پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   مطالب آزاد (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=11)
-   -   تاپیک کلی مطالب جالب و خواندنی (http://p30city.net/showthread.php?t=602)

SonBol 11-18-2009 03:24 PM

قبل از خريد آپارتمان بايد بدانيد...
 
قبل از خريد آپارتمان بايد بدانيد... اگر شما جزء افرادي هستيد كه پس از يك دوره طولاني اجاره‌نشيني قصد خريد آپارتمان شخصي خود را داريد و يا براي شروع يك زندگي مشترك مي‌خواهيد براي اولين بار اقدام به خريد يك آپارتمان كنيد، توصيه مي‌كنيم اين مطلب را مطالعه كنيد. مواردي هست كه قبل از خريد اولين آپارتمان بايد آن‌ها را مدنظر داشته باشيد تا بتوانيد به نتيجه مطلوب خود برسيد.

• در خصوص منطقه‌اي كه قصد داريد در آن يك آپارتمان خريداري كنيد بيشتر تحقيق و بررسي كنيد و از نقاط ضعف و قوت آن آگاهي كامل پيدا كنيد. اين كار مستلزم آن است كه هرزگاهي به آنجا سر بزنيد، مدت زماني را در آنجا سپري كنيد و تحقيقات كافي را در مورد آن بعمل آوريد.

• در خصوص قيمت و ارزش ملك در منطقه مورد نظر تحقيق كنيد و تنها به گفته يك فرد و يك بنگاه اكتفا نكنيد. تحقيق كنيد كه نرخ آخرين خريد و فروش ملك در آن منطقه چقدر بوده و آيا روند نزولي دارد يا صعودي.

• تا مي‌توانيد از تعداد بيشتري آپارتمان بازديد كنيد، زيرا در اين صورت تجربه به دست مي‌آوريد و راحت‌تر مي‌توانيد معايب و مزاياي هر آپارتماني را سريعا متوجه شويد.

• فاصله آپارتمان مورد نظر خود را نسبت به مكان‌هايي كه زياد به آن‌ها مراجعه خواهيد كرد از قبيل سوپرماركت، ميوه‌فروشي، پارك، مدرسه، محل كار و ... بررسي كنيد و ببينيد آيا رفت و آمدتان از خانه به چنين مكان‌هايي آسان و بي‌دردسر است يا خير.

• دقت كنيد كه آپارتمان آينده شما نزديك و در مسير مكان‌هايي شلوغ و پر رفت و آمد از قبيل باشگاه‌ها يا پمپ بنزين نباشد زيرا در اين صورت بايد سر و صداي زيادي را در زمانهاي مختلف روز تحمل كنيد و اين آزاردهنده است.

• قبل از خريد يك آپارتمان سال ساخت آنرا جويا شويد و تحقيق كنيد كه آيا تجهيزات آن به مرور زمان خراب شده و يا سالم و استوار باقي مي مانند.

• مسائل ايمني ساختمان از ديگر موارد مهم است. پيگير شويد كه تردد اشخاص ناآشنا و غريبه به چه ميزان آزاد و بدون محدوديت است و آيا آپارتمان داراي مسئول يا سرايداري جهت مراقبت و نظافت هست يا خير.

• همچنين به اين نكته نيز توجه كنيد كه آيا آپارتمان مورد نظر شما داراي بالكن و نمايي باز و زيبا هست يا توسط ساختمان‌هاي بلند مجاور داراي ديدي مسدود و بسته است.

• يكي ديگر از موارد بسيار مهم، همسايه‌هاي آينده شما هستند. در خصوص آن‌ها تا جايي كه مي توانيد تحقيق كنيد و جويا شويد كه آيا ساختمان داراي نظم و قانون هست يا خير و آيا همسايه‌ها به مسائل آپارتمان‌نشيني پايبند هستند يا خير. اين مورد مي‌تواند در آرامش زندگي شما در آن آپارتمان بسيار تاثيرگذار واقع شود.

• چنانچه اتومبيل داريد يا قصد خريد آن را داريد، در خصوص پاركينگ آپارتمان نيز فكر كنيد. اگر ساختمان داراي پاركينگ كافي باشد مشكلي نخواهيد داشت، اما در غير اين‌ صورت در زمينه وجود جاي كافي براي پارك در مقابل ساختمان و هم‌چنين امنيت منطقه توجه بيشتري كنيد.


sheida.m 11-18-2009 07:00 PM

10 شغل پر درآمد دنیا
 
شبکه خبری سی.ان.ان اقتصادی ،‌ در گزارشی به بررسی حقوق در مشاغل مختلف و همچنین رتبه بندی آنها از لحاظ حقوق پرداخت.
به گزارش بانکی ،‌در این گزارش حقوق مشاغل مختلف با رتبه ی آنها در رنکینگ برترین شغل ها در کشور امریکا مقایسه شده است.
این گزارش جالب را با هم می خوانیم:

۱٫ متخصص بی هوشی
http://banki.ir/images/stories/11_an...ologist.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۱۱
درآمد متوسط : سالانه ۲۹۲۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۴۰۸۰۰۰ دلار
این پرداخت بالا به علت سختی و حساسیت فوق العاده کار است ، شاغلان در این حرفه معتقدند استرس در این شغل به حدی است که آنها را از زندگی عادی دور می کند چرا که مرگ و زندگی یک انسان در دست آنهاست.
روگر مور ، مدیر جامعه هوشبران امریکا می گوید:” هوشبران باید هم به بیماران آرامش دهند و آنها را برای یک عمل موفق آماده سازند و هم پزشکانی که قصد انجام عمل دارند را ، یک اشتباه کوچک تنها یک نتیجه خواهد داشت : مرگ بیمار!”

۲٫متخصص زنان و زایمان
http://banki.ir/images/stories/22_ob_gyn.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۲۲
درآمد متوسط : سالانه ۲۲۲۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۳۳۸۰۰۰ دلار
یکی از دلایل پرداخت بالا در این شغل ، مبلغ بالای بیمه ای است که برای عمل ناموفق هزینه می شود ، دلیل دیگر سخت بودن عمل جراحی و سروکار داشتن متخصص با جان دو انسان است ،‌از سوی دیگر با توجه به اینکه متخصص ۹ ماه بیمار خود را کاملا تحت نظر دارد ، حقوق وی نیز بالاتر از سایر متخصص ها در پزشکی است.

۳٫ روانپزشک
http://banki.ir/images/stories/24_psychiatrist.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۲۴
درآمد متوسط : سالانه ۱۷۷۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۷۹۰۰۰ دلار
دو دلیل عمده برای پرداخت بالا در این شغل ذکر شده است ، اول اینکه پزشک موظف است حتی کارهایی خارج از حیطه وظیفه ی خود انجام دهد تا بیمار بهبودی خود را بازیابد ،‌از سوی دیگر ،‌پزشکی که در این حرفه مشغول به کار است باید علی رغم سر و کار داشتن با انواع و اقسام بیماران ، سلامت روان خود را حفظ کند که این بر سختی شغل می افزاید.

۴٫ پرستار (دستیار ) بی هوشی
http://banki.ir/images/stories/15_nu...thetist.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۱۵
درآمد متوسط : سالانه ۱۵۷۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۱۴۰۰۰ دلار
به همان دلایلی که برای متخصص بی هوشی ذکر کردیم ،‌دستیار متخصص بودن نیز کاری سخت و البته با حقوق بالاست.

۵- مدیر فروش
http://banki.ir/images/stories/10_ho...erson__new.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۱۰
درآمد متوسط : سالانه ۱۴۰۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۳۹۰۰۰ دلار
یک شغل با کلاس با پورسانت بالا ، این تعریفی است کوتاه از مدیریت فروش.
روبرت بوروف محقق فروش می گوید :” در واقع فروش حیاتی ترین بخش یک کارخانه است ،‌فروش است که شرکتها را از یکدیگر متمایز می کند و این تنها دلیل حقوق بالا در این شغل است.”
البته تربیت نیروهای جوان ، آموزش و بکارگیری صحیح آنها و هم چنین تشکیل گروههای کاری موثر از دیگر وظایفی است که شغل مدیریت فروش را سخت تر و جذاب تر می کند.

۶٫آمارگیر و تحلیلگر
http://banki.ir/images/stories/actuary.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : –
درآمد متوسط : سالانه ۱۲۹۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۵۷۰۰۰ دلار
یک اشتباه کوچک و جابجایی در حسابهای قسمتهای مختلف شرکت کافی است تا تمام شرکت به طور کامل از کار بیفتد ، تحلیلگران در واقع متخصصان ایجاد بحران در شرکت هستند !
البته دلیل دیگر حقوق بالا ، آموزشهایی است که هزینه ی زیادی صرف آن شده و حدود ۱۰ سال نیز با امتحانات گوناگون به طول می انجامد.

۷٫مدیر امور مالی
http://banki.ir/images/stories/29_fi...irector.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۲۹
درآمد متوسط : سالانه ۱۲۱۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۱۴۰۰۰ دلار
این شغل علاوه بر داشتن حقوق بالا ، پرستیژ شغلی بالایی نیز دارد.
البته در کنار این پرداخت بالا ، مدیر مالی باید پاسخگوی حتی یک سنت در شرکت بوده و تحمل ریسک ها و مشکلات فراوان را نیز داشته باشد.
مدیران توقع بالایی از مدیر مالی خود دارند،‌ آنها برای پیشرفت شرکت هر انتظار غیرمعقولی از مدیر مالی دارند ، حتی اداره ی شرکت با روزانه ۱۰ دلار!
۸- طراح نرم افزار

http://banki.ir/images/stories/softw...hitect2.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : –
درآمد متوسط : سالانه ۱۱۷۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۱۶۶۰۰۰ دلار
طراح نرم افزار در واقع حقوق ذهن خلاق و حوصله و صبر فراوان خود را دریافت می کند.
هیچ کسب و کاری اکنون نمی تواند در دنیا ادعا کند که محتاج به طراحی نرم افزار نیست ،‌همین موضوع باعث شده تا شرکتها برای جذب طراحان حرفه ای ، وارد رقابت با یکدیگر شده و هر کدام حقوق بالاتری پیشنهاد دهد.

۹- وکیل و حقوقدان
http://banki.ir/images/stories/18_at..._lawyer.ju.jpg
رتبه در برترین شغل ها : ۱۸
درآمد متوسط : سالانه ۱۱۵۰۰۰ دلار
بالاترین پرداخت : سالانه ۲۶۲۰۰۰ دلار
تخصص بالا که موجب ایجاد رقابت در این شغل شده و هم چنین سرو کار داشتن با انواع و اقسام مجرمان و هم چنین اقبال عمومی به داشتن وکیل بهتر در میان مردم و شرکتهای بزرگ و گستره ی وسیع این شغل از عوامل اصلی حقوق بالا در این شغل است.
امروزه شرکتها داشتن وکلای حرفه ای را از جمله مزیت های مهم رقابتی خود دانسته و حاضرند برای داشتن وکلای بهتر هزینه های گزافی بپردازند.
شایان ذکر است یک وکیل می تواند همزمان در چند شرکت و برای چند نفر نیز کار کند و این دلیل دیگری است بر کسب حقوق بالا در این شغل.

۱۰٫ کارگزار بیمه
http://banki.ir/images/stories/insurance_broker.ju.jpg
شکی نیست که شرکتهای بیمه از جمله شرکتهای پرسود در دنیا هستند ، البته وقتی پای کمپانی های بزرگ و مساله ی بیمه ی آنها به میان می آید ، این سود چندین برابر می شود ، آنها هزینه های گزافی بابت بیمه نمودن شرکتها دریافت می کنند در حالی که ممکن است هیچ نیازی به پرداخت بیمه نباشد.
مطلب مرتبطی یافت نشد.

Omid7 11-20-2009 01:52 AM

آموزش زبان اصفهاني در سه دقیقه
 
آموزش زبان اصفهاني در سه دقیقه

1- مضاف و موصوف هميشه “ي” ميگيردد.
مثال: درِ باغ ===» دري باغ گل قشنگ ===» گلي قشنگ آدم خوب ===» آدمي خُب

2- “د” ما قبل ساكن قلب به “ت” ميشود.
مثال: پرايد ===» پرايت آرد ===» آرت

3- واو ساكن آخر كلمه به “ب” قلب مي شود
مثال: گاو ===» گاب

4- اصولاً در هر كجا كه فتحه قشنگ باشد كسره بكار ميرود و هر كجا كه كسره كلمه را زيبا ميكند فتحه بكار ميرود
مثال براي فتحه: اَز===» اِز قفَس ===» قفِس اَزَش ===» اِزِش بِِزَن ===» بِِزِن
مثال براي كسره: اِمروز===» اَمروز جمعِه===» جمعَه سِفيد===» سَفيد حِيفِ===» حَيفس فِشار===» فَشار

5- صداي ” اُ ” هيچ جايگاهي نداشته و به “او” تبديل ميشود.
مثال: شما===» شوما كجا===» كوجا چادر===» چادور

6- حرف “و” در قالب حرف ربطي به به “آ” تبديل ميشود.
مثال: من و تو و حسن ===» منا تو آ حسن

7- اصولا خود ” آ ” به عنوان يك حرف ربط به كار ميرود
مثال: من هسم، آ بابامم هسن
در ضمن حرف “آ” به معناي “به علاوه” هم به كار ميرود.
مثال: 5+4+3 ===» 5 آ 4 آ 3

8- حرف ” ه ” در لهجه اصفهاني به نوعي نابود شده.
مثال: بچهها ===» بِچا گربهها ===» گربا ميجهد===» مي جِد
ه در آخر افعال به “د” ساكن بدل ميشود.
بره===» برد بشه===» بشد
“ه” به ي تبديل ميشود.
بهتر===» بيتِرِس سر راهي===» سري رايِس گربه===» گربيِه
“ه” به “ش” تبديل ميشود.
بهش ميگم ===» بشش ميگم
“ه” به “و” بدل ميشود.
ما هم مي آييم ===» ما وَم ميَيم
نكته:به غير اول شخص مفرد حروف “خوا” به “خ” تبديل ميشود
ميخواي ===» مي خَي

9- در برخي افعال حرف “ي” به ” اوي” تبديل ميشود.
ميشنوي===» ميشنُوي ميگي ===» ميگوي

10- اگر حرف اول كلمه “ب” يا “ن” باشد و حرف سوم “ي” يك “ي” بعد از “ب” يا “ن” اضافه ميشود.
بگير===» بيگير بشين ===»بيشين بريز ===» بيريز ببين ===» بيبين
این مطلب به صورت ایمیل به من رسیده منبع آن را نمیدانم

Omid7 11-20-2009 02:20 AM

از کدوم یک از بازیگران زن ایرانی خوشتون میاد؟
 
از کدوم یک از بازیگران زن ایرانی خوشتون میاد؟

می تونید نظرتونو بگید

من خودم از حدیث فولادونو خوشم میاد، یه جورایی معصوم به نظر میاد


مجتب 11-21-2009 04:29 PM

بانوی صورتی
 
کیتن کی سرا عاشق رنگ صورتی است، البته که همه زنان و دختران سراسر دنیا این رنگ را دوست دارند ولی آنچه موجب وجه تمایز سارا از آنها می شود این است که هر آنچه در اطراف اوست صورتی است.
اسم مستعاراین بازیگر ۴۶ ساله آمریکایی “بانو صورتی ” است، چون تقریبا ً هر چه که دارد صورتی است. خود او ادعا می کند که این مسئله اصلا ً غیر عادی نیست ولی قبول دارد که رنگ صورتی همچون آهن ربایی او را به خود جذب می کند و نمی تواند مانع این بشود که جز صورتی رنگ دیگری را دوست داشته باشد.
بانو صورتی اذعان می دارد که در طول ۲۵ سال گذشته فقط لباس صورتی به تن کرده، و برای اینکه این رنگ دلش را نزند درجه این رنگ را عوض کرده و سعی کرده از سبک های مختلفی استفاده کند. او حتی سگ ۴ ساله اهل مالت خود را با آب نبات های صورتی وحمام عصاره ی چغندرقند به رنگ صورتی درآورده.
او در استفاده از این رنگ زیاده روی کرده، در مراسم عزاداری از فرق سر تا نوک پا با لباسهایی که عرف این مراسم است، حاضر می شود. و حتی فردی را که کور رنگی داشت و نمی توانست زیبایی رنگ صورتی را درک کند، تحقیر و سرزنش کرد.
بانو صورتی می گوید او خوشبخت است و از زندگی خود راضی است، و شیفته غریبه هایی است که در خیابان جلوی او را می گیرند و گوشواره وشال صورتی خود را به او می دهند و همینطور طرفدارانش که تمام مدت به او چیزهای صورتی می دهند.

رزیتا 11-22-2009 07:20 AM

هشدارملکه هاي زيبايي جهان به دختران جوان
 
هشدار ملکه هاي زيبايي جهان به دختران جوان


هفت ملکه زيبايي از چهار قاره‌ جهان خطاب به دختران و زنان جوان اعلام کردند که الگوها و ايده‌هاي مدرن و پيشرفته امروزي براي زيبايي مي‌توانند به استخوان‌هاي آنها آسيب بزنند و در آينده موجب ابتلاي آنها به پوکي استخوان شوند.
اين زنان از کشورهاي استراليا، اتريش، پاناما، تايلند، ترکيه و ونزوئلا در کنفرانسي از سوي سازمان بين‌المللي پوکي استخوان سخنراني خود را در اين زمينه ايراد کردند.
اين زنان که درباره‌ تجربيات خودشان در اين زمينه صحبت مي‌کردند، خاطرنشان کردند که امروزه بسياري از دختران در سن نوجواني و پيش از آن در نقاط مختلف جهان به قيمت از دست دادن سلامتي، زيبايي به دست مي‌آورند. آنها متذکر شدند که استانداردهاي زيبايي حتي براي ملکه‌هاي زيبايي نيز تغيير کرده است و زنان و مردان در تمام
رده‌هاي سني وظيفه دارند مراقب سلامت استخوان‌هايشان باشند.
با توجه به مسن شدن جمعيت آسيايي‌ها، پيش‌بيني مي‌شود که مشکلات و ناراحتي‌هاي ناشي از پوکي استخوان در صورت عدم اقدامات پيشگيرانه به طور فزاينده‌اي افزايش پيدا کند.
تمام زنان و مردان بايد اقدامات فوري براي بررسي نحوه زندگي‌شان و انجام آزمايشات پوکي استخوان انجام دهند.


رزیتا 11-22-2009 07:41 AM

زنی که با شلوار میانه‌ای نداشت!؟
 
زنی که با شلوار میانه‌ای نداشت!؟

هیچ نام فرانسوی به اندازه "کوکو شانل" با مد پیوند نخورده است. صد سال از زمان ورود گابریل شانل که بعدها به "کوکو" شانل معروف شد، به دنیای مد می‌گذرد. اینک فیلم تازه‌ای از زندگی وی به سینماهای آلمان راه یافته است.
دوران کودکی و سال‌های اولیه‌ی جوانی زنی که سرشناس‌ترین نام را در دنیای مد دارد، به هیچ‌روی شباهتی به آنچه که در سال‌های بعد به آن تبدیل شد، ندارد. شانل دوران نوجوانی‌اش را در یک پرورشگاه گذراند و در جوانی به همراه خواهرش در کاباره‌ها آوازه‌خوانی کرد.

در سال ۱۹۱۰ با کمک مالی مردی که بزرگترین عشق زندگی او بود، خیاط خانه‌ی کوچکی را راه می‌اندازد که در آن برای مشتریانش کلاه طراحی می‌کرد. کلاه‌های پردار و بزرگ به جامانده از قرن گذشته در خیاط خانه‌ی شانل تبدیل به کلاه‌هایی ساده و شیک می‌شدند که هیچ نشانی از زرق و برق پیشین روی آنها دیده نمی‌شد.

http://www.niksite.com/khabar/coco-chanel2.jpg

زمانی‌که در پرورشگاه خبری از درس و کار نیست، شانل زمان را در کارگاه‌های خیاطی آنجا به دوختن و بافتن سپری می‌کند و عشق و علاقه به دوختن را می‌توان مدیون همین ساعات سپری شده دانست: «من ۱۸ ساله بودم که برای اولین بار وارد دنیای مد شدم. در آن زمان هنوز شاگرد راهبه‌های پرورشگاه بودم و هیچ چیزی به جز لباسی که خودم برای خودم دوخته بودم نداشتم. درست همان چیزی که موفقیت به حساب می‌آمد. همه سرشان را به طرف من بر می‌گرداندند. به خودم گفتم، اگر طرح‌های من این‌طور به مذاق مردم خوش می‌آید، پس می‌توانم آنها را تولید کنم و بفروشم.»


نقلابی در سبک
شانل برای فرانسوی‌ها یک چهره‌ی ملی است؛ چهره‌ای که تا کنون فیلم‌های زیادی به افتخارش ساخته‌اند و کتاب‌های متنوعی را درباره‌اش چاپ کرده‌اند. در سال گذشته‌ی میلادی، شبکه‌ی دوم تلویزیون فرانسه سریال دو قسمتی را از زندگی کوکو شانل پخش کرد.

به تازگی دو فیلم جدید از زندگی شانل ساخته‌شده‌اند که هر کدام تصویرگر بخشی از دوران زندگی او هستند. فیلم "Coco avant Chanel" (کوکو پیش از شانل) از آنه فونتین در ماه مه بر پرده‌ی سینماهای فرانسه راه یافت و به تازگی در اروپا، از جمله آلمان به نمایش در آمده است. آدری تاتو (آملی و راز داوینچی) در این فیلم در نقش شانل ظاهر شده است.
این فیلم، ۲۸ سال ابتدای زندگی شانل را به تصویر می‌کشد، زمانی که شانل تازه وارد دنیای مد می‌شود و به این ترتیب نام خودش را در قشر بالای جامعه مطرح می‌کند. طرح‌های او انقلابی را در سبک لباس پوشیدن خانم‌ها به راه می‌اندازد. طرح‌هایی که تماما بر سادگی و زنانگی طبیعی تأکید دارند و بدور از هر تجمل تا پیش از آن مرسوم است و همین ویژگی‌ها نیز تبدیل به اصلی‌ترین مشخصه‌های مارک شانل می‌شوند.
شانل معتقد بود: «من مخالف شلوار هستم. طبیعتا در مزارع می‌توان شلوار به پا کرد اما من نمی‌فهمم چرا باید مثل یک مرد لباس پوشید و در خیابان‌ها به راه افتاد. شلوار زنان را نازیبا می‌کند. اکنون زمانی است که باید به زنانگی بها داد. زنان زمانی قوی هستند که زنانگی داشته باشند.»
در یک روز یکشنبه‌ی سال ۱۹۷۱ شانل در آپارتمانش در پاریس در می‌گذرد؛ روزی که به عنوان روز تعطیل به حساب می‌آید و به همین دلیل هم شانل این روز را دوست نداشت.

منبع-پارسیان فان


sam_68 11-22-2009 10:39 AM

پزشکی در زمان قاجار
 

پزشکی در زمان قاجار (ديدني)

یکی دو روز قبل، کتاب جالبی در مورد، پزشکی در دوران قاجار به دست آوردم. کتاب به انگلیسی و نوشتۀ «هرمز ابراهیمی‌نژاد» است.

اما تا آن زمان بد نیست، نگاهی به بعضی از عکس‌های این کتاب بیندازیم. به گمانم این عکس‌ها تا به حال کمتر دیده شده‌اند:

۱- در عکس اول، پزشکان ناصر‌الدین‌ شاه را می‌بینید. از راست به چپ: ۱- میرزا بزرگ قزوینی ۲- میرزا کاظم رشتی ۳- حاج آقا بابا ۴- دکتر تولوزان ۵- حکیم الممالک و ۶- یک پزشک ارتشی – در زیر عکس مطالبی مبنی بر آزمایش یک داروی مسهل ساخته اروپا در آن روز به چشم می‌خورد!
http://nimool.com/nletter/88/8/9/1/Image_1.jpg
۲- در عکس دوم یک مریض‌خانه یا بیمارستان دولتی را می‌بینید:
http://nimool.com/nletter/88/8/9/1/Image_2.jpg
۳- در عکس سوم، یک پزشک سنتی یا حکیم‌باشی را در کنار نسخه‌نویس و شاگردش می‌بیند. این عکس در شیراز و در سال ۱۸۹۸ میلادی گرفته شده است:

http://nimool.com/nletter/88/8/9/1/Image_3.jpg
۴- در عکس چهارم که در سال ۱۸۹۲ گرفته شده است، لقمان‌الدوله را در کنار تعدادی از پزشکان و داروسازان می‌بینیم:
http://nimool.com/nletter/88/8/9/1/Image_4.jpg
۵- در این عکس، اعضای «مجلس حفظ الصحه» دیده می‌شوند. از چپ به راست: ۱- دکتر میرزا علی، رئیس‌الاطباء ۲-دکتر دیکسون، پزشک سفارت بریتانیا ۳- میرزا عبدلله طبیب ۴-دکتر تولوزان ۵-دکتر میرزا علی اکبر ناظم‌الاطباء ۶-دکتر چربنین، پزشک سفارت روسیه ۷- میرزا کاظم شیمی (استاد شیمی دار‌الفنون)
http://nimool.com/nletter/88/8/9/1/Image_5.jpg

sam_68 11-22-2009 10:42 AM

خطرناکترین حیوانات
 
حیواناتی که بیشترین حملات را در طول سال به انسان دارند
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/1.jpg
بین ۵ تا ۱۰ نفر در طول سال از حمله خرس کشته می شوند.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/2.jpg
۱۰۰ نفر در طول یک سال از حمله کوسه کشته می شوند.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/3.jpg
عروس دریایی ۱۰۰ نفر را در طول سال می کشد.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/4.jpg
اسب آبی بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ نفر را در طول سال می کشد.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/5.jpg
۶۰۰ تا ۸۰۰ نفر توسط تمساح در طول سال کشته می شوند.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/6.jpg
۸۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر در طول سال توسط عقرب کشته می شوند.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/7.jpg
گربه وحشی در طول سال ۸۰۰ را می کشد.
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/8.jpg
پشه مالاریا سالانه ۲ تا ۳ میلیون انسان را می کشد
http://nimool.com/nletter/88/7/18/1/10.jpg
مار ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار نفر را در طول سال می کشد.

sam_68 11-22-2009 10:44 AM

مقایسه دیوار مهد کودک در تهران و اروپا
 
مقایسه دیوار مهد کودک در تهران و اروپا!

مقایسه دیوار یک مهد کودک در تهران و یک مهد کودک در اروپا!


amir ahmadi 11-22-2009 01:17 PM

در نظر بازی ما بی خبران حیرانند
 
در نظر بازی ما بی خبرای حیرانند/خاصه ان میوه فروشان که توی میدانند/کارمندیم و به دل حسرت دیزی داریم/حسرت مزمن ما قهوه چیان می دانند

amir ahmadi 11-22-2009 01:21 PM

یک م از حافظ سه م حاجی
 
گفتم غم تو دارم .گفتا غمت سراید/گفتم :بد است وضعم گفتا:که بدتر اید/گفتم:غم مساوات ما را به ارزو کشت/گفتا:بمان در این غم تا روز محشر اید

amir ahmadi 11-22-2009 01:24 PM

م از حاجی
 
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/وقت بشکن زدن کارکنان خواهد شد/اول ماه حقوق من تو نفله شود/سرمان باز دچار نوسان خواهد شد

amir ahmadi 11-22-2009 01:27 PM

م از حاجی حسینی
 
گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم/مشکلی نیست که صد مشکل دیگر دارم/نیست امید که من صاحب مسکن بشوم/مثل اجداد از این بعد به فکر غازم

amir ahmadi 11-22-2009 01:31 PM

م از حاجی
 
مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو/یادم از وضع حقوق امد و دوران چپو/تکیه بر وضع قاراشمیش مکن کاین نامرد/خر کاووس گرفت و یخه کیخسرو

amir ahmadi 11-22-2009 01:46 PM

نیست امید که من صاحب مسکن بشوم

مجتب 11-22-2009 02:52 PM

من در نماز حال ندارم، چه کنم؟
 

چرا وقتي نماز مي خوانم، توجه و حال مخصوص عبادت ندارم؟ چه کنم؟
.: پاسخ:
نماز در میان عبادت های دیگر در قله و اوج قرار دارد، تا جایی که در روایات ما از آن به معراج مؤمن، یا ستون دین، تعبیر شده است و این تعبیرات نشان از اهمیت این فرضیه ی الاهی دارد.


از طرفی تحقق یک پدیده در خارج نیاز دارد که مقتضی آن موجود و مانع آن مفقود باشد. نماز هم از این قاعده بی نیاز نیست. در نماز تحقق مقتضی و رفع موانع و وصول به نماز واقعی با رعایت شرایط و آداب ظاهری و باطنی نماز میسور است.


سخن گفتن درباره ی آداب باطنی نماز بسیار است، اما به صورت فشرده به مواردی از آن اشاره می شود:


1. توجه به خدای متعال و چرایی عبادت:

یعنی نمازگزار باید معرفتی نسبتاً درست از خدای متعال داشته باشد و بداند که با چه کسی رو به رو می شود. خدای متعال کمال محض است و جامع همه ی کمالات بلکه عین کمال است و یکی از کمالات الاهی حکمت است. به همین دلیل تمام افعال الاهی هدفمند است، و از افعال الاهی، آفرینش جهان هستی و گل سرسبد آن انسان است و هدف آفرینش، رسیدن به کمال (تکامل) است که این حقیقت جز از راه صحیح (صراط مستقیم) میسر نمی شود، و صراط مستقیم همان بندگی خداوند است: «وَ أَنِ اعْبُدُوني‏ هذا صِراطٌ مُسْتَقيم‏»؛[1] یعنی اطاعت از همه دستورات و قانون الاهی که مهم ترین و بارزترین آنها، در قالب عبادت تجلی می یابد.


اگر کسی فلسفه ی عبادت را نداند نصیبی از آن نمی برد و فلسفه ی عبادت فقط در پرتو بینش دینی قابل دریافت است.


2. پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد:

میزان تأثیر اعمال بستگی کامل به زمینه های قبلی و توجه و اخلاص افراد دارد، به همین سبب عبادت در افراد تأثیرات کاملا مختلفی دارد.


پرهیز از اموری که با عبادت منافات دارد و اثر آن را خنثی می سازد، از امور بسیار مهم است. مانند دو مریض که هر دو به دستور پزشک عمل کرده و داروهای خود را به موقع می خورند، ولی یکی، از چیزهای زیان بار پرهیز می کند و دیگری بی پرواست و اهل پرهیز نیست. در این صورت سفارش و نسخه ی پزشک برای دومی بی اثر یا کم اثر است.



باید از اعمال ظلمت زا (گناه) پرهیز کنیم تا عبادت در باطن ما اثر کند و موجب نشاط گردد. لذا در روایات وارد شده است، تا آن جا که برایتان امکان دارد از گناه فاصله بگیرید؛ زیرا ظلمت با گناه به باطن راه می یابد، «اذا اذنب الرجل دخل فی قلبه نقطة سوداء».[2]



امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «كان أبي (ع) يقول: ما من شي‏ء أفسد للقلب من خطيئة، إنّ القلب ليواقع الخطيئة فما تزال به حتّى تغلب عليه فيصيّر أعلاه أسفله».[3]



پدرم [امام باقر] (ع) مى‏فرمود: هيچ چيز براى قلب زيانبارتر از گناه نيست، چه آنكه قلب با گناه مى‏آميزد و با آن گلاويز مى‏شود تا بالاخره گناه بر قلب چيره شده و آن را وارونه مى‏سازد.


يعنى قلب به حساب طبع اولى، ملكوتى و رو به خدا ست، ولى در اثر گناه چهره‏اش وارونه گشته، ناسوتى و شيطانى مى‏شود.


امام صادق (ع) مى‏فرمايد: «إنّ الرّجل يذنب الذّنب فيحرم صلوة اللّيل و إنّ العمل السّيّئ أسرع في صاحبه من السّكّين في اللّحم».[4]


گناه انسان را از عبادت و تهجّد محروم مى‏سازد و لذّت مناجات با خدا را از او سلب مى‏كند و تأثير گناه از كارد برنده سريع‏تر است.[5]


مثنوی مولوی در این باره داستان گناهکار و جناب شعيب را بیان می کند و می گوید:


آن يكى مى‏گفت در عهد شعيب

كه خدا از من بسى ديدست عيب‏

چند ديد از من گناه و جرم‏ها

وز كرم يزدان نمى‏گيرد مرا

حق تعالى گفت در گوش شعيب

در جواب او فصيح از راه غيب‏

كه بگفتى چند كردم من گناه

وز كرم نگرفت در جرمم اله‏

عكس مى‏گويى و مقلوب اى سفيه

اى رها كرده ره و بگرفته تيه‏

چند چندت گيرم و تو بى‏خبر

در سلاسل مانده‏اى پا تا به سر

زنگ تو بر توت اى ديگ سياه

كرد سيماى درونت را تباه‏

بر دلت زنگار بر زنگارها

جمع شد تا كور شد ز اسرارها...

از نماز و از زكات و غير آن

ليك يك ذره ندارد ذوق جان‏

مى‏كند طاعات و افعال سنى

ليك يك ذره ندارد چاشنى‏

طاعتش نغز است و معنى نغز نى

جوزها بسيار و در وى مغز نى‏

ذوق بايد تا دهد طاعت بر

مغز بايد تا دهد دانه شجر

دانه بى‏مغز كى گردد نهال

صورت بى‏جان نباشد جز خيال‏

چون شعيب اين نكته‏ها بر وى بخواند

از تفكر همچو خر در گل بماند[6]


3. تلاش برای تهذیب نفس:

هدف از تهذیب نفس، کنار زدن حجاب ها و پرده هایی است که میان انسان و فطرت او مانع گردیده و اجازه ی تبلور و تجلی به آینه ی خدانمای فطرت را نمی دهد. این پرده ها و حجاب ها برگرفته از گناهان، غفلت، و فرو رفتن در عالم ماده و مادیات و فراموش کردن خدا و آخرت و عالم ملکوت است. تمام دستورات و احکامی که در شرع مقدس وارد شده، همگی هدف واحدی را دنبال می کند و آن کم رنگ کردن و یا کنار زدن این حجاب ها و درخشش گوهر فطرت و حقیقت انسان است که در زیر خروارها گرد و خاک غفلت و عصیان مدفون گشته است. «قد افلح من زکیها و قد خاب من دساها».[7]


4. انجام دادن کارهای مثبت:

از سویی روح، همه کاره در عالم بدن است و تمام اعضا و جوارح تحت فرمان اویند و از سویی دیگر همو محل نورانیت ها و ظلمت هاست و از اعمال انسان تأثیر می پذیرد.


تأثیر فوری کارهای مثبت و منفی بر روح بر کسی پوشیده نیست و از جمله ی اعمال مثبت انجام عبادات است؛ یعنی اگر انسان ده درجه نورانیت داشته باشد و نماز شب هم بخواند و یا در رفع حوایج مردم کوشا باشد و... این اعمال خوب به نورانیت روح او می افزاید و همین باعث توان مندی بیشتر روح و باطن او می شود و این نورانیت عظیم اسباب نشاط در عبادتی مثل نماز را فراهم می آورد. البته عکس این موضوع هم در اعمال ظلمانی صادق است. «قل کل یعمل علی شاکلته».[8]


5. دوستی خداوند متعال:

خطا و گناه آدمی، ریشه در دنیا دوستی و گرایش افراطی به لذت های مادی و طبیعی آن دارد. «حب الدنیا رأس کل خطیئة». بنابراین، اگر کسی بخواهد دلش را از گناه خالی کند، باید با ریشه و منشأ آن بستیزد و بکوشد که از شدت محبت دنیا در دلش بکاهد و گرایش به لذت های طبیعی را در نفس خویش تعدیل نماید که اگر چنین کند و به استعانت خدای متعال، در این کار سترگ موفقیتی به دست آورد، می تواند دلش را از گناه خالی کند و به جای آن محبت خدای بزرگ و اولیای او را جایگزین نماید.


نتیجه: این که اگر بخواهیم در نماز حال خوبی داشته باشیم، باید آداب باطنی را رعایت نماییم، با اعمال نورانی زمینه را فراهم کنیم و نور باطن را قوت بخشیم و وجود آدمی را از امراض اخلاقی پاکیزه گردانیم تا به درک لذت عبادت نایل آییم. چه این که مریض به جهت مرض از درک لذت بهترین غذاها بی بهره است و رغبتی به میل کردن غذای لذیذ ندارد. البته ناگفته نماند که خوردن غذا و لو این که این چنینی باشد نقش اساسی در بهبود مریض دارد. از این جهت همان طورکه در لابلای بحث بدان اشاره رفت، ما قایلیم که ایندو در همدیگر تأثیر متقابل دارند.


سمیرا_25 11-22-2009 10:27 PM

رهايي از صدای بيپ کامپيوتر
 
حتما شما هم صدای بيپ کامپيوتر را زماني که خطائي رو انجام داديد شنيديد! برخي اوقات اين صدا واقعا آزار دهنده ميباشد و آدم ميخواهد به هر نحوی شده اين صدا را قطع کنددhttp://www.parsplanet.com/images/smilies/punkt.gifد

ناراحت نباشيد راه حلي برای اين منظور وجود دارد! مسير زير را دنبال کنيد و براحتي صدای بيپ را قطع کنيد. به صورت زير عمل کنيددhttp://www.parsplanet.com/images/smilies/punkt.gifد

Run -> Regedit -> Hkey_current_user/control panel/sound

را از beep در ستون سمت راست مقدار گزينه
yes
به
no
تغيير دهيد. با اين كار براي هميشه از شر اين صداها خلاص مي شويددhttp://www.parsplanet.com/images/smilies/punkt.gif

Omid7 11-24-2009 08:41 PM

بزرگترين سرسره جهان + عکس
 
شايد در كودكي سوار سرسره هاي زيادي شده باشيد

و طعم كودكي رو با اون سرسره ها گذرونديد

حال ميخوايم ببينيم
كه آيا اين سرسره رو هم تجربه كرديد؟



رزیتا 11-25-2009 09:53 AM

همه چیز درمورد سیگار
 
همه چیز درمورد سیگار



اگر نوجوان هستید، این احتمال وجود دارد که یک روز به سمت سیگار کشیده شوید. روزانه تقریباً 3000 نوجوان امریکایی سیگاری می شوند، این یعنی سالانه یک میلیون نوجوان به آمار سیگاری ها افزوده می شود. حدود 60 درصد از دانش آموزان دبیرستانی در سالهای آخر مدرسه سیگار را امتحان می کنند. پس این احتمال وجود دارد که خود شما یا دوستانتان هم یکی از این نوجوانان سیگاری باشید.
هدف ما از این مقاله کمک به شماست تا بدانید چرا این همه نوجوان به سمت سیگار کشیده می شوند. وقتی بدانید چرا نوجوانان سیگار می کشند این احتمال که خودتان به سمت آن نروید بیشتر می شود. مثل شعبده بازی است. اولین باری که آنرا می بینید به نظرتان خیلی جالب و اسرارآمیز می آید اما وقتی کسی حقه آنرا به شما آموزش دهد دیگر برایتان اسرارآمیز نخواهد بود و جذابیت خود را برایتان از دست خواهد داد. درمورد سیگار کشیدن هم همینطور است.
قرص
تصور کنید که من و شما مکالمه زیر را با هم داریم:
من: سلام، چطوری؟
شما: بد نیستم.
من: یه چیز جدید دارم دوست داری امتحانش کنی؟
شما: چی هست؟
من: یه قرصیه که فکر میکنم بدت نمی آید امتحانش کنید
شما: چکار میکنه؟
من: اول اینکه یه ماده سرطان زای جدیده که اگه مصرف کنی احتمال اینکه سرطان ریه بگیری خیلی زیاده. غیر از این مشکلات دیگه ای هم برای سلامتیت داره. تنفست و موهات و لباسات بوی بد میگیره. ماشینتو به کثافت می کشه. این قرص رو 40 بار در روز مصرف می کنی. از اینها گذشته اعتیادآور هم هست. وقتی یکبار مصرف کنی دیگه ترک کردن آن سخته. کلی هم باید هر روز خرج خریدن آن کنی.
شما: برای این باید پول بدم؟ شوخی می کنی؟ حالم از این چیزی که گفتی بهم می خوره. مگه دیوونه ام که اونو بخورم؟
من: با مصرفش حس باکلاس بودن بهت دست میده.
اگر چنین چیزی به شما هم پیشنهاد می کردند، مصرف می کردید؟
چرا؟
اجازه بدهید از اول شروع کنیم—چرا نوجوانها شروع به سیگار کشیدن می کنند؟ اگر از آنها بپرسید، احتمالاً چهار دلیل زیر را عنوان می کنند:
1. پذیرفته شدن در جمع دوستان: خیلی از نوجوانان که دوستانشان سیگار می کشند برای اینکه در جمع آنها پذیرفته شوند، به سیگار روی می آورند.
2. انعکاس تصویر: سیگار کشیدن در تبلیغات تصویر خاصی دارد. برای خانم ها نشانه ***ی بودن و برای آقایون نشانه استقلال فردی، سرگرمی و خونسردی است. خیلی اوقات نوجوانان تحت تاثیر این تصاویر به سیگار روی می آورند.
3. طغیان و سرکشی: بسیاری از نوجوانان به این خاطر به سیگار روی می آورند چون می دانند خانواده و سایر افراد بزرگسال را اذیت می کند. عنصر استقلال طلبی و انجام کارهایی که مجاز نیست هم ازجمله دلایل کشیده شدن نوجوانان به سیگار است.
4. الهام گیری از بزرگسالان: بعضی از نوجوانان باور دارند که با سیگار کشیدن مثل بزرگسالان رفتار می کنند. اگر نوجوان در جامعه ای بزرگ شود که اکثر افراد بزرگسال سیگار بکشند، این می تواند نتیجه ای منطقی باشد.
عامل دیگری هم تاثیرگذار است که خیلی از نوجوانان از آن بی خبر هستند:
این عامل ذهن خود فرد نوجوان است. نمودار زیر می تواند برایتان جالب باشد:
نمودار زیر سنی که افراد شروع به سیگار کشیدن می کنند را نشان می دهد. در این نمودار می توانید مشاهده کنید که برخی از سن 11 و 12 سالگی شروع می کنند اما به طور کلی سن 13 تا 18 سالگی سنی است که اکثر افراد در آن سیگار را شروع می کنند—تقریباً همه افراد سیگاری از این سنین شروع می کنند. مسئله مهم که باید به آن توجه کنید این است: هیچکس بعد از سن 20 سالگی شروع به سیگار کشیدن نمی کند. این یعنی اگر بتوانید تا سن 20 سالگی سیگار نکشید، احتمالاً دیگر هیچوقت سیگاری نخواهید شد. این یک واقعیت خیلی جالب زندگی است. هیچ فرد بزرگسالی تصمیم به سیگاری شدن نمی گیرد. سوالی که بعنوان یک نوجوان باید از خودتان بپرسید این است که، "چرا اینطور است؟"
ذهن بزرگسالان
ذهن نوجوان تفاوت زیادی با ذهن فرد بزرگسال دارد. همه نوجوانان بالاخره این را می فهمند که سنشان سنی است که شروع به تبدیل شدن به یک بزرگسال می کنند. اما تازمانیکه یک نوجوان ذهن بزرگسالانه خود را به کار نیندازد و شروع به حرف زدن مثل بزرگسالان نکند، هنوز مشغول ذهن نوجوان خود است. مسئله مهم اینجا این است که نوجوان بودن وضعیتی موقتی است. به عبارت دیگر، نوجوان بودن از برخی جهات مثل کودک بودن است. مسئله این است که نوجوان باید نوجوانی خود را کنار بگذارد و به فردی بزرگسال تبدیل شود. وقتی متوجه این مطلب شدید، مسیرتان آغاز شده است. اما قبل از اینکه این اتفاق بیفتد، ذهن نوجوان شما بسیار غیرمنطقی و واکنش پذیر می شود. هر کسی که شروع به سیگار کشیدن می کند، به این خاطر است که برای تصمیم گرفتن از ذهن نوجوان خود استفاده کرده است نه ذهن بزرگسال خود.
می توانید تفاوت بین ذهن نوجوان و ذهن بزرگسال را با نگاه کردن به دو مثال زیر بهتر درک کنید:
· ذهن نوجوان: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. پس بهتره منم سیگاری شم چون ممکنه فکر کنند من مثل اونها باحال نیستم." (واکنش پذیری)
· ذهن بزرگسال: "چند تا از دوستام سیگاری شده اند. منم باید سیگاری بشم؟" (فکر کردن)
تفاوت اینجاست که ذهن نوجوان واکنش می دهد درحالیکه ذهن بزرگسال سوال می کند و انتخاب های مختلف را بررسی میکند. شما بعنوان یک نوجوان، مثل یک لوح سفید می مانید. فقط خود شما هستید که تصمیم می گیرید دقیقاً زندگیتان چطور پیش رود. این شما هستید که انتخاب می کنید روی لوح سفیدتان چه چیز بیاید. به عبارت دیگر، شما خودتان باید زندگیتان را طراحی کنید. باید درمورد مسائل زیر تصمیم گیری کنید:
· با چه کسی باید ازدواج کنم؟
· چند تا بچه داشته باشم؟
· چطور لباس بپوشم؟
· کجا زندگی کنم؟
· چه ماشینی سوار شوم؟
· داشنگاه بروم؟ اگر باید بروم چه رشته ای بخوانم؟
· چه شغلی انتخاب کنم؟
· چقدر پول دربیاورم و چرا؟
· نگرش من به زندگی چطور باید باشد؟
· سیگار بکشم؟ موادمخدر مصرف کنم؟
· و از این قبیل...
اما فقط زمانی موفق به انتخاب می شوید که درمورد این مسائل فکر کنید و تصمیمات هشیارانه بگیرید.
اعتیاد
مشکل خیلی از نوجوانان و همه نوجوانی که سیگار می کشند این است که انتخاب هایشان هشیارانه نیست—انتخاب هایشان فقط یک واکنش است. می توانید بعد برگردید و خیلی از این انتخاب ها را تغییر دهید اما سیگار کشیدن را نمی توانید چون اعتیادآور است.
این واقعیت زندگی به پاسخ دادن به این سوالات کمک می کند: اگر هیچ فرد بزرگسالی بااستفاده از ذهن بزرگسال خود انتخاب نمی کند که سیگار بکشد، چرا میلیون ها فرد بزرگسال سیگاری را همه جا می بینیم؟ دلیل آن خیلی ساده است: هر فرد بزرگسال سیگاری سیگار کشیدن را از نوجوانی شروع کرده است که آن هم یک تصمیم گیری احمقانه با استفاده از ذهن نوجوان بوده است اما وقتی به سیگار کشیدن اعتیاد پیدا کردند ترک کردن آن دیگر غیرممکن شده است. این تنها دلیلی است که افراد بزرگسال سیگاری می بینید. در زیر به چهار دلیل اصلی که افراد بزرگسال سیگاری می خواهند سیگار را ترک کنند اشاره می کنیم:
1. سیگار عواقب بسیار جدی برای سلامتی دارد. به طور متوسط، هر دقیقه سیگار کشیدن انتظار زندگی فرد را یک دقیقه کاهش می دهد. وقتی در نظر بگیریم که فردی که روزانه دو پاکت سیگار می کشد در طول عمر خود حدود 600،000 عدد سیگار می کشد، و کشیدن هر سیگار حدود سه تا پنج دقیقه طول می کشد، عامل مهمی تلقی می شود.
2. سیگار کشیدن اعتیادآور است. وقتی سیگاری شوید ترک آن دیگر خیلی سخت است.
3. سیگار کشیدن هزینه زیادی در بر دارد. وقتی روزانه 40 عدد سیگار میکشید مطمئناً هزینه ای که سالانه برایتان ایجاد می کند که میتوانید صرف کارهای بسیار بهتری کنید.
4. سیار کشیدن روی نظافت شخصی تاثیر دارد. موها، لباسها و نفستان را بدبو می کند.
شما بعنوان یک نوجوان با ذهن نوجوان خود ممکن است تصور کنید که درمقابل قدرت اعتیادآور سیگار مصون هستید و هیچوقت به آن معتاد نمی شوید. اما فقط کافی است به میلیون فرد بزرگسال سیگاری نگاهی بیندازید که همه آنها دقیقاض همین فکر شما را می کردند. شما هم مستثنی نیستید.
قرص
راه دیگری برای درک سیگار کشیدن این است که تصور کنید من و شما مکالمه زیر را داریم:
من: سلام، چطوری؟
شما: بد نیستم.
من: یه چیز جدید دارم دوست داری امتحانش کنی؟
شما: چی هست؟
من: یه قرصیه که فکر میکنم بدت نمی آید امتحانش کنید
شما: چکار میکنه؟
من: اول اینکه یه ماده سرطان زای جدیده که اگه مصرف کنی احتمال اینکه سرطان ریه بگیری خیلی زیاده. غیر از این مشکلات دیگه ای هم برای سلامتیت داره. تنفست و موهات و لباسات بوی بد میگیره. ماشینتو به کثافت می کشه. این قرص رو 40 بار در روز مصرف می کنی. از اینها گذشته اعتیادآور هم هست. وقتی یکبار مصرف کنی دیگه ترک کردن آن سخته. کلی هم باید هر روز خرج خریدن آن کنی.
شما: برای این باید پول بدم؟ شوخی می کنی؟ حالم از این چیزی که گفتی بهم می خوره. مگه دیوونه ام که اونو بخورم؟
من: با مصرفش حس باکلاس بودن بهت دست میده.
شما: اِ، پس هستم. از کجا میتونم چند تا بگیرم؟
اگر چنین قرصی را به شما پیشنهاد می کردم، قبول می کردید؟ بله اگر از ذهن نوجوانتان استفاده می کردید، حتماً قبول می کردید چون باحال و باکلاس بودن برایتان اهمیت زیادی دارد. اما به قیمتی که باید برای باحال بودن بپردازید نگاه کنید.
علاوه بر این سیگار کشیدن به این اندازه قرص هم ساده نیست. همه می فهمند که شما سیگاری هستید. متاسفانه، هر بزرگسالی که شما را ببیند مثل این می ماند که روی لباستان نوشته باشید "من یک نوجوان احمق هستم". اماش ما با ذهن نوجوان خود قادر به دیدن آن نیستید. درواقع، اگر سرکش باشید، ذهن نوجوانتان فکر می کند که این دقیقاً همان چیزی است که می خواهید بگویید. اما مغر بزرگسال شما یکی دو سال بعد به کار می افتد. اگر در نوجوانی سیگار کشیدن را شروع کنید، این اعتیاد با شما می ماند که بسیار پرهزینه، مضر و نامطلوب است.
اگر تصمیم دارید سیگار بکشید، بد نیست این را در نظر داشته باشید: صبر کنید تا 20 سالتان شود و بعد سیگار بکشید. سیگار جایی نمی رود. پس صبر کنید تا ببینید در آن سن درمورد سیگار کشیدن چه فکری می کنید. مطمئن باشید که از تغییر نظر خود متعجب می شوید

رزیتا 11-25-2009 10:01 AM

سارا شاهی: بازمانده فتحعلی شاه و ستاره هالیوود
 
سارا شاهی: بازمانده فتحعلی شاه و ستاره هالیوود

http://www.seemorgh.com/desktopmodul...iles/30447.jpg
آخرین بازمانده از خاندان بزرگ فتحعلی شاه قاجار که در واقع ندیده ایشان محسوب می‌شود و اکنون در کشور آمریکا به اشتغال مشهورند.



آهو جهانسوز شاهی معروف به سارا شاهی ندیده فتحلیشاه قاجار پادشاه قرن ۱۹ ایران از پدری و مادری ایرانی تبار با نام‌های عباس و ماه منیر جهانسوز شاهی در تگزاس متولد شده است.


او تاکنون در تعداد بیشماری از فیلمها و سریال‌های هالیوود بازی کرده است که معروفترین آنها L-Word ٫ Life The Sopranos و Teachers و...

رزیتا 11-25-2009 10:04 AM

تفاوت عشق و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی
 
تفاوت عشق و دوست داشتن از نگاه دکتر شریعتی

http://www.seemorgh.com/desktopmodul...iles/37319.jpg

عشق یك جوشش كور است و پیوندی از سر نابینایی
اما دوست داشتن پیوندی خود آگاه و از روی بصیرت روشن و زلال

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هر چه از غریزه سر زند بی ارزش است
دوست داشتن از روح طلوع می‌كند و تا هر جا كه یك روح ارتفاع دارد ، دوست داشتن نیز هنگام با او اوج می‌گیرد

عشق در غالب دل‌ها، در شكل‌ها و رنگ‌های تقریبا مشابهی متجلی می‌شود و دارای صفات و حالات و مظاهر مشتركی است
اما دوست داشتن در هر روحی جلوه ای خاص خویش دارد و از روح رنگ می‌گیرد و چون روح‌ها بر خلاف غریزه‌ها هر كدام رنگی و ارتفاعی و بعدی و طعم و عطری ویژه خویش را دارد می‌توان گفت: كه به شماره هر روحی ، دوست داشتنی هست

عشق با شناسنامه بی ارتباط نیست و گذر فصل‌ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌كند و بر آشیانه بلندش روز و روزگار را دستی نیست

عشق، در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشكار رابطه دارد. چنانچه شوپنهاور می‌گوید: شما بیست سال سن بر سن معشوقتان بیفزائید، آنگاه تاثیر مستقیم آنرا بر روی احساستان مطالعه كنید
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج وجذب زیبایی‌های روح كه زیبایی‌های محسوس را بگونه‌ای دیگر می‌بیند

عشق طوفانی و متلاطم و بوقلمون صفت است
اما دوست داشتن آرام و استوار و پر وقار و سرشار از نجابت

عشق با دوری و نزدیكی در نوسان است. اگر دوری بطول انجامد ضعیف می‌شود، اگر تماس دوام یابد به ابتذال می‌كشد و تنها با بیم و امید و اضطراب و دیدار و پرهیز زنده و نیرومند می‌ماند
اما دوست داشتن با این حالات نا آشنا است، دنیایش دنیای دیگری است

عشق جوششی یكجانبه است. به معشوق نمی‌اندیشد كه كیست یك خود جوششی ذاتی است و از ین رو همیشه اشتباه می‌كند و در انتخاب بسختی می‌لغزد و یا همواره یكجانبه می‌ماند و گاه، میان دو بیگانه نا‌همانند، عشقی جرقه می‌زند و چون در تاریكی است و یكدیگر را نمی‌بینند، پس از انفجار این صاعقه است كه در پرتو رو شنایی آن، چهره یكدیگر را می‌توانند دید و در اینجا است كه گاه، پس جرقه زدن عشق، عاشق و معشوق كه در چهره هم می‌نگرند، احساس می‌كنند كه هم را نمی‌شناسند و بیگانگی و نا آشنایی پس از عشق درد كوچكی نیست
اما دوست داشتن در روشنایی ریشه می‌بندد و در زیر نور سبز می‌شود و رشد می‌كند و ازین رو است كه همواره پس از آشنایی پدید می‌آید و در حقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یكدیگر می‌خوانند و پس از آشنا شدن است كه خودمانی می‌شوند

دو روح، نه دو نفر، كه ممكن است دو نفر با هم در عین رو در بایستی‌ها احساس خودمانی بودن كنند و این حالت بقدری ظریف و فرار است كه بسادگی از زیر دست احساس و فهم می‌گریزد و سپس طعم خویشاوندی و بوی خویشاوندی و گرمای خویشاوندی از سخن و رفتار و آهنگ كلام یكدیگر احساس می‌شود و از این منزل است كه ناگهان، خودبخود، دو همسفر به چشم می‌بینند كه به پهن‌دشت بی كرانه مهربانی رسیده‌اند و آسمان صاف و بی لك دوست داشتن بر بالای سرشان خیمه گسترده است و افق‌های روشن و پاك و صمیمی ایمان در برابرشان باز می‌شود و نسیمی نرم و لطیف همچون روح یك معبد متروك كه در محراب پنهانی آن، خیال راهبی بزرگ نقش بر زمین شده و زمزمه درد آلود نیایش مناره تنها و غریب آنرا بلرزه می‌آورد
دوست داشتن هر لحظه پیام الهام‌های تازه آسمانهای دیگر و سرزمین‌های دیگر و عطر گلهای مرموز و جانبخش بوستان‌های دیگر را بهمراه دارد و خود را، به مهر و عشوه ای بازیگر و شیرین و شوخ هر لحظه، بر سر و روی این دو میزند

عشق، جنون است و جنون چیزی جز خرابی و پریشانی فهمیدن و اندیشیدن نیست
اما دوست داشتن، در اوج معراجش، از سر حد عقل فراتر می‌رود و فهمیدن و اندیشیدن را نیز از زمین می‌كند و با خود به قله بلند اشراق می‌برد





SonBol 11-25-2009 10:07 AM

راز زندگی شاد و تناسب اندام میشل اوباما
 
http://persian-star.org/1388/9/02/michelle-obama.jpgقانون سلامت او: به خودتان اجازه دهید شاد باشید. در این مقاله، او عادات خوردن، برنامه روتین ورزشی اش و راز اعتماد به نفسش را که به دخترانش انتقال داده، بازگو می کند.
:: تناسب اندامتان را در اولویت هایتان قرار دهید
زمانی که دخترم مالیا چهار ماهه بود من تصمیم گرفتم که اندام مناسبی داشته باشم. تمرینات و ورزشهای روتین همسرم باراک، حتی کوچکترین تغییری هم در من نمی کرد. این قضیه مرا عصبانی می کرد اما من از او یاد گرفتم که ورزش را یکی از اولیتهایم قرار دهم. به همسرم گفتم من هم صبح ها بیدار می شوم و قبل از اینکه به مالیا شیر بدهم ورزش می کنم. صبحها ساعت 4:30 بیدار می شدم و به باشگاه می رفتم. هرچه بیشتر ورزش کنید بیشتر به آن عادت می کنید و هرچه از ورزش کردن بیشتر نتیجه بگیرید جدی تر ورزش می کنید. این موضوع است که مرا به ورزش کردن تشویق می کند.
:: بین مادر بودن و کارهای خودتان تعادل برقرار کنید
شما می توانید یک مادر خوبی برای فرزندتان باشید و در کنار آن به ورزش کردن روزانه تان هم بپردازید، استراحت کنید و شاغل هم باشید. مادرم به من یاد داد که بین مادر بودن و کارهای شخصی ام تعادل برقرار کنم.
:: اجازه دهید شاد باشید
شاد بودن یک حس فیزیکی، درونی و یک حالت عاطفی است. همه اینها به هم گره می خورد. در تمام زندگی ام، یاد گرفتم که شاد باشم. حتی وقتی که من شادم همسرم از من هم شادتر است. او همیشه می گوید "تو فهمیدی که چه کار باید کنی" زیرا او متوجه شده که شادی یک فرد چیزهای اطرافش را هم تحت الشعاع خود قرار می دهد.
:: خودتان را در اولویت قرار دهید
من، خودم را در اولویت لیست کارهایم قرار میدهم و کارهایی را انتخاب می کنم که مرا شاد کند، زیرا شاد شدن من به فرزندانم، همسرم انتقال پیدا می کند و سلامتم را تضمین می کند. اینکه خانمها خودشان را در اولویت قرار دهند برایشان کار سختی است. این درسی است که من به دخترانم یاد می دهم شاید آنها زودتر این را تجربه کنند.
:: سنتان را با آغوش باز بپذیرید
سنم مرا نمی ترساند. من به مادر 72 ساله ام نگاه می کنم که شاد و سرزنده است. برای من در این سن همه چیز خوب شاید هم بهتر اتفاق می افتد. هدفم این است که مانند یک زن 70 ساله سالم و سرزنده بشوم.
:: شادی هایتان را مشخص کنید
خوشحالی من زمانی است که دخترانم خوب باشند و کانون خانواده ام گرم باشد. رفتن به کاخ سفید و آنچه که باعث استرس همسرم و من می شود اگرچه قابل کنترل است اما نگران کننده است. اما زمانی که دخترانم به خانه می آیند و به من می گویند "ما اینجا را دوست داریم" من هم احساس خوشحالی می کنم و متوجه می شوم که همه چیز خوب پیش می رود. وقتی دخترانم خوشحال شوند، ما هم احساس خوبی داریم.
:: تا جوان هستید، سالم باشید
من همیشه دوست دارم اندام خوبی داشته باشم. نکته ای که متوجه شده ام این است که وقتی پیر می شوی، باید کارهای بیشتری انجام دهی. زمانی که جوانتر بودم، هرآنچه که می خواستم می خوردم، هرچقدر می خواستم ورزش می کردم، یا اگر ورزش هم نمی کردم و آنچه را که دوست داشتم می خوردم اندامم همان طور می ماند. اما حالا باید هر دوی آنها را انجام دهم. من ورزشها و تمریناتم را متنوع انجام می دهم. ورزشم فقط شامل یک نوع تمرین نیست بلکه حرکاتی را که انعطاف پذیری بدنم را بالا می برد را هم انجام می دهم. یوگا انجام می دهم و بدنم را خوب کش و قوس می دهم. من به همه جوانها توصیه می کنم در جوانیتان اندام مناسبی داشته باشید زیرا راحت تر است اما اگر سی سالتان شد و بخواهید فقط چند کیلو وزن کم کنید شاید فقط بتوانید پیاده روی کنید.
:: ورزشهایی که از آنها لذت می برید انجام دهید
من ورزشهایی را انتخاب می کنم که فاصله زمانی داشته باشد زیرا نمی توانم طولانی مدت ورزش کنم. در نتیجه هر موقع ورزشم تمام می شود کاملا شاد هستم. من از ورزش دادن بازوهایم لذت می برم زیرا شما می توانید موفقیتم را در داشتن بازوهای قوی و عضله های محکم ببینید.
:: می توانید بعد از چهل سالگی هم سالم بمانید
من در چهل سالگی بهترین اندام دوران زندگی ام را داشته ام. زیرا زمان زیادی برای ورزش کردن دارم و دخترانم هم بزرگ شده اند. یک زمانی درست قبل از اینکه دوره ریاست جمهوری همسرم شروع شود من واقعا اندام خوبی داشتم. او با خنده می گوید که بعد از این بود که همسرم به عنوان رئیس جمهور انتخاب شد.
:: رژیمتان را با موقعیتهای جدید تنظیم کنید
رژیم من در کاخ سفید خوب است اما اینجا بعضی از نانواها خوب هستند. من نمی توانم اعتراض کنم چون من اینجا زندگی می کنم و اینجا بسیار خوب است. اما اگر شما شیرینی پای دوست داشته باشید اینجا شیرینی های فوق العاده ای دارد.
:: از همه چیز در حد متعادل لذت ببرید
من سعی می کنم از چیزی بدم نیاید. من عاشق چیپس، برگر و شیرینی پای هستم. اگر روزی نتوانم آنها را بخورم افسرده می شوم. من دوست ندارم دخترانم هم از غذایی بدشان بیاید. وقتی دختر بزرگم می پرسد "می تونم شیرینی پای بخورم؟" من به او می گویم "مگر دیروز نخورده بودی؟" و او می فهمد که باید هر شب شیرینی پای بخورد.
:: هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید
من می دانم چه چیزهایی مرا شاد می کند. لباسهایی انتخاب می کنم که مرا شاد می کند. گاهی اوقات افرادی را می بینم که مثل لباسهایم پوشیده اند و گاهی اوقات هم نمی بینم. من سعی می کنم به ندای درونی ام گوش دهم. پیام من به خانم ها این است که "هرآنچه که به شما حس خوبی می دهد انجام دهید" زیرا همیشه یک نفر وجود دارد که بر خلاف شما فکر می کند. اگر انتخابتان خوب یا بد، درست یا اشتباه باشد، برای شماست و خودتان مهم هستید.
:: یک شخص حامی برای خود پیدا کنید
وقتی که من شاد نیستم، همه می فهمند زیرا من به آن ادامه نمی دهم. فورا علت آن را بررسی می کنم. با دوستانم، همسرم و مادرم صحبت می کنم و خودم را تخلیه می کنم. حتی اگر جوابی هم نگرفتم، انتقال احساسات به من کمک می کند. خیلی خوب است که مادرم اینجا است. من به سوئیت کوچکش می روم و فقط به او می گویم "چه خبر مادر؟" و سپس شروع می کنم به حرف زدن با مادرم.
:: از وسایل کم هزینه و در دسترس استفاده کنید
رژیم غذائیم خیلی ابتدایی و ساده است. صورتم را با محلولهای پاک کننده می شویم و از مرطوب کننده های با اس پی اف استفاده می کنم. معمولا به متخصص پوست مراجعه می کنم اما زمان زیادی ندارم که همیشه این کار را انجام دهم.
:: به اندازه کافی بخوابید
ساعت 4:30 صبح که برای ورزش کردن بیدار می شوم ساعت 8 خوابم می گیرد. به رختخواب می رم و تا ساعت 10 می خوابم. و معمولا هم قبل از اینکه ساعت مرا بیدار کند خودم بیدار می شوم.
:: روابطتتان را تقویت کنید
یکی از مواردی که باعث شد من به باراک علاقه مند شوم صداقت او بود. هرآنچه که احساس می کند بی درنگ بیان می کند. من به عنوان زنی که باراک دوستش دارد و حاضر می شود در همه جا نشانم دهد احساس خوشبختی می کنم.


رزیتا 11-25-2009 10:08 AM

نامهای ماه‌های ایرانیان به چه معناست؟
 
نامهای ماه‌های ایرانیان به چه معناست؟

http://www.seemorgh.com/desktopmodul...iles/32205.jpg

مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته ...
فروردین
فروردین نام نخستین ماه و فصل بهار و روز نوزدهم هر ماه در گاه شماری اعتدالی خورشیدی است.در اوستا و پارسی باستان فرورتینام,در پهلوی فرورتین و در فارسی فروردین گفته شده که به معنای فروردهای پاکان و فروهرهای ایرانیان است.بنا به عقیده پیشینیان,ده روز پیش از اغاز هر سال فروهر در گذشتگان که با روان و وجدان از تن جدا گشته,برای سرکشی خان و مان دیرین خود فرود می آیند و ده شبانه روز روی زمین به سر می‌برند. به مناسبت فرود آمدن فروهرهای نیکان,هنگام نوروز را جشن فروردین خوانده اند. فروهران در ده روز آخر سال بر زمین هستند و بامداد نوروز پیش از بر آمدن آفتاب,به دنیای دیگر می‌روند.

اردیبهشت
اردیبهشت نام دومین ماه سال و روز دوم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا اشاوهیشتا و در پهلوی اشاوهیشت و در فارسی اردیبهشت گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء:
جزء اول((اشا))از جمله لغاتی است که معنی آن بسیار منبسط است,راستی و درستی,تقدس,قانون و آئین ایزدی,پاکی....و بسیار هم در اوستا به کار برده شده است.جزء دیگر این کلمه که واژه ((وهیشت))باشد. صفت عالی است به معنای بهترین,بهشت فارسی به معنی فردوس از همین کلمه است.در مجموع این کلمه به بهترین راستی و درستی است. در عالم روحانی نماینده صفت راستی و پاکی و تقدس اهورامزداست و در عالم مادی نگهبانی کلیه آتش های روی زمین به او سپرده شده است. در معنی ترکیب لغت اردیبهشت((مانند بهشت))هم آمده است.

خرداد
خرداد نام سومین ماه سال و روز ششم در گاهشمار اعتدالی خورشیدی است. در اوستا و پارسی باستان هئوروتات ,در پهلوی خردات و در فارسی خورداد یا خرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: جزء هئوروه که صفت است به معنای رسا.,همه,درست,و کامل.دوم تات که پسوند است برای اسم مونث,بنابراین هئوروتات به معنای کمال و رسایی است.ایزدان تیرو باد و فروردین از همکاران خرداد می‌باشند. خرداد نماینده رسایی و کمال اهورامزداست و در گیتی به نگهبانی آب گماشته شده است.

تیر
تیر نام چهارمین ماه سال و روز سیزدهم هر ماه گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا تیشریه,در پهلوی تیشتر و در فارسی صورت تغییر یافته آن یعنی تیر گفته شده که یکی از ایزدان است و به ستاره شعرای یمانی اطلاق می‌شود.فرشته مزبور نگهبان باران است و به کوشش او زمین پاک ,از باران بهره مند می‌شود و کشتزارها سیراب می‌گردد. تیشتر رادر زبانهای اروپایی سیریوس خوانده اند.هر گاه تیشتر از اسمان سر بزند و بدرخشد مژده ریزش باران می‌دهد. این کلمه را نباید با واژه عربی به معنی سهم اشتباه کرد.

امرداد
امرداد نام پنجمین ماه سال و روز هفتم هر ماه در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا امرتات ,در پهلوی امرداد و در فارسی امرداد گفته شده که کلمه ای است مرکب از سه جزء:
اول((ا))ادات نفی به معنی نه,دوم((مرتا)) به معنی مردنی,نیست و نابود شدنی و سوم تات که پسوند و دال بر مونث است. بنابر این امرداد یعنی بی مرگی و آسیب ندیدنی یا جاودانی. پس واژه ((مرداد))به غلط استعمال می‌شود.در ادبیات مزدیسنا امرداد یکی از امشاسپندان است که نگهبانی نباتات با اوست. در مزدیسنا شخص باید به صفات مشخصه پنج امشاسپند دیگر که عبارتند از :
نیک اندیشی,صلح و سازش,راستی و درستی,فروتنی و محبت به همنوع,تامین اسایش و امنیت بشر مجهز باشد تا به کمال مطلوب همه که از خصایص امرداد است نایل گردد.

شهریور
شهریور نام ششمین ماه سال و روز چهارم هر ما در گاهشماری اعتدالی خورشیدی است. در اوستا خشتروئیریه,در پهلوی شتریور و در فارسی شهریور می‌دانند. کلمه ای است مرکب از دو جزء:خشتر که در اوستا و پارسی باستان و سانسکریت به معنی کشور و پادشاهی است و جزء دوم صفت است از ور به معنی برتری دادن وئیریه یعنی برگزیده و آرزو شده و جمعا یعنی کشور منتخب یا پادشاهی برگزیده . این ترکیب بارها در اوستا به معنی بهشت یا کشور آسمانی اهورامزدا آمده است. شهریور در جهان روحانی نماینده پادشاهی ایزدی و فر و اقتدار خداوندی است و در جهان مادی پاسبان فلزات .چون نگهبانی فلزات با اوستاو را دستگیر فقرا و ایزد رحم و مروت خوانده اند.روایت شده است شهریور آزرده و دلتنگ می‌شود از کسی که سیم و زر را بد به کار اندازد یا بگذارد که زنگ بزند.

مهر
در سانسکریت میترا ,در اوستا و پارسی میثر ,و در پهلوی میتر,و در فارسی مهر گفته می‌شود. که از ریشه سانسکریت آمده به معنی پیوستن. اغلب خاورشناسان معنی اصلی مهر را واسطه و میانجی ذکر کرده اند.مهر واسطه است میان آفریدگار و آفریدگان.میثره در سانسکریت به معنی دوستی و پروردگار و روشنایی و فروغ است و در اوستا فرشته روشنایی و پاسبان راستی و پیمان است.مهر,ایزد هماره بیدار و نیرومند استو برای یاری کردن راستگویان و بر انداختن دردغگویان و پیمان شکنان در تکاپوست.مهر از برای محافظت عهد وپیمان و میثاق مردم گماشته شده است.از این رو فرشته فروغ و روشنایی نیز هست که هیچ چیز ار او پوشیده نمی‌ماند.برای انکه از عهده نگهبانی بر آید اهورامزدا به او هزار گوش و ده هزار چشم داده است.مقام مهر در بالای کوه ((هرا))است,انجایی که نه روز است و نه شب ,نه گرم است و نه سرد,نه ناخوشی و نه کثافت .مهر از آنجا بر ممالک آریایی نگران است.این آرامگاه خود به پهنای کره زمین است یعنی مهر در همه جا حاضر است و با شنیدن آوای ستمدیدگان آگاه گشته به یاری آنان می‌شتابد.
آیین مهر در دین مسیح نیز مشهود است.ایزد مهر در اصل بجز ایزد خورشید بوده است اما بعدها آندو را یکی دانسته اند.مورخان یونانی مهر را به نام میترس یاد کرده اند و دکر کرده اند که ایرانیان خورشید را به اسم ((میترس))می‌ستایند.از این خبر پیداست که در یک قرن پیش از میلاد مسیح آندو با یکدیگر مخلوط شده اند.نگهبانی ماه هفتم و روز شانزدهم هر ماه را به عهده ایزد مهر است.

آبان
در اوستا آپ در پارسی باستان آپی و در فارسی آب گفته می‌شود.در اوستا بارها ((آپ))به معنی فرشته نگهبان آب استعمال شده و همه جا به صیغه جمع آمده است.نام ماه هشتم از سال خورشیدی و نام روز دهم از هر ماه را,آبان می دانند.ایزد آبان موکل بر آهن است و تدبیر امور و مصالح ماه به او تعلق دارد.به سبب آنکه((زو))که یکی از پادشاهان ایران بود در این روز با افراسیاب جنگ کرده ,او را شکست داده,تعاقب نمود و از ملک خویش بیرون کرد, ایرانیان این روز را جشن می گیرند,دیگر آنکه چون مدت هشت سال در ایران باران نبارید مردم بسیار تلف گردید و بعضی به ملک دیگر رفتند. عاقبت در همین روز باران شروع به باریدن کرد و بنابراین ایرانیان این روز را جشن کنند. آفتاب در این ماه در برج عقرب یا کژدم قرار می‌گیرد.

آذر
در اوستا آتر ,آثر,در پارسی باستان آتر,در پهلوی آتر,و در فارسی آذر می‌گویند. آذر فرشته نگهبان آتش و یکی از بزرگترین ایزدان است.آریائیان(هندوان و ایزدان)بیش از دیگر اقوام به عنصر آتش اهمیت می دادند.ایزد آذر نزد هندوان ,آگنی خولنده شده و در ((ودا)) (کتاب کهن و مقدس هندوان)از خدایان بزرگ به شمار رفته است. آفت اب در این ماه در برج قوس یا کماندار قرار می گیرد.

دی
در اوستا داثوش یا دادها به معنی آفریننده ,دادار و آفریدگار است و غالبا صفت اهورامزدا است و آن از مصدر ((دا)) به معنی دادن و افریدن است.در خود اوستا صفت دثوش(=دی)برای تعیین دهمین ماه استعمال شده است. در میان سی و روز ماه,روزهای هشتم و بیست و سوم به دی(آفریدگار,دثوش)موسوم است. برای اینکه سه روز موسوم به ((دی))با هم اشتباه نشوند نام هر یک را به نام روز بعد می‌پیوندند. مثلا روز هشتم را ((دی باز)) و روز پانزدهم را ((دی بمهر))و....دی نام ملکی است که تدبیر امور و مصالح روز و ماه دی به او تعلق دارد.

بهمن
در اوستا وهومنه ,در پهلوی وهومن,در فارسی وهمن یا بهمن گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: ((وهو))به معنی خوب و نیک و ((مند))از ریشه من به معنی منش:پس یعنی بهمنش,نیک اندیش,نیک نهاد.نخستین آفریده اهورامزدا است و یکی از بزرگترین ایزدان مزدیسنا. در عالم روحانی مظهر اندیشه نیک و خرد و توانایی خداوند است. انسان را از عقل و تدبیر بهره بخشید تا او را به آفریدگار نزدیک کند.یکی از وظایف بهمن این است که به گفتار نیک را تعلیم می دهد و از هرزه گویی باز می‌دارد.خروس که از مرغکان مقدس به شمار می‌رود و در سپیده دم با بانگ خویش دیو ظلمت را رانده ,مردم را به برخاستن و عبادت و کشت و کار می‌خواند,ویژه بهمن است.همچنین لباس سفید هم از آن وهمن است. همه جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است. بنا به نوشته ابوریحان بیرونی جانوران سودمند به حمایت بهمن سپرده شده اند و کشتار در بهمن روز منع شده است.بهمن اسم گیاهی است که به ویژه در جشن بهمنجه خورده می‌شود.و در طب نیز این گیاه معروف است.

اسفند
دراوستا اسپنتا آرمیتی,در پهلوی اسپندر,در فارسی سپندار مذ,سفندارمذ,اسفندارمذ,و گاه به تخفیف سپندار و اسفند گفته شده که کلمه ای است مرکب از دو جزء: سپند,که صفت است به معنی پاک و مقدس,یا ارمئتی هم مرکب از دو جزء: اول آرم که قید است به معنی درست,شاید و بجا.دوم متی از مصدر من به من معنی اندیشیدن . بنابراین ارمتی به معنی فروتنی,بردباری و سازگاری است و سپنته آرمتی به معنی بردباری و فروتنی مقدس است.در پهلوی آن را خرد و کامل ترجمه کرده اند.سپندارمذ یکی از امشاسپندان است که مونث و دختر اهورامزدا خوانده شده است.وی موظف است که همواره زمین را خرم ,آباد,پاک و بارور نگه دارد,هر که به کشت و کار بپردازد و خاکی را آباد کند خشنودی اسپندارمذ را فراهم کرده است و آسایش در روی زمین سپرده به دست اوست و خود زمین نیز نماینده این ایزد بردبار و شکیباست و مخصوصا مظهر وفا و اطاعت و صلح و سازش است .بیدمشک گل مخصوص سپندارمذ می‌باشد.






Omid7 11-25-2009 12:44 PM

یک سؤال پیچیده.........
 
چرا مرغ از خيابان رد شد؟

ارسطو: طبیعت مرغ اینست که از خیابان رد شود.
موسی: و آنگاه پروردگار از آسمان به زمین آمد و به مرغ گفت «به آن سوی خیابان برو» و مرغ چنین کرد و پروردگار خشنود همی گشت.
مارکس: مرغ باید از خیابان رد میشد. این از نظر تاریخی اجتنابناپذیر بود.
خاتمی: چون میخواست با مرغهای آن طرف خیابان گفتگوی تمدنها بکند.
ریاضیدان: مرغ را چگونه تعریف میکنید؟
شاگرد تنبل: والا آقا به خدا همین الآن میدونستیم ها... آقا یه دقه...
نیچه: چرا که نه؟
داروین: طبیعت با گذشت زمان مرغ را برای این توانمندی رد شدن از خیابان انتخاب کرده است.
همینگوی: برای مردن. در زیر باران.
اینشتین: رابطه مرغ و خیابان نسبی است.
سیمون دوبوار: مرغ نماد زن و هویت پایمالشده اوست. رد شدن از خیابان در واقع کوشش بیهوده او در فرار از سنتها و ارزشهای مردسالارانه را نشان میدهد.
پاپ اعظم: باید بدانیم که هر روز میلیونها مرغ در مرغدانی میمانند و از خیابان رد نمیشوند. توجه ما باید به آنها معطوف باشد. چرا همیشه فقط باید درباره مرغی صحبت کنیم که از خیابان رد میشود؟
صادق هدایت: از دست آدمها به آن سوی خیابان فرار کرده بود، غافل از اینکه آن طرف هم مثل همین طرف است، بلکه بدتر.
خواننده آهنگهای آبدوغخیاری: چرا رفتی مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم...
روانشناس: آیا هر کدام از ما در درون خود یک مرغ نیست که میخواهد از خیابان رد شود؟
نیل آرمسترانگ: یک قدم کوچک برای مرغ، و یک قدم بزرگ برای مرغها.
حافظ: عیب مرغان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت، که گناه دگران بر تو نخواهند نوشت.
کافکا: ک. به آن سوی خیابان کثیف رفت. مرغ این را دید و به سوی دیگر خیابان فرار کرد، ضمن اینکه به ک. نگاهی بیتوجه و وحشتزده انداخت. این ک. را مجبور کرد که دوباره به سوی دیگر خیابان برود، تا مرغ را با حضور فیزیکی خود مواجه کند و دستکم او را به احترامی وادارد که باعث گریختن مجدد او شود، کاری که برای مرغ دست کم از نظر اندازه کوچک جثهاش دشوارتر مینمود.
بیل کلینتون: من هرگز با مرغ تنها نبودم.
فردوسی: بپرسید بسیارش از رنج راه، ز کار و ز پیکار مرغ و سپاه.
ناصرالدینشاه: یک حالتی به ما دست داد و ما فرمودیم از خیابان رد شود. آن پدرسوخته هم رد شد.
سهراب سپهری: مرغ را در قدمهای خود بفهمیم، و از درخت کنار خیابان، شادمانه سیب بچینیم.
طرفدار داستانهای علمی-تخیلی: این مرغ نبود که از خیابان رد شد. مرغ خیابان و تمام جهان هستی را ۷ متر و ۲۰ سانتیمتر به عقب راند.
اریش فون دنیکن: مثل هر بار دیگر که صحبت موجودات فضاییست، جهان دانش واقعیات را کتمان میکند. مگر آنتنهای روی سر مرغ را ندیدید؟
جرج دبلیو بوش: این عمل تحریکی مجدد از سوی تروریسم جهانی بود و حق ما برای هر نوع اقدام متقابلی که از امنیت ملی ایالات متحده و ارزشهای دموکراسی دفاع کند محفوظ است.
سعدی: و مرغی را شنیدم که در آن سوی خیابان و در راه بیابان و در مشایعت مردی آسیابان بود. وی را گفتم: از چه رو تعجیل کنی؟ گفت: ندانم و اگر دانم نگویم و اگر گویم انکار کنم.
احمد شاملو: و من مرغ را، در گوشههای ذهن خویش، میجویم. من، میمانم. و مرغ، میرود، به آن سوی خیابان. و من، تهی هستم، از گلایههای دردمند سرخ.
رنه دکارت: از کجا میدانید که مرغ وجود دارد؟ یا خیابان؟ یا من؟
لات محل: به گور پدرش میخنده! هیشکی نمتونه تو محل ما از خیابون رد بشه، مگه چاکرت رخصت بده. آی نفسکش..
بودا: با این پرسش طبیعت مرغانه خود را نفی میکنی.
پدرخوانده: جای دوری نمیتواند برود.
فروغ فرخزاد: از خیابانهای کودکی من، هیچ مرغی رد نشد.
ماکیاولی: مهم اینست که مرغ از خیابان رد شد. دلیلش هیچ اهمیتی ندارد. رسیدن به هدف، هر نوع انگیزه را توجیه میکند.
پاریس هیلتون: خوب لابد اونور خیابون یه بوتیک باحال دیده بوده.
هیتلر: اگر اراده ما همچنان قوی بماند، مرغ را نابود خواهیم کرد! فولاد آلمانی از خیابان رد خواهد شد
فوتبالیست: آفساید بود آقا! ما هر چی به این داور گفتیم بیانصاف قبول نکرد....

رزیتا 11-27-2009 12:52 AM

نکاتی مهم در رابطه با قرارهای ملاقات
 
نکاتی مهم در رابطه با قرارهای ملاقات



من فکر می کنم این بـار چـندین نکته حساس و ضروری را در مـورد قرارهای ملاقات پیدا کردم و آنها را با کمال میل در اخـتـیار کسـانــی که دست یاری به سمت ما دراز کرده اند قـرار مـی دهم. اگر شما به تازگی قصد دارید به دنیای قرار های ملاقات وارد شوید و می خـواهـیـد در زنــدگی خود با هـمسر آینده تان آشـنا شوید همیشه باید بر روی نکات و اطـلاعـاتی کـه در مـورد شیــوه هــای قرار ملاقات هستند مـروری داشـتـه بـاشید، تا تشخیص دهید که چه کارهایی باید انجام دهید. هیچ کدام از ما نمی توانیم ادعا کنیم که متــخصص قرار ملاقات هستیم و یک فرمول جادویی بلدیم و مــی توانیم آنرا برای افراد دیگر تجویز کنیم. یکی از نکات مـهـمی کـه هـمیــشه در مورد دنیای قرار و ملاقات باید به خـاطر بسپارید این است که قیافه اصلا مهم نیست. حتی افـراد خوش سیما نیز زمانی که نوبت به دوست داشتن و عاشقی میـرسد بــا مشکل مواجه می شوند. برای اثبات این گفته ها می توانید به آمار و ارقامی که در تاریخ به ثبت رسیده نگاهی بیندازید.
حقیقت در اینجاست که هیچ سحر و جادویی وجود ندارد، نیاز به هیچ طرفند خاصی نیست و هیچ حقه و کلکی برای به دام انداختن خانم و یا آقای مورد علاقه تان وجود ندارد. اما چند حقیقت ضروری وجود دارد که شما می بایستی در تمام طول مسیر در ذهن خود نگه دارید. این نکات فقط در حد "نکته" هستند. عهدنامه هایی نیستند که برای سالیان دراز بر روی سنگواره ها نوشته شده باشند و همچنین برای افراد مختلف نتایج متفاوتی دارند. البته نکاتی هم هستند که نتایج آنها در مورد بسیاری از افراد مثبت در آمده و به همین دلیل بد نیست که در این قسمت اشاره ای به آنها داشته باشیم.
نکات مهم در مورد قرارهای ملاقات
برای قرار خود را آماده کنید. اگر می خواهید از قرار خود برنده بیرون بیایید، خوب فکر کنید که به دنبال چه جور فردی می گردید. آیا تمام تحقیقات خود را بر روی فرد مورد نظر انجام داده و با قوای کامل به دیدن او می روید یا در کار خود تردید دارید. خود را برای همه چیز آماده کنید و اولین قرار را آنطور که باید و شاید جدی نگیرید.
ظاهر خود را نیز آماده کنید. سعی کنید به بهترین نحو لباس بپوشید، عضو یکی از باشگاه های ورزشی شوید، مجله های مربوط به تندرستی و تناسب اندام را مطالعه کنید، هیکل خود را روی فرم بیاورید و رژیم غذایی خود را شروع کنید. موهایتان را کوتاه کنید و مدل آن را نیز تغییر دهید و سری به سالن های آرایش بزنید. اگر با وجود تمام این کارها چیزی عایدتان نشد، حداقل می توانید احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا کنید.
به خرید بروید و برای خودتان لباس های نو خریداری کنید و حتی بهتر است که طرز پوشش خود را به طور کلی تغییر دهید. خود را به شکلی در آورید که از دیدن خودتان لذت ببرید. البته منظور ما این نیست که خودتان را به شکلی در آورید که اصلا با شخصیت باطنی تان تناسبی نداشته باشد. منظور ما این است که ان شلوار جین های قدیمی و پلور های کهنه و ژاکت های نخ نما را به دور بیندازید و قیافه جدیدی به خودتان بدهید. مردم برای وضعیت ظاهری دیگران اهمیت خاصی قائل هستند.
پیش از رفتن بر سر قرار سعی کنید همیشه با دید مثبت به نتیجه آن نگاه کنید. آیا خودتان را می بینید که تا دو سال دیگر ازدواج کرده اید؟ اگر دارای یک چنین طرز فکری باشید با همان قرار ملاقات می توانید به آرزوی خود دست پیدا کنید. اما اگر بی خیال باشید و قرار ملاقات را به اندازه کافی جدی نگیرید نوبت به آن می رسد که از خودتان سوال بپرسید که واقعا به چه علتی قرار می گذارید و می خواهید به چه چیزی دست پیدا کنید. اگر صرفا به *** فکر می کنید بعد باید از خودتان بپرسید که آیا واقعا می توانید با طرف مقابل خود صادق باشید.
اعتماد به نفس خود را تا آنجا که می توانید افزایش دهید. با انجام 4 نکته اولیه احساس بهتری نسبت به خودتان پیدا می کنید و می توانید تمرکز بهتری بر روی موارد مختلف داشته باشید. هر کاری که از دستتان بر می آید برای تقویت اعتماد به نفس خود انجام دهید. به عنوان نمونه سعی کنید از دوستان منفی باف خود دوری کنید (به ویژه دوست های متاهل) تا بتوانید ارتباطات اجتماعی بهتری داشته باشید. مهمانی خانوادگی هم محله ای ها شاید جای چندان مناسبی برای حضور شما نباشید.
برای قرار گذاشتن شما انتخاب های مختلفی دارید. سعی نکنید افردی را که خیلی از شما پایین تر هستند انتخاب کنید بلکه بهتر است انتخابتان واقع بینانه باشد. به عبارت دیگر ملاقات شما با تمام چیزهایی که از خود ارائه می دهید ارتباط مستقیم دارد که یکی از انها خصوصیات اخلاقی است. اگر شما به دنبال یک دختر و یا پسر زیبا و افسانه ای می گردید خیلی خوب است اما این کار در شرایطی میسر می شود که شما هم خودتان را برای یک چنین ملاقاتی آماده کنید و به حق انتخاب خود با یک دید واقع گرایانه نگاه کنید.
برای پیدا کردن فرد مورد نظر باید کمی تلاش کنید. شما می توانید در کلوپ ها، مسابقات ورزشی، و گروه های همبستگی افراد بسیار زیادی را ملاقات کنید و شاید فرد ایده آل شما نیز در میان آنها به چشم بخورد. شاید این حرف ها اندکی کلیشه ای باشند اما باور کنید که با نشستن در خانه شما هیچ شانسی برای پیدا کردن ایده آل های خود پیدا نخواهید کرد.
بین هر قرار ملاقاتی که برای شما ثمر بخش نبود و ملاقات بعدی اندکی وقفه بیندازید. قرار گذاشتن یک امری است که همواره در حال جریان می باشد، بنابر این شارژ مجدد باتری ها و نگه داشتن و بالابردن اعتماد به نفس و خوش بینی جزء باید ها به حساب می آیند. پس اگر برایتان مقدور بود قرارهای ملاقات خود را با گذشت بازه های زمانی بلندتری ادامه دهید.
از قرار خود تنها به این دلیل که "قرار" است، لذت ببرید. این کار صرفا آشنایی با افراد جدید و برقراری رابطه اجتماعی با افرادی است که امکان دارد چشم شما را بگیرند، می باشد. حقیقت اینجاست که شخصیت هر فردی به نوبه خود جالب می باشد و افراد زیادی هستند که به دنبال پیدا کردن دوست های جدید می باشند و چه بسا که در بین آنها بتوانید فرد مورد علاقه خود را پیدا کنید.
به هیچ وجه خودتان را بیش از اندازه در اختیار دیگران قرار ندهید. مردم عاشق افراد مرموز و اسرار امیز هستند و دوست دارند خودشان چیزهایی را در مورد طرف مقابل کشف کنند. به همین دلیل اگر می خواهید رابطه شما تنگاتنگ تر شود هیچ گاه از همان جلسات اول به برقراری رابطه جنسی فکر نکنید و این کار را به ملاقات های بعدی موکول کنید. هر چه یک نفر بیشتر در پی رسیدن به شما باشد و در این راه تلاش کنید خیلی بیشتر این امکان وجود دارد که عشق در میان شما دو نفر شکوفا شود. اگر خیلی زود تا آخرین مرحله پیش روید دیگر هیچ زمانی باقی نمی ماند تا بتوانید احساسات قلبی خود را برای یکدیگر بازگو کنید.
در شبکه های دوست یابی اینترنتی عضو شوید و پروفایل های شخصی تان را برای یکدیگر بفرستید. برای چک کردن e-mail های خود وقت صرف کنید. اگر تا به حال یک چنین کاری را انجام نداده اید برای یک بار هم که شده آن را امتحان کنید. این امر سبب می شود تا اعتماد به نفستان ارتقا پیدا کند و آداب اجتماعی تان نیز تقویت شود.
منتظر نکات مفیدی که در چند ماه آینده می خواهیم در اختیار شما قرارا دهیم باشید چرا که قرار است نکات مختلفی در مورد قرارهای ملاقات به این بخش اضافه کنیم.


رزیتا 11-27-2009 02:19 AM

داریوش مهرجویی : زیاد نگاه کردن تلویزیون آدم را احمق می کند
 
داریوش مهرجویی : زیاد نگاه کردن تلویزیون آدم را احمق می کند

شفاف : محمد تاجیک : حدود چند سال قبل که گفت وگوی کوتاهی با آقای مهرجویی داشتم او نظر جالبی را درباره تلویزیون ابراز کرده بود . یادم است آن موقع در این گفت وگوکه همان موقع در یکی از خیر گزاری های رسمی منتشر شد مهر جویی عنوان کرده بود که اصلا تلویزیون زیاد نگاه نمی کند وگفته بود :من چندان رابطه خوبي با تلويزيون ندارم چراكه معتقدم زياد نگاه كردن به اين جعبه، آدم را احمق مي‌كند، بنابراين پرهيز مي‌كنم!. من تنها براي برنامه‌هاي ضروري و خبر، يا بعضي از برنامه‌هاي سينمايي به تلويزيون نگاه ميكنم.
البته داریوش مهرجویی این نظر را تنها درباره تلویزیون ایران نداشت و می گفت : تلويزيون‌ها در همه جاي دنيا اينگونه‌اند و تنها مختص ايران نيست. در كشورهايي مثل آمريكا و فرانسه هم اينطوري است. تفاوت تلويزيون‌ها با يكديگر، همانند تفاوت يك روزنامه عامه پسند و سطحي با روزنامه‌هايي است كه مخاطباني نخبه و متفاوت دارند.

/داستان همیشگی سریالهای عامه پسندوواکنش نخبگان/

اینکه آقای مهرجویی اینچنین تحلیل جالبی درباره تلویزیون ارائه می دهد نشان دهنده جایگاه تلویزیون در بین اکثر نخبگان وروشنفکران جامعه است .البته این تحلیل داریوش مهرجویی حداقل متعلق به پنج سال قبل است نه متعلق به الان که بسیاری به خاطر مسائل اخیر انتقاد فراوانی را به صدا وسیما وارد می کنند و رابطه اصلا خوبی با آن ندارند .نمونه خیلی خوب آن اظهارات آقای مجیدی در حضور رهبر انقلاب است که در اعتراض به ممنوع التصویر شدن هنرمندان ،گفته بود که تلویزیون حق پخش کردن تصویری از او را ندارد.
امااز سویی دیگر در این سالها سریالهایی ساخته شده که اگر چه باانتقادات فراوانی از سوی نخبگان وکار شنان و منتقدان و.....مواجه شده ولی مردم از آن استقبال خوبی کرده اند .نمونه بارز آن سریال حضرت یوسف (ع) به کار گردانی فرج الله سلحشور است که استقبال بسیار خوبی از آن شدو حتی درکشورهای مسمان وهمسایه نیز به نظر می رسد استقبال خوبی از آن می شود . این درحالیست که بسیاری از منتقدان وکار شناسان بااشاره به ضعف های بسیار این مجموعه ،از آن به شدت انتقاد کرده بودند . حتی این انتقادات از سوی برخی علمای دینی نیز مطرح شد که نسبت به طرح برخی موضوعات دراین مجموعه انتقادداشتند .

البته بسیاری از منتقدان وکار شناسان راز اصلی استقبال از سریال حضرت یوسف (ع) را در داستان فوق العاده جذاب آن می دانستند ،داستانی که احسن القصص خوانده شده و انتظار استقبال بی نظیر از آن فوق العاده بود .
تهیه کنندگان مطرح سینما وتلویزیون جمله طلایی درباره راز استقبال از سریالها و فیلمهای پر مخاطب دارند وآن جمله این است که حرف اول را در موفقیت یک سریال یا فیلم را داستان و فیلمنامه آن می زند .آنها می گویند اگر یک فیلنامه متفاوت وفوق العاده جذاب را به بدترین کار گردان دنیاهم بدهی ،میزان موفقیت آن فیلم یا سریال بازهم وجوددارد .
به همین خاطر است که بسیاری از بازیگران یا کار گردانان مطرح وموفق همیشه می گویند که به دنبال یک فیلمنامه یا داستان خوب هستیم یا فلان فیلم را به دلیل اینکه فیلمنامه خوب یا داستان جذابی داشت را قبول کردیم .طبیعی است که ریشه اصلی موفقیت سریالی چون سریال حضرت یوسف (ع) در داستان آن است که احسن القصص نامیده شده .البته گویا آقای سلحشور دچار این توهم شده که علت استقبال از این سریال به کار گردانی او برمی گردد.
البته همانطور که گفته شد همین سریال آقای سلحشور واکنشهای شدیدی را دربین صاحب نظران برانگیخت .
/انتقادات سیف الله داد و بیضایی از سریال سلحشور/

جالب است بدانید مرحوم سیف الله داد کار گردان مطرح سینما در زمان نمایش این سریال در تلویزیون گفت وگویی با بهروز افخمی در نشریه تازه(نشریه متعلق به افخمی ) انجام داده ومرحوم داد دراین گفت وگو با اشاره به سریال حضرت یوسف گفته بود :واقعا افتخار می خواهد که ما یکی از قصص قرآن را تبدیل کنیم به یک داستان توراتی.در حالی که داستان توراتی داستانی تاریخی است وبا داستانی که در قرآن است متفاوت است .
یا بهرام بیضایی چندی پیش در گفت وگویی مفصل با امتیاز به شکل غیر مستقیمی به سریال حضرت یوسف (ع) اشاره کرده وگفته بود : سريالهايي را مي بينم که به اصطلاح تلويزيون ساخته و اتفاقا درباره انبياو بندگان خاص خدا وند و قرار است اين سريالها بر فرهنگ ما تاثير بگذارند.ولي زبان آنها که پيامبر خدا هستند آنچنان بد و به اصطلاح اداري است که نمي توان آن را به پيامبر خدا نسبت داد.
یا متلکها و کنایه های مجید مجیدی به سریالهای ماه رمضان تلویزیون هنوزاز یاد نرفته است . مجیدی با انتقاد از سریالی چون روز حسرت گفته بود : روزي از ميدان توحيد مي‌آمدم و ديدم كسي من را با لحني عاميانه و خالصانه صدا مي‌زند و هر چقدر كه جستجو كردم، كسي را پيدا نكردم. فكر كردم كه نكند همان فرشته‌هايي هستند كه تلويزيون نشان مي‌دهد تحت فيلم‌هاي معنوي و معنوي‌گرا، در همين سريال «روز حسرت» هم ديدم كه جاي خدا تصميم گرفتند و آدم‌ها را به بهشت و جهنم فرستادند. معلوم نيست شايد بهشت و جهنم يكي از كانال‌هايش از تلويزيون باز می شود .


/ از دلنوازان و شمس العماره تا در چشم باد ومسافران/

در چندوقت اخیرچند سریال مهم وپر مخاطب از تلویزیون پخش شد که واکنشهای مختلف ومتفاوتی نسبت به آنها صورت گرفت . از سریال در چشم باد که مدیر شبکه اول سیما آن را فاخرترين اثر تلويزيوني 30 سال اخير دانسته بود تا سریال شبانه دلنوازان که از نظر بسیاری تنها سریالی سر گرم کننده وسطحی برای عامه مردم بود .البته در این میان سریالهایی چون مسافران ساخته رامبد جوان و شمس العماره ساخته سامان مقدم نیز پخش شد که اتفاقا هردوی این سریالها به خصوص شمس العماره با حواشی وجنجالهایی مواجه شدند .البته این دو سریال بااسقبال خوبی نیز از سوی مخاطبان مواجه شدند .خصوصا اینکه سریال شمس العماره را با سریال معروف دایی جان ناپلئون ناصر تقوایی مقایسه می کردند و حتی شخصیتهای سریال سمان مقدم را یاد آور شخصیتهای سریال ناصر تقوایی می دانستند . سریال دایی جان نا پلئون سریالی بود که در هنگام نمایش آن خیابانهای تهران خلوت می شد.
بد نیست بدانید طبق گفته تقوایی با اعتماد در گفت وگویی که اواخر سال گذشته داشت هر سال يک نسخه از مجموعه «دايي جان ناپلئون» در امريکا منتشر مي شود. قيمت آن هم صد دلار است.تقوایی گفته بود اين گران ترين سي دي است که در دنيا وجود دارد. .
از سویی دیگر شمس العماره با بیشترین انتقاد از سوی رسانه های اصولگرا مواجه شد از روز نامه رسالت وکیهان گرفته تا روز نامه جمهوری اسلامی و سایت جهان به سریال سامان مقدم حمله کردند .


/راز استقبال مردم /

اما نکته مهم این است که چرا سریالی چون دلنوازان که از سوی بسیاری از منتقدان ضعیف ارزیابی شده اینقدر از سوی مردم مورد استقبال قرار می گیرد ولی سریالی چون در چشم باد که خالق آن یکی از کار گردانهای مطرح سینما وتلویزیون است آنچنان که باید وشاید مورد استقبال قرار نمی گیرد. سریالی که5/5 سال زمان صرف تولید آن شده است و بيش از ٣٤٠ لوكيشن داشته است .البته ریشه این موضوع تا حدودی به این برمی گرددکه تلویزیون روز‌به‌روز سطح سليقه‌ي مخاطب را پايين‌تر مي‌آورد.

/توهین به شعور مخاطب/

بد نیست بدانید همین چند وقت پیش بود که تهمینه میلانی در نشستی تخصصی در در یک همایش اجتماعی گفته بود : به نظر من اين روزها تلويزيون، مخاطبان را سطح پايين فرض مي‌كند و گاه به شعور مخاطب توهين مي‌كند. دو شب پيش برنامه نقدي ازتلويزيون پخش شد كه در آن منتقدان مدام با هم تعارف مي‌كردند و به نظر من ما ديگر نبايد محافظه‌كار باشيم .

/تمجید منتقدان وصاحب نظران از در چشم باد/

عموم منتقدان نظر مثبتی درباره سریال در چشم بادداشته اند جالب است بدانید که آنها معتقدند که «در چشم باد» سريال قابل قبولي است كه سطحش خيلي بالاتر از سريال‌هاي سيماست .به اعتقاد آنان بازي‌هاي بازيگران اين سريال، حرفه‌يي و صحنه‌پردازي آن در حد مطلوبي است؛منتقدان در واقع مدعی اند که «در چشم باد» يكي از مجموعه‌هاي ماندگار سيماست.یکی از این منتقدان شناخته شناخته جواد طوسی است که در مطلبی در فصلنامه سینما وادبیات بانگاهی به ساخت سریالهای مطرح تلویزیونی درباره سریال در چشم باد می نویسد :چند قسمت به نمایش در آمده از مجموعه تلویزیونی در چشم باد این امیدرا می دهد که یکی دیگر از روایتهای متفاوت و قابل تامل تاریخی رقم خورده است .

/به باور مردم احترام بگذاریم/

اما بد نیست به نکته جالب دیگری نیز اشاره کنیم .بهرام رادان بازیگر خوب سینمای ایران به تازگی گفت وگویی با ماهنامه فیلم کرده ودر بخشهایی از آن عبارات جالبی را برزبان آورده که ذکر آن چندان خالی از لطف نیست . رادان گفته : خانم خانه داری که شب نشسته ودارد یک سریال تلویزیونی به نظر من وشما ضعیف و بی خود را با عشق و علاقه تماشا می کند .دلیلی ندارد که نظرش را عوض کنیم . ماباید به باور مردم احترام بگذاریم.



مجتب 11-27-2009 03:56 PM

راهنماى خريد فرش
 

راهنماى خريد فرش
كارشناسان فرش ،سالها است كه به ميليون ها خريدار كمك كرده تا آگاهانه و با اجتناب از حقه هاي متداول فرش فروشان ، فرش مناسب را بدون پرداخت هزينه سنگين خريداري كنند. از آنجايي كه اطلاعات و نصايح آنها ، برگرفته از تجربه چندين ساله شان مي باشد، مورد اعتماد تمامي خريداران است. درك كامل و دست يابي آسان به اطلاعات كامل از فرش، ارزيابي واندازه گيري دقيق و راحت، نصب صحيح فرش و موكت ، و انجام معامله اي منصفانه ، از اهداف كارشناسان است.

-- 6 نكته اساسي در خصوص خريد محتاطانه فرش --
1- خريد فرش مناسب
خريد فرشي كه متناسب با اهداف و بودجه مورد نياز شما باشد كار ساده اي نيست. زيرا بسياري از فرش فروشان اجازه مي دهند تا براساس ظاهر وقيمت فرش، آن را خريداري كنيد. بعضي از فرش فروشان به منظور سخت كردن مقايسه فرش ها ي پيشنهادي ، بسياري از مشخصات ضروري فرش را به خريداران نمي گويند. خريداران براي اتخاذ تصميم مناسب مي بايست دستيابي بلا مانع به مشخصات فرش داشته باشند. درضمن بايد نحوه ي صحيح مقايسه فرش ها با يكديگر را فرا گيريد.
باسنثناي قيمت ، انتخاب فرش برمبناي ظاهر آن ، كار عاقلانه اي نيست. اگر تنها بر اين اساس فرشي را خريداري كنيد ، مطمئنا در آخر احساس رضايت نخواهيد داشت. انتخاب فرش مناسب كار راحتي نيست ، براي فراگيري از نحوه ي انتخاب فرشي كه مناسب نياز ها، اهداف، و سبك زندگي شما باشد، بايد وقت بگذاريد. بايد بدانيد كه چه چيزهايي فرش ها را از يكديگر متمايز ميكند.
اگر ميخواهيد از نتيجه نهايي خريد خود راضي باشيد، چندين گزينه ي مهم هستند كه هنگام خريد فرش بايد به درستي درنظر گرفته شوند. تجربه و تحقيق كارشناسان نشان ميدهد كه كمتر از 14 % از خريداران فرش مناسب را انتخاب مي كنند. و 86% آنها هزينه بالا مي پردازند، انتخاب نادرست انجام مي دهند ، با محل استقرار فرش مشكل دارند، يا به نحوي از تجربه ي خريد فرش خود ناراضي هستند. ودر آخر از خود مي پرسيد مشكل كجا بود.


2-چگونگي اجتناب از نيرنگ هاي فرش فروشان وانجام معامله اي مناسب
براي اجتناب از پرداخت هزينه ي گزاف، بايد به دقت خانه ي خود را اندازه گيري كنيد و موكت را قبلا به درستي نصب كرده باشيد تا بعد ها دردسرساز نشود. انجام تمامي اين كارها به درستي وخريد فرشي مناسب ،سخت تر از آن چيزي است كه به نظر مي ايد.


3- انتخاب فرش فروشي مناسب
اكثر فرش فروشان صادق و خوش نام هستند. انجام معامله اي مناسب وخريد جنس خوب يا بنجل بستگي به شخصي دارد كه فرش را از او خريداري مي كنيد. آنقدركلاه برداري هاي متداول در اين زمينه وجود دارند كه بايد خيلي حواستان را جمع كنيد. فرش فروشان بد تينت با استفاده از حقه هاي زيركانه شما را مجبور به پرداخت هزينه ي بالا ودريافت جنس نامرغوب ميكنند.سعي كنيد تمامي مراكز فرش فروشي را در شهر خود يافته و جستوجو كنيد.


4- اصول پايه اي در خريد فرش
زماني را به يادگيري مراحل خريد فرش اختصاص دهيد. تاانجا كه به فرش فروشان مربوط مي شود، هرچه مشتري كمتر بداند براي آنها بهتر است. نا آگاهي شما كار را براي آنها رحت تر مي كند. براي در آوردن پول بيشتر ، فرشهاي جديد وگران قيمتي را به شما پيشنهاد مي كنند كه در حقيقت هيچ به كار شما نمي آيند. قبل از خريد فرش مسائل بسيار مهمي وجود دارند كه بايد در نظر بگيريد.


5- مشخصات حقيقي فرش
هر آنچه در صفحات وب مي خوانيد، باور نكنيد! ممكن است در سايت هاي مختلف اطلاعات بسياري در خصوص فرش بيابيد، اما بهتر است بدانيد كه اكثرا اطلاعاتي نادرست هستند. قانون كلي: به اطلاعات فرشي كه در سايت هاي فرش فروش هستند اعتماد نكنيد. اين افراد براي تمامي فرشهاي خود عكسها ي رنگارنگ و جذاب به نمايش مي گذارند، كه تنها به نكات مثبت فرش اشاره دارند، و مضرات ومشكلات آن را فاش نمي كنند. به گونه اي كالاي خود را تبليغ مي كنند كه گويي بهترين گزينه براي شما است. در واقع بايد كالايي را انتخاب كنيد كه متناسب با اهداف ونياز هاي شما باشد. براي اين كار شما نيازمند اطلاعت جامع وصادقانه هستيد. سايت منزل يكي از معدود ياست هايي است كه راهنماي خريد فرش صادقانه اي در اختيار شما مي گذارد.


6- حيله هاي فرش فروشان
تمامي فروشندگان آگاهي كافي از تمامي فرش هاي موجود در بازار را ندارند. بسياري از آنها در اين زمينه داراي اطلاعت كافي مي باشند، اما بعضي در خصوص انواع فرش نا آگاه هستند. برخي از دلالان فرش ، با فروش بيشترين مقدار از فرش خاصي – مثلا پرسود ترين فرش – ترفيع يا مزايا مي گيرند. يعني اگر در فرش فروشي نامناسب به فروشنده ي حيله گر اعتماد مطلق كنيد، در آخر صاحب فرش نا مرغوب خاهيد شد، در حالي كه فروشنده ي مذكور سود كلاني به جيب زده است

Omid7 11-27-2009 09:26 PM

عکس جنجالی میشل اوباما
 
هنگام جستجوی نام میشل اوباما در موتور جستجوی گوگل، تصویر بانوی اول آمریکا طوری دستکاری شده که چهره او شبیه میمون شده است. این تصویر مرتبا در هنگام جستجوی کاربران برای یافتن تصویری از خانم اوباما ظاهر می شود.

انتشار یک تصویر دستکاری شده میشل اوباما، همسر رئیس جمهور آمریکا در اینترنت یک بار دیگر باعث بروز بحث هایی در باره آزادی بیان در فضای مجازی شده است.

جنجال بر سر تصویری است که در هنگام جستجوی نام میشل اوباما در موتور جستجوی گوگل دیده می شود. تصویر بانوی اول آمریکا به گونه ای توسط برنامه های کامپیوتری دستکاری شده که چهره او شبیه به یک میمون شود. این تصویر مرتبا در هنگام جستجوی کاربران برای یافتن تصویری از خانم اوباما ظاهر می شود.

گوگل گفته است که این تصویر را از صفحات خود حذف نمی کند.

گوگل از دیده شدن این تصویر پوزش خواسته اما با رد درخواست ها برای حذف آن، پیامی را در صفحه عکس، منتشر کرده که خاطرنشان می کند نتایج جستجوی کاربران نمایانگر دیدگاه های این شرکت نیست و این نتایج گاهی اوقات می تواند اهانت آمیز باشد.

دولت آمریکا از اظهارنظر در باره انتشار این تصویر خودداری کرده است. این تصویر باعث بروز بحث هایی در باره آزادی بیان و حدود آن در آمریکا شده است.

جک ایزرد، خبرنگار بی بی سی می گوید میشل اوباما یکی از چهره های شناخته شده در جهان است که تعداد زیادی عکس از او گرفته می شود و به همین جهت جای تعجب ندارد که با جستجوی نام او در اینترنت، حدود هشت میلیون تصویر دیده می شود.

حق آزادی بیان در قانون اساسی آمریکا قید شده است اما اینترنت چارچوب های آزادی بیان در این کشور را عملا به چالش کشیده است.


Omid7 11-27-2009 10:32 PM

از3طریق بفهمید کی دوستتون داره..!!!
 
آدم ها از سه طریق می فهمند که طرف، دوستشون داره.
یا به تعبیر بهتر باید بگم: « آدم ها سه تا گیرنده ی عاطفی دارند ».

◄ گیرنده های شنیداری

◄ گیرنده های دیداری

◄ گیرنده های لمسی

همه ی ما از طریق فعال کردن یک، دو یا هرسه شاخکِ گیرنده های عاطفی خودمون، می فهمیم این بابایی که داره برای ما بال بال می زنه، به ما علاقه داره یا نه؟


مرد به زن تلفن می زند و می گه : « عزیزم! دوستت دارم ». زن هم کلی خوش حال می شه.
تويه مهمونی که همه ی آقایون خوش تیپ و خوش لباس هستن، زن به مرد می گه: « وا! آقا! به عقیده ی من، شما از همه جذاب تر هستید! » مرد هم حسابي دهنش آب می افته و خوش حال می شه.

این ها همه یعنی فعالیت « گیرنده های شنیداری ».

به تعبیر بهتر، وقتی ما، ابراز علاقه ی کسی رو از طریق « حرف »، « گفت و گو »، و هر چیز دیگه و از راه « گوش »، می شنویم، شاخک های عاطفی ما به قلب مان پیام می دهند که این فرستنده ی پیام، « تو رو دوست داره ».

مرد برای روز تولد زنش کادو می خرد. پس دوستش داره.

زن برای مرد، توخونه لباس های خوب می پوشه، پس دوستش داره.

مرد تو مهمانی همه ی حواسش به زنش است، پس دوستش داره.

پس مجموعه ای از رفتارهای ما که با « دیدن »شون، می تونیم به علاقه ی طرف خودمون پی ببریم، « گیرنده های دیداری » ما رو فعال می کنه. این رفتارها، تنها تفاوتی که با « گیرنده های لمسی » داره اینه که در آن « تماس بدنی » اتفاق نمی افته.

◄ نکته ی کنکوری:

[ وقتی کاری را انجام می دیم، وظیفه ی ما نیست. از روی « علاقه » داریم این کار رو می کنیم. این مجموعه ی « رفتارهای مهرآمیز »، شاخک های عاطفی طرف روا فعال می کنه و به قلب ما پیام می فرسته که « هوی! این یارو تو رو دوست داره! چوب خشک نباش! »]

مرد، زنش رو نوازش می کنه، پس دوستش داره.

مرد، بعد از خوردن غذا، دست روی شونه ی زنش می گذاره و از اون به دلیل تهیه ی غذا، تشكر می کنه. [ سالی یه بار هم این کار روبکنید بد نیست ]

زن، همین طوری که نشسته و داره همراه مرد، برنامه ی تلویزیون را می بینه، دست مرد رونوازش ميكنه. [ آقایانی که لم یزرع و بایر هستند، گیرنده ی این بخششان، غیر فعال است ].

در این نوع ابراز علاقه، لمس طرفه که گیرنده های عاطفیه اش رو فعال میكنه.

***

خب!همينطورکه خوندیم، گاهی شاهدیم که همزمان یک، دو یا هر سه شاخک گیرنده عاطفی ما فعال می شه و این به دلیل ارسال پیام محبت آمیز از یک، دو یا هر سه فرستنده است. هرکسی یه« گیرنده ی اصلی» یا « شاخک اصلی » داره. یعنی بیش تر از طریق اون گیرنده ست که می فهمه طرفش به اون داره ابراز علاقه می کنه. این شاخک ها، « نقطه ی آسیب پذیر» دوستی ها و محبت ها هستند.

چرا؟ چون این شاخک ها « سیر » می شن. یا به تعبیری، حساسیت های خود را از دست می دن. در چه صورتی؟ در صورتی که که مدام شما برای ابراز علاقه، فقط به یک گیرنده ی خاص، پالس بفرستید.یک نفر، شاخک « شنیداری»اش زود سیر می شه. یکی شاخک «دیداری»اش از بقیه سریع تر ناگیرایی پیدا می کنه. عده ای هم از «لمس» زود خسته می شن.

تصور کنید که زن، راه به راه به مرد می گه: « یه ماچ بده! » خوب این مرد، بعد از یک مدتی، حالش از ماچ کردن به هم می­خوره. یا برعکس، مرد می روه و می آد، قربون صدقه ی زنش می ره! خوب زن بعد از مدتی با حالت استفراغ، به اولین « توالت عاطفی » می روه و تمام محبت های اضافی را بالا می آره.

◄ نکته ی کنکوری:

[ اگر می بینین که دوست دخترتون به شخص دیگه اي توجه داره، اول باید نتیجه بگیرین که یک جایی دارین « افراط » یا « تفریط » می کنین. باید قبول کرد که خيلي از زن ها، بیش تر جلب « کم توجهی مرد» می شن تا « توجه بیش از حد ». دقت کنین که می گم « کم توجهی » نه «بی توجهی»!

و من اسم اون شخص دوم رو که گاهی به نام های «رقیب»، «یکی دیگه» و... یاد می کنیم رو «توالت عاطفی» می ذارم. یعنی زن یا مرد در بخشی از زمان، اضافات یا حتي کمبودهای عاطفی خودشون روتو این توالت بالا می آرن. حالا چرا توالت؟ چون اون شخص سوم، بيخود می کنه وقتی می بینه که دو نفر با هم دوست یا همسرن، وارد جریان عاطفی اونها می شه. حتي اگه زن یا مرد ، خودشون مایل باشن و از او دعوت کنن که وارد جریان عاطفی شون بشه تا نفر سوم اجازه نده که « توالت » باشه، کسی هم برای خیانت و استفراغ عواطفش از او استفاده نخواهد کرد. ]

برگردیم به اصل داستان! داشتم می گفتم که فرض کنیم ما خیلی داریم به گیرنده ی اصلی طرف مقابلمون، پالس عشقی می فرستیم، در این حالت آن گیرنده ی اصلی، یا به کل خاموش می شه یا میره روی « استندبای ».

◄ دقت کرده اید که وقتی به یکی خیلی محبت کنین، خودش رومی گیره؟

◄ تجربه کردین که وقتی یکی از عشق و محبتتون نسبت به خودش مطمئن شد، محلتون نمی گذاره؟

◄ شده وقتی به یکی گفتی دوستت دارم، دیگر روی خوشش رو نبینی؟

. چون این آدم ها، شاخک اصلی شون، زود به « ناگیرایی » دچار می شه.


بعضی از ماها وقتی مطمئن شدیم که طرف دوستمون داره، دیگه نیازی نمی بینیم که گیرنده های عاطفی خودمون رو روشن بذاریم. چون ما انسان ها ذاتاً عاشق « نداشته ها» هستیم. وقتی چیزی روداشتیم، دیگه ارزشش برامون از بین میره. مثل اغلب دوست دختر و دوست پسرهایی که سال ها با هم دوست هستن، ولی دو ماه بعد از ازدواجشون، تقاضای طلاق می کنن.هم آقایان و هم خانم ها، به این عارضه ی بد، مبتلا هستیم. ما آدمها همین طوری ایم اصلن. وقتی می فهمیم که کسی دوستمون داره، دیگه تلاشی برای جلب دوستی بیشترش نمی کنیم. چون « ظرف پذیرش محبت ها مون، به شدت کوچک است».

بهترین راه برای علاج چنین معضل و مصیبتی [ که کم هم نیست و الی ماشاءالله به صورت روتین و روزانه شاهدش هستیم ] اینه که شاخک اصلی طرفمون رو شناسایی کنیم، و به آن، پیام های کمتری بفرستیم. [ نه این که اصلن نفرستیم ]

در حقيقت: دوست داشتن و دوست داشته شدن، سیاست می خواد.

[ اضافه کنم که منظورم از سیاست مداری در عشق، دروغ گویی و خالی بندی و این چیزها نیست. بین « سیاست مداری » و « سیاست بازی » خیلی فرق هست. ]

وگرنه اگر بخوايد کارتون رو به معجزه ی الهی و لطف خدایی و امدادهای غیبی واگذار كنين و مدام عشقتون رو « آرزو » کنین و منتظر بمونین تا «مهرتون به دل طرف بیفته»، همون بهتره برین یه امام زاده ای دخیل ببندین و برای کفترهاش، دونه ی نذری بپاشین!

به جای همه ی این کارها، اول گیرنده های عاطفی فرد موردعلاقه تون رو شناسایی کنین، بعد ببینین کدوم گیرنده هاش ممکنه زمانی کار دستتون بده؟ کدومش بیش تر به دردتون می خوره؟ با کدومش زود خسته می شه؟ چه فرستنده هائيتون رو خاموش کنین که طرف فردا خودش رو براتون نگیره؟ کدوم ها رو روشن نگه دارین که تعادل دوستی حفظ شه؟

اگر فقط یک ذره سیاست و اعتماد به نفس داشته باشیم، شک نکنید که امام زاده ها هم معجزه می کنن.

همه این هایی رو که گفتم، چیزهاییه که همه مون میدونیم. فقط باید یکی، یادمون بیاره. همین چیزهای کوچک و پیش پا افتاده ست که دوستی ها روپایدارتر میکنه و جدایی ها روا به تاخیر می اندازه....

Omid7 11-27-2009 10:37 PM

زشت ترین سایت اینترنتی دنیا معرفی شد
 
زشت ترین سایت اینترنتی دنیا معرفی شد.

گروهي از كارشناسان ادعا مي‌كنند كه در پي بررسي‌هاي اخير خود موفق به كشف زشت‌ترين سايت اينترنتي جهان شده‌اند.به گزارش فارس به نقل از اينترنت‌نيوز، "رايان دوكوئس " يكي از كارشناسان مركز تحقيقاتي WD Enterprises در اين خصوص گفت: گروه تحقيقاتي ما طي ماه‌هاي گذشته هزاران سايت اينترنتي را مورد بررسي قرار داد و در پايان مشخص شد، هيچ يك از اين سايت‌ها از Guidezilla زشت‌تر نيست.
به گفته دوكوئس، اين سايت اينترنتي شامل طراحي گرافيكي نامتوازن، نور ناكافي، رنگ‌هاي نامناسب، كليدها و ابزارهاي بد و ناكارآمد و اندازه نامناسب كلمات مي‌شود و بر اين اساس، زشت‌ترين سايت اينترنتي در جهان است.
دوكوئس در ادامه اظهار داشت: با توجه به رشد روزافزون اينترنت و سايت‌هاي اينترنتي، براي ما بسيار عجيب است كه چرا همچنان برخي سايت‌ها با اين كيفيت در اختيار كاربران قرار مي‌گيرند. جالب است بدانيد، مديريت زشت‌ترين سايت دنيا را شركت ما برعهده دارد و ما تاكنون نمي‌دانستيم كه اين سايت اينترنتي را با اين شرايط در اختيار كاربران مي‌گذاريم.
مديران سايت آمريكايي Guidezilla.com با انتشار اين خبر، هم‌اكنون تلاش مي‌كنند ضمن بهبود نحوه استفاده از ابزارهاي داخلي سايت، ابزارهاي ناكارآمد را از داخل آن بردارند و طراحي گرافيكي آن را نيز تغيير دهن

Omid7 11-27-2009 10:43 PM

یادداشتهای یک کامپیوترباز به فرزندش
 
زندگی مثل ويندوز می‌مونه، اكثر وقت‌ها قاطی داره. ولی خوب، بعضی وقت‌ها هم خيلی خوبه! به‌خاطر لحظه‌های خوبش، لحظه های بدش رو بی‌خيال شو!
زندگی مثل ويندوز ‌می‌مونه، اگه ازدواج كردی و هی تو زندگی Hang كردی، زرتی Reset نكن و راه بيفت سمت دادگاه خانواده! خره... بعضی از DLLها مال زندگی مجرديه، اون‌ها رو با DLLهای متاهلی عوض كن! شب‌نشينی با رفقا، ای‌ميل‌بازی و شايد هم وبلاگ‌نويسی رو اگه لازم باشه بايد تعطيل كنی (اين يكی رو ديگه نه!). بعضی‌هاش موجوده، با نگاهی دقيق به زندگی ديگران، می‌تونی‌ اون‌ها رو Download كنی. ولی بعضی ديگه رو بايد خودت بنويسی، بهتر بگم خودتون! خلاصه بايد خودت رو سازگار كنی...
بعضی وقت‌ها بايد خودت رو بزنی به Hang بازی! (بخوانيد خنگ‌بازی) تا زندگی به اون سختی كه هست به نظر نرسه! يه وقت‌هايی لازمه كه به‌خاطر شرايط، Regional Settingت رو عوض كنی! می‌دونی كه كجا بايد دنبالش بگردی، تو Control Panel.
زندگی مثل ويندوز می‌مونه، بعضی وقت‌ها لازمه يك سری از آدم‌ها رو از زندگيت Remove كنی و در عوض يك‌سری ديگه رو Add كنی! اونايی رو Add كن كه مصداق اين شعر هستن: "دوست تو بايد از تو به باشد --- تا تو را عقل و دين بيفزايد"!
زندگی مثل برنامه‌نويسی می‌مونه، می‌شه اون رو به دو دسته تقسيم‌بندی كرد؛ ساخت‌يافته و شیء‌گرا. زندگی ساخت‌يافته، زندگی ساده و بدون تجمل و تاحدی زمخته كه بعضی‌هاش بسيار باحال و در عين‌حال سخته! مثل برنامه‌نويسی با C++ می‌مونه! ولی در زندگی شيء‌گرا، همه‌چی بر روی اشيا متمركز شده! يخچال Side By Side، تلويزيون n اينچ با 60 ميليون تصوير هم‌زمان، خونه‌ی نياوران و... فرقشون هم اينه كه دومی از كلاس و از اشيا تشكيل شده و اولی از دستورات و كدهای نوشتاری! شنيدی كه می‌گن طرف كلاس داره، يعنی زندگی نوع دوم!
زندگی مثل يه نرم‌افزار می‌مونه، رابط كاربر داره. بعضی وقتا اين رابط خيلی قشنگه، ولی گولش رو نخور! ممكنه باطن زشتی داشته باشه. برعكس اين قضيه هم ممكنه، شايد پشت اون Interface ضايعی كه می‌بينی، يه Program باحالی باشه كه نگو...
زندگی مثل يه نرم‌افزار می‌مونه، يك‌وقت‌هايی است كه اين نرم‌افزار با ويژگی‌های شخصيتی تو سازگار نيست، سعی كن تو رويه‌ای كه در زندگی برای خودت انتخاب كردی تجديد نظر كنی! می‌تونی با انتخاب گزينه‌ی Options تو مغزت، تغييرات لازم رو در Setting ذهنت انجام بدی! ولی اگه جواب نداد به احتمال زياد بايد به فكر تغيير نرم‌افزاره باشی!
زندگی مثل اينترنت می‌مونه، بعضی از آدما مثل Hijackerها هستن، زوركی می‌خوان خودشون رو در دل آدم جا كنن! خودت رو ايمن كن، با ايمان به خدا كه يادش "تطمئن‌القلوبه"!
زندگی مثل يك صفحه‌ی وب می‌مونه! بعضی وقت‌ها برای تغيير ذائقه هم كه شده، دستی به CSS خونه و زندگيت بكش! به‌طور مثال جای يخچال و اجاق گاز رو عوض كن! يا خونه رو نقاشی كن. ولی جون هركی كه اون‌موقع دوستش داری از رنگی مثل اين استفاده نكن: 000000#!
زندگی مثل يك بازی كامپيوتری می‌مونه، بعضی چيزا مثل Fifa 2005 و Doom می‌مونه! آخر ظاهر و گرافيكه ولی تهش رو كه نگاه می‌كنی می‌بينی فقط وقت تلف كردنه، پس به دنبال ظاهر نباش!
ولی مهم‌تر از همه اينه كه زندگی مثل يه وبلاگ می‌مونه، بايد يه طوری بنويسيش كه همه‌جوره بشه خوندش! Format نوشتن خيلی مهمه! اگه طوری زندگی كنی كه فقط خودت حال كنی، خيلی زود دودش می‌ره تو چشم خودت! مثل وبلاگی كه فقط صاحبش می‌تونه اون رو به شكل مطلوبی ببينه! يه Format باحالی برای زندگی‌ت انتخاب كن كه بشه الگو برای بقيه! يه Format جهان‌شمول، يه Unicode!
ولی زندگی مثل شعر هم هست! حرف آخر اين‌كه " زندگی آتش‌گهی ديرينه پابرجاست... گر بيفروزيش، رقص شعله‌اش از هر كران پيداست، ورنه خاموش است، خاموشی گناه ماست"

Omid7 11-27-2009 11:10 PM

آخرین جملات شنیدنی اعدامی ها !!
 
دوستت دارم آخرین جمله اعدامی‌ها
در این تحقیقات مشخص شد لغت دوست داشتن نزدیک به 630 بار از دهان این محکومین به اعدام خارج شده است.محققان متوجه شدند محکومین به اعدام به طور متوسط این لغت را سه برابر لغت "متاسفم" به کار می‌برند که این نشان می‌دهد بسیاری از آن‌ها هنوز هم معتقدند بی‌گناه هستند و به گناه‌کار بودن خود اعتراف نمی‌کنند.
تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد عشق و دوست داشتن متداول‌ترین کلمه ای است که مجرمان محکوم به اعدام در آخرین لحظات زندگی خود به زبان می‌آورند.
مجله نیوزویک برای پی بردن به کلمات مورد علاقه محکومین به اعدام در آخرین لحظات زندگیشان ، آخرین جملات 446 محکوم به اعدام را در تگزاس مورد تحلیل و بررسی قرار داد.
در این تحقیقات مشخص شد لغت دوست داشتن نزدیک به 630 بار از دهان این محکومین به اعدام خارج شده است.محققان متوجه شدند محکومین به اعدام به طور متوسط این لغت را سه برابر لغت "متاسفم" به کار می‌برند که این نشان می‌دهد بسیاری از آن‌ها هنوز هم معتقدند بی‌گناه هستند و به گناه‌کار بودن خود اعتراف نمی‌کنند.
دومین لغتی که محکومین به اعدام در آخرین لحظات زندگی خود استفاده می‌کنند تشکر کردن است که نزدیک به 243 بار در آخرین لحظات زندگی 446 محکوم به اعدام شنیده شده است.
هم‌چنین لغت "آماده ام" نیز نزدیک به 65 بار از زبان اعدامی‌ها شنیده شد که با بیان این لغت آمادگی خود را برای رفتن به استقبال مرگ اعلام می‌کردند.
نکته جالب توجه این است که لغت "می‌ترسم" فقط یک بار از دهان این 466 بار به اعدام شنیده شده است که این موضوع می‌توان در نوع خود مورد توجه قرار گیرد.
اعتقادات مذهبی هم در میان افرادی که به اعدام محکوم می شوند بسیار پررنگ است و لغت خدا بسیار در میان آخرین صحبت‌های آن‌ها شنیده می‌شود.هم‌چنین لغاتی مانند بهشت ، جهنم ، مسیح و مانند آن‌ هم کلماتی هستند که معمولا محکومین به اعدام در آخرین لحظات زندگی خود به زبان می‌آورند.
هم‌چنین از میان این محکومین به اعدام 20 نفر به لغت "پایان" و فقط 12 نفر به لغت "پشیمانی" در آخرین لحظات زندگی خود اشاره کردند.

Omid7 11-29-2009 11:45 AM

آخرین جملات افراد مختلف قبل از مرگ
 
آخرین کلمات یک الکتریسین : خوب حالا روشنش کن…


آخرین کلمات یک انسان عصر حجر : فکر میکنی توی این غار چیه؟


آخرین کلمات یک بندباز : نمیدونم چرا چشمام سیاهی میره…


آخرین کلمات یک بیمار : مطمئنید که این آمپول بی خطره؟


آخرین کلمات یک پزشک : راستش تشخیص اولیه ام صحیح نبود. بیماریتون لاعلاجه…


آخرین کلمات یک پلیس : شیش بار شلیک کرده، دیگه گلوله نداره…


آخرین کلمات یک جلاد : ای بابا، باز تیغهء گیوتین گیر کرد…


آخرین کلمات یک جهانگرد در آمازون : این نوع مار رو میشناسم، سمی نیست…


آخرین کلمات یک چترباز : پس چترم کو؟


آخرین کلمات یک خبرنگار : بله، سیل داره به طرفمون میاد…


آخرین کلمات یک خلبان : ببینم چرخها باز شدند یا نه؟


آخرین کلمات یک خونآشام : نه بابا خورشید یه ساعت دیگه طلوع میکنه!


آخرین کلمات یک داور فوتبال : نخیر آفساید نبود!


آخرین کلمات یک دربان : مگه از روی نعش من رد بشی…


آخرین کلمات یک دوچرخه سوار : نخیر تقدم با منه!


آخرین کلمات یک دیوانه : من یه پرنده ام!


آخرین کلمات یک شکارچی : مامانت کجاست کوچولو؟…


آخرین کلمات یک غواص : نه این طرفها کوسه وجود نداره…


آخرین کلمات یک فضانورد : برای یک ربع دیگه هوا دارم…


آخرین کلمات یک قصاب : اون چاقو بزرگه رو بنداز ببینم…


آخرین کلمات یک قهرمان : کمک نمیخوام، همه اش سه نفرند…


آخرین کلمات یک کارآگاه خصوصی : قضیه روشنه، قاتل شما هستید!


آخرین کلمات یک مهندس کامپیوتر : هارددیسک پاک شده است…


آخرین کلمات یک گروگان : من که میدونم تو عرضه ی شلیک کردن نداری…


آخرین کلمات یک متخصص آزمایشگاه : این آزمایش کاملاً بی خطره…


آخرین کلمات یک متخصص خنثی کردن بمب: این سیم آخری رو که قطع کنم تمومه…


آخرین کلمات یک معلم رانندگی : نگه دار! چراغ قرمزه!


آخرین کلمات یک ملوان: من چه می دونستم که باید شنا بلد باشم؟


آخرین کلمات یک ملوان زیردریایی: من عادت ندارم با پنجره بسته بخوابم…


آخرین کلمات یک سرباز تحت آموزش هنگام پرتاب نارنجک : گفتی تا چند بشمرم؟


رزیتا 11-30-2009 02:30 AM

یک رای برای چهره خوانی (جالبه)
 
یک رای برای چهره خوانی (جالبه)


بشر در طول قرون متمادي سعي نموده تا با پيوند زدن خصـيصـه هـاي صـورت افـراد بـه ويژگيهاي شخصيتي، متوجه افكار و درون ديگران شود. با گـذشـت سـالها علم چهره شناسي نيز گسترش يافته و به شاخه هاي مختلف تـقسـيم شـده است. بـراي مثـال "متوپوسكپي" علم پي بردن به سيرت و درون آدمي از روي خطوط روي پيشاني است.
"فرنولوژي" علم جمجمه خواني و مطالعه طرز تشكيل جمجمه ميباشد كه به بنا نهادن شخصيت و اميال ذاتي و رواني افراد كمك مي كند.
"فيزيـوگـنومي" يا عـلم چـهره شـنـاسي، موضوعي است كه ما به آن خواهيم پرداخت. اين علم به ما مي آموزد كه چگونه از روي چهره افراد پي به شخصيت آنها ببريم.
امروزه دانشمندان به چنين علومـي، "شـبـه علـوم" اطـلاق كرده و بـهاي زيـادي بــه آن نمي دهند و هـمانند عـلومي مانـنـد "طالع بـيني" به آنها مي نگرند: اثبات نشده ولي بيضرر. با اين وجود هنوز بسياري از مردم چهره خواني را راهي مطمئن براي قضاوت در مورد افراد مي دانند. چيزي كه اهميت دارد اين اسـت كـه چـهره را بصورت كامل و دقيق مورد تجزيه و تحليل قرار داده و تا رسيدن به همه حقايق از قضاوتهـاي شـتابزده اجتناب كنيم.
اكنون گذري مي كنيم بر نكات بنيادين چهره خواني و چگونگي تشخص شخصيت افراد:
شكل صورت
دراز و كشيده: افرادي كه داراي چنين صورتي هستند عموما" داراي صـبر و تحمل زياد بوده و توانايي حل مشكلات در آنها بيشتر است. جـذابـيـت و خوش تركيب بودن افراد با چنين صورتي نشانگر اين است كه آنها معمولا كارهاي خـود را نـيـمـه تمام رها نكرده و عادت به انجام امور بطور تمام و كمال دارند.
گرد: اين شكل دلالت بر اميدواري زنده دلي و انرژي دارد. اينگونه افراد مي تـوانند اتاقي دلگير و ساكت را به بمبي از خنده و شادي تبديل كنند.
پهن: اينگونه اشخاص بردبار و مهربان و معمولا افراد روشنفكري مي باشند.
مربعي: طرفدار استقلال فردي و فردگرايي، سختـكوشـي بـراي دسـتـيـابي بـه آرزوها، زيركي و فعال بودن از ويژگيهاي اين افراد محسوب مي شود.
پيشاني
صاف: كسانيكه كه داراي خطوط در پيشاني نيستـنـد، افـرادي انديشمند و هميشه در حال تفكر مي باشند و در تصميم گيريها سريع و منطقي عمل مي نمايند.
چروكيده: وجود خطوط در سطح پيشاني نشان مي دهد كه ايـنـگونه افراد به سرعت هيجان زده و احساساتي شده و سريع آشفته و پريشان حال مي گردند.
چشم
رمانها، داستانها و اشعار بسيار زيادي در مورد چشم و ارتباط آن با خصوصيات روحي و رواني انسان نوشته شده است. چشمها هيچگاه دروغ نمي گويند؛آنها بيانگر احساس دروني و واقعي ما مي باشند.
اضطراب: اگر مابين عنبيه و پـلك پـاييني هـر دو چشم مـقداري سفيدي وجود داشت، آن شخص انساني مضطرب و نگران است.
تندخويي: اگر بالاي عنبـيه بخشي سفيد رنگ وجود داشت، علاوه بر استرس نشانگر تندخويي و پرخاشگري در فرد است.
روان پريشي: چنـانچه دور تا دور عنبيه را سفيدي فرا گرفته باشد، نشانگر عدم تعادل و پايداري روح و روان فرد خواهد بود.
شادي: وجـود خـطوط كـوچـك در خـارج از چـشمها حاكي از خنده رويي و شادبودن فرد مي باشد.
ابرو
صاف: صافي و مستقيمي ابروها نشانگر انديشه، تفكر و ايده گرايي فرد مي باشد.
كماني: افرادي كه داراي ابروهاي خميده و كماني هسـتند از حـكايـتـها و داسـتـانـهـاي واقعي لذت مي برند.
باريك: اينگونه افراد معمولا داراي اعتماد به نفس اندكي مي باشند بخصوص اگر ابـروي آنها بجز باريكي، بالا و گرد نيز باشد.
پيوسته: پيوستگي ابروها نشانگر اين است كه فرد دائما" در حال تفكر و انديشـه بـوده و ايده هاي جالبي در سر دارد.
پلك
كوچك: اگر فاصـله بـين بالاي پلك و مژه كم باشد بيانگر اسـتقلال فرد مي باشد و اينكه آن فرد حتي ممكن است بصورت ارادي خودش را به ديگران نزديك نكند.
بزرگ: بزرگ بودن پلك دلالت بر وابستگي شديد فرد به ديگران دارد.
بيني
كوچك: گفته مي شود اشـخاصي كه بـيـني كـوچـك دارنـد ذاتـا" افـرادي ضعيف و اغلب غيرقابل اتكا بوده و در تصميم هايشان استوار و ثابت قدم نمي باشند.
بزرگ: بزرگي بيني نشانه ابتكار و عزم و اراده مي باشد. يك شـخصـيت قـوي كه اثرش را برجاي خواهد گذاشت.
تيز: تيز بودن نوك بيني نشانگر اين است كه فرد خود را مقيد به رعـايـت آداب و رسـوم ندانسته و با اطرافيانش به راحتي برخورد مي كند. ايـنگونه افراد خـود را بـاور داشـتـه و بي باكانه و متهورانه خود را به ديگران نزديك مي كنند.
عقابي: خودخواهي، دودلي و حساس بودن از جمله ويژگيهاي كساني است كه داراي چنين بيني مي باشند.
گوش
كوچك: كوچكي گوش نشانه تزلزل و احساس نا امنـي در افـراد اسـت هر چند اينگونه افراد مي دانند كه چه مي خواهد و معمولا" سخت كوش و كاركن هستند.
بزرگ و دراز: اين قبيل افراد معمـولا انـعـطاف پـذيـر نـبـوده و به سـختي آرام و بي خيال ميشوند. پرمو: افرادي كه داراي گوشهايي پرمو هـستند مـعـمـولا وسـواسـي و نـكـته بين بوده و وقت زيادي را براي چيزهاي بي اهميت تلف مي كنند.

گونه
برجسته: برجسـتـگي گـونه نشـانگر قـدرت، انـرژي و اعـتماد بنفس است. كساني كه داراي گـونه بـرـسته مي باشند تمايل بيشتري براي پذيرفتن اشتباهات ديگران دارند.

گود: علاوه بر جذابيت و زيبايي دليلي بر خوش مشربي و سازگاري فرد مي باشد.
چانه و فك
فك چهارگوش: افـراد با فـك چـهار گـوش و مـربعي انـسانهاي تـسخير ناپذير و سركش مي باشند. آنها توانايي تبديل روياهايشان به واقعيت را دارند.

چانه هاي برآمده: اينگونه افراد، اشـخاصي خود ستـا بوده و تصـور ميكنند هيچ چيزي جز خود آنها اهميت ندارد و جز خودشان حرف كس ديگري را قبول نداشته و خود را عقل كل مي دانند.
لب
قلوه اي: لبهاي قلوه اي علاوه بر زيباتر نمودن صورت،نشانه بخشش و گشاده دستي مي باشد. معمولا اينگونه افراد تمايل دارند در مورد خودشان صحبت و گفتگو كنند.

نازك: نازك بودن لب بيانگر خويشتن گرايي ذاتي در اشخاص است.
لب بالايي نازك پاييني قلوه اي: نشانه اين است كه فردي متـقـاعد كنـنـده و مـجاب كننده مي باشد.

مطلب آخر
چهره خواني يك علم دقيق و ثابت شده نيست و حتي با گذراندن دروه هاي آموزشي دقيق و پيشرفته نيز نمي توان بطور قطع در مورد شخصيت و درون افراد صــحبت نمود. نتايج شما در سنجش شخصيت، بستگي به تعداد فاكتورهاي مورد تحليل قـرار گرفـته دارد ولي با بـياد داشتن نكات ذكر شده مي توانيد قبل از صحبت كردن با افراد تا حدي متوجه شخصيت آنها شويد.


رزیتا 11-30-2009 02:32 AM

سنگ مخصوص هر ماه را بخوانید (جالبه)
 
سنگ مخصوص هر ماه را بخوانید (جالبه)

فروردين(بره)
الماس يكي از گرانبهاترين و زيباترين سنگهاي موجود در طبيعت است كه با متولدين فروردين ارتباط بيشتري برقرار مي كند. اين سنگ اعتماد به نفس را افزايش مي دهد و احساس شكست ناپذيري را در انسان تقويت مي كند. الماس يكي از قديمي ترين سنگهاي موجود در طبيعت است كه خاصيت تصفيه كنندگي دارد و مخصوصأ روي كاركرد كليه ها و مثانه اثر مثبتي مي گذارد. علاوه بر آن كارائي و قدرت سنگهاي ديگر را هم افزايش مي دهد. فراموش نكنيد متولد هر ماهي كه هستيد و از هر سنگي استفاده مي كنيد، افزودن الماس را به گردنبند خود از ياد نبريد.

ارديبهشت(گاو)
سنگ متولدين ارديبهشت ماه، زمرد است. زمرد از زمان خيلي دور به عنوان سنگ درماني به كار مي رفته است. يكي از مهمترين ويژگي هاي زمرد اين است كه روح و جسم را با هم متعادل مي كند. اين سنگ روي تيروئيد و تصلب شرائين اثر مي گذارد و در مورد بيماراني كه پاركينسون دارند يا مبتلا به صرع هستند ، روند درمان بيماري را بهبود مي بخشند. زمرد فشار خون و بيماري قلبي را نيز كنترل مي كند. در زمان هاي گذشته براي درمان بچه هاي كوچك هنگامي كه به تب مبتلا مي شدند، از زمرد استفاده مي كردند. اين سنگ ادراكات شهودي را افزايش مي دهد و در ايجاد نبوغ تأثير مي گذارد. يوگي ها و كساني كه مديتيشن مي كنند معتقدند كه همراه داشتن زمرد آنها را زودتر به تمركز مي رساند.

خرداد(دو پيکر)
مرواريد، سنگ اختصاصي متولدين خرداد ماه است. به مرواريد، داروي جادوئي نيز مي گويند. اين سنگ روي اعصاب و كليه ي عضلات اثر مثبت مي گذارد و بيماري هاي ناشي از كمبود كلسيم را برطرف مي كند. مرواريد نيروي حيات را افرايش مي دهد و ضداضطراب عمل مي كند. علاوه بر آن همراه داشتن مرواريد باعث ميشود قوي ابتكار شما بهتر عمل كند و خلاقيت تان افزايش يابد.

تير(خرچنگ)
سنگ متولدين نخستين ماه تابستان ( گارنت) است كه به رنگ تيره و شبيه ياقوت قرمز در طبيعت ديده مي شود. گارنت سنگ حامي مسافريني است كه با كشتي سفر مي كنند. اين سنگ براي استحكام ديواره هاي سرخرگ، تقويت چشم و درمان سرطان در مراحل اوليه ي آن كارائي دارد. اثرات اين سنگ ميان زنان بيشتر نمايان مي شود. گارنت بيماري هاي زنان را بهبود مي بخشد.

مرداد(شير)
پريدوت و اونيكس سنگهاي متولدين مرداد ماه هستند. اونيكس سنگي شبيه عقيق است كه به رنگ سياه يافت مي شود . اين سنگ براي درمان اعتياد مورد مصرف قرار مي گيرد. به نظر مي رسد از آنجا كه اونيكس اعتماد به نفس و دلگرمي را افزايش مي دهد، از گرايش افراد به سوي اعتياد مي كاهد. اونيكس روي سياهرگ ها و مفاصل بخصوص در افرادي كه دچار نقرس هستند اثر مثبت مي گذارد و از لحاظ رواني موجب ازدياد هماهنگي روحي انسان مي شود.

شهريور(خوشه)
ياقوت كبود، سنگ مخصوص متولدين شهريور ماه است. اين سنگ داراي خاصيت شفابخشي است و روي سلولهاي پوست، مو و ناخن اثر مي گذارد. ياقوت كبود از ريزش مو جلوگيري مي كند و سيستم عصبي را بهبودي مي بخشد. اين سنگ درد را كاهش مي دهد و براي بيماري هاي مزمني مثل روماتيسم و نقرس اثر مثبت دارد. علاوه بر آن براي درمان سرگيجه و جلوگيري از خونريزي زخمها به كار مي رود.

مهر(ترازو)
متولدين مهر ماه مي توانند از سنگهاي مونستون و اوپال استفاده كنند. مونستون داراي چندين رنگ است. سفيد مايل به آبي، مايل به سبز و مايل به صورتي آن در طبيعت يافت ميشود. مونستون سنگي است كه روي اختلالات هورموني تاثير مثبتي دارد، بخصوص شير مادران را افزايش مي دهد. اين سنگ روي تيروئيد هم اثر مثبت دارد و باعث مي شود موانع احساسي شخص از بين برود. اوپال از خانواده ي عقيق و سنگي است كه در كشور استراليا به دست مي آيد. اين سنگ روي التهابات روده و معده موثر است و بر جريان خون تاثير مي گذارد . از اين سنگ به عنوان طلسم خوشبختي نيز ياد شده است. در گذشته مرسوم بوده كه از اشخاص مبتلا به افسردگي، درخواست مي كردند به اوپال سياه نگاه كنند، چون اعتقاد داشتند اين كار افسردگي آنها را از بين مي برد.

آبان(کژدم)
سيترين و ياقوت قرمز سنگهاي متولدين اين ماه هستند. ياقوت قرمز براي بيماري هاي ويروسي و اپيدمي، همچنين درمان تب مفيد است. اين سنگ بي حسي و رخوت را از بين مي برد و از زايمان زودرس جلوگيري مي كند. ياقوت قرمز ايمني بدن را افزايش مي دهد و از لحاظ رواني هم باعث رهايي از وابستگي هاي رواني ميشود. از زمان قديم متداول بوده كه به زوجهاي جوان توصيه مي شده اين سنگ را براي وفاي بيشتر نسبت به شريك زندگي خود به گردن بياويزند.

آذر(کمان)
سنگ فيروزه به متولدين آذرماه تعلق دارد. از سنگ فيروزه به عنوان سنگ حامي ياد شده است. معروف است كه در اروپا، خلبانان و مهمانداران هواپيما براي ايمني در سفر از فيروزه استفاده مي كنند. چون اين سنگ، از سقوط جلوگيري مي كند. فيروزه بر روي عملكرد نادرست كبد اثر مي گذارد و قدرت و ديد چشم را افزايش مي دهد . فيروزه ضدافسردگي است، نشاط آور است و التهاب پوستي را فرو مي نشاند.

دي(بز)
نكته ي عجيبي است كه متولدين دي ماه، سنگ مخصوص به خود ندارند، اما در عوض همه ي سنگها با تمام خواص شان براي آنهامفيد هستند. پس آزاد هستيد با توجه به علاقه و تمايل تان، هر سنگي را كه مي خواهيد انتخاب كنيد.

بهمن(دلو)
آماتيست، سنگ كريستالي بنفش رنگ است كه به اضطراب پايان مي دهد و مخصوص متولدين بهمن ماه است. اين سنگ ضداضطراب و كابوس است و براي كساني كه بدخواب هستند يا مدام كابوس مي بينند، توصيه شده است ، تجربه نشان داده است كه افراد مضطرب وقتي آماتيست را با خود همراه مي كنند به آرامش مي رسند.

اسفند(ماهي)
متولدين آخرين ماه سال، با مرجان پيوند برقرار مي كنند. مرجان از همين گياه دريايي به دست مي آيد و از رنگ قرمز پررنگ، تا گل بهي و صورتي يافت مي شود. چون منشا آن كلسيم است روي بيماري استخوان ها بخصوص راشيتيسم تاثير مثبت مي گذارد. مرجان براي استحكام دندان ها مفيد است و انعطاف پذيري را هم تقويت مي كند. متولدين اسفندي كه به راحتي نمي توانند خود را با محيط وفق دهند، با همراه داشتن مرجان مي توانند بر اين ضعف فائق آيند.


رزیتا 12-01-2009 12:39 AM

عکس یادگاری عروسی در بیمارستان !
 
عکس یادگاری عروسی در بیمارستان !


از نکات جالبی که برای کارکنان بیمارستان شده بود، حضور همراهان و آشنایان عروس در راهروهای بیمارستان و اطراف اطاق عمل بوده که با اشغال کردن مسیرها، عکسهای یادگاری از هم می گرفتند.
رئیس بیمارستان 17شهریور شهرستان آمل از حضور عروس کم شانسی در شب جشن حنابندانش به علت درد شکم در این بیمارستان خبر داد.

دکتر شهرام کاشانی یکشنبه شب در گفتگو با خبرنگار مهر در آمل اظهار داشت: از قرار معلوم این عروس جوان در جشن خودش دچار درد شکم شدید شده بود که با همان لباس عروس به این بیمارستان منتقل می شود.
وی افزود: پس از معاینه اولیه پزشک حاضر در بخش مشخص شد این عروس دچار التهاب آپاندیس یا همان آپاندیست شده است.
رئیس بیمارستان 17 شهریور آمل تصریح کرد: بلافاصله با دستور پزشک این عروس تحت عمل جراحی برای خارج شدن آپاندیست قرار می گیرد.
کاشانی گفت: البته این عروس پس از انجام عمل وچند ساعت استراحت به منزل خود و جشن برگشت داده می شود که پس از پایان مراسم مجددا برای بستری شدن به بیمارستان مراجعت می کند.
از نکات جالبی که برای کارکنان بیمارستان شده بود، حضور همراهان و آشنایان عروس در راهروهای بیمارستان و اطراف اطاق عمل بوده که با اشغال کردن مسیرها، عکسهای یادگاری از هم می گرفتند.

SHeRvin 12-01-2009 02:13 AM

بلندترین برج جهان در حال حاضربرج تایپه(تایوان)
 
http://www.taiwan-taipei.com/grafx/w...t_building.JPG

http://ainis.files.wordpress.com/2007/02/taipei-101.jpg
بزرگترین برج مسکونی جهان در منطقه‌ای زلزله‌خیز ساخته شد تا میزان مقاومتش را به نمایش بگذارد. تایپه 101نام برج 101 طبقه‌ای است که با 508 متر ارتفاع به‌عنوان بلندترین برج مسکونی در کتاب رکوردهای جهان "گینس" ثبت شده است.
طرح اوليه مربوط به سه ساختمان بلند بود ، اما شهردار تايپه مي خواست یک بناي منحصر به فرد و بي همتا براى شهر و كشورش بسازد ، بنايى كه بتواند ركورد بشکند و در كتاب گينس ثبت شود. او و همکارانش پس از بررسي طرح هاي مختلف ، اين آسمانخراش 101 طبقه را كه براساس شاخه گياه بامبو طراحی شده است ، انتخاب كردند . جالب است بدانيد براى طراحی داخلي اين ساختمان از راهنمایی و ديدگاه های استادان " فنگ شويى " كه روش باستانى فرهنگ شرق در طراحی و چیدمان بناهاست استفاده شده است . هدف فنگ شويى ايجاد حس هماهنگي در فضاى ساختمان است...


بزرگترین برج مسکونی جهان در منطقه‌ای زلزله‌خیز ساخته شد تا میزان مقاومتش را به نمایش بگذارد. تایپه 101نام برج 101 طبقه‌ای است که با 508 متر ارتفاع به‌عنوان بلندترین برج مسکونی در کتاب رکوردهای جهان "گینس" ثبت شده است.

سرعت بعضی از توفان‌های این منطقه بیش از 250 کیلومتر در ساعت است و گاهی در این منطقه سالی 200 بار زلزله می‌‌آید.

تا پیش از آغاز سال 2005، برج‌های دو قلوی پتروناس در شهر کوالالامپور، پایتخت مالزی رکورد بلندترین ساختمان مسکونی جهان را داشتند، اما امروز «تایپه 101» 56 متر بلندتر از آنهاست و رکورد بلندترین را در اختیار دارد.

هزينه ساخت اين برج 1.5 ميليارد يورو و بيشتر آن صرف فن اورى ايمن سازی اين برج شده است .

پس از حادثه تروريستى 11سپتامبر و ويرانى برج هاى دوقلو مركز تجارت جهانى نيويورك ،سازندگان اين برج همه سيستم هاى ايمنى ساختمان را بار ديگر مورد بازنگرى قرار دادند .

حادثه 11 سپتامبر به معماران و مهندسان ثابت كرد كه حادثه اى مثل اتش سوزی در یک آسمانخراش ميتواند حتی از زلزله يا توفان هم خطرناك تر باشد ، به همين دليل اسکلت فولادي برج را با نوعي ماده ضد حریق پوشاندند .

راز مقاومت این برج در کره فولادی است به وزن 660 تن که در بین طبقه 87 تا 92 تایپه 101 به 16 بازوی فولادی آویخته شده است. این پاندول غول پیکر تعادل ساختمان را در برابر زلزله‌های بسیار شدید و توفان‌های مهیب که در این منطقه امری عادی و همیشگی است، حفظ می‌‌کند.

داستان ساخت اين برج مربوط به شش سال پیش است . " چن شوى بيان " رئيس جمهور فعلي تايوان و شهردار آن زمان تايپه قصد داشت تا در تايپه ، پايتخت تايوان ، یک بناى يادبود بسازد.

طرح اوليه مربوط به سه ساختمان بلند بود ، اما شهردار تايپه مي خواست یک بناي منحصر به فرد و بي همتا براى شهر و كشورش بسازد ، بنايى كه بتواند ركورد بشکند و در كتاب گينس ثبت شود. او و همکارانش پس از بررسي طرح هاي مختلف ، اين آسمانخراش 101 طبقه را كه براساس شاخه گياه بامبو طراحی شده است ، انتخاب كردند . جالب است بدانيد براى طراحی داخلي اين ساختمان از راهنمایی و ديدگاه های استادان " فنگ شويى " كه روش باستانى فرهنگ شرق در طراحی و چیدمان بناهاست استفاده شده است . هدف فنگ شويى ايجاد حس هماهنگي در فضاى ساختمان است .

شهر ممنوعه و ديوار چين براساس اصول فنگ شويى ساخته شده است . در تايپه 101 ، پنجره ها ، چارچوب درها ، جهت اتاق ها و ... نيز براساس اصول فنگ شويى تنظيم شده است .

یك گروه ژاپنی سیستم‌های ساختمان‌سازی و آسانسور، سریع‌ترین آسانسور دنیا را در ساختمان 101 تایپه مركز تایوان كه با 508 متر ارتفاع ، بلند‌ترین ساختمان جهان شمرده می‌شود، نصب كرده است.

دو دستگاه از این آسانسور كه در ساختمان اداری 101 طبقه تایپه نصب شده است می‌تواند با سرعتی حدود یك هزار و 10 متر در دقیقه یعنی 6/60 كیلومتر در ساعت صعود كند. این آسانسور كه به‌عنوان پرسرعت‌ترین بالابر جهان دركتاب ركوردهای جهانی گینس به ثبت رسیده است، گنجایش 24 نفر و یا ظرفیت حمل یك ‌هزار و 600 كیلوگرم را دارا است.

آیا تایپه 101 واقعا بلندترین سازه جهان است ؟

بسیاری معتقدند عناصری همچون تیر پرچم ، آنتن و منارهای مخروطی كه از ملحقات تعداد زیادی از ساختمان‌های بلند هستند، نباید در اندازه‎گیری ارتفاع ساختمان به حساب آورده شوند. همچنین از نظر فنی، برج‌های مشاهده و برج‌های مخابراتی بایستی به عنوان سازه در نظر گرفته ‎شوند و نه ساختمان، چون این نوع برج‌ها قابل سكونت نبوده و فاقد فضای مسكونی یا اداری هستند.

با این اوصاف، به نظر می‎رسد برج تایپه 101 (Taipei 101 Tower) در تایوان، با ارتفاعی بالغ بر 508 متر، بلندترین ساختمان حال حاضر جهان باشد.

اما بایستی توجه داشت كه منار مخروطی بزرگ آن (با ارتفاع 60 فوت) باعث این افزایش ارتفاع ‎شده است. پیش از ساخت برج تایپه 101، برج‌های دوقلوی پتروناس (Petronas Twin Towers) در كوالالامپور مالزی ، بلندترین ساختمان‎های جهان به شمار می‌رفتند. همانند برج تایپه 101 ، بخش قابل توجهی از ارتفاع برج‌های دوقلوی پتروناس نیز به مناره‌های مخروطی‌شان مربوط است ، نه به فضای قابل استفاده آنها.

اگر در محاسبه ارتفاع ساختمان، تنها فضای قابل سكونت مد نظر قرار گیرد و از سطح پیاده‎رو ورودی اصلی تا رأس سازه‎ای ساختمان (بدون احتساب تیرهای پرچم و مناره‌ها) اندازه‌گیری شود، در این صورت برج سیرز (Sears Tower) شیكاگو، با ارتفاع 442 متر ، كه در سال 1974 ساخته شده است ، هنوز نیز عنوان بلندترین ساختمان جهان را برای خود حفظ خواهد كرد.

اما اگر در اندازه‌گیری ارتفاع ساختمان‌ ، مناره‌ها ، تیرهای پرچم و آنتن‌ها نیز به حساب آورده شوند ، در این صورت رده‌ بندی بلندترین ساختمان‎های جهان ، بایستی تمام سازه‎های ساخت بشر را ـ چه فضای قابل سكونت داشته باشند و چه نداشته نباشند ـ در بر بگیرد. با این فرض ، برج CN در كانادا ، برج مخابراتی و جاذبه گردشگری تورنتو با ارتفاعی بالغ بر 33/553 متر ، بلندترین ساختمان حال حاضر جهان خواهد بود.

نكته جالب توجه اینجاست كه هیچ یك از این ساختمان‌ها ، بدون توجه به اینكه بر اساس چه معیاری عنوان بلندترین ساختمان جهان را به خود اختصاص داشته باشند ، این عنوان و جایگاه‌ را برای مدت طولانی در اختیار نخواهند داشت. با توجه به رقابت شدیدی كه در حال حاضر میان كشورهای مختلف برای برافراشتن ساختمان‌های هر چه بلندتر وجود دارد ، حتی ساختمان‌های بلندتری كه هم اینك در مرحله طراحی و بر روی كاغذ هستند ، نیز نبایستی از حفظ درازمدت جایگاه‌شان در آینده مطمئن باشند .


منابع : مرکز عمران ایران ، آرونا ، روزنامه آسیا

sam_68 12-01-2009 04:48 PM

حکایت پندآموز
 

گویند كه در ازمنه ای نه چندان قدیم روزی پسری به خانه آمد و به مادر گفت: ای مادر
عزیزتر از جون ! مرا دریاب كه الان در حال حضرم . پس مادر آنچنان كه رسم مادران است
به سینه بكوفت كه چه شده ای گل پسركم !
پسر نگاهی به مادر بكرد و گفت كه اگر چه حیا دارم ولی به تو بگویم كه امروز در محله
مان چشمم برای اولین بار به این دختر همسایه خورد و نگاه همان و عشق همان ! پس
اینك از تو مادر بزرگوار خواهم كه به خانه آنها روی و او را به نكاح (عقد )من در
آری كه دیگر تاب دوری او را بیش از این درمن نیست !!!
مادر نگاهی از سر دلسوزی به پسر بیانداخت و گفت : دلبركم من حرفی ندارم و بسی
خوشحالم كه تو از همان ابتدای راه به جای الاف شدن در خیابان و ولنگاری راه حیا در
پیش گرفتی و ازدواج كردن
اما بهتر است كه لختی درنگ نمایی كه اینگونه عاشق شدن ناگهانی را رسم ازدواج نشاید
و اگر هم بشاید دیری نپاید!
پس پسر نگاهی زجمورانه به مادر بیانداخت و گفت مادرجان یا حال برو یا دیگر زن
نخواهم كه این ماه تابان ازدست من برود و عشق او وجودم را بسوزاند .
پس مادر كه پسر خود را دوست همی داشت به سرعت چارقد خویش به سر كرد و به خانه
همسایه رفت .
در آنجا چشمش به سه دختر خورد یكی از یكی زیبا تر پس اس ام اس ( همان
پیام ك ) بزد كه یا بنی ! دراین منطقه كه تو ما را فرستادی نه یك ماه كه سه ماه در
پشت ابرند و یكی از یكی ماه تر بگو كه كدام ماه چشم تو را برگرفته !
پس پسر نیز اس ام اسی بزد كه یا مادر ! آن ماهی كه خالی در گونه چپش بدارد ! مادر
نیم نگاهی به ماه ها بنمود و دوباره اس ام اس زد كه ای پسر این ماهان همه خال دارند
.
پس دوباره پسر اس ام اس بزد كه آن ماه من خالش كمی بزرگتر باشد از باقیه ماهان !
مادر لختی درنگ بكرد و دوباره اس ام اس بزد كه من چشمهایم خوب نبیند كه خال كدام
بزرگتر است .
پسر اس ام اسی دگر بزد كه مادركم همان ماهی كه مویش قهوه ای باشد !
مادر نگاهی بكرد و اس ام اس زد كه این ماهان مویشان نیز یكرنگ است !
پسر با عصبانیت اس ام اس بزد كه مادر! آن دو ماه كوفتی دیگر موهایشان مشكی است و
این دگر قهوه ای است!!! آخر مادر جان تو كه چشمهایت نمی بیند عینكی برای خود ابتیاع
كن !!! حالا عیبی ندارد مادر عزیز! نشان دیگر به تو دهم ببین روی بازوی كدام ماه
گرفتگی دارد ماه من همان است !!!
مادر اس ام اس زد كه آخر دراین معركه من بازوی دختر مردم را چگونه ببینم ؟!
پسر اس ام اس كرد كه مادر جان تو كه مرا كشتی ! خب ببین اگه لباس نازك دارد روی
سینه چپش نیز خالی باشد و به خدا كه آن دو ماه دیگر این خال را ندارند !!!
مادر كمی دقت بفرمود و با خوشحالی فریادی زد و اس ام اس زد كه احسنت بر تو شیر پا ك
خورده ! یافتم ماه تو را كه همان جور كه بفرمودی است !!
هنوز پسر اس ام اسی نفرستاده بود كه مادر لختی درنگ بنمود و سپس سریع شماره پسر را
بگرفت كه :
لندهور پدر سوخته !! خاك بر سر بی حیایت كنند! شیرم را حرامت می كنم (البته شیر
خشكهایی را كه بر حلق كوفتی ات ریختم ) خجالت نكشیدی ؟ فلان فلان شده بی حیا
............ ..
و البته ما در این داستان قصدمان این بود كه پسران امروز حیا بیاموزند از پسران
دیروز كه به قصدمان هم رسیدیم


رزیتا 12-01-2009 05:07 PM

دوست عزیز داستانها و حکایتها رو میتونی تو بخش ادبیات و در قسمت داستانهای کوتاه و یا داستانهای تأمل برانگیز بزاری
با تشکر:53:


اکنون ساعت 02:42 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)