پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   شعر و ادبیات (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=49)
-   -   کشکول نکته ها (http://p30city.net/showthread.php?t=29575)

behnam5555 07-22-2014 06:36 PM


گل گاوزبان

به گزارش ایسنا ،گل گاوزبان آرام کننده اعصاب است و برگ های تازه آن دارای مقادیر زیادی ویتامین c می باشدبه طوری که مردم بعضی کشورها آن را در به عنوان سالاد مصرف می کنند.
سرویس علمی و آموزشی خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)منطقه کرمانشاه ،در راستای آشنایی بیشترکاربران خود با این گیاه دارویی وخصوصیات گیاهشناسی و دارویی آن به گفتگو با دکتر سید محمد معصومی استاد گیاهشناسی و عضو هیئت علمی دانشگاه رازی کرمانشاه پرداخته است.
دکتر معصومی با استناد به کتاب گیاهان دارویی دکتر علی زرگری در مورد گل گاوزبان ابراز داشت: گل گاوزبان و برگ های آن تصفیه کننده خون وآرام کننده اعصاب است و در درمان برونشیت و التهاب و ورم کلیه موثراست،ضمن اینکه بی اختیاری دفع ادرار را نیز درمان می کند.
وی افزود : برای از بین بردن سرفه از دم کرده گل گاوزبان استفاده می شود و مصرف آن سرماخوردگی را برطرف می کند ودر درمان بیماری های سرخک و مخملک مفید میباشد.
این استاد گیاهشناسی دانشگاه رازی کرمانشاه در ادامه در مورد خصوصیات گیاهشناسی این گیاه دارویی گفت: گاوزبان گیاهی است علفی و یکساله که ارتفاع ساقه آن تا ۶۰ سانتیمتر می‌رسد و ساقه آن شیاردار و خاردار می‌باشد.
معصومی ابراز داشت:برگ‌های این گیاه ساده و پوشیده از تارهای خشن است و گلهای آن به رنگ آبی، سفید و بنفش دیده می شوند.
وی سپس گفت:گاوزبان گیاهی مقاوم به شوری است که قادر به جذب یون‌های سدیم، کلر، پتاسیم، کلسیم و منیزیم از خاک می‌باشد و می‌توان از این گیاه برای خارج ساختن این یون‌ها از خاک و اصلاح خاک‌های شور و قلیا استفاده کرد.
معصومی اذعان داشت :گل، برگ و سرشاخه‌های گلدار آن به مصرف دارویی می‌رسد واغلب به صورت دم کرده مصرف می‌شود.
وی گفت :گل گاوزبان با نام علمى Borago Officinalisدر زمره گیاهان دارویى و حاوى روغنى است که به سبب ویژگى شفادهنده اش از دیرباز در همه جهان شهرت داشته و از جمله گیاهان دارویی بومی استان کرمانشاه محسوب می شود که مردم این دیار نیز از دیرباز با آن آشنا بوده و از آن در رفع مشکلات خود بهره مند شده اند.
معصومی ابراز داشت :گل گاوزبان از شاخه هاى توخالى و آبدار برخوردار بوده و برگ هایش تا حدى بزرگ، چین خورده است و به رنگ سبز تیره و تخم مرغى شکل نوک تیز بوده که متناوباً بر روى ساقه گیاه واقع شده اند و طول برگ های آن حدوداً 6 سانتى متر است.
وی ادامه داد: تمامى رویه گیاه، پوشیده از کرک هاى سفید و منشعب مى باشند که در انتهاى ساقه قرار داشته و به رنگ آبى روشن و ستاره اى شکل اند و میوه آن به شکل فندق و به رنگ قهوه اى تیره است.

behnam5555 07-22-2014 06:42 PM


رژیم غذایی 3 روزه ،مبارزه با چین‌وچروک‌های پوست !!

زیبایی با سن ‌و سال، میانه خوبی ندارد. سن که بالا می‌رود، پوست خراب می‌شود. این یک قانون است. با افزایش سن، پروتئین‌های پوست تحلیل می‌روند و خاصیت ارتجاعی پوست کم می‌شود. کم‌کم سروکله چیـن‌وچـروک‌ها هم پیدا می‌شود و زیبایی، هر روز بیشتر از دیروز، تهدید می‌شود.اگرچه نمی‌شود جلوی افزایش سن را گرفت، اما متخصصان تغذیه می‌گویند با رعایت یک برنامه غذاییِ سنجیده و حساب‌شده، می‌شود سرعت و شدت تخریب پوست را کاهش داد. به عقیده آن‌ها، این قفلِ زیبایی را فقط یک کلید باز می‌کند: رعـایت یک رژیـم غـذایی غنی از آنتی‌اکسیـدان، ویتـامین c، ویتـامین e، سلنـیوم، ویتـامین a، اسیـدهای چرب امگا- 3 و آب و ... رژیم 3 روزه زیر، نمونه‌ای از همان «کلیدهای تغذیه» است که می‌تواند «قفل زیبایی» را باز کند. به امتحانش می‌ارزد. قبول ندارید؟

روز اول

صبحانه: شیر به همراه بادام و توت
یک لیوان شیر کم‌چرب را با یـک پیمانه تـوت مخلوط کنید، سپـس 1 تا 2 قاشق سوپ‌خـوری خلال بادام یا گردوی خُردشده و 2 قاشـق سوپ‌خوری جوانه گندم به آن اضافه و میل کنید.360 کالری

ناهار: همبرگر به همراه قارچ و کلم بروکلی 140 گـرم همبرگر (گوشت کم‌چرب) را به همراه گــوجه‌فرنگی و کـمی قارچِ تفـت‌داده، به اضــافه یـک پیمانه کـلم بروکلی پخته یا خـام در یـک نـان همبـرگر (در انـدازه استـاندارد) بگذارید و میـل کنیـد. اگـر دلتان خواست، می‌توانیـد از یک قاشـق سوپ‌خوری سس گوجه‌فرنگی هم به عنـوان چاشنی استفاده کنید. 500 کالری

عصرانه: نصف یک انبه و یک لیوان شیر کم‌چرب
برای عصرانه‌تان می‌توانید به جای انبه، از نصف یک طالبی کوچک (گرمک) استفاده کنید و به جای یک لیوان شیر کم‌چرب هم می‌توانید بروید سراغ بستنی؛ البته به همان مقدار، نه بیشتر. 180 کالری

شام: ماهی کبابی به همراه اسفناج و سیب زمینی140 گــرم ماهی کبـاب‌شده (از هر نوع ماهی) را می‌توانید همـراه بــا نصـف یـک سیب‌زمینـی متوسـط پخته و یـک پیمـانه اسفناج پخته یـا کلم بروکلی یـا نخود فرنگی میل کنید. 560 کالری

روز دوم

صبحانه: املت با یک برش نان
نصف یک پیمـانه پیازِ خُــردشده را تفت بدهید و مقـداری هم فلفـل‌دلمه‌ای با کــمی گوجه‌فرنگی (به مقدار دلخواه) به آن اضافه کنید. یک قاشق چـای‌خوری روغن کلزا بریزید و منتظر شوید تا موادتان یک‌دست شود. بعدش تخم‌مرغ‌ها را اضافه کنید: یـک تخم‌مرغ کامل و دو سفیده تخم‌مرغ (ترجیحاً از تخم‌مرغ‌های غنی‌شـده بـا امگــا- 3). وقتـی تخم‌مرغ‌هــا سفت شـد، املتتان آمـاده است و می‌توانید آن را با یـک بـرش نـان میــل کنید.350 کالری


ناهار: خوراک ماهی تن
یک کنسرو ماهی تن (180گرم) را پـوره کنید یـا به همـان شکل، روی دو تکه نـان تُست بگذارید. یک قاشـق سوپ‌خوری سـس مایونز کم‌چرب، پیازِ خُـردشده و کمی هم فلفـل سیاه به آن اضـافه کنید. روی هــر کدام، چنـد برش نازک گوجه‌فرنـگی و یک برش کوچـک پنیر کـم‌چـرب (از هر نوع پنیری که دوست دارید) بگذارید و سپس آن‌هـا را داخـل فر قرار دهید تا پنیرها آب شود. ناهارتان آماده است500 کالری

عصرانه: آب‌هویج بستنی
یک لیوان آب‌هویج را با یک پیمانه بستنی، مخلوط کنید و بخورید به حساب عصرانه!180 کالری


شام: مرغ کبابی به همراه سیب‌زمینی و کلم بروکلی
140 گرم سینه مرغ (بدون پوست) را بپـزید یا در ماهی‌تابه به همراه دو قاشق سوپ‌خوری روغن کلزا یا روغن زیتون و سیرِ خردشده و سبزیجاتِ دلخواهتان سرخ کـنید. سپس آن را به همـراه یک عدد سیـب‌زمینی پخته و یک پیمانه کلم بروکلی (یا اسفناج یا کلم‌پیچ) میل کنید.580 کالری


روز سوم

صبحانه: نان و پنیر و گردو یا گوجه‌فرنگی
یک پیمانه پنیـر کم‌چرب (1 درصد) را به همراه 2 قـاشق سوپ‌خوری گردوی خُــردشده یا خـلال بادام و 2 عــدد گوجه فرنگی (یا یک پیمانه توت یا نصف برش انبه) میل کنید.350 کالری

ناهار: مرغ کباب‌شده به همراه سالاد
به 120 گرم مرغ کباب‌شده یا میگوی طبخ‌شده (یـا ماهــی) حدود 30 گرم پنیر پیتزا اضافه کنید و همـراه با سالاد کاهو میل کنید. بـرای چاشنی می‌توانید از 4 قاشـق سوپ‌خوری سـس مایــونـز کـم‌چـرب یـا 1 تا 2 قاشـق سوپ‌خوری سـس مایونـز معمولی استفاده کنید.400 تا 500 کالری


عصرانه: یک پیمانه توت‌فرنگی و 20عدد بادام200 کالری

شام :
گوشت کم‌چرب سرخ‌شده با برنج
140 گـرم گوشت کـم‌چرب را به دو قسمت تقسیم کنید و آن را با 2 قاشق سوپ‌خوری روغن کلزا تفت بدهید. نصف پیمانه فلفل‌دلمه‌ای، نصف پیمانه نخودفرنگی و 2 عدد تره‌فرنگیِ خردشده هم به آن اضافه کنید و اگر دلتان خواست، سیرِ خردشده و فلفل و نمک هم توی غذایتان بریزید. بعد، آن را با نصف پیمانه بـرنج دم‌کـرده و یک پیمانه اسفناج‌پخته (کلم بروکلی یا کلم‌پیچ) میل کنید. غذای لذیذی است، مطمئن باشید. راستی، می‌توانید بــه جای گوشت، از مـرغ یا میگو هم استفاده کنید. دیگر چه می‌خواهید؟590 کالری

توصیه‌ای که نباید یادتان برود
برای استفاده از هر نوع رژیم غذایی برای لاغری، بهتر است با یک متخصص تغذیه مشـورت کنید؛ چون تجربه نشان داده است که اگر کاهش وزنتان شدید و ناگهانی باشد، احتمال بروز چین‌وچروک در پوستتان زیاد می‌شود. علتش هم واضح است: لاغری نابهنگام باعث از بیـن رفتن لایـه‌های چربی زیر پوست می‌شود و این، پوست را در معرض چین‌وچروک قرار می‌دهد.

تا می‌توانید، از سیگار و مـواد مخدر بپـرهیـزید؛ چراکه این دو با از بیـن بردن چربی‌های زیر پوست، زمینه را برای بروز چین‌وچروک‌های پوستی فراهم می‌کنند.

به خودتان مسلط باشید و حتی‌المقدور عصبی نـشوید. آدم‌های عصبی به خاطر استفـاده بیش از حد از عضـلات صـورتشان، باعـث پیدایش تدریجی چین‌وچروک در چهره خود می‌شوند.
هر روز ترکیبی از مواد لبنی و میوه بخورید (مانند هویج‌بستنی، شیر توت‌فرنگی و ...). استفاده از مواد لبنی همراه با میوه‌های حاوی بتاکــاروتن (نظیر زردآلو، هلو، انبه و ...) باعث شـادابی می‌شود و ضمناً از چروک خوردن پوستتان نیز جلوگیری می‌کند.

behnam5555 07-22-2014 06:47 PM


پـَـَـ نــه پـَـَــــ



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید، میگه پیاده میشی؟
پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم!



رفتم دم مغازه به یارو میگم قرص پشه داری؟ میگه واسه کشتنش میخوای؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ برا سردردش میخوام!!!



رفتم تو آپارتمان دارم گوشت قربونی بین همسایه ها پخش میکنم، یارو میپرسه نذریه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با خود گوسفنده مشکل داشتیم کشتیمش!!!



کمرم درد می کنه یه پارچه بستم بهش. داداشم میگه کمرت درد می کنه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام ادای داداش کایکو رو در بیارم.


داریم 10 نفری بازی شبکه ای میکنیم. اومده میگه جدی حال میده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اسکولیم! عذاب داره اما میخوایم تهذیب نفس کنیم.


تو صف پمپ گاز منتظرم تا نوبتم بشه، یارو زده به شیشه میگه آقا شما هم می‌خوای گاز بزنی‌؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ من می‌خوام لیس بزنم !



رفتم بانک پول بگیرم. کارمنده میگه پول رو میبرین؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام وایسم اینجا هر کس رقصید بریزم رو سرش شاباش بدم.



رفیقم شمارمو می خواست، گفتم: یادداشت کن 0932
گفت : تالیا داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ همراه اول شماره خالی نداشت بهم تو تالیا خط داد



رفتیم غار علیصدر، به رفیقم خفاش نشون دادم. میگه وای خفاشه؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بتمن بود. اجاره خونه گرونه اینجا سکونت دارن فعلا!!!


با دوستم سه ساعت تو صف نونوایی وایساده بودیم صف 40 متری نوبتم شده. یارو میگه نون می خوای ؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ تا الان قطار بازی می کردیم واگن آخرم بودیم



رفتم نوشابه بخرم به یارو میگم اینکه تاریخش مال دو سال پیشه. میگه : یعنی فاسد شده ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مونده جا افتاده



دارم از گرما میمیرم، خودمو مثله چی دارم باد میزنم. بابام میاد میگه چیه ؟ گرمته ؟؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم حداکثر سرعت چرخش مچم رو امتحان میکنم



تو دستشویی به خواهرم میگم آفتابه رو میدی؟ میگه میخوای خودتو بشوری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آبش کنم بذارم تو یخچال



به یارو راننده میگم. آقا اگه میشه یکم سریعتر. الان هواپیما میپره...
میگه، به سلامتی مسافرین؟...

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فندک هواپیما دیشب دستم جامونده، میرم بدم به رانندش


رفتم بالای برج میخواستم خودمو بندازم پایین، یارو میگه میخوای خودکشی کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم سرعت صفر تا صدم از این بالا تا پایین چقدر میشه، بجای پروژه بدم دانشگاه



رفیقم میگه اگه با گوشی برم تو اینترنت از شارژم کم میشه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ از ذخیره ارزی کشورهای عضو اپک کم میشه



رفتم سم بخرم واسه سوسک، یارو میگه میخواین سریع بمیره؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام شکنجش کنم ازش اعتراف بگیرم!!!



دم دستشویی عمومی واستادم تا نفر قبلی بیاد بیرون،
اومده بیرون، میبینه دارم پیچ و تاب میخورم میگه دستشویی داری؟؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم با صدای موزیکی که نواختی تمرین رقص عربی میکنم!


رفتیم رستوران، میگم 2تا جوجه لطفا. میگه جوجه کباب؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ازین جوجه رنگیا، یه قرمز بدین یه سبز


به اپراتور اداره میگم لطفا شماره فلانی رو برام بگیر. میگه گرفتم وصل کنم؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ فوت کن، قطع کن



زنگ زدم 115، میگه آمبولانس میخواین قربان؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یه پلیس 110 میخوام، بقیش هم آدامس بدین!



به مامانم میگم من میرم کارواش، میگه ماشینم میبری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دارم میرم اونجا دوش بگیرم


یارو اومده می‌بینه همکارم توی اتاق نیست. باز می‌پرسه خانم فلانی نیست؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ هستن. افتادن پشت اون کمد. با خط‌کش بزن در بیاد


مگس کش دستمه. مامانم میگه میخوای مگسا رو بکشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام رهبری ارکسترشون رو بکنم سمفونی بتهوون بزنن



حواسم نبود با صورت رفتم تو در. یارو میگه ندیدیش؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ من دارکوبم می خوام با منقار یه سوراخ برا خودم باز کنم برم تو



رفتم دکتر میگم: دو روزه بدنم خیلی درد میکنه! بعد از 10 دقیقه معاینه میگه: میخوای واست دارو بنویسم؟!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوای واسم دعا بنویس تا خوب بشم!!!



زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن ... میگه خاک تو سرم, گشت ارشاد؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران



حدود ۳ صبح بود رفتم سر یخچال پارچ آب رو برداشتم آب بخورم.
دوستم بلند شده میگه می‌خوای آب بخوری ؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ تو خواب یادم افتاد به گلا آب ندادم می‌خوام بهشون آب بدم



سوار تاکسیم میگم آقا نگه دارید. میگه پیاده میشی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام باد لاستیکا رو چک کنم...!



با گل رفتم بیمارستان. نگهبان میگه گل برای مریضتون آوردین؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم خواستگاری تو با این سیبیلات...



رفتم صندلی بخرم واسه کامپیوتر. یارو گفت : راحت باشه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خار داشته باشه.



دارم تو حیاطمون موتورمو تعمیر میکنم به مامانم میگم دستمال بیخودی داری؟
میگه میخوای موتورتو تمیز کنی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام هل هله کنان برم تو کوچه کردی برقصم


یه طوطی گرفتم. فامیلمون اومده میگه طوطیه؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم



داشتم تلویزیون میدیدم.
بعد مادر بزرگم اومده کانال رو عوض کرده بهد به من میگه داشتی میدیدی؟؟؟!!!

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشتم گرمش میکردم تا شما بیای ببینی!!!



رفتم واسه استخدام. یارو میگه اومدی واسه استخدام؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم ببینم کی استخدام می شه ازش شیرینی بگیرم!



میگم بابا... تصمیمم رو گرفتم... می خوام زن بگیرم...
میگه میشناسیش؟ میگم آره.
میگه مجرده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ منتظرم شوهرش رضایت نامشو امضا کنه بریم خواستگاری



دستمو بلند کردم از استاد سوال کنم.
میگه شما سوال داری؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم خطوط کف دستمو بهت نشون بدم فالمو بگیری ...



رفتم پیژامه رو از کمد برداشتم پوشیدم. بابام میگه از تو کمد برداشتی؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ گذاشته بودم تو یخچال تابستونیه پیژامه تگری بپوشم خنک شم



زنگ زدم میگم مامان بیا منو گرفتن، میگه خاک تو سرم پلیس؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ مرکز نخبگان ایران!


طوطی گرفتم فامیلمون اومده میگه اااااااااااااااااااااااا طوطیه؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یا کریمه یه کم با فتوشاپ تغییرش دادم!


به رفیقم میگم شارژر سوزنی داری؟ میگه می خوای موبایلتو شارژ کنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ می خوام دگمه لباسمو باش بدوزم!



به رفیقم میگم چه خوب می‌شه اگه جور شه واسه جامِ جهانی‌ بتونیم بریم برزیل، میگه بریم بازیها رو ببینیم؟!

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیوید ویا داره خداحافظی می‌کنه، اسپانیا مهاجمِ خوب می‌خواد...!!!



میگم آقا شهید همّت کجاس؟ میگه بزرگراه شهید همّت؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ می‌خواستم خودشو پیدا کنم یه خانواده‌ای رو از نگرانی در بیارم!!!



به استاد میگم لطفا کمکم کنید دارم مشروط میشم. میگه نمره میخوای؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ نظر شما رو در مورد مقدار و جنس خاکی که باید بریزم تو سرم میخوام!



سوار تاکسی شدم رسیدیم سر خیابون. گفتم مرسی. آقا می گه پیاده می شین؟

می گم پـَـَـ نــه پـَـَــــ خواستم بین مسیر یه تشکر ناغافلی کرده باشم جو از سنگینی درآد



مراقب جلسه کارت دانشجوییمو گرفته عکسمو دیده می گه خودتی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ عکس رضاخان رو گذاشتم جولو چشمام باشه


دوستم پاش تو گچه، یارو میگه شکسته؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ پاشو گچ کرده که از شهرداری عوارض نوسازی بگیره



به استاد میگم امتحان میان ترم رو بندازید عقب، میگه یعنی یه روز دیگه؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ ساعت 23:59:59 ثانیه امشب!!!



میگه دگرگونی یعنی همون تغییرکردن و متغیر شدن؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ یعنی این گونی نه، یک گونی دیگه!



دوستم دماغشو عمل کرده، یارو بش میگه دوستت بینی عمل کرده؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ داشته مترو سوار میشده لای در گیــــــرکرده!



دارم حرف میزنم هی زبونم میگیره، بابام میگه:چته زبونت بند اومده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام حرف بزنم اینجا بد آنتن میده!!!


دم کوه زنگ زدم به دوست دانشگام میگم بجنب بچه ها همه جمع شدند منتظر توایم!
میگه بچه های خودمون؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ بچه های شیرخوارگاه آمنه رو میگم که منتظرند بیای ژانگولر بازی از خودت درآری بخندند



تو یه ساختمون نیمه کاره با کلاه ایمنی وایسادم
کارگره میگه مهندس کلاه گذاشتی آجر تو سرت نخوره؟

گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام آقای ایمنی بیاد با هم کلیپ انیمیشن بازی کنیم



برنامه آشپزی تلویزیون:
خانم آشپز: حالا سینه مونو میزاریم گرم بشه.
شجاعی مهر: منظورتون سینه مرغه؟

خانم آشپز: پـَـَـ نــه پـَـَــــ میخوام سینه خودمو گرم کنم


در آسانسورو باز کرده کوبونده تو سر من از درد اشکم در اومده میگه آخی دردت اومد؟؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ دیدم شب جمعه اس به یاد مرده هامون افتادم یه دیده ای تر کردم!!!



می خواستم به یکی از دوستام زنگ بزنم شمارشو یادم نمیومد به گوشی نیگا می کردم شاید یادم بیاد. بعد خواهرم اومده میگه می خوای زنگ بزنی؟

پـَـَـ نــه پـَـَــــ با تلفن مسابقه زل زدن گذاشتیم ببینیم کی کم میاره!



پیک پیتزایی میاد در میزنه. یارو میگه پیتزا آووردی؟!؟!؟

میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ اومدم آشغالاتونو ببرم



نصف صورتم ورم کرده رفتم دکتر، دکتره می گه آبسه کرده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ باده اون ور صورتم خوابیده!!!



اومدم به بابام میگم بابا پول بده، میگه مگه پولات تموم شده؟

میگم پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون یه ذره پول تو جیبی رفتم یه بنز خریدم، بقیشم گذاشتم بانک!
میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ با اون دست فرمونت میخوای پول بنزم بهت بدم لابد؟!!!

میگم شما هم مگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ رو بلدی؟! میگه پـَـَـ نــه پـَـَــــ ! فقط تو بلدی !!!

behnam5555 07-22-2014 06:50 PM


برای این که زندگی زناشویی خوبی داشته باشیم، لازم نیست که بی خودی به دنبال راه های معجزهآسا باشیم. ضمن این که باید بدانید که خوشبختی در زندگی زناشویی و داشتن یک زندگی زناشویی موفق بعد از ازدواج، هیچ ارتباطی به رویاپردازی و ایدهآل نگری نداشته و در عین حال چیزی نیست که بدون هیچ گونه تلاش و اراده ای، تحقق بپذیرد. پس لازم است بدانید که اگر واقعا قصد بهبود شرایط زندگی زناشویی خودتان را دارید، یکی از بهترین اقداماتی که می توانید انجام بدهید، شناسایی عوامل مخرب در زندگی است که ما در این مطلب از آنها با نام دشمن زندگی زناشویی یاد می کنیم و قصد داریم تا ۹ مورد از آن ها را در ادامه مطلب بیاوریم. البته هر کدام از شما ممکن است به فراخور شرایط زندگی خودش، بخواهد به این موارد، مورد دیگری نیز بیفزاید.

۱) تلویزیون
تلویزیون قاتل عشق است. در این مورد هیچ شکی نداشته باشید! حتی کاملا توصیه می شود که شام خوردن جلوی تلویزیون را قدغن کنید. هر شب غذا خوردن جلوی تلویزیون به همراه گویندگان نمی گذارد حواستان به همسرتان و فرزندانتان باشد، از آن گذشته آن قدر جلوی تلویزیون به تماشای فیلم مشغول بوده اید که وقتی به رختخواب می روید ، حتی دیگر وقت ندارید با هم حرف بزنید و از حال یکدیگر باخبر شوید. تنها چاره کار این است که این دشمن را از زندگی عاشقانه بیرون بیندازید! برای آن که در این کار زیاد سخت گیری نکرده باشید ، می توانید موافقت کنید که در هفته ، بعضی از شب ها تلویزیون خاموش باشد. البته فراموش نکنید که تلویزیون در رابطه میان والدین و فرزندان نیز بعضا نقش های مخرب زیادی دارد.

۲) خانه نشینی
ممکن است به خاطر تلویزیون و یا بنا به دلایلی، دیگر بیرون نروید! البته حتما لازم نیست که رستوران های آن چنانی بروید و یا از همسرتان چنین انتظاری را داشته باشید. چرا که به هر حال اصل قضیه این است که شما اوقاتی را با هم و به بهترین شکل سپری کنید. حالا می توانید غذایی که در منزل تهیه کرده اید را به پارک ببرید و یا این که اگر می توانید به رستورانی که در آن خاطره های خوشی داشته اید، بروید. فراموش نکنید که نباید با هزینه تراشی های بی مورد، به گونه ای متحمل هزینه بشوید که دیگر نخواهید به رستوران بروید. اگر هم به سینما علاقه دارید و از آن لذت می برید، می توانید با تفاهم بر روی فیلم خاصی، از تماشای آن لذت ببرید. فراموش نکنید که صله رحم را همواره در برنامه های خودتان بگنجانید. مبادا طوری رفتار کنید که ببینید دیگر از گردش های دو نفره و شب نشینی های رمانتیک خبری نیست! باید دوباره آن حال و هوا را به دست آورید و به اتفاق یکدیگر از خانه بیرون بزنید! حالا که به تازگی از شر تلویزیون خلاص شده اید، سعی کنید که توجه به همسرتان، تلویزیون جدید شما باشد!

۳) ساعات اضافی
دیگر دیر از سر کار به خانه برنگردید! نه تنها برای خودتان وقت ندارید بلکه علاوه بر آن خستگی و عصبانیت تان را با خود به خانه می آورید که حقیقتا هیچ کار خوشایندی برای فرزندان و همسرتان نیست! تنها کافی است که کار، تمام زندگیتان را به خود مشغول کند، به سرعت تنها موضوعی می شود که از آن در خانه حرف می زنید. بس کنید! سعی کنید به حد کافی زود به خانه برگردید تا قبل از شام کمی وقت برای خودتان و یا با هم بودن داشته باشید. به شرطی که طبق همان اصل اول، در این مدت جلوی تلویزیون ولو نشوید! و خصوصا برای آن که توجه بیشتری به یکدیگر داشته باشید، هرازگاهی کار را از یاد ببرید. به عنوان مثال می توانید تصور کنید که هرگاه به خانه برمیگردید، همان طور که جوراب های خودتان را از پایتان خارج می کنید، تمام مسائل فکری بیرون از خانه تان را هم از ذهنتان خارج کرده و آنها را درون جوراب هایتان بریزید.

۴) رسیدگی به وضع ظاهر
فکر نکنید چون دیگر زن و شوهر هستید و چندین سال از زندگی مشترکتان می گذرد، باید نسبت به وضع ظاهرتان بی خیال شوید! چرا که در روایات اسلامی هم نسبت به این که هر کدام از زن و شوهر خودش را برای همسرش آراسته کند، تاکیدات و سفارشات بسیار فراوانی وجود دارد. پس بهتر است که دست از شوریدگی و نا مرتب بودن بردارید، موهایتان را ژولیده و درهم رها نکنید، از ریخت و پاش کردن در خانه خودداری کنید و به خودتان برسید! همسرتان مطمئنا شما را همان گونه که هستید دوست دارد، با این حال چرا سعی نمی کنید خود را به بهترین شکل نشان دهید؟ به این ترتیب به او نشان می دهید که حضور او و تاثیری که بر او می گذارید برایتان مهم است.

۵) بی توجهی
یکی دیگر از دشمنان بزرگ زن و شوهرها ، بی توجهی است. در این جا منظور از توجه کردن گل خریدن و یا هدیه دادن نیست بلکه تنها نگاه کردن به همسرتان است که گاهی می تواند خیلی بیشتر از آنچه که تصور می کنید، تاثیر خوبی در زندگی تان بگذارد. زمانی که همسرتان آرایشگاه رفته و یا کت جدیدی خریده است به او توجه نشان دهید; به خصوص زمانی که او را شیک و زیبا می بینید و یا وقتی که او با تعریف های به جا و مناسبش شما را تحت تاثیر قرار می دهد، از او تعریف کنید. زیرا تعریف و تمجید ها همیشه خوشایند هستند ، اما تنها زمانی که درست و به جا به کار برده شوند.

۶) حسادت مفرط
دست از پاییدن و سین جین کردن همسرتان بردارید زیرا زندگی مشترک براساس اعتمادی دوجانبه بنا می شود. شک و بدگمانی های بیش از حد شما ، در نهایت او را به ستوه آورده و به سمت فرد دیگری هل می دهد! پس مواظب باشید که با دست خودتان، عشقتان را نابود نکنید.

۷) خانواده همسر
نه، مطمئنا تمام خانواده های همسر آن گونه که در فیلم ها به صورت منفی نشان داده می شوند، نیستند. پس سعی کنید که از تلقین منفی به ذهنتان کاملا دوری کنید و این باور را در خودتان تقویت کنید که تفاهم بین همسر و خانواده شما اغلب می تواند گرم و صمیمانه باشد. اما نکته مهم آن است که بدانید زمانی که این تفاهم به حد کافی وجود دارد ، چیزی را به همسرتان تحمیل نکنید. چنانچه احساس می کنید که همسرتان از رفت وآمد های آخر هفته کم کم خسته می شود به او اصرار نکنید آخر هر هفته برای ناهار با خانواده شما باشد و البته این قاعده در مورد میهمانی های همکاران و دوستان قدیمی نیز صدق می کند.

۸) نبود برنامه
تشکیل خانواده به معنای گذراندن زندگی بدون در نظر گرفتن آینده نیست. شما باید به اتفاق هم آینده تان را بسازید. از برنامه های کوتاه مدت (مکانی که تعطیلات را در آن جا می گذرانید، خرید اتومبیل و...) گرفته تا برنامه های بزرگ تر (بچه دار شدن، عازم شهر دیگری شدن و...) بی درنگ در مورد آینده تان و اینکه چگونه با آن روبه رو می شوید فکر کنید. این عمل روابط شما را منسجم تر و شور و شوق پیش روی در زندگی را در شما شعله ور می کند.

۹) سکوت
مطمئنا عدم گفت وگو برای زندگی زناشویی مضر است. این امر بنا به دلایل مختلف اغلب ناشی از کمبود وقت و یا بی توجهی زن و مرد نسبت به یکدیگر است که در بالا از آنها نام برده ایم. با این حال، معمولا گفت وگو میان زن و مرد صورت می گیرد، اما هیچ یک از طرفین به حرف های یکدیگر گوش نمی دهند... در این حالت، موضوعی را با هم مطرح کنید و سعی کنید حقیقتا حرف طرف مقابل تان را بفهمید. درصورت نیاز، بی درنگ از یک روان درمانگر کمک بگیرید. البته ناگفته نماند که متاسفانه بعضی از زن و شوهرها، حرف هایی می زنند که اگر سکوت کنند و آن ها را نگویند، بسیار برای آن ها بهتر است... پس حالا تصمیم و تشخیص آن که چگونه سکوت زندگی را بشکنید، با خودتان است.



behnam5555 07-22-2014 06:54 PM



رازهای طلایی موفقیت و شادکامی در ازدواج

نکاتی برای همسران جوان

http://persian-star.net/1390/5/01/pic45651.jpg

برای موفقیت و شادکامی در ازدواج نمی‌توان راهنمایی‌های مخصوصی را در نظر گرفت، با این وجود این پیشنهادات که می توان آنها را قواعد طلایی نامید لازم و ضروری به نظر می‌رسد که تقدیم شما زوج های جوان می شود.

1. قاعده طلایی اول: همسر خود را گرامی بدارید. ازدواج یعنی اعلان استقلال، هنگامی که ازدواج می‌کنید قول می‌دهید که در مشقت و راحتی، فقر و ثروت و سلامتی همسر خود را دوست و گرامی بدارید. عشق شما به یکدیگر بر پایه زندگی زناشویی استوار می‌باشد. لذت عاشق سرور و خوشحالی معشوق است. همسر خود را گرامی بدارید و عقد ازدواج را محکم کنید. زن و شوهر با طناب بسیار محکمی به هم متصل هستند. رشته‌های بسیاری این طناب را به وجود می‌آورند که از همه مهم‌تر رشته عشق و علاقه‌ای است که نسبت به یکدیگر ابراز می‌دارند. رشته‌های دیگری چون رشته علایق مشترک، تجربیات مشترک، وفاداری مشترک و تشریک مساعی در زندگی لازم است. هر چه رشته‌های این طناب محکم تر باشند، ازدواج نیز باثبات‌تر خواهد بود. پس رشته‌هایی درست کنید که هرگز گسیخته نشوند.
2. قاعده طلایی دوم: وقتی ازدواج می‌کنید با همسر خود چون یک روح در دو جسم باشید. پس از ازدواج به والدین خود متکی نباشید، بلکه باید با زن خود روح جدیدی را به وجود آورید. به پدر و مادر خود احترام بگذارید. خانواده‌ای جدا بسازید و شانس موفقیت زیادی در زندگی به وجود آورید.
3. قاعده طلایی سوم: فن عشق‌ورزی را بیاموزید. هماهنگی سبب ایجاد علاقه زناشویی می‌شود. در روابط خود احساسات و عواطف را توام سازید. هر چه روابط شما هماهنگ‌تر باشد شانس موفقیت شما نیز بیشتر خواهد بود.
4. قاعده طلایی چهارم: خود را برای پدر و مادر شدن آماده کنید. درباره حقایق مربوط به پدر شدن اطلاعات کسب کنید، سلامتی روحی و جسمی اطفال شما بستگی به دقت‌های اولیه شما دارد. هر چه توجه و دقت شما بیشتر باشد سلامتی آنها بهتر تامین می‌شود برای آنها زمینه مستعدی تهیه کرده و مقدمه خوبی برای زندگی آنها به وجود آورید. محیط خانواده، بهترین مکان برای تربیت کودک است. کودکانی که عضو خانواده‌های مهربان و فداکار هستند از نظر روحی بهتر تربیت می‌شوند. بهترین آمادگی جهت پدر و مادر شدن، ازدواج حقیقی است.
5. قاعده طلایی پنجم: در زندگی زناشویی بردبار و صبور باشید! هرگاه بخواهید به تنهایی حرکت کنید هر کجا بخواهید قدم می‌گذارید ولی هنگامی که با یک نفر دیگر هستید قدم‌های شما باید با او هماهنگ باشد. در ابتدای کار ممکن است پای یکدیگر را لگد کنید ولی سپس تجربه‌ کسب می‌کنید که چگونه خود را با یکدیگر هماهنگ سازید. در ازدواج نیز برای ایجاد هماهنگی جسمی و روحی گذشت زمان لازم است، برای موفق شدن باید صبور و بردبار باشید.

خویشاوندان زن و شوهر نیز باید صبور باشند و برای ایجاد چنین صبر و شکیبایی گذشت زمان لازم است، وقتی که دختری عاشق پسری می‌شود نمی‌تواند الزاما مادر او را یا پدرش را دوست بدارد. عروس و داماد نمی‌توانند خیلی سریع با زندگی داخلی همسرشان پیوستگی ایجاد کنند! برای حل و فصل این موضوع زمان برای درک، فهم و شعور لازم است.
6. قاعده طلایی ششم: ریشه ازدواج خود را محکم سازید! به زندگی زناشویی مانند گیاه باید توجه کرد، به خصوص زمانی که هنوز تازه و نورس است ریشه آن را باید با اندیشه مشترک، دقت و توجه، مهر و محبت و بالاخره حس‌ تفاهم که به منزله خورشید و باران هستند سیرآب و تقویت کرد. به یکدیگر ابراز علاقه کنید، به هر شکلی که می‌توانید احساسات خود را به یکدیگر نشان دهید. ممکن است عشق از گفتار عمیق‌تر باشد ولی گاهی با محبت نمایان می‌گردد. روابط زناشویی را پرورش داده و آن را برویانید. برای توجه به گیاه باید علف‌های هرز را چید.

هرگاه علف‌های هرز رشد و نمو کنند، گیاه مزبور پرورش نیافته و خشک می‌شود! چنانچه علف‌های هرز را سریعا از بین ببریم، گیاه رشد کامل خود را به دست می‌آورد. در ازدواج نیز علف‌های هرز را به محض پیدایش از بین ببرید. بگذارید گیاه ازدواجتان آن طوری که شایسته است، رشد و نمو نماید.
7. قاعده طلایی هفتم: در صورت لزوم با افراد مطلع مشورت کنید. مشورت درباره ازدواج به منزله هنر و علم اجتماعی ظهور کرده است.

پزشکان، صاحب‌نظران علوم اجتممنابع کشمکش‌های خود نداشته باشید آگاه می‌سازد زیرا علت بعضی از نارضایتی‌ها واضح و آشکار نمی‌باشد. ممکن است یک بحث جزئی اعی، متخصصین تعلیم و تربیت و مشاوران ازدواج خود را برای چنین وظیفه اجتماعی آماده می‌سازند و مشاور مطلع به شما بصیرت و ادراک کافی داده و شما را از بیماری‌های زناشویی و اختلالات روانی که ممکن است هیچ کدام از شما آگاهی و بینش بر مربوط و منوط به حسن عدم امنیت، آرزوی قدرت و محرومیت جنسی باشد. اگر شما قادر به حل موضوع نباشید، مشاور شما آن را حل خواهد کرد. از دیگران راهنمایی بخواهید و بر شانس موفقیت خود در زندگی زناشویی‌تان بیفزایید.
8. قاعده طلایی هشتم: از قوانین هشتگانه طلایی پیروی کنید!

با همسر خود همان طور رفتار کنید که میل دارید او با شما رفتار کند. از احساسات یکدیگر مطلع بوده و به احتیاجات دیگری توجه داشته باشید. ببخشید، همان طور که میل دارید بخشیده شوید. و از همه مهمتر از جسارت، اهانت و بی‌‌وفایی بپرهیزید!


م :پیشامد

behnam5555 07-22-2014 06:57 PM


مناظره زنـدگی و مـرگ

http://persian-star.net/1390/7/25/life01.jpg

زندگی: من فرصتی مغتنم برای بودنم
تو اژدهایی مترصد بلعیدن

مرگ: من آغازی به آرامش ابدیم
تو آغازی به آلام دنیوی

زندگی:
من خالق یک لحظه شیرین عاشقانه ام
تو جابری که دریغ از این لحظه نداری

مرگ:
تو تحمیل ناخواسته ی گریبانگیر بشریتی
من منتخب آنها برای رهایی از تو

زندگی:
تو فاجعه انفصال عاشق و معشوقی
من فرصت دوباره باهم بودنشان

مرگ:
تو بار سنگین اجباری برای زجر کشیدن
من جرثومه ای برای گریز از این وادی

زندگی:
تو اشک مادر داغدیده ای
من اشک شوق دیدار فرزند مفقود الاثر

مرگ:
تو تولد کودک نامشروع دو بی خانمانی
من گریزی برای رهایی از این مخمصه

زندگی:
من لبخند زیبای یک نو مادرم
تو خلوت تنهایی یک زوج عاشق

مرگ:
من پایان ناله های یک پیرمرد زمینگیرم
تو اصراری زجرآلود به بودن او

زندگی:
من مصور یک بوسه ی شیرین عاشقانه ام
تو قطره اشک یک عاشق در هجران معشوق

مرگ:
تو چشم نظاره گر شکنجه های یک شکنجه گری
من تیر خلاصی از این عذاب

زندگی:
من عفو یک پدر داغدیده ام
تو سنگسار یک زن به جرم عاشق بودن

مرگ:
من خط بطلان به وجود پس از مرگ معشوقم
تو جزای جرم زندگی بدون او

زندگی:
من نگاه نوازشگر یک پریزاده ام
تو خلوت سرد تنهایی

مرگ:
من فرصت گرم انتقامم
تو انتظار بیهوده یک مادر ناباور

زندگی:
من نقطه اوج عروج یک انسانم
تو نزول او به پست ترین جای ممکن !

مرگ:
............................... !!!


گرچه از مرگ گریزی نیست و نباید حتی لحظه ای از اون غافل بشیم اما زندگی نیز، فرصتی است که
خداوند بما داده و بجاست که ازش کمال لذت رو ببریم و زندگی را آنطور که شایسته است زندگی کنیم.

behnam5555 07-22-2014 06:58 PM



نصایح لقمان حکیم به فرزندش

http://persian-star.net/1390/7/25/lukman.jpg

لقمان حکیم، غلام سیاهی بود که در سرزمین سودان چشم به جهان گشود. گرچه او چهره ای سیاه و نازیبا داشت، ولی از دلی روشن، فکری باز و ایمانی استوار برخوردار بود. او که در آغاز جوانی برده ای مملوک بود، به دلیل نبوغ عجیب و حکمت وسیعش آزاد شد و هر روز مقامش اوج گرفت تا شهره ی آفاق شد. او مردی امین بود، چشم از حرام فرو می بست، از ادای حرف ناسزا و بی مورد پرهیز می کرد و هیچگاه دامن خود را به گناه نیالود و همواره در امور زندگی شرط عفت و اخلاص را رعایت می کرد. بیشتر وقت خود را در همنشینی با فقها و دانشمندان و پادشاهان می گذراند و مسئولیت خطیر آنها را گوشزد می کرد و آنها را از کبر و غرور برحذر می داشت و خود نیز از احوال ایشان عبرت می گرفت و در این میان فرزند برومند لقمان که نظر پدر را به خود معطوف داشته بود، بیشتر مورد خطاب او قرار می گرفت. هرچند نصایح لقمان بیشتر جنبه عمومی داشت و سعی لقمان بر این بود که در مناسبت های مختلف فرزندش و همچنین سایر مردم را پند و اندرز دهد که در این رابطه گوشه ای از این پندها را در این ایمیل مرور می کنیم :


۱. فرزندم هیچ کس و هیچ چیز را با خداوند شریک مکن.

۲. با پدر و مادرت بهترین رفتار را داشته باش.

۳. بدان که هیچ چیز از خداوند پنهان نمی ماند.


۴. نماز را آنگونه که شایسته است بپادار.

۵. اندرز و نصیحت دیگران را فراموش مکن.


۶. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

۷. از مردم روی مگردان و با آنها بی اعتنا مباش.


۸. با غرور و تکبر با دیگران رفتار مکن.

۹. در مقابل پیش آمدها شکیبا باش.


۱۰. بر سر دیگران فریاد مکش و آرام سخن بگو.

۱۱. از طریق اسماء و صفات خداوند او را بخوبی بشناس.


۱۲. به آنچه دیگران را اندرز می دهی خود پیشتر عمل کن.

۱۳. سخن به اندازه بگو.


۱۴. حق دیگران را به خوبی ادا کن.

۱۵. راز و اسرارت را نزد خود نگاه دار.


۱۶. به هنگام سختی دوست را آزمایش کن.

۱۷. با سود و زیان دوست را امتحان کن.


۱۸. با بدان و جاهلان همنشینی مکن.

۱۹. با اندیشمندان و عالمان همراه باش.


۲۰. در کسب و کار نیک جدّی باش.

۲۱. بر کوته فکران و ضعیف عنصران اعتماد مکن.


۲۲. با عاقلان ایماندار مدام مشورت کن.

۲۳. سخن سنجیدۀ همراه با دلیل را بیان کن.


۲۴. روزهای جوانی را غنیمت بدان.

۲۵. هم مرد دنیا و هم مرد آخرت باش.


۲۶. یاران و آشنایان را احترام کن.

۲۷. با دوست و دشمن، خوش اخلاق باش.


۲۸. وجود پدر و مادر را غنیمت بشمار.

۲۹. معلم و استاد را همچون پدر و مادر دوست بدار.


۳۰. کمتر از درآمدی که داری خرج کن.

۳۱. در همۀ امور میانه رو باش.


۳۲. گذشت و جوانمردی را پیشه کن.

۳۳. هر چه که می توانی با مهمان مهربان باش.


۳۴. در مجالس و معابر چشم و زبان را از گناه باز دار.

۳۵. بهداشت و نظافت را هیچگاه فراموش مکن.


۳۶. هیچگاه دوستان و هم کیشان خود را ترک مکن.

۳۷. فرزندانت را دانش و دینداری بیاموز.


۳۸. سوارکاری و تیراندازی و ... را فراگیر.

۳۹. در هر کاری از دست و پای راست آغاز کن.


۴۰. با هر کس به اندازۀ درک او سخن بگو.

۴۱. به هنگام سخن متین و آرام باش.


۴۲. به کم گفتن و کم خوردن و کم خوابیدن خود را عادت بده.

۴۳. آنچه را که برای خود نمی پسندی برای دیگران مپسند.


۴۴. هر کاری را با آگاهی و استادی انجام بده.

۴۵. نا آموخته استادی مکن.


۴۶. با ضعیفان و کودکان سرّ خود را در میان نگذار.

۴۷. چشم به راه کمک و یاری دیگران مباش.


۴۸. از بدان انتظار مردانگی و نیکی نداشته باش.

۴۹. هیچ کاری را پیش از اندیشه و تدبر انجام مده.


۵۰. کار ناکره را کرده خود مدان.

۵۱. کار امروز را به فردا مینداز.


۵۲. با بزرگتر از خود مزاح مکن.

۵۳. با بزرگان سخن طولانی مگو.


۵۴. کاری مکن که جاهلان با تو جرأت گستاخی پیدا کنند.

۵۵. محتاجان را از مال خود محروم مگردان.


۵۶. دعوا و دشمنی گذشته را دوباره زنده مکن.

۵۷. کار خوب دیگران را کار خود نشان مده.


۵۸. مال و ثروت خود را به دوست و دشمن نشان مده.

۵۹. با خویشاوندان قطع خویشاوندی مکن.


۶۰. هیچگاه پاکان و پرهیزکاران را غیبت مکن.

۶۱. خودخواه و متکبر مباش.


۶۲. در حضور ایستادگان منشین.

۶۳. در حضور دیگران دندان پاک مکن.


۶۴. با صدای بلند آب دهان و بینی را پاک مکن.

۶۵. به هنگام خمیازه دست بر دهان خویش بگذار.


۶۶. حالت خستگی را در حضور دیگران ظاهر مکن.

۶۷. در مجالس انگشت در بینی مینداز.


۶۸. کلام جدی را با مزاح آمیخته مکن.

۶۹. هیچکس را پیش دیگران خجل و رسوا مکن.


۷۰. با چشم و ابرو با دیگران سخن مگو.

۷۱. سخن گفته شده را تکرار مکن.


۷۲. از شوخی و مزاح خود کمتر کن.

۷۳. از خود و خویشاوندان نزد دیگران تعریف مکن.


۷۴. از پوشیدن لباس و آرایش زنان پرهیز کن.

۷۵. از خواسته های نابجای زن و فرزندان پیروی مکن.


۷۶. حرمت هر کس را در حد خود نگاه دار.

۷۷. در بد کاری با اقوام و دوستان همکاری مکن.


۷۸. از مردگان به نیکی یاد کن.

۷۹. از خصومت و جنگ افروزی جدّا پرهیز کن.


۸۰. با چشم احترام به کار دیگران نگاه کن.

۸۱. نان خود را بر سفره ی دیگران مخور.


۸۲. در هیچ کاری شتاب مکن.

۸۳. برای جمع آوری بیش از حد مال و ثروت حرص مخور.


۸۴. به هنگاه خشم شکیبا باش و سخن سنجیده بگو.

۸۵. از پیش دیگران غذا و میوه بر مدار.


۸۶. در راه رفتن از بزرگان پیشی مگیر.

۸۷. سخن و کلام دیگران را قطع مکن.


۸۸. به هنگام راه رفتن جز به ضرورت چپ و راست خود را نگاه مکن.

۸۹. در حضور مهمان بر کسی خشم مگیر.


۹۰. مهمان را به هیچ کاری دستور مده.

۹۱. با دیوانه و مست سخن مگو.


۹۲. برای کسب سود و دوری از زیان آبروی خود را مریز.

۹۳. در کار دیگران کنجکاوی و جاسوسی مکن.


۹۴. در اصلاح میان مردم هیچ گاه کوتاهی مکن.

۹۵. ادب و تواضع را هیچگاه فراموش مکن.


۹۶. با خداوند صادق و با مردم با انصاف باش.

۹۷. بر آرزو ها و خواسته های خود غالب باش.


۹۸. خدمتکاری بزرگان و همکاری با مستمندان را فراموش مکن.

۹۹. با بزرگان با ادب و با کودکان مهربان باش.


۱۰۰. با دشمنان مدارا کن و در مقابل جاهلان خاموش باش.

۱۰۱. در مال و مقام دیگران طمع مکن.


۱۰۲. از رفت و آمد و مال و مرام و مسلک خویش کمتر بگو.

۱۰۳. بجز خداوند هیچ کس و هیچ چیز را فرمانروا و فریادرس خویش مشمار.


۱۰۴. عمر و روزی با حساب و کتاب است، پس مترس و طمع مکن.

۱۰۵. عمر را برای عمل و عبادت و پاکی و پرهیزکاری غنیمت بدان.


۱۰۶. اگر بهشت را می طلبی از فساد و ستم و گردن کشی پرهیز کن.

۱۰۷. سرچشمه ی زشتی ها را دنیا پرستی و مستی و نادانی بدان.


۱۰۸. بجز در حق و راستی بندگان خدا را بندگی و فرمانبری مکن.

۱۰۹. خود را با ستم سلاطین شریک مگردان.


۱۱۰. دنیای دیگر را به دست فراموشی مسپار.

behnam5555 07-22-2014 07:01 PM


ترافیک اینترنت تا سال ۲۰۱۵ چهار برابر می شود

http://persian-star.net/1390/4/27/technology/04.jpg
اینترنت با سرعت در حال رشد است. هزاران کاربر روز به روز به آن اضافه می شود و سرعت دسترسی هم بالا می رود. دسترسی به اینترنت دیگر محدود به کامپیوتر ها نیست و تلفن های هوشمند، تبلت ها و تلویزیون ها هم از مصرف کنندگان اینترنت محسوب می شوند. ‏

شرکت سیسکو در یک تحقیق تازه اعلام کرده که ترافیک اینترنت تا سال ۲۰۱۵ چهار برابر میزان فعلی خواهد شد و تا آن زمان ۱۵ میلیارد گجت مختلف (مانند کامپیوتر، لپ تاپ، تلفن همراه و...) به اینترنت متصل هستند. ‏

این آمار پیش بینی می کند تا سال ۲۰۱۵ سه میلیارد از جمعیت کره زمین کاربر اینترنت خواهند بود. مدیر شرکت سیسکو می گوید که این انفجار در ترافیک اینترنت به خاطر افزایش دسترسی به سرعت و تبادل ویدیو است. در کنار آن ابزارهای موبایل هم در حال تبدیل شدن به مصرف کنندگان بزرگ اینترنت هستند. آمار این تحقیق نشان میدهد تا سال گذشته ۹۷ درصد ترافیک اینترنت توسط کامپیوترها مصرف می شده اما طی ۴ سال آینده این میزان به ۸۷ درصد می رسد و سهم گجت های قابل حمل افزایش پیدا می کند. ‏

آمار جدید پیش بینی می کند که ترافیک ویدیو در اینترنت طی ۴ سال آینده بیش از ۱۴ برابر افزایش پیدا می کند و این به خاطر افزایش دسترسی کاربران به اینترنت سریع تر است. البته این آمار وضعیت جهانی را بررسی کرده. اینترنت ما فعلا کند و گران است و مشمول این آمار نمی شود. ‏

منبع : نارنجی


behnam5555 07-22-2014 07:02 PM



هندی کم جدید سونی با قابلیت ویدیو پروژکتور

http://persian-star.net/1390/4/27/technology/05.jpg
هندی کم ها دوربین های فیلمبرداری کوچک و آماتوری برای فیلمبرداری و ثبت لحظات زندگی است که در این چند ساله امکانات و قابلیت های جدیدی توسط شرکت های سازنده آن به این دستگاه اضافه شده است. برای دیدن ویدیوهای گرفته شده دوراه بیشتر نیست یکی دیدن در خود دستگاه هندی کم و آن هم در سایزی کوچک که شاید زیاد جذاب نباشد اما کار راه انداز هست. راه دوم صبر کردن تا رسیدن به منزل و انتقال آن به کامپیوتر یا دستگاه پخش ویدیو و تماشای آن. اما سونی که یکی از بهترین برندها در این زمینه می باشد راه سومی هم برای دارندگان هندی کم های خود قرار داده و آن دیدن از طریق هندی کم بواسطه ویدیو پروژکتور است.

هندی کم HDR-PJ50 سونی این قابلیت را دارد تا فیلم ها را از طریق پروژکتور و بر روی پرده یا دیوار تماشا کرد. این مدل سونی قابلیت فیلمبرداری با کیفیت HD را دارا می باشد و برای ذخیره فیلم یا عکس مجهز به هارد دیسک ۲۲۰ گیگابایتی شده است. این هندی کم دارای ۱۲X زوم بوده و تقویت کننده صدا جهت کیفیت بالاتر را داراست.

HDR-PJ50 علاوه بر فیلمبرداری امکان عکسبرداری با کیفیت ۷٫۱ مگاپیکسل را دارد. پروژکتور این دستگاه دقیقا پشت LCD آن تعبیه شده و می تواند تا فاصله سه متری تصاویر را به اندازه ۶۰ اینچ به نمایش گذارد.

منبع : فارنت


behnam5555 07-22-2014 07:03 PM


کوچکترین خودروی خورشیدی جهان

http://persian-star.net/1390/4/27/technology/08.jpg
تولید خودروهای خورشیدی بدلیل اینکه انرژی حرکتی خود را از نور خورشید و بواسطه پنل های خورشیدی می گیرند و از انرژی ارزان و سبز استفاده می کنند بسیار مورد توجه خودروسازان است هرچند هنوز قدرت و شتاب لازم خودروهای دارای سوخت بنزینی را ندارند. چنانچه شما هم مایل به کار در این زمینه باشید لازم نیست هزینه های هنگفتی کنید یک وسیله چهارچرخه که پنلی خورشیدی به آن متصل باشد می تواند یک خودروی خورشیدی ساخت دست شما باشد. کوچکترین خودروی خورشیدی جهان در واقع چهارچرخه ای است به طول ۱٫۳ اینچ که کار خاصی انجام نمی دهد و در حمل بار و مسافر نمی توان از آن استفاده کرد و شاید بتوان در مسابقاتی از این دست شرکت داده شود.

چنانچه شما هم علاقه مند به ساخت خودروهای خورشیدی باشید به همین سادگی می توانید خودروی مینیاتوری خود را بسازید تنها کافیست آستین های خود را بالا بزنید
منبع : 1 آی تی بلاگ

behnam5555 07-22-2014 07:06 PM


زندگـــی زیبـاســـت

زندگـــی زیبـاســـت چشمـی بـاز کـن
گردشـــی در کوچــه باغ راز کن

هر که عشقش در تماشا نقش بست
عینک بد بینی خود را شکسـت

علـت عـاشــــق ز عـلتــها جــداســـت
عشق اسطرلاب اسرار خداست

من مـیـــان جســـمها جــان دیـــده ام
درد را افکنـــده درمـان دیـــده ام

دیــــده ام بــر شـــاخه احـســـاســها
می تپــد دل در شمیــــم یاسها

زنــدگــی موسـیـقـی گنـجشـکهاست
زندگی باغ تماشـــای خداســت

گـــر تـــو را نــور یـقیــــن پیــــــدا شود
می تواند زشــت هم زیبا شــود

حال من، در شهر احسـاسم گم است
حال من، عشق تمام مردم است

زنـدگــی یــعنـی همیـــــــن پــروازهــا
صبـــح هـا، لبـخند هـا، آوازهـــا

ای خــــطوط چهــــره ات قـــــــرآن من
ای تـو جـان جـان جـان جـان مـن

با تـــو اشــــعارم پـر از تــو مــی شـود
مثنوی هایـم همــه نو می شـود

حرفـهایـم مــــرده را جــــان می دهــد
واژه هایـم بوی بـاران می دهـــد

behnam5555 07-22-2014 07:08 PM


گلواژه های نـــــاب و پرمعنای زندگی


سازنده ترین کلمه گذشت است
آن را تمرین کن

پرمعنی ترین کلمه
ما است
آن را به کار بر

عمیق ترین کلمه
عشق است
به آن ارج بده

بی رحم ترین کلمه
تنفر است
با آن بازی نکن

خودخواهانه ترین کلمه
من است
از آن حذر کن

ناپایدارترین کلمه
خشم است
آن را فرو بر

بازدارنده ترین کلمه
ترس است
با آن مقابله کن

با نشاط ترین کلمه
کار است
به آن بپرداز

پوچ ترین کلمه
طمعاست
آن را بکش

سازنده ترین کلمه
صبر است
برای داشتنش دعا کن

روشن ترین کلمه
امید است
به آن امیدوار باش

ضعیف ترین کلمه
حسرت است
حسرت کش نباش

تواناترین کلمه
دانش است
آن را فرا گیر

محکم ترین کلمه
پشتکار است
آن را داشته باش

سمی ترین کلمه
شانس است
به امید آن نباش

لطیف ترین کلمه
لبخند است
آن را حفظ کن

ضروری ترین کلمه
تفاهم است
آن را ایجاد کن

سالم ترین کلمه
سلامتی است
به آن اهمیت بده

اصلی ترین کلمه
اعتماد است
به آن اعتماد کن

دوستانه ترین کلمه
رفاقت است
از آن سو استفاده نکن

زیباترین کلمه
راستی است
با آن روراست باش

زشت ترین کلمه
تمسخر است
دوست داری با تو چنین شود؟!

موقر ترین کلمه
احترام است
برایش ارزش قائل شو

آرامترین کلمه
آرامش است
آرامش را دریاب

عاقلانه ترین کلمه
احتیاط است
حواست را جمع کن

دست و پا گیر ترین کلمه
محدودیت است
اجازه نده مانع پیشرفتت شود

سخت ترین کلمه
غیر ممکن است
غیر ممکن وجود ندارد

مخرب ترین کلمه
شتابزدگی است
مواظب پل های پشت سرت باش

تاریک ترین کلمه
نادانی است
آن را با نور علم روشن کن

کشنده ترین کلمه
اضطراب است
آن را نادیده بگیر

صبور ترین کلمه
انتظار است
منتظرش بمان

با ارزش ترین کلمه
بخشش است
برای بخشش هیچوقت دیر نیست

قشنگ ترین کلمه
خوشرویی است
راز زیبایی در آن نهفته است

رسا ترین کلمه
وفاداری است
بدان که جمع همیشه بهتر از یک فرد بودن است

محرک ترین کلمه
هدفمندی است
زندگی بدون آن پوچ است

و

هدفمند ترین کلمه
موفقیت است
پس پیش به سوی موفقیت

behnam5555 07-22-2014 07:10 PM


فن اتوکشی را یاد بگیرید !

اتوکشیدن درست و دقیق لباس و ملحفه هنر است. به همین دلیل اگر روش درست اتو کردن لباس‌ها را ندانیم، باعث خسارت و خرابی آنها می‌شویم. مثلا اگر لباسی را با درجه حرارت بالا اتو کنیم، پارچه لباس شل می‌شود و حتی ممکن است بسوزد؛ البته این اتوکشی و ترفندهای آن وقتی پارچه ظریف‌تر و حساس‌تر باشد مهم‌تر هم می‌شود.

معمولا هر لباسی دارای برچسب مخصوصی است که درجه اتوی آن را تعیین می‌کند. پس قبل از اتوکشی آن برچسب را ببینید و با توجه به آن درجه اتو را تعیین کنید.

برای اتو کردن پرده‌ها هم بهتر است یک صندلی کنار میز اتو قرار دهیم و قسمت‌های اتو شده را روی صندلی بگذاریم تا کثیف و چروک نشود.


ملحفه را نیز می‌توان برای اتوکردن تا زد و بعد از اتو کردن یک قسمت آن را باز کرده و قسمت‌های دیگر را اتوکشید تا تمام ملحفه اتو شود.

برای اتوکشی لباس‌های پشمی هم باید دقت کنید؛ اگر از اتوی پرسی استفاده شود بهتر است، ولی دقت کنید لباس پشمی را حتما از پشت بگذارید و اتو کنید یا یک پارچه روی لباس بکشید و بعد اتوکشی را شروع کنید.

علاوه بر لباس‌های مختلف، هر قسمت از لباس هم روش اتوکشی خاصی دارد؛
مثلا برای اتو کردن یقه لباس‌های آقایان توجه کنید اتو را روی یقه نکشید زیرا این کار باعث چین خوردن یقه می‌شود. به جای آن باید یقه را روی میز اتو باز کنید و سپس اتو را روی آن قسمت بگذارید و بردارید. پس از آن یقه را مثل بلوز آماده شده تا کنید و دوباره روی یقه را اتو بکشید.


اگر لباس مخمل دارید حواستان باشد هیچ وقت اتو را روی آن نکشید. بلکه باید یک حوله کلفت را تا کنید و روی میز اتو بگذارید. سپس لباس مخمل را روی آن پهن کنید، یک پارچه هم روی لباس بگذارید و اتو را روی لباس گذاشته و بردارید. این کار باید ادامه یابد تا تمام لباس اتو شود.
بهتر است سعی کنید تمام لباس‌ها را از پشت اتو کنید، بخصوص لباس‌های تیره و چادرها را حتما از پشت اتو بکشید تا از برق افتادن آنها پیشگیری شود. در غیر این صورت حتما یک پارچه سفید بدون پرز روی لباس بگذارید و بعد آن را اتو کنید.


اتوکشی درست لباس‌ها نه‌تنها باعث زیبایی و جلوه بیشتر آنها می‌شود، بلکه حتی سبب میکروب‌زدایی آنها هم هست. وقتی درجه حرارت اتو متوسط رو به زیاد باشد باعث می‌شود میکروب لباس‌ها و ملحفه‌ها از بین برود. بنابراین اگر می‌خواهید لباس‌ها و ملحفه‌های کودک شما عاری از میکروب باشد حتما آنها را اتو کنید.

اگر در سفر اتو همراهتان نبود و به خشکشویی هم دسترسی نداشتید، نگران نشوید. در این وضعیت باید به شیوه‌ای ساده تا جایی که امکان دارد چروک‌های لباس را برطرف کرد. بنابراین بهتر است لباس چروک خود را در بخار حمام قرار دهید تا چروک آن از بین برود. اگر چنین شرایطی هم نباشد، می‌توانید با دست روی لباس کمی آب بپاشید و سپس با سشوار روی قسمت‌های چروک آن را خشک کنید تا کم‌کم چروک‌ها از بین برود.

ولی هیچ وقت و در هیچ شرایطی اتو کردن لباس‌ها را فراموش نکنید؛ چون پوشیدن لباس‌هایی مرتب و بدون چروک نشانه نظافت و تمیزی افراد است. پس همیشه لباس‌ها را به بهترین شیوه اتو کنید و اگر لازم است آنها را به اتوشویی بدهید تا بهترین نتیجه را داشته باشد.

behnam5555 07-22-2014 07:12 PM

هیچ مانعی را بــاور نکن

پیرمردی تنها در مینه سوتا زندگی می‌کرد.
او می‌خواست مزرعه سیب‌زمینی‌اش را شخم بزند اما این کار خیلی سختی بود.
تنها پسرش که می‌توانست به او کمک کند، در زندان بود!
پیرمرد نامه‌ای برای پسرش نوشت و وضعیت را برای او توضیح داد: پسر عزیزم من حال خوشی ندارم چون امسال نخواهم توانست سیب زمینی بکارم. من نمی‌خواهم این مزرعه را از دست بدهم، چون مادرت همیشه زمان کاشت محصول را دوست داشت. من برای کار مزرعه خیلی پیر شده‌ام. اگر تو اینجا بودی تمام مشکلات من حل می‌شد. من می‌دانم که اگر تو اینجا بودی مزرعه را برای من شخم می‌زدی ... دوستدار تو پدر

پس از چند روز پیرمرد این تلگراف را دریافت کرد: پدر به خاطر خدا مزرعه را شخم نزن من آنجا اسلحه پنهان کرده ام.
صبح روز بعد 12 نفر از مأموران اف.بی.آی و افسران پلیس محلی دیده شدند و تمام مزرعه را برای یافتن اسلحه ها شخم زدند بدون این‌که اسلحه‌ای پیدا کنند.
پیرمرد بهت‌زده نامه دیگری به پسرش نوشت و به او گفت که چه اتفاقی افتاده و می‌خواهد چه کند؟
پسرش پاسخ داد: پدر برو و سیب زمینی هایت را بکار، این بهترین کاری بود که از اینجا می‌توانستم برایت انجام بدهم.


  • هیچ مانعی در دنیا وجود ندارد. اگر شما از اعماق قلبتان تصمیم به انجام کاری بگیرید می‌توانید آن را انجام بدهید. مانع ذهن شماست نه زمان و مکانی که به آن وابسته اید. در رابطه با این موضوع بیاد شعر زیبایی از مهدی جوینی افتادم که تقدیم شما دوستان می کنم :
بــاور نکن ...

http://persian-star.net/1390/5/05/bavar02.jpg


آزاد شو از بند خویش، زنجیر را بــاور نکن
اکنون زمان زندگیست، تاخیر را بــاور نکن

حرف از هیاهو کم بزن از آشتی‌ها دم بزن
از دشمنی پرهیز کن، شمشیر را بــاور نکن

خود را ضعیف و کم ندان، تنها در این عالم ندان
تو شاهکار خالقی، تحقیر را بــاور نکن

بر روی بوم زندگی هر چیز می‌خواهی بکش
زیبا و زشتش پای توست تقدیر را بــاور نکن

تصویر اگر زیبا نبود، نقّاش خوبی نیستی
از نو دوباره رسم کن، تصویر را بــاور نکن

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید
پرواز کن تا آرزو، زنجیر را بــاور نکن


behnam5555 07-22-2014 07:17 PM




مجله ی پزشکی


.سه تمرین لاغری برای شروع یک روز پرتحرک
در این نوشتار حرکات ساده‌ای را به شما آموزش می‌دهیم که با انجام آنها روزتان را کاملاً سرحال و با نشاط آغاز خواهید کرد! صبح‌ها فقط ده دقیقه وقت بگذارید تا هم بدن تان نرم و منعطف شود و هم خودتان پرانرژی شوید.
انجام این تمرینات را به این ترتیب شروع کنید: در ابتدا سه روز در میان، سپس دو روز در میان و بعد از مدتی هر روز تمرینات را انجام دهید: بعد از مدت کوتاهی انجام این حرکات برایتان عادت دیگر نمی‌توانید از انجام شان صرف نظر کنید!
ورزش صبحگاهی: تمرین شماره 1
روی لبۀ تخت بنشینید، یک پا را جمع کرده و پای دیگر را به سمت جلو بکشید. بازوی مخالف پای کشیده شده را در امتداد همان پا دراز کنید. سر نیز در راستای پشت قرار دارد. ده ثانیه در همین وضعیت بمانید و سپس جهت را عوض کنید.
این تمرین را برای هر سمت 8 بار انجام دهید.
ورزش صبحگاهی: تمرین شماره 2
باز هم لبۀ تخت بنیشنید، این بار پاها را اندکی از هم باز کنید، بالاتنه تان را به سمت جلو خم کنید، پشت کاملاً صاف است و عضلات شکمی منقبض شده اند. تا بیشترین حد ممکن بازوها را به سمت بالا بکشید و 5 ثانیه در این حالت بمانید سپس در حالی که پشت تان را گرد می‌کنید، به حالت اولیه بازگردید.
این حرکت را سه بار تکرار کنید.
ورزش صبحگاهی: تمرین شماره 3
همچنان روی تخت نشسته اید، پشت تان کاملاً صاف است و دست‌ها لبۀ تخت را گرفته اند، سر را برای 4 یا پنج ثانیه به سمت جلو خم کنید، سپس بسیار آرام گردن را به شکل دایره به یک سمت و بعد به سمت دیگر حرکت دهید. این تمرین را 3 بار برای یک سمت و سه بار برای سمت دیگر انجام دهید.
سرحال هستید؟
خون و هدایت شدن درستش در بدن است که اکسیژن را به تمام اعضا و بافت‌ها می‌رساند و آلودگی‌ها را از آنها دور می‌کند. این تمرینات جریان گردش خون را بیدار کرده و بدن را تقویت می‌کند؛ از این روست که احساس می‌کنید سرحال و بانشاط هستید.

با 5 دستورالعمل خون خود را تصفیه کنید
محیط زندگی آلوده و افزودنی‌‌های مضر از دغدغه‌های همگانی است. به همین دلیل برنامه‌های سم‌زدایی روبه گسترش
تصفیه خون یکی از موارد پراهمیت است زیرا جریان خون موادغذایی حیاتی و اکسیژن را به اندام‌های بدن می‌رساند. هنگامی که سموم در جریان خون باشند، اندام‌ها آسیب می‌بینند و در معرض خطر قرار می‌گیرند و در این زمان سردرد، مشکل تنفس، خستگی، آلرژی و... ظاهر می‌شوند.
برای پیروی از این برنامه باید موارد زیر را مورد توجه قرار داد.
مصرف غذاهایی که جریان خون را تصفیه می‌کنند باید در دستورالعمل غذایی قرار گیرند. این موادغذایی شامل اسفناج، مارچوبه، موسیر، تره‌فرنگی، کرفس و هویج است. از این‌رو توصیه می‌شود اسفناج، کرفس و هویج به سالاد افزوده شود، موسیر و تره‌فرنگی را نیز باید خرد کرد و همراه با سوپ مصرف کرد. مارچوبه بخارپز شده نیز به املت اضافه ‌شود.
مصرف غذاهای مفید برای کبد، از آنجایی که کبد یکی از مهم‌ترین اندام‌هایی است که سموم بدن را جدا می‌کند، خوردن غذاهای مفید برای کبد، برای تصفیه خون نیز مفید خواهد بود. این موادغذایی شامل سبزیجات تلخ دارای برگ سبز، خردل سبز، کلم‌پیچ، شاهی آبی و... است که باید در برنامه غذایی روزانه گنجانده شوند.
مصرف غذاهای غنی از فیبر مانند پودر تخم کتان، جوی دوسر و پاپایا، آناناس، آلو و... برای روده‌ها مفید است و سلامت را افزایش می‌دهد. تنظیم حرکات روده‌ای برای تصفیه خون ضروری است زیرا یبوست باعث می‌شود سموم دوباره جذب و وارد جریان خون شوند.
مصرف چای سبز به دلیل برخورداری از خواص آنتی باکتریال از زمان‌های قدیم در چین رواج داشته است. این چای همچنین برای سلامت عمومی و طول عمر نیز مفید است. کاتچئین‌های موجود در چای سبز خون را رقیق می‌کنند و از این‌رو از تشکیل لخته‌های خونی جلوگیری می‌شود.
این چای همچنین در کاهش قند خون و سطح کلسترول مفید است لذا توصیه می‌شود روزانه حداقل سه فنجان چای سبز نوشیده شود.

کاهش میزان مصرف غذاهای فرآوری شده. توصیه می‌شود به جای مصرف غذاهای فرآوری شده از موادغذایی خانگی استفاده شود زیرا افزودنی‌ها و نگهدارنده‌های مصنوعی مضر و سوخت و ساز آنها برای بدن دشوار است.

از این‌رو باید از موادطبیعی، غلات کامل، میوه‌ها و سبزیجات فصلی و منابع پروتئینی مانند گوشت بوقلمون بیشتر استفاده شود.
کمبود کلسیم چه علائمی دارد؟
نشانه‌هایی وجود دارند که به شما هشدار می‌دهد باید مصرف کلسیم را در رژیم غذایی خود افزایش دهید
ماست بخورید تا قوی شوید
آیا می‌دانید فقط 10 درصد کودکان زیر 12 سال مقدار کافی کلسیم برای رشد و نمو مناسب را دریافت می‌کنند؟ در حقیقت امروز مردم از مواد حاوی کلسیم بسیار کم استفاده می‌کنند و به همین دلیل کمبود کلسیم تبدیل به مشکلی اساسی شده است. متخصصان نیز به فکر راهی برای برطرف کردن این مشکل هستند.
بدن ما برای داشتن استخوان‌های قوی و سالم به مصرف مقدار کافی کلسیم نیاز دارد و کمبود آن موجب بروز مشکلات استخوانی و پوکی استخوان می‌شود. البته این مشکلات، کیفیت زندگی فرد را نیز تحت‌تاثیر قرار می‌دهد.بنابراین بهترین کار آن است که از همان دوران کودکی به رژیم غذایی مناسب و مصرف مقدار کافی کلسیم اهمیت دهیم و استفاده از مواد غذایی حاوی کلسیم را فراموش نکنیم.
اغلب مردم می‌دانند شیر منبع خوبی از کلسیم است و به همین دلیل سعی می‌کنند به مقدار کافی شیر بنوشند. در تبلیغات نیز همیشه از کلسیم موجود در شیر و اهمیت مصرف آن برای تقویت استخوان‌ها صحبت شده است. اما ما تا چه حد درباره کلسیم اطلاعات داریم؟ آیا شیر تنها و بهترین منبع دریافت کلسیم است؟ آیا تنها نوشیدن مقداری شیر در روز برای سلامت استخوان‌ها کافی است؟
اهمیت کلسیم برای بدنبه طور تقریبی 90 درصد کلسیم موجود در بدن در دندان‌ها و استخوان‌ها ذخیره می‌شود. البته علاوه بر سلامت استخوان‌ها و دندان‌ها، بسیاری دیگر از فعالیت‌های بدن نیز به وجود مقدار کافی کلسیم وابسته است.
بنابراین کاملا مشخص است کمبود کلسیم می‌تواند چه عوارضی ایجاد کند؛ در شرایطی که بدن با کمبود کلسیم روبه‌رو باشد برای انجام فعالیت‌های خود کلسیم مورد نظر را از استخوان‌ها و دندان‌ها تامین می‌کند. به همین دلیل هم بتدریج سلامت دندان‌ها و استخوان‌ها به خطر می‌افتد.
البته همان‌طور که می‌دانیم، زنان یائسه بیشتر از دیگران در معرض ابتلا به پوکی استخوان قرار دارند و به همین دلیل کمبود کلسیم برای آنها خطرناک‌تر است.
برای سلامت استخوان‌ها ویتامین D را نیز فراموش نکنید. وجود این ویتامین برای استفاده مناسب کلسیم موجود در بدن مفید و ضروری است. می‌توانید این ویتامین را از مواد غذایی خاصی مانند ماهی یا محصولاتی که حاوی ویتامین D هستند، مانند شیر و آبمیوه‌های حاوی این ویتامین، دریافت کنید.


behnam5555 07-22-2014 07:19 PM


گفتگو


گفت : یه سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه
گفتم :چشم، اگه جوابشو بدونم، خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: دارم میمیرم
گفتم: یعنی چی؟

گفت: یعنی دارم میمیرم دیگه
گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد !
گفتم: خدا کریمه، انشالله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: یعنی اگه من بمیرم، خدا کریم نیست؟
فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه سرش رو شیره مالید
گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم
از خونه بیرون نمیومدم، کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن، تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم.
خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون و مثل همه شروع به کار کردم، اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت، خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد
با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن، آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه ...
سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم
بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم
ماشین عروس که میدیدم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم
گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم
مثل پیر مردا برا همه جوونا آرزوی خوشبختی میکردم
الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز و خوردنی شدم
حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدنو قبول میکنه؟
گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه
آرام آرام خداحافظی کرد و تشکر
داشت میرفت

گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟
گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!
یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم.

با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟
گفت: بیمار نیستم!
هم کفرم داشت در میومد و هم از تعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم،
رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم؟
گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه!
خلاصه ما رفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟
باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد ...


راستی اگه لحظه دقیق شکستن شیشه عمر برامون مشخص بود؛
در این زمان باقیمانده چه کارها که نمی کردیم و چه کارها که می کردیم ؟!

behnam5555 07-22-2014 07:22 PM



دانستنی هایی جالب از کشورهای جهان

آیا میدانستید که جمیعت جهان تا ۵۰ سال آینده از مرز ۹ میلیارد نفر خواهد گذشت ؟

آیا میدانستید که ارتفاع برج ایفل در سرما و گرما بر اثر انقباض و انبساط ۱۶ ساتنی متر
تغییر میکند ؟


آیا میدانستید که بیشترین روزنامه در چین به چاپ میرسد، روزانه ۱۰۰ میلیون یا ۱۰ ٪
روزنامه جهان ؟


آیا میدانستید که 1300 کره زمین در سیاره مشتری جای می گیرد ؟

آیا میدانستید که ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳۰۰۰ متر مربع پیتزا می‌خورند ؟

آیا میدانستید که در تهران روزانه ۲۷ نفر به خاطر آلودگی هوا جان خود را از دست
می دهند ؟


آیا میدانستید که تعداد چینی‌های که انگلیسی بلدند، از آمریکایی‌های که انگلیسی
بلدند، بیشتر است ؟


آیا میدانستید که وزن کوه یخی متوسط الحجم ۲۰ میلیون تن است ؟

میدانستید که سریعترین قطار دنیا ۵۸۱ کیلومتر سرعت دارد که این نوع قطارها
در ژاپن وجود دارند ؟

آیا میدانستید که قدیمترین بنا در شمال توکیو است که ۵۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیا میدانستید که کشور تایوان از نظر موقعیت جغرافیائی در خطرناکترین نقطعه
جهان قرار دارد ؟


آیا میدانستید که سالانه ۸۶ میلیون نفر به جمعیت جهان اضافه می شود ؟

آیا میدانستید که رود دجله به خلیج فارس میریزد ؟

آیا میدانستید که خلیج فارس ۵۰۰ هزار سال قدمت دارد ؟

آیامیدانستید که مساحت خیلج فارس ۲۴۰ هزار کیلومتر مربع میباشد ؟

آیا میدانستید که متوسط عمر زنان ژاپنی ۸۴ سال است؛ در حالیکه متوسط عمر
زنان بوتسوانایی (کشوری در جنوب آفریقا) بیشتر از ۳۹ سال نیست ؟

آیا میدانستید که در روسیه سالانه بیش از ۱۲ هزار زن در نتیجه خشونت های
خانوادگی جان خود را از دست می دهند ؟


آیا میدانستید که نیمی از شهروندان ۱۵ ساله انگلیسی تجربه مصرف مواد مخدر

را کسب کرده و یک چهارم جمعیت ۱۵ ساله این کشور نیز سیگار مصرف می کند ؟


آیا میدانستید که یک سوم کسانی که دچار چاقی مفرط هستند در کشورهای در حال
توسعه زندگی می کنند ؟

آیا میدانستید که در بین کشورهای توسعه یافته بیشترین آمار در مقوله بارداری

زودهنگام به آمریکا و انگلستان اختصاص دارد ؟


آیا میدانستید که
آمار زنان گمشده چینی به ۴۴ میلیون نفر می رسد ؟


آیا میدانستید که تعداد زنان آرایشگر برزیلی از تعداد سربازان این کشوربیشتر است ؟

آیا میدانستید که ۸۱ درصد اعدام های صورت گرفته در سال ۲۰۰۲ در سه
کشور جهان به وقوع پیوسته ؟


آیا میدانستید که اطلاعاتی که سوپرمارکت های انگلیسی درباره مشتری

های خود جمع آوری می کنند، بیشتر از اطلاعاتی است که حکومت این کشور درباره شهروندانش دارد ؟

آیا میدانستید که حدود 10% از اعضای گروهپرشین استار را ایرانیان مقیم خارج از کشور تشکیل میدهند ؟

آیا میدانستید که در اتحادیه اروپا روزانه هر راس گاو به میزان ۵/۲ دلار مورد حمایت

مالی قرار می گیرد، اما ۷۵ درصد جمعیت قاره آفریقا با پولی بسیار کمتر از این رقم به زندگی روزانه

خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانستید که در بیش از ۷۰ کشور جهان روابط همجنسگرایان ممنوع اعلام شده

و در نه کشور دیگر نیز برای این کار مجازات مرگ را در نظر گرفته اند ؟

آیا میدانستید که یک پنجم جمعیت دنیا با درآمد روزانه کمتر از یک دلار به حیات خود ادامه می دهند ؟

آیا میدانستید که ۱۳ میلیون و دویست هزار آمریکایی در طول یک سال مورد جراحی زیبایی قرار گرفته اند ؟

آیا میدانستید که در اثر انفجار مین های زمینی، هر ساعت یک انسان جان خود را از دست می

دهد و یک نفر دیگر نیز دچار معلولیت می شود ؟


آیا میدانستید که در هندوستان ۴۴ میلیون کودک به عنوان کارگر مورد استفاده قرار می گیرند ؟

آیا میدانستید که در کشوهای صنعتی روزانه ۶تا۷ کیلوگرم مواد افزودنی وارد بدن انسان ها می شود ؟

آیا میدانستید که پردرآمدترین ورزشکار جهان، "تایگر وودز" گلف باز، در طول سال ۷۸میلیون دلار و به

عبارت دیگر در هر ثانیه ۱۴۸ دلار درآمد کسب می کند ؟

آیا میدانستید که در آمریکا هفت میلیون زن و یک میلیون مرد نظم غذایی خود را از دست داده اند ؟

آیا میدانستید که در واشینگتن برای فعال نگه داشتن نمایندگان، ۶۷ هزار نفر و به ازای هر نماینده

کنگره ۱۲۵ نفر مشغول فعالیت هستند ؟

آیا میدانستید که
تصادف وسایل نقلیه موتوری در جهان، در هر دقیقه باعث مرگ دو نفر می شود ؟


آیا میدانستید که از سال ۱۹۷۷ به این سو در کلینیک های کورتاژ آمریکا ۸۰ هزار مورد اعمال خشونت

و تجاوز به زنان گزارش شده است ؟


آیا میدانستید که در کنیا یک سوم درآمد هر خانواده صرف رشوه دادن می شود ؟

آیا میدانستید که رقم معاملات غیرقانونی مواد مخدر در جهان به ۴۰۰ میلیارد دلار می رسد ؟

آیا میدانستید که یک سوم آمریکایی ها سفر موجودات فضایی به زمین را باور می کنند ؟


آیا میدانستید که در بیش از ۱۵۰ کشور جهان اعمال شکنجه صورت می گیرد ؟

آیا میدانستید که هر روز یک هفتم جمعیت جهان یعنی ۸۰۰ میلیون نفر گرسنه می مانند ؟

آیا میدانستید که احتمال زندانی شدن مردان سیاه پوست آمریکایی ۳۳ درصد می باشد ؟

آیا میدانستید که یک سوم جهان در شرایط جنگی به سر می برد ؟

behnam5555 07-22-2014 07:26 PM


ایران زیبا را از اون بالا ببینید
قله دماوند





قله دماوند بلندترین کوه از رشته کوه های البرز است. این قله در ۶۹ کیلومتری شمال شرقی تهران، ۶۲ کیلومتری غرب آمل و ۲۶ کیلومتری شمال شهر دماوند واقع شده‌ است.

کوه های البرز



بخش بزرگی از رشته کوه البرز در راستای کنارهٔ جنوبی دریای مازندران کشیده شده که در این بخش جبهه شمالی البرز سرسبز و جبهه جنوبی آن خشک است. در تصویر سفیدرود را در نزدیکی شهر رشت می بینید که به دریای خزر می ریزد.

شمال سرسبز ایران



بخش شمالی ایران و شمال شهر تهران که در این تصویر پیوستگی فلات خشک مرکزی ایران با مناطق ساحلی مرطوب و سرسبز دریای خزر دیده می شود.

کوه های البرز مرکزی



این منطقه همان تخت سلیمان است که پس از قله دماوند بلندترین قله های البرز مرکزی را در خود جای داده و تنها منطقه ایست که ارتفاع قله های آن از ۴۴۰۰ متر تجاوز میکند.

کوه های تخت سلیمان




نزدیکی کوههای تخت سلیمان به دریای مازندران باعث پدید آمدن دره های بسیار عمیق در شمال شرق و غرب منطقه شده و این دره ها اکثرا تا ارتفاع ۲۳۰۰ متری از جنگلهای خزری پوشیده شده اند.

کوه آرارات




کوه آرارات کوهی است واقع در شمال شرقی کشور ترکیه و در مرز ایران، جمهوری آذربایجان و ارمنستان که دارای دو قلهٔ آتشفشانی آرارات بزرگ با ۵۱۵۶ متر و آرارات کوچک با ۳۹۵۲ متر ارتفاع است. در کتاب آفرینش در عهد عتیق از آرارات به عنوان محل به خاک نشستن کشتی نوح پس از طوفان ذکر شده‌ است.

قله های رشته کوه قفقاز



رشته کوه قفقاز،‌ رشته کوهی است که بین دریای خزر و دریای سیاه در مرز بین روسیه و کشور گرجستان امتداد دارد و در منطقه قفقاز واقع است. منطقه قفقاز سرزمینی کوهستانی، افسانه‌ ای و زیباست که در محدوده‌ای به وسعت ۴۰۰هزار کیلومتر مربع از شرق به کرانه‌های غربی دریای خزر و از غرب به کرانه‌های شرقی دریای سیاه محدود می شود.

نمایی از شرق دریای مدیترانه



در این تصویر دریای مدیترانه با سوریه و ترکیه در جلو، جزیره قبرس در سمت راست و کوه برف پوشیده شده از لبنان و دره اردن در سمت چپ است. دریای سرخ (سمت چپ) و دلتای نیل سبز (مرکز) در پس زمینه دیده می شود.

کوه های زاگرس از شرق



کوه های زاگرس رشته‌کوهی در غرب و جنوب ایران است. این رشته‌کوه از کرانه‌های دریاچه وان در کردستان ترکیه آغاز شده و پس از گذشتن از استان‌های آذربایجان، کردستان، کرمانشاه و اصفهان و چهارمحال و بختیاری و خوزستان و لرستان تا استان‌های فارس و کرمان ادامه می‌یابد. در این تصویر بخش مرکزی کوه های زاگرس با مرتفع ترین قله را می توان در پس زمینه سمت راست دید در حالی که خلیج فارس در سمت چپ قابل مشاهده است.

زرد کوه



زرد کوه با حداکثر ارتفاع بیش از ۴۲۰۰ متر دومین کوه زاگرس از نظر ارتفاع (پس از دنا) است. این کوه در نزدیکی کوهرنگ در استان چهار محال و بختیاری در ایران قرار دارد که در سمت چپ تصویر دیده می شود.

کوه های زاگرس از جنوب



در این تصویر کوه زاگرس را می بینید که تا چند صد کیلومتر از خلیج فارس گسترش یافته است. شهر شیراز و ویرانه های باستانی تخت جمشید در سمت راست در کنار دریاچه نمک مهارلو واقع شده است.

غرب تنگه هرمز



در این تصویر مناطق کوهستانی شرقی شبه جزیره عربستان و خلیج های بی شماری در سمت غربی تنگه هرمز قابل مشاهده است.

تنگه هرمز در جنوب ایران




در این تصویر امارات متحده عربی در ساحل جنوبی خلیج فارس را می توان مشاهده کرد بطوریکه دریای عمان با تنگه هرمز و در افق کوه های جنوب ایران نیز دیده می شود.




behnam5555 07-22-2014 07:35 PM



بزرگ‌ترین کره OLED دنیا


فناوری OLED که مخفف Organic light-emitting diode است، فناوری محبوب صفحات نمایش این یکی دو ساله است. صفحات OLED نسبت به LCD یا LEDهای روتین مزایایی دارند، از جمله وزن کمتر و امکان انعطاف صفحه، روشنایی بهتر و امکان تماشای صفحه نمایش از زوایای بازتر، مصرف بهینه‌تر انرژی و کیفیت بهتر تصویر.

اما به تازگی شرکت میتسوبیشی، یک کره OLED برگ شش متری ساخته است و در موزه علوم توکیو، نصب کرده است.


این کره جغرافیایی، بزرگ‌ترین صفحه نمایش OLED کروی در دنیا است. برای ساختن این کره روی قالب‌های آلومینومی، بیش از ده هزار پنل OLED نصب شد که هر یک از آنها ۳٫۷ اینچ طول و عرض داشتند.


تصویری که این کره از دنیا نشان می‌دهد یک تصویر ثابت نیست، تصویر نمایش داده شده کاملا پویاست و منظره ابرها و آب‌ و هوای زمین را که از ماهواره هواشناسی دریافت می‌شود نمایش می‌دهد.

این کره در ارتفاع ۱۸ متری کف موزه، نصب شده است.
نصب این کره، قسمتی از اقداماتی است که به مناسبت گرامیداشت دهمین سال تأسیس موزه انجام می‌شود.


behnam5555 07-22-2014 07:38 PM


لیست خطاهای مودم

600 . اگر سیستم در حال شماره گیری باشد و دوباره شماره گیری نمایید این خطا نمایش داده می شود .
601 . راه انداز Port بی اعتبار می باشد .
602 . Port هم اکنون باز می باشد برای بسته شدن آن باید کامپیوتر را مجددا راه اندازی نمود.
603 . بافر شماره گیری بیش از حد کوچک است .
604 . اطلاعات نادرستی مشخص شده است .
605 . نمی تواند اطلاعات Port را تعیین کند .
606 . Port شناسایی نمی شود .
607 . ثبت وقایع مربوط به مودم بی اعتبار می باشد .
608 . راه انداز مودم نصب نشده است .
609 . نوع راه انداز مودم شناسایی نشده است .
610 . بافر ندارد .
611 . اطلاعات مسیر یابی غیر قابل دسترس می باشد .
612 . مسیر درست را نمی تواند پیدا نماید .
613 . فشرده سازی بی اعتباری انتخاب شده است .
614 . سرریزی بافر .
615 . Port پیدا نشده است .
616 . یک درخواست ناهمزمان در جریان می باشد .
617 .Port یا دستگاه هم اکنون قطع می باشد .
618 . Port باز نمی شود. ( وقتی رخ می دهد که یک برنامه از Port استفاده کند ).
619 . Port قطع می باشد (وقتی رخ می دهد که یک برنامه از Port استفاده کند).
620 . هیچ نقطه پایانی وجود ندارد .
621 . نمی تواند فایل دفتر راهنمای تلفن را باز نماید .
622 . فایل دفتر تلفن را نمی تواند بارگذاری نماید .
623 . نمی تواند ورودی دفتر راهنمای تلفن را بیابد .
624 . نمی توان روی فایل دفتر راهنمای تلفن نوشت .
625 . اطلاعات بی اساسی در دفتر راهنمای تلفن مشاهده می شود .
626 . رشته را نمی تواند بارگذاری کند .
627 . کلید را نمی تواند بیابد .
628 . Port قطع شد .
629 . Port بوسیله دستگاه راه دور قطع می شود. (درست نبودن راه انداز مودم با برنامه ارتباطی).
630 . Port به دلیل از کارافتادگی سخت افزار قطع می شود .
631 . Port توسط کاربر قطع شد .
632 . اندازه ساختار داده اشتباه می باشد .
633 . Port هم اکنون مورد استفاده می باشد و برای Remote Access Dial-up پیکر بندی نشده است (راه انداز درستی بر روی مودم شناخته نشده است) .
634 . نمی تواند کامپیوتر شما را روی شبکه راه دور ثبت نماید .
635 . خطا مشخص نشده است .
636 . دستگاه اشتباهی به Port بسته شده است .
637 . رشته ( string ) نمی تواند تغییر یابد .
638 . زمان درخواست به پایان رسیده است .
639 . شبکه ناهمزمان قابل دسترس نیست .
640 . خطای NetBIOS رخ داده است .
641 . سرور نمی تواند منابع NetBIOS مورد نیاز برای پشتیبانی سرویس گیرنده را بدهد .
642 . یکی از اسامی NetBIOS شما هم اکنون روی شبکه راه دور ثبت می گردد ، ( دو کامپیوتر می خواهند با یک اسم وارد شوند ) .
643 .Dial-up adaptor در قسمت network ویندوز وجود ندارد .
644 . شما popus پیغام شبکه را دریافت نخواهید کرد .
645 . Authentication داخلی اشکال پیدا کرده است.
646 . حساب در این موقع روز امکان log on وجود ندارد .
647 . حساب قطع می باشد .
648 . اعتبار password تمام شده است .
649 . حساب اجازه Remote Access را ( دستیابی راه دور ) را ندارد . ( به نام و کلمه عبور اجازه dial-up داده نشده است ) .
650 . سرور Remote Access ( دستیابی راه دور ) پاسخ نمی دهد .
651 . مودم شما ( یا سایر دستگاههای اتصال دهنده ) خطایی را گزارش کرده است . ( خطا از طرف مودم بوده است ) .
652 . پاسخ نا مشخصی از دستگاه دریافت می گردد .
653 . Macro (دستورالعمل کلان). ماکرو خواسته شده توسط راه انداز در لیست فایل .INF موجود نمی باشد .
654 . یک فرمان یا یک پاسخ در قسمت .INF دستگاه به یک ماکرو نامشخص اشاره می نماید .
655 . دستور العمل (پیغام) در قسمت فایل .INF دستگاه مشاهده نمی شود .
656 . دستورالعمل (ماکرو) (default off) در فایل .INF دستگاه شامل یک دستور العمل نامشخص می باشد .
657 . فایل .INF دستگاه نمی تواند باز شود .
658 . اسم دستگاه در فایل .INF دستگاه یا در فایل .INI رسانه بیش از حد طولانی می باشد .
659 . فایل .INI رسانه به نام ناشناخته یک دستگاه اشاره می نماید .
660 . فایل .INI رسانه برای این فرمان پاسخی را ندارد .
661 . فایل .INF دستگاه فرمان را از دست داده است .
662 . تلاش برای قرار دادن یک ماکرو لیست نشده در قسمت فایل .INF صورت نگرفته است.
663 . فایل .INI رسانه به نوع ناشناخته یک دستگاه اشاره می نماید .
664 . نمی تواند به حافظه اختصاص دهد .
665 . Port برای Remote Access (دستیابی راه دور) پیکر بندی نشده است.
666 . مودم شما (یاسایر دستگاههای اتصال دهنده) در حال حاضر کار نمی کنند .
667 . فایل .INI رسانه را نمی تواند بخواند .
668 . اتصال از بین رفته است .
669 . پارامتر به کار برده شده در فایل .INI رسانه بی اعتبار می باشد .
670 . نمی تواند نام بخش را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
671 . نمی تواند نوع دستگاه را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
672 . نمی تواند نام دستگاه را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
673 . نمی تواند کاربر را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
674 . نمی تواند بیشترین حد اتصال BPS را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
675 . نمی تواند بیشترین حد BPS حامل را از روی فایل .INI رسانه بخواند .
676 . خط اشغال می باشد .
677 . شخص به جای مودم پاسخ می دهد .
678 . پاسخی وجود ندارد .
679 . نمی تواند عامل را پیدا نماید .
680 . خط تلفن وصل نیست .
681 . یک خطای کلی توسط دستگاه گزارش می شود .
682 . Writing section name دچار مشکل می باشد .
683 . Writing device type با مشکل روبرو شده است .
684. writing device name با مشکل روبرو می باشد .
685 . Writing maxconnectbps مشکل دارد .
686 . Writing maxcarrierBPS دچار مشکل می باشد .
687 . Writing usage با مشکل مواجه است .
688 . Writing default off دچار مشکل می باشد .
689 . Reading default off با مشکل مواجه است .
690 . فایل INI خالی ست .
691 . دسترسی صورت نمی پذیرد زیرا نام و کلمه عبور روی دامین بی اعتبار می باشد
692 . سخت افزار در درگاه یا دستگاه متصل شده از کار افتاده است .
693 . Binary macro با مشکل مواجه می باشد .
694 . خطای DCB یافت نشد .
695 . ماشین های گفتگو آماده نیستند .
696 . راه اندازی ماشین های گفتگو با مشکل روبرو می باشد .
697 . Partial response looping با مشکل روبرو می باشد .
698 . پاسخ نام کلیدی در فایل INF . دستگاه ، در فرمت مورد نظر نمی باشد .
699 . پاسخ دستگاه باعث سر ریزی بافر شده است .
700 . فرمان متصل به فایل INF . دستگاه بیش از حد طولانی می باشد .
701 . دستگاه به یک میزان BPS پشتیبانی نشده توسط گرداننده com تغییر می یابد .
702 . پاسخ دستگاه دریافت می گردد زمانی که هیچکس انتظار ندارد .
703 . در فعالیت کنونی مشکلی ایجاد شده است .
704 . شماره اشتباه callback .
705 . مشکل invalid auth state .
706 . Invalid auth state دچار مشکل می باشد .
707 . علامت خطایاب . x. 25
708 . اعتبار حساب تمام شده است .
709 . تغییر پسورد روی دامین با مشکل روبرو می باشد .
710 . در زمان ارتباط با مودم شما خطاهای سری یش از حد اشباع شده مشاهده می گردد.
711 . Rasman initialization صورت نمی گیرد گزارش عملکرد را چک کنید
712 . درگاه Biplex در حال اجرا می باشد . چند ثانیه منتظر شوید و مجددا شماره بگیرید .
713 . مسیرهای ISDN فعال در خط اصلی قطع می باشد .
714 . کانال های ISDN کافی برای ایجاد تماس تلفنی در دسترس نمی باشند .
715 . به دلیل کیفیت ضعیف خط تلفن خطاهای فراوانی رخ می دهد .
716 . پیکر بندی remote access IP غیر قابل استفاده می باشد .
717 . آدرسهای IP در static pool remote access IP وجود ندارد .
718 . مهلت بر قراری تماس PPP پایان پذیرفته است .
719 . PPP توسط دستگاه راه دور پایان می یابد .
720 . پروتکل های کنترلppp پیکر بندی نشده اند .
721 . همتای PPP پاسخ نمی دهد .
722 . بسته PPPبی اعتبار می باشد .
723 . شماره تلفن از جمله پیشوند و پسوند بیش از حد طولا نی می باشد .
724 . پروتکل IPXنمی تواند بر روی درگاه dial �out نماید زیرا کامپیوتر یک مسیر گردان IPX می باشد .
725 . IPX نمی تواند روی port (درگاه) dial � in شود زیرا مسیر گردان IPX نصب نشده است .
726 . پروتکل IPX نمی تواند برای dial � out ، روی بیش از یک درگاه در یک زمان استفاده شود .
727 . نمی توان به فایل TCPCFG . DLL دست یافت .
728 . نمی تواند آداپتور IP متصل به remote access را پیدا کند .
729 . SLIP استفاده نمی شود مگر اینکه پروتکل IP نصب شود .
730 . ثبت کامپیوتر کامل نمی باشد .
731 . پروتکل پیکر بندی نمی شود .
732 . توافق بین PPP صورت نگرفته است .
733 . پروتکل کنترل PPP برای پروتکل این شبکه ، در سرور موجود نمی باشد .
734 . پروتکل کنترل لینک PPP خاتمه یافته است .
735 . آدرس مورد نیاز توسط سرور رد می شود .
736 . کامپیوتر راه دور پروتکل کنترل را متوقف می نماید .
737 . نقطه برگشت ( LOOPBACK DETECTED ) شناسایی شد .
738 . سرور آدرس را مشخص نمی کند .
739 . سرور راه دور نمی تواند از پسورد ENCRYPTED ویندوز NT استفاده نماید.
740 . دستگاه های TAPI که برای remote access پیکر بندی می گردند به طور صحیح نصب و آماده نشده اند .
741 . کامپیوتر محلی از encryption پشتیبانی نمی نماید . (توضیح بیشتر )
742 . سرور راه دور از encryption پشتیبانی نمی نماید . (توضیح بیشتر )
743 . سرور راه دور به encryption نیاز دارد .
744 . نمی تواند شماره شبکه IPX را استفاده نماید که توسط سرور راه دور در نظر گرفته شده است گزارش وقایع را باز بینی نمایید .
745 . یک فایل مهم و ضروری آسیب دیده است . Dial up networking را مجددا نصب نمایید .
751 . شماره callback شامل یک کاراکتر بی اعتبار می باشد . کاراکترهای زیر فقط مجاز دانسته می شوند : Space, T, P, W, (,), - , @. 0تا9 .
752 . در زمان پر دازش script یک خطای نحوی صورت می گیرد .
753 . اتصال نمی تواند قطع شود زیرا توسط مسیر گردان چند پروتکلی ایجاد شده است .
754 . سیستم قادر به یافتن bundle چند انصالی نمی باشد .
755 . سیستم قادر به اجرای شماره گیری خودکار نمی باشد زیرا این ورودی یک شماره گیر عادی را دارد .
756 . این اتصال هم اکنون در شماره گیری می باشد .
757 . خدمات دستیابی راه دور خود به خود آغاز نمی شوند اطلا عات بیشتری در گزارش وقایع در اختیار شما قرار می گیرد .
758 . اشتراک اتصال اینترنت هم اکنون روی این اتصال میسر می گردد .
760 . در زمان فراهم آوری امکانات مسیر یابی ، این خطا رخ می دهد .
761 . در زمان فراهم شدن اشتراک اتصال اینترنت برای این اتصال این خطا ایجاد می گردد.
763 . اشتراک اتصال اینترنت فعال نمی باشد . دو اتصال LAN و یا بیشتر به علاوه اتصالی که با این LANها مشترک شده است وجود دارد .
764 . دستگاه کارت خوان smartcard نصب نیست .
765 . اشتراک اتصال اینترنت میسر نمی باشد . اتصال LAN با آدرس IP در حال حاضر پیکر بندی می شود که برای آدرس گذاری اتوماتیک IP مورد نیاز می باشد .
766 . سیستم نمی تواند هیچ گواهی ای را بیابد .
767 . اشتراک اتصال اینترنت میسر نمی گردد اتصال LAN بر روی شبکه شخصی انتخاب می گردد که بیش از یک آدرس IP را پیکر بندی کرده است . اتصال LANرا با یک آدرسIP مجزا ، مجددا پیکر بندی نمایید قبل از اینکه اشتراک اتصال اینترنت صورت گیرد .
768 . به دلیل رمز دار نکردن داده ها اتصال صورت نمی پذیرد .
769 . مقصد مشخصی قابل دست یابی نمی باشد .
770 . دستگاه راه دور تلا ش برای ایجاد اتصال را نمی پذیرد .
771 . اقدامات اتصال صورت نمی گیرد زیرا شبکه اشغال می باشد .
772 . سخت افزار شبکه کامپیوتر راه دور با نوع تلفن مورد نیاز سازگاری ندارد .
773 . امکان ایجاد اتصال موثر نمی باشد زیرا شماره مقصد تغییر کرده است .
774 . به دلیل از کار افتارگی موقت ، اتصال صورت نمی گیرد .
775 . مکالمه تلفنی توسط کامپیوتر راه دور متوقف شد .
776 .مکالمه تلفنی نمی تواند وصل گردد زیرا مقصد خواسته است که ویژگی را حفظ نماید .
777 . اتصال صورت نمی گیرد زیرا مودم ( یا سایر وسایل ارتباط دهنده ) روی کامپیوتر راه دور دچار مشکل می باشند .
778 . تایید هویت سرور غیر ممکن می باشد .
779 . برای بر قراری dial out این اتصال باید از smartcard استفاده نمایید .
780 . عمل انجام شده برای این اتصال بی اعتبار می باشد .
781 . تلاش برای رمز گذاری (encryption) صورت نمی گیرد زیرا گواهی معتبری یافت نمی گردد .
782 . ترجمه آدرس شبکه (NAT) در حال حاضر به عنوان یک پروتکل مسیر یابی نصب می گردد و باید قبل از اینکه اشتراک اتصال اینترنت فراهم گردد حذف شود .
783 . اشتراک اتصال اینترنت میسر نمی باشد . اتصال LAN که به عنوان شبکه شخصی انتخاب می گردد یا فراهم نمی شود و یا از شبکه قطع می باشد . لطفا قبل از فراهم شدن اشتراک اتصال اینترنت از اتصال آداپتور LAN مطمئن شوید .
784 . در حالی که این اتصال را در زمان log on استفاده می کنید شما نمی توانید شماره بگیرید زیرا این اتصال برای استفاده از نام کاربری پیکر بندی شده است که متفاوت از نام کاربر روی smartcard می باشد . چنانچه بخواهید آنرا در زمان log on استفاده نمایید باید برای استفاده از (username) روی کارت smart آنرا پیکربندی کنید .
785 . در صورت استفاده از این اتصال در زمان log on شما نمی توانید شماره گیری نمایید زیرا برای استفاده از یک smartcard پیکر بندی نشده است . چنانچه بخواهید آنرا در زمان log on به کار ببرید باید امکانات این اتصال را تصحیح و آماده نمایید به طوری که smartcard استفاده نماید .
786 . مبادرت به اتصال L2TP صورت نمی پذیرد زیرا هیچ گواهینامه معتبری برای تصدیق (authentication) امنیت روی کامپیوتر شما وجود ندارد .
787 . اتصال L2TP غیر ممکن است زیرا لایه امنیتی نمی تواند کامپیوتر راه دور را authentication نماید .
788 . تلاش برای ایجاد اتصال L2TP بی نتیجه می باشد زیرا لایه امنیتی نمی تواند پارامترهای سازگار با کامپیوتر راه دور را فراهم نماید .
789 . تلاش برای اتصال L2TP فراهم نمی گردد زیرا لایه امنیتی با یک خطای پردازشی در طول سازگاری با کامپیوتر راه دور مواجه است .
790 . تلاش برای اتصال L2TP صورت نمی گیرد زیرا تایید گواهینامه بر روی کامپیوتر راه دور میسر نمی باشد .
791 . اتصال L2TP میسر نمی باشد زیرا خط مشی امنیتی (security policy) برای اتصال یافت نمی شود .
792 . اتصال L2TP صورت نمی گیرد زیرا زمان توافق امنیتی به پایان رسیده است .
793 . اتصال L2TP میسر نمی گردد زیرا این خطا رخ می دهد در حالی که در مورد امنیت به توافق می رسند .
794 . ویژگی RADIUS ا ین کاربر PPP نمی باشد .
795 . ویژگی RADIUS نوع تونلی برای این کاربر ، نادرست می باشد .
796 . ویژگی RADIUS نوع خدمات برای این کار نه قالب بندی می شود و نه callback قالب بندی می شود .
797 . مودم پیدا نشد .
798 . گواهینامه ای شناسایی نمی شود که بتواند پروتکل قابل ارائه استفاده شود .
799 . اشتراک اتصال اینترنت میسر نمی گردد زیرا دو IP شبیه به هم در شبکه وجود دارد . IC ها به میزبانی نیازمند می باشند که برای استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پیکر بندی شده است . مطمئن شوید که هیچ سرویس گیرنده دیگری برای استفاده از 192 ، 168 ، 0 ، 1 پیکر بندی نشده است .
800 . قادر به ایجاد اتصال VPN نمی باشد . سرویس دهنده VPN در دسترس نمی باشد و یا ممکن است پارامترهای امنیتی برای اتصال به درستی پیکربندی نشده باشند .


پیغامهای خطا در IBSng برای کاربران


900 . کاربری با user name مورد نظر وجود ندارد.
901 . کاربر توسط مدیر سیستم lock شده است و مجوز ورود ندارد.
902 . برای کاربر قانون شارژ تعریف نشده است.
903 . شرایط وصل شدن کاربر با شرایطی که در قانون شارژ برای آن تعریف شده است یکسان نیست.
904 . کاربر به علت سر رسید تاریخ absolute expiration مجوز ورود ندارد.
905 . کاربر به علت سر رسید تاریخ relative expiration مجوز ورود ندارد.
906 . اعتبار کاربر به پایان رسیده است.
907 . رمز عبور اشتباه وارد شده است.
908 . اتصالات همزمان کاربربیشتر از تعداد مجاز می باشد.
909 . رخ دادن اشکال پیش بینی نشده.
910 . کاربر از این MAC آدرس اجازه اتصال ندارد.
911 . کاربر از این IP اجازه اتصال ندارد.
912 . کاربر نمی تواند همزمان از دو سرویس اینترنت و VOIP استفاده کند.
913 . کاربر از این CALLER ID اجازه اتصال ندارد.
914 . میزان استفاده زمانی کاربر در این دوره به پایان رسیده است.
915 . میزان استفاده حجمی کاربر در این دوره به پایان رسیده است.
916 . سرویس IBSng در حال متوقف شدن است وبه کاربران اجازه اتصال نمی دهد.
917 . مدیر سیستم به کاربران اجازه اتصال نمی دهد.



behnam5555 07-22-2014 07:39 PM


خوابیدن...

مدل خوابیدن مورد‌علاقه شما ممکن است موجب کمر درد، گردن درد، دل‌درد و حتی ایجاد چروک زودرس روی پوستتان شود…
فکر می‌کنید درطول شب اصلاً از جایتان تکان نمی‌خورید؟ اشتباه می‌کنید. بااینکه بیشتر زمان خواب را در وضعیتی به سر می‌برید که موقعی که خوابتان می‌برد هستید، اما حتی آنهایی که وقتی صبح از خواب بیدار می‌شوند می‌بینند رختخوابشان همانطور دست‌نخورده مانده هم حداقل هر ساعت دو تا چهار مرتبه تکان می‌خورند و این یعنی هر شب تقریباً ۲۰ مرتبه در جایشان جابه‌جا می‌شوند. این مسئله کاملاً طبیعی است و با وجود این تکان خوردن‌ها باز هم وارد خواب عمیق خواهید شد.
مدل خوابیدن مورد‌علاقه شما ممکن است موجب کمر درد، گردن درد، دل‌درد و حتی ایجاد چروک زودرس روی پوستتان شود. دوست دارید بدانید که بهترین و سلامت‌ترین مدل خوابیدن چیست؟ پس مقاله را کامل بخوانید!
بهترین مدل: خوابیدن به پشت
خوب است برای: از گردن‌درد و کمردرد جلوگیری می‌کند، رفلاکس اسید معده را کاهش می‌دهد، ایجاد چروک روی پوست را به حداقل می‌رساند و باعث سفت و خوش‌فرم ماندن سینه‌ها می‌شود.
بد است برای: خُروپف کردن
توضیحات: خوابیدن به پشت این امکان را برای سر، گردن و ستون‌ فقراتتان فراهم می‌کند که وضعیتی خنثی داشته باشد. در این حالت خوابیدن هیچ انحنای اضافی روی کمر و پشتتان ایجاد نمی‌شود. این مدل خوابیدن برای جلوگیری از رفلکس اسید‌معده هم بسیار مناسب است. وقتی سر بالاتر از بدن قرار می‌گیرد، معده پایین‌تر از مری قرار خواهد گرفت و درنتیجه اسیدمعده یا موادغذایی نمی‌توانند به سمت بالا برگردند.
خوابیدن به پشت همچنین به بروز چروک روی پوست هم کمک می‌کند زیرا هیچ فشاری به صورتتان وارد نمی‌شود. و چون وزن سینه‌هایتان کاملاً روی بدن می‌افتد از شل شدن سینه‌ها جلوگیری می‌شود.
نکته: یادتان باشد که وقتی به پشت می‌خوابید احتمال خروپف کردن بیشتر از سایر حالات است.
بهترین حالت بالش: یک بالش پفی. هدف این است که سر و گردن بدون اینکه سر را خیلی بالاتر از بدن نگه دارد، تکیه‌گاه داشته باشد.
مدل دوم: خوابیدن به پهلو
خوب است برای: جلوگیری از درد گردن و پشت، کاهش رفلکس اسید معده، خروپف نکردن، مدل خوابیدن مخصوص دوران بارداری
بد است برای: پوست و سینه
توضیحات: خوابیدن به پهلو برای سلامت عمومی بدن بسیار خوب است، خروپف کردن را کاهش می‌دهد و ستون ‌فقرات را در حالت کشش نگه می‌دارد. اگر از رفلکس اسیدمعده رنج می‌برید، بعد از خوابیدن به پشت این بهترین مدل خوابیدن برای شماست. اما خوابیدن به پهلو موجب چروک آوردن پوستتان می‌شود. دلیل آن هم مالیده شدن یک طرف صورت به بالش است.
این مدل خوابیدن باعث شل و آویزان شدن سینه‌ها هم می‌شود چون سینه‌ها به سمت پایین آویزان می‌مانند.
نکته: اگر باردار هستید، بهتر است به پهلوی چپ خود بخوابید. این مدل خوابیدن برای گردش خونتان بهتر است.
بهترین حالت بالش: یک بالش ضخیم. باید بتوانید فضای بالای شانه‌هایتان را پر کنید تا سرو گردنتان در حالت خنثی تکیه‌گاه داشته باشند.
مدل خوابیدنی که چندان ایدآل نیست: خوابیدن جنینی
خوب است برای: خروپف کردن کمتر، خوابیدن در دوران بارداری
بد است برای: جلوگیری از درد گردن و پشت، کاهش چین و چروک پوست، سفت نگه داشن سینه ها
توضیحات: وقتی موقع خوابیدن زانوهایتان را به سمت شکمتان بکشید و چانه‌تان را هم به سینه‌تان بچسبانید، صبح که از خواب بیدار شوید اصلاً احساس خوبی نخواهید داشت، مخصوصاً اگر آرتروز پشت یا مفصل داشته باشید.
این وضعیت خمیده از تنفس دیافراگمی جلوگیری می‌کند و اگر بخواهید هر شب در این وضعیت بخوابید، ممکن است دچار چین و چروک پوستی زورس و شل شدگی سینه‌ها شوید.
نکته: سعی کنید بدنتان را کمی بازتر کنید و کاملاً خمیده نکنید.
بهترین حالت بالش: فقط بالش‌های سفت و پُر
بدترین حالت خوابیدن: خوابیدن روی شکم
خوب است برای: تسهیل خروپف
بد است برای: جلوگیری از درد کمر و گردن، کاهش چروک افتادن پوست، حفظ سفتی سینه‌ها
توضیحات: خوابیدن روی شکم حفظ یک وضعیت خنثی برای ستون ‌فقرات را دشوار می‌کند. این مدل خوابیدن روی مفاصل و عضلاتتان فشار می‌آورد و این مسئله موجب آسیب زدن به عصب‌هایتان شده و ایجاد درد و کرختی می‌کند.
در این حالت مجبور خواهید بد سرتان را چند ساعت یکبار به یکطرف بدهید. شاید فردا که از خواب بیدار شدید حس بدی نداشته باشید اما دیر یا زود در بدنتان ایجاد درد می‌کند.
نکته: خروپف می‌کنید؟ شاید خوابیدن روی شکم برای شما خوب باشد. این مدل خوابیدن باعث می‌شود مجاری هوایی بالاییتان بازتر بمانند. پس اگر خروپف می‌کنید و کمر یا گردن درد ندارید، بد نیست که روی شکم بخوابید.
بهترین حالت بالش: فقط یک بالش (نازک) یا اصلاً بالش زیر سرتان نگذارید.
:


behnam5555 07-22-2014 07:40 PM

با گوش‌درد پس از شنا چه کنیم؟


بیماری گوش شناگران یک عفونت باکتریایی یا قارچی است که سبب درد، تورم، خارش و یا قرمزی در هر دو گوش می‌شود. علائم دیگری مثل کم شنوایی خفیف و ترشح مایعات نیز دارد. به طور معمول این بیماری در فصل تابستان و شنا شیوع دارد.

نام دیگر بیماری گوش شناگران، التهاب گوش خارجی است که به دلیل وارد شدن آب در کانال گوش ایجاد می‌شود. بهترین راه جلوگیری از بروز این بیماری، خشک و تمیز نگه داشتن کانال گوش می‌باشد.

کانال گوش به صورت طبیعی از ورود عناصر آسیب رسان به گوش جلوگیری می‌کنند شکل خمیده کانال گوش و خاصیت اسیدی بودن جرم گوش این نکته را نشان می‌دهد.

گوش درد اولین علامت است

در طی دو روز اول درد شدیدتر می‌شود. این درد به گوش فشار می‌آورد و سبب خارش کانال گوش می‌شود. در طی روز دوم، کانال گوش قرمز و متورم می‌شود.

وقتی که عفونت پیشرفت کرد، ترشح بدبویی از گوش بیرون می‌آید. ترشحات در ابتدا شفاف هستند، ولی در طی زمان زردرنگ یا خونی می‌شوند. تورم و ترشح به صورت موقتی سبب کاهش شنوایی می‌شوند. بعضی از افراد از سرگیجه و وزوز گوش هم شکایت دارند.

موارد فوری مراجعه به پزشک


- افراد مبتلا به دیابت و بیماری‌های تضعیف کننده دستگاه ایمنی بدن مثل ایدز، افراد با سابقه دوبینی چشم و احساس گیجی باید تحت مراقبت‌های ویژه قرار گیرند.

- اگر فردی به گوش درد شدید مبتلا شد، طوری‌که درد او حتی با مصرف استامینوفن و ایبوپروفن کم نشد، نیازمند مراقبت سریع پزشکی است.

استفاده از گوش‌گیر یا همان محافظ گوش به عنوان اقدام احتیاطی برای جلوگیری از ورود آب در حین شنا کردن توصیه می‌شود

درمان‌های خانگی برای بهبود بیماری گوش شناگران

از درمان‌های خانگی برای کاهش عفونت و رشد قارچ استفاده کنید.


استفاده از الکل و سرکه سفید

از پنبه آغشته به ترکیب سرکه سفید و الکل برای تمیز کردن گوش خود استفاده کنید. سرکه می‌تواند باکتری‌های گوش را از بین ببرد و الکل نیز می‌تواند آب اضافی داخل کانال گوش را خشک کند.

روغن زیتون

در طب قدیم، مقداری روغن زیتون خالص را گرم می‌کردند. سپس آن را در گوش می‌ریختند و با پنبه آن را می‌پوشاندند.

کمپرس گرم

حوله ای گرم را روی گوش دردناک خود قرار دهید. گرما سبب تبخیر آب اضافی می‌شود و درد گوش را کاهش می‌دهد.

روغن سیر
برای کاهش تورم گوش، دو یا سه قطره روغن سیر را به داخل گوش بریزید. این کار موجب بهبود و افزایش ایمنی می‌شود.

سشوار
سشوار را در کم‌ترین میزان درجه گرما قرار دهید تا به آرامی گوش شما را گرم کند. سشوار را با حداقل فاصله 25 تا 30 سانتی متر از گوش خود بگیرید. این کار آب اضافی موجود در گوش را تبخیر می‌کند.

نکات ایمنی

- در هنگام دوش گرفتن مراقب باشید که آب وارد گوشتان نشود. می‌توانید از محافظ گوش استفاده کنید و یا با پنبه قسمتی را که خارج از کانال گوش قرار می‌گیرد، به روغن یا کرم آغشته کنید تا آب وارد کانال گوش نشود.

- در موقع شنا کردن از محافظ گوش استفاده کنید.

- فقط در آب‌های تمیز شنا کنید و از شنا کردن در دریاچه‌ها ، و آب‌های راکد و آلوده خودداری کنید.

- با قرار دادن پنبه در داخل گوش از گوش‌های خود در برابر مواد شیمیایی موجود در مواد آریشی که در آب استخر وجود دارند، محافظت کنید، موادی مانند اسپری مو و یا رنگ مو.

- پس از بیماری، حداقل 10 روز از شنا کردن و زیر آب رفتن خودداری کنید. اجازه دهید تا کاملا گوشتان خشک شده و بهبود یابد.

- اگر علاوه بر عفونت، تب دارید به پزشک مراجعه کنید. پزشک آنتی بیوتیک خوراکی ویا قطره‌ای تجویز می‌کند تا تورم را کاهش دهد.

جلوگیری از گوش‌درد

* پس از شنا، درون گوشتان را کاملا خشک کنید.

* سرتان را بچرخانید و لاله گوش را در جهات مختلف حرکت دهید تا آب درون گوش کاملا تخلیه شود.

* استفاده از گوش‌گیر یا همان محافظ گوش به عنوان اقدام احتیاطی برای جلوگیری از ورود آب در حین شنا کردن توصیه می‌شود.

behnam5555 07-22-2014 07:42 PM


اشتباه رایج درباره تیروئید

غده تیروئید، یک غده‌ی کوچک و پروانه‌ای شکل است که در انتهای قسمت جلوی گردن شما واقع شده است. هورمون‌های مترشحه از غده‌ی تیروئید تاثیر گسترده‌ای بر سلامت ما دارد و بر تمام جنبه‌های متابولیسم بدن موثر است.
1- اگر تیروئید من مشکل دارد، پس چرا گواتر ندارم؟

چون بیشتر بیمارانی که تیروئیدشان مشکل دارد، گواتر (بزرگی غیر طبیعی تیروئید) ندارند.

2- من گواتر دارم، پس تیروئیدم یا کم‌کار است یا پرکار.

نه! خیلی از موارد گواتر در بیمارانی دیده می‌شود که تیروئیدشان نه کم‌کار است، نه پرکار. ولی به هر حال، گواتر علامت مهمی است و برای شناخت علت و درمانش باید هر چه زودتر نزد پزشک رفت.

3- من تیروئیدم کم‌کار است، پس نمی‌توانم وزن کم کنم.

واقعیت این است که اگر تیروئیدتان کم‌کار باشد، به آسانی نمی‌توانید وزن کم کنید. ولی کار، نشد ندارد. اگر مشکل تیروئیدتان درمان شود و با نظر پزشکتان رژیم بگیرید و تحرکتان را بیشتر کنید، روز به روز اوضاع تیروئیدتان بهتر می‌شود و اضافه وزنتان کمتر.

4- من تیروئیدم پرکار است، پس وزنم زیاد نمی‌شود.

این حرف هم مثل قبلی، اشتباه است. تازه، تمام آن‌هایی که تیروئیدشان پرکار است، کاهش وزن پیدا نمی‌کنند؛ مثلاً بعضی از سالمندان مبتلا به پرکاری تیروئید، نه تنها کاهش وزن پیدا نمی‌کنند، بلکه وزنشان بیشتر هم می‌شود.

5- من مشکل تیروئید دارم، پس باید تا آخر عمرم دارو بخورم.

بستگی به این دارد که مشکل تیروئیدتان چه باشد. خیلی‌ها مشکل تیروئیدشان موقتی است و طبیعتاً درمانشان هم کوتاه مدت است؛ مثلاً بعضی خانم‌ها بعد از حاملگی دچار التهاب تیروئید می‌شوند و بعد از یک درمان موقت، حالشان خوب می‌شود و دیگر نیازی به مصرف دارو ندارند.

6- من در تیروئیدم توده‌ای لمس می‌کنم، پس به احتمال زیاد سرطان تیروئید گرفته‌ام.

این‌طور نیست. فقط بین 5 تا 10 درصد بیمارانی که توده‌ای در تیروئیدشان لمس می‌شود، توده‌شان سرطانی است. این که آیا جنس آن توده، سرطانی هست یا نه، باید پزشکتان با نمونه‌برداری از توده تشخیص دهد.

7- بیماری‌های تیروئید مختص خانم‌های مسن است.

این‌طور نیست. البته احتمال بروز مشکلات تیروئید در زنان بالای 60 سال، بین 20 تا 25 درصد است، ولی بقیه در امان نیستند.

8-‌ بیماری‌های تیروئید، واگیردارند؟

نه! می‌دانید این باور اشتباه از کجا آمده؟ ریشه‌اش این است که بیشتر مشکلات تیروئید، مادرزادی است و طبیعتاً احتمال این که یک مشکل تیروئیدی را بین اعضای یک خانواده ببینیم، زیاد می‌شود. ضمن این که اگر در منطقه‌ای، دسترسی به ید کم باشد، احتمال بروز مشکلات تیروئیدی بین ساکنان آن منطقه نیز زیاد می‌شود. این جور مسائل، بعضی‌ها را به این اشتباه انداخته که بیماری‌های تیروئیدی بین اعضای یک خانواده یا بین ساکنان یک منطقه، از یکی به دیگری، سرایت می‌کند. ولی خیالتان راحت. پزشکان قاطعانه می‌گویند بیماری‌های تیروئید واگیر ندارند.

9- تا وقتی خودم هیچ مشکلی حس نمی‌کنم، قطعاً تیروئیدم هم هیچ مشکلی ندارد.

مطمئن نباشید. خیلی‌ها تیروئیدشان مشکل دارد، ولی خودشان هیچ مشکلی ندارند. برای این که از سلامت تیروئیدمان مطمئن شویم، بهت

behnam5555 07-23-2014 03:27 PM


تخت جمشید در میان ۱۲ شهر شگفت انگیز تاریخ

مجله بین المللی "National Geographic" مشهورترین و از فعالترین نشریه های دنیاست که از ۱۲۵ سال پیش تاکنون مطالبی درباره مسائل مرتبط با جغرافیا و علوم طبیعی جهان منشر کرده است. این مجله اخیرا فهرستی از ۱۲ شهر باستانی و شگفت انگیز جهان منتشر کرده که شهر پرسپولیس یا تخت جمشید به عنوان یک از شهرهای حیرت انگیز دنیای باستان انتخاب شده است.

یکی از نکات قابل توجه این نشریه استفاده از دانشمندان علم جغرافیا برای تهیه گزارش ها و استفاده از عکاس های حرفه ای آرشیوی ویژه خود است. با هم مروری بر شهرهای شگفت انگیز دنیای باستان می اندازیم:


1. تخت جمشید در ایران

شهر باستانی تخت جمشید یکی از چهار پایتخت امپراطوری سرزمینی بود که بعدها به نام "ایران" نامیده شد. کار ساخت آن از حوالی سال های ۵۲۰ قبل از میلاد آغاز و به نمادی از ثروت و جلال و بزرگی امپراطوری ایران باستان تبدیل شد. معماری فوق العاده این شهر باستانی زبانزد مورخین دنیاست و در ساخت آن از نقره و طلا نیز استفاده شده بود و در گوشه و کنار تخت جمشید حجاری های پیکره های انسانی به چشم می خورد. ساخت تخت جمشید در دوران شکوفایی امپراطوری هخامنشی و به فرمان داریوش بزرگ آغاز شد. این امپراطوری از ۵۵۰ تا ۳۳۰ پیش از میلاد حکمروایی کرد تا اینکه با حمله اسکندر مقدونی از هم فرو پاشید و تخت جمشید در آتش سوخت.

2. پترا در اردن

با دقت به عکس و مقایسه فردی که در دهانه معبد پترا ایستاده می توان به عظمت و وسعت این شهر باستانی پی برد. این شهر سالیان سال زیر شن های صحرا مدفون شده بود. تاریخ ساخت آن به قرن دوم میلادی و به دست مردمان "انباط" ساخته شده است. این مکان امروزه یکی از اماکن گردشگری اردن است.

3. ماچو پیچو در پرو

از زمان کشف شهر "ماچو پیچو" یکصد سال می گذرد اما تاکنون باستان شناسان نتواسته اند کشف کنند که کاربرد این شهر باستانی متعلق به سلسله "اینکاها" چه بوده است. اینکاها دارای سیستم خاصی از نگارش بوده اند اما هیچ متنی از آنها به جای نمانده است. این شهر در ارتفاع دو هزار و ۵۰۰ متری از سطح دریا ساخته شده و اغلب اوقات از آن به‌ عنوان "شهر گمشده اینکاها" یاد می‌شود. ماچو پیچو احتمالا شناخته شده‌ترین نماد امپراتوری اینکاها است. این شهر در حدود سال ۱۴۵۰ میلادی ساخته‌ شده و صدها سال پیش در زمان فتح اینکاها توسط اسپانیایی‌ها متروک شده‌ است.

4. پلانگ در مکزیک

در جنوب شرقی مکزیک و گواتمالا "مایاها" شروع به ساختن شهری بزرگ از سه هزار سال پیش در دل جنگل های استوایی کردند. حاکمان آنها در این نواحی عبادتگاه های هرمی شکل، قصرها، بازار و میدان های تجارتی زیبایی ساختند. آموزش هنر و تجارت رونق پیدا کرد و نویسندگان با استفاده از عکس‌ها و نقش‌های سمبلیک، یک سیستم نوشتاری ایجاد کردند. ریاضیدانان و ستاره شناسان مایا بسیار متخصص بودند. مشهور است در معابد مایاها انسان ها را برای خدای خورشید قربانی می کردند.

5. تروآ در ترکیه

درباره هیچ شهری در تاریخ همچون تروا این همه افسانه و داستانهای رازآلود وجود ندارد. هومر، این شهر را در شمال غربی ترکیه کنونی ذکر کرده و کشفیات باستان شناسی در سال ۱۸۷۱ از وجود شهری باستانی در این منطقه پرده برداشت. تروآ مهاجرنشینی یونانی بود که در محل آناتولی واقع بود. در آن سال "هانریش شلیمان" باستان شناس آلمانی شروع به کشفیاتی در منطقه کرد. این شهر حدوداً پنج هزار سال پیش ساخته شده ولی برخی از باستان شناسان شک دارند که کشفیات سلیمان همان شهر باستانی تروآ باشد.

6. موهنجو دارو در پاکستان

شهر باستانی "مونجو دارو" مربوط به تمدن ایندوهای باستان است که به کلی تا سال ۱۹۲۱ میلادی ناشناخته باقی مانده بود، اما تحقیقات باستان شناسی در منطقه باعث کشف این شهر و شهر باستانی "هاراپا" شد. این شهر حدود چهار و ۵۰۰ سال پیش ساخته شد و در آن زمان منطقه ای بسیار حاصل خیر و پر آب بود. با این وجود به علت شرایط ناامن سیاسی در پاکستان هنوز امکان ادامه کشفیات و تحقیقات باستان شناسی برای روشن شدن رموز شهر امکان پذیر نیست.

7. پالمیرا در سوریه

شهر باستانی "پالمیر" یا "تادمور" قدمتی حدوداً چهار هزار ساله دارد اما اهمیت آن به سالهای ۳۰۰ قبل از میلاد بر می گردد که به عنوان قطب تجاری شناخته می شد و مرکزی بود برای انتقال کالاهای بازرگانی ایران باستان و شهرهای بین النهرین. این شهر موقعیت استراتژیک برای رومیان داشت که توانسته بودند در قرن اول میلادی شهر را تصرف کنند. اوج شکوفایی این شهر در زمان سلطنت "زنوبی" بود.

8. تانیس در مصر

شهر باستانی "تانیس" در زمان خود یکی از بزرگترین و ثروتمندترین شهرهای دنیای باستان بوده است. مرکز سلطنت "توتانخامون" پادشاه مصر و پایتخت سیاسی امپراطوری فراعنه محسوب می شده است. این شهر همچنان شهری استراتژیک و اقتصادی بود تا اینکه در قرن ششم میلادی سیلاب دریاچه ای نزدیک آن ساکنین آن را تهدید کرد. پس این شهر خالی از مردمان شد و ساکنانش شهر تنیس را در نزدیکی آن ساختند و در آن مستقر شدند.

9. گریت اینکلوژر در زیمباوه

ملکه باستانی سبا بلقیس در این شهر باستانی مستقر بوده و یکی از مهمترین کشفیات باستان شناسی در قاره آفریقا محسوب می شود. هنوز مشخص نیست دقیقاً چه زمانی و برای چه هدفی این شهر ساخته شده اما به نظر می رسد "شونا" بنیانگذار امپراطوری "بانتو" در حوالی سالهای ۱۲۵۰ میلادی آن را ساخته باشد. معنای این شهر "دیوار یا حصار بزرگ" است. این شهر کاربرد آیینی داشته است و شهری مقدس شناخته می شد.

10. نمرود در عراق

این شهر به عنوان پایتخت امپراطوری آشوریان در شمال عراق قرار داشت و نام آن با بی رحمی و قساوت عجین شده بود. آشوریان این شهر را در قرن ۱۴ قبل از میلاد ساختند و برای هزاران سال یکی از شهرهای مهم خاورمیانه باستان شناخته می شد. اهمیت این شهر در سال ۶۱۲ قبل از میلاد زمانی که دیگر شهر مهم آشوری ها به نام "نینوا" بدست بابلیان افتاد بسیار کم شد.

11. استون هنج در انگلیس

قرن هاست که چرایی ساخت این شهر در جنوب انگلیس و کاربرد دقیق آن یکی از جوابهای بی پاسخ باستان شناسان باقی مانده است. سازندگان استون هنج، از سال ۳۱۰۰ پیش از میلاد، سنگهای این بنا را به شکل چند دایره تو در تو، در مکان فعلی آن کار گذاشتند. احتمالاً از این دایره‌های سنگی برای مشاهده حرکات خورشید، ماه و ستارگان که در آن زمان طی مراسم مذهبی مورد پرستش قرار می‌گرفتند، استفاده می‌شده‌ است. سنگهایی شبیه به آنچه که در این بنا به کار رفته، در مناطق دیگر مانند کارناک فرانسه و نیوگرنج ایرلند، یافت شده‌ است.

12. میزاورد در آمریکا

شهر باستانی میزاورد در ایالت کلرادوی آمریکا قرار دارد. این شهر یکی از معدود باقی مانده های ساکنین بومی سرخ پوست قاره آمریکاست. این شهر توسط مردم کشاورز "پیئوبلوین" در بین سال های ۵۵۰ تا ۱۳۰۰ میلادی ساخته شده است.


behnam5555 07-23-2014 03:53 PM


دانستنی های جالب درباره بدن انسان!

چشم ها
دلیل وجود ابرو ها این است که از ریخته شدن عرق به داخل چشم ها جلو گیری کند.
دیابت اولین علت نابینایی در آمریکا است.
انسان در هرسال بیش از 6 ملیون بار پلک می زند.

موها
یک مرد معمولی حدود 5 ماه از عمر خود را صرف اصلاح موهای صورت می کند.
مو دومین بافت در بدن است که سریع ترین رشد را دارد. مغز استخوان رتبه ی اول را دارد.
موها وناخن ها از یک ماده تشکیل شده اند.

مغز
حدود 20 درصد از اکسیژنی که تنفس می کنیم به مغز می رود.
شما نمی توانید خودتان را قلقلک بدهید. چون مغز میداند که می خواهید به بدن خود دست بزنید بنابراین بر خلاف وقتی که چیز دیگری به بدن شما برخورد می کندعکس العمل نشان می دهد.

بدن
روزانه حدود 10 ملیارد سلول پوستی بدن انسان می میرند.
هر انسان روزانه بین 1 تا 3 پیمانه بزاق ترشح می کند.
بدن یک انسان بالغ روزانه به حدود 40 کیلو گرم اکسیژن نیاز دارد.

قلب
فشاری که قلب انسان تولید می کند می تواند خون را تا بیش از 10 متر بپاشد.
قلب انسان به طور میانگین حدود 35 ملیون بار در سال می تپد. بنابر این قلب یک انسان عادی روزانه صد هزار بار می تپد.

بعضی موضوعات جالب دیگر
اسید های هضم کننده ی معده آنقدر قوی هستند که می توانند فلز روی را آب کنند. اما خوشبختانه سلول های سطح داخلی معده به قدری سریع تجدید می شوند که این اسید ها زمان کافی برای ذوب کردن آنها ندارند.( هر 3 یا 4 روز)

در داخل ریه ها بیش از 300000 ملیون مویرگ خونی کوچک قرار دارد که اگر پشت سر هم چیده شوند طول آنها 2400 کیلومتر خواهد بود.

استخوان های انسان در تحمل وزن استحکامی برابر با گرانیت دارند. یک قطعه استخوان به اندازه ی یک قوطی کبریت می تواند وزنی برابر 9 تن را تحمل کند که 4 برابربیشتر از قدرت بتون است.

6 ماه طول می کشد که ناخن دست یا پا از ریشه تا نوک رشد کند.

پوست بزرگترین عضو بدن است. اندازه ی آن در یک انسان بالغ به حدود 1.9 متر مربع می رسد. سلول های پوستی به طور مداوم ورقه ورقه شده و می ریزند. هر انسان در طول زندگی خود معادل 18 کیلوگرم سلول پوستی از دست می دهد.

وقتی می خوابید حدود 8 میلیمتر قد می کشید و وقتی بیدار می شوید دوباره به قد اول خود بر می گردید. دلیل این امر آن است که وقتی نشسته یا ایستاده اید، صفحات غضروفی بین مفاصل،به خاطر جاذبه ی زمین مثل اسفنج فشرده می شوند.

یک انسان غربی معمولی در طول عمر خود 50 تن غذا می خورد و 50 هزار لیتر هم مایعات می نوشد.

هر کلیه حاوی یک ملیون ***** مجزا است. کلّیه ها در هر دقیقه به طور میانگین حدود 1.3 لیتر خون را تصفیه می کنند و در روز حدود 1.4 لیتر ادرار خارج می کنند.

عضلات تمرکز کننده ی چشم ها روزی 100 هزار بار حرکت می کنند. اگر قرار باشد عضلات پا ها هم به همین میزان تحرک داشته باشند انسان باید روزی 80 کیلومتر راه برود.

حرارتی که بدن انسان در 30 دقیقه تولید می کند می تواند حدود 2 لیتر آب را به جوش بیاورد.

یک سلول خونی ظرف مدت 60 ثانیه تمام بدن را دور می زند.

90 درصد اطلاعاتی که از دنیای پیرامون خود به دست می آوریم از طریق چشم ها است.

اگر می خواهید هویت خود را مخفی نگه دارید زبان خود را از دهان خارج نکنید. درست مثل اثر انگشت، همه ی انسان ها اثر زبان منحصر به فردی دارند.

تعداد استخوان های بدن یک انسان بالغ از یک نوزاد کمتر است. ما با 350 تکه استخوان به دنیا می آییم اما به دلیل اینکه در طول رشد استخوان ها به هم جوش می خورند، در بزرگسالی فقط 206 تکه استخوان داریم.

بینی انسان به اندازه ی بینی سگ حساس نیست اما می تواند 50000 بوی مختلف را به خاطر بسپرد.

طول روده ی کوچک حدوداً 4 برابر قد یک انسان معمولی است. با 5 تا 7 متر طول، اگر روده ی کوچک پیچ نخورده بود درون حفره ی شکمی جا نمی شد.

روی هر اینچ مربع از پوست بدن انسان حدود 32 ملیون باکتری وجود دارد اما اکثر آنها بی خطر هستند.

منشاء بوی بد پا مانند زیر بغل، عرق است. هر جفت پا 500 هزار غده ی عرقی دارند و می توانند بیش از یک فنجان عرق در روز تولید کنند.

هوایی که هنگام عطسه از دهان و بینی خارج می شود حدود 160 کیلومتر در ساعت سرعت دارد. بنابر این بهتر است هنگام عطسه کردن دهان و بینی خود را با دستمال بپوشانید یا وقتی صدای عطسه به گوشتان می رسد فرار کنید.

در بدن انسان حدود 60 هزار مایل رگ خونی وجود دارد وخون در یک مسیر بسیار طولانی سفر می کند. قلب انسان روزانه 8000 لیتر خون را از درون این رگ ها تلمبه می کند.

شما احتمالاً دوست ندارید که در آب دهان خود شنا کنید ولی اگر تمام بزاق خود را جمع کنید می توانید این کار را انجام دهید. یک انسان عادی در طول زندگی خود حدود 25000 لیتر بزاق تولید می کند که برای پر کردن 2 استخر شنا کافی است.

60 درصد از مردان و 40 درصد از زنان تا 60 سالگی خرناس می کشند. اما گاهی صدای آن کر کننده می شود. صدای خرناس به طور معمول به 60 دسیبل می رسد یعنی در سطح صدای مکالمه ی عادی. اما صدای آن می تواند تا 80 دسیبل هم بالا برود یعنی در حد صدای دریلی که با آن آسفالت را می کنند. درجه صدا هایی که بیش از 85 دسیبل باشند برای گوش انسان زیان آورند.

افراد مو بلوند ممکن است انسان های شاد تری باشند یا نباشند ولی به طور قطع تعداد مو های بیشتری دارند. رنگ مو ها مشخص می کند که تراکم آن ها چقدر است و این تراکم در افراد مو بلوند بیشتر است. سر یک انسان معمولی حدود 100 هزار فولیکول مو دارد که هر کدام می توانند بیش از 20 تار مو در طول زندگی فرد تولید کنند. این تعداد در افراد مو بلوند 146 هزار فولیکول است. کسانی که مو های مشکی دارند 110 هزار فولیکول، مو قهوه ای ها 100 هزار فولیکول و کسانی که مو قرمز هستند از همه کمتر و 86 هزار فولیکول مو دارند.

اگرشما ناخن های دست خود را بیشتر از ناخن های پا کوتاه می کنید کاملاً طبیعی است. وقتی روی ناخن ها باز باشد و بیشتر از آن ها استفاده شود سریع تر هم رشد می کنند. همچنین ناخن انگشتانی که بلند ترند و دستی که با آن می نویسید سریع تر رشد می کند. به طور معمول ناخن ها ماهیانه حدود یک دهم اینچ رشد می کنند.

این عجیب نیست که نوزادان به سختی می توانند سر خود را نگه دارند. سر انسان در هنگام تولد یک چهارم قد او را تشکیل می دهد ولی در بزرگسالی این میزان به یک هشتم میرسد.

اگر بگویید که دارید از بی خوابی می میرید درست است. شما می توانید هفته ها غذا نخورید بی آنکه از پا در آیید اما نهایت زمانی که بتوانید بدون خواب دوام بیاورید 11 روز است. بیش از آن دیگر هر گز از خواب بیدار نخواهید شد.

behnam5555 07-23-2014 04:06 PM



شخصیت شناسی با چند سوال کوتاه


به سوالات زیر با دقت و صادقانه پاسخ بدهید و در پایان تعبیر پاسخ هایتان را بخوانید و شخصیت خودتان را محک بزنید.

1. دریا را با کدام یک از تیره، شفاف، سبزویژگی های زیر تشریح می کنید؟
آبی ، گل آلود

2. کدام یک از اشکال زیر را دوست دارید؟
دایره، مربع یا مثلث

3.
فرض کنید در راهرویی راه می روید. دو در می بینید، یکی در ۵ قدمی سمت چپ تان و دیگری در انتهای راهرو و هر دو در نیز باز هستند. کلیدی روی زمین درست جلوی شما افتاده است، آیا آن را برمی دارید؟
بله، خیر

4.
این رنگ ها را ترجیح می دهید چگونه اولویت بندی شوند؟
قرمز، آبی، سبز، سیاه و سفید

5.
دوست دارید از نظر ارتفاع در کدام قسمت کوه باشید؟

6.
در ذهنتان اسب چه رنگی است؟
قهوه ای، سیاه یا سفید

7.
طوفانی در راه است، کدامیک را انتخاب می کنید؟
یک اسب یا یک خانه

. . .
. .
.
.
.
.
.
.
.

پاسخ ها :
1. آبی تیره: دارای شخصیتی پیچیده.
شفاف: به سادگی قابل درک.
سبز: آسان گیر و بی خیال.
گل آلود: آشفته و سردرگم.

2.
دایره: سعی می کنید طوری رفتار کنید که خوشایند همه باشد.
مربع: خودرای و خود محور هستید.
مثلث: یک دنده و لجباز. (اندازه اشکال با خودخواهی و منیت شما ارتباط مستقیم دارد)

3.
بله: شما آدم فرصت طلبی هستید.
خیر: آدم فرصت طلبی نیستید.

4.
این سئوال، اولویت های شما در زندگی را مشخص می کند.
قرمز: شهوت و دلبستگی.
آبی: دوستان و روابط.
سبز: شغل و حرفه.
سیاه: مرگ.
سفید: ازدواج.

5.
میزان ارتفاعی که انتخاب می کنید رابطه مستقیم با میزان جاه طلبی شما دارد.

6.
قهوه ای: فروتن و خاکی.
سیاه: غیرقابل پیش بینی و سرکش و هیجان انگیز.
سفید: برتر و مغرور و تاثیرگذار.


7.
این سئوال، اولویت های شما به هنگام مشکلات را تعیین می کند.
اسب: همسر.
خانه: فرزندان.


behnam5555 07-23-2014 04:09 PM


پرسیدم: بار الهی چه عملی از بندگانت بیش از همه تو را به تعجب وا می‌دارد؟


پاسخ آمد: اینکه شما تمام کودکی خود را در آرزوی بزرگ شدن به سر می‌برید و دوران پس از آن را نیز در حسرت بازگشت به کودکی می‌گذرانید.


اینکه شما سلامتی خود را فدای مال‌اندوزی می‌کنید و سپس تمام دارایی خود را صرف بازیابی سلامتی می‌نمایید.


اینکه شما به قدری نگران آینده‌اید که حال را فراموش می‌کنید، در حالی که نه حال را دارید و نه آینده را.


این که شما طوری زندگی می‌کنید که گویی هرگز نخواهید مرد و چنان گورهای شما را گرد و غبار فراموشی در بر می‌گیرد که گویی هرگز زنده نبوده‌اید.
سکوت کردم و اندیشیدم،
در خانه چنین گشوده، چه می‌‌طلبیدم؟ بلی، آموختن ...
پرسیدم: چه بیاموزم؟
پاسخ آمد


بیاموزید که مجروح کردن قلب دیگران بیش از دقایقی طول نمی‌کشد ولی برای التیام بخشیدن آن به سالها وقت نیاز است.


بیاموزید که هرگز نمی‌توانید کسی را مجبور نمایید تا شما را دوست داشته باشد، زیرا عشق و علاقه دیگران نسبت به شما آینه‌ای از کردار و اخلاق خود شماست.


بیاموزید که هرگز خود را با دیگران مقایسه نکیند، از آنجایی که هر یک از شما به تنهایی و بر حسب شایستگی‌های خود مورد قضاوت و داوری ما قرار می‌گیرد.


بیاموزید که دوستان واقعی شما کسانی هستند که با ضعف‌ها و نقصان‌های شما آشنایند ولیکن شما را همانگونه که هستید و دوست دارند.


بیاموزید که داشتن چیزهای قیمتی و نفیس به زندگی شما بها نمی‌دهد، بلکه آنچه با ارزش است بودن افراد بیشتر در زندگی شماست.


بیاموزید که دیگران را در برابر خطا و بی‌مهری که نسبت به شما روا می‌دارند مورد بخشش خود قرار دهید و این عمل را با ممارست در خود تقویت نمایید.


بیاموزید که دو نفر می‌توانند به چیزی یکسان نگاه کنند ولی برداشت آن دو هیچگاه یکسان نخواهد بود.


بیاموزید که در برابر خطای خود فقط به عفو و بخشش دیگران بسنده نکنید، بلکه تنها هنگامی که مورد آمرزش وجدان خود قرار گرفتید، راضی و خشنود باشید.


بیاموزید که توانگر کسی نیست که بیشتر دارد بلکه آنکه خواسته‌های کمتری دارد از همه توانگرتر است.


به خاطر داشته باشید که مردم گفته‌های شما را فراموش می‌کنند و همین مردم اعمال شما را نیز از یاد خواهند برد ولی، هرگز احساس شما نسبت به خویش را از خاطر نخواهند زدود.


behnam5555 07-23-2014 04:20 PM

یکی بود یکی نبود !
عاشقش بودم عاشقم نبود
وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود
حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن؛ یکی بود یکی نبود !

یکی بود یکی نبود. این داستان زندگی ماست.
همیشه همین بوده. یکی بود یکی نبود ...
برایم مبهم است که چرا در اذهان شرقی مان "با هم بودن و با هم ساختن" نمی گنجد؟
و برای بودن یکی، باید دیگری نباشد.

هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود، که یکی بود، دیگری هم بود ... همه با هم بودند.
و ما اسیر این قصه کهن، برای بودن یکی، یکی را نیست می کنیم.

از دارایی، از آبرو، از هستی. انگار که بودنمان وابسته به نبودن دیگریست.
انگار که هیچ کس نمیداند، جز ما. و هیچ کس نمی فهمد جز ما.

و خلاصه کلام اینکه : آنکس که نمی داند و نمی فهمد، ارزشی ندارد، حتی برای زیستن.

و متاسفانه این هنری است که آن را خوب آموخته ایم.

هنر "بودن یکی و نبودن دیگری" !!!

behnam5555 07-23-2014 04:23 PM



رازهایی که مردان در مورد زنان باید بدانند!

یک زن هرگز از ابراز عشقهای مرد زندگیش خسته نخواهد شد. به زبان آوردن دوستت دارم موجب می‌شود که زن به عشق واقعی مرد زندگیش پی ببرد و آن را احساس کند.

یک زن به دریافت عاشقانه چند شاخه گل، هدایای کوچک و ابراز عشقهای بی اختیار، عشق می‌ورزد.

زمانی که مردی به زنی چند شاخه گل تقدیم می‌کند و یا یادداشت های عاشقانه اش را نثارش می‌دارد، به آن زن اجازه می‌دهد تا بداند تا چه اندازه منحصر به فرد است.

وقتی زنی عاشق می‌شود، احساس زیبایی و زنانگی در او به چندین برابر می‌رسد.

نوازش یک زن به او قدرت و انگیزه برای زندگی کردن می‌بخشاید.

یک زن همیشه دوست دارد از عشق همسرش نسبت به خودش مطمئن شود.

پیش از اینکه زنی قادر به احساس عمیق برقراری رابطه جسمانی باشد، به احساس عشق، نوازش و ملاطفت نیاز دارد.

زنان ابتدا کیمیای روح و عاطفه را احساس می‌کنند و بعد به کیمیای جسم پی می‌برند.

لحظاتی که مرد، دستهای زنی را در دست می‌گیرد و او را لمس می‌کند، لحظاتی هستند که زن به آنها عشق می‌ورزد.

هدف یک زن در برقراری رابطه جسمانی، شور شهوانی نیست. بلکه مقصود او لذت بردن از صمیمیت، عشق و ملاطفت در کنار شور جسمانی است.

هنگامی‌که زنی بداند فقط اوست که راه به قلب شریک زندگیش دارد، در عرش سیر خواهد کرد.

یک زن هرگز مشکلاتش را دسته بندی نمی‌کند، در صورتی که زمانی که غمگین و ناراحت باشد، تمامی‌مشکلاتش از کوچک و بزرگ به دلش هجوم می‌آورند.

یک زن هنگامی ‌سکوت می‌کند که دردهای نهفته در دلش بسیار عمیق است و یا اینکه به مرد مقابلش آنقدر اعتماد ندارد که سخن دل با او بگوید.

وقتی مردی با دلسوزی و توجه به مشکلات زن گوش می‌سپارد و از ارائه راه حل می‌پرهیزد، احساس عشق و بلوغ را در او دو چندان می‌کند.

مردان و زنان در برابر فشارهای عصبی واکنش های متفاوتی از خود نشان می‌دهند. در اینگونه مواقع زن نیازمند نزدیکی و درک طرف مقابلش می‌باشد، در صورتی که مرد به تنهایی احتیاج دارد.

هنگامی‌ که اظهارات و اعمال زنی بیهوده تلقی می‌گردد، او برای مطرح شدن شروع به ابراز نظریات مخالف و عدم توافق می‌کند.

به جرات می‌توان گفت به جز در موارد انگشت شماری، هیچ چیز بیش از سخن گفتن بر علیه یک زن به او آسیب نمی‌رساند.

زن درست مثل یک موج است، به هنگامی‌که عشق در قلبش به ظهور می‌نشیند، اعتماد به نفسش در حرکتی مواج به اوج می‌رسد.

هنگامی‌که موج احساسات یک زن به اوج می‌رسد، به هیچ عنوان محدودیتی در ارائه عشق نمی‌بیند.

مردها همواره باید بدانند که هر گاه زنی رنج و عصبانیت خود را بیرون بریزد و آشکار نماید، احساس آسایش و آرامش بیشتری می‌کند.

این نکته را به خاطر بسپارید که هر گاه زنی در اوج فوران خشم و غم قرار گرفته باشد، به هیچ عنوان تقصیری را به گردن نمی‌گیرد.

وقتی زنی از موضوعی می‌رنجد، مرد باید ضمن همدردی با او نشان دهد که برای غم او نگران است، سپس سکوت اختیار کند تا آن زن بتواند احساس همدردی اش را حس کند.

دردناک ترین مسائل برای بعضی از زنان، عدم پذیرش، قضاوت نادرست و ترک شدن است، چراکه امکان دارد این باورها در عمق ضمیر ناخودآگاهشان آنان را به سوی این تصور نادرست سوق دهد که مبادا لیاقتشان بیش از این نباشد.

ماهیت یک زن، درخواست تایید امور است.

در صورتی که مردی در مقابل پیشنهادات یک زن از خود مقاومت نشان دهد، زن با این حال که مفهوم این مقاومت را درک می‌کند اما هیچ گونه توجهی به آن نشان نمی‌دهد. ولی در این زمان احساس می‌کند که مرد به او احترام نمی‌گذارد.

بسیاری از زنان به این علت که نمی‌خواهند کسی ایشان را نیازمند بداند، نیازهایشان را انکار می‌کنند.

حتی در صورتی که زنی بپندارد نیازها و خواسته هایش برآورده نخواهند شد، اجتناب از بیان آنها و قصد انجام دادن تمام کارها به تنهایی، اشتباه بزرگی است.

یک زن باید بیاموزد که چطور نیازها و تمایلات خود را بدون نکوهش و یا تزلزل ابراز دارد و این نکته از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

امروزه بسیاری از زنان از اینکه عشق می‌ورزند، اما در عوض چیزی دریافت نمی‌کنند، رنج می‌کشند، آنان به دنبال وقفه ای می‌گردند تا در این زمان تنها به خود بیندیشند و توجه کنند و در خلال آن وجودشان را بهتر کنکاش و کشف کنند.

یک زن جوان در اوج جوانی مایل است برای برآوردن تمایلات شریک زندگیش خودش را فدا کند.

یک زن بطور ذاتی از توانایی نامحدودی در شاداب ساختن دیگران برخوردار است اما وقتی آن زن لبخند می‌زند، لبخندش به این معنا نیست که در اوج شادابی و خوشحالی قرار دارد.

همیشه زنان به همان اندازه ای که در توان دارند بخشش می‌کنند و در این زمان به خاطر می‌آورند هنگامی ‌که آنان به بخشش نیاز داشتند تا حدودی کمتر از این اندازه به ایشان بخشیده شده است.

اغلب زنان با آنچه همسرشان می‌خواهد به راحتی موافقت می‌کنند اما این کار به این معنا نیست که خواسته همسرشان دقیقا همان باشد که آنان می‌خواهند.

یک زن، هرگز به کارهای خودش و همسرش امتیاز نمی‌دهد، بلکه شوهرش را آزاد می‌گذارد و تصور می‌کند او نیز به همین ترتبیب آزادش گذاشته است.

وقتی زنی به ثبت امتیازات می‌پردازد، ممکن است موضوع بسیار کوچکی در نظرش به اندازه امری بسیار بزرگ به شمار آید. پس امکان دارد یک شاخه گل سرخ بتواند برای شما امتیازات فراوانی به همراه داشته باشد.


behnam5555 07-23-2014 04:24 PM


و امــا
رازهایی که زنان در مورد مردان باید بدانند!

سرزنش کردن : مردها دوست ندارند که زن ها آنان را سرزنش کنند و راه درست را به آنان نشان دهند.

گوش دادن به حرف های مردان : یکی از علت هایی که مرد سفره ی دلش را برای زن باز نمی کند و غم دل با او نمی گوید این است که زن با دقت و توجه و دلسوزی به حرفهای مرد دل نمی سپارد. در چنین شرایطی مرد از این بیم دارد که مورد تمسخر زنش قرار بگیرد اینگونه زنها باید راه درست شنیدن و علاقه نشان دادن به حرفهای مرد را یاد بگیرند.

ایجاد تعادل روحی در مردان : یکی از مهم ترین کارهایی که مردان دوست دارند زنشان برایشان انجام دهد این است که به او اجازه دهند بار دلش را خالی کند و مشکلاتی که در سر کار قادر نیست با کسی در میان بگذارد و نزد کسی اعتراف کند به او بگوید. زن هایی که به این مسئله اهمیت می دهند باعث توازن و تقویت احساس تعادل روحی در مردان می شوند.

نیاز مردان به زنان باهوش : مردها آن اندازه که به زن شنونده و باهوش و با توجه نیاز دارند به زن اندرز دهنده نیاز ندارند.

نگه داشتن راز مردان : یکی از علت هایی که بعضی مردها راجع به کارشان با همسرشان مشورت و صحبت نمی کنند این است که به زنان خود در جهت حفظ راز میانشان اعتماد ندارند.

اعتماد به نفس دادن به مردان : در مواقعی که مردان به آستانه ی شکست می رسند و احساس می کنند که همه چیز برای آنها تمام شده آنوقت به زنی نیاز دارند که اعتماد به نفس و روحیه ای سرشار از انرژی را به او هدیه کند.

فراهم کردن راحتی مردان : مرد ها دوست دارند تا جایی که ممکن است وسایل راحتی فکر و جسم آنها در خانه فراهم باشد.

لیاقت زن برای پیشرفت مرد : هر مردی دوست دارد همسرش طوری تربیت شده باشد که در اجتماع موجب آبرو و اعتبار او باشد و وظایفش را با لیاقت هر چه تمام تر به دوش بکشد فرقی نمی کند که شغل شوهر او چیست و آیا از مقام بالایی برخوردار است یا نه. در هر صورت وظیفه ی زن است که با شخصیت و لیاقت خود پیشرفت شوهر خود را تسریع کند چون او در این مسئله می تواند مهمترین عامل موثر باشد.


behnam5555 07-23-2014 04:26 PM


بخندید تا دنیا به رویتان بخندد !!!
آخرین باری که خندیدید کی بود؟ یادتان هست؟ منظور یک خنده خوب و از ته‌دل است؛ خنده‌ای که صورت شما را سرخ کند و هنگام خندیدن اشک از چشمانتان جاری شود. البته خندیدن آسان است، اما هنگامی که بتوانید اندیشه‌های خود را تحت تسلط‌ در‌آورید می‌توانید ادعا کنید به کنترل شادمانی خود نیز دست یافته‌اید.

وقتی اصول شادمان زیستن را بیاموزید، آن وقت به آسانی می‌توانید با کمک آن بهتر زندگی کنید. خندیدن و شاداب بودن کاملا طبیعی است. خنده چیز کوچکی است که می‌تواند نتایج بزرگ بر جای گذارد. هیچ غذایی مغذی‌تر از شادمانی نیست. پس اگر قرار است روزی تصمیم بگیرید شاد و خوشحال باشید، چرا آن روز همین امروز نباشد؟ بنابراین با خنده و شادی و نشاط به استقبال روز جدید بروید.

خنده را فراموش نکنید.

شوخ‌طبع باشید.

به زندگی خود شادی ببخشید.

خود را شاداب و خندان نگه دارید.

تبسم کردن را تمرین کنید‌ تا برای شما عادت شود.

هر روز خندیدن از ته دل را بیاموزید.

چنانچه خواهان شادی هستید، باید آن را در خود بوجود آورید.

کلمات خوب و شادی بخش بر زبان آورید.

از دیگران با تبسم و بیان جمله‌ای دلنشین استقبال کنید.

با خنده پیش از اخم کردن، از شر نگرانی خلاص شوید.

روزهای بد خود را از طریق خندیدن، به روزهای خوب و شاد تغییر دهید.

در مورد چیزهایی که باعث خوشی و شادی شما می‌شوند، فکر کنید،
سپس تا آنجا‌ که ممکن است به سوی این شادی‌ها بروید.

به زندگی با دیدی مثبت و همراه با شوخ طبعی و نشاط نگاه کنید.

کوشش کنید‌ کارهایی انجام دهید که به زندگی شما شادی ببخشد.

برای تندرست زیستن، خنده، بهترین اکسیر است.

ناامیدی را از خود دور کنید.

مثبت‌اندیش باشید.

به موسیقی آرام گوش دهید.

خانه خود را به یک مکان شاد تبدیل کنید.

بردبار و شکیبا باشید.

اضطراب را کنار بگذارید.

فشارهای روحی را از خود دور کنید.

از پیله خود بیرون بیایید.

با ورزش شاداب و با نشاط شوید.

اعتماد به نفس خود را تقویت کنید. به آنچه می‌دانید، اعتماد داشته باشید.

کار خود را بخوبی انجام دهید و یقین داشته باشید که
احساس نشاط، موفقیت و افتخار خواهید کرد.

با دست کشیدن از یک عادت بد، عزت نفس خود را بالا ببرید.

خود را با اندیشه‌های شاد و آرام بخش سرشار کنید.

زود از کوره در نروید.

نگذارید چیزهای کوچک، شما را خشمگین کند.

کوشش کنید در برخوردها آرام باشید.

به خود ایمان داشته باشید.

قدر زندگی‌تان را بدانید.

زندگی را چنانچه هست، با تمام مشکلاتش قبول کنید.

هرگز یاس و ناامیدی را به حریم ذهن خود راه ندهید.

و بیش از پیش بخندید تا دنیا به رویتان بخندد.

behnam5555 07-23-2014 04:30 PM


مرغ آمین

مرغ آمین درد آلودی است کاواره بمانده
رفته تا آنسوی این بیداد خانه
باز گشته رغبتش دیگر ز رنجوری نه سوی آب و دانه.
نوبت روز گشایش را
در پی چاره بمانده.

می شناسد آن نهان بین نهانان ( گوش پنهان جهان دردمند ما)
جور دیده مردمان را.
با صدای هر دم آمین گفتنش، آن آشنا پرورد،
می دهد پیوندشان در هم
می کند از یاس خسران بار آنان کم
می نهد نزدیک با هم، آرزوهای نهان را.

بسته در راه گلویش او
داستان مردمش را.
رشته در رشته کشیده ( فارغ از عیب کاو را بر زبان گیرند)
بر سر منقار دارد رشته ی سردرگمش را.

او نشان از روز بیدار ظفرمندی است.
با نهان تنگنای زندگانی دست دارد.
از عروق زخمدار این غبارآلوده ره تصویر بگرفته.
از درون استغاثه های رنجوران.
در شبانگاهی چنین دلتنگ، می آید نمایان.
وندر آشوب نگاهش خیره بر این زندگانی
که ندارد لحظه ای از آن رهایی
می دهد پوشیده، خود را بر فراز بام مردم آشنایی.

چون نشان از آتشی در دود خاکستر
می دهد از روی فهم رمز درد خلق
با زبان رمز درد خود تکان در سر.
وز پی آنکه بگیرد ناله های ناله پردازان ره در گوش
از کسان احوال می جوید.
چه گذشته ست و چه نگذشته است
سرگذشته های خود را هر که با آن محرم هشیار می گوید.

داستان از درد می رانند مردم.
در خیال استجابتهای روزانی
مرغ آمین را بدان نامی که او را هست می خوانند مردم.

زیر باران نواهایی که می گویند:
" باد رنج ناروای خلق را پایان."
( و به رنج ناروای خلق هر لحظه می افزاید.)

مرغ آمین را زبان با درد مردم می گشاید.
بانگ برمی دارد:
ـــ" آمین!
باد پایان رنجهای خلق را با جانشان در کین
وز جا بگسیخته شالوده های خلق افسای
و به نام رستگاری دست اندر کار
و جهان سر گرم از حرفش در افسوس فریبش."

خلق می گویند:
ـــ" آمین!
در شبی اینگونه با بیداش آیین.
رستگاری بخش ـــ ای مرغ شباهنگام ـــ ما را!
و به ما بنمای راه ما به سوی عافیتگاهی.
هر که را ـــ ای آشناپرورـــ ببخشا بهره از روزی که می جوید."

ـــ" رستگاری روی خواهد کرد
و شب تیره، بدل با صبح روشن گشت خواهد." مرغ می گوید.

خلق می گویند:
ـــ" اما آن جهانخواره
( آدمی را دشمن دیرین) جهان را خورد یکسر."
مرغ می گوید:
ـــ" در دل او آرزوی او محالش باد."
خلق می گویند:
ـــ" اما کینه های جنگ ایشان در پی مقصود
همچنان هر لحظه می کوبد به طبلش."

مرغ می گوید:
ـــ" زوالش باد!
باد با مرگش پسین درمان
نا خوشیّ آدمی خواری.
وز پس روزان عزت بارشان
باد با ننگ همین روزان نگونسازی!"

خلق می گویند:
ـــ" اما نادرستی گر گذارد
ایمنی گر جز خیال زندگی کردن
موجبی از ما نخواهد و دلیلی برندارد.
ور نیاید ریخته های کج دیوارشان
بر سر ما باز زندانی
و اسیری را بود پایان.
و رسد مخلوق بی سامان به سامانی."
مرغ می گوید:
ـــ" جدا شد نادرستی."

خلق می گویند:
ـــ" باشد تا جدا گردد."

مرغ می گوید:
ـــ" رها شد بندش از هر بند، زنجیری که بر پا بود."

خلق می گویند:
ـــ" باشد تا رها گردد."

مرغ می گوید:
ـــ" به سامان بازآمد خلق بی سامان
و بیابان شب هولی
که خیال روشنی می برد با غارت
و ره مقصود در آن بود گم، آمد سوی پایان
و درون تیرگیها، تنگنای خانه های ما در آن ویلان،
این زمان با چشمه های روشنایی در گشوده است
و گریزانند گمراهان، کج اندازان،
در رهی کامد خود آنان را کنون پی گیر.
و خراب و جوع، آنان را ز جا برده است
و بلای جوع آنان را جا به جا خورده است
این زمان مانند زندانهایشان ویران
باغشان را در شکسته.
و چو شمعی در تک گوری
کور موذی چشمشان در کاسه ی سر از پریشانی.
هر تنی زانان
از تحیّر بر سکوی در نشسته.
و سرود مرگ آنان را تکاپوهایشان ( بی سود) اینک می کشد در گوش."

خلق می گویند:
ـــ" بادا باغشان را، درشکسته تر
هر تنی زانان،جدا از خانمانش، بر سکوی در، نشسته تر.
وز سرود مرگ آنان، باد
بیشتر بر طاق ایوانهایشان قندیلها خاموش."
ـــ" بادا!" یک صدا از دور می گوید
و صدایی از ره نزدیک،
اندر انبوه صداهای به سوی ره دویده:
ـــ" این، سزای سازگاراشان
باد، در پایان دورانهای شادی
از پس دوران عشرت بار ایشان."

مرغ می گوید:
ـــ" این چنین ویرانگیشان، باد همخانه
با چنان آبادشان از روی بیدادی."
ـــ" بادشان!" ( سر می دهد شوریده خاطر، خلق آوا)
ـــ" باد آمین!
و زبان آنکه با درد کسان پیوند دارد باد گویا!"
ـــ" باد آمین!
و هر آن اندیشه، در ما مردگی آموز، ویران!"
ـــ" آمین! آمین!"
و خراب آید در آوار غریو لعنت بیدار محرومان
هر خیال کج که خلق خسته را با آن نخواها نیست.
و در زندان و زخم تازیانه های آنان می کشد فریاد:
" اینک در و اینک زخم"
( گرنه محرومی کجیشان را ستاید
ورنه محرومی بخواه از بیم زجر و حبس آنان آید)
ـــ" آمین!
در حساب دستمزد آن زمانی که بحق گویا
بسته لب بودند
و بدان مقبول
و نکویان در تعب بودند."
ـــ" آمین!

در حساب روزگارانی
کز بر ره، زیرکان و پیشبینان را به لبخند تمسخر دور می کردند
و به پاس خدمت و سودایشان تاریک
چشمه های روشنایی کور می کردند."
ـــ" آمین!"

ـــ" با کجی آورده های آن بداندیشان
که نه جز خواب جهانگیری از آن می زاد
این به کیفر باد!"
ـــ" آمین!"

ـــ" با کجی آورده هاشان شوم
که از آن با مرگ ماشان زندگی آغاز می گردید
و از آن خاموش می آمد چراغ خلق."
ـــ" آمین!"

ـــ" با کجی آورده هاشان زشت
که از آن پرهیزگاری بود مرده
و از آن رحم آوری واخورده."
ـــ" آمین!"

ـــ" این به کیفر باد
با کجی آورده شان ننگ
که از آن ایمان به حق سوداگران را بود راهی نو، گشاده در پی سودا.
و از آن، چون بر سریر سینه ی مرداب، از ما نقش بر جا."
ـــ" آمین! آمین!"
*
و به واریز طنین هر دم آمین گفتن مردم
( چون صدای رودی از جا کنده، اندر صفحه ی مرداب آنگه گم)
مرغ آمین گوی
دور می گردد
از فراز بام
در بسیط خطّه ی آرام، می خواند خروس از دور
می شکافد جرم دیوار سحرگاهان.
وز بر آن سرد دوداندود خاموش
هرچه، با رنگ تجلّی، رنگ در پیکر می افزاید.
می گریزد شب.
صبح می آید.

نیما یوشیج

behnam5555 07-23-2014 04:36 PM


مجموعه کلمات عوامانه فارسی ( 1 )

در باب این مجموعه چند نکته قابل ذکر است: اول اینکه جمع آوری همه کلمات عوامانه کاری بس دشوار است چرا که کلمات عوامانه نیز همچون ضرب المثل ها و متل ها در تمام مناطق و نواحی ایران گسترش داشته و این مجموعه تنها می تواند بخش کوچکی از کلمات و اصطلاحات رایج میان عوام را ارائه دهد. از طرفی دریافت معانی لغات نیز وابستگی آشکاری به اقلیم و جغرافیای مورد استعمال دارد. نکته دیگر اینکه این مجموعه حاصل تلاش عزیزی است که نام او در صفحات وب نانوشته مانده است. ما این واژگان را از دنیای مجازی استخراج کرده ایم و بی شک اجر گردآورنده اصلی این مجموعه محفوظ است. با این حال بر این نکته تاکید تمام داریم که برای برخی از واژگان عامیانه، معنی صحیحی ارائه نشده است. از طرفی برخی از توضیحات نیز کامل و کافی نیست. با توجه به همه نکات یاد شده مجموعه کلمات عوامانه را از نظر می گذرانیم.

الف
آپاردی- شخص زبان دراز و همه جا برو وهمه جا بیا باشد.
آشغال- خرده ریز و باقی مانده کثافت یا هرچیز دیگر است.
اخم- درهم کشیدگی صورت از اوقات تلخی.
اخم وتخم- اخم با اظهار تشدد و اوقات تلخی
اخمو- عبوس و همیشه اوقات تلخ.
ادا- حرکت لغو وتقلید.
ادا درآوردن- حرکات لغو کردن و تقلید درآوردن.
اردنگ- لگدی که با زانو زده شود.
ارقه (یا عرقه)- شخص سرد و گرم روزگار چشیده و نادرست.
اطوار,اطفار, اطفور- ادا و حرکات لوس و بی مزه, اطوار درآوردن.
اطفاری, اطفوری- شخصی که اطفار در می آورد.
اکبیر- کثافت روحانی, فلاکت و آثار ظاهری آن.
اکبیری- کسی که اکبیر اورا گرفته باشد.
آلاخون و والاخون- سرگردان.
الدنگ- لوده و بی غیرت و بی کار و بار.
الش دگش- مبادله.
الک دولک- بازی است که با دو قطعه چوب می کنند که یکی از آن دو قطعه چوب تقریبا نیم
ذرع و دیگری تقریبا سه گره است و دراصفهان آن را پل و چفته گویند.الک اسم چوب کوچک و
دولک اسم چوب بزرگ است.
الم شنگه- رجوع شود به علم شنگه.
امل- بزن بهادر و با استخوان.
انگ انداختن- چیزی را ازا قبل حساب کردن.
انگل- سرخر, کسی را گویند که برای بهره مند شدن از نوالی خود را به دیگران بندد.
انگولک کردن- سربه سر گذاشتن, با انگشت چیزی را زیر و روکردن, به هم زدن, به چیزی
وررفتن.
اهن و تلمب- افاده, سروصدا, کبر وناز.


ب
باباغوری- کسی که چشمش از کاسه بیرون آمده باشد.
بامب- توسری, ضربتی که با کف دست بر روی سر کسی زنند.
بامبول- حقه.
بامبول زدن یا سوار کردن-حقه زدن.
بخو- کند که بر پای زندانیان زنند.
بریده- شخصی را گویند که مصائب بسیار به سرش آمده و کار نیک و بد بسیار کرده است.
بر زدن- در بازی آس و گنجفه و غیره که با ورق می کنند عمل برهم زدن ورق هاست.
برک- زینت.
بش انداختن- نوعی از قرعه کشیدن است که اطفال در بازی به کار می بندند به این ترتیب که
یکباره با هم هرکدام چندین انگشت خود را از پشت سر جلو می آورند و بعد انگشتها را باهم
شمرده و از جایی شروع به شمردن می کنند عدد آخر به هرکس افتاد آن کس برحسب قرارداد برده
یا باخته است.
بغ کردن- عبوس شدن.
بل یا بلبل- آلت تناسل مرد, عموما در موضوع اطفال استعمال می شود.
بلبشو(بهل و بشو)- شلوغی که دیگر کسی به فکر کسی نیست.
بلبلی(گوش)- گوش پهن و بزرگ را گویند.
بنجل- قطعات پارچه کهنه یا لباس کهنه را گویند.
بور- کسی را گویند که بخواهد خوش مزگی کند ولی کامیاب نشود یا تصور می کند کار غریبی
کرده ولی هیچ کس اعتنا نکند.
بی پا- به معنی مزخرف و بی معنی است.


پ
پاییدن- ملتفت و متوجه بودن.
پاتوق- مرکز, محل اجتماع, مقر, موعدگاه.
پاتیل شدن- به کلی از مستی ازپا درآمدن و دیگرگون شدن.
پارس کردن- فریاد کردن و حمله سگ را گویند.
پتی- برهنه.
پچ پچ کردن- نجوی کردن و توگوشی حرف زدن را گویند.
پخ(پخت)- پهن و صاف.
پخت- بخار.
پخش کردن- شدن-پراکنده کردن و شدن است.
پخمه- شخص کودن و نفهم را گویند.
پرت(خرت و پرت)- اسباب خرده و ریزه متفرقه را گویند.
پرت- بی معنی و مزخرف و لاطایل.
پرت و پلا- بی معنی و مزخرف و هذیان صفت.
پرسه- گردش و سیاحت و دورگشتن درویشان و گدایان را برای دریوزگی گویند.
پرند(چرند و)- سخنان لاطایل و بی پا را گویند.
پز- شکل و وضع را گویند و ظاهرا ماخوذ از کلمه فرانسوی است.
پزوا- آدم بی نوا و چرکین لباس را گویند.
پشتی- کمک و یار و یاور را گویند.
پشکن یا بشکن- مالیدن انگشتان را به هم می گویند درموقع عیش و طرب و رقص که صدایی
از آن حادث گردد.
پفیوز- به معنی قرمساق و آدم بی غیرت و بی درد و بی رگ و احمق را گویند.
پک- دم است که بیشتر درمورد دخانیات گویند.
پک و پز- وجنات زشت را گویند.
پکر- به معنی لخت است که به انسان و حیوان هردو گفته آید و به معنی بی عار و حقه و بی کار
و لش باشد.
پینکی- به معنی چرت است که بهعربی سنه گویند و اغلب نشسته و یا ایستاده دست دهد.
پینکی زدن- چرت زدن است.
پوچ- بی معنی و تهی و مزخرف را گویند.
پوزه- چانه را گویند.
پوک- تهی و بی مغز و خالی را گویند.
پپه- احمق و بیهوش را گویند.
پیسی- آزار و اذیت را گویند و پیسی درآوردن یا پیسی سر کسی درآوردن مصدر آن است.
پیل پیلی رفتن- راه رفتن در حال خواب ومستی را گویند.
پیله(شیله و-)- نادرستی و نیرنگ و حقه را گویند.
پیله- به معنی آزار و تعرض مخلوط با لجوجت باشد چنان که گویند فلانی بنای پیله را گذاشت
یا پیله اش گرفت به فلانی.


ت
تاکردن- به معنی سازش و رفتار و معامله کردن است گویند فلانی با من خوب یا بد تا نکرد.
تاراندن- به معنی گریزاندن است.
تار و مارکردن- به معنی تاراندن است.
تپق- گرفتگی زبان است گویند زبان فلانی تپق زده به جای طفل طلف گفت.
تخس- آدم شرور و شیطان را گویند.
تخمه- حالت معده است که موجب ***که و آروق می شود.
ترد- چیز لطیف و تازه را گویند مانند خیا ر ترد و غیره .
تریدن- غلتیدن است.
ترکه- شاخه باریک و راست را گویند.
تشر- اوقات تلخی و غضب را گویند(تشرزدن)
تق و لق- چیز یا اشیایی را گویندکه درست برپا نایستد و لغزان و غیرمحکم باشد.
تفاله- باقی مانده میوه و سبزی فشرده شده راگویند که شیره اش را گرفته باشند.
تک- به معنی شدت است گویند تک سرما یا گرما شکست.
تک- به معنی تنهاست می گویند فلانی تک ماند.
تک و پوز- به معنی دک و پوز است که سر و صورت باشد در محل دشنام و تحقیر گویند.
تک و توک- عده کمی از اشیاء یا اشخاص را گویند که از هم جدا و سوا افتاده باشند.
تلان- یعنی با ناز و با افاده چنان که گویند فلانی پس از غلبه بر حریف تلان از میدان برگشت.
تلو تلو خوردن- راه رفتن در حال گیجی ومستی را گویند.
تلکه تسمه- به معنی خرده ریز است گویند با این تلکه تسمه ها نمی توان یک عمارت ساخت.
تنگ و تا- آبرومندی و حفظ ظاهر است گویند فلان پهلوان با آنکه ترسیده بود خود را ازتنگ
وتا نینداخت.
تو- به معنی در(ظرفیت) است گویندتو بازار یعنی در بازار.
توش- قدرت و قابلیت و نفوذ است گویند فلانی توش بر می دارد فلان کار را بکند یعنی از
دستش ساخته است.
توپ زدن- به معنی تشرزدن است.
توپیدن- توپ زدن است.
تیپا (ته پا یا تک پا)- لگدی است که با تک پا دهند.
تیرکردن- تحریک کردن است.
تیله- گلوله یا گردو یا سنگی است که اطفال باآن بازی کنند.
توغولی(دوقولی)- به معنی گرد و چاق است.


ج
جانخانی- کیسه بسیار بزرگی است از پارچه خشن(گونی)که قریب یکبار الاغ ظرفیت دارد.
جخت (جهد)- عطسه دوم را گویند درمقابل ((صبر)) که عطسه اول باشد می گویند صبر آمده
بود ولی بعد جخد شد.
جر- یعنی لج است یعنی غضب و اوقات تلخی, گویند فلانی از بس بیهوده اصرار کرد جرم
انداخت (یا جرم گرفت)
جرانداختن- باعث جرشدن است.
جردادن- (- زدن)- پاره کردن چیزی است مانند کاغذ و پارچه که درحین پاره شدن صدا
بکند.
جربزه- قابلیت و شایستگی اشخاص را گویند.
جرت و قوز- اشخاص سبک و بی ادب را گویند که به سر و وضع و لباس خود مغرور باشند.
جرق(جلق)- استمناء می باشد.
جرق زدن- استمناء کردن است.
جعلنقی (جولقی)- آدم بی سر و پا و بدسیما و بی اندام را گویند.
جغله- در مقام تحقیر آدم کوچک و ضعیف را گویند.
جغور و بغور- چیز و نوشته و تصویر درهم و برهم را گویند!
جفنگ- به معنی مزخرف است و بی معنی.
جلد- به معنی چست و چابک و تند است.
جل- به معنی فرش است.
جل و پلاس- فرش و اثاث البیت کهنه و خراب را گویند.
جلت- آدم بی عار و رند و قلندر را گویند.
جلنبر- آدم بی سر و پا و بدلباس را گویند و به معنی خود لباس کهنه و زشت هم هست.
جلز و ولز- صدای کباب شدن و سوختن چیزی را گویند مانند صدای دنبه که کباب شود و به
معنی اصرار و الحاح و التماس هم آمده است.
جمبوری یا جمبولی- آدم فضول و زبان باز را گویند که درهمه کار مداخله می کند.
جنگولک یا جنگورک- توطئه و کارهایی را گویند که اساسش بر نادرستی است گویند این چه
جنگولک بازی است راه انداخته ای!
جنجال- شلوغ و مرافعه و داد و بیداد را گویند و اشخاص تند را نیز گویند که مدام داد و فریاد
راه می اندازند مثلا گویند سید جنجال رسید و جنجال راه انداخت و یا جنجال بلند شد.
جنم- به معنی قابلیت و شخصیت است گویند فلانی جنم آن را ندارد که یک کشیده به فراش
حکومتی بزند.
جیر و ویر- صدای پرندگان است و همهمه اشخاص نازک صدا را نیز گویند.
جیغ- فریا د است.
جیغ کشیدن- فریاد کردن است.
جیم شدن- به معنی دک شدن یعنی آهسته از مجلس بیرون رفتن است.


ح
حالی کردن- فهماندن است.
حالی شدن- فهمیدن است.
حشل- به معنی خطر است گویند چرا پولت را در حشل می اندازی.


خ
خپله- آدم یا چیز کلفت وکوتاه را گویند.
خرت و پرت- چیزهای مختلف و کم بها را گویند.
خر- به معنی گلو است.
خرفت (خرف- خریفه)- آدم بی ذهن و کند فهم وکم هوش را گویند.
خل- به معنی دیوانه و چل است.
خنگ- به معنی همان خرفت است و اغلب باهم استعمال می شوند.
خیت کردن(- شدن)- کسی را در مباحثه و مجادله مغلوب نمودن و از میدان درکردن است.
خیت و پیت کردن(- شدن)- به همان معنی خیت کردن است.
خیکی درآوردن- درکارها واماندن است گویند فلان کشتی گیر خیکی درآورد.


د
داداش- به معنی برادر است.
داش- مخفف داداش.
داغون شدن- پریشان و متشتت شدن است.
دبش- به معنی گس است مانند مزه پوست انار.
دبه درآوردن- در معامله و غیره بیش از آنچه قرار بوده تقاضا نمودن است.
دبنگوز- به معنی الدنگ و پفیوز است.
ددر- به معنی کوچه است.
ددری- شخص هرزه و بدعمل را گویند.
دده- کنیز سیاه را گویند.
دک شدن- به معنی جیم شدن است یعنی آهسته از جایی بیرون رفتن.
دک کردن- کسی را به بهانه ای از مجلس بیرون نمودن است.
دک و پوز- به معنی سر و صورت زشت است و تک و پوز هم می گویند.
دکل- آدم سست و بلند قد را گویند.
دکیسه- از ادات تمسخر و تعجب است.
دگنک- چماق کلفت است.
دله- آدم شکمخوار را گویند که از خوردن هیچ چیز مضایقه ندارد, و شخصی پست طینت و گدا
طبیعت را نیز گویند.
دمر- به معنی پشت به هوا خوابیدن است چنان که گویند فلانی دمر خوابیده بود.
دمغ- به معنی سرخورده و احمق و از خودراضی است.
دنج- جای راحت و بی سرخر را گویند (گوشه دنج).
دنگ و فنگ- به معنی سر و صدا و اوضاع و ترتیبات است.
دول دادن- امروز و فردا کردن و به وعد و وعید تاخیر انداختن امری را گویند.
دیلاق- آدم بلندقد بی قابلیت را گویند


behnam5555 07-23-2014 04:40 PM


مجموعه کلمات عوامانه فارسی ( 2 )
ر
راستا حسینی- حرف ساده و صادق و بی ریا را گویند.
رضا قورتکی- الله بختکی است که به معنی اتفاقی باشد.
ریغماستی- به معنی کوچک و خرد و ضعیف و علیل است مانند بعضی بچه های گربه پس از
تولد.
ریغو- تقریبا به همان معنی ریغماستی است.
مجموعه کلمات عوامانه فارسی ( 1 )

ز
زبر و زرنگ- آدم چابک و دانا را گویند.
زپرتی- به معنی بی قدذتی و بی زوری است.
زرت- به معنی رمق و تونایی است گویند زرت فلانی قمصور شد یعنی به کلی مغلوب و منکور
گردید.
زرمدی- از ادوات استهزاء و تمسخر است گویند زرمدی قرمه سبزی.
زغنبود- به معنی کوفت و آکله است و درمورد دشنام استعمال شود.
زل زل نگاه کردن- بدون به هم زدن چشم خیرن نگاه کردن است.
زلم زیمبو- به معنی شل و ول و خرت و پرت است.
زوکشیدن- اصطلاحی است دربازی الک و دولک (اصفهانی: پل و جفته) که طرف مغلوب باید
فلان مقدار معین بدون تبدیل نفس زوگویان بدود.
زه زدن- از زیر بار دررفتن و شانه خالی کردن و از عهده کاری برنیامدن است.
زه کشیدن- حالت عصبانی شدن جراحات را گویند.
زهم (بوی-)- بویی است مانند بوی تخمه و ماهی گندیده.


س
سدرمه- چیزی را گویند که مانند چرمی که درآب انداخته باشند سخت باشد.
سر و مر- به معنی چاق و فربه است گویند سر و مر و گنده.
سرتق- به معنی لجوج و مصر است.
سفت- ضد شل است, چیز سخت را گویند.
سقرمه- به همان معنی سدرمه است.
سقلمه- ضربی است که با مشت بسته زنند درحالتی که سرانگشت شست از میان دو انگشت
سبابه و وسطی بیرون آمده باشد.
سک � چوب تیز را گویند و مخصوصا چوبی که چهار پایان را بدان رانند.
سک زدن- با سک راندن است و به معنی تحریک کردن و اصرار نمودن هم هست.
سکندری- زمین خورنی را گویند که از گیر کردن تک پا به معانی باشد و انسان با زانو به زمین افتد.
سلانه- به معنی خرامان و تلان است عموما گویند که سلانه سلانه به تکرار کلمه.
سلف دان- ظرفی را گویند که درآن آب دهن اندازند.
سمبل کردن- سر به هم آوردن کاری را گویند که درآن دقت و مواظبتی نشده باشد.
سوت کردن- چیزی را از پایین روی بام انداختن است.
سوگور و ملنگ- حالت سگها را گویند که درحال تحریک به جنبش آیند و اشاره به حالتی
است که به انسان دست دهد درصورتی که چیز مطلوب را به چشم ببیند ولی دستش از آن کوتاه
باشد.
سولدونی- به معنی هولدونی است که جای کثیف و تاریک باشد.


ش
شپلاقی کردن- به معنی کتک زدن, سخت است.
شتل یا شتیلی- پولی است که در قمارخانه شخصی که برده به عنوان انعام می دهد.
شر و ور- حرفهای مزخرف و بی سر و پا راگویند.
شق و رق- چیز سخت را گویند مانند بعضی کاغذهای آهاردار.
شل- برخلاف سفت و محکم است.
شل و ول- چیز شل و ازهم دررفته را گویند و درحق اشخاص بی نظم و ترتیب هم استعمال می
کنند.
شلتاق- به معنی تعدی و چپاول است.
شلخته- زن هرزه رو و بی سامان را گویند.
شلم شوربا- به معنی شل و ول است.
شلنگ- قدم بلند را گویند.
شلنگ و تخته- به معنی جست و خیز است.
شلوغ- به معنی هنگامه و درهم و برهمی است.
شیرجه(شیرجسته)- فرورفتن در آب را گویند درصورتی که اول سر و کله داخل آب شود.
شیشکی- صدایی است که درمقام تمسخر و تحقیر از دهن درآورند مصدرش شیشکی بستن
است.
شیله و پیله- ریا و نادرستی را گویند.


ط
طاس- بی مویی کامل سر را گویند.
طپاندن- به معنی چپاندن است که به زور چیزی زا در جای تنگی جادادن باشد.


ع
عرقه- آدم قلندر و رند و پاچه ورمالیده را گویند.
علم شنگه- به معنی شلوغی و همهمه و داد و بیداد است.


غ
اغلب کلمات ذیل ممکن است با قاف نیز نوشته شود.
غال- کسی را به وعده خلاف درابتلا انداختن است.
غراب(قرط و-)-آدم از خودراضی و مغرور را گویند که خود را بخواهد توانا و پهلوان قلم
بدهد.
غربیله (قرو -)- قر و ادا و اطوار و ناز.
غنج- طپش قلب را گویند که از فرط میل به چیزی حاصل گردد گویند دلم برای یک قاچ خربزه
گرگاب اصفهان غنج می زند.
غیه- فریاد و هلهله را گویند.


ف
فر(قر و فر)- به معنی غنج و دلال و نوی و تازگی است.
فر دادن- به معنی مجعد ساختن زلف است.
فزرتی- مانند ریغماسی به معنی آدم بی قابلیت و بی عرضه و بی قوه است.
فکسنی- آدم بی سر وپا و بی صورت و سامان را گویند و درمورد اشیاء نیز استعمال می شود.
فیس- به معنی افاده و غرور است.
فیس کردن- مغرور بودن است.
فیسو- آدمی را گویند که فیس بکند.


ق
(
اغلب کلمات ذیل را با غین هم می توان نوشت(
قاپیدن- به طور ناگهانی و چابکی چیزی را از جایی برداشتن و یا از دست کسی گرفتن است.
قاچ- قطعه خربزه و هندوانه و میوه های شبیه به آن را گویند.
قاشوقی- پس گردنی را گویند که با کف دست بزنند درصورتی که دست مانند شکم قاشوقی
جمع شده باشد.
قاطی- داخل هم کردن و به هم زدن است.
قایم- به معنی سخت است.
قایم شدن (غایبه)- به معنی مخفی شدن است و((قایم شدنک)) اسم بازیی است.
قر- به معنی حرکت است که رقاصان به بدن خود می دهند.
قر و فر- در مورد فر مذکور آمد.
قر و غربیله- رجوع شود به غربیله.
قر زدن- کسی را به وعد و وعید از جایی بیرون بردن است به قصد استفاده از او.
قرت- آدم ازخود راضی را گویند که به شکل و لباس خود ببالد.
قرتی- به همان معنی قرت است.
قرچی برچی- غضروف را گویند.
قرومپوف- به معنی دیوث و احمق است.
قرمساق- به معنی قرومپوف است.
قرم دنگ- به معنی قرومپوف است.
قرشمال- آدم بی معنی و پرناز و افاده است.
قد- آدم متکبر و مغرور را گویند.
قسنجه- مالش دل را گویند که از فرط میل و هوس به چیزی حاصل گردد.
قشقره- هیاهو و غلغله را گویند.
قل خوردن- غلتیدن است.
قلپ- جرعه آب است.
قلچماق- پهلوان است.
قلدر- آدم قلچماق و گردن کلفت را گویند.
قلفتی- خرابی و بیهودگی در عمل است.
قلقلک - به معنی خارش دادن است به طوری که خنده حاصل شود.
قلمبه- چیز برآمده و حرف و کلمات غریب و عجیب را گویند.
قماٌنینه- افاده و فیس و عجب و تکبر است.
قنبرک- به معنی چنبرک است که گرد نشستن باشد.
قمصور- خراب و ویران را گویند (زرت فلان قمصور شد یعنی به کلی از پا درآمد).
قورت دادن- بلعیدن است.
قورت انداختن- خودستایی نمودن است.
قوقوسی- قسمتی از انار را گویند که به واسطه پرده ای از اقسام دیگر جدا باشد.
قوله (قرض و-)- به همان معنی قرض است.
قیپ- به معنی پر است, قوطی از سیگار قیپ است.


ک
کاس کردن- کسی را از زور اصرار کردن و حرف زدن خسته نمودن است.
کپ آمدن- حال مرغ است در موقعی که می خواهد بچه بگذارد.
کپه- به معنی توده است.
کپه گذاشتن- یعنی خوابیدن است و عموما در مورد دشنام و اوقات تلخی استعمال می شود
چنانکه می گویند بروو کپه مرگ بگذار.
کپیدن- کپه گذاشتن است.
کپره(کوره)- چرکی است که روی اشیاء می بندد.
کتره ای (مخفف کلپتره ای)- به معنی بیخودی و بیهودگی سخن است.
کتک زدن- زدن است گویند فلانی را کتک سختی زدم و او کتک مفصلی خورد.
کره شدن- خواب رفتن و بی حس شدن اعضاء را گویند.
کش- به معنی مرتبه و دفعه است.
کشیده- سیلی و طپانچه است که بر صورت زنند.
کلافه شدن- حالت گیجی و خفگی است که از حرارت حاصل شود.
کلپتره ای- به همان معنی کتره ای است.
کلک زدن- حقه زدن و هرزگی کردن است.
کلکی- آدم هرزه گرد را گویند.
کل قاشوقی- به معنی قاشوقی سخت است.
کله- چیز بی دم و بی دسته را گویند.
کند و کو- به معنی سعی و تکاپو است.
کنس- به معنی خسیس است.
کوتوله- به معنی کوتاه است.
کول- به معنی پشت است.
کولی- برکول و پشت آدم سوارشدن را گویند.
کوم کردن- در یکجا بی صدا و ندا نشستن.
کیپ- به معنی قیپ است.
کیس- به معنی تا و چین است.


گ
گاگول- آدم احمق و گیج را گویند.
گر- سرکچل و بی مو را گویند.
گس- مزه ای است شبیه به مزه پوست انار.
گندلی- به معنی گرد است.
گود- عمیق است.
گه زدن- از میدان دررفتن است.


ل
لات- شخص تهیدست و بی چیز و بی نوا باشد.
لات و لوت- به معنی لات است گویند فلانی لات و لوت و آسمان جل است.
لاس- معاشقه است.
لاس زدن- معاشقه کردن است.
لاسی- کسی را گویند که از عشقبازی خوشش آید.
لاسیدن- لاس زدن است.
لاش گذاشتن- اغراق نمودن است.
لب و لباب- چاق و فربه و دلپذیر است.
لبو- چغندر است.
لپ- گونه است.
لت زدن- خدشه به کسی وارد آوردن است.
لج کردن- لجاجت نمودن است.
لجباز- لجوج است.
لخت(-و پکر)- برخلاف چست و چابک است.
لخم- گوشت بی پوست و بی استخوان را گویند.
لش(-و لوش)- آدم بی غیرت و بی عار را گویند.
لفت و لیس- کم کم از جایی چیزی به دست آوردن.
لق(تق و-)- به معنی لغزان و بی پایه و سست است.
لک لک کردن- کاری را آهسته آهسته ادامه دادن است.
لکنته- به معنی خراب و ضایع و معیوب است.
لم دادن- درجایی به راحتی تکیه دادن و افتادن است.
لنگ- پا و قدم را گویند.
لنگ کردن- با فتح لام به معنی منزل کردن و توقف است در مسافرت و با کسر لام به معنی
زمین انداختن است.
لنگه- به معنی همتاست.
لوچه- لبان و پوز را گویند.
لو دادن- مشت کسی را بازکردن است.
لوده- آدم الواط و خوشمزه را گویند.
لوس- آدم بی معنی و ازخود راضی را گویند.
لول بودن- مست و گیج بودن است.
لول زدن- لولیدن است.
لولیدن- جنبیدن و غلتیدن است.
له کردن-خردکردن است.
لیز خوردن- سر خوردن و لغزیدن است.


م
ماچ- بوسه است.
ماسوندن- بنای کاری را محکم نمودن است.
مالیده- اصطلاحی است در بازی که می رساند بازی باید مکرر شود.
متلک- حرفهای خوشمزه و نیشدار را گویند.
محل- اعتناست گویند به فلانی محل سگ نگذاشتم.
مشتی(مشهدی)- آدم خراج و دست و دلباز و خوش سر و وضع را گویند.
مفنگی- آدم مدمغ و بی قوت را گویند.
ملنگ- سرخوش و تردماغ است.
من من کردن- به طور نارضایی و ترس آهسته سخن راندن است.
ملس- مزه ای است بین ترشی و شیرینی.
ملندوغ- به معنی دوغ است که آدم لوده و جلت باشد.
مدخل زدن- تخمین نمودن است.
موس موس کردن- تملق گفتن است برای به دست آوردن خاطر کسی .
مول- فاسق و رفیق زن شوهردار را گویند.


ن
ناتو- به معنی غدر و خیانت است.
نارو- به معنی ناتو است.
ناقلا- آدم خدعه گر و باهوش را گویند.
ناحق- آدم دم بریده و ناقلا است.
نشگون- با دوانگشت بدن کسی را فشردن است.
نشین- نشیمنگاه است.
ننر- به معنی لوس است.
ننه- مادر است.
نوا- تقلید است.
نیزه زدن- از کسی به گدایی و تردستی چیزی گرفتن است.
نیزه باز- گدای تردست را گویند.


و
وا رفتن- متلاشی شدن و ازهم دررفتن است.
والزاریات- به معنی آشوب و شیون است.
وازدن- ردکردن است.
ور- به معنی سو و طرف است.
وراجی- پرگویی است.
وراجی کردن- پرگویی و زیاد حرف زدن است.
ورپریدن- به معنی مردن و درگذشتن است و درموقع نفرین استعمال شود.
ورچلوزیدن- جوشیدن و نفخ کردن است مانند خاکی که سرکه بر آن ریزند.
وررفتن- مشغول بودن و بازی کردن با چیزی است بدون آنکه نتیجه مطلوب حاصل گردد.گویند
فلانی آنقدر به ساعت ور رفت که خرابش کرد.
ورزدن- وراجی کردن است.
ورقلنبیدن- بالا آمدن و نفخ کردن است.
ور کشیدن- بالا کشیدن و درآویختن است.
ولرم- نیم گرم است.
ول کردن- رها کردن است.
ول گفتن- مزخرف گفتن باشد.
ولنگار- مزخرف گو است.
ولنگاری کردن- مزخرف گفتن است.
ولو- پاشیده و متلاشی باشد.
وول وول کردن- جنبیدن و غلتیدن بی صداست.
ویار- رغبت مفرط زنان آبستن است به چیزی.
ویر- رغبت مفرط و موقتی است.


هـ
هاج و واج- حیران ومتعجب .
هوار- فریاد استمداد و سنگ و خاکی که از خرابی حاصل گردد.
هول دادن- غفلتا کسی یا چیزی را به جلو راندن است.
هولکی- با دستپاچگی و اضطراب.
هول زدن- عجله کردن است.
هو- دفعه و بار و مرتبه است گویند یک هو یعنی غفلتا.
هوزدن- با دست به روی دهن زدن و فریاد کشیدن است در موقع شادی و استهزاء.
هتک- نشیمنگاه است.


ی
یکه خوردن- از تعجب جنبیدن است.
یللی- از ادات بی اعتنایی و سرخوشی است

م:سایت سارا شعر

behnam5555 07-23-2014 04:42 PM


صائب تبریزی

نومید نیستیم ز احسان نوبهار
هرچند تخم سوخته در خاک کرده‌ایم
نیست طول عمر را کیفیت عرض حیات
ما به آب تلخ، صلح از آب حیوان کرده‌ایم
عمر اگر باشد، تماشای اثر خواهید کرد
نعره‌ی مستانه‌ای در کار گردون کرده‌ایم!
کس زبان چشم خوبان را نمی‌داند چو ما
روزگاری این غزالان را شبانی کرده‌ایم !
گرچه خاکیم پذیرای دل و جان شده‌ایم
چون زمین، آینه‌ی حسن بهاران شده‌ایم
نیست یک نقطه‌ی بیکار درین صفحه‌ی خاک
ما درین غمکده یارب به چه کار آمده‌ایم؟
پرده بردار ز رخسار خود ای صبح امید
که سیه نامه چو شبهای گناه آمده‌ایم
ما چو سرواز راستی دامن به بار افشانده‌ایم
آستین چون شاخ گل بر نوبهار افشانده‌ایم
نیست غیر از بحر، چون سیلاب، ما را منزلی
گرد راه از خویش در آغوش یار افشانده‌ایم
نیستیم از جلوه‌ی باران رحمت ناامید
تخم خشکی در زمین انتظار افشانده‌ایم
دست ماگیر ای سبک جولان، که چون نقش قدم
خاک بر سر، دست بر دل، خار در پا مانده‌ایم
زین بیابان گرمتر از ما کسی نگذشته است
ما ز نقش پا چراغ مردم آینده‌ایم
یوسف مصر وجودیم از عزیزیها، ولیک
هر که با ما خواجگی از سر گذارد، بنده‌ایم
هر تلخیی که قسمت ما کرده است چرخ
می نام کرده‌ایم و به ساغر فکنده‌ایم
خواه در مصر غریبی، خواه در کنج وطن
همچو یوسف، بی گنه در چاه و زندان بوده‌ایم
حسرت ما را به عمر رفته، چون برگ خزان
می‌توان دانست از دستی که بر هم سوده‌ایم
چون میوه پخته گشت، گرانی برد ز باغ
ما بار نخل چون ثمر نارسیده‌ایم
بی عزیزان، مرگ پابرجاست عمر جاودان
ما چو اسکندر دل از آب بقا برداشتیم
ماداغ توبه بر دل ساغر گذاشتیم
دور طرب به نشاه‌ی دیگر گذاشتیم
یک جبهه گشاده ندیدیم در جهان
پوشیده بود، روی به هر در گذاشتیم
هر کسی تخمی به خاک افشاند و ما دیوانگان
دانه زنجیر در دامان صحرا کاشتیم
بر دانه‌ی ناپخته دویدیم چو آدم
ما کار خود از روز ازل خام گرفتیم
نفسی چند که در غم گذراندن ستم است
همچو گل صرف شکر خنده بیجا کردیم
ستم به خویش ز کوتاهی زبان کردیم
به هر چه شکر نکردیم، یاد آن کردیم
بنای خانه بدوشی بلند کرده‌ی ماست
قفس نبود که ما ترک آشیان کردیم
آستین بر هر چه افشاندیم، دست ما گرفت
رو به ما آورد، بر هر چیز پشت پا زدیم
ما سیه بختان تفاوت را قلم بر سر زدیم
همچو مژگان سر ز یک چاک گریبان برزدیم
نیست ممکن از پشیمانی کسی نقصان کند
شاخ گل شد دست افسوسی که ما بر سر زدیم
خط به اوراق جهان، دیده و نادیده زدیم
پشت دستی به گل چیده و ناچیده زدیم
هر دم از ماتم برگی نتوان آه کشید
چار تکبیر برین نخل خزان دیده زدیم
حاصل ما ز عزیزان سفر کرده‌ی خویش
مشت آبی است که بر آینه‌ی دیده زدیم
دستش به چیدن سر ما کار تیغ کرد
چون گل به روی هر که درین باغ وا شدیم
کم نشد در سربلندی فیض ما چون آفتاب
سایه‌ی ما بیش شد چندان که بالاتر شدیم
آسودگی کنج قفس کرد تلافی
یک چند اگر زحمت پرواز کشیدیم
داغ عشق تو ز اندازه‌ی ما افزون است
دستی از دور برین آتش سوزان داریم
دست کوتاه ز دامان گل و پا در گل
حال خار سر دیوار گلستان داریم
از حادثه لرزند به خود قصر نشینان
ما خانه بدوشان غم سیلاب نداریم
در تلافی، میوه‌ی شیرین به دامن می‌دهیم
همچو نخل پرثمر، سنگی که بر سر می‌خوریم
نه دین ما به جا و نه دنیای ما تمام
از حق گذشته‌ایم و به باطل نمی‌رسیم
دست کرم ز رشته‌ی تسبیح برده‌ایم
روزی نمی‌رود که به صد دل نمی‌رسیم
منعان گر پیش مهمان نعمت الوان کشند
ما به جای سفره، خجلت پیش مهمان می‌کشیم!
یوسف به زر قلب فروشان دگرانند
ما وقت خوش خود به دو عالم نفروشیم
عنان گسسته‌تر از سیل در بیابانیم
به هر طرف که قضا می‌کشد شتابانیم
نظر به عالم بالاست ما ضعیفان را
نهال بادیه و سبزه‌ی بیابانیم
چیده‌ایم از دو جهان دامن الفت چون سرو
هر که از ما گذرد آب روان می‌دانیم
چه فتاده است بر آییم چو یوسف از چاه؟
ما که خود را به زر قلب گران می‌دانیم
چون صبح، خنده با جگر چاک می‌زنیم
در موج خیز خون، نفس پاک می‌زنیم
بیاض گردن او گر به دست ما افتد
چه بوسه‌های گلوسوز انتخاب کنیم!
دشمن خانگی آدم خاکی است زمین
خانه‌ی دشمن خود را ز چه آباد کنیم؟
پیش ازان کز یکدگر ریزیم چون قصر حباب
خیز تا چون موجه‌ی دریا وداع هم کنیم
لذت نمانده است در آینده‌ی حیات
از عیشهای رفته دلی شاد می‌کنیم
خضر با عمر ابد پوشیده جولان می‌کند
ما به این ده روزه عمر اظهار هستی می‌کنیم
طاعت ما نیست غیر از شستن دست از جهان
گر نماز از ما نمی‌آید، وضویی می‌کنیم
دارم عقیق صبر به زیر زبان خویش
مانند خضر، تشنه‌ی آب بقا نیم
دیوانه‌ام ولیک بغیر از دو زلف یار
دیگر به هیچ سلسله‌ای آشنا نیم
وفا و مردمی از روزگار دارم چشم
ببین ز ساده‌دلیها چه از که می‌جویم
همان از طاعت من بوی کیفیت نمی‌آید
اگر سجاده‌ی خود در می گلفام می‌شویم
آن طفل یتیمم که شکسته است سبویم
از آب، همین گریه‌ی تلخی است به جویم
آن سوخته جانم که اگر چون شرر از خلق
در سنگ گریزم، بتوان یافت به بویم
دیگران از دوری ظاهر اگر از دل روند
ما ز یاد همنشینان در مقابل می‌رویم
ما نه زان بیخبرانیم که هشیار شویم
یا به بانگ جرس قافله بیدار شویم
سرما در قدم دار فنا افتاده است
ما نه آنیم که بر دوش کسی بار شویم
ما را گزیده است ز بس تلخی خمار
از ترس، بوسه بر لب میگون نمی‌دهیم!
کار جهان تمامی، هرگز نمی‌پذیرد
پیش از تمامی عمر، خود را تمام گردان
سودای آب حیوان، بیم زیان ندارد
عمر سبک عنان را، صرف مدام گردان
همیشه داغ دل دردمند من تازه است
که شب خموش نگردد چراغ بیماران
دو چشم شوخ تو با یکدیگر نمی‌سازند
که در خرابی هم یکدلند میخواران
زان چهره‌ی عرقناک، زنهار بر حذر باش
سیلاب عقل و هوش است، این قطره‌های باران
ایام نوجوانی، غافل مشو ز فرصت
کاین آب برنگردد، دیگر به جویباران
خفته را گر خفتگان بیدار نتوانند کرد
چون مرا بیدار کرد از خواب، خواب دیگران؟
گر نخواهی پشت پا زد بر جهان، پایی بکوب
دست اگر نتوانی افشاند آستینی برفشان
گر به بیداری غرور حسن مانع می‌شود
می‌توان دلهای شب آمد به خواب عاشقان
پیش ازین، بر رفتگان افسوس می‌خوردند خلق
می‌خورند افسوس در ایام ما بر ماندگان
نیست آسان خون نعمتهای الوان ریختن
برگریزان مکافات است دندان ریختن!
سال‌ها گل در گریبان ریختی چون نوبهار
مدتی هم اشک می‌باید به دامان ریختن
چو گل با روی خندان صرف کن گر خرده‌ای داری
که دل را تنگ سازد، در گره چون غنچه زر بستن
هیچ همدردی نمی‌یابم سزای خویشتن
می‌نهم چون بید مجنون سر به پای خویشتن
این چنین زیر و زبر عالم نمی‌ماند مدام
می‌نشاند چرخ هر کس را به جای خویشتن
بوسی که ز کنج لب ساقی نگرفتم
می‌بایدم اکنون ز لب جام گرفتن
چون دست برآرم به گرفتن، که ز غیرت
بارست به من عبرت از ایام گرفتن!
ز اخوان راضیم تا دیدم انصاف خریداران
گوارا کرد بر من چاه را، از قیمت افتادن
از دست نوازش تپش دل نشود کم
ساکن نشود زلزله از پای فشردن
گریزد لشکر خواب گران از قطره‌ی آبی
به یک پیمانه از سر عقل را وا می‌توان کردن
خط پاکی ز سیلاب فنا دارد وجود ما
چه از ما می‌توان بردن، چه با ما می‌توان کردن؟
گرفتم این که نظر باز می‌توان کردن
به بال چشم، چه پرواز می‌توان کردن؟
نمانده از شب آن زلف گر چه پاسی بیش
هنوز درد دل آغاز می‌توان کردن
قسمت خود بین نمی‌گردد زلال زندگی
ای سکندر، سنگ بر آیینه می‌باید زدن
جای شادی نیست زیر این سپهر نیلگون
خنده در هنگامه‌ی ماتم نمی‌باید زدن
زین بیابان می‌برم خود را برون چون گردباد
بیش ازین نتوان غبار خاطر صحرا شدن
چون سیاهی شد ز مو، هشیار می‌باید شدن
صبح چون روشن شود بیدار می‌باید شدن
داشتم چون سرو از آزادگی امیدها
من چه دانستم چنین سر در هوا خواهم شدن؟
هر گنه عذری و هر تقصیر دارد توبه‌ای
نیست غیر از زود رفتن، عذر بیجا آمدن
دلم ز کنج قفس تا گرفت، دانستم
که در بهشت مکرر نمی‌توان بودن
بیستون را الم مردن فرهاد گداخت
سنگ را آب کند داغ عزیزان دیدن
چه می‌پرسی ز من کیفیت حسن بهاران را؟
که چون نرگس سر آمد عمر من در چشم مالیدن
خوش است فصل بهاران شراب نوشیدن
به روی سبزه و گل همچو آب غلتیدن
جهان بهشت شد از نوبهار، باده بیار
که در بهشت حلال است باده نوشیدن
کنون که شیشه‌ی می‌مالک الرقاب شده است
ز عقل نیست سر از خط جام پیچیدن
ندارم محرمی چون کوهکن تا درد دل گویم
ز سنگ خاره می‌باید مرا آدم تراشیدن
در عشق پیش بینی، سنگ ره وصال است
شد سیل محو در بحر، از پیش پا ندیدن
نیست جز پای خم امروز درین وحشتگاه
سرزمینی که زمین‌گیر توان گردیدن
خاکم به چشم در نگه واپسین مزن
زنهار بر چراغ سحر آستین مزن
انصاف نیست آیه‌ی رحمت شود عذاب
چینی که حق زلف بود بر جبین مزن
ز صد هزار پسر، همچو ماه مصر یکی
چنان شود که چراغ پدر کند روشن
ز عمر، قسمت ما نیست جز زمان وداع
چو آن چراغ که وقت سحر شود روشن
درین دو هفته که ابر بهار در گذرست
تو نیز دامن امید چون صدف واکن
دل را به آتش نفس گرم آب کن
ای غافل از خزان، گل خود را گلاب کن
از آب زندگی به شراب التفات کن
از طول عمر، صلح به عرض حیات کن
از زخم سنگ نیست در بسته را گزیر
روی گشاده را سپر حادثات کن
فریب شهرت کاذب مخور چو بیدردان
به جای تربت مجنون مرا زیارت کن!
این راه دور، بیش ز یک نعره‌وار نیست
ای کمتر از سپند، صدایی بلند کن
به خاکمال حوادث بساز زیر فلک
به آسیا نتوان گفت گرد کمتر کن
منمای به کوته نظران چهره‌ی خود را
از آه من ای آینه رخسار حذر کن
هر چند ز ما هیچکسان کار نیاید
کاری که به همت رود از پیش، خبر کن
عمر عزیز را به می‌ناب صرف کن
این آب را به لاله‌ی سیراب صرف کن
هر کس که زر به زر دهد اهل بصیرت است
فصل شکوفه را به می‌ناب صرف کن
سر جوش عمر را گذراندی به درد می
درد حیات را به می ناب صرف کن
ساقیا صبح است می از شیشه در پیمانه کن
حشر خواب آلودگان از نعره‌ی مستانه کن
می‌رود فیض صبوح از دست، تا دم می‌زنی
پیش این دریای رحمت، دست را پیمانه کن
سرمه را هم محرم چشم سیاه خود مکن
گر توانی، آشنایی با نگاه خود مکن
قبله‌ی من! عکس در شرع حیا نامحرم است
خلوت آیینه را هم جلوه‌گاه خود مکن
ز باده توبه در ایام نوبهار مکن
به اختیار پشیمانی اختیار مکن
به استخاره اگر توبه کرده‌ای زاهد
به استخاره دگر زینهار کار مکن
از خود برون نرفته هوای سفر مکن
این راه را به پای زمین گیر سر مکن
در قلزمی که ابر کرم موج می‌زند
اندیشه چون حباب ز دامان‌تر مکن
از شتاب عمر گفتم غفلت من کم شود
زین صدای آب، سنگین‌تر شد آخر خواب من
صبح بیداری شود گفتم مرا موی سفید
پرده‌ی دیگر شد از غفلت برای خواب من
نباشم چون ز همزانویی آیینه در آتش؟
که می‌آید برون از سنگ و از آهن رقیب من!
یک دل نشد گشاده ز گفت و شنید من
با هیچ قفل، راست نیامد کلید من
مرگ هیهات است سازد از فراموشان مرا
من همان ذوقم که می‌یابند از گفتار من
به یک خمیازه‌ی گل طی شد ایام بهار من
به یک شبنم نشست از جوش، خون لاله زار من
در حسرت یک مصرع پرواز بلندست
مجموعه‌ی برهم زده‌ی بال و پر من
با خرابیهای ظاهر، دلنشین افتاده‌ام
سیل نتواند گذشت از خاک دامنگیر من
گفتم از پیری شود بند علایق سست‌تر
قامت خم حقله‌ای افزود بر زنجیر من
یک دل غمگین، جهانی را مکدر می‌کند
باغ را در بسته دارد غنچه‌ی دلگیر من
جوانی برد با خود آنچه می‌آمد به کار از من
خس و خاری به جا مانده است از چندین بهار از من
بجز کسب هوا از من دگر کاری نمی‌آید
درین دریای پرآشوب پنداری حبابم من
به خاک افتم ز تخت سلطنت چون در خمار افتم
چو آید گردن مینا به کف، مالک رقابم من
دیده‌ی بیدار انجم محو شد در خواب روز
همچنان در پرده‌ی غیب است خواب چشم من
اندیشه از شکست ندارم، که همچو موج
افزوده می‌شود ز شکستن سپاه من
کشاکش رگ جان من اختیاری نیست
چو موج، در کف دریا بود اراده من
به نسیمی ز هم اوراق دلم می‌ریزد
به تامل گذر از نخل خزان دیده‌ی من
ازان خورند به تلخی شراب ناب مرا
که بی‌تلاش به چنگ آمده است شیشه‌ی من
من و سیری ز عقیق لب خوبان، هیهات
خشکتر می‌شود از می‌لب پیمانه‌ی من
عاقبت پیر خرابات ز بی‌پروایی
ریخت پیش بط می سبحه‌ی صد دانه‌ی من
می‌شود نخل برومند سبکبار از سنگ
سخن سخت، گران نیست به دیوانه‌ی من
خراب حالی ازین بیشتر نمی‌باشد
که جغد خانه جدا می‌کند ز خانه‌ی من
ز گریه‌ای که مرا در گلو گره گردد
سپهر سفله کند کم ز آب و دانه‌ی من
بر لب چاه زنخدان تشنه لب استاده‌ام
آه اگر از سستی طالع نلغزد پای من!
با کمال ناگواریها گوارا کرده است
محنت امروز را اندیشه‌ی فردای من
خون می‌خورد کریم ز مهمان سیر چشم
داغ است عشق از دل بی آرزوی من
گردون سفله لقمه‌ی روزی حساب کرد
هر گریه‌ای که گشت گره در گلوی من
بر حریر عافیت نتوان مرا در خواب کرد
می‌شناسد بستر بیگانه را پهلوی من
رفتی و رفت روشنی از چشم و دل مرا
با میهمان ز خانه صفا می‌رود برون
یک ساعت است گرمی هنگامه‌ی هوس
زود از سر حباب هوا می‌رود برون
هر تمنایی که پختم زیر گردون، خام شد
زین تنور سرد هیهات است نان آید برون
دست تا بر ساز زد مطرب، دل ما خون گریست
از زمین ما به ناخن آب می‌آید برون
غم ز محنت خانه‌ی من شاد می‌آید برون
سیل از ویرانه‌ام آباد می‌آید برون
هر کجا تدبیر می‌چیند بساط مصلحت
از کمین بازیچه‌ی تقدیر می‌آید برون
از حوادث هر که را سنگی به مینا می‌خورد
از دل خونگرم ما آواز می‌آید برون
چون نظر بر حاصل عمر عزیزان می‌کنم
از دل بی‌حاصلم صد آه می‌آید برون
ناله‌ی ناقوس دارد هر سر مو بر تنم
این سزای آن که از بتخانه می‌آید برون
داغ بر دل شدم از انجمن یار برون
دست خالی نتوان رفت ز گلزار برون
مرا هر کس که بیرون می‌کشد از گوشه‌ی خلوت
ستمکاری است کز آغوش یارم می‌کشد بیرون
بر سیه بختی ارباب سخن می‌گرید
ناله‌ای کز دل چاک قلم آید بیرون
زنده شد عالمی از خنده‌ی جان پرور او
که گمان داشت وجود از عدم آید بیرون؟
گر بداند که چه شورست درین عالم خاک
کشتی از بحر خطرناک نیاید بیرون
نشاه‌ی باده‌ی گلرنگ به تخت است مدام
دولت از سلسله‌ی تاک نیاید بیرون
آنقدر خون ز لب لعل تو در دل دارم
که به صد گریه‌ی مستانه نیاید بیرون
هر که داند که خبرها همه در بیخبری است
هرگز از گوشه‌ی میخانه نیاید بیرون
کسی که می‌نهد از حد خود قدم بیرون
کبوتری است که می‌آید از حرم بیرون
دلیل راحت ملک عدم همین کافی است
که طفل گریه کنان آید از عدم بیرون
ز آسمان کهنسال چشم جود مدار
نمی‌دهد، چو سبو کهنه گشت، نم بیرون
بر لب ساغر ازان بوسه‌ی سیراب زنند
که نیارد سخن از مجلس مستان بیرون
زلیخا همتی در عرصه‌ی عالم نمی‌یابد
به امید که آید یوسف از چاه وطن بیرون؟
پرده‌ی عصمت ندارد تاب دست انداز شوق
رو به کنعان کرد از دست زلیخا پیرهن
خون مرا به گردن او گر ندیده‌ای
در ساغر بلور، می‌ناب را ببین
از زاهدان خشک مجو پیچ و تاب عشق
ابروی بی اشاره‌ی محراب را ببین
گر ندیدی شاخ گل را با خزان آمیخته
بر سر دوش من آن دست نگارین را ببین
دامن فانوس آن وسعت ندارد، ور نه من
گریه‌ها دارم چو شمع انجمن در آستین
از سکندر صفحه‌ی آیینه‌ای بر جای ماند
تا چه خواهد ماند از مجموعه‌ی ما بر زمین
آدم مسکین به یک خامی که در فردوس کرد
چاک شد چون دانه‌ی گندم دل اولاد او
حرف گفتن در میان عشق و دل انصاف نیست
صاحب منزل ازو، منزل ازو، اسباب ازو
من بسته‌ام لب طمع، اما نگار من
دارد دهان بوسه فریبی که آه ازو!
باغ و بهار چشم و دل قانع من است
صحرای ساده‌ای که نروید گیاه ازو
ما ز بوی پیرهن قانع به یاد یوسفیم
نعمت آن باشد که چشمی نیست در دنبال او
طومار درد و داغ عزیزان رفته است
این مهلتی که عمر درازست نام او
طلبکار تو دارد اضطرابی در جهانگردی
که پنداری زمین را می‌کشند از زیر پای او
نمی‌دانم کجا آن شاخ گل را دیده‌ام صائب
که خونم را به جوش آورد رنگ آشنای او
هرگز نبود رسم ترا خواب صبحگاه
ما را به صد خیال فکنده است خواب تو
من نیستم حریف زبانت، مگر زنم
از بوسه مهر بر لب حاضر جواب تو
من آن زمان چون قلم سر ز سجده بردارم
که طی چو نامه شود روزگار فرقت تو
مکرر بر سر بالین شبنم آفتاب آمد
نشد روشن شود یک بار چشم اشکبار از تو
به قسمت راضیم ای سنگدل، دیگر چه می‌خواهی
خمار بی‌شراب از من، شراب بی خمار از تو
چه آرزوی شهادت کنم، که سوخته است
به داغ یاس، جگر گوشه‌ی خلیل از تو
خاطرات از شکوه‌ی ما کی پریشان می‌شود؟
زلف پر کرده است از حرف پریشان، گوش تو
درین راه به دل نزدیک، گمراهی نمی‌باشد
که جای سبزه خیزد خضر از صحرای عشق تو
ذوق وصال می‌گزد از دور پشت دست
گرم است بس که صحبت من با خیال تو
خواهی حنای پا کن و خواهی نگار دست
من مشت خون خویش نمودم حلال تو
به بی برگان چنان ای شاخ گل مستانه می‌خندی
که در خواب بهاران است پنداری خزان تو
حق ما افتادگان را کی توان پامال کرد؟
بوسه‌ی من کارها دارد به خاک پای تو!
در جبهه‌ی ستاره‌ی من این فروغ نیست
یارب به طالع که شدم مبتلای تو؟
شادم به مرگ خود که هلاک تو می‌شوم
با زندگی خوشم که بمیرم برای تو
دایم به روی دست دعا جلوه می‌کنی
هرگز ندیده است کسی نقش پای تو
خبر به آینه می‌گیرم از نفس هر دم
به زندگی شده‌ام بس که بدگمان بی تو
سایه‌ی بال هما خواب گران می‌آرد
در سراپرده‌ی دولت دل بیدار مجو
بیخودان، از جستجو در وصل فارغ نیستند
قمری از حیرت همان کوکو زند در پای سرو

behnam5555 07-23-2014 04:45 PM


كاریكلماتور
- بار زندگی را با رشته عمرم به دوش می کشم.
- زندگی بدون آب از گلوی ماهی پایین نمی رود.
- جارو، شکم خالی سطل زباله را پر می کند.
- برای مردن عمری فرصت دارم.
- اگر خودم هم مثل ساعتم جلو رفته بودم حالا به همه جا رسیده بودم.
- ستارگان سکه هایی هستند که فرشتگان در قلک آسمان پس انداز کرده اند.
- با اینکه گل های قالی خارندارند ، مردم با کفش روی آن پا می گذارند.
- سایۀ چهار نژاد یک رنگ است.
- به یاد ندارم نابینایی به من تنه زده باشد.
- قلبم پرجمعیت ترین شهر دنیاست.
- به نگاهم خوش آمدی.
- قطرهٔ باران، اقیانوس کوچکی است.
- هر درخت پیر، صندلی جوانی می‌تواند باشد.
- اگر بخواهم پرنده را محبوس کنم، قفسی به بزرگی آسمان میسازم.
- روی هم رفته زن و شوهر مهربانی هستند!
- وقتی عکس گل محمدی در آب افتاد، ماهی‌ها صلوات فرستادند.
- به عقیده گیوتین، سر آدم زیادی است.
- برای اینکه پشه‌ها کاملاً ناامید نشوند، دستم را از پشه‌بند بیرون می‌گذارم..
- گربه بیش از دیگران در فکر آزادی پرندهٔ محبوس است.
- غم، کلکسیون خندهام را به سرقت برد.
- بلبل مرتاض، روی گل خاردار می‌نشیند!
- باغبان وقتی دید باران قبول زحمت کرده ، به آبپاش مرخصی داد..
- قطره باران غمگین روی گونه ام اشک میریزد.
- فواره و قوه جاذبه از سربه سر گذاشتن هم سیر نمی شوند.
- در خشکسالی آب از آب تکان نمی خورد.
- رد پای ماهی نقش بر آب است.
- گل آفتابگردان در روزهای ابری احساس بلاتکلیفی می کند.
- با چوب درختی که برف کمرش را شکسته بود ، پارو ساختم.
- با سرعتی که گربه از درخت بالا می رود، درخت از گربه پایین می آید.
- دلم برای ماهی ها می سوزد که در ایام کودکی نمیتوانند خاک بازی کنند.
- پرگاری که اختلال حواس پیدا می کند بیضی ترسیم می کند.
- آب به اندازه ای گل آلود بود که ماهی ، زندگی را تیره و تار می دید.

پرویز شاپور

behnam5555 07-23-2014 04:48 PM


داستان پیر زن و مناره ی کج

می گویند حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی می ساختند.

روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام می دادند.

پیرزنی از آنجا رد می شد، وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه!

کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!

و مدام از پیرزن می پرسید: مادر، درست شد؟!!

مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله! درست شد!!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت...

کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را پرسیدند؟!

معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت می کرد و شایعه پا می گرفت، این مناره تا ابد کج می ماند و دیگر نمی توانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم...

این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم!

behnam5555 07-23-2014 04:54 PM


طلا
از اکتشاف، استخراج، فرآوری، استحصال و استفاده از آن

طلا از واژه Jval در زبان سانسکریت، gold در آنگلوساکسون، geolo در انگلیسی قدیم و aurum در لاتین گرفته شده که همگی به معنای طلا (زرد) می باشند. طلا فلزی زرد رنگ با نماد Au، وزن مخصوص بالا (19gr/cm332)، جرم اتمی 967/196 و عدد اتمی 79 است. این عنصر دارای سختی 5/2 تا 3، نرم، براق،‌ قابل انعطاف، چکش خوار، شکل پذیر، دارای شکست دندانه ای است. طلای خالص معمولاً حاوی 8 تا 10% نقره و گاهی بیشتر است. با افزایش نقره، رنگ سفید تری ایجاد شده و وزن مخصوص نیز کمتر می‌شود. طلا جزء گروه عناصر آزاد، طبیعی و خالص بوده و فراوانی آن در پوسته زمین در حدود 7-10 × 4 می باشد. طلا پراکندگی بسیار گسترده‌ای دارد. معمولاً در رگه‌های کوارتزدار در سنگ‌های دگرگونی و اسلیتی و یا در ماسه‌ها و آبرفت‌هایی که از تجزیه سنگ‌های دیگر حاصل می‌شود، وجود دارد. طلا معمولاً به نمونه‌های فلزی دیگر مانند پیریت طلادار وابسته است. طلا نقش خود را به عنوان ذخیره پولی در هر سطحی حفظ کرده است و بانک های مرکزی ملل مختلف آن را به عنوان ذخیره پولی نگهداری می کنند
طلا پس از اکتشاف، جهت استخراج، فرآوری و استحصال از سنگ معدن و یا ماسه‌های طلادار روشهای مختلف و البته طاقت فرسایی را می طلبد که بگونه ای در تصاویر زیر بیان شده است ...

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_01.jpg


http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_02.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_03.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_04.jpg


http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_05.jpg


http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_06.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_07.jpg


http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_08.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_09.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_10.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_12.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_13.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_14.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_15.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_16.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_17.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_18.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_19.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_20.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_21.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_22.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_23.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_24.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_25.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_26.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_27.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_28.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_29.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_30.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_31.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_32.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_33.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_34.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_35.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_36.jpg

http://persian-star.net/1390/3/24/gold/gold_37.jpg


behnam5555 07-23-2014 05:17 PM




رمز و راز روانشناسی رنگها را بدانیم

برخی از روانشناسان عقیده دارند رنگی که برگزیده و دلخواه کسی است میتواند گویای خصوصیات اخلاقی و روانشناسی او باشد. نوشتار زیر چکیده ای است که بر اساس این نظریه و پس از سالها پژوهش نگاشته شده که امیدوارم مورد توجه شما دوستان قرار گیرد :

قرمز: خوش قلب اما خودپرست
این رنگ مظهر شدت و زیاده روی است که گاهی در جهت مخالف آن است. قرمز رنگ عشق و تنفر و فداکاری و خشونت و خون و آتش. کسی که به این رنگ علاقه دارد هرگز نمی تواند در زندگی بی تفاوت باشد. این گونه اشخاص تند و سرکش و در عین حال فعال و شجاع و کمی عجول هستند. احتمال شکست به خصوص در عشق برای آنها فراوان است.

قضاوتهای عجولانه و ناگهانی در مورد دیگران اغلب سبب از بین رفتن دوستی هایشان می شود، با آن که در عشق کاملاً فداکارند اما اگر روزی حوادث بر وفق مراد نباشد بدون تفکر و جویا شدن علت می جنگند. دو عیب بزرگ خودپرستی و عدم کنترل، در نفس آنهاست و دو صفت ممتازشان خوش قلبی و حس بزرگ طلبی است. به طور کلی دوستداران رنگ قرمز دارای خصوصیات متضادی هستند.


صورتی: مورد علاقه دیگران
رنگ صورتی در واقع همان قرمز است که کمرنگ شده باشد. اگر به این رنگ علاقه دارید تمام صفات رنگ قرمز را البته کمی ملایمتر دارا می باشید، با گذشت هستید و در عشق، تندی نشان نمی دهید.
دیگران را خوب درک می کنید و با اطرافیان خود با ملایمت و لطف رفتار می کنید و به دلیل نشاط و شادابی تان مورد علاقه اطرافیان خود هستید. آنهایی که به این رنگ علاقه دارند اغلب شکستها، خشونتها و دشواری های زندگی را تحمل کرده اند و با مشکلات فراوان مواجه شده اند.


آبی: نظم، پشتکار، تنهایی
رنگ آبی از رنگهایی است که طرفداران زیادی دارد. اگر به این رنگ علاقه دارید، کاملاً می توانید هوس و احساسات و هیجانات خود را کنترل کنید. ظاهر آرام شما دیگران را وادار می کند که به شما احترام بگذارند و دوست دارید پیوسته مورد احترام و ستایش دیگران قرار بگیرید.

در خرید و پوشش لباس قناعت می کنید و به علت شرم و حیا و گاه غروری که دارید میل دارید اغلب تنها باشید. حماقت و عدم فهم دیگران شما را کسل می کند و کسانی که از نظر هوش و فهم بر شما برتری دارند شما را ناراحت می کنند. کارهای خود را از روی نظم و ترتیب و بر پایه قواعد معینی انجام می دهید. یکی از صفات مشخص شما پشتکار شماست.


ارغوانی: رنگ عارفها و روانگران
رنگ اسرارآمیز و باشکوهی است. دوستداران این رنگ پیوسته مجذوب زیبایی ها و ظرافتها می شوند و مغرور و اجتماعی هستند. معاشرت با این دسته لذتبخش است که امور معنوی بیشتر می پردازند. ارغوانی رنگ مورد پسند عرفا نیز هست!

قهوه ای: قابل اعتماد
اگر رنگ قهوه ای را دوست دارید کاملاً می توان روی شما حساب باز کرد. باثبات و مقدس، شاعرپیشه و کمی فیلسوف مآب هستید. به ندرت تغییر عقیده می دهید و با آن که کمتر تصمیم می گیرید اما هر بار که تصمیمی بگیرید آن را به مورد عمل می گذارید.

شما کاملاً در نگهداری پول و اسرار دیگران قابل اعتماد هستید. میل دارید پیوسته در عالم خودتان باشید و گاهی اوقات با اطرافیان خود رفتار خشونت آمیزی در پیش می گیرید. در عشق هرگز بدبین و تند نیستید.


خاکستری: احساس بی نیازی
این رنگ مظهر چشم پوشی از خوشی های دنیاست. کسانی که به این رنگ علاقه دارند اغلب در زندگی احساس رضایت می کنند، خاکستری رنگ عقلا است و جوانانی که به این رنگ اظهار علاقه می کنند درواقع خود را هم شأن و هم طراز اشخاص کهنسال میدانند و در زندگی احساس بی نیازی می کنند. در عشق بر افراد مسن تر از خود تمایل دارند و اغلب کسانی که از نظر فکر و ایده به آنها برتری دارند خیلی آسان طرف توجهشان قرار خواهند گرفت.

پرتقالی: صداقت آری، هوسبازی هرگز
رنگی است ترکیبی و آنهایی که این رنگ را رنگ دلخواه خود می دانند متکی به نفس نیستند. اجتماعی و خوش خلقند و با مردم خوب رفتار می کنند. نفوذ در این گونه افراد مشکل است کسی که آنها را دوست بدارد می تواند با او به آسانی ازدواج کند. هوسباز نیستند و اگر با کسی دوستی کنند صداقت و فداکاری دارند. اگر افراد این دسته با کسی که خصوصیات اخلاقی خودشان را داشته باشد ازدواج کنند سعادتمند می شوند.

سبز: کنجکاوی
رنگ سبز طبیعت و تازگی است. اگر به این رنگ علاقه دارید زندگی با شما آسان است. نقطه اشتراک فراوانی با افراد علاقه مند به رنگ پرتقالی دارید روابط شما با دیگران بر پایه ی اصول و قرارداد است.
دوست ندارید که در زندگیتان حوادثی به وقوع پیوندد اما کنجکاوانه به ماجراهای زندگی دیگران توجه دارید.


فیروزه ای: اسرارآمیز و پند ناپذیر
دوستداران این رنگ اسرارآمیزند و احساساتی و کارهای شخصی خود را به خوبی اداره می کنند. پشتکار دارند و باثباتند و به نصایح دیگران در مورد کارهای خود کمتر توجه دارند. فیروزه ای معمولا رنگ مورد علاقه ی خانمها است.

سیاه: خوش ذوقی و ظرافت طبع
این رنگ برخلاف عقیده ی همگان رنگ نومیدی و عزا نیست بلکه نشانه خوش ذوقی و ظرافت طبع است. اگر از دوستداران این رنگ هستید مسلماً به شخصیت اطرافیان خود احترام می گذارید و برای آن که دیگران را با ارزش و برجسته نشان دهید از هیچگونه کمکی به آنها دریغ نمی کنید و هرگز خود را به دیگران تحمیل نمی نمایید همچنین عقاید و نظریات دیگران را به آسانی می پذیرید.

یک نکته ی رنگی : اینکه توجه و علاقه شما به رنگها در طی زمان تغییر می کند بحثی نیست و این تغییر به این دلیل است که خصوصیات اخلاقیتان نیز در سالیان دراز تغییر خواهد کرد. اما اگر در مورد رنگی ناگهان عقیده خود را عوض کنید به علت ضعف شما و یا به علت نیازتان به تغییر محیط تلقی می شود.


behnam5555 07-23-2014 05:18 PM


.:: 15 میانبر کیبورد مفید برای افزایش کارایی در ویندوز ::.
http://persian-star.net/1390/6/05/tarfand/t1/01.jpg

اگر شما خود را یک کاربر حرفه ای یا حتی آماتور پی.سی بدانید، حتما ارزش میانبر های کیبرد در افزایش کارایی را درک می کنید. تقریبا اکثر کاربران، برای کارهایی مثل کپی و پیست کردن متن هایشان از کیبرد استفاده می کنند. یا وقتی وضع پایداری ویندوز وخیم می شود از میانبری مثل Ctrl + Alt + Delete استفاده می کنند. اینها میانبر های رایج و جا افتاده ای در میان کاربران هستند. اما یک بخش دیگر هم از میان بر ها هستند که در چند سال اخیر به ویندوز اضافه شده اند. اما متاسفانه بسیاری از کاربران از آنها بی اطلاع هستند. بنابر این اگر می خواهید به طور مختصر و مفید با 15 میانبر عالی برای افزایش کارایی، آشنا شوید؛ در ادامه این ایمیل همراه ما باشید.

تکان دادن یک کلمه ای اشاره گر با هر حرکت:
مشغول تایپ هستید. نگاهی به صفحه مانیتور می اندازید و می بینید یک کلمه در وسط خط شما اشتباه تایپ شده. احتمال زیاد از کلید های جهت دار کیبرد برای رسیدن به آن کلمه و ویرایشش استفاده می کنید. اشاره گر با هر بار فشار دادن کلید های جهت دار، یک حرف به عقب یا جلو می رود. از این به بعد کلید Ctrl را هم درگیر کنید تا اشاره گر مجبور شود یک کلمه به جلو یا عقب برود. به این ترتیب سرعت شما افزایش خواهد یافت.

انتخاب یک کلمه ای متون با هر حرکت:
گاهی وقتی مشغول تایپ هستید و متوجه اشتباه بودن چند کلمه می شوید، شیفت را می گیرید و با کلید های جهت دار ویندوز کلمه های غلط را انتخاب کرده، ویرایش می کنید. در این هنگام با هر بار زدن کلید های جهت دار، یک حرف انتخاب می شود. اما اگر دوباره به سراغ کلید Ctrl بروید، می توانید با هر بار زدن کلید، یک کلمه را انتخاب کنید.

حذف یک کلمه با هر حرکت:

کاملا طبیعی است که برای حذف کلمات از کلید Backspace استفاده کنید. اما این کلید هم حرف ها را پاک می کند. برای عملکرد سریع تر لازم است Ctrl را هم همراه بک اسپیس فشار دهید تا با هر بار فشار دادن این دکمه یک کلمه از متنتان پاک شود.
انتخاب تمام متن های خط فعلی:
برای این که بخواهید متن ها را در خط فعلیتان انتخاب کنید، راه درازی پیش رو ندارید! کافی است کلید شیفت را با دکمه Home یا End ترکیب کنید تا این عمل انجام شود. ضمنا یادتان باشد اگر کلید شیفت را با Home بگیرید، متون از اول خط تا جایی که اشاره گر در آن قرار دارد انتخاب می شوند. اما اگر از دکمه End استفاده کنید. متون از مکان اشاره گر تا انتهای خط انتخاب می گردند.



کوچک کردن تمامی پنجره ها:
می خواهید با یک حرکت تمام پنجره هایتان را مینیمایز (کوچک) کنید؟ از ترکیب کلید های ویندوز و M استفاده نمایید.



بین پنجره ها بچرخید:
اگر به هر دلیلی لازم شد بین پنجره های باز یا بسته گردشی داشته باشید، می توانید از ترکیب کلید های ویندوز و Tab استفاده کنید. در ویندوز 7 و ویستا، این کار در نمایی سه بعدی و لذت بخش انجام می پذیرد.



کامپیوتر را قفل کنید:
مطمئنا بازگشت به صفحه ی ورود پسورد و به عبارتی قفل کردن کامپیوتر، کاری است که با کیبرد، راحت تر و لذت بخش تر می شود. کلید ویندوز را با L ترکیب کنید و خلاص!



بالا آوردن تسک منیجر:
هنگامی که یک برنامه هنگ می کند یا از کنترل خارج می شود، تسک منیجر اهمیتی خارق العاده می یابد. گاهی اوقات تسک بار هم از کنترل خارج شده و راهی به جز Ctrl + Alt + Delete باقی نمی ماند. اما گاهی همین راه هم مسدود می شود. در این گونه وضعیت ها کلید های Ctrl + Shift + Esc در را برایتان باز می کنند و شما را به تسک منیجر می برند.



گرفتن اسکرین شات از پنجره فعال:
کلید Prt Scr (پرینت اسکرین) همیشه برای گرفتن اسکرین شات از صفحه محیا است. اما گاهی ما فقط نیاز داریم که از پنجره ی فعال اسکرین شات بگیریم. در این هنگام باید از چاشنی Alt استفاده کنیم. پس با ترکیب Alt + Prt Scr امکان اسکرین شات گرفتن از پنجره فعال محیا می شود.

تغییر نام یک فایل:
برای تغییر نام معمولا دو گزینه متداول وجود دارد. یکی کلیک راست و انتخاب Rename است. دیگری دو بار کلیک کردن با فاصله. اما یک راه دیگر هم وجود دارد و آن انتخاب فایل و فشردن کلید F2 است. این کار یک تغییر نام ساده نیست، بلکه فراتر از آن است! فرض کنید 5 فایل متنی دارید که می خواهید آن ها را با یک قالب خاص نام گذاری کنید. به طوری که همه ی آن ها دارای حرف Text باشند. کافی است فایل های مورد نظر را انتخاب کرده و F2 را فشار دهید. نام فایل ها به این صورت تغییر خواهد کرد: (Text(1) – Text(2) – Text(3

زوم کردن:
برای زوم کردن، از این به بعد به جای استفاده از ابزار ذره بین نرم افزار مربوطه و یا فشار دادن یک دکمه خاص، از ترکیب Ctrl و اسکرول موس استفاده نمایید. این کار در طیف گسترده ای از نرم افزار ها جواب می دهد و واقعا پر کاربرد است.

برگشتن به حالت زوم نرمال:
اگر از میانبری که در بالا ذکر شد، در مرورگرتان استفاده کنید؛ احتمالا در برگشتن به حالت نرمال کمی دچار مشکل خواهید شد. چرا که اولا شما حالت نرمال را گم می کنید، دوما مرورگرتان کمی کند عمل می کند. این مساله در باره بعضی از نرم افزار ها مانند مرورگرها هم صادق است. پس برای حل این مشکل کافی است کلید های Ctrl + 0 را بگیرید و به حالت نرمال بازگردید.

یک تب جدید در مرورگر باز کنید:
باز کردن یک تب جدید در مرورگر اصلا کار سختی نیست. چه با موس باشد؛ چه با کیبرد. اما به هر حال ممکن است بعضی ترجیح دهند برای این کار از میانبر کیبردی اش استفاده کنند. میانبری که عبارت است از Ctrl و T.

باز کردن تب های بسته شده:
شاید از بستن یک تب، احساس ندامت و پشیمانی کنید. در این مورد من شخصا استفاده از میانبر کیبردی را به هر روش دیگری ترجیح می دهم. پس Ctrl + Shift + T را فشار داده و خیال خودتان را راحت کنید.

فوکوس کردن روی جعبه ی جستجو / URL در مرورگر:
با ترکیب کلید های Ctrl + L می توانید به سرعت روی بخش جستجو یا بخش وارد کردن URL در مرورگرتان فوکوس کنید. این کار می تواند سرعت شما را تا حد زیادی هنگام جستجو افزایش دهد.

منبع : نارنجی



اکنون ساعت 08:03 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)