پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   مطالب آزاد (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=11)
-   -   مرد ازاده (http://p30city.net/showthread.php?t=17325)

amir ahmadi 11-30-2009 10:20 AM

مرد ازاده
 
مرد ازاده به گیتی نکند میل دو کار
تا وجودش همه روزی به سلامت باشد
زن نخواهد اگرش دختر قیصر باشد
وام نستاند اگر وعده قیامت باشد

amir ahmadi 11-30-2009 10:32 AM

امید
 
شاعری مدح کسی گفت چیزی ندادش.هجوش کرد باز هم چیزی ندادشو به او اعتنایی نکرد .پس به در خانه ممدوح نشست ان مرد گفت:مدح کردی چیزی ندادم.هجو کردی چیزی ندادم.دیگر به چه امید این جا نشسته ای؟گفت:به امید ان که بمیری و برایت مرثیه بخوانم.

amir ahmadi 11-30-2009 10:51 AM

برگ درختان سبز
 
گویند:یکی از بزرگان شیراز به سعدی ارادتی نداشت.شبی در خواب دید که از اسمان دری گشوده شد و عده ای ملائکه با طبق های زرین نور به طرف زمین سرازیر شدند .پرسید:این ها چیست و برای کیست ؟گفتند:برای سعدی شیرازی است که بیتی در توحید گفته و مقبول درگاه احدیت واقع شده است هدیه ای است از طرف خداوند برای او.پرسید کدام بیت؟خواندند :برگ درختان سبز در نظر هوشیار .هر ورقش دفتری معرفت کردگار.ان مرد همان شب به خانه سعدی رفت که او را بشارت دهد دید در اتاقی چراغی افروخته وسعدی در انجا نشسته با خود زمزمه ای دارد چون گوش کشید شنید که همان بیت را می خواند ان مژده به او داد و تا زنده بود در شمار ارادتمند سعدی بود

amir ahmadi 11-30-2009 10:57 AM

جواب شعر بالا
 
زن بگیرم اگرم دختر تو نتاب دهند
وام بستانم اگر وعده دو ساعت باشد

amir ahmadi 11-30-2009 11:26 AM

وضع امیر احمدی
 
از زحمت تنگدستی و شدت برد
در خانه ما نه خواب بینی و نه خورد
در تابه و صحن و کاسه و کوزه ما
نه چرب و نه شیرین و نه گرم است و نه سرد

amir ahmadi 11-30-2009 11:34 AM

حافظ و شاه شجاع
 
روزی شاه شجاع بر سبیل اعتراض به حافظ گفت :ابیات شما یکنواخت نیست بلکه از هرغزل چهار بیت در تعریف شراب است و دو بیت در تعریف عشق و دو بیت در صفات محبوب و متفرقه.حافظ گفت :فرمایش سلطان درست است ولی با وجود این شعر حافظ در همه افاق اشتهار تمتم دارد و نظم حریفان از دروازه شیراز بیرون نیست.شاه شجاع ازین کنایه دلگیر شد و در مقام ایذای وی بر امد اتفاقا در ان ایام حافظ غزلی سروده بود که یک بیت ان این بو د/گر مسلمانی از این است که حافظ دارد/وای اگر از پس امروز بود فردایی...

amir ahmadi 11-30-2009 11:43 AM

حافظ و شاه شجاع
 
شاه شجاع این بیت را مطرح ساخته با فقه های عصر قرار گذاشت که چون حافظ (اگر)را در بیت اورده معلوم می شود به قیامت اعتقادی ندارد حکم به قتل شاعر دهند.حافظ مضطرب شده نزد مولانا ابوبکر تایبادی رفته و چاره خواست .مولانا گفت:مناسب است بیتی دیگر مقدم بر این بیت درج کنی به این معنی که کسی چنین گفته تا به مقتضای ایم که نقل کفر کفر نیست از تهمت نجات یابی .بنابراین حافظ این بیت را جلوتر از بیت مورد نظر جا داد و از تهمت رست/
این حدیثم چه خوش امد که سحرگه می گفت
بر در میکده ها با دف و نی ترسایی
گر مسلمانی از این است که حافظ دارد
وای اگر از پس امروز بود فردایی.

amir ahmadi 11-30-2009 12:20 PM

گرفتاری شاعر
 
خواجه ای بیمار شد و بر بستر مرض افتاد .مدتی گذشت و شاعری که با وی دوست بود به عیادتش نیامد .چون خواجه صحت یافت ضمن ملاقات با شاعر از روی گله به او گفت :این همه بیماری کشیدم تو یک مرتبه به عیادتم نیامدی؟شاعر گفت:معذورم دار که به مرثیه گفتن تو مشغولم.

amir ahmadi 11-30-2009 12:33 PM

حافظ و امیر تیمور
 
چون امیر تیمور ولایت فارس را مسخر کرد و به شیراز امد و شاه منصور را بکشت حافظ شیرازی را طلبیدو او همیشه منزوی بود و به فقر و فاقه می گذرانیدسید گنابادی که نزد تیمور قربی داشت و مرید حافظ بود او را به ملازمت امیر اورد .امیر دید که اثار فقر و ریاضت از او ظاهر است گفت:ای حافظ من به ضرب شمشیر تمام روی زمین خراب کردم تا سمرقند و بخارا را بدست اورم و تو او را به به یک خال هندو می بخشی و می گویی/اگر ان ترک شیرازی بدست ارد دل ما را .به خال هندویش بخشم سمرقند و بخارا را./حافظ گفت از این بخشندگی هاست که به این فقر و فاقه افتاده ام .امیر بخندید و برای حافظ وظیفه ای لایق تعیین کرد

amir ahmadi 11-30-2009 02:27 PM

ناکرده چو کرده
 
بو علی:ماییم به عفو توتولا کرده/وز طاعت و معصیت تبرا کرده/ان جا که عنایت تو باشد باشد/ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده/جواب ابو سعید:ای نیک نکرده و بدی ها کرده/وان گه به خلاص خود تمنا کرده/بر عفو مکن تکیه که هرگز نبود/ناکرده چو کرده کرده چون ناکرده

amir ahmadi 11-30-2009 02:41 PM

پای تو
 
جیحون یزدی از بازار کرمان می گذشت چشمش به زنی افتاد که نعلین سرخ رنگی به پا داشت سرود
سرخی کفشت ای ماه از خون عاشقان است
اما چه می توان کرد پای تو در میان است

amir ahmadi 12-01-2009 01:20 PM

زهره پلنگی باشد
 
خواجه ای زنی زیبا زهره نام داشت چون به سفر رفت او را به معتمدی سپرد و کاسه ای نیل نیز بدو داد تا هر گاه زن خطایی مند قطره ای نیل بر دامن او بچکاند پس از چندی به معتمد نوشت : کاری نکند زهره که ننگی باشد بر دامن او ز نیل رنگی باشد معتمد جواب داد: گر در سفر خواجه درنگی باشد تا ماه دگر زهره پلنگی باشد

amir ahmadi 12-02-2009 12:56 PM

مگسی گفن عنکبوتی را
کاین چه ساق است و ساعد باریک
گفت اگر در کمند من افتی
پیش چشمت جهان کنم تاریک

baran66 12-02-2009 05:36 PM

سلام.مرسی عالی بود. از حافظ بیشتر بگید!شاید راهی پیدا شد برای رسیدن...!!!!!!!!!:cool:
راستی بعضی مطالب تفسیرش سخت بود یا ما نمی فهمیم یا از دل تنگی است؟!
من یه عذر خواهی بدهکارم.

amir ahmadi 12-03-2009 10:29 AM

سلام بر باران 66 متشکرم از ابراز لطف .زیاد تو تفسیرش نرو گیج می شی.با تشکر


اکنون ساعت 08:05 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)