![]() |
امروز خیلی خوشحالم بعد از دو سال بالاخره احساس من برگشت و تونستم شعر جدید بگم یه شعر «نو» ! به دلم نشست! البته از کسی که باعث شد تا من بار دیگر آغاز کنم تشکر خواهم کرد! |
هنوز حقوق های فروردین ماه رو نریختن و اوضاع مالی این ماه هم که نگوووووووووووو .......... افتضاح:36:
حالا مگه فروردین تموم میشه !!! به قول همسرم اسفند ماه داغ بودیم نفهمیدیم چه بلایی سرمون اومده :d |
نقل قول:
پس من چی بگم که از بهمن ماه را ندادند..........._:2:_:2: میخوام امروز همه چیز را بسنجم و یه تصمیم مناسب بگیرم...که کودک درونم هم آسیب نبینه..چقدر سخته!!!!دلم نمیخواد واسم خیلی عزیززههه |
آخه همیشه نهایتا تا 27 اُم حقوق ها رو میریختن مینا خانم... واسه این گفتم {جشن پتو}
|
نقل قول:
|
امروز يه روز پرترافيك كاري داشتم كه سابقه نداشت:20:
|
امروز یه اتفاق خیلی خیلی بد واسم افتاد بدترین اتفاق سالم بود
رفیقم اصلا حالش خوب نیست |
نقل قول:
انشالله که خدا شفا بده دوستتان را امروز کارت عضویت در انجمن اهدای عضو برام رسید ... آدرس خونه مادرم رو داده بودم ... الان زنگ زده و با بغض میگه این چه کاری بود کردی !!! خیلی ازت دلخورم !!! گفتم : مامان گلم مرگ حقه مگه نه ؟ گفت آره ولی چه ربطی داره ؟ گفتم : ببخشید ناراحتت کردم ولی مگه همیشه نمیگی کار خیر و ثواب هست که می مونه من هم به حرفت گوش کردم عزیز دلم .... فقط به بابا چیزی نگو چون روحیه اینجور چیزها رو نداره و غصه میخوره ... با ناراحتی خداحافظی کرد و تلفن رو قطع کرد |
امشب قراره دانشکدمون جشن بگیـــــــــــــــره... هر چن از بچه های اینجا ناراحتم (دوستایی مجازی!!!!) ولی می دونم بجاش چن تا دوست واقعی دارم که این روز و بهم تبریک گفتن.... امیدوارم به من و دوستام امشب خوش بگذره...................... |
مهمترین اتفاقی که امروز برات افتاده رو بنویس
سلام بر همه
نقل قول:
آدرستون غلط بوده;) باید آدرس محل کارتون رو بدین یا قبلش به صاحب آدرس بگید که شوکه نشه{قاط} هنوز فرهنگ اهدای عضو تو جامعه ما خوب جا نیفتاده ولی در کل کار درستیه:53::53: نقل قول:
اگر کم و کسری از ما و دیگر دوستان دیدین بگذارین به حساب نبود حواس جمع و غیره نه بی مهری و بی مرامی:53::53: والله باز شما که یه روز دارین ما بروبچ کامپیوتر و شبکه و سیستم که هیچ روزی نداریم و همه روزه هم در خدمت اسلام و مسلمین هستیم دریغ از یک روز نمادین_:2:_:2:_:2:_:2: روز پرستار مبارک http://www.imgag.com/product/full/ap...3/naaoe1cp.gif http://rlv.zcache.com/happy_nurses_d...53t5lk_210.jpg http://i.123g.us/c/emay_nursesday/th/110965_th.gif |
امشب جشن روز پرستار دانشکده خوب بود ولی.... یه مشکلی بود... من و دوستم دیر رسیدم و وایسادیم... چیزایی که نباید می دیدم؛ دیـــــــــــــــــــــــدم... دوستم باز شروع کرد به نصیحت کردن" این ارزششو نداره، تا الان 1000 بار بهت گفتم ولی تو گوش نمی دی الان فهمیدی؟....... نه! دوست دارم برای اولین بار، نبینم و متوجه نشم! آخــــــــــــــــــــــــه چرا؟ |
امروز سر یکی از کلاسامون هیچ کاری نکردما، از اول کلاس تا آخر منتظر لحظه ی رهایی یعنی حضور غیاب بودم،با استاد کاری نداشتم فقط با بچه ها به بحث های خودمون می خندیدیمو سرمون به کار خودمون مشغول بود ولی استاد آخر سر حالمونو گرفتو اسممونو برای انتقام آخر ترم یادداشت کرد.
|
امروز که معامله و بازرگانی سر کلاس داشتیم
مبادله کالا به کالا از ناخن گیر و بلیط مترو گرفته تا کتاب لارسن فریمن فکر کنم روده های چند نفر از کلاسی ها از خنده تیکه پاره شد. استاد چند تا از پسرا رو سر کلاس ضایع کرد جلوی اسم کل دخترا هم علامت گذاشت. وای وای وا وای کجا رفت؟؟؟؟؟؟؟ |
جناب انصاری
محل کارم که نمیشه چون حراست اداره کلی سین جیم داره برای مرسولات پستی خونه خودمون هم چون در طی روز نیستیم نمیشد اولاً در اساسنامه اهدا اومده که افراد خانواده نیز باید پس از مرگ راضی به اهدا باشند وگرنه صرف داشتن کارت اکتفا نمیکنه ...... چه می دیدند و چه نه برایشان توضیح میدادم ثانیاً فرهنگ اهدا یه بحثی است و حس مادرانه بحثی دیگر هر کسی با شنیدن این مساله در ابتدا شوکه و ناراحت میشه ..... حتی کسانی که اعضای عزیزانشون رو اهدا کردن و کاملا طبیعی است این ناراحتی جناب انصاری |
وقتی اول صبح خوش بگذره تا آخر خوش می گذره...... ولی واسه من
نه به افسردگی بعد جشن تا قبل دانشکده نه به شادی بعد دانشکده ولی باز دوستم ، یه خبر و تو راه دانشکده به خونه تعریف کرد ، اگه توی دانشکده این خبرو می گفت شاید خودم می تونستم این سوتفاهماتو حـــــــــل کنم.... باید تا شنبه صبر کنم تا حضوری حل کنم...! من باز سعی کردم ، |
امروز هم از اون روزهای کسل کننده بهاری پشت دیوارهای خوابگاه دخترانه |
امروز تنها اتفاق مهم این بود که یه سری مجله فیلم کمیاب گیر آوردم!!!
|
مهمترین اتفاق برای من تو این روز
این بود که خواهرم برای یه مدت نسبتا طولانی ازم دور شد و الان دلتنگشم |
مهمترین اتفاق برای من خوردن غذا با جمع خانواده ! و پیش پدر بودنم بود هر چند پدرم هیچوقت پدر من نبود پدر خواهرم بود ! نبودن مادرم هم مزید بر علت !
یک چیزی رو بگم شاید اصلا ً ربطی به اینجا نداشته باشه اما اگه پدرم 0.000000001 مادرم از من حمایت میکرد الان من جایزه نوبل میگرفتم ! |
اینجا دانشگاه تربیت معلم تهران
ساعت 9.35 شب شبی با هنرمندان با حضور خانم پوران درخشنده الهام حمیدی و دیگر عوامل فیلم بچه های ابدی پانویس: خانم درخشنده از کارگردانان موفق سینمای ایران از خطه کرمانشاه |
امروز خیلی خوش گذشت ...........باز هم جشن.. بازهم ...........
جشن جالبی بود.... کنارم بود تا سو تفاهمی واسه دوستام ایجاد نشه:d... تا دیگه من بخاطر رفتارش سرزنش نشم..... پ.ن: حق کشی کردن/ من هم دلم واسش سوختم... رفتم ازش دفاع کردم، ولی باز با این همه در حقش نامردی شد:17:... می گفت مهم نیس.......... ولی خیلی پنچر شد... باز جشنمون خراب شد... یه بار به خاطر رفتارش، جشنمون خراب شد، این بار بخاطر ناراحتی اش..._:2: |
امتحان داشتم
استاد پدرمان رو در آورد ! یک سوالی داد :102:_شکاتکه باعث شد عروسی نوه ام رو خواب ببینم !!من موندم واقعا ً این استادها چی میخوان از جون دانشجوها !! هر چند من نمره ام کم نمیشه ولی اونطوری که خوندم حقم نبود بدم میاد اینقدر از این آدم های عقده ای ! |
دیروز با مامانم رفتیم کفش خریدیم مامان جونم موبایل برام خرید خیلی خوشگله
تازه نمیدونم چرا همه چیزو به مامانم گفتم (اعتراف کردم که دوسش دارم:20:) |
امروز از صبح تا حالا داشتم اتاقم جم و جور میکردم
|
امروز از طرف دانشگاه رفتیم اردو |
دفتر خاطراتم تموم شد!
می خواستم جشن 4 سالگی براش بگیرم!نشد!!! دختر دایی کوچیکه به دنیا اومد. |
دريافت يه ايميل از يه دوست عزيز و دوست داشتني
|
:)مهمترین اتفاق امروزم این بود که ایین نامه رانندگی داشتم این همه وقت نخوندم :oدیشب هم که گفتم بخونم نشستم پایه نت هی گفتم الانه میخونم تا صبح شد سر جمع یه نیم خوندم رفتم امتحان دادم 9 تا غلط اوردم:( تا حالا انقدر از خودم ناراحت نشدمه الان کارد بزنیم خونم در نمیاد_شکات خوابم هم نمیبره :20:
|
من برگشتم {جشن پتو}
آخه به دلیل عدم عدم حفظ عفت کلام محروم شده بودم هر چند همیشه به خاطر روابط اجتماعی پایین از طرف پدر و مادرم سرزنش میشدم ولی حالا فایده نصیحت هاشون رو می فهمم!! |
بزرگترین آرامش روحی خودم را امروز تجربه کردم فوق العاده بود
دیگه از هیچی نمیترسم حتی اگر از گرسنگی بمیرم باز خدایی هست که عاشقش حتی اگر هیچ دوستی نداشته باشم امروز متوجه شدم خدا خیلی خاطرم رو میخواد که نمیزاره بیآبرو بشم خیلی رفقاتش محکمه که بند رفاقتش با هیچ عذر و بهانه ای پاره نمیشه خدایا به عزمتت قسم من خاک پاتم خیلی نوکرتم خیلی بزرگی !!! هر چند نمیتونم بگم امروز چی شد ولی مشکلی که برای مدتها پیش درگیرش بودم حل شد |
امروز برای اولین بار ماشینو برداشتم و رفتم دانشگاه منظورم اینه که تنها رانندگی کردم و کسی کنارم نبود انقده خوش گذشت{شیت شدن}
|
امروز یه دوست عزیز سورپرایزم کرد
برای اولین بار با یکی از اعضای پی سی سیتی تلفنی صحبت کردم مینا جون (مینا110) خیلی خوشحال شدم صداشو شنیدم واقعا خیلی خیلی خوشحال شدم |
امروز (دیروز) تولدم بود
دوستان خیلی بنده رو شرمنده خودشون کردند بسیار خوش گذشت خداروشکر انشالله همه دوستان وضع مالی و حالی شون توپ بشه آمین |
امروز چندتا اتفاق افتاده
اول اینکه ترم ششم تموم شد، واقعا نمی دونم جای خوشحالی داره یا غصه!!!_:2: بعدش هم اتاقی ام رفت خونشون،اینم بد بود._:2: و آخریش که خیلی خوب بود اینه که یه شب شعر توی دانشگاه برگزار شد که خیلی باحال و توپ بود، جای اهالی شعر خالی. محمدعلی بهمنی بود:53: ....محمدرضا عبدالملکیان.:53:...امیر عاملی(شاعر و خوشنویس):53: و کلی شاعر کوچولو موچولو(برو بچس دانشگاه):53: موسیقی سنتی بود (کمانچه،عود، دف):53::53::53: خلاصه که محشر بود:41: |
امروز روز خوبی بود...هیچ صفری اضافه نشده...به هزار غمی که داشتم...._:2: |
امروز نه یعنی مدتی هست که تصمیم گرفتم قالب رسیدن به هدفهای زندگی ام رو عوض کنم
شاید دوهفته شاید هم بیش تر سایت نیومده بودم و داشتم به برنامه هام فکر میکردم و حالا فقط التماس دعا دارم برای یه تصمیم درست:53: |
هر چیزی ممکنه یه اتفاق باشه!!! حتی بیرون رفتن از خونه!!!
و همشون هم می تونه بسیار مهم باشه!!!! به نظر من بودن در امروز بزرگترین و مهمترین اتفاق امروز برای منه!!! |
دوست كسي است كه در كنار او مي توانيد خودتان باشيد
من امروز خيلي خوبم براي اتفاقات خوبي كه قراره برام بيفته مثل روزهاي ديگه{پپوله}:53::53: |
دیروز امتحاناتم تموم شد باورم نمیشه تا 5ماه پیش استرس قبول شدن داشتم حالا ترم اولم تموم شد چقدر زود گذشت البته این برای دیروز بود واما امروز بعد از دوهفته اومدم پیش دوستای عزیز پی سی سیتی
|
آخیییی{شیت شدن}{شیت شدن}{شیت شدن}
امروز امتحانای منم تموم شد اگرچه چه تموم شدنی بود،احتمالا سه واحدم به ملکوت اعلی بپیوندد خوب این مهمترین اتفاق امروز این نبود یه چیزی که امروز برام داشت این بود که من فهمیدم به یکی از آرزوهام دیگه هیچ وقت نخواهم رسید و امروز پایان رویاهای قشنگ اون آرزو بود:rolleyes::rolleyes: |
| اکنون ساعت 08:04 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)