پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 06-03-2012 09:41 PM

تصویری از ناسا که مرز بین شب و روز را نشان می دهد
 


تصویری از ناسا که مرز بین شب و روز را نشان می دهد

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/049.jpg

behnam5555 06-03-2012 09:44 PM

فستیوال گل ها در تایلند
 


فستیوال گل ها در تایلند


http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/012.jpg


http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/001.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/002.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/003.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/004.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/005.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/006.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/007.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/008.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/009.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/010.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/011.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/012.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/013.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/014.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/015.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/016.jpg

http://persian-star.net/1390/3/11/goonagon/017.jpg


behnam5555 06-03-2012 09:52 PM

دانستنی های جالب
 


دانستنی های جالب

آیا میدانستید که جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟
آیا میدانستید که
ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر تغییر میکند ؟
آیا میدانستید که
بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰ میلیون یا ۱۰ ٪ روزنامه جهان ؟
آیا میدانستید که
1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟
آیا میدانستید که
ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا می‌خورند ؟
آیا میدانستید که
در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر آلودگی هوا جان خود را از دست می دهند ؟
آیا میدانستید که
تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی بلدند، بیشتر است ؟
آیا میدانستید که
وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است ؟
آیا میدانستید که سریعترین قطار دنیا ۵۸۱ کیلومتر سرعت دارد که این نوع قطارها در ژاپن وجود دارند ؟
آیا میدانستید که
قدیمترین بنا در شمال توکیو است که ۵۰ هزار سال قدمت دارد ؟
آیا میدانستید که
کشور تایوان از نظر موقعیت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه جهان قرار دارد ؟
آیا میدانستید که
سالانه ۸۶ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟
آیا میدانستید که
رود دجله به خلیج فارس میریزد ؟
آیا میدانستید که
خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد ؟
آیا میدانستید که
مساحت خیلج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد ؟
آیا میدانستید که
متوسط عمر زنان ژاپنی ۸۴ سال است؛ در حالیکه متوسط عمر زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از ۳۹ سال نیست ؟
آیا میدانستید که
در روسیه سالانه بیش از ۱۲ هزار زن در نتیجه خشونت های خانوادگی جان خود را از دست می دهند ؟
آیا میدانستید که
نیمی از شهروندان ۱۵ ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر را کسب کرده و یک چهارم جمعیت ۱۵ ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند ؟
آیا میدانستید که
یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟
آیا میدانستید که
در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد ؟
آیا میدانستید که
آمار زنان گمشده چینی به ۴۴ میلیون نفر می رسد ؟
آیا میدانستید که
تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشور بیشتر است ؟
آیا میدانستید که
۸۱ درصد اعدام های صورت گرفته در سال ۲۰۰۲ در سه کشور جهان به وقوع پیوسته ؟
آیا میدانستید که
اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد ؟
آیا میدانستید که در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان ۵/۲ دلار مورد حمایت مالی قرار می گیرد، اما ۷۵ درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه خود ادامه می دهند ؟
آیا میدانستید که در بیش از ۷۰ کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند ؟
آیا میدانستید که یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند ؟
آیا میدانستید که ۱۳ میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند ؟
آیا میدانستید که در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود ؟
آیا میدانستید که در هندوستان ۴۴ میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند ؟
آیا میدانستید که در کشوهای صنعتی روزانه ۶تا۷ کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟
آیا میدانستید که پردرآمدترین ورزشکار جهان، "تایگر وودز" گلف باز، در طول سال ۷۸میلیون دلار و به عبارت دیگر در هر ثانیه ۱۴۸ دلار درآمد کسب می کند ؟
آیا میدانستید که در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند ؟
آیا میدانستید که در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، ۶۷ هزار نفر و به ازای هر نماینده کنگره ۱۲۵ نفر مشغول فعالیت هستند ؟
آیا میدانستید که تصادف وسایل نقلیه موتوری در جهان، در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود ؟
آیا میدانستید که
از سال ۱۹۷۷ به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا ۸۰ هزار مورد اعمال خشونت و تجاوز به زنان گزارش شده است ؟
آیا میدانستید که در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود ؟
آیا میدانستید که رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به ۴۰۰ میلیارد دلار می رسد ؟
آیا میدانستید که یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند ؟
آیا میدانستید که در بیش از ۱۵۰ کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد ؟
آیا میدانستید که هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه می مانند ؟
آیا میدانستید که احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی ۳۳ درصد می باشد ؟
آیا میدانستید که یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد ؟
آیا میدانستید که احتمال دارد ذخایر نفتی جهان در سال ۲۰۴۰ به پایان برسد ؟
آیا میدانستید که ۸۲ درصد سیگاری های جهان در کشورهای در حال توسعه زندگی می کنند ؟
آیا میدانستید که ۷۰ درصد مردم جهان غیر از زبان رایج در کشورشان هیچ زبان دیگری را نشنیده اند ؟
آیا میدانستید که یک چهارم درگیری های مسلحانه برای دست یابی به منابع طبیعی صورت می گیرد ؟
آیا میدانستید که در قاره آفریقا ۳۰ میلیون نفر به ایدز مبتلا شده اند ؟
آیا میدانستید که هر سال ده زبان به جمع زبان های مرده دنیا می پیوندد ؟
آیا میدانستید که تعداد افرادی که در اثر خودکشی جان خود را از دست می دهند، بیشتر از تعداد کسانی است که ضمن درگیری ها کشته می شوند ؟
آیا میدانستید که در آمریکا هر هفته به طور متوسط ۸۸ دانش آموز به شکل مسلح وارد کلاس درس می شوند ؟
آیا میدانستید که در جهان حداقل ۳۰۰ هزار نفر زندانی عقیدتی وجود دارد ؟
آیا میدانستید که هر سال دو میلیون دختر جوان و زن ختنه می شوند ؟
آیا میدانستید که در نبردهای مسلحانه سراسر جهان ۳۰۰ هزار سرباز کودک در حال جنگیدن هستند ؟
آیا میدانستید که ارزش مالی بازار فروش فیلم های پورنوگرافی در آمریکا ده میلیارد دلار برآورد می شود ؟
آیا میدانستید که در دنیا ۲۷ میلیون برده وجود دارد ؟
آیا میدانستید که هر انگلیسی روزانه بطور متوسط ۳۰۰ بار در محوطه تحت پوشش دوربین های مدار بسته قرار میگیرد؟
آیا میدانستید که ۱۲۰ هزار زن و دختر جوان هر سال به خریدارانی در اروپای غربی فروخته می شوند ؟
آیا میدانستید که هر عدد میوه کیوی که بوسیله هواپیما از زلاند نو به انگلستان حمل می شود، پنج برابر وزن خود گاز گلخانه ای به جو زمین اضافه می کند ؟
آیا میدانستید که احتمال بروز مشکلات روانی در فرزندان خانواده های فقیر، سه برابر بیشتر از احتمال بروز همین مشکلات در کودکان خانواده های مرفه می باشد ؟
آیا میدانستید که در مصر باستان افراد روحانی تمام موهای بدن حتی ابروها و مژه‌های خود را می‌کندند ؟
آیا میدانستید که کوتاه‌ترین جنگ در سال ۱۸۹۶ بین زانزیبار و انگلستان در گرفت که ۳۸ دقیقه طول کشید ؟
آیا میدانستید که 70 درصد نفت استخراجی خاورمیانه از کانال سوئز می گذرد ؟
آیا میدانستید که کشور بلغارستان از نصف استان کرمان هم کوچکتر است ؟
آیا میدانستید که نام پایتخت قرقیزستان بیشکک است و مساحت آن از استان کرمان هم کمتر است ؟
آیا میدانستید که اندونزی چهارمین کشور پرجمعیت دنیا بعد از چین و هند و آمریکا می باشد ؟
آیا میدانستید که تا قرن پنجم میلادی متوسط عمر مردم اروپا از سی سال فراتر نمی‌رفت ؟
آیا میدانستید که در شیلی منطقه ی صحرایی وجود دارد که هزاران سال است در آن باران نباریده است ؟
آیا میدانستید که طول عمر مردم سوئد و ژاپن از دیگر ملل جهان بیشتر است ؟
آیا میدانستید که زمین از حیث بزرگی پنجمین و از حیث فاصله با خورشید، سومین سیاره منظومه شمسی است ؟
آیا میدانستید که 60 درصد از ماهواره های جهان نظامی و 40 درصد بقیه غیر نظامی است ؟
آیا میدانستید که در ۷۵% از خانواده های آمریکایی زنان مسئول رسیدگی به امور مالی منزل هستند ؟
آیا میدانستید که بزرگترین سوسمارهای جهان رودخانه سرباز در سیستان و بلوچستان ایران است ؟
آیا میدانستید که اردنی ها چاقترین مردمان دنیا هستند، ۷۵٪ از خانم ها و ۶۰ ٪ آقایون اردنی چاق هستند ؟
آیا میدانستید که 30 برابر جمعیتی که امروزه بر روی کره زمین است در زیر خاک مدفون اند ؟
آیا میدانستید که در زمانی که کورش بزرگ بر جهان حکومت میکرد به نوعی قدرت جهان در دست ایران بود ؟
آیا میدانستید که چین بیشتر از هر کشوری همسایه دارد، چین با ۱۳ کشور هم مرز است ؟
آیا میدانستید که مساحت سطح کره زمین ۵۱۵ میلیون کیلومتر مربع است ؟
آیا میدانستید که اگر ۳ قاره آسیا و آمریکا و آفریقا را به هم وصل کنیم ایران در مرکز جهان است ؟
آیا میدانستید که در بین ۹۱ کشور توسعه یافته جهان، ایران در فرار مغزها رتبه نخست را دارد ؟




behnam5555 06-03-2012 10:02 PM

آدمهای بزرگ، متوسط و کوچک
 

آدمهای بزرگ، متوسط و کوچک
http://persian-star.net/1390/2/03/b.jpg


آدم های بزرگ در باره ایده ها سخن می گویند

آدم های متوسط در باره چیزها سخن می گویند

آدم های کوچک پشت سر دیگران سخن می گویند

آدم های بزرگ درد دیگران را دارند

آدم های متوسط درد خودشان را دارند

آدم های کوچک بی دردند

آدم های بزرگ عظمت دیگران را می بینند

آدم های متوسط به دنبال عظمت خود هستند

آدم های کوچک عظمت خود را در تحقیر دیگران می بینند

آدم های بزرگ به دنبال کسب حکمت هستند

آدم های متوسط به دنبال کسب دانش هستند

آدم های کوچک به دنبال کسب سواد هستند

آدم های بزرگ به دنبال طرح پرسش های بی پاسخ هستند

آدم های متوسط پرسش هائی می پرسند که پاسخ دارد

آدم های کوچک می پندارند پاسخ همه پرسش ها را می دانند

آدم های بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند

آدم های متوسط به دنبال حل مسئله هستند

آدم های کوچک اصلا مسئله ندارند



behnam5555 06-07-2012 07:37 AM

شگرد پسرک در مقابل نادرشاه
 

شگرد پسرک در مقابل نادرشاه


زمانی که نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه کودکی را دید که به مکتب می‌رفت.

از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟

قرآن.

- از کجای قرآن؟

- انا فتحنا….

نادر از پاسخ او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.

سپس یک سکه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن اباکرد.

نادر گفت: چر ا نمی گیری؟

گفت: مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای.

نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت: مادرم باور نمی‌کند.

می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند است. او اگر به تو پول می‌داد یک سکه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

حرف او بر دل نادر نشست. یک مشت پول زر در دامن او ریخت.

از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد.



behnam5555 06-07-2012 07:41 AM

دلاورمردی که خواب راازچشم صدام ربود...
 

دلاورمردی که خواب راازچشم صدام ربود...

هر ثانیه این سرزمین، رشادتها دیده است، هر روز این سرزمین به شهادتها گذشته است، هر جای این سرزمین جوانانی را در آغوش گرفته است كه شربت شهادت را برای سرافرازی میهن خوش سر كشیدند و آزاد پر كشیدند. ایران سرزمین حماسه هاست، سرزمینی كه از دیر باز بیشه شیران دلیری بوده است كه به راه وطن غرش دشمن سوز سر دادند و نگذاشتند كه حتی یك وجب از خاك ایران به دست دشمنان افتد. ایران همان خوزستان 36 میلیون نفری است، ایران همان دشت چالدران است و رستم كلاه چرمینه، ایران خرمشهر است و جهان آرا، ایران مهد رشادت است برای سرافرازی خاك و ملت.


نیروی هوایی ایران نیز از زمان تاسیس تا به امروز، در برگ برگ، تاریخ پر فراز و نشیب خود رشادتهای بسیاری نموده و مردانی را به خود دیده كه بی باكیشان و مهارتشان در پرواز شُهره خاص و عام بوده است. تیز پروازانی همانند شهید خلبان بابائیان، شهید خلبان حسین خرازی (كسی كه بعد از شهادتش در عراق جشن عمومی برگزار شد) و بسیاری دیگر كه حماسه ها آفریدند و آنچنان بال های پرنده های آهنین خود بر پهنه این سرزمین گستردند كه اجازه ندادن كه حتی یك وجب از خاك ایران به دست دشمن افتد.

در ایجا ما از مردی سخن خواهیم گفت كه خواب را بر خود صدام نیز حرام كرده بود و عراقی ها برای سر او جایزه تعیین كرده بودن، شخصی كه هیچ باكی از پرواز بر فراز آسمان دشمن نداشت و همیشه می گفت: "اگرخلبان ترس نداشته باشد وكمی هم شانس یاراوباشد، عراقی ها نمی توانند اورابزنند واگرهم بزنند، این هواپیما تا نود درصد قابل پروازبه یك نقطه ی safe درخاك خودی است وفرصتی برای ترك هواپیما وجود دارد". اونمی ترسید، ازهیچ چیز. واین رابقیه هم می دانستند برای همین بود كه همه جا حرف ازاو بود وبرای همین بود كه برعكس عادت دیرینه ی ما، ازاو قبل ازشهادتش نیمچه تجلیلی كردند وحتی خیابانی را درزادگاهش، به نامش نامگذاری كردند. برای همین بود كه همیشه اولین داوطلب پروازها بود و ازبس پریده بود دیسك كمرگرفته بود. آری دیسك كمر ، كسی فكرش رانمی كرد صندلی خلبان هم - مثل صندلی راننده های بیابان - بتواند مردی را گرفتار دیسك كمر كند، آن قدركه مرد نتواند به راحتی سرپایش بایستد، خودش هم نمی توانست چنین حالتی راتصوركند ، اما جنگ خیلی چیزها را ثابت كرد. ثابت كرد كه می شود آن قدر داوطلبانه درپروازهای بی داوطلب شركت كرد كه قامتت صاف ایستادن رافراموش كند.


عباس دوران كه بود؟ محل تولد: شیراز / استان فارس ، تاریخ تولد: 1329
محل شهادت: بغداد، تاریخ شهادت: 30/4/1361 ، مزار شهید: شیراز ، طول مدت حیات: 40 سال




خلبان شهید عباس دوران ، دلاور تیز پرواز نیروی هوایی ایران

سال 1329 بود، كه عباس پا به عرصه هستی نهاد. مادر با شوق فراوان به تربیت او همت گماشت و عباس در شهر زیبای شیراز دوران شیرین كودكی را پشت سر نهاد. سال 1351 بعد از اتمام تحصیلات به دانشگاه خلبانی نیروی هوایی ارتش رفت، با اتمام دوره مقدماتی جهت ادامه تحصیل به امریكا اعزام شد و با اخذ نشان و گواهی‌نامه خلبانی به ایران بازگشت.تا از خاك پاك كشور خود محافظت نماید.با آغاز جنگ تحمیلی خدمت خود را در پست افسر خلبان شكاری و معاونت عملیات فرماندهی پایگاه سوم شكاری نفتی شهید نوژه ادامه داد و در طول سالهای دفاع مقدس بیش از یك صد سورتی پرواز جنگ انجام داد. دوران در تاریخ 7/9/1359 اسكله «الامیه» و «البكر» را غرق كرد و در عملیات فتح‌المبین حماسه آفرید.


شهیدان عباس دوران و یاسینی، قبل از انجام ماموریت خود به تاریخ 7 آذر ماه 1359

كنفرانس سران كشورهای غیر متعهد در بغداد و رجز خوانی صدام

در سال 1361 عراق با وجود مخالف ایران میزبانی كنفرانس سران كشورهای غیر متعهد را به عهده گرفت، یكی از شرایط واگذاری میزبانی اجلاس غیر متعهدها ، امن بودن محل برگزاری اجلاس بود. ایران با طرح این مسئله كه عراق در حال جنگ است و شهر بغداد نا امن می باشد مخالفت شدید خود را با برگذاری اجلاس در عراق اعلام كرده بود، اما بعثی ها با تبلیغات وسیعی كه انجام داده بودند توانسته بودند كشورهای عضو غیر متعهد ها را راضی كنند كه اجلاس در بغداد برگذار شود، عراقی ها از دوره قبل این اجلاس كه در هند برگزار شده بود ، تبلیغات خود را شروع كرده بودند و با پخش كتابچه ها و اعلامیه های ضد ایرانی در بین نمایندگان اعضای غیر متعهدها در كنفرانس هند ، تمامی افكار اعضا را بر ضد ایران شورانده بودند (هر چند كه كشورهای بسیاری كه امروزه ادعای دوستی با ایران را دارند در آن زمان دشمن درجه یك محسوب می شدند).

عراقی ها با بیان این موضوع كه حتی یك پرنده هم جرات پرواز بر فراز آسمان بغداد را ندارد ، این شهر را امن توصیف كرده بودند و از چندی قبل از تشكیل كنفرانس در بغداد ، با كشیدن خبرنگاران شبكه های بین المللی به بغداد دست به تبلیغات وسیعی زده بودند. ایران نیز سعی داشت با نا امن كردن آسمان بغداد برگذاری اجلاس را در این شهر غیر ممكن سازد تا عراقی ها نتوانند به اهداف شوم خود در این كنفرانس برسند. كه با وجود دلاوری همچون عباس دوران به هدف خود رسید.



عباس دوران و درهم كوبیدن بغداد

در تاریخ 30/4/1361 عاشقانه برای انجام مأموریت حاضر شد هدف موردنظر او بغداد بود . به همین علت صاعقه‌وار از سد دفاع هوایی پایتخت عراق گذشت و شهر را بمباران نمود . اما اصابت موشك عراقی باعث شد، هواپیما آتش بگیرد، دوران شجاعانه به طرف پالایشگاه الدوره پرواز نمود .تمام بمب‌ها را بر روی پالایشگاه فرو ریخت، قسمت عقب هواپیما در آتش می‌سوخت . باز هم به كابین عقبش نگاه كرد.


شاید برای باردوم یاسوم، شاید. تمام لحظه هایش را ورق زد. می توانست مثل پروازSM 21 مهر59 یا پروازCAS 24 مهر 59 - یا خیلی پروازهای دیگر- هواپیمایش را دودستی نگه دارد، با نیروی خودی هماهنگ كند وآهسته آهسته تا نزدیك ترین نقطه ی خودی برساندش. هنوزهم یادش بود چقدربرای خریدن این هواپیماها هزینه شده است وچقدربرای راه انداختن آن ها بدون یانكی ها. هنوزهم مثل هرروزوهرشب، قدرخودش را می دانست وقدركمكش را وقدرعشق مثال زدنیش، همسرش، مهنازش را.

ای كاش مطمئن بودكه همین قدركافیست. ای كاش دلش رضایت می داد برگردد یا لااقل eject كند. و منتظربماند تا شاید اجلاس بغداد منحل شود.اما خوب می دانست كه نباید دل به بازی سرنوشت بسپارد.

كاظمیان با چتر نجات به بیرون پرید اما دوران به سمت هتل سران ممالك غیرمتعهد پرواز كرد. حالا نوبت او بود تا مردانگیش را، شجاعتش را، وگذشتش را برای همیشه برتاریخ ایران ثبت كند. او در آخرین لحظات با یك عملیات استشهادی هواپیمایش را كه دیگر نه موشكی برایش مانده بود ونه گلوله ای به ساختمان هتل بغداد كوبید. تا مطمئن باشد اجلاس غیر متعهدها منحل خواهد شد كه شد. سردار دلاور 40 ساله ایران در روز سی‌ام تیر ماه سال 1361 در راه عشق به وطن كه تمام وجود او را در بر گرفته بود، راه شهادت را در پیش گرفت و برگ زرینی از تاریخ این ملك اهورایی را رقم زد.

بعد از این واقعه فضای شهر بغداد در هاله‌ای از دود فرو رفت، و تبلیغات صدام در مورد امنیت بغداد نقش بر آب شد .بدین‌ترتیب اجلاس سران غیرمتعهدها به علت فقدان امنیت در بغداد برگزار نگردید. بعد از بیست سال تنها قطعه‌ای از استخوان پا به همراه تكه‌ای از پوتین عباس دروان به میهن بازگشت و روز دهم مردادماه سال 1381 خانواده آن را در شیراز به خاك سپردند.....

م :گذشته چراغ راه آینده

behnam5555 06-07-2012 07:43 AM

ملکه بی رحم
 

ملکه بی رحم

http://www.asriran.com/files/fa/news...176151_670.jpg

ایران ویج - امپراتریس لو، سفاک ترین، پر قدرت ترین، بی رحم‌ترین و بزرگترین ملکه‌ی تاریخ در نیمه دوم قرن ششم بعد از میلاد در چین تولد یافت.
پدرش یکی از افسران ارشد دربار چین بود. او در کودکی بسیار زیبا بود و هنگامیکه به سن ۱۴ سالگی رسید، زیبایی اش به حدی رسید که دیگر نمی‌توانست آزادانه به میان مردم رفت و آمد کند و بخاطر همین بیشتر وقتها در خانه می‌ماند. روزی به همراه پدرش در یک جشن درباری شرکت کرد و امپراتور چین همینکه چشمش به او افتاد،ا ز پدر لو خواست تا او را به کاخ آورد.
پدر لو دستور امپراتور را اجرا کرد و از فردا لو جزو زنان امپراتور در آمد. اختلاف سنی بین لو و امپراتور باعث شد تا لوی زیبا و جوان به یک افسر جوان و زیبا دل ببندد ولی این افسر به او خیانت کرد و همین امر باعث شد که لو بیمار شود.
همینکه لو از بستر بیماری برخاست، قسم خورد که نسل مردان را از روی زمین بردارد و به دنبال این تصمیم افراد خانواده‌ی امپراتوری تانگ یکی پس از دیگری به طرز مرموزی کشته شدند و سرانجام در ۲۵ سالگی قدرت را در دست گرفت و ده هزار نفر از ایل و تبار تانگ را در سرتاسر خاک چین به هلاکت رسانید و خود سر سلسله ی خاندان سلطنتی لو شد.
او دستور داد تا شکنجه خانه‌های مخصوصی بسازند که در آنها پر زجرترین شکنجه‌های تاریخ را در مورد مردم بی‌گناه به اجرا می‌گذاردند.
لو تا ۸۰ سالگی از اقدام به هر جنایت و عمل خطایی، اجتناب نکرد و در این زمان بود که از اعمال خود پشیمان شد و تمام زندانیان را آزاد کرد و از بینوایان دستگیری کرد و پس از دو سال یعنی در سن ۸۲ سالگی در حالیکه تنها آرزویش این بود که مردم از گناهانش بگذرند، درگذشت.



behnam5555 06-07-2012 07:45 AM

شجاعت یعنی این
 

شجاعت یعنی این
سالها پیش دردبیرستانی به عنوان موضوع انشاء کلاس ششم دبیرستان این مطلب داده شد:
شجاعت یعنی چه؟

محصلی فقط نوشته بود:
(( شجاعت یعنی این ))

وبرگه خودراسفیدتحویل ممتحن داده ورفته بود.امابرگه آن جوان دست به
دست دبیران گشته بودوهمه به اتفاق وبدون استثناء به او نمره ۲۰دادند!
فکرمی کنید اون دانش آموز چه کسی می توانست باشد؟؟

= دکتر شریعتی!! =


behnam5555 06-07-2012 07:47 AM

بوسه باران
 

بوسه باران

غیر از این داغ که در سینه سوزان دارم
چه گل از گلشن عشق تو به دامان دارم ؟


این همه خاطر آشفته و مجموعه ی رنج
یادگاری ست کزان زلف پریشان دارم


به هواداریت ای پاک نسیم سحری
شور و آشفتگی گرد بیابان دارم


مگذر ای خاطره ی او ز کنارم مگذر
موج بی ساحل اشکم سر طوفان دارم


خار خشکم مزن ای برق به جانم آتش
که هنوز آرزوی بوسه ی باران دارم


غنچه آسا نشوم خیره به خورشید سحر
من که با عطر غمت سر به گریبان دارم


شمع سوزانم و روشن بود از آغازم
که من سوخته سامان چه به پایان دارم...



behnam5555 06-09-2012 07:48 AM

هفت گانه‌ی گاندی
 

هفت گانه‌ی گاندی

از نظر گاندی هفت موردی که بدون هفت مورد دیگر خطرناک هستند:

1-ثروت، بدون زحمت
2-لذت، بدون وجدان
3-دانش، بدون شخصیت
4-تجارت، بدون اخلاق
5-علم، بدون انسانیت
6-عبادت، بدون ایثار
7-سیاست، بدون شرافت

این هفت مورد را
گاندی
تنها چند روز پیش از مرگش
بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه‌اش داد.

behnam5555 06-09-2012 07:51 AM

كتاب چيست ؟
 


كتاب چيست ؟

کتاب بهترین پس انداز و خزانه است

و

نیک ترین همنشین و پشتوانه.

خوشترین دلگشایی و گردش است

و

دلکش ترین سرگرمی و کار

و

نیکوترین همدم تنهایی

و

همسایه ای نیکوکارتر

و

آشنایی باانصاف تر و یاری رام تر و معلّمی آرام تر و دوستی سودمندتر و کم زیان تر و بردبارتر و بی آزارتر و بی زحمت تر و کم غیبت تر و خوشگفت تر و پرشگفت تر و ...از کتاب نیست

و

کجا دیده ای بوستانی در آستین و باغی در بغل

گویا از زبان مردگان و ترجمان زندگان همدمی که تا تو نخوابیده ای بیدار است و ...محرمی رازنگهدار.

پندگوی سرگرم کننده است

و

بازدارنده ی برانگیزنده

و

پارسای ناپروا

و

گویای بی زبان

و

سرد و گرم توامان ...آشکار و نهان و کم و زیاد و پست و بلند و درست و نادرست را با هم عرضه می کند.

کتاب معلمی است که به هنگام حاجت از تو نگسلد

نه چنانکه شهریه اش را ببری تعلیمت را فرو هلد

و

اگر دوری گزینی ترا واگذارد

و

چون روزگار به مراد خصمان تو باشد بر تو پشت بگرداند.

اما هرگاه خواهی با جزئی دستاویز و اندک وسیله ای با کتاب بپیوندی تا از دیگران بی نیازت سازد و از وحشت تنهایی به همنشین بد پناه نبری ..

و

همین در بهتری و برتری کتاب بر معلم بس که ترا پیش چشم رهگذران بر در ننشاند که در این نقض حقوق تست .گذشته از تماس با مردان فرومایه و شنیدن الفاظ پست و معانی بی پایه ی آنان و برخورد با اخلاق ناخوشایند و جهالتهای ناپسندشان که ( در کتابخوانی ) از این هم به سلامتی و دربه دست آوردن اصل و فرع صاحب غنیمت . واگر فقط این یک فضیلت کتاب را بود که از آرزوهای واهی و تن پروری و بازیگوشی باز می دارد بر صاحب کتاب از این نعمت کانل منت تمام بود .

کتاب همنشینی است که بیهوده تو را نستاید

و

دوستی است که نفریبدت

رفیقی است که دلگیرت نسازد

و

شفیعی است که به مفت نفروشدت

همسایه ای است که به هنگام نیازو پناه جویی با تاخیر در نگشاید

و

همصحبتی است که آنچه داری با تعلق نرباید و به مکر و دروغ نگراید .

کتاب همان است که در آن بنگری بهره ات بخشد

زبانت را بگشاید

و

انگشتانت را در نوشتن مهارت آموزد

و

واژگانت را شکوهمند سازد .

جانت را فخر و شادی و سینه را آبادی دهد

و

بزرگداشت رعیت و دستی حکومت را به تو عطا کند

و

به ماهی از کتاب چندان علم آموزی که به عمری از افواه رجال نیندوزی

در حالی که از سنگینی خرج و رنج طلب و از این مکتب به آن مکتب شدن در امانی

و ناچار نیستی پیش آنکس که در نژاد ونهاد از تو فروتر است و در کردار و رفتار از او برتری زانو بزنی وبا دشمنخویان و کودنان بنشینی .

کتاب است که شب و روز تو را فرمانبر است و مطیع در سفر و حضر بهانه ی خواب آلودگی نگیرد و شب نشینی خسته اش نکند.

به نقل از کتاب جاحظ نویسنده : علیرضا ذکاوتی قراگوزلو ، طرح نو ، تهران 1380

behnam5555 06-09-2012 07:54 AM

آمار كتابخوانی در كشور ايران 4 دقيقه در شبانه روز است !!!
 


آمار كتابخوانی در كشور ايران 4 دقيقه در شبانه روز است !!!

روزنامه "ايران" در تاريخ ‪ ۱۹‬فروردين سال جاري نوشت:

وضعيت كتابخواني در كشور ما آنگونه كه آمار رسمي وزارت ارشاد گوياي آن است يعني حدود ‪ ۴‬دقيقه در شبانه روز چندان رضايتبخش به نظر نمي‌رسد.
به ويژه اين كه اين آمار سبب شده ايران علي‌رغم برخورداري از سابقه طولاني فرهنگي و تمدني در رده كشورهايي چون افغانستان و بنگلادش قرار گيرد.
سايت روزنامه "هدف و اقتصاد" نيز در تاريخ ‪ ۹‬آذر سال جاري طي مقاله‌اي نوشت: طبق آخرين آمارها سرانه مطالعه در ايران ‪ ۸‬دقيقه در روز است كه اگر آمار مربوط به محصلين و دانشجويان را از آن كم كنيم چيزي در حدود
‪۲‬ دقيقه در روز باقي مي‌ماند.

نويسنده مقاله نوشته است: كشورهاي در حال توسعه نزديك به ‪
۸۰‬درصد جمعيت جهان را تشكيل مي‌دهند اما كمتر از ‪ ۳۰‬درصد كتاب‌هاي جهان را توليد مي‌كنند و كمتر از اين مقدار نيز به كتابخواني مشغولند، اين در شرايطي است كه كشورهاي توسعه يافته با جمعيتي حدود ‪ ۲۰‬درصد جمعيت جهان، ‪ ۷۰‬درصد كتاب‌هاي جهان را توليد مي‌كنند.


سايت "همشهري آنلاين " نيز در مطلبي به مناسبت هفته كتاب نوشت: برخي برآوردها سرانه مطالعه در ايران را ‪ ۲‬دقيقه در شبانه‌روز اعلام كرده‌اند كه اگر مطالعه كتب درسي را نيز به آن اضافه كنيم، اين رقم به ‪ ۷‬دقيقه مي‌رسد كه در مقايسه با كشورهاي پيشرفته كه بيش از ‪ ۵‬ساعت از شبانه‌روزشان را مطالعه مي‌كنند، فاصله بسيار عظيمي است.


آيا كساني كه به منظور مطالعه و تحقيق وارد شبكه جهاني اينترنت مي‌شوند نيز در اين آمارها لحاظ مي‌شوند؟ اگر چه آمارهاي متفاوت بين ‪ ۲‬تا ‪ ۱۵‬دقيقه در روز و حتي در سال در نوسان است، اما آنچه مسلم است، اينكه سرانه مطالعه در كشورمان بسيار پايين است. البته گفته مي‌شود از نظر تعداد عناوين در وضع خوبي هستيم و نسبت به گذشته ‪ ۳‬برابر افزايش داشته‌است ، ولي آيا اين ميزان نسبت به رشد جمعيت با سواد، قابل قبول است؟

پا به پاي پيچيدگي روز افزون جوامع انساني شكل و ظاهر "كتاب" تغيير يافته و هم اكنون نيز فن‌آوري‌هاي ديجيتالي و ميكروتكنولوژي نيز در اين زمينه به كمك جامعه بشري شتافته و در واقع در بسياري از زمينه‌ها اطلاع‌رساني و كسب آگاهي از اين طريق صورت مي‌گيرد. حال بايد پرسيد، براستي چرا علاقمندي به مطالعه در جوامع مختلف به ويژه كشور ما متفاوت است ؟

behnam5555 06-10-2012 06:57 AM

حکایت :

روزي مردي خواب عجيبي ديد، او ديد كه پيش فرشته‌هاست
و به كارهاي آنها نگاه مي‌كند، هنگام ورود، دسته بزرگي از فرشتگان را ديد كه سخت
مشغول كارند و تند تند نامه‌هايي را كه توسط پيك‌ها از زمين مي‌رسند،
باز مي‌كنند، و آنها را داخل جعبه مي‌گذارند. مرد از فرشته‌اي پرسيد، شما چكار
مي‌كنيد؟
فرشته در حالي كه داشت نامه‌اي را باز مي‌كرد، گفت:
اين جا بخش دريافت است و ما دعاها و تقاضاهاي مردم از خداوند را تحويل مي‌گيريم.
مردكمي‌ جلوتر رفت، باز تعدادي از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت
مي‌گذارند
و آنها را توسط پيك‌هايي به زمين مي‌فرستند.
مرد پرسيد: شماها چكار مي‌كنيد؟ يكي از فرشتگان با عجله گفت:
اين جا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت‌هاي خداوندي را براي بندگان مي‌فرستيم.
مرد كمي‌جلوتر رفت و ديد يك فرشته‌اي بي كار نشسته است
مرد با تعجب از فرشته پرسيد: شما چرا بي كاريد؟
فرشته جواب داد: اين جا بخش تصديق جواب است.
مردمي‌كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب بفرستند، ولي فقط عده بسيار
كمي‌جواب مي‌دهند. مرد از فرشته پرسيد: مردم چگونه مي‌توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسيار ساده فقط كافيست بگويند “خدايا شكر”


behnam5555 06-10-2012 07:01 AM

مترسك
 

از مترسكي سوال كردم:آيا از تنها ماندن در اين مزرعه بيزار نشده‌اي ؟
پاسخم داد : در ترساندن ديگران براي من لذتي به ياد ماندني است پس من از كار خود راضي هستم و هرگز از آن بيزار نمي‌شوم!
اندكي انديشيدم و سپس گفتم : راست گفتي! من نيز چنين لذتي را تجربه كرده بودم!
گفت : تو اشتباه مي كني!
زيرا كسي نمي تواند چنين لذتي را ببرد مگر آنكه درونش مانند من با كاه پر شده باشد!!!

جبران خليل جبران



behnam5555 06-20-2012 02:46 PM

ذرّه در اشعار پارسی
 


ذرّه در اشعار پارسی


كمتر ازذرّه نئي پست مشو عشق به ورز
تابه خلوتگه خورشيدرسي چرخ زنان

حافظ


باضعيفان هر كه گرمي كرد عالمگير شد
ذرّه پرور باش تا خورشيد تابانت كند

مير ظلّي تبريزي


عجب مسيح نفس باد مهرگان آمد
كه ذرّه ذرّه در اجزاي خاك جان آمد

ملك قمي


اي مرا هر ذرّه با مهر تو پيوندي دگر
هرسرموئي به وصلت آرزو مندي دگر

بابا فغاني شيرازي


سربه جاي ذرّه مي‌رقصددراين نخجير گاه
تيغ بازي هاي آن خورشيد طلعت راببين

صائب تبریزی


چون ذرّه مي‌دوند به هر گوشه عاشقان
شايد به آفتاب جهانتاب بر خورند

صائب تبریزی


بي وجود حق ز خود آثار هستي يافتن
ذرّه ناچيزبي خورشيد پيدا كردن است

صائب تبریزی


تو آمدي و نداني مرا كجا بردي
به اوج عشق رساندي و تا خدا بردي
چو ذرّه بودم و عشق تو آفتابم كرد
مرا نگر كه كجا بودم و كجا بردي

مهدي سهيلي


تو را بديدم و گفتم كه مهر روز فروزي
ولي چه سود كه يك ذرّه مهر از تو نديدم

خواجوي كرماني


رود هر ذرّه خاكم به دنبال پري روئي
غبار من به صحراي طلب از پا نمي افتد

رهي معيّري

چو آفتاب به هر ذرّه‌اي نگاه انداز
چو ابر ساية رحمت به هر گياه انداز

صائب تبریزی

زيان عقل در اوصاف عشق كوتاه است
وگرنه ذرّه به خورشيد رهنمون باشد

صائب تبریزی

غم نيست گر ز مهر تو دل پاره پاره شد
اي كاش ذرّه ذرّه شود در هواي تو

هلالي جغتائي

تو آفتاب و من آن ذرّه ام ز پرتو مهرت
كه از دريچه در آيم گرم ز كوچه براني

اوحدي مراغه اي

چون رود خروشان شو و چون كوه مقاوم
ذرّات وجود تو نه چون ذرّه كاه است

نواب صفا

دل هر ذرّه را كه بشكافي
آفتابيش در ميان بيني

هاتف اصفهاني

بي پرتو رخسار تو پيدا نتوان شد
بي مهر تو چون ذرّه هويدا نتوان شد

شمس مغربي

ذرّه ذرّه مگر از مهر تو بردارم دل
ورنه دل بر نتوان داشت به يك بارازتو

اهلي خراساني

من به سرچشمه خورشيدنه خودبردم راه
ذرّه‌اي بودم و مهر تو مرا بالا برد

علامه طباطبائي

ذرّه‌ام امّا زفيض داغ هستي سوز عشق
روشني بخش زمين وآسمان گرديده‌ام

صائب تبریزی


behnam5555 06-23-2012 09:24 PM

هوشنگ ابتهاج
 

یادی از استاد هوشنگ ابتهاج

بسان رود که در نشیب سر به صخره می زند رونده باش
امید هیچ معجزی به مرده نیست، زنده باش
هوشنگ ابتهاج(سایه)

آبی که برآسود، زمینش بخورد زود
دریا شود آن رود، که پیوسته روان است

باز هم از سایه

اولین بار که سر کلاس درس در تربیت معلم سنندج، استادمان سی دی شعر خوانی استاد سایه را با تکنوازی استاد محمد رضا لطفی برایمان پخش کردند، نمی دانستم که این کار استادم چنان تأثیری بر من می گذارد که یک عمر با اشعار این شاعر بزرگ معاصر زندگی کنم.
از آن سی دی چند شعر آن در ذهنم نقش بسته است که گمان نکنم هیچ وقت آن را فراموش کنم: ارغوان،گوشمال پنجه ی عشق، و ...
شعر گوشمال پنجه ی عشق که به استاد محمد رضا لطفی تقدیم شده است، دارای مضمونی است که مدعیان هنر باید همیشه آن را به یاد داشته باشند. کسانی که ....
در این جا این شعر بسیار زیبا را برایتان نقل خواهم کرد:

خدای را که چو یاران نیمه راه مرو
تو نور دیده ی مایی به هر نگاه مرو
تو را که چون جگر غنچه جان گلرنگ است
به جمع جامه سپیدان دل سیاه مرو
به زیر خرقه ی رنگین چه دام ها دارند
تو مرغ زیرکی ای جان به خانقاه مرو
مرید پیر دل خویش باش ای درویش
وز او به بندگی هیچ پادشاه مرو
مباد کز در میخانه روی برتابی
تو تاب توبه نداری به اشتباه مرو
چو راست کرد تو را گوشمال پنجه ی عشق
به زخمه ای که غمت می زند ز راه مرو
هنر به دست تو زد بوسه ، قدر خود بشناس
به دست بوسی این بندگان جاه مرو
گناه عقده ی اشکم به گردن غم توست
به خون گوشه نشینان بی گناه مرو
چراغ روشن شب های روزگار تویی
مرو ز آینه ی چشم سایه ، آه مرو


fatemiii 06-23-2012 11:59 PM


دکتر الهی قمشه ای می گوید

یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است .
قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزاد
باشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند.

روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و
بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آنکه از
سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و
از ماجرا خبر یافت ، گفت سلیمان حقیقی منم و آنکه بر جای من نشسته ، دیوی بیش
نیست . اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و در
عین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.

دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟
حافظ

اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر
او مقرر شد ، روزی از بیم آنکه مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ،
آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم
حکومت کند . چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در
رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :

که زنهار از این مکر و دستان و ریو
به جای سلیمان نشستن چو دیو

و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در
کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او
نشانند که به گفته ی حافظ :

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل ، دیو سلیمان نشود
و
بجز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را
به خاتمی نتوان زد دم از سلیمانی

و به زبان مولانا :

خلق گفتند این سلیمان بی صفاست
از سلیمان تا سلیمان فرق هاست

و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را
بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در
شکم ماهی یافت و بر دست کرد .
سلیمان به شهر نیامد ، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که
سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی ، بیرون شهر است . پس در سیزده نوروز بر دیو
بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند . و این
روز ، بر خلاف تصور عامه ، روزی فرخنده و مبارک است و به حقیقت روز سلیمان بهار است . و نحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید .

و شاید رسم ماهی خوردن در شب نوروز ، تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان و
رمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز
بهار همراه است و از همین روی ، نسیم نوروزی نزد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد :

ز کوی یار می آید نسیم باد نوروزی
از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی

ما همه فاني و او پا برجاست.. عشق را مي گويم...



behnam5555 06-24-2012 09:34 AM

«نفرین شده گان» در طول تاریخ!!
 

«نفرین شده گان» در طول تاریخ!!


http://images.seemorgh.com/iContent2/Files/134613.jpg

روح هر مردی که جان خود را در مبارزه از دست می داد، به طور خاصی وارد قطعاتی می شد که خود کنده کاری کرده بود. با این حال، این اعتقاد وجود دارد که این ماسک ها، برای زنان باردار یا...

1) نفرین فرعون
این نفرین باستانی مبتنی بر این باور است که اگر شخصی برای مومیایی هر یک از مصریان باستان مزاحمت ایجاد نماید، بخصوص مومیایی فراعنه، نفرین خواهد شد. این لعنت برای هیچ کس تبعیضی قائل نمی‌شود و مهم نیست که متهم یک دزد باشد یا یک باستان شناس؛ اقبال بد، بیماری یا مرگ، هزینه بر هم زدن آرامش یک فرعون در حال استراحت می‌باشد. مباحثی وجود دارد که می‌گوید این نفرین واقعی نیست.
یکی از دلایلی که بسیاری نسبت به صحّت این نفرین شکّ دارند، وجود پایه علمی‌ برای بیماری و مرگ است. باکتری هایی که در قبرهای زیرزمینی پادشاهان در خواب رشد می‌کنند، می‌تواند موجب آسیب های جبران ناپذیری در سیستم تنفسی انسان شود. این امر می‌تواند علّت هر بیماری یا مرگی تلقی شود.
نسخه های متعددی گزارش شده است که با باز کردن مقبره توت آنخآمون، در ارتباط است؛ در یکی از این نسخه ها آمده است که هووآرد کارتر، یک لوح گِلی غیر معمولی را در سرسرای قبر پادشاه از دست رفته، یافته است. چند روز پس از فهرست نویسی آن، داستان اظهار می‌دارد که، آلن گاردینر موفّق به رمزگشایی خط هیروگلیف روی آن شده است. بر روی لوح این طور نوشته شده است: مرگ بال های خود را بر روی هر فردی می‌گشاید که موجب بر هم زدن آرامش فرعون شود.
هم کارتر و هم گاردینر، این نفرین را به عنوان هشداری برای دزدان مقبره ها تلقی کردند، امّا این لوح ترس را در وجود کارگران محلی بیدار نمود؛ تمام گزارش های مربوط به لوح مرموز از نسخه های مستند حذف شدند. البتّه، لوح نیز خود ناپدید شد و هرگز نه عکسی از آن گرفته شده و نه ترسیمی‌ از آن ایجاد. بنابراین، هیچ دلیل قطعی برای وجود داشتن این لوح موجود نيست و این تنها حدس و گمان است.
نسخه دوم این نفرین مدّعی است که هنگام ورود به مقبره طلایی، بالای در اینگونه نوشته شده است: آنهایی که وارد این مقبره مقدس می‌شوند، باید منتظر باشند تا بال های مرگ آنها را در آغوش بکشد.

از 26 نفری که در مقبره را باز کردند، 6 نفر از دنیا رفتند.
از 22 نفری که هنگام باز کردن تابوت، در آنجا بودند، 2 نفر از دنیا رفته اند.
کارتر در سال 1939 در سن 64 سالگی، هری برتون در سال 1940 در سن 60 سالگی، و سِر آلن گاردینر در سال 1963 در سن 84 سالگی، از دنیا رفتند.
مقبره، اولیّن بار در سال 1922 باز شد. هیچ کس از واقعی بودن این نفرین مطمئن نیست، امّا بسیاری هنوز با دیده تردید به این موضوع نگاه می‌کنند.

درحالیکه خرافات و افسانه ممکن است با آثار موجود در این لیست همراه باشند، برخی مردم اعتقاد دارند که نفرین مرتبط با هر یک از این آثار واقعی می‌باشد و نتایج مستند آن، که دلیل زنده آن این است که برخی آثار باستانی بهتر است پنهان بمانند و از زیر زمین بیرون کشیده نشوند. هر چند بسیاری از این آثار، یافته های ارزشمند باستان شناسی محسوب می‌شوند، امّا بدبختی، بیماری و مرگ که گریبان گیر برخی از این آثار می‌باشد، ممکن است تصادفی بوده یا رویدادها و بدشانسی های ناگواری باشد که همراه با هر یک از این آثار است. ممکن است هیچ کس حقیقت را نداند، امّا بسیاری از مردم در سراسر جهان، تاثیر این دست از نفرین ها را حس کرده اند.

بیشتر مردم هنگامی‌که کلمه "نفرین" را با آثار باستانی، اشیاء، مکان ها و مصنوعات تداعی می‌کنند، در واقع درباره پرفروش ترین رمان های داستانی، فیلم هایی با تاثیرگذاری بالا، بازی های ویدئویی محبوب و البتّه "ایندیانا جونز" فکر می‌کنند. با تمام این حرفها، چه می‌توان گفت اگر گزارش هایی واقعی از اتفاقات ناگوار رخ داده مرتبط با یک نقاشی، گردنبند یا جنسی عتیقه به گوش تان برسد. در اینجا لیستی از آثار نفرین شده را که با بدبختی، بیماری، و حتّی مرگ در ارتباط است، آورده ایم.

2) نفرین الماس امید
الماس امید در موزه اسمیت سونیان نگهداری می‌شود. این الماس 45.52 قیراطی به چشم آبی می‌آید، زیرا در ساختار آن بورون وجود دارد. شکل گیری آن در زمین بیش از یک میلیارد سال طول کشیده است. این الماس در سرزمین ها و دست های بسیاری، از جمله چند پادشاه، چرخیده است. متاسفانه، هر جایی که رفته است، لعنت بدنامی‌اش را نیز با خود برده است.
گفته می‌شود که این الماس، بخت بد و تراژدی را برای هر یک از مالکان خود به ارمغان می‌آورد. اکثر مردم باور دارند که این افسانه ساخته شده است تا ارزش و اعتبار الماس را افزایش دهد. با این حال، چندین داستان عجیب در این رابطه وجود دارد که به مرموز بودن این جواهر آبی و بزرگ کمک شایان توجهی کرده است. متاسفانه، هیچ یک از این داستان ها دلپذیر نیست.
یکی از این داستان ها مربوط به خریداری به نام ژاک کولِت است که این الماس را از مردی دیگر می‌خرد؛ او بعدها خودکشی می‌کند. مردی که این الماس را از کولِت می‌خرد، توسط انقلابی های روس کشته می‌شود. زنی هم که این الماس را از آن مرد قرض گرفته بود، توسط عاشقش به قتل می‌رسد. چندین داستان دیگر نیز در این رابطه وجود دارد که در سال 1911 در روزنامه نیویورک تایمز به چاپ رسیدند. هنوز هیچ یک از این داستان ها به تایید واقعی نرسیده است.
برخی از مردم بر این باورند که پیر کارتیِر این داستان ها را ساخته است تا خریداران را اغوا کند این الماس را بخرند. به نظر نمی‌آید که موزه بخواهد این الماس را قرض داده یا بفروشد.


3) نفرین حرام زاده کوچک

حرامزاده کوچک نامی‌ بود که جیمز دین در سال 1955 به پورشه اسپایدر خود داد. این پورشه، یکی از 90 پورشه ای است که از این مدل ساخته شده است. دوستش سعی کرد تا هنگام خرید به او در این باره هشدار دهد. آنها احساس کرده بودند که این اتومبیل اخبار بدی را با خود دارد. متاسفانه، آنها درست می‌گفتند. جیمز دین، در 30 سپتامبر سال 1955، در حرامزاده کوچک خود از دنیا رفت.
مشتری اصلی، جرج باریس، این وسیله نقلیه لاشه را کمتر از 3000 دلار خرید. هنگامی‌ که اتومبیل را به مغازه آوردند، در هنگام تخلیه بر روی یکی از مکانیک ها افتاد. دو پای مکانیک شکست. باریس در همان لحظه فهمید که این اتومبیل دردسر است.
در پاییز سال 1956، این احساس باریس به حقیقت تبدیل شد. در جریان یک مسابقه، دو اتومبیلی که هر یک قطعاتی از این حرامزاده کوچک را در خود داشتند، با یکدیگر تصادف می‌کنند. راننده اتومبیلی که با موتور پورشه حرکت می‌کرد، می‌میرد. راننده دیگر جان سالم به در می‌برد، امّا اظهار داشته است که هنگام رسیدن به پیچ، اتومبیل قفل می‌کند.
پس از مدّتی، فرد جوانی که سعی داشت تا پورشه را بدزدد، از ناحیه بازو آسیب می‌بیند. مرد دیگری نیز در هنگام رانندگی با اتومبیل خود جان خود را از دست می‌دهد؛ دو تایر او به طور همزمان منفجر می‌شود؛ این دو تایر در اصل، تایرهای حرامزاده کوچک بودند. اتفاقات ناگواری با این اتومبیل تا قبل از سال 1960 رخ داد. پس از مدّتی، این اتومبیل در راه بردن به یک نمایشگاه، ناپدید می‌شود. کسی خبری از محل اختفاء این اتومبیل ندارد.

4) نفرین گنج آراگونات
آندری چامکین، باستان شناسی بود که به مدّت 15 سال به دنبال یافتن گنج آراگونات بود؛ او امید داشت تا به این ثروت ژرف و شناخته شده دست یابد. در نهایت، چامکین گنجی حیرت انگیز را با ارزش تقریبی 50 میلیون دلار برای هر قطعه، پیدا کرد. این کشف واقعا شگفت انگیز بود، سرشار از طلا و نقره؛ بسیاری سعی کردند تا در بازار سیاه به یکی از این عتیقه های گران قیمت گنج آراگونات و با قیمت هایی باورنکردنی دست یابند. هرچند این گنج اکنون در موزه می‌باشد، خانواده باستان شناس که این گنج پنهان را یافته بود، بدبختی حاصل از نفرین گنج آراگونات را کاملا حس کرده بودند. 15 نفر از اعضای این خانواده به طرز مرموزی جان خود را از دست دادند.


5) نفرین ارتش تراکووتا

وانگ پوزی، یکی از هفت کارگری بود که هنگام کندن چاه در مزرعه خود در سال 1974 در روستای یانگ، تصادفا با یکی از هیجان انگیزترین اکتشافات باستانی قرن بیستم روبه رو شد، ارتش باستانی 2200 ساله تراکووتا. این ارتش، ثروت را برای بسیاری از مردم چین و در نقاط مختلف با خود به همراه آورد؛ امّا متاسفانه، این هفت روستایی که موجب کشف ارتش باشکوه تراکووتا شدند، به خاطر این کشف تاریخی، هیچ چیزی از حکومت چین دریافت نکردند. این کشاورزان از آن پس مجبور به نقل مکان شدند، و ضربه، نابودی، و بدبختی حاصل از این کشف باشکوه را کاملا احساس کردند. دولت چین، مدّعی زمین های کشاورزی آنها می‌شود. خانه های خانواده هایی که در این روستای 2000 ساله زندگی می‌کردند، نابود و تخریب شدند؛ این روستا دیگر وجود ندارد، و تنها به صورت خاطره ای برای روستاییانی باقی مانده است که روزگاری خانه و زندگیشان در اینجا بود. سه نفر از روستاییان که این ارتش را کشف نمودند، از دنیا رفتند. وانگ پوزی، با دست خود کشته شد، و بقیه نیز جان خود را از دست دادند، در حالیکه هیچ سرمایه ای برای خانواده هایشان بر جای نگذاشتند. امروز، تنها چهار عدد از هفت روستایی که تصادفا ارتش تراکووتا را کشف نمودند، زنده باقی مانده اند؛ آنها در فروشگاه های فروش سوغاتی به گردشگران کار می‌کنند، و روزی 2 دلار درآمد دارند.


6) نفرین صخره اولورو

این صخره، که در مرکز استرالیا واقع شده است، با عنوان صخره آیرز نیز شناخته می‌شود. این صخره، یکی از دو ترکیب اصلی در پارک ملّی اولورو- کاتا می‌باشد. این صخره، برای گروهی از مردم مقدّس بشمار می‌آید و با عنوان آناگو شناخته می‌شود. صخره اولورو در فهرست میراث فرهنگی جهانی نیز به ثبت رسیده است.
هر چیز مقدّسی را نباید نابود نمود و آرامشش را بر هم زد. این صخره، همچنین نمونه ای با سنگ های برداشته شده از اولورو می‌باشد. این باور وجود دارد، افرادی که این صخره ها را از اولورو می‌آورند، نفرین خواهند شد و از بیماری و بخت بد رنج خواهند کشید. بسیاری احساس می‌کنند که این مزیتی برای باورهای باستانی است، زیرا نسخه هایی وجود دارد که نشان می‌دهد، افرادی صخره هایی را از مکان مقدّس با خود آورده اند. عدّه ای نیز می‌خواهند، صخره های دزدیده شده را به مکان اصلی آنها بازگردانند تا نفرین را از بین ببرند.


7) نفرین ماسک های جنگجوی مائوری

مائوری، گروهی از مردم جزایر پلینزی می‌باشند، که بومی‌کشور نیوزلند هستند. آنها بین سالهای 800 تا 1350 پس از میلاد، و در گروه های 100 نفری، بر روی 8 کانوی (قایق های باریک سبک) که 100 پا طول شان بود، وارد این منطقه شدند. گفته می‌شود این سفر ماجرجویانه با دستور رئیس پلینزی ها صورت گرفته است که از میزان یشم موجود در نیوزلند آگاه بوده است. این افراد در تی- ایکا مائو ساکن شدند و جامعه خود را ایجاد نمودند. نام این گروه، مائوری، به "انسان" ترجمه می‌شود.
قبیله مائوری، یکی از قبایل جنگجو بود. پیش از رفتن به میدان نبرد، مبارزان ماسک و مجسمه هایی را کنده کاری می‌کردند. روح هر مردی که جان خود را در مبارزه از دست می‌داد، به طور خاصی وارد قطعاتی می‌شد که خود کنده کاری کرده بود. با این حال، این اعتقاد وجود دارد که این ماسک ها، برای زنان باردار یا شیرده مضّر بوده و به آنها آسیب می‌رساند. هرچند هیچ کس نمی‌تواند با اطمینان بگوید که این نفرین واقعی می‌باشد یا نه، امّا یک موزه در نیوزلند که نمایشگاهی را از آثار مکشوفه مائوری به نمایش گذاشت، احساس کرد که ضروری است تا در این رابطه به بازدیدکنندگان هشدار دهد. مسئولان موزه، تبلیغی هشداردهنده را به دیوار چسباندند که هر زن باردار یا شیرده ای که وارد موزه می‌شود، خود خطرش را باید بر عهده بگیرد و عواقب حاصل از آن تماما به عهده خودشان است. بهتر است در امنیت باشند تا متاسف شوند؛ جای هیچ شکّی وجود ندارد.

8) نفرین گنجینه کرایسوس (پادشاه یونان) که با عنوان "ذخیره لیدیان" شناخته می‌شود

ذخیره لیدیان، مجموعه قابل توجهی از مصنوعات، جواهرات باستانی، و عتیقه جات، از زمان پادشاه کرایسوس، فرمانروای پادشاهی لیدیان، بین سال های 560 تا 547 قبل از میلاد، می‌باشد.
نفرین منسوب به گنجینه کرایسوس در سال 1965 شروع شد؛ هنگامی‌که این گنجینه در روستای کوچک گوره در استان غربی اوزاک کشف شد. گنجینه هنگامی‌یافت شده که پنج روستایی، مقبره یک شاهزاده ناشناخته را پیدا کردند که در دوران لیدیان زندگی می‌کردند. روستائیان قبل را غارت کردند، تمام جواهرات ارزشمند آن را دزدیدند، و کلاً هر چیز ارزشمندی که با این شاهزاده لیدیانی دفن شده بود. غارت گران به کار خود در این محل ادامه دادند؛ و در سال 1966، 150 عتیقه را از محل برداشتند؛ طلا، نقره، جواهرات، و حتّی نقاشی های دیواری مقبره ها، برای روستائیان به عنوان دله دزدی هایی به حساب می‌آمد که آنها به امید دستیابی به ثروت فراوان از راه فروش گنجینه کرایسوس، به دنبالش بودند. امّا به جای دستیابی به این ثروت غیر قابل تصور، روستائیان و خانواده هایشان با بدبختی، و مرگ دست و پنجه نرم می‌کنند. و بدین ترتیب، افسانه نفرین کرایسوس آغاز شد.


9) نفرین الماس کوه نور

این الماس افسانه ای 186 قیراطی، سالهاست که در احاطه رمز و راز و بدبختی قرار گرفته است. مطابق با این افسانه، "کوه نور" از خدای کریشنا به سرقت رفته است. اوّلین نسخه تاریخی ثبت شده از الماس کوه نور، از نوشته های مغول ها به عنوان بخشی از غنائم جنگی در 1304، به دست آمده است. متاسفانه، هنگامی‌که دهلی توسط ارتش ایران اشغال و نابود شد، امپراطور مغول این الماس باشکوه را در عمامه خود پنهان نمود. نادرشاه ایران، عمامه را تصرف نمود و این نام را به الماس داد. پس از اینکه ایران این الماس را برای 110 سال در اختیار داشت، کمپانی هند شرقی بریتانیا آن را به دست آورد. این نفرین با مردان سلطنتی در ارتباط است، زیرا این طور به نظر می‌رسد که بدبختی و مرگ همراه هر مرد سلطنتی خواهد بود که الماس کوه نور را در اختیار دارد. خوشبختانه برای ملکه انگلستان، شانس بد همراه او نبود؛ زیرا الماس کوه نور از سال 1911، در تاج سلطنتی قرار داده شده است.


10) نفرین پرتره پسر گریان

در سال 1985، در شهر معدنی کوچکی در شهر روتیرهام انگلستان، خانواده هال قربانی آتش سوزی خانگی غیر قابل کنترلی شدند که خانه آنها را به خاکستر تبدیل کرد. در پایان، طبقه همکف خانه، تلی از خاک شد، امّا با نابودی کل خانه در آتش، یکی از اقلام خانه بدون آنکه کوچکترین آسیبی ببیند، سالم ماند و آن تابلوی آویزان رها از آتش، کپی از "پرتره پسر گریان" بود.
در رابطه با تابلوی "پرتره پسر گریان"، چندین داستان و گزارش منتسب وجود دارد. این گزارش ها اظهار می‌دارند، این اولیّن باری نیست که خانه ای در آتش می‌سوزد و تنها چیزی که بدون کوچکترین آسیبی باقی می‌ماند، تابلوی "پرتره پسر گریان" است.
این داستان عجیب و غریب، مورد توجه روزنامه "سان" در انگلیس قرار گرفت. این روزنامه، داستان را با این عنوان در صفحه اوّل خود به چاپ رساند: "نفرین فروزان پرتره پسر گریان" و بدین ترتیب نفرین "پرتره پسر گریان" آغاز گشت و توجه صدها نفر در سراسر بریتانیا را به این اثر جیووانی براگالین جلب نمود. کپی های زیادی از این تابلو کشیده شده و در آتش انداخته شد تا اعتبار "پرتره پسر گریان" را به محک آزمایش بگذارند. زمزمه هایی وجود دارد که این نفرین تنها زمانی از بین خواهد رفت که پرتره پسر گریان با پرتره دختر گریان، دوباره به هم بپیوندند.

http://www.seemorgh.com/uploads/1391...y-Portrait.jpg


تهیه و ترجمه: گروه فرهنگ و هنر سیمرغ
www.seemorgh.com/culture
اختصاصی سیمرغ


behnam5555 06-25-2012 07:42 PM

آینده از دید بزرگان
 

آینده از دید بزرگان

آینده همان است که ما می اندیشیم.
مارک اورل

اهل فرهنگ و هنر ، سازندگان آینده اند .
ارد بزرگ

بهترین راه پیش بینی آینده ، ساختن آن است.

برایان تریس


آینده از آن کسانی است که به استقبالش می روند .
فردریش نیچه

وفاداری به حال است که وفاداری به آینده را آماده می سازد .
فنلون

اندیشه و انگاره ای که نتواند آینده ای زیبا را مژده دهد ناتوان و بیمار است .
ارد بزرگ

برنامه ریزی ، آوردن آینده به زمان حال است تا بتوانید همین الان کاری برای آن انجام دهید.
آلن لاکین

راز بزرگ زندگی در شکیبایی است و نباید به خاطر یک آینده ی مبهم زمان حال را بر خود تلخ کرد.
ژان داوید

فرهنگ های همریشه ، انگیزه ای توانمند است که موجب همبستگی کشورها در آینده می گردد .
ارد بزرگ

خردمندان و دانشمندان سرزمینم ، آزادی اراضی کشور با سپاه من و تربیت نسلهای آینده با شما ، اگر سخن شما مردم را آگاهی بخشد دیگر نیازی به شمشیر نادرها نخواهد بود .
نادر شاه افشار

آینده جوانان را از روی خواسته ها ، و گفتار ساده اشان ، می توان پی برد ، نپنداریم که میزان دارایی و یا امکانات آنها ، دلیلی بر پیروزی و شکست آنهاست ، تنها مهم خواسته و آرزوی آنهاست .
ارد بزرگ

هرگز به کودکانتان نگویید پیشه آینده اش چه باشد همواره به او ادب و ستایش به دیگران را آموزش دهید چون با داشتن این ویژگیها همیشه او نگار مردم و شما در نیکبختی خواهید بود و اگر اینگونه نباشد هیچ پیشه ای نمی تواند به او و شما بزرگواری بخشد .
ارد بزرگ

وقتی پا در رکاب اسب می نهی بر بال تاریخ سوار شده ای شمشیر و عمل تو ماندگار می شود چون هزاران فرزند به دنیا نیامده این سرزمین آزادی اشان را از بازوان و اندیشه ما می خواهند . پس با عمل خود می آموزانیم که پدرانشان نسبت به آینده آنان بی تفاوت نبوده اند .و آنان خواهند آموخت آزادی اشان را به هیچ قیمت و بهایی نفروشند .
نادر شاه افشار


behnam5555 06-25-2012 07:46 PM

شعری نگفته ام که بنویسم
 

شعری نگفته ام
که بنویسم

تا بگویی , وای چه زیباست
تنها چند خط گریسته ام
میان دفتری که سالهاست
لذت خودکاری را به خویش ندیده است:
من نمیدانم چرا سهراب گفت:
"چشمها را باید شست جور دیگر باید دید"
من همه چیز را همانگونه که هست می بینم
آیا آن کودکی را که دراز کردست دست
و یا آ ن گل که ز بی مهری دهر پژمردست
و یا آن کس که از تنهایی
به نوشتن ترانه دل بست
جور دیگر دیدنش انصاف هست؟
وقتی می بینی که زنی با فریاد
بهر فرزندانش
تن به هر کاری داد
وقتی می بینی که غروب خورشید
همه جا را گرفته
چون باد
وقتی می بینی که همه غمگینند
با نقاب گشتند شاد
وقتی می بینی که سکوت در ظلمت
با هزار آه و صد ها فریاد
ناله ها را سر داد
باز هم میگوی جور دیگر باید دید
وقتی خط به خط متن ها ی همه نیست جز آه
وقتی مردن همه در شهر سیاه
وقتی که بر لب هر پیر و جوان
هست زندگیم گشت تباه
باز هم میگویی جور دیگر باید دید؟
با هزار خنده تلخ میگویم
که به این حرف تو باید خندید
شا ید آن روز که سهراب میگفت:
"تا شقایق هست زندگی باید کرد"
خبر از داغ دله نسترن سرخ نداشت
شاید آن روز سهراب
به قد قامت موج ایمان داشت
شاید آن روز سهراب
...؟؟!!

مجتبی صحی


behnam5555 07-01-2012 07:13 PM

خدا به طور خلاصه چیزی نیست جز انعکاس تزلزل انسان.
 

خدا به طور خلاصه چیزی نیست جز انعکاس تزلزل انسان.

"آلبرت اینشتین"

انسان جزئی از کُل است که جهان نامیده می شود، جزئی که در زمان و مکان محدود شده است، ما خودمان، فکرمان و احساسمان را به عنوان بخشی جدا از کُل تجربه می کنیم. نوعی توهم بَصَری از خِرد. این توهم نوعی زندان برای ما است که ما را خواهشهای شخصی خود و توجه به نزدیکانمان محدود کرده است. وظیفه ما رهایی از این زندان با گسترش دایره توجهمان به دربرگرفتن تمام موجودات و کلیت طبیعت با تمام زیباییش است. ارزش حقیقی انسان با میزان احساس و تمایل آنان برای رهایی از خود سنجیده می شود. ما باید خواستار تغییرات زیربنایی در شیوه تفکر بشریت باشیم اگر خواستار بقای نسل انسان می باشیم.

"آلبرت اینشتین" -
۱۹۵۴

behnam5555 07-01-2012 07:15 PM

۳ جمله زیبا از مارک تواین:
 
۳ جمله زیبا از مارک تواین:

از گاوهای مقدس می توان بهترین همبرگر را درست کرد.

Sacred cows make the best hamburger

ایمان باور آنچیزی است که می دانید، اینطور نیست!

Faith is believing what you know ain't so.

من از مرگ هراسی ندارم، به دیده من ما میلیاردها سال پیش از آنکه متولد شویم مرده ایم و حتی به اندازهء یک ناراحتی کوچک رنج نبردیم.

I do not fear death, in view of the fact that I had been dead for billions and billions of years before I was born, and had not suffered the slightest inconvenience from it.

Mark Twain


behnam5555 07-01-2012 07:17 PM

جورج کلونی
 


من بهشت و جهنم را باور ندارم. تنها چیزی که به عنوان یک فرد می دانم اینست که اجازه نمی دهم زندگی فعلی [تنها زندگی که از وجودش مطمئنم] تلف شود.

"جورج کلونی" بازیگر مشهور سینما


behnam5555 07-01-2012 07:20 PM

آیا میدانید…
 


آیا میدانید…

جلیقه ضد گلوله،ضد آتش،برف‌پاک‌کن شیشه و چاپگرهای لیزری را زنان اختراع کردند.
با هوش ترین زن دنیا ۵ فوق لیسانس دارد و ضریب هوشی او ۲۰۰ است و دنبال کار است.
ظروف پلاستیکی ۵۰ هزار سال در برابر تجزیه و فرسودگی مقاوم اند.
سرعت آب دهانی كه هنگام عطسه از دهان شما خارج مي شود،حدود ۱۲۰ كيلومتر بر ساعت است!
مغز انسان ۲٪ از وزن بدن است ولی ۲۵% اکسیژن دریافتی را به تنهایی مصرف میکند.
تقریباً یک سوم وزن یک زن و یک دوم وزن یک مرد را ماهیچه تشکیل می دهد.
دو سوم وزن بدن از آب تشکیل شده که ۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز ۷۵٪ عضلات از آب تشکیل شده اند.
هنگام صحبت برای بیا ن هر کلمه ۷۲ ماهیچه به کار گرفته می‌شود.
مقاوم ترین ماهیچه در بدن زبان است.
خوردن ۱ سیب اول صبح، بیشتر از قهوه باعث دور شدن خواب آلودگی می‌شود.
داوینچی همزمان با یک دست مینوشت و با دست دیگر نقاشی می ­کشید.
غیر ممکن است که بتوانید با چشمان باز، عطسه کنید. قلب میگو ها در سر آنها قرار دارد و خونشان آبی رنگ است.
ستاره دریایی فاقد مغز می باشد.
پلک زدن زنان ۲ برار پلک زدن مردان است.
مرد در قیاس با زن مى‌تواند حروف ریزترى را بخوانند، ولی شنوایى زن بهتر از مرد است.



behnam5555 07-01-2012 07:28 PM

کرمانشاه دیار نیاکان
 

کرمانشاه دیار نیاکان

زانـــکۆ خه‌لـیفه

تاریخ

استان کرمانشاه همچون سایر مناطق کردستان آثاری از مجد و عظمت این دیار را در سینه‌ کوه‌ها و پهن دشتهای خود محفوظ کرده‌ است و برخلاف بسیاری از مناطق جهان که‌ به‌ صورت مقطعی مورد سکونت قرار گرفته‌ ، این دیار بدون وقفه در ادوار مختلف تاریخ محل سکونت انسان بوده‌ است و مدارک باستان شناسی نشان می­دهد که‌ این منطقه‌ از اولین زیستگاه‌های انسان اولیه و از مراکز مهم زاگرس میانی محسوب شده‌ است. از عهد حجر تا دوره‌های تمدنی پیش از تاریخ و سپس تا تشکیل حکومتهای بزرگ سیر تطور خویش را در این محدوده‌ طی کرده‌ است.( غار شکارچیان بیستون نمونه بارز این ادعا در دوران پارینه سنگی در ایران است ) پس از این دوره‌ در حدود 9 هزار سال پیش به علت گرم شدن هوا انسان غار را ترک کرد و روی بر یکجانشینی آورد که‌ بعدها موجب زراعت ، دامپروری و روستا نشینی شد؛ به‌ عقیده‌ باستان شناسان و تاریخ شناسان نخستین روستاها در این محدوده‌ شکل گرفته‌اند و همچنین آنان بر این عقیده‌اند که‌ انسانهای پیش از تاریخ " گنج دره‌ " از نخستین انسانهای هستند که‌ سفالگری را اختراع کردند و روی به‌ این فعالیت آوردند. در هزاره‌ چهارم پیش از میلاد استان کرمانشاه یكی از مراکز مهم تجاری و بازرگانی بوده‌ است و بازرگانان این منطقه با بازرگانان شوش و بین­النهرین به داد و ستد و مبادله کالا مبادرت ورزیده‌اند. ( بازارهای گودین کنگاور و چغا گاوانه اسلام آباد ) منطقه‌ کرمانشاه با واسطه همجواری دولت آشور ، پیوسته‌ در معرض تهاجم دولت مقتدر آشور بوده‌ و شاهانی همچون " تیکلات پلیسر " و " شلمانسر سوم " بارها به این مکان لشکرکشی کرده‌اند و در کتیبه‌های باقیمانده‌ از خود از سرزمین های پارسوا ، زکروتی ، مادی و نیشانی نام برده‌ شده‌ است. " نیشانی " سرزمینی است در اطراف ماهیدشت شهر کرمانشاه که‌ به‌ واسطه‌ مراتع معروف خود جایگاه پرورش اسب بوده‌ است. کرمانشاه در دوران شکل گیری حکومتها یکی از شاهراهای حیاتی ایران بوده‌ و جاده‌ اکباتان به‌ بابل از این خطه عبور کرده‌ که‌ در دوران هخامنشی بر رونق و آبادانی بیشتر این منطقه افزوده‌اند ، پس از انقراض هخامنشیان ، مناطقی از کرمانشاه همچون بیستون و دینور محل حضور کلنی‌ها یونانی شد ولی دیری نپائید که‌ اشکانیان آنان را شکست دادند و خود در آنجا مستقر شدند. (نقش برجسته‌ اشکانی در بیستون یکی از مراکز مهم دوره‌ اشکانی محسوب می شود) استان کرمانشاه در دوره‌ ساسانی بیش از هر دوره‌ای از رونق و اعتبار خاصی برخوردار بوده‌ است و مورد توجه‌ خاص شهریاران ساسانی بوده‌ و به‌ علت نزدیکی به‌ تیسفون پایتخت آنها ، ایام تابستانی را در این منطقه گذرانیده‌اند. احداث شهرهای چون حلوان و سیاست شهر سازی پادشاهان ساسانی در غرب کشور ایران به بنیاد شهر کرمانشاه منجر گردید ; در همين دوره رفاه و رونق اقتصادی برای عموم مردم این دیار به ارمغان آمد؛ با شکست ساسانیان از مسلمین، این منطقه اولین مردمانی بودند که‌ به دین مقدس اسلام ایمان آوردند و به ترویج آن پرداختند. ( مسجد عبدالله بن عمر در ریجاب از قدیمیترین مساجد صدر اسلام میباشد ) در دوره‌ خلافت عثمانی ، هارون الرشید خلیفه‌ معروف عباسی بدین سامان توجه‌ خاصی داشته‌ است. در قرن چهارم هجری سلسله کوچک از اکراد به‌ نام " حسنویه‌ " در ولایت غربی استقلال پیدا کرد که‌ موسس آن شخصی به همین نام یعنی " حسنویه‌ " بود که‌ نزدیک به 50 سال حکمرانی کرد و قلعه بزرگ سرماج را مقر خود نمود در سال 441 هـ.ق سلطان طغرل سلجوقی لشکری از صد هزار سپاه را جهت نابودی حکومت کردی " حسنویه " رهسپار کرد که‌ پس از چهار سال تمام محاصره‌ قلعه ، در سال 445 هـ.ق سرانجام قلعه را تسخیر کردند.در سده‌ هفتم کرمانشاه همچون سایر نقاط کردستان و ایران از هجوم مغول آسیب بزرگ دید ، بطوریکه‌ سپاهیان هلاکو قتل و غارت فجیعی به بار آوردند.در اواخر دوره‌ ایلخانی این خطه‌ مورد توجه ابوسعید قرار گرفت و همانطور که‌ حمدالله مستوفی اشاره‌ کرده‌ است کرمانشاهان یکی از ایالت 16 گانه کردستان بوده‌ است.در دوران صفویه‌، حکومتی به‌ نام کلهر و سنقر در این محدوده‌ تشکیل شده‌ بود که‌ به خوانین زنگنه‌ تفویض شد. در دوران زندیه خوانین زنگنه‌ و مردم کرمانشاهان نخست حکومت زندیه‌ را نپذیرفتند که‌ بعدها کرمانشاهان به‌ محاصره‌ و خرابی مواجه گردید. در سال 1321 ه. ق فتحعلی شاه قاجار پسر خویش را به‌ نام محمد علی میرزایی دولتشاه را به‌ سمت سرحدداری عراقین منصوب کرد، وی به‌ کرمانشاه رهسپار شد و خوزستان نیز ضمیمه‌ قلمرو وی شد.

وجه تسمیه نام کرمانشاه

طبق اسناد و مدارک موجود نام کرمانشاه در پیش از دوران اسلامی امکان پذیر نیست ، این شهر در دوران پیش از اسلام " کامبادانه " " کامبادان " و " کامبادس " معروف بوده‌ است و نویسندگان یونانی به وضوح به‌ آن اشاره‌ کرده‌اند.برخی معتقدند که‌ این شهر در دوران ساسانی توسط بهرام چهارم ملقب به‌ " کرمانشاه" ساخته‌ شده‌ است و از این رو کرمانشاه نام گرفته‌ است.در کتب و متون جغرافیایی یا مسالک الممالک مورخین و جغرافیدانان سده‌ سوم هجری به‌ بعد اشارات صریحی وجود دارد که‌ " قرمیسین " " قرمیسن " و اکثر به شکل " قرماسین " " قرمایشین " معرب واژه کرمانشاه یا کرمانشاهان بوده‌ است.کلمه‌ کرمانشاه اولین بار در سال 279 هـ. ق توسط ابن فقیه‌ همدانی در کتاب مختصر البلدان بکار رفته‌ است ، واژه‌ کرمانشاهان نخستین بار در سال 282 هـ . ق در " اخبار الطوال " ابو الحنیفه‌ دینوری ، در سال 372 هـ . ق در کتاب حدود العالم من مشرق الی مغرب ، در سال375 هـ . ق در کتاب " احسن التقاسیم مقدس " آورده‌ شده‌ است بعد از آن واژه‌ " قرماسین " و " قرمیسین " به‌ فراموشی سپرده‌ شده‌ است. پس از پیروزی انقلاب اسلامی نام کرمانشاهان به قهرمان شهر ، ایمان شهر و باختران تغییر یافت که‌ سرانجام با پیگیری نمایندگان مجلس شورای اسلامی در سال 1373 هـ.ش بار دیگر باختران به‌ کرمانشاه تغییر یافت . ( لازم به ذکر است این شهر میان مردم کرمانشاه و سایر مناطق کرد نشین به‌ " کرماشان " تلفظ می شود )

جغرافیا
استان کرمانشاه با وسعت برابر 24434/25 کیلومتر مربع در غرب کشور ایران قرار گرفته‌ است که‌ حدود 1/45 از مساحت کشورمان را در بر گرفته‌ و 1200 متر از سطح دریا ارتفاع دارد ، از لحاظ تقسیمات سیاسی این استان از شمال به‌ استان کردستان ، از شرق به‌ استان همدان و لرستان ، از جنوب به‌ استان ایلام و از غرب با حکومت فدرال کردستان عراق محدود است . مرکز این استان شهر تاریخی کرمانشاه است ، از دیگر شهرستانهای استان می توان به‌ اسلام آباد غرب ، پاوه‌ ، تازه‌آباد ، ثلالث باوه‌جانی ، جوانرود ، روانسر ، سر پل ذهاب ، سنقر ، صحنه‌ ، کرند ،کنگاور ، گیلان­غرب ، هرسین نام برد. از نظر آب وهوا این استان آب و هوای متنوعی دارد و حدود نیمی از آن کوهستانی و نیمی دیگر گرم و خشک است…
کوههای استان کرمانشاه :
کرمانشاه در دشتی وسیع بنا شده‌ که‌ دو طرف آن کوههای فرا گرفته‌اند بطوریکه‌ کوههای سفید کوه‌ از طرف جنوب و " پراو " و " طاق بستان " از طرف شمال با آن قلل برفگیر و رویایی منظره‌ای دیدنی و وصف ناپذیر به‌ این منطقه‌ جلوه‌ خاصی داده‌ است . زنجیره‌ کوه شاهو ، این زنجیره‌ از غرب روانسر شروع می­شود و تا نزدیکی رود سیروان کشیده‌ شده‌ است که‌ فاصله‌ آن حدود 60 کیلومتر می­باشد در زنجیره ‌دو قله‌ی‌ بلند به‌ نام­های " حوخانی " و " زاوالی " هر کدام با ارتفاع 3400 متر قرار گرفته‌ اند . کوه " پراو " واقع در شمال شرقی کرمانشاه با ارتفاع 3359 متر. کوه " بویر " در شمال سنقر با ارتفاع 3230 متر.کوه " امروله " واقع در شمال شهرستان صحنه‌ با ارتفاع 3200 متر.
کوه " نوخچال " واقع در شمال غربی شهرستان کنگاور با ارتفاع 3100 متر.
کوه " دالاهو " واقع در شمال غربی کرمانشاه.
دشتها : دشت ماهیدشت، دشت کرماشان، دشت چمچال، دشت شاآباد، دشت کنگاور، دشت سنقر، دشت دینور، دشت گیلان، دشت ذهاب، دشت سومار، دشت حسن آباد و بسیاری از دشتهای دیگر که‌ در آن انواعی از غلات کاشته‌ می­شود و به خاطر دشتهای زیاد و مراتع مفید این استان تبدیل به‌ یک قطب کشاورزی– دامداری شده‌ است.
جنگلها : این استان به‌ دلیل موقعیت ویژه‌ اقلیمی و بارندگی به موقع و فراوان دارای مراتع مفیدی است و دره‌های مناطق شمال غربی تا جنوب شرق آن یعنی ارتفاعات اورامانات " زردلان " " هلیلکان " پوشیده‌ از جنگل است ، سایر جنگلها عبارتند‌ از :
جنگلهای اسد­آباد کرمانشاه ، جنگلهای مرز استانی ایلام ، گیلان­غرب ، قصر شیرین.
تالابها : تالاب هشیلان .
سرابها : سراب روانسر، سراب بیستون ، سراب سنقر، سراب هرسین ، سراب دربند ، سراب خیر زنه ( خضر زنده )
رودخانه‌ ها : رودخانه‌ گاماسیاو ( قره‌ سو ) ، رودخانه‌ میرک ، رودخانه‌ رازاور ،رودخانه‌ دینور ،رودخانه‌ راوند ،رودخانه‌ گاور و رودخانه‌های که‌ از مرز استان به‌ طرف حکومت فدرال کردستان عراق و کشور عراق روانه‌ می­شوند عبارتند از : سیروان ، الوند ، زمکان ، لیله ، کنگیر ، هواسان
غارها : غار قوری قلعه،غار شکارچیان (چهل هزار سال قبل)

جمعیت :

طبق سرشماری رسمی سال 1385 هـ . ش سازمان آمار ایران این استان 1،902،760 نفر جمعیت دارد ، مرکز این استان شهرستان کرمانشاه می­باشد که‌ حدود 570،567 نفر جمعیت دارد ، جمعیت این استان حدود 0/03 از جمعیت کل کشور را شامل می شود و از این نظر در رتبه‌ 13 کشور قرار گرفته‌ است. از این تعداد جمعیت 59/35 در نقاط شهری و 39/30 در نقاط روستایی و بقیه بصورت غیر ساکنند ، از جمعیت این استان 4/14 در گروه سنی 65 ساله و بیشتر ، 55/14 بین 15 تا 64 ساله و 40/17 تا 15 ساله قرار دارند.
زبان گویش این خطه‌ کردی است ، سابقه‌ تاریخی و پراکندگی ملت کرد موجب پیدایش گویشهای بیشماری شده‌ است ، به همین خاطر بیشتر مردم این استان به‌ چهار گویش کردی تکلم می کنند .
کلهری : مردم شهرهای سنقر و کولیایی ، دینور ، صحنه‌ ، کنگاور ، بیستون ، کرند ، اسلام آباد ، گیلان غرب و کرمانشاه با این گویش تکلم می کنند.
اورامی : مردم شهرستان پاوه و بخشهای از دینور به‌ این گویش تکلم می کنند.
جافی : ( که‌ به‌ عقیده‌ برخی از زبان شناسان بسیار نزدیک به‌ گویش سورانی است ) مردم شهرهای جوانرود ، روانسر ، ثلاث باباجانی و قسمتی از سر پل ذهاب و شرق پاوه‌ به این گویش تکلم می کنند.
لکی : مردم شهرستان هرسین به‌ این گویش تکلم می کنند.

آثار تاریخی :

این استان بیشتر از 600 آثار تاریخی ثبت شده‌ دارد ، مشهورترین آنها عبارتند از :
طاق بستان: در دامنه‌ کوهی به‌ همین نام و در کنار چشمه‌ای در شمال شرق کرمانشاه قرار دارد(دوران ساسانی) که‌ در آن سنگ نگاره‌ اردشیر دوم و دو ایوان سنگی( کوچک و بزرگ ). بیستون : در شمال شرقی کرمانشاه روی صخره‌ای به‌ همین نام ، نقش برجسته‌ و کتیبه‌ داریوش اول مربوط به‌ دوره‌ هخامنشی است که‌ یکی ا ز با ارزشترین یادگاری ادبی و تاریخی بشمار می آید. نقش برجسته‌ مهرداد دوم : واقع در کوه بیستون که‌ مربوط به‌ دوران مهرداد دوم می­باشد.
فرهاد تراش : بنای بیستون در دوره‌ ساسانی بصورت نیمه‌ کاره‌ رها شده‌ که‌ در دوره‌ ایلخانی با ساختن 64 اتاق آنرا تبدیل به‌ کاروانسرا کرده‌اند. همچنین این استان شامل چندین گور دخمه‌ و قڵعه‌ می باشند. قڵعه یزدگرد ، کاخ خسرو ، طاق گرا ، معبد آناهیتا ، تپه‌های باستانی آسیاب ، سراب ، گنج دره‌ ، گودین ، چقا گاوانه‌ .( تپه‌ سراب حدود 797 پیکره‌ حیوانی شامل گراز ، خوک ، بز از آن یافت شده‌ است و همچنین 650 پیکره‌ انسانی در آنجا یافت شده‌ است که‌ از مشهورترین پیکره‌های آن ، پیکره‌ " ونوس سراب " می­باشد که‌ شهرت جهانی دارد.

مشاهیر
از مشاهیر کرمانشاه می توان به‌ ابوقاسم لاهوتی (از بنیانگذاران شعر نو فارسی)، شامی کرمانشاهی (شاعر)، علی اشرف درویشیان (نویسنده‌) ، محمد افغانی (نخستین رمان نویس فارسی)، شهرام ناظری (خواننده و موسیقیدان‌)،حشمت­الله لر­نژاد (موسیقیدان) و ... لازم به ذکر است شهرام ناظری خواننده و موسیقیدان‌ توانمند کرد در سال 1385 هـ . ش برنده‌ جایزه‌ جهانی نشان " شوالیه "‌ از تئاتر فرانسه‌ شد.

منابع :
● نشریه‌ ی اطلاعات 18،25 / 11 / 1383
● نشریه‌ی حمایت


م : مجله هه ژین



behnam5555 07-07-2012 12:26 PM

زندگی از نگاه چارلی چاپلین
 


زندگی از نگاه چارلی چاپلین

http://www.pic1.iran-forum.ir/images...8429939808.jpg

To fall in love

عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach

آنقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a vacation.

بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place.

برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.

به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی


To go to bed and to listen while it rains outside.

به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی




To leave the Shower and find that the towel is warm

از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !


To clear your last exam.

آخرین امتحانت رو پاس کنی


http://www.pic1.iran-forum.ir/images...8039128396.jpg
To receive a call from someone, you don""t see a lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی‌بینیش ولی دلت می‌خواد ببینیش بهت تلفن کنه

To find money in a pant that you haven""t used since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده نمی‌کردی پول پیدا کنی

To laugh at yourself looking at mirror, making faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و بهش بخندی !!!

Calls at midnight that last for hours.
نیمه شب به مدت طولانی با تلفن صحبت کنی

To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی

To accidentally hear somebody say something good about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره از شما تعریف می‌کنه

To wake up and realize it is still possible to sleep for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه هم می‌تونی بخوابی!

To hear a song that makes you remember a special person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما می‌یاره

To be part of a team.
عضو یک تیم باشی

To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی

To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی

To feel butterflies! In the stomach every time that you see that person.
وقتی "اونو" می بینی دلت هری بریزه پایین!

To pass time with your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی

To see people that you like, feeling happy
کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی

See an old friend again and to feel that the things have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینی و ببینی که فرقی نکرده

To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی

To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونی دوستت داره

remembering stupid things done with stupid friends. To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای احمقانه ای کردند و بخندی و بخندی و باز هم بخندی.......

These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند

Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد نه مشکلی که باید حلش کرد
وقتی زندگی 100 دلیل برای گریه کردن به تو نشان میده

تو 1000 دلیل برای خندیدن به اون نشون بده


behnam5555 07-10-2012 06:53 AM

آرزو
 
آرزو

همگی به صف ایستاده بودند تا از آنها پرسیده شود ؛ نوبت به او رسید : "دوست داری روی زمین چه کاره باشی؟" گفت: می خواهم به دیگران یاد بدهم، پس پذیرفته شد! چشمانش رابست، دید به شکل درختی در یک جنگل بزرگ درآمده است. باخودگفت : حتما اشتباهی رخ داده است! من که این را نخواسته بودم؟!....

سالها گذشت تا اینکه روزی داغ تبر را روی کمر خود احساس کرد ، با خود گفت : این چنین عمر من به پایان رسید و من بهره ی خود را از زندگی نگرفتم! با فریادی غم بار سقوط کرد و با صدایی غریب که از روی تنش بلند میشد به هوش آمد!

حالا تخته سیاهی بر دیوار کلاس شده بود!

behnam5555 07-10-2012 06:56 AM

کی بیشتر می فهمه!
 
کی بیشتر می فهمه!

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟

behnam5555 07-10-2012 07:00 AM

ما همه
 
ما همه

ما همه از يك قبيله ي بي چتريم
فقط لهجه هايمان ، ما را به غربت جاده ها برده است
تو را صدا مي زنم كه نمي دانم
مرا صدا مي زنم كه كجايم
اي ساده روسري كه در ايستگاه و پچ پچه ها
اي ساده چتر رها كه در بغض ها و چشم ها
تو هر شب از روزهاي سكوت
رو به ديوار به خوابي مي روي
تو هر شب از نوارهاي خالي كه گوش مي دهي
باز مي گردي
ما همه از يك آواز
كلمات را به دهان و كتابخانه آورديم
شايد آوازهايمان ، ما را به غربت لهجه ها برده است
اي بغض پراكنده در غربت اين همه گلوي تر
اي تو را كه نمي دانم
اي مرا كه كجايم
كسي بايد از نوارهاي خالي به دنيا بيايد
كسي بايد امشب آواز بخواند
كسي بايد امشب
با غربت جاده ها و لهجه ها
به قبيله ي بي چتر برگردد
ما همه از يك گلوي پر از ترانه رها شده ايم
فقط سكوت هايمان ، ما را به غربت چشم ها برده است
كسي بايد امشب
نخستين ترانه را به ياد آورد

هیوا مسیح


behnam5555 07-10-2012 07:03 AM

(عشاق معروف)
 

(عشاق معروف)


+ اوتللو و دزدمونا
(عشاق درام ویلیام شکسپیر)

+ امیر ارسلان و فرخ لقا (عشاق قدیمی افسانه های فولکلوریک ایران)
+ بهرام و گل اندام (عشاق قدیمی افسانه های فولکلوریک ایران)
+ بیژن و منیژه (عشاق شاه نامه فردوسی )
+ پل ویر ژینی (عشاق رمان تاریخی برناردن دو سن پیر)
+ خسرو و شیرین ( در داستانی از نظامی گنجوی )
+ رومئو و ژولیت (عشاق درام شکسپیر)
+ رابعه و بکتاش (ازافسانه های اعراب است که به زبان فارسی نیز درآمده است)
+ زال و رودابه (از شاهنامه فردوسی)
+ زهره و منوچهر (از دیوان ایرج میرز)
+ سلامان و ابسال (از جامی)
+ سلیمان و ملکه سبا (از افسانه های تورات)
+ سامسون و دلیله (از افسانه های تورات)
+ شیرین و خسرو (از امیر خسرو دهلوی)
+ فرهاد و شیرین ( از وحشی بافقی )
+ کلئوپاترا و ژولیوس سزار وآنتوان (داستان عشق کلئو پاترا ملکه مصر به دو سردار و قیصر روم )
+ لیلی و مجنون (اصلش عربی بوده ولی در اشعار شعرای فارسی منجمله نظامی و جامی و مکتبی شیرازی نیز آمده است .
+ مادام پمپا دور و لوئی 16 پادشاه فرانسه.
+ ماری آنتوانت (زوجه لوئی 16) و کاردینال روهان.
+ ناپلئون و ژوزفین
+ نور جهان (ایرانی) و جهانگیر (هندی).
+ وامق و عذرا (در داستانی از عنصری).
+ ویس ورامین (از فخرالدین اسعد گرگانی).
+ همای و همایون (از خواجوی کرمانی).
+ یوسف و زلیخا (از جامی و آذر بیگدلی).


behnam5555 07-10-2012 07:07 AM

صعود از روی مشکلات
 

صعود از روی مشکلات

كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز اتفاقی به درون یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

http://img003.picture2life.net/15507...rge_medium.jpg
مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاك های روی بدنش را می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد، سعی می كرد روی خاك ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد

...
نتیجه اخلاقی مشكلات، مانند تلی از خاك بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند
و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود!
اگراز مشکلات برای بالا آمدن و رشد مان استفاده نکنیم , در چاههای زندگی گرفتار میشویم .

behnam5555 07-10-2012 07:09 AM

قصه زن در حال احتضار و محبت به مال دنيا
 

قصه زن در حال احتضار و محبت به مال دنيا

زنى از مؤ منه ها به حال احتضار در آمد، دور او را گرفتند و به او تلقين مى كردند و او به طرف رف (طاقچه بالا) نگاه مى كرد كه در آن يك بشقاب چينى از جهيزيه اش بود.
اتفاقا آن زن نمرد و خوب شد به او گفتند: ما تو را تلقين مى كرديم و توبه سمت رف نگاه مى كردى ، گفت : يك هيكل سياهى در نظرم مى آمد تا مى خواستم لااله الاالله بگويم او مى گفت : اگر بگويى اين بشقاب را مى شكنم .
من چون آنها را دوست مى داشتم لااله الاالله نمى گفتم ، به ان زن گفتند: كه او شيطان بوده است پس آن زن بشقاب ها را شكست و گفت : ممكن است اسباب بى دينى من شود.

ونیز نقل است که به کسی گفتند: شهادتين را بگو، او سرش را بالا مى زد و نمى گفت ، بعد حال او خوب شد و نمرد، به او گفتند: چرا در آن موقع شهادتين را نمى گفتى ؟ او در جواب گفت : ساعتى بغلى داشتم كه به آن علاقه فراوانى داشتم ، شيطان جلوى چشمم مجسم شد و گفت : اگر شهادتين را گفتى ، ساعت تو را خرد مى كنم لذا من سرم را بالا مى زدم و نمى گفتم.


behnam5555 07-10-2012 07:21 AM



چون نيست شدى هست ببودى صنما
چون خاك شدى پاك شدى لاجرما

واى اى مردم داد زعالم برخاست
جرم او كند و عذر مرا بايد خواست

مرغى به سر كوه نشست و برخاست
بنگر كه از آن كوه چه افزود و چه كاست

بى غم دل كيست تا بدان مالم دست
بى غم دل زنگيان شوريده ى مست

جز درد دل از نظاره ى خوبان چيست
آنرا كه دو دست و كيسه از سيم تهيست

فاساختن و خوى خوش و صفرا هيچ
تا عشق ميان ما بماند بى هيچ

آنرا كه كلاه سر ببايد زد و برد
زانست كه او بزرگ را دارد خرد

آنجا كه مرا با تو همى هست ديدار
آنجا روم و روى كنم در ديوار

تا با تو تويى ترا بدين حرف چه كار
كين آب حياتست ز آدم بيزار

گر من به ختن ز يار وادارم دست
باورد و نسا و طوس يار من بس

فاساختن و روى خوش و صفرا كم
تا عهد ميان ما بماند محكم

من گبر بدم كنون مسلمان گشتم
بد عهد بدم كنون به فرمان گشتم

جايى كه حدي تو كند خندانم
خندان خندان به لب برآيد جانم

اشتربان را سرد نبايد گفتن
او را چو خوشست غريبى و شب رفتن

از تركستان كه بود آرنده ى تو
گو رو ديگر بيار ماننده ى تو

زلفت سيهست مشك را كان گشتى
از بس كه بجستى تو همه آن گشتى

گر آنچه بگفته اى به پايان نبرى
گر شير شوى زدست ما جان نبرى

هر جا كه روى دو گاو كارند و خرى
خواهى تو بمرو باش خواهى بهرى

آراسته و مست به بازار آيى
اى دوست نترسى كه گرفتار آيى

ابوسعید ابوالخیر



behnam5555 07-10-2012 07:24 AM


نجار زندگیت کیست؟!!

نجار پیری خود را برای بازنشسته شدن آماده می‌کرد. یک روز او با صاحب‌کار خود موضوع را درمیان گذاشت. پس از روزهای طولانی و کار کردن و زحمت کشیدن ، حالا او به استراحت نیاز داشت و برای پیدا کردن زمان این استراحت می‌خواست تا او را از کار بازنشسته کنند.
صاحب کار او بسیار ناراحت شد و سعی کرد او را منصرف کند، اما نجار برحرفش و تصمیمی که گرفته بود پافشاری کرد. سرانجام صاحب کار درحالی که با تأسف با این درخواست موافقت می‌کرد، از او خواست تا به عنوان آخرین کار، ساخت خانه‌ای را به عهده بگیرد.
نجار در حالت رودربایستی، پذیرفت در حالی که دلش چندان به این کار راضی نبود. پذیرفتن ساخت این خانه را برخلاف میل باطنی او صورت گرفته بود.. برای همین به سرعت مواد اولیه نامرغوبی تهیه کرد و به سرعت و بی‌دقتی، به ساختن خانه مشغول شد و به زودی و به خاطر رسیدن به استراحت، کار را تمام کرد.
او صاحب کار را از اتمام کار باخبر کرد. صاحب کار برای دریافت کلید این آخرین کار به آنجا آمد. زمان تحویل کلید، صاحب کار آن را به نجار بازگرداند و گفت: این خانه هدیه‌ای است از طرف من به تو به خاطر سال‌های همکاری!
نجار، یکه خورد و بسیار شرمنده شد. در واقع اگر او می‌دانست که خودش قرار است در این خانه ساکن شود، لوازم و مصالح بهتری برای ساخت آن به کار می‌برد و تمام مهارتی که در کار داشت برای ساخت آن به کار می‌برد. یعنی کار را به صورت دیگری پیش می‌برد.

این داستان ماست.
ما زندگیمان را می‌سازیم. هر روز می‌گذرد. گاهی ما کمترین توجهی به آنچه که می‌سازیم نداریم، پس در اثر یک شوک و اتفاق غیرمترقبه می‌فهمیم که مجبوریم در همین ساخته‌ها زندگی کنیم.
اگر چنین تصوری داشته باشید، تمام سعی خود را برای ایمن کردن شرایط زندگی خود می‌کنیم.
فرصت‌ها از دست می‌روند و گاهی بازسازی آنچه ساخته‌ایم، ممکن نیست.
شما نجار زندگی خود هستید و روزها، چکشی هستند که بر یک میخ از زندگی شما کوبیده می‌شود. یک تخته در آن جای می‌گیرد و یک دیوار برپا می‌شود. مراقب سلامتی خانه‌ای که برای زندگی خود می‌سازید باشید.


behnam5555 07-10-2012 07:27 AM

دانستنی ها، آیا میدانید
 


دانستنی ها، آیا میدانید

=آیا میدانید که چشم انسان حدود 135 میلیون سلول بینایی دارد ؟
=آیا میدانیدکه هر ده ثانیه یک نفر در دنیا به بیماری ایدز مبتلا میشوند ؟
= آیا میدانید که زرافه میتواند با زبانش گوش هایش را تمیز کند؟
= آیا میدانستید که روباه همه چیز را خاکستری میبیند ؟
= آیا میدانید که اسبها در مقابل گاز اشک آور مصون هستند ؟
= آیا میدانید که خفاش ها 19 ساعت و شیر ها 17 ساعت در روز می خوابند ؟
= آیا می دانستید که قدرت بینایی جغد 82 برابر قدرت دید انسان است ؟
=آیا میدانید که عسل تنها غذایی است که فاسد نمیشود ؟
= آیا میدانید که پول از کاغذ درست نشده بلکه از کتان درست شده است ؟
= آیا میدانید که اولین اتومبیل را مظفرالدین شاه قاجار وارد ایران کرد؟
= آیا میدانستید که سریعترین عضله بدن انسان زبان است ؟
=آیا میدانیدکه مزه سیب و پیاز و سیب زمینی یکی است و به خاطر بوی آنهاست که طعم متفاوتی دارند ؟
= آیا میدانید که خرگوش وطوطی تنها حیواناتی هستند که میتوانند بدون برگشتن ، اشیای پشت سر خود را ببینند ؟
= آیا میدانید که انسان راست دست به طور میانگین 9 سال بیش از چپ دست ها عمر کنند ؟
=آیا میدانید که دارچین بسیار کشنده است ،اگر به صورت وریدی به انسان تزریق شود باعث مرگ میشود ؟
=آیا میدانستید که در شیلی منطقه صحرایی وجود دارد که هزاران سال در آن باران نباریده است ؟
= آیا میدانستید که خرس قطبی هنگامیکه روی دو پایش می ایستد حدود سه متر میشود ؟
= آیا میدانستید که کبد تنها عضو داخلی بدن است که اگر با عمل جراحی قسمتی از آن برداشته شود دوباره رشد میکند ؟
= آیا میدانید که وزن اسکلت انسان بالغ بر 13 تا15 کیلو گرم است ؟
= آیا میدانستید که هزارو سیصد کره زمین در سیاره مشتری جای میگیرد ؟
= آیا میدانستید که اولین تمبر در جهان در سال 1840 در انگلستان به چاپ رسید ؟
= آیا میدانستید که در زبان عربی برای کلمه شمشیر 850 واژه مختلف وجود دارد ؟
= آیا میدانستید که زرافه ایستاده وضع حمل میکند و نوزادش از فاصله 180 سانتی متری به زمین می افتد ؟
= آیا میدانسبید که یک لامپ در یک ایستگاه آتش نشانی ایالت کالیفر نیا آمریکا وجود دارد که بیش از صد سال عمر دارد و درطول این مدت روشن است ؟ این لامپ برق به قدرت چهل وات از سال 1901 در ایستگاه آتش نشانی ناحیه لایومور به طور دایم روشن بوده واکنون 108 سال از آن موقع میگذرد ؟
= آیا میدانستید که موشهای صحرایی چنان سریع تکثیر پیدا میکنند ،که در عرض 18 ماه دو موش صحرایی قادرند 1میلیون فرزند داشته باشند ؟
= آیا میدانستید که رودی در کامبوج شش ماه سال از شمال به جنوب و شش ماه دیگر از جنوب به شمال جریان دارد ؟

= یک پارادوکس
سقراط گفته یونانی ها دروغگو هستند ولی خود سقراط هم یونانیه پس دروغ میگه که یونانی ها دروغ میگن پس یونانیها راستگو هستند و سقراط هم که یک یونانیه پس راستگوست پس راست میگه که یونانیها دروغگو هستند پس...........آخر یونانیها دروغگواند یا راستگو !؟

= ایا می دانید که در حال حاضر بیش از 6 میلیون اختراعات وجود دارد که توماس ادیسون با 1093 اختراع رکورد را در دست دارد.

= ایا میدانیدنور میتواند دور کره ی زمین (خط استوا) را 7.5 بار در 1 ثانیه طی کند.

= الکترون معنای یونانی کهربا است کهربا ماده ای است که در مالش به پارچه پشمی باردار شده و خرده های کوچک کاه را جذب می کنداین ربایش بعلت نیرویی مرموز اتفاق می افتد که یونانیان آن را الکتریسیته نامیده اند.

= یکی از شدیدترین نعره ها در بین حیوانات به شیر آفریقایی تعلق دارد صدای نعره آنها تا سه کیلومتری شنیده میشود اسب آبی هم جزء حیواناتی ست که داری نعره بلندی میباشد ، تا آنجا که حیوانات آبی در زیر آب نعره آنها رو میشنوند ولی با همه این اوصاف شدیدترین نعره ها متعلق به والها می باشد آنها میتوانند نعره ای معادل دویست دیسیبل تولید کند برای مقایسه بایستی بگویم که این نعره از صدای موتور یک جت بیشتر می باشد.

= آیا می دانید که شهر ممنوع واقع در پکن در کشور چین بزرگترین قصر پادشاهی جهان است این قصر شامل هفده قصر و پنج تالار میباشد.
= اولین شبکه ی تلویزیونی جهان (شبکه انگلستان bbc )در سال ۱۹۲۹ پخش برنامه های ازمایشی را اغاز کرد و در سال ۱۹۳۹ برای اولین بار در جهان این برنامه ها منظم و دایمی شد.

= آیا میدانستی گزنه برای درمان رماتیسم، درد کمر در ناحیة دمبالچه، درد لگن خاصره ( درد اعصاب کمر ) و نیز درمان بیماریهای مثانه، مجاری ادراری و کلیه بسیار مفید است.

= ایا می دانستید ایا میدانستید درجه حرارت بالاترین قسمت یک شعله به 1540 درجه میرسد در حالی که پایین ترین قسمت ان فقط 300درجه حرارت دارد.

= ایا میدانید ۶۰٪ از ماهواره های جهان نظامی و ۴۰٪ بقیه غیر نظامی است.

behnam5555 07-10-2012 07:30 AM

الفبای زندگی
 



الفبای زندگی

الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها

ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم

پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات

ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها

ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارند ه ها

ج: جسارت برای ادامه زیستن

چ: چاره اندیشی برای یافتن راهی در گرداب اشتباه

ح: حق شناسی برای تزكیه نفس

خ: خودداری برای تمرین استقامت

د: دور اندیشی برای تحول تاریخ

‌ذ: ذكر گوپی برای اخلاص عمل

ر: رضایت مندی برای احساس شعف

ز: زیركی برای مغتنم شمردن دم ها

ژ: ژرف بینی برای شكافتن عمق درد ها

س: سخاوت برای گشایش كار ها

ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج

ص: صداقت برای بقای دوستی

ض: ضمانت برای پایبندی به عهد

ط: طا قت برای تحمل شكست

ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف

ع: عطوفت برای غنچه نشكفته باورها

غ: غیرت برای بقای انسانیت

ف: فداكاری برای قلب های درد مند

ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل

ك: كرامت برای نگاهی از سر عشق

گ: گذشت برای پالایش احساس

ل: لیاقت برای تحقق امید ها

م: محبت برای نگاه معصوم یك كودك

ن: نكته بینی برای دیدن نادیده ها

و: واقع گرایی برای دستیابی به كنه هستی

ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها

ی: یك رنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترك.



behnam5555 07-10-2012 07:31 AM

قرآن
 

قرآن
قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام که هر وقت در کوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم میپرسند ” چه کس مرده است؟ ” چه غفلت بزرگی که می پنداریم خدا تو را برای مردگان ما نازل کرده است .قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یک نسخه عملی به یک افسانه موزه نشین مبدل کرده ام . یکی ذوق میکند که ترا بر روی برنج نوشته،‌یکی ذوق میکند که ترا فرش کرده ،‌یکی ذوق میکند که ترابا طلا نوشته ،‌یکی به خود میبالد که ترا در کوچک ترین قطع ممکن منتشر کرده و … ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی کنیم ؟
قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان که ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند که خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یک نفس بخوانند مستمعین فریاد میزنند ” احسنت …! ” گویی مسابقه نفس است …
قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یک فستیوال مبدل شده ای حفظ کردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز آخر به اول ،‌یک معرفت است یا یک رکورد گیری؟ ای کاش آنان که ترا حفظ کرده اند ،‌حفظ کنی ، تا این چنین ترا اسباب مسابقات هوش نکنند . خوشا به حال هر کسی که دلش رحلی است برای تو . آنانکه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می کنند ،‌گویی که قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه ما باقرآن کرده ایم تنها بخشی از اسلام است که به صلیب جهالت کشیدیم ……..

((دکتر علی شریعتی))



behnam5555 07-10-2012 07:36 AM

نکته ای از انجیل
 
نکته ای از انجیل

در Malachi آیه 3:3 آمده است:
او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست.»

این آیه برخی از خانمهای کلاس انجیل خوانی را دچار سردرگمی کرد. آنها نمی‌دانستند که این عبارت در مورد ویژگی و ماهیت خداوند چه مفهومی می‌تواند داشته باشد. از این رو یکی از خانمها پیشنهاد داد فرایند تصفیه و پالایش نقره را بررسی کند و نتیجه را در جلسه بعدی انجیل خوانی به اطلاع سایرین برساند.
همان هفته با یک نقره‌کار تماس گرفت و قرار شد او را درمحل کارش ملاقات کند تا نحوه کار او را از نزدیک ببیند. او در مورد علت علاقه خود، گذشته از کنجکاوی در زمینه پالایش نقره چیزی نگفت.
وقتی طرز کار نقره کار را تماشا می‌کرد، دید که او قطعه‌ای نقره را روی آنش گرفت و گذاشت کاملاً داغ شود. او توضیح داد که برای پالایش نقره لازم است آن را در وسط شعله، جایی که داغتر از همه جاست نگهداشت تا همه ناخالصی‌های آن سوخته و از بین برود.
زن اندیشید ما نیز در چنین نقطه داغی نگه داشته می‌شویم. بعد دوباره به این آیه که می‌گفت: «او در جایگاه پالاینده و خالص کننده نقره خواهد نشست» فکر کرد. از نقره‌کار پرسیدآیا واقعاً در تمام مدتی که نقره در حال خلوص یافتن است، او باید آنجا جلوی آتش بنشیند؟
مرد جواب داد بله، نه تنها باید آنجا بنشیند و قطعه نقره را نگهدارد بلکه باید چشمانش را نیز تمام مدت به آن بدوزد.. اگر در تمام آن مدت، لحظه‌ای نقره را رها کند، خراب خواهد شد.
زن لحظه‌ای سکوت کرد. بعد پرسید: «از کجا می‌فهمی نقره کاملاً خالص شده است؟» مرد خندید و گفت: «خوب، خیلی راحت است. هر وقت تصویر خودم را در آن ببینم.»
اگر امروز داغی آنش را احساس می‌کنی، به یاد داشته باش که خداوند چشم به تو دوخته و همچنان به تو خواهد نگریست تا تصویر خود را در تو ببیند.
این مطلب را منتقل کنید. همین حالا کسی محتاج این است تا بداند که خدا در حال نگریستن به اوستـ و او در حال گذراندن هر شرایطی که باشد، در نهایت فردی بهتر خواهد بود.
«زندگی چون یک سکه است. تو می‌توانی آن را هر طور که بخواهی خرج کنی، اما فقط یک بار.»


behnam5555 07-10-2012 07:39 AM

علم بهتر است یا ثروت(از زبان امام علی علیه السلام)
 

علم بهتر است یا ثروت(از زبان امام علی علیه السلام)

جمعیت زیادی دور حضرت علی حلقه زده بودند. مرد وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید: -یا علی! سؤالی دارم.

علم بهتر است یا ثروت؟


علی در پاسخ گفت: علم بهتر است؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد. مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد.

در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همان‌طور که ایستاده بود بلافاصله پرسید : یا اباالحسن! سؤالی دارم، می‌توانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر:جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟

علی فرمود: علم بهتر است؛ زیرا علم تو را حفظ می‌کند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.

نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همان‌‌جا که ایستاده بود نشست.

در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد و امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!

هنوز سخن امام به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش می‌نشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید: -یا علی! علم بهتر است یاثروت؟

-حضرت‌علی در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم می‌شود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده می‌شود.

نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد.

حضرت‌ علی در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل می‌دانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد می‌کنند.

با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه ‌کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم می‌خواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد: یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد.

مرد ساکت شد. همهمه‌ای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را می‌پرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت‌ علی و گاهی به تازه‌واردها دوخته می‌شد. در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت ‌علی وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید: -یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

امام دستش را به علامت سکوت بالا برد و فرمودند: علم بهتر است؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه می‌شود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.

مرد آرام از جا برخاست و کنار دوستانش نشست؛ آن‌گاه آهسته رو به دوستانش کرد و گفت: بیهوده نبود که پیامبر فرمود: من شهر علم هستم و علی هم درِ آن! هرچه از او بپرسیم، جوابی در آستین دارد، بهتر است تا بیش از این مضحکة مردم نشده‌ایم، به دیگران بگوییم، نیایند!

مردی که کنار دستش نشسته بود، گفت: از کجا معلوم! شاید این چندتای باقیمانده را نتواند پاسخ دهد، آن‌وقت در میان مردم رسوا می‌شود و ما به مقصود خود می‌رسیم! مردی که آن طرف‌تر نشسته بود، گفت: اگر پاسخ دهد چه؟ حتماً آن‌وقت این ما هستیم که رسوای مردم شده‌ایم! مرد با همان آرامش قلبی گفت: دوستان چه شده است، به این زودی جا زدید! مگر قرارمان یادتان رفته؟ ما باید خلاف گفته‌های پیامبر را به مردم ثابت کنیم.

در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید، که امام در پاسخش فرمود: علم بهتر است؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش می‌ماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.

سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمی‌گفت. همه از پاسخ‌‌های امام شگفت‌زده شده بودند که… نهمین نفر وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید: -یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟

امام در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل می‌کند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان می‌شود.

نگاه‌های متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را می‌کشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبه‌رو چشم دوخت. مردم که فکر نمی‌کردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید: یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟

نگاه‌های متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی مردم به خود آمدند: علم بهتر است؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی می‌کنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضع‌اند.

فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود. سؤال کنندگان، آرام و بی‌صدا از میان جمعیت برخاستند.

هنگامی‌که آنان مسجد را ترک می‌کردند، صدای امام را شنیدند که می‌گفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من می‌پرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی می‌دادم.


behnam5555 07-10-2012 07:41 AM

دانستنی های قرآنی/۴۵
 
دانستنی های قرآنی/۴۵

تنگی نفس و صعود به آسمان:

فَمَن یُرِدِ الله اَن یَهدِیَهُ یَشرَح صَدرَهُ لِلأِسلامِ وَ مَن یُرِد اَن یضِلَّهُ یَجعَل صَدرَهُ ضَیِّقاً حَرَجاً کَاَنَّمَا یَصَّعَّدُ فِی السَّمَاء:

هرکس را خدا بخواهد هدایت کند، سینه اش را برای اسلام وسعت می بخشد و آن کس را که بخواهد گمراه سازد، سینه اش را از آن چنان تنگ می کند که گویی می خواهد در آسمان بالا رود...
انعام/۱۲۵

امروز ثابت شده است که هوای اطراف کره زمین در نقاط مجاور سطح زمین، کاملاً فشرده است، زیرا اکسیژن کافی دارد، و هر قدر از سطح زمین دور شویم، هوا رقیق تر می شود، بطوری که مثلاً در ده کیلومتری بالای زمین، تنفس بدون ماسک اکسیژن، برای انسان بسیار مشکل است و حالت تنگی فوق العاده ای به او دست می دهد...
بنابراین رابطه نزدیکی، میان تنگی سینه و صعود به آسمان (که در آیه ۱۲۵ انعام به آن اشاره شده) وجود دارد و این حقیقتی است که در آن روز بر هیچ کس روشن نبود.



اکنون ساعت 12:35 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)