پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 10-27-2012 05:58 PM

واحد پول کشورها
 

واحد پول کشورها

(قاره آسیا)


=اردن (دینار اردن)
=افغانستان (افغانی)
=امارات (درهم)
=اندونزی (روپیه)
=ایران (ریال)
=بحرین (دینار)
=برمه (کیات)
=بنگلادش (تاکا)
= بوتان (روپیه هند)
=پاکستان (روپیه)
= تایلند (بات)
= تایوان (یوان)
= ترکیه (لیره)
= چین (یوان)
= روسیه (رویل)
= ژاپن (ین)
=سری لانکا (روپیه)
=سنگاپور (دلارسنگاپور)
=سوریه (لیره)
=عراق (دینار)
=عربستان سعودی (ریال)
=عمان (ریال)
=فلسطین (لیره)
=فیلیپین (پزو)
=قبرس (پوندقبرس)
= قطر (ریال)
= کامبوج (ریئل)
=کره جنوبی (وون)
=کره شمالی (وون)
=کویت (دینار)
= لائوس (کیپ)
=لبنان (لیره)
=مالزی (رینگیت)
=مغولستان (توگریک)
=نپال (روپیه)
=ویتنام (دونگ)
=هند (روپیه)
=یمن (ریال)


(قاره اروپا)

=آلبانی (لک)
=آلمان (مارک)
=آندورا (فرانک-پزوتا)
=اتریش (شیلینگ)
=اسپانیا (پزوتا)
=انگلستان (پوند)
=ایتالیا (لیر )
=ایسلند (کرونا)
=بلژیک (فرانک)
=بلغارستان (لیوا)
=پرتغال (اسکودو)
=چک (کورونا)
=دانمارک (کرون)
=رومانی (لئو)
=سوئد (کرون)
=سان مارینو (لیرایتالیا)
=سوئیس (فرانک)
=فنلاند (مارکا)
=لوکزامبورگ (فرانک)
=لهستان (زلوتی)
=لیختن اشتاین (فرانک سوئیس)
=مالت (پوند)
=مجارستان (فورینت)
=موناکو (فرانک فرانسه)
=نروژ (کرون)
=واتیکان (لیر ایتالیا)
= هلند (فلورن)
=یوکسلاوی (دینار)
=یونان (دراخما)


(قاره آمریکا)


=السالوادور (کولون)
=آمریکا (دلار)
=بارابادوس (دلار بارابادوس)
=بلیز (پوندانگلستان)
=باهاما (دلار باهاما)
=پاناما (بالبوا)
=نزینیداد و توباگو (دلار ترینیدادوتوباگو)
=جامائیکا (دلارجامائیکا)
=دومینیکا (دلاردومینیکا)
= دومینیکن (پرو)
=سنت لوسیا (دلارکارائیب شرقی)
=سنت وینسنت (دلار کارائیب شرقی)
=کانادا (دلار کانادا)
=کوبا (پزو)
=کستاریکا (کولون)
=گراندا (دلارکارائیب شرقی)
=گواتمالا (کتسال)
=مکزیک(پزو)
=نیکاراگوا (کوردوبا)
=هائی تی (گورد)
=هندوراس (لمپیرا)
=آرژانتین (پزو)
=اکوادور (سوکره)
=اوروگوئه (پزو)
=برزیل (کروزیرو)
=بولیوی (پزو)
=سورینام (فلورن)
=شیلی (پزو)
=کلمبیا (پزو)
=گویان (دلارگویان)
=ونزوئلا (بولیوار )


(قاره افریقا)

=آنگولا (کوانزا)
=اتیوپی (بیر)
=آفریقای جنوبی (راند)
=آفریقای مرکزی (فرانک)
=الجزایر (دینار)
=اوگاندا (شیلینگ)
=بنین (فرانک)
=بوتسوانا (پولا)
=بوروندی (فرانک)
=تانزانیا (شیلینگ)
=توگو (فرانک)
=تونس (دینار)
=جیبوتی (فرانک)
=چاد (فرانک)
=روآندا (فرانک)
=زامبیا (کواچا)
=زئیر (زئیر)
=زیمباوه (دلارزیمباوه)
=سائوتومه وپرنسیپ (دوپارا)
=ساحل عاج (فرانک)
=سنگال (فرانک)
=سوازیلند (لیلی نجنی)
=سودان (پوندسودانی)
=سومالی (شیلینگ)
=سیرالئون (لئون)
=سیشل (روپیه)
=غنا (سدی)
=کامرون (فرانک)
=کنگو (فرانک)
=کنیا (شیلینگ)
=کومور (فرانک)
=کیپ ورد (اسکودو)
=گابون (فرانک)
=گامبیا (دالاسی)
=گینه (سیلی)
=گینه استوائی (اکوئل)
=گینه بیسائو (پزو)
= لسوتو (راند)
=لیبریا (دلارلیبریا)
=لیبی (دینار)
=مالاگاسی (فرانک)
=مالاوی (کواچا)
=مالی (فرانک)
=مصر (جینی)
=مغرب (درهم)
=موریتانی (اوگوئیا)
=موریس (روپیه)
=موزامبیک (اسکودو)
=نیجر (فرانک)
=نیجریه (نایرا)
=بورکینافاسو (فرانک)

behnam5555 10-27-2012 06:08 PM

عجایب هفتگانه جهان،
 

عجایب هفتگانه جهان، عجایب هفتگانه قرون وسطی، عجایب هفتگانه جهان امروز
http://images.persianblog.ir/476960_S994NtPs.jpg

(جهان باستان)

در مورد آثار وبناهای باستانی عقاید و نظرات مختلفی ابراز شده است عده ای براین باورند که تمدنهای بسیار پیشرفته با معماری وحجاری های پیشرفته تراز زمان ما وجود داشتها اند که به مرور زمان منقرض گردیده اند عده ای نیز پا را فراتر گذاشته وساختمان بناهای با عظمت جهان باستان را به تکنیک وهنر برتر از قرن بیستم نسبت داده اند . تعدادی از این آثار مانند اهرام ثلاثه مصر هنوز وجود دارند و آثاری از آنه به جای مانده مانند ( مقبره موزول) واز برخی نیز فقط تصاویر ذهنی ونقل و قول های تاریخی در دست میباشد مانند( معبد دیان) این بناها به قدری محیرالعقول و عجیب جلوه میکند که بدانها عجایب هفتگانه نام نهاده اند این بناها عبارتند از :


1- (اهرام ثلاثه مصر)
سه هرم به شکل جالب با بنای عظیم در محلی بنام (جیزه) نزدیک قاهره قرار دارند . این اهرام در قرن28 قبل از میلاد توسط سه فرعون بنام های (کئوس- می کرینوس- کفرن) ساخته شده اند. بلند ترین این هرم به نام خئوپس که ارتفاع اولیه آن 147متر بوده ولی با گذشت 48 قرن بر اثر فرسایش 10متر ازر آن کاسته شده است . ضلع مورب این هرم 227متر بوده و این اثر زمینی به مساحت 50/000 متر مربع را اشغال کرده است.به نوشته (هرودوت) برای ساختن این بنای عجیب 400/000کارگروبرده در مدت 20سال برای ساختن این بنا بکار گرفته شده است. این هرم ها مقبره فراعنه مصر میباشند که به صورت مومیائی شده در این مقابر قرار داده شده اند. اجساد مومیائی شده تعدادی از این فرعونهای مصر در موزه لوور پاریس نگهداری میشوند.

2-باغ های معلق بابل(حدائق المعلقه)
برج بابل دارای 7برج بزرگ با دیواره هایی از کاشی های منقش بوده است وهر برج 200متر ارتفاع داشت در نزدیکی برج بابل قصر باشکوهی توسط بخت النصر پادشاه بابل ساخته شده بود . بافاصله ای از این قصر باغ های معلق بابل قرار داشتند واین باغ ها دارای 5 تراس مطبق بودند وبه دستور ( نینوس) پادشاه دیگر بابل برای همسرش (سمیرامیس) در کنار رود فرات ساخته شده بود. برای آبیاری درختان هریک از باغها آب فرات را مستقیما هدایت میکردند. این بنا در حدود 600 ق. م ساخته شده ولی اکنون آثاری از ساختمان های آن مشاهده نمی شود فقط از آجر های باقیمانده آن سدی طویل بر رود فرات بسته شده است.

3-برج(چراغ یا فانوس)دریائی اسکندریه
این برج در جزیره ای به نام( فار) در نزدیکی بندر اسکندریه در مصر در دریای مدیترانه فعلی بنا گردیده است تا با آتشی که در انتهای آن روشن بود راهنمای کشتی ها باشد این بنا در 247الی304 قبل از میلاد به دستور( بطلمیوس دوم) جانشین اسکندر بوسیله معماری بنام (سوسترات) ساخته شد.
این برج بر روی پایه ای چهار گوش که69 متر ارتفاع داشته بنا گردیده بود که خود پایه چهار گوش نیز برروی بنای 8 ضلعی 38 متری قرار داشت برج 9متری دیگری نیز بر روی این برج بنا شده بود که فانوس دریایی بر روی آن پرتو افکن بود. این برج در سال 1375 میلادی در اثر زلزله به کلی ویران شد و اثری از آن برجای نماند. یونانی ها که در واقع بیان کننده عجایب هفتگانه جهان میباشند ارتفاع این برج را 272 متر ذکر کرده اند ولی بنظر میرسد که اغراق آمیز میباشد.

4-(مجسمه رودس)

جزیره رودس در دریای اژه مدیترانه در جنوب غربی کشور ترکیه واقع شده و متعلق به کشور یونان میباشد . به نوشته مورخان در این جزیره بیش از صد مجسمه غول پیکر ساخته شده بود و عظیم ترین آن مجسمه ای برنزی بود به نام رودس که نام واقعی آن (هلیوس یا رب النوع خورشید) بوده است. ارتفاع این مجسمه حدود 40متر بود که به سال 280 قبل از میلاد ساخته شد ولی 56 سال بعد به علت زلزله شدید ویران شد(224 ق.م).

5-مجسمه زئوس(ژوپیتر)
در اساطیر یونان زئوس خدای قدرتمندی بود که با مختصر اخمی کوه را متزلزل میکرد . مجسمه این الهه قدرت درسال432ق.م توسط( فیدیاس) تراشیده شده بود. مجسمه زئوس از طلا و عاج تراشیده شده و تنه آن از چوب آبنوس میباشد تاجی از طلای خالص به شکل خار بر روی سر و مجسمه ای از الهه پیروزی را در دست راست و عصای سلطنت را در دست چپ داشته است.
ارتفاع این مجسمه 158 متر بوده و بعلت جنگ بین رومی ها ویونانی ها از بین رفته و یا در واقع غارت شده است.

6-معبد دیانا(آرتمیس) در (افس)

در قرون 6الی5 قبل از میلاد معبد دیان که از عجایب هفتگانه میباشد شناخته شد این معبد در فضایی بطول 127متر و عرض73متر و دارای 127ستون بود. ساختمان این معبد به سال 400ق.م پایان یافت ولی در 346ق.م بر اثر آتش سوزی مهیبی از بین رفت و آتش سوزی این معبد عمدی بوده وتوسط شخصی بنام (ارستورات) به آتش کشیده شد.این بنا مجددا تجدید بنا شد ولی مجددا شخصی بنام (هردسیراتس) از سرکردگان قوم (گت) آن را خراب نمود وبالاخره( نرون) سفاک معرف رومی مصالح و تزئینات این معبد را غارت کرد بطوری که امروزه آثاری از این بنا بجای نمانده است.

7-مقبره موزول(موسولوس)
این مقبره بنا به دستور (آرتمیس) زن موزول پادشاه کاریس( در جنوب غربی آسیای صغیر)به عنوان آرامگاه موزول ساخته شد . این بنا در شهر( هالیسکارنای) ناحیه(کاریس)در آسیای صغیر بنا گردید . محیط این بنای چهار گوش 140 متر و سقف آن هرمی شکل که در راس آن کالسکه پیروزی با چهار اسب حامل شاه و ملکه بود ارتفاعه این بنا 40الی50متر بود تالاری بعنوان زیر زمین در این بنا قرار داشت که( تابوت موزول) در آن قرار داده شده بود. این بنا بوسیله سواران (سن ژان) تخریب گردید . امروزه از آن اثر با عظمت فقط قطعاتی در موزه لندن دیده می شود.


عجایب هفتگانه جهان( قرون وسطی)

1-بنای کولوسئوم رم(کولیزه) 2-دخمه های اسکندریه
3-دیوار بزرگ چین 4-بنای استون هنج
5-برج کج پیزا 6-برج چینی نانکینگ 7-مسجد ایا صوفیه در قسطنطنیه(ترکیه فعلی)

عجایب هفتگانه جهان امروز
1- ساختمان امپایراستیت ( آسمان خراشی در آمریکا با 102طبقه و گنجایش 80000 نفر)
2-تلسکوپ جودرل بنگ ( بزرگترزین تلسکوپ جهان در کشور انگلستان به قطر 75 متر)
3-پل گلدن گیت( بزرگترین پل معلق جهان در آمریکا به طول 4200فوت.)
4-کانال پاناما (کانالی بسیار طویل در پاناما به طول 50 میل که اقیانوس اطلس را به آرام وصل میکند )
5-اسپوتنیک 1 ( در شوروی سابق با وزنی حدود 11کیلو گرم هر 96 دقیقه یکبار به دور زمین چرخید تا اینکه در جو سوخت)
6-سد هوور (در آمریکا به طول 1244فوت ارتفاع 726فوت و آبگیر آن 247 میل فوت است)
7- ناتیلوس (اولین زیر دریایی اتمی جهان در آمریکا)



behnam5555 10-27-2012 06:13 PM

آب ریخت روی لپ‌تاپم چه کنم؟
 

آب ریخت روی لپ‌تاپم چه کنم؟
گرچه بسیاری از افراد می‌دانند رطوبت، دشمن مدارهای الکترونیکی است و سعی می‌کنند در صورت امکان دستگاه‌های الکترونیک را از آن دور نگه دارند، ممکن است به هر دلیل این دستگاه‌ها که وجودشان دیگر جزئی از زندگی انسان شده باز هم در معرض آسیب ناشی از رطوبت قرار بگیرد.

عرق بدن، رطوبت هوا، نوشیدن در کنار این دستگاه‌ها، غفلت‌ها و... مسبب چنین آسیب‌هایی خواهد شد.
اگر در آن شرایط قرار گرفتید اطلاعات پی‌آمده ممکن است راهنمایتان باشد.
از نقش سرعت عمل و دقت غافل نشوید. بلافاصله مدار اصلی انرژی را از وسیله قطع کنید. اگر موبایل است، حتی بدون خاموش‌کردن از راه فشردن کلید، سریع باتری را درآورید؛ اگر صفحه‌کلید، رایانه است، کابل آن را از ورودی کیس خارج کنید یا در صورتی که نقطه اتصال کابل خارج از دسترس است، کابل برق رایانه را بکشید؛ اگر لپ‌تاپ است، علاوه بر کشیدن کابل ورودی برق، بسرعت باتری را نیز درآورید.

با هر لحظه دیرکرد امکان ایجاد یک اتصال حتی کوتاه در مدار و سوختن یا ایجاد اشکال در قسمتی از دستگاه محتمل‌تر می‌شود. دستگاه را برعکس و از طرف صفحه‌کلید روی حوله یا پارچه‌ای قرار دهید، ابتدا آن را روی آن بکشید تا رطوبت و خیسی جذب آن شده، سپس ضرباتی کوتاه، نرم و آرام و آهسته بر پشت آن وارد کنید.

دقت کنید ضربه آسیب بیشتری به دستگاه وارد نکند. دکمه سشوار را روی هوای سرد بگذارید و با حفظ فاصله اجازه دهید باد خنک از منافذ صفحه‌کلید یا مجاری پشتی وارد دستگاه شده، کار تبخیر و خشک‌ کردن رطوبت را سرعت بخشد.

گاهی مایع ریخته شده فقط روی سطح صفحه‌کلید پاشیده شده و جز رطوبت آب، املاح یا مواد دیر خشک‌شونده به همراه نداشته است. برای خشک‌کردن دستگاه در این مواقع نیازی به باز‌کردن اجزای آن نیست.

پس از انجام اعمال ذکر شده، ساعتی بعد می‌توان از دستگاه استفاده کرد، در غیر این صورت باید اقدامات بیشتر و مطمئن‌تری انجام دهید. اگر از طریقه باز‌کردن دستگاه آگاهی دارید، پیچ‌ها را باز کرده یا زبانه‌ها را جدا کنید تا به بُرد صفحه دسترسی پیدا کنید.

با این کار قسمت‌های خیس‌‌ را بهتر و سریع‌تر می‌توان خشک کرد. در غیر این صورت از کسانی که در این کار تخصص دارند کمک بخواهید.

بخصوص اگر مایع ریخته شده حاوی مواد دیر خشک باشد از روشن‌کردن دستگاه یا اتصال آن به جریان انرژی تا زمان خشک‌کردن و نظافت کامل مدار، خودداری کنید.

در صورت وجود مواد دیر خشک شونده، می‌توان از اسپری‌ها و دستمال‌های مخصوص نظافت مدارهای الکترونیکی یا حتی دستمال‌های مرطوب حاوی نوعی الکل که در داروخانه‌ها، سوپرمارکت‌ها و فروشگاه‌های لوازم الکترونیک عرضه می‌شود برای نظافت بهتر مدار استفاده کرد.

توجه داشته باشید که حتی قطرات عرق بدن و نم باران هم ممکن است به ایجاد اتصالی و خرابی دستگاه منجر شود. گوشی‌های موبایل بیشتر در این شرایط قرار می‌گیرد؛ بیشتر دقت کنید.



behnam5555 10-27-2012 06:19 PM

نام آبهای معدنی(چشمه ها)
 

نام آبهای معدنی(چشمه ها)

=آب ترش وشوره دره قزوین استان قزوین
=آب علی و آب البرز استان تهران
=آبگرم آبش احمد (متعلق) شهرستان کلیبر
=آبگرم اله حق شهرستان سراب
=آبگرم ایسی سو شهرستان سلماس
=آبگرم باش کندی شهرستان ماکو
=آبگرم زاویه سفلی شهرستان ماکو
=آبگرم خرقان استان زنجان
=آبگرم سیه چشمه شهرستان ماکو
=آبگرم شاد آباد(شت) شهرستان ماکو
=آبگرم قارنجه شهرستان خوی
=آبگرم کلشتر استان گیلان
=آبگرم لاریجان استان مازندران
=آبگرم محلات استان مرکزی
=آبگرم یله گنبد استان زنجان
=چشمه آبگرم اردهال شهرستان سراب
=چشمه آبگرم اسب‌فروشان شهرستان سراب
=چشمه آبگرم بستان‌آباد شهرستان بستان آباد
=چشمه آبگرم تازه کند شهرستان اهر
=چشمه آبگرم جلده‌بخوان شهرستان سراب
=چشمه آبگرم حمام شهرستان اهر
=چشمه آبگرم شالقون شهرستان اهر
=چشمه آبگرم قلعه‌کندی شهرستان اهر
=چشمه‌ آبگرم گرگه شهرستان تبریز
=چشمه آبگرم گله بان شهرستان مرند
=چشمه آبگرم گوی‌دره شهرستان میانه
=چشمه آبگرم لیقوان شهرستان تبریز
=چشمه آب معدنی جلفا شهرستان جلفا
=چشمه آب معدنی صوفیان شهرستان مرند
=چشمه آب معدنی عجب‌شیر شهرستان عجب‌شیر
=چشمه آب معدنی قره پالچیق شهرستان مراغه
=چشمه آب معدنی کندوان شهرستان اسکو
=چشمه اعلی ودریاچه تاردماوند استان تهران
=چشمه سلیمانی باغ فین کاشان استان اصفهان
=چشمه علی استان مرکزی
=چشمه معدنی آبرس شهرستان سراب
=چشمه معدنی استر باکو استان مازندران
=چشمه معدنی ایلاوندو شهرستان مشکین شهر
=چشمه معدنی ایواوغلی شهرستان خوی
=چشمه معدنی تاپ تاپان شهرستان دهخوارقان(آذرشهر)
=چشمه معدنی حسنک استان زنجان
=چشمه معدنی خان شهرستان خوی
=چشمه معدنی دسته دره شهرستان خوی
=چشمه معدنی رازی شهرستان خوی
=چشمه معدنی زارعان(زروان) شهرستان خوی
=چشمه معدنی زنبیل شهرستان ارومیه
=چشمه معدنی زی سو شهرستان ماکو
=چشمه معدنی ساری سو شهرستان مراغه
=چشمه معدنی سنگ رود استان گیلان
=چشمه معدنی شگفتی شهرستان خوی
=چشمه معدنی صدیقان شهرستان سلماس
=چشمه معدنی عرب دیزج شهرستان ماکو
=چشمه معدنی عمارت استان مازندران
=چشمه معدنی قی نجه شهرستان ارومیه
=چشمه معدنی کریم شهرستان اسکو
=چشمه معدنی کلوانس شهرستان خوی
=چشمه معدنی گشایش شهرستان مراغه
=چشمه معدنی گوگردی رامسر استان مازندران
=چشمه معدنی گوگردی سادات محله استان مازندران
=چشمه معدنی گوگردی عسک استان مازندران
=چشمه معدنی نی دشت استان مازندران
=چشمه معدنی میناس شهرستان سلماس
=چشمه معدنی نوائی شهرستان خوی
=چشمه معدنی ورجوی(شورسو)شهرستان مراغه
=چشمه معدنی ونتق استان گیلان
=چشمه معدنی ویشلق شهرستان خوی
=چشمه معدنی هفتابه شهرستان ارومیه
=چشمه وله استان زنجان
=دریاچه ارومیه شهرستان ارومیه
=شور بولاغ بیلوار شهرستان خوی
= قره شعبان شهرستان خوی
=کویر گرمسار استان سمنان


behnam5555 10-29-2012 07:24 PM

شاهکار موسیقی؛ امروزه داریم یا نداریم؟
 

اين مطلب را با دقت و حوصله، بخوانيد.


شاهکار موسیقی؛ امروزه داریم یا نداریم؟


آن زمانی که مرحوم پیرنیا، برنامه " گل ها " را شکل داد، اساس استعدادیابی و معرفی برترین
های موسیقی ایران هم مسیر خود را آغاز نمود. اگرچه در همان دوران هم، رادیو و تلویزیون خیلی به ماهیت و اصل موسیقی ایرانی کاری نداشت و بیشتر جنبه های سطحی و غیر واقعی آن را مدّنظر داشت، ولیکن حضور پر اثر شخصی چون پیرنیا، این امیدواری را در دل دلسوزان و علاقه مندان حقیقی هنر ایجاد نمود که هنوز هم می توان امیدوار بود که شاخص های بنیادین این موسیقی پر رمز و راز، با تربیت یا تقویت هنرمندان موسیقی همراه گردد تا در آینده نه چندان دور، همگان ثمره آن را شاهد باشند که هنوز هم درخت پر برکت نهال آن روز، باعث افتخار و سربلندی موسیقی روحانی ایرانی است. از شهناز ، پایور، کسایی ، معروفی، تجویدی و ورزنده و عبادي و ... که پیشکسوت موسیقی بودند تا جوان ترهایی چون شجریان و خوانساری و ایرج و گلپا و از نوازندگان هم لطفي و ناهيد و ... همه و همه، ثمره این درخت بودند که بعضی از آنها در این برنامه اوج گرفتند و بعضی دیگر هم تنها به ارایه استعداد خود، بسنده نمودند. آثار درخشان و معنوی که از آن روز به جای ماند، هرکدام جزیی از شاهکارهای موسیقی این مرز و بوم به حساب می آمدند و می آیند.
ما تعریف یکسان و مطلقی از " شاهکار " در عرصه های هنری نمی توانیم ارایه دهیم، امّا آن چه که از نظر اهالی فن و اهالی عرفان و معرفت تأیید محض گردد، به طور یقین به عنوان شاهکار می تواند معرفی گردد که بیشتر آثاری که از بطن برنامه گل ها بیرون آمد، این خاصیت را به همراه داشت. حال و هوای عرفانی و معنوی به اضافه ارایه فنّی ترین و دقیق ترین آثار از این منظر، شاخصه هایی است که گل ها را یگانه کرد. اگرچه بعدها هم کسانی به خاطر علاقه و نگرش مفیدشان نسبت به رشد و معرفی هر چه بیشتر و بهتر موسیقی ایران زمین، به ارایه کارهای مشابهی پرداختند، امّا به جرأت می توان گفت که به دل انگیزی گل های پیرنیا نبودند. با وجود این از ارزش های بالایی هم برخوردار بودند.

هم زمان با پیروزی انقلاب اسلامی و بلاتکلیفی هنر و به خصوص موسیقی، هنرمندان به نام و البته جوان مملکت همگام با مردم و در مسیر اجتماعی آن زمان، "کانون چاووش" را تأسیس نمودند که زیباترین آثار میهن دوستی را در کارهای موسیقی که انجام دادند، به نمایش گذاشتند. " ایران، ای سرای امید! " را که با ذوق سرشار محمدرضا لطفی و آوای ملکوتی محمدرضا شجریان توأم بود، به عنوان قلّه آهنگ های میهنی می توان به شمار آورد.تصنیف زیبای"کاروان" هم که اثر لطفی با صدای دیگر آوازخوان برجسته مملکت بود،یادگاری بود از همان دوران اوج کانون چاووش. در مجموعباید گفت که هنرمندی که همگام و هم مسیر با مردم در عرصه های اجتماعی پیش می رود، موفق ترین هنرمندان است. کانون چاووش هم در همین راه، موفق ترین هنرمندان را به جامعه معرفی نمود، گرچه در ادامه، اتحاد گروه، تعریف خود را از دست داد و هرکدام به سمت و سویی رفتند که این قضیه را هم بیشتر از نظر جنبه های اجتماعی باید بررسی نمود. در عین حال ممکن است گروهی این همگامی با مردم و اوضاع اجتماعی را سیاسی کاری بدانند، امّا باید در پاسخ به آنان اشاره نمود که اگر چنین باشد، حافظ شیرازی از سیاسی کارترین شاعران است، انجا که می گوید:

زاهد ظاهرپرست از حال ما، آگاه نیست
هرچه گوید در حق ما، جای هیچ اکراه نیست
یا می بینیم که در جایی دیگر به تعریف و تمجید از شاه شجاع می پردازد که مداحی از زبان این شاعر جهانی، به نظر خیلی ها محلّی از اعراب ندارد و او را زیر سؤال می برد. در حالی که حافظ، تنها آن چه را که واقعیت است و نظر مردم، بیان می نماید و می بینیم که در جایی دیگر خیلی پر جرأت بیان می کند که:
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند، آن کار دیگر می کنند!
پس هنرمند واقعی را با حقیقت سر و کار است، نه با معیشت(!) که غیر از این اگر باشد، هنرمندی در کار نیست.
به موضوع اصلی برگردیم. پس از فروکش کردن هیجانات حاصل از پیروزی انقلاب اسلامی، می دانیم که فرصتی برای بازسازی میهن به وجود نیامد و جنگی علیه ایران شکل گرفت که ۸ سال به طول انجامید و بسیاری از مردم و بهترین جوانان این مرز و بوم را به خاک و خون کشید. در این دوران، موسیقی خود به عنوان یکی از مهم ترین مرحم ها برای روح مردم و رزمندگان به حساب می آمد. در همین زمان بود که همکاری دو بزرگ موسیقی ایران، به خلق زیباترین و به یاد ماندنی ترین آثار موسیقی تاریخ ایران منجر شد. شجریان و مشکاتیان با کمک از حس تفاهم و دلی پر شور، در کنار دیگر جوانان برجسته موسیقی سرزمین کهن ایران با همان شور و حالی که اقتضای حال آنان و زمان بود، کاری کردند کارستان. آثار این دوره را همگی به خوبی می شناسیم. " دستان " که لقب برترین اثر چهارگاه ۱۰۰سال اخیر را به خود اختصاص داد، اگرچه در جاهایی ملهم از آثار دیگر بزرگان موسیقی کشور است، امّا در مجموع چه در آواز، چه در تصنیف و چه در تنظیم جزو " شاهکارترین" آثار موسیقی به حساب می آید، تا بدانجا که تنها اثر آوازی را که صدا و سیما به پخش آن اقدام می کرد، آواز همین اثر بود. به قول دوست خوش ذوقی، "شجریان و مشکاتیان با این کار، پرونده چهارگاه را برای همیشه بستند!" برترین مرکب خوانی را در اثر "نوا، مرکب خوانی شاهد بودیم. به خصوص آنجایی که سه گاه و نوا با دوبیتی باباطاهر با مطلع "الهی! آتش عشقت به جان زن..." به موجه ترین و دل انگیزترین شکل ممکن، درهم می آمیزند و پایانی ماندگار را برای آواز این اثر باعث می شوند.

در این مجال، قرار نیست که از اسمی دفاع کنیم یا تقدس گرایی بخواهیم داشه باشیم. نه. به هیچ وجه. تنها و تنها به ظرایف موسیقی ایرانی و معنویت آن، می خواهیم گوشه چشمی داشته باشیم و به نقش هنرمند در ارایه آن به بهترین نحو ممکن؛ چرا که سلایق متفاوت اند و سطح آن هم در هر فردی، به گونه ای. درضمن آن چه در اينجا بيان مي گردد، انعكاس ملّي و عمومي آثار موسيقايي است كه بازتاب وسيعي در كشور داشته اندو هنوز هم دارند.

دهه هفتاد را دوران آغاز رکود موسیقی در ایران بایستی به حساب آورد. آنجا که گروهی از برجستگان موسیقی که در کنار هم سال ها فعالیت داشتند، دچار اختلاف شدند و هریک به کناری رفتند. جای تأسف است، امّا در اینجا هم از نقش اجتماع و شرایط جامعه در این جدایی، نباید به آسانی چشم پوشید. هنرمند خسته از بی توجّهی و بی حرمتی، رمقی برای کار برایش باقی نمی ماند، گوشه نشین می شود و یا به در بسته می کوبد! بگذریم. بزرگان موسیقی ما در این دوران، آثاری را ارایه نمودند که چندان با انتظار و توقع مردم از آنان، هم خوانی نداشت، گرچه علاقه مندانشان، هم چنان بر علاقه مندی خود پا برجا بودند، چرا که آنقدر پشتوانه قوی داشتند که بدین راحتی آثارش از بین نرود. گذری بر آثار ارایه شده در دوران یاد شده، حقیقت موضوع را بیشتر مشخص می نماید. یک بار دیگر به آنها گوش دهید و با قبل مقایسه شان نمایید. در عین حال از یاد نبریم که در همین سال ها هم اثار خوبی را ساختند. کارهایی که با اندیشه پرویز مشکاتیان و آوای دلنشین زنده یاد ایرج بسطامی همراه بود یا کارهایی که با رهبری هنرمند خوش فکر و جوان دیگری به نام حمید متبسم ارایه گردید. ... و نکته دیگر آن که محمدرضا لطفی هم با وفاداری کامل به روش سنتی ارایه موسیقی، به کار خود ادامه داد که در واقع در این عرصه، کامل ترین ها را ارایه نمود. گرچه آثار بداهه خوانی و بداهه نوازی وی را به طور قطع از آثار موفقی بايد دانست که جنبه عرفانی و معنوی آن بر دیگر جنبه ها می چربد. " گریه بید " را زیباترین و برجسته ترین اثر لطفی می شود برشمرد.

با پیروزی سید محمد خاتمی در ششمین انتخابات ریاست جمهوری در خرداد ۱۳۷۶و پس از معرفی دکتر مهاجرانی به عنوان وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، هنر و فرهنگ وارد مرحله تازه ای شد که در سالهای قبل از آن، بی سابقه می نمود. خیلی ها که از گود بیرون رفته بودند، اجازه فعالیت دوباره یافتند و خیلی های دیگر هم به این جمع اضافه شدند. البته پدیده نامیمون " موسیقی پاپ " هم در این دوران رنگ و بوی جدّی تری به خود گرفت. نامیمون از آن جهت که آش شله قلمکار این نوع موسیقی، هرج و مرج زیادی را به دنبال داشت و هنوز هم دارد، والّا کیست که از استادی محمّد نوری و دل انگیزی صدای کورش یغمایی در این عرصه بی خبر باشد. به هر صورت یک توفیق اجباری هم نصیب علاقه مندان موسیقی اصیل ایرانی شد تا با موج جدیدی از آثار شنیدنی روبرو شوند. در عین حال بحث گفتگوی تمدّن ها هم پای خود را به میدان هنر و بالطبع موسیقی باز نمود و اندیشه های جدیدی در این عرصه شکل گرفت که در بعد همگانی تری به موسیقی ایرانی و حتّی، به معرفی گسترده تر موسیقی مملکتمان در بعد بین المللی منجر شد. آثاری از حسین علی زاده، مسعود شعاری، کیهان کلهر در همین محدوده به وجود آمد که جنبه ای از هم نشینی موسیقی ایرانی را با موسیقی ممالک دیگر به همگان نشان داد. به جرأت می توان گفت که حتّی در این تجربه جدید، قدرت ساز ایرانی با وجود همه صحبت ها در کامل نبودن آن، در همراهی با سازهای مناطق دیگر، بیشتر و بهتر به چشم آمد.

امّا در همین زمان بود که همکاری چهره بین المللی موسیقی ایران و بزرگ ترین خواننده تاریخ موسیقی این سرزمین یعنی محمدرضا شجریان با دیگر چهره برجسته و فراملّی موسیقی به نام حسین علی زاده، برگ زرّین دیگری از تاریخ موسیقی مملکت را ورق زد، تا بدانجا که نامزدی آثار مشترک این دو در جشنواره بین المللی " گرمی " در کنار اثری از دیگر همکار این گروه یعنی کیهان کلهر، مایه مباهات و سرافرازی موسیقی کشور شد. شجریان که پیش از این بارها، ارزش های هنری خود را نه تنها به ایرانیان بلکه به جهانیان به اثبات رسانده بود، این بار جایزه یونسکو را از آن خود کرد که توفیق دیگری برای هنر ایران بود. بار دیگر و پس از سال ها دیدیم که هنوز هم در ایران، چهار نفر هنرمند در کنار هم می توانند بنشینند و چند سالی بنوازند و بخوانند!! به غیر از گروه کامکارها که طبیعت خانوادگی آنها، ایجاب می کند که گروه ماندگاری باشند، این گروه و گروه دستان که در خارج از کشور فعّال هستند، ویژگی مشترک همه آنها همگونی فکری و اخلاقی و هدف مشترک آنها است که متأسفانه در گروه های دیگر چندان دیده نمی شود و البته از ذکر نام یک گروه همیشه جاوید هم غافل نشویم که بزرگ ترین هنرمندان موسیقی این مملکت را در خود جای داده بود و هدایتش را کسی بر عهده نداشت جز پیر موسیقی ایران، فرامرز پایور: گروه اساتید. آیا گروه اساتید دیگری در آینده شکل خواهد گرفت؟

امّا اثر " بی تو به سر نمی شود " را يكي از موفق ترین کارهاي موسیقی ایران يا حتّي به عبارتي موفق ترين اثر ۱۰ سال اخیر می توان دانست که حاصل همکاری چهار هنرمند متعلّق به نسل های مختلف موسیقی بود. به طور قطع، بی تو به سر نمی شود موفق ترین اثر این گروه هم هست. آنچه که از آواز شجریان انتظار داشتیم و آنچه که از جنبه های گوناگون هنری و فنّی از یک اثر متوقعیم، تا حدّ زیادی در آن به چشم می خورد. البته اگر واقع بین باشیم باید گفت که هنوز هم آثار اوایل انقلاب را می توانیم برتر بدانیم، چرا که عنصری در آنها وجود دارد که به طور ظاهری قابل تعریف نیست. شاید خلوص جامعه و جریانات اجتماعی،در ارایه یک اثر بی تأثیر نباشد. آیا در این دوران که دوران فنّاوری روزمره است، جایی برای خلوص باقی می ماند؟

امید داریم که این اندک گروه های موسیقی، هم چنان موفق کار خود را ادامه دهند. در سال های اخير، چه گروه کامکارها و چه گروه شجریان و علی زاده و چه گروه دستان در کنار گروه های دیگری که کم و بیش به فعالیت های برون مرزی پرداخته اند، در شناساندن موسیقی ایرانی به مردم دیگر کشورها، حق تقدمی دارند که بر دیگران پوشیده نیست.

به هر صورت در دنیای تکنولوژی، شاید ارایه شاهکار کار چندان جالب توجهی برای مردم و جوان امروز نباشد!! شاد باشید و سربلند.


منبع :رادیو گلها

behnam5555 11-04-2012 06:33 PM

حکایت خواندنی مکر زنان
 
حکایت خواندنی مکر زنان

آورده اند شیخی بود که پيوسته تحقيقِ مکرهاي زنان مي کرد و از غايت (روی) غيرت، هيچ زني را محل اعتماد خود نساخت وکتاب حيل النساء (مکرهاي زنان) را پيوسته مطالعه مي کرد. روزي در هنگام سفر به قبيله اي رسيد و به خا
نه اي مهمان شد.

مرد ِخانه حضور نداشت ولکن زني داشت در غايت ظرافت ونهايت لطافت. زن چون مهمان را پذيرا شد با او ملاطفت آغاز نمود. شیخ چون پاپوش خود گشود و عصا بنهاد، به مطالعه کتاب مشغول شد.


زن ميزبان گفت: شیخ ! اين چه کتاب است که مطالعه ميکني؟ گفت: حکايات مکرهاي زنان است.


زن بخنديد وگفت: آب دريا به غربيل نتوان پيمود وحساب ريگ بيابان به تخته خاک، برون نتوان آورد و مکرهاي زنان در حد حصر نيايد.


پس تير ِغمزه در کمان ِابرو نهاد و بر هدفِ دل او راست کرد و از در مغازلت و معاشقت درآمد چنان که دلبسته ي او شد. در اثناي آن حال، شوهر او سر رسيد..


زن گفت: شويم آمد و همين آن که هر دو کشته خواهيم شد. مهمان گفت: تدبير چيست؟ گفت: برخيز و در آن صندوق رو.


شیخ در صندوق رفت. زن سرِ صندوق قفل کرد. چون شوهر در آمد پيش دويد و ملاطفت و مجاملت آغاز نهاد و به سخنان دلفريب شوهر را ساکن کرد. چون زماني گذشت گفت: تو را از واقعه امروز ِ خود خبر هست؟


گفت نه بگوي. گفت: مرا امروز مهماني آمد شیهی جوانمرد و لطيف ظرايف و خوش سخن و کتابي داشت در مکر زنان و آن را مطالعه ميکرد من چون آن را بديدم خواستم که او را بازي دهم به غمزه بدو اشارت کردم، شیخ غافل بود که چينه ديد و دام نديد. به حسن واشارت من مغرور شد و در دام افتاد.


بساط عشقبازي بسط کرد و کار معاشقت به معانقه (دست در گردن هم)رسيد. ساعتي در هم آميختيم! هنوز به مقام آن حکايت نرسيده بوديم که تو برسيدي وعيش ما منغض (باطل) کردي!


زن اين ميگفت و شوهر او مي جوشيد و مي خروشيد و آن بيچاره در صندوق از خوف مي گداخت و روح را وداع مي کرد. پس شوهر از غايت (روي) غضب گفت: اکنون آن مرد کجاست؟ گفت: اينک او را در صندوق کردم و در قفل کردم. کليد بستان و قفل بگشاي تا ببيني. مرد کليد را بستاند و ......


همانا يادش رفته بود كه با زن گرو بسته بودند (شرط كرده بودند با جناق مرغ را)(جناق شکسته بودند) و مدت مديدي بود هيچ يک نمي باخت.

مرد چون درخشم بود بياد نياورد که بگويد؛ يادم، و زن در دم فرياد کشيد؛ يادم تو را فراموش.؛ مرد چون اين سخن بشنيد کليد بينداخت و گفت:

لعنت بر تو باد که اين ساعت مرا به آتش نشانده بودي و قوي طلسمي ساخته بودي تا جناق را ببردي.


پس با شوهر به بازي در آمد و او را خوش دل کرد. چندان که شوهرش برون رفت، درِ صندوق بگشاد و گفت: یا شیخ چون (آنچه) ديدي، هرگز تحقيق احوال زنان نکني؟


گفت: توبه کردم و اين کتاب را بشويم که مکر و حيلت شما زيادت از آن باشد که در حد تحرير در آيد.


behnam5555 12-10-2012 08:36 PM

حکایت جالب غلام وزیر:
 

حکایت جالب غلام وزیر:

حکایت است که پادشاهی از وزیرخدا پرستش پرسید:
بگو خداوندی که تو می پرستی چه می خورد، چه می پوشد ، و چه کار می کند و اگر تا فردا جوابم نگویی عزل می گردی.
وزیر سر در گریبان به خانه رفت .
وی را غلامی بود که وقتی او را در این حال دید پرسید که او را چه شده؟

و او حکایت بازگو کرد.

غلام خندید و گفت : ای وزیر عزیز این سوال که جوابی آسان دارد.

وزیز با تعجب گفت : یعنی تو آن میدانی؟ پس برایم بازگو ؛ اول آنکه خدا چه میخورد؟

- غم بندگانش را، که میفرماید من شما را برای بهشت و قرب خود آفریدم. چرا دوزخ را برمیگزینید؟

- آفرین غلام دانا.

- خدا چه میپوشد؟

- رازها و گناه های بندگانش را

- مرحبا ای غلام

وزیر که ذوق زده شده بود سوال سوم را فراموش کرد و با شتاب به دربار رفت و به پادشاه بازگو کرد

ولی باز در سوال سوم درماند، رخصتی گرفت و شتابان به جانب غلام باز رفت و سومین را پرسید.

غلام گفت : برای سومین پاسخ باید کاری کنی.

- چه کاری ؟

- ردای وزارت را بر من بپوشانی، و ردای مرا بپوشی و مرا بر اسبت سوار کرده و افسار به دست به

درگاه شاه ببری تا پاسخ را باز گویم.

وزیر که چاره ای دیگر ندید قبول کرد وبا آن حال به دربار حاضر شدند

پادشاه با تعجب از این حال پرسید ای وزیر ای چه حالیست تو را؟

و غلام آنگاه پاسخ داد که این همان کار خداست ای شاه که وزیری را در خلعت غلام

و غلامی را در خلعت وزیری حاضر نماید.

پادشاه از درایت غلام خوشنود شد و بسیار پاداشش داد و او را وزیر دست راست خود کرد


behnam5555 12-10-2012 08:38 PM

کمی طولانی ولی جالب
 
کمی طولانی ولی جالب

در تاریخ آمده است ، به رسم قدیم روزی شاه عباس کبیر در اصفهان به خدمت عالم زمانه ” شیخ بهائی” رسید پس از سلام واحوالپرسی از شیخ پرسید: در برخورد با افراد اجتماع ” اصالت ذاتی ِ آنها بهتر است یا تربیت خانوادگی شان ” ؟

شیخ گفت : هر چه نظر حضرت اشرف باشد همان است ولی به نظر من ” اصالت ” ارجح است .

و شاه بر خلاف او گفت : شک نکنید که ” تربیت ” مهم تر است !

بحث میان آن دو بالا گرفت
و هیچیک نتوانستند یک
دیگر را قانع کنند بناچار شاه برای اثبات حقانیت خود او را به کاخ دعوت کرد تا حرفش را به کرسی نشاند .

فردای آن روز هنگام غروب شیخ به کاخ رسید بعد از تشریفات اولیه وقت شام فرا رسید سفره ای بلند پهن کردند ولی چون چراغ وبرقی نبود مهمانخانه سخت تاریک بود در این لحظه پادشاه دستی به کف زد و با اشاره او چهار گربه شمع به دست حاضر شدند وآنجا را روشن کردند !

درهنگام ِ شام ، شاه دستی پشت شیخ زد و گفت دیدی گفتم ” تربیت ” از ” اصالت ” مهم تر است ما این گربه های نا اهل را اهل و رام کردیم که این نتیجه اهمیت ” تربیت ” است

شیخ در عین ِ اینکه هاج و واج مانده بود گفت من فقط به یک شرط حرف شما را می پذیرم و آن اینکه فردا هم گربه ها مثل امروز چنین کنند!!!

شاه که از حرف شیخ سخت تعجب کرده بود گفت : این چه حرفیست فردا مثل امروز وامروز هم مثل دیروز!!! کار ِ آنها اکتسابی است که با تربیت وممارست وتمرین زیاد انجام می شود.

ولی شیخ دست بردار نبود که نبود تا جایی که شاه عباس را مجبور کرد تا این کار را فردا تکرار کند .

لذا شیخ فکورانه به خانه رفت .

او وقتی از کاخ برگشت بیدرنگ دست به کار شد چهار جوراب برداشت و چهار موش بخت برگشته در آن نهاد…….

فردا او باز طبق قرار قبلی به کاخ رفت تشریفات همان و سفره همان و گربه های بازیگر همان . . . . . .

شاه که مغرورانه تکرار مراسم دیروز را تاکیدی بر صحت حرفهایش می دید زیر لب برای شیخ رجز می خواند که در این زمان شیخ موشها را رها کرد که درآن هنگام هنگامه ای به پا شد یک گربه به شرق دیگری به غرب آن یکی شمال واین یکی جنوب.

واین بار شیخ دستی برپشت شاه زد و گفت : شهریارا ! یادت باشد اصالت ِ گربه موش گرفتن است گرچه” تربیت ” هم بسیار مهم است ولی” اصالت ” مهم تر !

یادت باشد با ” تربیت” میتوان گربه اهلی را رام و آرام کرد ولی هرگاه گربه موش را دید به اصل و” اصالت ” خود بر می گردد و شیر ِ نا اهل ونا آرام و درنده می شود.


behnam5555 12-10-2012 08:45 PM

نگاه درست !؟
 

نگاه درست !؟


مرد را به عقلش نه به ثروتش

زن را به وفایش نه به جمالش

دوست را به محبتش نه به کلامش

عاشق را به صبرش نه به ادعایش

مال را به برکتش نه به مقدارش

خانه را به آرامشش نه به اندازه اش

اتومبیل را به کاراییش نه به مدلش

غذا را به کیفیتش نه به کمیتش

درس را به استادش نه به سختیش

دانشمند را به علمش نه به مدرکش

مدیر را به عمل کردنش نه به جایگاهش

نویسنده را به باورهایش نه به تعداد کتابهایش

شخص را به انسانیتش نه به ظاهرش

دل را به پاکیش نه به صاحبش

جسم را به سلامتش نه به لاغریش

سخنان را به عمق معنایش نه به گوینده اش

behnam5555 12-10-2012 08:49 PM

از کتاب "کیمیاگر" پائولو کوئیلو انتخاب شده اند:
 
از کتاب "کیمیاگر" پائولو کوئیلو انتخاب شده اند:

1. بزرگترین دروغ
عالم: در مرحله ای از زندگی کنترل آنچه بر سرمان می آید از دستمان خارج می شود و
سرنوشت هدایت آن را بر عهده می گیرد.

2. در مرحله ای از زندگی آدمها، هر
چیزی روشن و امکان پذیر است. آنها نه از خیالبافی و نه از آرزوی کارهایی که می
خواهند در زندگیشان رخ دهد، هراسی ندارند. اما با گذشت زمان، نیرویی مرموز آنها را
متقاعد می کند که دسترسی به افسانه شخصی شان غیر ممکن است.

3. هرکس که باشی
یا هر کاری که انجام دهی وقتی واقعاً از صمیم قلب چیزی را بخواهی، آنگاه این خواسته
تو از روح جهان سرچشمه می گیرد و تو مأمور انجام آن بر روی زمین می شوی.

4.یکنواختی ایام برای آدمها باعث می شود متوجه چیزهای خوبی که هر روز با طلوع خورشید
در زندگیشان اتفاق می افتد، نشوند.

5. خداوند برای هرکس در زندگی مسیری قرار
داده است که باید آن را طی کند. کافی است نشانه هایی را که خداوند بر سر راهت قرار
داده، بخوانی.

6. هرگز قبل از اینکه چیزی را بدست آوری، وعده آن را به کس
دیگری نده.

7. همه ی اتفاقات بین طلوع و غروب خورشید رخ می دهد.

8.
همه ی آدمها دنیا را همان جور که می خواهند ببینند، می بینند، نه آنجوری که
هست.

9. همیشه باید بدانی که چه می خواهی؟

10. چیزهایی هست که از
عهده ی آن بر می آییم اما نمی خواهیم آنها را انجام دهیم.

11. گاهی نمی توان
مسیر جریان رودخانه را عوض کرد.

12. هرگز از رویاهایت صرف نظر نکن، به دنبال
نشانه ها برو...

13. از پیچ و خم های زیادی عبور کرده ایم ولی همواره به سوی
مقصد خویش پیش می رویم.

14. از گذشته درس بگیر، در حال زندگی کن و به فکر
آینده باش.

15. آدمها از اینکه به دنبال مهمترین رؤیاهایشان بروند می ترسند
زیرا احساس می کنند شایسته آن رؤیاها نیستند و قادر نخواهند بود به آنها
برسند.

16. همه آنهایی که سعادتمندند خدا را در دل دارند و سعادت در یک دانۀ
شن صحرا هم پیدا می شود.

17. سپیده درست بعد از تاریکترین ساعات شب می
دمد.

18. اگر بزرگترین گنجهای عالم را در اختیار داشته باشی و از آنها برای
دیگران حرف بزنی ، به ندرت حرفت را باور می کنند.

19. وقتی سعی کنیم از
اینکه هستیم بهتر باشیم موجودات دور و بر ما هم بهتر می شوند.


behnam5555 12-10-2012 08:50 PM


بودا به دهی سفر كرد . زنی كه مجذوب سخنان او شده بود از بودا خواست تا مهمان وی باشد . بودا پذیرفت و مهیای رفتن به خانه‌ی زن شد . كدخدای دهكده هراسان خود را به بودا رسانید و گفت : «این زن، هرزه است به خانه‌ی او نروید » بودا به كدخدا گفت : « یكی از دستانت را به من بده» كدخدا تعجب كرد و یكی از دستانش را در دستان بودا گذاشت . آنگاه بودا گفت : «حالا كف بزن» كدخدا بیشتر تعجب كرد و گفت: « هیچ كس نمی‌تواند با یك دست كف بزند»

بودا لبخندی زد و پاسخ داد : «هیچ زنی نیز نمی تواند به تنهایی بد و هرزه باشد، مگر این كه مردان دهكده نیز هرزه باشند . بنابراین مردان و پول‌هایشان است كه از این زن، زنی هرزه ساخته‌اند .

افسون 13 12-12-2012 07:51 AM

مسلمان باشیم

واعظي پرسيد از فرزند خويش
هيچ ميداني مسلماني به چيست؟

صدق و بي آزاري و خدمت به خلق
هم عبادت ، هم کليد زندگيست

گفت : زين معيار اندر شهرما
يک مسلمان هست آن هم ارمنيست ...

behnam5555 01-22-2013 12:41 PM

پریوش
 

پریوش

هر گه که با خیال ِ تو گردم جوان جوان
رخســارِ خوشعذارِ تو گردد عـیان عیان

این نورِ آفــــتابِ جــهانســـت یا جــمال
یا شعله اِی زچشم ِ تو گشته وزان وزان

هر روز می فتم به سرِ راه ی تو که تو
بر دورِ جان خود بکشی ام کشان کشان

هــر مـه مـاه ی نو به خــیالاتِ دلکشی
چــون تیـغ ِ ابروان تـو آیـد کـمان کـمان

یک روز رقص کنان به مدارِ تو میرسم
می آورد ثـبوتِ هـــمه را زمــان زمـان

کــو خـامه ی که لــذتِ وصـفِ ترا کـنم
تا بوده ام به یاد تو هـر سـو روان روان

ایکاش چون ســپندِ رُخـت یک تپش کنم
آتــش فــتد به دورُ برم در شـبان شــبان

یک جلـوه ی نما کــه بمـن زندگی دهـد
رفـــته زجــورِ نازِ تو حــالا توان توان

ایکــاش در بهـــارِ دلـــت مـنزلی کــنم
ترســم کــه زودتر بیاید خــزان خــزان

عـاشـق شـود بچـشم عــزیزِ تو مشـتعل
ناهــیدُ مــاه ی نو بنمــاید قِــران قِــران

با بوســه ی اگـر کــه بیایی به پرسـشم
من میـشوم زشـهدِ لــبانت جـوان جوان

زاهد زشورِ عشقِ من آگه تو کی شوی
زخمی مزن به قـلبُ دلــم با زبان زبان

خوش آندمی که باز به آغوش من رسد
اندام ِ پـُر شــــرارِ پـریـوش دوان دوان

فرید طاهری
قوس ۱۳۸۶، دیسمبر ۲۰۰۷، کلیفورنیا

behnam5555 01-22-2013 12:47 PM

هفت شخصیت تاریخی که به خاطر کارهائی که نکرده اند مشهور شده اند!
 
هفت شخصیت تاریخی که به خاطر کارهائی که نکرده اند مشهور شده اند!

۱ – ابنر دابل دی – Abner Doubleday برای اختراع بیس بال


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-doubleday.jpg

او یک ژنرال جنگهای داخلی ایالات متحده و طرفدار الغای برده داری بود که مشهور است دفاع از قلعه “سامتر” را با دستور شلیک توپ آغاز کرد.

با اینکه او سوابق نظامی درخشانی داشته، عموماً ازاو به خاطر اختراع بیس بال یاد می کنند، البته توجه داشته باشید که او این کار را نکرده است!

این داستان به سال ۱۹۰۵ برمی گردد، هنگامی که ای جی میلز – A.G. Mills رئیس سابق لیگ ملی ریاست کمیسیونی را برعهده داشت تا درباره تفریح مورد علاقه آمریکائیان تحقیق کند. بر اساس نامه ای از شخصی به نام ابنر گریوز – Abner Graves این کمیسیون اشتباهاً نتیجه گرفت که دابل دی در سال ۱۸۳۹ در کوپرزتاون – Cooperstown نیویورک بیس بال را اختراع کرده است.


درحقیقت در آن سال دابل دی در وست پوینت بود و هیچگاه ادعائی مبنی بر دخالت در بیس بال نکرده بود. با این همه این افسانه سالها ادامه داشت و سالن نامداران بیس بال در کوپرزتاون در سالگرد اشتباهی صد سالگی آن در سال ۱۹۳۹ تاسیس شد.



۲ – خانم گادیوا – Lady Godiva برای اسب سواری برهنه


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...on-Of-1829.jpg
خانم گادیوا برای سوار شدن بر اسب بدون لباس در خیابانهای قرون وسطای کاونتری در اعتراض به مالیات های کمرشکنی که همسرش برای مردم معین کرده بود شناخته شده است.


بر طبق افسانه ها در زمانی در قرن ۱۱ میلادی گادیوا از شوهر قدرتمندش لیوفریک – Leofric خواست تا بدهی های مردمان را کاهش دهد. وقتی که شوهرش با تمسخر به او پاسخ داد که او اینکار را فقط وقتی خواهد کرد که همسرش کار فوق الذکر را انجام دهد، او نیز از جلوی توپ او درآمد و به کتابهای تاریخی راه یافت.


مادامی که این داستان به افسانه تبدیل شده، عالمان بر اینکه این امر اتفاق نیفتاده است توافق دارند. گادیوا قطعاً وجود داشته اما مورخین می گویند که او به سادگی همسر یک نجیب زاده بانفوذ بوده است. در حقیقت اسطوره گادیوا تا قرن ۱۳ میلادی ظاهر نشده یعنی ۲۰۰ سال پس از این اتفاق فرضی.


این داستان بعدها توسط نویسندگان برجسته ای مانند آلفرد لرد تنیسون – Alfred Lord Tennyson انتخاب شد که شعر گادیوای او در سال ۱۸۴۲ این قصه باورنکردنی را به عنوان یک حقیقت تاریخی استحکام بخشید.



۳ – نرون – Nero برای ویولون زدن هنگام سوختن شهر رم


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...oof/3-nero.jpg
یکی از مشهورترین داستانهای انحطاط روم به نرون بر می گردد، امپراطوری که با بیخیالی وقتی که رم در حریق بزرگ سال ۶۴ بعد ازمیلاد می سوخت ویولون می زد. مطابق با گفته برخی مورخین عهد باستان، امپراطور به افرادش دستور داده بود تا برای ایجاد فضا برای ساخت کاخ جدیدش آتش سوزی را شروع کنند. اما در حالیکه نرون که آدم معصومی نبوده – گزارش شده او هنگام به قدرت رسیدن دستور قتل مادر خود را داده بود – در مورد این داستان شریرانه بزرگنمائی شده است.

با وجود اینکه برخی رویدادنامه های باستانی امپراطور عاشق موسیقی را هنگام آتش سوزی شهر در حال آواز خواندن و تماشای آن گزارش کرده اند، تاسیتوس – Tacitus مورخ این ادعاها را به عنوان شایعات خبیثانه رد کرده است. بر طبق گفته او نرون در هنگام مراحل اولیه آتش سوزی بیرون از رم در آنتیوم – Antium بوده و به محض رسیدن به رم دست به کمک وبازسازی زده و حتی درب باغ های قصر خود را به روی آنهائی که خانه های خود را از دست داده بودند باز کرده است.


یک عقیده مخالف دیگر نظریه بالا نیز می گوید در آن زمان و تا صدها سال بعد ویولون هنوز اختراع نشده بود. اگر نرون در هنگام نواختن یک آلت موسیقی در هنگام آتش سوزی بوده – هنوز این بحث به جای خود باقی است – احتمال زیاد این آلت یک سیتارا – cithara بوده که نوعی چنگ است.



۴ – ماری آنتوانت – Marie-Antoinette برای “پس بگذار کیک بخورند”


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...antoinette.jpg
وقتی که به ماری آنتوانت گفته شد که مردم از نبود نان در گرسنگی شدید به سر می برند، ملکه قرن هجدهم فرانسه به طعنه می گوید که پس بگذارید کیک بخورند. این گفته مشهور به طور سنتی برای برجسته نشان دادن نادانی اسفناک ملکه در مورد مسائل جاری بوده اما تقریباً هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد ماری آنتوانت این سخنان را بر لب رانده باشد.

این جمله نخستین بار در کتاب “اعترافات” فیلسوف فرانسوی ژان ژاک روسو در خصوص یک “شاهزاده بزرگ” پدیدار گشت که در سال ۱۷۶۶ نوشته شد. اگربه واقع منظور روسو ماری آنتوانت بوده یعنی این که او در هنگام بیان این جمله ۱۰ سال داشته و هنوز ملکه نبوده است. محققین معتقدند که یا روسو این گفته را معروفیت بخشیده یا این امربرای توهین در انتقاد از اشراف زادگان قرن هجدهم معمول بوده است.


بنابراین اگر گفته “پس بگذار کیک بخورند” واقعاً به ماری آنتوانت در زمان زندگیش ربط داشته باشد به احتمال بسیار این یک تلاش عمدی از جانب رقیبان سیاسی او برای بی اعتبار کردنش بوده است.



۵ – جوزف ایگناس گیوتین – Joseph-Ignace Guillotin برای اختراع گیوتین


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-guillotin.jpg
برخلاف عقیده عموم جوزف گیوتین که یک دکتر فرانسوی بود مستقیماً ماشین ترسناک گردن زنی که اسم او را برخود دارد را اختراع نکرده است. دکتر گیوتین یک مخالف برجسته مجازات اعدام بود. او که مایوسانه در سال ۱۷۸۹ در صدد متوقف کردن جدا کردن سر با تبر و حلق آویز کردن در مجازات های دولتی بود، به شورای ملی فرانسه پیشنهاد کرد که شیوه ای انسانانه تر و کم درد گسترش یابد.

با وجود دکتر گیوتین در نقش مدیریت طرح هائی که منتهی به گیوتین شد، این وسیله بوسیله جراحی به نام آنتوان لوئی – Antoine Louis طراحی شد که آنرا از ماشین های موجود در اسکاتلند وایتالیا مدل سازی کرده بود.


پس از آنکه یک آلمانی به نام توبایس اشمیت – Tobias Schmidt اولین نمونه آن را ساخت، این وسیله توسط دولت فرانسه از آن استفاده مکرر شد. با وجودی که دکتر گیوتین نه آن را طراحی کرده و نه این دستگاه را ساخته ظاهراً با تمام نفرتی که از این جهاز داشت به نام او شناخته شد. ادعای عامه پسندی دیگر می گوید که بعدها در انقلاب فرانسه گیوتین با گیوتین گردنش زده شد ولی این ادعا خیلی افسانه ای است.



۶ – جرج واشنگتن کارور – George Washington Carver برای اختراع کره بادام زمینی


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ton-carver.jpg
او یک دانشمند و مخترع آمریکائی بود که شهرتش برای ابداع محصولات غذائی متفاوت وشیوه های کشاورزی بود. اما با وجودی که نوآوری های بسیار اوباعث شد تا او را با لئوناردو داوینچی مقایسه کنند، باور دور از انتظار این که او کره بادام زمینی را اختراع کرده درتصور عموم باقی مانده است.


کارور در استفاده از بادام زمینی پیشتاز بود – او معروف به یافتن ۳۰۰ مورد استفاده از این حبوبات در سابقه شغلی اش بوده است – اما او اولین کسی نبود که کره بادام زمینی را ابداع کرد. در حقیقت شواهد استفاده از خمیر بادام زمینی در آمریکای جنوبی یافت شده که به ۹۵۰ سال قبل از میلاد باز می گردد.


در این فاصله بادام زمینی با محتویات مدرن نخستین بار در سال ۱۸۸۴ بوسیله مارسلوس ادسون – Marcellus Edson ثبت اختراع شد – او آن را آبنبات بادام زمینی نامید – و بعداً جان هاروی کلاگ – John Harvey Kellogg نیز فرآیندی برای ایجاد کره بادام زمینی را در سال ۱۸۹۵ ثبت کرد. در حالیک ه کارور مشهورترین نماینده کره بادام زمینی شده او آزمایشات خود بر آن را تا سال ۱۹۰۳ شروع نکرده بود.



۷ – بتسی راس – Betsy Ross برای درست کردن اولین پرچم آمریکا


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...betsy-ross.jpg

یکی از اسطوره های باقیمانده تاریخ آمریکا پای بتسی راس را به میان کشیده، زنی خیاط اهل فیلادلفیا که مفروض است اولین پرچم آمریکا را او ساخته است. آن طور که این داستان می گوید در سال ۱۷۷۶ راس از طرف کمیته ای کوچک که جرج واشنگتن جزو آن بود احضار و به او دستور داده شد تا پرچم آمریکا را بدوزد – که در آن دایره ای از ۱۳ ستاره باشد.


گفته شده راس این پرچم را در چند روز دوخته و بعداً با تغییر ستاره های آن از شش سر به پنج سر طرح آن را عوض کرده است. در حالی که این داستان در کلاسهای درس آمریکا یاد داده می شود بیشتر مورخین آن را به عنوان یک قصه باور نکردنی رد می کنند.


روزنامه های آن زمان هیچ گونه نامی از راس و یا این ملاقات به میان نیاورده اند و واشینگتن هم مطلقاً نامی از دخالت این زن در ساختن پرچم آمریکا نیاورده است. در حقیقت افسانه راس تا سال ۱۸۷۰ که نوه او ویلیام کنبی – William Canby آن را به مجتمع تاریخی پنسیلوانیا ربط داد به میان نیامد. اما به غیر از نشان دادن سوگندنامه اعضای فامیل کنبی هیچگونه مدرک قابل اعتمادی که ادعایش را تایید کند رو نکرد. این درست است که بتسی راس در اواخر دهه ۱۷۷۰ پرچم آمریکا می دوخته اما حکایت اولین پرچم بدست او احتمالاً درست نیست.


م - روزنه

behnam5555 01-22-2013 01:00 PM

عشق
 

عشق

سخنان بزرگان درباره‌ي عشق


عشق، "ما" مي‌آفريند، بي‌آنكه "من" را نابود كند.((لئوبوسكاليا)) :53:

هيچ آدمي نمي‌تواند به عشق فرمان دهد.((ژرژ ساند)) :53:

عشق، پيوسته هست، ماييم كه گسسته‌ايم.((لئوبوسكاليا)) :53:

دو نفر كه عاشق يكديگرند، اگر بگذارند كمترين شكافي ميان‌شان بيفتد، ژرف‌تر خواهد شد؛ ماهي خواهد گذشت، سالي خواهد شد و سده‌اي؛ و ديگر بسيار دير خواهد بود.((ژان ژيرادو)) :53:

عشق راستين، خودخواهانه نيست.((لئوبوسكاليا)) :53:

والاترين گونه‌ي عشق، تعالي بخشيدن به [=رشد و بالا بردن] خود است و گذاشتن نيازهاي ديگران و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، در كانون توجه‌مان.((لئوبوسكاليا)) :53:

هنگامي كه به آدم‌ها عشق مي‌ورزيم، شادي آنها، رشد كردن آنها و بهتر زيستن آنها از هر چيز مهم‌تر مي‌شود.((لئوبوسكاليا)) :53:

كامل بودن، لازمه‌ي عشق نيست، ولي راستي، هست.((لئوبوسكاليا)) :53:

هنگامي كه عشق با صميميت [=يك‌رنگي] همراه مي‌شود، آدمي به بزرگ‌‌ترين تجربه‌ي انساني دست مي‌يابد.((لئوبوسكاليا)) :53:

عشق، "آري" گفتن به زندگي‌ست.((لئوبوسكاليا)) :53:


عشق، "ما" مي‌آفريند، بي‌آنكه "من" را نابود كند.((لئوبوسكاليا)) :53:

هيچ آدمي نمي‌تواند به عشق فرمان دهد.((ژرژ ساند)) :53:

عشق، پيوسته هست، ماييم كه گسسته‌ايم.((لئوبوسكاليا)) :53:

دو نفر كه عاشق يكديگرند، اگر بگذارند كمترين شكافي ميان‌شان بيفتد، ژرف‌تر خواهد شد؛ ماهي خواهد گذشت، سالي خواهد شد و سده‌اي؛ و ديگر بسيار دير خواهد بود.((ژان ژيرادو)) :53:

عشق راستين، خودخواهانه نيست.((لئوبوسكاليا)) :53:

والاترين گونه‌ي عشق، تعالي بخشيدن به [=رشد و بالا بردن] خود است و گذاشتن نيازهاي ديگران و جهاني كه در آن زندگي مي‌كنيم، در كانون توجه‌مان.((لئوبوسكاليا)) :53:

هنگامي كه به آدم‌ها عشق مي‌ورزيم، شادي آنها، رشد كردن آنها و بهتر زيستن آنها از هر چيز مهم‌تر مي‌شود.((لئوبوسكاليا)) :53:

كامل بودن، لازمه‌ي عشق نيست، ولي راستي، هست.((لئوبوسكاليا)) :53:

هنگامي كه عشق با صميميت [=يك‌رنگي] همراه مي‌شود، آدمي به بزرگ‌‌ترين تجربه‌ي انساني دست مي‌يابد.((لئوبوسكاليا)) :53:

عشق، "آري" گفتن به زندگي‌ست.((لئوبوسكاليا))


عشق ما هر اندازه هم كه نيرومند باشد، نمي‌توان تنها بود و عشق ورزيد.((لئوبوسكاليا)) :53:

عشق را در دل نگه دار؛ زندگي بدون آن همچون باغي‌ست بي‌بهره از آفتاب كه گل‌هاي آن، همه پژمرده باشند.((اسكار وايلد)) :53:

بايد زمان را دريابيم تا زندگي و سرانجام، عشق را هستي بخشيم، وگرنه فقط همزيستي كرده‌ايم.((لئوبوسكاليا)) :53:

عشق، پيوسته هست. آدمي‌ست كه دگرگون مي‌شود.((لئوبوسكاليا)) :53:

دوزخ، يعني دگر عاشق نبودن.((جرج برنانس)) :53:

با همدردي، شرافت افراد را بهبود مي‌بخشيم كه بنيادي‌ترين امر در عشق ورزيدن به آنهاست.((لئوبوسكاليا)) :53:

آدمي كه از سر ناداني، با من به نادرست رفتار كند، از جوانمردانه‌ترين عشق من بهره‌مند خواهد شد؛ و هرچه بيشتر به من شر رساند، خير من بدو بيشتر خواهد رسيد.((بودا)) :53:

اگر بخواهيم كسي را در عشق شريك كنيم، كارآمدترين ترفند، اين است كه تا آنجا كه مي‌توانيم عاشق خوبي باشيم و بگذاريم ديگر كارها خود به خود انجام شود.((لئوبوسكاليا)) :53:

از آن رو كه مرگ، در بيشتر زمان‌ها، بي‌خبر در پي ‌‌ما مي‌آيد، به ندرت، زندگي ديگر و عشقي ديگر در كار است.((لئوبوسكاليا)) :53:

مهم نيست كه مشكل چه اندازه پابرجا، افق روبرو چه اندازه نااميد كننده و شرايط، چه اندازه درهم و برهم باشد. مهم نيست كه كار نادرست، به چه ميزان بزرگ باشد. اگر عشق را خوب دريافته باشيم، اين‌ها خود به خود درست مي‌شود.((اِمِت فاكس))



behnam5555 01-22-2013 01:04 PM


نا قوس کلیسا

من در میان شهر تو تنها شده بودم
تنها و دلشکسته و رسوا شده بودم

شبها زخیال تو نیا سود دو چشمم
اندر طلب ات دست تمنا شده بو د م

شاعر نشدم شعر شدم چون غزل ناب
جاری به لب ات گشته و زیبا شده بودم

یک صبح نها د م قد مم را حر یمت
دیدی؟که چه شوریده و شیده شده بودم

یکلحظه نشستم به کنار تو بچشمت
لیلی وش و شیرین و ذلیخا شده بودم

صد ناله ناگفته ء قلبم به لب افسرد
چون خنده گم گشته ء مینا شده بودم

آشفته و نا لند ه و نا کا م تو بود م
سر گشته چو ناقوس کلیسا شده بودم

مژگان ساغر
در صبح صادق در کابل سروده شد
02.08.07
15.02.2008


behnam5555 01-22-2013 01:12 PM



18 خصوصیت جالب بدن انسان

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...nfographic.jpg


behnam5555 01-22-2013 01:17 PM

باهوش ترین حیوانات دنیا را بشناسید
 
باهوش ترین حیوانات دنیا را بشناسید

گوسفند

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/01.jpg
گوسفندان معروف هستند به دنباله روی بیفکر، ولی مطالعات نشان داده اند که آنها در واقع بسیار باهوش هستند. آنها چهره ها را باز شناخته و به یاد می سپارند و می توانند احساسات را درک کنند و واکنش نشان دهند. آنها به آموزش هم واکنش می دهند.

نهنگ

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/02.jpg

نهنگ ها از طریق آوازی پیچیده ارتباط برقرار می کنند. آنها به صورت گروهی زندگی می کنند و توانایی حل مسئله از خود نشان می دهند. مغز بعضی از انواع نهنگ ها شبیه به مغز انسان است.

کلاغ

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/03.jpg

کلاغ ها در زمره باهوش ترین گونه های پرندگان هستند. بعضی از انواع کلاغ ها ابزارهای خودشان را ساخته و از آنها استفاده می کنند.

خوک

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/04.jpg

خوک ها خیلی سریع یاد می گیرند و نشانه هایی از ادراک از خود نشان می دهند. محققین به خوک ها یاد داده اند که چگونه از آینه برای یافتن مکان کاسه غذا استفاده کنند.

دلفین

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/05.jpg

همه می دانند که پس از انسان، دلفین ها باهوش ترین موجودات روی زمین هستند. آنها خودآگاهی دارند و در گروه های اجتماعی زندگی می کنند و با سوت و صداهایی که شبیه زبان است ارتباط برقرار می کنند.

فیل

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/06.jpg

فیل های آفریقایی و آسیایی مغزهای بسیار پیچیده ای دارند و این نشان دهنده هوش آنهاست. فیل ها حیات عاطفی داشته و نوعدوست هستند و مردگان خود را دفن میکنند. در اینجا این فیل خودش را در آینه شناخته است، کاری که بسیار از حیوانات نمیتوانند انجام دهند.

موش

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/07.jpg

موش ها خیلی سریع یاد می گیرند و آموزش دادن به آنها آسان است. آنها توانایی حل مسئله هم دارند.

سگ

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/08.jpg

سگ ها بسیار اجتماعی و آموزش پذیر هستند. آنها از انسان راهنمایی می گیرند و زبان و رفتار ما را درک می کنند.

طوطی

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/09.jpg

طوطی ها به تقلید کلمات معروفند. ولی به نظر می رسد بعضی از طوطی ها معنای آنچه می گویند را درک می کنند و از کلمات در جملاتی ساده استفاده می کنند. آنها همچنین می توانند از ابزار استفاده کنند و پازل ها را حل کنند.

شامپانزه

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...bahoosh/10.jpg

شامپانزه ها ابزار می سازند و از آن استفاده می کنند. آنها در سازه های اجتماعی پیچیده زندگی می کنند و در شکار همکاری می کنند. نحوه برقراری ارتباط آنها بسیار شبیه به ارتباط غیرکلامی انسان است.

منبع: برترینها



behnam5555 01-22-2013 01:24 PM

تست روانشناسی !!
 

تست روانشناسی !!


تصور کنید در بیابان خشک و بی پایانی در حال راه رفتن هستید خسته،گرسنه،تشنه،پس از 5 ساعت پیاده روی......ناگهان ساختمان مجلل و با شکوهی در جلوی شما ظاهر می‌شود.

http://rozanehonline.com/rozanehgroup/dey91/desert.jpg

1.ساختمانی که جلوی شما ظاهر شده است چیست؟
الف-یک قصر ب- یک موزه ج-یک هتل د-یک بنای مذهبی (مسجد-کلیسا-......)


2.شما از چه طریقی وارد ساختمان می‌شوید؟
الف-پنجره ب- در ج- بالکن د- تونل زیر زمینی


وقتی وارد ساختمان شدید آن را بسیار مجلل و باشکوه می یابید......ناگهان صدای در زدن می‌شنوید...در را باز می‌کنید و کسی را می‌بینید که واقعاً می‌خواستید با او باشید.

3. آن شخص کیست؟

به گشتن ادامه می‌دهید...پلکانی را می‌بینید که به طبقه بالا می‌رود.

4.مارپیچی است یا مستقیم؟

از پلکان بالا می‌رویم تعداد پله ها را می‌شمارید.

5.چند پله بود؟(هر عددی از یک تا بی نهایت)

بعد وارد اتاقی می‌شوید..........

6.دلتان می‌خواهد این اتاق چقدر بزرگ باشد؟
الف-به اندازه یک آکواریوم
ب-به اندازه یک اتاق معمولی
ج-به اندازه یک جنگل
د-به اندازه اقیانوس آرام

7.دلتان می‌خواهد رنگ دیوار اتاق چه باشد؟
الف-قرمز ب-سیاه و سفید ج- ارغوانی د-زرد یا پرتقالی و-رنگ های رنگین کمان

یک میز جلوی شما ظاهر می‌شود...


8.آیا گرد- مربع- مثلث یا بدون شکل خاصی است؟

و ظرفی با 5 میوه روی آن قرار دارد: گیلاس- سیب- کیوی- طالبی-هندوانه

9.یک میوه را انتخاب کنید.......

میوه ای که انتخاب کرده اید شما را به یاد این شخص می‌اندازد...

10.نام او را بنویسید.

11.شما میوه را برمی‌دارید و.........
الف-بلافاصله آن را می‌خورید.
ب- قسمت کرم خورده را می‌ برید و قسمت سالمش را می‌خورید.
ج-آن را می‌برید و داخلش را می‌بینید که کرم خورده است و....بعد به خوردنش ادامه می‌دهید
د-اگر کرم خورده باشد تمامش را دور می‌اندازید

از آن ساختمان خارج می‌شوید و 5 حیوان را می‌بینید.موش- آهو- اسب- دلفین- فیل


12.این حیوانت را به ترتیب اولویت که برایتان دارند رده بندی کنید..

*
*
*
*
*
*
*
*
*
*
*


جواب:


1. نشان دهنده چیزی است که شما بیشتر از بقیه چیزها دنبال آن هستید.
قصر:ثروت موزه:حرفه و شغل هتل:خانه و عشق
مکان مذهبی:اعتقادات یا زمینه رشد روحی و روانی شماست

2. نشان دهنده نوع زندگی است که به دنبال آن هستید.
پنجره:زندگی سرشار از رویدادهای پیش بینی نشده و شگفت انگیز
در:زندگی آرام و امن
بالکن:زندگی مسالمت جویانه و عاشقانه
تونل زیر زمینی:زندگی خطرناک ولی معنی دار پر از تجربه های متفاوت

3. فردی که پشت در می‌بینید همان کسی است که شما در رویارویی با مشکلات زندگی می‌توانید کاملاً به او اعتماد کنید.

4. پلکان نشانه زندگی عشقی شماست پیچ در پیچ ولی زیبا - مستقیم معمولی ولی خسته کننده

5. تعداد پله ها:تعداد تلاشهایی که شما امیدوارید برای برقراری رابطه تان به عمل آورید.

6. اندازه اتاق:میزان ماجراجویی هر چه کوچک باشد یعنی شما آدم محافظه کاری هستید

7. رنگ اتاق شخصیت شماست:
قرمز:احساساتی و پر شور سیاه و سفید:منطقی ارغوانی:ماجراجو
زرد و پرتقالی:شادمان و سرحال رنگین کمان:شما در مورد این که واقعاً چه هستید شک دارید

8. شکل میز:زاویه دید شما را نسبت به چیزها یا موقعیت ها نشان می دهد.
مربع:ثابت و منصفانه
گرد:شما می‌خواهید چیزها را از دیدگاه و نقطه نظر بسیاری افراد دیگر ببینید
مثلث:شما می‌خواهید مبتکر و اصلی باشید
بی شکل:شما آدم بی اراده ای هستید و همیشه طفره می‌روید

9. میوه ها نشانگر این هستند که شما به دنبال چه نوع دوستانی می گردید میوه های بزرگتر نشانگر این هستند که نمود فیزیکی و ظاهری برای شما بیشتر اهمیت دارد و میوه های کوچکتر به معنی این هستند که شخصیت افراد برای شما مهم است.

10. این شخص نشانگر نوع دوستانی است که شما به دنبال او هستید.

11. چگونگی خوردن میوه نشانگر این است که شما چگونه با دیگران رفتار می‌کنید.
الف:یعنی شما کینه ای از دیگران به دل نمی‌گیرید
ب:یعنی شما فقط نکات مثبت دوستانتان را می‌پذیرید و از پذیرفتن نکات منفی آنها سرباز می زنید
ج:خوردن آن علیرغم کرم خوردگی یعنی نقاط قوت و ضعف دیگران را می پذیرید
د:دور انداختن یعنی شما آدم بی رحمی هستید.

12. 5 حیوان:
دلفین:شغل و حرفه فیل:خانواده
اسب:عشق موش:انتظار و احترام
آهو: دوستان شما و چیزهایی که به آن توجه دارید اس


behnam5555 01-22-2013 01:29 PM

چگونه تا آخر عمر کمر درد نگیریم
 

چگونه تا آخر عمر کمر درد نگیریم

فقط با رعایت چند مسئله ارگونومی ساده، در محل کار، خانه و در زندگی روزمره، می‏توان از بیماریهای جسمی که معمولا در پیری به سراغ آدم‏ها می‏آید، راحت شد. تصور کنید که در هفتاد سالگی‏تان، به اندازه وقتی که 25 ساله هستید، بتوانید تحرک داشته باشید؛ بدون اینکه دردهای رایج دوران پیری به سراغ شما بیاید.



نحوه صحیح بلند کردن اجسام



http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/01.jpg



نحوه صحیح رانندگی

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/02.jpg


نحوه صحیح نشستن

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/03.jpg


نحوه صحیح برداشتن کودک از زمین

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/04.jpg


نحوه صحیح حمل کردن اشیا

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/05.jpg


نحوه صحیح ایستادن برای انجام هر کاری

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/06.jpg



یک نرمش کششی بسیار مناسب

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/07.jpg


انجام کشش عضلات به صورت خوابیده

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/08.jpg


انجام حرکات نرمش برای پا

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/09.jpg


نرمشی دیگر برای پا

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/10.jpg


نرمشی جهت ستون فقرات

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/11.jpg


نرمشی جهت کشش عضلات

http://rozanehonline.com/rozanehgrou...ck-pain/12.jpg



behnam5555 01-22-2013 01:34 PM

خواص دارویی پیاز...
 
خواص دارویی پیاز...

از پیاز به عنوان یك داروی ضدعفونی‌كننده استفاده می‌شود. مالیدن آب پیاز به صورت از ایجاد لكه‌ها جلوگیری می‌كند و از مخلوط آب پیاز و عسل می‌توان به عنوان یك كرم ضدچروك استفاده كرد.


پیاز سرشار از ویتامین C، کلسیم، منیزیم، فسفر، پتاسیم، سدیم، گوگرد و اسید فولیک و مقدار کمی آهن، مس و روی است که تاکنون تحقیقات زیادی برای اثبات خواص آن صورت گرفته است.


خوردن پیاز در پیشگیری از پوکی استخوان مؤثر است؛ چرا که پیاز با جلوگیری از کاهش مواد معدنی بویژه کلسیم موجود در سلول‌های استخوانی از بروز پوکی استخوان جلوگیری می‌کند.


پژوهشگران دانشگاه برن سوئیس، تركیبی در پیاز شناسایی كرده‌اند كه از كاهش حجم استخوان و پوكی آن جلوگیری می‌كند. این ماده در پیشگیری در كاهش نیافتن مواد مصرفی ـ بویژه كلیه سلول‌های استخوانی ـ تأثیر زیادی دارد.


پیاز، قند خون و كلسترول را پایین می‌آورد.


پیاز یكی از گیاهان بسیار قدیمی است كه انسان آن را شناخته و در غذای خود استفاده می‌كرده است در كتاب‌های پزشكان قدیم از پیاز به سبب داشتن الیاف و ویتامین‌ها و فلزات به عنوان داروخانه‌ای كامل نام برده شده است.


بوی آن میكروب‌های مضر را از بین می‌برد.

قند خون را كاهش می‌دهد.

از ابتلا به سكته جلوگیری می‌كند.

قلب را فعال می‌كند و كلسترول را كاهش می‌دهد.

گردش خون را تقویت می‌كند.

به سبب داشتن آنتی‌اكسیدان، تنش و نگرانی را از بین می‌برد.

الیاف غذایی آن دستگاه هاضمه را تقویت می‌كند.

پیاز از سرطان ریه جلوگیری می‌كند:



مواد شیمیایی موجود
در پیاز خطر ابتلا به سرطان ریه را كاهش می‌دهد. مواد «فلاونوید» از دچار شدن به انواع بیماری‌ها جلوگیری می‌كند و به وفور در پیاز یافت می‌شود.

پیاز برای پوست بسیار مفید است. زیرا خون را تصفیه می‌كند و در نتیجه رنگ چهره زیباتر و جذابتر می‌شود.
همچنین پیاز به دلیل داشتن گوگرد باعث افزایش رشد موهای سر می‌شود. پیاز به دلیل داشتن آهك، دندان‌ها را محكم می‌كند و باعث استحكام استخوان‌بندی بدن می‌شود... بنابراین خوردن پیاز در كودكان مبتلا به نرمی استخوان و سالمندان مفید است.

اگر سرما خورده‌اید، چند پیاز را برش داده و در نقاط مختلف خانه قرار دهید... پیاز مانند یك دستگاه تصفیه هوا از ابتلای سایر اعضای خانواده به این بیماری جلوگیری خواهد كرد.

همچنین اگر خارج خانه غذا می‌خورید، پیاز را همراه آن مصرف كنید، زیرا ماده‌ای در پیاز وجود دارد كه از مسمومیت غذایی حاصل از خوردن گوشت مانده جلوگیری می‌كند.
اگر شخصی به دلیل مصیبت وارده دچار حملات عصبی شده، پیازی را به دو نیم كرده و جلوی بینی او بگیرید.
پيازچه
پیازچه فواید متعددی دارد. به تازگی متخصصان علوم تغذیه فرانسه دریافته‌اند كه پیازچه ادرارآور است زیرا ۸۵ درصد آن را آب تشكیل می‌دهد.

در پیازچه ۲۴۳ میلیگرم پتاسیم و ۴ میلیگرم سدیم و ۲۷ گرم كالری است.

دانشمندان دریافته‌اند كه بخش سفید رنگ پیازچه دارای مواد قندی است كه در ادرار كردن تأثیر می‌گذارد و بخش سبز آن ویتامین«ث» دارد كه دستگاه دفاعی بدن را تقویت می‌كند و ۲ میلیگرم ماده كاوتین پیازچه به بازسازی سلول‌ها كمك می‌كند.

همچنین پیاز به دلیل داشتن ماده گلوکوزین که مشابه هورمون انسولین است، قند خون را تنظیم می‌کند.

گفتنی است، خوردن نصف پیاز متوسط در روز ۳۰ درصد از مقدار کلسترول بد خون را کاهش می‌دهد و به جای آن باعث افزایش کلسترول خوب خون می‌شود. پیاز منبع غنی نوعی اکسیدان است که از بروز سرطان در افراد جلوگیری می‌کند.

این گیاه خوراکی از بیماری آب مروارید در چشم نیز جلوگیری می‌کند و بنابراین مصرف آن به افراد مسن توصیه مي‌شود.


behnam5555 01-22-2013 01:45 PM

خدایان یونان
 
خدایان یونان
اهمیت شخصیت و موقعیت خدایان یونان در اینست كه جامعه یونان كه این خدایان مورد پرستش آن بوده اند جامعه ای است كه به عنوان مهد اولین دموكراسی در تاریخ شناخته شده بشر بشمار میرود. و چون تصویر بخشی از روابط اجتماعی آنروز یونان در وجود افسانه وار خدایان یونان منعكس است، شناختن این افسانه ها به شناخت از درجه تكامل دموكراسی در جامعه یونان قدیم كمك میكند.
افسانه های یونان در رابطه متقابل با طرز زندگی و فكر مردم آن زمان یونان شكل گرفته اند. از یك طرف از طرز فكر، زندگی و نیازهای اجتماعی مردم نشئت گرفته اند و از جانب دیگر این افسانه ها (مانند هر ائین دیگری) خود بر زندگی اجتماعی، فردی و تنظیم روابط مردم تاثیر داشته اند.

چندخدائی

مردم در یونان قدیم به توحید (یك خدائی) اعتقاد نداشتند و خدایان متفاوتی را میپرستیدند. منشا اصلی این تصورات در یونان قدیم و چگونگی دقیق پیدایش آن ناروشن است. شناخت امروزی از این تصورات بیشتر متعلق به دوران های بعد هستند: اشعار هومر (Homer) كه حدود 900 سال قبل از میلاد مسیح میزیست و هزوید (Hesoid) كه حدود 700 سال قبل از میلاد مسیح میزیسته است از قدیمی ترین نوشته هائی هستند كه البته تصورات دوران جدیدتر را منعكس می سازند. ظاهرا در سرائیدن افسانه های مزبور نه فقط این دو شاعر و نویسنده بلكه نویسندگان، متفكرین و شاعران متعددی شركت داشته اند كه هر كدام به فراخور حال و زمان این حق را برای خود قائل میشدند كه (بجای كاری كه امروز آنرا تاریخ نویسی می گوئیم) در بسیاری از موارد با حركت از شخصیت های تاریخی واقعی افسانه های مزبور را بال و پر داده و خود دانسته هائی به آنها اضافه كنند. به این خاطر مرز بین واقعیت های تاریخی و افسانه ها در این نوشته ها روشن نیست.



۱- زئوس Zeus


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/12.jpg
زئوس رئیس خدایان یونان، خدای آسمان و رعد و برق، کسی که دیگر خدایان از نسل او بودند. وی بخاطر رفتارهایی که با فرزندان و همسران خود داشته است نزد زنان بدنام است. در آثار هنری زئوس را به عنوان یک مرد ریشو و پیر به تصویر کشیده اند.

۲- هرا Hera


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/09.jpg
هرا ملکه خدایان و الهه ازدواج، همسر و خواهر زئوس بود! در اساطیر وی را زیباترین خدایان نامیده اند حتی زیباتر از افرودیت.

۳- افرودیت Aphrodite


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/01.jpg
الهه عشق و زیبایی. کبوتر، پرنده، سیب، زنبور عسل، قو نمادهای وی هستند. افرودیت بخاطر تمایلات شهوانی زیاد بخصوص به برادرش آرس، در اساطیر یونان شناخته شده است. کما اینکه نام یکی از داروهای مقوی جنسی از نام وی گرفته شده است (aphrodisiac).

4- پوسایدون Poseidon


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/11.jpg
پوسایدون خدای دریا، زلزله و اسب است. نیزه سه شاخه و گاو نر نمادهای وی می باشند.

۵- هرمس Hermes


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/10.jpg
هرمس خدای بازرگانی و تجارت، دزدی، سخنوری است. سمبل وی نیز عصای چاووش (عصایی با دو مار دور آن) است. همگان وی را با صندل های بالدار که به وی قدرت پرواز می داد می شناسند.

۶- آپولو Apollo


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/02.jpg
آپولو، جوانترین فرزند زئوس و برادر دوقلوی آرتمیس بود. او خدای آفتاب و زیبایی، شعر و موسیقی، نور است.


۷- دیونیسوس Dionysus



http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/07.jpg
دیونیسوس به عنوان رب النوع شراب و باده شناخته می شود.

۸- آرتمیس Artemis


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/04.jpg
آرتمیس الهه ماه و شکار (تیراندازی) و بکارت است. او را به عنوان یک زن تا ابد جوان و زیبا که حافظ محیط وحش و زندگی طبیعی در مقابل زندگی شهری است می شناسند.

۹- هفائيستوس Hephaestus


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/08.jpg
وی را خدای آتش و فلز کاری می دانند. Hephaestus فرزند زدوس و هرا (Hera) بود که فلج بدنیا آمد. پدر و مادر او را طرد کردند و از کوه المپ (محل زندگی خدایان) بیرون راندند. بعدها زمانی که وی به اقتداری رسید و توانست مرتبه خدایی خود را باز ستاند به کوه المپ برگشت.

۱۰- دیمیتر Demeter


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/06.jpg
دیمیتر الهه کشاورزی، حاصلخیزی و باروری زمین همچنین زندگی پس از مرگ است. یونیان باستان عطسه را به دیمیتر نسبت می دهند. همانند ایرانیان آنها نیز این باور خرافی را دارند که اگر در حین انجام کاری عطسه کردید، بهتر است دست از آن کار بکشید یا به عبارتی “صبر آمد” با این تفاوت که آنها اعتقاد دارند این جمله از طرف خداوند دیمیتر وحی می شود.

۱۱- آرس Ares


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/03.jpg
آرس در میان خدایان به خدای دیوانه شهرت دارد. وی را خدای وحشیگری در جنگ می نامند. او اغلب با نیزه و زره و عقاب و یا جغد به تصویر کشیده میشود.

۱۲- آتنا Athena


http://rozanehonline.com/rozanehgrou...-yoonan/05.jpg
آتنا یکی از محبوب ترین خدایان یونان بود. او را الهه عقل، عدالت و زیبایی می نامند. وی فرزند همسر اول زئوس بود.


behnam5555 01-28-2013 10:16 AM

ضرب المثل های عامیانه ( الف )
 

ضرب المثل های عامیانه ( الف )

آب از آب تکان نمی خورد!
آب از او گرم نمی شود!
آب از دستش نمی چکد!
آب از سر چشمه ِگل است!
آب پاکی را روی دستش ریخت!
آب در کوزه و ما تشنه لبان میگردیم !
آب را گل آلود می کنه که ماهی بگیره!
آب زیر پوستش افتاده!
آب که از سر گذشت، چه یک ذرع چه صد ذرع ، چه یک نی چه صدنی!
آب که به گلو رسید بچه زیر پا است.
آب که سر بالا رفت، قورباغه ابو عطا می خونه!
آب که یه جا بمونه، می گنده.
آب نمی بیند ورنه شناگر قابلیست!
آب، سنگها را می ساید.
آبکش به کفگیر می گه تو سه تا سوراخ داری!
آتش که الو گرفت، خشک و تر می سوزد!
آتش نشاندن و اخگر گذاشتن کار خردمندان نیست.
آخر شاه منشی، کاه کشی است!
آخر شوخی به دعوا می کشد.
آدم با کسی که علی گفت، عمر نمیگه !
آدم بد حساب، دوبار میده !
آدم پول را پیدا می کند، نه پول آدم را.
آدم تنبل، عقل چهل وزیر داره !
آدم خوش معامله، شریک مال مردمه !
آدم دروغگو کم حافظه است.
آدم دست پاچه، کار را دوبار انجام می دهد!
آدم زنده، زندگی می خواهد!
آدم گدا، اینهمه ادا ؟!
آدم گرسنه، خواب نان سنگک می بینه!
آدم ناشی، سرنا را از سر گشادش میزنه !
آدم همه کاره هیچ کاره است.
آدمی را به ادب بشناسند.
آرد خودمونو بیختیم، الک مونو آویختیم !
آرزو بر جوانان عیب نیست !
آرزومند پیوسته نیازمند بود.
آز ریشه گناه است.
آزموده را آزمودن خطاست!
آستین نو پلو بخور !
آسوده کسی که خر نداره از کاه و جوش خبر نداره !
آسه برو آسه بیا که گربه شاخت نزنه!
آشِ نخورده و دهن سوخته!
آش همان آش است و کاسه همان کاسه!
آشپز که دو تا شد، آش یا شور است یا بی نمک!
آفتابه خرج لحیمه!
آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!
آفتابه و لولهنگ هر دو یک کار میکنند، اما قیمتشان موقع گرو گذاشتن معلوم میشه !
آمد زیر ابروشو برداره، چشمش را کور کرد !
آمدم ثواب کنم، کباب شدم!
آن را که حساب پاک است، از محاسبه چه باک است؟!
آن را که سخاوت است حاجت به شجاعت نیست.
آن زنده که کاری نکند مرده به است.
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.
آن کس که با های می آید با هوی می رود.
آن کس که تن سالمی دارد، گنجی دارد که خودش نمی داند.
آن ممه را لولو برد !
آن وقت که جیک جیک مستونت بود، یاد زمستونت نبود؟!
آن یکی می گفت اشتر را که هی از کجا می آیی ای فرخنده پی
آنانکه غنی ترند، محتاج ترند !
آنچه دلم خواست نه آن شد آنچه خدا خواست همان شد .
آنقدر بایست، تاعلف زیر پایت سبز بشود!
آنقدر سمن هست، که یاسمن توش گمه !
آنقدر مار خورده تا افعی شده!
آنکه دلیر است پیروز است.
آواز دهل شنیدن از دور خوشست!
آینه چون نقش تو بنمود راست خود شکن، آیینه شکستن خطاست
آینه داری در محله کوران؟!

:53::53::53:

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری.
اجاره نشین خوش نشین است.
ادب مرد به ز دولت اوست.
ارزان خری، انبان خری!
از آن نترس که های و هوی دارد، از آن بترس که سر به توی دارد!
از اسب افتاده ایم، اما از نسل نیفتاده ایم!
از اونجا مونده، از اینجا رونده !
از این امامزاده کسی معجز نمی بینه !
از این دم بریده هر چی بگی بر میاد !
از این ستون تا آن ستون فرج است!
از این گوش می گیره، از آن گوش در می کنه!
از بی کفنی زنده ایم !
از پس هر گریه آخر خنده ایست.
از تنگی چشم پیل معلومم شد آنانکه غنی ترند محتاج ترند !
از تو حرکت، از خدا برکت .
از چشم دور و از دل دورتر.
از چشمه سوزن تو میره از دروازه تو نمی ره
از حرارتش خیری ندیدیم، اما از دودش کور شدیم.
از حق تا ناحق چهار انگشت فاصله است!
از خر افتاده، خرما پیدا کرده !
از خر میپرسی چهارشنبه کیه ؟!
از خرس موئی، غنیمته !
از خود کش و بیگا نه پر ور.
از خودت گذشته، خدا عقلی به بچه هایت بدهد!
از درد لا علاجی به خر میگه خانمباجی !
از دست پس میزنه، با پا پیش میکشه !
از دست خویش ما ندی ، از خدا ی خویش ما ندی.
از دور دل را می برد، از جلو زهره را!
از سه چیز باید حذر کرد، دیوار شکسته، سگ درنده، زن سلیطه !
از شما عباسی، از ما رقاصی !
از کاه کوه نساز.
از کوزه همان برون تراود که در اوست گر دایره کوزه ز گوهر سازند
از کیسه خلیفه می بخشه !
از گدا چه یک نان بگیرند و چه بدهند!
از گیر دزد در آمده، گیر رمال افتاد !
از ماست که بر ماست!
از مال پس است و از جان عاصی!
از مردی تا نامردی یک قدم است!
از مکافات عمل غافل مباش گندم زگندم روید و جو زجو.
از من بدر، به جوال کاه!
از نخورده بگیر، بده به خورده!
از نو کیسه قرض مکن، قرض کردی خرج نکن!
از هر چه بدم اومد، سرم اومد !
از هول حلیم افتاد توی دیگ !
از یک گل بهار نمیشه !
ازتو حرکت، ازخدا برکت.
اسب پیشکشی رو، دندوناشو نمیشمرند !
اسب ترکمنی است، هم از توبره میخوره هم ازآخور !
اسبِ دونده، جو خود را زیاد می کند!
اسب را گم کرده، پی نعلش میگرده !
اسب و خر را که یکجا ببندند، اگر همبو نشند همخو میشند !
اسباب خونه به صاحبخونه میره !
استخری که آب نداره، اینهمه قورباغه میخواد چکار ؟!
اصل کار برو روست، کچلی زیر موست !
اکبر ندهد، خدای اکبر بدهد !
اگر باباش را ندیده بود، ادعای پادشاهی می کرد!
اگر بپوشی رختی، بنشینی به تختی، تازه می بینمت بچشم آن وقتی!
اگر برای من آب نداره، برای تو که نان داره!
اگر بگوید ماست سفید است، من می گویم سیاه است!
اگر بیل زنی، باغچه خودت را بیل بزن !
اگر پیش خردمندان خامشی ادبست به وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی
اگر جراحی، پیزی خود تو جا بنداز !
اگر حسود نباشد دنیا گلستان است.
اگر خوراک آسیا را نرسانی، سنگها همدیگر را می سایند.
اگر دانی که نان دادن ثواب است تو خود می خور که بغدادت خرابست!
اگر دعای بچه ها اثر داشت، یک معلم زنده نمی موند!
اگر دعوت گرگ را قبول کردی، سگ را هم همراه خود ببر.
اگر عسل نمی دهی باری نیش مزن.
اگر عقل نباشد ، جان در عذاب است.
اگر علی ساربونه، می دونه شتر را کجا بخوابونه!
اگر قرار باشد کسی از دل بگرید، چشما نش اگر کور هم باشد ، می تواند اشکش برآید.
اگر لالائی بلدی، چرا خوابت نمی بره!
اگر مهمان یک نفر باشد، صاحبخانه برایش گاو می کشد!
اگر نخوردیم نان گندم، دیدیم دست مردم!
اگر هست مرد از هنر بهره ور هنر خود بگوید، نه صاحب هنر
اگر همه گفتند نون و پنیر، تو سرت را بگذار (زمین و) بمیر!
اگه بگه ماست سفیده، من میگم سیاهه !
اگه پشیمونی شاخ بود، فلانی شاخش بآسمان میرسید !
اگه خاله ام ریش داشت، آقا دائیم بود !
اگه خدا بخواهد، از نر هم میدهد !
اگه خیر داشت، اسمشو می گذاشتند خیرالله !
اگه زاغی کنی، روقی کنی، میخورمت !
اگه زری بپوشی، اگر اطلس بپوشی، همون کنگر فروشی !
اگه کلاغ جراح بود، ماتحت خودشو بخیه میزد .
اگه لر ببازار نره بازار میگنده !
اگه مردی، سر این دسته هونگ ( هاون ) و بشکن !
اگه نی زنی چرا بابات از حصبه مرد !
اگه هفت تا دختر کور داشته باشه، یکساعته شوهر میده !
امان از خانه داری، یکی میخری دو تا نداری !
امان ازدوغ لیلی ، ماستش کم بود آبش خیلی !
امروز توانی و ندانی، فردا که بدانی نتوانی.
امیدواری یعنی پیروزی.
اندک اندک خیلی شود؛ قطره قطره سیلی.
اندک دان بسیار گوست.
انگور خوب، نصیب شغال میشه !
اوسا علم! این یکی رو بکش قلم!
اول ، چاه را بکن، بعد منار را بدزد !
اول اندیشه، وانگهی گفتار.
اول بچش، بعد بگو بی نمک است!
اول برادریِت را ثابت کن، بعد ادعای ارث و میراث کن!
اول بقالی و ماست ترش فروشی !
اول پیاله و بد مستی !
اولاد، بادام است؛ اولادِ اولاد، مغز بادام!
ای آقای کمر باریک، کوچه روشن کن و خانه تاریک !
این دغل دوستان که می بینی مگسـاننـد دور شـیرینـی (سعدی)
این تو بمیری، از آن تو بمیری ها نیست !
این حرفها برای فاطی تنبون نمیشه !
این ریسمان را اززیر این پشته بکش
این قافله تا به حشر لنگه !
این هفت صنار غیر از اون چارده شی است !
اینجا کاشون نیست که کپه با فعله باشه !
اینقدر مار خورده تا افعی شده
اینکه برای من آوردی، ببر برای خاله ات !
اینو که زائیدی بزرگ کن !
اینهمه چریدی دنبه ات کو ؟!
اینهمه خر هست و ما پیاده میریم
گفت: از حمام گرم کوی تو گفت: خود پیداست از زانوی تو


:53::53::53:


behnam5555 01-28-2013 10:18 AM

ضرب المثل های عامیانه (ک)
 

ضرب المثل های عامیانه (ک)

کار از محکم کاری عیب نمیکنه !
کار بوزینه نیست نجاری !
کار خر و خوردن یابو !
کارد، دسته خودشو نمی بره !
کار نباشه زرنگه !
کار، نشد نداره !
کار هر بز نیست خرمن کوفتن گاو نر میخواهد و مرد کهن .
کاری بکن بهر ثواب نه سیخ بسوزه نه کباب !
کاسه از آش داغ‌تر !
کاسه جائی رود که شاه تغار باز آید !
کاسه را کاشی میشکنه، تاوانش را قمی میده !
کاشکی را کاشتند سبز نشد !
کاشکی ننم زنده میشد این دورانم دیده میشد !
کافر همه را بکیش خود پندارد !
کاه از خودت نیست کاهدون که از خودته !
کاه بده، کالا بده، دو غاز و نیم بالا بده !
کاه پیش سگ، استخوان پیش خر !
کاه را در چشم مردم می بینه کوه را در چشم خودش نمی بینه !
کاهل به آب نمیرفت، وقتی میرفت خمره میبرد !
کباب پخته نگردد مگر به گردیدن !
کبکش خروس میخونه !
کپه هم با فعله است ؟!
کجا خوشه؟ اونجا که دل خوشه !
کج میگه اما رج میگه !
کچلی را گفتند: چرا زلف نمیگذاری ؟ گفت : من از این قرتی گریها خوشم نمیاد !
کچل نشو که همه کچلی بخت نداره !
کچلیش، کم آوازش !
کدخدا را ببین ، ده را بچاپ !
کرایه نشین، خوش نشینه !
کرم داران عالم را درم نیست درم داران عالم را کرم نیست !
کرم درخت از خود درخته !
کژدم را گفتند: چرا بزمستان در نمیآئی ؟ گفت : بتابستانم چه حرمت است که در زمستان نیز بیرون آیم ؟!
کس را وقوف نیست که انجام کار چیست ! (( هر وقت خوش که دست دهد مغتنم شمار )) [[ حافظ ]]
کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من !
کسی دعا میکنه زنش نمیره که خواهر زن نداشته باشه !
کسی را در قبر دیگری نمی گذارند !
کسی که از آفتاب صبح گرم نشد از آفتاب غروب گرم نمیشه !
کسی که از گرگ میترسه گوسفند نگه نمیداره !
کسی را که مادرش زنا کنه، با دیگران چه‌ها کنه !
کسی که منار میدزده ، اول چاهش را میکنه !
کسی که خربزه می خوره، پای لرزش هم میشینه !
کشته از بسکه فزونست کفن نتوان کرد !
کفاف کی دهد این باده بمستی ما خم سپهر تهی شد ز می پرستی ما .
کف دستی که مو نداره از کجاش میکنند ؟!
کفتر صناری، یاکریم نمیخونه !
کفتر چاهی جاش توی چاهه !
کفشات جفت ، حرفات مفت !
کفشاش یکی نوحه میخونه، یکی سینه میزنه !
کفگیرش به ته دیگ خورده !
کلاغ آمد چریدن یاد بگیره پریدن هم یادش رفت !
کلاغ از وقتی بچه دار شد ، شکم سیر بخود ندید !
کلاغ از باغمون قهر کرد، یک گردو منفعت ما !
کلاغ خواست راه رفتن کبک را یاد بگیره راه رفتن خودش هم یادش رفت !
کلاغ، روده خودش در آمده بود اونوقت میگفت : من جراحم !
کلاغ سر لونه خودش قارقار نمیکنه !
کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی !
کلاه را که به هوا بیندازی تا پائین بیاید هزار تا چرخ میخوره !
کلاه کچل را آب برد گفت : برای سرم گشاد بود !
کلفتی نون را بگیر و نازکی کار را !
کلوخ انداز را پاداش سنگ است جواب است ای برادر این نه جنگ است .
کله اش بوی قرمه سبزی میده !
کله پز برخاست سگ جایش شنست !
کله گنجشکی خورده !
کمال همنشین در من اثر کرد وگر نه من همان خاکم که هستم . [[ سعدی]]
کم بخور همیشه بخور !
کمم گیری کمت گیرم نمرده ماتمت گیرم !
کنار گود نشسته میگه لنگش کن !
کند همجنس با همجنس پرواز ! (( کبوتر با کبوتر باز با باز ...))
کنگر خورده لنگر انداخته !
کور از خدا چی میخواهد ؟ دو چشم بینا !
کور خود و بینای مردم !
کورشه اون دکانداری که مشتری خودشو نشناسه !
کور را چه به شب نشینی !
کور کور را میجوره آب گودال را !
کور هر چی توی چنته خودشه خیال میکنه توی چنته رفیقش هم هست !
کوری دخترش هیچ، داماد خوشگل هم میخواهد !
کوزه خالی، زود از لب بام میافته !
کوزه گر از کوزه شکسته آب میخوره !
کوزه نو آب خنک داره !
کوزه نو دو روز آب را سرد نگه میداره !
کوسه دنبال ریش رفت سیبیلشم از دست داد !
کوسه و ریش پهن !
کو فرصت ؟!
کوه بکوه نمیرسه، آدم به آدم میرسه !
کوه ، موش زائیده !

behnam5555 01-28-2013 10:21 AM

ضرب المثل های عامیانه (گ)
 

ضرب المثل های عامیانه (گ)


گاو پیشانی سفیده !
گاوش زائیده !
گاو نه من شیر !
گاه باشد که کودک نادان بغلط بر هدف زند تیری !
گاهی از سوراخ سوزن تو میره گاهی هم از دروازه تو نمیره !
گدارو که رو بدی صاحبخونه میشه !
نرمی ز حد مبر که چو دندان مار ریخت هر طفل نی سوار کند تازیانه اش ! [[ صائب]]
گذر پوست به دباغخانه میافته !
گر بدولت برسی مست نگردی مردی !
گر بری گوش و گر زنی دمبم بنده از جای خود نمی جنبم !
گربه برای رضای خدا موش نمیگیره !
گربه تنبل را موش طبابت میکنه !
گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده !
گربه را دم حجله باید کشت !
گربه را اگر در اطاق حبس کنی پنجه بروت میزنه !
گربه را گفتند : گهت درمونه خاک پاشید روش !
گربه روغن میخوره خانم دهنش بو میکنه !
گربه شب سموره !
گربه شیر است در گرفتن موش لیک موش است در مصاف پلنگ !
گربه مسکین اگر پر داشتی تخم گنجشک از زمین بر داشتی !
گر تو بهتر میزنی بستان بزن !
گر تو قرآن بدین نمط خوانی ببری رونق مسلمانی را ! [[ سعدی]]
گر تو نمی پسندی تغییر ده قضا را ! (( در کوی نیکنامی ما را گذر ندادند ... )) [[ حافظ]]
گر جمله کائنات کافر گردند بر دامن کریاش ننشیند گرد !
گر حکم شود که مست گیرند درشهرهر آنچه هست گیرند !
گر در همه دهر یک سر نیشتر است بر پای کسی رود که از همه درویشتر است !
گر در یمنی چو با منی پیش منی ور پیش منی چو بی منی در یمنی !
گرد نام پدر چه میگردی ؟ پدر خویش باش اگر مردی ! [[ سعدی]]
گرز به خورند پهلوون !
گر زمین و زمان بهم دوزی ندهندت زیاده از روزی !
گر صبر کنی ز غوره حلوا سازیم !
گر گدا کاهل بود تقصیر صاحب خانه چیست ؟!
گرگ دهن آلوده و یوسف ندریده !
گره‌ای که با دست باز میشه نباید با دندان باز کرد !
گفت پیغمبر که چون کوبی دری عاقبت زآن در برون آید سری !
گفت : چشم تنگ دنیا دار را یا قناعت پر کند یا خاک گور ![[ سعدی]]
گفت : خونه قاضی عروسیست . گفت : بتو چه؟ گفت : مرا هم دعوت کرده اند . گفت : بمن چه ؟!
گفت : استاد! شاگردان از تو نمیترسند. گفت : منهم از شاگردها نمیترسم !
گفتند : خرس تخم میذاره یا بچه ؟ گفت : از این دم بریده هر چی بگی بر میاد!
گفتند : خربزه و عسل با هم نمیسازند . گفت : حالا که همچین ساخته اند که دارند منو از وسط بر میدارند !
گفتند : خربزه میخوری با هندوانه ؟ گفت : هر دودانه !
گفت : نوری خونه است ؟ گفتند : علاوه بر نوری دخترش هم خونه است . گفت : نور علی نور !
گل زن و شوهر را از یک تغار برداشته اند !
گله گیهات بسرم ایشالاه عروسی پسرم !
گنج بی مار و گل بی خار نیست --- شادی بی غم در این بازار نیست ! [[ مولوی]]
گنجشک امسال رو باش که گنجشک پارسالی را قبول نداره !
گنجشک با باز پرید افتاد و ماتحتش درید !
گنجشک با زاغ زوغش بیست تاش یه قرونه، گاو میش یکیش صد تومنه !
گندم از گندم بروید جو ز جو ! (( از مکافات عمل غافل نشو ... )) [[ مولوی]]
گندم خوردیم از بهشت بیرونمان کردند !
گوساله بسته را میزنه !
گوسفند امام رضا را تا چاشت نمیچرونه !
گوسفند بفکر جونه، قصاب به فکر دنبه !
گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من --- آنچه البته بجائی نرسد فریادست ! [[ یغمای جندقی]]
گوشت جوان لب طاقچه است !
گوشت را از ناخن نمیشه جدا کرد !
گوشت را از بغل گاو باید برید !
گوشت رانم را میخورم منت قصاب رو نمیکشم !
گوهر پاک بباید که شود قابل فیض --- ورنه هر سنگ و گلی لؤلؤ مرجان نشود ! [[ حافظ]]
گه جن خورده !
گیرم پدر تو بود فاضل --- از فضل پدر تو را چه حاصل ! [[ نظامی]]
گیرم که مار چوبه کند تن بشکل مار --- کو زهر بهر دشمن و کو مهره بهر دوست ! [[ خاقانی]]
گیسش را توی آسیا سفید نکرده !


:53::53::53:

behnam5555 01-28-2013 10:24 AM

ضرب المثل های عامیانه (ف-ق)
 
ضرب المثل های عامیانه (ف-ق)

فرزند بی ادب مثل انگشت ششمه، اگر ببری درد داره ، اگر هم نبری زشته !
فرزند عزیز نور دیده از دبه کسی ضرر ندیده !
فرزند کسی نمیکند فرزندی گر طوق طلا به گردنش بر بندی !
فرزند عزیز دردونه، یا دنگه یا دیوونه !
فرشش زمینه، لحافش آسمون !
فرش، فرش قالی، ظرف، ظرف مس، دین، دین محمد !
فضول را بجهنم بردند گفت : هیزمش تره !
فقیر، در جهنم نشسته است !
فکر نان کن که خربزه آبه !
فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه !
فلک فلک، به همه دادی منقل، به ما ندادی یک کلک !
فواره چون بلند شود سرنگون شود !
فیل خوابی می بیند و فیلبان خوابی !
فیلش یاد هندوستان کرده !
فیل و فنجان !
فیل زنده اش صد تومنه، مرده شم صد تومنه !

:53::53::53:

قاتل بپای خود پای دار میره !
قاچ زین را بگیر اسب دوانی پیشکشت !
قاشق سازی کاری نداره، مشت میزنی توش گود میشه، دمش را میکشی دراز میشه !
قاشق نداری آش بخوری نونتو کج کن بیل کن !
قاطر را گفتند : پدرت کیست ؟ گفت : آقادائیم اسبه !
قاطر پیش آهنگ آخرش توبره میشه !
قبا سفید قبا سفیده !
قبای بعد از عید برای گل منار خوبه !
قدر زر، زرگر شناسد قدر گوهر، گوهری .
قران کنند حرز و امام مبین کشند ! (( یاسین کنند ورد وبه طاها کشند تیغ ... ))
قربون برم خدا رو، یک بام و دو هوا رو، اینور بام گرما را اون ور بام سرمارو !
قربون بند کیفتم، تا پول داری رفیقتم !
قربون سرت آقا ناشی، خرجم با خودم آقام تو باشی !
قربون چشمهای بادومیت - ننه من بادوم !
قربون چماق دود کشت کاه، بده جوش پیشکشت !
قرض که رسید به صد تومن، هر شب بخور قیمه پلو !
قسمت را باور کنم یا دم خروس را ؟!
قسم نخور که باور کردم !
قلم ، دست دشمنه !
قم بید و قنبید، اونهم امسال نبید !
قوم و خویش، گوشت هم را میخورند استخوان هم را دور نمیندازند .

:53::53::53:

behnam5555 01-28-2013 10:27 AM

ضرب المثل های عامیانه (ذ-چ-غ)
 
ضرب المثل های عامیانه (ذ-چ-غ-ظ)
ذات نایافته از هستی بخش کی تواند که شود هستی بخش ؟! (( جامی ))
ذره ذره کاندرین ارض و سماست جنس خود را همچو کاه و کهرباست . ((مولوی ))
ذره ذره جمع گردد وانگهی دریا شود .

:53::53::53:


چار دیواری اختیاری !
چاقو دسته خودشو نمیبره !
چاه کن همیشه ته چاهه !
چاه مکن بهر کسی، اول خودت، دوم کسی !
چاه نکنده منار دزدیده !
چرا توپچی نشدی !
چراغ را نتوان دید جز به نور چراغ.
چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرام است !
چشته خور بدتر از میراث خوره !
چشم داره نخودچی، ابرو نداره هیچی !
چشمش آلبالو گیلاس می چینه !
چشمش را ببین، دلش را بخوان.
چشمش هزار کار میکنه که ابروش نمیدونه !
چغندر گوشت نمیشه، دشمنم دوست نمیشه
چنار در خونه شونو نمی بینه !
چو به گشتی، طبیب از خود میازار چراغ از بهر تاریکی نگه دار !
چو دخلت نیست خرج آهسته تر کن که گوهر فرو نشست یا پیله ور!
چوب خدا صدا نداره ، هر کی بخوره دوا نداره !
چوب دو سر طلاست !
چوب را که برداری، گربه دزده فرار میکنه !
چوب معلم گله، هر کی نخوره خله !
چه خوشست میوه فروشی گر کس نخرد خودت بنوشی !
چه علی خواجه، چه خواجه علی !
چه عزائیست که مرده شور هم گریه میکنه !
چه مردی بود کز زنی کم بود !
چیزی که شده پاره، وصله ور نمی داره !
چیزی که عوض داره گله نداره !


:53::53::53:

غربال را جلوی کولی گرفت و گفت : منو چطور می بینی ؟ گفت : هر طور که تو منو میبینی !
غلام به مال خواجه نازد و خواجه به هر دو !
غلیان بکشیم یا خجالت ! (( مائیم میان این دو حالت ... ))
غم مرگ برادر را برادر مرده میداند !
غوره نشده مویز شده است !
:53::53::53:
ظالم پای دیوار خود را می کند!
ظالم، دست کوتاه است!
ظالم، همیشه خانه خراب است!
ظاهرش چون گور کافر پر حلل باطنش قهر خدا عزوجل .
ظلم ظالم بر سر اولاد ظالم می رود.
ظلمتی مانند نادانی نیست.

:53::53::53:

behnam5555 01-28-2013 10:40 AM

ضرب المثل های جهانی
 
ضرب المثل های جهانی

انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
ترکی: پایان جدایی ملاقات مجدد است.
عربی: هیچ کس را وادار به دو کار نکن، جنگیدن و زن گرفتن.
تازی: پرده اشک را با سوالات پاره کن!
انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
ایتالیایی: معنی همه چیز دانستن هیچ ندانستن است.
تازی: مشورت با کسی کن که تو را به گریه می اندازد نه با کسی که تو را می خنداند.
روسی: برای کسی که شکمش خالی است، هر نوع باری سنگین است.
ژاپنی: «ملاقات» آغاز جدایی است.
دانمارکی: وقتی که آش از آسمان می بارد گدا قاشق ندارد.
لاتین: « مردگان» بهترین مشاورانند.
لهستانی: یک دروغگو می تواند دور دنیا برود ولی نمی تواند مراجعت کند.
یونانی: همه کس قوم و خویش آدم ثروتمند است.
فارسی: پیکان از جراحت به در آید و آزار در دل بماند.
عربی: «عشق» را نمی شود با پنهان کردن پنهان کرد.
سوئدی: «مرگ» آخرین پزشک است.
آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
فارسی: مرد حکیم خرده نگیرد بر آینه.
یونانی: یا حرفی بزن که از خاموشی بهتر باشد یا خاموش باش.
اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است.
فارسی: صدقه، راه به خانه ی صاحبش می برد.
لاتین: یگانگی هدف، دوستی ایجاد می کند.
اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.
فارسی: «علم» از بهر دین پروردن است نه از بهر دنیا خوردن.
طبرستانی: به من رفیقی بده که با من گریه کند، دوستی که با من بخندد را خودم پیدا می کنم.
فنلاندی: همیشه کمی بترس تا هرگز محتاج نشوی زیاد بترسی.
اسلواکی: تا وقتی که «زبان» زنده است «ملّت» نمرده.
بوسنی: مرحله اول بلاهت آن است که خود را عاقل بدانیم.
لهستانی: یک کلید طلایی به هر دری می خورد.
بلژیکی: متنبه کردن بهتر از متنبه شدن است.
انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول.
مثل ایتالیائی :عشق یعنی ترس از دست دادن تو.
مثل لاتینی : اندیشه ی گوینده از گفتارش مهم تر است.
مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.
مثل مصری : تندرستی ، تاجی است بر سر انسان سالم ولی هیچ کس جز یک بیمار این تاج رانمی بیند .
ضرب المثل ژاپنی : باید حریف را به کمک حریف دیگری بدام انداخت
مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند
مثل قدیمی : اگر سخن نقره است ،خاموشی طلا است.

behnam5555 01-28-2013 10:46 AM

ضرب المثل های ملل
 

ضرب المثل های هندی

مثل هندی : گذشته گذشت و آنچه می آید بر تو پوشیده است،آنچه را که در دست داری مغتنم شمر.
مثل هندی : پول باید متعلق به انسان باشد نه آدم متعلق به پول .
مثل هندی : بت تراشها کمتر اطاعت بت را می نمایند و کمتر با آنها هستند ، زیرا می دانند که چه ساخته اند .
مثل هندی : اگر سنگی پرتاب کنی دست خودت درد می گیرد .
مثل هندی : ریشۀ تمام نزاعها سه چیزند : زر ، زن ، زمین .
مثل هندی : سکوت هرگز اشتباه نمی کند و هر چه طولانی تر باشد ، بهتر قضاوت می کند.


:53:

ضرب المثل های آفریقایی

مثل آفریقایی : شنا کردن را در عمیق ترین نقطه یاد بگیر .
مثل آفریقایی: یک دوست خوب را با هر دو دستت نگاهدار.
مثل آفریقایی : به جایی که کوزۀ خودت را گذاشته ای سنگ پرتاب مکن .
مثل آفریقایی : حتی بهترین چوب ممکن است گرفتار موریانه گردد .
مثل آفریقایی : بر الاغ اگر پالان زرین هم بنهی باز هم الاغ است .
مثل آفریقایی : اگرچه دریا آرام می باشد ، ممکن است تمساحی در زیر آب کمین کرده باشد .
مثل آفریقایی : ممکن است دروغ یک سال بدود ولی راستی در یک روز از او جلو می افتد .
مثل آفریقایی : پیش از آنکه کسی را به کار بگماری دربارۀ دستمزدش با او سخن بدار .
مثل آفریقایی : ثروت چون شبنم در آفتاب است .
مثل مراکشی : اگر اقبال مرا رئیس قوم سازد ، از کجا معلوم که بلافاصله نابود نسازد ؟!
مثل مراکشی : شتر کوهان خودش را نمی بیند اما کوهان همسایه اش را به خوبی مشاهده می کند .


:53:

ضرب المثل های اسپانیایی

مثل اسپانیولی : دست سیاه را غالباً با دستکش سفید پنهان می دارند .
مثل اسپانیولی : حقیقت و گل سرخ هر دو خار دارند .
مثل اسپانیولی : کسیکه یکبار می دزدد ، همیشه خواهد دزدید .
مثل اسپانیولی : هیچ چیز اسان تر از فریب دادن یک فرد درستکار نیست .
مثل اسپانیولی : اگر می خواهی زیاد عمر کنی در جوانی پیر بشو . ادامه مطلب ...-->
مثل اسپانیولی: بدی اشخاص احمق، هم تراز نیکی اشخاص عاقل است.
مثل اسپانیولی: مرد برای آسایش زن می گیرد و زن به خاطر کنجکاوی شوهر می کند.

:53:


ضرب المثل های فرانسوی

مثل فرانسوی : زن و پرنده بدون آنکه به عقب برگردند ، می توانند ببینند . مثل فرانسوی : کسی که اندرز ارزان را رد کند طولی نمی کشد که پشیمانی را با قیمت گرانی خریداری خواهد کرد .
مثل فرانسوی : کسی که به خیال خود می خواهد فقط ضربه ای بزند ممکن است مرتکب قتلی شود .
مثل فرانسوی : مرد شکست خورده طالب جنگ بیشتر است .
مثل فرانسوی : خانه ات را برای ترساندن موش آتش نزن .
مثل فرانسوی : اگر مار را می کشی ، بچه اش را هم بکش .
مثل فرانسوی : وعده که کردی مقروض می شوی ، مقروض که شده وعده می کنی .
مثل فرانسوی :ازدواج زودش اشتباه بزرگی و دیرش اشتباه بزرگتری است .
مثل فرانسوی : زنگ آهن را می خورد و حسادت قلب را .
مثل فرانسوی : پول، به عقلا خدمت می کند و بر احمقان حکومت.
مثل فرانسوی : شوهر و بچه را هرچه در بازی های خود آرام بگذارید بیشتر به شما محبت پیدا میکنند .
مثل فرانسوی : داماد که نشدی از یک شب شادمانی و عمری بداخلاقی محروم گشته ای .
مثل فرانسوی : بهتر است آدمی طرف حسادت مردم واقع شود تا طرف ترحم آنها .
مثل فرانسوی : هر کس نگهبان شراف خویش است .
مثل فرانسوی : یگانه مرد خوشبخت کسی است که تصور می کند خوشبخت است.
مثل فرانسوی : صاعقه به قلل بزرگ اصابت می کند.
مثل فرانسوی : ضایع ترین روز، روزی است که نخندیده ایم.


:53:

ضرب المثل های تازی (عربی)

مثل تازی : معلوماتی که در کودکی فرا گرفته می شود مانند نقش در سنگ پایدار می ماند.
مثل تازی : اگر مدت چهل روز با مردم بسر بری ، یا مانند آنها می شوی یا آنها را ترک می کنی .
مثل تازی : عشق هفت ثانیه دوام دارد و هوس هفت دقیقه و اندوه و بیچارگی یک عمر .
مثل تازی : قول مانند تیر است ، همین که پرتاب شد هیچ وقت به کمان بر نمیگردد .
مثل تازی : اگر خواستی کسی را سعادتمند کنی ثروت او را زیاد نکن ، بکوش تا خواسته های او را کم کنی .
مثل تازی : اگر دربارۀ دوست خواستی قضاوت کنی احمقی بیش نیستی ، زیرا اگر غلط گفته باشی گناهی است نابخشودنی و اگر راست گفته باشی چرا او را به دوستی خود برگزیده ای ؟
مثل تازی : آنکه تندرستی دارد امید دارد ، و آنکه امید دارد همه چیز دارد .
مثل تازی : اقامتگاه خود را دائم تغییر بده . زیرا لذت زندگی در تنوع است .
مثل تازی : کسیکه غرور دارد حاضر است گم شود و راه را از دیگران نپرسد .
مثل تازی : قدر دو چیز فقط موقعی دانسته می شود که از دست می دهیم ، تندرستی و جوانی .


:53:

ضرب المثل های انگلیسی

مثل انگلیسی : دوستانت باید مثل کتابهایی که می خوانی کم باشند و گزیده .
مثل انگلیسی : عالیترین سلاح برای مغلوب کردن دشمن خونسردی است .
مثل انگلیسی : به زن لال هم اگر راز خود را بسپاری فاش خواهد شد .
مثل انگلیسی : کسیکه در برابر حسود طاقت بیاورد و خونسرد باشد ، یا خیلی خوش قلب است و یا از آهن ساخته شده است .
مثل انگلیسی: طمع به همه چیز، از دست دادن همه چیز است.
مثل انگلیسی: ضربات کوچک درختان بزرگ را از پای در می آورند.
مثل انگلیسی: شوهر به مرد کن نه به پول.
مثل انگلیسی: یک متر یک متر سخت است ولی یک سانت یک سانت مثل آب خوردن است.


:53:

ضرب المثل های آلمانی

مثل آلمانی : گاهی دروغ همان کار را می کند که یک چوب کبریت با انبار باروت می کند .
مثل آلمانی : بهتر است دوباره سؤال کنی تا اینکه یکبار راه اشتباه بروی .
مثل آلمانی : زمان دوای خشم است.
مثل آلمانی : عشقی که توأم با حسادت نباشد دروغی است .
مثل آلمانی : در برابر آن کس که عسل روی زبان دارد ، از کیف پولت محافظت کن .
مثل آلمانی : روزیکه صبر در باغ زندگیست بروید به چیدن میوۀ پیروزی امیدوار باشید .
مثل آلمانی : تملق سم شیرین است .
مثل آلمانی : به امید شانس نشستن همان و در بستر مرگ خوابیدن هما
مثل آلمانی : سند پاره می شود ، ولی قول پاره نمی شود .
مثل آلمانی : کمی لیاقت ، جوهر توانایی در موفقیت است .
مثل آلمانی : زن و شوهر اگر یکدیگر را بخواهند در کلبۀ خرابه هم زندگی می کنند .
مثل آلمانی : کسیکه در خود آتش ندارد نمی تواند دیگران را گرم کند .
مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست، ننگ در این است که در آن جا بمانی.
مثل آلمانی : افتادن در گل و لای ننگ نیست ، ننگ در این است که در همانجا بمانی .
مثل آلمانی : بدون دوستان به سر بردن بدتر از داشتن دشمنان است.
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل آلمانی : یک دروغ تبدیل به راست می شود وقتی که انسان باورش کنید.
مثل آلمانی : بهترین توبه، خودداری از گناه است.
مثل آلمانی : اگر می خواهی قوی باشی نقاط ضعف خود را بدان.
مثل آلمانی : بسیاری از افراد در موقعی که برنده می شوند می بازند و بسیاری دیگر وقتی که می بازند، برنده می شوند.
مثل آلمانی : خالی ترین ظرفها، بلندترین صداها را می دهد.
مثل آلمانی : برای مرد گرسنه ساعت هر چند بخواهد باشد هنگام ظهر است.
مثل آلمانی : هر چه قفس تنگ تر باشد، آزادی شیرین تر خواهد بود.


:53:

behnam5555 01-28-2013 10:54 AM

کاریکاتورهای استادانه و بسیار زیبا از چهره‌های مشهور!
 


کاریکاتورهای استادانه و بسیار زیبا از چهره‌های مشهور!

جیسون سیلر

او امریکایی است و متولد سال ۱۹۷۷ می‌باشد. نقاشی را از ۱۰ سالگی آغاز کرده و به صورت حرفه ای از ۲۰ سالگی به آن پرداخته است. این کاریکاتوریست مشهور خیلی به ندرت مصاحبه می‌کند. در آخرین گفتگویش اعلام کرده که عاشق همسر و دخترش می‌باشد و از خوردن ماهی و پیتزا لذت می‌برد و خوابیدن را دوست دارد و به اعتقاد او همین قدر اطلاعات کافی است!!! کاریکاتورهای او شهرت جهانی پیدا کرده اند و در بیشتر مجلات به چاپ می‌رسند.


http://www.seemorgh.com/images/iCont...ason-seile.jpg
آنجلینا جولی


http://www.seemorgh.com/images/iCont...catures_41.jpg
سیلوستر استالونه


http://www.seemorgh.com/images/iCont...catures_38.jpg
بروس ویلیس


http://www.seemorgh.com/images/iCont...catures_29.jpg
پوتین


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/77.jpg
التون جان


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
هیلاری کلینتون


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
لئوناردو دی کاپریو


http://www.seemorgh.com/images/iCont...catures_18.jpg
تام هنکس


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/721.jpg
آدری هپبورن


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/38.jpg
باراک اوباما


http://www.seemorgh.com/images/iContent/1389-14/35.jpg
بوش


http://www.seemorgh.com/images/iCont...icholson_j.jpg
جک نیکلسون


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
بن لادن


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
جورج لوکاس


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
کوئنتین تارنتینو


http://www.seemorgh.com/images/iCont...son-seiler.jpg
اوباما


http://www.seemorgh.com/images/iCont...catures_57.jpg
پاریس هیلتون


م :پارس

behnam5555 01-28-2013 11:12 AM

آمار کلی 50نفر اول در جستجو های گوگل به شرح زیر است:
 


آمار کلی 50نفر اول در جستجو های گوگل به شرح زیر است:

# 50 Blake Lively – 47,800,000 requests

# 49 Marilyn Monroe – 47,900,000 requests
# 48 Cheryl Cole – 49,700,000 requests
# 47 Carrie Underwood – 50,500,000 requests
# 46 Kelly Clarkson – 51,400,000 requests
# 45 Hillary Clinton – 51,400,000 requests
# 44 Scarlett Johansson – 52,700,000 requests
# 43 Michelle Obama – 52,900,000 requests
# 42 Natalie Portman – 53,100,000 requests
# 41 Nicole Scherzinger – 56,400,000 requests
# 40 Penelope Cruz – 57,200,000 requests
# 39 Chelsea Handler – 57,800,000 requests
# 38 Hilary Duff – 58,500,000 requests
# 37 Ciara – 58,800,000 requests
# 36 Ke $ ha – 61,600,000 requests
# 35 Kylie Minogue – 62,700,000 requests
# 34 Vanessa Hudgens – 62,400,000 requests
# 33 Emma Watson – 67,500,000 requests
# 32 Jessica Simpson – 69,100,000 requests
# 31 Kristen Stewart – 71,300,000 requests
# 30 Jennifer Aniston – 71,400,000 requests
# 29 Ashley Tisdale – 71,600,000 requests
# 28 Fergie – 73,700,000 requests
# 27 Jessica Alba – 79,500,000 requests
# 26 Kate Middleton – 81,300,000 requests
# 25 Sarah Palin – 90,100,000 Query
# 24 Mariah Carey – 107,000,000 requests
# 23 Christina Aguilera – 111,000,000 requests
# 22 Megan Fox – 118,000,000 requests
# 21 Oprah Winfrey – 124,000,000 requests
# 20 Angelina Jolie – 134,000,000 requests
# 19 Paris Hilton – 145,000,000 requests
# 18 Taylor Swift – 159,000,000 requests
# 17 Lindsay Lohan – 173,000,000 query
# 16 Avril Lavigne – 175,000,000 requests
# 15 Adele – 177,000,000 requests
# 14 Selena Gomez – 179,000,000 requests
# 13 Beyonce – 195,000,000 requests
# 12 Miley Cyrus – 207,000,000 requests
# 11 Jennifer Lopez – 214,000,000 requests
# 10 Madonna – 230,000,000 requests
# 9 Kim Kardashian – 232,000,000 requests
# 8 Shakira – 239,000,000 requests
# 7 Katy Perry – 263,000,000 request
# 6 Britney Spears – 277,000,000 requests
# 5 Nicki Minaj – 296,000,000 requests
# 4 Cher – 340,000,000 requests
# 3 Rihanna – 384,000,000 requests
# 2 Justin Bieber – 496,000,000 requests
# 1 Lady Gaga – 578,000,000 requests



behnam5555 01-28-2013 11:13 AM

مرغی بسیار عجیب که ایستاده راه می رود



یک کشاورز چینی در مزرعه خود مرغی دارد که فکر می‌کند پنگوئن است و به همین علت همانند پنگوئنها به صورت قائم راه می‌رود.

نام این مرغ مجنون "مامبل" است که در یک مرزعه واقع در "ژیانگسو" در شرق چین زندگی می‌کند.

صاحب این مرزعه که "لو شی" نام دارد در خصوص مرغ خود اظهار داشت: "این مرغ فکر می‌کند پنگوئن است و به جای اینکه همانند همنوعان خود به صورت افقی راه برود همانند پنگوئنها به صورت قائم و با غرور راه می‌رود.


"سی مامبل نام پنگوئن قهرمان کارتون "خوش قدم" است. این پنگوئن به خاطر ویژگی خاصی که در حرکت دادن پاهایش داشت توانست با انجام رقص ویژه ای با انسانها ارتباط برقرار کند.

این کشاورز چینی در این مورد توضیح داد: "من هرگز موفق نشدم کارتون خوش قدم را ببینم اما این اسم را دوست داشتم. هر چند که پرنده من شاید ویژگی پنگوئن را نداشته باشد اما به هر حال فکر می‌کند که پنگوئن است و به همین دلیل این اسم را برایش انتخاب کردم. خانواده من این مرغ را خیلی دوست دارند و بنابراین ما تصمیم گرفتیم که به جای آنکه آن را در دیگ بیندازیم از آن نگهداری کنیم."



براساس گزارش دیلی میل، مامبل مرغه که فکر می‌کند پنگوئن است ساعتها به آب خیره می‌شود و احتمالا به این موضوع فکر می‌کند که شاید همانند پسرعموهای قطبی خود بتواند شنا کند.




behnam5555 01-28-2013 11:17 AM

طنز جالب -شوهر شناسی سنتی و مدرن
 

شوهر شناسی سنتی و مدرن


http://irannaz.com/user_files/L131023049264.jpg


این مقاله فقط جنبه سرگرمی دارد.

شوهرشناسی سنتی


اگر آقایتان اجازه می دهد که بیرون از منزل هم کار کنید،از اینکه شما را قابل دانسته تا هم در منزل و هم بیرون از منزل کار کنید، از او تشکر کنید.

اگر آقایتان به کوچکترین حقوق زنان بی توجه است، حقتان است


اگر تحویلتان هم بگیرد شما به او می گوئید زن ذلیل.


اگر آقایتان شلوارش چند تا شد و به تبع آن چند تا زن دیگر هم گرفت، خوشحال باشید که می تواند یک تنه از پس چند زن بر بیاید!!!


مگر اوایل ازدواج همین مردانگی را دوست نداشتید؟!


اگر آقایتان برای شما هدیه نمی خرد، رویتان را زیاد نکنید!


او خودش برای شما بزرگترین هدیه است! و یا لااقل بزرگترین هدیه که شما را همیشه تحمل می کند!


زی زی لوژی (شوهرشناسی مدرن)


اگر شوهرتان شبها دیر به منزل می آید، درب را به رویش باز نکنید.

مبلغ مهریه را هم به او یادآوری کنید تا کامروا شوید!


آگر شوهرتان از شما انتظار پذیرائی دارد، یک هفته او را ترک کنید.از هفته آینده خودش هر شب برایتان کاپوچینو درست خواهد کرد.


اگر شوهرتان موافق نیست که شماهر جایی می خواهید بروید،مگر شما منتظر اجازه او بودید؟! خوب بروید. تازه بعد هم غر بزنید که از این زندگی خسته شدین.


اگر شوهرتان به شما پول نمی دهد، شما هم به او روندین! دو سه روز کم محلی هم بی اثر نیست.


اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل نیست، خانه را به گند بکشید بی حوصلگی به را بیندازید افسرده باشید تا شما را به کار بیرون از منزل تشویق کند!


اگر شوهرتان موافق کار کردن شما در بیرون از منزل هست،از زیر کار کردن در برید وانمود کنید که دوست ندارید نحوه جارو کردن و ظرف شستن و... را به او آموزش دهید! هرچند آقایون همه بلد هستن.


اگر شوهر شما فمینیست نیست، زن ذلیل که هست.


اگر شوهرتان به مسائل شما بی اعتناست شما بی اعتنا تر باش. ازصبح تا امدن او با دوستان گپ بزنید تا چشمتون به او افتاد قیافه بگیزرید که ناراحت هستید.


اگر شوهرتان هوس تجدید فراش کرد، بدانید که بیچاره حق دارههههههههههههههههه


نتیجه گیری اخلاقی:


زنان سنتی هر چه سرشان بیاید حقشان است! لیاقت شوهر مهربان و به قول خودشان زی زی را ندارند.

زنان مدرن لیاقت هیچ چیز را ندارند. چون از زی زی بودن شوهرانشان سوء استفاده می کنند!


هر چه به سر مردا میاد از زی زی بودنشونه.





behnam5555 01-28-2013 11:24 AM

دکتر حسابی
 

دکتر حسابی

پروفسور حسابی چند نظریه مهم در علم فیزیک داشتند که مهم ترین و آخرین آن ها نظریه بی نهایت بودن ذرات بود , در این ارتباط با چندین دانشمند اروپایی مکاتبه و ملاقات می کنند و همه آنها توصیه می کنند که بهتر است که بطور مستقیم با دفتر پروفسوراینشتن تماس بگیرد بنابراین ایشان نامه ای همراه با محاسبات مربوطه را برای دفتر ایشان در دانشگاه پرینستون می فرستند بعد از مدتی ایشان به این دانشگاه دعوت میشوند و وقت ملاقاتی با دستیار اینشتن برایشان مشخص میشود پس از ملاقات با پروفسور شتراووس به ایشان گفته می شود که برای شما وقت ملاقاتی با پروفسور اینشتن تعیین می شود که نظریه خود را بصورت حضوری با ایشان مطرح کنید. پروفسور حسابی این ملاقات را چنین توصیف می کنند: وقتی برای اولین باربا بزرگترین دانشمند فیزیک جهان آلبرت اینشتن روبه رو شدم ایشان را بی اندازه ساده , آرام و متواضع یافتم و البته فوق العاده مودب و صمیمی! زودتر از من در اتاق انتظار دفتر خودش , به انتظار من نشسته بود و وقتی من وارد شدم با استقبالی گرم مرا به دفتر کارش برد و بدون اینکه پشت میزش بنشیند کنار من روی مبل نشست , نظریه خود را در ارتباط با بی نهایت بودن ذرات برای ایشان توضیح دادم ، بعد از اینکه نگاهی به برگه های محاسباتی من انداختند ، گفتند که ما یکماه دیگر با هم ملاقات خواهیم کرد یکماه بعد وقتی دوباره به ملاقات اینشتن رفتم به من گفت : من به عنوان کسی که در فیزیک تجربه ای دارم می توانم به جرات بگویم نظریه شما در آینده ای نه چندان دور علم فیزیک را متحول خواهد کرد باورم نمی شد که چه شنیده ام , دیگر از خوشحالی نمی توانستم نفس بکشم , در ادامه اما توضیح دادند که البته نظریه شما هنوز متقارن نیست باید بیشتر روی آن کار کنید برای همین بهتر است به تحقیقات خود ادامه دهید من به دستیارم خواهم گفت همه امکانات لازم را در اختیار شما بگذارند, به این ترتیب با پی گیری دستیار و ارسال نامه ای با امضا اینشتن، بهترین آزمایشگاه نور آمریکا در دانشگاه شیکاگو، باامکانات لازم در اختیار من قرار دادند و در خوابگاه دانشگاه نیز یک اتاق بسیار مجهز مانند اتاق یک هتل در اختیار من گذاشتند , اولین روزی که کارم را در آزمایشگاه شروع کردم و مشغول جابجایی وسایل شخصی بر روی میزم و کشوهای آن بودم , متوجه شدم یک دسته چک سفید که تمام برگه های آن امضا شده بود در داخل یکی از کشوها جا مانده است , بسرعت آن را نزد رئیس آزمایشگاه بردم و مسئله را توضیح دادم , رئیس آزمایشگاه گفت این دسته چک جا نمانده متعلق به شما است که تمام نیازمندیهای تحقیقاتی خود را بدون تشریفات اداری تهیه کنید این امکان برای تمام پژوهشگران این آزمایشگاه فراهم شده است , گفتم اما با این روش امکان سواستفاده هم وجود دارد؟ او در پاسخ گفت درصد پیشرفت ما از این اعتماد در مقابل خطا های احتمالی همکاران خیلی ناچیز است بعد از مدتها تحقیق بالاخره نظریه ام آماده شد و درخواست جلسه دفاعیه را به دانشگاه پرینستون فرستادم و بالاخره روز دفاع مشخص شد , با تشویق حاضرین در جلسه , وارد سالن شدم و با کمال شگفتی دیدم اینشتن در مقابل من ایستاد و ابراز احترام کرد و به دنبال او سایر اساتید و دانشمندان هم برخواستند , من که کاملا مضطرب شده و دست وپای خود را گم کرده بودم با اشاره اینشتن و نشتستن در کنار ایشان کمی آرام تر شده، سپس به پای تخته رفتم شروع کردم به توضیح معادلات و محاسباتم و سعی کردم که با عجله نظراتم را بگویم که پروفسور اینشتن من را صدا کرده و گفتند که چرا اینهمه با عجله ؟ گفتم نمی خواهم وقت شما و اساتید را بگیرم ولی ایشان با محبت گفتند خیرالان شما پروفسور حسابی هستید و من و دیگران الان دانشجویان شما هستیم و وقت ما کاملا در اختیار شماست آن جلسه دفاعیه برای من یکی از شیرین ترین و آموزنده ترین لحظات زندگیم بود من در نزد بزرگترین دانشمند فیزیک جهان یعنی آلبرت اینشتن از نظریه خودم دفاع می کردم و و مردی با این برجستگی من را استاد خود خطاب کرد و من بزرگترین درس زندگیم را نیز آنجا آموختم که هر چه انسانی وجود ارزشمندتری دارد همان اندازه متواضع، مودب و فروتن نیز هست . بعد از کسب درجه دکترا اینشتن به من اجازه داد که در کنار او در دانشگاه پرینستون به تدریس و تحقیقاتم ادامه دهم.




behnam5555 01-28-2013 11:33 AM

زندگینامه گانــــــــدی
 

زندگینامه گانــــــــدی


مهانداس کارامچاند گاندی (به خط دوناگری: मोहनदास करमचन्द गांधी؛ گجراتی: મોહનદાસ કરમચંદ ગાંધી؛ زاده: ۲ اکتبر ۱۸۶۹ - درگذشت: ۳۰ ژانویه ۱۹۴۸) (۱۰ مهر۱۲۴۸-۹ بهمن ۱۳۲۶) رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را در راه آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طول زندگیش استفاده از هر نوع ترور و خشونت برای رسیدن به مقاصد را رد می‌کرد. فلسفهٔ بی‌خشونتی گاندی که خود نام ساتیاگراها (در سانسکریت به معنای تلاش و کوشش برای رسیدن به حقیقت؛ تحت‌اللفظی: محکم گرفتن حقیقت) روی بسیاری از جنبش‌های مقاومت بدون خشونت در سراسر جهان و تا امروز تأثیر گذارده‌است.
مقدمه

از زمانی که وی مسئولیت رهبری نبرد برای آزادی و کنگره ملی هند در سال ۱۹۱۸(۱۲۹۶) را به عهده گرفت، به عنوان نمادی ملی شناخته شد و میلیون‌ها نفر از مردم او را با لقب ماهاتما یا روح بزرگ یاد می‌کردند. هر چند که او از القاب افتخارآمیز بیزار بود ولی امروز هم همگی او را با نام ماهاتما گاندی می‌شناسند. سوای اینکه بسیاری او را به عنوان یکی از بزرگ‌ترین رهبران تاریخ تلقی می‌کنند، مردم هند از او با عنوان «پدر ملت» یا باپو (در هندی به معنای پدر) یاد می‌کنند. زادروز وی در هند به عنوان یک روز تعطیل ملی است و گاندی جایانتی نام دارد. (
گاندی توانست با استفاده از شیوهٔ ضدخشونت نافرمانی مدنی استقلال هند را از بریتانیا بگیرد و در نهایت دست امپراتوری بریتانیا را از هند کوتاه کند. شیوهٔ مقاومت آرام وی به مستعمرات دیگر هم نفوذ کرده و آنها را در راه استقلال میهن خود تشویق می‌کرد. اصل ساتیاگراهای گاندی روی بسیاری از فعالان آزادیخواه نظیر دکتر مارتین لوترکینگ، تنزین گیاتسو، لخ والسا، استفان بیکو، آنگ سان سو کی و نلسون ماندلا تأثیر گذاشت. البته همهٔ این رهبران نتوانستند کاملاً به اصل سخت ضدخشونت و ضدمقاومت وی وفادار بمانند.
گاندی همیشه می‌گفت که اصول او ساده هستند و از باورهای سنتی هندو به نام‌های ساتیا (حقیقت) و آهیمسا (ضدخشونت) گرفته شده‌اند. او می‌گفت «من چیز جدیدی ندارم که به دنیا یاد بدهم. حقیقت و ضدخشونت بودن هم‌سن کوه‌ها هستند».
دوران طفولیت تا جوانی

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...rbhai_1902.jpg

گاندی و همسرش کاستوربا (۱۹۰۲)

«مهانداس کارامچاند گاندی» در سال ۱۸۶۹ در یک خانواده هندو در گجرات هند دیده به جهان گشود. گاندی در آغوش مادری فداکار رشد می‌کرد و از تاثیرات جائین گجرات، رنگ و شکل می‌گرفت او از همان سنین کودکی با مرام آسیب نرساندن به موجودات زنده خوگرفت و به گیاهخواری، روزه داری برای خودسازی و خالص نمودن خویش وزندگی توام با گذشت اعضای فرق ومذاهب مختلف کوشش ورزید. خانواده اواز طبقه «وایشا» یا تجار هندی بودند.
در ماه می ۱۸۸۳ در حالیکه ۱۳ سال داشت با دختری هم سن خود ازدواج نمود؛ والدینش هر دو آنها را اداره می‌کردند(همسرش کاستوربا یا کاستوربای نام داشت که وی را «با» صدا می‌زدند).
در آن زمان در لندن پایتخت یک کشور امپریالیستی زندگی سختی را می‌گذراند، چرا که برای مادرش قسم یاد کرده بود از خوردن گوشت، الکل و لاقیدی جنسی احتراز نماید. اگر چه سعی می‌کرد آداب وسنن «انگلیسی» را بیاموزد - و مثلا به کلاس آموزش رقص برود - ولی هرگز خود را به خوردن گوشت راضی نکرد اما سیر کردن خود با کلم و گیاهان دیگر هم در آن کشور ساده نبود. زن صاحب خانه او را به یک رستوران خام خواری راهنمایی کرد.
به انجمن خام خواران پیوست و حتی به عنوان عضو کمیته آن در آمد و یک مقر محلی نیز برای آن انجمن دایر نمود. بعدها این تجربیات گرانبهای خود را در امر سازماندهی موسسات به کار گرفت. برخی از همقطاران گیاهخوار وخام خوار او عضو انجمن فلاسفه الهیات بودند که در سال ۱۸۷۵ تاسیس شده بود و هدف ترویج برادری جهانی را دنبال می‌کرد و به مطالعه بوداگرایی و ادبیات هندو برهمنی می‌پرداخت. آنان گاندی را تشویق کردند تا به مطالعه « باگاوادگیتا » بپردازد.وقتی به هند بازگشت، در امر وکالت در بومبای موفقیت چندانی نداشت ولذا به شغل پاره وقت تدریس در یک دبیرستان روی آورد. پس از مدتی به راجکوت بازگشت وبه عریضه نویسی برای شاکیان مشغول شد. ولی مجوز این کار را به او ندادند و مجبور شد کارش را تعطیل نماید.
تلاش برای استقلال

گاندی برای وحدت میان مسلمانان و هندوهای کشورش یک ماه روزه گرفت.و در راه پیمایی نمک از 12 مارس تا 6 آوریل 1930 به همراه چند صد هزار نفر هندی 400 کیلومتر از احمد آباد تا ساحل داندی راه پیمود تا از آب دریا نمک بگیرد و با این عمل قانون مالیات نمک را بی اعتبار کرد. این مبارزه با دعوت هندی ها برای تحریم کالاهای انگلیسی بود و با بازتاب جهانی روبرو شد و نهایتا" انگلیسی ها مجبور به مذاکره شدند.هندی ها با کمک روح بزرگ(ماهاتما) در سال 1947 توانستند استقلال کشورشان را به دست آورند.
مهاتما گاندی:

وظایف شخص نسبت به خود، به خانواده، به وطن و به جهان از یکدیگر جدا و مستقل نیستند. نمی توان با زیان رساندن به خود یا خانوادۀ خود به وطن خویش خدمت کرد. به همین قرار نمی توان با زیان رساندن به جهان نیز به وطن خود خدمت کرد.
حقیقت

گاندی زندگی خویش را وقف آشکار ساختن حقیقت یا ساتیا کرد. اوتلاش می‌کرد با یادگیری و درس گرفتن از اشتباهات خود و عملکرد خود به حقیقت دست یابد. وی شرح حال زندگی خویش را تحت عنوان «ماجرای تجربیات من با کشف حقیقت » نوشته‌است.
گاندی اعلام کرد که مهمترین نبرد او تلاشی بود که برای شکست شیاطین درونی ترسها و ناامنی‌های خود به عمل آورده‌است. گاندی خلاصه‌ای از اعتقادات خویش را درقالب «خداوند حقیقت است» مطرح نمود وبعدها دیدگاه‌های خویش را اصلاح کرد وبیان داشت که «حقیقت خداوند است». اولین بیان ممکن است مخاطب را با این شبهه مواجه کند که گاندی از حقیقت برای شرح دیدگاه خویش نسبت به خداوند ونه تعریف شالوده وی استفاده کرده‌است. ساتیا یا حقیقت در فلسفه گاندی همان خداوند وی تمام ویژگی‌های مفهوم هندویی خدارا درفلسفه خویش آورده‌است (برهمن).
عدم خشونت

مفهوم عدم خشونت (آهیما) و عدم مقاومت درتفکر مذهبی هندی تاریخی کهن دارد ودر مضامین مذهبی هندو بودائیت، جین، یهود ومسیحی به کرات دیده می‌شود. گاندی درشرح فلسفه وشیوه زندگی خود در خود بیوگرافی نویسی اش چنین آورده :
«وقتی ناامید می‌شوم بخاطر می‌آورم که در طول تاریخ راه حق و عشق همواره پیروز بوده‌است حکمرانان و قاتل در برهه‌ای شکست ناپذیر جلوه می‌کنند ولی درنهایت همه آنها سقوط کرده‌اند - همیشه به این واقعیت فکر کنید.»«چه فرقی می‌کند که مرگ وبی خانمانی وبی سرپرستی ریشه در حکومتهای استبدادی داشته باشد یا با نام مقدس آزادی و دموکراسی ایجاد گردد ؟»«ضربه دربرابرضربه و چشم در برابر چشم دنیا را کور می‌سازد.»«من بنا به دلایل زیادی آماده مردن شده‌ام و نه برای کشتن.»
گاندی در اجرای اصول مورد نظر خودهرگز از مسیر منطق خارج نشد. در سال ۱۹۴۰ که حمله آلمان نازی به جزایر بریتانیایی اجتناب ناپذیر به نظر می‌رسید گاندی خطاب به مردم بریتانیا پیامی تحت عنوان عدم خشونت در جنگ و صلح چنین گفت :
«دوست دارم اسلحه را زمین بگذارید چرا که کمکی برای حفظ جان و انسانیت شما نمی‌کند. با سلاح برداشتن و وارد جنگ شدن هیتلر و موسولینی‌ها را دعوت می‌کنید تا وارد کشور شما شوند و داشته‌هایتان را به یغما ببرند. اگر این آقایان محترم تصمیم بگیرند کشورتان را اشغال نمایند آنها را پس می‌زنید. اگر شما را در بیطرفی خود رها نکردند آنگاه زن و مرد و کودک از خاک خود دفاع خواهید کرد واجازه نخواهید داد به اهداف خود برسند.»
حتی در ۱۹۴۶ به لوئیس فیشر حسب حال نویس گفت:[۱]
«یهودیان خود را به چاقوی قصاب سپرده‌اند آنان باید خود را از فراز صخره‌ها به دریا پرتاب کنند.»
اما گاندی می‌دانست که عدم توسل به خشونت مستلزم اعتقادی راسخ و شهامتی باورنکردنی است که البته می‌دانست در همگان وجود ندارد لذا سعی می‌کرد به همه تفهیم کند که لازم نیست همه دست از خشونت بردارند بویژه اگر خشونت در مقابل ترس باشد:
«گاندی نمی‌خواست ایجاد ترس از سلاح برداشتن یا ترس از احساس ناتوانی مقابله و مقاومت را درجنبش ساتیاگراها مشاهده کند. لذا در نوشته‌هایش آورده : قویا معتقدم هرجا بین خشونت وترس گرفتار شدیم باید خشونت را بپذیریم.» [۲]"درهر جلسه‌ای تاکید می‌کنم که تاراه بدون خشونت سبب تسلیم افراد صاحب قدرت درمقابل قدرتمند تر از خود نشود باید این راه را برگزید اما اگر با خشونت بتوانند مقابل این وضعیت بایستند وتنها راه احقاق حق خشونت باشد بی هیچ تاملی باید سلاح برداشت من هرگز نمی‌پسندم که افراد شجاع بخاطر رعایت اصل عدم خشونت دربرابر نفوذ نیروهای ترسوی بد شاه فان تسلیم شوند و از آنها بترسند که مبادا خشونت ایجاد گردد. شجاعت فقط در خوب تیر اندازی کردن خلاصه نمی‌شود بلکه جلوگیری از مرگ وآماده سینه سپر کردن دربرابر گلوله دشمن هر دو از ابعاد شجاعت هستند. [۳]
گیاه خواری

گاندی در دوران کودکی گوشت خوردن را تجربه کرد. چرا که اولا فردی کنجکاو بود وثانیا دوست صمیمی وی شیخ مهتاب او را به خوردن گوشت ترغیب می‌کرد. ایده گیاهخواری ونخوردن گوشت ریشه‌های عمیقی در آداب و سنن هندوها وجائین‌ها درهند وسرزمین مادری هند یعنی گجرات دارد به طوریکه بسیاری از هندوها گوشت نمی‌خوردند وخام خوار بودند وخانواده گاندی هم مستثنی نبود. گاندی پیش از رفتن به لندن برای ادامه تحصیل به مادرش، پوتلی بایی، وعمویش، بچارجی سوامی، قول داد که در لندن لب به گوشت نزند الکل مصرف نکند ودرگیر بی بند وباری جنسی نشود. او به امساک خویش پایبند ماند وبجای تلاش برای تعیین نوع خوراک به ارائه فلسفه‌ای همت گماشت که در طول زندگی آنرا مبنای امور خود قرار دهد. وقتی به سن میانسالی رسید یک خام خوار تمام عیار بود. وی مقاله‌ای در این مورد نوشت که بخشهایی از آن در نشریه انجمن خام خواران لندن بنام گیاهخواری منتشر شد. دراین ایام افراد صاحب نظر زیادی به او الهام دادند وحتی با رئیس انجمن خام خواران لندن دکتر ژوسیا اولد فیلد دوست شد.
مهانداس جوان همچنین با مطالعه کتاب هنری استفن سالت با رهبر پیشگام گیاهخوری دیدار کرد وبا اوهمراه شد. گاندی زمان زیادی از حضور خود در لندن را صرف ترویج گیاهخواری کرد. از نظر وی تغذیه گیاهی نه تنها نیازهای بدن را تامین می‌کرد بلکه در مقایسه با مصرف گوشت مقرون به صرفه هم بود. کما اینکه امروزه نیز گوشت در مقایسه با میوه جات، حبوبات و سایر گیاهان گرانتر است. همچنین بسیاری از هندیهای وقت که با کمی درآمد دست به گریبان بودند خام خواری را نه یک سنت روحانی صرف بلکه یک رویه عملی و مناسب می‌انگاشتند. اودر مدتهای طولانی روزه می‌گرفت واز آن بعنوان یک ابزار مبارزاتی استفاده می‌کرد. با اعتصاب غذا آنقدر به مخالفان فشار می‌آورد تا خواسته‌های او را تامین کنند. درخود بیوگرافی وی اشاره کرده‌است. که خام خواری سرآغاز پای بندی جدی وی به آیین برهمایی بوده بدون کنترل جامعی برنوع خوراک، وی در گام برداشتن در مسیر آئین برهما به شکست می‌رسید.
آیین برهما

گاندی در سن ۳۶ سالگی از روابط جنسی کلا دست برداشت ودرحالیکه زن داشت از نزدیکی با وی امساک کرد. این ایده به شدت متاثر از فلسفه برهمایی و آیین روحی وعملی پاکسازی درونی بود که عمدتا نیز با پرهیز جنسی همراه بود. گاندی آیین برهمایی را ابزاری برای نزدیکی به خداوند وشرط اولیه خودشناسی می‌انگاشت درشرح حال او اشاره شد که کوشش زیادی برای مبارزه با شهوات وغیرت داشته که مورد اخیر از غیرت به عروس دوران کودکی(کاستوربا ) دروی شکل گرفته بود. او امساک جنسی را یک الزام مشخص می‌انگاشت وآنرا ابزاری برای عشق ورزیدن ونه شهوت رانی می‌دانست. از دید گاندی آیین برهما به منزله کنترل حواس از طریق تفکر، کلام و عمل بود. [۴]
ساده زیستی

گاندی مجدانه براین باور پافشاری می‌کرد که فردی که به جامعه خدمت می‌کند باید زندگی ساده‌ای داشته باشد واین ساده زیستی را درآیین برهمایی جاری می‌انگاشت. او با رد زندگی به شیوه غربی به روند ساده زیستی را در آفریقای جنوبی درپیش گرفت واز آن بعنوان تلاش برای رسیدن به نقطه صفر یاد می‌کرد وبدین ترتیب هم درهزینه‌های غیر ضروری صرفه جویی می‌نمود وهم ساده زیستی را دنبال می‌نمود. اوحتی لباسهایش را خودش می‌شست.[۵] در یک مورد او هدایایی را که به خاطر خدماتش به جامعه به وی اهدا شده بود، باز پس داد.[۶]
گاندی درهر هفته یک روز را روزه سکوت سپری می‌کرد. امتناع از حرف زدن رامایه آرامش درونی می‌انگاشت این آموزه را هم از آیین برهما واصل موناشافتی یعنی سکوت وآرامش داشت. در این ایام سکوت با نوشتن برروی کاغذ با دیگران ارتباط برقرار می‌ساخت. گاندی از سن ۳۷ سالگی به مدت سه سال و نیم از خواندن روزنامه‌ها خودداری نمود واظهار می‌داشت وضعیت نابهنجار جهان وامور جهانی آرامش درونی او را بهم می‌ریزد. او دربازگشت به هند واشتغال به شغل حقوقی از پوشش غربی دست برداشت اگر چه نشان از ثروت و موفقیت داشت. اولباسی برتن کرد که مورد قبول فقیرترین افراددرهند بود واز پارچه تولیدی داخل موسوم به خادی استفاده می‌نمود. گاندی وپیروانش پارچه لباسهایشان را از نخی که خود می‌رشتند تهیه می‌کردند ودیگران را نیز به این کار تشویق می‌نمودند. درحالی که اکثر کارگران هندی بیکار بودند لباسهای مورد نیازشان را از تولیدیهای صنعتی تحت تملک انگلیسی‌ها خریداری می‌نمودند.
گاندی معتقد بود چنانکه هندیها لباسهای خود را خودشان با چرخ نخ ریسی بدوزند بهتر از اینست که از پارچه فاستونی انگلیسی باشد و با اینکار ضربه اقتصادی سنگینی بر پیکره استعمارگران انگلیسی درهند وارد خواهند آورد. متعاقبا علامت چرخ نخ ریسی برروی پرچم کنگره ملی هند نقش بست. وی برای نشان دادن ساده زیستی درسراسر زندگی خود فقط یک دست هوتی می‌پوشید.
ایمان

http://upload.wikimedia.org/wikipedi...dhi_Smriti.jpg http://bits.wikimedia.org/skins-1.5/...gnify-clip.png
گاندی سمریتی (خانه‌ای که گاندی 4 ماه پایانی زندگی خود را در آن گذراند اکنون به یک یادمان در دهلی نو مبدل شده‌است.)

گاندی یک هندوبود و تمام عمر براین آیین استوار ماند وبسیاری از اصول خویش را از هندواقتباس نمود. بعنوان یک هندوی عامی معتقد بود همه ادیان برابرندودر برابر تلاش‌هایی که برای تغییر دین وی به عمل آمد مقاومت نشان داد او شدیدا به خدااعتقاد داشت و لذا به مطالعه تمام ادیان بزرگ کوشش ورزید. درموردهندوئیسم چنین می‌گوید:
«تا آنجا که به من مربوط می‌شود هندوئیسم روح مرا ارضا می‌کند و وجود مراسیراب می‌نماید. هرگاه تردید وناامیدی درمن قوت می‌گیرد وهیچ پرتوامیدی را در افق پیش روی خودمشاهده نمی‌کنم به باگاوادگیتا رجوع می‌کنم وسطری از آن را پیدا می‌کنم که به من آرامش دهد. بلافاصله لبخند بر لبانم نقش می‌بندد و اندوه وغم را به فراموشی می‌سپارم. زندگی من مملو از تراژدی بود واگر تعالیم این کتاب نبود شاید خیلی زود از پا می‌افتادم.»
گاندی معتقد بود که اساس و شالوده هر دین را حقیقت وعشق تشکیل می‌دهد (محبت، عدم خشونت یا همان ترکیب حکم طلایی ) اوهرگونه تعصب کور وگم بودن رفتارهای نادرست درهر دین وآیینی را زیرسوال می‌برد وبه طرز خستگی ناپذیری در پی اصلاح اجتماعی برمی آمد. برخی از اظهار نظرهای وی درمورد ادیان مختلف به شرح زیر مطرح شده‌اند :
«لذا اگر می‌توانستم مسیحیت را بپذیرم وآنرا بزرگترین و کاملترین دین قبول کنم قطعا هندوئیسم را آنطور که الان هستم قبول نمی‌داشتم. من اشکالات و نواقص هندو را می‌شناسم. اگر نجاست در هندو بوده قطعا به گوشت خام مربوط می‌شده نه گوشت پخته. نمی‌توانم سرمنشا اختلاف ادیان را درک کنم معنی اینکه چنین چیزی در قالب وداس یا کلام خدا مطرح می‌شود چیست؟ اگر چیزی از جانب خداوند الهام شود پس چرا در مورد قرآن و انجیل باید تردید کرد؟ دوستان مسیحی من سعی کردند مرا به مسیحیت سوق دهند و همین طور دوستان مسلمان من. عبداله شیت به شدت مرا به مطالعه اسلام ترغیب می‌کرد البته همیشه درمورد زیبایی دین اسلام حرفهایی برای گفتن داشت.»«به محض اینکه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد که از چارچوب اخلاق خارج باشد. مثلا انسان نمی‌تواند دروغگو و بیرحم باشد ودرعین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس می‌کند.»«کلام محمد گنجینه عقل است، نه تنها برای مسلمانان بلکه برای کل بشریت.»
اوبعدها که با سوال آیا یک هندو بودی مواجه شد جواب داد :
«آری من یک هندو هستم. همچنین یک مسیحی یک مسلمان و یک بودایی و یهودی می‌باشم.»
گاندی برخلاف خود آنها که با یکدیگر درتضاد بودند دستورات این ادیان را همسو ویکسان می‌دانست. البته درمباحث مطروحه دو تفاوت بارز فلسفی بین دوگروه بزرگ هندی درآن عصر را شرح داده‌است. در۱۵ ژانویه ۱۹۳۴ زلزله مهیبی بیمار را لرزانید و خسارات وتلفات سنگینی برجای گذاشت. گاندی این حادثه‌ها را نتیجه گناه افراد رده بالای هندو می‌دانست چرا که معتقد بود خوراکی‌های غیر مجاز نجس را به معابدشان برده‌اند. گاندی به ترویج پرهیز از نجاست گوشت کوشش زیادی داشت وافراد پای بند به این امساک را مردم کریشنا می‌نامید. اما تاگور با این موضع گاندی مخالف بود ومی گفت زمین لرزه تنها منشا طبیعی دارد و نه اخلاقی اما سوء رفتار درمعابد هندو را نیز نفی می‌کرد.


behnam5555 02-10-2013 06:54 PM


behnam5555 02-10-2013 06:57 PM

http://sphotos-d.ak.fbcdn.net/hphoto...58932658_n.jpg


زن گاهی سعی می کند ،
مردانه بازی کند
مردانه کار کند
مردانه قدم بردارد
مردانه فکر کند
...مردانه قول دهد
اما هر کاری هم که بکند
زن است
احساس دارد
لطیف است

یک جا عقب می نشیند و محبت تـــــو را می خواهد..

تقدیم به شیر زنان سرزمینم


behnam5555 02-10-2013 06:59 PM


behnam5555 06-16-2013 05:14 PM

صحنه ي عاشقي و دلخراش ازمرگ يك پرنده
 


صحنه ي عاشقي و دلخراش ازمرگ يك پرنده

عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است. میلیون ها نفر با دیدن این عکس ها گریه کرده اند. عکاس این عکس های زیبا و نادر را آنها رابه بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل فروخته شده است. میتوان گفت عاشقانه ترین عكس دنیا و غم انگیز ترین عكس جهان است در این تصاویر و عكس ها عشق واقعی رابه تصویر میكشد كه نشان دهنده ی اندوه و غم در موقع ازدست دادن عشق و جفت خود كه بسیار جالب و متحیر كننده است.

http://downloadsiran.persiangig.com/...9%85%D9%8A.jpg

در عكس اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و منتظر جفتش می باشد.

http://downloadsiran.persiangig.com/...9%88%D8%AF.jpg

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد.

http://downloadsiran.persiangig.com/...9%82%D9%87.jpg

در عكس سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی حرکت بودن وی می شود لذا شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد.

http://downloadsiran.persiangig.com/...8%AF%D9%87.jpg

لحظه ای که متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و گریه می کند.

http://downloadsiran.persiangig.com/...8%AF%D9%87.jpg

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد.

http://downloadsiran.persiangig.com/...8%AF%D9%87.jpg

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد.
لذا با غم و ناراحتی کنار جنازه وی آرام می ایستد.



behnam5555 06-16-2013 05:20 PM



دختری به کوروش کبیر گفت:من عاشقت هستم....
کوروش گفت:لیاقت شما برادرم است که از من
زیباتر است و پشت سره شما ایستاده،دخترک
برگشت و دید کسی‌ نیست. کوروش گفت:اگر عاشق
بودی پشت سرت را نگاه نمی‌کردی






اکنون ساعت 08:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)