پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 02-19-2012 06:23 PM

تاريخچه شنا
 
تاريخچه شنا

http://118ba118.com/pictures/aArticles329539.jpg

اکثریت مردم اگر گرایشی به فوتبال یا بسکتبال نداشته باشند، برای ورزش کردن به سمت دستگاه های پیاده روی می روند. از آنجا که این دستگاه ها معمولاً در هر باشگاه ورزشی وجود دارد، برای آنها که می خواهند ورزش کنند راحت ترین راه به نظر می آاید. اما، اگر یك سری به استخر محلتان بزنید، در آنجا با ورزشی کاملاً متفاوت با سایر ورزش ها آشنا خواهید شد.
حتماً تا به حال شنیده اید که شنا ورزشی بسیار عالی است، اما وقت برای یادگیری آن نگذاشته اید. در اینجا ما اطلاعات لازم اولیه در رابطه با این ورزش را در اختیارتان می گذاریم.
انواع حرکات

انواع اصلی حرکات شنا شامل شنای آزاد، کرال سینه، پروانه و کرال پشت می باشد که شنای پروانه دشوارترین این حرکات به شمار می آید.


شنای آزاد که کرال جلو یا کرال استرالیایی هم نامیده می شود، کاملاً از اسمش پیداست. در این حرکت هیچ محدودیتی برای چگونگی حرکت دست و پا وجود ندارد. شما فقط باید بتوانید نیمی از بدن را بالای آب نگاه دارید (به استثنای 15 متر اول و بعد از هر دور). این حرکت احتمالاً بهترین حرکت برای آنهاست که تازه شروع کرده اند. شنای آزاد برای 150 تا 180 پوند مایل حدوداً 500 تا 700 کالری در ساعت می سوزاند.


کرال سینه از طرف دیگر، حرکاتی کاملاً تعریف شده و مشخص دارد. شانه ها باید با آب در یک خط قرار بگیرند، و حرکات دست ها و پاها باید با هم انجام شود و یک عمل را انجام دهند. دست ها از سینه دور شده و به دور بدن می گردد و بعد دوباره به جای اولیه باز می گردد (پاها نیز دقیقاً همین عمل را انجام می دهند). اگر با این حرکت یک ساعت شنا کنید، حدود 750 کالری خواهید سوزاند.


در طی حرکت پروانه دو دست از عقب به سمت هم حرکت می کنند، از بالای آب رد شده و به جلوی سر رسیده و بعد دوباره به زیر آب می روند. در این حرکت پاها حرکت دلفینی انجام می دهند. در این حرکت ماهیچه های شانه کاملاً درگیر می شوند و حرکتی کاملاً دشوار است. به همین دلیل پیشنهاد می شود کسانی که در شنا تجربه دارند ســراغ یــادگیری این حرکت بروند و از آنجا که دشوارترین حرکت شنا به حساب می آید، بیشترین انرژی را می گیرد و شما حدوداً 800 کالری در ساعت خواهید سوزاند.


در آخر حرکت کرال پشت در حالتی انجام می شود که پشت شما روی آب قرار دارد. دست ها و پاها را می توان به همان شیوه شنای آزاد حرکت داد و حداقل 500 کالری در ساعت خواهید سوزاند. در این حرکت باید کاملاً از موقعیت بدنتان داخل استخر مطلع شوید چون وقتی از پشت خوابیده اید نمی توانید جلوی خود را ببینید.


فرض کنید که قادر به انجام کلیه این حرکات هستید، در این حالت حرکت پروانه بهترین حرکت برای شما خواهد بود اگر قصد کاهش وزن داشته باشید، این حرکت عضله سازی نیز می کند. به این دلیل كه شما بیشترین حجم کالری را در یک ساعت خواهید سوزاند و این کمک می کند که وزن بدن کاهش یابد.


اما اگر هدف شما از شنا کردن عضله سازی است، باید این ورزش را تا آخرین درجه شدت انجام دهید، اما در زمانی کوتاه تر. در این حالت شما کالری های زیادی نخواهید سوزاند، اما به ساختن ماهیچه کمک خواهید کرد.
نکات مهم:

از آنجا که این ورزش در آب انجام می شود، نکات و توجهاتی را باید مد نظر قرار دهید. یکی از مهمترین جنبه های شنا کردن این است که بتوانید تنفستان را منظم کنید. چون سرتان فقط زمانهایی مشخص به روی آب می آید، باید تنفستان را با هر حرکت تنظیم کنید. حتی برای بعضی افراد الزامی است که این کار را قبل از شروع ورزش کمی تمرین کنند. اگر نتوانید ریتم تنفستان را تنظیم کنید، بسیار برایتان ایجاد مشکل خواهد شد و دیگر نمی توانید فواید چندانی از این ورزش ببرید، چون در این ورزش تنفس و ماهیچه ها با هم کار می کنند.


همچنین بهتر است قبل از انجام این حرکات برای یک دور کامل، خوب به آن حرکت مسلط شوید. اگر این حرکات را درست انجام ندهید، خیلی زود خسته خواهید شد. اگر حرکات بدنتان با یک نظم هماهنگ انجام شوند، شما قادر خواهید بود که خود را روی ضربان قلبتان متمرکز کرده و بنابراین شدت ورزش را بالاتر ببرید.
فواید شنا کردن:

دلایل بسیاری وجود دارد که شما را به سمت استخر بکشاند. اول اینکه این ورزشی است که برای قلب بسیار مفید می باشد. اگر شدت حرکاتتان زیاد باشد کاملاً میتوانید آنرا با دویدن در یک تراز تصور کنید. اما از آنجا که در این حرکات هم قسمت های بالایی و هم قسمت های پایینی بدنتان در آب حرکت می کنند، می توان گفت که ماهیچه ها حتی بیشتر از دویدن کار می کنند و شما کالری بیشتری خواهید سوزاند.


به علاوه شنا قدرت بدنی شما را هم بالا خواهد برد. ممکن است فردای اولین روز شنا گردنتان کمی در بدنتان احساس کوفتگی کنید. به این دلیل که از ماهیچه هایتان طوری کار کشـیـده اید که تـا بـه حال کار نکشیده اید و به همين دليل باعث قوی تـر کردن شانه ها و همین طور ماهیچه های پشتتان می شود.


در آخر، افراد بسیاری شنا را یکی از ورزش هایی تلقی می کنند که استرس و فشارهای عصبی را پایین می آورد. به همین دلیل با شنا کردن نه تنها فواید جسمی عایدتان می شود، بلکه فواید روحی نیز می برید.
تجهیزات:

مسئله دیگر در رابطه با شنا این است که ورزشی کاملاً کم خرج است و اسباب و لوازم آن تقریباً دیر از بین می رود. برای این ورزش شما به یک دست مایو احتیاج خواهید داشت. ممکن است بخواهید یک عینک شنا هم خریداری کنید تا بتوانید زیر آب را به خوبی ببینید. و اگر آب رفتن توی گوشهایتان اذیتتان می کند، باید یک گوش گیر هم داشته باشید.


برای آنها که می خواهند سرعت شنا کردنشان بالاتر رود، کلاه شنا کمک زیادی خواهد کرد. چون به شما کمک می کند که سریعتر داخل آب حرکت کنید.


شنا را هم به برنامه ورزشتان اضافه کنید:


بنا بر هدفی که از ورزش کردن دارید، راه های مختلفی وجود دارد تا شنا را هم به برنامه ورزشتان اضافه کنید. اگر فقط برای سلامتی شنا می کنید، می توانید 30 تا 45 دقیقه با شدتی متوسط سه یا چهار مرتبه در هفته این کار را انجام دهید.


برای بالا تر بردن سلامتی می توانید شدت این ورزش را نیز بالاتر ببرید. خیلی خوب است اگر همراه با شنا ورزش دیگری نیز انجام دهید. مثلاً یک روز در میان شنا کنید و روزهای میان آنرا ورزش دیگری انجام دهید.


به یاد داشته باشید که اصلاً نیازی نیست که همیشه به طور یکنواخت یک حرکت شنا را انجام دهید. می توانید برای جلوگیری از خستگی و دلزدگی همه این حرکات را در شرایط مختلف انجام دهید. با این کار ورزش کاربردی تری خواهید داشت.
محل های شنا:

برای افرادی که در شهرها زندگی می کنند، استخر تقریباً تنها انتخاب می تواند باشد. اما سعی کنید استخری را انتخاب کنید که به اندازه کافی بزرگ باشد تا همه وقتتان را مشغول دور زدن نباشید.


اگر برایتان مقدور است که در رودخانه یا دریا شنا کنید، تمرینتان بهتر خواهد شد چون موج ها باعث خواهند شد که مقاومت بدنتان بالاتر برود. مزیت دیگری که شنا در رودخانه و دریا دارد این است که شما می توانید نیمی از زمانتان را شنا کرده و بعد باقی آن را به دویدن کنار ساحل بگذرانید. دویدن روی شن های ساحل شدت بیشتری نسبت به دویدن روی تردمیل دارد.
شنا برای درمان بیماری ها:

مزیت دیگری که شنا نسبت به سایر ورزش ها دارد این است که شدت کمی دارد. بنابراین برای آنها که مشکلات مفصلی دارند یا دچار پوکی استخوان هستند نیز مفید است.


در آخر باید بگویم که اگر شما ورزشهایی می کنید که روی مفصل هایتان شدت زیادی وارد می آید مثل تنیس یا دو، شنا می تواند برای بدنتان مثل مرهم عمل کند و این فشار روی مفصل هایتان را کاهش دهد.
شنا کنید تا خوش هیکل تر شوید:

اگر تا به حال برای خوش ترکیب ماندن روی تردمیل می دویدید، یکبار هم شنا را امتحان کنید. شنا ورزشی است که باید برای یادگیری آن زمان بگذارید، اما نتایج آنرا خیلی خوب مشاهده خواهید کرد و بعد از این اقدامتان کاملاً راضی خواهید بود.


behnam5555 02-19-2012 06:29 PM

مراحل راه‌اندازی دوربين فیلم برداری
 
مراحل راه‌اندازی دوربين فیلم برداری

http://118ba118.com/pictures/1Articles326532.jpg

ترتیب كار در همه دوربین‌ها مثل هم می‌باشد
مراحل راه‌اندازی دوربين فیلم برداری

1- فشار دادن و یا حركت دادن تكمه POWER برای روشن شدن.

2- تنظیم تكمهCAMERA برای ضبط‌وVCR برای تماشای فیلم

واژه VCRمخفف سه كلمهVideo Cassette Recorder می باشد به معنای فیلم ویدئو ضبط شده

- وقتی كه دستگاه در حالت CAMERA قرار بگیرد آماده فیلمبرداری و ضبط تصاویر می‌باشد در این حالت ابتدا تكمه آبی رنگ TAP EJECT را فشار دهید تا درب محفظه فیلم باز شود سپس فیلم خام را در داخل دوربین قرار دهید . برای بسته شدن درب دوربین، آن قسمت روی درب را كه كلمه PUSH به معنای فشار دادن و در بعضی دوربین‌ها واژه LOCK (قفل) نوشته شده را به آرامی فشار دهید تا درب بسته شود.

3-برای آنكه دوربین شروع به ضبط تصاویر كند كافی است تا یك بار تكمه قرمز رنگ RECORD را فشار دهید تا عملیات ضبط انجام شود.هرگاه این كا را انجام دادید برای آنكه از ضبط تصاویر مطمئن شوید در گوشه ویزور دوربین دقت كنید واژه REC كه مخفف كلمه RECORD می‌باشد مشخص باشد . برای آنكه دوربین را از حالت ضبط خارج كنید كافی است مجدداً تكمه قرمز رنگ RECORD را فشار دهید اگر دوربین در حالت ضبط نباشد به جای كلمه REC واژه PUSE به معنای توقف كوتاه در ویزور مشخص می‌باشد.

4- برای آنكه بتوانید تصاویری كه در ویزور كادربندی می‌كنید نزدیك آورده و یا به حالت اولیه خود بازگردانید. بایستی با تكمه دوحالته W T كار كنید.

T مخفف كلمه TELE و W مخفف كلمه WIDE می باشد كه در بحث انواع لنزها در بخش عكاسی توضیح آن ارائه گردید. پس هرگاه روی دوربین قسمت T را فشار دهید عدسی‌ها در داخل لنز دوربین از یكدیگر فاصله می‌گیرند و كاربرد لنز تله فوتو را پیدا می‌كند در نتیجه زاویه دید دوربین بسته می‌شود و تصاویر در ویزور نزدیك می‌شوند.

اما هرگاه روی دوربین W را فشار دهید عدسی‌ها به یكدیگر نزدیك می‌شوند و كاربرد لنز وایدانگل را خواهند داشت در این حالت زاویه دید دوربین باز می‌شود و می‌توانید فضای بیشتری را در داخل ویزور دوربین كادر بندی كنید. روی بیشتر دوربین‌ها تكمه W T به دوصورت عمل می‌كند. اگر طرفT را تا نیمه فشار دهید تصاویر به آرامی نزدیك می‌شوند و اگر تا انتها فشار دهید تصاویر سریع‌تر نزدیك می‌شوند. طرف W نیز به همین صورت عمل می‌كند.

البته توصیه من اینست كه از استفاده زیاد و نابه‌جا از این تكمه خودداری نمائید زیرا هرگاه شما در حال فیلمبرداری بدون استفاده از سه‌پایه هستید و تصاویر را با تكمه T نزدیك می كنید كادربندی تصاویر سخت خواهد شد و لرزش های دست بیشتر از پیش در كارتان مشاهده خواهد شد.

5- استفاده از تكمه FADE (تاریكی و روشنی تصویر)

روی تمام دوربین‌ها این تكمه وجود دارد، استفاده از این تكمه در ابتدا و آخر فیلم می‌باشد. هنگامی كه قصد فیلمبرداری دارید ابتدا كادربندی را انجام دهید و تكمه FADE را فشار داده و در همان حالت نگه دارید تا تصویر در ویزور كاملا سیاه شود در این حالت تكمه REC را فشار دهید تا عملیات ضبط شروع شود سپس تكمه FADE را رها كنید تا تصویر به تدریج روشن شود. در پایان كار فیلمبرداری نیز می‌توانید قبل از آنكه دوربین را از حالت ضبط خارج كنید تكمه FADE را فشار داده تا تصویر به تدریج سیاه شود سپس تكمه REC را فشار دهید تا دوربین از حالت ضبط خارج شود.با انجام این كار بیننده فیلم دقیقاً نقطه شروع و پایان فیلم را متوجه خواهد شد و یك روند اصولی در فیلم به وجود آورده‌اید.

6- واضح سازی تصویر ( FOCUS ):

اگر دوربین در حالت تنظیم خودكار(AUTO )باشد واضح سازی تصویر توسط دوربین و به صورت خودكار انجام می‌شود. معمولاً دوربین هر چیزی كه در وسط كادر ویزور قرار گیرد به صورت واضح نشان می‌دهد و بعضی مواقع انتظار فیلمبردار را برآورده نمی‌كند و دچار اشتباه می‌شود. برای آنكه از كار فیلمبرداری لذت بیشتری ببرید سعی كنید واضح سازی دستی را تجربه كنید. ابتدا تكمه FOCOS را فشار دهید تا واضح سازی تصویر از حالت خودكار خارج شود. هنگامی كه این كار را انجام دهید در گوشه ویزور واژه MF مشخص می‌شود كه مخفف كلمه MANUEL FOCUS می‌باشد در این حالت برای واضح شدن تصاویر در دوربین های نوار بزرگ بایستی حلقه دور لنز را به راست و چپ بچرخانید . در دوربین های كوچك باید تكمه گردان پائین لنز و در بعضی مدل های دیگر تكمه كنار دوربین را به چپ و راست حركت دهید و تصویر را فوكوس نمائید تكرار این كار مهارت بیشتری در شما ایجاد خواهد نمود.
م : 118 با118

behnam5555 02-19-2012 06:33 PM

چرا پوست پير مي‌شود؟
 
چرا پوست پير مي‌شود؟

http://118ba118.com/pictures/4Articles359692.jpg

پيري ناشي از افزايش سن با گذشت زمان واكنش‌هاي بيوشيميايي متعددي در بدن انسان رخ مي‌دهند كه بتدريج باعث تغييراتي درپوست مي‌شوند، مثلا سلول‌هاي اپيدرم (لايه سطحي پوست) براحتي نمي‌ريزند و رشته‌هاي كلاژن و الاستين نيز مي‌شكنند.
پوست مثل سابق قادر به حفظ رطوبت خود نيست. همچنين قدرت پوست براي مقابله با عفونت‌ها، درك احساسات و تنظيم دماي بدن كاهش مي‌يابد. «دي‌ان‌اي» كه تكثير سلول‌ها را كنترل مي‌كند، ممكن است آسيب‌ديده و اين تكثير از كنترل خارج شده، منجر به سرطان شود.
تخريب كلاژن و الاستين و نيروي جاذبه به مرورزمان باعث برخي تغييرات مشخص مي‌شوند: خطوط ظريف اطراف چشم به وجود مي‌آيد، خطوط كنار دهان و روي پيشاني عميق شده و همچنين پوست شل شده، افتادگي پيدامي كند. ناخن‌ها هم به تدريج شكننده‌تر شده و موها نازك مي‌شوند.
پيري ناشي از نورآفتاب بزرگ‌ترين عامل آسيب‌رسان به پوست، پديده افزايش سن نيست بلكه نور آفتاب است. طي ساليان و به مرور زمان تابش نور خورشيد باعث چروك‌هاي سطحي و عميق در پوست مي‌شود، پوست را شل و متورم كرده و رنگ كدر و زردي به آن مي‌دهد، ظاهر پوست چرم مانند و خشك و گاهي توام با پوسته‌ريزي مي‌گردد. آفتاب احتمال ايجاد سرطان پوست را هم افزايش مي‌دهد.
نور آفتاب كلاژن را كاهش مي‌دهد و باعث ايجاد و افزايش بعضي خال‌ها و لك‌هاي پوستي مي‌شود. برخي از اين تغييرات را در عكس زير در صورت يك زن ميانسال مشاهده مي‌كنيد:
چگونه پيري ناشي از افزايش سن را از پيري كه بر اثر نور آفتاب ايجاد مي‌شود، تشخيص دهيم؟
اين امر براحتي قابل تشخيص است. به خطوط و چين و چروك و قوام پوست صورت و پشت دستتان نگاه كنيد. حال آن را با قسمتي از پوست كه زياد آفتاب نخورده مانند ناحيه شكم خود مقايسه نماييد. خواهيد ديد كه تفاوت زياد است. نورآفتاب چگونه به پوست آسيب مي‌زند؟
آسيب ناشي از تابش آفتاب بر اثر اشعه فرابنفش موجود در آن ايجاد مي‌شود. انواع مختلفي از اين اشعه در نور آفتاب وجود دارد كه ميزان نفوذ آنها در پوست با يكديگر متفاوت است.
طول موج اشعه فرابنفش بين طول موج نورمرئي و اشعه ايكس قراردارد. اشعه فرابنفشي كه از طريق نورخورشيد به زمين مي‌رسد 3 طول موج عمده دارد: اشعه فرابنفش نوع« ‌c »كوتاه‌ترين طول موج و بيشترين سطح انرژي را نسبت به دو طول موج ديگر دارد و به همين جهت بيشترين آسيب را نيز به پوست مي‌رساند ولي خوشبختانه معمولا تا حد زيادي قبل ازرسيدن به سطح زمين و طي عبور از اتمسفر توسط لايه ازن جذب مي‌شود.
البته در مناطقي مانند استراليا كه اين لايه نازك شده احتمال آسيب شديد پوست بر اثر اين اشعه وجود دارد. اشعه فرابنفش نوع بي‌طول موج كمتري نسبت به نوع «c» داشته و انرژي آن كمتراست و لذا آسيب كمتري هم به پوست وارد مي‌كند. اين اشعه به اپيدرم نفوذ مي‌كند و آثار آن به شكل آفتاب سوختگي قابل مشاهده است.
هر قدر كه تعداد دفعات آفتاب سوختگي بيشتر باشد، احتمال ايجاد سرطان پوست افزايش مي‌يابد. اشعه فرابنفش نوع «b» باعث نوعي موتاسيون ژنتيكي مي‌گردد و به دنبال آن سلول‌ها دچار رشد بي‌رويه شده و منجر به بروز سرطان مي‌شود. در بيش از 90 درصد سرطان‌هاي سلول اسكواموس اين موتاسيون وجود دارد.
اشعه فرابنفش نوع A بيشترين طول موج را داشته و در پيري ناشي از نورآفتاب و همچنين ايجاد سرطان پوست نقش دارند. اين اشعه به علت طول موج طويل‌‌تر خود، در درم (لايه عمقي پوست) بيشتر نفوذ مي‌كند. فقط 10 درصد اشعه فرابنفش نوع «B» به درم مي‌رسد ولي اين ميزان در مورد نوع «A» پنجاه درصد است.
ميزان اشعه فرابنفش «A» در نوري كه از خورشيد به زمين مي‌رسد، 10 برابر اشعه فرابنفش نوع «B» است. همه اين حقايق نشان مي‌دهد كه تا چه حد اجتناب از نور آفتاب و استفاده از لباس مناسب، كلاه لبه دار، دستكش و مواد ضدآفتاب در پيشگيري از پيرشدن زودرس پوست و بيماري‌ها و بدخيمي‌هاي آن اهميت دارد.

behnam5555 02-26-2012 04:47 PM

ده فیلم تأثیرگذار تاریخ سینمای ایران
 
ده فیلم تأثیرگذار تاریخ سینمای ایران

1) حاجی آقا آکتور سینما (اوانس اوگانیانس، 1311):

اوگانیانس در سال 1309 با ساختن فیلم کمدی "آبی و رابی" نام خود را به عنوان پدر سینمای بلند داستانی ایران به ثبت رساند. متأسفانه تنها نسخه ی این فیلم یک سال بعد در یک آتش سوزی نابود شد. اما معدود نوشته های باقی مانده از آن دوره نشان می دهد که آبی و رابی تقلیدی از یک کمدی دانمارکی بوده و ارزش هنری چندانی نداشته است. ولی حاجی آقا آکتور سینما با آبی و رابی فرق می کند. اوگانیانس در این فیلم از شیوه ای استفاده کرد که آن موقع حتی در هالیوود و اروپا هم چندان شناخته شده نبود: فیلم در فیلم. فیلم در عین حال نگاهی به شدت مترقیانه و روشن فکرانه به پدیده ی مهمی مانند سنت و مدرنیته دارد. نگاهی که سنت را در صورت عدم نوآوری و تغییر، نابود شده می داند و حرکت به سمت مدرنیته را امری اجتناب ناپذیر. فیلم، متأسفانه در اکران عمومی شکست وحشتناکی خورد. به طوری که پایان فیلم سازی اوگانیانس جاه طلب و پرشروشور به شمار می رفت. با این وجود امروزه می توان به تماشای فیلم نشست و از این لذت برد که 77 سال قبل، فردی در ایران دست به ساخت فیلمی زده که موضوع اصلی آن، ستایش سینما است. حاجی آقا آکتور سینما اولین فیلم بلند داستانی ایران است که نسخه ی آن در دسترش است و از این رو اهمیت زیادی در بررسی تاریخ سینمای ایران دارد.


2) گنج قارون (سیامک یاسمی، 1346):

سینمای ایران پس از حاجی آقا آکتور سینما، مسیر جالبی را طی نکرد. فیلم های آبکی و ضعیفی که در طول چند سال ساخته شد و عدم حمایت دولت از سینما باعث شد که سینمای ایران بین سال های 1316 تا 1327 به خوابی یک دهه ای فرو رود. در طول این مدت هیچ فیلمی در ایران ساخته نشد تا این که در آن سال، حیات دوباره ی سینمای ما آغاز شد و کم کم سینما در ایران رونق گرفت. ولی اکثر فیلم های ایرانی آن قدر از نظر ساختاری ضعیف بودند که حتی قابل ذکر نیستند. در طول بیست سال اولیه ی دوره ی دوم فیلم سازی در ایران، فیلم هایی با فروش بالا به عنوان پدیده های سینمایی شناخته شدند و بازیگرانی هم به جایگاه ستارگی رسیدند. اما اولین فیلمی که به عنوان یک پدیده ی سیاسی – اجتماعی (و نه فقط سینمایی) شناخته شد، گنج قارون بود و اولین بازیگر سوپراستار سینمای ایران هم محمدعلی فردین بود که با این فیلم، جایگاهی فراموش نشدنی کسب کرد. به طوری که جریان معروف فیلمفارسی را در ایران به راه انداخت. گنج قارون البته امروزه از نظر هنری ارزشی ندارد. داستان فیلم به شدت هندی وار است و دز تصادفات و اتفاقات عجیب و باورنکردنی در این فیلم آن قدر بالا است که خنده دار به نظر می رسد. روابط علی و معلولی در فیلم نامه آن قدر خام پرورانده شده اند که حیرت انگیز است! با این وجود فیلم هنوز هم دلچسب و دلنشین جلوه می کند. دنیایی که فیلم به تصویر می کشد، آن قدر زیبا و فریبنده است که هنوز تماشاگر با مشاهده ی این فیلم احساس آرامش می کند. دنیای علی بی غم، دنیایی است بسیار کوچک که در آن انسان هایی با دل های بسیار بزرگ زندگی می کنند. چه کسی است که نخواهد در چنین دنیایی زندگی کند؟!


3) قیصر (مسعود کیمیایی، 1348):

موج "قارونیسم" خیلی زودتر از آن چه انتظار می رفت به ابتذال کشیده شد. اگر گنج قارون علی رغم ضعف های فراوانش دنیایی زیبا و دل نشین را ارائه می داد، تقلیدهایی که از آن و به قصد فروش بالا صورت گرفت، اکثراً احمقانه و شرم آور بودند و این کار عملاً باعث جدایی قشر نخبه ی جامعه ی ایران از سینمای ایران و کشیده شدن آنان به سمت فیلم های خارجی اکران شده در سینماها شد. در چنین شرایطی نیاز به یک تغییر اساسی و عمده به شدت احساس می شد. در این وضعیت، سال 1348 یک رنسانس در سینمای ما رخ داد. رنسانسی که مقدماتش از زمان ساخت فیلم هایی چون شب قوزی (فرخ غفاری) و خشت و آینه (ابراهیم گلستان) آغاز شده بود. ولی با قیصر و گاو (داریوش مهرجویی) به ثمر نشست. قیصر فراتر از یک تغییر بود. قیصر یک "اتفاق" بود که باعث شد سینمای قبل از انقلاب به دو دوره ی قبل از قیصر و بعد از قیصر تقسیم شود. در دوره ای که "گنج قارون" ها محور بحث خود را تساهل و تسامح در برابر مشکلات زندگی و رعایت اصول جوانمردی قرار داده بودند، مسعود کیمیایی با قیصر برای اولین بار حرف از تغییر زد. از اراده ی خود مردم سخن گفت. نیروی سیاسی و امنیتی حکومت را به سخره گرفت و این گونه قشر نخبه را دوباره به تماشای فیلم های ایرانی کشاند. قیصر فقط در تهران 2میلیون تومان فروخت (یعنی با احتساب قیمت بلیت آن دوره، چیزی حدود یک میلیون نفر از مردم تهران، این فیلم را در سینما دیدند) و با اختلافی نجومی پرفروش ترین فیلن سال شدو آغازگر دوره ای طلایی در سینمای ایران بود که گرچه مثل همیشه تعداد زیادی فیلم مستهجن و ضعیف در این دوره به چشم می خورد، ولی تعدادی از بهترین فیلم های تاریخ سینمای ایران در سال های 49-57 ساخته شدند. فقط کافی است به اسم این فیلم ها دقت نمایید: داش آکل، رضا موتوری، خاک، گوزن ها، سفر سنگ (همگی از مسعود کیمیایی)، آرامش در حضور دیگران (ناصر تقوایی) ،طوقی و سوته دلان (علی حاتمی)، تنگنا و تنگسیر (امیر نادری)، زیر پوست شب، کندو و دشنه (فریدون گله)، فرار از تله (جلال مقدم)، رگبار (بهرام بیضایی)، صبح روز چهارم (کامران شیردل) و...


4) گاو (داریوش مهرجویی، 1348):

در کنار قیصر که آغازگر موج نو سینمای ایران به شمار می رود، نمایش فیلم گاو هم اتفاق مهمی در سینمای ایران تلقی می شد و گام بزرگی در راه تغییر دیدگاه نخبگان نسبت به سینمای فارسی بود. گاو به تعبیری اولین فیلم هنری ایران به شمار می رود و راه را برای بسیاری از فیلم های مشابه هموار کرد. در دوره ای که عمده فیلم های ایرانی از فرط شعارزدگی و آشکاربودن پیام هایشان، تماشاگر را به ستوه می آوردند، گاو زبانی کاملاً استعاری را در پیش گرفته بود، معانی ضمنی زیادی درون خود داشت و موضوع مهم استحاله و از خود بیگانگی را با زبانی نمادین به تماشاگر منتقل می کرد. گاو در ضمن یکی از اولین اقتباس های ادبی مناسب و خوش ساخت در سینمای ایران بود و فرصت را برای کارگردانان دیگر فراهم کرد که چندین فیلم مهم از روی کتب مشهور ادبی ایران و خارج بسازند. (در رأس همه علاوه بر خود مهرجویی، مسعود کیمیایی قرار داشت). گاو در خارج از ایران هم موفق بود و جایزه ای از جشنواره ی بین المللی فیلم برلین دریافت کرد. اما مهم ترین تأثیر فیلم گاو این بود که نسل جدیدی را وارد سینمای ایران کرد. علاوه بر خود مهرجویی که به عنوان یک کارگردان مطرح و تثبیت شده به کار خود ادمه دارد، تعداد زیادی از بازیگران مطرح تئاتر ملی ایران، به وسیله ی این فیلم جای خود را در سینمای ایران باز کردند. از جمله عزت الله انتظامی، علی نصیریان، جعفر والی، جمشید مشایخی و پرویز فنی زاده. همه ی این ابعاد را که در نظر بگیریم، متوجه می شویم گاو چه فیلم مهم و ارزشمندی در تاریخ سینمای ایران به شمار می رود.


5) برزخی ها (ایرج قادری، 1359):

پس از پيروزي انقلاب، وضعيت ستاره هاي سينماي قبل از انقلاب در هاله اي از ابهام قرار داشت. تكليف ستارگان زن كه البته مشخص بود. از ميان ستاره هاي مرد هم بهروز وثوقي قبل از انقلاب به آمريكا مهاجرت كرد و تقريباً بقيه ي سوپراستارها همه در ايران ماندند. برزخي ها اولين فيلم ايرج قادري پس از انقلاب بود. فهرست بازيگران اين فيلم قابل تأمل است: محمدعلي فردين، ناصر ملك مطيعي، سعيد راد، محمدعلي كشاورز و خود ايرج قادري. برزخي ها اگرچه با نگاهي به وقايع انقلاب ساخته شده بود، ولي در واقع اكشني از جنس فيلمفارسي هاي قبل از انقلاب بود. ولي اهميت امروزي اين فيلم بدين دليل است كه نقطه پاياني محسوب مي شد بر فعاليت تعدادي از هنرپيشگان اين فيلم. برزخي ها در آن دوره و با قيمت بليت آن زمان، روزانه نزديك به 1 ميليون تومان مي فروخت. ولي اعتراض شديد تعدادي از تندروهاي آن دوره به نمايش فيلمي از سينماگران "طاغوتي" در سينماهاي كشور، باعث شد تا اين فيلم زودتر از موعد مقرر از اكران برداشته شود. پس از اين فيلم بود كه ديگر فيلمي از محمدعلي فردين و ناصر ملك مطيعي اكران نشد و ايرج قادري هم تا مدت ها ممنوع الكار بود و اين گونه عملاً دوره ي ستاره سالاري قبل از انقلاب به پايان رسيد و دوره اي در سينماي ايران شروع شد كه تا ابتداي دهه هفتاد به طول انجاميد و مؤلفه ي اصلي آن هم ستاره ستيزي بود.


6) هامون (داریوش مهرجویی، 1368):

مهرجویی که بعد از انقلاب، چند سالی را در خارج از کشور سپری کرده بود، در اواسط دهه ی 60 به ایران برگشت و از میان تمام طرح هایش، اجاره نشین ها را ساخت که غوغایی به پا کرد. اجاره نشین ها در تهران پرفروش ترین فیلم سال شد و منتقدین هم از آن استقبال خوبی به عمل آوردند. پس از این فیلم و تجربه ی ناموفق شیرک، در انتهای دهه ی 60 مهرجویی با ساخت فیلم هامون، اوجی را نه تنها برای خودش که برای سینمای ایران رقم زد. در دوره ی دشوار پس از جنگ، هامون به طرز غریبی تصویرگر نسل جوان آن روز بود. نسلی سرگشته و آشفته که به هیچ جا نرسیده و هر چه بیشتر تلاش می کند، بیشتر فرو می رود. نسلی که عشق روشنفکری باعث می شود کارهای عجیبی انجام دهد و شک و بدبینی مؤلفه های اصلی زندگیشان را تشکیل می دهد. هامون در جشنواره ی فیلم فجر سال 1368 بسیار مورد استقبال قرار گرفت و 5 سیمرغ بلورین را از آن خود کرد. در اکران سال 69 هم هامون رتبه ی چهارم فروش را کسب کرد. با این وجود، اهمیت هامون بیش از این است. هامون با گذشت زمان به اولین فیلم کالت سینمای بعد از انقلاب مبدل شد. (توجه کنید در طول این 80 سال حیات سینمای ایران، تعداد فیلم های کالت واقعی مان از انگشتان یک يا نهايتاً دو دست فراتر نمی رود). تکیه کلام های شخصیت اصلی فیلم، سر زبان ها افتاد و هامون، تصویر نسلی شد که در آن دوره به دنبال بیان حرف هایش بود و تجلی این حرف ها را در هامون می دید. هامون هنوز هم عجیب با روح زمانه ی ما انطباق دارد و حتی نسل جوان امروز هم می تواند بازتاب رفتارهای خود را در این شخصیت ببیند. هیچ چیز عوض نشده است!


7) عروس (بهروز افخمی، 1370):

سينماي ايران در دهه 60 دوره ي دشواري را پشت سر گذاشت. دوره اي كه از يك طرف با جنگ همراه بود و بنابراين بيش از هر زماني دغدغه ي انتقال پيام ها و تعهدهاي اجتماعي از طريق فيلم هاي سينمايي احساس مي شد و از طرف ديگر با سخت گيري هاي گاه وحشتناك مسئولين و متوليان وقت همراه بود و دست كارگردانان را براي بسياري از كارها مي بست. به عنوان مثال كافيست به فيلم گل هاي داوودي (رسول صدرعاملي، 1363) اشاره كنيم كه يكي از اولين رمانس هاي بعد از انقلاب بود و براي اين كه مجوز ساخت بگيرد، داستان عشقي اش را بين دو جوان "كور" روايت كرد تا خداي نكرده انحرافي پيش نيايد! البته مثل هر سيستم مشكل دار و بي منطقي، تناقضات خيلي زود از دل اين سيستم ظهور كردند و سوپراستارهايي مثل فرامرز قريبيان، بيژن امكانيان و سپس خسرو شكيبايي در دل مردم جايگاه ويژه اي يافتند. در اين ميان، عروس حكايتي ديگر داشت و براي اولين بار از مسائلي حرف زد و تصاويري را نشان داد كه در سينماي آن دوره همچون تابو به شمار مي رفت. تصوير آرايش كرده ي نيكي كريمي روي پرده شور و شوقي عظيم برانگيخت و او و ابوالفضل پورعرب به سوپراستارهاي جوان و خوش چهره ي سينما تبديل شدند. عروس شايد براي اولين بار در سينماي بعد از انقلاب از عشق زميني به مفهوم واقعي آن (و نه بين دو جوان كور) سخن گفت و بسياري از تابوها را شكست، حرف هاي جديدي زد و در عين حال به هيچ كسي هم توهين نكرد. در تأييد جريان ساز بودن فيلم عروس همين بس كه پس از اين فيلم سيستم ستاره سازي دوباره به راه افتاد و سينما مجدداً در اختيار جوانان واقعي قرار گرفت.


8) آژانس شیشه ای (ابراهیم حاتمی کیا، 1377):

پس از شروع جنگ 8 ساله ی ایران و عراق، ژانر جنگی جای خود را در سینمای ایران باز کرد. تا قبل از پایان جنگ، طبیعتاً فیلم های جنگی با هدف تقویت روحیه ی ایرانی های درگیر جنگ تهیه می شدند و از لحاظ هنری حرفی برای گفتن نداشتند. ولی متأسفانه آن جریان بعد از جنگ هم ادامه پیدا کرد و فیلم هایی با مضمون جنگ تحمیلی ساخته می شدند که کیفیت بسیار نازلی داشتند. در این میان ظهور کارگردانان جوانی چون ابراهیم حاتمی کیا نوید روزهای بهتری را برای سینمای جنگ می داد و حاتمی کیا این امید را ناامید نکرد. در این میان آژانس شیشه ای، نه تنها نقطه ی اوج حاتمی کیا، که یکی از مهم ترین فیلم های تاریخ سینمای ایران بود. آژانس شیشه ای به نوعی مانیفست نسل جنگ بود و بعد از آن همه تصاویر رؤیایی و اغراق شده، بالاخره تصویری رئال و حقیقی از جنگندگان را روی پرده تصویر می کرد. تصویر آدم هایی که بین تعهد به خود و تعهد به جامعه درماندند و سرانجام با تصمیم گیری هایشان تعهد به خود را ترجیح دادند. حتی اگر از سوی جامعه طرد شوند. حتی اگر در ظاهر این کارشان در خلاف جهت کاری باشد که دو دهه قبل در زمان جنگ انجام دادند. در واقع آن چه حاتمی کیا نشان داد، این بود که حتی تصمیم آن موقع رزمندگان برای اعزام به جبهه، در واقع یک جور پاسخ به تعهدی بود که نسبت به خود احساس می کردند. الآن هم وضع فرقی نکرده است. آن ها همان آدم ها هستند. ولی جامعه عوض شده است.


9) طعم گیلاس (عباس کیارستمی، 1377):

عباس كيارستمي بي شك يكي از متفاوت ترين ترين و البته از معدود كارگردانان مؤلف ايران است. روند فيلم سازي او در اواخر دهه 60 و اوائل دهه هفتاد به اوج رسيده بود و فيلم هاي پياپي او، از كلوزآپ و مشق شب گرفته تا خانه ي دوست كجاست و زندگي و ديگر هيچ و زير درختان زيتون، همگي با استقبال پرشور منتقدان ايراني و جشنواره هاي خارجي مواجه مي شدند. اما او همواره فيلم سازي آوانگارد بوده و دست به تجربه هاي فرمي شگفت انگيزي زده است. در اين ميان طعم گيلاس شايد متعادل ترين (و نه لزوماً بهترين) فيلم او به شمار برود. اما بحث اصلي اين نيست. طعم گيلاس فيلمي است كه بزرگ ترين و معتبرترين جايزه ي تاريخ سينماي ايران را به دست آورد: نخل طلاي جشنواره ي كن. اتفاقي كه البته متأسفانه در رسانه هاي ايراني بازتابي درخور و شايسته نداشت، اما موج حيرت انگيزي از فيلم هايي را به راه انداخت كه به مرور زمان به "فيلم هاي جشنواره اي" مشهور شدند. فيلم هايي كه اكثراً مسيري ثابت و قابل پيش بيني را طي مي كردند و تا مدتي مورد توجه جشنواره ها هم واقع شدند. اين مسير البته به زودي از مسير اصلي خود منحرف شد، به طوري كه مدتي است شاهد كم توجهي جشنواره هاي معتبر به اين دسته از فيلم ها و گرايش آن ها به سبكي متفاوت از فيلم هاي ايراني هستيم. خود كيارستمي هم دست به تجربه هاي جديدي زد كه با واكنش هاي متفاوتي رو به رو شدند. ولي نام او با فيلم طعم گيلاس همواره در بررسي تاريخ سينماي ايران مي درخشد.



10) عینک دودی (محمدحسین لطیفی، 1379):

عینک دودی از لحاظ جریان ساز بودن، یکی از مهم ترین فیلم های ایرانی دو دهه اخیر به شمار می رود. گرچه امروزه ممکن است کمتر نامی از این فیلم شنیده شود، اما واقعیت این است که آغازگر جریان کمدی سازی ایرانی که امروز سینمای ما را در بر گرفته است، همین فیلم بود. عینک دودی البته در قیاس با بسیاری از کمدی های سخیف امروزی، فیلم آبرومندی به شمار می رود. داستان معمولی اختلافات زن و شوهری و مشکلات آن ها، در این فیلم با ضرباهنگ مناسبی روایت می شود و فیلم در مواقع مناسب خنده های خوبی هم از تماشاگر می گیرد و پایان بندی مناسبی نیز دارد. در ضمن داستان همیشگی درگیری های زن و مرد، جذابیت زیادی برای کسانی دارد که دارای تعصبات جنسی هستند! همه ی این ها از عوامل فروش بالای عینک دودی بودند. در دوره ای که ایران، ملتهب ترین شرایط سیاسی سی سال اخیر (غیر از ماجرای پس از انتخابات سال گذشته البته!) را سپری می کرد و به تبع آن سینما هم بیش از هر دوره ی دیگری حالت سیاسی و اجتماعی به خود گرفته بود و فیلم هایی چون دو زن، شوکران، آژانس شیشه ای و زیر پوست شهر در جمع پرفروش ترین ها قرار داشتند، عینک دودی در آن میان مثل مهمان ناخوانده بود. ولی فروش بالایش باعث شد تا نگاه تهیه کنندگان به این ژانر هم جلب شود و سرانجام شد آن چه شد!


در انتها بايد گفت آن چه واضح به نظر مي رسد، توجه به اين نكته است كه اين فيلم ها قرار نيست تنها فيلم هاي تأثيرگذار سينماي ايران باشند. در تاريخ سينماي ايران فيلم هاي زيادي داشته ايم كه از جنبه هاي مختلف بر حيات اين سينما تأثير گذاشته اند. شايد آخرين نمونه اش درباره ي الي باشد كه مي تواند باني تغييرات وسيعي در سينماي ايران باشد. به هر حال تمام اين مطالب اثبات مي كند كه سينما هنوز هم زنده است و علي رغم پيچ و خم هاي زياد به حيات خود ادامه خواهد داد.

م : نیشتمان


behnam5555 02-27-2012 04:49 PM

يا نان به اندازه در، ده يا در به اندازه نان كن
 
حکایت :

يا نان به اندازه در، ده يا در به اندازه نان كن
فقيرى نيازمند به در خانه ثروتمندى رفت، خانه او را همچون كاخ سر به فلك كشيده با دروازه بلند ديد، با خود گفت: صاحب اين كاخ به ما مال بسيار خواهد داد.

فقير فرياد زد: «صاحب خير، از خير محروم نباشد. سائل نيازمندى كنار در خانه مى‏باشد كه فقر بر او چيره شده است.» صاحب آن كاخ، كنيزى داشت به نام «شيرين»، به او گفت: به «شِكر» بگو كه او به «مرجان» بگويد و مرجان به «خوش قدم» بگويد كه او به فقير بگويد: «نان در منزل نيست.»

فقير كه اين همه تشريفات را به خاطر نيمه نانى از صاحب كاخ مشاهده كرد، گفت: «اى خدا! به اسرافيل بگو تا به ميكائيل بگويد و ميكائيل به جبرئيل و او به عزرائيل بگويد كه جان اين بخيل را بگيرد!»

صاحب كاخ وقتى اين گفتار فقير را شنيد، از ترس مرگ لرزه بر اندام شد، نصف نانى بيرون آورد و به فقير داد. فقير نان را در گوشه‏اى نهاد و با عصاى خود شروع به تخريب دروازه بزرگ كاخ كرد. صاحب منزل گفت: اى فقير! مگر ديوانه شده‏اى؟ فقير پاسخ داد: ديوانه نيستم، يا نان به اندازه در، ده يا در به اندازه نان كن تا ناهماهنگ نباشند.


behnam5555 02-27-2012 04:51 PM


عبادت سه نفرى

عنيف كندى گويد: در زمان جاهليت بقصد خريد لباس و عطريات براى خانواده ام به مكه رفته به عباس بن عبدالمطلب كه مرد تاجر بود وارد شدم ، روزى در مسجدالحرام نشسته بود و به كعبه نگاه ميكرديم ، آفتاب در وسط آسمان نمود روى به كعبه ايستاد، پسرى آمد و در طرف راست جوان ايستاد بعد بانوئى آمد و در پشت سر آنها ايستاد جوان به ركوع رفت آن دو نيز به ركوع رفتند، جوان سر از ركوع برداشت آن دو نيز سر برداشتند، جوان به سجده رفت آن دو نيز به سجده رفتند.
به عباس گفتم : اين كار بزرگى است ، عباس گفت : بلى كار بزرگى است ، ميدانى اين جوان كيست ؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است ، و آن پسر على فرزند برادرم ابوطالب است ، و آن بانو خديجه دختر خويلد همسر محمد است ، برادرزاده ام ميگويد: پروردگار آسمانها و زمين است كه او را به اين دين ماءمور نموده است ، بخدا سوگند در روى زمين اين دين بجز از اين سه نفر پيرو ندارند.
مدرك :
1 - اسد الغابه تاءليف عزالدين على بن ابى الكرم شيبانى معروف به ابن اثير متوفاى سال 630 ج 3 ص 414.
2 - استيعاب تاءليف ابو عمر يوسف بن عبدالله بن عبدالبر متوفاى سال 462 هجرى در شاطبه اندلس ج 3 ص 163.
عنيف كندب برادر اشعث بن قيس بود از وى انحرافى ديده نشد بلكه بر حسب روايتى برادرش اشعق را بخاطر شركت در قتل على عليه السلام توبيخ ميكرد.
عباس بن عبدالمطلب عموى رسول اكرم دو سال و يا سه سال از آن حضرت بزرگ بود، پيش از هجرت نبوى به آن حضرت ايمان آورده بود در مكه اقامت نموده اخبار مكه را به آن بزرگوار مى نوشت قبل از فتح مكه به آن حضرت پيوست ، پس از پيامبر اكرم زنده بود، در آخر عمر نابينا شد، بالاخره بسال 32 هجرى در مدينه از دنيا رفت و در بقيع بخاك سپرده شد.
خديجه دختر خويلد بانوى معظمه مكه همسر رسول اكرم ، حضرت در بيست و پنج سالگى با او كه چهل ساله بود ازدواج نمود، تمامى فرزندان آن حضرت جز ابراهيم از آن بانو بود، وى اولين بانوئى بود كه به آن بزروگوار ايمان آورد، طبق روايات متعدد از بهترين بانوان بهشت است ، پس از 65 سال عمر بنابر مشهور در ماه رمضان سه سال پيش از هجرت از دنيا رفت و در حجون دفن شد.


behnam5555 02-27-2012 07:02 PM

شغل شخصیتهای مهم دنیادرابتدا
 

شغل شخصیتهای مهم دنیادرابتدا

آدولف هیتلر........................دیکتاتور لمان................نقاش پوستر

آلبرت انیشتن.......................فیزیکدان......... ........منشی اداره ثبت
الویس پریسلی.....................خواننده............. ............................راننده کامیون
امیرکبیر............................صدراعظم ناصرالدین شاه..................آشپز
او هنری............................نویسنده.......... ..............................گاوچران
جرالدفورد .........................رئیس جمهور آمریکا........................مانکن لباس مردانه
جوزپه گاریبالدی..................انقلابی ایتالیایی..............................ملوان
جیمی کارتر.......................رئیس جمهور آمریکا.........................بادام کار
رونالد ریگان.....................رئیس جمهور آمریکا........................هنرپیشه سینما
شون کانری...................... هنرپیشه سینما...................بنا و راننده کامیون
کلارک گیبل.......................هنرپیشه سینما........................چوب بر
ویلیام فالکنر........................نویسنده.......... .......................نقاش ساختمان
گاندی...............................رهبر فقید هند........................وکیل دادگستری
جرج واشنگتن....................اولین رئیس جمهور آمریکا..................کشاورز
نادرشاه افشار.....................موسس سلسله افشاریه....................پوستین دوز
یعقوب لیث......سرسلسله صفاریان................رویگرامیر اسماعیل سامانی............سرسلسله امرای سامانی....................ساربان
آلپتکین.........................سرسلسله غزنویان...........................غلام زر خرید
فرخی سیستانی...................شاعر مشهور ایران.........................کارگر کشاورز
حضرت محمد(ص).............پیامبر بزرگ اسلام.......................شبانی/ تجارت
حضرت عیسی (ع).............پیامبر بزرگ مسیحیت......................نجار
حضرت موسی (ع).............پیامبر بزرگوار یهود........................چوپان
پاندیت نهرو......................نخست وزیر هند..............................وکیل دادگستری
موسولینی.........................دیکتاتور ایتالیا................................روزنامه نویس
ساموئل مورس...................مخترع آمریکایی.............................نقاش
جک لندن...........................نویسنده آمریکایی............................کارگر کشتی

آلبر کامو..........................نویسنده فرانسوی............................معلم
ریچارد نیکسون.................رئیس جمهور آمریکا.........................وکیل دادگستری
آبراهام لینکلن....................رئیس جمهور آمریکا.........................هیزم شکن
گی دو موپاسان..................نویسنده آلمانی..............................کارمند دریا داری
چارلز دیکنز.....................نویسنده انگلیسی..............................منشی
آناتول فرانس....................نویسنده فرانسوی............................کتابفروش
مولیر..............................نویسنده بزرگ فرانسوی..................هنرپیشه
هربرت جرج ولز ..............نویسنده بزرگ انگلیسی....................شاگرد بزاز
ارنست همینگوی...............نویسنده بزرگ آمریکایی...................خبرنگار
ویلیام شکسپیر...................نویسنده بزرگ انگلیسی...................هنرپیشه سیار
فیدل کاسترو.....................رئیس جمهور کوبا..........................دانشجوی حقوق
کاردینال ریشیلو................صدر اعظم معروف فرانسه.............. کشیش
ناپلئون بناپارت.................امپراطور فرانسه............................افسر توپخانه
کریم خان زند..................موسس سلسله زندیه......تیر انداز سپاه نادر شاه
میرزا تقی خان امیر کبیر.....صدر اعظم ناصرالدین شاه..............منشی
ژاندارک..........................شخصیت نیمه مذهبی و قهرمان فرانسوی.................چوپان
هانری فورد.....................کارخانه دار آمریکایی......................ساعت ساز
توماس ادیسون..................مخترع بزرگ آمریکایی....................تلگرافچی
آلفرد نوبل....................... بنیانگذار جایزه نوبل...................... کارگر کارخانه
والت دیزنی.....................مخترع سینمای انیمشن...................پادوی مغازه
میکلانژ.......................نقاش مجسمه ساز ایتالیایی.................سنگ تراش


behnam5555 03-01-2012 07:30 PM

زبان کردی
 
زبان کردی

الفبا چیست؟

مجموعه ای از نمادها یا نویسه ها (کاراکترها) که برای نمایش اصوات یک زبان به کار می روند. برای مثال هر کدام از علامت های " الف ، ڤ ، A ، φ " یک نویسه هستند که برای نشان دادن آوایی در یک زبان تعریف شده اند . به عبارت دیگر الفبا سیستمی برای نمایش اصوات یک زبان توسط یک مجموعه از نمادهای قابل فهم و متمایز است . هر نویسه در یک الفبا معمولا نمایشگر یک حرف صدادار ، و یا یک حرف بی صدا می باشد.

الفبای لاتین چیست؟

این الفبا که الفبای رومی نیز خوانده می شود، رایجترین سیستم الفبا در جهان است. این الفبا استاندارد نوشتن به زبان انگلیسی و اغلب دیگر زبانهای اروپایی نیز می‌باشد. این الفبا شکل توسعه داده شده‌ای از الفبای اتروسکان (الفبای وابسته به سرزمین اتروریا از نواحی قدیم ایتالیا) در سده ششصد قبل از میلاد می‌باشد. ریشه‌های الفبای لاتینی را می‌توان در الفبای اتروسکان، یونانی، و دستنوشته های فنیقی تا الفبای سامی شمالی كه در خاورمیانه در سده یک هزار و صد قبل ازمیلاد استفاده می‌شده، جستجو كرد.

الفبای سامی چیست؟

اولین سیستم الفبای کاملا پیشرفته می باشد . این سیستم حداقل به سده یازدهم قبل از میلاد در سوریه برمی‌گردد و احتمالا، مستقیم و یا غیر مستقیم، ریشه تمام متون الفبایی بعدی می‌باشد الفبای سامی شمالی باعث ترقی الفباهای آرامی و فنیقی گردیده است. این الفباها بنوبه خود موجبات پیشرفت الفباهای هندی، سامی، و اروپایی را فراهم آورده‌اند.،الفبای سامی شمالی بیست و دو حرف داشته و همچنین از راست به چپ نوشته می‌شد‌ه‌اند که این خود از مشخصه‌های اغلب الفباهای سامی بعدی می‌باشد (به طور مثال، عبری و عربی).

زبان کُردی چیست؟

زبان کُردی بخشی از خانواده زبانهای هند و اروپائی است.این زبان با گويشهای متعدد خود عضو شاخه شمال شرقی اين خانواده در قسمت زبانهای هند و ایرانی و یکی از زبان‌های شاخه شمال غربی زبان‌های ایرانی ( اوستایی – کُردی – فارسی – بلوچی – تاجیکی- پشتو) است که در بخش‌هایی از خاورمیانه‌ که‌ به آن سرزمین کُردستان گفته‌ می‌شود به آن گفتگو می‌شود و با زبان فارسي قرابت نزديکي دارد.

پروفسور ن. مکنزی نوشته است : که در نظر اول می‎توان انتظار داشت که منظور از زبان مادی زبان کُردی است .

همچنین ولادیمیر مینورسکی معتبرترین زبانشناس زبان کُردی این نظر را تایید میکند:

«اگر کُردها از نوادگان مادها نباشند، پس برسر ملتی چنین کهن و مقتدر چه آمده‌است و این همه قبیله و تیرهٔ مختلف کُرد که به یک زبان ایرانی و جدای از زبان دیگر ایرانیان تکلم می‌کنند؛ از کجا آمده‌اند؟»

بدون ترديد اشعار بابا طاهر در گويش کُردی جنوبی " لَکی" در قرن يازده ميلادی و نوشته های آیين يارسان در گويش اورامانی و گورانی در قرن سيزده هم ميلادی ، بخشی از کهن ترين آثار ادبی کُردستان هستند.

از نظر جغرافیایی سرزمین کُردستان به قسمت‌هایی از ایران، ترکیه‌، عراق و سوریه گفته می‌شود. اما جمعیتهای پراکنده کُرد نیز در جمهوری آذربایجان ، روسیه ، ارمنستان، شمال خراسان و در مناطقی از استان گیلان (یعنی لوشان و چمخاله لنگرود) یافت می‌شوند.

الفبای کردی چیست ؟
نزدیک به (٤٢٪)کُردها در کُردستان ترکیه ( شمال سرزمین کُردستان ) از الفبای لاتین(در گذشته زبان کُردی تنها با الفبای سامی نوشته می‌شد؛ اما از جنگ جهانی اول به بعد از نویسه لاتین استفاده می شود) و بقیه کُردها به ترتیب (٣٨٪) در کُردستان ایران ( شرق سرزمین کُردستان) و (١٨٪) در کزدستان عراق ( جنوب سرزمین کُردستان) و (٢٪) در کُردستان سوریه ( غرب سرزمین کُردستان) در مجموع (٥٨٪) از الفبای عربی ( سامی) استفاده می کنند . علاوه بر این تعداد ،کُردهای روسیه از الفبای سیریلیک استفاده می کنند .

منبع: فیرگه ی زمانی کوردی

raamis 03-01-2012 08:52 PM

بهنام عزیز دست گلت درد نکنه کارت عالیه ممنون

behnam5555 03-03-2012 07:13 PM

نگاهی کوتاه به تاریخ کرد
 

نگاهی کوتاه به تاریخ کرد

قبل از اینکه در باره منشاء نژاد اکراد صحبت شود بهتر خواهد بود بدانیم چرا این طایفه را کرد مینامند ؟ و لفظ کرد از کجاست ؟
کتابهای تاریخی جدید و نژاد شناسی قدیم و جدید نظیر نوشته های تورودان ژن Thureau.Gin درایورdriver و پروفسور مینورسکی و همچنین گزنفون سردار و معرف معروف یونانی و استرابون و سرمارک سایس و نیز کتیبه های آشوری از فلاتی بنام Kardaka وطوایفی بنام کورتی Kortti که ساکن آنند صحبت میکنند و تا با مروز که آنرا دنبال مینمایند آن سرزمین حوضه بالای دجله و فرات و ناحیه کوه “جودی”و میان موش و دیاربکر و سرچشمه های زاب کبیر و ضغیر و کوههای زاگروس و مردم آن را “کردان”امروزی میدانند و این مطلب تقریبا “مسلم شده که از چنین هزار سال باین طرف هیچگونه تغییر و تبدیلی در ساکنان آن سرزمین صورت نگرفته است . با این حساب گوتی ها ،کورتی ها و قردوها و بقولی که منسوب به یونانی ها است کردوئن ها بگفته ارامنه کردوخ ها هم یکی بوده و همان اکراد امروزی میباشند.

نظامی شاعر بلند آوازه ایران میفرماید:
گر شد پدرم به نسبت جد یوسف پســـر زکی محمد
گر مادر من رئیسه كـــرد مادر صفتانه پیش من مرد

و این نظریه را دانشمند ان متبحر یچون همارتون (HOMARTON) و نولدکه (NOLDKE) و وایسباخ (WAISSBACK) تایید نموده و میگویند قوم کورتی که مورخان یونان قدیم در جزء طوایف ماد و پارس نام برده اند همین کرد فعلی است.نوشته های اردشیر بابکان سر سلسله ساسانیان و سایر مورخین عرب و ایرانی را دلیل این ادعا بیان میکنند.

راسیک و دراور مستشرقین معروف این منظور را چنین بیان میکنند (در طول تاریخ تا آنجا که بیش از سه هزار سال به عقب برمیگردد. در هر جا به نامهای گوتی یا کورتی ، خالدی الکردی ،کاردا ، کار توخی، سیرتی غوردیای ، غوردوئه تی ، کارتاوایه ، کارداک ،……. برمیخوریم باید بدانیم همه آنها اجداد کردهای امروزی را تشکیل می داده اند و همین نام را به سرزمین خود که عبارت ازهمان مناطق فوق الذکر باشد داده اند

).ا.م دیاکو نوف در کتاب تاریخ ماد مینویسد: واژه کوتی فقط در هزاره سوم و دوم قبل از میلاد معنی و مفهوم داشته است و بیک گروه معینی اطلاق میشده که در مشرق و شمال غربی لولوبیان (سراسراراضی که از دریاچه اورمیه تا بخشهای علیای رود یاله ممتد بود ، گفته میشد که همان ناحیه شهرهای کنونی میاندواب و بانه و سلیمانیه و ذهاب و سنندج است) و در خاک آذربایجان کنونی و کردستان زندگی میکردند و در هزاره اول قبل از میلاد همه “اورارتوئیان” و مردم “ماننا” و”ماد” را”کوتی”مینامیدند و فقط گاهی در کتیبه های نظیر کتیبه “سارگوم دوم” مادهای ایرانی زبان از “کوتیان”مشخص و ممتاز گشته اند.

عده ای دربعضی ازکتابها به استنادقرآن کریم درموردطوفان نوح وبساحل رسیدن کشتی حضرت نوح درکنارکوه “جودی” می نویسندهمان زمان اقوامی که دراطراف همین کوه زندگی می کرده اند،گوتی نام داشته اند و نام خود راهم بدان داده بوده اند که امروز با تغییر لفظ گوتی،جودی شده است.
“ابن قتیبه”درکتاب “عیون الاخبار”مینویسد:اولین آبادی که ÷س ازطوفان نوح ساخته شده”بقردی”بودکه نامش درسوق الثمانین است ووجه تسمیه آن چنین است”نوح چون ازکشتی بیرون آمدآنجارابنانهادوبرای هریک از مردانی که باوی به کشتی پناه برده بودند خانه ای ساخت وچون هشتادنفربودندآنجارا”سوق الثمانین”خواندند.
نظریه دیگردراینباره متعلق به فون لوشان است”می گویددر2500 سال قبل ازمیلاد آریائیها به ایران آمده اندو قسمتی ازآنها به فارس رفته ودسته دیگربه کوههای زاگروس رفته وطایفه طایفه شده بنامهای لولو،گوتی، کوسی،مانائی ،کاردوس،خالدی،کاردو وماد معروف شده اند.

باتوضیحات فوق ومدارک وآثارموجود و کشف شده میشود بااطمینان گفت که برای تاریخ کرد و سابقه آن میتوان تاچند هزارسال پیش ازمیلاد به عقب برگشت که بقول دکتر”سپایرز”این رقم تاشش هزارسال قبل ازمیلادبه عقب برمی گردد

و تابه آنجا میرسد که نخستین دوره به سال 3600قبل از میلادختم می شود که سلطنت “نارامسین” پسر”سارگون اول” پادشاه ” اکد ” بدست “گوتی”ها یا اکراد”آراراتی”منقرض گردید و سلاطین کردبیش از دوقرن برسرزمین “سومر،اکد وعیلام”هم جزومتصرفات سلطنت “گوتی” یا اکراد قرارگرفت با توجه به یک چنین ماخذی است که نتیجه گیری این امرکه سابقه وجود سلطنت وحکومت دراکراد حکمرانی آنان(اکراد)درسرزمینهای جغرافیایی خودشان مربوط به خیلی پیش ازاین تاریخ است،کاملا منطقی وعلمی می نماید.

چنانکه ماازپادشاهی بنام “سیراب” خبرداریم که پادشاه شاخه ای ازاکراد “لولوم ها”بود که خیلی پیش ازتاریخ قتح سومر”سومرواکد”بوده و نوشته های مختلفی هم که به آن اشاره کرده انداین نظریه را تائید میکنند، که البته ناقض نظریاتی نظیر اینکه میگویند :قدیمترین اثری که نام “کرد” بمیان آمده کتیبه “وارادنز”مربوط به 2272قبل ازمیلاد است، نمی شود بلکه مکمل و یاتصحیح کننده آنها میتوانند باشند.چنانکه باتوجه به اشاره “تورودانژن”Thuresll-Dangin که موردتائیدباستان شناسان و محققین این رشته است مطلب بیشترموردقبول قرار میگیرد.

دکترسپانیررسابقه این امر راتا شش هزارسال قبل ازمیلاد درکوههای زاگروس تشخیص داده میگوید”تاریخ ملتی کهن ترازکرد دراین سرزمین نشان نمی دهد”.

behnam5555 03-06-2012 01:00 PM

دوبله «محمد رسول الله»
 
دوبله «محمد رسول الله»

طبق قانوني نانوشته ، دوبله فيلم هاي تاريخي در تاريخچه دوبلاژمان اغلب چشمگير از آب درآمده است.
از نمونه هاي مشهور اين مقوله مي توان به دوبله فيلم هاي بن هور، اسپارتاکوس ، کتاب آفرينش ، هملت ، لورنس عربستان ، عمرمختار، ده فرمان ، شجاع دل و... اشاره کرد. استدلال مديران دوبلاژ و حتي دوبلورها درباره دوبله فاخر آثار تاريخي در اين است که نوع فضاي اثر و نحوه ديالوگ گويي شخصيت ها اين امکان را به گوينده مي دهد تا با قدرت و انرژي بيشتري کارش را ارائه کند. با تمام احترام و علاقه نسبت به دوبله آثار ذکر شده ، دوبله فيلم محمد رسول الله را چيز ديگري مي دانم ، بدين معني که تمام عناصر يک دوبله فاخر را داراست که دربرگيرنده ترجمه ، نحوه ديالوگ نويسي ، انتخاب گويندگان و صدابرداري مطلوب مي شود.
سواي کارگرداني سنجيده مصطفي عقاد، نحوه بي نظير روايت پردازي گروه فيلمنامه نويس ، تصاوير چشم نواز جک هيلارد در مقام مدير فيلمبرداري ، نقش آفريني به يادماندني هنرپيشگاني چون آنتوني کويين ، ايرنه پاپاس ، مايکل انصارا و ديگر بازيگران و از همه شاخص تر موسيقي جاودانه موريس ژار (که به شخصه اعتقاد دارم ، هنگام تنظيم ارکستراسيون اين فيلم به يک منبع لايزال الهي وصل بوده)، منوچهر اسماعيلي به عنوان مدير دوبلاژ محمد رسول الله سهم بسزايي در ماندگاري اين اثر نزد مخاطب ايراني داشته است.
اين فيلم را بايد شريف ترين اثر درباره به تصوير کشيدن زندگي يکي از پيامبران الهي در تاريخ سينما دانست و به همين موازات درباره دوبله اش همين نکات لحاظ شده است.
منوچهر اسماعيلي اين فيلم را در سال 1358 ، در استوديو فيلمکار و با جمعي از بهترين هاي اين حرفه دوبله کرد. نسخه با کيفيت سينمايي به انضمام نسخه صدا و موسيقي ، همراه متن هاي ديالوگ به طور جداگانه ، به شاهکاري انجاميد که هنوز پس از گذر سال ها و پخش هاي مکرر آن از شبکه هاي تلويزيوني ، شاهد هيچ گونه افت صدايي و تصويري از محمد رسول الله نبوده ايم.
به عقيده بسياري از دوستداران دوبله ، منوچهر اسماعيلي نابغه اي در اين عرصه است.
وي هوش بالايي در زمينه بزرگترين دستاورد دوبلاژ يعني شخصيت پردازي صدايي دارد و حالا فکرش را بکنيد که اين فرد در مقام مديريت دوبلاژ فيلمي قرار بگيرد و آن وقت ، شيوه و روش هاي نقش گويي را ميان ساير دوبلورها نيز تسري دهد. اسماعيلي در محمد رسول الله عهده دار نقش گويي به جاي شخصيت حمزه ع (با بازي درخشان آنتويي کويين) است که قبلا تجربه درخشان نقش گويي به جاي وي در فيلم جاده را هم داشته ، اما اجراي صدايش در نقش حمزه بقدري ماندگار است که تصوير کويين را با صداي اسماعيلي ، تنها مي توان در ذهن تداعي کرد.
به ياد آوريد در دقيقه بيست و پنجم فيلم که حمزه با آن ابهت و سوار بر اسب به جمع مسلمانان آزارديده از سوي مشترکان مي پيوندد و در مواجهه با رهبرشان (ابولهب) مي گويد: «خيلي شجاعي!» لحن بيان اسماعيلي در اين جمله ، پهلواني و به تعبيري رجزخواني است. يا در سکانس جنگ بدر وقتي 3 نفر از سپاه اسلام رودرروي سپاه مشرکان قرار مي گيرند، اسماعيلي با لحني تمسخرآميز به نمايندگان آن سپاه مي گويد: ما لايق شما هستيم.
وي کلمه هستيم را طوري ادا مي کند که لايه اي از طعنه نيز در آن وجود دارد و لحظاتي بعد، هنگامي که علي ع را خطاب مي کند طوري باصلابت است که زيبنده اين نام قرار مي گيرد. همه اين موارد گوياي بي همتايي منوچهر اسماعيلي در نحوه نقش گويي اش است.
مابقي گويندگان نيز فوق العاده جذاب و همطراز يکديگر نقش ها را گفته اند. نصرالله مدقالچي در کارنامه اش ، کارهاي ماندگار زيادي دارد؛ اما صدايش به جاي ابوسفيان آنقدر فوق العاده است که جاي هيچ گونه ايرادي نگذاشته ، وي عناصر ذکاوت ، سياست و رياست اين پرسوناژ را در صدايش به کار گرفته و تاثيرگذارترين ديالوگ هاي فيلم را از زبان وي مي شنويم: «من آتش را ديدم و مردان دود آتش را» و «محمد از قلب ها وارد مي شود نه از ديوارها.»
رفعت هاشم پور براي صداي شخصيت هند خباثت و مکاري را استادانه اجرا نموده و حتي صداي شيک و اشرافي ناصر ممدوح نيز کاملا تناسب با چهره و حالات خالدبن وليد دارد. در دوبله محمد رسول الله ما نقش گويي به اصطلاح کوچک و بزرگ نداريم که گوينده نقش مکمل کار را جدي نگرفته باشد. نمونه درخشان اين موضوع اجراي صداي شخصيت شاعر است که توسط شهروز ملک آرايي صورت گرفته با اين که طول اجراي اين نقش کمتر از يک دقيقه است اما ملک آرايي با استعداد خويش و هدايت مدير دوبلاژ آن را ماندگار مي کند.
وقتي مي گويد: «نان و آب شعرا در خانه بزرگان يافت مي شود و نان ، نان ، قسم مي خورم که نان آنجا از آب نيز نارک تر است.» صداي نقش زيد (پسرخوانده پيامبر) را سعيد مظفري با نوعي کنجکاوي و مهرباني در صدا گفته و در سکانس مشهور ملاقات مسلمانان با نجاشي در حبشه جلال مقامي (به جاي جعفربن ابي طالب)، محمدعلي ديباج (نجاشي) و ناصر خاوري (عمرو عاص) در باورپذيري اين واقعه تاريخي بسيار کوشيده اند، فراموش نکنيم که ترجمه بي نقص حسين شايگان ، صدابرداري و باندسازي با کيفيت صدا از جانب زنده ياد روبيک منصوري و صداي رشک برانگيز فريدون فرح اندوز به عنوان راوي داستان ، دوبله محمد رسول الله را به مثابه آموزشگاه دوبله براي علاقه مندان اين هنر درآورده است.
در انتها آوردن اسامي ساير گويندگان نيز خالي از لطف نيست. ناصر طهماسب (بلال)، احمد رسول زاده (ابوطالب)، آرشاک (عمار)، نصرت الله حميدي (ابولهب)، صادق ماهرو(ابوجهل)، بهرام زند (اميه)، ايرج رضايي (ياسر)، بدري نوراللهي (سميه)، سيامک اطلسي (وليد)، زنده ياد حسين معمارزاده (عبدالله بن ابي حاکم مدينه)، محمد فاطمي (هراکليوس)، آذردانشي ، زنده ياد پرويز نارنجي ها، غلامعلي افشاريه و تورج مهرزاديان.


behnam5555 03-06-2012 01:05 PM

دوبلورهای باسابقه
 
دوبلورهای باسابقه

عزت الله مقبلی: هاردی، بجای جهانگیرفروهر در هزاردستان __ درسال1367 در56سالگی درگذشت
مهدی آژير (شیلا در سندباد ، پدر آنت – تنسی تاکسیدو "دوبله قدیم") - در سال66 در 45سالگی درگذشت
مهوش افشاری (جیمبو – جولیا پندبتن در بابالنگ دراز)
خسرو شایگان ( گوینده تیتراژ فوتبالیست ها ، پسر بزرگ اوشین)
مریم شیرزاد ( اوشین ، مریم مقدس ، آنه شرلی)
حسن عباسی ( لورل، مورچه)
مهدی آرین نژاد ( مورچه خوار، برونکا خفاش بزرگ در چوبین ) – متولد1326 -زنجان
فریبا شاهین مقدم ( پیلاپیلا در جزیره اسرارآمیز – ای کیوسان - دوقلوها)
نرگس فولادوند ( سوباسا در فوتبالیست ها)
فاطمه نیرومند ( واکی بایاشی در فوتبالیست ها)
زهره شکوفنده ( پزشک دهکده – جودی آبت ) – حدوداً 54ساله
سعید مظفری ( سالی در پزشک دهکده) – متولد1321شاهرود
احمد رسول زاده ( کشاورز در پدر سالار)
زهرا آقا رضا ( خیرآبادی در پدرسالار ، خاله ریزه ) : همسر مرحوم مندوب هاشمی
احمد مندوب هاشمی ( اجین در سالهای دور از خانه – پدربزرگ در خانواده والتون – بنر در دهکده حیوانات )
پرویز بهرام – صدای ماندگار همایش چهره های ماندگار ( نریتور جاده ابریشم) – متولد 1312
امیر هوشنگ قطعه ای ( گالوم و اسمیگل در ارباب حلقه ها ) – صدایی بسیار زیبا و آرامبخش ( البته صدای اصلیشون
رو میگم). در ارباب حلقه ها خیلی زیبا و عجیب جای 3 شخصیت کاملاً متفاوت صحبت کردند .
منوچهر زمانی
خسرو خسروشاهی ( آلن دلن – اکثر فیلمهای آمیتا باچان) – متولد 1320
ژرژ پطروسی ( ماسک - رابین هود) – متولد دهه20
کنعان کیانی ( گربه نره) – فوت در 1382 در 71 سالگی
مرتضی احمدی:روباه مکار – متولد 1305
نادره سالارپور( پینوکیو – پسرشجاع – هنا دختری در مزرعه ) – مقیم خارج از کشور
پرویز ربیعی ( پدر پسر شجاع – آقای نجار ) – متولد 1318
داود(تورج) شعبانی نصر : شیپورچی (گرگ) در پسرشجاع - گربه در گربه سگ – شخصیت های کمدی و لوده در فیلمهای هندی - مگ مگ – دوبلور تیپ قورباغه ها و میمون ها در کارتونها -متولد1324 ( از آچار فرانسه های مهم دوبله کارتون و فیلم) - بازیگر
جواد پزشکیان : نیش نیش در مگ مگ – خرس قهوه ای در پسر شجاع - الیورهاردی در دوبله جدید - میتی کومان -لاغر در چاق و لاغر( از آچار فرانسه های مهم دوبله کارتون)
ناهید امیریان : سندباد – جینا در پینوکیو – توییتی – متولد 1331
نوشابه امیری : لوسین در بچه های آلپ - دوست سرندی پیتی – مقیم خارج از کشور
آذر دانشی : عنکبوت کلاه قرمزی در کارتون نیکو – خانم یاشیرو بزرگ در اوشین – فوت در 1368 در 59 سالگی
بدری نوراللهی : بجای رقیه چهره آزاد در مادر – سمیه در محمد رسول الله
منوچهر اسماعیلی ( سلطان دوبله ایران) : محمد رسول الله ( حمزه) – مادر ( محمدعلی کشاورز- اکبر عبدی – جمشید هاشم پور ) – هزار دستان ( جمشید مشایخی - محمدعلی کشاورز - عزت الله انتظامی – جمشید لایق) – امام علی( مالک اشتر) – مریم مقدس ( جعفر دهقان) پهلوانان نمی میرند( جمشیدمشایخی و حمیدمظفری- پهلوان جواد) – متولد1318
چنگیز جلیلوند ( اکثر دوبلورها از او بخاطر شرکت نکردن در اعتصاب ناراحت اند و او دیگر عضو انجمن نیست ): فردین- متولد1316
محمد عبادی : بوشوگ در لوک خوش شانس – چوپان در اصحاب کهف
حسین باغی : گوینده اکثر تیزرهای تلویزیونی – گوینده پلیس ، داداش سیا ، داودخطر ، داش جواد و ..... در انیمیشن های راهنمایی و رانندگی - گوینده نقش کایکو در میتی کومان – گوينده چهاردست(ملخ) در نیکو - گزارشکر فوتبالیستها) – متولد 1329
شوکت حجت : تسوکه در میتی کومان – برادر زاده کارآگاه گجت و ... – فکر می کنم 39 ساله هستند
ایرج دوستدار : پاگنده ، جان وین ( بجای شخصیتهای کابوی – او از گوهران از دست رفته دوبلاژ است)
کاووس دوستدار : هملت ( فکر نمی کنم هیچ یک از ما صدایش را شنیده باشد زیرا در سال 1344 در28سالگی درگذشت)
ژاله کاظمی : سوفیا لورن – الیزابت تیلور – نیکول کیدمن در دوبله اول فیلم ساعتها – مرگ در روز تولدش 12 فروردین 83 در 61 سالگی
محمد نوربخش : مارلون براندو در پدرخوانده 1
ایرج ناظریان : ناصرملک مطیعی – داودرشیدی(هزاردستان)- احمدهاشمی ، فوت در 1370 در 56 سالگی پرویز نارنجی ها : بز در پسرشجاع – گروهبان گارسیا در زورو
غلامعلی افشاریه : گوینده مستند - زورو – مجری آسمان شب
تاجی احمدی : الیزابت مونتگمری در سریال افسونگر ، ناتالی وود ، جین فاندا
حسین معمارزاده : پدرقطام(سیروس گرجستانی) در امام علی – بروس لی
ایرج رضایی : معاون در معاون کلانتر – دوبله دوم شرلوک هلمز به جای دستیار شرلوک – مدیر دوبلاژ و گوینده ارتش سری
عباس سعیدی : کلانتر - متولد 1319، درگذشته به اسفند(یا بهمن) 84 در 65 سالگی
محمدعلی زرندی : نورمن
حمید قنبری : جری لوئیس ( البته فکر می کنم درگذشته اند)
محمود قنبری
منوچهر والی زاده : لوک خوش شانس – متولد 1319
ناصر احمدی : گیبلی(کوتوله پشمالو) در ارباب حلقه ها
ناصر خویشتندار
مژگان عظیمی : هایدی
مهتاب تقوی
سیامک یاسمی
هوشنگ مرادی
عزت الله گودرزی
عطاالله زاهد
عباس مصدق
مرتضی حنانه
منصوروالا مقام
محمد رضا زندی
پروین ملکوتی
حشمت الله شکوفنده
تقی ظهوری
محمد باقر توکلی
مهین بزرگی : پیری پروین سلیمانی
منوچهر نوذری : دوبلور جک لمون – در سال 1315 در قزوین به دنیا امد (اصالتاً بچه ی کاشان بود و سال ۸۶ هم در 69سالگی درگذشت .
مینو غزنوی : قطام در امام علی
علیرضا باشکندی : در دوبله فیلم های عربی فعالیت زیادی دارد - صدایی شبیه خسروشاهی ، فکر کنم متولد 1347هستند
منوچهر زنده دل : راوی کارتون اگی – ملا صدرا( با لهجه شیرازی)
کیکاووس یاکیده : باب راس
فریبا رمضانپور : تبلیغ پودر کیک رشد
حسین عرفانی : دی دی ، ارنست ، مدیر کل – متولد1321
شهلا ناظریان : همسر حسین عرفانی
شروین قطعه ای ک پسر امیرهوشنگ قطعه ای
میرطاهر مظلومی : دوبلور و بازیگر ( کودتای سیاه، روزهای بیادماندنی، کاخ تنهایی)
بیژن علیمحمدی
مهدی علیمحمدی
پریسا جمالی
کبری آریابقا
افسانه پوستی
شادی منانی
شیرین منانی
رزیتا یاراحمدی : سالی در بابالنگ دراز – همسر علیرضا باشکندی
محمد یاراحمدی
محمد علی دیباج: نجاشی در محمدرسول الله
امیرهوشنگ زند : متولد 1332 – همسر مریم شیرزاد و پدر سینا زند
افشین ذی نوری : دوبلور فرودو در ارباب حلقه ها ، بهترین تابستان من ، مجری گوی و میدان -29 ساله
سعید شیخ زاده : ( فکر می کنم 28 ساله) – به جای فرودو در ارباب حلقه ها2بازی در مجموعه های غریبانه ، در کودکی بازی
در : علی و غول جنگل، چاق و لاغر
علیرضا شایگان : کاکرو در فوتبالیستها
ابوالقاسم محمدطاهر : سیلوستر - بازیگر
بهرام زاهدی : متیو در آنه شرلی با موهای قرمز - بازیگر
الیزا اورامی : ماریا در آنه شرلی
ابوالحسن تهامی نژاد: (دوست پاگنده – گوینده تیزرهای تبلیغاتی مانند سس هزارجزیره دلپذیر)
بهرام زند: ( شرلوک هلمز – دوبله اول) - ناوارو – عماریاسر در امام علی – متولد 1321
اکبر منانی : پوآرو – زبل خان – کوتوله گالیور ( من می دونستم ... )
علی اصغر افضلی : وروجک ، کارآگاه گجت، و ............ .....
رعفت هاشم پور : عمه هتی در قصه های جزیره ، هند در محمدرسول الله، فخری خوروش در پهلوانان نمی میرند .
ناصر خاوری : عمروعاص در محمدرسول االله – بازیگر
شهاب عسگری : گالیور – متولد هزار و سیصد و بیست و اندی ، بازی در طنز کوچه اقاقیا در نقش پسر بزرگ منوچهر نوذری
شهروز ملک آرایی : کاپیتان در گالیور ( گالیور نقشه رو رد کن بیاد .... ) – پدر اوشین - آقای ووپی در تنسی تاکسیدو – متولد 1320 - بازیگر
صادق ماهرو : اسب در یوگی و دوستان - گوريل انگوری- داروغه ناتینگهام در رابین هود – متولد 1319
ظفر(کامران) گرایی : علی بابا در سندباد - چاملی(شيردریایی) در تنسی تاکسیدو - برادر اوشین – متولد 1321
ناصر طهماسب : ازمدیران دوبلاژ برجسته – علی نصریان(هزار دستان) – بلال حبشی( محمد رسول الله) – متولد 1318
فهیمه راستکار : ایوان در پرستاران( البته حالا فاطمه شعشعانی جای او صحبت می کند) - جادوگر – آزیتا حاجیان (دزد عروسکها) – جمیله شیخی( پدر سالار) – متولد 1312
جلال مقامی : هشدار برای کبری 11 - عمرشریف – جعفربن ابی طالب(محمدرسول الله) – متولد1320
عباس نباتی ( مدیر دوبلاژ گربه سگ) – هابیت1 در ارباب حلقه ها
امیر محمد صمصامی : به جای سام در ارباب حلقه ها 1و 3 - متولد 1340
وحید منوچهری : مأمور اورژانس ( فکر می کنم پل بود) در پرستاران – هشدار برای کبری 11
کتایون اعظمی : مأمور اورژانس ( فکر می کنم اسمش براون هست) در پرستاران
نیکو خردمند :
معصومه تقی پور : مربی دانشگاه در جودی آبت
معصومه آقا جانی
کامبیز شکوفنده : برادر سالی در پزشک دهکده
رضا آفتابی
سعید مقدم منش : در کارتون سفرهای میتی کومان
احمد آقالو : ماهی پرنده در جزیرا اسرارآمیز(سرندی پیتی)0 متولد هزار وسیصد وبیست و اندی
ناصر نظامی : مدیر اسبق انجمن گویندگان – فکر می کنم در دوقلوها جای پدربزرگشان صحبت می کرد، متولد1325
علی اکبر گودرزی : گوینده ابتدای سریال روشنتر از خانوشی ( سریال روشنتر از خاموشی صرفاً یک مستند تاریخی نیست ....) مدیر دوبلاژ لذت نقاشی - راوی دوقلوها
هوشنگ لطیف پور : استاد بزرگ دوبله راوی سریال دلیران تنگستان
حمید منوچهری(پدر وحید منوچهری) : دشمن کارآگاه گجت ، مجری برنامه پایان دوران
ناصر ممدوح : گوینده مستندات علمی، اقتصادی و .... ، تیزرهای تبلیغاتی ( مهم است... مهم است بدانیم ....)
آبتین ممدوح :
مهسا عرفانی : در سریال عربی روزگار قدیم به جای رضا ( صدایی عجیب و به نظر من دلخراش) – تیزرهای تبلیغاتی ( بستنی اش خوشمزه تره ) در 7 سالگی – 20 ساله – دختر حسین عرفانی و شهلا ناظریان – متأهل
سیامک اطلسی : متولد1325
آزیتا لاچینی : همسر مرحوم فیروز بهجت محمدی(بازیگر) – مادر اوشین
پرویز ربیعی : آقای نجار – متولد 1318
نصرالله مدقالچی : دکلمه تیتراژ آنه شرلی ( آنه، تکرار غریبانه روزهایت ... ) – ابوسفیان در محمد رسول الله
فریدون فرح اندوز : راوی محمدرسول الله
تورج( غلامرضا)مهرزادیان
عطاالله کاملی : دشمن جادوگر سفید(ارباب حلقه ها) – پهلوان اسد(هادی مرزبان) در پهلوانان نمی میرند. – صدایی رسا، محکم
اما غیرقابل انعطاف که شنونده را سرجایش میخکوب می کند و ترس و وحشت در دل او بوجود می آورد .
ایرج سنجری : در گربه سگ به جای موش صحبت می کرد .
زویا خلیل آذر : در سریال های عربی صدایش را روی زنهای پابه سن گذاشته بسیار شنیده اید
حسین خداداد بیگی : در کارتون ها و فیلمهای مختلف صحبت می کند و بجای خروس سفید غول پیکری که بعضی وقتها تلویزیون نشان می دهد حرف می زند.- متولد1339
بهمن هاشمی : اون رو که مطمئناً همه می شناسید ( سومین جشنواره فیلمهای سینمایی شبکه 2سیما)
نگین کیانفر : صدایی بسیار شبیه ژاله کاظمی – پرستاران( بجای زن نقش اول)
خسرو شمشیرگران: دوبلور و گوینده و راوی ( دکلمه متن ها در مناسبت های مختلف : السلام علیک یا .... ) – راوی سریال
امام علی ، گوینده تیتراژ ، اعلام زمان و مکان در فیلمها ( مثلاً : سال1976، پاریس ، کاخ ورسای)
بهروز رضوی : گوینده و راوی( راوی امام رضا) – دکلمه: " یادآر ز شمع مرده ، یاد آر"
مظفر شمس کاظمی
هوشنگ آزادی ور
داود نماینده : گوینده مستندات علمی ( مانند راز بقا) ، سیاسی( مانند فارنهایت11/9) – مجری
شیلا آژیر : دختر مرحوم آژیر ، سفرهای دلاور کوچک
حسن کاخی : دوبلور و بازیگر
کسرا کیانی : صدایی شبیه ژرژ پطرسی
فاطمه(ناهید)شعشعانی:
اسفندیار مهرتاش : بازیگر و دوبلور( فکر می کنم در مجموعه حس سوم به جای دستیار سیروس ابراهیم زاده صحبت می کند) و در سریالهای جست و جو در شهر، پهلوانان نمی میرند، دایره تردید و ... بازی کرده اند .
رضا الماسی : 33 ساله
مهرداد ارمغان
زهرا سوهانی
نسیم رضا خانی
مریم صفی خانی
ولی الله مؤمنی : بازیگر ( در نقش پدر امام خمینی با صدای خودش) ، دوبلور کارتونها و فیلمهای مختلف به جای نقشهای خشن- 63 ساله
عباس سلطان رحمتی
آرشاک قوکاسیان( خارج از ایران است) : عمار در محمدرسول الله
نصرت الله حمیدی : ابوجهل در محمدرسول الله
مریم رادپور
فاطمه(مهین)برزویی : صورتی در پسرشجاع- میتی کومان( دختری که همیشه همراه میتی کومان بود - توکو) - خانم معلم در کارتون سفرهای علمی
حسین رحمانی
فرشید منافی
پیام حسینیان : گوینده فوتبال برزیل، آوای وحش ، 28 ساله
مازیار ( جواد) بازیاران : قلعه هزار اردک( بجای ایگور) – از آچارفرانسه های دوبله
حمیدرضا آشتیانی پور : به جای امین تارخ ( در نقش شوذب)در سریال معصومیت از دست رفته به مدیریت دوبله خودش
حسین نورعلی
اکبر میرزاهاشمی
آشا محرابی
علیرضا دیباج
امیرعطرچی
سیروس ابراهیم زاده
بهروز وثوقی
ایران بزرگمهر
مهرخ افضلی
مهسا شرافت (فرزند مرحوم سعید شرافت)
سعید شرافت (که در عرصه گویندگی فعالیت چندانی نداشت و فقط مدیر دوبلاژ بود)
داود باقری
کوروش فهیمی
علی اصغر رضایی نیک
ابراهیم شفیعی
کریم بیانی
علی همت مومی وند: کارتون گربه سگ( به جای سگ) – آقای ایمنی و ... - بسیار فعال در کارتونها و فیلمها
داریوش کاردان : در کارتون میتی کومان ( به جای کلانتر و افرار شرور ) و نقش های فرعی
غلامرضا صادقی : کارتون باب مورن
ژاله(شوکت )علو
نصرت الله محتشم : بجای آنتونی کویین در لورنس عربستان
منصوره کاتبی: گویندگی در مجموعه ارتش سری - -خارج از کشور - همسر خسروخسروشاهی
فرشید فرزان(عزیزالله باقری) : در فیلم خوب،بد،زشت به جای "بد" صحبت می کرد _ خارج از کشور_
نصرت الله کریمی
استاد علی کسمایی : پدر دوبله ایران – مدیر دوبلاژ فیلمهای سنگینی مانند هزار دستان، سربداران ، میرزاکوچک خان و ...
مهین کسمایی : فیلم مادر بجای فریماه فرجامی(درنقش جوانی مادر) – گوینده تیتراژ بابالنگ دراز( " بابالنگ دراز... بر مبنای اثر جین وبستر... قسمت.... این داستان ...... ) _ برادرزاده استادعلی کسمای

منبع : صدا های ماندگار

behnam5555 03-09-2012 12:07 PM

تا حالا ....... ؟؟
 


تا حالا ....... ؟؟


دقت کردین هر موقع دارین سشوار میکشین حتی اگه تو خونه تنهام باشین هی حس میکنین یکی صداتون میکنه؟
. . .
تا حالا دقت کرده بودین تام و جری تمام مدت لخت بودن، اما وقتی میرفتن لب ساحل شلوارک پاشون میکردن؟
. . .
تا حالا دقت کردین تو فیلمای ایرانی،همیشه وقتی طرف میفهمه بچه دار نمیشه همه بچه ها از ماشینای بقلی و جلویی و عقبی باهاش بای بای میکنن میخندن؟!
. . .
تا حالا دقت کردین تمام مریضا توی فیلما و سریالای ایرانی ، انتهای راهرو سمت راست بستری هستن !
. . .
تا حالا دقت کردین وقتی عجله نداری همه ی چراغا سبزن و راهها خلوت وقتی دیرت شده همه ی چراغا قرمزند و راهها بسته؟
. . .
تا حالا دقت کردین هر وقت یه تیکه یخ از دستت افتاده روی زمین با لگد زدی که بره زیر یخچال!
. . .
تا حالا دقت کردین تو مهمونی تا میای پشت سر یکی حرف بزنی موزیک قطع میشه و نصف حرفتو یهو همه میشنون…!!!!
. . .
تا حالا دقت کردی... مغز انسان پر کارترین جای بدنه ۲۴ ساعت در ۳۶۵ روز سال و کار میکنه فقط وقتی متوقف میشه که ما وارد سالن امتحانات میشیم ....(خدایش اینجوری نیست؟)
. . .
لــــــــــذتی که در خوابیدن روی جزوه هست تو خوابیدن روی تختـخواب نرم نیس
. . .
تنها زمانی مشتری ها با لبخند وارد مغازه میشوند که میخوان جنسی رو تعویض کنن یا پس بدن !
. . .
تا حالا دقت کردین پدر مادر تا میخوان شما را صدا بزنن، اول اسم داداش یا خواهرتون را میگن؟
. . .
تا حالا دقت کردین تو جاده های ایران وقتی قسمت انگلیسی تابلو اسم یک شهر رو می خونین بهتر متوجه میشین تا فارسیش رو ... !!!!
. . .
تا حالا دقت کردین اگه تو مترو الکی شروع به دویدن بکنید ملت هم همینطوری دنبالتون میدوند...!
. . .
تا حالادقت کردین وقتی که خوشحالیم بالاخره یه چیزی یا یه کسی پیدا میشه که سریع گند بزنه به خوشحالیمون...!
. . .
دقت کردین وقتی میگن غصه نخور ،آدم بیشترغصه ش میگیره؟؟؟!!!
. . .
تاحالا دقت کردین وقتی که عجله دارین و میخوای سریع به مقصد برسین همه ی تاکسی ها غیب میشن یا مسافر دارن ولی وقتی میخوای از خیابون رد شین هرچی تاکسی تو اون خیابون هست میاد جلو بوق میزنه؟آخ که حرص آدم درمیاد
. . .
دقت کردین ما ایرانیا وقتی بچه هستیم میگن بچه است، نمیفهمه وقتی نوجوان هستیم میگن نوجوانه، نمیفهمه وقتی جوان هستیم میگن جوون و خامه، نمیفهمه وقتی بزرگ میشیم میگن داره پیر میشه، نمیفهمه وقتی هم پیر هستیم میگن پیره، حالیش نیست، نمیفهمه فقط وقتی میمیریم میان سر قبرمون و میگن عجب انسان فهمیده ای بود


mohammad.90 03-09-2012 12:28 PM

فقر از دیدگاه یک مجله...
 
فقر اینه که ۲ تا النگو توی دستت باشه و ۲ تا دندون خراب توی دهنت؛

فقر اینه که روژ لبت زودتر از نخ دندونت تموم بشه؛

فقر اینه که فاصله لباس خریدن هات از فاصله مسواک خریدن هات کمتر باشه؛

فقر اینه که توی خیابون آشغال بریزی و از تمیزی خیابونهای اروپا تعریف کنی؛

فقر اینه که شامی که امشب جلوی مهمونت میذاری از شام دیشب و فردا شب افراد خانواده ات بهتر باشه؛

فقر اینه که بچه ات تا حالا یک هتل ۵ ستاره رو تجربه نکرده باشه و تو فکر می کنی که حتی دور و بر خط فقر هم نیستی؛

فقر اینه که از بابک و افشین و سیاوش و مولوی و رودکی و خیام چیزی جز اسم ندونی اما ماجراهای آنجلینا جولی و براد پیت و سیر تحولی بریتنی اسپرز رو پیگیری کنی؛

فقر اینه که سفرهای خارج از کشورت خلاصه بشه به رفتن به خونه فک و فامیلهای ساکن در اونور آب؛

فقر اینه که وقتی کسی ازت میپرسه در ۳ ماه اخیر چند تا کتاب خوندی برای پاسخ دادن نیازی به شمارش نداشته باشی؛

فقر اینه که ۶ بار مکه رفته باشی و هنوز ونیز و برج ایفل رو ندیده باشی؛

فقر اینه که کلی پول بدی و یک عینک دیور تقلبی بخری اما فلان کتاب معروف رو نمی خری تا فایل پی دی اف ش رو مجانی گیر بیاری؛

فقر اینه که حاجی بازاری باشی و پولت از پارو بالا بره اما کفشهات واکس نداشته باشه و بوی عرق زیر بغلت حجره ات رو برداشته باشه؛

فقر اینه که ۱۵ میلیون پول مبلمان بدی اما غیر از ترکیه و دوبی هیچ کشور خارجی رو ندیده باشی؛

فقر اینه که ماشین ۴۰ میلیون تومانی سوار بشی و خودت رو ملزم به رعایت قوانین رانندگی ندونی؛

فقر اینه که بری تو خیابون و شعار بدی که دموکراسی می خوای، تو خونه بچه ات جرات نکنه از ترست بهت بگه که بر حسب اتفاق قاب عکس مورد علاقه ات رو شکسته؛

فقر اینه که ورزش نکنی و به جاش برای تناسب اندام از غذا نخوردن و جراحی زیبایی و دارو کمک بگیری؛

فقر اینه که تولستوی و داستایوفسکی و احمد کسروی برات چیزی بیش از یک اسم نباشند اما تلویزیون خونه ات صبح تا شب روشن باشه؛

فقر اینه که وقتی ازت بپرسن سرگرمی و علاقه مندیهای تو چی هستند بعد از یک مکث طولانی بگی موزیک و تلویزیون؛

فقر اینه که در اوقات فراغتت به جای سوزاندن چربی های بدنت بنزین بسوزانی؛

فقر اینه که کتابخانه خونه ات کوچکتر از یخچالت(یخچال هایت) باشه؛

فقر اینه که دم دکه روزنامه فروشی بایستی و همونطور سر پا صفحه اول همه روزنامه ها رو بخونی و بعد یک نخ سیگار بخری و راهتو بگیری و بری؛

فقر اینه که با کامپیوتر کاری جز ایمیل چک کردن و چت کردن و موزیک گوش دادن نداشته باشی؛

و بقولی؛ فقـــر بزرگترین آلاینده است، آلاینده ای که تنها با دریافت حقوق ناچیز آخر هر ماه آلودگی و اثرات مخرب آن از بین نمی رود !
نظر شما درمورد فقر چیه؟؟؟!!!!http://images.persianblog.ir/331829_uKbHbnwv.jpg

behnam5555 03-13-2012 06:32 PM

سخنان قصار و کوتاه
 


سخنان قصار و کوتاه

همواره آدمیان محیط و چنبره بدی و پلیدی را با دانش و اندیشه برتر خویش بسته و بسته تر می سازند .
اُرد بزرگ


برخلاف ‹‹اندیشه های مدرن›› درباره ی زن و مرد، آموزش واقعی در مورد رابطه ی جنس ها را باید در فرهنگ های شرقی یافت. فریدریش نیچه

اگر گام در معبدی نهادی تا اوج فروتنی و هراس خود را اظهار کنی ، برای همیشه برتری کسی نسبت به کس دیگر نخواهی یافت . برای تو کافی است که گام در معبدی نهی ، بی آنکه کسی تو را ببیند .
جبران خلیل جبران



سازگاری با زیستگاه و تلاش برای بهتر شدن جایگاه کنونی ویژگی ناب آدمهای پاک است . اُرد بزرگ
سنجیدگی و هنر زن در دلربایی، شوخ وشنگی، و سبکسری است؟ چرا آنان باید به دنبال کشف حقیقت زن باشند ، در حالیکه هنر بزرگ او دروغگویی و مهم ترین مساله مورد علاقه اش سرو وضع و زیبایی است؟
فریدریش نیچه


هنگامی که در سکوت شب گوش فرا دهی خواهی شنید که کوهها و دریاها و جنگلها با خود کم بینی و هراس خاصی نیایش می کنند .
جبران خلیل جبران


هنر خوراک روان و هنرمند آفریننده آن است . بارگاه هنر با هیچ جایگاهی درخور ارزیابی نیست . اُرد بزرگ
مرد و زن هر دو خود را در مورد یکدیگر فریب می دهند، زیرا آنچه برای آنان گرامی و قابل احترام است، تنها آرمان های خودشان است.
فریدریش نیچه


چون عاشقی آمد، سزاوار نباشد این گفتار که : خدا در قلب من است ، شایسته تر آن که گفته آید :
من در قلب خداوندم.
جبران خلیل جبران


بزرگترین نابکاری آن است که بپنداریم برای آنکه برترین باشیم باید دست به ویرانگری چهره دیگران بزنیم .
اُرد بزرگ


زن بازیچه ای باد پاک و ظریف، همچون گوهری، رخشان از فضیلت های جهانی که هنوز در کار نیست.در عشق تان فروز ستاره فروزان باد! وامیدتان این باد: بادا که ابر انسان را بزایم!. فریدریش نیچه

زجر کشیده ! تو آنگاه به کمال رسیده ای که بیداری در خطاب و سخن گفتنت جلوه کند .
جبران خلیل جبران


آنکه نمی تواند از خواب خویش برای قراگیری دانش و آگاهی کم کند توانایی برتری و بزرگی ندارد .
اُرد بزرگ


مرد خواهان حقیقت است اما زن موجودی سحطی نگر است.
فریدریش نیچه


اندوه و نشاط همواره دوشادوش هم سفر کنند و در آن هنگام که یکی بر سفره ی شما نشسته است ، دیگری در رختخوابتان آرمیده باشد.شما پیوسته چون ترازویید بی تکلیف در میانه اندوه و نشاط .
جبران خلیل جبران


آنگاه که شب فرا رسید و همه پدیدگان فرو خُفتند ابردریاها به پا می خیزند، آیا تو هم بر می خیزی ؟
اُرد بزرگ


قدرت خواهی بشر و نه میل به شناخت اولین عامل برای گرایش او به فلسفه بوده است.
فریدریش نیچه


بسیاری از دین ها به شیشه پنجره می مانند.راستی را از پس آنها می بینیم، اما خود، ما را از راستی جدا می کنند .
جبران خلیل جبران


بدبخت کسی است که نمی تواند ناراستی خویش را درست کند .
اُرد بزرگ


کسی که آرمان نداشته باشد کمتر لاابالی ست تا کسی که راه رسیدن به آرمانش را نمی داند.
فریدریش نیچه


چه زیباست هنگامی که در اوج نشاط و بی نیازی هستی دست به دعا برداری .
جبران خلیل جبران


هنگام گسست و بریدن از همه چیز ، می توانی بسیاری از نداشته ها را در آغوش کشی .
اُرد بزرگ


بشر برای فرار از خدا طبیعت را عامل همه چیز می داند و قانونی در طبیعت در کار نیست بلکه پدیده های طبیعی به دلیل قدرت به وجود می آیند.
فریدریش نیچه


حاشا که آواز آزادی از پس میله و زنجیر به گوش تواند رسید و از گلوگاه مرغان اسیر .
جبران خلیل جبران


آهنگ دلپذیر ، ریتم و آوای طبیعت است.
اُرد بزرگ


مردان بزرگ فقط آرمان های خود را نمایش داده اند. فریدریش نیچه
چه ناچیز است زندگی کسی که با دست هایش چهره خویش را از جهان جدا ساخته و چیزی نمی بیند، جز خطوط باریک انگشتانش را .
جبران خلیل جبران


خوار نمودن هر آیین و نژادی به کوچک شدن خود ما خواهد انجامید .
اُرد بزرگ


جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود .
فریدریش نیچه


و کدامین ثروت است که محفوظ بدارید تا ابد؟

آنچه امروز شما راست ، یک روز به دیگری سپرده شود.
پس امروز به دست خویش عطا کنید ، باشد که شهد گوارای سخاوت ، نصیب شما گردد ، نه مرده ریگی وارثانتان.
جبران خلیل جبران



behnam5555 03-13-2012 06:49 PM

سورنا فرمانده سپاه مقتدر اشک سیزدهم
 

سورنا فرمانده سپاه مقتدر اشک سیزدهم




سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان از سوی اشک سیزدهم ( ارد orod * ) پادشاه دلاور اشکانی فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت. «ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassus سه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد ارد پادشاه ایران که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، یکی از فرماندهان بسیار باهوش و شجاع خود به نام سورنا را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae «حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر «کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

مرگ سورنا ، باعث شد اروپائیان مرگ او را برگردن اشک سیزدهم بیافکنند تا بدین گونه انتقام از پادشاه مقتدر امپراتوری ایران بگیرند .
و متاسفانه این دسیسه کارگر افتاد بگونه ای که زخم این نیرنگ سپاه ایران را ضعیف و ضعیف تر نمود .
و تا پایان دوره سلسله اشکانی دیگر سپاهی به اقتدار و بزرگی دوران اشک سیزدهم پدید نیامد .
اروپائیان هر گاه در صحنه قدرت نتوانسته اند پیش روند ، دست به حیله گری و دروغ گویی زده اند و فاحش ترین نمونه آن دسایس آنها در طی سلسله اشکانی است...


(*) ارد سیزدهمین پادشاه سلسله اشکانی بود او مقتدرترین حکمران آن سلسله است . فرماندهان بسیار شجاعی همچون سورنا را در اختیار داشت . در ضمن ارد نام اندیشمند و مصلح کشورمان ارد بزرگ هم هست او دارای درسهای زیادی در حوزه اخلاق و حکمت است و صاحب نظریاتی همچون قاره کهن و کهکشان بزرگ اندیشه و ...



http://upload.wikimedia.org/wikipedi...urenaImage.jpg


behnam5555 03-13-2012 06:58 PM

صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند
 

صد کتابی که پیش از مرگ حتما باید خواند :
  1. شاهنامه - فردوسی
  2. خسرو و شیروین - نظامی گنجوی
  3. کلیات سعدی شیرازی - سعدی
  4. ربه‌کا - دافنه دو موریه
  5. امثال و حکم - دهخدا
  6. مرد سرنوشت - جورج برنارد شاو
  7. مجموعه اشعار - سیمین بهبهانی
  8. طعم گس خرمالو - زویا پیرزاد
  9. محاکمه - فرانتس کافکا
  10. سرخ - بنیاد جهانی ارد بزرگ
  11. بابا گوریو - اونوره دو بالزاک
  12. زارا عشق چوپان - پرویز قاضی سعید
  13. خانه ارواح - ایزابل آلنده
  14. میهن پرست - صادق هدایت
  15. پاییز پدرسالار - گابریل گارسیا مارکز
  16. سیمای زنی در میان جمع - هاینریش بول
  17. سووشون - سیمین دانشور
  18. مرشد و مارگاریتا - میخائیل بولگاکف
  19. زمستان - مهدی اخوان ثالث
  20. دکتر ژیواگو - بوریس پاسترناک
  21. امیرارسلان نامدار - میرزامحمئ علی نقیب الممالک
  22. چنین گفت زرتشت - فریدریش نیچه
  23. دالان بهشت - نازی صفوی
  24. ارباب حلقه‌ها - جی. آر. آر. تالکین
  25. آخرین وسوسه مسیح - نیکوس کازانتزاکیس
  26. پیامبر - جبران خلیل جبران
  27. سلام بر غم - فرانسواز ساگان
  28. مرد پیر و دریا - ارنست همینگوی
  29. هشت کتاب سهراب سپهری
  30. طاعون - آلبر کامو
  31. جان کلام - گراهام گرین
  32. دن کیشوت - سر وانتس
  33. لبه تیغ - ویلیام سامرست موام
  34. کلیدر - محمود دولت آبادی
  35. بیگانه - آلبر کامو
  36. خوشه‌های خشم - جان استاین‌بک
  37. اورازان - جلال آل احمد
  38. زنگها برای که به صدا در می‌آیند - ارنست همینگوی
  39. تاوان عشق - فهیمه رحیمی
  40. زنان کوچک - لوئییز می آلکوت
  41. داش آکل - صادق هدایت
  42. چشمهایش - بزرگ علوی
  43. بر باد رفته - مارگارت میچل
  44. دیوان حافظ - حافظ
  45. وداع با اسلحه - ارنست همینگوی
  46. گرگ بیابان - هرمان هسه
  47. دلاور زند - نصرت ناظمی
  48. در جستجوی زمان از دست رفته - مارسل پروست
  49. چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم - زویا پیرزاد
  50. قصر - فرانتس کافکا
  51. قصه های مجید - هوشنگ مرادی کرمانی
  52. سیذارتا - هرمان هسه
  53. پایبندیهای انسانی - ویلیام سامرست موام
  54. روزالده - هرمان هسه
  55. پاشنه آهنین - جک لندن
  56. مادر - ماکسیم گورکی
  57. مامور سری - جوزف کنراد
  58. سفرهای گالیور - جوناتان سویفت
  59. شوهر آهو خانم - علی محمد افغانی
  60. رابینسون کروزوئه - دانیل دفو
  61. نبرد من - آدلف هیتلر
  62. ماشین زمان - هربرت جورج ولز
  63. تس - تامس هاردی
  64. تصویر دوریان گری - اسکار وایلد
  65. ژرمینال - امیل زولا
  66. ماجراهای هاکلبری فین - مارک تواین
  67. گرداب سکندر - رضا رهگذر
  68. جزیره گنج - رابرت لوئی استیونسون
  69. رباعیات خیام - محمدعلی فروغی
  70. هفت پیکر - نظامی گنجوی
  71. بازگشت بومی - تامس هاردی
  72. ثریا در اغما - اسماعیل فصیح
  73. شب سراب - ناهید . الف پژواک
  74. دور دنیا در هشتاد روز - ژول ورن
  75. همسایه ها - احمد محمود
  76. جنگ و صلح - لئون تولستوی
  77. تربیت احساسات - گوستاو فلوبر
  78. موش و گربه - عبید زاکانی
  79. آواز پر جبرئیل - شیخ شهاب الدین سهروردی
  80. آلیس در سرزمین عجایب - لوئیس کارول
  81. بینوایان - ویکتور هوگو
  82. پدران و پسران - تورگنیف
  83. گلی در شوره زار - نسرین ثامنی
  84. مادام بواری - گوستاو فلوبر
  85. هزار و یکشب - عبداللطیف تسوجی تبریزی
  86. کلبه عمو توم - هریت بیچر استو
  87. موبی‌دیک - هرمان ملویل
  88. دیوید کاپرفیلد - چارلز دیکنز
  89. بلندیهای بادگیر - امیلی برونته
  90. خواجه تاجدار - ژان گور فرانسوی
  91. کنت مونت کریستو - الکساندر دوما
  92. اولیور تویست - چارلز دیکنز
  93. دایی جان ناپلئون - ایرج پزشکزاد
  94. گوژپشت نوتردام - ویکتور هوگو
  95. سرخ و سیاه - استاندال
  96. وسوسه - جین اوستین
  97. شازده احتجاب -هوشنگ گلشیری
  98. اعترافات - ژان ژاک روسو
  99. برادرزاده رامو - دنیس دیدرو
  100. سرگذشت تام جونز: کودک سر راهی - هنری فیلدینگ



behnam5555 03-16-2012 12:48 PM

آیا ما می توانیم در تاریکی ببینیم ؟
 

آیا ما می توانیم در تاریکی ببینیم ؟

در یک طرف یک جعبه کفش یا هر جعبه ای که محکم بسته شود ، سوراخ کوچکی ( سوراخ سر سوزنی ) ایجاد کنید . یک توپ و یک مداد را داخل جعبه بگذارید. در جعبه را ببندید و از طریق سوراخ به داخل آن نگاه کنید .


آیا توپ یا مداد را می بینید؟ اصلاً آیا چیزی می بینید ؟ حال در جعبه را بازو دوباره از سوراخ نگاه کنید . آیا چیزی را می بینید ؟

ملاحظه خواهید کرد که :

وقتی در جعبه بستهباشد، شما نمی توانید مداد و توپ را ببینید ، اما هنگامی که در آن باز شد ، می توانید هر دو را مشاهده کنید . و یا با گذاشتن یک چراغ قوه به داخل جعبه در حالی که در آن بسته است می توانید چراغ قوه ، مداد و توپ را ببینید .
توضیح :

بدون منبع نور ( مثل خورشید یا چراغ قوه ) دیدن برای شما غیر ممکن است . حتی نمی توانید شکل یا رنگ را تشخیص دهید .
نور از دو طریق به چشم ما می رسد . یکی نوری است که مستقیماً از خورشید ، چراغ قوه یا هر جسم نورانی دیگر وارد چشم ما می شود ، و هم این است که باعث می شود ما ستاره ها و روشنایی لامپ الکتریکی ، کبریت و یا شمع را ببینیم . طریق دیگر غیر مستقیم . ما نمی توانیم یک توپ یا یک مداد را بدون واسطه ببینیم . باید نور از طریق منبع نوری به توپ برخورد کند و به چشم ما برگردد ( بازتاب نور ) . صندلی ها ، مردم ، درخت ها و هر چیز دیگر را ما به همین دلیل می بینیم .


behnam5555 03-16-2012 12:52 PM

آغاز جنگهاى ایران و عثمانى - فتح نهاوند
 

آغاز جنگهاى ایران و عثمانى - فتح نهاوند

«1011 ق / 1603 م»


چنانکه پیش از این اشاره شد، در 997 ق / 1589 م هنگامى‏که شاه عباس در خراسان بود،
سنان پاشا معروف به چغال اوغلى، سردار ترک، که حکمران بغداد بود، به ولایت همدان تاخت و تا نهاوند پیش رفت و در آنجا قلعه استوارى بنا نهاد و گروهى از سپاهیان ترک را در آن قلعه جاى داد.

پس از آن که شاه عباس در 999 ق / 1591 م با سلطان مراد خان صلح کرد، قلعه نهاوند به موجب مصالحه نامه در تصرف دولت عثمانى باقى ماند، و مدت پانزده سال این قلعه در خاک ایران، اما در اختیار حکمرانان ترک بغداد بود. مواجب و آذوقه قلعه نیز از بغداد مى‏رسید، هر چند سربازان ترک، که پیوسته به بهانه هاى گوناگون از خاک و قلمرو ایران مى‏ گذشتند، اغلب به دارایى و املاک مردم دستبرد مى‏زدند. این موضوع که موجب ناخرسندى حکمرانان اطراف و مردم بود، مکررا" از طریق دولت ایران پیگیرى و توسط سفیران به دولت عثمانى شکایت کرده بود، اما نتیجه مطلوب حاصل نمى‏شد.


در اواخر 1011 ق / 1603 م، هنگامى که سلطان محمد خان عثمانى گرفتار جنگهاى داخلى با جلالیان بود، گروهى از حکمرانان و سرداران ترک نیز، در بین النهرین و سر حدات غربى ایران به خودسرى پرداختند، از آن جمله؛ حکمران بغداد را که از طرف سلطان عثمانى منصوب شده بود، از شهر بیرون و فرد دیگرى به نام اوزن احمد را به حکومت بغداد گماشتند. با تغییر حکمران، بغداد از ارسال مواجب و آذوقه سربازان قلعه نهاوند سر باز زد. به همین جهت، نگاهبان این قلعه نیز سر به شورش برداشتند و در دزدى و تصرف اموال ایرانیان جرى‏تر شدند.


چون این خبر در اصفهان به شاه عباس رسید، حسن خان، حاکم ولایت علیشکر را فرمان داد که به قلعه نهاوند حمله کرده، آنجا را از سربازان ترک پاکسازى و قلعه را ویران کند. این اقدام پادشاه صفوى، در واقع آغاز جنگهاى دنباله دار ایران و عثمانى است. حسن خان پیش از آنکه به پاى قلعه برسد، گروهى از رعایاى اطراف، که از ستمکارى و فساد ترکان به جان آمده بودند، بر آن قلعه حمله برده و به سبب خیانت یکى از قلعه بانهاى ترک، آنجا را به آسانى تسخیر کردند؛ و به فرمان حسن خان هم قلعه نهاوند را ویران ساختند.

behnam5555 03-16-2012 12:57 PM

ادبیات چیست؟
 

ادبیات چیست؟

زبان و ادبیات جلوه گاه اندیشه ، آرمان ، فرهنگ و تجارب و روحیات یک جامعه است . انسان ها در گذر زمان از زبان برای انتقال پیام ها ، عواطف و اندیشه های خویش بهره جسته اند و از ادبیات که زبان برتر است به عنو ان ابزاری در انتقال بهتر ، بایسته تر و مؤثرتر اندیشه خود استفاده کرده اند . ادبیات ، در تلطیف احساسات ، پرورش ذوق و ماندگار کردن ارزش ها و اندیشه ها سهمی بزرگ و عمده بر دوش داشته است . به همین دلیل هر اندیشه ای که در قالب مناسب خویش ریخته شود پایا و مانا خواهد بود .


زبان و ادب فارسی ، زبان دوم عالم اسلام و زبان اول عالم تشیع ، عامل وحدت ملی و پل انتقال مواریث ارجمند فرهنگی از نسل های گذشته به امروز و از امروز به آینده است . به همین دلیل مضامین پر شور عرفانی ، حکمی ، فلسفی ، اخلاقی و هنری در زبان و ادب فارسی چشمگیر و چشم نواز است .

behnam5555 03-20-2012 04:57 PM

بیایید هر کداممان در هرجایی که قرار گرفته ایم
فقط یک قدم به جلو برداریم تا سرزمینی ناب ساخته شود.

روزی ابوالسعید ابوالخیر به شهری رفت که کسی او را با چهره نمی شناختتا مردی از او سوال کرد کیستی و پاسخ داد: ابوالسعید ابوالخیر
و مرد تا فهمید به سرعت درمیدان شهر همانجا که ایستاده بودند مردم را خبر دار کرد
و مردم که خبردارشده بودند همه به مبدان شهر ریختند تا سخنان ابوالسعید را بشنوند
میدان شهر انقدر شلوغ شد که جای سخن گفتن نبود به همین خاطر به مردم گفتند در مسجد
بزرگ شهر که نزدیک میدان شهر بود جمع شوند.
همه به مسجد رفتند و ابوالسعید بالای منبر نشست و منتظر شد تا همه مردم جمع شوند و
سخنانش را شروع کند.اما انقدر جمعیت زیاد بود که هنوز نصفشان بیرون مسجد مانده بودند.
در این میان مردی در پای منبر فریاد زد ای مردم لطفا هر کدامتان در هرجایی که قرار گرفته اید
فقط یک قدم به جلو بردارید، مردم اینکار را کردند و مابقی کسانی که بیرون مانده بودن داخل
مسجد شدند و نشستند.
انگاه ابوالسعید ابوالخیر از بالای منبر بلند شد پایین امد.مرد با پرسا گفت: یا شیخ کجا میروید
مردم تازه جمع شدند و منتظر سخنان شما هستند.
ابوالسعید ابوالخیر گفت:دیگر نیازی به سخن گفتن من نیست هرآنچه را که من میخواستم
در دوسه ساعت برای مردم بیان کنم تو در یک جمله برایشان گفتی!
هر کردامتان در هر کجایی که قرار دارید فقط یک قدم به جلو بردارید!

behnam5555 03-21-2012 07:14 PM

هفت سین در نوروزستان
 

هفت سین در نوروزستان

می‌گویند جمشید، چهارمین شاه پیشدادی، در روز اول فروردین‌ماه "روز هرمزد" به جنگ دیوان رفت و آنان را فرمان‌بردار خویش ساخت. سپس بر تختی نشست کـه دیوان آن را می‌بردند و یک‌روزه از دماوند به بابِـل رسید. مردم از شگفتى دیدنش جشن گرفتند و آن روز را "نوروز" خواندند.
فردوسى در شاهنامه پیدایش نوروز را به جمشید شاه نسبت داده و می‌گوید:
به جمشید بر گوهر افشاندند / مر آن روز را روز نو خواندند
سر سال نو هرمز فرودین / برآسوده از رنج روى زمین
بزرگان به شادى بیاراستند / مى و جام و رامشگران خواستند
چنین جشن فرخ از آن روزگار / به ما ماند از آن خسروان یادگار
بعد از آن روز هرسال مردم ایران‌زمین نوروز را جشن گرفته و با به‌جا آوردن آیین‌های آن، این روز را گرامی می‌دارند.
اما روایت‌های نوروزی تنها به این داستان از شاهنامه ختم نمی‌شود. کردها نوروز را به داستان شکست ضحاک از کاوه و بر تخت نشستن فریدون نسبت می‌دهند و مردم جمهوری آذربایجان آن را به داستان سیاوش و افراسیاب منسوب می‌کنند.
نوروز، جدا از افسانه‌ها و داستان‌ها، نه تنها روز آغاز سال نو، بلکه روز زایش طبیعت است و راز ماندگاری این کهن‌ترین آیین انسانی شاید همین باشد.
هر جشنی خوانی دارد و خوان نوروز هم هفت‌سین است و در میان سنت‌های نوروزی فراگیرترین و پررمز و رازترین آنهاست. بسیاری هفت‌سین را وام‌گرفته از هفت ستارۀ مقدس سومریان می‌دانند و بعضی هم می‌گویند هفت‌سین اشاره به هفت فرشتۀ کیش زرتشتی دارد که در نزد ایرانیان بسیار ارجمند و والا می‌باشند و هر یک از سین‌های خوان هفت‌سین را نمایندۀ یکی از این فرشته‌ها می‌دانند و می‌گویند: هر یک از آن هفت ‌خوانی را که ایرانیان به هنگام نوروز می‌چیدند، نمایندۀ یکی از این هفت جاوید (امِـشه سپنته/ امشاسپند) است و چون تلفظ سپنتا دشوار بوده، تنها به گفتن " هفت‌سین" بسنده کرده و رفته رفته "هفت‌سین" را در یک خوان گرد آوردند.
سیر نماد اهورامزدا، پزشکی (درمان یا طب)؛ سیب نماد فرشتۀ سپندارمذ، فرشتۀ زن، باروری و پرستاری (اسپند)؛ سبزی نماد فرشتۀ اردیبهشت و نماد زندگی دوباره؛ سنجد نماد فرشتۀ خرداد و نماد عشق، سرکه نماد فرشتۀ امرداد و نماد شکیبایی و جاودانگی، سمنو نماد فرشتۀ شهریور و نماد خواربار فراوانی و برکت، سماک یا سماق نماد فرشتۀ بهمن یا منش نیک و نماد باران یا رنگ طلوع خورشید است.
ایرانیان جز سین‌های فوق سکه را به نشانۀ رزق و روزی و اسپند را برای رفع چشم‌زخم بر سفره‌های خود قرار می دهند.
آینه و آب هم به عنوان نمادی از پاکی و روشنی، ماهی به عنوان نماد زندگی و نیک‌بختی به خاطر پایان اسفند ماه (ماه حوت یا ماهی) و کتاب به نشانۀ تمدن و خردورزی که معمولاً برای مسلمانان قرآن، برای زرتشتیان اوستا در کنار دیوان حافظ و شاهنامه بر سر سفره‌های خود قرار می‌دهند.
آتش‌دان و شمع هم در بیشتر سفره‌ها دیده می شود و البته تخم مرغ‌های رنگی که در جلو آیینه‌ها قرار دارند. در قدیم معتقد بودند وقتی در لحظۀ تحویل سال زمین از این شاخ به آن شاخ گاو منتقل می‌شود، این تخم مرغ‌ها به دور خود می‌چرخند. برخی دیگر گل را به نشانۀ زیبایی و دوستی و نان را به نشانۀ برکت بر هفت‌سین خود می‌افزایند.
هفت‌سین مردم تاجیکستان به فراگیری مردم ایران نیست و طی سال‌های دوری از نوروز و هفت‌سین، سفرۀ نوروزی در تاجیکستان انسجام خود را از دست داده و سین‌ها و شین‌ها ترتیب خاصی ندارند، اما اجزاء مشابهی با هفت‌سین ایرانی دارد. مردم افغانستان هم با هفت چیدن هفت‌میوه به پیشواز نوروز می‌روند.
مردم جمهوری آذربایجان هم سفرۀ هفت‌سین پهن می‌کنند، اما با سین‌های متفاوت. در این هفت‌سین "سوماق" نشانۀ آفتاب، سکه نشانۀ بخت خوش، سمنو شیرینی، برکت و حاصل‌خیزی، سبزه خلوص و خوشبختی، "ساری‌کوک" (زردچوبه) شیرینی زندگی، "سوُت" (شیر) سلامتی و زیبایی، "سو" (آب) زایش تازه و زندگی است. ممکن است به‌جای زردچوبه و شیر از سرکه و "ساریمساق" (سیر) هم استفاده کنند. علاوه بر این در سفره، آینه‌ای که دور آن رنگ‌آمیزی شده هم قرار می‌دهند.
در سفرۀ نوروزی قزاقستان، با این که از هفت‌سین خبری نیست، عدد "هفت" حضور حتمی دارد. غذای نوروزی قزا‌ق‌ها موسوم به "نوروز کوژه" Наурыз-коже مرکب از هفت عنصر است که هر کدام نمایندۀ هفت عنصر زندگی است: آب، گوشت، نمک، روغن، آرد، غله (برنج، ذرت یا گندم) و شیر. این ماده ها به نشانۀ شادی، کامگاری، خِـرَد، تن‌درستی، بهبودی، سرعت، رشد و مراقبت الهی در ترکیب یک غذای خوش‌مزه به‌کار می‌رود.
ایرانیان زنگبار هم هفت‌سین می‌چینند که بی‌شباهت به هفت‌سین ایرانی نیست. فرقی نمی‌کند لحظۀ تحویل سال در خانه باشی، میهمانی یا سفر؛ هر جا که باشی، هفت‌سین را که بچینی، ته دلت قرص می‌شود که سال خوبی را آغاز خواهی کرد.
اخیراً در گالری ایدۀ تهران نمایشگاه هفت‌سین برگزار شد که در آن سفره‌های گوناگون هفت‌سین به نمایش درآمد. در گزارش مصور این صفحه سوسن محمودی، طراح نمایشگاه، فلسفۀ نهفته پشت سفره‌های هفت‌سین این نمایشگاه را توضیح می‌دهد.


behnam5555 03-21-2012 07:21 PM

سخنان زیبا
 

سخنان زیبا

1-روزي اين حقيقت به واقعيت مبدل شود كه همه‌ي انسان‌ها برابرند. (مارتين لوتر‌كينگ)

2- بهتر است روي پاي خود بميري تا روي زانو‌هايت زندگي كني. (رودي)

3- قطعاً خاك و كود لازم است تا گل سرخ برويد. اما گل سرخ نه خاك است و نه كود (پونگ)

4- بر روي زمين چيزي بزرگتر از انسان نيست و درانسان چيزي بزرگتر از فكر او. (هميلتون)


5- عمر آنقدر كوتاه است كه نمي‌ارزد آدم حقير و كوچك بماند. (ديزرائيلي)

6- چيزي ساده تر از بزرگي نيست آري ساده بودن همانا بزرگ بودن است. (امرسون)

7- به نتيجه رسيدن امور مهم ، اغلب به انجام يافتن يا نيافتن امري به ظاهر كوچك بستگي دارد. (چارديني)

8- آنكه خود را به امور كوچك سرگرم مي‌كند چه بسا كه تواناي كاهاي بزرگ را ندارد. (لاروشفوكو)

9- اگر طالب زندگي سالم و بالندگي‌رو مي باشيم بايد به حقيقت عشق بورزيم. (اسكات پك)

10- زندگي بسيار مسحور كننده است فقط بايد با عينك مناسبي به آن نگريست. (دوما)

11- دوست داشتن انسان‌ها به معناي دوست داشتن خود به اندازه ي ديگري است. (اسكات پك)

12- عشق يعني اراده به توسعه خود با ديگري در جهت ارتقاي رشد دومي. (اسكات پك)

13- ما ديگران را فقط تا آن قسمت از جاده كه خود پيموده‌ايم مي‌توانيم هدايت كنيم. (اسكات پك)

14- جهان هر كس به اندازه ي وسعت فكر اوست. (محمد حجازي)

15- هنر كليد فهم زندگي است. (اسكار وايله)

16- تغيير دهنرگان اثر گذار در جهان كساني هستند كه بر خلاف جريان شنا مي‌كنند. (والترنيس)

17- اگر زيبايي را آواز سر دهي ، حتي در تنهايي بيابان ، گوش شنوا خواهي يافت. (خليل جبران)

18- روند رشد، پيچيده و پر زحمت است و در درازاي عمر ادامه دارد. (اسكات پك)

19- در جستجوي نور باش، نور را مي‌يابي. (آرنت)

20- براي آنكه كاري امكان‌پذير گردد ديدگان ديگري لازم است، ديدگاني نو. (يونك)

21- شب آنگاه زيباست كه نور را باور داشته باشيم. (دوروستان)

22- آدمي ساخته‌ي افكار خويش است فردا همان خواهد شد كه امروز مي‌انديشيده است. (مترلينگ)

23- اگر دريچه هاي ادراك شسته بودند،انسان همه‌ چيز را همان گونه كه هست مي‌ديد:بي‌انتها. (بليك)

24- برده يك ارباب دارد اما جاه‌طلب به تعداد افرادي كه به او كمك مي‌كنند. (بردير فرانسوي)

25- هيچ وقت به گمان اينكه وقت داريد ننشينيد زيرا در عمل خواهيد ديد كه هميشه وقت كم و كوتاه است. (فرانكلين)

26- نبايد از خسته بودن خود شرمنده باشي بلكه فقط بايد سعي كني خسته آور نباشي. (هيلزهام)

27- هر قدر به طبيعت نزديك شوي ، زندگاني شايسته تري را پيدا مي‌كني. (نيما يوشيج)

28- اگر زماني دراز به اعماق نگاه كني آنگاه اعماق هم به درون تو نظر مي‌اندازند. (نيچه)

29- زيبائي در فرا رفتن از روزمره‌گي‌هاست. (ورنر هفته)

30- براي كسي كه شگفت‌زده‌ي خود نيست معجزه‌اي وجود ندارد. (اشنباخ)

31- تفكر در باب خوشبختي ، عشق ، آزادي ، عدالت ، خوبي و بدي، تفكر درباره‌ي پرسش‌هايي كه بنياد هستي ما را دگرگون مي‌كند. (ادگارمون)

32- «عقلانيت باز» آن عقلانيتي است كه فراموش نمي‌كند كه «يكي» در «چند» است و «چند» در «يكي». (ادگارمون)

33- آرامش،زن دل‌انگيزي است كه در نزديكي دانايي منزل دارد. (اپيكارموس)

34- هيچ چيزدر زير خورشيد زيباتر از بودن در زير خورشيد نيست. (باخ‌من)

35- تنها آرامش و سكوت سرچشمه‌ي نيروي لايزال است. (داستايوفسكي)

36- با عشق،زمان فراموش مي شود و با زمان هم عشق.

37- علت هر شكستي،عمل كردن بدون فكر است. (الكس‌مكنزي)
38- من تنها يك چيز مي‌دانم و آن اينكه هيچ نمي‌دانم. (سقراط)

39- دانستن كافي نيست،بايد به دانسته ي خود عمل كنيد. (ناپلئون هيل)

40- تپه‌اي وجود ندارد كه داراي سراشيبي نباشد! (ضرب‌المثل ولزي)

41- خداوند،روي خطوط كج و معوج، راست و مستقيم مي‌نويسد. (برزيلي)

42- تو ارباب سخناني هستي كه نگفته‌اي،ولي حرفهايي كه زده‌اي ارباب تو هستند. (ضرب‌المثل تازي)

43- تا زمانيكه امروز مبدل به فردا شود انسان‌ها از سعادتي كه در اين دم نهفته است غافل خواهند بود. (ضرب‌المثل چيني)

44- بهتر است ثروتمند زندگي كنيم تا اينكه ثروتمند بميريم. (جانسون)

45- اگر مي‌بيني كسي به روي تو لبند نمي‌زند علت را در لبان فرو بسته ي خود جستجو كن. (ديل كارنگي)

46- شيريني يكبار پيروزي به تلخي صد بار شكست مي‌ارزد. (سقراط)

48- ضعيف‌الاراده كسي است كه با هر شكستي بينش او نيز عوض شود. (ادگار‌ آلن‌پو)

40- به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستي يك شمع روشن كن. (ضرب‌المثل چيني)

50- براي اينكه بزرگ باشي نخست كوچك باش. (ضرب‌المثل هندي)

51- براي اينكه پيش روي قاضي نايستي، پشت سر قانون راه برو. (ضرب‌المثل انگليسي)

52- به كارهاي زشت عادت مكن زيرا ترك آن دشوار است. (ضرب‌المثل فارسي)

53- مانند علما بنويس و مانند توده مردم حرف بزن. (ضرب‌المثل هندي)

54- بزرگترين عيب براي دنيا همين بس كه بي‌وفاست.(حضرت علي عليه‌السلام )



behnam5555 03-22-2012 03:34 PM

صدا ها وکارتونهای مشهور جهان
 
صدا ها وکارتونهای مشهور جهان

هر یک از ما در دوران کودکی خود کارتون هایی را مشاهده کرده ایم ! کارتون هایی که در زمان خود برای ما محبوب بوده اند و دوران کودکی خود را با آنها سر کرده ایم ، شاید برایتان جالب باشد که عکس و اسم گوینده شخصیت های کارتونی مورد علاقه خود را ببینید ؟!

http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca...ice_Actors.jpg

http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_01.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_02.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_03.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_04.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_05.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_06.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_07.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_08.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_09.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_10.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_11.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_12.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_13.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_14.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_15.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_16.jpg
http://up.alamto.com/mohsen/image/Ca..._Actors_17.jpg


behnam5555 03-22-2012 03:38 PM

كشف يك انجيل 1500 ساله كه حقانيت دين اسلام را ثابت مي‌كند
 
كشف يك انجيل 1500 ساله كه حقانيت دين اسلام را ثابت مي‌كند

نسخه‌اى منحصر به فرد از انجيل در تركيه يافته شد كه به خط آرامى نوشته شده، حدوداً بيش از 15 قرن قدمت دارد و در آن پيشگويى حضرت عيسى مسيح (ع) در بارۀ پيامبرى رسول اكرم حضرت محمد (ص) ديده مى شود.

"ارطغرل گونای" وزیر فرهنگ و گردشگری ترکیه گفت: ارزش این کتاب 22 میلیون دلار برآورد شده است.

وی افزود: این نسخه انجیل حاوی بشارت مسیح (ع) درباره آمدن پیامبر اسلام (ص) است، ولی کلیسای مسیحی به دلیل شباهت بسیار زیاد آن با آنچه که در قرآن درخصوص این مسأله آمده، آن را مخفی کرده است.

همچنین در این نسخه از انجیل که با عقایداسلام همخوانی دارد، حضرت مسیح بعنوان یک انسان وصف شده؛ و نه خدایی که پرستش می شود.
http://1.bren.site11.com/images/cd11da01e886.jpg
اين ماجرا كه ذهن رهبرى واتيكان را نيز به خود مشغول كرده است، صحت ادعاى مسلمين را نشان مى دهد كه معتقدند بشارت ارسال رسول بعدى با ذكر نام از سوى مسيح به پيروانش داده شده است.

پاپ بنديكت شانزدهم رهبر كاتوليك هاى جهان دستور داده است كه موضوع اين كتاب پيگيرى و بررسى شود. آن طور كه روزنامه ى بريتانيايى ديلى تلگراف نوشته است كتاب مذكور 12 سال از انظار مخفى شده بود.

گوناى وزير فرهنگ و جهانگردى تركيه در اين باره گفته است: ارزش كتاب 22 ميليون دلار برآورد مى شود. زيرا نبوت پيامبر اسلام را پيش بينى كرده است. كليسا عمداً در سالهاى اخير آن را از ديده ها پنهان كرده است. زيرا مطلبى كه در آن آمده، تشابه عجيبى با آنچه كه در قرآن مجيد ذكر شده است دارد.

گفتنى است كه بنا بر اعتقاد مسلمين حضرت مسيح (ع) بشرى است كه نبايد در مفهوم "پدر، پسر وروح القدس" پرستيده شود. او به صليب كشيده نشده است و ظهور حضرت محمد (ص) را پيشگويى كرده و بشارت داده است.

حال اين نسخه از انجيل با عقيده ى مسلمانان تطابق دارد. زيرا در آن آمده است كه يك كاهن از مسيح مى پرسد: چه كسى بجاى تو مى آيد. و مسيح پاسخ می دهد: محمد نام مبارك اوست.

گوناى گفته است: واتيكان رسماً تقاضاى بررسى كتاب را داده است. اين كتاب هم اكنون در اختيار دولت تركيه است. در سال 2000 در نواحى نزديك به درياى مديترانه وجود داشته، در حفارى ها ديده شده و ظاهراً توسط يك باند قاچاق آثار باستانى به سرقت رفته و طى 12 سال گذشته ناپديد شده بود.

قرآن كريم در آيه 6 سوره الصف مى فرمايد: ((وَإِذْ قَالَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ إِنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُم مُّصَدِّقاً لِّمَا بَيْنَ يَدَيَّ مِنَ التَّوْرَاةِ وَمُبَشِّراً بِرَسُولٍ يَأْتِي مِن بَعْدِي اسْمُهُ أَحْمَدُ فَلَمَّا جَاءهُم بِالْبَيِّنَاتِ قَالُوا هَذَا سِحْرٌ مُّبِينٌ)). "پس آنگاه عيسى بن مريم گفت اى بنى اسرائيل، من فرستاده ى خدا به سوى شمايم. آنچه از تورات پيش روى من است را تصديق مى كنم و به آمدن رسول بعد از خويش كه نامش احمد است بشارت مى دهم. اما وقتى با نشانه هاى آشكار آمد گفتند اين يك جادوى آشكار است".

كشيش احسان اوزبك به روزنامه ى تركى "زمان" در همين زمينه گفت: "اين نسخه از انجيل به يكى از پيروان سنت برنابا برمى گردد. زيرا در قرن پنجم يا ششم ميلادى نوشته شده است. برناتا در قرن اول ميلادى زيسته و يكى از فرستادگان عيسى مسيح (ع) بوده است".

عمر فاروق هرمان استاد الهيات و متافيزيك در مورد كتاب مذكور گفت: "بررسي علمى كتاببه ما كمك خواهد كرد كه عمر آن را دريابيم و بفهميم كه آيا توسط خود برنابا نوشته شده است يا يكى از پيروان او".

يادآور مى شود كه يك نسخه از كتاب مقدس كه به زبان سريانى نوشته شده است و به حضرت مسيح نسبت داده مى شود، با ارزش حدود 2.4 ميليون دولار، در تمايشگاه انسان شناسى آنكارا به نمايش گذاشته خواهد شد.

دولت آنكارا از چنين آثارى در موزه ها به شدت محافظت مى كند و آنها را از سرچشمه هاى مهم تمدن بشرى مى داند.

در نسخه ى بجاى مانده كه از پوست تهيه شده است، گزيده هايى از كتاب مقدس با آب طلا نوشته شده است. اوراق پوستى كتاب را بندهاى مخصوصى به هم پيوند مى دهد.

منابع:
العربيه فارسي
اطلاع رساني افغانستان



behnam5555 03-22-2012 03:42 PM

فقر چيست؟
 

فقر چيست؟

فقر ، چيزي را " نداشتن " است،


ولي،آن چيز پول نيست .....


طلاو غذا نیست ...


فقر، گرسنگي نيست .....


فقر، عرياني هم نيست...




فقر، همان گرد و خاكي است


كه بر كتابهاي فروش نرفتۀ يك


كتابفروشي مي نشيند ......


فقر، تيغه هاي برندۀ ماشين بازيافت


است،كه روزنامه هاي برگشتي را


خرد مي‌كند...


فقر ، كتیبۀ سه هزار ساله‌ای است


كه روی آن یادگاری نوشته‌اند...




فقر، پوست موزي است


كه از پنجره يك اتومبيل به خيابان انداخته


مي‌شود .....


فقر ، همه جا سر می‌كشد ...


فقر، شب را " بي غذا " سر كردن نيست


فقر، روز را " بي انديشه" به سر


بردن است..... .


behnam5555 03-22-2012 03:44 PM

افلاطون....
 


افلاطون: ريشۀ همۀ بدبختي‌ها ناداني است.

behnam5555 03-22-2012 03:46 PM

خوراکیهایی که شما را در برابر آنفلوآنزا ایمن می کنند
 
خوراکیهایی که شما را در برابر آنفلوآنزا ایمن می کنند

فصل زمستان باوجود زیباییهای فراوانی که دارد، همراه با آنفلوآنزا و سرماخوردگی است، اما یک رژیم غذایی سالم می تواند بدن را در برابر هجوم ویروسها و باکتریهای این بیماریها ایمن کند. به گزارش خبرگزاری مهر، خوراکیهایی وجود دارند که از آنها با عنوان "ابَر خوارکی" یاد می شود. این مواد قادرند پیروزی سیستم ایمنی بدن انسان در مبارزه با ویروس آنفلوآنزای فصلی را تضمین کنند.
مطالعات مختلف نشان می دهند که مصرف مواد غذایی چون روی، سلنیوم و بتا گلوکان ها پیش از آنکه اولین علائم بیماری پدیدار شوند به سیستم دفاعی کمک می کنند که در تمام فصل زمستان از بدن محافظت کنند.
این مواد مغذی در خوراکیهایی که در ادامه معرفی می شوند به میزان فراوانی وجود دارند و بنابراین مصرف این غذاها در این فصل همانند داروهای انرژی زا عمل می کنند.
شهرت سیر در تاریخ مبارزه با عفونتهای ویروسی

سیر در تاریخ مبارزه با عفونتهای ویروسی آنفلوآنزا از شهرت بالایی برخوردار است و همواره توانسته در این جنگ پیروز میدان باشد. برای مثال، به دلیل اینکه سیر محتوی مقادیر بالایی از ترکیبات گوگرد به ویژه "آلیسین" است در طول هر دو جنگ جهانی اول و دوم از این ماده به عنوان آنتی بیوتیک استفاده می شد.

تاثیرات این عوامل آنتی میکروبی ترکیبات گوگرد- دار سیر در مطالعات مختلفی به ویژه در تحقیقی که در ژورنال علوم پزشکی زیستی انگلیس در سال 2004 منتشر شد به اثبات رسیدند.

در این تحقیقات دانشمندان کشف کردند که میزان اثربخشی ترکیبات گوگردی در برابر عفونتهای باکتریایی که نسبت به آنتی بیوتیکها مقاوم شده اند برای مثال باکتری Methicillin-resistant Staphylococcus aureus بسیار بالا است.

امروزه در ادبیات پزشکی تائید شده است که آلیسین همچنین در برابر عفونتهای باکتریایی "ای. کولی" مقاوم نسبت به دارو، عفونتهای قارچی و انگلها به ویژه انگل عامل اسهال های مسافرتی بسیار فعال بوده و از خواص ضد ویروسی نیز برخوردار است.

برپایه بررسیهای بالینی، مصرف مداوم سیر می تواند از ابتلا به سرماخوردگی و آنفلوآنزای فصلی پیشگیری کند.


سبوس گندم

سبوس گندم یکی از غنی ترین منابع گیاهی روی است. روی یک ماده معدنی بسیار مهم است که تقریباً از هر نظر قادر است سیستم ایمنی بدن را تنظیم کند. روی در توسعه "لنفوسیتهای T"، گروهی از گلبولهای سفید خون که در مبارزه با عفونتها فعال هستند، نقش مهمی ایفا می کند.

همچنین، این ماده معدنی به حفظ بهداشت پوست و غشای مخاطی که هر دو از اولین موانع بر سر راه عفونتها هستند کمک می کند. بررسیها نشان می دهد که در 100 گرم سبوس گندم 17 میلیگرم روی وجود دارد. پزشکان مصرف روزانه 11 میلیگرم روی برای مردان و 8 میلیگرم برای زنان را توصیه می کنند.

هرچند پروتئینهای حیوانی بهترین منبع روی هستند اما این پروتئینها منابع بالای کلسترول و چربیهای اشباع شده نیز هستند و بنابراین مصرف بالای آنها توصیه نمی شود.


بادام زمینی


بادام زمینی غنی ترین منابع "سلنیوم" هستند. این ماده مغذی به ساخت "سلنوپروتیئنها" کمک می کند. "سلنوپروتئین"، یک آنتی اکسیدان قوی است که از خراب شدن سلولهای توسط رادیکالهای آزاد جلوگیری می کند.


این بدان معنی است که سلنیوم می تواند به پیشگیری از بیماریهای مزمنی چون سرطانها و آسیبهای قلبی عروقی کمک کند.
همچنین، "سلنوپروتئینها" در ساخت سلولهای دفاعی لنفوسیتهای T حضور دارند و بنابراین نقش مهمی در حفاظت از سیستم ایمنی ایفا می کنند.


دانشمندان مصرف روزانه 55 میکروگرم سلنیوم را توصیه می کنند. اما یک دانه بادام زمینی محتوی 95 میکروگرم از این ماده است و 1 اونس آجیل برابر با 544 میکروگرم سلنیوم است.

به گفته محققان، مصرف زیاد سلنیوم می تواند برای سلامت بدن مضر باشد بنابراین بهتر است که آجیلها به صورت دوره ای مصرف شوند.



سوپ جو و قارچ

قارچ و جو دو ماده خوارکی هستند که محتوی مقادیر بالایی از "بتا- گلوکان" هستند. "بتا- گلوکان"، نوعی از کربوهیدراتها هستند که بر روی دیواره های سلولی قارچها، مخمرها، باکتریها، جلبکهای دریایی، گلسنگها و گیاهان پیدا می شوند.


محققان می گویند که "بتا- گلوکان" می تواند عملکرد دو نوع از سلولهای دفاع ایمنی شامل سلولهای قاتل طبیعی و ماکروفاژها را بهبود بخشد و سیستم ایمنی بدن را تحریک کند.

مطالعاتی که در سال 2004 بر روی گروهی از مدلهای حیوانی به ویژه یک بچه خوک 5 روزه که در معرض ویروس آنفلوآنزای خوکی انجام شد نشان داد که یک دوز روزانه 50 میلیگرم بتا- گلوکان توانست این حیوان را نسبت به گروه کنترل از آلوده شدن به این ویروس حفظ کند.


سالاد کلم پیچ

سالاد کلم پیچ یکی از بهترین منابع ویتامین C است. اما از آنجا که ویتامین C نسبت به گرما بسیار حساس است این ماده خوراکی باید به صورت خام مصرف شود.

در هر 100 گرم کلم پیچ در حدود 120 میلیگرم ویتامین C وجود دارد. پزشکان، مصرف روزانه 90 میلیگرم از این ویتامین را برای مردان و 75 میلیگرم را برای زنان توصیه می کنند.

ویتامین C که همچنین با نام اسید آسکوربیت نیز شناخته می شود یک آنتی اکسیدان است که به پیشگیری از تخریب سلولها به سبب رادیکالهای آزاد پیشگیری می کند.

مشاهدات بالینی نشان می دهد افرادی که رژیم غذایی غنی از این ویتامین دارند به ندرت دچار سرماخوردگی می شوند و در صورت ابتلا به سرماخوردگی، دوره بیماری آنها نسبت به سایر افراد کوتاهتر است.

به نقل از : مهر

behnam5555 03-22-2012 03:55 PM

نابغه های معلول در جهان
 

نابغه های معلول در جهان

آیا می دانید که بسیاری از نوابغ جهان که با آثار و نظریات خود به نوعی جهان ما را تغییر دادند به معلولیت دچار بودند؟ برای آشنا شدند با بعضی از این افراد این مطلب را مطالعه کنید.

معلولیت ، واژه ای است که بیشتر در ذهن ما به معنای یک نقص، مشکل یا ناتوانی معنی می شود. از دست دادن دست، پا یا هر دو، نابینایی، ناشنوایی، یا عقب ماندگی ذهنی هر کدام شکلی از معلولیت است که می تواند مشکلاتی را برای فرد معلول ایجاد کند. اما بسیاری از ما تاکنون این جمله را شنیده ایم که معلولیت محدودیت نیست و بسیاری از معلولین نیز توانسته اند این واقعیت را به اثبات برسانند.

در این نوشته قصد داریم تا شما را با تعدادی از افرادی که به معلولیت خود غلبه کرده اند و توانسته اند به انسانهای معروفی تبدیل شوند آشنا کنیم.


وینست ونگوگ

مسلما نام ونگوگ به عنوان یکی از مشهورترین نقاشان زمان معاصر و نقاشان تمام دوران در ذهن و قلب تمامی علاقمندان به هنر نقاشی ماندگار است. این هنرمند پر استعداد هلندی که در سالهای قرن ۱۹ میلادی میزیست در طول عمر هنری ۱۰ ساله خود بیش از ۹۰۰ نقاشی و ۱۱۰۰ طراحی از خود به جای گذاشت. این هنرمند معروف هلندی از سنین جوانی با افسردگی شدید دست به گریبان بود ولی با وجود رنج بردن از این بیماری توانست تا آثار هنری بدیعی را خلق کند. در نهایت او در سن ۳۷ سالگی و به دلیل شدت گرفتن بیماری افسردگی با سلاحی به سینه خود شلیک کرده و به زندگی خود پایان داد.


بتهوون

کمتر کسی در جهان وجود دارد که کمترین اطلاع در مورد موسیقی داشته باشد و در مورد ” بتهوون ” این موسیقیدان شهیر اتریشی مطلبی را نشنیده باشد.وی که متولد سال ۱۷۷۰ میلادی بود از سال ۱۷۹۶ میلادی شروع به از دست دادن توانایی شنوایی خود کرد. در عین حال و با وجود ضعیف شدن و در نهایت از دست دادن کامل این حس در ۲۵ سال پایانی زندگی این موسیقی دان شهیر در همین سال ها و با وجود تمام مشکلات توانست تعدادی از مشهورترین سمفونی های موسیقی جهان را خلق کند. او نهایتا در سال ۱۸۲۷ درگذشت.


جان نش

علاقمندان به سینما حتما با فیلم ” یک ذهن زیبا” با بازی هنرمند توانا ” راسل کرو” آشنا هستند. این فیلم بر اساس زندگی نامه ” جان نش” ریاضی دان برجسته آمریکایی ساخته شده است. نش ، متولد سال ۱۹۲۸ در ایالات متحده آمریکا یکی از مشهورترین ریاضی دانان قرن بیستم است. وی در سالهای جوانی به تئوری های مربوط به اعداد و روابط حاکم بین آنها علاقمند بود.
وی که تحصیلات خود را در زمینه مهندسی شیمی و ریاضیات آغاز کرد و بورسی برای دانشگاه پرستون دریافت کرد. در سال ۱۹۵۹ او نشانه هایی از بیماری ” پارانویا” و رفتار غیر طبیعی را بروز داد. در تمام این مدت وی این تفکر را داشت که توسط سازمانی مخفی تحت نظر است. وی تا سال ۱۹۷۰ برای چندین مرتبه در بیمارستان روانی بستری شد . در این سال وی کم کم توانست بهبودی پیدا کند و دوباره به فعالیتهای علمی خود بپردازد . وی نهایتا در سال ۱۹۹۴ موفق شد تا جایزه اسکار در رشته علوم اقتصادی را کسب کند.


کریستی برون

این نویسنده ، نقاش و شاعر ایرلندی یکی از نوابغ جهان هنر است. او که در سال ۱۹۳۲ در یک خانواده کاتولیک ایرلندی به دنیا آمد از نوعی عقب ماندگی مغزی رنج می برد و نمی توانست به خوبی از اعضای بدن خود استفاده کند. او به نوعی شخصی کاملا فلج بود و حتی توانایی صحبت کردن را نیز نداشت. با تلاش های مادر او وی کم کم توانست بتواند با دیگران ارتباط برقرار کند. در سن ۷ سالگی او با کمک پای چپ خود می نوشت و از آن طریق با انسانهای اطراف خود ارتباط داشت. او در سالهای بعد موفق شد رمان ” پای چپ من” را بنویسد که به نوعی داستان زندگی خود او بود و فیلمی به همین نام نیز از زندگی او ساخته شد و جایزه اسکار را برنده شد.


استیفن هاوکین

به نوعی می توان هر روز زنده ماندن این فیزیک دان انگلیسی را یک رکورد به حساب آورد. هاوکین که متولد ژانویه سال ۱۹۴۲ است از یک نوع سندرم خاص به نام ” ALS ” رنج می برد. او که از سن ۲۱ سالگی به این سندرم دچار شده است کم کم کنترل دستها ، پاها و کلیه اعضای بدن خود را نیز از داد و نهایتا صدای وی نیز قطع شد. از سال ۲۰۰۹ به این سوی وی کلا فلج شده است. وی صاحب نظریات بسیاری در خصوص علم فیزیک و مسائل مربوط به پیداش جهان ، چاله های سیاه و انفجار بزرگ است.


هلن کلر

این بانوی آمریکایی به نوعی تعجب همگان را دنیا برانگیخت. هلن کلر، متولد سال ۱۸۸۰ میلادی به صورت مادرزادی نابینا و ناشنوا بود . روش و زحماتی که معلم کلر ” آنی سلیوان” برای آموزش به وی به انجام رساند در جهان به شهرت رسید و در بسیاری از کتابهای و فیلمهای سینمایی به آن پرداخته شد. او به هلن آموخت که کلمات را در کف دست هیجی کند و از این طریق با دیگران ارتباط برقرار کند. او اولین فرد نابینا و ناشنوایی بود که توانست مدرک خود را در رشته هنر کسب کند و تبدیل به یک فعال اجتماعی در کشور خود شد. او به ۳۹ کشور مختلف جهان سفر کرد و تبدیل به چهره ای شناخته شده در جهان بدل شد.


behnam5555 03-22-2012 03:58 PM

سگ یوگا کار !
 

سگ یوگا کار !

یوگا ورزشی جسمی و روانی(فکری) می‌باشد که در شبه قارهٔ هند و توسط هندوها بوجود آمده‌است. ریشه یابی دقیق این ورزش که توسط چه شخصی و دقیقآ چگونه بوجود آمده کمابیش ناممکن است چرا که تاریخ شکل گیری یوگا به سالهای بسیار دور برمی گردد.

ورزش یوگا آنقدر محبوب شده است که پا از محدوده انسان ها فرا گذاشته و در حال رواج میان برخی از حیوانات مثل سگ هاست …





behnam5555 03-22-2012 04:03 PM

ایرانیان بیشتر به کجا سفر می کنند؟
 

ایرانیان بیشتر به کجا سفر می کنند؟

سفر، از جمله ضروریات زندگی هر انسانی است و بهترین راه حل برای دور شدن از استرس ها و فشارهای کاری روزانه است و چه فرصتی بهتر از تعطیلات سال نو برای نو شدن، تازه شدن و پخته شدن.

به گزارش بانکی دات آی آر، بسیاری از هموطنانی که از تمکن مالی بهتری برخوردارند، ترجیح می دهند تعطیلات خود را در کشورهای دیگر بگذرانند و از این فرصت نهایت استفاده را ببرند.

در مجموعه گزارش هایی که پیش روی شماست، سعی می کنیم شما را با دیدنی های شهرها و کشورهایی که بیشترین مهمانان ایرانی را می پذیرند، آشنا می کنیم.
اولین مقصد ما امیر نشین دبی در امارات متحده عربی است.
امارت دبی که دومین امارت بزرگ از هفت امارت کشور امارات متحده عربی بعد از ابوظبی و پرجمعیت ترین آنها نیز هست، برخلاف دیگر امارت ها تنها ۶ درصد درآمد خود را از نفت به دست می آورد و بقیه آن را مدیون منطقه آزاد جبل علی، گردشگری و سایر صنایع خود است.
اماکن دیدنی دبی از بیابان تا پیست اسکی تنوع دارد و اماکن زیادی را می توان در این امیرنشین عربی دید که ما در این گزارش به بخشی از آنها اشاره می کنیم:
۱٫ برج خلیفه یا برج دبی



این برج با ۱۶۳ طبقه قابل استفاده و ۸۲۸ متر ارتفاع، در حال حاضر بلندترین سازه و آسمان‌خراش ساخته شده به دست انسان ‌است. ساخت این برج از ژانویه‌ی ۲۰۰۴ آغاز شد و در روز چهارم ژانویهٔ ۲۰۱۰ گشایش یافت.
نمای برج خلیفه از ۲۴،۳۴۸ شیشه تشکیل شده است. برای تمیز کردن این شیشه‌ها با استفاده از شیارهایی که به صورت افقی در طبقات ۴۰، ۷۳ و ۱۰۹ تبیعه شده ۲ تا ۳ ماه طول می‌کشد.
در بیرون برج فواره‌ای با هزینه‌ی ۲۱۷ میلیون دلار به طراحی شرکت WET Design قرار دارد. این فواره ۲۷۵ متر طول دارد و قادر به پرتاب آب به ارتفاع ۱۵۰ متری است. همچنین دارای ۶۶۰۰ لامپ در ۵۰ رنگ مختلف است.
این برج مجموعه ای از ترین ها از جمله بلندترین سازه ساخت دست بشر، بلندترین استخر شنا، بلندترین مسجد جهان، بلندترین رستوران جهان، بلندترین آتش بازی سال نو، سریع ترین آسانسور، بیشترین مساحت طبقات در بین ساختمان های جهان غیره را دارد.
۲٫ سیتی سنتر



این مرکز با زیر بنایی حدود۳۷۰ هزار متر مربع و با بیش از ۳۰۰فروشگاه و ۱۳رستوران و کافی شاپ از بزرگترین و اصلی ترین مرکزخرید در دبی و خاورمیانه می باشد.
شعبه بسیار وسیع هایپرمارکت کارفور و فروشگاه بزرگ ایکیا (اسباب و اثاثیه منزل) و ۱۱ سالن سینمای ساین استار از جمله شاخص ترین و بزرگترین بخش های این مرکز می باشند.
سرزمین جادویی ( Magic Planet ) نیز با داشتن انواع وسایل بازی از جمله جدیدترین بازیهای ویدئویی و کامپیوتری از قسمت های جذاب این مرکز برای کودکان و نوجوانان و البته بزرگسالان می باشد. درکنار این قسمت، بخش بزرگ عرضه غذاهای Fast food قرار دارد که درفضایی زیبا بصورت یک میدان بزرگ، میزبان خریداران خواهد بود
ساختمان هتل معروف سافیتل(متعلق به همین مرکز)،ساختمان ۱۱ طبقه اداری و نمایشگاه اتومبیل های تویوتا و لکسوس نیز از جمله سایربخش های این مرکز می باشند.
امارات مال، میدان عبدالناصر (بنی یاس)، مرکاتو، ابن بطوطه و غیره از دیگر مراکز خرید بزرگ در دبی هستند.
۳٫ پیست اسکی دبی



این پیست در امارات مال در جاده شیخ زائد قرار دارد و در هر چهار فصل سال پذیرای حداکثر ۱۵۰۰ مهمان است. دارای ۵ دور با ارتفاع و شیب متفاوت است که طولانی‌ترین دور ‌آن، ۴۰۰ متر با سقوطی بیش از ۶۰ متر می‌باشد.
علاقه مندان به ورزش های زمستانی می توانند از اسکی کردن و اسنوبورد در این پیست اسکی لذت ببرند. خانواده ها نیز می‌توانند به طور یکسان در پارک برفی دوطرفه‌ بزرگ که به مساحت ۳۰۰۰ مترمربع، بزرگترین پارک برفی سرپوشیده در جهان است، تفریح کنند.
این پیست با دمای بین منهای ۱ تا منهای ۲ درجه سانتی گراد، ۲۲ هزار و ۵۰۰ متر مربع فضای پوشیده از برف دارد و معادل سه زمین فوتبال است.
۴٫ مسجد جمیرا



این مسجد از زیباترین و معروفترین مسجدهای شهر دبی می‌باشد. این مسجد دارای یک گنبد زیبا به ارتفاع ۱۶ متر و دو مناره به طول تقریبی ۴۰ متر و یک منبر بسیار زیبا و مجلل که نمونه ای از معماری نوین می‌باشد است .
تصویر این مسجد به عنوان سمبلی بر روی اسکناسهای ۵۰۰ درهمی چاپ شده است. در نماسازی این مسجد از سنگهای بسیار ممتاز به رنگ کرمی مایل به صورتی استفاده شده .
این مسجد به ویژه در زمان غروب آفتاب و شب (به دلیل چراغانی و نورپردازی بسیار زیبای آن) بسیار دیدنی و جذاب است .
۵٫ جزایر پالم



جزایر پالم‌ جزایر مصنوعی در دبی،در امارات‌ متحده عربی هستند .این جزایر بزرگترین پروژه‌های احیاء زمین در جهان به شمار می‌آیند که در آنها، بزرگترین جزایر مصنوعی جهان احداث خواهد شد. این جزایر توسط املاک نخل احداث گردید.این جزایر پالم‌ جمیرا‌، پالم‌ جبل‌ علی و پالم دیره‌ نام دارند.
این جزایر توسط شیخ محمد بن راشد آل مکتوم‌ به منظور افزایش میزان جهانگردی دبی راه‌اندازی شدند. هر جزیره به شکل یک درخت نخل خواهد بود که یک هلال ماه در بالای آن قرار دارد و تعداد زیادی مراکز مسکونی، تفریحی و سرگرمی را در خود جای خواهد داد.
جزایر پالم دور از ساحل امارات متحده عربی در خلیج فارس واقع هستند و ۵۲۰ کیلومتر ساحل را به شهر دبی اضافه خواهد کرد.
۶٫ تور اتوبوس دو طبقه



این اتوبوس ها هر یک ساعت و نیم یکبار از مقابل مرکز خرید وافی در منطقه بردبی حرکت می کنند و در طول مسیر در نقاط مختلفی توقف های کوتاهی دارند.
دیدارکنندگان از دبی می توانند مناظر شهر را از طبقه دوم این اتوبوس های دوطبقه مشاهده کنند. این اتوبوس ها دارای ۴۴ صندلی در طبقه بالا و ۲۸ صندلی در طبقه پایین هستند. چشم انداز شهر از طبقه دوم این اتوبوس ها که تقریبا سرباز نیز هستند، بسیار جالب است.
۷٫ وایلد وادی



وایلد وادی بزرگترین پارک مدرن آبی در خاورمیانه به شمار می آید .این پارک از ۳۰ مسیر و جاذبه های تفریحی که چهاده تای آن به یکدیگر راه دارد تشکیل شده است.
.مسیر مورد علاقه بازدید کنندگان جمیره سیره است که دارای ۳۳ متر ارتفاع است که سرعت آب در آن به ۸۰ کیلومتر در ساعت میرسد .حوله و صندوق نگهداری اسباب با حداقل هزینه جهت اجاره در دسترس عموم است .
۸٫برج العرب



ارتفاع این هتل ۳۲۱ متر است و جزء منحصر بفرد ترین هتل های دنیا است. این هتل در دریا بر جزیره مصنوعی در فاصله ۲۸۰ متری از ساحل خلیج فارس قراردارد که فقط از طریق راهی منحنی شکل به شهر می رسد .
این هتل اتاق های معمولی ندارد بلکه متشکل از ۲۰۲ سوئیت دوبلکس است .کوچکترین سوئیت آن ۱۶۹ مترمربع وبزرگترین آن ۷۸۰ متر مربع است و یکی از گرانترین هتل های دنیا می باشد .
یکی از رستورانهای این هتل به نام المنتهی به معنی بلندترین در ارتفاع ۲۰۰ متری از سطح خلیج فارس قراردارد با آسانسور پانورما قابل دسترسی است .
۹٫ پارک ساحلی جمیرا


http://www.mihansky.com/wp-content/u.../2012/03/9.jpg

ساحل طولانی این پارک بسیار تمیز می باشد. در کنار ساحل و درامتداد آن درختان نخل بی شماری قرار دارد که سایه سار زیبایی برای شناگران و سایر بازدیدکنندگان از این پارک فراهم نموده است.

این پارک با وسعتی در حدود ۱۲ هکتار در خیابان ساحلی جمیرا واقع گردیده است. این پارک بسیار محبوب می باشد. دریای لاجوردی،درختان نخل، یک ساحل طویل و باریک، باغ ها و چمنزارهای زیبا ووسیع، محیط دلپذیری را برای سکنه و گردشگران بوجود آورده است.
پارک صفا، بارک واندرلند، باغ وحش دبی و غیره از دیگر اماکن تفریحی این شهر می باشند.
۱۰٫ محله بستکیه



نام محله‌ای بسیار قدیمی و تاریخی در دبی و امارات متحده عربی است. بنای این محله توسط ایرانیان مهاجر ازشهرستان بستک در استان هرمزگان ساخته شده است.
محله قدیمی بستکیه در مجاور دبی در منطقه بردبی و در خیابان فهیدی قرار دارد. خانه هایی با معماری قدیمی، کوچه های باریک و بادگیرهای مرتفع، نشان دهنده زندگی مردم قدیمی دبی است .
از این بادگیر ها برای خنک کردن منازل استفاده می شده است. حکومت دبی اکنون در حال مرمت این محله می باشد تا از آن بعنوان یک دهکده توریستی استفاده نماید .


منبع : Banki

behnam5555 03-22-2012 04:07 PM

عجیب ترین تولدهای جهان
 

عجیب ترین تولدهای جهان
هر روز انسان های زیادی در به دنیا می آیند. در اکثر موارد این تولد در بیمارستانهای مجهز و با مادرانی با بازه سنی مشخص رخ می دهد و در نهایت اکثر کودکانی که به دنیا می آیند دارای وزن و اندازه تقزیبا ثابتی هستند. در عین حال در این میان داستانهای عجیبی در مورد تولد وجود دارد که در این مطلب به بعضی از آنها خواهیم پرداخت.



پیرترین مادر جهان

در این مورد عجیب یک زن هندی به نام ” راجو دوی ” در سن ۷۰ سالگی و به کمک درمان و روش ” IVF ” توانست که صاحب فرزندی شود. وی که ۵۰ سال قبل در سن ۲۰ سالگی ازدواج کرده بود در سال ۲۰۰۸ میلادی صاحب فرزند شد. وی و همسر ۷۲ ساله اش در طول این سالها بسیار تلاش کرده بودند تا صاحب فرزندی شوند اما این تلاش ها ناموفق بود تا این که با استفاده از روش ” IVF ” وی توانست تا صاحب فرزند دختر سالمی شود.


نابالغ ترین نوزاد جهان

بحث تولد پیش از موعد مقرر در دنیا مسئله تازه ای نیست و در بسیاری از موارد مادران زودتر از مدت ۹ ماه مورد نظر کودک خود را به دنیا می آورند. در این میان رکوردار نابالغ ترین نوزاد متولد شده مربوط به یک زوج کانادایی است که در سال ۱۹۸۷ میلادی در اوتاوای کانادا متولد شد. این نوزاد در هنگام تولد تنها ۲۱ هفته و ۵ روز از زمان تشکیل جنین شدنش می گذشت و وزنش در هنگام تولد تنها ۴۸۲ گرم وزن داشت و تقریبا هیچ کس تصور نمی کرد که وی زنده بماند. برای بهتر درک کردن این شرایط باید بگوییم که تنها ۱۰ درصد کودکانی که پس از ۲۲ هفته به دنیا می آیند زنده می مانند. در تصویر فوق او را در سن ۲۰ سالگی به همراه پدر و مادرش می بینید.


سبک ترین نوزاد جهان

سبک ترین نوزاد جهان در ایالت فلوریدای آمریکا به سال ۲۰۰۷ میلادی متولد شد. ” آمیلیا سونجا تیلور ” پس از ۲۱ هفته و ۶ روز مدت بارداری مادرش به دنیا آمد و در هنگام تولد تنها ۲۸۳ گرم وزن داشت. در این شرایط بسیاری از کارشناسان و متخصصین شانسی را برای بقاء این کودکان قائل نیستند. اما باید اعتراف کرد که دختر کوچک داستان ما توانست به خوبی مقاومت کند و امروز نیز در نهایت سلامت در حال زندگی کردن است.


تولد بر روی درخت

در سال ۲۰۰۰ میلادی یک کودک در کشور آفریقایی موزامبیک بر روی درخت متولد شد. مادر ۷ ماهه باردار این کودک برای درامان ماندن از جریان سیل مجبور می شود تا با رفتن به بالای دختر جان خود را از خط حفظ کند. وی به مدت ۴ روز بدون آب و غذا در بالای درخت باقی می ماند و در روز چهارم کودک وی متولد می شود. در همین حین و مدتی کوتاهی پس از به دنیا آمدن نوزاد یک بالگرد ارتش آفریقای جنوبی که برای کمک به منطقه اعزام شده بود این مادر و کودک را نجات می دهد.


چاق ترین نوزاد

بر اساس آماری و عددی که در کتاب رکوردهای جهانی گینس ثبت شده است ، چاق ترین نوزاد جهان در سال ۱۹۵۵ میلادی در کشور ایتالیا متولد شده است. این نوزاد که یک پسر بوده است وزنی در حدود ۱۰ کیلو و ۲۰۰ گرم در هنگام تولد داشته است. اطلاعات بیشتری در مورد این کودک منتشر نشده است. دومین کودک سنگین وزن متولد شده نیز اخیرا در کشور اندونزی متولد شده و وزنی در حدود ۸ کیلو در هنگام تولد داشته است. هویت این کودک نیز فاش نشده است.


5 قلوهای همسان

کودکانی که اصطلاحا به صورت ” چند قل ” متولد می شوند به دو صورت همسان و غیر همسان هستند. در یک اتفاق نادر در کشور کانادا به سال ۱۹۳۴ میلادی مادری در یک زایمان ۵ دختر همسان را به دنیا آورد. بعد از این که این کودکان به سن ۹ ماهگی رسیدند دولت کانادا سرپرستی این ۵ کودک را به عهده گرفت و تا سن ۹ سالگی این کودکان را در یک مجموعه اختصاصی نگاه داری کرد.
در این مدت این کودکان به سوژه ای برای بسیاری از خبرنگاران و توریستهای کنجکاو تبدیل شده بودند . پس از این مدت سرپرستی این کودکان به خانواده هایشان برگردانده شد اما باید گفت که این کودکان به دلیل دور بودن از خانواده در دوران کودکی آسیبهای روحی فراوانی را متحمل شدند. آناتا ، سیسیلی ، امیلی ، ماریا و یوونی به نوعی تبدیل به معروف ترین خواهران کانادایی تبدیل شدند. امروزه ۳ خواهری که هنوز زنده هستند در یک خانه در کنار یکدیگر زندگی می کنند.

م: باشگاه خبر نگاران

behnam5555 03-22-2012 04:21 PM



بهترین مترجم آن است که بتواند سکوت را ترجمه کند....


behnam5555 03-22-2012 04:49 PM

متن سنگ قبر بزرگان
 
متن سنگ قبر بزرگان

متن سنگ قبر فروغ فرخزاد
من از نهایت شب حرف میزنم
من از نهایت تاریکی
واز نهایت شب حرف می زنم
اگر به خانه من آمدی برای من م
ای مهربان چراغ بیارو یک دریچه
که از آن به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم

متن سنگ قبر کوروش کبیر
ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی
میدانم خواهی آمد
من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم
بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

متن سنگ قبر فریدون مشیری
سفر تن را تا خاک تماشا کردی
سفر جان را از خاک به افلاک ببین
گر مرا می جویی
سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

متن سنگ قبر فردین
بر تربت پاکت بنشینم غمناک
کوهی زهنر خفته بینم در خاک
از روح بزرگ هنریت فردین
شاید مددی به ما رسد از افلاک

متن سنگ قبر بابک بیات
سکوت سرشار از ناگفته هاست

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی
در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

متن سنگ قبر حافظ
بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

متن سنگ قبر شاپور
قلبم پر جمعیت ترین شهر دنیاست.

متن سنگ قبر سهراب سپهری
به سراغ من اگر می آیید
نرم و آهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

متن سنگ قبر منوچهر نوذری
زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

متن سنگ قبر وینستون چرچیل
من برای ملاقات با خالقم آماده ام
اما اینکه خالقم برای عذاب دردناک ملاقات با من آماده باشد چیز دیگریست

متن سنگ قبر اسکندر مقدونی
اکنون گور او را بس است
آنکه جهان اورا کافی نبود

متن سنگ قبر نیوتن
ظبیعت و قوانین طبیعت در تاریکی نهان بود
خدا گفت بگذار تا نیوتن بیاید…
و همه روشن شد

متن سنگ قبر لودولف کولن (ریاضی دان)
3/14156235358979323 8462633862279088

متن سنگ قبر فرانک سیناترا(بازیگر و خواننده)
بهترین ها هنوز در راهند
انسانهای بزرگ واقعا” بزرگند

متن سنگ قبر ویرجینیا وولف (نویسنده)
در برابرت خود را پر میکنم از فرار نکردن
ای مرگ.


behnam5555 03-24-2012 08:00 AM

سه شعر از: استاد شفیعی کدکنی
 

سه شعر از: استاد شفیعی کدکنی

http://khabaronline.ir/images/2010/9/img_2124.jpg
بار امانت
آن صداها به کجا رفت؟
صداهای بلند
گریه ها قهقهه ها
آن امانت ها را
آسمان آیا پس خواهد داد؟

پس چرا حافظ گفت
آسمان بار امانت نتوانست
کشید
نعره های حلاج
بر سر چوبه ی دار
به کجا رفت کجا؟
به کجا می رود آه
چهچه گنجشک بر
ساقه ی باد
آسمان آیا
این امانت ها را
باز پس خواهد داد؟

http://www.khabaronline.ir/images/2011/2/khabar.jpg

سفر نامه


از یادها برهنه و در بادها
دوان
همپای و پویه ی نفس گرم
آهوان
می کوچم از رهایی در
چشم کوچه ای
کانجا سراچه ها همه
لبریز هجرت اند
و آواز را به خاک فرو رفته
زانوان
خاموش مانده بودم یک
چند
زیرا
از خشم
در شعرهای من
دندان واژه ها
به هم افشرده می شد
آه
ناگاه
ترکید بغض تندر
در صبر ابرها
پاشید خون صاعقه
بر سبزه ی جوان
جایی که نان گرسنه شد و
آب تشنه ماند
شمشیر در نخاع سحرگه
نهاده اند
در جاد های صبحدم
این جمع جادوان
* *
در لحظه ای که کج شد
فریادها
همه
در زیر ثقل شب
ناگاه
برگ لاله برون آمد از
محاق
آن گاه
دیدم
مشتی طلوع کامل بر آبها
روان

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:A...GNpei8V-4YOmBC

زندگی نامه ی شقایق


زندگی نامه ی شقایق چیست؟

رایت خون به دوش وقت
سحر
نغمه ای عاشقانه بر لب
باد
زندگی را سپرده در ره
عشق
به کف بادها و هرچه باداباد!


behnam5555 03-24-2012 08:13 AM

میر نوروزی
 

میر نوروزی

http://www.tabnak.ir/files/fa/news/1.../78070_955.jpg

یکی از مراسم کهن نوروز در کردستان

مردم آزاده و سنت پرست کردستان قرنهاست که در اغوش دره ها و دامنه های سرسبز و خرم در کنار رودخانه ها و چشمه سارهای پر آب و روان در پیچ و خم سلسله کوههای سر به اسمان کشیده مکری ارارات و زاگرس زندگی می کنند .
هر گوشه ای از دهات و شهرهای کردستان یا هندوستان ایران زمین را بگردیم با هزاران راز و نکته غیر مکشوف بر می خوریم شهری که داریم در باره یکی از سنتهای نیمه فراموش شده ساکنین ان بحث می کنیم مهاباد امروز ساوجبلاغ مکری دیروز و شهر ویران سابق است که بطلیموس به عنوان یکی از شهرهای مادی بنام داروشا از آن یاد کرده است و رولنسن آن را با دارایاس تطبیق نموده و یکی دانسته است .
شهر زیبای مهاباد ، مرکز کردستان مکری ، با یک سلسله مشخصات برجسته زنده از قدیم الایام جلب توجه محققین و سیاحان و مسافرینی که از این سامان گذاشته اند کرده است . جشنهای ملی در کردستان و مخصوصآ در مهاباد همیشه با شوق و شور و شعف و شادی فراوانی برگزار می شود ، کردان به اعیاد مذهبی هم رنگ محلی و ایرانی داده و با شکوه و شادمانی بیشتر از سایر مسلملنان آن جشنها را برگزار می کنند از آن جمله به دیدن یکدیگر می روند و برای تجلیل و احترام این روزهای گرامی تشریفات و ترتیبات خاص قائلند ولی یکی از مهمترین جشنهای تفریحی و عمومی کردان بویژه در شهرستانهای مهاباد و بوکان و حومه بنام "میر میرین " که مراسم جشن امیر بهاری در سایر صفحات کردستان میان قاطبه کردان از آن جمله میان کردان خراسان که اصالت ایرانی و خصایل نیاکان خود را به خوبی حفظ کرده اند نیز معمول است .
از قدیم الایام جشن امیر بهاری (میر نوروزی ) در شهر مهاباد و بوکان و حومه معمول بوده و هست اهالی از میان خود یک مرد عامی را به امارت و حکومت موقتی انتخاب می کرده اند به قرار معمول در زمانهای پیشین امیران و حکام وقت ، محض تابعیت سنت عمومی ، در آن چند روزه خود را بر حسب ظاهر از امارت و حکومت خلع می کرد ه و نام حکومت و امارت را با جمیع لوازم ظاهری آن از فرمانروایی مطلق و اطاعت عموم عمال دیوان و اوامر و نواهی به امیر بهاری واگذار می کرده اند. اعیان و اشراف لباسهای عالی و جواهر نشان ، تاج مکلل به گوهرهای قیمتی ، کمربند و بازوبند شاهانه ، اسب و چکمه و مهمیز و شمشیر و خنجر و اسلحه های گرانبهای خود را در اختیار امیر بهاری می گذاشتند و اهالی شهر هم هرچه اسب و قاطر و زر و زیور و وسایل تزئینات و تشریفات داشتند برای اجرای مراسم جشن به عنوان امانت در اختیار هیئت مدیره امیر بهاری می گذاشته اند .
در نخستین چهارشنبه سال در یکی از میدانهای بزرگ شهر یا آبادی ، امیر بهاری در حالیکه تاج مکلل و یکدسته گل گزیزه و پر طاووس بر سر داشت و بالای سرش پرچم و چتر بر می افراشتند با طلوع آفتاب بر مسند امارت می نشست .
سپس مرد گوپال زیوین خود را به پیشگاه میر بهاری می رساند و تعظیم کنان کسب اجازه می کرد تا وزیر و گزیر و خدمتگزاران آستانه امیر بهاری را معرفی کند ، امیر بهاری اجازه می فرمود و گوپال زیوین ، کهن وزیر وفادار ، وزیر دست راست ، وزیر دست چپ ، گزیر ف میرزا و خدمتگزاران را معرفی می نمود .
اعضاء تشکیلات امیر بهاری به قرار زیر است
1- امیر بهاری
2- کهن وزیر که گهگاگی برای حل معضلات و مشکلات با او مشاوره می کرده اند و معمولآ پیران شوخ و بذله گو را برای این سمت انتخاب می کردند .
3- وزیر دست راست که از طرف امیر بهاری احکام معتدل و منطقی و قابل اجرا صادر می کرده است .
4- وزیر دست چپ که از طرف امیر بهاری معمولآ احکام مسخره و عجیب ، فرامین خلاف توازن اخلاقی و غالبآ غیر قابل اجرا صادر می کرده است .
5- میرزا عبارت از یک نفر باسواد بود که در دستگاه امیر بهاری سمت دبیری دااشت .
6- فراشان و خدمتگزاران که تعداد آنان معلوم نبوده ولی وظایف آنان معین بوده است
7- دسته خنجر زنان یا جلادان که غالبآ لباس سرخ می پوشیده اند
8- مرد گوپال زیوین که چنانکه معرفی شد مردی بود که یک کوپال سیمین بزرگ در دست داشته و مامور ابلاغ فرمانهای امیر بهاری بوده است
9- دسته موزیک تمام هنرمندان و نوازندگان افتخارآ در دسته موزیک انجام وظیفه می نموده اند و گاهی تعداد آنان به 25 نفر می رسیده است
10- آوازخوانان و سرود خوانان و چرگران ، گاهی به صورت دسته جمعی و گاهگاهی نوبتی و گاهی هم بصورت مشاعره آواز می خواندند ، تعداد آوازخوانان و چرگران گاهی بیش از صد نفر بوده است .
11- وشکه رن کة غالبآ لباس او را از پوست حیوانات از قبیل شیر و پلنگ و اگر به دست نمی آمد از پوست گوسفند درست می کرده اند دهها زنگوله کوچک به لباسش آویزان بود به شانه ها و سینه اش آینه نصب می کردند کاله شمامه بندی یا کلاش به جای کفش می پوشید انواع حرکات و سکنات و اطوار مسخره را در می آورد و به هر کس هرچه دلش می خواست می گفت به غیر از شخص امیر بهاری که از متلک های جالب و احیانآ زننده او معاف بود .
به مجرد جلوس امیر بهاری ،قاطبه اهالی شهر و اطراف برای تبریک و تهنیت و شرکت در جشن شادمانی عمومی ، که یک وظیفه اجتماعی و ملی بود شرفیاب پیشگاه امیر بهاری می شدند . بله محض اعلام اطاعت و انقیاد قاطبه اهالی ، امیر بهاری با دستجات نگهبانان خود که گهگاهی از چند هزار مرد مسلح تجاوز می کرده است با جلال و شکوه تمام در حالی که سکنه را بدنبال داشت بعنوان کاروان شادی در کوچه های معتبر شهر و بازار و روستا گشتی می زد در حالیکه بازار به کلی تعطیل می شد ، برای عزل امیر و یا حاکم واقعی به نزد او میر فت .
جشن امیر بهاری بویژه در مهاباد ، به کرات موجب برانگیختن احساسات مردم علیه حکام ناصالح بوده و سکنه شهر با استفاده از موقعیت ، امیر یا حاکم حقیقی را کتک کاری کرده و یا کشته اند ، از این رو در این اواخر امیر بهاری ( میر نوروزی) به توسط سربازان و نمایندگان حکام که مامور جلوگیری از تجاوز و تخطی از حدود شوخی هستند همراهی می گردد .
آنگاه امیر بهاری در حالیکه پرچم فیروزی امارت بهاری را بر می افراشت به مقر خود بر می گشت و بر مسند امارت خود می نشست و به شکایات مردم رسیدگی ! و همچنین مسخره ترین دعاوی را قضاوت می کرد .
گنهکاران را که عبارت بودند از دروغ گویان ، ربا خواران ، فتنه بر انگیزان ، عناصر مادی ، لئیم و مهمان ناپذیر بودند به عناوین خیلی مسخره ای به مردم معرفی و محکوم به مجازات و ادای جریمه نقدی می کرد و اغلب چند تازیانه هم حلال جانشان می کردند منتهی در جرایمی که تعیین مشد یک صدم آن اخذ می گردید و اشخاصی که جلب یا احضار می شدند محض متابعت سنت عمومی چندین برابر جریمه را می پرداختند و هدایای قابل توجهی را هم به عنوان احترام به دستگاه امیر بهاری تقدیم می کردند .
احکام جالبی که بوسیله وزیر دست راست و چپ صادر می گردید
طبق فرمان امیر بهاری حاکم باید زندانیان بی گناه را آزاد کند ، خانواده هایی که با هم اختلاف دارند طبق بر طبق دستور امیر بهاری فوری آشتی نمایند ، ثروتمندان باید ذکات خود را مطابق شرع به فقرا بدهن ، فردا باید بر روی رودخانه پلی عالی ساخته شود ، هر کس از این فرامین سرپیچی کند طبق امر امیر بهاری به ده ضربه شلاق و یک روز زندان محکوم خواهد شد .
وزیر دست چپ هم این احکام را صادر می کرد : بنام امیر بهاری دستور میدهد که باید تمام مردان نصف سبیلشان را بتراشند وگرنه فردا کسانی که از این دستور شانه خالی کرده اند گوششان بریده خواهد شد ، حاکم شهر موظف است تا فردا صبح کاخی از سنگ مرمر بنا کند و گرنه باید شهر را برای همیشه ترک کند ، از امروز تا فردا کلیه جوانان از 13 سال به بالا باید زن بگیرند و گرنه اجبارآ با یک پیرزن هشتاد ساله ازدواج نمایند ، بر طبق فرمان امیر بهاری کلیه شهرنشینان فردا باید به دهات نقل مکان کرده و دهاتی ها به شهر بیایند و...
بعد از چند روز امارت ،امیر بهاری قصد سیر و سفر می کرد و به یکی از سیاحتگاههای عمومی می رفت ، علاوه از کارگزاران و خدمتگزاران و وابستگان امیر بهاری اکثر جوانان و هنرمندان اهل حال در رکاب امیر بهاری به گردش و تفریح می رفتند و از پولی که جمع آوری می کردند برای مستحق ترین جوانان غالبآ زن می گرفتند و هفت شبانه روز رقص و پایکوبی و شادی می کردند ، در آن ایام تفریح انواع مسابقات فنی ، ذوقی و ورزشی از قبیل تیراندازی ، اسب سواری ، کشتی و، موسیقی و آوازه خوانی را انجام می دادند بعد از انجام مسابقات و هنرنماییها به شهر مراجعت می کردند .
سقوط امیر بهاری : شگفت انگیز تر از انتخاب امیر بهاری سقوط آن بود زیرا امیر بهاری به محض خندیدن و یا صحبت کردن با یک نفر غیر از وزیران و مرد کوپال سیمین مفتضحانه عذل میشد ، علی الخصوص هنگامی که مردم مصمم به پایان دادن جشن بودند بیشتر فشار می آوردند و دلقک مسخره گریهایی میکرد که امیر را بخنداند ، امیر هم که متوجه امر می شد و می فهمید که حکومت او محکوم به زوال و به یک لبخند بسته است از ترس نتایجی که این خنده در برداشت خود را به محل امنی ، خانه یکی از محترمین میر ساند و ناگهان در یک فرصت مناسب در میرفت و با تحصن در خانه شخص قابل احترام خود را از مهلکه دور میکرد ، این نکته را یادآور می شود که اگر امیر بهاری در نقشه خود یعنی پناه بردن به یکمامن محفوظ شکست می خورد به دست جماعت متبوعش چنان مفتضح و رسوا می شد و مورد توهین و کتک کاری قرار میگرفت که سهل است لذات دوران امارت را فراموش می کرد اصولآ هرگز هوس امیر شدن و حکمفرمایی چند روزه را به قلب خود راه نمیداد و بدین صورت امارت صوری و کوتاه امیر بهاری به پایان می رسید و کارها باز به مجار عادی خود بر می گشت به قول ژاک دومرگان در سابق رژه امیر بهاری بسیار اعجاب آورتر از عصر ما بوده است : تمامی کردها جوشن و زره و کلاه خودآهن و نیزه های بلند در دست داشتند ، اما امروزه این سلاحهای تزئینی جای خود را به اسلحه های آتشین داده و جشن شکل و قیافه باستانی و اصلی خود را از دست داده است .
ژاک دومرگان که در سال 1890 برای تحقیقات جغرافیایی به مهاباد ۀآمده بود در مورد امیر بهاری تحقیقاتی کرده و می گوید علی رغم تحقیقات محلی من نتوانستم اصل و منشاء این رسم را بشناسم در پاسخ سوالات من جواب دادند که پدران ما آن را از پدران پدران خود گرفته اند ، منشاء آن هرچه باشد جشن عجیبی است و امر انتخاب یک رئیس در تمامی منطقه کمتر از آن عجیب نیست ، کلیه اهالی مکری با عشق و علاقه در اینمراسم شرکت نموده و تفریح می کنند در حقیقت ، این زمان امارت امیر بهاری ، بمنزله کارناول مکری است .
این سنت کهن ایرانی ، جشن میر نوروزی ، دیر زمانی است که در کردستان و خصوصآ میان کردهای مکری معمول بوده و هست ولی در این اواخر از سال 1315 شمسی به بعد این جشن در شهر مهاباد برگزار نمی گردید و این رسم باستانی داشت فراموش می شد که ناگاه مردم در سال 1324 شمسی مجددآ در مهاباد جشن امیر بهاری را با شکوه و جلال خاصی برپا کردند و امیر بهاری مدت پانزده روز در مهاباد امارت کرد ، با وجود قدرتهایی که در کمین بودند امیر نوروزی ایجاد هیچگونه بی نظمی ننمود و جریان جشن از شکل و حدود بازی عمومی تجاوز نکرد و جشن امیر بهاری در محیط آرام و گرم و صمیمانه ای برگزار گردید .


برگرفته از کتاب آداب و رسوم کردان نوشته ملا محمود بایزیدی ترجمه عزیز محمد پور داشبندی


behnam5555 03-24-2012 03:04 PM

یک مناظره ی شعری زیبا...
 


یک مناظره ی شعری زیبا...

یه مناظره ی شعری زیبا از سه تن از شاعران در مورد یک شعر که برایم جالب بود و آن را برایتان گذاشتم ، امیدوارم خوشتان بیاید:

شعر اول رو حمید مصدق گفته بوده که فکر کنم همه خوندن یا شنیدن :


تو به من خنديدي و نمي دانستي
من به چه دلهره از باغچه همسايه سيب را دزديدم
باغبان از پي من تند دويد
سيب را دست تو ديد
غضب آلود به من كرد نگاه
سيب دندان زده از دست تو افتاد به خاك
و تو رفتي و هنوز،
سالهاست كه در گوش من آرام آرام
خش خش گام تو تكرار كنان مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چرا باغچه كوچك ما سيب نداشت



بعدها فروغ فرخزاد اومده و جواب حمید مصدق رو اینجوری داده:

من به تو خنديدم
چون كه مي دانستم
تو به چه دلهره از باغچه ی همسايه سيب را دزديدي
پدرم از پي تو تند دويد
و نمي دانستي باغبان باغچه همسايه
پدر پير من است
من به تو خنديدم
تا كه با خنده خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم
بغض چشمان تو ليك
لرزه انداخت به دستان من و
سيب دندان زده از دست من افتاد به خاك
دل من گفت: برو
چون نمي خواست به خاطر بسپارد
گريه تلخ تو را
و من رفتم و هنوز
سالهاست كه در ذهن من آرام آرام
حيرت و بغض تو تكرار كنان
مي دهد آزارم
و من انديشه كنان غرق در اين پندارم
كه چه مي شد اگر باغچه خانه ما سيب نداشت


و از اونا جالب تر واسه من جوابیه که یه شاعر جوون به اسم جواد نوروزی بعد از سالها به این دو تا شاعر داده


دخترک خندید و
پسرک ماتش برد !
که به چه دلهره از باغچه ی همسایه، سیب را دزدیده
باغبان از پی او تند دوید
به خیالش می خواست،
حرمت باغچه و دختر کم سالش را
از پسر پس گیرد !
غضب آلود به او غیظی کرد !
این وسط من بودم،
سیب دندان زده ای که روی خاک افتادم
من که پیغمبر عشقی معصوم،
بین دستان پر از دلهره ی یک عاشق
و لب و دندان ِ
تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر بودم
و به خاک افتادم
چون رسولی ناکام !
هر دو را بغض ربود...
دخترک رفت ولی زیر لب این را می گفت:
" او یقیناً پی معشوق خودش می آید ! "
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود:
" مطمئناً که پشیمان شده بر می گردد ! "
سالهاست که پوسیده ام آرام آرام !
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز !
جسم من تجزیه شد ساده ولی ذرّاتم،
همه اندیشه کنان غرق در این پندارند:
این جدایی به خدا رابطه با سیب نداشت




behnam5555 03-24-2012 03:16 PM

بزرگان کورد
 
ملت کرد همانند کلیه ملل جهان دارای افتخاراتی بس عظیم است. فرزندانی در دامن آب و خاک کردستان پرورده شده اند که نه تنها جامعه و ملت خود بلکه ملل دیگر هم از آنها بهره برده اند.


کردها سردارانی چون

«اشپوئن» « آریو برزن» «صلاح الدین ایوبی » «صارم بگ»

وصحابی چون «گابان»

و علمائی چون «ابن خلکان» «ابن قتیبه دینوری» «ابن اثیر» «قزلجی»

و قاریانی چون «عبد الباسط»

و شعرائی چون «خانی» «حاج قادر کویی» «نالی» «په شیو» «موید زاده»

و فیلم سازانی چون «یلماز گونایی» بهمن قبادی»

و رمان نویسانی چون «ابراهیم احمد» یاشار کمال»

و نویسندگانی چون «بدلیسی» «قره داغی» «عقاد» »بدر خان»

و مترجمانی چون «محمد قاضی» «هه ژار» «خرم دل» «ابراهیمی»

و مبارزانی چون «شیخ سعید» «شیخ شمزینی» «احسان نوری پاشا» «بارزانی بزرگ»

و عرفایی چون« شیخ سراج الدین» «حسام الدین» «شیخ عبید الله» و.......... داشته است.

باید مسلمین غیر کرد بیش از کردها به «صلاح الدین ایوبی» افتخار کنند.

تا جهان باقی است مسلمین در تاریخ و تفسیر مدیون «ابن اثیر» و قاریان قران شاگرد «عبد الباسط» خواهند بود.

تاریخ ادب فاقد صد نفر مثل «خانی» «نالی» و «مولوی» است وایران به وجود «هه ژار» و «محمدقاضی» افتخار می کند.


behnam5555 03-24-2012 03:22 PM

شیخ محمود حفید(رهبر کرد) و ملک فیصل(پادشاه عراق)
 
شیخ محمود حفید(رهبر کرد) و ملک فیصل(پادشاه عراق)

( بین الشیخ محمود حفید(القائد الکرد )و ملک فیصل(ملک العراق)


در روز 13 ایلول سال 1921 میلادی "شیخ محمود حفید"( مشهورترین رهبر کُرد در جنگ جهاني اول) برای مذاکره با "ملک فیصل" به بغداد رفت ( یعنی 2 ماه بعد از انتصاب ملک فیصل به پادشاهی عراق) .
"شیخ محمود حفید" با همراهانش به قصر "ملک فیصل" رفت تا با او به بحث ومذاکره بنشیند،
هنگامیکه بحث و مذاکره میان آن دو شروع شد، "شیخ محمود" بر حقوق ملت کُرد اصرار و پافشاری کرد،
"ملک فیصل" به "شیخ محمود" گفت :
1- چه فرقی می کنه ؟ کُرد و عرب یکي است؟ دو ملت مسلمان هستند و هردو مسلمان؟!
"شیخ محمود" در جواب "ملک فیصل" گفت :
شعور دینی اسلامی بعد از سن تکلیف آغاز می شود ، اما شعور و حس ناسیونالیستی و ملی در خون آدم است و از بدو تولد وجود دارد .(پس ملیت پیش از دین است)
2- "ملک فیصل" به "شیخ محمود" گفت :
تو از سادات هستی و سادات هم از نسل پیامبر هستند و عرب هستند.؟!
"شیخ محمود" در جواب او گفت : اگر من به خاطر انتسابم به سادات عرب محسوب گردم؟ محمّد پیامبر اسلام (ص) هم از نسل حضرت ابراهیم و نوح است که آنها هم کُرد بوده اند، پس باید "پیامبر" هم کُرد محسوب گردد.
بدین ترتیب شیخ محمود ملک فیصل را ساکت کرد و مذاکرات بدون هیچ نتیجه ای به پایان رسید.


behnam5555 03-24-2012 03:50 PM

چطوره ؟!! جالبه نه؟!!! یه وقت نترسی!!!! فکر می کنی بتونی همچین پلکانی بسازی!! در نگاه اول یک پیرمرد (با دو چشم!!) را سوار بر اسب می‌بینید، درست
 

تصاویر بسیار جالب موسوم به خطای دید


چطوره ؟!! جالبه نه؟!!!

یه وقت نترسی!!!!
فکر می کنی بتونی همچین پلکانی بسازی!!
در نگاه اول یک پیرمرد (با دو چشم!!) را سوار بر اسب می‌بینید، درسته!؟ پس بیشتر دقت کنید.
می‌توانید همچین پلکانی بسازید؟
باز هم در نگاه اول یک صورت می‌بینید!؟ مطمئنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ...
باور کنید شکل تیره پایین یک مربع است! باور کنید!!
آیا می‌توانید سه صورت در تصویر پایین پیدا کنید!؟
می‌توانید تعداد پاهای این فیل را بشمارید!؟

به نظر شما چطور همچین چیزی ممکن است!؟ یکی بالا بیاید و دیگری پایین!؟
باورتان می‌شود که خطوط عمودی همه با هم موازی باشند!؟
برای لحظاتی با دقت به نقطه سیاه وسط این عکس نگاه کنید (یعنی کاملا زل بزنید!) پس از مدتی خواهید دید که منطقه خاکستری دور آن نقطه، حذف می‌شود. جالب بود نه!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd5.jpg


این دو خط هم طبیعتا باید موازی باشند ولی چشم ما چیز دیگری می‌گوید.

http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd6.gif


به نظر شما کدامیک از این سربازهای وظیفه!! قدبلندتر هستند!؟

http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd7.gif


در نگاه اول صورت یک سامورایی را می‌بینید!؟ بیشتر دقت کنید تا بدن آن اسکیمو را هم ببینید.

http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd8.gif


چطور همچین چیزی ممکن است!؟

http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd9.gif


دو دایره میانی را در تصویر زیر به دقت ببینید، کدام بزرگتر است!؟
http://azemati.googlepages.com/azematcomkhd10.gif


(اشتباه کردید! برابرند)
در نگاه اول یک صورت مشاهده می‌کنید!؟ کمی بیشتر دقت کنید ... یک باغ وحش از حیوانات خواهید دید!
http://azemati.googlepages.com/Azematcom201.jpg



به این عکس نگاه کنید ... یک تصویر متحرک می‌بینید!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom203.jpg



(این یک عکس ثابت است)
به نظرتان طول کدام یک از خط‌های عمودی بیشتر است!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom204.jpg


(اگر شک دارید، با خط‌کش امتحان کنید)
چه می‌بینید!؟ یک فرزند یا یک پدر؟ باید به تصویر با دقت زیاد! نگاه کنید.
http://azemati.googlepages.com/Azematcom205.gif


می‌توانید یک صورت در این آثار قدیمی دیواری پیدا کنید!؟

http://azemati.googlepages.com/Azematcom206.jpg


در تصویر پایین تعدادی گل می‌بینید یا صورت یک پیرمرد!؟
http://azemati.googlepages.com/Azematcom211.gif




اکنون ساعت 01:25 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)