تا ابله درجهان است مفلس در نمی ماند:
افراد زیرک از خوش باوری و سادگی اشخاص برای مقاصد خود
استفاده میکنند.
تابستان پدر یتمان است:
مردم بی برگ ونوا و بی جا وبی مکان در تابستان آسوده خاطرند و به اندک
دست آوردی از محصول طبیعت میگذرانند.
تا پا روی دم سگ نگذارید پارس نمی کند:
آدم ضعیفی هم اگر آزار وستم ببیند بر آشفته وخشمگین میشود.
تا پریشان نشودکار به سامان نرسد:
با گرفتن تجربه از سختی های روزگار بهتر میتوان زندگی را روبراه کرد.
تا تریاق از عراق آرند مار گزیده مرده باشد:
تلاش بی مورد واقدام بی وقت زحمتی بی حاصل است.
تا تنور گرم است نان را بچسبان:
تا وسایل کار مهیا است باید دست بکار شد،تا فرصت باقیست غفلت نباید کرد.
تا تو بگویی (ف) من میفهمم فرح زاد است:
آنقدر شعور دارم که بفهمم چه می گویی،منظور ترا خوب میفهمم.
تاجان هست امید هم هست:
تا دم باقیست امید باقیست.
تا چه قبول افتدو چه در نظر آید:
تا شما از کاری که انجام داده ام چقدر راضی شده باشید.
تا روباه شده بود در چنین سوراخی گیر نکرده بود:
با همه زرنگیش به چنین تنگنایی در نمانده بود.