بزرگوار
ممنونم نظر لطف شماست ، امیدوارم خداوند همه بچه ها رو برای پدر و مادرشون نگه داره ... کوچولوی ما رو هم همین طور
اگه حمل بر تعریف و تمجید نباشه بله .. واقعاً خدا رو صدهزار مرتبه شکر دختر ستودنی و نازی است :d امیدوارم همیشه حمد و سپاس خداوند گام اول زندگیش باشه و سایه لطف الهی همیشه شامل حالش {پپوله}

به همسر محترم سلام برسونید
یا حق

رزیتا 01-27-2010 04:59 PM

سلام مهمترین اتفاق امروز نیست اما فردا تولد پسر کوچولمه پویان که صداش میکنیم امیر علی

Zagros.p 01-29-2010 04:28 PM

امروز تواین سایت ثبت نام کردم این اتفاق خوبی بود که برام افتاد وخوشحالم:cool:

عاشق 02-02-2010 01:48 PM

امروز زدم به بی خیالی و فقط توی تالار مطالب آزاد کلی گشت زدم

fada 02-02-2010 11:16 PM

امروز منم گواهی ناممو گرفتم خیلی خوب بود امیدوارم تا چند روز آینده هم خبر خوش قبولی دانشگاهمو بدم{شیت شدن}

fada 02-02-2010 11:26 PM

نقل قول:

نوشته اصلی توسط عاشق (پست 113772)
با اینکه این مهمترین اتفاق امروز نیست ولی می گم

دیروز ستایش حسابی شیرین کاری می کرد و ما رو حسابی خندوند http://blogfa.com/images/smileys/19.gif
دایی جونش هر کاری می کرد ستایش هم تکرار می کرد ... مثلا می گفت : آ آ آ آ آ آ آ او هم بلندتر تکرار می کرد و همه رو مات و مبهوت کرده بود http://blogfa.com/images/smileys/20.gif
جالب ترین کارش این بود که وقتی دایی جونش ساکت می شد جیغ می زد که یعنی دوباره بگو و همچین تلاش می کرد تا ادای دایی جون رو در بیاره و اصلا کم نمیاورد http://blogfa.com/images/smileys/05.gif و جوری لبهای کوچولوش رو غنچه می کرد و صدا در میاورد که واقعاً جالب و قشنگ بود و قیافه ناز و ملوسش خیلی قشنگ تر می شد

خدایا به خاطر همه نعمت های خوبت ممنوووووووووووووووووووووووووون
_باوش

من عاشق بچه ها هستم خدا ستایش کوچولو رو براتون حفظ کنه
عزیز من تمام بچه ها هستن فداشون بشم_باوش

rahiil 02-04-2010 03:06 PM

امروز هرکاری کردم نتونستم انتخاب واحد کنم.می خواستم 1 ترم مهمان بگیرم اما نشد.چرا بخش آموزش دانشگاهها اینقدر دوست دارن مردم رو بپیچونن ؟ حالا تکلیفم چی میشه...

behrad2226 02-04-2010 08:09 PM

کار خاصی نشد بکنم

عاشق 02-06-2010 11:29 AM


امروز بالاخره پس از مدتهای مدید قراره یه سیستم نو و صفر توسط رئیس گرام برام تهیه بشه ....... تا از دست این سیستم هندلی راحت بشم {جشن پتو}

هووووورااااااااااااااااااااااا اااااااااااا {شیت شدن}{شیت شدن}

واقعا نمی دونید چقدر صبر ایوب و هنرمندی می خواد تا با این کامپیوتر عهد دقیانوس کار کنم .....
کلیک راست که می کنم 5 دقیقه فقط چشمم به مانیتوره .:63:.... وقتی هم که میاد مثل این آدمهای اولیه از خوشحالی ذوووووووق می کنم


حالتهای من برای کار با این کامپیوتر به روایت تصویر :

1- :45: ( مرحله اول روشن شدن دستگاه پس از 20 دقیقه )
2- _باوش ( مرحله دوم خوشحالی بنده از روشن شدن دستگاه )

3- :63: ( مرحله سوم کلیک بر روی آیکون اینترنت و دعا برای اینکه دستگاه هنگ نکنه )

4- _باوکه-رو ( مرحله چهارم هنگ کردن سیستم به علت زدن دکمه موس به جهت انتخاب گزینه OPEN)

5 - {قیژه} ( مرحله پنجم Restart کردن مجدد دستگاه )

حالا شما اگه جای من باشید خرید یه سیستم جدید براتون چقدر لذت بخش می تونه باشه !!!!!!!!!!!!!!




تاري 02-06-2010 11:53 AM

چه فايده مال خودت كه نيست تازشم ماله من اونقدر پيشرفتست كه نگو دو كر فول با رم بالا تا نيگاه ميكني برات 20000000000 محاسبه انجام ميده دلتم بسوزه با اون كامپيوتره عصر حجرت:p:p:p:p:p:p:p:p:p:p
ولي تصاوير و خوب اومدي كلي خنديدم مخصوصا بعد از 20 دقيقت رو

behrad2226 02-06-2010 02:52 PM

خوب اول در جواب دوستان من چند تا سیستم دارم اگه میخواین تا بفرستم براتون


امروز وقتی دانه های برف دیدم خوشحال شدم خداکنه زیاد بشه تا یک ادم برفی درست کنم اخه ادم برفی های که درست میکنم لنگه ندارن انگاری یک مجسمه درست کردم

عاشق 02-06-2010 03:49 PM

نقل قول:

نوشته اصلی توسط تاري (پست 118926)
چه فايده مال خودت كه نيست تازشم ماله من اونقدر پيشرفتست كه نگو دو كر فول با رم بالا تا نيگاه ميكني برات 20000000000 محاسبه انجام ميده دلتم بسوزه با اون كامپيوتره عصر حجرت:p:p:p:p:p:p:p:p:p:p
ولي تصاوير و خوب اومدي كلي خنديدم مخصوصا بعد از 20 دقيقت رو



جنای تاری
سوزاندن دل بچه مردم اون هم به خاطر یه کامی خوشحالی داره !!!!!!!{قاط}:p
ولی جداً باور نمی کنید چقدر عذاب آوره وقتی برای بالا اومدن یه صفحه باید مثل مجسمه میخ کوب مانیتور شد !!:mad:
کل اداره رو مجهز به مانیتور LCD کردن .... اونوقت من طفلکی هنوز اول صبح اینجا با هندل باید دستگاه رو روشن کنم ... :102:

behrad2226 02-06-2010 11:20 PM

امدم ادم برفی بزرگ درست کنم برف کم امد حالم بدجور گرفته شد

عاشق 02-08-2010 11:52 AM

امروز بالاخره حق اشعه رو به حقوقمان اضافه کردند و ایشالله حدود 200-300 تومن هم مابقی حق اشعه رو به حسابمون واریز می کنن ......
آخ جووووون کلی پولدار میشم این ماه _باوش

Setare 02-08-2010 03:51 PM

امروز خواب موندم به سلامتی کلی حالم گرفته شد!! :20:

fada 02-08-2010 05:46 PM

من بالاخره نتیجه کنکورمو گرفتم قبول شدم هورا هورا

Zagros.p 02-14-2010 01:36 PM

امروز فهمیدم که فقط دوروز دیگه میتونم بیام پی سی سیتی بعدش نمیتونم ..دلم براتون تنگ میشه دوستان

Omid7 02-17-2010 06:11 PM

28 بهمن 1388، روز بزرگی در زندگی من بود

ار این پس 28بهمن نیز در تقویم زندگی من قرمز خواهد شد، مثل 1بهمن، مثل 8 بهمن و مثل 21 فروردین
امروز پس از 1سال و 21 روز دیدمش، هر چند.....

Setare 02-18-2010 01:04 PM

من امروز کنکور کارشناسی ارشد دادم!!! کلی شاد و شنگولم!!! بعد 6 ماه آزادی شیرینه!{جشن پتو}{جشن پتو}{شیت شدن}{شیت شدن}_چپله_چپله_چپله

fada 03-07-2010 01:20 PM

سلام اتفاق مهم اول اینکه خیلی دلم تنگ شده بود برای همه و بعد پنج روز بالاخره تونستم بیام و یه سرکی بزنم و اتفاق مهم دیگه اینکه از امروز کلاسامون شروع شد و پاهای منم به در دانشگاه رسید

SonBol 03-07-2010 01:25 PM

یه خبری الان شنیدم که تمام دنیا رو سرم یهو خراب شد انگار .....

T I N A 03-07-2010 03:49 PM

بدون هماهنگي رفت ....

raha_10 03-15-2010 09:29 AM

امروز یعنی دیروز روز بدی بود!
کیف پولم رو با همه ی مدارکم گم کردم اما گریه نکردم!
بعد که کمی فکر کردم ... .
درد دلمو باز کردم و یه نگاهی بهش انداختم متوجه شدم که بچه ها راست میگن که من دل ندارم.
هیچ چیز و هیچ کس توش نبود!
من به چیزی جز خودم فکر نمی کنم !
دلم گرفت احساسم کورتر شد!:20::20::20:
شعر هایی رو که با کلی احساس حفظ کرده بودم از ذهنم پریده بود!
دلم از خودم گرفت... و یه سوال از خودم پرسیدم:عشق یعنی چی؟
:20::20::20:

T I N A 03-17-2010 09:48 AM

دلتنگي عجيب و وابستگي

raha_10 03-17-2010 11:45 AM

کیف پولم رو پیدا کردم+همه ی مدارکم!
به یکی از بهترین دوستام زنگ زدم و سال نو رو پیشاپیش بهش تبریک گفتم!

مجددا جميله 03-17-2010 02:28 PM

مهم ترين اتفاقم اين بود كه امروز بعد جند مااااااااه اومدم باز نميدونيد جقدر خوشحالممممم;)_باوش

raha_10 04-07-2010 09:04 AM

دیروز یک زلزله ی 8 ریشتری به وقوع پیوست!و کامپیوتر من منفجر شد!
شاید اومدنم به سایت به سختی امکان پذیر باشه.
دلم تنگ میشه تا یکی دیگه بگیرم امیدوارم که بابا یاری کنه تا منم به یه نان و نوایی برسم.
چه کنم با برنامه نویسی؟

nae 04-07-2010 09:43 AM

از خواب بیدار شدم(باور کنین هنوز جز این اتفاقی نیفتاده امروز برام!)

Setare 04-07-2010 10:21 AM

صبح به مدد مادر در ساعتی غیر از بیدار شدن بیدار شدم!!سردرد گرفتم و تا الان نتونستم برم دانشگاه:(
الان دیگه باید آماده شم برم:((

T I N A 04-07-2010 11:19 AM

يكي از دوستان عزيزم از فرانسه برگشته و با ديدنش خوشحال شدم

nae 04-07-2010 12:07 PM

آقا من همینطور داره اتفاقای مهم برام می افته!!!
گردنبند استقلال که سفارشدادم رسید کلی حال کردم!
تاره سر کار رفتم و برگشتم

raha_10 04-10-2010 10:06 AM

دیروز حین راه رفتن احساس میکردم که سنگ ریزه ای تو کفشم رفته!
کلی پام رو اذیت کرد ولی بعد که کفشم رو در آوردم دیدم که ای داد بی داد یه خار رفته توی پام و نه تنها درد و سوزش نداشت کمی هم خونی شده بود با هر دردسری بود درش اوردم کمی درد داشت منو یاد این شعر انداخت:
راه طلبت ز خار غم ها دارد
کو راهروی که این قدم ها دارد
دانی که که رو شناس عشقست ؟آنکو
بر چهره ی جان داغ ستم ها دارد!

عاشق 04-14-2010 02:08 PM

چند وقتی هست که احساس درد در قفسه سینه دارم و شب قبل امانم رو بریده بود ...طفلک همسرم کلی غصه خورد و شب همش بیدار میشد و تا صبح نخوابید
امروز رفتم بیمارستان قلب امیرآباد .... نوار قلب گرفت و معاینه کرد و چند تا دارو داد گفت تا 10 روز بخور اگه خوب نشدی باید بیای تست ورزش
همسرم هم از صبح 100 دفعه زنگ زده که بیام دنبالت و بری خونه استراحت ولی قبول نکردم ....
چقدر آدمی بیچاره است فقط به یه نفس بنده ......

raha_10 04-14-2010 02:18 PM

نقل قول:

نوشته اصلی توسط عاشق (پست 144536)
چند وقتی هست که احساس درد در قفسه سینه دارم و شب قبل امانم رو بریده بود ...طفلک همسرم کلی غصه خورد و شب همش بیدار میشد و تا صبح نخوابید
امروز رفتم بیمارستان قلب امیرآباد .... نوار قلب گرفت و معاینه کرد و چند تا دارو داد گفت تا 10 روز بخور اگه خوب نشدی باید بیای تست ورزش
همسرم هم از صبح 100 دفعه زنگ زده که بیام دنبالت و بری خونه استراحت ولی قبول نکردم ....
چقدر آدمی بیچاره است فقط به یه نفس بنده ......

انشالله که چیزی نیست.
به خاطر فشار زیادی که توی زندگی ماشینی هست.
من هم رفتم زیارت (حرم حضرت معصومه (س))براتون دعا می کنم.

مهسا69 04-14-2010 11:51 PM

مهمترین اتفاق این بود که دوستم برای مدت نامعلومی رفت ایتالیا دلم براش تنگ میشه_:2::17:_:2::17:_:2::17:_:2::17:_:2::17:_:2::17:_:2:

salem 04-16-2010 10:55 PM

امروز يكي از فاميلام كه اتفاقا نامزديش بود با خونوادش تصادف كردن همين نيم ساعت بيش اومدم خونه


اکنون ساعت 08:04 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)