![]() |
يک نان به دو روز اگر بود حاصل مرد / از کوزه شکستهاي دمی آبي سرد مامور کم از خودي چرا بايد بود / يا خدمت چون خودي چرا بايد کرد |
در ان چمن که بتان دست عاشقان گیرند
گرت ز دست بر اید نگار من باشی |
یارا بهشت صحبت یاران همدمست دیدار یار نامتناسب جهنمست .. |
تکیه بر اختر شب دزد مکن کاین عیار
تاج کاووس ببرد وکمر کیخسرو |
وقتها یک دم برآسودی تنم قال مولائی لطرفی لا تنم اسقیانی و دعانی افتضح عشق و مستوری نیامیزد به هم سعدی |
ماه بیدار شب تار علی بود علی
مهر تابنده اسرار علی بود علی |
يارم چو قدح بدست گيرد
بازار بتان شكست گيرد هر كس كه بديد چشم او گفت كو محتسبي كه مست گيرد |
در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز
چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود |
دوام عیش و تنعم نه شیوه عشق است
اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی |
یاد باد انکه صبوحی زده در مجلس انس /جز من ویار نبودیم وخدا با ما بود/د
|
دارم من از فراغش در دیده صد علامت
لیست و موع عینی هذالناالعلامه |
هاتف ان روز به من مژده این دولت داد/که بدان جور وجفا صبرو ثباتم دادند/د
|
دلیل راه شو ای طایر خجسته لقا
که دیده آب شد از شوق خاک آن درگاه |
هلاک ما به بیابان عشق خواهد بود
کجاست مرد که با ما سر سفر دارد از آن متاع که در پای دوستان ریزند مرا سریست ندانم که او چه سر دارد |
دل ببردی و بحل کردمت ای جان لیکن
به از این دار نگاهش که مرا می داری |
یارب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر ازانکه چو گردی ز میان برخیزم |
من این شمار با آخر چگونه فصل کنم
که ابتدایش دروغ ست و انتهایش جهل |
لعلت شکرها کوفته چشمت ز رشک آموخته جان خانه دل روفته هین نوبت دیدار شد هر بار عذری مینهی وز دست مستی میجهی ای جان چه دفعم میدهی این دفع تو بسیار شد ... |
در بحر غم توغوطه خواهم خوردن
یا غرقه شدن یا گوهری آوردن |
نرگس ساقي بخواند آيت افسونگري
حلقه اوراد ما مجلس افسانه شد منزل حافظ كنون بارگه پادشاست دل بر دلدار رفت جان بر جانانه شد ---------------------------------------------------------- دوستي مثل راه رفتن روي سيمان خيسه هر چقدر بيشتر بموني، بيشتر فرو ميري و اگه يه روزي هم رفتي جاي پات تا آخر عمر ميمونه |
دست در حلقه ان زلف دوتا نتوان کرد/تکیه بر عهد تو وباد صبا نتوان کرد
|
دلا همیشه مزن لاف زلف دلبندان
چو تیره رای شوی کی گشایدت کاری |
یک نشانی که بخندد پیش تو/یک نشان که دست بندد پیش تو
|
وصف رخ چو ماهش در پرده راست ناید
مطرب بزن نوایی ساقی بده شرابی |
یا رب تو ان جوان دلاور نگه دار/کز تیر اه گوشه نشینان حذر نکرد
|
در چشم پر خمار تو پنهان فسون سحر
در زلف بیقرار تو پیدا قرار حسن |
نی به آتش گفت :کین آشوب چیست ؟
مر تورا زین سئخته مطلوب چیست ؟ |
تا ابد معمور باد این خانه کز خاک درش
هر نفس با بوی رحمن می وزد باد یمن |
نرگس که کله دار جهان است ببین
کاو نیز چگونه سر در آورد به زر |
رفتیم چون فغانی از این انجمن برون
عیش جهان به مردم بی غم گذاشتیم |
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا |
الا ای آهوی وحشی کجایی
مرا با تست چندین آشنایی |
یک چند به کودکی باستاد شدیم
یک چند به استادی خود شاد شدیم پایان سخن شنو که ما را چه رسید از خاک در آمدیم و بر باد شدیم |
ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
با ما به جام باده صافی خطاب کن |
نام تو چون برده هرجا می شود
گوشه هر دیده دریا می شود |
دل میرود و دیده نمی شاید دوخت
چون زهد نباشد نتوان زرق فروخت |
تنت را دید گل گویی که در باغ
چو مستان جامه را بدرید بر تن |
نیت کردم که شش ماه روزه گیرم
به دور گردنت فیروزه گیرم قسم خوردم سر شاه المدار که تا تو دختری مو زن نگیرم |
مر غول را برافشان یعنی به رغم سنبل
گرد چمن بخوری همچون صبا بگردان |
نتوان دل شاد را به غم فرسودن
وقت خوش خود بسنگ محنت سودن کس غیب چه داند که چه خواهد بودن می باید و معشوق و به کام آسودن |
| اکنون ساعت 06:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)