![]() |
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
زن از دیدگاه علم شیمی
عنصر: زن علامت: WO کاشف: آدم ابولبشر جرم اتمی:به طور متوسط 53،6 کیلوگرم، اما از 40 تا 200 کیلوگرم متغیر است فراوانی : به میزان زیاد در شهرها پراکنده اند خصوصیات فیزیکی: سطح خارجی آن معمولاً پوشیده از رنگ، سرخاب و سفیداب است. بدون هیچ دلیل مشخصی جوش می آورد یا یخ می زند. با انجام عملیات خاص بر روی آن ذوب می شود. به صورت های مختلف از آهن خالص گرفته تا سنگ معمولی یافت می شود. خصوصیات شیمیایی: کشش و گرایش بسیار زیادی به طلا، نقره، و سنگ های قیمتی دارد. اجسام و اشیاء قیمتی و گرانبها را به خود جذب می کند. بدون هیچ دلیل مشخص و بدون هشدار قبلی، ناگهان منفجر می شود. در مایعات نامحلول است اما با اشباع شدن در الکل، فعالیت آن به طرز شگرفی افزایش پیدا می کند.یکی از قوی ترین عوامل کاهنده پول مردان به شما می رود. استفاده های عمومی: کاملاً تزئینی، به ویژه در ماشین های اسپرت. مفید برای تمدد اعصاب و ایجاد آرامش وسیله شستشو بسیار مؤثر و قوی آزمایشات: نوع خالص آن اگر به صورت طبیعی مشاهده شود، قرمز می شود. وقتی در کنار نمونه برتر خود قرار می گیرد، به رنگ سبز درمی آید. خطرات: بسیار خطرناک، مگر در دست شخص وارد و باتجربه داشتن بیش از یکی آن غیرقانونی است، اما می توان چند نوع از آنها را در جاهای مختلف برای خود نگهداری کرد تا زمانیکه این موجودات با هم برخوردی نداشته و از وجود هم بی خبر باشند. زن در طبيعت کمتر به صورت آزاد موجود است و بيشتر به صورت ترکيب با عناصر ، مانند انيدريد تکبر و سولفات خودبينی و ناز در منازل يافت می شود تاريخچه کشف زن کاشف اين عنصر ، پرفسور «آدم» است که در تاريخ نوکیا 6600 برای اولين بار با اين عنصر برخورد کرده و در راه اين کشف زحمات فراوانی متحمل شده و با تمام کوششهايی که به عمل آورده هنوز نتوانسته جنس و خواص اصلی اين عنصر را پيدا و درک کند طرز تهيه زن برای تهيه اين عنصر کافی است مقداری اکسيد اسکناس و نيترات پژو دویست و شش را در سولفات ويلا مخلوط کرده و دو کاخ طلای ۲۴ عيار به عنوان مهريه و کمی کلريد خواهش (همون التماس) به عنوان شيربها اضافه شود! خواص فيزيکی زن بسيار شکننده است! از جنس نرم و حساس می باشد و به سرعت تحت تاثير محيط و احساسات قرار می گيرد! هر گاه مقداری اسيد خشونت و کربنات سوزآوری به اسم «هوو» به آن اضافه شود فورا ذوب شده و به صورت بيکربنات اشک جاری می شود خواص شيميايی زن بعضی از انواع اين عنصر ميل شديدی به ترکيب شدن با کلرات کرم آفتاب و سولفات روژ و استات ريمل دارند و پس از انجام واکنشات غلیظ ، به خيال خودشون قابل تحمل ميشن!!! برخی از انواع اين عنصر ناخالص بوده و همراه سيليکات است و در آن خورده شيشه يافت می شود و خاصيت شوهر آزاری پيدا می کند! برای خالص کردن آن کافی است عنصر ناخالص را در يک محيط سر بسته مانند اتاق بانيترات کتک و کربنات غضب ترکيب نموده و از اين عمل نيم مول گاز جيغ و نيم مول گاز فرياد که غلظت آن برابر ماده اوليه است متصاعد می شود و عنصر به حالت رسوب در کف اتاق ته نشين می شود! سپس اگر به آن مقداری اکسيد محبت اضافه شود به حالت ماده اوليه باز می گردد توصيه ايمنی هرگز با این عنصر(زن) یکی بدو نکنید که نتیجه خوبی نمیدهد |
ناگفته نماند که قسمتی از متن حذف شد
و این مطلب صرفا یک شوخی هست و هیچگونه قصد توهینی نداریم میتوانید نظیر این مطلب را در مرد از دیدگاه علم شیمی (طنز) ببینید |
امان از دست آقایون
چگونه یک زن خوشحال میشود برای اینکه یک مرد بتونه یک زن رو خوشحال کنه، تنها باید: 1- یک دوست باشید 2- یک همدم باشد 3- یک عاشق باشید 4- یک برادر باشید 5- یک پدر باشید 6- یک استاد باشید 7- یک آشپز باشید 8- یک برق کار باشید 9- یک نجار باشید 10- یک لوله کش باشید 11- یک مکانیک باشید 12- یک دکوراتور باشید 13- یک متخصص مد باشید 14- یک روانشناس باشید 15- یک حشره کش باشید 16- یک التیام بخش باشید 17- یک شنونده خوب باشید 18- خیلی تمیز باشید 19- دلسوز باشید 18- ورزشکار باشید 19- صمیمی باشید 20- شجاع باشید 21- خلاق باشید 22- با ملاحظه باشید 23- محتاط باشید 24- بلند همت باشید 25- مستعد باشید 26- با جرات باشید 27- مصمم باشید 28- راستگو باشید 29- مورد اعتماد باشید 30- احساساتی باشید بدون اینکه فراموش کنید که:31- ازش به بطور مرتب تعریف کنید 32- عاشق خرید باشید 33- درستکار باشید 34- پولدار باشید 35- بهش استرس وارد نکنی 36- به دخترهای دیگه نگاه نکنی و در همون لحظه باید: 37- کلی بهش توجه کنی، ولی به خود نه 38- بهش زمان زیادی بدی، مخصوصاً برای خودش 39- بهش فضای زیادی بدی، بدون اینکه نگران باشی که کجا میره و این خیلی مهم که:40- هیچ وقت فراموش نکنی: * تولدش * سالگرد ازدواج * قول و قرارهایی که اون میزاره چگونه یک مرد را خوشحال کنیم: فقط راحتش بزار! |
دخترا اصلا اين کارا رو نميکنن
۱.دخترا اصلا بيني ها شون رو عمل نمي کنن
۲. هيچ وقت موهاشون رو طلايي نمي کنن مادر زادي مش شده است 4. هيچ وقت به هم ديگه چپ چپ نگاه نمي کنن واز حسودي نمي ترکن 5. تمام طلا جواهراشون اصل اصله 6. هرگز قبل از ازدواج ابر هاشون رو بر نمي دارن عمرا بردارن کي گفته بر مي دارن نه بابا بر نمي دارن که مرتبش مي کنن 7. بي اجاز ه بابا مامان هيچ وقت بيرون نمي رن 8. به بهانه کتابخونه يا درس خوندن با دوستشون که با يه پسر نمي رن بيرون باورکنين 9. انقدر خواستگار دارن که نمي دونن به کدوم جواب بدن 10. هميشه سر به زيرن اصلا به غريبه ها نگاه نمي کنن (کاش فقط نگاه بود ) 11. بعد ازدواج تازه مي فهمن حروم شدن تفلي ها خونه بابا شون همه چي داشتن 12. چشماشون رو اصلا لنز نمي زارن رنگش مادر زادي سبز و آبيه و خاکستري بنفش وزرد و قرمز |
خوب معلومه اینا که گفتن نداشت:65::confused:
تایید کردم شک همه برطرف شه:D:24::24::24: جالبه که نصف کارای بالا رو مثلا آقایون الان هم انجام میدن میگین نه یه شب برید بشینید یه کافی شاپ مدرررررررررن ببینید چه موجودات فضایی که در میان جنس های مذکر دیده نخواهد شد:D |
حقیقته ... حقیقته ... حقیقته ...
منم تایید می کنم !!! |
چگونه در تله هاي زنان نيافتید
چگونه در تله هاي زنان نيافتید زن ها فقط در پي شادي و خوشي نيستند. سيم كشي مغز آنها نسبت به مردان كاملاً متفاوت است—آنها در جستجوي ناسازگاري، كشمكش، غم، و بي ثباتي نيز مي باشند. دوست دارند به خاطر هيچ دعوا به پا كنند. و از آنجا كه مي خواهند دائماً قوت قلب پيدا كنند، عادت دارند اوضاع را نا آرام كنند. آنها موجوداتي بسيار احساسي هستند. و به خاطر همين خصوصيات است كه دائماً تله هايي براي مردان درست ميكنند تا وفاداري و تعهد و انگيزه و علاقه ي آنها را بسنجند. اكثر اين تله هاي به شكل سوالاتي معصومانه پرسيده مي شود. معصومانه؟؟ فكرش را بكن! در واقع اين سوالات به اين دليل طراحي شده اند تا مردها را درمانده كرده و به افسوس خوردن بيندازد، چون مجازات شكست و درماندگي، بيرحمي است. اين تله ها، مثل بازيهايي كودكانه به نظر مي رسد كه زن ها، مردها را مجبور به شركت در آن مي كنند. هيچ راهي براي فرار شما از شر اين تله ها وجود ندارد، و تنها راهي كه پيش روي شماست اين است كه بتوانيد از اين تله ها جان سالم به در ببريد. اين به آن معني است كه ياد بگيريد چطور از كنار حقيقت رد بشويد (يعني دروغ بگوييد!)، چون وقتي زني اين سوالها را از شما مي پرسد، مسلماً به دنبال يك جواب صادقانه نيست. او خودش مي خواهد كه به او دروغ بگوئيد—و وقتي شما اين كار را مي كنيد، قادر خواهيد بود كه موقتاً او را ساكت كنيد و كمي هم احترام و ارزش براي خودتان بخريد. در اينجا به برخي از متداولترين اين سوالها اشاره مي كنيم. به همراه سوالات جواب هاي صادقانه و كودكانه بعضي از مردها و سوالاتي زيركانه و دروغكي بعضي ديگر را براي شما آورده ايم. با ما همراه باشيد. * "به چه فكر مي كني؟" خانمها كمي مغرور هستند هستند. آنها تصور مي كنند ماه و خورشيد به دور آنها ميچرخند. پس وقتي زني اين سوال را مي پرسد، منظور واقعيش اين است كه: "آيا الان داري به من فكر مي كني؟" روانشناسي زنانه اش، او را وادار ميكند كه تصور كند كه بر فكر شما حكمفرما است. پاسخ هاي نادرست: "داشتم فكر ميكردم بازي كي شروع مي شود." "اون دختر خوشگل كه الان رد شد را ديدي؟" "شام" پاسخ هاي زيركانه: "داشتم فكر مي كردم امروز چقدر خوشگل شدي." "داشتم فكر مي كردم چقدر مرد خوش شانسي بوده ام كه با تو روبه رو شدم." "داشتم درمورد اون روزي كه پارسال رفتيم پارك فكر مي كردم، چقدر خوش گذشت." * "فكر مي كني من چاقم؟" (به نظرت تو اين لباس چاق به نظر مي رسم؟) منظور واقعي او اين است كه، "با اينكه ۵ سال است كه ديگه پامو تو باشگاه نگذاشتم، فكر ميكني هنوط از نظر جنسي جذاب هستم؟" اين سوالي بسيار پيچيده است، چون خودش مي داند كه چاق شده است. او از شما مي خواهد كه به او دروغ بگوييد. پاسخ هاي نادرست: "آره، بايد وزنت را بياري پايين." جديداً متوجه شدم كه رانها و شكمت چاق شده است." "نسبت به كي؟" پاسخ هاي زيركانه: او را با چنان حيرت و شگفتي نگاه كنيد، . در شگفت باشيد كه چطور حتي به فكرش رسيده چنين سوالي بپرسد. به طور مستقيم پاسخ ندهيد، درعوض مثلاً بگوييد، "تو زيباترين زني هستي كه به عمرم ديده ام." * "تو مجذوب چه چيز من شدي، هوشم يا جسمم؟" اين يكي از كامل ترين تله هاي زنانه است. منظور واقعيش اين است كه، "آيا تو فقط از نظر جنسي مجذوب من شدي و منو فقط براي *** مي خواهي؟" اگر به او جواب بدهيد كه به خاطر زيركي و هوشش مجذوب او شديد، ناراحت شده و خواهد پرسيد "پس فكر ميكني كه من زشتم؟" و اگر هم بخواهيد از ظاهر زيبايش تعريف كنيد باز هم جوابي ديگر برايتان دارد. پاسخ هاي نادرست: نگاه پر طمعي به بدنش بكنيد و از آن تعريف كنيد. پاسخ هاي زيركانه: "مي داني عزيزم چي منو مجذوب تو كرده؟ تو تركيبي عالي از زيبايي و هوش هستي. من همه چيزت را دوست دارم." * "اگه ميتونستي با يكي از دوستهاي من رابطه داشته باشي، كدومو انتخاب مي كردي؟" اين يكي از تله هاي قديمي براي سنجش وفاداري شماست. خيلي بايد دقت كنيد تا با كله تو چاه نيفتيد. پاسخ هاي نادرست: مشتاقانه جواب مي دهيد "ندا" و در ذهنتان صحنه هايي گرم و پرحرارت از دوستي با او را تصور مي كنيد. بدتر اينكه جواب بدهيد، "انتخاب سختيه. نمي دانم ندا را انتخاب كنم يا شيرين را." پاسخ هاي زيركانه: تو آنقدر زيبا و جذاب هستي كه من به هيچ وجه دوست ندارم با كس ديگري رابطه داشته باشم." "تاحالا درمورد دوست هاي تو اينطوري فكر نكرده ام. نمي تونم كسي را انتخاب كنم." * "دوسم داري؟" منظور واقعي او اين است كه، "آيا اين رابطه در آخر به ازدواج ختم مي شود يا اينكه من دارم وقتم را تلف تو مي كنم؟" يادتان باشد كه خانمها به ازدواج و رابطه مثل كار و بيزينس نگاه مي كنند و اگر ببينند رابطه اي هيچ فايده اي برايشان ندارد، راغب به ادامه آن نيستند. پاسخ هاي نادرست: "بهت انس گرفته ام." "تا منظورت از دوست داشتن چي باشه." "فكر مي كنم." پاسخ هاي زيركانه: در اينجا هم بايد تا مي توانيد از پاسخ مستقيم طفره برويد. پس مثلاً بگوييد، "تو كامل ترين زني هستي كه تا به حال ديدهام. خيلي خوشحالم كه در كنار تو هستم." * "تا حالا با چند تا زن رابطه داشته اي؟" فكرهايي كه در مغزش مي گذرد سوالاتي هستند مثل، "چطور توانسته اي با زني غير از من رابطه داشته باشي؟"، "آيا هنوز به اين زن ها فكر ميكني؟"، و "آيا آنها شريك هاي جنسي بهتر از من بوده اند؟" پاسخ هاي نادرست: شروع كنيد به دونه دونه شمردن و نام بردن. پاسخ هاي زيركانه: "يادم نمي آيد عزيزم، چون از وقتي با تو آشنا شدم ديگه كسي برام اهميت نداره." از تله ها دوري كنيد دراينجا فقط به چند مدل از تله هاي خانم ها اشاره كرديم. تله هاي بيشمار ديگري وجود دارد كه شما بايد سعي نيد با احتياط و دقت زياد از آنها عبور كنيد. يادتان باشد: اون به دنبال واقعيت نيست. تنها چيزي كه از شما مي خواهد اين است كه به او دروغ بگوييد و او را از نظر روحي آرام كرده و اطميناني دوباره به او بدهيد. ولي حواستان باشد كه اگر در جواب دادن دقت نكنيد، به دام مي افتيد. تذکر جدی: با توجه به اینکه این متن را خانمها هم میخوانند به آقایان پیشنهاد می کنم از راههای سوخته استفاده نکنند.;) با تشکر فریبا |
خانم ها مثل راديو هستند !!!!
خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي! شما بگين ما چيکار کنيم؟.. در نهايت از كليه خواهران و خانوم هاي خوب فروم به علت در ج اين طنز معذرت خواهي مي نمايم . ;) |
خانم ها مثل راديو هستند !!!!
نقل قول:
|
دفتر خاطرات يک تازه عروس
دوشنبه الان رسيديم خونه بعد از مسافرت ماه عسل و تو خونه جديد مستقر شديم ..خيلي سرگرم کننده هست اين که واسه ريچارد آشپزي ميکنم ..امروز ميخوام يه جور کيک درست کنم که تو دستوراتش ذکر کرده که 12 تا تخم مرغ رو جدا کنين و بزنين ..ولي من کاسه به اندازه کافي نداشتم واسه همين مجبور شدم 12 تا کاسه قرض بگيرم تا بنونم تخم مرغ ها رو توش بزنم. سه شنبه ما تصميم گرفتيم واسه شام سالاد ميوه بخوريم ..در روش تهيه اون نوشته بود..بدون پوشش سرو شود ..خوب منم اين دستور رو انجام دادم ..ولي ريچارد يکي از دوستاشو واسه شام آورده بود خونه مون ..نميدونم چرا هردو تاشون وقتي که داشتم واسشون سالاد رو سرو ميکردم.. اون جور عجيب و شگفت زده به من نگاه ميکردن. چهار شنبه من امروز تصميم گرفتم برنج درست کنم و يه دستور غذايي هم پيدا کردم واسه اين کار که ميگفت قبل از دم کردن برنج کاملا شستشو کنين .پس من آبگرمکن رو راه انداخنم و يه حموم و شستشوي حسابي کردم قبل از اين که برنج رو دم کنم..ولي من آخرش نفهميدم اين کار چه تاثيري تو دم کردن بهتر برنج داشت. پنجشنبه بازم امروز ريچارد ازم خواست که واسش سالاد درست کنم ..خوب منم يه دستور جديد رو امتحان کردم ... تو دستورش گفته بود مواد لازم رو آماده کنين و بعد اونو روي يه رديف کاهو پخش کنين و بزارين يه ساعت بمونه قبل از اين که اونو بخورين .. خوب منم کلي گشتم تا يه باغچه پيدا کردم و سالادمو روي يه رديف از کاهوهايي که اون جا بود پخش و پلا کردم و فقط مجبور شدم يه ساعت بلاي سرش بايستم که يه دفعه يه سگي نياد اونو بخوره ريچارد اومد اون جا و ازم پرسيد من واقعا حالم خوبه؟؟ نميدونم چرا ؟..عجيبه!!! ..حتما خيلي تو کارش استرس داشته ..بايد سعي کنم يه مقداري دلداريش بدم. جمعه امروز يه دستور غذايي راحت پيدا کردم ..نوشته بود همه مواد لازم رو تو يه کاسه بريز و بزن به چاک ..خوب منم ريختم تو کاسه و رفتم خونه ي مامانم ..ولي فکر کنم دستوره اشتباه بود .چون وقتي برگشتم خونه.. مواد لازم همون جوري که ريخته بودمشون تو کاسه ..مونده بودن. شنبه ريچارد امروز رفت مغازه و يه مرغ خريد و از من خواست که واسه مراسم روز يکشنبه اونو آماده کنم ..ولي من مطمئن نبودم که چه جوري آخه ميشه يه مرغ رو واسه يکشنبه لباس تنش کرد و آماده اش کرد ..قبلا به اين نکته تو مزرعه مون توجهي نکرده بودم ولي بالاخره يه لباس قديمي عروسک پيدا کردم و با کفش هاي خوشگلش ..واي من فکر ميکنم مرغه خيلي خوشگل شده بود وقتي ريچارد مرغه رو ديد ..اول شروع کرد تا شماره 10 به شمردن و ولي بازم خيلي پريشون بود .. حتما به خاطر شغلشه يا شايدم انتظار داشته مرغه واسش برقصه. وقتي ازش پرسيدم عزيزم آيا اتفاقي افتاده ؟شروع کرد به گريه و زاري و هي داد ميزد ..آخه چــــرا من ؟؟چــــــرا من؟ هـــــووووم ..جتما به خاطر استرس کارشه ..مطمئنم. با تشکر فریبا |
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
با سلام
با توجه به شلوغ شدن زیرتالار ادبیات طنز و بحث داغ زن و مرد و جنگ و جدل طنز و کاملا آبدار و درجه یک در این مورد خاص!!! تاپیک گفتگوی مهم شد و به ( مـــهم: زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )) تغییر نام داده و تمام مباحث در این زمینه به این تاپیک انتقال خواهد یافت.:53: ضمنا در همین زمینه تاپیک ( مـــهم: مرد از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید ) ) نیز موجود است.:53:
ضمنا در این دوتاپیک خاص دوتا قانون هم داریم: 1- از به جدل کشیدن زیاده از حدبحث خودداری کنید و در صورت داشتن مشکلات عدیده و غیر قابل تحمل با شخص خاصی سریعا بروید به قسمت نامه خصوصی و با نامه خدمت طرف مقابلتون برسین همچین که کیف کنه ولی فقط تو نامه خصوصی.!![IMG]****************************/112.gif[/IMG] بکش بکش خوبی داشته باشین و البته موفق باشین[IMG]****************************/10.gif[/IMG] ارادتمند.... امیر عباس... بچه تهرانپارس!![IMG]****************************/87.gif[/IMG] |
يعني واقعا خانم ها اين طوري هستند http://i17.tinypic.com/6utts0o.gif اگه مطالب زير و بخونين به من و سهند حق مي دين كه از هر چي جنس ماده تو دنيا هست بترسيم. من و سهند دل كه خوبه ......... جيگرش رو هم نداريم بخواهيم ...... آره كار دست خودمون بديم، چه دائم، چه موقت، چه زودگذر. حالا بخونينش تا به من و سهند مشاوره بدين تو اين دنياي خاكي چه خاكي تو سرمون بريزيم. خانم ها مثل راديو هستند. هر چي مي خواهند مي گويند ولي هر چه بگو يي نمي شنوند. خانم ها مثل شبكه اينترنت هستند، از هر موضوعي يك فايل اطلاعاتي دارند خانم هامثل چسب دوقلو هستند، اگر دستشان با گوشي تلفن مخلوط شد, ديگر بايد سيم را بريد خانم ها مثل موتور گازي هستند، پر سر و صدا , كم سرعت , كم طاقت خانم ها مثل رعد و برق هستند، اول برق چشمهاشون مي رسه , بعد رعد صداشون خانم ها مثل ليمو شيرين هستند، اول شيرين و بعد تلخ مي شوند خانم ها مثل موبايل هستند، هر وقت كاري مهم پيش مي آيد در دسترس نيستند خانم ها مثل گچ هستند، اگر چند دقيقه مدارا كنيد آنچنان سخت مي شوند كه هيچ شكلي نمي گيرند خانم ها مثل كنتور برق هستند، هر چند سالي يكبار سن آنها صفر مي شود خانم مثل فلزياب هستند، هرگاه از نزديكي طلافروشي رد مي شوند عكس العمل نشان مي دهند اگه تيپ بزنيم بريم سر كار، ميگن ببينم با كي قرار داري؟ اگه لباسهاي معمولي بپوشيم، ميگن تواصلا' سليقه نداري اگه زياد بگيم دوستت دارم، ميگن باز چه نقشه اي تو سرته اگه نگيم دوستت دارم، ميگن پاي كسه ديگه اي وسطه اگه زياد بهشون زنگ بزنيم، ميگن به من اعتماد نداري اگه زنگ نزنيم، ميگن انگار سرت خيلي شلوغه اگه تو خونه زياد بخنديم، ميگن ديونه شدي اگه كم بخنديم، ميگن بخت النحس اگه شام بخواهيم، ميگن فقط فكر شكمشه اگه شام نخواهيم، ميگن ذليل مرده شام با كي كوفت كردي! شما بگين ما چيكار كنيم؟ |
|
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
|
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید ) جريانات رخت خوابي !!
جريانات رخت خوابي !![IMG]****************************/247.gif[/IMG]
جريانات رختخوابي اصولاً از جذابترين موضوعات در زندگيه بشريه.:65::65: يك جورايي هم در دنيا اينطوری مد شده كه اصولاً آقايون بايد دنبال اين مسائل بدوبدو كنن و خانمها هم ازش به عنوان اسلحهای مرگبار عليه آقايون استفاده ميكنند:confused: و اما داستان : يك شب كه من و دوستم !!!!! توي رختواب مشغول ناز و نوازش در حد مجاز بوديم !!!! در حالي كه احتمال وقوع حوادثي خاص نیز بيشتر و بيشتر ميشد يك دفعه اون برگشت و به من گفت : من حوصله اش رو ندارم فقط ميخوام كه بغلم كني." چي؟ يعني چه؟ و اون جوابي رو كه هر مردي رو به در و ديوار ميكوبونه بهم داد: تو اصلاً به احساسات من به عنوان يك زن توجه نداري و فقط به فكر ... هستي! و بعد در پاسخ به چشمهاي من كه از حدقه داشت در مياومد اضافه كرد: تو چرا نميتوني من رو بخاطر خودم دوست داشته باشي نه براي چيزي كه توي رختواب بين من و تو اتفاق ميافته؟ خوب واضح و مبرهن بود كه اون شب ديگه هيچ حادثهاي رخ نداد و براي همين من هم با افسردگي خوابيدم. فرداي اون شب ترجيح دادم كه مرخصي بگيرم و يك كمي وقتم رو باهاش بگذرونم. جای شما خالی با هم رفتيم بيرون و توي يك رستوران شيك و خیلی گرون ناهار خورديم.! بعدش رفتيم توي يك بوتيك بزرگ و درجه یک و باکلا و البته گرون و مشغول خريد شديم.!! چندين دست لباس گرون قيمت رو امتحان كرد و چون نميتونست تصميم بگيره من بهش گفتم كه بهتره همه رو برداره. بعدش براي اينكه ست تكميل بشه توي قسمت كفشها براي هر دست لباس يك جفت هم كفش انتخاب كرديم. در نهايت هم توي قسمت جواهرات يك جفت گوشوارهاي الماس که قیمت نجومی داشت. حضورتون عرض كنم كه از خوشحالي داشت ذوق مرگ ميشد. حتي فكر كنم سعي كرد من و امتحان كه چون ازم خواست براش يك مچبند تنيس بخرم، با وجود اينكه حتي يك بار هم راكت تنيس رو دستش نگرفتهبود. نميتونست باور كنه وقتي در جواب درخواستش گفتم: "برشدار عزيزم." در اوج لذت از تمام اين خريدها دست آخر برگشت و بهم گفت: "عزيزم فكر كنم همينها خوبه. بيا بريم حساب كنيم." در همين لحظه بود كه گفتم: "نه عزيزم من حالش و ندارم." با چشماي بيرون زده و فك افتاده گفت: چي؟" عزيزم من ميخوام كه تو فقط كمي اين چيزا رو بغل كني. تو به وضعيت اقتصاديه من به عنوان يك مرد هيچ توجهي نداري و فقط همين كه من برات چيزي بخرم برات مهمه." و موقعي كه توي چشماش ميخوندم كه همين الاناست كه بياد و منو بكشه اضافه كردم: "چرا نميتوني من و بخاطر خودم دوست داشتهباشي نه بخاطر چيزايي كه برات ميخرم؟" خوب امشب هم توي اتاقخواب هيچ اتفاقي نميافته . فقط دلم خنك شده كه فهميده "هرچي عوض داره گله نداره." [IMG]****************************/248.gif[/IMG] [IMG]****************************/248.gif[/IMG] [IMG]****************************/248.gif[/IMG] [IMG]****************************/245.gif[/IMG] [IMG]****************************/245.gif[/IMG] [IMG]****************************/245.gif[/IMG] |
برنامه هفتگی خانم های ایرانی......طنز
برنامه هفتگی خانم های ایرانی
توجه: خواندن این متن اصلا به خانم ها توصیه نمی شود! 1- نخونید! 2- اگر خوندید فحش ندید! 3- اگر فحش دادید به نويسنده ندید! شنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم ''فال قهوه روسی یخ زده'' بگیریم. میگن خیلی جالبه، همه چی رو درست میگه به خواهر شوهر نازی گفته ''شوهرت واست یه انگشتر می خره'' خیلی جالبه نه؟ سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار! یكشنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم كلاسهای "روش خود اتكایی بر اعتماد به نفس" ثبت نام كنیم. هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره. تا برگردم دیر شده، سر راه یه چیزی بگیر بیار! دوشنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه". می گن خیلی جالبه. ممكنه طول بكشه. سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار! سه شنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم كه می خواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم. تو كه می دونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند! ممكنه طول بكشه، سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار! چهارشنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای كلاس "بدن سازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام كنیم. همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه. ترومپت هم كه میگن خیلی كلاس داره مگه نه؟ ممكنه طول بكشه چون جلسه اوله. سر راه یه چیزی بگیر بیار! پنج شنبه مرد: عزیزم! امروز ناهار چی داریم؟ زن: ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی كه تازه از كانادا اومده. می خوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم. من واقعاً از این زندگی ''خسته '' شدم! چیه همش مثل كلفتها كنج خونه! به هر حال چون ممكنه طول بكشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار! جمعه مرد: عزیزم! امروز چی ناهار داریم؟ زن: ببینم تو واقعاً خجالت نمی كشی؟ یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟ واقعاً نمی دونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت! نه! واقعاً این خیلی توقع بزرگیه كه انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟! |
نه اینا طنزه جدی نیست بابا مگه میشه همچین چیزی اصلا :21: اینا میخوان زنای ما رو بد عادت کنن این چیزا رو مینویسن یعنی شما برید اینطوری بکنید والا کسی که این چیزا رو بلد نیست
واقعا این نویسنده ها چقدر بی انصاف هستند .... |
قورباغه و برآورده کردن آرزوهاي يک زن(طنز)
خانمي در زمين گلف مشغول بازي بود. ضربه اي به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بيشه زار کنار زمين شد. خانم براي پيدا کردن توپ به بيشه زار رفت که ناگهان با صحنه اي روب رو شد.
قورباغه اي در تله اي گرفتار بود. قورباغه حرف مي زد! رو به خانم گفت؛ اگر مرا از بند آزاد کني، سه آرزويت را برآورده مي کنم. خانم ذوق زده شد و سريع قورباغه را آزاد کرد. قورباغه به او گفت؛ نذاشتي شرايط برآورده کردن آرزوها را بگويم. هر آرزويي که برايت برآورده کردم، 10 برابر آنرا براي همسرت برآورده مي کنم! خانم کمي تامل کرد و گفت؛ مشکلي ندارد. آرزوي اول خود را گفت؛ من مي خواهم زيباترين زن دنيا شوم. قورباغه به او گفت؛ اگر زيباترين شوي شوهرت 10 برابر از تو زيباتر مي شود و ممکن است چشم زن هاي ديگر بدنبالش بيافتد و تو او را از دست دهي. خانم گفت؛ مشکلي ندارد. چون من زيباترينم، کس ديگري در چشم او بجز من نخواهم ماند. پس آرزويش برآورده شد. بعد گفت که من مي خواهم ثروتمند ترين فرد دنيا شوم. قورباغه به او گفت شوهرت 10 برابر ثروتمند تر مي شود و ممکن است به زندگي تان لطمه بزند. خانم گفت؛ نه هر چه من دارم مال اوست و آن وقت او هم مال من است. پس ثروتمند شد. آرزوي سومش را که گفت قورباغه جا خورد و بدون چون و چرايي برآورده کرد. خانم گفت؛ مي خواهم به يک حمله قلبي خفيف دچار شوم! نکته اخلاقي: خانم ها خيلي باهوش هستند. پس باهاشون درگير نشين. |
نقل قول:
|
زن از دیدگاه طنز (جدی نگیرید)
"طنز زنانه" |
زن از دیدگاه طنز (جدی نگیرید)
|
مردان از دو نظر بر زنان ترجيح دارند:اول اينکه ديرتر زير بار ازدواج ميروند. دوم اينکه زودتر ميميرند و راحت ميشوند.
يک مرتاض هندي پس از 48 سال رياضت کشيدن گول خورد و زن گرفت . وي قبل از مرگ وصيت کرد که روي سنگ قبر او بنويسند «زن گرفتن مشکل ترين رياضت ها مي باشد!!» در يک نماشگاه عکس سه تابلو پهلوي هم حالا مختلفه مردي را نشان ميدادند . تابلوي اول جواني در حال تفکر و تعمق و بلاتکليف - تابلوي دوم مردي را نشان ميداد که به سر خود ميکوفت و ناراحت و معذب بود تابلوي سوم مردي را نشان ميداد در حال رقص و بشکن زدن و خيلي خوشحال و مسرور بود . شخصي که اين سه تابلو توجه او را جلب کرده بود خيلي مايل بود فلسفه اين سه تابلو را بداند . متوجه دانشمندي گرديد که در آنجا حضور داشت از داشمند خواهش کرد که براي او درباره سه تابلو توضيحاتي بدهد . وي گفت : حالات مختلفه اين سه تابلو خيلي گويا ميباشد . تابلوي اول جواني است که اطرافيان به او فشار آورده اند که ازدواج نمايد و بلاتکليف ميباشد تابلوي دوم شخصي را نشان ميدهد که ازدواج کرده و به دام افتاده است تابلوي سوم نشان ميدهد که آقا خيلي ناقلا تشريف دارند و زن خود را طلاق داده است . |
زن از دیدگاه طنز (جدی نگیرید)
تفاسیر المعانی کلمات: |
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
طنز زنانه |
نقل قول:
نقل قول:
پسر میگیرن میزننتها از ما گفتن فردا نیای بگی فلانی دم ظهر سرکوچه میان میخوان بزننم بیا کمک اینا رو تو سایت میزنی اونا هم میزننت :D |
آزار دهنده ترين كارهايي كه خانم ها انجام ميدهند!
آزار دهنده ترين كارهايي كه آقایـون خـانم ها را دوست دارند. قیافه، بو، طرز راه رفتن و صـحبـت کردن تـنـها چـنـد نـمـونـه از دلایـلی هسـتـــند که آقايون فــکر میـکنند خانم ها موجوداتی آسمانی هستند. در حـالیکه زنـدگی بدون وجود اونها غیر ممکنه اما مطمئنا باهاشون هم نمی تونیم زندگی کنیم. خانم ها انجام ميدهند! ....عـلــت این که چرا نمی تونیم باهاشون زندگی کنیم تا حدود بسیار زیادی به این مطلب بر میگرده کــه اونها کامل و بی عـیـب نیـــستند. من از روی تحلیل های بسیار زیاد 10 نمـونــه از کارهای خانم ها رو کشف کردم که آقایون رو واقـعا کفری می کـنـــه و باعث میشه که مردها به سر حد جنون برسند. شماره 10 ـــــــــــــــــــــــ خانم ها وانمود می کنند که پاک و معصوم هستند چیزی که در تعداد بسیار زیادی از خانم ها دیده می شود این است که قصد دارند تا وانمود کنند در زیر یک نور الهی هستند و همیشه از شما خیلی پاک تر هستند. هیچ وقت حاضر نیستند تا اعتراف کنند که به خیابان گردی می روند و تعداد دوست پسرهایشان از 5 نفر هم بیشتر است. البته آن دسته از خانمهایی که واقعا پاک و معصوم می باشند قابل تحسین هستند اما بقیه باید از سرپوش گذاشتن روي کارهایشان دست بردارند. این حق مسلم خانم هاست که به اندازه آقایون سرگرمی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند و نهایتا هم مردی را برای زندگی آینده خود پیدا کنند که قادر به درک تمام این موارد باشد. شماره 9 ـــــــــــــــــــــــ از سایر خانم ها انتقاد می کنند برای چه هیچ خانمی نمی تواند از خانم دیگر تعریف کند؟ اونها دوست دارند از تمام مسائل مربوط به خانم های دیگر ایراد بگیرند حال از وزن و مدل مو گرفته تا... تنها یک خانم می تواند تشخیص دهد که كفش خانم دیگری با کیفش ست نیست و با همین مطلب می تواند او را به خاک سیاه بنشاند. البته عده بسیار معدودی از خانم ها می توانند جذابیت خانم های دیگر را بپذیرند (و خوشبختانه او را به جمع دوستانه شان دعوت کنند) اما بسیاری از آنها دوست ندارند همسرانشان جذب زیبایی و محبوبیت خانم های دیگر شوند. اما با وجود تمام این حرف ها آقایون به طور ناخودآگاه خانم های زیبا و جذاب را خواهند دید. شماره 8 ـــــــــــــــــــــــ حسودي می کنند بیشتر اوقات تنها اشاره به اسم یک خانم دیگر می تواند برای شما مرگ را به همراه داشته باشد. حال تصور کنید چگونه می خواهید در جنگی که به دلیل رفتن شما به کلاب رقص شبانه به وجود آمده آست پیروز شوید؟! شماره 7 ـــــــــــــــــــــــ خود را نیازمند نشان می دهند بعضی از خانمها همیشه چند خط مشی بسیار سری را دنبال می کنند. آنها از همسرانشان انتظار دارند که تمام توجهشان را به آنها معطوف کنند، آنها را تر و خشک کنند و به آنها بگویند که تا چه حد وجودشان استثنایی و ویژه است. آنها می خواهند مردها را به یک صندوقچه احساسات تبدیل کنند و از آنها انتظار پشتیبانی اخلاقی، ذهنی و عاطفی دارند. در این قسمت یک تضاد جدی بین آن دسته از خانم ها که ذکر شد و دسته دیگری که به بیرون از خانه رفته، کار می کنند و خود را مستقل نشان می دهند وجود دارد. دسته دوم جزء گروهی هستند که هنگام عاشقی واقعا متزلزل می شوند. البته شاید دانستن این مطلب برای شما خالی از لطف هم نباشد که آقایون خانم های سرسخت را ترجیح می دهند زیرا حداقل در این حالت می توانند اندکی آرامش ذهنی خود را حفظ کنند. شماره 6 ـــــــــــــــــــــــ رمزی صحبت ميكنند جمله قدیمی " نظر تو چیه؟" یکی از مثال هایی است که خانم ها برای تست کردن احساسات و روحیات آقایون به کار می برند. آنها می خواهند به این طریق متوجه احساسات واقعي مردها نسبت به خودشان شوند. آنها در مورد نقاط ابهام سوال می کنند و بر اساس طرز تفکر آنها ما باید پاسخ سوالات را درست مطابق آنچه در ذهن آنهاست بدهیم در غیر این صورت جزئی از روح آنها به شمار نخواهیم رفت و به عبارتی نیمه گمشده آنها نخواهیم بود. می توانید این منظره رقت آور را تصور کنید: مردی که آماده پردازش سوالات همسر خود است، او به دنبال پاسخ مناسب می گردد ولی هیچ چیز به ذهنش نمی رسد، همسرش دست به کمر در جلوی او ایستاده و از فاصله نسبتا زیادی به او خیره شده و و پای خود را مرتبا به زمین می زند. آقایون عزیز هیچ راه فراری جز ارائه جواب ندارید فقط باید امیدوار باشید که سرانجام کارتان به بیرون از خانه در کنار زباله ها کشیده نشود! شماره 5 ـــــــــــــــــــــــ تجاوز به حریم شخصی همه خانم ها این تمایل غریزی و نا خودآگاه را دارند که هر طور می خواهند با مردها رفتار می کنند و تمام وسایل شخصی آنها را مال خود می کنند. به عنوان مثال هنگامیکه لباسی را دوست ندارند، به راحتی به خود اجازه می دهند که بر سر کشوی لباسهای ما رفته و آن را زیر و رو کنند تا چیزی را که مناسب حالشان است پیدا کنند و مثلا ژاکت جدید مورد علاقه ما را بر میدارند و می پوشند. حال تصور کنید که شما به متعلقات شخصی آنها نزدیک شوید و یا نه، فقط در مورد مدل مویشان نظر بدهید، آنچنان جهنمی برپا خواهد شد که شعله های آن همه جا را فرا می گیرد. بنابراین شما فکر نمی کنید که زندگی یک زمین بازی جوانمردانه است؟ شماره 4 ـــــــــــــــــــــــ بیش از اندازه احساساتي می شوند آنها به خاطر هر چیزی گریه می کنند: یک فیلم غم انگیز ( و یا حتی شاد)، شکستن ناخنشان، خراب شدن مدل موها و ... و بدتر از همه اینها زمانی است که از ما انتظار همدردی دارند، تنها کاری که باید انجام دهید سرو کله زدن با خانمی است که به شما چسبیده و گریه و زاری راه انداخته است. البته منظور من این نیست که آقایون بی عاطفه هستند و هیچ گونه احساسی ندارند اما مشکل اینجاست که خانم ها بیش از اندازه "مامانی" هستند و متاسفانه بسیاری از آقایون کوچکترین نکته ای در مورد تسلی خاطر به خانم ها نمی دانند. البته این حقیقت که خانم ها اندکی ظریف و آسیب پذیر هستند نکته جالبی است زیرا شما به راحتی می توانید آنها را دلداری دهید تا موضوع را فراموش کنند. شما که نمی خواهید سیلی از اشکهای او در خانه شما جاری شود؟ شماره 3 ـــــــــــــــــــــــ آنقدر خريد می کنند تا از حال بروند هنگامی که زمان خرید فرا می رسد در طول روز زمان کافی برای خانم ها وجود ندارد. حال از گشت و گذار در مراکز خرید و تماشای ویترین مغازه ها گرفته تا خرج کردن تمام موجودی همسرانشان. آنها می توانند ساعت های طولانی را در پشت ویترین یک مغازه کفش فروشی صرف کنند و اصلا هم به آب و غذا و دیگر مسئولیت هایی که در زندگی بر دوش آنهاست فکر نکنند. اما تا اینجا همه چیز قابل تحمل است فقط دعا کنید آنروز فرا نرسد که آنها تصمیم بگیرند تا شما را نیز به همراه خود ببرند. ما همراهشان می رویم از این مغازه به آن مغازه، سرگردانی های بی هدف، چند قدم به جلو و دوباره به عقب تا زمانیکه تمام جزئیات البته بجز برچسب قیمت مورد بررسی قرار گیرد. شماره 2 ـــــــــــــــــــــــ پیوسته صحبت می کنند متاسفانه "کریس راک" نیز این تجربه تلخ را داشته است. روزی در یک مصاحبه تلویزیونی یک سوال از خانمی پرسید که او برای 45 دقیقه در مورد آن توضیح داد! بیشتر خانمها عاشق صحبت کردن هستند و هنگامیکه به آنها میدان دهید بدون توقف پیش خواهند رفت. البته تصور نکنید که گفته های آنها برای ما اهمیت ندارد ما فقط نمی خواهیم گزارش ثانیه به ثانیه تمام جزئیات را بدانیم. یاد بگیرید آنها را تحمل کنید ــــــــــــــــــــــــــــــ ـــــــــ- اگر با کفایت و تدبیر کافی با مسائل مربوط به خانم ها برخورد کنید رفتارهای آزاردهنده آنها چندان هم غیرقابل تحمل به نظر نمی رسد. تنها شانس شما این است که خود را با آنها وفق دهید شما هم رفتارهای رنجش آور و آزار دهنده مخصوص به خود را دارید، هیچ انسانی کامل نیست، و من فکر می کنم این مطلب تنها چیزی است که هم خانم ها و هم آقایون می توانند بر سر آن به توافق رسند. |
یک داستان کوتاه اما جالب يه مرد ۸۰ ساله ميره پيش دكترش براي چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعيت فعليش مي پرسه و پيرمرد با غرور جواب ميده:هيچوقت به اين خوبي نبودم. تازگيا با يه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زايمانش ميرسه. نظرت چيه دكتر؟ دكتر چند لحظه فكر ميكنه و ميگه: خب… بذار يه داستان برات تعريف كنم. من يه نفر رو مي شناسم كه شكارچي ماهريه. اون هيچوقت تابستونا رو براي شكار كردن از دست نميده. يه روز كه مي خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهي چترش رو به جاي تفنگش بر ميداره و ميره توي جنگل.. همينطور كه ميرفته جلو يهو از پشت درختها يه پلنگ وحشي ظاهر ميشه و مياد به طرفش. شكارچي چتر رو مي گيره به طرف پلنگ و نشونه مي گيره و ….. بنگ! پلنگ كشته ميشه و ميفته روي زمين! پيرمرد با حيرت ميگه: اين امكان نداره! حتما' يه نفر ديگه پلنگ رو با تير زده! دكتر يه لبخند ميزنه و ميگه: دقيقا' منظور منم همين بود! |
از دفتر خاطرات يک دوشيزه
از دفتر خاطرات يک دوشيزه اکتبر: بالاخره بخت، در خانه ي مرا هم کوبيد! مي بينم و باورم نمي شود. زير پنجره هاي اتاقم جواني بلند قد و خوش اندام و گندم گون و سياه چشم، قدم مي زند. سبيلش محشر است! با امروز، پنج روز است که از صبح کله ي سحر تا بوق سگ، همان جا قدم مي زند و از پنجره هاي خانه مان چشم بر نمي دارد. وانمود کرده ام که بي اعتنا هستم.اکتبر: امروز از صبح، باران مي بارد اما طفلکي همان جا قدم مي زند؛ به پاداش از خود شتگي اش، چشم هايم را برايش خمار کردم و يک بوسه ي هوايي فرستادم. لبخند دلفريبي تحويلم داد. او کيست؟ خواهرم واريا ادعا مي کند که «طرف»، خاطرخواه او شده و بخاطر اوست که زير شرشر باران، خيس مي شود. راستي که خواهرم چقدر ساده است! آخر کجا ديده شده که مردي گندم گون، عاشق زني گندم گون شود؟ مادرمان توصيه کرد بهترين لباسهايمان را بپوشيم و پشت پنجره بنشينيم. مي گفت: «گرچه ممکن است آدم حقه باز و دغلي باشد، اما کسي چه مي داند شايد هم آدم خوبي باشد» حقه باز! اين هم شد حرف؟! مادر جان، راستي که زن بي شعوري هستي! اکتبر: واريا مدعي است که من زندگي اش را سياه کرده ام. انگار تقصير من است که او» مرا دوست مي دارد؛ نه واريا را! يواشکي از راه پنجره ام، يادداشت کوتاهي به کوچه انداختم. آه که چقدر نيرنگ باز است! با تکه گچ، روي آستين کتش نوشت: «نه حالا بعد، قدم زد و قدم زد و با همان گچ، روي ديوار مقابل نوشت: «مخالفتي ندارم اما بماند براي بعد» و نوشته اش را فوري پاک کرد. نمي دانم علت چيست که قلبم به شدت مي تپد. اکتبر: واريا آرنج خود را به تخت سينه ام کوبيد. دختره ي پست و حسود و نفرت انگيز! امروز «او» مدتي با يک پاسبان حرف زد و چندين بار به سمت پنجره هاي خانه مان اشاره کرد. از قرار معلوم، دارد توطئه مي چيند! لابد دارد پليس را مي پزد! راستي که مردها، ظالم و زورگو و در همان حال، مکار و شگفت آور و دلفريب هستند! اکتبر: برادرم سريوژا، بعد از يک غيبت طولاني، شب دير وقت به خانه آمد. پيش از آنکه فرصت کند به بستر برود، به کلانتري محله مان احضارش کردند. اکتبر: پست فطرت! مردکه ي نفرت انگيز! اين موجود بي شرم، در تمام 12روز گذشته، به کمين نشسته بود تا برادرم را که پولي سرقت کرده و متواري شده بود، دستگير کند. اوامروز هم آمد و روي ديوار مقابل نوشت: «من آزاد هستم و مي توانم». حيوان کثيف! زبانم را در آوردم و به او دهن کجي کردم |
آرزوهاي عجيب و غريب يك بنده خدا ! (طنز)
آرزوهاي عجيب و غريب يك بنده خدا ! (طنز)
يك بنده خدايي، كنار اقيانوس قدم ميزد و زير لب، دعايي را هم زمزمه ميكرد. نگاهى به آسمان آبى و درياى لاجوردين و ساحل طلايى انداخت و گفت : - خدايا ! ميشود تنها آرزوى مرا بر آورده كنى ؟ ناگاه، ابرى سياه، آسمان را پوشاند و رعد و برقى در گرفت و در هياهوى رعد و برق، صدايى از عرش اعلى بگوش رسيد كه ميگفت : - چه آرزويى دارى اى بنده ى محبوب من ؟ مرد، سرش را به آسمان بلند كرد و ترسان و لرزان گفت : - اى خداى كريم ! از تو مى خواهم جاده اى بين كاليفرنيا و هاوايي بسازى تا هر وقت دلم خواست در اين جاده رانندگى كنم ! از جانب خداى متعال ندا آمد كه : - اى بنده ى من ! من ترا بخاطر وفادارى ات بسيار دوست ميدارم و مى توانم خواهش ترا بر آورده كنم، اما، هيچ ميدانى انجام تقاضاى تو چقدر دشوار است ؟ هيچ ميدانى كه بايد فرمان دهم تا فرشتگانم ته ى اقيانوس آرام را آسفالت كنند ؟ هيچ ميدانى چقدر آهن و سيمان و فولاد بايد مصرف شود ؟ من همه ى اينها را مى توانم انجام بدهم، اما، آيا نمى توانى آرزوى ديگرى بكنى ؟ مرد، مدتى به فكر فرو رفت، آنگاه گفت : - اى خداى من! من از كار زنان سر در نمى آورم ! ميشود بمن بفهمانى كه زنان چرا مي گريند؟ ميشود به من بفهمانى احساس درونى شان چيست ؟ اصلا ميشود به من ياد بدهى كه چگونه مى توان زنان را خوشحال كرد؟ صدايي از جانب باريتعالى آمد كه : اى بنده من ! آن جاده اى را كه خواسته اى، دو باندى باشد يا چهار باندى ؟ |
چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟!
چگونه یک زن رو خوشحال کنیم ؟! [IMG]http://www.*************/files/vzxc0u09d66rnzrfvaga.jpg[/IMG] براي خوشحال کردن يک زن... يک مرد فقط نياز دارد که اين موارد باشد : 1. يک دوست 2. يک همدم 3. يک عاشق 4. يک برادر 5. يک پدر 6. يک استاد 7. يک سرآشپز 8. يک الکتريسين 9. يک نجار 10. يک لوله کش 11. يک مکانيک 12. يک متخصص چيدمان داخلي منزل 13. يک متخصص مد 14. يک متخصص علوم جنسي 15. يک متخصص بيماري هاي زنان 16. يک روانشناس 17. يک دافع آفات 18. يک روانپزشک 19. يک شفا دهنده 20. يک شنونده خوب 21.. يک سازمان دهنده 22. يک پدر خوب 23. خيلي تميز 24. دلسوز 25. ورزشکار 26. گرم 27. مواظب 28. شجاع 29. باهوش 30. بانمک 31. خلاق 32. مهربان 33. قوي 34. فهميده 35. بردبار 36. محتاط 37. بلند همت 38. با استعداد 39. پر جرأت 40. مصمم 41. صادق 42. قابل اعتماد 43. پر حرارت بدون فراموش کردن : 44. تعريف کردن مرتب از او 45. عشق ورزيدن به خريد 46. درستکار بودن 47. بسيار پولدار بودن 48. تنش ايجاد نکردن براي او 49. نگاه نکردن به بقيه دختران و در همان حال، شما بايد : 50. توجه زيادي به او بکنيد، و انتظار کمتري براي خود داشته باشيد 51. زمان زيادي به او بدهيد، مخصوصاً زمان براي خودش 52. اجازه رفتن به مکانهاي زيادي را به او بدهيد، هيچگاه نگران نباشيد او کجا مي رود. بسيار مهم است : 53. هيچگاه فراموش نکنيد : * سالروز تولد * سالروز ازدواج * قرارهايي که او مي گذارد چگونه يک مرد را خوشحال کنيم : |
از دست تمام دختران دل شیداست*****از ناز و کرشمه شان دل غوغاست
دانی که چرا گردن مردان شد کج******از بس دلشان پر شده از خون پیداست در منزل هم غیبت همسر گویند******از داغ دل و سینه پر درد شکواست اخر چه بود گناه مردان کاین جور******از دست زنان روند پناه گاه گر جاست از تانک و مسلسل که چه باید گویم *****در پیش زبان و کرنش زن خاراست اندر عجبم که گر نمی داشتند اشک*****کز دست جماعت چه توان کردن راست گویند که زیبا پسری چون او مُرد******ترشیده شود دخترکی بس زیباست گویند که زیبا پسران گر مردند*****ترشیده شوند دخترکان چون حقاست شوریده شدم بس که چرند من گفتم*****کاخر بشوم چو زن ذلیل اشکاراست |
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
|
زن از دیدگاه طنز (جدی نگیرید)
|
ادعاهای یک بی زن
ادعاهای یک بی زن http://www.kocholo.org/modules/Forum...icon_arrow.gif
من ندارم زن و از بی زنیم دلشادم از زن و غر زدن روز و شبش آزادم نه کسی منتظرم هست که شب برگردم نه گرفتم دل و نه قلوه به جایش دادم زن ذلیلی نکشم هیچ نه در روز و نه شب نرود از سر ذلت به هوا فریادم "هر زنی عشق طلا دارد و بس٬ شکی نیست" نکته ای بود که فرمود به من استادم شرح زن نیست کمی٬ بلکه کتابی است قطور چه کنم چیز دگر نیست از آن در یادم هر کسی حرف مرا خبط و خطا می خواند محض اثبات نظرهای خودم آمادم(!) زن نگیر - از من اگر می شنوی- عاقل باش! مثل من باش که خوشبخت ترین افرادم مادرم خواست که زن گیرم و آدم گردم نگرفتم زن و هرگز نشدم من آدم! هیچ کس نیست که شیرین شود از بهر دلم نه برای دل هر دختر و زن فرهادم الغرض زن که گرفتی نزنی داد که: "من از چه رو در ته این چاه به رو افتادم؟" امیر جان میبینم پولدار شدی:65: دست ما رو هم بگیر:D |
هیچ وقت به یک زن دروغ نگید
مردی با همسرش در خانه تماس گرفت و گفت: " عزیزم از من خواسته شده که با رئیس و چند تا از دوستانش برای ماهیگیری به کانادا برویم."
ما به مدت یک هفته آنجا خواهیم بود. این فرصت خوبی است تا ارتقای شغلی که منتظرش بودم بگیرم بنابراین لطفا لباسهای کافی برای یک هفته برایم بردار و وسایل ماهیگیری مرا هم آماده کن، ما از اداره حرکت خواهیم کرد و من سر راه وسایلم را از خانه برخواهم داشت، راستی اون لباسهای ابریشمی آبی رنگم را هم بردار! زن با خودش فکر کرد که این مساله یک کمی غیر طبیعی است اما به خاطر اینکه نشان دهد همسر خوبی است دقیقا کارهایی را که همسرش خواسته بود انجام داد. هفته بعد مرد به خانه آمد، یک کمی خسته به نظر می رسید اما ظاهرش خوب و مرتب بود. همسرش به او خوش آمد گفت و از او پرسید آیا او ماهی گرفته است یا نه؟ مرد گفت :"بله تعداد زیادی ماهی قزل آلا، چند تایی ماهی فلس آبی و چند تایی هم اره ماهی گرفتیم. اما چرا اون لباسهای راحتی که گفته بودم برایم نگذاشتی؟" جواب زن خیلی جالب بود. زن جواب داد: لباسهای راحتی رو توی جعبه وسایل ماهیگیریت گذاشته بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!{شیت شدن} |
من اینرا چند جا دیدم شوخی با خالقم را دوست ندارم
|
نقل قول:
|
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
نقل قول:
نقل قول:
از اسم کاربری و طرز فکرتون خیلی خوشم اومد:53::53:منتها اینم هستبهترین دوست هر کسی خداست{پپوله}اگه دوست داری بهترین دوستت نرنجه باهاش شوخی کن{جشن پتو}اتفاقا مطلب طنز قشنگ و جالبیهمیناخانم هم آدمی نیست هر مطلبی رو بزنه:41:مطمئن باش توش نکته ای دیده که زده;)یه خانم اونم یه خانم واقعی این مطلب طنز رو زده متوجه هستین که؟؟:53::53:موفق باشین:53: نقل قول:
|
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
خانمی در زمین گلف مشغول بازی بود. ضربه ای به توپ زد که باعث پرتاب توپ به درون بیشه زار کنار زمین شد. خانم برای پیدا کردن توپ به بیشه زار رفت که ناگهان با صحنه ای روبرو شد. |
زن از دیدگاه طنز ( جدی نگیرید )
|
| اکنون ساعت 05:17 AM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد. |
Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)