پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 07-19-2013 07:11 PM

خاطرم نیست كه از كی به تو عاشق شده‌ام
 
خاطرم نیست كه از كی به تو عاشق شده‌ام

خاطرم نیست كه از كی به تو عاشق شده‌ام
به تو عاشق شده فارغ ز خلایق شده‌ام

پسر و دختر در محضر عشق است عزیز
كه شود خادم مولا، چه غلام و چه كنیز

پدرم گفت كه میلاد تو در یاد من است
مژده دادند كه نوزاد شما سینه‌زن است

خاطرم هست كه دادند مرا آب حیات
باز شد كام من از تربت و از آب فرات

نه من از روز ولادت شده‌ام مرده‌ی تو
دلم از روز ازل بود گره‌خورده‌ی تو

خاطرم هست به گوشم چو اذان می‌گفتند
دین من حب شما بود، از آن می‌گفتند

شیر مادر كه به جانم غم تو ریخته بود
نمكی داشت كه با اشك درآمیخته بود

شهد شیر و نمك اشك به جانم چو نشست
دلم از غصه ترك خورد، شنیدم كه شكست

مادرم بود كنیز و پدرم نوكر تو
خانه‌زادم كه شدم عبد علی‌اصغر تو

خاطرم هست كه یك بار محرم كه رسید
مادرم پیرهن مشكی من را كه برید

بخیه می‌زد به لباس من و نشتر به دلش
سر سوزن به لباس من و خنجر به دلش

زیر لب گفت فدای تو شوم جان پسر
روی هر بخیه اثر بود ز اشك مادر

روی هر خانه نشانی ز محرم زده بود
به در خانه‌ی ما پرچم ماتم زده بود

مسجد و تكیه، حسینیه‌ی زیبا شده بود
كینه‌ها مرده ولی دوستی احیا شده بود

خاطرم هست گُل گریه به باغ جگرم
خاطرم هست كشیدم گِل ماتم به سرم

خاطرم هست دم و سینه و زنجیر و علم
چایی تازه‌دم پیرزنی با قد خم

سینه‌سرخم كه برای تو شدم سینه‌سیاه
دولت عشق گرفتم ز تو با نیم‌نگاه

خاطرم هست پدر رنگ تنم را چون دید
آفرین گفت و كبودی تنم را بوسید

گفت ای تشنه كه از خون كفنت سرخ شده
سینه‌ی برگ گل سینه‌زنت سرخ شده

لقمه‌ی پاك پدر از نمك خوان تو بود
شیر مادر همه از چشمه‌ی احسان تو بود

من كه با رزق تو از كودكی‌ام پیر شدم
بی‌سبب نیست كه این‌گونه نمك‌گیر شدم

والدینم ز تو امید دعایی دارند
كه غلامان تو هم شیربهایی دارند

سینه‌زن‌های همان دوره همه مرد شدند
مبتلای تو و عشق تو و بی‌درد شدند

طمع شهد شهادت نفسی داد به ما
نفس گرم ولایت نفسی داد به ما

فدیه شد هدیه‌ی شیدایی مادرهامان
رجز بدرقه لالایی مادرهامان

كه اگر سر بنهی در قدم روح‌الله
شیر من باد حلالت، پسرم بسم‌الله

شیر مادر چه اثرها كه ندارد، دیدیم
رهبر ما چه پسرها كه ندارد، دیدیم

هركه مانده‌ست و مخالف به امامش باشد
هرچه خورده‌ست از این سفره حرامش باشد

دوش در عالم رؤیای غم‌انگیز، مرا
بانویی گفت محرم شده، برخیز بیا

گفت برخیز بیا دخترم آواره شده

بی حسینم همه اهل حرم آواره شده

(محمود کریمی)




behnam5555 07-19-2013 07:29 PM

نگهداری خودرو
 

نگهداری خودرو

۲۴نکته در مورد نگهداری خودرو و باورهای غلط

۱- نگه داشتن پدال ترمز در هنگام عبور از دست اندازها:
این کار فشار زیادی را به سیستم فنربندی،اکسل و سیستم ترمز اتومبیل وارد میکند و نحوه صحیح رد شدن از دست انداز به این صورت است که باید طوری برنامه ریزی کنیم که تا قبل از رسیدن به دست انداز سرعت را کم کرده باشیم و در هنگام عبور از دست انداز ترمز به هیچ عنوان درگیر نباشد


2-بالا کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن:
چندی پیش در انگلیس دیدم که دوستم زمانی که میخواهد ترمز دستی را بالا بکشد دکمه آن را فشار میدهد و سپس آن را بالا میکشد از او پرسیدم دلیل این کارت چیه؟ گفتش اولین باری که برای امتحان رانندگی رفته بودم سر همین کشیدن ترمز دستی منو رد کردن و برای همه خنده دار بود که میگفتم تو ایران همه اینطوری ترمز دستی رو میکشن و بعدا متوجه شدم که انگلیسی ها به این دکمه کلاچ ترمز دستی میگویند و تا زمانی که کلاچ ترمز دستی را نگرفتی نباید آن را بالا بکشی بعدا خودم هم از تعدادی از دوستانم که مکانیک را به صورت علمی میدانند گفتند که کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن باعث خرابی چرخ دنده های آن و وارد آمدن فشار بیش از حد به سیم ترمز دستی میشود(خدا رو شکر خودم این عادت رو ترک کردم و ترمز دستی رو درست بالا میکشم)


3-عدم تعویض به موقع روغن گیربکس :
در همین تیونینگ تاک به کرات دیده شده که افرادی خودروشان 150 هزار کیلومتر یا بیشتر کار کرده و وقتی هم ازشان میپرسی واسکازین را تا به حال تعویض کردی میگویند مگر واسکازین هم نیاز به تعویض دارد؟ در جواب باید گفت بله واسکازین نیز مانند روغن های دیگر نیاز به تعویض دارد که تعویض به موقع آن باعث روان کارکردن گیربکس،سلامت گیربکس و...میشود کیلومتر تعویض آن بستگی به نوع روغن و گیربکس اتومبیل و شرایط کارکرد آن دارد

4-تعویض یکبار در میان ***** روغن:
گاها دیده شده که افراد ***** روغن را یک بار در میان تعویض میکنند و اکثرا همین افراد از ***** های با کیفیت پایین استفاده میکنند.ابن کار باعث میشود ***** عمل تصویه را نتواند به صورت کامل انجام دهد و منجر به آسیب های جدی به موتور اتومبیل میشود که بعدا متوجه میشویم اگر هربار ***** را عوض میکردیم و ***** مناسب جایگزین می‌کردیم چقدر از هزینه تعمیر موتور و صرف وقت جلوگیری میشد

5-درجا گرم کردن ماشین به مدت طولانی:
این کار نه تنها مفید نیست بلکه ضرر زیادی هم به موتور وارد می‌آورددرجا کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد. در زمستان بهتر است نهایتا یک دقیقه ماشین درجا کارکند سپس چند کیلومتر اولیه تا گرم شدن ماشین در حد مطلوب را با سرعت پایین طی کرد.

6-پایین آوردن شیشه به جای استفاده کردن از کولر دراتوبان:
چندی پیش یک آزمایش در مجله auto crose انگلستان انجام شد و نشاد داد اگر یک اتومبیل در اتوبان کولرش روی درجه یک فن روشن باشد مصرف سوختش از خودرویی که شیشه راننده آن 40 درصد باز است کمتر است.

7-خلاص نکردن دنده پشت چراغ قرمز و ترافیک:
این کار باعث وارد آمدن فشار مضاعف روی دوشاخه کلاچ و گیربکس و.. میشود.

8-گرفتن ترمز و کلاچ به صورت همزمان برای نگه داشتن خودرو:
این کار خود باعث این میشود که متراژ ترمز افزایش پیدا کند زیرا زمانی که کلاچ درگیر است از نیروی ترمزی موتور نیز استفاده میشود و زمانی که کلاچ و ترمز باهم فشار داده میشود خود باعث دیرتر ایستادن خودرو میشود بهترین کار این است که ترمز را فشار داده وقبل از اینکه خودرو به لرزش بی افتد کلاچ را بگیریم.

9-با سرعت پایین در لاین سرعت حرکت کردن و بالعکس:
بسیار دیده شده که رانندگانی با سرعت های بسیار پایین در لاین سرعت حرکت میکندد و در عوض رانندگانی با سرعت های زیاد در لاین های کناری حرکت میکنند که هر دو باعث ایجاد خطرات جبرا ن نا پذیری میشوند.

10-ریختن آب لوله کشی داخل رادیاتور:
این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در رادیاتور و واتر پمپ و موتور میشود و بسیار دیده شده که حتی باعث سوختن واشر سر سیلندر هم شده. بهترین کار این است که آب را جوشانده و بگزاریم تا سرد شود و دوباره آن را بجوشانیم هرچه دفعات سرد شدن وجوشاندن بیشتر شود آب سالم تر میشود فقط دقت کنید که بعد از سرد شدن رسوبات در ته ظرف است پس از ریخت ته آب به داخل رادیاتور خود داری کنید البته مایع های آماده هم در بازار هست که خوب روش اول قابل اطمینان تر است.

11- ریختن آب لوله کشی داخل منبع شیشه شور:
این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در منبع ، شلنگ ها، نازل و پمپ آب آن میشود برای تامین این آب هم می‌توان از روش بالا استفاده کرد البته مایع های آماده هم در بازار هست .

12-سنگین کردن بیش از حد خودرو:
پر کردن صندوق عقب با وسایلی که به آن احتیاجی نیست باعث بالا رفتن مصرف سوخت میشود حدالامکان باید خودرو خود را سبک کنیم .

13-نصب باربند در مواقعی که به آن نیاز نداریم: باربند را فقط باید زمانی ببندیم که به آن احتیاج داریم زیرا وجود باربند باعث بالا رفت مصرف سوخت حداقل به میزان 10 درصد میشود
14-نشاندن کودک روی پای سرنشین جلوی خودروی ایربگ دار: این کار بارها دیده شده که بسیار هم خطرناک هست و در یک تصادف کوچک اگر ایربگ باز شود حتما کودک خفه خواهد شد بهتر است همیشه کودک روی صندلی مخصوص در ردیف عقب بشیند

15-استفاده از بنزین معمولی در خودروهای دارای مبدل کاتالیستی:
بنزین های معمولی موجود در کشور با اینکه روی پمپ ها نوشته بدون سرب اما باز هم مقدار زیادی سرب دارد که سرب موجود در آن قاتل مبدل کاتالیستی است و با توجه به اینکه بنزین سوپر کیفیت بهتری نسبت به بنزین معمولی دارد بهتر است از بنزین سوپر استفاده شود.

16-دقت نکردن به سطح کیفی روغن موتور و تطبیق آن با سطح کیفی روغن توصیه شده توسط کارخانه:
مثلا چند وقت پیش دیدم که فردی در موتور پراید داشت روغن توتال 5000 میریخت و پس از اینکه به او توضیح دادم که سطح کیفی توتال 5000 sj است و روغن موتور سازگار با پراید sf یا sg است در انتخاب روغن خود تجدید نظر کرد.

17-استفاده از نور بالا در مه:
در شرایط مه آلود استفاده از نور بالا دید را کمتر میکند در این شرایط نور خودرو باید روی نور پایین باشد و اگر خودرو مه شکن دارد باید آن را روشن کرد

18-خاموش نکردن خودرو پس از طی مسافت طولانی :
این کار برای ماشین های گازوییلی است نه بنزینی بیشتر دیده شده رانندگان صبر میکندد تا فن خودرو خاموش شود سپس موتور را خاموش میکنند این کار ضرر جدی به موتور وارد میکند کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد.اگر خودرو بیش از اندازه گرم باشد زمانی که اتومبیل را خاموش کنیم سیستم فن اتوماتیک روشن میماند و نیازی به روشن گذاشتن ماشین نیست

19-تکیه پا به کلاچ:
بسیار دیده شده رانندگانی که وقتی حتی با دنده پنج در اتوبان حرکت می کنند پای خود را روی کلاچ تکیه میدهند و کلاچ کورس کامل خلاصی را طی میکند و این کار باعث فشار آمدن به گیربکس میشود.

20-جلو آوردن بیش از حد صندلی:
خیلی از افراد(البته بیشتر خانم ها) فکر میکنند هرچه صندلی جلو تر باشد تسلط راننده بیشتر میشود و به اصطلاح دست فرمون خوب میشود.خیر اینطور نیست صندلی باید طوری باشد که راننده کاملا راحت باشد

21-گاز دادن قبل از خاموش کردن خودرو:
این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار مضر است زیرا زمانی که شما گاز میدهید وسپس سویچ را میبندید مقداری بنزین نسوخته باقی میماند که خود باعث خرابی سوزن انژکتور و بد کار کردن خودرو در هنگام استارت زدن میشود.

22-گاز دادن قبل از روشن کردن خودروی انژکتوری:
این کار قبلا در خودرو های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو های انژکتوری این کار بی فایده است.

23-پارک کردن خودرو خلاف جهت یابان:
زمانی که شما خودرویتان را مثلا در سمت راست خیابان به صورت عکس پارک کنید اگر خدایی نکرده خودرویی با خودروی شما برخورد کند شما مقصر حادثه شناخته میشوید.

24-خاموش شدن خودرو به دلیل نداشتن سوخت:
این کار در بعضی اوقات باعث سوختن پمپ بنزین میشود و اصولا نباید گذاشت چراغ بنزین روشن شود زیرا رسوبات و ناخالصی های ته باک وارد مسیر سوخت میشود و باعث اختلال در کار پمپ بنزین؛***** بنزین و نهایتا انژکتور میشود
.

behnam5555 07-19-2013 07:31 PM

انسانیت،شهرت،شخصیت و...
 
انسانیت،شهرت،شخصیت و...

یکى از بهترین دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تیم ملى اسپانیا که در رئال مادرید صاحب رکوردهاى عجیب و غریبى شده، چندی پیش کارى کرد که قلب همه انسان هاى عاطفى را لرزاند. ظاهراً «ایکر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به یک رستوران رفته بود که در آنجا با یک نوجوان ۱۳ ساله که دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود، پسرک بیمار به محض دیدن دروازه بان افسانه اى اسپانیا به سراغ او مى رود و مى گوید:«آقاى کاسیاس … در روز بازى با پرتغال، تو به این خاطر موفق شدى پنالتى ها را دریافت کنى که من و بقیه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنایى، برایت دعا کردیم!» ایکر کاسیاس که به سختى جلوى اشکش را مى گیرد از پسرک تشکر مى کند و نام و آدرس مدرسه را از او مى گیرد و … فردا ظهر حوالى ظهر، ناگهان «کاسیاس بزرگ» وارد مدرسه مذکور مى شود و در میان بهت وحیرت مسئولان مدرسه – و شادى زاید الوصف شاگردان آن مدرسه – به بچه ها مى گوید:« من آمدم اینجا تا براى دعاهایى که در حقم کردین که پنالتى را بگیرم، شخصاً از شما تشکر کنم!» بچه هاى مدرسه که از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ایکر» حلقه مى زنند و با او عکس مى اندازند و امضا مى گیرند و … که ناگهان یکى از بچه ها به او مى گوید:« آقاى کاسیاس تومیتونى پنالتى مرا هم بگیرى؟» ایکر نیز بلافاصله از داخل ماشینش لباس هاى تمرین را درآورده و برتن مى کند و همراه بچه ها به زمین چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها این فرصت را مى دهد که هرکدام به او یک پنالتى بزنند و …
ایکر کاسیاس ۲ ساعت و نیم در آن مدرسه مى ماند تا تک تک بچه هاى بیمار آن مدرسه به او پنالتى بزنند و …؟






fatemiii 07-20-2013 09:14 AM

فرزند عزیزم:
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی،
اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم،
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است،
صبور باش و درکم کن؛
یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم،
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور میشدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم؛
وقتی نمیخواهم به حمام بروم مرا سرزنش و شرمنده نکن؛
وقتی بی خبر از پیشرفتها و دنیای امروز سوالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر؛
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی حافظهام یاری نمیکند، فرصت بده و عصبانی نشو؛
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من برمیداشتی.
زمانی که میگویم دیگر نمیخواهم زنده بمانم و میخواهم بمیرم، عصبانی نشو؛ روزی خود میفهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو.
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم.
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم

behnam5555 07-20-2013 12:51 PM

آندره گدار معمار، باستانشناس و ايرانشناس فرانسوي
 

آندره گدار معمار، باستانشناس و ايرانشناس فرانسوي

André Godard


آندره گدار( 1965-1881) معمار، باستانشناس و مورخ فرانسوي ، مدير بخش باستانشناسي ايران كه با نام اداره كل عتيقات شناخته شده بود. وی در دانشکده هنرهای زیبای پاریس (بوزار)در رشته معماری و باستان‌شناسی تحصیل کرده است. براي نخستين بار همراه هانري ويوله در 1911 به خاورميانه مي رود و به حفاري در سامرا مشغول مي شود. گدار مطالعاتش را در خصوص معماري اسلامي در مصر در 1912 ادامه مي دهد. بعد از جنگ جهاني اول، گدار با يدا رويي(Yeda Reuilly)ازدواج مي كند. با ايجاد نمايندگي باستانشناسي فرانسه در افغانستان از 1922 گدار به همراه همسرش براي باز شناسي مكان هاي باستاني مي روند كه تا آن زمان حفاري نشده بودند. آنها باميان را مورد مطالعه قرار مي دهند و همين امر موجب مي شود كه در 1925 يك نمايشگاهي از مركز زيارتگاه بوديست ها در موزه گيمه برپا نمايند.
در 1928 از گدار درخواست مي شود كه مديريت دفتر باستانشناسي در ايران را بپذيرد. این دفتر توسط رضا شاه پس ازخاتمه انحصار فرانسه در کاوش های باستان شناسی در ایران تاسیس گرديد. در سال 1307 شمسی مطابق با 1929 میلادی به دعوت دولت وقت ایران، برای سازماندهی و راه اندازی اداره کل باستان شناسی وارد ایران شد. به موجب قراردادی رسمی که به امضای وزیر وقت معارف رسیده بود، اداره موزه وزارت معارف را تا سال 1312 عهده دار بود. از ابتدای سال 1313 با حفظ سمت، به ریاست کتابخانه وزارت معارف و با تأسیس موزه ایران باستان به سمت مدیر کل موزه منصوب شد. او در اوایل دوره پهلوی به ایران وارد شد و به استخدام دولت ایران درآمد. مسئولیت‌های او نظیر مدیر اداره عتیقیات (باستانشناسی وموزه)، فعالیت های پژوهشی و شناسایی و ثبت آثار فرهنگی ایران (با همکاری همسرش یدا گدار و ماکسیم سیرو)، انتشار نشریه باستان‌شناسی، بنیان‌گذاری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، ریاست و استادی همین دانشکده در آغاز، وی را مهم‌ترین شخصیت خارجی معماری دوره پهلوی اول قرار می‌دهد که نزدیک به ربع قرن در ایران حضور داشت.
یادگار برجسته و مهم گدار که با گذشت نزدیک به هشتاد سال کماکان قطب فرهنگی پایتخت محسوب می شود، دانشگاه تهران است. نقشه عمومی دانشگاه تهران و برخی دانشکده ها و تالارهای آن، از آثار بر جای مانده آندره گدار است. موزه مردم شناسی، که در محوطه کاخ گلستان واقع شده، نیز از جمله بناهایی است که گدار در ساخت و راه اندازی آن دخالت داشته است. وی نخستین رئیس دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران نیز بود و در سال 1337 موفق به دریافت دکترای افتخاری از همین دانشگاه شد. ساختمان قدیمی کتابخانه ملی که در خیابان سی تیر تهران واقع شده از جمله بناهای مهمی است که طرح و نقشه آن را آندره گدار در سال 1312 شمسی کشیده است و نهایتاً ساختمان کتابخانه ملی همانند موزه ایران باستان در سال 1316 افتتاح می گردد. از آثار ديگر او در زمینه طرح و اجرای آثار معماری طرح آرامگاه فردوسی در توس، و طرح آرامگاه حافظ و سعدی بوده‌است.
آندره گدار تنها در حوزه فرهنگ و هنر سرشناس نبود، او در مسائل سیاسی و اجتماعی هم از شهرت نیکی برخوردار بود، به نحوی که در خلال سال های جنگ دوم جهانی و در زمان اشغال فرانسه از سوی آلمان نازی، نهضت مقاومت ملی فرانسه وی را به عنوان نماینده خود در ایران برگزید. در این مدت، گدار دست به انتشار نشریه ای به نام فرانسه آزاد زد که در تهران منتشر می شد.
از گدار، کتاب ها و مقالات متعددی بر جای مانده است. گدار نتیجه اکتشافات و تحقیقات وسیع خود را از سال 1315 در قالب جزواتی سالانه به زبان فرانسه منتشر کرد و بر آن آثار ایران نام نهاد. این اثر گرانبها که در 8 جزوه بود، در 4 مجلد به چاپ رسید و در طی 50 سال به پارسی برگردانده شد. در تدوین کتاب ارزشمند آثار ایران، گدار علاوه بر همسرش از محققان و ایران شناسان برجسته دیگری نیز سود برده است. طاق های ایرانی، نام کتاب دیگری از آندره گدار است که در سال 1369 با ترجمه کرامت الله افسر به فارسی برگردانده شد. انواع قوس ها، طاق بندی ها، گنبدها و مقرنس ها از روزگاران گذشته تا عصر نویسنده در نقاط مختلف ایران و در معابد، مساجد، آتشکده ها، کاخ ها، آب انبارها و حتی خانه ها در این کتاب بررسی شده است. از جمله کتاب های معروف او می توان به اشیای برنزی لرستان اشاره کرد که در سال 1931 میلادی در پاریس به چاپ رسید. بعد از بازگشت به فرانسه در 1960 او خود را وقف نوشتن كتابش به نام هنر ايران نمود كه در سال 1962 در پاريس به چاپ رسيد. گدار در سال 1965 میلادی و در سن 84 سالگی در فرانسه در گذشت.


behnam5555 07-20-2013 12:55 PM

ژان دورینگ ايرانشناس فرانسوي و متخصص موسيقي ايران و آسياي ميانه
 

ژان دورینگ ايرانشناس فرانسوي و متخصص موسيقي ايران و آسياي ميانه

Jean During

پروفسور ژان دورینگ (متولد 1947) مدیر بخش تحقیقات در مرکز ملی در پاریس، موسیقی‌دان و متخصص موسيقي ايران و آسياي ميانه است. وی سالیان متمادی از عمر خود را صرف تحقیق و شناخت فرهنگ و موسیقی ملل شرق، بخصوص ایران، آسیای میانه، افغانستان، آذربایجان و ... کرده‌است. دورینگ از کارشناسان انگشت شمار موسيقی ايرانی در سطح جهان‏است و تألیفات متعددی در این زمینه دارد. اقامت ۱۰ ساله اش از ۱۳۵۰ تا ۱۳۶۰ در ایران فرصتی بود تا وی با رموز موسیقی ایرانی آشنا شود. نت نگاری او از ردیف میرزا عبدالله به روایت نورعلی خان برومند، حركتی قابل اعتنا در زمان خود بود. دورینگ نزدیك به دو دهه از صحنه موسیقی ایران غایب بود تا اواسط سال 1381 كه به جای كریستف بالایی در انجمن ایرانشناسی فرانسه قرار گرفت. وی پس از اتمام مأموریت 4 ساله اش به فرانسه بازگشت و هم اینک در پاریس به اتفاق همسر ایرانی اش لیلی آتشکار زندگی می کند.
زندگي نامه دورينگ از زبان خودش:
به طور خلاصه پس از تحصيل در حوزه فلسفه و گرفتن مدرك كارشناسي ارشد در اين رشته از فرانسه به ايران آمدم و از آنجا كه به موسيقي به ويژه موسيقي ايراني علاقه بسياري داشتم و برايم بسيار جذاب بود، به آموختن آن روي آوردم. در اين زمان به يادگيري تار و سه‌تار نزد استاداني نظير علي‌اكبر شهنازي، يوسف فروتن، دكتر صفوت، نورعلي، هرمزي پرداختم كه در امر آموزش نقش مهمي را ايفا كردند. به پيشنهاد دانشگاهي كه درس مي‌خواندم تز دكتراي خود را در اين باره و با شتاب و علاقه بسيار به اتمام رساندم و در قالب كتابي به سال 1975 ارايه دادم. پس از بازگشت به ايران از بورسيه انجمن آكادمي حكمت و فلسفه استفاده كردم و 4 سال به تحقيق پرداختم و سعادت اين را داشتم كه از كلاس‌هاي داير شده پروفسور هانري كربن و نيز استاد حسين نصر استفاده كنم. از اينجا بود كه با فرهنگ ايراني از يكسو و موسيقي ايراني، اخلاق و زيباشناسي از سوي ديگر بيش از پيش خو گرفتم ضمن اينكه از رويكرد فلسفي موضوعات مورد نظر غافل نشدم. دكتراي خود را نيز با عنوان «موسيقي و عرفان در سنت‌هاي ايران» در قالب كتابي با دو جلد و مجموعا يك هزار صفحه ارايه كردم. اين كتاب در دو بخش «موسيقي در زمان معاصر» با 600 صفحه و «سماع در تصوف» با 400 صفحه و با استفاده از منابع و مراجع كهن و اصيل ايراني تاليف شد. از ديگر فعاليت‌هايي كه انجام داده‌ام، تحقيقات و مطالعاتي است كه درباره موسيقي رديفي بلوچستان و برخي سنن در كردستان انجام دادم. اگرچه وقوع جنگ شرايط كار و تحقيق را بسيار سخت كرد اما با دشواري به كار خود ادامه دادم و سپس در جمهوري آذربايجان و پس از آن به آسياي مركزي (ازبكستان) سفر كردم و 5 سال به تحقيق پرداختم و با زبان و فرهنگ ازبكستان آشنا شدم. همين‌طور مراسم «شامانيسم» و جن‌گيري كه خيلي زنده و غني است، از نزديك مشاهده كردم. تاكنون يازده كتاب تاليف كرده‌ام و بسيار خوشحالم از اينكه كتاب‌هايم مورد استقبال ايرانيان نيز قرار گرفته است. همچنين تا به حال نزديك به 35 لوح فشرده با توضيحات علمي و مباحث مختلف ارايه كردم نظير سنت‌هاي رايج در كشورهاي آذربايجان، پاكستان، تاجيكستان، قرقيزستان، ازبكستان، تركيه و نيز مراسمي از جمله «ذکر یسوی از ترک های چین »، «ذكر قادري»، «ذكر بكتاشي» و قرائت قرآن مجيد در مقام تركي همگي از فعاليت‌هايم در حوزه ايران‌شناسي به شمار مي‌رود.
از نظر علاقه به آلات موسيقي به تار و سه‌تار علاقه وافري داشتم و پس از 15 سال تلاش ساز «قيچك» را نيز به خوبي فرا گرفتم و به عنوان نوازنده غير حرفه‌اي مقبوليت فراواني نزد نوازندگان پرسابقه يافتم.
تالیفات عمده دورینگ عبارتند از:
1. حال؛ مفهوم سنت در موسیقی شرقی، لاگراس، وردیه،1994
2. ردیف تار و سه تار میرزا عبدالله، تهران، سروش، 1991
3. هنر موسیقی ایرانی، واشنگتن، پیچ پابلیشرز،1991
4. مقدمه ای بر اونیوری، بلومینگتن، 1991
5. موسیقی سنتی آذربایجان و علم مقام، بادن بادن، نشر کورنر، 1988
6. سیر تحول موسیقی در ایران، پاریس، 1984
7. مقاله موسیقی ایران و خاورمیانه در تقابل با فرهنگ غرب، ترجمه آزاده دانش نیا

behnam5555 07-20-2013 12:56 PM

فردوسی در ادبیات فرانسه
 

فردوسی در ادبیات فرانسه

Le livre des rois: Ferdowsi

فردوسی،که اروپائیان او را هومر ایران، پدر شعر فارسی، زنده کننده فرهنگ و زبان ایران زمین، هنرمندی بلند پایه، سراینده سرود آزادی و یکی از بزرگترین شاعران جهان نامیده اند، دیر گاهی است که بر ادبیات فرانسه سایه گسترده است . نخستین ایرانشناس فرانسوی که در آثار خود از فردوسی و شاهنامه یاد کرده"شاردن" جهانگرد معروف فرانسوی است. ولی او نیز، با وجود اطلاعات وسیعی که در باره ایران، فرهنگ، زبان و ادب ایران داشت، فردوسی را حوب نمی شناخت . زیرا اورا تاریخ نویس و وقایع نگار می پنداشت و از ارزش هنری و حما سی شاهنامه آگاه نبود. از این رو "دربلو " مولف فرهنگ خاوری و پس از او " اوهسن " نویسنده تاریخ مشرق زمین نیز به پیروی از شاردن، فردوسی را مورخ دانسته و اصولا تاریخ سراسر آسیا را از روی سرگذشت دلاوران شاهنامه تنظیم کردند .
نخستین ادیب و خاور شناس فرانسوی که تا حدی از روی تحقیق در باره فردوسی و شاهنامه سخن گفت "لویی لانگلسن" بود . وی در سال ۱۷۸۸میلادی سحرگاه انقلاب فرانسه، خلاصه ای از شاهنامه را همراه با مقدمه ای بسیار ستایش آمیز در باره فردوسی و زندگی او منتشر نمود و اورا همال سعدی دانسته و در شگفت است که چگونه شاعری چنین بزرگ در میان فرانسویان ناشناحته مانده است . بعداز لانگلسن، خاور شناس دیگری از اهالی اتریش به نام "ژاک دووالنبورگ" به ترجمه شاهنامه پرداخت و چند سال تمام اوقات فراغت خود را بر سر این کار گذاشت و حتی از همسر خود برای رونویس کردن ترجمه ها یاری گرفت، ولی بخت با او یاری نداشت و در سال ۱۸۰۶ میلادی در سن ۴۶ سالگی مرگ او را در ربود و در واپسین لحظات به دوستش گفت : " دلم می خواست زنده می ماندم... و تربیت فرزندانم و شاهنامه را تمام می کردم. " دوست وی " بیانکی " خاور شناس دیگری است که در سال ۱۸۱۰ میلادی به یاد همکار از دست رفته اش، آن قسمت از شاهنامه را که وی به زبان فرانسه ترجمه کرده بود، همراه با مقدمه ای به چاپ رساند . گفتنی است تا این زمان شاهنامه هنوز به هیچ زبان اروپایی به طورکامل ترجمه نشده بود و این کار بزرگ به همت مردانه" ژول مول " انجام پذیرفت. ترجمه او هنوز زیباترین و شیواترین ترجمه ای است که از شاهنامه در زبان فرانسه وجود دارد .
" ژول مول " اصالتا آلمانی و اهل اشتوتگارت بود که تحصیلات خود را در دانشگاه توبینگن با عنوان دکتر در فلسفه به پایان رسانده بود . وی برای فراگرفتن زبان های شرقی به پاریس آمد و در مدرسه زبان های شرقی به تحصیل پرداخت . در سال ۱۸۲۶م دولت فرانسه اورا مامور ترجمه شاهنامه کرد . او هم از این تاریخ تا پایان عمر یعنی ۱۸۷۶م همه اوقات فراغت خود را بر سر این کار گذاشت . نسخه های متعددی را بررسی و مقابله کرد و برای حل مشکلات خود از هر وسیله ای یاری گرفت و حتی از صاحب نظران ایرانی در باره تفسیر برخی از اشعار فردوسی نظر خواست. تا آن که در سال ۱۸۳۸م جلد اول شاهنامه را همراه با مقدمه ای بسیار مجققانه که هنوز ارزش خود را حفظ کرده است ، به چاپ رسانید. این مقدمه نخستین تحقیق عمیق است که به زبان فرانسه در باره شاهنامه و ارزش حماسی و هنری و تاریخی و شیوه نگارش و تدوین آن، ماخذ کتبی و شفا هی فردوسی و امانتداری او در نقل روایات، انجام شده و بدین ترتیب مورد استفاده دیگر خاور شناسان قرار گزفته است .
" ژول مول " در سال ۱۸۷۶م ، که در راه ترجمه شاهنامه چهل سال رنج برده بود ، در گذشت و آخرین جلد شاهنامه را پس از او " باربیه دومنار " استاد زبان و ادبیات فارسی در مدرسه زبان های شرقیادامه داد و جلد هفتم را به سبک مجلدات پیشین چاپ و در سال ۱۸۷۸ م منتشر نمود. همسر مول نیز در همان سال چاپ ساده ای بدون متن فارسی و تذهیب کاری انتشار داد . اینک شاهنامه به تمامی در دسترس همگان بود و می توانست نویسندگان را بیش از پیش در نگارش داستانها و شاعران را در سرودن اشعار زیبا یاری کند . بدین سان فردوسی از قلمرو محدود ادبیات ایران فراتر رفت و به پهنه ادبیات جهان پیوست. در سال ۱۸۸۸م محقق دیگری به نام " آدولف آوریل " که به همانندی های شاهنامه و برخی از داستان های اروپایی پی برده بود، برآن شد که زنان نامور شاهنامه را با زنان مشهور داستان های قرون وسطایی بسنحد و نشان دهد که زن در شاهنامه ، موحود ضعیف و خوار نیست . "موریس مترلینگ " نیز بر اساس نمونه ی رودابه ، همسر زال و مادر رستم ، نمایشنامه " پلئاس و ملیزاند " را پدید آورد و آن را برای اولین بار در ۱۷ ماه می ۱۸۹۵م برای نخستین بار به نمایش گذاشت و این اثر را رستاخیزی در تاریخ ادبیات فرانسه دانسته اند . آنچه در این نمایشنامه تحسین همگان را بر انگیخته بود پرده های اول و سوم بود که به عینه از شاهنامه گرفته شده است . پس از مترلیتگ ، " آبل بونار" به فردوسی روی آورد و حماسه ای زیبا و سراسر لطف و صفا در وصف پادشاهی و عشق وزندگی ساخت و نام "شهریار ایرانی" را بر آن نهاد . بونار شاهکار فردوسی را خوب می شناخت ، ولی در خلق " شهریار ایرانی " تنها به شاهنامه اکتفا نکرد ، بلکه از مجموع مطالعات خود در باره تاریخ ایران و ادبیات فرانسوی و همچنین از سفرنامه های شاردن و تاورنیه یاری گرفت . بونار به فردوسی عشق می ورزید و اورا سرآمد شاعران حماسه سرا می دانست . در سال ۱۹۳۴م هنگامی که دولت فرانسه برای بزرگداشت فردوسی حشن هزاره اورا برپا داشت ، بونار نیز از طرف همه شاعران فرانسوی در آن شرکت جست و در سخنرانی زیبا و مفصل خود ستایش " هومر ایران " را از سر گرفت . سخنرانی او که بعدها در " نامه هزاره فردوسی" به چاپ رسید، زیباترین و ستایش آمیزترین مدیحه ای است که تاکنون در باره فردوسی به زبان فرانسه نوشته شده است .


behnam5555 07-20-2013 12:58 PM


فرانسوي ها و حيوانات دست آموز

سگ ها و گربه ها در فرانسه، مخصوصا در پاريس از عشق و محبتي بيش از استحقاقشان بهره مي برند. صاحبانشان به طرز بي شرمانه اي آنها را ناز و نوازش مي كنند. غريبه هايي كه حتي حاضر نيستند نيم نگاهي به صاحب حيوان بياندازند، بر روي زمين زانو زده و بر سرو صورت حيوان بوسه مي زنند. شرح غم انگيزي است در باره اشخاصي كه از جهات ديگر مردمي منطقي به حساب مي آيند.
به نظر نمي آيد كسي در خيابان ها، كافه ها، مغازه ها و رستوران ها از پارس مداوم سگ هاي كوچك پودل ناراحت شود در صورتي كه اگر يك انسان به همان ميزان سر و صدا كند بازداشت مي شود. اما زشت ترين مشخصه ناديده گرفتن حضور حيوانات دست آموز در پاريس ريزش فراگير فضولات حيوانات است كه چهره درخشان پياده روهاي پاريس را به هم مي ريزد. بازديدكنندگان مرتب شكايت مي كنند كه نگاهشان را نمي توانند براي تماشاي آثار معماري بالا بگيرند، براي اينكه بايد چشمشان را مدام بر زمين بدوزند تا پايشان در فضولات سگ فرو نرود. صاحبان حيوانات دست آموز هم، آن دسته از قوانين فرانسه را كه از آنها مي خواهد مدفوع حيوانات خود را از خيابان تميز كنند ناديده مي گيرند و هم طرح هاي سقيد رنگ سگ ها را كه بر روي پياده رو نقاشي شده و به آنها گوشزد مي كند قبل از اينكه حيوان بخواهد مدفوع كند آن را به كنار جدول خيابان راهنمايي كنند. صاحبان سگ ها و ديگر پاريسي ها ي سهل گير كثافت هايي را كه اين حيوانات كوچك پشت سر خود باقي مي گذارند، ناديده مي گيرند.تنها شهردار پاريس نگران به نظر مي رسد كه بخشي از بودجه اش را صرف انواع تجهيزات مخصوص براي افراد سبز پوش خود در دايره بهداشت عمومي مي كند. فرانسويان كه ماليات هاي بالايشان صرف اين نظافت مي شود، اضهار مي كنند قدم گذاردن بر روي مدفوع سگ ها از خوش اقبالي حقيقي است. رويكرد بسيار خويشتن دارانه اي كه در اكثر محيط هاي شهري مزاحمتي اجتناب كردني محسوب مي شود. بنابراين در فرانسه به خصوص پاريس مجبور هستيد پيش پاي خود را نگاه كنيد و با احتياط قدم برداريد تا از " اقبال خوش " پيعني مدفوع سگ ها پرهيز كنيد.

fatemiii 07-22-2013 10:08 AM

به‌ یادی جاران شعرێ بنووسه‌
هه‌واڵی دووریم له‌ خه‌م بپرسه‌
گه‌ر ڕۆژێك بینیت که‌وا من شێتم
ئه‌وه‌ بزانه‌ قوربانی ڕێتم

behnam5555 07-22-2013 03:15 PM

سلام فاطمی عزیز
 
[QUOTE=fatemiii;285585]
به‌ یادی جاران شعرێ بنووسه‌
هه‌واڵی دووریم له‌ خه‌م بپرسه‌
گه‌ر ڕۆژێك بینیت که‌وا من شێتم
ئه‌وه‌ بزانه‌ قوربانی ڕێتم

سلام فاطمی عزیز

هنوز که پیر نشدی ؟ حواست کجاست ؟
شعر کوردی جاش تو بخش فرهنگ وادب کردی
وصفحه شعر کردیست. بخش کشکول نکته ها

متشکرم

behnam5555 07-27-2013 04:48 PM

سخنان بزرگان درباره خدا
 

سخنان بزرگان درباره خدا

هر اتفاقی، بزرگ یا کوچک، وسیله ایست که از طریق آن خداوند با ما سخن می گوید و هنر زندگی دریافتن این پیام هاست(Malcolm Muggeridge)

بخشی از بزرگترین نعمت های خدا برای انسان، بی جواب گذاشتن برخی دعاهای اوست (Garth Brooks)

خداوند اغلب اوقات به دیدن ما می آید ولی اکثر مواقع ما خانه نیستیم Joseph Roux

خداوند هرکدام از ما را آنچنان دوست دارد که انگار فقط یکی از ما وجود دارد ( St.Augustine)

ترجیح میدهم که با خدا در تاریکی قدم بزنم تا اینکه تنها در روشنایی راه بروم ( Mary Gardiner Brainard)

پروردگارا من پناه می برم به تو از اینکه چیزی را که نمی دانم از تو تقاضا کنم (هود 41)

اگر خدائی نباشد باید او را اختراع کرد ، اما تمامی طبیعت فریاد بر می آورد که خدا هست (ولتر)

زندگی هدیه خداوند به شماست و شیوه زندگی شما هدیه شما به خداوند (لئو بوسکالیا)

من تنها قلمی هستم در دست پروردگار مهربان که نامه محبت آمیزی به جهانیان می نویسد (مادر تریزا)

هنگامی که خدا انسان را اندازه می گیرد متر را دور قلبش می گذارد نه دور سرش (نورمن وینسنت پیل)

توکل تو همین بس که یاوری از برای خویش جز خدا نبینی (بایزید بسطامی)

تنها موسیقی مرا به شناسائی خداوند راهنمائی کرد ( دوموسویه)

قدرت شکست ناپذیر خدا، هر مانعی را از سر راه برمی دارد (اسکاول شین)

خداوند بین انسان و قلبش حایل است (انفال24)

خدا را نشناختند آنچنان که شایسته شناخت اوست (زمر 67)

انسانها در هیچ یک از ویژگی هایشان به اندازه نیکی کردن به همنوعان خود خدای گونه نیستند ( سیسرو)

زندگی، همچون رودی بزرگ، جاودانه روان است. زندگی همچون رودی بزرگ که به دریا می رود، دامان خدا را می جوید .

خداوندا، نمى توانیم از تو چیزى بخواهیم که تو نیازهاى ما را مى دانى، پیش از اینکه در ما پدیدار شود (جبران)

خدا را شکر کنید که نعمات و موهبت هایش به علت بینش محدود ما متوقف نمی شود . کاترین پندر

کسی که خدا را می شناسد ، توصیف نمیکند . کسی که خدا را توصیف می کند ، او را نمی شناسد (پائولوکوئلیو)

هشدار! هشدار! به خدا سوگند ، خداوند چنان پرده پوشی کرده که می پنداری تورا بخشیده است! (امام علی)

آنکه به خداوند پاک و مهربان بیش از دگران امید و بیم بسته است ، بیش از همه در خور ستایش است ( بزرگمهر بختگان)


behnam5555 07-27-2013 04:56 PM

خدایا شکرت.....
 

« الحَمدُ للهِ المُنعِمِ المُفضِلِ المُجمِلِ المُکرِمِ»
خدایا شکرت که نعمت دادی، کرم کردی، زیبایی دادی، کرامت دادی.

حضرت عیسی علیه السلام تعجب کرد که اوبا این بدن فلج که فقط دهانش کار می کند، چرا چنین ستایش می کند؟ با خود گفت که او از اولیای خداست ومن بی اجازه وارد خرابه شدم؛ برگردم، اجازه بگیرم وبعد داخل شوم. به دم خرابه بازگشت و گفت: « السَّلامُ علیکُ یا أَمةَ الله» پیرزن گفت: « وعلیک السَّلام یا روح الله». عیسی پرسید: خانم! مگر مرا می بینی؟
گفت: نه. پرسید: پس از کجا دانستی که من روح الله هستم؟ پیرزن گفت: همان خدایی که به تو گفت مرا ببین، به من هم گفت چه کسی می آید. عیسی با اجازه آن خانم وارد خرابه شد وپرسید:

خداوند به تو چه داده است که این قدر تشکّر می کنی؟ تشکّر تو برای چیست؟

پیرزن گفت: یا عیسی، آن چه به من داده بود از من گرفت، آیا همین طور پس گرفته است؟ آیا وقتی می خواست آن را از من بگیرد، به من نگاه کرد وپس گرفت؟ عیسی فرمود: آری، اوّل به تو نگاه کرده وبعد پس گرفته است. پیرزن گفت: من به همان نگاه او خوشم. خدا این نگاه رابه دیگری نداشته وبه من کرده است؛ پس جای شکر دارد.
چنین پیرزنی به خداوند وصل است در حالی که پیامبر هم نبود. در واقع استادِ حضرت عیسی علیه السلام شد. امّا وقتی برای ما مصیبتی پیش می آید، فکر می کنیم خدا با ما قهر کرده است در حالی که برخی از آن ها جبران گناهان ماست تا خداوند متعال در آخرت ما را عذاب نکند، برخی دیگر از گرفتاری ها به خاطر این است که از خدا غافل نشویم، برخی دیگر هم به خاطر این است که خدا دوستمان دارد و می خواهد به خاطر صبر بر مشکلات، پاداش بیشتری دریافت کنیم.


behnam5555 07-27-2013 05:10 PM

عشق یعنی این....
 
عشق یعنی این....

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا می توانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟
برخی از دانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.
برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند. شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها و لذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.
در آن بین ، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:
یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند.
یک قلاده ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود. شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.
رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند. ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد. همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرار کرد و همسرش را تنها گذاشت. بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید. ببر رفت و زن زنده ماند.
داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.
راوی اما پرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟
بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

راوی جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که «عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.از پسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود.››


قطره های بلورین اشک، صورت راوی را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان می دانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار می کند. پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و او را نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود.

behnam5555 07-27-2013 05:20 PM


behnam5555 07-27-2013 05:23 PM


behnam5555 07-27-2013 05:43 PM


داستانک طنز

یه روز مسوول فروش، منشی دفتر، و مدیر شرکت برای ناهار به سمت سلف سرویس قدم می زدند
یهو یه چراغ جادو روی زمین پیدا می کنن و روی اون رو مالش میدن و جن چراغ ظاهر میشه
جن میگه: من برای هر کدوم از شما یک آرزو برآورده می کنم
منشی می پره جلو و میگه: اول من، اول من!
من می خوام که توی باهاماس باشم، سوار یه قایق بادبانی شیک باشم و هیچ نگرانی و غمی از دنیا نداشته باشم!
پوووف! منشی ناپدید میشه ...
بعد مسوول فروش می پره جلو و میگه: حالا من، حالا من
من می خوام توی هاوایی کنار ساحل لم بدم، یه ماساژور شخصی و یه منبع بی انتهای نوشیدنی! داشته باشم و تمام عمرم حال کنم ...
پوووف! مسوول فروش هم ناپدید میشه
بعد جن به مدیر میگه: حالا نوبت توئه
مدیر میگه: من می خوام که اون دو تا هر دوشون بعد از ناهار توی شرکت باشن !!!

نتیجه اخلاقی : همیشه اجازه بده که رئیست اول صحبت کنه !

behnam5555 07-27-2013 05:43 PM


یاعلی!علم بهتر است یا ثروت؟

جمعیت زیادی دور حضرت علی(علیه السلام) حلقه زده بودند. مردی وارد مسجد شد و در فرصتی مناسب پرسید:
- یا علی! سؤالی دارم. علم بهتر است یا ثروت ؟
علی(علیه السلام) در پاسخ گفت: علم بهتر است ؛ زیرا علم میراث انبیاست و مال و ثروت میراث قارون و فرعون و هامان و شداد.
مرد که پاسخ سؤال خود را گرفته بود، سکوت کرد. در همین هنگام مرد دیگری وارد مسجد شد و همانطور که ایستاده بود بلافاصله پرسید:
- اباالحسن! سؤالی دارم، میتوانم بپرسم؟ امام در پاسخ آن مرد گفت: بپرس! مرد که آخر جمعیت ایستاده بود پرسید: علم بهتر است یا ثروت؟
علی(علیه السلام) فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا علم تو را حفظ میکند، ولی مال و ثروت را تو مجبوری حفظ کنی.
نفر دوم که از پاسخ سؤالش قانع شده بود، همانجا که ایستاده بود نشست.
در همین حال سومین نفر وارد شد، او نیز همان سؤال را تکرار کرد، و امام (علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا برای شخص عالم دوستان بسیاری است، ولی برای ثروتمند دشمنان بسیار!
هنوز سخن امام(علیه السلام) به پایان نرسیده بود که چهارمین نفر وارد مسجد شد. او در حالی که کنار دوستانش مینشست، عصای خود را جلو گذاشت و پرسید:
- یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ به آن مرد فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا اگر از مال انفاق کنی کم میشود؛ ولی اگر از علم انفاق کنی و آن را به دیگران بیاموزی بر آن افزوده میشود.
نوبت پنجمین نفر بود. او که مدتی قبل وارد مسجد شده بود و کنار ستون مسجد منتظر ایستاده بود، با تمام شدن سخن امام همان سؤال را تکرار کرد. حضرت علی(علیه السلام) در پاسخ به او فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مردم شخص پولدار و ثروتمند را بخیل میدانند، ولی از عالم و دانشمند به بزرگی و عظمت یاد میکنند.
با ورود ششمین نفر سرها به عقب برگشت، مردم با تعجب او را نگاه کردند. یکی از میان جمعیت گفت: حتماً این هم میخواهد بداند که علم بهتر است یا ثروت! کسانی که صدایش را شنیده بودند، پوزخندی زدند. مرد، آخر جمعیت کنار دوستانش نشست و با صدای بلندی شروع به سخن کرد:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) نگاهی به جمعیت کرد و گفت: علم بهتر است ؛ زیرا ممکن است مال را دزد ببرد، اما ترس و وحشتی از دستبرد به علم وجود ندارد. مرد ساکت شد.
همهمهای در میان مردم افتاد؛ چه خبر است امروز! چرا همه یک سؤال را میپرسند؟ نگاه متعجب مردم گاهی به حضرت علی(علیه السلام) و گاهی به تازهواردها دوخته میشد.
در همین هنگام هفتمین نفر که کمی پیش از تمام شدن سخنان حضرت علی(علیه السلام) وارد مسجد شده بود و در میان جمعیت نشسته بود، پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) فرمودند: علم بهتر است ؛ زیرا مال به مرور زمان کهنه میشود، اما علم هرچه زمان بر آن بگذرد، پوسیده نخواهد شد.
در همین هنگام هشتمین نفر وارد شد و سؤال دوستانش را پرسید که امام(علیه السلام) در پاسخش فرمود: علم بهتر است ؛ برای اینکه مال و ثروت فقط هنگام مرگ با صاحبش میماند، ولی علم، هم در این دنیا و هم پس از مرگ همراه انسان است.
سکوت، مجلس را فراگرفته بود، کسی چیزی نمیگفت. همه از پاسخهای امام(علیه السلام) شگفتزده شده بودند که… نهمین نفر هم وارد مسجد شد و در میان بهت و حیرت مردم پرسید:
یا علی! علم بهتر است یا ثروت؟
امام(علیه السلام) در حالی که تبسمی بر لب داشت، فرمود: علم بهتر است ؛ زیرا مال و ثروت انسان را سنگدل میکند، اما علم موجب نورانی شدن قلب انسان میشود.
نگاههای متعجب و سرگردان مردم به در دوخته شده بود، انگار که انتظار دهمین نفر را میکشیدند. در همین حال مردی که دست کودکی در دستش بود، وارد مسجد شد. او در آخر مجلس نشست و مشتی خرما در دامن کودک ریخت و به روبهرو چشم دوخت. مردم که فکر نمیکردند دیگر کسی چیزی بپرسد، سرهایشان را برگرداندند، که در این هنگام مرد پرسید:
- یا اباالحسن! علم بهتر است یا ثروت؟
نگاههای متعجب مردم به عقب برگشت. با شنیدن صدای علی(علیه السلام) مردم به خود آمدند:
علم بهتر است ؛ زیرا ثروتمندان تکبر دارند، تا آنجا که گاه ادعای خدایی میکنند، اما صاحبان علم همواره فروتن و متواضعاند. فریاد هیاهو و شادی و تحسین مردم مجلس را پر کرده بود.
سؤال کنندگان، آرام و سرافکنده از میان جمعیت برخاستند. هنگامیکه آنان مسجد را ترک میکردند، صدای امام(علیه السلام) را شنیدند که میگفت: اگر تمام مردم دنیا همین یک سؤال را از من میپرسیدند، به هر کدام پاسخ متفاوتی میدادم !

* البته نقل است که گروهی با قصد و نیت ، این افراد را اجیر کرده بوداند و به نزد حضرت مولا(علیه السلام) می فرستادند تا او را به زعم خود در نزد مردم خوار کنند؛ اما زهی خیال باطل ! روسیاهی به زغال ماند !!

خلاصه علم بهتر است !
(کشکول بحرانی، ج۱، ص۲۷)


behnam5555 07-27-2013 05:44 PM


جز دعا کار دگر نیست مرا

جز دعا کار دگر نیست مرا
شب روزت همه شاد
دلت از غم آزاد
همه ایام به کام
و تو پیوسته سرافراز و ز هر غصه برون
همچو گنجشک به هر بام ودرخت
بنشینی خندان
وسبکبال تر از برگ درخت
در هوا رقص کنان
مشق پرواز کنی سوی سپیدار بلند
و ز تو نغمه مستی آید ...
لحظه هایت چون قند
روزگارت لبخند
هفته هایت پر مهر
هر کجایی که قدم بگذاری
همه از کینه تهی
همه از قهر و عداوت خالی
همه جا ، نام تو از مهر ، به لب ها جاری ...
و تو با یاد خداوند بزرگ
به سلامت ببری راه به پیش...


مصطفی معارف 2/4/90 تهران

behnam5555 07-27-2013 05:46 PM


داستانک طنز

مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود…
مردی از اینکه زنش به گربه خانه بیشتر از او توجه میکرد ناراحت بود، یک روز گربه را برد و چندتا خیابان آنطرف تر ول کرد ولی تا رسید به خانه، دید گربه زود تر از اون برگشته خونه، این کار چندین دفعه تکرار شد و مرد حسابی کلافه شده بود.
بالاخره یک روز گربه را با ماشین گرداند، از چندین پل و رودخانه پارک و غیره گذشت و بالاخره گربه را در منطقه ای پرت و دورافتاده ول کرد. آن شب مرد به خانه بر نگشت آخرشب زنگ زد و به زنش گفت: اون گربه‌ی کره خر، خونه هست؟
زنش گفت: آره
مرد گفت: گوشی رو بده بهش، من گم شدم!!



behnam5555 07-27-2013 05:49 PM

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
 

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند

خوبرویان جفاپیشه وفا نیز کنند
به کسان درد فرستند و دوا نیز کنند

پادشاهان ملاحت چو به نخجیر روند
صید را پای ببندند و رها نیز کنند

نظری کن به من خسته که ارباب کرم
به ضعیفان نظر از بهر خدا نیز کنند

عاشقان را ز بر خویش مران تا بر تو
سر و زر هر دو فشانند و دعا نیز کنند

گر کند میل به خوبان دل من عیب مکن
کاین گناهیست که در شهر شما نیز کنند

بوسه‌ای زان دهن تنگ بده یا بفروش
کاین متاعیست که بخشند و بها نیز کنند

تو خطایی بچه‌ای از تو خطا نیست عجب
کان که از اهل صوابند خطا نیز کنند

گر رود نام من اندر دهنت باکی نیست
پادشاهان به غلط یاد گدا نیز کنند

سعدیا گر نکند یاد تو آن ماه مرنج
ما که باشیم که اندیشه ما نیز کنند


behnam5555 07-27-2013 05:51 PM

به نام عشق...
 


به نام عشق...

به نام عشق که زیباترین سر آغاز است
هنوز شیشه ی عطر غزل درش باز است

جهان تمام شد و ماهپاره های زمین
هنوز هم که هنوز است کارشان ناز است

هزار پند به گوشم پدر فشرد و نگفت
که عشق حادثه ای خانمان بر انداز است

پدر نگفت چه رازی است این که تنها عشق
کلید این دل ناکوک ناخوش آواز است

به بام شاه و گدا مثل ابر می بارد
چقدر عشق شریف است و دست و دل باز است

بگو هر آنچه دلت خواست را به حضرت عشق
چرا که سنگ صبور است و محرم راز است

ولی بدان که شکار عقاب خواهد شد
کبوتری که زیادی بلند پرواز است ...


سعید بیابانکی



behnam5555 07-27-2013 06:05 PM



هیچکس نمی تواند چیزی را بر شما آشکار سازد ، مگر آنچه که از قبل درطلیعه ی ناخود آگاه معرفتتان قرار داشته است.
جبران خلیل جبران



behnam5555 07-27-2013 06:10 PM

جمله زیبا از دکتر حسابی
 

جمله زیبا از دکتر حسابی
http://www.persiangroupbax.com/image...1.01/doc/1.jpg

چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.





behnam5555 07-27-2013 06:12 PM

هفت نصيحت مولانا
 

هفت نصيحت مولانا

گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن مثل رود...
باشفقت و مهربان باش مثل خورشيد...

اگركسي اشتباه كرد آن رابه پوشان مثل شب...

وقتي عصباني شدي خاموش باش مثل مرگ...


متواضع باش و كبر نداشته باش مثل خاك...


بخشش و عفو داشته باش مثل دريا...

اگر مي‌خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب باش مثل آينه...


behnam5555 07-27-2013 06:17 PM

فقر...
 

فقر...

میخواهم بگویم ...
فقر همه جا سر میکشد ...
فقر ، گرسنگی نیست ...
فقر ، عریانی هم نیست ...
فقر ، گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند ...

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ...
طلا و غذا نیست ...
فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند ...
فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند ...
فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند ...
فقر ، کتیبهء سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند ...
فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود ...
فقر ، همه جا سر میکشد ...
فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ...

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است ...


behnam5555 07-27-2013 06:31 PM

روزه و رمضان در اشعار حافظ شیرازی
 


http://www.irafta.com/admin/image/up...2024975873.jpg


روزه و رمضان در اشعار حافظ شیرازی


از جمله مباحث قرآنی كه در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگین انگشتری، شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است كه از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل می شود.

از جمله مباحث قرآنی كه در اشعار حافظ شیرین سخن خوش نشسته و چون نگین انگشتری، شعرش را زینت بخشیده است مفاهیمی چون: رمضان، روزه و شب قدر است كه از جمله زیباترین ابیات در دیوان حافظ را شامل می شود. «حافظ از روزه همانند نماز غالباً به طنز و از پایان گرفتن ماه روزه به شادی یاد می كند.»(1) و این همان مبارزه منفی است كه با ریاكاران و روی آوردن به روح دعا، عبادت، نیایش و به طور كلی همه اعمال دینی است.
او قدر و منزلت روزه و رمضان را می داند و به نیكی دریافته كه از كرامت این ماه است كه چشم حقیقت بین او گشوده خواهد شد و به عوالم بالاتر راه خواهد یافت از این رو می گوید:
روزه هر چند كه مهمان عزیز است ای دل
صحبتش موهبتی دان و شدن انعامی
او با اشراف به تبعات و دستاوردهای این ماه، هم كیشان و رندان و اهل باطن را فرا می خواند كه فرصت ماه شعبان را ارج نهاده خود را برای رسیدن ایام ماه رمضان آماده كنند.
ماه شعبان منه از دست قدح كاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
اگرچه اندیشه عرفانی حافظ و توجه او به عوالم عرفانی او بر هیچ حافظ پژوهی پوشیده نیست اما پارادكسی در این دست از اشعار حافظ وجود دارد كه توجه همگان را به خود معطوف ساخته است و حتی گاه افرادی را به اشتباه و داوری سطحی و برداشتهای زمینی از آن انداخته است. اشعار زیر از این گونه اند:
- زان می عشق كران پخته شود هر خامی
گرچه ماه رمضان است بیاور جامی
- زان باده كه در میكده عشق فروشند
ما را دو سه پیمانه بده گو رمضان باش
- ساقی بیار باده كه ماه صیام رفت
در ده قدح كه موسم ناموس و نام رفت
وقت عزیز رفت بیا تا قضا كنیم
عمری كه بی حضور صراحی به جام رفت
- گر فوت شد سحور چه نفصان صبوح هست
از می كنند روزه گشا طالبان یار
تقریباً در همه ابیاتی كه حافظ از روزه و رمضان سخنی به میان آورده آن را با زهدفروشی و می همراه كرده است. آنچه مسلم است می از جمله مفاهیم بحث برانگیز در اشعار حافظ است كه بسیار در مورد آن سخن گفته اند: «این حرف را بارها پژوهندگان حافظ گفته اند كه دو باده در حافظ داریم انگوری و عرفانی یا دو معشوق در دیوان مطرح و مخاطب است زمینی انسانی و آسمانی عرفانی. نگارنده به نوع سومی از می و معشوق در حافظ قائل است و بر آن است كه بیشترینه اشعار حافظ در این زمینه سوم است و آن همانا می و معشوق ادبی و كنایی است.»(2)
روزه یك سو شد و عید آمد و دلها برخاست
می زخمخانه به جوش آمده می باید خواست
نوبه زهد فروشان گران جان بگذشت
وقت رندی و طرب كردن رندان پیداست
با توجه به بیت دوم این غزل به نیكی پیداست كه این می در مقابل زهد فروشی های مسلمانان ظاهری كه دین را حربه ای برای خود قرار داده اند مطرح شده و منظور التفات به روح و حقیقت روزه و روزه داری است چرا كه او نیك می داند كه ریا از منفورترین گناهان در پیشگاه خداوند است و انسان باید همه ایام و لحظات را غنیمت بداند و نه فقط ماه مقرر شده رمضان را. این مفهوم در این غزل به روشنی تكرار شده است:

بیا ترك فلك خوان روزه غارت كرد
هلال عید به دو قدح اسارت كرد

ثواب روزه و حج قبول آنكس برد
كه خاك میكده عشق را زیارت كرد

از سویی عشق، اصل اندیشه حافظ را تشكیل می دهد و در برخورد شاعر با ماه رمضان و روزه و حتی حج نیز همان نقش همیشگی خود را ایفا می كند. پیشتر از خواجه شنیدیم كه در زیر گنبد كبود هیچ صدایی خوشتر از صدای عشق نیست و هر انسانی كه هنر عشق ورزیدن نیاموخته باشد، به فتوای شاعر جسد متحركی بیش نیست و می توان بر جنازه وی نماز كرد. حافظ پا را ازا ین مرحله نیز فراتر نهاده و یگانه فریادرس انسان را عشق دانسته است.(3) مفهوم شعر فوق به مضمونی دیگر در شعر حافظ تكرار شده است و او چون ترجیع بندی دائم در پی تكرار و القای عشق الهی است:

عشقت رسد به فریاد گر خود بسان حافظ
قرآن زبر بخوانی در چارده روایت

او - كه عموماً همه تعابیر مربوط به روزه را با طنز مخصوص خود در مقابل ریاكاران بكار برده- جز یك مورد از چهار مورد تكرار شب قدر دراشعارش، در بقیه موارد از آن به تجلیل و احترام یاد كرده چرا كه خود را مدیون و مرهون چنین شبی می داند:

- چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی
آن شب قدر كزین تازه براتم دادند

- در شب قدر ار صبوحی كرده ام عیبم مكن

سر خوش آمد یار و جامی بر كنار طاق بود

- شب قدر است و طی شد نامه هجر

سلام فیه حتی مطلع الفجر

- آن شب قدری كه گویند اهل خلوت امشب است

یارب این تأثیر دولت از كدامین كوكب است

حافظ برای رسیدن عید رمضان (فطر) سخت بی تابی می كند. علیرغم همه ارادت شاعر به افكار مزدیسنایی و مهرآیینی، هوش و حواس وی بیش از آنكه معطوف عید نوروز باستانی باشد به عید فطر است بدین اعتبار كه بسامد ده گانه عید در شعر حافظ، حداقل شش بار از عید رمضان در میان است.

حافظ منشین بی می و معشوقه زمانی
كا یام گل و یاسمن و عید صیام است

عید است و آخر گل و یاران در انتظار

ساقی به روی یار ببین ماه ومی بیار

ــــــــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
1- ذهن و زبان حافظ، بهاءالدین خرمشاهی، ص51
2- تأثیر قرآن و حدیث در ادبیات فارسی، علی اصغر حلبی، ص 198
3- شولای رمضان برجان و زبان حافظ، محمد قراگوزلو، روزنامه همشهری 77


behnam5555 07-27-2013 06:35 PM

بیا تا لحظه ای با همسرودی از سر عشق و صفا خوانیم
دنیای پر از درد و الم را هیچ انگاریم
اگر چه روزگاران را
وفا و عشق و خوشحالی
و ایمن از پلیدیها
نخواهی یافت
وو لی با غم به سر بردن
گره از کار نگشاید
وگر خواهی که غالب بر چنین جورو ستم باشی
بباید لحظه ای فکرو اراده
سعی در انجام هر کاری
و گویی کای جهان پست
اگر صد بار و صد گونه
هزاران تیر درد و غم
و ناکامی
بباری بر من و خواهی
که نابودم کنی
این را بدان که من
نمی بازم در این بازی
کمال الدین ریوندی


behnam5555 07-28-2013 06:23 PM

شروطی که در سند ازدواج قید نشده

http://img.tebyan.net/big/1392/04/10...3220157167.jpg


شرط های زیر از جمله شروطی هستند که در سندهای ازدواج قید نشده اند، ولی مورد پذیرش مراجع قضایی و اجرایی است و بنابراین، شوهر و زن می توانند آن ها را با توافق یکدیگر در سند ازدواج بگنجانند.لازم به ذکر است به دلیل بار قضایی متون حقوقی، هر نوع تغییری در عبارات و کلمات پیشنهادی قوه قضائیه، از سوی دادگاه ها ممکن است در زمان اجرای شرط، مشکلاتی را ایجاد کند.

شروط پیشنهادی قوه قضاییه به این شرح است:
الف. شرط تحصیل

اگر چه حق تحصیل از حقوق اساسی هر فرد است و نمی تواند از تحصیل افراد جلوگیری کرد، اما برای پرهیز از مشکلات احتمالی در این زمینه، عبارت زیر برای درج در سند ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج، زوجه را در ادامه تحصیل تا هر مرحله که زوجه لازم بداند و در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می سازد.

ب. شرط اشتغال

مطابق قانون، اگر شغل زن منافی با مصالح خانواده یا حیثیت شوهر یا زن باشد، مرد می تواند همسر خود را از آن شغل منع کند. با توجه به این که امکان تفسیرهای مختلف از این متن قانونی وجود دارد، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج، زوجه را در اشتغال به هر شغلی که مایل باشد، در هر کجا که شرایط ایجاب نماید مخیر می کند.

ج. شرط وکالت زوجه در صدور جواز خروج از کشور
مطابق قانون گذرنامه، زنان متاهل فقط با اجازه کتبی همسر خود می توانند از کشور خارج شوند. با توجه به این که این مساله در عمل مشکلات فراوانی را ایجاد می کند، عبارت زیر به منزله شرط در حین عقد ازدواج پیشنهاد می شود:
زوج به زوجه، وکالت بلاعزل می دهد که با همه اختیارات قانونی بدون نیاز به اجازه شفاهی یا کتبی مجدد شوهر، از کشور خارج شود. تعیین مدت، مقصد و شرایط مربوط به مسافرت به خارج از کشور به صلاحدید خود زن است.

د. شرط تقسیم اموال موجود میان شوهر و زن پس از جدایی

مشابه چنین شرطی در سندهای ازدواج کنونی وجود دارد. ولی تحقق آن منوط به عدم درخواست زن برای جدایی، یا تخلف نکردن زن از وظایف زناشوئی خود و یا نداشتن رفتار و اخلاق ناشایست بوده و احراز این موارد نیز بر عهده دادگاه است.
برای ایجاد شرایط مساوی تر میان زن و شوهر در این خصوص، گنجاندن عبارت زیر در سند ازدواج پیشنهاد می شود( یاد آوری این نکته ضروری است که برای رسیدن به توافق در خصوص این شرط، در نظر گرفتن حدود عادلانه برای تکالیف مالی مرد ـ همچون مهریه ـ از سوی زن موثر و منصفانه خواهد بود) :
زوج متعهد می شود هنگام جدایی ـ اعم از آن که به درخواست مرد باشد یا به درخواست زن ـ نیمی از دارایی موجود خود را ـ اعم از منقول و غیر منقول که طی مدت ازدواج به دست آورده است ـ به زن منتقل نماید.

ه. شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق

مطابق قانون، زن تنها در موارد بسیار خاص می تواند از همسر خود جدا شود، این در حالی است که مرد هر زمان که بخواهد می تواند با پرداخت کلیه حقوق زن، او را طلاق دهد.
از آنجا که زن و شوهر حق انتخاب یکدیگر برای شروع و ادامه زندگی را دارند، منصفانه آن است که در صورت لزوم پایان دادن به زندگی مشترک نیز، این حق انتخاب برای هر دو وجود داشته باشد.

http://img.tebyan.net/big/1392/04/85...9333130148.jpg


شرط وکالت مطلق زوجه در طلاق می تواند موجب ایجاد توازن در حق طلاق باشد. یادآوری این نکته ضروری است که برای حفظ توازن، زن نیز می تواند با گرفتن حق طلاق و همچنین تقسیم مساوی اموال، مهریه را تا حدود زیادی کاهش دهد.
و. درج شرط وکالت مطلقه زوجه در طلاق این شرط به صورت زیر مطلوب می باشد:

زوج به زوجه وکالت بلاعزل با حق توکیل به غیر می دهد تا زوجه در هر زمان و تحت هر شرایطی از جانب زوج اقدام به مطلقه نمودن خود از قید زوجیت زوج به هر قسم طلاق ـ اعم از بائن و رجعی و خلع یا مبارات‌ـ به هر طریق اعم از اخذ یا بذل مهریه کند.

behnam5555 07-28-2013 06:27 PM

کنترل کردن خشم و عصبانیت
 
کنترل کردن خشم و عصبانیت

http://img.tebyan.net/big/1392/04/22...7178225231.jpg
شما باید سعی کنید مهارت هایی را برای کنترل خشم خود فرا بگیرید.

مهارت های کنترل خشم به درون ریزی منجر نمی شود بلکه موجب می شود تا شما بتوانید مسایل را به نوع دیگری تعبیر و تحلیل کنید تا خشم کمتری در شما ایجاد شود.

افکار ما در هیجانات ما نقش بسزایی دارد. لذا اگر افکار ما تعدیل شود و به نوع دیگری در مواجهه با مسایل فکر کنیم هر گونه هیجان ما تغییر میکند.


راهکارهای زیر به صورت کاربردی بوده و می تواند کمک زیادی به شما داشته باشد اگر در تمرین کردن آنها کوتاهی نکنید.
1. گفتن عبارت "ایست"


زمانی كه عصبانی هستید، می توانید به خودتان بگویید "ایست"،"صبركن". این فرمان باعث می شود كه شما بتوانید تا حدودی از اسیر بودن در دست احساساتتان رهایی پیدا كنید و موقعیت را بهتر ارزیابی كنید.

2. تنفس عمیق، آرام نفس کشیدن، تمرکز روی چیزهایی متفاوت از آنچه ما را عصبانی می کند

این موضوع مورد تأیید است كه عموماً خشم و عصبانیت یک پدیده ی روانی صرف نیست، چرا كه اجزاء جسمانی و فیزیولوژیک نقش مهمی در بروز آن دارند. همان طور كه قبلاً نیز گفته شد، فشار خون، ضربان قلب، تعداد نفس ها، دمای بدن و سرعت سوخت و ساز، متغیرهای جسمانی ای هستند كه هنگام عصبانیت به علت فعالیت دستگاه سمپاتیک، افزایش می یابند. از بین متغیرهای فوق، تنفس فعالیتی است كه می توان سریعتر بر آن تمركز كرد و به وسیله دم و بازدم عمیق (تنفس عمیق) فعالیت آن را كنترل كرد. معمولاً تنفس عمیق باعث می شود كه ضربان قلب كاهش یافته و در نتیجه فشار خون هم پایین بیاید و بدین ترتیب می توان با تنفس عمیق، عوامل فیزیولوژیک موثر در تشدید خشم و عصبانیت را كنترل كرد.
هر گاه فرد بتواند هیجاناتش را تا حدودی كنترل نماید، آن گاه بهتر می تواند در خصوص پاسخهای مناسب و راه حل های مناسب بیاندیشد.

مهارت های کنترل خشم به درون ریزی منجر نمی شود بلکه موجب می شود تا شما بتوانید مسایل را به نوع دیگری تعبیر و تحلیل کنید تا خشم کمتری در شما ایجاد شود.
٣. شمردن اعداد
زمانی كه عصبانی هستید توصیه می شود از 1 تا 100 بشمارید. شمارش اعداد باعث می شود كه شما كمی از موقعیت فاصله گرفته و شدت انرژی منفی حاصل از عصبانیت در وجود شما كاسته شود.

٤. تلقین برخی جمله ها

در حین مقابله با یک وضعیت ناخوشایند می توانیم به خود گوشزد كنیم كه:
"آرام باش و آرام باقی بمان"
"موضوع را زیاد بزرگ نكن"
"این را درس عبرتی بدان"
"یک نفس عمیق بكش، خونسردی ات را حفظ كن و فكرت را به كار بینداز"

افکاری مثل "منصفانه نیست، می خواهم به وی آسیب برسانم"، باید جای خود را به جمله های "نفس عمیق و آهسته بکش، صدایت را بلند نکن، آنها همیشه طبق میل من نباید رفتار کنند، با عصبانیت نمی توان آنها را تغییر داد، خشمت را با نفس بیرون بده، عصبانی شدن کمکی به من نمی کنه" بدهد.

در این میان یادمان باشد كه اگر موفق شدیم، پاداشی برای خود در نظر بگیریم. این پاداش بهتر است به شكل خرید هدیه ای هر چند ناچیز مثل یک شاخه گل باشد. اما حتی با گفتن جمله ای به خود نیز، می توانیم خودمان را تشویق كنیم. مثلاً ”‌بلد نیستم، ولی از عهده ی این كار خوب برآمدم. آن قدرها هم كه فكر می كردم سخت نبود. دارم روز به روز بهتر می شوم. وقتی قادرم احساساتم را كنترل كنم احساس خوبی نسبت به خودم پیدا می كنم.

5. خواندن یک بیت شعر یا یک جمله

به خاطر آوردن یک بیت شعر یا یک جمله نیز می تواند از شدت فشار روانی حاكم بر شما بكاهد.
"زندگی جویبار خاطره هاست تلخ و شیرین زندگی زیباست"
"این نیز بگذرد"

http://img.tebyan.net/big/1392/04/20...8255247198.jpg

6. ترک موقعیت

یكی از راه های كنترل عصبانیت ترک موقعیت برانگیزاننده عصبانیت است. با ترک موقعیت، شما به خود فرصت فكر كردن می دهید و می توانید به موقعیت فراسوی نیازها و خواسته های خود توجه كنید. در چنین شرایطی، اگر مخاطب شما فرد خاصی است، می توانید از او بخواهید تا در زمان دیگری در مورد مسأله تان صحبت كنید. اما در پاره ای اوقات هنگام رویارویی با موقعیت های برانگیزاننده عصبانیت، شما نمی توانید موقعیت را به طور كامل ترک كنید، ولی می توانید برای چند دقیقه ای از موقعیت خارج شده، هوایی تازه كنید، قدمی بزنید، در صورت امكان آب نوشیده و سپس به موقعیت باز گردید. به طور كلی تكنیک های رفتاری كوتاه مدت كنترل هیجانها را می توان به ساختاری شبیه چراغ راهنمایی تشبیه نمود و آن را تكنیک چراغ راهنما نامید. این تكنیک گامهای لازم برای كنترل و مهار احساسها را به صورت برجسته نشان می دهد.

7. تكنیک چراغ راهنما

این روشی بسیار ساده و فوری برای كاهش احساس خشم است. این روش به طور خلاصه به افراد كمک می كند تا میزان زیادی از خشم خود را كنترل نمایند.
- چراغ قرمز: ایست، چند نفس عمیق بكشید، سعی كنید خود را آرام سازید.
http://img.tebyan.net/big/1392/04/13...0223813069.jpg



- چراغ زرد: به معنی احتیاط است. این علامت بیانگر آن است كه شما هنوز كاملاً بر خود مسلط نشده اید و باید مواظب باشید كه به خود و دیگران صدمه نزنید. پس در این مرحله فقط باید خوب فكر كنیم، چرا ناراحتم؟ چرا غمگین هستم؟ چرا عصبانی شده ام؟ و چه طور می توانم ناراحتی خود را به شكل صحیحی ابراز كنم. علاوه بر این، در این مرحله می توانیم درباره راه حل های متعدد فكر كرده و قبل از عملی كردن هر راه حل پیامدهای آن را در نظر بگیریم.

- چراغ سبز: نشان می دهد كه ما آرام هستیم و می توانیم با كسی كه ما را عصبانی یا آزرده خاطر و غمگین كرده صحبت كنیم و ناراحتی خود را ابراز نماییم. به عبارت دیگر چراغ سبز بدین معناست، كه شما می توانید حركت كنید و بهترین نقش های خود را عملی سازید.


behnam5555 07-28-2013 06:45 PM

ماه رمضانی شبیه نوروز!
 

ماه رمضانی شبیه نوروز!

تا چند دهه قبل، ماه رمضان برای مردم ایران شبیه نوروز بود. با آداب و رسوم خاصی که از آخرین روزهای شعبان شروع می‌شد و تا وقتی نقاره‌چی عید فطر را اعلام می‌کرد، ادامه داشت.

http://img.tebyan.net/big/1389/05/15...9825082189.jpg
در ماه رمضان بود که بهترین و مرغوب‌ترین خوار و بار، با نازل‌ترین قیمت‌ها به دکان‌ها می‌آمد و در همین ماه هم بود که سنگ‌های کم‌وزن و ترازوهای معمولی در دکان‌ها جای خود را به سنگ‌های تمام‌وزن و ترازوهای دقیق می‌دادند. ماهی که خریدها چندبرابر می‌شد و برکت به خانه مردم راه باز می‌کرد.
از آخرین روزهای شعبان، پیشواز شروع می‌شد. زن‌ها خانه را تمیز می‌کردند، آذوقه و خوار و بار می‌خریدند و مردها به غبارروبی مساجد می‌رفتند و از همان شبی که قرار بود ماه مبارک رمضان در آسمان تهران ظاهر شود خانواده‌های زیادی با آب و آیینه و سبزه راهی پشت‌بام می‌شدند تا هلال آغاز ماه را به چشم خود ببینند.
ریش کوتاه، چادر بلند

ماه رمضان که می‌آمد، رخت و لباس مردم هم عوض می‌شد. مردها که از شب عید غدیر یا نوروز صورتشان را اصلاح نکرده‌ بودند، در مراسمی به نام «کلوخ‌اندازان» که از سه تا یک روز قبل از ماه شروع می‌شد، صفایی به سر و صورتشان می‌دادند و به سر و وضع خود می‌رسیدند. آنها با خانواده به طبیعت می‌رفتند و هنگام غروب كلوخی دست می‌گرفتند و رو به قبله می‌ایستادند و می‌‌گفتند: «خدایا گناهان خود را شكستیم و خود را برای عبادت و روزه ماه رمضان آماده كردیم.» بعد، کلوخ را محکم به زمین می‌زدند و عقیده داشتند با شكستن كلوخ تمام اعمال بدشان نابود می‌‌شود.
ماه رمضان که می‌آمد، رخت و لباس مردم هم عوض می‌شد. مردها که از شب عید غدیر یا نوروز صورتشان را اصلاح نکرده‌ بودند، در مراسمی به نام «کلوخ‌اندازان» که از سه تا یک روز قبل از ماه شروع می‌شد، صفایی به سر و صورتشان می‌دادند و به سر و وضع خود می‌رسیدند
ماه رمضان، ریش مردها را کوتاه‌تر می‌کرد و چادر زن‌ها را بلندتر. آنها چادرهای معروف به عبایی‌شان را که تا روی پنجه پاها را می‌پوشاند از گنجه‌ها بیرون می‌کشیدند و به سر می‌کردند. روبندهای بلند تا نزدیک زانو هم جای نقاب‌های چهار انگشتی قبلی را می‌گرفت و بزک و سرخاب سفیدآب و هر نوع آرایشی تا هلال ماه شوال منسوخ می‌شد.
در آن زمان اکثر اعیان هر شب در بیرونی خانه (جایی که محل پذیرایی از ارباب رجوع بود) مراسم افطاری برپا می‌کردند و به مردم افطاری می‌دادند. جایی که عده‌ای از زنان برای حاجت گرفتن راهی‌اش می‌شدند تا نذرشان را ادا کنند. بین زنان نذر ظرفشویی برای حاجت گرفتن مرسوم بود و آنها در مهمانی‌های عمومی بعد از آن که سفره افطار جمع شد به حیاط می‌رفتند و ظرف‌ها را می‌شستند. از دیگ‌های دودگرفته تا دوری و دیس و کفگیر ملاقه.

http://img.tebyan.net/big/1390/05/51...8921498164.jpg
هر مغازه یک چراغ نفتی

در آن زمان که خبری از رادیو و تلویزیون برای اعلام اوقات شرعی به مردم نبود زمان سحر و طلوع و غروب خورشید با صدای طبل، دهل، نقاره و دف زنی اعلام می‌شد. در برخی از شهرها مردم با صدای نقاره به استقبال اذان صبح رفته و روزه می‌گرفتند. نقاره‌زنی که قبل از اسلام به عنوان یک رسم کهن هنگام طلوع خورشید اجرا می‌شد با آمدن اسلام جلوه‌ای دیگر پیدا کرد و به سنتی برای اعلام زمان سحر و افطار در ماه رمضان تبدیل شد.
در زمان قاجار اعلام زمان سحر و افطار با شلیک گلوله توپ همراه بود. چنان که در هر گوشه ای از شهر دو توپ جنگی کار گذاشته می‌شد که این توپ‌ها هنگام سحر و اذان مغرب 3بار شلیک کرده و اوقات شرعی را به این ترتیب به مردم اعلام می‌کردند. در آن زمان رسم بود یکی دو ساعت مانده به اذان صبح جلوی در خانه‌ها و مغازه‌هایی که در جایگاه مرتفع و بلندتری بودند یک چراغ نفتی آویزان می‌کردند تا مردم با دیدن نور آنها بساط سفره سحری را بچینند.
ختم قرآن

در آن روزگار بعضی بودند که هر روز یک قرآن می‌خواندند. بعضی از اهل خیر قبل از ماه رمضان چندین قرآن خریده و به این و آن می‌دادند (در آن زمان قرآن چاپی وجود نداشت و قرآن‌ها به صورت خطی استنساخ می‌شد) بیشتر زنان و مردان پولداری که سواد نداشتند، به این خیرات اقدام می‌کردند تا حالا که خود از قرآن خواندن محروم‌اند، وسیله قرائت برای سایرین تدارک کرده باشند.
مسجدها عموماً پر می‌شد، مردم از هر طبقه و هر صنف، نماز ظهر و عصر را به جماعت می‌خواندند. بعداز نماز امام مسجد اگر اهل فضل بود، خود به منبر می‌رفت و مردم را موعظه می‌کرد
حال و هوای مساجد

مسجدها عموماً پر می‌شد، مردم از هر طبقه و هر صنف، نماز ظهر و عصر را به جماعت می‌خواندند. بعداز نماز امام مسجد اگر اهل فضل بود، خود به منبر می‌رفت و مردم را موعظه می‌کرد. چنانچه به اصطلاح دست منبر نداشت، واعظ دیگری از واعظ‌های شهر دعوت شده بود که بعد از نماز برای مردم موعظه کند. بعضی از مقدسین هم بودند که قبل از افطار به مسجد رفته،‌ نماز مغرب و عشا را هم به جماعت می‌خواندند و بعضی که خیلی مقدس بودند،‌ صبح‌ها هم همین کار را می‌کردند. ولی صبح و مغرب و عشا دیگر بعداز نماز موعظه در کار نبود. زیرا احتیاج به خواب و خوراک،‌ محلی برای شنیدن وعظ باقی نمی‌گذاشت و مومن به عجله خود را به خانه می‌رساند که سر سفره‌ دراز، پهن یا در رختخواب پهن، دراز شود.
اطعام فقیران

اکثر اعیان هر شب در بیرونی خانه (محل میهمانان و ارباب رجوع) افطار کرده،‌پنج، شش الی 10 تا 15 نفر حاشیه و بعد نوکرها در خانه افطار می‌خوردند. آنها که توانایی این قبیل افطارها را نداشتند،‌ خرما می‌خریدند و به مسجد می‌رفتند و به مومنین می‌دادند. به قدری مردم در این کار افطاری دادن رغبت داشتند که قوم و خویش‌ها برای ثواب رساندن به همدیگر، بی‌وعده و بی‌خبر در سر افطار همدیگر وارد شده و مثل اهل خانه افطار می‌کردند. محال بود وقت افطار صدای فقیری از کوچه بلند شود و چندین نفر داوطلب برای غذا دادن او از خانه‌ها بیرون نیایند.

چشم‌پوشی طلبکاران از مطالبه طلب

در این ماه کارها تقریباً تعطیل می‌شد و مردم به عبادت مشغول بودند. اگر کسی طلبی از کسی داشت تا احتیاج مبرم محرک او نمی‌شد. سروقت بدهکار خود نمی‌رفت. عروسی کمتر اتفاق می‌افتاد. خرید و فروش و معامله‌ای که حاجت به تنظیم قباله داشت، کم بلکه هیچ بود. مرافعات شرعی در محاضر علما متوقف می‌گشت. (در آن زمان ایران فاقد دادگستری دولتی بود و علما طبق احکام شرعی به حل اختلاف می‌پرداختند) ادارات دولتی باز بود ولی کسی رجوع نمی‌کرد. اگر کسی از دولت طلبی داشت، در این ماه به مطالبه نمی‌رفت و محصلین دیوان‌ (ماموران مالیاتی) هم دنبال مطالبه بدهکاری افراد نمی‌رفتند.
نمایشگاه مسجد سپهسالار

در صحن مسجد سپهسالار، در حجره‌های سمت شمال،‌ بزازها (پارچه‌فروشان) برای زن‌ها بساط پهن می‌کردند و سایر حجرات و ایوان‌ها،‌ جز ایوان سمت مشرق که ایوان چهل‌ستون و جزو مسجد بود، بساط خرازی و بلورفروشی و سمساری برای مردها پهن می‌شد و واقعاً نمایشگاه حسابی از امتعه آن روز کشور بود. کمتر کسی از اهل شهر بود که ماه رمضان یک‌بار به این نمایشگاه نیاید. ناصرالدین شاه هم یکی دو بار برای گردش به این نمایشگاه آمده،‌ توپ چیت و گاز بین زن‌ها انداخته بود.

فرآروی : طاهره رشیدی
بخش تاریخ ایران و جهان تبیان


behnam5555 07-28-2013 07:04 PM

تقویت حافظه از منظر طب سنتی
 
تقویت حافظه از منظر طب سنتی

برای تقویت حافظه مجموعه شرایط و اقداماتی لازم هست که به مواردی اشاره می شود. داشتن

هوش و حافظه برتر در طب سنتی به معنای گرمی مزاج تعریف می شود و در صورت افزایش سردی و تری(بلغم) در مغز کاهش حافظه و هوش را در پی داریم که علائم سپیدی، نرمی و سستی پوست، سنگینی حواس، ریزش لعاب دهان و آب بینی رقیق غیر سوزان، آروغ ترش و ضعف معده (با خوردن ترشیجات)، ضعف جسم و مفاصل، بی میلی به غذای صبح، و در صورت افزایش و شدت بیماری سكته، برص، سفیدی ادرار، درد عقب سر، خواب زیاد (سطحی) را در پی دارد.

هم هوش و هم حافظه قابل افزایش است و اگر چه مزاج معتدل و ژنتیک بصورت كلی و پایه نقش اصلی را در آن بازی می كند اما با هر پایه ای از هوش می توان آنرا افزایش داد.

ثابت شده است كه بر خلاف دیگر اعضا هر چه مغز بیشتر بكار گیری شود توانایی آن افزایش می یابد. با وجود اینكه به نظر می رسد میزان حجم حافظه در مغز ثابت است اما هر چه مطالب بیشتر در مغز ذخیره شود توانایی حفظ در آن بیشتر می شود به شكلی كه نمی توان برای آن مرزی تعیین كرد. به عنوان مثال حافظان قران یا دیوان شاعران از این توانایی نسبت به دیگران بیشتر برخوردارند. بنابراین از روشهای مختلف حفظ مطالب، تستها و تمرینات هوش و ریاضی كه در بازار به وفور یافت می شود استفاده كنید تا هم ضریب هوشی و هم حافظه در شما افزایش پیدا كند.

اگر اضطراب و استرس زیاد باشد می تواند تاثیر منفی بر حافظه بگذارد بنابراین حفظ آرامش خاطر برنامه ریزی و خواب و استراحت كافی بر حافظه تاثیر گذار است. تقویت حافظه نیز مانند تقویت قوای جسمانی نیازمند تمرین و ممارست و پشتكار دارد داشتن برنامه منظم برای تكرار مطالب بسیار مهم است همچنین فرد باید از نظر روحی در آرامش باشد استراحت كافی داشته باشد، خواب آلودگی، نگرانی و استرس بیش از حد باعث تاثیر بر حافظه و تمركز فرد خواهد شد.

پیشگیری:

اعتدال مزاج و تنظیم تغذیه بر اساس مزاج و داشتن هدف و انگیزه كافی نظم و برنامه ریزی و تكرار مطالب در فواصل منظم و نیز استراحت كافی و داشتن تمركز در هنگام مطالعه به تقویت حافظه كمک می كند کلا از نگاه طب سنتی رعایت ضرورتهای شش گانه زندگی مثل:
1. وجود هوای سالم
2. خوراکیها( ماکولات ) و نوشیدنیها( مشروبات ) متناسب با مزاج
3. خواب و بیداری به اندازه
4. فعالیتها و حرکت و سکون جسمانی متناسب سن و جنس
5. بهداشت روانی
6. توجه به احتباس و استفراغ (مندفعات بدن)، در حفظ سلامت بدن خیلی موثر است، که با حفظ سلامتی و نبود بیماری هوش و حافظه خوبی هم در فرد وجود خواهد داشت.
داشتن هوش و حافظه برتر در طب سنتی به معنای گرمی مزاج تعریف می شود و در صورت افزایش سردی و تری(بلغم) در مغز کاهش حافظه و هوش را در پی داریم.

از نگاه طب کلاسیک:

در مورد تقویت حافظه می توان از مواد افزایش دهنده حافظه، كولین را نام برد( ماده ای كه به طور طبیعی در بسیاری از غذاهای چرب وجود دارد ) كه موجب افزایش حافظه می شود.

مواد غذایی كه دارای بیشترین مقدار كولین هستند به ترتیب شامل : جگر گاو ، تخم مرغ، گوشت كبابی گاو، گل كلم، كاهو ، بادام زمینی و روغن بادام زمینی است. مواد آنتی اكسیدان كه در سبزیجات تازه زیاد اند، موجب خون رسانی خوب به مغز می شوند و هر عاملی كه خون رسانی به مغز را دچار وقفه كند، موجب كاهش توانایی های فكری می شود. مصرف زیاد و بیش از حد گوشت حیوانات كه حاوی هموسیستئین است، موجب افت عملكرد مغزی خصوصاً در افراد مسن می شود.

برای افزایش حافظه: نمک و چربی اشباع كمتری مصرف كنید. چربی امگا 3 را كه در ماهی زیاد است، بیشتر مصرف كنید. تمشک، توت فرنگی، اسفناج و سیر بیشتر مصرف كنید، سویا را هفته ای یكبار در برنامه تان بگنجانید و مكمل اسید فولیک، B12، ویتامین E برایتان مفید است.

مواد ‏افزودنی به غذاها، برخی داروها مثل داروهای مخدر، مسكن و آنتی هیستامین و آرام بخش و نیز ‏كشیدن سیگار در این زمینه اثر دارد. استفاده از یادداشت و مرور مطالب می تواند به تقویت ‏حافظه كمک كند از طرفی تغذیه نیز بر حافظه تاثیر دارد قند، چربی و نمک باید كمتر مصرف شود ‏ولی مصرف میوه در رژیم غذایی باید رعایت شود.

از منظر طب سنتی

بیشتر عالمان طب سنتی از کندر به عنوان ماده ای موثر در افزایش هوش و تقویت حافظه نام می برند و از جمله معتقدند که اگر مادران آن را در دوران بارداری مصرف کنند، موجب افزایش هوش و توانایی یادگیری و تقویت حافظه در فرزندان می شود. کندر می تواند دارای تاثیری مثبت بر روند تکامل مغز و احتمالا شکل گیری مناسب درختهای دندریتی ، اکسونها و برقراری ارتباطات صحیح بین آنها باشد.

پیشنهاد درمانی

1. آشنای با مزاج سرشتی خود و رعایت تغذیه براساس مزاج
2. پرهیز از مصرف مواد غذای بسیار سرد
3. مصرف میوه های خاصیت دار مثل سیب و انگور و به و انجیر
4. شربت عسل روزی 1 لیوان
5. کندر جویدنی روزی یک نخود جویده شود
6. حجامت عام و تکرار آن
7. قرائت چند آیه قران در روز


behnam5555 07-28-2013 07:09 PM

دردهای شکمی را جدی بگیرید
 

دردهای شکمی را جدی بگیرید

برخی از دردهای شکمی‌، ساده‌ و پیش‌ پا افتاده‌ اند و به درمان ‌نیاز ندارند و خود به خود بهبود می ‌یابند، اما گاهی دردهای

شکمی، خطرناک و حتی کشنده هستند و اگر طی چند ساعت به کمک بیمار نشتابیم، جان و سلامت وی در معرض خطر قرار می ‌گیرد.

دردهای شکمی نوع اول، مثل درد ناشی از اسهال، نفخ، دل ‌پیچه و عادت ماهانه خانم ‌ها را تقریبا همه مردم می ‌شناسند و حداقل چند بار در طول زندگی آن را تجربه کرده‌اند.

دردهای خطرناک یا جدی، خصوصیاتی دارند که توجه به آنها برای اقدام به موقع و مراجعه به پزشک مهم است.

شکم به حد فاصل بین پرده دیافراگم (پرده زیر ریه ‌ها) تا ناحیه ورودی لگن گفته می‌ شود و یک حفره تو خالی است که برخی اندام ‌های تو خالی مثل بخش کوچکی از مری، معده، روده بزرگ و کوچک و نیز کبد، لوزالمعده، طحال و کیسه صفرا در آن جای گرفته ‌اند.
در دو طرف مهره ‌ها و در ناحیه پشت، کلیه و سیستم مجاری ادراری و کمی پایین ‌تر و در ناحیه تحتانی شکم، رحم، تخمدان‌ ها و ضمائم آن در جنس مونث قرار گرفته ‌اند. آسیب و اختلال عملکرد در هر کدام از این بخش‌ ها باعث ایجاد درد می ‌شود.
از آنجا که این اندام‌ ها در کنار هم قرار گرفته ‌اند، یکی از بهترین روش ‌های اولیه برای تشخیص درد، توجه به علایم و نشانه ‌های ظاهری است.

دردهای شکمی متفاوت و از شایع ‌ترین علل مراجعه بیماران به پزشک هستند. 13 نوع از آنها که به پیگیری و مراجعه به پزشک نیاز دارند عبارتند از:
درد همراه با تب، درد غیر معمولی و معمولا نشان ‌دهنده وجود عفونت داخل بدن است.
1. درد ارجاعی‌

منشا این دردها از محوطه خارج شکمی است، یعنی بیمار با درد شکم به پزشک مراجعه می‌ کند و بعد از معاینه ‌ها و آزمایش ‌ها معلوم می ‌شود مثلا درد مربوط به عفونت قسمت تحتانی ریه و در اثر سینه پهلو کردن بوده، یا عفونت باعث انتشار درد به حفره شکمی شده است. این نوع دردها از نوع ارجاعی هستند.

2. درد شدید و نفس گیر

دردهای ناتوان‌ کننده و شدید که فرد در اثر آن خمیده و دولا راه می ‌رود، نمی ‌تواند بخوابد، یا قادر به حضور در محل کارش نیست، از نوع شدید هستند و به بررسی نیاز دارند.

3. درد متداوم

دردهای کوتاه‌ مدت شکمی معمولا مهم نیستند، مثل تولید گاز زیاد در روده ‌ها و حرکات آن ممکن است درد ایجاد کنند و معمولا بعد از مدت کوتاهی، بهبود می‌ یابد، ولی تداوم آن می ‌تواند مشکل ‌ساز باشد. دردهای شدید عود کننده و طول کشیده از مواردی هستند که باید بررسی شوند.

4. درد همراه با تب

درد همراه با تب، درد غیر معمولی و معمولا نشان ‌دهنده وجود عفونت داخل بدن است. گاهی زخم‌های معده یا اثنی ‌عشر دچار پارگی می ‌شوند و در حفره شکم عفونت ایجاد می‌ کنند. آبسه ‌های داخل شکمی، التهاب کیسه صفرا یا لوزالمعده و سنگ ‌های کلیوی که دچار عارضه شده‌اند، از علل مهم تب همراه با دل ‌درد هستند و همگی بیماری‌ های مهمی به شمار می ‌روند.

5. درد همراه با زردی پوست

وجود درد همراه زردی پوست، به بررسی دقیق ‌تر و گاه بستری شدن بیمار نیاز دارد. این علامت می ‌تواند به علت وجود سنگ کیسه صفرا‌‌، تکان خوردن آن و در نتیجه انسداد مجرای صفراوی باشد. این بیماران با دل ‌درد شدید و استفراغ مراجعه می‌ کنند و گاهی لازم است در اسرع وقت تحت عمل جراحی قرار گیرند.

6. دردی که به پشت می ‌زند

دردهایی که به پشت‌ می ‌زنند، ممکن است با دردهای کمر یا دردهای عضلانی اشتباه گرفته شوند، ولی همراهی درد شکم و درد پشت‌ گاه به دلیل التهاب پانکراس (پانکراتیت) یا التهاب و زخم اثنی ‌عشر است. این بیماران باید از نظر قلبی هم بررسی شوند.
دردهایی که از ناحیه کمر شروع و به کشاله ران انتشار می ‌یابند، معمولا ناشی از بیماری ‌های کلیوی مانند عفونت کلیه و سنگ ‌های کلیوی هستند.
اگر درد بالای شکم در اثر فعالیت، مثلا ورزش کردن یا بالا رفتن از پله ایجاد ‌شود، به ‌خصوص اگر با تهوع و تنگی نفس یا تعریق همراه باشد، ممکن است علامت درد قلبی باشد. متاسفانه مبتلایان به چنین دردهایی خیلی دیر مراجعه می‌ کنند و اغلب درد را به مشکلات معده نسبت می ‌دهند.
7. درد همراه با خونریزی گوارشی

درد شکم و استفراغ حاوی خون، می ‌تواند به دلیل خونریزی از مری یا معده باشد. خونریزی گاهی ناشی از وجود زخم در دستگاه گوارش فوقانی، بیماری ‌های مزمن کبدی یا حتی سرطان‌ های دستگاه گوارش است. گاهی خونریزی گوارشی خود را با سیاه ‌رنگ شدن مدفوع نشان می ‌دهد و برخی اوقات در فرد دچار درد شکم، خون روشن به همراه مدفوع یا بدون آن از مقعد دفع می‌ شود. در همه این موارد باید هر چه سریع ‌تر به پزشک مراجعه شود.

8. دردی که با تغییر وضعیت، شدت می ‌یابد

اگر در اثر حرکت، پهلو به پهلو شدن و سرفه، درد ناحیه شکم تشدید شود، احتمالا اتفاق مهمی افتاده و پرده پوشاننده حفره شکم دچار التهاب شده است. به این حالت پریتونیت گفته می‌ شود. پریتونیت یکی از اورژانس‌ های پزشکی است و اغلب به عمل جراحی اورژانس نیاز دارد. چنین افرادی در زمان معاینه شکم با کوچک‌ ترین فشار روی جدار شکم دچار درد بسیار شدید می‌ شوند. سوراخ شدن جدار روده یا معده و انسداد عروقی که به روده ‌ها خونرسانی می‌ کنند، از علت ‌های منجر به پریتونیت (التهاب حفره داخلی شکم) هستند.

9. دردی که به کشاله ران تیر می ‌کشد

دردهایی که از ناحیه کمر شروع و به کشاله ران انتشار می ‌یابند، معمولا ناشی از بیماری‌ های کلیوی مانند عفونت کلیه و سنگ‌ های کلیوی هستند. بیماران اغلب شکایت ‌های دیگری از قبیل سوزش ادرار، تهوع و استفراغ هم دارند.

10. درد عصبی

برخی بیماران هنگام مراجعه به یک نقطه خاص مانند ناف یا پهلو یا نقطه‌ای در زیر دنده‌ ها اشاره می‌ کنند و از درد این نواحی شکایت دارند و در معاینه‌ و بررسی‌ های نکته ‌ای که نشان ‌دهنده بیماری باشد، یافت نمی ‌شود. این دردها بیشتر جنبه روحی روانی (سایکوسوماتیک) دارند. در این زمان پزشکان بیمار را به خواب خوب، ورزش و کنترل استرس ‌های محیطی تشویق می ‌کنند و در صورت لزوم به روان‌ پزشک ارجاع می ‌دهند.

11. دردی که در اثر فعالیت‌ ایجاد می ‌شود

این نوع درد شکم باید جدی ‌تر بررسی شود. اگر درد بالای شکم در اثر فعالیت، مثلا ورزش کردن یا بالا رفتن از پله ایجاد ‌شود، به ‌خصوص اگر با تهوع و تنگی نفس یا تعریق همراه باشد، ممکن است نشانه درد قلبی باشد. متاسفانه مبتلایان به چنین دردهایی خیلی دیر مراجعه می ‌کنند و اغلب درد را به مشکلات معده نسبت می ‌دهند.
خصوصیت مهم درد قلبی آن است که در اثر فعالیت تشدید می ‌شود و با استراحت بهبود می ‌یابد.
گاهی درد ناشی از حمله قلبی به هیچ وجه در قفسه سینه یا بازوها احساس نمی‌شود و فقط در ناحیه بالای شکم احساس می ‌شود.

12. درد زونا

زونا یک بیماری ویروسی است که گاهی با درد نسبتا شدید شکمی آغاز می ‌شود و ابتدا تشخیص آن دشوار است، ولی بعد از حدود یک هفته از شروع علایم، ضایعات تاولی آن در ناحیه دردناک شکم پدیدار و تشخیص قطعی می ‌شود. معمولا این درد، یک ‌طرفه است.
13. درد قاعدگی


در بیشتر خانم‌ ها به فاصله کمی قبل از شروع عادت ماهانه آغاز می ‌شود. بسیاری از خانم‌ ها با این نوع درد آشنایی دارند و آن را در هر بار قاعدگی تجربه می ‌کنند. اگر هر دوره درد به صورت غیرعادی و متفاوت از دوره ‌های قبلی بود، بیمار باید تحت بررسی قرار گیرد. ممکن است کیست تخمدان پاره شود، یا حتی بارداری ‌های خارج رحمی، شبیه این دردها را ایجاد کند.


behnam5555 07-28-2013 07:10 PM

چـاره ای برای شـوره سـر
 

چـاره ای برای شـوره سـر

وقتی اسم شوره سر به میان می آید، معمولا این سوال مطرح می شود که با چه شامپویی می توان به جنگ آن رفت؟

وقتی به بازار شامپوهای ضد شوره مراجعه می کنید، با انبوهی از اسامی مختلف مواجه می شوید. بنابراین در انتخاب نوع شامپو دچار تردید می شوید. در اینجاست که هر کسی بنا به سلیقه خودش نوعی شامپو را انتخاب کرده و از آن استفاده می کند و نتیجه ای هم می گیرد یا اینکه عاقلانه تر عمل کرده و به یک متخصص پوست مراجعه می کند و پزشک، پس از معاینه، تشخیصی برای بیمار می گذارد و بهترین نوع شامپو را برای او تجویز می کند و روش مصرف آن را هم ارایه می دهد.

یکی از شایع ترین علت های شوره سر، درماتیت سبورئیک است؛ التهاب مزمن پوست در مناطق مملو از غدد چربی ساز مثل پوست سر و صورت، گوش ها، قفسه صدری، پشت، چین های زیر بغل، کشاله ران و ناف.

علت بروز شوره سر در این بیماران، غالبا پر کاری غدد چربی ساز پوست تحت تاثیر هورمون های مردانه (موجود در زنان و مردان) و تجمع بیشتر نوعی مخمر به نام مالاسزیاست که در پوست چرب این افراد تکثیر پیدا می کند و به عنوان یک عامل محرک در این افراد مستعد به بیماری شوره سر عمل می کند.

درماتیت سبورئیک یا اگزمای سبورئیک در 2 مرحله از زندگی ظاهر می شود؛ مرحله اول از بدو تولد شروع می شود و معمولا 6 تا 9 ماه و گاهی بیشتر به طول می انجامد که ناشی از انتقال هورمون های مردانه از مادر به نوزاد است و به صورت ورقه های سفید مایل به زرد و چرب روی سر و صورت تظاهر می کند و با دفع تدریجی این هورمون ها از خون شیرخوار به تدریج بیماری خود به خود برطرف می شود.

مرحله دوم بروز این بیماری در دوران بلوغ است و با ظهور هورمون های بلوغ و مردانه به تدریج بیماری برگشت می کند، به صورت شوره سر، خودش را نشان می دهد که معمولا روی یقه پیراهن ها و کت های مشکی به صورت پوسته های خشک و در مواردی، چربی های سفید مایل به زرد تظاهر می کند. علاوه بر شوره سر، در مواردی، پوسته های خشک روی ابروها و کانال گوش و گونه ها و گوشه بینی دیده می شود که با مختصری قرمزی همراه است. علت های دیگر شوره سر، بیماری هایی هستند؛ مانند پسوریازیس، درماتومیوزیت، اگزمای آتوپیک، ایکتیوز و کچلی قارچی سر که هر کدام شان علایمی دارند که بر بالین بیمار می توان به آنها مشکوک شد و با آزمایش هایی به تشخیص قطعی رسید و با درمان های مناسب، آنها را آرام کرد.
شوره ها و داروها


برای درمان شوره سر و صورت می توان از کِرِم ها و لوسیون های کلوتریمازول و کتوکونازول، مرطوب کننده ها و کورتون های ضعیف و شامپوهای محتوی سلنیوم سولفاید، زینک پریتینیوم و کتوکونازول استفاده کرد.

با استفاده از موارد ذکر شده بالا و پس از آرام شدن شدت شوره، می توان درمان را قطع کرد و چون در ایجاد بیماری ، شرایط تغییر نکرده است (یعنی پرکاری غدد چربی ساز وجود دارد و عامل مخمر قارچی هم به عنوان یک مخمر طبیعی روی پوست همه افراد و با تراکم بیشتر روی پوست بیماران مبتلا به اگزمای سبورئیک وجود دارد) با کم شدن عامل محرک بیماری و مولد شوره سر، شوره کمتر می شود؛ چون این مخمر سرعت رشد و تکثیر کندی دارد 2 هفته تا چند هفته به طول می انجامد که دوباره به شمار قبلی برسد.
در این مرحله است که شوره و خارش سر مجددا برقرار خواهد شد بنابراین درمان ضد شوره هر چند هفته به صورت یک دوره باید انجام شود.
یکی از شایع ترین علت های شوره سر، درماتیت سبورئیک است؛ التهاب مزمن پوست در مناطق مملو از غدد چربی ساز مثل پوست سر و صورت، گوش ها، قفسه صدری، پشت، چین های زیر بغل، کشاله ران و ناف.
شوره سر تا آخر عمر

شوره سر با توجه به اینکه علت های مسبب بیماری همیشه برقرار هستند، ممکن است تا پایان عمر وجود داشته باشد و درمان هم به صورت دوره ای انجام شود. افرادی که بیماری پارکینسون دارند، با تشدید دوره هایی از شوره سر و صورت مواجه خواهند بود و نیز اشخاص مبتلا به بیماری ایدز، با شوره شدید و مقاوم به درمان های رایج مواجه خواهند شد.

شامپوهای ضد شوره

شامپوها، ترکیب های مایع تمیز کننده ای هستند که به منظور شست و شوی چربی های غدد چربی ساز پوست سر و بدن، سلول های لایه شاخی جدا شده از پوست سر، شوره سر و آلودگی های محیطی مانند ذرات گرد و غبار و دوده سوخت های فسیلی طراحی شده اند. محتوای تمیز کننده ها و شست و شو کننده ها، عوامل کف کننده، حالت دهنده ها و نرم کننده ها، ضخیم کننده های تار مو، عطرها، ترکیب های محافظ و در مواردی ویتامین ها هستند. بنابراین بر اساس وضعیت کف سر و ساقه موها، شامپوهای متفاوتی عرضه شده است:

1. شامپوهایی برای موهای چرب که به شدت چربی ها را در خود حل کرده و می شویند و مقداری هم نرم کننده دارند.
2. شامپوهایی برای موهای خشک که یک تمیز کننده بسیار ملایم هستند و محتوی مقادیر فراوان نرم کننده هستند.
3. شامپوهای ضد شوره که برای درمان شوره سر طراحی شده و محتوی تراش دهنده لایه شاخی و ترکیب های ضد قارچی، ضدالتهابی و ضد تکثیر بخش سطحی پوست هستند.
4. شامپوهای حرفه ای که برای شست وشوی موها پس از رنگ کردن ساخته شده و مانع متورم شدن تار موها می شوند.
5. شامپو بچه که محتوی یک تمیز کننده ضعیف بوده و در صورت واردشدن به چشم، موجب بی حسی سطح چشم شده و مانع سوزش و قرمزی ملتحمه می شود.

و اما بعد از شامپو

شامپوها اگر بخواهند چربی پوست سر و موها را به طور مناسب بزدایند و برطرف کنند به طور ثانویه موجب زبر و خشک و کدر شدن ساقه موها خواهند شد و بالطبع، شانه کردن و آرایش کردن آن را با مشکل مواجه خواهند کرد. فر و رنگ کردن دایمی موها موجب صدمه به پوشش ساقه موها خواهد شد که عوارضی مانند خش شدن، شکنندگی و گره خوردن موها را هم در پی خواهد داشت و بنابراین برای مقابله با آسیب های ساقه موها و درخشنده کردن آنها کاهش شکنندگی، کاهش سوراخ سوراخ شدن ساقه موها، افزایش قدرت و استحکام ساقه موها و ترمیم پروتئین های صدمه دیده ساقه موها ضروری است که ازحالت دهنده ها و نرم کننده ها استفاده کنیم.

نرم کننده ها، بارهای منفی الکتریکی که در اثر شانه کردن در موها به وجود می آید و موجب دور شدن تارموها از هم می شود را خنثی کرده و به حالت دادن موها کمک می کند. همچنین نرم کننده ها هیچ گاه باعث ریزش موها نمی شوند؛ در حالی که عده ای به غلط اعتقاد دارند که این ترکیب ها موجب ریزش موها می شوند.


behnam5555 07-28-2013 07:16 PM

روش هایی ساده برای رهایی از***که
 

روش هایی ساده برای رهایی از***که

تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار***که‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است‌.
***که بلایی است که تقریبا همه ما دچارش می شویم اما این بلا وقتی بدتر می شود که بند نیاید شاید حدود 50 راه‌ حل، برای درمان ***که شامل درمان‌‌ های خانگی، دارویی و حتی جراحی ارائه شده است. تقریباً همه‌ ممکن‌ است‌ دچار ***که‌ شوند، حتی‌ جنینی‌ که‌ در رحم‌ مادر است‌.این امر که کاملا طبیعی به نظر می رسد در برخی مواقع بسیار آزار دهنده است. مخصوصا زمانی که می خواهیم در جمعی حاضر شویم و یا برای عده ای سخنرانی داشته باشیم. پیشنهادات زیادی برای درمان ***که وجود دارد که لازم است هنگام ابتلا به آن بکار بسته شود.
***که چیست؟

***که‌ عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌.***که‌ یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌. در ایجاد ***که‌ دیافراگم‌ عضله‌ بزرگ‌ و نازکی‌ که‌ قفسه‌ سینه‌ را از شکم‌ جدا می‌ سازد و عصب‌ فرنیک‌ (عصبی‌ که‌ دیافراگم‌ را به‌ مغز وصل‌ می‌کند) نقش‌ دارند.
***که حادثه ای خنده دار

در شرایـط***که به بیـماران توصیـه می شود که آرام بنشینند و تا زمانی که می توانند نفس خود را حبـس کنند. اگر ***که پایـدار باشد، به بیـمار توصیـه می شود که یک پاکت کاغذی روی بینی و دهان خود قرار دهد و به مدت چند دقیقه در داخل آن نفس بکش.
تـمـام ایـن اقـدامـات بـر ایـن پـایـه اسـتـوار اسـت کـه بـرای بـرطـرف کـردن ***که بـایـد سـطـح دی اکسید کربن خون را بـرای چند دقیقه بالا بـرد، ایـن عمل سبب می شود که تنفس به حالت طبیعی بازگردد.

علل ایجاد ***که

اگر چه ***که می تواند با علل و عوامل مختلفی بروز کند، اما مهم ترین عوامل ایجاد کننده این عارضه شامل موارد زیر می شود:
- وجود یک‌ بیماری‌ که‌ سطح‌ سلامت‌ فرد را پایین‌ آورده‌ باشد
- سابقه‌ عمل‌ جراحی‌ اخیر
- مصرف‌ داروها، خصوصا آنهایی‌ که‌ معده‌ را آزرده‌ می ‌سازند
- پر بودن‌ معده‌
- خنده‌ شدید یا احساسات‌ قوی‌
- تغییر در دمای‌ محیط‌
- مصرف‌ الکل‌
نوزادان بیشتر از بزرگسالان ***که می ‌کنند


دلیل اینکه نوزادان نسبت به بزرگسالان بیشتر ***که می ‌کنند، اغلب مربوط به بدن‌ های کوچک و به طور کامل رشد نیافته ‌شان است.‌‌ همان طور که در یک فرد بزرگسال، وقتی معده زیاد پر باشد می ‌تواند باعث ***که شود، باید بدانیم در یک نوزاد هم با در نظر گرفتن اینکه بچه ‌ها معده کوچک تری نسبت به بزرگ تر‌ها دارند و سریع‌ تر پر می‌ شود، این اتفاق خواهد افتاد.
از دیگر دلایلی که نوزادان ***که می ‌کنند ممکن است تا حد زیادی به خاطر رشد نکردن قسمت تحتانی مری آن‌ ها باشد. اسفنکتر تحتانی مری یک ماهیچه دایره‌ای است که در مری باز و بسته می‌ شود و اجازه می ‌دهد غذا وارد معده شود، در برخی از نوزادان این اسفنکتر، بسته نمی‌ شود یا دیر‌تر بسته می‌ شود. بنابراین غذا می‌ تواند به داخل مری برگردد و باعث ***که شود. این عارضه با گذشت زمان حل می ‌شود و جای هیچ نگرانی ندارد.

یکی دیگر از علل ***که، تغذیه نوزادانی است که به جای شیر مادر از شیشه استفاده می ‌کنند و ***که وقتی اتفاق می‌افتد که سوراخ پستانک شیشه سوراخ درشتی داشته باشد و نوزاد هوای زیادی را ببلعد.
در این گونه موارد تنها راه حل ساده‌ای که می ‌توانید انجام دهید این است که با توجه به سوراخ نوک سینه، سر پستانک شیشه را سوراخ کنید و اگر متوجه شدید سوراخ پستانک گشاد شده است آن را تعویض کنید.

درمان ‌های دارویی، جراحی و جایگزین ***که

اگر ***که ادامه پیدا کند، پزشک داروهایی را تجویز می‌کند. «کلرپرومازین» که یک داروی ضد جنون ضداستفراغ است، معمولا اولین داروی انتخابی پزشک است. البته گاهی داروهای دیگری مانند «هالوپوریدول» یا «متوکلوپرامید» نیز برای بیمار تجویز می ‌شوند. داروهای شل‌ کننده عضلات یا ضد دردها نیز گاهی برای درمان ***که به کار می‌ روند.
***که عبارت‌ است‌ از انقباضات‌ ناخودآگاه‌ و مکرر عضله‌ دیافراگم‌. ***که یک‌ علامت‌ است‌ و نه‌ یک‌ بیماری‌.
یکی دیگر از روش ‌های درمان، جراحی عصب فرنیک است. این درمان معمولا به عنوان آخرین راه ‌حل در درمان ***که ‌های مزمن مورد استفاده قرار می ‌گیرد. در بعضی گزارش ‌ها از هیپنوتیزم و طب سوزنی نیز به عنوان راه ‌حل ‌های پیشنهادی طب جایگزین برای درمان ***که ‌های مقاوم نام برده شده است که البته شواهد معتبری برای تایید این روش ‌ها وجود ندارد.
15 راه برای درمان‌ خانگی ***که

در انتها به درمان ‌های خانگی رفع ***که اشاره می‌ کنیم:
1. نگه داشتن نفس و شمردن به آرامی از 1 تا 10
2. نفس کشیدن داخل یک کیسه کاغذی برای مدتی کوتاه
3. نوشیدن سریع یک لیوان آب سرد
4. خوردن یک قاشق شکر یا عسل یا قرار دادن آن در انتهای زبان
5. بالا کشیدن زانوها به درون سینه
6. بیرون کشیدن ناگهانی و شدید زبان
7. گاز زدن یک تکه لیمو ترش
8. غرغره آب یخ
9. ماساژ انتهای گلو
10. خوردن یک قاشق سرکه
11. نوشیدن آب به حالت دراز کشیده و خوردن از سمت مقابل لیوان
12. قرار دادن انگشت در دهان
13. تكان تند و شدیدی به زبان خود بدهید
14. زبان كوچک را به كمک یك قاشق بلند كنید
15. یک تكه نان خشک را بجوید و سپس ببلعید

behnam5555 07-31-2013 04:54 PM


نجات از سكته مغزی !!!

در یک پارتی خانمي پایش به سنگی خورد و با بشقاب غذا
در دستش به زمین خورد، علت زمین خوردنش کفش جدیدش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود. دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتی نشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است و ناراحتی ندارد.
مهماندار بشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.... خانم بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراند و بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.

چند ساعت بعد همسرش به دوستانی که در پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع د
اد که ژولی را به بیمارستان برده اند. خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستان فوت کرد و پزشگان علت مرک را سکته مغزیA.V.C (Accident vasculaire c.ébral) تشخیص دادند..

چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پی می آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقی برخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید

متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردن پارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" آن زن زیبا و جوان اکنون زنده بود...

1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید بخندد.
2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد..
3 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند. مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.

اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد باید فوری امبولانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئول مربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را در جریان گذارد.

اگر کسی این پست را میبینند و آنرا به اشتراک میگذارند،مطمئن باشد که در زندگی اش جان یک یا چند فرد را نجات داده است..

توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیا چقدر است و اگر پست را به اشتراک بگذارید ،تعداد افراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه به میلیونها نفر خواهد رسید...

behnam5555 08-01-2013 07:11 PM


In my dream children sing

در خواب من کودکان آواز می خوانند

A song of love for every boy and girl

ترانه عشق برای همه پسران و دختران

The sky is blue and fields are green

آسمان آبی است و زمین سبز

And laughter is the language of the world

و شادی چیزیست که بین همه انسان ها مشترک است

Then I wake and all I see

ولی وقتی از خواب بیدار می شوم تنها چیزی که میبینم

Is a world full of people in need

دنیایی است پر از انسانهای نیازمند

:53:{پپوله}:53:{پپوله}

Tell me why - does it have to be like this?

به من بگویید چرا باید اینگونه باشد؟

Tell me why - is there something I have missed?

به من بگویید چرا، آیا چیزی هست که من نمیدانم؟

Tell me why - cause I don't understand

به من بگویید چرا، چون من نمیفهمم

When so many need somebody we don't give a helping hand

وقتی این همه انسان نیازمند وجود دارد، ما کمکی بهشان نمیکنیم

Tell me why?

به من بگویید چرا

:53:{پپوله}:53:{پپوله}

Everyday I ask myself

هر روز از خودم میپرسم

What will I have to do to be a man?

من باید چه کنم تا مرد بشوم؟

Do I have to stand and fight

آیا باید بخیزم و بجنگم

To prove to everybody who I am?

تا به همه ثابت شود که من که هستم؟

Is that what my life is for

آیا من برای این به دنیا آمده ام

To waste in a world full of war?

تا عمرم را در دنیایی پر از جنگ تلف کنم؟

Tell me why - does it have to be like this?

به من بگویید چرا باید اینگونه باشد؟

Tell me why - is there something I have missed?

به من بگویید چرا، آیا چیزی هست که من نمیدانم؟

Tell me why - cause I don't understand

به من بگویید چرا، چون من نمیفهمم

When so many need somebody we don't give a helping hand

وقتی این همه انسان نیازمند وجود دارد، ما کمکی بهشان نمیکنیم

Tell me why?

به من بگویید چرا

Tell me why?

به من بگویید چرا؟

Tell me why?

به من بگویید چرا؟

Just tell me why, why, why?

به من بگویید آخر چرا، چـــرا؟

Tell me why - does it have to be like this?

به من بگویید چرا باید اینگونه باشد؟

Tell me why - is there something I have missed?

به من بگویید چرا، آیا چیزی هست که من نمیدانم؟

Tell me why - cause I don't understand

به من بگویید چرا، چون من نمیفهمم

When so many need somebody we don't give a helping hand

وقتی این همه انسان نیازمند وجود دارد، ما کمکی بهشان نمیکنیم

Tell me why - why, why does the tiger run?

به من بگویید چرا به من بگویید چرا وقتی حیوانات فرار میکنند

Tell me why - why, why do we shoot the gun?

به من بگویید چرا ما به سمت آنها شلیک میکنیم؟

Tell me why - why, why do we never learn?

به من بگویید چرا ما هرگز یاد نمیگیریم؟

Can someone tell us why we let the forest burn?

به من بگویید چرا ما اجازه میدهیم جنگل بسوزد؟

Why do we say we care?

چرا ما میگویید که اهمیت میدهیم (در حالی که واقعا اینطور نیست)

Tell me why - why, why do we stand and stare?

به من بگویید چرا ما فقط می ایستیم و نظاره میکنیم؟

Tell me why - why, why do the dolphins cry?

به من بگویید چرا ما اجازه میدهیم که دلفینها گریه کنند؟

Can some one tell us why we let the ocean die?

به من بگویید چرا اجازه میدهیم که دریا بمیرد

Why, why if we're all the same?

اگر همه ما همنوع هستیم

Tell me why - why, why do we pass the blame?

به من بگویید چرا؟ چرا هرگز مسئولیت نمیپذیریم؟

Tell me why - why, why does it never end?

به من بگویید چرا؟ چرا این اتفاق پایان نمیپذیرد؟

Can some one tell us why we cannot just be friends?

به من بگویید چرا ما نمیتوانیم یکدیگر را دوست بداریم؟

Why, why do we close our eyes?

چرا ما چشمهایمان را میبندیم؟

Why, why do the greedy lie?

چرا به مردم دروغ میگوییم؟

Why, why do we fight for land?

چرا برای زمین با یکدیگر میجنگیم؟

Can someone tell us why cause we don't understand

به ما بگویید چرا چون ما نمیفهمیم

behnam5555 08-01-2013 07:13 PM

چرا نباید خربزه را با عسل خورد؟
 

چرا نباید خربزه را با عسل خورد؟


یکی از باورهای قدیمی درباره تغذیه این است که خوردن بعضی مواد غذایی با بعضی دیگر ناسازگار است .منع خوردن خربزه با عسل هم یکی از همان باور های بسیار قدیمی بشمار می رود. که ظاهرا باور درستی است. ترکیب خربزه با عسل در بدن، التهابات شدید و دل درد به دنبال دارد. از دیدگاه شیمی این واکنش را به قند های موجود در این مواد نسبت می دهند.

عسل دارای قند لولوز و خربزه دارای قند گلوکوز است.
هردو قند به سرعت جذب بدن می شوند و آنتالپی را بالا می برند. افزایش آنتالپی می تواند وضعیت عمومی بدن را بهم بریزد


نکته:آنتالپی( اندر تافت)مقدار گرمای سامانه در فشار ثابت است
تغییر آنتالپی یا
ΔH
عبارت است از میزان گرمایی که در تبدیل واکنش دهنده(ها) به فراورده(ها) در یک واکنش شیمیایی مبادله می شود


behnam5555 08-01-2013 07:15 PM

چرا هنگام خرد کردن پیاز اشک می ریزیم؟
 

چرا هنگام خرد کردن پیاز اشک می ریزیم؟

حتما برای شما هم پیش آمده است که هنگام خرد کردن پیاز و یا سالاد درست کردن وقتی سر و کارتان با پیاز می‌افتد، اشک از چشمان‌تان سرازیر شود. تا به حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا وقتی با پیاز سر و کار داریم، اشک‌هایمان جاری می‌شود؟


هنگامی که شما پیاز را می‌برید، سلول‌های پیاز پاره می‌شوند. در سلول‌های پیاز دو ماده اصلی وجود دارد یکی آنزیمی به نام آلیناز و دیگری ماده‌ای به نام گوگرد. ترکیبات گوگردی به وسیله آنزیم آلیناز تجزیه شده و ترکیبات ناپایدار گوگردی تولید می‌کنند که بلافاصله در فضا پخش می‌شوند و این گاز است که کار خودش را می‌کند وقتی این گاز به مخاط چشمان شما می‌رسد با آب واکنش نشان می‌دهد و اسیدسولفوریک در چشمان شما تولید می‌کند.این اسید اعصاب حسی چشمان شما را تحریک کرده و در این هنگام است که چشمان شما به سوزش می‌افتد و اشک از چشمان شما سرازیر می‌شود
حتما شما هم دوست دارید وقتی دفعه دیگر پیاز پوست می‌کنید دچار ریزش‌اشک نشوید برای این منظور بهتر است پیش از پوست کندن پیاز آن را در یخچال قرار دهید تا خنک شود. خنک شدن پیاز ترکیب اشک‌آور آن را ضعیف می‌کند و دیگر پیاز چندان موجب آبریزش از چشمان شما نمی‌شود. پیش از پوست کندن پیاز دستان‌تان را خیس کنید و پیاز را خیس‌خیس پوست بکنید. با این کار ماده اشک‌آور پیاز در رطوبت دستان شما مخلوط می‌شود و نمی‌تواند در فضا پخش شود و موجب ریزش اشک‌هایتان شود همچنین زمانی که پیاز را زیر آب پوست می‌‌گیریم، بخش اعظم ماده اشک آور پیاز با آب شسته می‌شود و از خاصیت اشک آور بودن آن کاسته می‌گردد همچنین می توانید علاوه بر اینها هنگام خرد کردن پیاز یک چوب کبریت در دهان خود درست پشت دندانهایتان بصورت عمودی قرار دهید و تا پایان کار خرد کردن بگذارید در همان حالت بماند با این روش‌ها مواد اشک‌آور کمتر به مخاط چشم می‌رسند و شما کمتر دچار ریزش اشک می‌شوید


behnam5555 08-01-2013 07:18 PM

چرا می گویم ماستمالی نکن؟
 

چرا می گویم ماستمالی نکن؟

حتما شنیده اید که می گویند ماستمالی نکن یا بکن، شاید خودتان هم به کس یا کسانی گفته باشید

تا بحال به این فکر کرده اید که این جمله از کجا می آید؟ ، امروز به همه شما به من بگو چرا؟ یهای عزیز خواهیم گفت
قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که در عصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی(رضا خان) اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است: هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند. این داستان مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد. آری، ماستمالی کردن یعنی قضیه را به صورت ظاهر خاتمه دادن، از آن موقع ورد زبان گردید و در موارد لازم و بالمناسبه مورد استفاده و استناد قرار می گیرد


behnam5555 08-01-2013 07:21 PM

چرا‌ چشم‌هایمان را هنگام ‌عطسه ‌میبندیم؟
 

چرا‌ چشم‌هایمان را هنگام ‌عطسه ‌میبندیم؟

شايد شنيده باشيد كه عطسه كردن با چشمان باز موجب مي‌شود ناگهان چشم‌هايتان از حدقه بيرون بزند و براي هميشه از نعمت بينايي محروم شويد. به همين دليل هم هيچ‌وقت حتي جرات هم نكرده‌ايد هنگام عطسه سعي كنيد چشمان خود را باز نگه داريد اما به نظر شما آيا اين باور قديمي واقعيت دارد؟‌براي اين كه در اين باره تحقيقات بيشتري انجام دهيم، بهتر است آنچه را كه هنگام عطسه در بدن اتفاق مي‌‌افتد، بدقت مورد بررسي قرار دهيم
در حقيقت عطسه يك مكانيسم دفاعي است كه بدن از آن به عنوان راهكاري براي خارج كردن ذرات گرد و غبار، گرده گل‌ها و ديگر مواد آلرژي‌زا از مجاري تنفسي استفاده مي‌كند. گاهي قرار گرفتن در معرض هواي سرد هم موجب عطسه مي‌شود. عطسه كردن هنگام سرماخوردگي نيز طبيعي است. چرا كه هنگام ابتلا به سرماخوردگي، مجراي بيني متورم مي‌شود و در نتيجه، حساسيت آن در مقايسه با ديگر مواقع افزايش مي‌يابد. به عبارت ديگر، احساس سوزش در بيني موجب عطسه مي‌شود

گرچه عطسه يك واكنش غيرارادي است، اما هنگام عطسه، در بدن مجموعه فعاليت‌هاي منظم و خودكار انجام مي‌شود. وقتي پوشش داخلي مجراي بيني تحت تاثير يك ماده محرك قرار مي‌گيرد، عصب‌هاي اين قسمت از بيني تحريك مي‌شوند و پيام‌هايي را به قسمت پاييني مغز ارسال مي‌كنند و به اين ترتيب، مغز فعاليت‌هاي لازم براي واكنش بدن نسبت به عامل محرك را كه موجب عطسه مي‌شود، راه‌اندازي مي‌كند

ماهيچه‌ها و عضلات قفسه سينه بازشده، پرده ديافراگم كه پرده‌اي ماهيچه‌اي بين حفره شكمي و سينه‌اي است، بسته و ريه‌ها پر از هوا مي‌شود؛ عضلاتي كه پشت گلو و تارهاي صوتي قرار دارند نيز منقبض مي‌شوند و به اين ترتيب، عضلات شكم و سينه نيز با چنين تغييراتي مواجه مي‌شود و سرانجام با عطسه كردن حدود 2 هزار تا 5 هزار ذرات بسيار كوچك از هوا و مايع مخاطي مجراي تنفسي با سرعت متوسط 112 تا 160 كيلومتر بر ساعت از دهان فردي كه در حال عطسه كردن است، خارج مي‌شود.
ممكن است چنين تصور كنيد كه بسته شدن غيرارادي چشم‌ها هنگام عطسه هم يك مكانيسم دفاعي است تا از ورود ذرات آلوده خروجي از مجراي تنفسي به داخل چشم‌ها جلوگيري كند، اما در حقيقت بسته شدن چشم‌‌ها ناشي از واكنش عضلات پلك چشم در واكنش به عطسه است



اکنون ساعت 01:15 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)