![]() |
قصه عشق
قصه عشق
وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بودو اون من رو داداشی صدا می کرد.به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون توجهی به این مسئله نمی کرد.آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست.من جزومو بهش دادم.بهم گفت: متشکرم.و گونه من رو بوسید.می خوام بهش بگم،می خوام که بدونه،من نمی خوام فقط داداشی باشم.من عاشقشم. اما...من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمی دونم. ............ تلفن زنگ زد.خودش بود.گریه می کرد.دوست پسرش قلبش رو شکسته بود.از من خواست که برم پیشش.نمی خواست تنها باشه.من هم اینکارو کردم.وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم.تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود.آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه.بعد از دو ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس خواست بره که بخوابه،به من نگاه کرد و گفت:متشکرم و گونه من رو بوسید.می خوام بهش بگم،می خوام که بدونه،من نمی خوام فقط داداشی باشم.من عاشقشم. اما...من خیلی خجالتی هستم....علتش رو نمی دونم. ....... روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد.گفت:"قرارم بهم خورده،اون نمی خواد با من بیاد." من با کسی قرار نداشتم.ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچ کدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم،درست مثل یه خواهرو برادر.ما هم با هم به جشن رفتیم.جشن به پایان رسید.من پشت سر اون،کنار در خروجی،ایستاده بودم.تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود.آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو می دونستم.به من گفت:متشکرم.شب خیلی خوبی داشتیم. و گونه من رو بوسید.می خوام بهش بگم،می خوام که بدونه،من نمی خوام فقط داداشی باشم.من عاشقشم. اما...من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمی دونم. ........ یه روز گذشت.سپس یه هفته،یه سال...قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم.روز فارغ التحصیلی فرا رسید.من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره.می خواستم که عشقش متعلق به من باشه.اما اون به من توجهی نمی کرد و من این رو می دونستم.قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد.با همان لباس و کلاه فارغ التحصیلی، با گریه من رو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت: تو بهترین داداشی دنیا هستی،متشکرم.و گونه من رو بوسید.می خوام بهش بگم،می خوام که بدونه،من نمی خوام فقط داداشی باشم.من عاشقشم. اما...من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمی دونم. ...... نشستم روی صندلی،صندلی ساقدوش،توی کلیسا،اون دختره حالا داره ازدواج می کنه،من دیدم که بله رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد.با مرد دیگه ای ازدواج کرد.من می خواست که عشقش متعلق به من باشه.اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من این رو می دونستم.اما قبل از اینکه از کلیسا بره رو به من کردو گفت:تو اومدی؟متشکرم.می خوام بهش بگم،می خوام که بدونه،من نمی خوام فقط داداشی باشم.من عاشقشم.اما...من خیلی خجالتی هستم...علتش رو نمی دونم. ..... سالهای خیلی زیادی گذشت.به تابوتی نگاه می کنم که دختری که من رو داداشی خودش می دونست توی اون خوابیده،فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند.یه نفر داره دفتر خاطراتش رو می خونه.دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته.این چیزی هست که اون نوشته بود: "تمام توجهم به اون بود،آرزو می کردم که عشقش برای من باشه.اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من این رو می دونستم.من می خواستم بهش بگم،می خواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه.من عاشقش هستم.اما...من خجالتی ام...نمی دونم....همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.... .......ای کاش این کارو کرده بودم....با خودم فکر می کردم و گریه! منبع:کمک در شناخت بیماری های (جن**س**ی) |
اسم های خدا به زبان انگیلسی
بسم اله الرحمن الرحیم القدوس - The Holy الملك - The Sovereign Lord الرحيم - The Mercifull الرحمن - The Beneficent الله - The Name Of God الجبار - The Compeller العزيز - The Mighty المهيمن - The Protector الممن - The Guardian Of Faith السلام - The Source Of Peace الغفار - The Forgiver المصور - The Fashioner البارئ - The Evolver الخالق - The Creator المتكبر - The Majestic العليم - The All Knowning الفتاح - The Opner الرزاق - The Provider الوهاب - The Bestover القهار - The Subduer المعز - The Honourer الرافع - The Exalter الخافض - The Abaser الباسط - The Expender القابض - The Constrictor العدل - The Just الحكم - The Judge البصير - The All Seeing السميع - The All Hearing المذل - The Dishonourer الغفور - The All-Forgiving العظيم - The Great One الحليم - The Forbearing One الخبير - The Aware اللطيف - The Subtle One المغيث - The Maintainer الحفيظ - The Preserver الكبير - The Most Great العلي - The Most High الشكور - The Appreciative المجيب - The Responsive الرقيب - The Watchfull الكريم - The Generous One الجليل - The Sublime One الحسيب - The Reckoner الباعث - The Resurrector المجيد - The Most Glorious One الودود - The Loving الحكيم - The Wise الوصي - The All-Embracing المتين - The Firm One القوي - The Most Strong الوكيل - The Trustee الحق - The Truth الشهيد - The Witness المعد - The Restorer المبدئ - The Originator المحصي - The Reckoner الحميد - The Praiseworthy الواجد - The Finder القيوم - The Self-subsisting الحي - The Alive المميت - The Creator Of Death المحيي - The Giver Of Life القادر - The Able الصمد - The Eternal الاحد - The One الواحد - The Unique الماجد - The Noble الاخير - The Last الاول - The First المؤخر - The Delayer المقدم - The Expediter المقتدر - The Powerful البار - The Source Of All Goodness المتعالي - The Most Exalted الولي - The Governor الباطن - The Hiddeen الظاهر - The Manifest ملك الملك - The Eternal Owner Of Sovereignty الرؤف - The Compassionate العفو - The Pardoner المنتقم - The Avenger التواب - The Acceptor Of Repentance المغني - The Enricher الغني - The Self-Sufficient الجامع - The Gatherer المقسط - The Equitable ذو الجلال والاكرام - The Lord Of Majesty and Bounty الهادي - The Guide النور - The Light النافع - The Propitious الضار - The Distresser المانع - The Preventer الصبور - The Patient الرشيد - The Guide To The Right Path الوارث - The Supreme Inheritor الباقي - The Everlasting البديع - The Incomparable |
اولين بار چه كسي از دماغ فيل افتاد؟
از دماغ فيل افتادن ضرب المثلي كه از ديرباز ميان مردم رد و بدل مي شود، به كسي اطلاق مي شود كه به اصطلاح، خودش را بسيار مي گيرد. يعني به زبان صريح تر، كسي كه از خودراضي باشد و تكبر و خودبيني اش ديگران را آزار دهد، مردم درباره اش مي گويند «فلاني از دماغ فيل افتادهمهدي پرتوي آملي، نويسنده و محقق كتاب جامع «ريشه هاي تاريخي امثال و حكم» معتقد است كه ريشه اين ضرب المثل به زمان حضرت نوح باز مي گردد داستان از اين قرار بود كه حضرت نوح كه از سوي خداوند مامور مي شود تا از تمام موجودات كره زمين يك جفت در كشتي معروفش بگذارد تا سيل و طوفان نسل آنان را منقرض نكند، يك روز ديد كه كشتي پر از فضولات حيوانات شده است. همراهان حضرت نوح گله به نزد پيامبر مي برند و او هر چه مي انديشد براي تخليه فضولات آن همه حيوان، فكري به ذهنش نمي رسد. پس دست به دعا مي برد و از خداوند مي خواهد كه در اين طوفان، آنان را از فضولات و بوي آن نجات دهد. خداوند هم به او دستور مي دهد كه دستي به پشت فيل بزند. حضرت نوح به محض اين كه دستور را مي شنود، آن را عملي مي كند. دستي به پشت حيوان عظيم الجثه يعني فيل مي زند و ناگهان از دماغ بزرگ فيل، يعني خرطومش يك خوك مي افتد زمين. خوك هم به محض اين كه پايش به زمين مي رسد شروع مي كند به خوردن فضولات و كثافات و كشتي ظرف چند ساعت، مثل روز اول، پاك و پاكيزه مي شود
در همين هنگام مي گويند، ابليس كه از پاكيزگي كشتي ناراحت شده بود، دست به پشت خوك مي زند و ناگهان از دماغ خوك، موشي بيرون مي جهد. موش شروع مي كند به خرابكاري و آنقدر به كارش ادامه مي دهد كه نزديك است كشتي سوراخ شود. خداوند كه اين را مي بيند به نوح دستور مي دهد تا دوباره دستي به پشت شير بمالد. هنوز حضرت نوح دستش را از پشت شير برنداشته بود كه ناگهان از دماغ شير درنده، گربه به زمين مي افتد و به دنبال موش مي افتد. پس طبق روايات اسلامي سه حيوان پس از طوفان نوح به جهان هستي گام گذاشتند و پيش از آن وجود نداشتند: خوك، گربه و موش حال ببينيم ارتباط خوك كه از دماغ فيل افتاده است چه ربطي دارد به آدم هاي متكبر و از خود راضي مهدي پرتوي آملي در اين باره آورده است: «از آنجا كه فيل حيوان عظيم الجثه اي است و عظمت و هيبتش دل شير را مي لرزاند، لذا آنچه از دماغ فيل افتاده: «حتي اگر خوك مفلوك هم باشد» در مورد افراد خودخواه متكبر معجب مورد استفاده و ضرب المثل قرار گرفته است» اما به نظر مي رسد كه چهره خود خوك هم در كاربرد اين ضرب المثل درباره آدم هاي از خود راضي، بي ارتباط نيست. خوك همان طور كه همگان مي دانند دماغي سربالا دارد و چشم هاي ريزش هم طوري است كه انگار هميشه از بالا، آن هم از بالاي دماغ سربالايش به بقيه چيزها نگاه مي كند. چنانچه اصطلاح ديگري هم در مورد آدم هاي از خود راضي به كار مي رود: «طرف چنان دماغش را بالا مي گيرد و راه مي رود كه انگار » علي اكبر دهخدا در «امثال و حكم» خود، جلوي ضرب المثل «از دماغ فيل افتاده» فقط نوشته است «بسيار برتن و متكبر است.» احمد شاملو در «كتاب كوچه» يادي از اين ضرب المثل نكرده است اما جوانان امروز اصطلاحاتي به جاي اين ضرب المثل به كار مي برند كه در اين سال ها ساخته شده است «طرف براي خودش پپسي باز مي كند»، «طرف براي خودش كارت تبريك مي فرستد» در «فرهنگ لغات زبان مخفي» نوشته دكتر مهدي سمائي اشاره اي به اصطلاحات جوانان كه متضمن اين مضمون باشد، ديده نشد |
زن زببا بهتر است یا زن باهوش؟
مردها از ازدواج خود چه میخواهند؟
محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند. مردها چطور انتخاب می کنند؟ آشکار است که نقش زنان در جامعه رشد کرده و مردها هم می بایست خود را این تغییر وفق دهند. مطمئناً، برخی از محرکات قدیم—مثل کشش و جذب به زیبایی—هنوز هم در انتخاب های آنان تاثیر می گذارد. اما امروز، مردانی راحت تر هستند که همسرانشان شغلی برای خود داشته باشند و همینطور توقع داشته باشند که شوهرشان در کارهای خانه به آنها کمک کند. و با هرچه برابر شدن نقش زن و مرد، آنچه مردها از زن زندگیشان می خواهند به آنچه زنها از شوهرانشان توقع دارند شبیه شده است—یعنی محبوب و معشوقی که همه ی نیازهای احساسی و فکری آنها را برآورده کند. مردها هنوز هم به همان میزان سابق خواستار ازدواج هستند. درواقع، ۹۴ درصد از نوجوانان امریکایی در ذهن خود برنامه دارند که روزی ازدواج کنند و ۹۲ درصد از آنها به بچه دار شدن هم علاقه مندند. این آمار از سال ۱۹۷۷ حتی از میزان دخترهایی که برای ازدواج برنامه ریزی می کنند هم بالا زده است (درواقع ۶۹ درصد از همه ی افراد بزرگسال در امریکا متاهل هستند و فقط ۸ درصد از آنها طلاق گرفته اند). اما این روزها مردها دیرتر ازدواج می کنند. امروزه سن متوسط ازدواج برای آقایان ۲۷ است درحالیکه در سال ۱۹۶۰، ۲۳ بوده است. اما چرا؟ دکتر دیوید پوپنو روانشناس و مدیر پروژه ی ازدواج ملی در دانشگاه راجرز نیو جرسی، یکی از دلایل آن را وجود *** و رابطه ی جنسی قبل از ازدواج در جوامع غربی می داند. اما وقتی نوبت به انتخاب همسر می رسد، مردهای جوان بسیار با احتیاط عمل می کنند. دکتر پوپنو توضیح می دهد، “خیلی از این جوانان والدینی دارند که از هم طلاق گرفته اند یا دوستانی دارند که پدر و مادرشان از هم جدا شده است. به همین خاطر دوست ندارند این تجربه دوباره تکرار شود.” فراتر از این، مردها امروزی در مقایسه با پدرانشان به دنبال نوع متفاوتی از زن ها هستند. و دیگر آن زمان که مردها فقط نان آور خانه بودند و وظیفه ی زنها خانه داری و بچه داری بود به سر آمده است. وقتی در سال ۱۹۳۹ از مردها سؤال شد که آیا قبول می کنند همسرانشان با حقوقی معادل ۵۰ دلار در هفته (که آن زمان درآمد خوبی به شمار می رفت) به کار مشغول شوند، پاسخ ۶۳ درصد از آنها منفی بود. حتی در سال ۱۹۷۷ هم تقریباً %۷۰ از مردها احساس می کردند که برای زنانشان بهتر است در خانه بمانند. اما پروژه ی تحقیقاتی ازدواج ملی در سال ۲۰۰۱ تغییر شگرفی در این اعتقادات را نشان داد: %۴۲ از مردان مجرد ۲۰ تا ۲۴ ساله اظهار داشتن که برای آنها داشتن همسری که خود شغل و درآمد دارد بسیار بهتر از زنی است که فقط به کارهای خانه داری مشغول است. و در سال ۲۰۰۲، ۵۵ درصد از مردان ادعا کردند که از نظر آنها کار کردن خانمشان در خارج از منزل حتی باوجود بچه عاری از اشکال است. این روزها مردها نه تنها خوشحال می شوند که همسرشان هم بتواند در درآمد زایی با آنها شریک باشد بلکه اینکه همسرشان بتواند درآمدی به اندازه آنها یا حتی بیشتر داشته باشد، را تحسین میکنند. براساس تحقیقات انجام گرفته تعداد زوج هایی که در آن درآمد زن بیشتر از شوهر بوده از ۱۶ درصد در سال ۱۹۸۱ به ۲۳ درصد در سال ۱۹۹۶ افزایش داشته است. سامان می گوید، “این روزها اگر همسرمان بتواند به اندازه ما یا بیشتر درآمد داشته باشد، دیگر به حس مردانگی ما لطمه ای نمی زند.” (البته تحقیقات نشان میدهد که مسائل مالی زنان را هم نگران نمی کند و تقریباً ۸۰ درصد از زنان بین ۲۰ تا ۲۹ سال تصور می کنند شوهرشان بهتر است درک و فهم بالا داشته باشد تا وضعیت مالی عالی). در عین حال، مردها دیگر چندان گرفتار طلسم کار نیستند و برای تکمیل خوشبختی خود به دنبال زندگی خانوادگی هستند. طبق تحقیقات انجام گرفته در سال ۱۹۹۷ در نیویورک، ۷۰ درصد از مردان متاهل درمورد میزان ساعاتی که در محل کار میگذرانند و میزان ساعاتی که با خانواده سپری میکنند، در کشمکش هستند. پدر بودن این روزها مفهوم تازه ای پیدا کرده است. ۹۳ درصد از پدرای که بچه های مدرسه ای دارند حداقل هفته ای یکبار فرزندانشان را بغل میکنند (که در مقایسه با دهه ی قبل این آمار ۹۰ درصد افزایش داشته است.) و با وجود اینکه مردان حداقل نیمی از کارهای خانه را با همسرشان شریک میشوند، نسبت به سال ۱۹۶۵ که فقط یک ششم کارهای خانه بر عهده ی مردان بود، پیشرفت زیادی صرت گرفته است. سامان می گوید، “چون این روزها هر دو طرف شغل دارند و سر کار می روند، مردها دیگر نمی توانند از بهانه ی “من نان آور خانه هستم” استفاده کنند. ما خودمان همه ی سعیمان این است که کارها را ۵۰-۵۰ تقسیم کنیم. خانمم آشپزی میکند و من ظرفها را میشویم و از این قبیل…” یافتن همسر و همدم واقعی بالاتر رفتن زمینه ی بازی در مورد کار و مراقبت از بچه ها، باعث شده است که مردها بیشتر به مسائل احساسی گرایش پیدا کنند. در پروژه ی تحقیقاتی که در سال ۲۰۰۱ انجام گرفت، مشخص شد که ۹۴ درصد از مردان بین ۲۰ تا ۲۹ سال می خواهند با کسی ازدواج کنند که فراتر از هر چیز دیگر بتواند نیازهای احساسی آنها رابرآورده کند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد، “مردها می گویند که به یک همراه و همدم روحی و روانی نیاز دارند—کسی که بتواند احساسات و آرزوهایشان را با آنها سهیم شود. آنها کسی را نمی خواهند که فقط بتواند کهنه ی بچه عوض کند یا ظرف ها را بشوید. آنها یک همدم و محبوب واقعی میخواهند.” در واقع تعداد مردانیکه این روزها به دنبال یک همسر و معشوق واقعی هستند به اندازه خانم ها شده است. دکتر نِیل کلارک وارن، روانشناس بالینی که بر روی هزاران زوج تحقیق و بررسی انجام داده است می گوید، “فکر نمیکنم این چیزی باشد که مردها به اجبار به آن رسیده باشند. به نظر من به این دلیل است که مردها هم مثل زنان به دنبال مفهوم بیشتری از زندگی هستند.” دکتر پوپنو نگران این است که مردهای امروزی برای پیدا کردن همسری که بتواند به طور کامل نیازهای عاطفی و احساسی آنها را برآورده کند، فشار زیادی به خود می آورند. در تحقیقی که سال گذشته بر روی ۶۰ مرد مجرد در ۲۰ تا ۴۰ سالگی انجام گرفت، دلایل این مردان برای ازدواج نکردن و مجرد ماندن مشخص شد—ترس از تسالم و سازش، خطرات مالی طلاق، میل به ادامه ی لذات زندگی مجردی—اما خیلی از آنها هم ادعا کردند که هنوز نتوانسته اند زوج مناسب خود را پیدا کنند و درصدد یافتن آن هستند. دکتر پوپنو اعتقاد دارد که مردها خیلی توقعشان را بالا نگه داشته اند. و در مقایسه با آشپزی و تمیزکاری، نیازهای روحی-روانی پیچ و خم بیشتری دارد. زیبایی در مقابل هوش هیچ شکی نیست که مردها هنوز هم به دنبال صورت زیبا هستند. در تحقیقی که سال ۱۹۹۹ انجام گرفت مشخص شد که ۴۳ درصد از مردها قبول کرده اند که قبل از هر چیز به خاطر مسائل ظاهری مجذوب زنان میشوند، و ۳۵ درصد از آنها نیز ادعا کردند که به دنبال زنان باهوش هستند. (اما در تحقیق مشابهی که روی زنان انجام گرفت مشخص شد که فقط ۲۴ درصد از آنها به دنبال ظواهر هستند و برای ۶۰ درصدشان هوش و ذکاوت طرفشان حرف اول را می زند.) زیبایی حتی پول را هم جذب خود می کند. وقتی در تحقیقی از مردان سؤال شد که آیا دوست دارند با زنی زیبا اما فقیر ازدواج کنند یا زن زشت اما ثروتمند، ۵۵ درصد از آنها مورد اول و فقط ۲۳ درصد از آنها مورد دوم را انتخاب کردند. (اما وقتی همین سؤال از زنان پرسیده شد، مشخص شد که ۲۸ درصد از آنها زیبایی را به ثروت ترجیح می دهند و ۳۷ درصد اعتقاد داشتند ثروت مهمتر از زیبایی ظاهری است). محققان اعتقاد دارند که مردها به خاطر دلایل بیولوژیکی طالب زیبایی هستند. و مردها حتی وقتی پا به سن میگذارند هم به دنبال زنانی جوانتر و زیباتر از خودشان هستند. پروفسور جان مارشال تونسند در این زمینه میگوید، “میدانم شاید خانم ها دوست نداشته باشند این را بشنوند، اما در جوامع غربی یک مرد—حتی مردهای تک همسری—وقتی یک زن زیبا و جذاب را میبیند، به داشتن رابطه با آن زن فکر میکند!” در واقع، طبق تحقیقی که در سال ۲۰۱ در دانشگاه ورمونت انجام گرفت، اینطور دریافت شد که ۹۸ درصد از مردان متاهل در آمریکا در مورد داشتن رابطه با کسی غیر از همسرشان رویاپردازی میکنند (درمقابل ۷۸ درصد از خانم ها که به کسی غیر از همسرشان فکر میکنند). مغلوب وسوسه ها شدن هم مسئله ای دیگر است. در واقع، کمتر از ۵ درصد از مردها در جوامع غربی در یکسال، روابط خارج از ازدواج دارند (درمقایسه با آمار خانم ها که ۲ درصد است) و نزدیک به ۸۰ درصد از مردان طی دوران ازدواج به همسرانشان وفادار می مانند (درمقایسه با ۹۰ درصد خانم ها). اما گرایش بیولوژیکی مردها به سمت زیبایی آنقدرها هم که فکر میکنیم در انتخاب آنها تاثیر نمی گذارد. مثلاً تاثیر زیبایی در انتخاب های مردان بسیار به سطح تحصیلات آنها مرتبط است؛ مردهایی که تحصیلات متوسطه دارند، ۲/۲۱ مرتبه بیشتر از آنها که تحصیلات دانشگاهی دارند به زیبایی اهمیت میدهند. رابرت گلاور، روانشناس، در این رابطه می گوید، ” اینکه کسی دوستتان بدارد مطمئناً مهمتر از زیبایی و قیافه ی اوست.” مردها همچنین به زنانی که از رابطه زناشویی لذت می برند هم گرایش دارند. طبق تحقیقی که در سال ۲۰۰۰ انجام گرفت، اینطور استنباط شد که ۸۰ درصد از مردان جوان میخواهند شریک زندگیشان شور و حرارت زیادی در روابط زناشویی داشته باشد (۷۳ درصد از خانم ها هم همین را می خواستند). اما مردها، مثل زنان، درمقابل کسانی که بیش از اندازه فعال باشند، محتاط عمل میکنند. در تحقیقی که در سال ۱۹۹۷ انجام گرفت مشخص شد که هر دو جنس، میزان کم تا متوسط از دانش زناشویی را در فرد مقابلشان ترجیح داده اند—که متخصصین عقیده دارند این نشانه ی ترس آنها از بی وفایی همسرانشان بوده است. بیولوژی در مقابل واقعیت مردهای امروزی معمولاً به روشی عمل میکنند که مخالف محرک های تکاملی است. دکتر نیل کلارک وارن، که یک بنگاه زوجیابی را هدایت می کند، خاطرنشان می کند که بسیاری از مراجعین مرد او به دنبال زنانی هم سن خودشان هستند. بعلاوه، او به تجربه دریافته است که مردها، برخلاف امر بیولوژیکی برای تولید مثل، زنانی را ترجیح می دهند که خود صاحب فرزند باشند. وارِن می گوید، “ما دریافته ایم که مردها هرچه سنشان بالاتر می رود، میل و علاقه اش برای ناپدری شدن بیشتر می شود. واقعیت این است که وقتی سنتان بالای ۳۵ باشد، زنانی که برای ازدواج با شما مناسب باشند کسانی هستند که بچه دارند.” و مسئله ی تجربه ای مطرح می شود که مردها با بالا رفتن سنشان به دست می آورند، و تاثیری که این تجربیان می تواند بر طرز تفکرشان داشته باشد. جان گاتمن محقق دانشگاه واشنگتن میگوید، “مردان جوان به دنبال زنان زیبا و جذاب هستند، اما مردهای میانسال به دنبال همسری مهربانند.” مورگان کِنِی ۵۸ ساله که مدیر موزه ای در چاپِل هیل در کارولینای شمالی است میگوید، بعد از دو ازدواج و چند رابطه که هیچکدام به ثمر ننشسته، او دریافته است که آنچه که او واقعاً آرزویش را داشته، همسری بوده که از نظر احساس صادق و عمیقاً روحانی باشد. او بالاخره این خصوصیات را در همسر سومش پیدا می کند که زنی ۴۴ ساله و دلال املاک است. این دو علایقی مشابه در هنر و عکاسی دارند اما به عقیده خودش آنچه واقعاً در آن مشترک اند، همراهی و وفاداریشان به همدیگر است. خوشبختانه، مردهای امروزی به دنبال کسی هستند که در همه ی مسئولیت های ازدواج، از پول درآوردن گرفته تا بزرگ کردن بچه ها، با آنها شریک باشد. درست است که هنوز کمی در ابراز احساساتشان سرسخت هستند اما به دنبال کسی هستند که بتوانند آزادانه با او مسائل احساسی و روحی-روانی خود را در میان بگذارند |
زندگی شما می تواند زیبا باشد
زندگی شما می تواند زیبا باشد زندگی شما میتواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که میتوانید کارهای سادهای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که میتوانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید. سلامتی: 1- آب فراوان بنوشید. 2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید. 3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده. 4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی). 5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید. 6- بیشتر بازی کنید. 7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید. 8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید. 9- 7 ساعت بخوابید. 10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیادهروی کنید و در حین پیادهروی، لبخند بزنید. شخصیت: 11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمیدانید که بین آنها چه میگذرد. 12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید. 13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید. 14- خیلی خود را جدی نگیرید. 15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید. 16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیالپردازی کنید. 17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید. 18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین میبرد. 19- زندگی کوتاهتر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید. 20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید. 21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما. 22- بدانید که زندگی مدرسهای میماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر میباشند. 23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید. 24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد. جامعه: 25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید. 26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید. 27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید. 28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید. 29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید. 30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری میکنند، به شما مربوط نیست. 31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمیآید، بلکه دوستان شما به شما مدد میرسانند، پس با آنها در ارتباط باشید. زندگی: 32- کارهای مثبت انجام دهید. 33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید. 34- خداوند درمانگر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.) 35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است. 36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.. 37- حتی بهترین هم میآید. 38- همین که صبح از خواب بیدار میشوید، باید از خداوند تشکر کنید. 39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید. آخرین اما نه کماهمیتترین: راستی هچکس نمی تواند سرنوشت ما را جز خودمان رقم بزند، پس اگر من تو و او بیائیم حتما از صندوق اسم کسی بیرون می آید که می اندیشد و به عزت ایرانی می اندیشد. |
وصتنامه داریوش کبیر:بزرگ شاه ایران زمین
قسمت هایی از وصیتنامه داریوش بزرگ رو براتون گذاشتم البته فقط قسمت های حساسش فقط به این دلیل که با وضع الان مقایسه کنید:
"هرگز دوستان و ندیمان را به کارهای مملکتی مگمار برای انها همین مزید دوست بودن با تو کافیست چون اگر دوستان و ندیمان را به کارهای مملکتی بگماریو آنها به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع کنند نخواهی توانست انها را مجازات کنی چون با تو دوست هستند و باید رعایت دوست نمایی" "توصیه دیگر این است که دروغ و تملق را از خود دور نمایی چون هر دوی انها افت سلطنت هستند و بدن ترحم دروغگو را از خود دور کن" "همیشه حامی کیش یزدان پرستی باش اما هیچ قومی را مجبور نکن از کیش تو پیروی کنن وبه خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی کند" |
جومونگ محبوبيت خود را دوبله موفق دانست
وي گفت:ديدار با «سان ايل گوك» جذاب بود. اين فرد اخلاق بسيار نيكويي دارد و خونگرم و متواضع است.
فارس: مدير دوبلاژ مجموعه تلويزيوني «افسانه جومونگ» پس از ديدار با بازيگر نقش اصلي اين سريال گفت: سان ايل گوك دليل محبوبيت خود در ايران را دوبله موفق اين سريال دانست. عليرضا باشكندي گفت: روز چهارشنبه 28 مردادماه طي مراسمي در سالن همايشهاي صدا و سيما با «سان ايل گوك» بازيگر نقش «جومونگ» ديدار داشتم كه در اين ديدار خانم يار احمدي و خانوادهام نيز حضور داشتند. وي افزود: از ديدن يكديگر خيلي خوشحال شديم و او كه بخشهاي از سريال را به زبان فارسي ديده بود، اعلام كرد كه علت محبوبيت اين سريال در ايران دوبله موفق آن است. گوينده نقش جومونگ در ادامه تصريح كرد: او همچنين در اين ديدار اعلام كرد كه صداي ما ايرانيها و دوبله ما خيلي بهتر از سريال با زبان اصلي آن است. وي گفت:ديدار با «سان ايل گوك» جذاب بود. اين فرد اخلاق بسيار نيكويي دارد و خونگرم و متواضع است. «سان ايل گوك» كه به دعوت يك شركت لوازم صوتي و خانگي براي يك سفر سه روزه به تهران سفر كرده بود، ديروز تهران را به مقصد سئول ترك كرد. |
معرفي طرحهاي برتر تجهيزات خانگي
چاپگر سه بعدي غذا طراحي شد
معرفي طرحهاي برتر تجهيزات خانگي http://www.jamejamonline.ir/Media/im...0915991655.jpg جام جم آنلاين: لابراتوار طراحي الکترولوکس فيناليست هاي رقابت سالانه طراحي خود که در ميان دانشجويان طراحي صنعتي براي طراحي تجهيزات الکترونيکي خانگي در سال 2100 برگزار کرده است را اعلام کرد که يکي از اين طرحها چاپگر سه بعدي غذا نام گرفته است. از ايده هاي برتري که در ميان راه يافتگان به دور نهايي رقابت لابراتوار طراحي الکترولوکس به چشم مي خورد مي توان به ايده هايي جديد براي رشد گياهان در مريخ، تميز کردن لباسها و کپي گرفتن از غذاها اشاره کرد. برنده نهايي اين رقابت روز 24 سپتامبر در لندن معرفي شده و جايزه اي پنج هزار يورويي را دريافت خواهد کرد. نشريه پاپ ساينس به معرفي برخي از برترين طرح ها در اين دور از رقابتهاي طراحي در سال 20029 پرداخته است. شاهزاده کوچولو: در آينده امکان توسعه ساختمانها و تجهيزات مختلف به منظور اقامت انسان در مريخ به وجود خواهد آمد اما طراحي از کشور چک با ارائه طرح شاهزاده کوچولو شيوه اي جالب را براي تامين مواد غذايي در اين سياره ارائه کرده است. اين ابزار متحرک گياهي را درون پوشش شيشه اي خود حفظ کرده و به منظور يافتن مواد غذايي در خاک به نقاط مختلف حرکت مي کند و به اين شکل به رشد گياه کمک مي کند. زماني که مواد مورد نظر شاهزاده کوچولو در خاک مريخ يافته شد، مکان آن به ياد اين گلخانه متحرک مانده و آدرس آن را براي ديگر گلخانه ها ارسال مي کند تا آنها را به مکان مورد نظر خود هدايت کند. يخچال تله پورت: شايد تصور حمل و نقل کالاها به صورت آني و درست پس از سفارش دادن آنها در فروشگاه دور از ذهن به نظر بيايد اما بر اساس طرح يخچال تله پورت اين امر به زودي امکانپذير خواهد شد که با استفاده از اين ابزار فرد مي تواند مواد غذايي تازه را از فروشگاه يا مزرعه اي به صورت آنلاين سفارش داده و پس از چند لحظه آنها را درون يخچال مشاهده کند. شستشوي طبيعي: اين سيستم که توسط طراحي چيني براي شرکت در اين رقابت طراحي شده است به عنوان يک سيستم شستشو و خشکشوي لباس در منزل مورد استفاده قرار مي گيرد اين سيستم با استفاده از يونهاي منفي الياف پارچه ها را تميز مي کند. نکته جالب تر اين طرح شمايل صندلي مانند آن است در اين صورت فرد مي تواند بر روي صندلي لم داده و در حين استراحت کردن لباسهاي خود را نيز شستشو دهد. مخزن متحرک آب: در هوا به صورت طبيعي مقادير زيادي رطوبت وجود دارد که به عقيده طراح چيني اين ابزار مي توان با جمع آوري آب باران و بخار موجود در هوا آب آشاميدني تعدادي از انسانها را تامين کرد. مخزن جمع آوري آب از لايه اي براي جمع آوري آب باران برخوردار است. آب جمع شده سپس به صفحه اي براي تصفيه انتقال داده مي شود. اين ابزار سپس مي تواند آب پاک آشاميدني را به هر فردي که به آن نيازمند است انتقال دهد. چاپگر سه بعدي غذا: طراح آلماني شيوه اي جالب را براي تهيه مداوم و سريع غذاها ارائه کرده است. وي چاپگر غذايي را طراحي کرده است که مي تواند غذاي مورد نظر را به صورت سه بعدي چاپ کند. ابزار Moleculair چاپگر سه بعدي براي آشپزهاي حرفه اي و افراد خانه دار خواهد بود تا بتوانند غذاي مورد نظر خود را به صورت لايه به لايه چاپ کنند. |
او زندگي است...
http://salijoon.info/mail/880404/e/1.jpg
می تونی مراقبتش رو در شکل یک خواهر احساس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/2.jpg می تونی حرارتش رو در شکل یک دوست احساس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/3.jpg می تونی احساساتش رو در شکل یک معشوقه حس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/4.jpg می تونی فداکاریش رو در شکل یک همسر احساس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/5.jpg می تونی الوهیتش رو در شکل یک مادر حس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/6.jpg می تونی برکت وجودش رو در شکل یک مادربزرگ احساس کنی http://salijoon.info/mail/880404/e/7.jpg در عین اینکه محکم و استواره http://salijoon.info/mail/880404/e/8.jpg قلبش مهربونه http://salijoon.info/mail/880404/e/11.jpg شیطونه http://salijoon.info/mail/880404/e/13.jpg و دلچسب http://salijoon.info/mail/880404/e/14.jpg صمیمی و همدل http://salijoon.info/mail/880404/e/15.jpg و ملیح http://salijoon.info/mail/880404/e/21.jpg او یک زن است http://salijoon.info/mail/880404/e/22.jpg او زندگی است... |
جنبش آهستگی به سبک اروپایی
جنبش آهستگی به سبک اروپایی١٨ سال پیش من در یک شرکت سوئدى ولوو استخدام شدم. کار کردن در این شرکت تجربه جالبى براى من به وجود آورده است. اینجا هر پروژهاى حداقل ٢ سال طول میکشد تا نهایى شود، حتى اگر ایده ساده و واضحى باشد. این قانون اینجاست. جهانى شدن (globalization) باعث شده است که همه ما در جستجوى نتایج فورى و آنى باشیم. و این مشخصاً با حرکت کند سوئدیها در تناقض است. آنها معمولاً تعداد زیادى جلسه برگزار میکنند، بحث میکنند، بحث میکنند، بحث میکنند و خیلى به آرامى کارى را پیش میبرند. ولى در انتها، این شیوه همیشه به نتایج بهترى میانجامد. به عبارت دیگر: 1- سوئد در حدود 450000 کیلومتر مربع وسعت دارد. 2- سوئد حدود 9 میلیون نفر جمعیت دارد. ٣- استكهلم، پایتخت سوئد كه به پایتخت اسكاندیناوی نیز مشهور است حدود 78000 نفر جمعیت دارد. 4- ولوو، اسکانیا، ساب، الکترولوکس و اریکسون برخى از شرکتهاى تولیدى سوئد هستند. اولین روزهایی كه در سوئد بودم، یکى از همکارانم هر روز صبح با ماشینش مرا از هتل برمیداشت و به محل کار میبرد. ماه سپتامبر بود و هوا کمى سرد و برفى. ما صبحها زود به کارخانه میرسیدیم و همکارم ماشینش را در نقطه دورى نسبت به ورودى ساختمان پارک میکرد. در آن زمان، ٢٠٠٠ کارمند ولوو با ماشین شخصى به سر کار میآمدند. روز اول، من چیزى نگفتم، همین طور روز دوم و سوم. روز چهارم به همکارم گفتم: آیا جاى پارک ثابتى داری؟ چرا ماشینت را این قدر دور از در ورودى پارک میکنى در حالى که جلوتر هم جاى پارک هست؟ او در جواب گفت: براى این که ما زود میرسیم و وقت براى پیادهرفتن داریم. این جاها را باید براى کسانى بگذاریم که دیرتر میرسند و احتیاج به جاى پارکى نزدیکتر به در ورودى دارند تا به موقع به سرکارشان برسند. تو این طور فکر نمیکنی؟ میزان شرمندگى مرا خودتان حدس بزنید. این روزها، جنبشى در اروپا راه افتاده به نام غذاى آهسته (Slow Food). این جنبش میگوید که مردم باید به آهستگى بخورند و بیاشامند، وقت کافى براى چشیدن غذایشان داشته باشند، و بدون هرگونه عجله و شتابى با افراد خانواده و دوستانشان وقت بگذرانند. غذاى آهسته در نقطه مقابل غذاى سریع (Fast Food) و الزاماتى که در سبک زندگى به همراه دارد قرار میگیرد. غذاى آهسته پایه جنبش بزرگترى است که توسط مجله بیزنس طرح شده و یک "اروپاى آهسته" نامیده شده است. این جنبش اساساً حس شتاب و دیوانگی به وجود آمده بر اثر نهضت جهانى شدن را زیر سوال میبرد. نهضتى که کمیّت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگى ما کرده است. مردم فرانسه با وجودى که ٣٥ ساعت در هفته کار میکنند امّا از آمریکائیها و انگلیسیها مولّدترند. آلمانیها ساعت کار هفتگى را به 28/8 ساعت تقلیل دادهاند و مشاهده کردهاند که بهرهورى و قدرت تولیدشان ٢٠ درصد افزایش یافته است. این گرایش به آهستگى و کند کردن جریان شتاب آلود زندگى، حتى نظر آمریکائیها را هم جلب کرده است. البته این گرایش به عدم شتاب، به معنى کمتر کار کردن یا بهرهورى کمتر نیست. بلکه به معنى انجام کارها با کیفیت، بهرهورى و کمال بیشتر، با توجه بیشتر به جزئیات و با استرس کمتر است. به معنى برقرارى مجدّد ارزشهاى خانوادگى و به دست آوردن زمان آزاد و فراغت بیشتر است. به معنى چسبیدن به حال در مقابل آینده نامعلوم و تعریف نشده است. به معنى بها دادن به یکى از اساسیترین ارزشهاى انسانى یعنى ساده زندگى کردن است. هدف جنبش آهستگى، محیطهاى کارى کم تنشتر، شادتر و مولّدترى است که در آن، انسانها از انجام دادن کارى که چگونگى انجام دادنش را به خوبى بلدند، لذت میبرند. اکنون زمان آن فرا رسیده است که توقف کنیم و درباره این که چگونه شرکتها به تولید محصولاتى با کیفیت بهتر، در یک محیط آرامتر و بیشتاب و با بهرهورى بیشتر نیاز دارند، فکر کنیم. بسیارى از ما زندگى خود را به دویدن در پشت سر زمان میگذرانیم امّا تنها هنگامى به آن میرسیم که بر اثر سکته قلبى یا در یک تصادف رانندگى به خاطر عجله براى سر وقت رسیدن به سر قرارى، بمیریم. بسیارى از ما آنقدر نگران و مضطرب زندگى خود در آینده هستیم که زندگى خود را در حال حاضر، یعنى تنها زمانى که واقعاً وجود دارد را فراموش میکنیم. برای توجیه این مسئله به یک مثال خیلی عادی در ایران خودمون بسنده می کنیم. این عکس اشاره ای داره به نوع فاتحه دادن این بنده ی خدا بر سر مزار یکی از رفتگانش! در دنیای به سوی جهانی شدن یا همان مدرنیته یعنی اینقدر وقت کم است که حتی نمی توان برای چند دقیقه ای از روی مرکب پیاده شد و با آرامش ذکری گفت؟! البته در دنیای پر شتاب فعلی، سنت و اعتقادات هم دخیل است و موجب میشه در هر صورت ذکر را بخوانیم و رفتگانمون رو دست خالی تنها نگذاریم البته به هر طریق ممکن حتی با سرعت ADSL2 ! http://persian-star.org/1388/6/9/02.jpg همه ما در سراسر جهان، زمان برابرى در اختیار داریم. هیچکس بیشتر یا کمتر ندارد. تفاوت در این است که هر یک از ما با زمانى که در اختیار داریم چکار میکنیم. ما نیاز داریم که هر لحظه را زندگى کنیم. به گفته جان لنون، خواننده معروف: زندگى آن چیزى است که براى تو اتفاق میافتد، در حالى که تو سرگرم برنامهریزیهاى دیگرى هستى. به شما بخاطر این که تا پایان این مطلب را خواندید تبریک میگوئیم. بسیارى هستند که براى هدر ندادن زمان از وسط مطلب آن را رها میکنند تا از قافله جهانى شدن عقب نمانند... با تشکر از : کمال نام آور |
ساعت كار بانك های دولتی در ماه مبارک رمضان
فارس: بانك مركزي جمهوري اسلامي ايران طي نامهاي به مديران عامل بانكهاي دولتي، ساعت كار بانكها در ماه مبارك رمضان را اعلام كرد.
اين بانك طي نامهاي به مديران عامل بانكهاي دولتي، ساعت كار بانكها در ماه مبارك رمضان را اعلام كرد، متن نامه بدين شرح است: ضمن تبريك به مناسبت فرا رسيدن ماه مبارك رمضان به استحضار ميرساند؛ هيات دولت محترم جهت بهرهمندي مطلوب كاركنان دولت از فضايل و معنويتهاي ماه مبارك رمضان و به وجود آمدن فرصت مناسب براي خودسازي و بهرهمندي از بركات عديده اين ماه شريف و نوراني، نسبت به تغيير ساعات كاري ادارات و بانكها اقدام كرده است.از اينرو خواهشمند است دستور فرمائيد در طول ماه مبارك رمضان ساعات كاري آن بانك به شرح زير تغيير يابد: ادارات و واحدهاي ستادي آن بانك در كليه استانها به استثناي تهران، فعاليت اداري را صبحها با يك ساعت تاخير شروع و بعدازظهر نيز يك ساعت و نيم زودتر خاتمه دهند. ادارات و واحدهاي ستادي آن بانك در استان تهران فعاليت اداري خود را ساعت 9 صبح شروع و 14 خاتمه دهند. كليه شعب و واحدهاي اجرايي آن بانك در تهران و ساير استانها نيمساعت زودتر از ادارات و واحدهاي ستادي شروع به كار نمايند. ساعات كار كليه شعب و واحدهاي تابعه آن بانك در روزهاي نوزدهم (19) و بيست و سوم (23) ماه مبارك رمضان با يك ساعت تاخير نسبت به ساير روزهاي ماه مبارك رمضان آغاز خواهد شد. لازم است هرگونه فعاليت فوق برنامه قبل يا بعد از پايان ساعت كار انجام گيرد. برنامهريزي اياب و ذهاب كاركنان به گونهاي تنظيم گردد كه راس ساعت مقرر درمحل كار حضور داشته باشند و در پايان راس ساعت معين محل كار خود را ترك كنند. |
چگونه از ماهی قرمز عید خود نگهداری نماییم ؟؟؟
به خاطر قیمت ارزان ماهی قرمز عید، اغلب بهای لازم به این موجودات زبان بسته و زیبای خداوند داده نمی شود و قیمت ارزان ماهی با ارزان بودن قیمت جان این موجودات اشتباه گرفته می شود ، در حالی که طول عمر این ماهیها بین ۲۵ تا ۴۰ سال گزارش شده است ، به علت سهل انگاری و کم توجهی ما ، ماهیان قرمز عید حتی چند ماه هم عمر نمی کنند . با شروع عید و خوشحالی ما ، مرگ و میر و عذاب این ماهیها شروع می شود ؛ غافل از این که بایستی با جانداران خداوند مهربان بود و با بی دقتی و سهل انگاری خود با جان موجودات خداوند بازی نکرد
متاسفانه ما انسانها این اصل را فراموش کرده ایم که آه و نفرین حیوانات زبان بسته ، حتی اثرپذیرتر از آه و نفرین مادر می تواند باشد . حیوانات نیز درست مثل ما انسانها حق زندگی و حق برخورداری از نعمتهای الهی را دارند . بنابراین لازم است نسبت به سرنوشت این موجودات زبان بسته حساس بود و تا مقداری که توانایی و قدرت داریم با نهایت دقت و تلاشمان ، به نگهداری و مراقبت از جاندارانی بپردازیم که زندگی و جان آنان هم اکنون در اختیار ماست... ● نحوه ی تعویض آب ماهیان قرمز عید زمانی که آب ماهیها تیره شده و یا می بینید که بیشتر ماهیها در فضای بالای سطح آب شنا می کنند و حبابهایی را در سطح آب ایجاد می کنند، بایستی آب ماهی با سرعت و دقت تعویض شود . برای تعویض آب حداقل بایستی ۱۲ ساعت آب سالمی که ماهی را می خواهیم در آن بریزیم ، در جایی بگذاریم تا کلر آب به طور کامل از بین برود و با دمای قبلی آب که ماهی عید در آن بوده هم دما شود . تکرار می کنیم که حتما در تعویض آب ، کلر آن کاملا از بین رفته باشد و حتما کنترل نمایید که دمای آب تازه با دمای آبی که ماهی قبلی در آن بوده ، یکسان باشد یا تفاوت دمایی کمی با هم داشته باشند ● چگونگی غذای ماهیها تمامی موجودات زنده برای زنده ماندن نیاز به غذای مناسب و متنوع دارند . کمبود غذا باعث مرگ و عذاب این ماهیها خواهد بود؛ بنابراین لازم است روزانه حداقل در دو وعده ی صبح و شب ، غذا به ماهیها بدهیم .. یادآوری می کنیم که تنها از یک نوع غذا برای ماهی ها استفاده نشود و تنوع غذایی بایستی در غذای این ماهیها رعایت شود ، چون نیاز های غذایی ماهیها تنها از یک نوع غذا برطرف نمی شود. چنانچه ما انسانها نیز برای زنده ماندن از وعده های غذایی مختلف و متنوع در برنامه ی غذایی خود استفاده می کنیم ، بایستی برای ماهی عید نیز علاوه بر غذاهای آماده ی مختلفی که از آکواریوم فروشیها می خریم و بسیار هم ارزان است ، می توان از دل و جگر نپخته و تازه ی گوسفند به مقدار بسیار کم ، یا سفیده ی تخم مرغ آبپز شده هم در بعضی از وعده ها به صورت بسیار ریز و قطعه قطعه شده استفاده کرد. غذاها باید به مقداری ریخته شوند که حدودا در عرض پنج دقیقه خورده شوند.چنانچه ظرف نگهداری کوچک بوده یا شیشه ای نباشد ماهی دچار بی اشتهایی وسرانجام مرگ خواهد شد . البته می توان در صورت نبود غذای ماهی از خرده نان نیز استفاده کنیم.اما خرده نان غذایی ناقص بوده و نمی تواند که احتیاجات بدنی ماهی عید را کاملا برآورده سازد ● نکات مربوط به نگهداری ماهیهای قرمز عید ـ به جای نگهداری ماهی در تنگ های کوچک و نامناسب واجب است ماهی در ظروف شیشه ای بزرگ مثل آکواریوم یا تنگ های شیشه ای مناسبِ بزرگ نگهداری شود ، تا ماهی علاوه بر احساس آزادی و راحتی ، از اکسیژن بیشتری در آب برخوردار باشد و شرایط مناسب برای زندگی ماهیها فراهم شود . تکرار می کنیم ظرف نگهداری از ماهیها حتما بزرگ بوده و شیشه ای باشد . متاسفانه تنگها و ظرفهایی که امروزه فروش آنها معمول شده است ، کار مناسبی نیست و از خرید یا نگهداری ماهی در آن ظرفهای کوچک «زندانها» باید حتما جلوگیری شود ـ بهترین دما برای زندگی این ماهی ها حدود ۱۰-۲۵ درجه سانتیگراد می باشد. دمای محیط هرگز نباید فوری و سریع تغییر کند . نگهداری این ماهیها در یخچالها و محیط های سرد نیز کاملا اشتباه می باشد و زندگی در محیط سرد زندگی را برایشان سخت تر می کند . محل نگهداری آنها نیز باید به گونه ای باشد که تغییر در روز و شب در آن احساس شود. ـ اگر ماهی بطور ناگهانی از تاریکی به نور یا برعکس وارد شود یا خاموش و روشن نمودن ناگهانی چراغ باعث این امر شود ماهی دچار شوک خواهد شد . روشنی و تاریکی باید تدریجی باشد . ـ در صورت بروز هر گونه علایم بیماری یا ناراحتی در ماهیها ، ماهی بیمار بلافاصله باید از سایر همنوعانش جدا شود. برای جلوگیری از سرایت دیگر ماهیها به بیماری، حتما ماهی مریض، جدا از سایر ماهیها نگهداری شود. نگه داشتن ماهی بیمار به مدت بیست دقیقه در آب یک لیتری که یک قاشق نمک هم به آن اضافه شده است در خصوص برخی از بیماریها می تواند مفید واقع شود ـ با سر و صداهای ناگهانی و ضربات و تکانهای زیاد ممکن است ماهیها سکته نمایند و از بین بروند؛ بدنشان نیز به آفتاب حساس است و با آفتابی که از پنجره می تابد ، ممکن است بدن ماهی آسیب دیده و بسوزد . بنابراین دور از نور خورشید و در محیط کم سر و صدا و کم رفت و آمد نگهداری شود . از ایجاد استرس شدید ، با رفتن سریع و ناگهانی به سراغ ماهی یا زدن تلنگر و ضربه به ظرف حتما جلوگیری شود تا ماهی دچار شوک و مرگ نشود. حیوانات اسباب بازی نیستند.چنان چه آنها را به خاطر رسم و رسوم یا بچه ها و یا سرگرمی می خرید حتما از این اقدام خودداری کنید . چنانچه خود ما نیز دوست نداریم مورد آزار قرار گیریم این احساس در تمام موجودات زنده حتی حیوانات مشترک است و آنان نیز بازیچه قرار گرفتن و مورد شکنجه قرار گرفتن را دوست ندارند. پیامبر گرامی اسلام برای کسانی که حیوانات را مورد آزار و اذیت قرار می داده و نیازهایشان را برآورده نمی ساختند، بارها مورد لعن و نفرینشان قرار داده و آتش جهنم را به آنان بشارت داده است ـ رسم است که در روز سیزده بدر ماهی قرمز در رودخانه یا دریاچه ها رها می شود که این کاری کاملا غلط است . چون ماهی قرمز عید در صورت رهایی در این محیطها، اکوسیستم طبیعی محیط را به علت جفت گیری با سایر ماهیها و اشتهای زیاد در خوردن غذا و تخم سایر ماهیها به هم خواهند زد . در صورت رها سازی در حوضهای شهری نیز به علت تعویض آب حوضها و برای مدتی خالی گذاشتن حوضها از آب ، ماهیها کشته خواهند شد . بنابراین بهتر است اگر شرایط نگهداری مناسب از ماهیها را ندارید به یکی از اقوام یا دوستانی که توانایی و علاقه ی نگهداری از این ماهیها را به طور صحیح و درست را دارند واگذار نمایید. فراموش نکنیم که این موجودات نیز درست مثل ما آدم ها جان داشته و زندگی خود را دوست دارند و با سهل انگاری های خود نباید با جانشان بازی نمود و با حیوانات این موجودات دوست داشتنی و زبان بسته ی خداوند باید مهربانتر باشیم. حیوانات هم احساس و عاطفه دارند و زندگی را دوست دارند ;) |
نگهداری مرغ عشق
مرغ عشق (Lovebird)
http://www.senmerv.com/images/lovebird.jpg آنها همواره به یکدیگر عشق می ورزند این گونه از پرندگان کوچک که از لحاظ طبقه بندی توسط برخی زیست شناسان در رده زیباترین طوطی های کوچک قرار می گیریند، از سرزمینهای آفریقایی به سایر نقاط جهان آورده شده اند. آنها بسیار کنجکاو، پر انرژی و البته دلربا هستند. حتما" اگر آنها را دیده باشید و دقت لازم را کرده باشید متوجه شدید که اغلب اوقات رنگ آنها معمولا" همانند قسمتی از طیف رنگین کمان می باشد. طول این پرندگان زیبا معمولا" بین 6 تا 15 سانتیمتر می باشد و چنانچه در شرایط مساعد زندگی کنند حتی تا 30 سال عمر خواهند کرد. رژیم غذایی رژیم غذایی مناسب برای آنها علاوه بر دانه باید شامل میوه و سبزیجات تازه مانند موز، هویج، انواع برگ سبزی و ... باشد، همچنین آب سالم و بدون کلر برای خوردن یا حمام کردن. دقت کنید که هرگز نباید به این پرندگان کوچک هسته میوه هایی مانند هلو، گلابی و ... داد. در مواردی نیز مشاهده شده که برخی از مردم به آنها شکلات، چای و حتی الکل می دهند که واقعا" برای آنها مضر می باشد. غذا دادن اگر پرنده شما عادت به خوردن دانه های خشک کرده است بدون شک باید به تدریج رژیم غذایی آنرا تغییر داده و غذاهای تازه را وارد رژیم غذایی او کنید. هر روز مقدار کمی از میوه یا سبزیجات تازه به او بدهید و دقت کنید که به کدام یک بیشتر علاقه نشان می دهد، همچنین هرگز نگذارید که این مواد غذایی تازه در قفس مانده و فاسد شود. این نکته را هرگز فراموش نکنید : "مرغ عشق به تنوع غذایی و غذای تازه عشق می ورزد." شرایط زندگی مرغ عشق بسادگی در شرایط عادی که مازندگی می کنیم از لحاظ دما و رطوبت می تواند زندگی کند. حداقل ابعاد قفس برای یک یا دو مرغ عشق باید 45 (عرض) در 45 (طول) در60 (ارتفاع) سانتیمتر باشد، هرچند نباید فراموش کرد که هر جانداری از جمله خود انسان از منزل بزرگتر استقبال می کند. همچنین محلی که مرغ عشق را نگهداری می کنید نباید جایی باشد که سرو صدای ناگهانی تولید شود. مثلا" ناگهانی صدای افتادن ظروف آشپزخانه و ...، تمام این موارد به حیوان استرس منتقل می کند و باعث بیماری و کوتاهی عمر او می شوند. قفس این پرندگان را حداقل هفته ای یکبار تمیز کنید و آب و دانه تازه را هر روز در اختیار آنها قرار دهید. قرار دادن اسباب بازی های ساده در قفس برای آنها از مفید ترین چیزهایی است که می تواند آنها را خوشحال کند. توپ کوچک، حلقه آویزان شده از سقف قفس و ... رفتار عادی اگر پرندگان کوچک شما به غذاهای تازه نوک می زنند، با آب تازه حمام می کنند و تحرک کافی دارند می توانید مطمئن باشید که سالم هستند. آنها معمولا" علاقمند به برقراری ارتباط عاطفی هستند لذا اگر تنها یک مرغ عشق دارید حتما" هر روز وقتی را برای پرداختن به او بگذارید، پس از مدتی مشاهده خواهید کرد که شما را بخوبی می شناسد و حتی در بیرون قفس به راحتی روی انگشت شما می نشیند. همواره به بدن، منقار، پاها و دیگر قسمت های مرغ خود دقت کنید، یک مرغ عشق سالم همواره آنها را تمیز نگاه میدارد و این می تواند خود نوعی کنترل سلامت این پرنده زیبا باشد. علائم بیماری - تغییر رنگ دادن یا باد کردن نوک (منقار) پرنده - خسخس کردن هنگام تنفس یا صرفه کردن - تغییر حالت چشم - از بین رفتن طراوت پرهای بدن - بی رنگ شدن مدفوع - نشستن بر روی کف قفس - نشستن با یک پا روی میله - بی اشتهایی با مشاهده این رفتارها حتما" با یک متخصص مشورت کنید و هرگز راسا" اقدام به درمان پرندگان خود نکنید. |
کسانی که قدی کوتاه دارند چطور لباس بپوشند که بلندتر و زیباتر به نظر برسند
د و فشن
کسانی که قدی کوتاه دارند چطور لباس بپوشند که بلندتر و زیباتر به نظر برسند؟ وقتی که قدمان کمتر از 1.70 سانت باشد ، برای اینکه چطور لباس بپوشیم تا زیبا باشیم و از ظاهر خود احساس رضایت داشته باشیم؟ کار چندان سختی نیست. راهها و توصیههای وجود دارد که ما به شما این اسرار را میگوییم تا بتوانید در عین این که همان قد واندازه همیشگی را دارید اما بلندتر به نظر برسید و در عین حال یک سری توصیهها را نیز برایتان داریم که باید از آنها اجتناب کنید . حال با مراحل ما در این هم گام شوید و راههای را که در زیر آورده ایم را رعایت کنید : * لباسهای را انتخاب کنید کهاندازه شما باشد نه بلندتر. * اگر سینههای کوچکی دارید بهتر است از بلوزهای کوتاه استفاده کنید اما اگر نه ، سینههای بزرگی دارید بهتر است از بلوزهای بلندتر استفاده کنید. * کفشهای پاشنه دار با دامنهای کوتاه بپوشید ، دامن کوتاه ، لباس کوتاه بپوشید . * اگر به استخر میروید از مایوهای دو تیکه استفاده کنید ، و در ضمن از کفشهایی با پاشنههای خیلی بلند نیز استفاده نکنید،اندازه پاشنه ی مناسبی که ما به شما پیش نهاد میکنیم 5 سانت است. * رنگ لباسهای که میپوشید نیز در این امر که قد شما بلندتر به نظر برسد ، موثر است ،رنگ لباسهای که برای پوشیدن نتخاب میکنید باید به هم نزدیک باشند و ترکیبات آنها به هم نزدیک باشد، برای مثال رنگ تاپ ،بلوز و شلوار یا دامنتان به هم نزدیک باشد . * لباسهای طرح دار ، و البته با طرحهای قائم باشد بهتر است . * استفاده از کمربند نیز به بلندتر نشان دادن قد شما کمک میکند فقط این نکته را به یاد داشته باشید که اثر بخشی آن زمانی بیشتر میشود که از کمربندی هم رنگ با دامن یا شلوار خود بپوشید . از ضمائم نیز میتوانید کمک بگیرید . حال توضیحات دیگری در رابطه با اینکه چه لباسهایی را نباید بپوشیم برایتان میگوییم : * لباسهای بلند و گشادی که تا پایین زانوانتان میآیند . * از شلوارهای گشاد که همچنین دارای پاچههای گشاد هستند و تا روی کفش شما میآیند. * از کفشهای که خیلی صاف هستند ، و از بوتهای که تا زیر زانوی میآیند ، از کفش های که بندشان دور مچ پا بسته میشود بپرهیزید * از مچ بندهای و عینکهای خیلی بزرگ استفاده نکنید زیرا زیبایی شما را به حد وافری کاهش میدهند . * از لباسهای که طرح و راههای افقی دارند نیز استفاده نکنید . حال به جالب ترین قسمت این مقاله رسیدیم ، ما میخواهیم چند ترفند زیرکانه برای داشتن قدی بلندتر به شما آموزش بدهیم : * یک شال بلند را به دور گردن خود بیاندازید و اجازه دهید تا پایین بیایید و تا زانوان شما برسد. * استفاده از یک جلیقه باز (دکمه و یا زیپ آن را نبندید)، اگر لباسی را میپوشید که دکمه دارد، دکمههای آن را نبندید . * مهم تر از همه این که ، هنگامی که با دیگران در حال صحبت کردن هستید هیچ گاه در مورد قد خود و از کوتاهی آن گله نکنید و کوتاه بودن قدتان را برای دیگران به عنوانی مساله ای برجسته مشخص نکنید . * موهای خود را ببندید و کمی از موهایتان بر روی شانههایتان رها کنید ، زیرا این کار باعث میشود تا قسمت بالایی بدنتان بلندتر نشان داده شود و البته این کار کلا به بلندتر رسیدن قدتان کمک میکند. |
صداقت رکن اصلی زندگی موفق و معتبر
صداقت رکن اصلی زندگی موفق و معتبر اگر تمایل دارید تا در نزد دیگران از اعتبار و شخصیت والایی برخوردار شوید بهتر است که صادق باشید. اگر علاقه مند هستید تا دیگران گفته ها و سخنان شما را در هر حالتی بپذیرند بازهم بهتر است صادق باشید.صداقت یا راست گویی یکی از بهترین ویژگی هایی است که هر انسان سالمی می تواند از آن برخوردار باشد. صداقت ابزار قدرت مندی است برای ساختن اعتبار و اطمینان. اولین خصوصیات رفتاری هر معتمدی، صداقت و صراحت اوست. همین صداقت و صراحت است که نیمی از مشکلات ما را به راحتی از بین می برد و دست ما را برای بیان خواسته ها و برنامه هایمان باز تر می کند. صداقت مانند یک نیروی نامرئی، مانع از ادامه اشتباهات و خطاهای ما می شود. چرا که با بیان حقیقت دیگر راهی برای ادامه خطا و اشتباه وجود ندارد و ناخودآگاه راه بیراهه ما به بن بست خواهد رسید. راستگویی روح و روان را جلا می دهد، قدرت بیان را افزایش می دهد و سخن را شیواتر می سازد. افراد راستگو از قدرت و جرات مناسبی در بیان حقایق برخوردارند و راحت تر می توانند به اعمال و رفتار اشتباه دیگران اعتراض کنند. با صداقت پایه زندگی سالم بنا می شود و استحکام آن دوچندان می گردد. رنجش دیگران از ما کمتر می شود و کمتر خود و اطرافیان دچار دردسر می شویم. اضطراب و نگرانی با صداقت رابطه متضاد دارد، به عبارتی در صورت برخورداری از صداقت، اضطراب و استرس کاسته می شود و در صورت عدم وجود صداقت، استرس و نگرانی افزایش می یابد. اعتبار و آبرو موضوع دیگری است که صداقت در آن نقش مستقیم دارد. افراد دروغگو دیر یا زود اعتبار و آبروی خود را نزد اطرافیان از دست می دهند و ارزش کلام آن ها به صفر خواهد رسید. به وعده و قول های آن ها کم تر کسی توجه می کند و کم تر با آن ها معامله می کند. در مقابل آدم های راستگو، افرادی خوش قول و وفادار هستند که تحت هر شرایطی از قول و وعده خود سر باز نمی زنند. آن ها منکر حقایق نمی شوند و خود را به اصطلاح" به کوچه علی چپ..." نمی زنند. قضاوتشان عادلانه است و به راحتی اعتماد دیگران را جلب می کنند. آن ها دوست ندارد دیگران از اعتماد و اعتبارشان سوء استفاده کنند و برای کسی تبعیض و استثنا قایل نمی شوند. ایمان و عقاید محکم و استواری دارند که به راحتی گرفتار دسیسه و نیرنگ نمی شود. آن ها برای سخن دیگران ارزش قایلند وتا زمانی که خلاف آن اثبات نشود، صحت آن را می پذیرند. برای اینکه فرد راستگویی باشیم در مرحله اول بهتر است تا وظایفمان را به درستی انجام دهیم. درست و نادرست هرکاری را بشناسیم و از اعمال اشتباه خود جلوگیری کنیم. ایمان و عقیده مشخصی داشته باشیم و به آن پایبند باشیم.از دروغ و سخنان غیرواقعی بپرهیزیم. زمان رویارویی با مشکلات فورا به دروغ متوسل نشویم. اولین دروغ، آخرین دروغ نخواهد بود زیرا برای اینکه دروغ اول خود را اثبات کنیم باید تا زمان روشن شدن حقیقت در رابطه با آن موضوع به دروغ های خود ادامه دهیم. از قضاوت و محاکمه نترسیم و به خاطر فرار از آن دروغ نگوییم، زیرا اگر به ناحق از محاکمه فرار کنیم در نهایت مجازات الهی گریبانگیر ما خواهد شد، پس بهتر است آن را همان ابتدا بپذیریم و از بدتر کردن اعمال خود با دروغ و افترا بپرهیزیم. به خوبی در توضیحات بالا مشخص است تنها تصمیم به راستگو شدن کافی است تا قسمت زیادی از اشتباهات و خطاهای ما از بین برود. ما تنها با رعایت راستگویی می توانیم فردی سالم و پرهیزگار باشیم که تا حد زیادی از گناه و اشتباه به دور خواهد بود. |
كلاهبرداران خلاق تاريخ
همیشه دانشمندان یا هنرمندان نبودهاند كه با انجام كارهایی كه قبلاً كسی آن را انجام نداده و یا با خلق اثری كه مشابه آن وجود نداشته، به تاریخ پیوسته باشند. كلاهبرداران هم در تاریخ جایی برای خود دارند:
1- ویكتور لوستیگ victor lustig سلطان كلاهبرداران تاریخ، مردی كه برج ایفل را فروخت، مسلط به پنج زبان زنده دنیا، صاحب 45 اسم مستعار با سابقه بیش از 50 بار بازداشت آن هم فقط در كشور آمریكا، مردی كه میتوانست زیركترین قربانیانش را نیز گول بزند، در سال 1890 در بوهمیا (كشور كنونی چك) در یك خانواده متوسط به دنیا آمد و در سال 1920 به آمریكا رفت. سالی كه بازار سهام به شدت رشد میكرد و به نظر میرسید كه همه روزبهروز پولدارتر میشوند و لوستیگ آنجا بود كه از این موضوع و حماقت ذاتی آمریكاییها سود برد.در سال 1925 و پس از انجام چندین فقره كلاهبرداری بیعیب ونقص و پرسود، ویكتور به فرانسه و شهر پاریس رفت و در آنجا شاهكار خود را اجرا كرد. فروختن برج ایفل! ایده این كلاهبرداری بعد از خواندن یك مقاله كوچك در روزنامه به ذهن ویكتور رسید. در این مقاله آمده بود كه برج ایفل نیاز به تعمیر اساسی دارد و هزینه این كار برای دولت كمرشكن خواهد بود. دینگ! زنگی در سر ویكتور صدا كرد و بلافاصله دست به كار شد. ابتدا اسناد و مداركی تهیه كرد كه در آنها خود را به عنوان معاون ریاست وزارت پست و تلگراف وقت جا زد و در نامههایی با سربرگهای جعلی، شش تاجر آهن معروف را به جلسهای دولتی و محرمانه در هتل كرئون(creon) كه محلی شناخته شده برای قرارهای دیپلماتیك و مهم بود، دعوت كرد. شش تاجر سر وقت در سوئیت مجلل ویكتور حاضر بودند. ویكتور برای آنها توضیح داد كه دولت در شرایط بد مالی قرارگرفته است و تأمین هزینههای نگهداری برج ایفل عملاً از توان دولت خارج است. بنابراین او از طرف دولت مأموریت دارد كه در عین تألم و تأسف، برج ایفل را به فروش برساند و بهترین مشتریان به نظر دولت تجار امین و درستكار فرانسوی هستند و از میان این تجار شش نفر دعوت شده به جلسه مطمئنترین افرادند. ویكتور تأكید كرد به دلیل احتمال مخالفت عمومی، این مسئله تا زمان قطعی شدن معامله مخفی نگه داشته خواهد شد. فروش برج ایفل در آن سالها زیاد هم دور از ذهن نبود. این برج در سال 1889 و برای نمایشگاه بینالمللی پاریس طراحی و ساخته شده بود و قرار بر این نبود كه به صورت دائمی باشد. در سال 1909 برج بهخاطر اینكه با ساختمانهای دیگر شهر همچون كلیساهای دوره گوتیك و طاق نصرت هماهنگی نداشت، به محل دیگری منتقل شده بود و آن زمان وضعیت مناسبی نداشت. چهار روز بعد خریداران پیشنهاد خود را به مأمور دولت ارائه كردند. ویكتور به دنبال بالاترین رقم نبود، او از قبل قربانی خود را انتخاب كرده بود؛ مردی كه نامش در كنار ویكتور در تاریخ جاودانه شد! آندره پویسون (Andre poisson). در بین آن شش نفر، آندره كمسابقهترین بود و امیدوار بود كه با برنده شدن در این مناقصه، یكشبه ره صدساله را طی كند و كلاهبردار باهوش به خوبی متوجه این موضوع شده بود. ویكتور به آندره اطلاع داد كه در مناقصه برنده شده است و اسناد جهت امضا و تحویل برج در هتل آماده امضاست. اما همانطور كه تاجر عزیز میداند، زندگی مخارج بالایی دارد و او یك كارمند ساده بیش نیست و در این معامله پرسود با اعمال نفوذ خود توانسته است ایشان را برنده كند و... آندره به خوبی منظور ویكتور را فهمید! پس از پرداخت رشوه، اسناد معامله امضا شد و آندره پویسون پس از پرداخت وجه معامله، صاحب برج ایفل شد! فردای آن روز وقتی آندره و كارگرانش به جرم تخریب برج ایفل توسط پلیس بازداشت شدند، ویكتور لوتینگ كیلومترها از پاریس دور شده بود. در حالی كه در یك جیبش پول فروش برج بود و در جیب دیگرش رشوه! 2- هان ون میگهرن (Han Van Meegeren) نقاش و كپیكننده آثار هنری، باهوشترین و زبردستترین جاعل تابلوهای نقاشی، مردی كه سر نازیهای آلمانی كلاه گذاشت، مردی كه اگر كلاهبردار نمیشد، بیشك یكی از مهمترین نقاشان قرن بیستم بود، در سال 1889 در هلند به دنیا آمد. از كودكی عاشق رنگها بود و در جوانی با تأثیر از نقاشیهای دوره طلایی هلند، تابلوهای زیادی خلق كرد. اما منتقدان، آثار او را بیروح و تقلیدی و تكراری نامیدند و میگهرن سرخورده از این برخورد و برای اثبات تواناییهایش به منتقدان تصمیم گرفت كه آثار بزرگان دوره طلایی همچون فرانس هالس (Frans Hals) و ورمیه را كپی كند . میگهرن با پشتكار زیاد فرمول رنگهای قدیمی و نحوه ساخت بومهای آن زمان را پیدا كرد. او كار را شروع كرد و آنقدر ماهرانه این كار را انجام داد كه تیزبینترین كارشناسان نیز از تشخیص بدلی بودن آثار ناتوان بودند و میگهرن با اطمینان كامل، در نقش یك دلال، تابلوهایش را بهعنوان آثار كشفشده دوره طلایی به مجموعهداران و گالریها فروخت. در همین دوران بود كه اروپا درگیر جنگ جهانی دوم شد. یكی از مشتریان پر و پا قرص او، مارشال گورینگ از سران درجه اول حزب نازی آلمان بود كه علاقه فراوانی به آثار نقاشان هلندی داشت و تعداد زیادی از كارهای میگهرن را به مجموعه خود اضافه كرد. اما زمانه بازی دیگری را در سر داشت. آلمانها در جنگ شكست خوردند و میگهرن به جرم فروش میراث فرهنگی هلند به نازیها بازداشت و در دادگاه متهم به خیانت به وطن شد كه مجازاتش اعدام بود. میگهرن در دادگاه واقعیت را ابراز كرد، اما هیچكس حرفهایش را باور نكرد. تابلوهای جعلی در دادگاه توسط كارشناسان مورد بازبینی قرار گرفت و همگی بر اصل بودن آنها صحه گذاشتند. هیچكس باور نمیكرد كسی بتواند با چنین دقت و ظرافتی این آثار را جعل كند. میگهرن از دادگاه درخواست كرد كه وسایل مورد نیازش را در اختیارش بگذارند تا در حضور همه یكی از آثار دوره طلایی جعل كند! میگهرن از اتهام خیانت تبرئه شد، اما به جرم جعل آثار هنری به زندان محكوم شد و چند سال بعد درگذشت. میگهرن بهعنوان یك كلاهبردار در كار خود موفق بود، اما مشتری اصلی او گورینگ از او زیركتر بود. اسكناسهایی كه گورینگ در ازای تابلوها به میگهرن میداد همگی تقلبی بودند! 3- فرانك ویلیام آباگنیل (Frank William Abagnale) صاحب كلكسیونی از انواع كلاهبرداریها، قاضی، خلبان، جراح و استاد دانشگاه! و كسی كه زندگیاش دستمایه ساخت فیلم «اگه میتونی منو بگیر» شد، در سال 1948 در آمریكا به دنیا آمد. وقتی او 14 ساله بود، پدر و مادرش از یكدیگر جدا شدند و این ضربه روحی بزرگی برای فرانك بود. دو سال بعد از خانه فرار كرد و به نیویورك رفت و در آنجا بود كه فهمید برای امرار معاش چارهای بهجز كلاهبرداری ندارد. پس از مدت كوتاهی او به یكی از حرفهایترین جاعلان چك بدل شد و چنان در كار خود مهارت پیدا كرد كه هیچ بانكی قادر به تشخیص جعلی بودن چكهای او نبود. فرانك برای آنكه بتواند بدون پرداخت پول بلیت با هواپیما سفر كند، با جعل كارتهای شناسایی و مدرك خلبانی، خود را به عنوان خلبان خط هوایی پانامریكن جا زد و از امتیاز خلبانها برای مسافرت مجانی استفاده كرد. این موضوع لو رفت، اما قبل از آنكه دست پلیس به او برسد، به شهر جورجیا فرار كرد و با هویت جعلی تازهای، به عنوان یك دكتر در یك آپارتمان ساكن شد. از قضا در همسایگی فرانك یك دكتر واقعی زندگی میكرد و به فرانك پیشنهاد داد تا در بیمارستان شهر مشغول به كار شود و فرانك این پیشنهاد را پذیرفت و 11ماه به عنوان متخصص جراحی اطفال در آن بیمارستان به درمان بیماران پرداخت! پس از آن به شهر لوئیزیانا رفت و با جعل مدرك حقوق از دانشگاه هاروارد به عنوان دادستان در دادگاه محلی لوئیزیانا استخدام شد. او پس از چندماه توسط یكی از فارغالتحصیلان واقعی هاروارد شناخته شد، اما قبل از آنكه دستگیر شود، از آنجا به ایالت یوتا گریخت و با جعل مدرك دانشگاه كلمبیا، در دانشگاه بریگام در رشته جامعهشناسی شروع به تدریس كرد! او سرانجام در سال 1969 در فرانسه دستگیر شد و زمانی كه پلیس فرانسه این موضوع را اعلام كرد، 26 كشور خواستار محاكمه او در كشورشان شدند! فرانك به آمریكا منتقل شد و در آنجا به 12 سال زندان محكوم شد، ولی پس از گذراندن پنج سال آزاد شد. فرانك آباگنیل هماكنون بهعنوان كارشناس خبره جعل اسناد و چك با پلیس آمریكا همكاری میكند و با تأسیس شركت آباگنیل و شركا به بانكها نیز مشاوره میدهد! 4- حسین.ك كلاهبردار وطنی، مردی كه كاخ دادگستری را فروخت، حدود 70 سال پیش در شهریار متولد شد. ح.ك مردی بیسواد ولی باهوش بود و بیتردید اگر تحصیلات مناسبی داشت، به یكی از بزرگان ادب و علم كشور بدل میشد. اما او از جوانی به راهی غیر از آن كشیده شد. حسین.ك با كلاهبرداریهای كوچك روزگار میگذراند، اما این كارها برای مردی با هوش او كارهایی كوچك محسوب میشدند. تا اینكه یك روز طعمه بزرگترین كلاهبرداری خود را در جلوی در سفارت انگلیس شكار كرد؛ دو توریست آمریكایی (و طبعاً احمق!) كه به دنبال خرید یك هتل در ایران بودند. ح.ك آنها را به دفترش كه در خیابان گیشا بود دعوت كرد و در آنجا به آنها پیشنهاد خرید یك ساختمان بزرگ و مجلل را به قیمت بسیار مناسب داد. این ساختمان، كاخ دادگستری بود كه در خیابان خیام قرار داشت و هنوز هم به عنوان ساختمان دادگستری از آن استفاده میشود. قرار بازدید از كاخ برای فردای آن روز گذاشته شد و ح.ك همان روز عصر به آنجا رفت و با تطمیع اتاقدار وزیر وقت دادگستری، دفتر كار وزیر را برای مدت یكساعت اجاره كرد. فردای آن روز قبل از آمدن مشتریها، 200 جفت دمپایی پلاستیكی تهیه كرد و جلوی در اتاقهای كاخ كه یك ساختمان اداری محسوب میشد و در آن ساعت خالی بود، گذاشت. به اتاق وزیر رفت و منتظر شكارهایش شد. آمریكاییها سروقت آمدند و ح.ك به عنوان صاحب آن عمارت، تمام ساختمان را به آنها نشان داد و وقتی مشتریها درخواست دیدن داخل اتاقها را داشتند، به بهانه بودن مسافران و با نشان دادن دمپاییها، آنها را منصرف میكرد. مشتریان ساختمان را پسندیدند و به پول رایج آن زمان 500 هزار تومان به ح.ك پرداخت كردند و خوشحال از این معامله پرسود، برای تحویل ساختمان 10 روز دیگر مراجعه كردند. اما همانجا بود كه فهمیدند چه كلاه بزرگی بر سرشان رفته است. ح.ك همان روز معامله، به مصر فرار كرد و بعد از چند ماه زندگی در آنجا، به ایران بازگشت. اما در ایران بازداشت و به زندان محكوم شد و چند سال بعد از وقوع انقلاب اسلامی فوت كرد. ح.ك یك كلاهبردار ذاتی بود،حتی در زندان! او تلویزیون زندان را به یكی از زندانیان به قیمت 100 تومان فروخت و وقتی آن زندانی بعد از آزادی تلویزیون را زیر بغل زد و میخواست آن را با خود ببرد، فهمیده بود كه چه كلاهی بر سرش رفته و مضحكه بقیه شده است |
محبوب ترین نام های دختران و پسران تهرانی در سال گذشته
محبوبترين نامهاي دختران وپسران تهراني در سال گذشته نتایج یک بررسی از سوی سازمان ثبت احوال نشان می دهد ذائقه خانواده های پایتخت نشین در نامگذاری فرزندان دختر تغییر چشمگیری داشته است و نامهای ایرانی و غیرعربی توانسته اند رتبه های سوم تا هفتم از 10 نام محبوب سال 87 را به خود اختصاص دهند.http://blog.cornerstorkbabygifts.com...ple-babies.jpg به گزارش فان شاد نتایج این تحقیقات حاکی از آن است که در سال گذشته 3 هزار و 220 نوزاد از سوی خانواده هایشان " هستی " نامیده شده اند و این اسم سومین اسم پرطرفدار در میان دختران تهرانی است. در این باره رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با اشاره به اینکه نامهای ستایش، ریحانه و مبینا در میان 10 نام محبوب پایتخت نشینان رتبه چهارم تا ششم نامهای پرطرفدار در سال گذشته را به خود اختصاص داده اند به خبرنگار مهر گفت: سارینا، زینب، نازنین زهرا و محدثه نیز رتبه های هفتم تا دهم را در میان نام دختران کسب کرده اند. با این همه بررسیها نشان می دهد که امیرحسین و فاطمه همچنان محبوبترین نامها در بین مردم تهران طی یک سال گذشته بوده اند. گرچه نامهای ترکیبی و نامهای ایرانی نیز توانسته اند جایگاه غیر منتظره و چشمگیری در میان خانواده های پایتخت نشین پیدا کنند. در این باره رئیس سازمان ثبت احوال تهران گفت: سال 1387، 4 هزار و 519 نوزاد پسر امیر حسین و 6 هزار و 827 نوزاد دختر فاطمه نامیده شده اند. این در حالی است که نامهای ابوالفضل و فاطمه در سال 1386 رتبه اول را در میان نامها کسب کرده بودند. افزایش اسمهای ترکیبی در میان پسران سید احمد قشمی درباره 10 نام برتر در میان اسامی پسران گفت: بعد از امیرحسین، امیرعلی با 4 هزار و 366 مورد و ابوالفضل با 4 هزار و 282 دومین و سومین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران با بیان اینکه نام "علی" چهارمین رتبه را در میان اسامی پسران در سال گذشته کسب کرده است ادامه داد: امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و محمد به ترتیب پنجمین تا دهمین رتبه را در میان اسامی پسران کسب کرده اند. به گفته این مقام مسئول در سازمان ثبت احوال در طول چند سال گذشته اسامی ترکیبی در میان پسران افزایش چشمگیری داشته است که این مورد در دهه قبل بی سابقه بوده است. رئیس سازمان ثبت احوال استان تهران نام " زهرا " را دومین اسم پرطرفدار در میان نام زنان خواند و افزود: 4 هزار و 512 نوزاد دختر در سال گذشته به این نام مزین شده اند. براساس اظهارات قشمی10 نام اولی که در سال 87 از سوی خانواده ها برای نوزادان پسر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: امیرحسین، امیرعلی، ابوالفضل، علی، امیرمحمد، مهدی، محمدمهدی، محمدرضا، علیرضا و بالاخره محمد. همچنین 10 نام اولی که از سوی خانواده ها برای نوزادان دختر تهرانی انتخاب شده اند به ترتیب فراوانی عبارتند از: فاطمه، زهرا، هستی، ستایش، ریحانه، مبینا، سارینا،زینب، نازنین زهرا و بالاخره محدثه. |
عوامل موثر در پایداری جوانی
10 عامل موثر در پایداری جوانی :
1- اعداد بدرد نخور را به دور بریز. این شامل سن، وزن و قد میشه. اجازه بده پزشکان برای اونها نگران باشند، برای همین به اونها پول میدی دیگه. Throw out nonessential numbers. This includes age, weight and height Let the doctors worry about them. That is why you pay them 2- فقط با دوستان خوش اخلاق معاشرت کن، غرغروها و بداخلاقها نابودت میکنند (ضمناً اگر جزو اون غرغروها یا بداخلاقها هستی این رو به خاطر بسپار).{شیت شدن} Keep only cheerful friends The grouches pull you down. (keep this In mind if you are one of those grouches) 3- شروع به یادگرفتن کن. کامپیوتر، هنر، باغبانی... هرچیزی که دوست داری، هرکاری که اجازه نده مغزت بیکار بمونه. "مغز بیکار کارگاه شیطانه"، و نام شیطان اینه: آلزایمر! Keep learning Learn more about the computer, crafts, gardening whatever. Never let the brain get idle "An idle mind is the devil''s workshop And the devil''s name is Alzheimer''s 4- از چیزهای کوچک و ساده لذت ببر.:rolleyes: Enjoy the simple things 5 - به جاهای نادرست و پر گناه نرو برو به خرید، حتی مسافرت به یه شهر ویا یک کشور دیگه اما نه به جائی که پراز گناه و خطاست وهمیشه یادخدا باش Don''t take guilt trips Take a trip to the mall, even to the next county, to a foreign country, but NOT to where the guilt is &َ Always Remember God 6.بیشتر مواقع طولانی بخند. آنقدر بخند که احتیاج به نفس تازه داشته باشی. و اگر دوستی داری که تورو میخندونه بیشتر وقت خودت را با او بگذرون.:21: Laugh often, long and loud. Laugh until you gasp for breath And if you have a friend who makes you laugh, spend lots and Lots of time with HIM /HER 7- اشک و غصه هم پیش میاد؛ یه کم گریه زاری کن، یه کم غصه بخور و تحمل کن و بعد حرکت کن.. تنها کسی که تمام عمر با تو خواهد بود، خودت هستی. تا زنده ای زندگی کن.{جشن پتو} The tears happen Endure, grieve, and move on. The only person who is with us our entire life, is ourself. LIVE while you are alive 8- دور وبرت رو پر کن از هرچیزی که دوست داری، فامیل، هدایا و یادگاریها، موسیقی، گل و گیاه، سرگرمیها، هرچیزی که خودت دوستش داری. {پپوله} خونه تو پناهگاه توست. Surround yourself with what you love Whether it''s family, keepsakes, music, plants, hobbies, whatever Your home is your refuge 9. قدر سلامتی خودتو بدون اگر خوبه، نگهش دار و مواظب باش، اگر استوار نیست، بهترش کن، اگر هم بدتر ازاونی است که خودت بتونی کاری بکنی، خوب کمک بگیر. Cherish your health If it is good, preserve it If it is unstable, improve it If it is beyond what you can improve, get help 10 - در هر موقعیتی عشق خودت رو به کسانی که دوستشون داری بیان کن و بگو._باوش Tell the people you love that you love them, at every opportunity |
تاریخچه ی D & G
دلچه و گابانا (یا به اختصار D&G) یکی از معروفترین نامها در جهان فشن است که بعضا در سایر حوزهها هم به چشم می خورد. این نام در حقیقت نام یکی از سالن های مشهور و سطح بالای فشن است که دومنیکو دلچه و استفانو گابانا آن را تاسیس کرده اند. شرکت دلچه و گابانا در نزدیکی میلان واقع شده است.
دومنیکو دلچه و استفانو گابانا برای طراحی لباس در صنعت هالیوود بسیار مشهور هستند. آنها لباس هایی را برای مدونا، ژیسل بوندچن، مونیکا بلوچی، ایزابل روسلینی، کایلی مینوگ، نیکول کیدمن، دمی مور و بسیاری از افراد مشهور دیگر طراحی کرده اند. دلچه و گابانا (یا به اختصار D&G) یکی از معروفترین نامها در جهان فشن است که بعضا در سایر حوزهها هم به چشم می خورد. این نام در حقیقت نام یکی از سالن های مشهور و سطح بالای فشن است که دومنیکو دلچه و استفانو گابانا آن را تاسیس کرده اند. شرکت دلچه و گابانا در نزدیکی میلان واقع شده است. دومنیکو دلچه و استفانو گابانا برای طراحی لباس در صنعت هالیوود بسیار مشهور هستند. آنها لباس هایی را برای مدونا، ژیسل بوندچن، مونیکا بلوچی، ایزابل روسلینی، کایلی مینوگ، نیکول کیدمن، دمی مور و بسیاری از افراد مشهور دیگر طراحی کرده اند. دلچه و گابانا؛ اولین ملاقات دومنیکو دلچه 13 سپتامبر سال 1958 در نزدیک پالرمو سیسیلی ایتالیا و استفانو گابانا روز 14 نوامبر سال 1962 درمیلان متولد شد. دلچه طراحی فشن را درسیسلی فراگرفت و در کارگاه لباس کوچک خانوادگی مشغول به کار بود. اما گابانا در زمینه فشن تحصیلاتی ندارد و طراحی گرافیک خوانده است. این دو نفر برای نخستین بار یکدیگر را در سال 1980 در میلان ملاقات کردند، زمانی که به عنوان دستیار برای یک کارگاه هنری کار می کردند. آنها شغل حرفه ای مشترک خود را در سال 1982 آغاز کردند. در سال 1985 زمانی که برگزار کنندگانMilano Collezioni از دلچه و گابانا دعوت کردند تا در نمایش فشنی برای معرفی استعدادهای جدید شرکت کنند، آنها نام مشترک خود (دلچه و گابانا) را ایجاد کردند. نمایش اولین مجموعه یک سال بعد در سال 1986 آنها نخستین مجموعه آماده پوشیدن زنانه مستقل خود را ارائه کردند که مورد تحسین جهانی قرار گرفت. این برند به زودی با ورود به عرصهی لباس های کشباف، لباس شنا و لوازم جانبی توسعه یافت و سپس شعبه لباس مردانه و عطر خود را وارد بازار کرد. آنها در سال 1990 نخستین مجموعه مردانه خود را نمایش دادند. نخستین بوتیک دلچه و گابانا در سال 1989 در توکیو ژاپن افتتاح شد. پس از آن در میلان و هنگ کونگ نیز فروشگاه هایی افتتاح شد. در سال 1999 دلچه و گابانا فروشگاه خود را در لندن باز کردند. سبک دلچه و گابانا دلچه و گابانا بسیاری از اوقات از فیلم های معتبر ایتالیایی برای طراحی مجموعه های خود الهام می گیرند. دومینکو دلچه گفت: « ما مجموعه خود را مانند یک فیلم طراحی می کنیم. ما به یک داستان فکر می کنیم و سپس لباس ها را متناسب با آن طراحی می کنیم.» دلچه و گابانا ادعا می کنند که بیشتر به خلق بهترین و مناسبترین مدل توجه می کنند، تا اینکه فقط به گرایشات و سبک فصلی توجه کنند. نشانه های مشخصه تجاری دلچه و گابانا، لباس زیر به عنوان لباس رو، کت شلوارهای راه راه باریک گنگستری، کتهایی که به شکلی اغراق آمیز طرح دار و تزئین شده است، و رنگ سیاه می باشد. دلچه و گابانا اساسا برای خلق مدلهای زنانه کاملا ساده و بینهایت جذاب و فریبنده خود معروف هستند. به آنها لقب«جورج و گیلبرت فشن ایتالیا» را داده اند. برندهای اصلی دلچه و گابانا؛Dolce&Gabbana یا D&G؟ دلچه و گابانا دو برند اصلی دارد: Dolce&Gabbana: که به کالاهای لوکس و گرانقیمت اختصاص دارد و رسمی تر و دائمی تر است و بیشتر پاسخ گوی گرایشات طولانی مدت است تا تغییرات فصلی. این برند، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر و کیف نیز عرضه می کند. D&G: برند غیر رسمی تر این دونفر است و سعی می کند به جای دنبال کردن گرایشات فصل، آنها را ایجاد کند. این برند جوان پسندتر و پر زرق وبرق تر است. این برند هم علاوه بر لباس، لباس شنا، لباس زیر، عینک آفتابی، عطر، جواهرات و ساعت نیز تولید می کند. D&G Junior یک برند جداگانه است که لباس های کودکان زیر 11 سال را تهیه می کند. همانند برند بزرگسال D&G، این برند هم گرایشات فصلی دختران و پسران این سنین را دنبال می کند. ثروت سرشار دلچه و گابانا در سال 1997 گردش مالی شرکت دلچه و گابانا 400 میلیون دلار اعلام شد و دلچه و گابانا گفتند که از سن 40 سالگی بازنشسته می شوند؛ وعده ای که خوشبختانه آن را انجام ندادند. در سال 2005 گردش مالی شرکت آنها به 597 میلیون دلار رسید. آنها در اکتبر 2006 نخستین رستوران خود را در میلان افتتاح کردند. در سال 2008، عطرLight Blue دلچه و گابانا توسط جوایز فی فی آمریکا و جوایز آکادمی عطر دنیا، به عنوان بهترین عطر مردانه سال انتخاب شد. منبع: سایت دوخت |
فواید در آغوش گرفتن ...
http://i33.tinypic.com/2zpnssk.jpg
بغل کردن مطمئناً احساس خیلی خوبی به شما می بخشد و شواهد نشان می دهد تاثیرات بسیار خوبی هم بر سلامتی ما دارد. در تحقیقی که در دانشگاه کارولینای شمالی انجام گرفت، محققان دریافتند که بغل کردن هورمون "اکسیتوسین" را افزایش داده و خطر ابتلا به بیماری های قلبی را کاهش می دهد.درواقع، وقتی زوجین 20 ثانیه همدیگر را بغل می کنند، سطح اکسیتوسین در بدنشان که طی تولد بچه و شیردهی آزاد می شود، بالا می رود. افرادیکه درروابط عاشقانه هستند، بیشترین افزایش اکسیتوسین را دارند. ضمناً سطح هورمون استرس، کورتیزول، هم در خانم ها همراه با فشارخون پایین آمد. دکتر کارن گورون یکی از محققین این تحقیق می گوید، "هرچه حمایت عاطفی بیشتر باشد، این افزایش میزان اکسیتوسین نیز نیز هم در مرد و هم در زن بیشتر خواهد شد. اما اهمیت اکسیتوسین و اثرات محافظت کننده آن دربرابر بیماریهای قلبی، میتواند برای خانم ها بیشتر باشد."دکتر کارمین گریفیت، سخنگوی بنیاد قلب بریتانیا، می گوید، "دانشمندان علاقه زیادی به این مسئله نشان می دهند که احساسات مثبت می تواند برای سلامتی مفید باشد. این تحقیق نشان میدهد که ساپرت عاطفی، مثلاً به شکل در آغوش کشیدنهای عاشقانه می تواند تاثیرات مثبتی بر سلامت قلب داشته باشد. " در واقع، در یک تحقیق دیگر که آنهم توسط دکتر گورون انجام شد، به اثبات رسید که بغل کردن و گرفتن دستها، تاثیرات استرس را کاهش می دهد. از دو گروه زوج خواستند که درمورد یک موضوع ناراحت کننده با هم صحبت کنند، اما یک گروه از قبل دست های همدیگر را در دست گرفته بودند و همدیگر را بغل کرده بودند درحالیکه گروه دیگر اینکار را انجام نداده بودند. در این تحقیق مشخص شد که- افزایش فشارخون در گروهی که هیچ تماسی با هم نداشتند درمقایسه با گروهی که همدیگر را در آغوش گرفته بودند، بیشتر بود.ضربان قلب در گروهی که تماسی نداشتند 10 ضربه در دقیقه بود درحالیکه برای گروه دیگر این مقدار 5 ضربه در دقیقه بود. دکتر گورون پیشنهاد می کند که تماس های گرم و در آغوش کشیدنو گرفتن دست ها قبل از شروع یک روز سخت می تواند شما را در طول روز محافظت کند.انسانها موجوداتی اجتماعی هستند، همانطور که در تحقیقات مختلف ثابت شده است که آنهایی که در زندگی دوستانی برای خود دارند، و همچنین آنها که ازدواج کرده اند، سالمتر هستند.ما به ارتباطات اجتماعی احتیاج داریم و این ارتباطات شامل لمس کردن، حتی فراتر از ظرفیت یک زوج است. مثلاً این واقعیت که نوزادان از تماس های پوستی مستقیم با مادرشان فایده می برند و رشد بهتری خواهند داشت را در نظر بگیرید.مثالی که گفته شد یک تحقیق کره ای بود که روی نوزادان پرورشگاهی انجام شد. آندسته از نوزادان که 5 روز در هفته و به مدت 4 هفته، 15 دقیقه بیشتر صدای زنانه شنیدند، ماساژ و ارتباط چشمی مستقیم داشتند، بعد از گذشت چهار هفته و در سن 6 ماهگی، وزن و قد بیشتریاضافه کردند و شکل گیری سرشان نیز بهتر بود تا آنهایی که این تحریک اضافی را نداشتند. شواهد نشان داده است که تماس درمانی استرس و درد رادر بزرگسالان کاهش می دهد و نشانه های بیماری آلزایمر مثل بیقراری، آواگری، قدم زدن های عصبی و از این قبیل را نیز کاهش می دهد.وقتش رسیده بیشتر بقیه را بغل کنید تحقیقات نشان می دهد که زوج های امریکایی چندان تمایلی به آغوش کشیدن در مجامع عمومی را ندارند. طبق تحقیقات زوج های پاریسی سه مرتبه بیشتر از زوج های امریکایی وقتشان را به بغل کردن هم میگذرانند. بغل کردن در روابط زناشویی فوایدی دارد احساس خوبی به شما می دهد. - حس تنهایی را از بین می برد. - بر ترس غلبه می کند. - دریچه احساساتتان را باز می کند. - اعتماد به نفس را بالا می برد. - حس نوع دوستی شما را تقویت می کند. - روند پیر شدن را کندتر می کند. - اشتها را فرو می نشاند. - استرس و فشارهای عصبی را کاهش می دهد. - با بیخوابی مبارزه می کند. - عضلات بازوها و شانه ها را شکل می دهد. - اگر قدتان کوتاه باشد، یک نوع تمرین کششی به حساب می آید. - یک جایگزین عالی برای بی بند و باری است. - یک جایگزین سالم و مطمئن برای مصرف الکل و دخانیات است. - وجود فیزیکی شما را تایید می کند. - دموکراتیک است (هر کس حق در آغوش کشیده شدن دارد). فواید بیشتر بغل کردن - از نظر اکولوژیکی خوب است (محیط را خراب نمی کند) - برای صرفه جویی در انرژی بسیار خوب است (گرما را حفظ می کند) - قابل حمل است. - به هیچ ابزار خاصی نیاز ندارد. - هیچ محل خاصی نمی طلبد (یک محل خوب برای بغل کردن هرجایی می تواند باشد) - روزهای شاد را شادتر می کند. - فضاهای خالی زندگی را پر میکند. - حتی بعد از جدا شدن از آغوش، باز هم فایده می رساند. |
ازدواج پدر با دختر حلال است!!
بر اساس فتوایی عجیب از امام مالک و شافعی، ازدواج پدر با دخترش اگر از طریق غیر مشروع یعنی زنا به دنیا آمده باشد، حلال است. فتواى امام مالك و به تبع او شافعى در حلال بودن ازدواج پدر با دخترش كه از طريق غير مشروع يعنى زنا به دنيا آمده باشد و همچنين با خواهر و دختر پسر و دختر دخترش كه به همين روش به دنيا آمده باشند از فتواهاى نادر روزگار است و دليلى كه بر جواز آن نيز آورده است نادر تر از خود حكم و شنيدنى است. وى مىگويد: به اين دليل نكاح جايز است كه اين پدر و دختر شرعاً با يكديگر نسبتى ندارند و بيگانه هستند و چون از راه غير مشروع متولّد شده است ارث نمى برد و نفقه او هم واجب نيست |
خیانت آقای بوردا، سنگ بنای خوشپوشی خانمهای جهان
خیانت آقای بوردا، سنگ بنای خوشپوشی خانمهای جهان مجلهی "بوردا" برای خانمهای ایرانی نام آشنایی است و خیلیها خاطرهی اولین خیاطیهایشان را مدیون این مجله هستند. اگر "آنه بوردا" تنها چهار سال دیگر زنده میماند، میتوانست روز ۲۸ ژوئیه تولد ۱۰۰ سالگیاش را جشن بگیرد. بسیاری از خانمهای ایرانی مجلهی "بوردا" را به خوبی به یاد دارند، به خصوص آنهایی که دست به سوزن بودند و با الگوهای لباسی که در این مجله چاپ میشد هر بار وسوسهی پشت چرخ خیاطی نشستن و لباس دوختن برایشان تازه میشد. در آن زمانهایی که در بین دختران جوان، رفتن به کلاس خیاطی هنوز محبوبیت داشت و جای خود را به کلاسهای آموزش زبان انگلیسی نداده بود، مجلهی بوردا حکم تمرین دستگرمی را داشت که نتیجهاش همواره لباسی از آب در میآمد که همراه با مد روز بود و به تن مینشست. الگوهای لباس مجلهی بوردا پر بود از خط چینهای مورب و منحنیهای ریز و درشت که اگر دست مردان میافتاد، بدون شک در نگاه اول فکر میکردند، دستور ساخت یک هواپیماست، اما بر عکس خانمها سریعا میفهمیدند که این خط چینها در اصل برش دور کمر است و منحنیها، چینهای پایینتنهی لباس یا سر آستین. بوردا آنچنان تأثیری را در جامعهی بانوان ایرانی داشت که هنوز هم که هنوز است بسیاری از خانمها مجلههای مد را صرفنظر از هر نامی که داشته باشند، به نام "بوردا" میشناسند. در این بین همیشه مسافران ایرانی خارج از وطن هم میدانند که هر بار قصد سفر به ایران را دارند، بایستی جای چند مجلهی مد و به اصطلاح "بوردا" را در گوشهی چمدانشان محفوظ بدارند. با این حال مجلههای مد امروزی هر چقدر هم که آب و رنگ بیشتری داشته باشند، همچنان به پای بوردای محبوب خانمهای ایرانی نمیرسند. ملکهی قیچی و برش آنه بوردا، بانویی آلمانی بود که مد را به تن بسیاری از خانمهای خانهدار نشاند و سنگ بنای مجلهای را گذاشت که یکی از موفقترین و پرتیراژترین مجلات آلمانی، به خصوص در زمان پس از جنگ جهانی دوم محسوب میشد. ایدهی اولیهی تأسیس این مجله تنها از یک حقیقت ساده سرچشمه میگرفت: ایجاد فرصتی برای تمام خانمهای شیکپوشی که پول کافی برای خرید لباسهای گرانقیمت مزونهای پاریس را نداشتند اما در عوض همیشه این تمایل را داشتند تا زیبا و خوشلباس به نظر برسند. آنه از خانوادهای میآمد که مادر خانهدار بود و شغل پدر، ریختن ذغال سنگ در کورهی لوکوموتیوها برای به حرکت درآوردن چرخها. او از همان زمان نوجوانی دختر جاهطلبی بود که همواره میخواست خودش را بالا کشد. آنه قدم اول را از اسمش آغاز کرد: آنا مگدالنا از نظر او اسم قدیمی و از مد افتادهای بود که چندان چنگی به دل نمیزد، از همین رو نیز او اسم کوتاه و مخفف "آنه" را برای خودش انتخاب کرد. در دوران تیره و تار پس از جنگ جهانی دوم که همه چیز به رنگ خاکستری بود، آنه زن جوانی بود که دوست داشت همیشه زیبا باشد و سودای خوشبختی و موفقیت را در سر داشت. او در سن ۲۲ سالگی با دکتر فرانتس بوردا ازدواج کرد و صاحب سه فرزند پسر شد. فرانتس در نگاه اول دل به دختر جوانی بست که صندوقدار بود و به گفتهی وی زیباترین دختر شهر اوفنبورگ به شمار میآمد. بوردا و گشایش دروازههای شرق شاید خلق مجلهی بوردا را بتوان تا اندازهای به پای فرانتس، همسر آنه نوشت زیرا اگر او به آنه خیانت نمیکرد، زن جوان و زیبا صاحب یک انتشارات نمیشد. فرانتس سالها معشوقهای داشت که از او صاحب فرزند نیز شده بود. ازوالد موزر، گرافیستی که سالها با آنه کار میکرد از آن زمان ها چنین یاد میکند: «همه میدانستند به جز خانم بوردا. وقتی که او از این امر مطلع شد، به حدی خشمگین شد که فرانتس، همسرش "بوردا" را به او داد.» و این بوردا چیزی نبود به جز یک انتشاراتی کوچک و تقریبا ورشکسته، البته با نامی دیگر که سناتور فرانتس بوردا در سال ۱۹۴۹ به عنوان جبرانی برای عدم وفاداری به همسرش بخشید و آنه هم از این انتشاراتی گمنام، آدرسی با شهرت جهانی ساخت. یک سال بعد، نخستین شمارهی "بوردا" با تیراژ صد هزار نسخه و قیمتی در حدود یک و نیم مارک به بازار آمد. از همین جا بود که داستان یک موفقیت و شهرت جهانی آغاز شد. در مدت اندکی تیراژ بوردا به چهار میلیون نسخه رسید و این مجلهی مد پس از جنگ توانست دروازههای اروپای شرقی را نیز بگشاید. مجلهی "مد بوردا" در شوروی و حتی چین نیز بر روی دکهی روزنامهفروشیها قرار گرفت. در بیش از ۱۲۰ کشور جهان زنان با "بوردا" دست به کار شدند و سوزن زدند. آنه بوردا، ۴۵ سال تمام انتشاراتش را اداره کرد تا اینکه در سن ۸۵ سالگی به بازنشستگی رضایت داد. در سال ۲۰۰۵ آنه، زمانی که ۹۶ ساله بود در زادگاهش درگذشت و به این ترتیب مجلهی بوردا ملکهی قیچی و برش خود را از دست داد. با این حال درگذشت آنه بوردا نیز باعث نشد تا قیچیها و چرخهای خیاطی زنان و دختران جوان شیفتهی بوردا از حرکت بایستد. |
فروهر چیست؟
واژه "فروهر" در زبان اوستایی "فروشی farvashi" و در زبان پارسی کهن(هخامنشی) "فرورتی farvarti" و در زبان پهلوی "فروهر fravahar" میگویند و این واژه در گاتاها دیده نمیشود.در آیین زرتشتی آدمی دارای پنج نیروی نهادی است که در یسناها هات ۲۶ بند ۴ از هر پنج تای آن باهم یاد میکند که بدینگونه است:۱-اهو (انگهو در اوستا) که نیروی جنبش و زندگی است همان جان میدانند.۲-دئنا یا دین که بینش درونی و وجدان است.۳-بئوذ که نیروی پنجگانه دراکه است.۴-روان که نام اوستایی آن اورون است و این روان پاسخگو کردار آدمی و گزینش میان خوب و بد و به گفتار دیگری از دیدگاه من همان اندیشه و مینو است.روانپزشکان نیز به درمان این روان یا اندیشه می پردازند.۵-فروهر که جوهری است بی وزن و بی پایان پاک که روان است.فروهر تنها نیرویی است که پس از مرگ آدمی می ماند و از بین نمیرود.
برخی آدم سالخورده در فروهر نشان دانایی و کارآموزدگی و سه ردیف پر در بالها را نشان پندار و گفتار و کردار نیک دانسته اند. در بالا نگار گوی بالدار بدون نیم تنه پیکر آدمی در دیواره های شوش هخامنشی میتوانید ببینید نگار بالا نشان میدهد که گوی بالادار در فروهر چیزی بیشتر از نشان دادن پندار و گفتار و کردار نیک و یا سپندا و انگره مینو است.من میپندارم که آن گوی بالدار نماد کانون آفرینش باشد.به گفته دوست گرامی آقای بهرام ساسانی فروهر بدون آدم سالخورده ایرانی هرچه در ایران باشد نیست زیرا این نقش در میانرودان و مصر نیز یافت شده است و گویی این نقش از دیوارهای ایلامیان بوده که هخامنشیان آن را از بین نبرده اند. در اینجا گوی بالدار را میبینیم که آدمی سالخورده از درون آن پدیدار میگردد که در دستی گویی دارد و دست دیگر را به سوی جلو اشاره کرده است.این فروهر در بالای سر داریوش بزرگ در بیستون است که بال آن ۶ لایه دارد که لایه آخر ۷۲ پر دارد که ۳۶ پر در هر سو و لایه پس از آن ۲۹ پر در هر سو و لایه سوم ۲۱ پر در هر سو دارد.۷۲ پر را نشان از ۷۲ بخش اوستا و ۲۱ پر را نشان از ۲۱ پوشینه اوستا پنداشته اند.در گمان من آن آدم سالخورده نماد روان آفرینش کهن سال است که از کانون آفرینش به بیرون می آید و رنگ میگیرد و آن گوی که در دست او است اشا یا راستی یا هنجار آفرینش است.روان آفرینش با در دست گیری و انجام دادن اشا یا هنجار آن همیشه به سوی جلو در جنبش است و همواره دگرگون میشود و پیروی از اشا بر گفته گاتاها خوشبختی روان آفرینش را دارد. ر پارهاي از نگارهي فروهر يادآور اهميت و مسوليت فروهر در زندگي است: http://i10.tinypic.com/62e0rp5.jpg 1- سر: سر فروهر بهصورت مردي سالخورده است تا با ديدن آن بهياد آوريم كه فروهر مانند بزرگان و افراد مسن ما را راهنمايي ميكند. 2- دستها: دستهاي فروهر بهطرف بالاست بهخاطر آنكه هميشه به اهورامزدا توجه داشته باشيم. در دست فروهر حلقهاي وجود دارد كه آنرا نشانهي احترام به عهد و پيمان ميدانند. 3- بالها: بالهاي فروهر باز است. چون با ديدن بالهاي باز، ذهن انسان متوجه پرواز و پيشرفت شده و از ديدن اين دو بال باز فورا به ياد ميآورد كه فروهر او را بهسوي پيشرفت و سربلندي راهنمايي ميكند. همچنين هر بال خود داراي سه بخش است كه نشانهي انديشهنيك، گفتار نيك و كردار نيك بوده و با ديدن اين سه بخش آگاه ميشويم كه هرگونه پيشرفتي بايد از راه درست يعني بهوسيلهي انديشه و گفتار و كردار نيك انجام شود. 4- دايره ميان شكل: دايره خطي است منحني كه از هر نقطهي آن شروع كنيم باز به همان نقطه خواهيم رسيد. منظور از اين دايره در ميان فروهر، نشاندادن روزگار بيپايان است. به اين معني كه هر عمل و كرداري كه در اين زندگي (روي دايره) صورت گيرد نتيجهي آن در همين دنيا متوجه انسان است و اثر آن باقي خواهد ماند. (باز به همان نقطه از دايره خواهد رسيد). و در جهان ديگر روان از پاداش يا جزاي آن برخوردار خواهد شد. 5- دامن: دامن فروهر از سه قسمت بهوجود آمده كه نشانهي انديشه و گفتار و كردار بد است . از مشاهدهي اين سه بخش درمييابيم كه همواره بايد انديشه و گفتار و كردار بد را به زير افكنده، پست و زبون سازيم. (همانطور كه دامن در زير قرار دارد) 6- دو رشتهي آويخته: اين دو رشته نشانهي سپنتامينو (مينوي خوب) و انگرهمينو (مينوي بد) است كه هميشه ممكن است در انديشهي انسان ظاهر شوند . وظيفهي هر زرتشتي اين است كه خوبي را در انديشهي خود قرار داده و بدي را از آن دور كند (نيك بينديشد). http://www.marshal-modern.ir/Marshal...144cda9bef.jpg |
نحوه کنترل احساسات بعد از شنیدن خبری بد
نحوه کنترل احساسات بعد از شنیدن خبری بد
اخبار بد—مرگ یکی از عزیزان، بیماری، اخراج شدن از کار و ...—مثل شوک می مانند، وحشت می کنید و همه زندگیتان ناگهان تغییر می کند. جای تعجب نیست که در تحقیقی مشخص شده است که تقریباً همه خانم هایی که به تازگی ابتلا به سرطان سینه شان به آن گزارش شده است، دچار پریشانی و اضطراب می شوند. اما جدی تر اینکه، این وضعیت در تقریباً نیمی از آنها آنقدر پیشرفت می کند که منجر به اختلالات روانی شدید مثل افسردگی می شود. کاملاً بدیهی است که شنیدن خبر بد چندان آسان نیست. اما واقعیت این است که باید با آن کنار بیایید، شما فرزندانی دارید که باید از آنها حمایت کنید و زندگی که باید آنرا ادامه دهید. اما چطور؟ بااینکه به نظر غیرممکن می رسد اما راه هایی هست که می توانید بااستفاده از آنها به خودتان برای کنار آمدن با این اخبار بد و شروع یک زندگی جدید، کمک کنید. کمک بگیرید بعد از شنیدن یک خبر بد، ساده ترین راه این است که فکر کنید تنها و بی کس هستید و یا آنقدر خودتان را غرق در فکر کردن به جزئیات آن مسئله می کنید که دیگر نمی توانید از زندگی لذت ببرید. باید سعی کنید با افراد خوشبین و مثبتی که در اطرافتان دارید صحبت کنید و از آنها کمک بگیرید. و حتماً انجام کارهایی که سابقاً از آنها لذت می بردید را ادامه دهید. اطلاعات بگیرید در شرایطی که اخبار بد، خبر ابتلای شما به یک بیماری باشد، یا مواردی مثل این، تا می توانید در آن زمینه اطلاعات جمع کنید. در اینترنت برای گرفتن اطلاعات درمورد آن بیماری جستجو کنید، کمی تحقیق کتابخانه ای انجام دهید و حرف های بیماران مبتلا به آن بیماری را بشنوید. وقتی حس کنید که کاری انجام می دهید اضطراب و ترستان تاحدودی تسکین می یابد. درمورد احساساتتان قضاوت نکنید بااینکه ممکن است از دهان دوستان و آشنایان بشنوید که باید سرتان را بالا بگیرید و قوی باشید، اما لزومی ندارد درمورد احساسی که دارید حس بدی داشته باشید. ترسیدن و ناراحت بودن کاملاً طبیعی است و هیچ اشکالی ندارد. وقتی کم کم سعی می کنید که با آن خبر بد و تاثیری که در زندگیتان دارد کنار بیایید، به خودتان اجازه بدهید که هر احساسی را آزادانه و بدون قضاوت و انتقاد تجربه کنید. به خودتان فرصت دهید در زمانهای سخت، نباید از خودتان انتظار داشته باشید که نظم و روال عادی زندگی را داشته باشید یا با همان سرعت قبل در زندگیتان پیش روید. درصورت نیاز از دیگران کمک بگیرید، تعهداتی که انجام آن در آن زمان به نظرتان دشوار است را لغو کنید و از خودتان مراقبت کنید. خوب غذا بخورید، خوب بخوابید و ورزش کنید. و بالاتر از همه اینها به خودتان سخت نگیرید. احساسات منفی را بیرون بریزید و کم کم شرایط را بپذیرید مهم نیست که شوک احساسی که به شما وارد شده، چیست، مراحلی هست که بعد از هر شوک احساسی باید طی کنید. شاید اول آن اتفاق را نپذیرید یا سعی کنید نادیده اش بگیرید و دوست داشته باشید که به زندگی که قبلاً داشتید برگردید. در مرحله بعد ممکن است از آن وضعیت عصبانی شوید و مدام بپرسید که "چرا من؟" و همه چیز را زیر سوال ببرید و آخر سر هم به طریقی افسرده و مغموم شوید. بااینکه همه این مراحل کاملاً نرمال وطبیعی هستند اما شما را از پذیرفتن واقعیت دور می کنند. قبول واقعیت از نظر احساسی خیلی دشوار است اما باید به خودتان اجازه دهید که کم کم به آن سمت بروید. وقتی آن اتفاق را پذیرفتید آنوقت می توانید به آن با آرامش بیشتری نگاه کنید، نه با ترس و عصبانیت و ناراحتی. -------------------------- لطفا نظر یادتون نره:53: |
فرمول كم شدن عذاب قبر ...
فرمول كم شدن عذاب قبر ...
اگر میخواهید عذاب قبرتان کم شود : 1.صله رحم 2.نیکی کردن به پدر و مادر 3.هدیه کردن لباس به برادر دینی 4.خوراندن حلوا(غذا) به برادر دینی 5.تلاوت سوره های یس و الصافات وکلمات فرج 6.روزه گرفتن یک روز از آخر ماه رجب |
جدول سودوكو
تاريخچه: سودوکو يا سادوکو مخفف عبارت ژاپني “Suuji wa dokushin ni kagiru” به معني عدد هاي بي تکرار است و نوعي جدول اعداد است که امروزه يکي از سرگرمي هاي رايج در کشورهاي مختلف جهان بشمار مي آيد. سودوکو فقط يکي از نامهاي اين بازي است. در آمريكا اين بازي به نام “number place “مشهور است. گفته مي شود که اين بازي ريشه در چين باستان دارد و در قرن ?? ميلادي به اتريش برده شد و بعد از آن به بقيه اروپا و آمريكا راه پيدا کرده، بعد از گذشت زمان هاي طولاني در دهه ي?? ميلادي در مجله هاي تفريحي ظاهر شد. اما در جايي ديگر نيز آمده است که نخستين جدول سودوکو را يک رياضيدان اروپايي در قرن هجدهم طراحي کرده است . در سالهاي گذشته اين جدول کاربرد عمومي خود را براي سرگرمي پيدا کرده و خيلي ها را به خود معتاد کرده است. اين روزها سودوکو سرگرمي بسياري از مردم جهان شده است، کتاب هاي مجموعه اين جدول ها نيز در نشريات کشورهاي مختلف به چاپ مي رسد و بسياري از روزنامه هاي مترويي در کشور هاي غربي جدول سودوکو را در صفحات سرگرمي خود گنجانده اند. ميزان محبوبيت اين بازي رو به گسترش به ميزاني است که نسخه هاي نرم افزاري اين بازي براي تلفن هاي همراه رواج پيدا کرده و حتي مسابقه هاي تلويزيوني حل سودوکو در کوتاه ترين زمان ممکن به راه افتاده است. اين بازي در نمايشگاه بين المللي بازي و سرگرمي آلمان به عنوان محبوب ترين و پرطرفدارترين بازي شناخته شده است و همچنين قانون بسيار ساده و روشني دارد. قوانين بازي: ¼br> سودوکو انواع مختلف ساده ، متوسط ، دشوار و خيلي دشوار دارد و بسته به تعداد خانه هاي خالي دشوارتر مي شود. بازي سودوکو را از سه جنبه مي توان طبقه بندي نمود. يکي از اين جنبه ها مرتبط است با ساختار فيزيکي جدول و تعداد خانه هاي آن که حالات متفاوتي را در بر مي گيرد. مورد ديگر با اعمال قوانين مختلف در بعضي از جداول گوناگون، البته بدون تغيير در قوانين پايه اي و بنيادين اين بازي در ارتباط مي باشد. در نهايت جنبه سوم رتبه بندي اين بازي از درجه آسان تا دشوار مي باشد. نوع متداول سودوکو در واقع نوعي جدول است که از ? ستون عمودي و ? ستون افقي تشکيل شده و کل جدول هم به ? بخش کوچکتر تقسيم ميشود. حالا شما بايد اعداد ? تا ? را در هر يک از جدول هاي کوچکتر بدون تکرار بنويسيد، به صورتي که در هر ستون بزرگتر افقي يا عمودي هيچ عددي تکرار نشود . در واقع هم بايد از تمام اعداد ? تا ? در همه ستون هاي عمودي و افقي استفاده کنيد و هم بايد مراقب باشيد هيچ عددي تکرار نشود و در همه مربع هاي ? ستوني کوچکتر نيز به همين ترتيب همه اعداد ? تا ? بيايد و تکرار نشود. هميشه به عنوان راهنمايي چند عدد در جدول از قبل مشخص ميشود تا بقيه اعداد را شما پيدا کنيد . روش حل: ابتدا در تمام خانه هاي خالي جدول، اعداد را از يک تا نه مي نويسيم. سپس به سراغ يکي از اعدادي که از قبل توسط طراح نوشته شده مي رويم و تمام اعداد مشابه آن را که در عرضش (بصورت افقي )قرار گرفته اند را پاک مي کنيم و سپس يک خط افقي در بالاي آن عدد مي کشيم که مشخص باشد. در اين مرحله همانند مرحله قبل عمل مي کنيم با اين اختلاف که در تمام خانه هاي عمودي در بالا يا پايين عدد مورد نظر اعداد مشابه را پاک مي کنيم وسپس با يک خط عمودي در کنار آن عدد آن را مشخص مي نماييم . اکنون بايد اعداد مشابه عدد مورد نظر را در مربع نه خانه اي متناظر، پاک کنيم وعدد را با يک دايره بر دور آن مشخص کنيم. فقط سه مرحله قبلي را در مورد تمام اعداد از قبل نوشته شده (اعداد چاپي) تکرار کنيم و کشيدن خطهاي عمودي افقي و دايره را بر آن عددها نبايد فراموش کنيم که اين عمل مي تواند به شما نشان دهد که کدام يک از قلم افتاده است. وقتي که تمام اعداد چاپي با هر سه علامت مشخص شد کار ما تا اين مرحله تمام شده است. در اين مرحله به دنبال خانه هايي مي گرديم که فقط يک عدد در آنها باقي مانده و آن اعداد را پررنگ مي کنيم. ما بايد در هر ستون نيز عددي را که فقط يکبار درآن ستون آمده را پيدا کنيم که اين عدد يقينا جواب همان خانه است و اين عدد را هم پررنگ کنيم. اکنون در هر مربع نه خانه اي عددي را که فقط يکبار در اين نه خانه آمده است را يافته و به عنوان جواب يادداشت مي کنيم. |
آنفولانزای خوكی نمیکشد بلكه فقط یک تغییرات کوچکی ایجاد میکند!
آنفولانزای خوكی نمیکشد بلكه فقط یک تغییرات کوچکی ایجاد میکند!
ساعاتی پیش وزارت بهداشت در اخبار ساعت 14 اعلام کرد که خوشبختانه آنفولانزای خوکی باعث مرگ و میر نمیشود و به هیچ وجه جای نگرانی نیست و تنها تغییرات بسیار کوچکی را در افراد پدید میاورد که آن هم قابل توجه و مهم نمیباشد... http://www.seemorgh.com/images/iCont...ndsomemen2.jpg . . . . . . . . . . . . . http://www.seemorgh.com/images/iCont...pewq7fhchh.jpg |
اجازه ازدواج با دختری که تغییر جنسیت داد، صادر شد!!
اجازه ازدواج با دختری که تغییر جنسیت داد، صادر شد!!
این دختر که شقایق نام دارد، چندی قبل تصمیم گرفت با دوست قدیمی اش به نام نگار که حدود دو سال پیش تغییر جنسیت داده و نامش را به اردشیر تغییر داده است ازدواج کند... قاضی دادگاه خانواده با درخواست اجازه ازدواج دختری که قصد دارد به عقد پسری که تغییر جنسیت داده است درآید، موافقت کرد. این دختر که شقایق نام دارد، چندی قبل تصمیم گرفت با دوست قدیمی اش به نام نگار که حدود دو سال پیش تغییر جنسیت داده و نامش را به اردشیر تغییر داده است ازدواج کند. این دو از دوران تحصیل با یکدیگر دوست صمیمی بودند و بعد از عمل تغییر جنسیت تصمیم به ازدواج گرفتند اما این اتفاق نادر با مخالفت خانواده شقایق مواجه شد و او را ناچار کرد برای کسب اجازه ازدواج با همسر دلخواهش به دادگاه خانواده برود. پس از طرح دادخواست اجازه ازدواج در شعبه 262 دادگاه خانواده، پدر شقایق گفت از آینده فرزندش بیم دارد اما اگر این وصلت از نظر پزشکی منعی نداشته باشد، او نیز موافقت میکند. به این ترتیب به دستور قاضی علیرضا صداقتی اردشیر از سوی متخصصان پزشکی قانونی به طور دقیق مورد معاینه گرفت. نتیجه این آزمایش ها روز گذشته به دادگاه ارسال شد. براساس نظریه پزشکی قانونی به لحاظ پزشکی هیچ منعی برای ازدواج این دو جوان با یکدیگر وجود ندارد. بنابراین قاضی صداقتی با توجه به شرط تعیین شده از سوی پدر شقایق، اجازه ازدواج او را با اردشیر صادر کرد. |
عکسهای هنرنمایی با غذاها و درست کردن پرچم کشورها با غذاها
عکس اول مربوط به کشور ژاپن هست که یک شیرینی خامه ای است
عکس دوم مربوط به کشور کره جنوبی که باز هم شیرینی خامه ای است عکس سوم مربوط به کشور لبنان هستش و ترکیبی از خیار و گوجه و نون و سبزی خیلی جالبه ، عکس زیر مربوط به کشور لبنان هستش ، که با پنیر و برگ و ذغال اخته ساخته شده (ذغال اخته رو شک دارم ، منفجرم نکنید اگه اشتباه بود) عکس زیر مربوط به کشور هند میباشد که هر کاری کردم نفهمیدم با چه غذاهایی ساخته شده ، ترجمه هم نتونستم بکنم به به ، این هم ایتالیا ، که ترکیبی از گوجه و ماکارونی و برگ ؟؟؟؟ هستش http://marshal-modern.ir/Archive/200...foodflag05.jpgاینم فرانسه ، که ترکیبی از انگور و پنیر هستش ، از این انگوره فهمیدم اونی که ذغال اخته گفتم انگوره استرالیا اینم برزیل ترکیبی از لیمو و دو تا چیز دیگه ویتنام اسپانیا و بالاخره سویس امیدوارم لذت برده باشید -------------------------- لطفا نظر یادتون نره:53: |
ماجرای توالت رفتن ناصرالدین شاه در دیار فرنگ
ماجرای توالت رفتن ناصرالدین شاه در دیار فرنگ
نقل است که ناصرالدین شاه وقتی به اولین سفر اروپایی خود رفت در کاخ ورسای و توسط پادشاه فرانسه- یکی از همین لویی هایی که امروز تبدیل به میز و صندلی شده اند- از او پذیرایی شد، بعد از مراسم شام، اعلیحضرت سلطان صاحب قران به قضای حاجتش نیاز اوفتاد و با راهنمایی یکی از نوکرها به سمت یکی از توالت های کاخ ورسای هدایت شد. سلطان صاحبقران بعد از ورود به دستشویی هرچه جستجو کرد چیزی شبیه به “موال” های سنتی خودمان پیدا نکرد و در عوض کاسه ای دید بزرگ که معلوم نبود به چه کار می آید، غرورش اجازه نمی داد که از نوکر فرانسوی بپرسد که چه بکند پس از هوش خود استفاده کرد و دستمال مبارکش را بر زمین پهن کرد و همان جا….! حاجت که برآورده شد سلطان مانده بود و دستمالی متعفن؛ این بار با فراغ خاطر نگاهی به اطراف انداخت و پنجره ای دید گشوده بر بالای دیوار و نزدیک به سقف که در دسترس نبود پس چهار گوشه ی دستمال را با محتویات ملوکانه اش گره زد و سر گره را در دست گرفت و بعد از این که چند بار آن را دور سر گرداند، تا سرعت و شتاب لازم را پیدا کند، به سوی پنجره ی گشوده پرتاب کرد تا مدرک جرم را از صحنه ی جنایت دور کرده باشد. گویا نشانه گیری ملوکانه خوب نبوده چون دستمال بعد از اصابت به دیوار باز می شود و محتویات آن به در و دیوار و سقف می پاشد. وضع از اول هم دشوارتر می شود. سلطان، بالاجبار، غرور را زیر پا می گذارد، از دستشویی بیرون می رود و به نوکری که آن پشت در انتظار بود کیسه ای پول طلا نشان می دهد و می گوید این را به تو می دهم اگر این کثافت کاری که کرده ام رفع و رجوع کنی. می گویند نوکر فرانسوی در جواب ایشان تعظیم می کند و می گوید من دو برابر این سکه ها به اعیلحضرت پادشاه تقدیم خواهم کرد اگر بگویند با چه ترفندی توانسته اند روی سقف برینند! |
اسرار آمیزترین مناطق جهان + عکس
اسرار آمیزترین مناطق جهان + عکس
در سطح شنهای بیابان پامپا در حدود 300 شکل ساخته شده از خطهای مستقیم حک شده که شامل فرمهای هندسی و تصاویر حیوانات و پرندگان و شکلهای دیگر بوده و تنها. تعداد زیادی از کارشناسان مشهور اظهار میکنند که احتمالا مکانهای اسرارآمیز در سرتاسر جهان که به کمک تکنولوژی و دانش پیشرفته ایجاد شدند (شاید پیشرفتهتر از زمان ما) تحت نفوذ و سیطره تمدنهای گمشده بودند. برخی هم عقیده دارند که هیچ تمدن بسیار پیشرفتهای تا به حال روی زمین وجود نداشته و تمام علوم عالی از انسانهای فضایی زمان باستان که از آسمان به زمین آمده بودند به ارث رسیده است. اما اکثر دانشمندان با هیچ کدام از این نظرات فوق موافق نبوده و سعی در تشریح رازهای باستانی مربوط به آیین و مذاهب روی کره زمین دارند. در این متن سه مکان را به عنوان مرموزترین مناطق جهان به شما معرفی میکنیم، البته مکانهای مرموز بیشتری در سراسر زمین وجود دارند که ذهن ما را تسخیر کرده اند؛ چراکه انگار از جهان دیگری آمده اند! استون هنج آیا کسی وجود دارد که تا بحال در مورد استون هنج چیزی نشنیده باشد؟ استون هنج یکی از معروفترین مکانهای اسرارآمیز جهان به شمار میآید. این مجسمههای غول پیکر سنگی چه ویژگیهایی دارند؟ چرا این مکان باعث ایجاد بحث و جدلهای فراوان در جامعه علمی شده؟ استون هنج بنای تاریخی سنگی که در سالسبری انگلستان جنوبی واقع شده عمدتا دربرگیرنده 30 سنگ قائم میشود (یا سارسنها، که هر کدام بیشتر از 10 فوت ارتفاع و 45 تن وزن دارند) این سارسنها با 30 نعل درگاه که به صورت افقی و تخت رویشان قرار دارند تشکیل یک دایره متصل را دادهاند. در داخل این دایره نیز چرخهای مشابه تشکیل شده است و آنها هم به سبک دیرک و نعل درگاه ساخته شدهاند. شاید بگویید بناهای تاریخی بزرگ خیلی زیادی روی کره زمین وجود دارد که بعضی از آنها از استون هنج جذاب تر هستند! پس چه جیز خاصی در این غولهای سنگی نهفته است؟ برای تمام این سئوالهای پاسخهای دقیقی وجود ندارد. کاربردشان چه بوده؟ یک رصدخانه ستاره شناسی، مکان مذهبی و آیینی یا چیزی ماوراء طبیعی؟ چه کسی آن را ساخته و چگونه؟ بعضی افراد گفته اند که دروییدها (کاهنان مذهب سلتی) این بنا را ساخته اند، اما واقعا ما چیز زیادی از این بنا نمیدانیم. باستان شناسان تاریخ ساخت آن را بین 5000 تا 3000 سال پیش ذکر کرده اند، پس این بنا حتی قبل از استفاده کردن نوع بشر از ابزارهای فلزی ساخته شده بود. حال بدون در نظر گرفتن اینکه چه کسی استون هنج را ساخته، واضح است که هزاران نفر در طراحی و به وجود آوردن آن سهیم بوده اند. فقط کشاندن چنین سنگهای عظیمی از مارلبورگ (30 کیلومتری جنوب استون هنج) کاری بس عظیم و بزرگ است. و چگونه امکان دارد چنین سنگهایی برپا شده باشند؟! این کار یک شاهکار جالب مهندسی محسوب میشود و افسانههای بسیاری هست که قدرت و توانایی را منعکس میکند تا توضیح دهد چگونه انسانهای اولیه این سنگهای سنگین را حمل و جابجا کردهاند! حتی در خلال افسانههای آرتور از استون هنج نام برده شده و اسم فردی به نام مرلین به عنوان معمار ذکر شده است. جالبترین موضوع این است که استون هنج در جهات نقاط انقلاب و اعتدالی ستاره شناسی قرار گرفته و زمان طلوع خورشید در خط افق نور خورشید به طور کامل بین فواصل خرسنگها ظاهر میشود. بی شک چنین چیزی تصادفی نیست و شاید با داستانهای مربوط به سرآغاز و مبدا این مکانهای مرموز ارتباط داشته باشد. خطوط نازکا خطوط نازکا فوقالعادهترین گروه جئوگلیپسها (geoglyps) در جهان هستند. آنها در بیابان نازکا بین شهرهای نازکا و پامپا روی پامپاس دی جوناما در پرو واقع شده اند. در سطح شنهای بیابان پامپا در حدود 300 شکل ساخته شده از خطهای مستقیم حک شده که شامل فرمهای هندسی و تصاویر حیوانات و پرندگان و شکلهای دیگر بوده و تنها از آسمان و بالا به وضوح قابل رویت هستند. 3 نکته مرموز در نازکا پلاتیو قابل بررسی است: 1. خطوط مستقیم با کیلومترها فاصله در تمام مسیرها در بخشهایی از پامپاس یکدیگر را قطع میکنند. 2. تعداد زیادی از فرم این خطها به صورت شکلهای هندسی است: مثل زاویهها (کنجها)، مثلثها، شکلهای خوشه ای، مارپیچها، مربعها، خطوط مواج و غیره. 3. تعداد زیادی از خطوط نیز به شکل حیوانات درآمده اند. با بررسی نقشه خطوط نازکا موضوعات زیر مطرح میشود: طبق باور مردم جئوگلیپسها را گروهی از افراد به اسم نازکا ساخته اند، اما چرا و چگونه آنها این شگفتیهای جهان را خلق کردند که اصلا قابل توضیح و تشریح کردن نیستند؟ از وقتیکه مشخص شد خطوط نازکا به جز از یک جایگاه بالاتر قابل رویت نیستند، فرض میشود که مردم نازکا هرگز نتوانسته اند حاصل کاشان را از جایگاه بالاتر ببینند! بنابراین فرضیهها و تصورات خیلی زیادی در مورد تواناییهای سازندگان و انگیزههای آنان وجود دارد. آیا امکان دارد جئوگلیپسها تمثالهای خدایان حیوانی یا طرحهای صورتهای فلکلی باشند؟ آنها راه و مسیر بوده اند یا عقربههای نجومی و یا حتی شاید یک نقشه خیلی عظیم؟ اگر مردمیکه 2000 سال پیش اینجا زندگی میکردند فقط از تکنولوژی ساده ای بهره مند بودند، چگونه برای ساختن چنین شکلهای دقیقی برنامه ریزی کرده اند؟ آیا از یک نقشه پیروی کرده اند؟ اگر اینگونه بود چه کسی آن را ترتیب داده؟ و بالاخر در ظاهر تمام اینها به دنیای ماورایی تعلق دارند. به منظور معرفی کردن خطوط نازکا، که با جابجا کردن صخرههای بیابان برای نشان دادن سطح زیرین شنهای صورتی کمرنگ ساخته شده اند، بازدید کنندهها اغلب توضیحاتی تخیلی ارائه میدهند: از باندهای پرواز برای سفینههای فضایی تا راههایی برای قهرمانان المپیک، از اُپ آرت (هنر بصری) تا پاپ آرت، و در نهایت تا رصدخانههای ستاره شناسی... جزیره ایستر جزیره ایستر (راپانویی در زبان بومی) مستعمره کشور شیلی و در جنوب شرقی اقیانوس آرام قرار دارد. راپانویی جزیره ای کوچک، پر از پستی و بلندی و اکنون بدون درخت از منشا آتشفشانی میباشد. این جزیره غیرعادیترین منطقه دورافتاده جهان خوانده شده، اما چیزهای دیگری هم هست که این مکان را از مکانهای دیگر روی کره زمین مجزا میسازد. در این جزیره صدهای مجسمه خرسنگی به شکل انسان وجود دراد که موآی نام دارند. اغلب مو آیها از خاکسترهای آتشفشانی و فشرده شده متراکم و خاص تراشیده شده اند. بزرگترینشان وزنی بالغ بر 165 تن را داراست و ارتفاعش به 220 متر میرسد. برخی از مو آیهای عمودی (ایستاده) تا گردن در زیر خاک پنهان شده اند. این سازه بسیار عظیم که در جزیره ای کاملا بایر و خشک (فقط با مقدار کمی سبزه) وجود دارند به سرعت و در نگاه اول ذهنها را تسخیر میکند. واقعا چگونه چنین چیزی امکان دارد؟ چه کسانی این تندیسها را ساخته و دلیلشان از خلق آنها چه بوده؟ http://www.seemorgh.com/images/iCont...1/moai6_04.jpg بعضی از داشنمندان میگویند ساکنان جزیره ایستر یعنی راپانویی از پلی نزی آمده بودند. اما شباهتهای این مجسمهها به مجسمههای سنگی هندی اطراف دریاچه تیتیکاکا در جنوب آمریکا جالب و درخور توجه است آیا این تشابه تصادفی بوده؟ متخصصین قادر نیستند به طور دقیقی کاربرد مجسمههای مو آی را توضیح دهند. بعضی از آنها اعتقاد دارند که این مجسمهها هم نماد قدرت و هم مذهب و سیاست بوده اند. یکی از بزرگترین اسرار جزیره ایستر در مورد این بود که این سنگها چگونه از معدن سنگ تا صفههایشان یا ahus (گاهی فاصله ای بیشتر از 20 یا 25 کیلومتر) منتقل میشدند؟ طبق افسانه راپانویی موآی خودش از معدن سنگ راه میافتاده! بعضی نیز این مجسمهها را به مراسم آیینی نسبت میدهند. آیا همین موضوع باعث شده تا سختیهای ذاتی را برای جابجا کردن اینها متقبل شوند؟ آیا کسانی با فرض اینکه نباید زحمت جابجا کردن سنگها را به خود بدهند در معدنها میماندند؟ یا شاید افراد جزیره ایستر از قدرتهای ماورایی کمک میگرفتند و با توانایی فوق طبیعی آنها را تراشیده و سپس موآیها را حرکت میدادند؟ http://www.seemorgh.com/images/iCont...88-1/moai1.jpg جزیره ایستر بیشتر به نامهای ته- پیتو- او- ته- هنا به معنی «داستان جهان» و ماتا-کی-ته- رانی به معنی «چشمانی نظاره گر به بهشت» مشهور است. این نامهای باستانی و جزئیات بسیار زیاد اسطوره ای به احتمالاتی اشاره دارند مبنی بر اینکه این جزیره دورافتاده شاید قبلا هم یک شاخص جغرافیایی و هم رصد خانه ستاره شناسی تمدنی فراموش شده اما بسیار قدیمی بوده است. |
آیدی فوتبالیست های معروف
لیستی از آیدی بهترین فوتبالیست ها تهیه کردم تا
بتونین با اونا چت کنید. تییری هانری در آرسنال: t_hn@arsenal.com آیدی رونالدو در برزیل: ron_bz_2@brmail.com آیدی مهرداد الادی: m_ol_di@yahoo.com آیدی دیوید بکام: david_bh_real@msn.com آیدی علی انصاریان: ali_ans2005@yahoo.com آیدی را اول : raul_uhv2005@bhm.com آیدی کریس..رونالدو: cs_rn@manch.com |
اگه دو تا مرد طالب یه زن باشن چی به سرشون میاد؟
اگه دوتا مرد طالب یه زن باشن چی به سرشون میاد؟
توي ژاپن جوان اولي از عشق جوان دومي نسبت به دختر محبوبش متاثر ميشه و خودکشي مي کنه جوان دومي هم از مرگ همنوع خودش اونقدر اندوهگين ميشه که خودکشي مي کنه بعدش براي دختر ژاپني هم چاره اي جز خودکشي نيست . توي اسپانيا مرد اولي توي دوئل، مرد دومي رو از پاي در مياره و با زن محبوبش به آمريکاي جنوبي فرار مي کنن . توي انگلستان دو تا عاشق با کمال خونسردي حل قضيه رو به يه شرط بندي توي مسابقه اسب سواري موکول مي کنن. اسب هر کدوم برنده شد ، معشوق مال اون ميشه . توي فرانسه خيلي کم کار به جاهاي باريک مي کشه دو تا مرد با همديگه توافق مي کنن که خانم مدتي مال اولي و مدتي مال دومي باشه . توي استراليا دو تا مرد بر سر ازدواج با معشوق مشترک سالها مشاجره مي کنن اين مشاجره اونقدر طول مي کشه تا يکي از طرفين پير بشه و بميره، يا از يه مرضي بميره اونوقت اونکه زنده مونده با خيال راحت به مقصودش مي رسه . توي قفقاز جوان اولي دختر محبوب رو بر مي داره و فرار مي کنه دومي هم دختر رو از چنگ اولي مي دزده و پا به فرار مي ذاره باز اولي همين کار رو مي کنه و اين ماجرا دائما تکرار ميشه . توي نروژ معشوقه دو مرد براي اينکه به جدال و دعواي اونها خاتمه بده خودشو از بالاي ساختمون مرتفعي ميندازه پايين و غائله ختم ميشه . توي آفريقا قضيه خيلي ساده ست و جاي اختلاف نيست دو تا مرد ، زني رو که مي خوان عقد مي کنن و علاوه بر اون ، بيست تا زن ديگه هم مي گيرن . توي مکزيک کار به زد و خورد خونيني مي کشه و يکي از طرفين کشته ميشه ولي بعدش اونکه رقيبش رو کشته از دختر مورد نظر دلسرد ميشه و دخترک بي شوهر مي مونه . توي آمريکا حل قضيه بستگي به زن داره و هر کس رو انتخاب کرد با اون ازدواج مي کنه . توي ايران فقط پول موضوع رو حل مي کنه پدر و مادر دختر مي شينن با همديگه مشورت مي کنن و خواستگاري که پولدار تر و گردن کلفت تره رو انتخاب مي کنن عاشق شکست خورده اگه توي عشقش جدي باشه يا بايد خودشو بکشه يا رقيب رو از ميدون به در کنه يا افسردگي مي گيره . |
تصويري از رنگهاي طبيعت
|
تأثیر بو بر خواب شیرین
محققان اعلام كردند، در صورتي كه فرد در هنگام خواب در معرض بوي مطبوع قرار بگيرد حس مطبوعي در هنگام خواب به او القا خواهد شد. گروهي از محققان دانشگاه بيمارستان منهيم براي بررسي دلايل بروز كابوس هاي شبانه در افراد، دست به تحقيقاتي زدند و در مسير اين تحقيقات به تاثير بوي مطبوع بر خواب افراد پي بردند. آنها اعلام كردند كه بوي مطبوع بر خلاف بوي ناخوشايند، بر خواب افراد تاثير مثبت گذاشته و به آنها احساسي خوشايند در خواب القا مي كند. محققان بر اين باورند كه حس بويايي بر خلاف ديگر حس ها در هنگام خواب غير فعال نمي شود زيرا اطلاعات بويايي در اين حالت مي تواند به منطقه حافظه مغز، هيپوكامپوس راه يافته و ايجاد واكنش احساسي كند. اين در حالي است كه حس هاي ديگر براي رسيدن به اين منطقه و ايجاد واكنش بايد از دروازه تالاموس عبور كنند كه اين منطقه از مغز در هنگام خواب بسته خواهد بود.
|
حافظه زنبورها
زنبورها چهره يكديگر را به خاطر مي آورند
بر اساس يك تحقيق جديد، زنبورها مي توانند پس از يك هفته پر مشغله، چهره يكديگر را به ياد بياورند. اين قدرت شناسايي در واقع سطحي از حافظه اجتماعي است كه پيش از اين هرگز در حشرات ديده نشده بود. دانشمندان قبلاتصور مي كردند، مغز حشرات بسيار كوچكتر از آن است كه توانايي اين كار را داشته باشد. براساس يافته هاي اين بررسي، ملكه هاي گونه اي از زنبورهاي وحشي با نام علمي <پليستس فوسكاتوس> لانه هاي هماهنگي را پس از مبارزه براي استقرار سلسله مراتب فرمانروايي تشكيل مي دهند. وقتي مدعيان بزرگ مغز تر وارد اين ميدان جدال و قدرت طلبي مي شوند از توانايي خود براي به خاطر آوردن دشمنان قبلي استفاده مي كنند، اما تاكنون تصور مي شد كه حشرات، حتي آنهايي كه كلوني هاي اجتماعي پيچيده دارند، فاقد اين نوع هوش اجتماعي فردي باشند. اين مطالعات از سوي محققان دانشگاه ميشيگان صورت گرفته است. آنها مي گويند، زنبورها قادر هستند بر اساس الگوهاي رنگي كه روي چهره هايشان وجود دارد، يكديگر را شناسايي كنند. |
حرا؛ حاشيه اي سبز
حرا؛ حاشيه اي سبز براي آبي هاي خليج فارس
طبق آمار فائو تنها 55 كشور در دنيا و در آسيا نيز فقط 14 كشور داراي جنگل هاي حرا هستند و در ميان كشورهاي حاشيه خليج فارس بيشترين سطح جنگل هاي طبيعي مانگرو در ايران است. مساحت اين جنگل ها در استان هرمزگان 20هزار و 920 هكتار است كه اين ميزان بيشترين سطح در ميان استان هاي واجد اين جنگل ها در كشور است. از 2 گونه حرا و چندل فقط گونه چندل در سواحل هرمزگان و در خور آذيني سيريك ميناب مي رويند و ساير توده هاي جنگلي كشور (عسلويه و خليج گواتر سيستان و بلوچستان) تنها از گونه حرا تشكيل شده اند. جنگل هاي مانگرو از اكوسيستم هاي ويژه مناطق حاره اند و معمولابا واژه هايي مانند زيستگاه هاي حياتي منحصر به فرد، حفاظتي، هميشه بهار و ... توصيف مي شوند. مانگرو در اصل يعني درخت شناور ايستاده كه ريشه آن پرتغالي است، مانگ يعني درخت شناور و گرو يعني ايستاده. گونه حرا به افتخار دانشمند ايراني ابوعلي سينا «اسينا» نام گذاري شده است. به منظور مديريت، احيا و توسعه اين جنگل هاي با ارزش كه سرسبزي سواحل و كرانه هاي خليج فارس و درياي عمان را رقم مي زنند نيز كاهش آلودگي ناشي از تردد شناورهاي غول پيكر را همراه دارند و بستري براي توليد آبزيان بخصوص ميگوهاي مولدند، علاوه بر آن جهت حفظ محيط زيست و بالابردن توان اكوتوريسم منطقه، اداره كل منابع طبيعي مبادرت به توليد نهال و كاشت گونه حرا و كاشت در خور بندرعباس كرد و پس از آن به طور مستمر سالانه تعداد زيادي نهال گونه حرا توليد و تا پايان برنامه سوم به ميزان يك ميليون و 400 هزار نهال به عرصه هاي مناسب كشت منتقل كرده است. همچنين در سال جاري ميزان نهال توليدي حرا يك ميليون و 500 هزار نهال در شهرستان هاي بندرعباس، بندر لنگه، قشم، ميناب، جاسك و در برنامه چهارم 5 ميليون و 670هزار نهال توليد و كشت شده است. اجراي طرح توسعه جنگل هاي مانگرو از سال 1384 در قالب طرح صيانت از جنگل هاي ناحيه رويشي خليج فارس و درياي عمان عمليات توليد نهال و نهالكاري گونه حرا را با تكيه بر رويكرد مشاركت فعالانه مردم ساحل نشين، بسيج جوامع محلي انجام شد كه در كليه مراحل اجراي پروژه با موفقيت چشمگير انجام شد. رويكرد جلب مشاركت جوامع محلي به خصوص روستاهاي مجاور رويشگاه هاي طبيعي و عرصه هاي جديد كشت و ايجاد روحيه مشاركت و همكاري افراد محلي در احيا و توسعه جنگل هاي مانگرو در كنار ايجاد اشتغال و بهبود وضع معيشت آنان، اصل و پايه استراتژي هايي است كه در طرح صيانت از جنگل ها اتخاذ شده است. گفتني است در سفر دوم رياست جمهوري به استان هرمزگان طرح مديريت احيا و توسعه جنگل هاي مانگرو جنوب كشور به عنوان رديف مستقل مورد تصويب قرار گرفت كه در برنامه پنجم انشاءالله با ادامه روند توليد و كاشت نهال شاهد سرسبزي هر چه بيشتر سواحل زمردين و زيباي خليج فارس و درياي عمان خواهيم بود. |
ركوردهاي گينس پيرترين زوج زنده جهان را معرفي كرد
ركوردهاي گينس پيرترين زوج زنده جهان را معرفي كرد
يك مرد 105 ساله كه بازمانده از دوران اردوگاه اسراي جنگي است به همراه همسر 100 سالهاش رسما به عنوان پيرترين زوج زنده دنيا معرفي شدند. به گزارش رويترز ، كتاب ركوردهاي گينس رسما اين عنوان را به هربرت و ماگدا براون كه هماكنون ساكن فيلادلفياي امريكا هستند اعطا كرد. اين ركورد درست چند روز پس از اعطاي همين ركورد به دو زوج انگليسي به نامهاي پرسي و فلورانس آرو اسميت توسط كتاب ركوردهاي گينس اعلام شده است. زوج آرو اسميت نيز درست مانند خانواده براون 100 و 105 ساله بودند اما خانواده براون با ارائه مداركي ثابت كردهاند كه ازدواج آنها چند روز زودتر از ازدواج خانواده آرو اسميت بوده و لذا ميتوانند ادعا كنند كه آنها صاحب اصلي ركورد پيرترين زوج زنده جهان هستند. با اين حال چندان نيازي به اثبات اين ادعا نبود چرا كه آقاي آرو اسميت متاسفانه روز سيزدهم ژوئن در سن 105 سالگي درگذشت و عملا ديگر نميتوانست ركورددار پيرترين زوج زنده را داشته باشد. زوج پير براون در گفتگو با رويترز رمز موفقيت و طولاني بودن ازدواج خود را راحت گرفتن زندگي ، دوري از منازعه و بحث و جدل دانستند |
خوشبخت ترین و بدبخت ترین مردم جهان
خوشبخت ترین و بدبخت ترین مردم جهان
دانشمندان پس از بررسی روی ۵۰ کشور جهان، شهروندان سوییسی را خوشبختترین انسانهای روی زمین اعلام کردند. براساس خبر کانال تلویزیونی ۲۴ مینوتس سوییس، پس از سوییس، مردم آلمان و اسپانیا به ترتیب خوشبختترین انسانهای روی زمین اعلام شدند. نتیجه همین بررسی نشان میدهد، مردم مولداوی و کامرون نیز بدبختترین انسانهای کره خاکی هستند، به طوری که ده درصد مردم این دو کشور خود را بدبخت احساس میکنند. در خبر مذکور اشارهای به معیار استفادهشده برای تعیین درجه خوشبختی از سوی این دانشمندان نشده است. از سوی دیگر بی.بی.سی نیز با انتشار نتایج یک بررسی در اروپا اعلام کرد، کشور لوکزامبورگ بالاترین مصرف سرانه مشروبات الکلی را دارد. براساس نتایج این بررسی، مصرف سرانه مشروبات الکلی در لوکزامبورگ سالانه ۶/۱۵ لیتر است. در این ردهبندی ایرلند با مصرف سرانه ۷/۱۳ لیتر در سال دوم و مجارستان نیز با ۶/۱۳ لیتر در سال در رده سوم جای دارد. |
خواب های شگفت انگیز
خواب های شگفت انگیز
تاکنون خوابهای شگفت انگیز بسیاری در سراسر جهان دیده شده است که در خلال آن، خواب بیننده به دوران گذشته یا آینده سفر کرده است. و مردم هر سرزمین، داستانهای گوناگون درباره رویاهای باور نکردنی که به حقیقت پیوسته اند تعریف می کنند. یکی از این ماجراها مربوط به پسری به نان «ادریان کریسچن (Adrian Christian)» است که در جزیره «من (Man)» زندگی می کرد، و توانست آینده را در خواب ببیند. در سال 1833 این پسر، خواب دید که کاپیتان یک کشتی شده است. برادرش «توماس» در کشتی دیگری قرار داشت که آن کشتی دچار طوفان شد و بزیر آب فرو رفت و او موفق شد که برادرش را از مرگ نجات دهد. «ادریان» روز بعد این خواب را برای خانواده خود تعریف کرد و مادرش آن را در پشت صفحه اول کتاب مقدس یاد داشت کرد. «ادریان» ظرف سه سال، پنج بار این خواب عجیب را دید. 47 سال بعد، یعنی در سپتامبر 1880، او دلیل منطقی داشت که به خواب ایام کودکی خود فکر کند. زیرا خواب او به حقیقت پیوسته بود و او کاپیتان کشتی موسوم به «بریتیش ایندیا (British India)» شده بود. یکروز بعدازظهر، هنگامی که به خواب کوتاهی فرو رفت، یکبار دیگر خواب دید که برادرش سوار بر کشتی دیگری دچار حادثه شده است. همان شب نیز همین خواب را دید، با این تفاوت که در عالم خواب، مشاهده کرد که کلمه «فامیلی (Family)» با خط کج و معوجی روی یک تکه کاغذ نوشته شده بود. کاپیتان «کریسچن» دستور داد که کشتی بخاری او به سوی آبهای نا آرام شمال حرکت کند. روز بعد، یعنی در تاریخ 6 سپتامبر 1880 ناگهان از دور، یک کشتی بخاری را دید که دچار سانحه شده و در حال غرق شده است. او موفق شد 269 سرنشین، از جمله برادر خود «توماس» را که ناخدای آن کشتی بود نجات دهد. عجیب تر اینکه نام این کشتی «فامیلی» بود! واقعه مستند دیگری در مورد به حقیقت پیوستن رویا، مربوط به «جیمز وات (James Watt)» مخترع بزرگ ماشین بخار است. در آن زمان، تولید گلوله های سربی برای شکار پرندگان کاری بس دشوار بود، زیرا مجبور بودند ابتدا سرب را به صورت مفتول در آورند، سپس آن را به قطعاتی بریده و این قطعات را زیر ورقه های سنگین آهن بغلتانند و با روش مخصوص، آن را به صورت گلوله های سربی درآورند. این طرز تولید گلوله، نه تنها مطلوب و آسان نبود، بلکه ارزان هم تمام نمی شد و مقرون به صرفه نبود. خواب عجیبی که «جیمز وات» دید، باعث شد که همه روش های معمول در آن زمان برای ساختن گلولۀ سربی از میان برود و از آن پس، این نوع گلوله ها براساس آنچه که او در خواب الهام گرفته بود ساخته شد. در همان زمان «جیمز وات» خواب عجیبی دید. او در مورد این خواب چنین گفت: - این خواب را ظرف یک هفته، لااقل سه بار متوالی مشاهده کردم. خواب دیدم که شبی از میان بوران سهمگینی عبور می کردم و قطرات باران هنگام برخورد با زمین، تبدیل به ساچمه های سربی کوچکی شدند که هنگام عبور، از زیر پای من به هر سو می جهیدند. هنگامی که «جیمز وات» از خواب بیدار شد با خود اندیشید: - آیا تعبیر این خواب آنست که هرگاه سرب گداخته از هوا فرود آید، به شکل گلوله های سخت و کوچکی در خواهد آمد؟ این نابغه بزرگ که بهیچوجه نمی توانست روی حس کنجکاوی خود سرپوش گذارد، تصمیم گرفت دست به آزمایشی بزند. او مقداری سرب را روی آتش کوچکی که در بالای برج یک کلیسا روشن ساخته بود، ذوب کرد، و کتری مملو از سرب مذاب را به نرده ای وصل کرد و از آنجا به تماشای فرو ریختن تدریجی سرب مذاب به درون خندق پرآبی که در پائین تر قرار داشت پرداخت و هنگامی که در خندق به جستجو پرداخت، مشاهده کرد که قطرات فلز مذاب در داخل آب، به صورت گلوله هائی در آمده اند که برای استفاده در تفنگ، بسیار مناسبند! در نتیجه این تجربه، همه روش هائی که در آن زمان برای ساختن گلوله سربی وجود داشت، از بین رفت، و از آن روز به بعد، گلوله های تسربی به طریقی که در حقیقت «جیمز وات» در خواب الهام گرفته بود ساخته شد. کشیشی بنام «چارلز مورگان (Charles Morgan)» سالها کشیش کلیسای «رزدیل (Rosedale)» واقع در «کانادا» بود. در مراسم مذهبی که عصر یکی از روزها در آن کلیسا برپا می شد، قرار بود فهرستی از سرودهای مذهبی تهیه شود تا آن را برای سرپرست گروه آواز دسته جمعی پست کنند. کشیش «مورگان» پس از آنکه این سرودها را پست کرد، به کتابخانه خود رفت تا پیش از آغاز مراسم آن روز چرتی بزند و اندکی استراحت کند. در عالم خواب، چندین قطعه سرود مذهبی قدیمی را که سالها بود نشنیده بود، شنید. و همراه با آن، صدای طغیان آب به گوشش می رسید. وقتی از خواب بیدار شد، نگرانی عجیبی در خود احساس می کرد و هنگامی که عصر آن روز موعظه خود را انجام داد، بی اختیار از گروه خوانندگان خواست تا سرودی را که در خواب دیده بود بخوانند. بیتی از این سرود مذهبی چنین بود: «خداوندا، دعای ما را مستجاب کن، و آنها را که در دریا دچار سانحه شده اند نجات بده...» روزی که این قطعه اجرا می شد، 14 آوریل 1912 بود و در همان لحظه یکی از بزرگترین فاجعه های دریائی زمان در اقیانوس اطلس شمالی به وقوع پیوست، و آن غرق شدن کشتی بزرگ «تایتانیک (Titanic)» بود! در زمان جنگ دوم جهانی نیز یک دوشیزه 18 ساله لهستانی بنام «هالینا (Halina)» تاریخ دقیق حمله قوای نازی را به خاک لهستان که در عالم خواب دریافت کرده بود اعلام کرد، ولی هیچ کس برای گفته او اهمیت قائل نشد. در حالی که درست در همان روزی که «هالینا» اعلام کرده بود، حمله آلمان نازی به لهستان آغاز شد! در انگلستان یک مرد 45 ساله، دو روز قبل از شروع مسابقه اسب دوانی در خواب دید که اسب سفید رنگی بنام «پرنده سفید» برنده مسابقه خواهد شد و قبل از شروع مسابقه، همه دار و ندار خود را روی آن اسب سفید شرط بندی کرد و برنده شد! خواب هائی که می بینیم، گاهی هراس انگیز، زمانی گیج کننده و در پاره ای مواقع حیرت انگیز است. در یکی از مدارس «بالتیمور» یک پسر کوچک هفت ساله، در انشائی که نوشته بود، خواب و رویا را اینطور توصیف کرد: «رویا تلویزیونی است که هر شب در عالم خواب تماشا می کنیم.» هر چند این پسر کوچک، با زبان ساده و کودکانه خود به توصیف خواب پرداخت، ولی دانشمندان، امروز معتقدند که خواب مانند یک تلویزیون، بیننده را قادر می سازد که زمان و مکان و مسافت را نادیده انگارد، با فرایندی که دانش کنونی بشر از درک آن عاجز است. دانشمندان امروزه سرگرم مطالعه هستند تا بلکه بتوانند از آنچه انسان در خواب می بیند، فیلم یا عکس تهیه کنند. اگر این امر تحقق یابد، شما می توانید روز بعد، آنچه را که شب گذشته در خواب دیده اید، مجدداً مشاهده کنید و آن را به عنوان یک مدرک یا خاطره حفظ کنید! |
| اکنون ساعت 04:22 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)