
02-02-2010
|
 |
کاربر علاقمند
|
|
تاریخ عضویت: Nov 2009
محل سکونت: همین نزدیکی ها
نوشته ها: 122
سپاسها: : 1
2 سپاس در 2 نوشته ایشان در یکماه اخیر
|
|
داستانی زیبا ورود بی جنبه ها ممنوع!
یک روزی بود که ماموران اداره پست داشتند نامه ها را بازرسی می کردند.یک از ماموران نامه دید که رویش نوشته نامه ای به خدا اون مامور هم فضولی کرد وآن را باز کرد و نوشته بود: خدایا من تازه حقوق 100 دلاری ام را گرفته بود ولی الان یک دزد کیفم را زد و امروز مهمان دارم ولی پولی ندارم که برای ان ها شام درست کنم.مامور این نامه رو به بقیه همکارانش نشان داد و همه 3 دلار روی هم گذاشتند و این پول 94 دلار شدکه ماموران اداره پست ان پول را به پیرزن دادند و پیرزن خوشحال شد و برای مهمان های خود شام داده.روز بعد نامه رسد که همان نامه بود به نام : نامه به خدا دوباره مامور ان را باز کرد و نوشته بود که از اداره پست تشکر کرده بود ولی نوشته بود اداره پست 6 دلار ان را برداشته بودند
نویسنده: رابرتو کریس
مترجم: علی جانی فر
نکته مهم: پیرزن فکر کرده بود اداره پست 6 دلار ان را برداشته است ولی این طور نبود
|
|
جای تبلیغات شما اینجا خالیست با ما تماس بگیرید
|
|