![]() |
تصویری از ناسا که مرز بین شب و روز را نشان می دهد
تصویری از ناسا که مرز بین شب و روز را نشان می دهد http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/049.jpg |
دانستنی های جالب
|
آدمهای بزرگ، متوسط و کوچک
آدمهای بزرگ، متوسط و کوچک http://persian-star.net/1390/2/03/b.jpg آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند آدم های بزرگ درد دیگران را دارند آدم های متوسط درد خودشان را دارند آدم های کوچک بی دردند آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند آدم های کوچک اصلا مسئله ندارند |
شگرد پسرک در مقابل نادرشاه
|
دلاورمردی که خواب راازچشم صدام ربود...
|
ملکه بی رحم
|
شجاعت یعنی این
|
بوسه باران
بوسه باران غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم ؟ این همه خاطر آشفته و مجموعه ی رنج یادگاری ست کزان زلف پریشان دارم به هواداریت ای پاک نسیم سحری شور و آشفتگی گرد بیابان دارم مگذر ای خاطره ی او ز کنارم مگذر موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم خار خشکم مزن ای برق به جانم آتش که هنوز آرزوی بوسه ی باران دارم غنچه آسا نشوم خیره به خورشید سحر من که با عطر غمت سر به گریبان دارم شمع سوزانم و روشن بود از آغازم که من سوخته سامان چه به پایان دارم... |
هفت گانهی گاندی
هفت گانهی گاندی از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند: 1-ثروت، بدون زحمت 2-لذت، بدون وجدان 3-دانش، بدون شخصیت 4-تجارت، بدون اخلاق 5-علم، بدون انسانیت 6-عبادت، بدون ایثار 7-سیاست، بدون شرافت این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش |
كتاب چيست ؟
|
آمار كتابخوانی در كشور ايران 4 دقيقه در شبانه روز است !!!
|
|
مترسك
|
ذرّه در اشعار پارسی
ذرّه در اشعار پارسی كمتر ازذرّه نئي پست مشو عشق به ورز تابه خلوتگه خورشيدرسي چرخ زنان حافظ باضعيفان هر كه گرمي كرد عالمگير شد ذرّه پرور باش تا خورشيد تابانت كند مير ظلّي تبريزي عجب مسيح نفس باد مهرگان آمد كه ذرّه ذرّه در اجزاي خاك جان آمد ملك قمي اي مرا هر ذرّه با مهر تو پيوندي دگر هرسرموئي به وصلت آرزو مندي دگر بابا فغاني شيرازي سربه جاي ذرّه ميرقصددراين نخجير گاه تيغ بازي هاي آن خورشيد طلعت راببين صائب تبریزی چون ذرّه ميدوند به هر گوشه عاشقان شايد به آفتاب جهانتاب بر خورند صائب تبریزی بي وجود حق ز خود آثار هستي يافتن ذرّه ناچيزبي خورشيد پيدا كردن است صائب تبریزی تو آمدي و نداني مرا كجا بردي به اوج عشق رساندي و تا خدا بردي چو ذرّه بودم و عشق تو آفتابم كرد مرا نگر كه كجا بودم و كجا بردي مهدي سهيلي تو را بديدم و گفتم كه مهر روز فروزي ولي چه سود كه يك ذرّه مهر از تو نديدم خواجوي كرماني رود هر ذرّه خاكم به دنبال پري روئي غبار من به صحراي طلب از پا نمي افتد رهي معيّري چو آفتاب به هر ذرّهاي نگاه انداز چو ابر ساية رحمت به هر گياه انداز صائب تبریزی زيان عقل در اوصاف عشق كوتاه است وگرنه ذرّه به خورشيد رهنمون باشد صائب تبریزی غم نيست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد اي كاش ذرّه ذرّه شود در هواي تو هلالي جغتائي تو آفتاب و من آن ذرّه ام ز پرتو مهرت كه از دريچه در آيم گرم ز كوچه براني اوحدي مراغه اي چون رود خروشان شو و چون كوه مقاوم ذرّات وجود تو نه چون ذرّه كاه است نواب صفا دل هر ذرّه را كه بشكافي آفتابيش در ميان بيني هاتف اصفهاني بي پرتو رخسار تو پيدا نتوان شد بي مهر تو چون ذرّه هويدا نتوان شد شمس مغربي ذرّه ذرّه مگر از مهر تو بردارم دل ورنه دل بر نتوان داشت به يك بارازتو اهلي خراساني من به سرچشمه خورشيدنه خودبردم راه ذرّهاي بودم و مهر تو مرا بالا برد علامه طباطبائي ذرّهام امّا زفيض داغ هستي سوز عشق روشني بخش زمين وآسمان گرديدهام صائب تبریزی |
هوشنگ ابتهاج
|
دکتر الهی قمشه ای می گوید یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است . قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزاد باشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند. روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت ، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته ، دیوی بیش نیست . اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در عین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد. دلی که غیب نمایست و جام جم دارد ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟ حافظ اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد ، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند . چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند : که زنهار از این مکر و دستان و ریو به جای سلیمان نشستن چو دیو و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ : اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش که به تلبیس و حیل ، دیو سلیمان نشود و بجز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی و به زبان مولانا : خلق گفتند این سلیمان بی صفاست از سلیمان تا سلیمان فرق هاست و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد . سلیمان به شهر نیامد ، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی ، بیرون شهر است . پس در سیزده نوروز بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند . و این روز ، بر خلاف تصور عامه ، روزی فرخنده و مبارک است و به حقیقت روز سلیمان بهار است . و نحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید . و شاید رسم ماهی خوردن در شب نوروز ، تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان و رمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز بهار همراه است و از همین روی ، نسیم نوروزی نزد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد : ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی ما همه فاني و او پا برجاست.. عشق را مي گويم... |
«نفرین شده گان» در طول تاریخ!!
|
آینده از دید بزرگان
|
شعری نگفته ام که بنویسم
شعری نگفته ام که بنویسم تا بگویی , وای چه زیباست تنها چند خط گریسته ام میان دفتری که سالهاست لذت خودکاری را به خویش ندیده است: من نمیدانم چرا سهراب گفت: "چشمها را باید شست جور دیگر باید دید" من همه چیز را همانگونه که هست می بینم آیا آن کودکی را که دراز کردست دست و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست و یا آن کس که از تنهایی به نوشتن ترانه دل بست جور دیگر دیدنش انصاف هست؟ وقتی می بینی که زنی با فریاد بهر فرزندانش تن به هر کاری داد وقتی می بینی که غروب خورشید همه جا را گرفته چون باد وقتی می بینی که همه غمگینند با نقاب گشتند شاد وقتی می بینی که سکوت در ظلمت با هزار آه و صد ها فریاد ناله ها را سر داد باز هم میگوی جور دیگر باید دید وقتی خط به خط متن ها ی همه نیست جز آه وقتی مردن همه در شهر سیاه وقتی که بر لب هر پیر و جوان هست زندگیم گشت تباه باز هم میگویی جور دیگر باید دید؟ با هزار خنده تلخ میگویم که به این حرف تو باید خندید شا ید آن روز که سهراب میگفت: "تا شقایق هست زندگی باید کرد" خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت شاید آن روز سهراب به قد قامت موج ایمان داشت شاید آن روز سهراب ...؟؟!! مجتبی صحی |
خدا به طور خلاصه چیزی نیست جز انعکاس تزلزل انسان.
|
۳ جمله زیبا از مارک تواین:
۳ جمله زیبا از مارک تواین: |
جورج کلونی
|
آیا میدانید…
|
کرمانشاه دیار نیاکان
|
زندگی از نگاه چارلی چاپلین
زندگی از نگاه چارلی چاپلین http://www.pic1.iran-forum.ir/images...8429939808.jpg To fall in love عاشق شدن To laugh until it hurts your stomach آنقدر بخندی که دلت درد بگیره To find mails by the thousands when you return from a vacation. بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری To go for a vacation to some pretty place. برای مسافرت به یک جای خوشگل بری To listen to your favorite song in the radio. به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی To go to bed and to listen while it rains outside. به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی To leave the Shower and find that the towel is warm از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه ! To clear your last exam. آخرین امتحانت رو پاس کنی http://www.pic1.iran-forum.ir/images...8039128396.jpg To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to. کسی که معمولا زیاد نمیبینیش ولی دلت میخواد ببینیش بهت تلفن کنه To find money in a pant that you haven""t used since last year. توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمیکردی پول پیدا کنی To laugh at yourself looking at mirror, making faces. برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!! Calls at midnight that last for hours. نیمه شب به مدت طولانی با تلفن صحبت کنی To laugh without a reason. بدون دلیل بخندی To accidentally hear somebody say something good about you. بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف میکنه To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours. از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم میتونی بخوابی! To hear a song that makes you remember a special person. آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما مییاره To be part of a team. عضو یک تیم باشی To watch the sunset from the hill top. از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی To make new friends. دوستای جدید پیدا کنی To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person. وقتی "اونو" می بینی دلت هری بریزه پایین! To pass time with your best friends. لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی To see people that you like, feeling happy کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی See an old friend again and to feel that the things have not changed. یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده To take an evening walk along the beach. عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی To have somebody tell you that he/she loves you. یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ...... یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی....... These are the best moments of life.... اینها بهترین لحظههای زندگی هستند Let us learn to cherish them. قدرشون روبدونیم "Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed" زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده |
آرزو
|
کی بیشتر می فهمه!
|
ما همه
|
(عشاق معروف)
|
صعود از روی مشکلات
|
قصه زن در حال احتضار و محبت به مال دنيا
|
چون نيست شدى هست ببودى صنما چون خاك شدى پاك شدى لاجرما واى اى مردم داد زعالم برخاست جرم او كند و عذر مرا بايد خواست مرغى به سر كوه نشست و برخاست بنگر كه از آن كوه چه افزود و چه كاست بى غم دل كيست تا بدان مالم دست بى غم دل زنگيان شوريده ى مست جز درد دل از نظاره ى خوبان چيست آنرا كه دو دست و كيسه از سيم تهيست فاساختن و خوى خوش و صفرا هيچ تا عشق ميان ما بماند بى هيچ آنرا كه كلاه سر ببايد زد و برد زانست كه او بزرگ را دارد خرد آنجا كه مرا با تو همى هست ديدار آنجا روم و روى كنم در ديوار تا با تو تويى ترا بدين حرف چه كار كين آب حياتست ز آدم بيزار گر من به ختن ز يار وادارم دست باورد و نسا و طوس يار من بس فاساختن و روى خوش و صفرا كم تا عهد ميان ما بماند محكم من گبر بدم كنون مسلمان گشتم بد عهد بدم كنون به فرمان گشتم جايى كه حدي تو كند خندانم خندان خندان به لب برآيد جانم اشتربان را سرد نبايد گفتن او را چو خوشست غريبى و شب رفتن از تركستان كه بود آرنده ى تو گو رو ديگر بيار ماننده ى تو زلفت سيهست مشك را كان گشتى از بس كه بجستى تو همه آن گشتى گر آنچه بگفته اى به پايان نبرى گر شير شوى زدست ما جان نبرى هر جا كه روى دو گاو كارند و خرى خواهى تو بمرو باش خواهى بهرى آراسته و مست به بازار آيى اى دوست نترسى كه گرفتار آيى ابوسعید ابوالخیر |
|
دانستنی ها، آیا میدانید
|
الفبای زندگی
|
قرآن
|
نکته ای از انجیل
|
علم بهتر است یا ثروت(از زبان امام علی علیه السلام)
|
دانستنی های قرآنی/۴۵
دانستنی های قرآنی/۴۵ |
| اکنون ساعت 12:35 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)