پی سی سیتی

پی سی سیتی (http://p30city.net/index.php)
-   فرهنگ (http://p30city.net/forumdisplay.php?f=24)
-   -   همه چیز در مورد استان مازندران (http://p30city.net/showthread.php?t=20668)

deltang 01-27-2010 05:54 PM

همه چیز در مورد استان مازندران
 
همه چیز در مورد استان مازندران


Mazandaran استان مازندران


موقعیت : شمال ایران

مجاورت : شمال: دریای مازندران جنوب: استان تهران و سمنان شرق:استان گلستان غرب: استان گیلان

آب و هوا: معتدل

وسعــــت: ۲۴۰۹۱ کیلو متر مربع

جمعـیــت: ۲۶۰۲۰۰۸ نفر

تقسیمات: 14 شهرستان ، 38 شهــر، 34 بخش و 100 دهستان

شهرستانها:

مرکـــــز : ساری

deltang 01-27-2010 05:54 PM

استان مازندران در یک نگاه


استان مازندران با ۲۴۰۹۱ کیلومتر مربع مساحت از استان*های سرسبز شمال فلات ایران است و در کرانه دریای مازندران قرار دارد. این استان در غرب استان گرگان و مشرق استان گیلان می*باشد و از جنوب با استان*های سمنان، تهران و قزوین هم مرز است. دریای مازندران نیز مرز شمالی این استان را کاملا در بر گرفته است.
مازندران از استانهای کهن ایران است که مطالعات باستان شناسی در غارهای كمربند و هوتو در بهشهر، زیست انسانی را در این استان در حدود 9500 پیش از میلاد تخمین می زند. مازندران كنونی بخشی از سرزمین گسترده تری است كه در متون تاریخ از آن با نام "فراشوراگر" و "پتیسخوارگر" یاد كرده اند. محققان، مازندران و گیلان را به سبب همجواری و نیز به سبب اوضاع طبیعی و جغرافیایی مشابه، عموما با هم نام می برند و همه مناطقی كه در جنوب دریای مازندران و میان آذربایجان و خراسان قرار دارند را یك ناحیه می دانند. از این حدود در زمان هخامنشیان در كتیبه بیستون نام "پتشواریش" ضبط شده است. طبری ها و مردم تیره های ساكن این ناحیه همواره به عنوان بهترین تیر اندازان، كمان داران، فلاخن اندازان، شمشیرزنان و زوبین اندازان در جنگ های شاهان هخامنشی با دولت های دیگر معرفی می شوند. "استرابن" جغرافی نویس یونانی؛ این محدوده را به صورت "پرخواترس" نام می برد.
عده ای از مورخان و نویسندگان، ریشه واژه مازندران را از كلمه "ماز" به معنی "دژ" می دانند. در تاریخ آمده كه مردم به فرمان "مازیار بن قارن" سردار معروف طبرستان، برای جلوگیری از نفوذ اعراب در نقاط حساس این منطقه به احداث دژ پرداختند و مازندران را به صورت "ماز" + "اندرآن" به معنی "دژ در آن" می شناختند. حجازی كناری می نویسد: بعید نیست كه مازندران، محل سكونت آریایی های مهاجر، نام خود را از خدای خود "ایندر" گرفته باشد. در این صورت مازندران از دو جزء "ماز" و "ایندر" تشكیل می شود. "ماز" به صورتهای مز، لها، مهی و مزی به معنی بزرگ، و ایندر (Indar)، نیز نام خدای آنان بود. مجموع این دو جزء "خدای بزرگ" و در تلفظ مازاندران یا مازندران "سرزمین خدایان" یا "سرزمین خدا" را افاده می كند.
برخی نیز نام مازندران را به شكل ماز + اندر + آن می*دانند. ماز در زبان مازندرانی به زنبور عسل گفته می*شود و كسانی كه این ریشه یابی را پذیرفته*اند معنای مازندران را "جایی كه زنبور عسل در آن هست" می*دانند.
مازندران، استان سرسبز و باصفایی است كه جاذبه های پرشمار طبیعی، تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را در خود جای داده است. این خطه با ارزش ایران از چشم اندازهای بدیع طبیعی و تاریخی غنی برخوردار می باشد. چشم انداز شمالی كناره های استان مازندران را دریای نیلگون، زیبا و آرام مازندران تشكیل می دهد و چشم انداز جنوبی آن را جنگل های انبوه دامنه های البرز پوشانده است. دره ها و چشم اندازهای پیرامون استان، جلوه های شگفت انگیزی از طبیعت را به نمایش گذاشته اند. پیرامون كناره های دریای مازندران را باغ های مركبات، شالی زارها، كشت زارهای سرسبز و ویلاهای و مراكز اقامتی پوشانده و جلوه های شگفت انگیز و زیبایی را به وجود آورده اند. آبشارهای مازندران به دلیل شرایط طبیعی، هم در كوهستان وجود دارند و هم در بیشه ها و جنگل ها و در برخی نواحی نیز تركیبی از مجموعه كوهستانی را با هم دارند. دره های استان در امتداد رودخانه ها كشیده شده و پیرامون آن ها را انبوهی از جنگل های بلند با پوشش گیاهی متنوع فرا گرفته است. انواع جاذبه های تاریخی چون امام زاده ها، مسجد ها، پل ها، آب انبارها، قلعه ها و كاخ های متعدد در كنار سایر جاذبه های استان مازندران این منطقه را به یكی از جذاب ترین و پر گردشگرترین مناطق ایران تبدیل نموده است.
استان مازندران به لحاظ موقعیت طبیعی و جغرافیایی در بخش طبیعت گردی جزء استانهای برتر و قطب گردشگری كشور محسوب می گردد. نزدیك به 12 میلیون گردشگر داخلی و ده ها هزار توریست خارجی هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از این استان دیدن می كنند. وجود دریای مازندران (دریای كاسپین) با ساحل زیبا و مناسب، به همراه برخورداری از دامنه ها جنگلی و كوهستانی، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع، غارها، آبشارها، رودخانه ها، آبهای متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در بهشهر، بیش از 800 آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری این استان را به مجموعه ای متنوع برای استفاده گردشگران با انگیزه های مختلف بدل نموده است.

منابع:
anobanini

deltang 01-27-2010 05:57 PM

بازی های مازندرانی

آغوزكا يا گردو بازي:


بازيكنان گردو ها را دو به دو روي يكديگر چيده و هر يك به نوبت با گردويي به نام كل يا تيره ( گردوي بزرگ تر ) به گردوها مي زنند. اگر نفر اول به گردو ها زد و آنها را انداخت فعلا" برنده محسوب مي شود و بقيه بازيكنان بايد به تيره او بزنند هر كسي موفق شد صاحب همه گردوها مي شود در غير اين صورت نفر اول همه گردوها را جمع مي كند.
چليك ماركا :

بازيكنان به دو گروه تقسيم مي شوند. براي بازي دو تكه چوب يا چليك و و چوب بزرگ يا ماركا نياز دارند. ابتدا گروه اول، چوب كوچك را روي گودالي قرار مي دهند سپس با چوب بزرگ به زير چوب كوچك كي زنند و آن را به طرف بالا پرت مي كنند . چوب هر يك از بازيكنان كه مسافت بيشتري را طي كند، آن گروه برنده مي شود افراد بازنده بايد به برندگان سواري بدهند.
رزين كا:

رزين وسيله چوبي به شكل Y است كه تكه نوار لاستيكي به دو سر انتهاي چوب بسته مي شود. بازيكن با گذاشتن سنگ لاي لاستيك و كشيدن آن به طرف عقب سنگ را پرتاب مي كند و گنجشك شكار مي كند.
ريسمان بازي:

از بازي هاي نمايشي سنتي مازندران به ويژه در غرب استان، ريسمان بازي است. اين بازي غالبا" در مراسم عروسي برگزار مي شد. ريسمان بازان دو نفر هستند يك نفر به عنوان بند باز بالاي طناب راه مي رود و ديگري به نام شيطانك در پايين مي ايستد. بند باز بالاي طناب با گذاشتن مجمع روي سر يا سوار شدن روي دوچرخه روي طناب راه مي رود و شيطانك نيز در پايين با درآوردن شكلك و حركات خنده آور تماشاچيان را سرگرم مي كند بعد از پايان نمايش شيطانك در بين تماشاچيان مي چرخد و پول و شيريني جمع مي كند از صاحب خانه نيز پول و شيريني مي گيرند.
كشتي لوچو:

كشتي لوچو از كشتي هاي محلي استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسي اجرا مي شد. اما امروزه در بعضي از نقاط استان اين كشتي همه ساله در تابستان بعد از وجين شالي، هنگام فراغت كار روستاييان ، انجام مي شود. در ايام ديگر مانند اعياد مذهبي و ملي نيز كشتي لوچو برگزار مي شود و جايزه برنده يك راس گاو است كه توسط اهالي خريداري مي شود.
براي مسابقه دو نفر از كشتي گيران با تجربه به عنوان داور انتخاب مي شوند در اين كشتي هر گونه ضربه زدن به بدن يا سر حريف، گرفتن انگشت دست ، سرچنگك و ضربه زدن به كتف و گرفتن گوش، خطا محسوب مي شود. كشتي گيري كه در اين دو هفته تمامس حريفان را شكست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاري مسابقه ساز و دهل نيز نواخته مي شود تا شور و هيجان بيشتري به مسابقه بدهد.
گاوجنگي:

از ديگر سرگرمي هاي ديرپا، مراسم گاو جنگي در روستاي شير كلا شهرستان نور است كه به زبان محلي تشك جنگي ناميده مي شود. اين مسابقه هر سال و يك هفته بعد از اتمام كشتي لوچو در اوايل مرداد ماه به مدت 10 روز برگزار مي شود. قبل از انجام مسابقه از اهالي محل مبلغي پول بابت هزينه هاي ضروري جمع آوري مي شود. چند روز پيش از مسابقه از طريق نامه تاريخ برگزاري مسابقه به اطلاع اهالي روستاها وشهرها و حتي استان هاي همجوار رسانده مي شود. هزينه نگه داري مهمانان در روستا و كرايه از پول جمع آوري شده پرداخت مي شود.
« سوچلا» يا شكار به روش سنتي در آب بندان :

يكي از راه هاي درآمد روستاهاي مركزي مازندران شكار پرنده به روش سنتي در آب بندان به هنگام كم آبي است. اواسط پاييز پرندگان مانند قو، غاز، چنگر، انواع مرغابي و... از نقاط سردسير به سواحل درياي مازندران كه داراي آب و هواي معتدل است، مهاجرت مي كنند و بيشتر در آب بندان ها كه به علت كشت شالي ، محل مناسبي براي تغذيه پرندگان است، ساكن مي شوند.اين شكار از اوايل پاييز هر سال تا 15 اسفند در شب هاي تاريك بدون تيراندازي با وسايل شكار سنتي و رعايت مقررات محلي انجام مي شود. در اين مدت آب بندان قرق و تير اندازي در فاصله 500 متري اطراف آن ممنوع مي شود. اين نوع شكار توسط تور و بيشتر در روستاهاي گل نشين، سيدمحله، زرين كلا، لاريم و مشك آباد در مسير جاده ساري – بابلسر از طريق جاده خزر آباد انجام مي شود.
صيد سنتي به روش « روز دما » :

شكار به روز روز دما معمولا" در اواخر مهرماه با مهاجرت پرندگان وحشي به آبگيرها در روز انجام مي شود. براي اين كار چند روز قبل از مهاجرت پرندگان وحشي، اردك ها تربيت شده را در محل صيد نگه داري مي كنند تا به محيط اطراف عادت كنند. سپس در محل مورد نظر گودالي به مساحت حدود 20 متر مربع حفر مي كنند. روي گودال توري به صورت عمود قرار مي دهند كه به نخي بسته شده است. سر ديگر نخ را صياد به دست مي گيرد با ورود پرندگان وحشي به منطقه اردك هاي ترتيب شده به جمعپرندگان وحشي مي پيوندند و آنها را به طرف گودال مي كشانند . سپس صياد نخ را مي كشد و تور روي گودال مي افتد و پرندگان به دام مي افتند.

deltang 01-27-2010 05:57 PM

بندرهای مهم دریای مازندران


1ـ آستاراخان-آستاراگان، هشترخان

این بندر در دلتای رود ولگا (اتل)، قرار دارد. بندر آستاراخان،مهم‌ترین بندر بازرگانی فدراسیون روسیه در دریای مازندران است.

2ـ بادکوبه - باکو

بندر بادکوبه، مرکز جمهوری آذربایجان (اران)، است. این بندر درکرانه‌ی جنوبی شبه جزیره‌ی آبشوران واقع است. بادکوبه از عمده­ترین بندرهای دریایمازندران و یکی از مناطق مهم نفتی است.

3ـ دربند

این بندر عمده‌ترین بندر جمهوری داغستان به شمار می‌رود. دربند درکرانه‌ی غربی دریای مازندران، میان بادکوبه و ماهاج قلعه (مرکز داغستان)، قرارگرفته است.

4ـ آلکساندروسک

این بندر، مهم‌ترین بندر بازرگانی جمهوری قزاقستان است.

5ـ‌کراسنوودسک

این بندر که در جمهوری ترکمنستان قرار دارد از بندرهای مهمکرانه‌های خاوری دریای مازندران است.

6ـ کوریو

بندری است در شمال دریای مازندران که در مصب رود اوران و در قلمروفدراسیون روسیه واقع است.

7ـ بندرهای واقع در قلمرو ایران

مهم‌ترین بندرهای واقع در قلمرو ایران در کرانه‌های دریایمازندران عبارتند از : «انزلی»، «نوشهر»، «فریدون کنار»، «ترکمن» و «گز».
باید خاطرنشان کرد که بندر انزلی از مهم‌ترین بندرهای دریایمازندران است.

deltang 01-27-2010 05:59 PM

صنعت گردشگري استان مازندران


استان مازندران به لحاظ موقعيت طبيعي و جغرافيايي در بخش طبيعت گردي جزء استانهاي برتر و قطب گردشگري كشور محسوب مي گردد. نزديك به 12 ميليون نفر گردشگر داخلي و دهها هزار توريست خارجي هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از اين استان ديدن مي كنند. وجود درياي مازندران (كاسپين ) با ساحل زيبا و مناسب بهمراه برخورداري از دامنه ها (و پاركهاي) جنگلي و كوهستاني ، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع معروف به بام ايران ، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهاي متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در بهشهر بیش از 800 آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع براي استفاده گردشگران با انگيزه مختلف بدل نموده است. نزديك به يكصد واحد اقامتي شامل هتل ، متل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذير و مجتمع تفريحي ساحلي ، جنگلي و كوهستاني همراه با دهها
آژانس خدمات مسافرتي و جهانگردي خدمات لازم را به گردشگران ارايه مي كنند. بنیاد علمی مهندس حریری بابل و موزه هاي: شهر بابل ، مجموعه فرهنگي كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاريخ طبيعي خشكه داران در مسير جاده اصلي تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و ......امكانات بازديد بيشماری را برای بازديد گردشگران داخلي و خارجي فراهم آورده است .
منطقه توریستی و تفریحی نمک آبرود مازندران
معرفی منطقه نمک آبرود
امکانات این منطقه برای مسافران عزیز که به مازندران سفر می کنند شامل
الف-مجموعه آپارتمانهای(سوئیت ساحلی 1000 واحدی جهت اقامت موقت مسافران
ب-شهر بازی در زمینی به وسعت 44 هکتار
پ-امکانات تفرجی و توریستی شبانه روزی در ایستگاه بالای تله کابین
ت-هتل 4 ستاره بین المللی آرمیده در آغوش جنگل و چشم دوخته به دریای نیلگون خزر
ث-هتل 5 ستاره انقلاب خزر در ساحل نمک آبرود
ج-تله کابین نمک آبرود با جاذبه های منحصر به فرد خود برای مسافران که به وسیله آن قادر می باشند بر فراز
جنگل و دریا طی 15 دقیقه به ارتفاع 1050 متری قله مدوبن صعود نموده و زیبایی های طبیعت را نظاره کنند
چ-اثر طبیعی ملی خشکه داران به مساحت 260 هکتار
ح-موزه تاریخ طبیعی
خ-موزه کندلوس(مردم شناسی و باستان شناسی
د-منطقه تفریحی و تفرجی دو هزار و سه هزار و منطقه شکار ممنوع
ذ-دریاچه ولشت در ارتفاعات کلاردشت
ر-کاخ رامسر و کاخ چایخوران واقع در پارک سر چشمه
ز-پارکهای حفاظت شده جنگلی گوناگون
ژ-چشمه های گوگردی و حمامهای آب معدنی کتالم
س-بندر تجاری و اسکله و صیدگاههای سواحل نمک آبرود
ش-باغ پرورش و تولید گل و گیاهان دارویی
ص-از دیگر جاذبه ها و امکانات تفریحی نمک آبرود می توان از دریاچه مصنوعی،زمین تنیس،پیست دوچرخه سواری
،اسب سواری،درشکه سواری،پیست اسکیت،پله نوردی،کوهنوردی،ورزشهای دریایی،شنا در مناطق حفاظت شده
و دارای غریق نجات،اسکله تفریحی،باغ وحش،پلاژ آقایان و بانوان،مراکز خرید،مراکز اقامتی،مراکز پذیرایی،ویلاهای
چوبی،بازارچه و...نام برد

deltang 01-27-2010 06:00 PM

نگاهی به شهرستان های استان مازندران
 
شهرستان بابل

از شمال به بابلسر و درياي خزر، از جنوب به رشته كوههاي البرز، از مغرب به شهرستان آمل، از مشرق به شهرستانهاي قائمشهر و ساري محدود است. ارتفاع آن از شمال تا ده كيلومتري جنوب بابل از سطح اقيانوس پايين*تر است. شهرستان بابل بين 36 درجه و 5 دقيقه و 36 درجه و 35 دقيقه عرض شمالي و 52 درجه و 30 دقيقه و 52 درجه و 45 دقيقه طول شرقي از نصف*النهار گرينويچ واقع شده است.
بنابر تصويب*نامه هيات دولت درسال شصت و هشت بابلسر از شهرستان بابل جدا شد و خود به شهرستاني مستقل بدل گشت. شهرستان بابل متشكل از دو شهر بابل و اميركلا، سه بخش مركزي ـ با مركزيت بابل ـ بندپي شرقي ـ با مركزيت گلوگاه ـ و بندپي غرب ـ با مركزيت خوشرودپي ـ و ده دهستان به نامهاي بابلكنار به مساحت 7/132 كيلومتر مربع ، فيضيه به مساحت 0/134 كيلومتر مربع ، گنج*افروز به مساحت 1/62 كيلومتر مربع ، گتاب به مساحت 5/89كيلومتر مربع ، كاري*پي به مساحت 6/136 كيلومتر مربع ، لاله*آباد به مساحت 6/93 كيلومتر مربع ، از بخش مركزي فيروزجاه* به مساحت 2/443 كيلومتر مربع ، سجادرود به مساحت 7/182 كيلومتر مربع ، از بخش بندپي شرقي خوشرود به مساحت 0/132 كيلومتر مربع و شهيدآباد به مساحت 5/34 كيلومتر مربع ، از بخش بندپي غربي و 556 آبادي است. مساحت اين شهرستان حدود 1431 كيلومتر است كه تقريبا 94/5 درصد كل استان را دربرمي*گيرد. شهر بابل، مركز شهرستان بابل، بين 36 درجه و 34 دقيقه و 15 ثانيه عرض شمالي و 52 درجه و 44 دقيقه و 20 ثانيه طول شرقي از نصف*النهار گرينويچ واقع شده است و با تهران 5 دقيقه و 15 ثانيه اختلاف ساعت و 210 كيلومتر فاصله دارد.

منبع: بابل نت

deltang 01-27-2010 06:00 PM

تاريخچه شهر بابل

نخستين مورخاني كه از مامطير ياد كرده*اند ابن رسته و ابن فقيه (290 ه.ق) مي*باشند.همچنين نويسندگاني مثل اصطخري (340 ه.ق) بصورت ممطير و مامطير (1) ابن حوقل (376 ه.ق) بصورت مامطير از اين شهر نام برده اند.
در كتاب حدود العالم (372 ه.ق) نيز مي*آيد : مامطير شهركيست با آبهاي روان و از وي حصيري خيزد سطبر و سخت نيكو كه به تابستان به كار دارند» و در سخن اندر رودها مي*خوانيم: «و ديگر روديست كي رود باول خوانند، از كوه قارن برود و بر مامطير بگذرد و اندر درياي خزران افتد. و مقدسي (375 ه.ق) مامطير را شهري از قصبه آمل مي*شمارد و مامطير و ممطير را دو شهر جداگانه مي*پندارند. از شواهد چنين برمي*آيد كه از سده 5 و 6 ه.ق مامطير رو به ترقي و توسعه نهاده، چنانكه در اوايل سده هفتم بقول ياقوت حموي از جاههاي برجسته طبرستان به شمار مي*آمد.

وجه تسميه مامطير
ابن اسفنديار درباره بناي مامطير و نام آن مي*آورد : چون امام حسن ابن علي (ع) در زمان خلافت عمر به مامطير رسيد و مالك اشتر نخعي و سپاه عرب با او بودند آن موضع كه مامطير است به چشم امام حسن ابن علي (ع) دلگشاي و نزه آمد، آبگيرها و مرغان و شكوفه*ها و ارتفاع بقعه و نزديك به ساحل دريا ديد گفت: بقعه طيبه ماء و طير، از آن تاريخ مختصر عمارتي پديد آمد تا به عهد محمدابن خالد كه والي ولايت بود، بازار فرو نهاد و بيشتر عمارت فرمود در سنه ستين و مايه مازيار بن قارن مسجد جامع بنياد نهاد و شهر گردانيد. ولي اولياءاله آملي مي*آورد : در عهد خلافت اصحاب از قبل خلفاي راشدين، هيچ كس، تخصيص به تبرستان نيامد و آنچه در تاريخ تبرستان مسطور است كه در ايام خلافت عمربن الخطاب امام ابومحمدالحسن علي (ع)، و عبداله ابن عمر، و مالك بن حارث الاشتر و قسيم بن العباس به تبرستان آمده*اند به حقيقت اصلي ندارد.در اين باره اختلاف نظر زيادي وجود دارد. از جمله آنكه عده*اي فتح طبرستان را در زمان عثمان مي*دانند نه به عهد خلافت عمر ؛ و عده*اي از مورخين نيز حضور امام حسن را در فتح طبرستان صريحا نفي كرده*اند و عده*اي ديگر به حضور آن حضرت در فتح طبرستان اشاره*اي نمي*كنند. اما براساس مدارك به دست آمده نام مامطير در يك واقعه تاريخي مربوط به سال (250 ه.ق) هنگام قيام حسن بن زيد علوي (داعي كبير) ضد حكمران عرب طبرستان آمده است.

وجه تسميه ماميترا
بعضي از متاخران از دو كلمه (ممطير) و (مه ميترا) چنين نتيجه گرفته*اند كه: شهر بابل امروزي شهري بود پاك و مقدس، در نزديكيهاي دريا و براي جاي داشتن (ميتراي بزرگ) يا (آتشكده*ي ميتر)، بوميان آنرا (مه*ميترا) يا جايگاه ميتراي بزرگ مي*ناميدند.از سال (250 ه.ق) به بعد نام مامطير در اغلب حوادث طبرستان عنوان مي*شود كه در قرن پنجم و ششم، مامطير رو به وسعت و آباداني مي*رود بطوريكه در اوايل قرن هفتم به روايت ياقوت حموي از نقاط معتبر طبرستان به شمار مي*آيد.

بابل در دوران سيد قوام*الدين مرعشي
در سال (750 ه.ق) كياييان جلالي _ با قتل فخرالدوله حسن در 750 ه.ق سلسله باونديان سوم پايان يافت. كيافخرالدين در ساري حاكم شد و از اين پس اين دودمان با عنوان جلاليان بر مازندران مستولي شدند* ـ مامطير را نيز متصرف شدند و مدت 13 سال (تا 763 در آنجا حكومت كردند. در سال 763 سادات مرعشي سرپرستي ميربزرگ در آمل قيام كردند و آنجا را متصرف شده و خود را آماده حمله و تصرف مامطير و ساري مي*نمودند ، كيائيان جلالي بالاخره شكست خوردند و مامطير را از دست دادند. سيد*قوام*الدين مرعشي پس از شكست دادن كيائيان جلالي با فرزندان خود در آنجا استقرار يافتند و چندي نگذشت كه مامطير به سبب رونق بازارهاي هفته و موقعيت شهر در نيمه راه ميان ساري و آمل و از سوي ديگر نزديكي دريا به احتمال از قرن هشتم به «بارفروش*ده» تغيير نام يافت.سيدقوام*الدين مرعشي پس از استقرار در بارفروشده به ترويج امور ديني پرداخت و اهالي آن ديار نيز با او به بيعت نمودند.تا اينكه : در محرم سنه هفتصد و هشتاد و يك *(حضرت سيدهدايت قباب) را مرض طاري گشت. و روز به روز صورت تضاعف مي*پذيرفت. و سيد را مقام و مسكن بارفروش*ده بوده است چون وصيت تمام شد؛ دعوت حق را لبيك اجابت فرمود چون مطابق وصيت خواستند او را در حجره خودش دفن كنند (سيدرضي*الدين) مانع گشت، از آنجا نقل كرده به آمل آوردند، و دفن كردند.بعد از فوت سيدقوام*الدين مرعشي، سيد غياث*الدين در بارفروش*ده اقامت نمود. و در احوال وي مي*خوانيم : چون سيدغياث*الدين به بارفروشده درآمد و مدتي برآمد، با جد خود آنجه وظيفه خدمت داشته بود به تقديم نمي*رسانيد، تا به حدي كه درويشان جهت سيد خواستند كه زراعت برنج بكنند، راضي نشد. و تخم برنج كه افشانده بودند خود رفت و ويران كرد.

بابل در زمان تيموريان
جوزفا باربارو درباره اوضاع مازندران و بارفروش*ده در زمان تيموريان مي*آورد : مردم مازندران جنگجوترين مردم ايران بشمار مي*رفتند و تا مدتي نسبتا مديد در برابر نيروي تيمور پايداري كردند شهرهاي عمده آن عبارتست از ساري مركز مازندران، بارفروش ـ بابل امروزي _كه بيش از يكصد هزار تن جمعيت دارد و بارفروشده به عنون يك مركز تجاري در زمان حكومت شاه عباس اول صفوي كه مادرش از مرعشيان تبرستان بود، توسعه يافت. غلامحسين افضل الملك كه در سال نهم جمادي الاخر هزار و سيصد و بيست و دو از بارفروش ديدن مي*كند، درباره *ي بناي اين شهر مي*آورد : سابقا اينجا ده بوده و در جزء جمع دفتري (بارفروش*ده) نام اينجا بوده است. در عهد خاقان مغفور فتحعلي شاه قاجار آنجا را بناي شهر گذاشته*اند و معابر صحيحه در آن قرار داده*اند. تقريبا نود سال است كه اينجا را ساخته*اند.آنچه از منابع متعدد برمي*آيد نام بارفروش*ده تا اواخر دوران صفويه به اين منطقه اطلاق مي*گشت.

بابل درزمان زنديه
در زمان زنديه و هنگام نقل فعاليتهاي آقا محمد حسن خان آغامحمدخان قاجار ذكر بارفروش بسيار به ميان مي*آيد و جالب توجه آنكه كلمه*ي ده از آخر آن برداشته شده است. گ. ملگونف، سياح معروف كه در سالهاي 1858 و 1860 ميلادي از سواحل درياي خزر ديدن مي*كند مي*آورد : بابل پيش از انقلا 1917 م. روسيه، يكي از مراكز بازرگاني مهم شمال كشور و محل واردات امتعه*ي خارجي و همچنين مركز خريد محصولات طبيعي و مصنوعي قراي و قصبه*هاي عمده*ي مازندران محسوب مي*گرديد و به همين لحاظ بارفروش ناميده شده بود. بعضي محققان را اعتقاد بر آنست كه : از سده*ي هشتم ه.ق يعني از حكومت ميرقوام*الدين مرعشي، بارفروش ديه و از سده*ي سيزدهم يعني از زمان پادشاهي فتحعلي شاه قاجار بارفروش خوانده شده است. حوادث سياسي اواخر عهد زنديه نقطه عطفي در تاريخ بارفروش محسوب مي*شود. از سال 1165 ه.ق كه محمدحسن*خان شكست سختي به سپاه كريم*خان زند وارد آورد آهنگ مازندران كرد، از آن سال سرتاسر مازندران تحت سيطره*ي محمدحسن*خان درآمد. محمدحسن*خان تا سال 1172 ه. ق بر مازندران حكمراني كرد. اما در پانزدهم جمادي*الثاني 1172 ه.ق جنگي بين وي و شيخعلي خان زند درگرفت با حمله شيخعلي خان محمدحسن*خان عقب*نشيني را ترجيح داد و از راه شاه عباسي به سوي استرآباد فرار كرد اما سبزعلي كرد و محمدعلي آقا جاردولو ـ يا به قولي رستم بيگ كرد مدانلو ـ سر وي را برديدند و براي كريم*خان به تهران فرستادند. از آن زمان به بعد بارفروش مورد توجه زنديان قرار گرفت تا وقتي كه زنديه آن ايالت را فتح و پايتخت را به بارفروش منتقل كردند. موقعي كه در سال 1771 مسيحي سياح معروف گملن از اين حدود مازندران عبور مي*كرد ذكر مي كند : پايتخت چنان كه گفته شده به باروفروش انتقال يافته بود. پس از بازگشت علي محمدخان زند در سال 1190 ه.ق به شيراز حسينقلي خان مجددا پرچم خودسري برافراشت و صبحگاهي بطور پنهاني با سرعت هرچه تمامتر خود را به بارفروش مقر مهدي*خان دادو رساند. حمله غافلگيرانه حسينقلي*خان به بارفروش، مقر حكومت مهدي*خان دادو» و برچيدن بساط حكومت وي، عصبانيت كريم*خان را سبب شد، پس زكي خان را در سال 1190 ه. ق روانه مازندران كرد.

بابل در زمان قاجاريه
مرگ كريمخان زند در سال 1193 ه.ق فرصتي پيش آورد تا آقامحمدخان پسر بزرگ محمدحسن خان كه شانزده سال به عنوان گروگان نزد وي به سر مي*برد بتواند فرار كند آقا محمدخان در 28 ذيقعده 1294 در بارفروش به انتظام امور پرداخت. اما رضاقليخان قاجار به همدستي لاريجانيها در ذيحجه 1195 ه.ق به بارفروش آمده و مقر آغامحمدخان قاجار را محاصره كردند. و آغامحمدخان را به اسارت درآوردند. ولي دوستداران آغامحمدخان در بندپي به بهانه مراقبت سخت*تر از او، وي را به بندپي بردند. از سويي مرتضي قليخان و مهديقليخان قاجار و مصطفي*قليخان قاجار پس از شنيدن خبر محاصره*ي برادر بزرگ خود را به بارفروش رساندند و رضاقليخان را برآن داشتند كه خان ابدال خان را به جنگ ايشان بفرستد، اما شكست خورده و اسير شد. دوستان آقا محمدخان پس از اين ماجرا وي را با دويست تفنگچي به بارفروش بردند. آقامحمدخان تا صفر سال 1197 از دست برادران كه عليه او دست به آشوب زده بودند آسوده شد و به استرآباد و پس از مدتي توقف در آنجا در 23 ربيع*الاول 1197 ه.ق به ساري بازگشت.همين كه آغا محمدخان قاجار اساس حكومتش را در مازندران استحكام بخشيد باز مركز را بساري انتقال داد. گرچه تا اواخر دوره*ي قاجاريه ساري حاكم نشين مازندران بود اما به سبب وجود ادارات ماليه، اوقاف، تطميه، كارگزاري، فواعِد عامه و دربارفروش، اين شهر اهميت بسزايي در امور مازندران داشت. در سال 1214 ه.ق فتحعلي شاه بعد از كشمكش با مدعيان قدرت، پسر يازده ساله خود محمدقلي ميرزا را به حكومت مازندران منصوب كرد. در اين زمان سپاهيان مازندراني كه به پيشنهاد قائم مقام جانباز خواندند در جنگ اول ايران و روس كه در 1218 ه.ق/ 1812 م درگرفت شركت داشتند. پادشاهي محمدشاه،*فظعلي*خان قراباغي 1251- 1252 ه.ق به حكومت مازندران گمارده شد. از كتيبه*اي در مسجد جامع بارفروش دانسته مي*شود كه فظعلي خان به دستور محمدشاه، در سال 1251 ه.ق ماليات نانواها را ملغي كرده بود.

بابل و فرقه بابيه
از وقايع مهم بارفروش در اوايل سلطنت ناصرالدين شاه (1264-1313) واقعه قلعه*ي شيخ طبرسي و فتنه بابي*ها مي*باشد. پيروان سيدباب در هر ولايتي بنياد ظهور و خروج نهادند و قصور خلافت و بروج نيابت خود را بزور بر كيوان عروج دادند. از شاهرود روي ببارفروش نهادند ـ در آن زمان مازندران حاكم نداشت و تنها شهر مازندران كه وابستگي قومي و طايفه*اي در آن ديده نمي*شد بارفروش بود و ملامحمدعلي قدوس خود اهل بارفروش بوده است ـ و در خارج شهر و حوالي بحر ارم كه معروف است بسبزميدان رحل اقامت فروگرفتند. سخنان آنطايفه را بجناب سعيدالعما بردند و بديشان پاسخهاي سخت آوردند و اين طايفه به طريقه ارباب خروج با اسلحه در شهر و بازار آمد و شد گرفتند جناب سعيد العلما و علماي مازندران اجتماع اين طايفه غريبه را در آنولايت صلاح ندانستند و برخروج امر كردند. نقار و غبار در ميانه پديد آمد سخنان نرم بدرشت كشيد و ضرب زبان بزخم مشت انجاميد عباسقلي*خان سرتيپ لاريجاني بنامه سعيدالعما از اين كارآگاه گشته تا ايشانرا از بارفروش بار بر خر نهاده دجال*وار روانه ديار بوار نمايد كار بنزاع و دفاع انجاميد دوازده كس از بابيه مقتول شدند و چند تن از اينان زخمدار گشتند ملاحسين ـ بشرويه*اي ـ و حاجي محمد علي مازندراني كه روساي آن گروه بودند مستدعي شدند كه بجانب عراق روند سردار لاريجاني مضايقتي نكرد و برايشان سخت نگرفت از علي*آباد ـ قائمشهر كنوني ـ بگذرانيده بعراق روانه سازد و ايشان كوچ دادند و روي براه نهادند چون بعلي*آباد رسيدند خسرونامي قادي كلائي از قواي علي*آباد بطمع اموال ايشان افتاده با جمعيتي دنبال آن كاروان گرفت و به اسم همراهي و محافظت رشوتي خواست آنان نيز مضايقه نكردند ولي طمع خسروگدا. طبع از كرم و درم آنان افزوده بود. ايشانرا از گذشتن منع كرد و بدان اموال امر نمود و دو تن از همراهان ملاحسين كشته شدند و قريب به غروب بمقبره*ي شيخ طبرسي رسيدند متحير ماندند از خسرو بيك و همراهان او نيز سخت خايف و مضطر شدند و خسرو اسب سواري ملاحسين را گرفتن خواست و در شمشير او نيز طمع كرد ملاحسين بشرويه ـ بشرويه*اي ـ تيغي بر خسرو راند كه بخون غلطيد و جمعي از موافقانش را نيز بكشت و معدودي فرار كردند. ملاحسين كه ديد كار به اينجا كشيده شد از رفتن به عراق پشيمان شد و در محوطه مقبره مرقد شيخ طبرسي متحسن شد. بشروئي وقتي بآنجا آمد؛ وضعيت آن محل را چنين مناسب ديد كه آنجا را مركز جنگ هولناك خود قرار دهد. پس شروع بساختن پناهگاه و كمينگاهها و بلند ساختن برج*ها و ديوارها كرد چون از ساختن قلعه و استحكامات فارغ شد شروع به جمع آوري اسلحه كردند، تكميل مهمات، تمرين بابيان به طرز استعمال اسلحه*ي آتشي و شمشير زدن و تهيه مهمات و ذخاير جنگي كرد پس پيروانش را به چند دسته تقسيم نمود و آنها را به دهات و شهرهاي اطراف فرستاد تا بقدر كفايت يكماه يا زيادتر گوسفند و خواربار و علوفه حيوانات خريداري نمايند وگرنه با غارت و چپاول تهيه سازند. آنها اين عمليات را در زمان كمي انجام دادند. آنگاه نواب و دعات خويش را باطراف فرستاد تا مردم را بسوي باب دعوت كنند. چون خبر جماعت بابيه در شيخ طبرسي و دراز دستي ايشان در نهب و غارت اطراف مازندران گوشزد شاهنشان ايران ـ ناصرالدين شاه ـ گشت، فرمان داد كه بزرگان مازندران لشكر آماده كرده بر ايشان بتازند و جهان را از وجود آن جماعت بپردازند اول آقا عبدالله برادر حاجي مصطفي*خان هزار جريبي دويست نفر از مردم هزار جريب را منتخب ساخته با تفنگچي سورتي به ساري آمد و در آن جا ميرزا آقا نيز از افاغنه*ي ساكن ساري و سوادكوه و ترك جمعيتي فراهم كرده به اتفاق تا علي*آباد رفتند و از مردم علي*آباد جماعتي نيز امداد ايشان كردند. جماعت بابيه بر آقاعبدالله بتاختند و مبارزتي سخت دست داده در آن نزاع سي نفر از تفنگچيان آقا عبدالله مقتول گشتند و باقي منهزم شدند ملاحسين بي*ترس و بيم خود را به آقا عبدالله رسانيده و او را با تيغ دو نيمه كرد اول بار تفنگچيان را طعمه*ي شمشير ساختند. پس به كار اهل قريه پرداختند و اناثأ و ذكورأ و صغارأ و كبارأ تمامي را با شمشير و خنجر پاره پاره كردند. پس از آن آتش بدان قريه زدند و اموال و اثقال ايشان را غارت كردند چون خبر قتل آقا عبدالله و غارت افرا معرض شاهنشاه افتاد، شاهزاده مهديقلي*ميرزا را به قلع آنها مامور ساخت ملاحسين و حاجي محمدعلي از حالت آن لشگر آگهي يافتند بابيه*ي از جان گذشته به عزم شبيخون طريق واسكس پيش گرفتند آتش در آن سراي انداخته تمامت آن عمارت با بهاربندي كه يك طرف آن بود و عمارت حسينيه كه در جنب آن بوده با جماعتي كه در آن جاها مسكن داشتند، يكسره بسوختند و بعضي را هم كشتند و جسد ايشان را در آتش افكندند و جماعتي از تفنگچيان اشرف، در كنار لشگرگاه سنگري ساخته بودند گلوله بر سينه*ي ملاحسين آمده پس جسد او را در زير ديوار مرقد شيخ طبرسي، با جامه و شمشير به خاك سپردند چون مدت محاصره*ي قلعه شيخ طبرسي وجلادت جماعت بابيه به چهار ماه كشيد، شاهنشاه به اهل مازندران خشم فرموده، سليمان خان افشار را فرمان داد تا با لشكر ي خونخوار به جانب مازندران روان شود پس از اين واقعه، ديگر در قلعه*ي شيخ طبرسي برگ درخت و علف زمين و استخوان و چرم تمام شد و راه فرار مسدود گشت، ناچار جماعت بابيه زنهار طلبيدند سعيدالعلما و ديگر اهالي بر قتل حاجي محمدعلي و بزرگان بابيه فتوي دادند و گفتند بازگشت ايشان در شريعت مقبول نباشد و تمام را در سبزه ميدان بارفروش مقتول ساختند. در اين فتنه از جماعت بابيه هزار و پانصد نفر به معرض تلف درآدمدند. بين سالهاي (1267- 1271 ه.ق) دو كارخانه شكر و قند در شهرهاي ساري و بارفروش به سعي مصطفي*قلي*ميرزا حاكم مازندران و ابتكارات صدراعظم معروف آن دوره ـ ميرزاتقي*خان اميركبيرـ بنا شد و به اهميت تجاري و بازرگاني شهرهاي ساري و بارفروش افروده شد و بر اثر تجارت و بازرگاني فوق*العاده بارفروش دولت روسيه بر اثر نفوذي كه پس از عهدنامه تركمانچاي در ايران به دست آورده بود. يك نفر نماينده تجاري به نام آگنط ـ آگنت ـ در بارفروش داشت. در بيستم ربيع الاول 1273 هجري قمري ميرزا اسداله وزير براي سركشي كارخانه شكرريزي دولتي به بارفروش آمد و در آنجا خبر فتح هرات توسط سپاهيان ايراني به او رسيد به همين مناسبت به دستور او و به اهتمام حاكم بارفروش ـ ميرزا شفيع ـ شهر را چراغاني كردند و خود وي در مسجد جامع بارفروش حاضر شده و مژده اين پيروزي را به مردم داد. ميرزا شفيع به پاس كوششهايي كه در اين باره انجام داد از طرف حاكم مازندران به يك «طاقه شال ترمه» مفتخر گرديد. مسعود ميرزا ظل*السلطان، كه روزگاري والي مازندران بود در سال 1278 ه.ق درباره*ي بارفروش مي*آورد : شهر دوم مازندران بارفروش است. اين اسمي است با مسمي در اينجا رد و بدل و خريد و فروش مي*شود. در اين شهر، از داغستاني و لزجي و اهل آذربايجان و عراقي و ارمني و تركمان و غيره و غيره، همه گروهي هستند، يك كمپاني روس هم هست براي ترويج تجارت و تربيت مردم تازه. در سال 1292 ه.ق به دستور ناصرالدين شاه را ه مستحكم بارفروش و ساري و راه كالسكه رو با پلهاي مستحكم بين آمل و بارفروش ساخته شد. و عليرضاخان عضدالملك در مدت حكمراني خود در زمان غلامعلي*خان نظام السلطان نوري 1326 ه.ق حاكم مازندران، براي تشكيل انجمن ولايتي، از مجلس شوراي ملي كه به وي تلگراف شد. بارفروش به عنوان مركز مازندران در سفرنامه تحف بخارا در اين باره آمده: حكومت به اهالي ساري و بارفروش حكم مجلس شورا را ابلاغ نمود. اهالي ساري به واسطه*ي نفاق و بي*اطلاعي خود غفلت كردند، والي اهالي بارفروش، چون نسبت به اهالي ساري اندك جهان ديده ـ ترـ و باهوش* و صاحب ثروت و عده*ي *نفوسشان هم زياد بود، فورأ انجمن نظارت تشكيل داده، به تصويب حكومت، شش وكيل جهت انجمن ولايتي و دو مبعوث، جهت پارلمان طهران انتخاب كرده، وكلاي طهران را روانه نمودند. انجمن ولايتي ايشان هم مفتوح شد. اهالي ساري بعد از شنيدن اين خبر هشيار شده،*مدعي شدند كه مركز حكومت نشين ساري است، ساير شهرهاي مازندران بايد تابع ساري باشند. بارفروش ابدأ حق وكيل فرستادن به طهران را ندارد، با وكيل خود را به ساري فرستاده، در بارفروش انجمن بلدي بگشايند. انجمن ولايتي در ساري كه مركز است بايد منعقد باشد. بعد از قيل و قال كشال، اهالي ساري هم در منزل شيخ علي اكبرنام، يكي از ملاي پيش نماز، به معيت شيخ غلامعلي پيش نماز انجمني تشكيل داده،*بدون تعيين نظار و وكلاي سته*ي *ولايتي، دو نفر مبعوث به اكثريت آرا انتخاب كرده، به طهران روانه نمودند. ولي وكيلهاي ساري را در پالمان قبول نكرده وكلاي بارفروش، پذيرفته شدند و تيلگرافي هم از مجلس شوراي ملي به نظام السلطان، حكومت ـ حاكم ـ مازندران، رسيد كه انجمن ولايتي به واسطه*ي اهميت داشتنش بايد در بارفروش منعقد بوده، انجمن ساري بلدي باشد. بارفروش هم اگرچه انجمن رسمي داشتند، ولي ترتيب درستي نداشته، تمام اختيارات در دست علامه ـ ملامحمد جان علامه ـ نام ملاي پيش نمازي بود.

بابل در زمان مشروطيت
مخبر انجمن ـ آقا حسن بادكوبه*اي ـ بود كه يادداشت*هاي مهم روز را براي روزنامه «حبل*المتين» مي*فرستاد. اعضاي انجمن به دستور تلگرافي مجلس شوراي ملي، آقايان مفتخرالممالك ـ شهريارپوري ـ و حاج ابراهيم ماهوت فروش را به سمت نمايندگي انتخاب و به تهران فرستادند. مخالفان براي كشتن علامه و معين التجار پافشاري مي*كردند.ـ و ـ آنان هم مجبور شدند خود را مخفي كنند. حسين لطيفي،*حاجي كسروي و شعبان كوچك سرايي و چند نفر ديگر مامور قتل علامه بودند. منزل علامه در محله آستانه در كوچه بن*بستي بود، چند نفر هم مسلح، حفاظت از آنرا به عهده داشتند. در يكي از شبها آنها حمله كردند، نگهبانان منزل متواري و ترورسيتها از پشت بام وارد خانه مي*شوند. در خانه بين محافظين جان علامه و تروريستها تيراندازي مي*شود، همسر مرحوم علامه از اين موقعيت استفاده و نردباني آماده مي*كند كه علامه از گذرگاه ويژه*اي به خانه يكي از همسايگان برود، همينكه علامه به آخرين پله نردبان مي*رسد،*پايه نردبان مي*لغزد و علامه به زمين مي*افتد و دچار شكستگي فك و سر و بالاخره خونريزي مغزي مي*شود و به فاصله يكي دو روز بعد در مي*گذرد. در تشيع جنازه*اش جز چند نفر از مشروطة خواهان كسي شركت نمي*كند. بعد از اين كه كار مشروطه خواهان در تهران تا حدودي ضعيف شد و شاه بر ملت غلبه نمود،*از مازندران به كلي اسم مشروطه برداشته شد. و در بارفروش هم «ملامحمدجان علامه» و معين التجار مشروطه*خواه به سال 1288 ش/ 1330 ه.ق با توطئه مستبدين محلي به اسامي حاجي كسروي و حسين لطيفي و عليقلي گوميج و حسين نامي كشته شدند. در همين سال «خبر رسيد كه چند نفر از مجاهدين قفقازي به رياست «پانوف» ـ پانف ـ نام بلغاري، از دريا با كشتي بخاري به بندر مشهدسر ـ بابلسر امروزي ـ سربرآمده،*گمروك خانه و تيلگرافخانه را ضبط كرده، در گمروك خانه هرچه نقده بود گرفته، از طرف خودشان در گمروك آدم گذاشته*ي *بارفروش مي*آيند. پسر اسماعيل خان سوادگوهر با چند سوار جلوتر رفته در بارفروش در كاروان سرايي منزل داشت. مجاهدين رفته خواستند او را بكشند ، ممكن نشده، آنها خبر شده، سر دروازه*ي كاروان سرا را سنگر كرده دعوا و تيراندازي كردند. بعد از صرف تير و تفنگ زياد، پانوف زخمي شده برگشته به منزل شاه*زاده اعظام السلطنه ـ و بعد با كمك مشروطه خواهان محلي به بندر گز روانه شدند، ورود آزادي خواهان به سركردگي پانف از بندرگز به گرگان مورد استقبال مردم به رهبري شيخ محمدحسين روحاني مشروطه*خواه قرار گرفت. در همان سال مردم بارفروش عليه يهوديان اين شهر شوريدند و چهارده تن از يهوديان را كشتند.

وجه تسميه بابل
بارفروش همواره بعنوان يكي از شهرهاي مهم، صحنه*ي زد و خوردهاي سياسي و تاريخي بوده است. در سال 1904 اعلاميه*اي خطاب به نمايندگان خارجي در روز اول آذر سال 1310 هجري شمسي نام بارفروش همراه با احداث ساختمانهاي جديد دولتي از قبيل اداره پست (1315)، در كنار سبز ميدان و ساختمان شهرداري (1314) به شهر بابل تغيير نام يافت. نام بابل از نام رودخانه (باوُل) گرفته شد، كه در ضلع غربي شهر جريان دارد. بابل در زمان اشغال ايران توسط متفقين در شهريور 1320- قواي شوروي و انگلستان و بدنبال آن ارتش امريكا از شمال و جنوب وارد ايران شد. در نتيجه دستگاه پادشاهي رضاخان فرو ريخت. مازندران مانند ساير استانهاي شمالي ايران به وسيله قواي شوروي اشغال شد ـ شهر بابل كه مركز اداري و قضايي مازندران غربي بود بتصرف سربازان روسي در آمد،* قصر شاه، باغ وزير جنگ، ـ يا باغ شاهنشاهي ـ از سه راه فرهنگ تا چهار راه فرهنگ و از سبزه ميدان تا اول مخابرات و خيابان مدرس فعلي باغهاي داداشپوري و اسدالله خاني و ساير ساختمانهاي مهم شهر و اطراف آن بوسيله قواي شوروي اشغال و پايگاه نظامي شد. در آنزمان قويترين سازمان سياسي ايران، حزب توده بود كه اين حزب در پيروي سياست شوروي تلاش ميكرد و شهرستان بابل از مراكز مهم حزب توده بوده است كه وضعيت و سياست فعال و تشكيلات وسيع و جا افتاده*اي را در برداشت و مبارزه عليه حزب مزبور در شهر بابل و دهستانهاي كوهستاني اطراف آن بويژه در دامنه*ي كوههاي بندپي وضع تدافعي بخود گرفته بود. در هشتم شهريور 1324 مصادف با بيست و يكم ماه رمضان وقايع زد و خورد حزب توده با جمعيتهاي مخالف در شهر بابل كه در پناه سربازان روسي انجام شده و عده*اي از محترمين و مجاهدين بابل بازداشت شدند. ولي بتدريج ملي شدن نفت در سراسر ايران در سرلوحه كارهاي سياسي كشور قرار گرفت. در 28 تيرماه 1329 لايحه قرار داد الحاقي نفت گس- گلشاييان از سوي دولت ساعد به مجلس داده شد در استانهاي كشور از جمله در مازندران و شهرهاي آن بويژه در شهر بابل روحانيوني به جمعيت ايراني هواداران صلح پيوستند و اعلاميه*ها و بيانيه*هايي را امضا و منتشر كردند

deltang 01-27-2010 06:01 PM

شهرستان بهشهر

از شهرستان*های استان مازندرانایران است.از نامهاي قديم بهشهر می*توان به خرگوران-پنجهزاره-تميشه و اشرف البلاد نام برد. اين شهر از شرق به شهر گلوگاه و از غرب به شهر رستم كلا محدود است. فاصله تقريبي آن به درياچه خزر 30 كيلومتر است. به شبه جزيره ميانكاله بسيار نزديك است به طوري كه ميشود با 20 دقيقه پياده روي به ان رسيد.


مردم بهشهر به مازندرانی و فارسی گفتگو می*کنند در روستاهای آن به ویژه در گرجی*محله مردمی از تبار گرجی نیز ساکنند. گرجی*های این منطقه در زمان شیخ صفی*الدین اردبیلی از گرجستان به کرانه*های جنوبی دریای خزر کوچانده شدند و تا زمان قاجار پیشهٔ ایشان بیشتر مرزداری بود. انار شیرین، ترش، نارنگی، پرتقال، برنج دانهای روغنی آفتابگردان، کلزای بهشهر معروف بوده بهشهر از مراکز تولید تخمه، روغن نباتی و صابون در ایران است و کارخانه چیت*سازی آن قدمت زیادی دارد. که بخاطر بی عرضگی مسئولین شهر به ورشکستگی کشیده شد. صابون ریکای بهشهر در ایران معروف است. ریکا در گویش مازندرانی به معنی پسر است.

بهشهر در قديم خرگوران ، تميشه ، ثاميه و ... نام داشت و جزء ولايت اسپهبدان کبود جامه گان بود در زمان اسپهبدان کبود جامه به پنجهزاره و در اوايل صفويه به آسيابسر موسوم و در زمان شاه عباس اول به اشرف البلاد و خلاصه در سال 1316 هجری شمسی به بهشهر نامگذاری شد ، اوج شکوفايی بهشهر در زمان سلطنت شاه عباس اول بود که دليلش اين بود که خيرالنساء مرعشی مادر شاه عباس ، بهشهری بود ، از اينرو ايشان توجه خاصی به اين شهر داشته و کاخهای مجللی از جمله کاخ صفی آباد ، سد عباس آباد ، باغشاه و بنای چشمه عمارت و محلهای تاريخی ديگر به فرمان او در اين منطقه بنا گرديد. قبل از ورود آريايی ها به سرزمين ايران ، اقوامی بنام ديـو يا ديـوان در اين ناحيـه زندگی مي کردند مطابق کاوشهای باستـان شناسی که از تپـه های شمال غرب بهشهر ( نزديک رستمکلا ) به عمل آمد يک قطعه هاون سنگ سفيد را کشف نموده و که به 2000 سال قبل از ميلاد بر می گردد ، يا اينکه غارهای هـوتـو و کمـر بنـد آثار حيات در دورانهای فرو ليتيک ( ميانه سنگی) 6000 تا 8000 سال قبل از ميلاد و نئـوليتيک ( پارينه ) سنگی را در محدوده بهشهر بيان دارد .
بهشهر در دوران ما قبل تاريخ با توجه به اين مسئله که که تاريخ هر ملت مجموعه سرگذشت هاي افراد و اقوام آن ملت است . بايد قبول کرد که سرگذشت اقوامي که در مازندران مي زيستند جزئي از تاريخ کشور ما محسوب مي شود از جمله آن اقوام مردماني بودندکه از زمان هاي قبل از تاريخ در شهرستان بهشهر مي زيستند و به عقيده بعضي از محققين از جمله بنياد گذاران تمدن بشري شناخته شده اند . بهشهر در قرون باستان (هخامنشيان)هنگام جهان گشايي و کشور گشايي کوروش کبير چندين هزار در فتح بابل در سال 539ق.م 20 هزار پياده و 4هزار سواره جريک سواره و پياده از مردم تبري و مردمي در سپاه او بودند و همچنين در جنگهاي بين ايران و يونان در زمان خشايار شاه بطوريکه هردوت مورخ يوناني مينويسد دسته اي از جوانان و چريک هاي مردمي و تبري با ساز و برگ هاي آراسته از کمان از چوب خيزران و پوشش هاي خيره کننده به سپهسالاري آريا همراه شاهنشاه ايران بودند . در حمله اسکندر مقدوني و در جنگ گوگمل وظيفه بزرگي را در دست داشته و نگهباني داريوش سوم و خاندان سلطنتي ايران بعهده دلاوران مردي و تبري بوده و بحدي که بلندي قامت ودلاوري آنان جلب توجه يونانيها را مي کرد مذهب آنان پس از ظهور دين زرتشت يکتا پرستي شده که تا قرن سوم و چهارم بعد از کوهستاننات مازندران از جمله هزار جريب استوار است . بهشهر در دوره اشکانيان وضع حکومت مازندران از جمله شهرستان بهشهر فعلي در دوره اشکانيان تاريک است. و گمان ميرود بازماندگان فرهاد (فراتات و ساتراپ ) دوره اسکندر يکي پس از ديگري حکومت آنجا را در دست داشته اند . ولي طبق تحقيقات دانشمند فقيد آقاي طاهري شهاب سارويي در تاريخ کبود جامگان در عصر اشکانيان ذکر کرده اند که منطقه کوهستاني از جمله هزار جريب به سبب نزديک بودن به پايتخت دوم اشکانيان شهر صددروازه نزديک دامغان کنوني مورد توجه پادشاهان اشکاني براي شکار وتفريح حتي به مدت 6ماه در اين منطقه به سر مي بردند و به واسطه معاشرت و آميزش مردها وتبريها با پادشاههاي احتمال اخلاق و زبان آنها تغييراتي حاصل شده باشد . بهشهر در دوره ساسانيان در اين زمان آنچه مسلم است حکومت شرقي مازندران ( شهرستان فعلي بهشهر چه جلگه چه هزار جريب) با خانواده کشنسف بوده است اين خاندان تا سال 528 م در مازندران حکومت داشته اند و در اين سال چون حکومت طبرستان بفرمان قباد (487-531 ) ساساني به پسر بزرگش کاوس که يکي از سر سپردگان و طرفداران سر سخت مزدک بود ظاهرا برچيده شد و کيوس رسما پادشاه طبرستان گرديد و پايتخت او هزار جريب و کياسر بود .از کيوس فرزندي ماند به نام شاهپور که در نزد عمويش انو شيروان بسيار عزيز بود و در دربار مي زيست و پس از مرگ انو شيروان به طبرستان رفته و در اتشگاه سلامحان (کوهستان امروزه غرب بهشهر ) و يا در اتشکده پيرامون کياسر دشت هزار جريب بهسر برده و مردم طبرستان علاقه زيادي به او پيدا کردند . هنگام حمله اعراب به ايران و فرار يزدگرد سوم به خراسان به مازندران آمده و مثل پدر در اتشکده سلامحان بهشهر (مغرب بهشهر ) معتکف شد و به عبارت مشغول گرديد .سابقه تاريخي بهشهر بعد از اسلام بطور کلي ناحيه جنوبي درياي مازندران از گذشته بسيار دور از اهميت سياسي تاريخي و نظامي فوق العاده بر خوردار بوده است ، بررسي و کاوشهايي که در سواحل درياي خزر در مکان هايي مانند غار هوتو و غار کمربند انجام گرفته است قدمت اين دوره را به دوره غارنشيني بشر رسانده است . تحقيقات ديگر مويد اينست که در ادوار باستاني اين منطقه يکي از حوزه هاي مهم تمدن قبل و بعد از تاريخ ايران بوده است ، تحقيقات بعمل آمده از متون تاريخي نشان مي دهد که در اواسط قرن سوم هجري قمري دين اسلام در شکل علويان در اين ناحيه نفوذ يافته است .در سال 250 هـ عموم مازندرانيها باتفاق بهشهر با راهنمايي داعي کبير علوي ، اجنبي ها را از بهشهر خارج ساختند .در سال 617 مغولان براي دستگيري سلطان محمد خوارزمشاه به مازندران و بهشهر يورش برده به قتل و غارت عمومي پرداختند .در سال 794 امير تيمور گورکاني براي سلطه به مازندران و بهشهر سلسله مرعشي ها را منقرض کرد و به قتل و غارت پرداخت .در سال 872–867 سادات بابلکاني در بهشهر کنوني که در آن زمان به نام "طاحونه سر " مي خواندند ، استيلا يافتند . در سال 905 قواي نظامي شاه اسماعيل صفوي مازندران و بهشهر را تحت سلطه خود در آورد .در سال 1054 روسها به حومه بهشهر و شهر بهشهر حمله بردند و چشمه عمارت و ساير تاسيسات صفويه را طعمه آتش ساختند و شاه عباس دوم آنها را از ايران خارج ساخت . در سال 1169 هـ محمد حسن خان قاجار بر استان کبود جامه استيلا يافت و پس از جنگهاي تن به تن منجر به شکست وي گرديد . در سال 1198 هـ بواسطه مرض طاعون مردم بهشهر و مازندران تلفات جاني سنگيني ديدند .در سال 1223 هـ زلزله مهيبي در بهشهر روي داد که منجر به صدمات و خسارات مالي و جاني مردم گرديد . در سال 1269 بواسطه بروز مرض وبا مردم بهشهر اکثرا تلف شدند و بقيه به ساير نقاط مازندران کوچ کردند.در سنوات 1308 و 1320 و 1335 و 1336 و در شهرستان بهشهر مرض وبا و مشمشه بروز نمود که منجر به تلفات عديده زيادي از مردم بهشهر گرديد .شهرستان بهشهر پس از انقلاب مشروطه بعد از ناصرالدين شاه تا انقراض سلسله قاجار به ترتيب مظفرالدين شاه ( 1324-1313 قمري ) و محمد علي شاه و احمد شاه به پادشاهي رسيد . در زمان سلطنت اين پادشاهان جز هرج و مرج و اختلاف محلي و ناامني و خرابي در همه جا از جمله شهرستان بهشهر چيز ديگري به چشم نمي خوردو کوچکترين اقدام عمراني صورت نگرفت بلکه طبق منابع موجود از آن زمان وضع روز به روز بدتر و وخيم تر مي شد. واقعه انقلاب مشروطه در اين نواحي چيزي جز ايجاد پادشاه مخلوع محمد علي شاه پس از خلع سلطنت شهري به بار نياورد و لطمات زيادي به مردم شهرستان بهشهر زد که قابل جبران نبود .در سال 1314 خورشيدي زلزله در بهشهر و حومه خسارات زيادي وارد نمود . در سال 1316 خورشيدي رضاشاه دست به اصلاحات اساسي و عمليات عمراني و شهرسازي در بهشهر زد .در سال 1337 خورشيدي کاخ صفي آباد به دستگاه هواشناسي اختصاص داده شد .در زمان محمد رضا شاه شبيخون ارتش شوروي و انگليس در سوم شهريور 1320 به ايران از جمله ورود سپاهيان شوروي به شهرستان بهشهر کليه اصلاحات رضاشاه را متوقف ساخت و حتي بعضي از آنها را از بين برد .بعد از انقلاب اسلامي اين شهر به همت مردم و مسئولين به رونق هايي دست يافته که به اميد خدا و تلاش مسئولين و مردم به پيشرفتهاي بيشتري دست يابد .

شهرستان بهشهر دارای سه شهر به نامهای بهشهر ، گلوگاه و رستمکلا و دارای سه بخش به نامهای بخش مرکزی با دو دهستان ميانکاله و کوهستان ، بخش گلوگاه با دو دهستان کلباد و پنجهزاره ، بخش يانه سر با دو دهستان شهداء و عشرستاق .


روستای علمدارمحله در استان مازندران شهرستان بهشهر دهستان پنجهزاره روستای علمدارمحله واقع می باشد .
روستایی که دارای مردمان خونگرم و صمیمی و مهربان که شغل اصلی آنها کشاورزی می باشد . این روستا در مرکز دهستان واقع شده که دارای چندین کارخانه ( کارخانه نئوپان ۲۲بهمن - کارخانه اکریلتاب - کارخانه سفال سازی - کارخانه پنیر که درحال ساخت می باشد - کارخانه ارد و دو کارخانه شالیکوبی ) و ضمنا دانشگاه پیام نور بهشهر در آن واقع شده است . این روستا از نظر موقعیت جغرافیائی در جنب جاده بهشهر گلوگاه واقع شده است از طرف جنوب به روستاهای رباط و خلیل محله و ازشمال به روستاهای کلاک و رکاوند و از سمت شرق به روستای مهدیرجه و از غرب به روستای باسند همسایه می باشد .

مراکز تاريخي و باستاني
كاخ صفي آباد

كاخ صفي آباد در بالاي كوهي مشرف به بهشهر قرار دارد. اين كاخ از جمله ابنيه‎ تاريخي و باشكوه دوره‎ صفويه است كه در دوران قاجار به علت بي توجهي به كلي ويران گرديد، ولي در عهد پهلوي به دستور رضاشاه، باهمان اسلوب و ويژگي معماري عصر صفوي دوباره سازي شد. در اين دوره همچنين محراب قديمي آن كه به مرور زمان خراب و مسدود شده بود، مجدداً بازسازي شد.

عمارت و باغ صفوي ” باغشاه “

باغ مصفا و دلفريبي كه امروزه محل شهرداري بهشهر است، همان باغشاه معروف به اشرف البلاد دوره‎ صفوي است كه به گفته سياحان و جهانگردان پر از درختان سرو صد ساله و گلهاي آراسته بوده است. عمارت فوق در اثر بي توجهي از بين رفت و عمارت بهتري روي خرابه هاي آن احداث گرديد كه به ديوانخانه معروف شد. اين عمارت وسط باغ قرار دارد. طول آن سه برابر عرض آن است. جلو اين عمارت كاملا باز ولي در پشت و طرفين آن ديواري قرار دارد كه به وسيله‎ پنجره هاي متعدد مستور شده است. كاخ عباس آباد نيز از آثار دوره صفوي است كه در نزديكي بهشهر قسمت هايي ازآن بجا مانده است .
جاذبه هاي طبيعي

درياچه عباس آباد

اين درياچه در ارتفاع 400 متري از سطح دريا در جنوب شرقي بهشهر ميان جنگل قرار گرفته است و به دليل ساخت و سازهايي كه شاه عباس در اطراف آن انجام داد، به نام عباس آباد معروف گشته است. وسعت آن حدود 10 هكتار و عمق آن نزديك به ده متر است. اين درياچه به دليل دسترسي مناسب سواره، محوطه اتراق، آثار باستاني، شيريني، آب و هواي مناسب، قابليت هاي توريستي فراوان دارد.



deltang 01-27-2010 06:02 PM

ساری

شهر ساری از شهرهای استان مازندران و ایران، و در نزدیکی سواحل جنوبی دریای مازندران قرار دارد. همچنین این شهر زادگاه بسیاری از ورزشکاران صاحب نام در دنیا به ویژه در کشتی است و میزبان جام جهانی کشتی 2006 بوده است


جغرافیای ساری

شهر ساری در
طول جغرافیایی ۵۳ درجه و ۵ دقیقه و عرض ۳۶ درجه و ۴ دقیقه از شمال شرقی به فاصله حدود ۲۰ کیلومتر به نکا و به فاصله ۴۹ کیلومتر به بهشهر و 131 کیلومتر به گرگان و 697 کیلومتر به مشهد و از شمال به فاصله ۲۱ کیلومتر به دریای مازندران و از شمال غربی به جویبار و لاریم و از جنوب غربی به فاصله ۲۲ کیلومتر به قائمشهر و از غرب به بابل به فاصله تقریبی 30 و آمل به فاصله تقریبی 60 کیلومتر و از جنوب به فاصله ۴۱ کیلومتر به سد شهید رجایی (سلیمان تنگه) و دهکده آرامش و از طریق آزادراه در حال احداث کیاسر به فاصله تقریبی 100 کیلومتر به دیباج و از آنجا به دامغان و شهمیرزاد و سمنان (تقریبا 120 کیلومتر) محدود است.
همچنین ساری به فاصله کمتر از ۱۵۰ کیلومتر از
تهرانو واقع گردیده و توسط جاده سوادکوه ۲۷۰ کیلومتر و توسط جاده هراز ۲۵۰ کیلومتر و به وسیله راه آهن شمال ۳۵۴ کیلومتر با تهران فاصله دارد.



عمارت و ساختمان*های قدیمی
کهنه باغشاه

احداث آن توسط سلاطین صفوی بوده است و در زمان
رضا شاه آن را خراب کردند و خیابان خیام فعلی را ساختند (اگرچه هنوز در خیابان خیام آثار باغ در ملک خصوصی مردم نمایان است)
نوباغشاه

بدست محمد میرزا ملک آراء در زمان فتح علی شاه ساخته شد و عمارت*هایی شبیه چهل ستون اصفهان در آن احداث نمودند که البته در زمان رضاشاه و به دستور وی پادگان شد.
امامزاده عباس

در محله آزادگله ساری واقع است و بنای آن در تاریخ ۹۱۶ ه.ق. ایجاد گردید.
شاهزاده حسین

در محله شاهزاده حسین واقع است و بنای آن به سال ۸۹۰ برمیگردد.
مسجد حاج مصطفی خان

در سال ۱۲۷۳ مسجد حاج مصطفی خان سورتیجی ایجاد گردید و در محله چهارراه برق کنونی قرار دارد.
عمارت کلبادی

آب انبارهای ساری

ساری در آخرین دوره دارای ۵ آب انبار معروف بوده که هم اکنون بنای ۳ آب انبار آن موجود است.
دروازه*های ساری

دروازه بارفروش (دروازه بابل)؛ دروازه گرگان؛ دروازه فرح آباد؛ دروازه نوباغشاه)


محله*های کنونی ساری
سبزه میدان، باقرآباد، شکرآباد، نوتکیه، چناربن، امامزاده یحیی، بازار روز، شهبند،مهدی آباد،کوی ندا، گل افشان، معلم، ترک محله، کوی آزادی، ۲۲ بهمن، راهبند سنگتراشان، لسانی، میرزمانی، پیوندی، فدک، توکل، کوی سنگ، کوی افشار، مهیار، پل تجن، پشت پرورشگاه، کوی گلها، پشت زندان،بخش هشت(سلمان فارسی-پیروزی)، پشت مصلی، بربری محله، پیرتکیه،بوعلی(بلوار پاسداران)، میرسرروضه، بهرام اُتُر، آزادگله، سروینه باغ، راهبند دخانیات، نعل بندان، کوی قلیچ، چهارراه برق، چهارراه کارمندان، ساری کنار، طبرستان، ششصد دستگاه، کوی برق ، کوی جهادو چال مسجد
البته تعداد محلات ساری بسیار بیشتر از این تعداد است .
قلب شهر

میدان ساعت که در مرکز ساری قرار دارد؛ نقطه آغازین و یا نقطه پایانی مسیر بسیاری از اتوبوس*ها و تاکسی*ها است. این میدان در میانه راه میدان امام به دروازه بابل و از آنجا به دروازه گرگان (میدان شهداء) و پل تجن قرار دارد .
جمعیت ساری

ساری پذیرای مهاجرین
ترک، ترکمن، شهمیرزادی، کرد، ارمنی، گرجی، اصفهانی، عرب، بلوچی، افغانی و ... بوده است که در طول قرن*های مختلف به ساری آمدند و یا پس از مدتی تعداد آن*ها کم شد و یا از ساری کوچ کردند.
بر حسب آمارهای غیررسمی و تخمینی
  • ۱۲۷۰ ه.ق. هشت هزار نفر؛ چهارصد و ده دکان؛ هزار و هفت صد خانه
  • ۱۳۲۶ محیط آن در حدود سه مایل؛ اثری از دیوار و خندق نیست ولی بقایای آن باقی است.
www.roosta.ir
طبق سرشماری*های رسمی

از سال ۱۳۳۵ میزان جمعیت ساری به شرح ذیل بوده است :
  • ۱۳۳۵ ۲۶۲۷۸ نفر
  • ۱۳۴۵ ۴۴۵۴۷ نفر
  • ۱۳۵۵ ۷۰۷۵۳ نفر
  • ۱۳۶۵ ۱۴۱۰۲۰ نفر
  • ۱۳۷۵ 253000 نفر
  • ۱۳۸۴ بیش از 300هزار نفر، با احتساب حومه بیش از 500 هزار نفر
اقتصاد مردمان ساری

کارخانجات صنایع چوب و کاغذ شمال، کشت و صنعت شمال، محافظ الکترونیکی پیشرانه که در ساری هستند دارای شهرتی ملی و حتی جهانی می باشند.
در ساری محصولات غذایی تولید بیشتری دارد، اگرچه کاغذهای روزنامه*های ایران از ساری تأمین می*گردد و همچنین تولیدات شرکت پیشرانه در سراسر ایران محبوب است.
برپایی بازارهای محلی و دوره ای

همانند برخی از شهرهای شمالی ایران در ساری نیز بازارهای دوره*ای برگزار می*گردد.
  • شنبه بازار
  • یکشنبه بازار در بخش هشت(سلمان فارسی) ؛
  • دوشنبه بازار در خیابان وصال (ساری کنار)؛
  • سه شنبه بازار در انتهای کوه پیوندی و نزدیک خط راه آهن؛
  • چهارشنیه بازار در انتهای خیابان امیرکبیر و ابتدای خیابان آزادی؛
  • پنج شنبه بازار در خیابان پیام نور ؛
بازارهای روز

ماهی فروشان

در انتهای خیابان جمهوری اسلامی و در مجاورت با بازار نرگسی قرار دارد. که البته جدبداً کل بازار به ابتدای پل تجن انتقال یافته است.
شهید رجایی

در مجاورت کاخ قدیمی آقا محمد خان قاجار قرار دارد، و از طرف کوچه مسجد جامع خیابان انقلاب، کوچه نواب جمهوری اسلامی و کوچه پشت استانداری ورودی دارد. بازار نرگسیه یکی از قدیمی*ترین و پر رفت آمد*ترین بازارها در استان مازندران می باشد که قسمتی از آن را مسجد جامع ساری در بر می*گیرد. سد شهید رجایی ساری در مسیر ساری به سمنان این سد در 45کیلومتری جنوب ساری وبعد از روستای تاکام ونزدینیققوستای ورکی واقع شده است
مرغ زنده و پرکنده

در ابتدای خیابان جمهوری و در کوچه بازار روز، از کوچه پشت بیمارستان امام خیابان رازی و همچنین از کوچه*ها و خیابان*های جنوبی بلوار امیر مازندرانی ورودی دارد.
حصیر فروشان

واقع در میدان ساعت، کوچه سردار.
ویژه ایرانگردان

واقع در میدان ساعت، کوچه*های رحمانی و سردار.
جمعه بازار ترکمن ها

ترکمن*ها جمعه*ها با قطار محلی صبح از بندر ترکمن عازم ساری می*شوند و پس از برپایی بازار و فروش محصولاتشان، در هنگام عصر با قطار محلی به سمت شهر خودشان می*روند.
نمایشگاه*های تجاری

ساری جزو محدود شهرهایی در ایران است که به طور مرتب نمایشگاه*های لوازم خانگی، فن آوری، رایانه در آن برگزار می*گردد و شاید به دلیل استقبال مردم آن باشد.
نمایشگاه*های رسمی

ساری به عنوان یکی از قطب*های مهم تجاری همکاری در منطقه آسیای میانه و قفقاز و سواحل دریای مازندران شناخته شده و بنا بر این همیشه توسط کشورهای خارجی و با حضور سفیران نمایشگاه*های متعددی در ساری برگزار می*گردد.

deltang 01-27-2010 06:03 PM

شهرستان قائمشهر

با 10 درصد جمعيت استان و عمدتاًُ شهرنشين ، احتمالاً محل زندگي اقوام تپوري بوده و در متون تاريخي به نام جمنو ، چمنو ، جمنان ، علي آباد ، شاهي و قائمشهر خوانده شده و مراكز ديدني آن عبارتند از : تپه باستاني طالقاني ، برج آرامگاهي سيد محمد زرين نوا و سه تپه باستاني گردكوه جمنان ... كارخانجات نساجي قائمشهر از ديرباز معروف بوده اند. قائمشهر به لحاظ عبور ارتباط ريلي و جاده فيروزكوه و نزديكي به شهرهاي بابل و ساري از موقعيت ممتازي در استان برخوردار است. محصولات غالب كشاورزي آن، برنج و مركبات مي باشد.


قائم*شهر مرکز شهرستان قائم*شهر در استان مازندران است. حدود ۳۰۰ هزار نفر جمعیت دارد. شهر قائم*شهر در ۳۶ درجه و ۲۸ دقیقه عرض شمالی تا ۵۲ درجه و ۵۳ دقیقه طول شرقی واقع شده است. این شهرستان هم چنان با شهرستان تاریخی سواد کوه همسایه می باشد
شهرستان قائم شهر در گذشته محل زندگی اقوامی به نام تپوری بوده که ساکنان اصلی مازندران را تشکیل می*دادند؛نام قديمي اين شهرستان عشق آباد ؛قصر شيرين وعلي آباد بوده است كه حدود3300سال قدمت تاريخي آنست و بر اثر زلزله و سيل هاي متمادي ويران شده كه نمونه بارز آن شهر مدفون شده سريم در شهرستان سواد كوه مي باشد؛ قائم*شهر حدود ۶۰ سال قبل روستایی به نام علی آباد بود که از توابع ساری به شمار می*رفت و جمعیت آن چند صد نفر بود و روزهای چهار شنبه در آن بازار هفتگی برپا می*شد. از سال ۱۳۰۸ به تدریج کارخانه*هایصنعتی در این شهر احداث شد. و این عوامل و نیز احداث راه آهن سراسری موجبات توسعه آن را فراهم آورد.در سال ۱۳۱۴ علی آباد به شاهی تغییر نام یافت. در سال ۱۳۵۷ در جریان انقلاب اسلامی قائم*شهر نامیده شد. از آثار تاریخی و اماکن مذهبی قائم*شهر، می*توان چندین امامزاده از جمله امامزاده محمد در جاده کیاکلا، آرامگاه شیخ طبرسی در دهستانبالا تجن و تپه*هایباستانی به ویژه تپه باستانی گردکوه در جمنان را نام برد که همراه با پوشش جنگلی جنوب رودخانه*ها و سواحل دریا،جاذبه*های چشمگیری ایجاد کرده اند. نسبت به وسعتش پر تراکم*ترین شهر مازندران به حساب می*آید. علت این تراکم هم صنعتی بودن این شهر است.



وضعیت جغرافیایی

شهرستان قائم شهر بر حسب شواهد و قرائن موجود از جمله اماکن مذهبی نظیر امامزاده یوسف رضا و یا آرامگاه علامه فقیه شیخ طبرسی از سابقه دیرینه تمدن و فرهنگ قبل از قرن ششم هجری خبر می*دهد و با توجه به سوابق موجود بنای اولیه این شهر در دوران قاجاریه با نام علی آباد نهاده شد که شامل قریه*ای با واحدهای تجاری و مس*********** در حوالی میدان طالقانی امروزی و محله*هایی در اطراف و روستاهای بزرگ نظیر چمنو(جمنان فعلی) قادیکلا(گودِزد محله) و کوچکسرا در حاشیه بوده است که بعد از انقراض دوران قاجاریه و آغاز حکومت رضا خانی به لحاظ موقعیت خاص منطقه*ای (محل عبور کاروانهای تجارتی و زیارتی از استان*های همجوار مانند تهران گیلان و خراسان). حکومت آن زمان را بر آن داشت که در شهر واحدهای صنعتی کوچک و بزرگ از قبیل کارخانجات نساجی و گونی بافی و چوب بری و شالیکوبی دایر نماید این مسائل باعث شد که مردم از اطراف و اکناف و سایر ولایات کشور به این سامان مهاجرت نمایند و نهایتا در سال ۱۳۱۳ علی آباد تبدیل به شهرستان شاهی شد و در این مقطع از زمان با احداث راه آهن سراسری و توسعه صنایع نساجی در این شهرستان کم کم به جمعیت و توسعه عمرانی و ساخت و ساز شهر افزوده شد. پس از انقلاب نام این شهرستان به قائم شهر تغییر یافت و امروز به عنوان یک شهرستان استراتژیک جغرافیایی از نظر ارتباطی اهمیت زیادی دارد. راه آهن سراسری در شمال وارد این شهر شده و سپس تا گرگان ادامه می*یابد. راههای اسفالته این شهر از فیروزکوه و همچنین ازآمل به تهران متصل است. اشتغال مردم شهر بیشتر در امر صنایع ماشینی است. کارخانه*های نساجی٬ گونی بافی٬ کنسرو سازی٬ فرش بافی٬ دستمال بافی حریر و پنبه پاک کنی در این شهر وجود دارد. ولی قابل ذکر است که بعلت عدم مدیریت صحیح سالیانی است که این شهر از رونق افتاده و کارخانجات ان رو به تعطیلی رفته مهاجرت معسلامح از این شهر به جاهای دیگر شروع شده


مساحت شهرستان قائم*شهر ۵/۴۵۸ کیلومتر مربع است که ۹۳/۱ درصد کل مساحت استان را به خود اختصاص داده است. شهرستان قائم*شهر دارای ۲ شهر، ۲ بخش، ۶ دهستان، ۱۵۶ آبادی دارای سکنه و ۳ آبادی خالی از سکنه است.
طول و عرض جغرافیایی شهرستان قائم*شهر این شهرستان بین ۳۶ درجه و ۲۱ دقیقه تا ۳۶ درجه و ۳۸ دقیقه عرض شمالی و ۵۲ درجه و ۴۳ دقیقه تا ۵۳ درجه و ۳ دقیقه طول شرقی از نصف النهار گرینویچ قرار گرفته است. حدود شهرستان قائم*شهر از جنوب با شهرستان سوادکوه از شمال با شهرستان جویبار، از مشرق با شهرستان ساری و از مغرب با شهرستان بابل هم مرز می باشد. **



منابع طبیعی و جنگلها

با توجه به اوضاع طبیعی شهرستان قائم شهر، بارش و رطوبت جهت ایجاد پوشش گیاهی فراهم است. البته پوشش گیاهی در تمام نقاط آن یکسان نیست زیرا تا ارتفاع ۲۰۰۰ متری که نفوذ رطوبت دریآی خزر از بین رفته و یآ به کمترین مقدار می*رسد، از تراکم جنگل بسیار کم می*شود و بمرور بجای جنگل مراتع جایگزین می*شود. در شهرستان قائم شهر فصل خشک به طور کامل وجود ندارد جنگل: شروع جنگل قائم شهر از کوه پایه*های البرز شمالی است که دارای حداکثر بارندگی است و میزان گسترش جنگل در گذشته به طرف دشت بیشتر بوده است که به مرور به منظور تهیه اراضی مزروعی، درختان جنگل کاملاً بریده شده اندو یا به صورت بقایای جنگل مخروبه با درختان پهن برگ دیده می*شوند. به طور کلی جنگل*ها در حاشیه جنوبی قائم شهر دارای تراکم بیشتری است و انواع درختان مانند: راش، ممرز، توسکا و کلهر ملج انجیلی و ... می*توان دید پارک جنگلی تالار: پارک تالار یکی از پارکهای جنگلی معروف شهرستان قائم شهر است که این پارک در سال ۱۳۷۱ تأسیس شده و مساحت آن بالغ بر ۱۶۰ هکتار است. فرآورده*های جنگلی عبارت است از: ذغال، چوب، هیزم، چوب آلات تبدیلی
این جنگل در ۱۰ کیلومتری قائم شهر قراردارد. و پوشیده از درختان آزاد، ممرز، توسکا، بلوط، اوجا، ملچ، عرعر، انجیر، ولیک، شمشاد، انار، بوته تمشک و.. با چشم اندازهایی بسیار زیبا و بدیع دارای امکانات بهداشتی و تفریحی مثل زمین فوتبال میباشد


موقعیت فرهنگی

ترکیب جمعیتی و ادغام قومیت*های مختلف،در کنار سایر عوامل تاریخی، ارتباطی، صنعتی و غیره، موقعیت و خصوصیات فرهنگی ویژه*ای به شهرستان قائم شهر اهدا نموده است.مردم این شهرستان که عموماً دارای مشاغل کارگری هستند همواره از نظر علمی و آموزشی دارای جایگاه ممتازی در استان هستند.این شهرستان از نظر درصد با سوادی مردم دارای رتبه اول در استان است. جمعیت افراد با سواد در قائم شهر ۸۳.۹ درصد بوده و همچنین این شهرستان از نظر تعداد دانشجوی رشته*های مختلف بخصوص رشته*های پزشکی و تعداد پزشکان به نسبت جمعیت دارای رتبه بسیار خوبی در استان و کشوراست. روستای کلاگر محله از روستاهای قدیمی این شهرستان است و بقعه سید درویش از اماکن زیارتی آن است.دبیرستان*های این شهرستان بیشترین آمار قبول شدگان دانشگاههای دولتی را در بهترین رشته*های مهندسی و پزشکی در کشور دارد و صندلی*های بهترین دانشگاههای کشور در تصرف جوانان این شهر است .
فهرست روستاهای قائم شهر

اخته چی استرابادمحله اسیابسر افراکتی اهنگرکلا اوجی تالار بارفکلا بالاجنیدلاک پل بالارستم حاجی پازیک خیل پایین رستم خراطکلا خناردرویش دشتیان دوک دیوکلاسفلی دیوکلاعلیا ذیلت رضوانکلا زیارکلا سالدوزکلابالا سراجکلاپایین سمناکلا سنگ کتی سنگتاب شاهکلاسعیدکاشی شیرخوارکلا صلحدارکلا طالارپشت فوریجا قجرتپه کارتیج کلا کلاگرمحله کوشیکلا گوشتی کلا لاله زارکتی مری موسی کلا نجارکلاقدیم ولوند دهستان تالارپی کیاکلا بشل اودنگسر ساروکلا کوتنا کرچنک

در ضمن از دیگر روستاهای قائم شهر میتوان به روستاهای :
قادیکلا - شیخ گلی - طارسیکلا - حاجیکلا - حاجی کلا صنم - چفتکلا - خطیرکلا - سوخته کلا - خرماکلا - فندری - شامیرکلا - رنگریزکلا - افرا - سید ابوصالح - وا*** - شهرودکلا - گاوان آهنگرکلا نیز اشاره کرد .

deltang 01-27-2010 06:04 PM

شهر نور - رويان


گستردگي شهرستان نور از ساحل دريا تا ارتفاعات البرز مياني ، وجود تنوع آب و هوايي ، رودخانه*ها و آبشارهاي طبيعي همراه با آثار تاريخي و باستاني اعتبار ويژه*اي به اين شهرستان بخشيده است. پارك جنگلي نور، ساحل دريا، آبشار آب پري، آب گرم معدني لاويچ از جاذبه هاي مهم طبيعي نور است. يوش و زاده*گاه "نيمايوشيج "در فاصله پنج كيلومتري غرب بلده و در مسير منتهي به جاده كندوان علاوه بر جذابيت*هاي طبيعي ، زادگاه*زيباي نيما شاعر معروف و نوپرداز معاصر كه مقبره وي همواره مورد استقبال ادب دوستان جهان است ، قرار دارد. خانه نيما كه آرامگاه وي نيز است از بناهاي اواخر دوره صفويه است كه با ويژگي*هاي سنتي منطقه كوهستاني نور ساخته شده و با پلان مربع شكل داراي يك حياط مركزي و اتاقهاي متعدد در اطراف حياط است، عناصر تزييني آن شامل آجر كاري ، گچ بري ، رنگ كاري، خراطي ارسي*هاي زيبا و اينه كاري از زمره آثار مهم كشور است. "فيل سنگي" واقع در روستاي لاويچ كه دراثر عوامل و فرسايش طبيعي به شكل يك فيل نشسته برزمين خودنمايي مي*كند از ديگر جاذبه*هاي تاريخي نور است. مراكز ديدني آن عبارتند از : قلعه پولاد بلده ، بقعه متبركه آقا شاه بالو زاهد ، بقعه متبركه جمشيد كيا سلطان، خانه نيما در بلده ، پل خشتي نور و تكيه تاكر...
دیدنی های شهرستان نور

شهرستان نور از شمال به درياي مازندران، از مشرق به شهرستان*هاي محمودآباد و آمل، از جنوب از طريق كندوان و قله دماوند به استان تهران و از غرب به شهرستان نوشهر محدود است و 5/3 درصد جمعيت استان را در خود جاي داده است. نور كه تا چند سال قبل سولده ناميده مي*شد از شهرهاي مهم رستمدار بخشي ميان رويان و مازندران است. اين شهر داراي دو منطقه سردسيري و گرمسيري با بلوكات بسيار است كه مهمترين آنها بالاده ناميده مي*شود. شهرستان نور به لحاظ توسعه صنعتي و گردشگري شرايط ممتازي در استان دارد و محصول غالب كشاورزي منطقه، برنج است. نور داراي آثار تاريخي و ديدني بسياري از جمله قلعه پولاد بلده، بقعه متبركه آقا شاه بالو زاهد، بقعه متبركه جمشيد كيا سلطان، خانه نيما در بلده، پل خشتي نور، تكيه تاكر، روستاي ناتل، امامزاده احمد در بلده، كاخ تميشان، سواحل زيبا، پارك جنگلي، آبشار آب پري، آب گرم معدني لاويج (بلده)، فيل سنگي (بلده)، مسجد جامع بلده، غار كهو و كاروانسراي زمستاني يالو است.

پارك جنگلي نور:
در شرق شهر نور قرار دارد که با مساحتی حدود 4000 هکتار بزرگترين پارک جنگلی خاورميانه است وجود سبزه*زارهایی در زير درختان، رستوران زيبا در ميان انبوه درختان سر به فلک كشيده، آلاچيق*های متعدد چوبی، پارک کودک، مسجد، سرويس*های بهداشتی، زمين*های ورزشی فوتبال و واليبال و ... مسافران را مشتاق گذراندن اوقات فراغت در آن كرده است.


پارک جنگلی کشپل: اين پارك در غرب شهر چمستان در کنار رودخانه زيباي لاويج واقع است که به دليل وجود چشمه*سارهای متعدد و سالم*سازی آن درختان انبوه و تنومند پهن برگ ،پارک کودک و ... مکان مناسبی برای تفريح و استراحت مسافران به شمار مي*آيد.


آب بندان نور: در جنوب غربی شهر و بخش شمال شرقی روستای عباسا واقع است اين آب بندان علاوه بر تامين نياز آبياری زمين*های کشاورزی هر ساله در فصول مختلف سال پذيراي تعداد زيادی از پرندگان مهاجر است که هر کدام جلوه خاصی به آن مي*بخشند.


خشت پل: در روی رودخانه لاويج رود شهرستان نور در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر واقع شده و از بناهای دوران ميرزا آقا خان نوری محسوب مي*شود كه تنها طاق مرکزی آن باقی مانده است.



آبشار آبپری: آبشار طبيعي آبپری با نام محلی "پری او " در مسير جاده ييلاقی رويان به گلندرود جاده سياه*سنگ قرار دارد که جريان آب بر روی دامنه سنگي و وجود درختان در حاشيه بر زيبايي چشم*انداز آن افزوده است.


آبشار حرم آب: با نام محلی حرم او در بيشتر فصول سال دارای آب بوده و در مسير جاده رويان -کپ در نزديكي دوراهي دونکوه (مسير جاده سياه سنگ) قرار دارد و بسيار ديدني و دل*انگیز است.


قله سوردار: اين قله در جنوب شهر نور با ارتفاعی حدود 2000 متر کاملا مسلط بر مناطق جلگه*اي است که در روزهای آفتابی و صاف چشم*انداز زيباتري را از مناطق روستايي و شهری پايين دست و سواحل نور ایجاد می*کند.


اليمالات: در مسير جاده ارتباطی نور به چمستان در جنوب دو راهی روستای کارگر کلا در بين درختان انبوه و سر به فلک كشيده قرار دارد و چشم*انداز بسيار زيبايي را ايجاد كرده است.


آبادي يوش:
اين آبادی از توابع بخش بلده و در مسير جاده ارتباطی بلده به جاده کندوان واقع است. بافت معماری سنتی، اقليم خشک و کوهستانی و وجود آرامگاه نيما شاعر نوپرداز فارسی، در آن، بر جاذبه*های ديدني اين روستا افزوده است.


بقعه سلطان احمد:
اين بقعه در حاشيه شرقی شهر بلده قرار دارد و دومين بنای مرتفع شهرستان نور است. گنبد آن از داخل داراي نقش شيری است که ماری به دور آن حلقه زده است.


بقعه آقا شاه بالو زاهد:
در مسير جاده چمستان به آمل در روستای آهودشت شهريار قرار دارد. شاه بالو عارف، استاد شيخ آملی است که وی مرشد شيخ حسن جوری از رهبران مذهبي سربداران به شمار مي*آيد. آقا شاه بالو در اواخر قرم هفتم و اوايل قرن هشتم مي*زيسته است.



پولاد:
در شهر بلده واقع شده که نام ديگر آن قلعه نور است. پولاد از اقلاع مهم رويان و رستمدار قديم نور و کجور و پايگاه مهم پادوسبانان در سال*های 22 تا 1006 هجری بوده است.



روستاى «رئيس كلا» در منطقه «لاويج» از زيباترين و دل انگيزترين مناطق استان مازندران است كه در پانزده كيلومترى شهر چمستان از توابع شهرستان نور قرار دارد.
اين روستاى كم نظير و جنگلى داراى مناظر و چشم اندازهاى دل فريبى است كه هر مسافر و گردشگرى را به خود جلب مى كند. براى رسيدن به اين روستا بايد به جاده كنارگذر جنگلى كه پايين شهرستان هاى نور و آمل است وارد شد سپس از پيچ ها و دره هايى كه سرسبزى آنها انسان را شيفته خود مى كند عبور كرد. در بالاى آخرين تپه اى كه به اين روستا مشرف مى شود، مه غليظى نشسته است كه گذشت از آن ضمن جالب بودن براى مسافران نويد رسيدن به روستا را نيز مى دهد. قبل از رسيدن به روستاى «رئيس كلا» روستاهاى كورچى، بهبنك، خطيب كلا، كياكلا، ملاكلا و سادات محله كه در دامنه و دشت هاى منطقه لاويج آرام گرفته اند، در مقابل ديدگان مسافران قرار مى گيرند. جنگل و چشمه «كشپل» از تفرجگاههاى منطقه لاويج است كه در نوع خود بى همتا هستند به طورى كه چشمه و درخت هاى به هم گره خورده جنگل تابلويى زيبا از طبيعت را در چشم بينندگان آن ترسيم مى كنند. اهالى خوب لاويج كه در كنار كشاورزى و دامدارى و كار در معدن ذغال سنگ به زنبوردارى نيز اشتغال دارند، هميشه مهماندوست هستند و با ديدن مسافران به گرمى از آنان استقبال مى كنند.
عسل و لبنيات لاويج كه در نوع خود شناخته شده است از جمله سوغات اين منطقه به شمار مى رود كه طرفداران بسيارى دارد. همچنين آب گرم منطقه لاويج از پرطرفدارترين جاذبه هاى گردشگرى اين منطقه است كه هر سال مسافران زيادى از آن استفاده مى كنند.

deltang 01-27-2010 06:05 PM

شهرستان سوادكوه

با 4/2 درصد جمعيت مازندران ، در گذشته مقر حكومت اسپهبدان باوندي بوده و پادشاهان آنرا ملوك جبال مي ناميدند. جاذبه هاي تاريخي - فرهنگي اين منطقه : برج لاجيم ، پل شيرگاه ، پل ورسك و راه آهن سه خط طلا ، قلعه كنگلو ، غار اسپهبد خورشيد ، برج آرامگاهي آقا شاه بالو زاهد و كاروانسراي گدوك ميباشد. سوادكوه تنها شهرستان فاقد اراضي جلگه اي و كم جمعيت مازندران است. اما با وجود گسترش خدمات شهری در شيرگاه،زيراب و پل سفيدو برخورداری از معادن غني ذغال سنگ با مديريت شركت البرز مرکزی و تأسيس پرديس دانشگاه شهيد بهشتي زيراب و دانشگاه آزاد اسلامي در سواد کوه ، روند توسعه صنعتي و گردشگري آن نیز در سالهای اخیر فزاينده است.

شهرستان سوادکوه یکی از شهرستانهای پانزده گانه استان مازندران است که در البرز مرکزی و در مجاورت استان تهران قرار گرفته و شهر پل سفید مرکز آن با شهر ساری مرکز استان مازندران 70 کیلومتر فاصله دارد.
سوادکوه از سمت شمال به شهرستان
قائمشهر و از سمت جنوب به شهرستان فیروزکوه و استان تهران و از سمت غرب به شهرستان بابل و از سمت شرق به شهرستان ساری و ارتفاعات دودانگه(وهمچنين نواحي كه درتقسيمات جديد به سمنان پيوته است) محدود است.
بر اساس آخرین سرشماری عمومی کشور جمعیت آن68286 نفر بوده و مساحت آن به 2078 کیلومتر مربع می**رسد. این شهرستان با ترا کم نسبی جمعیت 9/32 نفر در هر کیلومتر مربع مساحت، دارای پائین*ترین میانگین در سطح شهرستانهای استان مازندران است.
طبق جدیدترین تقسیمات کشوری سوادکوه از دو بخش بنامهای مرکزی و
شیرگاه، چهار شهر بنامهای پل سفید، زیرآب، شیرگاه و آلاشت. شش دهستان بنامهای سرخ کلا با 20 آبادی، راستوپی با 69 آبادی، ولوپی با 52 آبادی، کسلیان با 17 آبادی، شرق و غرب شیرگاه با 31 آبادی و دهستان لفور با 29 آبادی تشکیل شده است.




تاریخ


سوادکوه در دوران مختلف تاریخ، محدوده ثابتی نداشته و مرزهای آن در اثر عوامل طبیعی، اقتصادی و سیاسی تغییر یافته است. یافته*های باستان*شناسی بهمراه اسناد و نوشته*های تاریخی حاکی از آن است که سوادکوه از نواحی کهن
طبرستان و ایران بوده و انسجام بافت اجتماعی و فرهنگی آن در دوران اساطیری ایران ریشه دارد. این ناحیه همواره در تعیین مسیر تاریخ طبرستان حضور مؤثر داشته و مورد توجه حکام دولت مرکزی بوده است. مورخینی مانند ابن اسفندیار تا قبل از قرن دهم هجری قمری آن را جزئی از ناحیه تپورستان در ایالت فرشوادگر ذکر کرده*اند که از شرق تا جرجان، از غرب تا دیار آذربایجان، از جنوب تا نواحی ری، قومس و دامغان وسعت داشت.
احتمالاً نام فرشوادگر که در آثار مورخینی نظیر
استرابون یونانی، ابن اسفندیار، میر ظهیرالدین مرعشی و کتاب اوستا از آن یاد شده ترکیبی از واژه*های تبری فرش به معنی دشت و جلگه، واد به معنی کوه و گر به معنی دریا باشد. در برخی دیگر از منابع تاریخی مانند التدوین آمده که نام قدیم سوادکوه پتشخوارگر و پتشخرگر بوده و فرمانروایان و امرای بسیاری از این منطقه برخاسته*اند. این ناحیه جای رخدادهای اساطیری مانند ورود و سسلامدت فریدون پادشاه پیشدادی، پیکار رستم پهلوان مشهور شاهنامهفردوسی با دیوان مازندران، و نیز وقایع تاریخی مانند عبور اسکندر مقدونی در جنگ با داریوش سوم آخرین پادشاه هخامنشی شمرده شده است.
در روایات شاهنامه فردوسی و اوستا، کتاب دینی پیروان آئین
زرتشت آمده است که سوادکوه در گذشته محل زندگی انسان*های متمدنی بوده که آئین دیوسنائی داشته و با اشو زرتشت دشمنی می**ورزیدند.
واژه*هائی نظیر دیوا، دی، دوآزرک و دا که اکنون نیز در زبان بومیان این نواحی رایج می**باشد، از آن روزگاران به یادگار مانده است. نشانه*هایی نیز از آئین
میترائیسم و مهر پرستی در قرون اولیه میلادی و اواسط حکومت پادشاهان ساسانی، در این ناحیه وجود داشت. در زمان یزگرد سوم آخرین پادشاه ساسانی، حکومت سرزمین سوادکوه به ولاش واگذار و لقب فرشواد جر شاه به او اعطا گردید.
ساکنین این ناحیه بدلیل وضعیت طبیعی منطقه در بدو ورود سپاهیان مسلمان به ایران، سالیان متمادی با آنها و عوامل خلفای اموی مبارزه کرده و حتی تا قرن چهارم هجری بزبان پهلوی سخن می**گفته و با خط پهلوی کتابت می**کرده اند. کتیبه*ای نیز به خط پهلوی ساسانی در بنای باستانی برج
لاجیم بر جای مانده مربوط به قرن پنجم هجری قمری است.
در عهد خلافت مأمون خلیفه عباسی، اسپهبد مازیار به جر شاه یا پادشاه کوهستان ملقب گردید. این کوه بخشی از کوههای آپارسن قدیم بود که در کتاب اوستا او پا میری یسنا خوانده می**شد و اکنون نیز همین نام در سوادکوه وجود دارد.
در برخی از اسناد و نوشته*ها، از جمله کتاب التدوین، سوادکوه را همان ناحیه مشهور فرشوادگر دانسته*اند که در آثار مورخین مختلف فرشوادگر، پرشخوارگر، پتشخوارگر، پرخواتروس، فرشوادجر، پذشخوارگر نیز خوانده شده است.
درهمین کتاب ذکر شده که تا زمان حکومت فریدون، ششمین پادشاه پیشدادی ایران، سوادکوه جزء اقطار
مازندران در حوزه فرشوادگر بوده و فریدون در ناحیه شیلاب یا تیلاب سوادکوه بزرگ شده است. در کتاب اوستا نیز آمده که فرشوادگر در جنوب دریای فرا فکرت قرار دارد و تخت گاه دیوان مازنی است.
در تحولات اجتماعی و تاریخی بعد از قرن پنجم تا اواخر قرن سیزدهم هجری قمری نیز همواره نام سوادکوه به*عنوان منطقه*ای امن و محفوظ مطرح بوده است. بهمین دلیل بافت فرهنگی، اجتماعی و تمدن غنی و باستانی این منطقه طی فراز و نشیبهای تاریخ دچار آسیب کمتری شده است.
نام این منطقه از واژه هند و ایرانی سو، زئو، دئو، گرفته شده که معادل واژه فارسی روشنائی و واژه عربی صاف است. واژه*های شبیه آنها نیز کماکان در گویش و نام اماکن مختلف وجود دارد. واژه سات نیز در اغلب نقاط مازندران بجای واژه صاف و روشن بکار می*رود. در سوادکوه نیز در نام روستای سات روآر، مرتع سوته، رودخانه ذبیر و در زیرآبو سئو رویا آب روشن، فرمانهای مختلف این واژه باستانی دیده می*شود.
درحال حاضر نیز اهالی منطقه کوههای صاف و عاری از درخت را ساکو می**خوانند که مخفف کلمه سات کوه یا کوه صاف می**باشد.
عده*ای نیز بر این عقیده*اند که نام سوادکوه از کوه سوات گرفته شده که در جنوب شرقی روستای
چرات در دهستان ولوپی واقع شده و در ارتفاعات آن آثاری از تمدن قدیم مشاهده می*شود که احتمالاً بدلیل استقرار حاکمان قدیم سوادکوه بر جای مانده است.
با توجه به اینکه واژه سات با دگرگونی واژه سئو یا دئو پدید آمده و به معنی صاف روشن در جملات بکار می*رود بهتر آن است که نام سوادکوه را بر گرفته از واژه سات کوه یا کوه صاف و بدون درخت بدانیم. در حال حاضر نیز واژه*های سات روآر به معنی آب زلال و روشن، سئو درکا به معنی زلال و صاف، ذیب لا به معنی روشن و در گویش بومیان منطقه بکار می*رود.
عده*ای از محققین نیز معقدند که نام سوادکوه با تغییر واژه کهن فرشوادگر به فرشواد کوه سپس تبدیل آن به سوادکوه پدید امده است.
در بر خی از اسناد و کتب تاریخی اسامی دیگری مانند قارن کوه، شروین کوه، جبال شروین و کولاچی نیز برای این ناحیه بکار رفته است. میرظهیرالدین مرعشی نیز در میان وقایع تاریخی قرن هشتم هجری قمری آن را گلابی نامیده که علت آن معلوم نیست.

اقلیم

شهرستان سوادکوه در یک دره وسیع طولانی ودر دامنه*های شمالی رشته کوههای البرز مرکزی واقع شده است. حوزه کلی این ناحیه از منتهی الیه جلگه*های جنوبی، و 30 کیلومتری
دریای خزر آغاز ده و با شیب بسیارتند به سوی جنوب کشیده می*شود. پوشش ارتفاعات تا بلندی 2000 متری سرسبز و جنگلی و از آن به بعد مرتعی، خشک با آب و هوای سردسیری می**باشد.
جهت شرقی و غربی این ارتفاعات به موازات سواحل دریای خزر مانع و سد بزرگ برای تبادل جریان*های جوی بین این دریا و فلات مرکزی یاران بوده و جریانهای غربی به همراه ابرهای باران آورکه از غرب اروپا به ایران می**رسند در کنار دیواره*های این کوهستان محبوس شده و باعث ریزش برف و باران فراوان و سودمند می*شوند. بخش مرکزی این رشته کوهها در سوادکوه قرار دارد. ارتفاعات و تپه ماهورهائی که از جنوب به شمال کشیده شده*اند به سرعت بلندی خود را از دست می**دهند و به جلگه مازندران و بر حاشیه جنوبی شهرستان قائم*شهر منتهی می*شوند. آبادیهای فراوانی نیز در دل این ارتفاعات قرار داشته و در سطح شهرستان سوادپراکنده اند.
دهستان
راستوپی از مجموعه کوههائی تشکیل شده که بلندترین نقطه آن بنام قله قدمگاه، 3651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره*های شلفین نیز منطقه ولوپی را تشکیل می**دهند که ارتفاع آنها از جنوب به شمال و متمایل به شرق کاسته شده و بلندترین نقطه این ناحیه نیز 3500 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. شهر آلاشت در ارتفاع 1800 متری شیب شرقی این ناحیه واقع شده است.
دهستان
لفور از مجموعه دره*ها و ارتفاعات تشکیل شده است که بلندترین نقطه آن بنام روستای بورخانی، 1651 متر از سط ح دریا ارتفاع دارد. حوزه ارتفاعات و دره*های لفور شامل ارتفاعات منطقه امام کلا ودره مرزیدره، دره میرارکلا، دره آذز(خربمرد) ارتفاعات اسبوکلا و دره موزین را تشکیل می**دهند که ارتفاع آنها از غرب به شرق و متمایل به سمت رشته کوه البرز افزایش می**یابد که این دره*ها و ارتفاعات به به دره*ها و ارتفاعات وسو منطقه لفور را در غرب شهرستان سوادکوه پدید آورده*اند که دارای جنگلهای انبوه و بسیار زیبائی می**باشد.
اختلاف ارتفاع زیاد در فواصل اندک و شیب زیاد زمین سبب شده است که آب و هوا و پوشش گیاهی سوادکوه بسیار متنوع باشد.
بارندگی بیشتر در ارتفاعات این شهرستان بصورت برف در نواحی کم ارتفاع شمالی بصورت باران رخ می*دهد.
نواحی قشلاقی آن در ارتفاع 200 الی 750 متر و ارتفاع بالا از 1700 متری تا نواحی ییلاقی و مراتع، کاملاً متمایز از یکدیگرند. مراتع این ناحیه از بهترین و غنی*ترین مرتع*های کشور بشمار می*روند.

اقتصاد و فرهنگ

شهرستان سوادکوه از نظر اقتصادی یکی از محرومترین شهرستان*های استان مازندران است. در گذشته*ای نه چندان دور مراتع غنی این منطقه منبع درآمد ساکنین آن بود و مردم این ناحیه اکنون نیز به علت شرائط مناسب اقلیمی به دامپروری اشتغال دارند. تا قبل از ملی شدن مراتع و اصلاحات ارضی سوادکوه یکی از مهم*ترین تأمین کننده مواد لبنی و گوشتی بازار تهران و مازندران به شمار می*رفت.
در حال حاضر نیز سوادکوه از قطب*های دامپروری استان مازندران است و یکی از بهترین نژادهای گوسفند زل در این ناحیه پرورش داده می*شود.
بعلت کوهستانی بودن منطقه کشاورزی در این شهرستان از رونق چندانی برخوردار نیست و در نواحی جنوبی آن کشت
گندم، جو و ارزن در گذشته مرسوم بود. کشت و کار در نواحی جلگه*ای شمال آن و در حومه شهر شیرگاه دارای رونق بیشتری است و برنج کاری قسمت اصلی تأمین معاش و گردش امورات اقتصادی آن بشمار می*رود. در اوایل قرن چهاردهم قمری با کشف منابع عظیم زغال سنگ، در ناحیه البرز مرکزی، بسیاری از بومیان این منطقه در این بخش مشغول بکار شده و کار در معادن و امور جنبی آن چهره اقتصادی سوادکوه را دگرگون نمود.
علاوه بر ذخائر عظیم ذغال سنگ، منابع معدنی دیگر مانند
فلورین و سیلیس نیز از در آمدهای اقتصادی این ناحیه بشمار می*رود و عده کثیری نیز در خدمات مربوط به راه آهن دولتی کشور اشتغال دارند.
جنگلهای سوادکوه، نیز نقش اندکی در امورات اقتصادی ناحیه دارند. این شهرستان دارای 1050000 هکتار جنگل آباد و مرغوب، 160000 هکتار جنگل نامناسب و 108000 هکتار مرتع می**باشد.
صنایع دستی نیز در گذشته از منابع در آمد سوادکوه به شمار می**رفت و در حال حاضر بعلت مهاجرت جمعیت آن و عدم توجه جوانان، بخش ناچیزی از درآمدها را بخود اختصاص داده است.
این شهرستان با توجه به دارا بودن جاذبه*های متنوع گردشگری، با اجرای سیاست*های مناسب در بخش گردشگری تغییرات مثبت فراوانی را در همه جوانب اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی شاهد خواهد بود.
از صنایع موجود در منطقه می*توان به کارخانه چوب لاجیم، اشباع تراورس شیرگاه، کارخانه فرآورده*های چوبی گله و سنگده دودانگه اشاره کرد.
از نظر سوابق فرهنگی نیز منطقه سوادکوه دارای پیشینه*ای بسیار روشن در ایران بوده و شخصیت*های بزرگی را در علوم مختلف به جامعه علمی کشور تقدیم کرده است. در حال حاضر نیز ساکنین این شهرستان از فرهنگ اصیل، سنتی و بسیار غنی برخوردارند که در رفتار اجتماعی آنان نیز نمود یافته است. وسعت زیاد و شرائط سخت اقلیمی و طبیعی باعث گردیده که به ایجاد موسسات فرهنگی و آموزش عالی در سوادکوه کمتر توجه شود ولی با روند موجود امید به توسعه آن می*رود.

deltang 01-27-2010 06:06 PM

فرهنگ و آداب مردم سوادکوه


مراسم پنو /shirgah



امید است فرهنگ کهن ایران زمین همیشه زنده باشد
سوادكوه در پهنه تاریخ و فرهنگ ایران نامی آشناست. تمدن این ناحیه، به دلیل برخورداری از شرائط خاص جغرافیائی، در طول تاریخ، نسبت به نواحی دیگر، در مقابل هجوم بیگانگان دچار آسیب كمتری شده است.
در میان فرهنگ ها و آئین های برجای مانده از گذشته های دور، باید به رسم سنتی پنو به عنوان یكی از آئین های مهم و جالب اشاره كرد.
پنو در میان دامداران سوادكوه به معنی تغییر مكان حیوانات از یك نقطه به نقطه ای دیگر می باشد. فاصله زمانی این جابجائی به پنوسر معروف است و هر گله را با نام نوع حیوانات آن گله مانند پنو گو (گاو)، پنو گوسفند، پنو اسب و . . . می خوانند.
واژه پنوسن نیز به معانی گوناگون مانند راندن، متراكم كردن و به هم فشردن به كار می رود. پنو نیز از دو واژه په به معنی پشت و عقب، نو به معنی نا و تشكیل شده است. در هنگام پنو در هر طرف گله افراد به كار خاص می پردازند و نحوه استقرار آنها در اطراف رمه حیوانات، شكل ناو را تداعی می كند. در این هنگام عده ای در سمت چپ و راست گله و عده ای دیگر در عقب گله، كار هدایت بر عهده می گیرند.
دلائل جابجائی حیوانات نیز فراوان است كه مهمترین آنها، نامناسب شدن محل اسكان به ویژه در بهار و تابستان به علت بارندگی، عدم توان مراتع در تغزیه دام ها، جابجائی فصلی در بهار و پائیز از ییلاق به قشلاق می باشد.
در طول سال ممكن است چندین بار پنو انجام شود كه هریك از آنها با نامهائی مانند پنو مازرون به پرتاس، پرتاس به كو و كوبه گر معروف هستند. مازرون به نواحی جلگه ای، پرتاس به ارتفاعات جنگلی، كو به ارتفاعات بالاتر با مراتع و گربه دره های عمیق اطلاق می گیرد. پنوئی كه در هنگام بهار و از قشلاق به ییلاق صورت می گیرد در میان دامداران ارزش و اعتبار ویژه ای برخوردار است. پنو برای دامداران سوادكوه یك ضرورت طبیعی است و برای سلامت و صحت دامها لزوما محل چراگاهها باید تغییر یابد.
نقاط مختلف كه در فصل سال جهت تغذیه دام مورد استفاده قرار می گیرد عبارتند از:
ـ مرتع لفور با ارتفاع 200 الی 400 متر از سطح دریا و دارا بودن علوفه هائی مانند آنا، اتدا، هچه، بزگوش، تلم، لم، ولگ، واش، چاپلیك، كلاب چك، سرخنه، مسك، تلاریش یااپرتس و تلوش پلوس.
ـ پرتاس با ارتفاع 500 الی 1600 متر از سطح دریا و با باران و درختان فراوان كه باعث رشد گیاهان علوفه ای مانند شور و كوك می گردد. این علوفه ها علاوه بر استفاده غذائی دارای خواص داروئی نیز می باشند.
ـ كوه با ارتفاع 1500 الی 3500 متر از سطح دریا و برخورداری از بهترین نوع علفهای داروئی مانند ساكو، ترم و لاری.
ـ گر در نواحی عمیق دره ای و با هوائی لطیف و كم باران كه آن را به استراحگاهی مناسب بدل نموده است.
در پنو بهاره دامداران كلیه آداب و سنن گذشتگان را ارج نهاده و مواردی نظیر ساعت هوجین را در نیمه و یا دهه آخر و همن ماه كه مطابق با دوم یا سوم خرداد انجام می دهند. در این هنگام عده ای از پیش كسوتان با توجه به اوضاع روز پنو را تعیین می كنند.
بعد از آن هر دامدار بر اساس جهت راه ورودی تلار خود، مسیر را مشخص می سازد تلار در مازندران به محل اطراق دام و بناهای سنتی مربوط به آن اطلاق می شود. در تعیین مسیر دامها، نحوه قرار گرفتن ستاره زحل بعنوان نشانه بسیار مهم است.
دامداران از این واقعه آسمانی در هراسند و معتقدند كه اگر در این هنگام یقینی قرار گرفتن زحل در مقابل تلار به پنو اقدام كنند بلائی بر آنها نازل می گردد.
واژه هوجین به معنی ناصافی را صاف كردن و واژه وجین كردن به معنی رصد كردن ستاره بكار می رود.

دامداران نحوه قرار زحل را با گاهشماری تركی محاسبه می كنند. و اگر وضعیت بگونه ای باشد كه تا چند روز قادر به انجام پنو نباشند، برای رفع آن اقدام به سات خش می نماید سات خش مركب از دو واژه سات و خش است. صفت سات در زبان طبری كاربرد فراوان دارد از جمله می توان به واژه های تركیبی سات كار به معنی كار ساده، سات هوا به معنی هوای صاف و سات كو به معنی كوه بی درخت اشاره كرد.
واژه تهلن متضاد سات است كه واژه تیل به معنی گل از مشتقات آن می باشد. نام وردخانه تلار یا رود گل آلود و تلار بنه گاو یا خانه گلی نیز مبین همان معنی است.
كلمه سات خش در جمع به معنی زمان را خوش كردن یا خوشی را صاف كردن بكار می رود. در این زمان اگر ستاره زحل روبروی تلار قرار گیرد، دامداران برای رفع این واقعه دام را یك روز قبل از پنو، خلاف جهت ستاره به مكان دیگری می برند و همین جابجائی را اصطلاحا سات خش می نامند.
علاوه بر آن، هفت روز 3، 5، 13، 16، 21، 24، 25 هر ماه روزهای دوشنبه و چهارشنبه را نحس دانسته و لباس نوپوشیدن و ناخن گرفتن بویژه وزن كردن را نحس می دانند و در صورت اجبار كفه ترازو را در این روزها سیاه می كنند.
اگر یك زن در مقابل پنو در آمد و یا یك عطسه شنیده شود لازم است كار به تأخیر بیافتد. پس مراعات كلیه امور و موارد لازم، هنگام حركت پنو تعیین و دامداران هاكر یا اسباب و وسایل را آماده می كنند و با صدای مخصوص دامها را به گو خسه یا محل خواب آنها هدایت می كنند و در این زمان انواع زنگ و زنگوله مانند تال، تشو، افتو، و قرك را به گردن آنها می اندازند. زنان نیز به هنگام حركت برای رفع بلا، چشم زخم، طلسم و جادو برای دام و دامداران گلپر دود می كنند بدین صورت كه به اندازه یك مشت گلپر را داخل ظرفی ریخته و به تعداد افرادی كه شورچشم هستند خلال چوب را به نام هریك داخل گلپر می اندازند. باید احتیاط شود كه دانه ای از گلپرها مفقود شود چرا كه به باور آنها بهمین دلیل گلپری كه می گریزد از آن فردی است كه شورترین چشم را دارد.
پس از انجام كلیه مقدمات دامداران حركت كرده و آئین پنو آغاز می گردد.

deltang 01-27-2010 06:06 PM

مناطق دیدنیه سوادکوه

كلیسای سوادكوه

این كلیسای كوچك با پلان مستطیل شكل در جانب شرقی جاده سوادكوه، در 90 كیلومتری جنوب قائم شهر، در محل سرخ آباد قرار دارد. این معبد در اوایل دوران پهلوی برای انجام مراسم مذهبی كاركنان راه آهن ساخته شد و در حال حاضر در شرف ویرانه كامل قرار دارد.

قلعه گردن اوریم كه یكی از مرتفع ترین قله های سوادكوه می باشد.
قلعه اساس در پشت روستای ازون ده در اطراف شهر پل سفید كه این مكان نیز از لحاظ جغرافیائی دارای ارتفاع زیادی است.
قلعه پرستوك در مجاورت روستای سرخ كلا در حاشیه شمالی شهر زیرآب بنا گردیده بود. مصالح اصلی آن سنگ با ملاط ساروج بوده و در بالای قلعه در میان یك حوض چاهی عمیق مشاهده می شود.
با تحقیق در پلان آن مشخص شده كه بنا بر روی چهار نیل پایه قوی قرار داشته و دارای دو دروازه و چهار برج نگهبانی بوده است. در 50 متری آن قلعه ای دیگر معروف به قلعه وزیری قرار دارد.

قلعه خاجمه كوه كه در مقابل قلعه پرستوك قرار داشته و كوچكتر از آن است پلان دارای شكل مدور با یك دروازه می باشد. در فاصله 10 متری بیرون دیوار چاهی قرار داشته كه آب قلعه را تأمین می كرد. بدلیل وضعیت منطقه این احتمال وجود دارد كه سنگهای این بنا از فاصله 15 كیلومتری با دست به دست كردن توسط سربازان و كارگران بر پای كار رسیده است.

برج كوچك منطقه سوادكوه كه در یكی از ییلاقات شهر زیرآب است و با سنگ و ملاط ساروج ساخته شده است.

قلعه عباس آباد

پل معروف ورسك در منطقه عباس آباد قرار دارد. كوهی متصل به پایه جنوبی پل واقع شده كه بر روی آن یك محوطه شیب دار دیده می شود. در این مكان آثار از ویرانه های یك قلعه قدیمی مشاهده می شود كه در مصالح عمده آن سنگ، گچ، آجر و ساروج بوده و محققین در سده های قبل وجود آثاری از بارو، حصار، اتاق های متعدد و پایه های برج را ثبت كرده اند.

مكتوبات تاریخی حاكی از آن است كه قلاع بیشماری در منطقه كوهستانی سوادكوه وجود داشته كه بیشتر آنها از بین رفته اند. در حال حاضر در برخی از نقاط این ناحیه آثاری از این قلعه بر جای مانده كه مهمترین آنها عبارتند از:
قلعه قدیمی در اراضی جنگلی قفلك در كنار رودخانه كسلیان، در شرق شهر شیرگاه و در جانب غربی جنگل كند بن یار علی بیك. برای رسیدن به این محل باید از شیرگاه به جنگل قلك و حسن بور زیرآب و شاه كوه عبور كرد. اكنون نیز این مكان مملو از آجرهای قدیمی، سفاهای رنگارنگ است. بیشتر آجرها با ابعاد بزرگ و مربوط به دوران ساسانی می باشد.

آثار قلعه و برج ویرانه با پی بنای بسیار زیبا در كنا غار اسپهبد خورشید.

قلعه گردن در عباس آبد راستوپی

آثار یك قلعه باستانی در جانب راست آخرین تونل به طرف فیروزكوه در مجاورت راه آهن دوگل كه با آجر، گچ و ساروج نباشده باشد.
ویرانه یك قلعه در راه گدوك به ورسك قبل از اولین تونل در جانب شرقی جاده اصلی.


آثار تاریخی دیگر شهرستان سوادكوه عبارتند از :

حمام قدیمی روستای اسبوكلا، در 20 كیلومتری شهر شیرگاه.
حمام قدیمی روستای فرامرز كلا، در 10 كیلومتری شهر شیرگاه.

مسجد شهر آلاشت

مسجد جامع شهر زیرآب كه سقف چوبی آن با كنده كاریهائی زیبائی از دعای صد بند (جوشن كبیر) با ظرافت و خطی خوش و بلوكه های چوبی منظم، از شاهكارهای هنری به شمار می رود.
تكیه روستای بایع كلا در 10 كیلومتری شهر پل سفید با یك علم جالب توجه كه اهالی بر این عقیده اند كه از عالم غیب به این مكان امده است.
برج تاریخی لمرز با قدمت فراوان در 8 كیلومتری شهر پل سفید.
تپه چكوت در اراضی جنگل روستای سرآب گردان شهر شیرگاه، در اطراف این محوطه باستانی گنگ ها و یا لوله های سفالین به طول 30سانتی متر كشف شده و معروف است كه در روزگاران قدیم شیر گاو و گوسفند را پس از دوشیدن با این لوله های سفالی به محل شاه زیارت هدایت می كردند.
محوطه باستانی هفت كولی در اراضی جنگلی روستای چالی شهر شیرگاه با سفالها و آجرهائی كه بیانگر آبادی و رونق این ناحیه در سده های قبل می باشد.
حمام و عمارت علی محمد خان در روستای برنت در 30 كیلومتری شهر پل سفید.

تپه باستانی كتی لته در شیرگاه
بقایای راه قدیمی در گدوك و 40 كیلومتری پل سفید به طرف جنوب كه باقیمانده جاده عباسی قدیم است كه از اصفهان تا فرج آباد و استراحتگاه شاه عباس اول در سواحل دریای خزر ادامه می یافت. این راه در سال 1051 و یا 1031 هجری قمری با طراحی یك مهندس هلندی و زمان صدارت سارو تقی ساخته
شد.


برج لاجیم

بنایی تاریخی است که در شهرستان سواد کوه استان مازندران واقع است.
برج لاجیم در شمار آثار زمان تسلط آل زیار بر طبرستان در فاصله سالهای ۳۱۶ الی ۴۴۳ هجری قمری است.این بنای تاریخی در خارج از یك گنبد مخروطی ساده و ظریف پوشیده شده كه در داخل به حالت مدور تغییر شكل می*دهد. ورودی این بنای آجری در سمت شرق بوده و پایه گنبد به وسیله یك ردیف طاق نما تزئین گردیده اند. در كمر بند زیر گنبد دو كتیبه به خط كوفی و پهلوی بر روی هم قرار گرفته و مانند كمر بندی به دور برج پیچیده است. این دو كتیبه بشكل زیبائی با آجرهای تراش خورده در زمینه ای از گچ سفید نصب شده اند كتیبه با خط كوفی نام كیا اسماعیل ابوالفوراس شهریار ابن عباس صاحب بنا و تاریخ ۴۱۳ هجری قمری را نشان می*دهد.اهمیت برج لاجیم مانند برج اسكلت، بیشتر بدلیل دارا بودن كتیبه پهلوی در كنار كتیبه كوفی است. این امر نشان می دهد كه در قرن پنجم هجری قمری در این قسمت از ایران، حكمرانان وقت علاوه بر توجه به هنر دوران قبل از اسلام به خط رایج در دوره حكومت سلاطین ساسانی نیز اهمیت می داده اند.
در كتیبه كوفی نام و القاب صاحب مرقد خوانده می شود ولی نام سازنده آن مشخص نیست و تنها حدس و گمان و با توجه به قرینه اجزائی از كلمات باقی مانده می توان بدان دست یافت.
متن كتیبه چنین است:
بسم الله الرحمن الرحیم. هذا قبر القیم الكیا الجلیل ابوالفوراس شهریار بن العباس بن شهریار مولی امیرالمؤمنین رحمه الله امر بینائه فی سنه ثلاث محشر و اربعمانه، عمل الحسن بن علی.

تاریخ

بنای برج لاجیم متعلق به حد فاصل میان سقوط نخستین
سلسله باوندی و ظهور دومین سلسله این خاندان است. در این دوره هفتاد ساله، تمامی نواحی مازندران تحت تسلط آل زیار بود. ولی آنها بر كوهستانها تسلط نداشتند و بازندگان باوندیان منتظر فرصت بودند كه املاك خود را به دست آورند.
بنا بر روایات تاریخی منقول از
ابن اسفندیار، در زمان حكومت آلب ارسلان در سالهای ۴۵۵ تا ۴۶۶ هجری قمری سپهبد قارن بن سرخاب تا اندازه ای موفق شد كه بر مازندران تسلط یابد و قدرت خاندان وشمگیر را به زوال بكشاند. محل اقامت حكام باوندی در كوهستانهای جنوب مقر قدیمی آنها یعنی شهر ساری بود. ولی مشخص نیست كه ابوالفوراس شهریار در میان بزرگان باوندی دارای چه مقام مرتبتی بوده و با شهریار بن دارا كه به دست وشمگیر كشته شد و نیز سرخاب بن شهریار و قارن بن سرخاب و حسام الدوله ابن قارن سر سلسله شعبه دوم باوندیه چه نسبتی داشت.
برج لاجیم به مقبره امامزاده عبدالله نیز مشهور است. محیط دایره بنا در قاعده ۲۶۸۰ سانتی*متر، قطر فضای داخلی ۵۴۷ سانتی*متر و پهنای و روی آن ۱۱۲ سانتی*متر می باشد.

دسترسی

جاده دسترسی به روستای لاجیم از شهر
زیرآب شروع می شود و پس از طی یك مسافت ۳۰ كیلومتری به سر گردنه مرتفعی می رسد كه از طبیعت و ارتفاعات جنگلی خارج و به چمنزار و بوته زارهای زیبا بدل می گردد. در میان سبزه زاران وسیع و گسترده یك منطقه بدون پوشش بوته ای مانند شبه*جزیره*ای كه از سه طرف به پرتگاههای عمیق مشرف است بچشم می خورد. در حاشیه پرتگاه در قدیم خندقی با دیوارهای عظیم وجود داشته كه احتمالا قلعه ای وسیع و پر اهمیت را تشكیل می داده كه برج مشهور لاجیم را در میان آن بنا كرده بودند.

deltang 01-27-2010 06:09 PM

صنعت گردشگري استان مازندران

استان مازندران به لحاظ موقعيت طبيعي و جغرافيايي در بخش طبيعت گردي جزء استانهاي برتر و قطب گردشگري كشور محسوب مي گردد. نزديك به 12 ميليون نفر گردشگر داخلي و دهها هزار توريست خارجي هر ساله به منظور گذراندن اوقات فراغت از اين استان ديدن مي كنند. وجود درياي مازندران (كاسپين ) با ساحل زيبا و مناسب بهمراه برخورداري از دامنه ها (و پاركهاي) جنگلي و كوهستاني ، وجود قله دماوند با 5670 متر ارتفاع معروف به بام ايران ، غارها، آبشارها ، رودخانه ها ، آبهاي متعدد سرد و گرم معدنی، چشمه ها، تالاب ها به ویژه شبه جزیره میانکاله در بهشهر بیش از 800 آثار تاریخی شناسایی شده نظیر مجموعه تاریخی شهرهای آمل، چالوس و ساری، این استان را به مجموعه ای متنوع براي استفاده گردشگران با انگيزه مختلف بدل نموده است. نزديك به يكصد واحد اقامتي شامل هتل ، متل ، هتل آپارتمان ، مهمانپذير و مجتمع تفريحي ساحلي ، جنگلي و كوهستاني همراه با دهها
آژانس خدمات مسافرتي و جهانگردي خدمات لازم را به گردشگران ارايه مي كنند. بنیاد علمی مهندس حریری بابل و موزه هاي: شهر بابل ، مجموعه فرهنگي كندلوس كجور نوشهر ، موزه تاريخ طبيعي خشكه داران در مسير جاده اصلي تنكابن - چالوس ، تماشاگه خزر كاخ رامسر و ......امكانات بازديد بيشماری را برای بازديد گردشگران داخلي و خارجي فراهم آورده است .
منطقه توریستی و تفریحی نمک آبرود مازندران
معرفی منطقه نمک آبرود
امکانات این منطقه برای مسافران عزیز که به مازندران سفر می کنند شامل
الف-مجموعه آپارتمانهای(سوئیت ساحلی 1000 واحدی جهت اقامت موقت مسافران
ب-شهر بازی در زمینی به وسعت 44 هکتار
پ-امکانات تفرجی و توریستی شبانه روزی در ایستگاه بالای تله کابین
ت-هتل 4 ستاره بین المللی آرمیده در آغوش جنگل و چشم دوخته به دریای نیلگون خزر
ث-هتل 5 ستاره انقلاب خزر در ساحل نمک آبرود
ج-تله کابین نمک آبرود با جاذبه های منحصر به فرد خود برای مسافران که به وسیله آن قادر می باشند بر فراز
جنگل و دریا طی 15 دقیقه به ارتفاع 1050 متری قله مدوبن صعود نموده و زیبایی های طبیعت را نظاره کنند
چ-اثر طبیعی ملی خشکه داران به مساحت 260 هکتار
ح-موزه تاریخ طبیعی
خ-موزه کندلوس(مردم شناسی و باستان شناسی
د-منطقه تفریحی و تفرجی دو هزار و سه هزار و منطقه شکار ممنوع
ذ-دریاچه ولشت در ارتفاعات کلاردشت
ر-کاخ رامسر و کاخ چایخوران واقع در پارک سر چشمه
ز-پارکهای حفاظت شده جنگلی گوناگون
ژ-چشمه های گوگردی و حمامهای آب معدنی کتالم
س-بندر تجاری و اسکله و صیدگاههای سواحل نمک آبرود
ش-باغ پرورش و تولید گل و گیاهان دارویی
ص-از دیگر جاذبه ها و امکانات تفریحی نمک آبرود می توان از دریاچه مصنوعی،زمین تنیس،پیست دوچرخه سواری
،اسب سواری،درشکه سواری،پیست اسکیت،پله نوردی،کوهنوردی،ورزشهای دریایی،شنا در مناطق حفاظت شده
و دارای غریق نجات،اسکله تفریحی،باغ وحش،پلاژ آقایان و بانوان،مراکز خرید،مراکز اقامتی،مراکز پذیرایی،ویلاهای
چوبی،بازارچه و...نام برد


اکنون ساعت 06:52 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

Powered by vBulletin® Version 3.8.4 Copyright , Jelsoft Enterprices مدیریت توسط کورش نعلینی
استفاده از مطالب پی سی سیتی بدون ذکر منبع هم پیگرد قانونی ندارد!! (این دیگه به انصاف خودتونه !!)
(اگر مطلبی از شما در سایت ما بدون ذکر نامتان استفاده شده مارا خبر کنید تا آنرا اصلاح کنیم)