پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 08-25-2013 06:47 PM


مکتب دار محله "مهاد مهین" (از محلات قدیمی شهر تبریز) به مادر کودک گفت فرزند شما هر روز پژمرده تر و منزوی تر می شود مادر گفت : از زمانی که پدرش در جنگ (ایران و عثمانی) گمشده است کودکم را نمی دانم چگونه شاد کنم کمک دولت کفاف زندگیمان را نمی دهد . پیر مرد مکتب دار کمی فکر کرد و گفت با او گفتگو کن .
مادر گفت فقط گفتگو ! در حالی که چشم کودک به دست من است .
پیرمرد گفت خیر عقل کودک به زبان شماست اگر با کودک گفتگو کنید بسیاری از خیالات او کاسته می شود او هم اکنون در دست رویاهای تیره اسیر است .
این همان نکته ایی ست که ارد بزرگ اندیشمند کشورمان از آن یاد می کند و می گوید : کودکان برای شاد بودن ، بیش از هر چیزی به گفتگو با ما نیاز دارند .
گفته می شود با تحول در رابطه مادر و کودک ، بتدریج روحیه کودک تغییر نموده و انزوای او در هم شکست .

behnam5555 08-25-2013 06:54 PM

تک بیت ها
 
تک بیت ها
غفلت ما از شب است اینگونه ما غافل شدیم
علت غافل شدن را با سکوت عامل شدیم


اشک من نیز روان دل تو خاموش است
ریزش آب بر آتش ثمرش خاموشی است


خواستم وعده گذارم لب آب روان
تا رخ چون مه تو نیز دو چندان گردد


گر که خواهم از لبت بوسه مرنج
قند در سیلاب اشک حل می شود


خواستم مرهم گذارم از تو روی زخم خویش
غافل از اینکه نمک بر زخم خود پاشیده ام


از نگاه من اگر که نشنوی حرف مرا
بعد از این فریاد من گوش فلک کر می کند


لبانت پسته خندان دو چشمت همچو بادام است
مگر یک بته زیبا دو حاصل می توان دادن


اشک مرا بدید واز من برید
بر آب ها بنا ماندگار نیست


هر کسی را از گذشت زندگی سهمی بود
سهم ما از زندگی هم جز کلاهی بیش نیست


گر که لبخندی نثار این دل خون می نمود
تلخ کامی های دنیا حاجت شکر نبود


بعد عمری که نشستیم در ره دیدار دوست
لحظه دیدار ها چشمان ما در خواب شد


چشم او را دیده ام وقتی که اشک آلود بود
ای عجب بر شعله هم یک قطره آبی نشست

behnam5555 08-25-2013 06:57 PM

گناه...شعری چاپ نشده از فروغ فرخزاد.......
 

گناه...شعری چاپ نشده از فروغ فرخزاد.......

گنه كردم گناهی پر ز لذت
كنار پيكری لرزان و مدهوش
خداوندا چه می دانم چه كردم
در آن خلوتگه تاريك و خاموش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
نگه كردم بچشم پر ز رازش
دلم در سينه بی تابانه لرزيد
ز خواهش های چشم پر نيازش

در آن خلوتگه تاريك و خاموش
پريشان در كنار او نشستم
لبش بر روی لب هايم هوس ريخت
زاندوه دل ديوانه رستم

فرو خواندم بگوشش قصه عشق:
ترا می خواهم ای جانانه من
ترا می خواهم ای آغوش جانبخش
ترا ای عاشق ديوانه من

هوس در ديدگانش شعله افروخت
شراب سرخ در پيمانه رقصيد
تن من در میان بستر نرم
بروی سينه اش مستانه لرزيد

گنه كردم گناهی پر ز لذت
در آغوشی كه گرم و آتشين بود
گنه كردم میان بازوانی
كه داغ وكينه جوی و آهنين بود

behnam5555 08-25-2013 06:59 PM

خال
 

خال

اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سمرقند بخارا را

و در ادامه شعراي ديگر در پاسخ حافظ...
صائب تبريزي

اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم سر و دست و تن و پا را
هر آنکس چيز مي بخشد ز مال خويش مي بخشد
نه چون حافظ که مي بخشد سمرقند و بخارا را

شهريار

اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
به خال هندويش بخشم تمام روح اجزا را
هر آنکس که چيز مي بخشد بسان مرد مي بخشد
نه چون صائب که مي بخشد سر و دست و تن و پا را
سر و دست و پا را به خاک گور مي بخشند
نه بر آن ترک شيرازي که برده جمله دلها را

فاطمه دريايي

اگر آن ترک شيرازي بدست آرد دل ما را
خوشا بر حال خوشبختش، بدست آورد دنيا را
نه جان و روح مي بخشم نه املاک بخارا را
مگر بنگاه املاکم؟چه معني دارد اين کارا؟
و خال هندويش ديگر ندارد ارزشي اصلأ
که با جراحي صورت عمل کردند خال ها را
نه حافظ داد املاکي، نه صائب دست و پا ها را
فقط مي خواستند اين ها، بگيرند وقت ما ها را......؟؟؟؟؟

behnam5555 08-25-2013 07:11 PM

نامزد دكتر مصدق
 
نامزد دكتر مصدق

مرکز اسناد انقلاب اسلامی - اشرف الملوك فخرالدوله، فرزند مظفرالدین شاه قاجار و مادر علی امینی -یكی از نخست وزیران دوره پهلوی دوم- بود كه در سال 1334 هجری شمسی بر اثر سكته قلبی و در سن 73 سالگی درگذشت.

به گزارشوبگردي به نقل از باشگاه خبرنگاران:مرکز اسناد انقلاب اسلامی - اشرف الملوك فخرالدوله، فرزند مظفرالدین شاه قاجار و مادر علی امینی -یكی از نخست وزیران دوره پهلوی دوم- بود كه در سال 1334 هجری شمسی بر اثر سكته قلبی و در سن 73 سالگی درگذشت.

وی قبل از ازدواج با محسن خان امین الملك، به نامزدی پسرخاله خود دكتر محمد مصدق در آمده بود، ولی این نامزدی به ازدواج ختم نشد.

http://cdn.asriran.com/files/fa/news...303892_196.jpg

این عكس در سال ۱۳۱۳ در راه قاهره به مكه از اشرف الملوك فخرالدوله برداشته شده‌است


http://cdn.asriran.com/files/fa/news...303893_740.jpg

عكسی از دوران كهنسالی اشرف الملوك فخرالدوله


behnam5555 08-29-2013 07:43 PM

گفتی و گفتم
 

گفتی و گفتم

گفتی که می بوسم تو را، گفتم تمنا می کنم
گفتی اگر بيند کسی، گفتم که حاشا می کنم

گفتی ز بخت بد اگر ناگه رقيب آيد ز در
گفتم که با افسون گری او را ز سر وا می کنم

گفتی که تلخی های می، گر ناگوار افتد مرا
گفتم که با نوش لبم آن را گوارا می کنم

گفتی چه می بينی بگو، در چشم چون آيينه ام
گفتم که من خود را در او عريان تماشا می کنم

گفتی که از بی طاقتی دل قصد يغما می کند
گفتم که با يغماگران باری مدارا می کنم

گفتی که پيوند تو را با نقد هستی می خرم
گفتم که ارزان تر از اين من با تو سودا می کنم

گفتی اگر از کوی خود روزی تو را گويم برو
گفتم که صد سال دگر امروز و فردا می کنم

گفتی اگر از پای خود زنجير عشقت وا کنم
گفتم ز تو ديوانه تر دانی که پيدا می کنم

از: سیمین بهبهانی

behnam5555 08-29-2013 07:45 PM


آقايان درسن14تا17سال مانند کشور کره شمالي هستند كه قدرتي ندارند ولي ادعاي قدرت و سرکشي مي کنند.

در سن18 تا 19سالگى،مثل هندوستان هستندكه براي زندگي کردن 4 راه پيش روي خود مي بينند. ياکنکور يا سربازي، به عبارت بهتر (آشخوري) يابيشتر مواقع عاشق ميشن و تا صبح واسه عشقشون شعر ميگن و ياپايان زندگي و مرگ.

در سن 20تا27سالگى، مانندکاناداهستندكه بسيارخون گرم ومهربان اوج جواني،زيباودلربا، براي هردختري خيلي زودويزاي پذيرش صادرمي کنند.دراين دوران درتمام مدت ازطرف جنس مخالف زيرنظرهستن وبرايشان دامهاي زيادي گسترانده شده است.

بين سن27تا32سالگى،مانندترکيه هستندكه بدين معناکه دردام گرفتارشده اندوفقط به حرف رئيس بزرگ که همان خانومشان باشدگوش مي دهند.پرازعشق.

درسن32تا40سالگى،مثل ژاپن هستندكه کاملا"کاري شده اند.آينده روشن رادرفعاليت شبانه روزي مي بينند.

بين40تا50سالگى،مانندروسيه هستندكه بسيارپهناور،آرام وبسيارقدرتمنددرجامعه وبه عنوان راهنماوحلال مشکلات.

درسن50تا65سالگى،مانندکشورهاي تازه استقلال يافته شوروي سابق هستندكه بايک گذشته درخشان وبدون آينده.

بعداز65سالگى،شبيه عربستان هستندكه همگان فقط به خاطرمال وثروت به آنهااحترام مي گذارند.


behnam5555 08-29-2013 07:48 PM

طنز

تحقيقات نشان داده كه فقط 50% مردها عقل دارند
50% بقيه زن دارند !!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
مردها بر اثر كمبود عاطفه ازدواج مي كنند
بر اثر كمبود حوصله طلاق مي دن
ولي نكته جالب اينه كه بر اثر كمبود حافظه دوباره ازدواج مي كنند !!!! ؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
مردها سه تا آرزو دارن :
- اونقدر كه مامانشون مي گن خوش تيپ باشن !
- اونقدر كه بچه شون مي گن پولدار باشن !
و مهمتر از همه اينكه :
- اونقدر كه زنشون شك داره زن داشته باشن !!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
- بيشتر مردان موفقيت شون رو مديون زن اولشون هستند و
زن دومشون رو مديون موفقيت شون !!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
مرد اولي : امان از دست اين زنها !؟ زنم تمام دارائيمو برداشت و رفت !
دومي : خوش به حالت ! زن من تمام دارائي مو برداشت و نرفت !!!! ؟؟؟؟؟

------------------------------------
- زن به شوهر : من احمق بودم كه باهات ازدواج كردم !
مرد : عزيزم چرا عصباني مي شي ! خب من هم عاشقت بودم اينو نفهميدم !!!! ؟؟؟؟؟

------------------------------------
فرق پير دختر با پير پسر:
- اولي موفق نشده ازدواج كنه
ولي دومي موفق شده ازدواج نكنه !!! ؟؟؟

------------------------------------
- يه ضرب المثل آموزنده هست كه مي گه :
مردن براي زني كه عاشقشي از زندگي باهاش آسون تره !!!!! ؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
مرد به زن : عزيزم ممنونم ازت ! تو اعتقاد به دين رو به زندگيم آوردي!
چون من قبل از ازدواج معتقد بودم جهنم اصلا’ وجود نداره !!!!! ؟؟؟؟؟؟؟

------------------------------------
زماني كه يك زن كه با مردي ازدواج مي كند انتظار دارد كه او تغيير كند ولي اينگونه نمي شود
زماني كه يك مرد با زني ازدواج مي كند مطمئن است كه آن زن تغيير نمي كند و اينگونه مي شود

------------------------------------
يك زن در بحث حرف آخر را مي زند
بعد از آن، هر حرفي كه مرد بزند، شروع يك بحث جديد است
------------------------------------

و خداوند زن را آفريد تا هيچ مردي به مرگ طبيعي نميرد ( سوره سكته آيات حرص تا دق)
-----------------------
قوانين طلائي همسرداري (براي مردان ‎):
قانون اول: بايد زني داشته باشيد كه در كارهاي خانه مثل آشپزي، تميزكاري، گردگيري و ... خوب باشد ‎.
قانون دوم: بايد زني داشته باشيد كه موجبات سرگرمي و خنده و شادي شما را فراهم نمايد ‎.
قانون سوم: بايد زني داشته باشيد مورد اعتماد و اطمينان و راستگو‎ .
قانون چهارم: بايد زني داشته باشيد كه از بودن با او لذت ببريد و باعث آرامش خاطر شما باشد‎ .
قانون پنجم: خيلي خيلي اهميت دارد كه اين چهار زن از وجود يكديگر بي خبر باشند ‎!!!

-------------------------------------
زن .يه به شوهرش ميگه: شوهر همسايه هر روز صبح كه ميخواد بره سر كار زنش رو ميبوسه! تو چرا اين كار رو نمي كني؟
شوهر ميگه: آخه من كه زنه رو خوب نمي شناسم !!

-------------------------------------
بچه از باباش ميپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگي ميكنند يا باهم هستن؟
باباهه ميگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون يكجا باشن كه آنجا ديگه بهشت نميشه ‎ !!!

-------------------------------------
مرداحساس را كشف كرد و زن عشق را،
مرد كار را كشف كرد و زن خانه داري را،
مرد پول را اختراع كرد و زن خريد را،
از آن زمان، مرد چيزهاي بسيار زيادي كشف و اختراع كرد، و زن همچنان در حال خريد است ‎ !!!

-------------------------------------
يك زن نگران آينده است تا زماني كه شوهر كند
يك مرد هرگز نگران آينده نيست تا زماني كه زن بگيرد
يك مرد موفق مرديست كه درآمدش بيشتر از مبلغي باشد كه زنش خرج مي كند
يك زن موفق زنيست كه بتواند چنين مردي را پيدا كند

-------------------------------------
براي اينكه با يك مرد شاد باشيد بايد او را كاملا درك كنيد و كمي دوست داشته باشيد
براي اينكه با يك زن شاد باشيد بايد او را كاملا دوست داشته باشيد و اصلا سعي نكنيد كه او را درك كنيد

-------------------------------------
مردان متاهل بيشتر از مردان مجرد عمر مي كنند در عوض مردان متاهل بيشتر آرزوي مرگ مي كنند


behnam5555 08-30-2013 04:55 PM


از شیخ بهایی پرسیدند: سخت میگذرد،چه باید کرد؟
گفت: خودت که میگویی سخت میگذرد، سخت که نمی ماند!
پس خدارو شکر که می گذرد و نمی ماند ...ا


behnam5555 08-30-2013 05:06 PM

چکامه و آوا : فروغ فرخ زاد
 

چکامه و آوا : فروغ فرخ زاد

آن کلاغی که پرید
از فراز سرِ ما

و فرو رفت در اندیشه ی آشفته ی ابری ولگرد

و صدایش همچون نیزه ی کوتاهی

پهنای افق را پیمود

خبر ما را با خود خواهد برد به شهر


همه می دانند

همه می دانند

که من و تو از آن روزنه ی سرد عبوس

باغ را دیدیم

و از آن شاخه ی بازیگر دور از دست

سیب را چیدیم


همه می ترسند

همه می ترسند، اما من و تو

به چراغ و آب و آینه پیوستیم

و نترسیدیم


سخن از پیوند سست دو نام

و هم آغوشی در اوراق کهنه ی یک دفتر نیست

سخن از گیسوی خوشبخت من است


با شقایقهای سوخته ی بوسه ی تو

و صمیمیت تن هامان، در طراری

و درخشیدن عریانمان

مثل فلس ماهی ها در آب


سخن از زندگی نقره ای آوازی ست

که سحر گاهان فواره ی کوچک می خواند


مادر آن جنگل سبز سیال

شبی از خرگوشان وحشی

و در آن دریای مضطرب خونسرد

از صدف های پر از مروارید

و در آن کوه غریب فاتح

از عقابان وان پرسیدیم

که چه باید کرد


همه می دانند

همه می دانند

ما به خواب سرد و ساکت سیمرغان، ره یافته ایم

ما حقیقت را در باغچه پیدا کردیم

در نگاه شرم آگین گلی گمنام

و بقا را در یک لحظه ی نامحدود

که دو خورشید به هم خیره شدند


سخن از پچ پچ ترسانی در ظلمت نیست

سخن از روزست و پنجره های باز


و هوای تازه

و اجاقی که در آن اشیاء بیهده می سوزند

و زمینی که ز کشتی دیگر بارور است

و تولد و تکامل و غرور


سخن از دستان عاشق ماست

که پلی از پیغام عطر و نور و نسیم

بر فراز شبها ساخته اند


به چمنزار بیا

به چمنزار بزرگ

و صدایم کن، از پشت نفس های گل ابریشم

همچنان آهو که جفتش را


پرده ها از بغضی پنهانی سرشارند

و کبوترهای معصوم

از بلندی های برج سپید خود

به زمین می نگرند


behnam5555 08-30-2013 05:10 PM


کسی گفت که در بازار بغداد میگذشتم، یکی را هزار تازیانه بزدند و آه نکرد.
وقتی که به حبس میبردندش پرسیدم که این زخم از بهر چه بود؟
گفت :از آنکه شیفته ی معشوقم.
گقتم چرا زاری نکردی تا تخفیف کردندی؟
گفت :از آنکه معشوق به نظاره بود . به مشاهده ی معشوق چنان مستغرق بودم که پروای زاریدن نداشتم!
...گفتم اگر دیدارت بر دیدار حق بودی چه کردی؟
آهی برآورد و جان نثارِ دوست کرد و رفت!
"آری .چون عشق درست بوَد ، بلا به رنگ نعمت شود"
دولتی بزرگ است این جمال دوست، تو را به خود راه دهد تا در مشاهده ی وی ،همه قهری به لطف گیری
(برگرفته از کشف الاسرار...خواجه فضل الله رشیدالدین میبدی)

behnam5555 08-30-2013 05:14 PM


شب یلدا

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ايرانيان نزديك به 4 هزار سال است كه شب يلدا ــ آخرين شب پاييز و آذرماه ــ را كه درازترين و تاريكترين شب در طول سال است تا سپيده دم بيدار مانده، در كنار يكديگر خود را سرگرم كرده تا اندوه غيبت خورشيد و تاريكي و نيز سردي هوا روحيه آنان را تضعيف نكند و با به روشني گراييدن آسمان (حصول اطمينان از بازگشت خورشيد در پي يك شب طولاني و سياه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب رفته و لختي بيآسوده اند پيشتر، ايرانيان (مردم سراسر ايران زمين) روز پس از شب يلدا (يكم دي ماه) را «خور روز» و «ديگان = دي گان» مي خواندند و به استراحت مي پرداختند و تعطيل عمومي بود. در اين روز عمدتا به اين لحاظ از كار دست مي كشيدند كه نمي خواستند احيانا مرتكب بدي كردن شوند كه ميترائيسم ارتكاب هر كار بد، ولو كوچك را در روز تولد خورشيد گناهي بزرگ مي شمرد. «هرمان هيرت» زبانشناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبيقي زبانهاي آريايي را نوشته است كه پارسي از جمله اين زبانها است نظر داده كه «دي» به معناي «روز» به اين دليل بر اين ماه ايراني گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشيد است. بايد دانست كه انگليسي يك زبان گرمانيك (خانواده زبانهاي آلماني) و ازخانواده بزرگتر زبانهاي آريايي (آرين( است. هرمان هيرت در آستانه «دي گان» به دنيا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشيد بود، مباهات بسيار مي كرد.
فردوسي به استناد منابع خود، يلدا و «خور روز» را به هوشنگ از شاهان پيشدادي ايران ) كيانيان كه از سيستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در اين زمينه از جمله گفته است:

فردوسي
كه ما را ز دين بهي ننگ نيست
به گيتي، «به» از دين هوشنگ نيست
همه راه «داد» است و آيين مهر
نظر كردن اندر شمار سپهر
آداب شب يلدا در طول زمان تغيير نكرده و ايرانيان در اين شب، باقيمانده ميوه هايي را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات مي خورند و دور هم گرد هيزم افروخته و بخاري روشن مي نشينند تا سپيده دم بشارت شكست تاريكي و ظلمت و آمدن روشنايي و
گرمي (در ايران باستان، از ميان نرفتن و زنده بودن خورشيد كه بدون آن حيات نخواهد بود) را بدهد، زيرا كه به زعم آنان در اين شب، تاريكي و سياهي در اوج خود است.
«خور روز (دي گان)، يكم دي ماه» در ايران باستان درعين حال روز برابري انسانها بود. در اين روز همگان از جمله شاه لباس ساده مي پوشيدند تا يكسان به نظر آيند و كسي حق دستور دادن به ديگري را نداشت و كارها داوطلبانه انجام مي گرفت، نه تحت امر. در اين روز جنگ كردن و خونريزي، حتي كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. اين موضوع را نيروهاي متخاصم ايرانيان مي دانستند و در جبهه ها رعايت مي كردند و خونريزي موقتا قطع مي شد و بسيار ديده شده است كه همين قطع موقت جنگ، به صلح طولاني و صفا انجاميده بود.
واژه «يلدا» از دوران ساسانيان كه متمايل به بكار گيري خط سرياني (الفباي از راست به چپ) شده بودند بكار رفته است. «يلدا » همان "ميلاد" به معناي زايش، زادروز يا تولد است كه از آن زبان سامي وارد پارسي شده است. بايد دانست كه هنوز در بسياري از نقاط ايران مخصوصا در جنوب و جنوب خاوري براي ناميدن بلندترين شب سال ، به جاي شب يلدا از واژه مركب شب چله ( 40 روز مانده به جشن سده ــ شب سياه و سرد ) استفاده مي شود.
مراسم شب يلدا (شب چله) از طريق ايران به قلمرو روميان راه يافت و جشن «ساتورن» خوانده مي شد. جشن ساتورن پس از مسيحي شدن رومي ها هم اعتبار خود را از دست نداد و ادامه يافت كه در همان نخستين سده آزاد شدن پيروي از مسيحيت در ميان روميان، با تصويب رئيس وقت كليسا، كريسمس (مراسم ميلاد مسيح ) را 25 دسامبر قراردادند كه چهار روز و در سالهاي كبيسه سه روز پس از يلدا (شب 21 دسامبر) است و مفهوم هر دو واژه هم يكي است. از آن پس اين دو ميلاد تقريبا باهم بر گزار مي شده اند. آراستن سرو وكاج در كريسمس هم از ايران باستان اقتباس شده است، زيراكه ايرانيان به اين دو درخت مخصوصا سرو به چشم مظهر مقاومت در برابر تاريكي و سرما مي نگريستند و در «خور روز» در برابر سرو مي ايستادند و عهد مي كردند كه تا سال بعد يك نهال سرو ديگر كشت كنند.

behnam5555 08-30-2013 05:18 PM


قدرت اندیشه :

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می کرد . او می خواست مزرعه سیب زمینی اش راشخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می توانست به او کمک کند در زندان بود .پیرمرد نامه ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد :
پسرعزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم . من نمی خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می شد . من می دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می زدی .
دوستدار تو پدرت.

پسرش پاسخ داد :
پدر, به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن , من آنجا اسلحه پنهان کرده ام
صبح فردا 12 نفر از مأموران FBI و افسران پلیس محلی دیده شدند , و تمام مزرعه را شخم زدند بدون اینکه اسلحه ای پیدا کنند . پیرمرد بهت زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می خواهد چه کند ؟

پسرش پاسخ داد :
پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می توانستم برایت انجام بدهم .
در دنیا هیچ بن بستی نیست " یا راهی‌ خواهم یافت، یا راهی‌ خواهم ساخت "

behnam5555 08-30-2013 05:26 PM

« عجب احمقی هستی »
 

« عجب احمقی هستی »

روزی آقا محمد خان قاجار فرمان داد در حضورش گوش شخصی را ببرند و میر غضب سفره چرمی را گسترده و آن شخص را روی آن سفره نشانید هنگام که تیغ را برای قطع گوش محکوم تیز می کرد. و مرد بدبخت آهسته چیزی باوگفت آقا محمد خان مشکوک شده و محکوم را به پیش خوانده و گفت: به میر غضب چه می گفتی ؟ مرد جرائت نکرد چیزی بگوید.
آقا محمد خان میر غضب را احضار کرد و گفت : اگر حقیقت را نگوئید امر می دهم گردن هر دو را بزنند میر غضب که با اخلاق سر سلسله قاجار آشنا بود و می دانست هر چه بگوید عمل می کند. ناچار گفت : این شخص التماس می کرد که اگر گوشش را از بیخ نزنم در عوض 5 ریال بمن خواهد داد. آقا محمد خان رو به طرف محکوم کرد و گفت : عجب احمقی هستی 5 ریال به خودم بده تا بگویم اصلا گوشت را نبرند .


behnam5555 08-30-2013 05:31 PM

عشق یعنی ...
 

عشق یعنی ...

عشق یعنی شاعری دلسوخته http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی آتشی افروخته http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی با گلی گفتن سخن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی خون لاله بر چمن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی شعله برخرمن زدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی رسم دل بر هم زدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی یک تیمم، یک نماز http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی عالمی رازو نیاز http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی با پرستو پر زدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی آب بر آذر زدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی چون محمد پا به راه http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی همچو یوسف قعر چاه http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی بیستون کندن به دست http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی زاهد اما بت پرست http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی همچو من شیدا شدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی قطره و دریا شدن http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی یک شقایق غرق خون http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی درد و محنت در درون http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی یک تبلور، یک سرود http://blogfa.com/images/smileys/04.gif
عشق یعنی یک سلام و یک درود



behnam5555 08-30-2013 05:50 PM

چه بسا در زیر هر سنگ قبر یک تاریخ خفته باشد
 

چه بسا در زیر هر سنگ قبر یک تاریخ خفته باشد

توجه به تاريخ ، انسانيت ما را به سوي راز انسان بودن رهبري مي کند . اين واقعيت كه ما آدميان تاريخ دارم و به واسطه تاريخ ، آن شده ايم كه هستيم و اينكه تاريخ تا امروز ، زمان بسيار كوتاهي را گذرانده است ، پرسشي را پيش مي آورد كه تارخ از كجا مي آيد ؟ به كجا مي رود ؟ و چه معنايي دارد ؟

بسياري از برجستگان جوامع بشري كوشيده اند پاسخي براي اين سوالات بيابند اما به نظر مي رسد : بهترين پاسخ را لئوتولستوي نويسنده بزرگ روس داده است كه مي گويد
:

چه بسا در زیر هر سنگ قبر یک تاریخ خفته باشد !

behnam5555 08-30-2013 05:52 PM


خلاصه ای از تاریخ عالم در سه کلمه

جواني سعادتمند به قدرت رسيد و چون بي اندازه شوق داشت که به تاريخ دنيا و گذشت كار جهان آشنا بشود از مردي پر تجربه خواست كه خلاصه اي از تاريخ عالم را براي او تدوين كند تا هر وقت فراغتي دارد آن را مطالعه نمايد
مرد مورخ ، اطاعت كرد و بعد از 10 سال با يك قطار شتركه بر پشت هر يك از آنها ده ها جلد كتاب قطور و سنگين بود به حضور شاه رسيد و گفت اين مجلدات خلاصه از تاريخ جهان است و از اين خلاصه تر كردن آن ميسر نبود .
شاه از ديدن آن همه كتاب بزرگ به وحشت امان آمد وگفت من با اين مشغله هايي ، كه در كار سلطنت دارم هرگز به خواندن آنها موفق نخواهم شد ، ولي چون تشنه دانستن خلاصه تاريخ دنيا هستم تقاضا دارم كه باز هم آن را خلاصه كني و از آن چيزي ترتيب دهي كه وقت من به خواندن آن وفا كند و معرفتي كه طالب آنم ، مرا حاصل آيد .
دانشمند كه جز فرمانبرداري چاره اي نداشت به خانه بازگشت و بعد از چندين سال در حالي كه قدش چون كمان خميده و برف پيري بر سر و رويش نشته بود با دو جلد كتاب متوسط الحجم به خدمت پادشاه رسيد و آنها را تقديم كرد . شاه كه بر اثر مشغله زياد و ملالت روزگار ف نشاط گذشته خود را از دسته داده بود و بر لب بام بودن آفتاب عمر خود را احساس مي كرد به پيره مرد گفت ، كه ديگر ايام حيات من معدود است و اميد آنكه به مطالعه اين دو جلد كتاب هم برسم ، در پيش نيست و افسوس مي خورم كه مي ميرم و از دانستن خلاصه تاريخ جهان محروم مي مانم ؛ اگر عنايت و لطفي شود كه ازاين خلاصه تر چيزي در دسترس من بگذاري آبي بر آتش سوزان درون من ريخته اي و نفسي را در اين ايام آخر حيات ، آسوده خاطر ساخته اي . پيرمرد مورخ ، باز اطاعت كرد و بعد از 1 سال عصا زنتن و افتان و خيزان خود را به خدمت شه رساند و يك جلد كتاب كوچك كه آخرين خلاصه تاريخ عالم بود به حضور شاه آورد در حالي كه شاه به علت بيماري گوناگون و لاعلاج بر بالين اختضار بود . شاه محتضر به زحمت چشم باز كرد و پير مرد و كتاب كوچك او راديد و گفت : افسوس كه ديگر دقايق آخر عمر من است و مجال آنكه حتي چشمم بر يك صفحه بيفتد فراهم نيست ، اي پير مرد روشن ضمير جاي هزار دريغ است كه مردم و بلاخره خلاصه سرگذشت ابناي بشر را ندانستم ! آيا اين شرگذشت را نمي شود در چند كلمه خلاصه كني تا من از دار دنيا بي نصيب نرفته باشم ؟ پير مرد مورخ ، كه شاه را در ان حال ديد و تضرع و تمناي اور ار مشاهده كرد گفت : حال كه اصراري در اين باب هست ، تاريخ نوع بشر را در يك جمله مختصر مي كنم : « آمدند و رنج بردند و مردند !»

behnam5555 08-30-2013 05:56 PM


خاطره قاضی

مرحوم لطفي ( وزير سابق دادگستري )از سالهاي طولاني کار و قضاوت در محاكم دادگستري خاطرات جالبي را نقل كرده است .
آن مرحوم مي گفت : روزي يكي دزد جوان و در عين حال دست و پا چلفتي را كه در اولين سرقت خود ، به دام ماموران شهرباني افتاده بود براي محاكمه پيش من آوردند . دزد به محض آنكه جلوي من ايستاد شروع به عجز و لابه كرد و گفت :
- آقاي قاضي ! به پدر و مادرم رحم كنيد .
گفتم آن وقت كه به خاطر دزدي وارد خانه مردم شده بودي هيچ فكر پدر و ماردت بودي ؟ و دزد جواب داد :
- بله آقاي قاضي . ولي هرچه گشتم چيزي كه درد آنها بخورد پيدا نكردم .


behnam5555 08-30-2013 05:59 PM

مهدی بلیغ آرسن لوپن ایران
 


مهدی بلیغ آرسن لوپن ایران

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

سيد مهدي بليغ يکي از باهوش ترين و زبده ترين و در عين حال ، جسور ترين سارقين و كلاهبرداران ايران است كه پس از انقلاب اسلامي ايران سال 1357 توسط آيت الله خلخالي اعدام گرديد .

سيد مهدي بليغ ، در طراري و كلاهبرداريتا آنجا پيش رفته بود كه يكبار ساختمان كاخ دادگستري تهران را به يك شيخ عرب فروخت و كلاهش را برداشت ! او حتي از كلاهبرداري از اعضاي خانواده شاه و دربار او هم ابا نكرد !
يكبار موقعي كه در كويت دستگير و به ايران منتقل مي شد در وسط خليج فارس خود را به دريا انداخت و موفق شد از دست شرطه هاي كويتي و كوسه هاي هولناك و خونخوار آب هاي خليج فارس بگريزد .
سيد مهدي بليغ به زبان هاي عربي و انگليسي كاملا مسلط بود . او كه از نبوغ و هوش سرشاري برخوردار بود در اعمال كلاهبرداري و دزدي از ترفندهاي بسيار زيركانه و ابتكاري استفاده مي كرد و خودش مي گفت از انجام دزدي ها و كلاهبرداري هاي پيچيده و برنامه ريزي شده لذت مي برد . در واقع بيشتر اين كارها را براي ارضاي روحي و رواني خود انجام مي داد .
سيد مهدي بليغ سالهاي زيادي از عمر خود را در نوبتهاي مختلف در زندان بسر برد و پس از پيروزي انقلاب كه سالهاي پيري خود را در خانه محقري در خيابان اميريه جنوبي مي گذرانيد به واسطه اعتياد و به همراه داشتن مواد مخدر دستگير و توسط آيت الله خلخالي اعدام گرديد .
بدون شك سيد مهدي بليغ يك دزد و كلاهبردار تاريخي و منحصر به فرد ( حداقل در تاريخ دزدان ايران! ) است و ماجراي مربوط به كلاهبرداري ها و دزدي هاي او بسيار جالب و خواندني مي باشند . به عنوان نمونه ماجراي سرقت يك جواهر فروشي در خيابان فردوسي تهران كه در سال 1333 توسط سيد مهدي انجام گرفته است را بخوانيد تا پي به نبوغ مرحوم بليغ ببريد كه چطور بدون اطلاع از علوم پزشكي يك مرد ميانسال ارمني را ختنه كرد !


behnam5555 08-30-2013 06:22 PM


هوش آغامحمد خان قاجار


مي گويند آغا محمد خان قاجار معمولا نصف مرغ بريان را موقع ناهار و نصفه ديگر را شام مي خورد . تصادفا يک روز عصر نصفه ديگر مرغ بريان را گربه خورد . آشپز بيچاره از ترس غضب سلطان اخته! مرغ ديگري را با پول خود خريداري كرد و نصفه آن را موقع شام به حضور آغامحمد خان برد تا متوجه مطلب نشود .
آغامحمدخان ضمن صرف شام گوشه چشمي هم به آشپز انداخته گفت : « نصفه ديگر را فردا ناهار بياور !»
آشپز يكه خورد و عرض كرد : قربان ! نصفه اولي را امروز ناهار ميل كرديد . ديگر چيزي باقي نمانده است !
آغامحمدخان با عصبانيت گفت : « فضولي موقوف ! نصفه اي كه امروز آوردي قسمت راست مرغ بود اين نصف هم قسمت راست آن است . معلوم مي شود جرياني رخ داده كه مرغ ديگري خريداري كرده اي !
آشپز را فراست و تيز هوشي آغامحمدخان چنان مبهوت كرد كه تا مدتي دهانش باز و چشمانش خيره مانده بود !


behnam5555 08-30-2013 06:23 PM


مظالم و فجايع اعمال شاهزادگان قاجار وحکام و بزرگان آن روزگار به قدري زياد است كه كه گفتني نيست . مرحوم سيد محمد علي جمال زاده در خصوص فجايع آن دوراخ خاطره اي خواندني و عبرت اموز دارد :
جمال زاده مي گويد : « خوب به خاطر دارم كه پدر با ملك المتكلمين از عهد جواني در اصفهان با هم دوست و همكار صميمي بودند ( پدرم او را ميرزا نصرالله مي خواند و او پدرم را سيد جمال خطاب مي كرد . )بعدها هنگامی كه با هم در تهران صاحب شهرت شده بودند ، روزي در يك مجلس خصوصي پدرم او را مخاطب ساخته گفته :« ميرزا نصرالله تو تا همين اواخر با شاهزاده سالارالدوله (پسر مظفر الدين شاه قاجار) دوست شده بودي و در دستگاه او در واقع نديم او بودي و از قرار معلوم طرف توجه و الطاف او بودي ، چه شد كه ناگهان از او جدا شدي و به تهران آمدي ؟ »ملك المتكلمين در جواب گفت كه درست است كه شاهزاده نسبت به من محبت و علاقه ابراز مي داشت ، ولي يك روز كه در باغ او (گويا ملك المتكلمين فرمود در لرستان يا كردستان و درست در خاطرم باقي نمانده است )با چند نفر ديگر مشغول گردش بوديم به يك باغبان پيري رسيديم كه ديگ بزرگي را روي آتش گذاشته و به كارش مشغول بود . همين كه چشمش به شاهزاده قاجار افتاد جلو دويد و تعظيم غرايي كرد و بناي دعا و ثنا و چاپلوسي را گذاشت كه قربانت بروم ، جام خدم و فرزندانم به قربانت ! شاهزاده پرسيد مشغول چه كاري هستي ؟ گفت قربانت گردم . دارم گلاب مي گيرم ، جانم به فدايت والخ .....شاهزاده با حالت تعرض و تغير گفت : اي پير مرد چرا اين همه دروغ به هم مي بافي و اين همه تملق مي گويي ؟ پير مرد گفت : خدا گواه است كه هرچه مي گوييم عين راستي است . شاهزاده گفت : پس هرچه بگويم اطاعت مي كني ؟ گفت : با جان و دل اطاعت مي كنم . شاهزاده گفت : دو دستت را همين الان تا مرفق در اين ديگ جوشان داخل كن و از اين گلاب سوزان به صورتت بزن !! پيرمرد خيال كرد شاهزاده خيال شوخي دارد .ولي چون ديد كه شاهزاده اصرار دارد و مي گويد اگر فورا
اطاعت نكني مي گويم مير غضب بيايد و همين جا سرت را از بدنت جدا كند ، از راه اضطرار دو دستش را در ديگ فرو برد و فريادش به آسمان بلند شد و از هوش رفت وما به چشم خودمان ديديم كه گوشت و پوست هر دو دستش لهيده و حلوا شده و از استخوان جدا گرديده بود!» ملك المتكلمين فرمود ديگر دلم گواهي نداد كه با چنين آدمي زندگي كنم و از او جدا شدم .


behnam5555 08-30-2013 06:25 PM


شخصي زهد فروش ، به ناصرالدين شاه که در جواني عادت داشت شراب بنوشد گفت :
- « ديشب پيامبر خدا را در خواب ديدم كه به من فرمود ، برو به ناصرالدين شاه بگو كه يك قدري كمتر شراب بخورد»
ناصرالدين شاه با شنيدن اين سخن دستور داد شخص زهد فروش را شلاق بزنند و هنگامي كه طرف علت را پرسيد ، ناصرالدين شاه گفت : « پر معلوم است كه دروغ مي گويي ! چون پيامبر (ص) شراب خواري را از اساس منع مي كند نه اينكه بگويد كمتر بخور !!


behnam5555 08-30-2013 06:25 PM


ناصرالدین شاه و کریم شیره ای و ابلهان تهران


ناصرالدين شاه به کريم شيره اي گفت نام ابلهان عمده تهران را بنويس !
كريم گفت به شرط آنكه نام هر كسي را بنويسم عصباني نشوي و دستور قتل مرا صادر نكني !
شاه به كريم شيره اي قول داد .
كريم در اول ليست اسم ناصرالدين شاه را نوشت ! ناصرالدين شاه عصباني شد و خطاب به كريم گفت : اگر ابلهي و حماقت مرا ثابت نكني مير غضب را احضار مي كنم تا گردنت را بزند !
كريم گفت : مگر تو براتي پنجاه هزار توماني به پرنس ملكم خان نداده اي كه برود در پاريس آن را نقد كند و بياورد؟!
ناصرالدين شاه گفت : بلي همين طور است . كريم گفت : من تحقيق كرده ام ، پرنس همه املاك و اموال خود را در اين مملكت نقد كرده و زن و فرزند و دلبستگي هم در اين ديار ندارد ،‌اگر آن وجه را به دست آورد و ديگر به مملكت برنگردد و تو نتواني به او دست يابي چه مي گويي!؟
ناصرالدين شاه گفت : « اگر او اين كار را نكرده و آن پول را پس از بياورد تو چه خواهي گفت ؟»
كريم شيره اي گفت : « آن وقت نام شما را پاك مي كنم و نام او را در اول ليست مي نويسم !!»

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

behnam5555 08-31-2013 05:11 PM


پاسخ های بزرگمهر حکیم به پرسش های انوشیروان
انوشیروان ،بزرگمهرحکیم را گفت: ای حکیم بزرگ، ما را آگاه کن و خبر ده از امور دشوار و جواب بده به نیک ترین صورت تا معلوم شود و شک از دل برود .
حکیم بزرگمهر گفت: ای پادشاه بپرس از آنچه دشوار است. از خدای تعالی کمک می‌گیرم تا مرا توفیقی نیکودهد به جواب دادن که او بر همه چیز تواناست و نیرو ده جان و خرد است.


گفت: اندرین جهان چه خواهیم تا نعمت هر دو حهان خواسته باشیم؟ گفت: سه چیز، تندرستی ، ایمنی ، مال و نعمت.


گفت: در جوانی چه بهتر و در پیری چه بهتر؟ گفت: در جوانی دانش آموختن و در پیری ، به‌کار بردن.
گفت: چه چیز است که به همه وقتی سزاوار است؟ گفت: به وظیفه‌ی خود مشغول بودن و خویشتن شناختن.
گفت تدبیر با که کنیم؟ گفت: با آن کس که سه چیز در وی باشد‏؛ دین و دانش و دوستی.
گفت: بدین جهان که خردمندتر؟ گفت: آنکه به کارها پیش تر.
گفت: نیکی کردن بهتر است یا از بدی دور بودن؟ گفت از بدی دور بودن بهترین همه‌ی نیکی‌هاست.
گفت: بهتر از زندگانی چیست؟ گفت: بهتر از زندگی، نیکنامی‌و بدتر از مرگ بیم است.
گفت: توانگری بهتر یا پارسایی؟گفت:پارسایی. پس گفت: پارسا بینم اندر بلا و توانگر اندر ناز و نعمت، آن بلا که گذرد نه بلاست و آن نعمت که بگذرد نه نعمت است.
گفت: از زندگی‌ها که خوشتر؟ گفت: آن که در وی امید بود.
گفت: هیچ کس هست که او بدین جهان ایمن زید؟ گفت: آن کس که او را دو چیز گرد آید؛ یکی بی گناهی‏ٌ،دیگر اندوه نخوردن بر آن چیزی که او را از آن چاره نیست.
گفت: تمام کارها به چند چیز اندر است؟ گفت: در دو چیز یکی اندیشه‌ی پیش از کار، دیگر کوشش اندر کار.
گفت: چه چیزیست از چیزها که چشم بدان روشن شود؟ گفت: زن پارسا و فرزند نیک.
گفت: از مردمان که سزاوار تر به رحمت؟ گفت: کریمی‌که بد گوهری بر او چیره شود.
گفت: کدام وقت در زندگی آدمی‌از همه ضایع تر؟ گفت: وقتی که بتواند در حق انسانی لطف کند، حاجتی را براورد و از آن خودداری کند.
گفت: از جورها کدام بزرگتر؟ گفت: دروغ گفتن.
گفت: از مردمان کیست که پشیمانی او سخت تر است؟ گفت: آنکه کردار نیک در حق ناسپاس کند.
گفت: آغاز همه‌ی نیکی ها چیست؟ گفت: دانایی.
گفت: از دوستان کدام دوست بهتر؟ گفت: آن که نیکدل تر .
گفت: از باد روان تر چیست؟ گفت: خبر بد.
گفت: از همه چیزها چه بیشتر؟ گفت: رحمت حق عزوجل.
گفت: کدام کار سودمندتر؟ گفت: نیکی که دیگران را از آن بهره بود.
گفت: از شهد خوشتر چیست؟ گفت: فرزند نیک و دوستی دوستان راست.
گفت بخشایش ایز بر که سزاوارتر؟ گفت: بر آنکه بر خلق خدای بخشنده تر.
گفت: مردم را خرد از چه افزاید؟ گفت: از آموختن علم وادب و هنر.
گفت: از کارها کدام زیانبارتر؟ گفت: رفتن از پی هوای نفس، کز آن بدنامی‌حاصل شود.
گفت: سزاوارتر از همه‌ی مردم به ملامت کیست؟ گفت: آنکه آزموده را آزماید.
گفت: خرد مردمان از چه بود؟ گفت: خرد اندر آموختن است.
گفت: از مردمان کیست که خداوند از او خشنود است؟ گفت: آنکه به داده‌ی او قانع و شاکر است.
گفت: از مردم که را دشمن بیشتر؟ گفت: مردم بی خرد و ناساز و بد زبان را.
گفت: حلم در چیست؟ گفت: در خرسندی.
__________________


در بخش نخست این مطلب ، برخی از پاسخ های اندیشمند بزرگ بزرگمهر که در زمان خسرو انوشیروان پادشاه ساسانی ارج و جایگاه ویژه ای داشت، خواندید و اینک بخش دوم و پایانی این پرسش و پاسخ که میان پادشاه ساسانی و اندیشمند گرانقدر ایرانی انجام شده است. پرسش ها از انوشیروان و پاسخ ها از بزرگمهر حکیم است.

گفت: هنر اندر چیست؟ گفت: در کوشش و پشتکار فراوان .
گفت: چیست که از شمشیر بران تر است؟ گفت: حق گفتن.
گفت: خرسندی چیست؟ گفت: آن است که آن مقدار جوید که به اندازه نیاز وی بود.
گفت: از خرسندی چه سود؟ گفت: آسانی تن خویش.
گفت: فرومایه ترین مردم کدام است؟ گفت: آنکه نه ستایش داند و نه نکوهش.
گفت: کیست که صفت های انسانی او برتر بود؟ گفت: آنکه فروتن بود و بردبار و راستگوی
گفت: سزاوارتر کسی که باید از او گریختن کیست؟ گفت: شخص بیدادگر و یار فریبنده.
گفت: کدام چیز است که شایسته است انسان بدان شاد شود؟
گفت: برادر دوستدار و یار موافق.
گفت: مردم دانا را از نادان چگونه بشناسیم؟ گفت: به نیکی کردن.
گفت: چه باید گفتن؟ گفت: آنچه کسی را نگزد.
گفت: چه چیز باید اندیشیدن ؟ گفت: آنچه اگر آشکار شود، از ملامت یا سرزنش دیگران فارغ باشد.
گفت: کدام دوست استوارتر؟ گفت: آن که از سود و زیان از تو برنگردد.
گفت: تدبیر با که کنیم؟ گفت: با آنکه از او دانش و خرد خیزد.
گفت: از مردمان که توانگرتر؟ گفت: آن که قانع تر.
گفت: کدام فرزند است که باید به او بیشترین امید را داشت؟
گفت: آنکه فرهنگ بیشتر آموزد و از بدنامی‌بیشتر پرهیزد.
گفت: چرا نباید از آموختن عار داشت؟ گفت: از بهر آنکه هر چه بیاموزی سود تو بود.
گفت: پیران را آموختن سزد؟ گفت: اگر زیستن سزد، آموختن سزد.
گفت: از مردمان کیست نزد مردم محبوب تر؟ گفت: آنکه چرب زبان تر و مردم نوازتر است.
گفت: از خز نرم تر چیست؟ گفت: دوست در دل دوست از همه چیزها نرم تر.
گفت: چیست از شمشیر بران تر؟ گفت: حق گفتن.
گفت: مردم از چه چیز باید بیشتر دوری گزینند؟ گفت: از دوست نادان.
گفت: از مردمان که فاضل تر؟ گفت: آنکه در توانگری یاری مردم کند و در درویشی مدارا.
گفت: آز چیست و نیاز چیست؟ گفت: آز، نیاز است و نیاز و خواست بیچارگیست.
گفت: رادی چیست؟ گفت: بخشیدن مال و خواسته به کسانی که سزاوارند.
گفت: کس هست که او را به چیزی نیاز نباشد؟ گفت: هر که بدانچه دارد، قانع باشد او را به هیچ چیز حاجت نباشد.
گفت: زندگانی که خوشتر؟ گفت: آنکه آزادتر زید.
گفت: آسان زیستن چگونه بود؟ گفت: آنکه از زندگانی او بر کس بد نرسد.
گفت: دشمن کشته بهتر یا دوست گشته؟ گفت: دشمن را دوست کرده به، اگر دوست توان کردن.
گفت: کینه دل به چه توان نشاندن؟ گفت: بدان که مرد نگرد و بداند که او را آنچه بدی کند، سود ندارد.
گفت: پادشاهان را بیشتر چه به کار آید؟ گفت: دانایی و مردم دوستی.
گفت: چه چیز است از چیزها که هر کس بر او پادشاست؟ گفت: بر رای و گفتار و کردار خود هر کسی پادشاست.
گفت: بهترین چیزی که سزد آنرا فرو خوردن چیست؟ گفت: خشم خویش.
گفت: چرا هر چه آموزیم به آموختن حریص تر شویم؟ گفت: از بهر آنکه در آموختن همه سود بینیم.
گفت: چگونه است که دردمندان از پزشکان دارو خواهند اما نادانان دانش نجویند و نخواهند؟ گفت: از بهر آنکه از نادانی دل درد نکند، چنانچه از بیماری تن درد کند.
گفت: چه باید گفتن؟ گفت: آنچه دل کسی را نرنجاند.گفت: خرد را پیمان چیست؟ گفت: آن چیز که بدو تمام نرسیدم، پیمان از چه دانم؟
گفت: مردم را به کدام خرد بیشتر ستایش کنند؟ گفت: آن که جهان را بگذارد و از کینه و امر ناممکن پرهیز کند.


گفت: مردان را به چه باید ادب کردن؟ گفت: به حاجتی خواستن که توانایی روا کردن آن را ندارند.



behnam5555 08-31-2013 05:21 PM

تشخیص اصل بودن گوشی موبایل از طریق اینترنت
 

تشخیص اصل بودن گوشی موبایل از طریق اینترنت


http://a1001matlab.persiangig.com/im...5218404628.jpg


امروزه در کشور ما اکثر گوشی های موجود در بازار ریجستر نشده. و قاچاقی به کشور وارد می شوند. که این موضوع باعث نوسانات قیمت یک مدل گوشی شده که علت آن چیزی به جز غیر اصل بودن آن و به اصطلاح چنج بودن آن است که متاسفانه فروشندگان گوشی های تقلبی و یا چنج خود را به عنوان گوشی اصل به مشتری معرفی می کنند. برای شناسایی گوشی های اصلی و چنج راه های متفاوتی است که از جمله ان ها دادن کد #06#* است که سریال گوشی شما (IMEI) را مشخص نموده و شما می توانید آن را با سریال روی کارتن و باطری همخوانی داشته باشد و در غیر این صورت. گوشی شما قاچاق بوده و چنج شده است. اما در این ترفند قصد داریم روشی را به شمامعرفی کنیم كه برای اولین بار از طریق سایت سافتستان بر روی اینترنت قرار میگیرد. شما میتوانید به سادگی و از طریق اینترنت به اصل یا غیر اصل بودن گوشی خود پی ببرید ، بدون نیاز به یافتن کد فوق بر روی کارتن یا باطری گوشی یا سایر راهها!


بدین منظور:


ابتدا بر روی گوشی خود (با هر مدلی) کافی است کد #06#* را وارد نمایید. کد IMEI گوشی خود را مشاهده خواهید کرد.
حال به سایت اینترنتیhttps://www.numberingplans.com/?page=analysis⊂=imeinr بروید.
سپس کد IMEI خود را که یک کد 15 رقمی است را در صفحه مربوط به طور دقیق و بدون خطا وارد نمایید و روی دکمه analyse کلیک کنید.
اکنون سایت مشخصاتی به شما میدهد که باید به طور کامل به مشخصات گوشی شما صدق کند. از نظر مدل ، کارخانه ، کشور سازنده و...
به عنوان مثال اگر گوشی شما مدل نوکیا 3230 باشد ، میابیست بعد از وارد نمودن سریال (IMEI) گوشی ، مشخصات همان گوشی نوکیا 3230 خود را دریافت کنید ، این موضوع بدین معنی است که گوشی شما اصل بوده و هیچ گونه مشکلی ندارد. اما اگر مشخصات داده شده مربوط به گوشی شما نباشد گوشی شما قاچاق یا چنج یا... می باشد .
به عنوان مثال اگر کد یك گوشی K750i را چك كنید و این سایت مشخصات یك گوشی W750 را به شما نشان دهد ، گوشی شما غیراصل یا چنج است!



سایت فوق به غیر از چك كردن IMEI موارد دیگری را نیز آنالیز میکند:
» Phone number analysis
» IMSI number analysis
» IMEI number analysis
» SIM number analysis
» ISPC number analysis


لینك چك كردن IMEI برای تشخیص اصل بودن گوشی :
https://www.numberingplans.com/?page=analysis⊂=imeinr/


لینك چك كردن و آنالیزم كردن كدهای دیگر :
https://www.numberingplans.com/?page=analysis



behnam5555 08-31-2013 05:34 PM

شیطان
 

شیطان

"شيطان" اسم عام (اسم جنس) است ، در حالى كه "ابليس" اسم خاص (عَلَم) مى باشد، و به عبارت ديگر شيطان به هر موجود موذى و منحرف كننده و طاغى و سركش ، خواه انسانى يا غير انسانى مى گويند، ونام ابليس در باورهاي اسلامي شيطان,به معناي كسي كه ادم را فريب داده است.

شيطان به موجود موذى و مضر گفته مى شود، موجودى كه از راه راست بر كنار بوده و در صدد آزار ديگران است ، موجودى كه سعى مى كند ايجاد دودستگى نمايد، و اختلاف و فساد به راه اندازد، و اينكه به ابليس هم شيطان اطلاق شده بخاطر فساد و شرارتى است كه در او وجود دارد.
شيطان معانى مختلفى دارد، كه يكى از مصداقهاى روشن آن ابليس و مصداق ديگر آن انسان‌هاى مفسد و منحرف كننده است.
در آموزه هاي قرآني به دو دشمن درون و بيرون اشاره شده است. گزارش هاي قرآني درباره دشمن بيرون به آن اندازه است كه حساسيت ما را برانگيزاند.
اين دشمن كه قرآن از آن به دشمن آشكار ياد مي كند، هرگز به طور مستقيم در ما تصرف نمي كند ولي با روش ها و ابزارهايي كه در دست دارد به درون نفوذ كرده و با استفاده از ابزارها و ظرفيت هاي موجود نفس آدمي را به يار و ياور خويش تبديل مي كند و دشمن درون را با خود همراه مي سازد. اين گونه است كه اعدي عدوك (دشمن ترين دشمنان انسان) كه نفس و در درون انسان است. هماهنگ و همراه با دشمن بيرون، انسان را به بردگي كشيده و از راه راست و حق و حقيقت دور مي سازد و همه ظرفيت ها و توانمندي هاي موجود در انسان را كه مي بايست در راستاي تكامل و كمال يابي به كار گرفته شود در خدمت خويش مي گيرد و آدمي را به نابودي مي كشاند.
قرآن نام اين دشمن بيروني را كه از نوع جن و جان و آفريده اي از آتش خالص و ناب است، ابليس و به تعبيري شيطان نام نهاده است. ابليس كه در زبان عبري آن را عزازئيل مي نامند به معناي رانده شده از خداست. ابليس نام خاصي براي يك فرد از نوع جن است كه در ميان فرشتگان مي زيست و همراه فرشتگان آسماني مامور به سجده به انسان شد. اين موجود كيست و چه دشمني با انسان دارد و چرا از آغاز آفرينش انسان با وي مخالفت كرده و چرا مي كوشد تا او را گمراه و بدبخت سازد؟ از چه روش هايي براي دست يابي به مقصد و مقصود خويش بهره مي برد و چرا به دشمن آشكار ناميده شده؟ اين نوشتار مي كوشد تا به طور گذرا نگاهي به اين موضوع بر پايه آموزه هاي قرآني داشته باشد. با هم اين مطلب را مي خوانيم.

كيستي ابليس

ابليس در تحليل و گزارش هاي قرآني شيطان بزرگ از جنيان (كهف آيه 50) و آفريده شده از آتش (ص آيه 76) است كه عامل اخراج آدم(ع) و حوا از بهشت گرديد. (بقره آيه 36)
اين نام برگفته از واژه بلس است. ابلاس در زبان عربي به معناي ياس و نوميدي است و ابليس را از آن رو به اين نام ياد كرده اند كه از رحمت الهي مايوس شد. (صحاح اللغه و مقاييس اللغه)
ابليس در ميان فرشتگان مي زيست و از سوي خداوند مامور به سجده بر آدم(ع) شد. (بقره آيه 34) وي به جهت خود برتر بيني از سجده به آدم سرباز زد. (ص آيه 71 تا 76) ابليس آن گاه در بهشت به سراغ آدم رفت و با عنوان خيرخواهي كوشيد تا او را بفريبد. (اعراف آيه 20 و 22) وي با وسوسه آدم(ع) در بهشت (همان) و شبهه افكني در ذهن او (همان) عامل لغزش و عصيان آدم از خدا (اعراف آيات 20 تا 27) شد به گونه اي كه آدم(ع) با عصيان و لغزش و خوردن از درخت ممنوع به تطميع ابليس كه به سلطنت جاويدان يا فرشتگي دست مي يابي، گرفتار دو مشكل شد: نخست اين كه با خوردن از درخت ممنوع برهنه و لخت شد و بدن زميني اش آشكار گشت و شرمگاه و ديگر اعضاي او نمايان شد به گونه اي كه نياز به پوششي غيراز پوشش طبيعي پيدا كرد كه در بهشت از آن برخوردار بود و عيب ها و تن خاكي اش با نقص ها و كمبودهاي نهانش هويدا شد (همان و نيز طه آيه 120 و 121) ديگر آنكه از بهشت رانده شد.

ابليس نماد تكبر


ابليس در قرآن نماد تكبر و استكبار و عصيان و نيز دشمن آشكار انسان است كه مي كوشد به هر شكل و روشي انسان را به بند كشيده و گمراه و بدبخت سازد. (اسراء آيات 61 و 62 و ص آيه 82) قرآن ريشه اين دشمني را خودبرتربيني برمي شمارد كه موجب شد اطاعت انسان را به عنوان خليفه خداوند نپذيرد و با عصيان خويش به جنگ با انسان و خدا برود.
اين دشمن در تحليل و گزارش هاي قرآني از چنان اهميت و جايگاهي برخوردار است كه بي شناخت خصوصيات و رفتارهاي او نمي توان از دست اذيت و آزارهايش در امان ماند. ويژگي مهم ابليس پنهان بودن وي از چشم انسان است. وجود جني او كه ريشه در آتش دارد اين امكان را برايش فراهم كرده است تا انسان را ببيند در حالي كه ديده نشود. (اعراف آيه 27) از اين روست كه قرآن به اشكال مختلف و در آيات متعددي به اين دشمن پرداخته و شيوه ها و روش هاي او را تحليل و تبيين نموده تا انسان با بهره گيري از آموزش ها و توانايي هايي كه در ذاتش سرشته و امانت نهاده شده است خود را از شر و آسيب هاي او در امان نگه دارد.
خداوند در آيه 50 سوره كهف به انسان هشدار مي دهد كه نسبت به دشمني ابليس هوشيار باشد. با آن كه از نظر قرآن اين دشمني ابليس آشكار است (يس آيه 60) ولي به نظر مي رسد مردم كم تري به اين دشمن توجه دارند.

ابليس پنهان، دشمن آشكار


تعبير قرآن به عدو مبين يعني دشمن آشكار با توجه به اين كه ابليس موجودي ناپيدا براي آدمي است و انسان نمي تواند وي را ببيند، شايد به اين علت باشد كه ابليس به هيچ وجه حاضر به دست برداشتن از دشمني خويش با انسان نيست و آشكارا اعلام داشته كه با آدم (ع) و فرزندان وي دشمن است و تا آنان را به گمراهي و بدبختي نكشاند دست بر نمي دارد. (اعراف آيه 27)
ابليس براي رسيدن به اين مقصد از خداوند مهلت مي گيرد كه تا قيامت اين فرصت را داشته باشد مردمان را گمراه كند (اعراف آيات11 تا 15) ولي خداوند به وي مهلت مي دهد تا زماني معين اين امكان را داشته باشد كه به گمراهي مردمان مشغول باشد. (حجر آيات 32 تا 38 و ص 79 تا 81)
به نظر مي رسد اين وقت معين داراي دو مفهوم باشد نخست آنكه شايد مراد از وقت معلوم اين باشد كه وي بتواند تا زمان مرگ آدمي درروي زمين او را گمراه كند ولي اجازه نداشته باشد پس از مرگ و در عالم برزخ و عالم مثال به انسان دسترسي داشته باشد. گمانه دوم اين است كه به وي اجازه داده شده است تا زماني كه حكومت مهدوي(ع) برپا نشده به اين كار خويش ادامه دهد ولي پس از آن قادر نباشد به گمراهي مردم اقدام كند.
قرآن ضمن گزارش كامل از علت دشمني ابليس نسبت به آدم(ع) به اين نكته اشاره مي كند كه اين دشمني، خاص فردي نيست بلكه عموم بشريت را شامل مي شود و در حقيقت ابليس سوگند خورده است تا همه بشر را گمراه و بدبخت سازد و از اطاعت و پيروي خدا باز دارد. (نساء آيه 117 تا 119 و اعراف آيه 11 تا 17 اسراء آيه 61 و 62 و ص آيه 74 و 82 و سبا آيه 20 و 21)
البته گروه بسيار اندكي را از اين مسئله جدا مي سازد كه اينان همان بندگان صالح در تعبير ابليس است. (حجر آيه 39 و 40)
به نظر مي رسد كه اين گروهي كه استثنا شده اند كساني هستند كه ابليس خود مي دانست كه راهي براي گمراهي آنان ندارد. (همان)
قرآن از دوستي انسان با ابليس كه دشمن آشكار انساني است پرهيز مي دهد (كهف آيه 50) و بيان مي كند كه ابليس مي كوشد هم چنان كه خود از امر پروردگارش سرپيچيد و راه فسق و فجور را در پيش گرفت مردم را به فسق و عصيان بكشاند و مردمان را جزو ستمگران و ظالمين قرار دهد. (همان)

ديدگاه ابليس نسبت به انسان


ابليس موجودي مختار همانند ديگر جنيان است و مي تواند بر پايه اراده خويش اطاعت و يا عصيان پيشه گيرد. (بقره آيه 34) وي مي تواند انسان ها را با وسوسه و اغواگري از راه بدر كند و گمراه نمايد. (اعراف آيه 16 و 17 و نيز حجر آيه 39 و 40)
به نظر ابليس جنس انسان از ماده بي ارزشي آفريده شده (لجن و گل بدبو) بنابراين قابليت آن را ندارد كه مورد اطاعت و سجده قرار گيرد. (حجر آيه 32 و 33 و اسراء آيه 61) اين موجود داراي فرزند است و خود و فرزندانش به كينه رانده شدن از درگاه خدا مي كوشند تا فرزندان آدمي را گمراه و بدبخت سازند. او موجودي عصيان گر (بقره آيه 34) و ملعون و رانده شده از درگاه خداوندي است. (ص آيه 75 تا 78) و ريشه اخراج وي از جايگاه رفيع در ميان فرشتگان استكبار او بوده است. (ص آيه 75 و 77)
به نظر شيطان آدم قابل تكريم و احترام و اطاعت نيست (اسراء آيه 62) و به كينه اي كه از وي در دل دارد مي كوشد او و فرزندانش را گمراه كند. از اين رو با توجه به توانايي هايي كه در اغواگري و فريب و وسوسه دارد آدمي را به دام مي اندازد و مي كوشد تا بر پايه آن، بدبختي و شقاوت ابدي را نصيب انسان كند. وي براي دست يابي به اين هدف از روش هايي بهره مي برد كه در اين جا به برخي از آن ها با توجه به آيات قرآني اشاره مي شود.

روش هاي اغواگري ابليس

ابليس براي دست يابي به هدف خود كه سوگند خورده و به آن پاي بند است از شيوه هاي متفاوتي استفاده مي كند تا انسان، منحرف و گمراه شود. (اعراف آيه 11 تا 17) از جمله اين روش ها مي توان به آهنگ باطل اشاره كرد. وي با ايجاد صوت خاصي مي كوشد تا آدمي را از حق و حقيقت دور سازد. شيخ طبرسي در مجمع البيان ذيل همين آيه منظور از گمراه كردن با صوت و صدا را آهنگ هاي باطلي دانسته است كه مصداق آن غنا و صداهايي است كه آدمي را به گمراهي و گناه مي خواند.
به نظر مي رسد كه صوت، اختصاص به آهنگ هاي باطل و نوازندگي نداشته باشد بلكه گاه در گوش جان آدمي زمزمه مي كند كه ما امروزه از آن به بيماري اسكيزوفرني و يا شيزوفرني ياد مي كنيم.
بسياري از افراد روان پريش بر اين باورند كه شخصي در گوش آنان زمزمه مي كند و آنان را به گناه و يا كفر دعوت مي كند و يا مي خواهد پدر و مادر و يا خواهر خود را بكشند و يا به ديگري آسيب برسانند و يا اين كه ديگري مي كوشد تا به وي آسيب برساند. به نظر مي رسد كه ابليس اين توانايي را داراست تا در گوش برخي زمزمه شيطاني بخواند و آنان را با صوت خويش گمراه و بدبخت سازد.
شيطان براي رسيدن به مقصود خويش از سواره نظام و پياده نظام گسترده اي براي اغواي انسان استفاده مي كند (اسراء آيه 61 و 64) اين سواره نظام و پياده نظام با شيوه هاي مختلف به جنگ انسان مي آيند و از هر ابزاري براي تسلط بر بشر بهره مي برند. بنابراين انسان مي بايست بسيار هوشيار و آگاه باشد تا از شر و بدي دشمناني اين گونه قدرتمند و فراوان در امان بماند.
از روش هاي نفوذ و تسلط شيطان بر آدمي بهره گيري از سوگندهاي دروغين است. قرآن گزارش مي كند كه ابليس چگونه با بهره گيري از اين شيوه توانست بر آدم چيره شود و مهار كنش و واكنش هاي وي را در اختيار گيرد و او را وادار سازد به دست خود عصيان كند و از ميوه ممنوع بخورد و از بهشت رانده شود. (اعراف آيه 20 تا 22)
ايجاد آرزوهاي موهوم و دروغين و وعده هاي نادرست در انسان از روش هايي است كه ابليس براي دست يابي به اهداف خود از آن بهره مي برد. در داستان حضرت آدم(ع) ديده شد كه چگونه وي را به وعده جاويدانگي و سلطنت پايدار و يا فرشته شدن و در امان ماندن از آسيب هاي احتمالي و مشكلات آن، گمراه كرد و او را وادار كرد از ميوه ممنوع بخورد و از بهشت و نعمت هاي آن محروم گردد و اگر پذيرش توبه و هبوط وي به زمين نبود به عنوان شقي ابدي گرفتار دوزخ و خشم الهي مي شد. (نساء آيه 117 تا 119)
وعده هاي فريبنده شيطان از مواردي است كه خداوند در آيات 61 و 64 سوره اسراء به آن اشاره مي كند و توضيح مي دهد كه چگونه او از اين روش براي دست يابي به اهداف خود بهره مي برد.
تزيين اعمال ناپسند نزد مردم و نشان دادن كارهاي نادرست و ناروا به عنوان اعمال درست و پسنديده از روش هائي است كه ابليس براي گمراهي مردم و عصيان خداوند به كار مي گيرد. قرآن در آيه 32 تا 39 سوره حجر به اين مسئله اشاره و بيان مي كند كه چگونه ابليس توانست از اين راه آدم را بفريبد و گمراه سازد.

وسوسه گري، مهمترين روش شيطان

وسوسه گري مهم ترين و اساسي ترين شيوه اي است كه ابليس براي فريب و گمراهي مردم از آن بهره مي برد كه در داستان آدم(ع) به خوبي روشن شده است. انسان به طور كلي در برابر وسوسه ها عاجز و ناتوان است و واكنش خوبي نسبت به آن انجام نمي دهد تا از آن برهد. از اين رو بهتر است كه در برابر هر وسوسه اين را توجه داشته باشد كه آيا مطابق آموزه هاي الهي است يا مخالف آن مي باشد. دام ابليس وسوسه گري است كه در آيات چندي به آن اشاره شده است. (اعراف آيه 20 و طه آيه 120)
مكر و فريب از راه هاي ديگر ابليس است كه در آيه 20 تا 22 اعراف به آن اشاره شده است و امري است كه همگان با آن آشنا و خطر آن را مي شناسند.
ابليس براي دست يابي به اهداف خود از هر روش و شيوه اي استفاده مي كند و چيزي را فرو نمي گذارد، از اين رو سوگند خورده است كه در راه دشمني با آدم و فرزندانش از همه روش ها استفاده خواهد كرد. از اين رو در اموال و دارايي و حتي فرزندان آدم شريك مي شود تا بوسيله عزيزترين و گرامي ترين وجود بشري انسان را گمراه كند.
(اسراء آيه 61 و 64)
از ديگر راه هاي او ايجاد بي اعتقادي به آخرت در انسان است كه زمينه ساز سلطه ابليس است.
(سبا آيه 20 و 21)
البته اين سلطه چنان كه گفته شد منحصر در پيروان گمراه ابليس است (حجر آيه 32 و 42) و از اين كه بتواند بر همگان بخصوص بندگان خاص سلطه يابد عاجز است. اين بندگان خاص همان كساني هستند كه قرآن از آنان به بندگان صالح خدا و در تفاسير عرفاني به انسان كامل ياد مي شود.
اين ها نمونه هايي از روش هايي است كه قرآن به عنوان شيوه هاي ابليس براي گمراهي مردم بيان مي كند. اين روش ها به گونه اي است كه بيشتر مردم از طريق آن در دام ابليس گرفتار و بدبخت و شقي مي شوند.
ذكر اين نكته هم خالي از لطف نيست كه قرآن براي رهايي سلطه و يا مصونيت يابي از سلطه ابليس، به عوامل چندي اشاره مي كند كه انسان مي تواند با به بكارگيري آن خود را نجات دهد. از جمله عواملي كه قرآن بيان مي كند مي توان به ايمان (سباء آيه 20 و 21) و بندگي در برابر خداوند (حجر آيه 32 و 42) اشاره كرد.

behnam5555 08-31-2013 05:46 PM

(دانستنی های اینترنت)
 

(دانستنی های اینترنت)

آیا می دانستید که هم اکنون جمعیت اینترنتی ایران ۲۲ میلیون نفر است؟
آیا می دانستید که ۴۸% از جمعیت ایران اینترنتی هستند؟
آیا می دانستید که جمعیت اینترنتی ایران از سال ۲۰۰۰ میلادی تا کنون ۱۲,۷۸۰٫۰ % رشد داشته است؟
به نظر می رسد بعد از رادیو و تلویزیون این رسانه برای تبلیغات تجاری قدرتمندترین است.
آیا می دانستید وب سایت شما فقط ۴ ثانیه فرصت دارد تا نظر مشتری شما را به خود جلب کند؟

آیا می دانستید که ۸۵% از مردم از موتورهای جستوگر استفاده می کنند؟ و وب سایت شما را از این طریق می یابند؟
آیا می دانستید که ۴۷% از جستجوگران در موتور جستجو جذب اولین سایت در این رتبه بندی می شوند ؟
آیا می دانستید که ۶۲% جستجوگران در موتورهای جستجو جذب ۱۰ وب سایت اول می شوند؟
آیا می دانستید که ۲۸% جستجوگران در موتورهای جستجو جذب وب سایت های لیست شده در صفحات دو و سوم موتورهای جستجوگر می شوند؟
وب سایت شما هر چقدر زیبا و حرفه ای طراحی شود بدون بازدیدکننده هیچ ارزشی ندارد.
آیا تاکنون به این مسئله توجه کرده اید که طراحی وب سایت یک فرآیند مهندسی در صنعت نرم افزار است



behnam5555 08-31-2013 05:50 PM


توصیه لقمان به پسرش

روزی لقمان به پسرش گفت امروز به تو 3 پند می دهم که کامروا شوی. اول اینکه سعی کن در زندگی بهترین غذای جهان را بخوری! دوم اینکه در بهترین بستر و رختخواب جهان بخوابی ! سوم اینکه در بهترین کاخها و خانه های جهان زندگی کنی !!! پسر لقمان گفت ای پدر ما یک خانواده بسیار فقیر هستیم چطور من می توانم این کارها را انجام دهم؟ لقمان جواب داد : اگر کمی دیرتر و کمتر غذا بخوری هر غذایی که میخوری طعم بهترین غذای جهان را می دهد . اگر بیشتر کار کنی و کمی دیرتر بخوابی در هر جا که خوابیده ای احساس می کنی بهترین خوابگاه جهان است . و اگر با مردم دوستی کنی و در قلب آنها جای می گیری و آنوقت بهترین خانه های جهان مال توست...


behnam5555 08-31-2013 05:53 PM

واقعیت‌هایی جالب درباره خواب
 

واقعیت‌هایی جالب درباره خواب

آدم‌ها در سراسر دنیا غالباً خواب‌هایى درباره تحت تعقیب بودن، مورد حمله قرار گرفتن و یا پرت‌شدن مى‌بینند. خواب‌هاى مشترک دیگر شامل رویدادهاى مدرسه، احساس یخ‌زدگى و بى‌حرکتى، دیر رسیدن و پرواز است.

http://img.tebyan.net/big/1390/12/17...3675117242.jpg

1- همه خواب مى‌بینند

مردها خواب مى‌بینند. زن‌ها خواب مى‌بینند. حتى بچه‌ها خواب مى‌بینند. همه ما خواب مى‌بینیم، حتى کسانى که ادعا مى‌کنند که خواب نمى‌بینند هم خواب مى‌بینند. در واقع، پژوهشگران دریافته‌اند که افراد معمولا هر شب چند بار خواب مى‌بینند که هر کدام بین پنج تا بیست دقیقه طول مى‌کشد. بنابراین، در یک طول عمر معمولى، افراد به طور میانگین شش سال را صرف خواب دیدن مى‌کنند!

2- اغلب خواب‌ها فراموش مى‌شوند

براساس برآوردهاى صورت گرفته توسط آلن هابسون، پژوهشگر خواب، در حدود 95 درصد خواب‌ها کوته‌زمانى پس از بیدار شدن، فراموش مى‌شوند. چرا به یاد آوردن خواب‌ها دشوار است؟ براساس یک نظریه، تغییراتى که در مغز در خلال خوابیدن اتفاق مى‌افتد از پردازش و ذخیره‌سازى اطلاعات که براى شکل دادن حافظه مورد نیاز است، پشتیبانى نمى‌کند. اسکن مغزى از افراد به هنگام خواب نشان داده است که قطعه پیشانى، ناحیه‌اى که نقشى کلیدى در شکل دادن حافظه بازى مى‌کند، در خلال خواب REM (حرکات سریع چشم)، یعنى مرحله‌اى که خواب دیدن اتفاق مى‌افتد، غیرفعال است.

3- همه خواب‌ها رنگى نیستند

با وجودى که در حدود هشتاد درصد خواب‌ها رنگى هستند، امّا درصد کمى از افراد ادعا مى‌کنند که فقط خواب‌هاى سیاه و سفید مى‌بینند. در یک مطالعه، افرادى که در حال خواب دیدن بودند را از خواب بیدار مى‌کردند و از آ‌نها مى‌خواستند که از یک طیف رنگ، رنگى که مطابق با خوابشان بوده را انتخاب کنند. بیشترین رنگى که انتخاب شد، رنگ‌هاى روشن و ملایم بودند.

4- خواب زن‌ها و مردها متفاوت است

پژوهشگران به تفاوت‌هایى بین محتواى خواب‌هاى زن‌ها و مردها پى برده‌اند. در یک مطالعه، چنین نتیجه‌گیرى شده است که مردها بیشتر از زن‌ها خواب‌هایى درباره پرخاشگرى مى‌بینند. براساس گفته‌هاى "ویلیام دامهوف"، پژوهشگر خواب، زن‌ها خواب‌هاى طولانى‌تر و با شخصیت‌ها و اشخاص بیشتر مى‌بینند. در ارتباط با شخصیت‌هایى که نوعاً در خواب‌ها ظاهر مى‌شوند، در خواب مردها تعداد شخصیت‌هاى مرد دو برابر تعداد زن‌هاست در حالى که زن‌ها درباره هر دو جنسیت تقریباً به طور برابر خواب مى‌بینند.

5- حیوانات هم احتمالاً خواب مى‌بینند

آیا تاکنون سگ یا گربه‌اى را دیده‌اید که پا یا دمش را در هنگام خواب تکان مى‌داده است؟ هر چند با اطمینان نمى‌توان در این مورد صحبت کرد، اما پژوهشگران معتقدند که حیوانات نیز احتمالاً خواب مى‌بینند. حیوانات نیز مانند انسان‌ها، مراحل خواب شامل چرخه‌هاى REM و NREM را طى مى‌کنند. در یک مطالعه، به گوریلى چند نماد به عنوان ابزار ارتباطى آموخته شد. در یک مقطع، گوریل علامت «شکل خواب» را انتخاب کرد و این احتمالاً نشانگر این بود که تجربه خواب دیدن داشته است.

6- شما مى‌توانید خواب‌هایتان را کنترل کنید

خواب روشن خوابى است که شما با وجودى که هنوز در حال خواب هستید اما از این که دارید خواب مى‌بینید آگاهى دارید. در خلال این نوع خواب، شما مى‌توانید غالباً محتواى خوابتان را کنترل یا هدایت کنید. تقریباً نیمى از مردم مى‌توانند به یاد آورند که حداقل یک‌بار چنین خوابى را تجربه کرده‌اند و برخى افراد به دفعات چنین تجربه‌اى را داشته‌اند.

7- هیجانات منفى در خواب‌ها متداول‌ترند

در طول یک دوره چهل ساله، "کالیون هال"، پژوهشگر، بیش از پنجاه‌هزار خواب را از دانشجویان دانشکده ثبت کرد. این گزارش‌ها در خلال دهه 1990 توسط یکى از دانشجویان هال به نام ویلیام دامهوف در دسترس عموم قرار گرفت. گزارش خواب‌ها نشان داد که بسیارى از هیجانات از جمله شادى، لذت و ترس در خواب‌ها وجود داشته است. متداول‌ترین هیجانى که در خواب‌ها وجود داشته اضطراب بوده و به طور کلّى هیجانات منفى بسیار بیشتر از هیجانات مثبت بوده است.

8- نابینایان نیز خواب مى‌بینند

با وجودى که کسانى که قبل از پنج سالگى بینایی‌شان را از دست داده‌اند، در دوران بزرگسالى خواب‌هاى تصویرى نمى‌بینند امّا هنوز خواب مى‌بینند. علیرغم فقدان تصاویر، خواب افراد نابینا به همان پیچیدگى و روشنى افراد بیناست. خواب افراد نابینا به جاى حس تصویرى، معمولاً شامل اطلاعاتى از دیگر حواس نظیر صوت، لمس، مزه، شنوایى و بویایى است.

9- در هنگام خواب دیدن، عضلات‌تان فلج هستند

مشخصه خواب REM، مرحله‌اى که خواب دیدن در خلال آن اتفاق می‌افتد، فلج عضلانى است. چرا؟ این پدیده، فقدان کشیدگى طبیعى عضلانى در خواب نام دارد و شما را از حرکت و نقش بازى کردن در خواب‌هایتان به هنگام خوابیدن باز مى‌دارد. اساساً به دلیل آن که نورون‌هاى حرکتى تحریک نمى‌شوند، بدن شما حرکت نمى‌کند.

در برخى موارد، این فلج عضلانى حتى تا ده دقیقه پس از بیدار شدن نیز ادامه مى‌یابد. وضعیتى که به آن فلج خواب مى‌گویند. آیا تا کنون برایتان پیش آمده که وسط یک خواب وحشتناک از خواب پریده باشید و ببینید که قادر به حرکت نیستید؟ با وجودى که این تجربه ترسناکى است امّا به عقیده متخصصان کاملاً عادى است و تنها چند دقیقه طول مى‌کشد تا کنترل عادى عضلانى باز گردد.

10- بسیارى از خواب‌ها عمومیت دارند

با وجودى که خواب‌ها غالباً به شدّت تحت تأثیر تجربیات فردى ما هستند، امّا پژوهشگران دریافته‌اند که برخى موضوعات در بین فرهنگ‌هاى مختلف، بسیار مشترکند. براى مثال، آدم‌ها در سراسر دنیا غالباً خواب‌هایى درباره تحت تعقیب بودن، مورد حمله قرار گرفتن و یا پرت‌شدن مى‌بینند. خواب‌هاى مشترک دیگر شامل رویدادهاى مدرسه، احساس یخ‌زدگى و بى‌حرکتى، دیر رسیدن و پرواز است.

منبع :www.tebyan.net



behnam5555 08-31-2013 05:59 PM

۱۰درس بزرگ از دانشمند بزرگ آلبرت انشتین
 


۱۰درس بزرگ از دانشمند بزرگ آلبرت انشتین


http://degaresh.com/site/wp-content/...in-640-330.jpg

آلبرت انشتین, اندیشیدن, رویاها
ترجمه توسط : افسانه کاظمی


نام انشتین در جهان به مثابه ی هوش فراوان و استعداد و نبوغ است. درست است که همه ی ما فیزیکدان نیستیم اما می توانیم از شیوه ی زندگی اش برای رسیدن به موفقیت درس های بسیاری بگیریم.

آلبرت انشتین کیست؟


۱)از مواجهه با ترس ها نترس!
او حتی در نوجوانی از به چالش کشیدن نظرات و عقاید اطرافیانش ابایی نداشت. از روش تدریس رایج در مدارس آن زمان راضی نبود. او در یادگیری به تفکر انتقادی در برابر حفظ بی چون و چرای مطالب کتاب ها معتقد بود. اگر قرار بود هر بار که کسی کارهایش را به باد انتقاد می گرفت عقب نشینی کند و دست از تلاش بکشد هیچ وقت به موفقیت نمی رسید. برخی از نظریه های او به سرعت و سهولت در مجامع علمی پذیرفته نشد اما او از پا ننشست، ادامه داد و سرانجام توانست نگاه بشریت را به جهان هستی دگرش بخشد.

۲)زیاد جدی نگیر!
زمانی که انشتین در آمریکا به شهرت رسید اغلب مردم او را در خیابان می شناختند و درباره ی نظریه هایش او را سؤال پیچ می کردند. ولی او با لطافت طبع خاص خودش می خندید و می گفت همه من را با پروفسور انشتین اشتباه می گیرند. با توجه به نوع کاری که انجام می داد(فعالیت عمیق فکری) هیچ کس انتظار شخصیتی شوخ در کسی که با نظریاتش جهان را به لرزه درآورد ندارد. اما تلاش برای نیل به پیروزی کاری نیست که جدیتی همیشگی بطلبد. اندکی شوخ طبعی و شادی در دراز مدت ضامن سلامتی است. اگر انشتین در تمام مدت کار و فعالیتش جدی و عبوس بود، با کاری که او انجام می داد و مباحث عمیقی که درگیرش شده بود مطمئناً به عرصه جنون می رسید.

http://degaresh.com/site/wp-content/...-380-285-1.jpg

۳)گاهی فقط تظاهر کن که مشغول فعالیتی!

مانند بقیه افراد انشتین هم گاهی حس و حوصله کار نداشت او هم به مرخصی می رفت. اما موفقیت و حجم عظیم یافته های او نشان می دهد که علی رغم آن که گاهی از کار دست می کشید اما هیچ گاه مسیرش را گم نکرد و دست از تلاش نکشید. او به خوبی می دانست که احساسات و عواطف تکیه گاهی مطمئن برای اهداف و آرزوهای بزرگ هستند.

۴)انتقاد پذیر باش!
مثل همه ی بزرگان می دانست که ممکن نیست همه با عقاید و نظراتش موافق باشند و البته لزومی بر جلب موافقتشان نمی دید. اما این بازخوردها را چالش هایی در ادامه ی راهش می انگاشت و سعی می کرد سخت‌تر کار کند تا به آن ها ثابت شود که اشتباه می کنند و او درست می گوید. تلاش برای جلب رضایت و اعتماد منتقدین تنها اتلاف وقت وانرژی است که می توانی از آن برای پیشبرد کارت فارغ از نظرات و عقاید دیگران استفاده کنی.

۵)شکست را سخت در آغوش بگیر!
فیزیک جزء علوم دقیق است اما بعید می دانم هیچ فیزیکدانی در همان ابتدای مواجهه با آن به همه ی ابعادش مسلط شده باشد. انشتین معتقد بود موفقیت یعنی روند یادگیری در گذر زمان! تنها هدف و مأموریت اشتباهات، آموزش نکات کوچک و بزرگ به او بود. اشتباهاتی که با برگشتن و تصحیح آن ها روی تخته سیاه کارگاهش ، راهش را در حرکت دوباره در آن مسیر هموارتر می ساخت. یکی از معظلاتی که همواره ما را عقب نگه می دارد ترس از ارتکاب اشتباه است. در دراز مدت در می یابی که سکوت و سکون به مراتب بدتر و مضرتر از رفتن و اشتباه کردن است. اشتباه در واقع یعنی به پیش رفتن و یادگرفتن آن چه نباید انجام داد.

۶)قدم های کوچک بسوی هدف
اکثر ما موفقیت را قله ای دور از دسترس می بینیم و این گاهی باعث می شود هیچ تمایلی به سعی و تلاش از خود نشان ندهیم. چرا سختی بکشیم وقتی به هر حال این راه طی می شود و به پایان می رسد؟ این تصور از پیروزی اشتباه و مهلک است. انشتین روز و شب تلاش کرد و بر کاستی ها و مسائل علم فیزیک غلبه کرد اما نه یک شبه! هدفی غایی در ذهن داشت و می دانست با هر گامی که به جلو بر می دارد یک قدم به آن چه در ذهنش دارد نزدیکتر می شود. کار کوچکی که در یک زمان محدود انجام می دهی شاید به نظر بزرگ و مهم نرسد اما بدان که در مقیاس بزرگتر حرکتی است کوچک در مسیری طولانی به سوی هدفی بزرگ!

http://degaresh.com/site/wp-content/...-380-285-2.jpg

۷)خودخواه نباش!

موفقیت های انشتین موجب حسن شهرت و محبوبیتش در جهان شد. وی بدون هیچ گونه چشمداشت و تمایلی به کسب قدرت یا ثروت موجب پیشرفت و تعالی نوع بشر شد! او خیر و صلاح انسان ها را سرلوحه ی راهش قرار داد و تا رسیدن به آن از پا ننشست.
به خاطر داشته باشیم که ما در این دنیا تنها نیستیم و تنها برای خودمان زندگی نمی کنیم. وقتی سخاوتمندانه، با رویی گشاده و قلبی سبکبار و رها به دیگران خدمت کنیم جهان تبدیل به مکانی بهتر می شود و این امر کمک می کند تا در مسیر زندگی دگرش یابیم و انسان های بهتری شویم.

۸)تنها به ساز خودت برقص!
انشتین از دنباله روی های کوکورانه و بی فکر مردم متنفر بود. اگر به دیگران اجازه بدهی در مورد توانایی‌هایت اظهار نظر کنند باید تنها به رؤیای پیروزی وکامیابی بسنده کنی. آنچه اطرافیان در مورد ما می‌گویند نظراتی است که البته وحی منزل نیستند و در بیشتر موارد باید به آرامی از کنار آن ها گذشت. قدرت اندیشه و اختیار موهبتی بزرگ برای همه ی انسان هاست. دنیا با آن چه امروز می بینیم بسیار تفاوت داشت اگر انشتین تحت تأثیر حرف کسی قرار می گرفت که در کودکی به او گفته بود: به درد هیچ کاری نمی خورد!

۹)همیشه برای یادگیری و پیشرفت حرص و ولع داشته باش!
او خودش را صاحب استعداد خاصی نمی دید تنها تفاوتش این بود که بسیار کنجکاو بود. او سیری ناپذیر بود. هر مقاله و نظریه ای گامی بود به سوی پرسش و پاسخ بعدی! بعدی! بعدی!
همیشه به دنبال تازه ها! همیشه در حال رشد و بالیدن! اگر این صفات را در خودمان نهادینه کنیم به موفقیت نزدیکتر می شویم. سمی ترین تفکر ممکن آن است که فکر کنیم آن چه انجام داده ایم کافی است! احساس کامل بودن را در خودت از بین ببر تا راهت را برای پیشرفت هموار سازی!

۱۰)ادامه بده! از پا ننشین!
در مسیر پیش روی به سوی آمال و آرزوهایت ممکن است با موانع زیادی روبرو شوی. اما این دلیل نمی شود که عقب نشینی کنی و بازی را واگذار کنی! این فقط نشان می دهد که چقدر اراده ات سست و بی جان است! انشتین کسی بود که سعی کرد در زندگی با مسائل و مشکلات کنار بیاید و آن ها را قدم به قدم حل کند.
و در پایان ۱۰ درس مهم زندگی از انشتین

1- تخیل مهم تر از دانش است چراکه دانش محدود است اما تخیل همه ی هستی را در آغوش دارد، پیشرفت را مشابه سازی می کند و در مقابل چشمانت قرار می دهد و قادر است انقلابی سهمگین به پا کند.

2- تفاوت بین نبوغ و حماقت در آن است که نبوغ محدودیت هایی دارد.

3- هرگز پرسشگری را کنار نگذار، کنجکاوی بشر حتماً علتی دارد.


4- علم بدون دین سست است و دین بدون علم کور.

5- دو چیز نامحدود است، جهان و حماقت بشر! البته درباره ی جهان مطمئن نیستم!


6- افتادن در دام عاشقی احمقانه ترین کاری نیست که بشر انجام می دهد ولی مطمئناً علت این افتادن جاذبه ی زمین نیست.

7- زیباترین تجربه ها ناشناخته ترین آن هاست و این اساسی ترین احساسی است که خاستگاه علم و هنر ناب محسوب می شود.


8- کسی که هرگز اشتباه نکرده کسی است که هرگز تلاش نکرده است.

9- بیشتر از آن چه برای موفق بودن تلاش می کنی برای با ارزش بودن تلاش کن.


10- چشمگیرترین اثرات کاربردی علم آن است که به ابداع چیزهایی میدان می دهد که بر غنای زندگی می افزایند، هرچند آن را پیچیده تر هم می کنند.
ترجمه اختصاصی دگرش

منبع : ،اسان دانلودaddicted2success


behnam5555 08-31-2013 06:05 PM

پند و اندرز ابوسعید
 

پند و اندرز ابوسعید

ابوسعید ابوالخیر با جمعى از اصحاب از كنار روستایی از مناطق اطراف نیشابور به طرف مقصدى مى‌گذشتند.

مردى مُقنی مشغول خالى كردن چاه مستراح بود، اصحاب از بوى تعفن كثافات، دماغ خود را گرفتند و به سرعت از آن محل گذشتند، ولى مشاهده كردند شیخ نیامد.

چون نظر كردند دیدند شیخ با حالت تفكر كنار كثافات ایستاده فریاد زدند استاد بیا. فرمود مى‌آیم، پس از مدتى تأمل در كنار كثافات به سوى اصحاب روان شد، چون به آنان رسید عرضه داشتند: اى راهنما براى چه كنار كثافات ایستادى؟

فرمود: چون شما دماغ خود گرفتید و به سرعتِ حركت خود افزودید، صدایی از كثافات و فضولات برخاست كه هان اى روندگان! دیروز گذشته، ما با حالتى طیب و طاهر و پاكیزه و رنگ و بوئى بسیار عالی بر سر بازار به صورت سبزیجات و میوه‌جات و حبوبات قرار داشتیم و شما بنى‌آدم به خاطر به دست آوردن ما بر سر و بار یكدیگر مى‌زدید و به انواع حیله‌ها و خدعه‌ها متوسل مى‌گشتید، و از هیچگونه تقلبی خوددارى نمى‌كردید، چون ما را به دست آوردید خوردید، ما بر اثر چند ساعت همنشینى با شما تبدیل به این حال گشته و به این سیه روزى افتادیم، به جاى این كه ما از شما فرار كنیم، شمایى كه باعث این تیره‌بختى براى ما شدید؛ از ما فرار مى‌كنید اى اف بر شما !!!
من كنار كثافات ایستاده و به پند و نصیحت آنان گوش فرا داده تا شاید عبرتى از آنان بگیرم!

منبع:
عرفان اسلامی (شرح جامع مصباح الشریعه و مفتاح الحقیقه)، ج 4، حسین انصاریان.


behnam5555 08-31-2013 06:08 PM

ناپلئون هیل
 


ناپلئون هیل

فيلسوف امريكايي ( 1883- 1970 )
ويرايش : مريم فودازي


http://s2.picofile.com/file/73453716...l_headshot.jpg

«ناپلئون هیل» در 26 اکتبر 1883، در «ویرجینیای» آمریکا چشم به جهان گشود. خانه ای که او در آن متولد شد، اتاقي كوچك در کنار رودخانه «پراد» در منطقه «وایس کانتی» ویرجینیا بود. از این رو خانه آنها برای همه ساکنین منطقه شناخته شده بود.
ناپلئون جوان بسیار سرکش، شیطان و پرخاشگری بود و زماني كه ده سال داشت، مادرش بر اثر بیماری و تغذیه ناسالم از دنیا رفت. او همیشه به کودکان هم سن و سال خود که لباس خوب می پوشیدند و خوراکی های متنوعي می خوردند، با افسوس نگاه می کرد. بعد از مرگ مادر، زندگی برای ناپلئون سخت تر شد، زیرا پدر بدون توجه به وضعیت مالی خود، دو سال بعد از مرگ همسرش ازدواج کرد و ناپلئون را به حال خود رها نمود.
ناپلئون از همان دوران كودكي علاقه خود را به مطالعه کتابهای داستان و همچنين، خلاصه نویسی و داستان نویسی نشان داد. او در سیزده سالگی، خبرنگار روزنامه «ویرجینیا» شد و نام «گزارشگر کوهستان» را برای خود انتخاب کرد. هيل با پولی که بدست می آورد، هزینه تحصیل خود را پرداخت مي كرد. وي براي ادامه تحصيل وارد مدرسه حقوق شد، ولي از عهده هزينه هاي آن برنيامد، از اين رو زمان بيشتري را صرف فعاليت در روزنامه و كسب درآمد كرد.
ناپلئون استعداد خوبي در نوشتن داشت و سردبیر روزنامه با استقبال از نوشته ها و مقاله هايش، سرپرستی مصاحبه با افراد برجسته و معروف را به او واگذار کرد. وي در هنگام مصاحبه با افراد نامدار، از تجربیات آنها درس می گرفت و آن را در زندگی خود به کار می برد. هیل با افرادی چون «توماس ادیسون»، «الکساندر گرهام بل»، «هنری فورد» و «ویلیام جنینگ برایان» مصاحبه کرد. او با دقت و ظرافت تمام، راز موفقیت این گونه افراد را بدست مي آورد و آن را يادداشت مي كرد. از این رو در سال 1928، کتابی با نام «قوانین موفقیت» نوشت که با استقبال خوبی روبرو شد.
ناپلئون کتاب «دینامیت مغزی» را در سال 1941 نوشت. وي از سال 1919 تا 1920 در مجله «قوانین طلائی هیل»، سردبیر بود و در سال 1930 کتابی در زمینه راهیابی به موفقیت نوشت. ناپلئون هیل در زمينه موفقیت و كسب ثروت به درجه استادی رسیده بود؛ تا آنجا كه از سال 1933 تا سال 1935 مشاور «فرانکلین روزلت» رئیس جمهور آمریکا شد. وي در سال 1937 در کتاب «رشد فکری و ثروت»، تمام راههای رسیدن به موفقیت را بيان کرد. کتابهای هیل هر روز بيشتر از روز قبل به فروش می رفت. او در سال 1960 کتاب «علوم موفقیت» را نوشت كه بیش از سی میلیون جلد از آن فروخته شد.
ناپلئون که در دوران کودکی حسرت یک بشقاب غذا را می کشید، در اواخر عمر به یکی از ثروتمندان جهان تبدیل شد. وی در هشتم نوامبر سال 1970، در جنوب «کارولینا» و در حالی که مشغول نوشتن کتاب «تو می توانی کار کنی و معجزه ببینی» بود، چشم از جهان فرو بست.

برگرفته از :
http://farshidnezam.blogfa




behnam5555 08-31-2013 06:11 PM

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران
 

زیباترین چشمه بدون آب جهان در ایران

این گل‌فشان ها در ۹۵ کیلومتری غرب بندر کنارک و در دشت کهیر نرسیده به روستای تنگ در زمینی مسطح واقع شده و دارای سه تپه کوچک گل‌فشان است که یکی از آنها شبیه آتشفشان و در حال حاضر فعال است و بقیه آنها نیز از چند سال قبل به صورت غیرفعال درآمده‌اند.در بلندای این تپه‌ها، دهانه‌هایی به قطر چند سانتی متر وجود دارد و از دهانه گل‌فشان که در حال حاضر فعال است، به طور متناوب گل خاکستری رنگ خارج شده و به سوی دامنه‌ها سرازیر می‌شود. دوره تناوب این پدیده نادر و زیبا ده تا پانزده دقیقه است که این عمل با لرزش خاک همراه است و گاهی به هنگام خروج گل، صدایی همانند شلیک تفنگ از آن به گوش می‌رسد.

http://a1001matlab.persiangig.com/im...tu8aootx3c.jpg

کوه گل افشان بندر تنگ با ارتفاع تقریبی ۱۰۰ متر و قطر قاعده کمی بیش از ۱۰۰ متر در فاصله حدود ۱۰۰ کیلومتری شهرستان چابهار قرار دارد. اطراف این کوه را بیابانی وسیع فرا گرفته که ظاهرا این بیابان نیز همچون خود کوه ماحصل اتفاقاتی درون زمین است. اطراف کوه به فاصله حدود ۲۰۰ متر از کوه، چاله ای به عمق حدود ۲ متر ایجاد شده که برای رسیدن به کوه باید وارد این چاله شد.بالا رفتن از کوه اگر فصل بارندگی نباشد؛ تقریبا راحت است. در بالاترین نقطه کوه چاله ای به قطر کمتر از یک متر و به عمق حدود نیم متر وجود دارد که با گل پوشیده شده است. در فواصل زمانی حدود یک دقیقه، مقداری گل با صدای خاصی شبیه به ترکیدن یک حباب، از چاله خارج و به اطراف پراکنده می شود.

http://a1001matlab.persiangig.com/im...xgns6hx4a1.jpg

این پدیده بطور عمده در فصول پرباران از جاذبه‌های نادر و دیدنی استان به شمار می‌رود. گل‌فشان‌ها در میان بومیان ساکن استان سیستان و بلوچستان و هرمزگان به صورتهای مختلفی تلفظ می‌شود. مردم منطقه گواتر، جلگه دشتیاری و شرق بلوچستان گل‌فشان را به لهجه محلی بوتن واهالی چابهار، کهیر و زرآباد آن را گل پاشان و ناپک به معنای ناف زمین یا ناف دریا می نامند و در بین ساکنان شرق استان هرمزگان نیز به آب باد معروف است.

http://a1001matlab.persiangig.com/im...3r5jay0iy4.jpg

http://a1001matlab.persiangig.com/im...ksw83l8n44.jpg

گل‌فشان از جمله پدیده‌های جالب توجه در منطقه ساحلی خزر و دریای عمان هستند. هر چند در نقاط دیگر دنیا نیز وجود دارد اما همبستگی این عارضه زمین شناسی با منابع نفت و گاز آن را به پدیده‌ای جذاب در این دو حوضه تبدیل کرده است.
در کل تعداد گل‌فشان‌های زمین بیش از ۸۰۰ عدد نیست که بیش از نیمی از آنها در اطراف این دو دریا قرار گرفته، بویژه تعدادی از آن در حوزه خزر در منطقه جمهوری آذربایجان واقع شده است.
کارشناسان زمین شناسی و گردشگری بر این باورند که در مورد گل‌فشان‌های شمال و جنوب کشور تاکنون مطالعات سیستماتیک و ارزنده‌ای انجام نشده و از آنجایی که این پدیده از ارزش اقتصادی و گردشگری بسیار خوبی برخوردار است، پیشنهاد می‌کنند تا این طرح به عنوان یکی از جدی‌ترین طرح ها و برنامه‌های مطالعات زمین شناسی دریایی همگام با گشایش انستیتوی زمین شناسی دریایی در ایران مورد توجه قرار گیرد.
داریوش هوشمند یکی از کارشناسان زمین شناسی استان سیستان و بلوچستان ایجاد زمینه‌های رفاهی و امکانات اقامتی را از مهمترین مسائل در شناساندن این پدیده می‌داند و یادآور می‌شود: هنوز بر روی جنبه‌ای گردشگری منطقه از دیدگاه زمین شناسی کار چندانی صورت نگرفته است و بدیهی است که استفاده کاربردی از منابع گل‌فشان به عنوان سرمایه ملی به نفع ملت و کشور خواهد بود. هفت گل‌فشان در منطقه چابهار وجود دارد که بزرگترین آنها در جاده کهیر به تنگ واقع است،
فرمانداری این شهر برای شناساندن هرچه بهتر این پدیده زیبا به مردم کشورمان و جذب دوستداران طبیعت و گردشگرانی که به این منطقه سفر می‌کنند، به احداث جاده آسفالته، توقفگاه دارای سایه‌بان با سرویس‌های بهداشتی، همچنین مخازن آب آشامیدنی و فروشگاه برای ارائه مواد غذایی اقدام کرده است.
منطقه آزاد چابهار نیز با برگزاری تورهای مختلف، شناساندن گل‌فشان نادر این منطقه را در دستور کار خود قرار داده است.

ویژگی گل فشان
نکته حایز اهمیت در خصوص گل‌فشان های منطقه بلوچستان این است که با وجود ویژگی‌های منحصر به فرد و بکری که این پدیده خدادادی دارد و نسبت به بسیاری از نمونه‌ های مشابه خود در کشورهای آمریکای مرکزی دارای ویژگی‌های بهتری است متأسفانه بهره‌برداری لازم و بهینه از آن نشده است و انتظار می‌رود با توجه به مسئولان محلی و کشوری، اتخاذ تدابیر و ایجاد تسهیلات لازم در این زمینه، بتوان به نحوی شایسته این پدیده‌های جذاب را به عنوان جاذبه‌های بکر گردشگری منطقه بلوچستان به هموطنان و جهانیان معرفی کرد.

نحوه تشکیل گل فشان ها
نحوه تشکیل گل فشانها بیشتر به منشا و نوع آنها بستگی دارد. اصولا دو نوع گل فشان در دنیا وجود دارد.

یکی گل فشان های سرد که منشا تکتونیکی دارند و دیگری گل فشان های گرم که از عوارض بعدی آتش فشانها محسوب میشوند. به طور کلی میتوان گفت که نحوه تشکیل گل فشان بیشتر با نوع و منشا فشاری که به آن وارد میشود تا گل از درون زمین خارج شود، مرتبط است.
عده ای همیشه به دنبال پیدا کردن این پاسخ بوده اند که چه عاملی باعث میشود که آب و گل از اعماق به سطح زمین فوران کند.
نظرات و عقاید گوناگونی تاکنون در ابن زمینه ارائه شده است که به شرح ذیل میباشند. برخی از دانشمندان معتقدند که گاهی اوقات لایه های ضخیم رس به قدری سریع رسوبگذاری میشوند که آب موجود در آنها فرصت خروج پیدا نمیکند و به همین علت حالت سیال پیدا نموده و بواسطه داشتن آب فراوان، نیروهای تکتونیکی بعدا رسها را تحت فشار قرار داده و آنها را به همراه گاز به سمت بالا می آورند.
عده ای دیگر از پِژوهشگران معتقدند که فعالیت های زمین لرزه ای، عامل اصلی خروج آب و گل است. تعدادی هم فشار مخازن نفت و گاز درون زمین را عامل اصلی فشار و بالا راندن آب و گل میدانند. در هر حال تمام محققان بر این اعتقادند که فشار عامل اصلی تشکیل هر نوع گل فشان اعم از گل فشان سرد یا گرم میباشد.
اهالی محل در مورد این پدیده چندین باور را مطرح می کنند وبر اساس اعتقادات خود نامهایی را نیز برای گل فشان به کار می برند. به نظر آنها گل فشان پدیده ای طبیعی است که با دریا در ارتباط بوده و به هنگام بالا آمدن آب دریا (مد) به ویژه در فصل تابستان، فعالیت آن به حداکثر می رسد،از این رو به آن ناف زمین یا ناف دریا نیز می گویند.
عده ای بر این باورند که فعالیت این پدیده به کشش و جاذبه اجرام سماوی به خصوص ماه وابسته است.بر این اساس معتقدند که فعالیت آن در ا بتدای ماه و نیمه ماه قمری (ماه نو، بدر)بیشتر می شود. هر چند این نظریه کمتر به حقیقت نزدیک است اما به طور کلی هم قابل رد نیست.
گروهی نیز بر این عقیده اندکه فعالیت این پدیده پس از بارندگی ها ی شدید زیادی مِی شود ،لذا ممکن است ازآب ناشی از سیلابها، فعال شود.اما باید گفت که از نظر علمی، وجود گل فشان ها در هر منطقه اول نشانه بارزِ از فعالیت های تکتونیک بوده و ثانیا اغلب به لایه هاِ سنگی دارای ذخایر نفت ویا دیگر انواع هیدرو کر بور بستگی دارد.

فشار گازهای حاصل از این لایه وذخایر آنها موجب می شود که سنگ های رسی و مارنی کف و تحتانی، که توسط آبهای زیر زمینی اشباع و نرم شده و یا به صورت گل در آمده اند به خارج پرتاب شو ند و ازاین طریق دهانه هایی گاهاً بسیار بزرگ شبیه به دهانه های آتشفشان (شبه کرا تر یا کرا ترگون)بوجود می آیند.
بیشترین درصد گاز تشکیل دهنده گل فشانها به گاز متان تعلق دارد که حدود ۸۵-۸۹ درصد میباشد. حدود ۱۰ درصد گاز دی اکسید کربن و درصد باقیمانده به گازهای نیتروزن و مونوکسید کربن تعلق دارد.

گل فشان ها کاربرد زیادی دارند
از آن جمله می‌توان به استفاده از گل آنها در سفال سازی، کوزه گری، بهره برداری از گاز، گردشگری، گل درمانی و…اشاره کرد. بسیاری از مردم از گل‌های گل‌فشان برای موارد درمانی استفاده میکنند. استفاده از گل های گل فشان برای گل درمانی فقط مختص استان نبوده و در در کشورها دیگر از جمله آذربایجان استفاده می‌شود. از گل ها برای درمان بیماری های پوستی، درمان درد کمر،درد های مفاصل و… استفاده میشود. همچنین برای درمان تنگی عضلانی و انقباظ عروق موثرند. حال با عنایت به توضیحات فوق، به معرفی گل فشان تنگ و همچنین مرتفع ترین گل فشان کشور یعنی پیرگل خواهیم پرداخت.



behnam5555 08-31-2013 06:17 PM

4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نمیدانستید!!
 

4 مورد که شما هرگز در مورد موبایل نمیدانستید!!

http://irannaz.com/user_files/L126116649196.jpg



اقداماتی وجود دارد که می توان در مواقع فوری و ضروری انجام داد. موبایل شما می تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد.

اول وضعیت فوق العاده

شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. در ایران نیز اگر شما حتی در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید، موبایل در هر شبکه موجود جستجو می کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند. (پلیس، اورژانس، آتش نشانی یا...) و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می کند. امتحان کنید.

حتی با گوشی بدون سیم کارت نیز میتوانید با شماره 112 تماس حاصل نمایید.

دوم آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه کنترل از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید کنترل درب بازکن ماشین را فشار دهد، و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که ریموت کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

یادداشت نویسنده: این مورد کار می کند.. ما آنرا امتحان کرده ایم و قفل ماشین را از طریق یک تلفن موبایل باز کرده ایم.

سوم چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلید های زیر را به ترتیب فشار دهید:

*#06#

یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می شود، شما می توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده ای نخواهد داشت.

چهارم قدرت باطری مخفی شده

در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #3370* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

behnam5555 08-31-2013 06:36 PM

تاریخچه ماشین حساب
 

تاریخچه ماشین حساب
چرتکه‌های چوبی که قرن‌ها پیش و حتی امروزه در بازارهای محلی کشورهایی چون چین و ایران استفاده می‌شدند به‌عنوان اولین ماشین‌حساب شناخته می‌شوند. البته اولین وسیله شمارش جهان همان چوب‌خط خودمان است ولی از چرتکه برای اعمال حسابی در ۲۴۰۰ سال پیش از میلاد مسیح در امپراتوری بابل استفاده می‌شد. http://s2.picofile.com/file/73411472...henrechner.jpg

اولین ماشین‌های آنالوگ در دوران باستان برای محاسبات نجومی استفاده می‌شدند که از آن جمله می‌توان اسطرلاب (۱۵۰-۱۰۰ سال قبل از میلاد) را نام برد. دستگاه‌های مکانیکی دیگری نیز در زمان‌های قدیم به این منظور ساخته شدند که بعضی از مهم‌ترین آن‌ها عبارتند از: کره هامن‌نما توسط ابوریحان بیرونی (۱۰۰۰ سال بعد از میلاد)، اسطرلاب‌های ساخته ابراهیم بن یحیی الزرقالی (۱۰۱۵ بعد از میلاد)، برج ساعت نجومی توسط سو سانگ (۱۰۹۰ بعد از میلاد) و یک ساعت نجومی توسط بدیع‌الزمان جزری (۱۲۰۶ بعد از میلاد) که آن را اولین کامپیوتر آنالوگ قابل برنامه‌ریزی می‌دانند. در سال ۱۶۱۷ جان نپیر، ریاضی‌دان اسکاتلندی، وسیله‌ای ساده به‌نام استخوان‌های نپیر ساخت که از آن برای ضرب و تقسیم اعداد استفاده می‌شد؛ این نام به این دلیل به دستگاه او داده شد که برای ساخت مهره‌ها از استخوان یا عاج استفاده کرده بود. در سال ۱۶۲۲ شخصی به‌نام ویلیام اوترد اولین خط‌کش محاسبه (Slide Rule) را که ۷ سال بعد توسط شاگردش هویدا شد اختراع کرد. ویلهلم شیکارد در سال ۱۶۲۳ دستگاهی به‌نام «ساعت محاسباتی» ساخت که می‌توان آن را اولین ماشین‌حساب مکانیکی نامید. بیست سال بعد نیز پاسکال وسیله خود به‌نام «پاسکالین» برای محاسبه مالیات در فرانسه و همچنین لایبنیتز که فیلسوفی آلمانی بود نیز یک ماشین محاسبه ساخت. پیشرفت‌های مهم بعدی در قرن نوزدهم انجام شد. در سال ۱۸۲۲ چارلز بابیج که فیلسوف و ریاضی‌دانی انگلیسی بود ماشین تفاضلی خود را ارائه داد. این ماشین قادر بود ۷ عدد مختلف تا ۳۱ رقم اعشار را نگه داشته و روی آن‌ها محاسبه انجام دهد. او دو طرح بسیار پیشرفته‌تر هم برای توسعه این دستگاه و ساخت یک کامپیوتر قابل برنامه‌ریزی به‌نام موتور تجزیه و تحلیل ارائه کرد که البته در زمان او هیچ‌کدام به‌طور کامل تکمیل نشد ولی بعدها جرج شوتز با تکمیل طراحی‌های او ماشینی به اندازه یک پیانو برای ایجاد جدول‌های لگاریتم ساخت. در. ای. فلت آمریکایی دستگاه «کامپتومتر» را در ۱۸۸۴ اختراع کرد که اولین نمونه موفق ماشین‌حساب کلیددار محسوب می‌شود. ماشین‌حسابی به‌نام «میلیونر» نیز که اجازه عمل ضرب مستقیم در هر عددی را می‌داد، در اواخر این قرن به بازار عرضه شد. نیمه اول قرن بیستم شاهد توسعه تدریجی ماشین‌حساب‌های مکانیکی بود. ماشین ۱۰ کلیده دالتون که در ۱۹۰۲ ارائه شد و بعدها توسط شرکت‌های بسیار زیادی تولید شد یکی از اولین نمونه‌های این قرن است. از ابتدای این قرن تا دهه ۱۹۶۰ ماشین‌حساب‌های مکانیکی بر بازار دستگاه‌های محاسباتی رومیزی تسلط پیدا کرده بودند. این دستگاه‌ها توسط موتور کار می‌کردند، از بخش‌های متحرک تشکیل شده بودند و نتایج توسط صفحه‌های شماره‌گر نشان داده می‌شدند. در ضمن صفحه‌کلیدهای آن‌ها کامل و هر رقم دارای ستون مختص به خود از اعداد ۱ تا ۹ بود و یک دکمه پاک‌کننده هم داشتند. اعمال جمع و تفریق به‌صورت مستقیم و ضرب و تقسیم توسط جمع و تفریق‌های متعدد انجام می‌شدند. فرایدن و مارچنت ماشین‌حساب‌هایی با دکمه جذر یا ریشه دوم ساختند که مدل SKA نام داشت. در اواسط این قرن ماشین‌حساب بسیار کوچک «کورتا» که در دست جا می‌شد توسط کورت هرتزستارک در یک اردوگاه نازی‌ها ساخته شد که پیشرفتی بسیار مهم در مکانیسم ماشین‌حساب‌ها محسوب می‌شد. دستگاه‌هایی مشابه آن تا دهه ۱۹۷۰ و جایگزینی ماشین‌های الکترونیکی همچنان مورد استفاده بودند. اولیوتی نیز اولین شرکتی بود که ماشین‌هایی با چاپگر به بازار عرضه کرد. اولین کامپیوترهای بزرگ که از لوله‌های خلاء و سپس از ترانزیستور استفاده می‌کردند در اواخر دهه ۱۹۴۰ و دهه ۱۹۵۰ ساخته شدند. این فن‌آوری‌ها آغازگر مسیر پیشرفت ماشین‌حساب‌های الکترونیک بود. شرکت IBM اولین ماشین‌حساب تمام-ترانزیستوری را در سال ۱۹۵۴ و سه سال بعد اولین نمونه تجاری آن را به نام IBM ۶۰۸ معرفی کرد که بسیار بزرگ بود و در حدود ۸۰ هزار دلار قیمت داشت. اما شرکت ژاپنی کاسیو در همان سال اولین نمونه جمع‌وجور الکترونیکی جهان را ساخت. در دهه ۱۹۶۰ مدل‌های بسیار زیادی توسط شرکت‌های مختلف به بازار عرضه شد که از جمله آن‌ها می‌توان به کامپتومتر شرکت بل، MKVII و MKVIII، ماشین‌حساب شرکت شارپ با ۲۵ کیلوگرم وزن و ۲۵۰۰ دلار قیمت، دستگاه‌های شرکت‌های ماتاترونیکس، کانون، سونی، توشیبا، مدل پروگراما ۱۰۱ شرکت اولیوتی که می‌توانست کارت‌های مغناطیسی را بخواند، ماشین‌حساب قابل برنامه‌ریزی مونرو اپیک که شبیه به کامپیوتر بود و بسیاری نمونه‌های دیگر اشاره کرد. اولین نمونه‌ای که در دست جا می‌گرفت هم در سال ۱۹۶۷ توسط شرکت تگزاس اینسترومنتز به بازار آمد. از آن به بعد تلاش شرکت‌ها روی کوچک‌تر و کارآمدتر کردن ماشین‌حساب‌ها متمرکز شد که نتیجه آن اولین نمونه جیبی و واقعا الکترونیک به نام «هَندی» در سال ۱۹۷۱ بود که از یک نمایشگر ال‌ئی‌دی هم بهره می‌گرفت. سال بعد شرکت هیولت پاکارد اولین ماشین‌حساب جیبی دارای عمل‌گرهای علمی که می‌توانست جای خط‌کش محاسباتی را بگیرد، اختراع کرد و یک سال بعد نیز اولین دستگاه‌های ارزان‌قیمت به‌نام «سینکلر کمبریج» با ۳۰ دلار قیمت معرفی شد. مدل HP-۶۵ نیز اولین ماشین‌حساب جیبی قابل برنامه‌ریزی با قابلیت بیش از ۱۰۰ دستورالعمل بود. در آن سال‌ها پیشرفت‌های زیادی در زمینه صفحه‌های نمایش، صفحه‌های خورشیدی، مدارهای مجتمع و غیره صورت گرفت. قدم مهم دیگر ساخت ماشین‌حساب FX-۷۰۰۰G شرکت کاسیو به‌عنوان اولین نمونه گرافیکی در سال ۱۹۸۵ بود که باعث شد در دهه ۱۹۹۰ و اواخر قرن بیستم دیگر مرز میان کامپیوترهای جیبی و ماشین‌حساب‌های گرافیکی چندان مشخص نباشد


behnam5555 08-31-2013 06:45 PM

تاریخچه بانکهای ایرانی
 

تاریخچه بانکهای ایرانی
ژاندارمري سوئدي
نيلوفر کسري

در سال 1291ق دولت مرکزي جهت برقراري نظم و امنيت جامعه تصميم به استخدام مستشاران خارجي در ادارات نظميه گرفت.
در ابتدا کشورهاي فرانسه و ايتاليا مورد توجه قرار مي‌گيرند، اما به دليل اينکه آنان نمي‌خواستند در درگيري‌هاي دو قدرت بزرگ عصر (انگليس و روسيه) وارد شوند، از قبول اين امر خودداري مي‌ورزند. بدين جهت دولت ايران به آمريکا و سوئد مراجعه نموده از آمريکا مستشار عالي و از سوئد مستشار نظامي خواست. بدين ترتيب مستشاران سوئدي جهت ترتيب بخشيدن و منظم نمودن نظميه وارد ايران شده. اين گروه مستشاران به رياست، وستداهل به ايران آمدند. در ابتدا، ورود اين مستشاران با مخالفت روبه‌رو شد و قاسم خان پوروالي سردار همايون که در آن زمان رياست نظميه را داشت و عده‌اي از صاحب‌منصبان آن با ورود سوئديان مخالفت کردند و حتي عده‌اي استعفاي خود را نوشتند، اما عين‌الدوله وزير کشور وقت خواهان انسجام بخشيدن به امور نظميه بود. بدين ترتيب وستداهل و همراهانش به ايران وارد شدند و مدت سه ماه درباره نظميه ايران مطالعه کردند و سپس طرح خود را ارائه دادند. وستداهل در يک اقدام فوري 60 تن از صاحب‌منصبان نظميه را اخراج کرد و پليس سوار و دسته موزيک را به يالمارسن رياست ژاندارمري تحويل داد. کميسرهاي موجود را در يکديگر ادغام و محافظت از منطقه تجريش و شاهزاده عبدالعظيم را به ژاندارمري واگذار نمود. سپس دو ساخلو يکي در يوسف‌آباد و ديگري در باغشاه آماده ساخت. ساخلوي اول جهت تعليم پاسبان‌هاي جديد و ساخلوي دوم، محل آموزش افسران بود. بدين ترتيب به طور همزمان و ظرف مدت شش ماه ششصد نفر نيروي جديد آموزش ديده براي نظميه فراهم شد. رياست اين دو آموزشگاه برعهده ارفانس قرار داشت. در اين دو دوره شش ماهه صاحب‌منصبان سوئدي به کمک مترجم به پاسبان‌ها و افسران ايراني آموزش مي‌دادند. پس از تهيه نيروي جديد ارفانس رياست پليس، برگدال رياست تامينات ويژه و وستداهل رياست نظميه را برعهده گرفت. اندکي بعد بين ارفانس و وستداهل اختلاف افتاد و ارفانس کشور را ترک کرد.

behnam5555 09-01-2013 05:53 PM


آلفرد نوبل
آلفرد نوبل از جمله افراد معدودی بود که این شانس را داشت تا قبل از مرگش آگهی وفاتش را بخواند. او برادری به نام لودویگ داشت هنگامی که لودویگ نوبل فوت کرد روزنامه ها به اشتباه فکر کردند آلفرد نوبل معروف (مخترع دینامیت) مرده است و خبری درباره مرگش نوشتند که چنین بود:آلفرد نوبل دلال مرگ و مخترع مرگ آورترین سلاح بشری مرد!
آلفرد نوبل با خواندن این خبر میخکوب شد و با خود گفت: آیا خوب است که پس از مرگم مرا اینگونه بشناسند؟نه000خوب نیست.
پس بی درنگ وکیلش را احضار کرد و گفت وصیتنامه جدیدی برایش تنظیم کند و بر اساس آن هرکس که برای ترویج صلح و دوستی و علم کاری سودمند انجام داد از ثروت نوبل به او جایزه ای بدهند.
امروز نوبل نه به نام مخترع دینامیت بلکه به نام ابداع کننده جایزه صلح نوبل،جایزه های فیزیک و شیمی نوبل و... میشناسیم.او امروز هویت دیگری دارد... یک تصمیم برای تغییر یک سرنوشت کافی است.


behnam5555 09-01-2013 05:53 PM


گورستان سياستمداران
در هاید پارک لندن ، گورستانی است به نام گورستان وزراء که در آنجا نخست وزیران و وزراء و دیگر شخصیتهای سیاسی از این دست را دفن می کنند . می گویند چرچیل نخست وزیر سال های جنگ جهانی دوم انگلستان ، نخست وزیر بعد از خود را برای قدم زدن و صحبت به این پارک دعوت کرد و چون به کنار گورستان وزراء رسیدند ، چرچیل به او گفت :
آقای نخست وزیر ! در این گورستان نخست وزیران ، وزراء ، دولتمردان و شخصیت های سیاسی زیادی مدفون هستند که هر کدام وقتی بر سرکار بودند چنین تصور می کردند که اگر روزی از دنیا بروند ، همان روز انگلستان سقوط خواهد کرد و نابود خواهد شد ! و می بینی که امروز همه آن ها درزیر این خاک های سرد دفن شده اند و انگلستان هم با قوت و قدرت سرجای خود ایستاده است !
این اظهارات چرچیل انسان را به یاد تذکر حکیمانه شیخ سعدی علیه الرحمه می اندازد که فرمود : « هر کسی پنج روزه نوبت اوست!»
کسانی که راس قدرت هستند باید از این فرصت برای خدمت به همنوعان خود استفاده کنند و حواسشان باشد که باید بزودی ، نوبت را به دیگری واگذار نمایند و در معرض قضاوت تاریخ قرار بگیرند ! و قضاوت تاریخ بسیار بیرحمانه است .
در حکمت اگر ارسطو و جمهوری ** در قدرت اگر اسکندر و فغفوری

می نوش زجام و کم ز جم یاد آور ** گر بهرامی ، که عاقبت در گوری !

behnam5555 09-01-2013 05:55 PM


هوش آغامحمد خان قاجار

مي گويند آغا محمد خان قاجار معمولا نصف مرغ بريان را موقع ناهار و نصفه ديگر را شام مي خورد . تصادفا يك روز عصر نصفه ديگر مرغ بريان را گربه خورد . آشپز بيچاره از ترس غضب سلطان اخته ، مرغ ديگري را با پول خود خريداري كرد و نصفه آن را موقع شام به حضور آغامحمد خان برد تا متوجه مطلب نشود .
آغامحمدخان ضمن صرف شام گوشه چشمي هم به آشپز انداخته گفت : « نصفه ديگر را فردا ناهار بياور»
آشپز يكه خورد و عرض كرد : قربان ، نصفه اولي را امروز ناهار ميل كرديد . ديگر چيزي باقي نمانده است .
آغامحمدخان با عصبانيت گفت : « فضولي موقوف ، نصفه اي كه امروز آوردي قسمت راست مرغ بود اين نصف هم قسمت راست آن است . معلوم مي شود جرياني رخ داده كه مرغ ديگري خريداري كرده اي .
آشپز را فراست و تيز هوشي آغامحمدخان چنان مبهوت كرد كه تا مدتي دهانش باز و چشمانش خيره مانده بود .

برگرفته از كتاب هزار دستان نوشته اسكندر دلدم

behnam5555 09-01-2013 06:13 PM

سخن بزرگان درباره‌ي اخلاق
 

سخن بزرگان درباره‌ياخلاق

اخلاق، چيز ساخته شده و حاضر آماده اي نيست، بلكه ذره ذره و روز به روز، خلق و ايجاد مي گردد. ارناليل
:53:
زن و شوهر يك سال بعد از ازدواج به زيبايي صورت يكديگر فكر نمي كنند، بلكه هر دو متوجه اخلاق و رفتار هم مي شوند. اسمايلز
:53:
اخلاق بايد بر هنر حكومت كند. ايمانوئل كانت
:53:
بزرگترين عمل غير اخلاقي اين است كه انسان شغلي را كه از انجام آن ناتوان است بر عهده گيرد. ناپلئون بناپارت
:53:
صاحبان اخلاق، روح جامعه ي خويش اند . رالف والدو امرسون
:53:
مردي كه داراي عزمي نيرومند و اخلاقي متين است، هرگز فضيلت اخلاقي خود را فداي هوس هاي زندگي نمي كند. آري مرداني در اين جهان زندگي كرده اند كه براي تكميل و حفظ فضايل اخلاقي، جسم و جان خود را فدا ساخته اند . كنفسيوس
:53:
وقتي از اخلاق يك فرد سر در نمي آوري به دوستان نگاه كن . مثل ژاپني
:53:
تنها قانوني كه مي تواند بر سعادت ما حاكم باشد، قانون اخلاق و اصول و موازين انسانيت است.
تمام سرمايه فكري و دانش بايد تسليم يك عظمت اخلاقي و روحي گردد، وگرنه دانش مانند رودي خواهد بود كه نتوانسته خط سير خود را بپيمايد و به دريا بريزد و با وضعي اندوه بار در صحرا و ريگزارها فرو مي رود . موريس مترلينگ
:53:
هميشه بايد مراقب سه چيز باشيم : وقتي تنها هستيم مراقب افكار خود، وقتي با خانواده هستيم مراقب اخلاق خود و زماني كه در جامعه هستيم مراقب زبان خود . مادام داستال
:53:
كسي كه معلومات جامع درباره ادبيات دارد، مطابق با قواعد فضيلت اخلاقي رفتار مي كند و مي تواند به جايي برسد كه از خطا و لغزش به دور بماند. كنفوسيوس
:53:
براي جامعه، فضيلت و اخلاق از نان شب هم واجب تر است. اگر جامعه اي شكست اخلاقي بخورد با هيچ نيرويي نمي توان شكست را جبران نمود . افلاطون
:53:
ما نسلي گمشده هستيم. صبح تا شب بدون هدف سگ دو مي زنيم و هميشه به دلار چشم دوخته ايم كه جهت را به ما بنمايد. اين تنها معياري است كه مي شناسيم. نه در عمق وجود خويش باوري داريم و نه مرزهاي اخلاقي خود را مي شناسيم . مجله تگزاس بيزنس
:53:
اصل و اساسي كه تمام اخلاق گرايان به راستي در باب آن نظري يكسان دارند، اين است : كسي را نيازار و هرچه مي تواني به ديگران ياري برسان. آرتور شوپنهاور
:53:
نگرش، حالتي ذهني و دروني است. چه بسا كسي كه نگرش نادرست دارد مرتكب كارهاي غير اخلاقي و غير قانوني نشود، اما نگرش نادرست او سبب از هم پاشاندن تيمي خواهد شد كه در آن عضويت دارد . جان ماكسول
:53:
دانش بدون تكامل اخلاقي خطرناك و نابود كننده است. هالي تربون
:53:
داروهاي تلخ را با روپوش شيرين مي پوشانيم، چرا حقيقت و اخلاق را نيز با لباسهاي زيبا نپوشانيم ؟شامفورت
:53:
نقل قول نادرست اغلب معلول يك نيت ناپاك است و در نهايت، بي شرمي نفرت انگيز و فرومايگي فطرت و بدذاتي و چنين شخصي همانند كسي كه دست به جعل سند مي زند ديگر در اختيار خودش نيست و تا ابد اخلاق صدق و راستي را از كف مي دهد . آرتور شوپنهاور
:53:
آنچه ما را به نابودي خواهد كشاند از اين قرار است: سياست بدون اصول، لذت بدون وجدان، علم بدون شخصيت و تجارت بدون اخلاق . (( مهاتما گاندي))
:53:
رهبر تركيبي از استراتژي و صفتهاي اخلاقي است. اگر قرار است يكي از آنها را نداشته باشيد بهتر است بدون استراتژي باشيد. نورمن شوارتزكوف
:53:


اکنون ساعت 01:26 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)